فرهنگ مصادیق:عوامل تاریخی آلایش و پالایش حدیث

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
عوامل تاریخی آلایش و پالایش حدیث

پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ تمسک به قرآن و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را مایه رستگاری امت اسلام معرفی کرده است.[۱] و صد افسوس که عده‌ای تلاش کرده‌اند با جدا کردن این دو گوهر گرانبها، هر دو را از کارآیی لازم بیندازند و مانع رستگاری دنیوی و اخروی مسلمانان شوند. ارائه تفاسیر ناروا و غیر واقعی از قرآن و آلایش‌های حدیثی را می‌توان در این راستا ارزیابی کرد. که در این نوشتار به اقتضای سؤال به آلایش‌های حدیثی و عوامل آن و سپس به پالایش‌های حدیثی به صورت گذرا پرداخته شود.

آلایش‌های حدیثی:«آلایش» در لغت به معنی آلودن و آلودگی و ناپاکی است.[۲] و مقصود از آلایش حدیث در اینجا هر گونه آسیبی است که سند و متن احادیث را دچار مشکل کرده است . از مهم‌ترین آسیب‌ها حدیثی ، می‌توان منع از تدوین حدیث، ورود احادیث خرافی (اسرائیلیات) در میان احادیث و احادیث ساختگی را بر شمرد که شمار بسیاری از احادیث ساختگی و خرافی در واقع از آثار منع از تدوین حدیث می‌باشند.
الف. منع از تدوین حدیث: در زمان حضرت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـمسلمانان به حفظ و نوشتن احادیث ایشان اهمیت زیادی می‌دادند و به عقیده دکتر عتر، عده‌ای از صحابه روایات زیادی ـ که مجموعاً به حد تواتر می‌رسند ـ در اثبات وقوع کتابت حدیث در زمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل کرده‌اند.[۳] و این به جهت اهتمام رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به این امر بود.[۴] اما بعد از رحلت آن وجود مقدس، خلفا به بهانه‌های واهی[۵] از نقل و نوشتن حدیث جلوگیری کردند و هدف اصلی آنها از این کار جلوگیری از انتشار فضائل اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ بود و برای این که این هدف آنها آشکار نگردد و صحابه در برابر آن مقاومت نشان ندهند از نقل و کتابت هر گونه حدیثی جلوگیری کردند[۶]چنان که عمر ناخواسته پرده از این راز برداشته و به صحابه گفته است: «اقلوا الروایه عن رسول الله الا فی ما یعمل به»[۷]نقل روایت از پیامبر را کم کنید مگر آنچه را که به آن عمل می‌شود. و معلوم است که فضایل اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ مربوط به عقیده است نه عمل. و در همین راستا بود که تا پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در وقت احتضار سخنی شبیه حدیث ثقلین بر زبان جاری کرد و نوشتابزار خواست تا چیزی بنویسد که بعد از آن حضرت امت گمراه نشود. عمر با نسبتی بسیار زشت به آن حضرت، مانع اجرای تصمیم ایشان گردید.[۸]
این منع نامبارک تا زمان عمر بن عبدالعزیز ادامه یافت اما او بنا بر مصالحی ، این ممنوعیت را لغو کرد و بلکه دستور به گردآوری و تدوین احادیث داد. ولی تا مرگ او (۱۰۱ق) عملی نشد تا آنکه در سال ۱۴۳ تدوین حدیث و … آغاز گردید.[۹] البته شیعه به این منع اعتنا نکرد و به تدوین حدیث پرداخت.

آثار منع از تدوین حدیث بر احادیث:۱٫ محروم ماندن مسلمانان از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ : با منع از تدوین حدیث فضائل اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در سطح وسیع منتشر نشد و حکام ایشان را به انزوا کشاندند و امت اسلام از بهره‌مندی از برکات آن حضرات محروم گردید و این بدترین پی آمد منع از تدوین حدیث است[۱۰] که آثار دیگر هم در پی این اثر است.
۲٫ اختلاف بین مسلمانان:[۱۱] تقسیم امت اسلام به فرقه‌های مختلف و خصوصاً به دو فرقه مهم شیعه و سنی به خاطر این است که با منع حدیث فضائل اهل بیت بر بسیاری پوشیده ماند و به مسیری غیر از مسیر حق سرازیر شدند و … ۳٫ نابودی احادیث فراوان: در اثر جلوگیری از نقل و تدوین حدیث روایات زیادی به دست فراموشی سپرده شد، بلکه تعمداً روایات را از بین بردند تا به دست کسی نرسد. مثلاً ابوبکر ۵۰۰ حدیث نبوی را سوزاند.[۱۲] و نیز عمر از مردم خواست تا هر حدیثی که دارند بیاورند وقتی آوردند دستور داد تا آنها را بسوزانند.[۱۳]و یکی از صحابه نیز کتابی را که در فضایل اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نوشته شده بود ، در آب شست و از بین برد.[۱۴]
۴٫ رواج اسرائیلیات: انسان کنجکاو است و همیشه دنبال چیزهای تازه است و خلفا به این اصل توجه داشتند و برای پر کردن جای خالی سخنان ناب نبوی ـ صلّی الله علیه و آله ـ و یا … به افرادی از علمای اهل کتاب مانند تمیم داری و کعب الاحبار که پس از انتشار اسلام برای پیگیری اهداف خود اظهار اسلام کرده بودند میدان سخنوری دادند بلکه در زمان عمر هر هفته سخنران قبل از خطبه‌های نماز جمعه تمیم‌داری بود که در زمان عثمان مدت آن دو برابر شد و در زمان معاویه این قبیل افراد در دربار او زیاد شدند و بدین ترتیب روایات خرافی (اسرائیلیات) را در بین مسلمانان رواج دادند و بر فرهنگ اهل سنت تأثیر زیادی گذاشتند که اعتقاد به جسمانیت خدا، صدور معاصی از انبیاء و … از نمونه‌های این اثر گذاری است.[۱۵]
۵٫ دست اندازی در روایات: دوران منع تدوین حدیث مایه لغزش‌هایی چون فراموشی، اشتباه، جابجایی عبارت و … شد ، افزون بر آن دشمنان اسلام نیز دست به کار شدند و برای مخدوش کردن چهره اسلام به تحریف و بلکه وضع احادیث دست زدند و این امر باعث شد خواسته یا ناخواسته روایات تحریف شده و جعلی به حوزه روایات راه یابد و خصوصاً بعد از آزاد شدن تدوین حدیث به سرعت در بین مسلمانان منتشر شود.[۱۶]
ب. وضع حدیث: هر چند یکی از آثار منع تدوین حدیث وضع و جعل حدیث است ـ چنانکه اشاره شد ـ ولی این کار تنها در پی منع تدوین حدیث نیست و حتی اگر هم آن منع صورت نمی‌گرفت باز وضع حدیث منتفی نمی‌شد چنانکه در زمان خود پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز برخی احادیثی را جعل می‌کردند و به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نسبت می‌دادند. علی ـ علیه السّلام ـ در این باره می‌فرماید: «ولقد کذب علی رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ علی عهده حتی قام خطیبا، فقال: «من کذب علی متعمدا فلیتبوأ مقعده من النار» در روزگار پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آنقدر دروغ به آن حضرت نسبت داده شد که ایستاد و خطابه ایراد کرد و فرمود: «هر کسی از دانسته به من دروغ نسبت دهد جایگاه او پر از آتش است.»[۱۷]

انگیزه‌ها و اسباب وضع حدیثاین بحث دامنه دار است ولی به لحاظ رعایت اختصار بعضی از مهم‌ترین انگیزه‌ها و اسباب وضع حدیث ذکر می‌شود:
۱٫ دشمنی با اسلام و انتقام جویی از آن: دشمنان وقتی گسترش روز افزون اسلام را دیدند و از مقابله مستقیم با آن ناتوان شدند به فکر چاره افتادند و برای انتقام از اسلام عده‌ای از متفکران آنها مانند: کعب الاحبار و وهب بن منبه یهودی، ابن جریح و تمیم‌داری مسیحی، سیف بن عمر و ابن ابی العوجا مانوی به ظاهر مسلمان شدند و با ساختن احادیث دروغین کینه خود را به اسلام نشان دادند.[۱۸] برای نمونه «ابن ابی العوجا» به هنگام اعدامش گفت: «مرا از کشته شدن چه باک، در حالیکه چهار هزار حدیث که حرام را حلال و حلال را حرام می‌کرد ساختم و وارد دین شما کردم.» و حماد بن زید نیز گفته است: «زنادقه چهارده هزار حدیث ساخته و به پیامبر و اولیاء الهی نسبت داده‌اند.»[۱۹]
۲٫ انگیزه سیاسی: حکامی که به ناحق بر مسند قدرت تکیه زده بودند و خود را خلیفه رسول الله می‌دانستند ناچار بودند به گونه‌ای به اعمال قدرت خود مشروعیت ببخشند و چون هیچ سخنی از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در تأیید خود در دست نداشتند بلکه سخنان فراوانی علیه خودشان و به نفع اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ وجود داشت، رو به وضع و جعل حدیث برای این منظور کردند مثلاً برای توجیه غصب فدک حدیثی ساخته و به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نسبت دادند که: «ما پیامبران چیزی به ارث نمی‌گذاریم و هر آنچه از ما باقی بماند صدقه است»[۲۰] که این مطلب به جهت مخالفت با قرآن[۲۱] جعلی بودنش واضح است و نیز معاویه روند احادیث ساختگی را به اوج رساند و در عرصه‌های مختلف به جعل حدیث دامن زد.[۲۲] و همچنین در زمان سایر امویان این وضع ادامه داشت و راویان دین فروش در زمان عبدالملک بن مروان در فضائل امویان و سوابق آنها و طعنه به علی ـ علیه السّلام ـ روایات زیادی ساختند.[۲۳]عباسیان نیز از قافله عقب نماندند و برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود احادیثی را جعل کردند.[۲۴]
۳٫ انگیزه‌های فرهنگی: اقوام مختلفی به اسلام گرویدند و بعد از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ مذاهب مختلفی پدید آمد و بعضی از این اقوام و مذاهب برای اثبات برتری خود و بی اعتبار کردن رقبای خود به جعل حدیث دست زدند برای نمونه حنفی‌ها، مالکی‌ها و شافعی‌ها هر کدام در فضایل رهبران و امامان فقهی خود روایاتی را جعل کردند.[۲۵]
۴٫ انگیزه‌های خیرخواهانه: برخی از دین داران نادان به گمان خدمت به دین ،احادیثی را ساخته و به معصومان ـ علیهم السّلام ـ نسبت دادند که بیش‌تر روایات مجعول اینها درباره فضائل سوره‌ها و آیات قرآن و ذکر پاداش اعمال خیر و … است که به منظور ترغیب مردم به قرائت قرآن و انجام کارهای خیر و ترک محرمات بوده است.[۲۶]

ب. پالایش‌های حدیثی:نتیجه منع از تدوین حدیث و رواج اسرائیلیات و احادیث جعلی این شد که چهره حدیث مخدوش گشته و دست‌یابی به احادیث صحیح دشوار گردید و عده‌ای نیز احادیث صحیح را هم به بهانه جهل‌زدایی کنار گذاشتند و نحله‌های کلامی و فقهی مختلفی شکل گرفت.[۲۷] و این نتایج بسیار تلخ بود و لازم بود چاره اندیشی شود به همین منظور اقداماتی برای پالایش حدیث خصوصاً در بین شیعه صورت گرفت از جمله:
۱٫ معرفی راویان دروغ گو و سازندگان حدیث: پیشگامان این پهنه ،ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ بودند و افرادی چون ابوالخطاب محمد بن ابی زینب کوفی، مغیره بن سعید و بنان بیان و … را به عنوان دروغ گو معرفی کرده و آنان را طرد و لعن کردند.[۲۸] و بعدها در کتب رجالی این رویه پی‌گیری شد.
۲٫ وضع قواعد و معیارهای شناخت حدیث درست و سالم از حدیث ناسالم: ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ برای این منظور ملاک‌های زیرا بیان فرموده‌اند:
الف. عرضه بر قرآن: بر پایه احادیثی که از امامان شیعه ـ علیهم السّلام ـ نقل شده است هر حدیثی که با قرآن موافق است سالم و هر حدیثی که مخالف قرآن است ناسالم است.[۲۹]
ب. عرضه بر سنت قطعی و غیر اختلافی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ : طبق این ملاک هر حدیثی که با سنت قطعی مخالف باشد مردود است.[۳۰]
ج. معیار دیگری که برای این منظور در بعضی از روایات مطرح شده این است که اگر روایتی موافق با نظر اهل سنت بود آن را رها کنید و اگر مخالف نظر آنان بود آن را مورد استفاده قرار دهید چرا که آنان سعی می‌کردند با علی ـ علیه السّلام ـ مخالفت کنند و اگر نظر آن حضرت را در چیزی نمی‌دانستند می‌پرسیدند و بعد مخالفش را انتخاب می‌کردند.[۳۱]
ملاک‌های دیگری هم توسط بعضی از پژوهشگران با استفاده از متون دینی ذکر شده است[۳۲] که به جهت رعایت اختصار آورده نمی‌شود.
۳٫ پیدایش علوم حدیثی (علومی که به گونه‌ای با حدیث مرتبطند): الف. علم رجال الحدیث: به منظور شناسایی رجالی که در اسناد روایات آمده است شکل گرفت و کتب فراوانی در این زمینه نوشته شد.[۳۳]مانند: رجال نجاشی، رجال شیخ طوسی، معجم الرجال آیت الله خویی و … لازم به یادآوری است که روش همه کتب رجالی یکسان نیست بعضی از آنها تنها به نام‌ها و احوال راویان پرداخته‌اند مانند کتاب عیاشی، بعضی هم به طبقات آنها پرداخته‌اند مثل طبقات الرجال برقی، گروهی هم به مدح و یا ذم راویان پرداخته‌اند ،مانند کتاب‌های الممدوحین و الضعفاء ابن غصنائری، برخی دیگر هم درباره راویانی که اثر مکتوب دارند، نوشته شده‌اند، مانند: فهرست نجاشی و فهرست شیخ طوسی.[۳۴] و بعضی هم به صورت جامع بحث کرده‌اند مانند: معجم الرجال آیت الله خویی و … ب. علم درایه الحدیث: در این علم از سند و متن حدیث و کیفیت تحمل و آداب نقل آن بحث می‌شود.[۳۵] الوجیزه شیخ بهایی، نهایه الدرایه سید حسن صدر و علم الحدیث سیدرضا مودب، درسات فی علم الدرایه علی اکبر غفاری و مقباس الهدایه آیت الله مامقانی در این زمینه نوشته شده‌اند.
ج. علم مختلف الحدیث: در این علم از احادیث متعارضه و راه حل تعارض آنها بحث می‌شود، در این زمینه هم کتبی نوشته شده است[۳۶] و مهمترین کتاب در این باره کتاب الاستبصار فیما اختلف من الاخبار شیخ طوسی (ره) است که جزء کتب اربعه شیعه است.
د. علم علل الحدیث: در این علم از اسباب پنهان و مشکلی که باعث ایجاد مشکل در حجیت حدیث شده است بحث می‌شود. و در این خصوص هم کتب متعددی نوشته شده است.[۳۷]
نتیجه بحث: منع از تدوین حدیث، ورود اسرائیلیات در بین احادیث و وضع حدیث از عوامل آلایش حدیث هستند و معرفی راویان دروغ گو، ارائه ملاک‌های صحت روایات و پیدایش علوم حدیثی هم از عوامل پالایش حدیث به شمار می‌روند.

پانویس

  1. رک: حسینی میلانی، سید علی، حدیث الثقلین، بی جا، مرکز الابحاث العقائدیه، ۱۴۲۱ق، ج۱٫ امینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۳۷۹، ج۱٫.
  2. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا (برنامه نرم افزاری).
  3. حسینی جلالی، سید محمدرضا، تدوین السنه الشریفه، بی جا، بی تا، ص ۲۹٫.
  4. رک: مودب، سیدرضا، تاریخ حدیث، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۴، ج۱، ص ۲۳ ـ ۳۱٫.
  5. رک: همان، ص ۱۸۶ ـ ۲۰۵، و تدوین السنه الشریفه، همان، ص ۲۱۶ ـ ۴۰۸٫.
  6. رک: تدوین السنه الشریفه، همان، ص ۴۱۲ ـ ۴۱۴٫.
  7. ابوبکر، عبدالرزاق، المصنف، بی‌جا، المجلس العاملی، بی تا، ج ۱۱، ص ۲۶۲، رقم ۲۰۴۹۶٫.
  8. رک: محمد بن اسماعیل البخاری، صحیح البخاری، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج۱، ص۳۷٫ و عسگری، سید مرتضی، معالم المدرستین، بی جا، مجمع جهانی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ، چاپ اول، ۱۴۲۴ق ، ج۱، ص۱۴۰٫.
  9. رک: معالم المدرستین، همان، ج ۲، ص ۵۰ ـ ۶۷٫.
  10. رک: تدوین السنه الشریفه، همان، ص ۵۳۳٫.
  11. رک: تاریخ حدیث، همان، ص ۲۰۹ ـ ۲۱۰٫.
  12. ابوعبدالله شمس الدین الذهبی، تذکره الحفاظ، مکه، مکتبه الحرم المکی، ۱۳۷۴ق، ج۱، ص ۵٫.
  13. محمود، ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، بی جا: دارالکتاب الاسلامی، بی تا، ص۴۷ به نقل از طبقات ابن سعد، ج۵، ص ۱۴۰٫.
  14. صائب، عبدالحمید، تاریخ السنه النبویه ثلاثون عاما بعد النبی(ص)، بی جا، بی تا، ص ۲۳ و تدوین السنه الشریفه، همان، ص ۴۱۲٫.
  15. رک: معالم المدرستین، همان، ج ۲، ص ۵۷ ـ ۶۱٫.
  16. رک: اضواء علی السنه المحمدیه، همان، ص ۱۱۸٫ تدوین السنه الشریفه، همان، ص ۴۹۴٫ و تاریخ حدیث، همان، ص ۲۱۱ ـ ۲۱۲٫.
  17. دشتی، محمد، نهج‌البلاغه قم، پارسایان، چاپ دوم، ۱۳۷۹، ص ۳۳۰ ـ ۳۳۱، خ ۲۱۰٫.
  18. رک: زین العابدین، قربانی، علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب حدیث، قم، انصاریان، چاپ سوم، ۱۳۷۸، ص ۶۶٫.
  19. اضواء علی السنه المحمدیه، همان، ص ۱۴۴٫.
  20. مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج۵، ص ۱۵۲٫.
  21. نمل : ۱۶٫.
  22. رک: ناصر، رفیعی محمدی، درسنامه وضع حدیث، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴، ص ۶۰ ـ ۷۲٫.
  23. رک: ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بی جا، داراحیاء الکتب العربیه، بی تا، ج ۱۱، ص ۴۶٫.
  24. رک: درسنامه وضع حدیث، همان، ص ۷۲ ـ ۷۳٫.
  25. رک: امینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۳۷۹، ج ۵، ص ۲۷۷ ـ ۲۸۷٫.
  26. رک: علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب حدیث، همان، ص ۷۲ ـ ۷۳٫ درسنامه وضع حدیث، همان، ص ۱۵۱ ـ ۱۵۷٫ اضواء علی السنه المحمدیه، همان، ص ۱۳۸٫.
  27. رک: درسنامه وضع حدیث، همان، ص ۲۶۹ ـ ۲۷۵٫.
  28. معالم المدرستین، همان، ج ۳، ص ۳۲۲٫.
  29. رک: معالم المدرستین، همان، ج ۳، ص ۳۲۲ ـ ۳۲۳٫ درسنامه وضع حدیث، همان، ص ۲۱۶ ـ ۲۲۶٫.
  30. درسنامه وضع حدیث، همان، ص ۲۲۶ ـ ۲۳۲٫.
  31. معالم المدرستین، همان، ص ۲۲۳ ـ ۲۲۴٫.
  32. رک: درسنامه، وضع حدیث، همان، ص ۲۳۲ ـ ۲۵۹٫.
  33. رک: سید حسین، صدر، نهایه الدرایه، تحقیق ماجدالغرباوی، بی جا، مشعر، بی تا، ص ۲۵ ـ ۲۷٫.
  34. علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب حدیث، همان، ص ۸۷ ـ ۸۸٫.
  35. نهایه الدرایه، همان، ص ۷۹٫.
  36. رک: همان، ص ۲۸٫.
  37. رک: همان، ص ۲۹٫.
منبع: سایت زاویه - تاریخ برداشت: 95/08/12