فرهنگ مصادیق:جایگاه امنیت از نگاه قرآن
محتویات
- ۱ دعا برای امنیت
- ۲ تأمین امنیت، پس از تأمین معیشت
- ۳ همکاری در تأمین امنیت جامعه
- ۴ تلاش اولیای خدا برای حفظ امنیت مردم
- ۵ امان دادن به پناهنده
- ۶ امان به بدهکار
- ۷ امان حتی برای مرده!
- ۸ حفظ حرمت و آبروی افراد جامعه
- ۹ برخورد قاطع با برهم زنندگان امنیت اجتماعی
- ۱۰ در امان بودن از شر شیطان
- ۱۱ تأکید اسلام بر حمایت از مظلومان
- ۱۲ منبع:
- ۱۳ پانویس
دعا برای امنیت
حضرت ابراهیم از خدا خواست: خدایا! مکه را امن قرار بده. «رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِنا»،[۱] دعای برای امنیت. «رَبِّ اجْعَلْ هذا» خدایا «اجْعَلْ» قرار بده. «هذا» این منطقه را «بَلَداً آمِنا» خداوند هم این دعا را مستجاب کرد. فرمود: «مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِنا».[۲] شهر امن شهری است که میشود به آن قسم خورد. همینطور که میگوییم: به خدا قسم! به امام حسین قسم! به فاطمه قسم! میشود گفت: به شهر امن قسم! «وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمینِ»[۳] یعنی امنیت، شهر را به جایی میرساند که آدم بتواند به آن شهر قسم بخورد. امنیت میتواند چیزی را مقدس میکند.
تأمین امنیت، پس از تأمین معیشت
در نعمتهایی که خدا به بشر داده، بعد از غذا، نعمت امنیت را بیان کرده است. «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ».[۴] یعنی نماز بخوانید، عبادت کنید، برای اینکه من شما را از گرسنگی نجات دادم، «وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» از خوف و ترس هم شما را امنیت دادم. یعنی خداوند دو تا نعمت را برجسته میکند و از مردم میخواهد که عبادت کنید، «فلیعبدوا» باید مردم عبادت کنند. خدا چه کرده که ما بندگی اورا بکنیم؟ میگوید: رزقت دادم، تو را از قحطی نجات دادم، امنیّتت دادم. یعنی بعد از آب و نان، نعمت امنیت بالاترین نعمت است.
همکاری در تأمین امنیت جامعه
خوب، در امنیت باید انسان سعه صدر از خودش نشان بدهد. لشگر بنی امیه آمدند کربلا امام حسین را کشتند. همین لشگر بنی امیه رفتند لب مرز پست بدهند. امام زین العابدین که کشتن پدرش را در کربلا دید، برای همین حکومت که سربازهایش لب مرز هستند... دعا دارد. امام زین العابدین به مرزدارها دعا میکرد در حالی که مرزدارها حقوق بگیر بنی امیه بودند.[۵]
یعنی سر سفره ی بنی امیه بودند، ولی امام سجاد میگفت: فعلاً مسئول مرز هستند، چون فعلاً مایه امن هستند، باید دعایشان کرد. کشتی یک گوشه اش سوراخ شود، آب داخل بیاید همه با هم غرق میشویم. یعنی در امنیت نمیشود گفت: این از ما نیست، جزء حزب ما نیست. ما کمکش نمیکنیم. چون آن کسی که ما میخواستیم نشد، پس کاری به او نداریم.
حق حکومت بعد از پیامبر با علی ابن ابی طالب بود. اما حق علی به علی، امیرالمومنین (ع) داده نشد. کسان دیگری حکومت را دست گرفتند. در عین حال هروقت آنها سوالی از حضرت علی داشتند، حضرت علی (ع) جواب میداد. نمیگفت: نه، حالا که حق من است و به من ندادید، من هم پاسخ سؤالاتتان را نمیدهم.
ذوالقرنین به سپاهش گفت: اگر میخواهید امنیت برقرار شود، همه باید کمک کنید.
«آتُونی» یعنی همه ی شما بیاورید، «زُبَرَ الْحَدید»[۶] هرچه خرده آهن است بیاورید. «اعینونی» کمک من کنید. یعنی حتی اگر طرف ذوالقرنین است باید کمک کرد. یعنی دولت به تنهایی نمیتواند. میخواهیم بگوییم: ذوالقرنین به قدری قوی بود، که خداوند او را از اولیای خودش تلقی میکند. رسماً خدا با ذوالقرنین صحبت میکند. مقامی داشت که خدا مستقیم به بعضیها خدا مستقیم حرف زده است. ولو پیغمبر نبوده است. در امنیت باید همه کمک کنیم.
تلاش اولیای خدا برای حفظ امنیت مردم
در سوره ی کهف سه تا قصه است. قصه ذوالقرنین، قصه ی اصحاب کهف، قصه ی موسی و خضر. ذوالقرنین یکی از اولیای خدا بود که خدا مستقیم با او صحبت میکرد «قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْن»[۷] از شاهکارهای ذوالقرنین این بود که یک سدی برای مردم ضعیف ساخت که گرفتار قوم یأجوج و مأجوج بودند؛ و اینها آمدند گفتند: یک سدی برای ما بساز که این یاغیها به ما حمله نکنند، وخداوند به خاطر اینکه ایشان برای امنیت مردم کار کرد، در سوره ی کهف از ذوالقرنین تجلیل میکند.
«وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقاب؛ القاب همدیگر را زشت نبرید.» اگر کسی اسم کسی را تحقیر کند، مؤمنی را تحقیر کند خدا روز قیامت تحقیرش میکند
امان دادن به پناهنده
در جنگ کسی که فرار میکند را نباید کاری داشته باشیم، زیرا ممکن است یا پشیمان شده باشد یا ترسیده است مگر اینکه بدانیم برود، برمی گردد.
در جنگ صفین هرکس فرار میکرد حضرت علی فرمود: فراریها را هم بزنید. در جنگ جمل فرمود: هرکس فرار میکند کاری نداشته باشید. گفتند: یا علی!
فراری با فراری چه فرقی میکند ؟!
فرمود: در جنگ صفین معاویه زنده بود، اینها میرفتند و او آنها را دوباره ترغیب به جنگ میکرد اما در جنگ جمل دیگر ریشه کن شدند. اینها دیگر فراریشان فراری هستند. دیگر کسی نیست آنها را ترغیب به برگشت در جنگ بکند.[۸]
امان به بدهکار
یک کسی بدهکار است، قرآن میگوید: بدهکاررا «و إن کانَ ذُو عُسْرَه فَنَظِرَهٌ إِلی مَیْسَرَه»[۹] یعنی اگر بدهکار مشکل دارد، مهلتش بده تا پولدار شود. البته در جایی دیگر میفرماید: میگوید: «وَ إِنْ تَعْفُوا»[۱۰] اگر واقعاً ندارد عفوش کن.
قرآن میفرماید: که اگر یک مشرکی گفت: به من مهلت بده میخواهم تحقیق کنم، به او مهلت بده. ، «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ» اگر یکی از مشرکین از تو مهلت خواست، «فَأَجِرْه» به او مهلت بده، «حَتَّی یَسْمَعَ کَلامَ اللَّه»[۱۱]
امان حتی برای مرده!
گفته میشود: مرده هم اگر آدم بدی بود، وقتی مرد دیگر کاری با او نداشته باشید. «اذکروا موتاکم بالخیر» مرده هایتان را به خیریاد کنید. پشت سرش بد و بیراه نگویید، لعن و نفرین نکنید، مرده هایتان را کار نداشته باشید.
حفظ حرمت و آبروی افراد جامعه
امان عِرضی، آبروی هرکسی باید در امان باشد. ما حق نداریم اسم کسی را بد ببرید. اسم مردم راباید خوب ببریم. قرآن یک آیه دارد میگوید: «وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقاب؛ القاب همدیگر را زشت نبرید.»[۱۲] اگر کسی اسم کسی را تحقیر کند، مؤمنی را تحقیر کند خدا روز قیامت تحقیرش میکند.[۱۳] قرآن میفرماید: چه می دانی شاید او از تو بهتر است، «لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ ... وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساء» مردها همدیگر را مسخره نکنند، زنها همدیگر را مسخره نکنند. چه بسا او از تو بهتر است.[۱۴]
برخورد قاطع با برهم زنندگان امنیت اجتماعی
آبروی مردم محترم است. مسخره، «همزه»، «لمزه» نیش زدن. اگر کسی اسلحه اش را کشید ولو تیراندازی نکرد، این مفسد فی الارض است؛ و مفسد فی الارض سختترین شرایط را در قرآن دارد. میگوید: «یُقَتَّلُوا» باید کشتش، «أَوْ یُصَلَّبُوا» به دار آویزانش کرد، «أَوْ یُنْفَوْا» تبعیدش کرد.[۱۵] امنیت را به هم زده است. بحث ما امشب بحث امنیت است. مسئله ی امنیت خیلی مهم است.
در امان بودن از شر شیطان
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ»،[۱۶] «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ»[۱۷] ما چه کنیم خودمان در امان باشیم؟ زکات از چیزهایی است که انسان را در امان نگه میدارد، صدقه دفع بلا میکند.
تأکید اسلام بر حمایت از مظلومان
باید از مظلوم در هر شرایطی حمایت کنیم، کار به دینش هم نداشته باشیم. قرآن میفرماید: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفین؛ چرا دفاع نمیکنید برای مستضعفینی که آنها تحت ستم هستند.»[۱۸] «مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ کسی صدای ناله را بشنود، گوش ندهد، بی اعتنا باشد مسلمان نیست .»[۱۹] پس امنیت یکی از نیازهای اساسی و مهم است که خداوند نیز در مورد آن دستوراتی را داده است. به امید آنکه در تأمین این نیاز اساسی همه کوشا باشیم.
منبع:
پایگاه تبیان







