فرهنگ مصادیق:راه‌های شناخت منافقان از نظر قرآن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
راه‌های شناخت منافقان از نظر قرآن

یکی از راه‌های شناخت گروه منافقان در هر جامعه‌ای دقت در طرز استدلال آنها و عذرهائی است که برای ترک انجام وظائف لازم می‌آورند. چگونگی این عذرها به خوبی باطن آنها را روشن می‌سازد. آنها غالبا به یک سلسله موضوعات جزئی و ناچیز و گاهی مضحک و خنده آور متشبث می‌شوند تا موضوعات مهم و کلی را نادیده بگیرند، و برای اغفال افراد با ایمان به گمان خود از الفبای فکری آنها استفاده می‌کنند، و پای مسائل شرعی و دستور خدا و پیامبر را به میان می‌کشند، در حالی که در میان گناه غوطه ورند و شمشیر به دست گرفته بر پیامبر (ص) و آئین او می‌تازند. خداوند در سوره توبه آیه ۴۹ می‌فرماید: «وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ؛[۱] بعضی از آنها می‌گویند بما اجازه بده (تا در جهاد شرکت نکنیم) و ما را به گناه گرفتار ساز، آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‌اند و جهنم کافران را احاطه کرده است!».
گروهی از مفسران نقل کرده‌اند هنگامی که پیامبر (ص) مسلمانان را آماده جنگ تبوک می‌ساخت و دعوت به حرکت می‌کرد یکی از رؤسای طائفه بنی سلمه به نام جد بن قیس که در صف منافقان بود خدمت پیامبر (ص) آمد و عرض کرد اگر اجازه دهی من در این میدان جنگ حاضر نشوم زیرا علاقه شدیدی به زنان دارم مخصوصا اگر چشمم به دختران رومی بیفتد ممکن است دل از دست بدهم و مفتون آنها شوم و دست از کارزار بکشم! پیامبر (ص) به او اجازه داد. در این موقع آیه فوق نازل شد و عمل آن شخص را محکوم ساخت، پیامبر (ص) رو به گروهی از بنی سلمه کرد و گفت: بزرگ شما کیست؟ گفتند: جد بن قیس، ولی او مرد بخیل و ترسوئی است، فرمود چه دردی بدتر از درد بخل، سپس فرمود بزرگ شما آن جوان سفید رو بشر بن براء است (که مردی است پر سخاوت و گشاده روی).
آیه فوق نشان می‌دهد که انسان هر گاه بخواهد شانه از زیر بار مسؤلیتی خالی کند از هر وسیله‌ای برای خود بهانه می‌تراشد، همانند بهانه‌ای که جد بن قیس منافق برای عدم حضور در میدان جهاد درست کرد، و آن اینکه ممکن است زیبارویان رومی دل او را بربایند و دست از جنگ بکشد و به اشکال شرعی گرفتار شود!. گفتار جد بن قیس مرا به یاد گفته یکی از مأموران جبار می‌اندازد که می‌گفت: اگر ما مردم را تحت فشار قرار ندهیم حقوقی که دریافت می‌داریم برای ما شرعا اشکال دارد یعنی برای رهائی از این اشکال باید ظلم و ستم به خلق خدا کنیم.
به هر حال قرآن در اینجا روی سخن را به پیامبر (ص) کرده و در پاسخ این گونه بهانه جویان رسوا می‌گوید: بعضی از آنها می‌گویند به ما اجازه ده که از حضور در میدان جهاد خودداری کنیم و ما را مفتون و فریفته (زنان و دختران زیبا روی رومی) مساز! (و منهم من یقول ائذن لی و لا تفتنی). این احتمال نیز در تفسیر و شان نزول آیه داده شده است که او (جد بن قیس) به عذر و بهانه زن و فرزند و اموال بی سرپرست خود می‌خواست از جهاد صرفنظر کند. ولی به هر حال قرآن در پاسخ او می‌گوید: آگاه باشید که اینها هم اکنون در میان فتنه و گناه و مخالفت فرمان خدا سقوط کرده‌اند، جهنم گرداگرد کافران را احاطه کرده است (أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ).[۲] یعنی آنها به عذرهای واهی و اینکه ممکن است بعدا آلوده به گناه بشوند هم اکنون در دل گناه قرار دارند و جهنم گرداگرد آنها را فرا گرفته است آنها فرمان صریح خدا و پیامبرش را دربارهٔ حرکت به سوی جهاد زیر پا می‌گذارند مبادا به شبهه شرعی گرفتار شوند.

منافقان را از لحن گفتارشان می‌توان شناخت

خداوند در آیات ۲۹ تا ۳۱ سوره محمد می‌فرماید: «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ، وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ، وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ؛[۳] آیا کسانی که در دلهایشان بیماری است گمان کردند خدا کینه هایشان را ظاهر نمی‌کند؟! و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان می‌دهیم تا آنها را با قیافه هایشان بشناسی، هر چند می‌توانی از طرز سخنانشان آنها را بشناسی، و خداوند اعمال شما را می‌داند. ما همه شما را قطعا آزمایش می‌کنیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند؟ و اخبار شما را بیازمائیم».
در این آیات بحثی دیگر از صفات و نشانه‌های منافقین اشاره می‌کند و مخصوصا بر این معنی تأکید دارد که اینها تصور نکنند برای همیشه می‌توانند چهره درونی خود را از پیامبر (ص) و مؤمنان مکتوم دارند، و خود را از رسوائی بزرگ برهانند. نخست می‌گوید: آیا کسانی که در دلهایشان بیماری است گمان کردند خدا کینه‌های شدیدشان را ظاهر نمی‌سازد؟! (أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ).[۴] اضغان جمع ضغن (بر وزن حرص، و هم چنین بر وزن عقد) به معنی کینه شدید است. آری آنها در درون دل کینه شدیدی نسبت به پیامبر (ص) و مؤمنان داشته و همیشه منتظر فرصتی بودند که ضربه‌ای بر آنها وارد کنند، قرآن به آنان هشدار می‌دهد، تصور نکنند همیشه می‌توانند چهره واقعی خود را مکتوم دارند. به همین جهت در آیه بعد می‌افزاید: اگر بخواهیم آنها را به تو نشان می‌دهیم، تا آنها را با قیافه هایشان بشناسی! (وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمَاهُمْ).[۵] در چهره‌های آنها علامتی می‌گذاریم که با مشاهده آن علامت از نفاقشان آگاه شوی، و به رأی العین آنها را ببینی. سپس می‌افزاید: هر چند الان هم می‌توانی از طرز سخنانشان آنها را بشناسی (وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ).[۶]
راغب در مفردات می‌گوید: لحن عبارت از این است که سخن را از قواعد و سنن خود منحرف سازند، یا اعراب خلافی به آن دهند، و یا از صورت صراحت به کنایه و اشاره بکشانند، و منظور در آیه مورد بحث همان معنی سوم است یعنی این منافقان بیماردل را از کنایه‌ها و نیشها و تعبیرات موذیانه و منافقانه شان می‌توان شناخت. هر جا سخن از جهاد است آنها به نحوی در تضعیف اراده مردم می‌کوشند، هر جا سخن از حق و عدالت است آن را به سوی دیگری منحرف می‌سازند، و آنجا که از نیکان و پاکان و پیشگامان اسلام سخن به میان می‌آید به نحوی می‌کوشند آنها را لکه دار و کم اعتبار کنند. به همین جهت در حدیث معروفی از ابوسعید خدری نقل شده است که می‌گوید: «لحن القول بغضهم علی بن ابی طالب ، و کنا نعرف المنافقین علی عهد رسول الله ببغضهم علی بن ابی طالب؛ منظور از لحن القول بغض علی بن ابی طالب (ع) است، و ما منافقان را در عصر پیامبر (ص) از طریق عداوت با علی (ع) می‌شناختیم. آری این یکی از نشانه‌های بارز منافقان بود که نسبت به اولین مؤمن از میان مردان، و نخستین پیشگام جانباز اسلام عداوت می‌ورزیدند.
اصولا ممکن نیست انسان چیزی را در دل داشته باشد و بتواند برای مدت طولانی آن را چنان مکتوم دارد که حتی در کنایات و اشارات و لحن کلام او ظاهر نشود، لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی (ع) می‌خوانیم: «ما اضمر احد شیئا الا ظهر فی فلتات لسانه و صفحات وجهه؛ هیچکس چیزی را در دل پنهان نمی‌کند مگر اینکه در سخنانی که از دهان او ناآگاه می‌پرد و صفحه صورتش آشکار می‌شود. در آیات دیگر قرآن سخنان موذیانه منافقان که مصداق این لحن القول است، یا حرکات مشکوک آنها، نقل شده است و شاید به همین دلیل بعضی از مفسران گفته‌اند که بعد از نزول آیه مورد بحث دیگر پیامبر (ص) به خوبی منافقان را از نشانه‌های آنها می‌شناخت. شاهد گویای این سخن اینکه به آن حضرت دستور داده شد که هر گاه یکی از آنها از دنیا برود بر او نماز نخواند، و کنار قبرش برای دعا و طلب آمرزش نایستد: «وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ؛ و هرگز بر هیچ یک از آنها که بمیرد نماز نخوان و سر گورش نایست» [۷]
مخصوصا از مواقعی که منافقان به خوبی چهره واقعی خود را آشکار می‌کردند موقع جهاد بود، قبل از جنگ به هنگام جمع آوری کمکها و آماده شدن برای میدان نبرد و در میدان جنگ به هنگام حملات شدید دشمن، و بعد از جنگ به هنگام تقسیم غنائم که در آیات فراوانی از قرآن مجید مخصوصا در سوره توبه و احزاب به آنها اشاره شده است، و کار به جائی رسیده بود که حتی افراد عادی مسلمانان نیز منافقان را در این صحنه‌ها می‌شناختند. امروز هم شناختن منافقان از لحن قول و موضعگیریهای خلافشان در مسائل مهم اجتماعی، و مخصوصا در بحرانها یا جنگها کار مشکلی نیست و با کمی دقت از گفتار و رفتارشان شناسائی می‌شوند. و چه خوب است مسلمانان بیدار باشند و از این آیه الهام گیرند و این گروه خطرناک و کینه توز را بشناسند و افشا کنند. در پایان آیه می‌افزاید: خداوند اعمال همه شما را می‌داند: «وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ» [۸]
هم اعمال مخفی و آشکار مؤمنان، و هم اعمال منافقان را، به فرض که بتوانند چهره اصلی خود را از مردم پنهان دارند آیا از خدا که در ظاهر و باطن و خلوت و جلوت با آنها است می‌توانند مکتوم دارند؟! در آیه بعد برای تاکید بیشتر و نشان دادن طرق شناخت مؤمنان از منافقان می‌افزاید: ما همه شما را قطعا آزمایش می‌کنیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی شما و صابران کیانند و مجاهدنماها و سست عنصران منافق کیان؟! (و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین). گر چه این آزمایش دامنه وسیع و گسترده‌ای دارد و صبر و شکیبائی در انجام همه وظائف را شامل می‌شود ولی به تناسب کلمه مجاهدین، و آیات قبل و بعد بیشتر منظور آزمایش در میدان جهاد است، و راستی میدان جهاد میدان آزمایش بزرگ و سختی است و کمتر کسی می‌تواند چهره واقعی خود را در چنین میدانهائی از نظرها مستور دارد.
و در ذیل آیه می‌فرماید: علاوه بر اینکه شما را می آزمائیم اخبار شما را نیز آزمایش می‌کنیم (و نبلوا اخبارکم). بسیاری از مفسران گفته‌اند که مراد از اخبار در اینجا اعمال انسانها است، چرا که وقتی عملی از انسان سرمی زند به صورت خبر در میان مردم پخش می‌شود، بعضی نیز گفته‌اند منظور از اخبار در اینجا اسرار درونی است، چرا که اعمال مردم از این اسرار خبر می‌دهد. این احتمال نیز وجود دارد که اخبار در اینجا به معنی خبرهائی است که مردم از وضع خود یا از تعهدات خویش می‌دهند، مثلا منافقان با پیامبر (ص) عهد کرده بودند که پشت به میدان نبرد نکنند در حالی که عهد و پیمان خود را شکستند: «وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ؛ در حالی که آنها پیش از این با خدا پیمان بسته بودند که پشت (به دشمن) نکنند» [۹]
و نیز بعضی از آنها از پیامبر (ص) اجازه بازگشت از میدان جهاد می‌طلبیدند و می‌گفتند خانه‌های ما بدون حفاظ است در صورتی که بدون حفاظ نبود هدفشان این بود که فرار کنند! «وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا؛ و گروهی از آنها از پیامبر اجازه می‌خواستند و می‌گفتند: خانه‌های ما بی حفاظ است، در حالی که بی حفاظ نبود و جز فرار قصدی نداشتند» [۱۰]به این ترتیب خداوند هم اعمال انسانها را می‌آزماید و هم گفتار و اخبار آنها را. مطابق این تفسیر این دو جمله در آیه مورد بحث دو معنی متفاوت دارد، در حالی که طبق تفسیرهای قبل تاکید یکدیگر است. به هر حال این نخستین بار نیست که خداوند به مردم اعلام می‌کند که شما را می آزمائیم تا صفوفتان از هم مشخص شود، و مؤمنان راستین از ضعیف الایمانها و منافقان شناخته شوند، در آیات فراوانی از قرآن این مساله ابتلاء و امتحان مطرح شده است. ضمنا جمله: «حتی نعلم المجاهدین منکم؛ تا مجاهدان شما را بشناسیم.» به این معنی نیست که خداوند از این گروه آگاهی ندارد بلکه منظور تحقق این معلوم الهی است و مشخص شدن این گونه افراد است، یعنی تا این علم الهی تحقق خارجی یابد و عینیت حاصل کند و صفوف مشخص شود.

فهرست منـابـع

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج۷ صفحه ۴۳۹-۴۳۸، ج۲۱ صفحه ۴۸۲-۴۷۸

پانویس

  1. سوره توبه؛ آیه 49
  2. سوره توبه؛ آیه 49
  3. سوره محمد؛ آیات 29 - 31
  4. سوره محمد؛ آیه 29
  5. سوره محمد؛ آیه 30
  6. سوره محمد؛ آیه 30
  7. توبه/ 84
  8. محمد/ 30
  9. احزاب/ 15
  10. احزاب/ 13
منبع: دائرة المعارف طهور - تاریخ برداشت:95/07/02
بازگشت به شناخت منافقان