کتابخانه:سیمای فرشتگان: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۲۶: سطر ۲۶:
 
}}
 
}}
  
فهـرسـت مطالـب
+
متن تأییدیه حضرت آیةاللّه خزعلی مفسّر و حافظ کل قرآن کریم
 
+
فهـرسـت مطالـب
+
 
+
موضـوع صفحـه
+
 
+
متن تأییدیه حضرت آیةاللّه خزعلی مفسّر و حافظ کل قرآن کریم ••• ۵
+
  
 
مقــدّ مــه چاپ دوّم••• ۷
 
مقــدّ مــه چاپ دوّم••• ۷
سطر ۱۱۷: سطر ۱۱۱:
 
فهـــرسـت منــابـــع و مــــآخـــذ ••• ۱۹4
 
فهـــرسـت منــابـــع و مــــآخـــذ ••• ۱۹4
 
(242) <br/>
 
(242) <br/>
 +
 
اَلاِْهْداءِ  
 
اَلاِْهْداءِ  
 
اِلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا مُحَمَّدٍ  
 
اِلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا مُحَمَّدٍ  
سطر ۱۳۰: سطر ۱۲۵:
 
فَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا بِنَظْرَةِ رَحْمَةٍ مِنْکَ  
 
فَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا بِنَظْرَةِ رَحْمَةٍ مِنْکَ  
 
اِنّا نَریکَ مِنَ الْمُحْسِنینَ  
 
اِنّا نَریکَ مِنَ الْمُحْسِنینَ  
(۴) <br/>
+
 
(۵)<br/>
+
 
متن تأییدیه حضرت آیت اللّه خزعلی مفسّر و حافظ کل قرآن کریم  
 
متن تأییدیه حضرت آیت اللّه خزعلی مفسّر و حافظ کل قرآن کریم  
 
بسم اللّه الرحمن الرحیم  
 
بسم اللّه الرحمن الرحیم  
 
هر زمانی را زبانی است یعنی در بستر زمان خواستههایی نو نو پدید میآید که مردم آن دوران خواهان آنند. با وسائل صنعتی و رسانههای بیسابقه خواستهها مضاعف میشود و امروز با اختلاف تمدنها و اثرگذاری هریک در دیگری آرمانهای گوناگون و خواستههای متنوع ظهور مییابد بر متفکران دوران و افراد دلسوز خودساخته در برابر این هنجارها فرض است تا کمر خدمت را محکم ببندند و این خلأ را پر کنند همانگونه که علامه امینی با الغدیرش و علامه طباطبایی با المیزانش. در این میان نسل جوان را باید دست گرفت و بر سر سفره این پژوهشگران نشاند و رشد داد. جناب آقای دکتر محمد بیستونی رئیس هیئت مدیره مؤسسه قرآنی تفسیر جوان  
 
هر زمانی را زبانی است یعنی در بستر زمان خواستههایی نو نو پدید میآید که مردم آن دوران خواهان آنند. با وسائل صنعتی و رسانههای بیسابقه خواستهها مضاعف میشود و امروز با اختلاف تمدنها و اثرگذاری هریک در دیگری آرمانهای گوناگون و خواستههای متنوع ظهور مییابد بر متفکران دوران و افراد دلسوز خودساخته در برابر این هنجارها فرض است تا کمر خدمت را محکم ببندند و این خلأ را پر کنند همانگونه که علامه امینی با الغدیرش و علامه طباطبایی با المیزانش. در این میان نسل جوان را باید دست گرفت و بر سر سفره این پژوهشگران نشاند و رشد داد. جناب آقای دکتر محمد بیستونی رئیس هیئت مدیره مؤسسه قرآنی تفسیر جوان  
(۶) <br/>
 
 
به فضل الهی این کار را بعهده گرفته و آثار ارزشمند مفسران را با زبانی ساده و بیانی شیرین، پیراسته از تعقیدات در اختیار نسل جوان قرار داده علاوه بر این آنان را به نوشتن کتابی در موضوعی که منابع را در اختیارشان قرار داده دعوت میکند. از مؤسسه مذکور دیدار کوتاهی داشتیم، از کار و پشتکار و هدفمند بودن آثارشان اعجاب و تحسینم شعلهور شد، از خداوند منان افاضه بیشتر و توفیق افزونی برایشان خواستارم. به امید آنکه در مراحل غیرتفسیری هم از معارف اسلامی درهای وسیعی برویشان گشاده شود. آمین رب العالمین .<br/>
 
به فضل الهی این کار را بعهده گرفته و آثار ارزشمند مفسران را با زبانی ساده و بیانی شیرین، پیراسته از تعقیدات در اختیار نسل جوان قرار داده علاوه بر این آنان را به نوشتن کتابی در موضوعی که منابع را در اختیارشان قرار داده دعوت میکند. از مؤسسه مذکور دیدار کوتاهی داشتیم، از کار و پشتکار و هدفمند بودن آثارشان اعجاب و تحسینم شعلهور شد، از خداوند منان افاضه بیشتر و توفیق افزونی برایشان خواستارم. به امید آنکه در مراحل غیرتفسیری هم از معارف اسلامی درهای وسیعی برویشان گشاده شود. آمین رب العالمین .<br/>
 
۲۱ ربیعالثانی ۱۴۲۵  
 
۲۱ ربیعالثانی ۱۴۲۵  
 
۲۱ خرداد ۱۳۸۳
 
۲۱ خرداد ۱۳۸۳
 
ابـوالقاسم خزعلی  
 
ابـوالقاسم خزعلی  
(۷)<br/>
+
 
(۸) <br/>
+
 
مقدمه چاپ دوّم  
 
مقدمه چاپ دوّم  
 
قرآن کریم به عنــوان معجــزه جــاوید پیــامبر اکــرم صلیاللهعلیهوآله و قانون اســاسی دیــن مبیــن اســلام «هُدیً للناس» است<ref>۱۸۵ / بقره</ref> و برای راهنمایی همه مــردم نــازل شــده است . بر همین اساس دعوت پیامبران نیز با همان زبان معمولی و رایج که بــرای همــه گــروههــای سنّی و تحصیلی قابل فهم باشد صورت میگرفته و هرگز از کلمات پیچیده و مرموز و نامفهوم برای ایجاد ارتباط با مردم استفاده نمیکردند . قرآن کریم به این روش شایسته تبلیغ و ارشاد طبقات مختلف مردم صراحت داشته میفرماید: وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ اِلاّ بِلِسانِ  
 
قرآن کریم به عنــوان معجــزه جــاوید پیــامبر اکــرم صلیاللهعلیهوآله و قانون اســاسی دیــن مبیــن اســلام «هُدیً للناس» است<ref>۱۸۵ / بقره</ref> و برای راهنمایی همه مــردم نــازل شــده است . بر همین اساس دعوت پیامبران نیز با همان زبان معمولی و رایج که بــرای همــه گــروههــای سنّی و تحصیلی قابل فهم باشد صورت میگرفته و هرگز از کلمات پیچیده و مرموز و نامفهوم برای ایجاد ارتباط با مردم استفاده نمیکردند . قرآن کریم به این روش شایسته تبلیغ و ارشاد طبقات مختلف مردم صراحت داشته میفرماید: وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ اِلاّ بِلِسانِ  
۱- .<br/>
 
مقدمه (۹)<br/>
 
 
قَوْمِهِلِیُبَیِّنَ لَهُم ... <ref> ۴ / ابراهیم</ref> (ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به زبان عادی قومش تا بتواند به ســادگی بــا مــردم ارتبــاط برقــرار کـــرده و حقایق را برای آنها آشکار سازد) .<br/>
 
قَوْمِهِلِیُبَیِّنَ لَهُم ... <ref> ۴ / ابراهیم</ref> (ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به زبان عادی قومش تا بتواند به ســادگی بــا مــردم ارتبــاط برقــرار کـــرده و حقایق را برای آنها آشکار سازد) .<br/>
 
بنــابــرایـن بــایــد روشهــای متنــوع و جــدیــدی ارائــه شود تا مخاطبین دبستانی تا دانشگاهی قرآن کریم یعنی همان مصادیق مختلــف واژه «ناس» بتــواننــد متنــاسب با درک و فهمشـان «پیــام قرآن» را دریــابند و با آن ارتباط برقرار کنند و از طریق «تدبّر و تفکّر» ، با آن «مأنوس» شوند یعنی خود را مخاطب قرآن قراردهند و ثمره این انس ، تجلّی محتوای قرآن در رفتار و گفتار آنهــا بــاشد . <br/>
 
بنــابــرایـن بــایــد روشهــای متنــوع و جــدیــدی ارائــه شود تا مخاطبین دبستانی تا دانشگاهی قرآن کریم یعنی همان مصادیق مختلــف واژه «ناس» بتــواننــد متنــاسب با درک و فهمشـان «پیــام قرآن» را دریــابند و با آن ارتباط برقرار کنند و از طریق «تدبّر و تفکّر» ، با آن «مأنوس» شوند یعنی خود را مخاطب قرآن قراردهند و ثمره این انس ، تجلّی محتوای قرآن در رفتار و گفتار آنهــا بــاشد . <br/>
۱- . <br/>
 
(۱۰) مقدمه
 
 
از سوی دیگر در سه آیه شریفه ، قرآن خود را بهعنوان «شفابخش» معرفی نموده <ref> آیـــات ۵۷ / یــــونس ، ۸۲ / اســراء و ۴۴ / فصّلــت</ref> و قرآن ناطق علیبنابیطالب علیهالسلام نیز در خطبههای متعددی ، قرآن عظیم را «نسخه شفابخش همـه دردهـای انسانها» میداند<ref>خطبههای ۱۱۰ ، ۱۵۸، ۱۷۶ ، ۱۹۸ ، ۱۹۹ ، ۱۰۰ و...</ref><br/>
 
از سوی دیگر در سه آیه شریفه ، قرآن خود را بهعنوان «شفابخش» معرفی نموده <ref> آیـــات ۵۷ / یــــونس ، ۸۲ / اســراء و ۴۴ / فصّلــت</ref> و قرآن ناطق علیبنابیطالب علیهالسلام نیز در خطبههای متعددی ، قرآن عظیم را «نسخه شفابخش همـه دردهـای انسانها» میداند<ref>خطبههای ۱۱۰ ، ۱۵۸، ۱۷۶ ، ۱۹۸ ، ۱۹۹ ، ۱۰۰ و...</ref><br/>
 
اینجانبدرپاسخبهنیازروزافزونجامعهخصوصاجوانانعزیز،برایاولین بار روش انس با قرآن ویژه جوانان را از طریق «کارگاه آموزشی روش تحقیق موضوعی از قرآن کریم » [(Refrence guide of Quran Sources) ابداع نموده و به ثبت رساندم .<br/>
 
اینجانبدرپاسخبهنیازروزافزونجامعهخصوصاجوانانعزیز،برایاولین بار روش انس با قرآن ویژه جوانان را از طریق «کارگاه آموزشی روش تحقیق موضوعی از قرآن کریم » [(Refrence guide of Quran Sources) ابداع نموده و به ثبت رساندم .<br/>
 
این روش جدید ، حاصل تجارب عملی ۲۰ ساله این حقیر در تدریس جلسات  
 
این روش جدید ، حاصل تجارب عملی ۲۰ ساله این حقیر در تدریس جلسات  
۱- .<br/>
+
تفسیرموضوعی قرآن کریم میباشد که فقط درطول سه سال گذشته حدود ۰۰۰/۳۰ نفر به صورت حضوری آن را فراگرفتهاند و مورد استقبال گسترده واقع شده.<br/>
۲-  .<br/>
+
مقدمه (۱۱)<br/>
+
تفسیرموضوعیقرآنکریممیباشد که فقط درطولسهسالگذشتهحدود۰۰۰/۳۰ نفر به صورت حضوری آن را فراگرفتهاند و مورد استقبال گسترده واقع شده.<br/>
+
 
به کمک این روش که در یک جلسه حضوری چهار ساعته بهسادگی قابل یــادگیــری اســت ، به سرعت و سادگی امکان «مراجعه موضوعی» به تفاسیر قرآن کریم حتـی بــرای «قـرآن پـژوهـان جـوانـی که بازبان عربی آشنا نیستند» فــراهــممیگـــردد .<br/>
 
به کمک این روش که در یک جلسه حضوری چهار ساعته بهسادگی قابل یــادگیــری اســت ، به سرعت و سادگی امکان «مراجعه موضوعی» به تفاسیر قرآن کریم حتـی بــرای «قـرآن پـژوهـان جـوانـی که بازبان عربی آشنا نیستند» فــراهــممیگـــردد .<br/>
 
«روش انس با قرآن» مانند آموزش ماهیگیری به خریداران ماهی است و حضور درکلاسهای تفسیر قرآنکریم همچون استفاده از ماهی یعنی به جای آن که فقط یک نفر یا یک گروه «ماهی بگیرند» و گروه دیگری فقط «مصرفکننده» باشند، آیا بهتر نیست «روش ماهیگیری ، قایق سواری و شنای در دریا» را یادبگیریم و به دیگران نیز  
 
«روش انس با قرآن» مانند آموزش ماهیگیری به خریداران ماهی است و حضور درکلاسهای تفسیر قرآنکریم همچون استفاده از ماهی یعنی به جای آن که فقط یک نفر یا یک گروه «ماهی بگیرند» و گروه دیگری فقط «مصرفکننده» باشند، آیا بهتر نیست «روش ماهیگیری ، قایق سواری و شنای در دریا» را یادبگیریم و به دیگران نیز  
(۱۲) مقدمه
 
 
آموزش دهیم؟ زیرا در اینصورت بهجای یک ماهیگیر، هزاران ماهیگیر جوان خواهیم داشت و بجای مصرف ماهی صید شده توسط دیگران، خودمان ماهی را صیــد میکنیــم که لذتی مضاعف دارد. <br/>
 
آموزش دهیم؟ زیرا در اینصورت بهجای یک ماهیگیر، هزاران ماهیگیر جوان خواهیم داشت و بجای مصرف ماهی صید شده توسط دیگران، خودمان ماهی را صیــد میکنیــم که لذتی مضاعف دارد. <br/>
 
درکار با تفسیر قرآن نیز استدلال همین است . بنده ضمن آنکه برگزاری جلسات تفسیر قرآن را کار مقدس و مبارکی میدانم، اعتقاد دارم بهتر است با توجه به کمبود وقت مردم خصوصا جوانان عزیز، به خود آنها روش مراجعه موضوعی فوری به تفسیرهای قرآن کریم را آموزش دهیم تا در هر فرصت مناسب ، در صورتی که حال و حوصله و نشاط داشته باشند، خودشان بدون حضور مکرر به استاد ، ابزار کار را در دست گرفته و در دریای زیبا و سراسر شگفتی و عظمت قرآنکریم وارد شوند . <br/>
 
درکار با تفسیر قرآن نیز استدلال همین است . بنده ضمن آنکه برگزاری جلسات تفسیر قرآن را کار مقدس و مبارکی میدانم، اعتقاد دارم بهتر است با توجه به کمبود وقت مردم خصوصا جوانان عزیز، به خود آنها روش مراجعه موضوعی فوری به تفسیرهای قرآن کریم را آموزش دهیم تا در هر فرصت مناسب ، در صورتی که حال و حوصله و نشاط داشته باشند، خودشان بدون حضور مکرر به استاد ، ابزار کار را در دست گرفته و در دریای زیبا و سراسر شگفتی و عظمت قرآنکریم وارد شوند . <br/>
مقدمه (۱۳)<br/>
 
 
آنگاه خواهند دید که مراجعه مستقیم به قرآن کریم و تفسیرهای فراوان و متنوعیکه هرکدام گلیاز این گلستان زیبا را مورد ارزیابی و تشریح قراردادهاند ، چه لذّت عمیق و پایداری را در سراسر وجود آنها ایجاد خواهد کرد و همیـن تکـرار دل نهادن به دریا و راز و نیاز با امواج آرام بخش آن موجـب «انس با دریا» خواهد شد که هیچ چیز دیگری جای آن را نمیگیرد و ایــنهمــان چیـــزیکــه مــا تحــت عنــوان «روش انس با قرآن» به دنبــال آن هستیم .<br/>
 
آنگاه خواهند دید که مراجعه مستقیم به قرآن کریم و تفسیرهای فراوان و متنوعیکه هرکدام گلیاز این گلستان زیبا را مورد ارزیابی و تشریح قراردادهاند ، چه لذّت عمیق و پایداری را در سراسر وجود آنها ایجاد خواهد کرد و همیـن تکـرار دل نهادن به دریا و راز و نیاز با امواج آرام بخش آن موجـب «انس با دریا» خواهد شد که هیچ چیز دیگری جای آن را نمیگیرد و ایــنهمــان چیـــزیکــه مــا تحــت عنــوان «روش انس با قرآن» به دنبــال آن هستیم .<br/>
 
هم اکنون «کـارگـاههـای آمـوزشی روش تحقیق موضوعی از قرآن کریم» با نظارت و بـرنامهریزی «مـؤسسـه قـرآنی تفسیر جـوان» و مسئـولیــن محتــرم مــراکــز قرآنی در بسیاری از دانشگاهها و دبیرستانها و مراکز دولتی و خصوصی راهاندازی شده است .<br/>
 
هم اکنون «کـارگـاههـای آمـوزشی روش تحقیق موضوعی از قرآن کریم» با نظارت و بـرنامهریزی «مـؤسسـه قـرآنی تفسیر جـوان» و مسئـولیــن محتــرم مــراکــز قرآنی در بسیاری از دانشگاهها و دبیرستانها و مراکز دولتی و خصوصی راهاندازی شده است .<br/>
(۱۴) مقدمه
 
 
در کارگاههای یادشده پس از آن که قرآنپژوهان عضو، روش انس با قرآن را فراگرفتند یک موضوع به انتخاب خود آنها مشخص میگردد تا با ارائه تحقیق موضوعی از قرآن کریم مهارت خود را تجربه کنند . در طول مدت آموزش و تحقیق ، نظارت تخصصی بر پروسه تحقیق صورت میگیرد و در پایان اثر نهایی توسط مؤسسه قرآنی تفسیر جوان آمادهسازی و با حمایت و سرمایهگذاری «انتشارات قرآنی بیان جوان» تحقیقات متین و کاربردی قرآنپژوهان جــوان چــاپ و منتشــر میگــــــــردد . <br/>
 
در کارگاههای یادشده پس از آن که قرآنپژوهان عضو، روش انس با قرآن را فراگرفتند یک موضوع به انتخاب خود آنها مشخص میگردد تا با ارائه تحقیق موضوعی از قرآن کریم مهارت خود را تجربه کنند . در طول مدت آموزش و تحقیق ، نظارت تخصصی بر پروسه تحقیق صورت میگیرد و در پایان اثر نهایی توسط مؤسسه قرآنی تفسیر جوان آمادهسازی و با حمایت و سرمایهگذاری «انتشارات قرآنی بیان جوان» تحقیقات متین و کاربردی قرآنپژوهان جــوان چــاپ و منتشــر میگــــــــردد . <br/>
 
کتــابی کــه مــا و شمــا هـماکنـون در محضر آن هستیم یکی از ثمرات ارزنــده «کارگاه آموزشی تفسیر جوان» در تهـران میبـاشـد کـه تـوسـط قرآنپژوه جــوان و لایـق سـرکـار خـانـم لیـلا حمـد اللّهی بـراساس طرح «روش انس باقرآن»  
 
کتــابی کــه مــا و شمــا هـماکنـون در محضر آن هستیم یکی از ثمرات ارزنــده «کارگاه آموزشی تفسیر جوان» در تهـران میبـاشـد کـه تـوسـط قرآنپژوه جــوان و لایـق سـرکـار خـانـم لیـلا حمـد اللّهی بـراساس طرح «روش انس باقرآن»  
مقدمه (۱۵)<br/>
 
 
تــألیــف شــده و محــور تحقیــق بحــث جــذّاب و خــوانـدنـی و کاربردی «سیمای فرشتگان در قرآن و نهجالبلاغه» میباشد . <br/>
 
تــألیــف شــده و محــور تحقیــق بحــث جــذّاب و خــوانـدنـی و کاربردی «سیمای فرشتگان در قرآن و نهجالبلاغه» میباشد . <br/>
 
مؤلف محترمه این کتاب با بررسی تمامی آیاتی که درباره فرشتگان مطلبی داشتهاند تحقیق جامعی را از تفاسیر معتبر بعمل آورده و «تحقیق موضوعی» خود را بافرمایشات مولایمتقیان حضرت علی بن ابیطالب مزیّنساخته و در مجموع اثری را به نسل جوان ارائه نموده که بدون شکّ با مطالعه و توجه به وظایف دو جانبه انسانها و فرشتگان ، میتواند تأثیر عمیقی در زندگی و رفتار آنها داشته باشد . <br/>
 
مؤلف محترمه این کتاب با بررسی تمامی آیاتی که درباره فرشتگان مطلبی داشتهاند تحقیق جامعی را از تفاسیر معتبر بعمل آورده و «تحقیق موضوعی» خود را بافرمایشات مولایمتقیان حضرت علی بن ابیطالب مزیّنساخته و در مجموع اثری را به نسل جوان ارائه نموده که بدون شکّ با مطالعه و توجه به وظایف دو جانبه انسانها و فرشتگان ، میتواند تأثیر عمیقی در زندگی و رفتار آنها داشته باشد . <br/>
 
امیدوارم خداوند منّان این قبیل تلاشهای قرآنی را برای روزی ذخیره نماید که به جز نیّت و عمل خـالصــانه هیـــچ چیــز دیگــری کــارســاز نخواهد بود .<br/>
 
امیدوارم خداوند منّان این قبیل تلاشهای قرآنی را برای روزی ذخیره نماید که به جز نیّت و عمل خـالصــانه هیـــچ چیــز دیگــری کــارســاز نخواهد بود .<br/>
(۱۶) مقدمه
 
 
دکتر محمد بیستونی  
 
دکتر محمد بیستونی  
 
رئیس هیئت مدیره مؤسسه قرآنی تفسیر جوان  
 
رئیس هیئت مدیره مؤسسه قرآنی تفسیر جوان  
 
تهران، نیمه شعبان المعظّم ۱۴۲۶  
 
تهران، نیمه شعبان المعظّم ۱۴۲۶  
 
۲۹ شهریور ۱۳۸۴  
 
۲۹ شهریور ۱۳۸۴  
مقدمه (۱۷)<br/>
+
 
 
مقــدمــه مـؤلـف  
 
مقــدمــه مـؤلـف  
 
صحبت کردن درباره وجود ، خلقت ، مأموریتها ، وظایف ، انواع ، مذکّر یا مؤنث بودن فرشتگان جز با رجوع به آیات قرآن و استناد به منبع وحی الهی هیچگونه وجاهت علمی و عقلی ندارد . اکنون که قدم در راهی بیپایان گذاشتهایم و سخن از داستانی بیانتها آغاز کردهایم بسی مغتنم است که اوّلین تلاش خود را به حاملان وحی الهی و مأموران و گردانندگان کون و مکان یعنی فرشتگان اختصاص دهیم و با نگارش این مطالب زوایایی هرچند کــوچــک و انــدک از سیمــای فــرشتگان را در آیات الهی و نهجالبلاغه حضــرت علــی علیهالسلام که تــأویــل کننــده راستیــن آیـات نــورانــی قــرآن کــریـم است ، معرفی کنیم .<br/>
 
صحبت کردن درباره وجود ، خلقت ، مأموریتها ، وظایف ، انواع ، مذکّر یا مؤنث بودن فرشتگان جز با رجوع به آیات قرآن و استناد به منبع وحی الهی هیچگونه وجاهت علمی و عقلی ندارد . اکنون که قدم در راهی بیپایان گذاشتهایم و سخن از داستانی بیانتها آغاز کردهایم بسی مغتنم است که اوّلین تلاش خود را به حاملان وحی الهی و مأموران و گردانندگان کون و مکان یعنی فرشتگان اختصاص دهیم و با نگارش این مطالب زوایایی هرچند کــوچــک و انــدک از سیمــای فــرشتگان را در آیات الهی و نهجالبلاغه حضــرت علــی علیهالسلام که تــأویــل کننــده راستیــن آیـات نــورانــی قــرآن کــریـم است ، معرفی کنیم .<br/>
 
بیشکّ این نوشتار به جهت اینکه اولین تجربه نوشتاری بنده میباشد خالی از اشکال نخواهد بود .<br/>
 
بیشکّ این نوشتار به جهت اینکه اولین تجربه نوشتاری بنده میباشد خالی از اشکال نخواهد بود .<br/>
(۱۸) مقدمه مؤلف
 
 
لیکن از اینکه با راهنمایی و ارشادات استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر بیستونی جرأت نوشتن را پیدا کردهام ، خدای را شاکرم و امیدوارم در سایه توجّهات ایزد منّان و با معاضدت و پشتیبانی فکری و معنوی همسرم جناب آقای رحیم خاکی که خود از اهل قرآن میباشند بتوانم خدمتی هرچند ناچیز به علاقمندان آشنایی با مفاهیم قرآن برداشته باشم .<br/>
 
لیکن از اینکه با راهنمایی و ارشادات استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر بیستونی جرأت نوشتن را پیدا کردهام ، خدای را شاکرم و امیدوارم در سایه توجّهات ایزد منّان و با معاضدت و پشتیبانی فکری و معنوی همسرم جناب آقای رحیم خاکی که خود از اهل قرآن میباشند بتوانم خدمتی هرچند ناچیز به علاقمندان آشنایی با مفاهیم قرآن برداشته باشم .<br/>
 
لیلا حمداللّهی  
 
لیلا حمداللّهی  
 
تهران ـ خرداد ماه ۸۲  
 
تهران ـ خرداد ماه ۸۲  
مقدمه مؤلف (۱۹)<br/>
+
 
 
تعــریف فـرشته از دیـدگاه قـرآن کـریم
 
تعــریف فـرشته از دیـدگاه قـرآن کـریم
 
فرشته در قرآن کریم تحت عنوان مَلَک مطرح شده است و جمع آن مَلائِکَه است .<br/>
 
فرشته در قرآن کریم تحت عنوان مَلَک مطرح شده است و جمع آن مَلائِکَه است .<br/>
سطر ۱۹۱: سطر ۱۷۰:
 
« جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً اُولی اَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلثَ وَ رُبعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشــاءُ اِنَّ اللّهَ عَلـی کُلِّ شَــیْءٍ قَـــدیــرٌ » .<br/>
 
« جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً اُولی اَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلثَ وَ رُبعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشــاءُ اِنَّ اللّهَ عَلـی کُلِّ شَــیْءٍ قَـــدیــرٌ » .<br/>
 
خـداونـدی کـه فــرشتگــان را رســولانی قــرار داد که صاحب بالهای دوگانه ، سهگانه ، چهارگانهاند ، او هــر چــه بخــواهد در آفــرینش میافــزاید ، او بـــــر هـــــر چیـــــــزی قــــادر است .<br/>
 
خـداونـدی کـه فــرشتگــان را رســولانی قــرار داد که صاحب بالهای دوگانه ، سهگانه ، چهارگانهاند ، او هــر چــه بخــواهد در آفــرینش میافــزاید ، او بـــــر هـــــر چیـــــــزی قــــادر است .<br/>
(۲۰) سیمای فرشتگان
+
 
 
و در سوره حج آیه ۷۵ میفرماید : « اَللّهُ یَصْطَفی مِنَ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النّاسِ » خــداونــد از فــرشتگــان رســولانـی برمیگزیند و همچنین از انسان .<br/>
 
و در سوره حج آیه ۷۵ میفرماید : « اَللّهُ یَصْطَفی مِنَ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النّاسِ » خــداونــد از فــرشتگــان رســولانـی برمیگزیند و همچنین از انسان .<br/>
 
ظاهرا راجع به آوردن وحی میباشد که رسولی از ملائکه ، وحی را به
 
ظاهرا راجع به آوردن وحی میباشد که رسولی از ملائکه ، وحی را به
سطر ۱۹۸: سطر ۱۷۷:
 
در اینکه ملک از چه چیزی خلق شــده در قرآن کریم مطلبی نیست فقط دربــاره جـــــنّ هســت کــه از آتـش بــه خصــوصی آفــریـده شــده است .<br/>
 
در اینکه ملک از چه چیزی خلق شــده در قرآن کریم مطلبی نیست فقط دربــاره جـــــنّ هســت کــه از آتـش بــه خصــوصی آفــریـده شــده است .<br/>
 
حضرت علی علیهالسلام در نهجالبلاغه هنگامی که سخن از عظمت فرشتگان  
 
حضرت علی علیهالسلام در نهجالبلاغه هنگامی که سخن از عظمت فرشتگان  
۱- .<br/>
 
سیمای فرشتگان (۲۱)<br/>
 
 
پروردگار در میان است میفرماید : «بعضی از فرشتگان چنان عظمت دارند که پــاهــایشــان در طبقــات پـایین زمین ثابت است و گردنشان از آسمان برین برتر ، ارکان وجودشان از اقطــار جهان بیرون رفته و شانههایشان برای حمل عرش پروردگار متناسب است» پیــداست که اینگونه تعبیرات را بر جنبههای جسمانی مادی نمیتوان حمل کرد بلکــه بیانگر عظمت معنوی و ابعاد قدرت آنها است .<br/>
 
پروردگار در میان است میفرماید : «بعضی از فرشتگان چنان عظمت دارند که پــاهــایشــان در طبقــات پـایین زمین ثابت است و گردنشان از آسمان برین برتر ، ارکان وجودشان از اقطــار جهان بیرون رفته و شانههایشان برای حمل عرش پروردگار متناسب است» پیــداست که اینگونه تعبیرات را بر جنبههای جسمانی مادی نمیتوان حمل کرد بلکــه بیانگر عظمت معنوی و ابعاد قدرت آنها است .<br/>
 
بــدون شــک بــا ایــن اوصــاف فـرشتگان نمیتوانند از این ماده کثیف عنصری باشند ولی مانعی ندارد که از اجســام لطیــف آفریده شده باشند . اجســــامی مــافــوق ایــن مـــاده معمــولی کـه مــا بــا آن آشنــا نیستیــم .<br/>
 
بــدون شــک بــا ایــن اوصــاف فـرشتگان نمیتوانند از این ماده کثیف عنصری باشند ولی مانعی ندارد که از اجســام لطیــف آفریده شده باشند . اجســــامی مــافــوق ایــن مـــاده معمــولی کـه مــا بــا آن آشنــا نیستیــم .<br/>
اثبات «تجرّد مطلق» برای فرشتگان حتی از زمان و مکان و اجزاء کار آسانی  
+
اثبات «تجرّد مطلق» برای فرشتگان حتی از زمان و مکان و اجزاء کار آسانی نیست . مهم آن است که ما فرشتگان را به اوصافی که قرآن و روایات مسلّم اسلامی توصیف کرده بشناسیم و آنها را صنف عظیمی از موجودات والا و برجسته خداوند بدانیم بیآنکه مقامی جز مقام بندگی و عبودیت برای آنها قائل باشیم و آنها را شریک خدا در خلقت و عبادت بدانیم که این شرک و کفر محض است .<br/>
(۲۲) سیمای فرشتگان
+
 
نیست . مهم آن است که ما فرشتگان را به اوصافی که قرآن و روایات مسلّم اسلامی توصیف کرده بشناسیم و آنها را صنف عظیمی از موجودات والا و برجسته خداوند بدانیم بیآنکه مقامی جز مقام بندگی و عبودیت برای آنها قائل باشیم و آنها را شریک خدا در خلقت و عبادت بدانیم که این شرک و کفر محض است .<br/>
+
 
ملائکه در قرآن (ویژگیهای ۱۰گانه ملائکه) <br/>
 
ملائکه در قرآن (ویژگیهای ۱۰گانه ملائکه) <br/>
 
بــه طــور کلــی قــرآن مجیـد ویــژگیهای فرشتگان را چنین بیان میکند :<br/>
 
بــه طــور کلــی قــرآن مجیـد ویــژگیهای فرشتگان را چنین بیان میکند :<br/>
سطر ۲۱۲: سطر ۱۸۸:
 
۳ ـ آنها پیوسته مشغول تسبیح و تقدیس خداوند هستند چنانکه میخوانیم : «فرشتگان تسبیح و حمد پروردگار خود را به جای میآورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار میکنند» <ref>آیه ۵ / سوره شوری.</ref><br/>
 
۳ ـ آنها پیوسته مشغول تسبیح و تقدیس خداوند هستند چنانکه میخوانیم : «فرشتگان تسبیح و حمد پروردگار خود را به جای میآورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار میکنند» <ref>آیه ۵ / سوره شوری.</ref><br/>
 
۴ ـ با این حال انسان به حسب استعداد تکامل از آنها برتر و والاتر است تا آنجــا کــه همــه فــرشتگــان بدون استثناء به خاطر آفرینش آدم به سجده افتــاند و آدم معلّــم آنهـــا گشــت .<br/>
 
۴ ـ با این حال انسان به حسب استعداد تکامل از آنها برتر و والاتر است تا آنجــا کــه همــه فــرشتگــان بدون استثناء به خاطر آفرینش آدم به سجده افتــاند و آدم معلّــم آنهـــا گشــت .<br/>
(۲۴) سیمای فرشتگان
 
 
۵ ـ آنگاه به صورت انسان درمیآیند و بر انبیاء و حتی غیرانبیاء ظاهر میشوند «فرشته بزرگ الهی به صورت انسان موزون بر مریم ظاهر شد» (۱) و در جای دیگر آمده «به صورت انسانهایی بر ابراهیم و بر لوط ظاهر شدند» <ref> آیه ۶۹ / سوره هود.</ref>.<br/>
 
۵ ـ آنگاه به صورت انسان درمیآیند و بر انبیاء و حتی غیرانبیاء ظاهر میشوند «فرشته بزرگ الهی به صورت انسان موزون بر مریم ظاهر شد» (۱) و در جای دیگر آمده «به صورت انسانهایی بر ابراهیم و بر لوط ظاهر شدند» <ref> آیه ۶۹ / سوره هود.</ref>.<br/>
 
آیــا ظهـــور در چهــره انســان یک واقعیت عینی است یا به صورت تمثل و تصرف در قوه ادراک ؟<br/>
 
آیــا ظهـــور در چهــره انســان یک واقعیت عینی است یا به صورت تمثل و تصرف در قوه ادراک ؟<br/>
 
ظاهر آیات قرآن معنی اول است یعنی واقعیتی عینی است .<br/>
 
ظاهر آیات قرآن معنی اول است یعنی واقعیتی عینی است .<br/>
 
۶ ـ آنهــا نــه خــواب دارنــد و نـه سستـی و غفلــت میکنند چنــانکه  
 
۶ ـ آنهــا نــه خــواب دارنــد و نـه سستـی و غفلــت میکنند چنــانکه  
سیمای فرشتگان (۲۵)<br/>
 
 
حضــرت علــی علیهالسلام در حــدیثـــی چنیــن مـیگــــویــــد :<br/>
 
حضــرت علــی علیهالسلام در حــدیثـــی چنیــن مـیگــــویــــد :<br/>
 
«در آنها نه سستی و نه غفلت و نه عصیان است ، خواب بر آنها چیره نمیگردد و عقل آنها گرفتار سهو و نسیان نمیشود بدن آنها به سستی نمیگراید و در صلب پدران و رحم مادران قرار نمیگیرند» <ref>بحارالانوار جلد ۵۹ ، صفحه ۱۷۵</ref>. <br/>
 
«در آنها نه سستی و نه غفلت و نه عصیان است ، خواب بر آنها چیره نمیگردد و عقل آنها گرفتار سهو و نسیان نمیشود بدن آنها به سستی نمیگراید و در صلب پدران و رحم مادران قرار نمیگیرند» <ref>بحارالانوار جلد ۵۹ ، صفحه ۱۷۵</ref>. <br/>
سطر ۲۴۴: سطر ۲۱۸:
 
النّازِعاتْ : از ماده (نــزع) بـه شــدت چیزی را از جا برمیکنند .<br/>
 
النّازِعاتْ : از ماده (نــزع) بـه شــدت چیزی را از جا برمیکنند .<br/>
 
النّاشِطاتْ : از ماده (نشط) به آسانی میگشایند و جدا میکنند .<br/>
 
النّاشِطاتْ : از ماده (نشط) به آسانی میگشایند و جدا میکنند .<br/>
(۳۰) سیمای فرشتگان
 
 
السّابِحاتْ : از ماده (سَبْح) حــرکت ســریـع در هـــوا میکنند .<br/>
 
السّابِحاتْ : از ماده (سَبْح) حــرکت ســریـع در هـــوا میکنند .<br/>
 
السّابِقاتْ : از ماده (سَبْقَت) سبقــت و پیشـــی میگیــــرنـــد .<br/>
 
السّابِقاتْ : از ماده (سَبْقَت) سبقــت و پیشـــی میگیــــرنـــد .<br/>
سطر ۲۵۴: سطر ۲۲۷:
 
اَمْرا : کار و چیز ، جمع آن امور است .<br/>
 
اَمْرا : کار و چیز ، جمع آن امور است .<br/>
 
در این آیات به پنج موضوع مهم قسم یاد شده و هدف از سوگندها بیان حقانیّت و تحقق مسأله معاد است . منظور از این سوگندها «فرشتگانی» است که  
 
در این آیات به پنج موضوع مهم قسم یاد شده و هدف از سوگندها بیان حقانیّت و تحقق مسأله معاد است . منظور از این سوگندها «فرشتگانی» است که  
سیمای فرشتگان (۳۱)<br/>
 
 
مأمور قبض ارواح کفّار و مجرمانند که آنها را به شدت از بدنهایشان برمیکشند ، ارواحی که هرگز حاضر به تسلیم در برابر حقّ نبودند و فرشتگانی که مأمور قبض ارواح مؤمنانند که بامدارا و نرمش و نشاط آنها را جدا میسازند و فرشتگانی که در اجرای فرمان الهی با سرعت حرکت میکنند سپس بریکدیگــر پیشی میگیرند و سرانجام امور جهان را به فرمان او تدبیر میکنند .<br/>
 
مأمور قبض ارواح کفّار و مجرمانند که آنها را به شدت از بدنهایشان برمیکشند ، ارواحی که هرگز حاضر به تسلیم در برابر حقّ نبودند و فرشتگانی که مأمور قبض ارواح مؤمنانند که بامدارا و نرمش و نشاط آنها را جدا میسازند و فرشتگانی که در اجرای فرمان الهی با سرعت حرکت میکنند سپس بریکدیگــر پیشی میگیرند و سرانجام امور جهان را به فرمان او تدبیر میکنند .<br/>
 
در روایتی از حضرت علی علیهالسلام میخوانیم که در تفسیر آیه اول فرمود : «منظور فرشتگانی است که ارواح کفّار را از بدنهایشان به شدت بیرون میکشند . آن چنــانکــه تیــرانــداز ، کمــان را تــا آخــریــن مــرحلــه میکشنــــد»<ref>نورالثقلین ، جلد ۵ ، صفحه ۴۹۷</ref><br/>
 
در روایتی از حضرت علی علیهالسلام میخوانیم که در تفسیر آیه اول فرمود : «منظور فرشتگانی است که ارواح کفّار را از بدنهایشان به شدت بیرون میکشند . آن چنــانکــه تیــرانــداز ، کمــان را تــا آخــریــن مــرحلــه میکشنــــد»<ref>نورالثقلین ، جلد ۵ ، صفحه ۴۹۷</ref><br/>
(۳۲) سیمای فرشتگان
 
 
منظور از این سوگندها در مجموع فرشتگان است در رابطه با اجرای کامل فرمانهای الهی که اجرای این فرمانها در پنج مرحله به شرح زیر تحقق مییابد .<br/>
 
منظور از این سوگندها در مجموع فرشتگان است در رابطه با اجرای کامل فرمانهای الهی که اجرای این فرمانها در پنج مرحله به شرح زیر تحقق مییابد .<br/>
ـ حرکت شدید نخستیـن به دنبـال تصمیـمگیری قـاطـع
+
ـ حرکت شدید نخستیـن به دنبـال تصمیـمگیری قـاطـع<br/>
ـ مرحله راه افتادن آرام  
+
ـ مرحله راه افتادن آرام <br/>
ـ مرحله سرعتگرفتن  
+
ـ مرحله سرعتگرفتن <br/>
ـ مرحله پیشی جستن  
+
ـ مرحله پیشی جستن <br/>
ـ مرحلــه تــدبیــر و ســامــان دادن امـور و کــارهــا  
+
ـ مرحلــه تــدبیــر و ســامــان دادن امـور و کــارهــا <br/>
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 
صفـــات فــرشتگــان  
 
صفـــات فــرشتگــان  
 
« وَ ما مِنّا اِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »<ref> آیه ۱۶۴ سوره صافات</ref>: هریک از ما مقام معلومی داریم .<br/>
 
« وَ ما مِنّا اِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »<ref> آیه ۱۶۴ سوره صافات</ref>: هریک از ما مقام معلومی داریم .<br/>
سطر ۲۶۹: سطر ۲۴۷:
 
« وَ اِنّا لَنَحْنُ الصّافُّونَ »<ref> آیه ۱۶5 سوره صافات</ref> : و مـــا همگــی به صف ایستــادهایم .<br/>
 
« وَ اِنّا لَنَحْنُ الصّافُّونَ »<ref> آیه ۱۶5 سوره صافات</ref> : و مـــا همگــی به صف ایستــادهایم .<br/>
 
« وَ اِنّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ »<ref> آیه ۱۶6 سوره صافات</ref>: و ما همگــی تسبیــح او میگـوییم .<br/>
 
« وَ اِنّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ »<ref> آیه ۱۶6 سوره صافات</ref>: و ما همگــی تسبیــح او میگـوییم .<br/>
مَقامٌ : رتبه ، مقـام ، جا  
+
مَقامٌ : رتبه ، مقـام ، جا <br/>
مَعْلُـــومٌ : مشخـــص  
+
مَعْلُـــومٌ : مشخـــص <br/>
الصّافُّونَ : صـــف ایستـــادهایم  
+
الصّافُّونَ : صـــف ایستـــادهایم <br/>
 
المُسَبِّحُونَ : تسبیــــح و تنـــــزیــه خـــــدا از هــــر بـــــدی میکنیــــم .<br/>
 
المُسَبِّحُونَ : تسبیــــح و تنـــــزیــه خـــــدا از هــــر بـــــدی میکنیــــم .<br/>
 
در حقیقت آیات سه‌گانه فوق به سه قسمت از صفات فرشتگان اشاره می‌کند : نخست اینکه هر کدام رتبه و منزلتی دارند که از آن تجاوز نمی‌کنند ، دیگر اینکه آنها دائما آماده اطاعت فرمان خدا در عرصه آفرینش و اجرای اوامراو در پهنه عالم‌هستی هستند، سوم اینکه آنها پیوسته تسبیح خدا می‌گویند و او را از آنچه لایق مقامش نیست منزه می‌شمرند .<br/>
 
در حقیقت آیات سه‌گانه فوق به سه قسمت از صفات فرشتگان اشاره می‌کند : نخست اینکه هر کدام رتبه و منزلتی دارند که از آن تجاوز نمی‌کنند ، دیگر اینکه آنها دائما آماده اطاعت فرمان خدا در عرصه آفرینش و اجرای اوامراو در پهنه عالم‌هستی هستند، سوم اینکه آنها پیوسته تسبیح خدا می‌گویند و او را از آنچه لایق مقامش نیست منزه می‌شمرند .<br/>
سطر ۲۸۷: سطر ۲۶۵:
 
در این آیه خداوند بلافاصله به دو قسمت از صفات فرشتگان که تأکیدی بر نفی استکبار است اشاره کرده و می‌گوید : آنها در اطاعت فرمان خدا سرپیچی نمی‌کننــد و می‌تــرسنــد و آنچــه را مـأمـوریّت دارند به خوبی انجام می‌دهند .<br/>
 
در این آیه خداوند بلافاصله به دو قسمت از صفات فرشتگان که تأکیدی بر نفی استکبار است اشاره کرده و می‌گوید : آنها در اطاعت فرمان خدا سرپیچی نمی‌کننــد و می‌تــرسنــد و آنچــه را مـأمـوریّت دارند به خوبی انجام می‌دهند .<br/>
 
از این آیه به خوبی استفاده می‌شود که نشانه نفی استکبار دو چیز است :<br/>
 
از این آیه به خوبی استفاده می‌شود که نشانه نفی استکبار دو چیز است :<br/>
سیمای فرشتگان (۳۷)<br/>
 
 
ترس در برابر مسئولیّت‌ها و انجام فرمان‌های‌خدا بدون چون و چرا، که یکی اشاره به وضع روانی افراد غیرمستکبر و دیگری اشاره به طرز عمل آنها و برخوردشان با قوانین و مقــرّرات و دستــورات و دوّمی انعکاسی از اوّلی و تحقّــق عینــی آن اســـــت .<br/>
 
ترس در برابر مسئولیّت‌ها و انجام فرمان‌های‌خدا بدون چون و چرا، که یکی اشاره به وضع روانی افراد غیرمستکبر و دیگری اشاره به طرز عمل آنها و برخوردشان با قوانین و مقــرّرات و دستــورات و دوّمی انعکاسی از اوّلی و تحقّــق عینــی آن اســـــت .<br/>
ـ فرشتگان «کرام» و «بررة»  
+
ـ فرشتگان «کرام» و «بررة» <br/>
 
« بِاَیْدی سَفَرَةٍ » <ref>آیه ۱۵ / سوره عبس</ref> : بـه دســت سفیـــرانی اســت . <br/>
 
« بِاَیْدی سَفَرَةٍ » <ref>آیه ۱۵ / سوره عبس</ref> : بـه دســت سفیـــرانی اســت . <br/>
 
« کِرامٍ بَرَرَةٍ » <ref>آیه ۱۶ / سوره عبس</ref> : والامقام و فرمانبردار و نیکوکار .<br/>
 
« کِرامٍ بَرَرَةٍ » <ref>آیه ۱۶ / سوره عبس</ref> : والامقام و فرمانبردار و نیکوکار .<br/>
سطر ۲۹۷: سطر ۲۷۴:
 
بَــرَرَةٍ : جمع (بار) به معنی وسعت و گستـردگی .<br/>
 
بَــرَرَةٍ : جمع (بار) به معنی وسعت و گستـردگی .<br/>
 
«سَفَرَة» : بر وزن طلبه جمع «سافِرْ» از ماده «سَفَرْ» در اصل به معنی پرده‌برداری از چیزی است و لذا به کسی که میان اقوام رفت و آمد دارند تا مشکلات آنها را حل کنند و از مبهمات پرده بردارند «سفیر» گفته می‌شود . به شخص نویسنده هم «سافر» می‌گویند که بنابراین منظور از «سَفَرَةٍ» در اینجا فرشتگان الهی است که سفیران وحی یا کاتبان آیات او هستند . در حدیثـی از  
 
«سَفَرَة» : بر وزن طلبه جمع «سافِرْ» از ماده «سَفَرْ» در اصل به معنی پرده‌برداری از چیزی است و لذا به کسی که میان اقوام رفت و آمد دارند تا مشکلات آنها را حل کنند و از مبهمات پرده بردارند «سفیر» گفته می‌شود . به شخص نویسنده هم «سافر» می‌گویند که بنابراین منظور از «سَفَرَةٍ» در اینجا فرشتگان الهی است که سفیران وحی یا کاتبان آیات او هستند . در حدیثـی از  
سیمای فرشتگان (۳۹)<br/>
 
 
امـام صادق علیه‌السلام می‌خوانیم که فرمود : « اَلْحافِظُ لِلْقُرْآنِ اَلْعامِلُ بِه مَعَ السَّفْرَةِ الْکِرامِ الْبَرَرَةِ » : کسی که حافظ قرآن باشد و به آن عمل کند با سفیران بزرگوار ، فرمانبردار و نیکوکار الهی خواهد بود .<ref> مجمــع البیــان ، جلــد ۱۰ ، صفحــه ۴۳۸</ref> <br/>
 
امـام صادق علیه‌السلام می‌خوانیم که فرمود : « اَلْحافِظُ لِلْقُرْآنِ اَلْعامِلُ بِه مَعَ السَّفْرَةِ الْکِرامِ الْبَرَرَةِ » : کسی که حافظ قرآن باشد و به آن عمل کند با سفیران بزرگوار ، فرمانبردار و نیکوکار الهی خواهد بود .<ref> مجمــع البیــان ، جلــد ۱۰ ، صفحــه ۴۳۸</ref> <br/>
 
«کِرام» به معنی بزرگوار است و اشاره به عظمت فرشتگان وحی در پیشگاه خداوند و بلنـــدی مقــام آنهــا است و گاه گفته شده این تعبیر اشاره به پاکی آنهـــا از هــرگـونـه گنــــاه می‌بــاشد .<br/>
 
«کِرام» به معنی بزرگوار است و اشاره به عظمت فرشتگان وحی در پیشگاه خداوند و بلنـــدی مقــام آنهــا است و گاه گفته شده این تعبیر اشاره به پاکی آنهـــا از هــرگـونـه گنــــاه می‌بــاشد .<br/>
سطر ۳۰۵: سطر ۲۸۱:
 
ـ دیگر اینکه آنها ذاتــا عــزیـز و گــرانمـایه‌اند .<br/>
 
ـ دیگر اینکه آنها ذاتــا عــزیـز و گــرانمـایه‌اند .<br/>
 
ـ سوّمین وصــف پــاکی اعمــال آنهــا و اطـاعت و تسلیم و نیکوکاری است .<br/>
 
ـ سوّمین وصــف پــاکی اعمــال آنهــا و اطـاعت و تسلیم و نیکوکاری است .<br/>
ـ فرشتگان شایسته فرمانبردار  
+
ـ فرشتگان شایسته فرمانبردار <br/>
 
خداوند در سوره انبیاء ، آیات ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ شش مـورد از صفـات فرشتگـان را بیان کرده می‌فرماید : « وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ » : آنها گفتند : خداوند رحمن فرزندی برای خود برگزیده منزّه است (از این عیب و نقص) اینهــا (فرشتگان) بندگان شایسته او هستند .<br/>
 
خداوند در سوره انبیاء ، آیات ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ شش مـورد از صفـات فرشتگـان را بیان کرده می‌فرماید : « وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ » : آنها گفتند : خداوند رحمن فرزندی برای خود برگزیده منزّه است (از این عیب و نقص) اینهــا (فرشتگان) بندگان شایسته او هستند .<br/>
سیمای فرشتگان (۴۱)<br/>
 
 
« لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِه یَعْمَلُونَ » که هرگز در سخن بر او پیشی نمی‌گیــــرنــد و به فــرمــان او عمــــل می‌کننــد .<br/>
 
« لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِه یَعْمَلُونَ » که هرگز در سخن بر او پیشی نمی‌گیــــرنــد و به فــرمــان او عمــــل می‌کننــد .<br/>
 
« یَعْلَمُ ما بَیْنَ اَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ اِلاّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِه مُشْفِقُونَ » او همه اعمال امروز و آینده آنها را می‌داند و هم گذشته آنها را و آن‌ها جز برای کسی که خدا را از او خشنود است شفاعت نمی‌کنند و از ترس او بیمناک هستند .<br/>
 
« یَعْلَمُ ما بَیْنَ اَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ اِلاّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِه مُشْفِقُونَ » او همه اعمال امروز و آینده آنها را می‌داند و هم گذشته آنها را و آن‌ها جز برای کسی که خدا را از او خشنود است شفاعت نمی‌کنند و از ترس او بیمناک هستند .<br/>
قالُوا : گفتند  
+
قالُوا : گفتند <br/>
اِتَّخَذَ : اخــذ کــرده ، برگزیده  
+
اِتَّخَذَ : اخــذ کــرده ، برگزیده <br/>
الرَّحْمنُ : بسیـــار بخشنــده  
+
الرَّحْمنُ : بسیـــار بخشنــده <br/>
وَلَدا : فرزند  
+
وَلَدا : فرزند <br/>
(۴۲) سیمای فرشتگان
+
سُبْحانَــهُ : منــــزّه و پـــاک <br/>
سُبْحانَــهُ : منــــزّه و پـــاک  
+
عِبادٌ : از ماده «عَبْد» بندگــان <br/>
عِبادٌ : از ماده «عَبْد» بندگــان  
+
مُکْرَمُونَ : شایسته و گـــرامی داشتــه‌شدگـــان <br/>
مُکْرَمُونَ : شایسته و گـــرامی داشتــه‌شدگـــان  
+
یَسْبِقُونَ : تقـــدم می‌گیرنـــد ، پیشـی می‌گیـرند<br/>
یَسْبِقُونَ : تقـــدم می‌گیرنـــد ، پیشـی می‌گیـرند
+
لا یَسْبِقُونَ : پیشـی نمی‌گیرند ، سبقت نمی‌گیرند <br/>
لا یَسْبِقُونَ : پیشـی نمی‌گیرند ، سبقت نمی‌گیرند  
+
قَــوْلِ : سخـــــن ، حـــــرف <br/>
قَــوْلِ : سخـــــن ، حـــــرف  
+
یَعْمَلُـــونَ : عمــل می‌کننـــد <br/>
یَعْمَلُـــونَ : عمــل می‌کننـــد  
+
لا یَشْفَعُونَ : شفاعت نمی‌کنند <br/>
لا یَشْفَعُونَ : شفاعت نمی‌کنند  
+
اِرْتَضی : به معنی «رضــا» است یعنی خشنودی <br/>
اِرْتَضی : به معنی «رضــا» است یعنی خشنودی  
+
خَشْیَتْ : تــرس تـــوأم بــا تعظیــم و احتـــرام<br/>
خَشْیَتْ : تــرس تـــوأم بــا تعظیــم و احتـــرام
+
سیمای فرشتگان (۴۳)<br/>
+
 
مُشْفِقُونَ : از ماده «اِشْفاقْ» توجه آمیخته با ترس .<br/>
 
مُشْفِقُونَ : از ماده «اِشْفاقْ» توجه آمیخته با ترس .<br/>
 
خـداونـد در ایـن آیــه صفــات فــرشتگـان را در شش قسمـت بیان می‌کند :<br/>
 
خـداونـد در ایـن آیــه صفــات فــرشتگـان را در شش قسمـت بیان می‌کند :<br/>
سطر ۳۳۱: سطر ۳۰۴:
 
۲ ـ بندگانی شایسته و گرامی داشته شده ، آنها همچون بندگان گریزپا نیستند که تحت فشار تن به خدمت می‌دهند ، بلکه بندگانی هستند از هر نظر شایسته که راه و رسم عبودیت را خوب می‌دانند و به آن افتخار می‌کنند ، خدا نیز آنها را به خــاطــر اخــلاقشــان در عبــودیت گرامی داشته و مواهب خویش را به آنهــا افــزایش داده است .<br/>
 
۲ ـ بندگانی شایسته و گرامی داشته شده ، آنها همچون بندگان گریزپا نیستند که تحت فشار تن به خدمت می‌دهند ، بلکه بندگانی هستند از هر نظر شایسته که راه و رسم عبودیت را خوب می‌دانند و به آن افتخار می‌کنند ، خدا نیز آنها را به خــاطــر اخــلاقشــان در عبــودیت گرامی داشته و مواهب خویش را به آنهــا افــزایش داده است .<br/>
 
۳ ـ آنها آن قدر مؤدب و تسلیم و سر بر فرمان خدا هستند که «هرگز در سخن گفتن بر او پیشی نمی‌گیرند» .<br/>
 
۳ ـ آنها آن قدر مؤدب و تسلیم و سر بر فرمان خدا هستند که «هرگز در سخن گفتن بر او پیشی نمی‌گیرند» .<br/>
(۴۴) سیمای فرشتگان
+
۴ ـ و از نظر عمل نیز آنها تنها فرمان او را اجرا می‌کنند پس به احاطه علمی پروردگار نسبت به آنها اشاره کرده می‌فرماید : خداوند هم اعمال امروز و آینده آنها را می‌داند و هم اعمال گذشته را ، هم از دنیای آنها آگاه است و هم از آخرتشان ، هم از قبل وجودشان و هم بعد از وجودشان . مسلما فرشتگان از این موضوع آگاهند که خدا یک چنین احاطه علمی به‌آنها دارد و همین عرفان <ref>شناخت عمیق</ref>سبب می‌شود که آنها نه سخنی قبل‌از او بگویند و نه‌از فرمانش‌ سرپیچی کنند و به این ترتیب این جمله می‌تواند در حکم تعلیل <ref>علت آوردن</ref> برای آیه سابق باشد .<br/>
۴ ـ و از نظر عمل نیز آنها تنها فرمان او را اجرا می‌کنند پس به احاطه علمی پروردگار نسبت به آنها اشاره کرده می‌فرماید : خداوند هم اعمال امروز و آینده آنها را می‌داند و هم اعمال گذشته را ، هم از دنیای آنها آگاه است و هم از آخرتشان ، هم از قبل وجودشان و هم بعد از وجودشان . مسلما فرشتگان از این موضوع آگاهند که خدا یک چنین احاطه علمی به‌آنها دارد و همین عرفان (۱) سبب می‌شود که آنها نه سخنی قبل‌از او بگویند و نه‌از فرمانش‌سرپیچی کنند و به این ترتیب این جمله می‌تواند در حکم تعلیل (۲) برای آیه سابق باشد .<br/>
+
۱- شناخت عمیق.<br/>
+
۲- علت آوردن.<br/>
+
سیمای فرشتگان (۴۵)<br/>
+
 
۵ ـ بدون شک آنها که بندگان گرامی و شایسته خدا هستند برای نیازمندان شفــاعت می‌کننــد ولــی بــایــد تــوجّه داشــت «هرگز برای کسی شفاعت نمی‌کننـــــد مگـــر اینکـــــه بــداننــد خـــــدا از او خشنــود است» .<br/>
 
۵ ـ بدون شک آنها که بندگان گرامی و شایسته خدا هستند برای نیازمندان شفــاعت می‌کننــد ولــی بــایــد تــوجّه داشــت «هرگز برای کسی شفاعت نمی‌کننـــــد مگـــر اینکـــــه بــداننــد خـــــدا از او خشنــود است» .<br/>
 
مسلما خشنودی خداوند و اجازه شفاعت دادن او بی‌دلیل نمی‌تواند باشد حتما به خاطر ایمان راستین و یا اعمالی است که پیوند انسان را با خدا محفوظ می‌دارد . به تعبیر دیگر انسان ممکن است آلوده گناه شود ، ولی اگر رابطه خویش را با پروردگار و اولیای الهی به کلّی قطع نکند ، امید شفاعت درباره او هست ، امّا اگر پیوندش را از نظر خط فکری و عقیدتی به کلّی برید و یا از نظر علمی آن قدر آلوده بود ، که لیاقت شفاعت را از دست داد . در این موقع ، هیچ پیامبر مرسل یا فرشته مقرّبی شفاعت او نخواهد کرد .<br/>
 
مسلما خشنودی خداوند و اجازه شفاعت دادن او بی‌دلیل نمی‌تواند باشد حتما به خاطر ایمان راستین و یا اعمالی است که پیوند انسان را با خدا محفوظ می‌دارد . به تعبیر دیگر انسان ممکن است آلوده گناه شود ، ولی اگر رابطه خویش را با پروردگار و اولیای الهی به کلّی قطع نکند ، امید شفاعت درباره او هست ، امّا اگر پیوندش را از نظر خط فکری و عقیدتی به کلّی برید و یا از نظر علمی آن قدر آلوده بود ، که لیاقت شفاعت را از دست داد . در این موقع ، هیچ پیامبر مرسل یا فرشته مقرّبی شفاعت او نخواهد کرد .<br/>
(۱) <br/>
 
 
۱- فرستاده شده.<br/>
 
۱- فرستاده شده.<br/>
(۴۶) سیمای فرشتگان
+
ضمنا این جمله پاسخی است به آنان که می‌گفتند ، ما فرشتگان را عبادت می‌کنیم تا در پیشگاه خدا برای ما شفاعت کنند ،قرآن می‌گوید : آنها از پیش خود هیچ کاری نمی‌توانند بکننــد و هــر می‌خــواهید باید مستقیما از خدا بخواهید ، حتــی اجـــازه شفـــاعــت شفیعـــــان .<br/>
ضمنااین جمله پاسخی است به آنان که می‌گفتند ، ما فرشتگان را عبادت می‌کنیم تا در پیشگاه خدا برای ما شفاعت کنند ،قرآن می‌گوید : آنها از پیش خود هیچ کاری نمی‌توانند بکننــد و هــر می‌خــواهید باید مستقیما از خدا بخواهید ، حتــی اجـــازه شفـــاعــت شفیعـــــان .<br/>
+
 
۶ - به خاطر همین معرفت و آگاهی است که «آنها تنها از او می‌ترسند» و تنها ترس او را به دل راه می‌دهند ، آنها از این می‌ترسند که گناهی انجام داده باشند بلکــه از کــوتـاهـی در عبــارت یا تــرک اولــی بیمنـاکند .<br/>
 
۶ - به خاطر همین معرفت و آگاهی است که «آنها تنها از او می‌ترسند» و تنها ترس او را به دل راه می‌دهند ، آنها از این می‌ترسند که گناهی انجام داده باشند بلکــه از کــوتـاهـی در عبــارت یا تــرک اولــی بیمنـاکند .<br/>
جالب اینکه «خَشْیَتْ»ازنظر ریشه‌لغت‌به‌معنی‌هرگونه‌ترس‌نیست‌بلکه هرگونه  
+
جالب اینکه «خَشْیَتْ»از نظر ریشه‌لغت‌به‌معنی‌هرگونه‌ترس‌نیست‌بلکه هرگونه  
سیمای فرشتگان (۴۷)<br/>
+
 
ترسی است که تؤام با تعظیم و احترام و «مُشْفِقْ» از ماده «اِشْفاقْ» به معنی توجهی است که آمیخته با ترس باشد بنابراین ترس از خداوند ،همچون ترس انسان از یک حادثه وحشتناک نیست و همچون اشفاق همچون بیم انسان از یک موجود خطرناک نمی‌باشد بلکه ترس آنها آمیزه‌ای است از احترام،عنایت ، توجه ، معرفت ، احساس ،مسئولیت ، روشن است که فرشتگان با این صفات بر جسته و ممتاز و مقام عبودیت خالص هرگز دعوی خدایی نمی‌کنند . <br/>
 
ترسی است که تؤام با تعظیم و احترام و «مُشْفِقْ» از ماده «اِشْفاقْ» به معنی توجهی است که آمیخته با ترس باشد بنابراین ترس از خداوند ،همچون ترس انسان از یک حادثه وحشتناک نیست و همچون اشفاق همچون بیم انسان از یک موجود خطرناک نمی‌باشد بلکه ترس آنها آمیزه‌ای است از احترام،عنایت ، توجه ، معرفت ، احساس ،مسئولیت ، روشن است که فرشتگان با این صفات بر جسته و ممتاز و مقام عبودیت خالص هرگز دعوی خدایی نمی‌کنند . <br/>
 
بالهای فرشتگان
 
بالهای فرشتگان
 
« اَلْحَمْدُلِلّهِ فاطِرِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً اُولی اَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ »<ref>سوره فاطر ، آیه ۱</ref>ستایش  
 
« اَلْحَمْدُلِلّهِ فاطِرِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً اُولی اَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ »<ref>سوره فاطر ، آیه ۱</ref>ستایش  
 
مخصوص خداوندی است که آفریننده آسمان‌ها و زمین است ، خداوندی که فرشتگان را رسولانی قرار داد که صاحب بالهای دوگانه ، سه گانه چهار گانه‌اند ، او هــر چــه بخــواهــد در آفــرینـش می‌افــزایــد ، او بـر هـر چیزی قادر است .<br/>
 
مخصوص خداوندی است که آفریننده آسمان‌ها و زمین است ، خداوندی که فرشتگان را رسولانی قرار داد که صاحب بالهای دوگانه ، سه گانه چهار گانه‌اند ، او هــر چــه بخــواهــد در آفــرینـش می‌افــزایــد ، او بـر هـر چیزی قادر است .<br/>
اَلْحَمْدُلِلّهِ : ستایش برای خداست  
+
اَلْحَمْدُلِلّهِ : ستایش برای خداست <br/>
فاطِرِ : آفریننــده ، شکافنــــده  
+
فاطِرِ : آفریننــده ، شکافنــــده <br/>
السَّمـــــــواتِ : آسمــان‌هــــا  
+
السَّمـــــــواتِ : آسمــان‌هــــا <br/>
الاَرْضِ : زمیــــــــــــــــــــن  
+
الاَرْضِ : زمیــــــــــــــــــــن <br/>
جاعـــــل : قــــرار دهنــــــده  
+
جاعـــــل : قــــرار دهنــــــده <br/>
سیمای فرشتگان (۴۹)<br/>
+
المَلائِکَةْ : جمع ( مَلَکْ : فرشته ) ، فرشتگان <br/>
المَلائِکَةْ : جمع ( مَلَکْ : فرشته ) ، فرشتگان  
+
رُسُلاً : جمع (رَسُول) به معنی فرستادگان <br/>
رُسُلاً : جمع (رَسُول) به معنی فرستادگان  
+
اَجْنِحَةٍ : بـــال‌هــا <br/>
اَجْنِحَةٍ : بـــال‌هــا  
+
مَثْنــــــی : دو دو <br/>
مَثْنــــــی : دو دو  
+
ثُلاثُ : ســه ســه <br/>
ثُلاثُ : ســه ســه  
+
رُباعَ : چهار چهار <br/>
رُباعَ : چهار چهار  
+
 
یَزیدُ : از ( زیـد ) به معنــی مــی‌افزایـــد . <br/>
 
یَزیدُ : از ( زیـد ) به معنــی مــی‌افزایـــد . <br/>
 
خَلْقِ : آفـــرینش .<br/>
 
خَلْقِ : آفـــرینش .<br/>
 
مــا یَشـــاءُ : هــــر چــــــه بخــواهــد .<br/>
 
مــا یَشـــاءُ : هــــر چــــــه بخــواهــد .<br/>
قَدیرٌ : توانا و اسماة حسنی است . از آنجا که تدبیر این عالم از سوی  
+
قَدیرٌ : توانا و اسماة حسنی است . از آنجا که تدبیر این عالم از سوی <br/>
(۵۰) سیمای فرشتگان
+
 
پروردگار به عهده فرشتگان گذارده شده بلا فاصله از آفرینش و قدرت‌های عظیمی که پروردگاردراختیارشان گذارده سخن‌می‌گوید: «جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلا اُولی اَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ»
 
پروردگار به عهده فرشتگان گذارده شده بلا فاصله از آفرینش و قدرت‌های عظیمی که پروردگاردراختیارشان گذارده سخن‌می‌گوید: «جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلا اُولی اَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ»
 
منظور از بال‌های فرشتگان‌آن هم‌بال‌های دوگانه ، سه‌گانه ، چهارگانه ، در اینجا قدرت جولان و توانایی بر اجرای ماموریت محوّله است زیرا بعضی از آن‌ها نسبت به بعضی برتر و دارای توانایی بیشتراند و لذا برای آن‌ها سلسله مراتب در بال‌ها قایل شده که بعضی دارای چهار بال ( مثنی : دو دو ) و بعضی دارای شش بال ( ثُلاثَ : سه سه ) و بعضی دارای هشت بال ( رُباعَ : چهار چهار ) هستند در بعضی از روایات آمده است « جبرئیل ششصد بال دارد و هنگامی که با این حالت پیامبر اسلام را ملاقات کرد مابین زمین و آسمان را پر کرده بود »<ref>نـورالثقلیــن ، جلــد ۴ ، صفحه ۳۴۹</ref> با این که  
 
منظور از بال‌های فرشتگان‌آن هم‌بال‌های دوگانه ، سه‌گانه ، چهارگانه ، در اینجا قدرت جولان و توانایی بر اجرای ماموریت محوّله است زیرا بعضی از آن‌ها نسبت به بعضی برتر و دارای توانایی بیشتراند و لذا برای آن‌ها سلسله مراتب در بال‌ها قایل شده که بعضی دارای چهار بال ( مثنی : دو دو ) و بعضی دارای شش بال ( ثُلاثَ : سه سه ) و بعضی دارای هشت بال ( رُباعَ : چهار چهار ) هستند در بعضی از روایات آمده است « جبرئیل ششصد بال دارد و هنگامی که با این حالت پیامبر اسلام را ملاقات کرد مابین زمین و آسمان را پر کرده بود »<ref>نـورالثقلیــن ، جلــد ۴ ، صفحه ۳۴۹</ref> با این که  
سیمای فرشتگان (۵۱)<br/>
 
 
«خداوند فرشته‌ای دارد که ما بین نرمی گوش او تا چشمش به اندازه پانصد سال راه به وسیله پرنده‌ای است » <ref>نــورالثقلیـن ، جلــد ۴ ، صفحه ۳۴۹</ref>. اصولا می‌دانیم بال تنها برای حرکت در جو زمین به کار می‌رود چرا که در اطراف کره زمین را هوای فشرده گرفته و پـرنــدگــان به وسیلــه بالشــان روی امــواج هــوا قــرار می‌گیــرند و می‌توانند بــالا و پـایین برود ولی از محیط جو زمین که خــارج شــویم در آنجــا که هوا نیست بــال کوچکترین تاثیری برای حرکت ندارد و از این نظر ، درست مانند سایر اعضاء می‌باشد . <br/>
 
«خداوند فرشته‌ای دارد که ما بین نرمی گوش او تا چشمش به اندازه پانصد سال راه به وسیله پرنده‌ای است » <ref>نــورالثقلیـن ، جلــد ۴ ، صفحه ۳۴۹</ref>. اصولا می‌دانیم بال تنها برای حرکت در جو زمین به کار می‌رود چرا که در اطراف کره زمین را هوای فشرده گرفته و پـرنــدگــان به وسیلــه بالشــان روی امــواج هــوا قــرار می‌گیــرند و می‌توانند بــالا و پـایین برود ولی از محیط جو زمین که خــارج شــویم در آنجــا که هوا نیست بــال کوچکترین تاثیری برای حرکت ندارد و از این نظر ، درست مانند سایر اعضاء می‌باشد . <br/>
 
بال و فرشتگان وسیله فعالیت و حرکت و قدرت است که قراین فوق برای این  
 
بال و فرشتگان وسیله فعالیت و حرکت و قدرت است که قراین فوق برای این  
سطر ۳۷۴: سطر ۳۳۷:
 
آیا رسالت فرشتگان تکوینی است یا تشریعی؟<br/>
 
آیا رسالت فرشتگان تکوینی است یا تشریعی؟<br/>
 
رسالت فرشتگان که در آیه بالا آمده است چه چیز است ؟ آیا رسالت تشریعی است ؟ یعنی همان پیام آوردن از سوی خدا برای انبیاء یا رسالت تکوینی است ؟ یعنی به عهده گرفتن ماموریتهای مختلف در جهان آفرینش . و یا در هر دو جهت است ؟ با توجه به اینکه در قسمت اوّل آیه سخن از آفرینش آسمان‌ها و زمین بود و در جمله مورد بحث سخن از بال‌های متعدد فرشتگان است که نشانه‌های قدرت آن ها است و نیز با توجه به اینکه رسالت را برای همه فرشتگان قائل شده چنین به نظر می‌رسد که رسالت در اینجا معنی وسیع و گسترده دارد که هم رسالت تشریعی را شامل می‌شود وهم رسالت تکوینی را . اطلاق رسالت بر «رسالت‌تشریعی» و آوردن پیام وحی به انبیاء در قرآن فراوان است ولی اطلاق آن بر « رسالت تکوینی » نیز کم نیست در آیه (۲۱ / یونس) می‌خوانیم : « اِنَّ رُسُلَنا یَکْتُبُونَ ما تَمْکُرُونَ » : « رسولان ما (فرشتگان ما ) مکرهای شما را می‌نویسند » . <br/>
 
رسالت فرشتگان که در آیه بالا آمده است چه چیز است ؟ آیا رسالت تشریعی است ؟ یعنی همان پیام آوردن از سوی خدا برای انبیاء یا رسالت تکوینی است ؟ یعنی به عهده گرفتن ماموریتهای مختلف در جهان آفرینش . و یا در هر دو جهت است ؟ با توجه به اینکه در قسمت اوّل آیه سخن از آفرینش آسمان‌ها و زمین بود و در جمله مورد بحث سخن از بال‌های متعدد فرشتگان است که نشانه‌های قدرت آن ها است و نیز با توجه به اینکه رسالت را برای همه فرشتگان قائل شده چنین به نظر می‌رسد که رسالت در اینجا معنی وسیع و گسترده دارد که هم رسالت تشریعی را شامل می‌شود وهم رسالت تکوینی را . اطلاق رسالت بر «رسالت‌تشریعی» و آوردن پیام وحی به انبیاء در قرآن فراوان است ولی اطلاق آن بر « رسالت تکوینی » نیز کم نیست در آیه (۲۱ / یونس) می‌خوانیم : « اِنَّ رُسُلَنا یَکْتُبُونَ ما تَمْکُرُونَ » : « رسولان ما (فرشتگان ما ) مکرهای شما را می‌نویسند » . <br/>
سیمای فرشتگان (۵۳)<br/>
 
 
کــارگــزاران خلقــت و انــــواع آن‌هـا
 
کــارگــزاران خلقــت و انــــواع آن‌هـا
 
ملائکه موجودات پاک و فرمان براند که خداوند در امور عالم به آن‌ها ماموریتهایی محول فرموده که انجام می‌دهند ولی جنّ و شیاطین در عرض انسان‌ها و در امور عالم هیچ کاره‌اند . با این حساب می‌توان فرشتگان را با توجه  
 
ملائکه موجودات پاک و فرمان براند که خداوند در امور عالم به آن‌ها ماموریتهایی محول فرموده که انجام می‌دهند ولی جنّ و شیاطین در عرض انسان‌ها و در امور عالم هیچ کاره‌اند . با این حساب می‌توان فرشتگان را با توجه  
(۵۴) سیمای فرشتگان
 
 
به ماموریتهایشان به انواع مختلف تقسیم کرد :<br/>
 
به ماموریتهایشان به انواع مختلف تقسیم کرد :<br/>
۱ - فرشتگان محافظ انسان  
+
۱ - فرشتگان محافظ انسان <br/>
۲ - فرشتگــان ثبــت اعمال  
+
۲ - فرشتگــان ثبــت اعمال <br/>
۳ - فرشتگــان حامـل عرش  
+
۳ - فرشتگــان حامـل عرش <br/>
۴ - فــرشتــگــان عــــذاب  
+
۴ - فــرشتــگــان عــــذاب <br/>
۵ - فرشتگــان حــامل وحی  
+
۵ - فرشتگــان حــامل وحی <br/>
 
۶ - فرشتگانی که حساب و کتــاب عمــر آدمیان را دارند .<br/>
 
۶ - فرشتگانی که حساب و کتــاب عمــر آدمیان را دارند .<br/>
 
۷ - فرشتگانی که مامور تدبیر جهان از سوی خدا هستند .<br/>
 
۷ - فرشتگانی که مامور تدبیر جهان از سوی خدا هستند .<br/>
 
۸ - فــرشتگــانی کــه آمــاده انجــــام مــامــوریتنـــد .<br/>
 
۸ - فــرشتگــانی کــه آمــاده انجــــام مــامــوریتنـــد .<br/>
 
۹ - فــرشتگــانــی کـــــه دائــــم در سجـــــــده‌انـــد .<br/>
 
۹ - فــرشتگــانــی کـــــه دائــــم در سجـــــــده‌انـــد .<br/>
سیمای فرشتگان (۵۵)<br/>
 
 
۱۰ - فرشتگانی که تسبیح برای خدا و استغفار برای اهـل زمیـــــن می‌کنند . <br/>
 
۱۰ - فرشتگانی که تسبیح برای خدا و استغفار برای اهـل زمیـــــن می‌کنند . <br/>
 
۱۱ - فــرشتگـــانــی کـــــه شفـــــــاعت می‌کننــــــد .<br/>
 
۱۱ - فــرشتگـــانــی کـــــه شفـــــــاعت می‌کننــــــد .<br/>
 
راجع به فرشتگان مطالب دیگری است از قبیل فرشتگانی که به اهل ایمان یاری می‌رسانند ، فرشتگانی که به اهل بهشت سلام می‌کنند .<br/>
 
راجع به فرشتگان مطالب دیگری است از قبیل فرشتگانی که به اهل ایمان یاری می‌رسانند ، فرشتگانی که به اهل بهشت سلام می‌کنند .<br/>
 
« وَ الْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُمْ » ، فرشتگانی که به یاری رسول خدا در جنگ بدر آمدند و غیره . <br/>
 
« وَ الْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُمْ » ، فرشتگانی که به یاری رسول خدا در جنگ بدر آمدند و غیره . <br/>
 +
 
فــرشتگــان محـــافــظ انســـان  
 
فــرشتگــان محـــافــظ انســـان  
 
« وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِه وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَةً حَتّی اِذا جاءَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا یَفُرِّطُونَ »<ref>آیــه ۶۱ / ســـوره انعــام</ref>« او تسلآیــه ۶۱ / ســـوره انعــامّط کامل بر بندگان خود دارد و  
 
« وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِه وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَةً حَتّی اِذا جاءَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا یَفُرِّطُونَ »<ref>آیــه ۶۱ / ســـوره انعــام</ref>« او تسلآیــه ۶۱ / ســـوره انعــامّط کامل بر بندگان خود دارد و  
۱- .<br/>
 
(۵۶) سیمای فرشتگان
 
 
مراقبانی بر شما می‌فرستد تا زمانی که یکی از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما جان او را می‌گیرند و آن‌ها در نگهداری حساب اعمــال ، کـوتـاهی نمی‌کننـد ». <br/>
 
مراقبانی بر شما می‌فرستد تا زمانی که یکی از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما جان او را می‌گیرند و آن‌ها در نگهداری حساب اعمــال ، کـوتـاهی نمی‌کننـد ». <br/>
القاهِرُ : تـوانا و مسلّط  
+
القاهِرُ : تـوانا و مسلّط <br/>
حَفَظَةً : حافظ و مراقب  
+
حَفَظَةً : حافظ و مراقب <br/>
عِبادُ : بنــده خــــــدا  
+
عِبادُ : بنــده خــــــدا <br/>
یُرْسِلُ : از مــاده (رُسُـل) بــه معنـی می‌فـرستـد
+
یُرْسِلُ : از مــاده (رُسُـل) بــه معنـی می‌فـرستـد<br/>
المَـــوْتُ : مــــــــرگ  
+
المَـــوْتُ : مــــــــرگ <br/>
فَوْت : اخــذ و گرفتن بطــور تمــام و کـــامـــل  
+
فَوْت : اخــذ و گرفتن بطــور تمــام و کـــامـــل <br/>
سیمای فرشتگان (۵۷)<br/>
+
یُفَـــرِّطُــــونَ : کـــــوتــــاهــــی می‌کننــــــد <br/>
یُفَـــرِّطُــــونَ : کـــــوتــــاهــــی می‌کننــــــد  
+
 
لا یُفَرِّطُونَ : کوتاهی نمی‌کنند و تقصیری ندارند . <br/>
 
لا یُفَرِّطُونَ : کوتاهی نمی‌کنند و تقصیری ندارند . <br/>
 
در این آیه خداوند برای توضیح بیشتر روی احاطه علمی خداوند نسبت به اعمال بندگان و نگهداری دقیق حساب آنها برای روز رستاخیز چنین می‌گوید : «او تسلّط کامل بر بندگان خود دارد و هم او است که حافظان و مراقبانی بر شما می‌فرستد که حساب اعمالتان‌را دقیقا نگهداری‌کنند» .<br/>
 
در این آیه خداوند برای توضیح بیشتر روی احاطه علمی خداوند نسبت به اعمال بندگان و نگهداری دقیق حساب آنها برای روز رستاخیز چنین می‌گوید : «او تسلّط کامل بر بندگان خود دارد و هم او است که حافظان و مراقبانی بر شما می‌فرستد که حساب اعمالتان‌را دقیقا نگهداری‌کنند» .<br/>
 
« قاهریّت » به معنی غلبه و تسلّط کامل بر چیزی است به طوری که هیچ‌گونه توانایی مقاومت در طرف مقابل نباشد و « حَفَظَة » جمع « حافِظ » و در اینجا به معنی « فرشتگــانی است کـه مـأمـور نگهـداری حسـاب اعمال انسان‌ها هستند . <br/>
 
« قاهریّت » به معنی غلبه و تسلّط کامل بر چیزی است به طوری که هیچ‌گونه توانایی مقاومت در طرف مقابل نباشد و « حَفَظَة » جمع « حافِظ » و در اینجا به معنی « فرشتگــانی است کـه مـأمـور نگهـداری حسـاب اعمال انسان‌ها هستند . <br/>
 
سپس می‌فرماید : نگهداری این حساب توسّط فرشتگان تا لحظه پایان زندگی  
 
سپس می‌فرماید : نگهداری این حساب توسّط فرشتگان تا لحظه پایان زندگی  
(۵۸) سیمای فرشتگان
 
 
و فرارسیدن مرگ ادامه دارد و در این هنگام فرستادگان ما که مأمور قبض ارواحند روح او را می‌گیرند و در پایان اضافه می‌کند که این فرشتگان به هیچ وجه در انجام مأموریت خود کوتاهی و قصور ندارند ، این احتمال وجود دارد که این صفت مربوط به فرشتگان حافظان حساب اعمال انسان‌ها بوده باشد که آنها در حفــظ و نگهــداری حساب اعمــال کمتــرین کـوتـاهی و تفــریط <ref>کوتاهی کردن</ref> ندارند .<br/>
 
و فرارسیدن مرگ ادامه دارد و در این هنگام فرستادگان ما که مأمور قبض ارواحند روح او را می‌گیرند و در پایان اضافه می‌کند که این فرشتگان به هیچ وجه در انجام مأموریت خود کوتاهی و قصور ندارند ، این احتمال وجود دارد که این صفت مربوط به فرشتگان حافظان حساب اعمال انسان‌ها بوده باشد که آنها در حفــظ و نگهــداری حساب اعمــال کمتــرین کـوتـاهی و تفــریط <ref>کوتاهی کردن</ref> ندارند .<br/>
 
« لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِه یَحْفَظُونَهُ مِنْ اَمْرِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بَقَــوْمٍ حَتّی یُغَیِّــرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ وَ اِذا اَرادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِـــنْ دُونِــــه مِـــنْ واکوتاهی کردنلٍ » <ref>ســــــوره رعــــد ، آیــــــه ۱۱</ref>. <br/>
 
« لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِه یَحْفَظُونَهُ مِنْ اَمْرِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بَقَــوْمٍ حَتّی یُغَیِّــرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ وَ اِذا اَرادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِـــنْ دُونِــــه مِـــنْ واکوتاهی کردنلٍ » <ref>ســــــوره رعــــد ، آیــــــه ۱۱</ref>. <br/>
سیمای فرشتگان (۵۹)<br/>
 
 
«برای انسان مأمورانی است که پی در پی ، از پیش رو و از پشت سرش او را از حوادث (غیرحتمی) حفظ می‌کنند ، اما خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنها خود را تغییر دهند و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی کند هیچ چیز مانع آن نخواهد شد و جــز خــدا سرپرستی نخواهد داشت» .<br/>
 
«برای انسان مأمورانی است که پی در پی ، از پیش رو و از پشت سرش او را از حوادث (غیرحتمی) حفظ می‌کنند ، اما خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنها خود را تغییر دهند و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی کند هیچ چیز مانع آن نخواهد شد و جــز خــدا سرپرستی نخواهد داشت» .<br/>
 
مُعَقِّباتٌ : جمــع مُعَقِّبْ ، گــروهــی کـه پـی در پـی به دنبــال کــار می‌روند .<br/>
 
مُعَقِّباتٌ : جمــع مُعَقِّبْ ، گــروهــی کـه پـی در پـی به دنبــال کــار می‌روند .<br/>
یَــــــــدَیْ : دســــــــــت  
+
یَــــــــدَیْ : دســــــــــت <br/>
خَلْفِ : پشــــت ســر ، عقب  
+
خَلْفِ : پشــــت ســر ، عقب <br/>
یَحْفَظُونَهُ : از او محافظت می‌کنند  
+
یَحْفَظُونَهُ : از او محافظت می‌کنند <br/>
لا یُغَیِّـــرُ : تغییــــر نمی‌دهـــــد  
+
لا یُغَیِّـــرُ : تغییــــر نمی‌دهـــــد <br/>
(۶۰) سیمای فرشتگان
+
قَــوْمٍ : ملّـــــــت ، قـــــــــــوم <br/>
قَــوْمٍ : ملّـــــــت ، قـــــــــــوم  
+
اَنْفُسِ : ازماده(نَفَسْ)،ذات، شخص <br/>
اَنْفُسِ : ازماده(نَفَسْ)،ذات، شخص  
+
اَرادَ : خـــواســـت ، اراده کنــــد <br/>
اَرادَ : خـــواســـت ، اراده کنــــد  
+
سُوءً : بـــــــــــــد ، زشـــــــت <br/>
سُوءً : بـــــــــــــد ، زشـــــــت  
+
مَرَدَّ : عاری بودن و مستمرّ بودن <br/>
مَرَدَّ : عاری بودن و مستمرّ بودن  
+
دُونِ : غیــــــــــر ، حقیـــــــــر <br/>
دُونِ : غیــــــــــر ، حقیـــــــــر  
+
والٍ : ســــــرپـــــــرســـــــت <br/>
والٍ : ســــــرپـــــــرســـــــت  
+
 
در این آیه آمده که خدا حافظ و نگهبان بندگان خود نیز می‌باشد و برای انسان مأمورانی است که پی در پی از پیش رو و پشت سرش قرار می‌گیرند و او را از حوادث حفظ می‌کنند اما برای اینکه کسی اشتباه نکند که این حفظ و نگهبانی  
 
در این آیه آمده که خدا حافظ و نگهبان بندگان خود نیز می‌باشد و برای انسان مأمورانی است که پی در پی از پیش رو و پشت سرش قرار می‌گیرند و او را از حوادث حفظ می‌کنند اما برای اینکه کسی اشتباه نکند که این حفظ و نگهبانی  
سیمای فرشتگان (۶۱)<br/>
 
 
بی‌قید و شرط است و انسان می‌تواند خود را به پرتگاه بیفکند و دست به هر ندانم کاری بزند و یا مرتکب هرگونه گناهی که مستوجب مجازات و عذاب است بشود و باز انتظار داشته باشد که خدا و مأموران او حافظش می‌باشند اضافه می‌کند که خدا سرنوشت هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه آن‌ها تغییراتی در خود ایجاد کنند و هرگاه خداوند به جمعیّتی اراده بد کند هیچ راه دفاع و بازگشت ندارد و هیچ کس به غیر از خدا نمی‌تواند والی و یاور آن‌ها باشد به همین دلیل هنگامی که فرمان خدا به عذاب و مجازات یا نابودی قومی صادر می‌شود حافظان و نگهبانان دور می‌شوند و انسان را تسلیم حوادث کنند . اینجا چند نکته وجود دارد :<br/>
 
بی‌قید و شرط است و انسان می‌تواند خود را به پرتگاه بیفکند و دست به هر ندانم کاری بزند و یا مرتکب هرگونه گناهی که مستوجب مجازات و عذاب است بشود و باز انتظار داشته باشد که خدا و مأموران او حافظش می‌باشند اضافه می‌کند که خدا سرنوشت هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه آن‌ها تغییراتی در خود ایجاد کنند و هرگاه خداوند به جمعیّتی اراده بد کند هیچ راه دفاع و بازگشت ندارد و هیچ کس به غیر از خدا نمی‌تواند والی و یاور آن‌ها باشد به همین دلیل هنگامی که فرمان خدا به عذاب و مجازات یا نابودی قومی صادر می‌شود حافظان و نگهبانان دور می‌شوند و انسان را تسلیم حوادث کنند . اینجا چند نکته وجود دارد :<br/>
 
« مُعَقِّباتُ » چنانکه طبرسی در مجمع البیان و بعضی دیگر از مفسّران بزرگ  
 
« مُعَقِّباتُ » چنانکه طبرسی در مجمع البیان و بعضی دیگر از مفسّران بزرگ  
(۶۲) سیمای فرشتگان
 
 
گفته‌اند جمع «مُعَقِّبَة» است و آن هم به نوبه خود جمع «مُعَقِّبْ» می‌باشد و به معنی گروهی است که پی در پی و به طور متناوب به دنبال کاری می‌روند .<br/>
 
گفته‌اند جمع «مُعَقِّبَة» است و آن هم به نوبه خود جمع «مُعَقِّبْ» می‌باشد و به معنی گروهی است که پی در پی و به طور متناوب به دنبال کاری می‌روند .<br/>
 
ظاهر این آیه آن است که خداوند به گروهی از فرشتگان ، مأموریت داده که در شب و روز به طور متناوب به سراغ انسان بروند و از پیش رو و پشت سر نگهبان و حافظ او باشند . بدون تردید انسان در زندگی خود در معرفی آفات و بلاهای زیادی است حوادثی از درون و برون، انواع بیماری‌ها ، میکرب‌ها ، انواع حادثه‌ها و خطراتی که از آسمان و زمین می‌جوشد انسان را احاطه کرده‌اند ، مخصوصا به هنگام کودکی که آگاهی انسان از اوضاع اطراف خود بسیار ناچیز است و هیچ‌گونه تجربه‌ای ندارد . در هر گامی خطری در کمین او است و گاه انسان تعجّب می‌کند که کودک چگونه از لابه‌لای این همه حوادث جان سالم به در می‌برد و بزرگ می‌شود . اگر به راستی در این مسائل بیاندیشیم احساس می‌کنیم که نیروی محافظی است که ما را در برابر حوادث حفظ می‌کند و همچون سپری محافظ و نگهدار ما است .<br/>
 
ظاهر این آیه آن است که خداوند به گروهی از فرشتگان ، مأموریت داده که در شب و روز به طور متناوب به سراغ انسان بروند و از پیش رو و پشت سر نگهبان و حافظ او باشند . بدون تردید انسان در زندگی خود در معرفی آفات و بلاهای زیادی است حوادثی از درون و برون، انواع بیماری‌ها ، میکرب‌ها ، انواع حادثه‌ها و خطراتی که از آسمان و زمین می‌جوشد انسان را احاطه کرده‌اند ، مخصوصا به هنگام کودکی که آگاهی انسان از اوضاع اطراف خود بسیار ناچیز است و هیچ‌گونه تجربه‌ای ندارد . در هر گامی خطری در کمین او است و گاه انسان تعجّب می‌کند که کودک چگونه از لابه‌لای این همه حوادث جان سالم به در می‌برد و بزرگ می‌شود . اگر به راستی در این مسائل بیاندیشیم احساس می‌کنیم که نیروی محافظی است که ما را در برابر حوادث حفظ می‌کند و همچون سپری محافظ و نگهدار ما است .<br/>
سیمای فرشتگان (۶۳)<br/>
 
 
در روایتی از امام محمّد باقر علیه‌السلام می‌خــوانیــم که در تفسیر آیه فوق فرمود :<br/>
 
در روایتی از امام محمّد باقر علیه‌السلام می‌خــوانیــم که در تفسیر آیه فوق فرمود :<br/>
 
« یُحْفَظُ بِاَمْرِ اللّهِ مِنْ اَنْ یَقَعَ فی رُکْنٍ اَوْ یَقَعَ عَلَیْهِ حائطٌ اَو یُصیبَه شَیْ‌ءٌ حَتّی اِذا جاءَ الْقَدَرُ خَلُّوا بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُ یَدْفَعُونَهُ اِلَی الْمَقادیرِ وَ هُمْ مَلَکانِ یَحْفَظانِه بِاللَّیْلِ وَ مَلَکانِ مِنْ نَهارٍ یَتَعاقِبانَهُ : به فرمان خدا انسان را حفظ می‌کند از این که در چاهی سقوط کند یا دیواری بر او بیفتد یا حادثه دیگری برای او پیش بیاید تا زمانی که مقدّرات حتمی فرا رسد در این هنگام آن‌ها کنار روند و او را تسلیم حوادث می‌کنند. آنها دو فرشته‌اند که انسان را در شب حفظ می‌کنند و دو فرشته‌اند که در روز به طور متنـــاوب به این وظیفه می‌پردازند .<ref>تفسیــــر بــــرهــان ، جلــــد ۲ ، صفحــــه ۲۸۳</ref> <br/>
 
« یُحْفَظُ بِاَمْرِ اللّهِ مِنْ اَنْ یَقَعَ فی رُکْنٍ اَوْ یَقَعَ عَلَیْهِ حائطٌ اَو یُصیبَه شَیْ‌ءٌ حَتّی اِذا جاءَ الْقَدَرُ خَلُّوا بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُ یَدْفَعُونَهُ اِلَی الْمَقادیرِ وَ هُمْ مَلَکانِ یَحْفَظانِه بِاللَّیْلِ وَ مَلَکانِ مِنْ نَهارٍ یَتَعاقِبانَهُ : به فرمان خدا انسان را حفظ می‌کند از این که در چاهی سقوط کند یا دیواری بر او بیفتد یا حادثه دیگری برای او پیش بیاید تا زمانی که مقدّرات حتمی فرا رسد در این هنگام آن‌ها کنار روند و او را تسلیم حوادث می‌کنند. آنها دو فرشته‌اند که انسان را در شب حفظ می‌کنند و دو فرشته‌اند که در روز به طور متنـــاوب به این وظیفه می‌پردازند .<ref>تفسیــــر بــــرهــان ، جلــــد ۲ ، صفحــــه ۲۸۳</ref> <br/>
(۶۴) سیمای فرشتگان
 
 
در نهج‌البلاغه نیز می‌خوانیم که امیرمؤمنـان علی علیه‌السلام فرمود :<br/>
 
در نهج‌البلاغه نیز می‌خوانیم که امیرمؤمنـان علی علیه‌السلام فرمود :<br/>
 
« اِنَّ مَعَ کُلِّ اِنْسانٍ مَلَکَیْنِ یَحْفَظانِه فَاِذا جاءَ الْقَدَرُ خَلَّیا بَیْنَهُ وَ بَیَْنُه : با هر انســانی دو فــرشتــه اســت کــه او را حفــظ کننــد اما هنگامی که مقدّرات حتمــی فــرا می‌رســد او را رهــا می‌سازند» .<br/>
 
« اِنَّ مَعَ کُلِّ اِنْسانٍ مَلَکَیْنِ یَحْفَظانِه فَاِذا جاءَ الْقَدَرُ خَلَّیا بَیْنَهُ وَ بَیَْنُه : با هر انســانی دو فــرشتــه اســت کــه او را حفــظ کننــد اما هنگامی که مقدّرات حتمــی فــرا می‌رســد او را رهــا می‌سازند» .<br/>
سطر ۴۴۵: سطر ۳۹۶:
 
« اِذْ یَتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعیدٌ <ref>آیه ۱۷ / سوره ق.</ref> : به خاطر بیاورید هنگامی که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسان هستنــد، اعمــال او را دریافت می‌دارند».<br/>
 
« اِذْ یَتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعیدٌ <ref>آیه ۱۷ / سوره ق.</ref> : به خاطر بیاورید هنگامی که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسان هستنــد، اعمــال او را دریافت می‌دارند».<br/>
 
« ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ اِلاّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ : هیچ سخنی را انسان تلفّظ نمی‌کند مگر اینکه نزد آن فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت است» <ref> آیه ۱۸ / سوره ق</ref><br/>
 
« ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ اِلاّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ : هیچ سخنی را انسان تلفّظ نمی‌کند مگر اینکه نزد آن فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت است» <ref> آیه ۱۸ / سوره ق</ref><br/>
یَتَلَقَّـــی : دریافــت و ضبــــط می‌کنـــــد  
+
یَتَلَقَّـــی : دریافــت و ضبــــط می‌کنـــــد <br/>
اَلْمُتَلَقِّیانْ : دو فـرشتــه‌ای که مــأمـــــور ثبــت اعمــال انسانند  
+
اَلْمُتَلَقِّیانْ : دو فـرشتــه‌ای که مــأمـــــور ثبــت اعمــال انسانند <br/>
 
+
اَلْیَمینْ : راسـت <br/>
اَلْیَمینْ : راسـت  
+
اَلشِّمال : چــپ <br/>
اَلشِّمال : چــپ  
+
قَعیدٌ : از مــاده «قُعُود» به معنی نشستـــه <br/>
قَعیدٌ : از مــاده «قُعُود» به معنی نشستـــه  
+
یَلْفِظُ : تلفّظ می‌کند <br/>
یَلْفِظُ : تلفّظ می‌کند  
+
قَوْلٍ : سخـن ، حرف <br/>
قَوْلٍ : سخـن ، حرف  
+
رَقیبْ : مــــراقـــب <br/>
رَقیبْ : مــــراقـــب  
+
عَتیدْ : از ماده (عِتاد) به معنی ذخیره کننده <br/>
عَتیدْ : از ماده (عِتاد) به معنی ذخیره کننده  
+
 
در این آیه علاوه بر احاطه علمی خداوند به ظاهر و باطن انسان دو فرشته نیز مأمور حفظ و نگهداری حساب اعمال اویند که از طرف راست و چپ از او مراقبت می‌کنند، پیوسته با او هستند و لحظه‌ای جدا نمی‌شوند تا از این طریق اتمام حجّت بیشتــری شــود و تــأکیــدی بـاشـد بـر مســـأله نگهــداری حساب اعمــال . <br/>
 
در این آیه علاوه بر احاطه علمی خداوند به ظاهر و باطن انسان دو فرشته نیز مأمور حفظ و نگهداری حساب اعمال اویند که از طرف راست و چپ از او مراقبت می‌کنند، پیوسته با او هستند و لحظه‌ای جدا نمی‌شوند تا از این طریق اتمام حجّت بیشتــری شــود و تــأکیــدی بـاشـد بـر مســـأله نگهــداری حساب اعمــال . <br/>
سیمای فرشتگان (۶۷)<br/>
 
 
«تَلَقّی» به معنی دریافت و اخذ و ضبط است و «مُتَلَقِّیانْ» دو فرشته‌ای هستند که مأمور ثبت اعمال انسان‌ها می‌باشند و «قَعیدْ» از ماده «قُعُودْ» به‌معنی نشسته و در این‌جا ملازم و مراقب است و به تعبیر دیگر مفهوم آیه این نیست که این دو فرشته در سمت راست و چپ انسان نشسته‌اند زیرا انسان گاه نشسته است و گاه در حال راه‌رفتن بلکه این تعبیر کنایه از آن است که این دو همواره با انسانند و مترصّد اعمال او می‌باشند . این احتمال هم داده می‌شود که آن دو بر شانه راست و چپ انسان همیشه نشسته‌اند و اعمال او را ثبت می‌کنند . قابل توجه این‌که در روایات اسلامی آمده است که فرشته سمت راست نویسنده حسنات است و فرشته سمت چپ نویسنده سیئات است و فرشته اول فرمانده فرشته دوّم است . هنگامی که انسان عمل نیکی انجام می‌دهد فرشته سمت راست ده برابر می‌نویسد و هنگامی که عمل بدی از او سرزند و فرشته سمت چپ بخواهد آن را بنویسد فرشته اوّل می‌گوید: عجله مکن ، لذا او هفت ساعت به تأخیر می‌اندازد اگر پشیمان شد و توبه کرد چیزی نمی‌نویسد و اگر توبه نکرد تنها یک گناه برای او می‌نویسد<ref>مجمع‌البیان ، جلد ۹ ، صفحه ۱۴۴</ref><br/>
 
«تَلَقّی» به معنی دریافت و اخذ و ضبط است و «مُتَلَقِّیانْ» دو فرشته‌ای هستند که مأمور ثبت اعمال انسان‌ها می‌باشند و «قَعیدْ» از ماده «قُعُودْ» به‌معنی نشسته و در این‌جا ملازم و مراقب است و به تعبیر دیگر مفهوم آیه این نیست که این دو فرشته در سمت راست و چپ انسان نشسته‌اند زیرا انسان گاه نشسته است و گاه در حال راه‌رفتن بلکه این تعبیر کنایه از آن است که این دو همواره با انسانند و مترصّد اعمال او می‌باشند . این احتمال هم داده می‌شود که آن دو بر شانه راست و چپ انسان همیشه نشسته‌اند و اعمال او را ثبت می‌کنند . قابل توجه این‌که در روایات اسلامی آمده است که فرشته سمت راست نویسنده حسنات است و فرشته سمت چپ نویسنده سیئات است و فرشته اول فرمانده فرشته دوّم است . هنگامی که انسان عمل نیکی انجام می‌دهد فرشته سمت راست ده برابر می‌نویسد و هنگامی که عمل بدی از او سرزند و فرشته سمت چپ بخواهد آن را بنویسد فرشته اوّل می‌گوید: عجله مکن ، لذا او هفت ساعت به تأخیر می‌اندازد اگر پشیمان شد و توبه کرد چیزی نمی‌نویسد و اگر توبه نکرد تنها یک گناه برای او می‌نویسد<ref>مجمع‌البیان ، جلد ۹ ، صفحه ۱۴۴</ref><br/>
(۶۸) سیمای فرشتگان
 
 
در روایت دیگــری آمده است که پیامبر فرمود:<br/>
 
در روایت دیگــری آمده است که پیامبر فرمود:<br/>
 
« مَنْ مَرِضَ اَوْ سافَرَ کَتَبَ اللّه‌ُ تَعالی لَهُ ما کانَ »  
 
« مَنْ مَرِضَ اَوْ سافَرَ کَتَبَ اللّه‌ُ تَعالی لَهُ ما کانَ »  
 
بــه فرشتگان حافظ اعمال او می‌گوید ، مادام که او بیمار است اعمالی را که  
 
بــه فرشتگان حافظ اعمال او می‌گوید ، مادام که او بیمار است اعمالی را که  
سیمای فرشتگان (۶۹)<br/>
 
 
در حــال صحت انجــام می‌داده بــرای او بنویسید. <br/>
 
در حــال صحت انجــام می‌داده بــرای او بنویسید. <br/>
 
پس پیامبر افزود : « کسی که بیمار شود یا مسافرت کند خداوند همان اعمالی را کــه در حــال صحــت و در حضــر انجـــام می‌داد بــرای او می‌نویسد »<ref> روح المعانی ، جلد ۲۶ ، صفحه ۱۶۵</ref><br/>
 
پس پیامبر افزود : « کسی که بیمار شود یا مسافرت کند خداوند همان اعمالی را کــه در حــال صحــت و در حضــر انجـــام می‌داد بــرای او می‌نویسد »<ref> روح المعانی ، جلد ۲۶ ، صفحه ۱۶۵</ref><br/>
 
و همچنین این فرشتگان کمترین سخنان انسان‌ها را هم می‌نویسند و این‌ها همه‌اشاره پرمعنایی به‌توسعه لطف خداوندی‌است . <br/>
 
و همچنین این فرشتگان کمترین سخنان انسان‌ها را هم می‌نویسند و این‌ها همه‌اشاره پرمعنایی به‌توسعه لطف خداوندی‌است . <br/>
 +
 
فرشتگان ثبت اعمال  
 
فرشتگان ثبت اعمال  
 
این فرشتگان علاوه بر حفاظت انسان مأمور نوشتن اعمال انسان‌ها هستند . <br/>
 
این فرشتگان علاوه بر حفاظت انسان مأمور نوشتن اعمال انسان‌ها هستند . <br/>
 
« وَ اِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ »<ref>سوره انفطار ، آیه ۱۰ </ref> : « و بــدون شــک نگهبــانــانی بــر شمــا گمـارده شــده است » .<br/>
 
« وَ اِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ »<ref>سوره انفطار ، آیه ۱۰ </ref> : « و بــدون شــک نگهبــانــانی بــر شمــا گمـارده شــده است » .<br/>
(۷۰) سیمای فرشتگان
 
 
« کِراما کاتِبینَ » <ref>سوره انفطار ، آیه ۱۱</ref>: «والامقـــام و نـویسنــده اعمــــال شمــا» .<br/>
 
« کِراما کاتِبینَ » <ref>سوره انفطار ، آیه ۱۱</ref>: «والامقـــام و نـویسنــده اعمــــال شمــا» .<br/>
 
« یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ »<ref>سوره انفطار ، آیه ۱۲ </ref>: « آن‌ها می‌دانند که شما چه می‌کنید » .<br/>
 
« یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ »<ref>سوره انفطار ، آیه ۱۲ </ref>: « آن‌ها می‌دانند که شما چه می‌کنید » .<br/>
 
منظور از « حافِظینَ » در این آیه فرشتگانی هستند که مأمور حفظ و نگهداری اعمال انسان‌ها اعمّ از نیک و بد هستند که در آیه ۱۸ سوره ق از آن‌ها تعبیر به «رقیب و عتید» شده است و در آیات دیگر قرآن نیز به وجود این فرشتگان مراقب اعمال اشاره شـده است از جملـه در سـوره یونس ، آیه ۲۱ آمـده : « قُلِ اللّهسوره انفطار ، آیه ۱۲ ‌ُ اَسْرَعُ  
 
منظور از « حافِظینَ » در این آیه فرشتگانی هستند که مأمور حفظ و نگهداری اعمال انسان‌ها اعمّ از نیک و بد هستند که در آیه ۱۸ سوره ق از آن‌ها تعبیر به «رقیب و عتید» شده است و در آیات دیگر قرآن نیز به وجود این فرشتگان مراقب اعمال اشاره شـده است از جملـه در سـوره یونس ، آیه ۲۱ آمـده : « قُلِ اللّهسوره انفطار ، آیه ۱۲ ‌ُ اَسْرَعُ  
۱-  . <br/>
 
۲- . <br/>
 
سیمای فرشتگان (۷۱)<br/>
 
 
مَکْرا اِنَّ رُسُلَنا یَکْتُبُونَ ما تَمْکُرُونَ » : « بگو: خداوند از شما سریع‌تر چاره‌جویی می‌کند و رسولان ما آن‌چه مکر می‌کنید و نقشه می‌کشید می‌نویسد» و همچنین در سوره زخرف ، آیه ۸۰ آمده : « بَلی وَ رُسُلَنا لَدَیْهِم یَکْتُبُونَ » : « آری ، رسولان (فرشتگان) ما نزد آن‌ها هستند و می‌نویسند ».<br/>
 
مَکْرا اِنَّ رُسُلَنا یَکْتُبُونَ ما تَمْکُرُونَ » : « بگو: خداوند از شما سریع‌تر چاره‌جویی می‌کند و رسولان ما آن‌چه مکر می‌کنید و نقشه می‌کشید می‌نویسد» و همچنین در سوره زخرف ، آیه ۸۰ آمده : « بَلی وَ رُسُلَنا لَدَیْهِم یَکْتُبُونَ » : « آری ، رسولان (فرشتگان) ما نزد آن‌ها هستند و می‌نویسند ».<br/>
 
بــدون شــکّ خــداونــد قبــل از هـرکـس شـاهـد و ناظر اعمال آدمی است ولی برای تأکید بیشتر و احساس مسئولیّت فزون‌تر، مــراقبـان زیادی گمارده است که یک گــروه از آن‌ها همین فرشتگانند . <br/>
 
بــدون شــکّ خــداونــد قبــل از هـرکـس شـاهـد و ناظر اعمال آدمی است ولی برای تأکید بیشتر و احساس مسئولیّت فزون‌تر، مــراقبـان زیادی گمارده است که یک گــروه از آن‌ها همین فرشتگانند . <br/>
 
در « احتجاج طبرسی » آمده است که شخصی از امام صادق علیه‌السلام پرسید: «علّت وجود فرشتگان مأمور ثبت اعمال نیک و بد انسان‌ها چیست، در حالی که می‌دانیم خداوند « عالِمُ السِّرِ وَ اَخْفی » است ، یعنی هر چیزی را که از آن مخفی‌تر نیست می‌داند ؟<br/>
 
در « احتجاج طبرسی » آمده است که شخصی از امام صادق علیه‌السلام پرسید: «علّت وجود فرشتگان مأمور ثبت اعمال نیک و بد انسان‌ها چیست، در حالی که می‌دانیم خداوند « عالِمُ السِّرِ وَ اَخْفی » است ، یعنی هر چیزی را که از آن مخفی‌تر نیست می‌داند ؟<br/>
(۷۲) سیمای فرشتگان
 
 
امام در پاسخ فرمود : « خداوند این فرشتگان را به عبادت خود دعوت کرد و آن‌ها را شهود بر بندگانش قرارداد تا بندگان به خاطر مراقبت آنان بیشتر مراقب اعمال و مراقب اطاعت الهی باشند و از عصیان او بیشتر ناراحت شوند و چه بسیار بنده‌ای که تصمیم به گناه می‌گیرد سپس به یاد این فرشته می‌افتد و خودداری می‌کند ، می‌گوید: پروردگارم مرا می‌بیند و فرشتگان حافظ اعمال نیز گواهی می‌دهند ، علاوه بر این خداوند به رحمت و لطفش این‌ها را مأمور بر بندگانش کرده تا به فرمان خدا شیاطین سرکش را از آن‌ها دور کند و همچنین جانوران زمین و آفات بسیار را که آن‌ها نمی‌بینند تا آن زمان که فرمان خدا و مــرگ آن‌ها فــرامی‌رســد »<ref>نورالثقلین ، جلد ۵ ، صفحه ۵۲۲</ref><br/>
 
امام در پاسخ فرمود : « خداوند این فرشتگان را به عبادت خود دعوت کرد و آن‌ها را شهود بر بندگانش قرارداد تا بندگان به خاطر مراقبت آنان بیشتر مراقب اعمال و مراقب اطاعت الهی باشند و از عصیان او بیشتر ناراحت شوند و چه بسیار بنده‌ای که تصمیم به گناه می‌گیرد سپس به یاد این فرشته می‌افتد و خودداری می‌کند ، می‌گوید: پروردگارم مرا می‌بیند و فرشتگان حافظ اعمال نیز گواهی می‌دهند ، علاوه بر این خداوند به رحمت و لطفش این‌ها را مأمور بر بندگانش کرده تا به فرمان خدا شیاطین سرکش را از آن‌ها دور کند و همچنین جانوران زمین و آفات بسیار را که آن‌ها نمی‌بینند تا آن زمان که فرمان خدا و مــرگ آن‌ها فــرامی‌رســد »<ref>نورالثقلین ، جلد ۵ ، صفحه ۵۲۲</ref><br/>
سیمای فرشتگان (۷۳)<br/>
 
 
از این روایات به خوبی استفاده می‌شود که آن‌ها علاوه بر مأموریت ثبت اعمال مأمور حفظ انسان از حوادث ناگوار و وسوسه‌های شیاطین نیز هستند . <br/>
 
از این روایات به خوبی استفاده می‌شود که آن‌ها علاوه بر مأموریت ثبت اعمال مأمور حفظ انسان از حوادث ناگوار و وسوسه‌های شیاطین نیز هستند . <br/>
 
قابل توجه این‌که در آیات فوق در توصیف این فرشتگان می‌گوید : « آن‌ها بزرگوار و در نزد پروردگار والامقامند » تا انسان‌ها بیشتر مراقب اعمال خویش باشند، زیرا هرقدر ناظر بر اعمال انسان‌ها شخصیت والاتری داشته باشد، انسان بیشتــر از او مــلاحظــه می‌کنـــد و از انجــام گنــاه شـرمنـده‌تــر می‌شــود . <br/>
 
قابل توجه این‌که در آیات فوق در توصیف این فرشتگان می‌گوید : « آن‌ها بزرگوار و در نزد پروردگار والامقامند » تا انسان‌ها بیشتر مراقب اعمال خویش باشند، زیرا هرقدر ناظر بر اعمال انسان‌ها شخصیت والاتری داشته باشد، انسان بیشتــر از او مــلاحظــه می‌کنـــد و از انجــام گنــاه شـرمنـده‌تــر می‌شــود . <br/>
 
تعبیر به « کاتِبینْ » در حقیقت تأکیدی است بر این معنی که آن‌ها به حافظه قناعت نمی‌کنند بلکه دقیقا می‌نویسند و ثبت می‌کنند و به این ترتیب هرگز چیزی از آن‌هــا فــوت نمی‌شـود و صغیر<ref> صغیر : کوچک </ref>و کبیر را ثبت می‌کنند<ref>کبیر : بزرگ</ref>. <br/>
 
تعبیر به « کاتِبینْ » در حقیقت تأکیدی است بر این معنی که آن‌ها به حافظه قناعت نمی‌کنند بلکه دقیقا می‌نویسند و ثبت می‌کنند و به این ترتیب هرگز چیزی از آن‌هــا فــوت نمی‌شـود و صغیر<ref> صغیر : کوچک </ref>و کبیر را ثبت می‌کنند<ref>کبیر : بزرگ</ref>. <br/>
(۷۴) سیمای فرشتگان
 
 
تعبیر به « یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ » باز تأکید مجدّدی است بر این حقیقت که آن‌ها از همــه اعمــال شمــا بــدون استثناء آگاهند و نوشتن آن‌ها براساس همین آگاهی اســــت . <br/>
 
تعبیر به « یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ » باز تأکید مجدّدی است بر این حقیقت که آن‌ها از همــه اعمــال شمــا بــدون استثناء آگاهند و نوشتن آن‌ها براساس همین آگاهی اســــت . <br/>
 
ضمنا تمام این تعبیرات بیانگر اختیار و آزادی اراده انسان است، چراکه اگر آدمی اختیاری ازخود نداشت ، گماردن این همه مأمورین ثبت و ضبط اعمال و این‌همه هشدار و اخطارها هدف و مفهوم صحیحی نخواهد داشت ، از سوی دیگر همه این‌ها بیانگر این واقعیّت است که مسئله حساب و جزای الهی بسیار سخت جدّی است ، چراکه خداوند اهمیّت فوق‌العاده‌ای به آن داده است . <br/>
 
ضمنا تمام این تعبیرات بیانگر اختیار و آزادی اراده انسان است، چراکه اگر آدمی اختیاری ازخود نداشت ، گماردن این همه مأمورین ثبت و ضبط اعمال و این‌همه هشدار و اخطارها هدف و مفهوم صحیحی نخواهد داشت ، از سوی دیگر همه این‌ها بیانگر این واقعیّت است که مسئله حساب و جزای الهی بسیار سخت جدّی است ، چراکه خداوند اهمیّت فوق‌العاده‌ای به آن داده است . <br/>
 
 
درباره روش کار و ویژگی‌های فرشتگان مأمور ثبت‌اعمال تعبیرات پرمعنی وارد شده از جملـه ایـن‌کــه:<br/>
 
درباره روش کار و ویژگی‌های فرشتگان مأمور ثبت‌اعمال تعبیرات پرمعنی وارد شده از جملـه ایـن‌کــه:<br/>
 
۱ـ کسی از امام موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام سـؤال کرد : « دو فرشته‌ای که مأمور ثبت اعمال انسان هستند آیا از اراده و تصمیم باطنی او به هنگام گناه یا کار نیک نیــز بـاخبــــر می‌شـــــونــد ؟».<br/>
 
۱ـ کسی از امام موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام سـؤال کرد : « دو فرشته‌ای که مأمور ثبت اعمال انسان هستند آیا از اراده و تصمیم باطنی او به هنگام گناه یا کار نیک نیــز بـاخبــــر می‌شـــــونــد ؟».<br/>
سطر ۴۹۴: سطر ۴۳۴:
 
راوی عرض کرد : « نه » . <br/>
 
راوی عرض کرد : « نه » . <br/>
 
امام علیه‌السلام فرمود: « هنگامی که انسان نیّت کار خوبی کند ، نفسش خوشبو می‌شود . فرشته‌ای که در سمت راست و مأمور ثبت حسنات است به فرشته  
 
امام علیه‌السلام فرمود: « هنگامی که انسان نیّت کار خوبی کند ، نفسش خوشبو می‌شود . فرشته‌ای که در سمت راست و مأمور ثبت حسنات است به فرشته  
(۷۶) سیمای فرشتگان
 
 
سمت چپ می‌گوید : برخیز ، که او اراده کار نیک کرده است و هنگامی که آن را انجام داد، زبان آن انسان قلم آن فرشته و آب دهانش مرکّب او می‌شود و آن را ثبت می‌کند ، اما هنگامی که اراده گناهی می‌کند نفسش بدبو می‌شود . فرشته طرف چپ به فرشته طرف راست می‌گوید : برخیز که او اراده معصیّت کرده و هنگــامی که آن را انجام می‌دهد، زبانش قلم آن فرشته و آب دهانش مرکّب اوست و آن را می‌نــویسد » <ref>اصول کافی ، جلد ۲ ، حدیث ۳ </ref><br/>
 
سمت چپ می‌گوید : برخیز ، که او اراده کار نیک کرده است و هنگامی که آن را انجام داد، زبان آن انسان قلم آن فرشته و آب دهانش مرکّب او می‌شود و آن را ثبت می‌کند ، اما هنگامی که اراده گناهی می‌کند نفسش بدبو می‌شود . فرشته طرف چپ به فرشته طرف راست می‌گوید : برخیز که او اراده معصیّت کرده و هنگــامی که آن را انجام می‌دهد، زبانش قلم آن فرشته و آب دهانش مرکّب اوست و آن را می‌نــویسد » <ref>اصول کافی ، جلد ۲ ، حدیث ۳ </ref><br/>
 
این حدیث به خوبی نشان می‌دهد که نیّت انسان در تمام وجود او اثر می‌گذارد و فرشتگان از اسرار درونش به‌وسیله آثار بیرون آگاه می‌شوند و مسلّما اگر آگاه نباشند نمی‌توانند اعمال انسان را به خوبی ثبت کنند چرا که چگونگی نیّت در ارزش و خلوص و آلودگی عمل فوق‌العاده مؤثر است تا آن جا که پیغمبراکرم در حدیثی فرمود : « اعمال به نیّت‌ها بستگی دارد » و دیگر این‌که معلوم می‌شود از خود انسان می‌گیرند و بــرای او خــرج می‌کننــد و زبــان مـا قلـم آن‌هاست و آب دهــان مــا مــرکّب آن‌ها . <br/>
 
این حدیث به خوبی نشان می‌دهد که نیّت انسان در تمام وجود او اثر می‌گذارد و فرشتگان از اسرار درونش به‌وسیله آثار بیرون آگاه می‌شوند و مسلّما اگر آگاه نباشند نمی‌توانند اعمال انسان را به خوبی ثبت کنند چرا که چگونگی نیّت در ارزش و خلوص و آلودگی عمل فوق‌العاده مؤثر است تا آن جا که پیغمبراکرم در حدیثی فرمود : « اعمال به نیّت‌ها بستگی دارد » و دیگر این‌که معلوم می‌شود از خود انسان می‌گیرند و بــرای او خــرج می‌کننــد و زبــان مـا قلـم آن‌هاست و آب دهــان مــا مــرکّب آن‌ها . <br/>
 
۲ـ آن‌هامأمورند به هنگامی که انسان کار نیک می‌کند آن را به عنوان «حسنه» بنویسند اما هنگامی که تصمیم بر گناه می‌گیرد، تا عمل نکرده چیزی بر او نمی‌نویسند و بعداز عمـل تنها یک‌گناه ثبت‌می‌کنند.<ref>اصول کافی ، جلد ۲ ، حدیث ۲</ref><br/>
 
۲ـ آن‌هامأمورند به هنگامی که انسان کار نیک می‌کند آن را به عنوان «حسنه» بنویسند اما هنگامی که تصمیم بر گناه می‌گیرد، تا عمل نکرده چیزی بر او نمی‌نویسند و بعداز عمـل تنها یک‌گناه ثبت‌می‌کنند.<ref>اصول کافی ، جلد ۲ ، حدیث ۲</ref><br/>
 
این تعبیر بیانگر نهایت لطف و فضل الهی بر انسان است که نیّت گناه را بر او  
 
این تعبیر بیانگر نهایت لطف و فضل الهی بر انسان است که نیّت گناه را بر او  
۱-  .<br/>
 
(۷۸) سیمای فرشتگان
 
 
می‌بخشد و فعل گناه را بر طبق موازین عدالت جزا می‌دهد ، ولی در مسیر اطاعت هر نیّتی حسنه‌ای است و هرکار نیکی را براساس تفضّل پاداش می‌دهد، نه بر میزان عدل و این تشویقی است برای انجام اعمال نیک . <br/>
 
می‌بخشد و فعل گناه را بر طبق موازین عدالت جزا می‌دهد ، ولی در مسیر اطاعت هر نیّتی حسنه‌ای است و هرکار نیکی را براساس تفضّل پاداش می‌دهد، نه بر میزان عدل و این تشویقی است برای انجام اعمال نیک . <br/>
 
۳ـ در روایت دیگر آمده است که رسول خدا بعد از اشاره به وجود این دو فرشته و نوشته حسنات با پاداش ده برابر فرمود : « هنگامی که انسان کار بدی انجام می‌دهد فرشته راست به فرشته چپ می‌گوید : در نوشتن این گناه عجله مکن شاید کار نیکی بعد از آن انجام دهد که گناه او را بیشتر بپوشاند . همان‌گونه که خداوند بزرگ می‌فرماید : « اِنَّ الْحَسَناتَ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات » یا این که توبه و استغفار کند و اثر گناه از بین برود و او هفت ساعت از نوشتن کار بد خودداری می‌کند و اگر کار نیک یا استغفاری به دنبال آن نیاید ، فرشته حسنات به فرشته سیّئات می‌گوید : بنویس بر این بدبخت محروم <ref>اصــــــول کـــــافــی ، جلـــــد ۲ ، حــــــدیـث ۴</ref>
 
۳ـ در روایت دیگر آمده است که رسول خدا بعد از اشاره به وجود این دو فرشته و نوشته حسنات با پاداش ده برابر فرمود : « هنگامی که انسان کار بدی انجام می‌دهد فرشته راست به فرشته چپ می‌گوید : در نوشتن این گناه عجله مکن شاید کار نیکی بعد از آن انجام دهد که گناه او را بیشتر بپوشاند . همان‌گونه که خداوند بزرگ می‌فرماید : « اِنَّ الْحَسَناتَ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات » یا این که توبه و استغفار کند و اثر گناه از بین برود و او هفت ساعت از نوشتن کار بد خودداری می‌کند و اگر کار نیک یا استغفاری به دنبال آن نیاید ، فرشته حسنات به فرشته سیّئات می‌گوید : بنویس بر این بدبخت محروم <ref>اصــــــول کـــــافــی ، جلـــــد ۲ ، حــــــدیـث ۴</ref>
سطر ۵۰۶: سطر ۴۴۳:
 
۴ ـ امام صادق علیه‌السلام در حدیث دیگری فرموده : «هنگامی که مؤمنان در یک مجلس با هم سخن می‌گویند حافظان اعمال به یکدیگر می‌گویند ما از آن‌ها دور شویم شاید سرّی دارند که خدا آن را مستور داشته است » <ref>نورالثقلین ، جلد ۵ ، صفحه ۱۱۰</ref><br/>
 
۴ ـ امام صادق علیه‌السلام در حدیث دیگری فرموده : «هنگامی که مؤمنان در یک مجلس با هم سخن می‌گویند حافظان اعمال به یکدیگر می‌گویند ما از آن‌ها دور شویم شاید سرّی دارند که خدا آن را مستور داشته است » <ref>نورالثقلین ، جلد ۵ ، صفحه ۱۱۰</ref><br/>
 
۵ ـ حضرت علی علیه‌السلام در یکی از خطبه‌هاش که مردم را در آن به تقوا دعوت کرده می‌فرماید : «بدانید ای بندگان خدا که مراقبانی از خودتان بر شما گماشته شده و دیدبان‌هایی از اعضای پیکرتان و نیز بدانید حسابگران راستگو اعمال  
 
۵ ـ حضرت علی علیه‌السلام در یکی از خطبه‌هاش که مردم را در آن به تقوا دعوت کرده می‌فرماید : «بدانید ای بندگان خدا که مراقبانی از خودتان بر شما گماشته شده و دیدبان‌هایی از اعضای پیکرتان و نیز بدانید حسابگران راستگو اعمال  
(۸۰) سیمای فرشتگان
 
 
شما را ثبت می‌کنند و حتّی شماره نفسهایتان را نگه می‌دارند، نه ظلمت شب تاریک شما را از آن‌ها پنهان می‌دارد و نه درهای محکم و فروبسته و چه فردا به امـــروز نـنهج‌البلاغه ، خطبه ۱۵۷ـزدیــک اســـت» <ref>نهج‌البلاغه ، خطبه ۱۵۷</ref><br/>
 
شما را ثبت می‌کنند و حتّی شماره نفسهایتان را نگه می‌دارند، نه ظلمت شب تاریک شما را از آن‌ها پنهان می‌دارد و نه درهای محکم و فروبسته و چه فردا به امـــروز نـنهج‌البلاغه ، خطبه ۱۵۷ـزدیــک اســـت» <ref>نهج‌البلاغه ، خطبه ۱۵۷</ref><br/>
  
 
فرشتگانی‌که حساب و کتاب عمرآدمیان را دارند
 
فرشتگانی‌که حساب و کتاب عمرآدمیان را دارند
 
« قالُوا لَبِثْنا یَوْما اَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادّینَ<ref> آیــه ۱۳ / ســوره مؤمنون</ref>: در پاسخ می‌گویند : تنها به‌اندازه یک‌روز یا قسمتی از یک روز، از آنها که می‌توانند شمارش کنند سؤال فرما» . <br/>
 
« قالُوا لَبِثْنا یَوْما اَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادّینَ<ref> آیــه ۱۳ / ســوره مؤمنون</ref>: در پاسخ می‌گویند : تنها به‌اندازه یک‌روز یا قسمتی از یک روز، از آنها که می‌توانند شمارش کنند سؤال فرما» . <br/>
قالُــــوا : می‌گـوینـــد  
+
قالُــــوا : می‌گـوینـــد <br/>
لَبِثَ : تـوقّف ، اقامــت  
+
لَبِثَ : تـوقّف ، اقامــت <br/>
یَوْمــا : یـــــــک روز  
+
یَوْمــا : یـــــــک روز <br/>
فَسْئَلِ : پس سـؤال کن  
+
فَسْئَلِ : پس سـؤال کن <br/>
الْعادّینَ : شمرنــدگان  
+
الْعادّینَ : شمرنــدگان <br/>
۱- .<br/>
+
(۸۲) سیمای فرشتگان
+
 
در حقیقت عمرهای طولانی در دنیا گویی لحظه‌هایی زودگذر هستند در برابر زندگی آخرت که هم نعمت‌هایش جاویدان است و هم مجازاتش نامحدود و منظور از «عادّینْ» همان فرشتگانی می‌باشد که حساب و کتاب عمر آدمیان و اعمال آنها را دقیقا نگه داشته‌اند زیــرا آن‌هــا بهتــر و دقیق‌تر از هرکس این حســـاب را می‌دانند .<br/>
 
در حقیقت عمرهای طولانی در دنیا گویی لحظه‌هایی زودگذر هستند در برابر زندگی آخرت که هم نعمت‌هایش جاویدان است و هم مجازاتش نامحدود و منظور از «عادّینْ» همان فرشتگانی می‌باشد که حساب و کتاب عمر آدمیان و اعمال آنها را دقیقا نگه داشته‌اند زیــرا آن‌هــا بهتــر و دقیق‌تر از هرکس این حســـاب را می‌دانند .<br/>
 +
 
فرشتگانی که آماده انجام مأموریتند  
 
فرشتگانی که آماده انجام مأموریتند  
 
« وَ الصّافّاتِ صَفّا<ref> آیه ۱ / سوره صافات </ref>: سـوگنــد به آن‌ها که صــف کشیــده‌انــد» .<br/>
 
« وَ الصّافّاتِ صَفّا<ref> آیه ۱ / سوره صافات </ref>: سـوگنــد به آن‌ها که صــف کشیــده‌انــد» .<br/>
 
« فَالزّاجِراتِ زَجْرا<ref>آیه ۲ / سوره صافات</ref> : همان هاکه قویّا نهی می‌کنند و بازمی‌دارند» .<br/>
 
« فَالزّاجِراتِ زَجْرا<ref>آیه ۲ / سوره صافات</ref> : همان هاکه قویّا نهی می‌کنند و بازمی‌دارند» .<br/>
 
 
« فَالتّالِیاتِ ذِکْرا <ref>آیــــه ۳ / ســــوره صـــــافــات</ref> : و آنهــا که پــی در پــی ذکــر الهی را تلاوت می‌کنند» .<br/>
 
« فَالتّالِیاتِ ذِکْرا <ref>آیــــه ۳ / ســــوره صـــــافــات</ref> : و آنهــا که پــی در پــی ذکــر الهی را تلاوت می‌کنند» .<br/>
صافّاتْ : جمــع (صــــافَّة) ، صفــــوف متعــــدد  
+
صافّاتْ : جمــع (صــــافَّة) ، صفــــوف متعــــدد <br/>
صفا : صف  
+
صفا : صف <br/>
زاجِراتِ : از مــاده (زَجْـر) ، رانـدن چیـزی با فریاد  
+
زاجِراتِ : از مــاده (زَجْـر) ، رانـدن چیـزی با فریاد <br/>
زَجْرا : رانــدن ، طــــرد ، منــع  
+
زَجْرا : رانــدن ، طــــرد ، منــع <br/>
تالِیاتِ : از ماده (تلاوت) جمع «تالی» تلاوت‌کنندگان  
+
تالِیاتِ : از ماده (تلاوت) جمع «تالی» تلاوت‌کنندگان <br/>
ذِکْــرا : نـام  
+
ذِکْــرا : نـام <br/>
 
در آغاز این سوره (صافّات) به نام سه گروه برمی‌خوریم که به آن‌ها سوگند یاد شده این گروه سه‌گانه کیانند ؟<br/>
 
در آغاز این سوره (صافّات) به نام سه گروه برمی‌خوریم که به آن‌ها سوگند یاد شده این گروه سه‌گانه کیانند ؟<br/>
 
و این توصیفات درباره چه کسانی است ؟ مفسّران در اینجا سخن بسیار گفته‌اند اما معــروف و مشهــور ایــن است که این‌ها اوصافی است برای گروه‌هایی‌از فرشتگان:<br/>
 
و این توصیفات درباره چه کسانی است ؟ مفسّران در اینجا سخن بسیار گفته‌اند اما معــروف و مشهــور ایــن است که این‌ها اوصافی است برای گروه‌هایی‌از فرشتگان:<br/>
سطر ۵۳۵: سطر ۴۶۹:
 
۲ ـ گروه‌هایی از فرشتگان که انسان‌ها را از معاصی و گناه باز می‌دارند و وسوسه‌های شیاطین را در قلوب آنها خنثی می‌کنند و یا مأمور ابرهای آسمانند و آنهـــا را به هــر ســو می‌رانند و آماده آبیاری سرزمین‌های خشک می‌کنند .<br/>
 
۲ ـ گروه‌هایی از فرشتگان که انسان‌ها را از معاصی و گناه باز می‌دارند و وسوسه‌های شیاطین را در قلوب آنها خنثی می‌کنند و یا مأمور ابرهای آسمانند و آنهـــا را به هــر ســو می‌رانند و آماده آبیاری سرزمین‌های خشک می‌کنند .<br/>
 
۳ ـ گروه‌هایی از فرشتگان که آیات کتب آسمانی را به هنگام نزول وحی بر پیــامبــران می‌خوانند .<br/>
 
۳ ـ گروه‌هایی از فرشتگان که آیات کتب آسمانی را به هنگام نزول وحی بر پیــامبــران می‌خوانند .<br/>
سیمای فرشتگان (۸۵)<br/>
 
 
قابل توجه اینکه «صافّات» اشاره به گروهی است که صف کشیده‌اند و «زاجِرات» اشاره به گروه‌هایی که به منع و طرد و زجر دیگران می‌پردازند و «تالِیاتْ» به معنی گروه‌هایی است که اقدام به تلاوت چیزی می‌کند و همچنین «زاجِرات» ، هم شامل فرشتگانی می‌شود که وسوسه‌های شیاطین را از قلوب انسان‌ها دور می‌کنند و هم انسان‌هایی که به فریضه نهی از منکر می‌پردازند و «تالِیات» اشاره به تمام فرشتگان می‌باشد که آیات الهی و ذکر خدا را پی در پی تلاوت می‌کنند .<br/>
 
قابل توجه اینکه «صافّات» اشاره به گروهی است که صف کشیده‌اند و «زاجِرات» اشاره به گروه‌هایی که به منع و طرد و زجر دیگران می‌پردازند و «تالِیاتْ» به معنی گروه‌هایی است که اقدام به تلاوت چیزی می‌کند و همچنین «زاجِرات» ، هم شامل فرشتگانی می‌شود که وسوسه‌های شیاطین را از قلوب انسان‌ها دور می‌کنند و هم انسان‌هایی که به فریضه نهی از منکر می‌پردازند و «تالِیات» اشاره به تمام فرشتگان می‌باشد که آیات الهی و ذکر خدا را پی در پی تلاوت می‌کنند .<br/>
 
در اینجا نکته‌ای وجود دارد که و آن اینکه پیدا است صف کشیدن و آماده شدن در مرحله نخست قرار دارد و سپس طرد کردن موانع از سر راه و بعد از آن بیان دستورات و اجرای آنها از سوی دیگر آنها که آماده اجرای فرمان می‌شوند مقــامی دارنــد و آنهــا کــه مــوانــع را طــرد می‌کننــد مقــامــی بــرتــر و آنهـا کــه فــرمــان‌هـا را می‌خوانند و به اجرا درمی‌آورند از همه بلند مقام‌ترند .<br/>
 
در اینجا نکته‌ای وجود دارد که و آن اینکه پیدا است صف کشیدن و آماده شدن در مرحله نخست قرار دارد و سپس طرد کردن موانع از سر راه و بعد از آن بیان دستورات و اجرای آنها از سوی دیگر آنها که آماده اجرای فرمان می‌شوند مقــامی دارنــد و آنهــا کــه مــوانــع را طــرد می‌کننــد مقــامــی بــرتــر و آنهـا کــه فــرمــان‌هـا را می‌خوانند و به اجرا درمی‌آورند از همه بلند مقام‌ترند .<br/>
(۸۶) سیمای فرشتگان
 
 
به هر حال سوگند پروردگار به همه این گروه‌ها حاکی از عظمت مقام آنها در پیشگاه او است و ضمنا الهام کننده این حقیقت است که رهروان راه حقّ نیز برای رسیدن به مقصود بایداز این‌سه مرحله بگذرند.<br/>
 
به هر حال سوگند پروردگار به همه این گروه‌ها حاکی از عظمت مقام آنها در پیشگاه او است و ضمنا الهام کننده این حقیقت است که رهروان راه حقّ نیز برای رسیدن به مقصود بایداز این‌سه مرحله بگذرند.<br/>
 +
 
فرشتگانی که دائم در سجده‌اند  
 
فرشتگانی که دائم در سجده‌اند  
 
درباره سجــود فــرشتگــان در ســوره نحــل آیه ۴۹ آمده است :<br/>
 
درباره سجــود فــرشتگــان در ســوره نحــل آیه ۴۹ آمده است :<br/>
سطر ۵۴۵: سطر ۴۷۸:
 
سیمای فرشتگان (۸۷)<br/>
 
سیمای فرشتگان (۸۷)<br/>
 
همچنین فرشتگان برای خدا سجده می‌کنند و هیچ‌گونه تکبّری ندارند» .<br/>
 
همچنین فرشتگان برای خدا سجده می‌کنند و هیچ‌گونه تکبّری ندارند» .<br/>
یَسْجُدُ : اظهــار فــروتنـی و سجده می‌کنند  
+
یَسْجُدُ : اظهــار فــروتنـی و سجده می‌کنند <br/>
اَلسَّمـــواتِ : آسمـــــان‌هـــا  
+
اَلسَّمـــواتِ : آسمـــــان‌هـــا <br/>
اَلاَْرْضِ : زمیــــــــــــــــــن  
+
اَلاَْرْضِ : زمیــــــــــــــــــن <br/>
دابَّةٍ : مــوجـودات جنبنـــده  
+
دابَّةٍ : مــوجـودات جنبنـــده <br/>
یَسْتَکْبِرُونَ : از ماده (کِبْرْ) تکبّر و خود بزرگ‌بینی دارند  
+
یَسْتَکْبِرُونَ : از ماده (کِبْرْ) تکبّر و خود بزرگ‌بینی دارند <br/>
لا یَسْتَکْبِرُونَ : تکبّری ندارند  
+
لا یَسْتَکْبِرُونَ : تکبّری ندارند <br/>
 
در آیه فوق ملائکه به طور جداگانه ذکر شده و به خاطر آن است که «دابَّةٍ» تنها به جنبندگانی گفته می‌شود که جسمانی هستند و اگر فرشتگان رفت و آمدی دارنـــد و حضـــور و غیـــابی ، نه به معنی جسمانی و مادی است تا در مفهوم «دابَّــــــةْ» داخـــل گـــردنــد .<br/>
 
در آیه فوق ملائکه به طور جداگانه ذکر شده و به خاطر آن است که «دابَّةٍ» تنها به جنبندگانی گفته می‌شود که جسمانی هستند و اگر فرشتگان رفت و آمدی دارنـــد و حضـــور و غیـــابی ، نه به معنی جسمانی و مادی است تا در مفهوم «دابَّــــــةْ» داخـــل گـــردنــد .<br/>
(۸۸) سیمای فرشتگان
 
 
در حــــدیثـــی از پیـــــامبــر صلی‌الله‌علیه‌وآله مـی‌خــوانیـــم :<br/>
 
در حــــدیثـــی از پیـــــامبــر صلی‌الله‌علیه‌وآله مـی‌خــوانیـــم :<br/>
 
«خداوند فرشتگانی دارد که از آغاز آفرینش آنها تا روز رستاخیز برای خدا سجده می‌کنند و در آن روز سر از سجده برمی‌دارند و می‌گویند : « ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِــکَ : مــا حــق عبــادت تـــو را انجــام ندادیم» .<br/>
 
«خداوند فرشتگانی دارد که از آغاز آفرینش آنها تا روز رستاخیز برای خدا سجده می‌کنند و در آن روز سر از سجده برمی‌دارند و می‌گویند : « ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِــکَ : مــا حــق عبــادت تـــو را انجــام ندادیم» .<br/>
 
همچنین جمله « وَ هُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ » اشاره به وضع و حال فرشتگان است که آنها در خضــوع و سجــده در پیشگاه حقّ کمترین استکبار به خود راه‌نمی‌دهند .<br/>
 
همچنین جمله « وَ هُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ » اشاره به وضع و حال فرشتگان است که آنها در خضــوع و سجــده در پیشگاه حقّ کمترین استکبار به خود راه‌نمی‌دهند .<br/>
 +
 
فــرشتگـــان حـامل عــرش و تعـــداد آنهـــا  
 
فــرشتگـــان حـامل عــرش و تعـــداد آنهـــا  
 
عدّه‌ای از ملائکه حاملان عرش خدایند چنان‌که در قرآن آمده :« وَ الْمَلَکُ عَلی اَرْجائِها وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ<ref> آیه ۱۷ / سوره حاقّه</ref> : فرشتگان در جوانب و  
 
عدّه‌ای از ملائکه حاملان عرش خدایند چنان‌که در قرآن آمده :« وَ الْمَلَکُ عَلی اَرْجائِها وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ<ref> آیه ۱۷ / سوره حاقّه</ref> : فرشتگان در جوانب و  
 
کناره‌های آسمان قرار می‌گیرند (و برای انجام مأموریت‌ها آماده می‌شوند) و آن روز عرش پروردگارت را هشـت فــرشتــه بر فــراز همــه آنهــا حمل می‌کنند  
 
کناره‌های آسمان قرار می‌گیرند (و برای انجام مأموریت‌ها آماده می‌شوند) و آن روز عرش پروردگارت را هشـت فــرشتــه بر فــراز همــه آنهــا حمل می‌کنند  
اَلمَلَــکْ : فرشتـــه  
+
اَلمَلَــکْ : فرشتـــه <br/>
اَرْجاءْ : جمع رَجا به معنی اطراف و جوانب چیزی  
+
اَرْجاءْ : جمع رَجا به معنی اطراف و جوانب چیزی <br/>
یَحْمِلُ : حمل‌می‌کنند  
+
یَحْمِلُ : حمل‌می‌کنند <br/>
عَرْش : تخت و در اینجا معانی مختلف دارد که به صفات خدا مربوط می‌شود  
+
عَرْش : تخت و در اینجا معانی مختلف دارد که به صفات خدا مربوط می‌شود <br/>
فَــوْقَ : بـــــــــالا  
+
فَــوْقَ : بـــــــــالا <br/>
یَــوْمَئِـــذٍ : آن روز  
+
یَــوْمَئِـــذٍ : آن روز <br/>
(۹۰) سیمای فرشتگان
+
ثَمانِیَــةٌ : هشــــت <br/>
ثَمانِیَــةٌ : هشــــت  
+
 
در آیــه مورد بحث که سخن از حاملان عرش الهی می‌گوید ، ممکن است منظور از عرش همان حکومت خداوند و تدبیرش در عالم هستی باشد و حاملان عرش اجراکنندگان حاکمیت و تدبیر او هستند .<br/>
 
در آیــه مورد بحث که سخن از حاملان عرش الهی می‌گوید ، ممکن است منظور از عرش همان حکومت خداوند و تدبیرش در عالم هستی باشد و حاملان عرش اجراکنندگان حاکمیت و تدبیر او هستند .<br/>
 
و نیز ممکن است به معنی مجموعه عالم هستی و یا عالم ماوراء طبیعت باشد و حاملان آن فرشتگــانی هستنــد کــه پــایـه‌های تدبیر این جهان به فرمان خدا بــر دوش آنهــا است .<br/>
 
و نیز ممکن است به معنی مجموعه عالم هستی و یا عالم ماوراء طبیعت باشد و حاملان آن فرشتگــانی هستنــد کــه پــایـه‌های تدبیر این جهان به فرمان خدا بــر دوش آنهــا است .<br/>
 
گویی در روز قیامت فرشتگان همانند مأمورانی که اطراف میدانی ایستاده و منتظر فرمان برای انجام کارند . در گرداگرد آسمان‌ها صف می‌کشند و در انتظار فرمان حقّند ، این حاملان عرش که همان فرشتگانند مشخص نیست که آیا هشت فـرشتــه‌اند یــا هشت گروه کوچک یا بزرگ .<br/>
 
گویی در روز قیامت فرشتگان همانند مأمورانی که اطراف میدانی ایستاده و منتظر فرمان برای انجام کارند . در گرداگرد آسمان‌ها صف می‌کشند و در انتظار فرمان حقّند ، این حاملان عرش که همان فرشتگانند مشخص نیست که آیا هشت فـرشتــه‌اند یــا هشت گروه کوچک یا بزرگ .<br/>
سیمای فرشتگان (۹۱)<br/>
 
 
البته در روایات اسلامی آمده که حاملان عرش هم اکنون چهار نفر (چهارگروه) هستند امّا در قیامت دو برابر می‌شوند .<br/>
 
البته در روایات اسلامی آمده که حاملان عرش هم اکنون چهار نفر (چهارگروه) هستند امّا در قیامت دو برابر می‌شوند .<br/>
 
چنانکه در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌خوانیم : «آنها امروز چهارنفرند و روز قیامت آنهـا را با چهــار نفـر دیگر تقویت می‌کند و هشت نفر می‌شوند». <ref>تفسیــر علـی‌بــن‌ابــــراهیــم ، جلــد ۲ ، صفحــه ۳۸۴</ref> <br/>
 
چنانکه در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌خوانیم : «آنها امروز چهارنفرند و روز قیامت آنهـا را با چهــار نفـر دیگر تقویت می‌کند و هشت نفر می‌شوند». <ref>تفسیــر علـی‌بــن‌ابــــراهیــم ، جلــد ۲ ، صفحــه ۳۸۴</ref> <br/>
 
منظور از عرش به معنی «مجموعه جهان هستی» است که «عرش» حکومت خــدا است و به وسیلــه فرشتگــان که مجری فرمان خدا هستند تدبیر می‌شوند.<br/>
 
منظور از عرش به معنی «مجموعه جهان هستی» است که «عرش» حکومت خــدا است و به وسیلــه فرشتگــان که مجری فرمان خدا هستند تدبیر می‌شوند.<br/>
 
از احادیث به خوبی استفاده می‌شود که منظور از عرش «صفات خدا»
 
از احادیث به خوبی استفاده می‌شود که منظور از عرش «صفات خدا»
۱-  .<br/>
 
(۹۲) سیمای فرشتگان
 
 
«علم بی‌پایان پروردگار» و «مالکیت و حاکمیت خدا و قدرت او» و «صفات کمالیه و جلالیه او یعنی رحمانیّت و رحیمیّت» است . و بنابراین حاملان عرش الهی حاملان علم اویند و هر قدر انسان یا فرشتگان علم بیشتری داشته باشند ، سهم بیشتــــری در حمـــل ایــن عــرش عظیــــم دارنـــد .<br/>
 
«علم بی‌پایان پروردگار» و «مالکیت و حاکمیت خدا و قدرت او» و «صفات کمالیه و جلالیه او یعنی رحمانیّت و رحیمیّت» است . و بنابراین حاملان عرش الهی حاملان علم اویند و هر قدر انسان یا فرشتگان علم بیشتری داشته باشند ، سهم بیشتــــری در حمـــل ایــن عــرش عظیــــم دارنـــد .<br/>
 
و مراد از حمل عرش ظاهرا تدبیر امور عالم به دستور خدا است. همچنین در سوره غافر درباره دعاهای فرشتگان‌حامل عرش آمده :<br/>
 
و مراد از حمل عرش ظاهرا تدبیر امور عالم به دستور خدا است. همچنین در سوره غافر درباره دعاهای فرشتگان‌حامل عرش آمده :<br/>
 
« اَلَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِه وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّــذینَ امَنُوا رَبَّنــا وَسِعْــتَ کُــلَّ شَــیْ‌ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْما فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبِعُوا سَبیلَکَ وَقِهِـمْ عَــذابَ الْجَحیــمْ » .<br/>
 
« اَلَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِه وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّــذینَ امَنُوا رَبَّنــا وَسِعْــتَ کُــلَّ شَــیْ‌ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْما فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبِعُوا سَبیلَکَ وَقِهِـمْ عَــذابَ الْجَحیــمْ » .<br/>
«فرشتگانی که حامل عرشند و آنها گرداگرد آن تسبیح و حمد خدا می‌گویند و  
+
«فرشتگانی که حامل عرشند و آنها گرداگرد آن تسبیح و حمد خدا می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌نمایند و می‌گویند : پروردگارارحمت و علم توهمه چیز را فراگرفته است ، پس کسانی را که توبه کــرده و راه تــو را پیــروی می‌کننــد بیـامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار» .<br/>
سیمای فرشتگان (۹۳)<br/>
+
به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌نمایند و می‌گویند : پروردگارارحمت و علم توهمه چیز را فراگرفته است ، پس کسانی را که توبه کــرده و راه تــو را پیــروی می‌کننــد بیـامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار» .<br/>
+
 
« رَبَّنا وَ اَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ ابائِهِمْ وَ اَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیّاتِهِـمْ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ » <ref>آیه ۸ / سوره غافر</ref> <br/>
 
« رَبَّنا وَ اَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ ابائِهِمْ وَ اَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیّاتِهِـمْ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ » <ref>آیه ۸ / سوره غافر</ref> <br/>
 
«عرضه می‌دارند پروردگارا آن‌ها را در باغ‌های جاویدان بهشت که به آنها وعده فــرمــوده‌ای وارد کــن ، همچنیــن صالحـــان از پدران و همسران و فرزندان آنها را که تو توانا و حکیمی» .<br/>
 
«عرضه می‌دارند پروردگارا آن‌ها را در باغ‌های جاویدان بهشت که به آنها وعده فــرمــوده‌ای وارد کــن ، همچنیــن صالحـــان از پدران و همسران و فرزندان آنها را که تو توانا و حکیمی» .<br/>
 
« وَقِهِمُ السَّیِّئــاتِ وَ مَــنْ تَــقِ السَّیِّئــاتِ یَــوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ » <ref>آیه ۹ / سوره غافر</ref> <br/>
 
« وَقِهِمُ السَّیِّئــاتِ وَ مَــنْ تَــقِ السَّیِّئــاتِ یَــوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ » <ref>آیه ۹ / سوره غافر</ref> <br/>
۱- .<br/>
 
(۹۴) سیمای فرشتگان
 
 
«و آنها را از بدی‌ها نگاه دار و هر کس را در آن روز از بدی‌ها نگاه داری مشمـــــول رحمتــت ســــــاختــه‌ای و ایــن اســت رستگــاری بــــــزرگ» .<br/>
 
«و آنها را از بدی‌ها نگاه دار و هر کس را در آن روز از بدی‌ها نگاه داری مشمـــــول رحمتــت ســــــاختــه‌ای و ایــن اســت رستگــاری بــــــزرگ» .<br/>
 
در این آیات دعاهای چهارگانه حاملان عرش بیان شده نخست آنها تقاضای غفران و شستشوی مؤمنان را از آثار گناه می‌کنند . در مرحله دوم ، تقاضای دورداشتن آن‌ها از عذاب جهنم می‌کنند که این خود مهم‌ترین وسیله آرامش روان آن‌ها است . در مرحله سوّم ، تقاضای بهشت می‌کنند ، نه تنها برای خودشان بلکه برای بستگانشان که وجود آن‌ها در کنارشان مایه آرامش روح و نشاط قلب آنها است .<br/>
 
در این آیات دعاهای چهارگانه حاملان عرش بیان شده نخست آنها تقاضای غفران و شستشوی مؤمنان را از آثار گناه می‌کنند . در مرحله دوم ، تقاضای دورداشتن آن‌ها از عذاب جهنم می‌کنند که این خود مهم‌ترین وسیله آرامش روان آن‌ها است . در مرحله سوّم ، تقاضای بهشت می‌کنند ، نه تنها برای خودشان بلکه برای بستگانشان که وجود آن‌ها در کنارشان مایه آرامش روح و نشاط قلب آنها است .<br/>
 
و از آنجا که غیر از دوزخ در صحنه قیامت ناراحتی دیگری وجود دارد مانند هول محشر ، رسوایی در برابر خلایق ، طول حساب را و امثال آن ، در دعای دیگرشان از خدا می‌خواهند که مؤمنان را از هرگونه بدی و مکروه در آن روز دور دارد تا با فــراغت خــاطـر و احتــرام و تکـریم وارد بهشت جاویدان شود .<br/>
 
و از آنجا که غیر از دوزخ در صحنه قیامت ناراحتی دیگری وجود دارد مانند هول محشر ، رسوایی در برابر خلایق ، طول حساب را و امثال آن ، در دعای دیگرشان از خدا می‌خواهند که مؤمنان را از هرگونه بدی و مکروه در آن روز دور دارد تا با فــراغت خــاطـر و احتــرام و تکـریم وارد بهشت جاویدان شود .<br/>
۱- .<br/>
 
سیمای فرشتگان (۹۵)<br/>
 
 
همچنین در این آیات حاملان عرش الهی راه و رسم دعا را به مؤمنان می‌آموزند .<br/>
 
همچنین در این آیات حاملان عرش الهی راه و رسم دعا را به مؤمنان می‌آموزند .<br/>
 
نخست تمسّک به ذیل نام پروردگار (ربَّنا) ، سپس او را به صفات جمال و جلالش ستودن و از مقام رحمت و علم بی‌پایانش مدد خواستن ( وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْما ) . سرانجام وارد در دعا شدن و مسائل را به ترتیب اهمیت خواستن و با شرایطی که زمینه اجابت را فراهم می‌سازد ، مقرون ساختن (فَاغْفِرْ لِلَّذینَ  
 
نخست تمسّک به ذیل نام پروردگار (ربَّنا) ، سپس او را به صفات جمال و جلالش ستودن و از مقام رحمت و علم بی‌پایانش مدد خواستن ( وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْما ) . سرانجام وارد در دعا شدن و مسائل را به ترتیب اهمیت خواستن و با شرایطی که زمینه اجابت را فراهم می‌سازد ، مقرون ساختن (فَاغْفِرْ لِلَّذینَ  
(۹۶) سیمای فرشتگان
 
 
تابُوا وَ اتَّبَعوا سَبیلَکَ) . سپس دعا را باز کرد اوصاف جمال و جلال او و توسل مجــــــدد بــــه ذیــــــل رحمتـــش پـــایـــان دادن .<br/>
 
تابُوا وَ اتَّبَعوا سَبیلَکَ) . سپس دعا را باز کرد اوصاف جمال و جلال او و توسل مجــــــدد بــــه ذیــــــل رحمتـــش پـــایـــان دادن .<br/>
 
جالب توجه اینکه حاملان عرش در این دعا روی پنج وصف از مهم‌ترین اوصــاف الهـــی تکیــه می‌کننــد : ربــوبیت ، رحمت ، قدرت ، علم ، حکمت خدا .<br/>
 
جالب توجه اینکه حاملان عرش در این دعا روی پنج وصف از مهم‌ترین اوصــاف الهـــی تکیــه می‌کننــد : ربــوبیت ، رحمت ، قدرت ، علم ، حکمت خدا .<br/>
 
فرشتگان عذاب و تعداد آنها  
 
فرشتگان عذاب و تعداد آنها  
 
« عَلَیْها تِسْعَـةَ عَشَـرَ » <ref> آیــــــه ۳۰ / سـوره مـــدثـــر</ref> <br/>
 
« عَلَیْها تِسْعَـةَ عَشَـرَ » <ref> آیــــــه ۳۰ / سـوره مـــدثـــر</ref> <br/>
«نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده»  
+
«نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده» <br/>
تِسْعَةَ عَشَــــرَ : نـــوزده  
+
تِسْعَةَ عَشَــــرَ : نـــوزده <br/>
۱-.<br/>
+
سیمای فرشتگان (۹۷)<br/>
+
 
خداوند در این آیه می‌فرماید : نوزده نفر از فرشتگان عذاب بر دوزخ گمارده شده‌اند . فرشتگانی که قطعا مأمور به ترّحم ، شفعت ، مهربانی نیستند بلکه مأمور به کیفر و عذاب و خشونتند .<br/>
 
خداوند در این آیه می‌فرماید : نوزده نفر از فرشتگان عذاب بر دوزخ گمارده شده‌اند . فرشتگانی که قطعا مأمور به ترّحم ، شفعت ، مهربانی نیستند بلکه مأمور به کیفر و عذاب و خشونتند .<br/>
 
بعضـــی از مفسّــرین گفتـــه‌انــد : کــه اشــاره به نوزده گروه از فرشتگان اســـت ، نـــه نــوزده نفــر . امّا چــرا از میان اعداد تنها عدد ۱۹ برای مأموران عــــذاب الهــی انتخـــاب شـــده ؟<br/>
 
بعضـــی از مفسّــرین گفتـــه‌انــد : کــه اشــاره به نوزده گروه از فرشتگان اســـت ، نـــه نــوزده نفــر . امّا چــرا از میان اعداد تنها عدد ۱۹ برای مأموران عــــذاب الهــی انتخـــاب شـــده ؟<br/>
 
جمعی از مفسرین احتمال داده‌اند این به خاطر آن است که در عدد نوزده بزرگ‌تـرین عــدد آحاد (عدد نه) و کوچکترین عدد عشرات (عدد ده) جمع است .<br/>
 
جمعی از مفسرین احتمال داده‌اند این به خاطر آن است که در عدد نوزده بزرگ‌تـرین عــدد آحاد (عدد نه) و کوچکترین عدد عشرات (عدد ده) جمع است .<br/>
 
بعضی نیز گفته‌اند به خاطر آن است که ریشه‌های اخلاقِ رذیله به نوزده خُلق ظاهر و باطن بازمی‌گردد و از آنجا که اخلاق رذیله هرکدام یکی از عوامل عذاب الهی است طبقات دوزخ نوزده طبقه به تعداد آنها و در هر طبقه فرشته یا گروهی از فرشتگان مأمور عـذاب هستنــد .<br/>
 
بعضی نیز گفته‌اند به خاطر آن است که ریشه‌های اخلاقِ رذیله به نوزده خُلق ظاهر و باطن بازمی‌گردد و از آنجا که اخلاق رذیله هرکدام یکی از عوامل عذاب الهی است طبقات دوزخ نوزده طبقه به تعداد آنها و در هر طبقه فرشته یا گروهی از فرشتگان مأمور عـذاب هستنــد .<br/>
(۹۸) سیمای فرشتگان
 
 
در روایات آمده که هر یک از این نوزده فرشته قدرت عظیمی دارند که می‌توانند قبیله‌بزرگی‌را به‌آسانی در دوزخ بیفکنند.<br/>
 
در روایات آمده که هر یک از این نوزده فرشته قدرت عظیمی دارند که می‌توانند قبیله‌بزرگی‌را به‌آسانی در دوزخ بیفکنند.<br/>
 
در روایتی آمده است که گروهی از یهود از بعضی از یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از عدد خازنان جهنم سؤال کردند ، آن‌ها گفتند : خدا و رسولش آگاه‌ترند ، جبرئیل در همــان ســاعت نـازل شد و به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خبرداد : « عَلَیْهاتِسْعَةَ عَشَرَ: نــــوزده نفـــر بـــر آن گمــارده شــــده‌اند» <ref>تفسیر مراغی ، جلد ۲۹ ، صفحه ۳۱۴</ref><br/>
 
در روایتی آمده است که گروهی از یهود از بعضی از یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از عدد خازنان جهنم سؤال کردند ، آن‌ها گفتند : خدا و رسولش آگاه‌ترند ، جبرئیل در همــان ســاعت نـازل شد و به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خبرداد : « عَلَیْهاتِسْعَةَ عَشَرَ: نــــوزده نفـــر بـــر آن گمــارده شــــده‌اند» <ref>تفسیر مراغی ، جلد ۲۹ ، صفحه ۳۱۴</ref><br/>
فـرشتگـان مـرگ و فرشتگان مأمور تدبیر جهان  
+
فـرشتگـان مـرگ و فرشتگان مأمور تدبیر جهان میـراندن مردمـان هم به فرشتگـان واگذار شده است « قُلْ یَتَوَفَّیکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ اِلی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ <ref>آیه ۱۱ / سوره سجده.</ref>» بگو فرشته مرگ که بر شما مأمور شده (روح) شما را می‌گیــرد سپس بــه ســوی پــروردگــارتــان بــازمی‌گــردید .<br/>
۱- .<br/>
+
سیمای فرشتگان (۹۹)<br/>
+
میـراندن مردمـان هم به فرشتگـان واگذار شده است « قُلْ یَتَوَفَّیکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ اِلی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ <ref>آیه ۱۱ / سوره سجده.</ref>» بگو فرشته مرگ که بر شما مأمور شده (روح) شما را می‌گیــرد سپس بــه ســوی پــروردگــارتــان بــازمی‌گــردید .<br/>
+
 
با توجه به مفهوم «یَتَوَفیّکُمْ» که از ماده «تَوَفّی» به معنی بازستاندن است مرگ به معنی فنا و نابودی نخواهد بود ، بلکه یک نوع قبض و دریافت فرشتگان نسبت به روح آدمــی است که اســاسی‌تـریـن بخش وجــود انسـان را تشکیل می‌دهد .<br/>
 
با توجه به مفهوم «یَتَوَفیّکُمْ» که از ماده «تَوَفّی» به معنی بازستاندن است مرگ به معنی فنا و نابودی نخواهد بود ، بلکه یک نوع قبض و دریافت فرشتگان نسبت به روح آدمــی است که اســاسی‌تـریـن بخش وجــود انسـان را تشکیل می‌دهد .<br/>
 
در آیه موردبحث ، فرشته مرگ عهده‌دار میراندن و اخذ مردم از این زندگی  
 
در آیه موردبحث ، فرشته مرگ عهده‌دار میراندن و اخذ مردم از این زندگی  
۱- <br/>
 
(۱۰۰) سیمای فرشتگان
 
 
است و قبض ارواح به «ملک الموت» نسبت داده شده و در روایات اسم او را عــزرائیـل گفتـه‌اند .<br/>
 
است و قبض ارواح به «ملک الموت» نسبت داده شده و در روایات اسم او را عــزرائیـل گفتـه‌اند .<br/>
 
و در آیات دیگر نسبت آن‌را به جمع داده مثل «اَلَّذینَ تَتَوَفّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمی اَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ماکُنّانَعْمَلُ مِنْ سُوآءٍبَلی اِنَ‌اللّهَ عَلیمٌ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ <ref> آیه ۲۸ / سوره نحل</ref>».<br/>
 
و در آیات دیگر نسبت آن‌را به جمع داده مثل «اَلَّذینَ تَتَوَفّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمی اَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ماکُنّانَعْمَلُ مِنْ سُوآءٍبَلی اِنَ‌اللّهَ عَلیمٌ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ <ref> آیه ۲۸ / سوره نحل</ref>».<br/>
 
آنها که فرشتگان قبض روحشان می‌کنند در حالی که ستم پیشه‌اند ، در این هنگام‌آنهاتسلیم‌می‌شوندومی‌گویندماکاربدی‌انجام‌نمی‌دادیم،آری‌خداوندبه‌آنچه انجام می‌دادید عالم است .<br/>
 
آنها که فرشتگان قبض روحشان می‌کنند در حالی که ستم پیشه‌اند ، در این هنگام‌آنهاتسلیم‌می‌شوندومی‌گویندماکاربدی‌انجام‌نمی‌دادیم،آری‌خداوندبه‌آنچه انجام می‌دادید عالم است .<br/>
 
« اَلَّذینَ تَتَوَفّیهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَــلامٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُـــمْ تَعْمَلــــُونَ<ref>آیــه ۳۲ / ســوره نحـــل</ref> » .<br/>
 
« اَلَّذینَ تَتَوَفّیهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَــلامٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُـــمْ تَعْمَلــــُونَ<ref>آیــه ۳۲ / ســوره نحـــل</ref> » .<br/>
۱-.<br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۰۱)<br/>
 
 
آنها که فرشتگان (قبض ارواح) روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‌اند به آنها می‌گویند سلام بر شما باد ، وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی کـــه انجـــام می‌دادیــد .<br/>
 
آنها که فرشتگان (قبض ارواح) روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‌اند به آنها می‌گویند سلام بر شما باد ، وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی کـــه انجـــام می‌دادیــد .<br/>
 
در آیه قبل خواندیم که فرشتگان مرگ ستمگران را قبض روح می‌کنند در حالی که به خود ظلم کرده‌اند و مرگ آنها آغاز دوران جدیدی از بدبختی آنها است و سپس به آنها فرمان داده می‌شــود کــه بــه درهــای جهنم ورود کنید .<br/>
 
در آیه قبل خواندیم که فرشتگان مرگ ستمگران را قبض روح می‌کنند در حالی که به خود ظلم کرده‌اند و مرگ آنها آغاز دوران جدیدی از بدبختی آنها است و سپس به آنها فرمان داده می‌شــود کــه بــه درهــای جهنم ورود کنید .<br/>
 
و در آیه بعد می‌خوانیم که فرشتگان مرگ پرهیزکاران را قبض روح می‌کنند و روح آنان را می‌گیرند درحالی که پاکیزه از آلودگی شرک و پاکیزه از ظلم و  
 
و در آیه بعد می‌خوانیم که فرشتگان مرگ پرهیزکاران را قبض روح می‌کنند و روح آنان را می‌گیرند درحالی که پاکیزه از آلودگی شرک و پاکیزه از ظلم و  
۱- .<br/>
 
(۱۰۲) سیمای فرشتگان
 
 
استکبار و هر گونه گناه و فرشتگانم به آنها فرمان می‌دهند که وارد شوید به بهشت به خــاطــر اعمــالی کــه انجــام می‌دادیــد و به آنهـــا ســلام می‌دهند .<br/>
 
استکبار و هر گونه گناه و فرشتگانم به آنها فرمان می‌دهند که وارد شوید به بهشت به خــاطــر اعمــالی کــه انجــام می‌دادیــد و به آنهـــا ســلام می‌دهند .<br/>
 
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام می‌خوانیم که فرمود : «بیماری‌ها و دردها همگی قاصدان مرگ و فرستادگان او هستند ، هنگامی که عمر انسان به سر می‌رسد فرشته مرگ می‌آید (او از دیدن فرشته مرگ وحشت می‌کند) او می‌گوید : ای بنده خدا چه اندازه خبر بعد از خبر و رسول بعد از رسول و پیک بعد از پیک برای تو فرستادم اما من آخرین خبرم و بعد از من خبری نیست» و سپس می‌گوید: دعوت پروردگارت را اجابت‌کن خواه از روی میل و خواه از روی اکراه» . و هنگامی فرشته مرگ قبض روح او کند فریاد بستگان بلند می‌شود . او صدا می‌زند» بر چه کسی فریاد می‌کشید ؟ و برای چه کسی اشک می‌ریزید ؟ به خدا  
 
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام می‌خوانیم که فرمود : «بیماری‌ها و دردها همگی قاصدان مرگ و فرستادگان او هستند ، هنگامی که عمر انسان به سر می‌رسد فرشته مرگ می‌آید (او از دیدن فرشته مرگ وحشت می‌کند) او می‌گوید : ای بنده خدا چه اندازه خبر بعد از خبر و رسول بعد از رسول و پیک بعد از پیک برای تو فرستادم اما من آخرین خبرم و بعد از من خبری نیست» و سپس می‌گوید: دعوت پروردگارت را اجابت‌کن خواه از روی میل و خواه از روی اکراه» . و هنگامی فرشته مرگ قبض روح او کند فریاد بستگان بلند می‌شود . او صدا می‌زند» بر چه کسی فریاد می‌کشید ؟ و برای چه کسی اشک می‌ریزید ؟ به خدا  
سیمای فرشتگان (۱۰۳)<br/>
 
 
سوگند وقت او به پایان رسیده بود ؟ و تمام روزی خود را دریافت داشته بود . پروردگارش از او دعوت کرد و او دعوت حق را اجابت نمود». اگر می‌خواهید گریه کنید برخویشتن بگریید . من باز هم به میان شما می‌آیم. تا یک‌نفر از شما را باقی نگذاریم .<br/>
 
سوگند وقت او به پایان رسیده بود ؟ و تمام روزی خود را دریافت داشته بود . پروردگارش از او دعوت کرد و او دعوت حق را اجابت نمود». اگر می‌خواهید گریه کنید برخویشتن بگریید . من باز هم به میان شما می‌آیم. تا یک‌نفر از شما را باقی نگذاریم .<br/>
 
در حدیث دیگری از امام محمّدباقر علیه‌السلام می‌خوانیم که پیامبر اسلام برای عیادت مردمی‌از انصار به‌خانه اوآمد فرشته‌مرگ را بالای سر او دید پیامبر علیه‌السلام فرمود : با این دوست من با مدارا و لطف رفتار کن چراکه او مردمی باایمان است . عرض کرد : ای محمّد ، بشارت بر تو باد که من نسبت به همه مؤمنان با محبّتم وبدان ای‌محمّد، به‌هنگامی که قبض روح بعضی از فرزندان آدم را می‌کنم خانواده او فریادمی‌کشند. من‌درکنارخانه می‌ایستم، می‌گویم : من گناهی ندارم . عمر او به پایان رسیده‌بود. من‌بازکرارا به‌میان‌شمابرمی‌گردم‌به‌هوش‌باشید به‌هوش !<ref> تفسیـر مجمــــع‌البیــــان ، ذیــــل آیــــه مــورد بحــث</ref><br/>
 
در حدیث دیگری از امام محمّدباقر علیه‌السلام می‌خوانیم که پیامبر اسلام برای عیادت مردمی‌از انصار به‌خانه اوآمد فرشته‌مرگ را بالای سر او دید پیامبر علیه‌السلام فرمود : با این دوست من با مدارا و لطف رفتار کن چراکه او مردمی باایمان است . عرض کرد : ای محمّد ، بشارت بر تو باد که من نسبت به همه مؤمنان با محبّتم وبدان ای‌محمّد، به‌هنگامی که قبض روح بعضی از فرزندان آدم را می‌کنم خانواده او فریادمی‌کشند. من‌درکنارخانه می‌ایستم، می‌گویم : من گناهی ندارم . عمر او به پایان رسیده‌بود. من‌بازکرارا به‌میان‌شمابرمی‌گردم‌به‌هوش‌باشید به‌هوش !<ref> تفسیـر مجمــــع‌البیــــان ، ذیــــل آیــــه مــورد بحــث</ref><br/>
(۱۰۴) سیمای فرشتگان
 
 
سپس می‌افزاید : «خدا هیچ انسانی را از ساکنان شهر و بیابان ، خانه ، خیمه ، خشکی ، دریا نیافریده مگر اینکه من در هر شبانه روز پنج بار دقیقا به آن‌ها نگاه می‌کنم تا آنجا که من صغیر و کبیر آنها را بهتر از خــودشـان می‌شنــاسم» <ref>تفسیر دُرّالمَنْثُور ، طبق نقل المیزان ، جلد ۱۶ ،صفحه ۲۶۸</ref>.<br/>
 
سپس می‌افزاید : «خدا هیچ انسانی را از ساکنان شهر و بیابان ، خانه ، خیمه ، خشکی ، دریا نیافریده مگر اینکه من در هر شبانه روز پنج بار دقیقا به آن‌ها نگاه می‌کنم تا آنجا که من صغیر و کبیر آنها را بهتر از خــودشـان می‌شنــاسم» <ref>تفسیر دُرّالمَنْثُور ، طبق نقل المیزان ، جلد ۱۶ ،صفحه ۲۶۸</ref>.<br/>
 
فـرشتگـانی کـه شفاعت می‌کنند (شفاعت ملائکه) <br/>
 
فـرشتگـانی کـه شفاعت می‌کنند (شفاعت ملائکه) <br/>
شفاعت یک مکتب انسان ساز و وسیله‌ای برای بازگرداندن آلودگان از نیمه راه و جلوگیری از یأس و نومیدی که خود عاملی است برای غرق شدن در  
+
شفاعت یک مکتب انسان ساز و وسیله‌ای برای بازگرداندن آلودگان از نیمه راه و جلوگیری از یأس و نومیدی که خود عاملی است برای غرق شدن در انحراف و گناه . ایمان به این گونه شفاعت ، سبب می‌شود که افراد گناهکار رابطه خویش را با خدا و پیامبران و امامان قطع نکنند ، همه پل‌ها را پشت سر خود ویــران نکننــد و خـــط بـازگشت را حفــظ کننــد ، فــرشتگــان هم از جمله شفاعت‌کنندگان‌وشفیعان‌روز محشرند.<br/>
۱- .<br/>
+
۲- . <br/>
+
سیمای فرشتگان (۱۰۵)<br/>
+
انحراف و گناه . ایمان به این گونه شفاعت ، سبب می‌شود که افراد گناهکار رابطه خویش را با خدا و پیامبران و امامان قطع نکنند ، همه پل‌ها را پشت سر خود ویــران نکننــد و خـــط بـازگشت را حفــظ کننــد ، فــرشتگــان هم از جمله شفاعت‌کنندگان‌وشفیعان‌روز محشرند.<br/>
+
 
« فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشّافِعینَ »<ref> آیه ۴۸ / سوره مدّثّر</ref>.<br/>
 
« فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشّافِعینَ »<ref> آیه ۴۸ / سوره مدّثّر</ref>.<br/>
 
«لذا شفاعت شفاعت‌کنندگان به حال آنها سودی نمی‌بخشد» .<br/>
 
«لذا شفاعت شفاعت‌کنندگان به حال آنها سودی نمی‌بخشد» .<br/>
تَنْفَعْ : فــایــده و بهــــره می‌دهــــد  
+
تَنْفَعْ : فــایــده و بهــــره می‌دهــــد <br/>
شَفاعَةُ : از مــاده (شَفَعْ) به معنـی ضمیمـه کــردن چیــــزی  
+
شَفاعَةُ : از مــاده (شَفَعْ) به معنـی ضمیمـه کــردن چیــــزی <br/>
۱-.<br/>
+
اَلشّافِعینَ : شفـــــــاعت‌کننــــدگــان <br/>
(۱۰۶) سیمای فرشتگان
+
اَلشّافِعینَ : شفـــــــاعت‌کننــــدگــان  
+
 
در این آیه به عاقبت شوم مجرمان اشاره شده که خداوند می‌فرماید : شفاعت هیچ یک از شفاعت‌کنندگان (شفاعت پیامبر ، شفاعت تمامی انبیاء و پیامبران ، شفاعت امامان ، فرشتگان ، صدّیقین ، شهداء ، صالحان ، قرآن ، اعضاء و جوارح بدن ، خدا) به حال آنها سودی نمی‌بخشد و باید در عذاب الهی بمانند بنابراین از این آیه هم استفاده می‌شود که فرشتگان هم از شفیعان روز محشرند همان‌گونه که از رسول خدا نقل شده «در آن روز به فرشتگان و انبیاء و شهداء اجازه شفاعت داده می‌شود که شفاعت کنند» <ref>صحیــح البخــاری ، جلــد ۹ ، صفحــه ۱۴۹</ref>.<br/>
 
در این آیه به عاقبت شوم مجرمان اشاره شده که خداوند می‌فرماید : شفاعت هیچ یک از شفاعت‌کنندگان (شفاعت پیامبر ، شفاعت تمامی انبیاء و پیامبران ، شفاعت امامان ، فرشتگان ، صدّیقین ، شهداء ، صالحان ، قرآن ، اعضاء و جوارح بدن ، خدا) به حال آنها سودی نمی‌بخشد و باید در عذاب الهی بمانند بنابراین از این آیه هم استفاده می‌شود که فرشتگان هم از شفیعان روز محشرند همان‌گونه که از رسول خدا نقل شده «در آن روز به فرشتگان و انبیاء و شهداء اجازه شفاعت داده می‌شود که شفاعت کنند» <ref>صحیــح البخــاری ، جلــد ۹ ، صفحــه ۱۴۹</ref>.<br/>
۱- . <br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۰۷)<br/>
 
 
همچنین در حدیث دیگری از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده است : « یَشْفَعُ النَّبِیُّونَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَیَقُولُ الْجَبّارُ بَقِیتُ شَفاعَتی : در قیامت پیامبران و فــرشتگــان و مــؤمنــان شفــاعت می‌کنند و خــداونــد می‌گـوید : شفاعت من بــــاقـــی مـــانـــده اســـت»<ref>صحیح البخاری ، جلد ۹ ، صفحه ۱۴۹</ref>.<br/>
 
همچنین در حدیث دیگری از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده است : « یَشْفَعُ النَّبِیُّونَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَیَقُولُ الْجَبّارُ بَقِیتُ شَفاعَتی : در قیامت پیامبران و فــرشتگــان و مــؤمنــان شفــاعت می‌کنند و خــداونــد می‌گـوید : شفاعت من بــــاقـــی مـــانـــده اســـت»<ref>صحیح البخاری ، جلد ۹ ، صفحه ۱۴۹</ref>.<br/>
 
« وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمواتِ لا تُغْنی شَفاعَتُهُمْ شَیْئا اِلاّ مِنْ بَعْدِ اَنْ یَأْذَنَ اللّهُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی » <ref>آیــــه ۲۶ / ســـــوره نجــــــــــــم</ref> چه بسیار فرشتگانی که در آسمان‌ها هستند و شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر بعد از آنکه خدا برای هر کس بخواهد و راضی باشد اجـــــازه شفـــــاعـــت دهــــــد .<br/>
 
« وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمواتِ لا تُغْنی شَفاعَتُهُمْ شَیْئا اِلاّ مِنْ بَعْدِ اَنْ یَأْذَنَ اللّهُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی » <ref>آیــــه ۲۶ / ســـــوره نجــــــــــــم</ref> چه بسیار فرشتگانی که در آسمان‌ها هستند و شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر بعد از آنکه خدا برای هر کس بخواهد و راضی باشد اجـــــازه شفـــــاعـــت دهــــــد .<br/>
۱- . <br/>
 
۲-  . <br/>
 
(۱۰۸) سیمای فرشتگان
 
 
آیه اخیر از آیــاتی اســت کــه به روشنی از امکان شفاعت به اذن و رضای خدا داشتــه بــاشنــد ، انبیــاء و اولیــای معصــوم بـه طــریــق اولــی چنین حقــی را دارند .<br/>
 
آیه اخیر از آیــاتی اســت کــه به روشنی از امکان شفاعت به اذن و رضای خدا داشتــه بــاشنــد ، انبیــاء و اولیــای معصــوم بـه طــریــق اولــی چنین حقــی را دارند .<br/>
 
ولی نباید فراموش کرد که این شفاعت بی‌قید و شرط نیست ، بلکه مشروط به اذن و رضای‌خدا است و از آن‌جاکه اذن و رضای‌او بی‌حساب نیست باید رابطه‌ای میان انسان و او باشد تا اجازه شفاعت او را به مقربان درگاهش که فرشتگان می‌باشند بدهد .<br/>
 
ولی نباید فراموش کرد که این شفاعت بی‌قید و شرط نیست ، بلکه مشروط به اذن و رضای‌خدا است و از آن‌جاکه اذن و رضای‌او بی‌حساب نیست باید رابطه‌ای میان انسان و او باشد تا اجازه شفاعت او را به مقربان درگاهش که فرشتگان می‌باشند بدهد .<br/>
 
در روایــات هست کــه مــراد از رضــایت خــدا، رضایت از عقیده و طریقه است که اعمال .<br/>
 
در روایــات هست کــه مــراد از رضــایت خــدا، رضایت از عقیده و طریقه است که اعمال .<br/>
 
مسلما خشنودی خداوند و اجازه شفاعت دادن او،بی‌دلیل نمی‌تواند باشد ،  
 
مسلما خشنودی خداوند و اجازه شفاعت دادن او،بی‌دلیل نمی‌تواند باشد ،  
سیمای فرشتگان (۱۰۹)<br/>
 
 
حتما به خــاطــر ایمــان راستین و یا اعمالی است که پیوند انسان را با خدا محفوظ‌می‌دارد .<br/>
 
حتما به خــاطــر ایمــان راستین و یا اعمالی است که پیوند انسان را با خدا محفوظ‌می‌دارد .<br/>
 +
 
فــرشتگــان حـامـل وحی  
 
فــرشتگــان حـامـل وحی  
 
«نَزَّلَ بِهِ‌الرُّوحُ الاَْمینُ عَلیقَلْبِکَ<ref>آیه ۱۹۴ / سوره شعراء</ref> : روح‌الامین‌آن‌رانازل‌کرده‌است برقلب‌تو .<br/>
 
«نَزَّلَ بِهِ‌الرُّوحُ الاَْمینُ عَلیقَلْبِکَ<ref>آیه ۱۹۴ / سوره شعراء</ref> : روح‌الامین‌آن‌رانازل‌کرده‌است برقلب‌تو .<br/>
سطر ۶۶۹: سطر ۵۶۶:
 
« اَللّهُ یَصْطَفی مِنَ الْمَـلائِکَـةِ رُسُــلاً وَ مِنَ النّاسِ اِنَّ اللّهَ سَمیعٌ بَصیرٌ »<ref>آیه ۷۵ / سوره حج.</ref>.<br/>
 
« اَللّهُ یَصْطَفی مِنَ الْمَـلائِکَـةِ رُسُــلاً وَ مِنَ النّاسِ اِنَّ اللّهَ سَمیعٌ بَصیرٌ »<ref>آیه ۷۵ / سوره حج.</ref>.<br/>
 
« خـداونـد از فـرشتگـانی رسولانی بـرمـی‌گزیند و همچنیـن از انسان‌ها ، خـداونـد شنـوا و بینـا است» .<br/>
 
« خـداونـد از فـرشتگـانی رسولانی بـرمـی‌گزیند و همچنیـن از انسان‌ها ، خـداونـد شنـوا و بینـا است» .<br/>
۱- . <br/>
 
۲-  <br/>
 
(۱۱۰) سیمای فرشتگان
 
 
از فرشتگان رسولانی چون جبرئیل و از انسان‌ها فرستادگانی چون پیامبران بــزرگ الهــی و ایــن نشــان می‌دهــد کــه همــه فــرشتگــان الهــی ، رسـولان او به سوی بشر نبودند بلکه گروهی از آن‌هـا این سمــت را داشتــه‌اند .<br/>
 
از فرشتگان رسولانی چون جبرئیل و از انسان‌ها فرستادگانی چون پیامبران بــزرگ الهــی و ایــن نشــان می‌دهــد کــه همــه فــرشتگــان الهــی ، رسـولان او به سوی بشر نبودند بلکه گروهی از آن‌هـا این سمــت را داشتــه‌اند .<br/>
 
« فَنادَتْهُ الْمَلائِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلّی فِی الْمِحْرابِ اَنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیی مُصَدِّقا بِکَلِمَةٍ مِنَ اللّهِ وَ سَیِّدا وَ حَصُورا وَ نَبِیّا مِنَ الصّالِحینَ »<ref>آیه ۳۹ / سوره آل عمران</ref> پس در حالی که وی ایستاده در محراب دعا می‌کرد ، فرشتگان ، او را ندا دردادند که : خداوند تو را به ولادت یحیی که تصدیق‌کننده کلمه اللّه (عیسی) است و بـزرگوار و خویشتندار و پیامبری از شایستگـان است ، مژده می‌دهد ، که در این آیه فــرشتگــان مــژده ولادت یحیـی را بــه زکــریّــا دادنــــــد .<br/>
 
« فَنادَتْهُ الْمَلائِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلّی فِی الْمِحْرابِ اَنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیی مُصَدِّقا بِکَلِمَةٍ مِنَ اللّهِ وَ سَیِّدا وَ حَصُورا وَ نَبِیّا مِنَ الصّالِحینَ »<ref>آیه ۳۹ / سوره آل عمران</ref> پس در حالی که وی ایستاده در محراب دعا می‌کرد ، فرشتگان ، او را ندا دردادند که : خداوند تو را به ولادت یحیی که تصدیق‌کننده کلمه اللّه (عیسی) است و بـزرگوار و خویشتندار و پیامبری از شایستگـان است ، مژده می‌دهد ، که در این آیه فــرشتگــان مــژده ولادت یحیـی را بــه زکــریّــا دادنــــــد .<br/>
۱- . <br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۱۱)<br/>
 
 
« اِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ اِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکَ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَی‌ابْنُ مَرْیَمَ وَجیها فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ »<ref>آیه ۴۵ / سوره آل عمران</ref><br/>
 
« اِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ اِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکَ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَی‌ابْنُ مَرْیَمَ وَجیها فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ »<ref>آیه ۴۵ / سوره آل عمران</ref><br/>
 
هنگامی که فرشتگان گفتند : ای مریم ، خداوند ترا به کلمه‌ای از جانب خود که نامش مسیح ، عیسی‌بن مریم است مژده می‌دهد ، درحالی که در دنیا و آخرت آبــرومنــد و از مقــرّبان درگــاه خـدا است .<br/>
 
هنگامی که فرشتگان گفتند : ای مریم ، خداوند ترا به کلمه‌ای از جانب خود که نامش مسیح ، عیسی‌بن مریم است مژده می‌دهد ، درحالی که در دنیا و آخرت آبــرومنــد و از مقــرّبان درگــاه خـدا است .<br/>
 
در ایــن آیــه فـرشتگــان مــژده ولادت حضــرت عیسی را به مریم دادند .<br/>
 
در ایــن آیــه فـرشتگــان مــژده ولادت حضــرت عیسی را به مریم دادند .<br/>
بنابراین می‌توان گفت : که وحی‌آور فقط جبرئیل و او یـک نفـر بیش نیست و  
+
بنابراین می‌توان گفت : که وحی‌آور فقط جبرئیل و او یـک نفـر بیش نیست و دیگــر فــرشتگــان مـــژده‌آوراننـد و نظیـــر آن ، نـــه آورنـده احکـام و دیـن .<br/>
۱- . <br/>
+
فـرشتگـانـی کـه تسبیـح بـرای خـدا و استغفـار برای اهـل زمیـن دارنـد <br/>
(۱۱۲) سیمای فرشتگان
+
دیگــر فــرشتگــان مـــژده‌آوراننـد و نظیـــر آن ، نـــه آورنـده احکـام و دیـن .<br/>
+
فـرشتگـانـی کـه تسبیـح بـرای خـدا و استغفـار برای اهـل زمیـن دارنـد  
+
 
« یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لا یَفْتُرُونَ »<ref> آیه ۲۰ / سوره انبیاء</ref><br/>
 
« یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لا یَفْتُرُونَ »<ref> آیه ۲۰ / سوره انبیاء</ref><br/>
 
فــرشتگــان شـب و روز تسبیــح می‌گــوینــد و ضعــف و سستــی به خــود راه نمی‌دهنـد .<br/>
 
فــرشتگــان شـب و روز تسبیــح می‌گــوینــد و ضعــف و سستــی به خــود راه نمی‌دهنـد .<br/>
 
در این آیه آمده که فرشتگان همیشه و دائما و شب و روز تسبیح می‌کنند و آرام نمی‌شــــونــد .<br/>
 
در این آیه آمده که فرشتگان همیشه و دائما و شب و روز تسبیح می‌کنند و آرام نمی‌شــــونــد .<br/>
در نظام بندگان و موالی ظاهری هر قدر بنده‌ای به مولا نزدیک‌تر است خضوعش در برابر او کمتر است چراکه خصوصیت بیشتری دارد و اما در نظام  
+
در نظام بندگان و موالی ظاهری هر قدر بنده‌ای به مولا نزدیک‌تر است خضوعش در برابر او کمتر است چراکه خصوصیت بیشتری دارد و اما در نظام عبودیت خلق و خالق قضیه برعکس است هر قدر فرشتگان و اولیای خدا به او نزدیک‌تر می‌شود مقام عبودیتشان بیشتر می‌گردد . همچنین ملائکه علاوه بر اینکه خدا را تسبیح و حمد می‌کنند برای بندگان خدا هم طلب آمرزش و استغفار می‌کنند . « تَکادُ السَّمواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الاَْرْضِ اَلا اِنَّ اللّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمِ »<ref>آیه ۵ / سوره شوری.</ref> « نزدیک است آسمان‌ها از بالا متلاشی شوند، فرشتگان پیوسته تسبیح و حمد پروردگار خود را بــه جــای‌می‌آورنــد و بــرای کســانی کــه در زمیــن هستنــد استغفـار می‌کنند ، آگاه بـاشیـد خـداونـد آمـرزنده و مهربان است » .<br/>
۱-. <br/>
+
تَکادُ : نزدیک است از جا بکنـد <br/>
سیمای فرشتگان (۱۱۳)<br/>
+
اَلسَّمـــــواتِ : آسمــان‌هــــا <br/>
عبودیت خلق و خالق قضیه برعکس است هر قدر فرشتگان و اولیای خدا به او نزدیک‌تر می‌شود مقام عبودیتشان بیشتر می‌گردد . همچنین ملائکه علاوه بر اینکه خدا را تسبیح و حمد می‌کنند برای بندگان خدا هم طلب آمرزش و استغفار می‌کنند . « تَکادُ السَّمواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الاَْرْضِ اَلا اِنَّ اللّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمِ »<ref>آیه ۵ / سوره شوری.</ref> « نزدیک است آسمان‌ها از بالا متلاشی شوند، فرشتگان پیوسته تسبیح و حمد پروردگار خود را بــه جــای‌می‌آورنــد و بــرای کســانی کــه در زمیــن هستنــد استغفـار می‌کنند ، آگاه بـاشیـد خـداونـد آمـرزنده و مهربان است » .<br/>
+
اَلْغَفُورُ : بخشنده و آمرزنــده <br/>
۱-  <br/>
+
یَتَفَطَّرْنَ : از مــاده (فَطْـر) به معنــی شکــافتــه شـونـد<br/>
(۱۱۴) سیمای فرشتگان
+
اَلرَّحیـــــم : مهــــــربـــــان <br/>
تَکادُ : نزدیک است از جا بکنـد  
+
یُسَبِّحُونَ : تسبیــح می‌کننــد <br/>
اَلسَّمـــــواتِ : آسمــان‌هــــا  
+
حَمْــــدِ : ستـــــــــــــــایش <br/>
اَلْغَفُورُ : بخشنده و آمرزنــده  
+
یَسْتَغْفِرُونَ : از ماده (عَفَرَ) می‌پوشانند ، مستور می‌کنند <br/>
یَتَفَطَّرْنَ : از مــاده (فَطْـر) به معنــی شکــافتــه شـونـد
+
اَلرَّحیـــــم : مهــــــربـــــان  
+
یُسَبِّحُونَ : تسبیــح می‌کننــد  
+
حَمْــــدِ : ستـــــــــــــــایش  
+
یَسْتَغْفِرُونَ : از ماده (عَفَرَ) می‌پوشانند ، مستور می‌کنند  
+
 
در این آیه درباره متلاشی شدن آسمان‌ها دو تفسیر وجود دارد . یکی اشاره به مسئله وحی دارد که تأثیر کلام خدا را نشان می‌دهد که نزولش از آسمان‌ها لرزه بر اندام آنها می‌افکند و آن‌ها را متلاشی می‌سازد و اگر بر کوه‌ها نازل شود از هم می‌شکافد و تفسیر دیگر اینکه آسمانها به خاطر شرک و بت‌پرستی این مشرکان که پست‌ترین موجودات را هم ردیف مبدأ بزرگ عالم هستی قرار می‌دهند از هم متلاشی می‌گردد و این دو تفسیر در عین حال منافاتی با هم ندارند سپس در دنباله آیه می‌افزاید : «فرشتگان تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا می‌آورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار می‌کنند» .<br/>
 
در این آیه درباره متلاشی شدن آسمان‌ها دو تفسیر وجود دارد . یکی اشاره به مسئله وحی دارد که تأثیر کلام خدا را نشان می‌دهد که نزولش از آسمان‌ها لرزه بر اندام آنها می‌افکند و آن‌ها را متلاشی می‌سازد و اگر بر کوه‌ها نازل شود از هم می‌شکافد و تفسیر دیگر اینکه آسمانها به خاطر شرک و بت‌پرستی این مشرکان که پست‌ترین موجودات را هم ردیف مبدأ بزرگ عالم هستی قرار می‌دهند از هم متلاشی می‌گردد و این دو تفسیر در عین حال منافاتی با هم ندارند سپس در دنباله آیه می‌افزاید : «فرشتگان تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا می‌آورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار می‌کنند» .<br/>
سیمای فرشتگان (۱۱۵)<br/>
 
 
رابطه این جمله با جمله قبل بنابر تفسیر اول چنین است که فرشتگان حامل این وحی بزرگ آسمانی ، پیوسته حمد و تسبیح خدا به جا می‌آورند و او را به هر کمالی می‌ستایند و از هر نقصی منزه می‌شمرند و چون در محتوای این وحی بزرگ یک سلسله تکالیف و وظایف الهی است و احیانا ممکن است برای مؤمنان لغزش‌هایی پیش آید ، می‌گوید آن‌ها به یاری مؤمنان می‌شتابند و برای لغــزش‌هــای آن‌هــا از خــدا طلب آمــرزش می‌کنند .<br/>
 
رابطه این جمله با جمله قبل بنابر تفسیر اول چنین است که فرشتگان حامل این وحی بزرگ آسمانی ، پیوسته حمد و تسبیح خدا به جا می‌آورند و او را به هر کمالی می‌ستایند و از هر نقصی منزه می‌شمرند و چون در محتوای این وحی بزرگ یک سلسله تکالیف و وظایف الهی است و احیانا ممکن است برای مؤمنان لغزش‌هایی پیش آید ، می‌گوید آن‌ها به یاری مؤمنان می‌شتابند و برای لغــزش‌هــای آن‌هــا از خــدا طلب آمــرزش می‌کنند .<br/>
(۱۱۶) سیمای فرشتگان
 
 
امّا بنابر تفسیر دوّم تسبیح و حمد ملائکه برای تنزیه خداوند از نسبت شرک به او است و استغفار آنها نیز برای مشرکانی است که بیدار شده و ایمان آورده‌اند و راه توحید را یافته و به سوی پروردگار یکتا بازگشته‌اند . جایی که این فرشتگان برای این گناه بزرگ در مورد گروه باایمان استغفار می‌کنند به طریق اولی برای سایر گناهان آنها نیز استغفار خواهند کرد .<br/>
 
امّا بنابر تفسیر دوّم تسبیح و حمد ملائکه برای تنزیه خداوند از نسبت شرک به او است و استغفار آنها نیز برای مشرکانی است که بیدار شده و ایمان آورده‌اند و راه توحید را یافته و به سوی پروردگار یکتا بازگشته‌اند . جایی که این فرشتگان برای این گناه بزرگ در مورد گروه باایمان استغفار می‌کنند به طریق اولی برای سایر گناهان آنها نیز استغفار خواهند کرد .<br/>
 
نکته‌ای در اینجا وجود دارد و آن اینکه آیا فرشتگان برای همه استغفار می‌کنند و آیا جمله « وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الاَْرْضِ » در اینجا مطلق است و فــرشتگــان بــرای تمــام اهــل زمیــن (اعـم از مــؤمـن و کــافــر) استغفار می‌کنند ؟ آیا این معنی ممکـن است ؟<br/>
 
نکته‌ای در اینجا وجود دارد و آن اینکه آیا فرشتگان برای همه استغفار می‌کنند و آیا جمله « وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الاَْرْضِ » در اینجا مطلق است و فــرشتگــان بــرای تمــام اهــل زمیــن (اعـم از مــؤمـن و کــافــر) استغفار می‌کنند ؟ آیا این معنی ممکـن است ؟<br/>
سیمای فرشتگان (۱۱۷)<br/>
 
 
پــاســخ ایــن ســؤال را آیــه ۷ ســوره مــؤمــن داده اسـت زیرا می‌گوید :<br/>
 
پــاســخ ایــن ســؤال را آیــه ۷ ســوره مــؤمــن داده اسـت زیرا می‌گوید :<br/>
 
« اَلَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِه وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ امَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ رَحْمَةَ وَ عِلْما فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبِعُوا سَبیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الْجَحیمِ » .<br/>
 
« اَلَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِه وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ امَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ رَحْمَةَ وَ عِلْما فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبِعُوا سَبیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الْجَحیمِ » .<br/>
 
فرشتگانی که حاملان عرشند و آنها گرداگرد آن تسبیح و حمد می‌گویند و برای مؤمنان استغفار می‌نمایند و می‌گویند : پروردگارا رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می‌کنند بیامرز و آنــان را از عــــذاب دوزخ نگــه دار .<br/>
 
فرشتگانی که حاملان عرشند و آنها گرداگرد آن تسبیح و حمد می‌گویند و برای مؤمنان استغفار می‌نمایند و می‌گویند : پروردگارا رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می‌کنند بیامرز و آنــان را از عــــذاب دوزخ نگــه دار .<br/>
 
بنابراین شرط استغفار فرشتگان ایمان است به علاوه آنها معصومند و هرگز برای کسانی که زمینه آموزش ندارند تقاضای محال نمی‌کنند و فقط برای کســـانـی که اهــل تــوبه هستنــد استغفــار می‌کننــد .<br/>
 
بنابراین شرط استغفار فرشتگان ایمان است به علاوه آنها معصومند و هرگز برای کسانی که زمینه آموزش ندارند تقاضای محال نمی‌کنند و فقط برای کســـانـی که اهــل تــوبه هستنــد استغفــار می‌کننــد .<br/>
(۱۱۸) سیمای فرشتگان
 
 
همچنین این آیات به مؤمنان آگاهی می‌دهد که نیرومندترین قدرت‌های غیبی عالم و حاملان عرش پروردگار (فرشتگان) پشتیبان شما و دعاگوی شما هستند و پیوسته از خداوند بزرگ می‌خواهند شما را مشمول عفو و رحمت گسترده‌اش قرار دهد و از خطاهایتان بگذرد و از عذاب دوزخ نگه دار .<br/>
 
همچنین این آیات به مؤمنان آگاهی می‌دهد که نیرومندترین قدرت‌های غیبی عالم و حاملان عرش پروردگار (فرشتگان) پشتیبان شما و دعاگوی شما هستند و پیوسته از خداوند بزرگ می‌خواهند شما را مشمول عفو و رحمت گسترده‌اش قرار دهد و از خطاهایتان بگذرد و از عذاب دوزخ نگه دار .<br/>
 +
 
عدد لشگریان پروردگار  
 
عدد لشگریان پروردگار  
 
اگرچه خداوند فرموده که لشگریان و خازنان دوزخ نوزده نفر است مفهومش این نیست که لشکریان خدا محدود به اینها است بلکه لشکریان پروردگار آن‌قدر زیادند که به تعبیر بعضی از روایات تمام زمین و آسمان را پر کرده‌اند و حتّی جای پایی در تمام عالم هستی نیست مگر اینکه در آنجا فرشته‌ای به تسبیح خداوند مشغـــول است .<br/>
 
اگرچه خداوند فرموده که لشگریان و خازنان دوزخ نوزده نفر است مفهومش این نیست که لشکریان خدا محدود به اینها است بلکه لشکریان پروردگار آن‌قدر زیادند که به تعبیر بعضی از روایات تمام زمین و آسمان را پر کرده‌اند و حتّی جای پایی در تمام عالم هستی نیست مگر اینکه در آنجا فرشته‌ای به تسبیح خداوند مشغـــول است .<br/>
سیمای فرشتگان (۱۱۹)<br/>
 
 
چنانچه خداوند در آیه ۳۱ سوره مدثّر می‌فرماید :<br/>
 
چنانچه خداوند در آیه ۳۱ سوره مدثّر می‌فرماید :<br/>
 
« وَ مــا جَعَلْنـــا اَصْحــابَ النّارِ اِلاّ مَــلائِکَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُم اِلاّ فِتْنَةً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذینَ اُوتُوا الْکِتابَ وَ یَزْدادَ الَّذینَ امَنُوا ایمانا وَ لا یَرْتابَ الَّذینَ اُوتُوا الْکِتـــابَ وَ الْمُــؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذینَ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ماذا اَرادَ اللّهُ بِهذا مَثَــلاً کَــذلِکَ یُضِلُّ اللّهُ مَنْ یَشـــاءُ وَ یَهْـــدی مَنْ یَشاءُ وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ اِلاّ هُوَ وَ ما هِـــیَ اِلاّ ذِکْــری لِلْبَشَـــرِ » .<br/>
 
« وَ مــا جَعَلْنـــا اَصْحــابَ النّارِ اِلاّ مَــلائِکَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُم اِلاّ فِتْنَةً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذینَ اُوتُوا الْکِتابَ وَ یَزْدادَ الَّذینَ امَنُوا ایمانا وَ لا یَرْتابَ الَّذینَ اُوتُوا الْکِتـــابَ وَ الْمُــؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذینَ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ماذا اَرادَ اللّهُ بِهذا مَثَــلاً کَــذلِکَ یُضِلُّ اللّهُ مَنْ یَشـــاءُ وَ یَهْـــدی مَنْ یَشاءُ وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ اِلاّ هُوَ وَ ما هِـــیَ اِلاّ ذِکْــری لِلْبَشَـــرِ » .<br/>
 
«مأموران دوزخ را جز فرشتگان قرار ندادیم و تعداد آن‌ها را جز برای آزمایش کافران معین نکردیم تا اهل کتاب (یهود و نصاری) یقین پیدا کنند و ایمان مؤمنان افزوده شود و اهل کتاب و مؤمنان تردید به خود راه ندهند و کافران بگویند : خدا از این توصیف چه منظور دارد ؟ آری این گونه خداوند هرکس را بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند و لشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند و این جز هشدار و تذکری برای انسان‌ها نیست» .<br/>
 
«مأموران دوزخ را جز فرشتگان قرار ندادیم و تعداد آن‌ها را جز برای آزمایش کافران معین نکردیم تا اهل کتاب (یهود و نصاری) یقین پیدا کنند و ایمان مؤمنان افزوده شود و اهل کتاب و مؤمنان تردید به خود راه ندهند و کافران بگویند : خدا از این توصیف چه منظور دارد ؟ آری این گونه خداوند هرکس را بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند و لشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند و این جز هشدار و تذکری برای انسان‌ها نیست» .<br/>
(۱۲۰) سیمای فرشتگان
+
جَعَلْنـــــــا : قـــــرار دادیـــــم <br/>
جَعَلْنـــــــا : قـــــرار دادیـــــم  
+
اَصْحابَ النّارِ : رفیقان ملازم آتش <br/>
اَصْحابَ النّارِ : رفیقان ملازم آتش  
+
عِــدَّتَ : شــــی‌ء معــــــــــدود <br/>
عِــدَّتَ : شــــی‌ء معــــــــــدود  
+
فِتْنَةً : وسیله امتحـان و آزمـایش <br/>
فِتْنَةً : وسیله امتحـان و آزمـایش  
+
کَفَــرُوا : کافــــر شــــدنـــــــد <br/>
کَفَــرُوا : کافــــر شــــدنـــــــد  
+
یَسْتَیْقِنَ : باورکنندومحقّق بدانند <br/>
سیمای فرشتگان (۱۲۱)<br/>
+
یَـــزدادُ : افــــزوده شـــــــــود <br/>
یَسْتَیْقِنَ : باورکنندومحقّق بدانند  
+
ایمانا : تسلیم‌توأم‌بااطمینان‌خاطر <br/>
یَـــزدادُ : افــــزوده شـــــــــود  
+
یُضِلُّ : اظــلال کنــد ، گمــراه کند <br/>
ایمانا : تسلیم‌توأم‌بااطمینان‌خاطر  
+
یَشــاءُ : مــــی‌خــــــــــــواهــــــــــــــد <br/>
یُضِلُّ : اظــلال کنــد ، گمــراه کند  
+
جُنُود : جمع (جُند) به معنی سپاه و لشکریان <br/>
یَشــاءُ : مــــی‌خــــــــــــواهــــــــــــــد  
+
یَهْدی : هــدایــت و راهنمــــایی مـی‌کنــــد <br/>
جُنُود : جمع (جُند) به معنی سپاه و لشکریان  
+
ذِکْری : مصـــدر و بــه معنــی یـــادآوری <br/>
یَهْدی : هــدایــت و راهنمــــایی مـی‌کنــــد  
+
یَعْلَــــمُ : مـــــــــی‌دانــــــــــــــــــــــد <br/>
ذِکْری : مصـــدر و بــه معنــی یـــادآوری  
+
خداوند در این آیه فرموده : «به هر حال لشکریان پروردگار را جز او نمی‌داند <br/>
یَعْلَــــمُ : مـــــــــی‌دانــــــــــــــــــــــد  
+
خداوند در این آیه فرموده : «به هر حال لشکریان پروردگار را جز او نمی‌داند  
+
(۱۲۲) سیمای فرشتگان
+
 
و این جز هشدار و تذکّری برای انسان‌ها نیست» . در اینکه ضمیر «هِیَ» در جمله «وَ ما هِیَ اِلاّ ذِکْری لِلْبَشَر» به چه چیزی برمی‌گردد . تفاسیر نشان می‌دهد به «جنود و لشکریان خدا» اشاره دارد زیرا هدف بیان این حقیقت است که اگر خداوند جنود و لشکریانی برای خود برگزیده ، نه به خاطر آن است که خود نمی‌تواند همه معاندان و گناهکاران را کیفر دهد بلکه این‌ها برای تذکّر و بیداری و تــوجــه بـه جدی بودن مســألـه عــذاب الهــی اسـت .<br/>
 
و این جز هشدار و تذکّری برای انسان‌ها نیست» . در اینکه ضمیر «هِیَ» در جمله «وَ ما هِیَ اِلاّ ذِکْری لِلْبَشَر» به چه چیزی برمی‌گردد . تفاسیر نشان می‌دهد به «جنود و لشکریان خدا» اشاره دارد زیرا هدف بیان این حقیقت است که اگر خداوند جنود و لشکریانی برای خود برگزیده ، نه به خاطر آن است که خود نمی‌تواند همه معاندان و گناهکاران را کیفر دهد بلکه این‌ها برای تذکّر و بیداری و تــوجــه بـه جدی بودن مســألـه عــذاب الهــی اسـت .<br/>
 
نکته‌ای که قابل توجه است این است که حضور خداوند در همه جا و گسترش قدرتش در تمام عالم هستی ، ذات پاک او را از هر گونه یار و یاوری و لشکری بی‌نیاز می‌کند ولی با این حال برای نشان دادن عظمتش به خلایق و برای تذکّر و یادآوری آنها ، لشکر و جنــود فراوانی برای خود برگزیده است ، که مجری  
 
نکته‌ای که قابل توجه است این است که حضور خداوند در همه جا و گسترش قدرتش در تمام عالم هستی ، ذات پاک او را از هر گونه یار و یاوری و لشکری بی‌نیاز می‌کند ولی با این حال برای نشان دادن عظمتش به خلایق و برای تذکّر و یادآوری آنها ، لشکر و جنــود فراوانی برای خود برگزیده است ، که مجری  
سیمای فرشتگان (۱۲۳)<br/>
 
 
فرمان او در ســراســر عــالمند .<br/>
 
فرمان او در ســراســر عــالمند .<br/>
 
در روایات اسلامی درباره کثرت و عظمت و قدرت جنود پروردگار ، تعبیرات عجیبــی وارد شــده از جمله اینکــه : گــروهی از آنهــا همیشــه در سجــودند .<br/>
 
در روایات اسلامی درباره کثرت و عظمت و قدرت جنود پروردگار ، تعبیرات عجیبــی وارد شــده از جمله اینکــه : گــروهی از آنهــا همیشــه در سجــودند .<br/>
سطر ۷۴۷: سطر ۶۲۳:
 
گروهی امنای وحی اویند و زبان او به سوی پیامبران و گروهی دیگر حافظان بندگان او و دربانان بهشت برین هستند .<br/>
 
گروهی امنای وحی اویند و زبان او به سوی پیامبران و گروهی دیگر حافظان بندگان او و دربانان بهشت برین هستند .<br/>
 
و گروهی پاهایشان در طبقات پایین زمین ثابت و گردنهایشان از آسمان دریـن گـذشتـه و شـانـه‌هایشان بــرای حفظ پایه‌های عرش خداوند آماده است .<br/>
 
و گروهی پاهایشان در طبقات پایین زمین ثابت و گردنهایشان از آسمان دریـن گـذشتـه و شـانـه‌هایشان بــرای حفظ پایه‌های عرش خداوند آماده است .<br/>
(۱۲۴) سیمای فرشتگان
+
 
 
عصمــت مـلائکـه  
 
عصمــت مـلائکـه  
 
آیا ملائکه معصوم هستند ؟ آیا قدرت گناه کردن دارند نمی‌کنند و یا یک بعدی آفریده شده‌اند و قادر به گنــاه نیستنـد ؟<br/>
 
آیا ملائکه معصوم هستند ؟ آیا قدرت گناه کردن دارند نمی‌کنند و یا یک بعدی آفریده شده‌اند و قادر به گنــاه نیستنـد ؟<br/>
 
« یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا قُواآ اَنْفُسَکُمْ وَ اَهْلیکُمْ نارا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِـدادٌ لا یَعْصُونَ اللّـهَ مـا اَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ »<ref>آیه ۶ / سوره تحریم</ref><br/>
 
« یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا قُواآ اَنْفُسَکُمْ وَ اَهْلیکُمْ نارا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِـدادٌ لا یَعْصُونَ اللّـهَ مـا اَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ »<ref>آیه ۶ / سوره تحریم</ref><br/>
 
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است ، نگاه دارید . آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی‌کنند و دستورات او را دقیقا اجــرا می‌نمــاینــد» .<br/>
 
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است ، نگاه دارید . آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی‌کنند و دستورات او را دقیقا اجــرا می‌نمــاینــد» .<br/>
۱- . <br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۲۵)<br/>
 
 
جمله « لا یَعْصُونَ اللّهَ ... » نشان می‌دهد که فرشتگان قدرت به گناه دارند ولی نمی‌کنند نه اینکه قادر نیستند و نمی‌کنند ولی این آیه راجع به عموم ملائکه نیست و فقط وضع مأموران جهنم را روشن می‌کند . آیه زیر در مورد عموم فرشتگان است که می‌فـرمـاید :<br/>
 
جمله « لا یَعْصُونَ اللّهَ ... » نشان می‌دهد که فرشتگان قدرت به گناه دارند ولی نمی‌کنند نه اینکه قادر نیستند و نمی‌کنند ولی این آیه راجع به عموم ملائکه نیست و فقط وضع مأموران جهنم را روشن می‌کند . آیه زیر در مورد عموم فرشتگان است که می‌فـرمـاید :<br/>
 
« لا یَسْبِقــُونَـهُ بِــالْقَـوْلِ وَ هُــمْ بِــاَمْــرِه یَعْمَلُونَ »<ref>آیه ۲۷ / سوره انبیاء</ref><br/>
 
« لا یَسْبِقــُونَـهُ بِــالْقَـوْلِ وَ هُــمْ بِــاَمْــرِه یَعْمَلُونَ »<ref>آیه ۲۷ / سوره انبیاء</ref><br/>
 
«که هرگز در سخن بر او پیشی نمی‌گیـرند و به فـرمـان او عمــل می‌کننــد» .<br/>
 
«که هرگز در سخن بر او پیشی نمی‌گیـرند و به فـرمـان او عمــل می‌کننــد» .<br/>
 
آنها آن قدر مؤدب و تسلیم و سر بر فرمان خدا هستند که هرگز در سخن گفتن بر او پیشی نمی‌گیرند و از نظــر عمـل نیـز تنها فرمان خدا را اجرا می‌کنند .<br/>
 
آنها آن قدر مؤدب و تسلیم و سر بر فرمان خدا هستند که هرگز در سخن گفتن بر او پیشی نمی‌گیرند و از نظــر عمـل نیـز تنها فرمان خدا را اجرا می‌کنند .<br/>
۱- . <br/>
 
(۱۲۶) سیمای فرشتگان
 
 
این آیه نشان می‌دهد که مـلائکـه قــادر بــه گنــاه هستنــد ولـی نمی‌کننــد .<br/>
 
این آیه نشان می‌دهد که مـلائکـه قــادر بــه گنــاه هستنــد ولـی نمی‌کننــد .<br/>
 
«وَ مَنْ یَقُلْ‌مِنْهُمْ اِنّی اِلهٌ مِنْ‌دُونِه فَذلِکَ‌نَجْزیهِ‌جَهَنَّمَ کَذلِکَ‌نَجْزِی‌الظّالِمینَ»<ref> آیه ۲۹ / سوره انبیاء.</ref><br/>
 
«وَ مَنْ یَقُلْ‌مِنْهُمْ اِنّی اِلهٌ مِنْ‌دُونِه فَذلِکَ‌نَجْزیهِ‌جَهَنَّمَ کَذلِکَ‌نَجْزِی‌الظّالِمینَ»<ref> آیه ۲۹ / سوره انبیاء.</ref><br/>
سطر ۷۶۵: سطر ۶۳۷:
 
روشن است که فرشتگان با این صفات برجسته و ممتاز و مقام عبودیت خالص ادعای معبودیّت نمی‌کنند و اگر کسی‌از آنها ادّعا کند مورد عذاب است . این می‌رساندکه قــدرت این ادّعا را دارند ولی نمی‌کننـد .<br/>
 
روشن است که فرشتگان با این صفات برجسته و ممتاز و مقام عبودیت خالص ادعای معبودیّت نمی‌کنند و اگر کسی‌از آنها ادّعا کند مورد عذاب است . این می‌رساندکه قــدرت این ادّعا را دارند ولی نمی‌کننـد .<br/>
 
ماحصــل ایــن آیـات نشـان می‌دهد که ملائکه خدا معصوم هستند و مختار .<br/>
 
ماحصــل ایــن آیـات نشـان می‌دهد که ملائکه خدا معصوم هستند و مختار .<br/>
۱- <br/>
+
 
سیمای فرشتگان (۱۲۷)<br/>
+
 
سجــود تشــریعی مــلائکــه  
 
سجــود تشــریعی مــلائکــه  
 
در قرآن در آیات مختلف سخن از سجود عمومی موجودات جهان آمده و تأکید شده که این عبادتها مخصوص انسان‌ها نیست بلکه حتی موجودات ظاهرا بی‌جان نیز در آن شرکت دارند .<br/>
 
در قرآن در آیات مختلف سخن از سجود عمومی موجودات جهان آمده و تأکید شده که این عبادتها مخصوص انسان‌ها نیست بلکه حتی موجودات ظاهرا بی‌جان نیز در آن شرکت دارند .<br/>
 
« اَلَمْ تَرَ اَنَّ اللّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ مَنْ فِی الاَْرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوابُّ وَ کَثیرٌ مِنَ النّاسِ وَ کَثیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ یُهِنِ اللّهُ فَما لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ اِنَّ اللّهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ »<ref>آیــــــه ۱۸ / ســوره حـــــــجّ.</ref><br/>
 
« اَلَمْ تَرَ اَنَّ اللّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ مَنْ فِی الاَْرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوابُّ وَ کَثیرٌ مِنَ النّاسِ وَ کَثیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ یُهِنِ اللّهُ فَما لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ اِنَّ اللّهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ »<ref>آیــــــه ۱۸ / ســوره حـــــــجّ.</ref><br/>
 
«آیا ندیدی که سجده می‌کنند برای خدا تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند همچنین خورشید و ماه وکوه‌ها و ستارگان و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم ، امّا بسیاری ابا دارند و فرمان عذاب الهی درباره آنها حتمی است و هر کس را خدا خوار کند ، کسی او را گرامی نخواهد داشت ، خداوند هرکار را بخواهد انجام می‌دهد» .<br/>
 
«آیا ندیدی که سجده می‌کنند برای خدا تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند همچنین خورشید و ماه وکوه‌ها و ستارگان و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم ، امّا بسیاری ابا دارند و فرمان عذاب الهی درباره آنها حتمی است و هر کس را خدا خوار کند ، کسی او را گرامی نخواهد داشت ، خداوند هرکار را بخواهد انجام می‌دهد» .<br/>
۱-  <br/>
+
یَسْجُدُ : سجده می‌کند <br/>
(۱۲۸) سیمای فرشتگان
+
یُهِنِ : ذلیل و خوار کند <br/>
یَسْجُدُ : سجده می‌کند
+
مُکْرِمٍ : گرامی کننده ، عزیز کننده <br/>
یُهِنِ : ذلیل و خوار کند  
+
یَفْعَــلُ : انجام می‌دهد <br/>
مُکْرِمٍ : گرامی کننده ، عزیز کننده  
+
یَشاءُ : می‌خــواهــــد <br/>
یَفْعَــلُ : انجام می‌دهد  
+
حَقَّ : حق‌است‌و حتمی <br/>
یَشاءُ : می‌خــواهــــد  
+
الدَّوابَّ : جنبنـــــــدگــان <br/>
حَقَّ : حق‌است‌و حتمی  
+
سیمای فرشتگان (۱۲۹)<br/>
+
الدَّوابَّ : جنبنـــــــدگــان  
+
 
با توجه به آیه ، موجودات عــالم دارای دوگـــونه سجــودند : سجود تکوینی و سجـــــود تشـــریعـــــی .<br/>
 
با توجه به آیه ، موجودات عــالم دارای دوگـــونه سجــودند : سجود تکوینی و سجـــــود تشـــریعـــــی .<br/>
 
خضوع و تسلیم بی‌قید و شرط آن‌ها در برابر اراده حق و قوانین آفرینش و نظام حاکم بر این جهان همان «سجود تکوینی» آن‌ها است که تمام ذرات مـوجـودات را شـامل می‌شود .<br/>
 
خضوع و تسلیم بی‌قید و شرط آن‌ها در برابر اراده حق و قوانین آفرینش و نظام حاکم بر این جهان همان «سجود تکوینی» آن‌ها است که تمام ذرات مـوجـودات را شـامل می‌شود .<br/>
 
اما «سجود تشریعی» همان نهایت خضوعی است که از صاحبان عقل و شعور و درک و معرفت در برابر خدا تحقّق می‌یابد .<br/>
 
اما «سجود تشریعی» همان نهایت خضوعی است که از صاحبان عقل و شعور و درک و معرفت در برابر خدا تحقّق می‌یابد .<br/>
 
بی‌شک در جمله « یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ... » فرشتگان داخلند ولی آیا سجــده آنها تکــوینی است یا تشــریعی» ؟<br/>
 
بی‌شک در جمله « یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ... » فرشتگان داخلند ولی آیا سجــده آنها تکــوینی است یا تشــریعی» ؟<br/>
(۱۳۰) سیمای فرشتگان
 
 
با توجه به این کــه آنهــا دارای عقــل و شعــور و معــرفت و اراده‌اند ، سجود آنها جنبه تشریعی دارد . یعنی عبادت و خضوعی است که بــا اراده و اختیــار انجــام می‌گیـــــرد .<br/>
 
با توجه به این کــه آنهــا دارای عقــل و شعــور و معــرفت و اراده‌اند ، سجود آنها جنبه تشریعی دارد . یعنی عبادت و خضوعی است که بــا اراده و اختیــار انجــام می‌گیـــــرد .<br/>
 
چنانچه قرآن درباره فرشتگان می‌گوید : «آنهــا هیــچ یــک از فرمان‌های الهی را عصیــان نمی‌کننــد و آنچــه را که او دستــور داده انجــام می‌دهند».<ref>آیــه ۶ / ســــوره تحـــــریـم</ref><br/>
 
چنانچه قرآن درباره فرشتگان می‌گوید : «آنهــا هیــچ یــک از فرمان‌های الهی را عصیــان نمی‌کننــد و آنچــه را که او دستــور داده انجــام می‌دهند».<ref>آیــه ۶ / ســــوره تحـــــریـم</ref><br/>
عـــــروج فـــــرشتگــان  
+
عـــــروج فـــــرشتگــان <br/>
 
« مِنَ اللّهِ ذِی الْمَعارِجِ »<ref> آیه ۳ / سوره معارج</ref><br/>
 
« مِنَ اللّهِ ذِی الْمَعارِجِ »<ref> آیه ۳ / سوره معارج</ref><br/>
 
«از سوی خداوند ذی‌المعــارج اسـت (خــداونــدی کــه فرشتگانش بر آسمــان‌هــا صعود می‌کنند)» .<br/>
 
«از سوی خداوند ذی‌المعــارج اسـت (خــداونــدی کــه فرشتگانش بر آسمــان‌هــا صعود می‌کنند)» .<br/>
۱- . <br/>
 
۲-. <br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۳۱)<br/>
 
 
«تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ اِلَیْهِ فی یَوْمٍ کــانَ مِقْــدارُهُ خَمْسینَ اَلْفَ سَنَةٍ» <ref>آیـــه ۴ / ســــــوره معـــــــــارج</ref>.<br/>
 
«تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ اِلَیْهِ فی یَوْمٍ کــانَ مِقْــدارُهُ خَمْسینَ اَلْفَ سَنَةٍ» <ref>آیـــه ۴ / ســــــوره معـــــــــارج</ref>.<br/>
 
«فرشتگان و روح (فرشته مخصوص) به سوی او عروج می‌کنند در آن روزی کــه مقــــدارش پنجــــاه هــــــزار ســــال اســـت» .<br/>
 
«فرشتگان و روح (فرشته مخصوص) به سوی او عروج می‌کنند در آن روزی کــه مقــــدارش پنجــــاه هــــــزار ســــال اســـت» .<br/>
مَعارِجْ : جمع (مَعْرَجْ) جایی که از آن صعود می‌کنند  
+
مَعارِجْ : جمع (مَعْرَجْ) جایی که از آن صعود می‌کنند <br/>
تَعْــرُجُ : عـــروج مــی‌کنــــد
+
تَعْــرُجُ : عـــروج مــی‌کنــــد<br/>
الرُّوحُ : دراینجابه‌معنی فرشته  
+
الرُّوحُ : دراینجابه‌معنی فرشته <br/>
کانَ : هســت ، واقــع شــــده  
+
کانَ : هســت ، واقــع شــــده <br/>
۱- . <br/>
+
مِقْـــدارْ : انــــــــــــــــدازه <br/>
(۱۳۲) سیمای فرشتگان
+
خَمَسینَ اَلْفَ : پنجـــاه هــزار <br/>
مِقْـــدارْ : انــــــــــــــــدازه  
+
سَنَـــةٍ : ســـــــــــــــــــال <br/>
خَمَسینَ اَلْفَ : پنجـــاه هــزار  
+
سَنَـــةٍ : ســـــــــــــــــــال  
+
 
«مَعارِجْ» جمع «مَعْرَجْ» به معنی پلّه یا جایی است که از آنجا صعود می‌کنند و از آنجا که خداوند مقامات مختلفی برای فرشتگان قرار داده که با سلسله مراتب به ســوی قـرب خــدا پیش می‌روند خداوند به «ذِی الْمَعارِجِ» توصیف شده است .<br/>
 
«مَعارِجْ» جمع «مَعْرَجْ» به معنی پلّه یا جایی است که از آنجا صعود می‌کنند و از آنجا که خداوند مقامات مختلفی برای فرشتگان قرار داده که با سلسله مراتب به ســوی قـرب خــدا پیش می‌روند خداوند به «ذِی الْمَعارِجِ» توصیف شده است .<br/>
 
همچنین منظور از «عروج فرشتگان» عروج جسمانی نیست بلکه «عروج روحانی» است یعنی آنها به مقام قرب خدا می‌شتابند و در آن روز که روز قیامت است ، آماده گرفتن فرمان و اجرای آن می‌باشند و همان‌گونه که در آیه ۱۷ سوره حاقه آمده است : « وَ الْمَلَکُ عَلی اَرْجائِها » «فرشتگان در اطراف آسمان قرار  
 
همچنین منظور از «عروج فرشتگان» عروج جسمانی نیست بلکه «عروج روحانی» است یعنی آنها به مقام قرب خدا می‌شتابند و در آن روز که روز قیامت است ، آماده گرفتن فرمان و اجرای آن می‌باشند و همان‌گونه که در آیه ۱۷ سوره حاقه آمده است : « وَ الْمَلَکُ عَلی اَرْجائِها » «فرشتگان در اطراف آسمان قرار  
سیمای فرشتگان (۱۳۳)<br/>
 
 
می‌گیرند» . این می‌رساند که در آن روز فرشتگان گرداگرد آسمان‌ها ایستاده و صف کشیده‌اند و آماده انجام مأموریتند .<br/>
 
می‌گیرند» . این می‌رساند که در آن روز فرشتگان گرداگرد آسمان‌ها ایستاده و صف کشیده‌اند و آماده انجام مأموریتند .<br/>
 +
 
ممثــل و دیــده شــدن مــلائکـــه  
 
ممثــل و دیــده شــدن مــلائکـــه  
 
در قرآن درباره دیده شدن فرشتگان مطالب زیادی بیان شده از جمله اینکه :<br/>
 
در قرآن درباره دیده شدن فرشتگان مطالب زیادی بیان شده از جمله اینکه :<br/>
در جریان حضرت ابراهیم که ملائکه چون مأمور به عذاب قوم لوط شدند ، ابتدا پیش ابراهیم علیه‌السلام آمده و به او مژده ولادت اسحق علیه‌السلام را دادند آنها در صورت بشر بودند ، ابراهیم آنها را نشناخت و برای آنها گوساله بریان آورد و چون دید نمی‌خورند ترسید ، آنها گفتند : نترس ، ما مَلَکیم و برای قوم لوط فرستاده شده‌ایم ، زن ابراهیم علیه‌السلام نیز آنها را دید و از مژده ولادت تعجّب کرد ، گفتند: « اَتَعْجَبینَ مِــنْ اَمْــرِ اللّهِ » (آیــا از کــار خــود تعجّــب می‌کنــی) آن  
+
در جریان حضرت ابراهیم که ملائکه چون مأمور به عذاب قوم لوط شدند ، ابتدا پیش ابراهیم علیه‌السلام آمده و به او مژده ولادت اسحق علیه‌السلام را دادند آنها در صورت بشر بودند ، ابراهیم آنها را نشناخت و برای آنها گوساله بریان آورد و چون دید نمی‌خورند ترسید ، آنها گفتند : نترس ، ما مَلَکیم و برای قوم لوط فرستاده شده‌ایم ، زن ابراهیم علیه‌السلام نیز آنها را دید و از مژده ولادت تعجّب کرد ، گفتند: « اَتَعْجَبینَ مِــنْ اَمْــرِ اللّهِ » (آیــا از کــار خــود تعجّــب می‌کنــی) آن وقـت مـلائکــه پیــش لـوط علیه‌السلام آمــدنــد ، آن حضــرت نیــز آنهــا را نشنــاخت و از ورود آن‌ها که به صورت جوان بودند ناراحت گردید و آنگاه که قوم لــوط خــواستنــد آن‌هــا را از دست لــوط بگیرند و لوط بیچاره شد گفتند : « یــا لُـوطُ اِنّا رُسُــلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا اِلَیْکَ ... »<ref>آیه ۶۹ ـ ۸۱ / سوره هود</ref>فرشتگان به لوط گفتند: ما رسولان پروردگاریم و دست آزار قوم هرگز به تو نرسد .<br/>
(۱۳۴) سیمای فرشتگان
+
وقـت مـلائکــه پیــش لـوط علیه‌السلام آمــدنــد ، آن حضــرت نیــز آنهــا را نشنــاخت و از ورود آن‌ها که به صورت جوان بودند ناراحت گردید و آنگاه که قوم لــوط خــواستنــد آن‌هــا را از دست لــوط بگیرند و لوط بیچاره شد گفتند : « یــا لُـوطُ اِنّا رُسُــلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا اِلَیْکَ ... »<ref>آیه ۶۹ ـ ۸۱ / سوره هود</ref>فرشتگان به لوط گفتند: ما رسولان پروردگاریم و دست آزار قوم هرگز به تو نرسد .<br/>
+
 
و همچنین درباره مریم آمده : که ملک در صورت انسان پیش مریم آمد . مریم ترسید که آن جوان شاید نظر سوئی به مریم دارد گفت : من از تو به خدا پناه می‌برم . فــرشتــه گفت : « قــالَ اِنَّمــا اَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لاَِهَبَ لَکِ غُلاما زَکِیّا »<ref>آیه ۱۹ / سوره مریم</ref><br/>
 
و همچنین درباره مریم آمده : که ملک در صورت انسان پیش مریم آمد . مریم ترسید که آن جوان شاید نظر سوئی به مریم دارد گفت : من از تو به خدا پناه می‌برم . فــرشتــه گفت : « قــالَ اِنَّمــا اَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لاَِهَبَ لَکِ غُلاما زَکِیّا »<ref>آیه ۱۹ / سوره مریم</ref><br/>
۱- . <br/>
 
۲- . <br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۳۵)<br/>
 
 
این آیات با روایات بیشتر ، شاهد صدق هستند بر اینکه ملائکه در صورت ممثل شدن قابل رؤیت‌اند و در قیامت هم نیکوکاران و هم بدکاران ملائکه را خواهند دید چنانکه درباره نیکوکاران فرموده :<br/>
 
این آیات با روایات بیشتر ، شاهد صدق هستند بر اینکه ملائکه در صورت ممثل شدن قابل رؤیت‌اند و در قیامت هم نیکوکاران و هم بدکاران ملائکه را خواهند دید چنانکه درباره نیکوکاران فرموده :<br/>
 
« وَالْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ‌عَلَیْهِم مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُم »<ref>آیــه ۲۳ / سـوره رعــد</ref> و درباره بدکاران فرموده : « یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلائِکَةَ لا بُشْری یَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمینَ وَ یَقُولُونَ حِجْرا مَحْجـــــــــُورا »<ref> آیه ۲۲ / سوره فرقان</ref><br/>
 
« وَالْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ‌عَلَیْهِم مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُم »<ref>آیــه ۲۳ / سـوره رعــد</ref> و درباره بدکاران فرموده : « یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلائِکَةَ لا بُشْری یَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمینَ وَ یَقُولُونَ حِجْرا مَحْجـــــــــُورا »<ref> آیه ۲۲ / سوره فرقان</ref><br/>
 
فـرشتگـان عـالم بالا از چـه چیــزی بحث می‌کنند ؟<br/>
 
فـرشتگـان عـالم بالا از چـه چیــزی بحث می‌کنند ؟<br/>
 
« ما کانَ لِیَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلاَءِ الاَْعْلی اِذْ یَخْتَصِمُونَ »<ref> آیه ۶۹ / سوره ص </ref><br/>
 
« ما کانَ لِیَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلاَءِ الاَْعْلی اِذْ یَخْتَصِمُونَ »<ref> آیه ۶۹ / سوره ص </ref><br/>
۱- . <br/>
 
۲-. <br/>
 
(۱۳۶) سیمای فرشتگان
 
 
«مــن از مــلأ اعلـی (و فــرشتگــان عــالــم بالا) به هنگامی که درباره آفــرینش آدم مخــاصمــه می‌کــردنـد خبــری ندارم» .<br/>
 
«مــن از مــلأ اعلـی (و فــرشتگــان عــالــم بالا) به هنگامی که درباره آفــرینش آدم مخــاصمــه می‌کــردنـد خبــری ندارم» .<br/>
 
اگرچه فرشتگان ، جدال و مخاصمه‌ای با پروردگار نداشتند ولی همین اندازه که به هنگام خطاب خداوند به «آنها که من می‌خواهم خلیفه‌ای در زمین بیافرینم» آنها به گفتگو پرداختند و عرض کردند : «آیا می‌خواهی کسی را بیافرینی که فساد و خونریزی کند» که خداوند در پاسخ آن‌ها فرمود : «من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانیـد»<ref>آیه ۳۰ / سوره بقره.</ref><br/>
 
اگرچه فرشتگان ، جدال و مخاصمه‌ای با پروردگار نداشتند ولی همین اندازه که به هنگام خطاب خداوند به «آنها که من می‌خواهم خلیفه‌ای در زمین بیافرینم» آنها به گفتگو پرداختند و عرض کردند : «آیا می‌خواهی کسی را بیافرینی که فساد و خونریزی کند» که خداوند در پاسخ آن‌ها فرمود : «من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانیـد»<ref>آیه ۳۰ / سوره بقره.</ref><br/>
۱-. <br/>
 
۲-  <br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۳۷)<br/>
 
 
به این گفتگــوهــا «مخــاصمــه» اطــلاق شــده کـه یک اطلاق مجازی است .<br/>
 
به این گفتگــوهــا «مخــاصمــه» اطــلاق شــده کـه یک اطلاق مجازی است .<br/>
 
در روایات متعددی که از طرق شیعه و اهل سنّت نقل شده است می‌خوانیم که پیغمبــر گـرامی از یکی از یارانش پرسید :<br/>
 
در روایات متعددی که از طرق شیعه و اهل سنّت نقل شده است می‌خوانیم که پیغمبــر گـرامی از یکی از یارانش پرسید :<br/>
 
« اَتَدْری فیما یَخْتَصِمُ الْمَلاَءُ الاَْعْلی : آیا می‌دانی فرشتگان عالم بالا از چه چیز بحث و گفتگو می‌کنند؟» عرض کرد : «نه» .<br/>
 
« اَتَدْری فیما یَخْتَصِمُ الْمَلاَءُ الاَْعْلی : آیا می‌دانی فرشتگان عالم بالا از چه چیز بحث و گفتگو می‌کنند؟» عرض کرد : «نه» .<br/>
 
فرمود : آنها در مورد «کفّارات» (کارهایی که گناهان را جبران می‌کند) و «درجات» (آنچه بر درجه و رتبه انسان می‌افزاید) به گفتگو پرداختند . امّا کفّارات ، وضوی پرآب در سرمای زمستان گرفتن و به سوی نماز جماعت گام برداشتن و انتظار نماز بعد از نماز دیگر کشیدن است و امّا درجات ، بسیار سلام کردن و بسیار اطعام دادن و نماز در شب به هنگامی که چشم مردم در خواب است می‌بــاشد»<ref>مجمع البیان</ref><br/>
 
فرمود : آنها در مورد «کفّارات» (کارهایی که گناهان را جبران می‌کند) و «درجات» (آنچه بر درجه و رتبه انسان می‌افزاید) به گفتگو پرداختند . امّا کفّارات ، وضوی پرآب در سرمای زمستان گرفتن و به سوی نماز جماعت گام برداشتن و انتظار نماز بعد از نماز دیگر کشیدن است و امّا درجات ، بسیار سلام کردن و بسیار اطعام دادن و نماز در شب به هنگامی که چشم مردم در خواب است می‌بــاشد»<ref>مجمع البیان</ref><br/>
(۱۳۸) سیمای فرشتگان
 
 
به هر حال از این حدیث استفاده می‌شود که منظور از «مخاصمه» در اینجا تنها بحث و گفتگو است نه جدال و کشمش ، بحث و گفتگو از اعمال آدمیان و کارهایی که کفاره گناهان می‌شود و بر درجات انسان‌ها می‌افزاید و شاید گفتگوی آنها در تعداد اعمالی است که سرچشمه این فضایل می‌گردد و یا در تعییــن حـــد و میــزان درجــاتی است کــه از ایــن اعمــال حــاصـل می‌شود .<br/>
 
به هر حال از این حدیث استفاده می‌شود که منظور از «مخاصمه» در اینجا تنها بحث و گفتگو است نه جدال و کشمش ، بحث و گفتگو از اعمال آدمیان و کارهایی که کفاره گناهان می‌شود و بر درجات انسان‌ها می‌افزاید و شاید گفتگوی آنها در تعداد اعمالی است که سرچشمه این فضایل می‌گردد و یا در تعییــن حـــد و میــزان درجــاتی است کــه از ایــن اعمــال حــاصـل می‌شود .<br/>
 
فرشتگان چه اموری را تقسیم می‌کنند ؟<br/>
 
فرشتگان چه اموری را تقسیم می‌کنند ؟<br/>
 
« فَالْمُقَسِّماتِ اَمْرا »<ref>آیــه ۴ / ســــوره ذاریــــات</ref>: و سوگند به فرشتگانی که کارها را تقسیم می‌کنند ؟<br/>
 
« فَالْمُقَسِّماتِ اَمْرا »<ref>آیــه ۴ / ســــوره ذاریــــات</ref>: و سوگند به فرشتگانی که کارها را تقسیم می‌کنند ؟<br/>
۱-  <br/>
+
مُقَسِّماتِ : تقسیم‌کنندگان <br/>
سیمای فرشتگان (۱۳۹)<br/>
+
اَمْــرا : کـــار ، چیـــــــز <br/>
مُقَسِّماتِ : تقسیم‌کنندگان
+
اَمْــرا : کـــار ، چیـــــــز  
+
 
ابتدا در حدیثی می‌خوانیم : «اِبْنُ‌الْکَوّاء» روزی از حضرت علی علیه‌السلام در حالی که بر منبر خطبه می‌خواند سؤال کردند ؟ منظور از ذاریاتِ ذَرْوا » چیست؟فرمود: «بادها» عرض کرد: «فَالْحامِلاتِ وِقْرا» فرمود : «ابرها» عرض کرد : « فَالْجارِیات یُسْرا » ؟ فــرمــود: «کشتــی‌هــا» عــرض کــرد: « فَالْمُقَسِّماتِ اَمْرا » ؟ فرمود : «منظــور فـرشتگـان است» .<br/>
 
ابتدا در حدیثی می‌خوانیم : «اِبْنُ‌الْکَوّاء» روزی از حضرت علی علیه‌السلام در حالی که بر منبر خطبه می‌خواند سؤال کردند ؟ منظور از ذاریاتِ ذَرْوا » چیست؟فرمود: «بادها» عرض کرد: «فَالْحامِلاتِ وِقْرا» فرمود : «ابرها» عرض کرد : « فَالْجارِیات یُسْرا » ؟ فــرمــود: «کشتــی‌هــا» عــرض کــرد: « فَالْمُقَسِّماتِ اَمْرا » ؟ فرمود : «منظــور فـرشتگـان است» .<br/>
 
در اینجا این سؤال پیش می‌آید که اگر منظور فرشتگان است ، فرشتگان چه اموری را تقسیم می‌کنند» ؟<br/>
 
در اینجا این سؤال پیش می‌آید که اگر منظور فرشتگان است ، فرشتگان چه اموری را تقسیم می‌کنند» ؟<br/>
۱- . <br/>
 
(۱۴۰) سیمای فرشتگان
 
 
در پاسخ می‌گوییم : این تقسیم کار ممکن است مربوط به کل تدبیر این عالم باشد که گروه‌هایی از فرشتگان الهی به فرمان او تدبیر امور جهان را برعهده دارند و نیز ممکن است مربوط بــه تقسیم ارزاق و یا تقسیم قطرات باران بر منــاطـق روی زمین باشد .<br/>
 
در پاسخ می‌گوییم : این تقسیم کار ممکن است مربوط به کل تدبیر این عالم باشد که گروه‌هایی از فرشتگان الهی به فرمان او تدبیر امور جهان را برعهده دارند و نیز ممکن است مربوط بــه تقسیم ارزاق و یا تقسیم قطرات باران بر منــاطـق روی زمین باشد .<br/>
 
چگونه فرشتگان در میدان‌ها وارد جنگ می‌شوند؟<br/>
 
چگونه فرشتگان در میدان‌ها وارد جنگ می‌شوند؟<br/>
 
«اِذْتَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ‌اَنّی مُمِدُّکُمْ‌بِاَلْفٍ مِنَ‌الْمَلائِکَةِ مُرْدِفینَ»<ref> آیــه ۹ / ســــوره انفـــال</ref><br/>
 
«اِذْتَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ‌اَنّی مُمِدُّکُمْ‌بِاَلْفٍ مِنَ‌الْمَلائِکَةِ مُرْدِفینَ»<ref> آیــه ۹ / ســــوره انفـــال</ref><br/>
 
«به خاطر بیاورید زمانی را که (از شدّت ناراحتی در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضای کمک کردید و او تقاضای شما را پذیرفت و گفت : من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود می‌آیند یاری می‌کنم» .<br/>
 
«به خاطر بیاورید زمانی را که (از شدّت ناراحتی در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضای کمک کردید و او تقاضای شما را پذیرفت و گفت : من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود می‌آیند یاری می‌کنم» .<br/>
۱-. <br/>
+
تَسْتَغیثُونَ : یــاری خواستیـد<br/>  
سیمای فرشتگان (۱۴۱)<br/>
+
اِستَجــــابَ : پذیــــــرفــــت <br/>
تَسْتَغیثُونَ : یــاری خواستیـد
+
مُمِدُّ : امداد و یاری‌و فزونی‌داد <br/>
اِستَجــــابَ : پذیــــــرفــــت
+
 
مُمِدُّ : امداد و یاری‌و فزونی‌داد  
+
ألْفِ : هزار
ألْفِ : هزار  
+
 
مُرْدَفینَ : از مـــاده (اِرْدافْ) پشت ســــر هــم قـــــرار گــــرفتــه . <br/>
 
مُرْدَفینَ : از مـــاده (اِرْدافْ) پشت ســــر هــم قـــــرار گــــرفتــه . <br/>
 
این آیات به قسمت‌های حساسی از جنگ بدر و نعمت‌های گوناگونی که خداوند در این صحنه خطرناک نصیب مسلمانان کرد اشاره می‌کند تا حس اطاعت و شکرگزاری آنها را برانگیزد و راه را به سوی پیروزی‌ها و پیشرفت آینـده در برابر آنهـا بگشــایــد .<br/>
 
این آیات به قسمت‌های حساسی از جنگ بدر و نعمت‌های گوناگونی که خداوند در این صحنه خطرناک نصیب مسلمانان کرد اشاره می‌کند تا حس اطاعت و شکرگزاری آنها را برانگیزد و راه را به سوی پیروزی‌ها و پیشرفت آینـده در برابر آنهـا بگشــایــد .<br/>
(۱۴۲) سیمای فرشتگان
 
 
نخست به یاری فرشتگان اشاره کرده می‌گوید : «به خاطر بیاورید زمانی را که از شدت وحشت و اضطراب که از شدت کثرت نفرات دشمن و فزونی تجهیزات جنگی آن‌ها برای شما پیش آمده بود به خدا پناه بردید و دست خود را به سوی آسمان بلند کرده و از وی تقاضای کمک نمودید» .<br/>
 
نخست به یاری فرشتگان اشاره کرده می‌گوید : «به خاطر بیاورید زمانی را که از شدت وحشت و اضطراب که از شدت کثرت نفرات دشمن و فزونی تجهیزات جنگی آن‌ها برای شما پیش آمده بود به خدا پناه بردید و دست خود را به سوی آسمان بلند کرده و از وی تقاضای کمک نمودید» .<br/>
 
در پاره‌ای از روایات آمده که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز با مسلمان‌ها در استغاثه<ref>استغاثه : دادرسی خواستن </ref> و یاری طلبیدن از خداوند هم‌صدا بود ، دست خود را به سوی آسمان بلند کرده بود و عرضه می‌داشت : « اَللّهُمَّ انْجِزْلی ما وَعَدْتَنی . اَللّهُمَّ اِنْ تَهْلِکَ هذِهِ الْعِصابَةُ لا تَعبَدُ فِی الاَْرْضِ : خداوندا وعده‌ای را که به من داده‌ای تحقق بخش ، پروردگارا اگر این گــروه مؤمنان نابود شوند پرستش تو از زمیــن برچیــده خواهد شد»<ref> مجمع البیان، ذیل آیه.</ref><br/>
 
در پاره‌ای از روایات آمده که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز با مسلمان‌ها در استغاثه<ref>استغاثه : دادرسی خواستن </ref> و یاری طلبیدن از خداوند هم‌صدا بود ، دست خود را به سوی آسمان بلند کرده بود و عرضه می‌داشت : « اَللّهُمَّ انْجِزْلی ما وَعَدْتَنی . اَللّهُمَّ اِنْ تَهْلِکَ هذِهِ الْعِصابَةُ لا تَعبَدُ فِی الاَْرْضِ : خداوندا وعده‌ای را که به من داده‌ای تحقق بخش ، پروردگارا اگر این گــروه مؤمنان نابود شوند پرستش تو از زمیــن برچیــده خواهد شد»<ref> مجمع البیان، ذیل آیه.</ref><br/>
۱- . <br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۴۳)<br/>
 
 
در این هنگام «خداوند تقاضای شما را پذیرفت و فرمود : من شما را با یک هزار فرشته که پشت سر هم فرود می‌آیند کمک و یاری می‌کنم» .<br/>
 
در این هنگام «خداوند تقاضای شما را پذیرفت و فرمود : من شما را با یک هزار فرشته که پشت سر هم فرود می‌آیند کمک و یاری می‌کنم» .<br/>
 
«مُرْدَفین» از ماده «اِرْدافْ» به معنی پشت سر هم فرود می‌آیند ، است بنابراین مفهوم این کلمه این می‌شود که فرشتگان پشت سر هم یکدیگر برای یاری مسلمان‌ها فرود می‌آمدند .<br/>
 
«مُرْدَفین» از ماده «اِرْدافْ» به معنی پشت سر هم فرود می‌آیند ، است بنابراین مفهوم این کلمه این می‌شود که فرشتگان پشت سر هم یکدیگر برای یاری مسلمان‌ها فرود می‌آمدند .<br/>
 
سپس برای اینکه کسی خیال نکند پیروزی به دست فرشتگان و مانند آنها است می‌گوید: «خداوند این‌کار را فقط برای بشارت و اطمینان قلب شما قرار داد» .<br/>
 
سپس برای اینکه کسی خیال نکند پیروزی به دست فرشتگان و مانند آنها است می‌گوید: «خداوند این‌کار را فقط برای بشارت و اطمینان قلب شما قرار داد» .<br/>
۱-  <br/>
 
(۱۴۴) سیمای فرشتگان
 
 
«وگرنه پیروزی جز از طرف خدا نیست و مافوق همه این اسباب ظاهری و بـاطنـی اراده و مشیت خـداست و خـداونـد تـوانا و حکیم است» .<br/>
 
«وگرنه پیروزی جز از طرف خدا نیست و مافوق همه این اسباب ظاهری و بـاطنـی اراده و مشیت خـداست و خـداونـد تـوانا و حکیم است» .<br/>
 
آیا فـرشتگـان جنگیدند ؟<br/>
 
آیا فـرشتگـان جنگیدند ؟<br/>
 
در میان مفسران در این زمینه گفتگوی بسیار شده بعضی معتقدند که فرشتگان رسما وارد صحنه نبرد شدند و با سلاح‌های مخصوص به خود به لشکر دشمن حمله کردند . ولی قرائنی در دست است که نشان می‌دهد نظر گروه دوم که می‌گویند : فرشتگان تنها برای دلگرمی و تقویت روحیه مؤمنان نازل شدند ، به واقع نزدیک‌تر است زیرا :<br/>
 
در میان مفسران در این زمینه گفتگوی بسیار شده بعضی معتقدند که فرشتگان رسما وارد صحنه نبرد شدند و با سلاح‌های مخصوص به خود به لشکر دشمن حمله کردند . ولی قرائنی در دست است که نشان می‌دهد نظر گروه دوم که می‌گویند : فرشتگان تنها برای دلگرمی و تقویت روحیه مؤمنان نازل شدند ، به واقع نزدیک‌تر است زیرا :<br/>
 
اولاً : در آیه فوق خواندیم که می‌فرمود : این‌ها تمام برای اطمینان قلب شما بــوده اســت کــه بــا احســاس ایـن پشت گــرمـی بهتر مبارزه کنید ، نه اینکه آنهــا اقــدام به جنگ کرده باشند .<br/>
 
اولاً : در آیه فوق خواندیم که می‌فرمود : این‌ها تمام برای اطمینان قلب شما بــوده اســت کــه بــا احســاس ایـن پشت گــرمـی بهتر مبارزه کنید ، نه اینکه آنهــا اقــدام به جنگ کرده باشند .<br/>
سیمای فرشتگان (۱۴۵)<br/>
 
 
ثانیا : اگــر بنــا شــود فـرشتگـان ، شجاعان و سربازان دشمن را به خاک افکنــده بــاشنــد چـه فضیلتی برای مجــاهــدان بــدر بــاقی خــواهــد ماند .<br/>
 
ثانیا : اگــر بنــا شــود فـرشتگـان ، شجاعان و سربازان دشمن را به خاک افکنــده بــاشنــد چـه فضیلتی برای مجــاهــدان بــدر بــاقی خــواهــد ماند .<br/>
 
ثالثا : تعدادمقتولین‌بدر۷۰نفربودندکه‌قسمت‌مهمی‌ازآنهاباشمشیرعلی علیه‌السلام به خاک افتادند و قسمت دیگری به دست جنگجویان اسلام ، بنابراین چه‌باقی خواهد ماند برای فرشتگان و چه کســی از آن‌هــا را فرشتگان به خاک افکندند .<br/>
 
ثالثا : تعدادمقتولین‌بدر۷۰نفربودندکه‌قسمت‌مهمی‌ازآنهاباشمشیرعلی علیه‌السلام به خاک افتادند و قسمت دیگری به دست جنگجویان اسلام ، بنابراین چه‌باقی خواهد ماند برای فرشتگان و چه کســی از آن‌هــا را فرشتگان به خاک افکندند .<br/>
 
چــرا فــرشتگــان را فـــرزنـدان خــدا مـی‌نــامنـد ؟<br/>
 
چــرا فــرشتگــان را فـــرزنـدان خــدا مـی‌نــامنـد ؟<br/>
 
«وَقالُوا اتَّخَذَالرَّحْمنُ وَلَدا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ » <ref>آیه ۲۶ / سوره انبیاء</ref>«آنها گفتند :<br/>
 
«وَقالُوا اتَّخَذَالرَّحْمنُ وَلَدا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ » <ref>آیه ۲۶ / سوره انبیاء</ref>«آنها گفتند :<br/>
۱- . <br/>
 
(۱۴۶) سیمای فرشتگان
 
 
خداوند رحمن فرزندی برای خود برگزیده است منزّه است (از این عیب و نقص) . این‌ها فرشتگان بندگان خدایند و بندگان شایسته فرمانبردار» .<br/>
 
خداوند رحمن فرزندی برای خود برگزیده است منزّه است (از این عیب و نقص) . این‌ها فرشتگان بندگان خدایند و بندگان شایسته فرمانبردار» .<br/>
قالُــــــوا : گفتنــــــــــد  
+
قالُــــــوا : گفتنــــــــــد <br/>
اِتَّخَذَ : برگزیده ، اخذ کرده  
+
اِتَّخَذَ : برگزیده ، اخذ کرده <br/>
الرَّحْمنُ : بسیار بخشنـده  
+
الرَّحْمنُ : بسیار بخشنـده <br/>
وَلَــــــدا : فرزنــــــــــد  
+
وَلَــــــدا : فرزنــــــــــد <br/>
سُبْحــانَ : منـــــزّه و پــــــاک  
+
سُبْحــانَ : منـــــزّه و پــــــاک <br/>
عِبادٌ مُکْرَمُونَ : بندگان شایسته  
+
عِبادٌ مُکْرَمُونَ : بندگان شایسته <br/>
 
بسیاری از مشرکان عرب عقیده داشتند که فرشتگان فرزندان خدا هستند و به همین دلیل گاه آنها را پــرستش می‌کــردنــد . قــرآن صــریحــا در آیـات فــوق ایــن عقیــده خـــرافـی و بـی‌اســاس را محکــوم کرده و بطلان آن را با دلایــل مختلــف بیـــان می‌کنــد .<br/>
 
بسیاری از مشرکان عرب عقیده داشتند که فرشتگان فرزندان خدا هستند و به همین دلیل گاه آنها را پــرستش می‌کــردنــد . قــرآن صــریحــا در آیـات فــوق ایــن عقیــده خـــرافـی و بـی‌اســاس را محکــوم کرده و بطلان آن را با دلایــل مختلــف بیـــان می‌کنــد .<br/>
سیمای فرشتگان (۱۴۷)<br/>
 
 
نخســـت مــی‌گــویـــد : ( وَ قـــالـُوا اتَّخَـــذَ الــرَّحْمــنُ وَلَــدا ) .<br/>
 
نخســـت مــی‌گــویـــد : ( وَ قـــالـُوا اتَّخَـــذَ الــرَّحْمــنُ وَلَــدا ) .<br/>
 
یعنی اگر منظورشان فرزند حقیقی باشد که لازمه آن جسم بودن است و اگر «تَبَنّی» <ref> تَبَنّــی : فـــــرزنــد خــــوانــدگــی.</ref> که در میان عرب معمول بوده است باشد ، آن نیز دلیل بر ضعف و احتیاج است و از همه اینها گذشته اصولاً کسی نیاز به فرزند دارد که فانی می‌شود و برای بقاء نسل و کیان و آثار او باید فرزندش حیات او را ادامه دهد و یا برای عدم احساس تنهایی و انس گرفتن یا کسب قدرت است . اما یک موجود ازلی و ابدی و غیرجسمانی و از هر نظر بی‌نیاز ، فرزند در مورد او معنی ندارد . لذا بلافاصله می‌فرماید : «سُبْحانَهُ : منزه و پاک است او (از هر عیب و نقص) و بعد در ادامه می‌فرماید : «آنها فرشتگان
 
یعنی اگر منظورشان فرزند حقیقی باشد که لازمه آن جسم بودن است و اگر «تَبَنّی» <ref> تَبَنّــی : فـــــرزنــد خــــوانــدگــی.</ref> که در میان عرب معمول بوده است باشد ، آن نیز دلیل بر ضعف و احتیاج است و از همه اینها گذشته اصولاً کسی نیاز به فرزند دارد که فانی می‌شود و برای بقاء نسل و کیان و آثار او باید فرزندش حیات او را ادامه دهد و یا برای عدم احساس تنهایی و انس گرفتن یا کسب قدرت است . اما یک موجود ازلی و ابدی و غیرجسمانی و از هر نظر بی‌نیاز ، فرزند در مورد او معنی ندارد . لذا بلافاصله می‌فرماید : «سُبْحانَهُ : منزه و پاک است او (از هر عیب و نقص) و بعد در ادامه می‌فرماید : «آنها فرشتگان
۱- <br/>
 
(۱۴۸) سیمای فرشتگان
 
 
بندگان شـایسته و گـرامی داشتــه خــداینــد» .<br/>
 
بندگان شـایسته و گـرامی داشتــه خــداینــد» .<br/>
 
چرافرشتگان‌رابصورت‌زن‌ودخترترسیم‌می‌کنند؟<br/>
 
چرافرشتگان‌رابصورت‌زن‌ودخترترسیم‌می‌کنند؟<br/>
 
« وَ جَعَلُوا الْمَلائِکَةَ الَّذینَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ اِناثا اَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ »<ref> آیه ۱۹ / سوره زخرف.</ref> «آنها فرشتگان را که بندگان خدایند ، مؤنث پنداشتند ، آیا به هنگام آفرینش آن‌ها شاهد و حاضر بودند ؟ این گونه آنها نوشته می‌شود و از آن‌هــا بــازخـواست خــواهنــد شد» .<br/>
 
« وَ جَعَلُوا الْمَلائِکَةَ الَّذینَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ اِناثا اَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ »<ref> آیه ۱۹ / سوره زخرف.</ref> «آنها فرشتگان را که بندگان خدایند ، مؤنث پنداشتند ، آیا به هنگام آفرینش آن‌ها شاهد و حاضر بودند ؟ این گونه آنها نوشته می‌شود و از آن‌هــا بــازخـواست خــواهنــد شد» .<br/>
۱- <br/>
+
جَعَلُوا : قــرار دادنــد <br/>
سیمای فرشتگان (۱۴۹)<br/>
+
اِناثا : مؤنث ، زنـــان <br/>
جَعَلُوا : قــرار دادنــد
+
اَشَهِدُوا : شاهد بودند <br/>
اِناثا : مؤنث ، زنـــان  
+
خَلْــق : آفـرینـــــش <br/>
اَشَهِدُوا : شاهد بودند  
+
سَتَکْتُــــــبُ : نــوشتـــه می‌شــــود <br/>
خَلْــق : آفـرینـــــش  
+
یُسْئَلُونَ : سؤال می‌کنند ، طلب می‌کنند <br/>
سَتَکْتُــــــبُ : نــوشتـــه می‌شــــود  
+
یُسْئَلُونَ : سؤال می‌کنند ، طلب می‌کنند  
+
 
در این آیه خداوند با صراحت بیشتری می‌فرماید : «آنها فرشتگان را که بنــدگــان خــداینــد مــؤنث پنــداشتنــد و دختــران خــدا معــرفــی کردند» .<br/>
 
در این آیه خداوند با صراحت بیشتری می‌فرماید : «آنها فرشتگان را که بنــدگــان خــداینــد مــؤنث پنــداشتنــد و دختــران خــدا معــرفــی کردند» .<br/>
 
آری ، آن‌ها بندگان شایسته خدا هستند و سر بر فرمان او دارند و تسلیم اراده خدایند . تعبیر به «عِباد» در واقع جواب پندار آن‌ها است ، زیرا اگر مؤنث بودند  
 
آری ، آن‌ها بندگان شایسته خدا هستند و سر بر فرمان او دارند و تسلیم اراده خدایند . تعبیر به «عِباد» در واقع جواب پندار آن‌ها است ، زیرا اگر مؤنث بودند  
(۱۵۰) سیمای فرشتگان
 
 
باید «عِبادات» گفته شود ، ولی باید توجه داشت که «عِبادَ» هم جمع مذکّر است و هم به‌موجوداتی‌که خارج از مذکّر و مؤنث باشند ، مانند فرشتگان اطلاق می‌شود ، همان‌گونه که در مورد خود خداوند نیز ضمیرهای مفرد مذکّر به کار می‌رود ، درحالی که خدا مافوق همه این‌ها است .<br/>
 
باید «عِبادات» گفته شود ، ولی باید توجه داشت که «عِبادَ» هم جمع مذکّر است و هم به‌موجوداتی‌که خارج از مذکّر و مؤنث باشند ، مانند فرشتگان اطلاق می‌شود ، همان‌گونه که در مورد خود خداوند نیز ضمیرهای مفرد مذکّر به کار می‌رود ، درحالی که خدا مافوق همه این‌ها است .<br/>
 
قابل توجه اینکه در این جمله «عِبادُ» به «الرَّحْمن» اضافه شده ، این تعبیر ممکن است اشاره به این باشد که غالب فرشتگان مجریان رحمت خداوند و تــدبیــرکننــدگــان نظـامات عالم هستی که سراسر رحمت است می‌بــاشنــد .<br/>
 
قابل توجه اینکه در این جمله «عِبادُ» به «الرَّحْمن» اضافه شده ، این تعبیر ممکن است اشاره به این باشد که غالب فرشتگان مجریان رحمت خداوند و تــدبیــرکننــدگــان نظـامات عالم هستی که سراسر رحمت است می‌بــاشنــد .<br/>
 
اما چرا این خرافه در میان عرب جاهلی پیدا شد ؟ و چرا هم‌اکنون رسوبات آن در مغزهای گروهی باقی ماده تا آنجا که فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسیم می‌کنند حتی به اصطلاح «فرشته آزادی» را وقتی مجسّم می‌سازند در چهره زنی باقیافه زیبا و موهای فراوان ترسیم می‌کنند !<br/>
 
اما چرا این خرافه در میان عرب جاهلی پیدا شد ؟ و چرا هم‌اکنون رسوبات آن در مغزهای گروهی باقی ماده تا آنجا که فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسیم می‌کنند حتی به اصطلاح «فرشته آزادی» را وقتی مجسّم می‌سازند در چهره زنی باقیافه زیبا و موهای فراوان ترسیم می‌کنند !<br/>
سیمای فرشتگان (۱۵۱)<br/>
 
 
این پندار ممکن است از اینجا سرچشمه گرفته باشد که فرشتگان از نظر مستورند و زنان نیز غالبا مستور بوده‌اند و یا اینکه لطافت وجود فرشتگان سبب شده که آن‌ها را هم‌جنس زنان که نسبت به مردان موجودات لطیف‌تری هستند بدانند و عجب اینکه بعد از مبارزه اسلام با این تفکر خرافی باز هم هنگامی که می‌خواهند زنی را به خوبی توصیف کنند می‌گویند او یک فرشته است و کلمه فـرشتـه را نیز به‌جای نام برای دختران انتخاب می‌کنند . <br/>
 
این پندار ممکن است از اینجا سرچشمه گرفته باشد که فرشتگان از نظر مستورند و زنان نیز غالبا مستور بوده‌اند و یا اینکه لطافت وجود فرشتگان سبب شده که آن‌ها را هم‌جنس زنان که نسبت به مردان موجودات لطیف‌تری هستند بدانند و عجب اینکه بعد از مبارزه اسلام با این تفکر خرافی باز هم هنگامی که می‌خواهند زنی را به خوبی توصیف کنند می‌گویند او یک فرشته است و کلمه فـرشتـه را نیز به‌جای نام برای دختران انتخاب می‌کنند . <br/>
 
برای همین خداوند به صورت استفهام انکاری در پاسخ آنها می‌گوید : «آیا به هنگام آفرینش فرشتگان حاضر بودند و از طریق حضور خود به این امر پی بــوده‌انــد ، گـــواهـی آنهــا بر این عقیده بی‌اساس در نامه‌های اعمالشان ثبت می‌شــود و روز قیــامت مورد سؤال قــرار می‌گیــرند .<br/>
 
برای همین خداوند به صورت استفهام انکاری در پاسخ آنها می‌گوید : «آیا به هنگام آفرینش فرشتگان حاضر بودند و از طریق حضور خود به این امر پی بــوده‌انــد ، گـــواهـی آنهــا بر این عقیده بی‌اساس در نامه‌های اعمالشان ثبت می‌شــود و روز قیــامت مورد سؤال قــرار می‌گیــرند .<br/>
(۱۵۲) سیمای فرشتگان
 
 
همچنیــن در ســوره نحــل ، آیـه ۵۷ آمده است که :<br/>
 
همچنیــن در ســوره نحــل ، آیـه ۵۷ آمده است که :<br/>
 
« وَ یَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما یَشْتَهُونَ »  
 
« وَ یَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما یَشْتَهُونَ »  
سطر ۹۲۰: سطر ۷۴۹:
 
سیمای فرشتگان (۱۵۳)<br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۵۳)<br/>
 
بِالْبَنینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِکَةِ اِناثا : آیا خداوند به شما پسرانی داده و از فرشتگان ، دخترانی انتخاب کرده است» .<br/>
 
بِالْبَنینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِکَةِ اِناثا : آیا خداوند به شما پسرانی داده و از فرشتگان ، دخترانی انتخاب کرده است» .<br/>
 +
 
چهار فرشته مقرّب الهـی  
 
چهار فرشته مقرّب الهـی  
 
« مَـــنْ کـــانَ عَــدُوّا لِلّــهِ وَ مَــلائِکَتِـه وَ رُسُلِـه وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَاِنَّ اللّهَ عَـــدُوٌّ لِلْکــــافِــرینَ » <ref>آیــه ۹۸ / سوره بقـــــــره </ref><br/>
 
« مَـــنْ کـــانَ عَــدُوّا لِلّــهِ وَ مَــلائِکَتِـه وَ رُسُلِـه وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَاِنَّ اللّهَ عَـــدُوٌّ لِلْکــــافِــرینَ » <ref>آیــه ۹۸ / سوره بقـــــــره </ref><br/>
 
«هرکسی که دشمــن خـــدا و فــرشتگــان و فرستادگان و جبرئیل و میکـائیل بـاشد ، (کــافــر اســت) و به‌راستــی که خداوند دشمن کافران است» .<br/>
 
«هرکسی که دشمــن خـــدا و فــرشتگــان و فرستادگان و جبرئیل و میکـائیل بـاشد ، (کــافــر اســت) و به‌راستــی که خداوند دشمن کافران است» .<br/>
۱- .<br/>
+
کــانَ : بــــــاشـــــــد <br/>
(۱۵۴) سیمای فرشتگان
+
عَـدُوّ : دشمــــــــــــن <br/>
کــانَ : بــــــاشـــــــد
+
جِبْریلَ : فرشته جبرئیل <br/>
عَـدُوّ : دشمــــــــــــن  
+
میکـالْ : فرشته میکائیل <br/>
جِبْریلَ : فرشته جبرئیل  
+
میکـالْ : فرشته میکائیل  
+
 
کــافِــریـنْ : کســــانــی هستنــد کـــه اصــول دیــن را انکــار می‌کننــد .<br/>
 
کــافِــریـنْ : کســــانــی هستنــد کـــه اصــول دیــن را انکــار می‌کننــد .<br/>
 
در این آیه اشاره به این شده که اللّه ، فرشتگان او ، فرستادگان او ، جبرئیل ، میکائیل و هر فرشته دیگر قابل تفکیک نیستند و در حقیقت دشمنی با یکی دشمنی با بقیه است .<br/>
 
در این آیه اشاره به این شده که اللّه ، فرشتگان او ، فرستادگان او ، جبرئیل ، میکائیل و هر فرشته دیگر قابل تفکیک نیستند و در حقیقت دشمنی با یکی دشمنی با بقیه است .<br/>
 
و به تعبیر دیگر دستورات الهی که تکامل بخشی انسان‌ها است از سوی خداوند به وسیله فرشتگان بر پیامبران نازل می‌شود و اگر تفاوتی بین مأموریت‌های آن‌ها باشد از قبیل تقسیم مسئولیت است نه تضادّ در مأموریت آن‌ها ، آن‌ها همه در یک مسیر هدف قرار دارند بنابراین دشمنی با یکی از آن‌ها ، دشمنـی با خدا است .<br/>
 
و به تعبیر دیگر دستورات الهی که تکامل بخشی انسان‌ها است از سوی خداوند به وسیله فرشتگان بر پیامبران نازل می‌شود و اگر تفاوتی بین مأموریت‌های آن‌ها باشد از قبیل تقسیم مسئولیت است نه تضادّ در مأموریت آن‌ها ، آن‌ها همه در یک مسیر هدف قرار دارند بنابراین دشمنی با یکی از آن‌ها ، دشمنـی با خدا است .<br/>
سیمای فرشتگان (۱۵۵)<br/>
 
 
دلیل آمدن نام این دو فرشته گرانقدر (جِبْریلْ و میکالْ) پس از واژه «فرشتگان» در این آیه شریفه ، این است که این دو فرشته مقام و منزلت خاصی در میان فرشتگان دارند .<br/>
 
دلیل آمدن نام این دو فرشته گرانقدر (جِبْریلْ و میکالْ) پس از واژه «فرشتگان» در این آیه شریفه ، این است که این دو فرشته مقام و منزلت خاصی در میان فرشتگان دارند .<br/>
 
نام «جبریل» سه بار (یک‌بار در سوره تحریم آیه ۴ و دو بار در سوره بقره آیه ۹۷ و ۹۸) و نام «میکال» یک‌بار (در همین آیه) آمده است و از همین آیات استفاده می‌شود که هر دو از فرشتگان بزرگ و مقرّب خدایند .<br/>
 
نام «جبریل» سه بار (یک‌بار در سوره تحریم آیه ۴ و دو بار در سوره بقره آیه ۹۷ و ۹۸) و نام «میکال» یک‌بار (در همین آیه) آمده است و از همین آیات استفاده می‌شود که هر دو از فرشتگان بزرگ و مقرّب خدایند .<br/>
 
در تلفظـات معمـولـی مسلمیـن جبرئیل و میکائیل هر دو بـا همـزه و یـاء تلفظ می‌شوند ولــی در متـن قـرآن تنهـا به صـورت میکال و جبریل آمده است .<br/>
 
در تلفظـات معمـولـی مسلمیـن جبرئیل و میکائیل هر دو بـا همـزه و یـاء تلفظ می‌شوند ولــی در متـن قـرآن تنهـا به صـورت میکال و جبریل آمده است .<br/>
(۱۵۶) سیمای فرشتگان
 
 
عدّه‌ای گفته‌اند ، نام این دو فرشته بدان جهت در آیه شریفه ذکر شده که یهود با آن‌ها اظهار دشمنی کردند و گروهی نیز برآنند که علّت ذکر نام این دو فرشته ، این است که همه بدانند آن دو ، از فرشتگان گرانقدر خدا هستند و یهودیان پنــدارهــای بـی‌اســــاس در مـــورد آن‌هـا دارنــد .<br/>
 
عدّه‌ای گفته‌اند ، نام این دو فرشته بدان جهت در آیه شریفه ذکر شده که یهود با آن‌ها اظهار دشمنی کردند و گروهی نیز برآنند که علّت ذکر نام این دو فرشته ، این است که همه بدانند آن دو ، از فرشتگان گرانقدر خدا هستند و یهودیان پنــدارهــای بـی‌اســــاس در مـــورد آن‌هـا دارنــد .<br/>
 
در کتب اسلامی معمولاً چهار فرشته مقرب الهی را «جبرئیل» و «میکائیل» و «اسرافیل» و «عزرائیل» شمرده‌اند که از میان آن‌ها «جبرئیل» از همه برتر است . جبرئیل فرشته‌ای روحانی است و هم وجودی است حیاتبخش چراکه حامل رســالت الهـی بر پیـامبران است که احیــاءکننده همه انسان‌های لایق می‌باشد .<br/>
 
در کتب اسلامی معمولاً چهار فرشته مقرب الهی را «جبرئیل» و «میکائیل» و «اسرافیل» و «عزرائیل» شمرده‌اند که از میان آن‌ها «جبرئیل» از همه برتر است . جبرئیل فرشته‌ای روحانی است و هم وجودی است حیاتبخش چراکه حامل رســالت الهـی بر پیـامبران است که احیــاءکننده همه انسان‌های لایق می‌باشد .<br/>
 +
 
پنــج وصــف بـــرای جبـــرئیـل  
 
پنــج وصــف بـــرای جبـــرئیـل  
سیمای فرشتگان (۱۵۷)<br/>
 
 
« اِنَّــهُ لَقَــوْلُ رَسُــولٍ کَــریــمٍ<ref> آیه ۱۹ / سوره تکویر </ref> : کــه ایــن قــرآن کلام فرستاده بــزرگــواری اســت (جبــرئیل امین)» .<br/>
 
« اِنَّــهُ لَقَــوْلُ رَسُــولٍ کَــریــمٍ<ref> آیه ۱۹ / سوره تکویر </ref> : کــه ایــن قــرآن کلام فرستاده بــزرگــواری اســت (جبــرئیل امین)» .<br/>
 
« ذی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی‌الْعَرْشِ مَکینٍ » <ref>آیه ۲۰ / سوره تکویر</ref><br/>
 
« ذی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی‌الْعَرْشِ مَکینٍ » <ref>آیه ۲۰ / سوره تکویر</ref><br/>
 
«که صاحب قدرت است و نزد خــداونـــد صــاحب عــرش مقام والا دارد» .<br/>
 
«که صاحب قدرت است و نزد خــداونـــد صــاحب عــرش مقام والا دارد» .<br/>
 
« مُطاعٍ ثَمَّ اَمینٍ » <ref> آیه ۲۱ / سوره تکــــویــــر </ref> : فرمانروا و امین است .<br/>
 
« مُطاعٍ ثَمَّ اَمینٍ » <ref> آیه ۲۱ / سوره تکــــویــــر </ref> : فرمانروا و امین است .<br/>
قَوْلْ : سخـــن ، کــــلام  
+
قَوْلْ : سخـــن ، کــــلام <br/>
۱-.<br/>
+
کَریــمٍ : بخشنـــــــده <br/>
۲-  .<br/>
+
ذی قُوَّةٍ : صـاحب قدرت <br/>
۳-.<br/>
+
ذِی‌الْعَرْشِ:صاحب‌عرش <br/>
(۱۵۸) سیمای فرشتگان
+
مَکینٍ : کسی که به صاحب منزلت است <br/>
کَریــمٍ : بخشنـــــــده
+
مُطــاعٍ : فرمانبــردار ، اطاعت کننـــده <br/>
ذی قُوَّةٍ : صـاحب قدرت  
+
ثَمَّ : اســم اشــاره به مکــان بعیــــــد <br/>
ذِی‌الْعَرْشِ:صاحب‌عرش  
+
اَمین : درستکار ، امانتدار <br/>
مَکینٍ : کسی که به صاحب منزلت است  
+
مُطــاعٍ : فرمانبــردار ، اطاعت کننـــده  
+
ثَمَّ : اســم اشــاره به مکــان بعیــــــد  
+
اَمین : درستکار ، امانتدار  
+
 
خداوند در این آیات پنج وصف برای «جبرئیل» پیک وحی الهی بیان کرده که در حقیقت اوصــافی است کــه بــرای هـر فـرستاده جـامع‌الشـرایط لازم است .<br/>
 
خداوند در این آیات پنج وصف برای «جبرئیل» پیک وحی الهی بیان کرده که در حقیقت اوصــافی است کــه بــرای هـر فـرستاده جـامع‌الشـرایط لازم است .<br/>
 
نخست اینکه توصیف او به «کریم بودن» که اشاره به ارزش وجودی او است  
 
نخست اینکه توصیف او به «کریم بودن» که اشاره به ارزش وجودی او است  
سیمای فرشتگان (۱۵۹)<br/>
 
 
آری او نزد پروردگار موجودی است با ارزش و بااهمیت .<br/>
 
آری او نزد پروردگار موجودی است با ارزش و بااهمیت .<br/>
 
و سپس بــه وصـف دیگــر او پــرداخته می‌گــویــد :<br/>
 
و سپس بــه وصـف دیگــر او پــرداخته می‌گــویــد :<br/>
 
( ذی قُــــــــوَّةٍ عِنْــــــدَ ذِی الْعَـــــرْشِ مَکیـــنٍ ) .<br/>
 
( ذی قُــــــــوَّةٍ عِنْــــــدَ ذِی الْعَـــــرْشِ مَکیـــنٍ ) .<br/>
 
تعبیر به « ذی قُوَّةٍ » درباره جبرئیل به خاطر آن است که برای دریافت چنین پیام بزرگ و ابلاغ دقیق آن قدرت و نیروی عظیمی لازم است و اصولاً هر رسول و فرستاده‌ای باید در حدود رسالت خود صاحب قدرت باشد مخصوصا باید از هرگونه فراموشکاری در زمینه پیامی که مسئول ابــلاغ آن است برکنــار باشد .<br/>
 
تعبیر به « ذی قُوَّةٍ » درباره جبرئیل به خاطر آن است که برای دریافت چنین پیام بزرگ و ابلاغ دقیق آن قدرت و نیروی عظیمی لازم است و اصولاً هر رسول و فرستاده‌ای باید در حدود رسالت خود صاحب قدرت باشد مخصوصا باید از هرگونه فراموشکاری در زمینه پیامی که مسئول ابــلاغ آن است برکنــار باشد .<br/>
و تعبیر به «ذِی الْعَرْشِ» اشاره به ذات پاک خداوند است گرچه او صاحب تمام عالم هستی است ولی از آنجا که عرش خواه به معنی ماوراء باشد و یا مقام علم مکنون خداوند ، اهمیت بیشتری دارد ، او را به صاحب عرش بودن توصیف  
+
و تعبیر به «ذِی الْعَرْشِ» اشاره به ذات پاک خداوند است گرچه او صاحب تمام عالم هستی است ولی از آنجا که عرش خواه به معنی ماوراء باشد و یا مقام علم مکنون خداوند ، اهمیت بیشتری دارد ، او را به صاحب عرش بودن توصیف می‌کنـــــــد . <br/>
(۱۶۰) سیمای فرشتگان
+
می‌کنـــــــد . <br/>
+
 
«مَکین» به معنی کسی است که صاحب منزلت و مکانت است اساسا باید رسول شخص بزرگ و فرد برجسته‌ای باشد که بتواند نمایندگی و رسالت او را به عهده گیرد و کاملاً مقرّب و نزدیک او باشد و مسلما تعبیر به «عِنْدَ» به معنی حضور مکانی نیست ، چراکه خداوند مکان ندارد بلکه حضور مقامی و قرب معنوی است .<br/>
 
«مَکین» به معنی کسی است که صاحب منزلت و مکانت است اساسا باید رسول شخص بزرگ و فرد برجسته‌ای باشد که بتواند نمایندگی و رسالت او را به عهده گیرد و کاملاً مقرّب و نزدیک او باشد و مسلما تعبیر به «عِنْدَ» به معنی حضور مکانی نیست ، چراکه خداوند مکان ندارد بلکه حضور مقامی و قرب معنوی است .<br/>
 
در چهــارمیـن و پنجمیــن تــوصیــف می‌گـــویــد :<br/>
 
در چهــارمیـن و پنجمیــن تــوصیــف می‌گـــویــد :<br/>
 
«او فرمانروای فرشتگان و امین‌است» «مُطاعٍ ثَمَّ اَمینٍ».<br/>
 
«او فرمانروای فرشتگان و امین‌است» «مُطاعٍ ثَمَّ اَمینٍ».<br/>
 
تعبیر به «ثَمَّ» که برای اشاره به بعید است ناظر به این حقیقت است که پیک وحی خدا در عالم فرشتگان نافذالکلمه و مورد اطاعت است و از همه این‌ها گذشته در ابـــلاغ رســالت خــویش نهــایت امــانـت را دارد .<br/>
 
تعبیر به «ثَمَّ» که برای اشاره به بعید است ناظر به این حقیقت است که پیک وحی خدا در عالم فرشتگان نافذالکلمه و مورد اطاعت است و از همه این‌ها گذشته در ابـــلاغ رســالت خــویش نهــایت امــانـت را دارد .<br/>
سیمای فرشتگان (۱۶۱)<br/>
 
 
از روایات استفاده می‌شود که جبرئیل هنگام ابلاغ وحی و قرآن از سوی گروه عظیمی از فرشتگان همراهی می‌شد و مسلما در میان آن‌ها «مُطاع» بود و یک رسول باید در میان همراهانش فرمانروا و مطاع باشد .<br/>
 
از روایات استفاده می‌شود که جبرئیل هنگام ابلاغ وحی و قرآن از سوی گروه عظیمی از فرشتگان همراهی می‌شد و مسلما در میان آن‌ها «مُطاع» بود و یک رسول باید در میان همراهانش فرمانروا و مطاع باشد .<br/>
در حدیثی آمده است : به هنگام نزول این آیات پیغمبر اکرم به جبرئیل فرمود : «چه خوب خداوند تو را ستوده است که فرموده ، صاحب قدرت است و در نزد خداوند صاحب عرش قرب و مقام دارد و در آنجا فرمانروا و امین است ، نمونه‌ای از قدرت و امانت خود را بیان کن ، جبرئیل در پاسخ عرض کرد : امّا نمونه قدرت من اینکه مأمور نابودی شهرهای قوم لوط شدم و آن چهار شهر بود ، در هر شهر چهارصد هزار مرد جنگجو وجود داشت به جز فرزندان آن‌ها ، من این  
+
در حدیثی آمده است : به هنگام نزول این آیات پیغمبر اکرم به جبرئیل فرمود : «چه خوب خداوند تو را ستوده است که فرموده ، صاحب قدرت است و در نزد خداوند صاحب عرش قرب و مقام دارد و در آنجا فرمانروا و امین است ، نمونه‌ای از قدرت و امانت خود را بیان کن ، جبرئیل در پاسخ عرض کرد : امّا نمونه قدرت من اینکه مأمور نابودی شهرهای قوم لوط شدم و آن چهار شهر بود ، در هر شهر چهارصد هزار مرد جنگجو وجود داشت به جز فرزندان آن‌ها ، من این شهــرها را از بیــن برداشتم و به آسمان بردم تا آنجــا که فــرشتگــان آسمـــان صدای حیوانات آنها را شنیدند پس به زمین آوردم و زیر و رو کردم و امّا نمونه امانت من این است که هیچ دستوری به من داده نشده که از آن دستور کمتــریـن تخطّـی کــرده باشم» <ref>مجمع البیان ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۴۶.</ref><br/>
(۱۶۲) سیمای فرشتگان
+
شهــرها را از بیــن برداشتم و به آسمان بردم تا آنجــا که فــرشتگــان آسمـــان صدای حیوانات آنها را شنیدند پس به زمین آوردم و زیر و رو کردم و امّا نمونه امانت من این است که هیچ دستوری به من داده نشده که از آن دستور کمتــریـن تخطّـی کــرده باشم» <ref>مجمع البیان ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۴۶.</ref><br/>
+
 
جبـرئیل فرشته وحی و اوصاف او  
 
جبـرئیل فرشته وحی و اوصاف او  
 
« نَزَلَ بِهِ الــرُّوحُ الاَْمیــــنُ »<ref>آیه ۱۹۳ / سوره شعراء</ref><br/>
 
« نَزَلَ بِهِ الــرُّوحُ الاَْمیــــنُ »<ref>آیه ۱۹۳ / سوره شعراء</ref><br/>
 
«روح الامین آن را (قرآن) نازل کرده است» .<br/>
 
«روح الامین آن را (قرآن) نازل کرده است» .<br/>
نَــزَل : پـــــاییــن آورد ، نــــــازل کـــرد  
+
نَــزَل : پـــــاییــن آورد ، نــــــازل کـــرد <br/>
۱- <br/>
+
الـــرُّوحُ الامیــن : منظـــور جبرئیــل است <br/>
۲- .<br/>
+
سیمای فرشتگان (۱۶۳)<br/>
+
الـــرُّوحُ الامیــن : منظـــور جبرئیــل است  
+
 
خداوند به خاطر اینکه نشانه اعجاز قرآن و اینکه از سوی رب‌العالمین نازل شده است را در این آیه اضافه می‌کند «آن را روح‌الامین از سوی خداوند آورده است» .<br/>
 
خداوند به خاطر اینکه نشانه اعجاز قرآن و اینکه از سوی رب‌العالمین نازل شده است را در این آیه اضافه می‌کند «آن را روح‌الامین از سوی خداوند آورده است» .<br/>
 
اگر آن فرشته وحی و آن «روح‌الامین پروردگار» ، آن را از سوی خدا نیاورده بود این چنین درخشان و پاک و خالی از آلودگی به خرافات و اباطیل نبود .<br/>
 
اگر آن فرشته وحی و آن «روح‌الامین پروردگار» ، آن را از سوی خدا نیاورده بود این چنین درخشان و پاک و خالی از آلودگی به خرافات و اباطیل نبود .<br/>
 
قــابل تــوجــه اینکــه فــرشتــه وحــی که همــان جبــرئیل اســت در اینجــا با دو عنوان تــوصیــف شـده عنــوان «روح» و عنــوان «امین» . روحی کــه ســرچشمــه حیــات است و امـانتی که شرط اصلی هدایت و رهبری است .<br/>
 
قــابل تــوجــه اینکــه فــرشتــه وحــی که همــان جبــرئیل اســت در اینجــا با دو عنوان تــوصیــف شـده عنــوان «روح» و عنــوان «امین» . روحی کــه ســرچشمــه حیــات است و امـانتی که شرط اصلی هدایت و رهبری است .<br/>
 
« قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذینَ امَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمیـــــــنَ »<ref> آیه ۱۰۲ / سوره نحل</ref><br/>
 
« قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذینَ امَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمیـــــــنَ »<ref> آیه ۱۰۲ / سوره نحل</ref><br/>
(۱۶۴) سیمای فرشتگان
 
 
«بگو ، آن را روح‌القدس از جانب پروردگارت به حق نازل کرده است ، تا افراد باایمــان را ثــابت قـدم گــرداند و هــدایت و بشارتی‌است برای عموم‌مسملین» .<br/>
 
«بگو ، آن را روح‌القدس از جانب پروردگارت به حق نازل کرده است ، تا افراد باایمــان را ثــابت قـدم گــرداند و هــدایت و بشارتی‌است برای عموم‌مسملین» .<br/>
 
«روح القدس» یا «روح مقدس» همان پیک وحی «جبرئیل امین» است و اما چرا جبرئیل را «روح القدس» می‌گویند ، به خاطر این است که از طرقی جنبه روحانیت در فرشتگان مسأله روشنی است و اطلاق کلمه (روح) بر آنها صحیح است و اضافه کردن آن به «القُدُسْ» اشاره به پاکی و قداست فوق‌العاده این فرشته است .<br/>
 
«روح القدس» یا «روح مقدس» همان پیک وحی «جبرئیل امین» است و اما چرا جبرئیل را «روح القدس» می‌گویند ، به خاطر این است که از طرقی جنبه روحانیت در فرشتگان مسأله روشنی است و اطلاق کلمه (روح) بر آنها صحیح است و اضافه کردن آن به «القُدُسْ» اشاره به پاکی و قداست فوق‌العاده این فرشته است .<br/>
 
از ایــن آیــات نتیجــه می‌گیــریــم کــه واسطــه وحــی خــدا «جـبرئیل»  
 
از ایــن آیــات نتیجــه می‌گیــریــم کــه واسطــه وحــی خــدا «جـبرئیل»  
۱- .<br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۶۵)<br/>
 
 
بــــوده و بــا القـــــاب «روح القــدس» و «روح‌الامیــن» بیــان شــده اســـت .<br/>
 
بــــوده و بــا القـــــاب «روح القــدس» و «روح‌الامیــن» بیــان شــده اســـت .<br/>
 
جبرئیل معلّم پیامبر بود یا نه ؟<br/>
 
جبرئیل معلّم پیامبر بود یا نه ؟<br/>
 
« عَلَّمَـهُ شَـدیدُ الْقُوی »<ref> آیه ۵ / سوره نجم .</ref><br/>
 
« عَلَّمَـهُ شَـدیدُ الْقُوی »<ref> آیه ۵ / سوره نجم .</ref><br/>
 
«آن کسی که قدرت عظیمی دارد او را (حضرت محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله ) تعلیم داده است» .<br/>
 
«آن کسی که قدرت عظیمی دارد او را (حضرت محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله ) تعلیم داده است» .<br/>
عَلَّــــمَ : تعلیـــــــــم داد  
+
عَلَّــــمَ : تعلیـــــــــم داد <br/>
شَدیدُ : سخـت ، محکــــم  
+
شَدیدُ : سخـت ، محکــــم <br/>
القُوی : نیـروها و قـوّت‌ها  
+
القُوی : نیـروها و قـوّت‌ها <br/>
 
نظریه مشهور مفسران این است که معلّم پیامبر همان «جبرئیل» پیک وحی خدا بود که قدرت فوق‌العاده داشت او که معمولاً به صورت انسانی خوش چهره بر پیامبر ظاهر می‌گشت و پیام الهی را ابلاغ می‌کرد . دوبار در تمام عمر آن حضرت به قیافه و چهره اصلیش بر او ظاهر می‌گشت .<br/>
 
نظریه مشهور مفسران این است که معلّم پیامبر همان «جبرئیل» پیک وحی خدا بود که قدرت فوق‌العاده داشت او که معمولاً به صورت انسانی خوش چهره بر پیامبر ظاهر می‌گشت و پیام الهی را ابلاغ می‌کرد . دوبار در تمام عمر آن حضرت به قیافه و چهره اصلیش بر او ظاهر می‌گشت .<br/>
۱-<br/>
 
(۱۶۶) سیمای فرشتگان
 
 
 
این تفسیر را که منظور از «شَدیدُ الْقُوی» جبرئیل امین است گروه زیادی از مفسران از جمله طبرسی (مجمع البیان) ، فخر رازی (مفاتیح الغیب) و علامه طبـاطبـایی (المیـــزان) ، ... بـرگـزیده‌اند .<br/>
 
این تفسیر را که منظور از «شَدیدُ الْقُوی» جبرئیل امین است گروه زیادی از مفسران از جمله طبرسی (مجمع البیان) ، فخر رازی (مفاتیح الغیب) و علامه طبـاطبـایی (المیـــزان) ، ... بـرگـزیده‌اند .<br/>
 
ولی این تفسیر با تمام طرفدارانی که دارد خالی از اشکال نیست : زیرا تعبیر به «عَلَّمَهُ» یا مانند آن در قرآن هیچ‌گاه در مورد جبرئیل به کار نرفته و این تعبیر در مورد خداوند نسبت به پیامبر اسلام و پیامبران دیگر بسیار زیاد است و یا به عبارت دیگر جبرئیل معلّم پیامبر نبود بلکه واسطه وحی بود و معلّمش تنها خدا است و «شَدیدُ الْقُوی» به معنی کسی است که تمام قدرت‌هایش فوق‌العاده است و تنها مناسب ذات پــاک پــروردگار است .<br/>
 
ولی این تفسیر با تمام طرفدارانی که دارد خالی از اشکال نیست : زیرا تعبیر به «عَلَّمَهُ» یا مانند آن در قرآن هیچ‌گاه در مورد جبرئیل به کار نرفته و این تعبیر در مورد خداوند نسبت به پیامبر اسلام و پیامبران دیگر بسیار زیاد است و یا به عبارت دیگر جبرئیل معلّم پیامبر نبود بلکه واسطه وحی بود و معلّمش تنها خدا است و «شَدیدُ الْقُوی» به معنی کسی است که تمام قدرت‌هایش فوق‌العاده است و تنها مناسب ذات پــاک پــروردگار است .<br/>
سیمای فرشتگان (۱۶۷)<br/>
+
 
 
روح فرشته‌ای برتر از جبرئیل و میکائیل  
 
روح فرشته‌ای برتر از جبرئیل و میکائیل  
 
«یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَةُ صَفّا لا یَتَکَلَّمُونَ اِلاّ مَنْ اَذِنَ لَهُ‌الرَّحْمنُ وَ قالَ صَـــــوابــا»<ref>آیه ۳۸ / سوره نبأ</ref><br/>
 
«یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَةُ صَفّا لا یَتَکَلَّمُونَ اِلاّ مَنْ اَذِنَ لَهُ‌الرَّحْمنُ وَ قالَ صَـــــوابــا»<ref>آیه ۳۸ / سوره نبأ</ref><br/>
 
«این‌ها در آن روز واقع می‌شوند که "روح" و "ملائکه" در یک صف قیام می‌کنند و هیچ‌یک جز به اذن خداوند رحمن سخن نمی‌گوید و آن‌گاه که می‌گویند ، صواب می‌گویند» .<br/>
 
«این‌ها در آن روز واقع می‌شوند که "روح" و "ملائکه" در یک صف قیام می‌کنند و هیچ‌یک جز به اذن خداوند رحمن سخن نمی‌گوید و آن‌گاه که می‌گویند ، صواب می‌گویند» .<br/>
یَقُومُ : قیــام می‌کنند به معنی وقــوع امر  
+
یَقُومُ : قیــام می‌کنند به معنی وقــوع امر <br/>
۱- .<br/>
+
اَلرُّوحُ : روان و روح ، در اینجــا منظــور فرشته مخصوص <br/>
(۱۶۸) سیمای فرشتگان
+
صَفّا : جمــع صـــاف ، صـف کشیـــده <br/>
اَلرُّوحُ : روان و روح ، در اینجــا منظــور فرشته مخصوص  
+
یَتَکَلَّمُونَ : سخن می‌گویند ، تکلّم می‌کنند <br/>
صَفّا : جمــع صـــاف ، صـف کشیـــده  
+
اَذِنَ : در اینجا چون با لام آمده به معنی اجازه و گوش دادن <br/>
یَتَکَلَّمُونَ : سخن می‌گویند ، تکلّم می‌کنند  
+
اَلرَّحْمــنُ : بخشنــــده <br/>
اَذِنَ : در اینجا چون با لام آمده به معنی اجازه و گوش دادن  
+
قالَ : می‌گویند ، بگویند <br/>
اَلرَّحْمــنُ : بخشنــــده  
+
صَــوابــا : حـق و درســت مطــابق حکمـــت و عقــل <br/>
قالَ : می‌گویند ، بگویند  
+
 
صَــوابــا : حـق و درســت مطــابق حکمـــت و عقــل  
+
 
قیــــام فــرشتگــــان  
 
قیــــام فــرشتگــــان  
 
بدون شک قیام «روح» و «فرشتگان» در آن روز در یک صف و سخن نگفتن جز به اذن خداوند رحمن فقط برای اجرای فرمان او است ، آن‌ها در این جهان نیز «مــدبّرات امــر» و مجــری فـرمـان او هستند و در عالم آخرت این امر آشکارتر و واضـــــح‌تــر اســـت .<br/>
 
بدون شک قیام «روح» و «فرشتگان» در آن روز در یک صف و سخن نگفتن جز به اذن خداوند رحمن فقط برای اجرای فرمان او است ، آن‌ها در این جهان نیز «مــدبّرات امــر» و مجــری فـرمـان او هستند و در عالم آخرت این امر آشکارتر و واضـــــح‌تــر اســـت .<br/>
سیمای فرشتگان (۱۶۹)<br/>
 
 
قابل توجه اینکه روح در قرآن مجید به صورت مطلق و بدون هیچ قید ذکر شده و در این حال غالبا در برابر ملائکه قرار گرفته مانند :<br/>
 
قابل توجه اینکه روح در قرآن مجید به صورت مطلق و بدون هیچ قید ذکر شده و در این حال غالبا در برابر ملائکه قرار گرفته مانند :<br/>
 
« تُعْـــــــرُجُ الْمَـــــلائِکَةُ وَ الــــــرُّوحُ اِلَیْــــهِ» .<ref>آیه ۴ / سوره معارج</ref> <br/>
 
« تُعْـــــــرُجُ الْمَـــــلائِکَةُ وَ الــــــرُّوحُ اِلَیْــــهِ» .<ref>آیه ۴ / سوره معارج</ref> <br/>
سطر ۱٬۰۲۹: سطر ۸۳۴:
 
« تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ اَمْرٍ»<ref>آیه ۴ / سوره قدر</ref> <br/>
 
« تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ اَمْرٍ»<ref>آیه ۴ / سوره قدر</ref> <br/>
 
«در شب قـــدر مـــلائکـــه و روح به‌فرمان پروردگــارشـــان با هــر چیزی نـازل می‌شــونــد» .<br/>
 
«در شب قـــدر مـــلائکـــه و روح به‌فرمان پروردگــارشـــان با هــر چیزی نـازل می‌شــونــد» .<br/>
۱-  .<br/>
 
۲- .<br/>
 
(۱۷۰) سیمای فرشتگان
 
 
در همه این آیات سخن از روحی است که در عروج به سوی خدا و در نزول برای هرکار و در ایستادن در پیشگاه خدا و در روز قیامت ، با ملائکه همراه است .<br/>
 
در همه این آیات سخن از روحی است که در عروج به سوی خدا و در نزول برای هرکار و در ایستادن در پیشگاه خدا و در روز قیامت ، با ملائکه همراه است .<br/>
 
پس منظور از روح در اینجا یکی از فرشتگان بزرگ الهی است که بر طبق بعضی از روایات حتّی از جبــرئیل بهتــر و بـرتـر است .<br/>
 
پس منظور از روح در اینجا یکی از فرشتگان بزرگ الهی است که بر طبق بعضی از روایات حتّی از جبــرئیل بهتــر و بـرتـر است .<br/>
 
چنانچه در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام می‌خوانیم : «او فرشته‌ای است بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل»<ref>مجمع‌البیان ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۲۷</ref><br/>
 
چنانچه در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام می‌خوانیم : «او فرشته‌ای است بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل»<ref>مجمع‌البیان ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۲۷</ref><br/>
 
در دعــای ســوم صحیفـــه پس از صلــوات بــر جبــرئیــل و میکائیل و اســرافیــل فــرمــوده :<br/>
 
در دعــای ســوم صحیفـــه پس از صلــوات بــر جبــرئیــل و میکائیل و اســرافیــل فــرمــوده :<br/>
۱- .<br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۷۱)<br/>
 
 
« وَ الرُّوحُ الَّذی هُوَ عَلی مَلائِکَةِ الْحُجُبِ وَ الرُّوحُ الَّذی هُوَ مِنْ اَمْرِک : صلوات فرست برآن روح‌که برملائکه حجب موکّل‌است و برآن روح‌که‌از امر تواست»<ref>مجمع البیان ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۲۸</ref><br/>
 
« وَ الرُّوحُ الَّذی هُوَ عَلی مَلائِکَةِ الْحُجُبِ وَ الرُّوحُ الَّذی هُوَ مِنْ اَمْرِک : صلوات فرست برآن روح‌که برملائکه حجب موکّل‌است و برآن روح‌که‌از امر تواست»<ref>مجمع البیان ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۲۸</ref><br/>
 
در تفسیـر «علـی‌بـن‌ابراهیـم» نیـز آمـده اسـت : « الروح ملک اعظم من جبرئیل و میکائیل و کان مع رسول الله و هو مع الائمة (ع) : روح فرشته‌ای برتر از جبــرئیـل و میکـــائیـل و او با رســول خــدا همــراه بــوده و بـا امامان است . <br/>
 
در تفسیـر «علـی‌بـن‌ابراهیـم» نیـز آمـده اسـت : « الروح ملک اعظم من جبرئیل و میکائیل و کان مع رسول الله و هو مع الائمة (ع) : روح فرشته‌ای برتر از جبــرئیـل و میکـــائیـل و او با رســول خــدا همــراه بــوده و بـا امامان است . <br/>
این مخلوق بزرگ الهی خواه از فرشتگان باشد یا از موجودی دیگر ، در قیامت همراه ملائکه آماده اطاعت فرمان او هستند و چنان هول و اضطراب محشر همه  
+
این مخلوق بزرگ الهی خواه از فرشتگان باشد یا از موجودی دیگر ، در قیامت همراه ملائکه آماده اطاعت فرمان او هستند و چنان هول و اضطراب محشر همه را فرا گرفته که هیچ کس را یارای سخن گفتن نیست و آنگاه که ذکری یا سخنی بگویند یا شفاعتی کنند ، تنها به اذن پروردگار است ، حمد و ثنای او می‌گویند و یا شفاعت کنند ، تنها به اذن پروردگار است ، حمد و ثنای او می‌گویند و یا شفاعت بــرای آن‌هـا کــه شــایسته شفــاعت هستند .<br/>
۱- .<br/>
+
(۱۷۲) سیمای فرشتگان
+
را فرا گرفته که هیچ کس را یارای سخن گفتن نیست و آنگاه که ذکری یا سخنی بگویند یا شفاعتی کنند ، تنها به اذن پروردگار است ، حمد و ثنای او می‌گویند و یا شفاعت کنند ، تنها به اذن پروردگار است ، حمد و ثنای او می‌گویند و یا شفاعت بــرای آن‌هـا کــه شــایسته شفــاعت هستند .<br/>
+
 
تعبیـــر بــه «صَــوابــا» دلیـــل بــر ایــن اســت کــه اگــر روح و ملائکه یا انبیاء و اولیاء برای کســانی صحبت می‌کنند و شفــاعت می‌کنند آن هم روی حســاب است و حق و درست و بی‌دلیل نیست .<br/>
 
تعبیـــر بــه «صَــوابــا» دلیـــل بــر ایــن اســت کــه اگــر روح و ملائکه یا انبیاء و اولیاء برای کســانی صحبت می‌کنند و شفــاعت می‌کنند آن هم روی حســاب است و حق و درست و بی‌دلیل نیست .<br/>
 +
 
ماجرای‌هاروت‌وماروت دوملک‌بزرگ‌الهی
 
ماجرای‌هاروت‌وماروت دوملک‌بزرگ‌الهی
 
« وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلی مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ وَ ما اُنْزِلَ عَلی الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ اَحَدٍ حَتّی یَقُولا اِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرُ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفِّرقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِه وَ ما هُمْ بِضّارّینَ بِه مِنْ اَحَدٍ اِلاّ بِاِذْنِ اللّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَریهُ ما لَهُ فِی الاْخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِه اَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ »<ref>آیه ۱۰۲ / سوره بقره.</ref><br/>
 
« وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلی مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ وَ ما اُنْزِلَ عَلی الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ اَحَدٍ حَتّی یَقُولا اِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرُ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفِّرقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِه وَ ما هُمْ بِضّارّینَ بِه مِنْ اَحَدٍ اِلاّ بِاِذْنِ اللّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَریهُ ما لَهُ فِی الاْخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِه اَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ »<ref>آیه ۱۰۲ / سوره بقره.</ref><br/>
سیمای فرشتگان (۱۷۳)<br/>
+
«و (یهودیان) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی می‌کنند . سلیمان هرگز کافر نشد و لکن شیاطین کفر ورزیدند و به مردم تعلیم سحر دارند و نیز (یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل "هاروت" و "ماروت" نازل شد پیروی کردند (آنها طریق سحر کردن را برای آشنایی با طرز ابطال آن به مردم یاد می‌دادند) و به هیچ‌کس چیزی یاد نمی‌دادند مگر اینکه قبلاً به او می‌گفتند ما وسیله آزمایش شما هستیم ، کافر نشوید . ولی آنها از آن دو فرشته مطالبی را می‌آموختند که بتواند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند ولی هیچ‌گاه بدون فرمان خدا نمی‌توانند به انسانی ضرر برسانند ، آنها قسمت‌هایی را فرا می‌گرفتند که برای آنان زیان داشت و نفعی نداشت و مسلما می‌دانستند هرکس خریدار این گونه متاع باشد بهره و فایده‌ای در آخرت نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بودآن‌چه خود را به آن می‌فروختند : اگر علم و دانش می‌داشتند» .<br/>
«و (یهودیان) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی می‌کنند . سلیمان هرگز کافر نشد و لکن شیاطین کفر ورزیدند و به مردم تعلیم سحر دارند و نیز (یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل "هاروت" و "ماروت" نازل شد پیروی کردند (آنها طریق سحر کردن را برای آشنایی با طرز ابطال آن به مردم یاد می‌دادند) و به هیچ‌کس چیزی یاد نمی‌دادند مگر اینکه قبلاً به او می‌گفتند ما  
+
اِتَّبِعُوا : پیــروی کردنـد <br/>
۱- <br/>
+
تَتْلُوا : دنبـــال می‌کــردنــد ، تــلاوت می‌کردنــد<br/>
(۱۷۴) سیمای فرشتگان
+
فِتْنَةً : آزمایش ، آزمـون <br/>
وسیله آزمایش شما هستیم ، کافر نشوید . ولی آنها از آن دو فرشته مطالبی را می‌آموختند که بتواند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند ولی هیچ‌گاه بدون فرمان خدا نمی‌توانند به انسانی ضرر برسانند ، آنها قسمت‌هایی را فرا می‌گرفتند که برای آنان زیان داشت و نفعی نداشت و مسلما می‌دانستند هرکس خریدار این گونه متاع باشد بهره و فایده‌ای در آخرت نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بودآن‌چه خود را به آن می‌فروختند : اگر علم و دانش می‌داشتند» .<br/>
+
السِحْرَ : سحر و افسون <br/>
اِتَّبِعُوا : پیــروی کردنـد  
+
کَفَرُوا : کافــر شــدنــد <br/>
تَتْلُوا : دنبـــال می‌کــردنــد ، تــلاوت می‌کردنــد
+
مَــــرْء : مــــــــــــرد <br/>
فِتْنَةً : آزمایش ، آزمـون  
+
اِذْنِ : آگاهی ، فرمان ، اجازه ، دستور<br/>
السِحْرَ : سحر و افسون  
+
خَلاقٍ : بهره و برخورداری شایسته <br/>
سیمای فرشتگان (۱۷۵)<br/>
+
اِشْتــــری : خــریــدار <br/>
کَفَرُوا : کافــر شــدنــد  
+
ماشَرَوْا : ما : آنچه ، شَرَوْا : فروختند <br/>
مَــــرْء : مــــــــــــرد  
+
مایَضُّرُّ : زیــان و گــزند می‌رسانید <br/>
اِذْنِ : آگاهی ، فرمان ، اجازه ، دستور
+
لا یَنْفَعُ : ســـــودی نمــی‌آورنــــد <br/>
خَلاقٍ : بهره و برخورداری شایسته  
+
یُفَرِّقُونَ : جدایــــی مــی‌افکننـــــد <br/>
اِشْتــــری : خــریــدار  
+
درباره «هاروت» و «ماروت» این دو فرشته بزرگ که به سرزمین بابل آمدند <br/>
ماشَرَوْا : ما : آنچه ، شَرَوْا : فروختند  
+
مایَضُّرُّ : زیــان و گــزند می‌رسانید  
+
لا یَنْفَعُ : ســـــودی نمــی‌آورنــــد  
+
یُفَرِّقُونَ : جدایــــی مــی‌افکننـــــد  
+
درباره «هاروت» و «ماروت» این دو فرشته بزرگ که به سرزمین بابل آمدند  
+
(۱۷۶) سیمای فرشتگان
+
 
افسانه‌ها و اساطیر عجیبی به وسیله داستان‌پردازان ساخته شده و به این دو ملک بزرگ الهی بسته‌اند . آنچه از میان همه این‌ها صحیح‌تر به نظر می‌رسد و به موازین عقلی و تاریخی و منابع حدیث سازگار است همان است که در ذیل می‌خوانیم : «در سرزمین بابل سحر و جادوگری به اوج خود رسیده بود و باعث ناراحتی مردم گردیده بود به همین دلیل خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند و مردم را به طرف خود بکشانند و راه‌های مبارزه با آفت جنون‌آمیز سحر و افسون را که در آن روزگاران زندگی را به مردم تلخ و دردناک ساخته بود به آنان بیاموزند و سحر و جادو را از معجزه‌ای که سند صداقت و درستی پیامبران خدا است بازشناسانند و مردم را در برابر آن جادوگران یاری کنند تا مردم بتوانند خود را از شرّ ساحران برکنار کنند ولی این تعلیمات بالاخره قابل سوء استفاده بود چراکه فرشتگان ناچار بودند برای ابطال سحر ساحران طرز آن را نیز تشریح کنند تا مردم بتوانند از این راه به پیشگیری بپردازند ، این موضوع سبب شد که گروهی پس از آگاهی از طرز سحر ، خود در ردیف ساحران قرار گرفتند و موجب مزاحمت تازه‌ای برای مردم شدند .<br/>
 
افسانه‌ها و اساطیر عجیبی به وسیله داستان‌پردازان ساخته شده و به این دو ملک بزرگ الهی بسته‌اند . آنچه از میان همه این‌ها صحیح‌تر به نظر می‌رسد و به موازین عقلی و تاریخی و منابع حدیث سازگار است همان است که در ذیل می‌خوانیم : «در سرزمین بابل سحر و جادوگری به اوج خود رسیده بود و باعث ناراحتی مردم گردیده بود به همین دلیل خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند و مردم را به طرف خود بکشانند و راه‌های مبارزه با آفت جنون‌آمیز سحر و افسون را که در آن روزگاران زندگی را به مردم تلخ و دردناک ساخته بود به آنان بیاموزند و سحر و جادو را از معجزه‌ای که سند صداقت و درستی پیامبران خدا است بازشناسانند و مردم را در برابر آن جادوگران یاری کنند تا مردم بتوانند خود را از شرّ ساحران برکنار کنند ولی این تعلیمات بالاخره قابل سوء استفاده بود چراکه فرشتگان ناچار بودند برای ابطال سحر ساحران طرز آن را نیز تشریح کنند تا مردم بتوانند از این راه به پیشگیری بپردازند ، این موضوع سبب شد که گروهی پس از آگاهی از طرز سحر ، خود در ردیف ساحران قرار گرفتند و موجب مزاحمت تازه‌ای برای مردم شدند .<br/>
سیمای فرشتگان (۱۷۷)<br/>
 
 
با اینکه آن دو فرشته بزرگ الهی «هاروت» و «ماروت» به مردم هشدار می‌دادند که این یک نوع کفر است اما آنها به کارهایی می‌پرداختند که موجب ضرر و زیان مردم می‌شد . (مجمع‌البیان)<br/>
 
با اینکه آن دو فرشته بزرگ الهی «هاروت» و «ماروت» به مردم هشدار می‌دادند که این یک نوع کفر است اما آنها به کارهایی می‌پرداختند که موجب ضرر و زیان مردم می‌شد . (مجمع‌البیان)<br/>
 
در اینجا سؤالی باقی می‌ماند و آن اینکه «هاروت» و «ماروت» دو فرشته بزرگ الهی بودند که برای مبارزه با آزار و اذیّت ساحران به تعلیم مردم پرداختند  
 
در اینجا سؤالی باقی می‌ماند و آن اینکه «هاروت» و «ماروت» دو فرشته بزرگ الهی بودند که برای مبارزه با آزار و اذیّت ساحران به تعلیم مردم پرداختند  
(۱۷۸) سیمای فرشتگان
 
 
آیــا بــه راستــی فــرشتـه می‌تــوانــد معلّــم انســان بــــاشــد ؟<br/>
 
آیــا بــه راستــی فــرشتـه می‌تــوانــد معلّــم انســان بــــاشــد ؟<br/>
 
پاسخ این سؤال در همین آیه ذکر شده است و آن اینکه خداوند آن‌ها را به صورت انسان‌هایی درآورد تا بتوانند این رسالت خود را انجام دهند .<br/>
 
پاسخ این سؤال در همین آیه ذکر شده است و آن اینکه خداوند آن‌ها را به صورت انسان‌هایی درآورد تا بتوانند این رسالت خود را انجام دهند .<br/>
 
این حقیقت را می‌توان از آیــه ۹ ســوره انعــام دریــافت آنجـا که می‌گـوید :<br/>
 
این حقیقت را می‌توان از آیــه ۹ ســوره انعــام دریــافت آنجـا که می‌گـوید :<br/>
 
« وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکا لَجَعَلْناهُ رَجُلاً : اگر او (پیامبر) را فرشته‌ای قرار می‌دادیم حتما او را به صورت مردی جلوه‌گر می‌ساختیم» .<br/>
 
« وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکا لَجَعَلْناهُ رَجُلاً : اگر او (پیامبر) را فرشته‌ای قرار می‌دادیم حتما او را به صورت مردی جلوه‌گر می‌ساختیم» .<br/>
 +
 
ملائکه و جنّ  
 
ملائکه و جنّ  
 
آیــا جــنّ و ملــک یــک حقیقــت هستنــد و از یــک چیــز آفــریــده شـده‌انـد یا نه ؟ آیا شیطان از جنّ است یا از ملک ؟<br/>
 
آیــا جــنّ و ملــک یــک حقیقــت هستنــد و از یــک چیــز آفــریــده شـده‌انـد یا نه ؟ آیا شیطان از جنّ است یا از ملک ؟<br/>
 
جنّ و مــلائکــه بنــابر آنچــه از قــرآن استفــاده می‌شــود یک حقیقت نیستنــد و شیطــان ملــک نیسـت بـدیـن‌بیـــان :<br/>
 
جنّ و مــلائکــه بنــابر آنچــه از قــرآن استفــاده می‌شــود یک حقیقت نیستنــد و شیطــان ملــک نیسـت بـدیـن‌بیـــان :<br/>
سیمای فرشتگان (۱۷۹)<br/>
 
 
۱ ـ در قرآن در مورد این که فرشتگان از چه چیز آفریده شده مطلب روشن و صریحی نیامده ولی دوبار تصریح شده که جانّ از آتش به خصوصی آفریده شده که در سوره حجر آیه ۲۷ ـ سوره رحمن ، آیه ۱۵ آمده است و شیطان بارها گفته است « خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ » .<br/>
 
۱ ـ در قرآن در مورد این که فرشتگان از چه چیز آفریده شده مطلب روشن و صریحی نیامده ولی دوبار تصریح شده که جانّ از آتش به خصوصی آفریده شده که در سوره حجر آیه ۲۷ ـ سوره رحمن ، آیه ۱۵ آمده است و شیطان بارها گفته است « خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ » .<br/>
 
۲ ـ راجع‌به‌ملائکه ابدا ذکرگناهی در قرآن نیست بلکه فقط « عِبادٌمُکْرَمُونَ<ref>آیه ۲۶ ـ ۲۷ / سوره انبیاء</ref>، لایَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ‌وَهُمْ‌بِاَمْرِه یَعْمَلُونَ<ref>آیه ۲۶ ـ ۲۷ / سوره انبیاء</ref>، یُسَبِّحُونَ‌اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لایَفْتُرُونَ»<ref>آیه ۲۰ / سوره انبیـــــــاء</ref><br/>
 
۲ ـ راجع‌به‌ملائکه ابدا ذکرگناهی در قرآن نیست بلکه فقط « عِبادٌمُکْرَمُونَ<ref>آیه ۲۶ ـ ۲۷ / سوره انبیاء</ref>، لایَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ‌وَهُمْ‌بِاَمْرِه یَعْمَلُونَ<ref>آیه ۲۶ ـ ۲۷ / سوره انبیاء</ref>، یُسَبِّحُونَ‌اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لایَفْتُرُونَ»<ref>آیه ۲۰ / سوره انبیـــــــاء</ref><br/>
۱- .<br/>
 
۲- .<br/>
 
(۱۸۰) سیمای فرشتگان
 
 
و نظیر این‌ها آمده است ولی درباره جنّ ، گناه ، اطاعت ، شرک ، مرگ ، رفتن به جهنّم و غیره ذکر شده است .<br/>
 
و نظیر این‌ها آمده است ولی درباره جنّ ، گناه ، اطاعت ، شرک ، مرگ ، رفتن به جهنّم و غیره ذکر شده است .<br/>
 
۳ ـ ابلیس دارای ذریّه است چنانچه فرموده : «وَ اِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لاِآدَمَ فَسَجَدُوا اِلاّ اِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ اَمْرِ رَبِّهِ‌اَفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرَّیَّتَهُ اَوْلِیاءَ مِنْ دُونی وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظّالِمینَ بَدَلاً»<ref>آیه ۵۰ / سوره کهف</ref> : به یاد آورید زمانی را که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید ، آنها همگی سجده کردند ، جز ابلیس ، او از جنّ بود ، سپس از فرمان پروردگار خارج شد ، آیا او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید در حالی که دشمن شما هستند؟ این‌ها چه جــانشیــن‌هــای بــدی بــرای ظــالمــان هستند» .<br/>
 
۳ ـ ابلیس دارای ذریّه است چنانچه فرموده : «وَ اِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لاِآدَمَ فَسَجَدُوا اِلاّ اِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ اَمْرِ رَبِّهِ‌اَفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرَّیَّتَهُ اَوْلِیاءَ مِنْ دُونی وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظّالِمینَ بَدَلاً»<ref>آیه ۵۰ / سوره کهف</ref> : به یاد آورید زمانی را که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید ، آنها همگی سجده کردند ، جز ابلیس ، او از جنّ بود ، سپس از فرمان پروردگار خارج شد ، آیا او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید در حالی که دشمن شما هستند؟ این‌ها چه جــانشیــن‌هــای بــدی بــرای ظــالمــان هستند» .<br/>
۱- .<br/>
 
۲- .<br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۸۱)<br/>
 
 
ولی راجع به ذرّیه ملائکه خبری در قرآن نیست .<br/>
 
ولی راجع به ذرّیه ملائکه خبری در قرآن نیست .<br/>
 
۴ ـ شیطان چنانچه آیه فوق نشان می‌دهد از جنّ بود که از امر خدا بیرون رفت ولی در جایی تصریح نشده که او از ملائکه بوده مگر استثنا در آیات سجده ملائکه .<br/>
 
۴ ـ شیطان چنانچه آیه فوق نشان می‌دهد از جنّ بود که از امر خدا بیرون رفت ولی در جایی تصریح نشده که او از ملائکه بوده مگر استثنا در آیات سجده ملائکه .<br/>
سطر ۱٬۰۹۶: سطر ۸۸۰:
 
۶ ـ درباره جنّ آمده :<br/>
 
۶ ـ درباره جنّ آمده :<br/>
 
« وَ لَقَــدْ ذَرَءْنـــــا لِجَهَنَّـمَ کثیــــرا مِــنَ الْجِـــــنِّ وَ الاِْنْــسِ »<ref>آیه ۵۰ / سـوره کهـــف</ref><br/>
 
« وَ لَقَــدْ ذَرَءْنـــــا لِجَهَنَّـمَ کثیــــرا مِــنَ الْجِـــــنِّ وَ الاِْنْــسِ »<ref>آیه ۵۰ / سـوره کهـــف</ref><br/>
(۱۸۲) سیمای فرشتگان
 
 
«به طور مسلّم گروه بسیاری از جنّ و انس را برای دوزخ آفریده‌ایم» .<br/>
 
«به طور مسلّم گروه بسیاری از جنّ و انس را برای دوزخ آفریده‌ایم» .<br/>
 
« وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا رَبَّنا اَرِنَا الَّذینَ اَضَلاّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ :<ref>آیـه ۲۹ / سوره فصّلــت.</ref> و کسانی که کفر ورزیدند گفتند : پروردگارا آن دو گمراهگری که از جنّ و انس ما را گمراه کردند به مـا نشـان ده» .<br/>
 
« وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا رَبَّنا اَرِنَا الَّذینَ اَضَلاّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ :<ref>آیـه ۲۹ / سوره فصّلــت.</ref> و کسانی که کفر ورزیدند گفتند : پروردگارا آن دو گمراهگری که از جنّ و انس ما را گمراه کردند به مـا نشـان ده» .<br/>
 
ولی اضلال و جهنّمی بـــودن دربــاره ملائکه در قرآن نیامده است .<br/>
 
ولی اضلال و جهنّمی بـــودن دربــاره ملائکه در قرآن نیامده است .<br/>
 
۷ ـ جنّ با انس دو موجود مکلّف زمین و دوش به دوش انسان در هدایت و ضلالت و غیره است در حالی‌که درباره ملک چنین چیزهایی سراغ نداریم .<br/>
 
۷ ـ جنّ با انس دو موجود مکلّف زمین و دوش به دوش انسان در هدایت و ضلالت و غیره است در حالی‌که درباره ملک چنین چیزهایی سراغ نداریم .<br/>
۱- .<br/>
 
۲- <br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۸۳)<br/>
 
 
مَلَکْ در قرآن در آیه‌های زیر آمده است :<br/>
 
مَلَکْ در قرآن در آیه‌های زیر آمده است :<br/>
(۱۸۴) سیمای فرشتگان
+
 
 
مطالب بیان شده درباره فرشتگان در کلّ قرآن  
 
مطالب بیان شده درباره فرشتگان در کلّ قرآن  
 
درباره فرشتگان در سوره‌ها و آیه‌های زیر مطالبی بیان شده که با توجه به جمع و مفرد بودن و نوع آن‌ها ذکر شده است . <br/>
 
درباره فرشتگان در سوره‌ها و آیه‌های زیر مطالبی بیان شده که با توجه به جمع و مفرد بودن و نوع آن‌ها ذکر شده است . <br/>
سوره آیه سوره آیه
+
سوره آیه سوره آیه<br/>
اَنْعام ۸ اَعْراف ۲۰
+
اَنْعام ۸ اَعْراف ۲۰<br/>
اَنْعام ۹ هُـــود ۱۲
+
اَنْعام ۹ هُـــود ۱۲<br/>
اَنْعام ۵ هُـــود ۳۱
+
اَنْعام ۵ هُـــود ۳۱<br/>
نَجْـم ۲۶ اِسْـراء ۹۵
+
نَجْـم ۲۶ اِسْـراء ۹۵<br/>
یُوسُف ۳۲ حاقَّــة ۱۷
+
یُوسُف ۳۲ حاقَّــة ۱۷<br/>
فَجْر ۲۲ فُرْقــان ۷
+
فَجْر ۲۲ فُرْقــان ۷<br/>
سیمای فرشتگان (۱۸۵)<br/>
+
مَلَکُ الْمَوْتِ (فرشته مرگ) : سجده ۱۱<br/>
مَلَکُ الْمَوْتِ (فرشته مرگ) : سجده ۱۱
+
رَقیــبٌ و عَتیـدٌ (فرشته) : ق ۱۸<br/>
رَقیــبٌ و عَتیـدٌ (فرشته) : ق ۱۸
+
السّائـقُ الشَّهیدُ (فرشته) : ق ۲۲<br/>
السّائـقُ الشَّهیدُ (فرشته) : ق ۲۲
+
رُوحُ‌الاَْمینِ (فرشته وحی) : ق ۱۹۳<br/>
رُوحُ‌الاَْمینِ (فرشته وحی) : ق ۱۹۳
+
رُوحُ الْقُدُسِ (فرشته وحی) : بَقَرَه ۸۸ بَقَرهَ ۲۵۳<br/>
رُوحُ الْقُدُسِ (فرشته وحی) : بَقَرَه ۸۸ بَقَرهَ ۲۵۳
+
آلِ عِمْران ۳۹ آلِ عِمْران ۴۲<br/>
سوره آیه سوره آیه
+
آلِ‌عِمْران ۴۵ مائِــــدَة ۱۱۰<br/>
آلِ عِمْران ۳۹ آلِ عِمْران ۴۲
+
نَحْـــــل ۱۰۲ مَرْیَـــــم ۱۷<br/>
آلِ‌عِمْران ۴۵ مائِــــدَة ۱۱۰
+
مَرْیَــــم ۲۱ مَرْیَـــــم ۲4<br/>
نَحْـــــل ۱۰۲ مَرْیَـــــم ۱۷
+
مَرْیَــــم ۲۱ مَرْیَـــــم ۲4
+
(186) سیمای فرشتگان
+
 
جَبْرَئیل (فرشته بزرگ) :<br/>
 
جَبْرَئیل (فرشته بزرگ) :<br/>
بَقَـــــرَة ۹۷ بَقَــــــرَة ۹۸
+
بَقَـــــرَة ۹۷ بَقَــــــرَة ۹۸<br/>
آلِ عِمْران ۳۹ آلِ عِمْـران ۴۵
+
آلِ عِمْران ۳۹ آلِ عِمْـران ۴۵<br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۸۷)<br/>
 
سیمای فرشتگان (۱۸۷)<br/>
سوره آیه سوره آیه
+
تَحْریم ۴ تَکویر ۱۹<br/>
تَحْریم ۴ تَکویر ۱۹
+
تَکویر ۲۰ <br/>
تَکویر ۲۰  
+
 
اَلْمَلائِکة :<br/>
 
اَلْمَلائِکة :<br/>
سوره آیه سوره آیه
+
بَقَـــــرَة ۳۱ بَقَـــــرَة ۳۲<br/>
بَقَـــــرَة ۳۱ بَقَـــــرَة ۳۲
+
بَقَـــــرَة ۳۴ بَقَـــــرَة ۱۶۲<br/>
بَقَـــــرَة ۳۴ بَقَـــــرَة ۱۶۲
+
بَقَـــــرَة ۲۱۰ بَقَـــــرَة ۲۴۸<br/>
بَقَـــــرَة ۲۱۰ بَقَـــــرَة ۲۴۸
+
آلِ عِمْران ۴۲ آلِ عَمْران ۱8<br/>
آلِ عِمْران ۴۲ آلِ عَمْران ۱8
+
آلِ عِمْران ۴۵ آلِ عِمْران ۸۰<br/>
(188) سیمای فرشتگان
+
آلِ عِمْران ۱۲۴ آلِ عِمْران ۱۲۵<br/>
آلِ عِمْران ۴۵ آلِ عِمْران ۸۰
+
آلِ عِمْران ۸۷ بَقَـــــرَة ۲۸۵<br/>
آلِ عِمْران ۱۲۴ آلِ عِمْران ۱۲۵
+
بَقَـــــرَة ۱۷۷ بَقَـــــرَة ۳۵<br/>
سیمای فرشتگان (۱۸۹)<br/>
+
بَقَـــــرَة ۹۷ نِســــاء ۱۷<br/>
سوره آیه سوره آیه
+
نِســــاء ۹۷ نِســــاء ۱۶۶<br/>
آلِ عِمْران ۸۷ بَقَـــــرَة ۲۸۵
+
نِســــاء ۱۳۶ حِجْـــــر ۷<br/>
بَقَـــــرَة ۱۷۷ بَقَـــــرَة ۳۵
+
حِجْــــر ۲۸ حِجْـــــر ۲۹<br/>
بَقَـــــرَة ۹۷ نِســــاء ۱۷
+
حِجْــــر ۸ حِجْـــــر ۳۰<br/>
نِســــاء ۹۷ نِســــاء ۱۶۶
+
نَحْـــــل ۳۳ نَحْـــــل ۳۲<br/>
نِســــاء ۱۳۶ حِجْـــــر ۷
+
نَحْـــــل ۲ نَحْـــــل ۲8<br/>
حِجْــــر ۲۸ حِجْـــــر ۲۹
+
نَحْـــــل ۴۹ اَنْبیـاء ۲۶<br/>
حِجْــــر ۸ حِجْـــــر ۳۰
+
اَنْبیـاء ۲۷ اَنْبیـاء ۱۰۳<br/>
نَحْـــــل ۳۳ نَحْـــــل ۳۲
+
ص ۷۱ ص ۷۳<br/>
نَحْـــــل ۲ نَحْـــــل ۲8
+
تحْریم ۴ تحْریم ۶<br/>
(190) سیمای فرشتگان
+
سَبـَــأ ۴۰ سَبَـــأ ۴۱<br/>
سیمای فرشتگان (۱۹۱)<br/>
+
فــاطِر ۱ شوری ۵<br/>
سوره آیه سوره آیه
+
 
نَحْـــــل ۴۹ اَنْبیـاء ۲۶
+
 
اَنْبیـاء ۲۷ اَنْبیـاء ۱۰۳
+
 
ص ۷۱ ص ۷۳
+
 
تحْریم ۴ تحْریم ۶
+
 
سَبـَــأ ۴۰ سَبَـــأ ۴۱
+
 
فــاطِر ۱ شوری ۵
+
 
 +
 
 
مـُؤْمِن ۷ مُؤْمِــن ۹
 
مـُؤْمِن ۷ مُؤْمِــن ۹
 
حَـــجّ ۷۵ اَنْفـــْال ۹
 
حَـــجّ ۷۵ اَنْفـــْال ۹

نسخهٔ ‏۲۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۴

سیمای فرشتگان در قرآن و نهج‌البلاغه
مشخصات کتاب
Simaye fersheteghan-.jpg
نویسنده لیلا حمداللهی بانظارت محمد بیستونی
زبان فارسی
ناشر بیان جوان
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۵
شابک ۹۶۴-۸۳۹۹-۴۶
دانلود PDF

متن تأییدیه حضرت آیةاللّه خزعلی مفسّر و حافظ کل قرآن کریم

مقــدّ مــه چاپ دوّم••• ۷ مقــدّ مــه مــــؤلف ••• ۱۵ تعـریف فـرشته از دیدگاه قرآن کریم••• ۱۷ خلقت ملائــــــــکه••• ۱۸ ملائکه در قـرآن (ویژگیهای ملائکه)••• ۲0 (228)
چنــد دستــه از فــرشتگـــــان••• ۲6 (229)
فهـرسـت مطالـب موضـوع صفحـه صفــــــات فـــــرشتگــــــــان••• ۲۹ فــرشتگــان «کـــــرام» و «بـــررة»••• ۳۳ فــرشتگــان شـایستــه فـرمـانبـردار••• ۳۶ بــالهـــــای فـــرشتگــــــــا ن••• ۴۲ آیارسالتفرشتگانتکوینیاستیاتشریعی؟••• ۴۷ کـــار گــــــزاران خلقــــــــت••• ۴8 (230)
فــرشتگــــان محــــافظ انســـان••• ۵0 (231)
فهـرسـت مطالـب موضـوع صفحـه فرشتگــــــان ثبـت اعمــــــال••• ۶۳ فرشتگانی که حساب و کتاب عمر آدمیان را دارند••• ۷۳ فرشتگانی که آماده انجـام مأموریتند••• ۷۴ فرشتگانی که دائـــم در سجــدهاند••• ۷۸ فرشتگان حامل عــرش و تعـداد آنها••• ۸۰ فرشتگان عــذاب و تعـــداد آنهــا••• ۸7 (232)
فرشتگان مـرگ و فرشتگـان مأمور تدبیر جهان••• ۸9 (233)
فهـرسـت مطالـب موضـوع صفحـه فرشتگــانی که شفــاعت میکننــد (شفـاعت ملائکه)••• ۹۴ فرشتگان حـاملوحـی••• ۹۹ فرشتگانی که تسبیح برای خدا و استغفار برای اهل زمین دارند••• ۱۰۱ عدد لشگریان پروردگار••• ۱۰۷ عصمــت مـلا ئـــکه••• ۱۱۲ سجود تشـریعی ملائکه••• ۱۱5 (234)
عـروج فــرشتگــان••• ۱۱8 (235)
فهـرسـت مطالـب موضـوع صفحـه ممثل و دیده شدن ملائکه••• ۱۲۰ فرشتگان عالــم بــالا از چـه چیزی بحث میکنند ؟••• ۱۲۳ فرشتگــان چــه امــوری را تقسیــم میکننــد ؟••• ۱۲۶ چگونه فرشتگان در میدانها وارد جنگ مـیشوند ؟••• ۱۲۷ آیا فـرشتگان جنگیدند ؟••• ۱۳۰ چــرا فرشتگـــان را فــرزندان خـدا مینامند ؟••• ۱۳2 (236)
چرا فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسیم میکنند ؟••• ۱۳4 (237)
فهـرسـت مطالـب موضـوع صفحـه چهار فرشتـه مقرّب الهی••• ۱۳۹ پنج وصف بـرای جبرئیل••• ۱۴۲ جبـــرئیــل فـــرشتــه وحــی و اوصــاف او••• ۱۴۷ جبـــرئیــل معلــم پیامبــر بــود یــا نـــه ؟••• ۱۵۰ روح فرشتـــهای بـرتـر از جبرئیــل و میکائیــل••• ۱۵۱ قیـــام فرشتگــــان••• ۱۵3 (238)
ماجــرای هـاروت و مـاروت دو ملک بزرگ الهـی ••• ۱۵6 (239)
فهـرسـت مطالـب موضـوع صفحـه مـــلائکـــــــه و جــــــنّ••• ۱۶۲ مطــالب بیـان شده دربـاره فرشتگـان در کـل قـرآن ••• ۱۶۷ سیمای فرشتگان در نهجالبلاغه ••• ۱۷۶ شگفتیخلقتفرشتگان و تسبیحفرشتگان و شناختملائکه••• ۱۷۶ ویژگیهای فرشتگان ، اقسام فرشتگان ، تواضع فرشتگان، صفـات والای فـرشتگان ، پـاک بودن فرشتگان از رذایل (۲۴۰)
اخلاقی ، فراوانی راز و نیـاز ملائکه و روانشناسی ملائکه••• ۱۷9 (241)
فهـرسـت مطالـب موضـوع صفحـه فرشتهشناسی،وصففرشتگان،حضورملائکهدرهمهجا،ویژگیهایملائکه••• ۱۸۹ عجز انسان از درک فرشتگـان (فرشته مرگ)••• ۱۹۰ درباره ملائکه ثبـتکننـده اعمـال انســان••• ۱۹۱ دربـــاره ملائکـه و ثبت اعمـــال بشــر••• ۱۹۲ درباره فرشتگان محافظ در زندگی انســان••• ۱۹۳ فهـــرسـت منــابـــع و مــــآخـــذ ••• ۱۹4 (242)

اَلاِْهْداءِ اِلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّهِ وَ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ اِلی مَوْلانا وَ مَوْلَی الْمُوَحِّدینَ عَلِیٍّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلی بِضْعَةِ الْمُصْطَفی وَ بَهْجَةِ قَلْبِهِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ وَ اِلی سَیِّدَیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، السِبْطَیْنِ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ اِلَی الاَْئِمَّةِ التِّسْعَةِ الْمَعْصُومینَ الْمُکَرَّمینَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ سِیَّما بَقِیَّةِ اللّهِ فِی الاَْرَضینَ وَ وارِثِ عُلُومِ الاَْنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ، الْمُعَدِّ لِقَطْعِ دابِرِالظَّلَمَةِ وَ الْمُدَّخِرِ لاِِحْیاءِ الْفَرائِضِ وَ مَعالِمِ الدّینِ ، الْحُجَّةِبْنِالْحَسَنِ صاحِبِ الْعَصْرِ وَ الزَّمانِ عَجَّلَ اللّهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریفَ فَیا مُعِزَّ الاَْوْلِیاءَوَیامُذِلَالاَْعْداءِاَیُّهَاالسَّبَبُالْمُتَّصِلُبَیْنَالاَْرْضِوَالسَّماءِقَدْمَسَّنا وَ اَهْلَنَا الضُّـــرَّ فی غَیْبَتِـــکَ وَ فِراقِـــکَ وَ جِئْنـا بِبِضاعَـةٍ مُزْجاةٍ مِنْ وِلائِکَ وَ مَحَبَّتِکَ فَاَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ مِنْ مَنِّکَ وَ فَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا بِنَظْرَةِ رَحْمَةٍ مِنْکَ اِنّا نَریکَ مِنَ الْمُحْسِنینَ

متن تأییدیه حضرت آیت اللّه خزعلی مفسّر و حافظ کل قرآن کریم بسم اللّه الرحمن الرحیم هر زمانی را زبانی است یعنی در بستر زمان خواستههایی نو نو پدید میآید که مردم آن دوران خواهان آنند. با وسائل صنعتی و رسانههای بیسابقه خواستهها مضاعف میشود و امروز با اختلاف تمدنها و اثرگذاری هریک در دیگری آرمانهای گوناگون و خواستههای متنوع ظهور مییابد بر متفکران دوران و افراد دلسوز خودساخته در برابر این هنجارها فرض است تا کمر خدمت را محکم ببندند و این خلأ را پر کنند همانگونه که علامه امینی با الغدیرش و علامه طباطبایی با المیزانش. در این میان نسل جوان را باید دست گرفت و بر سر سفره این پژوهشگران نشاند و رشد داد. جناب آقای دکتر محمد بیستونی رئیس هیئت مدیره مؤسسه قرآنی تفسیر جوان به فضل الهی این کار را بعهده گرفته و آثار ارزشمند مفسران را با زبانی ساده و بیانی شیرین، پیراسته از تعقیدات در اختیار نسل جوان قرار داده علاوه بر این آنان را به نوشتن کتابی در موضوعی که منابع را در اختیارشان قرار داده دعوت میکند. از مؤسسه مذکور دیدار کوتاهی داشتیم، از کار و پشتکار و هدفمند بودن آثارشان اعجاب و تحسینم شعلهور شد، از خداوند منان افاضه بیشتر و توفیق افزونی برایشان خواستارم. به امید آنکه در مراحل غیرتفسیری هم از معارف اسلامی درهای وسیعی برویشان گشاده شود. آمین رب العالمین .
۲۱ ربیعالثانی ۱۴۲۵ ۲۱ خرداد ۱۳۸۳ ابـوالقاسم خزعلی

مقدمه چاپ دوّم قرآن کریم به عنــوان معجــزه جــاوید پیــامبر اکــرم صلیاللهعلیهوآله و قانون اســاسی دیــن مبیــن اســلام «هُدیً للناس» است[۱] و برای راهنمایی همه مــردم نــازل شــده است . بر همین اساس دعوت پیامبران نیز با همان زبان معمولی و رایج که بــرای همــه گــروههــای سنّی و تحصیلی قابل فهم باشد صورت میگرفته و هرگز از کلمات پیچیده و مرموز و نامفهوم برای ایجاد ارتباط با مردم استفاده نمیکردند . قرآن کریم به این روش شایسته تبلیغ و ارشاد طبقات مختلف مردم صراحت داشته میفرماید: وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ اِلاّ بِلِسانِ قَوْمِهِلِیُبَیِّنَ لَهُم ... [۲] (ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به زبان عادی قومش تا بتواند به ســادگی بــا مــردم ارتبــاط برقــرار کـــرده و حقایق را برای آنها آشکار سازد) .
بنــابــرایـن بــایــد روشهــای متنــوع و جــدیــدی ارائــه شود تا مخاطبین دبستانی تا دانشگاهی قرآن کریم یعنی همان مصادیق مختلــف واژه «ناس» بتــواننــد متنــاسب با درک و فهمشـان «پیــام قرآن» را دریــابند و با آن ارتباط برقرار کنند و از طریق «تدبّر و تفکّر» ، با آن «مأنوس» شوند یعنی خود را مخاطب قرآن قراردهند و ثمره این انس ، تجلّی محتوای قرآن در رفتار و گفتار آنهــا بــاشد .
از سوی دیگر در سه آیه شریفه ، قرآن خود را بهعنوان «شفابخش» معرفی نموده [۳] و قرآن ناطق علیبنابیطالب علیهالسلام نیز در خطبههای متعددی ، قرآن عظیم را «نسخه شفابخش همـه دردهـای انسانها» میداند[۴]
اینجانبدرپاسخبهنیازروزافزونجامعهخصوصاجوانانعزیز،برایاولین بار روش انس با قرآن ویژه جوانان را از طریق «کارگاه آموزشی روش تحقیق موضوعی از قرآن کریم » [(Refrence guide of Quran Sources) ابداع نموده و به ثبت رساندم .
این روش جدید ، حاصل تجارب عملی ۲۰ ساله این حقیر در تدریس جلسات تفسیرموضوعی قرآن کریم میباشد که فقط درطول سه سال گذشته حدود ۰۰۰/۳۰ نفر به صورت حضوری آن را فراگرفتهاند و مورد استقبال گسترده واقع شده.
به کمک این روش که در یک جلسه حضوری چهار ساعته بهسادگی قابل یــادگیــری اســت ، به سرعت و سادگی امکان «مراجعه موضوعی» به تفاسیر قرآن کریم حتـی بــرای «قـرآن پـژوهـان جـوانـی که بازبان عربی آشنا نیستند» فــراهــممیگـــردد .
«روش انس با قرآن» مانند آموزش ماهیگیری به خریداران ماهی است و حضور درکلاسهای تفسیر قرآنکریم همچون استفاده از ماهی یعنی به جای آن که فقط یک نفر یا یک گروه «ماهی بگیرند» و گروه دیگری فقط «مصرفکننده» باشند، آیا بهتر نیست «روش ماهیگیری ، قایق سواری و شنای در دریا» را یادبگیریم و به دیگران نیز آموزش دهیم؟ زیرا در اینصورت بهجای یک ماهیگیر، هزاران ماهیگیر جوان خواهیم داشت و بجای مصرف ماهی صید شده توسط دیگران، خودمان ماهی را صیــد میکنیــم که لذتی مضاعف دارد.
درکار با تفسیر قرآن نیز استدلال همین است . بنده ضمن آنکه برگزاری جلسات تفسیر قرآن را کار مقدس و مبارکی میدانم، اعتقاد دارم بهتر است با توجه به کمبود وقت مردم خصوصا جوانان عزیز، به خود آنها روش مراجعه موضوعی فوری به تفسیرهای قرآن کریم را آموزش دهیم تا در هر فرصت مناسب ، در صورتی که حال و حوصله و نشاط داشته باشند، خودشان بدون حضور مکرر به استاد ، ابزار کار را در دست گرفته و در دریای زیبا و سراسر شگفتی و عظمت قرآنکریم وارد شوند .
آنگاه خواهند دید که مراجعه مستقیم به قرآن کریم و تفسیرهای فراوان و متنوعیکه هرکدام گلیاز این گلستان زیبا را مورد ارزیابی و تشریح قراردادهاند ، چه لذّت عمیق و پایداری را در سراسر وجود آنها ایجاد خواهد کرد و همیـن تکـرار دل نهادن به دریا و راز و نیاز با امواج آرام بخش آن موجـب «انس با دریا» خواهد شد که هیچ چیز دیگری جای آن را نمیگیرد و ایــنهمــان چیـــزیکــه مــا تحــت عنــوان «روش انس با قرآن» به دنبــال آن هستیم .
هم اکنون «کـارگـاههـای آمـوزشی روش تحقیق موضوعی از قرآن کریم» با نظارت و بـرنامهریزی «مـؤسسـه قـرآنی تفسیر جـوان» و مسئـولیــن محتــرم مــراکــز قرآنی در بسیاری از دانشگاهها و دبیرستانها و مراکز دولتی و خصوصی راهاندازی شده است .
در کارگاههای یادشده پس از آن که قرآنپژوهان عضو، روش انس با قرآن را فراگرفتند یک موضوع به انتخاب خود آنها مشخص میگردد تا با ارائه تحقیق موضوعی از قرآن کریم مهارت خود را تجربه کنند . در طول مدت آموزش و تحقیق ، نظارت تخصصی بر پروسه تحقیق صورت میگیرد و در پایان اثر نهایی توسط مؤسسه قرآنی تفسیر جوان آمادهسازی و با حمایت و سرمایهگذاری «انتشارات قرآنی بیان جوان» تحقیقات متین و کاربردی قرآنپژوهان جــوان چــاپ و منتشــر میگــــــــردد .
کتــابی کــه مــا و شمــا هـماکنـون در محضر آن هستیم یکی از ثمرات ارزنــده «کارگاه آموزشی تفسیر جوان» در تهـران میبـاشـد کـه تـوسـط قرآنپژوه جــوان و لایـق سـرکـار خـانـم لیـلا حمـد اللّهی بـراساس طرح «روش انس باقرآن» تــألیــف شــده و محــور تحقیــق بحــث جــذّاب و خــوانـدنـی و کاربردی «سیمای فرشتگان در قرآن و نهجالبلاغه» میباشد .
مؤلف محترمه این کتاب با بررسی تمامی آیاتی که درباره فرشتگان مطلبی داشتهاند تحقیق جامعی را از تفاسیر معتبر بعمل آورده و «تحقیق موضوعی» خود را بافرمایشات مولایمتقیان حضرت علی بن ابیطالب مزیّنساخته و در مجموع اثری را به نسل جوان ارائه نموده که بدون شکّ با مطالعه و توجه به وظایف دو جانبه انسانها و فرشتگان ، میتواند تأثیر عمیقی در زندگی و رفتار آنها داشته باشد .
امیدوارم خداوند منّان این قبیل تلاشهای قرآنی را برای روزی ذخیره نماید که به جز نیّت و عمل خـالصــانه هیـــچ چیــز دیگــری کــارســاز نخواهد بود .
دکتر محمد بیستونی رئیس هیئت مدیره مؤسسه قرآنی تفسیر جوان تهران، نیمه شعبان المعظّم ۱۴۲۶ ۲۹ شهریور ۱۳۸۴

مقــدمــه مـؤلـف صحبت کردن درباره وجود ، خلقت ، مأموریتها ، وظایف ، انواع ، مذکّر یا مؤنث بودن فرشتگان جز با رجوع به آیات قرآن و استناد به منبع وحی الهی هیچگونه وجاهت علمی و عقلی ندارد . اکنون که قدم در راهی بیپایان گذاشتهایم و سخن از داستانی بیانتها آغاز کردهایم بسی مغتنم است که اوّلین تلاش خود را به حاملان وحی الهی و مأموران و گردانندگان کون و مکان یعنی فرشتگان اختصاص دهیم و با نگارش این مطالب زوایایی هرچند کــوچــک و انــدک از سیمــای فــرشتگان را در آیات الهی و نهجالبلاغه حضــرت علــی علیهالسلام که تــأویــل کننــده راستیــن آیـات نــورانــی قــرآن کــریـم است ، معرفی کنیم .
بیشکّ این نوشتار به جهت اینکه اولین تجربه نوشتاری بنده میباشد خالی از اشکال نخواهد بود .
لیکن از اینکه با راهنمایی و ارشادات استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر بیستونی جرأت نوشتن را پیدا کردهام ، خدای را شاکرم و امیدوارم در سایه توجّهات ایزد منّان و با معاضدت و پشتیبانی فکری و معنوی همسرم جناب آقای رحیم خاکی که خود از اهل قرآن میباشند بتوانم خدمتی هرچند ناچیز به علاقمندان آشنایی با مفاهیم قرآن برداشته باشم .
لیلا حمداللّهی تهران ـ خرداد ماه ۸۲

تعــریف فـرشته از دیـدگاه قـرآن کـریم فرشته در قرآن کریم تحت عنوان مَلَک مطرح شده است و جمع آن مَلائِکَه است .
این کلمه به صورت مفرد و تثنیه و جمع آن در حدود ۸۰ بار در قرآن مجید آمده است و مراد از آن پیوسته فرشته و فرشتگان است . هر یک از ملائکه رســـالت بخصــوصی دارنــد چنــانکه در سـوره فـاطـر آیـه (۱) میفـرماید :
« جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً اُولی اَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلثَ وَ رُبعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشــاءُ اِنَّ اللّهَ عَلـی کُلِّ شَــیْءٍ قَـــدیــرٌ » .
خـداونـدی کـه فــرشتگــان را رســولانی قــرار داد که صاحب بالهای دوگانه ، سهگانه ، چهارگانهاند ، او هــر چــه بخــواهد در آفــرینش میافــزاید ، او بـــــر هـــــر چیـــــــزی قــــادر است .

و در سوره حج آیه ۷۵ میفرماید : « اَللّهُ یَصْطَفی مِنَ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النّاسِ » خــداونــد از فــرشتگــان رســولانـی برمیگزیند و همچنین از انسان .
ظاهرا راجع به آوردن وحی میباشد که رسولی از ملائکه ، وحی را به پیامبران میآورد و رسولی از مردم آن را به انسانها میرساند[۵].
خلقــت مـلائکــه در اینکه ملک از چه چیزی خلق شــده در قرآن کریم مطلبی نیست فقط دربــاره جـــــنّ هســت کــه از آتـش بــه خصــوصی آفــریـده شــده است .
حضرت علی علیهالسلام در نهجالبلاغه هنگامی که سخن از عظمت فرشتگان پروردگار در میان است میفرماید : «بعضی از فرشتگان چنان عظمت دارند که پــاهــایشــان در طبقــات پـایین زمین ثابت است و گردنشان از آسمان برین برتر ، ارکان وجودشان از اقطــار جهان بیرون رفته و شانههایشان برای حمل عرش پروردگار متناسب است» پیــداست که اینگونه تعبیرات را بر جنبههای جسمانی مادی نمیتوان حمل کرد بلکــه بیانگر عظمت معنوی و ابعاد قدرت آنها است .
بــدون شــک بــا ایــن اوصــاف فـرشتگان نمیتوانند از این ماده کثیف عنصری باشند ولی مانعی ندارد که از اجســام لطیــف آفریده شده باشند . اجســــامی مــافــوق ایــن مـــاده معمــولی کـه مــا بــا آن آشنــا نیستیــم .
اثبات «تجرّد مطلق» برای فرشتگان حتی از زمان و مکان و اجزاء کار آسانی نیست . مهم آن است که ما فرشتگان را به اوصافی که قرآن و روایات مسلّم اسلامی توصیف کرده بشناسیم و آنها را صنف عظیمی از موجودات والا و برجسته خداوند بدانیم بیآنکه مقامی جز مقام بندگی و عبودیت برای آنها قائل باشیم و آنها را شریک خدا در خلقت و عبادت بدانیم که این شرک و کفر محض است .

ملائکه در قرآن (ویژگیهای ۱۰گانه ملائکه)
بــه طــور کلــی قــرآن مجیـد ویــژگیهای فرشتگان را چنین بیان میکند :
۱ ـ فرشتگان موجوداتی عـاقـل و بـاشعـورنـد و بندگان گرامی خدا هستند (بَــــلْ عِبــــادٌ مُکْــرَمـُونَ) [۶] .
سیمای فرشتگان (۲۳)
۲ ـ فرشتگان سربهفرمانخدادارندوهرگزمعصیت نمیکنند ( لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِه یَعْمَلُونَ ) [۷]
۳ ـ آنها پیوسته مشغول تسبیح و تقدیس خداوند هستند چنانکه میخوانیم : «فرشتگان تسبیح و حمد پروردگار خود را به جای میآورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار میکنند» [۸]
۴ ـ با این حال انسان به حسب استعداد تکامل از آنها برتر و والاتر است تا آنجــا کــه همــه فــرشتگــان بدون استثناء به خاطر آفرینش آدم به سجده افتــاند و آدم معلّــم آنهـــا گشــت .
۵ ـ آنگاه به صورت انسان درمیآیند و بر انبیاء و حتی غیرانبیاء ظاهر میشوند «فرشته بزرگ الهی به صورت انسان موزون بر مریم ظاهر شد» (۱) و در جای دیگر آمده «به صورت انسانهایی بر ابراهیم و بر لوط ظاهر شدند» [۹].
آیــا ظهـــور در چهــره انســان یک واقعیت عینی است یا به صورت تمثل و تصرف در قوه ادراک ؟
ظاهر آیات قرآن معنی اول است یعنی واقعیتی عینی است .
۶ ـ آنهــا نــه خــواب دارنــد و نـه سستـی و غفلــت میکنند چنــانکه حضــرت علــی علیهالسلام در حــدیثـــی چنیــن مـیگــــویــــد :
«در آنها نه سستی و نه غفلت و نه عصیان است ، خواب بر آنها چیره نمیگردد و عقل آنها گرفتار سهو و نسیان نمیشود بدن آنها به سستی نمیگراید و در صلب پدران و رحم مادران قرار نمیگیرند» [۱۰].
۷ ـ آنها مقامات مختلف و مراتب متفاوت دارند بعضی همیشه در رکوعند و بعضی همیشه در سجودند چنانکه میفرماید : «هریک از ما مقام معلومی دارد ، ما همواره صف کشیده منتظرفرمان او هستیم و پیوستهتسبیح او میگوییم»[۱۱].
امــام صــادق علیهالسلام میگــویــد : «خــداونــد فــرشتگــانــی دارد که تا روز قیــامــت در رکــوعنــد و فــرشتگــانـی دارد که تا قیـامت در سجـودند»[۱۲].
۸ ـ از روایات اسلامی استفاده میشود که تعداد آنها به قدری زیاد است که به هیچ وجه قابل مقایسه با انسان نیست چنانکه درروایتی از امام صادق علیهالسلام میخــوانیــم ، هنگــامی کــه از آن حضــرت پــرسیـدنـد آیا عدد فرشتگان بیشتراست یا انسانها؟فرمودند :
«سوگند به خدایی که جانم در دست اوست فرشتگان خدا در آسمانها بیشترند از عدد ذرّات خاکهای زمین و درآسمان جایپایی نیستمگر اینکه در آنجا فرشتهای تسبیح و تقدیس خدا میکند»[۱۳].
۹ ـ آنهــا نــه غــذا میخــورنــد و نــه آب مینـوشنــد و نه ازدواج میکنند .
۱۰ ـ فرشتگان وظایف مهم و بسیار متنوعی از سوی خداوند برعهده دارند :
ـ گروهی حــامـــلان عــرشنــد [۱۴]
ـ گروهی مــدبــرات امــــرنــد[۱۵]
ـ گروهی فرشتگان قبض روحند [۱۶]
ـ گروهی مراقبان اعمال بشرند[۱۷]
ـ گروهی حـافظـان انسان از خطــرات و حــوادثنــد[۱۸]
ـ گروهی مــأمــور عــذاب و مجازات اقوام سرکشند[۱۹]
ـ گروهی امدادگران الهی نسبت به مؤمنان در جنــگها هستنـــد [۲۰]
ـ گروهی مبلغانوحیوآورندگان کتب آسمانی برای انبیاء میباشند [۲۱]
حضرت علی علیهالسلام در نخستین خطبه نهجالبلاغه آنجا که سخن از فرشتگان میگوید : آنها را به گروههای مختلف تقسیم میکند و میفرماید : «گروهی از آنان در صفوفی که از هم پراکنده نمیشوند قرار دارند . همواره تسبیح میگویند و خسته نمیشوند ، هیچگاه خواب چشمانشان را نمیپوشاند ، عقولشان گرفتار سهــو و نسیــان نمیگــردد ، سستــی بــدن دامان آنها را نمیگیرد ، غفلت نسیان بر آنها عارض نمیشود و گروهی از آنــان امنای وحی اویند در زبانهایش به سوی پیامبران» .
چنــد دستـه از فــرشتگان « وَالنّازِعاتِ غَرْقا » : سوگند به فرشتگانی که ارواح مجرمان را به شدت از بـدنهایشان میکشند .
« وَ النّاشِطاتِ نَشْطا » : و فــرشتگــانــی که ارواح مــؤمنــان را بامدارا و نشــاط جدا میسازند .
« وَالسّابِحاتِ سَبْحا » : و سوگند به فرشتگانی که در اجرای فرمان الهی با سرعت حرکت میکنند .
« فَالسّابِقاتِ سَبْقا » : و سپس بر یکــدیگــر پیشــی میگیرند .
« فَالْمُدَبِّراتِ اَمْرا »: و آنهــا کـــه امـــور را تــدبیــر میکنند .
النّازِعاتْ : از ماده (نــزع) بـه شــدت چیزی را از جا برمیکنند .
النّاشِطاتْ : از ماده (نشط) به آسانی میگشایند و جدا میکنند .
السّابِحاتْ : از ماده (سَبْح) حــرکت ســریـع در هـــوا میکنند .
السّابِقاتْ : از ماده (سَبْقَت) سبقــت و پیشـــی میگیــــرنـــد .
الْمُدَبِّراتْ : از مــاده (تـدبیـر) به معنـی پیشـــی و سبقت .
غَرْقا : بر وزن فَرْق به معنی اِغْراق : کشیدن کمان تا آخر .
نَشْطا : نشاط .
سَبْحا : سرعت .
سَبْقا : تقــــــدّم ، پیــــش افتــــادن .
اَمْرا : کار و چیز ، جمع آن امور است .
در این آیات به پنج موضوع مهم قسم یاد شده و هدف از سوگندها بیان حقانیّت و تحقق مسأله معاد است . منظور از این سوگندها «فرشتگانی» است که مأمور قبض ارواح کفّار و مجرمانند که آنها را به شدت از بدنهایشان برمیکشند ، ارواحی که هرگز حاضر به تسلیم در برابر حقّ نبودند و فرشتگانی که مأمور قبض ارواح مؤمنانند که بامدارا و نرمش و نشاط آنها را جدا میسازند و فرشتگانی که در اجرای فرمان الهی با سرعت حرکت میکنند سپس بریکدیگــر پیشی میگیرند و سرانجام امور جهان را به فرمان او تدبیر میکنند .
در روایتی از حضرت علی علیهالسلام میخوانیم که در تفسیر آیه اول فرمود : «منظور فرشتگانی است که ارواح کفّار را از بدنهایشان به شدت بیرون میکشند . آن چنــانکــه تیــرانــداز ، کمــان را تــا آخــریــن مــرحلــه میکشنــــد»[۲۲]
منظور از این سوگندها در مجموع فرشتگان است در رابطه با اجرای کامل فرمانهای الهی که اجرای این فرمانها در پنج مرحله به شرح زیر تحقق مییابد .
ـ حرکت شدید نخستیـن به دنبـال تصمیـمگیری قـاطـع
ـ مرحله راه افتادن آرام
ـ مرحله سرعتگرفتن
ـ مرحله پیشی جستن
ـ مرحلــه تــدبیــر و ســامــان دادن امـور و کــارهــا




صفـــات فــرشتگــان « وَ ما مِنّا اِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »[۲۳]: هریک از ما مقام معلومی داریم .
سیمای فرشتگان (۳۳)
« وَ اِنّا لَنَحْنُ الصّافُّونَ »[۲۴] : و مـــا همگــی به صف ایستــادهایم .
« وَ اِنّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ »[۲۵]: و ما همگــی تسبیــح او میگـوییم .
مَقامٌ : رتبه ، مقـام ، جا
مَعْلُـــومٌ : مشخـــص
الصّافُّونَ : صـــف ایستـــادهایم
المُسَبِّحُونَ : تسبیــــح و تنـــــزیــه خـــــدا از هــــر بـــــدی میکنیــــم .
در حقیقت آیات سه‌گانه فوق به سه قسمت از صفات فرشتگان اشاره می‌کند : نخست اینکه هر کدام رتبه و منزلتی دارند که از آن تجاوز نمی‌کنند ، دیگر اینکه آنها دائما آماده اطاعت فرمان خدا در عرصه آفرینش و اجرای اوامراو در پهنه عالم‌هستی هستند، سوم اینکه آنها پیوسته تسبیح خدا می‌گویند و او را از آنچه لایق مقامش نیست منزه می‌شمرند .
قابل توجه اینکه جمعی از مفسّران ذیل این آیات حدیثی از پیامبر گرامی اســلام نقــل کــرده‌اند که فـرمـود :
«در تمام آسمان‌ها حتّی به اندازه یک وجب مکانی وجود ندارد مگر اینکه در آن‌جا فرشته‌ای است که نماز می‌خواند و تسبیح خدا می‌گوید» [۲۶] .
و در نقل از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین آمده است : «روزی به دوستان که در گردش نشسته بودند فرمود : آسمان (از سنگینی بار خود) ناله کرد و حق دارد ناله کند چراکه در آن به اندازه جای پایی نیست مگر اینکه فرشته‌ای بر آن در حال رکــوع یــا سجـــود اســت» [۲۷] .
این تعبیرهای گوناگون کنایه لطیفی است از اینکه عالم هستی پر است از فــرمــانبــرداران پــروردگــار و تسبیــح‌کننــدگــان بــرای او .
در سوره نحل ، آیه ۵۰ به دو صفت از صفــات فـرشتـه اشــاره شــده است .
« یَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ » : آنها از مخالفت پروردگارشان که حاکم بر آنها است می‌ترسند و آنچه را مأموریت دارند انجام می‌دهنـــــد .
یَخافُونَ : از مـــاده (خُــــــوفْ) مـی‌تــــرسنــــــد .
فَوْق : بالا .
مِنْ فَوْقِهِمْ : اشــــاره بــه بــرتـــری مقـــامی دارد .
یَفْعَلُونَ : از مـاده (فَعَــلَ) ، انجـــــــــام مـی‌دهنـــد .
یُؤْمِرُونَ : از ماده (اَمَرْ) ، امر شده ـ دستور داده شده .
در این آیه خداوند بلافاصله به دو قسمت از صفات فرشتگان که تأکیدی بر نفی استکبار است اشاره کرده و می‌گوید : آنها در اطاعت فرمان خدا سرپیچی نمی‌کننــد و می‌تــرسنــد و آنچــه را مـأمـوریّت دارند به خوبی انجام می‌دهند .
از این آیه به خوبی استفاده می‌شود که نشانه نفی استکبار دو چیز است :
ترس در برابر مسئولیّت‌ها و انجام فرمان‌های‌خدا بدون چون و چرا، که یکی اشاره به وضع روانی افراد غیرمستکبر و دیگری اشاره به طرز عمل آنها و برخوردشان با قوانین و مقــرّرات و دستــورات و دوّمی انعکاسی از اوّلی و تحقّــق عینــی آن اســـــت .
ـ فرشتگان «کرام» و «بررة»
« بِاَیْدی سَفَرَةٍ » [۲۸] : بـه دســت سفیـــرانی اســت .
« کِرامٍ بَرَرَةٍ » [۲۹] : والامقام و فرمانبردار و نیکوکار .
اَیْدی : جمــــع «یَــــــدْ» بــه معنــــــی دست‌هـــا .
سَفَــرَةٍ : جمـع (سافِر) به معنی کاتبان ، سفیران .
کِــرامٍ : جمع (کریم) به معنی عزیز و بــزرگـوار .
بَــرَرَةٍ : جمع (بار) به معنی وسعت و گستـردگی .
«سَفَرَة» : بر وزن طلبه جمع «سافِرْ» از ماده «سَفَرْ» در اصل به معنی پرده‌برداری از چیزی است و لذا به کسی که میان اقوام رفت و آمد دارند تا مشکلات آنها را حل کنند و از مبهمات پرده بردارند «سفیر» گفته می‌شود . به شخص نویسنده هم «سافر» می‌گویند که بنابراین منظور از «سَفَرَةٍ» در اینجا فرشتگان الهی است که سفیران وحی یا کاتبان آیات او هستند . در حدیثـی از امـام صادق علیه‌السلام می‌خوانیم که فرمود : « اَلْحافِظُ لِلْقُرْآنِ اَلْعامِلُ بِه مَعَ السَّفْرَةِ الْکِرامِ الْبَرَرَةِ » : کسی که حافظ قرآن باشد و به آن عمل کند با سفیران بزرگوار ، فرمانبردار و نیکوکار الهی خواهد بود .[۳۰]
«کِرام» به معنی بزرگوار است و اشاره به عظمت فرشتگان وحی در پیشگاه خداوند و بلنـــدی مقــام آنهــا است و گاه گفته شده این تعبیر اشاره به پاکی آنهـــا از هــرگـونـه گنــــاه می‌بــاشد .
«بَرَرَة» جمع «بار» از ماده «بَرْ» در اصل به معنی وسعت و گستردگی است و لذا به صحراهای وسیع «بَرّ» گفته می‌شود و از آنجا که افراد نیکوکار وجودی گسترده دارند و برکات آنها به دیگران می‌رسد به آنها «بار» گفته شده البته منظور از نیکوکاری در آیه موردبحث اطاعت فرمان الهی و پاکی از گناه می‌باشد و بــه ایــن تــرتیب خــداونــد فــرشتگــان را به سـه وصــف تـوصیف کرده :
ـ نخست‌اینکه‌آنهاسفیران‌وحاملان‌وحی‌الهی‌اند .
ـ دیگر اینکه آنها ذاتــا عــزیـز و گــرانمـایه‌اند .
ـ سوّمین وصــف پــاکی اعمــال آنهــا و اطـاعت و تسلیم و نیکوکاری است .
ـ فرشتگان شایسته فرمانبردار
خداوند در سوره انبیاء ، آیات ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ شش مـورد از صفـات فرشتگـان را بیان کرده می‌فرماید : « وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ » : آنها گفتند : خداوند رحمن فرزندی برای خود برگزیده منزّه است (از این عیب و نقص) اینهــا (فرشتگان) بندگان شایسته او هستند .
« لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِه یَعْمَلُونَ » که هرگز در سخن بر او پیشی نمی‌گیــــرنــد و به فــرمــان او عمــــل می‌کننــد .
« یَعْلَمُ ما بَیْنَ اَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ اِلاّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِه مُشْفِقُونَ » او همه اعمال امروز و آینده آنها را می‌داند و هم گذشته آنها را و آن‌ها جز برای کسی که خدا را از او خشنود است شفاعت نمی‌کنند و از ترس او بیمناک هستند .
قالُوا : گفتند
اِتَّخَذَ : اخــذ کــرده ، برگزیده
الرَّحْمنُ : بسیـــار بخشنــده
وَلَدا : فرزند
سُبْحانَــهُ : منــــزّه و پـــاک
عِبادٌ : از ماده «عَبْد» بندگــان
مُکْرَمُونَ : شایسته و گـــرامی داشتــه‌شدگـــان
یَسْبِقُونَ : تقـــدم می‌گیرنـــد ، پیشـی می‌گیـرند
لا یَسْبِقُونَ : پیشـی نمی‌گیرند ، سبقت نمی‌گیرند
قَــوْلِ : سخـــــن ، حـــــرف
یَعْمَلُـــونَ : عمــل می‌کننـــد
لا یَشْفَعُونَ : شفاعت نمی‌کنند
اِرْتَضی : به معنی «رضــا» است یعنی خشنودی
خَشْیَتْ : تــرس تـــوأم بــا تعظیــم و احتـــرام
مُشْفِقُونَ : از ماده «اِشْفاقْ» توجه آمیخته با ترس .
خـداونـد در ایـن آیــه صفــات فــرشتگـان را در شش قسمـت بیان می‌کند :
۱ ـ آنهــا بندگــان خدا هستند .
۲ ـ بندگانی شایسته و گرامی داشته شده ، آنها همچون بندگان گریزپا نیستند که تحت فشار تن به خدمت می‌دهند ، بلکه بندگانی هستند از هر نظر شایسته که راه و رسم عبودیت را خوب می‌دانند و به آن افتخار می‌کنند ، خدا نیز آنها را به خــاطــر اخــلاقشــان در عبــودیت گرامی داشته و مواهب خویش را به آنهــا افــزایش داده است .
۳ ـ آنها آن قدر مؤدب و تسلیم و سر بر فرمان خدا هستند که «هرگز در سخن گفتن بر او پیشی نمی‌گیرند» .
۴ ـ و از نظر عمل نیز آنها تنها فرمان او را اجرا می‌کنند پس به احاطه علمی پروردگار نسبت به آنها اشاره کرده می‌فرماید : خداوند هم اعمال امروز و آینده آنها را می‌داند و هم اعمال گذشته را ، هم از دنیای آنها آگاه است و هم از آخرتشان ، هم از قبل وجودشان و هم بعد از وجودشان . مسلما فرشتگان از این موضوع آگاهند که خدا یک چنین احاطه علمی به‌آنها دارد و همین عرفان [۳۱]سبب می‌شود که آنها نه سخنی قبل‌از او بگویند و نه‌از فرمانش‌ سرپیچی کنند و به این ترتیب این جمله می‌تواند در حکم تعلیل [۳۲] برای آیه سابق باشد .
۵ ـ بدون شک آنها که بندگان گرامی و شایسته خدا هستند برای نیازمندان شفــاعت می‌کننــد ولــی بــایــد تــوجّه داشــت «هرگز برای کسی شفاعت نمی‌کننـــــد مگـــر اینکـــــه بــداننــد خـــــدا از او خشنــود است» .
مسلما خشنودی خداوند و اجازه شفاعت دادن او بی‌دلیل نمی‌تواند باشد حتما به خاطر ایمان راستین و یا اعمالی است که پیوند انسان را با خدا محفوظ می‌دارد . به تعبیر دیگر انسان ممکن است آلوده گناه شود ، ولی اگر رابطه خویش را با پروردگار و اولیای الهی به کلّی قطع نکند ، امید شفاعت درباره او هست ، امّا اگر پیوندش را از نظر خط فکری و عقیدتی به کلّی برید و یا از نظر علمی آن قدر آلوده بود ، که لیاقت شفاعت را از دست داد . در این موقع ، هیچ پیامبر مرسل یا فرشته مقرّبی شفاعت او نخواهد کرد .
۱- فرستاده شده.
ضمنا این جمله پاسخی است به آنان که می‌گفتند ، ما فرشتگان را عبادت می‌کنیم تا در پیشگاه خدا برای ما شفاعت کنند ،قرآن می‌گوید : آنها از پیش خود هیچ کاری نمی‌توانند بکننــد و هــر می‌خــواهید باید مستقیما از خدا بخواهید ، حتــی اجـــازه شفـــاعــت شفیعـــــان .
۶ - به خاطر همین معرفت و آگاهی است که «آنها تنها از او می‌ترسند» و تنها ترس او را به دل راه می‌دهند ، آنها از این می‌ترسند که گناهی انجام داده باشند بلکــه از کــوتـاهـی در عبــارت یا تــرک اولــی بیمنـاکند .
جالب اینکه «خَشْیَتْ»از نظر ریشه‌لغت‌به‌معنی‌هرگونه‌ترس‌نیست‌بلکه هرگونه ترسی است که تؤام با تعظیم و احترام و «مُشْفِقْ» از ماده «اِشْفاقْ» به معنی توجهی است که آمیخته با ترس باشد بنابراین ترس از خداوند ،همچون ترس انسان از یک حادثه وحشتناک نیست و همچون اشفاق همچون بیم انسان از یک موجود خطرناک نمی‌باشد بلکه ترس آنها آمیزه‌ای است از احترام،عنایت ، توجه ، معرفت ، احساس ،مسئولیت ، روشن است که فرشتگان با این صفات بر جسته و ممتاز و مقام عبودیت خالص هرگز دعوی خدایی نمی‌کنند .
بالهای فرشتگان « اَلْحَمْدُلِلّهِ فاطِرِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً اُولی اَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ »[۳۳]ستایش مخصوص خداوندی است که آفریننده آسمان‌ها و زمین است ، خداوندی که فرشتگان را رسولانی قرار داد که صاحب بالهای دوگانه ، سه گانه چهار گانه‌اند ، او هــر چــه بخــواهــد در آفــرینـش می‌افــزایــد ، او بـر هـر چیزی قادر است .
اَلْحَمْدُلِلّهِ : ستایش برای خداست
فاطِرِ : آفریننــده ، شکافنــــده
السَّمـــــــواتِ : آسمــان‌هــــا
الاَرْضِ : زمیــــــــــــــــــــن
جاعـــــل : قــــرار دهنــــــده
المَلائِکَةْ : جمع ( مَلَکْ : فرشته ) ، فرشتگان
رُسُلاً : جمع (رَسُول) به معنی فرستادگان
اَجْنِحَةٍ : بـــال‌هــا
مَثْنــــــی : دو دو
ثُلاثُ : ســه ســه
رُباعَ : چهار چهار
یَزیدُ : از ( زیـد ) به معنــی مــی‌افزایـــد .
خَلْقِ : آفـــرینش .
مــا یَشـــاءُ : هــــر چــــــه بخــواهــد .
قَدیرٌ : توانا و اسماة حسنی است . از آنجا که تدبیر این عالم از سوی
پروردگار به عهده فرشتگان گذارده شده بلا فاصله از آفرینش و قدرت‌های عظیمی که پروردگاردراختیارشان گذارده سخن‌می‌گوید: «جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلا اُولی اَجْنِحَةٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ» منظور از بال‌های فرشتگان‌آن هم‌بال‌های دوگانه ، سه‌گانه ، چهارگانه ، در اینجا قدرت جولان و توانایی بر اجرای ماموریت محوّله است زیرا بعضی از آن‌ها نسبت به بعضی برتر و دارای توانایی بیشتراند و لذا برای آن‌ها سلسله مراتب در بال‌ها قایل شده که بعضی دارای چهار بال ( مثنی : دو دو ) و بعضی دارای شش بال ( ثُلاثَ : سه سه ) و بعضی دارای هشت بال ( رُباعَ : چهار چهار ) هستند در بعضی از روایات آمده است « جبرئیل ششصد بال دارد و هنگامی که با این حالت پیامبر اسلام را ملاقات کرد مابین زمین و آسمان را پر کرده بود »[۳۴] با این که «خداوند فرشته‌ای دارد که ما بین نرمی گوش او تا چشمش به اندازه پانصد سال راه به وسیله پرنده‌ای است » [۳۵]. اصولا می‌دانیم بال تنها برای حرکت در جو زمین به کار می‌رود چرا که در اطراف کره زمین را هوای فشرده گرفته و پـرنــدگــان به وسیلــه بالشــان روی امــواج هــوا قــرار می‌گیــرند و می‌توانند بــالا و پـایین برود ولی از محیط جو زمین که خــارج شــویم در آنجــا که هوا نیست بــال کوچکترین تاثیری برای حرکت ندارد و از این نظر ، درست مانند سایر اعضاء می‌باشد .
بال و فرشتگان وسیله فعالیت و حرکت و قدرت است که قراین فوق برای این هـدف بـه قـدر کافـی گـویـا اسـت . در حـدیثـی از امـام صادق (ع) آمده است که : « اَلْمَلائِکَةُ لا یَأْکُلُونَ وَ لا یَشْرَبُونَ وَ لا یَنْکِحُونَ وَ اِنَّما یَعیشُونَ بِنَسیمِ الْعَرْشِ » ( فــرشتگــان نه غــذا می‌خــورند و نــه آب می‌نــوشند و نه ازدواج می‌کنند آن‌هــا تنهــا با نسیـم عــرش (بال‌ها) زنده‌اند ).
آیا رسالت فرشتگان تکوینی است یا تشریعی؟
رسالت فرشتگان که در آیه بالا آمده است چه چیز است ؟ آیا رسالت تشریعی است ؟ یعنی همان پیام آوردن از سوی خدا برای انبیاء یا رسالت تکوینی است ؟ یعنی به عهده گرفتن ماموریتهای مختلف در جهان آفرینش . و یا در هر دو جهت است ؟ با توجه به اینکه در قسمت اوّل آیه سخن از آفرینش آسمان‌ها و زمین بود و در جمله مورد بحث سخن از بال‌های متعدد فرشتگان است که نشانه‌های قدرت آن ها است و نیز با توجه به اینکه رسالت را برای همه فرشتگان قائل شده چنین به نظر می‌رسد که رسالت در اینجا معنی وسیع و گسترده دارد که هم رسالت تشریعی را شامل می‌شود وهم رسالت تکوینی را . اطلاق رسالت بر «رسالت‌تشریعی» و آوردن پیام وحی به انبیاء در قرآن فراوان است ولی اطلاق آن بر « رسالت تکوینی » نیز کم نیست در آیه (۲۱ / یونس) می‌خوانیم : « اِنَّ رُسُلَنا یَکْتُبُونَ ما تَمْکُرُونَ » : « رسولان ما (فرشتگان ما ) مکرهای شما را می‌نویسند » .
کــارگــزاران خلقــت و انــــواع آن‌هـا ملائکه موجودات پاک و فرمان براند که خداوند در امور عالم به آن‌ها ماموریتهایی محول فرموده که انجام می‌دهند ولی جنّ و شیاطین در عرض انسان‌ها و در امور عالم هیچ کاره‌اند . با این حساب می‌توان فرشتگان را با توجه به ماموریتهایشان به انواع مختلف تقسیم کرد :
۱ - فرشتگان محافظ انسان
۲ - فرشتگــان ثبــت اعمال
۳ - فرشتگــان حامـل عرش
۴ - فــرشتــگــان عــــذاب
۵ - فرشتگــان حــامل وحی
۶ - فرشتگانی که حساب و کتــاب عمــر آدمیان را دارند .
۷ - فرشتگانی که مامور تدبیر جهان از سوی خدا هستند .
۸ - فــرشتگــانی کــه آمــاده انجــــام مــامــوریتنـــد .
۹ - فــرشتگــانــی کـــــه دائــــم در سجـــــــده‌انـــد .
۱۰ - فرشتگانی که تسبیح برای خدا و استغفار برای اهـل زمیـــــن می‌کنند .
۱۱ - فــرشتگـــانــی کـــــه شفـــــــاعت می‌کننــــــد .
راجع به فرشتگان مطالب دیگری است از قبیل فرشتگانی که به اهل ایمان یاری می‌رسانند ، فرشتگانی که به اهل بهشت سلام می‌کنند .
« وَ الْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُمْ » ، فرشتگانی که به یاری رسول خدا در جنگ بدر آمدند و غیره .

فــرشتگــان محـــافــظ انســـان « وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِه وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَةً حَتّی اِذا جاءَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا یَفُرِّطُونَ »[۳۶]« او تسلآیــه ۶۱ / ســـوره انعــامّط کامل بر بندگان خود دارد و مراقبانی بر شما می‌فرستد تا زمانی که یکی از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما جان او را می‌گیرند و آن‌ها در نگهداری حساب اعمــال ، کـوتـاهی نمی‌کننـد ».
القاهِرُ : تـوانا و مسلّط
حَفَظَةً : حافظ و مراقب
عِبادُ : بنــده خــــــدا
یُرْسِلُ : از مــاده (رُسُـل) بــه معنـی می‌فـرستـد
المَـــوْتُ : مــــــــرگ
فَوْت : اخــذ و گرفتن بطــور تمــام و کـــامـــل
یُفَـــرِّطُــــونَ : کـــــوتــــاهــــی می‌کننــــــد
لا یُفَرِّطُونَ : کوتاهی نمی‌کنند و تقصیری ندارند .
در این آیه خداوند برای توضیح بیشتر روی احاطه علمی خداوند نسبت به اعمال بندگان و نگهداری دقیق حساب آنها برای روز رستاخیز چنین می‌گوید : «او تسلّط کامل بر بندگان خود دارد و هم او است که حافظان و مراقبانی بر شما می‌فرستد که حساب اعمالتان‌را دقیقا نگهداری‌کنند» .
« قاهریّت » به معنی غلبه و تسلّط کامل بر چیزی است به طوری که هیچ‌گونه توانایی مقاومت در طرف مقابل نباشد و « حَفَظَة » جمع « حافِظ » و در اینجا به معنی « فرشتگــانی است کـه مـأمـور نگهـداری حسـاب اعمال انسان‌ها هستند .
سپس می‌فرماید : نگهداری این حساب توسّط فرشتگان تا لحظه پایان زندگی و فرارسیدن مرگ ادامه دارد و در این هنگام فرستادگان ما که مأمور قبض ارواحند روح او را می‌گیرند و در پایان اضافه می‌کند که این فرشتگان به هیچ وجه در انجام مأموریت خود کوتاهی و قصور ندارند ، این احتمال وجود دارد که این صفت مربوط به فرشتگان حافظان حساب اعمال انسان‌ها بوده باشد که آنها در حفــظ و نگهــداری حساب اعمــال کمتــرین کـوتـاهی و تفــریط [۳۷] ندارند .
« لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِه یَحْفَظُونَهُ مِنْ اَمْرِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بَقَــوْمٍ حَتّی یُغَیِّــرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ وَ اِذا اَرادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِـــنْ دُونِــــه مِـــنْ واکوتاهی کردنلٍ » [۳۸].
«برای انسان مأمورانی است که پی در پی ، از پیش رو و از پشت سرش او را از حوادث (غیرحتمی) حفظ می‌کنند ، اما خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنها خود را تغییر دهند و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی کند هیچ چیز مانع آن نخواهد شد و جــز خــدا سرپرستی نخواهد داشت» .
مُعَقِّباتٌ : جمــع مُعَقِّبْ ، گــروهــی کـه پـی در پـی به دنبــال کــار می‌روند .
یَــــــــدَیْ : دســــــــــت
خَلْفِ : پشــــت ســر ، عقب
یَحْفَظُونَهُ : از او محافظت می‌کنند
لا یُغَیِّـــرُ : تغییــــر نمی‌دهـــــد
قَــوْمٍ : ملّـــــــت ، قـــــــــــوم
اَنْفُسِ : ازماده(نَفَسْ)،ذات، شخص
اَرادَ : خـــواســـت ، اراده کنــــد
سُوءً : بـــــــــــــد ، زشـــــــت
مَرَدَّ : عاری بودن و مستمرّ بودن
دُونِ : غیــــــــــر ، حقیـــــــــر
والٍ : ســــــرپـــــــرســـــــت
در این آیه آمده که خدا حافظ و نگهبان بندگان خود نیز می‌باشد و برای انسان مأمورانی است که پی در پی از پیش رو و پشت سرش قرار می‌گیرند و او را از حوادث حفظ می‌کنند اما برای اینکه کسی اشتباه نکند که این حفظ و نگهبانی بی‌قید و شرط است و انسان می‌تواند خود را به پرتگاه بیفکند و دست به هر ندانم کاری بزند و یا مرتکب هرگونه گناهی که مستوجب مجازات و عذاب است بشود و باز انتظار داشته باشد که خدا و مأموران او حافظش می‌باشند اضافه می‌کند که خدا سرنوشت هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه آن‌ها تغییراتی در خود ایجاد کنند و هرگاه خداوند به جمعیّتی اراده بد کند هیچ راه دفاع و بازگشت ندارد و هیچ کس به غیر از خدا نمی‌تواند والی و یاور آن‌ها باشد به همین دلیل هنگامی که فرمان خدا به عذاب و مجازات یا نابودی قومی صادر می‌شود حافظان و نگهبانان دور می‌شوند و انسان را تسلیم حوادث کنند . اینجا چند نکته وجود دارد :
« مُعَقِّباتُ » چنانکه طبرسی در مجمع البیان و بعضی دیگر از مفسّران بزرگ گفته‌اند جمع «مُعَقِّبَة» است و آن هم به نوبه خود جمع «مُعَقِّبْ» می‌باشد و به معنی گروهی است که پی در پی و به طور متناوب به دنبال کاری می‌روند .
ظاهر این آیه آن است که خداوند به گروهی از فرشتگان ، مأموریت داده که در شب و روز به طور متناوب به سراغ انسان بروند و از پیش رو و پشت سر نگهبان و حافظ او باشند . بدون تردید انسان در زندگی خود در معرفی آفات و بلاهای زیادی است حوادثی از درون و برون، انواع بیماری‌ها ، میکرب‌ها ، انواع حادثه‌ها و خطراتی که از آسمان و زمین می‌جوشد انسان را احاطه کرده‌اند ، مخصوصا به هنگام کودکی که آگاهی انسان از اوضاع اطراف خود بسیار ناچیز است و هیچ‌گونه تجربه‌ای ندارد . در هر گامی خطری در کمین او است و گاه انسان تعجّب می‌کند که کودک چگونه از لابه‌لای این همه حوادث جان سالم به در می‌برد و بزرگ می‌شود . اگر به راستی در این مسائل بیاندیشیم احساس می‌کنیم که نیروی محافظی است که ما را در برابر حوادث حفظ می‌کند و همچون سپری محافظ و نگهدار ما است .
در روایتی از امام محمّد باقر علیه‌السلام می‌خــوانیــم که در تفسیر آیه فوق فرمود :
« یُحْفَظُ بِاَمْرِ اللّهِ مِنْ اَنْ یَقَعَ فی رُکْنٍ اَوْ یَقَعَ عَلَیْهِ حائطٌ اَو یُصیبَه شَیْ‌ءٌ حَتّی اِذا جاءَ الْقَدَرُ خَلُّوا بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُ یَدْفَعُونَهُ اِلَی الْمَقادیرِ وَ هُمْ مَلَکانِ یَحْفَظانِه بِاللَّیْلِ وَ مَلَکانِ مِنْ نَهارٍ یَتَعاقِبانَهُ : به فرمان خدا انسان را حفظ می‌کند از این که در چاهی سقوط کند یا دیواری بر او بیفتد یا حادثه دیگری برای او پیش بیاید تا زمانی که مقدّرات حتمی فرا رسد در این هنگام آن‌ها کنار روند و او را تسلیم حوادث می‌کنند. آنها دو فرشته‌اند که انسان را در شب حفظ می‌کنند و دو فرشته‌اند که در روز به طور متنـــاوب به این وظیفه می‌پردازند .[۳۹]
در نهج‌البلاغه نیز می‌خوانیم که امیرمؤمنـان علی علیه‌السلام فرمود :
« اِنَّ مَعَ کُلِّ اِنْسانٍ مَلَکَیْنِ یَحْفَظانِه فَاِذا جاءَ الْقَدَرُ خَلَّیا بَیْنَهُ وَ بَیَْنُه : با هر انســانی دو فــرشتــه اســت کــه او را حفــظ کننــد اما هنگامی که مقدّرات حتمــی فــرا می‌رســد او را رهــا می‌سازند» .
در تفسیرعیاشی ذیل همین‌آیه‌از حضرت صادق علیه‌السلام نقل کرده که فرمود :
« ما مِنْ عَبْدٍ اِلاّ وَ مَعَهُ مَلَکانِ یَحْفَظانِه فَاِذا جاءَ الاَْمْرُ مِنْ عِنْدِ اللّهِ خَلِیّا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اَمْرَ اللّهِ : برای هر بنده‌ای دو تا ملکی است که او را حفظ می‌کنند چون کاری از جانب خدا آمد او را به امر خدا وامی‌گذارند» .
« اِذْ یَتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعیدٌ [۴۰] : به خاطر بیاورید هنگامی که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسان هستنــد، اعمــال او را دریافت می‌دارند».
« ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ اِلاّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ : هیچ سخنی را انسان تلفّظ نمی‌کند مگر اینکه نزد آن فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت است» [۴۱]
یَتَلَقَّـــی : دریافــت و ضبــــط می‌کنـــــد
اَلْمُتَلَقِّیانْ : دو فـرشتــه‌ای که مــأمـــــور ثبــت اعمــال انسانند
اَلْیَمینْ : راسـت
اَلشِّمال : چــپ
قَعیدٌ : از مــاده «قُعُود» به معنی نشستـــه
یَلْفِظُ : تلفّظ می‌کند
قَوْلٍ : سخـن ، حرف
رَقیبْ : مــــراقـــب
عَتیدْ : از ماده (عِتاد) به معنی ذخیره کننده
در این آیه علاوه بر احاطه علمی خداوند به ظاهر و باطن انسان دو فرشته نیز مأمور حفظ و نگهداری حساب اعمال اویند که از طرف راست و چپ از او مراقبت می‌کنند، پیوسته با او هستند و لحظه‌ای جدا نمی‌شوند تا از این طریق اتمام حجّت بیشتــری شــود و تــأکیــدی بـاشـد بـر مســـأله نگهــداری حساب اعمــال .
«تَلَقّی» به معنی دریافت و اخذ و ضبط است و «مُتَلَقِّیانْ» دو فرشته‌ای هستند که مأمور ثبت اعمال انسان‌ها می‌باشند و «قَعیدْ» از ماده «قُعُودْ» به‌معنی نشسته و در این‌جا ملازم و مراقب است و به تعبیر دیگر مفهوم آیه این نیست که این دو فرشته در سمت راست و چپ انسان نشسته‌اند زیرا انسان گاه نشسته است و گاه در حال راه‌رفتن بلکه این تعبیر کنایه از آن است که این دو همواره با انسانند و مترصّد اعمال او می‌باشند . این احتمال هم داده می‌شود که آن دو بر شانه راست و چپ انسان همیشه نشسته‌اند و اعمال او را ثبت می‌کنند . قابل توجه این‌که در روایات اسلامی آمده است که فرشته سمت راست نویسنده حسنات است و فرشته سمت چپ نویسنده سیئات است و فرشته اول فرمانده فرشته دوّم است . هنگامی که انسان عمل نیکی انجام می‌دهد فرشته سمت راست ده برابر می‌نویسد و هنگامی که عمل بدی از او سرزند و فرشته سمت چپ بخواهد آن را بنویسد فرشته اوّل می‌گوید: عجله مکن ، لذا او هفت ساعت به تأخیر می‌اندازد اگر پشیمان شد و توبه کرد چیزی نمی‌نویسد و اگر توبه نکرد تنها یک گناه برای او می‌نویسد[۴۲]
در روایت دیگــری آمده است که پیامبر فرمود:
« مَنْ مَرِضَ اَوْ سافَرَ کَتَبَ اللّه‌ُ تَعالی لَهُ ما کانَ » بــه فرشتگان حافظ اعمال او می‌گوید ، مادام که او بیمار است اعمالی را که در حــال صحت انجــام می‌داده بــرای او بنویسید.
پس پیامبر افزود : « کسی که بیمار شود یا مسافرت کند خداوند همان اعمالی را کــه در حــال صحــت و در حضــر انجـــام می‌داد بــرای او می‌نویسد »[۴۳]
و همچنین این فرشتگان کمترین سخنان انسان‌ها را هم می‌نویسند و این‌ها همه‌اشاره پرمعنایی به‌توسعه لطف خداوندی‌است .

فرشتگان ثبت اعمال این فرشتگان علاوه بر حفاظت انسان مأمور نوشتن اعمال انسان‌ها هستند .
« وَ اِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ »[۴۴] : « و بــدون شــک نگهبــانــانی بــر شمــا گمـارده شــده است » .
« کِراما کاتِبینَ » [۴۵]: «والامقـــام و نـویسنــده اعمــــال شمــا» .
« یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ »[۴۶]: « آن‌ها می‌دانند که شما چه می‌کنید » .
منظور از « حافِظینَ » در این آیه فرشتگانی هستند که مأمور حفظ و نگهداری اعمال انسان‌ها اعمّ از نیک و بد هستند که در آیه ۱۸ سوره ق از آن‌ها تعبیر به «رقیب و عتید» شده است و در آیات دیگر قرآن نیز به وجود این فرشتگان مراقب اعمال اشاره شـده است از جملـه در سـوره یونس ، آیه ۲۱ آمـده : « قُلِ اللّهسوره انفطار ، آیه ۱۲ ‌ُ اَسْرَعُ مَکْرا اِنَّ رُسُلَنا یَکْتُبُونَ ما تَمْکُرُونَ » : « بگو: خداوند از شما سریع‌تر چاره‌جویی می‌کند و رسولان ما آن‌چه مکر می‌کنید و نقشه می‌کشید می‌نویسد» و همچنین در سوره زخرف ، آیه ۸۰ آمده : « بَلی وَ رُسُلَنا لَدَیْهِم یَکْتُبُونَ » : « آری ، رسولان (فرشتگان) ما نزد آن‌ها هستند و می‌نویسند ».
بــدون شــکّ خــداونــد قبــل از هـرکـس شـاهـد و ناظر اعمال آدمی است ولی برای تأکید بیشتر و احساس مسئولیّت فزون‌تر، مــراقبـان زیادی گمارده است که یک گــروه از آن‌ها همین فرشتگانند .
در « احتجاج طبرسی » آمده است که شخصی از امام صادق علیه‌السلام پرسید: «علّت وجود فرشتگان مأمور ثبت اعمال نیک و بد انسان‌ها چیست، در حالی که می‌دانیم خداوند « عالِمُ السِّرِ وَ اَخْفی » است ، یعنی هر چیزی را که از آن مخفی‌تر نیست می‌داند ؟
امام در پاسخ فرمود : « خداوند این فرشتگان را به عبادت خود دعوت کرد و آن‌ها را شهود بر بندگانش قرارداد تا بندگان به خاطر مراقبت آنان بیشتر مراقب اعمال و مراقب اطاعت الهی باشند و از عصیان او بیشتر ناراحت شوند و چه بسیار بنده‌ای که تصمیم به گناه می‌گیرد سپس به یاد این فرشته می‌افتد و خودداری می‌کند ، می‌گوید: پروردگارم مرا می‌بیند و فرشتگان حافظ اعمال نیز گواهی می‌دهند ، علاوه بر این خداوند به رحمت و لطفش این‌ها را مأمور بر بندگانش کرده تا به فرمان خدا شیاطین سرکش را از آن‌ها دور کند و همچنین جانوران زمین و آفات بسیار را که آن‌ها نمی‌بینند تا آن زمان که فرمان خدا و مــرگ آن‌ها فــرامی‌رســد »[۴۷]
از این روایات به خوبی استفاده می‌شود که آن‌ها علاوه بر مأموریت ثبت اعمال مأمور حفظ انسان از حوادث ناگوار و وسوسه‌های شیاطین نیز هستند .
قابل توجه این‌که در آیات فوق در توصیف این فرشتگان می‌گوید : « آن‌ها بزرگوار و در نزد پروردگار والامقامند » تا انسان‌ها بیشتر مراقب اعمال خویش باشند، زیرا هرقدر ناظر بر اعمال انسان‌ها شخصیت والاتری داشته باشد، انسان بیشتــر از او مــلاحظــه می‌کنـــد و از انجــام گنــاه شـرمنـده‌تــر می‌شــود .
تعبیر به « کاتِبینْ » در حقیقت تأکیدی است بر این معنی که آن‌ها به حافظه قناعت نمی‌کنند بلکه دقیقا می‌نویسند و ثبت می‌کنند و به این ترتیب هرگز چیزی از آن‌هــا فــوت نمی‌شـود و صغیر[۴۸]و کبیر را ثبت می‌کنند[۴۹].
تعبیر به « یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ » باز تأکید مجدّدی است بر این حقیقت که آن‌ها از همــه اعمــال شمــا بــدون استثناء آگاهند و نوشتن آن‌ها براساس همین آگاهی اســــت .
ضمنا تمام این تعبیرات بیانگر اختیار و آزادی اراده انسان است، چراکه اگر آدمی اختیاری ازخود نداشت ، گماردن این همه مأمورین ثبت و ضبط اعمال و این‌همه هشدار و اخطارها هدف و مفهوم صحیحی نخواهد داشت ، از سوی دیگر همه این‌ها بیانگر این واقعیّت است که مسئله حساب و جزای الهی بسیار سخت جدّی است ، چراکه خداوند اهمیّت فوق‌العاده‌ای به آن داده است .
درباره روش کار و ویژگی‌های فرشتگان مأمور ثبت‌اعمال تعبیرات پرمعنی وارد شده از جملـه ایـن‌کــه:
۱ـ کسی از امام موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام سـؤال کرد : « دو فرشته‌ای که مأمور ثبت اعمال انسان هستند آیا از اراده و تصمیم باطنی او به هنگام گناه یا کار نیک نیــز بـاخبــــر می‌شـــــونــد ؟».
امـام در پاسـخ فــرمــود : « آیــا بــوی بد چــاه فاضلاب و عطر یکی‌است ؟» راوی عرض کرد : « نه » .
امام علیه‌السلام فرمود: « هنگامی که انسان نیّت کار خوبی کند ، نفسش خوشبو می‌شود . فرشته‌ای که در سمت راست و مأمور ثبت حسنات است به فرشته سمت چپ می‌گوید : برخیز ، که او اراده کار نیک کرده است و هنگامی که آن را انجام داد، زبان آن انسان قلم آن فرشته و آب دهانش مرکّب او می‌شود و آن را ثبت می‌کند ، اما هنگامی که اراده گناهی می‌کند نفسش بدبو می‌شود . فرشته طرف چپ به فرشته طرف راست می‌گوید : برخیز که او اراده معصیّت کرده و هنگــامی که آن را انجام می‌دهد، زبانش قلم آن فرشته و آب دهانش مرکّب اوست و آن را می‌نــویسد » [۵۰]
این حدیث به خوبی نشان می‌دهد که نیّت انسان در تمام وجود او اثر می‌گذارد و فرشتگان از اسرار درونش به‌وسیله آثار بیرون آگاه می‌شوند و مسلّما اگر آگاه نباشند نمی‌توانند اعمال انسان را به خوبی ثبت کنند چرا که چگونگی نیّت در ارزش و خلوص و آلودگی عمل فوق‌العاده مؤثر است تا آن جا که پیغمبراکرم در حدیثی فرمود : « اعمال به نیّت‌ها بستگی دارد » و دیگر این‌که معلوم می‌شود از خود انسان می‌گیرند و بــرای او خــرج می‌کننــد و زبــان مـا قلـم آن‌هاست و آب دهــان مــا مــرکّب آن‌ها .
۲ـ آن‌هامأمورند به هنگامی که انسان کار نیک می‌کند آن را به عنوان «حسنه» بنویسند اما هنگامی که تصمیم بر گناه می‌گیرد، تا عمل نکرده چیزی بر او نمی‌نویسند و بعداز عمـل تنها یک‌گناه ثبت‌می‌کنند.[۵۱]
این تعبیر بیانگر نهایت لطف و فضل الهی بر انسان است که نیّت گناه را بر او می‌بخشد و فعل گناه را بر طبق موازین عدالت جزا می‌دهد ، ولی در مسیر اطاعت هر نیّتی حسنه‌ای است و هرکار نیکی را براساس تفضّل پاداش می‌دهد، نه بر میزان عدل و این تشویقی است برای انجام اعمال نیک .
۳ـ در روایت دیگر آمده است که رسول خدا بعد از اشاره به وجود این دو فرشته و نوشته حسنات با پاداش ده برابر فرمود : « هنگامی که انسان کار بدی انجام می‌دهد فرشته راست به فرشته چپ می‌گوید : در نوشتن این گناه عجله مکن شاید کار نیکی بعد از آن انجام دهد که گناه او را بیشتر بپوشاند . همان‌گونه که خداوند بزرگ می‌فرماید : « اِنَّ الْحَسَناتَ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات » یا این که توبه و استغفار کند و اثر گناه از بین برود و او هفت ساعت از نوشتن کار بد خودداری می‌کند و اگر کار نیک یا استغفاری به دنبال آن نیاید ، فرشته حسنات به فرشته سیّئات می‌گوید : بنویس بر این بدبخت محروم [۵۲] سیمای فرشتگان (۷۹)
۴ ـ امام صادق علیه‌السلام در حدیث دیگری فرموده : «هنگامی که مؤمنان در یک مجلس با هم سخن می‌گویند حافظان اعمال به یکدیگر می‌گویند ما از آن‌ها دور شویم شاید سرّی دارند که خدا آن را مستور داشته است » [۵۳]
۵ ـ حضرت علی علیه‌السلام در یکی از خطبه‌هاش که مردم را در آن به تقوا دعوت کرده می‌فرماید : «بدانید ای بندگان خدا که مراقبانی از خودتان بر شما گماشته شده و دیدبان‌هایی از اعضای پیکرتان و نیز بدانید حسابگران راستگو اعمال شما را ثبت می‌کنند و حتّی شماره نفسهایتان را نگه می‌دارند، نه ظلمت شب تاریک شما را از آن‌ها پنهان می‌دارد و نه درهای محکم و فروبسته و چه فردا به امـــروز نـنهج‌البلاغه ، خطبه ۱۵۷ـزدیــک اســـت» [۵۴]

فرشتگانی‌که حساب و کتاب عمرآدمیان را دارند « قالُوا لَبِثْنا یَوْما اَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادّینَ[۵۵]: در پاسخ می‌گویند : تنها به‌اندازه یک‌روز یا قسمتی از یک روز، از آنها که می‌توانند شمارش کنند سؤال فرما» .
قالُــــوا : می‌گـوینـــد
لَبِثَ : تـوقّف ، اقامــت
یَوْمــا : یـــــــک روز
فَسْئَلِ : پس سـؤال کن
الْعادّینَ : شمرنــدگان
در حقیقت عمرهای طولانی در دنیا گویی لحظه‌هایی زودگذر هستند در برابر زندگی آخرت که هم نعمت‌هایش جاویدان است و هم مجازاتش نامحدود و منظور از «عادّینْ» همان فرشتگانی می‌باشد که حساب و کتاب عمر آدمیان و اعمال آنها را دقیقا نگه داشته‌اند زیــرا آن‌هــا بهتــر و دقیق‌تر از هرکس این حســـاب را می‌دانند .

فرشتگانی که آماده انجام مأموریتند « وَ الصّافّاتِ صَفّا[۵۶]: سـوگنــد به آن‌ها که صــف کشیــده‌انــد» .
« فَالزّاجِراتِ زَجْرا[۵۷] : همان هاکه قویّا نهی می‌کنند و بازمی‌دارند» .
« فَالتّالِیاتِ ذِکْرا [۵۸] : و آنهــا که پــی در پــی ذکــر الهی را تلاوت می‌کنند» .
صافّاتْ : جمــع (صــــافَّة) ، صفــــوف متعــــدد
صفا : صف
زاجِراتِ : از مــاده (زَجْـر) ، رانـدن چیـزی با فریاد
زَجْرا : رانــدن ، طــــرد ، منــع
تالِیاتِ : از ماده (تلاوت) جمع «تالی» تلاوت‌کنندگان
ذِکْــرا : نـام
در آغاز این سوره (صافّات) به نام سه گروه برمی‌خوریم که به آن‌ها سوگند یاد شده این گروه سه‌گانه کیانند ؟
و این توصیفات درباره چه کسانی است ؟ مفسّران در اینجا سخن بسیار گفته‌اند اما معــروف و مشهــور ایــن است که این‌ها اوصافی است برای گروه‌هایی‌از فرشتگان:
۱ ـ گروه‌هایی که برای انجام فرمان الهی در عالم هستی به صف ایستاده و آمــــــاده فــرمـانند .
۲ ـ گروه‌هایی از فرشتگان که انسان‌ها را از معاصی و گناه باز می‌دارند و وسوسه‌های شیاطین را در قلوب آنها خنثی می‌کنند و یا مأمور ابرهای آسمانند و آنهـــا را به هــر ســو می‌رانند و آماده آبیاری سرزمین‌های خشک می‌کنند .
۳ ـ گروه‌هایی از فرشتگان که آیات کتب آسمانی را به هنگام نزول وحی بر پیــامبــران می‌خوانند .
قابل توجه اینکه «صافّات» اشاره به گروهی است که صف کشیده‌اند و «زاجِرات» اشاره به گروه‌هایی که به منع و طرد و زجر دیگران می‌پردازند و «تالِیاتْ» به معنی گروه‌هایی است که اقدام به تلاوت چیزی می‌کند و همچنین «زاجِرات» ، هم شامل فرشتگانی می‌شود که وسوسه‌های شیاطین را از قلوب انسان‌ها دور می‌کنند و هم انسان‌هایی که به فریضه نهی از منکر می‌پردازند و «تالِیات» اشاره به تمام فرشتگان می‌باشد که آیات الهی و ذکر خدا را پی در پی تلاوت می‌کنند .
در اینجا نکته‌ای وجود دارد که و آن اینکه پیدا است صف کشیدن و آماده شدن در مرحله نخست قرار دارد و سپس طرد کردن موانع از سر راه و بعد از آن بیان دستورات و اجرای آنها از سوی دیگر آنها که آماده اجرای فرمان می‌شوند مقــامی دارنــد و آنهــا کــه مــوانــع را طــرد می‌کننــد مقــامــی بــرتــر و آنهـا کــه فــرمــان‌هـا را می‌خوانند و به اجرا درمی‌آورند از همه بلند مقام‌ترند .
به هر حال سوگند پروردگار به همه این گروه‌ها حاکی از عظمت مقام آنها در پیشگاه او است و ضمنا الهام کننده این حقیقت است که رهروان راه حقّ نیز برای رسیدن به مقصود بایداز این‌سه مرحله بگذرند.

فرشتگانی که دائم در سجده‌اند درباره سجــود فــرشتگــان در ســوره نحــل آیه ۴۹ آمده است :
« وَ لِلّهِ یَسْجُدُ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الاَْرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِکَةُ وَ هُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ : تمام آنچه در آسمان‌ها و در زمین از جنبندگان وجود دارد و سیمای فرشتگان (۸۷)
همچنین فرشتگان برای خدا سجده می‌کنند و هیچ‌گونه تکبّری ندارند» .
یَسْجُدُ : اظهــار فــروتنـی و سجده می‌کنند
اَلسَّمـــواتِ : آسمـــــان‌هـــا
اَلاَْرْضِ : زمیــــــــــــــــــن
دابَّةٍ : مــوجـودات جنبنـــده
یَسْتَکْبِرُونَ : از ماده (کِبْرْ) تکبّر و خود بزرگ‌بینی دارند
لا یَسْتَکْبِرُونَ : تکبّری ندارند
در آیه فوق ملائکه به طور جداگانه ذکر شده و به خاطر آن است که «دابَّةٍ» تنها به جنبندگانی گفته می‌شود که جسمانی هستند و اگر فرشتگان رفت و آمدی دارنـــد و حضـــور و غیـــابی ، نه به معنی جسمانی و مادی است تا در مفهوم «دابَّــــــةْ» داخـــل گـــردنــد .
در حــــدیثـــی از پیـــــامبــر صلی‌الله‌علیه‌وآله مـی‌خــوانیـــم :
«خداوند فرشتگانی دارد که از آغاز آفرینش آنها تا روز رستاخیز برای خدا سجده می‌کنند و در آن روز سر از سجده برمی‌دارند و می‌گویند : « ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِــکَ : مــا حــق عبــادت تـــو را انجــام ندادیم» .
همچنین جمله « وَ هُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ » اشاره به وضع و حال فرشتگان است که آنها در خضــوع و سجــده در پیشگاه حقّ کمترین استکبار به خود راه‌نمی‌دهند .

فــرشتگـــان حـامل عــرش و تعـــداد آنهـــا عدّه‌ای از ملائکه حاملان عرش خدایند چنان‌که در قرآن آمده :« وَ الْمَلَکُ عَلی اَرْجائِها وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ[۵۹] : فرشتگان در جوانب و کناره‌های آسمان قرار می‌گیرند (و برای انجام مأموریت‌ها آماده می‌شوند) و آن روز عرش پروردگارت را هشـت فــرشتــه بر فــراز همــه آنهــا حمل می‌کنند اَلمَلَــکْ : فرشتـــه
اَرْجاءْ : جمع رَجا به معنی اطراف و جوانب چیزی
یَحْمِلُ : حمل‌می‌کنند
عَرْش : تخت و در اینجا معانی مختلف دارد که به صفات خدا مربوط می‌شود
فَــوْقَ : بـــــــــالا
یَــوْمَئِـــذٍ : آن روز
ثَمانِیَــةٌ : هشــــت
در آیــه مورد بحث که سخن از حاملان عرش الهی می‌گوید ، ممکن است منظور از عرش همان حکومت خداوند و تدبیرش در عالم هستی باشد و حاملان عرش اجراکنندگان حاکمیت و تدبیر او هستند .
و نیز ممکن است به معنی مجموعه عالم هستی و یا عالم ماوراء طبیعت باشد و حاملان آن فرشتگــانی هستنــد کــه پــایـه‌های تدبیر این جهان به فرمان خدا بــر دوش آنهــا است .
گویی در روز قیامت فرشتگان همانند مأمورانی که اطراف میدانی ایستاده و منتظر فرمان برای انجام کارند . در گرداگرد آسمان‌ها صف می‌کشند و در انتظار فرمان حقّند ، این حاملان عرش که همان فرشتگانند مشخص نیست که آیا هشت فـرشتــه‌اند یــا هشت گروه کوچک یا بزرگ .
البته در روایات اسلامی آمده که حاملان عرش هم اکنون چهار نفر (چهارگروه) هستند امّا در قیامت دو برابر می‌شوند .
چنانکه در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌خوانیم : «آنها امروز چهارنفرند و روز قیامت آنهـا را با چهــار نفـر دیگر تقویت می‌کند و هشت نفر می‌شوند». [۶۰]
منظور از عرش به معنی «مجموعه جهان هستی» است که «عرش» حکومت خــدا است و به وسیلــه فرشتگــان که مجری فرمان خدا هستند تدبیر می‌شوند.
از احادیث به خوبی استفاده می‌شود که منظور از عرش «صفات خدا» «علم بی‌پایان پروردگار» و «مالکیت و حاکمیت خدا و قدرت او» و «صفات کمالیه و جلالیه او یعنی رحمانیّت و رحیمیّت» است . و بنابراین حاملان عرش الهی حاملان علم اویند و هر قدر انسان یا فرشتگان علم بیشتری داشته باشند ، سهم بیشتــــری در حمـــل ایــن عــرش عظیــــم دارنـــد .
و مراد از حمل عرش ظاهرا تدبیر امور عالم به دستور خدا است. همچنین در سوره غافر درباره دعاهای فرشتگان‌حامل عرش آمده :
« اَلَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِه وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّــذینَ امَنُوا رَبَّنــا وَسِعْــتَ کُــلَّ شَــیْ‌ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْما فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبِعُوا سَبیلَکَ وَقِهِـمْ عَــذابَ الْجَحیــمْ » .
«فرشتگانی که حامل عرشند و آنها گرداگرد آن تسبیح و حمد خدا می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌نمایند و می‌گویند : پروردگارارحمت و علم توهمه چیز را فراگرفته است ، پس کسانی را که توبه کــرده و راه تــو را پیــروی می‌کننــد بیـامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار» .
« رَبَّنا وَ اَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ ابائِهِمْ وَ اَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیّاتِهِـمْ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ » [۶۱]
«عرضه می‌دارند پروردگارا آن‌ها را در باغ‌های جاویدان بهشت که به آنها وعده فــرمــوده‌ای وارد کــن ، همچنیــن صالحـــان از پدران و همسران و فرزندان آنها را که تو توانا و حکیمی» .
« وَقِهِمُ السَّیِّئــاتِ وَ مَــنْ تَــقِ السَّیِّئــاتِ یَــوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ » [۶۲]
«و آنها را از بدی‌ها نگاه دار و هر کس را در آن روز از بدی‌ها نگاه داری مشمـــــول رحمتــت ســــــاختــه‌ای و ایــن اســت رستگــاری بــــــزرگ» .
در این آیات دعاهای چهارگانه حاملان عرش بیان شده نخست آنها تقاضای غفران و شستشوی مؤمنان را از آثار گناه می‌کنند . در مرحله دوم ، تقاضای دورداشتن آن‌ها از عذاب جهنم می‌کنند که این خود مهم‌ترین وسیله آرامش روان آن‌ها است . در مرحله سوّم ، تقاضای بهشت می‌کنند ، نه تنها برای خودشان بلکه برای بستگانشان که وجود آن‌ها در کنارشان مایه آرامش روح و نشاط قلب آنها است .
و از آنجا که غیر از دوزخ در صحنه قیامت ناراحتی دیگری وجود دارد مانند هول محشر ، رسوایی در برابر خلایق ، طول حساب را و امثال آن ، در دعای دیگرشان از خدا می‌خواهند که مؤمنان را از هرگونه بدی و مکروه در آن روز دور دارد تا با فــراغت خــاطـر و احتــرام و تکـریم وارد بهشت جاویدان شود .
همچنین در این آیات حاملان عرش الهی راه و رسم دعا را به مؤمنان می‌آموزند .
نخست تمسّک به ذیل نام پروردگار (ربَّنا) ، سپس او را به صفات جمال و جلالش ستودن و از مقام رحمت و علم بی‌پایانش مدد خواستن ( وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْما ) . سرانجام وارد در دعا شدن و مسائل را به ترتیب اهمیت خواستن و با شرایطی که زمینه اجابت را فراهم می‌سازد ، مقرون ساختن (فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبَعوا سَبیلَکَ) . سپس دعا را باز کرد اوصاف جمال و جلال او و توسل مجــــــدد بــــه ذیــــــل رحمتـــش پـــایـــان دادن .
جالب توجه اینکه حاملان عرش در این دعا روی پنج وصف از مهم‌ترین اوصــاف الهـــی تکیــه می‌کننــد : ربــوبیت ، رحمت ، قدرت ، علم ، حکمت خدا .
فرشتگان عذاب و تعداد آنها « عَلَیْها تِسْعَـةَ عَشَـرَ » [۶۳]
«نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده»
تِسْعَةَ عَشَــــرَ : نـــوزده
خداوند در این آیه می‌فرماید : نوزده نفر از فرشتگان عذاب بر دوزخ گمارده شده‌اند . فرشتگانی که قطعا مأمور به ترّحم ، شفعت ، مهربانی نیستند بلکه مأمور به کیفر و عذاب و خشونتند .
بعضـــی از مفسّــرین گفتـــه‌انــد : کــه اشــاره به نوزده گروه از فرشتگان اســـت ، نـــه نــوزده نفــر . امّا چــرا از میان اعداد تنها عدد ۱۹ برای مأموران عــــذاب الهــی انتخـــاب شـــده ؟
جمعی از مفسرین احتمال داده‌اند این به خاطر آن است که در عدد نوزده بزرگ‌تـرین عــدد آحاد (عدد نه) و کوچکترین عدد عشرات (عدد ده) جمع است .
بعضی نیز گفته‌اند به خاطر آن است که ریشه‌های اخلاقِ رذیله به نوزده خُلق ظاهر و باطن بازمی‌گردد و از آنجا که اخلاق رذیله هرکدام یکی از عوامل عذاب الهی است طبقات دوزخ نوزده طبقه به تعداد آنها و در هر طبقه فرشته یا گروهی از فرشتگان مأمور عـذاب هستنــد .
در روایات آمده که هر یک از این نوزده فرشته قدرت عظیمی دارند که می‌توانند قبیله‌بزرگی‌را به‌آسانی در دوزخ بیفکنند.
در روایتی آمده است که گروهی از یهود از بعضی از یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از عدد خازنان جهنم سؤال کردند ، آن‌ها گفتند : خدا و رسولش آگاه‌ترند ، جبرئیل در همــان ســاعت نـازل شد و به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خبرداد : « عَلَیْهاتِسْعَةَ عَشَرَ: نــــوزده نفـــر بـــر آن گمــارده شــــده‌اند» [۶۴]
فـرشتگـان مـرگ و فرشتگان مأمور تدبیر جهان میـراندن مردمـان هم به فرشتگـان واگذار شده است « قُلْ یَتَوَفَّیکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ اِلی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ [۶۵]» بگو فرشته مرگ که بر شما مأمور شده (روح) شما را می‌گیــرد سپس بــه ســوی پــروردگــارتــان بــازمی‌گــردید .
با توجه به مفهوم «یَتَوَفیّکُمْ» که از ماده «تَوَفّی» به معنی بازستاندن است مرگ به معنی فنا و نابودی نخواهد بود ، بلکه یک نوع قبض و دریافت فرشتگان نسبت به روح آدمــی است که اســاسی‌تـریـن بخش وجــود انسـان را تشکیل می‌دهد .
در آیه موردبحث ، فرشته مرگ عهده‌دار میراندن و اخذ مردم از این زندگی است و قبض ارواح به «ملک الموت» نسبت داده شده و در روایات اسم او را عــزرائیـل گفتـه‌اند .
و در آیات دیگر نسبت آن‌را به جمع داده مثل «اَلَّذینَ تَتَوَفّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمی اَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ماکُنّانَعْمَلُ مِنْ سُوآءٍبَلی اِنَ‌اللّهَ عَلیمٌ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ [۶۶]».
آنها که فرشتگان قبض روحشان می‌کنند در حالی که ستم پیشه‌اند ، در این هنگام‌آنهاتسلیم‌می‌شوندومی‌گویندماکاربدی‌انجام‌نمی‌دادیم،آری‌خداوندبه‌آنچه انجام می‌دادید عالم است .
« اَلَّذینَ تَتَوَفّیهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَــلامٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُـــمْ تَعْمَلــــُونَ[۶۷] » .
آنها که فرشتگان (قبض ارواح) روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‌اند به آنها می‌گویند سلام بر شما باد ، وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی کـــه انجـــام می‌دادیــد .
در آیه قبل خواندیم که فرشتگان مرگ ستمگران را قبض روح می‌کنند در حالی که به خود ظلم کرده‌اند و مرگ آنها آغاز دوران جدیدی از بدبختی آنها است و سپس به آنها فرمان داده می‌شــود کــه بــه درهــای جهنم ورود کنید .
و در آیه بعد می‌خوانیم که فرشتگان مرگ پرهیزکاران را قبض روح می‌کنند و روح آنان را می‌گیرند درحالی که پاکیزه از آلودگی شرک و پاکیزه از ظلم و استکبار و هر گونه گناه و فرشتگانم به آنها فرمان می‌دهند که وارد شوید به بهشت به خــاطــر اعمــالی کــه انجــام می‌دادیــد و به آنهـــا ســلام می‌دهند .
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام می‌خوانیم که فرمود : «بیماری‌ها و دردها همگی قاصدان مرگ و فرستادگان او هستند ، هنگامی که عمر انسان به سر می‌رسد فرشته مرگ می‌آید (او از دیدن فرشته مرگ وحشت می‌کند) او می‌گوید : ای بنده خدا چه اندازه خبر بعد از خبر و رسول بعد از رسول و پیک بعد از پیک برای تو فرستادم اما من آخرین خبرم و بعد از من خبری نیست» و سپس می‌گوید: دعوت پروردگارت را اجابت‌کن خواه از روی میل و خواه از روی اکراه» . و هنگامی فرشته مرگ قبض روح او کند فریاد بستگان بلند می‌شود . او صدا می‌زند» بر چه کسی فریاد می‌کشید ؟ و برای چه کسی اشک می‌ریزید ؟ به خدا سوگند وقت او به پایان رسیده بود ؟ و تمام روزی خود را دریافت داشته بود . پروردگارش از او دعوت کرد و او دعوت حق را اجابت نمود». اگر می‌خواهید گریه کنید برخویشتن بگریید . من باز هم به میان شما می‌آیم. تا یک‌نفر از شما را باقی نگذاریم .
در حدیث دیگری از امام محمّدباقر علیه‌السلام می‌خوانیم که پیامبر اسلام برای عیادت مردمی‌از انصار به‌خانه اوآمد فرشته‌مرگ را بالای سر او دید پیامبر علیه‌السلام فرمود : با این دوست من با مدارا و لطف رفتار کن چراکه او مردمی باایمان است . عرض کرد : ای محمّد ، بشارت بر تو باد که من نسبت به همه مؤمنان با محبّتم وبدان ای‌محمّد، به‌هنگامی که قبض روح بعضی از فرزندان آدم را می‌کنم خانواده او فریادمی‌کشند. من‌درکنارخانه می‌ایستم، می‌گویم : من گناهی ندارم . عمر او به پایان رسیده‌بود. من‌بازکرارا به‌میان‌شمابرمی‌گردم‌به‌هوش‌باشید به‌هوش ![۶۸]
سپس می‌افزاید : «خدا هیچ انسانی را از ساکنان شهر و بیابان ، خانه ، خیمه ، خشکی ، دریا نیافریده مگر اینکه من در هر شبانه روز پنج بار دقیقا به آن‌ها نگاه می‌کنم تا آنجا که من صغیر و کبیر آنها را بهتر از خــودشـان می‌شنــاسم» [۶۹].
فـرشتگـانی کـه شفاعت می‌کنند (شفاعت ملائکه)
شفاعت یک مکتب انسان ساز و وسیله‌ای برای بازگرداندن آلودگان از نیمه راه و جلوگیری از یأس و نومیدی که خود عاملی است برای غرق شدن در انحراف و گناه . ایمان به این گونه شفاعت ، سبب می‌شود که افراد گناهکار رابطه خویش را با خدا و پیامبران و امامان قطع نکنند ، همه پل‌ها را پشت سر خود ویــران نکننــد و خـــط بـازگشت را حفــظ کننــد ، فــرشتگــان هم از جمله شفاعت‌کنندگان‌وشفیعان‌روز محشرند.
« فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشّافِعینَ »[۷۰].
«لذا شفاعت شفاعت‌کنندگان به حال آنها سودی نمی‌بخشد» .
تَنْفَعْ : فــایــده و بهــــره می‌دهــــد
شَفاعَةُ : از مــاده (شَفَعْ) به معنـی ضمیمـه کــردن چیــــزی
اَلشّافِعینَ : شفـــــــاعت‌کننــــدگــان
در این آیه به عاقبت شوم مجرمان اشاره شده که خداوند می‌فرماید : شفاعت هیچ یک از شفاعت‌کنندگان (شفاعت پیامبر ، شفاعت تمامی انبیاء و پیامبران ، شفاعت امامان ، فرشتگان ، صدّیقین ، شهداء ، صالحان ، قرآن ، اعضاء و جوارح بدن ، خدا) به حال آنها سودی نمی‌بخشد و باید در عذاب الهی بمانند بنابراین از این آیه هم استفاده می‌شود که فرشتگان هم از شفیعان روز محشرند همان‌گونه که از رسول خدا نقل شده «در آن روز به فرشتگان و انبیاء و شهداء اجازه شفاعت داده می‌شود که شفاعت کنند» [۷۱].
همچنین در حدیث دیگری از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده است : « یَشْفَعُ النَّبِیُّونَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ الْمُؤْمِنُونَ فَیَقُولُ الْجَبّارُ بَقِیتُ شَفاعَتی : در قیامت پیامبران و فــرشتگــان و مــؤمنــان شفــاعت می‌کنند و خــداونــد می‌گـوید : شفاعت من بــــاقـــی مـــانـــده اســـت»[۷۲].
« وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمواتِ لا تُغْنی شَفاعَتُهُمْ شَیْئا اِلاّ مِنْ بَعْدِ اَنْ یَأْذَنَ اللّهُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی » [۷۳] چه بسیار فرشتگانی که در آسمان‌ها هستند و شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر بعد از آنکه خدا برای هر کس بخواهد و راضی باشد اجـــــازه شفـــــاعـــت دهــــــد .
آیه اخیر از آیــاتی اســت کــه به روشنی از امکان شفاعت به اذن و رضای خدا داشتــه بــاشنــد ، انبیــاء و اولیــای معصــوم بـه طــریــق اولــی چنین حقــی را دارند .
ولی نباید فراموش کرد که این شفاعت بی‌قید و شرط نیست ، بلکه مشروط به اذن و رضای‌خدا است و از آن‌جاکه اذن و رضای‌او بی‌حساب نیست باید رابطه‌ای میان انسان و او باشد تا اجازه شفاعت او را به مقربان درگاهش که فرشتگان می‌باشند بدهد .
در روایــات هست کــه مــراد از رضــایت خــدا، رضایت از عقیده و طریقه است که اعمال .
مسلما خشنودی خداوند و اجازه شفاعت دادن او،بی‌دلیل نمی‌تواند باشد ، حتما به خــاطــر ایمــان راستین و یا اعمالی است که پیوند انسان را با خدا محفوظ‌می‌دارد .

فــرشتگــان حـامـل وحی «نَزَّلَ بِهِ‌الرُّوحُ الاَْمینُ عَلیقَلْبِکَ[۷۴] : روح‌الامین‌آن‌رانازل‌کرده‌است برقلب‌تو .
آیات قــرآن نشــان می‌دهـــد که پیــام‌آور حــق فقــط یک ملک نیست مثل :
« اَللّهُ یَصْطَفی مِنَ الْمَـلائِکَـةِ رُسُــلاً وَ مِنَ النّاسِ اِنَّ اللّهَ سَمیعٌ بَصیرٌ »[۷۵].
« خـداونـد از فـرشتگـانی رسولانی بـرمـی‌گزیند و همچنیـن از انسان‌ها ، خـداونـد شنـوا و بینـا است» .
از فرشتگان رسولانی چون جبرئیل و از انسان‌ها فرستادگانی چون پیامبران بــزرگ الهــی و ایــن نشــان می‌دهــد کــه همــه فــرشتگــان الهــی ، رسـولان او به سوی بشر نبودند بلکه گروهی از آن‌هـا این سمــت را داشتــه‌اند .
« فَنادَتْهُ الْمَلائِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلّی فِی الْمِحْرابِ اَنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیی مُصَدِّقا بِکَلِمَةٍ مِنَ اللّهِ وَ سَیِّدا وَ حَصُورا وَ نَبِیّا مِنَ الصّالِحینَ »[۷۶] پس در حالی که وی ایستاده در محراب دعا می‌کرد ، فرشتگان ، او را ندا دردادند که : خداوند تو را به ولادت یحیی که تصدیق‌کننده کلمه اللّه (عیسی) است و بـزرگوار و خویشتندار و پیامبری از شایستگـان است ، مژده می‌دهد ، که در این آیه فــرشتگــان مــژده ولادت یحیـی را بــه زکــریّــا دادنــــــد .
« اِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ اِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکَ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَی‌ابْنُ مَرْیَمَ وَجیها فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ »[۷۷]
هنگامی که فرشتگان گفتند : ای مریم ، خداوند ترا به کلمه‌ای از جانب خود که نامش مسیح ، عیسی‌بن مریم است مژده می‌دهد ، درحالی که در دنیا و آخرت آبــرومنــد و از مقــرّبان درگــاه خـدا است .
در ایــن آیــه فـرشتگــان مــژده ولادت حضــرت عیسی را به مریم دادند .
بنابراین می‌توان گفت : که وحی‌آور فقط جبرئیل و او یـک نفـر بیش نیست و دیگــر فــرشتگــان مـــژده‌آوراننـد و نظیـــر آن ، نـــه آورنـده احکـام و دیـن .
فـرشتگـانـی کـه تسبیـح بـرای خـدا و استغفـار برای اهـل زمیـن دارنـد
« یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لا یَفْتُرُونَ »[۷۸]
فــرشتگــان شـب و روز تسبیــح می‌گــوینــد و ضعــف و سستــی به خــود راه نمی‌دهنـد .
در این آیه آمده که فرشتگان همیشه و دائما و شب و روز تسبیح می‌کنند و آرام نمی‌شــــونــد .
در نظام بندگان و موالی ظاهری هر قدر بنده‌ای به مولا نزدیک‌تر است خضوعش در برابر او کمتر است چراکه خصوصیت بیشتری دارد و اما در نظام عبودیت خلق و خالق قضیه برعکس است هر قدر فرشتگان و اولیای خدا به او نزدیک‌تر می‌شود مقام عبودیتشان بیشتر می‌گردد . همچنین ملائکه علاوه بر اینکه خدا را تسبیح و حمد می‌کنند برای بندگان خدا هم طلب آمرزش و استغفار می‌کنند . « تَکادُ السَّمواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الاَْرْضِ اَلا اِنَّ اللّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمِ »[۷۹] « نزدیک است آسمان‌ها از بالا متلاشی شوند، فرشتگان پیوسته تسبیح و حمد پروردگار خود را بــه جــای‌می‌آورنــد و بــرای کســانی کــه در زمیــن هستنــد استغفـار می‌کنند ، آگاه بـاشیـد خـداونـد آمـرزنده و مهربان است » .
تَکادُ : نزدیک است از جا بکنـد
اَلسَّمـــــواتِ : آسمــان‌هــــا
اَلْغَفُورُ : بخشنده و آمرزنــده
یَتَفَطَّرْنَ : از مــاده (فَطْـر) به معنــی شکــافتــه شـونـد
اَلرَّحیـــــم : مهــــــربـــــان
یُسَبِّحُونَ : تسبیــح می‌کننــد
حَمْــــدِ : ستـــــــــــــــایش
یَسْتَغْفِرُونَ : از ماده (عَفَرَ) می‌پوشانند ، مستور می‌کنند
در این آیه درباره متلاشی شدن آسمان‌ها دو تفسیر وجود دارد . یکی اشاره به مسئله وحی دارد که تأثیر کلام خدا را نشان می‌دهد که نزولش از آسمان‌ها لرزه بر اندام آنها می‌افکند و آن‌ها را متلاشی می‌سازد و اگر بر کوه‌ها نازل شود از هم می‌شکافد و تفسیر دیگر اینکه آسمانها به خاطر شرک و بت‌پرستی این مشرکان که پست‌ترین موجودات را هم ردیف مبدأ بزرگ عالم هستی قرار می‌دهند از هم متلاشی می‌گردد و این دو تفسیر در عین حال منافاتی با هم ندارند سپس در دنباله آیه می‌افزاید : «فرشتگان تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا می‌آورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار می‌کنند» .
رابطه این جمله با جمله قبل بنابر تفسیر اول چنین است که فرشتگان حامل این وحی بزرگ آسمانی ، پیوسته حمد و تسبیح خدا به جا می‌آورند و او را به هر کمالی می‌ستایند و از هر نقصی منزه می‌شمرند و چون در محتوای این وحی بزرگ یک سلسله تکالیف و وظایف الهی است و احیانا ممکن است برای مؤمنان لغزش‌هایی پیش آید ، می‌گوید آن‌ها به یاری مؤمنان می‌شتابند و برای لغــزش‌هــای آن‌هــا از خــدا طلب آمــرزش می‌کنند .
امّا بنابر تفسیر دوّم تسبیح و حمد ملائکه برای تنزیه خداوند از نسبت شرک به او است و استغفار آنها نیز برای مشرکانی است که بیدار شده و ایمان آورده‌اند و راه توحید را یافته و به سوی پروردگار یکتا بازگشته‌اند . جایی که این فرشتگان برای این گناه بزرگ در مورد گروه باایمان استغفار می‌کنند به طریق اولی برای سایر گناهان آنها نیز استغفار خواهند کرد .
نکته‌ای در اینجا وجود دارد و آن اینکه آیا فرشتگان برای همه استغفار می‌کنند و آیا جمله « وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الاَْرْضِ » در اینجا مطلق است و فــرشتگــان بــرای تمــام اهــل زمیــن (اعـم از مــؤمـن و کــافــر) استغفار می‌کنند ؟ آیا این معنی ممکـن است ؟
پــاســخ ایــن ســؤال را آیــه ۷ ســوره مــؤمــن داده اسـت زیرا می‌گوید :
« اَلَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِه وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ امَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ رَحْمَةَ وَ عِلْما فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبِعُوا سَبیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الْجَحیمِ » .
فرشتگانی که حاملان عرشند و آنها گرداگرد آن تسبیح و حمد می‌گویند و برای مؤمنان استغفار می‌نمایند و می‌گویند : پروردگارا رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می‌کنند بیامرز و آنــان را از عــــذاب دوزخ نگــه دار .
بنابراین شرط استغفار فرشتگان ایمان است به علاوه آنها معصومند و هرگز برای کسانی که زمینه آموزش ندارند تقاضای محال نمی‌کنند و فقط برای کســـانـی که اهــل تــوبه هستنــد استغفــار می‌کننــد .
همچنین این آیات به مؤمنان آگاهی می‌دهد که نیرومندترین قدرت‌های غیبی عالم و حاملان عرش پروردگار (فرشتگان) پشتیبان شما و دعاگوی شما هستند و پیوسته از خداوند بزرگ می‌خواهند شما را مشمول عفو و رحمت گسترده‌اش قرار دهد و از خطاهایتان بگذرد و از عذاب دوزخ نگه دار .

عدد لشگریان پروردگار اگرچه خداوند فرموده که لشگریان و خازنان دوزخ نوزده نفر است مفهومش این نیست که لشکریان خدا محدود به اینها است بلکه لشکریان پروردگار آن‌قدر زیادند که به تعبیر بعضی از روایات تمام زمین و آسمان را پر کرده‌اند و حتّی جای پایی در تمام عالم هستی نیست مگر اینکه در آنجا فرشته‌ای به تسبیح خداوند مشغـــول است .
چنانچه خداوند در آیه ۳۱ سوره مدثّر می‌فرماید :
« وَ مــا جَعَلْنـــا اَصْحــابَ النّارِ اِلاّ مَــلائِکَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُم اِلاّ فِتْنَةً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذینَ اُوتُوا الْکِتابَ وَ یَزْدادَ الَّذینَ امَنُوا ایمانا وَ لا یَرْتابَ الَّذینَ اُوتُوا الْکِتـــابَ وَ الْمُــؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذینَ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ماذا اَرادَ اللّهُ بِهذا مَثَــلاً کَــذلِکَ یُضِلُّ اللّهُ مَنْ یَشـــاءُ وَ یَهْـــدی مَنْ یَشاءُ وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ اِلاّ هُوَ وَ ما هِـــیَ اِلاّ ذِکْــری لِلْبَشَـــرِ » .
«مأموران دوزخ را جز فرشتگان قرار ندادیم و تعداد آن‌ها را جز برای آزمایش کافران معین نکردیم تا اهل کتاب (یهود و نصاری) یقین پیدا کنند و ایمان مؤمنان افزوده شود و اهل کتاب و مؤمنان تردید به خود راه ندهند و کافران بگویند : خدا از این توصیف چه منظور دارد ؟ آری این گونه خداوند هرکس را بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند و لشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند و این جز هشدار و تذکری برای انسان‌ها نیست» .
جَعَلْنـــــــا : قـــــرار دادیـــــم
اَصْحابَ النّارِ : رفیقان ملازم آتش
عِــدَّتَ : شــــی‌ء معــــــــــدود
فِتْنَةً : وسیله امتحـان و آزمـایش
کَفَــرُوا : کافــــر شــــدنـــــــد
یَسْتَیْقِنَ : باورکنندومحقّق بدانند
یَـــزدادُ : افــــزوده شـــــــــود
ایمانا : تسلیم‌توأم‌بااطمینان‌خاطر
یُضِلُّ : اظــلال کنــد ، گمــراه کند
یَشــاءُ : مــــی‌خــــــــــــواهــــــــــــــد
جُنُود : جمع (جُند) به معنی سپاه و لشکریان
یَهْدی : هــدایــت و راهنمــــایی مـی‌کنــــد
ذِکْری : مصـــدر و بــه معنــی یـــادآوری
یَعْلَــــمُ : مـــــــــی‌دانــــــــــــــــــــــد
خداوند در این آیه فرموده : «به هر حال لشکریان پروردگار را جز او نمی‌داند
و این جز هشدار و تذکّری برای انسان‌ها نیست» . در اینکه ضمیر «هِیَ» در جمله «وَ ما هِیَ اِلاّ ذِکْری لِلْبَشَر» به چه چیزی برمی‌گردد . تفاسیر نشان می‌دهد به «جنود و لشکریان خدا» اشاره دارد زیرا هدف بیان این حقیقت است که اگر خداوند جنود و لشکریانی برای خود برگزیده ، نه به خاطر آن است که خود نمی‌تواند همه معاندان و گناهکاران را کیفر دهد بلکه این‌ها برای تذکّر و بیداری و تــوجــه بـه جدی بودن مســألـه عــذاب الهــی اسـت .
نکته‌ای که قابل توجه است این است که حضور خداوند در همه جا و گسترش قدرتش در تمام عالم هستی ، ذات پاک او را از هر گونه یار و یاوری و لشکری بی‌نیاز می‌کند ولی با این حال برای نشان دادن عظمتش به خلایق و برای تذکّر و یادآوری آنها ، لشکر و جنــود فراوانی برای خود برگزیده است ، که مجری فرمان او در ســراســر عــالمند .
در روایات اسلامی درباره کثرت و عظمت و قدرت جنود پروردگار ، تعبیرات عجیبــی وارد شــده از جمله اینکــه : گــروهی از آنهــا همیشــه در سجــودند .
و گروهی دائما دررکوعند و سر از رکوع‌برنمی‌دارند. و گروهی دائما ایستاده‌اند و به عبادت مشغولند .
گروهی همواره تسبیح می‌گویند و خسته نمی‌شوند.
گروهی امنای وحی اویند و زبان او به سوی پیامبران و گروهی دیگر حافظان بندگان او و دربانان بهشت برین هستند .
و گروهی پاهایشان در طبقات پایین زمین ثابت و گردنهایشان از آسمان دریـن گـذشتـه و شـانـه‌هایشان بــرای حفظ پایه‌های عرش خداوند آماده است .

عصمــت مـلائکـه آیا ملائکه معصوم هستند ؟ آیا قدرت گناه کردن دارند نمی‌کنند و یا یک بعدی آفریده شده‌اند و قادر به گنــاه نیستنـد ؟
« یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا قُواآ اَنْفُسَکُمْ وَ اَهْلیکُمْ نارا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِـدادٌ لا یَعْصُونَ اللّـهَ مـا اَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ »[۸۰]
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است ، نگاه دارید . آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی‌کنند و دستورات او را دقیقا اجــرا می‌نمــاینــد» .
جمله « لا یَعْصُونَ اللّهَ ... » نشان می‌دهد که فرشتگان قدرت به گناه دارند ولی نمی‌کنند نه اینکه قادر نیستند و نمی‌کنند ولی این آیه راجع به عموم ملائکه نیست و فقط وضع مأموران جهنم را روشن می‌کند . آیه زیر در مورد عموم فرشتگان است که می‌فـرمـاید :
« لا یَسْبِقــُونَـهُ بِــالْقَـوْلِ وَ هُــمْ بِــاَمْــرِه یَعْمَلُونَ »[۸۱]
«که هرگز در سخن بر او پیشی نمی‌گیـرند و به فـرمـان او عمــل می‌کننــد» .
آنها آن قدر مؤدب و تسلیم و سر بر فرمان خدا هستند که هرگز در سخن گفتن بر او پیشی نمی‌گیرند و از نظــر عمـل نیـز تنها فرمان خدا را اجرا می‌کنند .
این آیه نشان می‌دهد که مـلائکـه قــادر بــه گنــاه هستنــد ولـی نمی‌کننــد .
«وَ مَنْ یَقُلْ‌مِنْهُمْ اِنّی اِلهٌ مِنْ‌دُونِه فَذلِکَ‌نَجْزیهِ‌جَهَنَّمَ کَذلِکَ‌نَجْزِی‌الظّالِمینَ»[۸۲]
«و هــر کــس از آنهــا بگــویــد مــن معبــود دیگــری جــز خدا هستم ، کیفـر او را جهنــم می‌دهیــم و ایــن‌گــونـه ستمگــران را کیفــر خــواهیم داد» .
روشن است که فرشتگان با این صفات برجسته و ممتاز و مقام عبودیت خالص ادعای معبودیّت نمی‌کنند و اگر کسی‌از آنها ادّعا کند مورد عذاب است . این می‌رساندکه قــدرت این ادّعا را دارند ولی نمی‌کننـد .
ماحصــل ایــن آیـات نشـان می‌دهد که ملائکه خدا معصوم هستند و مختار .

سجــود تشــریعی مــلائکــه در قرآن در آیات مختلف سخن از سجود عمومی موجودات جهان آمده و تأکید شده که این عبادتها مخصوص انسان‌ها نیست بلکه حتی موجودات ظاهرا بی‌جان نیز در آن شرکت دارند .
« اَلَمْ تَرَ اَنَّ اللّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ مَنْ فِی الاَْرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوابُّ وَ کَثیرٌ مِنَ النّاسِ وَ کَثیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ یُهِنِ اللّهُ فَما لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ اِنَّ اللّهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ »[۸۳]
«آیا ندیدی که سجده می‌کنند برای خدا تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند همچنین خورشید و ماه وکوه‌ها و ستارگان و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم ، امّا بسیاری ابا دارند و فرمان عذاب الهی درباره آنها حتمی است و هر کس را خدا خوار کند ، کسی او را گرامی نخواهد داشت ، خداوند هرکار را بخواهد انجام می‌دهد» .
یَسْجُدُ : سجده می‌کند
یُهِنِ : ذلیل و خوار کند
مُکْرِمٍ : گرامی کننده ، عزیز کننده
یَفْعَــلُ : انجام می‌دهد
یَشاءُ : می‌خــواهــــد
حَقَّ : حق‌است‌و حتمی
الدَّوابَّ : جنبنـــــــدگــان
با توجه به آیه ، موجودات عــالم دارای دوگـــونه سجــودند : سجود تکوینی و سجـــــود تشـــریعـــــی .
خضوع و تسلیم بی‌قید و شرط آن‌ها در برابر اراده حق و قوانین آفرینش و نظام حاکم بر این جهان همان «سجود تکوینی» آن‌ها است که تمام ذرات مـوجـودات را شـامل می‌شود .
اما «سجود تشریعی» همان نهایت خضوعی است که از صاحبان عقل و شعور و درک و معرفت در برابر خدا تحقّق می‌یابد .
بی‌شک در جمله « یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ... » فرشتگان داخلند ولی آیا سجــده آنها تکــوینی است یا تشــریعی» ؟
با توجه به این کــه آنهــا دارای عقــل و شعــور و معــرفت و اراده‌اند ، سجود آنها جنبه تشریعی دارد . یعنی عبادت و خضوعی است که بــا اراده و اختیــار انجــام می‌گیـــــرد .
چنانچه قرآن درباره فرشتگان می‌گوید : «آنهــا هیــچ یــک از فرمان‌های الهی را عصیــان نمی‌کننــد و آنچــه را که او دستــور داده انجــام می‌دهند».[۸۴]
عـــــروج فـــــرشتگــان
« مِنَ اللّهِ ذِی الْمَعارِجِ »[۸۵]
«از سوی خداوند ذی‌المعــارج اسـت (خــداونــدی کــه فرشتگانش بر آسمــان‌هــا صعود می‌کنند)» .
«تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ اِلَیْهِ فی یَوْمٍ کــانَ مِقْــدارُهُ خَمْسینَ اَلْفَ سَنَةٍ» [۸۶].
«فرشتگان و روح (فرشته مخصوص) به سوی او عروج می‌کنند در آن روزی کــه مقــــدارش پنجــــاه هــــــزار ســــال اســـت» .
مَعارِجْ : جمع (مَعْرَجْ) جایی که از آن صعود می‌کنند
تَعْــرُجُ : عـــروج مــی‌کنــــد
الرُّوحُ : دراینجابه‌معنی فرشته
کانَ : هســت ، واقــع شــــده
مِقْـــدارْ : انــــــــــــــــدازه
خَمَسینَ اَلْفَ : پنجـــاه هــزار
سَنَـــةٍ : ســـــــــــــــــــال
«مَعارِجْ» جمع «مَعْرَجْ» به معنی پلّه یا جایی است که از آنجا صعود می‌کنند و از آنجا که خداوند مقامات مختلفی برای فرشتگان قرار داده که با سلسله مراتب به ســوی قـرب خــدا پیش می‌روند خداوند به «ذِی الْمَعارِجِ» توصیف شده است .
همچنین منظور از «عروج فرشتگان» عروج جسمانی نیست بلکه «عروج روحانی» است یعنی آنها به مقام قرب خدا می‌شتابند و در آن روز که روز قیامت است ، آماده گرفتن فرمان و اجرای آن می‌باشند و همان‌گونه که در آیه ۱۷ سوره حاقه آمده است : « وَ الْمَلَکُ عَلی اَرْجائِها » «فرشتگان در اطراف آسمان قرار می‌گیرند» . این می‌رساند که در آن روز فرشتگان گرداگرد آسمان‌ها ایستاده و صف کشیده‌اند و آماده انجام مأموریتند .

ممثــل و دیــده شــدن مــلائکـــه در قرآن درباره دیده شدن فرشتگان مطالب زیادی بیان شده از جمله اینکه :
در جریان حضرت ابراهیم که ملائکه چون مأمور به عذاب قوم لوط شدند ، ابتدا پیش ابراهیم علیه‌السلام آمده و به او مژده ولادت اسحق علیه‌السلام را دادند آنها در صورت بشر بودند ، ابراهیم آنها را نشناخت و برای آنها گوساله بریان آورد و چون دید نمی‌خورند ترسید ، آنها گفتند : نترس ، ما مَلَکیم و برای قوم لوط فرستاده شده‌ایم ، زن ابراهیم علیه‌السلام نیز آنها را دید و از مژده ولادت تعجّب کرد ، گفتند: « اَتَعْجَبینَ مِــنْ اَمْــرِ اللّهِ » (آیــا از کــار خــود تعجّــب می‌کنــی) آن وقـت مـلائکــه پیــش لـوط علیه‌السلام آمــدنــد ، آن حضــرت نیــز آنهــا را نشنــاخت و از ورود آن‌ها که به صورت جوان بودند ناراحت گردید و آنگاه که قوم لــوط خــواستنــد آن‌هــا را از دست لــوط بگیرند و لوط بیچاره شد گفتند : « یــا لُـوطُ اِنّا رُسُــلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا اِلَیْکَ ... »[۸۷]فرشتگان به لوط گفتند: ما رسولان پروردگاریم و دست آزار قوم هرگز به تو نرسد .
و همچنین درباره مریم آمده : که ملک در صورت انسان پیش مریم آمد . مریم ترسید که آن جوان شاید نظر سوئی به مریم دارد گفت : من از تو به خدا پناه می‌برم . فــرشتــه گفت : « قــالَ اِنَّمــا اَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لاَِهَبَ لَکِ غُلاما زَکِیّا »[۸۸]
این آیات با روایات بیشتر ، شاهد صدق هستند بر اینکه ملائکه در صورت ممثل شدن قابل رؤیت‌اند و در قیامت هم نیکوکاران و هم بدکاران ملائکه را خواهند دید چنانکه درباره نیکوکاران فرموده :
« وَالْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ‌عَلَیْهِم مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُم »[۸۹] و درباره بدکاران فرموده : « یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلائِکَةَ لا بُشْری یَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمینَ وَ یَقُولُونَ حِجْرا مَحْجـــــــــُورا »[۹۰]
فـرشتگـان عـالم بالا از چـه چیــزی بحث می‌کنند ؟
« ما کانَ لِیَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلاَءِ الاَْعْلی اِذْ یَخْتَصِمُونَ »[۹۱]
«مــن از مــلأ اعلـی (و فــرشتگــان عــالــم بالا) به هنگامی که درباره آفــرینش آدم مخــاصمــه می‌کــردنـد خبــری ندارم» .
اگرچه فرشتگان ، جدال و مخاصمه‌ای با پروردگار نداشتند ولی همین اندازه که به هنگام خطاب خداوند به «آنها که من می‌خواهم خلیفه‌ای در زمین بیافرینم» آنها به گفتگو پرداختند و عرض کردند : «آیا می‌خواهی کسی را بیافرینی که فساد و خونریزی کند» که خداوند در پاسخ آن‌ها فرمود : «من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانیـد»[۹۲]
به این گفتگــوهــا «مخــاصمــه» اطــلاق شــده کـه یک اطلاق مجازی است .
در روایات متعددی که از طرق شیعه و اهل سنّت نقل شده است می‌خوانیم که پیغمبــر گـرامی از یکی از یارانش پرسید :
« اَتَدْری فیما یَخْتَصِمُ الْمَلاَءُ الاَْعْلی : آیا می‌دانی فرشتگان عالم بالا از چه چیز بحث و گفتگو می‌کنند؟» عرض کرد : «نه» .
فرمود : آنها در مورد «کفّارات» (کارهایی که گناهان را جبران می‌کند) و «درجات» (آنچه بر درجه و رتبه انسان می‌افزاید) به گفتگو پرداختند . امّا کفّارات ، وضوی پرآب در سرمای زمستان گرفتن و به سوی نماز جماعت گام برداشتن و انتظار نماز بعد از نماز دیگر کشیدن است و امّا درجات ، بسیار سلام کردن و بسیار اطعام دادن و نماز در شب به هنگامی که چشم مردم در خواب است می‌بــاشد»[۹۳]
به هر حال از این حدیث استفاده می‌شود که منظور از «مخاصمه» در اینجا تنها بحث و گفتگو است نه جدال و کشمش ، بحث و گفتگو از اعمال آدمیان و کارهایی که کفاره گناهان می‌شود و بر درجات انسان‌ها می‌افزاید و شاید گفتگوی آنها در تعداد اعمالی است که سرچشمه این فضایل می‌گردد و یا در تعییــن حـــد و میــزان درجــاتی است کــه از ایــن اعمــال حــاصـل می‌شود .
فرشتگان چه اموری را تقسیم می‌کنند ؟
« فَالْمُقَسِّماتِ اَمْرا »[۹۴]: و سوگند به فرشتگانی که کارها را تقسیم می‌کنند ؟
مُقَسِّماتِ : تقسیم‌کنندگان
اَمْــرا : کـــار ، چیـــــــز
ابتدا در حدیثی می‌خوانیم : «اِبْنُ‌الْکَوّاء» روزی از حضرت علی علیه‌السلام در حالی که بر منبر خطبه می‌خواند سؤال کردند ؟ منظور از ذاریاتِ ذَرْوا » چیست؟فرمود: «بادها» عرض کرد: «فَالْحامِلاتِ وِقْرا» فرمود : «ابرها» عرض کرد : « فَالْجارِیات یُسْرا » ؟ فــرمــود: «کشتــی‌هــا» عــرض کــرد: « فَالْمُقَسِّماتِ اَمْرا » ؟ فرمود : «منظــور فـرشتگـان است» .
در اینجا این سؤال پیش می‌آید که اگر منظور فرشتگان است ، فرشتگان چه اموری را تقسیم می‌کنند» ؟
در پاسخ می‌گوییم : این تقسیم کار ممکن است مربوط به کل تدبیر این عالم باشد که گروه‌هایی از فرشتگان الهی به فرمان او تدبیر امور جهان را برعهده دارند و نیز ممکن است مربوط بــه تقسیم ارزاق و یا تقسیم قطرات باران بر منــاطـق روی زمین باشد .
چگونه فرشتگان در میدان‌ها وارد جنگ می‌شوند؟
«اِذْتَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ‌اَنّی مُمِدُّکُمْ‌بِاَلْفٍ مِنَ‌الْمَلائِکَةِ مُرْدِفینَ»[۹۵]
«به خاطر بیاورید زمانی را که (از شدّت ناراحتی در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضای کمک کردید و او تقاضای شما را پذیرفت و گفت : من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود می‌آیند یاری می‌کنم» .
تَسْتَغیثُونَ : یــاری خواستیـد
اِستَجــــابَ : پذیــــــرفــــت
مُمِدُّ : امداد و یاری‌و فزونی‌داد

ألْفِ : هزار مُرْدَفینَ : از مـــاده (اِرْدافْ) پشت ســــر هــم قـــــرار گــــرفتــه .
این آیات به قسمت‌های حساسی از جنگ بدر و نعمت‌های گوناگونی که خداوند در این صحنه خطرناک نصیب مسلمانان کرد اشاره می‌کند تا حس اطاعت و شکرگزاری آنها را برانگیزد و راه را به سوی پیروزی‌ها و پیشرفت آینـده در برابر آنهـا بگشــایــد .
نخست به یاری فرشتگان اشاره کرده می‌گوید : «به خاطر بیاورید زمانی را که از شدت وحشت و اضطراب که از شدت کثرت نفرات دشمن و فزونی تجهیزات جنگی آن‌ها برای شما پیش آمده بود به خدا پناه بردید و دست خود را به سوی آسمان بلند کرده و از وی تقاضای کمک نمودید» .
در پاره‌ای از روایات آمده که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز با مسلمان‌ها در استغاثه[۹۶] و یاری طلبیدن از خداوند هم‌صدا بود ، دست خود را به سوی آسمان بلند کرده بود و عرضه می‌داشت : « اَللّهُمَّ انْجِزْلی ما وَعَدْتَنی . اَللّهُمَّ اِنْ تَهْلِکَ هذِهِ الْعِصابَةُ لا تَعبَدُ فِی الاَْرْضِ : خداوندا وعده‌ای را که به من داده‌ای تحقق بخش ، پروردگارا اگر این گــروه مؤمنان نابود شوند پرستش تو از زمیــن برچیــده خواهد شد»[۹۷]
در این هنگام «خداوند تقاضای شما را پذیرفت و فرمود : من شما را با یک هزار فرشته که پشت سر هم فرود می‌آیند کمک و یاری می‌کنم» .
«مُرْدَفین» از ماده «اِرْدافْ» به معنی پشت سر هم فرود می‌آیند ، است بنابراین مفهوم این کلمه این می‌شود که فرشتگان پشت سر هم یکدیگر برای یاری مسلمان‌ها فرود می‌آمدند .
سپس برای اینکه کسی خیال نکند پیروزی به دست فرشتگان و مانند آنها است می‌گوید: «خداوند این‌کار را فقط برای بشارت و اطمینان قلب شما قرار داد» .
«وگرنه پیروزی جز از طرف خدا نیست و مافوق همه این اسباب ظاهری و بـاطنـی اراده و مشیت خـداست و خـداونـد تـوانا و حکیم است» .
آیا فـرشتگـان جنگیدند ؟
در میان مفسران در این زمینه گفتگوی بسیار شده بعضی معتقدند که فرشتگان رسما وارد صحنه نبرد شدند و با سلاح‌های مخصوص به خود به لشکر دشمن حمله کردند . ولی قرائنی در دست است که نشان می‌دهد نظر گروه دوم که می‌گویند : فرشتگان تنها برای دلگرمی و تقویت روحیه مؤمنان نازل شدند ، به واقع نزدیک‌تر است زیرا :
اولاً : در آیه فوق خواندیم که می‌فرمود : این‌ها تمام برای اطمینان قلب شما بــوده اســت کــه بــا احســاس ایـن پشت گــرمـی بهتر مبارزه کنید ، نه اینکه آنهــا اقــدام به جنگ کرده باشند .
ثانیا : اگــر بنــا شــود فـرشتگـان ، شجاعان و سربازان دشمن را به خاک افکنــده بــاشنــد چـه فضیلتی برای مجــاهــدان بــدر بــاقی خــواهــد ماند .
ثالثا : تعدادمقتولین‌بدر۷۰نفربودندکه‌قسمت‌مهمی‌ازآنهاباشمشیرعلی علیه‌السلام به خاک افتادند و قسمت دیگری به دست جنگجویان اسلام ، بنابراین چه‌باقی خواهد ماند برای فرشتگان و چه کســی از آن‌هــا را فرشتگان به خاک افکندند .
چــرا فــرشتگــان را فـــرزنـدان خــدا مـی‌نــامنـد ؟
«وَقالُوا اتَّخَذَالرَّحْمنُ وَلَدا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ » [۹۸]«آنها گفتند :
خداوند رحمن فرزندی برای خود برگزیده است منزّه است (از این عیب و نقص) . این‌ها فرشتگان بندگان خدایند و بندگان شایسته فرمانبردار» .
قالُــــــوا : گفتنــــــــــد
اِتَّخَذَ : برگزیده ، اخذ کرده
الرَّحْمنُ : بسیار بخشنـده
وَلَــــــدا : فرزنــــــــــد
سُبْحــانَ : منـــــزّه و پــــــاک
عِبادٌ مُکْرَمُونَ : بندگان شایسته
بسیاری از مشرکان عرب عقیده داشتند که فرشتگان فرزندان خدا هستند و به همین دلیل گاه آنها را پــرستش می‌کــردنــد . قــرآن صــریحــا در آیـات فــوق ایــن عقیــده خـــرافـی و بـی‌اســاس را محکــوم کرده و بطلان آن را با دلایــل مختلــف بیـــان می‌کنــد .
نخســـت مــی‌گــویـــد : ( وَ قـــالـُوا اتَّخَـــذَ الــرَّحْمــنُ وَلَــدا ) .
یعنی اگر منظورشان فرزند حقیقی باشد که لازمه آن جسم بودن است و اگر «تَبَنّی» [۹۹] که در میان عرب معمول بوده است باشد ، آن نیز دلیل بر ضعف و احتیاج است و از همه اینها گذشته اصولاً کسی نیاز به فرزند دارد که فانی می‌شود و برای بقاء نسل و کیان و آثار او باید فرزندش حیات او را ادامه دهد و یا برای عدم احساس تنهایی و انس گرفتن یا کسب قدرت است . اما یک موجود ازلی و ابدی و غیرجسمانی و از هر نظر بی‌نیاز ، فرزند در مورد او معنی ندارد . لذا بلافاصله می‌فرماید : «سُبْحانَهُ : منزه و پاک است او (از هر عیب و نقص) و بعد در ادامه می‌فرماید : «آنها فرشتگان بندگان شـایسته و گـرامی داشتــه خــداینــد» .
چرافرشتگان‌رابصورت‌زن‌ودخترترسیم‌می‌کنند؟
« وَ جَعَلُوا الْمَلائِکَةَ الَّذینَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ اِناثا اَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ »[۱۰۰] «آنها فرشتگان را که بندگان خدایند ، مؤنث پنداشتند ، آیا به هنگام آفرینش آن‌ها شاهد و حاضر بودند ؟ این گونه آنها نوشته می‌شود و از آن‌هــا بــازخـواست خــواهنــد شد» .
جَعَلُوا : قــرار دادنــد
اِناثا : مؤنث ، زنـــان
اَشَهِدُوا : شاهد بودند
خَلْــق : آفـرینـــــش
سَتَکْتُــــــبُ : نــوشتـــه می‌شــــود
یُسْئَلُونَ : سؤال می‌کنند ، طلب می‌کنند
در این آیه خداوند با صراحت بیشتری می‌فرماید : «آنها فرشتگان را که بنــدگــان خــداینــد مــؤنث پنــداشتنــد و دختــران خــدا معــرفــی کردند» .
آری ، آن‌ها بندگان شایسته خدا هستند و سر بر فرمان او دارند و تسلیم اراده خدایند . تعبیر به «عِباد» در واقع جواب پندار آن‌ها است ، زیرا اگر مؤنث بودند باید «عِبادات» گفته شود ، ولی باید توجه داشت که «عِبادَ» هم جمع مذکّر است و هم به‌موجوداتی‌که خارج از مذکّر و مؤنث باشند ، مانند فرشتگان اطلاق می‌شود ، همان‌گونه که در مورد خود خداوند نیز ضمیرهای مفرد مذکّر به کار می‌رود ، درحالی که خدا مافوق همه این‌ها است .
قابل توجه اینکه در این جمله «عِبادُ» به «الرَّحْمن» اضافه شده ، این تعبیر ممکن است اشاره به این باشد که غالب فرشتگان مجریان رحمت خداوند و تــدبیــرکننــدگــان نظـامات عالم هستی که سراسر رحمت است می‌بــاشنــد .
اما چرا این خرافه در میان عرب جاهلی پیدا شد ؟ و چرا هم‌اکنون رسوبات آن در مغزهای گروهی باقی ماده تا آنجا که فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسیم می‌کنند حتی به اصطلاح «فرشته آزادی» را وقتی مجسّم می‌سازند در چهره زنی باقیافه زیبا و موهای فراوان ترسیم می‌کنند !
این پندار ممکن است از اینجا سرچشمه گرفته باشد که فرشتگان از نظر مستورند و زنان نیز غالبا مستور بوده‌اند و یا اینکه لطافت وجود فرشتگان سبب شده که آن‌ها را هم‌جنس زنان که نسبت به مردان موجودات لطیف‌تری هستند بدانند و عجب اینکه بعد از مبارزه اسلام با این تفکر خرافی باز هم هنگامی که می‌خواهند زنی را به خوبی توصیف کنند می‌گویند او یک فرشته است و کلمه فـرشتـه را نیز به‌جای نام برای دختران انتخاب می‌کنند .
برای همین خداوند به صورت استفهام انکاری در پاسخ آنها می‌گوید : «آیا به هنگام آفرینش فرشتگان حاضر بودند و از طریق حضور خود به این امر پی بــوده‌انــد ، گـــواهـی آنهــا بر این عقیده بی‌اساس در نامه‌های اعمالشان ثبت می‌شــود و روز قیــامت مورد سؤال قــرار می‌گیــرند .
همچنیــن در ســوره نحــل ، آیـه ۵۷ آمده است که :
« وَ یَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما یَشْتَهُونَ » «آنهــا در پنــدار خــود بــرای خداوند دختــرانی قــرار می‌دهند ، منزّه است او (از ایــن کــه فــرزنـدی داشتــه باشد) ، ولی بــرای خــودشـان آنچــه را میل دارنــد قــائـل می‌شــــوند» .
همچنین مشرکان برای خداوندی که از هرگونه آلایش جسمانی پاک است دخترانی قائل می‌شوند و معتقد بودند که فرشتگان دختران خدایند یا بدون ذکر انتســاب بــه خــدا آنهــا را از جنــس زن می‌دانستند .
برای همین خداوند در سوره اسراء آیه ۴۰ هم می‌فرماید : « اَفَأَصْفیکُمْ رَبُّکُمْ سیمای فرشتگان (۱۵۳)
بِالْبَنینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِکَةِ اِناثا : آیا خداوند به شما پسرانی داده و از فرشتگان ، دخترانی انتخاب کرده است» .

چهار فرشته مقرّب الهـی « مَـــنْ کـــانَ عَــدُوّا لِلّــهِ وَ مَــلائِکَتِـه وَ رُسُلِـه وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَاِنَّ اللّهَ عَـــدُوٌّ لِلْکــــافِــرینَ » [۱۰۱]
«هرکسی که دشمــن خـــدا و فــرشتگــان و فرستادگان و جبرئیل و میکـائیل بـاشد ، (کــافــر اســت) و به‌راستــی که خداوند دشمن کافران است» .
کــانَ : بــــــاشـــــــد
عَـدُوّ : دشمــــــــــــن
جِبْریلَ : فرشته جبرئیل
میکـالْ : فرشته میکائیل
کــافِــریـنْ : کســــانــی هستنــد کـــه اصــول دیــن را انکــار می‌کننــد .
در این آیه اشاره به این شده که اللّه ، فرشتگان او ، فرستادگان او ، جبرئیل ، میکائیل و هر فرشته دیگر قابل تفکیک نیستند و در حقیقت دشمنی با یکی دشمنی با بقیه است .
و به تعبیر دیگر دستورات الهی که تکامل بخشی انسان‌ها است از سوی خداوند به وسیله فرشتگان بر پیامبران نازل می‌شود و اگر تفاوتی بین مأموریت‌های آن‌ها باشد از قبیل تقسیم مسئولیت است نه تضادّ در مأموریت آن‌ها ، آن‌ها همه در یک مسیر هدف قرار دارند بنابراین دشمنی با یکی از آن‌ها ، دشمنـی با خدا است .
دلیل آمدن نام این دو فرشته گرانقدر (جِبْریلْ و میکالْ) پس از واژه «فرشتگان» در این آیه شریفه ، این است که این دو فرشته مقام و منزلت خاصی در میان فرشتگان دارند .
نام «جبریل» سه بار (یک‌بار در سوره تحریم آیه ۴ و دو بار در سوره بقره آیه ۹۷ و ۹۸) و نام «میکال» یک‌بار (در همین آیه) آمده است و از همین آیات استفاده می‌شود که هر دو از فرشتگان بزرگ و مقرّب خدایند .
در تلفظـات معمـولـی مسلمیـن جبرئیل و میکائیل هر دو بـا همـزه و یـاء تلفظ می‌شوند ولــی در متـن قـرآن تنهـا به صـورت میکال و جبریل آمده است .
عدّه‌ای گفته‌اند ، نام این دو فرشته بدان جهت در آیه شریفه ذکر شده که یهود با آن‌ها اظهار دشمنی کردند و گروهی نیز برآنند که علّت ذکر نام این دو فرشته ، این است که همه بدانند آن دو ، از فرشتگان گرانقدر خدا هستند و یهودیان پنــدارهــای بـی‌اســــاس در مـــورد آن‌هـا دارنــد .
در کتب اسلامی معمولاً چهار فرشته مقرب الهی را «جبرئیل» و «میکائیل» و «اسرافیل» و «عزرائیل» شمرده‌اند که از میان آن‌ها «جبرئیل» از همه برتر است . جبرئیل فرشته‌ای روحانی است و هم وجودی است حیاتبخش چراکه حامل رســالت الهـی بر پیـامبران است که احیــاءکننده همه انسان‌های لایق می‌باشد .

پنــج وصــف بـــرای جبـــرئیـل « اِنَّــهُ لَقَــوْلُ رَسُــولٍ کَــریــمٍ[۱۰۲] : کــه ایــن قــرآن کلام فرستاده بــزرگــواری اســت (جبــرئیل امین)» .
« ذی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی‌الْعَرْشِ مَکینٍ » [۱۰۳]
«که صاحب قدرت است و نزد خــداونـــد صــاحب عــرش مقام والا دارد» .
« مُطاعٍ ثَمَّ اَمینٍ » [۱۰۴] : فرمانروا و امین است .
قَوْلْ : سخـــن ، کــــلام
کَریــمٍ : بخشنـــــــده
ذی قُوَّةٍ : صـاحب قدرت
ذِی‌الْعَرْشِ:صاحب‌عرش
مَکینٍ : کسی که به صاحب منزلت است
مُطــاعٍ : فرمانبــردار ، اطاعت کننـــده
ثَمَّ : اســم اشــاره به مکــان بعیــــــد
اَمین : درستکار ، امانتدار
خداوند در این آیات پنج وصف برای «جبرئیل» پیک وحی الهی بیان کرده که در حقیقت اوصــافی است کــه بــرای هـر فـرستاده جـامع‌الشـرایط لازم است .
نخست اینکه توصیف او به «کریم بودن» که اشاره به ارزش وجودی او است آری او نزد پروردگار موجودی است با ارزش و بااهمیت .
و سپس بــه وصـف دیگــر او پــرداخته می‌گــویــد :
( ذی قُــــــــوَّةٍ عِنْــــــدَ ذِی الْعَـــــرْشِ مَکیـــنٍ ) .
تعبیر به « ذی قُوَّةٍ » درباره جبرئیل به خاطر آن است که برای دریافت چنین پیام بزرگ و ابلاغ دقیق آن قدرت و نیروی عظیمی لازم است و اصولاً هر رسول و فرستاده‌ای باید در حدود رسالت خود صاحب قدرت باشد مخصوصا باید از هرگونه فراموشکاری در زمینه پیامی که مسئول ابــلاغ آن است برکنــار باشد .
و تعبیر به «ذِی الْعَرْشِ» اشاره به ذات پاک خداوند است گرچه او صاحب تمام عالم هستی است ولی از آنجا که عرش خواه به معنی ماوراء باشد و یا مقام علم مکنون خداوند ، اهمیت بیشتری دارد ، او را به صاحب عرش بودن توصیف می‌کنـــــــد .
«مَکین» به معنی کسی است که صاحب منزلت و مکانت است اساسا باید رسول شخص بزرگ و فرد برجسته‌ای باشد که بتواند نمایندگی و رسالت او را به عهده گیرد و کاملاً مقرّب و نزدیک او باشد و مسلما تعبیر به «عِنْدَ» به معنی حضور مکانی نیست ، چراکه خداوند مکان ندارد بلکه حضور مقامی و قرب معنوی است .
در چهــارمیـن و پنجمیــن تــوصیــف می‌گـــویــد :
«او فرمانروای فرشتگان و امین‌است» «مُطاعٍ ثَمَّ اَمینٍ».
تعبیر به «ثَمَّ» که برای اشاره به بعید است ناظر به این حقیقت است که پیک وحی خدا در عالم فرشتگان نافذالکلمه و مورد اطاعت است و از همه این‌ها گذشته در ابـــلاغ رســالت خــویش نهــایت امــانـت را دارد .
از روایات استفاده می‌شود که جبرئیل هنگام ابلاغ وحی و قرآن از سوی گروه عظیمی از فرشتگان همراهی می‌شد و مسلما در میان آن‌ها «مُطاع» بود و یک رسول باید در میان همراهانش فرمانروا و مطاع باشد .
در حدیثی آمده است : به هنگام نزول این آیات پیغمبر اکرم به جبرئیل فرمود : «چه خوب خداوند تو را ستوده است که فرموده ، صاحب قدرت است و در نزد خداوند صاحب عرش قرب و مقام دارد و در آنجا فرمانروا و امین است ، نمونه‌ای از قدرت و امانت خود را بیان کن ، جبرئیل در پاسخ عرض کرد : امّا نمونه قدرت من اینکه مأمور نابودی شهرهای قوم لوط شدم و آن چهار شهر بود ، در هر شهر چهارصد هزار مرد جنگجو وجود داشت به جز فرزندان آن‌ها ، من این شهــرها را از بیــن برداشتم و به آسمان بردم تا آنجــا که فــرشتگــان آسمـــان صدای حیوانات آنها را شنیدند پس به زمین آوردم و زیر و رو کردم و امّا نمونه امانت من این است که هیچ دستوری به من داده نشده که از آن دستور کمتــریـن تخطّـی کــرده باشم» [۱۰۵]
جبـرئیل فرشته وحی و اوصاف او « نَزَلَ بِهِ الــرُّوحُ الاَْمیــــنُ »[۱۰۶]
«روح الامین آن را (قرآن) نازل کرده است» .
نَــزَل : پـــــاییــن آورد ، نــــــازل کـــرد
الـــرُّوحُ الامیــن : منظـــور جبرئیــل است
خداوند به خاطر اینکه نشانه اعجاز قرآن و اینکه از سوی رب‌العالمین نازل شده است را در این آیه اضافه می‌کند «آن را روح‌الامین از سوی خداوند آورده است» .
اگر آن فرشته وحی و آن «روح‌الامین پروردگار» ، آن را از سوی خدا نیاورده بود این چنین درخشان و پاک و خالی از آلودگی به خرافات و اباطیل نبود .
قــابل تــوجــه اینکــه فــرشتــه وحــی که همــان جبــرئیل اســت در اینجــا با دو عنوان تــوصیــف شـده عنــوان «روح» و عنــوان «امین» . روحی کــه ســرچشمــه حیــات است و امـانتی که شرط اصلی هدایت و رهبری است .
« قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذینَ امَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمیـــــــنَ »[۱۰۷]
«بگو ، آن را روح‌القدس از جانب پروردگارت به حق نازل کرده است ، تا افراد باایمــان را ثــابت قـدم گــرداند و هــدایت و بشارتی‌است برای عموم‌مسملین» .
«روح القدس» یا «روح مقدس» همان پیک وحی «جبرئیل امین» است و اما چرا جبرئیل را «روح القدس» می‌گویند ، به خاطر این است که از طرقی جنبه روحانیت در فرشتگان مسأله روشنی است و اطلاق کلمه (روح) بر آنها صحیح است و اضافه کردن آن به «القُدُسْ» اشاره به پاکی و قداست فوق‌العاده این فرشته است .
از ایــن آیــات نتیجــه می‌گیــریــم کــه واسطــه وحــی خــدا «جـبرئیل» بــــوده و بــا القـــــاب «روح القــدس» و «روح‌الامیــن» بیــان شــده اســـت .
جبرئیل معلّم پیامبر بود یا نه ؟
« عَلَّمَـهُ شَـدیدُ الْقُوی »[۱۰۸]
«آن کسی که قدرت عظیمی دارد او را (حضرت محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله ) تعلیم داده است» .
عَلَّــــمَ : تعلیـــــــــم داد
شَدیدُ : سخـت ، محکــــم
القُوی : نیـروها و قـوّت‌ها
نظریه مشهور مفسران این است که معلّم پیامبر همان «جبرئیل» پیک وحی خدا بود که قدرت فوق‌العاده داشت او که معمولاً به صورت انسانی خوش چهره بر پیامبر ظاهر می‌گشت و پیام الهی را ابلاغ می‌کرد . دوبار در تمام عمر آن حضرت به قیافه و چهره اصلیش بر او ظاهر می‌گشت .
این تفسیر را که منظور از «شَدیدُ الْقُوی» جبرئیل امین است گروه زیادی از مفسران از جمله طبرسی (مجمع البیان) ، فخر رازی (مفاتیح الغیب) و علامه طبـاطبـایی (المیـــزان) ، ... بـرگـزیده‌اند .
ولی این تفسیر با تمام طرفدارانی که دارد خالی از اشکال نیست : زیرا تعبیر به «عَلَّمَهُ» یا مانند آن در قرآن هیچ‌گاه در مورد جبرئیل به کار نرفته و این تعبیر در مورد خداوند نسبت به پیامبر اسلام و پیامبران دیگر بسیار زیاد است و یا به عبارت دیگر جبرئیل معلّم پیامبر نبود بلکه واسطه وحی بود و معلّمش تنها خدا است و «شَدیدُ الْقُوی» به معنی کسی است که تمام قدرت‌هایش فوق‌العاده است و تنها مناسب ذات پــاک پــروردگار است .

روح فرشته‌ای برتر از جبرئیل و میکائیل «یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَةُ صَفّا لا یَتَکَلَّمُونَ اِلاّ مَنْ اَذِنَ لَهُ‌الرَّحْمنُ وَ قالَ صَـــــوابــا»[۱۰۹]
«این‌ها در آن روز واقع می‌شوند که "روح" و "ملائکه" در یک صف قیام می‌کنند و هیچ‌یک جز به اذن خداوند رحمن سخن نمی‌گوید و آن‌گاه که می‌گویند ، صواب می‌گویند» .
یَقُومُ : قیــام می‌کنند به معنی وقــوع امر
اَلرُّوحُ : روان و روح ، در اینجــا منظــور فرشته مخصوص
صَفّا : جمــع صـــاف ، صـف کشیـــده
یَتَکَلَّمُونَ : سخن می‌گویند ، تکلّم می‌کنند
اَذِنَ : در اینجا چون با لام آمده به معنی اجازه و گوش دادن
اَلرَّحْمــنُ : بخشنــــده
قالَ : می‌گویند ، بگویند
صَــوابــا : حـق و درســت مطــابق حکمـــت و عقــل

قیــــام فــرشتگــــان بدون شک قیام «روح» و «فرشتگان» در آن روز در یک صف و سخن نگفتن جز به اذن خداوند رحمن فقط برای اجرای فرمان او است ، آن‌ها در این جهان نیز «مــدبّرات امــر» و مجــری فـرمـان او هستند و در عالم آخرت این امر آشکارتر و واضـــــح‌تــر اســـت .
قابل توجه اینکه روح در قرآن مجید به صورت مطلق و بدون هیچ قید ذکر شده و در این حال غالبا در برابر ملائکه قرار گرفته مانند :
« تُعْـــــــرُجُ الْمَـــــلائِکَةُ وَ الــــــرُّوحُ اِلَیْــــهِ» .[۱۱۰]
«فـرشتگـــان و روح بـــه ســـوی او بــالا می‌رونــد» .
« تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ اَمْرٍ»[۱۱۱]
«در شب قـــدر مـــلائکـــه و روح به‌فرمان پروردگــارشـــان با هــر چیزی نـازل می‌شــونــد» .
در همه این آیات سخن از روحی است که در عروج به سوی خدا و در نزول برای هرکار و در ایستادن در پیشگاه خدا و در روز قیامت ، با ملائکه همراه است .
پس منظور از روح در اینجا یکی از فرشتگان بزرگ الهی است که بر طبق بعضی از روایات حتّی از جبــرئیل بهتــر و بـرتـر است .
چنانچه در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام می‌خوانیم : «او فرشته‌ای است بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل»[۱۱۲]
در دعــای ســوم صحیفـــه پس از صلــوات بــر جبــرئیــل و میکائیل و اســرافیــل فــرمــوده :
« وَ الرُّوحُ الَّذی هُوَ عَلی مَلائِکَةِ الْحُجُبِ وَ الرُّوحُ الَّذی هُوَ مِنْ اَمْرِک : صلوات فرست برآن روح‌که برملائکه حجب موکّل‌است و برآن روح‌که‌از امر تواست»[۱۱۳]
در تفسیـر «علـی‌بـن‌ابراهیـم» نیـز آمـده اسـت : « الروح ملک اعظم من جبرئیل و میکائیل و کان مع رسول الله و هو مع الائمة (ع) : روح فرشته‌ای برتر از جبــرئیـل و میکـــائیـل و او با رســول خــدا همــراه بــوده و بـا امامان است .
این مخلوق بزرگ الهی خواه از فرشتگان باشد یا از موجودی دیگر ، در قیامت همراه ملائکه آماده اطاعت فرمان او هستند و چنان هول و اضطراب محشر همه را فرا گرفته که هیچ کس را یارای سخن گفتن نیست و آنگاه که ذکری یا سخنی بگویند یا شفاعتی کنند ، تنها به اذن پروردگار است ، حمد و ثنای او می‌گویند و یا شفاعت کنند ، تنها به اذن پروردگار است ، حمد و ثنای او می‌گویند و یا شفاعت بــرای آن‌هـا کــه شــایسته شفــاعت هستند .
تعبیـــر بــه «صَــوابــا» دلیـــل بــر ایــن اســت کــه اگــر روح و ملائکه یا انبیاء و اولیاء برای کســانی صحبت می‌کنند و شفــاعت می‌کنند آن هم روی حســاب است و حق و درست و بی‌دلیل نیست .

ماجرای‌هاروت‌وماروت دوملک‌بزرگ‌الهی « وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلی مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ وَ ما اُنْزِلَ عَلی الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ اَحَدٍ حَتّی یَقُولا اِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرُ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفِّرقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِه وَ ما هُمْ بِضّارّینَ بِه مِنْ اَحَدٍ اِلاّ بِاِذْنِ اللّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَریهُ ما لَهُ فِی الاْخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِه اَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ »[۱۱۴]
«و (یهودیان) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی می‌کنند . سلیمان هرگز کافر نشد و لکن شیاطین کفر ورزیدند و به مردم تعلیم سحر دارند و نیز (یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل "هاروت" و "ماروت" نازل شد پیروی کردند (آنها طریق سحر کردن را برای آشنایی با طرز ابطال آن به مردم یاد می‌دادند) و به هیچ‌کس چیزی یاد نمی‌دادند مگر اینکه قبلاً به او می‌گفتند ما وسیله آزمایش شما هستیم ، کافر نشوید . ولی آنها از آن دو فرشته مطالبی را می‌آموختند که بتواند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند ولی هیچ‌گاه بدون فرمان خدا نمی‌توانند به انسانی ضرر برسانند ، آنها قسمت‌هایی را فرا می‌گرفتند که برای آنان زیان داشت و نفعی نداشت و مسلما می‌دانستند هرکس خریدار این گونه متاع باشد بهره و فایده‌ای در آخرت نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بودآن‌چه خود را به آن می‌فروختند : اگر علم و دانش می‌داشتند» .
اِتَّبِعُوا : پیــروی کردنـد
تَتْلُوا : دنبـــال می‌کــردنــد ، تــلاوت می‌کردنــد
فِتْنَةً : آزمایش ، آزمـون
السِحْرَ : سحر و افسون
کَفَرُوا : کافــر شــدنــد
مَــــرْء : مــــــــــــرد
اِذْنِ : آگاهی ، فرمان ، اجازه ، دستور
خَلاقٍ : بهره و برخورداری شایسته
اِشْتــــری : خــریــدار
ماشَرَوْا : ما : آنچه ، شَرَوْا : فروختند
مایَضُّرُّ : زیــان و گــزند می‌رسانید
لا یَنْفَعُ : ســـــودی نمــی‌آورنــــد
یُفَرِّقُونَ : جدایــــی مــی‌افکننـــــد
درباره «هاروت» و «ماروت» این دو فرشته بزرگ که به سرزمین بابل آمدند
افسانه‌ها و اساطیر عجیبی به وسیله داستان‌پردازان ساخته شده و به این دو ملک بزرگ الهی بسته‌اند . آنچه از میان همه این‌ها صحیح‌تر به نظر می‌رسد و به موازین عقلی و تاریخی و منابع حدیث سازگار است همان است که در ذیل می‌خوانیم : «در سرزمین بابل سحر و جادوگری به اوج خود رسیده بود و باعث ناراحتی مردم گردیده بود به همین دلیل خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند و مردم را به طرف خود بکشانند و راه‌های مبارزه با آفت جنون‌آمیز سحر و افسون را که در آن روزگاران زندگی را به مردم تلخ و دردناک ساخته بود به آنان بیاموزند و سحر و جادو را از معجزه‌ای که سند صداقت و درستی پیامبران خدا است بازشناسانند و مردم را در برابر آن جادوگران یاری کنند تا مردم بتوانند خود را از شرّ ساحران برکنار کنند ولی این تعلیمات بالاخره قابل سوء استفاده بود چراکه فرشتگان ناچار بودند برای ابطال سحر ساحران طرز آن را نیز تشریح کنند تا مردم بتوانند از این راه به پیشگیری بپردازند ، این موضوع سبب شد که گروهی پس از آگاهی از طرز سحر ، خود در ردیف ساحران قرار گرفتند و موجب مزاحمت تازه‌ای برای مردم شدند .
با اینکه آن دو فرشته بزرگ الهی «هاروت» و «ماروت» به مردم هشدار می‌دادند که این یک نوع کفر است اما آنها به کارهایی می‌پرداختند که موجب ضرر و زیان مردم می‌شد . (مجمع‌البیان)
در اینجا سؤالی باقی می‌ماند و آن اینکه «هاروت» و «ماروت» دو فرشته بزرگ الهی بودند که برای مبارزه با آزار و اذیّت ساحران به تعلیم مردم پرداختند آیــا بــه راستــی فــرشتـه می‌تــوانــد معلّــم انســان بــــاشــد ؟
پاسخ این سؤال در همین آیه ذکر شده است و آن اینکه خداوند آن‌ها را به صورت انسان‌هایی درآورد تا بتوانند این رسالت خود را انجام دهند .
این حقیقت را می‌توان از آیــه ۹ ســوره انعــام دریــافت آنجـا که می‌گـوید :
« وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکا لَجَعَلْناهُ رَجُلاً : اگر او (پیامبر) را فرشته‌ای قرار می‌دادیم حتما او را به صورت مردی جلوه‌گر می‌ساختیم» .

ملائکه و جنّ آیــا جــنّ و ملــک یــک حقیقــت هستنــد و از یــک چیــز آفــریــده شـده‌انـد یا نه ؟ آیا شیطان از جنّ است یا از ملک ؟
جنّ و مــلائکــه بنــابر آنچــه از قــرآن استفــاده می‌شــود یک حقیقت نیستنــد و شیطــان ملــک نیسـت بـدیـن‌بیـــان :
۱ ـ در قرآن در مورد این که فرشتگان از چه چیز آفریده شده مطلب روشن و صریحی نیامده ولی دوبار تصریح شده که جانّ از آتش به خصوصی آفریده شده که در سوره حجر آیه ۲۷ ـ سوره رحمن ، آیه ۱۵ آمده است و شیطان بارها گفته است « خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ » .
۲ ـ راجع‌به‌ملائکه ابدا ذکرگناهی در قرآن نیست بلکه فقط « عِبادٌمُکْرَمُونَ[۱۱۵]، لایَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ‌وَهُمْ‌بِاَمْرِه یَعْمَلُونَ[۱۱۶]، یُسَبِّحُونَ‌اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لایَفْتُرُونَ»[۱۱۷]
و نظیر این‌ها آمده است ولی درباره جنّ ، گناه ، اطاعت ، شرک ، مرگ ، رفتن به جهنّم و غیره ذکر شده است .
۳ ـ ابلیس دارای ذریّه است چنانچه فرموده : «وَ اِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لاِآدَمَ فَسَجَدُوا اِلاّ اِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ اَمْرِ رَبِّهِ‌اَفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرَّیَّتَهُ اَوْلِیاءَ مِنْ دُونی وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظّالِمینَ بَدَلاً»[۱۱۸] : به یاد آورید زمانی را که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید ، آنها همگی سجده کردند ، جز ابلیس ، او از جنّ بود ، سپس از فرمان پروردگار خارج شد ، آیا او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید در حالی که دشمن شما هستند؟ این‌ها چه جــانشیــن‌هــای بــدی بــرای ظــالمــان هستند» .
ولی راجع به ذرّیه ملائکه خبری در قرآن نیست .
۴ ـ شیطان چنانچه آیه فوق نشان می‌دهد از جنّ بود که از امر خدا بیرون رفت ولی در جایی تصریح نشده که او از ملائکه بوده مگر استثنا در آیات سجده ملائکه .
۵ ـ در آیه فوق هست که « وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ » یعنی شیطان و ذرّیّه‌اش دشمن بشر هستند ، اما چنانچه می‌دانیم ملائکه دوست بشر هستند و به آدم سجده کرده‌اند و بر آدمیان چنانچه گفته شد ، استغفار می‌کنند و شفاعت خواهند کرد .
۶ ـ درباره جنّ آمده :
« وَ لَقَــدْ ذَرَءْنـــــا لِجَهَنَّـمَ کثیــــرا مِــنَ الْجِـــــنِّ وَ الاِْنْــسِ »[۱۱۹]
«به طور مسلّم گروه بسیاری از جنّ و انس را برای دوزخ آفریده‌ایم» .
« وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا رَبَّنا اَرِنَا الَّذینَ اَضَلاّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ :[۱۲۰] و کسانی که کفر ورزیدند گفتند : پروردگارا آن دو گمراهگری که از جنّ و انس ما را گمراه کردند به مـا نشـان ده» .
ولی اضلال و جهنّمی بـــودن دربــاره ملائکه در قرآن نیامده است .
۷ ـ جنّ با انس دو موجود مکلّف زمین و دوش به دوش انسان در هدایت و ضلالت و غیره است در حالی‌که درباره ملک چنین چیزهایی سراغ نداریم .
مَلَکْ در قرآن در آیه‌های زیر آمده است :

مطالب بیان شده درباره فرشتگان در کلّ قرآن درباره فرشتگان در سوره‌ها و آیه‌های زیر مطالبی بیان شده که با توجه به جمع و مفرد بودن و نوع آن‌ها ذکر شده است .
سوره آیه سوره آیه
اَنْعام ۸ اَعْراف ۲۰
اَنْعام ۹ هُـــود ۱۲
اَنْعام ۵ هُـــود ۳۱
نَجْـم ۲۶ اِسْـراء ۹۵
یُوسُف ۳۲ حاقَّــة ۱۷
فَجْر ۲۲ فُرْقــان ۷
مَلَکُ الْمَوْتِ (فرشته مرگ) : سجده ۱۱
رَقیــبٌ و عَتیـدٌ (فرشته) : ق ۱۸
السّائـقُ الشَّهیدُ (فرشته) : ق ۲۲
رُوحُ‌الاَْمینِ (فرشته وحی) : ق ۱۹۳
رُوحُ الْقُدُسِ (فرشته وحی) : بَقَرَه ۸۸ بَقَرهَ ۲۵۳
آلِ عِمْران ۳۹ آلِ عِمْران ۴۲
آلِ‌عِمْران ۴۵ مائِــــدَة ۱۱۰
نَحْـــــل ۱۰۲ مَرْیَـــــم ۱۷
مَرْیَــــم ۲۱ مَرْیَـــــم ۲4
جَبْرَئیل (فرشته بزرگ) :
بَقَـــــرَة ۹۷ بَقَــــــرَة ۹۸
آلِ عِمْران ۳۹ آلِ عِمْـران ۴۵
سیمای فرشتگان (۱۸۷)
تَحْریم ۴ تَکویر ۱۹
تَکویر ۲۰
اَلْمَلائِکة :
بَقَـــــرَة ۳۱ بَقَـــــرَة ۳۲
بَقَـــــرَة ۳۴ بَقَـــــرَة ۱۶۲
بَقَـــــرَة ۲۱۰ بَقَـــــرَة ۲۴۸
آلِ عِمْران ۴۲ آلِ عَمْران ۱8
آلِ عِمْران ۴۵ آلِ عِمْران ۸۰
آلِ عِمْران ۱۲۴ آلِ عِمْران ۱۲۵
آلِ عِمْران ۸۷ بَقَـــــرَة ۲۸۵
بَقَـــــرَة ۱۷۷ بَقَـــــرَة ۳۵
بَقَـــــرَة ۹۷ نِســــاء ۱۷
نِســــاء ۹۷ نِســــاء ۱۶۶
نِســــاء ۱۳۶ حِجْـــــر ۷
حِجْــــر ۲۸ حِجْـــــر ۲۹
حِجْــــر ۸ حِجْـــــر ۳۰
نَحْـــــل ۳۳ نَحْـــــل ۳۲
نَحْـــــل ۲ نَحْـــــل ۲8
نَحْـــــل ۴۹ اَنْبیـاء ۲۶
اَنْبیـاء ۲۷ اَنْبیـاء ۱۰۳
ص ۷۱ ص ۷۳
تحْریم ۴ تحْریم ۶
سَبـَــأ ۴۰ سَبَـــأ ۴۱
فــاطِر ۱ شوری ۵





مـُؤْمِن ۷ مُؤْمِــن ۹ حَـــجّ ۷۵ اَنْفـــْال ۹ اَنْفــال ۱۰ اَنْفـــال ۱2 (192) سیمای فرشتگان فُصِّلَت ۳۰ فُصِّلَت ۳۸ فُصِّلَت ۱۴ رَعْــــد ۱۳ سیمای فرشتگان (۱۹۳)
سوره آیه سوره آیه رَعْـــد ۲۴ زُمَــــر ۷۵ اَحْـزاب ۴۳ اَحْـزاب ۵۶ ذاریات ۴ مَرْیَــم ۶۴ فُرْقــان ۷ فُرْقــان ۲۵ فُرْقــان ۲۲ مُحَمَّــد ۲۷ اِسْــراء ۴۰ اِسْــراء ۹۲ اِسْــراء ۹۵ اِسْــراء ۶۱ اسـراف ۱۱ اَعْــراف ۳۷ زُخْـرُف ۱۹ زُخْــرُف ۶0 (194) سیمای فرشتگان قَـــــدْر ۴ فَجْـــــر ۲۲ نَجْــــم ۲۷ نَجْــــم ۲۶ سیمای فرشتگان (۱۹۵)
سوره آیه سوره آیه اَنْعـــام ۹۳ اَنْعــام ۱۱۱ اَنْعـــام ۶۱ اَنْعــام ۱۵۸ صّافـات ۱۵۰ صّافات ۱۶۹ صّافـات ۲ و ۳ صّافات ۱۶۴ مؤمنون ۲۴ کهْـــف ۵۰ طــــــه ۱۱۶ مُرْسَلات ۱ مُرْسَلات ۲۰ نازِعات ۱ـ۴ مَعــارِج ۴ اِنْفِطــار ۱۲ حاقَّــــه ۱۷ نَبَـــــأ ۳8 (196) سیمای فرشتگان سیمای فرشتگان (۱۹۷)
ـ اَلْمَلائِکةُ الْحافظـونَ : ۱۰ اِنفِطــــار ـ اَلْمَلائِکةُ السّابحـاتِ : ۳ نـازِعــات ـ اَلْمَلائِکةُ السّـابقـاتِ : ۴ نـازِعـات ـ اَلْمَلائِکةُ الْمُدَبِّــرات : ۵ نـازِعـات ـ اَلْمَلائِکةُ السَّفَــــرةُ : ۱۵ عَبَـــــسَ ـ اَلْمَلائِکةُ الْکـاتِبـونَ : ۸۰ زُخْـــرف ـ اَلْمَلائِکةُ الْمُسَوِّمونَ : ۱۲۵ آلِ عِمْران ـ اَلْمَلائِکةُ المقرَّبــونَ : ۱۷۲ نِســـــاء ـ اَلْمَلائِکةُ الْمُرْدِفــونِ : ۹ انْفـــــا ل ـ اَلْمَلائِکةُ المسبِّحونَ : ۱۶۶ صـافـات (۱۹۸) سیمای فرشتگان ـ اَلْمَلائِکةُ المعقِّبــاتُ : ۱۱ رَعْــــــد ـ اَلْمَلائِکةُ المقسِّمـاتَ : ۴ ذارِیـــات ـ اَلْمَلائِکةُ المُنْـزَلـونَ : ۱۲۴ آلِ عِمْران ـ اَلْمَلائِکةُ الْمُقْتَـرِنُونَ : ۵۳ زُخْــرف ـ اَلْمَلائِکةُ النّازعــاتِ : ۱ نازِعــات ـ اَلْمَلائِکةُ‌النّاشِطــاتِ : ۲ نازعــات ـ اَلْمَلائِکةُ الْعــــادّینَ : ۱۱۳ مؤمنـون ـ اَلْمَلائِکةُ الْکِـرامُ البَـرَرَةُ : ۱۶ عَبَـــــسَ ـ اَلْمَلائِکةُ الْغِلاظُ الشِّدادُ : ۶ تَحریم، ۱۸ عَلق ـ اَلْمَلائِکةُ الْکِرامُ الْکاتِبینَ : ۲۱ یُونُس ،۸۰ زُخْرف ۱۱ اِنفِطــار سیمای فرشتگان (۱۹۹)
سیمای فرشتگان در نهج‌البلاغه شگفتی خلقت فرشتگان و تسبیح فرشتگان و شناخت ملائکه حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید : ثُمَّ فَتَقَ ما بَیْنَ السَّماواتِ الْعُلا ، فَمَلاَءَهُنَّ اَطْوارا مِنْ مَلائِکَتِه ، مِنْهُمْ سُجُودٌ لا یَرْکَعُونَ وَ رُکُوعٌ لا یَنْتَصِبُونَ وَ صافُّونَ لا یَتَزایَلُونَ وَ مُسَبِّحُونَ لا یَسْأَمُونَ ، لا یَغْشاهُمْ نَوْمُ الْعُیُونِ وَ لا سَهْوُ الْعُقُولِ وَ لا فَتْرَةُ الاَْبْدانِ وَ لا غَفْلَةُ النِّسْیانِ وَ مِنْهُمْ اُمَناءُ عَلی وَحْیِهِ وَ اَلْسِنَةٌ اِلی رُسُلِهِ وَ مُخْتَلِفُونَ بِقَضائِهِ وَ اَمْرِهِ وَ مِنْهُمُ الْحَفَظَةُ لِعِبادِهِ وَ السَّدَنَةُ لاَِبْوابِ جِنانِهِ . وَ مِنْهُمُ الثّابِتَةُ فِی الاَْرَضینَ السُّفْلی اَقْدامَهُمُ الْمارِقَةُ مِنَ السَّماءِ الْعُلْیا اَعْناقُهُمْ وَ الْخارِجَةُ مِنَ الاَْقْطارِ اَرْکانُهُمْ وَ الْمُناسِبَةُ لِقَوائِمِ الْعَرْشِ اَکْتافُهُمْ ناکِسَةٌ دُونَهُ اَبْصارُهُمْ مُتَلَفِّعُونَ تَحْتَهُ بِاَجْنِحَتِهِمْ ، مَضْرُوبَةٌ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَنْ دُونَهُمْ حُجُبُ (۲۰۰) سیمای فرشتگان العِزَّةِ وَ اَسْتارُ الْقُدْرَةِ . لا یَتَوَهَّمُونَ رَبَّهُمْ بِالتَّصْویرِ وَ لا یُجْرُونَ عَلَیْهِ صِفاتِ الْمَصْنُوعینَ وَ لا یَحُدُّونَهُ بِالاَْماکِنِ وَ لا یُشیرُونَ اِلَیْهِ بِالنَّظائِرِ [۱۲۱]
سپس آسمان‌های بالا را از هم گشود و از فرشتگان گوناگون پر نمود . گروهی از فرشتگان همواره در سجده هستند و رکوع ندارند و گروهی در رکوعند و یارای ایستادن ندارند و گروهی در صف‌هایی ایستاده‌اند که پراکنده نمی‌شوند و گروهی همواره تسبیح گویند و خسته نمی‌شوند و هیچ‌گاه خواب به چشمشان راه نمی‌یابد و عقل‌های آنان دچار اشتباه نمی‌گردد . بدن‌های آنان دچار سستی نشده و آنان دچار بی‌خبریِ برخاسته‌از فراموشی نمی‌شوند.
۱-.
سیمای فرشتگان (۲۰۱)
برخی از فرشتگان ، امینان وحـی الهـی و زبـان گویـای وحـی پیامبران می‌باشنـد ، که پیوستـه بـرای رسانـدن حکم و فرمـان خـدا در رفــت و آمـدنـد . جمعـی از فـرشتگـان حافظان بندگان و جمعی دیگر دربانان بهشت خدایند . بعضی از آنها پاهایشان در طبقات پایین زمین قرار داشته و گردن‌هایشان از آسمان فراتر و ارکان وجودشان از اطراف جهان گذشته ، عرش الهی بر دوش‌هایشان استوار است ، برابر عرش خدا دیدگان به زیرافکنده و در زیر آن ، بال‌ها را به خود پیچیده‌اند . میان این دسته از فرشتگان با آنها که در مراتب پایین‌تری قرار دارند . حجاب عزّت و پرده‌های قدرت ، فاصله انداخته است . هرگز خدا را با وهم و خیال ، در شکل و صورتی نمی‌پندارند و صفات پدیده‌ها را بر او روا نمی‌دارند ؛ هرگز خدا را در جایی محدود نمی‌سازند و نه با همانند آوردن به (۲۰۲) سیمای فرشتگان او اشاره می‌کنند .
سیمای فرشتگان (۲۰۳)
ویژگی‌های فرشتگان ، اقسام فرشتگان ، تواضع فرشتگان ، صفات والای فرشتگان ، پاک بودن فرشتگان از رذایل اخلاقی ، فراوانی راز و نیاز ملائکه و روانشناسی ملائکه حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید : ثُمَّ خَلَقَ سُبْحانَهُ لاِِسْکانِ سَمواتِه وَ عِمارَةِ الصَّفیحِ الاْءَعْلی مِنْ مَلَکُوتِه ، خَلْقا بَدیعا مِنْ مَلائِکَتِه وَ مَلاَءَ بِهِمْ فُرُوجَ فِجاجِها وَ حَشابِهِمْ فُتُوقَ اَجْوائِها وَ بَیْنَ فَجَواتِ تِلْکَ الْفُرُوجِ زَحَلُ الْمُسَبِّحینَ مِنْهُمْ فی حَظائِرِ الْقُدْسِ وَ سُتُراتِ الْحُجُبِ وَ سُرادِقاتِ الْمَجْدِ وَ وَراءَ ذلِکَ الرَّجیجِ الَّذی تَسْتَکُّ مِنْهُ الاَْسْماعُ سُبُحاتُ نُورٍ تَرْدَعُ الاَْبْصارَ عَنْ بُلُوغِها ، فَتَقِفُ خاسِئَةً عَلی حُدُودِها . وَ اَنْشَأَهُمْ عَلی صُوَرٍ مُخْتَلِفاتٍ وَ اَقْدارٍ مُتَفاوِتاتٍ ، تُسَبِّحُ جَلالَ عِزَّتِه . لا یَنْتَحِلُونَ ما ظَهَرَ فِی الْخَلْقِ مِنْ صُنْعِهِ وَ لا یَدَّعُونَ اَنَّهُمْ یَخْلُقُونَ شَیْئا مَعَهُ مِمَّا (۲۰۴) سیمای فرشتگان انْفَرَدَبِه. «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِه یَعْلَمُونَ»(۲۶/انبیاء) . جَعَلَهُمُ اللّهُ فیما هُنالِکَ اَهْلَ الاَْمانَةِ عَلی وَحْیِه وَ حَمَّلَهُمْ اِلَی الْمُرْسَلینَ وَ دائِعَ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ وَ عَصَمَهُمْ مِنْ رَیْبِ الشُّبُهاتِ ، فَما مِنْهُمْ زائِغٌ عَنْ سَبیلِ مَرْضاتِه . وَ اَمَدَّهُمْ بِفَوائِدِ الْمَعُونَةِ : وَ أَشْعَرَ قُلُوبَهُمْ تَواضُعَ اِخْباتِ السَّکینَةِ وَ فَتَحَ لَهُمْ اَبْوابا ذُلُلاً اِلی تَماجیدِهِ وَ نَصَبَ لَهُمْ مَنارا وَاضِحَةً عَلَی اَعْلامِ تَوْحیدِهِ ، لَمْ تُثْقِلْهُمْ مُوصِراتُ الاْآثامِ وَ لَمْ تَرْتَحِلْهُمْ عُقَبُ اللَّیالی وَ الاَْیّامِ وَ لَمْ تَرْمِ الشُّکُوکُ بِنَوازِعِها عَزیمَةَ ایمانِهِمْ وَ لَمْ تَعْتَرِکِ الظُّنُونُ عَلی مَعاقِدِ یَقینِهِمْ وَ لا قَدَحَتْ قادِحَةُ الاْءِحَنِ فیما بَیْنَهُمْ وَ لا سَلَبَتْهُمُ الْحَیْرَةُ مالاقَ مِنْ مَعْرِفَتِه بِضَمائِرِهِمْ وَ ما سَکَنَ مِنْ عَظَمَتِهِ وَ هَیْبَةِ جَلالَتِه فی اَثْناءِ صُدُورِهِمْ وَ لَمْ تَطْمَعْ فیهِمُ الْوَساوِسُ فَتَقْتَــــرِعَ بِــــرَیْنِهــــا عَلــی فِکْــرِهِـمْ[۱۲۲]
سیمای فرشتگان (۲۰۵)
سپس خداوند سبحان برای سکونت بخشیدن در آسمان و آباد ساختن بالاترین قسمت از ملکوت خویش ، فرشتگانی شگفت آفرید و تمام شکاف‌ها و راه‌های گشاده آسمان‌ها را با فرشتگان پر کرد و فاصله جوّ آسمان را از آنها گستراند ، که هم‌اکنون صدای تسبیح آنها فضای آسمان‌ها را پر کرده : در بارگاه قدس ، درون پرده‌های حجاب و صحنه‌های مجد و عظمت پروردگار طنین‌انداز است . در ماورای آنها زلزله‌هایی است که گوش‌ها را کرد می‌کند و شعاع‌های خیره کننده نور ، که چشم‌ها را از دیدن باز می‌دارد و ناچار خیره برجای خویش می‌ماند . خدا فرشتگان را در صورت‌های مختلف و اندازه‌های گوناگون آفرید و ۱-
(۲۰۶) سیمای فرشتگان بال و پرهایی برای آن‌ها قرار داد ، آنها که همواره در تسبیح جلال و عزّت پروردگار به سر می‌برند و چیزی از شگفتی‌های آفرینش پدیده‌ها را به خود نسبت نمی‌دهند و در آنچه از آفرینش پدیده‌ها که خاص خداست ، ادّعایی ندارند : «بلکه بندگانی بزرگوارند که در سخن گفتن از او پیشی نمی‌گیرند و به فرمان الهی عمل می‌کنند» . خدا فرشتگان را امین وحی خود قرار داد و برای رساندن پیمان امر و نهی خود به پیامبران ، از آنها استفاده کرد و روانه زمین کرده ، آنها را از تردید شبهات مصونیّت بخشید ، که هیچ کدام از فرشتگان از راه رضای حق منحرف نمی‌گردند . آنها را از یاری خویش بهره‌مند ساخت و دل‌هایشان را در پوشش از تواضع و فروتنی و خشوع و آرامش درآورد . درهای آسمان را بر رویشان گشود تا خدا را به بزرگی بستایند و برای آنها نشانه روشن قرار داد تا سیمای فرشتگان (۲۰۷)
به توحید او بال گشایند . سنگینی‌های گناهان هرگز آنها را در انجام وظیفه دلسرد نساخت و گذشت شب و روز آن‌ها را به سوی مرگ سوق نداد . تیرهای شک و تردید خلل در ایمانشان ایجاد نکرد و شک و گمان در پایگاه یقین آن‌ها راه نیافت و آتش کینه در دل‌هایشان شعله‌ور نگردید ، حیرت و سرگردانی آنها را از ایمانی که دارند و آنچه از هیبت و جلال خداوندی که در دل نهادند جدا نساخت و وســوســه‌هـای در آن‌هــا راه نیــافتــه ، تا شــک و تـردید بر آنها تسلّط یابد .
وَ مِنْهُمْ مَنْ هُوَ فی خَلْقِ الْغَمامِ الدُّلَّحِ وَ فی عَظْمِ الْجِبالِ الشُّمَّخِ وَ فی قَتْرَةِ الظَّلامِ الاََْیْهَمِ وَ مِنْهُمْ مَنْ قَدْ خَرَقَتْ اَقْدامُهُمْ تُخُومَ الاَْرْضِ السُّفْلی ، فَهِیَ کَرایاتٍ بِیضٍ قَدْ نَفَذَتْ فی مَخارِقِ الْهَواءِ وَ تَحْتَها ریحٌ هَفّافَةٌ تَحْبِسُها عَلی حَیْثُ انْتَهَتْ مِـــنَ الْحُــدُودِ الْمُتَناهِیَةِ .
(۲۰۸) سیمای فرشتگان گروهی از فرشتگان در آفرینش ابرهای پرآب و در آفرینش کوه‌های عظیم و سربلند و خلقت ظلمت و تاریکی‌ها نقش دارند و گروهی دیگر ؛ قدم‌هایشان تا ژرفــای زمیــن پــاییــن رفتــه و چونان پرچم‌های سفیدی دل فضا را شکافته‌اند و در زیر آن بادهایی است که به نرمی حرکت کرده و در مرزهای مشخصی نگاهش می‌دارد .
قَدِ اسْتَفْرَغَتْهُمْ اَشْغالُ عِبادَتِه وَ وَصَلَتْ حَقائِقُ الاْیمانِ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَعْرِفَتِه وَ قَطَعَهُمُ الاْیقانُ بِهاِلَی الْوَلَهِ اِلَیْهِ وَ لَمْ تُجاوِزْ رَغَباتُهُمْ ما عِنْدَهُ اِلی ما عِنْدَ غَیْرِه . قَدْ ذاقُوا حَلاوَةَ مَعْرِفَتِهِ وَ شَرِبُوا بِالْکَأْسِ الرَّوِیَّةِ مِنْ مَحَبَّتِه وَ تَمَکَّنَتْ مِنْ سُوَیْداءِ قُلُوبِهِمْ وَشِیجَةُ خیفَتِه ، فَحَنُوا بِطُولِ الطّاعَةِ اعْتِدالَ ظُهُورِهِمْ وَ لَمْ یُنْفِدْ طُولُ الرَّغْبَةِ اِلَیْهِ مادَّةَ تَضَرُّعِهِمْ . وَ لا اَطْلَقَ عَنْهُمْ عَظیمُ الزُّلْفَةِ رِبَقَ خُشُوعِهِمْ وَ لَمْ سیمای فرشتگان (۲۰۹)
یَتَوَلَّهُمُ الاْءِعْجابُ فَیَسْتَکْثِرُوا ما سَلَفَ مِنْهُمْ وَ لا تَرَکَتْ لَهُمُ اسْتِکانَةُ الاْءِجْلالِ نَصیبا فی تَعْظیمِ حَسَناتِهِمْ . وَ لَمْ تَجْرِ الْفَتَراتُ فیهِمْ عَلی طُولِ دُؤُوبِهِمْ وَ لَمْ تَغْضِ رَغَباتُهُمْ فَیُخالِفُوا عَنْ رَجاءِ رَبِّهِمْ وَ لَمْ تَجِفَّ لِطُولِ الْمُناجاةِ أَسْلاتُ اَلْسِنَتِهِمْ وَ لا مَلَکَتْهُمُ الاَْشْغالُ فَتَنْقَطِعَ بِهَمْسِ الْجُؤارِ اِلَیْهِ اَصْواتُهُمْ وَ لَمْ تَخْتَلِفْ فی مَقاوِمِ الطّاعَةِ مَناکِبُهُمْ وَ لَمْ یَثْنُوا اِلی راحَةِ التَّقْصیرِ فی اَمْرِه رِقابَهُمْ وَ لا تَعْدُو عَلی عَزیمَةِ جِدِّهِمْ بَلادَةُ الْغَفَلاتِ وَ لا تَنْتَضِلُ فی هِمَهِهِمْ خَدائِعُ الشَّهَواتِ . قَدِ اتَّخَذُوا ذَاالْعَرْشِ ذَخیرَةً لِیَوْمِ فاقَتِهِمْ. وَ یَمَّمُوهُ عِنْدَ انْقِطاعِ الْخَلْقِ اِلَی الْمَخْلُوقینَ بِرَغْبَتِهِمْ. لا یَقْطَعُونَ اَمَدَ غایَةِ عِبادَتِه وَ لا یَرْجِعُ بِهِمُ الاِْسْتِهْتارُ بِلُزُومِ طاعَتِه . اِلاّ اِلی مَوادَّ مِنْ قُلُوبِهِمْ غَیْرِ مُنْقَطِعَةٍ مِنْ رَجائِه وَ مَخافَتِه ، لَمْ تَنْقَطِعْ اَسْبابُ الشَّفَقَةِ مِنْهُمْ ، فَیَنُوا فی جِدِّهِمْ وَ لَمْ فَأْسِرْهُمُ الاْءَطْماعُ فَیُؤْثِرُوا (۲۱۰) سیمای فرشتگان وَشیکَ السَّعْی عَلَی اجْتِهادِهِمْ . لَمْ یَسْتَعْظِمُوا ما مَضی مِنْ اَعْمالِهِمْ وَ لَوِ اسْتَعْظَمُوا ذلِکَ لَنَسَخَ الرَّجاهُ مِنْهُمْ شَفَقاتِ وَجَلِهِمْ .
اشتغال به عبارت پروردگار «فرشتگان» را از دیگر کارها بازداشته و حقیقت ایمان میان آنها و معرفت حق ، پیوند لازم ایجاد کرد ، نعمت یقین آنها را شیدای حق گردانید که به غیرخدا هیچ علاقه‌ای ندارند . شیرینی معرفت خدا را چشیده و از جام محبّت پروردگار سیراب شدند . ترس و خوف الهی در ژرفای جان فرشتگان راه یافته و از فراوانی عبادت قامتشان خمیده و شوق و رعبت فراوان ، از گریه و زاری آنها نکاسته است . مقام والای فرشتگان ، از خشوع و فروتنی آنها کم نکرد و غرور و خودبینی دامنگیرشان نگردید ، تا اعمال نیکوی گذشته را شماره کنند و سهمی از بزرگی و بزرگواری برای خود تصوّر نمایند . گذشت سیمای فرشتگان (۲۱۱)
زمان آنان را از انجام وظایف پیاپی نرنجانده و از شوق و رغبتشان نکاسته تا از پروردگار خویش ناامید گردند . از مناجات‌های طولانی ، خسته نشده و اشتغال به غیرخدا آن‌ها را تحت تسلط خود درنیاورده است و از فریاد استغاثه و زاری آنها فروکش نکرده و در مقام عبادت و نیایش دوش به دوش هم همواره ایستاده‌اند ، راحت‌طلبی آن‌ها را به کوتاهی در انجام دستوراتش وادار نساخته و کودنی و غفلت و فراموشی بر تلاش و کوشش و عزم راسخ فرشتگان راه نمی‌یابد و فریب‌های شهوت همّت‌های بلندشان را تیرباران نمی‌کند . فرشتگان ، ایمان به خدای صاحب عرش را ذخیره روز بی‌نوایی خود قرار داده و آن هنگام که خلق به غیرخدا روی می‌آورد آنها تنها متوجّه پروردگار خویشند ، هیچ‌گاه عبادت خدا را پایان نمی‌دهند و شوق و علاقه خود را از انجام اوامر الهی و اطاعت (۲۱۲) سیمای فرشتگان پروردگار سست نمی‌کنند ، آن‌چه آنان را شیفته اطاعت خدا کرده بذر محبّت است که در دل می‌پرورانند و هیچ‌گاه دل از بیم و امید او برنمی‌دارند . عوامل ترس آنها را از مسئولیت باز نمی‌دارد تا در انجام وظیفه سستی ورزند . طمع‌ها به آنان شبیخون نزده تا تلاش دنیا را بر کار آخرت مقدّم دارند ، اعمال گذشته خود را بزرگ نمی‌شمارند و اگر بزرگ بشمارند امیدوارند و امید فراوان نمی‌گــذارد تــا از پــروردگـار ترسی در دل داشتــه بــاشنـــد .
وَ لَمْ یَخْتَلِفُوا فی رَبِّهِمْ بِاسْتِحْواذِ الشَّیْطانِ عَلَیْهِمْ . وَ لَمْ یُفَرِّقْهُمْ سُوءُ التَّقاطُعِ وَ لا تَوَلاّهُمْ غِلُّ التَّحاسُدِ وَ لا تَشَعَّبَتْهُمْ مَصارِفُ الرَّیْبِ . وَ لاَ اقْتَسَمَتْهُمْ اَخْیافُ الْهِمَمِ . وفَهُمْ اُسَراءُ ایمانٍ لَمْ یَفُکَّهُمْ مِنْ رِبْقَتِهِ زَیْغٌ وَ لا عُدُولٌ وَ لا فُتُورٌ . وَ لَیْسَ فی اَطْباقِ السَّماءِ مَوْضِعُ اِهابٍ اِلاّ وَ عَلَیْهِ مَلَکٌ ساجِدٌ ، اَوْ ساعٍ حافِدٌ ، سیمای فرشتگان (۲۱۳)
یَزْدادُونَ عَلــی طُــولِ الطّاعَـةِ بِرَبِّهِمْ عِلْما وَ تَزْدادُ عِزَّةُ رَبِّهِمْ فی قُلُوبِهِمْ عِظَما .
فرشتگان درباره پروردگار خویش به جهت وسوسه‌های شیطانی اختلاف نکرده‌اند و برخوردهای بد با هم نداشته و راه جدایی نگیرند . کینه‌ها و حسادت‌ها در دل‌هایشان راه نداشته و عوامل شک و تردید و خواهش‌های نفسانی ؛ آنها را از هم جدا نساخته و افکار گوناگون آنان را به تفرقه نکشانده است .
فرشتگان بندگان ایمانند و طوق بندگی به گردن افکنده و هیچ‌گاه با شک و تردید و سستی ، آن‌را بر زمین نمی‌گذارند، در تمام آسمان‌ها جای پوستین خالی نمی‌توان یافت مگر آنکه فرشته‌ای به سجده افتاده ، یا در کار و تلاش است . اطاعت فراوان آنها بر یقین و معرفتشان نسبت به پروردگار می‌افزاید و عزّت خــــداونـــد عظمــت او را در قلبشــان بیشتـر می‌نمـــایـــــد .
(۲۱۴) سیمای فرشتگان فرشته‌شناسی، وصف فرشتگان، حضور ملائکه‌در همه‌جا، ویژگی‌های ملائکه حضرت‌علی علیه‌السلام می‌فرماید:مِنْ‌مَلائِکَةٍ‌اَسْکَنْتَهُمْ‌سَماواتِکَ‌وَرَفَعْتَهُمْ‌عَنْ‌اَرْضِکَ. هُمْ‌اَعْلَمُ‌خَلْقِکَ بِکَ‌وَ اَخْوَفُهُمْ لَکَ وَ اَقْرَبُهُمْ مِنْکَ . لَمْ یَسْکُنُوا الاَْصْلابَ وَ لَمْ یُضَمَّنُوا الاَْرْحامَ وَ لَمْ یُخْلَقُوا « مِنْ ماءٍ مَهینٍ » وَ لَمْ یَتَشَعَّبْهُمْ « رَیْبُ الْمَنُونِ » وَ اِنَّهُمْ عَلی مَکانِهِمْ مِنْکَ وَ مَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَکَ وَ اسْتِجْماعِ اَهْوائِهِمْ فیکَ وَ کَثْرَةِ طاعَتِهِمْ لَکَ وَ قِلَّةِ غَفْلَتِهِمْ عَنْ اَمْرِکَ،لَوْعایَنُواکُنْهَ ماخَفِیَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ لَحَقَّرُوا اَعْمالَهُمْ وَ لَزَرَوْا عَلی اَنْفُسِهِمْ وَ لَعَرَفُوا اَنَّهُمْ لَمْ یَعْبُدُوکَ حَقَّ عِبادَتِکَ وَ لَمْ یُطیعُوکَ حَقَّ طاعَتِکَ .[۱۲۳]
شگفت‌آوراست‌آفرینش فرشتگان‌توکه‌گروهی‌ازآن‌هارادرآسمان‌ها سکونت ۱- .
سیمای فرشتگان (۲۱۵)
دادی‌واززمین‌بالابرده‌ای. آنهاازهمه‌آفریدگان‌نسبت به‌توآگاه‌ترندوبیشتراز همه نسبت به تو بیمناکند و به تو نزدیک‌ترند ، فرشتگانی که در پشت پدران قرار نگرفته‌ودررحم‌مادران پرورش نیافته‌اند و از آبی پست خلق نشده‌اند و ناراحتی و مشکلات زندگی آنان را پراکنده نساخته . آنها با مقام و مرتبتی که دارند و از ارزشی‌که درنزدتوبرخوردارندوآن‌گونه‌که تورادوست‌دارند،فراوان تو را اطاعت می‌کنندکه‌اندک غفلتی در فرمان تو ندارند . اگر آنچه بر آنان پوشیده است بدانند ، همه‌کارهای‌خودراکوچک‌وناچیزمی‌شمرندوبرخویش ایراد می‌گیرند و می‌دانند آن‌گونه‌که‌باید، توراعبادت‌نکرده‌اندوآن‌چنان‌که‌سزاوارتوست‌فرمانبردارنبودند .
عجـز انسـان از درک فـرشتگان (فرشته مــرگ)
هَلْ‌تُحِسُّ بِه اِذا دَخَلَ مَنْزِلاً؟ اَمْ‌هَلْ تَراهُ اِذا تَوَفّی اَحَدا ؟ بَلْ کَیْفَ یَتَوَفَّی الْجَنینَ (۲۱۶) سیمای فرشتگان فی بَطْنِ اُمِّهِ ! اَیَلِجُ عَلَیْهِ مِنْ بَعْضِ جَوارِحِها اَمِ الرُّوحُ اَجابَتْهُ بِاِذْنِ رَبِّها ؟ اَمْ هُوَ ساکِنٌ مَعَهُ فی اَحْشائِها؟ کَیْفَ یَصِفُ اِلهَهُ مَنْ یَعْجَزُ عَنْ صِفَةِ مَخْلُوقٍ مِثْلِهِ؟[۱۲۴]
آیا هنگامی که فرشته مرگ به خانه‌ای درآمد ، از آمدن او آگاه می‌شوی ؟ آیا هنگامی که یکی را قبض روح می‌کند او را می‌بینی ؟ بچّه را چگونه در شکم مادر می‌میراند ؟ آیا از راه اندام مادر وارد می‌شود ؟ یا روح به اجازه خداوند به سوی او می‌آید ؟ یا همراه کودک در شکم مادر به سر می‌برد ؟ آن کس که آفریده‌ای چون خود را نتواند وصف کند ، چگونه می‌تواند خدای خویش را وصف نماید ؟
درباره مـلائکــه ثبت‌کننــده اعمــال انســان ۱- .
سیمای فرشتگان (۲۱۷)
اِعْلَمُوا ، عِبادَ اللّهِ ، اَنَّ عَلَیْکُم رَصَدا مِنْ اَنْفُسِکُم وَ عُیُونا مِنْ جَوارِحِکُم وَ حُفّاظَ صِدْقٍ یَحْفَظُونَ اَعْمالَکُم وَ عَــدَدَ اَنْفاسِکُم ، لا تَسْتُرُکُم مِنْهُم ظُلْمَةُ لَیْلٍ داجٍ وَ لا یُکِنُّکُـــم مِنْهُــــم بــــابٌ ذُو رِتــــــــاجٍ .[۱۲۵]
بدانید ، ای بندگان خدا که از شما نگهبانانی بر شما گماشته‌اند و دیدبان‌هایی از پیکرتان برگزیده و حافظان راستگویی که اعمال شما را حفظ می‌کنند و شماره نفس‌های شما را می‌شمارند ، نه تاریکی شب شما را از آنان می‌پوشاند و نه دری محکم شما را از آنها پنهان می‌سازد .
درباره مـلائکه و ثبت اعمــال بشر ۱- .
(۲۱۸) سیمای فرشتگان فَاتَّقُوا اللّهَ الَّذی اَنْتُمْ بِعَیْنِهِ وَ نَواصیکُمْ بِیَدِه وَ تَقَلُّبَکُمْ فی قَبْضَتِه . اِنْ اَسْرَرْتُمْ عَلِمَهُ وَ اِنْ اَعْلَنْتُمْ کَتَبَهُ : قَدْ وَکَّلَ بِذلِکَ حَفَظَةُ کِراما ، لا یُسْقِطُونَ حَقّـا وَ لا یُثْبِتُـونَ بـاطِـلاً وَ اعْلَمُوا « اَنَّهُ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا » [۱۲۶].
پس بترسید از خدایی که در پیشگاه او حاضرید و اختیار شما در دست او است و همه حالات و حرکات شما را زیر نظر دارد . اگر چیزی را پنهان کنید می‌داند و اگر آشکار کردید ثبت می‌کند ، برای ثبت اعمال فرشتگان بزرگواری گمارده که نه حقّ را فراموش و نه باطلی را ثبت می‌کنند و بدانید «آن کس که تقوا پیشه کند و از خدا بترسد، از فتنه‌ها نجات می‌یابد» [۱۲۷]
.
سیمای فرشتگان (۲۱۹)
دربــاره فــرشتگـان محــافــظ در زندگی انسان حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید : اِنَّ مَعَ کُلِّ اِنْسانٍ مَلَکَیْنِ یَحْفِظانِه ، فَاِذا جاءَ الْقَدْرُ خَلَّیـا بَیْنَــهُ وَ بَیْنَــهُ وَ اِنَّ الاَْجَــلَ جُنَّــةٌ حَصینَةٌ [۱۲۸]
با هر انسانی دو فرشته است که او را حفظ می‌کنند و چون تقــدیــر الهــی فرا رسد ، تنهایش می‌گذارند ، که همانا زمان عمر انسان ، سپری نگهدارنده است .
۱- .
۲- .
(۲۲۰) سیمای فرشتگان فهرست منابع و مآخذ تفسیر نمونه ، آیت اللّه مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر قرآن، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۱ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ ۵۰۰۰، وزیری .
تفسیر نمونه ، آیت اللّه مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۵ ، ص، چاپ نوزدهم، تیراژ ۵۰۰۰، وزیری .
تفسیر نمونه ، آیت اللّه مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۷ ص ، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری .
تفسیر نمونه ، آیت اللّه مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۱۰ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه ، آیت اللّه مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب (۲۲۱)
الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۱۱ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه ، آیت اللّه مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۱۳ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه ، آیت اللّه مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۱۴ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه ، آیت اللّه مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۱۵ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه ، آیت اللّه مکارم شیرازی ، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۱۷ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه، آیت‌اللّه مکارم شیرازی، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب (۲۲۲)
الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۱۸ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۱۹ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه، آیت‌اللّه مکارم شیرازی، ناصر ، تفسیر قرآن، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۲۰ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه، آیت‌اللّه مکارم شیرازی، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۲۱ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه، آیت‌اللّه مکارم شیرازی، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۲۲ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
تفسیر نمونه، آیت‌اللّه مکارم شیرازی، ناصر ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب (۲۲۳)
الاسلامیه، ۱۳۷۰ ه ش ، جلد ۲۲ ص، چاپ نوزدهم، تیراژ۵۰۰۰، وزیری.
فرهنگ‌موضوعی‌قرآن،خرمشاهی،بهاءالدین، تهران، الهدی، ۱۳۶۹ ه ش ، ۴۱۹ ص ، چاپ دوّم ، تیراژ ۵۰۰۰ ، وزیری .
نهج‌البلاغه، مرحوم‌دشتی ، محمّد ، مشهد ، آستان قدس رضوی ، ۱۳۸۱ ه ش ، ۹۶۰ ص ، چــــــاپ اول ، تیــــــراژ ۵۰۰۰ ، وزیــــــری .
قاموس قرآن ، آیت اللّه قرشی ، سیّد علی اکبر ، تهران ، دارالکتب اسلامیه ، ۱۳۷۸ ه ش ، ۷۲۰ ص ، چاپ هشتم ، تیراژ ۳۰۰۰ ، وزیری .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیّه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد۵ ، ۴۵۰ ص ، چــاپ اول ، تیــراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب (۲۲۴)
الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۷، ۴۵۱ ص ، چــاپ اوّل ، تیـراژ ۵۰۰۰ ، جیبــی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۱۰ ، ۴۰۹ ص ، چاپ اول ، تیراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۱۱ ، ۳۷۴ ص ، چاپ اوّل ، تیراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۱۳ ، ۳۹۹ ص ، چاپ اوّل ، تیراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۱۵ ، ۳۸۹ ص ، چاپ اوّل ، تیراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب (۲۲۵)
الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۱۷ ، ۳۶۶ ص ، چاپ اوّل ، تیراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۱۸ ، ۳۴۵ ص ، چاپ اوّل ، تیراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۱۹ ، ۳۹۲ ص ، چاپ اوّل ، تیراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۲۰ ، ۳۹۶ ص ، چاپ اوّل ، تیراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۲۱ ، ۳۸۴ ص ، چاپ اوّل ، تیراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر جوان ، دکتر بیستونی ، محمّد ، تفسیر قرآن ، تهران ، دارالکتب (۲۲۶)
الاسلامیه ، ۱۳۸۰ ه ش ، جلد ۲۲ ، ۳۸۷ ص ، چاپ اوّل ، تیراژ ۵۰۰۰ ، جیبی .
تفسیر بیان ، دکتر بیستونی، محمّد، تفسیر قرآن، تهران ، انتشارات فراهانی ، ۱۳۸۱ ه ش ، جلـــد ۱ ، ۴۶۴ ص ، چــاپ اوّل ، تیـــراژ ۵۰۰۰ ، پــالتـــویی .

پانویس

  1. ۱۸۵ / بقره
  2. ۴ / ابراهیم
  3. آیـــات ۵۷ / یــــونس ، ۸۲ / اســراء و ۴۴ / فصّلــت
  4. خطبههای ۱۱۰ ، ۱۵۸، ۱۷۶ ، ۱۹۸ ، ۱۹۹ ، ۱۰۰ و...
  5. قاموس قرآن قرشی
  6. آیه ۲۶ / سوره انبیاء
  7. آیه ۱۷ / سوره مریم
  8. آیه ۵ / سوره شوری.
  9. آیه ۶۹ / سوره هود.
  10. بحارالانوار جلد ۵۹ ، صفحه ۱۷۵
  11. آیات ۱۶۴ ـ ۱۶۶ / سوره صافات
  12. بحارالانوار ، جلد ۵۹ ، صفحه ۱۷۴
  13. بحـــــــارالانـــــوار ، جلــــد ۵۹ ، صفحــه ۱۷۶
  14. ۱۷ / حاقه
  15. ۵ / نازعات
  16. ۳ / اعراف
  17. ۱۰ / انفطار
  18. ۶۱ / انعام
  19. ۷۷ / هود
  20. ۹ / احزاب
  21. ۲/نحل
  22. نورالثقلین ، جلد ۵ ، صفحه ۴۹۷
  23. آیه ۱۶۴ سوره صافات
  24. آیه ۱۶5 سوره صافات
  25. آیه ۱۶6 سوره صافات
  26. تفسیر قرطبی ، جلد ۸ ، صفحه ۵۸۱
  27. تفسیر المیزان ، جلد ۱۷ ، صفحه ۱۸۸
  28. آیه ۱۵ / سوره عبس
  29. آیه ۱۶ / سوره عبس
  30. مجمــع البیــان ، جلــد ۱۰ ، صفحــه ۴۳۸
  31. شناخت عمیق
  32. علت آوردن
  33. سوره فاطر ، آیه ۱
  34. نـورالثقلیــن ، جلــد ۴ ، صفحه ۳۴۹
  35. نــورالثقلیـن ، جلــد ۴ ، صفحه ۳۴۹
  36. آیــه ۶۱ / ســـوره انعــام
  37. کوتاهی کردن
  38. ســــــوره رعــــد ، آیــــــه ۱۱
  39. تفسیــــر بــــرهــان ، جلــــد ۲ ، صفحــــه ۲۸۳
  40. آیه ۱۷ / سوره ق.
  41. آیه ۱۸ / سوره ق
  42. مجمع‌البیان ، جلد ۹ ، صفحه ۱۴۴
  43. روح المعانی ، جلد ۲۶ ، صفحه ۱۶۵
  44. سوره انفطار ، آیه ۱۰
  45. سوره انفطار ، آیه ۱۱
  46. سوره انفطار ، آیه ۱۲
  47. نورالثقلین ، جلد ۵ ، صفحه ۵۲۲
  48. صغیر : کوچک
  49. کبیر : بزرگ
  50. اصول کافی ، جلد ۲ ، حدیث ۳
  51. اصول کافی ، جلد ۲ ، حدیث ۲
  52. اصــــــول کـــــافــی ، جلـــــد ۲ ، حــــــدیـث ۴
  53. نورالثقلین ، جلد ۵ ، صفحه ۱۱۰
  54. نهج‌البلاغه ، خطبه ۱۵۷
  55. آیــه ۱۳ / ســوره مؤمنون
  56. آیه ۱ / سوره صافات
  57. آیه ۲ / سوره صافات
  58. آیــــه ۳ / ســــوره صـــــافــات
  59. آیه ۱۷ / سوره حاقّه
  60. تفسیــر علـی‌بــن‌ابــــراهیــم ، جلــد ۲ ، صفحــه ۳۸۴
  61. آیه ۸ / سوره غافر
  62. آیه ۹ / سوره غافر
  63. آیــــــه ۳۰ / سـوره مـــدثـــر
  64. تفسیر مراغی ، جلد ۲۹ ، صفحه ۳۱۴
  65. آیه ۱۱ / سوره سجده.
  66. آیه ۲۸ / سوره نحل
  67. آیــه ۳۲ / ســوره نحـــل
  68. تفسیـر مجمــــع‌البیــــان ، ذیــــل آیــــه مــورد بحــث
  69. تفسیر دُرّالمَنْثُور ، طبق نقل المیزان ، جلد ۱۶ ،صفحه ۲۶۸
  70. آیه ۴۸ / سوره مدّثّر
  71. صحیــح البخــاری ، جلــد ۹ ، صفحــه ۱۴۹
  72. صحیح البخاری ، جلد ۹ ، صفحه ۱۴۹
  73. آیــــه ۲۶ / ســـــوره نجــــــــــــم
  74. آیه ۱۹۴ / سوره شعراء
  75. آیه ۷۵ / سوره حج.
  76. آیه ۳۹ / سوره آل عمران
  77. آیه ۴۵ / سوره آل عمران
  78. آیه ۲۰ / سوره انبیاء
  79. آیه ۵ / سوره شوری.
  80. آیه ۶ / سوره تحریم
  81. آیه ۲۷ / سوره انبیاء
  82. آیه ۲۹ / سوره انبیاء.
  83. آیــــــه ۱۸ / ســوره حـــــــجّ.
  84. آیــه ۶ / ســــوره تحـــــریـم
  85. آیه ۳ / سوره معارج
  86. آیـــه ۴ / ســــــوره معـــــــــارج
  87. آیه ۶۹ ـ ۸۱ / سوره هود
  88. آیه ۱۹ / سوره مریم
  89. آیــه ۲۳ / سـوره رعــد
  90. آیه ۲۲ / سوره فرقان
  91. آیه ۶۹ / سوره ص
  92. آیه ۳۰ / سوره بقره.
  93. مجمع البیان
  94. آیــه ۴ / ســــوره ذاریــــات
  95. آیــه ۹ / ســــوره انفـــال
  96. استغاثه : دادرسی خواستن
  97. مجمع البیان، ذیل آیه.
  98. آیه ۲۶ / سوره انبیاء
  99. تَبَنّــی : فـــــرزنــد خــــوانــدگــی.
  100. آیه ۱۹ / سوره زخرف.
  101. آیــه ۹۸ / سوره بقـــــــره
  102. آیه ۱۹ / سوره تکویر
  103. آیه ۲۰ / سوره تکویر
  104. آیه ۲۱ / سوره تکــــویــــر
  105. مجمع البیان ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۴۶.
  106. آیه ۱۹۳ / سوره شعراء
  107. آیه ۱۰۲ / سوره نحل
  108. آیه ۵ / سوره نجم .
  109. آیه ۳۸ / سوره نبأ
  110. آیه ۴ / سوره معارج
  111. آیه ۴ / سوره قدر
  112. مجمع‌البیان ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۲۷
  113. مجمع البیان ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۲۸
  114. آیه ۱۰۲ / سوره بقره.
  115. آیه ۲۶ ـ ۲۷ / سوره انبیاء
  116. آیه ۲۶ ـ ۲۷ / سوره انبیاء
  117. آیه ۲۰ / سوره انبیـــــــاء
  118. آیه ۵۰ / سوره کهف
  119. آیه ۵۰ / سـوره کهـــف
  120. آیـه ۲۹ / سوره فصّلــت.
  121. خطبــه ۱ نهــــج‌البــلاغـــه (بــا تــرجمــه مـرحـوم محمــد دشتــی)
  122. خطبه ۹۱ نهج‌البلاغه (باترجمه مرحوم‌محمددشتی).
  123. خطبه ۱۰۹ نهج‌البلاغه (با ترجمه مرحوم محمد دشتی)
  124. خطبه ۱۱۲ نهج البلاغه (با ترجمه مرحوم محمد دشتی)
  125. خطبه ۱۵۷ نهج البلاغه (با ترجمه مرحوم محمد دشتی)
  126. ۱- ۲ / طلاق
  127. خطبــه ۱۸۳ نهـج البـلاغـه (با ترجمه مرحوم محمد دشتی)
  128. حکمـت ۲۰۱ نهـج‌البـلاغـه (با ترجمه مرحوم محمد دشتی)