فرهنگ مصادیق:رزق و روزی شناسی
محتویات
- ۱ چهار درس «فقرزدایی»
- ۲ اثر غذای حلال یا حرام؟
- ۳ مردم گرفتار بانک ربوی توان مقاومت ندارند
- ۴ کسب روزی حلال از نگاه قرآن
- ۵ تغییر رفتار اقتصادی خانوارها
- ۶ تغییر الگوی مصرفی خانوار
- ۷ تعدیل شکاف درآمد-هزینه
- ۸ رشد قابلتوجه «درآمدهای متفرقه»
- ۹ کفر نعمت چیست؟ عاقبت و آثار این گناه در روایات چگونه است؟
- ۱۰ راه نجات از مال حرام چیست
- ۱۱ تقوای شدید در تغذیه کودک
- ۱۲ پرهیز از لقمه حرام
- ۱۳ راه زندگی صحیح
- ۱۴ اثرات لقمه حرام در روایات
- ۱۵ لعنت فرشتگان
- ۱۶ ساخت بنای عبادت روی ماسههای روان
- ۱۷ چه عواملی در گمراهی و ضلالت انسان دخالت دارند؟
- ۱۸ آداب تجارت
- ۱۹ اقسام قراردادهای کار در نظام اقتصاد اسلامی
- ۲۰ روزی حلال
- ۲۱ ویژگی پارسایان
- ۲۲ طلب حلال در قرآن
- ۲۳ توازن نیازهای مادی و معنوی
- ۲۴ کسب حلال، وسیله خدمت
- ۲۵ اهمیت طلب حلال در احادیث
- ۲۶ آثار طلب حلال
- ۲۷ توجه به سبب معنوی رزق حلال
- ۲۸ پانویس
چهار درس «فقرزدایی»
«کاهش آسیبپذیری شهروندان در برابر فقر»، محور اصلی گزارش امسال توسعه انسانی ملل متحد (HDR) است. گزارشی ۲۲۵ صفحهای که دو روز پیش از سوی سازمان ملل متحد منتشر شد. متن این گزارش که هماکنون در سایت UNDP موجود است، به زبانی ساده و روان نوشته شده و با توجه به تاکید ویژه گزارش امسال بر مقوله «سیاستهای کاهنده فقر و آسیبپذیری»، شایسته است کلیه پژوهشگران دغدغهمند در این حوزه، وقتی را برای مطالعه این گزارش جامع اختصاص داده و از نکات ارزشمند متعدد آن بهرهمند شوند.
اما در وسع این یادداشت مختصر، به چهار نکته سیاستگذارانه کوتاه و بسیار قابل تامل در گزارش توسعه انسانی ۲۰۱۴ اشاره میکنم:
اول) یکسوم ایرانیان، «بیسواد» یا «کمسواد» هستند
براساس این گزارش، در میان ایرانیان بالای ۲۵ سال، ۳۵ درصد بیسواد یا کمسود (دارای تحصیلات ابتدایی) بوده و ۶۵ درصد تحصیلات راهنمایی یا بالاتر دارند؛ آماری که احتمالا میتواند برای ما تهراننشینهایی که عمدتا هم در دو، سه دهک بالایی درآمد (و نیز تحصیلات) قرار داریم، بسیار عجیب باشد. صدالبته افرادی که با آمارهای مربوطه در ایران آشنایی دارند، میدانند که همین آمار (با اختلافی ۲ درصدی) در سرشماری سال ۱۳۹۰ کل کشور نیز به دست آمد و در براساس دادههای «بودجه خانوار» سالهای اخیر نیز، درصد ایرانیان بیسواد و کمسواد، در چند سال اخیر کموبیش در همین رقم ثابت بوده است. در مقایسه با رقم ۶۵ درصدی در ایران، جمعیت بالای ۲۵ساله دارای تحصیلات حداقل راهنمایی در مالزی ۶۹ درصد کل جمعیت را تشکیل میدهد، در اردن ۷۴ درصد، در روسیه ۹۱ درصد، در کشور آفریقایی بوتسوانا ۷۵ درصد، در مصر ۵۱ درصد و در عراق ۳۲ درصد. همچنین براساس گزارش توسعه انسانی ملل متحد، میانگین سالهای تحصیلات برای ایرانیان بالای ۲۵ سال، معادل ۸/۷سال است؛ یعنی قدری پایینتر از اردن (۹/۹ سال)، ارمنستان (۸/۱۰ سال) و مالزی (۵/۹ سال) و قدری بیشتر از عراق (۶/۵ سال)، سوریه (۶/۶ سال) و مصر (۴/۶ سال). طبیعتا این آمار هم به ما پایتختنشینان یادآوری میکند که ایران، بسیار بزرگتر از تهران است.
دوم) بودجههای فقرزدایی متمرکز بر «سنین پایینتر» بسیار موفقترند
فصل ۳ گزارش توسعه انسانی ملل متحد، بحث مشروحی را مطرح میکند که جمعبندی آن، این است: دولتهایی که برنامههای فقرزدایی خود را بر آموزش، سلامت و تامین امنیت غذایی کودکان و خردسالان متمرکز میکنند، نتایج فقرزدایانه بهمراتب پایدارتری به دست میآورند (نمودار صفحه ۵۷ گزارش، این ایده را به شکلی جالب بیان میکند). این فصل از گزارش با اشاره به این تخمین که یکپنجم کودکان کشورهای در حال توسعه در ریسک سوءتغذیه قرار دارند، به دولتها توصیه میکند که با طراحی برنامههای بهبود امنیت غذایی کودکان خانوارهای فقیر، در کنار برنامههای بهبود آموزش و سلامت کودکان، از تشدید حلقه معیوب «بهارثرسیدن فقر» در این خانوارها (فقر تغذیهای در خردسالی _ فقر کمی و کیفی آموزشی در نوجوانی و جوانی _ فقر مهارتهای حرفهای / اجتماعی / ارتباطی در بزرگسالی _ درآمد اندک، پسانداز اندک و هزینه اندک برای آموزش و سلامت و تغذیه فرزندان) جلوگیری کنند.
سوم) توسعه انسانی متمرکز بر کودکان
یک صفحه از گزارش توسعه انسانی ۲۰۱۴، به یادداشت کوتاهی از «جیمز هکمن» (نوبلیست اقتصاد ۲۰۰۰ و استاد اقتصاد دانشگاه شیکاگو) اختصاص یافته است. هکمن با ارجاع به گزارش توسعه انسانی امسال اشاره میکند: «دغدغه سیاستگذاران عدالتگرا این است که تاثیر «تولد» در درآمد و رفاه فرد در بزرگسالی را به حداقل برسانند. طبیعتا این عادلانه نیست که فردی صرفا به دلیل تولد در یک خانواده فقیر، محکوم به زیستن در فقر تا آخر عمر باشد اما با استناد به جدیدترین پژوهشهای اقتصادی و نیز روانشناختی، بخش بزرگی از شکاف بین تواناییهای فرزندان خانوادههای فقیر و ثروتمند، در سالهای خردسالی و کودکی شکل میگیرد و در نتیجه جلوگیری از بروز این شکاف عمدتا در گرو سیاستهای توسعه انسانی متمرکز بر کودکان و خردسالان است. توسعه ارائه آموزش پیشدبستانی با تاکید بر بهبود مهارتهای اجتماعی و ارتباطی را میتوان بهعنوان یک راهحل سیاستگذارانه مهم در این زمینه مطرح کرد.»
چهارم) آمارهای باکیفیت؛ شتابدهنده فقرزدایی
نکته آخر اینکه، «بیل گیتس» هم یادداشت یکصفحهای خود برای گزارش توسعه انسانی ۲۰۱۴ را به «فقر آماری» اختصاص داده و تاکید کرده است: یکی از ریشههای شکست برنامههای فقرزدایی در کشورهای در حال توسعه، به «فقر آماری» در این کشورها مربوط میشود. در شرایطیکه در این کشورها بسیاری از آمارهای مربوط به فقر آموزشی، فقر سلامت، فقر تغذیه و فقر درآمدی با کیفیتی پایین و بسیار نامنظم تولید میشوند، حتی بهترین اقتصاددانان هم نمیتوانند به ارزیابی مناسب سیاستهای فقرزدایی در این کشورها بپردازند و راههای بهبود این سیاستها را تجزیه و تحلیل کنند.
اثر غذای حلال یا حرام؟
آنچه مسلم است غذای پاک و حلال در روح و قلب انسان اثر نیکو و غذای حرام، اثر بدی میگذارد و مخصوصاً روحهای لطیف و سبک با خوردن حتی یک لقمه غذای حلال یا حرام این اثر را به خوبی حس میکنند.
از مرحوم« کربلایی کاظم فراهانی» که خداوند به او عنایت فرموده بود و بدون اینکه سواد داشته باشد، تمام سی جزء قرآن را یکباره حفظ شده بود، نقل میکنند که: طلاب مدرسه فیضیه قم او را دعوت میکردند و از او سوالاتی در مورد قرآن میکردند و او همه سؤالات را جواب میداد.
گاهی هم بعضی او را به صرف ناهار دعوت میکردند و او میپذیرفت ولی میدیدند گاهی بعد از خوردن غذا از آن محل خارج میشود و با داخل کردن انگشت در حلق خود سعی میکند غذاها را از شکم خود خارج کند.
از او میپرسیدند چرا این کار را میکنی؟! میگفت: «غذایی که خوردم حلال نبوده نور قلبم کم شده، دیگر نمیبینم.
اثر غذاهای حلال در سبکی و نور باطن و توجه به عبادات و نیز اثر غذاهای حرام در سنگینی و کدورت و کسالت در عبادات به خوبی مشهود است و لذا در روایات بسیاری بر کسب حلال و اجتناب از حرام تأکید و تحریص شده است که به گوشهای از آن اشاره میکنیم.
رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در سه روایت چنین فرمودهاند:
عبادت هفتاد جزء است که بهترین جزء آن طلب روزی حلال است
هر کس لقمه حلال بخورد، فرشتهای بالای سر او میایستد و برای او طلب مغفرت مینماید تا از خوردن دست بکشد.
هر کس غذای حلال بخورد خداوند قلب او را تا چهل روز نورانی میگرداند. و امام صادق علیه السلام فرمودند: « طلب رزق حلال را رها نکن زیرا روزی حلال انسان را در دینش کمک مینماید؛
و در مورد اجتناب از غذای حرام و کسب حرام هم روایات زیادی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم وارد شده از آن جمله:
هر کس از راه غیر حلال مالی بدست آورد، توشهاش به سوی آتش است.
خدای تعالی میفرماید: « هر کس توجهی نکند که از چه راهی درهم و دینار به دست میآورد من هم توجهی نمیکنم که از چه دری او را داخل آتش کنم.
وقتی لقمه حرام در شکم کسی واقع شد، هر فرشتهای در آسمانها و زمین او را لعنت میکنند.
عبادت همراه با حرامخوری مانند ساختمان بر روی شن یا بر روی آب است. از مجموعه این احادیث روشن میشود که انسان باید در کسب خود دقت کند تا حلال باشد و در نتیجه غذایی که میخورد حلال باشد تا اثرات آن در قلب و روح او، نورانیت و لطافت باشد و عباداتش مقبول درگاه حضرت حق واقع گردد.
مردم گرفتار بانک ربوی توان مقاومت ندارند
الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین و الأئمه الهداه المهدیین سیّما خاتم الأنبیاء و خاتم الأوصیاء(علیهما آلاف التحیّه و الثناء) بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرّءُ الی الله!
اقتصاد مقاومتی از منظر دین در چند عنصر خلاصه میشود: اولاً دین, مال را معرفی کرد, ثانیاً خطر فقر را بازگو کرد, ثالثاً راه تنظیم اقتصاد را عاقلانه و عادلانه ارائه داد. اما عنصر اول فرمود: مال, عامل قیام و قِوام یک ملت است؛ در سوره مبارکه «نساء» فرمود: ﴿لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً﴾؛ملت اگر بخواهد قائم و مقاوم باشد چارهای نیست که کیف و جیبش پر باشد؛ ملتی که دستش تهی است، از ستون محروم است، از قیام و مقاومت طرْفی نمیبندد، این مال است که عامل قیام یک ملت است: ﴿لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً﴾. در همین زمینه فرمود: این ستون را نباید به دست لرزانِ افرادِ سفیه و بی عُرضه سپرد، آن مدیرِ سفیه و آن مدبّرِ لرزان، خود را نمیتواند تأمین کند، خودایستادگی را فرا نگرفته، چه رسد به اینکه بتواند ستون ملت و مملکتی را نگهداری کند.
مال, عامل قیام یک ملت است؛ آن کسی که سفاهت اقتصادی دارد, درایت اقتصادی ندارد، صلاحیّت آن را ندارد که مال را به دست او بدهند، اگر هم هوش اقتصادی دارد و لکن طهارت قُدسی و قداست عقل در او یافت نمیشود، او سفیه است. سفاهت در فرهنگ قرآن تنها در فقدان نظر نیست، بلکه بسیاری از افرادند که از نظر علمی، خردمند و پخته و فرهیخته هستند ولی از نظر عقل عملی سفیهاند. قرآن کریم کسانی را که راهیِ راه ابراهیم خلیل(سلام الله علیه) نیستند سفیه میداند: ﴿وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّهِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ﴾؛ اگر این حدیث معروف در کنار آن آیه مشهور قرار بگیرد معلوم میشود که اینها دو قضیه مناسب اند: یکی اینکه «العقل ما عُبد به الرحمن و اکتسب به الجنان»؛ عقل آن است که خدا عبادت شود و بهشت کسب شود. عکس نقیض آن این است کاری که با آن نمیتوان خدا را راضی کرد و ملت را خوشنود کرد و بهشت را کسب کرد، این سفاهت است و این عقل نیست: «ما لا یُعبد به الرحمن و لا یکتسب به الجنان فلیس بعقل»؛ اگر عقل نبود, سفاهت هست؛ این همان آیه معروف قرآن است که ﴿وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّهِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ﴾. پس مال, ستون یک ملت است؛ مدیر و مدبّرِ سفیه که نتواند خود را اداره کند، عُرضه حفظ این ستون را نخواهد داشت، ملّت موظف است این مال را به دست افراد سفیه نسپارد؛ آن کسی که مدبریّت اجتهادی، یک؛ مدیریت جهادی، دو؛ فاقد این دو عنصر محوری است، سفیه هست و ملت موظف است که مال را به دست او ندهد.
مطلب بعدی همان است که در سوره مبارکه «حشر» فرمود: مال که ستون است باید خیمهای را بر فراز خود افراشته نگه دارد که بتوان همه ملت را زیر پوشش این خیمه نگه داشت، فرمود: ﴿کَیْ لا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ﴾؛ دولت را دولت گفتند، چون تداول میشود؛ این تداول و این ثروت که دست به دست هم میگردد نباید در یک منحنی محدود دور بزند, باید در کلّ این مدار ۳۶۰ درجه بگردد؛ مثل خونی است که باید جریان داشته باشد و اگر در یک منحنی خاص بگردد، بقیه از جریان این خون محروم باشند فلج هستند؛ ملتِ فقیر فلج است, ملتی که جیبش خالی است, کیفش خالی است, تهیدست است، بدهکار است، مدیون است فلج است و ملت فلج قدرت قیام ندارد، چه رسد به مقاومت. نظام تلخ کاپیتال غرب این طور است که ﴿دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ﴾؛ نظام فروریخته سوسیال شرق از همین قبیل است که دولت سالاری است و ثروت دست دولت هاست، اما ملت از ثروت ملّی محروم هستند؛ در نظام سوسیال شرق، دولتی، ثروت را به دولت دیگر منتقل میکند میشود: ﴿دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ﴾. در نظام سرمایه داری کاپیتال غرب، ثروت و دولت را از دست یک سرمایه دار به دست سرمایه دار دیگر منتقل میکنند، این هم میشود: ﴿دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ﴾؛ اینکه گفتند ۹۹ درصد در برابر یک درصد، ممکن است بخشی از اینها اغراق و مبالغه باشد; ولی این خطر هست که اکثری از آن دولت کلان طرْفی نبستند. پس برابر سوره «نساء» ثروتِ ملت، ستون آن ملت است و برابر سوره «حشر» ثروتِ ملت، خون ملت است، اگر این ستون، زیر سقف باشد، همه را پوشش میدهد و اگر خون در تمام جامعه جریان داشته باشد هر کسی به اندازه ظرفیت و استعداد خود بتواند از آن طرْفی ببندد، این جامعه سر پا و زنده است.
مطلب بعدی خطر تلخ فقر است؛ مستحضرید که قرآن کریم از لوازم و ظرایف ادبی عرب بهرههای فراوانی برده است و همراهان خود را آگاه کرد. کسی که گداست و چیزی ندارد به او نمیگویند فقیر، بلکه به او میگویند فاقد یعنی مال ندارد. فقیر بر وزن «فعیل» به معنی مفعول است، فقیر؛ یعنی کسی که ستون فقراتش شکسته است، کسی که گرفتار حادثه تلخ «فاقره الظهر» شد – که در سوره «القیامه» آمده – این میشود فقیر؛ همان طوری که قتیل به معنای مقتول است، فقیر هم به معنی مفعول است: یعنی کسی که ستون فقراتش شکسته است. ملتی که جیبش خالی است, دستش تهی است، زمین گیر است؛ البته اول مسکین است بعد فقیر. مسکین؛ یعنی گرفتار سکون، بی حرکتی؛ ملت تهیدست از حرکت و پویایی ایستاده است و محروم است، یک؛ در اثر شکسته بودن ستون فقرات، زمین گیر است و مبتلا به نشستن است، دو؛ از این جهت گفتند فقیر، بدتر از مسکین است. این تعبیرهای تند قرآن کریم که اگر ملتی دستش تهی بود، قدرت حرکت ندارد و ساکن است، اولاً؛ قدرت ایستادن ندارد و نشسته است، ثانیاً؛ برای همین جهت است. بنابراین اگر ملتی شغل نداشته باشد، بدهکار باشد، گرفتار بانکهای ربوی باشد، این ملت هرگز قائم نیست، چه رسد به مقاومت، چه رسد به ایستادگی در برابر حوادث تلخ.
مطلب بعدی که قرآن کریم از این راه گوشزد میکند میفرماید: ملتی که سفره اش خالی است و بدهکار است و فرزند بیکار دارد و خودش هم بازنشسته است، این ملت دهنش به چاپلوسی باز است، هرگز اهل نقد نیست، هرگز اهل اعتراض نیست. در دو جای قرآن کریم از ملت تهیدست به «اِملاق» یاد کرده است فرمود: ﴿وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ﴾, یا ﴿نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ﴾، در یک جا مخاطب مقدم بر مغایب است و در یک جا مغایب مقدّم بر مخاطب است: ﴿نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ﴾, ﴿نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ﴾، در هر دو جا سخن از املاق است، املاق؛ یعنی تملّق گویی, چاپلوسی. شما مستحضرید کسانی که در این وزارتخانهها تلاش و کوشش میکنند، میدانند معاونان آنها با آنها یک طور حرف میزنند، افرادی که در آبدارخانه هستند یک طور حرف میزنند، آبدارچی یک طور تملّق میگوید، معاون یک طور سخن میگوید. کسی که دستش تهی است، زبانش به چاپلوسی بسته است، ممکن نیست ملتی تهیدست باشد، زبانش به اعتراض و نقد و پاسخ گویی و مساله دانی و مساله خواهی و طلب خواهی، باز باشد. دهن ملت وقتی فقیر باشد به چاپلوسی باز است، کمر او شکسته است.
خلاصه بحث اقتصاد مقاومتی آن است که مال، ستون مملکت است و اهل اختلاس و اهل رومیزی و اهل زیرمیزی و کسی که ضعف مدیریت دارد و کسی که توان آن را ندارد کشوری که یک درصد جمعیّت دنیا را دارد؛ یعنی هفتاد میلیون و بیش از هشت درصد امکانات روی زمین در دست اوست، نتواند خود را اداره کند، گرفتارِ ﴿لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً﴾. در این مملکت همه چیز هست؛ جوانهای فعال و بیکار فراوان، مال به دست بانکهای ربوی – که ﴿یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا﴾ است – از یک سو و سرمایه دارانی که مشخص نیست از چه راهی در آوردند و در چه راهی صرف میکنند از سوی دیگر؛ اقتصاد مقاومتی با نصیحت حل نمیشود؛ با فهم است و فهم! بفهمیم مال در فرهنگ قرآن, ستون دین است و به دست مدیرانی سپرد که در اقتصاد مجتهد، در مدیریت مجاهد و با عزم ملی همراه است و این خون را در رگهای همه ملت جاری کرد تا ملت روی پای خود بایستد.
این مساله را هم میدانید ملت را با شغل و کارگری و با مزدوری اداره کردن مکروه است؛ هرگز دین نمیخواهد ملت مزدور باشد. شما به کتابهای فقهی مراجعه کنید میبینید این باب را مرحوم صاحب وسائل در کتاب اجاره منعقد کرد که مکروه است انسان مزدور باشد، هر کس باید برای خود کار کند، تقویت تعاونی همین طور است، دامداری و کشاورزی همین طور است؛ این کشوری که هزارها هکتار همسایه دیوار به دیوار دریاست، وقتی علوفه را وارد میکند، این ملت هرگز توان مقاومت ندارد. مدیریّتِ منزّه از سفاهت, مدبریّتِ مبرّای از سفاهت, مدیریت و مدبّریتِ مبرّای از اختلاس و سرقت و رشوه و رومیزی و زیرمیزی, ملتِ منزّه از بانک ربوی- که ﴿یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا﴾ – این ملت صد در صد مقاوم است, صد در صد قائم است. به امید آنکه این ملت این معارف را خوب درک کند, باور کند, در خود تمرین کند و به جامعه منتقل کند! به امید آن روز!
از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم امام راحل و شهدا را با انبیا محشور بفرماید! نظام ما، رهبر ما، مراجع ما، ملت و مملکت و دولت ما را در سایه امام زمان حفظ بفرماید! خطر بیگانگان مخصوصاً استکبار و صهیونیسم را به خود آنها برگرداند! این ملت بزرگ و بزرگوار و غیور را که مقاوم و اهل مقاومت است، مقاوم تر و اهل مقاومت بهتر بفرماید!
کسب روزی حلال از نگاه قرآن
قالالله تعالی:
«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»
[۱]
۱ـ روزی بندگان را خداوند ضمانت نموده است.
آیات: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتِینُ» [۲]؛
«وَمَا مِن دَآبَّهٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا» [۳]؛
«وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ» [۴]
نکات تفسیری:
الف) همراهشدن دو صفت «ذوالقوه» و «متین» با «رزاق» که صیغه مبالغه است، این حقیقت را ثابت میکند که خداوند در دادن روزی به بندگان نهایت توانایی و تسلط را دارد.
ب) اگر ایمان داشته باشیم که روزی از خداست، ریشه بسیاری از حرصها، بخلها، حیلهها، حسدها، کلاهبرداریها و کمفروشیها در انسان میخشکد.
۲ـ وسعت رزق زمینهساز گناه و تعدی نشود.
آیه: «… کُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِی الأرْضِ مُفْسِدِینَ» [۵]
نکات تفسیری:
الف) سپاسگزاری از نعمتهای الهی در این است که حداقل انسان لجاجت و خیرهسری را کنار بگذارد.
ب) لاتعثوا از ماده «عثی» به معنی فساد شدید در زمینههای اخلاقی و معنوی به کار میرود.
ج) نعمتهای الهی را در راه فسادانگیزی به کار نگیرید.
۳ـ از روزی خدا بخورید به شرطی که ظلم نکنید.
آیه: «… کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ » [۶]؛
« …کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ » [۷]؛
« کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَلا تَطْغَوْا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبِی وَمَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَی» [۸]
نکات تفسیری:
الف) تخلف از فرامین الهی ظلم به خویشتن است.
هرچه کنی به خود کنی گرهمه نیک و بد کنی
۴ـ از درآمدهای پاک بخوریم.
آیه: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الأرْضِ حَلالا طَیِّبًا وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ» [۹]؛
«إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ … » [۱۰]؛
«وَمِنَ الأنْعَامِ حَمُولَهً وَفَرْشًا کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ» [۱۱]
نکات تفسیری:
الف) از درآمدهای پاک بخوریم.
ب) درآمدهای حلال را در غیرمورد حلال خرج نکنیم.
ج) مواظب دامهای شیطان مخصوصاً در مورد کسب و کار باشیم!!!
۵ـ مصرف روزی حلال همراه با شکرگزاری نعمتهای الهی
آیه: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَاشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ» [۱۲]؛
« … کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَاشْکُرُوا لَهُ بَلْدَهٌ طَیِّبَهٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ» [۱۳]
نکات تفسیری:
الف) مصرف روزی الهی باید ما را به بندگی خدا نزدیک کند.
ب) شکر واقعی آن است که نعمتها در راهی مصرف شود که خداوند مقرر نموده است.
۶ـ درآمد حلال از راهِ آموختن مسایل کسب روزی حلال « یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ …» [۱۴]
آیه: «… فَکُلُوا مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ … » [۱۵]
نکات تفسیری:
الف) شرایط و قوانین شکار باید رعایت شود تا روزی حلال باشد.
ب) اگر مسایل کسب و کار را بلد نیستیم، باید یاد بگیریم. « یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ …» [۱۶]
۷ـ در مسایل تغذیه دقت کنید.
آیه: «وَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالا طَیِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ» [۱۷]
نکات تفسیری:
الف) اگر روزی به دست خداست، پس عجله و حرص و حرامخوری برای چه؟
ب) تقوی بهترین وسیله استفاده از روزی خداوند.
۸ـ نظارت بر کشتارگاهها
آیه: «فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ بِآیَاتِهِ مُؤْمِنِینَ » [۱۸]
«وَمَا لَکُمْ أَلا تَأْکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَکُمْ مَا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ إِلا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ وَإِنَّ کَثِیرًا لَیُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِینَ»؛ [۱۹]؛
«وَلا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَی أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ» [۲۰]
نکات تفسیری:
الف) غذاها مخصوصاً ذبیحه باید رنگ و بوی الهی داشته باشد.
۹ـ اسراف ممنوع
آیه: «وَکُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» [۲۱]؛
«وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ» [۲۲]
۱۰ـ استفاده از نعمتهای الهی باید همراه با دعا و تضرع باشد.
آیه: «فَکُلُوا مِنْهَا حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّهٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطَایَاکُمْ وَسَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ» [۲۳]؛
«وَکُلُوا مِنْهَا حَیْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا حِطَّهٌ وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا نَغْفِرْ لَکُمْ خَطِیئَاتِکُمْ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ» [۲۴]
نکات تفسیری:
الف) خداوند همه نیازهای مادی و معنوی دنیوی و اخروی بشر را تأمین میکند و برای برخورداری از این نعمتها چون مسکن، غذا، عفو و لطف، دستور دعا، استغفار و سجده میدهد.
ب) مطیعنبودن و عملنکردن به دستورات الهی در بهرهبرداری از نعمتها موجب بروز آفتها و بیماریها میشود که امروز خشکسالی و … از این موارد است.
۱۱ـ غنایم جنگی را همراه با رعایت قوانین استفاده کنید.
آیه: «فَکُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالا طَیِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» [۲۵]
نکات تفسیری:
الف) شرط مصرفکردن، حلال و پاک و دلپسندبودن است.
ب) هشیار باشید تا غنایم جنگی و فدیهگرفتنها، انگیزه والای شما را در جهاد تغییر ندهد.
۱۲ـ فرهنگ شکرگزاری را ترویج کنیم.
آیه: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ» [۲۶]؛
«فَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالا طَیِّبًا وَاشْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ» [۲۷]
نکات تفسیری:
الف) تکامل نعمتهای مادی در صورتی است که هماهنگ با نعمت معنوی ایمان و توحید باشد.
ب) این آیات هشداری است به همه آنهاییکه راه اسراف، تبذیر، احتکار و … در پیش گرفتهاند.
ج) امنیت و آرامش در رأس نعمتها و زمینه توسعه در رزق و اقتصاد جامعه میباشد. «امنه مطمئنه یأتیها رزقها»
د) واردات و صادرات امری است مسلم. «یأتیها رزقها غداً من کل مکان»
هـ) فقر اقتصادی و ناامنی اجتماعی از نشانههای بیاعتنایی جامعه به اصول دینی است.
۱۳ـ رعایت حقوق حیوانات
آیه: «کُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَکُمْ» [۲۸]
الف) حیوانات هم باید از مواهب الهی استفاده نمایند.
۱۴ـ انجام اعمال صالح در سایه تغذیه سالم
آیه: «یَا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ» [۲۹]
نکات تفسیری:
الف) تغذیه طیب و سالم و عمل صالح مورد توجه تمام ادیان الهی است.
ب) توفیق عمل صالح در سایه تغذیه حلال و طیب است.
ج) نقش تغذیه در روحیات و اخلاق انسان
د) تغذیه سالم یک وسیله تکامل
۱۵ـ سهم فقرا از درآمد شما فراموش نشود.
آیه: «فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ » [۳۰]
نکات تفسیری:
الف) سهم فقرا از مال اغنیاء فراموش نشود.
ب) حجاج فقط به فکر برگزاری مراسم حج نباشند، بلکه به فکر فقرا هم باشند.
۱۶ـ تلاش و فعالیت برای به دستآوردن روزی
آیه: «هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ ذَلُولا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ» [۳۱]
نکات تفسیری:
روزی از سوی خداست ولی برای به دستآوردن آن تلاش لازم است.
۱۷ـ قیامت برداشت عمل در دنیاست.
آیه: «کُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِیئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِی الأیَّامِ الْخَالِیَهِ» [۳۲]؛
« کُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِیئًا بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» [۳۳]
نکات تفسیری:
قیامت دوره برداشت دانههایی است که در دنیا کاشته شده باشد.
۱۸ـ نقش غذا در عملکرد
آیه: «وَأَوْحَی رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ» [۳۴]؛
«ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلا یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَهً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» [۳۵]
نکات تفسیری:
الف) فرمایش حضرت علی (ع): «کن کالنحله اذا اکلت، اکلت طیباً و اذا وضعت، وضعت طیباً و اذا وقعت علی عود لم تکسره» [۳۶]
همچون زنبور عسل باش. وقتی که میخورد، چیز پاکیزه میخورد. وقتی که مینهد، پاکیزه مینهد. و وقتی که بر چوبی مینشیند، آن را نمیشکند.
ب) اولیای خدا چون زنبور عسل هستند که از پستیها دوری کرده و بلندیها را انتخاب میکنند. از معارف الهی استفاده کرده و راه پروردگارشان را خاضعانه میپیمایند. این افراد از حلقومشان حکمت و حلاوتهای معنوی خارج میشود.
۱۹ـ احترام به قانون الهی
آیه: «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ …» [۳۷]
نکات تفسیری:
الف) نقش غذا درسلامت جسم و روح
ب) اجازه خوردن هر چیزی را نداریم.
۲۰ـ ارث نامشروع حرام است.
آیه: «وَتَأْکُلُونَ التُّرَاثَ أَکْلا لَمًّا» [۳۸]
نکات تفسیری:
الف) در تقسیم ارث حق همه صاحبان ارث باید دیده شود.
۲۱ـ خوراک نامشروع اولین گام انحراف
آیه: «فَأَکَلا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ وَعَصَی آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَی» [۳۹]
نکات تفسیری:
الف) لقمه نابجا سبب ریختن شرم و حیا و ظهور زشتیها میشود.
ب) راه نفوذ شیطان تمایلات انسانی است.
۲۲ـ حق محرومین را از مالتان بپردازید.
آیه: « وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» [۴۰]
نکات تفسیری:
الف) شرط مصرف، پرداخت حق محرومان است.
ب) روز برداشت محصول به یاد محرومان باشید.
ج) روز برداشت محصول آمادگی روحی برای انفاق بیشتر است، پس فرصت را از دست ندهید.
۲۳ـ کشاورزان و باغداران دقت کنند.
آیه: « وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلا رَجُلَیْنِ جَعَلْنَا لأحَدِهِمَا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَیْنَهُمَا زَرْعًا…» [۴۱]
نکات تفسیری:
الف) کشاورز حقیقی خداست، نه انسان. «حففنا ـ فجرنا ـ جعلنا» [۴۲]
ب) نه فقر نشانه ذلت است، نه ثروت دلیل عزت. پس بر فقرا فخر نفروشیم.
ج) همه داراییهای انسان از خداست و مالک حقیقی اوست.
د) دارایی و نعمت سرشار زمینه غرور است.
هـ) گاهی علاقه به مال و ثروت زمینه کفر انسان به خدا و قیامت است.
۲۴ـ رباخواری و حرامخواری، ممنوع.
آیه: «وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَکْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ و …» [۴۳]؛
«یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَهً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۴۴]
نکات تفسیری:
الف) تحریم ربا در دیگر کتب آسمانی هم آمده است.
ب) همه ادیان آسمانی نسبت به روابط مادی و مالی انسانها و چگونگی دخل و خرج سختی و حساسیت دارند.
ج) رباخواری و حرامخواری انسان را در مسیر کفر قرار میدهد.
۲۵ـ رشوهخواری ممنوع
آیه: «وَتَرَی کَثِیرًا مِنْهُمْ یُسَارِعُونَ فِی الإثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» [۴۵]؛
«وَلا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَی الْحُکَّامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» [۴۶]
نکات تفسیری:
الف) سیمای جامعه اسلامی، سبقت در خیرات «یسارعون فی الخیرات» و سیمای جامعه کفر و نفاق، سبقت در فساد. «یُسَارِعُونَ فِی الإثْمِ وَالْعُدْوَانِ»
ب) فساد اداری و رشوهخواری در ردیف گناهان کبیره است.
ج) اهداف و جهتگیری اصلی منافقان، شهوت، ثروت و قدرت (اثم، سمت، عدوان) است.
۲۶ـ نقش علماء و حوزههای علمیه در مهار فساد اداری
آیه: «لَوْلاَ یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ» [۴۷]
نکات تفسیری:
الف) وظیفه امر به معروف اول متوجه علماء است.
ب) سکوت و بیتفاوتی علماء زمینه ترویج فساد
ج) علماء باید قدرت داشته باشند تا بتوانند علاوه بر موعظه و دعوت، جلوی مفاسد را بگیرند.
۲۷ـ مسؤولیت سنگین در برابر اموال ایتام
آیه: «وَآتُواْ الْیَتَامَی أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ وَلاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَی أَمْوَالِکُمْ إِنَّهُ کَانَ حُوبًا کَبِیرًا» [۴۸]
نکات تفسیری:
الف) یتیمها حق مالکیت دارند.
ب) رزق پاک و حلال به ما میرسد با عجله آن را ناپاک نکنیم.
ج) کوتاهی در مال یتیم گناه کبیره
۲۸ـ دستور اکید اسلام به کسب روزی حلال
آیه: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَهً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا»[۴۹]
نکات تفسیری:
الف) داد و ستدها باید بر اسسا رضایت طرفین باشد، نه اجباری و اکراهی
ب) هر نوع تصرفی که بر مبنای حق نباشد، ممنوع است. مثل غصب، سرقت، تقلب، غش و …
ج) مالکیت فردی محترم و تصرف در اموال دیگران جز از راه معاملات صحیح و بر اساس رضایت حرام است.
۲۹ـ شیلات و ماهیفروشی
آیه: «وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا و …» [۵۰]؛
«وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا و…» [۵۱]
نکات تفسیری:
الف) گوشت باید تازه باشد، مخصوصاً گوشت حیوانات دریایی. «لحماً طریاً»
ب) تلاش برای کسب روزی از انسان، اما رزق از خداست. «لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ»
۳۰ـ تدبیر حکومت برای ذخیرهسازی رزق مردم
آیات: «قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِی سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِیلًا مِّمَّا تَأْکُلُونَ» [۵۲]؛
«ثُمَّ یَأْتِی مِن بَعْدِ ذَلِکَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْکُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاَّ قَلِیلًا مِّمَّا تُحْصِنُونَ» [۵۳]
الف) در مسایل اقتصادی باید از کارشناسان زبده استفاده کرد.
ب) مدیریت بحران و اداره جامعه در شرایط حاد و دشوار از وظایف اصلی حکومت است.
ج) آیندهنگری و برنامهریزی بلندمدت برای مقابله با مشکلات اقتصادی جامعه، لازمه مدیریت کشور است.
د) استقبال مدیریت کلان کشور از طرحهای اقتصادی و ….
و) …. مطالب خوبی در تفسیر نور در این راستا وجود دارد.
۳۱ـ در اموری که به ما مربوط نیست، فتوی ندهیم.
آیه: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللّهِ الَّتِیَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ» [۵۴]
«قُلْ أَرَأَیْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَکُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلًا» [۵۵]
نکات تفسیری:
الف) اسلام با زهدنمایی، رهبانیت و تقدسنمایی مخالف است.
ب) راه رسیدن به خدا ترک امور حلال و طیب نیست، بلکه به گناه نیفتادن از طریق آنهاست.
ج) اصل اولی در بهرهگیری از مواهب، مباحبودن است؛ مگر دلیل خاصی بر حرمت چیزی باشد.
۳۲ـ توسعه و تنگی رزق به دست خداست.
آیه: «اللّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقَدِرُ وَفَرِحُواْ بِالْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا فِی الآخِرَهِ إِلاَّ مَتَاعٌ» [۵۶]
«إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ إِنَّهُ کَانَ بِعِبَادِهِ خَبِیرًا بَصِیرًا» [۵۷]
«وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِرُ» [۵۸]
«أَوَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ» [۵۹]
«اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِرُ لَهُ» [۶۰]
«أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ» [۶۱]
نکات تفسیری:
الف) بسط و قبض رزق با خداست، ولی تلاش ما برای رسیدن به روزی بیتأثیر نیست. «لَیْسَ لِلْاِنْسَانِ اِلّا مَا سَعَی»
ب) از بسط رزق یاغی نشویم و از قبض آن مأیوس و ناامید نشویم.
ج) روزی به دست خداست نه به زرنگی، دورنگی، پیمانشکنی و قطع روابطی که مستلزم انفاق است.
د) گاهی تفاوت در روزی به خاطر آزمایش «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» [۶۲]
ذ) گاهی محرومکردن دیگران از حقشان «مَنَّاعٍ لِّلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ» [۶۳]
ر) گاهی بیتوجهی به حق یتیمان «کَلَّا بَل لَّا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ» [۶۴]
۳۳ـ برتری بعضی بر بعضی در تقسیم روزی از جانب خداوند
آیه: «وَاللّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلَی بَعْضٍ فِی الْرِّزْقِ …» [۶۵]
نکات تفسیری:
الف) تفاوت در رزق یکی از برنامههای حکیمانه الهی است.
ب) کمالات معنوی انسانها مثل سخاوت، صبر، ایثار، حمایت، شفقت و تواضع و امثال اینها در سایه تفاوت در رزق آشکار میشود.
ج) دریافت رزق همه با زرنگی نیست.
د) بیتفاوتی و ترک کمک به دیگران، کفران نعمت است.
۳۴ـ در انتخاب غذا پاکترین را انتخاب کنید. (جریان اصحاب کهف بعد از بیدارشدن)
آیه: «فَابْعَثُوا أَحَدَکُم بِوَرِقِکُمْ هَذِهِ إِلَی الْمَدِینَهِ فَلْیَنظُرْ أَیُّهَا أَزْکَی طَعَامًا فَلْیَأْتِکُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ …» [۶۶]
نکات تفسیری:
الف) وارستگان مؤمن هر غذایی را نمیخورند، نوع غذا و مقدار برایشان مطرح نیست، پاک و حلالبودن مهم است.
۳۵ـ روزی را از خدا بخواهید، دیگران همه محتاج خدایند.
آیه: «… فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْکُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» [۶۷]
نکات تفسیری:
الف) سرچشمه رزق نزد خداست.
ب) ابتدا باید نیازهای مادی را حل کرد، سپس مردم را ارشاد نمود.
۳۶ـ رزق زیاد باعث طغیان و سرکشی میشود.
آیات: «وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَلَکِن یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ»؛ [۶۸]
«کَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَی، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَی» [۶۹]؛
«أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ» [۷۰]؛
«لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» [۷۱]
نکات تفسیری:
الف) رزق مردم حساب و کتاب دارد.
ب) رفاه بیش از حد، سبب طغیان است.
۳۷ـ نگاه به اقتصاد، باید جنبه معنوی داشته باشد.
آیات: «وَقَالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ، قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ، وَمَا أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُم بِالَّتِی تُقَرِّبُکُمْ عِندَنَا زُلْفَی إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِکَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِی الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ» [۷۲]
نکات تفسیری:
الف) در جامعه دینی نگاه به اقتصاد باید جنبه معنوی و الهی داشته باشد.
ب) کثرت مال و فرزند، همیشه نشانه گشایش رزق نیست. بلکه گاهی خداوند افرادی را با سرمایه عذاب میدهد. استشهاد به آیه ۵۵ سوره توبه: «فَلاَ تُعْجِبْکَ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کَافِرُونَ»
ج) داشتن مال و فرزندان زیاد نشانه رشد و کمال نیست، بلکه بهرهگیری صحیح از آنها کمال است.«اِلّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً»
۳۸ـ نمک میخورید، نمکدان نشکنید.
آیات: «الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّکُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ» [۷۳]؛
«وَمِنْ آیَاتِهِ أَن یُرْسِلَ الرِّیَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِیُذِیقَکُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِیَ الْفُلْکُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» [۷۴]؛
«اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَرَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَتَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ» [۷۵]
نکات تفسیری:
الف) ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانــــــبردار شرط انصاف نباشد که تو فرمــــان نبری
۳۹ـ اگر با خدا خوب معامله کنیم، روزی بیحساب و کتاب به ما میرسد.
آیات: «إنَّ اللّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ» [۷۶]؛
«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا، وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» [۷۷]
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ»[۷۸]
نکات تفسیری:
الف) میان عبادت و بندگی و رزق رابطه است.
ب) الطاف الهی در صورتی است که اکثریت جامعه اهل ایمان و تقوی باشند.
ج) سرمایهگذاری بوی فرهنگ معنوی جامعه، بازده اقتصادی دارد.
د) عامل محرومیتها و مشکلات خود مردمند.
۴۰ـ انفاقکردن رزق یک ارزش دینی است.
آیات: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ» [۷۹]؛
«…وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ یُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ یَسْتَوُونَ» [۸۰]؛
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاکُم» [۸۱]؛
«وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ» [۸۲]
نکات تفسیری:
الف) رزق حسن زمانی زیباست که همراه با انفاق باشد.
ب) افراد سرمایهدار و مالک از خود چیزی ندارند و در سایه رزق الهی به نوایی رسیدهاند.
۴۱ـ رزق پاک از الطاف حکیمانه الهی
آیات: «وَاللّهُ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَکُم مِّنْ أَزْوَاجِکُم بَنِینَ وَحَفَدَهً وَرَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ» [۸۳]؛
«اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ» [۸۴]
نکات تفسیری:
الف) از الطاف حکیمانه الهی دلپسندبودن رزق است.
ب) ترک ازدواج و جلوگیری از فرزند و تحریم حلالهای الهی، باطلگرایی و کفران نعمت است.
ج) با وجود همسر و رزق حلال، زنا و حرامخوری کفران نعمت الهی است.
۴۲ـ توجه به مادیات در مکتب انبیاء
آیه: «وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ» [۸۵]
نکات تفسیری:
الف) مسکن مناسب یکی از نعمتهای الهی است.
ب) در نهضتهای انبیاء علاوه بر معنویت، ابعاد مادی زندگی مردم نیز مورد توجه بوده است.
ج) در مواقع بحرانی و تحریمها، باید از خدا برای رفع نیازها کمک گرفت.
د) تفرقه، همه نعمتهای الهی را خنثی میکند.
۴۳ـ تجارت پرسود
آیه: «إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَهً یَرْجُونَ تِجَارَهً لَّن تَبُورَ» [۸۶]
نکات تفسیری:
الف) داراییهای انسان، داده الهی است.
ب) اگر توجه داشته باشیم که داراییها ما از خداوند است، در انفاق بخل نمیورزیم.
ج) نماز در صورتی ارزش دارد که همراه با رسیدگی به حال محرومان باشد.
۴۴ـ آداب طلاق و تأمین روزی و نیازهای زن
آیات: «أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَلا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَإِنْ کُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتَّی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَإِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَی، لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا مَا آتَاهَا سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا» [۸۷]
نکات تفسیری:
الف) تأمین مسکن زن حتی بعد از طلاق تا مدتها بر عهده مرد است. «اسکنوهن»
ب) مسکن زن مطلقه باید در مکانی باشد که مرد در آنجا زندگی میکند. «من حیث سکنتم»
ج) تأمین هزینههای زنان باردار حتی در حال طلاق واجب است.
د) اگر مرد و زن به توافق نرسیدند، نباید حقوق طفل معطل بماند.
ه) پدر باید هزینههای شیردادن به فرزند را بپردازد.
و) ….
۴۵ـ دورزدن قانون برای کسب روزی، ممنوع.
آیات: «وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خَاسِئِینَ * فَجَعَلْنَاهَا نَکَالا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَهً لِلْمُتَّقِینَ» [۸۸]
نکات تفسیری:
الف) توهین به قانون خداوند، عامل اهانت به خود است.
ب) انسان حریص، چون حیوان است.
ج) عاقبت نیرنگ، رسوایی است.
د) کلاه شرعی درستکردن، در اصل کلاه بر سر خود گذاشتن است.
۴۶ـ آنجا که سرمایه و کسب، کارساز نیست.
آیه: «مَا أَغْنَی عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ» [۸۹]؛
«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئًا وَأُولَئِکَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ» [۹۰]
«مَا أَغْنَی عَنِّی مَالِیَهْ * هَلَکَ عَنِّی سُلْطَانِیَهْ» [۹۱]
نکات تفسیری:
الف) مال و ثروت، یکی از ابزارهای مخالفت با دین و ارزشهای معنوی
ب) در برابر قهر الهی نه ثروت کارایی دارد و نه هر چیزی که در اثر تلاش به دست آید.
ج) اشرافیت دنیا، تحقیر آخرت را به دنبال دارد.
۴۷ـ مواظب کسب و کارمان باشیم.
آیه: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» [۹۲]
«وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ» [۹۳]
نکات تفسیری:
الف) فساد محیط، به خاطر عملکرد انسان است.
ب) اعمال انسان در طبیعت اثر میگذارد.
ج) خیانت در امانت، روابط اجتماعی را بر هم میزند.
۴۸ـ هرطور عمل کنیم، دودش تو چشم خودمونه
آیه: «وَمَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِیمًا * وَمَنْ یَکْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا یَکْسِبُهُ عَلَی نَفْسِهِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا» [۹۴]
نکات تفسیری:
الف) هر گناهی در روح و جان انسان اثر مستقیم دارد. (چه گناهی زشتتر از کسب روزی حرام»
۴۹ـ زشتترین درآمد
آیه: «فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِیلا فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ» [۹۵]
«إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتَابِ وَیَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلا أُولَئِکَ مَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلا النَّارَ وَلا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَلا یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» [۹۶]
نکات تفسیری:
الف) از بدترین درآمدها، درآمد دینسازی و دینفروشی است.
ب) مواظب قلمها، کتابها، مقالات زهرآلود و … باشید.
ج) از انگیزههای جریانات انحرافی، رسیدن به دنیاست.
د) دینفروشی، بدترین کسب است. چون کلمه «ویل» سه بار در این آیه آمده است.
۵۰ـ دستورات معاملات نقدی و غیرنقدی
آیه: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلا یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإِنْ کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجَالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الأخْرَی وَلا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلا تَسْأَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیرًا أَوْ کَبِیرًا إِلَی أَجَلِهِ ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَهِ وَأَدْنَی أَلا تَرْتَابُوا إِلا أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً حَاضِرَهً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَلا تَکْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلا یُضَارَّ کَاتِبٌ وَلا شَهِیدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» [۹۷]
نکات تفسیری:
الف) قرارداد میان بدهکار و بستانکار باید با کمال دقت نوشته شود.
ب) برای اطمینان بیشتر و حفظ قرارداد از مداخلات احتمالی طرفین، نویسنده قرارداد شخص سومی باشد.
ج) بدهیها نوشته شود.
د) طرفین در قرارداد خود دو شاهد بگیرند.
هـ) ثبت و نوشتن، سه فایده دارد:
۱) ضامن اجرای عدالت است.
۲) موجب جرأت شهادتدادن گواهان است.
۳) مانع ایجاد بدبینی در جامعه است.
و) ….
۵۱ـ اموال همدیگر را به باطل نخورید، مگر اینکه بر اساس دادوستد و تجارت آگاهانه و از روی رضایت کامل باشد.
آیه: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلا أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ» [۹۸]
نکات تفسیری:
الف) مالکیت فردی محترم است و تصرف در اموال دیگران جز از راه معاملات صحیح و بر اساس رضایت حرام است.
ب) هر نوع تصرفی که بر مبنای حق نباشد، ممنوع است. مثل غصب، قمار، غش و تقلب، خرید و فروش وسایل فساد و گناه و …. زیرا همه مصداق باطل است.
ج) دادوستدها باید بر اساس رضایت طرفین باشد، نه اجباری و اکراهی
۵۲ـ خرید و فروش و معاملات شما را از خدا دور نکند.
آیه: «رِجَالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاهِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاهِ ….» [۹۹]؛
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلاهِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الأرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ * وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَهً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَهِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ» [۱۰۰]
نکات تفسیری:
الف) بازار با صدای اذان تعطیل میشود.
ب) مردان بزرگ کسانی هستند که تجارت و بیع آنها را از یاد خدا غافل نمیکند.
ج) تلاش اقتصادی منهای معنویت و یاد خدا پوچ و بیارزش است.
د) تجارت و اقتصاد، لغزشگاه بزرگی است.
هـ) ترک تجارت، ارزش نیست، بلکه تجارت همراه با یاد خدا و نماز و زکات، ارزش است.
۵۳ـ بهترین تجارت معامله با خداست.
آیه: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَی تِجَارَهٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَیُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ وَمَسَاکِنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» [۱۰۱]
نکات تفسیری:
الف) در تجارت، خودسرانه وارد نشویم. احتیاج به راهنمایی دارد.
ب) سود واقعی، نجات از قهر الهی است.
ج) تجارت تنها در امور دنیوی نیست.
د) قرآن از تجارت با عناوین مختلف یاد کرده از جمله:
۱) تجارت بد « بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ» فروختن خویشتن در مقابل کفر. اما بر عکس کسی
که نفسش را با خدا معامله کند. «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاهِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» [۱۰۲]
۲) تجارت بدون سود «فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ» [۱۰۳]
۳) تجارت کم سود «مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ» [۱۰۴]
۴) تجارت زیانبار «إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ » [۱۰۵]
۵) تجارت بسیار زیانآور «إِنَّ الإنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ» [۱۰۶]
۶) تجارت رسوا «الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ» [۱۰۷]
۷) تجارت راکد «تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا» [۱۰۸]
۸) تجارت مستمر و بادوام «تِجَارَهً لَنْ تَبُورَ» [۱۰۹]
۹) تجارت نجاتبخش «تِجَارَهٍ تُنْجِیکُمْ» [۱۱۰]
۱۰ـ تجارت سودآور «تِجَارَه مُرْبِحَه» [۱۱۱]
قال علی (ع): «لَیْسَ لِاَنْفُسِکُمْ ثَمَن ٌ اِلّاالْجَنَّهَ فَلاَ تَبیعُوهَا اِلّا بِهَا». [۱۱۲]
قال علی (ع): «اَلدُّنْیَا مَتَجَرُ اَوْلِیاءُ الله» «دنیا، تجارتخانه اولیای الهی است». [۱۱۳]
۵۴ـ در زمینه فروش هم مواظبت کنیم.
آیه: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ …» [۱۱۴]
نکات تفسیری:
الف) باداشتن خریداری همچون خدا، چرا به سراغ دیگران برویم؟! با خدا معامله کنیم.
ب) شرط خریداری، داشتن ایمان است. کفر و نفاق در این بازار، جایگاهی ندارد.
آیات مرتبط: «أُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَهَ بِالْهُدَی فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ» [۱۱۵]؛
«أُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْحَیَاهَ الدُّنْیَا بِالآخِرَهِ فَلا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلا هُمْ یُنْصَرُونَ» [۱۱۶]؛
«بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْیًا أَنْ یُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَی مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَی غَضَبٍ وَلِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ مُهِینٌ» [۱۱۷]؛
«وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَهِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ» [۱۱۸]؛
«أُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَهَ بِالْهُدَی وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَهِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَی النَّارِ» [۱۱۹]
«إِنَّ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْکُفْرَ بِالإیمَانِ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ * وَلا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لأنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ» [۱۲۰]؛
«اشْتَرَوْا بِآیَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِیلا فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» [۱۲۱]
۵۵ـ کارکردن در اسلام برای امر معاش یک ارزش است.
آیه: «قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الأمِینُ» [۱۲۲]
نکات تفسیری:
الف) برای استخدام دو عنصر توانایی (تخصص) و امانتداری (تعهد) لازم است.
ب) توانایی و امانتداریها را باید در شرایط عادی و بدون توجه طرف شناسایی و احراز کرد. زیرا بعضیها با تصنع، تملق و ریاکاری، واقعیت خود را میپوشانند.
ج) خداوند از مردم، عمران و آبادانی زمین را خواسته که بدون کار و تلاش محقق نمیشود.
د) انبیاء الهی، کشاورز، چوپان، خیاط و نجار بودهاند.
ط) کار در اسلام، عبادت و به منزله جهاد است.
ظ) دعای بیکار، مستجاب نمیشود.
ع) کار وسیله تربیت جسم و روح، پرکردن ایام فراغت، مانع فساد و فتنه، عامل رشد و نبوغ و ابتکار و توسعه اقتصادی، عزت و خودکفایی میباشد.
هـ) جامعه نیاز به تعاون و همکاری دارد.
ی) برای مبارزه با فقر، باید ابزار تولید را در اختیار نیروهای فعال جامعه قرار داد.
۵۶ـ شکمپرستی و رفاهطلبی عامل هبوط و سقوط انسانهاست.
آیه: «وَإِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَی لَنْ نَصْبِرَ عَلَی طَعَامٍ وَاحِدٍ …. وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَالْمَسْکَنَهُ» [۱۲۳]
نکات تفسیری:
الف) بدون تلاش و کوشش، آرزوی زیادهطلبی نباید داشت.
ب) از تنوع و رفاهطلبی که به قیمت از دستدادن آزادی و تقوی باشد، باید صرف نظر کرد.
ج) تنوعطلبی و افزونخواهی دامی برای اسیرشدن است. استعمارگران از همین خصیصه تنوعطلبی مردم برای لباس، مرکب و تجملات استفاده کرده و مردم را به اسارت میکشند.
د) شکمپرستی و رفاهطلبی، عامل هبوط و سقوط انسانها است.
۵۷ـ مساکین را در طعام خودمان شریک کنیم.
آیات: «… إِنَّهُ کَانَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ * وَلا یَحُضُّ عَلَی طَعَامِ الْمِسْکِینِ» [۱۲۴]
نکات تفسیری:
الف) ثروت و قدرت در آینده کارآیی ندارد.
ب) ثروتاندوزی در دنیا سبب حسرت در قیامت است.
ج) توجه به گرسنگان درکنار ایمان به خدا مطرح است.
۵۸ـ به خوراک خود بنگرید.
آیه: «فَلْیَنْظُرِ الإنْسَانُ إِلَی طَعَامِهِ» [۱۲۵]
نکات تفسیری:
الف) انسان مأمور به تفکر در غذا به عنوان یکی از نعمتهای خداست. خوردن بیفکر کار حیوان است.
ب) تأثیر غذا در روحیات انسان
۵۹ـ فاصلهگرفتن از خدا مساوی است با زندگی پرمشقت
آیه: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَی» [۱۲۶]
نکات تفسیری:
الف) معنویت در زندگی مادی نقش مهمی دارد.
ب) دوری از یاد خدا مایه اضطراب، حیرت و حسرت است، هرچند تمکن مالی بالا باشد.
ج) زندگی آرام و شیرین فقط در پرتو یاد و ذکر خداست.
۶۰ـ تقسیم روزی با ماست.
آیه: «أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَهَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَهُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ» [۱۲۷]
نکات تفسیری:
الف) رزق فقط به دست خداست، ما وظیفه تلاش داریم.
ب) برتریهای جسمی و فکری سبب غرورتان نگردد.
ج) اجیرشدن و اجیرگرفتن و استخدام بعضی انسانها توسط بعضی دیگر امری مجاز و مشروع است.
س) جامعه پایدار و اقتصاد سالم، وابسته به تعاون و بهرهگیری از توان نیروهای مختلف انسانی است.
هـ) برتریهای مادی شما را از یاد خدا غافل نکند.
۶۱ـ فزونی ثروت شما را مست نکند.
آیه: «وَکَمْ أَهْلَکْنَا مِنْ قَرْیَهٍ بَطِرَتْ مَعِیشَتَهَا فَتِلْکَ مَسَاکِنُهُمْ لَمْ تُسْکَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلا قَلِیلا وَکُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِینَ» [۱۲۸]
نکات تفسیری:
الف) همیشه ثروت و رفاه مایه سعادت نیست که بعضاً باعث طغیان غرور و هلاکت است.
ب) سرنوشت افراد و جوامع در گرو اعمال آنهاست.
ج) مرفهان اموال خود را رها کرده و خواهند رفت. پس هدایت و سعادت ابدی را با رفاه زودگذر دنیوی معامله نکنیم.
د) خرابههای بجامانده از گذشتگان بهترین وسیله پنددادن است.
۶۲ـ آزمایش الهی در سایه اموال
آیه: « وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ * الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» [۱۲۹]
۶۳ـ شیطان شریک در اموال و اولاد
آیه: «… وَشَارِکْهُمْ فِی الأمْوَالِ وَالأولادِ وَعِدْهُمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلا غُرُورًا» [۱۳۰]
راهکارهای درست از کسب روزی حلال
۱ـ تقوی: « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ» [۱۳۱]؛
«… وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ …» [۱۳۲]
۲ـ انفاق: «وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّهَ وَلا یُنْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ» [۱۳۳]
۳ـ پرداخت دیون واجب
الف) زکات: « خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» [۱۳۴]
ب) خمس: «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَی عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» [۱۳۵]
۴ـ ترویج فرهنگ قرضالحسنه: «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَهً وَاللَّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» [۱۳۶]
۵ـ آموزش: « یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُکَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَکُمُ اللَّهُ فَکُلُوا مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ» [۱۳۷]
۶ـ ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر: « لَوْلا یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَالأحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الإثْمَ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُوا یَصْنَعُونَ» [۱۳۸]
تغییر رفتار اقتصادی خانوارها
آخرین گزارشهای منتشرشده از سوی بانک مرکزی درخصوص «بودجه خانوار» نشان میدهد، رفتار مالی خانوادههای ایرانی از سال ۱۳۸۴ به بعد تغییر محسوسی کرده و این روند در سال گذشته نیز ادامه داشته است. در بخش مسکن مردم با توجه به تورم رویه جدیدی پیش گرفتند و در بخش منابع نیز سهم در آمدهایی با منشأ غیرمولد افزایش یافته است. در بین اقلام مهم مصرفی خانوارها در سال گذشته، گروههایی مثل مسکن و خوراکیها، با بیشترین افزایش در هزینههای خود مواجه بودهاند و رشد هزینههای این گروه، از متوسط رشد اقلام دیگر بالاتر بوده است. این موضوع در حالی است که این گروهها بهدلیل افزایش بهای بیشتر، سهم بالاتری از درآمدهای خانوار را به خود اختصاص دادهاند. موضوعی که بیانگر چرخش هزینه خانوارهای ایرانی از «کالاهای با ضرورت کمتر» به سمت «کالاهای ضروریتر» بوده است. این دادهها همچنین نشان میدهد پس از سه سال تشدید شکاف بین درآمدها و هزینههای خانوار، در سال ۱۳۹۱ این شکاف تا حدودی تعدیل شده است. نکته قابل توجه دیگر گزارش «بودجه خانوار» بانک مرکزی، این بوده که در سالهای گذشته، درآمدهای حاصل از حقوق و دستمزد دریافتی از بخش دولتی، سهم کاهندهای از کل درآمد متوسط خانوارهای ایرانی داشته است و در مقابل، سهم «درآمدهای متفرقه» از درآمد خانوارهای شهری، در هشت سال اخیر تقریبا دو برابر شده است.
گزارشهای بانک مرکزی نشان میدهد
تغییر رفتار مالی خانوارهای ایرانی
واکنش مصرفی خانوارها به نرخ تورم بالا
افزایش سهم درآمد غیرمولد خانوارها
گروه بازار پول- آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد در بین اقلام مهم مصرفی خانوارها در سال گذشته، گروههایی مثل مسکن و خوراکیها، با بیشترین افزایش در هزینههای خود مواجه بودهاند و رشد هزینههای این گروه از متوسط رشد اقلام دیگر بالاتر بوده است. این موضوع در حالی است که این گروهها با وجود افزایش بهای بیشتر، سهم بالاتری از درآمدهای خانوار را به خود اختصاص دادهاند.
موضوعی که بیانگر چرخش هزینه خانوارهای ایرانی از «کالاهای با ضرورت کمتر» به سمت «کالاهای ضروریتر» بوده است. این دادهها همچنین نشان میدهد پس از سه سال تشدید شکاف بین درآمدها و هزینههای خانوار، در سال ۱۳۹۱ این شکاف تا حدودی تعدیل شده است. نکته قابلتوجه دیگر، گزارش «بودجه خانوار» بانک مرکزی، این بوده که در سالهای گذشته، درآمدهای حاصل از حقوق و دستمزد دریافتی از بخش دولتی، سهم کاهندهای از کل درآمد متوسط خانوارهای ایرانی داشته است و در مقابل، سهم «درآمدهای متفرقه» از درآمد خانوارهای شهری، در هشت سال اخیر تقریبا دو برابر شده است.
سهم ۷۰ درصدی هزینههای مسکن، خوراک و حملونقل
آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد در سال گذشته، خانوارهای شهری ایرانی بهطور متوسط، سالانه نزدیک به ۲۱ میلیون و ۶۵۳ هزار تومان صرف هزینههای مصرفی خود کردهاند. این آمار، هزینههای مصرفی خانوارها را شامل دوازده گروه در نظر گرفته است. بر این اساس، در سال گذشته سهم عمدهای از هزینههای خانوار، به ترتیب مربوط به سه گروه «مسکن، آب و برق و گاز و سایر سوختها» (۹/۳۲ درصد)، «خوراکیها و آشامیدنیها» (۲/۲۶ درصد) و «حملونقل» (۴/۹ درصد) شده است که نزدیک به ۷۰ درصد از مجموع هزینههای خانوار را در بر گرفته است. نزدیک به ۳۰ درصد سایر هزینهها نیز، مربوط به گروههای ۹ گانه دیگر؛ یعنی «کالاها و خدمات متفرقه» (۲/۸ درصد)، «بهداشت و درمان» (۵/۵ درصد)، «پوشاک و کفش» (۵/۴ درصد)، «لوازم، اثاث و خدمات مورد استفاده در خانه» (۵/۴ درصد)، «تفریح و امور فرهنگی» (۳/۲ درصد)، «رستوران و هتل» (۱/۲ درصد)، «ارتباطات» (۰/۲ درصد)، «تحصیل» (۰/۲ درصد) و «دخانیات» (۴/۰ درصد) شده است.
تغییر الگوی مصرفی خانوار
بررسی سهم گروههای مصرفی در سبد هزینه خانوار نشان میدهد در سال ۱۳۹۱، تغییرات قابلتوجهی در تخصیص منابع خانوار برای اقلام مختلف صورت گرفته است، به طوری که سهم گروههایی مثل «پوشاک و کفش»، «لوازم، اثاث و خدمات مورد استفاده در خانه»، «حملونقل»، «تفریح و امور فرهنگی» و «رستوران و هتل» از کل هزینههای خانوار در سال گذشته کمترین سهم برای هر کدام از این گروه در ۱۰ سال گذشته بوده است.
سهم گروه «کالاها و خدمات متفرقه» از کل هزینهها نیز بیشترین سهم این گروه در ۱۰ سال اخیر بوده است. سهم دیگر گروهها از کل هزینهها نیز، با وجود اینکه افزایش یافته، اما به مقادیر بیشینه خود در برخی از سالهای قبل نرسیده است. به عنوان مثال، سهم گروه «مسکن، آب و برق و گاز و سایر سوختها» نسبت به دیگر هزینهها با افزایشی قابلتوجه، از ۳۲ درصد به ۳۴ درصد افزایش یافته است. هر چند این سهم در سال ۱۳۸۷ مقدار بیشتری و به میزان ۳/۳۵ درصد بوده است. این موضوع با توجه به افزایش بالای هزینههای این گروه، قابلتوجیه به نظر میرسد. در سال گذشته، ارزش هزینههای گروه مسکن، به میزان ۴/۳۳ درصد رشد یافته که (پس از افزایش هزینهها در گروه دخانیات و گروه کالاهای متفرقه) بیشترین نرخ رشد بوده است.
سهم گروه «خوراکیها و آشامیدنیها» نیز در کل سبد هزینههای مصرفی خانوار، در سال گذشته افزایشی بوده و از ۰/۲۶ درصد در سال ۱۳۹۰، به میزان ۱/۲۷ درصد در سال قبل رسیده است. مشابه مورد مربوط به گروه مسکن، افزایش سهم خوراکیها در سبد هزینه کل نیز، بیش از هر چیز در نتیجه افزایش ارزش هزینههای این گروه بوده که در سال قبل، در حدود ۴/۳۱ درصد رشد داشته است.
به این ترتیب، به نظر میرسد با تغییرات قیمتی و درآمدی، رفتار مصرفی مردم نیز تغییر کرده است. یعنی با تورم بالا که به کم شدن «درآمد واقعی» و «قدرت خرید» آنها منجر شده، افراد تمایل بیشتری به مصرف اقلامی مثل «خوراکیها و آشامیدنیها» پیدا کردهاند که جزو «کالاهای ضروری» به شمار میآید. در مقابل و با سخت شدن شرایط مالی خانوارها، آنها تمایل به هزینهکرد روی اقلام کمتر ضروری مثل «تفریح و امور فرهنگی»، «رستوران و هتل»، «حملونقل» (سفر)، «پوشاک و کفش» و «لوازم، اثاث و خدمات مورد استفاده در خانه» داشتهاند. این رفتار با تئوری اقتصادی نیز همخوانی دارد: با کاهش قدرت خرید مردم، افراد از مصرف کالاهای «لوکس» (کالاهایی که نقش کمتری در برطرف کردن نیازهای «اساسی» افراد دارند)، میکاهند و در مقابل، درصد هزینه خود روی کالاهای «ضروری» را افزایش میدهند.
تعدیل شکاف درآمد-هزینه
یافتههای بررسی «بودجه خانوار در سال ۱۳۹۱» نشان میدهد در سال گذشته، «رشد درآمد متوسط خانوارهای شهری»، به میزان ۰/۲۵ درصد بوده و به میزان کمی از «رشد هزینه متوسط خانوارهای شهری» که ۵/۲۴ درصد بود، بیشتر بوده است. این موضوع باعث شده بخشی از کسری بودجه خانوارها در این سال جبران شود. کسری بودجه خانوارها در سال ۱۳۹۰ معادل ۰/۴ درصد بود که در سال ۱۳۹۱ به رقم ۶/۳ درصد کاهش یافته است. آمار نشان میدهد در سه سال پیش از سال ۱۳۹۱، رشد هزینههای خانوارها بیشتر از درآمدهای آنان بود. از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰، هزینه متوسط خانوارهای شهری به ترتیب معادل ۱/۱۰ درصد، ۴/۱۱ درصد و ۸/۲۲ درصد افزایش یافت؛ حال آنکه در همین سه سال، درآمدهای متوسط خانوار شهری به ترتیب به میزان ۵/۹ درصد، ۴/۱۰ درصد و ۲/۲۲ درصد رشد داشت. روندی که بیانگر تعمیق شکاف بودجه خانوار از سال ۱۳۸۸ به بعد بوده است.
رشد قابلتوجه «درآمدهای متفرقه»
یکی از نکات قابلتوجه بررسی گزارش بودجه خانوار بانک مرکزی، تغییرات نسبتا شدیدی است که «منابع درآمدی» خانوارهای ایرانی در سالهای گذشته با آن مواجه بوده است. بانک مرکزی در گزارشهای خود، درآمد خانوارها را شامل دو دسته کلی «درآمدهای پولی» و «درآمدهای غیرپولی» در نظر میگیرد. درآمد پولی به منابع درآمدی گفته میشود که مثلا در ازای کار برای شخص یا یک نهاد دیگر، مشاغل آزاد یا فعالیتهای تجاری سودآور به فرد تعلق میگیرد. در مقابل، درآمدهای غیرپولی بیشتر به یک «معادلسازی» شبیه است و مربوط به اموری است که در ازای آنها، انتقال وجوه مشخصی صورت نمیگیرد. به عنوان مثال، افراد دارای منزل شخصی، معادل برآورد اجاره منزل خود، دارای درآمد غیرپولی هستند. همچنین تولیدات روستاییان در منزل خود که توسط خود آنان مصرف میشود، نوعی درآمد غیرپولی برای آنان محسوب میشود.
به این ترتیب، منابع درآمدهای پولی خانوارهای شهری در گزارشهای بانک مرکزی، شامل هفت مورد درآمد از مزد و حقوق (بخش دولتی، بخش خصوصی و بخش تعاونی)، درآمد از مشاغل آزاد (کشاورزی و غیرکشاورزی)، درآمدهای متفرقه و درآمد حاصل از خریدوفروش کالاهای دست دوم در نظر گرفته میشود. در بین این هفت گروه، «درآمد حاصل از مزد و حقوق بخش دولتی» در سالهای گذشته سهم نزولی از درآمد متوسط خانوارهای شهری ایرانی داشته است. به عنوان مثال در سال ۱۳۸۴، نزدیک به ۱/۱۸ درصد از درآمد (پولی) متوسط همه خانوارهای ایرانی، از ناحیه مشاغل آنان در نهادهای دولتی بود، حال آنکه سهم درآمد حقوق از مشاغل دولتی برای خانوارهای ایرانی در سال ۱۳۹۱، به رقم ۱/۱۰ درصد کاهش یافته است. در آمد حاصل از مشاغل آزاد نیز در سال گذشته کاهش یافت. بر اساس بررسیهای بانک مرکزی، سهم این بخش از حدود ۲۷ درصد در سال ۸۴ به حدود ۱۹ درصد در سال ۹۱ رسید. در مجموع طی چند سال اخیر سایر اجزای درآمدی نیز کموبیش سهم کمتری از درآمد خانوارهای ایرانی یافتهاند؛ به جز «درآمدهای متفرقه» که بهطور عجیبی با افزایش سهم از کل منابع درآمدی، مواجه بوده است. مطابق آمارها، در سال گذشته نزدیک به ۹/۲۴ درصد از متوسط درآمد خانوارهای شهری ایرانی، از ناحیه «درآمدهای متفرقه» آنان بوده است. حال آنکه این سهم در سال ۱۳۸۴ در حدود ۸/۱۲ درصد بود. این در حالی است که معمولا در تقسیمبندیهای اینچنینی، عنوان «متفرقه» به مواردی اطلاق میشود که دارای اهمیت زیادی در کل مجموعه نیستند یا اینکه قابل شناسایی نیستند. البته به نظر میرسد در این آمار، منظور از «درآمد متفرقه»، آن دسته از درآمد پولی است که مربوط بهکار مشخصی از سوی فرد نیست (یعنی نه دستمزد است، نه سود حاصل از خریدوفروش کالا و نه درآمد ناشی از مشاغل آزاد). همچنین در بخش تعاریف این گزارش، برای «درآمدهای متفرقه» مواردی نظیر «حقوق بازنشستگی، درآمد از محل اجاره املاک، مستغلات و … » به عنوان مثال ذکر شده است. به هر حال، یک تفسیر از رشد قابلتوجه درآمدهای متفرقه در سالهای گذشته که در ادامه روند صعودی خود از سال ۱۳۸۴ به بیشترین مقدار خود در سال ۱۳۹۱ رسیده، میتواند این باشد که در سالهای اخیر، درآمد حاصل از «فعالیتهای اقتصادی مولد» در بین ایرانیان کاهش یافته و درآمدهای حاصل از فعالیتهای غیرمولد یا درآمدهای با منشا ناشناس، سهم بیشتری از درآمدهای خانوارها پیدا کرده است.
کفر نعمت چیست؟ عاقبت و آثار این گناه در روایات چگونه است؟
پاسخ اجمالی
کفر به معنای پوشاندن و مخفی کردن است که در مقابل شکر و سپاسگذاری قرار دارد، و «کفر نعمت» به معنای شکر نکردن احسانی است که به انسان میشود. از اینرو عاقبت و آثار کفر نعمت را به دو صورت کلی میتوان بررسی کرد. یکی از آن جهت که موجب از دست دادن منافع و فواید شکر نعمت خواهد شد؛ دوم ضررها و مشکلاتی که از ناحیه خود کفران نعمت به انسان میرسد. عواقب و مضرات کفران نعمت میتواند هلاکت و نابودی کسانی که نعمت را کفران میکنند باشد؛ تبدیل نعمت به نقمت و بلا، و یا زوال آن باشد.
پاسخ تفصیلی
«کفر» در لغت به معنای پوشاندن و مخفی کردن است که در مقابل شکر و سپاسگذاری قرار دارد، و «کفر نعمت» به معنای شکر نکردن احسانی است که به انسان میشود.[۱۳۹] از این رو عاقبت و آثار کفر نعمت را به دو صورت کلی میتوان بررسی کرد. یکی از آن جهت که موجب از دست دادن منافع و فواید شکر نعمت خواهد شد؛ دوم ضررها و مشکلاتی که از ناحیه خود کفران نعمت به انسان میرسد.
الف. در بخش اول باید گفت؛ یادآوری نعمتهای مادی و معنوی برای ایجاد انگیزه مثبت برای شکر و انگیزه منفی نسبت به کفران و ناسپاسی، از سنّتهای الهی است که توسط پیامبران(ع) اعمال میشود؛ نظیر آنچه حضرت هود(ع) به قوم خود، یعنی عاد[۱۴۰]، حضرت صالح(ع) به قوم خود، یعنی ثمود[۱۴۱] و حضرت موسی(ع) به قوم خود یعنی بنیاسرائیل [۱۴۲]فرمودند.
نکتهای که در اینجا وجود دارد آن است که اصرار خدای سبحان و سفارش به شکرگذاری برای آن است که انسان در سعادت باقی بماند؛ زیرا انسانی که به یاد نعمت خدا نبوده و در اندیشه ولی نعمت خود نباشد نعمت را در راه باطل صرف میکند و در نتیجه سعادت خود را از دست خواهد داد.
توضیح اینکه، خدای سبحان هم طبع اوّلی انسان را (که غیر از فطرت است) به او تفهیم میکند و هم سنّت خود را گوشزد مینماید؛ دربارهٔ طبع اوّلی انسان میفرماید: «طبیعت انسان بر سوء استفاده است؛ هم نعمتها را کرامتی برای خویش میپندارد،[۱۴۳] و هم نعمت سبب سرکشی و روگردانی او میشود.»[۱۴۴]
دربارهٔ سنّت ثابت خود نیز میفرماید: «هر کس از نعمت الهی سوء استفاده کند، خدا نعمت را تغییر میدهد.»[۱۴۵]
به هر تقدیر، خدای سبحان برای اینکه انسان به کیفر تغییر نعمت مبتلا نشود، پیوسته با تعبیرهای گوناگون به او گوشزد میکند که به یاد نعمت حق باشید؛ گاهی با تعبیر «اذکروا» و گاهی با لفظ «اشکروا».[۱۴۶]
روشن است که ذکر و شکر نعمت و یادآوری و بازگویی آن، اگرچه مفهوماً از هم جدا هستند، ولی مصداقاً در کنار یکدیگرند؛ چراکه ذکر نعمت و یادآوری آن، زمینه شکر نعمت را فراهم میکند و مقدمهای برای بجا صرف کردن آن است.
ب. عواقب و مضرات کفران نعمت: کفر نعمتی که در آیات و روایات آمده، گاهی در مقابل نعمتهای الهی است و گاهی در مقابل احسان و نیکی دیگران به انسان که آثار این دو متفاوت است.
عواقب کفر نعمتهای الهی متعدد است که در قرآن به چند مورد آن اشاره شده است:[۱۴۷]
۱٫ هلاکت و نابودی کسانی که نعمت را کفران میکنند: «و این به شیوه خاندان فرعون بود و کسانی که پیش از آنها بودند. آنها آیات پروردگارشان را تکذیب کردند و ما به کیفر گناهانشان هلاکشان کردیم و خاندان فرعون را غرقه ساختیم، زیرا همه ستمکار بودند».[۱۴۸]
۲٫ تبدیل نعمت به نقمت و بلا، چنانکه خداوند فرمودهاند دست و پا و زبان و مال و فرزندش به ابزاری برای گرفتار شدن وی به عذاب مبدل میگردد و در این حال اگر مهلتی به آنان داده شود، در جهت کیفر سخت آنان خواهد بود.[۱۴۹]
۳٫ زوال نعمت و یا تغییر آن: در حدیث آمده است مردی از امام صادق(ع) در مورد آیهٔ «فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَینَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» سؤال کرد. امام(ع) در جواب فرمودند: «این جماعت، گروهی بودند که چند روستای به هم پیوسته داشتند و اهل آنها همدیگر را میدیدند، و نهرهای روان و مالهای زیاد داشتند. اما نعمتهای خدای عز و جل را ناسپاسی نمودند، پس خداوند متعال نعمتهایی که در اختیار آنها بود را تغییر داد و سیل عَرِم را به سوی ایشان فرستاد که به سبب آن روستاهایشان را غرق کرد و خانهها را خراب نمود و مالهای ایشان را از بین برد، و به جای آن باغها، دو باغ که حاصل آن میوهٔ بدمزه اراک و کنّار بود، به آنها داد. بعد از آن فرموده است: «ذلِکَ جَزَیناهُمْ بِما کَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِی إِلَّا الْکَفُورَ»؛ یعنی این عذاب عاجل، پاداش دادیم ایشان را، به سبب آنکه کفرانِ نعمت ورزیده، بر رسولان ما کافر شدند، و آیا جزا میدهم، مگر کفور را».[۱۵۰]
جا دارد در اینجا به این نکته اشاره کنیم که این عذاب، از اقتضای عمل گنهکاران ناشی میشود نه از ناحیه خداوند؛ چرا که از ناحیه او جز رحمت و نعمت ناشی نمیشود. در قرآن کریم آمده است: «ما یفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ»،[۱۵۱] و «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ».[۱۵۲] از این دو آیه به خوبی بر میآید که اگر خداوند گنهکاران را عذاب میکند، به اقتضای ربوبیتش نیست، و عذاب او به افراد معینی تعلق میگیرد که همان کسانیاند که نعمتش را کفران کردهاند. پس عذاب او مستند به گنهکاران است نه به او. همچنین از آیات کریمه قرآن بر میآید که اصولاً عذاب همان فقدان رحمت است، همچنانکه نقمت، عدم بذل نعمت است و این محروم کردن نعمت و رحمت، جز در مورد افرادی که به خاطر کفر و گناه استعداد رحمت و نعمت را از دست دادهاند، تحقق پیدا نمیکند.[۱۵۳]
در مورد عاقبت کفران احسانی که غیر خداوند به انسان نموده است، حضرت رسول(ص) فرمود: «هر کس که به او احسان شود، باید جزای آنرا بدهد، اگر نتوانست باید آنرا ستایش کند و اگر چنین نکرد کفران آن نعمت را نموده است».[۱۵۴]
راه نجات از مال حرام چیست
از علی بن ابی حمزه روایت شده: دوستی داشتم از کاتبان بنیامیه، به من گفت از امام صادق برایم اجازه ملاقات بگیر، از حضرت اجازه خواستم، امام برای دیدار با او اجازه داد، هنگامی که وارد بر حضرت شد سلام کرد و نشست و گفت: من جزء افراد اداری بنیامیه بودم و از طریق حکومت آنان به مال فراوانی دست یافتم و از اینکه این ثروت را از کجا به دست میآورم چشم پوشی داشتم!
حضرت صادق (ع) فرمود: اگی بنیامیه نیروئی نمییافتند که برای آن نویسندگی کند، و غنیمت بیاورد، و به سود آنان بجنگد، و در گروهشان قرار گیرد حق ما را از ما غارت نمیکردند، و اهل بیت پیامبر را از حقشان محروم نمینمودند، قطعاً اگر مردم آنان را با آنچه داشتند وا میگذاشتند چیزی جز اندک مالی که داشتند نصیبشان نمیشد، بیتردید قدرت بنیامیه ناشی از قدرت مردمی بود که به آنان پیوستند، و در همه زمینهها با آنان همکاری کردند!
دوستم به حضرت صادق گفت: برای من راه خروجی از این بن بستی که دچار آن هستم وجود دارد، روزنهای برای نجاتم از بار سنگین که به دوش خود قرار دادهام هست؟
حضرت فرمود: اگر تو را در این زمینهراهنمائی کنم میپذیری، و آنچه را بگویم انجام میدهی، میگفت: آری انجام میدهم، حضرت فرمود: از آنچه از دیوان بنیامیه به دست آوردهای جدا شو و از این گردونه حرام بیرون بیا، اگر صاحبان مال را میشناسی مالشان را به آنان برگردان، اگر نمیشناسی از جانب آنان صدقه بده، من نزد خدا برای تو بهشت را ضمانت میکنم.
علی بن ابی حمزه میگوید: دوستم مدتی طولانی در سکوت فرو رفت سپس گفت: اماما فدایت شوم، آنچه را فرمان دادی به اجرایش گذاردم.
علی بن حمزه میگوید دوستم با ما به کوفه بازگشت، چیزی نزد او نماند مگر این که از آن بیرون شد، تا جائی که لباسهای بدنش را نیز از خود دور کرد، من با کمک دوستانم لباسی برای او خریدم و مالی برای هزینه زندگیاش به او دادم، مدت کمی نگذشت که بیمار شد، با جمعی از دوستان به عیادتش رفتیم، در حال احتضار بود، دیده گشود، و به من گفت: به خدا سوگند حضرت صادق به ضمانتش وفا کرد، سپس از دنیا رفت، و من با دوستانم امور او را از غسل و کفن و دفن انجام دادیم، چون پس از این داستان خدمت حضرت صادق (ع) رسیدم به من نظر انداخت و فرمود: علی بن ابی حمزه به خدا سوگند ضمانتم را نسبت به دوستت وفا کردم، گفتم فدایت شوم عین حقیقت است به خدا سوگند هنگام مرگش به این معنا اقرار کرد. [۱۵۵]
فضیل بن عیاض میگوید: از کسبهائی که در مسیر حکومت بنیعباس انجام میگیرد، از حضرت صادق (ع) پرسیدم، حضرت مرا از ورود به آن کسبها به شدت نهی کرد و فرمود: ای فضیل به خدا سوگند زیان این حاکمان ستمگر که بر پا بودنشان در سایه کارهائی است که مردم برای آنان انجام میدهند، برای این امت از زیان ترک و دیلم بیدین و وحشی شدیدتر است، از حضرت دربارهٔ ورع پرسیدم که چه کسانی از مردم آراسته به ورع هستند؟ حضرت فرمود آنان که از محرمات خداوند بپرهیزند، و از کمک به این حکومت جائر به هر شکل ممکن اجتناب ورزند، جامعه اگر از شبهات دوری نکند در حرامی که به آن آگاهی ندارد میافتد، جامعه هنگامی که منکری را ببیند و در صورت قدرت در مقام جلوگیری از آن برنیاید به یقین دوست داشته خدای عزوجل معصیت شود، و هر کس دوست داشته باشد خدا معصیت شود آشکار را به دشمنی با خدا برخاسته، و هر کس بقاء و دوام ستمگران را بخواهد، دوست داشته خدای عزوجل معصیت شود، حضرت حق خودش را بر نابودی ستمگران ستوده است آنجا که در قرآن فرموده: [۱۵۶]
«فقطع دابر القوم الذین ظلموا و الحمد لله رب العالمین:» [۱۵۷]
در نهایت ریشه کسانی که به آیات ما و به مردم ستم ورزیدند قطع شد، و همه ستایشها ویژه خدا مالک و مربی جهانیان است.
تقوای شدید در تغذیه کودک
ابوالمعالی دانشمندی است که پس از اقامت طولانی در مکه و مدینه به شهر نیشابور که در آن زمان حوزه علمی رایج و دارای کتابخانهای معظم بود بازگشت.
زمان بازگشتنش به نیشابور حکومت بر کشور ایران بر عهده الب ارسلان سلجوقی، و وزارت به دست خواجه نظام الملک بود.
خواجه دانشگاه نظامیه را بخاطر ابوالمعالی ساخت، و خطابه و تدریس را در آن مرکز علمی به او تفویض کرد.
پدر ابوالمعالی شیخ ابو محمد عبدالله از پرهیزکاران و باسوادان روزگار خویش بود و از طریق نویسندگی و نسخه برداری از کتابها تأمین معاش مینمود.
او از محصول زحمات و دسترنج خود که مالی پاک و حلال بود پولی پسانداز کرد و کنیزی خرید، کنیز زنی پاکدامن و پرهیزکار و دارای منشی نیک و اخلاقی پسندیده بود، و پس از مدتی حامله شد، شیخ ابو محمد پس از حامله شدن کنیز بیش از پیش در حلال بودن معیشت خانوادهاش به مراقبت برخاست.
زمانی که کنیزش وضع حمل کرد، به شدت سفارش کرد، و اهتمام نمود که طفل از شیر زنهای دیگر تغذیه نشود، و در نهایت زحماتش برای پاک بار آمدن طفل ضایع نگردد.
شیخ یک روز وارد اطاق شد، مادر طفل در بستر بیماری قرار داشت، غافل از این که طفل به اندازه لازم از شیر مادر نخورده بود، و زنی از همسایگان که در آنجا حضور داشت برای ساکت کردن بچه مقداری شیر به او داده بود، شیخ پس از آگاه شدن به این داستان بسیار اندوهگین شد، بچه را برداشت و سرازیر کرد، و با دستش شکم طفل را فشار میداد و با انگشتش دهان بچه را باز میکرد تا هر چه شیر خورده بود از دهانش بیرون ریخت و در آن حال میگفت مردن فرزندم برای من آسانتر است از این که زنده بماند و طبیعت او آلوده به فساد و سرشته با شیر مجهولی گردد!
این طفل همان ابوالمعالی امام الحرمین است که بر اثر دقت پدرش در تغذیه از او مال حلال و تربیتش مطابق با اصول اسلام در آینده شخصیتی برجسته و از دانشمندان نامی شد. [۱۵۸]
پرهیز از لقمه حرام
روزی هارون به وسیله غلام مخصوصش از غذای ویژه خود برای بهلول فرستاد، غلام غذا را نزد بهلول گذاشت، بهلول گفت: من از این غذا نمیخورم آن را نزد سگهای پشت حمام ببر، غلام به شدت عصبانی شد و فریاد زد: احمق این غذا غذای مخصوص هارون است، من اگر آن را نزد هر یک از امنای دولت و وزرای حکومت میبردم به من جایزه و صله میداد، تو آن را رد کرده گستاخی هم میکنی! بهلول گفت: آهسته سخن بگو که اگر سگها هم بفهمند این غذای خلیفه است از آن نخواهند خورد! [۱۵۹]
حساب قیامت بسیار دقیق است.
هارون الرشید در دیداری با بهلول به این صورت آغاز سخن کرد: مدتی است آرزوی دیدارت را میکشیدم، بهلول گفت: من به دیدار تو هیچ میل و علاقهای ندارم، هارون درخواست پند و موعظه کرد، بهلول گفت: نسبت به چه کاری و برنامهای تو را نصیحت کنم؟ سپس به جانب کاخ سر به فلک کشیده بغداد و عمارتهای بلند و گورستان اشاره کرد و گفت: ای هارون این قصرهای بلند از کسانی بوده است که هم اکنون در زیر خاکهای تیره این قبرستان خوابیدهاند!
ای هارون چه حالی برای تو خواهد بود روزی که برای محاسبه اعمالت در پیشگاه عدل الهی بایستی و حضرت حق به تمام حرکات دوران عمرت رسیدگی نماید!!
مالک روز قیامت با نهایت دقت از تو بازپرسی کند، و به حساب اعمالت برسد، راستی چه وضعی خواهی داشت آن روزی که خدای تو چنان به دقت به پروندهات بنگرد، و در رسیدگی به پروندهات به صورتی عدالت را بکار گیرد که حتی از هسته خرما و از پرده نازکی که آن هسته را فرا گرفته، و از آن نخ باریکی که در شکم هسته است، و از آن خط سیاهی که در کمر هسته نقش بسته باز خواست نماید و تو در مدت حسابرسی در میان اهل محشر روسیاه و دست خالی و گرسنه و تشنه و برهنه باشی، در چنان روزی بیچاره و زبون خواهی شد و همه از روی مسخره به تو خواهند خندید، هارون از سخنان بهلول متأثر شده اشک از دیدگانش به پهنای صورتش جاری شد.
تهیدست و بینوا
پیامبر بزرگوار اسلام به اصحاب خود فرمودند: تهیدست و بینوا کیست؟ پاسخ دادند کسی که درهم و دینار نداشته باشد، و فقر مالی بر دوشش سنگینی کند، حضرت فرمود: چنین کسی تهیدست و بینوا نیست، تهیدست و بینوا کسی است که وارد عرصه قیامت شود و از مردم حقوقی بر عهده داشته باشد، به این صورت که کسی را زده باشد، و به دیگری ناسزا گفته و فحش داده، و حق شخص سومی را ضایع کرده یا غصب نموده، اگر حسناتی داشته باشد در برابر حقوق مردم از او گرفته و به صاحبان حقوق دهند، و چنانچه حسناتی نداشته باشد از گناهان صاحبان حقوق برداشته و بر دوش او مینهند و نظر حق از این آیه شریفه، همین است. [۱۶۰]
وَ لَیَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ: [۱۶۱]
و مسلماً بارهای سنگین گناهان خود را همراه با بارهای سنگین گناهان دیگران حمل خواهند کرد.
با توجه به این که زمان تحریر این تفسیر بسیاری از مردم نسبت به حلال و حرام الهی توجهی ندارند، و حرام خواری، در میان مردم رواج دارد، و غصب و ربا و رشوه و دزدی و بردن مال یکدیگر از راه نامشروع فرهنگ شده، و جامعه کمتر به مسائل الهی و مواعظ اهل بیت گوش میدهند لازم دانستم در زمینه مال حرام چند روایت بسیار مهم دیگر علاوه بر روایاتی که در سطور گذشته نوشته شد ثبت این دفتر شود، باشد که خوانندهای بخواند، یا از طریق مبلغان مطالعه کننده این دفتر به گوش مردم برسد و اثر مطلوبش را در زندگی بگذارد.
از رسول خدا روایت بسیار مهمی در باب لقمه حلال و حرام به این مضمون در کتابهای معتبر نقل شده است.
«من اکل الحلال قام علی رأسه ملک یستعفر له حتی یفرغ من اکله، و قال اذا وقعت اللقمه من حرام فی جوف العبد لعنه کل ملک فی السماوات و الارض، و ما دامت اللقمه فی جوفه لا ینظر الله الیه و من اکل اللقمه من الحرام فقد باء بغصب من الله فان تاب تاب الله علیه و ان مات فالنار اولی به:» [۱۶۲]
کسی که از حلال ارتزاق کند، فرشتهای بالای سرش برای او استغفار میکند تا از خوردنش فارغ شود، و چون لقمهای از حرام در شکم انسان قرار گیرد، تمام فرشتگان آسمانها و زمین او را لعنت کنند، و تا آن لقمه در شکم اوست خدا به او نظر رحمت نیندازد، و کسی که لقمه حرام بخورد دچار خشم خدا میشود، پس اگر با حرام قطع رابطه کند و گذشته را جبران نماید و در حقیقت توبه کند، خدا توبهاش را میپذیرد و اگر بیتوبه بمیرد آتش به او سزاوارتر است.
از حضرت صادق (ع) در روایت بسیار با ارزشی نقل شده است:
«فمن نال من رجل شیئاً من عرض او مال وجب علیه الاستحلال من ذلک و الانفصال من کل ما کان منه الیه، و ان کان قد مات فلیتنصل من المال الی ورثته و لیتب الی الله مما اتی الیه حتی یطلع علیه عزوجل بالندم و التوبه و الانفصال:» [۱۶۳]
کسی که به شخصی در مسئله مال و آبرو ستم کند و در این دو جهت ضربه و زیان به او بزند، واجب است از او حلالیت بخواهد، و ذمه خود را از آن پاک و بری کند، هر گاه صاحب حق از دنیا رفته باشد باید با رد اموال به ورثهاش ذمه خود را آزاد نماید، و از آنچه مرتکب شده با پشیمانی و توبه واقعی و بریدن از اینگونه ستم پروندهاش را پاک نموده، خود را به حضرت حق بقبولاند.
«عن شیخ من النخع قال: قلت: لابی جعفر انی لم ازل والیاً منذ زمن الحجاج الی یومی هذا فهل لی من توبه قال فسکت ثم اعدت علیه فقال: لا حتی تودی الی کل ذی حق حقه:» [۱۶۴]
پیرمردی از قبیله نخع میگوید: به حضرت باقر گفتم: من از روزگار حجاج تا به امروز پیوسته حاکم و فرماندار بودم، آیا راهی به توبه دارم، حضرت سکوت کرد، برای بار دوم مطلبم را تکرار کردم حضرت پاسخ داد نه توبهات پذیرفته نمیشود مگر حق هر صاحب حقی را به او بازگردانی.
محمدبن عذافر از پدرش که برای کارمندان رتبه اول بنیعباس کار میکرد و مزد قابل توجهی میگرفت روایت میکند که روزی حضرت صادق (ع) به من گفت:
«یا عذافر نبئت انک تعامل ابا ایوب و الربیع فما حالک اذا نودی بک فی اعوان الظلمه قال: فوجم ابی فقال: ابوعبدالله لما رأی ما اصابه: ای عذافر انما خوفتک بما خوفنی الله عزوجل به قال محمد فقدم ابی فلم یزل مغموماً مکروبا حتی مات:» [۱۶۵]
ای عذافر به من خبر رسیده که برای ابا ایوب و ربیع کار میکنی، چه حالی خواهی داشت روزی که تو را به عنوان کمک دهنده به ستمکاران به دادگاه بخواهند، محمد میگوید پدرم بسیار اندوهگین شد، امام صادق وقتی در چهرهٔ او حزن شدید دید فرمود: ای عذافر من ترا به چیزی ترسانیدم که خدا مرا به آن ترسانیده، محمد میگوید پدرم آمد و همواره محزون و غصهدار بود تا از دنیا رفت.
حدید نامی میگوید: از حضرت صادق (ع) شنیدم میفرمود:
«اتقوا الله و صونوا دینکم بالورع و قووه بالتقیه و الاستغناء بالله عزوجل، انه من خضع لصاحب سلطان و لمن یخالفه علی دینه طلبا لما فی یدیه من دنیاه، اخمله الله عزوجل و مقته علیه و وکله الیه فاذا هو غلب علی شیء من دیناه فصار الیه منه شیئ نزع الله جل اسمه منه البرکه و لم یأجره علی شیء ینفقه منه فی حج و لا عتق و لا بر:» [۱۶۶]
از خدا پروا کنید، و تقوای الهی را در همه امورتان بکار گیرید، و دینتان را با پارسائی و پاکدامنی حفظ نمائید، و آن را با پنهان داشتن امورتان از دشمن تقویت کنید، به راستی کسی که به خاطر به دست آوردن ثروتی که نزد صاحبان زور و مخالفان فرهنگ اهل بیت است به آنان تواضع کند، و سر فروتنی به نزدشان به زیر اندازد، خدا او را از بزرگی و آبرومندی ساقط کند، و بر او خشم گیرد، و وی را به آن ستمکار و مخالف واگذارد، پس هنگامی که بر ثروت آنان ظفر یابد و چیزی از آن در اختیارش قرار گیرد خدای عزوجل برکت را از آن ریشهکن میکند، و بر هزینهای که از آن مال برای حج یا آزاد کردن برده یا کار نیک میپردازد، پاداشی مقرر نمیکند!
از ابن ابی یعفور که از چهرههای برجسته شیعه و مؤمن کم نظیری است روایت شده که: من نزد حضرت صادق (ع) بودم، مردی از شیعیان وارد بر حضرت شد و عرض کرد خداوند امورت را در برابر این حاکمان ستمکار بهتر نماید، چه بسا که به شیعهای از گروه ما مضیقه و سختی میرسد، پس او را به بنائی دعوت میکنند تا بنائی برای آنان بسازد، یا نهری حفر کند، یا وسیله تیز کنندهای را اصلاح نماید، نظر شما در این زمینه چیست؟
حضرت صادق فرمود: ابداً دوست ندارم برای آنان گرهی به نخ یا طناب یا لباسی بزنم، یا نخی را برای دوختن همیان و کیسه برای آنان ببافم، گرچه برای من از طرف آنان میان دو جانب ثروت سنگینی باشد نه و دوست ندارم قلمی به نفع آنان در مرکّب بزنم، بیتردید یاری دهندگان ستمکاران در قیامت در سرا پردهای از آتش هستند تا خدا از حکم نمودن میان عباد فارغ گردد.[۱۶۷]پیامبر از حرام خواران پس از خودش به ابنمسعود چنین خبر داد:
«یا بن مسعود و الذی بعثنی بالحق لیأتی علی الناس زمان یستحلون الخمر، یسمونه النبیذ علیهم لغته الله و الملائکه و الناس اجمعین، انا منهم بری و هم منی براء.
یا بن مسعود الزانی بامه اهون عند الله ممن یدخل فی ماله من الربا مثقال حبه من خردل، و من شرب المسکر قلیلًا او کثیراً فهو اشد عند الله من آکل الربا لانه مفتاح کل شر.
یا بن مسعود اولئک یظلمون الابرار، و یصدقون الفجار و الفسقه، الحق عندهم باطل و الباطل عندهم حق، هذا کله للدنیا و هم یعلمون انهم علی غیر الحق …..» [۱۶۸]
پسر مسعود به خداوندی که مرا به حق مبعوث به رسالت کرد، زمانی بر مردم بیاید که ماده مست کننده را بخورند در حالی که نام نبیذ بر آن میگذارند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان باد، من از آنان بیزارم، و آنان هم از من بیزارند.
پسر مسعود زنا کننده با مادرش نزد خدا گناهش از کسی که در مالش به وزن خردل ربا وارد میشود سبکتر است، و کسی که مایع مست کننده بنوشد چه کم، چه زیاد، گناهش نزد خدا از خورنده ربا سنگینتر است، زیرا مایع مست کننده کلید هر ضرر و زیانی است.
پسر مسعود، اینان به نیکان ستم روا میدارند، و بدکاران و فاسقان را تصدیق میکنند، حق نزد آنان باطل، و باطل نزد آنان حق است، همه این امور را بخاطر تحصیل دنیا و کسب پول و ثروت انجام میدهند، در حالی که میدانند کارشان ناحق است.
فرهنگ شیطان
در آیه ۳۴ سوره بقره دربارهشیطان بحث بسیار مفصلی گذشت، در اینجا نیازی به بحث مشروح نمیبینم ولی باید بدانیم که حضرت حق به نفع ما انسانها به طور مکرر در آیات قرآن و به زبان انبیاء دشمن بودن شیطان و فرهنگ خسارت بارش را گوشزد نموده و همه را از این جرثومه پلید، و موجود سرکش و این که او دعوتی جز به حرکت در مسیر گامهای سهگانهاش ندارد بر حذر داشته است.
«در گام اول با انگیزش اعمال پست و افسونهای گوناگون بدی و گناه را ناچیز مینمایاند و آرایش میدهد، و یا به غرور در انجام بعضی مسائل دینی و مقدس از توجه به گناهان بزرگ اجتماعی و خیانتها منصرف میدارد، همین که راههای بینش و اندیشه مستقیم را بست به گام دوم میکشاند، در گام دوم ارتکاب فحشاء که گناهان رسوا و تجاوز به حقوق و حدود خلق است آسان میگردد، در گام سوم وادار به جعل احکام و قوانین و نسبت آنها به خداوند مینماید، تا هر بدی و زشتی و خیانتی را در لباس دین بیاراید، این منتهای خطوهها و خطههای شیطان و آخرین مرحله واژگونی و سقوط است وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ [۱۶۹]
مگر نه این است که احبار یهود و کشیشهای نصرانی در همه امور قوانینی را از پیش خود، و به سود شکم و شهوت خود وضع کردند، و با نسبت دادنش به خدا وضع آن قوانین را در امت یهود و مسیح استحکام بخشیدند، و آنها را به عنوان مقررات حق به مردم باورندند، و مگر نه این است که در هر دورهای مکتب سازان خائن قوانینی را از نزد خود ساخته و به آن رنگ مذهبی دادند و پای آن قوانین را به عنوان قوانین دینی ثابت و محکم کردند، و بسیاری از مردم را به عمل به آن قوانین باطل و ساختگی وادار ساختند، و از این راه چه خیانتها و جنایتها که بر دین حق و بر مردم روا نداشتند.
آری شیطان که در اصطلاح قرآن انسان طاغی و مفسد، و عاصی و ملحد و مصّر بر گمراه کردن مردم است، و نیز موجود پنهانی است که پیوسته زمینهساز وسوسه و خنّاسگری در درون آدمی است، جز دعوت به زشتیهای عادی و معمولی و گناهان صغیره، و دعوت به گناهان کبیره، و مکتبسازی با رنگ و لعاب دینی کاری ندارد، و با این برنامههایش نشان میدهد که نسبت به انسان دشمنی آشکار است.
رسول خدا در روایتی بسیار مهم بخشی از محصولات شوم فرهنگ او را که در حالات و اعمال بشر رخ نشان میدهد بیان میکند، و به آثار زیانبار پیروی از فرهنگ او اشاره مینماید:
«اذا کثر الزنا بعدی کثر موت الفجأه، و اذا طفف المکیال اخذهم الله بالسنین و النقص، و اذا منعوا الزکات منعت الارض برکاتها من الزرع و الثمار و المعادن، و اذا جاروا فی الحکم تعاونوا علی الظلم و العدوان، و اذا نقضوا العهود سلط الله علیهم عدوهم، و اذا قطعوا الارحام جعلت الاموال فی ایدی الاشرار، و اذا لم یامروا بالمعروف و لم ینهوا عن المنکر و لم یتبعوا الاخیار من اهل بیتی سلط الله علیهم اشرارهم فیدعوا عند ذلک خیارهم فلا یستجاب لهم:» [۱۷۰]
زمانی که پس از من زنا فراوان و زیاد شود، مرگ ناگهانی و سکته زیاد گردد، و هنگامی که کمفروشی به میان اهل کسب راه یابد، خدا مردم را به خشکسالی و کمبود دچار سازد، و چون از پرداخت زکات امتناع شود، زمین برکاتش را از زراعت و محصولات و معادن منع نماید، و چون در قضاوت و حکم ستم ورزند، نسبت به یکدیگر بر ستم و دشمنی کمک دهند، و چون پیمانشکن شوند خدا دشمنانشان را بر آنان چیره سازد، و هنگامی که از صله رحم دست بردارند، اموال و ثروتها در دست اشرار قرار گیرد، و زمانی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند و خوبان از اهل بیتم را پیروی ننمایند، اشرارشان بر آنان تسلط یابند پس در چنین وضعی خوبانشان دعا کنند ولی به اجابت نرسد.
حضرت صادق (ع) به روایت شیخ طوسی که در علم و عمل شخصیتی کم نظیر است امامان هدایت را ریشه همه خیرها، و شیاطین را با تعبیر دشمنان امامان ریشه هر بدی و آلودگی باطنی و ظاهری معرفی میکنند:
«نحن اصل کل خیر و من فروعنا کل بر و من البر التوحید و الصلاه و الصیام و کظم الغیظ و العفو عن المسیئ و رحمه الفقیر و تعاهد الجار و الاقرار بالفضل لاهله و عدونا اصل کل شر و من فروعهم کل قبیح و فاحشه فمنهم الکذب و النمیمه، و البخل، و القطیعه، و اکل الربا و اکل مال الیتیم بغیر حقه و تعدی الحدود التی امر الله عزوجل و رکوب الفواحش ما ظهر منها و ما بطن من الزنا و السرقه و کل من وافق ذلک من القبیح و کذب من قال انه معنا و هو متعلق بفرع غیرنا:» [۱۷۱]
ما ریشه تمام خیرها هستیم، نماز، روزه، فرو خوردن خشم، گذشت از بدکار، مهرورزی به تهیدست، تفقد از همسایه، و اقرار به فضل و برتری نسبت به اهل فضل است.
و دشمنان ما که شیاطین داخل این امتاند ریشه هر شر و بدی و از فروع آنان هر زشتی و گناه بزرگی است، از جمله زشتیها وگناهان عبارت است از دروغ، سخنچینی، بخل، قطع رحم، رباخوری، خوردن مال یتیم به ناحق و تجاوز از مقررات و حدودی که خدا به آن فرمان داده، و ارتکاب هر گناه کبیره آشکار و پنهان که بخشی از آن زنا و دزدی و هر قبیحی از این مورد است، و دروغ میگوید کسی که فکر میکند شیعه ماست ولی آمیخته به شاخ و برگ غیر ماست.
امیرمؤمنان (ع) در بخشی از یک خطبه نهجالبلاغه به اوضاع قمر در عقرب پیروان فرهنگ شیطان اشاره کرده میفرماید:
«اقْبَلُوا عَلَی جِیفَهٍ قَدِ افْتَضَحُوا بِاکْلِهَا، وَ اصْطَلَحُوا عَلَی حُبِّهَا، وَ مَنْ عَشِقَ شَیْئا أَعْشَی بَصَرَهُ، وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ، فَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْنٍ غَیْرِ صَحِیحَهٍ، وَ یَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَیْرِ سَمِیعَهٍ، قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ، وَ اءَمَاتَتِ الدُّنْیَا قَلْبَهُ، وَ وَلَّهَتْ عَلَیْهَا نَفْسُهُ.
فَهُوَ عَبْدٌ لَهَا وَ لِمَنْ فِی یَدَیْهِ شَیْءٌ مِنْهَا، حَیْثُمَا زَالَتْ زَالَ إِلَیْهَا، وَ حَیْثُمَا اءَقْبَلَتْ اءَقْبَلَ عَلَیْهَا، لَا یَنْزَجِرُ مِنَ اللَّهِ بِزَاجِرٍ، وَ لَا یَتَّعِظُ مِنْهُ بِوَاعِظٍ:» [۱۷۲]
به مرداری چون حرام و ثروت باطل روی آوردند، و با خوردنش به عرصه افتضاح و رسوائی نشستند، بر دلبستگی به آن مردار اجتماع و اتفاق کردند، آری کسی که با همه وجود عاشق معشوق باطل و جیفه دنیا شود دیدهاش مختل و دلش بیمار میگردد، در نتیجه با چشمی غیر صحیح میبیند، چشمی که هیچ چیز را همه چیز، همه چیز را هیچ چیز، محدود را نامحدود و زشت را زیبا و صحیح را باطل و باطل را صحیح مینگرد!
با گوشی غیر شنوا میشنود، شهوات عقلش را تباه میکند، و دنیا قلبش را از کار میاندازد، وجودش نسبت به آن جیفه و مردار دچار سرگردانی و سردرگمی میشود، در نتیجه بنده او میشود، و بنده کسی که چیزی از آن جیفه در دست اوست، آن جیفه به هر جانب بگردد او همه به همان جانب میگردد، و به هر طرف روی آورد او هم به آن طرف روی کند، چنین عاشق بدبختی با هیچ عامل بازدارندهای از معاصی و گناهان باز نمیایستد و برای روی آوردن به حقایق از هیچ واعظی پند و نصیحت نمیپذیرد!
اینان بر خلاف اولیاء الهی، و پاکان روزگار، و بینایان راه، و سالکان مسلک معنا که میکوشند از همه چیز برنامههائی بسازند که دستشان را بگیرد، و به راه نجات و سعادت رهنموشان گردد، و درهای خوشبختی را به رویشان باز کند، در فضای تیرهبختی و ظلمت میکوشند عواملی فراهم آورند که پایبندشان شود، و بدون این که بفهمند به اسارتشان گیرد، و باری از گناهان و زشتیها را بر دوششان نهد و دنیا و آخرتشان را تباه سازد، و این همه چیز جز پذیرفتن دعوت شیطان و افتادن در پی او از گامهای خطرناک او نیست.
اینان به قول قرآن مجید:
یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاهِ الدُّنْیا
نه این که از علم و دانش بیبهره باشند بلکه در هر روزگاری به تناسب وضع زمان از رشتههای مختلف علمی بهرهمند بوده و مدارس و مراکز و کتاب خانههای عریض و طویل در اختیار داشتند و دارند، ولی همه زحماتشان برای به دست آوردن انواع دانش در راه گسترده کردن سفره شهوات و لذات جسمی است، و به این خاطر از ارزشهای الهی و انسانی تهی هستند، و جز به فرهنگ گناه نمیاندیشند، و اگر قدرتشان اقتضا کند به هر ظلم و ستمی به دیگران تن میدهند، و منابع مادی و معیشتی مظلومان و مستضعفان را در کمال بیرحمی غارت میکنند!
پیامبر اسلام دربارهٔ این پیروان بیچون و چرای شیطان به ابنمسعود فرمود:
«یا بن مسعود محاریبهم نساءهم، و شرفهم الدارهم و الدنانیر و همتهم بطونهم اولئک شر الاشرار، الفتنه معهم و الیهم یعود:» [۱۷۳]
محراب عبادتشان زنانشان، و سربلندیشان ثروت و پولشان، و همتشان شکمشان میباشد، اینان بدترین بدان هستند، فتنه با آنهاست و بازگشت فتنه به ایشان است.
و نیز دربارهٔ این پیروان تیرهبخت فرهنگ شیطان و اجابت کننده دعوت این دشمن آشکار فرمود:
«سیأتی من بعدی اقوام یاکلون طیب الطعام و الوانها، و یرکبون الدواب، و تیزینون بزینه المرءه لزوجها، و یتبرجون تبرج النساء و زیّهن مثل زی الملوک الجبابره و هم منافقوا هذه الامه فی آخر الزمان، شاربون بالقهوات، لاعبون بالکعاب، راکبون الشهوات، تارکون الجماعات، راقدون عن القمات، مفرطون فی العدوات ….» [۱۷۴]
پس از من گروه هائی میآیند که غذاهای بهداشتی و رنگارنگ میخورند، و بر مرکبهای گوناگون سوار میشوند، و خود را به آرایشی که زن برای شوهرش آرایش میکند میآرایند، و چون زنان در برابر دیگران خودآرائی مینمایند، زندگی و منش آنان مانند زندگی پادشاهان ستمگر است، اینان در آخر الزمان منافقان این امت اند، شرابی که از دانه قهوه گرفته میشود میخورند، با تخته نرد قمار میکنند، بر مرکب هر شهوت حرامی سوار میشوند، از اجتماعات کناره میگیرند و با مردم نیستند، بدون انجام عبادت سر به بالین گذراده به بستر خواب میروند، در تجاوز به حقوق مردم افراط میکنند.
بدون تردید غفلت از خدا، و بی توجهی به حقایق، و تعطیل عقل، و نشست و برخاست با فاسدان و مفسدان، و تسلیم شدن در برابر هوای نفس، همه و همه زمینه هائی است که انسان را به دام شیطان میاندازد، و به اسارت او درآورده تابع فرهنگ وی میکند، و راه سعادت دنیا و آخرت را به روی انسان میبندد، و سبب هلاکت و تیره بختی و شقاوت در دنیا و آخرت میشود.
انسانهای عاقل و متفکر، و آنان که حکیمانه زندگی میکنند، هیچوقت به دام شیطان نمیافتند یا کمتر گرفتار این سگ هار میشوند، و اگر گرفتار شوند به سرعت خود را نجات داده و به جبران آنچه بر آنان گذشته برمی خیزند، و زخمی که از او خوردهاند معالجه مینمایند.
به گوشهای از زندگی زنی که دارای تعقل و تفکر و آراسته به حکمت دینی بود از قول حضرت رضا (ع) اشاره میکنم باشد که مفید افتد.
راه زندگی صحیح
حضرت رضا (ع) به شیعه سفارش اکید میفرمایند:
«اتقوا الله و علیکم بالتواضع و الشکر و الحمد:»
در همه امورتان تقوای الهی و اجتناب از محرمات را مراعات کنید، و به شما را به فروتنی و شکر نعمت و سپاسگزاری سفارش میکنم.
حضرت پس از بیان این حقایق فرمودند:
مردی در بنی اسرائیل بود، که شبی کسی به خوابش آمد و گفت نیمی از عمرت در وسعت و راحت و بسط و گشایش رزقی، و نیم دیگر در مشقت و تنگدستی و تهیدستی از این دو نیمه کدام را انتخاب میکنی؟ گفت من در زندگی خود شریکی دارم، باشد تا از او مشورت کرده و صلاح و مصلحت خود را جویا شوم.
چون بیدار شد خوابش را برای همسرش گفت، همسرش پاسخ داد بگو نیمه اول عمرم را میخواهم در وسعت و گشایش باشم، به او در عالم خواب گفته شد مشکلی نیست دنیا به او روی آورد، و از هر طرف نعمت و ثروت به سویش سرازیر شد، همسرش مرتب او را تشویق به انفاق و صدقه و کمک به دیگران میکرد، از او جداً میخواست به همسایه نیازمند به اقوام تهیدست به مردم مشکل دار یاری بده و پیوسته خدا را به آن نعمتها و بر توفیقی که در خدمت به خلق داشتند شکر میکردند و سپاس میگزاردند.
شبی از شبها آن مرد به خواب وی آمد و گفت:
نیمی از زمان گذشت اکنون رأی تو چیست؟ باز گفت شریک دارم باشد از او مصلحت خواهی کنم چون صبح شد به همسرش جریان خواب را گفت، همسر آراسته به عقل و حکتمش به او گفت: خداوند به ما نعمتش را ارزانی داشت، وما به اندازه استطاعت شکرش را به جای آوردیم، خداوند نسبت به وفای به عهدش که فرموده: اگر شکر نعمتهایم را به جای آورید حتماً نعمتم را بر شما افزون میکنم سزاوارتر است، آن مرد در شب دیگر به خواب صاحب نعمت آمد و گفت: در همه عمرت در وسعت و گشایشی، و دیو تهیدستی و فقر به سراغت نخواهی آمد. [۱۷۵]
اثرات لقمه حرام در روایات
تصرف غیر مجاز در اموال دیگران که از آن به خوردن مال حرام یا همان لقمه حرام یاد میشود؛ خواه ناخواه آثاری را در پی دارد که میتوان آنها را با وضوح و تاکید قابل توجهای در منابع دینی و کلام بزرگان آیین مشاهده کرد.
آنچه در ادامه میآید آثاری است که اثرات لقمه حرام است و فراری از آن نیست. به این امید که این نکات هشداری باشد برای همگان تا بیش از پیش در نوع و راه آنچه به دست میآوریم دقت کنیم. نکته آخر اینکه فراموش نکنیم که، پیشگیری همیشه به خصوص در این مورد بهتر و آسان تر از درمان است.
نماز بی ارزش و دعایی که شنیده نمیشود
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: مَنْ أَکَلَ لُقْمَهَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاهٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً؛ نماز کسی که لقمهاش حرام است تا چهل روز از ارزش چندانی برخوردار نیستوَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَهٌ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً و تا چهل روز دعای او مستجاب نمیگردد وَ کُلُّ لَحْمٍ یُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَی بِهِ و هر مقدار از بدن که پرورش یافته لقمه حرام باشد سزاوار آتش و سوختن است.[۱۷۶]
در حدیثی قدسی آمده است که خداوند متعال میفرماید: فَمِنْکَ الدُّعَاءُ وَ عَلَیَّ الْإِجَابَهُ فَلَا تَحْجُبْ عَنِّی دَعْوَهً إِلَّا دَعْوَهَ آکِلِ الْحَرَامِ؛ بنده من! تو دعا کن؛ من اجابت میکنم. بدان که تمام دعاها به پیشگاه اجابت من میرسد؛ مگر دعای کسی که مال حرام میخورد.[۱۷۷]
شخصی به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله شرفیاب شد. به آن حضرت عرض کرد که دوست دارم دعایم مستجاب شود؛ چه کنم؟ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: طَهِّرْ مَأْکَلَکَ وَ لَا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرَامَ؛ لقمهات را پاک کن [تا مبادا به حرامی آلوده باشد] و مراقب باش هیچ نوع حرامی را مصرف نکنی.[۱۷۸]
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسی با مالی که از راه حرام بدست آورده است عازم حج شود هنگامی که لبیک میگوید جواب رد به او میدهند که لَا لَبَّیْکَ وَ لَا سَعْدَیْکَ که این نشان از مردودی عمل اوست اما اگر مال او از راه حلال کسب شده باشد پاسخ مثبت به او داده میشود که لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ و این نشان از قبولی عمل او خواهد بود
سنگدلی، اثر حرام خوری
روایتی وجود دارد که اگر آن را در کنار این روایت قرار دهیم نتیجهای حاصل میشود که آن را اباعبدالله الحسین علیه السلام در کربلا و در تحلیل جنایت کوفیان بیان فرمود. آن روایت این است که امام صادق علیه السلام فرمود: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَسْتَجِیبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ قَاسٍ؛ خداوند متعال دعایی را که از قلبی سخت و بی رحم برخاسته باشد اجابت نمیکند.[۱۷۹]
از این دو روایت این معنا استنباط میشود که حرام خواری و قساوت قلب ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند که اگر کسی حرام خورد قلبش سخت شده و در برابر حق، نرمش نخواهد داشت و این همان سخنی است که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به سپاه کوفه فرمود. آن حضرت وقتی دید که کلام حقش در دل سخت تر از سنگ کوفیان اثر نمیکند علت را این سخت دلی و عدم کرنش در برابر حق را لقمههای حرامی برشمرد که شکمهای کوفیان از آن پر شده بود: فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَی قُلُوبِکُمْ؛ شکمهایتان از حرام پر شده و بر قلبهایتان مُهر خورده است.[۱۸۰] حداقلش این است؛ غذای آن چند روزی را که اینها در کربلا مستقر بودند عمر سعد به آنها میداد. او با کیسههای زر اموی یا تصرف حرام در بیت المال مسلمین غذا تهیه میکرد و در شکم اینها میریخت لذا شکم همه از حرام پر بود و چون اینگونه بود هر وقت ولیّ خدا و امام عصرشان اراده میکرد که با اینها سخن بگوید سر و صدا میکردند و هلهله سر میدانند و حاضر نمیشدند تا به کلام آن حضرت گوش فرا دهند تا جایی که امام علیه السلام خطاب به آنها فرمود: وَیلَکُم مَا عَلَیکُم أن تَنصِتُوا إلَیَّ فَتَسمَعُوا قَولِی؛ چرا ساکت نمیشوید تا حرفم را بشنوید؟ اینجا بود که خود حضرت علت را بیان کرد و فرمود: فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ.
لعنت فرشتگان
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: إِذَا وَقَعَتِ اللُّقْمَهُ مِنْ حَرَامٍ فِی جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ کُلُّ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَ فِی الْأَرْضِ؛ هرگاه لقمهای حرام در شکم بندهای از بندگان خدا قرار گیرد تمام فرشتگان زمین و آسمان او را لعنت میکنند[۱۸۱]؛ یعنی دوری رحمت الهی را از او درخواست میکنند. شاید علتش این باشد که دست به دعا بر میدارند و به خداوند متعال عرضه میدارند که خدایا این شخصی که غرق در نعمتهای حلال توست اما دست به حرام دراز کرده را از آن حلالهای بی شمارت محروم کن!
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: مَنْ أَکَلَ لُقْمَهَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاهٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً؛ نماز کسی که لقمهاش حرام است تا چهل روز از ارزش چندانی برخوردار نیست وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَهٌ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً و تا چهل روز دعای او مستجاب نمیگردد وَ کُلُّ لَحْمٍ یُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَی بِهِ و هر مقدار از بدن که پرورش یافته لقمه حرام باشد سزاوار آتش و سوختن است .
ساخت بنای عبادت روی ماسههای روان
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: الْعِبَادَهُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ عَلَی الرَّمْلِ؛ عبادت کسی که حرام خواری میکند مانند ساختمانی است که بر روی شنزاری روان بنا شده باشد.[۱۸۲] بی شک چنین ساختمانی آن چنان سست است و لرزان که با اندک حرکتی فرو ریخته و چیزی از آن باقی نمیماند و اگر هم چیزی از آن بماند یقینا فایدهای برای صاحبش نخواهد داشت.
با توجه به این روایت شریف و آیه صد و نُه سوره توبه که میفرماید «مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلی شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فی نارِ جَهَنَّمَ؛ کسی که بنیاد[امورش] را بر لب پرتگاهی سست و فرو ریختنی نهاده! آن بنا با بناکنندهاش در جهنم سقوط میکند.» به دست میآید که در فرهنگ قرآن کریم چنین کسی که هم عابد است و هم حرام خوار؛ عبادتش سودی به حال او نخواهدکرد و بزودی خودش به همراه ساختمان عبادتش به قعر جهنم سقوط خواهند کرد.
عبادتهایی که برای آن عذاب مینویسند
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَنِ اکْتَسَبَ مَالًا حَرَاماً؛ کسی که کسبش حرام استلَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَدَقَهً وَ لَا عِتْقاً وَ لَا حَجّاً وَ لَا اعْتِمَاراً؛ خداوند هیچ کار خیری را از او نمیپذیرد، چه آن کار صدقه باشد چه آزاد کردن بنده؛ حج باشد یا عمرهوَ کَتَبَ اللَّهُ بِعَدَدِ أَجْزَاءِ ذَلِکَ أَوْزَاراً؛ و خداوند متعال به عوض پاداش این کارها، گناه برای او ثبت میکند وَ مَا بَقِیَ مِنْهُ بَعْدَ مَوْتِهِ کَانَ زَادَهُ إِلَی النَّارِ؛ و آنچه پس از مرگش باقی میماند توشه دوزخ او خواهد بود.[۱۸۳]
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسی با مالی که از راه حرام بدست آورده است عازم حج شود هنگامی که لبیک میگوید جواب رد به او میدهند که لَا لَبَّیْکَ وَ لَا سَعْدَیْکَ که این نشان از مردودی عمل اوست اما اگر مال او از راه حلال کسب شده باشد پاسخ مثبت به او داده میشود که لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ و این نشان از قبولی عمل[۱۸۴] او خواهد بود.[۱۸۵]
امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود:وَ لَا یَرِدُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص مَنْ أَکَلَ مَالًا حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ؛ به خدا سوگند به خدا سوگند به خدا سوگند کسی که ذرهای مال حرام بخورد در قیامت از رسول خدا صلی الله علیه و آله دور میافتد وَ لَا یَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَهُ؛ و از حوض کوثر نمینوشد و مشمول شفاعت آن حضرت نمیگردد
امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود: وَ لَا یَرِدُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص مَنْ أَکَلَ مَالًا حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ؛ به خدا سوگند به خدا سوگند به خدا سوگند کسی که ذرهای مال حرام بخورد در قیامت از رسول خدا صلی الله علیه و له دور میافتد وَ لَا یَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَهُ؛ و از حوض کوثر نمینوشد و مشمول شفاعت آن حضرت نمیگردد
حرام خور، دوست ما نیست
امیرالمومنین علیه السلام میفرمود: لَیْسَ بِوَلِیٍّ لِی مَنْ أَکَلَ مَالَ مُؤْمِنٍ حَرَاماً؛ کسی که به حرام، مال مومنی را بخورد هرگز دوستدار من نیست.[۱۸۶]
ورود به بهشت ممنوع
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّهَ أَنْ یَدْخُلَهَا جَسَدٌ غُذِّیَ بِحَرَامٍ؛ همانا خداوند ورود بدنی را که از حرام تغذیه کرده به بهشت ممنوع کرده است.[۱۸۷]
محروم از دیدار و کوثر و شفاعت
امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود:وَ لَا یَرِدُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ ص مَنْ أَکَلَ مَالًا حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ؛ به خدا سوگند به خدا سوگند به خدا سوگند کسی که ذرهای مال حرام بخورد در قیامت از رسول خدا صلی الله علیه و آله دور می افتدوَ لَا یَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَهُ؛ و از حوض کوثر نمینوشد و مشمول شفاعت آن حضرت نمیگردد.[۱۸۸]
چه عواملی در گمراهی و ضلالت انسان دخالت دارند؟
حضرت آیت الله العظمی سبحانی درپاسخ به این پرسش که ،چه عواملی در گمراهی و ضلالت انسان دخالت دارند؟پاسخ داده است:
قرآن به مناسبتهای گوناگون، از عوامل مختلفی نام میبرد که فقط عامل ضلالت بوده و نتیجهای جز گمراه کردن بندگان از راه راست، ندارند. شناخت این عوامل برای بندگان علاقمند به سعادت خویش مایه تکامل است زیرا درست است که این عوامل زیانبار، مایه بدبختی و بدفرجامی گروهی از انسانها میشوند که با حریت و آزادی، زمام زندگی خود را به دست آنها میسپارند ولی همین عوامل برای افراد با ایمان و هوشیار، مایه تکامل و سبب استواری مبانی دینی و اخلاقی میگردند.
این عوامل عبارتند از:
۱-شیطان
قرآن در آیات نامبرده در زیر، پیروی از شیطان را مایه گمراهی میداند.
(کُتِبَ عَلیهِ اَنّهُ مَنْ تَوَلاّهُ فَاَنَّهُ یُضِلّهُ وَیَهْدیهِ إِلی عَذابِ السَّعیرِ). [۱۸۹]
«این مسأله حتمی است که هر کس شیطان را دوست بدارد، وی او را گمراه میسازد و به عذاب دوزخ رهبری میکند».
شیطان به هنگام طرد شدن از مقام خود به خدا چنین گفت:
(…لأتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِکَ نَصِیباً مَفْرُوضاً * وَ لأُضِلنَّهُمْ…).[۱۹۰]
«من بخشی از بندگان تو را میگیرم وآنها را محققاً گمراه میسازم».
در آیهٔ دیگر خدا از بندگان گمراه شده، به وسیله شیطان گزارش میدهد، و میگوید:
(وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبلاًّ کَثِیراً أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ).[۱۹۱]
«شیطان گروه زیادی را گمراه ساخته است، چرا نمیاندیشید؟».
۲- هوی و هوس
غرایز و احساسات، مایه بقای زندگی انسان است، و اگر از زندگی انسان حذف گردند، انسان نابود میشود، ولی در عین حال اگر تعدیل نشوند، و حد و مرز آنها مشخص نگردد، و انسان بازیچه غرایز مرز نشناس خود شود، باز نابود میگردد، قرآن در این مورد میفرماید:
(…وَلا تَتَّبِعِ الهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ…).[۱۹۲]
«از هوی و هوس پیروی مکن که تو را از راه خدا باز میدارد».
از نظر قرآن گروهی که زمام زندگی خود را به دست نفس وخواستهای تعدیل نشده او بدهند، پرستش گران هوی و هوس هستند که آن را معبود خود قرار دادهاند چنان که میفرماید:
(أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ…).[۱۹۳]
«آیا دیدی کسی را که هوسهای خود را خدای خود قرار داده است».
در حقیقت هوی و هوس همان غرایز و احساسات حیوانی است که برای آن حد و مرزی نباشد و اگر از طریق فرد و یا شرع محدود و مرزبندی گردند، نه تنها هوی و هوس نیست، بلکه مایه بقای زندگی است.
۳ -دوست ناباب
دوست یابی و زندگی با هم نوع و هم سال و هم فکر، برای انسان یک امر فطری است وجلوگیری از امر غریزی مانند شنا بر خلاف مسیر آب است که قهراً نتیجهای جز شکست ندارد، ولی در عین حال هر فردی، شایستهٔ دوستی نیست فردی که دوستی او مایهٔ رها کردن قیود شرعی و اخلاقی در زندگی باشد، مایه بدبختی انسان میشود، قرآن دربارهٔ این نوع از دوستان چنین میفرماید:
(وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلی یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنی اتَّخَذتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً * یا وَیْلَتی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً * لَقَدْأَضَلَّنی عَنِ الذِّکْرِ بَعدَ إِذْ جاءَنی…) .[۱۹۴]
«روزی که ستمگر دست خود را به دندان میگزد و میگوید: ای کاش با پیامبر طرح دوستی میریختم ای کاش من با فلانی دوست نبودم، او مرا گمراه کرد وپس از نزول قرآن مرا از پیروی آن باز داشت».
در تاریخ بشریت، داستانهای فراوانی دربارهٔ دوست و «یار» بد وجود دارد که از نقل آنها خودداری میکنیم، زیرا همه میدانیم که بارها یک معاشرت کوتاه با یک فرد ناباب مایه از هم پاشیدگی شیرازهٔ زندگی خانوادهای شده است.
۴ -پیروی نسنجیده از سران
قرآن یکی از عوامل ضلالت را پیروی از رؤسا و سران عشایر و قبایل وغیره میداند آنجا که از زبان گمراهان از این طریق، در روز قیامت چنین نقل میکند:
(…یا لَیْتَنا أَطَعْنَا اللّهَ وَأَطعنَا الرَّسولا * وَقالُوا رَبّنا انّا أَطَعْنا سادَتَنا وَکُبرائَنا فَأَضَلُّونَا السَّبیلاً).[۱۹۵]
«ای کاش ما از خدا و پیامبر اطاعت میکردیم، خدایا! ما از بزرگان خود (به خاطر تعصب کورکورانه) پیروی کردیم وآنان ما را گمراه ساختند».
در آیه دیگری نیز به این عامل اشاره میکند ومی فرماید:
(…کُلَّما دَخَلَتْ أُمَّهٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتّی إِذَا أدّارکوا فیِها جَمیعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لاُولاهُمْ رَبَّنا هؤلاءِأَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النّارِ…).[۱۹۶]
«هر موقع گروهی وارد دوزخ میشوند، گروه دیگر را لعن میکنند، وقتی همگی در آنجا گرد آمدند، هر گروهی دربارهٔ گروه قبلی که مایه گمراهی آنان شدهاند، از خدا میخواهند که عذاب آنان را دو برابر کند».
در این آیه از سرانی که مایه گمراهی آنان میشوند، با لفظ «أُولاهُم» که به معنی پیشینیان است، تعبیر آورده است.
۵ -پیروی نسنجیده از پدران
در حالی که پدران و نیاکان در اسلام از احترام خاص برخوردارند ولی علاقه درونی نباید سبب شود که انسان دستگاه تفکر خود را تعطیل سازد، و خود را دربست در اختیار آنان بگذارد و لذا قرآن، آنجا که دستور احترام به آنان را میدهد، یادآور میشود که اگر پدر و مادر فرزند را به شرک دعوت کنند، نباید از آنان پیروی کند آنجا که میفرماید:
(وَإِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بِی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاتُطِعْهُما…).[۱۹۷]
«اگر کوشش کنند که برا ی خدا شریکی قرار دهی، از آنان اطاعت مکن».
قرآن در آیاتی پیروی نسنجیده از «والدین» را مایه گمراهی میداند و در این مورد از زبان گمراهان چنین نقل میکند:
(…إنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی أُمَّه وَإنّا عَلی آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ * وَکَذلِکَ مَا أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فی قَرْیَه مِنْ نَذِیر إِلاّقالَ مُتْرَفُوها إنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی أُمّه وَانِّا عَلی آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ).[۱۹۸]
«ما پدران خود را بر این طریقه یافتهایم و به دنبال آنان میرویم. همچنین هیچ رسولی را بر هیچ نقطهای اعزام نکردیم، مگر این که گروه «مترف» و اسرافگر آنجا میگفتند: ما پدران خود را بر این طریقه یافته و از آنان پیروی خواهیم کرد».
قرآن در انتقاد از این نوع «تعصب»میفرماید:
(…أَوَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَلا یَهْتَدُون).[۱۹۹]
(«آیا باز از آنان پیروی میکنید) هر چند آنان چیزی را آشنا نبوده و به حقیقت پی نمیبرند».
انسان حر وآزاده، انسانی است که هر نوع حجاب مانع از رؤیت حقیقت را پاره کند، و حقیقت را بیش از همه چیز دوست بدارد. اگر پدر و مادر گرامی هستند ولی حقیقت جویی و پیروی از آن، از همه چیز گرامی تر، و عزیزتر است.
۶ -گروهی از جن و انس
قرآن گروهی از جن و انس را مایه گمراهی معرفی میکند، آنجا که میفرماید:
(وَقالَ الَّذِینَ کَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذِینَ أَضّلانا مِنَ الجِنّ والإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا…) .[۲۰۰]
«افراد کافر میگویند: خدایا آن گروه از جن و انس را که مایه گمراهی ما شدند، نشان ما بده تا ما آنها را زیر پای خود بگذاریم».
احتمال دارد این گروه همان شیاطین و بزرگان و سران و یا دوستان ناباب باشند که مایه گمراهی انسانها شدهاند، در این صورت این نوع پیروی، همان تعصب کورکورانه است که قرآن دربارهٔ آن نیز سخن گفته است و به همین خاطر اطاعت از والدین را در حدودی لازم دانسته که فرمان به گناه ندهند.[۲۰۱]
۷ -مجرمان و گناهکاران
یکی دیگر از عوامل گمراهی، پیروی از مجرمان است، قرآن از زبان گناهکاران در روز قیامت چنین نقل میکند:
(وَما أَضَلّنا إِلاَّ المُجْرِمُونَ).[۲۰۲]
«ما را جز افراد مجرم، کسی گمراه نساخت».
البته ممکن است این گروه را همان سران قبایل و بزرگان عشیره و یا رفیق و دوست ناباب و یا شخص و گروه دیگری تشکیل بدهند که در اقسام قبلی از آنها نامبرده شد و همگی انسان را به گمراهی میکشند.
۸ -بتها
بتها نیز یکی دیگر از عوامل گمراهی است آنجا که میفرماید:
(ربِّ انَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثیراً مِنَ النّاسِ…).[۲۰۳]
«پروردگارا! این بتها (به ضمیمه حامیان و مروجان آنها) بسیاری از مردمان را گمراه ساخته است».
۹ -احساس بی نیازی
در حالی که مال و ثروت میتواند سعادت آفرین باشد، امّا احساس بی نیازی از خدا، مایه گمراهی میگردد، در این مورد قرآن میفرماید:
(…وَلکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَآباءَهُمْ حَتّی نَسُوا الذِّکْرَ وَکانُوا قَوماً بُوراً).[۲۰۴]
«پروردگارا آنان و پدرانشان را غرق در نعمت کردی، تا آنجا که احساس بی نیازی از تو کردند و تو و یا قرآن را فراموش کردند و گروه زیانکاری بودند».
در آیه دیگر این حقیقت به صورت دیگر بیان شده است آنجا که میفرماید:
(…إِنَّ الإِنْسانَ لَیَطْغی * اَنْ رَآهُ اسْتَغْنی).[۲۰۵]
«انسان رو به طغیان میگذارد و حدود الهی را رعایت نمیکند آنگاه که در خود احساس بی نیازی کند».
۱۰ -پیروی از اکثریت ناآگاه
قرآن پیروی از اکثریت ناآگاه را مایه گمراهی میشمارد آنجا که میفرماید:
(وَإِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاّ یَخْرُصُونَ).[۲۰۶]
«اگر از اکثریت مردم روی زمین پیروی کنی، تو را از خدا باز میدارند زیرا از گمان و تخمین پیروی میکنند».
از جملهٔ اخیر آیه استفاده میشود که پیروی از هر اکثریت مایه گمراهی نیست، بلکه پیروی از اکثریتی که مصداق :(إِنْ یَتَّبعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ)باشد مایه گمراهی است.
البته در کنار این عوامل دهگانه گمراهی که به صورت کلی در قرآن مطرح شدهاند، در قرآن، به عاملهای جزئی گمراهی نیز اشاره شده است که فعلاً برای ما مطرح نیست، مثلاً قرآن ، «سامری» را مایه گمراهی قوم بنی اسرائیل معرفی میکند و میفرماید:
(…وَأَضلَّهُمُ السّامِریُ).[۲۰۷]
«سامری قوم موسی را گمراه کرد».
این بود فشرده عوامل کلی گمراهی که تشریح هر کدام، بحث گستردهای لازم دارد.[۲۰۸]
آداب تجارت
راستی کدامیک از آداب تجارت در اسلامی در کشور اسلامیمان اجرا میکنیم ؟
در شرح لمعه آداب تجارت طی ۲۴ دستور مورد بحث قرار گرفته است که به شرح ذیر میباشد :
۱) برای تشخیص عقد صحیح از فاسد و پرهیز از ربا تاجر باید به احکام فقهی آگاهی داشته باشد .
۲) تاجر باید بین متعاطین با عدل و انصاف و مساوات رفتار نماید به طوری که بین مُماکِسْ و غیر آن و همچنین بین شخص شریف و حقیر فرقی نگذارد ، البته تاجر میتواند میان متعاطین به سبب دانش و تدین اختلاف قائل شود .
۳) تاجر مکلف است چنانچه یکی از مشتریان از معامله اظهار عدم رضایت نموده معامله را اقاله یا تفاسخ نماید . در این صورت مورد حدیثی است از امام صادق (ع) که میفرمایند : هر بنده مسلمانی در تجارت برادر مسلمانش را ( که نادم است ) اقاله نماید خداوند در روز قیامت از خطای او نمیگذرد .
اما برای اقاله دو شرط اساسی وجود دارد : یکی اینکه : متعاطین از مجلس عقد متفرق شده و دیگر شرط عدم خیار نکرده باشند ، بنابراین ، اگر در معامله خیار فسخ شرط شده باشد نیازی به اقاله نخواهد بود .
۴) تاجر نباید کالای خود را برای جلب افراد نا آگاه بیارآید البته آراستن کالا در غیر مورد مذبور و به طور معمول و مطلو باشد اشکالی نخواهد داشت .
۵) هر گاه در متاع عیبی اعم از آشکار و نهان باشد فروشند باید آن را به خریدار اظهار نماید ، البته چنین اعلامی کمال خیر خواهی و تمامیت ایمان تاجر است که نمیخواهد طرف معامله از روی جهل متضرر شود .
۶) سوگند یاد کردن به هنگام خرید و فروش منع گردیده است . در این مورد رسول خدا ( ص) میفرماید : وای بر تاجر که تکیه کلامش به هنگام معامله (( نه به خدا )) و (( بلی به خدا )) باشد و نیز میفرمایند : که تاجر در داد و ستد ۵ خصلت زیر را در خود حفظ کند :
۱- ربا نگرفتن ۲- سوگند نخوردن ۳- عدم کتمان عیب کالا ۴- تعریف نکردن کالا هنگام فروش ۵- مذمت نکردن کالا هنگام خرید .
۷) متعاطین میتوانند در خرید و فروش تسامح و سهل انگاری نمایند به خصوص در خریدهایی که برای عبادت و اطاعت خداوند باشد چنین ایجاد تسهیلات باعث برکت و وفور نعمت را فراهم میسازد .
۸)مشتری باید پس از خرید کالا ۳ مرتبه تکبیر بگوید و همچنین شهادتین یا به عبارت دیگر وحدانیت خداوند تبارک و تعالی و رسالت نبی اکرم (ص) را بر زبان جاری سازد و سپس این جمله را بیان نماید : خداوندا ، من این کالا را خریداری نمودم و از درگاه تو خواستارم که در این فضل و زیادی قرار دهی و نیز به سبب آن رزق و روزی که بدان نیاز دارم عطا کنی .
۹) در تجارت باید اندازه سمن و مبیع معین و معلوم باشد در غیر این صورت و در حالت مجهول بودن مورد معامله به تجارت خلل وارد میشود .
۱۰) در تجارت باید هیچ یک از بایع و مشتری کالای خود را نستاید و از متاکالای طرف مقابل مذمت نکند .
۱۱) از جمله مستحبات است که تاجر از گرفتن ربح ( بهره ) از فرد مومن خودداری نماید در این مورد روایتی است از امام صادق ( ع ) : ربح گرفتن مومن از مومن حرام است ولی فقها آن ا به کراهت گرفتهاند ، مگر اینکه بیش از صد درهم باشد که در این صورت به اندازه مخارج روزانه از او سود بگیرد ، یا اگر طرف معامله کالا را برای تجارت خریداری کند تاجر میتواند با رعایت ارفاق از او ربح اخذ نماید .
۱۲) تاجر باید ب کسی ک وعد حسان و ارفاق داداست از او ربح اخذ نکند در این موردروایتی است از امام صادق (ع) : « هر گاه مرد بایع به مشتری بگوید که بیا با تو درمعامل با احسان رفتارمی کنم در این صورت ربح گرفتن از او حرام است .
۱۳) دیگر از آداب نیک تجارت است که تاجر در ورود به بازار برای شروع تجارت سنیت به دیگران سبقت و پیشی نگیرد و سعی کند از تامین مخارج روزانه خود زودتر از سایر تجار به کسب خود خاتمه دهد و بازار را ترک کند . زیرا بازار پناهگاه شیاطین بوده و در آنجا دام کم فروشی و ربا ، اجحاف به مردم گسترده شده است . اما برعکس ، مسجد محل فرشتگان الهی است بایستی برای رفتن به آنجا تعجیل نمود و نیز سریعاً خارج نشد .
۱۴) از جمله آداب حسنه تجارت ، خود داری معامله با اشخاص پست و آنانی که در تجارت کالای کم ارزش و غیر معتنانه را محاسبه میکنند و یا افرادی که خوبی و بدی در حق آنان تاثیر نداشته به عبارت دیگر لا ابالی و بی مبالات هستند ، میباشد .
ضمناً مستحب است که با محارضین ( کسانی که تجارت با آنها خیر و برکتی ندارد ) و مووفین ( کسانی که دارای نقص بدنی مانند : جنون و برص و … ) و کفار اهل ذمه ) و یا افرادی که اموالشان با حرام مخلوط است ، معامله ننماید .
ولی قانون مذکور را نمیتوان به کفار حربی و مسلمینی که به کفر محکوم گردیدهاند مانند:خوارج ، نواصب ، و غلاه بستری داد .
۱۵) تاجر نباید در وزن و پیمانه بی تفاوت باشد به نحوی که از لحاظ زیاد ، و نقصانی منتهی به حرام گردد ، بعضی گفتهاند که چنین روش در تجارت کراهت دارد .
۱۶) تاجر نباید در حین ندای منادی نرخ کالا در بازار را افزایش دهد . در این مورد امام علی (ع) میفرماید : به هنگام ندای منادی در بازار افزایش قیمت حرام است مگر پس از سکوت منادی که در این صورت چنین افزایشی حلال خواهد بود .
۱۷) دیگر از آداب تجارت خود داری از معامله در فاصله بین طلوع خورشید است زیرا نبی اکرم (ص) تجارت در طول مدت مذکور که مختص دعا و خواستههای مادی و معنوی از خداوند است را نهی فرمودهاند .
۱۸) تاجر نباید در معامله برادر مومن خود مداخله نماید کراهت و حرمت این عمل وقتی است که شخص ثالثی در انجام معاملهای که بین طرفین توافق شده و یا نزدیک به تراضی میباشند اقدام نموده و معامله را بر هم زند مگر اینکه شخص اخیر از جریان توافق آگاهی نداشته باشد .
۱۹) مکروه است کسی از اهالی شهر در متاعی که از ده به سوی شهر سرازیر میشود جلو رود و برای فروش قبول وکالت کند به این عنوان که کالا را بیش از خواسته صاحبش به فروش رساند .
۲۰) در صورت موجود بودن شرایط زیر نباید از وسایط نقلیه حامل کالاهای تجاری که از شهری به شهر دیگر حمل میشود پیشواز گردد :
– فاصله کاروان تا شهر بیش از ۴ فرسخ نباشد
– قصد و نیت پیشواز کنندگان عرضه و تقاضای کالا باشد .
– افراد کاروان از نرخهای کالا در شهر بی اطلاع باشند .
– ولی اگر فاصله کاروان تا شهر بیشتر از ۴ فرهنگ بوده و یا افراد کاروان از نرخ کالا در شهر آگاه باشند در این صورت برای معامله پیشواز کنندگان کراهتی در بین نیست .
۲۱) خود داری از احتکار و آن عبادتست از منع جمع آوری و نگهداری و حبس آذوقه مورد نیاز مردم به قصد افزایش قیمت آنها .
ارزاقی که انباشتن آنها احتکار محسوب میشده است عبارتند از : گندم ، جو ، خرما ، کشمش ، روغن زیتون ، نمک .
بدیهی است که با گذشت زمان که ما یحتاج مردم به موازات آن تغییر کرده است با تشخیص اهل خبره میتوان لیستی از آنها تهیه کرد و به اطلاع حاکم شرع جهت جلوگیری از احتکار رسانید . ضمناً انباشتن کالا وقتی احتکار محسوب میشود که در شهر کسی جهت عرضه ، آن کالا را در اختیار نداشته باشد .
۲۲) ازجمله آداب مذموم در تجارت اخذ ربا است که در این مورد قبلاً توضیح داده شد.
۲۳) از آداب تجارت ترک اخذ سود به نسبت سرمایه است . مثلاً اگر کسی ده هزار تومان سرمایه داشته باشد و کالایی را بفروشد و به نسبت سرمایه ۱۰۰ تومان سود مطالبه نماید عدهای ار فقها قائل به حرمت چنین تجارتی هستند ولی عده دیگر آن را مستحب میدانند .
۲۴) دیگر از آداب تجارت ، خود داری از معاملهای است که پس از وزن وکیل کالا مورد معامله قابل قبض نباشد . عدهای از فقها از جمله شیخ طوسی ( ره ) قائل به تحریم جنین معامله است ولی عده دیگر نهی راحمل به کراهت نمودهاند .
اقسام قراردادهای کار در نظام اقتصاد اسلامی
از جمله شرایط و حقوق کار، وجود قرارداد کاری بین نیروی کارگر و فرد کارفرما میباشد. هدف از قراردادهای کاری، جلوگیری از تضییع حقوق کارگر و تعیین شرایطی معین است که به نفع هر دو طرف بوده و حقوق نیروی کارگر و کارفرما رعایت شده باشد. قرارداد کار، باعث ایجاد انگیزه فعالیت اقتصادی در نیروی کار شده و این امر موجب اشتغال زایی و رفع بیکاری از جامعه میشود و لذا زمینههای رشد اقتصادی و پیشرفت و توسعه فراهم میشود.
قراردادها در کشورهای مختلف، متناسب با قانون و حقوق کار حاکم بر آن جامعه، صورت و اشکال مختلفی دارد. در نظام اقتصاد اسلامی نیز قراردادهای حقوقی و فقهی متنوعی جهت راحتی کار و رشد سریع اقتصادی وجود دارد. در جوامع پیشرفته، نیروی کار بر اساس عقد اجاره، به استخدام بنگاه اقتصادی، کارخانهها در میآید و در ازای دستمزد مشخصی، کار معینی را انجام میدهد. سود فراوان بنگاههای اقتصادی و نظریات مختلف در باب صاحب حق بودن کارگران در سود و نفوذ دیدگاههای سوسیالیستی در میان کارگران و سندیکاههای کارگری، موجب طرح اندیشه سهیم کردن نیروی کار در بخشی از سود شد، و به این طریق سعی گشت تا از بحران و مشکلات اقتصادی جلوگیری شده و عدالت اقتصادی و اجتماعی میان طبقات کارگر بسط یابد. در بعضی از کشورها، از جمله ژاپن، استفاده از روش مشارکت نیروی کار در بخشی از سود اجرا میشود، ولی در کشورهای زیادی، نیروی کار فقط از مزد ثابت برخوردار هستند. آنچه این میان اهمیت دارد، مسئله تنوع قراردادهای کاری در نظام اقتصاد اسلامی میباشد، که نشان از قدرت بالای اقتصادی و نظام همه جانبه اسلامی است. این تنوع علاوه بر آنکه نوع و شکل اشتغال و فعالیت کاری را گسترده میسازد، انگیزهای مضاعف برای فعالیت اقتصادی مهیا میکند. در کشور ایران، قوانین کار بر اساس استخدام به صورت دستمزد معین، تهیه شده و فقط در بانکداری، قراردادهای متنوعی برای انجام تسهیلات وجود دارد. با نگاهی به عقود فقهی میتوان تنوع و قدرت اقتصادی نظام اسلامی را درک نمود. قراردادهای فقهی عبارتند از: اجاره، مضاربه، مساقات، مزارعه، شرکت و جعاله.
اجاره
طبق این قرارداد، در ازای استفاده از منافع یک شیء مثل اقامت در ساختمان و استفاده از ماشین یا ابزار تولیدی کار، مبلغی به صورت اجرت پرداخت میشود. نیروی کار در برابر فعالیت انجام گرفته، اجرت را مالک میشود. اطلاع کامل از مقدار دستمزد، نوع کار، مدت زمان و مفاد قرارداد برای هر دو طرف الزامی میباشد.
مضاربه
در مضاربه، طرفین قرارداد یعنی عامل و صاحب سرمایه قبول میکنند که عامل با سرمایه مالک به فعالیت تجاری یا بازرگانی مشغول شود و سود حاصل را به نسبت مشخصی تقسیم نمایند. در این قرارداد، طرفین در در آمد خالص شریک هستند و اگر پس از کسر هزینهها و سرمایه، در آمدی نماند، نیروی کار مستحق دریافت مبلغی نیست، این مسئله عامل را به فعالیت و کار جدی-تر و سودآورتر هدایت میکند.
مزارعه
بر اساس این قرارداد، صاحب زمین و کشاورز با هم قرار میگذارند که کشاورز بر روی زمین کار کند و محصول را پس از کسر هزینههای تولید مثل آب، کود، بذر، بین همدیگر به نسبت مشخصی تقسیم نمایند. در این قرارداد نیز طرفین در در آمد خالص شریک میباشند.
مساقات
قراردادی که بین صاحب درخت با شخصی است که برای رسیدگی به درختان و آبیاری آن کار میکند، و طبق آن، عامل در ثمره درختان به نسبت معینی شریک میشود.
شرکت
عقد شرکت، قراردادی است که دو یا چند نفر، هر یک قسمتی از سرمایه را تامین مینماید و به نسبت در سود و زیان شریک میشود. سرمایه افراد به صورت نقد یا کالا است و تصرف در مال مشترک با اجازه همه صاحبان صورت میگیرد.
جعاله
جعاله قراردادی است که به موجب آن، صاحب کار ملتزم میشود در ازای کار مشروع معین، دستمزد معلوم و معین را به عامل بدهد.
در جعاله بر عکس اجاره لازم نیست کار خواسته شده دقیقاً روشن باشد.
روزی حلال
در فرهنگ اسلامی، انسان دارای دو بعد جسم و روح است اما اصالت از آنِ روح است و باید تمام برنامهها و تلاشهای انسان در مسیر دستیابی به کمال شایسته روح باشد.
با این دیدگاه دین اسلام در هر زمینهای از زندگی نسبت به روح و سلامت و کمال آن توجه ویژهای دارد.
اداره زندگی اگر چه مورد تاکید فراوان اسلام واقع شده است، اما به انسان اجازه داده نشده است که از هر راهی یا هر ابزاری زندگی اش را تامین کند، بلکه باید با رعایت قوانین و ضوابط دقیق از ورود مال حرام در زندگی جلوگیری کند.
سلامت روح در گرو استفاده صحیح و مطلوب از مال حلال است و بی توجهی به این موضوع، عوارض و پیامدهای منفی و مخربی را برای انسان به وجود میآورد. بر این اساس تأکید بر به دست آوردن مال حلال در فرهنگ دینی بسیار به چشم میخورد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین حج خانه خدا که به حجه الوداع معروف است، در بخشی از سخنان خویش برای مردم فرمود:«خداوند متعال روزیها را در میان مخلوقاتش به صورت حلال تقسیم فرموده است، نه به صورت حرام. پس هرکس با تقوی باشد و صبر کند خداوند روزیش را به او میدهد، ولی هر کس بر اثر کم صبری پرده دری و شتاب کند و از غیر راه حلال روزی را بیابد، از روزیش کم میشود و روز قیامت نیز مورد بازخواست قرار میگیرد.»
امام صادق علیه السلام میفرمود:«من در زمین خودم تلاش میکنم و عرق میریزم، در حالی که خدمتکارانم میتوانند این کار را بکنند، ولی با این کارم میخواهم خداوند متعال ببیند که من در پی روزی حلال هستم.»
امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش فرمود:«کسب روزی حلال را رها مکن، چرا که تو را در دینت کمک میکند.»
ویژگی پارسایان
یکی از ویژگیهایی که امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ برای پارسایان بیان میکنند، تلاش برای روزی حلال است(…وَ طَلَباً فی حَلالٍ). بدیهی است اولین و مهمترین گام در جهت زدودن «فقر و نیازمندی» و وابستگی فردی و اجتماعی به دیگران، این است که انسان سهم خود و خانواده، نزدیکان، همسایگان و نیز جامعه خود را از سفره گسترده طبیعت فراموش نکند.
طلب حلال در قرآن
با نگاه به آیات قرآن در مییابیم که قرآن هرگز ما را به چشم پوشی از مواهب الهی دعوت نکرده و فقر را ارزش و نعمت به حساب نیاورده است.
حتی در سوره جمعه که توصیه آن به شرکت در نماز جمعه و ذکر خداست، میفرماید: هنگامی که نماز پایان یافت، شما آزادید در زمین پراکنده شوید و فضل خدا را بطلبید (به دنبال روزی بروید) و خدا را بسیار یاد کنید، شاید رستگار شوید![۲۰۹] از این آیه استفاده میکنیم که حتی روز تعطیل و به جا آوردن اعمال عبادی در روز جمعه، مانعی برای فعالیتهای اقتصادی سازنده نیست.
توازن نیازهای مادی و معنوی
اصل تعادل و توازن حکم میکند که در نیایشهای خود هم به نعمتهای دنیا توجه داشته باشیم و هم به آخرت و این براساس آموزههای قرآنی است:
«رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ؛[۲۱۰] مردانی که خرید و فروش آنها را از یاد خدا باز نمیدارد».
امام صادق ـ علیه السّلام ـ این دعای دو جانبه را این چنین تعلیم دادهاند:
«سَلوا اللهَ الغِنی فی الدُنیا و العافیهَ، و فی الآخرهِ المغفرهَ و الجَنَّهَ؛ از خدا در دنیا بی نیازی و عافیت را بخواهید و در آخرت آمرزش الهی و بهشت را».
کسب حلال، وسیله خدمت
انفاق در راه خدا موارد زیادی از بخششهای واجب و مستحب را پوشش میدهد: خمس، زکات، قرض، صدقه، بعضی از نذرها، هدیه، قربانی و… از این موارد است. بدیهی است اگر دست انسان از مال و مواهب دنیوی خالی باشد، هرگز توفیق احسان به مردم را نخواهد یافت. بنابراین میتوان گفت در اغلب آیاتی که صیغه «أنفِقوا» (به شکل امری آن) استفاده شده است؛ چه واجب و چه مستحب، باید کلمه «اکسبوا» را در تقدیر گرفت. هم چنان که میگوییم مقدمه واجب، واجب است؛ مقدمه انفاق هم که کسب درآمد است لازم و اجتناب ناپذیر است.
آیه ذیل به صراحت میفرماید: از کسب حلال خود انفاق کنید:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ» [۲۱۱] ای کسانیکه ایمان آوردهاید ازاموال پاکیزه و حلالی که کسب کردهاید؛انفاق کنید.
مولوی میگوید:
«انفقوا» گفتست پس کسبی بکن زانکه نبود خَرج بی دخل کُهُن
گرچه آورد «أنفِقوا» را مطلق، او تو بخوان که اِکسبوا ثُمّ «انفقوا»
سعدی شیرازی در پایان باب هفتم گلستان و در داستان جدال سعدی با مدعی، در بیان توان گری و درویشی در ضمن گفت و گویی طولانی با درویشی صوری میگوید:
توانگران را وقف است و نذر و مهمانی زکات و فـطره و اِعـتاق و هَـدی و قـربانی تو کی به دولت ایشان رسی که نتوانی جز این دو رکعت و آن هم به صد پریشانی!؟
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
«انّ النفسَ اذا أحرَزَت قوتَها استقرَّت؛ آرامش خیال انسان در صورتی است که مایحتاج زندگی اش فراهم باشد».
از قرآن کریم نیز چنین استفاده میشود که داشتن مال، لازمه رسیدگی به محروم و سائل است. [۲۱۲]
اهمیت طلب حلال در احادیث
پیشوایان معصوم ما ـ علیهم السلام ـ با گفتار، عمل و تشویق، همواره پیروان خود را به تلاش برای روزی حلال سوق داده و «حلال» بودن را ویژگی لازم و دائمی درآمدها دانستهاند. از این نکته استفاده میشود که هر قدر دامنه «درآمدهای حلال» گسترش یابد و شناسایی شود و مورد استفاده سطوح مختلف جامعه با تواناییها، سلیقهها، تخصصها، و امکانات بومی مختلف قرار گیرد، به طور طبیعی نظام مالی و اقتصادی سالمی بر جامعه جاری و ساری میگردد و راههای نامشروع کسب درآمد از بین رفته و یا به حداقل میرسند. اهمیت جایگزین کردن راههای حلال روزی به حدی است که امام صادق ـ علیه السّلام ـ به یکی از اصحاب خود به نام «مصادف» میفرماید:
«یا مُصادِفُ! مجالَدَهُ السیوفِ أهونُ من طَلَبِ الحلالِ؛ شمشیرزدن و جنگیدن آسان تر از به دست آوردن روزی حلال است!»
و نیز آمده است:
«الشاخِصُ فی طَلَب الرزقِ الحلالِ کالمُجاهِدِ فی سَبیل الله؛کسی که در طلب رزق از شهری به شهری رود، مانند کسی است که در راه خدا جهاد کند».
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
«ما مِن عَبدٍ استحیا مِن الحَلالِ إلّا ابتلاهُ اللهُ بِالحرامِ؛ هیچ بندهای نیست که از طلب حلال شرم کند، مگر این که خدا او را به حرام مبتلا میکند».
تلاش اقتصادی در سیره ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ
امام باقر ـ علیه السّلام ـ میفرماید:
«إنِّی لَأعمَلُ فِی بَعضِ ضِیاعِی حَتَّی أعرَقَ و إنَّ لی مَن یَکفِینِی لِیَعلَمَ اللهُ عَزَّ و جَلَّ أنِّی أطلُبُ الرِّزقَ الحَلالَ؛با این که من میدانم کسی هست که روزی مرا در حد کفاف میرساند؛ امّا در ضیاع (زمین مزروعی) خود آن قدر کار میکنم تا عرق از بدنم سرازیر شود تا خدا بداند که من در طلب روی حلال هستم».
در حدیثی دیگر آمده است:
«ازرَعُوا وَ اغرِسُوا فَلا وَ اللهِ مَا عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أحَلَّ وَ لا أطیَبَ مِنهُ؛ زراعت کنید و بکارید (که) به خدا قسم عملی شریف تر و پاک تر از آن نیست».
آثار طلب حلال
آمرزش گناهان
خدای متعال با اسباب مختلفی گناهان انسان را میبخشد که توبه، شفاعت، عبادات، ولایت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، خدمت به مردم و… از این اسباب هستند. یکی از این سببها طلب حلال است. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:
«مَن باتَ کالّاً مِن طَلَبِ الحلالِ باتَ مَغفوراً له؛ کسی که با خستگی به سبب تلاش روزانه برای کسب حلال، شب را به صبح برساند، آمرزیده میشود».
در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است:
«إنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لا یُکَفِّرُها صَلاهٌ وَ لا صَدَقَهٌ قِیلَ یا رسولَ اللهِ فَما یُکَفِّرُها قالَ الهُمُومُ فی طَلَبِ المَعِیشَهِ؛ بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمیشوند. سؤال شد یا رسول الله! پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: جدیت و تلاش در طلب معیشت».
رفاه خانواده
امام صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید:
«من لم یستحی مِن طلبِ المعاش خَفَّت مؤونَتُهُ وَرُخیَ باله و نُعِّمَ عِیالُهُ؛ کسی که از طلب حلال شرم نکند، بارش سبک، سختیهایش آسان و خانواده اش در رفاه قرار میگیرند».
کسب را همچون زراعت دان عمو تا نکاری دخل نبود آن تو
در روایات اولیای گرامی اسلام تأکید شده است که افراد ثروت مند در زندگی خانواده سخت گیر نباشند و از تأمین رفاه و آسایش آنان خودداری نکنند.
امام رضا ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«صاحِبُ النِعمهِ یَجِبُ عَلَیه التَوسِعَهُ عَن عِیالِه؛ بر صاحبان نعمت واجب است که بر خانواده خود توسعه دهند و به زندگی آنان گشایش بخشند».
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«لَأن أدخُلَ السوقَ و مَعی الدَراهمُ أبتاعُ بِه لِعِیالی لَحماً و قَد قَرِموا أحَبُّ إلَیَّ مِن أن اُعتِقَ نَسمَهً؛ اگر داخل بازار شوم و با من پول باشد و به وسیله آن برای خانواده خود گوشت تهیه کنم که به آن بسیار نیازمندند، در نزد من محبوب تر است از این که بندهای را آزاد نمایم».
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:
«لَیسَ مِنّا مَن وُسّعَ عَلَیه ثُمّ قَتَرَ عَلی عِیالِه؛ کسی که وسعت مالی دارد و دارای تمکّن است؛ ولی بر خانواده خود سخت بگیرد و آنان را از زندگی راحت محروم بدارد، از ما نیست!»
سربار نبودن
نتیجه بیکاری، نداشتن مهارت و دانش مفید و سودآور، کم کاری و تلف کردن وقت این است که انسان، خود و خانواده اش را سربار و نان خور دیگران کند و چنین کسی از رحمت خدا به دور است.
عن النبی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ قال:
«ملعونٌ مَن ألقی کَلَّه عَلَی الناس مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَیَّعَ مَن یَعول؛ رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرموده است: کسی که بار زندگی خود را بر دوش دیگران بیفکند (و بخواهد از دسترنج مردم زندگی خود را بگذراند( رانده و مطرود درگاه باری تعالی است و نیز کسی که حقوق خانواده خود را ضایع کند ملعون است».
هیچ چاره نیست از قوت عیال از بن دندان کنم کسب حلال
اولیای گرامی اسلام، به قدری به کار کردن مسلمانان مُصِرّ بودند و میخواستند زندگانی آنان با عزت بگذرد که اگر در مواقعی افراد نقص عضوی داشتند باز هم به آنان تأکید میکردند که از عضو سالم خود استفاده نموده و به کار اشتغال یابند. در این باره از امام صادق ـ علیه السّلام ـ حدیثی نقل شده که میفرماید:
«أنّ رَجُلاً اتاهُ فقالَ: انّی لا أحسِنُ أن أعمَلَ عَمَلاً بِیَدی و لا اُحسِنُ أن أتجرؤ و أنا محارِفٌ محتاجٌ، فقالَ: اعمَل و احمِل عَلی رأسِکَ و استغنِ عَن الناس؛ مردی به حضور امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمد و گفت: یابن رسول الله من نمیتوانم با دستم کار کنم ـ شاید دستش عیبی داشته که فاقد قدرت کار بوده است ـ و سرمایهای هم ندارم که تجارت کنم و نیازمند هستم. حضرت ـ علیه السّلام ـ (دید که سر و گردن او سالم است( فرمود: کار کن و کالا را با سر خود حمل نما و از مردم بی نیاز باش».
توجه به سبب معنوی رزق حلال
در پایان این فراز لازم است بدانیم که رزق حلال نیز هم چون همه جنبههای دیگر زندگی نیازمند دعا، تضرع و مسألت از درگاه ربوبی است و سبب واقعی، خدای سبحان است. بنابراین تلاوت بعضی از سورهها و آیات مبارک قرآن، دعاهای وارد شده از معصومین ـ علیهم السلام ـ و نیز ذکرهایی که برای توسعه رزق توصیه شدهاند، باید همواره مورد توجه باشند. یکی از دعاها که پس از آخرین نماز یومیه خوانده میشود و محتوا و مضمون آن برای طلب رزق است، تعقیب نماز عشا است که مرحوم محدث قمی ـ رحمه الله علیه ـ آن را در کتاب مفاتیح الجنان از کتاب شریف مصباح المتهجّد نقل کرده است.
پانویس
- ↑ سوره روم ـ آیه ۴۱
- ↑ سوره ذاریات آیه ۵۸
- ↑ سوره هود آیه ۶
- ↑ سوره حج آیه ۵۸
- ↑ سوره بقره آیه ۶۰
- ↑ سوره بقره آیه ۵۷
- ↑ سوره اعراف آیه ۱۶۰
- ↑ سوره طه آیه ۸۱
- ↑ سوره بقره آیه ۱۶۸
- ↑ سوره بقره آیه ۱۷۲
- ↑ سوره انعام آیه ۱۴۲
- ↑ سوره بقره آیه ۱۷۲
- ↑ سوره سباء آیه ۱۵
- ↑ سوره مائده آیه ۴
- ↑ سوره مائده آیه ۴
- ↑ سوره مائده آیه ۴
- ↑ سوره مائده آیه ۸۸
- ↑ سوره انعام آیه ۱۱۸
- ↑ سوره انعام آیه ۱۱۹
- ↑ سوره انعام آیه ۱۲۱
- ↑ سوره اعراف آیه ۳۱
- ↑ سوره اعراف آیه ۳۲
- ↑ سوره بقره آیه ۵۸
- ↑ سوره اعراف آیه ۱۶۱
- ↑ سوره انفال آیه ۶۹
- ↑ سوره نحل آیه ۱۱۲
- ↑ سوره نحل آیه ۱۱۴
- ↑ سوره طه آیه ۵۴
- ↑ سوره مؤمنون آیه ۵۱
- ↑ سوره حج آیه ۲۸
- ↑ سوره ملک آیه ۱۵
- ↑ سوره الحاقه آیه ۲۴
- ↑ سوره مرسلات آیه ۴۳
- ↑ سوره نحل آیه ۶۸
- ↑ سوره نحل آیه ۶۹
- ↑ غررالحکم ج ۲ صفحه ۵۶۹ باب حرف کاف به لفظ کن
- ↑ سوره مائده آیه ۲
- ↑ سوره فجر آیه ۱۹
- ↑ سوره طه آیه ۱۲۱
- ↑ سوره انعام آیه ۱۴۲
- ↑ سوره کهف آیه ۳۲
- ↑ کهف (۳۳) ـ سجده (۲۷)
- ↑ سوره نساء آیه ۱۶۱
- ↑ سوره آل عمران آیه ۱۳۰
- ↑ سوره مائده آیه ۶۲
- ↑ سوره بقره آیه ۱۸۸
- ↑ سوره مائده آیه ۶۳
- ↑ سوره نساء آیه ۲
- ↑ سوره نساء آیه ۲۹
- ↑ سوره نحل آیه ۱۴
- ↑ سوره فاطر آیه ۱۲
- ↑ سوره یوسف آیه ۴۷
- ↑ سوره یوسف آیه ۴۸
- ↑ سوره اعراف آیه ۳۲
- ↑ سوره یونس آیه ۵۹
- ↑ سوره رعد آیه ۲۶
- ↑ سوره اسرا آیه ۳۰
- ↑ سوره قصص آیه ۸۲
- ↑ سوره زمر آیه ۵۲
- ↑ سوره عنکبوت آیه ۶۲
- ↑ سوره روم آیه ۳۷
- ↑ سوره بقره آیه ۱۵۵
- ↑ سوره قلم آیه ۱۲
- ↑ سوره فجر آیه ۱۷
- ↑ سوره نحل آیه ۷۱
- ↑ سوره کهف آیه ۱۹
- ↑ سوره عنکبوت آیه ۱۷
- ↑ سوره شوری آیه ۲۷
- ↑ سوره علق آیات ۶ و ۷
- ↑ سوره روم آیه ۳۷
- ↑ سوره شوری آیه ۱۲
- ↑ سوره سباء آیه ۳۵ تا ۳۷
- ↑ سوره بقره آیه ۲۲
- ↑ سوره روم آیه ۴۶
- ↑ سوره غافر آیه ۶۴
- ↑ سوره آل عمران آیه ۳۷
- ↑ سوره طلاق آیات ۲ و ۳؛
- ↑ سوره اعراف آیه ۹۶
- ↑ سوره بقره آیه ۳
- ↑ سوره نحل آیه ۷۵
- ↑ سوره بقره آیه ۲۵۴
- ↑ سوره منافقون آیه ۱۰
- ↑ سوره نحل آیه ۷۲
- ↑ سوره روم آیه ۴۰
- ↑ سوره یونس آیه ۹۳
- ↑ سوره فاطر آیه ۲۹
- ↑ سوره طلاق آیات ۶ و ۷
- ↑ سوره بقره آیات ۶۵ و ۶۶
- ↑ سوره مسد آیه ۲
- ↑ سوره آل عمران آیه ۱۰
- ↑ سوره الحاقه آیات ۲۸ و ۲۹
- ↑ سوره روم آیه ۴۱
- ↑ سوره شوری آیه ۳۰
- ↑ سوره نساء آیات ۱۱۰ و ۱۱۱
- ↑ سوره بقره آیه ۷۹
- ↑ سوره بقره آیه ۱۷۴
- ↑ سوره بقره آیه ۲۸۲
- ↑ سوره نساء آیه ۲۹
- ↑ سوره نور آیه ۳۷
- ↑ سوره جمعه آیات ۹ تا ۱۱
- ↑ سوره صف آیات ۱۰ تا ۱۲
- ↑ سوره بقره آیه ۲۰۷
- ↑ سوره بقره آیه ۱۶
- ↑ سوره نساء آیه ۷۷
- ↑ سوره زمر آیه ۱۵
- ↑ سوره عصر آیه ۲
- ↑ سوره حج آیه ۱۱
- ↑ سوره توبه آیه ۲۴
- ↑ سوره فاطر آیه ۲۹
- ↑ سوره صف آیه ۱۰
- ↑ نهج البلاغه خطبه ۱۹۳
- ↑ بحارالانوار ج ۷۰ صفحهٔ ۱۳۲
- ↑ نهجالبلاغه ـ حکمت ۱۳۱
- ↑ سوره توبه آیه ۱۱۱
- ↑ سوره بقره آیه ۱۶
- ↑ سوره بقره آیه ۸۶
- ↑ سوره بقره آیه ۹۰
- ↑ سوره بقره آیه ۱۰۲
- ↑ سوره بقره آیه ۱۷۵
- ↑ سوره آل عمران آیات ۱۷۷ و ۱۷۸
- ↑ سوره توبه آیه ۹
- ↑ سوره قصص آیه ۲۶
- ↑ سوره بقره آیه ۶۱
- ↑ سوره الحاقه آیات ۳۴ و ۳۵
- ↑ سوره عبس آیه ۲۴
- ↑ سوره طه آیه ۱۲۴
- ↑ سوره زخرف آیه ۳۲
- ↑ سوره قصص آیه ۵۸
- ↑ سوره بقره آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷
- ↑ سوره اسرا آیه ۶۴
- ↑ سوره اعراف آیه ۹۶
- ↑ سوره طلاق آیات ۲ و ۳
- ↑ سوره توبه آیه ۳۴
- ↑ سوره توبه آیه ۱۰۳
- ↑ سوره انفال آیه۴۱
- ↑ سوره بقره آیه ۲۴۵
- ↑ سوره مائده آیه ۴
- ↑ سوره مائده آیه ۶۳
- ↑ ابن درید، محمد بن حسن، جمهره اللغه، ج ۲، ص ۷۸۷، نشر دار العلم للملایین، بیروت، چاپ اول.
- ↑ اعراف، ۶۹٫
- ↑ اعراف، ۷۴٫
- ↑ مائده، ۲۰٫
- ↑ فجر، ۱۵٫
- ↑ اسراء، ۸۳٫
- ↑ انفال، ۵۳٫
- ↑ ضحی، ۱۱٫
- ↑ این نکته حائز اهمیت است که بر اساس آیهٔ ۵۵ سوره نحل، کفر نعمتهای الهی هدف و غایت مشرکان از شرک به خداوند متعال معرفی شده است. علت این امر آن است که اشتغال به محسوسات و مادیات، مادیگری و دلبستگی به اسباب ظاهری را در دلهای مشرکان ملکه قرار داده، و آن ملکه پردهٔ ضخیمی میان آنان و معرفت فطری آنها شده و توحید ربوبی را از یادشان برده است. آنها در برخورد با هر نعمتی سبب ظاهری آنرا به یاد میآورند و به یاد مسبب اسباب یعنی خدای تعالی نمیافتند، و قهرا در برابر همان اسباب، خاضع گشته و از انقطاع آنها نگران میشوند، ولی در برابر خدا نه خضوع دارند و نه خشوع بلکه و به همین دلیل به او و فرامین او کافر میشوند. پس کفر و شرک به خداوند، کفران نعمات او نیز میباشد (به علت غایتی که دارد) و نتیجهٔ این کفران بسیار سنگین و دردناک است به گونهای که خداوند متعال میفرمایند: «فتمتعوا فسوف تعلمون» یعنی «از این نعمات بهره ببرید که بعدا خواهید فهمید».
- ↑ انفال، ۵۴
- ↑ توبه، ۵۵؛ آل عمران، ۱۷۸
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۳، ص ۶۷۸ – ۶۷۹، دار الحدیث، قم، چاپ اول، ۱۴۲۹ق
- ↑ اگر سپاس دارید و مؤمن باشید خدا را با عذاب شما چکار. نساء ۱۴۷٫
- ↑ و اگر سپاس دارید افزونتان دهم، و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است. ابراهیم، ۷٫
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۲۷۴، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- ↑ محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۵، ص ۲۹۶، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
- ↑ کافی ج ۵، ص ۱۰۶٫
- ↑ کافی ج ۵، ص ۱۰۸٫
- ↑ انعام ۴۵٫
- ↑ روضات الجنات ج ۱ ص.
- ↑ مجمع النورین ۷۷٫
- ↑ انوار نعمانیه ۳۴۹٫
- ↑ عنکبوت ۱۳٫
- ↑ بحار ج ۶۳، ص ۳۱۴، ج ۶، روضه الواعظین، ص … مکارم الاخلاق، ص.
- ↑ مستدرک الوسائل قدیم ص ۳۴۳٫
- ↑ وسائل قدیم ص ۵۲۴٫
- ↑ کافی ج ۵ ص ۱۰۶٫
- ↑ کافی ج ۵ ص ۱۰۵٫
- ↑ کافی ج ۴ ص ۱۰۷ ح ۷٫
- ↑ بحار ج ۷۷ ص ۱۰۴٫
- ↑ پرتوی از قرآن ج ۲ ص ۴۱٫
- ↑ بحار ج ۷۷ ص ۱۵۷ ح ۱۲۹٫
- ↑ بحار ج ۲۴ ص ۳۰۳- مستدرک الوسائل ج ۳ ص ۴۰۳- کنز الفوائد.
- ↑ نهجالبلاغه خطبه ۱۰۹٫
- ↑ بحار ج ۷۷ ص ۹۹٫
- ↑ بحار ج ۷۷ ص ۹۸٫
- ↑ مشکاه الانوار ۳۰٫
- ↑ بحارالأنوار، ۶۳/۳۱۴
- ↑ عده الداعی و نجاح الساعی، ص۱۳۹
- ↑ همان
- ↑ الکافی، ۲/۴۷۴
- ↑ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۸
- ↑ الدعوات، ص۲۵
- ↑ عده الداعی و نجاح الساعی، ص۱۵۳
- ↑ ثواب الأعمال، ص۲۸۲
- ↑ قبولی و مردودی عمل مبحثی جدا از صحت و بطلان عمل است. صحت و بطلان بر اساس رساله عملیه است اما قبول و رد بر اساس صفاتی است که نوعا به میزان تقوای عامل برمی گردد. گاهی این دو با هم جمع هم میشود یعنی هم باطل است و هم مردود گاهی صحیح است اما از مقبولیت چندانی برخوردار نیست مانند کسی که روزه صحیحی میگیرد اما در طول روز مرتب دروغ میگوید و غیبت میکند.
- ↑ الکافی، ۵/۱۲۴
- ↑ مجموعه ورام(تنبیه الخواطر)، ۱/۱۶
- ↑ همان، ص۶۱
- ↑ دعائمالإسلام، ۲/۳۵
- ↑ حج/۴٫
- ↑ نساء/۱۱۸ ـ ۱۱۹٫
- ↑ یس/۶۲٫
- ↑ ص/۲۶٫
- ↑ جاثیه/۲۳٫
- ↑ فرقان/۲۷ ـ ۲۹٫
- ↑ احزاب/۶۶ ـ ۶۷٫
- ↑ اعراف/۳۸٫
- ↑ لقمان/۱۵٫
- ↑ زخرف/۲۲ ـ ۲۳٫
- ↑ مائده/۱۰۴٫
- ↑ فصلت/۲۹٫
- ↑ وَإِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بِی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْم فَلا تُطِعْهُما)(لقمان/۱۵):«اگر پدر و مادر کوشیدند که ندانسته بر من شرک ورزی، از آنان اطاعت منما».
- ↑ شعراء/۹۹٫
- ↑ ابراهیم/۳۶٫
- ↑ فرقان/۱۸٫
- ↑ علق/۶ ـ ۷٫
- ↑ انعام/۱۱۶٫
- ↑ طه/۸۵٫
- ↑ منشور جاوید، ج۳، ص ۱۶۴ ـ ۱۵۶٫
- ↑ جمعه؛۹
- ↑ نور؛۳۷
- ↑ بقره؛۲۶۷
- ↑ معارج؛۲۴







