فرهنگ مصادیق:دست دادن با نامحرم
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبط های بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
آیت الله بروجردی/ آیا دست دادن با زنان اجنبی جایز است؟
در مورد موضوع حاضر، علی رغم مباحث مطرح شده در این زمینه و بررسیهای فقهی صورت گرفته و آن چه گذشت، میتوان موضوع را از منظر شرایط مکانی و زمانی نیز مدنظر قرار داد و این که در آن دوره، به خاطر نبود حاکمیت مقتدر اسلامی، اسلام و احکام آن چندان شناخته شده نبوده و در نتیجه هتک حرمت و مسایلی از این دست، معنا مییافت؛ لذا حکم بیان شده تابع شرایط مکانی و زمانی آن دوره مطرح شده است. هرچند این مسئله نیز با رعایت جوانبی مانند پوشاندن دست و سایر مسایل قابل حل بود.
این روزها و در سالگرد ارتحال آیت الله بروجردی، مطلبی در سایتها و شبکههای مجازی در حال منتشرشدن است که صحت سنجی و مروری بر زوایای مختلف آن، در جهت روشن ساختن یک حکم فقهی، ضروری به نظر میرسد.
به گزارش مهرخانه، از قول آیت الله منتظری نقل شده است: «در محضر آیت الله بروجردی نشسته بودم. یکی از محققان ایرانی که در مرکز اسلامی آلمان فعالیت می کرد، خدمت ایشان آمد و گفت: در آلمان زنان و مردان مختلفی که همه آ نها مسلمان هم نیستند، به مرکز اسلامی ما میآیند و گاهی از اوقات برخی از این زنان دستشان را برای مصافحه به سوی ما دراز می کنند و ما نمی توانیم دست بدهیم. آ نها نمیفهمند که چرا ما دست نمی دهیم و این مسئله موجب هتک آ نها می شود و ما که می خواهیم جاذبه ایجادکنیم، با این کار تنفر ایجاد می کنیم. آیت الله بروجردی گفتند: اگر شما احساس می کنید که دست ندادن شما باعث هتک میشود، مانعی ندارد که دست بدهید. بعد فرمودند: حکم حرمت دست دادن با زن اجنبیه، برای حفظ حرمت اشخاص، هرچند مسلمان نباشند، ساقط می شود.»
در نقل دیگری از ایشان هم آمده است: «شیخ محمدتقی قمی که در مصر فعالیت می کردند، خدمت آیت الله بروجردی آمدند و گفتند: گاهی از اوقات برخی از سفارتخانهها مثل سفارت هلند به مناسبت روز ملی شان، که همه سفرا و شخصیتهای مختلف را دعوت می کنند، ما را هم به عنوان نماینده شما در مجلس تقریب دعوت می کنند. ما هم دسته گل می خریم و به سفارت میرویم. گاهی از اوقات سفیر میخواهد مثلاً سفیر آمریکا و همسرش را که همراه اوست، معرفی کند. آ نها هم دستشان را دراز میکنند که دست بدهند. ما چه کار کنیم؟ اگر دست ندهیم، موجب هتک آ نها میشود. آیت الله بروجردی فرمودند: «اگر موجب هتک میشود، اشکالی ندارد؛ دست بدهید.»
سند ماجرا
آنچه بیان شد، روایتی است از آیت الله سید محمدجواد علوی بروجردی، نوه آیت الله العظمی بروجردی؛ که در سایت امام موسی صدر [۱]، برای اولین بار نقل شده است.
در جست وجویی که در منابع فقهی مکتوب از آیت الله بروجردی به جای مانده است، و حتی در رساله توضیح المسایل و استفتائات ایشان، با چنین موردی برخورد نکردیم.
از این رو، ضروری است که نگاهی داشته باشیم به دیدگاه فقها و مراجع نسبت به این ماجرا و احکام مترتب بر آن.
دست دادن با نامحرم از نظر مراجع
حکم کلی مسئله در بیان فقها آنست که هرگونه تماس جسمی میان دو جنس، حتی اگر یکی از ایشان غیرمسلمان باشد، حرام است؛ حضرات آیات خمینی (ره)، سیستانی، بهجت، خامنهای، وحیدخراسانی، صافی گلپایگانی و سایرین به صراحت بر این نکته اشاره دارند.
اما مسئلهای که همین فقها به عنوان راه حل بیان میکنند آنست که دستدادن با مانعی مانند دستکش و بدون قصد لذت، مانعی ندارد. هرچند آیت الله مکارم شیرازی در این زمینه نیز میفرمایند: «بهتر، ترک این کار است؛ مگر در موارد ضرورت.» و آیت الله بهجت میفرمایند: «مس بشره (لمس پوست) ممنوع است نه غیر آن، مگر چنین برداشت شود که آن چه حرام است، آن را مرتکب شده است.»
مراجع در مورد این که دست دادن به معنای احترام تعبیر میشود، و اگر دست ندادن با ایشان به معنای بی احترامی و هتک حرمت دانسته شود، دست دادن چه حکمی خواهد یافت، نظرات مختلفی را بیان کردهاند.
آیت الله صافی گلپایگانی در این مورد میفرمایند: «توهم اهانت، موجب ارتکاب حرام نمیشود و باید طرف را با فرهنگ خودمان آشنا کنیم و بگوییم که در دین ما این کار جایز نیست. با این کار بهتر میتوانیم علاقه طرف را جلب کنیم؛ زیرا این نشانه پای بندی ما به دین خودمان است برخلاف این که بدانند این کار در شریعت ما حرام است و ما برای جلب نظر آ نها به این کار حرام دست زدیم، در این صورت این عمل مایه دوری آ نها از ما میشود، ولی با دستکش اشکال ندارد.»
آیت الله مکارم شیرازی نیز با بیان این که این کار جایز نیست، میفرمایند: «اگر آنها را با فرهنگ اسلام آشنا کنیم، مشکل حل خواهد شد، ولی اگر واقعاً در جایی ضرورت قطعی حاصل شود، از باب ضرورت و به مقدار ضرورت، مانعی ندارد.»
آیت الله سیستانی نیز با احتیاط میفرمایند: «اگر با پوشیدن دستکش و امثال آن نمیشود از آن مشکل رهایی یافت، جایز است مرد و یا زن مسلمان با دیگری مصافحه کند؛ آن جاکه ترک چنان کاری موجب ضرر و زیان طاقت فرسا میشود.»
دست دادن با نامحرم در سنت و روایات
در همین راستا لازم است به روایتی از سماعه اشاره کنیم: «از امام صادق (ع) در مورد مصافحه (دست دادن) مرد و زن پرسیدم. فرمود: برای مرد جایز نیست که با زن مصافحه کند؛ مگر این که بر او محرم باشد؛ مانند خواهر یا دختر یا عمه یا خواهرزاده و امثال آنها، اما با زنی که محرم نیست، تنها از روی لباس و پارچه مصافحه کند و دستش را فشار ندهد.»[۲]
به عنوان نمونه عینی بر این حکم و به عنوان سیره وارده از معصومین، میتوان به بیعت نساء پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم اشاره کرد؛ بیعتی که پیامبر در آغاز بعثت و پس از فتح مکه با زنان انجام دادند. در این زمینه و در مورد نوع بیعت زنان آن چه که روایات به آن اشاره دارد آنست که در ابتدا پیامبر (ص)، دست خود را در تشت آبی فرو بردند و سپس از زنان بیعت کننده خواستند دستشان را در آن فروبرند. پس از آن، شروط و مواد بیعت را بر آ نها خواندند [۳].
آیت الله خویی پس از ذکر این روایت و در توضیح آن میفرماید: «...از این روایت استفاده میشود که این کار پیامبر به این خاطر بوده است که با زنان نامحرم تماس بدنی پیدا نکند. از این گذشته، همان گونه که شیخ انصاری فرمودهاند: «مقتضای اولویت قطعیه، این است که اگر نگاه حرام است، لمس نیز حرام است.» [۴]
حکم دست دادن با نامحرم
با توجه به آن چه بیان شد و حکم اولیه مسئله که حرمت لمس و نظر به نامحرم است و شدت عملی که اسلام در این زمینه دارد، مسلم است که حکم اولیه، حرمت دست دادن حتی با زنان غیرمسلمان است.
اما این که حکم مسئله در هنگام ضرورت چیست؛ مسئلهای است که نیازمند بحثهای کارشناسی دقیق است، اما آن چه تعدادی از فقها بیان کردهاند، بر دو نکته ضرورت و ضرر و زیان اشاره دارد.
فقه، از دو واژه ضرورت و ضرر و زیان تعریف خاصی دارد و باید دید در شرایط فعلی جامعه و حتی دنیا، آیا این ضرورت و ضرر معنا پیدا خواهد کرد یا خیر. به نظر میرسد تحقق این معنا، در عصر کنونی بعید باشد؛ چراکه در حال حاضر اسلام به عنوان دینی در کنار سایر ادیان، که از احکام و ضوابط خاصی برخوردار است، شناخته شده است و آشناست. این بدان معناست که دست ندادن با یک زن نامحرم، آن هم زنی که از جایگاه خاص و ویژه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برخوردار است، دیگر به معنای بی احترامی و هتک حرمت نخواهد بود؛ چراکه اندک آشنایی با کشوری که در حال برقراری تعامل با آن هستند، این نکته را برای آنان روشن خواهد ساخت که چارچوبهای اسلامی، چارچوبهای خاص و ویژهای است.
ازاین رو، احکام مطرح شده، در شرایط حاضر، به سختی قابلیت تحقق خواهد داشت و تطبیق دادن آن با مصادیق دشوار خواهد بود و حتی شاید نتوان برای آن مصداقی یافت.
نتیجه
در مورد موضوع حاضر، علی رغم مباحث مطرح شده در این زمینه و بررسیهای فقهی صورت گرفته و آن چه گذشت، میتوان موضوع را از منظر شرایط مکانی و زمانی نیز مدنظر قرار داد و این که در آن دوره، به خاطر نبود حاکمیت مقتدر اسلامی، اسلام و احکام آن چندان شناخته شده نبوده و در نتیجه هتک حرمت و مسایلی از این دست، معنا مییافت؛ لذا حکم بیان شده تابع شرایط مکانی و زمانی آن دوره مطرح شده است. هرچند این مسئله نیز با رعایت جوانبی مانند پوشاندن دست و سایر مسایل قابل حل بود.
اما باز هم و با وجود استدلالت بیان شده، نکتهای که هم چنان قابل توجه و مهم به نظر میرسد، آنست که نقل بیان شده از آیت الله بروجردی، تنها یک خاطره شفاهی است که با چند واسطه بیان شده است و نقلهای شفاهی مراجع، تنها برای شنونده آن حجت است و سایر موارد را باید از رساله و استفتائات ایشان به دست آورد تا حجیت اجرا داشته باشد؛ چراکه به فتوای خود آیت الله بروجردی، «به دست آوردن فتوا، یعنی دستور مجتهد چهار راه دارد: اول، شنیدن از خود مجتهد؛ دوم، شنیدن از دو نفر عادل که فتوای مجتهد را نقل کنند؛ سوم، شنیدن از کسی که انسان به گفته او اطمینان دارد؛ و چهارم، در رساله مجتهد درصورتی که انسان به درستی آن رساله اطمینان داشته باشد.» و مسلماً نقل خاطره، آنهم خاطرهای که حکمی برخلاف قول مشهور و حتی رساله و مکتوبات مرجع را دارد، معتبر و قابل اطمینان نخواهد بود.
علاوه بر آن، آن چه در انتهای این نقل از قول آیت الله منتظری آمده است: «بعد آقای بروجردی فرمودند: من تعجب می کنم که فقهای ما ادله نظر را حمل کردند به صورت ریبه؛ چرا در ادله لمس این انصراف را قایل نشدند.»، از نظر فقهی نیز جای بحث فراوانی دارد؛ زیرا مبنای عمل به احتیاط و سایر مبانی فقهی، بر چنین جملهای دلالتی نخواهد داشت؛ چراکه مطمئناً از نظر هر انسان غیرمجتهدی هم، تفاوت لمس و نظر به قدری زیاد است که به وجود ریبه در لمس فکر نکند!
از طرف دیگر باید دید، بیان این حکم، به نقل از کسی که رحلت کرده است و از قول مرجعی که به نظر میرسد مقلدانشان نیز دیگر در قید حیات نباشند، چه دیدی را میتواند ایجاد کند؟! آیا قرار است مسئلهای را تبیین کند یا شائبهای را حل کند یا حکمی را روشن سازد یا تنها جنجال رسانهای به راه بیندازد؟!
در انتها تنها باید گفت که ای کاش در بیان اقوال، نقل قولها و بیانات و گسترش و بازنشر آن، خصوصاً آ نهایی که رگههای فقهی دارند، کمی بیشتر تأمل داشته باشیم؛ خصوصاً قولی منتسب به فردی که برای دفاع یا توضیح، در قید حیات نیز نیست.
پانویس
- ↑ http://www.imam-sadr.com/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85/tabid/113/articleid/7129/Default.aspx?dnnprintmode=true&mid=463&SkinSrc=%5BG%5DSkins%2F_default%2FNo+Skin&ContainerSrc=%5BG%5DContainers%2F_default%2FNo+Container
- ↑ وسایل الشیعه، ابواب مقدمات النکاح، ج14، باب 115، ح3.
- ↑ وسایل الشیعه، ابواب مقدمات النکاح، ج14، باب 115، ح3/ الکافی، ج 5، ص 526.
- ↑ خویی، کتاب النکاح، ج26، جزء اول، ص104.







