فرهنگ مصادیق:انحراف فکری
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | شیطان در کمینگاه |
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | آیا برای هدایت کردن دیگران وظیفه ای داریم؟ |
| ۲ | راههای مقابله با شیطان در عصرحاضر چیست؟ |
| ۳ | نقشههای گوناگون شیطان برای گمراه کردن انسان |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اشاعه افکار انحرافی |
| ۲ | تبلیغ فرق انحرافی |
| ۳ | ازدواج دائم مرد مسلمان با فرق انحرافی |
| ۴ | انحراف اعتقادی |
| ۵ | انحراف اقتصادی |
| ۶ | انحراف سیاسی |
| ۷ | انحراف جنسی |
| ۸ | تقلید از گروه های انحرافی |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
گمراهی-ویکی پرسش
معنای لغوی هدایت
پرسش: چرا بعضیها بعد از هدایت دوباره گمراه میشوند؟
پاسخ:
هدایت از نظر معنای لغوی به معنای دلالت و راهنمایی کردن است. و این راهنمایی گاهی فقط در حد (ارائه طریق) و نشان دادن راه محدود است، گاهی فراتر از (ارائه طریق) به مفهوم (ایصال الی المطلوب) و رساندن شخص به مقصد است. اما در مجموع آنچه از واژه هدایت فهمیده میشود این است: هدایت دلالت و رساندن به غایت با ارائه طریق است چون ارائه طریق نحوی از ایصال به مطلوب و رساندن شخص به مقصد است. (برای اطلاع از تفصیل این بحث به منبع ذیل مراجعه شود.) [۱].
معنای گمراهی
معنای گمراهی که در زبان عرب از آن به ضلالت، یاد میشود. وقتی در برابر هدایت قرار گیرد مفهوم روشن تری پیدا میکند، زیرا اغلب ضلالت و گمراهی در جایی به کار برده میشود که شخصی به هدایت و راهنمایی افراد راهنما گوش ندهد و یا بعد از پذیرش حق و راه مستقیم دوباره از راه راست منحرف شود و راه گمراهی یعنی راه غیر هدایت را در پیش گیرد و در مسیری برود که هرگز از آن طریق به مقصد و هدف نمیرسد.[۲]. [۳].
لازم به یادآوری است که هدایت و گمراهی هر دو امر اختیاری است و هیچ کس در هدایت و گمراهی خود مورد اجبار قرار ندارد.
عوامل گمراه انسان
بعد از روشن شدن مفهوم هدایت و گمراهی باید گفت، گمراهی انسان در محورهای مختلف و با انگیزهها و عوامل متعدد ممکن است پیش آید، به همین دلیل هم از نظر محورها و هم از نظر عوامل و انگیزه نیازمند بحث مبسوط و مفصل است که در این جا به برخی از آنها به طور خلاصه اشاره میشود:
بیرون رفتن از فطرت اصلی
قبل از هر چیز باید اشاره شود که انسان فطرهً در مسیر هدایت قرار دارد زیرا راههای هدایت و ضلالت در جان و روان همه انسانها نهفته و تعبیه شده و خداوند تمام امور را برای نفس انسان الهام کرده است لذا قرآن کریم فرمود: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا، فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا، قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا، وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا»[۴] سوگند به نفس و آن کس که آن را آفرید، سپس پلیدکاری و پرهیزکاری اش را به آن الهام کرد که هر کس آن را پاک گردانید قطعاً رستگار شد از این آیه به خوبی معلوم میشود که انسان دارای هدایت فطری است پس اگر انبیاء الهی فرستاده شده و کتابهای آسمانی نازل گردیده در واقع برای شکوفا کردن و به فعلیت رساندن همان بذر هدایت فطری انسان است. چه این که در نهج البلاغه نیز دربارهٔ انگیزه بعثت انبیاء آمده: «و یُثروا لهم دفائی العقول» [۵]. یعنی یکی از انگیزههای بعثت انبیاء ظاهر کردن و شکوفا کردن گنجینهها و عقلهای نهفته انسانهاست. بنابراین اگر کسی از این فطرت توحیدی و هدایت فطری خود با سوء اختیارش بیرون برود و از هوی و هوس خویش پیروی کند، دچار گمراهی میشود. پس یکی از علل گمراهی انسان بیرون رفتن او از فطرت اصلی و الهی خود است. (تفصیل این بحث را در منبع ذیل جویا شوید [۶].)
فاصله گرفتن از قرآن و عترت
چیز دیگر که سبب گمراهی انسان میشود فاصله گرفتن از قرآن و عترت است یعنی کسانی که در سایه قرآن و عترت هدایت شدهاند اگر بر اثر عوامل و انگیزهها و هواهای نفسانی و یا هر انگیزه دیگر از قرآن و عترت فاصله بگیرند گمراه میشوند لذا در حدیثی که شیعه و سنی آن را با تواتر (خبری قطعی و یقین آور) نقل کردهاند پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
«ایها الناس انی تارک فیکم امرین لن تضلوا ان ابتعتموهما، و هما کتاب الله و اهل بیتی و عترتی» [۷].یعنی ای مردم من در میان شما دو چیز به جا میگذارم که اگر از آن دو پیروی کنید هرگز گمراه نمیشوید و آن دو یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیت و عترت من است. برابر این حدیث نورانی یکی از عوامل عمده که باعث میشود انسان به دام گمراهی بیافتد و از راه هدایت فاصله بگیرد این است که به قرآن و دستورات اهل بیت عمل نکند. و اگر امت اسلامی بعد از رحلت پیامبر دچار مشکلات اعتقادی شده و گرههای متعدد و مختلف در میان شان پدید آمدند و گمراهیهایی پیدا شد همه به خاطر آن بود و است که مردم از قرآن فاصله گرفتند و به آیات ولایت عمل ننمودند و اهل بیت پیامبر را خانه نشین کردند و پی آمد دردناک این خانه نشینی آن شد که به تدریج گمراهی و عقایدگمراه کننده درمیان مردم ریشه پیدا کرد و زمینه عقاید نادرست را فراهم ساخت.
بیرون رفتن از حد اعتدال
یکی از عوامل گمراهی انسان تندروی و کندروی بی جا و بیرون رفتن از حد اعتدال است لذا در کلمات امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ آمده: «الیمین و الشمال مَضلهٌ و الطریق الوسطی هی الجاده» [۸]. یعنی گرایشهای افراطی و تفریطی سبب گمراهی انسان میشود و راه اعتدال طریق مستقیم هدایت است.
حاکم گمراه
عامل دیگر گمراهی، نظام و حاکم گمراه است یعنی اگر حاکم و فرمان روای مردم گمراه باشد به تدریج عمل کرد سوء او سبب گمراهی همه مردم میشود لذا در روایتی از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ رسیده که فرمود: «من بر امت خود از سه چیز میترسم یکی آنها پیشوای گمراه است) [۹].
رفیق گمراه
عامل دیگر که سبب گمراهی انسان میشود دوستان و رفیقهای گمراه و ناباب است بخصوص در عصر حاضر یکی از عوامل عمده گمراهی افراد بخصوص نسل جوان دوستهای بد و گمراه هستند که نقش بسیار اساسی در گمراهی جوانها همان دوستهای شان دارند. حکیم خواجه نصیرالدین طوسی در اداب المتعلمین با این شعر خطر دوستهای ناباب را گوش کرده و گفته است:
تا توانی می گریز از یار بد یار بد، بدتر بود از مار بد
مار بد تنها ترا بر جان زند یار بد بر جان و بر ایمان زند[۱۰].
تهاجم فرهنگی
عامل دیگر در گمراهی افراد تهاجم فرهنگی و تبلیغات دشمنان اسلام است که با انواع کارهای هنری سعی در گمراه کردن جوامع اسلامی دارند و از آن جا که بسیاری فیلمهای بد آموز و گمراه کننده در قالب هنرنمای کاذب طرح و ارائه میشود افراد کمتر و یا دیرتر متوجه جوانب منفی قضیه میشوند و در نتیجه گمراهی ناخواسته برای او پدید میآید.
بی تقوایی
یکی از عوامل عمده که جزء علل شایع و فراگیر گمراهی و ضلالت در محورهای مختلف اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی میشود، بی تقوایی است یعنی اگر انسان نور تقوا را از دست بدهد و یا از آن بی بهره باشد، همواره در گرداب گمراهی غوطه ور است و در هر چیزی و در عمل، و در هر تصمیمی بی راه میرود و اشتباه عمل میکند و نادرست تصمیم میگیرد، چون انسان هر لحظه و در هر آن بر سر دو راهیهای زندگی نیازمند تصمیم گیری تازه است و اگر نور تقوا او را همراهی نکند بی راه میرود و شاید یکی از دلایل این که انسان مؤمن باید در شبانه روز ده بار بگوید: «اهدنا الصراط المستقیم» خدایا مرا در راه مستقیم هدایت فرما، همین نکته باشد که انسان پیوسته در حال گزینش و انتخاب است اگر هدایت الهی او را کمک نکند. ممکن است به راه اشتباه برود و بی جا انتخاب کند و گزینش او و عمل او منجر به گمراهیش گردد. و به دلیل اهمیت عنصر تقواست که خدای سبحان فرمود:
«وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ مَا يَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»[۱۱].
خدا بر آن نیست که گروهی را پس از آن که هدایت شان نمود بی راه بگذارد مگر آن که راه تقوا را برای آنها بیان کرده باشد. علامه طباطبایی ذیل این آیه میگوید در این آیه مؤمنین تهدید شدهاند که اگر تقوا پیشه نکنند ممکن است بعد از آن که هدایت یافتهاند دوباره گرفتار گمراهی و ضلالت شوند، چه این که اگر کسی نعمت هدایت را کفران کند، و براساس آن عمل ننماید دچار گمراهی میشود یعنی نعمت هدایت از آنها گرفته میشود در نتیجه گرفتار گمراهی میشود.[۱۲].
یکی از دلایل عمده بر این که بی تقوایی منجر به گمراهی میشود همان چیزهایی که انسان به وضوح و فراوان در میان مردم میبیند و مشاهده میکند که افرادی به جهت بی تقوایی دچار گمراهیهای گوناگون اخلاقی،اجتماعی و مانند آن میشوند یعنی در گفتار و کردارشان همانند افراد گمراه و دور از خدا و معنویت و انسانیت عمل میکند. در مقابل کسانی که از نور تقوا و پارسایی بهره منداند همواره به گونهای عمل میکنند که ذرهای از شائبه گمراهی در گفتار و رفتارشان پیدا نمیشود و گویا نوری است که در میان مردم زندگی میکند و راه میرود چنان که قرآن فرمود: «و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس» [۱۳].
یعنی برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتوی آن در میان مردم راه برود.
وسوسههای شیطان
نکته دیگر که در همه علل و عوامل گمراهی نقش کلیدی دارد و در واقع منشأ اصلی گمراهی انسان میشود جریان وسوسههای شیطان است، زیرا او خود سوگند یاد کرده که همواره در جهت گمراه نمودن انسانها تلاش کند، قرآن کریم سوگند شیطان را مبنی بر گمراه کردن انسانها در چندین آیه بازگو نموده از جمله فرمود: «قال فبما اغویتنی لاقعدنّ لهم صراطک المستقیم،ثم لاتینّهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم» [۱۴].
یعنی گفت به سبب آن که مرا به بیراهه افکندی، من هم برای فریفتن آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست، آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپ شان بر آنها میتازم.
شیطان برای گمراه کردن انسان کمین گاههای حساسی را مورد استفاده قرار میدهد از: عُجب، و خودپسندی و به عبادت و عمل خیر خو بالیدن و فخرفروشی کردن از جمله حساسترین کمین گاههای شیطان است حسادت،یأس و ناامیدی خشم و غضب بی جا، آزاد گذاشتن نفس سرکش و مانند آن از مواردی است که شیطان با استفاده از آنها انسان را به گمراهی میکشد.در این باره به کتاب (مصاف بی پایان با شیطان نوشته دکتر فتح الله نجارزادگان) مراجعه شود که به تفصیل بحث کرده و بسیار آموزنده و مفید است.
پا نویس
- ↑ علامه طباطبائی، المیزان، ج۱، ص۳۴.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۲۴۳.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۵۳.
- ↑ الشمس/سوره۹۱، آیه۷ - ۱۰
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱، بند ۳۷، با ترجمه دشتی.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۵۳.
- ↑ فضایل الخمسه من الصحاح السته، ج۲، ص۵۵، نشر مؤسسه مجمع جهانی اهل بیت، ۱۴۲۲.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۶، بند ۷، با ترجمه دشتی.
- ↑ تحفه العقول، ص۵۷.
- ↑ جامع المقدمات، ص۱۸۸، در حاشیه کتاب الهدایه فی النحو نشر کتاب فروشی اسلامی.
- ↑ توبه/سوره۹، آیه۱۱۵.
- ↑ المیزان، ج۹، ص۳۹۸.
- ↑ انعام/سوره۶، آیه۱۲۲.
- ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۴-۱۵.







