فرهنگ مصادیق:نحوه برخورد در مقابل تحقیر استاد
محتویات
در مقابل استادی که دانشجویش را تحقیر میکند باید چه کرد؟
جواب خود را با یک سوال آغاز میکنم: چنانچه تمام مردم دنیا در نقطهای جمع شوند و در مورد طاووس صحبت کنند و آن را زشتترین پرنده عالم قلمداد کنند آیا با گفتن این کلمات و صحبتها از ارزش وزیبایی طاوو س کاسته میشود؟آیا اگر افرادی قادر به شناختن ارزش طلا نباشند، آیا از ارزش طلا کاسته میشود؟ اگر طلا در دست کودکی (که ارزش طلا را نمیداند) باشد از قدر ومنزلت طلا کاسته میشود؟ آیا به صرف اینکه قطعهای از نقره در دست فرد نابینایی بود میتوان ادعا کرد که از ارزش نقره کاسته شده است؟ ویا اینکه باید گفت برای فرد نابینا ارزش نقره وشیشه یکسان است و از ارزش نقره کاسته نشده است بلکه فرد نابینا است که توانایی درک ارزش نقره را ندارد.
آری استادی که بدون توجه به ارزش دانش و دانشجو با گفتار و رفتار خود دانشجو را تحقیر میکند،همانند کودکی است که قدر ومنزلت طلا را نمیداند. تحقیر او نشانگر بی ارزشی دانشجو نیست بلکه بیانگر این حقیقت است که او ارزش علم و آموزنده علم را به طور کامل درک نکرده است.بنابراین باید گفت تحقیر دانشجو توسط استاد نباید نشانگر ضعف و ناتوانی دانشجو قلمداد شود و باعث نا امیدی در او شود، بلکه دانشجو باید به این نکته توجه داشته باشد که برخی افراد به دلیل مشکلات گوناگون اخلاقی ،تربیتی و... دست به تحقیر دیگران میزنند.
اکنون این سوال پیش می اید که با چنین استادی چگونه برخورد شود:
نحوه برخورد با تحقیر
اصل اولیه در برخورد با آزار دیگران از نظر تربیت اسلامی، صبر و تحمل است. انسان تنها با صبر در برابر مشکلات میتواند روحی بزرگ، توام با انشراح صدر پیدا کند. براستی اگر همه افراد در برابر ما وظایف خود را انجام میدادند و هیچ حقی از ما ضایع نمیکردند، صبر چه موقعیت و ارزشی داشت و آیا میتوانستیم بگوییم: ما به درجه صابران رسیدهایم؟
دقت کنید؛ منظورم از این بیان، تایید ظلم و آزار دیگران نیست؛ بلکه مقصودم این است که بدانیم و باور کنیم که بالاخره انسانهایی وجود دارند و در برابر ایشان چارهای جز صبر نیست و از لوازم صبر، تحمل آزار دیگران است.(البته صبری که از جایگاه قدرت باشد نه صبری که از روی ناچاری انسان به آن پناه میبرد)
بهترین الگوها برای آموختن چگونگی رفتار با دیگران، آیات قرآن کریم و سیرهٔ عملی حضرات معصومین (علیهم السلام) هستند.
از آیات آخر سورهٔ مبارکهٔ فرقان، خصوصیات عباد الرحمان بیان شده است. از جمله:
«و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونأ و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلامأ؛ بندگان خاص خدای رحمن آنان هستند که بر روی زمین به تواضع و فروتنی راه میروند و هر گاه مردم جاهل به آنها خطاب کنند، با سلامت نفس و (زبان خوش) جواب دهند.»
پس اگر شما به این آیات توجه بیشتری بفرمائید و بدانید که سکوتی که در برابر رفتار زشت دیگران میکنید مورد تأیید قرآن بوده، از صفات عباد الرحمن است، از اینکه در این خصوص اطاعت حق تعالی را کرده ملبس به صفات حمیده شدهاید در عمق وجودتان لذت خواهید برد و صبر و قرارتان از دست نمیرود.
برای بهتر روشن شدن مطلب، به ذکر طرز رفتار مالک اشتر، از یاران صدیق و باوفای امیرالمومنین علی (علیه السلام) میپردازیم:
روزی مالک در هنگام عبور، با مردی فحاش و بی ادب روبرو شد. مرد مورد نظر ناسزاهای زیادی به مالک گفت؛ اما مالک با سکوت از کنار او عبور کرد. فرد دیگری که شاهد قضایا بود، رو به او کرد و گفت: می دانی به چه کسی توهین کردی؟ او مالک اشتر نخعی بود. مرد فحاش تا اسم مالک را شنید از ترس به خود لرزید و سراسیمه به دنبال مالک رفت. دید مالک داخل مسجد شد و به نماز ایستاد. بعد از نماز به سراغ مالک رفت و با شرمساری اظهار داشت که او را نشناخته است و از او تقاضای عفو و بخشش کرد. مالک اشتر (رحمه الله علیه) فرمود: به مسجد نیامدم مگر اینکه برای تو دعا کنم. با در نظر گرفتن این نقل تاریخی روشن میشود که گاهی انسانهای بزرگ و بی مثل و مانند نیز مورد توهین وتحقیر افراد نادان و جاهل قرار میگرفتند،از اینرو هنگامی که انسان مورد اهانت افراد دیگر قرار میگیرد نباید آن را نشانه ضعف شخصیت خود قلمداد کند وخود را فردی ناتوان و ضعیف بداند.
انتقال نا رضایتی
در این مرحله لازم است به گونهای رفتار کنید تا نارضایتی شما از رفتار تحقیر آمیز استادتان به او منتقل شود.مقصود ما در اینجا رفتاری مناسب با شرایط حاکم بر محیط کلاس است. مثلا میتوانید تنها با سکوت کردن ، یا سکوت و چهره در هم کردن ویا قهر موقت و... به استاد خود بفهمانید که این رفتار او را نمیپسندید.
نداشتن احساس حقارت
همانطور که در مقدمه ذکر شد دانشجو در برابر اهانتهای استاد خود نباید احساس حقارت کند واحساس کند که او دارای نقاط ضعفی است که استاد به خود اجازه میدهد با او چنین رفتاری داشته باشد بلکه به جای اینکه علت رفتار را در ویژگیهای خود جستجو میکند باید علت اینگونه رفتارها را در شخصیت استاد خود جستجو میکند.
سعی کنید در برخورد با دیگران،جوری رفتار کنید که موجبات تحقیر شما فراهم نشود
اگر انسان با دیگران، متین و با اعتماد به نفس برخورد کند و سخن خود را با صلابت و اعتماد به نفس بیان کند هیچ کس به خود اجازه نخواهد داد تا او را تحقیر کند.
تغافل
اگراستادی قصد تحقیر شما را داشت، توصیه این است که نسبت به او بیاعتنا باشید ارزشی برای رفتارهای تحقیرآمیز او قائل نشوید در چنین موقعیتهایی به گونهای رفتار کنید که گویی اصلا اتفاقی نیفتاده است. با چنین رفتاری اولا او دیگر چنین رفتاری با شما نخواهد داشت و دیگران هم اجازه رفتار تحقیرآمیز با شما را به خود نخواهند داد.
عدم تقویت
ممکن است زمانی که استاد شما فردی را تحقیر میکند سایر دانشجویان با رفتارها و خندههای بی مورد خود رفتار نادرست او را تقویت کنند و در نتیجه رفتار او افزایش پیدا کند، بنابراین لازم است با هماهنگی بین دانشجویان زمانی که استادتان قصد تحقیر دانشجویی را دارد نسبت به رفتار او عکس العمل منفی نشان دهند ویا حداقل کار او را تقویت نکنند، بدیهی است زمانی که رفتار ااستاد تقویت نشد رفته رفته رفتار نا پسند او کاهش پیدا میکند.
مدارا
منظور از مدارا این است که فرد تا آنجا که امکان دارد در برابر رفتار نادرست دیگران سازگاری داشته باشد. اهل بیت عصمت و طهارت در احادیث زیادی به ما سفارش کردهاند که با مردم بر اساس رفق و مدارا رفتار کنیم و از درشتخویی و تندی با آنها اجتناب کنیم.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) میفرمایند: «اعقل الناس اشد هم مداراه للناس» خردمندترین مردم با مداراترین آنها با مردم است. [۱]
نرم خویی با مردم، از صفات انبیاست؛ در مقابل، درشتخویی و بد رفتاری از صفات دشمنان دین است. در حدیثی دیگر میفرمایند: «ما جماعت انبیا به مدارا کردن با مردم فرمان دادیم، همچنان که به برپاداشتن فرایض مأموریم.»
دوست عزیز
بدان انسانهایی که دیگران را تحقیر میکنند، در حقیت خودشان خوار وحقیرند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) فرمود: خوارترین مردم کسی است که مردمان را کوچک و خوار شمارد. در حدیثی دیگر از امام صادق (علیه اسلام) آمده که: هر که مومن بی نوایی را حقیر شمارد، خداوند پیوسته او را تحقیر کند و دشمنش دارد تا که از تحقیر او دست بردارد. البته این نکته را توجه نمایید که برخورد با رفتار نامناسب استاد، مانند برخورد با اشتباه والدین است. نباید از حدود احترام خارج شد بلکه ادامه رفتار متواضعانه و دعاگویی در حق ایشان، مورد پسند خداوند و بارش رحمت و برکت او در زندگی شماست. قطعا در این دنیا نیز بر برخورد فرد مقابل نیز تاثیر خواهد داشت.
پیروز و موفق باشید.
پانویس
- ↑ میزان الحکمه / ج 5 / ص 2106







