فرهنگ مصادیق:راه و روش تشکر و تحسین: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
جز (Golafshan صفحهٔ راه و روش تشکر و تحسین را به فرهنگ مصادیق:راه و روش تشکر و تحسین منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۵۷
تهیه و تنظیم: حوزه علمیه تبیان ، محمد حسین امین
از جمله اموری که در پارهای از موارد، خطیب با آن مواجه میگردد، مسئله قدرشناسی از خدمات خدمت گزاران و ثناگویی دربارهٔ کسانی است که شایسته تمجید و ثنا هستند.
بدون تردید، تحسن و تمجید در افراد، اثر روانی دارد و آنان را نسبت به کارهایی که انجام دادهاند، خشنود میکند و نسبت به آینده، بیش از پیش، علاقهمندشان میسازد.
قبل از آن که پیرامون آن بحث شود، لازم است این مطلب مورد بررسی قرار گیرد که اساساً تحسین و تمجید انسانها و ثناگویی دربارهٔ آنان، از نظر شرع مقدس روا و جایز است یا ناروا و ممنوع؟
از روایات استفاده میشود که ثناگفتن و تحسین نمودن افراد خدمتگزار برای تشویق آنان و دگران، نه تنها جایز است، بلکه اولیای دین رد این باره به صاحبان مقام دستور دادهاند که این وظیفه مفید و ثمر بخش را در جای خود بپذیرند.
همچنین، ثناگفتن و تمجید دو نفر که در یک مجلس حاضرند و هر دو شایسته مدح و ثنا هستند، باید به اندازهگیری صحیح باشد و خطیب بلیغ و موقعشناس، موظف است حد هر یک را در جای خود رعایت نماید و احترامش دربارهٔ هر کدام به گونهای باشد که موجب اهانت و تحقیر آن دگر نشود.
گاهی مقام یکی از آن دو به قدری شامخ و رفیع است که حتماً نامش باید مستقل و به تنهایی ذکر گردد و اگر خطیب، هر دو را به یک لفظ ادا کند، حق آن که را که مقامش شامخ است، رعایت ننموده، از اندازه خارج شده، و استحقاق توبیخ و ملامت دارد. همچنین، اگر به انگیزه خاصی، نسبت به آن که رفعتش کمتر است، توجه بیشتری بنماید و عملاً نسبت به او احترام زیادتری معمول دارد، از اندازه خارج شده و مستحق ملامت و سرزنش است.
برای آن که در این دو مورد مثالی از تمجیدها و ثناگوییهای مشوب اجتماعی ذکری نشود و موجب برداشتهای نامطلوب خوانندگان نگردد، دو روایت، به طور شاهد، مذکور میشود که از طرفی مطلب مورد بحث را به خوبی واضح میسازد و از طرف دیگر روشن میشود که اولیای دین تا چه حد رعایت حدود را اهمیت میدادند.
ورد فی الحدیث: ان رجلا قال من یطع الله و رسوله فقد رشد و من یعصهما فقد غوی فقال له النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) بئس الخطیب انت قل و من یعص الله و رسوله فقد غوی.[۱]
در حدیث آمده است که مردی حضور رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: هر کس خدا و پیامبر را اطاعت بنماید، هدایت یافته و هر کس آن دو را عصیان نماید، گمراه گردیده است.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به وی فرمود: چه بد خطیبی هستی. به گو هر کس خدا و رسول را عصیان نماید، گمراه شده است.
لسانالعرب، در توضیح حدیث میگوید:
انما ذمه لانه جمع فی الضمیریین الله تعلی و رسوله فی قوله و من یعصهما فامره ان یاتی بامظهر لیترتب اسم الله تعالی فی الذکر قبلا اسم الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم).
مذمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن مرد بدین جهت بود که او، با یک ضمیر، بین خدا و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع نمود، حضرت فرمانش داد سخن را با اسم ظاهر ادا کن، برای آن که اسم خداوند بر اسم رسول مقدم باشد.
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال استقبل رسول الله رجلا من بنی فهد و هم یضرب عبد الله والعبد یقول اعوذ بالله فلم یقلع الرجل عنه فلما ابصر العبد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قال اعوذ بمحمد فاقلع عنه الضرب فقال رسول الله یتعوذ بالله فلا تعیذه و یتعوذ بمحمد فتعیذه و الله احق ان یجار عائذه من محمد فقال الرجل هو حر لوجه الله فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) والذی بعثنی بالحق نبیا لو لم تفعل لواقع وجهک حر النار.[۲]
مردی از بنی فهد، در رهگذر، با رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) رو به رو شد، که غلام خود را کتک میزد و غلام پیوسته میگفت: پناه میبریم به خدا و او از زدن غلام دست نمیکشید. وقتی چشم غلام به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) افتاد، گفت: پناه میبرم به محمد. از زدن او باز ایستاد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: او به خدا پناه میبرد و تو پناهش نمیدادی و چون به محمد پناه برد، پناهش دادی، با آن که خداوند به پناه دادن پناهنده خود، از محمد سزاوارتر است.
مرد، که با شنیدن سخن رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) متوجه شد عمل بدی مرتکب شده است، بلافاصله، غلام را در راه خدا، به جبران عمل ناصحیح خود، آزاد نمود. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به وی فرمود: قسم به خدایی که مرا به حق، مبعوث به نبوت نموده است، اگر او را آزاد نمینمودی، با حرارت آتش دوزخ مواجه میبودی.
در حدیث اول، که شاهد قسمت اول سخن است، گوینده نام خداوند و نام رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را با یک لفظ ادا نموده و دربارهٔ هر دو و من یعصهما را به کار برده است، با آن که لازم بود نام رفیع حضرت باریتعالی را مستقل و جدا از نام مبارک حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ذکر نماید. به همین جهت، پیامبر اسلام، به علت عدم رعایت حد خالق و مخلوق، او را خطیب بدی خوانده است.
در روایت دوم، که شاهد قسمت دوم سخن است، مرد فهدی، به انگیزه احترام به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) یا به منظور جلت توجه رئیس مملکت، پناه بردن غلام را به خدا مورد توجه قرار نداد، آن را به چیزی نگرفت، و همچنان او را میزد، اما به محض این که گفت: پناه میبرم به محمد، از زدن او خودداری نمود. بر اثر این که مولای غلام، حدود را رعایت ننمود و از اندازه گیری تکریم و احترام خارج شد، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) او را به سختی مورد مؤاخذه و توبیخ قرار داد.
آقایان وعاظ و خطبا میتوانند این دو روایت را معیار عمل خود قرار دهند و اگر با موارد متشابهی مواجه شدند، اندازه گیری را از یاد نبرند و به افراط و تفریط گرایش نیابند.







