فرهنگ مصادیق:اعراض از اسلام (قرآن)
شقاق در دین
قرآن کریم روی گردانی از اسلام را، نشانه جدایی از حق و ستیزه جویی با خدا میداند: «فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ...» اگر آنها نیز به آنچه شما ایمان آوردهاید، ایمان بیاورند هدایت یافتهاند، و اگر سرپیچی کنند از حق جدا شدهاند.... ( «شقاق» به معنای مخالفت و قرار گرفتن در مقابل یک دیگر است.).[۱] [۲]
کلمه شقاق بمعنای نفاق، و نزاع، و مشاجره، و جدائی، و باصطلاح فارسی قهر کردن میآید. [۳]، و در اینجا بعضی آنرا به کفر تفسیر کردهاند و بعضی به گمراهی، و گاه به جدائی از حق و توجه به باطل، و همه اینها در واقع به یک حقیقت باز میگردد.
بعضی از مفسران نقل کردهاند که پس از نزول آیه قبل و ذکر حضرت مسیح در ردیف سایر پیامبران جمعی از مسیحیان گفتند ما این سخن را نمیپذیریم عیسی همچون سایر پیامبران نبود، او پسر خدا بود! آخرین آیه مورد بحث نازل شد و به آنها هشدار داد که در گمراهی و کفر و شقاق هستند. [۴][۵][۶]
اهداف بعثت پیامبران
«رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ... » پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان مبعوث کن، تا آیات تو را بر آنها بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد.... . [۷]
در آیه فوق پس از آنکه ابراهیم و اسماعیل تقاضای ظهور پیامبر اسلام را میکنند سه هدف برای بعثت او بیان میدارند: نخست تلاوت آیات خدا بر مردم، این جمله اشاره به بیدار ساختن اندیشهها در پرتو آیات گیرا و جذاب و کوبندهای است که از مجرای وحی بر قلب پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم نازل میشود و او به وسیله آن، ارواح خفته را بیدار میکند، «یتلو» از ماده تلاوت در لغت به معنی پی در پی آوردن چیزی است و هنگامی که عباراتی را پشت سر هم و روی نظام صحیحی بخوانند، عرب از آن تعبیر به تلاوت میکند، [۸]بنابراین تلاوت منظم و پی در پی مقدمهای است برای بیداری و ایجاد آمادگی، برای تعلیم و تربیت .
سپس تعلیم کتاب و حکمت را هدف دوم میشمرد، چرا که تا آگاهی حاصل نشود، تربیت که مرحله سوم است صورت نمیگیرد و تفاوت کتاب و حکمت ممکن است در این جهت باشد که کتاب اشاره به کتب آسمانی است، و اما حکمت، علوم و دانشها و اسرار و علل و نتائج احکام است که از طرف پیامبر، تعلیم میشود وتعبیر «منهم » در آیات فوق آمده اشاره به این است که رهبران و مربیان انسان باید از نوع خود او باشند، با همان صفات و غرائز بشری تا بتوانند از نظر جنبههای عملی، سرمشقهای شایستهای باشند، بدیهی است اگر از غیر جنس بشر باشند نه آنها میتوانند دردها نیازها، مشکلات، و گرفتاریهای مختلف انسانها را درک کنند و نه انسانها میتوانند از آنها سرمشق بگیرند. [۹]
رغبت سفیهان از اسلام
روی گردانی از اسلام در قرآن کریم امری سفیهانه و نابخردانه خوانده شده است : «وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ...» چه کسی جز افرادی که خود را به سفاهت افکندهاند از آئین پاک ابراهیم رویگردان خواهد شد... . [۱۰][۱۱][۱۲]
کلمه رغبت وقتی با لفظ (عن ) متعدی شود، یعنی بگوئیم (من از فلان چیز رغبت دارم ) معنای اعراض و نفرت را میدهد (یعنی من از فلان چیز اعراض و نفرت دارم )، و چون با لفظ (فی ) متعدی شود، معنای میل و شوق را میدهد، (یعنی من به فلان چیز علاقه و میل دارم ).
و کلمه «سفه » هم بطور متعدی میآید، و هم لازم، و بهمین جهت بعضی از مفسرین گفتهاند: کلمه «نفسه» مفعول کلمه «سفه » است چون «سفه » متعدی است، ولی بعضی دیگر «سفه » را لازم گرفتهاند، و بهمین جهت گفتهاند: کلمه «نفسه » تمیز است، نه مفعول، و به هر حال معنای جمله اینست که اعراض از ملت و کیش ابراهیم از حماقت نفس است، و ناشی از تشخیص ندادن اموری است که نافع بحال نفس است، از اموری که مضر بحال آنست، و از این آیه معنای روایت معروف (ان العقل ما عبد به الرحمن )، (عقل چیزی است که با آن رحمان عبادت شود) استفاده میشود. [۱۳]
منبع
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «اعراض از اسلام ».
پانویس
- ↑ مفردات راغب، راغب اصفهانی، ج ۱، ص ۲۶۴
- ↑ بقره/سوره۲، آیه ۱۳۷
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، ج۱، ص۴۷۲
- ↑ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج ۱، ص۴۶۹
- ↑ مجمع البیان، شیخ طبرسی، ج ۱، ص۴۰۷
- ↑ تفسیر صافی، فیض کاشانی، ج ۱، ص۱۹۳
- ↑ بقره/سوره۲، آیه ۱۲۹
- ↑ مفردات راغب، راغب اصفهانی، ج ۱، ص ۷۵
- ↑ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج ۱، ص۴۵۶
- ↑ بقره/سوره۲، آیه ۱۳۰
- ↑ تفسیر صافی، فیض کاشانی، ج ۱، ص۱۹۱
- ↑ مجمع البیان، شیخ طبرسی، ج ۱، ص۳۹۶.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، ج۱، ص۴۵۲







