فرهنگ مصادیق:وفاء به پیمان ؛ لازمه ظهور
نام نویسنده حجه الإسلام میلاد عچرش
محتویات
مقدمه
احترام به عهد و لزوم عمل به وعده وپیمان ریشه فطری دارد و هر انسانی آن را در فطرت خود میبیند و از آن الهام میگیرد. کودکان با فطرت پاک خود،وفای به عهد وپیمان را ضروری میدانند و از پیمان شکنی متنفر هستند و از پیمانهای پوچ وتهی برخی والدین، دل آزرده میشوند.
امام صادق(علیه السلام) پیمان شکنی را از گناهان کبیره میخوانند و به آیه بیست و پنج سوره رعد استناد میفرمایند: و آنان که پس از پیمان بستن (با خدا و رسول) عهد خدا را میشکنند و هم از آنچه خدا امر به پیوند آن کرده، آن را فسخ میکنند و در روی زمین فساد و فتنه میکنند اینان را لعن (خدا) و جایگاه عذاب سخت دوزخ نصیب میشود[۱]
وفای به عهد وپیمان در تاریخ بشریت، سابقهای طولانی دارد و برمی گردد به آن روزی که خداوند از انسان عهد گرفت،پیمانی که زنجیر وفای به آن تا ابد بر گردن انسانها نهاده شد.
ای فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید؛ زیرا وی دشمن آشکار شماست؟ و اینکه مرا بپرستید؛ این است راه راست![۲]
و {یاد کن} هنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریّه آنها را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند:چرا، گواهی دادیم» تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم.[۳]
پیمانی بود از جنس توحید و نفی شرک،لذا برای عدم ابتلاء انسانها به غفلت، در هر زمان رسولی فرستاد تا برای کسی عذری باقی نماند؛
و تا کسی نتواند گفت که: ای خدا چرا رسولی به سوی ما نفرستادی که ما را از جانب تو به اندرز و نصیحت ارشاد کند؟ و چرا پیشوا و رهبری نگماشتی که ما از آیات و رسولانت پیروی کنیم پیش از آنکه به گمراهی و ذلّت و خذلان در افتیم؟[۴]
با پایان یافتن عصر رسالت، نه تنها از بار عهد و پیمانی که آدم خاکی با خدای خود داشت کاسته نشد، بلکه بسیار شدیدتر از دوران حیات پیامبر(ص) از او خواسته شد که به عهد و پیمان خود وفا کند؛ چرا که او در وفاداری به این پیمان مورد بازخواست قرار خواهد گرفت:[۵]
... و به پیمان [خود] وفا کنید؛ زیرا که از پیمان پرسش خواهد شد.[۶]
و این عهد، چنانکه امام موسی کاظم(ع) در تفسیر آیه یادشده میفرماید، چیزی نبود جز پیروی از امیر مؤمنان علی(ع): [مراد از] عهد [در این آیه] آن پیمانی است که پیامبر دربارهٔ دوستی ما و پیروی از امیر مؤمنان[ع] از مردم گرفت؛ اینکه با او مخالفت نورزند، از او پیشی نگیرند، با خاندانش نیکی کنند و آنها را آگاه کرد که دربارهٔ این پیمان بازخواست خواهند شد.[۷]
برای اینکه کسی دچار شک وتردید نشود نیز خداوند به رسولش دستور داد در اجتماع عظیم غدیر خم دست جدیدی را که همگان باید با او تجدید پیمان کنند بالا برد.
آگاه باشید، هر کس خدا را دربارهٔ ولایت امیر مؤمنان و امامان پس از او پیروی کند، این همان پیمان گرفته شده از سوی خداوند است.[۸]
هزاران نفر با امیر مومنان،در روز غدیر خم که در کتب تاریخی هم از آن به«عهد معهود»یاد میشود،تجدید پیمان کردند.
همانا امروز، روزی بس بزرگ است... امروز، روز کامل شدن دین و روز عهد و پیمان شناخته شده است.[۹]
اما افسوس که این عهد وپیمان،پایدار نماند چنان که فاطمه زهرا (س) نیز فرمودند: اینچنین نشد و بدعهدی و عهدشکنی از همان نخستین روزهای عروج رسول خدا(ص) آغاز گردید و پیمانی که جماعت مسلمین در روز غدیر بر اطاعت ولی خدا بسته بودند به راحتی شکسته شد و جز جمع اندکی، همه امت اسلامی از اطراف امام و حجت عصر پراکنده شدند: هنگامی که پیامبر (ص) رحلت فرمود همه مردم جز سه تن؛ سلمان، مقداد و ابوذر غفاری، به گذشته کفرآمیز خود برگشتند.[۱۰]
بعد از آن پیمان شکنی و در دوران ۲۵۰ ساله امامت شیعه هیچ گاه شاهد استقامت مومنین بر عهد خود با امامت نبودیم.بررسی ریشهها و عواقب پیمان شکنی و اهمیت «تجدید عهد» و« وفاء به پیمان»بعنوان فلسفه غدیر و شرط ظهور،کلید حل بسیاری از سئوالات و مجهولات خواهد بود.
تعریف لغوی وفای به عهد
وفاء از ریشه «وفی» و به معنای چیزی را به تمام و کمال رساندن است. حفظ و نگهداری پی درپی از چیزی را نیز، عهد گویند. در نتیجه، وفای به عهد بدین معناست که عهد بدون کم و کاست و مطابق وعده انجام شود.[۱۱]
وفای به عهد در قرآن
واژه «عهد» در قرآن به سه معنا به کار رفته است:
الف) گاهی به معنای سفارش و تاکید کردن به کار رفته که لازمه آن امر و فرمان است. در این باره میتوان به آیه ۶۰ سوره یس اشاره کرد که خداوند میفرماید:
«ای فرزندان آدم! مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را نپرستید؟ زیرا وی دشمن آشکار شماست.»[۱۲]
ب) در بعضی موارد نیز، کلمه عهد به معنای یکی از مناصب الهی و مقامات آسمانی است که به کسی داده میشود؛ مانند منصب نبوت و امامت. در این باره میتوان به آیه ۱۲۴ سوره بقره اشاره کرد که حق تعالی در این آیه میفرماید:
«پیمان من {که امامت و پیشوایی است} به ستمکاران نمیرسد.»[۱۳]
ج) در برخی موارد نیز، عهد به معنای قرارداد دو طرفه آمده است که اصطلاحا به آن معاهده گفته میشود. عهد به این معنا گاهی بین دو نفر، دو گروه، دو جامعه، جامعه و فرد، جامعه و گروه، گروه و فرد و گاهی نیز بین خدا و انسان تحقق مییابد. در این باره میتوان به آیه ۲۳ سوره احزاب اشاره کرد که خداوند میفرماید:
«از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بستند{و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود} صادقانه وفا کردند.»[۱۴]
بیشترین کار برد عهد در قرآن کریم به معنای سوم عهد اختصاص دارد که از زوایای مختلف اخلاقی، فقهی و حقوقی به بررسی آن پرداخته شده است.
تعابیر دیگری که در قرآن برای عهد به کار رفته، واژههایی نظیر «عقد»، «میثاق»، «وعده» و «بیعت» است که رایجترین واژه در این رابطه، خود واژه عهد است. تعابیری هم که برای پای بندی به عهد در آیات قرآن به کار رفته، واژههایی نظیر «وفا» و «رعایت» است که بیش از همه وفا کاربرد دارد.[۱۵]
ریشههای پیمان شکنی
۱.بی ایمانی:از بدیهیترین عوامل پیمان شکنی، نداشتن ایمان است.در واقع آنکس که وفای به عهد و پیمان نکند،دین ندارد[۱۶]و طبیعتا آن کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند باید به پیمانی که بستهاند،وفاکنند[۱۷].به استناد تاریخ عدهای از حاضرین در غدیر بعد از آن واقعه از پیمانی که با امیر مومنان بسته بودند،سر باز زدند که نشان از خلأ حضور ایمان در وجود آنهاست.کسی که عهد وپیمان خود را رعایت نکند به خدای سبحان یقین نیاورده است.[۱۸]
۲.دروغگویی:بهترین حالت شروع کارها صداقت و راستگویی و بهترین پایان آنها،وفا است.[۱۹]
امام باقر علیه السلام فرمودند: هنگامی که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله دست امیرالمؤمنین علیه السلام را گرفت و فرمود: 'مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلیٌّ مَوْلاهُ'، ابلیس و بزرگان گروهش حاضر بودند.
شیاطین به او گفتند: به ما چنین نگفته بودی! بلکه خبر داده بودی که هرگاه پیامبر از دنیا برود اصحاب او متفرق
میشوند! این طور که او صحبت کرد برنامهٔ مستحکمی را پیش بینی کرد که هر کدام از جانشینانش هم از دنیا برود دیگری به جای او مینشیند!
ابلیس در پاسخ گفت:بروید، که اصحاب او به من وعده دادهاند که به هیچیک از گفتههای او اقرارنکنند.[۲۰]
این مطلب بیانگر واقعیتی غیر قابل انکار است و منافقینی که در برکه غدیر و تحت منبر پیغمبر نشسته بودند،حتی هنگام«بخٍ بخٍ» گفتن هم صادق نبودند و دروغگویی را مسیر ومسلک خود قرار داده بودند.
۳. نفاق و دوروئی: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ این آیه سؤال شد که 'یَعْرِفُوْنَ نِعْمَهَ اللَّهَ ثُمَّ یُنْکِرُونَها'، فرمود: در روز غدیر آن را میشناسند، و در روز سقیفه آن را انکار میکنند.[۲۱]
با توجه به اقدامات منافقین آن روز و رهروانشان در طول تاریخ در مقابل اهل ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، عمق کلام خداوند تبارک و تعالی را میتوان دریافت که میفرماید: لَو اجْتَمَعَ النّاسُ کُلُّهُمْ عَلی وِلایَهِ عَلِیٍّ ما خَلَقْتُ النارَ.
اگر همهٔ مردم بر ولایت علی متفق بودند آتش جهنم را خلق نمیکردم.[۲۲]
۴.ترس:در بسیاری از موارد«ترس»عامل پیمان شکنی است.اگر شخص ترسو در سختی وتنگنا قرار بگیرد و ببیند که جان ومالش در خطر است دیگر عهدو پیمان برای او اهمیتی نخواهد داشت و براحتی پیمان خود را زیر پا میگذارد.
البته در اصلِ پیمان شکنی و در وجود پیمان شکنان غدیر خم، ریشههای دیگری چون«دنیاگرایی،حسادت،تکبر و غرور و...» را میتوان اضافه و توضیح داد که به اختصار اکتفا میکنیم.
عواقب پیمان شکنان
منزلگاهشان جهنم: در حدیثی از حضرت علی(ع) آمده که میفرمایند: در جهنم شهری است به نام حصینه، آیا از من نمیپرسید در آن شهر چیست؟ کسی عرض کرد: ای امیر مؤمنان! در آن شهر چیست؟ فرمود: دستهای پیمان شکنان.[۲۳]
چهرههاشان زشت: حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: هر کس با امامی بی وفایی کرده و عهد شکنی نماید، روز قیامت آویخته لب وارد محشر میشود تا داخل آتش دوزخ گردد.[۲۴]
دعایشان غیر مستجاب: امام صادق(ع) در پاسخ عدهای که از علت عدم استجابت دعا پرسیده بودند، میفرمایند: به دلیل این که شما به عهدهای خود در پیشگاه خداوند وفا نمیکنید، در حالی که خدای تعالی میفرماید: به عهد من وفا کنید تا من به عهد شما وفا کنم. به خدا قسم، اگر به عهد خدا وفا کنید. خدای متعال نیز به عهد شما وفا میکند.[۲۵]
دشمنان برآنها مسلط: امیرمومنان فرمود: هرگاه مردم پیمانشکنی کنند، خداوند دشمنان را بر آنها مسلط میکند.[۲۶]
منفور خدا ومردم: امیر المؤمنین حضرت علی(ع) به مالک اشتر میفرمایند: در آنچه به عهد گرفتهای، خیانت نکن و به عهد خود وفا کن.[۲۷] و از این که به آنها وعده دهی و سپس تخلف کنی، بر حذر باش… خلف وعده، موجب خشم خدا و خلق است.[۲۸]
تکرار تاریخ
حضرت زینب(س) پس از واقعه کربلا در چهارمین خطبه خود فرمودند: بِابی مَنْ اَضْحی'، عَسکَرُهُ فی یَوْمِ الاِثنین نَهبا...[۲۹]
به فدای آن کس که سپاهش روز دوشنبه غارت شد.
عموم محققان بر این عقیدهاند که حضرت زینب(س) با این جملات اشاره به واقعه سقیفه و غصب خلافت توسط سه خلیفه دارند که در روز دوشنبه بود و واقعه کربلا در روز جمعه اتفاق افتاد.یعنی اگر پیمان شکنی درآن دوشنبه شوم پدید نیامده بود و ولایت اهل بیت محقق شده بود، فاجعه کربلا هم پدید نمیآمد. و نتیجه سقیفه، فاجعه عاشورا و شهادت اباعبدالله الحسین(ع) را در پی داشت.
همانهایی که از حیدر بریدند
حسین ابن علی را سر بریدند
تاریخ تکرار شدنی است و بعد از غدیر هم در هر عصری، عدهای وفای به عهد کردند و عدهای با پیمان شکنی، رسوا شدهاند. رسوایی دعوت هزاران کوفی از یک سو و وفای به عهد مسلم بن عقیل از سوی دیگر و نمونههای فراوان تاریخی گویای این امتحان بزرگ الهی است.
پس به عهدی که با امام خود بستهایم؛پایبند باشیم.در آموزههای اهل بیت نیز بهترین راهی که برای استقامت در این مسیر توصیه شده،تجدید عهد و پیمان بصورت مستمر با ولیّ خداست.همانگونه که اصحاب سیدالشهدا در شب وروز عاشورا چندین بار با او تجدید پیمان کردند.فلسفه زیارت قبور اهلبیت عصمت وطهارت وقرائت ادعیهای مثل دعای عهد وبرپایی هیئات و مجالس ذکر ویاد اهلبیت بصورت هفتگی و یا در مناسبتهای مختلف نیز همین امر است. پس بیاد بیاوریم پیمانی که با امام عصر(عج) داریم و از گناه بزرگی بنام «پیمان شکنی» پرهیز کرده و به خدا پناه بریم تا موجبات ظهور آن حضرت را فراهم کنیم.
] اگر شیعیان ما - که خداوند توفیق طاعتشان دهد - در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند همدل میشدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمیافتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان میگشت، دیداری بر مبنای شناخت راستین و صداقتی از آنها نسبت به ما[۳۰]
مامنتظر ظهور هستیم...
در آخر توجه شما را به روایتی عجیب جلب میکنم؛
هنگامی که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از دنیا رفت و مردم غیر علی علیه السلام را برای خلافت بپا داشتند، ابلیس تاج پادشاهی بر سر گذاشت و منبری نصب کرد و بر روی آن نشست و شیاطینش را جمع کرد و به آنان گفت:
شادی کنید، چرا که تا امام قیام نکند خداوند اطاعت نمیشود.[۳۱]
پانویس
- ↑ قرآن کریم/سوره رعد/آیه 25 «وَالَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ».
- ↑ قرآن کریم/سوره یس / آیه 61-60«أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ * وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ».
- ↑ قرآن کریم/سوره اعراف/، آیه 172 «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ».
- ↑ مفاتیح الجنان/دعای ندبه/ لا یَقُولَ أَحَدٌ لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً مُنْذِراً، وَ أَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً، فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزی.. .
- ↑ ر.ک مقاله؛وفا به پیمان؛فلسفه غدیر، شرط ظهور نوشته ابراهیم شفیعی سروستانی.
- ↑ قرآن کریم/ سوره اسراء / آیه 3 «... وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا».
- ↑ العهد ما أخذ النبی علیالناس فی موّدتنا و طاعه أمیرالمؤمنین أن لایخالفوه ولایتقدّموه ولایقطعوا رحمه و أعلهم أنّهم مسئولون عنه.
محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج24، ص187، ح1. - ↑ بحارالانوار/ ج24/ص333/ح58 ألا من دان اللَّه بولایه امیرالمؤمنین والأئمه من بعده فهوالعهد عنداللَّه. به نقل از امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه «لایملکون الشفاعه إلّا من اتّخذ عند الرحمن عهداً.»؛ [آنان] اختیار شفاعت را ندارند، جز آنکس که از جانب [خدای] رحمان پیمانی گرفته است.
- ↑ بحارالانوار/ ج37/ ص164/ ح40 «إنّ هذا یوم عظیم الشأن... یوم کمال الدین و یوم العهد المعهود».
- ↑ بحارالانوار/ ج28/ ص259/ ح42«إنّ النبی، صلّی اللَّه علیه و آله، لمّا قبض ارتدّ الناس علی أعقابهم کفّاراً إلّا ثلاثه: سلمان والمقداد و أبوذر الغفاری».
- ↑ (المفردات فی غریب القرآن/ ص ۸۷۸، ۵۹۱/حسین بن محمد راغب اصفهانی قاموس قرآن/ ج۸، ص۲۳۰ / علی اکبر قرشی.
- ↑ قرآن کریم/سوره یس/آیه60.
- ↑ قرآن کریم/سوره بقره/آیه124.
- ↑ قرآن کریم/سوره احزاب/آیه 23.
- ↑ اخلاق در قرآن/ ج۳، صص۱۸۲ ۱۷۶/ محمدتقی مصباح یزدی.
- ↑ لادین لمن لا عهد له ﴿رسول اکرم صل الله علیه و آله/ بحارالانوار/ج٧٥/ص٩٦﴾.
- ↑ من کان یومن بالله من لم یرع عهوده و دممه ﴿رسول اکرم صل الله علیه و آله/ اصول کافی/ج٢/ص٣٦٤﴾.
- ↑ ما ایقن بالله من لم یرع عهوده و دممه ﴿حضرت علی علیهالسلام/ غررالحکم/ص٣٦٦﴾.
- ↑ خَیرُ مَفاتیحِ الاُمورِ الصِّدقُ وَ خَیرُ خَواتیمِهَا الوَفاءُ؛ (بحارالأنوار، ج 78، ص 161).
- ↑ بحارالأنوار/ ج 37 ص 120 و 168 عوالم/ ج 3:15 ص 125 و 135.
- ↑ اثبات الهداه/ ج 2 ص 164 ح 736.
- ↑ بحارالانوار/ ج 39 ص 247.
- ↑ بحار الانوار، ج 67، ص 186.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 6، ص 52.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر صافی (چاپ قدیم، تهران) ص 54.
- ↑ اذا نقضوا العهد سلط الله علیهم هدوهم/حضرت علی علیهالسلام/بحارالانوار/ج١٠٠/ص٤٥.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 53.
- ↑ همان.
- ↑ کتاب الملهوف /صفحه 56.
- ↑ و أنّ أشیاعنا، و فقّهم اللَّه لطاعته، علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم، لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلّت لهم السعاده بمشاهدتنا علی حقّ المعرفه و صدقها منهم بنا. بحارالانوار، ج53، ص177.
- ↑ روضهٔ کافی/ ص 344 /ح 542. جملهٔ آخر این حدیث در متن عربی چنین است: 'لایُطاعُ اللَّهُ حَتّی یَقُومَ الإمامُ.







