فرهنگ مصادیق:ظلم به حیوانات: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (User6 صفحهٔ ظلم به حیوانات را به فرهنگ مصادیق:ظلم به حیوانات منتقل کرد)
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1"> ظلم به حیوانات </div>
 
<div class="head1"> ظلم به حیوانات </div>
 
==سوال==
 
==سوال==
طبق اموزه ادیان خداوند مهربان و لطیف است ولی یکی از موضوعاتی که در ذهن من با این قاعده تناقض دارد قانون حاکم بر زندگی حیوانات است یعنی هم بین حیوانات که حیوانات قوی تر ضعیف تر را می‌کشند و ضعیف تر‌ها زندگی پر از ترس و وحشت دارند هم کشته شدن حیوانات اهلی به دست انسان هاست. منظورم اینست که طبق عقل انسان این دو موضوع با هم قابل جمع شدن نیستند اینهمه خونریزی و کشتن و سربریدن با مهربانی و لطف. چطور خداوندی که مهربان است مخلوقاتش را در چنین قوانینی آفریده است؟<br/>
+
طبق آموزه های ادیان، خداوند مهربان و لطیف است ولی یکی از موضوعاتی که در ذهن من با این قاعده تناقض دارد قانون حاکم بر زندگی حیوانات است یعنی هم بین حیوانات که حیوانات قوی تر ضعیف تر را می‌کشند و ضعیف ترها زندگی پر از ترس و وحشت دارند هم کشته شدن حیوانات اهلی به دست انسان هاست. منظورم اینست که طبق عقل انسان این دو موضوع با هم قابل جمع شدن نیستند اینهمه خونریزی و کشتن و سربریدن با مهربانی و لطف. چطور خداوندی که مهربان است مخلوقاتش را در چنین قوانینی آفریده است؟<br/>
  
 
==پاسخ==
 
==پاسخ==
به يقين خداوند متعال مهربان و لطيف است و اين امر از جاي جاي كتاب الله مجيد به دست مي آيد و به علاوه حكم عقل صريح نيز برخورداري خداوند از اين صفات است؛ اما بايد توجه داشت كه ماهيت لطف و مهرباني خداوند حققتي فراتر از محاسبات جزئي و احساسي ماست.<br/>
+
به یقین خداوند متعال مهربان و لطیف است و این امر از جای جای کتاب الله مجید به دست می‌آید و به علاوه حکم عقل صریح نیز برخورداری خداوند از این صفات است؛ اما باید توجه داشت که ماهیت لطف و مهربانی خداوند حققتی فراتر از محاسبات جزئی و احساسی ماست.<br/>
مادري را تصور كنيد كه فرزند خود را به زور به سمت مدرسه مي كشاند در حالي كه فرزند از عمق وجود اشك ريخته و اظهار تنفر از مدرسه مي كند، يا پزشكي كه سخت ترين پرهيز غذايي يا درمان دارويي و يا عمل جراحي سنگيني را براي بيمار ناتوان خود در نظر مي گيرد و بر درد و رنج بيمار خود بسيار مي افزايد، اما آيا مي توان اين گونه رفتارها را با مهرباني و رافت مادر و پزشك در تنافي ديد ؟ يقينا خير.<br/>
+
مادری را تصور کنید که فرزند خود را به زور به سمت مدرسه می‌کشاند در حالی که فرزند از عمق وجود اشک ریخته و اظهار تنفر از مدرسه می‌کند، یا پزشکی که سخت‌ترین پرهیز غذایی یا درمان دارویی و یا عمل جراحی سنگینی را برای بیمار ناتوان خود در نظر می‌گیرد و بر درد و رنج بیمار خود بسیار می‌افزاید، اما آیا می‌توان این گونه رفتارها را با مهربانی و رافت مادر و پزشک در تنافی دید ؟ یقینا خیر.<br/>
حتي سخت ترين مجازات‌ها كه در قوانين جاري همه كشورها به نوعي اعمال مي شود نيز حاكي از خشونت و دوري از عواطف انساني نيست؛ حتي در حكم قصاص كه تا گرفتن جان فرد مجرم پيش مي رود به تصريح قرآن حيات و زنده شدن حقيقت و انسانيت وجود دارد <ref>. بقره (2) آيه 179.</ref> زيرا در نهايت موجب آسايش و بهبود وضعيت فردي و اجتماعي در مجموعه افراد جامعه خواهد شد و اين حقيقت اعمال لطف و مهرباني در معيارها و اندازه هاي كلان و اساسي است.<br/>
+
حتی سخت‌ترین مجازات‌ها که در قوانین جاری همه کشورها به نوعی اعمال می‌شود نیز حاکی از خشونت و دوری از عواطف انسانی نیست؛ حتی در حکم قصاص که تا گرفتن جان فرد مجرم پیش می‌رود به تصریح قرآن حیات و زنده شدن حقیقت و انسانیت وجود دارد <ref>. بقره (2) آیه 179.</ref> زیرا در نهایت موجب آسایش و بهبود وضعیت فردی و اجتماعی در مجموعه افراد جامعه خواهد شد و این حقیقت اعمال لطف و مهربانی در معیارها و اندازه‌های کلان و اساسی است.<br/>
در واقع بروز و ظهور مهرباني و لطف در حق ديگران مي تواند معيارهاي كوتاه و مقطعي و فردي يا معيارهاي دراز مدت و كلان و حد اكثري داشته باشد كه خداوند چه در سنت‌ها و قوانين جعل شده در عالم تكوين و چه در قوانين و دستورات مقرر در عالم تشريع به بخش دوم اين امر توجه نموده است و بخصوص در مورد ساختار چرخه طبيعت و استفاده موجودات از يكديگر براي ادامه حيات و تداوم چرخه زندگي همين امر مبنايي مورد توجه قرار گرفته است .<br/>
+
در واقع بروز و ظهور مهربانی و لطف در حق دیگران می‌تواند معیارهای کوتاه و مقطعی و فردی یا معیارهای دراز مدت و کلان و حد اکثری داشته باشد که خداوند چه در سنت‌ها و قوانین جعل شده در عالم تکوین و چه در قوانین و دستورات مقرر در عالم تشریع به بخش دوم این امر توجه نموده است و بخصوص در مورد ساختار چرخه طبیعت و استفاده موجودات از یکدیگر برای ادامه حیات و تداوم چرخه زندگی همین امر مبنایی مورد توجه قرار گرفته است .<br/>
به علاوه اگر سخن را در همان عاطفه و احساسات جزئي و مقطعي بشري هم بگذاريم كه كشته شدن يك حيوان در آن مذموم و دردناك تلقي مي شود باز اشكال مذكور وارد نخواهد بود. زيرا در اينجا سخن در تعارض يك احساس جزئي بشري و يك ضرورت عقلي و ريشه اي است كه به يقين در اين مصالح مهم و كلان مجالي براي بروز احساسات و عواطف جزء نگر نيست.<br/>
+
به علاوه اگر سخن را در همان عاطفه و احساسات جزئی و مقطعی بشری هم بگذاریم که کشته شدن یک حیوان در آن مذموم و دردناک تلقی می‌شود باز اشکال مذکور وارد نخواهد بود. زیرا در اینجا سخن در تعارض یک احساس جزئی بشری و یک ضرورت عقلی و ریشه‌ای است که به یقین در این مصالح مهم و کلان مجالی برای بروز احساسات و عواطف جزء نگر نیست.<br/>
علامه طباطبائي صاحب تفسير گرانسنگ « الميزان » در كتاب خود در خصوص همين شبهه مي نويسد:<br/>
+
علامه طباطبائی صاحب تفسیر گرانسنگ « المیزان » در کتاب خود در خصوص همین شبهه می‌نویسد:<br/>
« اساس شرايع دين و زير بناى آن، حكمت و مصالح حقيقى است، نه عواطف وهمى، خدا در شرايعش حقائق و مصالح حقيقى را رعايت كرده، نه عواطف را كه منشأش وهم است. اگر انسان به وضعيت پيرامون خود دقت كند، خواهد ديد كه همه چيز در حال تحول است. هيچ چيز از هيچ به وجود نمي آيد، بلكه وقتي چيزي به وجود مي آيد، حتما چيزي از بين مي رود، يعني تا علفي از بين نرود، حيواني به وجود نمي آيد. علف تبديل به حيوان مي شود، و هيچ چيز در عالم ماده از اين قانون مستثنا نيست.<br/>
+
« اساس شرایع دین و زیر بنای آن، حکمت و مصالح حقیقی است، نه عواطف وهمی، خدا در شرایعش حقائق و مصالح حقیقی را رعایت کرده، نه عواطف را که منشأش وهم است. اگر انسان به وضعیت پیرامون خود دقت کند، خواهد دید که همه چیز در حال تحول است. هیچ چیز از هیچ به وجود نمی‌آید، بلکه وقتی چیزی به وجود می‌آید، حتما چیزی از بین می‌رود، یعنی تا علفی از بین نرود، حیوانی به وجود نمی‌آید. علف تبدیل به حیوان می‌شود، و هیچ چیز در عالم ماده از این قانون مستثنا نیست.<br/>
... نظام تكوين و قانون خلقت كه حكومتى على الاطلاق و به پهناى همه عالم دارد، تنها حاكمى است كه حكم تغذى را معين كرده، موجودى را محكوم به خوردن گياه، و موجودى ديگر را محكوم به خوردن گوشت، يكى ديگر را به خوردن دانه، چهارمى را به خوردن خون كرده، آن گاه اجزاى وجود را به تبعيت از حكمش هدايت نموده است.<br/>
+
... نظام تکوین و قانون خلقت که حکومتی علی الاطلاق و به پهنای همه عالم دارد، تنها حاکمی است که حکم تغذی را معین کرده، موجودی را محکوم به خوردن گیاه، و موجودی دیگر را محکوم به خوردن گوشت، یکی دیگر را به خوردن دانه، چهارمی را به خوردن خون کرده، آن گاه اجزای وجود را به تبعیت از حکمش هدایت نموده است.<br/>
اگر اين خوردن يكديگر توسط موجودات، تعطيل شود، نظام عالم به هم ريخته و اصولا عالمي باقي نمي ماند، پس رحمت يك حكمي است كه شعاعش تا محدوده خاصي است و آن محدوده، محدوده حفظ نظام عالم و ادامه آن است. درست مانند آزادي كه مقدس است تا حدي كه منجر به اختلال نظام جامعه نشود، زيرا آزادي شعاعش تا محدوده خاصي است. پس رافت و رحمت از مواهب خلقت است، ولى تكوين آن را حاكم على الاطلاق قرار نداده است.<br/>
+
اگر این خوردن یکدیگر توسط موجودات، تعطیل شود، نظام عالم به هم ریخته و اصولا عالمی باقی نمی‌ماند، پس رحمت یک حکمی است که شعاعش تا محدوده خاصی است و آن محدوده، محدوده حفظ نظام عالم و ادامه آن است. درست مانند آزادی که مقدس است تا حدی که منجر به اختلال نظام جامعه نشود، زیرا آزادی شعاعش تا محدوده خاصی است. پس رافت و رحمت از مواهب خلقت است، ولی تکوین آن را حاکم علی الاطلاق قرار نداده است.<br/>
رحمت و رأفت در انسان در همه جا فضيلت نيست، براي مثال وقتي جان دادن چند انسان را مشاهده مي كني كه با خوردن گوشت نجات مي يابند، ترحم بر گوسفند ديگر فضيلت نيست يا اينكه عدالت بدون قيد و شرط و به طور على الاطلاق فضيلت نيست، چون اگر اين طور بود، مواخذه ظالم به جرم اين كه ظلم كرده، و مجازات مجرم به خاطر اينكه مرتكب جرم شده درست نبود
+
رحمت و رأفت در انسان در همه جا فضیلت نیست، برای مثال وقتی جان دادن چند انسان را مشاهده می‌کنی که با خوردن گوشت نجات می‌یابند، ترحم بر گوسفند دیگر فضیلت نیست یا اینکه عدالت بدون قید و شرط و به طور علی الاطلاق فضیلت نیست، چون اگر این طور بود، مواخذه ظالم به جرم این که ظلم کرده، و مجازات مجرم به خاطر اینکه مرتکب جرم شده درست نبود
... اسلام دين تعقل است، نه دين عاطفه محض. در هيچ يك از شرايعش عاطفه را بر احكام عقلى كه اصلاح گر نظام مجتمع بشرى است، مقدم نداشته، از احكام عاطفه تنها آن احكامى را معتبر شمرده كه عقل آن را معتبر شمرده، كه برگشت آن نيز به پيروى حكم عقل است.<br/>
+
... اسلام دین تعقل است، نه دین عاطفه محض. در هیچ یک از شرایعش عاطفه را بر احکام عقلی که اصلاح گر نظام مجتمع بشری است، مقدم نداشته، از احکام عاطفه تنها آن احکامی را معتبر شمرده که عقل آن را معتبر شمرده، که برگشت آن نیز به پیروی حکم عقل است.<br/>
اما اگر فرض كنيم كه كشتن حيوانات با ترحم منافات دارد، ولي با ارحم الراحمين بودن خداوند منافات ندارد، چرا كه آنچه در خدا است، رحمت است، نه رقت قلب، كه تاثر شعورى خاص است در انسان كه باعث مى شود نسبت به فرد مورد رحمت مهربانى كند، و اين خود صفتى است جسمانى و مادى كه خدا از داشتن آن متعالى است، رحمت در خدا معنايش بخشش خير بر مستحق خير است، آن هم به مقدارى كه استحقاق آن را دارد.» <ref>تفسیر المیزان‏، ترجمه موسوی همدانی سید محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم‏ 1374 ش، ج 5 ، ص 296</ref><br/>
+
اما اگر فرض کنیم که کشتن حیوانات با ترحم منافات دارد، ولی با ارحم الراحمین بودن خداوند منافات ندارد، چرا که آنچه در خدا است، رحمت است، نه رقت قلب، که تاثر شعوری خاص است در انسان که باعث می‌شود نسبت به فرد مورد رحمت مهربانی کند، و این خود صفتی است جسمانی و مادی که خدا از داشتن آن متعالی است، رحمت در خدا معنایش بخشش خیر بر مستحق خیر است، آن هم به مقداری که استحقاق آن را دارد.» <ref>تفسیر المیزان‏، ترجمه موسوی همدانی سید محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم‏ 1374 ش، ج ص 296</ref><br/>
در كنار اين نكات مبنايي بايد به اين مساله هم توجه داشت كه اصولا در تغذيه حيوانات توسط حيوانات ديگر يا توسط انسان‌ها مساله درد كشيدن حيواني كه مي خواهد مورد استفاده انسان قرار بگيرد، امري چندان روشن و شناخته شده نيست و نمي توان به طور قطع گفت كه حيوانات درد جانكاهي در هنگام مردن مي كشند ، حتي ترس و واهمه داشتن حيوانات از كشته و خورده شدن هم ظاهرا واقعيت خارجي ندارد و يك كلوني بزرگ حيواناتي مانند گور اسب يا آهو بعد از شكار شدن چند عضو به راحتي به ادامه چريدن و زندگي عادي خود مشغول مي شود.<br/>
+
در کنار این نکات مبنایی باید به این مساله هم توجه داشت که اصولا در تغذیه حیوانات توسط حیوانات دیگر یا توسط انسان‌ها مساله درد کشیدن حیوانی که می‌خواهد مورد استفاده انسان قرار بگیرد، امری چندان روشن و شناخته شده نیست و نمی‌توان به طور قطع گفت که حیوانات درد جانکاهی در هنگام مردن می‌کشند، حتی ترس و واهمه داشتن حیوانات از کشته و خورده شدن هم ظاهرا واقعیت خارجی ندارد و یک کلونی بزرگ حیواناتی مانند گور اسب یا آهو بعد از شکار شدن چند عضو به راحتی به ادامه چریدن و زندگی عادی خود مشغول می‌شود.<br/>
حتي بر فرض كه اين چنين باشد اصولا درد و رنج طبيعي حيوانات در طول زندگي محدودشان نيز كم نيست و بسيار مي شود كه حيواني در زندگي طبيعي خود به دليل بيماري و گرسنگي و پيري و... دردهاي بسيار سخت تر و طولاني تري را تحمل مي كند، در حالي كه در وقت شكار شدن يا ذبح شدن در زمان بسيار كوتاهي جان مي دهد و با توجه به اين كه درد روحي و رواني در حيوانات وجود ندارد، تحمل زمان كوتاه شكار شدن يا ذبح شدن بسيار آسان تر از تحمل دوران بيماري و يا گرسنگي در اواخر عمر و مرگ طبيعي در آن‌ها است.<br/>
+
حتی بر فرض که این چنین باشد اصولا درد و رنج طبیعی حیوانات در طول زندگی محدودشان نیز کم نیست و بسیار می‌شود که حیوانی در زندگی طبیعی خود به دلیل بیماری و گرسنگی و پیری و... دردهای بسیار سخت تر و طولانی تری را تحمل می‌کند، در حالی که در وقت شکار شدن یا ذبح شدن در زمان بسیار کوتاهی جان می‌دهد و با توجه به این که درد روحی و روانی در حیوانات وجود ندارد، تحمل زمان کوتاه شکار شدن یا ذبح شدن بسیار آسان تر از تحمل دوران بیماری و یا گرسنگی در اواخر عمر و مرگ طبیعی در آن‌ها است.<br/>
در جمع بندي بايد گفت به يقين خداوند مي توانست اين عالم را به گونه اي ديگر خلق كند و راهكار تغذيه موجودات را به شكل ديگري رقم بزند، اما در عين حال آن ساختار به يقين بهترين و كاملترين ساختار نبود و به نتايج كنوني نظام خلقت و نيكوترين نظام بودن منتهي نمي گشت.<br/>
+
در جمع بندی باید گفت به یقین خداوند می‌توانست این عالم را به گونه‌ای دیگر خلق کند و راهکار تغذیه موجودات را به شکل دیگری رقم بزند، اما در عین حال آن ساختار به یقین بهترین و کاملترین ساختار نبود و به نتایج کنونی نظام خلقت و نیکوترین نظام بودن منتهی نمی‌گشت.<br/>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۱

ظلم به حیوانات

سوال

طبق آموزه های ادیان، خداوند مهربان و لطیف است ولی یکی از موضوعاتی که در ذهن من با این قاعده تناقض دارد قانون حاکم بر زندگی حیوانات است یعنی هم بین حیوانات که حیوانات قوی تر ضعیف تر را می‌کشند و ضعیف ترها زندگی پر از ترس و وحشت دارند هم کشته شدن حیوانات اهلی به دست انسان هاست. منظورم اینست که طبق عقل انسان این دو موضوع با هم قابل جمع شدن نیستند اینهمه خونریزی و کشتن و سربریدن با مهربانی و لطف. چطور خداوندی که مهربان است مخلوقاتش را در چنین قوانینی آفریده است؟

پاسخ

به یقین خداوند متعال مهربان و لطیف است و این امر از جای جای کتاب الله مجید به دست می‌آید و به علاوه حکم عقل صریح نیز برخورداری خداوند از این صفات است؛ اما باید توجه داشت که ماهیت لطف و مهربانی خداوند حققتی فراتر از محاسبات جزئی و احساسی ماست.
مادری را تصور کنید که فرزند خود را به زور به سمت مدرسه می‌کشاند در حالی که فرزند از عمق وجود اشک ریخته و اظهار تنفر از مدرسه می‌کند، یا پزشکی که سخت‌ترین پرهیز غذایی یا درمان دارویی و یا عمل جراحی سنگینی را برای بیمار ناتوان خود در نظر می‌گیرد و بر درد و رنج بیمار خود بسیار می‌افزاید، اما آیا می‌توان این گونه رفتارها را با مهربانی و رافت مادر و پزشک در تنافی دید ؟ یقینا خیر.
حتی سخت‌ترین مجازات‌ها که در قوانین جاری همه کشورها به نوعی اعمال می‌شود نیز حاکی از خشونت و دوری از عواطف انسانی نیست؛ حتی در حکم قصاص که تا گرفتن جان فرد مجرم پیش می‌رود به تصریح قرآن حیات و زنده شدن حقیقت و انسانیت وجود دارد [۱] زیرا در نهایت موجب آسایش و بهبود وضعیت فردی و اجتماعی در مجموعه افراد جامعه خواهد شد و این حقیقت اعمال لطف و مهربانی در معیارها و اندازه‌های کلان و اساسی است.
در واقع بروز و ظهور مهربانی و لطف در حق دیگران می‌تواند معیارهای کوتاه و مقطعی و فردی یا معیارهای دراز مدت و کلان و حد اکثری داشته باشد که خداوند چه در سنت‌ها و قوانین جعل شده در عالم تکوین و چه در قوانین و دستورات مقرر در عالم تشریع به بخش دوم این امر توجه نموده است و بخصوص در مورد ساختار چرخه طبیعت و استفاده موجودات از یکدیگر برای ادامه حیات و تداوم چرخه زندگی همین امر مبنایی مورد توجه قرار گرفته است .
به علاوه اگر سخن را در همان عاطفه و احساسات جزئی و مقطعی بشری هم بگذاریم که کشته شدن یک حیوان در آن مذموم و دردناک تلقی می‌شود باز اشکال مذکور وارد نخواهد بود. زیرا در اینجا سخن در تعارض یک احساس جزئی بشری و یک ضرورت عقلی و ریشه‌ای است که به یقین در این مصالح مهم و کلان مجالی برای بروز احساسات و عواطف جزء نگر نیست.
علامه طباطبائی صاحب تفسیر گرانسنگ « المیزان » در کتاب خود در خصوص همین شبهه می‌نویسد:
« اساس شرایع دین و زیر بنای آن، حکمت و مصالح حقیقی است، نه عواطف وهمی، خدا در شرایعش حقائق و مصالح حقیقی را رعایت کرده، نه عواطف را که منشأش وهم است. اگر انسان به وضعیت پیرامون خود دقت کند، خواهد دید که همه چیز در حال تحول است. هیچ چیز از هیچ به وجود نمی‌آید، بلکه وقتی چیزی به وجود می‌آید، حتما چیزی از بین می‌رود، یعنی تا علفی از بین نرود، حیوانی به وجود نمی‌آید. علف تبدیل به حیوان می‌شود، و هیچ چیز در عالم ماده از این قانون مستثنا نیست.
... نظام تکوین و قانون خلقت که حکومتی علی الاطلاق و به پهنای همه عالم دارد، تنها حاکمی است که حکم تغذی را معین کرده، موجودی را محکوم به خوردن گیاه، و موجودی دیگر را محکوم به خوردن گوشت، یکی دیگر را به خوردن دانه، چهارمی را به خوردن خون کرده، آن گاه اجزای وجود را به تبعیت از حکمش هدایت نموده است.
اگر این خوردن یکدیگر توسط موجودات، تعطیل شود، نظام عالم به هم ریخته و اصولا عالمی باقی نمی‌ماند، پس رحمت یک حکمی است که شعاعش تا محدوده خاصی است و آن محدوده، محدوده حفظ نظام عالم و ادامه آن است. درست مانند آزادی که مقدس است تا حدی که منجر به اختلال نظام جامعه نشود، زیرا آزادی شعاعش تا محدوده خاصی است. پس رافت و رحمت از مواهب خلقت است، ولی تکوین آن را حاکم علی الاطلاق قرار نداده است.
رحمت و رأفت در انسان در همه جا فضیلت نیست، برای مثال وقتی جان دادن چند انسان را مشاهده می‌کنی که با خوردن گوشت نجات می‌یابند، ترحم بر گوسفند دیگر فضیلت نیست یا اینکه عدالت بدون قید و شرط و به طور علی الاطلاق فضیلت نیست، چون اگر این طور بود، مواخذه ظالم به جرم این که ظلم کرده، و مجازات مجرم به خاطر اینکه مرتکب جرم شده درست نبود ... اسلام دین تعقل است، نه دین عاطفه محض. در هیچ یک از شرایعش عاطفه را بر احکام عقلی که اصلاح گر نظام مجتمع بشری است، مقدم نداشته، از احکام عاطفه تنها آن احکامی را معتبر شمرده که عقل آن را معتبر شمرده، که برگشت آن نیز به پیروی حکم عقل است.
اما اگر فرض کنیم که کشتن حیوانات با ترحم منافات دارد، ولی با ارحم الراحمین بودن خداوند منافات ندارد، چرا که آنچه در خدا است، رحمت است، نه رقت قلب، که تاثر شعوری خاص است در انسان که باعث می‌شود نسبت به فرد مورد رحمت مهربانی کند، و این خود صفتی است جسمانی و مادی که خدا از داشتن آن متعالی است، رحمت در خدا معنایش بخشش خیر بر مستحق خیر است، آن هم به مقداری که استحقاق آن را دارد.» [۲]
در کنار این نکات مبنایی باید به این مساله هم توجه داشت که اصولا در تغذیه حیوانات توسط حیوانات دیگر یا توسط انسان‌ها مساله درد کشیدن حیوانی که می‌خواهد مورد استفاده انسان قرار بگیرد، امری چندان روشن و شناخته شده نیست و نمی‌توان به طور قطع گفت که حیوانات درد جانکاهی در هنگام مردن می‌کشند، حتی ترس و واهمه داشتن حیوانات از کشته و خورده شدن هم ظاهرا واقعیت خارجی ندارد و یک کلونی بزرگ حیواناتی مانند گور اسب یا آهو بعد از شکار شدن چند عضو به راحتی به ادامه چریدن و زندگی عادی خود مشغول می‌شود.
حتی بر فرض که این چنین باشد اصولا درد و رنج طبیعی حیوانات در طول زندگی محدودشان نیز کم نیست و بسیار می‌شود که حیوانی در زندگی طبیعی خود به دلیل بیماری و گرسنگی و پیری و... دردهای بسیار سخت تر و طولانی تری را تحمل می‌کند، در حالی که در وقت شکار شدن یا ذبح شدن در زمان بسیار کوتاهی جان می‌دهد و با توجه به این که درد روحی و روانی در حیوانات وجود ندارد، تحمل زمان کوتاه شکار شدن یا ذبح شدن بسیار آسان تر از تحمل دوران بیماری و یا گرسنگی در اواخر عمر و مرگ طبیعی در آن‌ها است.
در جمع بندی باید گفت به یقین خداوند می‌توانست این عالم را به گونه‌ای دیگر خلق کند و راهکار تغذیه موجودات را به شکل دیگری رقم بزند، اما در عین حال آن ساختار به یقین بهترین و کاملترین ساختار نبود و به نتایج کنونی نظام خلقت و نیکوترین نظام بودن منتهی نمی‌گشت.

پانویس

  1. . بقره (2) آیه 179.
  2. تفسیر المیزان‏، ترجمه موسوی همدانی سید محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم‏ 1374 ش، ج 5، ص 296
منبع: سایت پاسخگو - تاریخ برداشت : 95/08/07
بازگشت به ظلم بر حیوان