کتابخانه:نیت و عبادت: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(ج: دعا و یاد خدا و خوبان)
(فصل هفتم: فلسفه عبادت)
سطر ۴۰۸: سطر ۴۰۸:
 
«... وَ اَهواهُمْ عَلَیْکَ مَنْ اَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ یَعبدُ غَیرَکَ»؛<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۵۲.</ref> ... و پست‌ترین افراد نزد تو کسی است که روزی تو را می‌خورد و بندگی غیر تو را می‌کند.<br/>
 
«... وَ اَهواهُمْ عَلَیْکَ مَنْ اَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ یَعبدُ غَیرَکَ»؛<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۵۲.</ref> ... و پست‌ترین افراد نزد تو کسی است که روزی تو را می‌خورد و بندگی غیر تو را می‌کند.<br/>
 
=== فصل هفتم: فلسفه عبادت ===
 
=== فصل هفتم: فلسفه عبادت ===
 +
از آنجا که دستورات خدای خالق و دین اسلام همراه با حکمت و به صلاح زندگی فردی و جمعی و دنیوی و اخروی انسان‌ها و امت می‌باشد، به برخی از احادیث در این باب اشاره می‌شود:<br/>
 +
امام رضاعلیه السلام در بیان علت عبادت می‌فرماید:<br/>
 +
«لِئَلّا یَکُونُوا ناسینَ لِذِکْرِهِ وَ لاتارِکینَ لاَدبه و لا لاهینَ عَنْ اَمْرِهِ و نَهیهِ، اِذا کانَ فیهِ صَلاحُهم وَ قوامُهم فَلو تُرِکوُا بِغَیر تعبّدٍ لَطالَ عَلَیهم الْاَمَد فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ»؛<ref>علل الشرایع، ص ۲۵۶.</ref> تا آن که مردم یاد خدا را فراموش نکنند و آدب لازم را نسبت به پرودگار وانگذارند و از اوامر و نواهی او غافل نشوند چرا که مصلحت و قوام آنان در این است. پس اگر بدون [[تعبد]] و بندگی او رها می‌شدند، بعد از مدتی دل‌های آنان سخت و تباه می‌شد.<br/>
 +
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«وَ عَنْ ذلِکَ ما حَرسَ اللَّه عِبادهِ المؤْمِنینَ بالصَّلواتَ وَ الَزَّکواتِ وَ مُجاهدةِ الصیامِ فی الاَیّامِ المَفروضاتِ تَسکیناً لاَطرافهمْ وَ تَخشیعاً لابصارِهِمْ وَ تَذْلیلاً لِنُفوسِهِمْ وَ تَخْفیضاً (تخضیعاً) لِقُلوبِهِمْ وَ اذْهاباً لِخیلاء عنهم وَ لما فی ذلک مِنْ تَعفیر عتاق الوُجوهُ بالتّراب تواضعاً وَ التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغراً وَ لحوق البطون بالمئون مِنَ الصّیام تذلّلاً مَعَ ما فی الزَّکاة مِنْ صَرْفِ ثَمَرات الاَرض و غیر ذلک الی اَهل المَسکَنة وَ الفَقْر وَ الی ما فی هذه الاَفعال من قمع نواجم الفخر و قدع (قطع) طوالع الکبر»؛<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ترجمه محمد دشتی.</ref> و اینگونه خداوند بندگانش را با [[نماز]] و زکات و تلاش [[روزه]] داری حفظ کرده است تا اعضا و جوارحشان آرام و دیدگانشان خاضع و جان و روان‌شان فروتن و دل‌هایشان متواضع باشد. تکبّر و خودپسندی از آنان دور شود؛ زیرا در سجده بهترین جای صورت را به خاک مالیدن فروتنی آورد و قرار دادن اعضای پر ارزش بدن بر زمین اظهار کوچکی کردن است. و [[روزه]] گرفتن و چسبیدن شکم به پشت، باعث تواضع انسان و پرداخت زکات بر ثمرات زمین و غیر آن جهت نیازمندی‌های فقرا و مستمندان است.<br/>
 +
به آثار عبادت بنگرید که چگونه شاخه‌های تکبّر و فخر نمودن‌ها را درهم می‌شکند و از رویش خودپرستی و خودخواهی جلوگیری می‌نماید.<br/>
 +
و در حدیث دیگری می‌فرماید:<br/>
 +
«فَرَضَ اللَّهُ الاِیمانَ تَطهیراً مِنَ الشِّرکِ وَ الصَّلاة تَنْزیهاً عَنِ الْکِبْرَ وَالزَّکاةَ تَسْبیباً لِلرِّزْقِ وَ الصیامَ اِبْتِلاءً لِاِخْلاص الْخَلقِ وَ الْحَج تَقربَةً لِلدِّین وَالْجِهاد عَِزَّا لِلْاِسلام وَ الامر بالمعروف مَصلحةً لِلْعَوام وَالنهی عَنِ المُنْکَرِ رِدْعَاً للسُّفَهاء وَ صِلَة الرحم مِنْ نَماةً لِعَدد وَ الْقصاصَ حَقْنَاً للدِّماء وَ اِقامَةَ الحُدود اِعْظاماً لِلْمَحارم وَ تَرکَ شرب الْخَمر تحصیناً للعَقل وَ مُجانبة السِّرقةِ ایجاباً للعفَّة وَ تَرک الزِّنی تَحصیناً للنَّسب... وَ الطاعة تَعظیماً لِلاِمامة»؛<ref>همان، حکمت ۲۵۲.</ref> و خداوند [[ایمان]] را واجب نمود برای پاکسازی (دل‌های بندگان) از شرک و واجب کرد [[نماز]] را برای جلوگیری و بازداشتن کم خردان (از گناهان و زشتی‌ها) و صله رحم را جهت فراوانی و افزایش خویشاوندان و قصاص را برای پاسداری از خون‌ها، و [[اجرای حدود]] را برای بزرگداشت محرمات و ترک می‌گساری را برای سلامت عقل و دوری از دزدی را برای تحقق عفت و پاکی، و ترک [[زنا]] را برای سالم ماندن نسل و نسبت آدمی... و اطاعت از امام را واجب فرمود برای بزرگداشت مقام امامت و رهبری (تا در پرتو تبعیّت از او بندگان به کمال و سعادت برسند).<br/>
 +
و در بیانی دیگر می‌فرماید:<br/>
 +
«تَعاهَدُوا اَمْرَ الصَّلوة... وَ تَقَرِّبوا بِها... وَ اَنَّها لَتُحتُّ الذُّنوب حَتَّ الْوَرق وَ تُطْلِقُها اِطْلاقَ الرّیق وَ شبهَّها رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم بِالْحُمة تکون علی باب الرجل فهو یَغتسلُ فیها فی الیوم وَ الَّلیلة خَمْسَ مَراتٍ فَما عَسی اَنْ یَبقی علیه مِنَ الدَّرن و قَدْ عرف حَقَّها رجال من المؤْمنین الذین لاتَشْغَلُهم عَنْها زینَةُ مَتاعٍ وَ لا قُرة عَیْنٍ مِن وَلَدٍ وَ لا مال...»؛<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹.</ref> [[نماز]] را (خواندن و اقامه آن ار) برعهده گیرید... و با [[نماز]] خود را به خدا نزدیک کنید... همانا [[نماز]] گناهان را چونان برگ‌های پاییزی می‌ریزد و بندها (و زنجیرهای بردگی وگناه) را می‌گشاید. پیامبرصلی الله علیه وآله [[نماز]] را به چشمه آب گرمی که بر در خانه مردی باشد، تشبیه کرده که شبانه روزی پنج نوبت خود را در آن شستشو دهد، پس هرگز چرک و آلودگی در بدن او نماند و حقّ [[نماز]] را مؤمنانی شناختند که زیور دنیا و روشنی چشمشان یعنی فرزند و ثروت مانع نمازشان نشود.<br/>
 +
و در بیانی دیگر نسبت به ذکر که نتیجه عبادت خداست می‌فرماید:<br/>
 +
«جَعَلَ الذِّکْرَ جَلاءَ لِلْقُلوب، تَسْمَع بِهِ بَعد الْوَقْرِةِ وَ تُبْصِرُ بَعْدَ الْعَشْوَةِ وَ تَنْقادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعانَدةِ وَ ما بَرِحَ للَّه (عزَّت آلاؤه) فی الْبُرْهَة وَ فی اَزْمان الفَتراتِ عِبادٌ ناجاهُم فی فکْرِهم وَ کَلَّمُهم فی ذاتِ عُقُولُهُمْ فاسْتَصبحوا بِنُور یَقْظَةٍ فی الْاَبصار وَ الاَسماعِ وَ الاَفئِدَة...»؛<ref>همان، خطبه ۲۲۲.</ref><br/>
 +
همانا خدای سبحان و بزرگ، یاد خود را روشنی بخش دل‌ها قرار داد تا گوش پس از ناشنوایی بشنود و چشم پس از کم نوری بنگرد وانسان بعد از دشمنی رام گردد. خداوند (نعمت‌هایش گرانقدر است) در زمان‌های مختلف روزگار و در دوران جدایی جامعه از رسالت، بندگانی داشته که با آنان در گوش جانشان زمزمه می‌کرد و در درون عقلشان با آنان سخن می‌گفت... .<br/>
 +
=== فصل هشتم: تداوم عبادت ===
 +
بدیهی است انسان موجودی است که باید آهنگ و آداب تربیت در کنار دل و جان او استمرار یابد تا گرفتار غفلت و فراموشی نشود و به رشدِ لایقِ به حالش برسد، همانگونه که در طبیعت باید پیوسته آب به طور نظم و مناسب به درخت و نهال برسد تا شکوفا شده، سایه و ثمر دهد و روایات این فصل بر این اصل اخلاقی تأکید دارد، باشد که در اثر تداوم و تکرار، خیر و خوبی در نهان آدمی نهادینه و ملکه گردد.<br/>
 +
امام سجّادعلیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«اِنّی لَاُحبُّ اَنْ أدامَ عَلی الْعَمَلِ وَ اِنْ قَلَّ»؛<ref>وسائل الشعیه، ج‌۱، ص ۷۰.</ref> من دوست دارم استمرار بر عمل را اگرچه کار خوب کم و کوتاه باشد.<br/>
 +
امام باقر علیه السلام فرمود:<br/>
 +
«ما مِنْ شَی‌ءٍ اَحَبُّ اِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ عَمَلٍ یُداوِمُ عَلیهِ وَ اِنْ قَلَّ»؛<ref>همان.</ref> عمل و عبادتی بیشتر محبوب خداست که تداوم داشته باشد، هر چند اندک باشد.<br/>
 +
امام صادق علیه السلام فرمود:<br/>
 +
«اِیّاکَ اَنْ تُفرض عَلی نَفْسکَ فَریضة فتفارقها اثنی عشر هلالاً»؛<ref>همان.</ref> مبادا عبادت و عملی را بر خود فرض کنی لیکن دوازده هلال و ماه از آن دوری کنی!<br/>
 +
امام علی‌علیه السلام فرمود:<br/>
 +
«قلیلٌ یَدُوم خَیْرٌ مِنْ کَثیر مملولٌ منه»؛<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۴۴، ۲۷۸.</ref> اندکی که استمرار داشته باشد، بهتر است از کار بسیاری که رنج آور باشد.<br/>
 +
رسول گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله فرمود:<br/>
 +
«وَاَقْبَحَ مِنْ ذلِکَ العابِدُ للَّهِ ثُمَّ یَدعَ عِبادَته»؛<ref>وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۷۱.</ref> و زشت‌تر از این امور عابدی است که مدتی بندگی خدا کند و آن گاه رها کند آن عبادت را (و ادامه ندهد).<br/>
 +
در بیانی دیگر فرمود:<br/>
 +
«اَحَبّ الْاَعْمالِ اِلَی اللَّهِ اَدْوَمَها وَ اِنْ قَلَّ»؛<ref>نهج الفصاحة، ص ۷۳.</ref> محبوب‌ترین کارها نزد خدا کاری است که دوام بیشتر داشته باشد.<br/>
 +
امام علی‌علیه السلام در فرازهای زیبایی می‌فرماید:<br/>
 +
«دَوامُ الْعِبادَةِ بُرهانُ الظَّفَرِ بِالسَّعادَة»؛<ref>غررالحکم، ج ۴، ص ۱۴، ح ۵۱۴۲.</ref> استمرار عبادت دلیل پیروزی و رسیدن به سعادت است.<br/>
 +
«بِدَوامِ ذکر اللَّه تُنجابُ الْغَفْلَة»؛<ref>همان، ج ۳، ص ۱۳۸، ح ۴۲۶۴.</ref> به سبب تداوم ذکر قلبی و یاد خدا غفلت زایل گردد.<br/>
 +
«دَوامُ الذِّکْرِ یُنیرُ الْقَلْب وَ الْفِکْر»؛<ref>همان، ج ۴، ص ۱۳، ح ۵۱۳۹.</ref> دایم بودن یاد خدا دل و اندیشه را روش می‌سازد.<br/>
 +
«خَیْرُ العبادات اَقْرَبها بالْاَمْنِ وَ اَخْلَصَها مِنَ الآفاتِ وَ اَدْوَمُها وَ اِنْ قَلَّ»؛<ref>میزان الحکمة، ج ۶، ص ۲۱.</ref> بهترین عبادت‌ها نزدیک‌ترین آنها به آسایش خاطر و خالص‌ترین آنها از آفت‌ها و مداوم‌ترین آنهاست، گرچه اندک باشد.<br/>
 +
=== فصل نهم: مراتب عبادت ===
 +
امام صادق علیه السلام فرمود:<br/>
 +
«إِنَّ النَّاسَ یَعْبُدُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ فَطَبَقَةٌ یَعْبُدُونَهُ رَغْبَةً فِی ثَوَابِهِ فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْحُرَصَاءِ وَ هُوَ الطَّمَعُ وَ آخَرُونَ یَعْبُدُونَهُ خَوْفاً مِنَ النَّارِ فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ هِیَ رَهْبَةٌ وَ لَکِنِّی أَعْبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْکِرَامِ وَ هُوَ الْأَمْنُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ فَمَنْ أَحَبَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ تَعَالَی کَانَ مِنَ الآْمِنِینَ وَ هذا مَقامٌ مَکْنُونٌ لا یَمسُّهُ الّا المُطَهَّروُنَ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۸ و ۱۹۸؛ تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۳۷.</ref><br/>
 +
مردم خداوند را بر سه گونه می‌پرستند: گروهی از روی میل به ثواب و انتظار اجر، خدا را پرستش می‌کنند که این عبادت حریصان است و همان طمع می‌باشد. گروهی دیگر به خاطر ترس از آتش دوزخ، بندگی خدا می‌کنند که این پرستش بردگان و همان ترس است. ولیکن من خدا را به جهت این‌که او را دوست دارم، عبادت می‌کنم و این همان عبادت کریمان است زیرا خداوند متعال می‌فرماید: «بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد» پس هر کسی که خدای (عزّوجلّ) را دوست داشته باشد خدا نیز او را دوست خواهد داشت و آن‌که محبوب خدا شد از ایمنی یافتگان است. و این مقام مستور و پوشیده‌ای است که جز پاکیزگان به آن دست نیابند.<br/>
 +
امیرالمؤمنین علی‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْکَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ»؛<ref>نهج البلاغه (فیض الاسلام)، حکمت ۲۲۹ و ۲۳۷.</ref><br/>
 +
گروهی خداوند را از روی رغبت (در ثواب) می‌پرستند که این عبادت تاجران است و گروهی دیگر از روی ترس خدا را عبادت می‌کنند که آن عبادت بردگان می‌باشد و گروهی از جهت شکرگزاری عبادت پروردگار را بجای می‌آورند که این عبادت آزادگان است.<br/>
 +
از مواعظ خداوند متعال:<br/>
 +
«یا اَحْمَدُ... اَوَّلُ الْعِبادَةِ الصُّمْتُ وَ الصُّوْمُ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۲۷.</ref><br/>
 +
یا احمد... سرآغاز بندگی سکوت و [[روزه]] است.<br/>
 +
امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«اِلْاِخلاصُ (الجود فی اللَّه) عِبادَةُ المُقَرَّبین»؛<ref>میزان الحکمه، ج ۱، ص ۷۵۴.</ref><br/>
 +
اخلاص (بخشش در راه خدا) عبادت مقربین است.<br/>
 +
رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:<br/>
 +
«اَلا اُخبرکُمُ باَیْسَرِ الْعِبادَة وَ اَهْوَنُها عَلَی الْبَدَنِ الصُّمْتُ وَ حُسْنُ الخُلْقِ»؛<ref>نهج الفصاحة، ص ۸۷ و ۴۶۲.</ref><br/>
 +
آیا شما را به آسان‌ترین و راحت‌ترین عبادت‌ها بر بدن آگاه کنم، آن عبارت از سکوت و خلق و خوی نیکو است.<br/>
 +
امام رضاعلیه السلام در جواب سؤال ابو قرّه فرمود:<br/>
 +
«إِنَّ اللَّهَ اسْتَعْبَدَ خَلْقَهُ بِضُرُوبٍ مِنَ الْعِبَادَةِ وَ لِلَّهِ مَفَازِعُ یَفْزَعُونَ إِلَیْهِ وَ یُسْتَعْبَدُ [ مُسْتَعْبَدٌ] فَاسْتَعْبَدَ عِبَادَهُ بِالْقَوْلِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ وَ التَّوْجِیهِ وَ نَحْوِ ذَلِک...»؛<ref>بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۳۴۶.</ref><br/>
 +
خداوند متعال آفریدگان خود را به ا نواع عبادت فرا خوانده... و بندگان خود را به پرستش به وسیله گفتار، دانش، عمل، توجّه و امثال آن واداشته است.<br/>
 +
=== فصل دهم: عبادت نیکو ===
 +
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:<br/>
 +
«اَعْظَمُ الْعِبْادَةِ اَجْرَاً اَخْفاها»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۵۱.</ref><br/>
 +
برترین عبادت از جهت پاداش مخفی‌ترین آن است.<br/>
 +
«وَ أحْسَنَ الْقَصْدِ فِی الْعِبادَةِ»؛<ref>نهج الفصاحة، ح ۲۶۰۸.</ref><br/>
 +
و چه نیکو است اعتدال و میانه روی در عبادت.<br/>
 +
«مِنْ حُسْنِ عِبادَةِ الْمَرءِ حُسْنُ ظَنِّهِ»؛<ref>نهج الفصاحة، ح ۳۰۴۲.</ref><br/>
 +
خوبی و نیکویی عبادت انسان، حسن ظن او است.<br/>
 +
امام صادق‌علیه السلام به عمار ساباطی فرمود:<br/>
 +
«یَا عَمَّارُ الصَّدَقَةُ وَ اللَّهِ فِی السِّرِّ أَفْضَلُ مِنَ الصَّدَقَةِ فِی الْعَلَانِیَةِ وَ کَذَلِکَ وَ اللَّهِ الْعِبَادَةُ فِی السِّرِّ أَفْضَلُ مِنْهَا فِی الْعَلَانِیَةِ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۱، ص ۵۷.</ref><br/>
 +
ای عمار! صدقه در نهان برتر است از صدقه آشکار و همچنین به خدا سوگند عبادت در خفا بهتر است از عبادت آشکارا.<br/>
 +
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«اِذَا اَحَبَّ اللَّهُ عَبْدَاً أَلْهَمَهُ حُسْنُ الْعِبادَةِ»؛<ref>غرر الحکم، ص ۱۹۸، ح ۳۹۳۵.</ref><br/>
 +
هنگامی که خداوند بنده‌ای را دوست داشته باشد، نیکی عبادت را به او الهام می‌کند.<br/>
 +
«مَنْ حَسُنَتْ یَقینُهُ حَسُنَتْ عِبادَتُهُ»؛<ref>غرر الحکم، ص ۶۲، ح ۷۴۹.</ref><br/>
 +
هر کس یقین او نیکو باشد عبادت او نیکو خواهد شد.<br/>
 +
«بِالْیَقینِ تَمَّ الْعِبادِة»؛<ref>غرر الحکم، ص ۶۲، ح ۷۰۷.</ref><br/>
 +
با یقین و باور قلبی، عبادت کامل می‌گردد.<br/>
 +
«مَنْ قَنَعَ حَسُنَتْ عِبادَتِهِ»؛<ref>غرر الحکم، ص ۳۹۳، ح ۹۰۸۵.</ref><br/>
 +
هر کس (به آنچه دارد و خدا به او داده است) قانع باشد عبادت او نیکوتر و بهتر خواهد شد.<br/>
 +
«نِعْمَ عُونُ الْعِبادَةِ السَّهْر»؛<ref>غرر الحکم، ص ۳۱۹، ح ۷۳۸۷.</ref><br/>
 +
خوب کمکی است برای عبادت، شب زنده‌داری.<br/>
 +
«عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ فِی الْمَطاعِمِ فَاِنَّهُ اَبْعَدَ مِن السَّرفِ و اَصحَّ لِلْبَدَنِ وَ اَعونُ عَلی الْعِبادَةِ»؛<ref>عیون الحکم و المواعظ، علی بن محمّد لیثی واسطی، ص ۳۴۱ و غرر الحکم، ص ۳۵۳، ح ۸۰۶۸.</ref><br/>
 +
بر شما باد به اقتصاد و میانه‌روی در طعام و غذاها، چرا که موجب دوری از [[اسراف]] و باعث صحت بدن بوده و کمکی است برای عبادت.<br/>
 +
امام زین العابدین علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«لا عِبادِةُ اِلّا بِالتَّفَقُّهِ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۰۷.</ref><br/>
 +
عبادت (صحیح و کامل) نیست جز با دانش و آگاهی.<br/>
 +
ابوعبیده حذّاء می‌گوید: از امام باقرعلیه السلام شنیدم می‌فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: خداوند متعال می‌فرماید:<br/>
 +
«إِنَّ مِنْ أَغْبَطِ أَوْلِیَائِی عِنْدِی رَجُلاً خَفِیفَ الْحَالِ ذَا حَظٍّ مِنْ صَلَاةٍ أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ بِالْغَیْب...»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۵۷.</ref><br/>
 +
همانا از خوشحال‌ترین اولیاء و دوستانم در نزد من فردی است سبک‌بال، دارای حظّ و نصیبی از نماز، که عبادت پروردگارش را در نهان به نیکی انجام دهد.<br/>
 +
امام صادق علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«أَوْحَی اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِلَی دَاوُدَ ذَکِّرْ عِبَادِی مِنْ آلَائِی وَ نَعْمَائِی...وَ حُسْنُ الظَّنِّ یَدْعُو إِلَی حُسْنِ الْعِبَادَةِ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۹۰.</ref><br/>
 +
خداوند متعال به داودعلیه السلام وحی کرد: بندگانم را نسبت به نعمت‌هایم یادآوری کن... و حسن ظن، (انسان را) به حسن عبادت و انجام نیک آن فرا می‌خواند.<br/>
 +
زید بن علی از پدرش امام سجادعلیه السلام نقل می‌کند:<br/>
 +
«اَلْوَرَعُ نِظامُ الْعِبادَةِ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۰۸.</ref><br/>
 +
ورع و پرهیزکاری نظام عبادت و بندگی است.<br/>
 +
از مواعظ خداوند متعال است:...<br/>
 +
«ُ یَا أَحْمَدُ الْوَرَعُ یَفْتَحُ عَلَی الْعَبْدِ أَبْوَابَ الْعِبَادَةِ فَتَکَرَّمَ بِهِ عِنْدَ الْخَلْقِ وَ یَصِلُ بِهِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَل»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۲۷.</ref><br/>
 +
یا احمد پرهیزکاری درهای عبادت را به سوی بنده می‌گشاید، پس به وسیله آن نزد خلق عزیز می‌گردد و به خدای (عزّوجلّ) می‌رسد.<br/>
 +
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«فَضیلَةُ السّادَةِ حُسْنُ الْعِبادَةِ»؛<ref>غرر الحکم، ص ۱۹۹، ح ۳۹۳۷.</ref><br/>
 +
فضیلت بزرگان در نیکویی عبادت است.<br/>
 +
«مَنْ تَوَرَّعَ حَسُنَتْ عِبادِتِهِ»؛<ref>غرر الحکم، ص ۲۷۴، ح ۵۹۹۹.</ref><br/>
 +
هر کس ورع بورزد، عبادتش نیکو خواهد شد.<br/>
 +
«صَلاحُ الْعِبادَةِ التِّوَکُّل»؛<ref>غرر الحکم، ۱۹۶، ۳۸۵۸.</ref><br/>
 +
صلاح عبادت، توکل به خداست.<br/>
 +
«فی الْاِنْفِرادِ لِعِبادَةِ اللَّهِ کُنُوزُ الاَرْباح»؛<ref>غرر الحکم، ص ۱۹۸، ح ۳۹۳۶.</ref><br/>
 +
در اختصاص به عبادت و بندگی پروردگار گنجینه‌هایی سودمند است.<br/>
 +
رسول خداصلی الله علیه وآله می‌فرماید:<br/>
 +
«اُعْبَد اللَّه کأنَّکَ تَراهُ فَاِنْ کُنْتُ لا تَراهُ فَاِنَّهُ یَراکَ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۷۴.</ref><br/>
 +
ای ابوذر! خداوند را چنان عبادت کن که گویا او را می‌بینی و اگر تو او را نمی‌بینی، همانا او تو را می‌بیند.<br/>
 +
امام صادق علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می‌فرماید:<br/>
 +
«اَلا لا خَیْرَ فِی عِبادَةِ لَیسَ فیها تَفَکُّرِ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۲، ص ۴۹.</ref><br/>
 +
آگاه باشید در عبادتی که خالی از [[تفکّر]] باشد خیری نیست.<br/>
 +
از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است:<br/>
 +
«خُذُوا مِن الْعِبادَةِ ما تَطیقُونَ...»؛<ref>کنز العمال، ح ۵۳۰۱.</ref><br/>
 +
برگزینید و انجام دهید از عبادت، آن چه را طاقت و توان دارید.<br/>
 +
=== فصل یازدهم: لذّت عبادت ===
 +
فراوان می‌پرسند که چگونه می‌توان لذّت عبادت را درک کرد تا هم بانشاط و به دور از کسالت بهره معنوی وافر و خیر اخروی بیشتری ببریم و هم انگیزه بر انجام و استمرار آن داشته باشیم؟<br/>
 +
پاسخ این سؤال را در سخن و سیره پیشوایان دین و دنیا، انبیا و ائمه علیهم السلام خواهید یافت، آنان که با [[جهاد]] اکبر به این حالت و ملکه رسیده بودند و هر قدر مناجات (همراه عشق و اشک) می‌کردند و به معشوق و معبودشان تقرّب می‌یافتند، لذّت بیشتر می‌بردند.<br/>
 +
از مواعظ مسیح علیه السلام است:<br/>
 +
«بِحَقٍّ أَقُولُ لَکُمْ إِنَّهُ کَمَا یَنْظُرُ الْمَرِیضُ إِلَی طَیِّبِ الطَّعَامِ فَلَا یَلْتَذُّهُ مَعَ مَا یَجِدُهُ مِنْ شِدَّةِ الْوَجَعِ کَذَلِکَ صَاحِبُ الدُّنْیَا لَا یَلْتَذُّ بِالْعِبَادَةِ وَ لَا یَجِدُ حَلَاوَتَهَا مَعَ مَا یَجِدُ مِنْ حُبِّ الْمَال (من حلاوة الدنیا)»؛<ref>بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۳۲۵.</ref><br/>
 +
به راستی برای شما می‌گویم: چنان‌که مریض از نگاه به طعام پاکیزه (به جهت شدّت درد) لذّت نمی‌برد، اهل دنیا نیز از عبادت بهره‌مند نمی‌شود و شیرینی آن را نمی‌چشد (به جهت علاقمندی به مال و درک شیرینی دنیا).<br/>
 +
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«کَیْفَ یَجِدُ لَذَّةَ الْعِبَادَةِ مَنْ لَا یَصُومُ عَنِ الْهَوَی»؛<ref>غرر الحکم، ص ۱۹۹، ح ۳۹۳۸.</ref><br/>
 +
چگونه لذّت عبادت را درک کند کسی که از هوی پرهیز نمی‌کند؟<br/>
 +
«کَیْفَ یَتَمَتَّعُ بِالْعِبادَةِ مَنْ لَمْ یُعنه التَّوْفیقَ»؛<ref>غرر الحکم، ص ۲۰۳، ح ۴۰۰۵.</ref><br/>
 +
چگونه از عبادت بهره می‌برد کسی که توفیق همراهش نباشد.<br/>
 +
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«الصَّمْتُ شِعَارُ الْمُحَقِّقِینَ بِحَقَائِق... وَ مَعَهُ عَزْلُ الْهَوَی وَ رِیَاضَةُ النَّفْسِ وَ حَلَاوَةُ الْعِبَادَةِ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۸۴.</ref><br/>
 +
سکوت شعار کسانی است که به حقایقی دست یافته‌اند... و همراه سکوت است دوری از هوی و ریاضت نفس و شیرینی عبادت.<br/>
 +
امام موسی بن جعفر علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«یَا هِشَامُ أَوْحَی اللَّهُ إِلَی دَاوُدَ قُلْ لِعِبَادِی لَا یَجْعَلُوا بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْیَا فَیَصُدَّهُمْ عَنْ ذِکْرِی وَ عَنْ طَرِیقِ مَحَبَّتِی وَ مُنَاجَاتِی أُولَئِکَ قُطَّاعُ الطَّرِیقِ مِنْ عِبَادِی إِنَّ أَدْنَی مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلَاوَةَ عِبَادَتِی وَ مُنَاجَاتِی مِنْ قُلُوبِهِمْ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۵۴.</ref><br/>
 +
ای هشام! خداوند به داودعلیه السلام وحی کرد: به بندگانم بگو: میان من و خودشان عالِم شیفته به دنیا را واسطه قرار ندهند که آنها را از یاد من و طریق محبّتم و مناجاتم باز می‌دارند. این عالمان، راهزنِ بندگانم هستند. کمترین مجازات آنها این است که لذّت عبادت و مناجاتم را از دلشان بیرون می‌کنم.<br/>
 +
«... کانَ رَسُولُ اللَّه‌صلی الله علیه وآله وسلم یُصَلِّی حَتَّی یَتَوَرَّمَ قَدَمَاهُ وَ یَقُولُ أَ فَلَا أَکُونُ عَبْداً شَکُوراً أَرَادَ أَنْ یَعْتَبِرَ بِهِ أُمَّتُهُ فَلَا تَغْفُلُوا عَنِ الِاجْتِهَادِ وَ التَّعَبُّدِ وَ الرِّیَاضَةِ بِحَالٍ أَلَا وَ إِنَّکَ لَوْ وَجَدْتَ حَلَاوَةَ عِبَادَةِ اللَّهِ وَ رَأَیْتَ بَرَکَاتِهَا وَ اسْتَضَأْتَ بِنُورِهَا لَمْ تَصْبِرْ عَنْهَا سَاعَةً وَاحِدَةً وَ لَوْ قُطِّعْتَ إِرْباً إِرْباً فَمَا أَعْرَضَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْهَا إِلَّا بِحِرْمَانِ فَوَائِدِ السَّبْقِ مِنَ الْعِصْمَةِ وَ التَّوْفِیق»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۶۹.</ref><br/>
 +
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آن‌قدر [[نماز]] می‌خواند که قدم‌هایش متورّم می‌شد و می‌فرمود: آیا بنده شکرگزاری نباشم. منظور حضرت این بود که امتش عبرت بگیرند و از آن حضرت پیروی کنند. پس از تلاش و تعبّد و ریاضت در هیچ حال غافل نباشید، همانا تو اگر شیرینی عبادت را بچشی و برکاتش مشاهده کنی و از نور آن بهره‌مند شوی، یک ساعت هم طاقت جدایی از آن را نخواهی داشت، اگر چه قطعه قطعه شوی و کسی که از عبادت دوری می‌کند، نیست مگر به خاطر محروم شدن از فوائد گذشته که عصمت و توفیق باشد.<br/>
 +
پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله فرمود:<br/>
 +
«اَلنَّظَرُ اِلی مَحاسِنِ النِّساءِ سَهْمٌ مِنْ سَهامِ اِبْلیسِ فَمَنْ تَرَکَهُ اَذاقَهُ اللَّهُ طَعْمَ عِبادَةٍ تَسُرّهُ»؛<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۷۰.</ref><br/>
 +
نگاه کردن به زینت‌های زنان، تیری از تیرهای شیطان است، پس هر کس آن را ترک کند، خداوند عبادت را در کام او شیرین کند و او را شادمان سازد.<br/>
 +
همچنین از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل شده است:<br/>
 +
«وَ مَنْ اَعْرَضَ عَنْ مُحَرَّمٍ اَبْدَلَهُ اللَّهُ بِهِ عَبادَةَ تَسُرُّه»؛<ref>بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۱۲۱.</ref><br/>
 +
هر کس از حرامی دوری کند، خداوند آن را به توفیق عبادتی تبدیل نماید که او را شادمان گرداند.<br/>
 +
در اخبار داود علیه السلام آمده است:<br/>
 +
«ما لِاَوْلِیائی وَالْهَمَّ بِالدُّنیا؟ اِنَّ الْهَمّ یَذْهَبُ حَلاوَةَ مُناجاتی مِنْ قُلُوبِهِمْ یا داود اِنَّ مَحَبَّتی مِنْ اَوْلیائی اَنْ یَکوُنوا روحانییّن لایغتمونَّ»؛<ref>مسکن الفؤاد، ص ۸۰.</ref><br/>
 +
دوستا مرا چه که غم دنیا خورند، همانا غم دنیا شیرینی مناجات مرا از دل‌هایشان می‌برد. ای داود من دوست دارم دوستانم روحانی باشند و اندوه دنیا به خود راه ندهند.<br/>
 +
همچنین از مسیح بن مریم‌علیهما السلام نقل شده است:<br/>
 +
«بِحَقِّ اَقول لَکُمْ مَنْ لایُنَقّی مِنْ زَرْعَة الحَشیش یکثر فیه حَتی یَغمُرَهُ فَیُفْسِدَهُ وَ کذالِکَ مَن لایخرجُ مِنْ قَلْبِهِ حُبَّ الدُّنیا یَغمرهُ حَتّی لایَجِدَ الآخِرَةِ طَعْمَاً»؛<ref>تحف العقول، ص ۵۰۹.</ref><br/>
 +
حقیقتی را به شما بگویم، آن که علف‌های هرزه زارعت خود را وجین نکند، آنها زیاد گشته تا جایی که تمام مزرعه را می‌گیرد و زراعت را از بین می‌برد، همین طور کسی که محبّت دنیا را از دلش بیرون نکند ،دنیا دوستی، سراسر دلش را فراگیرد تا آنجا که هرگز لذّت و طعم آخرت دوستی را نچشد.<br/>
 +
آری، لذّت و گوارایی عبادت را زمانی خواهیم یافت که آفات و موانع آن (همانند هوسرانی و دنیادوستی و [[گناه]] و...) شناخته از خود دور سازیم و عوامل مفید و مؤثّر در این درک معنوی را (همانند معرفت، تقوا، تمرکز، لقمه حلال، خضوع و خشوع و...) در خود احیا کنیم.<br/>
 +
=== فصل دوازدهم: زینت عبادت ===
 +
به راستی زیور عبادت و چیزهایی که در زینت بخشیدن به آن مؤثر می‌باشد چیست؟ ابتدا امام حسن مجتبی علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«اِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَکَّی لَها»؛ همانا هر کس جویای عبادت است، خود را برای آن پاکیزه گرداند. (و به زیور عبادت آراسته شود)<br/>
 +
نیز امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«ما تَزَیَّنَ مُزَیِّنٌ بِمِثْلِ طاعَةُ اللَّه»؛<ref>غررالحکم، ح ۳۴۷۰.</ref> هیچ آراسته به زیوری مانند اطاعت خدا، آراسته نشده است.<br/>
 +
«اَلزّینَةُ بِحُسْنِ الصَّوابِ لا بِحُسْنِ الثّیاب»؛<ref>همان، ح ۵۵۰۳.</ref> زینت به زیبایی اعمال درست است نه به لباس و ظاهر نیکو.<br/>
 +
همچنین پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله می‌فرماید:<br/>
 +
«وَ السَّکینَةُ زینَةُ الْعِبادَةِ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۳۱.</ref> آرامش و طمأنینه، زینت عبادت است.<br/>
 +
«مَنْ رَزَقُهُ اللَّهُ حُبُّ الاَئِمَّةِ مِنْ اَهْلِ بَیتی اَصابَ خَیْرَ الدُّنیا و الآخِرَةِ فَلا یَشُکَّنَّ اَحدٌ اَنَّهُ فی الجَنَّةِ فَاِنَّ فی حُبِّ اَهلُ بیتی عشرینَ خَصْلَة، عَشَرَ مِنها فی الدُّنیا و عَشَرِ منها فی الآخِرَةِ امّا فی الدُّنیا فَالزُّهْدُ وَ الْحِرْصُ عَلَی الْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ فِی الدّینِ و الرَّغْبَتهِ فِی الْعِباَدة...»؛
 +
آن کس که خداوند دوستی ائمه از اهل بیت مرا روزی او کرده است، همانا به خیر دنیا و آخرت نائل شده است. پس کسی که در بهشتی بودن او تردید نکند، زیرا در [[دوستی اهل بیت]] من بیست خصلت وجود دارد. ده تا در دنیا و ده تا در آخرت. امّا در دنیا پس زهد، تلاش در عمل، ورع در دین، شوق و رغبت در عبادت... .<br/>
 +
نیز امام علی‌علیه السلام فرمود:<br/>
 +
«زینُ الْعِبادَةِ اَلْخُشُوعُ»؛ زینت عبادت خشوع است.<br/>
 +
=== فصل سیزدهم: عبادت خالص ===
 +
ارزش هر چیز به میزان پاکی و بی عیب و آفت بودن آن است، عبادت نیز، ارزش و قبولی آن به اخلاص و پاکی از آفات بستگی دارد یعنی عبادی بودن به میزان انقطاع از ما سوی اللَّه و خالص نمودن فکر و دل و انگیزه و عمل برای خداست و معصومین علیهم السلام و مخلصین بر اصل ارزشی اخلاص بر اهمیّت و حقیقت آن تأکید داشته که روایات در دو بخش (اهمیّت و جایگاه اخلاص - حقیقت اخلاص) می‌خوانیم.<br/>
 +
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«وَ مَنْ لَمْ یَخْتَلِفْ سَرُّهُ وَ عَلَانِیَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقَالَتُهُ فَقَدْ أَدَّی الْأَمَانَةَ وَ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ»؛<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۶.</ref><br/>
 +
کسی که آشکار و نهان و گفتار و کردارش متفاوت نباشد همانا امانت (الهی) را ادا کرده و عبادت خویش را خالصانه انجام داده است.<br/>
 +
«اَلْعِبادَةُ الْخالِصَةُ اَنْ لایَرجُو الرَّجُلَ اِلّا رَبَّهُ وَ لایَخافُ اِلّا ذَنْبَهُ»؛<ref>غرر الحکم، ص ۱۹۹، ح ۳۹۴۵.</ref><br/>
 +
عبادت خالص آن است که بنده جز به خداوند امیدوار نباشد و جز از [[گناه]] خویش نترسد.<br/>
 +
امام باقرعلیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«لَا یَکُونُ الْعَبْدُ عَابِداً لِلَّهِ حَقَّ عِبَادَتِهِ حَتَّی یَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِ إِلَیْهِ فَحِینَئِذٍ یَقُولُ هَذَا خَالِصٌ لِی فَیَتَقَبَّلُهُ بِکَرَمِهِ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۱.</ref><br/>
 +
بنده به حقیقت بندگی و عبادت خداوند نمی‌رسد مگر این‌که از همگان ببرد و به او بپیوندد در این هنگام خدا می‌فرماید: این عمل خالص برای من است، پس به کرم خود آن را می‌پذیرد.<br/>
 +
امام رضاعلیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام کَانَ یَقُولُ طُوبَی لِمَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ الْعِبَادَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ لَمْ یَشْغَلْ قَلْبَهُ بِمَا تَرَی عَیْنَاهُ وَ لَمْ یَنْسَ ذِکْرَ اللَّهِ بِمَا تَسْمَعُ أُذُنَاهُ وَ لَمْ یَحْزُنْ صَدْرَهُ بِمَا أُعْطِیَ غَیْرُهُ»؛<ref>بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۶۱.</ref><br/>
 +
همانا امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمود: خوشا به حال کسی که عبادت و دعا را خالصانه برای خدا انجام دهد و قلبش به آنچه دیدگانش بیند مشغول نگردد و یاد خدا را به خاطر آنچه گوش‌هایش می‌شنود فراموش نکند و از آنچه به دیگران عطا شده سینه‌اش غمگین نگردد.<br/>
 +
==== اهمیّت اخلاص در عبادت ====
 +
حضرت فاطمه‌علیها السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«مَنْ أَصْعَدَ إِلَی اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ»؛<ref>مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۰۸.</ref><br/>
 +
هر کس عبادت خالصش را به سوی خدا بالا بفرستد، خدای بزرگ هم برترین مصلحتش را به سوی او نازل فرماید.<br/>
 +
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«التَّقْوَی عَلَی ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ ... . وَ مَنْ کانَ اَتْقی کانَتْ عِبادَتُهُ اَخْلَص وَ اَطْهَر»؛<ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۹۶.</ref><br/>
 +
تقوْی بر سه وجه است... آن‌که تقوایش بیشتر و پرهیزگارتر باشد عبادتش خالص‌تر و پاک‌تر است.<br/>
 +
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«فازَ بِالسَّعادَةِ مَنْ اَخْلَصَ عِبادِتِهِ»؛<ref>غرر الحکم، ص ۱۹۸، ح ۳۹۰۹.</ref><br/>
 +
هر کس عبادتش را خالص کند، به فلاح و رستگاری می‌رسد.<br/>
 +
«اِلْاِخْلاصُ مِلاکُ الْعِبادَةِ»؛<ref>غرر الحکم، ص ۱۹۷، ح ۳۸۹۶.</ref><br/>
 +
اخلاص ملاک عبادت است.<br/>
 +
«اَلْاِخْلاصُ ثَمَرَةُ الْعِبادَةِ»؛<ref>غرر الحکم، ص ۱۹۷، ح ۳۸۹۵.</ref><br/>
 +
اخلاص ثمره و نتیجه عبادت است.<br/>
 +
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:<br/>
 +
«أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا یُبَالِی عَلَی مَا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْیَا عَلَی عُسْرٍ أَمْ عَلَی یُسْرٍ»؛<ref>اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶.</ref><br/>
 +
برترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد. پس با عبادت (در تمام مراحل زندگی) ملازم شود و آن را به جان دوست داشته و با جسم و بدن در انجامش بکوشد و خود را برای عبادت فارغ و مهیّا گرداند. برای چنین شخصی، مشکل و آسان دنیا اهمیّتی ندارد.<br/>
 +
امام حسن عسکری‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْیَا کُلَّهَا لُقْمَةً وَاحِدَةً وَ أَطْعَمْتُهَا مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ خَالِصاً لَرَأَیْتُ أَنِّی مُقَصِّرٌ فِی حَقِّهِ...»؛<ref>سفینة البحار، ج ۱، باب الخاء؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۰۹.</ref><br/>
 +
اگر همه دنیا در لقمه‌ای قرار داده شود و من آن لقمه را در اختیار بنده‌ای که خدا را خالصانه عبادت می‌کند، قرار دهم احساس می‌کنم در حقّ او کوتاهی کرده‌ام.<br/>
 +
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
«وَ الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَل...»؛<ref>اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶.</ref><br/>
 +
عمل خالص آن است که انتظار تعریف و ستایش در مورد آن از هیچ‌کس جز خدای (عزّوجلّ) نداشته باشی.<br/>
 +
=== فصل چهاردهم: آفات عبادت ===

نسخهٔ ‏۱۴ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۷

نیت و عبادت
مشخصات کتاب
Niyat va ebadat-irani.jpg1.jpg
نویسنده حسین ایرانی
زبان فارسی
ناشر مسجد مقدس جمکران
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۷
دانلود PDF

ضرورت و هدف پژوهش

به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران (در میان همه ناباوری‌های تحلیل‌گران خارجی و داخلی و قدرت‌های استعمارگر جهان و تبلیغات گسترده بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی غرب با این عنوان که دوران دین پایان یافته و دین افیون ملّت‌هاست) بار دیگر مکتب اسلام به عنوان یک فرهنگ پویا که توان مبارزه و انقلاب ایدئولوژیک، توده‌ای و مردمی (بدون حرکت نظامی و کودتا) و رهبری و مدیریّت اجتماعی و اجرایی (در نماد حکومت) را دارد، در تاریخ تحقق یافت، ابرقدرت‌های حاکم با عجله و تمام توان به میدان آمدند تا نظام نوپای اسلامی را با محوریّت ایران ساقط و محو کنند (و جلو احیا و رشد اندیشه دینی و اسلامی را بگیرند) و بر این اساس ابتدا به تحلیل‌های اقتصادی، سیاسی، نژادی روی آوردند. همزمان بحران‌های منطقه‌ای و درگیری‌های قومی در کشور (کردستان، خوزستان، گنبد و تبریز و...) ایجاد گردید تا اینگونه دیکته کنند که موتور محرک نهضت اسلامی ایران دین و اسلام نبوده است. آنگاه منافقین دست به ترور شخصیت‌ها و مقامات فکری و فرهنگی تأثیرگذار زدند (روحانیّت متعهد و مدافع امام‌رحمه الله، شهدای محراب، استاد آیةاللَّه مطهری، آیةاللَّه بهشتی، آیةاللَّه دکتر مفتح، باهنر و رجایی و...) تا انقلاب را بی آینده کنند و عقبه فرهنگی نهضت اسلامی را نابود نمایند و در ادامه وقتی تدبیر رهبری معمار کبیر انقلاب (امام خمینی رحمه الله) و مقاومت و فداکاری ملت رشید ایران را دیدند، با حربه تحریم اقتصادی و سیاسی و دیپلماسی هجمه دیگری کردند و در نهایت ۸ سال جنگ ناجوانمردانه را بر ملّت مسلمان ایران (در میان آن همه نابسامانی نظام نوپا) تحمیل کردند، ولی به یاری خدا و پایمردی رهبری و امت و دفاعی کم نظیر در تاریخ، چکمه پوشان جنایتکار و متجاوز را از خاک ایران عزیز با ذلت و شکست بیرون راندند و دشمنان شرقی و غربی می‌دیدند ایدئولوژی استوار اسلام است که با رهبری روحانیّت و مرجعیت دینی اینگونه زن و مرد و اقوام و اقشار مختلف را متحد و بسیح کرده و بر تمامی توطئه‌های استکباری و منافقین داخلی و منطقه‌ای و جنگ تحمیلی غالب و فائق آمدند و امروز نیز در عرصه‌های گوناگون علمی، ورزشی، صنعتی، نظامی و هسته‌ای و... پیروزمندانه و پیشتاز می‌درخشد.
در اینجا دشمن برای جبران ناکامی‌هایش جبهه‌ای جدید و گسترده و عمیق به نام تهاجم فرهنگی گشود و به فرموده مقام معظم رهبری (مد ظلّه العالی) که چند سال قبل هشدار دادند دشمن دست به غارت و «شبیخون فرهنگی» زده است و اخیراً اعلام کردند که با ناتوی فرهنگی[۱] آمده است تا با برنامه‌ریزی و زمان‌بندی دقیق جلو خیزش اسلامی و احیای تمدّن مجدد اسلام ناب (مکتب تشیع) پویا و منطقی و جهان شمول و عدالت‌گستر (که قوانین جامع و مدون، یعنی قرآن و رهبری الهی و زنده، یعنی حضرت مهدی حجة بن الحسن العسکری علیه السلام دارد) را بگیرند.
بر این اساس، استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای سلطه‌گر بیشترین سرمایه گزاری را در ساختن فیلم و به راه انداختن تبلیغات ماهواره‌ای، کاریکاتور، سی دی، جراید، کتاب «همانند آیات شیطانی و فرقان الحقّ»، فرقه‌ها و رسانه‌های خبری، سایت‌ها، روشنفکران وابسته، مکاتب انحرافی و... نموده است تا با انواع تحریف‌ها، تهمت‌ها، ترورها، جنگ‌های فرقه‌ای و روانی و اهانت به پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله، قرآن و مقدّسات، اسلام را منزوی و محکوم کند.
بدیهی است اگر با غفلت و رفاه‌طلبی و عدم حضور و هوشیاری ما (عدم شناخت شیاطین و توطئه‌ها و زمان و...) اندیشه‌های بیگانه در نهضت نفوذ کند و فرهنگ و ارزش‌های دینی، ملی و اخلاقی در فرد، خانواده و حکومت کمرنگ شود، انقلاب نه تنها توان صدورش را از دست خواهد داد بلکه از درون دچار پارادوکس‌ها گشته و می‌پوسد و کشور به انحطاط کشیده می‌شود و به فرض که در اقتصاد و صنعت رشد کنیم، فاقد هویّت و عزّت و اهداف انقلاب خواهیم شد و ملت‌های مسلمان و محروم جهان که با پیروزی انقلاب اسلامی و فرهنگ نوینِ نه شرقی و نه غربی نه التقاطی (بلکه مکتبی مستقل و منطقی و فطری و توحیدی) نوید و امید در جانشان آمده بود به یأس و تباهی افتند و قداره بندان قلدر دنیا به ظلم و جنایاتی مضاعف می‌پردازند و آنگاه است که همگان مورد مؤاخذه و مسئولیم و مستحق عذاب الهی «کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ...».[۲]
متأسفانه فرهیختگان دلسوز حوزه و دانشگاه، به ناچار درگیر امور اجرایی کشور شده‌اند و عده‌ای هم به شهادت رسیدند در نتیجه کار اصلی و ارزشی، احیاء و نشر فرهنگ دینی و انسان سازی و نخبه پروری زمین ماند و آنگونه که باید، بت‌های فرهنگی منحطِ به جای مانده، شکسته نشد و افشاگری علیه مفاسد فرهنگ و وابستگی‌های فکری (خاصّه در علوم انسانی) غرب، انجام نگردید، بالاتر این که از معرفی فرهنگ اصیل انقلاب و ایران یعنی فرهنگ اسلام ناب و مکتب اهل بیت علیهم السلام و گنجینه‌های دانش عظیم امامان معصوم علیهم السلام به سوی تشنگان کویر مادیت گشوده نشد و کارهای تحقیقاتی و پژوهشی متناسب با فرصت و نیاز زمان انجام نگرفت و بیان بلند حضرت رضا علیه السلام را که فرمود: «فَاِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِموُا مَحاسِنَ کَلامِنا لَاتَّبَعوُنا...»؛[۳] به راستی اگر انسان‌ها و جامعه بشری زیبایی‌های کلام ما را می‌دانستند، از ما پیروی می‌کردند. محقق نساختیم.
البته بعد از ارتحال پیامبر اعظم حضرت محمّد صلی الله علیه وآله علیرغم خفقان و ممنوع نمودن نقل احادیث، عالمان دل نورانی (اعم از اصحاب و تابیعن و یاران و امامان شیعه علیهم السلام) با تحمّل رنج‌ها، احادیث را جمع و حفظ و روایات پراکنده را به نسل‌های بعد رساندند لیکن رفته رفته مجموعه‌های روایی مکتوب شد و به تدریج باب بندی و موضوع‌بندی شد و گاه به صورت چهل حدیث درآمد و احادیث اهل بیت علیهم السلام که در زیارت جامعه می‌خوانیم «کَلامُکُمْ نُورٌ وَ اَمْرُکُمْ رُشْدٌ» متناسب با نیاز، تنظیم و تألیف شد. رساله حاضر با هدف تبیین فرهنگ ارزشی و آرمانی اهل بیت‌علیه السلام در دو بخش، که بخش اوّل: نیّت (در ۸ فصل) و بخش دوم: عبادت (در ۲۰ فصل) تدوین گردید که امید است مقبول حقّ و مفید خلق افتد./ حسین ایرانی.

بخش اوّل: نیّت

فصل اوّل: معناشناسی نیّت

نیّت از ریشه «نوی»؛ (هسته) در لغت[۴] به معنای عزم، قصد، آهنگ، انگیزه و برانگیختن دل به سوی چیزی که موافق می‌یابد، آمده است.
و در اصطلاح فقه، قصد انجام کار به عنوان امتثال و تقرّب به مولا و پروردگار را گویند.[۵] و ظرف آن قلب و دل و ذهن انسان است. در قرآن به جای واژه نیّت. فراوان از ظرف و محل نیّت (قلب، فؤاد، نفس و...) و از حقیقت نیّت با تعابیر ظریف «اِبْتِغَآءِ مَرْضَاتِ اللَّهِ * یُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ * وَجْهُ رَبِّکَ * مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه و...»[۶] سخن به میان آمده است.
لیکن در مجامع و کتب روایی شیعه و سنی در ابواب متعدد و مناسبت‌های گوناگون به مباحث نیّت پرداخته که هدف رساله حاضر نیز بررسی نیّت از نگاه و منظر روایات و احادیث می‌باشد.
امید آن‌که در راستای هدف آرمانی تربیت اسلامی و تقرب به سوی خدا، شرط اساسی و ارزشی هر اندیشه و عمل صالح (یعنی نیّت خالص و خدایی) را بهتر شناسایی و با توکّل و تمرین به کار بریم که هر قدر بذر نیّت پاک و اصلاح شده و نیکو باشد، نهال عمل پرسایه و پرثمرتر، و با طراوت و ماندگارتر خواهد گشت.

فصل دوم: نقش نیّت

نیّت همانند هسته و بذر گیاه و نهال هر چند به ظاهر پنهان می‌نماید ولی منشأ و مبدأ درخت عمل می‌باشد و نقش کلیدی و تعیین کننده دارد و اساساً سعادت یا سقوط انسان در گرو نیّت خیر و خدایی یا آلوده و شیطانی است و در اسلام نیّت از مسلّمات فقه بوده و نه تنها هیچ عبادتی بدون نیّت نبوده بلکه هیچ فعلی بدون نیّت، عمل شناخته نمی‌شود و اسلام می‌خواسته از نخستین نقطه، اندیشه و عمل با نورانیّت و نیکویی آغاز گشته تا شاکله وجودی و شخصیت آدمی بر اساس خوبی‌ها شکل گیرد و تربیت و تکامل یابد، به علاوه همه ارزیابی‌ها و ارزش‌ها و پاداش‌ها بر پایه نیّت می‌باشد، این حقیقتی است که روایات بدان صراحت دارد. از جمله:
حضرت علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«النیّة اَساسُ العَمَلِ»؛[۷] نیّت پایه و اساس عمل است.
و در بیانی دیگر می‌فرماید:
«لا عَمَل لِمَنْ لا نِیَّةَ لَهُ»؛[۸] آن‌که نیّت ندارد عملی نخواهد داشت.
همچنین امام باقرعلیه السلام در حدیثی نورانی می‌فرماید:
«النِیَّةُ اَفْضَلُ مِنَ العَمَلِ اَلا وَ اِنَّ النِّیَّة هِی الْعَمَلِ ثُمَّ تَلا قَولَهُ تَعالی «قُل کُلٌّ یَعمَلُ عَلی شاکِلَتهِ» اَی عَلی نِیَّةِ»؛[۹] نیّت از عمل برتر است بدانید نیّت همان عمل است، پس حضرت آیه: «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلته»؛[۱۰] (پس هر کس بر ساختار و شیوه خود عمل می‌کند.) را تلاوت کرد و فرمود یعنی بر نیّتش.
و امام زین العابدین (سجاد)علیه السلام فرمود:
«لا عَمَلَ اِلّا بِنیّةٍ»؛[۱۱] عمل جز به نیّت نمی‌باشد.
و امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«اِنَّ اللَّه یَحْشُرُ النَّاسَ عَلی نِیّاتِهِمْ یَوْمَ القِیامَة»؛[۱۲] خداوند در قیامت مردم را مطابق نیّت‌های‌شان محشور می‌کند.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«عَلی قَدْرِ النِیّةِ تَکُونُ مِنَ اللَّهِ الْعِطیَة»؛[۱۳] به میزان نیّت، عطیّه و پاداش الهی خواهد بود. (هر چند آنچه قصد کار خیر دارد نتواند انجام دهد)
از امام باقر یا امام صادق‌علیهما السلام نقل شده است:
«اِنَّ اللَّه تبارک و تعالی جَعَل لِآدَمَ فِی ذُرّیتِهِ اَنَّ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ یَعْمَلُها کَتَبَتْ لَهُ حَسنةً وَ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ عَمَلَها کُتِبَت له عَشراً»؛[۱۴] و از امام باقرعلیه السلام یا امام صادق‌علیه السلام نقل شده است که خدای تبارک و تعالی برای فرزندان آدم مقرر فرموده آن‌که بر کار نیک نیّت و همّت کند ولی انجام ندهد یک حسنه و پاداش نیک برای او نوشته شود و اگر عمل کند برای او ده حسنه نوشته خواهد شد.
همچنین پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«اِنَّمَا الْاَعْمالُ بِالنّیّاتِ وَ لِکُلِّ امری‌ءٍ مانَوی ؛[۱۵] جز این نیست که اعمال به نیّت هاست و در حقیقت برای هر کس آن چیزی است که نیّت می‌کند.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«رُبَّ نیَّةٍ اَنْفَعُ مِنْ عَمَلٍ»؛[۱۶] بسا نیّتی که سودمندتر از عملی است.
آن‌گونه که از روایات اسلامی استفاده می‌شود، نیّت و عمل همانند بذر و محصول، میوه و درخت یا پایه و بنای ساختمان، با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند و صریح‌تر آن‌که نیّت به منزله روح و جانِ عمل می‌باشد و مقبولیت و صحت هر عمل بستگی به نیّت عامل دارد و بر خلاف ظاهر و شکل عمل که مربوط به پیکر و ناپایدار است، نیّت‌ها جاودانه و ابدی خواهد بود.
امام علی‌علیه السلام در روایات گوناگونی می‌فرماید:
«الاَعمالُ ثِمار النیَّاتِ»؛[۱۷] کردارها نتیجه و میوه‌های نیّت‌هاست.
«النیّة اساسُ العملِ»؛[۱۸] نیّت پایه و اساس عمل است.
«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلی قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ عَمَلُهُ عَلی قَدْرِ نِیَّتِهِ»؛[۱۹] قدر و منزلت شخص به اندازه همّت اوست و عملش به قدر نیّت اوست.
«رُبَّ عَمَلٍ اِفْسَدَتْهُ النیَّة»؛[۲۰] چه بسا عملی که نیّت آن را فاسد و بی‌ارزش کند.
«صَلاحُ الْعَمَلِ بِصَلاحِ النیّةِ»؛[۲۱] صلاح و صحت عمل به صحت و صلاح نیّت می‌باشد.
«لا یَکْمُل صالِحُ الْعَمَلِ اِلّا بِصالِحِ النیّة»؛[۲۲] کامل نمی‌گردد عمل شایسته مگر با نیّت و قصد شایسته (خالص و خدایی).

فصل سوم: نیّت صادق

از آن‌جا که نیّت می‌تواند دارای انواع گوناگون و مراتب متعدد باشد این سؤال به ذهن می‌رسد که بر کدامین نیّت آن‌همه آثار و برکات بار می‌شود که روایات پاسخ می‌دهد نه هر نیتی از هر فردی با هر انگیزه و هدفی بلکه نیّت و قصد صادقانه، مؤمنانه و خالصانه، مفید و مؤثر خواهد بود.
پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله در فراز زیبایی، درباره اهمیّت نیّت صادق می‌فرماید:
«اَفْضَلُ الْعَمَل النیّةِ الصادِقَة»؛[۲۳] برترین عمل نیّت صادق است.
همچنین حضرت علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«مَنْ لَمْ یُقدّم اِخْلاصَ النِّیّة فِی الطّاعاتِ لَمْ یَظْفَر بالمُثُوباتِ»؛[۲۴] هر کس نیّت خالص را در طاعت‌ها پیش نیندازد به پیروزی بر ثواب‌ها دست نیابد.
«وَ لَو اَنَّ الناسَ حِینَ تَنزِلُ بِهِم النِّقَم و تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزَعُوا اِلی رَبِّهِم بِصِدْقِ نیّاتِهِم وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِم لَرُدَّ عَلَیهم کُلَّ شارِدٍ وَ اَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فاسِدٍ»؛[۲۵] اگر مردم هنگام نزول بلا و سلب نعمت‌ها با نیّت‌های صادق و دل‌های مشتاق به درگاه پروردگارشان تضرع کنند بی‌گمان آنچه از دست‌شان رفته بازخواهد گشت و هر تباهی و فسادی را برایشان اصلاح خواهد نمود.
و در بیانی به طور کلی می‌فرماید:
«مَنْ اَخْلَصَ النِیَّةُ تَنَزَّهَ عَنْ الدَّنِیَّة»؛[۲۶] هر که نیّت را خدایی و خالص (از شرک و ریا) کند از اخلاق مذموم و اعمال بد پاکیزه گردد.
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«نیّةُ المؤْمِن اَبْلَغُ مِنْ عَمَلِه» «نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ»؛[۲۷] نیّت مؤمن (نیّت برخاسته از ایمان) رساننده‌تر و برتر از عمل او است.
و وقتی از امام صادق‌علیه السلام سؤال می‌شود چطور نیّت مؤمن برتر است از عمل او می‌فرماید:
«لِأَنَّ الْعَمَلَ رُبَّما کانَ رِیاءً لِلْمَخلوقین وَ النیّةُ خالِصَةٌ لِرَبِّ الْعالَمین...»؛ چون عمل گاه برای ریا و خودنمایی به مردم است امّا نیّت به طور خالص از آن پروردگار جهانیان است.
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«صاحَبُ النیّة الصادقةِ صاحِبُ الْقَلْبِ السّلیمِ لِأَنَّ سَلامَةَ الْقَلْبِ مِنْ هَواجِسِ الْمَحْذُوراتِ بِتَخْلیصِ النیّةِ للَّهِ فِی الْاُمور کُلِّها»؛[۲۸] آن‌که نیّت صادق داشته باشد، قلب سالم دارد زیرا پاک داشتن دل از وسوسه‌های شیطانی به وسیله خالص گردانیدن نیّت در همه کارها برای خدا حاصل می‌شود.
از امیرالمؤمنین‌علیه السلام در حدیثی نقل شده است:
«اِنَّ اللَّه بِکَرمِهِ وَ فَضْلِه یَدْخُلُ الْعَبْدَ بِصِدْقِ النیّةِ والسَریرة الصَّالِحَةِ الجَنَّة»؛[۲۹] براستی خداوند از روی کرم و فضلش بنده دارای نیّت صادق و طینت پاک را وارد بهشت می‌نماید.
و همچنین در وصیتش به امام حسن‌علیه السلام می‌فرماید:
«... وَ اَنْتَ مُقْبِل الْعُمر وَ مُقْبِلُ الدَّهرِ ذُونیّة سَلِیمَة وَ نَفْسٍ صافیهِ»؛[۳۰] چون تو جوانی نوخاسته با نیّت سالم و روانی پاک بودی بر آن شدم تا تو را ادب آموزم (می‌رساند نیّت سالم در ادب و تربیت پذیری نقش مستقیم دارد).
و امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«اِنّما قَدَّرَ اللَّه عَوْنَ الْعباد عَلی قَدْر نیَّاتهم فَمَنْ صَحَّتْ نِیَّتَهُ تَمَّ عَوْنُ اللَّهِ لَهُ وَ مَنْ قَصُرتْ نِیَّتَهُ قَصُرَ عَنْهُ الْعَوْنَ بِقَدْرِ الَّذِی قَصُر»؛[۳۱] همانا خداوند یاریش به بندگان را به اندازه نیّت‌های آنان قرار داده است، پس هر که نیّتش صحیح و سالم باشد، یاری خدا به او کامل رسد و آن‌که نیّتش کاستی داشته باشد یاری خدا هم به همان میزان از او کم می‌شود.
و پیامبر اسلام‌صلی الله علیه وآله در خطبه‌ای می‌فرماید:
«... وَ اَسْئَلُوا اللَّه رَبّکُم بِنیّاتٍ صادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طاهِرَة...»؛[۳۲] توصیه می‌نماید تا در ماه رحمت و رمضان، با نیّت‌های صادق و دل‌های پاک خدا را بخوانید تا به عبادت و اجابت مقرون شود.
امام صادق علیه السلام می‌فرماید:
«اِنَّ الْعَبْدَ المُؤمِنُ الْفَقیرُ لیَقُولُ یا رَبِّ ارْزُقْنی حَتّی اَفْعَلَ کَذا وَ کَذا مِنَ البِرِّ وَ وُجوهِ الْخَیرِ، فَاِذا عَلِمَ اللَّه ذلِکَ مِنهُ بِصدِقِ نِیَّةِ کَتَب اللَّه لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثلَ ما یَکْتُبُ لَهُ لَوْ عَمِلَهُ اِنَّ اللَّه واسِعٌ کَریمٌ»؛[۳۳] همانا عبد مؤمن مستمند می‌گوید: پروردگارا روزیم کن تا کارهای گوناگون خیر و خوب انجام دهم و چون خداوند صدق و راستی نیّت را در او بیابد برای او پاداش بنویسد همانند کسی که عمل نیک را انجام داده چرا که خداوند وسعت دهنده و بخشایشگر است.
امام کاظم‌علیه السلام می‌فرماید:
«کما لا یَقُومُ الجَسَدُ اِلّا بِالنَّفْسِ الحیَّةِ فَکذلِکَ لا یَقُومُ الدِّینِ اِلّا بِالنیَّةِ الصادِقة وَ لا تَثبتُ النیّةُ الصادِقةُ اِلّا بالْعَقلِ»؛[۳۴] همچنان‌که بدن جز با روح زنده بقایی ندارد، دین انسان نیز جز با نیّت صادق برپا نمی‌ماند و نیّت درست هم جز با عقل و خرد استوار نمی‌ماند.

فصل چهارم: نیّت در توصلیات

گرچه از عموم روایات نیّت می‌توان اهمیّت و نقش نیّت را در امور عبادی و غیر عبادی (مانند خوردن و آشامیدن و فعالیت‌های اقتصادی حلال که ماهیت عرض بندگی به درگاه خدا مانند نماز ندارد) استفاده کرد، لیکن برخی از روایات به نقش سازنده نیّت در توصلیات و کارهای غیر عبادی (که با قصد غیر خدا هم قبول ولی پاداش و کمال بر روح آدمی ندارد) تصریح نموده‌اند؛ از جمله: پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به اباذر می‌فرماید:
«لِیکُن لَکَ فِی کُلِّ شَی‌ءٍ مِنْ نِیَّةٍ صالِحَةٍ حَتی فِی النَوْمِ وَ الاَکْلِ»؛[۳۵] ای اباذر باید برای هر کاری نیّت پاک و شایسته داشته باشی حتی در خوابیدن و خوردن.
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«لابُدَّ لِلْعَبدِ مِنْ خالِصِ النیّةِ فِی کُلِّ حَرَکَةٍ وَ سُکُونٍ لِاَنَّهُ اِذا لَم یَکُنْ هذا الْمَعنی یَکونُ غافِلاً»؛[۳۶] بنده خدا باید در تمام حرکت و سکون خود نیّت خالص داشته باشد زیرا اگر این معنا نباشد در شمار غافلان است (آری با درک عبد بودن و اخلاص، بنده یک لحظه در زندگی به غیر خدا توجه و توکل ندارد).
حضرت علی‌علیه السلام به مالک اشتر می‌فرماید:
«وَ امْضِ لِکُلِّ یَوْمٍ عَمَلُه فَاِنَّ لِکُلِّ یَوْمٍ ما فیهَ وَاجْعَلْ لِنَفْسِکَ فیما بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّه اَفْضَل تِلْکَ الْمَواقیتِ وَاَجْزَل تِلْکَ الاَقسام وَ اِنْ کانَتْ کُلّها للَّهِ اِذآ صَلُحْتِ فیها النیّةِ وَ سَلُمْتِ فیها الرَّعیّة...»؛[۳۷] کار هر روزت را همان روز به انجام برسان زیرا هر روز را کاری است و بهترین وقت‌ها را به ارتباط میان خود و خداوند اختصاص بده، اگر چه در همه وقت‌ها اگر نیّت پاک داشته باشی و مردم در امنیت و سلامت باشند، تمام آن اوقات از آن خداست.

فصل پنجم: آثار نیّت

رسول گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«اِنّما الاَعْمالُ بِالنیّاتِ وَ لِکُلِّ امرءٍ ما نَوی فَمَنْ غَزی ابتِغاءِ ما عِنْدِ اللَّه فَقَدْ وَقَعَ اَجْرُه عَلی اللَّه عزّوجلّ و مَنْ غَزی یُریدُ عَرَضَ الدُّنیا اَوْ نَوی عِقالاً لَمْ یَکُنْ لَهُ اِلّا ما نَوی ؛[۳۸] همانا کارها بر پایه قصدهاست و برای هر انسانی همان است که نیّت می‌کند، پس آن‌که جهاد می‌کند برای خدا قطعاً پاداش او را خدا می‌دهد و هر کس بجنگد به خاطر متاع دنیا (نام و نان و مقام) یا به نیّت رسیدن به افسار یا زانو بند حیوان، بهره او چیزی جز آنچه نیّت نموده نمی‌باشد.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«مَن مات منکم علی فراشه وَ هُوَ عَلی مَعرفَةِ حَقِّ رَبِّه وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ اَهْلِ بَیتِه مات شَهیداً وَ وَقَع اَجْرُه عَلی اللَّه وَ اسْتَوْجَبَ ثَوابَ ما نَوی مِن صالِحٍ عَمِلَهُ وَ قامَتِ النیّةُ مَقامَ اَصْلاتِهِ لِسَیفِه»؛[۳۹] هر که از شما در بستر خویش بمیرد در حالی که به حقّ پروردگارش و حقّ رسول او و اهل بیتش معرفت داشته باشد، شهید از دنیا رفته و اجرش با خداست و مستحق پاداش عمل شایسته‌ای است که در نیّت داشته است و این نیّت جانشین ضربات شمشیرش می‌گردد.
امام صادق‌علیه السلام نیز در روایتی می‌فرماید:
«ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَما قَوِیْت عَلَیْهِ النیَّةِ»؛[۴۰] هیچ بدنی در انجام آنچه نیّت بر آن قوی باشد ناتوان نیست.
همچنین در روایت دیگری فرمود:
«اِنَّ الْعَبدَ لَیَنْوِی مِنْ نَهارِهِ اَنْ یُصَلی بِاللیلِ فَتَغْلِبُه عَینُه فَیَنامُ فیُثبتُ اللَّه لَهُ صَلاتَهُ وَ یَکْتُبُ نَفَسَهُ تَسبیحاً وَ یَجْعَلُ نَوْمَهُ عَلیْهِ صَدَقه»؛[۴۱] همانا بنده در روز نیّت می‌کند نماز شب بخواند اما چشمانش بر او غالب شده، به خواب می‌رود پس خداوند نماز شب را برای او ثبت نموده، نفس‌هایش را تسبیح می‌نویسد و خوابش را برای او صدقه قرار می‌دهد.
امام باقرعلیه السلام می‌فرماید:
«اِنَّ المؤمِنَ لِتَرُدُّ علیه الْحاجَةِ لِاَخیهِ فَلا تکونُ عِنْدَهُ فَیَهْتَمُ بِها قَلْبه فَیَدْخُلُه اللَّهَ تَبارک و تعالی بِهِمتَه الْجَنَّة»؛[۴۲] گاه برادر مؤمن حاجتی از او می‌خواهد و او ندارد ولی در دلش برای آن همّت و نیّت دارد، خدای تبارک و تعالی به خاطر همین اهتمام او را به بهشت می‌برد.
پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله می‌فرماید:
«تَرکْنا فِی المَدینة اَقواماً لا تَقْطَعُ وادِیاً وَ لا تَصْعَدُ صُعوداً وَ لا تَهبِطُ هُبُوطاً اِلّا کانُوا مَعَنا قالُوا کَیْفَ یَکُونُونَ مَعَنا وَ لَمْ یَشْهَدُوا، قَالَ نیّاتَهُم»؛[۴۳] ما در مدینه افرادی را باقی گذاشتیم که هیچ وادیی را نپیمودیم و بر هیچ تپه‌ای بالا نرفتیم و در سراشیبی قدم نگذاشتیم مگر این‌که آنان نیز همراه ما و با ما بودند، سؤال شد چگونه با ما هستند در حالی که حضور پیدا نکردند، حضرت فرمود، نیّت‌های‌شان با ما بود.
و در زیارت جامعه ائمه اطهار علیهم السلام می‌خوانیم:
«فَنَحنُ نُشْهِدُ اللَّه انّا قَدْ شارَکْنا اَوْلیائکُم وَ اَنْصارَکُم... بِالنیَّآتِ وَ الْقُلُوبِ»؛[۴۴] خدا را گواه می‌گیریم که با یاران و دوستان‌تان شرکت داشتیم با نیّت‌ها و دل‌هایمان.
و همچنین سخن جابر بن عبداللَّه انصاری (صحابی و یار جلیل القدر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم) به عطیه عوفی (از مردان علم و حدیث)[۴۵] وقتی به زیارت امام حسین‌علیه السلام به عنوان اولین زائر کربلا می‌آیند بعد از زیارت و سلام به شهدای عاشورا می‌گوید:
«سوگند به آن کسی که محمّد را به پیامبری برانگیخت، ما در آنچه انجام دادید، شریک هستیم، عطیه می‌پرسد: چگونه ما با آنان شریک هستیم ما که بر دشت و کوهی بالا نرفتیم و نجنگیدم و اینان سر از بدنشان جدا کردند و زن و فرزندانشان بی‌سرپرست شدند، جابر گفت: ای عطیه! از حبیب خود رسول خدا شنیدم هر کسی قومی را دوست بدارد با آنان محشور گردد و هر کس کار قومی را بپسندد در عمل‌شان شریک گردد، قسم به آن کسی که محمّد را به پیامبری مبعوث کرد، نیّت من و یاران من با نیّت و قصد حسین علیه السلام و یارانش یکی است.»[۴۶]
علی بن ابی حمزه می‌گوید: امام کاظم‌علیه السلام‌به من فرمود:
«رَحِم اللَّه فُلاناً، یا علی لَم تَشْهَد جِنازَتُه؟»؛ خدا رحمت کند فلانی را در تشییع جنازه او نبودی؟
در جواب گفتم:
«لا، قَدْ کُنْتُ اُحِبُّ اَنْ اُشْهِدَ جِنازَة مِثله»؛ نه، ولی دوست داشتم در تشییع او شرکت کنم.
حضرت فرمود:
«فَقال کَتب لکَ ثَوابُ ذلِک بِما نَویْتَ»؛[۴۷] ثواب آن به خاطر نیتی که داشتی برای تو نوشته شد.
همچنین امام صادق علیه السلام می‌فرماید:
«اِنَّما خلِّدَ اَهْلُ النارِ فِی النَّارِ لانَّ نیّاتَهُم کانَتْ فِی الدُّنیا اَنْ لَوْ خُلّدُوا فِیها اَنْ یَعْصُوا اللَّهَ اَبداً وَ اِنَّما خُلِّدَ اَهْلُ الْجَنَّةِ فِی الْجَنَّةِ لِأَنّ نیّاتَهُم کانَتْ فِی الدُّنیا اَنْ لَوْ بَقَوا فِیها اَنْ یُطیعُوا اللَّه اَبَداً فَبِالنِّیاتِ خُلِّدُوا هؤلاءِ وَ هؤلاءِ، ثُمَّ تَلا قَوْلُهُ تَعالی «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلَته» قالَ عَلی نیَّته»؛[۴۸] همانا دوزخیان در آتش ماندگارند چون نیّت‌های‌شان بر معصیت و گناه، ابدی بوده و همانا بهشتیان در آن‌جا جاودانند چون نیّت‌هایشان در دنیا بر اطاعت خدا بوده تا ابد، پس خلود و جاودانگی معلول نیّت‌ها بوده، سپس حضرت آیه ۸۴ سوره اسراء را تلاوت کرد و فرمود: یعنی بر نیّتش.
و روایات دیگری که دال بر این حقیقت که خداوند در قیامت بر اساس نیّت‌ها پاداش می‌دهد و همان نیّت‌ها در نامه عمل مؤمن نوشته می‌شود.
«قال الباقرعلیه السلام: «نیّةُ المؤمِنِ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلِهِ وَ ذلِک لِأَنَّهُ یَنوِی مِنَ الخَیْر ما لایُدرِکُه وَ نیّةَ الْکافِر شَرٌّ مِنْ عَمِلَه وَ ذلِکَ لِأَنَّ الکافِرَ یَنْوِی الشرّ وَ یَأمُلُ مِنَ الشرِّ ما لایُدْرِکهُ»؛[۴۹] نیّت مؤمن از عملش برتر است چون از کارهای خیر آن قدر نیّت می‌کند که موفق به انجام آنها نمی‌شود و نیّت کافر بدتر و بیشتر از عمل اوست زیرا کافر نیّت بد و آرزوی آن را به قدر زیادی در سر دارد، لیکن امکان انجام آنها را نمی‌یابد.

فصل ششم: نیّت نیکو و نیّت ناپسند

نیّت نیکو

نیّت نیکو تا آن‌جا اهمیّت دارد که امام صادق علیه السلام در پاسخ سؤال از حد و اندازه عبادتی که اگر کسی انجام دهد به وظیفه‌اش عمل کرده است، می‌فرماید:
«حُسنُ النِیَّةِ بِالطّاعَةِ»؛[۵۰] نیّت نیکو داشتن در طاعت خداست.
و حضرت علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«وُصُولُ المَرءِ اِلی کُلِّ ما یَبتغیه مِن طِیبِ عَیشِهِ وَ اَمْنِ سِرْبِه وَ سِعَةِ رِزْقِهِ بِحُسْنِ النیَّةِ وَ سَعَة خُلْقِه»؛[۵۱] آدمی با نیّت نیکو و خلق و خوی خوش به تمام آنچه می‌جوید از زندگی خوش و امنیّت محیط (امنیّت راه و روانی) و روزی فراوان خواهد رسید.
آری طبق روایات نیّت نیکو ریشه در طبیعت پاک و درون سالم انسان و قوّت دین و ایمان او دارد که علی‌علیه السلام می‌فرماید:
- «حُسْنُ النِّیَّةِ مِنْ سَلامَةِ الطویّة»؛[۵۲] نیکویی نیّت از سلامت باطن است.
- «عَلی قَدْرِ قُوَّةِ الدِّینِ یَکُونُ خُلُوصُ النِّیَّةِ»؛[۵۳] به اندازه قوت دین خلوص نیّت می‌باشد.
بر این اساس باید تلاش و جهاد با نفس کرد تا با اطاعت حقّ دین‌مان را تقویت و جان را به نیّت نیکو عادت دهیم که امیرالمؤمنین علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«عَوِّدْ نَفْسَک حُسْنَ النِّیَّةِ وَ جَمیلَ الْمَقْصَدُ تُدْرِکُ فی مَباغیکَ النَّجاح»؛[۵۴] عادت بده نفس خود را به نیکویی نیّت و مقصد (با انگیزه و هدف نیکو) تا در مطالب خود پیروزی (موفقیت و ثواب) بیابی.
و در بیانی دیگر می‌فرماید:
«اِنَّ تَخْلِیصَ النِّیَّةِ مِنَ الفَسادِ اَشَدُّ عَلی الْعامِلینَ مِنْ طُولِ الاِجْتِهادِ»؛[۵۵] بطور قطع خالص نمودن نیّت از فساد (ریا و شهرت و یا هر چیز جز خدا) بر عمل کنندگان از مشقت، تلاش و اجتهاد سخت‌تر است. (بدیهی است که ارزش و پاداش آن هم بیشتر خواهد بود).
پیوسته بکوشیم تا نیّت‌های نیکو داشته باشیم چرا که آثار و نتایج تکاملی و سعادت آفرین آن در دنیا و آخرت به گونه‌ای است که امام سجادعلیه السلام در دعای مکارم اخلاق از خداوند درخواست می‌کند:
«وَ انْتَهِ بِنیَّتی اِلی اَحْسَنِ النِّیاتِ وَ بِعَمَلی اِلی اَحْسَنِ الْاَعمالِ اَللَّهُمَّ وَفِّر بِلُطْفِکَ نِیَّتی...»؛[۵۶] خدایا نیّت مرا به نیکوترین نیّت‌ها و کردارم را به بهترین کارها برسان و به لطف خود نیّت مرا وافر و کامل گردان.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«مَنْ حَسُنَتْ نِیَّتَهُ کَثُرَتْ مَثوُبَتُه وَ طابَتْ عَیْشُه وَ وَجَبَتْ مَوَدَّتُه»؛[۵۷] هر کس نیتش نیکو باشد پاداش او فراوان گردد و زندگیش خوش و دوستیش لازم آید.
«مَنْ حَسُنَت نِیَّتهُ اَمدَّهُ التَّوْفِیقَ»؛[۵۸] هر کس نیّتش نیکو باشد توفیق یار او می‌شود.
«وَ اِحْسانُ النیَّة یُوجِبُ الْمَثُوبَة»؛[۵۹] نیّت نیکو پاداش آفرین است.
«جَمیلُ النیّة سَبَبٌ لِبُلُوغِ الاُمنیة»؛[۶۰] نیّت نیکو سبب رسیدن به آرزوها و آرمان‌هاست.
«حُسْنُ النیّةِ جَمالُ السَّرائِر»؛[۶۱] نیکویی نیّت زیبایی درون و نهان‌هاست.
و امام صادق‌علیه السلام هم می‌فرماید:
«مَنْ حَسُنَتْ نیّته زادَ اللَّه فِی رِزْقِه»؛[۶۲] هر کس نیّتش نیکو شود خداوند روزیش را بیفزاید.
و حضرت علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«اِسْتَعِنْ عَلی الْعَدلِ بِحُسنِ النیّةِ فِی الرَّعیة وَ قِلَّة الطَّمَعِ وَ کَثْرَةِ الوَرعَ»؛[۶۳] از حسن نیّت نسبت به رعیت و کاستن طمع و پارسایی زیاد در راه اجرای عدالت کمک بگیر.
شاید این گونه بیانات نه تنها نیّت نیکو را سفارش می‌کند بلکه ناظر به خوش بینی انسان به خدا و خلق و آینده باشد. و لذا حضرت علی‌علیه السلام در کلام حکیمانه خود می‌فرماید:
«اِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ یُحِبُّ اَنْ تَکُونَ نِیَّتَه الاِنسانِ لِلنَّاس جَمیلةٌ کَما یُحِبُّ اَنْ تَکونَ نِیَّةُ فِی طاعَتِهِ قَوِیَّةٌ غَیرُ مَدْخُولَة»؛[۶۴] خدای سبحان دوست دارد نیّت انسان نسبت به مردم خوب (بدون ضرر) باشد هم‌چنان که دوست دارد نیّت او در اطاعت وی نیرومند و پاک و بدون ریا و آلودگی باشد.

نیّت ناپسند

به همان اندازه که نیّت نیکو سودمند و در شکل‌گیری شخصیت و سعادت دنیا و آخرت آدمی تأثیر دارد نیّت زشت و آلوده زیان‌بار است که به روایات آن می‌پردازیم. امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
قال الصادق‌علیه السلام «اِنَّ الْمُؤْمِنَ لیَنوِی الذَّنب فَیحْرمُ رِزْقهُ»؛[۶۵]
همانا مؤمن قصد و نیّت گناه می‌کند و از روزی خود محروم می‌گردد. (روزی عام است و شامل روزی مادی و معنوی می‌شود).
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
- «اذا فَسَدَتِ النِیَّةُ وَقَعْتِ الْبِلیَّةُ»؛[۶۶] هرگاه نیّت فاسد (آلوده به ریا و گناه) شود بلا و گرفتاری پیش می‌آید.
- «مَنْ اَساءَ النیَّة مَنعَ الاُمنیة»؛[۶۷] هر که بد نیّت باشد به آرزو و آرمانش نرسد.
- «سُوءُ النِیَّةِ داءُ دَفِینٌ»؛[۶۸] نیّت ناپسند و بدبینی دردی پنهان است.
- «عِنْدَ فَسآدِ النیَّةِ تَرْتَفِعُ الْبَرکة»؛[۶۹] با آمدن نیّت فاسد، برکت برداشته می‌شود.
- «رُبَّ عَمَلٍ افْسَدْتُه النیّة»؛[۷۰] چه بسا عملی که نیّت، آن را تباه و فاسد کند.
- «مِنَ الشَّقاءِ فَسادُ النیَّةِ»؛[۷۱] از جمله بدبختی‌ها، فساد و تباهی نیّت می‌باشد.
همانا از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم سؤال شد فردای قیامت نجات در چیست؟ فرمود:
«اِنَّما النّجاةُ فِی اَنْ لا تُخادِعَ اللَّه فَیَخْدعکُم...»؛ همانا نجات در در خدعه نکردن با خداست...
سپس پرسیده شد: چگونه با خدا نیرنگ می‌کنند؟ حضرت جواب داد:
«یَعْمَلُ بِما اَمره اللَّهَ ثمّ یرید به غیره فاتَّقوا فی الریاء فَاِنَّهُ الشرک باللَّهِ اِنّ الْمَرائی یُدعی یوم القیامَةِ باربعة اسماء؟ یا کافر یا فاجر یا غادر یا خاسر حبط عملک و بطل اجرک فلا خلاص لک الیوم فالتمس اجرک مِمَّن کنت تَعمل له»؛[۷۲] در ظاهر به آنچه خدا دستور داده است عمل می‌کند ولی قصد و توجه به غیر دارد. پس بپرهیز از ریا، چرا که ریا شرک به خداست و ریاکار در قیامت به چهار نام خوانده می‌شود: ای کافر، ای فاجر، ای حیله‌گر، ای زیانکار، کردارت نابود شد و پاداشت از بین رفت. پس راه نجاتی برای تو نیست و پاداشت را از آن‌که برایش عمل کردی بخواه. (البته شرک هم مراتبی دارد.)

فصل هفتم: مراتب نیّت

می‌توان گفت نیّت درجات و مراتب متعددی دارد، همان‌گونه که میزان ایمان افراد متفاوت می‌باشد و در نتیجه عمل و عبادت هم مراتب مختلف دارد که در بحث عبادت خواهد آمد، و شاید بیان حضرت علی‌علیه السلام در تبیین همین معنا باشد که می‌فرماید:
«اِنَّ قَوْماً عَبَدوا اللَّه رَغْبَةً فَتِلکَ عِبادَةُ التُجّار وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُ الْعَبید وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهُ شُکراً فَتِلکَ عِبادَةُ الاَحْرارِ»؛[۷۳] به راستی گروهی خدا را از روی رغبت (و میل و علاقه به ثواب و بهشت) می‌پرستند که این عبادت تاجران و سوداگران است و عده‌ای دیگر از روی ترس (عذاب و دوزخ) خدا را می‌پرستند که این عبادت بردگان می‌باشد و گروهی از روی تشکّر و سپاسگزاری خداوند را پرستش می‌کنند که این عبادت آزادگان است. (عبادتی عارفانه، خالصانه و عاشقانه بدون هیچ توقعی و هیچ توجّهی به نفس و ناس).
علی‌علیه السلام در کلامی دیگر می‌فرماید:
«اِلهی ما عَبدْتُکَ خَوْفاً مِنْ نارِکَ وَ لا طَمَعاً اِلی جَنّتک وَلکِنْ وَجْدتُکَ اَهلاً لِلْعَبادةِ فَعَبْدتُکَ»؛[۷۴] خدایا تو را نه از روی خوف از آتش تو و به خاطر طمع در بهشتت عبادت نکردم بلکه تو را سزاوار و شایسته عبادت و اطاعت یافتم پس پرستش و عبادت تو کردم (انگیزه و نیّت من تنها تو بود بر اساس معرفت و شناختی که تو را یافتم).
البته همین نوع نیّت خالص[۷۵] و خوب هم مراتب و آثاری دارد از جمله:
«مَنْ اَخْلَص لَنا (للَّهِ) اَرْبَعینَ صَباحاً جَرَتْ یَنابیعُ الحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلی لِسانِهِ»؛[۷۶] کسی که چهل صباح برای خدا اخلاص ورزد چشمه‌های حکمت از قلبش به زبانش جاری گردد.

فصل هشتم: معیار نیّت

جهت‌گیری نیّت باید به سوی سیره و سنّت پیامبر اسلام‌صلی الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام باشد، یعنی معیار نهایی و ارزشی آن اصابت و هماهنگی با سنت و از مسیر ولایت باشد.
(سنّت یعنی قول و فعل و تقریر معصوم علیه السلام و مراد از تقریر معصوم علیه السلام فعل و عملی است که مورد امضا قرار دهد و نهی نفرماید). رسول گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«لا قَوْلَ اِلّا بِعَمَلٍ (لا یُقبَلُ قَوْلٌ اِلّا بِعَمَلٍ) وَ لا قَوْلَ وَ لا عَمَلِ اِلّا بنیَّةٍ وَ لا قَوْلَ وَ لا عَمَلَ وَ لا نِیَّةَ اِلّا بِاصابَةِ السُّنَّةِ»؛[۷۷]
گفتار راست نگردد جز به عمل و گفتار و عمل ارزش نیابد (به حقیقت نگراید) مگر به نیّت و گفتار و عمل و نیّت به صحت و ثواب مقرون نگردد، مگر به مطابقت و هماهنگی با سنت.
و امام سجادعلیه السلام می‌فرماید:
«اِنَّ اَفْضَلَ الْأَعْمالِ عِنْدَ اللَّهِ ما عَمِل بِالسُّنَّةِ وَ اِنْ قَلَّ»؛[۷۸] به راستی برترین اعمال در پیشگاه خداوند عمل و رفتاری است که بر اساس سنّت و برگرفته از آن باشد اگر چه کم و کوچک باشد. (با توجه به این که حقیقت عمل به نیّت آن می‌باشد، پس باید نیّت طبق سنت باشد.)

بخش دوم: عبادت

فصل اوّل: معناشناسی عبادت

عبادت (مصدر عَبَدَ) در لغت و نزد واژه شناسان به معنای خضوع، اطاعت، نهایت فروتنی، تعظیم و تذلّل با تقدیس آمده است. عبودیت هم مصدر عبد، ولی به معنای اظهار فروتنی و اطاعت از خدا آمده و عبادت از آن بلیغ‌تر می‌باشد که غایت تذلّل و نهایت فروتنی و اطاعت را می‌رساند (ولذا استحقاق پرستش را ندارد مگر آن که نهایت کمال از اوست که خدای خالق می‌باشد)[۷۹]
عبادت در فرهنگ اسلام دو اصطلاح دارد:
الف: تکوینی که عبارت است از همان رابطه معلول با علت و سراسر عالم امکان که مخلوق و معلول خدای متعال‌اند، بنده محض حقّ بوده و لحظه‌ای از اطاعت او سرپیچی ندارند و وجودشان عین ربط است که در قرآن با تعابیر مختلف آمده است از جمله:
«وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»؛[۸۰]
و حال آن که آسمانیان و زمینیان خواه و ناخواه فرمانبردار وتسلیم او هستند و به سوی او بازگردانده می‌شوند.
«تُسَبِّحُ لَهُ السَّماوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِن شَی‌ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلکِن لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً»؛[۸۱]
آسمان‌های هفت گانه و زمین و هر چه در آنهاست تسبیح او گویند و هیچ موجودی نیست مگر آن که به ستایش وتسبیح او مشغول است ولی شما تسبیح آنها را درنمی‌یابید و فهم نمی‌کنید.
«إِن کُلُّ مَن فِی السَّمَوَ تِ وَ الْأَرْضِ إِلَّآ ءَاتِی الرَّحْمَنِ عَبْدًا »؛[۸۲]
هیچ کس در آسمان‌ها و زمین نیست مگر آن که بنده و عبد خدای رحمان است.
«وَللَّهِ‌ِ یَسْجُدُ ما فِی السَّماوَاتِ وَما فِی الْأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلَائِکَةُ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ»؛[۸۳]
و هر چه در آسمان‌ها و زمین از جنبدگان و فرشتگان همگی خدا را سجده و عبادت می‌کنند و هیچ تکبّر نمی‌ورزند.
ب: تشریعی که دو قسم می‌باشد:
۱- خاص: (اعمال شرعی مخصوص همانند نماز، روزه، یعنی تعبدیات در مقابل توصلیات که در انجام آنها قصد قربت و عبادت شرط می‌باشد.)
۲- عام: هر نوع اندیشه و عمل و رفتاری که قصد تقرب و جهت الهی داشته باشد.
در واقع عبادت، عبارت است از درک مملوکیت و نیاز محض و به دنبال آن توجّه خالصانه و خاضعانه به درگاه بی‌نیاز مطلق و تعظیم و اطاعت او در تمام مراحل حیات، و در نتیجه، نجات نیروهای درون و بیرون از پراکندگی و هدایت آنها به سوی معبود یکتا و تسلیم در برابر او و دستوراتش و تحقق توحید اسلامی (توحید در خلقت، ربوبیت و عبودیت، یعنی هم او که خالق هستی است، تدبیر تکوینی و تشریعی عالم و آدم را عهده‌دار است و هم او که خالق و مدیر است، باید عبادت شود و شایسته پرستش و اطاعت است.)
«ذَ لِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَآ إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَلِقُ کُلِ‌ّ شَی‌ءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَی کُلِ‌ّ شَی‌ءٍ وَکِیلٌ »؛[۸۴]
این است خدا، پروردگار شما، هیچ معبودی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است. پس او را بپرستید، و او بر هر چیزی نگهبان است.
بر این اساس عبادت پروردگار، تنها راه و کوتاه‌ترین راه وصول به سعادت و نیک‌بختی انسان می‌باشد. که در قرآن آمده است: «وَ أَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَ طٌ مُسْتَقِیمٌ »؛[۸۵] و مرا پرستش کنید که این راه مستقیم است.
البته عبادت مقوله به تشکیک و حقیقتی است ذات مراتب، مثلاً از توجه دل به خدا و گفتن لا اله الّا اللَّه آغاز می‌شود و تا عالی‌ترین مراحل عرفان و کمال لایق به حال انسان مصداق می‌یابد و همچنین عبادت غیر خدا در اسلام حرام می‌باشد.

حقیقت عبادت

در این جا به مفهوم حقیقی عبادت و عبودیت (پرستش و بندگی خدا) که ملازم یکدیگرند از منظر روایات اکتفا می‌کنیم، از جمله:
عیسی بن عبداللَّه قمی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد، عبادت چیست؟ امام پاسخ داد:
«حُسْنُ النیَّةِ بِالطّاعَةِ مِنَ الْوَجْهِ الَّذی یُطاعُ اللَّهُ مِنْهُ»؛[۸۶] نیّت نیکو و خوب داشتن به فرمانبرداری، از راهی که خداوند از آن راه (شایسته است) اطاعت شود.
ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام پرسیدم از میزان و تعریف عبادت که چون کسی انجام دهد وظیفه خود را انجام داده باشد چیست؟ حضرت فرمود:
«حُسْنُ النیَّةِ بِالطّاعَةِ»؛[۸۷] خلوص و پاکی (نیکویی) نیّت به فرمانبرداری و اطاعت است.
همچنین این یار باوفای امام صادق‌علیه السلام در روایت دیگری می‌فرماید: در تفسیر آیه شریفه «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِیَکُونُوا لَهُم عِزَّاً...»[۸۸] از حضرت پرسیدم، حضرت در جوابم فرمود:
«لَیْسَ الْعِبادَةُ هِی السّجُودُ وَ لا الرُّکُوع اِنَّما هِی طاعَةُ الرِّجالِ، مَن اَطاعَ الْمَخْلُوقَ فی مَعصِیَةِ الخالِق فَقَد عَبَدَهُ»؛[۸۹] عبادت (تنها) رکوع و سجود نیست بلکه اطاعت از مردان (شخصیت‌ها) است، هر کس در معصیت پروردگار از مخلوقی اطاعت کند او را پرستیده است.
همچنین می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام درباره قول خداوند متعال «اَتَّخَذُوا اَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ اَرْبابَاً مِنْ دُونِ اللَّه» سؤال کردم فرمود:
«أَما وَاللَّهُ ما دَعوهم اِلی عِبادَةِ اَنْفُسهم وَلَوْ دَعَوهم اِلی عَبادَةِ اَنفُسهم لَما اَجابُوهُم وَلکِنْ احلُّوا لَهُم حَراماً وَ حَرَّموا عَلَیهم حَلالاً فَعبدوهُم مِن حَیثُ لایَشْعُرون»؛[۹۰] سوگند به خدا! مردم را به پرستش خودشان دعوت نکردند و اگر این چنین می‌کردند، مردم نمی‌پذیرفتند. ولیکن حرام را برای آنان حلال نمودند و حلال را برایشان حرام کردند در نتیجه مردم بدون علم و آگاهی، آنها را اطاعت و پرستش نمودند.
عنوان بصری می‌گوید: به امام صادق‌علیه السلام عرض کردم حقیقت بندگی چیست؟
«ثَلَاثَةُ أَشْیَاء أَنْ لَا یَرَی الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ مِلْکاً لِأَنَّ الْعَبِیدَ لَا یَکُونُ لَهُمْ مِلْکٌ یَرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ یَضَعُونَهُ حَیْثُ أَمَرَهُمُ اللَّهُ بِهِ وَ لَا یُدَبِّرُ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیراً وَ جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِیمَا أَمَرَهُ تَعَالَی بِهِ وَ نَهَاهُ عَنْهُ...»؛[۹۱] فرمود: سه چیز است:
۱- بنده نسبت به آنچه خداوند به او عطا کرده، مالکیّتی برای خود نبیند، زیرا بندگان مالک چیزی نمی‌باشند، مال را متعلّق به خدا می‌دانند و هر جا خدا امر فرموده قرار می‌دهند.
۲- بنده برای خودش تدبیری قطعی و مستقل نکند (بلکه اراده و مشیت او را حاکم می‌داند و می‌خواهد).
۳- تمام کار و اشتغال او در راه اجرای اوامر و نواهی پروردگار باشد.

فصل دوم: اهمیّت عبادت

نگاهی گذرا به احادیث اهل بیت علیهم السلام گویای این حقیقت است که نه تنها هدف از آفرینش آدمی و فرستادن پیامبران هدایتگر، عبادت و پرستش آگاهانه خداوند بوده بلکه برترین اعمال تقرّب به خدا و کسب رضای او و کمال عقل آدمی در پرستش و بندگی او قرار دارد و بالاترین حقّ خداوند بر انسان عبادت است.
جمیل بن درّاج می‌گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه «وَ ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الاِنْسَ اِلّا لِیَعْبُدُونَ»؛ (جن و انس را نیافریدیم مگر این که مرا عبادت کنند.) پرسیدم، فرمود:
«خَلَقَهُمْ لِلْعِبادَة»؛ آنها را آفرید برای پرستش.
گفتم: گروهی را یا همه را؟ فرمود:
«لا بَل عامَّه»؛[۹۲] نه! بلکه همه را (یعنی تکلیف عبادت برای همه جن و انس است نه مؤمنین تنها).
همچنین امام علی‌علیه السلام در حدیثی نورانی می‌فرماید:
«... فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداًصلی الله علیه وآله وسلم بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبادَةِ الاَوْثانِ اِلی عِبادَتِهِ وَ مِنْ طاعَةِ الشَّیطانِ اِلی طاعَتِهِ بِقُرآنِ قَدْ بَیَّنَ وَ اَحکَمَه»؛[۹۳] ... خداوند، محمّدصلی الله علیه وآله وسلم را به حقّ برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بت‌ها بازداشته، به عبادت خدا فراخواند. و از پیروی شیطان به سوی طاعت پروردگار بکشاند به وسیله قرآنی که آن را تبیین نموده و استوار ساخته است.
به گفته امام صادق علیه السلام، در تورات، کتاب آسمانی حضرت موسی‌علیه السلام نوشته شده است:
«یَا ابْنَ آدَمَ تَفَرَّغْ لِعِبَادَتِی أَمْلَأُ قَلْبَکَ غِنًی وَ لَا أَکِلْکَ إِلَی طَلَبِکَ وَ عَلَیَّ أَنْ أَسُدَّ فَاقَتَکَ وَ أَمْلَأَ قَلْبَکَ خَوْفاً مِنِّی وَ إِنْ لَا تَفَرَّغْ لِعِبَادَتِی أَمْلَأُ قَلْبَکَ شُغُلاً بِالدُّنْیَا ثُمَّ لَا أَسُدَّ فَاقَتَکَ وَ أَکِلْکَ إِلَی طَلَبِکَ»؛[۹۴] ای فرزند آدم! خود را برای پرستش و عبادت من فارغ گردان تا قلبت را از بی‌نیازی پرکنم و تو را به تلاش و تقاضای خودت وامگذارم و بر عُهده من است که کمبود و ناداری تو را برطرف کنم و دلت را از خوف و خشیت خودم سرشار سازم و اگر خود را برای پرستش من فارغ نسازی، قلبت را به دنیا مشغول کنم سپس نیازت را برطرف نکرده و تو را به جستجو و تلاش خودت واگذارم.
همچنین امام رضا علیه السلام در مورد آیه شریفه «لِیَبْلُوَکُمْ اَیُّکُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً»؛[۹۵] (تا شما را بیازماید، کدام‌تان نیکوتر عمل می‌کنید.) فرمود:
«اِنَّهُ عَزّوَجلّ خَلَقَ خَلْقَهُ لِیَبْلُوَهُمْ بِتَکْلِیف طاعَته وَ عِبادَتِهِ...»؛[۹۶] خداوند عزّوجلّ آفریده‌های خود را خلق کرد تا آنها را با تکلیف، اطاعت، و عبادت بیازماید.
پیامبر اسلام‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«کَفی بِالْعِبادَةِ شُغْلاً»؛[۹۷] عبادت کافی‌ترین شغل و کار است.
از امام حسن عسکری‌علیه السلام در دوران کودکی آن حضرت سؤال کردند: ما برای چه آفریده شده‌ایم؟
«لِلْعِلْمِ وَ الْعِبادَةِ»؛[۹۸] فرمود: برای دانش و پرستش (عبادت).
امام صادق علیه السلام فرمود:
«فَاِنَّ اَفْضَلَ العَمَلِ العِبادَةُ وَ التَّواضُعُ...»؛[۹۹] به راستی برترین عمل عبادت و فروتنی است.
همچنین امام موسی کاظم علیه السلام می‌فرماید:
«اَشْرَفُ الاَعمالِ التَّقَرُّبُ بِعِبادَةِ اللَّهِ عَزّوجلّ»؛[۱۰۰] شریف‌ترین کارها، تقرّب به وسیله عبادت خدای (عزّوجلّ) می‌باشد.
نیز امام علی‌علیه السلام در جمله‌ای کوتاه ولی پر محتوا می‌فرماید:
«ثَمَرَةُ العِلمِ اَلْعِبادَة»؛[۱۰۱] ثمره و نتیجه دانش (به اصول دین همراه با ایمان)، عبادت و بندگی است.
پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«لِکلِّ شَی‌ءٍ دَعامَةٌ وَ دَعامَةٌ المُؤمِنِ عَقلُهُ وَ بِقَدرِ عَقلِهِ تَکُونُ عِبادَتِهِ»؛[۱۰۲] هر چیز را ستون و محوری است و استوانه مؤمن خرد و عقل اوست و عبادت او به میزان و اندازه عقل او می‌باشد.

فصل سوم: آثار عبادت

حال ثمره و میوه‌های عبادت را در جلوه‌های گوناگون از منظر روایات می‌نگریم که رسیدن به عالی‌ترین مراحل تکامل و تقرب به خدا و عزت و افتخار انسانی و یافتن مقام صدیقین و آزادگی و بی نیازی و رستگاری و خردورزی همه از مسیر عبادت خالصانه میسر است.
امام صادق‌علیه السلام درباره عبادت می‌فرماید:
«وَالصِّدّیقین وَرثُوا الصِّدْقَ بِالخُشُوعِ وَ طُولِ العِبادَة»؛[۱۰۳] صدیقان (درگاه حقّ)، صدق و راستی را در اثر خشوع و طول عبادت، به ارث برده‌اند.
امام علی‌علیه السلام نیز می‌فرماید:
«کَفی بی عِزَّاً اَنْ اَکُونَ لَکَ عَبْدَاً وَ کَفی بی فَخْرَاً اَنْ تَکُونَ لی رَبَّاً»؛[۱۰۴] (پروردگارا) این عزّت برای من بس است که عبد تو باشم و این افتخار برای من کافی است که تو پروردگار من باشی.
امام حسین علیه السلام فرمود:
«اَیِّهَا النّاسُ اِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُه ما خَلَقَ الْعِبادَ اِلّا لِیَعرفُوهُ فَاِذا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَاِذا عَبَودُهُ اسْتَغنُوا بِعِبادَتِهِ عَنْ عِبادَةِ ما سِواهُ»؛[۱۰۵] ای مردم همانا خداوند بندگان را نیافرید مگر برای این‌که او را بشناسند و وقتی شناختند او را عبادت کنند، پس وقتی او را عبادت کردند از بندگی غیر خدا مستغنی و بی‌نیاز می‌شوند.
در کتاب «لبّ الالباب»، از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است:
«مَن اَخْلَصَ العِبادَةَ للَّهِ اَربَعینَ صَباحَاً ظَهرت یَنابیعَ الحِکمَةِ فی قَلبِهِ وَ لِسانِهِ»؛[۱۰۶]
کسی که چهل روز عبادت خالصانه برای خدا انجام دهد چشمه‌های حکمت در قلب و زبانش ظاهر می‌شود.
همچنین امیر بیان، علی‌علیه السلام در فرازهایی کوتاه اما پر نغز می‌فرماید:
«غایَةُ العِبادَةِ الطَّاعَةُ»؛[۱۰۷] غایت و غرض از عبادت، اطاعت و فرمانبرداری (خدا) است.
«اَلاِخلاصُ ثَمرةُ العِبادَةِ»؛[۱۰۸] اخلاص ثمره و نتیجه عبادت می‌باشد.
«العِبادَةُ فَوزٌ»؛[۱۰۹] عبادت رستگاری است.
«ما تَقَرَّبَ مُتَقَرِّبٍ بِمثلِ عِبادَةِ اللَّهِ»؛[۱۱۰] هیچ عملی همانند عبادت، باعث تقرّب و نزدیکی انسان به خدا نمی‌شود.
«فازَ بِالسَّعادَةِ مَنْ اَخلَصَ العِبادَةَ»؛[۱۱۱] آن‌که عبادت خالصانه انجام دهد به فوز سعادت رسد.
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«اَفْضَلُ طَبایع العَقْلِ اَلْعِبادَة»؛[۱۱۲] برترین طبیعت‌های عقل عبادت است. (عبادت نشانه رشد عقل و خردمندی است).
«قالَ اللَّهُ تَبارکَ وَ تُعالی: یا عِبادی الصِّدیقینَ تَتَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بِها فِی الآخِرَة»؛[۱۱۳] خداوند تبارک و تعالی فرمود: ای بندگان صدیق و راستین من، در دنیا از عبادت من لذّت ببرید زیرا در آخرت از آن (عبادت در دنیا) بهره و لذّت خواهید برد.
از موعظه‌های حضرت عیسی‌علیه السلام است که فرمود:
«بِحَقٍّ أَقُولُ لَکُمْ إِنَّ الدَّابَّةَ إِذَا لَمْ تُرْکَبْ وَ لَمْ تُمْتَهَنْ وَ تُسْتَعْمَلْ لَتَصْعُبُ وَ یَتَغَیَّرُ خُلُقُهَا وَ کَذَلِکَ الْقُلُوبُ إِذَا لَمْ تُرَقَّقْ بِذِکْرِ الْمَوْتِ وَ یَتْبَعْهَا دُؤُوبُ الْعِبَادَةِ تَقْسُو وَ تَغْلُظ»؛[۱۱۴] به راستی برای شما می‌گویم: اگر چهارپا را سوار نشوند و او را برای سوار شدن یا حمل بار به کار نگیرند، درشتی می‌کند و خلقش متغیّر می‌شود. قلب‌ها هم همین‌طورند، هنگامی که با یاد مرگ و تداوم رنج عبادت نرم نشوند، قساوت و غلظت پیدا می‌کنند.
رسول گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله می‌فرماید:
«مَنْ شَغَلَتْهُ عِبَادَةُ اللَّهِ عَنْ مَسْأَلَتِهِ أَعْطَاهُ أَفْضَلَ مَا یُعْطِی السَّائِلِینَ»؛[۱۱۵] کسی که اشتغال به عبادت پروردگار او را از سؤال کردن باز دارد خداوند متعال برترین چیزی که به سؤال کنندگان می‌دهد به او عطا خواهد کرد.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«مَنْ قامَ بِشَرائِطِ العُبُودِیَّة اُهِّل لِلعتق»؛[۱۱۶] هر کس به شرائط بندگی قیام کند، شایسته و سزاوار آزادی (از عذاب آخرت و نگرانی‌های زندگی) خواهد بود.

فصل چهارم: انواع عبادت

در مکتب آسمانی اسلام، عبادت منحصر به انجام فرائض خاصی نبوده و دارای معنای وسیعی می‌باشد به گونه‌ای که یک فرد مسلمان می‌تواند تمام فعالیت‌های فردی، جمعی، فکری و علمی خود را به عنوان عبادت و کسب رضای خدا و اجر اخروی انجام دهد تا با تحقق این تفکّر تربیتی و اخلاقی، زندگی او سراسر خیر و خدایی و خدمت و امنیت روانی و زیبایی (همگام با حرکت هستی به سوی خدا) گردد و همه چیز در مسیر صلاح و سعادت انسان‌ها قرار گیرد به طوری که در بخش‌هایی از روایات این فصل، جلوه‌های گوناگون عبادت و بندگی را بر شاخسار زندگی مشاهده می‌کنیم بعلاوه که ملاک تربیتی اسلام، عبد زیستن و در تمام عرصه‌ها مطیع خدا و حقّ شدن است.[۱۱۷]

الف: در اندیشه و کسب دانش

امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«اَوَّلُ عِبادَةِ اللَّهِ مَعرِفَتُهُ»؛[۱۱۸] سرآغاز عبادت، معرفت پروردگار (و علم و دانایی) است.
امام رضاعلیه السلام می‌فرماید:
«لَیسَ العِبادَةُ کِثرَةَ الصّیامِ وَ الصَّلاةِ وَ اِنّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّرِ فی اَمرِ اللَّهِ»؛[۱۱۹] عبادت به زیادی نماز و روزه نیست. همانا عبادت، بیشتر در امر خداوند اندیشیدن است.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«اَلْفِکْرُ عِبادَة»؛[۱۲۰] اندیشه عبادت است (اندیشه در آفرینش طبیعت و انسان و کشف رازها و علوم و عظمت خدا، در تاریخ و عبرت و...)
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«یا عَلی‌علیه السلام... وَ لا عِبادَةَ مِثلُ التَّفَکُّر(کالتفکر)»؛[۱۲۱]
یا علی... و عبادتی همانند تفکر و اندیشیدن (درباره عظمت و قدرت خدا) نیست.
امام رضاعلیه السلام می‌فرماید:
«فَإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتَاحُ الْبَصِیرَةِ وَ تَمَامُ الْعِبَادَةِ وَ السَّبَبُ إِلَی الْمَنَازِلِ الرَّفِیعَة»؛[۱۲۲] همانا فقه و دانستن کلید آگاهی و کمال عبادت و سبب رسیدن به مقامات بلند است.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«التَّفَکُّرُ فی آلاءِ اللَّهِ نِعمَ العِبادَة»؛[۱۲۳] اندیشه در نعمت‌های خداوند چه عبادت خوبی است. (تفکر نه تنها یک امر مذهبی و درک علم و عظمت خدا و شکرگزاری و ثواب آور که ایجاد انگیزه برای کشف انواع علوم و خواص غذایی، دارویی، و... اشیاء و مخلوقات و رشد عقل و تکامل است.)
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«کانَ اَکثرُ عبادَةِ اَبی ذر رَحمةُ اللَّه عَلیه التَّفَکُّرُ وَ الاِعتِبار»؛[۱۲۴] بیشترین عبادت ابوذر، فکر کردن و پند گرفتن بود (و در نتیجه عمل صالح نمودن).
امام باقرعلیه السلام می‌فرماید:
«تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ وَ طَلَبَهُ عِبَادَةٌ وَ مُذَاکَرَتَهُ تَسْبِیحٌ وَ الْبَحْثَ عَنْهُ جِهَادٌ وَ تَعَلُّمَهُ صَدَقَةٌ وَ بَذْلَهُ لِأَهْلِهِ قُرْبَةٌ وَ الْعِلْمُ ثِمَارُ الْجَنَّة...»؛[۱۲۵]
دانش را فرا بگیرید زیرا یادگرفتنش حسنه، طلبش عبادت، یادآوریش تسبیح، بحث و گفتگویش جهاد، یاد دادنش صدقه و بذل و بخشش آن به اهلش موجب قرب است به خدا، و علم میوه بهشت است... .

ب: نگریستن و نشستن با صالحان

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
«نَظَرُ الوَلَدِ اِلی والَدَیْهِ حُبّاً لَهُما عِبادَةٌ»؛[۱۲۶] نگاه کردن فرزند به پدر و مادر از روی محبّت به آن دو عبادت می‌باشد.
پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«اَلنَّظَرُ اِلَی العالِمِ عِبادَةٌ وَ النَّظَرُ اِلَی الْاِمامِ المُقْسِطِ عَبادَةٌ»؛[۱۲۷] نگریستن به عالم (نه هر دانشمندی)[۱۲۸] عبادت است چنان‌که نگاه کردن به پیشوای عادل عبادت است.
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«النَّظَرُ اِلی ثَلاثَةِ اَشیاءٍ عَبادَةٌ النَّظَرُ اِلی وَجهِ الوالِدَینِ وَ فِی الْمَصْحَفِ وَ فی البَحْرِ»؛[۱۲۹] نگاه کردن به سه چیز عبادت محسوب می‌شود. به سیمای پدر و مادر و به قرآن و دریا.
رسول گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«نَظَرُ المُؤمِنِ فی وَجهِ اَخیهِ حُبّاً لَهُ عِبادَةٌ»؛[۱۳۰] نگاه محبّت‌آمیز مؤمن در صورت برادرش عبادت است.
و با مختصر تغییر از امام زین العابدین علیه السلام هم نقل شده است.[۱۳۱]
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«المُتَّقُونَ سادَةٌ وَ الْفُقَهاءُ قادَةٌ وَ الجُلوسُ اِلَیهم عَبادَةٌ»؛[۱۳۲]
پرهیزکاران، سروران و بزرگانند. و فقها پیشوایانند و نشستن در محضرشان عبادت است.[۱۳۳]
امام رضاعلیه السلام از پدرانش از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آورده است:
«مُجالَسَةُ العُلَماء عِبادَةٌ وَالنَّظَرُ اِلی عَلی‌علیه السلام عِبادَةٌ وَ النَّظَرُ الی البَیتِ عِبادَةٌ والنَّظَرُ اِلَی المَصْحَفِ عِبادَةٌ وَ النَّظَرُ اِلَی الوالِدَینِ عِبادَةٌ»؛[۱۳۴]
هم‌نشینی با علما عبادت است. نگاه کردن به علی‌علیه السلام عبادت می‌باشد. نگاه کردن به کعبه و قرآن عبادت است. نگاه کردن به پدر و مادر عبادت است.
و مانند این حدیث از ابوذر نقل شده است.[۱۳۵]
امام رضا علیه السلام می‌فرماید:
«النَّظَرُ إِلَی ذُرِّیَّتِنَا عِبَادَةٌ قُلْتُ النَّظَرُ إِلَی الْأَئِمَّةِ مِنْکُمْ أَوِ النَّظَرُ إِلَی ذُرِّیَّةِ النَّبِیِ‌صلی الله علیه وآله فَقَالَ بَلِ النَّظَرُ إِلَی جَمِیعِ ذُرِّیَّةِ النَّبِیِّ(ص) عِبَادَةٌ مَا لَمْ یُفَارِقُوا مِنْهَاجَهُ وَ لَمْ یَتَلَوَّثُوا بِالْمَعَاصِی»؛[۱۳۶]
نگاه کردن به ذرّیه (و فرزندان) ما عبادت است. عرض کردم: نگاه کردن به ائمه علیهم السلام از شما فقط، یا به همه فرزندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم؟ فرمود: بلکه نگاه کردن به همه ذرّیه (و فرزندان) رسول خدا صلی الله علیه وآله عبادت است تا هنگامی که از روش رسول خدا دور نگشته و به گناهان آلوده نشده‌اند.
امام علی‌علیه السلام: رسول خدا فرمود:
«النَّظَرُ إِلَی الْعَالِمِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَی الْإِمَامِ الْمُقْسِطِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَی الْوَالِدَیْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَی الْأَخِ تَوَدُّهُ فِی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَةٌ»؛[۱۳۷]
نگاه کردن به عالم عبادت است، نگاه کردن به پیشوای عادل عبادت می‌باشد. نظر به والدین با رأفت و مهربانی عبادت است، نگاه کردن به برادری که برای خدا او را دوست داری عبادت است.
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«اَلنَّظَرُ اِلی وَجْهِ عَلی عَبادَة»؛[۱۳۸]
نگاه کردن به صورت علی‌علیه السلام عبادت است.
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«وَ الْجُلُوسُ فِیهِ (مسجد الکوفة) مِنْ غَیْرِ تِلَاوَةِ قُرْآنٍ عِبَادَة»؛[۱۳۹] نشستن در مسجد کوفه (حتی) بدون تلاوت قرآن هم عبادت است.
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«الْجُلُوسُ فِی الْمَسْجِدِ انْتِظَارَ الصَّلَاةِ عِبَادَةٌ مَا لَمْ یُحْدِثْ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا یُحْدِثُ قَالَ الِاغْتِیَاب»؛[۱۴۰]
نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا زمانی که حدیث و سخنی گفته نشود. سؤال شد: یا رسول اللَّه آنچه گفته و حدیث می‌شود چیست؟ فرمود: غیبت کردن.

ج: دعا و یاد خدا و خوبان

امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلَیْنِ دَخَلَا الْمَسْجِدَ [ فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ] وَ افْتَتَحَا الصَّلَاةَ [ فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ] فَکَانَ دُعَاءُ أَحَدِهِمَا أَکْثَرَ وَ کَانَ قُرْآنُ الآْخَرِ أَکْثَرَ أَیُّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ کُلٌّ فِیهِ فَضْلٌ وَ کُلٌّ حَسَنٌ قِیلَ قَدْ عَلِمْنَا ذَلِکَ وَ لَکِنْ أَرَدْنَا أَنْ نَعْلَمَ أَیُّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ الدُّعَاءُ أَفْضَلُ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ ادْعُونِی «أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ» هِیَ الْعِبَادَةُ وَ هِیَ أَفْضَلُ»؛[۱۴۱]
از امام صادق علیه السلام سئوال شد: دو نفر در یک وقت وارد مسجد شدند و نماز را شروع کردند، یکی بیشتر دعا نمود و دیگری قرآن بیشتر می‌خواند (عمل) کدام یک بهتر است؟ فرمود: دعا افضل است آیا نشنیده‌ای خداوند (عزّوجلّ) می‌فرماید: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» مرا بخوانید استجابت کنم شما را، دعا عبادت است و آن برتر و بهتر می‌باشد.
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«ذِکْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَةٌ وَ ذِکْرِی عِبَادَةٌ وَ ذِکْرُ عَلِیٍّ عِبَادَةٌ وَ ذِکْرُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عِبَادَةٌ»؛[۱۴۲]
یاد خداوند (عزّوجلّ) عبادت است، یاد من عبادت، و یاد علی‌علیه السلام عبادت و یاد ائمه علیهم السلام از فرزندان او عبادت است.
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم:
«الصُّمْتُ عبادةٌ لِمَن ذَکَرَ اللَّه»؛[۱۴۳]
سکوت برای کسی که خدا را یاد کند عبادت است.
اسلام می‌خواسته با توجه قلبی مستمر به خدای مهربان و با یاد اسوه‌های علم و ایمان و اخلاق، انسان را از غفلت و بیهودگی و ماندگی در محدوده مادی دنیا بیرون بیاورد و با فاصله گرفتن از بدی‌ها و بدان، آهنگ پرواز به سوی فضایل و پیروی از خوبان کند.

د: دیگر نمونه‌ها

پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءً أَفْضَلُهَا جُزْءً طَلَبُ الْحَلَالِ»؛[۱۴۴] عبادت هفتاد جزء است، بهترین بخش آن طلب روزی حلال می‌باشد.
و در بیانی دیگر می‌فرماید:
«الْعِبَادَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِی طَلَبِ الْحَلَالِ»؛[۱۴۵] عبادت ده جزء دارد، نه قسمت آن در طلب (هر فکر و کار) حلال است.
همچنین خداوند متعال در حدیث معراج، به رسول گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
«یا اَحمد لیس شی‌ءً مِن العبادة اَحبّ اِلی مِن الصُمت و الصَوم»؛[۱۴۶] یا احمد! چیزی از عبادات مانند سکوت و روزه نزد من محبوب‌تر نیست.
عیسی بن ابی منصور می‌گوید: از امام صادق‌علیه السلام شنیدم که فرمود:
«نَفَسُ الْمَهْمُومِ لَنَا الْمُغْتَمِّ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لِأَمْرِنَا عِبَادَةٌ وَ کِتْمَانُهُ لِسِرِّنَا جِهَادٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»؛[۱۴۷]
نفس کشیدن شخصی که به خاطر ما محزون و به جهت ظلمی که به ما شده است غمگین باشد، تسبیح خدا گفتن به شمار می‌آید و همّت گماردن او برای امر ما (ولایت و حکومت حقّ) عبادت است و مخفی کردن سرّ ما، جهاد در راه خدا است.
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«یَا عَلِیُّ أَنِینُ الْمُؤْمِنِ الْمَرِیضِ تَسْبِیحٌ وَ... وَ نَوْمُهُ عَلَی الْفِرَاشِ عِبَادَةٌ»؛[۱۴۸]
یا علی! ناله مؤمن مریض تسبیح... و خواب او بر بسترش عبادت است... .
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«الصَّوْمُ عِبادَةٌ بَیْنَ الْعَبْدِ وَ خالقِهِ لایَطِلعُ عَلَیْها غَیْرَهُ وَ کذلِکَ لایُجازی عَنْها غَیْرُهُ»؛[۱۴۹] روزه عبادتی است میان بنده و خالقش که جز او کسی بر آن مطلع نمی‌شود و همین طور غیر از او جزایش را نمی‌دهد.
و در این مورد پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«الصَّائِمُ فِی عِبَادَةٍ وَ إِنْ کَانَ نَائِماً عَلَی فِرَاشِهِ مَا لَمْ یَغْتَبْ مُسْلِماً»؛[۱۵۰]
روزه‌دار در حال عبادت است اگر چه در بسترش خوابیده باشد مادامی که غیبت مسلمانی را نکند.
امام باقرعلیه السلام می‌فرماید:
«تَبَسُّمُ الْمُؤْمِنِ فِی وَجْهِ أَخِیهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُهُ الْقَذَی عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ (بِمِثْلِ) إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤْمِنِ»؛[۱۵۱]
تبسّم مؤمن در صورت برادرش حسنه شمرده می‌شود و خداوند همانند خوشحال نمودن مؤمن پرستش نشده است.
حضرت علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«قُبْلَةُ الْوَلَدِ رَحْمَةٌ وَ قُبْلَةُ الْمَرْأَةِ شَهْوَةٌ وَ قُبْلَةُ الْوَالِدَیْنِ عِبَادَة»؛[۱۵۲]
بوسیدن فرزند مهربانی است، بوسیدن زن (همسر) شهوت است، بوسیدن پدر و مادر عبادت است... .
پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اُعطِی نِصفُ العِبادَة»؛[۱۵۳]
کسی که ازدواج کند نصف عبادت به او عطا شده است. (اهمیّت ازدواج را در کنترل تمایلات و دوری از گناه و کسب دین و اطاعت خدا را می‌رساند.)
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«اَلْیَقینُ عِباَدةٌ»؛[۱۵۴]
یقین (و ایمان و باور قلبی) عبادت است.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«الْوَحْدَةُ رَاحَةٌ وَ الْعُزْلَةُ عِبَادَةٌ وَ الْقَنَاعَةُ غُنْیَة»؛[۱۵۵]
تنهایی موجب راحتی و گوشه‌گیری عبادت (در شرایط خاص و با حفظ ایمان) و قناعت غنیمت است.
امام صادق علیه السلام می‌فرماید:
«تَخْفِیفُ الْفَرِیضَةِ وَ تَطْوِیلُ النَّافِلَةِ مِنَ الْعِبَادَةِ»؛[۱۵۶]
کوتاه انجام دادن (نماز) واجب و طول دادن (نماز) مستحب از عبادت است (شاید مراد از نماز واجب نماز جماعت باشد که کوتاه خواندن آن برای امام جماعت مطلوب و توصیه شده است)
بر این اساس از امام رضاعلیه السلام روایت شده که می‌فرماید:
«فَإِنْ أَنْتَ تَؤُمُّ النَّاسَ فَلَا تُطَوِّلْ فِی صَلَاتِکَ وَ خَفِّفْ فَإِذَا کُنْتَ وَحْدَکَ فَثَقِّلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّهَا عِبَادَة»؛[۱۵۷] پس اگر برای مردم امامت کنی نمازت را طول نده (رعایت حال ضعیفان را نمودن و تشویق برخی بر حضور در جماعت) و سبک ادا کن و هر گاه تنها بودی پس سنگین به جای آور آن گونه که می‌خواهی (و با خواندن مستحبات طول بده) که عبادت است.
نتیجه این که روایات مذکور این حقیقت را آشکار می‌کند که با شکل‌گیری فرهنگ ارزشی و اخلاقی اسلام تمام رفتار و حرکات مسلمان (اعم از فعالیت‌های اقتصادی سالم، ازدواج، تسلیم رضای خدا شدن، شادمان نمودن دیگران، تفکّر، تحصیل دانش، تلاش برای ولایت و حاکمیت پاکان، بوسیدن والدین، ناله بیمار و حتی نفس کشیدن و باور قلبی نسبت به حقایق و...) با وجهه خدایی، عبادت می‌شود و انسان در جامعه‌ای اینگونه سرشار از معرفت، معنویت و محبّت اسلامی، لذّت زندگی واقعی را می‌یابد.

فصل پنجم: بی‌نیاز از عبادت

از آنجا که خداوند کمال مطلق، واجب الوجود، غنی بالذات و مستجمع جمیع کمالات بوده، هرگز نیازی به عبادت بندگان و خلق ندارد و انسان‌ها سراسر نیازمند به او و با عبادت و بندگی او به کمال می‌رسند، همان گونه که در قرآن مکرر آمده: «وَاللَّهُ الغَنی‌ُّ وَ اَنْتُمْ الفُقَراء»[۱۵۸] در کلام عترت هم به این حقیقت اعتراف شده است:
امام علی می‌فرماید:
«فَاِنَّ اللَّهَ (سبحانه و تعالی) خَلَقَ الْخَلْقَ حِینَ خَلَقَهُمْ غَنیّاً عَنْ طاعَتِهِمْ آمِنَاً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ لِاَنَّهُ لاتَضُّرهُ مَعْصیةَ مَنْ عَصاهُ وَ لا تَنْفَعهُ طاعَةُ مَنْ اَطاعَهُ....»؛[۱۵۹] همانا خداوند پدیده‌ها را در حالی آفرید که از اطاعت آنها بی نیاز و از نافرمانی‌شان در امان بود، زیرا نه معصیت گناهکاران به خدا زیانی رساند و نه اطاعت مؤمنان برای او سودی دارد، روزی بندگان را تقسیم و هر کدام را در جایگاه خودشان قرار داد.
و حضرتش در تعقیب نماز می‌فرمود:
«اِلهی هذه صَلوتِی صَلَّیْتُها لا لِحاجَةٍ مِنْکَ اِلیْها وَ لا رَغْبَةً مِنْکَ فیها اِلاَّ تَعْظیماً وَ طاعَةً وَ اِجابَةً لَکَ اِلی ما اَمَرْتَنی...»؛[۱۶۰]
پروردگارا این نمازی که خواندم (نماز گویاترین نماد عبادت و خضوع به درگاه خدا) نه به خاطر نیازمندی یا میل و علاقه تو به آن است بلکه برای تعظیم و فرمانبرداری و اجابت فرمان تو می‌باشد (تا خیر و سعادتی نصیب عبد گردد).
امام حسین علیه السلام در دعای عرفه می‌فرماید:
«اِلهی اَنْتَ الغَنِی بِذاتِکَ اَنْ یَصِلَ النَفْعُ مِنْکَ فَکَیْفَ لا تَکُونُ غَنیّاً عَنّی»؛[۱۶۱] خدایا تو بی نیازتر از آن هستی که به خودت سود رسانی، پس چگونه من می‌توانم به تو سودی برسانم (چطور می‌شود غنی از من نباشی).
حضرت علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«کُلُّ شَی‌ءٍ خاشِعٌ لَهُ وَ کُلُّ شَی‌ءٍ قائِمٌ بِهِ غَنی کُلِّ فَقیرٍ... لَمْ تَخْلُقِ الْخَلْقَ لِوَحْشَةٍ وَ لا اسْتَعمَلْتُهمْ لِمَنْفَعَةٍ وَ لا یَسْبِقُکَ مَنْ طَلَبْتَ وَ لا یُفْلِتُکَ مَنْ اَخذْتَ وَ لایَنْقُصُ سُلْطانَکَ مَنْ عَصاکَ وَ لا یَزیدُ فی مُلْکِکَ مَنْ اَطاعَکَ...»؛[۱۶۲]
همه چیز در برابر خدا خاشع و همه چیز با عنایت او بر جای مانده است، بی نیاز کننده هر نیازمند است... آفرینش برای ترس از تنهایی نبوده و برای سودجویی و نیاز نیافریدی، کسی از قدرت تو نتواند بگریزد و هر کس بگیری نتواند از قدرت تو خارج گردد، گناهکاران از عظمت تو نکاهند و اطاعت کنندگان بر قدرت تو نیفزایند و....
امام زین العابدین‌علیه السلام می‌فرماید:
«... سُبْحانَکَ لایَنقصُ سُلْطانَکَ مَنْ اَشْرَکَ بِکَ وَ کَذَّبَ رُسُلَکَ، وَ لَیْسَ یَسْتَطیعُ مَنْ کَرِهَ قَضاءَکَ اَنْ یَرُدَّ اَمْرَکَ وَ لایَمتنعُ مِنْکَ مَنْ کَذَّبَ بِقُدْرَتِکَ وَ لایَفُوتُکَ مَنْ عَبدَ غَیرکَ...»؛[۱۶۳] ای خدای منزه و بی نیاز؛ آن که شریک برای تو قرار داد و پیامبرانت را به دروغ نسبت داد چیزی از فرمانروایی تو نکاست و کسی که حکم تو را نسپندید، نتوانست از فرمان تو سرپیچد و آن که غیر تو را پرستید از قدرت تو به در نرفت و آن کسی که مرگ و لقای تو را دوست نداشت، نتوانست در دنیا جاودان بماند.

فصل ششم: عبادت غیر خدا

در آیین اسلام پرسش غیر خدا در هر شکل ممنوع و حرام می‌باشد و احادیث اهل بیت علیهم السلام همانند قرآن بر این معنا تصریح دارند؛ از جمله:
امام باقرعلیه السلام می‌فرماید:
«مَنْ اَصْغی اِلَی ناطَقٍ فَقَدْ عَبَدَه فَاِنْ کانَ الناطِقُ یُؤَدّی عَن اللَّه عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّه وَ اَنْ کانَ الناطِقُ یُؤَدّی عَنِ الشَّیطان فَقَدْ عَبَدَ الشَّیطان»؛[۱۶۴] هر کس به گوینده گوش سپارد، او را بندگی کرده است، اگر از خدای عزّوجلّ سخن بگوید، شنونده خدا را عبادت کرده و اگر از سوی شیطان بگوید، شیطان را عبادت نموده است.
امام صادق‌علیه السلام فرمود:
«مَنْ اَطاعَ الْمَخْلُوق فِی مَعْصَیَةِ الْخالِق فَقَدْ عَبَدَهُ»؛[۱۶۵] هر کس در معصیت پروردگار از مخلوقی اطاعت کند، او را پرستیده است.
و در بیانی دیگر می‌فرماید:
«مَنْ اَطاعَ رَجُلاً فی مَعْصیَةٍ فَقَدْ عَبَدَهُ»؛[۱۶۶] هرکه از فردی و شخصیتی در معصیت خدا فرمان برد، هر آینه او را بندگی کرده است.
و از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل شده است:
«مَلعونٌ مَلعونٌ مَنْ عَبدَ الدّینارَ وَ الدِّرْهَمَ»؛[۱۶۷] از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است، آن که بندگی درهم و دینار کند.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«العَبیدُ ثلاثةٌ؛ عَبدُ رِقٍّ و عَبدُ شَهوةٍ وَ عَبدُ طَمَعٍ»؛[۱۶۸] بندگان سه گونه‌اند برده زرخرید، برده شهوت و برده طمع.
حضرت علی‌علیه السلام در نامه‌ای به فرزندش می‌نویسد:
«لاتَکُنْ عَبدَ غَیرِکَ و قد جَعَلَک اللَّه حُرَّاً»؛[۱۶۹] هیچ گاه بنده دیگری مباش چرا که خداوند تو ار آزاد آفریده است.
و نیز می‌فرماید:
«عَبدُ المطامع مُستَرَّقٌ لایَجِد اَبداً العتقَ»؛[۱۷۰] بنده طمع‌ها در بند بردگی است و هرگز آزادی را نمی‌یابد.
«مَنْ اَرادَ اَنْ یَعیِشَ حُرَّاً ایّام حَیاتِه فَلایُسْکنِ الطَّمع قَلْبَه»؛[۱۷۱] هر کس می‌خواهد روزگار عمر خود را آزاد زندگی کند، طمع را در دل خویش جای ندهد.
امام باقرعلیه السلام می‌فرماید:
«مَنْ لایَعرف الامام مِنّا اهل البیت فَاِنَّما یَعْرِف وَ یعبد غیر اللَّه هکذا و اللَّهِ ضلاّلاً»؛[۱۷۲] کسی که خدا را نشناسد و امام و پیشوای از ما اهل بیت‌علیهم السلام را نشسناسد، همانا می‌شناسد و عبادت غیر خدا را می‌کند و به خدا سوگند سخت در گمراهی است.
امام سجادعلیه السلام می‌فرماید:
«... وَ اَهواهُمْ عَلَیْکَ مَنْ اَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ یَعبدُ غَیرَکَ»؛[۱۷۳] ... و پست‌ترین افراد نزد تو کسی است که روزی تو را می‌خورد و بندگی غیر تو را می‌کند.

فصل هفتم: فلسفه عبادت

از آنجا که دستورات خدای خالق و دین اسلام همراه با حکمت و به صلاح زندگی فردی و جمعی و دنیوی و اخروی انسان‌ها و امت می‌باشد، به برخی از احادیث در این باب اشاره می‌شود:
امام رضاعلیه السلام در بیان علت عبادت می‌فرماید:
«لِئَلّا یَکُونُوا ناسینَ لِذِکْرِهِ وَ لاتارِکینَ لاَدبه و لا لاهینَ عَنْ اَمْرِهِ و نَهیهِ، اِذا کانَ فیهِ صَلاحُهم وَ قوامُهم فَلو تُرِکوُا بِغَیر تعبّدٍ لَطالَ عَلَیهم الْاَمَد فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ»؛[۱۷۴] تا آن که مردم یاد خدا را فراموش نکنند و آدب لازم را نسبت به پرودگار وانگذارند و از اوامر و نواهی او غافل نشوند چرا که مصلحت و قوام آنان در این است. پس اگر بدون تعبد و بندگی او رها می‌شدند، بعد از مدتی دل‌های آنان سخت و تباه می‌شد.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«وَ عَنْ ذلِکَ ما حَرسَ اللَّه عِبادهِ المؤْمِنینَ بالصَّلواتَ وَ الَزَّکواتِ وَ مُجاهدةِ الصیامِ فی الاَیّامِ المَفروضاتِ تَسکیناً لاَطرافهمْ وَ تَخشیعاً لابصارِهِمْ وَ تَذْلیلاً لِنُفوسِهِمْ وَ تَخْفیضاً (تخضیعاً) لِقُلوبِهِمْ وَ اذْهاباً لِخیلاء عنهم وَ لما فی ذلک مِنْ تَعفیر عتاق الوُجوهُ بالتّراب تواضعاً وَ التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغراً وَ لحوق البطون بالمئون مِنَ الصّیام تذلّلاً مَعَ ما فی الزَّکاة مِنْ صَرْفِ ثَمَرات الاَرض و غیر ذلک الی اَهل المَسکَنة وَ الفَقْر وَ الی ما فی هذه الاَفعال من قمع نواجم الفخر و قدع (قطع) طوالع الکبر»؛[۱۷۵] و اینگونه خداوند بندگانش را با نماز و زکات و تلاش روزه داری حفظ کرده است تا اعضا و جوارحشان آرام و دیدگانشان خاضع و جان و روان‌شان فروتن و دل‌هایشان متواضع باشد. تکبّر و خودپسندی از آنان دور شود؛ زیرا در سجده بهترین جای صورت را به خاک مالیدن فروتنی آورد و قرار دادن اعضای پر ارزش بدن بر زمین اظهار کوچکی کردن است. و روزه گرفتن و چسبیدن شکم به پشت، باعث تواضع انسان و پرداخت زکات بر ثمرات زمین و غیر آن جهت نیازمندی‌های فقرا و مستمندان است.
به آثار عبادت بنگرید که چگونه شاخه‌های تکبّر و فخر نمودن‌ها را درهم می‌شکند و از رویش خودپرستی و خودخواهی جلوگیری می‌نماید.
و در حدیث دیگری می‌فرماید:
«فَرَضَ اللَّهُ الاِیمانَ تَطهیراً مِنَ الشِّرکِ وَ الصَّلاة تَنْزیهاً عَنِ الْکِبْرَ وَالزَّکاةَ تَسْبیباً لِلرِّزْقِ وَ الصیامَ اِبْتِلاءً لِاِخْلاص الْخَلقِ وَ الْحَج تَقربَةً لِلدِّین وَالْجِهاد عَِزَّا لِلْاِسلام وَ الامر بالمعروف مَصلحةً لِلْعَوام وَالنهی عَنِ المُنْکَرِ رِدْعَاً للسُّفَهاء وَ صِلَة الرحم مِنْ نَماةً لِعَدد وَ الْقصاصَ حَقْنَاً للدِّماء وَ اِقامَةَ الحُدود اِعْظاماً لِلْمَحارم وَ تَرکَ شرب الْخَمر تحصیناً للعَقل وَ مُجانبة السِّرقةِ ایجاباً للعفَّة وَ تَرک الزِّنی تَحصیناً للنَّسب... وَ الطاعة تَعظیماً لِلاِمامة»؛[۱۷۶] و خداوند ایمان را واجب نمود برای پاکسازی (دل‌های بندگان) از شرک و واجب کرد نماز را برای جلوگیری و بازداشتن کم خردان (از گناهان و زشتی‌ها) و صله رحم را جهت فراوانی و افزایش خویشاوندان و قصاص را برای پاسداری از خون‌ها، و اجرای حدود را برای بزرگداشت محرمات و ترک می‌گساری را برای سلامت عقل و دوری از دزدی را برای تحقق عفت و پاکی، و ترک زنا را برای سالم ماندن نسل و نسبت آدمی... و اطاعت از امام را واجب فرمود برای بزرگداشت مقام امامت و رهبری (تا در پرتو تبعیّت از او بندگان به کمال و سعادت برسند).
و در بیانی دیگر می‌فرماید:
«تَعاهَدُوا اَمْرَ الصَّلوة... وَ تَقَرِّبوا بِها... وَ اَنَّها لَتُحتُّ الذُّنوب حَتَّ الْوَرق وَ تُطْلِقُها اِطْلاقَ الرّیق وَ شبهَّها رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم بِالْحُمة تکون علی باب الرجل فهو یَغتسلُ فیها فی الیوم وَ الَّلیلة خَمْسَ مَراتٍ فَما عَسی اَنْ یَبقی علیه مِنَ الدَّرن و قَدْ عرف حَقَّها رجال من المؤْمنین الذین لاتَشْغَلُهم عَنْها زینَةُ مَتاعٍ وَ لا قُرة عَیْنٍ مِن وَلَدٍ وَ لا مال...»؛[۱۷۷] نماز را (خواندن و اقامه آن ار) برعهده گیرید... و با نماز خود را به خدا نزدیک کنید... همانا نماز گناهان را چونان برگ‌های پاییزی می‌ریزد و بندها (و زنجیرهای بردگی وگناه) را می‌گشاید. پیامبرصلی الله علیه وآله نماز را به چشمه آب گرمی که بر در خانه مردی باشد، تشبیه کرده که شبانه روزی پنج نوبت خود را در آن شستشو دهد، پس هرگز چرک و آلودگی در بدن او نماند و حقّ نماز را مؤمنانی شناختند که زیور دنیا و روشنی چشمشان یعنی فرزند و ثروت مانع نمازشان نشود.
و در بیانی دیگر نسبت به ذکر که نتیجه عبادت خداست می‌فرماید:
«جَعَلَ الذِّکْرَ جَلاءَ لِلْقُلوب، تَسْمَع بِهِ بَعد الْوَقْرِةِ وَ تُبْصِرُ بَعْدَ الْعَشْوَةِ وَ تَنْقادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعانَدةِ وَ ما بَرِحَ للَّه (عزَّت آلاؤه) فی الْبُرْهَة وَ فی اَزْمان الفَتراتِ عِبادٌ ناجاهُم فی فکْرِهم وَ کَلَّمُهم فی ذاتِ عُقُولُهُمْ فاسْتَصبحوا بِنُور یَقْظَةٍ فی الْاَبصار وَ الاَسماعِ وَ الاَفئِدَة...»؛[۱۷۸]
همانا خدای سبحان و بزرگ، یاد خود را روشنی بخش دل‌ها قرار داد تا گوش پس از ناشنوایی بشنود و چشم پس از کم نوری بنگرد وانسان بعد از دشمنی رام گردد. خداوند (نعمت‌هایش گرانقدر است) در زمان‌های مختلف روزگار و در دوران جدایی جامعه از رسالت، بندگانی داشته که با آنان در گوش جانشان زمزمه می‌کرد و در درون عقلشان با آنان سخن می‌گفت... .

فصل هشتم: تداوم عبادت

بدیهی است انسان موجودی است که باید آهنگ و آداب تربیت در کنار دل و جان او استمرار یابد تا گرفتار غفلت و فراموشی نشود و به رشدِ لایقِ به حالش برسد، همانگونه که در طبیعت باید پیوسته آب به طور نظم و مناسب به درخت و نهال برسد تا شکوفا شده، سایه و ثمر دهد و روایات این فصل بر این اصل اخلاقی تأکید دارد، باشد که در اثر تداوم و تکرار، خیر و خوبی در نهان آدمی نهادینه و ملکه گردد.
امام سجّادعلیه السلام می‌فرماید:
«اِنّی لَاُحبُّ اَنْ أدامَ عَلی الْعَمَلِ وَ اِنْ قَلَّ»؛[۱۷۹] من دوست دارم استمرار بر عمل را اگرچه کار خوب کم و کوتاه باشد.
امام باقر علیه السلام فرمود:
«ما مِنْ شَی‌ءٍ اَحَبُّ اِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ عَمَلٍ یُداوِمُ عَلیهِ وَ اِنْ قَلَّ»؛[۱۸۰] عمل و عبادتی بیشتر محبوب خداست که تداوم داشته باشد، هر چند اندک باشد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
«اِیّاکَ اَنْ تُفرض عَلی نَفْسکَ فَریضة فتفارقها اثنی عشر هلالاً»؛[۱۸۱] مبادا عبادت و عملی را بر خود فرض کنی لیکن دوازده هلال و ماه از آن دوری کنی!
امام علی‌علیه السلام فرمود:
«قلیلٌ یَدُوم خَیْرٌ مِنْ کَثیر مملولٌ منه»؛[۱۸۲] اندکی که استمرار داشته باشد، بهتر است از کار بسیاری که رنج آور باشد.
رسول گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله فرمود:
«وَاَقْبَحَ مِنْ ذلِکَ العابِدُ للَّهِ ثُمَّ یَدعَ عِبادَته»؛[۱۸۳] و زشت‌تر از این امور عابدی است که مدتی بندگی خدا کند و آن گاه رها کند آن عبادت را (و ادامه ندهد).
در بیانی دیگر فرمود:
«اَحَبّ الْاَعْمالِ اِلَی اللَّهِ اَدْوَمَها وَ اِنْ قَلَّ»؛[۱۸۴] محبوب‌ترین کارها نزد خدا کاری است که دوام بیشتر داشته باشد.
امام علی‌علیه السلام در فرازهای زیبایی می‌فرماید:
«دَوامُ الْعِبادَةِ بُرهانُ الظَّفَرِ بِالسَّعادَة»؛[۱۸۵] استمرار عبادت دلیل پیروزی و رسیدن به سعادت است.
«بِدَوامِ ذکر اللَّه تُنجابُ الْغَفْلَة»؛[۱۸۶] به سبب تداوم ذکر قلبی و یاد خدا غفلت زایل گردد.
«دَوامُ الذِّکْرِ یُنیرُ الْقَلْب وَ الْفِکْر»؛[۱۸۷] دایم بودن یاد خدا دل و اندیشه را روش می‌سازد.
«خَیْرُ العبادات اَقْرَبها بالْاَمْنِ وَ اَخْلَصَها مِنَ الآفاتِ وَ اَدْوَمُها وَ اِنْ قَلَّ»؛[۱۸۸] بهترین عبادت‌ها نزدیک‌ترین آنها به آسایش خاطر و خالص‌ترین آنها از آفت‌ها و مداوم‌ترین آنهاست، گرچه اندک باشد.

فصل نهم: مراتب عبادت

امام صادق علیه السلام فرمود:
«إِنَّ النَّاسَ یَعْبُدُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ فَطَبَقَةٌ یَعْبُدُونَهُ رَغْبَةً فِی ثَوَابِهِ فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْحُرَصَاءِ وَ هُوَ الطَّمَعُ وَ آخَرُونَ یَعْبُدُونَهُ خَوْفاً مِنَ النَّارِ فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ هِیَ رَهْبَةٌ وَ لَکِنِّی أَعْبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْکِرَامِ وَ هُوَ الْأَمْنُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ فَمَنْ أَحَبَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ تَعَالَی کَانَ مِنَ الآْمِنِینَ وَ هذا مَقامٌ مَکْنُونٌ لا یَمسُّهُ الّا المُطَهَّروُنَ»؛[۱۸۹]
مردم خداوند را بر سه گونه می‌پرستند: گروهی از روی میل به ثواب و انتظار اجر، خدا را پرستش می‌کنند که این عبادت حریصان است و همان طمع می‌باشد. گروهی دیگر به خاطر ترس از آتش دوزخ، بندگی خدا می‌کنند که این پرستش بردگان و همان ترس است. ولیکن من خدا را به جهت این‌که او را دوست دارم، عبادت می‌کنم و این همان عبادت کریمان است زیرا خداوند متعال می‌فرماید: «بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد» پس هر کسی که خدای (عزّوجلّ) را دوست داشته باشد خدا نیز او را دوست خواهد داشت و آن‌که محبوب خدا شد از ایمنی یافتگان است. و این مقام مستور و پوشیده‌ای است که جز پاکیزگان به آن دست نیابند.
امیرالمؤمنین علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْکَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ»؛[۱۹۰]
گروهی خداوند را از روی رغبت (در ثواب) می‌پرستند که این عبادت تاجران است و گروهی دیگر از روی ترس خدا را عبادت می‌کنند که آن عبادت بردگان می‌باشد و گروهی از جهت شکرگزاری عبادت پروردگار را بجای می‌آورند که این عبادت آزادگان است.
از مواعظ خداوند متعال:
«یا اَحْمَدُ... اَوَّلُ الْعِبادَةِ الصُّمْتُ وَ الصُّوْمُ»؛[۱۹۱]
یا احمد... سرآغاز بندگی سکوت و روزه است.
امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرماید:
«اِلْاِخلاصُ (الجود فی اللَّه) عِبادَةُ المُقَرَّبین»؛[۱۹۲]
اخلاص (بخشش در راه خدا) عبادت مقربین است.
رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«اَلا اُخبرکُمُ باَیْسَرِ الْعِبادَة وَ اَهْوَنُها عَلَی الْبَدَنِ الصُّمْتُ وَ حُسْنُ الخُلْقِ»؛[۱۹۳]
آیا شما را به آسان‌ترین و راحت‌ترین عبادت‌ها بر بدن آگاه کنم، آن عبارت از سکوت و خلق و خوی نیکو است.
امام رضاعلیه السلام در جواب سؤال ابو قرّه فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ اسْتَعْبَدَ خَلْقَهُ بِضُرُوبٍ مِنَ الْعِبَادَةِ وَ لِلَّهِ مَفَازِعُ یَفْزَعُونَ إِلَیْهِ وَ یُسْتَعْبَدُ [ مُسْتَعْبَدٌ] فَاسْتَعْبَدَ عِبَادَهُ بِالْقَوْلِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ وَ التَّوْجِیهِ وَ نَحْوِ ذَلِک...»؛[۱۹۴]
خداوند متعال آفریدگان خود را به ا نواع عبادت فرا خوانده... و بندگان خود را به پرستش به وسیله گفتار، دانش، عمل، توجّه و امثال آن واداشته است.

فصل دهم: عبادت نیکو

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«اَعْظَمُ الْعِبْادَةِ اَجْرَاً اَخْفاها»؛[۱۹۵]
برترین عبادت از جهت پاداش مخفی‌ترین آن است.
«وَ أحْسَنَ الْقَصْدِ فِی الْعِبادَةِ»؛[۱۹۶]
و چه نیکو است اعتدال و میانه روی در عبادت.
«مِنْ حُسْنِ عِبادَةِ الْمَرءِ حُسْنُ ظَنِّهِ»؛[۱۹۷]
خوبی و نیکویی عبادت انسان، حسن ظن او است.
امام صادق‌علیه السلام به عمار ساباطی فرمود:
«یَا عَمَّارُ الصَّدَقَةُ وَ اللَّهِ فِی السِّرِّ أَفْضَلُ مِنَ الصَّدَقَةِ فِی الْعَلَانِیَةِ وَ کَذَلِکَ وَ اللَّهِ الْعِبَادَةُ فِی السِّرِّ أَفْضَلُ مِنْهَا فِی الْعَلَانِیَةِ»؛[۱۹۸]
ای عمار! صدقه در نهان برتر است از صدقه آشکار و همچنین به خدا سوگند عبادت در خفا بهتر است از عبادت آشکارا.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«اِذَا اَحَبَّ اللَّهُ عَبْدَاً أَلْهَمَهُ حُسْنُ الْعِبادَةِ»؛[۱۹۹]
هنگامی که خداوند بنده‌ای را دوست داشته باشد، نیکی عبادت را به او الهام می‌کند.
«مَنْ حَسُنَتْ یَقینُهُ حَسُنَتْ عِبادَتُهُ»؛[۲۰۰]
هر کس یقین او نیکو باشد عبادت او نیکو خواهد شد.
«بِالْیَقینِ تَمَّ الْعِبادِة»؛[۲۰۱]
با یقین و باور قلبی، عبادت کامل می‌گردد.
«مَنْ قَنَعَ حَسُنَتْ عِبادَتِهِ»؛[۲۰۲]
هر کس (به آنچه دارد و خدا به او داده است) قانع باشد عبادت او نیکوتر و بهتر خواهد شد.
«نِعْمَ عُونُ الْعِبادَةِ السَّهْر»؛[۲۰۳]
خوب کمکی است برای عبادت، شب زنده‌داری.
«عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ فِی الْمَطاعِمِ فَاِنَّهُ اَبْعَدَ مِن السَّرفِ و اَصحَّ لِلْبَدَنِ وَ اَعونُ عَلی الْعِبادَةِ»؛[۲۰۴]
بر شما باد به اقتصاد و میانه‌روی در طعام و غذاها، چرا که موجب دوری از اسراف و باعث صحت بدن بوده و کمکی است برای عبادت.
امام زین العابدین علیه السلام می‌فرماید:
«لا عِبادِةُ اِلّا بِالتَّفَقُّهِ»؛[۲۰۵]
عبادت (صحیح و کامل) نیست جز با دانش و آگاهی.
ابوعبیده حذّاء می‌گوید: از امام باقرعلیه السلام شنیدم می‌فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: خداوند متعال می‌فرماید:
«إِنَّ مِنْ أَغْبَطِ أَوْلِیَائِی عِنْدِی رَجُلاً خَفِیفَ الْحَالِ ذَا حَظٍّ مِنْ صَلَاةٍ أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ بِالْغَیْب...»؛[۲۰۶]
همانا از خوشحال‌ترین اولیاء و دوستانم در نزد من فردی است سبک‌بال، دارای حظّ و نصیبی از نماز، که عبادت پروردگارش را در نهان به نیکی انجام دهد.
امام صادق علیه السلام می‌فرماید:
«أَوْحَی اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِلَی دَاوُدَ ذَکِّرْ عِبَادِی مِنْ آلَائِی وَ نَعْمَائِی...وَ حُسْنُ الظَّنِّ یَدْعُو إِلَی حُسْنِ الْعِبَادَةِ»؛[۲۰۷]
خداوند متعال به داودعلیه السلام وحی کرد: بندگانم را نسبت به نعمت‌هایم یادآوری کن... و حسن ظن، (انسان را) به حسن عبادت و انجام نیک آن فرا می‌خواند.
زید بن علی از پدرش امام سجادعلیه السلام نقل می‌کند:
«اَلْوَرَعُ نِظامُ الْعِبادَةِ»؛[۲۰۸]
ورع و پرهیزکاری نظام عبادت و بندگی است.
از مواعظ خداوند متعال است:...
«ُ یَا أَحْمَدُ الْوَرَعُ یَفْتَحُ عَلَی الْعَبْدِ أَبْوَابَ الْعِبَادَةِ فَتَکَرَّمَ بِهِ عِنْدَ الْخَلْقِ وَ یَصِلُ بِهِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَل»؛[۲۰۹]
یا احمد پرهیزکاری درهای عبادت را به سوی بنده می‌گشاید، پس به وسیله آن نزد خلق عزیز می‌گردد و به خدای (عزّوجلّ) می‌رسد.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«فَضیلَةُ السّادَةِ حُسْنُ الْعِبادَةِ»؛[۲۱۰]
فضیلت بزرگان در نیکویی عبادت است.
«مَنْ تَوَرَّعَ حَسُنَتْ عِبادِتِهِ»؛[۲۱۱]
هر کس ورع بورزد، عبادتش نیکو خواهد شد.
«صَلاحُ الْعِبادَةِ التِّوَکُّل»؛[۲۱۲]
صلاح عبادت، توکل به خداست.
«فی الْاِنْفِرادِ لِعِبادَةِ اللَّهِ کُنُوزُ الاَرْباح»؛[۲۱۳]
در اختصاص به عبادت و بندگی پروردگار گنجینه‌هایی سودمند است.
رسول خداصلی الله علیه وآله می‌فرماید:
«اُعْبَد اللَّه کأنَّکَ تَراهُ فَاِنْ کُنْتُ لا تَراهُ فَاِنَّهُ یَراکَ»؛[۲۱۴]
ای ابوذر! خداوند را چنان عبادت کن که گویا او را می‌بینی و اگر تو او را نمی‌بینی، همانا او تو را می‌بیند.
امام صادق علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می‌فرماید:
«اَلا لا خَیْرَ فِی عِبادَةِ لَیسَ فیها تَفَکُّرِ»؛[۲۱۵]
آگاه باشید در عبادتی که خالی از تفکّر باشد خیری نیست.
از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است:
«خُذُوا مِن الْعِبادَةِ ما تَطیقُونَ...»؛[۲۱۶]
برگزینید و انجام دهید از عبادت، آن چه را طاقت و توان دارید.

فصل یازدهم: لذّت عبادت

فراوان می‌پرسند که چگونه می‌توان لذّت عبادت را درک کرد تا هم بانشاط و به دور از کسالت بهره معنوی وافر و خیر اخروی بیشتری ببریم و هم انگیزه بر انجام و استمرار آن داشته باشیم؟
پاسخ این سؤال را در سخن و سیره پیشوایان دین و دنیا، انبیا و ائمه علیهم السلام خواهید یافت، آنان که با جهاد اکبر به این حالت و ملکه رسیده بودند و هر قدر مناجات (همراه عشق و اشک) می‌کردند و به معشوق و معبودشان تقرّب می‌یافتند، لذّت بیشتر می‌بردند.
از مواعظ مسیح علیه السلام است:
«بِحَقٍّ أَقُولُ لَکُمْ إِنَّهُ کَمَا یَنْظُرُ الْمَرِیضُ إِلَی طَیِّبِ الطَّعَامِ فَلَا یَلْتَذُّهُ مَعَ مَا یَجِدُهُ مِنْ شِدَّةِ الْوَجَعِ کَذَلِکَ صَاحِبُ الدُّنْیَا لَا یَلْتَذُّ بِالْعِبَادَةِ وَ لَا یَجِدُ حَلَاوَتَهَا مَعَ مَا یَجِدُ مِنْ حُبِّ الْمَال (من حلاوة الدنیا)»؛[۲۱۷]
به راستی برای شما می‌گویم: چنان‌که مریض از نگاه به طعام پاکیزه (به جهت شدّت درد) لذّت نمی‌برد، اهل دنیا نیز از عبادت بهره‌مند نمی‌شود و شیرینی آن را نمی‌چشد (به جهت علاقمندی به مال و درک شیرینی دنیا).
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«کَیْفَ یَجِدُ لَذَّةَ الْعِبَادَةِ مَنْ لَا یَصُومُ عَنِ الْهَوَی»؛[۲۱۸]
چگونه لذّت عبادت را درک کند کسی که از هوی پرهیز نمی‌کند؟
«کَیْفَ یَتَمَتَّعُ بِالْعِبادَةِ مَنْ لَمْ یُعنه التَّوْفیقَ»؛[۲۱۹]
چگونه از عبادت بهره می‌برد کسی که توفیق همراهش نباشد.
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«الصَّمْتُ شِعَارُ الْمُحَقِّقِینَ بِحَقَائِق... وَ مَعَهُ عَزْلُ الْهَوَی وَ رِیَاضَةُ النَّفْسِ وَ حَلَاوَةُ الْعِبَادَةِ»؛[۲۲۰]
سکوت شعار کسانی است که به حقایقی دست یافته‌اند... و همراه سکوت است دوری از هوی و ریاضت نفس و شیرینی عبادت.
امام موسی بن جعفر علیه السلام می‌فرماید:
«یَا هِشَامُ أَوْحَی اللَّهُ إِلَی دَاوُدَ قُلْ لِعِبَادِی لَا یَجْعَلُوا بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْیَا فَیَصُدَّهُمْ عَنْ ذِکْرِی وَ عَنْ طَرِیقِ مَحَبَّتِی وَ مُنَاجَاتِی أُولَئِکَ قُطَّاعُ الطَّرِیقِ مِنْ عِبَادِی إِنَّ أَدْنَی مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلَاوَةَ عِبَادَتِی وَ مُنَاجَاتِی مِنْ قُلُوبِهِمْ»؛[۲۲۱]
ای هشام! خداوند به داودعلیه السلام وحی کرد: به بندگانم بگو: میان من و خودشان عالِم شیفته به دنیا را واسطه قرار ندهند که آنها را از یاد من و طریق محبّتم و مناجاتم باز می‌دارند. این عالمان، راهزنِ بندگانم هستند. کمترین مجازات آنها این است که لذّت عبادت و مناجاتم را از دلشان بیرون می‌کنم.
«... کانَ رَسُولُ اللَّه‌صلی الله علیه وآله وسلم یُصَلِّی حَتَّی یَتَوَرَّمَ قَدَمَاهُ وَ یَقُولُ أَ فَلَا أَکُونُ عَبْداً شَکُوراً أَرَادَ أَنْ یَعْتَبِرَ بِهِ أُمَّتُهُ فَلَا تَغْفُلُوا عَنِ الِاجْتِهَادِ وَ التَّعَبُّدِ وَ الرِّیَاضَةِ بِحَالٍ أَلَا وَ إِنَّکَ لَوْ وَجَدْتَ حَلَاوَةَ عِبَادَةِ اللَّهِ وَ رَأَیْتَ بَرَکَاتِهَا وَ اسْتَضَأْتَ بِنُورِهَا لَمْ تَصْبِرْ عَنْهَا سَاعَةً وَاحِدَةً وَ لَوْ قُطِّعْتَ إِرْباً إِرْباً فَمَا أَعْرَضَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْهَا إِلَّا بِحِرْمَانِ فَوَائِدِ السَّبْقِ مِنَ الْعِصْمَةِ وَ التَّوْفِیق»؛[۲۲۲]
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آن‌قدر نماز می‌خواند که قدم‌هایش متورّم می‌شد و می‌فرمود: آیا بنده شکرگزاری نباشم. منظور حضرت این بود که امتش عبرت بگیرند و از آن حضرت پیروی کنند. پس از تلاش و تعبّد و ریاضت در هیچ حال غافل نباشید، همانا تو اگر شیرینی عبادت را بچشی و برکاتش مشاهده کنی و از نور آن بهره‌مند شوی، یک ساعت هم طاقت جدایی از آن را نخواهی داشت، اگر چه قطعه قطعه شوی و کسی که از عبادت دوری می‌کند، نیست مگر به خاطر محروم شدن از فوائد گذشته که عصمت و توفیق باشد.
پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله فرمود:
«اَلنَّظَرُ اِلی مَحاسِنِ النِّساءِ سَهْمٌ مِنْ سَهامِ اِبْلیسِ فَمَنْ تَرَکَهُ اَذاقَهُ اللَّهُ طَعْمَ عِبادَةٍ تَسُرّهُ»؛[۲۲۳]
نگاه کردن به زینت‌های زنان، تیری از تیرهای شیطان است، پس هر کس آن را ترک کند، خداوند عبادت را در کام او شیرین کند و او را شادمان سازد.
همچنین از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل شده است:
«وَ مَنْ اَعْرَضَ عَنْ مُحَرَّمٍ اَبْدَلَهُ اللَّهُ بِهِ عَبادَةَ تَسُرُّه»؛[۲۲۴]
هر کس از حرامی دوری کند، خداوند آن را به توفیق عبادتی تبدیل نماید که او را شادمان گرداند.
در اخبار داود علیه السلام آمده است:
«ما لِاَوْلِیائی وَالْهَمَّ بِالدُّنیا؟ اِنَّ الْهَمّ یَذْهَبُ حَلاوَةَ مُناجاتی مِنْ قُلُوبِهِمْ یا داود اِنَّ مَحَبَّتی مِنْ اَوْلیائی اَنْ یَکوُنوا روحانییّن لایغتمونَّ»؛[۲۲۵]
دوستا مرا چه که غم دنیا خورند، همانا غم دنیا شیرینی مناجات مرا از دل‌هایشان می‌برد. ای داود من دوست دارم دوستانم روحانی باشند و اندوه دنیا به خود راه ندهند.
همچنین از مسیح بن مریم‌علیهما السلام نقل شده است:
«بِحَقِّ اَقول لَکُمْ مَنْ لایُنَقّی مِنْ زَرْعَة الحَشیش یکثر فیه حَتی یَغمُرَهُ فَیُفْسِدَهُ وَ کذالِکَ مَن لایخرجُ مِنْ قَلْبِهِ حُبَّ الدُّنیا یَغمرهُ حَتّی لایَجِدَ الآخِرَةِ طَعْمَاً»؛[۲۲۶]
حقیقتی را به شما بگویم، آن که علف‌های هرزه زارعت خود را وجین نکند، آنها زیاد گشته تا جایی که تمام مزرعه را می‌گیرد و زراعت را از بین می‌برد، همین طور کسی که محبّت دنیا را از دلش بیرون نکند ،دنیا دوستی، سراسر دلش را فراگیرد تا آنجا که هرگز لذّت و طعم آخرت دوستی را نچشد.
آری، لذّت و گوارایی عبادت را زمانی خواهیم یافت که آفات و موانع آن (همانند هوسرانی و دنیادوستی و گناه و...) شناخته از خود دور سازیم و عوامل مفید و مؤثّر در این درک معنوی را (همانند معرفت، تقوا، تمرکز، لقمه حلال، خضوع و خشوع و...) در خود احیا کنیم.

فصل دوازدهم: زینت عبادت

به راستی زیور عبادت و چیزهایی که در زینت بخشیدن به آن مؤثر می‌باشد چیست؟ ابتدا امام حسن مجتبی علیه السلام می‌فرماید:
«اِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَکَّی لَها»؛ همانا هر کس جویای عبادت است، خود را برای آن پاکیزه گرداند. (و به زیور عبادت آراسته شود)
نیز امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«ما تَزَیَّنَ مُزَیِّنٌ بِمِثْلِ طاعَةُ اللَّه»؛[۲۲۷] هیچ آراسته به زیوری مانند اطاعت خدا، آراسته نشده است.
«اَلزّینَةُ بِحُسْنِ الصَّوابِ لا بِحُسْنِ الثّیاب»؛[۲۲۸] زینت به زیبایی اعمال درست است نه به لباس و ظاهر نیکو.
همچنین پیامبر گرامی اسلام‌صلی الله علیه وآله می‌فرماید:
«وَ السَّکینَةُ زینَةُ الْعِبادَةِ»؛[۲۲۹] آرامش و طمأنینه، زینت عبادت است.
«مَنْ رَزَقُهُ اللَّهُ حُبُّ الاَئِمَّةِ مِنْ اَهْلِ بَیتی اَصابَ خَیْرَ الدُّنیا و الآخِرَةِ فَلا یَشُکَّنَّ اَحدٌ اَنَّهُ فی الجَنَّةِ فَاِنَّ فی حُبِّ اَهلُ بیتی عشرینَ خَصْلَة، عَشَرَ مِنها فی الدُّنیا و عَشَرِ منها فی الآخِرَةِ امّا فی الدُّنیا فَالزُّهْدُ وَ الْحِرْصُ عَلَی الْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ فِی الدّینِ و الرَّغْبَتهِ فِی الْعِباَدة...»؛ آن کس که خداوند دوستی ائمه از اهل بیت مرا روزی او کرده است، همانا به خیر دنیا و آخرت نائل شده است. پس کسی که در بهشتی بودن او تردید نکند، زیرا در دوستی اهل بیت من بیست خصلت وجود دارد. ده تا در دنیا و ده تا در آخرت. امّا در دنیا پس زهد، تلاش در عمل، ورع در دین، شوق و رغبت در عبادت... .
نیز امام علی‌علیه السلام فرمود:
«زینُ الْعِبادَةِ اَلْخُشُوعُ»؛ زینت عبادت خشوع است.

فصل سیزدهم: عبادت خالص

ارزش هر چیز به میزان پاکی و بی عیب و آفت بودن آن است، عبادت نیز، ارزش و قبولی آن به اخلاص و پاکی از آفات بستگی دارد یعنی عبادی بودن به میزان انقطاع از ما سوی اللَّه و خالص نمودن فکر و دل و انگیزه و عمل برای خداست و معصومین علیهم السلام و مخلصین بر اصل ارزشی اخلاص بر اهمیّت و حقیقت آن تأکید داشته که روایات در دو بخش (اهمیّت و جایگاه اخلاص - حقیقت اخلاص) می‌خوانیم.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«وَ مَنْ لَمْ یَخْتَلِفْ سَرُّهُ وَ عَلَانِیَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقَالَتُهُ فَقَدْ أَدَّی الْأَمَانَةَ وَ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ»؛[۲۳۰]
کسی که آشکار و نهان و گفتار و کردارش متفاوت نباشد همانا امانت (الهی) را ادا کرده و عبادت خویش را خالصانه انجام داده است.
«اَلْعِبادَةُ الْخالِصَةُ اَنْ لایَرجُو الرَّجُلَ اِلّا رَبَّهُ وَ لایَخافُ اِلّا ذَنْبَهُ»؛[۲۳۱]
عبادت خالص آن است که بنده جز به خداوند امیدوار نباشد و جز از گناه خویش نترسد.
امام باقرعلیه السلام می‌فرماید:
«لَا یَکُونُ الْعَبْدُ عَابِداً لِلَّهِ حَقَّ عِبَادَتِهِ حَتَّی یَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِ إِلَیْهِ فَحِینَئِذٍ یَقُولُ هَذَا خَالِصٌ لِی فَیَتَقَبَّلُهُ بِکَرَمِهِ»؛[۲۳۲]
بنده به حقیقت بندگی و عبادت خداوند نمی‌رسد مگر این‌که از همگان ببرد و به او بپیوندد در این هنگام خدا می‌فرماید: این عمل خالص برای من است، پس به کرم خود آن را می‌پذیرد.
امام رضاعلیه السلام می‌فرماید:
«أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام کَانَ یَقُولُ طُوبَی لِمَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ الْعِبَادَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ لَمْ یَشْغَلْ قَلْبَهُ بِمَا تَرَی عَیْنَاهُ وَ لَمْ یَنْسَ ذِکْرَ اللَّهِ بِمَا تَسْمَعُ أُذُنَاهُ وَ لَمْ یَحْزُنْ صَدْرَهُ بِمَا أُعْطِیَ غَیْرُهُ»؛[۲۳۳]
همانا امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمود: خوشا به حال کسی که عبادت و دعا را خالصانه برای خدا انجام دهد و قلبش به آنچه دیدگانش بیند مشغول نگردد و یاد خدا را به خاطر آنچه گوش‌هایش می‌شنود فراموش نکند و از آنچه به دیگران عطا شده سینه‌اش غمگین نگردد.

اهمیّت اخلاص در عبادت

حضرت فاطمه‌علیها السلام می‌فرماید:
«مَنْ أَصْعَدَ إِلَی اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ»؛[۲۳۴]
هر کس عبادت خالصش را به سوی خدا بالا بفرستد، خدای بزرگ هم برترین مصلحتش را به سوی او نازل فرماید.
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«التَّقْوَی عَلَی ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ ... . وَ مَنْ کانَ اَتْقی کانَتْ عِبادَتُهُ اَخْلَص وَ اَطْهَر»؛[۲۳۵]
تقوْی بر سه وجه است... آن‌که تقوایش بیشتر و پرهیزگارتر باشد عبادتش خالص‌تر و پاک‌تر است.
امام علی‌علیه السلام می‌فرماید:
«فازَ بِالسَّعادَةِ مَنْ اَخْلَصَ عِبادِتِهِ»؛[۲۳۶]
هر کس عبادتش را خالص کند، به فلاح و رستگاری می‌رسد.
«اِلْاِخْلاصُ مِلاکُ الْعِبادَةِ»؛[۲۳۷]
اخلاص ملاک عبادت است.
«اَلْاِخْلاصُ ثَمَرَةُ الْعِبادَةِ»؛[۲۳۸]
اخلاص ثمره و نتیجه عبادت است.
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:
«أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا یُبَالِی عَلَی مَا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْیَا عَلَی عُسْرٍ أَمْ عَلَی یُسْرٍ»؛[۲۳۹]
برترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد. پس با عبادت (در تمام مراحل زندگی) ملازم شود و آن را به جان دوست داشته و با جسم و بدن در انجامش بکوشد و خود را برای عبادت فارغ و مهیّا گرداند. برای چنین شخصی، مشکل و آسان دنیا اهمیّتی ندارد.
امام حسن عسکری‌علیه السلام می‌فرماید:
«لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْیَا کُلَّهَا لُقْمَةً وَاحِدَةً وَ أَطْعَمْتُهَا مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ خَالِصاً لَرَأَیْتُ أَنِّی مُقَصِّرٌ فِی حَقِّهِ...»؛[۲۴۰]
اگر همه دنیا در لقمه‌ای قرار داده شود و من آن لقمه را در اختیار بنده‌ای که خدا را خالصانه عبادت می‌کند، قرار دهم احساس می‌کنم در حقّ او کوتاهی کرده‌ام.
امام صادق‌علیه السلام می‌فرماید:
«وَ الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یَحْمَدَکَ عَلَیْهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَل...»؛[۲۴۱]
عمل خالص آن است که انتظار تعریف و ستایش در مورد آن از هیچ‌کس جز خدای (عزّوجلّ) نداشته باشی.

فصل چهاردهم: آفات عبادت

  1. همان قدرت‌هایی که بعد از جنگ جهانی دوم، پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را ایجاد کردند با ۵۷ سال سابقه و تجربه با استفاده از انواع ابزارهای فرهنگی و جنگ روانی و رسانه‌ای، جنگ فرهنگی بر ضد اسلام و ایران اسلامی به راه انداختند.
    ویژگی‌های ناتوی فرهنگی عبارتند از: ۱ - دراز مدت ۲ - بنیادی و ریشه‌ای ۳ - نامرئی ۴ - آرام و بی‌صدا (در عین داشتن روابط اقتصادی و برخورد ظاهراً صمیمی با صادراتِ کالا، فرهنگش را هم صادر می‌کند. ۵ - غیر مستقیم و غیر محرک ۶ - سازمان یافته (مراحل کاری، محاسبات، امکانات، تغییرات احتمالی، نیروهای متخصص، شناسایی حساسیتها و...) آنها با این ویژگی‌ها، به تخریب و تسلیم فرهنگ خودی و تحمیل فرهنگ مهاجم می‌پردازد.
  2. نهج الفصاحة، ح ۲۱۶۳.
  3. بحارالأنوار، ج ۲، ص ۳۰.
  4. ر. ک: به المعجم الوسیط، لغت‌نامه دهخدا، اقرب الموارد، منتهی الارب و فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهی.
  5. مستمسک العروة الوثقی ج ۶، ص ۵؛ ج ۲، ص ۴۵۹. برای اطلاع از مباحث فقهی نیّت، ارکان آن و این‌که آیا داعی و انگیزه و اراده اجمالی با قصد تقرب در عبادت کافی است یا خطور دادن تفصیلی نیّت در قلب و ذهن و تداوم آن در فعل عبادی لازم می‌باشد یا نه و... به کتاب‌های فقهی ینابیع الفقهیه ج ۴، ص ۶۱۶ و مصباح الشریعه صهرشتی و شرایع الاسلام و نیّت و اخلاص آقا جمال‌الدین خوانساری؛ المسائل الناصریات سیّد مرتضی و ... و تعلیم و تربیت، نوشته استاد شهید مطهری، ص ۱۹۳ مراجعه کنید.
  6. به ترتیب سوره‌های بقره، آیه ۲۰۷؛ روم ۳۸؛ الرحمن ۲۷؛ بقره ۱۱۲.
  7. غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۳۳، ح ۱۰۳۲.
  8. همان، ج ۶، ص ۲۳۲، ح ۱۰۷۵۰.
  9. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۶.
  10. اسراء، ۸۴.
  11. اصول کافی، ج ۲، ص ۸۴.
  12. المحاسن، ج ۱، ص ۴۰۹، ح ۹۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۴.
  13. نهج البلاغه، نامه ۳۱؛ غرر الحکم، ج ۴، ص ۲۰۰، ح ۶۱۸۸.
  14. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۶.
  15. کنز العمال، ح ۷۲۷۲؛ الترغیب و الترهیب، ج ۳، ص ۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۵.
  16. غرر الحکم، ج ۴، ص ۳۹، ح ۵۲۹۲.
  17. غرر الحکم، ج ۱، ص ۱۳۱، ح ۲۹۲.
  18. همان، ج ۱، ص ۲۳۳، ح ۱۰۳۲.
  19. همان، ج ۴، ص ۳۱۸، ح ۶۷۳۸.
  20. همان، ج ۴، ص ۳۹، ح ۵۲۹۰.
  21. همان، ج ۴، ص ۱۲۴، ح ۵۷۹۲.
  22. همان، ج ۶، ص ۲۳۵، ح ۱۰۷۷۸.
  23. کنز العمال، ح ۷۲۳۸.
  24. همان، ج ۵، ص ۲۴۶، ح ۸۹۸۱.
  25. نهج البلاغه، خطبه ۱۷۸.
  26. غرر الحکم، ج ۵، ص ۱۷۶، ح ۸۴۴۲.
  27. کنز العمال، ح ۷۲۳۶ و ۷۲۶۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۵۶؛ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۰۸.
  28. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۱۰.
  29. وسائل الشیعه، ج‌۱،ص ۴۱.
  30. نهج البلاغه، نامه ۳۱.
  31. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۱۱.
  32. امالی صدوق، ص ۹۳، بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۵۶.
  33. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۵؛ اصول کافی، ص ۳۵۰.
  34. تحف العقول، ص ۳۹۶.
  35. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۴، مکارم الاخلاق، ج ۲، ص ۳۷۰، ح ۲۶۶۱.
  36. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۱۰.
  37. نهج البلاغه، نامه ۵۳.
  38. وسائل‌الشیعه، ج‌۱، ص‌۳۵، و المجالس، ص‌۳۸، و مشابه آن درکتاب کنزالعمال ۷۲۷۲.
  39. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰.
  40. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۸؛ الامالی، ص ۱۹۸.
  41. علل الشرایع، ج ۱، ص ۵۲۴.
  42. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۹۶، ح ۱۴.
  43. کنز العمال، ح ۷۲۶۱.
  44. بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۱۶۷؛ مصابیح الجنان، ص ۴۵۹.
  45. سفینة البحار، ج ۲، ۲۰۵ (ماده عطا).
  46. مقتل خوارزمی، ج ۲، ص ۱۹۰؛ بشارة المصطفی، ص ۷۴.
  47. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۷.
  48. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۶؛ المحاسن، ص ۳۳۱.
  49. همان، و علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۲۴.
  50. اصول کافی ج ۲، ص ۸۵.
  51. غرر الحکم، ج ۶، ص ۱۴۶، ح ۱۰۱۴۲.
  52. همان، ج ۳، ص ۲۴۳، ح ۴۸۱۲.
  53. همان، ج ۴، ص ۲۰۰، ح ۶۱۸۷.
  54. همان، ج ۴، ص ۳۱۰، ح ۶۲۳۱.
  55. همان، ج ۲، ص ۳۱۸، ح ۳۵۲۰.
  56. صحیفه سجادیه، ص ۴۸، دعا ۹.
  57. غرر الحکم، ج ۵، ص ۲۶۴، ح ۹۰۸۹.
  58. همان، ج ۵، ص ۲۷۴، ح ۹۱۸۱.
  59. همان، ج ۱، ص ۲۷۶، ح ۱۲۵۸.
  60. همان، ج ۳، ص ۲۳۲، ح ۴۷۶۱.
  61. همان، ح ۳، ص ۲۴۲، ح ۴۸۰۱.
  62. المحاسن، ج ۱، ص ۴۰۶، ح ۹۲۲؛ وسائل الشیعه ج ۱، ص ۳۷؛ بحارالأنوار، ج ۷۰، ص ۲۰۹.
  63. غرر الحکم، ج ۲، ص ۱۲۶، ح ۲۴۰۳.
  64. همان، ج ۲، ص ۳۹۹، ح ۳۶۹۸.
  65. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۴۷؛ عقاب الاعمال، ص ۲۴.
  66. غرر الحکم، ج ۳، ص ۸۱، ح ۴۰۱۶.
  67. همان، ج ۵، ص ۱۶۳، ح ۸۳۰۶.
  68. همان، ج ۴، ص ۸۲، ح ۵۵۶۳.
  69. همان، ج ۴، ص ۲۰۸، ۶۲۲۳.
  70. همان، ج ۴، ص ۳۹، ح ۵۲۹۵.
  71. همان، ج ۶، ص ۲۳.
  72. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۵۱.
  73. نهج البلاغه، حکمت ۲۲۹؛ غرر الحکم، ج ۱، ص ۳۴۳، ح ۳۵۵۹.
  74. غرر الحکم، ج ۱، ص ۳۴۵؛ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۸۶.
  75. اخلاص (یعنی اخراج غیر حقّ از قلب و منزلگاه او) حالت و ملکه‌ای است در دل که بوسیله تزکیه نفس و پالایش درون از علائق غیر خدایی و مقاصد شرک آلود حاصل می‌آید.
  76. بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۴۲؛ اربعین حدیث، امام خمینی‌رحمه الله، ص ۶۰.
  77. اصول کافی، ج ۱، ص ۷۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۳.
  78. همان، حدیث ۷.
  79. ر. ک: مفردات راغب، المعجم الوسیط، قاموس قرآن، مجمع البحرین، لسان العرب و اقرب الموارد و... (و راهی که با رفتن هموار شده «طریقٌ مُعَبَّد» خوانند و برده را به واسطه انقیاد و مطیع بودنش عبد گویند.)
  80. آل عمران: ۸۳.
  81. اسراء: ۴۴.
  82. مریم: ۹۳.
  83. نحل: ۴۹.
  84. انعام: ۱۰۲.
  85. یونس: ۶۱.
  86. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۰۸؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۸۳.
  87. اصول کافی، ج ۲، ص ۸۵.
  88. مریم : ۸۱.
  89. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۹۴.
  90. اصول کافی، ج ۲، ص ۳۹۸.
  91. بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۲۵.
  92. بحارالانوار، ج ۵، ص ۳۱۵.
  93. نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷.
  94. اصول کافی، ج ۲، ص ۸۳.
  95. ملک: ۳.
  96. بحارالانوار، ج ۴، ص ۸۰.
  97. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۳۷.
  98. احقاق الحق، ج ۱۲، ص ۴۷۳.
  99. تحف العقول (مترجم)، ص ۳۱۵.
  100. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۹۸.
  101. غرر الحکم، ج ۶۴، ح ۷۱۸.
  102. محجة البیضاء، ج ۱، ص ۱۷۱.
  103. بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۴۰۴.
  104. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۴۰۰.
  105. موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام، ص ۵۴۰.
  106. بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۳۲۶.
  107. غرر الحکم، ص ۱۸۲، ح ۳۴۰۵.
  108. غرر الحکم، ص ۱۹۷، ح ۳۸۹۵.
  109. غرر الحکم، ص ۱۹۷، ح ۳۹۳۲.
  110. غرر الحکم، ص ۱۹۹، ح ۳۹۴۲.
  111. غرر الحکم، ص ۱۹۸، ح ۳۹۰۹.
  112. بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۳۱.
  113. بحارالانوار، ج ۸، ص ۱۵۵.
  114. بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۳۰۹.
  115. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۸۴.
  116. غرر الحکم، ح ۸۵۲۹.
  117. آری اسلام دین زندگی انسان و روایات اهل بیت علیهم السلام در واقع تبیین قرآن و دستورالعمل‌های چگونه زیستن آدمی برای رسیدن به سعادت ابدی است و برخلاف سکولاریزم (دنیاگرایی و فردنگری و جدایی دین از سیاست و مدیریت اجتماعی) در تمام عرصه‌های حیات حضور داشته و برای جای جای زندگی انسانی (حتی خور و خواب و نگریستن و....) حکم و باید و نبایدها دارد. بالاتر این که اندیشه و امورش را می‌تواند با نیّت خدایی، قداست و معنویت بخشد و به بدبختی‌ها، نگرانی‌ها و جنگ‌ها و فسادهای جامعه امروز بشری (که معلول بی خدایی و نداشتن ایمان راستین به خدای خالق و معاد و کرامت و مسئولیّت انسان و نتیجه پیروی هواهای نفسانی و کشش‌های شیطانی می‌باشد) خاتمه دهد و جهانی سرشار از صلح و امنیّت و امید به بار آورد.
  118. بحارالانوار، ج ۴، ص ۲۵۳.
  119. بحارالانوار، ج ۳، ص ۲۶۱؛ ج ۷۱، ص ۳۲۵.
  120. غرر الحکم، ج ۵۶، ح ۵۳۱.
  121. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۵۹ و ۶۸.
  122. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۴۰.
  123. غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۵۷، ح ۱۱۴۰.
  124. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۸۵.
  125. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۸۹.
  126. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۰.
  127. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۶۶.
  128. از امام صادق علیه السلام سؤال شد کدام عالم؟ فرمود: عالمی که هرگاه به او بنگری تو را به یاد آخرت (خدا و معاد) بیندازد و هر کسی جز این باشد، پس نگاه کردن به او موجب فریفته شدن است. (میزان الحکمة، ج ۶، ص ۴۶۲).
  129. بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۳۶۸.
  130. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۸۰.
  131. تحف العقول، ص ۲۹۰.
  132. میزان الحکمة، ج ۱، ص ۲۱۰.
  133. از حضرت عیسی‌علیه السلام سؤال شد: با چه کسی همنشین شویم؟ فرمود: با کسی که دیدن او شما را به یاد خدا بیاندازد (اهل تقوا و عبادت باشد) و سخنش بر علم شما بیافزاید و عمل و رفتارش ترغیب و تشویق کننده به خیر و سعادت باشد.
    می‌رود از سینه‌ها در سینه‌ها از ره پنهان صلاح و کینه‌ها صحبت صالح تو را صالح کند صحبت طالح تو را طالح کند.
  134. میزان الحکمة، ج ۱، ص ۲۰۴.
  135. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۳.
  136. وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۶۲۱.
  137. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۳.
  138. الامام علی بن ابی‌طالب ابن عساکر، ج ۲، ص ۳۹۱.
  139. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۳۹۱.
  140. اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۷.
  141. بحارالانوار، ج ۸۵، ص ۳۲۶.
  142. بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۶۸.
  143. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۸۵.
  144. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۰.
  145. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۰.
  146. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۰.
  147. بحارالانوار، ج ۷۵، ج ۸۳.
  148. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۵۴.
  149. شرح ابن ابی الحدید، ج ۲۰، ص ۳۸۵.
  150. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۵۰.
  151. وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۶۲۱.
  152. بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۹۳.
  153. بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۰.
  154. غرر الحکم، ص ۶۳، ح ۷۰۸.
  155. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۰.
  156. همان، ج ۸۴، ص ۲۴۳.
  157. همان، ج ۴، ص ۲۵۳.
  158. محمّد: ۳۸.
  159. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.
  160. مصابیح الجنان، ص ۶۹۳.
  161. همان، ص ۶۳۳، دعای عرفه.
  162. نهج البلاغه، خطبه ۱۰۹.
  163. صحیفه سجادیه، دعا ۵۲.
  164. اصول کافی، ج ۶، ص ۴۳۴.
  165. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۹۴.
  166. وسایل الشیعه، ج ۱۸، ص ۹۱.
  167. خصال، ص ۱۲۹، ح ۱۳۲.
  168. تنبیه الخواطر، ج ۱، ص ۴۹.
  169. نهج البلاغه، نامه ۳۱.
  170. غرر الحکم، ج ۴، ص ۲۲۵، ح ۱۲۹۴.
  171. تنبیه الخواطر، ج ۱، ص ۴۹.
  172. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۹۲.
  173. صحیفه سجادیه، دعای ۵۲.
  174. علل الشرایع، ص ۲۵۶.
  175. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ترجمه محمد دشتی.
  176. همان، حکمت ۲۵۲.
  177. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹.
  178. همان، خطبه ۲۲۲.
  179. وسائل الشعیه، ج‌۱، ص ۷۰.
  180. همان.
  181. همان.
  182. نهج البلاغه، حکمت ۴۴۴، ۲۷۸.
  183. وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۷۱.
  184. نهج الفصاحة، ص ۷۳.
  185. غررالحکم، ج ۴، ص ۱۴، ح ۵۱۴۲.
  186. همان، ج ۳، ص ۱۳۸، ح ۴۲۶۴.
  187. همان، ج ۴، ص ۱۳، ح ۵۱۳۹.
  188. میزان الحکمة، ج ۶، ص ۲۱.
  189. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۸ و ۱۹۸؛ تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۳۷.
  190. نهج البلاغه (فیض الاسلام)، حکمت ۲۲۹ و ۲۳۷.
  191. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۲۷.
  192. میزان الحکمه، ج ۱، ص ۷۵۴.
  193. نهج الفصاحة، ص ۸۷ و ۴۶۲.
  194. بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۳۴۶.
  195. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۵۱.
  196. نهج الفصاحة، ح ۲۶۰۸.
  197. نهج الفصاحة، ح ۳۰۴۲.
  198. بحارالانوار، ج ۱، ص ۵۷.
  199. غرر الحکم، ص ۱۹۸، ح ۳۹۳۵.
  200. غرر الحکم، ص ۶۲، ح ۷۴۹.
  201. غرر الحکم، ص ۶۲، ح ۷۰۷.
  202. غرر الحکم، ص ۳۹۳، ح ۹۰۸۵.
  203. غرر الحکم، ص ۳۱۹، ح ۷۳۸۷.
  204. عیون الحکم و المواعظ، علی بن محمّد لیثی واسطی، ص ۳۴۱ و غرر الحکم، ص ۳۵۳، ح ۸۰۶۸.
  205. بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۰۷.
  206. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۵۷.
  207. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۹۰.
  208. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۰۸.
  209. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۲۷.
  210. غرر الحکم، ص ۱۹۹، ح ۳۹۳۷.
  211. غرر الحکم، ص ۲۷۴، ح ۵۹۹۹.
  212. غرر الحکم، ۱۹۶، ۳۸۵۸.
  213. غرر الحکم، ص ۱۹۸، ح ۳۹۳۶.
  214. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۷۴.
  215. بحارالانوار، ج ۲، ص ۴۹.
  216. کنز العمال، ح ۵۳۰۱.
  217. بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۳۲۵.
  218. غرر الحکم، ص ۱۹۹، ح ۳۹۳۸.
  219. غرر الحکم، ص ۲۰۳، ح ۴۰۰۵.
  220. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۸۴.
  221. بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۵۴.
  222. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۶۹.
  223. مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۷۰.
  224. بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۱۲۱.
  225. مسکن الفؤاد، ص ۸۰.
  226. تحف العقول، ص ۵۰۹.
  227. غررالحکم، ح ۳۴۷۰.
  228. همان، ح ۵۵۰۳.
  229. بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۳۱.
  230. نهج البلاغه، نامه ۲۶.
  231. غرر الحکم، ص ۱۹۹، ح ۳۹۴۵.
  232. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۱.
  233. بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۶۱.
  234. مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۰۸.
  235. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۹۶.
  236. غرر الحکم، ص ۱۹۸، ح ۳۹۰۹.
  237. غرر الحکم، ص ۱۹۷، ح ۳۸۹۶.
  238. غرر الحکم، ص ۱۹۷، ح ۳۸۹۵.
  239. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶.
  240. سفینة البحار، ج ۱، باب الخاء؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۰۹.
  241. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶.