فرهنگ مصادیق:خودستایی امام علی(ع): تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
(بدون تفاوت)

نسخهٔ ‏۴ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۱

خودستایی امام علی(ع)

پرسش

خودستایی یکی از صفات ناشایست است. چگونه است که گاه آن حضرت از خود ستایش کرده است؟
پاسخ :
اگر بر ستایش از خویش ، مصلحت مهم و الزام آوری مترتّب باشد (مثلاً برای احقاق حق و دفاع از حقوق باشد) ، تردیدی در وجوب آن نداریم و اگر شخصی از ترس آن که چنین کاری خودستایی است ، از آن دوری کند ، قطعا کاری ناشایست و حرام انجام داده است و زمینه نابودی حقایق و ارزش‌ها را فراهم آورده است ... از این روست که وقتی سخنان امام علیه السلام در ستایش از خویشتن را می‌نگریم ، در آنها دفاع از شخصیت انسان مظلومی را می‌بینیم که لزوم کنار زدن پرده از چهره حقّ پنهان و از دست رفته، وی را به این کار می کشانَد ، در شرایطی که گسترش فتنه‌ها اجازه سخن راندن از حق را نمی‌دهد و همه برای کریه نشان دادن چهره حقْ سخن می‌گویند و تهمت می‌زنند و بدان تشویق می‌کنند.
امام علیه السلام برای کنار زدن ابرهای تیره از آسمان زندگی فکری جامعه و بیان آنچه بود و آنچه که بر سر حق می‌آوردند ، از خودْ سخن گفته است ؛ و گرنه حقیقت زندگی صادقانه و شخصیت والای آن حضرت ، برتر از آن است که وی به خودستایی بپردازد و یا آن که حبّ نفس در وجودش باشد .
لازم است برای تبیین پاره‌ای از پرسش‌هایی که دربارهٔ ستایش امام علیه السلام از خویش و بیان فضایل و نشانه‌های عظمت خود به ذهن می‌آید ، به مواردی اشاره کنیم :

انجام دادن فرمان خدا در خصوص تبیین نعمت‌های وی

امیر مؤمنان از نعمت‌های الهی یاد می‌کرد و از فضلی که خداوند متعال به وی داده بود ، سخن می‌گفت او با سخنان رسا ، سپاسگری بود که ارزش و قیمت نعمت و نعمت دهنده را پاس می‌داشت و از جمله کلمات آن حضرت علیه السلام در این باره این سخن است که می‌فرماید :
من هماورد قهرمانان و بر زمین زننده دلیران هستم . من آنم که چشم شرک را درآوردم و عرش آن را لرزاندم. با جهادم بر خدای متعال منّت نمی‌نهم و به عبادتم نمی‌نازم؛ بلکه از نعمت‌های پروردگارم سخن می‌گویم .

بیان حقایق تاریخی

هر حادثه‌ای در دل تاریخ به وجود می‌آید و با گذر زمان به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود ؛ امّا چگونه این انتقالْ صورت می‌گیرد؟ چه کسانی دارای نقش مؤثّر در پیدایش حوادث اند؟ و حادثه‌ها چگونه به وجود می‌آیند؟ و... .
اسلام در شبه جزیره عربستان به عنوان پدیده‌ای شگفتْ ظهور کرد و عکس العمل‌های بسیاری در پی آورد و راه خود را از بین سختی‌ها و پستی و بلندی‌های بی شمار گشود و گام در پیش نهاد و علی علیه السلام در این حرکت ، نقش برجسته‌ای داشت .
آیا آنچه برای نسل‌های گذشته در آن روزها گفته می‌شد، درست بود؟! هنگامی که پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله در زمامداری جهان اسلامْ تغییر به وجود آمد ، این تغییر ، تحوّلات بسیاری در پی داشت ، موقعیّت بسیاری از شخصیّت‌های بزرگ را پایین آورد و موقعیت بسیاری دیگر را بالا برد . برای بسیاری از آنان فضایلی به دروغْ ساخته شد و بر بسیاری نیز ستم رفت ... و امام علیه السلام تنها کسی بود که در روزگاری که دهن‌ها بسته ، زبان‌ها بُریده ، و قلم‌ها شکسته بود ، بیرق حق را برافراشت و حقایق تاریخ را ـ آن گونه که بود ـ بیان داشت. چه کسی جز علی علیه السلام در این کار ، نقش نخست و تأثیر جدّی داشت؟!

دفاع مظلومانه از حق

گفتیم که تغییرات سیاسی ، تحوّلات اجتماعی و فرهنگی بسیاری را در پی آورد و بر امام علیه السلام در سایه این تحوّلات ، بیشترین ستم روا داشته شد و ایشان برای مصلحت اسلام ، مظلومانه شکیبایی کرد و در جایی از این صبوری سخن گفته است [۱] و با این حال ، تلاش کرد از این مظلومیّتْ سخن بگوید و به قدر توان خویش از تحریف تاریخ ، پیشگیری کند . [۲] هنگامی که تهدیدها به اوج رسید ، گروهی از ترس ، ساکت شدند و گروهی دیگر ، عشق به دنیا ـ که بسیار وسوسه انگیز هم گشته بود ـ بر زبانشان مُهر نهاد . [۳] در این شرایط ، چه کسی از علی علیه السلام سخن می‌گفت؟ و چه کسی از حقّ خلافت و خلافت حق ، پرده بر می‌داشت؟ بدتر از همه آن که حزب آزادشدگان ، بر سرنوشت امّتْ سوار شده بود و هر چه می‌خواست ، علیه علی علیه السلام می‌گفت و به باطل ، فضایلی موهوم برای پاره‌ای از صحابیان می‌ساخت تا از شکوه فضایل علی علیه السلام ، هر چند اندک ، بکاهد. آیا در این شرایط، راهی برای امام علیه السلام جز معرّفی خویش به مردم و بیان فضایل و مناقب خود بود؟
آن حضرت در سخنان خود در موضع دفاع از مظلوم قرار گرفته بود و او خود ، همواره به ضرورت دفاع از مظلوم و مخالفت با ظالم ، فرا می‌خواند .

دفاع از حقّ مردم

هنگامی که فضایی ناسالم بر جامعه سایه افکنَد و تبلیغات مسموم و مخالف ، به ناحق ، گروهی از مردم را کنار گذارند و بر گروهی دیگر ستم روا دارند و ناشایستگان بر زمام حکومتْ چنگ زنند و قدرت اداره جامعه را به دست گیرند و شایستگان را کنار گذاشته ، از صحنه زندگی دور کنند ، گناه آن بر گردن جامعه است ؛ چون راه ستم را بازگذاشته و با پیروی از آنان و تکیه کردن به آنان ، حقّ خود را ضایع کرده است .
مبارزه با این فضای آلوده و بازگرداندن حق به جای خود ، دفاع از حقّ مردم است و چه کسی در این تردید دارد که علی علیه السلام شایسته‌ترین و با کفایت‌ترین بود؟ آیا عمر بن خطّاب نگفت که «وی شایسته ترینِ شما برای هدایت شما بر راه حق است» [۴] ؟ پس مردم در گستره حضورشان چه باید بکنند؟ هنگامی که امام علیه السلام خویش را معرّفی می‌کند و از شایستگی‌ها و لیاقت‌هایش سخن می‌گوید ، در واقع از حقّ ثابت مردم دفاع می‌کند ؛ از حقّ شناخت شایسته‌ترین و به حاکمیت رساندن صالح‌ترین فرد .
این نکته و امثال آن ، راز سخن گفتن علی علیه السلام از خودش را می نمایانَد . به عبارت دیگر ، در این موارد ، علی بن ابی طالب از «امام علی علیه السلام » سخن می‌گوید ؛ از شایسته‌ترین انسانی که باید زمام امور را به دست بگیرد .

دفاع از خود در برابر هجوم گسترده تبلیغاتی

با این حال ، مهم تر از همه آنچه که به عنوان دلیل برای انگیزه امیر مؤمنان برای بیان فضایل و سخن گفتن از خویش یاد کردیم، فضایی بود که در آن ، امام علیه السلام از خود سخن گفت .
زندگی علی علیه السلام واقعا شگفت انگیز است. روزگار وی انباشته از درس و تاریخش پُر از پند است. شخصیتی که با درخشندگی و از فرازْ پرتوافشانی می‌کند ، مردی چنان استوار و پا برجا ، مؤمنی که ایمانش او را در مرتبه‌ای بس والا نشانده است و در برتری و جلالت ، ستارگان نیز به پایش نمی‌رسند ، و ... شخصیتی چون او که در جایگاه همه این بزرگی هاست ، امّا فضایی آلوده به تبلیغات ناروا او را فرا گرفته ، بعد از رُبع قرنْ دوری از مرکز قدرت ، اکنون که زمام امور را به دست گرفته ، در نظر نسل جدیدی که به وی چشم دوخته‌اند ، چگونه می‌نماید؟ و چه طور موقعیّت خود را در ذهن و فکر آنان به دست می‌آورد؟ پرسش اصلی این است .
مطالعه زندگی سراسر نور و تلاش و حرکت علی علیه السلام نشان می‌دهد که وی با همه درخشندگی ای که در روزگار پیامبر اکرم در جنگ‌های بزرگ و پیروزی‌های درخشان داشت ، هرگز از خویش چیزی نگفت ؛ امّا پس از آن که پیامبر اکرم به رفیق اعلا پیوست، در همان روزهای آغازین ـ که شاهد دگرگونی حاکمیت و چرخش زندگی سیاسی از اصول خود بود ـ ، به بیان سابقه درخشان خویش در اسلام پرداخت و در هر جا از حقّ خود سخن گفت تا احقاق حق کند و حقیقت را بنمایاند و از پایگاه امامت دفاع کند .
افسوس که تلاش علی علیه السلام نتیجه‌ای نداد و خلافت ، جز در موارد استثنایی و نادر ، مسیر دیگری در پیش گرفت و امام علیه السلام برای سالیانی چند از عمر خود ، به سکوتی هولناک پناه جُست و از حقّ خود دست شست و در سخنانی دردناک چنین گفت :
شکیبایی کردم ، در حالی که در دیده‌ام خار و در گلویم استخوان بود. [۵] وقتی حزب «طُلَقاء (آزاد شدگان پیامبر)» بر زندگی مسلمانان چنگ افکند و در روزگار خلیفه سوم ، گام‌هایش را استوار ساخت ، حجم دروغ‌ها و تهمت‌ها فزون شد و از هر سو و بویژه از شام ، سرازیر گشت تا فضایی آلوده به وجود آید و در آن ، حقایقْ دگرگون شود و حق مداران و یاوران حق و بویژه امیر مؤمنان در محاصره قرار گیرند . [۶] امام علیه السلام در برابر همه این دروغ‌ها و تهمت‌ها و سیل نیرنگ‌ها و اتّهام‌ها و دگرگون سازی و کتمان حقایق ـ امواجی که از کاخ سرتاسر نیرنگ و حیله معاویه سرچشمه می‌گرفتند و زاییده اصرار جاهلی معاویه بر اِفساد ذهن‌ها و آلوده سازی خِرَدها بودند ـ ایستاد .
و از آن جا که معاویه می‌دانست شخصیت علی علیه السلام می‌تواند از پشتِ انبوه ابرهای تاریک و متراکم تبلیغات مخالف ، سر برآورَد و بر حیات سیاسی ـ اجتماعی بتابد و ابرها را کنار بزند ، تمام توان و اراده و تصمیم خود را متوجّه کوبیدن شخصیت وی کرد و خود به هر مقدار که توانست ، از علی علیه السلام بدگویی نمود و در این جنگ کینه توزانه و ویرانگر ، هر وسیله‌ای را به کار گرفت و تا آن جا پیش رفت که نفرین فرستادن بر علی علیه السلام را در نمازها واجب گردانْد .
علی علیه السلام در مبارزه با این فضای انباشته از دروغ ، تهمت و گم راه سازی که تارهای تبلیغات دشمنانه همه جا چنگ انداخته بود ، چه باید می‌کرد؟ او در پیش روی خود ، راهی جز بیان فضایل خویش و پرده برداری از بدی‌ها و فضیحت‌های حزب «طلقاء» نمی‌دید .
اندک چیزی که امام علیه السلام در بیان فضایلش گفته ، برای مواجهه با این فضای مسموم و دشوار بود و علی رغم ضرورت این کار ، کاری مهم ، سخت و طاقت سوز بود و از آن جا که علی علیه السلام جز حق نمی‌شناسد و هدفی جز اعتلای حق ندارد ، بر وی لازم است که سخن بگوید و حرف بزند ، گرچه سختی و مرارت بسیاری هم تحمّل کند و این ، دقیقا همان کاری است که علی ـ که درود خدا بر او باد ـ انجام داد .


پانویس

  1. ر . ک : ج ۱۲ ص ۱۷۳ (مهرورزی به امام علی)
  2. ر . ک : ج ۱۰ ص ۴۱۳ (مظلومیت پس از پیامبر)
  3. ر . ک : ج ۱۰ ص ۴۱۳ (مظلومیّت پس از پیامبر)
  4. ر . ک : ج ۳ ص ۳۹ (شایستگان خلافت از دیدگاه عمر)
  5. ر . ک : ج ۹ ص ۴۵۵ (شکیبایی با خار در چشم)
  6. ر . ک : ج ۵ ص ۴۱۹ (نبرد تبلیغاتی)
منبع: مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث - تاریخ برداشت : ۹۵/۷/۳
بازگشت به خود ستایی