کلید قفل مشکلات جوانان دست کیست؟
چندی قبل با برخی از دوستان که با فضاهای مختلف آموزشی مرتبط بودند دیدار کردم صحبت از روحیهها، مشکلها و بعضی برخوردهای جوانان در جامعه، خانواده و محیط آموزشی شد. پرسیدم: بیشترین سؤالهایی که این گروه از شما دارند و یا مشاوره میخواهند در چه زمینهای است؟
پاسخ عجیب بود! وقتی میانگین گرفتم، بیشتر سؤالها در محور مسائل جنسی بود. مسائلی از قبیل:
«ارتباط با جنس مخالف از راه ارتباط تلفنی و اینترنتی، چت، چشم چرانی، خود ارضایی، ماهواره، حدود مَحرَم بودن، عشق، ازدواج، حدّ واجب حجاب و این که عاشق شدن چه اشکالی دارد؟ راه صحیح بر خورد با غریزهٔ جنسی و کنترل شهوت چیست؟ چرا حضور در اجتماع با صورتِ آرایش کرده گناه دارد؟ اگر میل به جنس مخالف سرزنش شده است؟ پس چرا خداوند این غریزه را در وجودِ انسان قرار داده است؟ و ...».
شاید مطالعهٔ این موارد بعضی از خوانندگان محترم را ناراحت کرده و به واکنش وا دارد؛ ولی بهتر است با حقایقی که در اطراف ما میگذرد واقع بینانه تر برخورد کنیم. رسیدن جوانان به بلوغ جنسی و خواهشهای نفسانی از یک سو و از سوی دیگر افزایش روز افزون اسباب تحریک، فساد جنسی و گناه در اجتماع، وضع نامطلوب برخی فیلمهای سینما و تلویزیون که ـ به راحتی ـ آشنایی و دوستیهای دختران و پسرانِ جوان را به تصویر کشیده، دسترسی آسان به ماهواره و سایتهای ضد اخلاقی در اینترنت و ...، جوانِ امروزی را در یک مقطع حسّاس، بلکه بحران مهم قرار داده است.
تکلیف او چیست؟ اگر بخواهد آلوده نشود چه کسی او را یاری خواهد کرد؟
چندی قبل با برخی از دوستان که با فضاهای مختلف آموزشی مرتبط بودند دیدار کردم صحبت از روحیهها، مشکلها و بعضی برخوردهای جوانان در جامعه، خانواده و محیط آموزشی شد. پرسیدم: بیشترین سؤالهایی که این گروه از شما دارند و یا مشاوره میخواهند در چه زمینهای است؟
پاسخ عجیب بود! وقتی میانگین گرفتم، بیشتر سؤالها در محور مسائل جنسی بود. مسائلی از قبیل:
«ارتباط با جنس مخالف از راه ارتباط تلفنی و اینترنتی، چت، چشم چرانی، خود ارضایی، ماهواره، حدود مَحرَم بودن، عشق، ازدواج، حدّ واجب حجاب و این که عاشق شدن چه اشکالی دارد؟ راه صحیح بر خورد با غریزهٔ جنسی و کنترل شهوت چیست؟ چرا حضور در اجتماع با صورتِ آرایش کرده گناه دارد؟ اگر میل به جنس مخالف سرزنش شده است؟ پس چرا خداوند این غریزه را در وجودِ انسان قرار داده است؟ و ...».
شاید مطالعهٔ این موارد بعضی از خوانندگان محترم را ناراحت کرده و به واکنش وا دارد؛ ولی بهتر است با حقایقی که در اطراف ما میگذرد واقع بینانه تر برخورد کنیم. رسیدن جوانان به بلوغ جنسی و خواهشهای نفسانی از یک سو و از سوی دیگر افزایش روز افزون اسباب تحریک، فساد جنسی و گناه در اجتماع، وضع نامطلوب برخی فیلمهای سینما و تلویزیون که ـ به راحتی ـ آشنایی و دوستیهای دختران و پسرانِ جوان را به تصویر کشیده، دسترسی آسان به ماهواره و سایتهای ضد اخلاقی در اینترنت و ...، جوانِ امروزی را در یک مقطع حسّاس، بلکه بحران مهم قرار داده است.
تکلیف او چیست؟ اگر بخواهد آلوده نشود چه کسی او را یاری خواهد کرد؟
"دین" به عنوان یک پایگاه حمایتی و مشاوری امین و دلسوز ضمن دعوت به حفظ پاکدامنی و تقوا، "ازدواج" را راه حلّ اساسی معرّفی میکند. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میخوانیم: «أیُّما شابٍّ تَزَوَّجَ فی حَداثهِ سِنَّه عَجَّ شَیطانُهُ : یا وَیلَهُ ! عَصَمَ مِنّی دینَه؛ هر کس که در اوایل سن جوانی خود ازدواج کند، شیطانش فریاد برآورد که: ای وای! دین خود را از [گزند] من حفظ کرد»[۱]
حال، با این جوان و راه حلّی که یافته است قدم به قدم پیش میرویم؛ اگر پسر باشد، به سراغ خانواده میآید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ضمن این روایت وظیفهٔ والدین را در این جا مشخّص فرموده است: «مَن أدرکَ لَهُ وَلَدٌ وَ عِندَهُ ما یُزَوِّجُهُ فَلَم یُزَوِّجهُ فَاَحدَثَ فَالإثمٌ بَینَهُما؛ کسی که فرزندش به حد رشد برسد و امکان تزویج او را داشته باشد و اقدام نکند و در نتیجه فرزند مرتکب گناهی شود، این گناه بر هر دو نوشته شود».[۲]
اما امروزه عکس العمل والدین چیست؟ حالا زود است، درس میخوانی، شغل و درآمدی نداری، چه کسی حاضر است به تو زن بدهد، زندگی خرج دارد و ... .
اگر دختر باشد، باید گوشهٔ خانه بنشیند تا یا خواستگاری راه گم کرده، درِ خانه او را بزند و ملاک هایِ مختلف و سخت والدین دختر را دارا بوده و به توقّعات آن چنانی خانواده اش پاسخ مثبت دهد و یا به جمع فراوان دخترانِ در خانه مانده بپیوندد.
از امام علی بن موسی الرّضا علیه السلام نقل شده است: «إذا خَطَبَ إلیکَ رَجُلٌ رَضیتَ دینَهُ وَ خُلقَهُ فَزَوَّجهُ، وَ لا یَمنَعکَ فَقرُهُ وَ فاقَتُه ... ؛ اگر مردی نزد تو به خواستگاری آمد و دین و اخلاق او را پسندیدی، به وی زن بده و فقر و ناداریش مانع تو از این کار نشود».
به سراغ جامعه میآییم، فرهنگ حاکم در جامعهٔ امروزی چیست؟ با هم ببینیم این فرهنگ تسهیل کنندهٔ امر ازدواج جوانان است و یا خود مانعی بر سر راه این امر مقدّس میباشد؟ شغل مناسب با درآمد کافی، تهیّهٔ مسکن مناسب، مهریههای نجومی، تحمیلی شدن مجالس و مراسمهای مختلف، آداب و رسومِ بی فایده، خواهر یا برادر بزرگتری که هنوز ازدواج نکرده باشد، فراهم بودن جهیزیه و وسایل زندگی و ... .
در مقابل، قرآن میفرماید: «وَ أَنْکِحُوا الْأَیَامَی مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛[۳] بی همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر داناست»
آیا تا کنون فکر کردهایم چرا هر سال تعداد جوانان بیشتر شده امّا آمار ازدوج سیر نزولی دارد؟ به عبارت دیگر چرا سنّ ازدواج بالا رفته است؟
در یک تحقیق میدانی که در آن موانع ازدواج از دیدگاه جوانان مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته، ۷۷٪ جوانان، سنگین بودن مهریهها، ۹۰٪ نداشتن شغل، ۲۵٪ نداشتن مسکن و ۷۵٪ مشکل تهیّهٔ جهیزیه را مانع اصلی ازدواج دانستهاند
در چنین شرایطی که ازدواج و ارضای غریزهٔ جنسی از راه حلال، بسیار مشکل، گران و دور از دسترس بوده و در مقابل، راههای نامشروع و سرگرمیهای انحرافی ارزان و راه رسیدن به آن راحت است، به حتم با این حرف موافق خواهید بود اگر گفته شود: «جوان به یک بن بست جدّی رسیده است».
جوان و بن بست؟! مقصّر کیست؟ والدین، جامعه، رسانهها، دولت و یا آداب و رسوم و فرهنگ جامعه که از فرهنگ دینی فاصله گرفته است؟ و یا همه؟ نظر شما چیست؟
سخن آخر: باور کنیم جوانان مشکل نیستند، بلکه صدها مشکل دارند.
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید







