فرهنگ مصادیق:کسب حلال و داشتن شغل موفق
محتویات
مقدمه
دانشجوی گرامی برای به دست آوردن شغل مناسب و درآمد حلال و مکفی و امرار معاش و پسانداز مناسب که از لوازم و ضروریات زندگی است، مدیریت اقتصادی و برنامهریزی شغلی لازم است و به یقین افرادی چون شما که تحصیلکرده نیز هستند بهتر میتوانند این امور را تدبیر کنند. درآمد مناسب امری اکتسابی است و هر کس میتواند با اراده راسخ، کسب علوم و فنون مورد نیاز و تلاش بیوقفه، اخلاص در عمل و کار و سایر عواملی که در امور اقتصادی مطرح میباشد به وضعیت اقتصادی و مادی ایدهآل دست پیدا کند. مثلاً افرادی شاغل هستند که در کنار کار خود فعالیتهایی در زمینههای صنایع دستی از قبیل گلیمبافی، فرش، رنگرزی و رنگکاری و... یا فعالیت در آموزشگاههای علمی، هنری... یا مربیگری و داوری رشته های ورزشی یا غیره انجام میدهند و بسیار موفق نیز هستند و زندگی سرشار از نشاط دارند. در بررسی و تحقیق در این زمینه متوجه میشویم چنین افرادی نسبت به کار و فعالیت علاقه زیاد داشته و براساس علاقه و پشتکار، با صداقت و درستی به کار میپردازند واز اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.
گاهی برای این که خانواده بتواند به درآمد و پسانداز مناسب دست پیدا کند، افراد خانواده اعم از زن و مرد فعالیتهایی معقول و خداپسندانه دارند مثلاً زنها در منزل کارهای مختلفی میتوانند انجام دهند (از قبیل خیاطی، بافندگی و...).
امام حسین(ع) از رسول خدا(ص) نقل میکنند که فرمودند: H{ان الله عزوجل یحب معالی الامور و یکره سفسافهاM{}Hخداوند همتهای ئبزرگ و فکرهای بلند را دوست دارد و نیز کارهای نازل و پست و افکار حقیر را دوست ندارد}M. لذا همت بلند و اراده راسخ را در خود زنده کنید.
روح که بلندمنش و کریم صفت شد، از تلاش و جدیت از فداکاری و خودگذشتگی نمیترسد و برای دستیابی به اهداف عالی میکوشد.
همت ما این نباشد که مایحتاج خودمان و خانوادهمان رفع شود بلکه هدف ما این باشد که تا توان داریم تولید کنیم و در مصرف قناعت نموده و در هر شرایطی (اعم از دارایی یا نداری) عواطف انسانی خود را با صدقه دادن بروز دهیم. زندگانی اهل بیت عموما و حیات پربار امام علی(ع) نمونه آشکاری از این سخن است. حضرت از ابتدا تا انتهای عمر شریفشان از کار و تلاش در کشاورزی، باغداری، حفر قنوات و چاه، دست برنمیداشت در عین حال خود نازلترین بهرهها را از تولیدات خود داشت و در مقابل با دسترنج خود باغها احداث کرد که هنوز آثارش در دورهها باقی است. یا بندهها و بردهها آزاد نمود و شبانه دستگیریها داشت.
نوع شغل هم چندان مهم نیست. شما می توانید با توجه به مهارت و توانایی خود شغلی را در بخش تولید صنعتی یا تولید کشاورزی و یا بخش تجارت برای خود معین نمایید. آنچه در این زمینه مهم است رعایت ضوابط شرعی در آن شغل است, یعنی آنچه باعث حرمت مال می شود ترک کند, مانند اینکه کم فروشی نکند, از کارش کم نگذارد, غش در معامله نکند, دروغ نگوید, گران نفروشد و مانند آن.
برای کسب رزق حلال ابتدا انسان باید به مسائل حلال و حرام آگاهی پیدا کند تا راه های تحصیل حلال از حرام را تشخیص دهد و بدین منظور بر هر فرد مسلمانی واجب است مسائل و احکام مورد نیاز خود را با تقلید از مرجع و با مراجعه به رساله های عملیه و کتاب های فقهی یاد بگیرد, امیرالمؤمنین بعضی از روزها وارد بازار می شدند و فریادمی زدند: «یا معشر التجار الفقه ثم التجاره ; ای پیشه وران و بازرگانان ابتدا احکام حلال و حرام را بیاموزید و سپس مشغول تجارت شوید تا نادانسته مرتکب درآمدهای نامشروع و حرام نشوید».در آمد انسان از راه کسب وکار وتجارت کالاهای مجاز در آمد حلال است.
و در مرحله عمل سعی نماید از کارهایی که موجب شبهه ناک و حرام شدن درآمد می شود جدا پرهیز نماید و همیشه به یاد خدا باشد و از او روزی پاک و حلال بخواهد و در مرحله سوم اگر حقوقی از مردم در اموال اوست و حقوقی را که خدا در اموال او معین کرده مثل خمس و زکات بپردازد. و اگر برای کاری استخدام می شود به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل نماید تا حقوق دریافتی حلال باشد.
بر اساس روایات عبادت هفتاد جزء دارد که برترین جزء آن کسب روزی حلال است. بلکه در حدیث معراج آمده است که خدای متعال به رسولش فرمود: ای احمد! عبادت ده قسمت است که نه قسمت آن طلب روزی حلال می باشد، پس اگر خوراک و نوشیدنی ات پاک و حلال باشد در پناه و حمایت من هستی.فی حدیث المعراج: یا احمد! ان العباده عشره اجزاء تسعه منها طلب الحلال فإن اطیب مطعمک و مشربک فأنت فی حفظی و کنفی/ میزان الحکمه، ری شهری، عنوان «عباده» ذیل انواع العباده [۱]
البته همان طور که امام صادق (علیه السلام) فرمود: شمشیر زدن آسان تر از به دست آوردن مال حلال است.همان، عنوان حلال، ذیل «صعوبه طلب الحلال» [۲]
عوامل فقر و کاهش روزی
هر چند بررسی عوامل مشکلات اقتصادی و معیشتی نیازمند تحقیقاتی عمیق است اما به صورت مختصر می توان عوامل آن را به دو دسته (عوامل ارادی و غیر ارادی فقر) تقسیم کرد. گاهی فقر به سبب عواملی که خود فرد در ایجاد آن نقش داشته پدید می آید و گاهی فرد آگاهانه یا ناآگاهانه کاری می کند که نتیجه ای جز فقر ندارد این عوامل عبارت است از:
۱- تنبلی و استقامت نداشتن ; بسیاری از فقرها در تنبلی و پشتکار نداشتن افراد ریشه دارد حضرت علی (ع ) می فرماید هر کس بر رنج (ناشی از کار) بردباری نورزد باید فقر را تحمل کند [۳]
۲- بی برنامگی ; رمز موفقیت هر فرد داشتن برنامه ای متناسب با موقعیت خود و جامعه و تنظیم مخارج زندگی است در سطح کلان نیز کشورها با تنظیم برنامه های کوتاه و بلند مدت به سامان دهی وضعیت اقتصادی خود می پردازند. بنابراین بی برنامگی و یا برنامه ریزی نادرست به پیدایش فقر می انجامد به همین جهت امام علی (ع ) نداشتن برنامه در زندگی و سوء تدبیر را عامل فقر دانسته است.[۴]
بعضی از روایات نیز اسراف را سبب زوال نعمت دانستهاند.
۳- امامان معصوم (ع ) گناه را سبب کم شدن روزی انسان و از عوامل فقر می دانند دسته ای از این روایات از گناهان خاص مانند دروغ , خیانت , گسستن پیوندهای خویشاوندی , اسراف و ستم نام بردهاند. [۵]
و بعضی دیگر به طور کلی گناه را موجب زوال نعمت دانستهاند.[۶]
در مقابل بسیاری از روایتها نعمت خداوند و وسعت روزی را به ایمان و تقوا و کردار نیکی چون خوش اخلاقی , امانت داری , دعا و صدقه وابسته ساختهاند.
۴- تکدی و اظهار نیاز ; افرادی که خود را بدین کار می آلایند از تلاش دست برمی دارند و به درمان اساسی مشکل خود نمی اندیشند و حاضر نمی شوند دشواری آن را تحمل کنند در نتیجه روز به روز بر دامنه فقرشان افزوده می شود.
۵- دیدگاه غلط نسبت به دنیا و آخرت ; گروهی چنان می پندارند که نیک بختی دنیا و آخرت , جمع شدنی نیست و اگر بخواهند در جهان دیگر کامیاب شوند باید در دنیا در فقر و بیچارگی به سر برند. اینان به سبب برداشت های نادرست از مفاهیمی پر ارزش مانند زهد تقدیر و تصور نقش داشتن فرد در سرنوشت خویش تلاش اقتصادی ندارند و دچار تنگدستی می شوند اما در مقابل گاهی افراد در فقر خود نقش ندارند, بلکه این پدیده بر آنها تحمیل شده است و آنان ناگزیرند با آن دست و پنجه نرم کنند. مهمترین عوامل اجتماعی آن عبارت است از:
عوامل طبیعی
گاه حوادثی رخ می دهد که شیرازه زندگیها را فرو می پاشد و زمینه ساز فقری جانکاه می شود, مهمترین عوامل آن عبارت است از حوادثی مانند زلزله , آتش سوزی , سرقت , خشکسالی , جنگ و... البته برخی از آیات و روایات نشان می دهد که بخشی از این حوادث نتیجه کردار انسان هاست و بخشی دیگر برای آزمون و ایجاد زمینه ارتقای معنوی آنها طراحی می شود. [۷]
عوامل اقتصادی
مهترین عوامل پیدایش فقر تحمیلی را باید در عرصه اقتصاد جست و جو کرد و عامل اصلی در بین این عوامل نوع روابط اقتصادی حاکم بر جامعه است روابط ناسالم اقتصادی بر بسیاری از مردم تأثیر می گذارد شکاف طبقاتی میان اقلیت پر درآمد و اکثریت تهیدست را فزونی می بخشد و ممکن است سرانجام اقتصاد کشور را فلج کند برای مثال اجرای افتصاد سرمایه داری در کشورها توسعه نیافته می تواند پی آمدهای زیانبار درپی داشته باشد پی آمدهایی که هر یک از عوامل مهم ایجاد و گسترش فقر به شمار می آید بخشی از این آثار عبارت است از:
۱- توزیع ناعادلانه ثروت : در جوامعی که ثروتها و منابع طبیعی که براساس آیات قرآن کریم برای بهره برداری فقر فراگیر می شود و به تدریج فاصله طبقاتی روز افزون می گردد. امام صادق(ع) می فرماید: آنچه بر سر فقرا, نیازمندان , گرسنگان و برهنگان می آید همه در اثر گناه توانگران است. [۸]
و در روایتی دیگر آمده : هر گاه میان مردم به عدالت رفتار می شد بی نیاز می شدند. [۹]
این سخن میزان تأثیر بی عدالتی در تنگدستی جوامع را نشان می دهد.
۲- افزایش بی رویه قیمتها: یکی از ویژگیهای اقتصاد سالم ثبات نسبی قیمت هاست تورم های لجام گسیخته آثار سوء فراوانی در ابعاد مختلف اقتصاد بر جای می نهد بخشی از این آثار در توزیع درآمدها, پس انداز ,تولید, بودجه دولت و موازنه تراز پرداختها قابل مشاهده است که هر یک به نحوی در پدیده فقر تأثیر می نهد.
۳- فقدان امکانات شغلی : بی کاری بلای اجتماعی , اقتصادی شناخته شده ای است که موجب از دست دادن حیثیت و کاهش تولید و پس انداز می انجامد و از عوامل مهم پیدایش و تشدید فقر شمرده می شود.
۴- ضعف مدیریت و تخصص نیروی انسانی : یکی از علل عمده فقر کشورها, فقدان مدیریت متخصص و کاردان در امور اقتصادی است آیات و روایات بسیاری , مؤمنان را از سپردن کارها به غیر متخصصان و ناآگاهان باز داشته است در قرآن کریم می خوانیم ; ((ولاتوتوا السفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاما; یعنی اموالتان را که خدا مایه سامان یابی زندگی شما قرار داده است , در اختیار کم خردان قرار ندهید)), [۱۰].
۵- بازدهی پایین و عدم کارآیی در تخصیص منابع : بیش تر اقتصاددانان اقتصاد را به معنای استفاده بهینه از منابع کمیاب می دانند هر کشوری که از منابع خود بهتر استفاده کند در توسعه موفق تر خواهد بود یکی از اشکال نادرست استفاده از این منابع که بسیاری از کشورهای جهان سوم از جمله ایران با آن دست به گریبانند, فروش منابع طبیعی به صورت خام است. کشورهای ثروتمند و استعمارگران این منابع را به بهای ارزان می خرند و پس از انجام تغییراتی به بهای گزاف به صاحبان اولیه آنها می فروشند و حتی گاهی از نیروی ارزان و نیز پس انداز همین کشورها در بانک های کشورهای توسعه یافته برای تبدیل این منابع استفاده می شود.
عوامل فرهنگی - اجتماعی
۱- خودباختگی : گروهی از مردم کشورهای جهان سوم در اثر تبلیغات مسموم کشورهای ثروتمند, دچار باورهای غلط شدهاند که نتیجه ای جز عقب ماندگی و فقر ندارد خود باختگان چنین می پندارند که کشورهای جهان سوم از نوآوری استعداد و نبوغ بی بهرهاند و همیشه باید منتظر بمانند تا نظریه های علمی و اختراعها و اکتشافات از سرزمین های توسعه یافته به سمت جهان سوم سرازیر شود.
۲- انحصاری بودن دانش و فن آوری : کشورهای توسعه یافته اغلب به جهت خوی استعمارگرانه شان از انتقال این ابزارها به جهان سوم جلوگیری می کنند یکی دیگر از نقشه های استعمار در جهان سوم فراهم ساختن زمینه برای فرار مغزهاست نتیجه این فعالیتها عقب ماندگی و فقر بیش تر این کشورهاست.
۳- اعتیاد, مفاسد اجتماعی و...: ترویج اعتیاد در سطح جامعه از دیگر عوامل اجتماعی فقر است. افکندن جوانان در دام اعتیاد, آسان ترین و مؤثرترین روش برای از بین بردن روحیه انقلابی و تلاش و فعالیت در یک کشور است و دشمنان برای رسیدن به اهداف خود از آن بهره می گیرند.
عوامل فردی فقر
۱ - تن به کار ندادن، یکی از عوامل فقر دانسته شده و توصیه شده که در زندگی روزمره تلاش و کوشش شود. پیامبر(ص) فرمود: ملعون من القی کله علی الناس[۱۱] از رحمت خدا دور است کسی که بار زندگی اش را بر دوش دیگران میگذارد. از امام هفتم (ع) روایت شده است : ان الله عزوجل یبغض العبد النوام الفارغ[۱۲] خدای عزوجل دشمن بنده بیکار پر خواب است. از سوی دیگر کسانی که در راه تأمین زندگی خانواده تلاش میکنند همچون مجاهد فی سبیل الله معرفی شدهاند: الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله.[۱۳]
۲ - خیانت در اموال دیگران نیز از عوامل فقر شمرده شده است. پیامبر(ص) فرمودند: الخیانة تجلب الفقر[۱۴] خیانت فقر را به دنبال میآورد. و امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: فما جاع فقیر الا بما متع به غنی[۱۵] فقیری گرسنه نماند مگر به سبب آنچه ثروتمند از آن بهره گرفت.
۳ - اسراف و ریخت و پاش. نباید در مصرف درآمدها ریخت و پاش شود و باید از هدر دادن نعمت های خدا پرهیز گردد. دوراندیشی به این است که انسان براساس درآمدش زندگی را شکل دهد. فرد اسرافکار چه بسا در مصرف درآمدش ولخرجی کند و از ضروریات زندگی خویش باز ماند. ان السرف یورث الفقر[۱۶] اسرافکاری موجب فقر میگردد.
۴ - خیانت و یا بی کفایتی دولتمردان و حاکمان باعث میشود که شکاف طبقاتی افزون گردد و فقر در جامعه سرباز کند; زیرا آنان بیت المال را که برای رفع نیازمندیهای جامعه در اختیارشان قرار گرفته، به جای آن که به گونه ای برنامه ریزی کنند که در اختیار همه مردم قرار گیرد، در تیول خود و خانواده و اطرافیان و همفکران خود در میآورند، و یا با قرار دادن مالیاتهای سنگین موجب گرانی کالاها میگردند، و یا ناتوان از برنامه ریزی میشوند و در نتیجه موجب نابسامانی و فقر عمومی مردم میگردند.
علی (ع) میفرماید: من طلب الخراج بغیر عمارة اخرب البلاد و اهلک العباد و لم یستقم امره الا قلیلا[۱۷] کسی که خراج و مالیات خواهد و به آبادانی نپردازد، شهرها را ویران کند و بندگان را هلاک سازد; در این صورت است که کارش جز اندکی درست نگردد. و باز میفرماید: زمین جز با تنگدستی ساکنان آن ویران نشود، و مردم شهرها هنگامی تنگدست گردند که والیان به گردآوری مال روی آورند.[۱۸]
بر دولت اسلامی است عدالت را در جامعه گسترش دهد و جلوی بی عدالتیها، انحصارهای زیانبار و احتکار را بگیرد; زیرا زیان عمومی را به دنبال دارد.[۱۹]
راه فقر زدایی
۱- امانتداری و پرهیز از خیانت:«» الامانة تجلب الغنا والخیانة تجلب الفقر؛ امانتداری ثروت را و خیانت فقر را جلب مینماید»، [۲۰].
۲ - میانهروی در مصرف:«» ضمنت لمن اقتصد ان لایفتقر؛ برای کسی که میانهروی میکند ضمانت میکنم که فقیر نشود»، [۲۱].
۳- نیکی کردن و صدقه پنهانی دادن:«» البر و صدقة السر ینفیان الفقر، [۲۲] داووا الفقر بالصدقة والبذل؛ فقر را با صدقه و بخشش مداوا کنید»، [۲۳].
۴ - انجام صلهرحم:«» صلة الرحم تزید فی العمر و تنفی الفقر، [۲۴].
۵ - زیاد گفتن «لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم»«» من الح علیه الفقر فلیکثر من قول لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم، [۲۵].
۶ - درخواست از خدا:«» من لم یسأل الله من فضله افتقر؛ هر کس از خدا فضلش را درخواست نکند فقیر میشود»، [۲۶].
۷ - پرهیز از کسالت و واماندگی:«» ان الاشیاء لمّا ازدوجت ازدوج الکسل والعجز فنتج منهما الفقر؛ هنگامی که اشیاء را در کنار هم قرار میدادند، کسل بودن و واماندگی را در کنار هم قرار دادند و نتیجه آن فقر شد»، [۲۷].
۸ - پرهیز از تقاضا کردن:«» من فتح علی نفسه بابا من المسألة فتح الله علیه بابا من الفقر؛ هر کس بر روی خود دری از تقاضا بگشاید خداوند دری از فقر بر او میگشاید».
، [۲۸]
۹- کار و تلاش برای تحصیل روزی.
۱۰- مصرف صحیح و عاقلانه درآمد.
۱۱- پسانداز و سرمایهگذاری.
پانویس
- ↑ باب 2494
- ↑ باب937
- ↑ الحیاه ج , 4, ص 318
- ↑ همان , ص 321
- ↑ میزان الحکمه , ج 2, ص 996
- ↑ همان , ص 994
- ↑ شوری , 30 روم , 41, میزان الحکمه ج 1, ص 300و 303و 309
- ↑ الحیاه , ج 4, ص 329
- ↑ اصول کافی , ج 1, ص 542
- ↑ نساء, آیه 5
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، باب 6 از ابواب مقدمات التجارة، ج 17، ص 32، حدیث 1
- ↑ همان، باب 17، ص 58، حدیث 3.
- ↑ همان، باب 23، ص 67، حدیث 1
- ↑ بحرانی، تحف العقول، ص 45
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، حکمت 328، ص 533.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، باب 22 از ابواب مقدمات التجارة، ج 17، ص 64، حدیث 1
- ↑ سید رضی، نهج البلاغة، نامه 53، ص 436
- ↑ همان، ص 436.
- ↑ همان، ص 438
- ↑ میزانالحکمه، ج 3، ص 2448
- ↑ میزانالحکمه، ج 3، ص 2447
- ↑ میزانالحکمه، ج 3، ص 2447
- ↑ میزانالحکمه،ج 3، ص 2447
- ↑ میزانالحکمه، ج 2، ص 2447
- ↑ میزانالحکمه، ج 2، ص 2447
- ↑ میزانالحکمه، ج 3، ص 2448
- ↑ میزانالحکمه، ج3، ص 2448
- ↑ میزانالحکمه، ج 3، ص 2448







