فرهنگ مصادیق:تقیّه و کاربرد آن در اسلام: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
جز (Golafshan صفحهٔ تقیّه و کاربرد آن در اسلام را به فرهنگ مصادیق:تقیّه و کاربرد آن در اسلام منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ ۱۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۲۶
سوال
آیا تقیّه نوعی دروغ محسوب میشود؟ آیا در مذاهب اهل سنت تقیّه وجود دارد؟ بعضیها این دروغ را به امام جعفر صادق(ع) نسبت میدهند و به خاطر همین در مذهب جعفری دروغ به رسمیت شناخته است، و شیعه با تکیه به این تجویز به راحتی دروغ میگوید. آیا چنین نسبتهایی واقعیت دارد؟
پاسخ
یکی از تعالیم قرآن این است که در مواردی که جان و عرض و مال یک فرد مسلمان در اثر اظهار عقیده به خطر افتاد میتواند عقیده خود را کتمان کند. در اصطلاح شرعی به این امر تقیّه گفته میشود جواز تقیه نه تنها مدرک شرعی دارد بلکه عقل و خرد نیز بر درستی و لزوم آن در شرایط حساس گواهی میدهد چه از یک طرف حفظ جان و مال و آبرو لازم است و از طرف دیگر عمل بر وفق یک وظیفه دینی است اما در مواردی که اظهار عقیده جان و مال و آبروی شخص را به خطر میافکند و این دو وظیفه عملاً با هم تزاحم و اصطکاک مییابند طبعاً حکم عقل و خرد آن است که انسان وظیفه و تکلیف مهم تر را بر دیگری مقدم بدارد. در حقیقت تقیه سلاح ضعفا در مقابل اشخاص قدرتمند و بی رحم است و پیداست که اگر تهدیدی در کار نباشد انسان نه عقیده خویش را کتمان میکند و نه بر خلاف اعتقاد خود عمل مینماید. قرآن در مورد عمار یاسر و (کسانی که اصولاً در چنگ کافران گرفتار شده و به رغم ایمان استوار قلبی خویش، صورتاً برای تخلص از آنان لفظ کفر را بر زبان جاری میکنند) چنین میفرماید:« مَن کفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِیمَنِهِ إِلا مَنْ أُکرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطمَئنُّ بِالایمَنِ وَ لَکِن مَّن شرَحَ بِالْکُفْرِ صدْراً فَعَلَیْهِمْ غَضبٌ مِّنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ، کسانی که بعد از ایمان کافر شوند -به جز آنها که تحت فشار واقع شدهاند در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است، آری، آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشودهاند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظیمی در انتظارشان!» [۱]
در آیه دیگر میفرماید:« لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فی شَیْءٍ إِلاّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَی اللّهِ الْمَصیرُ ، افراد باایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند؛ و هر کس چنین کند، هیچ رابطهای با خدا ندارد (و پیوند او به کلّی از خدا گسسته میشود)؛ مگر این که از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهای مهمتری تقیّه کنید). خداوند شما را از (نافرمانی) خود، بر حذر میدارد؛ و بازگشت (شما) به سوی خداست» [۲]
مفسران اسلامی در شرح این دو آیه همگی اصل تقیه را اصلی مشروع دانستهاند. اصولاً هر کس مطالعه مختصری در تفسیر و فقه اسلامی داشته باشد میداند که اصل تقیه از اصول اسلامی است و نمیتوان آیات ذکر شده و نیز عمل مؤمن آل فرعون در کتمان ایمان خویش و اظهار خلاف آن را در قرآن(سوره غافر ، آیه 28) [۳] نادیده گرفت و تقیه را به طور کلی منکر شد. هم چنین تقیه منحصر به ضرر جانی نبوده و حتی ضرر مالی نیز مجوّز تقیه است مالی که حرمت آن مانند حرمت خون مسلمان است و اگر کسی در راه آن کشته شود شهید میباشد. کارنامه زندگی خلفای اموی و عباسی سرشار از ظلم و ستم است، در آن روزگار نه تنها شیعیان به علت اظهار عقیده مطرود و منزوی شدند بلکه محدثان اهل سنّت نیز در دوران مأمون در مسأله خلق قرآن غالباً راه تقیّه را در پیش گرفته و جز یک نفر همگی پس از صدور بخشنامه مأمون در باره خلق قرآن بر خلاف عقیده قلبی خویش موافقت نشان دادند که داستان آن در تاریخ آمده است.
هم چنین ابوهریره یکی از راویان اهل سنت میگوید من از پیامبر(ص) دوگونه تعالیم و دستورات دریافت کردهام برخی را در میان مردم منتشر کردم ولی از نشر برخی دیگر خودداری کردم چه اگر انجام میدادم کشته میشدم. اصولاً باید توجه داشت که اگر نکوهشی در تقیه هست در اصل متوجه مسبّبان آن است، کسانی مستوجب نکوهشند که به جای اجرای عدل و رأفت اسلامی سختترین و کشندهترین اختناقهای سیاسی و مذهبی را بر پیروان عترت نبوی تحمیل میکردند نه کسانی که از روی ناچاری برای حفظ جان و مال و ناموس خویش، به تقیه پناه میبرند. و شگفت این جاست که بعضیها به جای نکوهش مسبّبان تقیه، یعنی حاکمان ظالم، تقیه کنندگان، یعنی مظلومان را نکوهش کرده و متهم به نفاق میکنند. از مجموع آن چه ذکر شد روشن میشود تاریخچه تقیّه علاوه بر دوران حضرت رسول اکرم(ص) به زمان حضرت موسی(ع) نیز باز میگردد هم چنین علاوه بر شیعیان، اهل سنّت نیز در مواردی برای حفظ جانشان از تقیه استفاده کردهاند.
آن چه ذکر شد از منابع تفسیری و روائی اهل سنّت مانند تفسیر رازی و تفسیر طبری و روح المعانی و محاسن التأویل نقل شده است.
در پایان قول فخررازی را از تفسیر رازی در باب تقیّه نقل میکنیم؛ او میگوید تقیّه برای حفظ جان جائز است و آیا برای حفظ مال جائز است؟ میتوان حکم به جواز نمود برای این که حضرت پیامبر(ص) فرمود حرمت مال مسلمان، مانند حرمت خونش است هم چنین در روایتی دیگر میفرماید: اگر کسی برای مالش کشته شود پس او شهید است [۴] .
پانویس
- ↑ سوره نحل، آیه 106.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 28.
- ↑ وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللّهُ وَ قَدْ جاءَکُمْ بِالْبَیِّناتِ مِنْ رَبِّکُمْ وَ إِنْ یَکُ کاذِبًا فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صادِقًا یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذی یَعِدُکُمْ إِنَّ اللّهَ لا یَهْدی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّابٌ:و مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان میداشت گفت: «آیا میخواهید مردی را بکشید به خاطر این که میگوید: پروردگار من «اللّه» است، در حالی که دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت؛ و اگر راستگو باشد، (لااقل) بعضی از عذابهایی را که وعده میدهد به شما خواهد رسید؛ خداوند کسی را که اسرافکار و بسیار دروغگوست هدایت نمیکند.
- ↑ مفاتیح الغیب ( التفسیر الکبیر) ج3 ص195.







