فرهنگ مصادیق:انکار نبوت: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح نویسه‌های عربی)
سطر ۱۰۰: سطر ۱۰۰:
  
 
== ظالم‌ترین انسانها ==
 
== ظالم‌ترین انسانها ==
قرآن کریم، کسی را که بر خداوند افترا بسته یا آیات دلالت کننده بر وی را تکذیب کند، ظالم‌ترین انسان‌ها دانسته است: «و مَن اَظلَمُ مِمَّنِ افتَری عَلَی اللّهِ کَذِبـًا اَو کَذَّبَ بِـایـتِهِ». <ref>انعام/سوره۶، آیه۲۱.</ref> در توضیح آن باید گفت که ظلم عبارت از انحراف و خروج از حد وسط است و تحلیل دقیق عقلی مفید آن است که زشتی هر گناهی به مقدار ظلمی است که در آن وجود دارد و همان گونه که ظلم با اختلاف ویژگی‌های ظالم ، کوچک یا بزرگ می‌شود، با توجه به کسی که ظلم بر وی واقع شده یا اراده شده واقع شود نیز کوچک و بزرگ می‌گردد و هرچه شأن آن شخص عظیم‌تر باشد، ظلم نیز بزرگ‌تر خواهد بود و از آن‌جا که چیزی بزرگ‌تر و والاتر از خداوند و آیات وی نیست، کسی که به خدا افترا بسته یا آیات وی را تکذیب کند، ظالم‌ترین شخص خواهد بود، هرچند در حقیقت به خود ستم کرده است. <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۷، ص۴۴.، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref><br/>
+
قرآن کریم، کسی را که بر خداوند افترا بسته یا آیات دلالت کننده بر وی را تکذیب کند، ظالم‌ترین انسان‌ها دانسته است: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ».<ref>انعام/سوره۶، آیه۲۱.</ref> در توضیح آن باید گفت که ظلم عبارت از انحراف و خروج از حد وسط است و تحلیل دقیق عقلی مفید آن است که زشتی هر گناهی به مقدار ظلمی است که در آن وجود دارد و همان گونه که ظلم با اختلاف ویژگی‌های ظالم ، کوچک یا بزرگ می‌شود، با توجه به کسی که ظلم بر وی واقع شده یا اراده شده واقع شود نیز کوچک و بزرگ می‌گردد و هرچه شأن آن شخص عظیم‌تر باشد، ظلم نیز بزرگ‌تر خواهد بود و از آن‌جا که چیزی بزرگ‌تر و والاتر از خداوند و آیات وی نیست، کسی که به خدا افترا بسته یا آیات وی را تکذیب کند، ظالم‌ترین شخص خواهد بود، هرچند در حقیقت به خود ستم کرده است. <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۷، ص۴۴.، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref><br/>
  
 
== تکذیب انبیا، شیوه مخالفان ==
 
== تکذیب انبیا، شیوه مخالفان ==
سطر ۱۱۸: سطر ۱۱۸:
  
 
== هواپرستی و استکبار ==
 
== هواپرستی و استکبار ==
برخی کوته فکران، تمایلات و خواسته‌های خویش را معیار خوب و بد دانسته، هر چیزی را که موافق خواسته‌ها و هوس‌های خود نیابند از سرِ استکبار، تکذیب و انکار می‌کنند: «اَفَکُلَّما جاءَکُم رَسولٌ بِما لاتَهوی اَنفُسُکُمُ استَکبَرتُم فَفَریقـًا کَذَّبتُم و فَریقـًا تَقتُلون». <ref>بقره/سوره۲، آیه۸۷.</ref><br/>
+
برخی کوته فکران، تمایلات و خواسته‌های خویش را معیار خوب و بد دانسته، هر چیزی را که موافق خواسته‌ها و هوس‌های خود نیابند از سرِ استکبار، تکذیب و انکار می‌کنند: «أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ».<ref>بقره/سوره۲، آیه۸۷.</ref><br/>
  
 
== استبعاد ==
 
== استبعاد ==
بر اساس آیه ۹۴ اسراء از جمله چیزهایی که سبب انکار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم). دانسته شده بعید شمردن رسالت شخصی از جنس بشر است: «و ما مَنَعَ النّاسَ اَن یُؤمِنوا اِذ جاءَهُمُ الهُدَی اِلاّ اَن قالوا اَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَسُولا». <ref>اسراء/سوره۱۷، آیه۹۴.</ref><br/>
+
بر اساس آیه ۹۴ اسراء از جمله چیزهایی که سبب انکار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم). دانسته شده بعید شمردن رسالت شخصی از جنس بشر است: «وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا». <ref>اسراء/سوره۱۷، آیه۹۴.</ref><br/>
  
 
== گناهان پیاپی ==
 
== گناهان پیاپی ==
عاقبت اعمال سوء و ارتکاب گناهان پیاپی، [[تکذیب آیات الهی]] است: «ثُمَّ کانَ عـقِبَهَ الَّذینَ اَســوا السّوای اَن کَذَّبوا بِـایـتِ اللّه»،<ref>روم/سوره۳۰، آیه۱۰.</ref> چون کسی که در شهوت‌ها فرو رفته و به [[گناه]] دلبسته باشد، هیچ چیزی از جمله معاد و قیامت نمی‌تواند مانع ازگناه او باشد: «و ما یُکَذِّبُ بِهِ اِلاّ کُلُّ مُعتَد اَثیم». <ref>مطفّفین/سوره۸۳، آیه۱۲.</ref> «مُعتَد» به معنای متجاوز است و مراد از آن در اینجا متجاوز از حدود عبودیت است و «اَثیم» کسی است که گناهان فراوانی داشته باشد.<ref>معتد المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۲۰، ص۲۳۳، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref><ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۱۰، ص۶۸۸، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.</ref> <br/>
+
عاقبت اعمال سوء و ارتکاب گناهان پیاپی، [[تکذیب آیات الهی]] است: «ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ»،<ref>روم/سوره۳۰، آیه۱۰.</ref> چون کسی که در شهوت‌ها فرو رفته و به [[گناه]] دلبسته باشد، هیچ چیزی از جمله معاد و قیامت نمی‌تواند مانع ازگناه او باشد: «وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ». <ref>مطفّفین/سوره۸۳، آیه۱۲.</ref> «مُعتَد» به معنای متجاوز است و مراد از آن در اینجا متجاوز از حدود عبودیت است و «اَثیم» کسی است که گناهان فراوانی داشته باشد.<ref>معتد المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۲۰، ص۲۳۳، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref><ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۱۰، ص۶۸۸، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.</ref> <br/>
  
 
== ثروت اندوزی و دنیاطلبی ==
 
== ثروت اندوزی و دنیاطلبی ==
دنیاطلبی و فرو رفتن در ورطه مادیات باعث غفلت و [[غرور]] و ضعف عقل می‌شود و انسان می‌پندارد اگر در دنیا به ثروتی رسید، شایستگی آن را داشته و همواره آن را خواهد داشت. <ref>التفسیر المنیر، وهبه الزحیلی، ج۱۵، ص۲۵۷، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۱۱ ق.</ref> ثروت اندوزی، گاه باعث تردید در فرارسیدن قیامت: «و ما اَظُنُّ السّاعَهَ قائِمَهً» <ref>کهف/سوره۱۸، آیه۳۶. </ref> یا حتی تکذیب آن می‌گردد: «و کَذَّبَ بِالحُسنی... و ما یُغنی عَنهُ مالُهُ اِذا تَرَدّی». <ref>لیل/سوره۹۲، آیه۱۱.</ref><ref>لیل/سوره۹۲، آیه۹.</ref> <br/>
+
دنیاطلبی و فرو رفتن در ورطه مادیات باعث غفلت و [[غرور]] و ضعف عقل می‌شود و انسان می‌پندارد اگر در دنیا به ثروتی رسید، شایستگی آن را داشته و همواره آن را خواهد داشت. <ref>التفسیر المنیر، وهبه الزحیلی، ج۱۵، ص۲۵۷، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۱۱ ق.</ref> ثروت اندوزی، گاه باعث تردید در فرارسیدن قیامت: «وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً»<ref>کهف/سوره۱۸، آیه۳۶. </ref> یا حتی تکذیب آن می‌گردد: «وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى... وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى».<ref>لیل/سوره۹۲، آیات 9 - ۱۱</ref><br/>
  
 
== پیامدهای تکذیب ==
 
== پیامدهای تکذیب ==
طبق بسیاری از آیات، مکذبان فرجام خوشایندی نداشته و سرانجام، آثار سوء تکذیب دامنگیرشان خواهد شد<ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۷، ص۲۸۵، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.</ref> «فَقَد کَذَّبتُم فَسَوفَ یَکونُ لِزامّا». <ref>فرقان/سوره۲۵، آیه۷۷. </ref> پیامدهای تکذیب در دو بخش قابل پیگیری است:
+
طبق بسیاری از آیات، مکذبان فرجام خوشایندی نداشته و سرانجام، آثار سوء تکذیب دامنگیرشان خواهد شد<ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۷، ص۲۸۵، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.</ref> «فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا».<ref>فرقان/سوره۲۵، آیه۷۷. </ref> پیامدهای تکذیب در دو بخش قابل پیگیری است:
 
=== پیامدهای دنیوی ===
 
=== پیامدهای دنیوی ===
 
==== گمراهی ====
 
==== گمراهی ====
خداوند تکذیب کنندگان آیات الهی را مجازات کرده، آنان را گمراه می‌کند یعنی از شنیدن و استجابت کلام حق، ناشنوا و از گفتن کلام حق و شهادت به توحید و رسالت ، لال می‌کند و آنان را در تاریکی‌هایی قرار می‌دهد که حقایق را نمی‌بینند: «والَّذینَ کَذَّبوا بِـایـتِنا صُمٌّ وبُکمٌ فِی الظُّـلُمـتِ مَن یَشَاِ اللّهُ یُضلِلهُ...».<ref> المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۷، ص۸۳ - ۸۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق. </ref><ref>انعام/سوره۶، آیه۳۹. </ref><br/>
+
خداوند تکذیب کنندگان آیات الهی را مجازات کرده، آنان را گمراه می‌کند یعنی از شنیدن و استجابت کلام حق، ناشنوا و از گفتن کلام حق و شهادت به توحید و رسالت ، لال می‌کند و آنان را در تاریکی‌هایی قرار می‌دهد که حقایق را نمی‌بینند: «وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَنْ يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ...».<ref> المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۷، ص۸۳ - ۸۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق. </ref><ref>انعام/سوره۶، آیه۳۹. </ref><br/>
 
==== طبع قلب ====
 
==== طبع قلب ====
«تِلکَ القُری نَقُصُّ عَلَیکَ مِن اَنبائِ‌ها و لَقَد جاءَتهُم رُسُلُهُم بِالبَیِّنـتِ فَما کانوا لِیُؤمِنوا بِما کَذَّبوا مِن قَبلُ کَذلِکَ یَطبَعُ اللّهُ عَلی قُلوبِ الکـفِرین». <ref>قلوب المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۸، ص۲۰۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق. </ref><ref>اعراف/سوره۷، آیه۱۰۱.</ref> طبع قلب به معنای مهر زدن و نهادن علامت کفر بر قلب کافر است که ملائکه
+
«تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الْكَافِرِينَ». <ref>قلوب المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۸، ص۲۰۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق. </ref><ref>اعراف/سوره۷، آیه۱۰۱.</ref> طبع قلب به معنای مهر زدن و نهادن علامت کفر بر قلب کافر است که ملائکه
 
هنگام مشاهده آن علامت در می‌یابند که وی دیگر ایمان نمی‌آورد. <ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۱، ص۱۳۰، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق. </ref> چنین شخصی از بهره‌های معنوی محروم گشته، تن‌ها بهره وی همانا تکذیب است.<ref>تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ ق).، ج۷، ص۱۱۹، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ ش. </ref><br/>
 
هنگام مشاهده آن علامت در می‌یابند که وی دیگر ایمان نمی‌آورد. <ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۱، ص۱۳۰، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق. </ref> چنین شخصی از بهره‌های معنوی محروم گشته، تن‌ها بهره وی همانا تکذیب است.<ref>تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ ق).، ج۷، ص۱۱۹، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ ش. </ref><br/>
 
==== استدراج و امهال ====
 
==== استدراج و امهال ====
خداوند دربارهٔ مکذبان وعده داده است که به زودی و ناخودآگاه آنان را دچار استدراج می‌کند تا شقاوت آنان تمام شده، در ورطه هلاکت افتند <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۱۹، ص۳۸۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق. </ref> «فَذَرنی و مَن یُکَذِّبُ بِهـذا الحَدیثِ سَنَستَدرِجُهُم مِن حَیثُ لا یَعلَمون» <ref>قلم/سوره۶۸، آیه۴۴.</ref> و به آن‌ها مهلت خواهد داد تا بر گناهان خود بیفزایند <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۱۹، ص۳۸۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق. </ref> زیرا تدبیر وی سخت استوار است: «واُملی لَهُم اِنَّ کَیدی مَتین». <ref>قلم/سوره۶۸، آیه۴۵. </ref> ( استدراج ).<br/>
+
خداوند دربارهٔ مکذبان وعده داده است که به زودی و ناخودآگاه آنان را دچار استدراج می‌کند تا شقاوت آنان تمام شده، در ورطه هلاکت افتند <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۱۹، ص۳۸۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق. </ref> «فَذَرْنِي وَمَنْ يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ» <ref>قلم/سوره۶۸، آیه۴۴.</ref> و به آن‌ها مهلت خواهد داد تا بر گناهان خود بیفزایند <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۱۹، ص۳۸۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق. </ref> زیرا تدبیر وی سخت استوار است: «وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ». <ref>قلم/سوره۶۸، آیه۴۵. </ref> ( استدراج ).<br/>
 
==== محروم شدن از برکات و خیرات ====
 
==== محروم شدن از برکات و خیرات ====
افزون بر موارد یاد شده که بیش‌تر مربوط به عقوبت‌های فردی اند، چنان چه جامعه نیز دچار تکذیب شود به عنوان مجازات از انواع برکات و خیرات زیاد محروم می‌شود: «ولَو اَنَّ اَهلَ القُرَی ءامَنوا واتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکـت مِنَ السَّماءِ والاَرضِ و لـکِن کَذَّبوا فَاَخَذنـهُم بِما کانوا یَکسِبون» <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۸، ص۲۰۱، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.  </ref><ref>اعراف/سوره۷، آیه۹۶.</ref> <br/>
+
افزون بر موارد یاد شده که بیش‌تر مربوط به عقوبت‌های فردی اند، چنان چه جامعه نیز دچار تکذیب شود به عنوان مجازات از انواع برکات و خیرات زیاد محروم می‌شود: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۸، ص۲۰۱، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.  </ref><ref>اعراف/سوره۷، آیه۹۶.</ref><br/>
 
==== هلاکت با انواع بلاها ====
 
==== هلاکت با انواع بلاها ====
همچنین در صورتی که همه یا اکثر افراد جامعه از مکذبان باشند سنّت الهی آن است که تکذیب کنندگان با انواع بلاها به هلاکت برسند <ref>تفسیر الصافی، الفیض الکاشانی (م ۱۰۹۱ ق).، ج۳، ص۱۰۲، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق. </ref> «قَد خَلَت مِن قَبلِکُم سُنَنٌ فَسیروا فِی الاَرضِ فَانظُروا کَیفَ کانَ عـقِبَهُ المُکَذِّبین»<ref> یونس/سوره۱۰، آیه۳۹.</ref><ref>آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۷.</ref> از این رو آیات فراوانی با ذکر سرنوشت اقوامی که پیامبران خود را تکذیب کرده‌اند مردم را به عبرت گیری از سرنوشت شوم آن‌ها دعوت می‌کند، چنان که در آیه ۱۳۶ اعراف سرنوشت قوم نوح ، یعنی گرفتن انتقام الهی از آن‌ها و غرق ساختن آنان در دریا به سبب [[تکذیب آیات الهی]] و غفلت از آن‌ها گزارش شده است: «فانتَقَمنا مِنهُم فَاَغرَقنـهُم فِی الیَمِّ بِاَنَّهُم کَذَّبوا بِـایـتِنا و کانوا عَن‌ها غـفِلین». <ref>اعراف/سوره۷، آیه۱۳۶.</ref> در روایت نیز وارد شده که مکذبان از قوم نوح بر اثر تکذیب و سایر قوم وی نیز به سبب رضایت به تکذیب آنان غرق شدند. <ref>بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق).، ج۵، ص۲۸۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.</ref> براساس آیه ۳۷ عنکبوت اصحاب مدین نیز به سبب تکذیب شعیب (علیه‌السلام). زلزله آنان را فرا گرفت و بامدادان در خانه هایشان از پا درآمدند: «فَکَذَّبوهُ فَاَخَذَتهُمُ الرَّجفَهُ فَاَصبَحوا فی دارِهِم جـثِمین». <ref>عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۷.</ref><br/>
+
همچنین در صورتی که همه یا اکثر افراد جامعه از مکذبان باشند سنّت الهی آن است که تکذیب کنندگان با انواع بلاها به هلاکت برسند <ref>تفسیر الصافی، الفیض الکاشانی (م ۱۰۹۱ ق).، ج۳، ص۱۰۲، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق. </ref> «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ»<ref>آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۷.</ref> از این رو آیات فراوانی با ذکر سرنوشت اقوامی که پیامبران خود را تکذیب کرده‌اند مردم را به عبرت گیری از سرنوشت شوم آن‌ها دعوت می‌کند، چنان که در آیه ۱۳۶ اعراف سرنوشت قوم نوح ، یعنی گرفتن انتقام الهی از آن‌ها و غرق ساختن آنان در دریا به سبب [[تکذیب آیات الهی]] و غفلت از آن‌ها گزارش شده است: «فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ».<ref>اعراف/سوره۷، آیه۱۳۶.</ref> در روایت نیز وارد شده که مکذبان از قوم نوح بر اثر تکذیب و سایر قوم وی نیز به سبب رضایت به تکذیب آنان غرق شدند.<ref>بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق).، ج۵، ص۲۸۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.</ref> براساس آیه ۳۷ عنکبوت اصحاب مدین نیز به سبب تکذیب شعیب (علیه‌السلام). زلزله آنان را فرا گرفت و بامدادان در خانه هایشان از پا درآمدند: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ».<ref>عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۷.</ref><br/>
 
=== پیامدهای اخروی ===
 
=== پیامدهای اخروی ===
افزون بر این‌که در ۱۲ آیه به هلاکت و نابودی مکذبان و نفرین بر آن‌ها با تعبیر «ویلٌ یَومَئِذ لِلمُکَذِّبین» <ref>مطففین/سوره۸۳، آیه۱۰.</ref><ref>طور/سوره۵۲، آیه۱۱. </ref><ref>مرسلات/سوره۷۷، آیه۱۵.</ref> در قیامت تصریح شده <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۲۰، ص۱۴۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref><ref>المعجم المفهرس، ج۱، ص۶۰۲، ذیل «کذب»، محمد فؤاد، قاهره، دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴ ق.</ref> در آیات دیگری نیز پیامدهای گوناگون تکذیب آنان بیان شده است:
+
افزون بر این‌که در ۱۲ آیه به هلاکت و نابودی مکذبان و نفرین بر آن‌ها با تعبیر «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ»<ref>مطففین/سوره۸۳، آیه۱۰ - طور/سوره۵۲، آیه۱۱ - مرسلات/سوره۷۷، آیه۱۵.</ref> در قیامت تصریح شده <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۲۰، ص۱۴۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref><ref>المعجم المفهرس، ج۱، ص۶۰۲، ذیل «کذب»، محمد فؤاد، قاهره، دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴ ق.</ref> در آیات دیگری نیز پیامدهای گوناگون تکذیب آنان بیان شده است:
 
==== حبط عمل ====
 
==== حبط عمل ====
اعمال مکذبان حبط شده و بهره‌ای از ثواب اعمال خود نخواهند داشت <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۸، ص۲۴۷.، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق. </ref> «والَّذینَ کَذَّبوا بِـایـتِنا و لِقاءِ الأخِرَهِ حَبِطَت اَعمــلُهُم»، <ref>اعراف/سوره۷، آیه۱۴۷.</ref> زیرا اعمال خود را مطابق دستور انجام نداده‌اند. <ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۴، ص۷۳۶، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق. </ref><br/>
+
اعمال مکذبان حبط شده و بهره‌ای از ثواب اعمال خود نخواهند داشت <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۸، ص۲۴۷.، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق. </ref> «وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ»، <ref>اعراف/سوره۷، آیه۱۴۷.</ref> زیرا اعمال خود را مطابق دستور انجام نداده‌اند. <ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۴، ص۷۳۶، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق. </ref><br/>
 
==== حسرت ====
 
==== حسرت ====
از جمله عذاب‌های بزرگ تکذیب کنندگان در قیامت حسرت آن‌ها بر زیانکاری است، زیرا هم سرمایه خود را از دست داده و هم سودی به دست نیاورده‌اند: «قَد خَسِرَ الَّذینَ کَذَّبوا بِلِقاءِ اللّهِ حَتّی اِذا جاءَتهُمُ السّاعَهُ بَغتَهً قالوا یـحَسرَتَنا عَلی ما فَرَّطنا فی‌ها و هُم یَحمِلونَ اَوزارَهُم عَلی ظُهورِهِم اَلا ساءَ ما یَزِرون». <ref>انعام/سوره۶، آیه۳۱.</ref><br/>
+
از جمله عذاب‌های بزرگ تکذیب کنندگان در قیامت حسرت آن‌ها بر زیانکاری است، زیرا هم سرمایه خود را از دست داده و هم سودی به دست نیاورده‌اند: «قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ حَتَّى إِذَا جَاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُوا يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ».<ref>انعام/سوره۶، آیه۳۱.</ref><br/>
 
==== چشیدن عذاب ====
 
==== چشیدن عذاب ====
به مکذبان چنین خطاب می‌شود که همان آتشی را که منکرش بودید بچشید: «و قیلَ لَهُم ذُوقوا عَذابَ النّارِ الَّذی کُنتُم بِهِ تُکَذِّبون». <ref>سجده/سوره۳۲، آیه۲۰.</ref><br/>
+
به مکذبان چنین خطاب می‌شود که همان آتشی را که منکرش بودید بچشید: «وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ».<ref>سجده/سوره۳۲، آیه۲۰.</ref><br/>
 
==== خلود در جهنم====
 
==== خلود در جهنم====
آنان در آتش جهنم دائماً خواهند ماند. «والَّذینَ کَفَروا وکَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فی‌ها خــلِدون» <ref>بقره/سوره۲، آیه۳۹.</ref><br/>
+
آنان در آتش جهنم دائماً خواهند ماند. «وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»<ref>بقره/سوره۲، آیه۳۹.</ref><br/>
 
==== محشور شدن همراه باذلت و خواری ====
 
==== محشور شدن همراه باذلت و خواری ====
شایان ذکر است که بر اساس نظری در آیه «و یَومَ نَحشُرُ مِن کُلِّ اُمَّه فَوجـًا مِمَّن یُکَذِّبُ بِـایـتِنا...» <ref>نمل/سوره۲۷، آیه۸۳. </ref> می‌توان یکی از پیامدهای اخروی تکذیب را حشر مکذبان همراه با ذلت و خواری دانست. برداشت مذکور در صورتی است که آیه مربوط به قیامت بوده، کلمه «مِن» در آن برای تبیین باشد نه تبعیض و نیز واژه «حشر» تنها در جمع و بر وجه اذلال و خوار کردن به کار رود <ref>کشف الاسرار، میبدی (م ۵۲۰ ق).، ج۷، ص۲۵۸، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ ش.</ref>. ولی بر اساس روایات اهل بیت (علیهم‌السلام). آیه مربوط به رجعت بوده <ref>تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م۱۱۱۲ ق).، ج۴، ص۱۰۰ - ۱۰۱، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش. </ref><ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۷، ص۳۶۷، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق. </ref> «مِن» در آن برای تبعیض و بدین معناست که در رجعت، برخی از مکذبان که ستمشان به نهایت رسیده، به دنیا باز می‌گردند تا از آنان انتقام گرفته شده، بخشی از عذابی را که مستحق آن هستند، بچشند، در حالی که در قیامت همه انسان‌ها بدون استثنا محشور می‌شوند: «... و حَشَرنـهُم فَلَم نُغادِر مِنهُم اَحَدا». <ref>تفسیر جوامع الجامع، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۲، ص۷۲۴، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ق. </ref><ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۷، ص۳۶۶ - ۳۶۷، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق. </ref><ref>کهف/سوره۱۸، آیه۴۷.</ref> <br/>
+
شایان ذکر است که بر اساس نظری در آیه «وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا...»<ref>نمل/سوره۲۷، آیه۸۳. </ref> می‌توان یکی از پیامدهای اخروی تکذیب را حشر مکذبان همراه با ذلت و خواری دانست. برداشت مذکور در صورتی است که آیه مربوط به قیامت بوده، کلمه «مِن» در آن برای تبیین باشد نه تبعیض و نیز واژه «حشر» تنها در جمع و بر وجه اذلال و خوار کردن به کار رود <ref>کشف الاسرار، میبدی (م ۵۲۰ ق).، ج۷، ص۲۵۸، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ ش.</ref>. ولی بر اساس روایات اهل بیت (علیهم‌السلام). آیه مربوط به رجعت بوده <ref>تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م۱۱۱۲ ق).، ج۴، ص۱۰۰ - ۱۰۱، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش. </ref><ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۷، ص۳۶۷، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق. </ref> «مِن» در آن برای تبعیض و بدین معناست که در رجعت، برخی از مکذبان که ستمشان به نهایت رسیده، به دنیا باز می‌گردند تا از آنان انتقام گرفته شده، بخشی از عذابی را که مستحق آن هستند، بچشند، در حالی که در قیامت همه انسان‌ها بدون استثنا محشور می‌شوند: «... وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا».<ref>تفسیر جوامع الجامع، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۲، ص۷۲۴، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ق. </ref><ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۷، ص۳۶۶ - ۳۶۷، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق. </ref><ref>کهف/سوره۱۸، آیه۴۷.</ref><br/>
  
 
== فهرست منابع ==
 
== فهرست منابع ==

نسخهٔ ‏۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۷

انکار نبوت

تکذیب - ویکی فقه

مقدمه

تکذیب، انکار حقایق، دروغ دانستن آیات خدا و متهم کردن پیامبران به دروغگویی می‌باشد.

معنای لغوی

تکذیب مصدر باب تفعیل از ماده «ک ـ ذ ـ ب» به معنای انکار کردن، دروغ پنداشتن چیزی و نسبت دروغ دادن به کسی است. [۱][۲][۳].

معنای اصطلاحی

در روایات

تکذیب در اصطلاح قرآن و روایات، در برابر تصدیق ( ایمان ).). [۴][۵] صدق ، کذب [۶][۷]. (و به معنای انکار حقایقی مانند خداوند ، پیامبر ، امام و روز قیامت است). [۸] (و به‌طور کلی مکذِّب کسی است که حق را تکذیب کند. [۹].

در قرآن

قرآن کریم در بیش از ۲۰۰ آیه (به طور صریح یا غیر صریح). به موضوع تکذیب پرداخته است. در این آیات از تکذیب این امور سخن به میان آمده است: آیات الهی ، [۱۰]. حق،[۱۱] [۱۲]. انبیا و مرسلین ، [۱۳][۱۴] بیم دهندگان، [۱۵] قرآن [۱۶][۱۷][۱۸]. سخن راست خداوند، [۱۹] نعمت‌های الهی ، [۲۰][۲۱] لقای الهی، [۲۲][۲۳] لقای آخرت، [۲۴] روز جزا [۲۵][۲۶][۲۷]قیامت [۲۸] و پاداش نیکوتر. [۲۹]

ارتباط تکذیب با کفر و ظلم

گرچه تکذیب خودش کفر نیست؛ لیکن بر کفر دلالت می‌کند، [۳۰] زیرا در تعریف کفر گفته شده که آن جهل به معارف است و گاه همراه با استکبار و تکذیب پیامبران و کتاب‌های آسمانی است و گاه مانند کفر مستضعفان بدون انکار است. [۳۱] کفر در صورت همراه بودن با تکذیب مستلزم خلود در آتش دوزخ است: «والَّذینَ کَفَروا و کَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فی‌ها خــلِدون» [۳۲]و گرنه در آن احتمال نجات هست، گرچه پس از توقف طولانی یا کوتاه در جهنم باشد. [۳۳] برخی از واژه « اصحاب » سوره حدید «والَّذینَ کَفَروا و کَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ الجَحیم» [۳۴] خلود را نسبت به صورت نخست استفاده کرده‌اند. [۳۵]

ظالم‌ترین انسانها

قرآن کریم، کسی را که بر خداوند افترا بسته یا آیات دلالت کننده بر وی را تکذیب کند، ظالم‌ترین انسان‌ها دانسته است: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ».[۳۶] در توضیح آن باید گفت که ظلم عبارت از انحراف و خروج از حد وسط است و تحلیل دقیق عقلی مفید آن است که زشتی هر گناهی به مقدار ظلمی است که در آن وجود دارد و همان گونه که ظلم با اختلاف ویژگی‌های ظالم ، کوچک یا بزرگ می‌شود، با توجه به کسی که ظلم بر وی واقع شده یا اراده شده واقع شود نیز کوچک و بزرگ می‌گردد و هرچه شأن آن شخص عظیم‌تر باشد، ظلم نیز بزرگ‌تر خواهد بود و از آن‌جا که چیزی بزرگ‌تر و والاتر از خداوند و آیات وی نیست، کسی که به خدا افترا بسته یا آیات وی را تکذیب کند، ظالم‌ترین شخص خواهد بود، هرچند در حقیقت به خود ستم کرده است. [۳۷]

تکذیب انبیا، شیوه مخالفان

تکذیب و متهم ساختن پیامبران به دروغگویی از شیوه‌های معمول مخالفان انبیا بوده است. قرآن تکذیب نوح (علیه‌السلام).، [۳۸] هود (علیه‌السلام).، [۳۹] صالح (علیه‌السلام).، [۴۰] موسی (علیه‌السلام).،[۴۱] شعیب (علیه‌السلام).، [۴۲]حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم). [۴۳] و همه انبیا [۴۴][۴۵] از سوی اقوام ایشان را نقل کرده و صبر و بردباری آنان در برابر این تکذیب‌ها [۴۶] را یادآور شده است و به رسول گرامی خود که از تکذیب اندوهگین گردیده [۴۷] دلداری داده و او را به صبر و بردباری فراخوانده است. [۴۸] برخی، اصل نبوت و همه انبیا را انکار کرده و برخی نیز بعضی از انبیا را منکر بوده‌اند [۴۹] و از آن‌جا که همه انبیا هدف و شخصیت حقوقی واحدی دارند [۵۰][۵۱] انکار بعضی از آن‌ها به منزله انکار تمامی آنان است[۵۲] [۵۳] و از این نظر این دو گروه تفاوتی با یکدیگر ندارند و هر دو گروه مستحق عذاب اند.

عاقبت تکذیب کنندگان اهل بیت

در برخی روایات تکذیب اهل بیت (علیهم‌السلام). همانند تکذیب پیامبران دانسته شده و به تکذیب کنندگان وعده ناخوشایند مجازات و عذاب اخروی داده شده است. [۵۴][۵۵]

عوامل تکذیب

قرآن کریم ضمن گزارش تکذیب پیامبران و حقایق از سوی اقوام ایشان به عوامل آن نیز اشاره کرده است:

جهل و نادانی

گاهی بی خبری افراد از حکمت‌ها، حقایق، معارف، احکام و اهداف بلند انبیا موجب تکذیب و انکار حقایق از سوی آن هاست: «بَل کَذَّبوا بِما لَم یُحیطوا بِعِلمِه...». [۵۶][۵۷]

عدم بصیرت

در برخی روایات نیز نادانی و ضعف بصیرت ، از عوامل تکذیب به شمار آمده است. [۵۸]

هواپرستی و استکبار

برخی کوته فکران، تمایلات و خواسته‌های خویش را معیار خوب و بد دانسته، هر چیزی را که موافق خواسته‌ها و هوس‌های خود نیابند از سرِ استکبار، تکذیب و انکار می‌کنند: «أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ».[۵۹]

استبعاد

بر اساس آیه ۹۴ اسراء از جمله چیزهایی که سبب انکار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم). دانسته شده بعید شمردن رسالت شخصی از جنس بشر است: «وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا». [۶۰]

گناهان پیاپی

عاقبت اعمال سوء و ارتکاب گناهان پیاپی، تکذیب آیات الهی است: «ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ»،[۶۱] چون کسی که در شهوت‌ها فرو رفته و به گناه دلبسته باشد، هیچ چیزی از جمله معاد و قیامت نمی‌تواند مانع ازگناه او باشد: «وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ». [۶۲] «مُعتَد» به معنای متجاوز است و مراد از آن در اینجا متجاوز از حدود عبودیت است و «اَثیم» کسی است که گناهان فراوانی داشته باشد.[۶۳][۶۴]

ثروت اندوزی و دنیاطلبی

دنیاطلبی و فرو رفتن در ورطه مادیات باعث غفلت و غرور و ضعف عقل می‌شود و انسان می‌پندارد اگر در دنیا به ثروتی رسید، شایستگی آن را داشته و همواره آن را خواهد داشت. [۶۵] ثروت اندوزی، گاه باعث تردید در فرارسیدن قیامت: «وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً»[۶۶] یا حتی تکذیب آن می‌گردد: «وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى... وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى».[۶۷]

پیامدهای تکذیب

طبق بسیاری از آیات، مکذبان فرجام خوشایندی نداشته و سرانجام، آثار سوء تکذیب دامنگیرشان خواهد شد[۶۸] «فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا».[۶۹] پیامدهای تکذیب در دو بخش قابل پیگیری است:

پیامدهای دنیوی

گمراهی

خداوند تکذیب کنندگان آیات الهی را مجازات کرده، آنان را گمراه می‌کند یعنی از شنیدن و استجابت کلام حق، ناشنوا و از گفتن کلام حق و شهادت به توحید و رسالت ، لال می‌کند و آنان را در تاریکی‌هایی قرار می‌دهد که حقایق را نمی‌بینند: «وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَنْ يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ...».[۷۰][۷۱]

طبع قلب

«تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الْكَافِرِينَ». [۷۲][۷۳] طبع قلب به معنای مهر زدن و نهادن علامت کفر بر قلب کافر است که ملائکه هنگام مشاهده آن علامت در می‌یابند که وی دیگر ایمان نمی‌آورد. [۷۴] چنین شخصی از بهره‌های معنوی محروم گشته، تن‌ها بهره وی همانا تکذیب است.[۷۵]

استدراج و امهال

خداوند دربارهٔ مکذبان وعده داده است که به زودی و ناخودآگاه آنان را دچار استدراج می‌کند تا شقاوت آنان تمام شده، در ورطه هلاکت افتند [۷۶] «فَذَرْنِي وَمَنْ يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ» [۷۷] و به آن‌ها مهلت خواهد داد تا بر گناهان خود بیفزایند [۷۸] زیرا تدبیر وی سخت استوار است: «وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ». [۷۹] ( استدراج ).

محروم شدن از برکات و خیرات

افزون بر موارد یاد شده که بیش‌تر مربوط به عقوبت‌های فردی اند، چنان چه جامعه نیز دچار تکذیب شود به عنوان مجازات از انواع برکات و خیرات زیاد محروم می‌شود: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» [۸۰][۸۱]

هلاکت با انواع بلاها

همچنین در صورتی که همه یا اکثر افراد جامعه از مکذبان باشند سنّت الهی آن است که تکذیب کنندگان با انواع بلاها به هلاکت برسند [۸۲] «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ»[۸۳] از این رو آیات فراوانی با ذکر سرنوشت اقوامی که پیامبران خود را تکذیب کرده‌اند مردم را به عبرت گیری از سرنوشت شوم آن‌ها دعوت می‌کند، چنان که در آیه ۱۳۶ اعراف سرنوشت قوم نوح ، یعنی گرفتن انتقام الهی از آن‌ها و غرق ساختن آنان در دریا به سبب تکذیب آیات الهی و غفلت از آن‌ها گزارش شده است: «فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ».[۸۴] در روایت نیز وارد شده که مکذبان از قوم نوح بر اثر تکذیب و سایر قوم وی نیز به سبب رضایت به تکذیب آنان غرق شدند.[۸۵] براساس آیه ۳۷ عنکبوت اصحاب مدین نیز به سبب تکذیب شعیب (علیه‌السلام). زلزله آنان را فرا گرفت و بامدادان در خانه هایشان از پا درآمدند: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ».[۸۶]

پیامدهای اخروی

افزون بر این‌که در ۱۲ آیه به هلاکت و نابودی مکذبان و نفرین بر آن‌ها با تعبیر «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ»[۸۷] در قیامت تصریح شده [۸۸][۸۹] در آیات دیگری نیز پیامدهای گوناگون تکذیب آنان بیان شده است:

حبط عمل

اعمال مکذبان حبط شده و بهره‌ای از ثواب اعمال خود نخواهند داشت [۹۰] «وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ»، [۹۱] زیرا اعمال خود را مطابق دستور انجام نداده‌اند. [۹۲]

حسرت

از جمله عذاب‌های بزرگ تکذیب کنندگان در قیامت حسرت آن‌ها بر زیانکاری است، زیرا هم سرمایه خود را از دست داده و هم سودی به دست نیاورده‌اند: «قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ حَتَّى إِذَا جَاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُوا يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ».[۹۳]

چشیدن عذاب

به مکذبان چنین خطاب می‌شود که همان آتشی را که منکرش بودید بچشید: «وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ».[۹۴]

خلود در جهنم

آنان در آتش جهنم دائماً خواهند ماند. «وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»[۹۵]

محشور شدن همراه باذلت و خواری

شایان ذکر است که بر اساس نظری در آیه «وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا...»[۹۶] می‌توان یکی از پیامدهای اخروی تکذیب را حشر مکذبان همراه با ذلت و خواری دانست. برداشت مذکور در صورتی است که آیه مربوط به قیامت بوده، کلمه «مِن» در آن برای تبیین باشد نه تبعیض و نیز واژه «حشر» تنها در جمع و بر وجه اذلال و خوار کردن به کار رود [۹۷]. ولی بر اساس روایات اهل بیت (علیهم‌السلام). آیه مربوط به رجعت بوده [۹۸][۹۹] «مِن» در آن برای تبعیض و بدین معناست که در رجعت، برخی از مکذبان که ستمشان به نهایت رسیده، به دنیا باز می‌گردند تا از آنان انتقام گرفته شده، بخشی از عذابی را که مستحق آن هستند، بچشند، در حالی که در قیامت همه انسان‌ها بدون استثنا محشور می‌شوند: «... وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا».[۱۰۰][۱۰۱][۱۰۲]

فهرست منابع

۱). بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق).، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق؛
۲). تحف العقول، حسن بن شعبه الحرانی (م قرن۴ ق).، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ ق؛
۳). التحقیق، المصطفوی، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ ش؛
۴). تفسیر جوامع الجامع، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ق؛
۵). تفسیر الصافی، الفیض الکاشانی (م ۱۰۹۱ ق).، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق؛
۶). تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ ق).، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ ش؛
۷). التفسیر الکبیر، الفخر الرازی (م ۶۰۶ ق).، قم، دف‌تر تبلیغات، ۱۴۱۳ ق؛
۸). التفسیر المنیر، وهبه الزحیلی، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۱۱ ق؛
۹). تفسیر موضوعی قرآن کریم، جوادی آملی، تهران، اسراء، ۱۳۷۳ ش؛
۱۰). تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م۱۱۱۲ ق).، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش؛
۱۱). الکافی، الکلینی (م ۳۲۹ ق).، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ ش؛
۱۲). کشف الاسرار، میبدی (م ۵۲۰ ق).، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ ش؛
۱۳). لسان العرب،ابن منظور (م ۷۱۱ ق).، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق؛
۱۴). مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق؛
۱۵). المصباح المنیر، الفیومی (م ۷۷۰ ق).، قم، دارالهجره، ۱۴۰۵ ق؛
۱۶). معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی، قم، ۱۳۷۶ ش؛
۱۷). معجم الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری (م۳۹۵ق).، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۲ ق؛
۱۸). المعجم المفهرس، محمد فؤاد، قاهره، دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴ ق؛
۱۹). مفردات، الراغب (م ۴۲۵ ق).، به کوشش صفوان داودی، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲ ق؛ المیزان،
۲۰). الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق؛
۲۱). النکت والعیون، الماوردی (م ۴۵۰ ق).، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ ق؛
۲۲).دائره المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «تکذیب»، شماره ۱۸.

پا نویس

  1. المصباح المنیر، الفیومی (م ۷۷۰ ق).، ج۱، ص۵۲۸، قم، دارالهجره، ۱۴۰۵ ق.
  2. التحقیق، المصطفوی، ج۱۰، ص۳۶، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ ش.
  3. لسان العرب،ابن منظور (م ۷۱۱ ق).، ج۱۲، ص۵۲.، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق.
  4. مفردات، الراغب (م ۴۲۵ ق).، ج۱، ص۷۰۴، به کوشش صفوان داودی، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲ ق.
  5. مفردات، الراغب (م ۴۲۵ ق).، ج۱، ص۴۷۹ - ۴۸۱، به کوشش صفوان داودی، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲ ق.
  6. بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق).، ج۱، ص۱۵۸.، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
  7. تحف العقول، حسن بن شعبه الحرانی (م قرن۴ ق).، ج۱، ص۴۰۱، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ ق.
  8. معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی، ج۱، ص۶۵۳، قم، ۱۳۷۶ ش.
  9. معجم الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری (م۳۹۵ق).، ج۱، ص۲۱۴، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۲ ق.
  10. انعام/سوره۶، آیه۳۹.
  11. انعام/سوره۶، آیه۶۶.
  12. .انعام/سوره۶، آیه۵.
  13. بقره/سوره۲، آیه۸۷.
  14. شعراء/سوره۲۶، آیه۲۰۵.
  15. قمر/سوره۵۴، آیه۲۳.
  16. قلم/سوره۶۸، آیه۴۴.
  17. یونس/سوره۱۰، آیه۳۹.
  18. انعام/سوره۶، آیه۵۷.
  19. زمر/سوره۳۹، آیه۳۲.
  20. سوره الرحمن: ۱۶.
  21. سوره الرحمن: ۱۳.
  22. یونس/سوره۱۰، آیه۴۵.
  23. انعام/سوره۶، آیه۳۱.
  24. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۳۳.
  25. حاقّه/سوره۶۹، آیه۴.
  26. انفطار/سوره۸۲، آیه۹.
  27. تفسیر ماوردی، الماوردی (م ۴۵۰ ق).، ج۶، ص۲۲۳.، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ ق.
  28. فرقان/سوره۲۵، آیه۱۱.
  29. لیل/سوره۹۲، آیه۹.
  30. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۲، ص۶۷۲.، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  31. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۵، ص۲۳۸.، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  32. بقره/سوره۲، آیه۳۹.
  33. تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ ق).، ج۶، ص۲۳۴.، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ ش.
  34. حدید/سوره۵۷، آیه۱۹.
  35. تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ ق).، ج۶، ص۲۳۴.، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ ش.
  36. انعام/سوره۶، آیه۲۱.
  37. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۷، ص۴۴.، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  38. هود/سوره۱۱، آیه۲۷.
  39. اعراف/سوره۷، آیه۶۶.
  40. قمر/سوره۵۴، آیه۲۵.
  41. غافر/سوره۴۰، آیه۳۷.
  42. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۸۶.
  43. ص/سوره۳۸، آیه۴.
  44. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۴.
  45. یس/سوره۳۶، آیه۱۵.
  46. انعام/سوره۶، آیه۳۴.
  47. انعام/سوره۶، آیه۳۳.
  48. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۲، ص۹۰۱، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  49. التفسیر المنیر، وهبه الزحیلی، ج۶، ص۱۱، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۱۱ ق.
  50. تفسیر موضوعی قرآن کریم، جوادی آملی، ج۶، ص۵۵، تهران، اسراء، ۱۳۷۳ ش.
  51. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۹، ص۲۸۹، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  52. التفسیر الکبیر، الفخر الرازی (م ۶۰۶ ق).، ج۲۴، ص۸۱، قم، دف‌تر تبلیغات، ۱۴۱۳ ق.
  53. کشف الاسرار، میبدی (م ۵۲۰ ق).، ج۷، ص۳۲، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ ش.
  54. الاصول من الکافی، الکلینی (م ۳۲۹ ق).، ج۱، ص۴۳۵، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ ش.
  55. الاصول من الکافی، الکلینی (م ۳۲۹ ق).، ج۱، ص۴۱۸، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ ش.
  56. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۱۰، ص۶۶ - ۶۷، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  57. یونس/سوره۱۰، آیه۳۹.
  58. بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق).، ج ۳ ص۶۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
  59. بقره/سوره۲، آیه۸۷.
  60. اسراء/سوره۱۷، آیه۹۴.
  61. روم/سوره۳۰، آیه۱۰.
  62. مطفّفین/سوره۸۳، آیه۱۲.
  63. معتد المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۲۰، ص۲۳۳، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  64. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۱۰، ص۶۸۸، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  65. التفسیر المنیر، وهبه الزحیلی، ج۱۵، ص۲۵۷، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۱۱ ق.
  66. کهف/سوره۱۸، آیه۳۶.
  67. لیل/سوره۹۲، آیات 9 - ۱۱
  68. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۷، ص۲۸۵، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  69. فرقان/سوره۲۵، آیه۷۷.
  70. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۷، ص۸۳ - ۸۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  71. انعام/سوره۶، آیه۳۹.
  72. قلوب المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۸، ص۲۰۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  73. اعراف/سوره۷، آیه۱۰۱.
  74. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۱، ص۱۳۰، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  75. تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ ق).، ج۷، ص۱۱۹، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ ش.
  76. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۱۹، ص۳۸۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  77. قلم/سوره۶۸، آیه۴۴.
  78. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۱۹، ص۳۸۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  79. قلم/سوره۶۸، آیه۴۵.
  80. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۸، ص۲۰۱، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  81. اعراف/سوره۷، آیه۹۶.
  82. تفسیر الصافی، الفیض الکاشانی (م ۱۰۹۱ ق).، ج۳، ص۱۰۲، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق.
  83. آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۷.
  84. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۶.
  85. بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق).، ج۵، ص۲۸۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
  86. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۷.
  87. مطففین/سوره۸۳، آیه۱۰ - طور/سوره۵۲، آیه۱۱ - مرسلات/سوره۷۷، آیه۱۵.
  88. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۲۰، ص۱۴۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  89. المعجم المفهرس، ج۱، ص۶۰۲، ذیل «کذب»، محمد فؤاد، قاهره، دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴ ق.
  90. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق).، ج۸، ص۲۴۷.، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  91. اعراف/سوره۷، آیه۱۴۷.
  92. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۴، ص۷۳۶، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  93. انعام/سوره۶، آیه۳۱.
  94. سجده/سوره۳۲، آیه۲۰.
  95. بقره/سوره۲، آیه۳۹.
  96. نمل/سوره۲۷، آیه۸۳.
  97. کشف الاسرار، میبدی (م ۵۲۰ ق).، ج۷، ص۲۵۸، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ ش.
  98. تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م۱۱۱۲ ق).، ج۴، ص۱۰۰ - ۱۰۱، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.
  99. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۷، ص۳۶۷، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  100. تفسیر جوامع الجامع، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۲، ص۷۲۴، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ق.
  101. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق).، ج۷، ص۳۶۶ - ۳۶۷، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  102. کهف/سوره۱۸، آیه۴۷.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت: 95/02/15