فرهنگ مصادیق:راه و روش تشکر و تحسین

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از راه و روش تشکر و تحسین)
پرش به: ناوبری، جستجو
راه و روش تشکر و تحسین

تهیه و تنظیم: حوزه علمیه تبیان ، محمد حسین امین

از جمله اموری که در پاره ای از موارد، خطیب با آن مواجه می گردد، مسئله قدرشناسی از خدمات خدمت گزاران و ثناگویی دربارهٔ کسانی است که شایسته تمجید و ثنا هستند.
بدون تردید، تحسن و تمجید در افراد، اثر روانی دارد و آنان را نسبت به کارهایی که انجام داده اند، خشنود می کند و نسبت به آینده، بیش از پیش، علاقه مندشان می سازد.
قبل از آن که پیرامون آن بحث شود، لازم است این مطلب مورد بررسی قرار گیرد که اساساً تحسین و تمجید انسان ها و ثناگویی دربارهٔ آنان، از نظر شرع مقدس روا و جایز است یا ناروا و ممنوع؟
از روایات استفاده می شود که ثناگفتن و تحسین نمودن افراد خدمتگزار برای تشویق آنان و دگران، نه تنها جایز است، بلکه اولیای دین رد این باره به صاحبان مقام دستور داده اند که این وظیفه مفید و ثمر بخش را در جای خود بپذیرند.
همچنین، ثناگفتن و تمجید دو نفر که در یک مجلس حاضرند و هر دو شایسته مدح و ثنا هستند، باید به اندازه گیری صحیح باشد و خطیب بلیغ و موقع شناس، موظف است حد هر یک را در جای خود رعایت نماید و احترامش دربارهٔ هر کدام به گونه ای باشد که موجب اهانت و تحقیر آن دگر نشود.
گاهی مقام یکی از آن دو به قدری شامخ و رفیع است که حتماً نامش باید مستقل و به تنهایی ذکر گردد و اگر خطیب، هر دو را به یک لفظ ادا کند، حق آن که را که مقامش شامخ است، رعایت ننموده، از اندازه خارج شده، و استحقاق توبیخ و ملامت دارد. همچنین، اگر به انگیزه خاصی، نسبت به آن که رفعتش کمتر است، توجه بیشتری بنماید و عملاً نسبت به او احترام زیادتری معمول دارد، از اندازه خارج شده و مستحق ملامت و سرزنش است.
برای آن که در این دو مورد مثالی از تمجیدها و ثناگویی های مشوب اجتماعی ذکری نشود و موجب برداشت های نامطلوب خوانندگان نگردد، دو روایت، به طور شاهد، مذکور می شود که از طرفی مطلب مورد بحث را به خوبی واضح می سازد و از طرف دیگر روشن می شود که اولیای دین تا چه حد رعایت حدود را اهمیت می دادند.
ورد فی الحدیث: أَنَّ رَجُلًا قال مَنْ يُطِعِ اللهَ و رسُوله فقَدْ رَشَدَ و منْ يَعْصِهِما فقد غَوى، فقال له النبي (صلی الله علیه و آله و سلم): بِئْسَ الخَطِيبُ أَنتَ قُلْ: و مَنْ يَعْصِ اللهَ و رسُوله فقد غَوى‏.[۱]
در حدیث آمده است که مردی حضور رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: هر کس خدا و پیامبر را اطاعت بنماید، هدایت یافته و هر کس آن دو را عصیان نماید، گمراه گردیده است.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به وی فرمود: چه بد خطیبی هستی. به گو هر کس خدا و رسول را عصیان نماید، گمراه شده است.
لسان العرب، در توضیح حدیث می گوید:
انما ذمه لانه جمع فی الضمیریین الله تعلی و رسوله فی قوله و من یعصهما فامره ان یاتی بامظهر لیترتب اسم الله تعالی فی الذکر قبلا اسم الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم).
مذمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن مرد بدین جهت بود که او، با یک ضمیر، بین خدا و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع نمود، حضرت فرمانش داد سخن را با اسم ظاهر ادا کن، برای آن که اسم خداوند بر اسم رسول مقدم باشد.
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال اسْتَقْبَلَ رَسُولَ اللَّهِ ص رَجُلٌ مِنْ بَنِي فَهْدٍ وَ هُوَ يَضْرِبُ عَبْداً لَهُ وَ الْعَبْدُ يَقُولُ أَعُوذُ بِاللَّهِ فَلَمْ يُقْلِعِ الرَّجُلُ عَنْهُ فَلَمَّا أَبْصَرَ الْعَبْدُ بِرَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ أَعُوذُ بِمُحَمَّدٍ فَأَقْلَعَ عَنْهُ الضَّرْبَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَتَعَوَّذُ بِاللَّهِ فَلَا تُعِيذُهُ وَ يَتَعَوَّذُ بِمُحَمَّدٍ فَتُعِيذُهُ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ يُجَارَ عَائِذُهُ مِنْ مُحَمَّدٍ فَقَالَ الرَّجُلُ هُوَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ لَمْ تَفْعَلْ لَوَاقَعَ وَجْهُكَ حَرَّ النَّار.[۲]
مردی از بنی فهد، در رهگذر، با رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) رو به رو شد، که غلام خود را کتک می زد و غلام پیوسته می گفت: پناه می بریم به خدا و او از زدن غلام دست نمی کشید. وقتی چشم غلام به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) افتاد، گفت: پناه می برم به محمد. از زدن او باز ایستاد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: او به خدا پناه می برد و تو پناهش نمی دادی و چون به محمد پناه برد، پناهش دادی، با آن که خداوند به پناه دادن پناهنده خود، از محمد سزاوارتر است.
مرد، که با شنیدن سخن رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) متوجه شد عمل بدی مرتکب شده است، بلافاصله، غلام را در راه خدا، به جبران عمل ناصحیح خود، آزاد نمود. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به وی فرمود: قسم به خدایی که مرا به حق، مبعوث به نبوت نموده است، اگر او را آزاد نمی نمودی، با حرارت آتش دوزخ مواجه می بودی.
در حدیث اول، که شاهد قسمت اول سخن است، گوینده نام خداوند و نام رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را با یک لفظ ادا نموده و دربارهٔ هر دو و من یعصهما را به کار برده است، با آن که لازم بود نام رفیع حضرت باری تعالی را مستقل و جدا از نام مبارک حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ذکر نماید. به همین جهت، پیامبر اسلام، به علت عدم رعایت حد خالق و مخلوق، او را خطیب بدی خوانده است.
در روایت دوم، که شاهد قسمت دوم سخن است، مرد فهدی، به انگیزه احترام به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) یا به منظور جلت توجه رئیس مملکت، پناه بردن غلام را به خدا مورد توجه قرار نداد، آن را به چیزی نگرفت، و همچنان او را می زد، اما به محض این که گفت: پناه می برم به محمد، از زدن او خودداری نمود. بر اثر این که مولای غلام، حدود را رعایت ننمود و از اندازه گیری تکریم و احترام خارج شد، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) او را به سختی مورد مؤاخذه و توبیخ قرار داد.
آقایان وعاظ و خطبا می توانند این دو روایت را معیار عمل خود قرار دهند و اگر با موارد متشابهی مواجه شدند، اندازه گیری را از یاد نبرند و به افراط و تفریط گرایش نیابند.

پانویس

  1. لسان العرب، کلمه عصا.
  2. بحار، ج 16، ص 282.
منبع: موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان - تاریخ برداشت: 95/02/26