فرهنگ مصادیق:علم حدیث
محتویات
مقدمه
در اسلام، علم حدیث، علمی است که توسط آن اقوال و افعال و احوال یا تقریر[۱] پیامبر اسلام و امامان شناخته میشود و چون احادیث رسیده ازایشان، شامل گفتههای آنان هم میشود شامل گفته و نیز نام وسائطی است که کلام مزبور را از وی روایت کردهاند. میتوان گفت که علم حدیث علم به قوانینی است که به وسیلهٔ آن احوال سند و متن حدیث شناخته میشود[۲]
وظیفه اصلی علم حدیث، شناخت روایت معتبر از غیر معتبر است.
علم حدیث در عصر زرین اسلامی، از گیراترین دانشهای آن روزگار بهشمار میرفته؛ گسترش و آموزش آن در مدرسههای سدههای میانه، به فراگیری علوم رایانه در روزگار نوین همانند شده است،[۳] اهمیّت علم حدیث و علوم پیرامونی آن تا آنجا بود که برخی محدثان مانند ابن حجر عسقلانی جز آن را «علم» تقلی نمیکردند. [۴]
علم حدیث، به علم روایة الحدیث و درایة الحدیث منقسم میگردد، زیرا آنچه را مربوط به سند (سلسله ناقلان) است، روایة الحدیث یا اصول الحدیث مینامند و آنچه را مربوط به فهم کلام پیامبر اسلام و امام است درایة الحدیث گویند.
روایت
روایت الحدیث (اصول الحدیث) علمی است که از کیفیت اتصال احادیثبه پیامبر اسلام و امام، از جهت احوال روات (که آیا ضابط و عادلند؟) و از لحاظ کیفیت سند (که آیا متصل استیا منقطع؟) و غیر اینها گفتگو میکند.و خود شامل دو بخش است:
درایت
درایة الحدیث (در مقابل روایة الحدیث) علمی است که از مفاد الفاظ متن حدیث چون شرح لغات حدیث و بیان حال حدیث از لحاظ اطلاق و تقیید و عموم و خصوص و داشتن معارض و مانند اینها بحث میکند که مناسب است نام این قسمت را فقه الحدیث گذارند.بخش اول را اصول الحدیث نیز مینامند.
بخش روایت الحدیثیا اصول الحدیث چنان که گفتیم به دو رشته تقسیم شدهاست:
۱.چه آنکه اگر از احوال یکان یکان رجال سند از لحاظ عدالت آنان و وثوق و اعتماد به روایت و نقل آنها بحثشود، «علم رجال» نامیده میشود.
۲.و اگر از کیفیت نقل حدیثبه توسط راویان از لحاظ اتصال و انقطاع زنجیره حدیث و یا داشتن سند و یا ارسال و مانند آن سخن رود، به «مصطلح الحدیث» و گاهی به «درایه» تعبیر نمایند. ولی نام اول با این عمل متناسبتر است، چه آنکه درایه به معنی علم و فهم معانی است و شناسائی اصطلاحات متناسب با نام (مصطلح الحدیث) است.[۵]
محدث
مُحَدّث یک واژهٔ عربی مربوط به علم حدیث است.محدث یک دانشمند علوم اسلامی است که در شاخههای علم حدیث کاملاً متخصص است و دست کم ۴۰۰٫۰۰۰ حدیث را از حفظ دارد.
در توصیف مُحَدّث ذهبی یک سؤال مطرح کردهاست:
آن جا که دانش حدیث است، حدیث پژوهان کجایند؟
وی سپس جواب را نیز مطرح میکند:
من در آستانهای هستم که آنها نمیبینم.جز در یک کتاب که مجذوب آن میشوم و یا در زیر خاک اند.
روایت معتبر از دیدگاه شیعه
روایتی از دیدگاه شیعه معتبر است که همه شرایط زیر را دارا باشد:
۱- روایت مورد نظر در کتابی از کتب محدثین یا علمای ما وجود داشته باشد.
۲- انتساب کتاب مورد نظر به صاحب کتاب معتبر باشد.
۳- صاحب کتاب در نقل روایت ثقه (مورد اعتماد) باشد.
۴- روایت مورد نظر در کتاب موجود هم به صورت مسند باشد و هم به به صورت متصل.
۵- رجالی سند روایت همگی ثقه (مورد اعتماد) باشند.
اگر روایتی همه شرایط بالا را داشت، انتساب آن به معصوم معتبر شناخته میشود.[۷]
روایت غیر معتبر بر چهار قسم است:
روایات جعلی و محرَّف (تحریف شده)
روایاتی است که علیالقاعده جعلی یا تحریف شده است. طبیعی است که این دسته از روایات معتبر نیستند.
روایات مظنون به جعل
روایاتی است که احتمال جعلی بودن آنها زیاد است اما به گونهای نیست که بتوان بر این ادعا پای فشرد. طبیعی است که این دسته از روایات نیز معتبر نیستند.
روایات مظنون به صحت
روایاتی است که احتمال صحت انتساب آنها به معصوم علیهالسلام بسیار زیاد است اما به گونهای نیست که جزء روایات معتبر به حساب آید. از دسته از روایات جزء ظنون میباشند و ظنون علی المبنای شیعه، حجت نیستند مگر به دلیلی خاص موردی استثنا شود که ظاهراً دلیلی بر استثنا کردن این مورد نیست و در نتیجه این دسته نیز عموماً معتبر نیستند.
روایات مشکوک
روایاتی است که صحت یا عدم صحت انتساب آن به معصوم به گونهای است که نمیتوان یک طرف را بر دیگری ترجیح جدی داد. شیعه بر عدم حجیت شکها نیز اتفاق نظر دارند، لذا این دسته را نیز نمیتوان معتبر دانست.[۸]
پانویس
- ↑ تقریر یعنی تایید یا سکوت پیامبر یا امام در برابر حرف یا عملی خاص.
- ↑ مدیر شانه چی، کاظم، درایة الحدیث، قم، ۱۳۸۴، دفتر انتشارات اسلامی، شابک ۰-۳۶۵-۴۷۰-۹۶۴.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ شفیعی کدکنی, محمدرضا و ابوعبدالله حاکم نیشابوری. «حاکم نیشابوری: نام و نسب خاندان». در تاریخ النیسابوریین [تاریخ نیشابور]. تهران: آگه, بهار 1375. ISBN 9644160207. «برای انسان عصر ما تصور اینکه «علم حدیث» مهمترین علم یک دوره از تاریخ باشد، قدری دشوار مینماید ولی میتوان از راهِ تمثیل به چنین کسانی فهماند که همانطور که کامپیوتر، در شکلدهندگیِ ساختار اقتصادی و اجتماعی انسان عصر ما دارای نقش عمده است، در آن ایّام هم هم «محدثین» در شکل دادن ساختار جامعه بالاترین نقش را داشتهاند».
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ شفیعی کدکنی, محمدرضا و ابوعبدالله حاکم نیشابوری. «حاکم نیشابوری: نام و نسب خاندان». در تاریخ النیسابوریین [تاریخ نیشابور]. تهران: آگه, بهار 1375. ISBN 9644160207. «برای انسان عصر ما تصور اینکه «علم حدیث» مهمترین علم یک دوره از تاریخ باشد، قدری دشوار مینماید ولی میتوان از راهِ تمثیل به چنین کسانی فهماند که همانطور که کامپیوتر، در شکلدهندگیِ ساختار اقتصادی و اجتماعی انسان عصر ما دارای نقش عمده است، در آن ایّام هم هم «محدثین» در شکل دادن ساختار جامعه بالاترین نقش را داشتهاند».
- ↑ مدیر شانه چی، کاظم، درایة الحدیث، قم، ۱۳۸۴، دفتر انتشارات اسلامی، شابک ۰-۳۶۵-۴۷۰-۹۶۴.
- ↑ Tathkirah al-Huffath, by al-Dhahabi, vol. 1, pg. 4, edited under the supervision of Wizarah al-Ma'arif of the High Court of India by al-Muallimee.
- ↑ «تقرایرات درس علامه ریاحی». گروه احتجاج، ۱۳۹۲/۲/۲۸.
- ↑ علامه ریاحی. «علم حدیث». دارالقاری، بیروت، لبنان، ۲۰۱۱ میلادی.







