کتابخانه:مشاوره در روایات - کتاب

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
مشاوره در روایات
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده حسن علی اکبری
زبان فارسی
ناشر نسل كوثر
محل انتشارات تهران
تاریخ نشر 1382/5/29
قطع پالتویی
شابک 964-7228-46-5

محتویات

مقدمه

مسئله شوری و استشاره و مشاوره در جوامع روائی و تعالیم اسلامی به صورتها و تعبیرات مختلفی مطرح شده است و نصوص فراوانی پیرامون سؤال از صاحبنظران، مشارکت در عقول مردم از طریق مشورت کردن با آنها، روی آوردن به آراء مختلف و بررسی آنها و گزینش بهترین سخن و ضمیمه کردن آراء به یکدیگر و تأمل و تانی در کارها و اجتناب از خود محوری و خودرایی و مذمت استبداد به رای و تک روی و پذیرش نقد و انتقاد و نصح دیگران و ده‌ها عنوان دیگر از این قبیل، وجود دارد.

اصولاً لفظ مشورت از شارالعسل به معنی عسل را از جای خود گرفتن و استخراج نمودن، می‌باشد و گویا انسان با مشورت کردن و به دست آوردن رای و نظر دیگران، به جمع‌آوری و استخراج چیزی، آن هم مثل عسل یعنی بهترین غذای طبیعی پرداخته و در مفهوم مشورت، ترغیب به آن نهفته است و خود این تشبیه قداست و اهمیت و ارزش مسئله شورا و مشورت را در اسلام می‌رساند.

یکی از ظلمهایی که در بعضی از زمانها، به برخی از کلمات قرآنی و تعابیر اسلامی می‌شود این است که یک لفظ یا کلمه‌ای بدلایل خاصی در بین مردم از رساندن حقیقت معنای خود، قاصر می‌شود و معنی و مفهومی غیر از معنی و مفهوم اولیه و اصلی خود پیدا می‌کند و لفظ مشاوره نیز از جمله این مفاهیم است.

مشاوره به آن مفهومی که اکنون در بین ما مطرح است با آنچه در اسلام از آن چنان مقام بلند و جایگاه ارزشمندی برخوردار است و از اصول خدشه ناپذیر اسلامی است، تفاوت بسیار دارد. قالب و لفظ مشاوره، بخصوص به تقلید از دیگر کشورها وجود دارد اما غالباً قلب و حقیقت و روح مشاوره مسخ شده و نقش و جایگاه اسلامی خود را از دست داده است. حال آنکه در متون دینی و روایات ما به جزئی‌ترین مسائل مربوط به مشاوره، اشاره شده و جامعترین تبیین و توضیح پیرامون آن انجام گرفته است.

امید است به همت متعهدان به اسلام و قرآن، فرهنگ رخت بر بسته مشاوره اسلامی به موطن و جایگاه اصلی خویش بازگشته و مشاوره معهود آنچه در نهادها و سازمانها مطرح است هویت واقعی جایگاه ارزشمند قرآنی خود را باز یابد.

در این جزوه ضمن اشاره به آیات پیرامون این موضوع به نقل احادیث و اخبار ماثور از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام پرداخته و متن حدیث برای استفاده بیشتر نقل شده و پس از ترجمه، به مهمترین نکات قابل استفاده از آن اشاره شده است و بهره‌برداری بیشتر از آن، به تعمق در مضامین و تفکر در پیرامون محتوای روایات این بحث واگذار شده است. اکثر روایات این جزوه از کتاب ارزشمند الحیاه جلد ۱، ص ۱۴۸ و ۱۷۰–۱۶۲ و ۲۲۰–۲۱۰ انتخاب شده تا دسترسی به آن سهل بوده باشد.

امیدوارم مورد استفاده و بهره‌برداری خوانندگان بخصوص مدیران و کارگزاران نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و گاهی در جهت تحقق معنویات امام خمینی رحمه الله علیه و مقام معظم رهبری مدظله العالی و عامل خشنودی امام زمان عج باشد.

حسن علی اکبری

آیات مرتبط به شورا

آیاتی که به بحث شوری و مشاوره مربوط می‌شوند، متعدد هستند. در برخی از آنها، مشتقات همین کلمه به کار رفته است ولی در آیات دیگر مطالب مربوط به مشاوره و مشورت کردن بدون آنکه در آنها الفاظی چون شوری و استشاره به کار رفته باشد، آمده است.

نمونه آیات گروه اول آیه ۱۵۹ از سوره آل عمران است.

فیما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتکول علی الله ان الله یحب المتوکلین

پس به واسطه رحمت خدا به ایشان نرمی کرده و حسن خلقش نشان دادی و اگر تندخو و خشن و سخت دل بودی، از اطراف تو پراکنده می‌شدند؛ بنابراین از آنها درگذر و برای آنها طلب مغفرت کن و در کارها با آنها مشورت نما، هرگاه تصمیم گرفتی به خدا توکل کن، خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.

و همچنین آیه ۸۳ از سوره‌ای به همین نام یعنی سوره شوری.

والذین استجابوا لربهم و اقاموالصلوه و امرهم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون

و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز به پای دارند و کارشان با مشورت در بینشان باشد و از روزیهایی که به آنها داده‌ایم انفاق می‌کنند.

و در آیه ۲۳۳ از سوره بقره نیز لفظ تشاور به کار رفته است.

فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح علیهما

پس اگر آن دو زن و مرد بخواهند با رضایت و مشورت با هم طفل را از شیر باز بگیرند مانعی بر آنان نیست.

در آیه اول پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مأمور به مشورت با مردم می‌شوند و سیره و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز بر رعایت همین اصل استوار بود. به خصوص اصل شورا در زندگی سیاسی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بارها مطرح و از طرف آن حضرت به مورد اجرا گذاشته شد. این آیه که در ضمن آیات مربوط به غزوه احد آمده ناظر بر مشورت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد نحوه و چگونگی جنگ و مکان مقابله با کفار است که در آن علی رغم نظر خود، آرای جوانان را ترجیح داده و برای دفاع به بیرون شهر رفتند.

اصولاً لفظ الامر که در آیه به کار رفته در متون دینی اغلب در مورد و امارت و اداره اجتماع استعمال شده است مثل سخن امام علی علیه السلام که فرمود: فلما نهضت بالامر[۱]یعنی هنگامی که به حکومت رسیدم. از این رو می‌شود گفت که اصل در مشورت مورد نظر اسلام در آیات مذکور به دلیل استفاده از کلمه امر در مسائل در آیات مذکور به دلیل استفاده از کلمه امر در مسائل اجتماعی و سیاسی است و این آیه اهمیت شور و مشورت را در مسائل حکومتی و بخصوص جنگ و دفاع می‌رساند.

در آیه دوم در بیان صفات و ویژگی‌های افراد شایسته و با ایمان و توضیح لوازم ایمانی مؤمنین، قرآن مسئله مشورت در امور را مطرح کرده است.

در آیات ۳۵ به بعد این سوره با اشاره به دستاوردهای دنیا به عنوان متاع و کالای زندگانی پشت، جهت گیریها و فعالیتهای زندگی که به قصد خدا انجام می‌پذیرد را برتر و ماندگارتر برشمرده و اوصاف و لوازم زندگی ایمانی را، اعتقاد و باور به خدا، توکل و اعتماد بر او، اجتناب از گناهان و زشتیها، بخشش و گذشت در هنگام غضب، استجابت دعوت پروردگار، اقامه نماز، مشورت در امور، انفاق روزی، مقابله با ستم و عضو و صلح دانسته است.

در آیه سوم به مسئله بازگرفت بچه از شیر مادر اشاره کرده و تصمیم بر این کار را با رضایت متقابل زن و مرد و مشورت آن دو بی اشکال دانسته است.

متوقف دانستن خواست و اراده تصمیم زن و مرد، در یک مسئله مربوط به کانون خانواده که کوچکترین واحد از جامعه انسانهاست، به مشورت و توافق متقابل آن دو، نشان دهنده اهمیت فوق‌العاده مشاوره در تصمیم گیریها است و به منزله مشروط نمودن تصمیمات مربوط به امور زندگی جمعی به تراضی و مشاوره در مورد آنهاست.

و نمونه گروه دوم از آیاتی که به این اصل اسلامی مرتبط است آیه ۴۳ از سوره نحل است:

فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون

اگر نمی‌دانید از اهل ذکر بپرسید.

این آیه دستور به مشورت و استعلام است برای کسانی که آگاهی ندارند.

و همچنین آیه ۱۸ از سوره زمر که می‌فرماید:

فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

پس بشارت بده آن بندگان را که سخنان را استماع کرده و بهترین آن را دنبال می‌کنند.

در این آیه کسانی که دیدگاه‌ها و آرای مختلف را شنیده تا بهترین آن را پیگیری و دنبال کنند، تشویق و تمجید شده‌اند.

و آیه ۹ از سوره زمر:

هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون

آیا آنان که می‌دانند با آنان که نمی‌دانند مساوی اند؟

اطلاق آیه شامل کسانی که با مشورت به علم و آگاهی می‌رسند هم می‌شوند.

و آیه ۱۹۸ از سوره اعراف را نام برد:

وان تدعوهم الی الهدی لایسمعوا

و اگر آنها را به هدایت بخوانی گوش نمی‌کنند.

در این آیه مذمت از کسانی که به مشورت صالحان و دعوت اهل هدایت اعتنا نکرده و با آنان مشورت ننموده‌اند.

در اهمیت این اصل مهم اسلامی و جایگاه رفیع آن، التزام عملی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به نظام شورا و احترام به دیدگاه‌ها و نظرات دیگران و بر شمردن آن در زمره خصایص و صفات رهبری و رمز پیروزی بودن آن و ویژگی ایمانی و صفت لازم برای مؤمنین شمرده شدن، که به صراحت در آیات قرآن آمده است، و حتی سوره‌ای در قرآن به این نام خوانده شده، کافی است.

چند نکته

ادله مشروعیت مشورت

اصل شورا و مشروعیت و ضرورت آن با کتاب و سنت و عقل و اجتماع و سیره مسلمین که از ادله معتبر و منابع فقه به شمار می‌روند، اثبات می‌شود. این اصل به مسائل فردی و مصالح شخصی اختصاصی نداشته و در همه امور و شئون اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و بویژه در مسائل حکومتی مطرح است. البته الزامات شرعی و احکام ثابت الهی و همچنین تصمیم گیری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام علیه السلام و ولی فقیه، آنگاه که مصمم شدند، از قلمرو و این بحث به دلیل محدودیت آزادی و اختیار انسان در جهان بینی ما، خارج است گرچه در راه اجرا و برنامه‌ریزی و انطباق و نحوه تحقق این دو مورد نیز مشورت جایز، بلکه راجح است.

انگیزه‌های مشورت

لازم نیست مشورت کردن صرفاً جنبه استفاده از رای و نظر مشیر را داشته باشد بلکه انگیزه‌های مشورت متعدد است. همان گونه که مشورت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و یا ائمه علیه السلام به انگیزه‌هایی همچون، آموزش اصل شورا و جریان مشورت به عنوان یک سنت، تعلیم و آگاهی دادن به اصحاب و بالا برد سطح آگاهیها، ایجاد احساس مسئولیت و شریک کردن افراد در تبعات تصمیم گیریها و ایجاد انگیزه عمل و اقدام در آنها، انتقال تجارب و افکار و تضارب اندیشه‌ها، شخصیت دادن و ارتقای فکری و روانی، پیش گیری از مخالفت آنها و زمینه سازی برای امور مختلف، اتمام حجت، گسترش فرهنگ گفتگو و مشورت در جامعه، امر به معروف و نهی از منکر و... بوده است.

تعریف مشورت اسلامی

مشاوره اسلامی بهره‌گیری از خرد و تجربه و علم دیگران برای دستیابی به رشد و حق و صواب در همه زمینه‌های زندگی فردی و جمعی و با رعایت حدود و ثغور و شرایط و ویژگی‌هایی است که برای مشورت، مشیر و مستشیر وجود دارد. تعریف مشورت اسلامی مشورت با چنین تعریفی یک وظیفه عام و همان‌طور که ذکر شد از لوازم ایمانی همه مسلمانان و در متن زندگی آنان است. بخصوص آنچه که در مورد صفات و ویژگیهای مشاوره دهنده، ضرورت دارد به وفور در بین روایات دیده می‌شود. صفات اثباتی از قبیل عقل و علم و تجربه و تدبیر و ورع و تدین و آزادگی و صمیمیت و سنخیت فکری و فرهنگی و رازداری و ترس از خدا و صفات سلبی همچون مبری بودن از جهل و بخل و حرص و ترس و حماقت و کذب و خیانت و غش و لجاجت و سست عقلی و نفاق و استبداد به رای، که بر هر کدام از آنها، روایات متعددی دلالت می‌کند؛ و در مجموع متون اسلامی با ارائه اصول و ضوابط و معیارهای کوچک و بزرگ در باب مشاوره، جامعترین دیدگاه‌ها و مباحث پیرامون مشاوره را مطرح کرده و همانند سایر معارف اسلامی از غنای اعجاز آمیزی برخوردار است که صدها نکته را براحتی می‌توان در بین روایات و اخباری که به ما رسیده است، به دست آورد.

بویژه در مورد مشاوره در مدیریت و مسائل حکومتی، نکات و دقایق فراوانی وجود دارد. زیرا اکثر این اخبار از حضرت علی علیه السلام در زمان خلافت ظاهری ایشان صادر شده و این خود نشانه اهمیت بحث مشاوره مدیریتی در نظام اسلامی است.

دو شکل شورا در مدیریت

شورا در مدیریت و مسائل حکومتی به دو شکل قابل اجراست. یکی به عنوان مقام تصمیم گیرنده و جایگزین مدیریت فردی شدن که مدیریت به طور گروهی اعمال می‌شود و معمولاً در موارد بنیادی و درازمدت و غیر فوتی به کار می‌رود و دیگری به عنوان بازوی مدیریت و استفاده از مغزهای متفکر و ارشاد کننده و به شکل اهرمی برای کنترل مدیریت است و این صورت از شورا معمولاً در مسائل حاد و فوری و فوتی مثل امور نظامی که به فرامین آنی نیاز دارد، به کار می‌آید و اجرا می‌شود. آیات قرآن و روایت اهل بیت علیه السلام بر هر دو شکل شورای در مدیریت دلالت دارد و بر هر دو نوع آن صحه می‌گذارد.

شورای خاص

در بعضی روایات اشاره به شوری، شورای خاص یعنی شورای انتخاب خلیفه یا شوراهایی است که صدر اسلام اتفاق افتاده و در این جزوه آن دسته اخبار مورد نظر نبوده و لذا از ذکر آنها خودداری شده است.

پاسخ یک اشکال

به نظر می‌رسد تنافی و تعارض ظاهری که بین بعضی روایات هست، به این معنی که در بعضی اخبار تصمیم نهایی را به عهده خود فرد مستشیر می‌گذارد و مانند آیه‌ای که تصمیم گیری نهایی را پس از مشورت به عهده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گذارده، مشورت را الزام آور نمی‌داند و در بعضی از اخبار دیگر به شدت از مخالفت با رای به دست آمده از مشورت، نهی شده است، این تعارض ظاهری به این شکل قابل رفع باشد که بگوییم:

همان‌طور که آیات مشورت دو گونه مشورت را مطرح کرده، یکی مشورت مقام ولایت و سالت با پیروان و دیگری مشورت بین مؤمنین که به عنوان صفت لازم بین آنها مطرح شده است، روایات نیز ناظر بر این دو شکل مشورت باشد. یعنی آنجا که مقام صاحب ولایت مشورت می‌کند، مشاوره او حق تصمیم گیری را از او سلب نمی‌کند ولی در بین مؤمنین، هنگامی که با یکدیگر مشورت می‌کنند مخالفت روا و جایز نباشد.

یا اینکه دو دسته روایت و همچنین دو آیه مشورت را ناظر بر نکته چهار فوق‌الذکر بدانیم یعنی دو شکل قابل اجرا در شوراهای مدیریتی را بیان کرده است.

با اینکه جمع این دو دسته خبر به این باشد که آنگاه که مشورت با تمام شرایط و رعایت موازین آن انجام گرفت، نباید مخالفت نمود ولی در مواردی که همه شرایط آن تحقق نیافته، جواز تصمیم گیری نهایی برای مستشیر وجود دارد و مشورت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا امام علیه السلام یا هر صاحب مقام معنوی و علمی با دیگران معمولاً از نوع دوم است.

شاهد این سه جمع سخن علی علیه السلام به عبدالله بن عباس است هنگامی که وی رایی را داد که حضرت با آن موفق نبودند و فرمودند: لک ان تشیر علی و اری فاذا عصیتک فاطعنی یعنی تو حق نظر دادن دارای و من در رای تو نظر می‌کنم پس هر گاه با نظر تو مخالفت کردم، باید اطاعت کنی.

و در طرف دیگر اخباری که می‌گوید: فاذا اشار علیک الناصح العاقل فایاک و الخلاف یعنی هر گاه نصیحت گر عاقل به تو مشورت داد بر حذر باش از مخالفت کردن با او؛ بنابراین با یکی از سه وجه مذکور این گونه اخبار قابل جمع می‌باشد.

مشیر و مستشیر

مشیر همان مشورت دهنده و مشاور است و مستشیر به معنای مشورت گیرنده و طالب مشورت می‌باشد.

توجه به این نکته لازم است که در متون روائی، مسائلی که پیرامون مشورت، مشیر یا مستشیر مطرح شده، قابل تعمیم به یکدیگر است. مثلاً اگر به مشورت کردن تشویق یا ترغیب شده است، این تشویق هم قابل مشورت گرفتن می‌شود و هم مشورت دادن را در بر می‌گیرد و یا اگر از صفات و ویژگیها در مشورت گیرنده نیز لازم است.

مشاوره در آینه روایات

در راستای تبیین آیات قرآن، روایات رسیده از معصومین علیهم السلام به تفصیل، مسائل مربوط به مشورت و مشاوره قرآنی را مطرح و آن را از زوایای مختلف بررسی کرده است. در این قسمت ۵۵ خبر از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام پیرامون مشورت، ضرورت و اهمیت، فواید و شرایط، ویژگیها، علت و زمان، کیفیت و نحوه انجام و مسائلی از این قبیل در مورد مشاوره اسلامی، نقل شده و ابتدا متن حدیث و سپس ترجمه آن آورده شده و به دنبال آن به مهمترین نکته یا نکات قابل استفاده از آن اشاره شده است.

نا گفته پیداست که تفکر و تدبر در مضامین این اخبار ابعاد وسیعتری از معارف اسلامی در زمینه این اصل اسلامی را به انسان ارائه خواهد داد که در این مجال با هدف رعایت اختصار و ایجاز از آن صرف نظر شده است و به خوانندگان محترم واگذار گردیده است.

الف: ضرورت و اهمیت مشاوره

مشاوره حقی بر عاقل

۱ - الامام علی علیه السلام: حق علی العاقل ان یضیف الی رایه رای العقلاء و یضم علمه علوم الحکماء[۲] امام علی علیه السلام: حق است بر عاقل که رای عقلا را به رای خود اضافه کند و علوم دانشمندان را به علم خود ضمیمه کند.

ر خبر است که عالمترین مردم کسی است که علم دیگران را به علم خود بیافزاید و با مشورت است که علم انسان دو عمل مضاعف می‌گردد. دو فکر دو عقل قطعاً از یک فکر غنی تر و کارآمدتر است. از این رو گرفتن آرای عقلا، به اقتضای عقل عاقل، شایسته، بلکه لازمه مشی عاقلانه است.

با خردمند ساز داد و ستد - که قویتر شود خرد ز خرد

با بهان رای زن ز بهر بهی - کز دو عقل از عقیله‌ای[۳]برهی

سنائی

نیاز عاقل

۲ - المام علی علیه السلام: لا یستغنی العاقل عن المشاوره[۴]

امام علی علیه السلام: عاقل از مشورت بی‌نیاز نیست.

- جاهل جای خود دارد. زیرا در روایات عقل در مقابل جهان است.

عین هدایت

۳ - الامام علی علیه السلام: والاستشاره عین الهدایه و قد خاطر من استغنی برایه[۵]

امام علی علیه السلام: مشورت کردن عین هدایت است و کسی که به رای خود اکتفا کند خود را به مخاطره انداخته است.

عین الهدایه ممکن است به معنی عینیت و یکی بودن باشد یعنی هدایت همین است که انسان مشورت کند و خود مشورت نمودن و اینکه انسان می‌رود مشورت می‌کند؛ هدایت است. زیرا عمل به مقتضای عقل و شرع است و ممکن است تشبیه هدایت به موجودی باشد که چشم دارد و مشورت نمودن را به منزله چشم هدایت بداند در این صورت هدایت بدون مشورت نیز کورکورانه است و نقش مشورت در هدایت نقش چشم و قوه بینایی در انسان است.

رای واحد

۴ - الامام علی علیه السلام: لا رای لمن انفرد برایه[۶]

امام علی علیه السلام: کسی که تک است در رای خود، رای ندارد.

نظر انسان مستبد به رای، ارزش ندارد و رای او قابل اعتنا نیست و در واقع رای ندارد. کسی را که فقط به رای خود عمل می‌کند و از حدود و قالب آرای خود خارج نمی‌شود و طبیعتاً محدودیت در نظر و فکر وی هست، نباید به رای او توجه شود.

محتمل است مراد حضرت آن باشد که برای انسان مستبد به رای، هیچ نظر و فکر و رایی از دیگران مانع نخواهد بود و به کارش نخواهد آمد.

همچنین ممکن است مقصود آن باشد که یک رای در مقابل آرای دیگران و نظر کسی که رای منحصر به فرد و جدای از آرای دیگران داشته باشد، ارزشی ندارد.

مطمئن‌ترین پشتیبان

۵ - الامام علی علیه السلام: و لا مظاهره اوثق من المشاوره[۷]

امام علی علیه السلام: هیچ پشتیبانی و حمایتی و کمکی از مشورت، قابل اعتمادتر نیست. مطمئن‌ترین شیوه اطمینان بخش و بهترین پشتیبان و حامی و تقویت کننده فکر آدامی، مشاوره و تبادل نظر است.

بنابراین ضرورت مشاوره بین هر اقدام پشتیبانی کننده دیگر و مقدم بر هر عملی است و در هر سازمانی از اهمیت بالاتری برخوردار است. در سخن دیگری حضرت فرمودند: لا ظهیر کالمشاوره؛ یعنی هیچ پشتیبانی همچون مشاوره وجود ندارد.

امر شاورهم برای آن بود - کز تشاور سهو و کژ کمتر شود

عقل را با عقل دیگر یار کن - امر شوری بینهم را کار کن

عقل را با عقل دگر عقلا[۸]شود - نور افزون گشت ره پیدا شود

مولوی

رشد و هدایت

۶ - قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ما من رجل یشاور احدا الا هدی الی الرشد[۹] رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: هیچ‌کس با دیگری به مشورت نپرداخت مگر اینکه به راه درست هدایت راهنمایی شد.

خود مشورت کردن حداقل این رشد و هدایت است و دستاورد مشورت هدایتی افزون بر نفس مشورت می‌باشد.

مشورت ضرورت ریاست

۷ - الامام الصادق علیه السلام: لا یطمعن القلیل التجربه المعجب برایه فی ریاسته[۱۰]

امام صادق علیه السلام: انسان کم تجربه‌ای که دچار خودرایی باشد به ریاست خود طمع نکند. بدیهی است بدون استمداد از دیگران استمرار نباید و لذا به ریاست چنین مدیری امیدی نیست. حوائج سه‌گانه مؤمن

۸ - الامام الجواد علیه السلام: المومن یحتاج الی توفیق من الله واعظ من نفسه و قبول ممن ینصحه[۱۱]

امام جواد علیه السلام: مؤمن نیازمند به توفیق الهی و نصیحت گر درونی و قبول و پذیرش از نصیحت کننده است.

بقا و دوام ایمان مؤمن به این سه چیز است و فقدان هر کدام ضرر به اصل ایمان می‌زند. عدم مشورت یا نپذیرفتن مشمول هر سه محور مذکور در روایات و در نتیجه کاستی ایمان مؤمنین می‌باشد.

سالک از نور هدایت ببرد راه درست - که بجایی نرسد گر به ظلالت برود

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش - کو به تأیید نظر حل معما می‌کرد

حافظ

ب: نتایج و فوائد مشورت

راه صواب

۹ - الامام علی علیه السلام: من شاور ذوی الالباب، دل علی الصواب[۱۲]

امام علی علیه السلام: کسی که با خردمندان مشورت کند به کار درست و پسندیده، هدایت شده است.

اطمینان به عدم خطا و راست و درست و پسندیده و لایق بودن کار و اصابت به هدف، چیزی است که از مشاوره با خردمندان حاصل می‌شود؛ و راه یافتن به آن کاری است درست و به جا است با مشورت، تحقق می‌یابد. در خبر است که مااستنباط الصواب بمثل المشاوره: با هیچ چیز و هیچ طریق مثل مشاورا نمی‌توان به صواب رسید.

بهره‌گیری از شعاع عقل دیگران

۱۰ - الامام علی علیه السلام: من شاور ذوی‌العقول استضاء بانوار العقول[۱۳]

امام علی علیه السلام: کسی که با عقلا و خردمندان مشورت کند از انوار و شعاعهای عقل آنان بهره گرفته است.

فکر و رای هر عاقلی شعاعی از نور و روشنایی هدایتگر است و مشورت با او سودمند شدن از شعاع عقل و فکر او از روشنایی یافتن به واسطه نظر اوست.

با یکی یا دو کس مشاوره کن در اموری که پر خطر بینی کز یک آینه پیش رو نگری وز دو آینه پشت سر بینی

سعدی

کار راحت و ساده

۱۱ - الامام علی علیه السلام: المشاوره راحه لک و تعب لغیرک[۱۴]

امام علی علیه السلام: مشورت کردن راحتی تو و رنج دیگری است.

مشورت کردن گرچه تحمیل مشکل و سختی بر دیگران است که باید نظر بدهند ولی برای مشورت کننده راحتی و آرامش و بهره‌مندی است و لذا چیزی را که برای تو خیر محض است نباید ترک کنی.

راه شناخت لغزشگاه‌ها

۱۲ - الامام علی علیه السلام: من استقبل وجوه الاراء عرف مواقع الخطاء[۱۵]

امام علی علیه السلام: کسی که آرای مختلف را نباید لغزشگاه‌ها و مواضع خطا را خواهد شناخت. بدیهی است که در ضمن آرای مختلف است که ابعاد خطا یا صحیح مسائل روشن می‌شود و این جز از راه مشورت و کسب دیدگاه‌های مختلف حاصل نمی‌شود.

پیشگیری از سقوط

۱۳ - الامام صادق علیه السلام عن الامام علی علیه السلام: ما عطب امرو استشار[۱۶]

امام صادق علیه السلام به نقل از امام علی علیه السلام: کسی که مشورت کند هلاک نمی‌شود؛ و همچنین حضرت علی علیه السلام فرموده‌اند: المستشیر متحصن من السقط مستشیر از سقوط محفوظ است.

گریز از هلاک

۱۴ - الامام صادق علیه السلام: لن یهلک امرو علی المشوره[۱۷]

امام صادق علیه السلام: هرگز کسی به دلیل مشورت کردن هلاک نمی‌شود.

این سخن بسیار بلند و عمیقی است که هرگز کسی از آن جهت که مشورت کرده، به دلیل مشورت نمودنش هلاک نشده و ضرر نمی‌کند.

مشورت با رعایت شرایطش هرگز موجب ناکامی و عدم موفقیت نیست. بلکه اگر انسان به هدف نرسد عاملی غیر از مشورت داشته است.

عامل حمایت در هر حال

۱۵ - قال تالنبی صلی الله علیه و آله و سلم: من استشار لم یعدم عند الصواب مادحا و عندالخطاء عاذرا[۱۸]

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: کسی که مشورت کند بی ستایشگر نیست، اگر به صواب برسد و بی عذر آور نیست، اگر خطا کرده باشد.

پس از مشورت اگر کار به نتیجه برسد و موفقیت آمیز باشد کسی هست که او را مدح و ستایش کند زیرا در واقع نظر خود را تحسین می‌کند و اگر اشتباه بود، و خطا کرده باشی کسی هست که از او حمایت کرده و عذر بیاورد و خود را شریک ناکامی او بداند و لذا از آثار مشورت همراه کردن دیگران و جلب نظر آنان در هنگام توفیق یا شکست می‌باشد.

تدبیر و دور اندیشی

۱۶ - الامام صادق علیه السلام عن ابیه علیه السلام: قیل لرسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، مالحزم؟ قال: مشاوره ذوی الرای و اتباعهم[۱۹]

امام صادق علیه السلام به نقل از پدرشان فرمودند: از رسول خدا سؤال شد تدبیر چیست؟ فرمودند: مشورت کردن با صاحب نظران و پیروی از آنها.

حزم یعنی تدبیر، زیرکی، هوشیاری و دوراندیشی و احتیاط و دقت نظر داشتن و جوانب کار را دیدن.

رسول خدا همه این کمالات را در مشاوره با صاحب نظران دانسته‌اند و رکن دوم تدبیر، پیروی از نتیجه مشورت است. ذوی الرای یعنی کارشناس و متخصص و خبره و ممکن است به معنی مطلق صاحب نظر باشد و صاحب نظر بودن مستلزم کارشناس بودن نیست، بلکه هر آن کس که رایی و نظری داشته باشد را شامل می‌شود.

سرانجام خود کامه

۱۷ - الامام علی علیه السلام: من استبک برایه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها[۲۰] امام علی علیه السلام: کسی که مستبد به رای باشد و صرفاً بر اساس اندیشه خود عمل کند هلاک خواهد شد و کسی که با مردان مشورت کند در عقلهای آنان شریک می‌شود.

تک روی به استبداد به رای داشتن، جز ناکامی و شکست نتیجه‌ای ندارد و بدیهی است که مشاوره با دیگران، بهره جستن از عقل و اندیشه و خرد آنان و مشارکت در علم و دانش و فهم آنهاست.

سنجش آراء

۱۸ - الامام علی علیه السلام: اضربوا بعض الرای ببعض تتولد منه الصواب. امخضوا الرای مخض السقاء[۲۱]

امام علی علیه السلام: برخی از آراء را با برخی دیگر بسنجید تا صواب از آن به دست آید و رای و نظر را زیر و رو کنید تا بهتر را برگزینید آنچنان که مشک را زیر و رو کرده و تکان می‌دهند. کاملاً زیر و رو کردن رای به بررسی همه‌جانبه آن در حد بررسی ضد آن دو کاملاً با نگرش باز و وسیع آن، اشاره دارد.

توفیق و کامیابی

۱۹ - الامام علی علیه السلام: الظفر بالحزم، والحزم با جاله الرای و الرای بتحصین الاسرار[۲۲] امام علی علیه السلام: توفیق و کامیابی با تدبیر و دوراندیشی است و حزم و تدبیر با گرداندن و جولان دادن رای و نظر است و رای به استوار نمودن اسرار است.

تحصین اسرار اشاره به رعایت و حفظ اسرار در مقام مشورت و همچنین استحکام و حفاظت بخشیدن به آرای درونی انسان است. یعنی اولاً در مقام مشورت اسرار فاش نشود؛ و ثانیاً با مشورت یا جولان رای بنیان مستحکمی برای اندیشه‌ها و حصار محکمی برای آرای انسان بوجود می‌آید. پیروزی و توفیق و متوقف بر تدبیر و تدبیر متوقف بر بررسی آرا و حفظ رای متوقف بر محافظت اسرار است.

رفع حیرت

۲۰ - الامام علی علیه السلام: ما ضل من استرشد و لا حار من استشار. الحازم لا یستبد برایه[۲۳] امام علی علیه السلام: کسی که رهنمود بگیرد، گمراه نمی‌شود و کسی که مشورت کند سرگردان و متحیر نمی‌شود و انسان با تدبیر و هوشیار، استبداد به رای ندارد. موارد سه‌گانه در این حدیث به صورت قضایای قطعی و دائمی است که همه جا با کلیت خود مصداق دارد.

فلسفه مشورت

۲۱ - الامام علی علیه السلام: انما حض علی المشاوره لان رای المشیر صرف و رای المستشیر مشوب بالهوی[۲۴]

امام علی علیه السلام: علت اینکه به مشورت کردن ترغیب شده است این است که نظر مشورت دهنده خالص و صاف و بی طرفانه است ولی نظر مشورت گیرنده آلوده به هوی است. آن کس که مشورت می‌کند دو چیز دارد:

۱ - رای و نظر.

۲ - گرایش و میل و رغبت و ذهنیت خاص.

اصولاً آنچه که انسان خودش می‌خواهد انجام دهد خالی از هوی و میل نفسانی نیست و وقتی چیزی را بخواهد، خواست او حجابی می‌شود که خیلی از لوازم و تبعات وابسته به آن را نبیند حب الشی، یعمی و یصم.

ولی مشاور، این هوی و گرایش و ذهنیت او را ندارد و تنها صاحب یک رای است و رای او آری از هوی و هوس بوده و او اسیر جاذبه‌های فریبنده که برای مشورت کننده وجود دارد، نیست و در واقع از بیرون و با اشراف و احاطه آن کار را می‌بیند نه اینکه خود درگیر آن باشد و لذا ما را به مشورت نمودن تشویق نموده‌اند.

مخالفت با نظر عاقل ناصح

۲۲ - الامام الصادق علیه السلام عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: مشاوره العاقل الناصح، یمن و رشد و توفیق من الله عزوجل، فازا اشار علیک الناصح العاقل فایاک و الخلاف، فان فی ذلک العطب[۲۵]

امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: مشورت نمودن با عاقل خیر خواه، برکت رشد و هدایت و توفیق از ناحیه خداست. پس هر گاه نصیحت گر عاقلی به شما مشورت داد هرگز خلاف آن را انجام ندهید که در مخالفت با رای او شکست و ناکامی و هلاک است.

مشورت یکی از توفیقات الهی است که شامل حال انسان می‌شود. همان گونه که شنیدن خیر و صلاح از زبان عاقل ناصح توفیق الهی است.

مخالفت رای صاحب نظر صالح و عاقل ناصح، مخالفت با عقل و خیر و صلاح است و لذا هلاکت دارد.

به تعبیر حضرت امیر علیه السلام مخالفت ناصح مهربان که عالم و با تجربه نیز باشد موجب سرگردانی و حیرت و پشیمانی و ندامت است.

معمولاً دلیل خیر خواهی افراد این است که نفعی متوجه آنها نباشد. باید دید انگیزه‌های عدم خیر خواهی چیست، نبودن آن انگیزه‌ها نشانه خیر خواهی است.

نشست و برخاست و صحبت و همدمی با ناصحان و عاقلان، میمنت و رشد و تعالی و شرف دنیا و آخرت انسان است.

ج: معصومین و مشورت

تنها خدا مشورت نمی‌کند

۲۳ - الامام علی علیه السلام: هو الله الحق المبین... خلق الخلق علی غیر تمثیل و لامشروه مشیر و لامعونه معین[۲۶]

امام علی علیه السلام: او خدایی است حق... که بدون مشورت و یاری و کمک کسی، خلق را آفرید.

خداوند برای خلقت موجودات و برای کارهایش مشورت نکرده و نمی‌کند زیرا علم و غنای محض است. خدا مشورت نمی‌کند چون خداست و کمال مطلق است ولی ما که خدا نیستیم و کمال مطلق نیستیم باید مشورت کنیم.

مشورت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

۲۴ -ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم کان یستشیر اصحابه ثم یعزم ما یرید[۲۷] فضیل گوید: یکبار حضرت صادق علیه السلام در کاری نظر مرا خواست، عرض کردم، آیا فردی مثل من به شخصیتی همانند شما مشورت و نظر بدهد؟ حضرت فرمود، آری هرگاه نظرت را بخواهند.

مشورت امام کاظم علیه السلام

۲۶ -عن حسن بن الجهم، قال کنا عندالرضا علیه السلام فذکر نا اباه فقال: کان عقله لاتوازی به العقول و ربما شاور الاسود من سودانه، فقیل له: تشاور مثل هذا؟ فقال: ان الله تبارک و تعالی ربما فتح علی لسانه[۲۸]

حسن بن الجهم گوید در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودیم و از پدرش یاد کردیم فرمود: همه عقول با عقلش برابری نمی‌کند و با این حال بسا می‌شد که با برده‌ای سیاه از غلامانش مشورت می‌کند. به او عرض می‌شد با چنین کسی مشورت می‌کنی؟ فرمود شاید خدا بر زبان او جاری کند با زبان او گشایش دهد.

آری همان گونه که خداوند که برای اجابت دعا و شفا دادن، ذهن قلم پزشک را به سوی داروی یک درد، رهنمون می‌شود بسیار اتفاق می‌افتد که برای هدایت کمک به انسانی، و این سنت خداست که کارها را از طریق جریانها و مجاری عادی اش انجام می‌دهد و بسیار می‌شود که زیر دستان به واسطه تیزهوشی یا حافظه بیشتر و حداقل عدم اشتغال به گرفتاریهای ما، بهتر و سریعتر به نظر حق و صواب برسند.

مشورت امام رضا

۲۷ -عن معمر بن خلاد قال: هلک مولی لابی الحسن الرضا علیه السلام یقال له سعد. فقال علیه السلام آشر علی برجل له فضل و امانه. فقلت: انا اشیر علیک؟ فقال شبه المغضب. ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم کان یستشیر اصحابه ثم یعزم علی ما یرید[۲۹]

معمر بن خالد گوید: حضرت رضا علیه السلام غلامی داشت بنام سعد. چون وفات کرد امام به من فرمودند: مردی که دارای فضیلت و امانت است را به من معرفی کن نظرت را بگو عرض کردم: من به شما نظر مشورتی بدهم؟ امام با حالتی ناراحت فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با یارانش مشورت می‌کرد و آنگاه تصمیم خود را می‌گرفت.

د:ویژگیهای مشاور

ارشاد عاقل

۲۸ - النبی صلی الله علیه و آله و سلم: استر شدوا العاقل و لا تعصوه، فنتدموا[۳۰]

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: از عاقل و خردمند رهنمود بگیرد و تمرد نکنید که پشیمان خواهید شد.

دین دستور به همه است که با خردمند مشورت کرده و سرپیچی نکنند و هیچ‌کس استثناء نشده است.

حقیقت رشد و هدایت را عقل درک می‌کند و لذا باید آن را از عقلا طلب نمود و طبیعی است مخالفت با آن، پشیمانی دارد.

با اینها مشورت نکن

۲۹ - النبی صلی الله علیه و آله و سلم: یا علی لا تشاورن حبانا فانه یضیق علیک المخرج و لا تشاورن البخیل فانه یقصر بک عن غایتک و لا تشاورن حریصا فانه یزین لک شرها و اعلم یا علی، ان الجبن و البخل و الحرص عریزه و احده یجمعها سوء الظن بالله[۳۱]

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ای علی مبادا با انسان ترسو مشورت کنی که راه خروج از مشکلات را بر خود تنگ می‌کند.

مبادا با بخیل مشورت کنی که تو را از هدف و مقصودت باز می‌دارد و مبادا با حریص مشورت کند که از روی حرص برای تو خواسته‌هایت را تزیین می‌دهد و بدان که جبن و بخل و حرص یک غریزه است که سوء ظن به خدا منشأ آنهاست.

روحیات انسان ترسو به گونه‌ای است که شهامت و جرات اقدام به کار را از دیگران می‌گیرد و کارها را بزرگ کرده و جسارت عمل را از بین برده و اراده انجام کار را تضعیف می‌کند. از روی ترس واقعیت را بزرگ نموده از بعد منفی و تو را از آن منصرف می‌کند.

بخیل نیز با تنگ نظری که دارد مانع تو می‌شود و تو را از راه صواب باز می‌دارد.

حریص نیز با تزیین و بزرگتر نشان دادن امور از واقعیت از بعد مثبت، به تجویز جور و ستم و پیشنهاد راه‌های غیر مشروع به دلیل آز و طعمی که دارد، نمی‌گذارد تو تبعات و عیوب کارت را ببینی.

این سه دسته انسان را از واقع بینی و واقع گرایی که هدف اصلی مشورت است، دور می‌کنند و لذا بشدت از مشاوره با آنها نهی شده است.

با اینها هم مشورت نکن

۳۰ - قال الصادق علیه السلام: لا تشاور احمق و ات تستعن بکذاب... فان الکتاب یقرب لک البعید و یعبد لک القریب و الاحمق یجهد لک نفسه و لا یبلغ ما ترید[۳۲]

امام صادق علیه السلام: با احمق مشورت نکن و از دروغگو کمک نخواه... دروغگو دور را نزدیک و نزدیک را دور جلوه می‌دهد و احمق خود را برای تو به زحمت می‌اندازد ولی به آنچه می‌خواهی نمی‌رسی.

نادانی و حماقت و دروغگویی که خلاف گویی است، شایستگی مشورت دادن را از انسان می‌گیرد. حماقت درجاتی دارد و ممکن است کسی فقط در یک بعد حماقت داشته باشد.

امانت در مشورت

۳۱ - قال امیر المومنین علیه السلام: المستشار موتمن[۳۳]

امیرالمومنان علیه السلام: مشاور باید امین باشد کسی که مورد مشاوره قرار می‌گیرد همچون امانتدار است.

در این خبر وظیفه مشیر آن است که سراغ افراد امین برود و مستشیر باید رعایت امانت را بنماید.

پنج خصلت مشاور

۳۲ - قال الصادق علیه السلام: شاور فی امورک مما یتقضی الدین من فیه خمس خصال: عقل و حلم و تجربه و نصح و تقوی[۳۴]

امام صادق علیه السلام: در کارهایت که به اقتضای دین امکان مشاوره در آن هست، مشورت کن با کسی که پنج صفت در او هست: عقل، بردباری، تجربه، خیر خواهی و نقدی.

امور دو گونه است، اموری که مشورت در آن جایز نیست مثل اموری که تعیینا و به طور مشخص خداوند تکلیف کرده و انجام آن را از ما خواسته است و قطعاً مصلحت ما در انجام آن است؛ بنابراین مشورت کردن در چیزی که مصلحت آن را شارع مقدس بیان کرده، مثل واجبات، صحیح نیست. آری در یافتن مصادیق و تطبیق، طرق و چگونگی انجام آن و وسائلی که تحقق آن واجب را بهبود می‌بخشد و انجام آن را تسهیل می‌کند، می‌شود مشورت کرد. مثلاً در اصل امر به معروف و نهی از منکر یا حج مشورت جایز نیست ولی در نحوه انجام دادن آن امکان مشورت وجود دارد. امکان به معنی جواز شرعی دسته دوم اموری که خداوند مصلحت آن را مشخصاً تعیین نکرده و مرجع شرعی ندارد و لذا برای کسب مصالح و مفاسد آن می‌شود، مشورت کرد.

در بین این پنج صفت تقوی اساسی تر است زیرا حداقل مانع از خیانت مشیر می‌شود. به نظر می‌رسد مراد از عقل، عقل علمی باشد زیرا مشورت را برای علم و اجرا می‌خواهند نه در زمینه اعتقاد و نظر و لذا باید با کسانی که عقل علم قوی دارند، مشورت کرد و اصولاً آنان که خود عقل علمی قوی دارند مشورت می‌کنند و مشورت نمودن انسان ریشه در عقل علمی او دارد و منشأ مشورت، عقل افراد است.

بردباری و قدرت تحمل و کشش فکری داشتن مانع از ارائه نظر ناپخته و خام و عجولانه است. بلافاصله و ارتجالاً نظری را گفتن و بدون بررسی اظهار نظر کردن خود بهترین دلیل بر ناصوابی و خام بودن یک رای است.

نصح و خیر خواهی و داشتن انگیزه صحیح برای مشورت دادن و نداشتن انگیزه نادرست مثل منافع مادی تضمین کننده صحت و سلامت مشورت است؛ بنابراین مشورت دهنده اگر در موضوع مورد مشورت ذی‌نفع باشد، از این جهت متهم است.

مشیر نباید از کسانی باشد که خیر صلاح مستشیر برای او بی اهمیت باشد و صرفاً بخواهد حرفی زده باشد یا وقتی را بگذارند بلکه خیر خواهی و احساس مسئولیت او باید احراز شود. تقوی نیز شرط اول و آخر در همه امور از جمله مشاوره است و با وجود آن سایر شرایط رعایت می‌شود.

نادانی مشیر

۳۳ - الامام علی علیه السلام: جهل المشیر هلاک المستشیر[۳۵]

امام علی علیه السلام: نادانی مشورت دهنده موجب هلاک مشورت گیرنده است. هم مشورت دهنده باید آگاهانه مشورت دهد و هم مشورت گیرنده باید از آگاهی او مطمئن گردد.

بالاترین آرا

۳۴ - الامام علی علیه السلام: افضل الناس رایا من لا یستغنی عن رای مشیر[۳۶]

امام علی علیه السلام: برترین رای مردم رای کسی است که خود را از مشاور بی‌نیاز نبیند. هنگامی که کسی که مشورت کند رای خود را اعتلاء بخشیده و رای او جامع همه آرا خواهد بود و از این رو رای او بالاترین آرا است.

اقرن برایک رای غیرک و استشر - فالحق لا یخفی علی الاثنین

للمرا مرآه تریه وجهه - و یری قفاه یجمع مرآتین

با رای خود رای دیگران را نیز همراه ساز و مشورت کن زیرا حق بر دو نفر مخفی نماند.

اگر شخصی یک آینه داشته باشد فقط چهره او را می‌نمایاند و پشت سر خود را تنها با دو آینه می‌تواند ببیند.

ضرورت مشورت با عاقل متدین

۳۵ - قال ابوعبدالله علیه السلام: ما بمنع احدکم اذا ورد علیه ما لا قبل له به ان یستشیر رجلا عاقلاله دین و ورع؛ ثم قال: اما آنه اذا فعل ذالک لم یخذ له الله بل یعرفه الله و رماه بخیر الامور و اقربها الی الله[۳۷]

امام صادق علیه السلام فرمودند: چه چیزی مانع هر یک از شماست که هرگاه موضوعی بدون پیشینه برای شما رخ داد با مردی عاقل، متدین و با ورع مشورت نماید. بدانید که اگر چنین کند هرگز خدا را خوار و ذلیل نخواهد کرد، بلکه او را بلندی خواهند داد و او را به بهترین کارها و نزدیک‌ترین آنها به خدا وارد خواهد کرد.

نظر نادان دلسوز

۳۶ - الامام علی علیه السلام: مشاوره الجاهل المشفق خطر[۳۸]

امام علی علیه السلام: مشاوره با نادان دلسوز خطر است.

شفقت و دلسوزی اگر چه در مشیر لازم است ولی کافی نیست مشاوره با نادان دلسوز همانند دوستی با جاهل است که مولوی آورده است داستان دوستی خرس و مگس پرانی با سنگ که بدون آنکه بخواهد انسان را به خطر می‌اندازد.

مشاور و خدا ترسی

۳۷ - الامام الصادق علیه السلام: شاور فی امرک الذین یخشون الله عز و جل[۳۹]

امام صادق علیه السلام: در کارت با کسانی مشورت کن که از خدا می‌ترسد.

خدا ترس می‌داند که ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید یعنی هر لفظی مراقب و نگهبان الهی دارد و لذا حواس خود را جمع سخنان و آرا خود می‌کند و به تأثیر کلام خود و تبعات آن واقف است که بسا با گفتن یک جمله جان و مال و عرض دیگران را به خطر می‌اندازد و چون انما یخشی الله من عباده العلماء و فقط علما از خدا می‌ترسند و بنابراین با علمای خدا ترس مشورت کن.

معصومین فرموده‌اند: شاور فی حدیثک الذین یخافون الله در گفتار با کسی مشورت کن که از خدا خوف دارد.

مشورت با زنان

۳۸ - الامام علی علیه السلام: ایاک و مشاوره النساء الا من جربت بکمال عقل[۴۰]

امام علی علیه السلام: از مشاوره با زنان پرهیز مگر آنکه کمال عقلشان تجربه شده است.

اصولاً به دلایل اجتماعی مختلف در اعصار و قرون، زنان محرومیتها و محدودیتهای داشته‌اند و عموماً از نظر داشتن آگاهیها و تجربه‌ها و تفکرات هه جانبه محروم بوده‌اند و بخصوص با توجه به ویژگیهای عاطفی و احساس خاص زنان، از مشورت با آنها نهی شده است و اگر رفع آن محدودیتها یعنی عقب ماندگی اجتماعی و رها شدن از بند احساس و عاطفه در یک زن احراز شد و عقلانی بودن او اثابت گردید، مشورت با آنان نیز بی اشکال است.

مخالفت با نظر عاقل با ورع

۳۹ - الامام صادق علیه السلام: استشر العاقل من الرجال، فانه لا یامر الا بخیر و ایاک و الخلاف، فان خلاف الورع العاقل مفسده فی الدین و الدنیا[۴۱]

امام صادق علیه السلام: با عقلای مردم مشورت کن زیرا جز به خیر امر نمی‌کنند و از مخالفت با نظر آنان به پرهیز زیرا مخالفت با انسان عاقل با ورع، دین دنیا را خراب می‌کند.

عقل و علم دو عالم اساسی اصلاح دین دنیا است و هر یک نباشد فساد دین و دنیا را به دنبال دارد. مشورت کردن برای گرفتن رهنمود و به کارگیری است و لذا اگر نظری از منشأ عقل و تقوی برخیزد، مخالفت با آن جایز نیست و به طور طبیعی دین و دنیای انسان را خراب می‌کند.

مشاور برتر

الامام علی علیه السلام: افضل من شاورت ذوی التجارب[۴۲]

امام علی علیه السلام: بهترین افراد برای مشورت صاحبان تجربه هستند.

در بین صفات مشاورین بهتر از همه تجربه و کار آزمودگی است.

بهترین مشاوران

۴۱ - الامام علی علیه السلام: خیر من شاورت ذوواالنهی و العلم و اولوالتجارب و الحزم

امام علی علیه السلام: بهترین مشاوران صاحبان عقل و علم و تجربه و تدبیر هستند.

این چهار خصلت حداقل صفات مشاورین و لازم‌ترین ویژگی برای شایستگی آنان جهت مشورت است.

ه: کیفیت مشاوره

قبل از تصمیم

۴۲ - الامام علی علیه السلام: شاور قبل ان تعزم و فکر قبل آن تندم[۴۳]

امام علی علیه السلام: قبل از آنکه تصمیم بگیری مشورت کن و پیش از آن که پشیمان گردی فکر کن.

مشورت برای بعد از تصمیم گیری نیست بلکه زمان آن پیش از تصمیم است. نقش مشورت تصمیم سازی است.

حزم و جزم

۴۳ - الامام علی علیه السلام: رو تحزم فاذا استو ضحت فاجزم[۴۴]

امام علی علیه السلام: اطراف و جوانب و عواقب کار را بسنج تا با تدبیر شوی و تدبیر به دست آوری، آنگاه که روشن شدی، تصمیم قطعی بگیر.

توضیح خواستن و روشن شدن نسبت به یک امر مقدمه هر گونه تصمیم گیری است و لازمه آن تفکر و سنجش جوانب امر است.

اقدام و آگاهی

۴۴ - الامام علی علیه السلام: لا تقدمن علی امر، حتی تخبره[۴۵]

امام علی علیه السلام: مبادا بر کاری اقدام کنی مگر بر آنکه از آن با خبر شوی.

ضرورت آگاهی و داشتن اطلاعات لازم جهت هر کاری پیام این حدیث است.

شتاب در گفتار و عمل

۴۵ - الامام علی علیه السلام: فیما اوصی به عند وفاته: انهاک عن التسرع بالقول و الفعل[۴۶]

امام علی علیه السلام: در وصایای آن حضرت هنگام آن حضرت فرمودند: تو را از شتاب در گفتار و عمل نهی می‌کنم. شتاب و عجله فرصت مشورت را از انسان می‌گیرد.

راه شناخت خطا

۴۶ -عن امیر المومنین علیه السلام فی وصیه لمحمد بن الحنیفه قال: اضم آرا الرجال بعضها الی بعض ثم اخیر اقربها الی الصواب و ابعدها عن الارتیاب... و من استقبل وجوه الاراء عرف مواضع الخطاء[۴۷]

در وصیت علی علیه السلام به فرزند خود که محمد حنیفه است که: آراء و نظرات گوناگون مردان را کنار یکدیگر بگذار و آن که را به صواب نزدیکتر و از خطا و تردید دورتر است بزرگترین... هر کس که آراء اندیشه‌ها را بررسی کند موارد اشتباه را دریافته است کسیکه به آراء مختلف و جنبه‌های گوناگون آراء روی آورد، موارد خطا را باز می‌شناسد.

ضمیمه کردن آراء افراد به یکدیگر و برگزیدن مطمئن‌ترین آنها و مراجعه به آراء گوناگون و تحصیل نظرات مختلف در مورد هر موضوع و بررسی آن از زوایای مختلف و جنبه‌های مختلف، عامل شناخت صواب از خطا و به دست آوردن مواردی است که خطا در آن مواقع می‌شود.

اگر مشاور هستی بدان

۴۷ - الامام الصادق علیه السلام: لا تکونن اول مشیر و ایاک و الرای الفطیر و تجنب ارتجال الکلام و لاتشر علی مستبد برایه و لا علی وعد و لا علی لجوج و خف الله فی موافقه هوی المستشیر فان التماس موافقه لوم و سوء الاستماع منه خیانه[۴۸]

امام صادق علیه السلام: هرگز اول مشورت دهنده مباش و از رای سست و ضعیف بپرهیز و از کلام ارتجالی و بالبداهه اجتناب کن. به افراد خودکامه و سست عقل و رنگ عوض کن و لجباز مشورت نده و از خدا بترس از اینکه در مشورت، میل و هوای نفسانی مستشیر را موافقت کنی زیرا که به دنبال موافقت با میل او بودن، پستی است و بد شنیدن از او، خیانت است.

لا تکونن اول مشیر: یعنی تو سراغ مشورت دادن نرو و تا از تو مشورت نخواسته‌اند چیزی نگو. یا اینکه تو اول گوینده مباش و از اول تو چیزی مگو. در جلساتی که عمدتاً برای مشورت و تصمیم گیری برگزار می‌شود، طبیعی است که نظر اول ناپخته و خام است و معمولاً افراد زیرک در جلسات صبر می‌کنند تا دیگران نظرات خود را بگویند و پس از استماع نقد و بررسیها و مقایسه محاسن و معایب نظرات جمع‌بندی آراء در پایان رای کاملتر و جامعتر را بیان می‌کنند.

بنابر معنی اول نهی از پذیرفتن مسئولیت و دخالت در کار دیگران بدون جهت و دلیل است و بنابر معنی دوم تذکر راهنمایی بسیار ظریفی برای ارائه نظر در مشاوره‌های جمعی است.

شخصیت انسان به آراء و دیدگاهای اوست که از طریق زبانش ظاهر می‌شود و لذا انسان باید از نظرات سست و بی‌مایه و بی مبنا پرهیز کند. المرء مخبوء تحت لسانه کلام ابتدایی و بالبداهه و اینک تا انسان چیزی به ذهنش رسید بگوید را ارتجال الکلام گویند و مشیر و مستشیر باید از چنین سخنانی دوری کنند.

مشورت دادن به شخص خودکامه باعث تحقیر انسان می‌شود زیرا مستبد به رای نظر خود را بالاتر دانسته و به آراء دیگران اعتنا نمی‌کند و مشورت گرفتن از وی نیز بیهوده است. ذهن وی فقط بر روی رای خودش تأکید دارد و اساساً قادر نیست وجوه مختلف از آراء را بگوید و یا بگیرد و بنابراین با مشورت با او بهره‌ای به دست نمی‌آید.

انسان سست خرد و سبکسر و کم عقل و پست و فرومایه نیز چون عقل پا به جایی ندارد نه قابل مشورت کردن است و نه مشورت دادن به او نفعی و فایده‌ای دارد.

متلون یعنی رنگ عوض کن و منافق صفت چند چهره که ثبات شخصیت ندارد، چنین کسی نیز شایسته مشیر یا مستشیر بودن نیست. زیرا هیچ اطمینان معقولی برای نتیجه داشتن مشورت با او وجود ندارد. افرادی که گاهی شاد و سرحال و گاهی ناراحت و درهم هستند و در حالی که رای خاص دارند و هر ساعت به رنگی درآمده و حالات آنان قابل پیش بینی نیست و اصطلاحاً نان را به نرخ روز می‌خورد و ارزشها و معیارهای اخلاقی ثابتی ندارد، ارزش و شایستگی مشورت گرفتن یا مشورت دادن را ندارد.

لجاجت و یک دندگی که عصبیت و خودخواهی را به دنبال دارد و حتی داشتن پیش فرضهای ذهنی و چارچوب و قالب محدود کننده فکری خاص که به هیچ وجه امکان خروج از آن باشد، نیز شایستگی مشاوره دادن یا مشاوره گرفتن را از انسان می‌گیرد.

ترس از خدا از موافقت با هوای مشورت کننده، بسیار مهم است زیرا بسیار اتفاق می‌افتد که افراد مشورت می‌کنند تا رای مثبت و نظر مساعد را بگیرد و رای مشیر را موافق میل خود قرار دهند. می‌خواهند آرای دیگران را دیگران را متناسب با هوای خود کنند و این طبیعت هر آدمی است. مثلاً گاهی مشاهده می‌شود در جلسات همان امیال باطنی و خواهشهای درونی خود را با لطایف الحیل از رای جمع و مجموعه می‌گیرند و در واقع نظرات خود را بر دیگران تحمیلی خوشایند می‌کنند و مشاوران باید از این خطر پرهیز کنند و خدا را در نظر داشته باشند. تا مبدأ که بعضی در نحوه مشورت، رایی را که طالب هستند، بگیرند زیرا این کار با روح مشورت تنافی دارد. بهترین ملاک و شاخص برای تشخیص میل نفسانی و شهوات افراد، حلال و حرام خدا و منافع شخصی مستشیر است چنین کسی اگر منافع و مقتضیات منافع او را مورد نظر قرار دهی و بشناسی و موافق با هوای نفس او نگردیده و بازی دست امیال او نشوی و مستندی برای فردای او نگردی، مشورت با تو نخواهد بود.

از طرفی بله قربان گو بودن و صرفاً به فکر تأیید میل مستشیر بودن پستی و رذالت نفس است. مشیر باید آنچه را که به نظرش خیر و صلاح و صواب است، با شجاعت بگوید.

سوء الاستماع همان درست نگرفتن مطلب مستشیر یا گرفتن نظر او همراه و آغشته به هوای نفس اوست. نفهمیدن مراد و مقصود و مطالب مورد مشاوره یا تن دادن به هوای نفس مستشیر، خیانت است؛ لذا برای مشاوره باید زحمت کشید و چه بسا تحقیق و مطالعه و بررسی و پرس و جو انجام داده تا اینکه به سوء الاستماع مبتلا نشوند.

در خبر است که: قد عاداک من ستر عنک الرشد اتباعا لما نهواه

دشمنی کرده است کسی که برای تبعیت از میل تو، هدایت را از تو پوشانده باشد.

خیر خواهی در مشورت

۴۸ - الامام علی علیه السلام: انصح لمن استشارک[۴۹]

امام علی علیه السلام: خیر کسی را بخواه که با تو مشورت می‌کند.

خیر او را بخواه یعنی مراعات خیر و صلاح او را بکن نه مراعات خیر صلاح خودت یا دیگری را، زیرا او صادقانه آمده است و خیر خودش را از تو می‌خواهد پس طوری به او مشورت بده که خیر او ایجاب و اقتضاء می‌کند.

کیفیت مشورت

۴۹ - الامام صادق علیه السلام: قال لقمان لا بنه: اذا سافرت مع قوم فاکثر استشارتک ایاهم فی امرک و امورهم... و اذا استشهدوک علی الحق فاشهدلهم؛ و اجهد رایک لهم اذا استشاروک. ثم لا تعزم حتی تثبت و تنظر؛ و لا تحب فی مشوره حتی تقوم فیها و تقعد و تنام و تاکل و تصلی و انت مستعمل فکرک و حکمتک فی مشورته. فان من لم یمحض النصیحه لمن استشاره، سلبه الله تبارک و تعالی، رایه و نزع الله عنه الامانه[۵۰]

امام صادق علیه السلام: لقمان به پسرش گفت: وقتی با گروهی به مسافرت رفتی مشورت در کارهایت و کارهای آنها را با ایشان را زیاد کن و اگر از تو شهادت بر حق خواستند، به نفع آنها شهادت بده.

هر گاه از تو مشورت خواستند تمام توان خود را در نظرت به کار ببر، سپس تصمیم نگیر مگر آنکه مشورت نموده و دقت و تأمل بخرج دهی و خوب بررسی نمایی؛ و هیچ مشورتی را اجابت نکن تا آنکه در پیرامون آن برخیزی و بنشینی و بخوابی و بخوری و نماز بخوانی، در حالی که فکر و اندیشه ات و دانش و حکمت خود را در مشورت با آنان به کارگیری، به درستی که آن کس که خیر خواهی خود را برای مستشیر خالص و یکدست نکند خداوند تبارک و تعالی رای و نظر او را سلب خواهند نمود و امانت را از او می‌گیرد.

نکات فراوانی از این حدیث شریف استفاده می‌شود:

- مشورت در مسافرت بویژه سفرهای دسته جمعی، پیرامون کارهای شخصی و گروهی اهمیت بیشتری دارد و نباید کاری را خودسرانه و از روی تبادل نظر با دیگران انجام داد.

- تحمل و ادای شهادت به حق واجب است. چه آنگاه که از انسان بخواهند شاهد باشد یا اینکه شهادتش را گواهی دهد.

- در مشورت دادن باید تمام جهد و طاقت و توان خود را به کار برد و مشاور نباید تنها ذهنیات و دانسته‌های فعلی فکر خود را بگوید بلکه در راه مشاوره باید زحمت بکشد و تلاش کند و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرده و تمام وسع خود را به کار ببرد. اگر لازمه مشورت دادن مطالعه و بررسی و پرس و جو و تحقیق و یا رفتن به جایی یا تلفن زدن یا غیره است، کوتاهی نکند و خلاصه باید سنجیده و پخته و با تأمل و دقت نظر بدهند.

- در هیچ مشورتی نباید بدون تحرک سو تغییر حالت دادن و بررسی عمیق که محصول تغییر حالات انسان و تأمل کافی است، نظر بدهد.

شاید مراد آن باشد که در راه هر مشورتی باید قیام قعود داشته باشی با خدا و خلق خدا رابطه برقرار کنی و پس از استفاده از فکر و دانش خود مشورت بدهی.

و ممکن است مراد آن باشد که پس از چنین تغییرات و در حالی که پیرامون مسئله مورد مشورت غور و تفکر داری یعنی کاری که عامل بررسی همه‌جانبه مطلب مورد مشاوره است، را انجام دهی و سپس نظرات را بگویی.

- سنت خداوند این است که اگر کسی در مشورت و خیر خواهی خود کامل نگرداند و فکر و اندیشه و علم و دانش خود را خالصانه در اختیار مستشیر قرار ندهد. رای و نظر او را از وی سلب کرده و آرای او گندیده و فاسد خراب می‌شود. به عکس هر چه دریغ نکند و در هدایت و ارشاد دیگران بکوشد مثل چشمه، فکر او جوشش بیشتری می‌یابد و ذهن او دارای اندیشه‌های با طراوت و تازه خواهد بود.

حق را بگو

۵۰ - الامام علی علیه السلام: ... و لا تظنوابی استثقالا فی حق قیل لی لا و لا التماس اعظام لنفسی، فانه من استثقل الحق ان یقال له اوالعدل ان یعرض علیه. کان العمل بها اثقل علیه. فلاتکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل[۵۱]

امام علی علیه السلام:... گمان نکنید حقی که به من گفته شود بر من سنگین و گران باشد و یا بزرگداشت خود را بخواهم، زیرا اگر کسی از اینکه حق به او گفته شود یا عدالت به او عرضه شود، برای وی سنگین باشد، عمل به حق و عدل برای وی سنگین تر است؛ بنابراین از گفتن سخن بر اساس حق یا مشورت بر اساس عدل باز نمانید.

قبول نقد و انتقاد و شهامت تسلیم نظرات حق شدن از لوازم فرماندهی و مدیریت اسلامی است. در مشورتها پذیرش سخن حق و نظرات عادلانه از واجبات دینی است.

مشورت با خدا

۵۱ - الامام الصادق علیه السلام: اذا اردت امرا فلا تشاور فیه احدا حتی تشاور ربک قال قلت له: و کیف اشاور ربی؟ قال: تقول استخیرالله ماه مره ثم تشاور الناس فان الله یجری لک الخیره علی لسان من احب[۵۲]

امام صادق علیه السلام: هرگاه خواستی در کاری مشورت کنی پیش از آنکه با پروردگارت مشورت کنی با کسی مشورت نکن. راوی گوید عرض کردم: چگونه با خدا مشورت کنم. فرمود: صد مرتبه استخیر الله بگو و سپس با مردم مشورت کن خدا خیر را بر زبان هر که بخواهد برای تو جاری می‌کند.

آنچه به ذهن و در نتیجه به زبان دیگران می‌آید یک امر وجودی است و علت می‌خواهند و چه بسا خداوند توسط ملک ملهم، خیر تو را بر زبان دیگری جاری سازد.

مشورت با خدا همان استخاره، یعنی طلب خیر کردن از خدا در هر کاری است.

استخاره یعنی خیر خواستن از خدا، به معنی استخاره معهود نیست. بلکه در هر کاری انسان باید از خدا خیرش را بخواهد و سپس به آن اقدام کند.

مشورت با دشمن

۵۲ - الامام علی علیه السلام: استشرا عدائک تعرف مقدار عداوتهم و مواضع مقاصدهم[۵۳]

امام علی علیه السلام: با دشمنانت مشورت کن تا میزان دشمنی و اهداف آنها را بشناسی. علاوه بر ترجیح دشمن عاقل بر دوست نادان برای مشاوره که در روایات آمده، این سخن اشاره به امکان استفاده از نظرات و سخنان دشمنان برای تشخیص مصلحت خود و اهداف دشمن و میزان خصومت وی، می‌کند. علاوه بر آن، نگاه نقادانه و عیب جویانه دشمن ما را با ضعفا و اشکالاتمان آشنا می‌کند.

و: حدود و حقوق مشاوره

عاقل و اتکاء به رای

۵۳ - الامام علی علیه السلام: العاقل من اتهم رایه و لم یثق بکل ما تسول له نفسه[۵۴]

امام علی علیه السلام: عاقل کسی است که رای خود را متهم گرداند و به تسویلات نفسانی خود اطمینان نکند و به آنچه نفس، آن را خوب نشان می‌دهد اعتماد نداشته باشد.

برای آنکه آرای انسان از خودیت و هوای نفس سرچشمه نگرفته باشد اصل در رای خود، خطا و خلاف بودن آن است. همان گونه که اصل در نگرش انسان به امور نفس بدبینی به سوء ظن است و این تنها راه نجات از مکائد نفس است؛ و لذا عاقل به رای خود بدین بوده و نظر خود را نا تمام می‌داند و بسنده کردن به داشته‌های فکری خود از علائم بی عقلی است.

مرا پیر دانای مرشد شهاب - دو اندرز فرمود بر روی آب

یکی اینکه در نفس خوشبین مباش - دگر اینکه در غیر بدبین مباش

سعدی

گواه جهل

۵۴ - الامام علی علیه السلام: کفی بالمرء جهلا ان یرضی عن نفسه[۵۵]

امام علی علیه السلام: برای جهل آدمی همین بس که از خود راضی باشد.

رضایت و خوشنودی از رای خود همان از خود راضی بودن است و اکتفا نمودن به فکر و اندیشه خود و بهره نبردن از افکار دیگران کمترین حد جهل و نادانی است.

دلیل بر غرور

۵۵ - الامام علی علیه السلام: کفی بالمرء غرورا، ان یثق بکل ما تسول له نفسه[۵۶]

امام علی علیه السلام: برای مغرور بودن آدمی همین مقدار بس است که به هر آنچه به او نشان می‌دهد، اطمینان و اکتفا کند.

بسنده کردن به رای خود جز از غرور و سنگین سری انسانها نیست. انسان مغرور تنها هر آنچه که در درون خود، خوب می‌انگارد، می‌پذیرد و به بیرون از خود توجه ندارد و لذا به عنوان علامت و نشانه غرور ذکر شده است.

دنیای بی تدبیر

۵۶ - الامام علی علیه السلام: ایهاالناس! لا خیر فی دنیا لا تدبیر فیه[۵۷]

امام علی علیه السلام: ای مردم، دنیایی که بی تدبیر بگذرد، خیری ندارد. مشاوره لازمه تدبیر در امور فردی و اجتماعی دنیاست و تدبیر در دنیا از طریق مشورت حاصل می‌شود.

پرهیز از رای ناپخته

۵۷ - الامام علی علیه السلام: والرای مع الاناه و بس الظهیر، الرای الفطیر[۵۸]ص

امام علی علیه السلام: رای به همراه وقار و بردباری و حوصله و دقت است که حاصل می‌شود و نظر سست و خام بد پشتیبانی است.

به رای سست و ناپخته نباید اعتماد و اطمینان کرد زیرا هیچ کمکی به انسان نمی‌کند.

حدود چهارگانه مشورت

۵۸ - الامام الصادق علیه السلام: ان المشوره لاتکون الا بحدودها الاربعه... فاولها ان یکون الذی تشاوره عاقلا و الثانی ان یکون حرا متدینا و الثالث ان یکون صدیقا مواخیا و الرابع ان تطلعه علی سرک فیکون علمه به کعلمک ثم یسر ذلک و یکتمه...[۵۹]

امام صادق علیه السلام: مشورت جز به چهار شکل نیست. اول اینکه مشاور عقل باشد؛ دوم اینکه آزاده و متدین باشد؛ سوم اینکه دوست صمیمی باشد؛ چهرم به گونه‌ای او را از کارت آگاهی کنی که علم او به آن کار مثل علم تو به آن باشد سپس آن را پنهان بدارد و کتمان کند.

- حر و آزاده بودن مشاوره یعنی رهایی از هر قید و بند باشد و اسیر هوی و هوس خود یا دیگری نباشد.

- دوستی برادرانه، عامل اخلاص و انگیزه داری او در مشاوره است.

- تساوی اطلاعات و آگاهی مشیر و مستشیر در موضوع مورد مشورت لازمه بهره‌مندی از رای صواب مشیر است. اگر بخشی از اطلاعات را به او ندهی، او همسان و مثل تو نیست و نمی‌تواند نظرش کنار نظر تو باشد و به تو کمک کند.

- رازداری و کتمان سر برای همه مشاورین یک ضرورت است و افشای سخنان مشورت کننده، خیانت به اوست.

حق مشورت کننده

۵۹ - الامام علی بن الحسین علیه السلام: حق المستشیران علمت ان له رایا اشرت علیه و ان لم تعلم ارشدته الی من یعلم[۶۰]

حضرت سجاد علیه السلام: حق مشورت کننده این است که اگر نظری به نفع او دارای به او بگویی و اگر چیزی نمی دانی او را به نزد کسی که می‌داند هدایت کنی.

در مواردی که انسان مشورت می‌کند صرف نداشتن رای مناسب و صالح، ساقط کننده تکلیف نیست بلکه باید او را به سوی صاحب نظری عالم رهنمون شود تا مستشیر را به خواسته خود برساند.

حق مشیر و مستشیر

۶۰ - عن علی بن الحسین علیه السلام: و اما حق المستشیر فان حضرک له وجه رای جهدت له فی النصیحه و اشرت علیه بما تعلم انک لو کنت مکانه علمت به؛ و ذلک لیکن منک فی رحمه و لین فان اللین یونس الوحشه و ان الغلظ یوحش موضع الانس؛ و ان لم یحضرک له رای و عزمت له من تثق برایه و ترضی به لنفسک دللته علیه و ارشدته الیه فکنت لم تاله خیرا و لم تدخره نصحا و لاحول و لا قوه الا بالله[۶۱]

امام سجاد علیه السلام: اما حق کسی که با تو مشورت می‌کند این است که اگر نظر روشنی در کار او داری در نصیحت او بکوشی و هر چه میدانی به او بفهمانی و بگویی آنچه را که اگر بجای او بودی آن را به کار بستی و مشورت تو باید در حالتی از مهر و رحمت و نرمش باشد زیرا نرمش در گفتار تو وحشت را از بین می‌برد و سخت گیری و غلظت نشان دادن، انس را به وحشت می‌کشاند؛ و اگر نظری برای او نداری ولی کسی را می‌شناسی که به رای او اعتماد داری و نظر او را برای مشورت خودت می‌پسندی، وی را به او راهنمایی کن و معرفی نما تا خیری را از او دریغ نکرده و از نصیحت او کم نگذاشته باشی و لا حول و لا قوه الا بالله.

و اما حق المشیر علیک فلا تتهمه فیما لا یوافقک علیه من رایه اذا اشار علیک. فانما هی الاراء و تصرف الناس فیها و اختلافهم فکن علیه فی رایه بالخیار اذا اتهمت رایه فاما تهمه فلا تجوز لک اذا کان عندک ممن یستحق المشاوره و لا تدع شکره علی ما بدالک من اشخاص رایه و حسن وجه مشورته فاذا و افقک حمدت الله و قلبت ذلک من اخیک بالشکر و الارصاد بالمکافاه فی مثلها ان فزع الیک و لا قوه الا بالله.

اما حق کسی که به تو مشورت می‌دهد آن است که او را در رای ناوافق که به تو می‌دهد متهم نسازی زیرا مردم در آراء و نظرات مختلفند پس اگر در رای او بد بینی دارای مختاری ولی نباید او را اگر اهل مشورت است، متهم سازی و تشکر از او را آنگاه که مشورت گرفتی ترک نکن و اگر به دلخواه تو رای داده خدا را سپاس کن و از او مشورتش را بپذیر و در صدد باش که روزی که از تو مشورت بخواهد، جبران کنی و لا قوه الا بالله.

غش در مشورت

۶۱ - الامام علی علیه السلام: من غش المسلمین فی مشوره فقد برئت منه[۶۲]

امام علی علیه السلام: کسی که در مشورت به دیگران حیله بزند من از او بیزارم.

خیانت و مکر در مشورت با مسلمانان، از دست دادن ولایت و ایمان است و موجب تبری امام علیه السلام از او می‌باشد.

ظلم و خیانت

۶۲ - الامام علی علیه السلام: ظلم المستشیر ظلم و خیانه[۶۳]

امام علی علیه السلام: ظلم به مستشیر هم ظلم است و هم خیانت.

وجه خیانت چنین ظلمی، اعتماد و اطمینان او به مستشیر است و لذا اگر نظر حق را ندهد و به او ستم کند از ظلم بالاتر و خیانت است زیرا مستشیر وی را امین دانسته که به او رجوع کرده است. امام صادق علیه السلام فرموده‌اند: بدان که اگر قاتل علی علیه السلام مرا امین شمرده و خیرش را بخواهد و با من مشورت کند و من بپذیرم، ادای امانت کرده و خیانت نمی‌کنم.

تصدق به برادران

۶۳ - الامام علی علیه السلام: تصدقوا علی اخیکم بعلم یرشده و رای یسدده[۶۴]

امام علی علیه السلام: با علمی ارشادگر و رایی استحکام بخش، به برادرتان صدقه بدهید. این سخن بلاترین تشویق و ترغیب به ارشاد دیگران و ارائه مشورت به مؤمنین را نموده است.

خلاصه مباحث

۱ - مشورت

در لغت: شارالعسل: عسل را از جای خود گرفتن و استخراج نمودن.

در اصطلاح: بهره‌گیری از خرد و تجربه و علم دیگران برای دستیابی به رشد، حق و صواب در همه زمینه‌های زندگی فردی و اجتماعی با رعایت شرایط و ویژگیهای که برای مشورت ذکر شده است.

۲ - ادله شرعی بر مشورت

۱–۲ - کتاب

۲–۲ - سنت

۳–۲ - عقل

۴–۲ - اجماع

۳ - آیات مربوط به مشورت

۱–۳ - در آن مشتقات کلمه مشورت آمده:

۱–۱ - ۳ - آل عمران / ۱۵۹

۲–۱ - ۳ - شوری / ۳۸

۳–۱ - ۳ - بقره / ۲۳۳

۲–۳ - در آن مشتقات کلمه مشورت نیامده:

۱–۲ - ۳ - نحل / ۴۳

۲–۲ - ۳ - زمر / ۹

۳–۲ - ۳ - زمر / ۱۸

۴–۲ - ۳ - اعراف / ۱۹۸

۴ - انواع شوری

۱–۴ - فرد با فرد

۲–۴ - فرد با جمع

۵ - اشکال شورا

۱–۵ - مدیریتی در مسائل حکومتی

۱–۱ - ۵ - به عنوان جمع تصمیم گیرنده

۲–۱ - ۵ - به عنوان استفاده از ارشاد دیگران

۲–۵ - غیر مدیریتی در مسائل شخصی

۶ - انگیزه‌های مشورت

۱–۶ - استفاده از رای دیگران

۲–۶ - آموزش دادن به دیگران

۳–۶ - بالا بردن سطح آگاهیها

۴–۶ - ایجاد احساس مسئولیت

۵–۶ - شریک کردن دیگران در تبعات تصمیم گیریها

۶–۶ - ایجاد انگیزه عمل و اقدام در دیگران

۷–۶ - انتقال تجارت و افکار

۸–۶ - تضارت اندیشه‌ها

۹–۶ - شخصیت دادن به دیگران

۱۰–۶ - ارتقای فکری و روانی

۱۱–۶ - زمینه سازی برای کارها

۱۲–۶ - پیش گیری از مخالفتها

۱۳–۶ - اتمام حجت

۱۴–۶ - گسترش فرهنگ گفتگو

۱۵–۶ - امر به معروف و نهی از منکر

۱۶–۶ - جریان یافتن مشورت به عنوان یک سنت

۷ - ضرورت و اهمیت مشورت

۱–۷ - وظیفه‌ای برای عاقل است.

۲–۷ - راه هدایت شدن است.

۳–۷ - وسیله رهایی از خطر است.

۴–۷ - بهترین پشتیبان است.

۵–۷ - نجات از استبداد رای است.

۶–۷ - ضرورت ریاست است.

۷–۷ - حاجت مؤمن است.

۸ - آثار مشورت

۱–۸ - اصابت به حق

۲–۸ - بهره‌مندی از شعاع عقل دیگران

۳–۸ - موجب راحتی

۴–۸ - شناخت لغزشها

۵–۸ - پیشگیری از سقوط هلاکت

۶–۸ - جلب حمایت

۷–۸ - دیدن جوانب کار

۸–۸ - مشارکت در عقول

۹–۸ - سنجش آراء

۱۰–۸ - توفیق و کامیابی

۱۱–۸ - رفع حیرت

۱۲–۸ - رهایی از هوی

۱۳–۸ - توفیق الهی و یمن و برکت

۹ - ویژگیهای مشاور

۱–۹ - صفات ایجادی

۱–۱ - ۹ - عقل

۲–۱ - ۹ - حلم

۳–۱ - ۹ - تجربه

۴–۱ - ۹ - تقوی

۵–۱ - ۹ - خیر خواهی

۶–۱ - ۹ - علم

۷–۱ - ۹ - تلاش

۸–۱ - ۹ - حریت

۲–۹ - صفات سلبی

۱–۲ - ۹ - ترس

۲–۲ - ۹ - بخل

۳–۲ - ۹ - حرص

۴–۲ - ۹ - کذب

۵–۲ - ۹ - حماقت

۱۰ - کیفیت مشورت

۱–۱۰ - قبل از تصمیم

۲–۱۰ - پس از فکر

۳–۱۰ - بعد از مشورت با خدا

۴–۱۰ - آگاهانه

۵–۱۰ - بدون عجله

۶–۱۰ - رعایت حقوق و حدود مشورت

پانویس

  1. نهج البلاغه فیض، خ ۳، ص ۵۱.
  2. الحیاه، ج ۱، ص ۱۶۵.
  3. عقیله: پای بند، مایه گرفتاری.
  4. الحیاه: ج ۵، ص ۲۱۱.
  5. همان، ج ۱، ص ۱۶۵.
  6. همان، ج ۱، ص ۱۶۳.
  7. همان، ج ۱، ص ۱۶۳.
  8. عقلا: دو عقل، تثنیه عقل.
  9. الحیاه، ج ۱، ص ۱۶۵.
  10. بحارالانوار، ۷۵ / ۹۸؛ کتاب المعشره باب ۴۸حدیث ۲.
  11. الحیاه، ج ۱، ص ۱۷۴.
  12. همان، ج ۱، ص ۱۶۵.
  13. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۱۰.
  14. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۱۱.
  15. نهج البلاغه، فیض / ۱۱۶۹، حکمت ۱۷۳.
  16. میزان الحکمه، ج ۱ ص ۱۶۵.
  17. همان، ج ۱، ص ۱۶۶.
  18. میزان الحکمه، ج ۵ ص ۲۱۰.
  19. همان، ج ۱، ص ۱۶۴.
  20. الحیاه، ج ۱، ص ۱۶۳.
  21. همان، ج ۱، ص ۱۴۹.
  22. همان، ج ۱، ص ۱۴۸.
  23. همان، ج ۱، ص ۱۶۵.
  24. همان، ج ۱، ص ۱۶۶.
  25. همان، ج ۱، ص ۱۶۹.
  26. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۱۰.
  27. وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۴۲۸.
  28. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۱۱.
  29. میزان الحکمه، ج ۵، ص؟.
  30. الحیاه، ج ۱، ص ۱۶۴.
  31. الحیاه، ج ۱، ص ۱۴۹.
  32. (میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۱۳.
  33. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۷.
  34. الحیاه، ج ۱، ص ۱۶۷.
  35. الغرر و الدرر، حدیث ۴۷۶۷.
  36. الغرر و الدرر، ۲ / ۴۲۹، حدیث ۳۱۵۲.
  37. وسائل، ۸ / ۴۲۶.
  38. الحیاه، ج ۱، ص ۱۶۸.
  39. همان، ج ۱، ص ۱۶۸.
  40. همان، ج ۱، ص ۱۶۸.
  41. الحیاه، ج ۱، ص ۱۷۰.
  42. همان، ج ۵، ص ۲15
  43. همان، ج ۵، ص ۲۱۱.
  44. همان، ج ۱، ص ۳۰۵.
  45. همان، ج ۱، ص ۳۰۵.
  46. همان، ج ۱، ص ۲۱۵.
  47. وسائل الشیعه، ج ۸ با ۲۵ / ۲.
  48. الحیاه ج ۱، ص ۱۶۷.
  49. الحیاه، ج ۱، ص ۱۹۶.
  50. همان، ج ۱، ص ۱۶۹.
  51. همان، ج ۱، ص ۱۷۴.
  52. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۱۲.
  53. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۱۶.
  54. الحیاه، ج ۱، ص ۱۶۳.
  55. همان، ج ۵۱، ص ۱۶۳.
  56. الحیاه، ج ۱، ص ۱۶۳.
  57. همان، ج ۱، ص ۳۰۴.
  58. همان، ج ۱، ص ۱۴۹.
  59. همان، ج ۵، ص ۲۱۶.
  60. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۱۷.
  61. تحف العقول، رسائل السجاد، رساله حقوق.
  62. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۱۸.
  63. همان، ج ۵، ص ۲۱۸.
  64. همان، ص ۲۱۷.