فرهنگ مصادیق:پرهیز از کم فروشی: تفاوت بین نسخهها
جز (Fayzi صفحهٔ پرهیز از کم فروشی را به فرهنگ مصادیق:پرهیز از کم فروشی منتقل کرد) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
<div class="head1"> پرهیز از کم فروشی </div> | <div class="head1"> پرهیز از کم فروشی </div> | ||
وَ أَوْفُواْ الْکَیْلَ إذَا کِلْتُمْ وَ زِنُواْ بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِیمِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً<br/> | وَ أَوْفُواْ الْکَیْلَ إذَا کِلْتُمْ وَ زِنُواْ بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِیمِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً<br/> | ||
| − | و چون با پیمانه داد و ستد | + | و چون با پیمانه داد و ستد کنید، پیمانه را تمام دهید و با ترازوی درست وزن کنید، که این بهتر و سرانجامش نکوتر است.<br/> |
نکته ها<br/> | نکته ها<br/> | ||
| − | « قِسطاس »مرکب از دو کلمه «قسط »به معنای عدل و «طاس »به معنای کفه ترازو است . <ref>تفسیر المیزان.</ref><br/> | + | « قِسطاس »مرکب از دو کلمه «قسط »به معنای عدل و «طاس »به معنای کفه ترازو است. <ref>تفسیر المیزان.</ref><br/> |
| − | در حدیث آمده است :امام | + | در حدیث آمده است :امام معصوم، نمونه و مصداق «القسطاس المستقیم » در جامعه اسلامی است. <ref>بحار النوار، ج 2، ص 187.</ref> <br/> |
| − | رعایت حقوق مردم در | + | رعایت حقوق مردم در معاملات، چنان مهم است که بزرگترین آیه قرآن <ref>بقره (): 282 .</ref> مربوط به آن و سورهای به نام «مطفّفین » در نکوهش کم فروشان نازل شده است. محور دعوت بعضی پیامبران، همچون حضرت شعیب نیز ترک کم فروشی بوده است. <ref>شعراء (26): 181- 183.</ref><br/> |
پیامها: <br/> | پیامها: <br/> | ||
| − | ۱- بازار مسلمانان باید از تقلب و کم فروشی به دور باشد : «اوفوا الکیل »؛<br/> | + | ۱- بازار مسلمانان باید از تقلب و کم فروشی به دور باشد: «اوفوا الکیل »؛<br/> |
| − | ۲- پر کردن | + | ۲- پر کردن پیمانه، از نمونههای وفای به پیمان است که در آیه پیشین گذشت؛ زیرا معامله، نوعی معاهده است: «اوفوا بالعهد. .. اوفوا الکیل »؛<br/> |
| − | ۳- ترازو و وسایل سنجش و محاسبات | + | ۳- ترازو و وسایل سنجش و محاسبات تجاری، باید سالم و دقیق باشد: « و زنوا بالقسطاس المستقیم »؛<br/> |
| − | ۴- دقت در | + | ۴- دقت در ترازو، توزین و محاسبه، عامل خیر و برکت است، چنان که کم فروشی، خیر و برکت را میبرد :«ذلک خیرٌ »؛<br/> |
| − | ۵- فلسفه فرمانهای | + | ۵- فلسفه فرمانهای الاهی، خیر خود انسان هاست نه نیاز خداوند: « اوفوا ... وزنوا ... ذلک خیر »؛<br/> |
| − | ۶- درستکاری | + | ۶- درستکاری اقتصادی، برتر از کسب مال ازراه کم فروشی است. نتیجه داد و ستد درست و رعایت حقوق مردم، به خود انسان بر میگردد، چون ایجاد اعتماد میکند؛ ولی کم فروشی و نادرست بودن میزان و حساب، جامعه را به [[فساد مالی]] سلب اعتماد میکشاند. پس پایان و پیامد خوب، در گرو درستکاری است: «ذلک خیر »؛<br/> |
| − | ۷- کسب | + | ۷- کسب صحیح، موجب خوش عاقبتی است :«احسن تأویلاً » (کم فروش گر چه به سود موقت میرسد، ولی از دست دادن اعتبار دنیوی و فراهم شدن عذاب اخروی، کار او را بد فرجام میکند).<br/> |
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس|colwidth=30em|۲}} | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| − | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://shegeftihaye-quran.mihanblog.com/extrapage/4 وبلاگ شگفتیهای قرآن] - تاریخ برداشت: 94/12/10 | + | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://shegeftihaye-quran.mihanblog.com/extrapage/4 وبلاگ شگفتیهای قرآن] - تاریخ برداشت: 94/12/10 </span></div> |
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
<div class="return">بازگشت به [[تطفیف (کم فروشی)]] </div> | <div class="return">بازگشت به [[تطفیف (کم فروشی)]] </div> | ||
</div> | </div> | ||
نسخهٔ ۱۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۷
وَ أَوْفُواْ الْکَیْلَ إذَا کِلْتُمْ وَ زِنُواْ بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِیمِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً
و چون با پیمانه داد و ستد کنید، پیمانه را تمام دهید و با ترازوی درست وزن کنید، که این بهتر و سرانجامش نکوتر است.
نکته ها
« قِسطاس »مرکب از دو کلمه «قسط »به معنای عدل و «طاس »به معنای کفه ترازو است. [۱]
در حدیث آمده است :امام معصوم، نمونه و مصداق «القسطاس المستقیم » در جامعه اسلامی است. [۲]
رعایت حقوق مردم در معاملات، چنان مهم است که بزرگترین آیه قرآن [۳] مربوط به آن و سورهای به نام «مطفّفین » در نکوهش کم فروشان نازل شده است. محور دعوت بعضی پیامبران، همچون حضرت شعیب نیز ترک کم فروشی بوده است. [۴]
پیامها:
۱- بازار مسلمانان باید از تقلب و کم فروشی به دور باشد: «اوفوا الکیل »؛
۲- پر کردن پیمانه، از نمونههای وفای به پیمان است که در آیه پیشین گذشت؛ زیرا معامله، نوعی معاهده است: «اوفوا بالعهد. .. اوفوا الکیل »؛
۳- ترازو و وسایل سنجش و محاسبات تجاری، باید سالم و دقیق باشد: « و زنوا بالقسطاس المستقیم »؛
۴- دقت در ترازو، توزین و محاسبه، عامل خیر و برکت است، چنان که کم فروشی، خیر و برکت را میبرد :«ذلک خیرٌ »؛
۵- فلسفه فرمانهای الاهی، خیر خود انسان هاست نه نیاز خداوند: « اوفوا ... وزنوا ... ذلک خیر »؛
۶- درستکاری اقتصادی، برتر از کسب مال ازراه کم فروشی است. نتیجه داد و ستد درست و رعایت حقوق مردم، به خود انسان بر میگردد، چون ایجاد اعتماد میکند؛ ولی کم فروشی و نادرست بودن میزان و حساب، جامعه را به فساد مالی سلب اعتماد میکشاند. پس پایان و پیامد خوب، در گرو درستکاری است: «ذلک خیر »؛
۷- کسب صحیح، موجب خوش عاقبتی است :«احسن تأویلاً » (کم فروش گر چه به سود موقت میرسد، ولی از دست دادن اعتبار دنیوی و فراهم شدن عذاب اخروی، کار او را بد فرجام میکند).







