کتابخانه:رساله احکام برای بانوان: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(احکام جنابت)
سطر ۶۳۱: سطر ۶۳۱:
 
سؤال ۲۵۹: اینجانب دختر ۱۶ ساله‌ای هستم، می‌خواستم نظر حضرتعالی را در مورد کوتاه نمودن موهای زائد بدن قبل از [[ازدواج]] جویا شوم; زیرا مادرم من را از این کار منع می‌کند، ولی دبیران دینی و قرآن در مدرسه همواره به کوتاه نمودن موهای زائد سفارش می‌کنند و می‌گویند: «بلند بودن این موها باعث باطل شدن [[غسل]] می‌گردد» حال وظیفه من چیست؟<br/>
 
سؤال ۲۵۹: اینجانب دختر ۱۶ ساله‌ای هستم، می‌خواستم نظر حضرتعالی را در مورد کوتاه نمودن موهای زائد بدن قبل از [[ازدواج]] جویا شوم; زیرا مادرم من را از این کار منع می‌کند، ولی دبیران دینی و قرآن در مدرسه همواره به کوتاه نمودن موهای زائد سفارش می‌کنند و می‌گویند: «بلند بودن این موها باعث باطل شدن [[غسل]] می‌گردد» حال وظیفه من چیست؟<br/>
 
جواب : کوتاه کردن موهای زائد بدن نه تنها اشکالی ندارد، بلکه کار خوبی است; ولی بودن و نبودن آن ضرری برای [[غسل]] ندارد، امّا در مواردی که متعارف است دوشیزه‌ها موهای زائد را از بین نمی‌برند (مانند اصلاح ابرو و صورت) بهتر است مراعات عرف و عادت را بکنند.<br/>
 
جواب : کوتاه کردن موهای زائد بدن نه تنها اشکالی ندارد، بلکه کار خوبی است; ولی بودن و نبودن آن ضرری برای [[غسل]] ندارد، امّا در مواردی که متعارف است دوشیزه‌ها موهای زائد را از بین نمی‌برند (مانند اصلاح ابرو و صورت) بهتر است مراعات عرف و عادت را بکنند.<br/>
 +
== غسل مسّ میّت ==
 +
مسأله ۲۶۰: هر گاه بچّه چهار ماهه‌ای یا بیشتر مرده به دنیا بیاید، مادر او بنابر احتیاط واجب باید [[غسل]] مسّ میّت کند.<br/>
 +
سؤال ۲۶۱: مادری در شکم خود جنین مرده‌ای دارد، آیا لازم است جهت
 +
انجام فریضه نماز، [[غسل]] مسّ میّت انجام دهد؟ و در صورت لزوم، چون تماسّ با این جنین میّت دائمی است، آیا باید برای هر [[نماز]] غسلی بجا آورد، یا یک [[غسل]] تا خارج شدن جنین کفایت می‌کند؟ آیا در این مسأله تفاوتی میان جنین کامل و ناقص می‌باشد؟<br/>
 +
جواب : در هیچ یک از این دو حالت [[غسل]] مسّ میّت بر او لازم نیست.<br/>
 +
سؤال ۲۶۲: خانمی پدرمرحومش را قبل از [[غسل]] میّت و بعد از سرد شدن بدنش بوسیده و سپس قبل از انجام [[غسل]] مسّ میّت دختر بچّه اش را نیز بوسیده است، آیا [[غسل]] مسّ میّت بر دخترش، که با واسطه با میّت تماس داشته، نیز لازم است؟<br/>
 +
جواب : [[غسل]] مسّ میّت بر آن دختر واجب نیست.<br/>
 +
صفحه ۹۲
 +
=== غسل‌های مستحب ===
 +
مسأله ۲۶۳: غسلهای مستحب در شرع مقدّس اسلام بسیار فراوان است، یکی از آنها [[غسل]] زنی است که برای غیر شوهرش (سایر مردان) بوی خوش استعمال کرده است; [[غسل]] بر چنین زنی مستحب است.<ref>در روایتی می‌خوانیم: «هر زنی که برای غیر شوهرش بوی خوش استفاده کند هیچ نمازی از او پذیرفته نمی‌شود، تا این که مانند [[غسل]] جنابت، [[غسل]] کند (یعنی برایش حالتی پیدا خواهد شد که برای بر طرف شدن آن همانند جنابت، نیاز به [[غسل]] دارد). «عروة الوثقی، فصل فی الاغسال المستحبّه».</ref><br/>
 +
 +
== برخی از احکام غسل ==
 +
سؤال ۲۶۴: آیا کیفیّت [[غسل]] زنان با مردان متفاوت است، یا تفاوتی ندارد؟<br/>
 +
جواب : تفاوتی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۲۶۵: خالکوبی برای خانمها چه حکمی دارد؟ آیا ضرری به [[غسل]] و وضوی آنها می‌زند؟<br/>
 +
جواب : هرگاه ضرر خاصّی نداشته باشد و عکسهای موجب فساد اخلاق در آن نباشد، جایز است. و در هر حال برای [[غسل]] و وضو مشکلی ایجاد نمی‌کند.<br/>
 +
سؤال ۲۶۶: خانمی ۳۵ سال است که تمام غسلهایش را به شکل زیر انجام داده است: «اوّل سمت راست بدن، سپس سمت چپ بدن و در مرحله آخر سر و گردن را می‌شسته است» و با همین وضع [[حج]] رفته و [[نماز]] خوانده و [[روزه]] گرفته است، اکنون چه وظیفه‌ای دارد؟<br/>
 +
جواب : احتیاط آن است که نمازهای خود را تدریجاً و بطوری که به زحمت نیفتد قضا کند، ولی [[روزه]] او صحیح است و در مورد [[حج]] باید طوافها و [[نماز]] طوافها و احتیاطاً سعی و تقصیر را اعاده کند و اگر خودش قادر به انجام این کار نیست از کسانی که به [[حج]] یا عمره مشرّف می‌شوند بخواهد تا به نیابت او تمام این اعمال را بجا آورند.<br/>
 +
سؤال ۲۶۷: خانمهایی که گوش خود را برای گوشواره سوراخ می‌کنند، ولی فعلا گوشواره‌ای ندارند، آیا لازم است به هنگام [[غسل]] آب به داخل سوراخ ایجاد شده برسانند؟ برخی سعی می‌کنند با چوب کبریت و مانند آن آب به آن برسانند.<br/>
 +
جواب : هرگاه دست به آن بکشند آن مقداری که آب به آن می‌رسد کافی است.<br/>
 +
سؤال ۲۶۸: آیا رنگ مو، مش، لاک، ابروهای مصنوعی، فرمژه و مانند آن، برای [[غسل]] خانمها ضرر دارد و مانع محسوب می‌شود؟<br/>
 +
جواب : هرگاه آب به پوست بدن و موها برسد کافی است.<br/>
 +
سؤال ۲۶۹: برخی از عروس خانمها برای این که آرایش آنها خراب نشود از [[غسل]] کردن و [[وضو گرفتن]] و در نتیجه [[نماز]] خواندن در شب اوّل عروسی خودداری می‌کنند، آیا این مسأله عذر شرعی محسوب می‌شود؟<br/>
 +
جواب : این عذر کافی نیست.<br/>
 +
سؤال ۲۷۰: متأسّفانه شوهرم اهل پرداخت وجوهات شرعیّه نیست و از آن بدتر رباخوار است و در نتیجه پول آب و برق و سایر مخارج منزل را از درآمدهای حاصل از ربا می‌پردازد، آیا [[غسل]] و وضوی ما با این وضعیّت صحیح است؟ اگر صحیح نیست وظیفه ما چیست؟<br/>
 +
جواب : خمس اموالی را که در آن تصرّف می‌کنید به ذمّه بگیرید و هر زمان توانایی پیدا کردید بپردازید و در مورد اموال آلوده به ربا، چنانچه مقدار آن را نمی‌دانید و صاحبش را نمی‌شناسید برای آن هم خمس را بر ذمّه بگیرید و هر موقع توانایی پیدا کردید بپردازید، در این صورت اعمال شما صحیح و تصرّفات شما جایز می‌باشد.<br/>
 +
 +
== احکام مردگان ==
 +
=== مقدّمه ===
 +
«مرگ» از جمله قوانین جهان طبیعت است که هیچ استثنائی ندارد! و به تعبیر زیبای قرآن مجید «همه موجودات طعم آن را خواهند چشید» جالب این که آیه فوق، سه بار در قرآن مجید تکرار شده است.<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۸۵; سوره انبیاء، آیه ۳۵; سوره عنکبوت، آیه ۵۷.</ref><br/>
 +
و از سوی دیگر یکی از پر تجربه‌ترین امور زندگی هر انسانی همین «مرگ» است; چرا که از نزدیک، مرگ عزیزان خویش را مشاهده می‌کند و با دست خود آنان را کفن نموده، سپس دفن می‌کند; ولی افسوس که بسیاری از انسانها در عمل مرگ را برای همسایه می‌دانند و مردگان را مسافرانی می‌پندارند که چند صباحی دیگر باز خواهند گشت! و این علّتی جز غفلت، که عامل بسیاری از مشکلات مادّی و معنوی است، ندارد.<br/>
 +
مطالعه احکام مربوط به مردگان یکی از راه‌های زدودن پرده غفلت است، به بخشی از این احکام توجّه فرمائید:<br/>
 +
مسأله ۲۷۱: حضور زن حائض در نزد «محتضر» (یعنی کسی که در حال جان دادن است) و نیز تنها گذاشتن زنها نزد او را، از مکروهات شمرده‌اند.<br/>
 +
مسأله ۲۷۲: اگر میّت زن حامله باشد و هنوز بچّه در شکم او زنده است و یا احتمال زنده بودن او را بدهند، باید پهلوی چپ او را بشکافند و طفل را بیرون آورند، سپس پهلو را بدوزند و چنانچه دسترسی به اهل اطّلاع بوده باشد این کار را زیر نظر آنها انجام دهند.<br/>
 +
مسأله ۲۷۳: برای [[غسل]] و کفن و [[نماز]] و دفن میّت باید از ولیّ او اجازه بگیرند، شوهر نسبت به زن خود از همه أولی است، سپس کسانی که از میّت ارث می‌برند، به ترتیبی که در ارث بیان شد، ولایت بر میّت دارند. و چنانچه در یک طبقه وارث مرد و زن باشد احتیاط این است که از هر دو اجازه بگیرند.<br/>
 +
=== غسل میّت ===
 +
مسأله ۲۷۴: مرد نمی‌تواند زن را [[غسل]] دهد، همچنین زن نمی‌تواند مرد را [[غسل]] دهد، مگر زن و شوهر که هر کدام می‌تواند دیگری را [[غسل]] دهد، هر چند احتیاط مستحب آن است که اگر ضرورتی نیست این کار را نکنند.<br/>
 +
مسأله ۲۷۵: مرد می‌تواند دختر بچّه‌ای را که سنّ او از سه سال کمتر است [[غسل]] دهد و زن هم می‌تواند پسر بچّه‌ای را که سه سال کمتر دارد [[غسل]] دهد.<br/>
 +
مسأله ۲۷۶: اگر برای [[غسل]] دادن میّت مرد، مرد پیدا نشود زنانی که با او محرمند می‌توانند او را [[غسل]] دهند، همچنین اگر برای [[غسل]] دادن میّت زن، زن پیدا نشود مردهایی که با او محرمند می‌توانند او را [[غسل]] دهند، و بهتر است از روی لباس باشد.<br/>
 +
مسأله ۲۷۷: هرگاه زن، میّت زن را [[غسل]] دهد، جایز است غیر از عورت بدن او را برهنه کند.<br/>
 +
سؤال ۲۷۸: هرگاه برای [[غسل]] دادن میّت زن، زن پیدا نشود و مردهائی که با او محرمند بخواهند غسلش دهند، چگونه باید [[غسل]] دهند؟ آیا باید از روی لباس [[غسل]] دهند؟ یا می‌توانند بدنش را برهنه کنند؟<br/>
 +
جواب : در مورد محارم لازم نیست از روی لباس [[غسل]] دهند، ولی باید عورت را بپوشانند.<br/>
 +
سؤال ۲۷۹: هرگاه زن در حال حیض یا نفاس یا جنابت از دنیا برود، آیا علاوه بر [[غسل]] میّت، برای امور مذکور نیز باید او را [[غسل]] دهند، یا همان [[غسل]] میّت کافی است؟<br/>
 +
جواب : [[غسل]] میّت کافی است.<br/>
 +
=== کفن و حَنُوط ===
 +
مسأله ۲۸۰: کفن زن بر عهده شوهر اوست، هر چند از خودش مال داشته باشد. و زنی که طلاق رجعی گرفته، هرگاه پیش از تمام شدن عدّه بمیرد، کفن او نیز بر شوهر است.<br/>
 +
سؤال ۲۸۱: اگر شوهر قدرت تهیّه کفن همسرش را نداشته باشد و خود زن نیز مالی نداشته باشد، هزینه کفن او بر عهده کیست؟ آیا بر عهده پدر و مادرش می‌باشد؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که پدر و مادر قدرت داشته باشند احتیاط واجب آن است که کفن را بدهند و اگر قدرت ندارند هزینه آن بر عهده بیت المال مسلمین است.<br/>
 +
سؤال ۲۸۲: آیا کفن کردن با پارچه ابریشم خالص یا طلا بافت برای میّت زن نیز اشکال دارد، یا فقط برای مردان مشکل است؟<br/>
 +
جواب : احتیاط واجب آن است که زن نیز در این گونه کفنها کفن نشود.<br/>
 +
سؤال ۲۸۳: آیا در تعداد قطعه‌های واجب و مستحب کفن و نیز در کیفیّت و چگونگی آن، تفاوتی بین میّت مرد و زن وجود دارد؟<br/>
 +
جواب : در واجبات کفن تفاوتی نیست.<br/>
 +
مسأله ۲۸۴: زنی که شوهرش مرده و هنوز در [[عدّه وفات]] است، حرام است خود را خوشبو کند، ولی اگر بمیرد حَنُوط او واجب است.<br/>
 +
۹۸ سؤال ۲۸۵: شرکت بانوان در تشییع جنازه چه حکمی دارد؟ آیا تفاوتی بین تشییع جنازه میّت مرد و زن و نیز تشییع جنازه بستگان نزدیک و غیر آن هست؟<br/>
 +
جواب: معروف در میان فقهاء کراهت شرکت زنان در تشییع است.<br/>
 +
=== نماز میّت ===
 +
مسأله ۲۸۶: [[نماز میّت]] پنج تکبیر و چهار ذکر دارد که تنها در ذکر چهارم بین میّت مرد و زن تفاوت وجود دارد و در بقیّه مثل هم هستند، بنابراین هر گاه میّت، زن باشد کافی است که بعد از تکبیر چهارم بگوید:<br/>
 +
اَللّهُمَّ اغْفرْ لِهذِهِ المیّت و اگر این ذکر را بگوید بهتر است: اَللّهُمَّ اِنَّ هذِه اَمَتُکَ وَ ابْنَةُ عَبْدِکَ وابْنَةُ اَمَتِکَ نَزَلَتْ بِکَ وَ اَنْتَ خَیْرُ مَنْزُول بِها، اَللّهُمَّ انّا لا نَعْلَمُ مِنْها اِلاّخَیْراً وَ اَنْتَ اَعْلَمُ بِها مِنّا اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ فی اِحْسانِها وَ اِنْ کانَتْ مُسیئَةً فَتَجاوَزْ عَنْها وَ اغْفِرْ لَها اَللّهُمَّ اجْعَلْها عِنْدَکَ فی اَعْلی عِلّییّنَ وَ اخْلُفْ عَلی اَهْلِها فِی الْغابِرینَ وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحمینَ.<br/>
 +
مسأله ۲۸۷: مستحبّ است به امید ثواب پروردگار، امام جماعت یا کسی که فرادی [[نماز میّت]] می‌خواند، اگر میّت زن است مقابل سینه اش بایستد.<br/>
 +
مسأله ۲۸۸: مستحبّ است به امید ثواب پروردگار، زن حائض، در صورتی که [[نماز میّت]] را به جماعت می‌خواند، در یک صف تنها بایستد.<br/>
 +
سؤال ۲۸۹: آیا زن مستحاضه کثیره که [[غسل]] خود را انجام نداده و نیز زن نفساء درحکم زن حائض هستند، که باید در یک صف تنها بایستند؟ یا حکم فوق مخصوص زن حائض است؟<br/>
 +
جواب : این حکم درباره حائض و نفساء است و شامل مستحاضه نمی‌شود.<br/>
 +
=== دفــــن ===
 +
مسأله ۲۹۰: اگر زن کافری از دنیا برود و بچّه در شکم او نیز بمیرد، چنانچه پدر آن بچّه مسلمان باشد باید زن را در قبر به پهلوی چپ پشت به قبله بخوابانند تا روی بچّه به طرف قبله باشد، حتّی اگر هنوز روح به بدن بچّه داخل نشده باشد (یعنی هنوز حسّ و حرکت پیدا نکرده است) بنابر احتیاط واجب به همین دستور عمل کنند.<br/>
 +
سؤال ۲۹۱: زن مسلمانی که بچّه مسلمان هفت ماهه‌ای در شکمش بوده فوت کرده است، بعضی می‌گویند: «باید آینه‌ای در سمت پشت مادر قرار دهند، تا انعکاس صورت بچّه نیز به طرف قبله باشد» آیا این کار لازم است؟<br/>
 +
جواب : روبه قبله بودن مادر کافی است و گذاشتن آینه معنا ندارد.<br/>
 +
مسأله ۲۹۲: هر گاه بچّه‌ای دررحم مادر بمیرد و ماندنش دررحم برای مادر خطر داشته باشد، باید به آسانترین راه ممکن او رابیرون آورند، حتّی اگر ناچار شوند او را قطعه قطعه کنند اشکال ندارد، این کار باید در درجه اوّل بوسیله شوهرش، اگر اهل فنّ است، و در درجه بعد زنی که اهل فنّ است انجام شود. و اگر ممکن نیست از مرد محرمی که اهل فنّ است استفاده کنند و در غیر این صورت، ناچار باید از مرد نامحرمی که اهل فنّ است کمک بگیرند.<br/>
 +
مسأله ۲۹۳: هر گاه مادر بمیرد و بچّه در شکمش زنده باشد، باید فوراً بچّه را به وسیله کسانی که در مسأله پیش اشاره شد از هر طرفی که سالم بیرون می‌آید بیرون آورند و دوباره شکم او را بدوزند و حتّی الامکان باید این کار زیر نظر اهل فن انجام گیرد و اگر اهل فن نباشد پهلوی چپ را بشکافند و بچّه را فوراً بیرون آورند.<br/>
 +
مسأله ۲۹۴: مستحبّ است به امید این که مطلوب پروردگار باشد هنگام دفن اگر میّت زن است از طرف عرض بدن او را وارد قبر کنند و به هنگام وارد کردن او، پارچه‌ای روی قبر بگیرند.<br/>
 +
سؤال ۲۹۵: چرا میّت مرد را از طرف سر و بدن میّت زن را از طرف عرض جسد وارد قبر می‌کنند؟<br/>
 +
جواب : این کار در مردان نوعی عبرت و در زنان برای رعایت اصول عفّت است.<br/>
 +
سؤال ۲۹۶: اگر میّت زن است مستحب است به امید این که مطلوب پروردگار باشد کسی که با او محرم است او را در قبر بگذارد و اگر محرم نباشد خویشانش او را در قبر بگذارند.<br/>
 +
=== نبش قبر ===
 +
مسأله ۲۹۷: نبش قبر مسلمان، یعنی شکافتن قبر او، حرام است; هر چند طفل یا دیوانه باشد. و منظور از نبش قبر آن است که آن را طوری بشکافند که آثار بدن میّت ظاهر شود; بنابراین اگر بدن ظاهر نشود اشکال ندارد، مگر این که موجب هتک و بی احترامی باشد; ولی نبش قبر در چند مورد حرام نیست، یکی از موارد آن، نبش قبر برای انجام یک مطلب شرعی که اهمیّت آن از شکافتن قبر بیشتر است، مثل این که بخواهند بچّه زنده‌ای را از شکم زن حامله (که دفن شده است) بیرون آورند (البتّه روشن است که بچّه، مدّت کمی بعد از مادر ممکن است زنده بماند).<br/>
 +
سؤال ۲۹۸: خواهرم فوت کرده و به جز من، که یک زن تنها و از کار افتاده هستم، کسی ندارد. به من وصیّت کرده که بدنش را به کربلای معلّی انتقال دهم و در آن سرزمین پاک و معطّر از عطر شهدای کربلا دفن کنم، اکنون راه کربلا بسته است و مدّتی است که بدن او را بدون دفن کردن در محلّی به امانت گذاشته‌ام، آیا تأخیر در دفن بخاطر انجام وصیّتش جایز است؟ آیا انتقال آن جسد از محلّی که به امانت گذاشته‌ام نبش قبر محسوب نمی‌شود؟<br/>
 +
جواب : احتیاط آن است که هر چه زودتر بدن او را دفن کنید.<br/>
 +
سؤال ۲۹۹: دختر پانزده ساله‌ای در حادثه تصادف ماشینی از دنیا رفت و او را به خاک سپرده‌اند. اکنون مدّتی است که خویشاوندان و آشنایان وی ، مخصوصاً خواهر بزرگترش، مرتّباً او را در خواب می‌بینند که اصرار می‌کند بیایند او را ببرند; چون او زنده است و آنقدر این خوابها تکرار شده که وضع روحی خانواده آن مرحومه را به مخاطره افکنده و سلامتی آنها را مختل کرده است; آیا نبش قبر در این مورد جایز است؟<br/>
 +
جواب : با توجّه به ضرورت ناشی از نگرانی شدید این خانواده و عدم صدق هتک احترام در مورد سؤال و مراعات احتیاط (در انجام حدّاقلّ نبش لازم) جایز است.<br/>
 +
سؤال ۳۰۰: شوهرم قبل از فوتش یک قبر دو طبقه در بهشت زهراء برای من و خودش تهیّه کرد، ایشان سال قبل فوت کرد و در طبقه پائین آن قبر دفن شد، حال پس از فوت من، آیا شکافتن این قبر و دفن جسد من در طبقه اوّل آن جایز است؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که بدن سابق ظاهر نشود اشکالی ندارد.<br/>
 +
=== چند مسأله دیگر ===
 +
سؤال ۳۰۱: آیا جایز است زن در مرگ نزدیکان و عزیزانش صورت و بدن خود را بخراشد و به خود لطمه بزند و یقه پاره کند؟<br/>
 +
جواب : هیچ یک از امور فوق جایز نیست، ولی پاره کردن یقه تنها در مرگ پدر و برادر جایز است.<br/>
 +
مسأله ۳۰۲: هر گاه مرد در مرگ زن یا فرزند، لباس خود را پاره کند، یا زن در عزای میّت صورت خود را بخراشد، بطوری که خون بیاید، یا موی خود را بکند، بنابر احتیاط واجب باید مانند کفّاره قسم را بدهد. (یعنی به ده فقیر غذا دهد و یا آنها را بپوشاند و یا یک بنده آزاد کند) بلکه اگر خون هم نیاید به این دستور عمل نماید.<br/>
 +
سؤال ۳۰۳: معمولا خانمها به هنگام عزای اموات صدا را بلند می‌کنند، آیا این کار جایز است؟<br/>
 +
جواب : احتیاط واجب آن است که در گریه بر میّت صدا را خیلی بلند نکنند و فریاد نکشند.<br/>
 +
سؤال ۳۰۴: آیا رابطه زناشوئی زن و شوهر پس از مرگ بکلّی قطع می‌شود؟ یعنی مثلا به عکس و فیلمهای بدون [[حجاب]] یکدیگر نمی‌توانند نگاه کنند؟<br/>
 +
جواب : نگاه کردن به آن عکسها و فیلمها اشکالی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۳۰۵: دربعضی مناطق مرسوم است که زنها پس از مرگ شوهران، یا بستگان نزدیک خود، تا مدّتهای طولانی لباس مشکی می‌پوشند، صله رحم را ترک و از منزل خارج نمی‌شوند در مراسم شادی دیگران شرکت نمی‌کنند، به مسافرت نمی‌روند، سر و صورت خود را اصلاح نمی‌کنند و حتّی بعضی از آنها با این که جوان هستند دیگر [[ازدواج]] نمی‌کنند، این امور شرعاً چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : ترک زینت در ایّام [[عدّه وفات]] لازم است، ولی ترک زینت به معنی ترک نظافت نیست و سزاوار است این زنان بعد از گذشتن عدّه [[ازدواج]] کنند; مگر این که مانعی داشته باشند و ترک صله رحم نیز کار صحیحی نمی‌باشد.<br/>
 +
 +
== مسائل نماز ==
 +
=== مقدّمه ===
 +
[[نماز]] رابطه انسان با خدا و مایه صفای روح و پاکی دل و پیدایش روح تقوی و تربیت انسان و پرهیز از گناهان است. [[نماز]] مهمترین عبادات است که طبق روایات «اگر قبول درگاه خدا شود عبادات دیگر نیز قبول خواهد شد و اگر قبول نگردد اعمال دیگر نیز قبول نخواهد شد»<ref>مرحوم علاّمه مجلسی(رحمه الله) در جلد ۸۰ بحارالانوار، صفحه ۲۰ و ۲۵، به این روایت اشاره کرده است.</ref>.<br/>
 +
در آیات قرآن مجید و روایات اسلامی و وصایا و سفارشهای پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمّه معصومین(علیهم السلام) از مهمترین کارهایی که روی آن تأکید شده [[نماز]] است. بدین جهت ترک [[نماز]] از بزرگترین گناهان کبیره محسوب می‌شود.<br/>
 +
سزاوار است انسان [[نماز]] را اوّل وقت بخواند و به آن اهمیّت بسیار دهد و از تند خواندن نماز، که ممکن است مایه خرابی آن گردد، جدّاً بپرهیزد. روح [[نماز]] «حضور قلب» است، بنابراین باید عوامل حضور قلب را در خود تقویت کند، مثل این که معانی کلمات [[نماز]] را بفهمد و در حال [[نماز]] به آن توجّه داشته باشد و با حال خضوع و خشوع [[نماز]] را انجام دهد، بداند با چه کسی سخن می‌گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خدا بسیار کوچک ببیند. و نیز کارهائی که ارزش [[نماز]] و حضور قلب را کم می‌کند انجام ندهد، مثلا در حال خواب آلودگی و خودداری از بول و در میان صدا و در برابر منظره‌هایی که جلب توجّه می‌کند به [[نماز]] نایستد.<br/>
 +
سر و صدا و در برابر منظره‌هایی که جلب توجّه می‌کند به [[نماز]] نایستد، کارهائی که ثواب [[نماز]] را زیاد می‌کند انجام دهد، لباس پاکیزه بپوشد، موهای خود را شانه بزند و مسواک کند و خود را خوشبو نماید و انگشتر عقیق به دست کند. امید است که خداوند مهربان همه ما را جزء نمازگزاران واقعی قرار دهد و عبادتهای ناقص مارا به فضل و کرمش قبول فرماید.<br/>
 +
=== احکام اوقات نماز ===
 +
سؤال ۳۰۶: خانم بچّه داری که برای تطهیر لباسهایش مشکل دارد، آیا بهتر است که [[نماز]] ظهر و عصر را در اوّل وقت بخواند، یا [[صبر]] کند تا در آخر وقت با لباس پاک بخواند و بلافاصله [[نماز]] مغرب و عشاء را نیز با همان لباس پاک اقامه نماید؟<br/>
 +
آیا مردی که وظیفه تربیت بچّه خردسالی را بر عهده گرفته، نیز همین حکم را دارد؟<br/>
 +
جواب : باید نمازها را در زمانی بخواند که می‌تواند با لباس پاک انجام دهد، و فرقی بین مرد و زن از این نظر نیست.<br/>
 +
سؤال ۳۰۷: درمسأله ۶۸۲ رساله توضیح المسائل حضرتعالی، یکی از راه‌های شناخت فرا رسیدن وقت [[نماز]] را «شهادت یک مرد عادل» شمرده‌اید، آیا «مرد» در این مسأله خصوصیّت دارد، یا شهادت «زن» نیز کافی است؟<br/>
 +
جواب : اگر شهادت زن نیز موجب اطمینان، یا ظنّ قوی شود، کافی است.<br/>
 +
سؤال ۳۰۸: هر گاه شوهر در اوّل وقت [[نماز]] تقاضای تمکین کند، آیا اجابت تقاضای او مقدّم است، یا انجام [[نماز]] اوّل وقت، که از مستحبّات مؤکّد است و در روایات راجع به آن سفارش زیادی شده است؟ و اگر زن به خواسته شوهر اعتنا نکرد و به [[نماز]] پرداخت، نمازش چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : اجابت شوهر مقدّم است، ولی اگر به [[نماز]] بپردازد [[گناه]] کرده، امّا [[نماز]] او باطل نیست.<br/>
 +
سؤال ۳۰۹: انجام نمازهای مستحبّی مقدّم است، یا اجابت در خواست شوهر؟ مخصوصاً در نمازهای مستحبّی که وقت آن محدود است، به گونه‌ای که اگر دعوت شوهر اجابت شود وقت آن تمام می‌شود، کدام یک مقدّم است؟<br/>
 +
جواب : اجابت دعوت شوهر (در صورتی که در حدّ معمول و معقول باشد) مقدّم است.<br/>
 +
=== پوشانیدن بدن در نماز ===
 +
مسأله ۳۱۰: زن باید در موقع [[نماز]] تمام بدن، حتّی سر و موی خود را، بپوشاند ولی پوشاندن گردی صورت و دستها تا مچ و پاها تا مچ لازم نیست، امّا برای این که یقین کند که مقدار واجب را پوشانده احتیاط این است که مقداری از اطراف صورت و قدری پایین تر از مچ را هم بپوشاند.<br/>
 +
مسأله ۳۱۱: برای زنان پوشانیدن موهای مصنوعی و زینتهای پنهانی (مانند دستبند و گردنبند) نیز لازم است.<br/>
 +
سؤال ۳۱۲: آیا پوشش زن در [[نماز]] باید طوری باشد که از هیچ طرف، بدن او دیده نشود؟ آیا پوشاندن زینت و زیورهای صورت و دست در نماز، در جایی که نامحرم نیست، لازم است؟<br/>
 +
جواب : پوشاندن تمام بدن در نماز، به استثناء وجه و کفّین و پاها تا مچ، از چهار طرف لازم است و زینت آلات اگر روی لباس باشد برای [[نماز]] اشکال ندارد.<br/>
 +
سؤال ۳۱۳: [[نماز]] خواندن با مانتو و شلوار و روسری معمولی، یا بلوز و دامن و جوراب و روسری معمولی، به گونه‌ای که به جز گردی صورت و دستها تا مچ بقیّه بدن پوشیده باشد، چه حکمی دارد؟ اگر این لباسها زینتی باشد چطور؟<br/>
 +
جواب : اشکالی ندارد، هر چند چادر [[حجاب]] برتر است، و در صورتی که لباس زینتی باشد، ولی در مقابل نامحرمان نباشد، آن هم اشکالی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۳۱۴: استفاده از چادرهای نازک، که در برابر نور بدن نمایان می‌شود، برای [[نماز]] چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که در آنجا نوری نباشد که بدن نمایان شود اشکالی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۳۱۵: چنانچه زن هنگام نماز، یا پس از آن، دریابد قسمتی از اندامش که پوشیدن آن لازم بوده، پوشیده نشده است، تکلیف چیست؟<br/>
 +
جواب : نمازش صحیح است.<br/>
 +
سؤال ۳۱۶: من در منزل معمولا با لباس آستین کوتاه و دامن (بدون شلوار و روسری) به همراه چادر [[نماز]] می‌خوانم; ولی دو مطلب برایم موجب سؤال شده است، از شما ممنون خواهم شد اگر جواب آن را بفرمائید:<br/>
 +
الف: به هنگام رکوع قسمتی از ساق پا و به هنگام سجده قسمتی از ساق دستم نمایان می‌شود.<br/>
 +
ب: گاهی از اوقات که می‌خواهم چادرم را مرتّب کنم، قسمتی از بدنم که باید پوشیده باشد آشکار می‌شود، آیا این موارد جزئی نیز برای [[نماز]] اشکال دارد؟<br/>
 +
جواب : آری ظاهر شدن ساق دست یا ساق پا و مانند آن اشکال دارد.<br/>
 +
سؤال ۳۱۷: در جایی که شخص نامحرم و اجنبی به قصد تلذّذ به دستها (تا مچ) و گردی صورت زن نمازگزار که زینت دارد، نگاه می‌کند، [[نماز]] خواندن بدون پوشاندن آنها چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : اشکالی ندارد، ولی احتیاط واجب آن است که خود را در معرض دید نامحرم قرار ندهد.<br/>
 +
سؤال ۳۱۸: در جائی که نامحرمی نیست، آیا زن می‌تواند با چهره‌ای کاملا آرایش کرده (البتّه با رعایت [[حجاب]] لازم برای نماز) به [[نماز]] بایستد؟<br/>
 +
جواب : اشکالی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۳۱۹: فلسفه پوشش و [[حجاب]] زن به هنگام [[نماز]] چیست؟ مگر خداوند جمیل و دوست دار زیبائیها، از همه کس حتّی شوهر به زن نزدیکتر نیست؟ پس چرا زن باید خود را در مقابل خداوند بپوشاند؟<br/>
 +
جواب : زن باید بهترین و مناسب‌ترین لباس را در مقابل خداوند بپوشد و بهترین لباس زن، [[حجاب]] کامل است، به علاوه این سبب می‌شود که در موارد دیگر [[حجاب]] را فراموش نکند.<br/>
 +
سؤال ۳۲۰: آیا رعایت [[حجاب]] و پوشانیدن بدن در اعمال عبادی غیر از نماز، همانند [[تلاوت قرآن]] و دعاء، فضیلتی برای زن محسوب می‌شود؟<br/>
 +
جواب : دلیلی بر وجوب یا استحباب آن نداریم، ولی اگر مشکلی ایجاد نکند محترمانه تر محسوب می‌شود.<br/>
 +
=== شرایط لباس به هنگام نماز ===
 +
سؤال ۳۲۱: شوهرم اهل خمس و وجوهات شرعیّه نیست و تذکّرات و نصیحتهای من نیز تا کنون مؤثّر نبوده است، با توجّه به این که یکی از شرائط لباس نمازگزار این است که غصبی نباشد، [[نماز]] من با لباسهایی که از این پولها تهیّه می‌شود چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : به شما و امثال شما اجازه می‌دهیم که در این لباسها تصرّف کنید و اگر می‌توانید وجوه شرعیّه آن را بپردازید و اگر توانایی ندارید به ذمّه بگیرید و هر زمان موفّق شدید بپردازید.<br/>
 +
مسأله ۳۲۲: [[نماز]] خواندن با لباس طلا بافت برای مردان جایز نیست و [[نماز]] را باطل می‌کند، ولی برای زنان، در صورتی که [[اسراف]] نباشد، اشکالی ندارد. در غیر حال [[نماز]] نیز پوشیدن چنین لباسی برای مردان حرام است.<br/>
 +
مسأله ۳۲۳: زینت طلا، مانند انگشتر طلا و یا ساعت مچی طلا و مانند آن، برای مردان حرام است، و [[نماز]] با آن باطل است، و احتیاط واجب آن است که از استعمال عینک طلا هم خودداری شود، ولی همه اینها برای خانمها در [[نماز]] و غیر [[نماز]] جایز است.<br/>
 +
مسأله ۳۲۴: پوشیدن لباسی که از ابریشم خالص است برای مردان حرام است، حتّی عرقچین و بند شلوار، و [[نماز]] با آن باطل است. حتّی آستر لباس نیز نباید از ابریشم خالص باشد، امّا همه اینها برای خانمها، چه در حال [[نماز]] و چه در غیر نماز، جائز است.<br/>
 +
سؤال ۳۲۵: چرا استفاده از طلا و ابریشم در [[نماز]] و غیر آن، برای مردان ممنوع و برای خانمها جایز است؟ فلسفه آن را بیان فرمائید.<br/>
 +
جواب : زینت جزئی از زندگانی زنان است و به همین دلیل اسلام اجازه استفاده از زینت حتّی طلا و لباس ابریشمی (در حدّ معقول و دور از اسراف) را به آنها داده است.<br/>
 +
مسأله ۳۲۶: احتیاط آن است که مرد لباس مخصوص زنان، و زن لباس مخصوص مردان را نپوشد، ولی [[نماز]] با آن اشکال ندارد.<br/>
 +
سؤال ۳۲۷: منظور از این که فرموده‌اید: «پوشیدن لباس مخصوص مرد برای زن و بالعکس اشکال دارد» چه نوع لباسی است؟ لطفاً توضیح دهید.<br/>
 +
جواب : منظور لباسی است که در عرف عام می‌گویند لباس زنانه است (ولی هرگاه فسادی بر آن مترتّب نشود حرام نیست).<br/>
 +
سؤال ۳۲۸: بسیار اتّفاق می‌افتد که زن در داخل منزل دمپائی شوهر یا شوهر دمپائی خانمش را می‌پوشد، آیا این کار اشکال دارد؟<br/>
 +
جواب : اشکالی ندارد، بلکه لباسهای مخصوص هر کدام را نیز اگر دیگری بپوشد و مفاسدی بر آن مترتّب نشود اشکالی ندارد، امّا آنجا که فسادانگیز است حرام می‌باشد.<br/>
 +
سؤال ۳۲۹: گاهی از اوقات در نمایش‌ها و تئاترهای مخصوص بانوان، که تمام بازیگرها زن هستند، زنانی که نقش مردها را بازی می‌کنند ناچارند لباس مردانه بپوشند، آیا در این صورت هم پوشیدن لباس مخصوص مردان اشکال دارد؟ یا این اشکال مخصوص جایی است که با چنین لباسی در جامعه ظاهر شود؟<br/>
 +
جواب : آری آن هم اشکال دارد.<br/>
 +
سؤال ۳۳۰: آیا منظور از لباس مخصوص زنان یا مردان، لباسهایی مانند روسری و مقنعه و چادر و دامن است که کاملا مختصّ به زنان است، یا حتّی کت و شلوار و بلوز و مانند آن، که مرد و زن هر دو می‌پوشند، را نیز شامل می‌شود، هر چند شکل آنها متفاوت است؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که شکل آنها متفاوت باشد جزء لباسهای اختصاصی محسوب می‌شود.<br/>
 +
=== برخی از مواردی که نجس بودن لباس یا بدن نمازگزار جایز است ===
 +
مسأله ۳۳۱: یکی از موارد عفو، خون کمتر از درهم است، که اگر در لباس نمازگزار باشد، [[نماز]] خواندن با آن جایز است، به شرط این که از خون حیض و نفاس و استحاضه و خون سگ و خوک و مردار و خون حیوان حرام گوشت و همچنین خون کافر نباشد (بنا بر احتیاط واجب).<br/>
 +
سؤال ۳۳۲: یکی از مواردی که نجس بودن لباس نمازگزار جایز است لباسهای کوچک نمازگزار، مانند عرقچین و جوراب است، آیا جورابهای بلند زنانه، که گاهی بجای شلوار از آن استفاده می‌شود، و نیز «کر ست» مشمول این حکم می‌باشد؟<br/>
 +
جواب : جورابهای بلند زنانه مشمول این حکم نیست، ولی مورد دوم مشمول همین حکم است.<br/>
 +
مسأله ۳۳۳: یکی دیگر از موارد عفو، زنی است که پرستار بچّه می‌باشد و نمی‌تواند برای [[نماز]] به آسانی لباس طاهر تهیّه کند. هرگاه در شبانه روز یک مرتبه لباس خود را بشوید می‌تواند با آن [[نماز]] بخواند، هر چند لباسش با بول بچّه نجس شود، ولی احتیاط آن است که لباس خود را برای اوّلین نمازی که به جا می‌آورد آب بکشد.<br/>
 +
مسأله ۳۳۴: هرگاه بتواند با وسایلی (مثلا با پوشکهای معمولی) جلوی سرایت نجاست بچّه را بگیرد باید چنین کند و نیز اگر لباسهای متعدّد دارد باید از لباس پاک استفاده کند.<br/>
 +
سؤال ۳۳۵: آیا در حکم فوق بین مادر بچّه و زن دیگری که برای پرستاری بچّه اجیر شده، تفاوتی وجود دارد؟ اگر مردی پرستاری چنین بچّه‌ای را بر عهده بگیرد، آیا مشمول این حکم می‌شود؟<br/>
 +
جواب : فرقی بین مادر و زنان دیگر، که پرستاری بچّه را بر عهده دارند، نیست.<br/>
 +
=== برخی از مستحبّات و مکروهات لباس نمازگزار ===
 +
سؤال ۳۳۶: آیا کراهت لباس سیاه برای نماز، شامل چادر مشکی و همچنین عبای مشکی می‌شود؟<br/>
 +
جواب : معروف کراهت لباس سیاه در [[نماز]] است و دلیلی که برای آن ذکر شده زن و مرد، هر دو، را شامل می‌شود، ولی عبا از آن استثناء شده و بعید نیست چادر زنان نیز مشمول استثناء باشد.<br/>
 +
سؤال ۳۳۷: در مسأله ۷۹۰ رساله حضرتعالی آمده است که: «استعمال بوی خوش در لباس نمازگزار به امید ثواب مطلوب است». آیا برای زنی که در مسجد [[نماز]] می‌خواند، استعمال بوی خوش به هنگام [[نماز]] جایز است؟ مخصوصاً اگر بداند، یا احتمال دهد، که به هنگام بازگشت از مسجد به سوی خانه، بوی آن را مرد نامحرم استشمام می‌کند؟<br/>
 +
جواب : در چنین صورتی احتیاط اجتناب است.<br/>
 +
=== مکان نمازگزار ===
 +
مسأله ۳۳۸: زن باید در نماز، عقب تر از مرد بایستد و جای سجده او از جای سجده مرد کمی عقب تر باشد و الاّ نمازش باطل است، و در این حکم محرم و نامحرم تفاوتی ندارد، ولی اگر میان مرد و زن دیوار، یا پرده و مانند آن باشد، یا به اندازه ده ذراع (تقریباً ۵ متر) فاصله باشد اشکال ندارد.<br/>
 +
مسأله ۳۳۹: اگر زن در کنار مرد، یا جلوتر بایستد و با هم وارد [[نماز]] شوند [[نماز]] هر دو باطل است، امّا اگر یکی قبلا وارد [[نماز]] شده باشد [[نماز]] او صحیح و [[نماز]] دومی باطل است.<br/>
 +
سؤال ۳۴۰: با توجّه به این که شرط مذکور در دو مسأله بالا، در مسجدالحرام رعایت نمی‌شود و زنها در ردیف مردها و گاهی جلوتر از آنها به [[نماز]] می‌ایستند، [[نماز طواف]] و سایر نمازهای واجب و مستحبّ آنها چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : در آنجا اشکالی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۳۴۱: آیا بودن پرده و دیوار و مانند آن، بین زنان و مردان در حال [[نماز]] خواندن و موعظه کردن لزومی دارد؟<br/>
 +
جواب : بودن پرده بهتر است، ولی واجب نیست، مشروط بر این که موازین شرعی رعایت شود.<br/>
 +
مسأله ۳۴۲: بودن مرد با زن نامحرم در جای خلوت، که دیگری نمی‌تواند به آنجا وارد شود، اشکال دارد و احتیاط واجب ترک آن است و [[نماز]] خواندن در آنجا نیز اشکال دارد. همچنین [[نماز]] خواندن در محلّی که مجلس [[گناه]] است، مثل این که در آنجا شراب می‌نوشند، قمار می‌زنند، یا غیبت می‌کنند، اشکال دارد.<br/>
 +
مسأله ۳۴۳: برای زنها بهتر آن است که [[نماز]] را در خانه بخوانند، ولی اگر خود را از نامحرم بخوبی حفظ کنند بهتر است در مسجد بخوانند و اگر راهی برای یاد گرفتن مسائل اسلامی جز از طریق رفتن به مسجد وجود ندارد واجب است به مسجد بروند.<br/>
 +
=== اذان و اقامه ===
 +
سؤال ۳۴۴: آیا اذان و اقامه مردان و زنان مانند هم است، یا تفاوت دارد؟<br/>
 +
جواب : تفاوتی با هم ندارد; ولی اگر زن مایل باشد می‌تواند بجای اذان کامل، تنها چهار تکبیر و شهادتین را بگوید، و بجای اقامه، دو تکبیر و شهادت به وحدانیّت خداوند و نبوّت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بدهد.<br/>
 +
مسأله ۳۴۵: در پنج مورد اذان ساقط می‌شود و بنا بر احتیاط واجب باید آن را ترک کرد. یکی از آن موارد، [[نماز]] عصر و عشای زن مستحاضه است که باید بلافاصله آن را بعد از [[نماز]] ظهر یا مغرب بخواند.<br/>
 +
مسأله ۳۴۶: اگر مرد اذان زن را بشنود اذان از او ساقط نمی‌شود، ولی اگر زن اذان مرد را بشنود از او ساقط می‌شود.<br/>
 +
مسأله ۳۴۷: در جماعتی که مردان و زنان شرکت دارند، اذان و اقامه [[نماز]] جماعت را باید مرد بگوید، ولی در جماعت زنان، اذان و اقامه زنان کافی است.<br/>
 +
=== واجبات و مستحبّات نماز ===
 +
سؤال ۳۴۸: حکم [[نماز]] پیرزنی که در قرائت و اذکار نمازش غلطهای زیادی دیده می‌شود و قدرت بر اصلاح و تصحیح آنها ندارد، چیست؟<br/>
 +
جواب : اگر قادر به یاد گرفتن نباشد به همان شکل که می‌تواند بخواند.<br/>
 +
مسأله ۳۴۹: شایسته است در حال ایستادن (به هنگام نماز) مردان کمی پاها را باز بگذارند و زنان به هم بچسبانند.<br/>
 +
سؤال ۳۵۰: بعضی از فقهاء معتقدند که خانمها به هنگام ایستادن در نماز، مستحبّ است دستها را روی سینه و آقایان روی رانها بگذارند. نظر حضرتعالی چیست؟<br/>
 +
جواب : بهتر است که زنها هم مطابق معمول دستها را بیندازند.<br/>
 +
مسأله ۳۵۱: واجب است زنان حمد و سوره [[نماز]] «ظهر» و «عصر» را آهسته بخوانند، امّا حمد و سوره [[نماز]] «صبح» و «مغرب» و «عشاء» را می‌توانند بلند یا آهسته بخوانند، ولی اگر نامحرم صدای آنها را بشنود احتیاط مستحب آن است که آهسته بخوانند.<br/>
 +
سؤال ۳۵۲: آیا در مقدار خم شدن برای رکوع، و نحوه گذاشتن دست بر روی زانو به هنگام رکوع، و جلو و عقب بودن زانو در این حال، بین زنان و مردان نمازگزار تفاوتی وجود دارد؟<br/>
 +
جواب : احتیاط آن است که آنها هم دست‌ها را بر سر زانو بگذارند.<br/>
 +
سؤال ۳۵۳: آیا حضرتعالی علاوه بر مواضع هفتگانه که به هنگام سجده باید بر روی زمین قرار گیرد، جاهای دیگری از بدن زنان مانند آرنجها را مستحب می‌دانید که بر زمین بگذارند؟<br/>
 +
جواب : این کار به قصد رجا خوب است; ولی واجب نیست.<br/>
 +
مسأله ۳۵۴: چند چیز در سجده به امید ثواب الهی مطلوب است:<br/>
 +
از جمله این که به هنگام رفتن برای سجده، مردان اوّل دستها را بر زمین بگذارند و زنان اوّل زانوها را، و سپس به سجده روند.<br/>
 +
سؤال ۳۵۵: آیا پس از سجده کیفیّت خاصّی برای نشستن خانمها مطلوب است؟<br/>
 +
جواب : بهتر است مطابق معمول بنشینند.<br/>
 +
سؤال ۳۵۶: برخی از فقهاء فرموده‌اند: «بر مردها مستحب است که موقع بلند شدن اوّل دستها و سپس زانوها را از زمین بردارند، ولی خانمها بتدریج و راست بایستند، به صورتی که حجم بدن آنها کمتر ظاهر شود» نظر حضرتعالی چیست؟<br/>
 +
جواب : رعایت این کار خوب است.<br/>
 +
سؤال ۳۵۷: آیا مستحبّ است که زنان به هنگام [[نماز]] زیور آلات خود را همراه داشته باشند؟<br/>
 +
جواب : این کار را به قصد رجاء انجام دهند.<br/>
 +
=== برخی از مبطلات نماز ===
 +
مسأله ۳۵۸: یکی از مبطلات [[نماز]] باطل شدن وضو به هنگام [[نماز]] است; خواه عمداً باشد، یا سهواً، و یا از روی ناچاری، ولی خارج شدن خون از زن مستحاضه [[نماز]] را باطل نمی‌کند، به شرط این که به دستورات استحاضه عمل کرده باشد.<br/>
 +
مسأله ۳۵۹: هر گاه مرد، یا زن نامحرم، و حتّی بچّه‌ای که خوب و بد را می‌فهمد به نمازگزار یا غیر نمازگزار سلام کند، جواب او واجب است.<br/>
 +
سؤال ۳۶۰: اگر مرد نامحرمی به زن نمازگزار سلام کند، آیا جوابش واجب است؟<br/>
 +
جواب : آری واجب است.<br/>
 +
سؤال ۳۶۱: خانمی عادت دارد که همواره آدامس بجود، حال اگر در حال [[نماز]] فراموش کند که آدامس در دهان اوست، یا عمداً آدامس را بیرون نیندازد (البتّه آدامسی که مزّه‌ای ندارد) آیا نمازش باطل است؟ بطور کلّی اگر زنی در حال [[نماز]] آدامسی که شیرینی آن از بین رفته را در دهان داشته باشد ولی نخورد، نمازش چه حکمی دارد؟ و اگر بجود چطور؟<br/>
 +
جواب : عمداً این کار را نکند، مگر این که در گوشه دهانش باشد و آن را نجود.<br/>
 +
=== نماز مسافر ===
 +
سؤال ۳۶۲: مسافرت زن بدون اجازه شوهر چه حکمی دارد؟ [[نماز]] و [[روزه]] اش در سفر چگونه است؟<br/>
 +
جواب : باید از همسرش اجازه بگیرد و بدون آن، باید نمازش را تمام بخواند; زیرا سفر او معصیت محسوب می‌شود، مگر این که سفر واجب باشد.<br/>
 +
سؤال ۳۶۳: آیا زن در وطن تابع شوهر است؟<br/>
 +
جواب : اگر قصد زن تبعیّت از شوهر بوده باشد، از نظر وطن تابع است.<br/>
 +
سؤال ۳۶۴: آیا خروج الزامی زن از وطن، به تبعیّت از شوهر، اعراض محسوب می‌شود، یا بستگی به قصد و نیّت او دارد؟<br/>
 +
جواب : بستگی به قصد و نیّت خود زن دارد; چنانچه امیدوار باشد که شوهر را باز گرداند اعراض نیست و اگر امیدی ندارد اعراض قهری حاصل است.<br/>
 +
سؤال ۳۶۵: آیا اعراض قهری برای زنی که قصد جدایی و طلاق از همسرش ندارد، و همسرش نیز تصریح کرده که به وطن زوجه اش برای سکونت، هر چند موقّت، نمی‌رود، حاصل شده است، یا آنجا هنوز وطن اوست؟<br/>
 +
جواب : این، مصداق اعراض قهری است.<br/>
 +
سؤال ۳۶۶: دختری شوهر کرده و در شهر دیگری، که بیش از چهار فرسخ شرعی از وطنش فاصله دارد، در منزل شوهرش زندگی می‌کند، حکم [[نماز]] و [[روزه]] اش به هنگامی که برای صله رحم به زادگاهش باز می‌گردد و کمتر از ده روز می‌ماند چیست؟ اگر دختر ملکی در زادگاهش داشته باشد، آیا در حکم مسأله اثر دارد؟<br/>
 +
جواب : اگر دختر تصمیم دارد با شوهر خود در شهر دیگری زندگی کند و قصد بازگشت برای اقامت مستمرّ به شهر پدری ندارد، [[نماز]] و [[روزه]] اش شکسته است; زیرا اعراض حاصل شده است.<br/>
 +
سؤال ۳۶۷: زنی به عقد دائم مردی، که از شهرستان دیگری می‌باشد، درآمده است، ولی هنوز عروسی نکرده‌اند. آیا قبل از شروع زندگی مشترک، شهرستان شوهر وطن زن نیز محسوب می‌شود؟<br/>
 +
جواب : وطن او محسوب نمی‌شود.<br/>
 +
سؤال ۳۶۸: حدود بیست سال است که [[ازدواج]] کرده و از وطن به شهر محل سکونت شوهرم آمده‌ام و هنوز مشخّص نیست که برای زندگی مستمر به زادگاهم بر خواهم گشت، یا نه؟ آیا اعراض قهری حاصل شده است؟ بطور کلّی چند سال دوری از وطن، یا اقامتگاه سابق، اعراض قهری محسوب می‌شود؟<br/>
 +
جواب : این گونه موارد، و حتّی کمتر از آن، اعراض قهری محسوب می‌شود.<br/>
 +
=== نماز جماعت ===
 +
مسأله ۳۶۹: یکی از شرائط [[نماز]] جماعت<ref>[[نماز]] جماعت از مهمترین مستحبّات و از بزرگترین شعائر اسلامی است. و در روایات تأکید فوق العاده‌ای نسبت به آن شده است برای همسایه مسجد، یا کسی که صدای اذان مسجد را می‌شنود بیشتر سفارش شده و سزاوار است انسان تا می‌تواند نمازش را با جماعت بخواند.<br/> در روایتی آمده است که: «اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند، هر رکعت آن ثواب ۱۵۰ [[نماز]] را دارد، و اگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعت آن، ثواب ۶۰۰ نماز، و هر قدر عدد نمازگزاران بیشتر شود ثواب نمازشان بیشتر خواهد شد و هر گاه عدد آنان از ده نفر بگذرد، اگر تمام آسمانها کاغذ و تمام دریاها مرکّب و درختها قلم و ملائکه و انسانها و جنیّان نویسنده شوند، نمی‌توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند». (بحار الانوار، چاپ بیروت، جلد ۸۵، صفحه ۱۴، حدیث ۱۶.)</ref>، نبودن حایل و مانع میان امام و مأموم و نیز میان مأمومین نسبت به یکدیگر است، امّا اگر مأموم زن باشد حایل میان او و مردان مانعی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۳۷۰: آیا دیوار حائل بین صفوف بانوان و آقایان، قاطع صفوف [[نماز]] جماعت می‌باشد؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که دیوار به قدری بلند نباشد که دو محل را از هم جدا کند و در واقع همه آنها زیر یک سقف [[نماز]] بخوانند، اشکال ندارد.<br/>
 +
مسأله ۳۷۱: اگر مأموم مرد است امام هم باید مرد باشد; ولی امامت زن برای زنان (با وجود سایر شرائط) مانعی ندارد.<br/>
 +
مسأله ۳۷۲: زن مستحاضه، بنابر احتیاط واجب، حق ندارد امام جماعت بانوان شود.<br/>
 +
مسأله ۳۷۳: مستحبّ است به امید ثواب الهی، امور زیر در جماعت رعایت شود:<br/>
 +
الف: اگر مأموم یک زن است و امام جماعت مرد است، مأموم در طرف راست امام بایستد، بطوری که جای سجده اش مساوی زانو یا قدم امام باشد و اگر یک مرد و یک زن، یا یک مرد و چند زن باشند، مرد در سمت راست امام و بقیّه پشت سر امام می‌ایستند و اگر چند مرد یا چند زن باشند، همه پشت سر امام می‌ایستند و اگر چند مرد و چند زن باشند، مردها پشت سر امام و زنها پشت سرمردها بایستند.<br/>
 +
ب: اگر امام و مأموم هر دو زن باشند در یک صف می‌ایستند; ولی امام کمی جلوتر می‌ایستد.<br/>
 +
سؤال ۳۷۴: طیّ پرسشنامه‌ای که بین دانشجویان این دانشگاه توزیع گشت، سؤالاتی در مورد [[نماز]] جماعت دانشگاه مطرح شد، از پاسخ‌های جمع آوری شده معلوم شد که اهمّیّت [[نماز]] جماعت و شرکت در آن در مساجد، برای خانم‌ها محلّ سؤال می‌باشد. مثلا بعضی از خانم‌ها بر این باورند که: «مستحبّ است زنان [[نماز]] خود را در خانه بجای آورند» یا «نماز جماعت آن قدر که برای آقایان ثواب دارد، برای خانم‌ها ثواب ندارد» این قبیل تفکّرات مانع حضور برخی از خانمها در [[نماز]] جماعت شده است. لطفاً نظر مبارک را پیرامون مطالب فوق بیان فرمائید.<br/>
 +
جواب : در شرایط فعلی برای زنان نیز مستحبّ است که [[نماز]] خود را در مسجد و با جماعت بخوانند و مطمئنّاً ثواب زیادی دارد
 +
=== نماز جمعه ===
 +
مسأله ۳۷۵: [[نماز جمعه]] تنها توسّط مردان منعقد می‌شود; ولی زنان هم می‌توانند در آن شرکت کنند.<br/>
 +
سؤال ۳۷۶: آیا در صورت حصول شرایط وجوب [[نماز]] جمعه، این [[نماز]] بر زنان نیز واجب می‌شود؟<br/>
 +
جواب : واجب نیست; ولی شرکت آنها در [[نماز]] جمعه، مخصوصاً در زمان ما، کار خوبی است.<br/>
 +
سؤال ۳۷۷: آیا شرکت بانوان در نمازهای جمعه و جماعت کراهت دارد؟<br/>
 +
جواب : شرکت آنها در جمعه و جماعات، با توجّه به عناوین ثانویّه در عصر و زمان ما، اولی و بلکه گاهی لازم است.<br/>
 +
مسأله ۳۷۸: امامت زنان در [[نماز جمعه]] جایز نیست; هر چند در نمازهای دیگر، برای خودشان جایز باشد.<br/>
 +
مسأله ۳۷۹: زنان می‌توانند در [[نماز جمعه]] شرکت کنند و نمازشان صحیح و مجزی از [[نماز]] ظهر است; امّا به تنهایی (بدون شرکت مردان) نمی‌توانند [[نماز جمعه]] تشکیل دهند، همانگونه که نمی‌توانند مکمّل (حدّاقّل) عدد لازم (۵نفر) باشند، بنابر احتیاط واجب.<br/>
 +
سؤال ۳۸۰: آیا زن بدون اجازه شوهرش می‌تواند در [[نماز]] جمعه، دعای کمیل و راهپیمائی‌های اسلامی، شرکت نماید؟<br/>
 +
جواب : خروج زن از منزل در غیر واجبات، (مثل تشرّف به حجّ واجب و مراجعه به دکتر) منوط به اجازه شوهر است; مگر در مواردی که اگر به مجالس دینی و مساجد نرود، از اسلام دور می‌ماند و تعالیم لازمه اسلامی را فرا نمی‌گیرد و [[اخلاق اسلامی]] را ترک می‌کند، یا در آن ضعیف می‌شود. در چنین شرائطی شرکت در مراسم مزبور، برای بانوان مانعی ندارد، هر چند شوهر راضی نباشد.<br/>
 +
 +
== احکام روزه ==
 +
=== مقدّمه ===
 +
[[روزه]] یکی از عبادت های مهمّ اسلامی است که در هر سال تنها به مدّت یک ماه، ماه مبارک رمضان، بر مسلمانان واجب می‌شود. و یکی از بهترین روشهای خودسازی و [[تهذیب نفس]] است. [[روزه]] از معدود عباداتی است که [[گناه]] بزرگ ریا و خودنمائی نمی‌تواند در آن نفوذ کند; زیرا شخصی که اهل [[روزه]] است و لیاقت بار یافتن به این ضیافت الهی را دارد هرگز به غیر از خدا به دیگری فکر نمی‌کند و شخصی که لیاقت این عبادت بزرگ را ندارد و اهل [[روزه]] نیست، بلکه اهل ریا و خودنمائی است، لازم نیست [[روزه]] بگیرد و تظاهر کند، بلکه بدون این که [[روزه]] بگیرد بدروغ خود را [[روزه]] دار نشان می‌دهد! [[روزه]] از ارکان پنجگانه اسلام، ابزار رسیدن به تقوی، سپر آتش جهنّم، موجب سلامتی انسان و خلاصه یکی از بهترین ابزار ترقّی و قرب الی الله است.<br/>
 +
=== کارهایی که روزه را باطل می‌کند ===
 +
مسأله ۳۸۱: جویدن غذا برای بچّه و همچنین چشیدن غذا و مانند آن و شستشوی دهان با آب یا دارو، اگر چیزی از آن فرو نرود [[روزه]] را باطل نمی‌کند و اگر بدون اراده به حلق برسد اشکالی ندارد، ولی اگر از اوّل بداند بی اختیار به حلق می‌رسد [[روزه]] اش باطل است و قضا و کفّاره دارد.<br/>
 +
سؤال ۳۸۲: اگر شخص جُنب عمداً تا اذان صبح [[غسل]] نکند، بنابر احتیاط واجب [[روزه]] اش باطل است; ولی اگر توانایی بر [[غسل]] ندارد، یا وقت تنگ است [[تیمّم]] نماید، امّا اگر از روی عمد نباشد [[روزه]] اش صحیح است. و زنی که از حیض یا نفاس پاک شده و تا اذان صبح [[غسل]] نکرده در حکم کسی است که باقی بر جنابت مانده است.<br/>
 +
سؤال ۳۸۳: آیا باطل شدن [[روزه]] به خاطر بقاء بر حیض و نفاس، مخصوص [[روزه]] ماه مبارک رمضان و قضای آن است، یا شامل تمام روزه‌ها می‌شود؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که از حیض و نفاس پاک شده باشد، ولی هنوز [[غسل]] نکرده است، [[روزه]] ماه رمضان و قضای آن در چنین حالتی اشکال دارد و غیر آن اشکال ندارد، ولی اگر هنوز از حیض یا نفاس پاک نشده است [[روزه]] برای او جایز نیست.<br/>
 +
مسأله ۳۸۴: اگر در ماه مبارک رمضان پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و برای [[غسل]] وقت نداشته باشد و [[تیمّم]] کند، [[روزه]] اش صحیح است، امّا اگر برای هیچ کدام از [[غسل]] و [[تیمّم]] وقت ندارد باید بعداً [[غسل]] کند و [[روزه]] او نیز صحیح است.<br/>
 +
مسأله ۳۸۵: اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض یا نفاس پاک شود نمی‌تواند [[روزه]] بگیرد، همچنین اگر در اثناء روزه، خون حیض یا نفاس ببیند، اگر چه نزدیک مغرب باشد.<br/>
 +
مسأله ۳۸۶: اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و در [[غسل]] کردن کوتاهی کند، بنابر احتیاط واجب [[روزه]] اش باطل است، ولی چنانچه کوتاهی نکند، مثلا منتظر باشد که حمّام باز شود، یا آب حمّام گرم شود و تا اذان [[غسل]] نکند در صورتی که [[تیمّم]] کرده باشد [[روزه]] او صحیح است.<br/>
 +
سؤال ۳۸۷: اگر زنی که در حال حیض یا نفاس بوده پس از پاک شدن [[غسل]] را فراموش کند و تا آخر ماه مبارک رمضان به همین شکل [[روزه]] بگیرد و [[غسل]] واجب یا مستحبّ دیگری هم نکرده باشد، روزه‌هایش چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : احتیاط واجب آن است که روزه‌ها را قضا کند، ولی کفّاره ندارد.<br/>
 +
مسأله ۳۸۸: زنی که در حال استحاضه است باید [[غسل]] خود را، به تفصیلی که در احکام استحاضه گفته شد، به جا آورد و [[روزه]] او صحیح است.<br/>
 +
سؤال ۳۸۹: در ماه مبارک رمضان به بیماری مخصوص خانمها گرفتار شدم، به دکتر متخصّص مراجعه کردم، دکتر نوعی کرم جهت استعمال درون رحم تجویز کرد، من مجبورم این کار را با وسیله مخصوصی انجام دهم، آیا این کار مشمول حکم تنقیه (اماله کردن) است که [[روزه]] را باطل می‌کند؟<br/>
 +
جواب : اشکالی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۳۹۰: بتازگی خداوند فرزندی به من عنایت کرده است، با توجّه به این که فرزند اوّل من است به هنگام شستن کهنه‌هایش حالت تهوّع و قی کردن به من دست می‌دهد و گاهی نیز قی می‌کنم، اگر در حال [[روزه]] این حالت پیش آید چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که عمداً این کار را نکنید اشکالی ندارد.<br/>
 +
=== برخی از مکروهات روزه ===
 +
مسأله ۳۹۱: چند کار برای [[روزه]] دار مکروه است، از جمله:<br/>
 +
الف: سرمه کشیدن، در صورتی که مزّه یا بوی آن به حلق برسد.<br/>
 +
ب: نشستن زن در آب، بنا بر احتیاط.<br/>
 +
سؤال ۳۹۲: آیا مداد کشیدن برای خانمهای [[روزه]] دار، در حکم سرمه کشیدن است و مکروه می‌باشد؟ بطور کلّی استفاده از لوازم آرایشی برای زنان [[روزه]] دار چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : این کار موجب بطلان [[روزه]] نیست، ولی بعید نیست که هر چیزی که کار سرمه را کند کراهت داشته باشد. و سایر آرایشها در صورتی که خفیف باشد اشکالی ندارد.<br/>
 +
=== قضا و کفّاره روزه ===
 +
مسأله ۳۹۳: هرگاه [[روزه]] خود را عمداً باطل کند، بعد به مسافرت برود کفّاره از او ساقط نمی‌شود، ولی اگر عمداً [[روزه]] خود را باطل کند بعد عذری مانند حیض، یا نفاس، یا بیماری برای او پیدا شود کفّاره بر او واجب نیست.<br/>
 +
مسأله ۳۹۴: هرگاه زن [[روزه]] دار شوهر [[روزه]] دار خود را مجبور به جماع کند، فقط یک کفّاره بر او واجب است و لازم نیست کفّاره شوهر را بدهد.<br/>
 +
سؤال ۳۹۵: وظیفه خانمی که سال اوّل تکلیف [[روزه]] اش را خورده، چیست؟<br/>
 +
جواب : کفّاره ندارد، خواه جاهل مقصّر بوده یا قاصر، ولی اگر عمداً و آگاهانه [[روزه]] نگرفته کفّاره دارد و در تمام صورتهای مسأله، قضا لازم است.<br/>
 +
مسأله ۳۹۶: کسی که به واسطه بیماری، یا حیض، یا نفاس، [[روزه]] ماه رمضان را نگیرد و پیش از پایان ماه رمضان از دنیا برود لازم نیست روزه‌هایی را که نگرفته برای او قضا نمایند.<br/>
 +
=== زنانی که روزه بر آن‌ها واجب نیست ===
 +
مسأله ۳۹۷: [[روزه]] گرفتن بر زنان بارداری که وضع حمل آنها نزدیک است و [[روزه]] برای حمل آنها ضرر دارد واجب نیست، ولی باید برای هر روز یک مُدّ (تقریباً ۷۵۰ گرم) گندم یا جو یا مانند آن به فقیر بدهند<ref>بهتر آن است که بجای گندم و جو، نان را انتخاب کند و در این صورت احتیاط واجب آن است که نان به اندازه‌ای باشد که گندم خالص آن ۷۵۰ گرم باشد.</ref>، امّا اگر [[روزه]] برای خودش ضرر دارد [[روزه]] بر او واجب نیست و کفّاره هم ندارد، ولی بعداً قضا می‌کند.<br/>
 +
سؤال ۳۹۸: از مسأله ۱۴۵۳ رساله حضرتعالی (مسأله فوق) استفاده می‌شود که اگر [[روزه]] گرفتن برای حمل زنان باردار ضرر داشته باشد [[روزه]] بر این دسته از خانمها واجب نیست و بعداً قضا نیز ندارد و فقط باید کفّاره مدّ طعام بدهند. آیا چنین برداشتی صحیح است؟<br/>
 +
جواب : آری صحیح است.<br/>
 +
مسأله ۳۹۹: زنانی که بچّه شیر می‌دهند، خواه مادر بچّه باشند یا دایه، اگر [[روزه]] گرفتن باعث کمی شیر آنها و ناراحتی بچّه شود [[روزه]] بر آنها واجب نیست; ولی برای هر روز همان کفّاره (یک مُدّ طعام) واجب است، بعداً نیز باید [[روزه]] را قضا کنند، امّا اگر [[روزه]] برای خودشان ضرر داشته باشد، نه [[روزه]] واجب است و نه کفّاره، ولی بعداً باید روزه‌هایی را که نگرفته‌اند قضا نمایند.<br/>
 +
مسأله ۴۰۰: اگر کسی پیدا شود که بدون اُجرت، بچّه را شیر دهد، یا شخصی پیدا شود که اُجرت دایه را بی منّت بپردازد، در این صورت [[روزه]] گرفتن واجب است.<br/>
 +
سؤال ۴۰۱: زنی ۶۳ ساله هستم که شش بچّه به دنیا آورده‌ام، در دوران حاملگی و شیر خوارگی بچّه‌هایم (حدود ۱۲ سال) نتوانستم [[روزه]] بگیرم، پس از آن نیز تاکنون هر وقت خواستم [[روزه]] بگیرم دچار خونریزی معده شده‌ام و با توصیه پزشکان [[روزه]] نگرفته‌ام، حال تکلیف بنده چیست؟<br/>
 +
جواب : در حال حاضر شما مکلّف به [[روزه]] نیستید و احتیاط آن است که اگر قدرت دارید برای هر روز به اندازه یک مدّ طعام به شخص مستحقّی بدهید، همچنین برای ایّام گذشته که [[روزه]] نگرفته‌اید و تا سال بعد هم توانائی بر [[روزه]] نداشته‌اید.<br/>
 +
سؤال ۴۰۲: دختری به سنّ بلوغ رسیده، ولی به واسطه ضعف جسمانی توان [[روزه]] گرفتن در ماه مبارک رمضان ندارد و بعد از ماه مبارک هم تا سال بعد نمی‌تواند قضا کند، حکمش چیست؟<br/>
 +
جواب : باید کفّاره مُدّ طعام بدهد; یعنی برای هر روز معادل ۷۵۰ گرم گندم، یا مانند آن، به فقیر بدهد و قضای این روزه‌ها بر او واجب نیست.<br/>
 +
=== روزه‌های حرام و مستحب ===
 +
مسأله ۴۰۳: [[روزه]] گرفتن زن (روزه مستحبّی) در صورتی که حقّ شوهرش از بین برود بدون اجازه او جایز نیست و اگر حقّ او از بین نرود نیز بنابر احتیاط واجب باید با اجازه شوهر باشد.<br/>
 +
مسأله ۴۰۴: برای زنانی که در بین روز از عادت ماهانه یا نفاس پاک می‌شوند مستحبّ است اعمالی که [[روزه]] را باطل می‌کند ترک کنند، هر چند [[روزه]] بر آنها واجب نیست.<br/>
 +
 +
== احکام اعتکاف ==
 +
=== مقدّمه ===
 +
اعتکاف یک برنامه مهمّ خودسازی است که انسان را در مدّت چند روز به کلّی از مظاهر مادّی دنیا جدا می‌سازد و در یک عالم روحانی و معنوی غرق می‌کند و او را به نگریستن مجدّد به برنامه‌های اخلاقی و خودسازی و توبه از [[گناه]] و محاسبه و مراقبه وا می‌دارد و در مجموع یک تولّد ثانوی محسوب می‌شود، شایسته است مسلمانان از آن بهره گیرند و این سنّت اسلامی را زنده نگه دارند.<br/>
 +
سؤال ۴۰۵: آیا اعتکاف اختصاص به مردان دارد، یا زنان نیز می‌توانند معتکف شوند؟<br/>
 +
جواب : فرقی بین زنان و مردان در استحباب اعتکاف نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۰۶: آیا در اعتکاف زن و فرزند، اجازه شوهر و ولیّ لازم است؟<br/>
 +
جواب : زن بنابر احتیاط واجب باید از همسرش اجازه بگیرد; ولی فرزندان بالغ احتیاج به اجازه ولیّ ندارند.<br/>
 +
سؤال ۴۰۷: در جواب سؤال ۴۹۹ کتاب استفتائات جدید، جلد دوم، آمده است: «بوئیدن عطریّات و بوهای خوش، هر چند به قصد لذّت نباشد، برای معتکف حرام است» با توجّه به این مسأله و با توجّه به این که غالب موادّ آرایشی بانوان دارای بوی خوش است، آرایش نمودن زن معتکف چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : اشکال دارد.<br/>
 +
سؤال ۴۰۸: اگر زن معتکف را طلاق رجعی دهند، تکلیفش چیست؟<br/>
 +
جواب : اعتکافش باطل می‌شود و باید برای ادامه عدّه به خانه شوهر برود; زیرا زن در مدّت عدّه طلاق رجعی، نباید از خانه شوهر خارج شود.<br/>
 +
 +
== احکام خمس ==
 +
=== مقدّمه ===
 +
خمس یکی از عبادات مالی است که تحت شرائط ویژه بر افراد خاصّی واجب می‌شود. خمس پشتوانه مطمئن و مناسبی برای بیت المال مسلمین می‌باشد. خمس قسمتی از خلأ اقتصادی موجود در جامعه اسلامی را پر نموده و بودجه مورد نیاز فعالیّتهائی که جنبه دینی دارد را تأمین می‌کند.<br/>
 +
سؤال ۴۰۹: آیا تعیین سال خمسی اختصاص به مردها دارد، که به عنوان نان آور و مدیر خانواده هستند، یا شامل زنان خانه داری که تحت سرپرستی مردها به سر می‌برند و عایدات جزیی دارند نیز می‌شود؟ در صورتی که جواب مثبت است، آیا نحوه محاسبه خمس اموال آنان با مردان متفاوت است؟<br/>
 +
جواب : هر کس درآمدی زاید بر مخارجش دارد باید سال خمسی داشته باشد و بعد از گذشتن سال اموال خود را تخمیس کند، و تفاوتی بین زن و مرد از این جهت نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۱۰: از آنجا که اینجانبه معلّم هستم حساب سال جداگانه‌ای از شوهرم دارم، می‌خواستم بدانم که آیا به لوازم مصرفی، که قسمتی از آن در پایان سال اضافه می‌آید، مانند لوازم آرایش خانمها، خمس تعلّق می‌گیرد؟ بطور کلّی، آیا لوازم آرایش جزء مؤونه است، یا همه آن خمس دارد؟<br/>
 +
جواب : این لوازم در حدّ معقول جزء مؤونه است و هر گاه چیزی از آن آخر سال اضافه بیاید خمس دارد و این در صورتی است که باقیمانده واقعاً قیمت داشته باشد.<br/>
 +
مسأله ۴۱۱: در میان بسیاری از خانواده‌ها معمول است که جهیزیّه دختران را تدریجاً تهیّه می‌کنند، چنانچه سال بر آن بگذرد خمس آن واجب است; ولی در مناطقی که اگر جهیزیّه را قبلا تهیّه نکنند عیب محسوب می‌شود، یا این که تهیّه آن جز به صورت تدریجی مشکل است، خمس ندارد.<br/>
 +
سؤال ۴۱۲: دختری شاغل و در سنّ [[ازدواج]] می‌باشم، بر خلاف آنچه در بین مردم متداول است، من به تدریج جهیزیّه‌ام را تهیّه نمی‌کنم، بلکه پولی که هر ماه بدست می‌آورم را تبدیل به طلا نموده و نگهداری می‌کنم تا به هنگام نیاز جهیزیّه را یکجا تهیّه کنم، تا هم نیازی به حفظ و نگهداری نداشته باشد و هم مُد روز باشد. آیا به این پس اندازها خمس تعلّق می‌گیرد؟<br/>
 +
جواب : آری به اینها خمس تعلّق می‌گیرد، ولی چنانچه در زحمت باشند ما به اینگونه افراد اجازه می‌دهیم خمس آن را بر ذمّه بگیرند و هنگام توانایی بپردازند.<br/>
 +
سؤال ۴۱۳: شغلم آرایشگری خانمهاست. در ضمن گاهی از اوقات برای همسایه‌ها لباس نیز می‌دوزم، آیا به لوازم آرایشگری و خیّاطی خمس تعلّق می‌گیرد؟<br/>
 +
جواب : به هر گونه ابزار کار خمس تعلّق می‌گیرد، ولی اگر وسیله‌ای را برای زندگی شخصی بگیرید و گاهی از آن برای دیگران استفاده کنید، خمس ندارد.<br/>
 +
سؤال ۴۱۴: آیا به شیربها و مهریّه خانمها خمس تعلّق می‌گیرد؟<br/>
 +
جواب : خمس ندارد.<br/>
 +
سؤال ۴۱۵: اگر خانمی دارای زینت آلات طلا باشد و برخی از آن نیز هدیه باشد و سال بر آن بگذرد، آیا خمس دارد؟<br/>
 +
جواب : چنانچه زینت آلات مزبور مورد نیاز و جزء شؤون او بوده باشد خمس ندارد.<br/>
 +
سؤال ۴۱۶: مجبور شدم برای حلّ مشکلی از مشکلات زندگی، زینت آلاتم را بفروشم، ولی اکنون بیش از یک سال پول آن نزد من است، آیا این پول مشمول خمس است؟<br/>
 +
جواب : مشمول خمس نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۱۷: آیا حقوقی که ازطرف بنیاد شهید به خانواده محترم شهداء پرداخت می‌شود مشمول خمس است؟<br/>
 +
جواب : بنابر احتیاط لازم در سر سال، خمس زیادی را بدهند.<br/>
 +
سؤال ۴۱۸: بیشتر خانمهای شهر ما قالیباف هستند; ولی معمولا خرید لوازم فرش و نیز فروش فرش و تصرّف در پول حاصل از آن، به عهده شوهر است; با توجّه به این که بافتن این فرشها چندین سال طول می‌کشد، چگونه حساب می‌شود؟ آیا خمس آن بر عهده شوهر است، یا خود زن باید بپردازد؟<br/>
 +
جواب : فرش هنگامی که آماده فروختن شد جزء درآمد آن سال محسوب می‌شود و خمس آن بر عهده کسی است که مالک آن فرش و درآمد آن است.<br/>
 +
سؤال ۴۱۹: خانمی زمین موروثی پدری اش را فروخته و با پول آن خود و فرزندانش جهت عزیمت به حجّ، ثبت نام نموده‌اند. آیا در صورت گذشتن سال خمسی بر زمین یا پول آن، خمس به آن تعلّق می‌گیرد؟<br/>
 +
جواب : ارث مشمول خمس نیست; مگر این که قیمت زمین از زمانی که مال الارث به او منتقل شده افزایش یافته باشد که به افزایش آن خمس تعلّق می‌گیرد، ولی اگر قبل از گذشتن سال، آن را برای نام نویسی هزینه کرده، در این صورت چیزی بر او نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۲۰: متأسّفانه شوهرم اهل پرداخت وجوهات شرعیّه نیست، تکلیف من و فرزندانم چیست؟<br/>
 +
جواب : به شما و امثال شما اجازه می‌دهیم که در صورت نیاز در اموال او به مقدار نیازتان تصرّف کنید و خمس آن را به ذمّه بگیرید و اگر بعداً توانایی پیدا کردید بپردازید و اگر توانایی پیدا نکردید بخشوده خواهد شد.<br/>
 +
سؤال ۴۲۱: چنانچه پدری که ـ نعوذ باللّه ـ ثروتش از راه حرام بدست آمده، جهیزیّه‌ای برای دخترش تهیّه کند، یا هدیه‌ای به او بدهد، آیا دختر می‌تواند از آن استفاده کند؟ راه پاک کردن آن چیست؟<br/>
 +
جواب : اگر یقین ندارد که از مال حرام است، برای او اشکالی ندارد. و اگر یقین دارد، چنانچه مقدار حرام و صاحبانش شناخته شده نیستند، واجب است خمس آن را بپردازد و بقیّه پاک می‌شود.<br/>
 +
سؤال ۴۲۲: آیا سیادت از طریق مادر به فرزندان او منتقل می‌شود؟<br/>
 +
جواب : بعضی از احکام سیادت، از جمله گرفتن خمس، منتقل نمی‌شود و سبب آن در کتب فقهیّه نوشته شده است.<br/>
 +
سؤال ۴۲۳: آیا می‌توان به زن سیّده‌ای که شوهرش سیّد نیست، ولی نیازمند است، از سهم سادات کمک نمود تا خرج شوهر و فرزندانش کند؟<br/>
 +
جواب : اشکالی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۴۲۴: چرا وقتی پدر خانواده سیّد است به فرزندانش سیّد می‌گویند، ولی اگر مادر سیّد باشد به آنها سیّد نمی‌گویند؟<br/>
 +
جواب : معمولا نسب انسان در عرف از طریق پدر منشعب می‌شود، به همین جهت همیشه فامیل کودکان مطابق فامیل پدر ثبت می‌شود، و در اسلام نسب خانواده از طریق پدر است; هر چند سیادت مادر نیز سبب احترام فرزند است.<br/>
 +
 +
== احکام زکات ==
 +
=== مقدّمه ===
 +
زکات نیز از عبادات مالی اسلام است و با شرائط خاصّی واجب می‌شود. در اهمیّت زکات همین بس که خداوند متعال در نزدیک به سی آیه قرآن، پس از دستور به نماز، سفارش به زکات می‌کند، گوئی رابطه‌ای عمیق بین [[نماز]] و زکات است، به گونه‌ای که [[نماز]] بی زکات، [[نماز]] مقبولی نخواهد بود.<ref>وسائل الشیعه، جلد ۶، صفحه ۳، حدیث ۱.</ref><br/>
 +
روایات فراوانی نیز در مورد زکات وجود دارد، از جمله در روایتی می‌خوانیم که: «مانع زکات و شخصی که زکات بر او واجب شده و نمی‌پردازد مسلمان از دنیا نمی‌رود!».<ref>وسائل الشیعه، جلد ۶، صفحه ۱۸، حدیث ۳ و ۵.</ref><br/>
 +
سؤال ۴۲۵: من بتازگی [[ازدواج]] کرده‌ام، مجموع طلاهایی که همسرم و بستگانش و نیز بستگان و آشنایان خودم به من هدیه کرده‌اند بیش از ۱۵ مثقال معمولی (نصاب اوّل طلا) می‌باشد و اکنون بیش از یک سال است که از آنها استفاده می‌کنم، آیا به این طلاها زکات تعلّق می‌گیرد؟ زکات آن چقدر است؟<br/>
 +
جواب : زکات تنها به طلاهایی تعلّق می‌گیرد که به صورت سکّه رایج معامله باشد.<br/>
 +
سؤال ۴۲۶: خواهر شوهرم مقداری از طلاجات خود را جهت استفاده در یک جشن به رسم امانت به من داد و سپس بطور ناگهانی و بخاطر معالجه به خارج از کشور سفر کرد و اکنون بیش از یک سال است که این طلاها نزد من می‌باشد و از آن استفاده می‌کنم، شخصی می‌گفت: «اگر کسی طلا قرض کند و یک سال نزد او بماند، باید زکات آن را بدهد» آیا این مطلب صحیح است و زکات بر من واجب می‌باشد؟<br/>
 +
جواب : همانگونه که در مسأله بالا گفته شد این گونه طلاها زکات ندارد.<br/>
 +
سؤال ۴۲۷: زن بیوه‌ای هستم که برای حفظ ارزش اندک ذخیره‌ای که دارم بیش از یک سال است که آن را تبدیل به ۳۰ عدد سکّه بهار آزادی کرده‌ام. آیا به این سکّه‌ها زکات تعلّق می‌گیرد؟<br/>
 +
جواب : چون این سکّه‌ها بصورت پول رایج معامله در بازار به کار نمی‌رود زکات ندارد.<br/>
 +
=== مستحقّین زکات ===
 +
مسأله ۴۲۸: هر گاه شوهر مخارج همسرش را نمی‌پردازد، ولی زن می‌تواند از طریق حاکم شرع یا غیر او حقّ خود را بگیرد، چنین زنی نمی‌تواند از زکات استفاده کند.<br/>
 +
مسأله ۴۲۹: زن می‌تواند به شوهر فقیر خود زکات دهد، هر چند شوهر زکات را بگیرد و صرف مخارج آن زن و اولادش کند.<br/>
 +
سؤال ۴۳۰: شوهرم مفقود الاثر گردیده است، جهت طلاق به دادگاه مراجعه کردم قرار شد چهار سال جستجو کنند و پس از آن حکم طلاق را صادر کنند. در این مدّت از جهت نفقه واقعاً در مضیقه هستم، آیا می‌توانم از زکات استفاده کنم؟<br/>
 +
جواب : آری، در چنین شرایطی استفاده کردن از زکات مانعی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۴۳۱: شوهرم وضع مالی مناسبی ندارد و مخارج خانواده اش را به سختی تأمین می‌کند، با توجّه به این که من سیّده هستم، آیا او که سیّد نیست می‌تواند زکات بگیرد و صرف مخارج ما نماید؟<br/>
 +
جواب : اشکالی ندارد.<br/>
 +
=== زکات فطره ===
 +
مسأله ۴۳۲: اگر انسان نانخور کسی باشد، ولی قبل از غروب عید فطر نانخور دیگری شود، [[زکات فطره]] او بر عهده شخص دوم است; مثل این که دختر پیش از غروب به خانه شوهر رود که شوهرش باید فطره او را بدهد.<br/>
 +
مسأله ۴۳۳: زنی که شوهرش مخارج او را نمی‌دهد و نانخور دیگری است فطره اش بر عهده کسی است که نانخور او می‌باشد و اگر زن غنی است و از مال خود خرج می‌کند باید شخصاً فطره را بدهد.<br/>
 +
 +
== احکام حــج ==
 +
=== مقدّمه ===
 +
[[حج]] یکی از ارکان مهمّ اسلام، و از بزرگترین فرائض دینی است. [[حج]] در تمام طول عمر انسان، طبق شرائط خاصّی، یکبار بر انسان واجب می‌شود که با انجام آن تولّدی دوباره می‌یابد و «مانند روزی که از مادر متولّد شده از گناهان پاک می‌شود»<ref>به بحارالانوار، جلد ۹۶، صفحه ۲۶، ۳۱۵، ۳۱۶ و ۳۴۱ مراجعه فرمائید.</ref>. به بخشی از احکام [[حج]] توجّه فرمائید:<br/>
 +
سؤال ۴۳۴: زنی مهریّه زیادی، که به حدّ استطاعت [[حج]] می‌رسد، از شوهرش طلبکار است، آیا به صرف طلبکاری مستطیع شده و [[حج]] بر ذمّه او مستقر می‌شود؟ و هر گاه قبل از گرفتن مهریّه از دنیا برود، آیا لازم است شخصی را به نیابت از او به [[حج]] بفرستند؟<br/>
 +
جواب : هر گاه گرفتن مهریّه از شوهر برای او عیب نباشد و مشکلی در زندگی او و شوهرش ایجاد نکند، مستطیع است و باید به [[حج]] برود. و اگر نرفت، باید ورثه او از مالش بردارند و حجّ او را اداء کنند.<br/>
 +
سؤال ۴۳۵: مهریّه خانمی چند برابر استطاعت او بوده است، آیا بعد از فوت او بر ورثه اش واجب است که قبل از تقسیم اموال او مخارج [[حج]] را کسر کنند؟<br/>
 +
جواب : چنانچه زن در زمان حیاتش، طبق عرف و عادت می‌توانسته مهریّه را از شوهر بگیرد، مستطیع بوده و باید از ترکه او برداشته شود و چنانچه نمی‌توانسته مستطیع نبوده است.<br/>
 +
سؤال ۴۳۶: در بعضی از شهرها رسم شده است که «انجام حج» به عنوان بخشی از مهریّه زن در عقد نامه ذکر می‌شود، آیا به صرف اجرای عقد با چنین مهریّه‌ای، [[حج]] بر زن واجب می‌شود، یا حکم دیگری دارد؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که مشروط به شرط خاصّی نباشد و مطالبه کردن زن مشکلی برای او ایجاد نکند مستطیعه است و باید مطالبه کند و به [[حج]] برود.<br/>
 +
سؤال ۴۳۷: زن جوانی از طریق شوهر، دوستان و اقوام، در جشن عروسی دارای مقداری طلا شده که با پول آن می‌تواند به [[حج]] مشرّف شود. آیا این عروس خانم مستطیع است؟ یا چون زمان زینت و آرایش او می‌باشد طلای مذکور جزء مؤونه زندگی او است؟<br/>
 +
جواب : اگر آن مقداری که دارد جزء شؤون او در مورد زینت است، مستطیع نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۳۸: دختری هستم که چندی پیش پدرم را از دست دادم، مقداری ارث به من رسید که کفاف یکی از دو مراسم [[ازدواج]] و [[حج]] را می‌نماید، ولی برای هر دو کافی نیست، آیا با این شرایط مستطیع هستم؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که نیاز به [[ازدواج]] دارید و علاوه بر مخارج ازدواج، پول دیگری برای [[حج]] ندارید مستطیع نیستید و [[حج]] بر شما واجب نیست.<br/>
 +
مسأله ۴۳۹: هر گاه زنی مالی دارد که می‌تواند با آن به [[حج]] برود، ولی بعد از بازگشت، نه شوهر قادر بر تأمین زندگی اوست و نه خودش، [[حج]] بر او واجب نمی‌شود.<br/>
 +
سؤال ۴۴۰: زنی نیاز به همراه دارد و همراه هم مزد می‌گیرد و او توانایی پرداخت مزد ندارد، آیا چنین زنی مستطیع است؟<br/>
 +
جواب : مستطیع نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۴۱: خانمی به لحاظ مالی و بدنی و سایر شرایط مستطیع است، ولی طفل شیر خواری دارد که با غیر او آرام نمی‌گیرد و نمی‌تواند او را همراه خود ببرد، آیا او مستطیع است؟<br/>
 +
جواب : چنانچه جدا شدن از طفل موجب خطر جانی یا بیماری شدید او، یا سبب عُسر و حرج برای دیگران شود مستطیع نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۴۲: شوهرم تمام مخارج حجّ مرا بر عهده گرفته است، ولی متأسّفانه او اهل خمس نیست و من نیز از خود مالی ندارم که خمس بپردازم، تکلیف من در ارتباط با هزینه رفت و برگشت، ارز، لباس احرامی و [[قربانی]] چیست؟<br/>
 +
جواب : خمس اینها بر عهده شماست و اگر توانایی ندارید مستطیع نیستید.<br/>
 +
سؤال ۴۴۳: اگر خانمی قبل از [[ازدواج]] نذر کرده باشد که حجّی بجا آورد و بعد از آن [[ازدواج]] کند، آیا در این صورت نیز اجازه شوهر لازم است؟<br/>
 +
جواب : اجازه شوهر لازم است و شوهر حقّ ممانعت دارد.<br/>
 +
سؤال ۴۴۴: سازمان حجّ و زیارت از زنان مستطیعه اجازه رسمی شوهرانشان را می‌خواهد و شوهر بعضی از خانمها اجازه نمی‌دهند، تکلیف زن چیست؟<br/>
 +
جواب : بعید است آنها در حجّ واجب اجازه شوهر را بخواهند، زیرا شرعاً اجازه شوهر شرط نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۴۵: اگر زوج، زوجه عقد بسته خود را از رفتن به عمره منع کند، با توجّه به این که زوجه هنوز در خانه پدرش بسر می‌برد و نفقه خور همسرش نمی‌باشد، اگر در این حال عازم سفر عمره گردد، آیا سفر زوجه معصیت است؟ آیا احرام او صحیح می‌باشد؟ بطور کلّی وظیفه زوجه چیست؟<br/>
 +
جواب : احتیاط واجب آن است که رضایت شوهر را جلب کند، ولی [[حج]] و عمره او درهر حال صحیح است، امّا احتیاط آن است که نمازهای خود را جمع بخواند و اگر سفر اوّل او باشد، خواه برای [[حج]] و یا عمره، اجازه شوهر شرط نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۴۶: دختری هستم که مادرم قبل از بلوغ مرا به [[حج]] برده و تمام اعمال نیابت بردار را از طرف من انجام داده و اعمالی را که خود می‌توانستم انجام دهم، مرا وادار به انجام آن نموده است، آیا هم اکنون که استطاعت مالی دارم، دوباره [[حج]] بر من واجب است؟ در صورت عدم وجوب می‌توانم [[ازدواج]] کنم؟<br/>
 +
جواب : هرگاه تمام اعمال را مطابق وظیفه انجام داده‌اید، از احرام خارج شده و می‌توانید [[ازدواج]] کنید و چنانچه استطاعت مالی و سایر شرایط را دارید مستطیع هستید و حَجّة الاسلام بر شما واجب است.<br/>
 +
سؤال ۴۴۷: با توجّه به این که دولت (به خاطر خطرات احتمالی) از رفتن زنان حامله به [[حج]] جلوگیری می‌کند، آیا از نظر شرعی آنان مستطیعه هستند؟<br/>
 +
جواب : چنین زنانی مستطیع نیستند.<ref>با توجّه به این که مسائل [[حج]] مورد ابتلای همه بانوان محترمه نیست و از سوی دیگر کتاب مستقلّی بنام «حجّ بانوان» مطابق با فتاوای حضرت آیت اللّه العظمی مکارم شیرازی «مدّظلّه» منتشر شده است، از ذکر بقیّه مسائل اختصاصی حجّ بانوان صرفنظر می‌کنیم; علاقمندان به کتاب مذکور مراجعه کنند.</ref><br/>
 +
 +
== احکام ازدواج ==
 +
=== مقدّمه ===
 +
بی شک هیچ شالوده‌ای مقدّس تر از شالوده بنای رفیع [[ازدواج]] نیست، زیرا در سایه این بنای مقدّس، زن و شوهر به آرامش می‌رسند و نیازهای طبیعی خود را بر طرف می‌سازند و علاوه بر ساختن آینده خود در دنیا، برای جهان آخرت خود نیز بهتر گام بر می‌دارند و بدینسان امنیّت و آرامش جهان آخرت را نیز در این جهان و با این امر مقدّس پایه گذاری می‌کنند، بنابراین درخت پرثمر [[ازدواج]] میوه‌های شیرینی همچون آرامش فردی، اجتماعی، دنیایی و آخرتی دارد، بدین جهت در آیات قرآن و روایات معصومان(علیهم السلام) فوق العاده مورد تأکید قرار گرفته است. به بخشی از احکام [[ازدواج]] توجّه فرمائید:<br/>
 +
=== اولیای عقد ===
 +
مسأله ۴۴۸: دختری که به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می‌دهد، چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جدّ پدری [[ازدواج]] نماید; ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جدّ پدری خود دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد، یا این که دختر قبلا شوهر کرده باشد، که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جدّ پدری در [[ازدواج]] جدید لازم نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۴۹: دختر باکره‌ای که عقل و شعور کافی دارد و به سنّ بلوغ رسیده، آیا می‌تواند بدون اذن پدر، خود را به عقد دائم یا موقّت مردی در آورد؟<br/>
 +
جواب : جایز نیست، بنابر احتیاط واجب.<br/>
 +
سؤال ۴۵۰: شخصی مایل به [[ازدواج]] با دختری است که خودش او را پسندیده است، امّا والدینش فرد دیگری را در نظر دارند، به گونه‌ای که اگر با او [[ازدواج]] نکند حتماً باعث ناراحتی پدر و مادر می‌گردد، آیا [[اطاعت از والدین]] در این صورت واجب است؟<br/>
 +
جواب : رعایت نظر پدر و مادر در این گونه مسائل واجب نیست، ولی اگر بتواند موافقت آنها را جلب کند بهتر است.<br/>
 +
سؤال ۴۵۱: اگر در نکاح موقّت باکره بالغه رشیده، بنا بر دخول نباشد، یا دختر عدم دخول را شرط نماید، آیا اذن ولی شرط است؟<br/>
 +
جواب : اذن ولی در تمام موارد شرط است، بنابر احتیاط واجب.<br/>
 +
سؤال ۴۵۲: اگر مرد مقلّد مرجعی باشد که معتقد است: «ازدواج موقّت دختر باکره بدون اجازه پدرش جایز است»، ولی دختر مقلّد کسی است که می‌گوید: «احتیاط واجب کسب اجازه پدر است» آیا آن مرد می‌تواند این دختر را بدون اجازه پدرش عقد کند؟<br/>
 +
جواب : دختر بنابر احتیاط واجب نمی‌تواند بدون اجازه پدر [[ازدواج]] کند.<br/>
 +
سؤال ۴۵۳: برای [[ازدواج]] با دختر باکره اذن پدر یا ولی شرط است، آیا در این مسأله، [[ازدواج]] موقّت با دائم فرق دارد؟<br/>
 +
جواب : احتیاط واجب آن است که اجازه بگیرند و تفاوتی بین [[ازدواج]] موقّت و دائم نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۵۴: دختر جوانی بدون اذن پدر و مادر خود به خانه کسی می‌رود و به درخواست پسر و دختر عقد نکاح آنان بدون رضایت پدر اجرا می‌شود و اعمال
 +
صفحه ۱۴۱ مترتّب بر [[ازدواج]] انجام می‌گیرد، در حالی که اگر دختر با پدر مشورت می‌کرد مانعی وجود نداشت، حکم عقد در صورت تحصیل رضایت و عدم تحصیل رضایت پدر چیست؟<br/>
 +
جواب : بهتر این است که بعداً رضایت پدر را جلب نماید.<br/>
 +
سؤال ۴۵۵: آیا دختر باکره‌ای که پدر و جدّ پدری ندارد، به هنگام [[ازدواج]] باید از برادر، یا عمو، یا دایی، یا مادرش اجازه بگیرد، یا اصلا نیازی به اجازه ندارد؟<br/>
 +
جواب : احتیاط این است که از بعضی بزرگترهای فامیل اجازه بگیرد; مخصوصاً برادر بزرگتر.<br/>
 +
سؤال ۴۵۶: طبق فتوای مراجع عظام در صورتی که پدر یا جدّ پدری غایب باشد و دختر باکره احتیاج به شوهر داشته باشد، اجازه ولی ساقط می‌شود. معنای «احتیاج داشتن به شوهر» چیست؟<br/>
 +
جواب : منظور این است که به سنّی رسیده که هرگاه شوهر نکند به زحمت یا خطر می‌افتد.<br/>
 +
سؤال ۴۵۷: اگر دختر باکره‌ای با پسر هم شأن شرعی و عرفی خود قصد [[ازدواج]] داشته باشد، آیا اذن پدر ساقط است؟<br/>
 +
جواب : در فرض مسأله، اگر پدر مخالفت کند، اذن او ساقط می‌شود.<br/>
 +
سؤال ۴۵۸: به نظر حضر تعالی آیا کفو شرعی کافی است، یا کفو عرفی هم لازم است؟ منظور از کفو شرعی و عرفی چیست؟<br/>
 +
جواب : منظور از کفو شرعی آن است که مسلمان باشد و منظور از کفو عرفی آن است که از نظر شؤون اجتماعی با هم متناسب باشند و مراعات کفو عرفی لازم نیست; مگر در جایی که دختر رشد فکری کافی ندارد و ولی برای او شوهر انتخاب می‌کند.<br/>
 +
سؤال ۴۵۹: برای خاله بنده خواستگارهای زیادی آمده است که بیشتر آنها افرادی متدیّن بوده‌اند، ولی پدر بزرگ من، که پدر خاله‌ام می‌باشد، آنها را رد کرده است. او می‌گوید فقط باید با فامیل من [[ازدواج]] کند. تکلیف خاله من چیست؟<br/>
 +
جواب : هر گاه خواستگاران با او تناسب داشته‌اند و کفو شرعی و عرفی او بوده‌اند، او حق نداشته آنها را رد کند. همچنین حق ندارد اصرار بر [[ازدواج]] با فامیل کند و اجازه و اذن او در این موارد ساقط است; ولی در عین حال اگر بتواند رضایت پدر را به دست آورد کار خوبی کرده است.<br/>
 +
سؤال ۴۶۰: در بعضی از مواقع پسران و دختران مجرّد، که رشید می‌باشند، به اتّفاق هم به حقیر مراجعه و اعلام می‌نمایند که چندین بار خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاری کرده، ولی پدر دختر بی جهت با [[ازدواج]] آنها مخالفت می‌کند که این امر باعث افسردگی دختر و پسر شده است. بدین جهت پسر و دختر اصرار دارند که عقد آنها بدون اذن ولیّ دختر خوانده شود; چون در عسر و حرج خاصّی بسر می‌برند. آیا در این گونه موارد اذن ولیّ دختر ساقط می‌شود؟<br/>
 +
جواب : اگر شوهری که برای دختر پیدا شده شرعاً و عرفاً کفو و مناسب او باشد، پدر حقّ مخالفت ندارد; ولی باید تحقیق کرد که چرا پدر مخالفت می‌کند.<br/>
 +
سؤال ۴۶۱: اگر پدر دختر اجازه [[ازدواج]] ندهد، در حالی که دختر بر اثر ترک [[ازدواج]] به [[گناه]] می‌افتد، آیا در این صورت هم اجازه او لازم است؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که همسر مناسب شرعی و عرفی پیدا شود و پدر مخالفت کند رضایت او شرط نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۶۲: آیا در سقوط اذن ولیّ دختر باکره در صورت وجود کفو شرعی و عرفی برای دختر، انحصار کفو شرط است؟ مثل این که مانند این پسر که به خواستگاری او آمده دیگر نخواهد آمد، یا انحصار شرط نیست، هر چند مانند این خواستگار، که ولیّ دختر با او مخالف است، افراد دیگری هم باشند و همه آنها کفو شرعی و عرفی دختر باشند، اذن ولی ساقط است؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که ولی با کفو شرعی و عرفی مخالفت کند، اجازه او ساقط است; خواه کسان دیگر باشند یا نباشند.<br/>
 +
سؤال ۴۶۳: دختر و پسری (العیاذ باللّه) رابطه نامشروع داشته‌اند که در نتیجه دختر حامله می‌شود و در هفت ماهگی به وسیله پسر سقط جنین انجام می‌شود، آیا [[ازدواج]] آنان با یکدیگر، با توجّه به عدم موافقت پدر دختر، جایز است؟<br/>
 +
جواب : در اینجا اجازه پدر دختر شرط نیست; ولی بهتر است با موافقت او اقدام کنند.<br/>
 +
سؤال ۴۶۴: اگر پرده بکارت دختری بر اثر ورزش و مانند آن زایل شود، یا دختری به عقد مردی درآید و قبل از عروسی طلاق بگیرد، و یا در حین عقد از طریق غیر متعارف آمیزش کنند، ولی بکارت او محفوظ باشد. آیا در این موارد سه گانه اذن پدر ساقط می‌شود؟ بطور کلّی دختر باکره که در [[ازدواج]] نیاز به اجازه ولی دارد، به چه دختری گفته می‌شود؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که دختر شوهر کند و سپس طلاق بگیرد در مرتبه بعد بدون اذن ولی می‌تواند [[ازدواج]] کند.<br/>
 +
سؤال ۴۶۵: پدری دختر صغیره خود را، که کمتر از ۹ سال دارد، بدون اطّلاع او به عقد مردی، که ۲۵ سال از او بزرگتر است و همسر دیگری هم دارد، در آورده است. دختر پس از بلوغ نارضایتی خود را اعلام و اصرار بر طلاق می‌نماید، ولی شوهر حاضر به طلاق نمی‌شود، آیا عقد فوق صحیح است؟<br/>
 +
جواب : چنانچه این عقد به مصلحت دختر نبوده باطل است و دختر می‌تواند بدون طلاق شوهر کند; ولی اگر دختر بعد از بلوغ رضایت داده نمی‌تواند آن را بر هم زند.<br/>
 +
سؤال ۴۶۶: آیا پدر و جدّ پدری در امر [[ازدواج]] بر فرزند صغیر خود ولایت دارند؟<br/>
 +
جواب : با توجّه به این که ولایت پدر و جدّ پدری منوط به مصلحت صغیر است و در عصر و زمان ما غالباً غبطه و مصالح صغیر در [[ازدواج]] نمی‌باشد، بنابراین پدران، جز در موارد استثنائی، حق ندارند صغیر یا صغیره را به عقد کسی در آورند.<br/>
 +
سؤال ۴۶۷: می‌خواهم دختری را به عقد موقّت در آورم، ولی نمی‌دانم پدر او راضی است یا نه؟ اگر دختر بگوید: «پدرم راضی است» آیا حرف او قابل قبول است؟<br/>
 +
جواب : احتیاط آن است که خودتان از پدر دختر اجازه بگیرید.<br/>
 +
=== شرایط مجاز و غیرمجاز در عقد نکاح ===
 +
سؤال ۴۶۸: آیا زن می‌تواند در موقع اجرای عقد نکاح با شوهرش شرط کند که تحصیل یا تدریس خود را همچنان ادامه دهد و در جلسات مختلف شرکت کند؟<br/>
 +
جواب : مانعی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۴۶۹: آیا زن می‌تواند شرط کند که از طرف مرد وکیل در طلاق خویش باشد؟ آیا این شرط، در ضمن عقد [[ازدواج]] تحقّق می‌یابد، یا باید عقد لازم دیگری انجام شود؟<br/>
 +
جواب : این شرط می‌تواند در ضمن عقد ازدواج، یا عقد لازم دیگری باشد.<br/>
 +
سؤال ۴۷۰: آیا زن می‌تواند حقّ وکالت در طلاق خویش را برای فرد ثالثی، مثلا پدرش، به عنوان شرط ضمن العقد قرار دهد؟ و آیا باید چنین شرطهایی را به هنگام عقد [[ازدواج]] قرار داد، یا بعد از عقد نیز می‌توان در ضمن عقد لازمی شرط کرد؟<br/>
 +
جواب : قرار دادن وکالت برای فرد ثالث در عقد [[ازدواج]] اشکال ندارد، و بعداً نیز می‌توان آن را در ضمن معامله دیگری، هر چند بعد از [[ازدواج]] باشد، قرار داد.<br/>
 +
سؤال ۴۷۱: اگر زن مهریّه خود را ببخشد، مشروط بر این که تا او زنده است شوهرش همسر دیگری اختیار نکند، لطفاً بفرمائید:<br/>
 +
الف: آیا این شرط از نظر شرعی صحیح است؟<br/>
 +
جواب : اشکالی ندارد.<br/>
 +
ب: اگر مرد بر خلاف شرط عمل کند چه حکمی دارد؟ آیا زن دوم بر او حرام می‌شود؟<br/>
 +
جواب : چنانچه مرد از شرط تخلّف کند و [[ازدواج]] مجدّد نماید، ازدواجش صحیح است و زن دوم بر او حرام نیست; ولی زن اوّل می‌تواند مهریّه اش را باز پس بگیرد.<br/>
 +
سؤال ۴۷۲: آیا شرط عدم آمیزش و اکتفاء به سایر تمتّعات از سوی زن، مخصوصاً در عقد موقّت، مشروع است؟<br/>
 +
جواب : مانعی ندارد.<br/>
 +
=== عیوبی که به خاطر آن می‌توان عقد را فسخ کرد ===
 +
==== قسمت اول ====
 +
مسأله ۴۷۳: زن می‌تواند در چند صورت عقد را به هم بزند:<br/>
 +
۱ـ دیوانه بودن شوهر ۲ـ نداشتن آلت مردی ۳ـ ناتوانی از نزدیکی جنسی ۴ـ بیضه‌های او را کشیده باشند.<br/>
 +
مسأله ۴۷۴: هرگاه به خاطر ناتوانی مرد از نزدیکی، زن عقد را بر هم زند، شوهر باید نصف مهریّه او را بپردازد، ولی اگر به خاطر یکی دیگر از عیبهایی که گفته شد مرد یا زن عقد را به هم بزند، اگر با هم نزدیکی نکرده باشند چیزی بر مرد نیست و اگØјϙǠباشند، بنابر احتیاط واجب باید مرد تمام مهر را بپردازد.<br/>
 +
سؤال ۴۷۵: شوهرم پزشک محترمی بود; ولی متأسّفانه پس از چند سال زندگی مشترک، مبتلا به جنون شد. اختلال حواسّ او را به دادگاه اعلام کردم و پزشک قانونی نیز آن را تأیید کرده است. در صورتی که محجور شود نکاح خود به خود فسخ می‌شود، یا جهت فسخ نکاح باید به حاکم شرع مراجعه کنم؟<br/>
 +
جواب : زن می‌تواند صیغه فسخ را جاری کند و احتیاط آن است که آن را به اطّلاع حاکم شرع برساند.<br/>
 +
سؤال ۴۷۶: اگر زن و شوهری قبل از [[ازدواج]] و نزدیکی، یا بعد از [[ازدواج]] و دخول، به مرض جنون ادواری مبتلا شوند، آیا حقّ فسخ نکاح را دارند؟<br/>
 +
جواب : احتیاط آن است که به فسخ قناعت نشود، زوج از طلاق استفاده نماید و زن هم، در صورت موافقت زوج، از خلع استفاده کند.<br/>
 +
سؤال ۴۷۷: اگر مردی قبل از [[ازدواج]] از نزدیکی عاجز باشد و زن بعد از مراسم عروسی بفهمد و فوراً عقد را بر هم نزند و از شوهر جدا نشود; ولی راضی به عقد نباشد، آیا در این صورت زن می‌تواند بدون طلاق شوهر کند؟<br/>
 +
جواب : در این موارد، زن باید به حاکم شرع مراجعه کند و حاکم یک سال به مرد مهلت می‌دهد، اگر درمان شد [[ازدواج]] باقی است، در غیر این صورت زن می‌تواند نکاح را فسخ کند و احتیاج به طلاق نیست و به فرض که مرد بعد از آن هم خوب شود قابل بازگشت نیست; مگر به [[ازدواج]] جدید.<br/>
 +
سؤال ۴۷۸: اینجانبه مدّت دو سال و نیم است که به عقد دائم فردی درآمده‌ام که به علّت ناتوانی جسمی قادر به تصاحب بنده نبوده و هنوز هم باکره می‌باشم. لطفاً در این خصوص به سؤالات زیر پاسخ دهید:<br/>
 +
الف: آیا این مورد، از موارد فسخ است؟<br/>
 +
ب: آیا شرعاً مستحقّ نفقه می‌باشم؟<br/>
 +
ج: سایر حقوقی که به بنده تعلّق می‌گیرد چیست؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که به عیب او رضایت نداده باشید، حقّ فسخ دارید و چنانچه حکم را نمی‌دانسته‌اید و فسخ نکرده‌اید و آماده تمکین بوده‌اید، حقّ نفقه دارید و در صورت جدا شدن با فسخ، هرگاه عروسی نشده باشد، حقّ نصف مهر را دارید.<br/>
 +
سؤال ۴۷۹: اگر در مدّت یک سال مهلت به فرد عنین، زوجه از تمکین خودداری کند، آیا بعد از اتمام مدّت، زوجه حقّ فسخ دارد؟<br/>
 +
جواب : چنانچه درمان او نیاز به همبستر شدن با زوجه دارد، در صورت عدم تمکین زوجه، باید مدّت تمکین تجدید شود.<br/>
 +
سؤال ۴۸۰: زوجه مدّعی ناتوانی جنسی زوج است، ولی زوج برای نفی ادّعای زوجه حاضر نیست اعمالی از قبیل معاینه دکترهای عدول و مجامعت با زوجه را انجام دهد و نفقه زوجه را نیز نمی‌پردازد، حکم شرعی این زوجین را بیان فرمائید.<br/>
 +
جواب : اگر زوج نسبت به ترک انفاق، اصرار داشته باشد و حاضر به انجام وظیفه شرعی نشود، حاکم شرع می‌تواند زوجه را مطلّقه سازد و یا حقّ او را از زوج بگیرد و نسبت به اتّهام عنین بودن، اگر این امر از ابتدای زوجیّت بوده و زوج حاضر به آزمایش نشود و بر آن اصرار ورزد، باز حاکم شرع می‌تواند زوجه را مطلّقه سازد. ضمناً توجّه داشته باشید هر گاه ثابت شود زوج عنین است، باید یک سال مهلت داد، اگر بیماری او خوب نشد زوجه حقّ فسخ دارد و می‌تواند نصف مهر خود را بگیرد.<br/>
 +
سؤال ۴۸۱: با توجّه به پیشرفت علوم پزشکی، در صورتی که با آزمایشات متعدّد اطمینان حاصل شود که زوج عنین است، آیا باز هم یک سال مهلت دادن لازم است؟<br/>
 +
جواب : آری لازم است و باید به او فرصت معالجه داد.<br/>
 +
سؤال ۴۸۲: زنی پس از سالها [[ازدواج]] بچّه دار نشده است، دکتر تشخیص داده که عیب از مرد می‌باشد، اکنون زن می‌گوید: «شوهرم فاقد بیضه است» و بدین جهت بچّه دار نشده است، آیا زن می‌تواند عقد را فسخ کند؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که آگاهی بر این امر نداشته، می‌تواند فسخ کند; مگر این که بعد از آگاه شدن راضی شده و با او زندگی کرده باشد.<br/>
 +
سؤال ۴۸۳: شخصی، از دختری، که در افغانستان بسر می‌برد، برای پسرش، که در ایران است، خواستگاری می‌کند، دختر راضی می‌شود مشروط بر این که تعریف و توصیف‌هایی که پدر داماد از پسرش کرده مطابق با واقع باشد، پس از آن که دختر به ایران می‌آید متوجّه می‌شود آن توصیفها کاملا دروغ بوده و پدر و مادر پسر، عکس شخصی دیگر را به عنوان عکس فرزندشان به دختر نشان داده‌اند! آیا عقدی که خوانده شده صحیح است؟<br/>
 +
جواب : در فرض مسأله دختر حقّ فسخ دارد.<br/>
 +
سؤال ۴۸۴: زوجه‌ای در دوران عقد متوجّه بیماری روحی و عصبی صعب العلاجی در شوهرش می‌شود، بگونه‌ای که عوارض بیماری (شوک‌های عصبی، ضعف شدید جسمی، بی ثباتی شخصیّتی، نا بینایی موقّت، غش و مانند آن) زندگی را برای وی مخاطره آمیز ساخته است. نظر به ترس و نگرانی زوجه از زندگی مشترک و ضرورت درمان چند ساله و نبودن عزم جدّی بر معالجه از سوی زوج و خانواده اش، آیا زوجه حقّ فسخ دارد؟ حکم مهریّه و نفقه چیست؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که قبلا زوج و کسان او اظهار داشته‌اند که از سلامت کامل برخوردار است، زوجه می‌تواند به عنوان تدلیس، نکاح را فسخ کند، در غیر این صورت هر گاه ثابت شود زندگی با آن مرد مستلزم عسر و حرج شدید است حقّ دارد از حاکم شرع تقاضای طلاق کند و طلاق در این صورت جنبه خلع خواهد داشت که معمولا با بذل مهریّه انجام می‌شود; مگر این که با زوجه توافق دیگری شود.<br/>
 +
سؤال ۴۸۵: هر گاه شخصی به خواستگاری دختری برود و بگوید: «همسر و فرزندی ندارم» و دختر با این شرط آماده [[ازدواج]] با او شود و بعد از عقد معلوم شود که مرد دروغ گفته است، آیا زن حقّ فسخ دارد؟<br/>
 +
جواب : در تمام مواردی که مرد یا زن اظهار صفاتی کنند که موجب کمال باشد و یا حتّی موجب کمال نباشد، ولی رضایت طرف مقابل به خاطر وجود آن صفات باشد و بعداً کشف خلاف گردد، در تمام این موارد طرفی که اغفال شده خیار فسخ دارد و می‌تواند بدون طلاق عقد نکاح را بر هم بزند.<br/>
 +
سؤال ۴۸۶: زوج در موقع ازدواج، با اشتغال زوجه در خارج از منزل موافقت کرده و متعهّد شده که ممانعت نکند، حال پس از گذشت چند سال از [[ازدواج]] و اشتغال زوجه، زوج مانع ادامه کار او شده است، آیا زن در اینجا حقّ فسخ دارد؟<br/>
 +
جواب : آری، اگر شوهر تخلّف از شرط کند، زوجه می‌تواند نکاح را فسخ کند.<br/>
 +
==== قسمت دوم ====
 +
سؤال ۴۸۷: والدینم مرا بالاجبار به عقد شخصی در آوردند، شوهرم پس از مدّتی مانع انجام فرائض دینی ام شد و معلوم گشت که او شیعه نیست و حتّی مرا در صورت باقی ماندن بر مذهبم تهدید به مرگ کرد، تکلیف من چیست؟<br/>
 +
جواب : در فرض مسأله شما می‌توانید به دادگاه شکایت کنید، اگر او از کارش دست بر نداشت و حاضر به طلاق نشد، حاکم شرع می‌تواند شما را طلاق دهد. و اگر [[ازدواج]] شما بالاجبار بوده از اوّل باطل بوده است و احتیاج به طلاق ندارد و اگر شما راضی به [[ازدواج]] شده‌اید، در حالی که او خود را به عنوان شیعه معرّفی کرده و از مذهب او آگاه نبوده‌اید، حقّ فسخ دارید و نیازی به طلاق نیست.<br/>
 +
سؤال ۴۸۸: اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهرش معتاد است، آیا می‌تواند عقد را فسخ کند؟ تکلیف مهریّه چه خواهد شد؟<br/>
 +
جواب : اگر زن در موقع عقد شرط کند که هر گاه شوهرش مثلا مسافرت نماید، یا معتاد به موادّ مخدّر گردد، یا خرجی او را ندهد، اختیار طلاق با او باشد، این شرط باطل است; ولی هر گاه شرط کند که او از طرف شوهرش وکیل باشد که هر گاه این کارها را انجام دهد خود را مطلّقه کند، این وکالت صحیح است و در چنین صورتی حق دارد خود را طلاق دهد.<br/>
 +
سؤال ۴۸۹: اگر زن بعد از [[ازدواج]] بفهمد شوهرش مسلمان نیست، حکمش چیست؟<br/>
 +
جواب : نمی‌تواند با او زندگی کند و ازدواجش باطل است.<br/>
 +
مسأله ۴۹۰: هر گاه مرد بعد از عقد بفهمد که زن او یکی از هفت عیب زیر را دارد می‌تواند عقد را فسخ کند: ۱ـ دیوانگی ۲ـ بیماری خوره ۳ـ برص (پیسی) ۴ـ کور بودن ۵ـ شل بودن، بطوری که آشکار باشد. ۶ـ إفضا شدن (یعنی راه بول و حیض او، یا راه حیض و غائط او، یکی شده باشد و بطور کلی پارگی طوری باشد که قابل استفاده برای آمیزش جنسی نباشد) ۷ـ گوشت، یا استخوان، یا غدهّ ای در او باشد که مانع نزدیکی شود.<br/>
 +
سؤال ۴۹۱: چنانچه مردی، پس از گذشت دو سال از زندگی مشترک زناشوئی متوجّه شود که همسرش در طول دو سال گذشته با خدعه، بیماری‌های خویش را، که فلج مثانه و اگزیما بوده و از کودکی به آن مبتلا می‌باشد، از شوهر پنهان نموده، در حالی که به هنگام عقد خود را سالم معرّفی کرده است، در فرض سؤال، آیا مرد حقّ فسخ نکاح را دارد؟<br/>
 +
جواب : در فرض مسأله اگر مرد بعد از اطّلاع رضایت به این [[ازدواج]] نداده حقّ راضی به [[ازدواج]] شده‌اید، در حالی که او خود را به عنوان شیعه معرّفی کرده و از مذهب او آگاه نبوده‌اید، حقّ فسخ دارید و نیازی به طلاق نیست.<br/>
 +
فسخ دارد، و ضرر و زیانهائی را که بر او وارد شده می‌تواند از کسانی که تدلیس کرده‌اند بگیرد.<br/>
 +
سؤال ۴۹۲: پس از [[ازدواج]] معلوم شد که در قسمتهای بالای پای زوجه آثار سوختگی قدیمی بطور ضعیف بجا مانده است و از طرفی پرده بکارت از نوع گوشتی و بسیار ضخیم است که عمل دخول بدون اقدام به عمل جرّاحی ممکن نیست; در حالی که قبل از [[ازدواج]] در خصوص سلامتی زوجه، هیچ مذاکره‌ای انجام نشده است، آیا در این مورد، مرد حقّ فسخ دارد؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که با جرّاحی معمولی مشکل حل شود و عوارض خاصّی نداشته باشد، این مقدار عیب باعث فسخ نمی‌شود.<br/>
 +
سؤال ۴۹۳: اگر تدلیس کننده خود زن باشد و شوهر پس از آگاهی از وجود عیب، نکاح را فسخ کند، موردی که دارای بیماری روانی، سر گیجه، استفراغ، تشنّج، پرخاشگری و حالتهای غیر عادی، که ناشی از بیماری روانی غیر قابل علاج باشد و پزشکان متخصّص و شاهدان عینی تصدیق نموده‌اند، آیا چنین فسخی صحیح است؟<br/>
 +
جواب : هرگاه زن و کسان او طوری وانمود کنند که زن سالم است و در واقع سلامت زن به صورت شرط در ضمن عقد درآید و بعداً کشف خلاف شود، شوهر می‌تواند عقد را فسخ کند و اگر دخول نکرده، مهری برای زن نیست و اگر قبل از آگاهی بر عیب دخول کرده است تمام مهر بر او لازم است و می‌تواند آن را از تدلیس کننده بگیرد و اگر تدلیس کننده زن باشد مهر او ساقط است.<br/>
 +
سؤال ۴۹۴: آیا بیماری ایدز، در هر یک از زن و شوهر، از عیوب موجب فسخ است؟<br/>
 +
جواب : اگر به گواهی اهل اطّلاع این بیماری در مرحله‌ای باشد که موجب سرایت و خطر گردد و شوهر حاضر به طلاق دادن نباشد، زن می‌تواند طلاق خود را به وسیله حاکم شرع بگیرد و مرد نیز در این گونه موارد می‌تواند زن را طلاق دهد.<br/>
 +
سؤال ۴۹۵: دختری را به [[ازدواج]] پسرم در آورده‌ام و عروسی هم کرده‌اند، حال معلوم شده که دختر مدّتهاست به بیماری صرع (غش) مبتلا است، خود دختر و دکترش هم تصدیق نموده‌اند، ولی پدر و مادرش این مطلب را پنهان کرده‌اند، حتّی دختر می‌گوید: «می‌خواستم بگویم، امّا والدینم مانع شدند» تکلیف عقد و مهریّه چیست؟<br/>
 +
جواب : بیماری صرع موجب خیار فسخ در عقد نکاح نیست و اگر بخواهد دختر را طلاق دهد، چنانچه عروسی نموده باید تمام مهر را بپردازد; ولی اگر در مذاکرات قبل از عقد یا به هنگام اجرای صیغه عقد، شرط سلامت کرده باشند، شوهر خیار فسخ دارد.<br/>
 +
سؤال ۴۹۶: آیا نبودن بکارت در دختر، باعث جواز فسخ عقد می‌شود؟ معنی فسخ چیست؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که شرط بکارت کرده باشد حقّ فسخ دارد و معمولا در محیطهای ما، شرط بکارت به عنوان یک شرط ضمنی و از پیش توافق شده می‌باشد و معنی فسخ این است که بگوید: «من عقد را فسخ کردم، یا به هم زدم» و به هر زبانی کافی است.<br/>
 +
سؤال ۴۹۷: در صورتی که داماد بخاطر عدم بکارت، نکاح را فسخ کند، چه مقدار از مهریّه را باید بپردازد؟ در صورت تدلیس از چه کسی می‌تواند بگیرد؟<br/>
 +
جواب : در صورت شرط بکارت، یا هر شرط کمال و عدم نقص ـ خواه به صورت ذکر در عقد باشد، یا قبل از آن ـ چنانچه خلاف آن ثابت شود حقّ فسخ دارد و هر گاه دخول حاصل نشده باشد، مهریّه بکلّی ساقط است و اگر حاصل شده باشد، مهر المسمّی پرداخته می‌شود، سپس از کسی که تدلیس کرده می‌گیرد.<br/>
 +
سؤال ۴۹۸: اگر زوجه، یا بستگان زوجه، در [[ازدواج]] تدلیس کنند و پس از روشن شدن مسأله، نکاح (بعد از نزدیکی) فسخ شود، آیا زوج باید مهر زن را بدهد؟ اگر قبلا پرداخت کرده باشد، می‌تواند باز پس بگیرد؟<br/>
 +
جواب : زوج باید تمام مهر را بدهد و می‌تواند به مُدلّس رجوع کند.<br/>
 +
سؤال ۴۹۹: مواردی که مرد حقّ فسخ دارد، مانند بیماری برص (ویتیلیگو)، نقص مادر زادی، افضاء، موانع مقاربت (مانع استخوانی، یا پرده پوستی و مانند آن) همگی امروزه با درمان قابل رفع می‌باشد. حال چنانچه مردی پس از [[ازدواج]] متوجّه موارد مذکور گردد، آیا باز هم اختیار بر هم زدن عقد را دارد؟ چنانچه نیاز به درمان باشد، آیا درمان و هزینه آن، بر عهده زن و خانواده اوست، یا بر عهده شوهر می‌باشد؟<br/>
 +
جواب : هر گاه به سهولت قابل معالجه بوده باشد وزن با هزینه خود اقدام به درمان نماید، خیار فسخ جاری نیست.<br/>
 +
مسأله ۵۰۰: هر گاه مرد، یا زن، به واسطه یکی از عیوبی که گفته شد، عقد را به هم زنند، احتیاجی به طلاق نیست، همان فسخ کافی است.<br/>
 +
=== محارم و عدّه‌ای از کسانی که ازدواج با آنها جایز نیست ===
 +
مسأله ۵۰۱: پدر شوهر و جدّ او هر چه بالا روند و پسر و نوه پسری و دختری شوهر، هر چه پائین آیند به زن او محرمند، چه قبل از عقد متولّد شده باشند و یا بعد از عقد.<br/>
 +
مسأله ۵۰۲: زن مسلمان نمی‌تواند به عقد کافر درآید.<br/>
 +
سؤال ۵۰۳: آیا [[ازدواج]] موقّت زن مسلمان با غیر مسلمان، مخصوصاً اهل کتاب، نیز حرام است؟<br/>
 +
جواب : آری حرام است.<br/>
 +
سؤال ۵۰۴: آیا [[ازدواج]] زنان و دختران شیعه، با جوانان و مردان اهل سنّت، جایز است؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که خوف انحراف نباشد مانعی ندارد; ولی در صورتی که احتمال انحراف عقیدتی باشد جایز نیست.<br/>
 +
سؤال ۵۰۵: آیا [[ازدواج]] با پسری که بظاهر مسلمان است، ولی اهل [[نماز]] نیست، حکم [[ازدواج]] با کافر را دارد؟<br/>
 +
جواب : چنین ازدواجی جایز است، ولی باید تدریجاً او را دعوت به انجام واجبات نمود.<br/>
 +
مسأله ۵۰۶: اگر زن شوهر دار (نعوذ باللّه) [[زنا]] دهد بر شوهر خود حرام نمی‌شود، ولی چنانچه توبه نکند و بر عمل خود باقی باشد بهتر است شوهر او را طلاق دهد، امّا باید مهرش را بدهد.<br/>
 +
مسأله ۵۰۷: زنی را که سه مرتبه طلاق داده‌اند بر شوهرش حرام می‌شود، ولی اگر با شرایطی که در کتاب طلاق آمده، با مرد دیگری [[ازدواج]] کند و سپس طلاق بگیرد می‌تواند دوباره با شوهر اوّل [[ازدواج]] کند.<br/>
 +
سؤال ۵۰۸: زن و شوهری صاحب اولاد نمی‌شوند، اگر بخواهند بچّه‌ای از شیر خوارگاه بگیرند، برای محرم شدن با آنها چه راهی وجود دارد؟<br/>
 +
جواب : اگر دختر باشد و پدر آن مرد در حیات باشد مجاز است عقد موقّت آن دختر را، برای پدر خویش بخواند تا حکم زن پدر پیدا کند و محرم شود و اگر خواهر آن مرد یا زن برادر او شیر داشته باشد و آن بچّه شیر خوار باشد و از شیر آن خواهر یا زن برادرش (با شرائط لازم) بخورد حکم خواهر زاده اش را پیدا می‌کند و محرم می‌شود. و در صورتی که پسر باشد راه محرمیّت آن است که از شیر خواهر یا مادر آن زن فاقد فرزند بخورد تا آن زن، خاله یا خواهر رضائی آن پسر شود و محرم گردد و اگر دوران شیرخوارگی پسر بچّه گذشته باشد، راه قابل ملاحظه‌ای برای محرمیّت او نیست.<br/>
 +
=== احکام عقد دائم ===
 +
==== الف: حقوق زن بر شوهر ====
 +
===== نفقه =====
 +
مسأله ۵۰۹: بر شوهر واجب است که غذا و لباس و منزل و لوازم دیگر را مطابق معمول برای همسر دائمی خود تهیّه کند. (حتّی هزینه طبیب و دارو و مانند آن) و اگر تهیّه نکند بنابر احتیاط بدهکار او خواهد بود، خواه توانایی داشته باشد یا نه.<br/>
 +
سؤال ۵۱۰: آیا بر شوهر لازم است که ماهیانه یا روزانه پولی جهت مخارج همسرش به او بپردازد؟ در صورت وجوب، آیا شوهر حق دارد مورد مصرف پول را تعیین کند؟<br/>
 +
جواب :مانعی ندارد که شوهر به همسرش در تهیّه نفقه وکالت دهد و بر زن لازم است که طبق شرط عمل کند. این در صورتی است که شوهر به زن وکالت در تهیّه نفقه بدهد; ولی اگر حقّ نفقه را به او واگذار می‌کند زن در مصرف آن مختار است.<br/>
 +
سؤال ۵۱۱: آیا بر زوج لازم است که آنچه معمولا تمام زنها به آن نیاز دارند را به عنوان نفقه برای زوجه اش تهیّه کند؟ یا فقط غذا و مسکن و لباس لازم است؟<br/>
 +
جواب : آنچه واقعاً مورد حاجت است و مرد قدرت بر آن دارد بر او لازم است.<br/>
 +
سؤال ۵۱۲: مرسوم است که بین عقد [[ازدواج]] و زفاف، مادامی که زن به خانه شوهر نرفته از زوج نفقه نمی‌گیرد، بنابراین اگر زوجه پس از مدّتی در مقام مطالبه نفقه آن زمان برآید، آیا با توجّه به این که تمکین کامل ننموده حقّ نفقه دارد؟<br/>
 +
جواب : نفقه ندارد.<br/>
 +
سؤال ۵۱۳: شوهر در عقد [[ازدواج]] و قبل از دخول می‌گوید: «قدرت برگزاری مراسم عروسی را از لحاظ مالی ندارم»، زوجه هم می‌گوید: «فقط با رعایت شرایط و تشریفات مرسوم و عرف محل حاضرم به خانه شوهر بروم» در فرض مسأله، آیا زوجه مستحقّ نفقه می‌باشد؟<br/>
 +
جواب : اگر در عقد نکاح چنین شرطی ذکر نشده، زوجه حقّ امتناع ندارد، و اگر امتناع کند حقّ نفقه ندارد.<br/>
 +
سؤال ۵۱۴:آیا هزینه دارو و درمان زوجه مریض، با توجّه به این که مداوای بیماری عرفاً جزء نیازهای اوّلیه هر انسانی می‌باشد، نیز جزء نفقه زوجه است؟<br/>
 +
جواب : مداوا در حدّ متعارف جزء نفقه است.<br/>
 +
سؤال ۵۱۵: زنی به سبب آتش سوزی در منزل شوهر، در بیمارستان بستری و سپس فوت می‌کند، آیا هزینه بیمارستان او بر عهده شوهر است؟<br/>
 +
جواب : احتیاط واجب آن است که شوهر هزینه درمان او را بدهد.<br/>
 +
سؤال ۵۱۶: اگر زن جهت دریافت مهریّه از تمکین خود داری کند، در این مدّت حقّ نفقه دارد؟<br/>
 +
جواب :در صورتی که مهریّه بصورت نقد بوده باشد حق دارد قبل از گرفتن آن از تمکین خودداری کند و حقّ نفقه هم دارد.<br/>
 +
سؤال ۵۱۷: شخصی برای مدّتی از طریق دادگاه زندانی شده است و پس از چندی با حصول برائت یا تحمّل حبس آزاد می‌شود، اگر در این مدّت به عائله تحت تکفّل وی از طریق مراجع دولتی نفقه‌ای داده باشند، یا هیچ وجهی در این مدّت نگرفته باشند، آیا آنها حقّ مطالبه نفقه گذشته را دارند؟<br/>
 +
جواب : احتیاط واجب آن است که نفقه آنها را بپردازد، یا با آنها مصالحه کند.<br/>
 +
مسأله ۵۱۸: هر گاه زن مطالبه خرجی کند و شوهر ندهد می‌تواند هر روز، به اندازه خرجی آن روز، بدون اجازه از اموال او بر دارد و احتیاط واجب آن است که این کار با اجازه حاکم شرع باشد و اگر مجبور شود که خودش معاش خود را تهیّه کند، در موقعی که مشغول کار است [[اطاعت از شوهر]] بر او واجب نیست.<br/>
 +
سؤال ۵۱۹: در تحریر الوسیله، جلد دوم، صفحه ۳۰۶، آمده است: «اگر زوج حقوق زن را، از قبیله نفقه، نپردازد، ابتدا حاکم زوج را الزام می‌کند و در صورت عدم تأثیر، او را تعزیر می‌نماید»، آیا مراد از «الزام» صدور حکم قضائی است، یا صدور حکم به الزام؟<br/>
 +
جواب :منظور این است که حاکم شرع او را مجبور می‌کند که نفقه زن را بپردازد و هر گاه ترتیب اثر ندهد او را تعزیر کند.<br/>
 +
سؤال ۵۲۰: آیا برای همسر و فرزندان شخصی که از راه نا مشروع کسب درآمد می‌کند، جایز است که از در آمد او استفاده کنند؟<br/>
 +
جواب : اگر می‌دانند نفقه‌ای که به آنها پرداخته می‌شود از همان پول است، تصرّف در آن جایز نیست; مگر در حال ضرورت.<br/>
 +
سؤال ۵۲۱: آیا شخص ثالثی می‌تواند ضمن عقد ازدواج، نفقه زوجه را تعهّد نماید تا هرگاه بین زن و شوهر راجع به نفقه اختلافی به وجود آمد، نفقه زوجه را پرداخت نماید؟ و در این صورت آیا نفقه از زوج ساقط می‌شود؟<br/>
 +
جواب: مانعی ندارد که شخص ثالثی ضمانت نفقه را بنماید، و در این صورت نفقه بر عهده او خواهد بود.<br/>
 +
===== مهریّه =====
 +
مسأله ۵۲۲: تعیین مهر در عقد دائم واجب نیست و بدون آن عقد صحیح است، ولی چنانچه بعداً با زن نزدیکی کند باید مهر او را مطابق معمول زنهایی که مثل او هستند بدهد.<br/>
 +
سؤال ۵۲۳: شایستگی زنان مسلمان را به چه مهریّه‌ای می‌دانید؟ و برای دختران و پسران جوان و پدر و مادرهای آنان در این زمینه چه توصیه‌ای دارید؟<br/>
 +
جواب : [[اخلاق اسلامی]] ایجاب می‌کند که مهریّه‌ها سبک باشد و اصولا [[ازدواج]] با هزینه کم انجام گیرد، که مایه سعادت زوجین خواهد شد، و سنگین کردن بار [[ازدواج]] شرعاً مذموم و عواقب ناگوار و مسؤولیّت شدید دارد.<br/>
 +
سؤال ۵۲۴: آیا زوج می‌تواند مهریّه همسر خود را آموزش [[تلاوت قرآن]] قرار دهد؟ در صورت مثبت بودن، اگر مرد تلاش خود را انجام دهد، ولی زن به جهت کُند ذهن بودن نتواند یاد بگیرد، وظیفه زوج چیست؟<br/>
 +
جواب : آموزش قرآن می‌تواند مهریّه بوده باشد و مرد باید وظیفه خود را انجام دهد، اگر زوجه استعداد نداشت و مرد کوشش لازم را کرد، دَین خود را ادا کرده است.<br/>
 +
سؤال ۵۲۵: مرسوم است که عقد را به انضمام یک جلد کلام اللّه مجید جاری می‌کنند، آیا این کار به معنی تعلیم قرآن به زوجه است، تا بر مرد واجب باشد که قرآن را به همسرش تعلیم بدهد، یا معنای دیگری دارد؟<br/>
 +
جواب : قرار دادن قرآن جزء مهریّه کار خوبی است و مفهومش تهیّه یک جلد کلام اللّه مجید برای زوجه است، نه آموزش قرآن; ولی لازم است قیمت آن در موقع عقد تعیین شود، تا مبهم نباشد.<br/>
 +
سؤال ۵۲۶: حدّ و میزان مهریّه چقدر است؟ حدّاقلّ و حدّاکثر آن را بیان کنید.<br/>
 +
جواب : مهر حدّ ثابتی ندارد، ولی شایسته است از مهریّه‌های سنگین پرهیز شود، طبق برخی از روایات زنانی که مهریّه سنگین دارند شوم هستند.<ref>روایات متعدّدی به این مضمون در کتاب شریف وسائل الشیعه، جلد ۱۵، ابواب المهور، باب ۵، آمده است.</ref><br/>
 +
سؤال ۵۲۷: لطفاً پیرامون اقسام سه گانه مهریّه; «مهر المثل»، «مهر المسمّی» و «مهر السنّه»، توضیحی بیان فرمائید.<br/>
 +
جواب : منظور از «مهر المسمّی» همان مهری است که در عقد نامبرده می‌شود.<br/>
 +
و مراد از «مهرالمثل» آن است که مثلا به هنگام عقد نامی از مهر نبرده‌اند در این صورت باید دید مهرامثال آن زن در عرف و عادت چقدر است و به او بپردازند.<br/>
 +
و منظور از «مهر السنّه» مهر حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) است، که معروف است پانصد درهم (دویست مثقال نقره مسکوک) بوده است.<br/>
 +
سؤال ۵۲۸: اگر مردی مهریّه همسرش را به قدری سنگین کرده باشد که معادل حقوق ماهیانه تمام عمرش هم کفاف آن را نکند، چنین مهریّه و عقدی چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب : کار خوبی نکرده، ولی عقد و مهر باطل نیست; مگر این که در حدّی باشد که آن مهریّه را سفیهانه بدانند.<br/>
 +
سؤال ۵۲۹: با توجّه به این که مورّخین مهریّه بزرگ بانوی اسلام، حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) را مختلف نقل کرده‌اند:<br/>
 +
۱ـ برخی آن را یک زره جنگی به مبلغ ۴۸۰ درهم، به اضافه یک دست لباس کتان و یک قطعه پوست گوسفند گفته‌اند.<br/>
 +
۲ـ بعضی آن را چهارصد درهم شمرده‌اند.<br/>
 +
۳ـ و برخی دیگر چهارصد مثقال نقره بیان کرده‌اند.<br/>
 +
و از طرف دیگر در روایتی مهریّه آن حضرت «شفاعت گنهکاران از امّت پدرش»<ref>احقاق الحق، جلد ۱۰، صفحه ۳۶۷.</ref> آمده است، آیا صرف تعیین مهریّه حضرت زهرا(علیها السلام) (مهرالسّنه) برای عروسان، بدون تعیین ارزش فعلی آن، صحیح است؟<br/>
 +
جواب : معروف است که مهرالسّنه معادل پانصد درهم می‌باشد (هر درهم تقریباً چهارصد تومان، که مجموعاً ۲۰۰ هزار تومان می‌شود)<ref>توجّه داشته باشید که قیمت درهم در زمانهای مختلف، متغیّر است; قیمت مزبور مربوط به سال ۱۳۷۸ هـ .ش می‌باشد.</ref> هر گاه در محیط زوجین این شهرت وجود داشته باشد کافی است و الّا باید تعیین کنند.<br/>
 +
سؤال ۵۳۰: اگر زنی مهریّه خویش را، مهر السّنه قرار دهد، آیا معادل آن را طلب دارد، یا مهر المثل بر عهده زوج است؟<br/>
 +
جواب : چنانچه طرفین می‌دانسته‌اند که مهر السّنه طبق مشهور پانصد درهم نقره است اشکالی ندارد و باید با پول رایج حساب کنند، امّا اگر هر دو، یا یکی از آنها آگاه نبوده‌اند، احتیاط آن است که در مورد مقدار مهر با هم مصالحه کنند.<br/>
 +
سؤال ۵۳۱: از آنجا که در زمان ما درهم سکّه دار وجود ندارد، آیا معیار قیمت مهر السّنه، نرخ نقره معمولی و بدون سکّه است؟<br/>
 +
جواب :در شرایطی که درهم سکّه دار وجود ندارد باید فرض را بر این بگیریم که اگر نقره موجود سکّه دار و رایج بود چه اندازه به قیمت آن افزوده می‌شد؟ اضافه قیمت را بطور تقریبی حساب کنیم و بر آن بیفزائیم و از آنجا که این حکم، یک حکم استحبابی است محاسبات تقریبی در آن ضرر ندارد.<br/>
 +
مسأله ۵۳۲: در صورتی که مدّتی برای دادن مهر در عقد تعیین نشده باشد زن حق دارد مهر خود را فوراً مطالبه کند، بلکه می‌تواند پیش از گرفتن مهر از نزدیکی کردن شوهر خودداری نماید، چه شوهر توانایی بر دادن مهریّه داشته باشد یا نه; مگر این که عدم توانایی او قرینه بر این باشد که مهر از اوّل بر ذمّه بوده، نه بصورت نقدی.<br/>
 +
سؤال ۵۳۳: هر گاه زن جز به گرفتن مهر، حاضر به تمکین نشود و شوهر قادر بر ادای آن نباشد و در عین حال می‌گوید: «طلاق نمی‌دهم و تا پایان عمر نفقه می‌پردازم» حکم این مسأله چیست؟<br/>
 +
جواب : اوّلا: زن حق دارد قبل از تمکین مطالبه مهر کند; حتّی اگر شوهر قدرت بر پرداخت مهریّه نداشته باشد.<br/>
 +
ثانیاً: اگر شوهر قدرت بر پرداخت مهریّه ندارد، باید نفقه را بدهد.<br/>
 +
ثالثاً: اگر این امر مدّتها ادامه یابد و باعث ضرر و زیان زوجه، یا عسر و حرج شدید او شود، حاکم شرع مرد را وادار به طلاق می‌کند و اگر طلاق نداد حاکم شرع طلاق می‌دهد و نصف مهر بر ذمّه زوج می‌ماند تا وقتی که قدرت بر پرداخت پیدا کند.<br/>
 +
سؤال ۵۳۴: آیا حقّ امتناع زوجه از تمکین، در فرض عدم پرداخت مهریّه از سوی مرد، مختصّ به دخول است، یا شامل سایر استمتاعات و یا اطاعت از زوج در امور لازمه (از قبیل اقامت در منزل شوهر یا مسافرت با اذن او) نیز می‌گردد؟<br/>
 +
جواب : ظاهر این است که زن می‌تواند بدون گرفتن مهر معجّل، خود را مطلقاً تسلیم شوهر نکند و در این مدّت بر زوج واجب است نفقه او را بدهد.<br/>
 +
سؤال ۵۳۵: زوجه از شوهر خود تمکین نموده، ولی زوج قدرت نزدیکی با وی را، به علّت عدم قدرت جنسی، نداشته است; وی اکنون تمکین مجدّد را، منوط به دریافت کلّ مهریّه می‌نماید. آیا به علّت عدم دخول، حقّ زوجه به قوّت خود باقی است، یا در فرض مسأله، حقّ او ساقط شده است؟<br/>
 +
جواب : حقّ زوجه در گرفتن مهریّه قبل از تمکین مجدّد ثابت است; مشروط بر این که مهر حالّ بوده باشد، نه بر ذمّه زوج.<br/>
 +
سؤال ۵۳۶: هر گاه مهریّه حالّ (نقد) باشد و شوهر قدرت پرداخت آن را بصورت یک جا نداشته باشد و در صورت تقسیط بتواند ظرف چند سال بپردازد، آیا دادگاه می‌تواند بدون توافق زوجه با تقسیط مهریّه; با وصول اوّلین قسط مهریّه (بدون رعایت حقّ عدم تمکین زوجه) وی را مجبور به تمکین نماید؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که قرائنی، مانند سنگین بودن مهریّه و عدم تمکّن زوج به هنگام اجرای عقد، چنین نشان دهد که مهریّه یکجا قابل پرداخت نیست، بلکه منظور تدریجی، یا عندالقدرة و الاستطاعه بوده است، باید زن با گرفتن قسط اوّل تمکین کند.<br/>
 +
سؤال ۵۳۷: مردی زنی را به عقد خود درآورده، ولی هنوز عروسی نکرده‌اند، امّا زن از طریق انزال در محل باردار شده است، اگر قبل از عروسی از هم جدا شوند، آیا مهریّه تنصیف می‌شود؟<br/>
 +
جواب : هر گاه مرد سبب باردار شدن زن شده، احتیاط واجب آن است که تمام مهر را بدهد; هر چند دخول نکرده باشد.<br/>
 +
سؤال ۵۳۸:آیا زوجه غیر مدخوله بعد از فوت زوج، مستحقّ تمام مهریّه است، یا نصف آن؟<br/>
 +
جواب : مستحقّ تمام مهر است.<br/>
 +
سؤال ۵۳۹: آیا در صورت فوت زوجه قبل از دخول، مهریّه وی نصف می‌شود؟<br/>
 +
جواب : تمام مهر را می‌برد، تنها طلاق است که سبب تنصیف می‌شود.<br/>
 +
سؤال ۵۴۰: آیا آمیزش با زوجه در دوره نامزدی نیز موجب پرداخت مهریّه کامل، در فرض متارکه و طلاق، می‌گردد؟<br/>
 +
جواب : آری موجب پرداخت مهریّه کامل می‌گردد.<br/>
 +
سؤال ۵۴۱: آیا بین باکره و زنان دیگر، در این مورد که دخول باعث مهر کامل و عدم دخول باعث تنصیف مهریّه می‌شود، فرقی هست؟<br/>
 +
جواب : فرقی میان باکره و غیر آن از این جهت نیست.<br/>
 +
سؤال ۵۴۲: مهریّه خانمی چهل سال قبل دو هزار تومان تعیین شده است، و اکنون تقاضای اداء آن را دارد، شوهر حاضر است همان مبلغ را بپردازد، ولی زن می‌گوید: «شوهرم در آن زمان مهریّه را یک ساعت آب و نصف منزل قرار داد و من هم قبول کردم، ولی بخاطر مشکل ثبتی، همان مبلغ دو هزار تومان قرار داده شد» اکنون با توجّه به تورّم شدید حکم این مسأله چیست؟<br/>
 +
جواب : اگر آن زن ثابت کند که مهریّه واقعی همان آب و منزل بوده، حق دارد آن را بگیرد، و اگر مهریّه دو هزار تومان بوده، می‌تواند معادل آن را به قیمت امروز (طبق نرخ متوسّط تورّم اجناس) بگیرد. در سایر مطالبات نیز حکم همین است; یعنی هر گاه فاصله زمانی و تورّم زیاد باشد به قیمت روز محاسبه می‌شود.<br/>
 +
سؤال ۵۴۳: هفده سال پیش به عقد مردی در آمدم و در این مدّت علیرغم تمام مشکلات همراه او بودم، وی هم اکنون صاحب ۲۵ ملیون تومان سرمایه است و اقدام به [[ازدواج]] مجدّد کرده و مرا طلاق داده است، با توجّه به تنزّل شدید ارزش پول، آیا می‌توانم مهریّه‌ام را به قیمت امروز بگیرم؟ آیا در برابر زحماتی که برای بچّه‌هایش کشیده‌ام و خدماتی که برای خودش انجام داده‌ام، چیزی به من می‌رسد؟<br/>
 +
جواب : چنانچه ارزش مهریّه نسبت به زمان گذشته تفاوت کلّی کرده، باید به قیمت امروز بپردازد و اگر در مقابل خدمات شما قول داده است که جبران کند موظّف است به قولش عمل کند.<br/>
 +
سؤال ۵۴۴: شخصی که با پدرش زندگی می‌کرده از دنیا رفته و هیچ گونه مالی از خود نداشته است، آیا مهریّه زوجه او بر پدرش می‌باشد؟<br/>
 +
جواب : مهریّه زن بر عهده شوهر است، نه پدر; مگر این که پدر شوهر آن را تضمین کرده باشد، یا مزد کارهای فرزندش را نداده باشد و آن مزد به اندازه مهریّه یا بیشتر از آن باشد.<br/>
 +
سؤال ۵۴۵: پدر داماد قسمتی از مهریّه عروسش را بر ذمّه می‌گیرد، ولی قبل از عروسی و پس از عقد، یعنی هنگامی که می‌خواستند مهریّه را ثبت کنند از تعهّد
 +
خود استنکاف می‌ورزد و داماد مهر را به وجه نقد مصالحه و بر ذمّه خود می‌گیرد و سپس عروسی واقع می‌شود، آیا عروس می‌تواند مدّعی آنچه بر ذمّه پدر شوهر بوده است، شود؟<br/>
 +
جواب : اگر موقع خواندن صیغه عقد بر ذمّه گرفته موظّف است بپردازد و بازگشت جایز نیست.<br/>
 +
سؤال ۵۴۶: در صورت اختلاف زوجین در مقدار و وصف مهریّه، قول کدام یک مقدّم می‌شود؟ اگر هیچ کدام دلیلی جهت ادّعای خود نداشته باشند چطور؟<br/>
 +
جواب : چنانچه زوج مدّعی مقدار کمتر است، قول او پذیرفته می‌شود، مگر این که دلیلی بر خلاف آن اقامه شود.<br/>
 +
===== حق آمیزش و همخوابی =====
 +
مسأله ۵۴۷: مرد نمی‌تواند بیش از چهار ماه، نزدیکی با همسر دائمی خود را ترک کند، بلکه اگر زن جوان باشد و در این مدّت بیم آن می‌رود که به [[گناه]] بیفتد احتیاط واجب آن است که طوری رفتار کند که او به [[گناه]] نیفتد.<br/>
 +
سؤال ۵۴۸: با توجّه به مسأله بالا، اگر زنی جوان نباشد، ولی اگر شوهر به آمیزش یکبار در چهار ماه اکتفاء کند بیم [[گناه]] بر او می‌رود، در این صورت مرد در برابر او چه وظیفه‌ای دارد؟<br/>
 +
جواب : احتیاط واجب آن است ترتیبی بدهد که او آلوده [[گناه]] نشود.<br/>
 +
مسأله ۵۴۹: مرد حق ندارد زن دائمی خود را طوری ترک کند که نه مانند زن شوهردار باشد و نه بی شوهر; ولی واجب نیست هر چهار شب یک شب نزد او بماند، امّا اگر همسرهای متعدّد دارد باید در میان آنها از این جهت با عدالت رفتار نماید.<br/>
 +
سؤال ۵۵۰: آیا شوهر حق دارد بدون رضایت همسرش از انزال نطفه خودداری کند و به آمیزش تنها قناعت کند؟<br/>
 +
جواب : مانعی ندارد، ولی در موردِ آمیزشِ واجب، بدون رضایت همسر نمی‌تواند این کار را انجام دهد.<br/>
 +
سؤال ۵۵۱: آیا زن حق دارد از شوهر بخواهد که به جای آمیزش واجب (هر چهار ماه یکبار) از راه‌های دیگر او را ارضاء کند؟<br/>
 +
جواب : در صورتی که طرفین راضی شوند مانعی ندارد.<br/>
 +
سؤال ۵۵۲: اگر شخصی دو همسر داشته باشد، آیا لازم است یک شب را نزدِ یکی، و شب بعد را نزد دیگری باشد؟ یا از هر چهار شب باید یک شب را نزد هر یک از آنها باشد و دو شب دیگر را آزاد است هر کجا باشد؟<br/>
 +
جواب : از هر چهار شب واجب است یک شب را نزد هر یک از آنها باشد، و دو شب دیگر را مختار است.<br/>

نسخهٔ ‏۱۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۲۱

رساله احکام برای بانوان مطابق با فتاوای مکارم شیرازی
مشخصات کتاب
Ahkame-banovan.jpg
نویسنده ابوالقاسم علیان‌نژادی
زبان فارسی
ناشر مدرسه امام علی بن ابیطالب (علیه السلام)
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۰
شابک ۹۶۴-۶۶۳۲-۸۰
دانلود PDF

محتویات

اهداء

این اثر را به تمام بانوان محترمه‌ای که مشمول آیه شریفه ۳۵ سوره احزاب هستند; یعنی در زمره «مسلمات»، «مؤمنات»، «قانتات»، «صادقات»، «صابرات»، «خاشعات»، «متصدّقات»، «صائمات»، «حافظات» و «الذّاکرات» می‌باشند، یا در این مسیر گام بر می‌دارند و بدور از تبلیغات سوء دشمنان دین، در صددند که بندگان صالح خداوند باشند، اهداء می‌کنم.

پیشگفتار

حمد و ستایش بی پایان زیبنده خداوند عادلی است که با تشریع احکام و قوانین عادلانه، هر چیز و هر کس را در جایگاه واقعی خود قرار داد، و صلوات و سلام بی انتها بر خاتم الانبیاء، حضرت محمّد مصطفی(صلی الله علیه وآله) باد که از سوی خداوند متعال مأموریّت یافت آن احکام و قوانین را در کنار سائر معارف دینی، در قالب دین نجات بخش اسلام به مردم عرضه کند. و درود بی حدّ و حصر بر ائمّه دوازده گانه و بانوی بزرگ اسلام «صلوات اللّه علیهم اجمعین» که پاسداران شایسته‌ای برای دین و مفسّران بایسته‌ای برای احکام آن بوده و هستند.
متأسّفانه زن در طول تاریخ مورد بی مهری قرار گرفته است; هم در گذشته و عصر جاهلیّت قدیم و هم در زمان ما و عصر جاهلیّت مدرن و جدید!
و گاه این بی مهریها در لباس دلسوزی و إحقاق حقوق زن بوده است! آری، هم کسانی که در گذشته «زنان را در ردیف حیوانات اهلی می‌شمردند و به هنگام قحطی آنان را می‌کشتند و گوشتشان را می‌خوردند!» و یا «آنها را به هنگام رسیدن به سنّ ازدواج به عنوان کالا، با بهای متفاوت در معرض فروش می‌آوردند!» و یا «به هنگام فوت شوهر، برای رهایی روح او از تنهایی، زنشه را با جسد شوهر می‌سوزاندند» و یا «او را زنده زنده در گور با او دفن می‌کردند!»(۱) و در یک کلام، زن را انسان نمی‌شمردند! و به زن ظلم بی حساب کردند.
و هم کسانی که در عصر علم و دانش از زن به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف نا مقدّس خویش بهره می‌برند و آنان را از جایگاه واقعی شان خارج نمودند، آری هیچ کدام مقام زن را نشناختند و به او ظلم و خیانت کردند.
اسلام به عنوان نجات گر انسانها بزرگترین خدمت را به زنان دنیا ارائه نمود و با وضع قوانین و احکام عادلانه مظلومیّت و محرومیّت زنان را پایان داد، و برای آنها حقوقی شایسته شخصیّت حقیقی شان قرار داد و از آنها تکالیفی متناسب با وضع روحی و جسمی آنها طلب کرد.
مسأله مهمّی که مدّعیان «تساوی زن و مرد در همه چیز!» از آن غفلت کرده‌اند (یا خود را به غفلت زده‌اند) عدم توجّه به این نکته است که حقوق یک انسان و تکالیف خواسته شده از او، باید متناسب با وضع روحی و جسمانی و قدرت و توان او باشد، در غیر این صورت مصداق ظلم خواهد بود!
بنابراین تفاوتهایی که در برخی احکام اسلام بین زن و مرد دیده می‌شود با توجّه به این نکته مهمّ کاملا قابل درک و توجیه است و تبعیض بین زنان و مردان محسوب نمی‌شود.
ما معتقدیم که قرار دادن زن در موقعیّتی که اسلام برای او در نظر گرفته، بهترین خدمتی است که می‌توان برای این قشر مظلوم انجام داد و این خدمت جز از راه تبیین احکام و حقوق مربوط به بانوان و تحقّق و پیاده کردن آن عملی نخواهد شد. کتابی که اینک در دسترس شماست عهده دار تبیین احکام مربوط به این دسته از بندگان صالح خداوند است.
امید آن که مردان با ایجاد بستر مناسب، و زنان با عمل کردن بی کم و کاست به این احکام و قوانین نورانی، تحقّق آن را در جامعه عملی کنند.
۱. مطالب چهار گانه فوق از کتاب رساله نوین، نوشته جناب حجّة الاسلام آقای بی آزار شیرازی گرفته شده است; موارد دیگری نیز در کتاب فوق آمده که علاقمندان می‌توانند به آن مراجعه کنند.
در جای جای مسائل این کتاب به ارفاقهایی برخورد می‌کنیم که در تشریع اسلامی برای زنان در نظر گرفته شده است، تا بارهای سنگین از دوش آنها برداشته شود، و در این شریعت سمحه سهله الهی گرفتار مشکلات نشوند.

کتاب حاضر

هر چند کتابهای متعدّدی به عنوان «احکام بانوان» تاکنون چاپ و منتشر شده است و در جای خود، در خور تقدیر است، امّا غالب این کتابها به تبیین «احکام خونهای سه گانه» و برخی، علاوه بر آن به مسائلی از نماز و ازدواج قناعت نموده‌اند و تاکنون به کتابی که مشتمل بر تمام احکام اختصاصی بانوان در سراسر فقه باشد برخورد نکرده‌ایم.
کتاب حاضر، که شامل احکام اختصاصی یا مورد ابتلا و حاجت بانوان در سراسر فقه می‌باشد، برای پر کردن این خلأ به رشته تحریر در آمده است.
چند تذکّر:
۱ـ مسائل این مجموعه مطابق با نظریّات و فتاوای مرجع عالیقدر جهان تشیّع، حضرت آیة اللّه العظمی مکارم شیرازی «مدّظلّه العالی» می‌باشد که عمدتاً از رساله «توضیح المسائل» و «مجموعه استفتائات جدید، جلد اوّل و دوم» و حواشی معظّم له بر عروة الوثقی و استفتائات شفاهی از محضر ایشان بر گرفته شده است.
۲ـ این مجموعه نه کاملا مانند رساله‌های توضیح المسائل می‌باشد و نه کاملا به شکل کتابهای استفتائات است، بلکه در هر بحث و موضوعی که وارد شده‌ایم ابتدا مسائل مربوطه، از رساله توضیح المسائل یا عروة الوثقی نقل شده و سپس سؤال و جوابهای مرتبط با همان مسائل ذکر شده است.
۳ـ در پایان ضمن تقدیر و تشکّر فراوان از تمام عزیزانی که از هنگام شروع به تهیّه این مجموعه تا مرحله چاپ و نشر آن مرا یاری کرده‌اند، بویژه جناب حجّة الاسلام احمدی راد، که در مقابله قسمت عمده این کتاب همراهی کردند، از خوانندگان محترم می‌خواهم که این کتاب را با دقّت مورد مطالعه قرار داده و ما را از پیشنهادات و انتقادات خویش محروم نسازند و در صورت برخورد با مسائلی که باید در این مجموعه گنجانیده شود و از آن غفلت شده، یادآوری فرمایند تا در چاپهای بعد جبران گردد.
پروردگارا! ما را در راه شناخت احکام و قوانین نجات بخش اسلام و سپس عمل به همه آنها موفّق بدار!
آمین یا ربّ العالمین / رَبَّنا تَقَبَّل مِنّا اِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمْ.
قم ـ حوزه مقدّسه علمیّه / ابوالقاسم علیان نژادی / خرداد ماه ۱۳۸۰، ربیع الاوّل ۱۴۲۲.

بلوغ و نشانه‌های آن

مقدّمه

«بلوغ» به معنای رسیدن به سنّ خاصّی است که انسان در آن سن آمادگی انجام کار مورد نظر را دارد. البتّه «بلوغ» در همه مسائل یکسان نیست; زیرا آمادگی برای هر کاری در سنّ و سال خاصّی حاصل می‌شود. بنابراین سنّ بلوغ در مسائل شرعی، با حدّ بلوغ در مسائل اجتماعی، سیاسی یکی نیست، همانگونه که بلوغ جنسی با رسیدن به سنّ تصرّف در مسائل اقتصادی تفاوت دارد.
نتیجه این که هر چیزی «بلوغ» خاصّ خود را دارد و ما نمی‌توانیم برای همه چیز یک سنّ بلوغ تعیین کنیم.
با توجّه به مقدّمه فوق، به احکام و نشانه‌های بلوغ دختران توجّه کنید:
مسأله ۱: نشانه بلوغ در دختران یکی از سه چیز است:
الف: تمام شدن نه سال قمری[۱] و وارد شدن به ده سالگی قمری.
ب: بیرون آمدن منی.
ج: روییدن موی درشت بالای عورت.
مسأله ۲: درشت شدن صدا، دلیل بر بلوغ نیست.
سؤال ۳: لطفاً در مورد بلوغ دختران، به سؤالات زیر پاسخ فرمائید:
الف: سنّ بلوغ دختران از نظر شرعی دقیقاً چه مقدار است؟
ب: آیا برای دختران از حیث بلوغ می‌توان بین عبادات و عقود و ایقاعات[۲] تفاوتی قائل شد؟ حدود و قصاص در چه سنّی اجرا می‌شود؟
جواب : سنّ بلوغ دختران نه سال تمام قمری است و اگر سال شمسی را در دست دارند از طریق کامپیوتر براحتی تبدیل به سال قمری می‌شود; ولی چنانچه از نظر نیروی جسمانی، قدرت انجام بعضی از تکالیف، مانند روزه را نداشته باشند، روزه بر آنها واجب نیست و بجای هر روز، کفّاره مدّ طعام (۷۵۰ گرم گندم یا مانند آن) به فقیر می‌دهند. و در مورد عقود و ایقاعات مالی معیار تنها بلوغ نیست; بلکه رشد عقلی نیز لازم است. و در مورد حدود و قصاص، همانند سایر مکلّفین با آنها رفتار خواهد شد، مگر این که عقل کافی، که یکی از شرایط چهارگانه حدود و قصاص است، نداشته باشند.
و در مورد ازدواج علاوه بر بلوغ و رشد عقلی، رشد جسمانی برای این امر نیز لازم است; یعنی اگر خطر افضاء وجود داشته باشد، ازدواج جایز نیست.
بنابراین بلوغ در چهار مرحله پیاده می‌شود.
سؤال ۴: آیا دیدن خون حیض برای دختران،از نشانه‌های بلوغ شمرده می‌شود؟
جواب : آری، از علائم بلوغ است.
سؤال ۵: می‌دانیم که انجام عبادات قبل از سنّ بلوغ بر انسان واجب نیست، ولی آیا قبل از بلوغ هیچ تکلیفی ندارد؟ یا برخی مسائل وجود دارد که سنّ بلوغ در آن معتبر نیست؟ اگر جواب مثبت است، موارد آن را بیان فرمائید.
جواب : هرگاه دختران و پسران نابالغ هوشیاری کافی برای درک خوبی و بدی بعضی از کارها داشته باشند (مثلا قُبح و زشتی قتل نفس، یا لزوم آگاه ساختن کسی که نابیناست و بر لب پرتگاه است را درک کنند) موظّف هستند که به حکم عقلشان عمل کنند.
سؤال ۶: آیا رشد جسمانی، مانند افزایش طول قد، بزرگ شدن پستانها، باسن‌ها و مانند آن، علامت بلوغ (دختران) محسوب می‌شود؟
جواب : این علائم کافی نیست.
سؤال ۷: خداوند دختری به من عنایت کرده که اکنون کلاس اوّل ابتدایی است، بسیار علاقه دارم که او دختری متدیّن و عفیف تربیت شود. بدین جهت نسبت به مسائل تربیتی و عبادی او حسّاسیّت خاصّی دارم. در این رابطه دو سؤال برایم مطرح شده است، پاسخ آن موجب امتنان است:
الف: آیا عبادتهای دختران در این سنّ و سال (قبل از بلوغ) صحیح است؟
ب: بطور کلی از چه سنّی دخترانمان را به انجام عبادات ترغیب و تشویق کنیم؟
جواب : هر زمان که هوشیاری کافی برای انجام عبادات داشته باشند، اعمالشان صحیح و تشویق آنها بسیار خوب است.
سؤال ۸: چرا سنِّ بلوغِ دختران، کمتر از سنِّ بلوغِ پسران است؟
جواب : رشد فکری و جسمی دختران سریعتر از رشد پسران صورت می‌گیرد.
سؤال ۹: وظیفه دختری که شک دارد به سنّ بلوغ رسیده یا نه، چیست؟
آیا در این حال انجام تکالیف شرعی بر او لازم است؟
جواب : واجب نیست; ولی اگر امکان تحقیق دارد، تحقیق کند.
سؤال ۱۰: هرگاه دختری قبل از نُه سالگی عادت ماهانه شود، آیا بالغ محسوب می‌گردد؟
جواب : آنچه قبل از نُه سالگی باشد عادت ماهانه محسوب نمی‌شود، هرچند دارای همان صفات بوده باشد، بنابراین نشانه بلوغ نیست.

احکام تقلید

مقدّمه

شاید برخی از خود بپرسند که در عصر و زمان ما، که بشر در همه زمینه‌ها ترقّی و پیشرفت خیره کننده‌ای داشته و به ابزار و وسائل فوق العاده مدرن دست یافته، به گونه‌ای که به حق می‌توان این عصر را «عصر تحقیق و کنکاش و علم و دانش» لقب داد، آیا با همه این امور، تقلید در عصر و زمان ما امر مطلوبی است؟
آیا تقلید به معنای بسته نمودن دروازه‌های تحقیق به روی محقّقان نیست؟
آیا «پیروی چشم و گوش بسته» از دیگران، با روح آیات فراوانی از قرآن مجید، که انسان را به تفکّر و اندیشه و مطالعه و تحقیق دعوت می‌کند، سازگاری دارد؟
برای روشن شدن این «شُبهه» لازم است توضیح کوتاهی پیرامون اقسام تقلید داشته باشیم:

تقلید و پیروی از دیگران از چهار صورت خارج نیست

الف: تقلید جاهل از عالم; یعنی کسی که چیزی نمی‌داند از متخصّص و آگاه آن فن پیروی کند، همچون مراجعه بیمار ناآگاه از مسائل پزشکی، به پزشک آگاه و دلسوز.
ب: تقلید عالم از عالمی دیگر; یعنی مراجعه اهل فن به یکدیگر و پیروی بعضی از بعضی دیگر.
ج: تقلید عالم از جاهل; بدین معنی که یک انسان آگاه، علم و دانش خود را رها کند و چشم و گوش بسته به دنبال جاهلان بیفتد!
د: تقلید جاهل از جاهل; که گروهی نادان، پیرو گروه نادان دیگری شوند.
روشن است که از این چهار قسم، تنها قسم اوّل منطقی و عاقلانه و مشروع است و نه تنها در عصر تحقیق و علم و دانش، از آن بی نیاز نیستیم، بلکه بخاطر گسترش فراوان علوم، نیاز به آن بیشتر احساس می‌شود. بله، سه قسم دیگر تقلید منطقی و مورد پذیرش اسلام نیست. و تقلید در احکام از قسم اوّل است.[۳]
با عنایت به این مقدّمه، به برخی از احکام تقلید توجّه فرمائید:
مسأله ۱۱: یکی از شرایط مرجع تقلید این است که مرد باشد; بنابراین، زنان نمی‌توانند مرجع تقلید دیگران، حتّی زنان، باشند.
سؤال ۱۲: چرا زنان نمی‌توانند در مسائل مختلف، بویژه در مسائل مخصوص به خانمها، مانند خونهای سه گانه، مرجع تقلید باشند؟ آیا بهتر نیست زنان از خانمی که در این راه زحمت فراوان کشیده و صاحب نظر شده تقلید کنند؟
جواب : جایز نیست، زیرا کمتر اتّفاق می‌افتد که آنها بر فقهای بزرگ مرد در مسائل شرعی پیشی گیرند.
سؤال ۱۳: آیا زنان می‌توانند علوم اسلامی را تحصیل کنند و به مقام رفیع و بلند اجتهاد، که به تعبیر بعضی از فقهای بزرگ از جنگ و جهاد سخت تر است، برسند؟
جواب : مانعی ندارد و ممکن است به مقام اجتهاد برسند.
سؤال ۱۴: اگر خانمی به مقام اجتهاد برسد، آیا تقلید بر او نیز حرام است؟
جواب : در این مسأله فرقی میان مرد و زن نیست.
سؤال ۱۵: دختری هستم که تازه به سنّ تکلیف رسیده‌ام، اخیراً در دبستان برایمان مراسم جشن تکلیف گرفتند. معلّم ما در مورد تقلید یکی از مراجع معظّم تقلید را نام برد و همه بچه‌های کلاس مقلّد او شدند. آیا تقلید ما صحیح است؟ یا باید تحقیق می‌کردیم و سپس یکی از مراجع را انتخاب می‌نمودیم؟
جواب : اگر گفته معلّم برای شما اطمینان بخش بوده کافی است، و اگر نبوده تحقیق کنید.
سؤال ۱۶: سؤالی برایم پیش آمده، که فکر می‌کنم مشکل بسیاری از خانمها باشد، و آن بدین شرح است: چندی پیش مرجع تقلیدم به رحمت خدا رفت، در فکر انتخاب مرجع تقلید جدید فرو رفتم، شوهرم رساله یکی از مراجع جدید را تهیّه و به منزل آورد، و من هم طبق همان رساله عمل کردم. آیا انتخاب مرجع تقلید به این شکل صحیح است؟
جواب : در صورتی که از تحقیق شوهرتان برای شما اطمینان حاصل شده است کافی است، در غیر این صورت باید تحقیق کنید.
سؤال ۱۷: برخی از خانمهای جلسه‌ای، در جلسات زنانه، به شرح و تبیین احکام می‌پردازند، که البتّه این کار لازمی است، ولی علیرغم این که خانمهای حاضر در جلسه، مقلّد مراجع مختلف هستند، آن خانم فقط فتوای یکی از مراجع محترم را بیان می‌کند، بدون این که نام آن مرجع تقلید را ببرد. اگر کسانی که مقلّد آن مرجع تقلید نیستند، بدون توجّه به آن فتوا عمل کنند، آیا مسئولیّتی متوجّه گوینده می‌باشد؟ راه جبرانش چگونه است؟
جواب : در چنین جلساتی، که مقلّدین مراجع مختلف وجود دارند، لازم است فتاوای مراجع معروف را، اگر با هم تفاوتی دارد، تبیین کند; در غیر این صورت مسئولیّت دارد.

احکام طهارت و نجاست

مقدّمه

اسلام دین پاک و پاکیزه‌ای است و پاکیزگی را دوست دارد و به آن سفارش می‌نماید و براساس آن احکام و قوانینش را تنظیم می‌کند. نظافت و پاکیزگی در این دین مقدّس، آنقدر ارزشمند و مهم است که در برخی روایات، به عنوان بخشی از ایمان از آن یاد شده است[۴]; یعنی مسلمانی که طهارت و نجاست و نظافت را رعایت نمی‌کند ایمانش کامل نیست.
این دین پاک و مبرّی از هرگونه تحریف و پیرایه، هم دستوراتی در زمینه نظافت فردی دارد و هم سفارش به نظافت اجتماعی می‌کند، عمل کردن به این دستورات، مخصوصاً در عصر و زمان ما، لازم و ضروری است.
احکامی که در این فصل مطرح می‌شود، بخشی از مسائلی است که این دین پاک آسمانی، در این زمینه مطرح کرده است. امید است که بدان توجّه و سپس عمل کنیم.
تذکّر: لازم به ذکر است که مردان و زنان در بسیاری از احکام طهارت و نجاست مشترکند و تنها قسمت کمی از احکام این باب مختصّ بانوان است. در اینجا تنها به احکام اختصاصی بانوان در مسأله طهارت و نجاست می‌پردازیم.[۵]
سؤال ۱۸: در یکی از جلسات روضه زنانه، خانم گوینده می‌گفت: شستشوی لباس در دو وقت، کار خوبی نیست:
نخست به هنگام شب; زیرا موقع استراحت آب است، و دیگر روزهای جمعه; بخاطر این که آب مهریّه حضرت زهرا(علیها السلام) است; مگر این که لباس سیّدی را به همراه لباسهایتان بشوئید!
آیا این سخنان صحیح است؟ در صورت عدم صحّت، لطفاً چنین گویندگانی را نصیحت کنید.
جواب : این سخنان صحیح نیست و لازم است این خواهران بدون تحقیق عهده دار بیان مسائل نشوند، که مسئولیّت آن سنگین است.

استبراء

مسأله ۱۹: برای زنان استبراء نیست، بنابراین هرگاه رطوبت مشکوکی از آنها خارج شود، پاک است; وضو و غسل هم ندارد.
مسأله ۲۰: غیر از «بول» و «منی» رطوبتهای دیگری که از انسان خارج می‌شود چند قسم است:
اوّل: آبی که گاه بعد از بول بیرون می‌آید و کمی سفید و چسبنده است و به آن «ودی» می‌گویند.
دوم: آبی که هنگام ملاعبه و بازی کردن با همسر بیرون می‌آید و به آن «مذی» می‌گویند و این موضوع در مورد بانوان هم جاری است.
سوم: آبی که گاه بعد از منی بیرون می‌آید و به آن «وذی» می‌گویند.
همه این آبها در صورتی که مجرا آلوده به بول و منی نباشد، پاک است و وضوء و غسل را هم باطل نمی‌کند.
سؤال ۲۱: معمولا وقتی که لباس زیرم را می‌شویم لکّه‌های سفید لزجی بر روی آن مشاهده می‌کنم و فکر می‌کنم که غالب زنان به چنین مسأله‌ای مبتلا می‌باشند. آیا این لکّه‌ها پاک است؟
جواب : آری پاک است.
سؤال ۲۲: بتازگی و در کنار مرقد پاک و منّور حضرت ثامن الحجج(علیه السلام)مراسم عقدمان انجام شد. از آن پس هرگاه با شوهرم دست می‌دهم و یا حتّی سخن می‌گویم، مایعی از من خارج می‌شود، البتّه در این گونه موارد به اوج لذّت نمی‌رسم; آیا این مایع پاک است؟
جواب : آری پاک است.

مسکر مایع و الکل‌ها

سؤال ۲۳: پرستار بخش زنان و زایمان یکی از بیمارستانها هستم و در مورد طهارت و نجاست الکل سؤالی داشتم: آیا استفاده از الکل برای ضدّ عفونی کردن محلّ تزریقات، یا ناف بچّه، موجب نجاست پوست می‌شود؟
جواب : اشکالی ندارد و پاک است.
سؤال ۲۴: عطرها و ادکلن‌ها بطور گسترده، مورد مصرف خانمها قرار می‌گیرد، حال اگر اینها حاوی الکل باشند از نظر طهارت چه حکمی دارد؟ منظور عطرها و ادکلن‌های خارجی است که در بازار به فروش می‌رسد، آیا برای نماز اشکال دارد؟
جواب : اشکالی ندارد.

عرق جُنب از حرام

مسأله ۲۵: نزدیکی کردن با همسر در حال عادت ماهیانه، یا در حال روزه ماه مبارک رمضان حرام است و اگر عرق کند، احتیاط واجب آن است که با آن معامله عرق جنب از حرام کند.[۶]
سؤال ۲۶: هرگاه زنی که در حال نفاس است و یا زن مستحاضه قبل از انجام دادن وظائفش (نعوذ باللّه) با همسرش نزدیکی کند و عرق نماید و یا دختری (پناه بر خدا) استمناء کند، آیا عرق اینها نیز عرق جُنب از حرام محسوب می‌شود؟
جواب : بنابر احتیاط واجب احکام جُنب از حرام در این موارد نیز جاری می‌شود و مادام که عرق در بدن یا لباس است و خشک نشده نماز خواندن با آن اشکال دارد; ولی در هر حال نجس نیست.

راه‌های ثابت شدن نجاست

مسأله ۲۷: نجس بودن چیزی از سه راه ثابت می‌شود:
اوّل آن که انسان یقین پیدا کند; ولی گمان، حتّی گمان قوی، کافی نیست.
دوم آن که کسی که چیزی در اختیار اوست (مثل صاحب خانه) خبر دهد که آن چیز نجس است.
سوم آن که دو نفر عادل و یا حتّی یک عادل گواهی دهد.
سؤال ۲۸: زنی هستم که در مورد نجاست زود حکم به نجاست می‌کنم، می‌خواستم بدانم که آیا در مسأله نجاست یقین لازم است؟ یا ظنّ و گمان کافی است؟
جواب : در مسأله نجاست یقین قطعی و صد در صد لازم است و مادامی که چنین یقینی حاصل نشود تکلیفی ندارد و اگر یقین صد در صد حاصل شد اجتناب لازم است; مگر در موارد اضطرار.
سؤال ۲۹: پس از بازگشت از مشهد مقدّس خانمهای همسایه به دیدنم آمدند، یکی از بچّه‌های همسایه، قسمتی از فرش منزل ما را نجس کرد، اکنون فراموش کرده‌ام که کجای آن فرش دوازده متری نجس شده است، آیا می‌توان روی این فرش نماز خواند؟ اگر دست یا پای مرطوب روی یک قسمت آن نهاده شود، آیا نجس می‌شود.
جواب : نماز خواندن روی آن اشکال ندارد و تماسّ با یک قسمت از آن، موجب نجاست نمی‌شود، ولی بهتر است فرش را بشوئید.

احکام وسواس

مسأله ۳۰: افراد وسواسی نباید به علم خود در طهارت و نجاست توجّه کنند، بلکه باید ببینند افراد معمولی در چه مورد یقین به طهارت یا نجاست پیدا می‌کنند و به همان ترتیب عمل کنند و برای ترک وسواس بهترین راه بی اعتنایی است.
سؤال ۳۱: اینجانب فهیمه الف مبتلا به بیماری وسواس هستم و متأسّفانه بسیار شدید و غیر قابل تحمّل است، مثلا در مورد تطهیر و غسل وسواس من به گونه‌ای است که گاهی اوقات وقتی شب به حمام می‌روم نزدیک طلوع آفتاب موفّق به تطهیر و انجام غسل می‌شوم! باور کنید در این چند سال به اندازه بیست سال آب مصرف کرده‌ام! برای درمان این بیماری به نزد برخی از علما رفتم، ولی مؤثّر نشد، به مشهد رفتم، با چه گرفتاریهایی که در سفر و هنگام تشرّف داشتم و بسیار دعا و تضرّع کردم، ولی متأسّفانه شفا نیافتم. این بیماری نزدیک است مرا از پای در آورد، نه تنها خود، که خانواده را نیز نگران و در زحمت انداخته‌ام، وسواس باعث شده که نتوانم عبادتهایم را انجام دهم، بدین جهت ماه رمضان را سفر می‌کنم، تا مشکل روزه گرفتن نداشته باشم; اگر چه در سفر نیز هیچ چیز نمی‌خورم! لطفاً مرا راهنمایی کنید تا از این وضع غمبار نجات یابم و از زخم زبان اطرافیان آسوده گردم.
جواب : مشکل شما در واقع از خود شماست و مقصّر اصلی خودتان هستید و به همین دلیل دعای شما هم مستجاب نمی‌شود و علّت اصلی آن ندانستن مسأله است. مسأله اصلی این است که بر شما واجب نیست یقین به طهارت و غسل و مانند آن پیدا کنید، آنچه بر شما، به عنوان یک وظیفه شرعی، لازم می‌باشد این است که به مقدار سایر مردم آب بریزید و به همان قناعت کنید، هر چند در غسل و طهارت شک داشته باشید و ما مسؤولیّت شرعی این کار را می‌پذیریم.
شما از امروز فقط به مقدار مردم آب بریزید و قناعت کنید و با بدن نجس و حال جنابت (به گمان خودتان) نماز بخوانید و هیچ اشکالی هم ندارد و نماز و روزه شما کاملا صحیح است و ما به این وسیله برشما، و تمام افراد وسواسی، إتمام حجّت می‌کنیم و مخالفت با آن گناه است. ما از خداوند می‌خواهیم که به شما توفیق توجّه به این مسأله را عنایت کند و از دام شیطان نجات پیدا کنید.
سؤال ۳۲: مدّتی قبل، تقریباً در همه امور، در دام وسواس افتادم. اکنون تا حدودی آن را از خود دور کرده‌ام، ولی مشکلی که هنوز دارم طول کشیدن غسل (در حدود چهل دقیقه) و گاهی هم تکرار الفاظ نماز است. لطفاً مرا راهنمایی کنید.
جواب : بهترین راه برای ترک وسواس، بی اعتنایی به آن است; یعنی ملاحظه کنید دیگران چه مقداری، مثلا برای غسل، معطّل می‌شوند، شما هم چنین کنید، مثلا ده دقیقه یا حداکثر یک ربع ساعت; اگر شیطان گفت درست نشد، اعتنا نکنید عمل شما صحیح است و نگران نباشید، و ما مسؤولیّت آن را بر عهده می‌گیریم.
سؤال ۳۳: آیا اعمال وسواسی‌ها ضرری به اعتقادات آنها نمی‌زند؟ به عنوان مثال زن وسواسی که یک چیز نجس را ده بار آب می‌کشد، او در واقع وقتی دوبار با آب قلیل آب کشید معتقد است که هنوز نجس است، در حالی که خدا و پیامبر(صلی الله علیه وآله) و ائمه(علیهم السلام) می‌گویند پاک است، آیا چنین شخصی عملا با شرع مقدّس اسلام مخالفت نکرده است؟
جواب : عمل به وسواس کار خلافی است; ولی ضرر به اعتقادات او نمی‌زند.
سؤال ۳۴: در مصرف آب زیاده روی می‌کنم و هر چه تلاش می‌نمایم نمی‌توانم جلوی این کار زشت خود را بگیرم. به همین جهت همواره با شوهرم مشاجره داریم.
او می‌گوید: «گذشته از این که کار حرامی انجام می‌دهی و ضامن هستی، من که شوهر تو هستم راضی به عمل تو نیستم». لطفاً بفرمائید:
الف: آیا کار من حرام و موجب ضمان است؟
ب: آیا در وضو و نمازم اشکالی ایجاد می‌شود؟
جواب : سعی کنید به مقدار متعارف آب مصرف کنید. اگر بیش از آن باشد و همسرتان راضی نباشد، حرام و موجب ضمان است و اگر شیطان وسوسه کند که فلان مقدار آب کافی نیست، اعتنا نکنید و اعمالتان اشکالی نخواهد داشت و ما مسئولیّت آن را به عهده می‌گیریم و به فرض که همسرتان هم راضی باشد اسراف در آب وضو و غسل جایز نیست.
سؤال ۳۵: دختری ۲۰ ساله هستم و به شدّت وسواس دارم، این وسواس مانع ترقّی من شده است. یک بار برای شما در این مورد نامه نوشتم و شما این گونه جواب دادید: «ما راهی نشان می‌دهیم که به افراد زیادی توصیه کرده‌ایم و بسیار مؤثّر است و آن این است که شما به افراد متدیّن معمولی نگاه کنید، ببینید آنها چقدر آب می‌کشند، به همان مقدار قناعت کنید. بقیّه برای شما پاک است و ما مسؤولیّت آن را شرعاً می‌پذیریم»، در حالی که من در نامه قید کرده بودم که فقط از شما یک فتوی می‌خواهم و آن این که: «چیزهای نجس و متنجّس را برای مدّتی بر من پاک بدانید»; ولی شما جوابی که در بالا ذکر شد را مرقوم داشتید و من باز هم روی حرفم هستم، این فتوی را بدهید تا من چیزهای نجس و متنجّس را پاک بدانم.
جواب : شما باید تسلیم حکم خدا باشید. حکم خدا این است که به مقدار متعارف بشوئید، بقیّه برای شما «پاک» است، هر چند حالت وسواس به شما می‌گوید نجس است، این روشن‌ترین راه است، و بسیاری از این طریق درمان شده‌اند.
سؤال ۳۶: چند مسأله در مورد طهارت و نجاست برایم پیش آمده که همواره فکر و ذهن مرا مشغول کرده است. و مرا به شدّت عذاب می‌دهد، از درس و مطالعه افتاده‌ام و خانواده‌ام نیز از رفتار من به تنگ آمده‌اند. شما را به مقام رسول اللّه(صلی الله علیه وآله)قسم می‌دهم، مرا نجات دهید. اگر شما بفرمائید: «اعتنابه این موارد حرام است; و در صورت اعتنا، به جهنّم می‌روی» و گناهش را به گردن بگیرید، نجات پیدا می‌کنم.
جواب : به یقین اعتنا کردن شما به مواردی که برخواسته از وسواس است حرام می‌باشد و باید آن را ترک کنید و ما مسؤولیّت آن را به گردن می‌گیریم.
سؤال ۳۷: تکلیف من در موارد زیر چیست؟
الف: گاهی زمینی نجس می‌شود، بعداً برف یا باران می‌آید و تمام زمین‌ها خیس می‌شود، مردم و وسایل نقلیّه از روی آن زمین نجس عبور می‌کنند و به همه جا می‌روند (مسجد، حرم، نانوائی، قصّابی، داخل اتوبوس شرکت واحد، مدرسه، بازار و...) و به خاطر خیس بودن زمین، نجاست را به همه آن مکان‌ها منتقل می‌کنند، به همین جهت آن مکان‌ها را نجس می‌دانم، همان گونه که گرد و خاک‌های آن خیابان‌ها و مکان‌ها را نیز نجس می‌دانم.
ب: هرگاه توالت می‌روم با این که در موقع بول کردن بسیار مواظب هستم تا بول ترشّح نکند، در عین حال قطع پیدا می‌کنم که بول به شلوار و پایم ترشّح کرده است; لذا توالت رفتن برایم مشکل شده و تا آن موضع را آب نکشم راحت نمی‌شوم.
ج: در بعضی مواقع پشت و جاهای دیگر دستم به لبه میز و یا لبه کتاب و یا چیزهای زبر برخورد می‌کند و بدون این که دستم زخم شود، یا خونی بیرون بیاید، از گوشه و کنار ناخنها و جاهای دیگر دستم چیزی با احساس کمی درد جدا می‌شود و یا روی انگشت‌های دستم پوست‌های مختصری وجود دارد که با فرو بردن دست به داخل جیب و یا تماس گرفتن با چیز دیگر، آنها با احساس کمی درد از دستم جدا می‌شود، لطفاً در این موارد تکلیف مرا بیان فرمائید.
جواب : بدون شک شما گرفتار وسواس هستید; وظیفه شما این است که به سایر مردم نگاه کنید و ببینید آنها تا چه حد به این امور اعتناء می‌کنند و علم به نجاست پیدا می‌کنند (منظور قشر متدّین است) آن مقدار که آنها یقین پیدا می‌کنند و آب می‌کشند شما هم آب بکشید و نسبت به بقیّه تکلیفی ندارید; هر چند فکر شما به شما بگوید نجس است; زیرا در این گونه موارد افراد متدّین عادی، علم و یقین به نجاست پیدا نمی‌کنند. ضمناً پوستهائی که از دست و بدن جدا می‌شود محکوم به پاکی است، مگر این که شما آنها را با فشار بکنید و محلّ آن سوزش پیدا کند، که در این صورت احتیاط کنید.
سؤال ۳۸: منزل ما از نظر طهارت مشکل دارد; فرشها، دربها، دیوار اطاقها، پنجره‌ها، پرده‌ها، بخاری زمینی، بخاری دیواری، جارو برقی، کمدها، بعضی از کتاب‌ها، بالشت‌ها، رختخواب و تشک‌ها، قاب عکس‌ها و خلاصه تمام زندگی ما نجس است، گفتم نامه‌ای برای شما بنویسم تا شاید در مورد من فتوای خاص (اجازه مخصوص) بدهید و اینجانب را از معافیّت مخصوصی در مورد چیزهایی که تا به حال نجس شده برخوردار سازید، تا همه چیز و همه کس برای من طاهر باشد.
جواب : شما گرفتار وسواس هستید و تنها درمان آن بی اعتنایی است. فتوای ما برای شما این است که ببینید مؤمنان دیگر چه اندازه به این امور اعتنا می‌کنند، به همان اندازه اعتنا کنید; بقیّه برای شما پاک است.

مسائل متفرّقه نجاسات

سؤال ۳۹: آیا مایعی که از کیسه آب جنین (مایع آمنیوتیک) خارج می‌شود حکم نجاست دارد؟ شایان ذکر است که کیسه آب جنین ممکن است قبل از زایمان پاره شود و از طریق مجرای تناسلی خارج گردد.
جواب : محتوی کیسه آب جنین نجس نیست; مگر این که آلوده به خون باشد.
سؤال ۴۰: چنانچه شی ای با تماسّ با نجاسات نجس شود، سپس این شیء نجس، با شیء دومی و شیء دوم با شیء سوم و... تماس پیدا کند، حال این واسطه‌ها تا چه تعداد باعث انتقال نجاست به شیء بعدی می‌شود؟
جواب : تا دو واسطه باعث انتقال نجاست می‌شود، نه بیشتر; یعنی اگر دست نجس، مثلا، به دست دیگری بخورد آن هم نجس می‌شود و اگر آن، به شیء سومی بخورد نجس می‌شود; ولی اگر شیء سوم به چهارمی بخورد نجس نخواهد شد و این امر بسیاری از مشکلات باب طهارت و نجاست را حل می‌کند.
سؤال ۴۱: با توجّه با این که امروزه بسیاری از لوازم آرایشی مورد مصرف بانوان مسلمان از جفت جنین تهیّه می‌شود، استفاده و مصرف آن چه حکمی دارد؟ و آیا جفت جنین نجس است، یا متنجّس؟
جواب : دلیلی بر نجاست جفت نیست (همانطور که در تعلیقه بر عروة الوثقی نیز نوشته‌ایم) بنابراین اگر آلوده به خون نباشد، یا شک داشته باشیم، پاک است.

مطهّرات

سؤال ۴۲: شوهرم سگی را در منزل نگهداری می‌کند و گاهی از اوقات ته مانده برخی از غذاهایی که برای خودمان آماده می‌کنیم جلوی او می‌گذارد و حیوان آن ظرف را می‌لیسد، لطفاً بفرمائید:
اوّلا: نگهداشتن سگ در منزل چه حکمی دارد؟
ثانیاً: چنین ظرفهایی را چگونه تطهیر کنیم؟
جواب : اوّلا: نگه داشتن سگ در منزل در صورتی جایز است که برای حفظ منزل و مانند آن لازم باشد.
ثانیاً: هر گاه سگ ظرفی را لیسیده یا از آن آب یا مایع دیگری خورده باشد، ابتدا باید آن را با خاک پاک که مخلوط با کمی آب باشد خاک مال کرد و سپس دو مرتبه در آب قلیل، یا یک مرتبه در آب کر یا جاری شست.
سؤال ۴۳: در جلسه هفتگی خانمهای محّله ما، این سؤال مطرح شده است: در احکام آمده است که اگر سگ به ظرفی زبان بزند باید آن را خاک مال کرد، حال با وجود موادّ بهداشتی و پاک کننده‌ای مثل الکل، مایعات ظرفشوئی، انواع مایعات و پودرهای پاک کننده، آیا باز هم خاک مال کردن لازم است؟
جواب : آری لازم است.
سؤال ۴۴: متأسّفانه شوهرم مبتلا به یکی از گناهان کبیره خطرناک، یعنی شرابخواری است، ظرفهایی را که با شراب نجس می‌کند، چگونه پاک کنم؟
جواب : ظرفی را که با شراب نجس شده، باید با آب قلیل سه مرتبه بشویند و دست در آن بمالند و مستحبّ است هفت مرتبه شسته شود.
مسأله ۴۵: هر گاه چیزی با بول پسر یا دختر شیر خواری که غذاخور نشده نجس گردد، چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند پاک می‌شود و در لباس و فرش و مانند آن فشار لازم نیست، ولی احتیاط مستحب آن است که دو مرتبه بریزند.
سؤال ۴۶: من در بخش تزریقات بانوان کار می‌کنم، در برخی موارد پس از تزریق آمپول به داخل رگ و با یقین به تماسّ سوزن با خون داخل رگ، وقتی که تزریق تمام می‌شود، اثری از خون بر روی سوزن دیده نمی‌شود، آیا این سوزن پاک است، یا نجس می‌باشد؟
جواب : پاک است.
سؤال ۴۷: برای آماده کردن نان میهمانی، که جهت بازگشت شوهرم از مکّه مکرّمه داشتیم، تصمیم گرفتم خودم در منزل آن را بپزم، بدین جهت آرد زیادی را خمیر کردم، ناگهان خون دماغ شدم و قطره‌ای خون به داخل خمیرها افتاد، آیا راهی برای تطهیر این همه خمیر نجس، که همه آنها را مخلوط کرده‌ام، وجود دارد؟
جواب : ظاهراً راه قابل ملاحظه‌ای ندارد.

مسائل وضو

مقدّمه

بدون شک «وضو» دارای دو فایده روشن است:
«فایده بهداشتی» و «فایده اخلاقی و معنوی» از نظر بهداشتی شستن صورت و دستها، آن هم پنج بار یا یا لااقل سه بار در شبانه روز، اثر قابل ملاحظه‌ای در نظافت بدن دارد، مسح کردن بر سر و پشت پاها، که شرط آن رسیدن آب به موها، یا پوست بدن است، سبب می‌شود که این اعضا را نیز پاکیزه بداریم، ضمن این که تماسّ آب با پوست بدن، اثر خاصّی در تعادل اعصاب «سمپاتیک» و «پاراسمپاتیک» دارد.
و از نظر اخلاقی و معنوی چون با قصد قربت و برای رضای خدا انجام می‌شود، اثر تربیتی دارد; زیرا مفهوم کنائی وضو این است که: «از فرق تا قدم در راه اطاعت تو گام بر می‌دارم.» در روایتی از امام هشتم(علیه السلام) اشاراتی به این مطلب شده است.[۷]
سؤال ۴۸: من در وضو دستهایم را سه بار می‌شستم، پس از ازدواج شوهرم گفت: «این کار اشکال دارد» حال اگر شخصی در وضو، صورت و دستها را سه بار بشوید، وضو و عباداتش چه حکمی دارد؟
جواب : وضو و عباداتش اشکال دارد. و لکن باید توجّه کرد که منظور از سه بار، یا دوبار شستن این است که عضو مورد نظر یک بار کاملا شسته شود، سپس بار دوم را شروع کند و کامل بشوید، و همچنین بار سوم. امّا ریختن آب بر عضوی، دوبار، یا بیشتر، تا زمانی که از شستن کامل آن فارغ نشده اشکالی ندارد.
سؤال ۴۹: مسح سر خانمها، که موی سر آنها بلند است، باید چگونه باشد؟
جواب : کسی که موی سر او به اندازه‌ای بلند است که اگر مثلا شانه کند به صورتش می‌ریزد، یا به جاهای دیگر سر می‌ریزد، باید بیخ موها را مسح کند و بهتر است که قبل از وضو، فرق سر را باز کند تا پس از شستن دست چپ، بین موها، یا پوست سر را براحتی مسح نماید.
سؤال ۵۰: لطفاً وظیفه خانمهایی که موی مصنوعی کشت کرده‌اند را به هنگام مسح سر بیان فرمائید؟
جواب : در صورتی که آب به پوست سر برسد مسح آنها صحیح است، در غیر این صورت حکم جبیره را دارد.
سؤال ۵۱: طلبه حوزه علمیّه خواهران یکی از شهرستانها هستم که در یک مدرسه موقوفه حجره‌ای به ما داده‌اند. گاهی از اوقات میهمانی برای ما می‌آید و از آب این مدرسه برای وضو استفاده می‌کند، آیا برای میهمانان ما استفاده از آب مدرسه جهت وضو و مانند آن جایز است؟
جواب : اشکال دارد; مگر این که پذیرفتن چنان میهمانی برخلاف شرایط وقف نباشد.
مسأله ۵۲: هر گاه زن در جایی وضو بگیرد که نامحرم او را ببیند، وضوی او باطل نیست; هر چند گناه کرده است.
سؤال ۵۳: مشغول وضو بودم که ناگهان غذایم سر رفت، وضو را رها کردم و به سراغ اجاق گاز رفتم و زیر غذا را خاموش کردم و سپس وضو را ادامه دادم. آیا وضویم صحیح است؟
جواب : این مقدار اشکالی ندارد.
سؤال ۵۴: مدّتی بود که دخترم با آفتابه آب می‌ریخت و من وضو می‌گرفتم، در یکی از جلسات زنانه گفته شد: «هر کس باید خودش وضو بگیرد و نباید کسی کمکش کند» آیا وضوهای من به شکل فوق اشکال دارد؟ نمازهائی که با چنین وضوئی خوانده‌ام چه حکمی دارد؟
جواب : در صورتی که آب را در دست شما می‌ریخته و شما آن را به صورت یا دستها می‌زده‌اید وضوی شما باطل نبوده، ولی این کار کراهت دارد.
سؤال ۵۵: ناخنهایم بیش از حدّ معمول بلند است، آیا برای وضو اشکالی ندارد؟
جواب : اشکالی ندارد.
سؤال ۵۶: در آرایشگاه‌های زنانه، خطّ ابروی خانمها را ترمیم می‌کنند، حکم این عمل چیست؟ آیا برای وضو و غسل اشکالی دارد؟
جواب : اگر منظور از ترمیم، کاشتن مو است و آب به پوست بدن برای وضو و غسل می‌رسد، اشکالی ندارد، و اگر منظور خالکوبی با رنگ است، که زیر پوست قرار می‌گیرد، آن هم اشکالی ندارد.
سؤال ۵۷: آیا جوهرِ خودکار، ماژیک، رنگ و مانند آن، مانع رسیدن آب به پوست بدن می‌گردد؟ رنگی که خانمها برای موی سر استفاده می‌کنند چطور؟
جواب : اگر جرم نداشته باشد مانع نیست; در مورد خودکار، که رنگ غلیظ تری دارد، تجربه کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که جرم ضعیفی دارد که مانع آب نمی‌باشد.
سؤال ۵۸: زنانی که خود را برای شوهرانشان آرایش کرده‌اند، آیا باید به هنگام وضو صورت و دستهای خویش را با صابون و مانند آن بشویند، یا می‌توانند به همان شکل وضو بگیرند؟
جواب : در صورتی که موادّ آرایشی مورد استفاده جرم زیادی، که مانع از رسیدن آب به پوست صورت است، نداشته باشد وضو صحیح است. و شستن با صابون لازم نیست.
سؤال ۵۹: آیا لاکی که خانمها روی ناخن پاهایشان می‌زنند، برای مسح پا اشکالی دارد؟
جواب : آری اشکال دارد. آنها می‌توانند یکی از ناخنها را آزاد بگذارند و روی آن انگشت مسح کنند.
مسأله ۶۰: وجود انگشتر و دستبند و مانند آن، اگر مانع رسیدن آب نباشد، برای وضو ضرری ندارد و می‌تواند آن را جابجا کند تا آب به زیر آن برسد و شسته شود.
سؤال ۶۱: برخی از فقها معتقدند که مردها به هنگام وضو و شستن دست راست و چپ، از پشت دست و زنها از داخل دست آب بریزند، نظر حضرتعالی در این زمینه چیست؟
جواب : چنانچه این کار را به قصد رجا انجام دهند خوب است.

غسل حیض و احکام آن

مقدّمه

اقوام پیشین در مورد عادت ماهیانه زنان عقائد مختلفی داشتند. یهودیان فوق العاده سخت گیری می‌کردند و در این ایّام به کلّی از زنان در همه چیز از جمله، در خوردن و آشامیدن و بستر و مجلس جدا می‌شدند، در تورات کنونی احکام شدیدی در این باره دیده می‌شود.[۸]
به عکس آنان، مسیحیان هیچ گونه ممنوعیّت و محدودیّتی برای خود، در برخورد با زنان، در این ایّام قائل نبودند. و امّا بت پرستان عرب، دستور و سنّت خاصّی در این زمینه نداشتند، ولی ساکنان مدینه و اطراف آن، بعضی از آداب یهود را در این زمینه اقتباس کرده بودند و در معاشرت با زنان در حال حیض سختگیریهایی داشتند، در حالی که سایر عربها چنین نبودند و حتّی شاید آمیزش جنسی را در این حال جالب می‌دانستند و معتقد بودند که اگر فرزندی نصیب آنها شود بسیار خون ریز خواهد بود، و این از صفات بارز و مطلوب نزد اعراب بادیه نشین خون ریز بود![۹]
امّا اسلام، که در همه مسائل از افراط و تفریط پرهیز می‌کند و آن را نشانه نادانی و جهالت معرّفی می‌نماید، دستور عادلانه‌ای در مورد عادت ماهیانه زنان داد و ضمن حفظ کرامت و شخصیّت زنان، آنها را در این وضعیّت از برخی مسئولیّتهای دینی معاف نمود. شرح این مطلب را در مسائل آینده مطالعه فرمائید.

ماهیّت خون حیض

مسأله ۶۲: حیض، که گاهی از آن تعبیر به «عادت ماهیانه» و گاهی «پریود» و برخی اوقات «رگل» می‌شود، خونی است که غالباً در هر ماه چند روزی از رحم زنان خارج می‌شود و به هنگام انعقاد نطفه، غذای فرزند است.
زن را در موقع دیدن این خون «حائض» می‌گویند و در شرع مقدّس اسلام احکامی دارد که در مسائل آینده خواهد آمد.
سؤال ۶۳: در مسأله شماره ۴۲۶ توضیح المسائل مرقوم فرموده‌اید: «حیض خونی است که در هر ماه چند روزی از رحم زن خارج می‌شود و به هنگام انعقاد نطفه غذای فرزند است» انطباق این مسأله با توجّه به نکات مشروحه ذیل، با موازین علمی مبهم است. لذا خواهشمند است توضیحات بیشتری مرقوم فرمایید:
یک دوره عادت ماهیانه در یک زن بالغ قبل از یائسگی معمولا دارای مراحل ذیل می‌باشد:
۱ـ مرحله افزایش حجم رحم، در این مرحله رحم زن در اثر ترشّح هورمون استروژن ضخیم می‌شود، ضخیم شدن دیواره رحم به منظور آمادگی رحم برای پذیرفتن جنین می‌باشد.
۲ـ در صورتی که آبستنی صورت پذیرد و جنین تشکیل شود، جنین موجود در لایه ضخیم و پرخون لانه گزینی می‌کند، در اینجا جنین تا مدّتی از موادّ غذایی که به وسیله خون حمل می‌گردد تغذیه می‌کند و رشد می‌نماید; در واقع جنین از خود خون به عنوان غذا تغذیه نمی‌نماید; بلکه از اکسیژن و موادّ غذایی که به وسیله خون حمل می‌شود استفاده می‌کند.
۳ـ تقریباً سه هفته پس از لانه گزینی، جفت تشکیل می‌شود، در اینجا وظیفه جفت، گرفتن موادّ غذایی و اکسیژن از بافت ضخیم شده رحم و انتقال آن به جنین از طریق بند ناف می‌باشد، همین طور گاز کربنیک حاصل از فعّالیّتهای حیاتی، جنین را به خون مادر انتقال می‌دهد و... وظیفه دیگر جفت، ترشّح هورمون مادری یا پرژسترون می‌باشد که از عادت ماهیانه جلوگیری می‌کند.
۴ـ در صورتی که آبستنی اتّفاق نیفتد دیواره ضخیم و پرخون شده رحم تخریب و شروع به ریزش می‌نماید که به نام عادت ماهیانه معروف می‌باشد. پس از پایان خونریزی، دیواره رحم مجدّداً خود را برای پذیرش جنین بعدی آماده می‌کند; یعنی شروع به ضخیم شدن و پرخون شدن می‌نماید و لذا وقتی یک زن آبستن می‌شود معمولا به دلیل ترشّح هورمونهای مخصوص، که شرح آن گذشت، اصولا قاعدگی اتّفاق نمی‌افتد (نه این که جنین آن خون را می‌خورد) یعنی اصولا خونریزی وجود ندارد که جنین آن را بخورد.
۵ـ کلّیه مراحل فوق به وسیله ترشّح هورمونهای مختلف کنترل می‌شود و اگر این هورمونها را توسّط تزریق یا خوراکی به یک زن بدهند قاعده نمی‌شود; با توجّه به مطالب فوق چگونه می‌توان خوردن خون را به عنوان غذای بچّه محسوب داشت؟
جواب : منظور این نیست که دیواره رحم خونریزی می‌کند و جنین آن را می‌بلعد، بلکه منظور این است که در موقع بارداری خون در عروق مادر ذخیره می‌شود و از طریق جفت یا غیر آن به جنین منتقل می‌گردد و جنین موادّ غذایی و اکسیژن موجود را از همان خون مادر می‌گیرد، همان گونه که در مدّت شیرخوارگی غالباً عادت ماهانه نیست، زیرا قسمتهایی از خون تبدیل به شیر می‌شود و غذای نوزاد می‌گردد; پس اگر بگوییم: «خون غذای بچّه است» منظور این معنی است، نه آنچه نوشته‌اید.

نشانه‌ها و علامت‌های خون حیض

مسأله ۶۴: خون حیض نشانه‌هایی دارد، در بیشتر اوقات:
۱ـ غلیظ.
۲ـ گرم.
۳ـ تیره، یا سرخ رنگ.
۴ـ بافشار.
۵ـ و کمی سوزش خارج می‌شود.
مسأله ۶۵: زنی که مبتلا به خونریزی است، اگر به طبیب مراجعه کند و او تشخیص دهد خون حیض یا خون زخم و مانند آن است، چنانچه از گفته پزشک اطمینان حاصل کند می‌تواند بر طبق احکام آن عمل کند.
سؤال ۶۶: آیا نشانه‌هایی که برای خون حیض ذکر کردید، اختصاص به کسانی دارد که شک در حیض بودن خون موجود دارند، یا شامل همه زنان می‌شود؟
جواب : این نشانه‌ها مربوط به کسانی است که شک دارند.

شرایط خون پریود

خون حیض شرایط خاصّی دارد که با فراهم آمدن همه آنها، احکام حیض جاری می‌شود; خون مذکور با هفت شرط ـ به شرح ذیل خون حیض است.

الف ـ بلوغ

مسأله ۶۷: خونی را که دختر پیش از تمام شدن نُه سال قمری و زن بعد از یائسه شدن می‌بیند حکم حیض ندارد و اگر مربوط به زخم و جراحتی نباشد، استحاضه است که احکام آن خواهد آمد.
مسأله ۶۸: دختری که شک دارد نُه سال قمری او تمام شده یا نه، اگر خونی ببیند که نشانه‌های حیض نداشته باشد، حیض نیست و اگر نشانه‌های قاعدگی داشته باشد و اطمینان حاصل کند که حیض است، دلیل بر این است که نُه سالش تمام و بالغ شده است.
سؤال ۶۹: آیا فقط تمام شدن نُه سال قمری از شرایط قاعدگی محسوب می‌شود، یا سایر علامتهای بلوغ نیز از شرایط قاعدگی است، هر چند نُه سال قمری او تمام نشده باشد؟
جواب : اگر خونی قبل از نُه سالگی دیده شود، خون حیض نیست.

ب ـ نرسیدن به سن یائسگی

مسأله ۷۰: زنان سیّده و غیر سیّده هر دو بعد از تمام شدن پنجاه سال قمری[۱۰]یائسه می‌شوند، یعنی اگر در این سنّ و سال خونی ببینند خون حیض نیست، مگر زنانی که از قبیله «قریش» محسوب می‌شوند که آنها بعد از تمام شدن شصت سال قمری[۱۱] یائسه می‌شوند.
سؤال ۷۱: حضرتعالی در توضیح المسائل، مسأله ۴۲۸، در مورد سنّ یائسگی تفاوتی بین زنان سیّده و غیر سیّده نمی‌گذارید و فقط زنان قبیله قریش را استثناء کرده‌اید، لطفاً تفاوت زنان قریش را با سایر زنان سیّده بیان فرمائید. آیا در کشور ما زنان قریش وجود دارند، یا زنان سیّده کشور ما در این حکم با سایر زنان تفاوتی ندارند؟
جواب : در کشور ما زنانی از قبیله قریش وجود ندارند، قبیله قریش یک قبیله عربی خاصّی است و رابطه این زنان از آن قبیله قطع شده است.
مسأله ۷۲: زنی که شک دارد یائسه شده یا نه، هرگاه خونی ببیند و نداند حیض است یا نه، باید بنا بگذارد که حیض است و هنوز یائسه نشده است.
مسأله ۷۳: زنان باردار، یا زنانی که بچّه شیر می‌دهند ممکن است حائض شوند.

ج _کمتر از سه روز نباشد

مسأله ۷۴: مدّت حیض کمتر از سه روز نمی‌شود، حتّی اگر مختصری کمتر باشد حیض نیست.
مسأله ۷۵: لازم نیست شب اوّل و شب چهارم را خون ببیند، ولی باید در شب دوم و سوم قطع نشود و ادامه داشته باشد.
مسأله ۷۶: اگر کمتر از سه روز خونی ببیند و پاک شود، بعداً سه روز یا بیشتر ـ با نشانه‌هایی که گفته شد ـ خون ببیند، فقط خون دوم حیض است.
سؤال ۷۷: در بعضی از اوقات، عادت ماهانه زنان در اثر مصرف دارو دچار اختلال می‌شود، از آن جمله این که در ایّام عادت خون کمرنگ و گاهی به صورت لک مشاهده می‌کنند، در این صورت وظیفه زن نسبت به نماز و روزه و طواف چیست؟
جواب : خون کمرنگ و لک در ایّام عادت، اگر سه روز متوالی ادامه یابد، در حکم عادت است، ولی اگر سه روز متوالی ادامه نیابد حکم استحاضه را دارد.
سؤال ۷۸: خانمی که عادت وقتیّه و عددیّه دارد، در وقت معیّن عادت ماهیانه اش شروع می‌شود، ولی در روز دوم یا سوم با خوردن قرص، از ادامه عادت جلوگیری می‌کند، با توجّه به این که در ایّام عادت ماهیانه همیشگی است و خودش مانع ادامه عادت ماهیانه شده، چه حکمی دارد؟
جواب : حکم استحاضه بر آن جاری می‌شود.

دـ بیشتر از ده روز نباشد

مسأله ۷۹: مدّت حیض بیشتر از ده روز نمی‌شود، بنابراین اضافه بر ده روز استحاضه است.
مسأله ۸۰: هر گاه سه روز پشت سر هم خون ببیند و پاک شود، چنانچه دوباره خون ببیند و ایّامی که خون دیده روی هم رفته از ده روز بیشتر نشود، تمام روزهایی را که خون دیده حائض است، ولی روزهایی را که در وسط پاک بوده، حکم زنان پاک را دارد سؤال ۸۱: حضرتعالی معتقد هستید که زن حائض اگر در بین روزهای ایّام عادت پاک شود، باید عبادتهای خویش را پس از غسل انجام دهد، هرچند بداند دوباره خون می‌بیند.
آیا پاکی مذکور (طُهر متخلّل) از نظر زمانی حدّاقلّی دارد؟
مثلاً اگر زن حائض سه ساعت در بین عادت پاک شد و این مسأله بعد از اذان ظهر باشد، آیا باید نماز ظهر و عصر را بخواند؟
جواب : آری، هرگاه زمان مذکور به اندازه غسل و نماز باشد باید عبادت خود را به جا آورد.
سؤال ۸۲: زنی برای جلوگیری از بچّه دار شدن از دستگاه استفاده می‌کند، به همین علّت روزهای عادتش کم و زیاد می‌شود و موقع معیّنی ندارد، وظیفه او چیست؟ آیا عباداتی که انجام داده باطل است؟ توضیح این که: قبل از استفاده از دستگاه، ایّام عادت او هفت روز بوده است. آیا بعد از هفت روز می‌تواند غسل کند و عباداتش را انجام دهد؟
جواب : اگر چند مرتبه در مواقع مختلف، یا ایّام مختلف، بر خلاف عادت اوّل خون ببیند جزء مضطربه است و در این حال اگر ده روز یا کمتر خون ببیند همه اش حیض است، و اگر بیش از ده روز ببیند چنانچه نشانه حیض داشته باشد و از سه روز کمتر و از ده روز بیشتر نباشد حیض محسوب می‌شود و اگر همه اش یک جور باشد مطابق عادت خویشاوندان خود عمل می‌کند سؤال ۸۳: همانطور که در مسأله ۴۳۲ توضیح المسائل حضرتعالی، آمده است خون حیض بیشتر از ده روز نمی‌باشد، آیا منظور ده شبانه روز می‌باشد، یا فقط روزها معیار است؟ در صورت دوم اگر خون تا شب یازدهم ادامه داشته باشد، چه حکمی دارد؟
جواب : روزها معیار است و شب آخر جزء نیست و باید طبق احکام استحاضه رفتار کند.
سؤال ۸۴: برخی از خانمها برای جلوگیری از بچّه دار شدن از دستگاه‌های درون رحمی استفاده می‌کنند، این دستگاه‌ها در بعضی از بانوان باعث خونریزی اضافی می‌گردد. اگر عادت ماهیانه چنین خانمی بخاطر وجود دستگاه فوق در رحم، بیش از ده روز شود چه حکمی دارد؟
جواب : هر گاه خون مزبور بر اثر جراحتی باشد که بخاطر آن دستگاه حاصل می‌شود هیچ حکمی جز آب کشیدن محل ندارد.و اگر عادت ماهیانه را تحریک و طولانی کند احکام عادت ماهیانه بر آن جاری می‌شود، ولی در هر حال بیش از ده روز خون حیض محسوب نمی‌شود. حتّی اگر عادت او کمتر از ده روز باشد، باید همان را عادت قرار دهد. مگر این که بر اثر گذشت زمان مقدار زمان عادت او عوض شود.

هـ ـ استمرار

مسأله ۸۵: سه وز اوّل حیض باید پشت سر هم باشد، بنابراین اگر مثلا دو روز خون ببیند و یک روز پاک شود و دوباره خون ببیند، حیض نیست. و این که می‌گوییم باید پشت سر هم باشد، معنایش این نیست که در تمام سه روز خون بیرون آید، بلکه اگر در فضای داخل فرج خون باشد کافی است.

وـ موالات

سؤال ۸۶: آیا «توالی» در سه روز اوّل حیض، که در بعضی از کتابها آمده است، همان «استمرار خون در سه روز اوّل» است، یا معنای دیگری دارد؟ لطفاً توضیح فرمائید.
جواب : منظور همان استمرار خون در سه روز اوّل است.

زـ بین دو حیض باید حدّاقل ده روز فاصله باشد

مسأله ۸۷: زنی که معمولا ماهی یک مرتبه خون می‌بیند اگر در یک ماه دوبار خون ببیند و آن خون نشانه‌های حیض داشته باشد، چنانچه روزهایی که در وسط پاک بوده کمتر از ده روز نباشد، باید هر دو را حیض قرار دهد.
مسأله ۸۸: هرگاه سه روز یا بیشتر خونی ببیند که نشانه‌های حیض دارد و بعد ده روز یا بیشتر خونی ببیند که نشانه‌های استحاضه دارد و مجدّداً خونی ببیند که نشانه حیض دارد، باید تمام خونهایی که نشانه حیض داشته است حیض قرار دهد.

محرّمات حائض

کارهایی بر زن حائض در ایّام عادت ماهیانه حرام است و باید از آنها اجتناب کند. امور مذکور به شرح زیر است:

الف: انجام عبادت‌ها

مسأله ۸۹: تمام عبادتهایی که شرط صحّت آن وضو، یا غسل، یا تیمّم است; مانند نمازهای روزانه، روزه و طواف خانه خدا، بر حائض حرام است; ولی بجا آوردن عباداتی که طهارت (یعنی وضو، یا غسل، یا تیمّم) در آن شرط نیست، مانند نماز میّت، مانعی ندارد.
مسأله ۹۰: هر گاه زن در وسط نماز حائض شود، نماز او باطل است و نباید ادامه دهد، ولی اگر شک کند که حائض شده یا نه، نماز او صحیح است.
مسأله ۹۱: هر گاه وقت نماز داخل شود و بداند یا گمان داشته باشد که اگر نماز را تأخیر بیندازد حائض می‌شود، باید فوراً نماز را بخواند.
مسأله ۹۲: هر گاه زن در اوّل وقت به اندازه انجام واجبات یک نماز پاک باشد و نماز نخواند و حائض شود، آن نماز را باید بعداً قضا کند و در اندازه «وقت برای انجام واجبات» باید ملاحظه حال خود را نماید، مثلا برای مسافر به اندازه دو رکعت و برای حاضر به اندازه چهار رکعت و کسی که وضو ندارد، وقت وضو را نیز باید در نظر بگیرد و همچنین تطهیر لباس و بدن، و اگر فقط به اندازه خود نماز وقت داشته باشد احتیاط قضا کردن نماز است.
مسأله ۹۳: مستحبّ است زن حائض در وقت نماز خود را از خون پاک کند و دستمال و نوار بهداشتی را عوض نماید و وضو بگیرد، و اگر نمی‌تواند وضو بگیرد تیمّم کند و در جای نماز خود رو به قبله بنشیند و مشغول ذکر خدا و دعا و صلوات شود، امّا خواندن قرآن و همراه داشتن آن و دست زدن به حواشی و فاصله میان خطوط آن (بدون این که دست او به خطهای قرآن بخورد) و نیز خضاب کردن به حنا برای حائض شایسته نیست.
سؤال ۹۴: اگر زنی به وسیله خوردن قرص از عادت ماهانه خود جلوگیری کند، آیا می‌تواند با آن حال قرآن بخواند و یا روزه وحجّ و سایر عباداتی که نیاز به طهارت دارد را انجام دهد؟
جواب : می‌تواند، و اعمال او اشکالی ندارد.
سؤال ۹۵: زنان و دخترانی که در حال گذراندن عادت ماهانه هستند و از خواندن نماز معذور می‌باشند، آیا می‌توانند جهت شکوه و عظمت بیشتر نماز جمعه، در این آئین پرشکوه شرکت کنند؟
جواب : در صورتی که در مسجد نباشد و نیّت نماز نکنند مانعی ندارد; هر چند بظاهر همراه جمعیّت بصورت نماز برخیزند.

ب: انجام تمام کارهایی که بر جُنُب حرام است

مسأله ۹۶: پنج کار بر جنب حرام است:
اوّل: تماسّ با خطّ قرآن، یا اسم خداوند و پیامبران(علیهم السلام) و امامان معصوم(علیهم السلام) و حضرت زهراء(علیها السلام) بنابر احتیاط واجب بر حائض حرام است; ولی ترجمه قرآن به زبانهای دیگر این حکم را ندارد.
دوم: رفتن به مسجدالحرام و مسجد پیامبر(صلی الله علیه وآله) (مسجد النبیّ)، هر چند از یک در داخل و از در دیگر خارج شود.
سوم: توقّف کردن در مساجد دیگر; امّا اگر از یک در داخل و از در دیگر خارج شود، یا برای برداشتن چیزی برود، مانعی ندارد و احتیاط واجب آن است که در حرم امامان(علیهم السلام) نیز توقّف نکند.
چهارم: داخل شدن در مسجد برای گذاشتن چیزی در آن.
پنجم: خواندن یکی از آیات سجده; ولی خواندن غیر آیه سجده، از سوره سجده، مانعی ندارد.[۱۲]
سؤال ۹۷: آیا زن حائض می‌تواند به رواقهای اطراف ضریح مطهّر امام رضا(علیه السلام)داخل شود، هرچند قبر مطهّر را ببیند و به ضریح نزدیک باشد؟
جواب : مانعی ندارد، ولی وارد حرم نشود.
سؤال ۹۸:پس از مدّتها به قصد زیارت حضرت معصومه(علیها السلام) به شهر مقدّس قم سفر کردم; ولی متأسّفانه در اثناء راه عادت شدم. آیا با این وضعیّت می‌توانم به حرم مطهّر آن حضرت مشرّف شوم؟ به طور کلّی تشّرف به حرم امامزادگان در این حالت چه حکمی دارد؟
جواب : تشرّف به حرم امامزادگان اشکالی ندارد، ولی بهتر آن است که تنها به رواقها اکتفا کنند و وارد محوطه اصلی، که ضریح در آن است، نشوند. البتّه قسمتهائی که به عنوان مسجد معروف است از این حکم مستثنی است.
سؤال ۹۹: بطور کلّی ورود به چه قسمتهایی از حرم مطهّر معصومین «سلام الله علیهم اجمعین»برای جنب و حائض حرام است؟ آیا حتّی وارد شدن به رواقها، حیاتها و سایر مکانهای وابسته به حرم حرام است، یا محدوده ممنوعه قسمت خاصّی از حرم است؟
جواب : محدوده ممنوعه فقط قسمتی است که ضریح در آن است و اطراف آن.
سؤال ۱۰۰: آیا حضور زنان حائض و جُنب در حسینیّه‌ها به هنگام عزاداری و رفتن به گلزار شهداء و قرائت فاتحه بر مزار پاک آن عزیزان سفر کرده و شرکت در جلسات قرآن جایز است؟
جواب : اشکالی ندارد; ولی آیات سجده را نخوانند.
سؤال ۱۰۱: با توجّه به این که دعای شریف کمیل، مشتمل بر آیه‌ای از سوره سجده است،[۱۳] آیا قرائت این دعا برای زنان حائض جایز است؟
جواب : اشکالی ندارد; زیرا تنها قرائت آیه سجده برای چنین افرادی جایز نیست، هر چند بهتر آن است که کلّ سوره، و از جمله همان آیه موجود در دعای کمیل، را در آن حالت نخوانند.
سؤال ۱۰۲: شوهرم در سالگرد عقد ازدواجمان پلاک طلائی، که مزیّن به لفظ جلاله «اللّه» بود، به من هدیه کرد. پلاک فوق را به گردن آویخته‌ام، آیا استفاده از آن در ایّام عادت ماهیانه جایز است؟
جواب : در صورتی که با پوست بدن تماسّ نداشته باشد اشکالی ندارد.
سؤال ۱۰۳: نام شوهر من محمّد است، آیا دست زدن به نام او، که همنام پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه وآله) است، در هنگام عادت ماهیانه جایز است؟ حکم سایر نامهایی که از اسامی مبارک پیامبران و معصومان(علیهم السلام) گرفته شده چه می‌باشد؟
جواب : اشکالی ندارد; مگر این که نام «اللّه» مثل «عبداللّه» و امثال آن در آن باشد.
سؤال ۱۰۴: خانمهای محلّه ما جلسه هفتگی دارند، یکی از برنامه‌های این جلسه، قرائت زیارت با شکوه عاشوراست. این زیارت را بر روی کارت کوچکی چاپ کرده‌اند و لایه بسیار نازکی از پلاستیک بر روی آن کشیده‌اند، آیا برای زنان حائض جایز است که به این نوع کارتها دست بزنند؟ آیا در این حالت می‌توانند سجده آخر زیارت را بجا آورند؟
جواب : دست زدن به این کارتها اشکالی ندارد و بجا آوردن سجده آخر هم خوب است.
سؤال ۱۰۵: با توجّه به این که شرکت در انتخابات، در مراحل مختلف، از اهمیّت خاصّی برخوردار است و از سوی دیگر، صندوقهای اخذ رأی معمولا در مساجد مستقرّ است، آیا رفتن زنان حائض به مسجد جهت عمل کردن به این وظیفه مهمّ سیاسی عبادی جائز است؟
پاسخ: باید به مناطقی بروند که صندوق در غیر مسجد باشد.
سؤال ۱۰۶: آیا گوش دادن به آیات سجده واجب، همانند تلاوت کردن آنها، برای شخص حائض حرام است؟ و اگر گوش کند، آیا سجده بر او نیز لازم است؟
جواب : گوش دادن جایز است و اگر آیه سجده را بشنود باید در همان حال سجده کند.

ج: آمیزش جنسی

مسأله ۱۰۷: آمیزش جنسی و نزدیکی کردن به هنگام عادت، هم بر زن حرام است و هم برای مرد.
مسأله ۱۰۸: هرگاه مرد در حال حیض با همسر خود نزدیکی کند مستحبّ است کفّاره دهد; و کفّاره آن در ثلث اوّل روزهای حیض، یک مثقال طلای سکّه دار، یا قیمت آن است (مثقال شرعی ۱۸ نخود می‌باشد) و اگر در ثلث دوم باشد، نیم مثقال و اگر در ثلث سوم باشد یک چهارم مثقال است، بنابر این اگر ایّام عادت شش روز است دو روز اوّل یک مثقال، دو روز وسط نیم مثقال و دو روز آخر یک چهارم مثقال کفّاره دارد.
مسأله ۱۰۹: هر گاه بخواهد قیمت طلا را بپردازد باید به قیمت روزی که می‌پردازد حساب کند; نه قیمت روزی که آمیزش کرده.
مسأله ۱۱۰: بازی کردن با همسر در حال حیض حرام نیست و کفّاره هم ندارد.
مسأله ۱۱۱: هرگاه نزدیکی را تکرار کند مستحبّ است کفّاره را نیز تکرار کند.
مسأله ۱۱۲: اگر مرد در حال نزدیکی بفهمد زن حائض شده، باید فوراً از او جدا شود و اگر جدا نشود، گناه کرده و بنابر احتیاط مستحب باید کفّاره نیز بپردازد.
مسأله ۱۱۳: اگر مرد با زن حائض زنا کند، یا با زن حائض بیگانه‌ای به گمان این که همسر خود اوست نزدیکی نماید، احتیاط آن است که کفّاره دهد.
مسأله ۱۱۴: کسی که نمی‌تواند کفّاره بدهد بهتر آن است که صدقه‌ای بدهد و اگر نمی‌تواند، باید از گناه خود استغفار کند.
سؤال ۱۱۵: مردی با همسرش، که در حال عادت ماهیانه است، مشغول ملاعبه می‌شود، اگر شک کند که بی اختیار دخول صورت گرفته یا نه، چه حکمی دارد؟ آیا کار حرامی کرده و باید کفّاره بپردازد؟
جواب : مادام که یقین ندارد، کار حرامی انجام نشده و کفّاره‌ای ندارد.
سؤال ۱۱۶: آیا حرمت جماع و نزدیکی در حال حیض و کفّاره آن، شامل آمیزش جنسی غیر اختیاری هم می‌شود؟ اگر از روی فراموشی باشد چطور؟ آیا انزال نیز شرط است؟
جواب : این حکم شامل صورت فراموشی نمی‌شود و انزال شرط نیست.
سؤال ۱۱۷: آیا حرمت آمیزش در حال حیض و کفّاره آن، اختصاص به شوهر دارد؟ یا شامل زن هم می‌شود؟
جواب : حرمت مربوط به هر دو می‌باشد; ولی کفّاره مخصوص مرد است.
سؤال ۱۱۸: زنی در روزهای پایانی عادت ماهیانه است، ولی شک دارد که پاک شده یا نه، آمیزش جنسی در چنین صورتی چه حکمی دارد؟
جواب : جایز نیست.
سؤال ۱۱۹: آیا نزدیکی با همسر در حال عادت ماهیانه، پس از قطع خون و قبل از غسل، جایز است؟
جواب : جایز است; ولی احتیاط مستحب در ترک آن است.
سؤال ۱۲۰: از حضرتعالی نقل شده است که آمیزش با حائض پس از قطع عادت ماهیانه و قبل از غسل جایز است، آیا این حکم در سایر محرّمات حائض (مانند طلاق، مسّ خطّ قرآن، داخل نشدن در مسجد و...) نیز جاری است؟
جواب : موارد مختلف است; رفتن به مسجد، مسّ خطّ قرآن و نماز و مانند آن مشروط به غسل است، ولی طلاق مشروط به غسل نیست.
مسأله ۱۲۱: هر گاه زن بگوید: «حائض هستم» یا «از حیض پاک شده‌ام» حرف او قبول است; مگر این که مورد سوءظن باشد.

د: طلاق

مسأله ۱۲۲: طلاق دادن زن در حالت حیض باطل و بی اثر است.
مسأله ۱۲۳: طلاق دادن زن در حال حیض یا نفاس در سه صورت صحیح است:
۱ـ شوهر بعد از ازدواج مطلقاً با او نزدیکی نکرده باشد.
۲ـ زن باردار باشد (همانطور که گذشت زنان باردار گاهی عادت می‌شوند).
۳ـ زن غایب باشد و مرد نتواند، یا برایش مشکل باشد، پاک بودن زن را بفهمد.
مسأله ۱۲۴: هر گاه زن را از خون حیض پاک می‌دانسته و طلاقش بدهد، سپس معلوم شود که به هنگام طلاق در حال حیض بوده، طلاق او باطل است. و به عکس، اگر او را در حال حیض بداند و طلاق دهد، بعد معلوم شود پاک بوده، طلاق او صحیح است.
مسأله ۱۲۵: هر گاه کسی می‌داند که همسرش در حال حیض یا نفاس بوده، اگر غایب شود، مثلا مسافرت کند و بخواهد او را طلاق دهد و نتواند از حالش با خبر شود، باید تا مدّتی که معمولا از حیض یا نفاس پاک می‌شود صبر کند.
سؤال ۱۲۶: آیا ازدواج و مراسم عقد در حال عادت ماهیانه جایز است؟
جواب : مانعی ندارد.
سؤال ۱۲۷: آیا بخشیدن باقیمانده عقد موقّت (که بمنزله طلاق است) در زمان عادت ماهیانه زوجه جایز است؟
جواب : مانعی ندارد.
مسأله ۱۲۸: هنگامی که زن از خون حیض پاک شود طلاق او صحیح است و همسرش نیز می‌تواند با او نزدیکی کند، هر چند هنوز غسل نکرده باشد; ولی احتیاط مستحب آن است که پیش از غسل از نزدیکی خود داری کند، ولی کارهای دیگری که در وقت حیض بر او حرام بوده، مانند توقّف در مسجد و مسّ خط قرآن، تا غسل نکند بر او حلال نمی‌شود، بنابر احتیاط واجب.

اقسام زنان حائض

مسأله ۱۲۹: زنان حائض بر شش گونه‌اند:
۱ـ صاحب عادت وقتیّه و عددیّه: یعنی زنی که دو ماه پشت سر هم، در وقت معیّن، خون حیض ببیند و شماره روزهایی که در هر دو ماه خون دیده یک اندازه باشد، مثل این که دو ماه پشت سر هم از اوّل تا هفتم ماه خون ببیند.
۲ـ صاحب عادت وقتیّه: و آن زنی است که دو ماه پشت سر هم در وقت معیّن خون حیض ببیند، ولی شماره روزهای عادت او به یک اندازه نباشد، مثلا یک ماه پنج روز و ماه دیگر هفت روز خون ببیند.
۳ـ صاحب عادت عددیّه: و آن زنی است که شماره روزهای عادت او در دو ماه پشت سر هم یک اندازه است (مثلا هفت روز)، ولی وقت دیدن آن مختلف است، مثلا یک بار از اوّل ماه و بار دیگر از دهم ماه شروع می‌شود.
۴ـ مضطربه: و آن زنی است که چند ماه حائض شده، ولی عادت معیّن پیدا نکرده و یا اگر سابقاً عادت داشته، به هم خورده و عادت تازه‌ای جانشین آن نشده است.
۵ـ مبتدئه: و آن زنی است که برای اوّلین بار حائض می‌شود.
۶ـ ناسیه: و آن زنی است که عادت خود را فراموش کرده است.
هر کدام از اینها احکامی دارند که در مسائل آینده گفته می‌شود.

صاحب عادت وقتیّه و عددیّه

مسأله ۱۳۰: زنانی که عادت وقتیّه و عددیّه دارند همین که در ایّام عادت خون ببینند حائض می‌شوند و تا پایان ایّام عادت، احکام حائض را دارند، خواه نشانه‌های خون حیض در آن بوده باشد، یا نه.
مسأله ۱۳۱: هر گاه زنی در تمام ماه پاک نشود، ولی در دو ماه پشت سر هم چند روز معیّن (مثلا از اوّل تا هفتم ماه) خونی را که می‌بیند، نشانه‌های حیض دارد، امّا بقیّه چنین نیست، او نیز باید همان ایّام را عادت قرار دهد.
مسأله ۱۳۲: زنانی که عادت وقتیّه و عددیّه دارند، اگر یکی دو سه روز جلوتر از زمان عادت یا بعد از آن خون ببینند، بطوری که بگویند: «عادت را جلو یا عقب انداخته» باید به احکام زن حائض عمل کنند، خواه آن خون نشانه‌های حیض را داشته باشد یا نه.
مسأله ۱۳۳: زنی که «عادت وقتیّه و عددیّه» دارد، اگر چند روز پیش از عادت و چند روز بعد از عادت خون ببیند (بطوری که در میان زنها معمول است که گاهی عادت را جلو یا عقب می‌اندازند) و روی هم رفته از ده روز بیشتر نشود همه حیض است و اگر ده روز بیشتر شود، فقط خونی را که در روزهای عادت دیده حیض است و قبل و بعد از آن استحاضه می‌باشد، همین طور اگر چند روز قبل از ایّام عادت به اضافه تمام عادت را خون ببیند، یا فقط چند روز بعد از عادت به اضافه تمام ایّام عادت را خون ببیند که اگر از ده روز تجاوز نکند، همه اش حیض است و اگر تجاوز کند فقط ایّام عادت حیض محسوب می‌شود.
مسأله ۱۳۴: زنی که عادت دارد هرگاه سه روز یا بیشتر خون ببیند و پاک شود و دوباره خون ببیند و فاصله بین دو خون، کمتر از ده روز باشد و تمام روزهایی را که خون دیده، بیش از ده روز نباشد، همه آن حیض است (امّا ایّامی که در وسط پاک بوده، پاک محسوب می‌شود) و اگر زیادتر از ده روز باشد آن خونی که در عادت بوده حیض و دیگری که نبوده، استحاضه است و اگر هیچ کدام در عادت نبوده آن خونی که دارای صفات حیض است حیض و دیگری استحاضه است و اگر هر دو صفات حیض دارد، تا ده روز حیض محسوب می‌شود و بعد از آن استحاضه است.
مسأله ۱۳۵: زنی که «عادت وقتیّه و عددیّه» دارد اگر در وقت عادت، خون نبیند و در غیر آن، به شماره روزهای حیضش خون ببیند، باید همان را حیض قرار دهد، چه پیش از وقت عادت باشد، یا بعد از آن، به شرط این که نشانه‌های حیض را داشته باشد.
مسأله ۱۳۶: زنی که «عادت وقتیّه و عددیّه» دارد، اگر در وقت عادت خون ببیند; ولی شماره روزهای آن کمتر یا بیشتر از ایّام عادت باشد و قبل از وقت عادت، یا بعد از آن، به شماره روزهای عادت خون ببیند، فقط خونی را که در وقت عادت دیده حیض قرار می‌دهد.
مسأله ۱۳۷: زنانی که «عادت وقتیّه و عددیّه» دارند اگر بیشتر از ده روز خون ببینند، آنچه را در روزهای عادت دیده‌اند حیض است (خواه نشانه‌های حیض را داشته باشد یا نه) و آنچه بعد از روزهای عادت دیده‌اند استحاضه است (خواه نشانه‌های حیض داشته باشد یا نه).

صاحب عادت وقتیّه

مسأله ۱۳۸: زنانی که فقط «عادت وقتیّه» دارند، یعنی دو ماه پشت سر هم در وقت معیّن خون حیض می‌بینند و سپس پاک می‌شوند، ولی شماره روزهای آن یک اندازه نمی‌باشد، باید تمام آن را حیض قرار دهند، به شرط آن که از سه روز کمتر و از ده روز بیشتر نباشد.
مسأله ۱۳۹: زنی که از خون پاک نمی‌شود، ولی دو ماه پشت سر هم در وقت معیّن خون او نشانه‌های حیض دارد، امّا شماره روزهای خونی که نشانه حیض دارد یک اندازه نیست، چنین زنی باید تمام آنچه را نشانه حیض دارد، حیض قرار دهد.
مسأله ۱۴۰: زنی که دو ماه پشت سر هم در وقت معیّن، سه روز یا بیشتر خون حیض ببیند و بعد پاک شود، دو مرتبه سه روز یا بیشتر خون ببیند و مجموع روزهایی که خون دیده از ده روز بیشتر نشود (ولی ماه دوم کمتر یا بیشتر از ماه اوّل باشد) چنین زنی نیز باید تمام آنچه را دیده حیض قرار دهد، ولی در روزهای وسط که پاک است حکم طاهر را دارد.
مسأله ۱۴۱: زنی که «عادت وقتیّه» دارد اگر در وقت عادت خود، یا دو سه روز قبل، یا بعد از عادت خون ببیند، بطوری که بگویند: «حیض را جلو یا عقب انداخته» باید به حکم زنهای حائض عمل کند، خواه آن خون نشانه‌های حیض داشته باشد یا نه.
مسأله ۱۴۲: زنی که عادت وقتیّه دارد اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و نتواند تعداد روزهای حیض را به واسطه نشانه‌های آن تشخیص دهد، باید مطابق تعداد روزهای عادت زنان خویشاوند خود حیض قرار دهد (اعمّ از خویشاوندان پدری یا مادی، زنده یا مرده) و این در صورتی است که همه، یا اکثریّت قریب به اتّفاق آنها یکسان باشند، امّا اگر در میان آنها اختلاف است، مثلا بعضی پنج روز و بعضی هشت روز عادت می‌بینند، احتیاط واجب آن است که در هر ماه هفت روز را ایّام عادت خود قرار دهد.

صاحب عادت عددیّه

مسأله ۱۴۳: زنانی که «عادت عددیّه» دارند، یعنی شماره روزهای حیض آنها در دو ماه پشت سر هم یک اندازه است، ولی وقت آن تغییر می‌کند، آنها باید در همان چند روز به احکام حائض عمل کنند.
مسأله ۱۴۴: زنانی که از خون پاک نمی‌شوند، ولی دو ماه پشت سر هم چند روز از خونی را که می‌بینند نشانه حیض و بقیّه نشانه‌های استحاضه دارد و شماره روزهایی که نشانه حیض دارد در هر دو ماه یک اندازه است، امّا وقت آن یکی نیست، باید آن چند روزی را که نشانه حیض دارد، حیض قرار دهند.
مسأله ۱۴۵: زنی که «عادت عددیّه» دارد اگر بیشتر از شماره عادت خود، خون ببیند و از ده روز بیشتر شود چنانچه همه خونهایی که دیده یک جور باشد باید از موقع دیدن خون به شماره روزهای عادتش حیض و بقیّه را استحاضه قرار دهد و اگر چند روز آن نشانه حیض دارد باید همان را حیض قرار دهد و اگر بیشتر از ایّام عادت او باشد از آخر آن کم می‌کند و اگر کمتر از ایّام عادت اوست، باید آن روزها را با چند روز بعد از آن که روی هم رفته به اندازه عادتش شود، حیض قرار دهد و بقیّه را استحاضه.

مضطربه

مسأله ۱۴۶: «مضطربه» یعنی زنی که چند ماه خون دیده، ولی عادت معیّنی پیدا نکرده است، اگر ده روز یا کمتر خون ببیند همه اش حیض است و اگر بیشتر از ده روز ببیند چنانچه بعضی نشانه حیض داشته باشد و از سه روز کمتر و از ده روز بیشتر نباشد، حیض محسوب می‌شود و اگر همه اش یک جور باشد مطابق عادت خویشاوندان خود عمل می‌کند (اگر عادت همه یا اکثریّت قاطع آنها یکسان باشد) و هرگاه عادت آنها مختلف باشد، احتیاط آن است که عادت خود را هفت روز قرار دهد.

مبتدئه

مسأله ۱۴۷: «مبتدئه» یعنی زنی که دفعه اوّل خون دیدن اوست، اگر ده روز یا کمتر خون ببیند همه اش حیض است و اگر بیشتر از ده روز ببیند و همه اش یک جور باشد باید عادت خویشاوندان خود را، بطوری که در مسأله قبل گفته شد، حیض قرار دهد و بقیّه را استحاضه.
مسأله ۱۴۸: اگر «مبتدئه» بیشتر از ده روز خون ببیند که چند روز آن نشانه حیض دارد، چنانچه خونی که نشانه حیض دارد کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد، آن خون حیض و بقیّه استحاضه است و اگر کمتر از سه روز باشد باید آنچه را نشانه حیض دارد بگیرد و باقیمانده را به عادت خویشاوندان خود حیض قرار می‌دهد و همچنین اگر آنچه نشانه حیض دارد بیش از ده روز باشد به تعداد عادت خویشاوندان خود حیض قرار می‌دهد و بقیّه استحاضه است.

ناسیه

مسأله ۱۴۹: «ناسیه» یعنی زنی که عادت خود را فراموش کرده، اگر ده روز یا کمتر خون ببیند همه اش حیض است و اگر بیشتر از ده روز ببیند، باید روزهایی که خون او نشانه حیض دارد حیض قرار دهد (به شرط این که کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد) و اگر بیشتر باشد، یا همه روزها یک جور دیده، احتیاط واجب آن است که هفت روز اوّل را حیض قرار دهد و بقیّه را استحاضه.

احکام گروه‌های ششگانه فوق

مسأله ۱۵۰: «مبتدئه» و «مضطربه» و «ناسیه» و زنی که «عادت عددیّه» دارد، اگر خونی ببیند که نشانه‌های حیض داشته باشد، باید فوراً عبادت را ترک کند و چنانچه بعد بفهمد حیض نبوده، باید عبادتهایی را که به جا نیاورده قضا کند، ولی اگر نشانه‌های حیض نداشته باشد بر طبق حکم مستحاضه عمل می‌کند تا ثابت شود که خون حیض است، ولی زنی که عادت «وقتیّه» یا «وقتیّه و عددیّه» دارد به محض دیدن خون در ایّام عادت، عبادت را ترک می‌کند.
مسأله ۱۵۱: زنی که دارای عادت است (خواه وقتیّه و عددیّه باشد، یا فقط عادت وقتیّه و یا عادت عددیّه)، هر گاه دو ماه پشت سر هم بر خلاف عادت خود، خونی ببیند عادتش برمی گردد به آنچه در آن دو ماه دیده است.

نشانه پایان یافتن عادت ماهیانه

سؤال ۱۵۲: نشانه پایان یافتن عادت ماهیانه چیست؟ آیا گذشتن زمان خاصّی از دیدن آخر لکّه معتبر است، یا ملاک چیز دیگری است؟
جواب : در صورتی که زمان و ایّام عادت معلوم باشد و در حدود همان زمان خون قطع شود و لکّه‌ای پیدا نباشد عادت پایان یافته است و انتظار بیشتری لازم نیست.
سؤال ۱۵۳: اگر خون حیض قطع شود و حائض نتواند خود را آزمایش کند (مثل این که باکره است، یا خوف ضرر دارد) وظیفه اش چیست؟
جواب : آزمایش مزبور چیز ساده‌ای است که نه خوف ضرر دارد و نه مزاحمتی برای بکارت، بلکه با مختصر پنبه یا دستمال کاغذی می‌توان آزمایش کرد.
سؤال ۱۵۴: استعلام وظیفه چه گروهی از زنان حائض است؟
جواب : وظیفه همه کسانی است که شکّ در پایان یافتن عادت خود دارند.

وظیفه حائض پس از پایان عادت

مسأله ۱۵۵: هنگامی که زن از حیض پاک شود باید برای انجام عبادات خود غسل کند و اگر دسترسی به آب ندارد تیمّم نماید، غسل حیض همانند غسل جنابت انجام می‌شود و از وضو نیز کفایت می‌کند، ولی احتیاط مستحب آن است که وضو هم بگیرد (خواه قبل از غسل باشد یا پس از آن).
مسأله ۱۵۶: هر گاه پیش از ده روز پاک شود و بداند که در باطن خون نیست، باید غسل کند و عبادتهای خود را انجام دهد، اگر چه یقین داشته باشد پیش از تمام شدن ده روز دوباره خون می‌بیند.
مسأله ۱۵۷: هر گاه زن پیش از ده روز پاک شود، ولی احتمال دهد که در باطن خون است باید به وسیله قدری پنبه خود را امتحان کند، چنانچه پاک بود غسل کند و عبادتهای خود را انجام دهد و اگر پاک نبود، هر چند به خونابه آلوده باشد، باید مطابق احکامی که سابقاً درباره حائض گفته شد عمل نماید.
مسأله ۱۵۸: نمازهای روزانه که زن در حال حیض نخوانده قضا ندارد، ولی روزه واجب را باید قضا کند.
مسأله ۱۵۹: اگردر حال عادت ماهیانه یا نفاس، آفتاب یا ماه بگیرد و تا آخر مدّتی که خورشید یا ماه باز می‌شود از خون حیض و نفاس پاک نشده باشد نماز آیات بر او واجب نیست و قضا هم ندارد.
مسأله ۱۶۰: هر گاه در آخر وقت نماز پاک شود باید غسل کند و نماز را بخواند، حتّی اگر به اندازه یک رکعت نماز وقت داشته باشد احتیاط واجب خواندن نماز است و در صورت نخواندن، قضای آن را به جا آورد.
مسأله ۱۶۱: هر گاه در آخر وقت پاک شود، امّا برای غسل وقت ندارد و فقط می‌تواند تیمّم کند و یک رکعت نماز را در وقت و بقیّه را در خارج وقت به جا آورد نماز بر او واجب نیست، ولی اگر گذشته از تنگی وقت تکلیفش تیمّم است، مثل این که آب برای او ضرر دارد، باید تیمّم کند و نماز را به جا آورد.
مسأله ۱۶۲: هر گاه زن پاک شود و شک کند که به مقدار کافی وقت برای نماز باقی مانده یا نه، باید نمازش را بخواند.
سؤال ۱۶۳: زنی که در بین مسافرت، مثلا در هواپیما یا قطار، از حیض پاک می‌شود و نمی‌تواند غسل کند چه وظیفه‌ای دارد؟
جواب : چنانچه بتواند تیمّم می‌کند و نماز خود را با همان حال انجام می‌دهد و اگر نتواند تیمّم کند نماز را احتیاطاً با همان حال می‌خواند و بعد قضا می‌کند (این در حال تنگی وقت است).

مسائل متفرّقه غسل حیض

سؤال ۱۶۴: در برخی از مناطق معروف است که غسل حیض فقط در روزهای زوج صحیح است; یعنی حتّی اگر عادت ماهیانه در روز فرد قطع شود و زن پاک شود نمی‌تواند در آن روز غسل کند و باید به روز بعد موکول کند! آیا این مطلب ریشه شرعی دارد؟
جواب : هیچ فرقی بین روزها نیست، باید در اوّلین فرصت غسل کنند و وظائف شرعی خود را انجام دهند.
سؤال ۱۶۵: هر گاه زن جُنب بوده و عادت ماهیانه او فرا برسد، یا در حال عادت ماهیانه محتلم یا جنب شود، یا به مرده‌ای دست بزند، و بطور کلّی غسلی بر او واجب شود، آیا می‌تواند در همان حال غسل کند؟
جواب : مانعی ندارد و با غسل جنابت از جنابت پاک می‌شود و همچنین غسلهای مستحب را نیز می‌تواند انجام دهد.
سؤال ۱۶۶: شیر دادن بچّه شیر خوار در ایّام عادت ماهیانه چه حکمی دارد؟ اگر اثر نامطلوبی دارد چه کاری می‌توان انجام داد تا آن اثر از بین برود؟
جواب : هیچ اثر نامطلوبی ندارد.
سؤال ۱۶۷: برخی از خانمها معتقدند که پس از تمام شدن عادت، باید تمام لباسهایی را که در طول عادت پوشیده‌اند، حتّی لباسهایی مانند چادر را آب بکشند، هر چند تماسّی با محلّ نجس نداشته باشد، آیا این سخن صحیح است؟
جواب : این گونه سخنها هیچ اعتبار شرعی ندارد، تا لباسها نجس نشود آب کشیدن آن لازم نیست.
سؤال ۱۶۸: اصلاح صورت، رنگ کردن مو و آرایش به هنگام عادت ماهیانه چه حکمی دارد؟ یکی از خانمها می‌گفت: «به هنگام عادت زنانگی موهایتان را رنگ نکنید; زیرا در این وضعیّت رنگ جذب مو نمی‌شود!» آیا این مطلب صحیح است؟
جواب : این مطلب جزء خرافات است و اعتباری ندارد.
سؤال ۱۶۹: آیا عرق زن حائض نجس است؟
جواب : نجس نیست.
سؤال ۱۷۰: بعضی از خانمها نسبت به مخفی نمودن نوارهای بهداشتی استفاده شده در ایّام عادت، از چشم نامحرمان، دقّت کافی نمی‌نمایند. آیا دیدن این نوارها توسّط نامحرم اشکالی دارد؟
جواب : شرعاً حرام نیست، ولی پنهان کردن آن جزء آداب اخلاقی است.
سؤال ۱۷۱: علیرغم سعی فراوان در پاک کردن کهنه‌هایی که در ایّام عادت مورد استفاده قرار می‌گیرد، غالباً رنگ خون باقی می‌ماند، آیا این کهنه‌ها پس از تطهیر پاک می‌شود؟
جواب : در صورتی که جرم خون در آن نباشد، باقی ماندن رنگ ضرری ندارد.

احکام غسل نفاس

خون نفاس چیست؟

مسأله ۱۷۲: از موقعی که نخستین جزء بچّه از شکم مادر بیرون می‌آید، هر خونی که زن می‌بیند خون «نفاس» است و زن را در این حال «نُفَساء» می‌گویند.
سؤال ۱۷۳: خانمهایی که فرزندهای چند قلو بدنیا می‌آورند، شروع نفاس بچّه اوّل است، یا بچّه‌های بعدی؟ ابتدای ده روز از چه زمانی است؟
جواب : شروع نفاس از بچّه اوّل است و پایان آن پس از ده روز کامل می‌باشد، ولی احتیاط آن است که در مقدار زائد بر آن نسبت به بچّه اخیر، میان احکام حائض و مستحاضه جمع کند.
سؤال ۱۷۴: آیا لازم است خون نفاس، همانند خون حیض و استحاضه، از نظر رنگ، سرعت، حرارت و برودت و مانند آن، شرایط خاصّی داشته باشد؟
جواب : خون نفاس در حقیقت باقیمانده خون حیض است و معمولا دارای صفات آن می‌باشد; ولی بودن آن صفات در آن شرط نیست.

شرایط خون نفاس

مسأله ۱۷۵: خون نفاس باید شرایط زیر را داشته باشد و گرنه احکام نفاس را نخواهد داشت:
الف: خون ناشی از زایمان باشد، بنابراین خونی که زن قبل خارج شدن طفل می‌بیند، نفاس نیست.
ب: خون نفاس ممکن است یک لحظه بیشتر نباشد، ولی بیشتر از ده روز نمی‌باشد.
ج: احتیاط واجب آن است که خلقت بچّه تمام باشد، بنابراین اگر خون بسته‌ای از رحم خارج شود و بداند که اگر در رحم می‌ماند انسان می‌شد، باید میان اعمال زنی که از خون پاک است و کارهایی را که حائض ترک می‌کند جمع نماید.[۱۴]
مسأله ۱۷۶: هر گاه شک کند چیزی از او ساقط شده یا نه، یا چیزی که ساقط شده اگر می‌ماند انسان می‌شد یا نه؟ خونی که از او خارج می‌شود خون نفاس نیست و لازم نیست جستجو کند.
سؤال ۱۷۷: آیا استمرار در خون نفاس هم شرط است؟ اگر زنی به هنگام تولّد بچّه خون ببیند و سپس پاک شود و روز پنجم دوباره خون ببیند، آیا همه این پنج روز نفاس محسوب می‌شود؟
جواب : استمرار در خون نفاس شرط نیست، ولی اگر در اثناء کاملا پاک شود، باید عبادتهای خود را انجام دهد.
سؤال ۱۷۸: ده روز نفاس از چه زمانی شروع می‌شود؟ اگر خدایی ناکرده بچّه‌ای در ماه نهم در شکم مادر بمیرد و چاره‌ای جز قطعه قطعه کردن او نباشد و این عمل چندین ساعت طول بکشد، آیا معیار در شروع ده روز، خارج شدن اوّلین قطعه است، یا خروج قطعه آخر معیار است؟
جواب : جواب این مسأله مانند جواب مسأله چند قلوهاست.
سؤال ۱۷۹: امروزه مسأله «مادر جانشینی» و پرورش نطفه شوهر و تخمک همسرش پس از بارور نمودن در رحم زن دیگر، امری امکان پذیر و مرسوم است. آیا مادر جانشین هم به هنگام تولّد آن بچّه «نفساء» محسوب می‌شود، یا احکام نفاس مخصوص مادران حقیقی است؟
جواب : احکام نفاس دارد.
سؤال ۱۸۰: آیا آخرین جزء بچّه، شامل جفت هم می‌شود؟
جواب : شامل جفت نمی‌شود.
سؤال ۱۸۱: در صورت شک بین خون نفاس و خون زخم، تکلیف زن چیست؟
جواب : در این موارد احتیاط کند; یعنی عبادات را انجام دهد و از آنچه بر حائض حرام است پرهیز کند تا وضع او روشن شود.

کارهایی که بر «نُفَساء» حرام است

مسأله ۱۸۲: تمام کارهایی که بر حائض حرام است بر «نفساء» نیز حرام است و آنچه بر حائض واجب، یا مستحب، یا مکروه می‌باشد، برای او نیز همین حکم را دارد.
مسأله ۱۸۳: نزدیکی کردن با زن در حال «نفاس» حرام است و اگر شوهر با او نزدیکی کند، احتیاط مستحب آن است که مطابق دستوری که در مورد «حائض» گفته شد کفّاره دهد، طلاق او نیز در این حال باطل است.
سؤال ۱۸۴: کدام یک از محرّمات زن در حال نفاس، پس از قطع خون، و کدام یک پس از غسل بر او حلال می‌شود؟
جواب : مقاربت بعد از قطع خون حلال می‌شود، ولی داخل شدن در مسجد و عبادات بعد از غسل جایز است.
وظیفه «نفساء» پس از قطع خون.
مسأله ۱۸۵: هر گاه زن ظاهراً از خون نفاس پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون وجود دارد، باید با کمی پنبه خود را امتحان کند و اگر پاک بود غسل کند و عبادتهای خود را انجام دهد.
سؤال ۱۸۶: خانمی علامت پاکی از خون را در حیض و نفاس، گذشتن ۲۴ ساعت از آخرین لکّه‌ای که دیده قرار می‌داده و تنها در این صورت غسل نموده و سپس به وظائفش عمل می‌کند، آیا این کار صحیح است؟
جواب : گذشتن ۲۴ ساعت لازم نیست، بلافاصله پس از قطع خون غسل می‌کند و وظائف خود را انجام می‌دهد.
مسأله ۱۸۷: هنگامی که زن از خون نفاس پاک شد باید غسل کند و عبادتهای خود را انجام دهد و هر گاه قبل از گذشتن ده روز از ولادت، دوباره خون ببیند چنانچه روزهایی که خون دیده روی هم رفته ده روز یا کمتر از ده روز است، تمام آن نفاس می‌باشد و روزهایی که در وسط پاک بوده عباداتش صحیح است.

خونی که زن پس از ایّام نفاس می‌بیند

مسأله ۱۸۸: هر گاه خون نفاس از ده روز بگذرد، چنانچه در حیض عادت عددیّه دارد به اندازه آن نفاس است و بقیّه استحاضه، و اگر عادت ندارد تا ده روز نفاس و بقیّه استحاضه است.
مسأله ۱۸۹: زنی که عادت او در حیض کمتر از ده روز است، اگر بیشتر از روزهای عادتش خون نفاس ببیند باید به اندازه روزهای عادت خود نفاس قرار دهد و بعد از آن، تا روز دهم بنابر احتیاط واجب عبادت را ترک کند، اگر خون از ده روز گذشت فقط به اندازه روزهای عادتش نفاس است و بقیّه استحاضه و عباداتی را که در این چند روز ترک کرده، باید قضا کند.
مسأله ۱۹۰: بسیاری از زنان بعد از وضع حمل یک ماه یا بیشتر خون می‌بینند، چنین زنانی اگر در حیض عادت دارند باید به تعداد روزهای عادتشان «نفاس» قرار دهند و بعد از آن تا ده روز حکم استحاضه دارد، بعد از گذشتن ده روز اگر همزمان با ایّام عادت حیضش باشد باید مطابق احکام حائض عمل کند (خواه نشانه‌های خون حیض را داشته باشد یا نه) و اگر همزمان با ایّام عادتش نباشد حکم استحاضه دارد، مگر این که خون دارای نشانه‌های حیض باشد.
مسأله ۱۹۱: زنانی که تا یک ماه یا بیشتر بعد از وضع حمل خون می‌بینند، اگر عادت ماهیانه ندارند ده روز اوّل نفاس است و ده روز دوم استحاضه و بعد از آن اگر نشانه‌های حیض را داشته باشد، حیض و گرنه آن هم استحاضه است.

مسائل متفرّقه نفاس

سؤال ۱۹۲: آیا در ایّام نفاس نیز تنها «روز» ملاک است، یا شبانه روز ملاک می‌باشد؟
جواب : تنها روز ملاک است.
سؤال ۱۹۳: می‌گویند زن «زائو» بایستی روز چهلم غسل «چلّه» انجام دهد. لطفاً بفرمائید غسل «چلّه» چیست؟ و آیا تا آن زمان نباید غسلی انجام دهد؟
جواب : این گونه سخنان اعتباری ندارد و حکم نفاس همان است که در مسائل بالا گذشت.
سؤال ۱۹۴: آیا ابتلاء زنان به خونهای سه گانه دلیل بر نقصان ایمان یا عدم کمال آنها محسوب می‌شود، یا این خونها فلسفه دیگری دارد؟
جواب : این خونها مربوط به وظائف پر افتخار مادری است و دلیلی بر نقصان آنها نمی‌باشد.

غسل استحاضه

نشانه‌ها و علامت‌های خون استحاضه

مسأله ۱۹۵: یکی از خونهایی که از زن خارج می‌شود خون «استحاضه» است و در این موقع زن را «مستحاضه» می‌گویند، بطور کلّی تمام خونهایی که غیر از حیض، نفاس، زخم و دُمَل است و از رحم زن خارج می‌شود خون استحاضه است.
مسأله ۱۹۶: خون استحاضه غالباً کم رنگ و سرد و رقیق است و بدون فشار و سوزش بیرون می‌آید، ولی ممکن است گاهی تیره رنگ یا سرخ و گرم و غلیط باشد و با فشار و سوزش خارج شود.
مسأله ۱۹۷: هر خونی که از زن خارج شود و شرایط حیض و نفاس را نداشته باشد و مربوط به بکارت یا زخم یا جراحتی در رحم نبوده باشد، خون استحاضه است.
مسأله ۱۹۸: هر گاه شک کند که خون، از زخم است یا نه و ظاهر حال او سلامت است، خون استحاضه حساب می‌شود; امّا اگر وضع حال او مشکوک باشد، که خون از زخم است یا غیر آن، احکام استحاضه ندارد.
سؤال ۱۹۹: آیا استحاضه، همچون حیض و نفاس، حدّاقل و حدّاکثر دارد؟
جواب : استحاضه حدّاقل و اکثر ندارد.
سؤال ۲۰۰: آیا ابتدای استحاضه باید خون مشاهده شود و یا بودن خون در محل کافی است؟ و آیا استمرار در استحاضه نیز معتبر می‌باشد؟
جواب : بودن خون در محل کافی است و استمرار نیز در آن شرط نیست.
سؤال ۲۰۱: خانمی که در سنّ کسی است که عادتاً حیض می‌بیند، عمل جرّاحی کرده و رحم او را برداشته‌اند، اگر خونی ببینند حکم حیض دارد یا استحاضه؟ در صورتی که احتمال بدهد و یا این که یقین نماید خون از زخم و عمل جرّاحی است چه صورت دارد؟
جواب : اگر یقین داشته باشد، یا احتمال بدهد خون زخم یا جرّاحی است، تکلیفی برای او ایجاد نمی‌کند، تنها خود را می‌شوید و غسل و وضو به خاطر آن واجب نیست.
سؤال ۲۰۲: همانطور که در توضیح المسائل آمده، خانمها در سنّ ۵۰ سال قمری، که تقریباً مطابق با ۴۸ سال و ۶ ماه شمسی است، یائسه می‌شوند. حال اگر بعد از این سن هر ماه، مثل زمان عادت ماهیانه، خون ببینند، آیا باید آن را حیض قرار دهند، یا استحاضه؟ عبادات خود را انجام دهند، یا ترک نمایند؟
جواب : خونهایی که زنان بعد از ۵۰ سال قمری می‌بینند استحاضه محسوب می‌شود; خواه به شکل و صفات حیض باشد یا نباشد.

اقسام استحاضه

مسأله ۲۰۳: استحاضه فقط دو قسم است: «قلیله» و «کثیره».
استحاضه قلیله آن است که هر گاه زن پنبه‌ای را داخل کند، خون آن را آلوده نماید، ولی از طرف دیگر خارج نشود، خواه خون در پنبه فرو رود یا نه.
و استحاضه کثیره آن است که خون در پنبه فرو رود و از آن بگذرد و جاری شود.
سؤال ۲۰۴: آیا در بین فقهای بزرگوار زمان ما، یا مراجع گذشته(رحمهم اللّه) کسی همانند حضرتعالی منکر استحاضه متوسّطه شده است؟
جواب : بزرگان از قدماء و متأخّرین، که معتقد هستند استحاضه دو قسم بیشتر نیست، متعدّد بوده‌اند.

وظیفه مستحاضه قلیله

مسأله ۲۰۵: زن باید در استحاضه قلیله:
۱ـ برای هر نماز بنابر احتیاط واجب یک وضو بگیرد (مثلا برای نماز ظهر یک وضو و برای عصر وضوی دیگر).
۲ـ واجب است از سرایت خون به سایر اعضا جلوگیری کند، امّا عوض کردن نوار بهداشتی و مانند آن واجب نیست; هر چند احتیاط است.
سؤال ۲۰۶: فرموده‌اید که مستحاضه قلیله برای هر نماز یک وضو بگیرد، حال اگر بعد از نماز ظهر هیچ خونی نبیند و بخواهد نماز عصر را بخواند، باز هم باید وضو بگیرد؟
جواب : در این صورت وضو گرفتن لازم نیست.
سؤال ۲۰۷: اگر مستحاضه قلیله نماز عصر خود را بخواند و تا نماز مغرب خون نبیند، آیا می‌تواند با همان وضوی نماز عصر نماز مغربش را بخواند؟
جواب : آری می‌تواند با همان وضو، نماز مغرب و عشا را بخواند.
مسأله ۲۰۸: در استحاضه «قلیله» اگر قبل از اذان صبح برای نماز شب وضو بگیرد و نماز شب را بخواند، احتیاط واجب آن است که بعد از داخل شدن وقت نماز صبح، دو مرتبه وضو بگیرد.
مسأله ۲۰۹: هر گاه زن مستحاضه قلیله، نماز ظهر و عصر، یا مغرب و عشا را از هم جدا بخواند باید برای هر کدام یک وضو بگیرد و همچنین برای نمازهای مستحبّی; ولی برای مجموع نماز شب یک وضو یا غسل کافی است و برای خواندن نماز احتیاط و سجده فراموش شده و تشهّد فراموش شده و سجده سهو، که بلافاصله بعد از نماز بجا می‌آورد، غسل و وضو لازم نیست.
سؤال ۲۱۰: مستحاضه قلیله اگر بخواهد کاری انجام دهد که شرط آن طهارت است; مانند رساندن جایی از بدن به خطّ قرآن، یا طواف واجب خانه خدا و مانند آن، آیا یک وضو کافی است، یا وظیفه دیگری دارد؟ و اگر بخواهد یکی از این کارها را تکرار کند، لازم است وضو هم تکرار شود؟
جواب : برای انجام طواف باید وضو بگیرد و همچنین تکرار آن وضو دارد; ولی برای نافله‌های نمازهای واجب وضوی اضافی لازم نیست و همچنین برای نماز شب که پشت سر هم بجا می‌آورد یک وضو کافی است.
سؤال ۲۱۱: آیا مستحاضه قلیله پس از پاک شدن از خون باید غسل کند؟
جواب : غسل بر او واجب نیست.
سؤال ۲۱۲: آمیزش، طلاق، رفتن به مسجد الحرام و حرم ائمّه(علیهم السلام) و عبور از سایر مساجد برای مستحاضه قلیله چه حکمی دارد؟
جواب : اشکالی ندارد.

وظیفه مستحاضه کثیره

مسأله ۲۱۳: برزن واجب است که در استحاضه کثیره:
۱ـ سه غسل انجام دهد، یک غسل برای نماز صبح و دیگر برای نماز ظهر و عصر و سوم برای مغرب و عشا.
۲ـ و باید میان این نمازها جمع کند.
۳ـ و احتیاط مستحب آن است که علاوه بر این، برای هر نماز یک وضو بگیرد، قبل از غسل یا بعد از آن.
مسأله ۲۱۴:در استحاضه کثیره اگر قبل از اذان صبح برای نماز شب غسل کند و نماز شب را بخواند احتیاط واجب آن است که بعد از داخل شدن صبح، دو مرتبه غسل را انجام دهد.
مسأله ۲۱۵: مستحاضه کثیره، هر گاه غسلهای روزانه خود را انجام دهد برای اعمال دیگر، مانند طواف، نماز قضا، نماز آیات و نماز شب، غسل دیگری بر او واجب نیست، تنها باید وضو بگیرد.

تبدیل استحاضه قلیله به کثیره و بالعکس

مسأله ۲۱۶: هرگاه استحاضه قلیله بعد از نماز صبح کثیره شود، باید برای نماز ظهر و عصر غسل کند و اگر بعد از نماز ظهر و عصر کثیره شود، باید برای نماز مغرب و عشا غسل کند.
مسأله ۲۱۷: اگر در بین نماز، استحاضه قلیله زن کثیره شود، باید نماز را رها کند و غسل نماید و از نو بخواند و در صورتی که برای غسل وقت ندارد تیمّم کند; ولی اگر برای تیمّم هم وقت ندارد باید همان نماز را تمام کرده و بنابر احتیاط واجب قضا نماید.
مسأله ۲۱۸: هر گاه استحاضه کثیره زن قلیله شود، باید برای نماز اوّل غسل کند و برای نمازهای بعد وضو بگیرد.
سؤال ۲۱۹: من حامله هستم و مدّت سه ماه است که پشت سر هم خون می‌بینم، به سونوگرافی مراجعه کردم خونریزی را ازناحیه جفت تشخیص داده‌اند، دکتر هم همین عقیده را دارد و می‌گوید: «چون جفت پائین تر از حدّ معمول است خونریزی می‌کنید، اگر جفت بالا رود خون قطع خواهد شد» تا حال به وظیفه مستحاضه عمل کرده‌ام، چون خون کم بود; حتّی بعضی اوقات فقط ترشحّ زردرنگی می‌آمد. ولی امروز یک ساعت مانده به سحری ناگهان خون زیادی آمد، یعنی به اندازه استحاضه کثیره خون دیدم، برای نماز صبح غسل کردم، ولی باز خون قطع نشد و هر بار بعد از غسل بلافاصله خون می‌آمد ناچاراً وضو گرفتم و نماز خواندم. لطفاً به دو سؤال من پاسخ دهید:
۱ـ وظیفه‌ام را بیان فرمائید.
جواب : مطابق دستور مستحاضه عمل کنید و اگر غسل کردن برای شما ضرر دارد یا موجب مشقّت شدیده است تیمّم نمائید; ولی در ایّام عادت آن خون در حکم عادت ماهیانه است.
۲ـ چون دکترها خون را از جفت می‌دانند، آیا باز هم حکم استحاضه دارد؟
وانگهی سه ماه پی در پی، حتّی بدون یک روز فاصله، خون دیده‌ام، آیا استحاضه این قدر طول می‌کشد؟
جواب : خون مزبور حکم استحاضه را دارد و استحاضه حدّ معینی ندارد و انجام اعمال آن ساده است.

روزه در حال استحاضه

مسأله ۲۲۰: زن مستحاضه باید روزه ماه رمضان را بگیرد و در صورتی روزه او صحیح است که غسل نماز مغرب و عشای شبی که می‌خواهد فردای آن را روزه بگیرد بجا آورد و همچنین غسلهای روزی را که روزه است (بنابر احتیاط واجب).
سؤال ۲۲۱: آیا شرط صحّت روزه مستحاضه کثیره فقط انجام غسل است؟ یا شرائط دیگری، از قبیل تعویض نوار بهداشتی آلوده و جلوگیری از سرایت خون به سایر اعضا، نیز معتبر است؟ شرط صحّت روزه برای مستحاضه قلیله چیست؟
جواب : انجام غسل کافی است و روزه مستحاضه قلیله شرط خاصّی ندارد.
مسأله ۲۲۲: هر گاه زن روزه دار بعد از نماز ظهر و عصر مستحاضه شود برای روزه آن روز غسلی ندارد.
سؤال ۲۲۳: هرگاه زن مستحاضه وظائفش را انجام دهد، آیا می‌تواند برای زنان امام جماعت شود؟ یا روزه نذری بگیرد؟ یا برای میّتی روزه استیجاری انجام دهد؟
جواب : مانعی ندارد.

مسائل دیگر استحاضه

مسأله ۲۲۴: هر گاه قبل از داخل شدن وقت نماز، وضو یا غسل را انجام داده باشد باید در موقع نماز، بنابر احتیاط واجب، آن را اعاده کند.
مسأله ۲۲۵: در تمام مواردی که غسل بر زن مستحاضه واجب می‌شود اگر غسل کردن مکرّر برای او ضرر دارد، یا مایه مشقّت زیاد است، می‌تواند به جای آن تیمّم کند.
مسأله ۲۲۶: زن مستحاضه بعد از آن که خونش قطع شد، فقط برای اوّلین نماز باید کارهای استحاضه را انجام دهد.
مسأله ۲۲۷: هر گاه نداند استحاضه او قلیله است یا کثیره، بنابر احتیاط واجب باید قبل از نماز، خود را وارسی کند و اگر نمی‌تواند خود را وارسی کند، احتیاط آن است که هم وظیفه استحاضه کثیره را انجام دهد و هم قلیله، امّا اگر حالت سابق او معلوم است کثیره یا قلیله بوده، می‌تواند به وظیفه همان حالت سابق ادامه دهد.
مسأله ۲۲۸: هر گاه زن مستحاضه بعد از نماز، خود را وارسی کند و خون نبیند، با وضویی که دارد می‌تواند نماز دیگر را بخواند، هر چند بعد از مدّتی دوباره خون بیاید.
مسأله ۲۲۹: هر گاه زن مستحاضه بداند پیش از گذشتن وقت نماز بکلّی پاک می‌شود و یا به اندازه خواندن نماز، خون قطع می‌گردد، بنابر احتیاط واجب باید صبر کند و هنگامی که پاک شد غسل کند، یا وضو بگیرد و نماز را بخواند.
مسأله ۲۳۰: مستحاضه باید بعد از غسل یا وضو فوراً مشغول نماز شود، ولی گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهای قبل از نماز، بلکه انتظار جماعت به اندازه معمول، اشکال ندارد و در نماز نیز می‌تواند مستحبّات، مثل قنوت و مانند آن، را انجام دهد.
مسأله ۲۳۱: هر گاه خون به بیرون جریان دارد چنانچه برای او ضرر نداشته باشد، باید پیش از غسل و بعد از آن، بوسیله پنبه و مانند آن، از بیرون آمدن خون جلوگیری کند، ولی اگر این کار مشقّت زیاد دارد، لازم نیست.
مسأله ۲۳۲: هر گاه در موقع غسل خون قطع نشود، ضرری برای غسل ندارد، خواه ترتیبی باشد یا ارتماسی.
مسأله ۲۳۳: زن مستحاضه می‌تواند نماز قضا بخواند، ولی برای هر نماز بنابر احتیاط واجب باید یک وضو بگیرد، ولی برای خواندن نوافل روزانه، همان وضوی نماز واجب کافی است و همچنین برای تمام نماز شب یک وضو کفایت می‌کند، به شرط این که پشت سرهم بجاآورد.
سؤال ۲۳۴: آیا زن در ایّام استحاضه می‌تواند قرآن تلاوت نماید؟
جواب : اگر وظائف مستحاضه را انجام دهد در حکم طاهر است، و همه عبادات را می‌تواند انجام دهد.
سؤال ۲۳۵: چه چیزهایی بر زن مستحاضه حرام است؟ به عنوان مثال، آیا آمیزش با او جایز است؟
جواب : در صورتی که غسلهای خود را انجام دهد در حکم زن طاهر است.
سؤال ۲۳۶: تکلیف خانمی که چند ماه پی در پی لکّه می‌بیند چیست؟ لازم به ذکر است که اطبّاء احتمال می‌دهند که این خونها مربوط به زخمهای درونی باشد.
جواب : مسأله دو صورت دارد، اگر ثابت شود که خون مربوط به زخم یا دمل است غسل ندارد و طبق معمول باید وضو بگیرد و نماز بخواند و اگر خون مربوط به عوارض رحم بوده باشد استحاضه است، چنانچه کم باشد، در حدود دیدن لکّه‌های مختصر، باید برای هر نماز وضو بگیرد و غسل ندارد و باید بدن را بشوید و نماز بخواند. و اگر جریان دارد غسل واجب می‌شود (یک غسل برای نماز صبح و غسل دیگر برای ظهر و عصر و غسل سوم برای مغرب و عشا) و اگر غسل برای او ضرر یا مشقّت شدید دارد می‌تواند تیمّم کند.
سؤال ۲۳۷: طلاق زن مستحاضه چه حکمی دارد؟ و با چه شرایطی صحیح است؟
جواب : در صورتی که غسلهای خود را انجام داده باشد، طلاق او در طُهر غیر مواقَع صحیح است.
سؤال ۲۳۸: آیا زن مستحاضه می‌تواند داخل مسجد الحرام یا مسجد النبی شود و یا در بقیّه مساجد توقّف داشته باشد؟ ورود او به حرم ائمّه اطهار «علیهم السلام» چه حکمی دارد؟
جواب : در صورتی که غسلهای خود را انجام داده باشد ورود و توقّف در این مکانها برای او اشکالی ندارد.
سؤال ۲۳۹: آیا استحاضه (همانند نفاس) اختصاص به زنان دارد، یا دوشیزگان هم مستحاضه می‌شوند؟ لطفاً توضیح دهید.
جواب : در این مسأله فرقی میان زنان متأهّل و غیر متأهّل نیست.

غسل جنابت

سؤال ۲۴۰: آیا زنان و دختران نیز محتلم می‌شوند؟ یا احتلام مخصوص مردان است؟
جواب : در صورتی که به اوج شهوت جنسی برسند و رطوبتی از آنان خارج شود محتلم شده‌اند.
سؤال ۲۴۱: آیا آمیزش با وسائلی مانند «کاندوم» که از تماسّ مستقیم جلوگیری می‌کند و مانع ریختن نطفه می‌شود، نیز موجب غسل جنابت می‌شود؟
جواب : آری موجب غسل جنابت است.

نشانه‌های احتلام

مسأله ۲۴۲: اگر رطوبتی از انسان خارج شود و نداند منی است یا رطوبت دیگر، چنانچه با «جستن» و «شهوت» بوده باشد آن رطوبت حکم منی دارد و اگر این دو نشانه، یا یکی از آنها را نداشته باشد حکم منی ندارد، ولی در زن و مریض لازم نیست که با جستن بیرون آید، بلکه اگر رطوبت هنگامی بیرون آید که به اوج شهوت جنسی رسیده است، حکم منی دارد.
سؤال ۲۴۳: خانمها معمولا ترشّحات سفیدرنگی می‌بینند، آیا این ترشّحات غسل دارد؟
جواب : این ترشحات غسل ندارد، مگر با شرائطی که در مسأله اوّل این فصل بیان شد.
سؤال ۲۴۴: مدّتی است که عقد بسته هستم و هنوز عروسی نکرده‌ایم. در مورد احتلام سؤالی داشتم که فکر می‌کنم که این مشکل برای بسیاری از دخترانی که در شرایط من هستند مطرح باشد و آن تشخیص «اوج شهوت جنسی است»، به هنگام ملاعبه و حتّی به هنگام احوالپرسی با شوهرم مایعی از من خارج می‌شود، امّا نمی‌دانم اوج شهوت جنسی هست یا نه؟
به هر حال این مسأله برایم مبهم و مخصوصاً در ماه مبارک رمضان مشکل ساز شده است، بدین جهت سعی می‌کنم او را در طول ماه مبارک ملاقات نکنم، لطفاً حکم مسأله را کاملا توضیح دهید.
جواب : مادام که شک دارید چیزی بر شما نیست.
سؤال ۲۴۵: هر گاه در مورد احتلام شک حاصل شود، بویژه در مورد دختران که «اوج شهوت جنسی» برای اکثریّت آنها قابل درک نیست، وظیفه چیست؟ آیا غسل واجب می‌شود؟
جواب : مادام که شک دارند غسل بر آنها واجب نیست.
سؤال ۲۴۶: زنی پس از آمیزش با همسرش بلافاصله غسل می‌کند و بعد از غسل باقیمانده منی از او خارج می‌شود، ولی نمی‌داند که از خود اوست، یا از شوهرش می‌باشد، آیا باید دوباره غسل کند؟
جواب : غسل لازم نیست.
سؤال ۲۴۷: اگر رطوبتی از زن خارج شود که نداند منی است یا آب دیگر، آیا ملاحظه این رطوبت و تفحّص درباره آن جهت فهمیدن ماهیّت آن لازم است؟ یا بدون مشاهده می‌تواند بگوید انشاءاللّه پاک است و غسل ندارد؟
جواب : اگر با مختصر بررسی روشن می‌شود باید بررسی کند و الّا لازم نیست.

کارهایی که بر جُنب حرام است

تذکّر: مشروح کارهایی که بر جنب حرام است در بحث محرّمات زن حائض گذشت; بدین جهت از تکرار آن صرفنظر می‌کنیم.

کارهایی که بر جُنب مکروه است

مسأله ۲۴۸: شایسته است جُنب چند چیز را ترک کند:
۱ و ۲ـ خوردن و آشامیدن; ولی اگر وضو بگیرد مکروه نیست.
۳ـ خواندن بیشتر از هفت آیه قرآن، حتّی از سوره‌هایی که سجده واجب ندارد.
۴ـ تماسّ بدن با جلد، حاشیه و فاصله سطور (و خطهای) قرآن مجید و همراه داشتن آن.
۵ـ خوابیدن بدون وضو.
۶ـ رنگ کردن موها به حنا و مانند آن.
۷ـ مالیدن روغن و انواع کرمها به بدن.
۸ـ جماع کردن بعد از محتلم شدن.[۱۵]
سؤال ۲۴۹: آیا کارکردن (مثل پخت و پز یا شیردادن بچّه) قبل از غسل جنابت کراهت دارد؟
جواب : امور مزبور کراهتی ندارد، هر چند بهتر است انسان درهمه حال با طهارت باشد.
سؤال ۲۵۰: آیا نوشتن آیات قرآن و اسماء متبرکّه برای زن حائض یا جنب حرام است؟
جواب : اگر آن را لمس نکند حرام نیست، ولی بعید نیست مکروه باشد.
سؤال ۲۵۱: در رساله توضیح المسائل فرموده‌اید: «خوردن و آشامیدن برای جنب مکروه است» آیا منظور خوردن و آشامیدن مفصّل مثل شام و ناهار است، یا خوردن و آشامیدنهای مختصر مثل نوشیدن آب و چای، خوردن قرص و دارو و حتّی چشیدن مزّه غذا به هنگام آشپزی را هم شامل می‌شود؟
جواب : خوردن و آشامیدنهای جزئی مانند چشیدن غذا و امثال آن را شامل نمی‌شود.
سؤال ۲۵۲: با توجّه به این که قرائت بیش از هفت آیه برای جنب و حائض مکروه است، آیا ترک این کار بهتر است، یا منظور این است که ثواب آن نسبت به زمانی که پاک است کمتر می‌باشد؟
جواب : یعنی ثواب آن کمتر است.
سؤال ۲۵۳: آیا آرایش کردن برای همسر در حال جنابت کراهت دارد؟
جواب : اشکالی ندارد، مگر اینکه سبب انجام کار خلافی شود.

احکام جنابت

مسأله ۲۵۴: مستحّب است بعد از بیرون آمدن منی بول کند تا ذرّات باقیمانده خارج شود و اگر نکند و بعد از غسل رطوبتی از او بیرون آید که نداند منی است یا رطوبت دیگر، حکم منی دارد و باید دوباره غسل کند.
سؤال ۲۵۵: آیا استبراء از منی، همانند استبراء از بول، مخصوص آقایان است، یا شامل خانمها نیز می‌شود؟ و به تعبیر دیگر آیا استبراء از منی برای زنان مستحب است؟
جواب : احتیاط مستحب آن است که زنان نیز بوسیله بول کردن قبل از غسل استبراء کنند.
سؤال ۲۵۶: آیا زن پس از نزدیکی با شوهر و قبل از غسل باید صبر کند تا منی شوهر از او خارج شود؟ و اگر فوراً غسل کند و پس از غسل آب یا رطوبت مشکوکی از او خارج شود، تکلیفش چیست؟
جواب : غسل ندارد; ولی اگر یقیناً منی است باید خود را آب بکشد.
سؤال ۲۵۷: متأسّفانه برخی از دختران دست به خود ارضائی می‌زنند و با حال جنابت و بدون انجام غسل، نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند و سایر کارهایی که نیاز به غسل جنابت دارد را بدون غسل انجام می‌دهند. لطفاً بفرمائید:
اوّلا: خود ارضایی چه حکمی دارد و آثار آن چیست؟
ثانیاً: عبادتهایی که به شکل فوق انجام شده چه حکمی دارد؟
جواب : خودارضایی بدون شک حرام است[۱۶] و اگر کسی به آن دست بزند و در همان حال رطوبتی از او خارج شود واجب است برای نماز و روزه خود غسل کند و اگر غسل نکرده باید اعمال خود را قضا کند.
سؤال ۲۵۸: اگر نعوذ باللّه به دختر یا پسری در کودکی تجاوز شده باشد و پس از رسیدن به سنّ تکلیف متوجّه وجوب غسل نباشد، تکلیف مدّتی که با این حال نماز خوانده و روزه گرفته چیست؟
جواب : در صورتی که دخول حاصل نشده، یا مشکوک باشد، تکلیفی ندارد و اگر یقین به دخول داشته باشد فقط باید نمازهای خود را اعاده کند.
سؤال ۲۵۹: اینجانب دختر ۱۶ ساله‌ای هستم، می‌خواستم نظر حضرتعالی را در مورد کوتاه نمودن موهای زائد بدن قبل از ازدواج جویا شوم; زیرا مادرم من را از این کار منع می‌کند، ولی دبیران دینی و قرآن در مدرسه همواره به کوتاه نمودن موهای زائد سفارش می‌کنند و می‌گویند: «بلند بودن این موها باعث باطل شدن غسل می‌گردد» حال وظیفه من چیست؟
جواب : کوتاه کردن موهای زائد بدن نه تنها اشکالی ندارد، بلکه کار خوبی است; ولی بودن و نبودن آن ضرری برای غسل ندارد، امّا در مواردی که متعارف است دوشیزه‌ها موهای زائد را از بین نمی‌برند (مانند اصلاح ابرو و صورت) بهتر است مراعات عرف و عادت را بکنند.

غسل مسّ میّت

مسأله ۲۶۰: هر گاه بچّه چهار ماهه‌ای یا بیشتر مرده به دنیا بیاید، مادر او بنابر احتیاط واجب باید غسل مسّ میّت کند.
سؤال ۲۶۱: مادری در شکم خود جنین مرده‌ای دارد، آیا لازم است جهت انجام فریضه نماز، غسل مسّ میّت انجام دهد؟ و در صورت لزوم، چون تماسّ با این جنین میّت دائمی است، آیا باید برای هر نماز غسلی بجا آورد، یا یک غسل تا خارج شدن جنین کفایت می‌کند؟ آیا در این مسأله تفاوتی میان جنین کامل و ناقص می‌باشد؟
جواب : در هیچ یک از این دو حالت غسل مسّ میّت بر او لازم نیست.
سؤال ۲۶۲: خانمی پدرمرحومش را قبل از غسل میّت و بعد از سرد شدن بدنش بوسیده و سپس قبل از انجام غسل مسّ میّت دختر بچّه اش را نیز بوسیده است، آیا غسل مسّ میّت بر دخترش، که با واسطه با میّت تماس داشته، نیز لازم است؟
جواب : غسل مسّ میّت بر آن دختر واجب نیست.
صفحه ۹۲

غسل‌های مستحب

مسأله ۲۶۳: غسلهای مستحب در شرع مقدّس اسلام بسیار فراوان است، یکی از آنها غسل زنی است که برای غیر شوهرش (سایر مردان) بوی خوش استعمال کرده است; غسل بر چنین زنی مستحب است.[۱۷]

برخی از احکام غسل

سؤال ۲۶۴: آیا کیفیّت غسل زنان با مردان متفاوت است، یا تفاوتی ندارد؟
جواب : تفاوتی ندارد.
سؤال ۲۶۵: خالکوبی برای خانمها چه حکمی دارد؟ آیا ضرری به غسل و وضوی آنها می‌زند؟
جواب : هرگاه ضرر خاصّی نداشته باشد و عکسهای موجب فساد اخلاق در آن نباشد، جایز است. و در هر حال برای غسل و وضو مشکلی ایجاد نمی‌کند.
سؤال ۲۶۶: خانمی ۳۵ سال است که تمام غسلهایش را به شکل زیر انجام داده است: «اوّل سمت راست بدن، سپس سمت چپ بدن و در مرحله آخر سر و گردن را می‌شسته است» و با همین وضع حج رفته و نماز خوانده و روزه گرفته است، اکنون چه وظیفه‌ای دارد؟
جواب : احتیاط آن است که نمازهای خود را تدریجاً و بطوری که به زحمت نیفتد قضا کند، ولی روزه او صحیح است و در مورد حج باید طوافها و نماز طوافها و احتیاطاً سعی و تقصیر را اعاده کند و اگر خودش قادر به انجام این کار نیست از کسانی که به حج یا عمره مشرّف می‌شوند بخواهد تا به نیابت او تمام این اعمال را بجا آورند.
سؤال ۲۶۷: خانمهایی که گوش خود را برای گوشواره سوراخ می‌کنند، ولی فعلا گوشواره‌ای ندارند، آیا لازم است به هنگام غسل آب به داخل سوراخ ایجاد شده برسانند؟ برخی سعی می‌کنند با چوب کبریت و مانند آن آب به آن برسانند.
جواب : هرگاه دست به آن بکشند آن مقداری که آب به آن می‌رسد کافی است.
سؤال ۲۶۸: آیا رنگ مو، مش، لاک، ابروهای مصنوعی، فرمژه و مانند آن، برای غسل خانمها ضرر دارد و مانع محسوب می‌شود؟
جواب : هرگاه آب به پوست بدن و موها برسد کافی است.
سؤال ۲۶۹: برخی از عروس خانمها برای این که آرایش آنها خراب نشود از غسل کردن و وضو گرفتن و در نتیجه نماز خواندن در شب اوّل عروسی خودداری می‌کنند، آیا این مسأله عذر شرعی محسوب می‌شود؟
جواب : این عذر کافی نیست.
سؤال ۲۷۰: متأسّفانه شوهرم اهل پرداخت وجوهات شرعیّه نیست و از آن بدتر رباخوار است و در نتیجه پول آب و برق و سایر مخارج منزل را از درآمدهای حاصل از ربا می‌پردازد، آیا غسل و وضوی ما با این وضعیّت صحیح است؟ اگر صحیح نیست وظیفه ما چیست؟
جواب : خمس اموالی را که در آن تصرّف می‌کنید به ذمّه بگیرید و هر زمان توانایی پیدا کردید بپردازید و در مورد اموال آلوده به ربا، چنانچه مقدار آن را نمی‌دانید و صاحبش را نمی‌شناسید برای آن هم خمس را بر ذمّه بگیرید و هر موقع توانایی پیدا کردید بپردازید، در این صورت اعمال شما صحیح و تصرّفات شما جایز می‌باشد.

احکام مردگان

مقدّمه

«مرگ» از جمله قوانین جهان طبیعت است که هیچ استثنائی ندارد! و به تعبیر زیبای قرآن مجید «همه موجودات طعم آن را خواهند چشید» جالب این که آیه فوق، سه بار در قرآن مجید تکرار شده است.[۱۸]
و از سوی دیگر یکی از پر تجربه‌ترین امور زندگی هر انسانی همین «مرگ» است; چرا که از نزدیک، مرگ عزیزان خویش را مشاهده می‌کند و با دست خود آنان را کفن نموده، سپس دفن می‌کند; ولی افسوس که بسیاری از انسانها در عمل مرگ را برای همسایه می‌دانند و مردگان را مسافرانی می‌پندارند که چند صباحی دیگر باز خواهند گشت! و این علّتی جز غفلت، که عامل بسیاری از مشکلات مادّی و معنوی است، ندارد.
مطالعه احکام مربوط به مردگان یکی از راه‌های زدودن پرده غفلت است، به بخشی از این احکام توجّه فرمائید:
مسأله ۲۷۱: حضور زن حائض در نزد «محتضر» (یعنی کسی که در حال جان دادن است) و نیز تنها گذاشتن زنها نزد او را، از مکروهات شمرده‌اند.
مسأله ۲۷۲: اگر میّت زن حامله باشد و هنوز بچّه در شکم او زنده است و یا احتمال زنده بودن او را بدهند، باید پهلوی چپ او را بشکافند و طفل را بیرون آورند، سپس پهلو را بدوزند و چنانچه دسترسی به اهل اطّلاع بوده باشد این کار را زیر نظر آنها انجام دهند.
مسأله ۲۷۳: برای غسل و کفن و نماز و دفن میّت باید از ولیّ او اجازه بگیرند، شوهر نسبت به زن خود از همه أولی است، سپس کسانی که از میّت ارث می‌برند، به ترتیبی که در ارث بیان شد، ولایت بر میّت دارند. و چنانچه در یک طبقه وارث مرد و زن باشد احتیاط این است که از هر دو اجازه بگیرند.

غسل میّت

مسأله ۲۷۴: مرد نمی‌تواند زن را غسل دهد، همچنین زن نمی‌تواند مرد را غسل دهد، مگر زن و شوهر که هر کدام می‌تواند دیگری را غسل دهد، هر چند احتیاط مستحب آن است که اگر ضرورتی نیست این کار را نکنند.
مسأله ۲۷۵: مرد می‌تواند دختر بچّه‌ای را که سنّ او از سه سال کمتر است غسل دهد و زن هم می‌تواند پسر بچّه‌ای را که سه سال کمتر دارد غسل دهد.
مسأله ۲۷۶: اگر برای غسل دادن میّت مرد، مرد پیدا نشود زنانی که با او محرمند می‌توانند او را غسل دهند، همچنین اگر برای غسل دادن میّت زن، زن پیدا نشود مردهایی که با او محرمند می‌توانند او را غسل دهند، و بهتر است از روی لباس باشد.
مسأله ۲۷۷: هرگاه زن، میّت زن را غسل دهد، جایز است غیر از عورت بدن او را برهنه کند.
سؤال ۲۷۸: هرگاه برای غسل دادن میّت زن، زن پیدا نشود و مردهائی که با او محرمند بخواهند غسلش دهند، چگونه باید غسل دهند؟ آیا باید از روی لباس غسل دهند؟ یا می‌توانند بدنش را برهنه کنند؟
جواب : در مورد محارم لازم نیست از روی لباس غسل دهند، ولی باید عورت را بپوشانند.
سؤال ۲۷۹: هرگاه زن در حال حیض یا نفاس یا جنابت از دنیا برود، آیا علاوه بر غسل میّت، برای امور مذکور نیز باید او را غسل دهند، یا همان غسل میّت کافی است؟
جواب : غسل میّت کافی است.

کفن و حَنُوط

مسأله ۲۸۰: کفن زن بر عهده شوهر اوست، هر چند از خودش مال داشته باشد. و زنی که طلاق رجعی گرفته، هرگاه پیش از تمام شدن عدّه بمیرد، کفن او نیز بر شوهر است.
سؤال ۲۸۱: اگر شوهر قدرت تهیّه کفن همسرش را نداشته باشد و خود زن نیز مالی نداشته باشد، هزینه کفن او بر عهده کیست؟ آیا بر عهده پدر و مادرش می‌باشد؟
جواب : در صورتی که پدر و مادر قدرت داشته باشند احتیاط واجب آن است که کفن را بدهند و اگر قدرت ندارند هزینه آن بر عهده بیت المال مسلمین است.
سؤال ۲۸۲: آیا کفن کردن با پارچه ابریشم خالص یا طلا بافت برای میّت زن نیز اشکال دارد، یا فقط برای مردان مشکل است؟
جواب : احتیاط واجب آن است که زن نیز در این گونه کفنها کفن نشود.
سؤال ۲۸۳: آیا در تعداد قطعه‌های واجب و مستحب کفن و نیز در کیفیّت و چگونگی آن، تفاوتی بین میّت مرد و زن وجود دارد؟
جواب : در واجبات کفن تفاوتی نیست.
مسأله ۲۸۴: زنی که شوهرش مرده و هنوز در عدّه وفات است، حرام است خود را خوشبو کند، ولی اگر بمیرد حَنُوط او واجب است.
۹۸ سؤال ۲۸۵: شرکت بانوان در تشییع جنازه چه حکمی دارد؟ آیا تفاوتی بین تشییع جنازه میّت مرد و زن و نیز تشییع جنازه بستگان نزدیک و غیر آن هست؟
جواب: معروف در میان فقهاء کراهت شرکت زنان در تشییع است.

نماز میّت

مسأله ۲۸۶: نماز میّت پنج تکبیر و چهار ذکر دارد که تنها در ذکر چهارم بین میّت مرد و زن تفاوت وجود دارد و در بقیّه مثل هم هستند، بنابراین هر گاه میّت، زن باشد کافی است که بعد از تکبیر چهارم بگوید:
اَللّهُمَّ اغْفرْ لِهذِهِ المیّت و اگر این ذکر را بگوید بهتر است: اَللّهُمَّ اِنَّ هذِه اَمَتُکَ وَ ابْنَةُ عَبْدِکَ وابْنَةُ اَمَتِکَ نَزَلَتْ بِکَ وَ اَنْتَ خَیْرُ مَنْزُول بِها، اَللّهُمَّ انّا لا نَعْلَمُ مِنْها اِلاّخَیْراً وَ اَنْتَ اَعْلَمُ بِها مِنّا اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ فی اِحْسانِها وَ اِنْ کانَتْ مُسیئَةً فَتَجاوَزْ عَنْها وَ اغْفِرْ لَها اَللّهُمَّ اجْعَلْها عِنْدَکَ فی اَعْلی عِلّییّنَ وَ اخْلُفْ عَلی اَهْلِها فِی الْغابِرینَ وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحمینَ.
مسأله ۲۸۷: مستحبّ است به امید ثواب پروردگار، امام جماعت یا کسی که فرادی نماز میّت می‌خواند، اگر میّت زن است مقابل سینه اش بایستد.
مسأله ۲۸۸: مستحبّ است به امید ثواب پروردگار، زن حائض، در صورتی که نماز میّت را به جماعت می‌خواند، در یک صف تنها بایستد.
سؤال ۲۸۹: آیا زن مستحاضه کثیره که غسل خود را انجام نداده و نیز زن نفساء درحکم زن حائض هستند، که باید در یک صف تنها بایستند؟ یا حکم فوق مخصوص زن حائض است؟
جواب : این حکم درباره حائض و نفساء است و شامل مستحاضه نمی‌شود.

دفــــن

مسأله ۲۹۰: اگر زن کافری از دنیا برود و بچّه در شکم او نیز بمیرد، چنانچه پدر آن بچّه مسلمان باشد باید زن را در قبر به پهلوی چپ پشت به قبله بخوابانند تا روی بچّه به طرف قبله باشد، حتّی اگر هنوز روح به بدن بچّه داخل نشده باشد (یعنی هنوز حسّ و حرکت پیدا نکرده است) بنابر احتیاط واجب به همین دستور عمل کنند.
سؤال ۲۹۱: زن مسلمانی که بچّه مسلمان هفت ماهه‌ای در شکمش بوده فوت کرده است، بعضی می‌گویند: «باید آینه‌ای در سمت پشت مادر قرار دهند، تا انعکاس صورت بچّه نیز به طرف قبله باشد» آیا این کار لازم است؟
جواب : روبه قبله بودن مادر کافی است و گذاشتن آینه معنا ندارد.
مسأله ۲۹۲: هر گاه بچّه‌ای دررحم مادر بمیرد و ماندنش دررحم برای مادر خطر داشته باشد، باید به آسانترین راه ممکن او رابیرون آورند، حتّی اگر ناچار شوند او را قطعه قطعه کنند اشکال ندارد، این کار باید در درجه اوّل بوسیله شوهرش، اگر اهل فنّ است، و در درجه بعد زنی که اهل فنّ است انجام شود. و اگر ممکن نیست از مرد محرمی که اهل فنّ است استفاده کنند و در غیر این صورت، ناچار باید از مرد نامحرمی که اهل فنّ است کمک بگیرند.
مسأله ۲۹۳: هر گاه مادر بمیرد و بچّه در شکمش زنده باشد، باید فوراً بچّه را به وسیله کسانی که در مسأله پیش اشاره شد از هر طرفی که سالم بیرون می‌آید بیرون آورند و دوباره شکم او را بدوزند و حتّی الامکان باید این کار زیر نظر اهل فن انجام گیرد و اگر اهل فن نباشد پهلوی چپ را بشکافند و بچّه را فوراً بیرون آورند.
مسأله ۲۹۴: مستحبّ است به امید این که مطلوب پروردگار باشد هنگام دفن اگر میّت زن است از طرف عرض بدن او را وارد قبر کنند و به هنگام وارد کردن او، پارچه‌ای روی قبر بگیرند.
سؤال ۲۹۵: چرا میّت مرد را از طرف سر و بدن میّت زن را از طرف عرض جسد وارد قبر می‌کنند؟
جواب : این کار در مردان نوعی عبرت و در زنان برای رعایت اصول عفّت است.
سؤال ۲۹۶: اگر میّت زن است مستحب است به امید این که مطلوب پروردگار باشد کسی که با او محرم است او را در قبر بگذارد و اگر محرم نباشد خویشانش او را در قبر بگذارند.

نبش قبر

مسأله ۲۹۷: نبش قبر مسلمان، یعنی شکافتن قبر او، حرام است; هر چند طفل یا دیوانه باشد. و منظور از نبش قبر آن است که آن را طوری بشکافند که آثار بدن میّت ظاهر شود; بنابراین اگر بدن ظاهر نشود اشکال ندارد، مگر این که موجب هتک و بی احترامی باشد; ولی نبش قبر در چند مورد حرام نیست، یکی از موارد آن، نبش قبر برای انجام یک مطلب شرعی که اهمیّت آن از شکافتن قبر بیشتر است، مثل این که بخواهند بچّه زنده‌ای را از شکم زن حامله (که دفن شده است) بیرون آورند (البتّه روشن است که بچّه، مدّت کمی بعد از مادر ممکن است زنده بماند).
سؤال ۲۹۸: خواهرم فوت کرده و به جز من، که یک زن تنها و از کار افتاده هستم، کسی ندارد. به من وصیّت کرده که بدنش را به کربلای معلّی انتقال دهم و در آن سرزمین پاک و معطّر از عطر شهدای کربلا دفن کنم، اکنون راه کربلا بسته است و مدّتی است که بدن او را بدون دفن کردن در محلّی به امانت گذاشته‌ام، آیا تأخیر در دفن بخاطر انجام وصیّتش جایز است؟ آیا انتقال آن جسد از محلّی که به امانت گذاشته‌ام نبش قبر محسوب نمی‌شود؟
جواب : احتیاط آن است که هر چه زودتر بدن او را دفن کنید.
سؤال ۲۹۹: دختر پانزده ساله‌ای در حادثه تصادف ماشینی از دنیا رفت و او را به خاک سپرده‌اند. اکنون مدّتی است که خویشاوندان و آشنایان وی ، مخصوصاً خواهر بزرگترش، مرتّباً او را در خواب می‌بینند که اصرار می‌کند بیایند او را ببرند; چون او زنده است و آنقدر این خوابها تکرار شده که وضع روحی خانواده آن مرحومه را به مخاطره افکنده و سلامتی آنها را مختل کرده است; آیا نبش قبر در این مورد جایز است؟
جواب : با توجّه به ضرورت ناشی از نگرانی شدید این خانواده و عدم صدق هتک احترام در مورد سؤال و مراعات احتیاط (در انجام حدّاقلّ نبش لازم) جایز است.
سؤال ۳۰۰: شوهرم قبل از فوتش یک قبر دو طبقه در بهشت زهراء برای من و خودش تهیّه کرد، ایشان سال قبل فوت کرد و در طبقه پائین آن قبر دفن شد، حال پس از فوت من، آیا شکافتن این قبر و دفن جسد من در طبقه اوّل آن جایز است؟
جواب : در صورتی که بدن سابق ظاهر نشود اشکالی ندارد.

چند مسأله دیگر

سؤال ۳۰۱: آیا جایز است زن در مرگ نزدیکان و عزیزانش صورت و بدن خود را بخراشد و به خود لطمه بزند و یقه پاره کند؟
جواب : هیچ یک از امور فوق جایز نیست، ولی پاره کردن یقه تنها در مرگ پدر و برادر جایز است.
مسأله ۳۰۲: هر گاه مرد در مرگ زن یا فرزند، لباس خود را پاره کند، یا زن در عزای میّت صورت خود را بخراشد، بطوری که خون بیاید، یا موی خود را بکند، بنابر احتیاط واجب باید مانند کفّاره قسم را بدهد. (یعنی به ده فقیر غذا دهد و یا آنها را بپوشاند و یا یک بنده آزاد کند) بلکه اگر خون هم نیاید به این دستور عمل نماید.
سؤال ۳۰۳: معمولا خانمها به هنگام عزای اموات صدا را بلند می‌کنند، آیا این کار جایز است؟
جواب : احتیاط واجب آن است که در گریه بر میّت صدا را خیلی بلند نکنند و فریاد نکشند.
سؤال ۳۰۴: آیا رابطه زناشوئی زن و شوهر پس از مرگ بکلّی قطع می‌شود؟ یعنی مثلا به عکس و فیلمهای بدون حجاب یکدیگر نمی‌توانند نگاه کنند؟
جواب : نگاه کردن به آن عکسها و فیلمها اشکالی ندارد.
سؤال ۳۰۵: دربعضی مناطق مرسوم است که زنها پس از مرگ شوهران، یا بستگان نزدیک خود، تا مدّتهای طولانی لباس مشکی می‌پوشند، صله رحم را ترک و از منزل خارج نمی‌شوند در مراسم شادی دیگران شرکت نمی‌کنند، به مسافرت نمی‌روند، سر و صورت خود را اصلاح نمی‌کنند و حتّی بعضی از آنها با این که جوان هستند دیگر ازدواج نمی‌کنند، این امور شرعاً چه حکمی دارد؟
جواب : ترک زینت در ایّام عدّه وفات لازم است، ولی ترک زینت به معنی ترک نظافت نیست و سزاوار است این زنان بعد از گذشتن عدّه ازدواج کنند; مگر این که مانعی داشته باشند و ترک صله رحم نیز کار صحیحی نمی‌باشد.

مسائل نماز

مقدّمه

نماز رابطه انسان با خدا و مایه صفای روح و پاکی دل و پیدایش روح تقوی و تربیت انسان و پرهیز از گناهان است. نماز مهمترین عبادات است که طبق روایات «اگر قبول درگاه خدا شود عبادات دیگر نیز قبول خواهد شد و اگر قبول نگردد اعمال دیگر نیز قبول نخواهد شد»[۱۹].
در آیات قرآن مجید و روایات اسلامی و وصایا و سفارشهای پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمّه معصومین(علیهم السلام) از مهمترین کارهایی که روی آن تأکید شده نماز است. بدین جهت ترک نماز از بزرگترین گناهان کبیره محسوب می‌شود.
سزاوار است انسان نماز را اوّل وقت بخواند و به آن اهمیّت بسیار دهد و از تند خواندن نماز، که ممکن است مایه خرابی آن گردد، جدّاً بپرهیزد. روح نماز «حضور قلب» است، بنابراین باید عوامل حضور قلب را در خود تقویت کند، مثل این که معانی کلمات نماز را بفهمد و در حال نماز به آن توجّه داشته باشد و با حال خضوع و خشوع نماز را انجام دهد، بداند با چه کسی سخن می‌گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خدا بسیار کوچک ببیند. و نیز کارهائی که ارزش نماز و حضور قلب را کم می‌کند انجام ندهد، مثلا در حال خواب آلودگی و خودداری از بول و در میان صدا و در برابر منظره‌هایی که جلب توجّه می‌کند به نماز نایستد.
سر و صدا و در برابر منظره‌هایی که جلب توجّه می‌کند به نماز نایستد، کارهائی که ثواب نماز را زیاد می‌کند انجام دهد، لباس پاکیزه بپوشد، موهای خود را شانه بزند و مسواک کند و خود را خوشبو نماید و انگشتر عقیق به دست کند. امید است که خداوند مهربان همه ما را جزء نمازگزاران واقعی قرار دهد و عبادتهای ناقص مارا به فضل و کرمش قبول فرماید.

احکام اوقات نماز

سؤال ۳۰۶: خانم بچّه داری که برای تطهیر لباسهایش مشکل دارد، آیا بهتر است که نماز ظهر و عصر را در اوّل وقت بخواند، یا صبر کند تا در آخر وقت با لباس پاک بخواند و بلافاصله نماز مغرب و عشاء را نیز با همان لباس پاک اقامه نماید؟
آیا مردی که وظیفه تربیت بچّه خردسالی را بر عهده گرفته، نیز همین حکم را دارد؟
جواب : باید نمازها را در زمانی بخواند که می‌تواند با لباس پاک انجام دهد، و فرقی بین مرد و زن از این نظر نیست.
سؤال ۳۰۷: درمسأله ۶۸۲ رساله توضیح المسائل حضرتعالی، یکی از راه‌های شناخت فرا رسیدن وقت نماز را «شهادت یک مرد عادل» شمرده‌اید، آیا «مرد» در این مسأله خصوصیّت دارد، یا شهادت «زن» نیز کافی است؟
جواب : اگر شهادت زن نیز موجب اطمینان، یا ظنّ قوی شود، کافی است.
سؤال ۳۰۸: هر گاه شوهر در اوّل وقت نماز تقاضای تمکین کند، آیا اجابت تقاضای او مقدّم است، یا انجام نماز اوّل وقت، که از مستحبّات مؤکّد است و در روایات راجع به آن سفارش زیادی شده است؟ و اگر زن به خواسته شوهر اعتنا نکرد و به نماز پرداخت، نمازش چه حکمی دارد؟
جواب : اجابت شوهر مقدّم است، ولی اگر به نماز بپردازد گناه کرده، امّا نماز او باطل نیست.
سؤال ۳۰۹: انجام نمازهای مستحبّی مقدّم است، یا اجابت در خواست شوهر؟ مخصوصاً در نمازهای مستحبّی که وقت آن محدود است، به گونه‌ای که اگر دعوت شوهر اجابت شود وقت آن تمام می‌شود، کدام یک مقدّم است؟
جواب : اجابت دعوت شوهر (در صورتی که در حدّ معمول و معقول باشد) مقدّم است.

پوشانیدن بدن در نماز

مسأله ۳۱۰: زن باید در موقع نماز تمام بدن، حتّی سر و موی خود را، بپوشاند ولی پوشاندن گردی صورت و دستها تا مچ و پاها تا مچ لازم نیست، امّا برای این که یقین کند که مقدار واجب را پوشانده احتیاط این است که مقداری از اطراف صورت و قدری پایین تر از مچ را هم بپوشاند.
مسأله ۳۱۱: برای زنان پوشانیدن موهای مصنوعی و زینتهای پنهانی (مانند دستبند و گردنبند) نیز لازم است.
سؤال ۳۱۲: آیا پوشش زن در نماز باید طوری باشد که از هیچ طرف، بدن او دیده نشود؟ آیا پوشاندن زینت و زیورهای صورت و دست در نماز، در جایی که نامحرم نیست، لازم است؟
جواب : پوشاندن تمام بدن در نماز، به استثناء وجه و کفّین و پاها تا مچ، از چهار طرف لازم است و زینت آلات اگر روی لباس باشد برای نماز اشکال ندارد.
سؤال ۳۱۳: نماز خواندن با مانتو و شلوار و روسری معمولی، یا بلوز و دامن و جوراب و روسری معمولی، به گونه‌ای که به جز گردی صورت و دستها تا مچ بقیّه بدن پوشیده باشد، چه حکمی دارد؟ اگر این لباسها زینتی باشد چطور؟
جواب : اشکالی ندارد، هر چند چادر حجاب برتر است، و در صورتی که لباس زینتی باشد، ولی در مقابل نامحرمان نباشد، آن هم اشکالی ندارد.
سؤال ۳۱۴: استفاده از چادرهای نازک، که در برابر نور بدن نمایان می‌شود، برای نماز چه حکمی دارد؟
جواب : در صورتی که در آنجا نوری نباشد که بدن نمایان شود اشکالی ندارد.
سؤال ۳۱۵: چنانچه زن هنگام نماز، یا پس از آن، دریابد قسمتی از اندامش که پوشیدن آن لازم بوده، پوشیده نشده است، تکلیف چیست؟
جواب : نمازش صحیح است.
سؤال ۳۱۶: من در منزل معمولا با لباس آستین کوتاه و دامن (بدون شلوار و روسری) به همراه چادر نماز می‌خوانم; ولی دو مطلب برایم موجب سؤال شده است، از شما ممنون خواهم شد اگر جواب آن را بفرمائید:
الف: به هنگام رکوع قسمتی از ساق پا و به هنگام سجده قسمتی از ساق دستم نمایان می‌شود.
ب: گاهی از اوقات که می‌خواهم چادرم را مرتّب کنم، قسمتی از بدنم که باید پوشیده باشد آشکار می‌شود، آیا این موارد جزئی نیز برای نماز اشکال دارد؟
جواب : آری ظاهر شدن ساق دست یا ساق پا و مانند آن اشکال دارد.
سؤال ۳۱۷: در جایی که شخص نامحرم و اجنبی به قصد تلذّذ به دستها (تا مچ) و گردی صورت زن نمازگزار که زینت دارد، نگاه می‌کند، نماز خواندن بدون پوشاندن آنها چه حکمی دارد؟
جواب : اشکالی ندارد، ولی احتیاط واجب آن است که خود را در معرض دید نامحرم قرار ندهد.
سؤال ۳۱۸: در جائی که نامحرمی نیست، آیا زن می‌تواند با چهره‌ای کاملا آرایش کرده (البتّه با رعایت حجاب لازم برای نماز) به نماز بایستد؟
جواب : اشکالی ندارد.
سؤال ۳۱۹: فلسفه پوشش و حجاب زن به هنگام نماز چیست؟ مگر خداوند جمیل و دوست دار زیبائیها، از همه کس حتّی شوهر به زن نزدیکتر نیست؟ پس چرا زن باید خود را در مقابل خداوند بپوشاند؟
جواب : زن باید بهترین و مناسب‌ترین لباس را در مقابل خداوند بپوشد و بهترین لباس زن، حجاب کامل است، به علاوه این سبب می‌شود که در موارد دیگر حجاب را فراموش نکند.
سؤال ۳۲۰: آیا رعایت حجاب و پوشانیدن بدن در اعمال عبادی غیر از نماز، همانند تلاوت قرآن و دعاء، فضیلتی برای زن محسوب می‌شود؟
جواب : دلیلی بر وجوب یا استحباب آن نداریم، ولی اگر مشکلی ایجاد نکند محترمانه تر محسوب می‌شود.

شرایط لباس به هنگام نماز

سؤال ۳۲۱: شوهرم اهل خمس و وجوهات شرعیّه نیست و تذکّرات و نصیحتهای من نیز تا کنون مؤثّر نبوده است، با توجّه به این که یکی از شرائط لباس نمازگزار این است که غصبی نباشد، نماز من با لباسهایی که از این پولها تهیّه می‌شود چه حکمی دارد؟
جواب : به شما و امثال شما اجازه می‌دهیم که در این لباسها تصرّف کنید و اگر می‌توانید وجوه شرعیّه آن را بپردازید و اگر توانایی ندارید به ذمّه بگیرید و هر زمان موفّق شدید بپردازید.
مسأله ۳۲۲: نماز خواندن با لباس طلا بافت برای مردان جایز نیست و نماز را باطل می‌کند، ولی برای زنان، در صورتی که اسراف نباشد، اشکالی ندارد. در غیر حال نماز نیز پوشیدن چنین لباسی برای مردان حرام است.
مسأله ۳۲۳: زینت طلا، مانند انگشتر طلا و یا ساعت مچی طلا و مانند آن، برای مردان حرام است، و نماز با آن باطل است، و احتیاط واجب آن است که از استعمال عینک طلا هم خودداری شود، ولی همه اینها برای خانمها در نماز و غیر نماز جایز است.
مسأله ۳۲۴: پوشیدن لباسی که از ابریشم خالص است برای مردان حرام است، حتّی عرقچین و بند شلوار، و نماز با آن باطل است. حتّی آستر لباس نیز نباید از ابریشم خالص باشد، امّا همه اینها برای خانمها، چه در حال نماز و چه در غیر نماز، جائز است.
سؤال ۳۲۵: چرا استفاده از طلا و ابریشم در نماز و غیر آن، برای مردان ممنوع و برای خانمها جایز است؟ فلسفه آن را بیان فرمائید.
جواب : زینت جزئی از زندگانی زنان است و به همین دلیل اسلام اجازه استفاده از زینت حتّی طلا و لباس ابریشمی (در حدّ معقول و دور از اسراف) را به آنها داده است.
مسأله ۳۲۶: احتیاط آن است که مرد لباس مخصوص زنان، و زن لباس مخصوص مردان را نپوشد، ولی نماز با آن اشکال ندارد.
سؤال ۳۲۷: منظور از این که فرموده‌اید: «پوشیدن لباس مخصوص مرد برای زن و بالعکس اشکال دارد» چه نوع لباسی است؟ لطفاً توضیح دهید.
جواب : منظور لباسی است که در عرف عام می‌گویند لباس زنانه است (ولی هرگاه فسادی بر آن مترتّب نشود حرام نیست).
سؤال ۳۲۸: بسیار اتّفاق می‌افتد که زن در داخل منزل دمپائی شوهر یا شوهر دمپائی خانمش را می‌پوشد، آیا این کار اشکال دارد؟
جواب : اشکالی ندارد، بلکه لباسهای مخصوص هر کدام را نیز اگر دیگری بپوشد و مفاسدی بر آن مترتّب نشود اشکالی ندارد، امّا آنجا که فسادانگیز است حرام می‌باشد.
سؤال ۳۲۹: گاهی از اوقات در نمایش‌ها و تئاترهای مخصوص بانوان، که تمام بازیگرها زن هستند، زنانی که نقش مردها را بازی می‌کنند ناچارند لباس مردانه بپوشند، آیا در این صورت هم پوشیدن لباس مخصوص مردان اشکال دارد؟ یا این اشکال مخصوص جایی است که با چنین لباسی در جامعه ظاهر شود؟
جواب : آری آن هم اشکال دارد.
سؤال ۳۳۰: آیا منظور از لباس مخصوص زنان یا مردان، لباسهایی مانند روسری و مقنعه و چادر و دامن است که کاملا مختصّ به زنان است، یا حتّی کت و شلوار و بلوز و مانند آن، که مرد و زن هر دو می‌پوشند، را نیز شامل می‌شود، هر چند شکل آنها متفاوت است؟
جواب : در صورتی که شکل آنها متفاوت باشد جزء لباسهای اختصاصی محسوب می‌شود.

برخی از مواردی که نجس بودن لباس یا بدن نمازگزار جایز است

مسأله ۳۳۱: یکی از موارد عفو، خون کمتر از درهم است، که اگر در لباس نمازگزار باشد، نماز خواندن با آن جایز است، به شرط این که از خون حیض و نفاس و استحاضه و خون سگ و خوک و مردار و خون حیوان حرام گوشت و همچنین خون کافر نباشد (بنا بر احتیاط واجب).
سؤال ۳۳۲: یکی از مواردی که نجس بودن لباس نمازگزار جایز است لباسهای کوچک نمازگزار، مانند عرقچین و جوراب است، آیا جورابهای بلند زنانه، که گاهی بجای شلوار از آن استفاده می‌شود، و نیز «کر ست» مشمول این حکم می‌باشد؟
جواب : جورابهای بلند زنانه مشمول این حکم نیست، ولی مورد دوم مشمول همین حکم است.
مسأله ۳۳۳: یکی دیگر از موارد عفو، زنی است که پرستار بچّه می‌باشد و نمی‌تواند برای نماز به آسانی لباس طاهر تهیّه کند. هرگاه در شبانه روز یک مرتبه لباس خود را بشوید می‌تواند با آن نماز بخواند، هر چند لباسش با بول بچّه نجس شود، ولی احتیاط آن است که لباس خود را برای اوّلین نمازی که به جا می‌آورد آب بکشد.
مسأله ۳۳۴: هرگاه بتواند با وسایلی (مثلا با پوشکهای معمولی) جلوی سرایت نجاست بچّه را بگیرد باید چنین کند و نیز اگر لباسهای متعدّد دارد باید از لباس پاک استفاده کند.
سؤال ۳۳۵: آیا در حکم فوق بین مادر بچّه و زن دیگری که برای پرستاری بچّه اجیر شده، تفاوتی وجود دارد؟ اگر مردی پرستاری چنین بچّه‌ای را بر عهده بگیرد، آیا مشمول این حکم می‌شود؟
جواب : فرقی بین مادر و زنان دیگر، که پرستاری بچّه را بر عهده دارند، نیست.

برخی از مستحبّات و مکروهات لباس نمازگزار

سؤال ۳۳۶: آیا کراهت لباس سیاه برای نماز، شامل چادر مشکی و همچنین عبای مشکی می‌شود؟
جواب : معروف کراهت لباس سیاه در نماز است و دلیلی که برای آن ذکر شده زن و مرد، هر دو، را شامل می‌شود، ولی عبا از آن استثناء شده و بعید نیست چادر زنان نیز مشمول استثناء باشد.
سؤال ۳۳۷: در مسأله ۷۹۰ رساله حضرتعالی آمده است که: «استعمال بوی خوش در لباس نمازگزار به امید ثواب مطلوب است». آیا برای زنی که در مسجد نماز می‌خواند، استعمال بوی خوش به هنگام نماز جایز است؟ مخصوصاً اگر بداند، یا احتمال دهد، که به هنگام بازگشت از مسجد به سوی خانه، بوی آن را مرد نامحرم استشمام می‌کند؟
جواب : در چنین صورتی احتیاط اجتناب است.

مکان نمازگزار

مسأله ۳۳۸: زن باید در نماز، عقب تر از مرد بایستد و جای سجده او از جای سجده مرد کمی عقب تر باشد و الاّ نمازش باطل است، و در این حکم محرم و نامحرم تفاوتی ندارد، ولی اگر میان مرد و زن دیوار، یا پرده و مانند آن باشد، یا به اندازه ده ذراع (تقریباً ۵ متر) فاصله باشد اشکال ندارد.
مسأله ۳۳۹: اگر زن در کنار مرد، یا جلوتر بایستد و با هم وارد نماز شوند نماز هر دو باطل است، امّا اگر یکی قبلا وارد نماز شده باشد نماز او صحیح و نماز دومی باطل است.
سؤال ۳۴۰: با توجّه به این که شرط مذکور در دو مسأله بالا، در مسجدالحرام رعایت نمی‌شود و زنها در ردیف مردها و گاهی جلوتر از آنها به نماز می‌ایستند، نماز طواف و سایر نمازهای واجب و مستحبّ آنها چه حکمی دارد؟
جواب : در آنجا اشکالی ندارد.
سؤال ۳۴۱: آیا بودن پرده و دیوار و مانند آن، بین زنان و مردان در حال نماز خواندن و موعظه کردن لزومی دارد؟
جواب : بودن پرده بهتر است، ولی واجب نیست، مشروط بر این که موازین شرعی رعایت شود.
مسأله ۳۴۲: بودن مرد با زن نامحرم در جای خلوت، که دیگری نمی‌تواند به آنجا وارد شود، اشکال دارد و احتیاط واجب ترک آن است و نماز خواندن در آنجا نیز اشکال دارد. همچنین نماز خواندن در محلّی که مجلس گناه است، مثل این که در آنجا شراب می‌نوشند، قمار می‌زنند، یا غیبت می‌کنند، اشکال دارد.
مسأله ۳۴۳: برای زنها بهتر آن است که نماز را در خانه بخوانند، ولی اگر خود را از نامحرم بخوبی حفظ کنند بهتر است در مسجد بخوانند و اگر راهی برای یاد گرفتن مسائل اسلامی جز از طریق رفتن به مسجد وجود ندارد واجب است به مسجد بروند.

اذان و اقامه

سؤال ۳۴۴: آیا اذان و اقامه مردان و زنان مانند هم است، یا تفاوت دارد؟
جواب : تفاوتی با هم ندارد; ولی اگر زن مایل باشد می‌تواند بجای اذان کامل، تنها چهار تکبیر و شهادتین را بگوید، و بجای اقامه، دو تکبیر و شهادت به وحدانیّت خداوند و نبوّت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بدهد.
مسأله ۳۴۵: در پنج مورد اذان ساقط می‌شود و بنا بر احتیاط واجب باید آن را ترک کرد. یکی از آن موارد، نماز عصر و عشای زن مستحاضه است که باید بلافاصله آن را بعد از نماز ظهر یا مغرب بخواند.
مسأله ۳۴۶: اگر مرد اذان زن را بشنود اذان از او ساقط نمی‌شود، ولی اگر زن اذان مرد را بشنود از او ساقط می‌شود.
مسأله ۳۴۷: در جماعتی که مردان و زنان شرکت دارند، اذان و اقامه نماز جماعت را باید مرد بگوید، ولی در جماعت زنان، اذان و اقامه زنان کافی است.

واجبات و مستحبّات نماز

سؤال ۳۴۸: حکم نماز پیرزنی که در قرائت و اذکار نمازش غلطهای زیادی دیده می‌شود و قدرت بر اصلاح و تصحیح آنها ندارد، چیست؟
جواب : اگر قادر به یاد گرفتن نباشد به همان شکل که می‌تواند بخواند.
مسأله ۳۴۹: شایسته است در حال ایستادن (به هنگام نماز) مردان کمی پاها را باز بگذارند و زنان به هم بچسبانند.
سؤال ۳۵۰: بعضی از فقهاء معتقدند که خانمها به هنگام ایستادن در نماز، مستحبّ است دستها را روی سینه و آقایان روی رانها بگذارند. نظر حضرتعالی چیست؟
جواب : بهتر است که زنها هم مطابق معمول دستها را بیندازند.
مسأله ۳۵۱: واجب است زنان حمد و سوره نماز «ظهر» و «عصر» را آهسته بخوانند، امّا حمد و سوره نماز «صبح» و «مغرب» و «عشاء» را می‌توانند بلند یا آهسته بخوانند، ولی اگر نامحرم صدای آنها را بشنود احتیاط مستحب آن است که آهسته بخوانند.
سؤال ۳۵۲: آیا در مقدار خم شدن برای رکوع، و نحوه گذاشتن دست بر روی زانو به هنگام رکوع، و جلو و عقب بودن زانو در این حال، بین زنان و مردان نمازگزار تفاوتی وجود دارد؟
جواب : احتیاط آن است که آنها هم دست‌ها را بر سر زانو بگذارند.
سؤال ۳۵۳: آیا حضرتعالی علاوه بر مواضع هفتگانه که به هنگام سجده باید بر روی زمین قرار گیرد، جاهای دیگری از بدن زنان مانند آرنجها را مستحب می‌دانید که بر زمین بگذارند؟
جواب : این کار به قصد رجا خوب است; ولی واجب نیست.
مسأله ۳۵۴: چند چیز در سجده به امید ثواب الهی مطلوب است:
از جمله این که به هنگام رفتن برای سجده، مردان اوّل دستها را بر زمین بگذارند و زنان اوّل زانوها را، و سپس به سجده روند.
سؤال ۳۵۵: آیا پس از سجده کیفیّت خاصّی برای نشستن خانمها مطلوب است؟
جواب : بهتر است مطابق معمول بنشینند.
سؤال ۳۵۶: برخی از فقهاء فرموده‌اند: «بر مردها مستحب است که موقع بلند شدن اوّل دستها و سپس زانوها را از زمین بردارند، ولی خانمها بتدریج و راست بایستند، به صورتی که حجم بدن آنها کمتر ظاهر شود» نظر حضرتعالی چیست؟
جواب : رعایت این کار خوب است.
سؤال ۳۵۷: آیا مستحبّ است که زنان به هنگام نماز زیور آلات خود را همراه داشته باشند؟
جواب : این کار را به قصد رجاء انجام دهند.

برخی از مبطلات نماز

مسأله ۳۵۸: یکی از مبطلات نماز باطل شدن وضو به هنگام نماز است; خواه عمداً باشد، یا سهواً، و یا از روی ناچاری، ولی خارج شدن خون از زن مستحاضه نماز را باطل نمی‌کند، به شرط این که به دستورات استحاضه عمل کرده باشد.
مسأله ۳۵۹: هر گاه مرد، یا زن نامحرم، و حتّی بچّه‌ای که خوب و بد را می‌فهمد به نمازگزار یا غیر نمازگزار سلام کند، جواب او واجب است.
سؤال ۳۶۰: اگر مرد نامحرمی به زن نمازگزار سلام کند، آیا جوابش واجب است؟
جواب : آری واجب است.
سؤال ۳۶۱: خانمی عادت دارد که همواره آدامس بجود، حال اگر در حال نماز فراموش کند که آدامس در دهان اوست، یا عمداً آدامس را بیرون نیندازد (البتّه آدامسی که مزّه‌ای ندارد) آیا نمازش باطل است؟ بطور کلّی اگر زنی در حال نماز آدامسی که شیرینی آن از بین رفته را در دهان داشته باشد ولی نخورد، نمازش چه حکمی دارد؟ و اگر بجود چطور؟
جواب : عمداً این کار را نکند، مگر این که در گوشه دهانش باشد و آن را نجود.

نماز مسافر

سؤال ۳۶۲: مسافرت زن بدون اجازه شوهر چه حکمی دارد؟ نماز و روزه اش در سفر چگونه است؟
جواب : باید از همسرش اجازه بگیرد و بدون آن، باید نمازش را تمام بخواند; زیرا سفر او معصیت محسوب می‌شود، مگر این که سفر واجب باشد.
سؤال ۳۶۳: آیا زن در وطن تابع شوهر است؟
جواب : اگر قصد زن تبعیّت از شوهر بوده باشد، از نظر وطن تابع است.
سؤال ۳۶۴: آیا خروج الزامی زن از وطن، به تبعیّت از شوهر، اعراض محسوب می‌شود، یا بستگی به قصد و نیّت او دارد؟
جواب : بستگی به قصد و نیّت خود زن دارد; چنانچه امیدوار باشد که شوهر را باز گرداند اعراض نیست و اگر امیدی ندارد اعراض قهری حاصل است.
سؤال ۳۶۵: آیا اعراض قهری برای زنی که قصد جدایی و طلاق از همسرش ندارد، و همسرش نیز تصریح کرده که به وطن زوجه اش برای سکونت، هر چند موقّت، نمی‌رود، حاصل شده است، یا آنجا هنوز وطن اوست؟
جواب : این، مصداق اعراض قهری است.
سؤال ۳۶۶: دختری شوهر کرده و در شهر دیگری، که بیش از چهار فرسخ شرعی از وطنش فاصله دارد، در منزل شوهرش زندگی می‌کند، حکم نماز و روزه اش به هنگامی که برای صله رحم به زادگاهش باز می‌گردد و کمتر از ده روز می‌ماند چیست؟ اگر دختر ملکی در زادگاهش داشته باشد، آیا در حکم مسأله اثر دارد؟
جواب : اگر دختر تصمیم دارد با شوهر خود در شهر دیگری زندگی کند و قصد بازگشت برای اقامت مستمرّ به شهر پدری ندارد، نماز و روزه اش شکسته است; زیرا اعراض حاصل شده است.
سؤال ۳۶۷: زنی به عقد دائم مردی، که از شهرستان دیگری می‌باشد، درآمده است، ولی هنوز عروسی نکرده‌اند. آیا قبل از شروع زندگی مشترک، شهرستان شوهر وطن زن نیز محسوب می‌شود؟
جواب : وطن او محسوب نمی‌شود.
سؤال ۳۶۸: حدود بیست سال است که ازدواج کرده و از وطن به شهر محل سکونت شوهرم آمده‌ام و هنوز مشخّص نیست که برای زندگی مستمر به زادگاهم بر خواهم گشت، یا نه؟ آیا اعراض قهری حاصل شده است؟ بطور کلّی چند سال دوری از وطن، یا اقامتگاه سابق، اعراض قهری محسوب می‌شود؟
جواب : این گونه موارد، و حتّی کمتر از آن، اعراض قهری محسوب می‌شود.

نماز جماعت

مسأله ۳۶۹: یکی از شرائط نماز جماعت[۲۰]، نبودن حایل و مانع میان امام و مأموم و نیز میان مأمومین نسبت به یکدیگر است، امّا اگر مأموم زن باشد حایل میان او و مردان مانعی ندارد.
سؤال ۳۷۰: آیا دیوار حائل بین صفوف بانوان و آقایان، قاطع صفوف نماز جماعت می‌باشد؟
جواب : در صورتی که دیوار به قدری بلند نباشد که دو محل را از هم جدا کند و در واقع همه آنها زیر یک سقف نماز بخوانند، اشکال ندارد.
مسأله ۳۷۱: اگر مأموم مرد است امام هم باید مرد باشد; ولی امامت زن برای زنان (با وجود سایر شرائط) مانعی ندارد.
مسأله ۳۷۲: زن مستحاضه، بنابر احتیاط واجب، حق ندارد امام جماعت بانوان شود.
مسأله ۳۷۳: مستحبّ است به امید ثواب الهی، امور زیر در جماعت رعایت شود:
الف: اگر مأموم یک زن است و امام جماعت مرد است، مأموم در طرف راست امام بایستد، بطوری که جای سجده اش مساوی زانو یا قدم امام باشد و اگر یک مرد و یک زن، یا یک مرد و چند زن باشند، مرد در سمت راست امام و بقیّه پشت سر امام می‌ایستند و اگر چند مرد یا چند زن باشند، همه پشت سر امام می‌ایستند و اگر چند مرد و چند زن باشند، مردها پشت سر امام و زنها پشت سرمردها بایستند.
ب: اگر امام و مأموم هر دو زن باشند در یک صف می‌ایستند; ولی امام کمی جلوتر می‌ایستد.
سؤال ۳۷۴: طیّ پرسشنامه‌ای که بین دانشجویان این دانشگاه توزیع گشت، سؤالاتی در مورد نماز جماعت دانشگاه مطرح شد، از پاسخ‌های جمع آوری شده معلوم شد که اهمّیّت نماز جماعت و شرکت در آن در مساجد، برای خانم‌ها محلّ سؤال می‌باشد. مثلا بعضی از خانم‌ها بر این باورند که: «مستحبّ است زنان نماز خود را در خانه بجای آورند» یا «نماز جماعت آن قدر که برای آقایان ثواب دارد، برای خانم‌ها ثواب ندارد» این قبیل تفکّرات مانع حضور برخی از خانمها در نماز جماعت شده است. لطفاً نظر مبارک را پیرامون مطالب فوق بیان فرمائید.
جواب : در شرایط فعلی برای زنان نیز مستحبّ است که نماز خود را در مسجد و با جماعت بخوانند و مطمئنّاً ثواب زیادی دارد

نماز جمعه

مسأله ۳۷۵: نماز جمعه تنها توسّط مردان منعقد می‌شود; ولی زنان هم می‌توانند در آن شرکت کنند.
سؤال ۳۷۶: آیا در صورت حصول شرایط وجوب نماز جمعه، این نماز بر زنان نیز واجب می‌شود؟
جواب : واجب نیست; ولی شرکت آنها در نماز جمعه، مخصوصاً در زمان ما، کار خوبی است.
سؤال ۳۷۷: آیا شرکت بانوان در نمازهای جمعه و جماعت کراهت دارد؟
جواب : شرکت آنها در جمعه و جماعات، با توجّه به عناوین ثانویّه در عصر و زمان ما، اولی و بلکه گاهی لازم است.
مسأله ۳۷۸: امامت زنان در نماز جمعه جایز نیست; هر چند در نمازهای دیگر، برای خودشان جایز باشد.
مسأله ۳۷۹: زنان می‌توانند در نماز جمعه شرکت کنند و نمازشان صحیح و مجزی از نماز ظهر است; امّا به تنهایی (بدون شرکت مردان) نمی‌توانند نماز جمعه تشکیل دهند، همانگونه که نمی‌توانند مکمّل (حدّاقّل) عدد لازم (۵نفر) باشند، بنابر احتیاط واجب.
سؤال ۳۸۰: آیا زن بدون اجازه شوهرش می‌تواند در نماز جمعه، دعای کمیل و راهپیمائی‌های اسلامی، شرکت نماید؟
جواب : خروج زن از منزل در غیر واجبات، (مثل تشرّف به حجّ واجب و مراجعه به دکتر) منوط به اجازه شوهر است; مگر در مواردی که اگر به مجالس دینی و مساجد نرود، از اسلام دور می‌ماند و تعالیم لازمه اسلامی را فرا نمی‌گیرد و اخلاق اسلامی را ترک می‌کند، یا در آن ضعیف می‌شود. در چنین شرائطی شرکت در مراسم مزبور، برای بانوان مانعی ندارد، هر چند شوهر راضی نباشد.

احکام روزه

مقدّمه

روزه یکی از عبادت های مهمّ اسلامی است که در هر سال تنها به مدّت یک ماه، ماه مبارک رمضان، بر مسلمانان واجب می‌شود. و یکی از بهترین روشهای خودسازی و تهذیب نفس است. روزه از معدود عباداتی است که گناه بزرگ ریا و خودنمائی نمی‌تواند در آن نفوذ کند; زیرا شخصی که اهل روزه است و لیاقت بار یافتن به این ضیافت الهی را دارد هرگز به غیر از خدا به دیگری فکر نمی‌کند و شخصی که لیاقت این عبادت بزرگ را ندارد و اهل روزه نیست، بلکه اهل ریا و خودنمائی است، لازم نیست روزه بگیرد و تظاهر کند، بلکه بدون این که روزه بگیرد بدروغ خود را روزه دار نشان می‌دهد! روزه از ارکان پنجگانه اسلام، ابزار رسیدن به تقوی، سپر آتش جهنّم، موجب سلامتی انسان و خلاصه یکی از بهترین ابزار ترقّی و قرب الی الله است.

کارهایی که روزه را باطل می‌کند

مسأله ۳۸۱: جویدن غذا برای بچّه و همچنین چشیدن غذا و مانند آن و شستشوی دهان با آب یا دارو، اگر چیزی از آن فرو نرود روزه را باطل نمی‌کند و اگر بدون اراده به حلق برسد اشکالی ندارد، ولی اگر از اوّل بداند بی اختیار به حلق می‌رسد روزه اش باطل است و قضا و کفّاره دارد.
سؤال ۳۸۲: اگر شخص جُنب عمداً تا اذان صبح غسل نکند، بنابر احتیاط واجب روزه اش باطل است; ولی اگر توانایی بر غسل ندارد، یا وقت تنگ است تیمّم نماید، امّا اگر از روی عمد نباشد روزه اش صحیح است. و زنی که از حیض یا نفاس پاک شده و تا اذان صبح غسل نکرده در حکم کسی است که باقی بر جنابت مانده است.
سؤال ۳۸۳: آیا باطل شدن روزه به خاطر بقاء بر حیض و نفاس، مخصوص روزه ماه مبارک رمضان و قضای آن است، یا شامل تمام روزه‌ها می‌شود؟
جواب : در صورتی که از حیض و نفاس پاک شده باشد، ولی هنوز غسل نکرده است، روزه ماه رمضان و قضای آن در چنین حالتی اشکال دارد و غیر آن اشکال ندارد، ولی اگر هنوز از حیض یا نفاس پاک نشده است روزه برای او جایز نیست.
مسأله ۳۸۴: اگر در ماه مبارک رمضان پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و برای غسل وقت نداشته باشد و تیمّم کند، روزه اش صحیح است، امّا اگر برای هیچ کدام از غسل و تیمّم وقت ندارد باید بعداً غسل کند و روزه او نیز صحیح است.
مسأله ۳۸۵: اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض یا نفاس پاک شود نمی‌تواند روزه بگیرد، همچنین اگر در اثناء روزه، خون حیض یا نفاس ببیند، اگر چه نزدیک مغرب باشد.
مسأله ۳۸۶: اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و در غسل کردن کوتاهی کند، بنابر احتیاط واجب روزه اش باطل است، ولی چنانچه کوتاهی نکند، مثلا منتظر باشد که حمّام باز شود، یا آب حمّام گرم شود و تا اذان غسل نکند در صورتی که تیمّم کرده باشد روزه او صحیح است.
سؤال ۳۸۷: اگر زنی که در حال حیض یا نفاس بوده پس از پاک شدن غسل را فراموش کند و تا آخر ماه مبارک رمضان به همین شکل روزه بگیرد و غسل واجب یا مستحبّ دیگری هم نکرده باشد، روزه‌هایش چه حکمی دارد؟
جواب : احتیاط واجب آن است که روزه‌ها را قضا کند، ولی کفّاره ندارد.
مسأله ۳۸۸: زنی که در حال استحاضه است باید غسل خود را، به تفصیلی که در احکام استحاضه گفته شد، به جا آورد و روزه او صحیح است.
سؤال ۳۸۹: در ماه مبارک رمضان به بیماری مخصوص خانمها گرفتار شدم، به دکتر متخصّص مراجعه کردم، دکتر نوعی کرم جهت استعمال درون رحم تجویز کرد، من مجبورم این کار را با وسیله مخصوصی انجام دهم، آیا این کار مشمول حکم تنقیه (اماله کردن) است که روزه را باطل می‌کند؟
جواب : اشکالی ندارد.
سؤال ۳۹۰: بتازگی خداوند فرزندی به من عنایت کرده است، با توجّه به این که فرزند اوّل من است به هنگام شستن کهنه‌هایش حالت تهوّع و قی کردن به من دست می‌دهد و گاهی نیز قی می‌کنم، اگر در حال روزه این حالت پیش آید چه حکمی دارد؟
جواب : در صورتی که عمداً این کار را نکنید اشکالی ندارد.

برخی از مکروهات روزه

مسأله ۳۹۱: چند کار برای روزه دار مکروه است، از جمله:
الف: سرمه کشیدن، در صورتی که مزّه یا بوی آن به حلق برسد.
ب: نشستن زن در آب، بنا بر احتیاط.
سؤال ۳۹۲: آیا مداد کشیدن برای خانمهای روزه دار، در حکم سرمه کشیدن است و مکروه می‌باشد؟ بطور کلّی استفاده از لوازم آرایشی برای زنان روزه دار چه حکمی دارد؟
جواب : این کار موجب بطلان روزه نیست، ولی بعید نیست که هر چیزی که کار سرمه را کند کراهت داشته باشد. و سایر آرایشها در صورتی که خفیف باشد اشکالی ندارد.

قضا و کفّاره روزه

مسأله ۳۹۳: هرگاه روزه خود را عمداً باطل کند، بعد به مسافرت برود کفّاره از او ساقط نمی‌شود، ولی اگر عمداً روزه خود را باطل کند بعد عذری مانند حیض، یا نفاس، یا بیماری برای او پیدا شود کفّاره بر او واجب نیست.
مسأله ۳۹۴: هرگاه زن روزه دار شوهر روزه دار خود را مجبور به جماع کند، فقط یک کفّاره بر او واجب است و لازم نیست کفّاره شوهر را بدهد.
سؤال ۳۹۵: وظیفه خانمی که سال اوّل تکلیف روزه اش را خورده، چیست؟
جواب : کفّاره ندارد، خواه جاهل مقصّر بوده یا قاصر، ولی اگر عمداً و آگاهانه روزه نگرفته کفّاره دارد و در تمام صورتهای مسأله، قضا لازم است.
مسأله ۳۹۶: کسی که به واسطه بیماری، یا حیض، یا نفاس، روزه ماه رمضان را نگیرد و پیش از پایان ماه رمضان از دنیا برود لازم نیست روزه‌هایی را که نگرفته برای او قضا نمایند.

زنانی که روزه بر آن‌ها واجب نیست

مسأله ۳۹۷: روزه گرفتن بر زنان بارداری که وضع حمل آنها نزدیک است و روزه برای حمل آنها ضرر دارد واجب نیست، ولی باید برای هر روز یک مُدّ (تقریباً ۷۵۰ گرم) گندم یا جو یا مانند آن به فقیر بدهند[۲۱]، امّا اگر روزه برای خودش ضرر دارد روزه بر او واجب نیست و کفّاره هم ندارد، ولی بعداً قضا می‌کند.
سؤال ۳۹۸: از مسأله ۱۴۵۳ رساله حضرتعالی (مسأله فوق) استفاده می‌شود که اگر روزه گرفتن برای حمل زنان باردار ضرر داشته باشد روزه بر این دسته از خانمها واجب نیست و بعداً قضا نیز ندارد و فقط باید کفّاره مدّ طعام بدهند. آیا چنین برداشتی صحیح است؟
جواب : آری صحیح است.
مسأله ۳۹۹: زنانی که بچّه شیر می‌دهند، خواه مادر بچّه باشند یا دایه، اگر روزه گرفتن باعث کمی شیر آنها و ناراحتی بچّه شود روزه بر آنها واجب نیست; ولی برای هر روز همان کفّاره (یک مُدّ طعام) واجب است، بعداً نیز باید روزه را قضا کنند، امّا اگر روزه برای خودشان ضرر داشته باشد، نه روزه واجب است و نه کفّاره، ولی بعداً باید روزه‌هایی را که نگرفته‌اند قضا نمایند.
مسأله ۴۰۰: اگر کسی پیدا شود که بدون اُجرت، بچّه را شیر دهد، یا شخصی پیدا شود که اُجرت دایه را بی منّت بپردازد، در این صورت روزه گرفتن واجب است.
سؤال ۴۰۱: زنی ۶۳ ساله هستم که شش بچّه به دنیا آورده‌ام، در دوران حاملگی و شیر خوارگی بچّه‌هایم (حدود ۱۲ سال) نتوانستم روزه بگیرم، پس از آن نیز تاکنون هر وقت خواستم روزه بگیرم دچار خونریزی معده شده‌ام و با توصیه پزشکان روزه نگرفته‌ام، حال تکلیف بنده چیست؟
جواب : در حال حاضر شما مکلّف به روزه نیستید و احتیاط آن است که اگر قدرت دارید برای هر روز به اندازه یک مدّ طعام به شخص مستحقّی بدهید، همچنین برای ایّام گذشته که روزه نگرفته‌اید و تا سال بعد هم توانائی بر روزه نداشته‌اید.
سؤال ۴۰۲: دختری به سنّ بلوغ رسیده، ولی به واسطه ضعف جسمانی توان روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان ندارد و بعد از ماه مبارک هم تا سال بعد نمی‌تواند قضا کند، حکمش چیست؟
جواب : باید کفّاره مُدّ طعام بدهد; یعنی برای هر روز معادل ۷۵۰ گرم گندم، یا مانند آن، به فقیر بدهد و قضای این روزه‌ها بر او واجب نیست.

روزه‌های حرام و مستحب

مسأله ۴۰۳: روزه گرفتن زن (روزه مستحبّی) در صورتی که حقّ شوهرش از بین برود بدون اجازه او جایز نیست و اگر حقّ او از بین نرود نیز بنابر احتیاط واجب باید با اجازه شوهر باشد.
مسأله ۴۰۴: برای زنانی که در بین روز از عادت ماهانه یا نفاس پاک می‌شوند مستحبّ است اعمالی که روزه را باطل می‌کند ترک کنند، هر چند روزه بر آنها واجب نیست.

احکام اعتکاف

مقدّمه

اعتکاف یک برنامه مهمّ خودسازی است که انسان را در مدّت چند روز به کلّی از مظاهر مادّی دنیا جدا می‌سازد و در یک عالم روحانی و معنوی غرق می‌کند و او را به نگریستن مجدّد به برنامه‌های اخلاقی و خودسازی و توبه از گناه و محاسبه و مراقبه وا می‌دارد و در مجموع یک تولّد ثانوی محسوب می‌شود، شایسته است مسلمانان از آن بهره گیرند و این سنّت اسلامی را زنده نگه دارند.
سؤال ۴۰۵: آیا اعتکاف اختصاص به مردان دارد، یا زنان نیز می‌توانند معتکف شوند؟
جواب : فرقی بین زنان و مردان در استحباب اعتکاف نیست.
سؤال ۴۰۶: آیا در اعتکاف زن و فرزند، اجازه شوهر و ولیّ لازم است؟
جواب : زن بنابر احتیاط واجب باید از همسرش اجازه بگیرد; ولی فرزندان بالغ احتیاج به اجازه ولیّ ندارند.
سؤال ۴۰۷: در جواب سؤال ۴۹۹ کتاب استفتائات جدید، جلد دوم، آمده است: «بوئیدن عطریّات و بوهای خوش، هر چند به قصد لذّت نباشد، برای معتکف حرام است» با توجّه به این مسأله و با توجّه به این که غالب موادّ آرایشی بانوان دارای بوی خوش است، آرایش نمودن زن معتکف چه حکمی دارد؟
جواب : اشکال دارد.
سؤال ۴۰۸: اگر زن معتکف را طلاق رجعی دهند، تکلیفش چیست؟
جواب : اعتکافش باطل می‌شود و باید برای ادامه عدّه به خانه شوهر برود; زیرا زن در مدّت عدّه طلاق رجعی، نباید از خانه شوهر خارج شود.

احکام خمس

مقدّمه

خمس یکی از عبادات مالی است که تحت شرائط ویژه بر افراد خاصّی واجب می‌شود. خمس پشتوانه مطمئن و مناسبی برای بیت المال مسلمین می‌باشد. خمس قسمتی از خلأ اقتصادی موجود در جامعه اسلامی را پر نموده و بودجه مورد نیاز فعالیّتهائی که جنبه دینی دارد را تأمین می‌کند.
سؤال ۴۰۹: آیا تعیین سال خمسی اختصاص به مردها دارد، که به عنوان نان آور و مدیر خانواده هستند، یا شامل زنان خانه داری که تحت سرپرستی مردها به سر می‌برند و عایدات جزیی دارند نیز می‌شود؟ در صورتی که جواب مثبت است، آیا نحوه محاسبه خمس اموال آنان با مردان متفاوت است؟
جواب : هر کس درآمدی زاید بر مخارجش دارد باید سال خمسی داشته باشد و بعد از گذشتن سال اموال خود را تخمیس کند، و تفاوتی بین زن و مرد از این جهت نیست.
سؤال ۴۱۰: از آنجا که اینجانبه معلّم هستم حساب سال جداگانه‌ای از شوهرم دارم، می‌خواستم بدانم که آیا به لوازم مصرفی، که قسمتی از آن در پایان سال اضافه می‌آید، مانند لوازم آرایش خانمها، خمس تعلّق می‌گیرد؟ بطور کلّی، آیا لوازم آرایش جزء مؤونه است، یا همه آن خمس دارد؟
جواب : این لوازم در حدّ معقول جزء مؤونه است و هر گاه چیزی از آن آخر سال اضافه بیاید خمس دارد و این در صورتی است که باقیمانده واقعاً قیمت داشته باشد.
مسأله ۴۱۱: در میان بسیاری از خانواده‌ها معمول است که جهیزیّه دختران را تدریجاً تهیّه می‌کنند، چنانچه سال بر آن بگذرد خمس آن واجب است; ولی در مناطقی که اگر جهیزیّه را قبلا تهیّه نکنند عیب محسوب می‌شود، یا این که تهیّه آن جز به صورت تدریجی مشکل است، خمس ندارد.
سؤال ۴۱۲: دختری شاغل و در سنّ ازدواج می‌باشم، بر خلاف آنچه در بین مردم متداول است، من به تدریج جهیزیّه‌ام را تهیّه نمی‌کنم، بلکه پولی که هر ماه بدست می‌آورم را تبدیل به طلا نموده و نگهداری می‌کنم تا به هنگام نیاز جهیزیّه را یکجا تهیّه کنم، تا هم نیازی به حفظ و نگهداری نداشته باشد و هم مُد روز باشد. آیا به این پس اندازها خمس تعلّق می‌گیرد؟
جواب : آری به اینها خمس تعلّق می‌گیرد، ولی چنانچه در زحمت باشند ما به اینگونه افراد اجازه می‌دهیم خمس آن را بر ذمّه بگیرند و هنگام توانایی بپردازند.
سؤال ۴۱۳: شغلم آرایشگری خانمهاست. در ضمن گاهی از اوقات برای همسایه‌ها لباس نیز می‌دوزم، آیا به لوازم آرایشگری و خیّاطی خمس تعلّق می‌گیرد؟
جواب : به هر گونه ابزار کار خمس تعلّق می‌گیرد، ولی اگر وسیله‌ای را برای زندگی شخصی بگیرید و گاهی از آن برای دیگران استفاده کنید، خمس ندارد.
سؤال ۴۱۴: آیا به شیربها و مهریّه خانمها خمس تعلّق می‌گیرد؟
جواب : خمس ندارد.
سؤال ۴۱۵: اگر خانمی دارای زینت آلات طلا باشد و برخی از آن نیز هدیه باشد و سال بر آن بگذرد، آیا خمس دارد؟
جواب : چنانچه زینت آلات مزبور مورد نیاز و جزء شؤون او بوده باشد خمس ندارد.
سؤال ۴۱۶: مجبور شدم برای حلّ مشکلی از مشکلات زندگی، زینت آلاتم را بفروشم، ولی اکنون بیش از یک سال پول آن نزد من است، آیا این پول مشمول خمس است؟
جواب : مشمول خمس نیست.
سؤال ۴۱۷: آیا حقوقی که ازطرف بنیاد شهید به خانواده محترم شهداء پرداخت می‌شود مشمول خمس است؟
جواب : بنابر احتیاط لازم در سر سال، خمس زیادی را بدهند.
سؤال ۴۱۸: بیشتر خانمهای شهر ما قالیباف هستند; ولی معمولا خرید لوازم فرش و نیز فروش فرش و تصرّف در پول حاصل از آن، به عهده شوهر است; با توجّه به این که بافتن این فرشها چندین سال طول می‌کشد، چگونه حساب می‌شود؟ آیا خمس آن بر عهده شوهر است، یا خود زن باید بپردازد؟
جواب : فرش هنگامی که آماده فروختن شد جزء درآمد آن سال محسوب می‌شود و خمس آن بر عهده کسی است که مالک آن فرش و درآمد آن است.
سؤال ۴۱۹: خانمی زمین موروثی پدری اش را فروخته و با پول آن خود و فرزندانش جهت عزیمت به حجّ، ثبت نام نموده‌اند. آیا در صورت گذشتن سال خمسی بر زمین یا پول آن، خمس به آن تعلّق می‌گیرد؟
جواب : ارث مشمول خمس نیست; مگر این که قیمت زمین از زمانی که مال الارث به او منتقل شده افزایش یافته باشد که به افزایش آن خمس تعلّق می‌گیرد، ولی اگر قبل از گذشتن سال، آن را برای نام نویسی هزینه کرده، در این صورت چیزی بر او نیست.
سؤال ۴۲۰: متأسّفانه شوهرم اهل پرداخت وجوهات شرعیّه نیست، تکلیف من و فرزندانم چیست؟
جواب : به شما و امثال شما اجازه می‌دهیم که در صورت نیاز در اموال او به مقدار نیازتان تصرّف کنید و خمس آن را به ذمّه بگیرید و اگر بعداً توانایی پیدا کردید بپردازید و اگر توانایی پیدا نکردید بخشوده خواهد شد.
سؤال ۴۲۱: چنانچه پدری که ـ نعوذ باللّه ـ ثروتش از راه حرام بدست آمده، جهیزیّه‌ای برای دخترش تهیّه کند، یا هدیه‌ای به او بدهد، آیا دختر می‌تواند از آن استفاده کند؟ راه پاک کردن آن چیست؟
جواب : اگر یقین ندارد که از مال حرام است، برای او اشکالی ندارد. و اگر یقین دارد، چنانچه مقدار حرام و صاحبانش شناخته شده نیستند، واجب است خمس آن را بپردازد و بقیّه پاک می‌شود.
سؤال ۴۲۲: آیا سیادت از طریق مادر به فرزندان او منتقل می‌شود؟
جواب : بعضی از احکام سیادت، از جمله گرفتن خمس، منتقل نمی‌شود و سبب آن در کتب فقهیّه نوشته شده است.
سؤال ۴۲۳: آیا می‌توان به زن سیّده‌ای که شوهرش سیّد نیست، ولی نیازمند است، از سهم سادات کمک نمود تا خرج شوهر و فرزندانش کند؟
جواب : اشکالی ندارد.
سؤال ۴۲۴: چرا وقتی پدر خانواده سیّد است به فرزندانش سیّد می‌گویند، ولی اگر مادر سیّد باشد به آنها سیّد نمی‌گویند؟
جواب : معمولا نسب انسان در عرف از طریق پدر منشعب می‌شود، به همین جهت همیشه فامیل کودکان مطابق فامیل پدر ثبت می‌شود، و در اسلام نسب خانواده از طریق پدر است; هر چند سیادت مادر نیز سبب احترام فرزند است.

احکام زکات

مقدّمه

زکات نیز از عبادات مالی اسلام است و با شرائط خاصّی واجب می‌شود. در اهمیّت زکات همین بس که خداوند متعال در نزدیک به سی آیه قرآن، پس از دستور به نماز، سفارش به زکات می‌کند، گوئی رابطه‌ای عمیق بین نماز و زکات است، به گونه‌ای که نماز بی زکات، نماز مقبولی نخواهد بود.[۲۲]
روایات فراوانی نیز در مورد زکات وجود دارد، از جمله در روایتی می‌خوانیم که: «مانع زکات و شخصی که زکات بر او واجب شده و نمی‌پردازد مسلمان از دنیا نمی‌رود!».[۲۳]
سؤال ۴۲۵: من بتازگی ازدواج کرده‌ام، مجموع طلاهایی که همسرم و بستگانش و نیز بستگان و آشنایان خودم به من هدیه کرده‌اند بیش از ۱۵ مثقال معمولی (نصاب اوّل طلا) می‌باشد و اکنون بیش از یک سال است که از آنها استفاده می‌کنم، آیا به این طلاها زکات تعلّق می‌گیرد؟ زکات آن چقدر است؟
جواب : زکات تنها به طلاهایی تعلّق می‌گیرد که به صورت سکّه رایج معامله باشد.
سؤال ۴۲۶: خواهر شوهرم مقداری از طلاجات خود را جهت استفاده در یک جشن به رسم امانت به من داد و سپس بطور ناگهانی و بخاطر معالجه به خارج از کشور سفر کرد و اکنون بیش از یک سال است که این طلاها نزد من می‌باشد و از آن استفاده می‌کنم، شخصی می‌گفت: «اگر کسی طلا قرض کند و یک سال نزد او بماند، باید زکات آن را بدهد» آیا این مطلب صحیح است و زکات بر من واجب می‌باشد؟
جواب : همانگونه که در مسأله بالا گفته شد این گونه طلاها زکات ندارد.
سؤال ۴۲۷: زن بیوه‌ای هستم که برای حفظ ارزش اندک ذخیره‌ای که دارم بیش از یک سال است که آن را تبدیل به ۳۰ عدد سکّه بهار آزادی کرده‌ام. آیا به این سکّه‌ها زکات تعلّق می‌گیرد؟
جواب : چون این سکّه‌ها بصورت پول رایج معامله در بازار به کار نمی‌رود زکات ندارد.

مستحقّین زکات

مسأله ۴۲۸: هر گاه شوهر مخارج همسرش را نمی‌پردازد، ولی زن می‌تواند از طریق حاکم شرع یا غیر او حقّ خود را بگیرد، چنین زنی نمی‌تواند از زکات استفاده کند.
مسأله ۴۲۹: زن می‌تواند به شوهر فقیر خود زکات دهد، هر چند شوهر زکات را بگیرد و صرف مخارج آن زن و اولادش کند.
سؤال ۴۳۰: شوهرم مفقود الاثر گردیده است، جهت طلاق به دادگاه مراجعه کردم قرار شد چهار سال جستجو کنند و پس از آن حکم طلاق را صادر کنند. در این مدّت از جهت نفقه واقعاً در مضیقه هستم، آیا می‌توانم از زکات استفاده کنم؟
جواب : آری، در چنین شرایطی استفاده کردن از زکات مانعی ندارد.
سؤال ۴۳۱: شوهرم وضع مالی مناسبی ندارد و مخارج خانواده اش را به سختی تأمین می‌کند، با توجّه به این که من سیّده هستم، آیا او که سیّد نیست می‌تواند زکات بگیرد و صرف مخارج ما نماید؟
جواب : اشکالی ندارد.

زکات فطره

مسأله ۴۳۲: اگر انسان نانخور کسی باشد، ولی قبل از غروب عید فطر نانخور دیگری شود، زکات فطره او بر عهده شخص دوم است; مثل این که دختر پیش از غروب به خانه شوهر رود که شوهرش باید فطره او را بدهد.
مسأله ۴۳۳: زنی که شوهرش مخارج او را نمی‌دهد و نانخور دیگری است فطره اش بر عهده کسی است که نانخور او می‌باشد و اگر زن غنی است و از مال خود خرج می‌کند باید شخصاً فطره را بدهد.

احکام حــج

مقدّمه

حج یکی از ارکان مهمّ اسلام، و از بزرگترین فرائض دینی است. حج در تمام طول عمر انسان، طبق شرائط خاصّی، یکبار بر انسان واجب می‌شود که با انجام آن تولّدی دوباره می‌یابد و «مانند روزی که از مادر متولّد شده از گناهان پاک می‌شود»[۲۴]. به بخشی از احکام حج توجّه فرمائید:
سؤال ۴۳۴: زنی مهریّه زیادی، که به حدّ استطاعت حج می‌رسد، از شوهرش طلبکار است، آیا به صرف طلبکاری مستطیع شده و حج بر ذمّه او مستقر می‌شود؟ و هر گاه قبل از گرفتن مهریّه از دنیا برود، آیا لازم است شخصی را به نیابت از او به حج بفرستند؟
جواب : هر گاه گرفتن مهریّه از شوهر برای او عیب نباشد و مشکلی در زندگی او و شوهرش ایجاد نکند، مستطیع است و باید به حج برود. و اگر نرفت، باید ورثه او از مالش بردارند و حجّ او را اداء کنند.
سؤال ۴۳۵: مهریّه خانمی چند برابر استطاعت او بوده است، آیا بعد از فوت او بر ورثه اش واجب است که قبل از تقسیم اموال او مخارج حج را کسر کنند؟
جواب : چنانچه زن در زمان حیاتش، طبق عرف و عادت می‌توانسته مهریّه را از شوهر بگیرد، مستطیع بوده و باید از ترکه او برداشته شود و چنانچه نمی‌توانسته مستطیع نبوده است.
سؤال ۴۳۶: در بعضی از شهرها رسم شده است که «انجام حج» به عنوان بخشی از مهریّه زن در عقد نامه ذکر می‌شود، آیا به صرف اجرای عقد با چنین مهریّه‌ای، حج بر زن واجب می‌شود، یا حکم دیگری دارد؟
جواب : در صورتی که مشروط به شرط خاصّی نباشد و مطالبه کردن زن مشکلی برای او ایجاد نکند مستطیعه است و باید مطالبه کند و به حج برود.
سؤال ۴۳۷: زن جوانی از طریق شوهر، دوستان و اقوام، در جشن عروسی دارای مقداری طلا شده که با پول آن می‌تواند به حج مشرّف شود. آیا این عروس خانم مستطیع است؟ یا چون زمان زینت و آرایش او می‌باشد طلای مذکور جزء مؤونه زندگی او است؟
جواب : اگر آن مقداری که دارد جزء شؤون او در مورد زینت است، مستطیع نیست.
سؤال ۴۳۸: دختری هستم که چندی پیش پدرم را از دست دادم، مقداری ارث به من رسید که کفاف یکی از دو مراسم ازدواج و حج را می‌نماید، ولی برای هر دو کافی نیست، آیا با این شرایط مستطیع هستم؟
جواب : در صورتی که نیاز به ازدواج دارید و علاوه بر مخارج ازدواج، پول دیگری برای حج ندارید مستطیع نیستید و حج بر شما واجب نیست.
مسأله ۴۳۹: هر گاه زنی مالی دارد که می‌تواند با آن به حج برود، ولی بعد از بازگشت، نه شوهر قادر بر تأمین زندگی اوست و نه خودش، حج بر او واجب نمی‌شود.
سؤال ۴۴۰: زنی نیاز به همراه دارد و همراه هم مزد می‌گیرد و او توانایی پرداخت مزد ندارد، آیا چنین زنی مستطیع است؟
جواب : مستطیع نیست.
سؤال ۴۴۱: خانمی به لحاظ مالی و بدنی و سایر شرایط مستطیع است، ولی طفل شیر خواری دارد که با غیر او آرام نمی‌گیرد و نمی‌تواند او را همراه خود ببرد، آیا او مستطیع است؟
جواب : چنانچه جدا شدن از طفل موجب خطر جانی یا بیماری شدید او، یا سبب عُسر و حرج برای دیگران شود مستطیع نیست.
سؤال ۴۴۲: شوهرم تمام مخارج حجّ مرا بر عهده گرفته است، ولی متأسّفانه او اهل خمس نیست و من نیز از خود مالی ندارم که خمس بپردازم، تکلیف من در ارتباط با هزینه رفت و برگشت، ارز، لباس احرامی و قربانی چیست؟
جواب : خمس اینها بر عهده شماست و اگر توانایی ندارید مستطیع نیستید.
سؤال ۴۴۳: اگر خانمی قبل از ازدواج نذر کرده باشد که حجّی بجا آورد و بعد از آن ازدواج کند، آیا در این صورت نیز اجازه شوهر لازم است؟
جواب : اجازه شوهر لازم است و شوهر حقّ ممانعت دارد.
سؤال ۴۴۴: سازمان حجّ و زیارت از زنان مستطیعه اجازه رسمی شوهرانشان را می‌خواهد و شوهر بعضی از خانمها اجازه نمی‌دهند، تکلیف زن چیست؟
جواب : بعید است آنها در حجّ واجب اجازه شوهر را بخواهند، زیرا شرعاً اجازه شوهر شرط نیست.
سؤال ۴۴۵: اگر زوج، زوجه عقد بسته خود را از رفتن به عمره منع کند، با توجّه به این که زوجه هنوز در خانه پدرش بسر می‌برد و نفقه خور همسرش نمی‌باشد، اگر در این حال عازم سفر عمره گردد، آیا سفر زوجه معصیت است؟ آیا احرام او صحیح می‌باشد؟ بطور کلّی وظیفه زوجه چیست؟
جواب : احتیاط واجب آن است که رضایت شوهر را جلب کند، ولی حج و عمره او درهر حال صحیح است، امّا احتیاط آن است که نمازهای خود را جمع بخواند و اگر سفر اوّل او باشد، خواه برای حج و یا عمره، اجازه شوهر شرط نیست.
سؤال ۴۴۶: دختری هستم که مادرم قبل از بلوغ مرا به حج برده و تمام اعمال نیابت بردار را از طرف من انجام داده و اعمالی را که خود می‌توانستم انجام دهم، مرا وادار به انجام آن نموده است، آیا هم اکنون که استطاعت مالی دارم، دوباره حج بر من واجب است؟ در صورت عدم وجوب می‌توانم ازدواج کنم؟
جواب : هرگاه تمام اعمال را مطابق وظیفه انجام داده‌اید، از احرام خارج شده و می‌توانید ازدواج کنید و چنانچه استطاعت مالی و سایر شرایط را دارید مستطیع هستید و حَجّة الاسلام بر شما واجب است.
سؤال ۴۴۷: با توجّه به این که دولت (به خاطر خطرات احتمالی) از رفتن زنان حامله به حج جلوگیری می‌کند، آیا از نظر شرعی آنان مستطیعه هستند؟
جواب : چنین زنانی مستطیع نیستند.[۲۵]

احکام ازدواج

مقدّمه

بی شک هیچ شالوده‌ای مقدّس تر از شالوده بنای رفیع ازدواج نیست، زیرا در سایه این بنای مقدّس، زن و شوهر به آرامش می‌رسند و نیازهای طبیعی خود را بر طرف می‌سازند و علاوه بر ساختن آینده خود در دنیا، برای جهان آخرت خود نیز بهتر گام بر می‌دارند و بدینسان امنیّت و آرامش جهان آخرت را نیز در این جهان و با این امر مقدّس پایه گذاری می‌کنند، بنابراین درخت پرثمر ازدواج میوه‌های شیرینی همچون آرامش فردی، اجتماعی، دنیایی و آخرتی دارد، بدین جهت در آیات قرآن و روایات معصومان(علیهم السلام) فوق العاده مورد تأکید قرار گرفته است. به بخشی از احکام ازدواج توجّه فرمائید:

اولیای عقد

مسأله ۴۴۸: دختری که به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می‌دهد، چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جدّ پدری ازدواج نماید; ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جدّ پدری خود دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد، یا این که دختر قبلا شوهر کرده باشد، که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جدّ پدری در ازدواج جدید لازم نیست.
سؤال ۴۴۹: دختر باکره‌ای که عقل و شعور کافی دارد و به سنّ بلوغ رسیده، آیا می‌تواند بدون اذن پدر، خود را به عقد دائم یا موقّت مردی در آورد؟
جواب : جایز نیست، بنابر احتیاط واجب.
سؤال ۴۵۰: شخصی مایل به ازدواج با دختری است که خودش او را پسندیده است، امّا والدینش فرد دیگری را در نظر دارند، به گونه‌ای که اگر با او ازدواج نکند حتماً باعث ناراحتی پدر و مادر می‌گردد، آیا اطاعت از والدین در این صورت واجب است؟
جواب : رعایت نظر پدر و مادر در این گونه مسائل واجب نیست، ولی اگر بتواند موافقت آنها را جلب کند بهتر است.
سؤال ۴۵۱: اگر در نکاح موقّت باکره بالغه رشیده، بنا بر دخول نباشد، یا دختر عدم دخول را شرط نماید، آیا اذن ولی شرط است؟
جواب : اذن ولی در تمام موارد شرط است، بنابر احتیاط واجب.
سؤال ۴۵۲: اگر مرد مقلّد مرجعی باشد که معتقد است: «ازدواج موقّت دختر باکره بدون اجازه پدرش جایز است»، ولی دختر مقلّد کسی است که می‌گوید: «احتیاط واجب کسب اجازه پدر است» آیا آن مرد می‌تواند این دختر را بدون اجازه پدرش عقد کند؟
جواب : دختر بنابر احتیاط واجب نمی‌تواند بدون اجازه پدر ازدواج کند.
سؤال ۴۵۳: برای ازدواج با دختر باکره اذن پدر یا ولی شرط است، آیا در این مسأله، ازدواج موقّت با دائم فرق دارد؟
جواب : احتیاط واجب آن است که اجازه بگیرند و تفاوتی بین ازدواج موقّت و دائم نیست.
سؤال ۴۵۴: دختر جوانی بدون اذن پدر و مادر خود به خانه کسی می‌رود و به درخواست پسر و دختر عقد نکاح آنان بدون رضایت پدر اجرا می‌شود و اعمال صفحه ۱۴۱ مترتّب بر ازدواج انجام می‌گیرد، در حالی که اگر دختر با پدر مشورت می‌کرد مانعی وجود نداشت، حکم عقد در صورت تحصیل رضایت و عدم تحصیل رضایت پدر چیست؟
جواب : بهتر این است که بعداً رضایت پدر را جلب نماید.
سؤال ۴۵۵: آیا دختر باکره‌ای که پدر و جدّ پدری ندارد، به هنگام ازدواج باید از برادر، یا عمو، یا دایی، یا مادرش اجازه بگیرد، یا اصلا نیازی به اجازه ندارد؟
جواب : احتیاط این است که از بعضی بزرگترهای فامیل اجازه بگیرد; مخصوصاً برادر بزرگتر.
سؤال ۴۵۶: طبق فتوای مراجع عظام در صورتی که پدر یا جدّ پدری غایب باشد و دختر باکره احتیاج به شوهر داشته باشد، اجازه ولی ساقط می‌شود. معنای «احتیاج داشتن به شوهر» چیست؟
جواب : منظور این است که به سنّی رسیده که هرگاه شوهر نکند به زحمت یا خطر می‌افتد.
سؤال ۴۵۷: اگر دختر باکره‌ای با پسر هم شأن شرعی و عرفی خود قصد ازدواج داشته باشد، آیا اذن پدر ساقط است؟
جواب : در فرض مسأله، اگر پدر مخالفت کند، اذن او ساقط می‌شود.
سؤال ۴۵۸: به نظر حضر تعالی آیا کفو شرعی کافی است، یا کفو عرفی هم لازم است؟ منظور از کفو شرعی و عرفی چیست؟
جواب : منظور از کفو شرعی آن است که مسلمان باشد و منظور از کفو عرفی آن است که از نظر شؤون اجتماعی با هم متناسب باشند و مراعات کفو عرفی لازم نیست; مگر در جایی که دختر رشد فکری کافی ندارد و ولی برای او شوهر انتخاب می‌کند.
سؤال ۴۵۹: برای خاله بنده خواستگارهای زیادی آمده است که بیشتر آنها افرادی متدیّن بوده‌اند، ولی پدر بزرگ من، که پدر خاله‌ام می‌باشد، آنها را رد کرده است. او می‌گوید فقط باید با فامیل من ازدواج کند. تکلیف خاله من چیست؟
جواب : هر گاه خواستگاران با او تناسب داشته‌اند و کفو شرعی و عرفی او بوده‌اند، او حق نداشته آنها را رد کند. همچنین حق ندارد اصرار بر ازدواج با فامیل کند و اجازه و اذن او در این موارد ساقط است; ولی در عین حال اگر بتواند رضایت پدر را به دست آورد کار خوبی کرده است.
سؤال ۴۶۰: در بعضی از مواقع پسران و دختران مجرّد، که رشید می‌باشند، به اتّفاق هم به حقیر مراجعه و اعلام می‌نمایند که چندین بار خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاری کرده، ولی پدر دختر بی جهت با ازدواج آنها مخالفت می‌کند که این امر باعث افسردگی دختر و پسر شده است. بدین جهت پسر و دختر اصرار دارند که عقد آنها بدون اذن ولیّ دختر خوانده شود; چون در عسر و حرج خاصّی بسر می‌برند. آیا در این گونه موارد اذن ولیّ دختر ساقط می‌شود؟
جواب : اگر شوهری که برای دختر پیدا شده شرعاً و عرفاً کفو و مناسب او باشد، پدر حقّ مخالفت ندارد; ولی باید تحقیق کرد که چرا پدر مخالفت می‌کند.
سؤال ۴۶۱: اگر پدر دختر اجازه ازدواج ندهد، در حالی که دختر بر اثر ترک ازدواج به گناه می‌افتد، آیا در این صورت هم اجازه او لازم است؟
جواب : در صورتی که همسر مناسب شرعی و عرفی پیدا شود و پدر مخالفت کند رضایت او شرط نیست.
سؤال ۴۶۲: آیا در سقوط اذن ولیّ دختر باکره در صورت وجود کفو شرعی و عرفی برای دختر، انحصار کفو شرط است؟ مثل این که مانند این پسر که به خواستگاری او آمده دیگر نخواهد آمد، یا انحصار شرط نیست، هر چند مانند این خواستگار، که ولیّ دختر با او مخالف است، افراد دیگری هم باشند و همه آنها کفو شرعی و عرفی دختر باشند، اذن ولی ساقط است؟
جواب : در صورتی که ولی با کفو شرعی و عرفی مخالفت کند، اجازه او ساقط است; خواه کسان دیگر باشند یا نباشند.
سؤال ۴۶۳: دختر و پسری (العیاذ باللّه) رابطه نامشروع داشته‌اند که در نتیجه دختر حامله می‌شود و در هفت ماهگی به وسیله پسر سقط جنین انجام می‌شود، آیا ازدواج آنان با یکدیگر، با توجّه به عدم موافقت پدر دختر، جایز است؟
جواب : در اینجا اجازه پدر دختر شرط نیست; ولی بهتر است با موافقت او اقدام کنند.
سؤال ۴۶۴: اگر پرده بکارت دختری بر اثر ورزش و مانند آن زایل شود، یا دختری به عقد مردی درآید و قبل از عروسی طلاق بگیرد، و یا در حین عقد از طریق غیر متعارف آمیزش کنند، ولی بکارت او محفوظ باشد. آیا در این موارد سه گانه اذن پدر ساقط می‌شود؟ بطور کلّی دختر باکره که در ازدواج نیاز به اجازه ولی دارد، به چه دختری گفته می‌شود؟
جواب : در صورتی که دختر شوهر کند و سپس طلاق بگیرد در مرتبه بعد بدون اذن ولی می‌تواند ازدواج کند.
سؤال ۴۶۵: پدری دختر صغیره خود را، که کمتر از ۹ سال دارد، بدون اطّلاع او به عقد مردی، که ۲۵ سال از او بزرگتر است و همسر دیگری هم دارد، در آورده است. دختر پس از بلوغ نارضایتی خود را اعلام و اصرار بر طلاق می‌نماید، ولی شوهر حاضر به طلاق نمی‌شود، آیا عقد فوق صحیح است؟
جواب : چنانچه این عقد به مصلحت دختر نبوده باطل است و دختر می‌تواند بدون طلاق شوهر کند; ولی اگر دختر بعد از بلوغ رضایت داده نمی‌تواند آن را بر هم زند.
سؤال ۴۶۶: آیا پدر و جدّ پدری در امر ازدواج بر فرزند صغیر خود ولایت دارند؟
جواب : با توجّه به این که ولایت پدر و جدّ پدری منوط به مصلحت صغیر است و در عصر و زمان ما غالباً غبطه و مصالح صغیر در ازدواج نمی‌باشد، بنابراین پدران، جز در موارد استثنائی، حق ندارند صغیر یا صغیره را به عقد کسی در آورند.
سؤال ۴۶۷: می‌خواهم دختری را به عقد موقّت در آورم، ولی نمی‌دانم پدر او راضی است یا نه؟ اگر دختر بگوید: «پدرم راضی است» آیا حرف او قابل قبول است؟
جواب : احتیاط آن است که خودتان از پدر دختر اجازه بگیرید.

شرایط مجاز و غیرمجاز در عقد نکاح

سؤال ۴۶۸: آیا زن می‌تواند در موقع اجرای عقد نکاح با شوهرش شرط کند که تحصیل یا تدریس خود را همچنان ادامه دهد و در جلسات مختلف شرکت کند؟
جواب : مانعی ندارد.
سؤال ۴۶۹: آیا زن می‌تواند شرط کند که از طرف مرد وکیل در طلاق خویش باشد؟ آیا این شرط، در ضمن عقد ازدواج تحقّق می‌یابد، یا باید عقد لازم دیگری انجام شود؟
جواب : این شرط می‌تواند در ضمن عقد ازدواج، یا عقد لازم دیگری باشد.
سؤال ۴۷۰: آیا زن می‌تواند حقّ وکالت در طلاق خویش را برای فرد ثالثی، مثلا پدرش، به عنوان شرط ضمن العقد قرار دهد؟ و آیا باید چنین شرطهایی را به هنگام عقد ازدواج قرار داد، یا بعد از عقد نیز می‌توان در ضمن عقد لازمی شرط کرد؟
جواب : قرار دادن وکالت برای فرد ثالث در عقد ازدواج اشکال ندارد، و بعداً نیز می‌توان آن را در ضمن معامله دیگری، هر چند بعد از ازدواج باشد، قرار داد.
سؤال ۴۷۱: اگر زن مهریّه خود را ببخشد، مشروط بر این که تا او زنده است شوهرش همسر دیگری اختیار نکند، لطفاً بفرمائید:
الف: آیا این شرط از نظر شرعی صحیح است؟
جواب : اشکالی ندارد.
ب: اگر مرد بر خلاف شرط عمل کند چه حکمی دارد؟ آیا زن دوم بر او حرام می‌شود؟
جواب : چنانچه مرد از شرط تخلّف کند و ازدواج مجدّد نماید، ازدواجش صحیح است و زن دوم بر او حرام نیست; ولی زن اوّل می‌تواند مهریّه اش را باز پس بگیرد.
سؤال ۴۷۲: آیا شرط عدم آمیزش و اکتفاء به سایر تمتّعات از سوی زن، مخصوصاً در عقد موقّت، مشروع است؟
جواب : مانعی ندارد.

عیوبی که به خاطر آن می‌توان عقد را فسخ کرد

قسمت اول

مسأله ۴۷۳: زن می‌تواند در چند صورت عقد را به هم بزند:
۱ـ دیوانه بودن شوهر ۲ـ نداشتن آلت مردی ۳ـ ناتوانی از نزدیکی جنسی ۴ـ بیضه‌های او را کشیده باشند.
مسأله ۴۷۴: هرگاه به خاطر ناتوانی مرد از نزدیکی، زن عقد را بر هم زند، شوهر باید نصف مهریّه او را بپردازد، ولی اگر به خاطر یکی دیگر از عیبهایی که گفته شد مرد یا زن عقد را به هم بزند، اگر با هم نزدیکی نکرده باشند چیزی بر مرد نیست و اگØјϙǠباشند، بنابر احتیاط واجب باید مرد تمام مهر را بپردازد.
سؤال ۴۷۵: شوهرم پزشک محترمی بود; ولی متأسّفانه پس از چند سال زندگی مشترک، مبتلا به جنون شد. اختلال حواسّ او را به دادگاه اعلام کردم و پزشک قانونی نیز آن را تأیید کرده است. در صورتی که محجور شود نکاح خود به خود فسخ می‌شود، یا جهت فسخ نکاح باید به حاکم شرع مراجعه کنم؟
جواب : زن می‌تواند صیغه فسخ را جاری کند و احتیاط آن است که آن را به اطّلاع حاکم شرع برساند.
سؤال ۴۷۶: اگر زن و شوهری قبل از ازدواج و نزدیکی، یا بعد از ازدواج و دخول، به مرض جنون ادواری مبتلا شوند، آیا حقّ فسخ نکاح را دارند؟
جواب : احتیاط آن است که به فسخ قناعت نشود، زوج از طلاق استفاده نماید و زن هم، در صورت موافقت زوج، از خلع استفاده کند.
سؤال ۴۷۷: اگر مردی قبل از ازدواج از نزدیکی عاجز باشد و زن بعد از مراسم عروسی بفهمد و فوراً عقد را بر هم نزند و از شوهر جدا نشود; ولی راضی به عقد نباشد، آیا در این صورت زن می‌تواند بدون طلاق شوهر کند؟
جواب : در این موارد، زن باید به حاکم شرع مراجعه کند و حاکم یک سال به مرد مهلت می‌دهد، اگر درمان شد ازدواج باقی است، در غیر این صورت زن می‌تواند نکاح را فسخ کند و احتیاج به طلاق نیست و به فرض که مرد بعد از آن هم خوب شود قابل بازگشت نیست; مگر به ازدواج جدید.
سؤال ۴۷۸: اینجانبه مدّت دو سال و نیم است که به عقد دائم فردی درآمده‌ام که به علّت ناتوانی جسمی قادر به تصاحب بنده نبوده و هنوز هم باکره می‌باشم. لطفاً در این خصوص به سؤالات زیر پاسخ دهید:
الف: آیا این مورد، از موارد فسخ است؟
ب: آیا شرعاً مستحقّ نفقه می‌باشم؟
ج: سایر حقوقی که به بنده تعلّق می‌گیرد چیست؟
جواب : در صورتی که به عیب او رضایت نداده باشید، حقّ فسخ دارید و چنانچه حکم را نمی‌دانسته‌اید و فسخ نکرده‌اید و آماده تمکین بوده‌اید، حقّ نفقه دارید و در صورت جدا شدن با فسخ، هرگاه عروسی نشده باشد، حقّ نصف مهر را دارید.
سؤال ۴۷۹: اگر در مدّت یک سال مهلت به فرد عنین، زوجه از تمکین خودداری کند، آیا بعد از اتمام مدّت، زوجه حقّ فسخ دارد؟
جواب : چنانچه درمان او نیاز به همبستر شدن با زوجه دارد، در صورت عدم تمکین زوجه، باید مدّت تمکین تجدید شود.
سؤال ۴۸۰: زوجه مدّعی ناتوانی جنسی زوج است، ولی زوج برای نفی ادّعای زوجه حاضر نیست اعمالی از قبیل معاینه دکترهای عدول و مجامعت با زوجه را انجام دهد و نفقه زوجه را نیز نمی‌پردازد، حکم شرعی این زوجین را بیان فرمائید.
جواب : اگر زوج نسبت به ترک انفاق، اصرار داشته باشد و حاضر به انجام وظیفه شرعی نشود، حاکم شرع می‌تواند زوجه را مطلّقه سازد و یا حقّ او را از زوج بگیرد و نسبت به اتّهام عنین بودن، اگر این امر از ابتدای زوجیّت بوده و زوج حاضر به آزمایش نشود و بر آن اصرار ورزد، باز حاکم شرع می‌تواند زوجه را مطلّقه سازد. ضمناً توجّه داشته باشید هر گاه ثابت شود زوج عنین است، باید یک سال مهلت داد، اگر بیماری او خوب نشد زوجه حقّ فسخ دارد و می‌تواند نصف مهر خود را بگیرد.
سؤال ۴۸۱: با توجّه به پیشرفت علوم پزشکی، در صورتی که با آزمایشات متعدّد اطمینان حاصل شود که زوج عنین است، آیا باز هم یک سال مهلت دادن لازم است؟
جواب : آری لازم است و باید به او فرصت معالجه داد.
سؤال ۴۸۲: زنی پس از سالها ازدواج بچّه دار نشده است، دکتر تشخیص داده که عیب از مرد می‌باشد، اکنون زن می‌گوید: «شوهرم فاقد بیضه است» و بدین جهت بچّه دار نشده است، آیا زن می‌تواند عقد را فسخ کند؟
جواب : در صورتی که آگاهی بر این امر نداشته، می‌تواند فسخ کند; مگر این که بعد از آگاه شدن راضی شده و با او زندگی کرده باشد.
سؤال ۴۸۳: شخصی، از دختری، که در افغانستان بسر می‌برد، برای پسرش، که در ایران است، خواستگاری می‌کند، دختر راضی می‌شود مشروط بر این که تعریف و توصیف‌هایی که پدر داماد از پسرش کرده مطابق با واقع باشد، پس از آن که دختر به ایران می‌آید متوجّه می‌شود آن توصیفها کاملا دروغ بوده و پدر و مادر پسر، عکس شخصی دیگر را به عنوان عکس فرزندشان به دختر نشان داده‌اند! آیا عقدی که خوانده شده صحیح است؟
جواب : در فرض مسأله دختر حقّ فسخ دارد.
سؤال ۴۸۴: زوجه‌ای در دوران عقد متوجّه بیماری روحی و عصبی صعب العلاجی در شوهرش می‌شود، بگونه‌ای که عوارض بیماری (شوک‌های عصبی، ضعف شدید جسمی، بی ثباتی شخصیّتی، نا بینایی موقّت، غش و مانند آن) زندگی را برای وی مخاطره آمیز ساخته است. نظر به ترس و نگرانی زوجه از زندگی مشترک و ضرورت درمان چند ساله و نبودن عزم جدّی بر معالجه از سوی زوج و خانواده اش، آیا زوجه حقّ فسخ دارد؟ حکم مهریّه و نفقه چیست؟
جواب : در صورتی که قبلا زوج و کسان او اظهار داشته‌اند که از سلامت کامل برخوردار است، زوجه می‌تواند به عنوان تدلیس، نکاح را فسخ کند، در غیر این صورت هر گاه ثابت شود زندگی با آن مرد مستلزم عسر و حرج شدید است حقّ دارد از حاکم شرع تقاضای طلاق کند و طلاق در این صورت جنبه خلع خواهد داشت که معمولا با بذل مهریّه انجام می‌شود; مگر این که با زوجه توافق دیگری شود.
سؤال ۴۸۵: هر گاه شخصی به خواستگاری دختری برود و بگوید: «همسر و فرزندی ندارم» و دختر با این شرط آماده ازدواج با او شود و بعد از عقد معلوم شود که مرد دروغ گفته است، آیا زن حقّ فسخ دارد؟
جواب : در تمام مواردی که مرد یا زن اظهار صفاتی کنند که موجب کمال باشد و یا حتّی موجب کمال نباشد، ولی رضایت طرف مقابل به خاطر وجود آن صفات باشد و بعداً کشف خلاف گردد، در تمام این موارد طرفی که اغفال شده خیار فسخ دارد و می‌تواند بدون طلاق عقد نکاح را بر هم بزند.
سؤال ۴۸۶: زوج در موقع ازدواج، با اشتغال زوجه در خارج از منزل موافقت کرده و متعهّد شده که ممانعت نکند، حال پس از گذشت چند سال از ازدواج و اشتغال زوجه، زوج مانع ادامه کار او شده است، آیا زن در اینجا حقّ فسخ دارد؟
جواب : آری، اگر شوهر تخلّف از شرط کند، زوجه می‌تواند نکاح را فسخ کند.

قسمت دوم

سؤال ۴۸۷: والدینم مرا بالاجبار به عقد شخصی در آوردند، شوهرم پس از مدّتی مانع انجام فرائض دینی ام شد و معلوم گشت که او شیعه نیست و حتّی مرا در صورت باقی ماندن بر مذهبم تهدید به مرگ کرد، تکلیف من چیست؟
جواب : در فرض مسأله شما می‌توانید به دادگاه شکایت کنید، اگر او از کارش دست بر نداشت و حاضر به طلاق نشد، حاکم شرع می‌تواند شما را طلاق دهد. و اگر ازدواج شما بالاجبار بوده از اوّل باطل بوده است و احتیاج به طلاق ندارد و اگر شما راضی به ازدواج شده‌اید، در حالی که او خود را به عنوان شیعه معرّفی کرده و از مذهب او آگاه نبوده‌اید، حقّ فسخ دارید و نیازی به طلاق نیست.
سؤال ۴۸۸: اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهرش معتاد است، آیا می‌تواند عقد را فسخ کند؟ تکلیف مهریّه چه خواهد شد؟
جواب : اگر زن در موقع عقد شرط کند که هر گاه شوهرش مثلا مسافرت نماید، یا معتاد به موادّ مخدّر گردد، یا خرجی او را ندهد، اختیار طلاق با او باشد، این شرط باطل است; ولی هر گاه شرط کند که او از طرف شوهرش وکیل باشد که هر گاه این کارها را انجام دهد خود را مطلّقه کند، این وکالت صحیح است و در چنین صورتی حق دارد خود را طلاق دهد.
سؤال ۴۸۹: اگر زن بعد از ازدواج بفهمد شوهرش مسلمان نیست، حکمش چیست؟
جواب : نمی‌تواند با او زندگی کند و ازدواجش باطل است.
مسأله ۴۹۰: هر گاه مرد بعد از عقد بفهمد که زن او یکی از هفت عیب زیر را دارد می‌تواند عقد را فسخ کند: ۱ـ دیوانگی ۲ـ بیماری خوره ۳ـ برص (پیسی) ۴ـ کور بودن ۵ـ شل بودن، بطوری که آشکار باشد. ۶ـ إفضا شدن (یعنی راه بول و حیض او، یا راه حیض و غائط او، یکی شده باشد و بطور کلی پارگی طوری باشد که قابل استفاده برای آمیزش جنسی نباشد) ۷ـ گوشت، یا استخوان، یا غدهّ ای در او باشد که مانع نزدیکی شود.
سؤال ۴۹۱: چنانچه مردی، پس از گذشت دو سال از زندگی مشترک زناشوئی متوجّه شود که همسرش در طول دو سال گذشته با خدعه، بیماری‌های خویش را، که فلج مثانه و اگزیما بوده و از کودکی به آن مبتلا می‌باشد، از شوهر پنهان نموده، در حالی که به هنگام عقد خود را سالم معرّفی کرده است، در فرض سؤال، آیا مرد حقّ فسخ نکاح را دارد؟
جواب : در فرض مسأله اگر مرد بعد از اطّلاع رضایت به این ازدواج نداده حقّ راضی به ازدواج شده‌اید، در حالی که او خود را به عنوان شیعه معرّفی کرده و از مذهب او آگاه نبوده‌اید، حقّ فسخ دارید و نیازی به طلاق نیست.
فسخ دارد، و ضرر و زیانهائی را که بر او وارد شده می‌تواند از کسانی که تدلیس کرده‌اند بگیرد.
سؤال ۴۹۲: پس از ازدواج معلوم شد که در قسمتهای بالای پای زوجه آثار سوختگی قدیمی بطور ضعیف بجا مانده است و از طرفی پرده بکارت از نوع گوشتی و بسیار ضخیم است که عمل دخول بدون اقدام به عمل جرّاحی ممکن نیست; در حالی که قبل از ازدواج در خصوص سلامتی زوجه، هیچ مذاکره‌ای انجام نشده است، آیا در این مورد، مرد حقّ فسخ دارد؟
جواب : در صورتی که با جرّاحی معمولی مشکل حل شود و عوارض خاصّی نداشته باشد، این مقدار عیب باعث فسخ نمی‌شود.
سؤال ۴۹۳: اگر تدلیس کننده خود زن باشد و شوهر پس از آگاهی از وجود عیب، نکاح را فسخ کند، موردی که دارای بیماری روانی، سر گیجه، استفراغ، تشنّج، پرخاشگری و حالتهای غیر عادی، که ناشی از بیماری روانی غیر قابل علاج باشد و پزشکان متخصّص و شاهدان عینی تصدیق نموده‌اند، آیا چنین فسخی صحیح است؟
جواب : هرگاه زن و کسان او طوری وانمود کنند که زن سالم است و در واقع سلامت زن به صورت شرط در ضمن عقد درآید و بعداً کشف خلاف شود، شوهر می‌تواند عقد را فسخ کند و اگر دخول نکرده، مهری برای زن نیست و اگر قبل از آگاهی بر عیب دخول کرده است تمام مهر بر او لازم است و می‌تواند آن را از تدلیس کننده بگیرد و اگر تدلیس کننده زن باشد مهر او ساقط است.
سؤال ۴۹۴: آیا بیماری ایدز، در هر یک از زن و شوهر، از عیوب موجب فسخ است؟
جواب : اگر به گواهی اهل اطّلاع این بیماری در مرحله‌ای باشد که موجب سرایت و خطر گردد و شوهر حاضر به طلاق دادن نباشد، زن می‌تواند طلاق خود را به وسیله حاکم شرع بگیرد و مرد نیز در این گونه موارد می‌تواند زن را طلاق دهد.
سؤال ۴۹۵: دختری را به ازدواج پسرم در آورده‌ام و عروسی هم کرده‌اند، حال معلوم شده که دختر مدّتهاست به بیماری صرع (غش) مبتلا است، خود دختر و دکترش هم تصدیق نموده‌اند، ولی پدر و مادرش این مطلب را پنهان کرده‌اند، حتّی دختر می‌گوید: «می‌خواستم بگویم، امّا والدینم مانع شدند» تکلیف عقد و مهریّه چیست؟
جواب : بیماری صرع موجب خیار فسخ در عقد نکاح نیست و اگر بخواهد دختر را طلاق دهد، چنانچه عروسی نموده باید تمام مهر را بپردازد; ولی اگر در مذاکرات قبل از عقد یا به هنگام اجرای صیغه عقد، شرط سلامت کرده باشند، شوهر خیار فسخ دارد.
سؤال ۴۹۶: آیا نبودن بکارت در دختر، باعث جواز فسخ عقد می‌شود؟ معنی فسخ چیست؟
جواب : در صورتی که شرط بکارت کرده باشد حقّ فسخ دارد و معمولا در محیطهای ما، شرط بکارت به عنوان یک شرط ضمنی و از پیش توافق شده می‌باشد و معنی فسخ این است که بگوید: «من عقد را فسخ کردم، یا به هم زدم» و به هر زبانی کافی است.
سؤال ۴۹۷: در صورتی که داماد بخاطر عدم بکارت، نکاح را فسخ کند، چه مقدار از مهریّه را باید بپردازد؟ در صورت تدلیس از چه کسی می‌تواند بگیرد؟
جواب : در صورت شرط بکارت، یا هر شرط کمال و عدم نقص ـ خواه به صورت ذکر در عقد باشد، یا قبل از آن ـ چنانچه خلاف آن ثابت شود حقّ فسخ دارد و هر گاه دخول حاصل نشده باشد، مهریّه بکلّی ساقط است و اگر حاصل شده باشد، مهر المسمّی پرداخته می‌شود، سپس از کسی که تدلیس کرده می‌گیرد.
سؤال ۴۹۸: اگر زوجه، یا بستگان زوجه، در ازدواج تدلیس کنند و پس از روشن شدن مسأله، نکاح (بعد از نزدیکی) فسخ شود، آیا زوج باید مهر زن را بدهد؟ اگر قبلا پرداخت کرده باشد، می‌تواند باز پس بگیرد؟
جواب : زوج باید تمام مهر را بدهد و می‌تواند به مُدلّس رجوع کند.
سؤال ۴۹۹: مواردی که مرد حقّ فسخ دارد، مانند بیماری برص (ویتیلیگو)، نقص مادر زادی، افضاء، موانع مقاربت (مانع استخوانی، یا پرده پوستی و مانند آن) همگی امروزه با درمان قابل رفع می‌باشد. حال چنانچه مردی پس از ازدواج متوجّه موارد مذکور گردد، آیا باز هم اختیار بر هم زدن عقد را دارد؟ چنانچه نیاز به درمان باشد، آیا درمان و هزینه آن، بر عهده زن و خانواده اوست، یا بر عهده شوهر می‌باشد؟
جواب : هر گاه به سهولت قابل معالجه بوده باشد وزن با هزینه خود اقدام به درمان نماید، خیار فسخ جاری نیست.
مسأله ۵۰۰: هر گاه مرد، یا زن، به واسطه یکی از عیوبی که گفته شد، عقد را به هم زنند، احتیاجی به طلاق نیست، همان فسخ کافی است.

محارم و عدّه‌ای از کسانی که ازدواج با آنها جایز نیست

مسأله ۵۰۱: پدر شوهر و جدّ او هر چه بالا روند و پسر و نوه پسری و دختری شوهر، هر چه پائین آیند به زن او محرمند، چه قبل از عقد متولّد شده باشند و یا بعد از عقد.
مسأله ۵۰۲: زن مسلمان نمی‌تواند به عقد کافر درآید.
سؤال ۵۰۳: آیا ازدواج موقّت زن مسلمان با غیر مسلمان، مخصوصاً اهل کتاب، نیز حرام است؟
جواب : آری حرام است.
سؤال ۵۰۴: آیا ازدواج زنان و دختران شیعه، با جوانان و مردان اهل سنّت، جایز است؟
جواب : در صورتی که خوف انحراف نباشد مانعی ندارد; ولی در صورتی که احتمال انحراف عقیدتی باشد جایز نیست.
سؤال ۵۰۵: آیا ازدواج با پسری که بظاهر مسلمان است، ولی اهل نماز نیست، حکم ازدواج با کافر را دارد؟
جواب : چنین ازدواجی جایز است، ولی باید تدریجاً او را دعوت به انجام واجبات نمود.
مسأله ۵۰۶: اگر زن شوهر دار (نعوذ باللّه) زنا دهد بر شوهر خود حرام نمی‌شود، ولی چنانچه توبه نکند و بر عمل خود باقی باشد بهتر است شوهر او را طلاق دهد، امّا باید مهرش را بدهد.
مسأله ۵۰۷: زنی را که سه مرتبه طلاق داده‌اند بر شوهرش حرام می‌شود، ولی اگر با شرایطی که در کتاب طلاق آمده، با مرد دیگری ازدواج کند و سپس طلاق بگیرد می‌تواند دوباره با شوهر اوّل ازدواج کند.
سؤال ۵۰۸: زن و شوهری صاحب اولاد نمی‌شوند، اگر بخواهند بچّه‌ای از شیر خوارگاه بگیرند، برای محرم شدن با آنها چه راهی وجود دارد؟
جواب : اگر دختر باشد و پدر آن مرد در حیات باشد مجاز است عقد موقّت آن دختر را، برای پدر خویش بخواند تا حکم زن پدر پیدا کند و محرم شود و اگر خواهر آن مرد یا زن برادر او شیر داشته باشد و آن بچّه شیر خوار باشد و از شیر آن خواهر یا زن برادرش (با شرائط لازم) بخورد حکم خواهر زاده اش را پیدا می‌کند و محرم می‌شود. و در صورتی که پسر باشد راه محرمیّت آن است که از شیر خواهر یا مادر آن زن فاقد فرزند بخورد تا آن زن، خاله یا خواهر رضائی آن پسر شود و محرم گردد و اگر دوران شیرخوارگی پسر بچّه گذشته باشد، راه قابل ملاحظه‌ای برای محرمیّت او نیست.

احکام عقد دائم

الف: حقوق زن بر شوهر

نفقه

مسأله ۵۰۹: بر شوهر واجب است که غذا و لباس و منزل و لوازم دیگر را مطابق معمول برای همسر دائمی خود تهیّه کند. (حتّی هزینه طبیب و دارو و مانند آن) و اگر تهیّه نکند بنابر احتیاط بدهکار او خواهد بود، خواه توانایی داشته باشد یا نه.
سؤال ۵۱۰: آیا بر شوهر لازم است که ماهیانه یا روزانه پولی جهت مخارج همسرش به او بپردازد؟ در صورت وجوب، آیا شوهر حق دارد مورد مصرف پول را تعیین کند؟
جواب :مانعی ندارد که شوهر به همسرش در تهیّه نفقه وکالت دهد و بر زن لازم است که طبق شرط عمل کند. این در صورتی است که شوهر به زن وکالت در تهیّه نفقه بدهد; ولی اگر حقّ نفقه را به او واگذار می‌کند زن در مصرف آن مختار است.
سؤال ۵۱۱: آیا بر زوج لازم است که آنچه معمولا تمام زنها به آن نیاز دارند را به عنوان نفقه برای زوجه اش تهیّه کند؟ یا فقط غذا و مسکن و لباس لازم است؟
جواب : آنچه واقعاً مورد حاجت است و مرد قدرت بر آن دارد بر او لازم است.
سؤال ۵۱۲: مرسوم است که بین عقد ازدواج و زفاف، مادامی که زن به خانه شوهر نرفته از زوج نفقه نمی‌گیرد، بنابراین اگر زوجه پس از مدّتی در مقام مطالبه نفقه آن زمان برآید، آیا با توجّه به این که تمکین کامل ننموده حقّ نفقه دارد؟
جواب : نفقه ندارد.
سؤال ۵۱۳: شوهر در عقد ازدواج و قبل از دخول می‌گوید: «قدرت برگزاری مراسم عروسی را از لحاظ مالی ندارم»، زوجه هم می‌گوید: «فقط با رعایت شرایط و تشریفات مرسوم و عرف محل حاضرم به خانه شوهر بروم» در فرض مسأله، آیا زوجه مستحقّ نفقه می‌باشد؟
جواب : اگر در عقد نکاح چنین شرطی ذکر نشده، زوجه حقّ امتناع ندارد، و اگر امتناع کند حقّ نفقه ندارد.
سؤال ۵۱۴:آیا هزینه دارو و درمان زوجه مریض، با توجّه به این که مداوای بیماری عرفاً جزء نیازهای اوّلیه هر انسانی می‌باشد، نیز جزء نفقه زوجه است؟
جواب : مداوا در حدّ متعارف جزء نفقه است.
سؤال ۵۱۵: زنی به سبب آتش سوزی در منزل شوهر، در بیمارستان بستری و سپس فوت می‌کند، آیا هزینه بیمارستان او بر عهده شوهر است؟
جواب : احتیاط واجب آن است که شوهر هزینه درمان او را بدهد.
سؤال ۵۱۶: اگر زن جهت دریافت مهریّه از تمکین خود داری کند، در این مدّت حقّ نفقه دارد؟
جواب :در صورتی که مهریّه بصورت نقد بوده باشد حق دارد قبل از گرفتن آن از تمکین خودداری کند و حقّ نفقه هم دارد.
سؤال ۵۱۷: شخصی برای مدّتی از طریق دادگاه زندانی شده است و پس از چندی با حصول برائت یا تحمّل حبس آزاد می‌شود، اگر در این مدّت به عائله تحت تکفّل وی از طریق مراجع دولتی نفقه‌ای داده باشند، یا هیچ وجهی در این مدّت نگرفته باشند، آیا آنها حقّ مطالبه نفقه گذشته را دارند؟
جواب : احتیاط واجب آن است که نفقه آنها را بپردازد، یا با آنها مصالحه کند.
مسأله ۵۱۸: هر گاه زن مطالبه خرجی کند و شوهر ندهد می‌تواند هر روز، به اندازه خرجی آن روز، بدون اجازه از اموال او بر دارد و احتیاط واجب آن است که این کار با اجازه حاکم شرع باشد و اگر مجبور شود که خودش معاش خود را تهیّه کند، در موقعی که مشغول کار است اطاعت از شوهر بر او واجب نیست.
سؤال ۵۱۹: در تحریر الوسیله، جلد دوم، صفحه ۳۰۶، آمده است: «اگر زوج حقوق زن را، از قبیله نفقه، نپردازد، ابتدا حاکم زوج را الزام می‌کند و در صورت عدم تأثیر، او را تعزیر می‌نماید»، آیا مراد از «الزام» صدور حکم قضائی است، یا صدور حکم به الزام؟
جواب :منظور این است که حاکم شرع او را مجبور می‌کند که نفقه زن را بپردازد و هر گاه ترتیب اثر ندهد او را تعزیر کند.
سؤال ۵۲۰: آیا برای همسر و فرزندان شخصی که از راه نا مشروع کسب درآمد می‌کند، جایز است که از در آمد او استفاده کنند؟
جواب : اگر می‌دانند نفقه‌ای که به آنها پرداخته می‌شود از همان پول است، تصرّف در آن جایز نیست; مگر در حال ضرورت.
سؤال ۵۲۱: آیا شخص ثالثی می‌تواند ضمن عقد ازدواج، نفقه زوجه را تعهّد نماید تا هرگاه بین زن و شوهر راجع به نفقه اختلافی به وجود آمد، نفقه زوجه را پرداخت نماید؟ و در این صورت آیا نفقه از زوج ساقط می‌شود؟
جواب: مانعی ندارد که شخص ثالثی ضمانت نفقه را بنماید، و در این صورت نفقه بر عهده او خواهد بود.

مهریّه

مسأله ۵۲۲: تعیین مهر در عقد دائم واجب نیست و بدون آن عقد صحیح است، ولی چنانچه بعداً با زن نزدیکی کند باید مهر او را مطابق معمول زنهایی که مثل او هستند بدهد.
سؤال ۵۲۳: شایستگی زنان مسلمان را به چه مهریّه‌ای می‌دانید؟ و برای دختران و پسران جوان و پدر و مادرهای آنان در این زمینه چه توصیه‌ای دارید؟
جواب : اخلاق اسلامی ایجاب می‌کند که مهریّه‌ها سبک باشد و اصولا ازدواج با هزینه کم انجام گیرد، که مایه سعادت زوجین خواهد شد، و سنگین کردن بار ازدواج شرعاً مذموم و عواقب ناگوار و مسؤولیّت شدید دارد.
سؤال ۵۲۴: آیا زوج می‌تواند مهریّه همسر خود را آموزش تلاوت قرآن قرار دهد؟ در صورت مثبت بودن، اگر مرد تلاش خود را انجام دهد، ولی زن به جهت کُند ذهن بودن نتواند یاد بگیرد، وظیفه زوج چیست؟
جواب : آموزش قرآن می‌تواند مهریّه بوده باشد و مرد باید وظیفه خود را انجام دهد، اگر زوجه استعداد نداشت و مرد کوشش لازم را کرد، دَین خود را ادا کرده است.
سؤال ۵۲۵: مرسوم است که عقد را به انضمام یک جلد کلام اللّه مجید جاری می‌کنند، آیا این کار به معنی تعلیم قرآن به زوجه است، تا بر مرد واجب باشد که قرآن را به همسرش تعلیم بدهد، یا معنای دیگری دارد؟
جواب : قرار دادن قرآن جزء مهریّه کار خوبی است و مفهومش تهیّه یک جلد کلام اللّه مجید برای زوجه است، نه آموزش قرآن; ولی لازم است قیمت آن در موقع عقد تعیین شود، تا مبهم نباشد.
سؤال ۵۲۶: حدّ و میزان مهریّه چقدر است؟ حدّاقلّ و حدّاکثر آن را بیان کنید.
جواب : مهر حدّ ثابتی ندارد، ولی شایسته است از مهریّه‌های سنگین پرهیز شود، طبق برخی از روایات زنانی که مهریّه سنگین دارند شوم هستند.[۲۶]
سؤال ۵۲۷: لطفاً پیرامون اقسام سه گانه مهریّه; «مهر المثل»، «مهر المسمّی» و «مهر السنّه»، توضیحی بیان فرمائید.
جواب : منظور از «مهر المسمّی» همان مهری است که در عقد نامبرده می‌شود.
و مراد از «مهرالمثل» آن است که مثلا به هنگام عقد نامی از مهر نبرده‌اند در این صورت باید دید مهرامثال آن زن در عرف و عادت چقدر است و به او بپردازند.
و منظور از «مهر السنّه» مهر حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) است، که معروف است پانصد درهم (دویست مثقال نقره مسکوک) بوده است.
سؤال ۵۲۸: اگر مردی مهریّه همسرش را به قدری سنگین کرده باشد که معادل حقوق ماهیانه تمام عمرش هم کفاف آن را نکند، چنین مهریّه و عقدی چه حکمی دارد؟
جواب : کار خوبی نکرده، ولی عقد و مهر باطل نیست; مگر این که در حدّی باشد که آن مهریّه را سفیهانه بدانند.
سؤال ۵۲۹: با توجّه به این که مورّخین مهریّه بزرگ بانوی اسلام، حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) را مختلف نقل کرده‌اند:
۱ـ برخی آن را یک زره جنگی به مبلغ ۴۸۰ درهم، به اضافه یک دست لباس کتان و یک قطعه پوست گوسفند گفته‌اند.
۲ـ بعضی آن را چهارصد درهم شمرده‌اند.
۳ـ و برخی دیگر چهارصد مثقال نقره بیان کرده‌اند.
و از طرف دیگر در روایتی مهریّه آن حضرت «شفاعت گنهکاران از امّت پدرش»[۲۷] آمده است، آیا صرف تعیین مهریّه حضرت زهرا(علیها السلام) (مهرالسّنه) برای عروسان، بدون تعیین ارزش فعلی آن، صحیح است؟
جواب : معروف است که مهرالسّنه معادل پانصد درهم می‌باشد (هر درهم تقریباً چهارصد تومان، که مجموعاً ۲۰۰ هزار تومان می‌شود)[۲۸] هر گاه در محیط زوجین این شهرت وجود داشته باشد کافی است و الّا باید تعیین کنند.
سؤال ۵۳۰: اگر زنی مهریّه خویش را، مهر السّنه قرار دهد، آیا معادل آن را طلب دارد، یا مهر المثل بر عهده زوج است؟
جواب : چنانچه طرفین می‌دانسته‌اند که مهر السّنه طبق مشهور پانصد درهم نقره است اشکالی ندارد و باید با پول رایج حساب کنند، امّا اگر هر دو، یا یکی از آنها آگاه نبوده‌اند، احتیاط آن است که در مورد مقدار مهر با هم مصالحه کنند.
سؤال ۵۳۱: از آنجا که در زمان ما درهم سکّه دار وجود ندارد، آیا معیار قیمت مهر السّنه، نرخ نقره معمولی و بدون سکّه است؟
جواب :در شرایطی که درهم سکّه دار وجود ندارد باید فرض را بر این بگیریم که اگر نقره موجود سکّه دار و رایج بود چه اندازه به قیمت آن افزوده می‌شد؟ اضافه قیمت را بطور تقریبی حساب کنیم و بر آن بیفزائیم و از آنجا که این حکم، یک حکم استحبابی است محاسبات تقریبی در آن ضرر ندارد.
مسأله ۵۳۲: در صورتی که مدّتی برای دادن مهر در عقد تعیین نشده باشد زن حق دارد مهر خود را فوراً مطالبه کند، بلکه می‌تواند پیش از گرفتن مهر از نزدیکی کردن شوهر خودداری نماید، چه شوهر توانایی بر دادن مهریّه داشته باشد یا نه; مگر این که عدم توانایی او قرینه بر این باشد که مهر از اوّل بر ذمّه بوده، نه بصورت نقدی.
سؤال ۵۳۳: هر گاه زن جز به گرفتن مهر، حاضر به تمکین نشود و شوهر قادر بر ادای آن نباشد و در عین حال می‌گوید: «طلاق نمی‌دهم و تا پایان عمر نفقه می‌پردازم» حکم این مسأله چیست؟
جواب : اوّلا: زن حق دارد قبل از تمکین مطالبه مهر کند; حتّی اگر شوهر قدرت بر پرداخت مهریّه نداشته باشد.
ثانیاً: اگر شوهر قدرت بر پرداخت مهریّه ندارد، باید نفقه را بدهد.
ثالثاً: اگر این امر مدّتها ادامه یابد و باعث ضرر و زیان زوجه، یا عسر و حرج شدید او شود، حاکم شرع مرد را وادار به طلاق می‌کند و اگر طلاق نداد حاکم شرع طلاق می‌دهد و نصف مهر بر ذمّه زوج می‌ماند تا وقتی که قدرت بر پرداخت پیدا کند.
سؤال ۵۳۴: آیا حقّ امتناع زوجه از تمکین، در فرض عدم پرداخت مهریّه از سوی مرد، مختصّ به دخول است، یا شامل سایر استمتاعات و یا اطاعت از زوج در امور لازمه (از قبیل اقامت در منزل شوهر یا مسافرت با اذن او) نیز می‌گردد؟
جواب : ظاهر این است که زن می‌تواند بدون گرفتن مهر معجّل، خود را مطلقاً تسلیم شوهر نکند و در این مدّت بر زوج واجب است نفقه او را بدهد.
سؤال ۵۳۵: زوجه از شوهر خود تمکین نموده، ولی زوج قدرت نزدیکی با وی را، به علّت عدم قدرت جنسی، نداشته است; وی اکنون تمکین مجدّد را، منوط به دریافت کلّ مهریّه می‌نماید. آیا به علّت عدم دخول، حقّ زوجه به قوّت خود باقی است، یا در فرض مسأله، حقّ او ساقط شده است؟
جواب : حقّ زوجه در گرفتن مهریّه قبل از تمکین مجدّد ثابت است; مشروط بر این که مهر حالّ بوده باشد، نه بر ذمّه زوج.
سؤال ۵۳۶: هر گاه مهریّه حالّ (نقد) باشد و شوهر قدرت پرداخت آن را بصورت یک جا نداشته باشد و در صورت تقسیط بتواند ظرف چند سال بپردازد، آیا دادگاه می‌تواند بدون توافق زوجه با تقسیط مهریّه; با وصول اوّلین قسط مهریّه (بدون رعایت حقّ عدم تمکین زوجه) وی را مجبور به تمکین نماید؟
جواب : در صورتی که قرائنی، مانند سنگین بودن مهریّه و عدم تمکّن زوج به هنگام اجرای عقد، چنین نشان دهد که مهریّه یکجا قابل پرداخت نیست، بلکه منظور تدریجی، یا عندالقدرة و الاستطاعه بوده است، باید زن با گرفتن قسط اوّل تمکین کند.
سؤال ۵۳۷: مردی زنی را به عقد خود درآورده، ولی هنوز عروسی نکرده‌اند، امّا زن از طریق انزال در محل باردار شده است، اگر قبل از عروسی از هم جدا شوند، آیا مهریّه تنصیف می‌شود؟
جواب : هر گاه مرد سبب باردار شدن زن شده، احتیاط واجب آن است که تمام مهر را بدهد; هر چند دخول نکرده باشد.
سؤال ۵۳۸:آیا زوجه غیر مدخوله بعد از فوت زوج، مستحقّ تمام مهریّه است، یا نصف آن؟
جواب : مستحقّ تمام مهر است.
سؤال ۵۳۹: آیا در صورت فوت زوجه قبل از دخول، مهریّه وی نصف می‌شود؟
جواب : تمام مهر را می‌برد، تنها طلاق است که سبب تنصیف می‌شود.
سؤال ۵۴۰: آیا آمیزش با زوجه در دوره نامزدی نیز موجب پرداخت مهریّه کامل، در فرض متارکه و طلاق، می‌گردد؟
جواب : آری موجب پرداخت مهریّه کامل می‌گردد.
سؤال ۵۴۱: آیا بین باکره و زنان دیگر، در این مورد که دخول باعث مهر کامل و عدم دخول باعث تنصیف مهریّه می‌شود، فرقی هست؟
جواب : فرقی میان باکره و غیر آن از این جهت نیست.
سؤال ۵۴۲: مهریّه خانمی چهل سال قبل دو هزار تومان تعیین شده است، و اکنون تقاضای اداء آن را دارد، شوهر حاضر است همان مبلغ را بپردازد، ولی زن می‌گوید: «شوهرم در آن زمان مهریّه را یک ساعت آب و نصف منزل قرار داد و من هم قبول کردم، ولی بخاطر مشکل ثبتی، همان مبلغ دو هزار تومان قرار داده شد» اکنون با توجّه به تورّم شدید حکم این مسأله چیست؟
جواب : اگر آن زن ثابت کند که مهریّه واقعی همان آب و منزل بوده، حق دارد آن را بگیرد، و اگر مهریّه دو هزار تومان بوده، می‌تواند معادل آن را به قیمت امروز (طبق نرخ متوسّط تورّم اجناس) بگیرد. در سایر مطالبات نیز حکم همین است; یعنی هر گاه فاصله زمانی و تورّم زیاد باشد به قیمت روز محاسبه می‌شود.
سؤال ۵۴۳: هفده سال پیش به عقد مردی در آمدم و در این مدّت علیرغم تمام مشکلات همراه او بودم، وی هم اکنون صاحب ۲۵ ملیون تومان سرمایه است و اقدام به ازدواج مجدّد کرده و مرا طلاق داده است، با توجّه به تنزّل شدید ارزش پول، آیا می‌توانم مهریّه‌ام را به قیمت امروز بگیرم؟ آیا در برابر زحماتی که برای بچّه‌هایش کشیده‌ام و خدماتی که برای خودش انجام داده‌ام، چیزی به من می‌رسد؟
جواب : چنانچه ارزش مهریّه نسبت به زمان گذشته تفاوت کلّی کرده، باید به قیمت امروز بپردازد و اگر در مقابل خدمات شما قول داده است که جبران کند موظّف است به قولش عمل کند.
سؤال ۵۴۴: شخصی که با پدرش زندگی می‌کرده از دنیا رفته و هیچ گونه مالی از خود نداشته است، آیا مهریّه زوجه او بر پدرش می‌باشد؟
جواب : مهریّه زن بر عهده شوهر است، نه پدر; مگر این که پدر شوهر آن را تضمین کرده باشد، یا مزد کارهای فرزندش را نداده باشد و آن مزد به اندازه مهریّه یا بیشتر از آن باشد.
سؤال ۵۴۵: پدر داماد قسمتی از مهریّه عروسش را بر ذمّه می‌گیرد، ولی قبل از عروسی و پس از عقد، یعنی هنگامی که می‌خواستند مهریّه را ثبت کنند از تعهّد خود استنکاف می‌ورزد و داماد مهر را به وجه نقد مصالحه و بر ذمّه خود می‌گیرد و سپس عروسی واقع می‌شود، آیا عروس می‌تواند مدّعی آنچه بر ذمّه پدر شوهر بوده است، شود؟
جواب : اگر موقع خواندن صیغه عقد بر ذمّه گرفته موظّف است بپردازد و بازگشت جایز نیست.
سؤال ۵۴۶: در صورت اختلاف زوجین در مقدار و وصف مهریّه، قول کدام یک مقدّم می‌شود؟ اگر هیچ کدام دلیلی جهت ادّعای خود نداشته باشند چطور؟
جواب : چنانچه زوج مدّعی مقدار کمتر است، قول او پذیرفته می‌شود، مگر این که دلیلی بر خلاف آن اقامه شود.

حق آمیزش و همخوابی

مسأله ۵۴۷: مرد نمی‌تواند بیش از چهار ماه، نزدیکی با همسر دائمی خود را ترک کند، بلکه اگر زن جوان باشد و در این مدّت بیم آن می‌رود که به گناه بیفتد احتیاط واجب آن است که طوری رفتار کند که او به گناه نیفتد.
سؤال ۵۴۸: با توجّه به مسأله بالا، اگر زنی جوان نباشد، ولی اگر شوهر به آمیزش یکبار در چهار ماه اکتفاء کند بیم گناه بر او می‌رود، در این صورت مرد در برابر او چه وظیفه‌ای دارد؟
جواب : احتیاط واجب آن است ترتیبی بدهد که او آلوده گناه نشود.
مسأله ۵۴۹: مرد حق ندارد زن دائمی خود را طوری ترک کند که نه مانند زن شوهردار باشد و نه بی شوهر; ولی واجب نیست هر چهار شب یک شب نزد او بماند، امّا اگر همسرهای متعدّد دارد باید در میان آنها از این جهت با عدالت رفتار نماید.
سؤال ۵۵۰: آیا شوهر حق دارد بدون رضایت همسرش از انزال نطفه خودداری کند و به آمیزش تنها قناعت کند؟
جواب : مانعی ندارد، ولی در موردِ آمیزشِ واجب، بدون رضایت همسر نمی‌تواند این کار را انجام دهد.
سؤال ۵۵۱: آیا زن حق دارد از شوهر بخواهد که به جای آمیزش واجب (هر چهار ماه یکبار) از راه‌های دیگر او را ارضاء کند؟
جواب : در صورتی که طرفین راضی شوند مانعی ندارد.
سؤال ۵۵۲: اگر شخصی دو همسر داشته باشد، آیا لازم است یک شب را نزدِ یکی، و شب بعد را نزد دیگری باشد؟ یا از هر چهار شب باید یک شب را نزد هر یک از آنها باشد و دو شب دیگر را آزاد است هر کجا باشد؟

جواب : از هر چهار شب واجب است یک شب را نزد هر یک از آنها باشد، و دو شب دیگر را مختار است.
  1. نه سال قمری سه ماه و چند روز از نُه سال شمسی کمتر است.
  2. تفاوت بین عقود و ایقاعات در این است که «عقد» نیاز به دو طرف دارد، «موجب» و «قابل»; ولی ایقاع نیازی به «قابل» ندارد و ایجاب تنها کافی است. عقد ازدواج هم صیغه ایجاب لازم دارد و هم صیغه قبول، و «طلاق» که از ایقاعات است، نیازی به قبول ندارد و اجرای صیغه طلاق کافی است.
  3. برگرفته شده از پیام قرآن، جلد اوّل، صفحه ۳۴۶.
  4. بحارالانوار، ج ۵۹، صفحه ۲۹۱.
  5. این تذکّر در ابواب و فصول دیگر نیز جاری است.
  6. منظور از عرق جُنب از حرام، عرقی است که در آن حال، یا بعد از آن و پیش از آن که غسل نماید، از بدن او بیرون می‌آید.
  7. برگرفته شده از تفسیر نمونه، جلد چهارم، صفحه ۲۹۱.
  8. مثلا در باب ۱۵ از سِفر لاویان تورات چنین می‌خوانیم: «اگر زنی صاحبه جریان باشد و جریان از بدنش خون حیض باشد تا هفت روز جدا خواهد بود و هر کس او را مس کند، تا به شام ناپاک باشد و هر چیزی که وقت جدا ماندنش بر آن بخوابد ناپاک باشد و هر چه که بر آن نشسته باشد ناپاک باشد و هر کسی که بسترش را لمس نماید (باید) لباس خود را بشوید و خویشتن را با آب شستشو دهد و تا به شام ناپاک باشد...» (به نقل از تفسیر نمونه، جلد دوم، صفحه ۱۴۳).
  9. تفسیر نمونه، جلد ۲، صفحه ۱۴۳.
  10. پنجاه سال قمری تقریباً ۵۴۳ روز و ۱۸ ساعت، یعنی هجده ماه و سه روز، کمتر از پنجاه سال شمسی است، بنابراین سنّ یائسگی به سال شمسی ۴۸ سال و ۶ ماه می‌شود.
  11. شصت سال قمری تقریباً ۶۵۲ روز و ۱۲ ساعت، یعنی ۲۱ ماه و ۲۲ روز و ۱۲ ساعت از شصت سال شمسی کمتر است، بنابر این زنان قریش طبق سال شمسی در پنجاه و هشت سال و دو ماه و هفت و نیم روز یائسه می‌شوند.
  12. سوره‌هایی که سجده واجب دارد به شرح زیر است: الف: سوره الم سجده (سوره سی و دوم). ب: سوره حم سجده (سوره چهل و یکم). ج: سوره والنّجم (سوره پنجاه و سوم). د: سوره اقرأ (سوره نود و ششم).
  13. منظور جمله «اَفَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لایَسْتوُون» است، که آیه هیجدهم سوره الم سجده می‌باشد.
  14. یعنی دست به نام خدا و خطّ قرآن و نام پیامبران و ائمّه ـ علیهم السّلام ـ نزند، داخل مساجد نشود، به حرم پیامبر(صلی الله علیه وآله) و ائمّه ـ علیهم السّلام ـ مشرّف نگردد، طلاق نگیرد، آیات سجده را نخواند، آمیزش جنسی نکند و عبادتهای خویش را انجام دهد و بعداً روزه‌هایش را نیز قضا بنماید.
  15. یعنی اگر در خواب و مانند آن بی اختیار منی از او خارج شود و محتلم گردد مکروه است قبل از غسل جنابت با همسر خود آمیزش کند، امّا آمیزش با همسر برای بار دوم حتّی قبل از غسل کراهت ندارد.
  16. مشروح مباحث مربوط به این موضوع و آثار زیانبار آن و راه‌های نجات از این بیماری بزرگ را در کتاب «مشکلات جنسی جوانان» مطالعه فرمائید.
  17. در روایتی می‌خوانیم: «هر زنی که برای غیر شوهرش بوی خوش استفاده کند هیچ نمازی از او پذیرفته نمی‌شود، تا این که مانند غسل جنابت، غسل کند (یعنی برایش حالتی پیدا خواهد شد که برای بر طرف شدن آن همانند جنابت، نیاز به غسل دارد). «عروة الوثقی، فصل فی الاغسال المستحبّه».
  18. سوره آل عمران، آیه ۱۸۵; سوره انبیاء، آیه ۳۵; سوره عنکبوت، آیه ۵۷.
  19. مرحوم علاّمه مجلسی(رحمه الله) در جلد ۸۰ بحارالانوار، صفحه ۲۰ و ۲۵، به این روایت اشاره کرده است.
  20. نماز جماعت از مهمترین مستحبّات و از بزرگترین شعائر اسلامی است. و در روایات تأکید فوق العاده‌ای نسبت به آن شده است برای همسایه مسجد، یا کسی که صدای اذان مسجد را می‌شنود بیشتر سفارش شده و سزاوار است انسان تا می‌تواند نمازش را با جماعت بخواند.
    در روایتی آمده است که: «اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند، هر رکعت آن ثواب ۱۵۰ نماز را دارد، و اگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعت آن، ثواب ۶۰۰ نماز، و هر قدر عدد نمازگزاران بیشتر شود ثواب نمازشان بیشتر خواهد شد و هر گاه عدد آنان از ده نفر بگذرد، اگر تمام آسمانها کاغذ و تمام دریاها مرکّب و درختها قلم و ملائکه و انسانها و جنیّان نویسنده شوند، نمی‌توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند». (بحار الانوار، چاپ بیروت، جلد ۸۵، صفحه ۱۴، حدیث ۱۶.)
  21. بهتر آن است که بجای گندم و جو، نان را انتخاب کند و در این صورت احتیاط واجب آن است که نان به اندازه‌ای باشد که گندم خالص آن ۷۵۰ گرم باشد.
  22. وسائل الشیعه، جلد ۶، صفحه ۳، حدیث ۱.
  23. وسائل الشیعه، جلد ۶، صفحه ۱۸، حدیث ۳ و ۵.
  24. به بحارالانوار، جلد ۹۶، صفحه ۲۶، ۳۱۵، ۳۱۶ و ۳۴۱ مراجعه فرمائید.
  25. با توجّه به این که مسائل حج مورد ابتلای همه بانوان محترمه نیست و از سوی دیگر کتاب مستقلّی بنام «حجّ بانوان» مطابق با فتاوای حضرت آیت اللّه العظمی مکارم شیرازی «مدّظلّه» منتشر شده است، از ذکر بقیّه مسائل اختصاصی حجّ بانوان صرفنظر می‌کنیم; علاقمندان به کتاب مذکور مراجعه کنند.
  26. روایات متعدّدی به این مضمون در کتاب شریف وسائل الشیعه، جلد ۱۵، ابواب المهور، باب ۵، آمده است.
  27. احقاق الحق، جلد ۱۰، صفحه ۳۶۷.
  28. توجّه داشته باشید که قیمت درهم در زمانهای مختلف، متغیّر است; قیمت مزبور مربوط به سال ۱۳۷۸ هـ .ش می‌باشد.