فرهنگ مصادیق:آیا برای هدایت کردن دیگران وظیفه ای داریم؟
مسئولیت انسان در مقابل هدایت و گمراهی افراد دیگر، همان مسالهای است که به "امر به معروف و نهی از منکر" معروف است و شکی در لزوم آن نیست. که قرآن آن را رمز فضیلت بهترین امت میشمارد:
«كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۱] شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شدهاند (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر میکنید”.
و امیر المومنین (ع) در تبیین اهمیت آن میفرمایند: تمام کارهای نیکو، و جهاد در راه خدا، در مقابل امر به معروف و نهی از منکر، چونان قطرهای بر دریای موّاج و پهناور است[۲]
و در مثالی زیبا با توجه به واقعیات جامعه بشری و تاثیراتی که افراد بر یکدیگر میگذارند، گفته شده: بی توجهی به افراد خلافکار، مانند بی توجهی مسافران یک کشتی به کسی است که مشغول سوراخ کردن کشتی است!
بنابراین در ضرورت و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر هیچ شک و تردیدی وجود ندارد. اما نکتهای که باید بدان پرداخت، ابعاد و حدود مساله است. قطعا بنا نیست ما کسی را به زور به بهشت ببریم! چون خدای متعال انسانها را مختار آفریده و به همه اجازه داده تا در صورت سوء انتخاب خویش در گمراهی بمانند و کسانی که سعی میکنند به هر قیمتی شده، دیگران را از گمراهی بیرون آورند، جاهل خوانده است:
«وَإِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ.[۳] و اگر اعراض آنها بر تو سنگین است، چنانچه بتوانی نقبی در زمین بزنی، یا نردبانی به آسمان بگذاری (و اعماق زمین و آسمانها را جستجو کنی، چنین کن) تا آیه (و نشانه دیگری) برای آنها بیاوری! (ولی بدان که این لجوجان، ایمان نمیآورند!) امّا اگر خدا بخواهد، آنها را (به اجبار) بر هدایت جمع خواهد کرد. (ولی هدایت اجباری، چه سودی دارد؟) پس هرگز از جاهلان مباش”.
پس یافتن نقطه اعتدال بسیار لازم است که میتوان آیه ذیل را معیاری برای میزان وظیفه خود مد نظر داشته باشیم:
«لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ[۴]. آنها که هلاک (و گمراه) میشوند، از روی اتمام حجّت باشد و آنها که زنده میشوند (و هدایت مییابند)، از روی دلیل روشن باشد”.
یعنی تلاش نماییم که راه حق روشن باشد و کسی به دلیل نفهمیدن گمراه نشود و شبهات و کج فهمیها، دیگران را به بیراهه نکشاند. اما جایی که حق روشن و واضح شده و همه گونه تبیین شده سپس شخص به انتخاب خود بیراهه میرود، ما وظیفهای نداریم و تلاش در چنین مواردی هیچ ثمری نخواهد داشت همان گونه که "خود را به خواب زده، هرگز بیدار نخواهد شد."
«فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا[۵]. حال که چنین است از کسی که از یاد ما روی میگرداند و جز زندگی مادی دنیا را نمیطلبد، اعراض کن”.
در مقابل چنین کسانی حتی تلاش پیامبر مکرم اسلام (ص) نیز نتیجهای نخواهد داشت:
«إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ[۶]. مسلّماً تو نمیتوانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمیتوانی کران را هنگامی که روی برمی گردانند و پشت میکنند فراخوانی”.
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ[۷]. کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوت نمیکند که آنان را (از عذاب الهی) بترسانی یا نترسانی ایمان نخواهند آورد”.
البته نکتهای که نباید از آن غفلت کرد، اینکه اشخاص گمراه حق ندارند خلاف قوانین جامعه عمل کنند. و تباهی و فساد را به غیر خود سرایت دهند. و در صورت انجام چنین کارهایی، نوبت کاربرد جبر و تنبیه قانونی آنان فرا خواهد رسید. و چنین مسالهای، مساله شخصی آنان نیست که به حال خود رها شوند.
در نتیجه امر به معروف در حوزه شخصی افراد، تا جایی است که حق برای آنان کاملا روشن شود و پس از آن، صرفا در جایی که به دیگران آسیب برسانند، مانعشان خواهیم شد.







