فرهنگ مصادیق:تقیّه و کاربرد آن در اسلام

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تقیّه و کاربرد آن در اسلام

سوال

آیا تقیّه نوعی دروغ محسوب می شود؟ آیا در مذاهب اهل سنت تقیّه وجود دارد؟ بعضیها این دروغ را به امام جعفر صادق(ع) نسبت می دهند و به خاطر همین در مذهب جعفری دروغ به رسمیت شناخته است، و شیعه با تکیه به این تجویز به راحتی دروغ می گوید. آیا چنین نسبتهایی واقعیت دارد؟

پاسخ

یکی از تعالیم قرآن این است که در مواردی که جان و عرض و مال یک فرد مسلمان در اثر اظهار عقیده به خطر افتاد می تواند عقیده خود را کتمان کند. در اصطلاح شرعی به این امر تقیّه گفته می شود جواز تقیه نه تنها مدرک شرعی دارد بلکه عقل و خرد نیز بر درستی و لزوم آن در شرایط حساس گواهی می دهد چه از یک طرف حفظ جان و مال و آبرو لازم است و از طرف دیگر عمل بر وفق یک وظیفه دینی است اما در مواردی که اظهار عقیده جان و مال و آبروی شخص را به خطر می افکند و این دو وظیفه عملاً با هم تزاحم و اصطکاک می یابند طبعاً حکم عقل و خرد آن است که انسان وظیفه و تکلیف مهم تر را بر دیگری مقدم بدارد. در حقیقت تقیه سلاح ضعفا در مقابل اشخاص قدرتمند و بی رحم است و پیداست که اگر تهدیدی در کار نباشد انسان نه عقیده خویش را کتمان می کند و نه بر خلاف اعتقاد خود عمل می نماید. قرآن در مورد عمار یاسر و (کسانی که اصولاً در چنگ کافران گرفتار شده و به رغم ایمان استوار قلبی خویش، صورتاً برای تخلص از آنان لفظ کفر را بر زبان جاری می کنند) چنین می فرماید:« مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏ ، کسانی که بعد از ایمان کافر شوند -به جز آنها که تحت فشار واقع شده اند در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است، آری، آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده اند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظیمی در انتظارشان!» [۱]
در آیه دیگر می فرماید:« لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ، افراد باایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند؛ و هر کس چنین کند، هیچ رابطه ای با خدا ندارد (و پیوند او به کلّی از خدا گسسته می شود)؛ مگر این که از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهای مهمتری تقیّه کنید). خداوند شما را از (نافرمانی) خود، بر حذر می دارد؛ و بازگشت (شما) به سوی خداست» [۲]
مفسران اسلامی در شرح این دو آیه همگی اصل تقیه را اصلی مشروع دانسته اند. اصولاً هر کس مطالعه مختصری در تفسیر و فقه اسلامی داشته باشد می داند که اصل تقیه از اصول اسلامی است و نمی توان آیات ذکر شده و نیز عمل مؤمن آل فرعون در کتمان ایمان خویش و اظهار خلاف آن را در قرآن(سوره غافر ، آیه 28) [۳] نادیده گرفت و تقیه را به طور کلی منکر شد. هم چنین تقیه منحصر به ضرر جانی نبوده و حتی ضرر مالی نیز مجوّز تقیه است مالی که حرمت آن مانند حرمت خون مسلمان است و اگر کسی در راه آن کشته شود شهید می باشد. کارنامه زندگی خلفای اموی و عباسی سرشار از ظلم و ستم است، در آن روزگار نه تنها شیعیان به علت اظهار عقیده مطرود و منزوی شدند بلکه محدثان اهل سنّت نیز در دوران مأمون در مسأله خلق قرآن غالباً راه تقیّه را در پیش گرفته و جز یک نفر همگی پس از صدور بخشنامه مأمون در باره خلق قرآن بر خلاف عقیده قلبی خویش موافقت نشان دادند که داستان آن در تاریخ آمده است.
هم چنین ابوهریره یکی از راویان اهل سنت می گوید من از پیامبر(ص) دوگونه تعالیم و دستورات دریافت کرده ام برخی را در میان مردم منتشر کردم ولی از نشر برخی دیگر خودداری کردم چه اگر انجام می دادم کشته می شدم. اصولاً باید توجه داشت که اگر نکوهشی در تقیه هست در اصل متوجه مسبّبان آن است، کسانی مستوجب نکوهشند که به جای اجرای عدل و رأفت اسلامی سخت ترین و کشنده ترین اختناقهای سیاسی و مذهبی را بر پیروان عترت نبوی تحمیل می کردند نه کسانی که از روی ناچاری برای حفظ جان و مال و ناموس خویش، به تقیه پناه می برند. و شگفت این جاست که بعضیها به جای نکوهش مسبّبان تقیه، یعنی حاکمان ظالم، تقیه کنندگان، یعنی مظلومان را نکوهش کرده و متهم به نفاق می کنند. از مجموع آن چه ذکر شد روشن می شود تاریخچه تقیّه علاوه بر دوران حضرت رسول اکرم(ص) به زمان حضرت موسی(ع) نیز باز می گردد هم چنین علاوه بر شیعیان، اهل سنّت نیز در مواردی برای حفظ جانشان از تقیه استفاده کرده اند.
آن چه ذکر شد از منابع تفسیری و روائی اهل سنّت مانند تفسیر رازی و تفسیر طبری و روح المعانی و محاسن التأویل نقل شده است.
در پایان قول فخررازی را از تفسیر رازی در باب تقیّه نقل می کنیم؛ او می گوید تقیّه برای حفظ جان جائز است و آیا برای حفظ مال جائز است؟ می توان حکم به جواز نمود برای این که حضرت پیامبر(ص) فرمود حرمت مال مسلمان، مانند حرمت خونش است هم چنین در روایتی دیگر می فرماید: اگر کسی برای مالش کشته شود پس او شهید است [۴] .

پانویس

  1. سوره نحل، آیه 106.
  2. سوره آل عمران، آیه 28.
  3. وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَإِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِنْ يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ
    و مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می داشت گفت: «آیا می خواهید مردی را بکشید به خاطر این که می گوید: پروردگار من «اللّه» است، در حالی که دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت؛ و اگر راستگو باشد، (لااقل) بعضی از عذابهایی را که وعده می دهد به شما خواهد رسید؛ خداوند کسی را که اسرافکار و بسیار دروغگوست هدایت نمی کند.
  4. مفاتیح الغیب ( التفسیر الکبیر) ج3 ص195.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت: 95/03/25
بازگشت به تقیّه