کتابخانه:فرهنگ نامه آرزو

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
فرهنگ نامه آرزو
مشخصات کتاب
Farhang namey arezo-rey shahri.jpg
نویسنده

محمدی ری شهری با همکاری محمد کاظم طباطبائی

مترجم حمیدرضا شیخی
زبان فارسی
ناشر مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۵
شابک ۹۶۴–۴۹۳-۱۵۰–۵
دانلود PDF

محتویات

اشاره

پیشگفتارفرهنگ نامه، کتابی است که در آن، دانش، فرهنگ[۱] و حکمت باشد.
فرهنگ نامه آرزو، قطره‌ای دیگر از دریای بیکران علوم و معارف ناب اسلامی و مَدخَلی[۲] دیگر از دانش نامه میزان الحکمه است که به صورت مستقل ، منتشر می‌شود. در این دانش نامه، واژه‌ها و اصطلاحاتی که در قرآن و احادیث، کاربرد فرهنگی گسترده‌ای دارند، به ترتیب الفبایی، با نظمی نوین و با ذکر نمونه کاربردها (شواهد)، معناشناسی و تحلیل و تبیین می‌گردند. در لابه لای این دانش نامه، برخی مَدخل‌ها، از کاربرد فرهنگی ویژه و بَسامد استفاده بالایی برخوردارند. بدین معنا که عموم مسلمانان و یا گروه‌های خاصّی از آنان، به صورت شبانه روزی و گسترده، با آنها، سر و کار دارند. از این رو، به منظور تصحیح و تقویت فرهنگ عمومیِ جوامع اسلامی، ضروری است معارف مربوط به این گونه واژه‌ها و اصطلاحات، به صورت کتابِ همراه، و کتاب راهنما، در اختیار همگان قرار گیرد. با این نگاه، مَدخَل‌هایی از این دست که گفتیم، به صورت کتاب‌هایی مستقل و در اندازه‌هایی که حمل و مطالعه آن آسان باشد، در اختیار علاقه مندان قرار می‌گیرند. گفتنی است که در این سلسله آثار، برای آنچه مربوط به رفتار یا احوال خاص است (مانند: ادب، اذان، شادی و آرزو)، نام «فرهنگ نامه» و برای آنچه مربوط به گروه‌های اجتماعی (مانند: بسیجیان، جوانان و کودکان) می‌شود و یا آموزه‌های حکیمانه پیشوایان بزرگ اسلام یا حکمای بزرگ الهی (چون لقمان حکیم) را ارائه می‌نماید، نام «حکمت نامه» را برگزیدیم. فرهنگ نامه آرزو، سومین کتاب از مجموعه فرهنگ نامه‌هایی است که با هدف تصحیح و تقویت فرهنگ ارزش‌های رفتاری در دست تدوین اند. در این فرهنگ نامه، مسائل مهمی، مانند: نقش آرزو درزندگی، گُم شده حقیقیِ انسان، راه رسیدن به آرزوها، فواید کوتاه کردن آرزو، خطر آرزوهای طولانی، خاستگاه آرزوهای بیهوده و زیان‌های آرزوهای پوچ و بی حاصل، از منظر قرآن و حدیث، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. گفتنی است که در تدوین این مجموعه، از همکاری محقق ارجمند جناب آقای محمّد کاظم طباطبایی بهره بردم. از ایشان و دیگر همکارانی که در «پژوهشکده علوم و معارف حدیث»، در ساماندهی این اثر سهیم هستند، بویژه مترجم گران قدر آن، جناب آقای حمید رضا شیخی که با ترجمه زیبا و دقیق خود، فهم آیات و احادیث این فرهنگ نامه را برای پارسی زبانان میسّر ساخت صمیمانه سپاس گزارم واز خداوند منّان، پاداشی در خور فضل و کرامتش، برای آنان مسئلت دارم. ربّنا! تقبّل منّا؛ إنّک أنت السمیع العلیم.[۳]

درآمد

اَمَل، در لغت

در لغت ا َمَل و رجا، از جهت معنا به یکدیگر نزدیک اند و برخی لغت شناسان گفته‌اند که معنای واحدی دارند و میان آنها اختلاف اندکی وجود دارد. خلیل بن احمد فراهیدی گفته است: اَمَل، یعنی امید.[۴] ابن فارِس نیز آنچه را فراهیدی گفته، تأیید می‌کند و می‌گوید: اَمَل، یعنی درنگ و انتظار.[۵] در تاج العروس، درباره معنای «اَمَل» آمده است: اَمَل، بر وزن جَبَل و نَجْم و شِبْر (وزن آخر، به گفته ابن جنّی)، به معنای امید است. معروفش همان وزن نخست (جَبَل) است. از ظاهر سخن فیروزآبادی و برخی دیگر، بر می‌آید که آرزو و امید، یک چیز است؛ امّا علمای لغت شناس، میان آن دو فرق گذاشته‌اند. مِناوی می‌گوید: امل یا رَجا، توقّع حصول چیزی است و بیشتر در موردی به کار می‌رود که حصول آن، دور به نظر برسد. مثلاً اگر کسی قصد سفر به شهری دورْ دست را داشته باشد، می‌گوید: «أمَلْتُ» و نمی‌گوید: «طَمَعتُ»، مگر آن که شهر، نزدیک باشد؛ چرا که «طمع»، فقط برای مورد نزدیک است و «رجاء» برای بین «امل» و «طمع»؛ زیرا «راجی (امیدوار)»، گاهی اوقات، بیم آن دارد که امیدش تحقّق پیدا نکند. پس به معنای خوف و بیم به کار نمی‌رود. به نیّت رسیدن به خیر، «اَمَل» می‌گویند و به ترس و نگرانی قلبی، «ایحاش».[۶]معنای «مُنی» و «تمنّی»، مانند امل و رجا، به یکدیگر نزدیک است؛ امّا غالبا بر خیالات باطل اطلاق می‌شوند. راغب، در المفردات در این باره می‌نویسد: «مُنی»، به معنای اندازه گیری (تقدیر) است. گفته می‌شود: «مَنی لک المانی؛ تقدیر کننده برای تو تقدیر کرد». از همین معناست: «مَنا» که به قولی، چیزی است که با آن، وزن می‌کنند و «مَنیّ»، چیزی است که جانداران از آن خلق می‌شوند. خداوند متعال فرموده است: «أَلَمْ یَکُ نُطْفَهً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَی؛[۷] آیا آبی از منی ای که ریخته می‌شود، نبود؟» و «مِن نُّطْفَهٍ إِذَا تُمْنَی؛[۸]از آبی، آن گاه که ریخته شود»؛ یعنی به قدرت خداوند، از آن موجودی که نبوده است، اندازه گیری و آفریده می‌شود. واژه «مَنیّه» نیز از همین معناست، به معنای اَجَل (سررسیدِ عمر) که برای موجود زنده، مقدّر شده است و جمع آن، «منایا» ست. «تمنّی» نیز به معنای تقدیر و تصویر کردن چیزی در ذهن است. این کار، گاه از روی تخمین و گمان است و گاه از روی اندیشه و از روی یک اصل؛ امّا چون اکثراً از روی تخمین است، دروغْ بیشتر در آن راه دارد. پس اکثر تمنّی‌ها تصوّر چیزی اند که حقیقت ندارد (تمنّی به معنای آرزوی واهی و بی اساس است). خداوند متعال می‌فرماید: «أَمْ لِلاْءِنسَنِ مَا تَمَنَّی؛[۹]مگر انسان آنچه را تمنّا کند، دارد؟» و «فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ؛[۱۰] پس، تمنّای مرگ کنید» و «وَلاَ یَتَمَنَّوْنَهُوأَبَدَما؛[۱۱]و هرگز، آن را تمنّا نمی‌کنید». واژه «اُمنیّه»، یعنی صورت حاصل در نفس از تمنّای چیزی، و چون دروغ، عبارت است از تصوّر چیزی که حقیقت (واقعیت) ندارد و آوردن آن، تصوّر در قالب لفظ تمنّی است، چون خاستگاهی برای دروغ است.[۱۲]

اَمَل، در قرآن و حدیث

اشاره

واژه‌های «أمل»، «رجاء» و «تمنّی»، در قرآن کریم نیز معنای نزدیک به هم دارند. در قرآن، دو بار واژه «اَمَل» به کار رفته است؛ یک بار به معنای آرزوی نیکو[۱۳] و یک بار به معنای آرزوی نکوهیده.[۱۴] واژه «رجاء» و مشتقّات آن هم ۲۷ بار آمده که غالب آنها در آرزوهای نیکو به کار رفته است. به عکس واژه «منی» ومشتقّات آن، ۲۱ بار به کار رفته که در غالب موارد، مقصود، آرزوهای نکوهیده است. گفتنی است که شماری از روایات، مؤیّد نظر تاج العروس در متفاوت بودن معنای «اَمَل» و «رجاء» است؛ یعنی اَمَل، غالبا در مواردی استعمال می‌شود که رسیدن به آن، بعید به نظر می‌رسد. در این بخش، نکات تربیتی مهمّی درباره آرزو مورد توجّه قرار گرفته که اجمالاً به آنها اشاره می‌کنیم:

یک. نقش اَمَل در زندگی فردی و اجتماعی

آرزوی کمال، ریشه در سرشت انسان دارد. انسان، ذاتا در جستجوی کمالِ مطلق است و بدین جهت، آرزوهای او حدّ و حصر ندارد.[۱۵] این خصوصیت فطری، در حقیقت، موتورِ زندگی و اصلی‌ترین عامل پیشرفت تمدّن بشر و تکامل جامعه انسانی است. جهان، با آرزو برپاست[۱۶] و انسان با آرزو زندگی می‌کند. اگر آرزو از آدمی گرفته شود، هیچ مادری فرزند خود را شیر نمی‌دهد،[۱۷] هیچ باغبانی نهال نمی نشانَد، ۵ هیچ پژوهشی انجام نمی‌شود، هیچ کشف تازه‌ای در جهان علم، رُخ نخواهد داد و سرانجام، جامعه بشر، هیچ حرکتی به سوی تکامل نخواهد داشت. از این رو، پیامبر خدا، آرزو را رحمتی می‌داند که خداوند متعال به جامعه بشر ارزانی داشته است.[۱۸]
مسئله مهم در بهره گیری انسان از این موهبت الهی، چگونگی تربیت آن است که اگر این خصوصیت فطری درست تربیت شود، انسان با دستیابی بر آرزوهای خود، آرامش پیدا می‌کند تا آن جا که به تدریج، به تعبیر قرآن، صاحب «نفس مطمئنه» می‌گردد، و اگر درست تربیت نشود، آرزومند، سراب را آب می‌پندارد و همه عمر، در طلب سراب می‌دود. مرگش فرا می‌رسد، امّا چیزی را می‌خواهد که بدان، دست پیدا نمی‌کند و اگر به چیزی که خیال می‌کرد در آرزوی آن است، دست یافت، مطلوب خود را در آن نمی‌بیند؛ لذا هیچ گاه در زندگی احساس راحتی و آرامش ندارد و به گفته امام علی علیه السلام: مَن سَعی فی طَلَبِ السَّرابِ طالَ تَعَبُهُ وکَثُرَ عَطَشُهُ. امَن أمَّلَ الرِّیَّ مِنَ السَّرابِ خابَ أمَلُهُ وماتَ بِعَطَشِهِ.[۱۹] هر که در طلب سراب بکوشد، زحمت او به درازا می‌کشد و تشنگی اش افزون می‌شود. هر که سیرابی از سراب را آرزو کند، به آرزویش نمی‌رسد و از تشنگی می‌میرد. به منظور تربیت آرزو، ابتدا باید دید که فطرت انسان در جستجوی چیست و آن گاه، آرزوهای درست را از آرزوهای نادرست جدا کرد. سپس با تمام توان برای رسیدن به آرزوهای فطری حقیقی و اجتناب از آرزوهای کاذب کوشید.

دو. گم شده انسان

دو. گم شده انسانفطرت آدمی، مطلق گراست و آرزو دارد به کمال مطلق برسد. از این رو، به هیچ حدّی از کمالات، قانع نیست. این خصوصیت فطری، یکی از دلایل مهم خداشناسی است، چنان که در نامه امام خمینی رحمه الله به گورباچف، رهبر شوروی سابق، به این نکته مهم، اشاره شده است: انسان، در فطرت خود، هر کمالی را به طور مطلق می‌خواهد و شما خوب می‌دانید که انسان، می‌خواهد قدرتِ مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است، دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود: جهان دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان، هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود: علوم دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن، خداوند متعال است که همه به آن متوجّهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می‌خواهد به «حقّ مطلق» برسد تا فانی در خدا شود.[۲۰]
خداوند متعال، با دادن این خصوصیت فطری به انسان، در حقیقت، آموزگارِ آرزومندان خویش است[۲۱]و گویا به انسان می‌گوید: گم شده تو منم. مطلوب و مأمول حقیقی تو منم. تو مرا که کمال مطلق هستم، می‌خواهی و نمی دانی. همه آرزوها به من ختم می‌شود[۲۲] و بدین جهت، اهل معرفت به من عشق می‌ورزند و نهایت آرزوهای آنان،[۲۳] بلکه بالاتر از آرزوی آنان منم.[۲۴] اگر با من پیوند برقرار کردی، در دنیا و آخرت، کامیاب خواهی شد.[۲۵] در قرآن کریم آمده است: «مَّن کَانَ یُرِیدُ ثَوَابَ الدُّنْیَا فَعِندَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْیَا.[۲۶] و هر کس پاداش دنیا را بخواهد، پاداش دنیا و آخرت، نزد خداست». و آن هنگام به آرامش مطلق می‌رسید: «أَلاَ بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَلءِنُّ الْقُلُوبُ؛[۲۷]آگاه باش که با یاد خدا، دل‌ها آرامش می‌یابد». همچنین خداوند می‌فرماید: اگر مرا فراموش کنید، در حقیقت، خود را فراموش کرده‌اید:
.
«نَسُواْ اللَّهَ فَأَنسَلهُمْ أَنفُسَهُمْ.[۲۸] خدا را فراموش کردند، پس خدا هم خویشتن آنها را از یادشان بُرد». و در این صورت، انسان، به هر آرزویی از خواسته‌های خود دست یابد، احساس آرامش نخواهد داشت: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُو مَعِیشَهً ضَنکًا.[۲۹] هر کس از یاد من دل بگردانَد، در حقیقت، زندگی تنگی خواهد داشت». و با این وصف، خداوند، خطاب به انسان می‌فرماید: اگر می‌خواهی بهتر خود را به تو معرّفی کنم، من همانم که وقتی امیدت از همه جا قطع شد، از من قطعٍ امید نمی‌کنی و با همه وجود به من پناه می‌آوری و مرا می‌خوانی و از من، حلّ مشکل خود را می‌خواهی.

سه. راه رسیدن به آرزو و آفت آن

هنگامی که انسان، هدف نهایی زندگی و برترین آرزوها را تشخیص داد، همه خواسته‌ها و آرمان‌های او در جهت رسیدن به این هدف قرار می‌گیرد؛ زیرا می‌داند هر خواسته‌ای که در جهت این آرزوی بزرگ است، درست و حق است و هر چه در جهت خلاف آن است، نادرست و باطل است. امّا رسیدن به آرمان‌های ارزشمند، در نخستین گام، نیازمند انگیزه نیکو و خودباوری، سپس تلاش، صبر، استقامت، توکّل بر خداوند متعال و یاری خواستن از اوست.
در مقابل، تشخیص ندادن هدف زندگی، نیازهای حقیقی و آرزوهای درست، اهمّیت ندادن به زندگی جاوید، کسالت، بی صبری، اشتغال به کارهای بیهوده و سرگرمی‌های زیانبار، آلودگی‌های اخلاقی و عملی، و از همه مهم تر، متّکی نبودن بر استعدادهای خدادادی و تکیه کردن بر غیر خداوند متعال در زندگی، آفت رسیدن به آرزوهاست. رهنمودهای ارزنده اهل بیت علیهم السلام در این باره، در فصل سوم و چهارم، خواهد آمد.

چهار. خطر آرزوی دراز

پیش از این توضیح دادیم که آرزو، رحمت الهی و قوام زندگی است. ممکن است کسی چنین بپندارد که انسان، باید از این رحمت و سرمایه، هر چه بیشتر استفاده کند. بنا بر این، چرا احادیث اسلامی نسبت به خطر آرزوی دراز، هشدار داده‌اند؟ در پاسخ باید گفت: درست است که آرزو، نعمت است و سرمایه زندگی؛ امّا اگر این سرمایه درست مصرف نشود، همانند همه نعمت‌های دیگر الهی، به نقمتْ تبدیل می‌شود و موجب بدبختی و تیره روزی انسان می‌گردد. نخستین شرط بهره گیری از نعمتِ آرزو، معرفت است. اگر کسی نداند در دنیا چه آرزوهایی عُقَلائی، منطقی و دست یافتنی است، عمر خود را صرف خیالات وموهوماتی می‌کند که هیچ گاه بدانها دست نخواهد یافت. نکته قابل تأمّل، این که در احادیث اسلامی، از یک سو جهل، حماقت، غفلت، آلوده گی‌های اخلاقی و عملی، دنیاپرستی و شقاوت به عنوان ریشه‌های آرزوهای باطل و نکوهیده، معرّفی شده‌اند و از سوی دیگر، زوال عقل و از دست رفتن بصیرت، فراموشی زندگی پس از مرگ، قساوت قلب، کوتاهی در انجام دادن کارهای نیک و یا فراموشی آنها و افتادن در دام انواع فسادها و سختی‌ها و ناکامی‌ها، به عنوان آثار و زیان‌های آرزوهای نکوهیده، مطرح گردیده‌اند. این گونه سخن گفتن درباره زمینه‌ها و زیان‌های آرزو نکوهیده، بدان معناست که مرتبه پایین تری از جهل و آلودگی‌های اخلاقی و عملی، مبدأ و ریشه آرزوهای باطل و مرحله‌ای بالاتر از آن، معلول آرزوهای نکوهیده است، بدین سان که انسان در اثر نادانی، چیزهایی را آرزو و طلب می‌کند که او را از نظر اخلاقی و عملی آلوده می‌کنند، و آلودگی ذهن و جان نیز، زمینه ساز جهل افزون تر و آرزوهای خطرناک تر می‌گردد، تا آن جا که در کام مرگ، فرو رود و بدین ترتیب، هر چه آرزوهای باطل انسانْ طولانی تر گردد، جهل و آلودگی و ناکامی او در زندگی بیشتر می‌شود.

پنج. حکمت کوتاه کردن آرزو

با تأمّل در آنچه در تبیین خطرِ داشتن آرزوهای بلند، بدان اشارت رفت، حکمتِ توصیه اکید پیشوایان اسلام به پیروان خود در مورد ضرورت کوتاه کردن آرزوهای مادّی روشن می‌شود. افزون بر این، ارزش‌هایی از قبیل: نیکوکاری، اخلاص، صداقت، پارسایی، سلامت جان، بی نیازی روحی و مهم تر: دستیابی به معارف شهودی و در نهایت، آسایش همیشگی در بهشت جاوید، از نگاه احادیث اسلامی، از آثار کوتاه کردن آرزوهای مادّی است. دقّت در آنچه ذکر شد، نشان می‌دهد که توصیه احادیث اسلامی به کوتاه کردن آرزو، برای بهره گیری بیشتر از زندگی و بیان نقش این موهبت الهی در خودسازی و سازندگی است و هرگز به معنای ندیدن افق آینده زندگی که مانع پیشرفت‌های مادّی می‌شود نیست. در این باره، به یاری خدا، در همین دانش نامه، در ذیل عنوان «دنیا»، به تفصیل، سخن خواهیم گفت.
الفصل الأوّل: دور الأمل فی الحیاه۱ / ۱رَحمَهٌ مِنَ اللّهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّمَا الأَمَلُ رَحمَهٌ مِنَ اللّهِ لاُِمَّتی، لَولاَ الأَمَلُ ما أرضَعَت اُمٌّ وَلَدا، ولا غَرَسَ غارِسٌ شَجَرا.[۳۰]
۱ / ۲رَفیقٌ مُؤنِسٌالإمام علیّ علیه السلام :الأَمَلُ رَفیقٌ مُؤنِسٌ.[۳۱]
عنه علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ: الأَمَلُ رَفیقٌ مُؤنِسٌ، إن لَم یُبَلِّغکَ فَقَدِ استَمتَعتَ بِهِ.[۳۲]

فصل یکم: نقش آرزو در زندگی

لطف و رحمتی از جانب خداوند

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آرزو، در حقیقت، رحمتی از جانب خداوند برای امّت من است. اگر آرزو نبود، هیچ مادری فرزندی را شیر نمی‌داد و هیچ باغبانی، نهالی نمی‌کاشت.

همراهی همدم

امام علی علیه السلام :آرزو، همراهیْ همدم است.
امام علی علیه السلام از حکمت‌های منسوب به ایشان: آرزو، همراهیْ همدم است. اگر تو را [به مقصد ]نرساند ، [لااقل] از او بهره مند می‌شوی.
۱ / ۳قِوامُ الدُّنیاالإمام علیّ علیه السلام :الدُّنیا بِالأَمَلِ.[۳۳]
عنه علیه السلام :کُلُّ امرِئٍ طالِبٌ اُمنِیَّتَهُ ومَطلوبٌ مَنِیَّتُهُ.[۳۴]
عنه علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ: الآمالُ مَطایا، ورُبَّما حَسِرَت و نَقِبَت[۳۵] أخفافُها.[۳۶]
عنه علیه السلام :بِبُلوغِ الآمالِ یَهونُ رُکوبُ الأَهوالِ.[۳۷]
عنه علیه السلام :إنّی اُحَذِّرُکُمُ الدُّنیا؛ فَإِنَّها حُلوَهٌ خَضِرَهٌ[۳۸]حُفَّت بِالشَّهَواتِ وتَحَبَّبَت بِالعاجِلَهِ، وعُمِرَت بِالآمالِ وتَزَیَّنَت بِالغُرورِ.[۳۹]
تاریخ دمشق عن داود بن أبی هند وحُمَید :بَینَما عیسی علیه السلام جالِسٌ وشَیخٌ یَعمَلُ بِمِسحاتِهِ یُثیرُ بِهَا الأَرضَ، فَقالَ عیسی علیه السلام: اللّهُمَّ انزِع مِنهُ الأَمَلَ. فَوَضَعَ الشَّیخُ المِسحاهَ وَاضطَجَعَ فَلَبِثَ ساعَهً. فَقالَ عیسی علیه السلام: اللّهُمَّ اردُد إلَیهِ الأَمَلَ. فَقامَ فَجَعَلَ یَعمَلُ. فَقالَ لَهُ عیسی علیه السلام: ما لَکَ بَینَما أنتَ تَعمَلُ ألقَیتَ مِسحاتَکَ وَاضطَجَعتَ ساعَهً، ثُمَّ إنَّکَ قُمتَ بَعدُ تَعمَلُ؟! فَقالَ الشَّیخُ: بَینا أنَا أعمَلُ إذ قالَت لی نَفسی: إلی مَتی تَعمَلُ وأنتَ شَیخٌ کَبیرٌ؟! فَأَلقَیتُ المِسحاهَ وَاضطَجَعتُ. ثُمَّ قالَت لی نَفسی: وَاللّهِ ما بِذلِکَ مِن عَیشٍ ما بَقیتَ، فَقُمتُ إلی مِسحاتی.[۴۰]

مایه برپایی دنیا

امام علی علیه السلام :دنیا، به آرزو برپاست.
امام علی علیه السلام :هر انسانی در پیِ آرزوی خویش است و مرگ، در پیِ اوست.
امام علی علیه السلام در حکمت‌های منسوب به ایشان: آرزوها مَرکَب اند و گاه باشد که فرو بمانند و سُم هایشان بسایَد.
امام علی علیه السلام :با [امیدِ] رسیدن به آرزوهاست که به پیشواز خطرها رفتن، آسان می‌شود.
امام علی علیه السلام :من، شما را از دنیا برحذر می‌دارم؛ چرا که دنیا، شیرین و چشم نواز است، آکنده از خواهش‌های نفسانی و دل بسته دنیاست؛ به آرزوها آباد است و به فریبندگی‌ها، آراسته.
تاریخ دمشق به نقل از داوود بن ابی هند و حُمَید: عیسی علیه السلام نشسته بود و پیرمردی با بیل خود، سرگرم کار بود و زمین را شخم می‌زد. عیسی علیه السلام گفت: «خدایا! آرزو را از او برگیر». پیرمرد، در دَم، بیل را زمین گذاشت و دراز کشید.
ساعتی گذشت و عیسی علیه السلام گفت: «خدایا! آرزو را به او بازگردان». بی درنگ، آن پیر برخاست و به کار کردن پرداخت. عیسی علیه السلام به او فرمود: «چه شد که کار می‌کردی و بیلت را انداختی و ساعتی دراز کشیدی. سپس، دوباره برخاستی و به کار پرداختی؟!» پیرمرد گفت: همان طور که مشغول کار بودم، نفسم به من گفت: تا کی کار می‌کنی؟ دیگر پیر و سال خورده گشته‌ای؟! پس، بیل را انداختم و دراز کشیدم. سپس نفسم به من گفت: به خدا سوگند، تا زنده‌ای باید کار کنی. برخاستم و بیلم را برداشتم.
۱ / ۴أبعَدُ الأَشیاءِالإمام علیّ علیه السلام :الآمالُ لا تَنتَهی.[۴۱]
عنه علیه السلام :الأَمَلُ لا غایَهَ لَهُ.[۴۲]
الإمام الرضا علیه السلام :أبعَدُ الأَشیاءِ الأَمَلُ.[۴۳]
۱ / ۵یَشِبُّ فِی الهَرَمِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :یَهرَمُ ابنُ آدَمَ وتَشِبُّ مِنهُ اثنَتانِ: الحِرصُ وَالأَمَلُ.[۴۴]
عنه صلی الله علیه و آله :لایَزالُ قَلبُ الکَبیرِ شابّا فِیاثنَتَینِ: فی حُبِ الدُّنیاوطولِ الأَمَلِ.[۴۵]

دورترین چیزها

امام علی علیه السلام :آرزوها، پایان ندارند.
امام علی علیه السلام :آرزو را پایانی نیست.
امام رضا علیه السلام :دورترینِ چیزها آرزوست.

در پیری جوان می‌شود

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آدمی زاده، پیر می‌شود و دو چیز در او جوان می‌گردد: آزو آرزو.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :دلِ پیر، همواره در دو چیز، جوان است: در دنیا دوستی و داشتن آرزویِ دراز.
۱ / ۶مَثَلُ الأَجَلِ والأَمَلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَثَلُ الإِنسانِ وَالأَمَلِ وَالأَجَلِ؛ فَمَثَلُ الأَجَلِ إلی جانِبِهِ والأَمَلُ أمامَهُ، فَبَینَما هُوَ یَطلُبُ الأَمَلَ أمامَهُ أتاهُ الأَجَلُ فَاختَلَجهُ[۴۶][۴۷]
الترغیب والترهیب عن أنس :خَطَّ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله خَطّا، وقالَ: هذَا الإِنسانُ، وخَطَّ إلی جَنبِهِ خَطّا وقالَ: هذا أجَلُهُ، وخَطَّ آخَرَ بَعیدا مِنهُ فَقالَ: هذَا الأَمَلُ، فَبَینَما هُوَ کَذلِکَ إذ جاءَهُ الأَقرَبُ.[۴۸])
عارِضه الأحوَذیّ عن أبی سعید الخُدریّ :غَرَسَ صلی الله علیه و آله عودا بَین یَدَیهِ وآخَرَ إلی جانِبِهِ وآخَرَ بَعدَهُ، وقالَ: أتَدرونَ ما هذا؟ قالوا: اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ! قالَ: هذَا الإِنسانُ، وهذَا الأَمَلُ، فَتَعاطَی الأَمَلَ فَیَختَلِجُهُ الأَجَلُ دونَ الأَمَلِ. وهذِهِ صورَتُهُ:[۴۹]

حکایت اجل و آرزو

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :حکایت انسان و آرزو و اجل، چنان است که اجل در کنار اوست و آرزو، پیشاپیش او: در حالی که آرزو را پیش رویِ خود دنبال می‌کند، ناگاه، اجل فرا می‌رسد و او را در می رُباید.
الترغیب والترهیب به نقل از اَنَس: پیامبر خدا، خطّی کشید و فرمود: «این انسان است» و در کنار آن، خطّ دیگری کشید و فرمود: «این، اجل اوست» و دورتر از آن، خطّ سومی کشید و فرمود: «این هم آرزوست». در حالی که انسان سرگرم است، ناگهان، آن نزدیک تر، خود را به او می رسانَد.
عارضه الأحوذی به نقل از ابوسعید خُدری: پیامبر صلی الله علیه و آله قطعه چوبی در برابر خود به زمین فرو بُرد و چوب دیگری در کنار آن و یک چوب دیگر، بعد از آن.
سپس فرمود: «آیا می‌دانید این چیست؟». گفتند: خدا و پیامبر او بهتر می‌دانند.
فرمود: «این یکی، انسان است و این، آرزو. در حالی که سرگرمِ آرزوست، اجل، او را در می رُباید و مانع رسیدنش به آرزو می‌شود. تصویر آن، چنین است»:
عارِضه الأحوَذیّ عن الرّبیع بن خُثَیم عن عبد اللّه وَاللَّفظُ لِلبُخاریّ: خَطَّ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله خَطّا مُرَبَّعا و خَطَّ خَطّا فِی الوَسَطِ وخَطَّ خِطَطا صِغارا إلی هذَا الَّذی فِی الوَسَطِ مِن جانِبِهِ، فَقالَ: هذَا الإِنسانُ وهذا أجَلُهُ مُحیطٌ بِهِ وهذَا الَّذی هُوَ خارِجٌ أمَلُهُ، وهذِهِ الخِطَطُ الصِّغارُ الأَعراضُ، فَإِن أخطَأَهُ هذا نَهَشَهُ هذا ... . قال ابن العربیّ: لم یُتقن البخاریّ هذا الحدیث: فإنّه مهّد ثلاثه معانی، وهی الخطّ المربّع واحدٌ، والخطّ الذی فی وسطه اثنان، والخطط الصغار ثلاثه، ثمّ قال: أعطی لکلّ ممهّدٍ مثاله، فقال: هذا الإنسان واحدٌ، وهذا أجله محیطٌ به اثنان، وهذا الذی هو خارجٌ أمله ثلاثه، وهذه الخطط الصغار الأعراض أربعهٌ؛ و إنّما صوابه ما رواه غیره، قال عبد اللّه: خَطَّ لَنا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله خَطّا مُرَبَّعا وخَطّا وَسَطَ الخَطِّ المُرَبَّعِ، وخَطَّ خُطوطا إلی جانِبِ الخَطِّ الَّذی فی وَسَطِ المُرَبَّعِ، وخَطّا خارِجَ الخَطِّ المُرَبَّعِ، ثُمَّ قالَ: أتَدرونَ ما هذا؟ قالوا: اللّهُ ورَسولُهُ أعلَمُ! قالَ: هذَا الخَطُّ الأَوسَطُ الإِنسانُ، وَالخُطوطُ الَّتی إلی جانِبِهِ الأَعراضُ، وَالأَعراضُ تَنهَشُهُ مِن کُلِّ مَکانٍ؛ إن أخطَأَهُ هذا أصابَهُ هذا، وَالخَطُّ المُرَبَّعُ الأَجَلُ المُحیطُ بِهِ، والخَطُّ الخارِجُ البَعیدُ الأَمَلُ، وهذِهِ صورَتُهُ:[۵۰]
عارضه الأحوذی به نقل از ربیع بن خُثَیم، از عبد اللّه (لفظ از بخاری است): پیامبر صلی الله علیه و آله مربّعی رسم کرد و در وسط آن، خطّی کشید و در چهار طرف آن خط، خطوط کوچکی رسم کرد و آن گاه فرمود: «این، انسان است و این هم اجل اوست که او را در میان گرفته است و این خطّی که بیرون قرار دارد، آرزوی اوست و این خطوط کوچک، بلایا و حوادث اند. اگر این یکی [خط ]به او نخورَد، این دیگری او را می‌گزد...». ابن عربی می‌گوید: بخاری، این حدیث را به درستی نیاورده؛ چرا که سه معنا برشمرده است: یکی، مربّع؛ دوم، خطّی که در میان آن است؛ و سوم، خطوط کوچک. ابن عربی، سپس می‌گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله برای هر موردی مثالش را آورده و فرموده است: «این، انسان است، یک؛ این، اجل اوست که او را در میان گرفته است، دو؛ این خطّی که بیرون از مربّع است، سه؛ و این خطوط کوچک، بلایا و حوادث اند، چهار». صورت درست این حدیث، آن است که دیگرانی غیر از بخاری روایت کرده‌اند عبداللّه گفته است: پیامبر خدا، برای ما چارگوشی رسم کرد و در وسط چار گوش، خطّی کشید و در کناره‌های خطّ میان چارگوش، خطوطی رسم کرد و بیرونِ چار گوش نیز یک خط کشید. سپس فرمود: «می‌دانید این چیست؟». گفتند: خدا و پیامبر او داناترند. فرمود: «این خطِّ میانی، انسان است؛ خطوطی که در اطراف آن هستند، بلایا و حوادث اند و این بلایا و حوادث، از هر سو او را می گَزَند. اگر این یکی به هدف نخورد، آن یکی به او می‌خورد. چارگوش، اجل است که اورا در میان گرفته، و خطّ بیرونی و فاصله دار، آرزوست. تصویر آن، چنین است»:
معدن الجواهر :أخَذَ [رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] حَجَرینِ فَأَلقی بَینَ یَدَیهِ حَجَرا وقالَ: هذا أمَلُ ابنِ آدَمَ. وألقی خَلفَهُ حَجَرا وقالَ: هذا أجَلُهُ، فَهُوَ یَری أمَلَهُ ولا یَری أجَلَهُ.[۵۱]
الإمام علیّ علیه السلام :الأَجَلُ حَصادُ الأَمَلِ.[۵۲]
عنه علیه السلام مِن وَصِیَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ علیه السلام: اِعلَم یَقینا أنَّکَ لَن تَبلُغَ أمَلَکَ ولَن تَعدُوَ أجَلَکَ، وأنَّکَ فی سَبیلِ مَن کانَ قَبلَکَ.[۵۳]
عنه علیه السلام :لا تَخلُو النَّفسُ مِنَ الأَمَلِ حَتّی تَدخُلَ فِی الأَجَلِ.[۵۴]
معدن الجواهر :پیامبر خدا، دو عدد سنگ برداشت و یکی را جلوی خود انداخت و فرمود: «این، آرزوی پسر آدم است». سپس سنگ دیگر را پشت آن انداخت و فرمود: «این، اَجَل اوست. بنا بر این، او آرزویش را می‌بیند و اجلش را نمی‌بیند».
امام علی علیه السلام :اجل دروکننده آرزوست.
امام علی علیه السلام از سفارش ایشان به فرزندش حسن علیه السلام: یقین بدان که تو هرگز به آرزویت نمی‌رسی و هرگز از اَجَلت فراتر نمی‌روی. تو همان راهی را می‌روی که آنان که پیش از تو بوده‌اند، رفته‌اند.
امام علی علیه السلام :آدمی تا پایان عمر، از آرزو تهی نیست.
عنه علیه السلام :غایَهُ الأَمَلِ الأَجَلُ.[۵۵]
عنه علیه السلام :فی غُرورِ الآمالِ انقِضاءُ الآجالِ.[۵۶]
عنه علیه السلام :تَأریخُ المُنَی المَوتُ.[۵۷]
الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام مِن خُطبَهٍ لَهُ بِالبَصرَهِ: اِعلَموا أنَّکُم فی أجَلٍ مَحدودٍ وأمَلٍ مَمدودٍ ونَفَسٍ مَعدودٍ، ولاُبدَّ لِلأَجَلِ أن یَتَناهی، ولِلأَمَلِ أن یُطوی، ولِلنَّفَس أن یُحصی. ثُمَّ دَمَعَت عَیناهُ وقَرَأَ: «وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَفِظِینَ * کِرَامًا کَتِبِینَ * یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ»[۵۸][۵۹]
امام علی علیه السلام :پایانه آرزو، اجل است.
امام علی علیه السلام :در فریب آرزوها، عمرها به پایان می‌رسد.
امام علی علیه السلام :تاریخ آرزوها، مرگ است.
امام صادق علیه السلام به نقل از پدرانش امام علی علیه السلام [در سخنرانی اش ]در بصره فرمود: «بدانید که شما عمری محدود و آرزویی دامنه دار و نَفَسی معدود دارید. ناگزیر، عمر به پایان می‌رسد و طومار آرزو، پیچیده می‌شود و نفس، به شماره می‌افتد». آن گاه، چشمان ایشان اشکبار شد و این آیات را خواند: « «و قطعاً بر شما نگهبانانی گماشته است؛ بزرگوارانی نویسنده [ ی اعمال شما] که آنچه انجام می‌دهید، می‌دانند»».
الفصل الثانی: المأمول الحقیقی۲ / ۱مُعَلِّمُ الأَمَلِبحار الأنوار عن نَوفٍ البِکالِیّ :رَأَیتُ أمیرَالمُؤمِنینَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ مُوَلِّیا مُبادِرا، فَقُلتُ: أینَ تُریدُ یا مَولایَ؟ فَقالَ: دَعنی یا نَوفُ، إنَّ آمالی تُقَدِّمُنی فِی المَحبوبِ، فَقُلتُ: یا مَولایَ وما آمالُکَ؟ قالَ: قَد عَلِمَهَا المَأمولُ وَاستَغنَیتُ عَن تَبییِنها لِغَیرِهِ، وکَفی بِالعَبدِ أدَبا أن لا یُشرِکَ فی نِعَمِهِ وإرَبِهِ[۶۰] غَیرَ رَبِّهِ. فَقُلتُ: یا أمیرَ المُؤمِنینَ إنّی خائِفٌ عَلی نَفسی مِنَ الشَّرَهِ،[۶۱] وَالتَّطَلُّعِ إلی طَمَعٍ مِن أطماعِ الدُّنیا. فَقالَ لی: وأینَ أنتَ عَن عِصمَهِ الخائِفینَ وکَهفِ العارِفینَ؟! فَقُلتُ: دُلَّنی عَلَیهِ! قالَ: اللّهُ العَلِیُّ العَظیمُ؛ تَصِلُ أمَلَکَ بِحُسنِ تَفَضُّلِهِ، وتُقبِلُ عَلَیهِ بِهَمِّکَ، وأعرِض عَنِ النّازِلَهِ فی قَلبِکَ، فَإِن أجَّلَکَ بِها فَأَنَا الضّامِنُ مِن مَورِدِها، وَانقَطِع إلَی اللّهِ سُبحانَهُ فَإِنَّهُ یَقولُ: «وعِزَّتی وجَلالی لاَُقَطِّعَنَّ أمَلَ کُلِّ مَن یُؤَمِّلُ غَیریِ بالیَأسِ، ولَأَکسُوَنَّهُ ثَوبَ المَذَلَّهِ فِی النّاسِ، ولاَُبعِدَنَّهُ مِن قُربی، ولاَُقَطِّعَنَّهُ عَن وَصلی، ولاَُخمِلَنَّ[۶۲] ذِکرَهُ حینَ یَرعی غَیری. أیُؤَمِّلُ وَیلَهُ لِشَدائِدِهِ غَیری وکَشفُ الشَّدائِدِ بِیَدی؟! ویَرجو سِوایَ وأنَا الحَیُّ الباقی! ویَطرُقُ أبوابَ عِبادی وهِیَ مُغلَقَهٌ ویَترُکُ بابی وهُوَ مَفتوحٌ! فَمَن ذَاالَّذی رَجانی لِکَثیرِ جُرمِهِ فَخَیَّبتُ رَجاءَهُ؟ ! جَعَلتُ آمالَ عِبادی مُتَّصِلَهً بی، وجَعَلتُ رَجاءَهُم مَذخورا لَهُم عِندی، ومَلَأتُ سَماواتی مِمَّن لا یَمَلُّ تَسبیحی، وأمَرتُ مَلائِکَتی أن لا یُغلِقُوا الأَبوابَ بَینی وبَینَ عِبادی، ألَم یَعلَم مَن فَدَحَتهُ[۶۳] نائِبَهٌ مِن نَوائِبی أن لا یَملِکَ أحَدٌ کَشفَها إلاّ بِإِذنی؟! فَلِمَ یُعرِضُ العَبدُ بِأَمَلِهِ عَنّی وقَد أعطَیتُهُ ما لَم یَسأَلنی، فَلَم یَسأَلنی وسَأَلَ غَیری؟ أفَتَرانی أبتَدِئُ خَلقی مِن غَیرِ مَسألَهٍ، ثُمَّ اُسألُ فَلا اُجیبُ سائِلی؟! أبَخیلٌ أنَا فَیُبَخِّلُنی عَبدی؟ أوَلَیسَ الدُّنیا وَالآخِرَهُ لی؟ أوَلَیسَ الکَرَمُ وَالجودُ صِفَتی؟ أوَلَیسَ الفَضلُ وَالرَّحمَهُ بِیَدی؟ أوَلَیسَ الآمالُ لایَنتَهی إلاّ إلَیَّ، فَمَن یَقطَعُها دونی؟ وما عَسی أن یُؤَمِّلَ المُؤَمِّلونَ مَن سِوایَ؟! وعِزَّتی وجَلالی لَو جَمَعتُ آمالَ أهلِ الأَرضِ وَالسَّماءِ ثُمَّ أعطَیتُ کُلَّ واحِدٍ مِنهُم، ما نَقَصَ مِن مُلکی بَعضُ عُضوِ الذَّرَّهِ، وکَیفَ یَنقُصُ نائِلٌ أنَا أفَضتُهُ؟! یا بُؤسا لِلقانِطینَ مِن رَحمَتی، یا بُؤسا لِمَن عَصانی وتَوَثَّبَ عَلی مَحارِمی، ولَم یُراقِبنی وَاجتَرَأَ عَلَیَّ». ثُمَّ قالَ عَلَیهِ وعَلی آلِهِ السَّلامُ لی: «یا نَوفُ! ادعُ بِهذَا الدُّعاءِ: إلهی إن حَمِدتُکَ فَبِمَواهِبِکَ، وإن مَجَّدتُکَ فَبِمُرادِکَ، وإن قَدَّستُکَ فَبِقُوَّتِکَ، وإن هَلَّلتُکَ فَبِقُدرَتِک، وإن نَظَرتُ فَإِلی رَحمَتِکَ، وإن عَضَضتُ[۶۴] فَعَلی نِعمَتِکَ، إلهی إنَّهُ مَن لَم یَشغَلهُ الوُلوعُ[۶۵] بِذِکرِکَ، ولَم یَزوِهِ[۶۶] السَّفَرُ بِقُربِکَ، کانَت حَیاتُه عَلَیهِ میتَهً ومیتَتُهُ عَلَیهِ حَسرَهً. إلهی تَناهَت أبصارُ النّاظِرینَ إلَیکَ بِسَرائِرِ القُلوبِ، وطالَعَت أصغَی السّامِعینَ لَکَ نَجِیّاتِ الصُّدورِ، فَلَم یَلقَ أبصارَهُم رَدٌّ دونَ ما یُریدونَ، هَتَکتَ بَینَکَ وبَینَهُم حُجُبَ الغَفلَهِ، فَسَکَنوا فی نورِکَ، وتَنَفَّسوا بِروحِکَ، فَصارَت قُلوبُهُم مَغارِسَ لِهَیبَتِکَ، وأبصارُهُم مَآکِفَ لقُدرَتِکَ، وقَرَّبتَ أرواحَهُم مِن قُدسِکَ، فَجالَسُوا اسمَکَ بِوَقارِ المُجالَسَهِ، وخُضوعِ المُخاطَبَهِ، فَأَقبَلتَ إلَیهمِ إقبالَ الشَّفیقِ، وأنصَتَّ لَهُم إنصاتَ الرَّفیقِ، وأجَبتَهُم إجاباتِ الأَحِبّاءِ، وناجَیتَهُم مُناجاهَ الأَخِلاّءِ، فَبَلِّغ بِیَ المَحَلَ الَّذی إلَیهِ وَصَلوا، وَانقُلنی مِن ذِکری إلی ذِکرِکَ، ولا تَترُک بَینی وبَینَ مَلَکوتِ عِزِّکَ بابا إلاّ فَتَحتَهُ، ولا حِجابا مِن حُجُبِ الغَفَلهِ إلاّ هَتَکتَهُ، حَتّی تُقیمَ روحی بَینَ ضِیاءِ عَرشِکَ، وتَجعَلَ لَها مَقاما نُصبَ نورِکَ، إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ. إلهی ما أوحَشَ طَریقا لا یَکونُ رَفیقی فیهِ أمَلی فیکَ، وأبعَدَ سَفَرا لا یَکونُ رَجائی مِنهُ دَلیلی مِنکَ، خابَ مَنِ اعتَصَمَ بِحَبلِ غَیرِکَ، وضَعُفَ رُکنُ مَنِ استَنَدَ إلی غَیرِ رُکنِکَ. فَیا مُعَلِّمَ مُؤَمِّلیهِ الأَمَلَ فَیُذهِبُ عَنهُم کَآبَهَ الوَجَلِ،[۶۷] لا تَحرِمنی صالِحَ العَمَلِ، وَاکلَأنی کِلاءَهَ[۶۸] مَن فارَقَتهُ الحِیَلُ، فَکَیفَ یَلحَقُ مُؤَمِّلیکَ ذُلُّ الفَقرِ وأنتَ الغَنِیُّ عَن مَضارِّ المُذنِبینَ! إلهی وإنَّ کُلَّ حَلاوَهٍ مُنقَطِعَهٌ، وحَلاوَهَ الإِیمانِ تَزدادُ حَلاوَتُهَا اتِّصالاً بِکَ. إلهی وإنَّ قَلبی قَد بَسَطَ أمَلَهُ فیکَ، فَأَذِقهُ مِن حَلاوَهِ بَسطِکَ إیّاهُ البُلوغَ لِما أمَّلَ، إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ. إلهی أسأَلُکَ مَسأَلَهَ مَن یَعرِفُکَ کُنهَ[۶۹]مَعرِفَتِکَ مِن کُلِّ خَیرٍ یَنبَغی لِلمُؤمِنِ أن یَسلُکَهُ، وأعوذُ بِکَ مِن کُلِّ شَرٍّ وفِتنَهٍ أعَذتَ بِها أحِبّاءَکَ مِن خَلقِکَ، إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ. إلهی أسأَلُکَ مَسأَلَهَ المِسکینِ الَّذی قَد تَحَیَّرَ فی رَجاهُ، فَلایَجِدُ مَلجَأً ولا مَسنَدا یَصِلُ بِهِ إلَیکَ، ولا یُستَدَلُّ بِهِ عَلَیکَ إلاّ بِکَ، وبِأَرکانِکَ ومَقاماتِکَ الَّتی لاتَعطیلَ لَها مِنکَ، فَأَسأَلُکَ بِاسمِکَ الَّذی ظَهَرتَ بِهِ لِخاصَّهِ أوِلیائِکَ، فَوَحَّدوکَ وعَرَفوکَ فَعَبَدوکَ بِحَقیقَتِکَ أن تُعَرِّفَنی نَفسَکَ لاُِقِرَّ لَکَ بِرُبوبِیَّتِکَ عَلی حَقیقَهِ الإِیمانِ بِکَ، ولا تَجعَلنی یا إلهی مِمَّن یَعبُدُ الاِسمَ دونَ المَعنی، وَالحَظنی بِلَحظَهٍ مِن لَحَظاتِکَ تُنَوِّر بِها قَلبی بِمَعرِفَتِکَ خاصَّهً ومَعرِفَهِ أولِیائِکَ، إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ».[۷۰]

فصل دوم: آرزوی حقیقی

آموزگار آرزو

بحارالأنوار به نقل از نَوف بِکالی: امیرمؤمنان که درودهای خدا بر او باد را دیدم که پشت کرده، شتابان می‌رود. گفتم: کجا می‌روی، سروَرم؟ فرمود: «رهایم کن، ای نوف! آرزوهایم مرا به سوی معشوق می رانَد. گفتم: سرورم! آرزوهایت چیست؟ فرمود: «آن که آرزویم به اوست، خود، آنها را می‌داند و مرا نیازی نیست تا آنها را به غیر او بازگویم. در ادب بنده، همین بس که در برخورداری‌ها و نیازهایش، کسی جز خداوندگار خویش را شریک نگردانَد». گفتم: ای امیرمؤمنان! من از آزمندی و چشمداشت به آرزویی از آرزوهایِ دنیوی بر نفس خویش بیمناکم. فرمود: «چرا به حمایتگاه بیمناکان و پناهگاه خداشناسان، پناه نمی‌بری؟». گفتم: آن را نشانم بده. فرمود: «خداوندِ والا و بزرگ. آرزویت را به حُسنِ تفضّل او پیوند بزن و با تمام خواست، به او روی بیاور، و اگر هر آنچه [جز خدا] در دلت وارد می‌شود، درمان کنی، من، ضامنِ جایگزین آنم. (۱)
با تمام وجود، به خداوند پاک، رو کن؛ زیرا او می‌فرماید: به عزّت و جلالم سوگند، امید هرکس را که به غیر از من امید بندد، به یأس مبدّل می‌سازم و جامه خواری در میان مردم بر او می‌پوشانم و او را از قُرب خویش، دور می‌سازم و پیوندم را با او می‌بُرم و او را گم نام می‌سازم؛ زیرا به غیر من توجّه می‌کند. وای بر او! آیا در گرفتاری‌هایش به جز من آرزومند می‌شود با آن که رفعِ سختی‌ها و گرفتاری‌ها در دست من است؟! و به کسی جز من، امید می‌بندد، در حالی که زنده پاینده منم؟! و درهای بسته بندگانم را می‌کوبد و در خانه مرا که باز است، رها می‌کند؟! کیست که با همه گناهانش به من امید بندد و من نومیدش کنم؟! آرزوهای بندگانم را پیوسته به خویش قرار داده‌ام و امیدشان را نزد خود، برای آنان اندوخته‌ام و آسمان‌هایم را از کسانی که از تسبیح گویی من خسته نمی‌شوند، آکنده ساخته‌ام و به فرشتگانم فرمان داده‌ام که درها را میان من و بندگانم نبندند.
آیا آن که بلایی از بلایای من کمرش را خم کرده است، نمی‌داند که هیچ کس نمی‌تواند آن بلا را برطرف سازد، جز با اجازه من؟! پس، چرا بنده، با این که آنچه از من درخواست نکرده است، به او عطا کرده‌ام، آرزویش را از من می گردانَد و از من، درخواست نمی‌کند و از غیر من می‌خواهد؟! آیا منی که بی درخواست بنده‌ام به او می‌دهم، اگر از من درخواست شود، پاسخ درخواست کننده‌ام را نمی‌دهم؟! مگر من بخلی ورزیده‌ام که بنده‌ام به من، گمان بخل می بَرَد؟ آیا دنیا و آخرت، از آنِ من نیست؟ آیا آقایی و بخشندگی، صفت من نیست؟ آیا فضل و رحمت، در دست من نیست؟ آیا نه این است که آرزوها جز به من، ختم نمی‌شوند؟ پس، جز من کیست که آرزوها را قطع کند؟ و چگونه است که آرزومندان، غیر مرا آرزو می‌کنند؟! به عزّت و جلالم سوگند، اگر آرزوهای زمینیان و آسمانیان را جمع کنم، سپس، آرزوهای یکایک آنان را برآورده سازم، به اندازه یک عضو مورچه از مُلک من کاسته نمی‌شود. چگونه چیزی که من، بخشنده آنم، کاستی گیرد؟! بیچاره، نومیدانِ از رحمت من! نگون بخت، آن که نافرمانی کند و به حرام‌های من پردازد و مرا در نظر نگیرد و بر من دلیری کند!».
امام علیه السلام که بر او و خاندانش سلام باد سپس فرمود: «ای نوف! این دعا را بخوان: معبود من! اگر تو را می‌ستایم، به واسطه موهبت‌هایی است که به من داده‌ای و اگر تو را تمجید می‌کنم، به خواست خودِ توست و اگر تقدیست می‌کنم، به نیروی توست و اگر توحید تو را می‌گویم، به قدرت و توانی است که مرا داده‌ای و اگر می‌نگرم، به رحمت تو می‌نگرم و اگر [لقمه‌ای ]می جَوَم، نعمت تو را می جَوَم. معبود من! هر آن که اشتیاق یاد تو به خود، مشغولش ندارد و سفر، او را به جوار قرب، نزدیک نمی‌کند، زندگی اش برای او مُردن است و مُردنش، مایه افسوس او. معبود من! نگاه‌های آنان که با باطن دل‌ها می‌نگرند، به تو منتهی شده است و گوش‌های آنان که نجواهای سینه‌ها را می‌شنوند، به تو دوخته شده، و هیچ چیز، مانع نگاه‌های آنان در برابر آنچه می‌خواهند، نیست. میان خود و آنان، پرده‌های غفلت را دریدی. پس در نور تو آرمیدند و با نسیم تو، دَم زدند. دل هایشان، نهالستان هیبت تو شد و دیدگانشان، سرشکباران قدرتت. جان هایشان را به مقام قُدس خود، نزدیک ساختی. پس با وقارِ همنشینی و خضوعِ هم سخنی با نام تو همنشین شدند و تو چونان یاری شفیق، به آنان رو کردی و رفیقانه، به ایشان گوش سپردی و دوستانه، پاسخشان را دادی و چونان همدمان، با آنها به نجوا پرداختی. پس، مرا نیز به جایگاهی که آنان رسیدند، برسان و از فکر و یاد خودم، به یاد خودت منتقل کن و هر دری را که میان من و ملکوت عزّت توست، به رویم بگشای و همه پرده‌های غفلت را از هم بِدَر، تا روح مرا در میان روشنایی عرشت، اقامت بخشی و برایش مقامی در برابر نور خودت قرار دهی، که بی گمان، تو بر هر کاری توانایی. معبود من! چه تنها و دلگیر است آن راهی که آرزومندی ام به تو هم سفرم نباشد، و چه دور و دراز است آن سفری که امیدم به تو، راهنمای راهم نباشد! هر آن که به ریسمان غیر از تو چنگ در زد، ناکام شد و تکیه گاه کسی که به غیر از تکیه گاه تو تکیه کند، سُست است. پس، ای آن که به آرزومندانش آرزو می‌آموزد و اندوه ترس و وحشت را از آنان می بَرَد! مرا از کردار نیک و شایسته، محروم مگردان و مرا آن گونه نگهداری کن که از بیچاره درمانده، نگهداری می‌کنی. چگونه خواریِ فقر به آرزومندانت رسد، در حالی که تو از گزندهای گنهکاران، بی نیازی؟! معبود من! هر حلاوتی، سر به آمدنی است؛ امّا حلاوت ایمان، با رسیدن به تو، افزایش می‌یابد. معبود من! دلم امید فراوان به تو بسته است، پس تو نیز شیرینی رسیدن به آرزو را فراوان به او بچشان، که تو بر هر کاری توانایی. معبود من! چونان درخواست کسی که حقیقت تو را نیک می‌شناسد، هر خیری را که سزاوار است مؤمنْ آن را در پیش گیرد، از تو درخواست می‌کنم و از هر شرّ و فتنه‌ای که دوستانت را از آنها پناه داده‌ای، به تو پناه می‌برم، که به راستی تو بر هر کاری توانایی. معبود من! از تو درخواست می‌کنم، چونان درخواست بینوایی که در امیدش سرگشته مانده است و هیچ پناه و تکیه گاهی که با آن به تو برسد و به تو ره یابد، جز تو نمی‌یابد. به حقّ ارکان و مقاماتت که توسّط تو تعطیل بردار نیستند، و به حقّ آن نامت که به واسطه آن بر اولیای ویژه ات آشکار گشتی و در نتیجه، تو را یکتا دانستند و شناختند و تو را چنان که هستی، پرستیدند، از تو درخواست می‌کنم که خودت را به من بشناسانی تا، از سرِ ایمانی راستین به تو، به پروردگاری ات اقرار نمایم. مرا، ای معبود من! از آنانی قرار مده که نام بی معنا را می‌پرستند، و از آن نیم نگاه‌هایت، نیم نگاهی به من بیفکن تابدان، دل مرابه نورمعرفت خودت و معرفت اولیایت، روشن گردانی، که به راستی تو بر هر کاری توانایی.
۱-. جمله فإن أجلک بها فأنا الضامن... ظاهراً معنای محصلی ندارد و احتمال تصحیف در عبارت وجود دارد. احتمال دارد فَإنْ أجَّلْتَ باشد. در این صورت، یعنی آنچه به قلب وارد می‌شود [از ناراستی و نادرستی‌ها] آن را درمان کنی، من ضامنم که جایگزین بهترین برایش بیاید. گفتنی است: إجل در لغت به معنای درمان کردن است. بی إجل أجلّونی ای داوونی منه (لسان العرب، ماده اجل).
۲ / ۲مُنتَهَی الأَمَلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله فِی الدُّعاءِ: یا رَبّاه یا سَیِّداه، ویا أمَلاه ویا غایَهَ رَغبَتاه، أسأَلُکَ یا اللّهُ یا اللّهُ یا اللّهُ أن لاتُشَوِّهَ خَلقی فِی النّارِ.[۷۱]
عنه صلی الله علیه و آله فی عوذَتِهِ یَومَ وادِی القُری: یا اللّهُ . . . لا تَرُدَّ مَسأَلَتی، ولا تَحجُب دَعوَتی، ولا تَنقُص رَغبَتی، وَارحَم ذُلّی وتَضَرُّعی، وفَقری وفاقَتی، فَما لی رَجاءٌ غَیرُکَ ولا أمَلٌ سِواکَ.[۷۲]
عنه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الأَسماءِ الحُسنی: یا مَن یَرجوهُ أهلُ السَّماواتِ وَالأَرضِ یا اللّهُ، یا ثِقَهَ أهلِ السَّماواتِ والأَرضِ یا اللّهُ، یا أملَ أهلِ السَّماواتِ وَالأَرضِ یا اللّهُ، یا رَجاءَ أهلِ السَّماواتِ وَالأَرضِ یا اللّهُ.[۷۳]

منتهای آرزو

۲ / ۲منتهای آرزوپیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعا: پروردگارا سرورا، امیدا، و ای نهایتِ آرزو! از تو درخواست می‌کنم، ای خدا، ای خدا، ای خدا! که قیافه مرا با آتش [دوزخ]، زشت رو نسازی.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از تعویذ ایشان در روز وادی القری (۱): خدایا ! ... درخواستم را رد مکن و دعایم را در پرده مدار و رغبتم را کم مکن و بر خواری و التماس من، و بر ناداری و درویشی ام رحم آور؛ زیرا مرا امیدی جز تو و آرزویی جز تو نیست.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای «اسمای حُسنا»: ای آن که اهل آسمان‌ها و زمین، بدو امید بسته‌اند، ای خدا! ای مورد وثوق اهل آسمان‌ها و زمین، ای خدا! ای آرزوی اهل آسمان‌ها و زمین، ای خدا! ای امید اهل آسمان‌ها و زمین، ای خدا!
۱-. وادی القری، سرزمینی است در نزدیکی مدینه. گفته‌اند منطقه سکونت قوم ثمود بوده که در قرآن به آن اشاره شده است: «وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِی»[۷۴][۷۵] مراد از روز وادی القری، روزی است که پیامبر در برگشت از خیبر یهودیان وادی القری را محاصره کرد و درباره آنان فرمود: اینان همان غضب شدگان هستند.[۷۶]
فاطمه علیهاالسلام مِن دُعائِها عَقیبَ صَلاهِ الظُّهرِ: یا أکرَمَ الأَکرَمینَ ومُنتَهی اُمنِیَّهِ السّائِلینَ ، أنتَ مَولایَ فَتَحتَ لی بابَ الدُّعاءِ وَالإِنابَهِ،[۷۷] فَلا تُغلِق عَنّی بابَ القَبولِ وَالإِجابَهِ.[۷۸]
الإمام الحسین علیه السلام مِن دُعائِهِ یَومَ عرَفَهَ: اللّهُمَّ یا مَن مَلَکَ فَقَدَرَ، وقَدَرَ فَقَهَرَ، وعُصِیَ فَسَتَرَ، وَاستُغفِرَ فَغَفَرَ، یا غایَهَ رَغبَهِ الرّاغِبینَ، ومُنتَهی أمَلِ الرّاجینَ.[۷۹]
الإمام زین العابدین علیه السلام فی مُناجاهِ المُفتَقرِینَ: یا مُنتَهی أمَلِ الآمِلینَ، ویا غایَهَ سُؤلِ السّائِلینَ، ویا أقصی طَلَبَهِ الطّالِبینَ، ویا أعلی رَغبَهِ الرّاغِبینَ . . . لَکَ تَخَضُّعی وسُؤالی، وإلَیکَ تَضَرُّعی وَابتِهالی.[۸۰]
۲ / ۳غایَهُ آمالِ العارِفینَالإمام علیّ علیه السلام فی دُعائِهِ قَبلَ صَلاهِ اللَّیلِ: اللّهُمَّ إلَیکَ حَنَّت قُلوبُ المُخبِتینَ،[۸۱] وبِکَ أنِسَت عُقولُ العاقِلینَ، وعَلَیکَ عَکَفَت[۸۲] رَهبَهُ العالِمینَ، وبِکَ استَجارت أفئِدَهُ المُقَصِّرینَ. فَیا أمَلَ العارِفینَ، ورَجاءَ الآمِلینَ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ الطّاهِرینَ، وأجِرنی مِن فَضائِحِ یَومِ الدّینِ، عِندَ هَتکِ السُّتورِ، وتَحصیلِ ما فِی الصُّدورِ.[۸۳]

آرزوی نهایی عارفان

فاطمه علیهاالسلام از دعای ایشان در تعقیب نماز ظهر: ای کریم ترینِ کریمان و منتهایِ آرزوی درخواست کنندگان! تویی آن مولای من که درِ دعا و توبه را به رویم گشودی. پس درِ پذیرش و اجابت را بر من مبند.
امام حسین علیه السلام از دعای ایشان در روز عرفه: خداوندا، ای پادشاه قدرتمند، ای آن که همه چیز، مقهور قدرت اوست، ای آن که نافرمانی می‌شود و پرده پوشی می‌کند، و از او آمرزش می‌طلبند و می‌آمرزد، ای غایت آرزوی آرزومندان، و ای منتهای امیدِ امیدواران!
امام زین العابدین علیه السلام در مناجات نیازمندان: ای منتهای آرزویِ آرزومندان، ای نهایتِ خواهش خواهندگان، ای دورترین مطلوبِ طالبان، و ای عالی‌ترین اشتیاقِ مشتاقان ! ... به پیشگاه تو خضوع و از تو خواهش می‌کنم، و به درگاه تو، التماس و از تو درخواست می‌کنم.
۲ / ۳آرزوی نهایی عارفانامام علی علیه السلام در دعای پیش از نماز شب: بار خدایا! دل‌های اهل خشوع، شیفته تو اَند و خِردهای خردمندان، با تو اُنس گرفته است و عالمان، هماره از تو در بیم اند و دل‌های اهل تقصیر، به تو پناه آورده‌اند. پس، ای آرزوی عارفان، و ای امید آرزومندان! بر محمّد و خاندان پاک او درود فرست و مرا از رسوایی‌های روز پاداش، آن گاه که پرده‌ها کنار می‌روند و آنچه در سینه هاست، هویدا می‌گردد، پناه دِه.
عنه علیه السلام فی دُعاءِ یَومِ الأَحَدِ: اللّهُمَّ إنّی أسأَلُکَ سُؤالَ مُذنِبٍ أوبَقَتهُ[۸۴] مَعاصیهِ فی ضیقِ المَسلَکِ، ولَیسَ لَهُ مُجیرٌ سِواکَ، ولا أمَلٌ غَیرَکَ، ولا مُغیثٌ أرأَفَ بِهِ مِنکَ، ولا مُعتَمَدٌ یَعتَمِدُ عَلَیهِ غَیرُ عَفوِکَ.[۸۵]
الإمام زین العابدین علیه السلام فی دُعاءِ یَومِ عَرَفَهَ: یا أمَلی، یا رَجائی، یا خَیرَ مُستَغاثٍ، یا أجوَدَ المُعطینَ، یا مَن سَبَقَت رَحمَتُهُ غَضَبَهُ، یا سَیِّدی ومَولایَ وثِقَتی ورَجائی ومُعتَمَدی، ویا ذُخری وظَهری وعُدَّتی وغایهً أمَلی ورَغبَتی.[۸۶]
الإمام الصادق علیه السلام فی دُعاءِ یَومَ عَرَفَهَ: أسأَلُکَ الرَّحمَهَ یا سَیِّدی ومَولای وثِقَتی، یا رَجائی، یا مُعتَمَدی ومَلجَئی، وذُخری وظَهری وعُدَّتی، وأمَلی وغایَتی.[۸۷]
الإمام العسکری علیه السلام من دُعاءٍ عَلَّمَهُ لِمَسجونٍ: اللّهُمَّ أنتَ غِیاثی وعِمادی، وأنتَ عِصمَتی ورَجائی، ما لی أمَلٌ سِواکَ ولا رَجاءٌغَیرَکَ.[۸۸]
امام علی علیه السلام در دعای روز یکشنبه: بار خدایا! از تو درخواست می‌کنم، به سان درخواست کردن گنهکاری که نافرمانی‌هایش، راه را بر او تنگ کرده و به هلاکتش درافکنده است و پناه دهنده‌ای جز تو ندارد و امیدی غیر از تو ندارد و فریادرسی مهربان تر از تو ندارد و تکیه گاهی که بر او تکیه کند، جز عفو و بخشش تو ندارد.
امام زین العابدین علیه السلام در دعای روز عرفه: ای آرزوی من، ای امید من، ای بهترین کسی که از او یاری می‌طلبند، ای بخشنده ترینِ بخشندگان، ای کسی که مهرش بر خشمش پیشی دارد، ای آقای من، مولای من، مورد وثوق من، امید من، تکیه گاه من، ای اندوخته من، پشتوانه من، ساز و برگ من، و غایت آرزو و اشتیاق من!
امام صادق علیه السلام در دعای روز عرفه: رحمت از تو درخواست می‌کنم، ای سرورم و مولایم و مورد وثوقم، ای امید من، ای تکیه گاه و پناه من، ای اندوخته و پشتوانه و ساز و برگ من، ای آرزو و آرمان من!
امام عسکری علیه السلام از دعایی که به یک زندانی آموخت: بار خدایا! تویی فریادرس و تکیه گاه من، و تویی نگهدار و امید من. مرا آرزویی جز تو و امیدی جز تو نیست.
۲ / ۴غایَهُ آمالِ المُحِبّینَالإمام زین العابدین علیه السلام فی مُناجاهِ المُحِبّینَ: یامُنی قُلوبِ المُشتاقینَ، ویاغایَهَ آمالِ المُحِبّینَ، أسأَلُکَ حُبَّکَ وحُبَ مَن یُحِبُّکَ، وحُبَّ کُلِّ عَمَلٍ یوصِلُنی إلی قُربِکَ، وأن تَجعَلَکَ أحَبَّ إلَیَّ مِمّا سِواکَ، وأن تَجعَلَ حُبّی إیّاکَ قائِدا إلی رِضوانِکَ، وشَوقی إلَیکَ ذائِدا[۸۹]عَن عِصیانِکَ.[۹۰]
۲ / ۵غایَهُ المُنیالإمام زین العابدین علیه السلام فی مُناجاتِهِ: أتُحرِقُنی بِالنّارِ یا غایَهَ المُنیفَأَینَ رَجائی ثُمَّ أینَ مَحَبَّتی![۹۱]
عنه علیه السلام فی مُناجاتِهِ: إلهی ومَولایَ وغایَهَ رَجائی . . . .[۹۲]
عنه علیه السلام مِن دُعائِهِ عِندَ مَشهَدِ أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام: اللّهُمَّ . . . إنَّکَ وَلِیُّ نَعمائی، ومُنتَهی مُنایَ، وغایَهُ رَجائی فی مُنقَلَبی ومَثوایَ.[۹۳]

آرزوی نهایی دوستداران

امام زین العابدین علیه السلام در مناجات شیفتگان: ای آرزوی دل‌های مشتاقان، و ای غایتِ آرزوهای شیفتگان! محبّت به تو و محبّت به دوستدارانت و محبّت و علاقه به هر کاری که مرا به مقامِ قُرب تو می‌رساند، از تو درخواست می‌کنم و از تو می‌خواهم که خودت را از هر آنچه غیر از توست، نزد من محبوب تر گردانی و محبّت مرا به خودت، راهبَر [من] به سوی خشنودی ات، و شوقم را به تو، مانعِ [من] از نافرمانی ات قرار دهی.

نهایت آرزوها

امام زین العابدین علیه السلام از مناجات ایشان: آیا مرا با آتش می‌سوزانی، ای غایت آرزوها! / پس امیدم چه می‌شود؟ پس شیدایی ام کجاست؟!
امام زین العابدین علیه السلام از مناجات ایشان: معبودا، سرورا، و ای امید غایی من!
امام زین العابدین علیه السلام از دعای ایشان در کنار آرامگاه امیرمؤمنان: بار خدایا! ... تو ولی نعمت منی، تو منتهایِ آرزوهای منی، تو امید نهایی من، در بازگشتگاه و سرای آخرت هستی.
عنه علیه السلام فِی الدُّعاءِ: اللّهُمَّ یا مَن لا یَصِفُهُ نَعتُ الواصِفینَ، ویا مَن لا یُجاوِزُهُ رَجاءُ الرّاجینَ.[۹۴]
۲ / ۶فَوقَ المُنیرسول اللّه صلی الله علیه و آله فی ذِکرِ فَضلِ فاطِمَهَ علیهاالسلام یَومَ القِیامَهِ: وَالَّذی نَفسی بِیَدِهِ، إنَّهَا الجارِیَهُ الَّتی تَجوزُ فی عَرصَهِ القِیامَهِ عَلی ناقَهٍ رَأسُها مِن خَشیَهِ اللّهِ . . . فَیوحِی اللّهُ عَزَّوجَلَّ إلَیها: یا فاطِمَهُ! سَلینی اُعطِکِ، وتَمَنَّی عَلَیَّ اُرضِکِ، فَتَقولُ: إلهی أنتَ المُنی وفَوقَ المُنی[۹۵]
۲ / ۷خَیرُ مَأمولٍالإمام علی علیه السلام فِی الدُّعاءِ: اللّهُمَّ أنتَ أهلُ الوَصفِ الجَمیلِ، وَالتَّعدادِ الکَثیرِ، إن تُؤَمَّل فَخَیرُ مَأمولٍ، وإن تُرجَ فَخَیرُ مَرجُوٍّ. اللّهُمَّ وقَد بَسَطتَ لی فیما لا أمدَحُ بِهِ غَیرَکَ، ولا اُثنی بِهِ عَلی أحَدٍ سِواکَ، ولا اُوَجِّهُهُ إلی مَعادِنِ الخَیبَهِ ومَواضِعِ الرّیبَهِ، وعَدَلتَ بِلِسانی عَن مَدائِحِ الآدَمِیّینَ، وَالثَّناءِ عَلَی المَربوبینَ المَخلوقینَ. اللّهُمَّ ولِکُلِّ مُثنٍ عَلی مَن أثنی عَلَیهِ مَثوبَهٌ مِن جَزاءٍ، أو عارِفَهٌ مِن عَطاءٍ، وقَد رَجَوتُکَ دَلیلاً عَلی ذَخائِرِ الرَّحمَهِ وکُنوزِ المَغفِرَهِ. اللّهُمَّ وهذا مَقامُ مَن أفرَدَکَ بِالتَّوحیدِ الَّذی هُوَ لَکَ، ولَم یَرَ مُستَحِقّا لِهذِهِ المَحامِدِ وَالمَمادِحِ غَیرَکَ، وبی فاقَهٌ إلَیکَ لایَجبُرُ مَسکَنَتَها إلاّ فَضلُکَ، ولا یَنعَشُ[۹۶]مِن خَلَّتِها[۹۷] إلاّ مَنُّک وجودُکَ، فَهَب لنا فی هذَا المَقام رِضاکَ، وأغنِنا عَن مَدِّ الأَیدی إلی سِواکَ، إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.[۹۸]
.
امام زین العابدین علیه السلام در دعا: بار خدایا، ای کسی که وصفِ وصف کنندگان از عهده وصفش بر نمی‌آید، و ای کسی که امیدِ امیدواران، از او فراتر نمی‌رود [و همه امیدها به او می‌انجامد]!

بالاتر از آرزوها

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در بیان مقام والای فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت: سوگند به آن که جانم در دست اوست، او بانویی است که در صحنه قیامت، سوار بر ناقه‌ای که سرِآن از خشیتِ الهی است ... عبور می‌کند، و خداوند عز و جلبه او وحی می‌فرماید که: «ای فاطمه! از من بخواه تا به تو عطا کنم و آرزو کن تا خشنودت گردانم» و فاطمه علیهاالسلاممی گوید: معبود من! تو خود آرزو و بالاتر از آرزوهایی.

بهترین آرزو

امام علی علیه السلام در دعا: خدایا! تو سزاوار ستایشِ زیبا و شمارشِ نعمت‌های بی پایانی. اگر آرزو شوی، بهترینِ آرزو شده‌ای و اگر به تو امید بسته شود، بهترین کسی هستی که بدو امید بسته می‌شود. خدایا! تو به من توانِ بیان دادی و من با آن غیر از تو را نمی‌ستایم و کسی جز تو را ثنا نمی‌گویم و آن را متوجّه کان‌های ناکامی و محرومیت و جایگاه‌های شک و بی اعتمادی (مخلوقات) نمی‌سازم. تو زبانم را از ستودن آدمیان و ثناگویی بر آنان، که خود، دستْ پرورده و آفریده‌اند، باز داشتی. خدایا! برای هر ثناگویی، بر آن که ثنایش گوید، پاداشی و دِهِشی است و من به تو امید بسته‌ام که راهنما بر اندوخته‌های رحمت و گنج‌های آمرزشی. خدایا! در پیشگاه تو کسی ایستاده است که تنها تو را یگانه می‌داند، و یکتایی، ویژه توست، و غیر از تو را سزامند این مدح و ستایش‌ها نمی‌داند.
مرا به تو، چنان نیازی است که تنها فضل تو آن را می‌تواند جبران کند و تنها بخشش تو می‌تواند آن را بزداید. پس، اینک که در پیشگاه تو ایستاده‌ایم، خشنودی ات را به ما ارزانی فرما و ما را از دست دراز کردن به سوی غیر خودت، بی نیاز گردان، که بی گمان، تو بر هر کاری توانایی.
عنه علیه السلام مِن دُعائِهِ قَبلَ صَلاهِ اللَّیلِ: فَیا أمَلَ العارِفینَ، ورَجاءَ الآمِلینَ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ الطّاهِرینَ . . .[۹۹]
فاطمه علیهاالسلام فی دُعائِها عَقیبَ الصَّلَواتِ الخَمسِ: سَیِّدی . . . إلَیکَ المُشتَکی، وأنتَ المُستَعانُ والمُرتَجی.[۱۰۰]
الإمام زین العابدین علیه السلام فِی الدُّعاءِ: اللّهُمَّ أنتَ المَدعُوُّ، وأنتَ المَرجُوُّ، ورازِقُ الخَیرِ، وکاشِفُ السّوءِ.[۱۰۱]
عنه علیه السلام فِی الدُّعاءِ: یا مَن هُوَ الرَّجاءُ وَالأَمَلُ، وعَلَیهِ فِی الشَّدائِدِ المُتَّکَلُ . . . کَیفَ أخافُ وأنتَ رَجائی! وکَیفَ أضیعُ وأنتَ لِشِدَّتی ورَخائی[۱۰۲][۱۰۳]
امام علی علیه السلام از دعای ایشان در پیش از نماز شب: پس، ای آرزوی عارفان، و ای امید آرزومندان! بر محمّد و خاندان پاک او درود فرست ... .
فاطمه علیهاالسلام در تعقیبات نمازهای پنجگانه: آقای من! ... مرجع شکایات، تویی و از تو باید یاری خواست و به تو باید امید بست.
امام زین العابدین علیه السلام در دعا: بار خدایا! همگان، تو را می‌خوانند و امید همه خلایق، تویی. تو روزی کننده خوبی‌ها و زداینده بدی‌هایی.
امام زین العابدین علیه السلام در دعا: ای آن که امید و آرزوست و در سختی‌ها به او تکیه می‌شود! ... چگونه بترسم، در حالی که تو امید منی! و چگونه تباه و نابود شوم، در حالی که در سختی و آسایش، تکیه گاهم تویی!
الإمام الباقر علیه السلام فِی الدُّعاءِ: اللّهُمَ مَن کانَ النّاسُ ثِقَتَهُ ورَجاءَهُ فَأَنتَ ثِقَتی ورَجائِی. اقدِر لی خَیرَها عافِیَهً، ورَضِّنی بِما قَضَیتَ لی.[۱۰۴]
۲ / ۸مَأمولٌ لِلدُّنیا وَالآخِرَهِالإمام زین العابدین علیه السلام فِی المُناجاهِ الإِنجیلِیَّهِ: سَیِّدی! أدعوکَ دُعاءَ مُلِحٍّ لا یَمَلُّ مَولاهُ، وأتَضَرَّعُ إلَیکَ تَضَرُّعَ مَن أقَرَّ عَلی نَفسِهِ بِالحُجَّهِ فی دَعواهُ، وخَضَعَ لَکَ خُضوعَ مَن یُؤَمِّلُکَ لاِخِرَتِهِ ودُنیاهُ؛ فَلا تَقطَع عِصمَهَ رَجائی[۱۰۵]
عنه علیه السلام مِن دُعائِهِ فِی استِکشافِ الهُمومِ: اللّهُمَّ مَن أصبَحَ لَهُ ثِقَهٌ أو رَجاءٌ غَیرُکَ، فَقَد أصبَحتُ وأنتَ ثِقَتی ورَجائی فِی الاُمورِ کُلِّها.[۱۰۶]
عنه علیه السلام فی دُعاءِ یَومِ عَرَفَهَ: یا عَظیما یُرجی لِکُلِّ عَظیمٍ، اِغفِر لی ذَنبِیَ العَظیمِ؛ فَإِنَّهُ لا یَغفِرُ الذَّنبَ العَظیمَ إلاَّ العَظیمُ[۱۰۷]
عنه علیه السلام فی دُعاءِ یَومِ عَرَفَهَ: یا رَجائی فی کُلِّ کُربَهٍ، ویا وَلِیِّی فی کُلِّ نِعمَهٍ...[۱۰۸]
امام باقر علیه السلام در دعا: بار خدایا! اگر هرکسِ دیگری، مردم، تکیه گاه و امیدش باشند، امّا من، تکیه گاه و امیدم تویی. بهترین عافیت (۱) دنیا را قسمت من فرما و مرا به حکم و قضایی که برای من تقدیر کرده‌ای، خشنود گردان.

بایسته آرزو برای دنیا و آخرت

امام زین العابدین علیه السلام در مناجات انجیلیه: آقای من! تو را می‌خوانم، چونان خواندنِ اصرار کننده‌ای که از خواندن مولایش خسته نمی‌شود و به تو التماس می‌کنم، چون التماس کسی که در دعوایش، با دلیلْ علیه خود اقرار کرده است و در برابرت خاضع گشته، چونان خضوعِ کسی که برای دنیا و آخرتش تو را آرزو می‌کند. پس رشته امید مرا قطع مکن.
امام زین العابدین علیه السلام از دعای ایشان برای رفع اندوه‌ها: بار خدایا! هرکس اعتماد و امیدش به غیر تو باشد، برای من، در همه کارها، تو مورد اعتماد و امیدی.
امام زین العابدین علیه السلام در دعای روز عرفه: ای بزرگی که برای هر امر بزرگی به او امید بسته می‌شود! گناه بزرگ مرا ببخشای، که گناه بزرگ را جز بزرگ، نمی‌بخشاید.
امام زین العابدین علیه السلام در دعای روز عرفه: ای امید من در هر اندوهی، و ای آن که هر نعمتی دارم، از تو دارم! ... .
۱-. در مصباح المتهجّد، ص ۵۵۵، ح ۶۴۸ به جای «عافیت»، «عاقبت» آمده است.
أعلام الدین عن طاووس الیمانی :رَأَیتُ فی جَوفِ اللَّیلِ رَجُلاً مُتَعَلِّقا بِأَستارِ الکَعبَهِ وهُوَ یَقولُ: ألا أیُّهَا المَأمولُ فی کُلِّ حاجَهٍشَکَوتُ إلَیکَ الضُرَّ فَاسمَع شِکایَتی ألا یا رَجائی أنتَ کاشفُ کُربَتیفَهَب لی ذُنوبیکُلَّهَا واقضِ حاجَتی أتُحرِقُنی فِی النّارِ یا غایَهَ المُنیفَأَینَ رَجائی مِنکَ أینَ مَخافَتی! قالَ: فَتَأَمَّلتُهُ فَإِذا هُوَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام.[۱۰۹]
الإمام الصادق علیه السلام فی دُعاءِ شَهرِ رَجَبٍ: یا مَن أرجوهُ لِکُلِّ خَیرٍ، وآمَنُ سَخَطَهُ عِندَ کُلِّ عَثرَهٍ.[۱۱۰]
۲ / ۹المَأمولُ عِندَ انقِطاعِ الآمالِالإمام زین العابدین علیه السلام فی مُناجاهٍ لَهُ: إلهی حَرَمَنی کُلُّ مَسؤولٍ رِفدَهُ (۳)، ومَنَعَنی کُلُّ مَأمولٍ ما عِندَهُ، وأخلَفَنی مَن کُنتُ أرجوهُ لِرَغبَهٍ، وأقصِدُهُ لِرَهبَهٍ، وحالَ الشَّکُّ فی ذلِکَ یَقینا، وَالظَنُّ عِرفانا، وَاستَحالَ الرَّجاء یَأسا، ورَدَّتنِی الضَّرورَهُ إلَیکَ حینَ خابَت آمالی، وَانقَطَعَت أسبابی، وأیقَنتُ أنَّ سَعیی لا یُفلِحُ، وَاجتِهادی لا یَنجَحُ إلاّ بِمَعونَتِکَ، وأنَّ مُریدی بِالخَیرِ لا یَقدِرُ عَلی إنالَتی إیّاهُ إلاّ بِإِذنِکَ (۴).
أعلام الدین به نقل از طاووس یمانی: در نیمه‌های شب، مردی را دیدم که به پرده کعبه چنگ زده است و می‌گوید: «الا، ای آن که در هر نیازی بدو آرزو می‌بندند!/از رنج‌هایم به تو شِکوه می‌کنم. شِکوه‌ام را بشنو. الا، ای امید من! تویی گسارنده اندوه من/پس گناهانم، همه را ببخشای و حاجتم را برآور. آیا در آتشم می‌سوزانی، ای فرجامینِ آرزوها؟ /پس امیدم به تو چه می‌شود، بیمم کجاست؟»! دقّت کردم. دیدم علی بن حسین علیهماالسلام است.
امام صادق علیه السلام در دعای ماه رجب: ای کسی که برای هر خیری چشم امید به او دارم و هنگام هر لغزشی، از خشم او در امانم!

بایسته آرزو هنگام قطع شدن آرزوها

امام زین العابدین علیه السلام در یکی از مناجات‌هایش: معبود من! از هر که درخواست نمودم، مرا از عطایش محروم ساخت و از هرکس هر آرزوی ممکنی داشتم، از من دریغ کرد و هرکس که برای خواهشی به او امید بستم یا برای ترس و بیمی نزدش رفتم، خلافِ انتظارم را از او دیدم و شک من در این باره [که به مخلوق، امید نشاید بست] به یقین و گمان، به شناخت [قطعی] و امید به یأس تبدیل شد و آن گاه که آرزوها بر آورده نگشتند و همه رشته‌ها بُریده شد، ضرورت، مرا به سوی تو کشاند و یقین کردم که تلاش من، به جایی نمی‌رسد و کوششم به نتیجه نمی‌رسد، مگر با کمک تو و هر کس خیر را بخواهد، نمی‌تواند مرا به آن خیر و خوبی برساند، مگر با اجازه تو.
عنه علیه السلام کانَ یَدعو عِندَ استِجابَهِ دُعائِهِ بِهذَا الدُّعاءِ: اللّهُمَّ قَد أکدَی[۱۱۱] الطَّلَبُ وأعیَتِ[۱۱۲]الحِیَلُ إلاّ عِنَدکَ، وضاقَتِ المَذاهِبُ وَامتَنَعَتِ المَطالِبُ وعَسُرَتِ الرَّغائِبُ وَانقَطَعَتِ الطُّرُقُ إلاّ إلَیکَ، وتَصَرَّمَتِ[۱۱۳] الآمالُ وَانقَطَعَ الرَّجاءُ إلاّ مِنکَ، وخابَتِ الثِّقَهُ وأخلَفَ الظَّنُ إلاّ بِکَ.[۱۱۴]
عنه علیه السلام فِی المُناجاهِ الإِنجیلِیَّهِ: اللّهُمَّ بِذِکرِکَ أستَفتِحُ مَقالی، وبِشُکرِکَ أستَنجِحُ سُؤالی، وعَلَیکَ تَوَکُّلی فی کُلِّ أحوالی، وإیّاکَ [ أنتَ ]أمَلی فَلا تُخَیِّب آمالی.[۱۱۵]
عنه علیه السلام مِن دُعائِهِ فی صَلاهِ اللَّیلِ: أنَا العَبدُ الضَّعیفُ عَمَلاً، الجَسیمُ أمَلاً، خَرَجَت مِن یَدی أسبابُ الوُصُلاتِ إلاّ ما وَصَلَهُ رَحمَتُک، وتَقَطَّعَت عَنّی عِصَمُ الآمالِ إلاّ ما أنَا مُعتَصِمٌ بِهِ مِن عَفوِکَ.[۱۱۶]
الإمام الصادق علیه السلام فی دُعاءٍ عَلَّمَهُ بَعضَ أصحابِهِ لرَفعِ الفَقرِ: اللّهُمَّ أنتَ أنتَ، انقَطَعَ الرَّجاءُ إلاّ مِنکَ، وخابَتِ الآمالُ إلاّ فیکَ، یا ثِقَهَ مَن لا ثِقَهَ لَهُ، لا ثِقَهَ لی غَیرُکَ، اجعَل لی مِن أمری فَرَجا ومَخرَجا، وَارزُقنی مِن حَیثُ أحتَسِبُ ومِن حَیثُ لا أحتَسِبُ.[۱۱۷]
امام زین العابدین علیه السلام هنگام مستجاب شدن دعایش این دعا را می‌خواند: بارخدایا! همه جستن‌ها بی نتیجه مانْد و چاره اندیشی‌ها راه به جایی نبرد، مگر در نزد تو، و راه‌ها تنگ، خواست‌ها، ناشدنی و مطلوب‌ها، دست نایافتنی و راه‌ها، قطع می‌گردد، مگر به سوی تو، و رشته آرزو و امید بُریده می‌شود، مگر آرزوی تو و امید به تو، و اعتماد و حسن ظن [به هرکس] به بی اعتمادی و سوء ظن، بدل شود، مگر اعتماد و حُسن ظن به تو.
امام زین العابدین علیه السلام در مناجات انجیلیه: بار خدایا! به نام و یاد تو سخنم را می‌آغازم و با سپاس گزاری از تو، برآورده شدن خواهشم را می‌طلبم و در همه احوالم بر تو توکلّ می‌کنم و تنها آرزویم تویی. پس مرا در آرزوهایم، نامراد مکن.
امام زین العابدین علیه السلام از دعای ایشان در نماز شب: این بنده، کردارش اندک و آرزویش بزرگ است. رشته‌های اتّصال از دستم خارج گشته است، مگر آن رشته‌ای که رحمت تو وصلش بدارد و زنجیره‌های آرزوها در من گسسته است، مگر زنجیره بخشایش تو که بدان، چنگ آویخته‌ام.
امام صادق علیه السلام در دعایی که جهت از بین رفتن فقر به یکی از یارانش آموخت: خدایا! تو، تویی (هیچ کس چون تو نمی‌تواند بود). هر امیدی جز امید به تو، قطع می‌شود و هر آرزویی جز آرزوی تو ناکام می‌شود. ای تکیه گاه آن که تکیه گاهی ندارد! مرا تکیه گاهی جز تو نیست. در کار من، گشایشی و راه خروجی قرار ده و از آن جا که گمانش را دارم و ندارم، روزی ام ده.
عنه علیه السلام فِی الدُّعاءِ بَعدَ فَریضَهِ العِشاءِ: اللّهُمَّ . . . اکفِنی ما ضاقَ بِهِ صَدری، وعِیلَ[۱۱۸] بِهِ صَبری، وقَلَّت فیهِ حیلَتی، وضَعُفَت عَنهُ قُوَّتی، وعَجَزَت عَنهُ طاقَتی، ورَدَّتنی فیهِ الضَّرورَهُ عِندَ انقِطاعِ الآمالِ وخَیبَهِ الرَّجاءِ مِنَ المَخلوقینَ إلَیکَ[۱۱۹]
عنه علیه السلام مِن دُعائِهِ عِندَ الصَّباحِ: اللّهُمَّ إنَّهُ قَد أکدَی الطَّلَبُ، وأعیَتِ الحِیَلُ إلاّ عِندَکَ، وَانغَلَقتِ الطُّرُقُ وضاقَتِ المَذاهِبُ إلاّ إلَیکَ، ودَرَسَتِ[۱۲۰] الآمالُ وَانقَطَعَ الرَّجاءُ إلاّ مِنکَ، وکُذِّبَ الظَّنُّ واُخلِفَتِ العِداهُ إلاّ عِدَتُکَ.[۱۲۱]
راجع: موسوعه العقائد الإسلامیّه: ج ۳ ص ۶۲ (مبادئ معرفه اللّه / تجلّی الفطره عند الشدائد).
امام صادق علیه السلام در دعای بعد از نماز عشاء بار خدایا! ... مرا از این حال و روزکه دلْ تنگم کرده و صبرم را بُریده و چاره‌ای برایم باقی نگذاشته و قدرتم به آن نمی‌رسد و از توانم خارج گشته و امید و چشمداشتم به مخلوق، قطع شده و به ناچار نزد تو آمده‌ام، تو خود، کفایتم کن.
امام صادق علیه السلام از دعای ایشان در صبحگاه: بار خدایا! سعی، بی نتیجه ماند و چاره اندیشی‌ها، راه به جایی نبرد، مگر در نزد تو، و همه راه‌ها بسته و مسیرها تنگ باشد، مگر راه‌ها و مسیرهایی که به تو می‌رسند، و همه آرزوها بر باد رفته و امیدها قطع شده است، مگر آرزوی تو و امید به تو، و همه خوش گمانی‌ها دروغ از آب درآمده و همه وعده‌ها زیر پا گذاشته شده، مگر وعده‌های تو.
ر. ک : دانش نامه عقاید اسلامی: ج ۴ ص ۹۷ (راه‌های شناخت خدا / تجلّی فطرت در سختی‌ها).
الفصل الثّالث: طریق بلوغ الآمال۳ / ۱حُسنُ النِّیَّهِ الإمام علیّ علیه السلام :جَمیلُ النِّیَّهِ سَبَبٌ لِبُلوغِ الاُمنِیَّهِ.[۱۲۲]
عنه علیه السلام :مَن أخلَصَ بَلَغَ الآمالَ.[۱۲۳]
۳ / ۲حُسنُ العَمَلِالإمام علیّ علیه السلام :مَن أحسَنَ عَمَلَهُ بَلَغَ أمَلَهُ.[۱۲۴]
عنه علیه السلام :مَن حَسُنَ عَمَلُهُ بَلَغَ مِنَ اللّهِ أمَلَهُ.[۱۲۵]

فصل سوم: راه رسیدن به آرزوها

نیّت نیک

امام علی علیه السلام :نیّت زیبا، سبب رسیدن به آرزوست.
امام علی علیه السلام :هر که خلوص داشته باشد، به آرزوها می‌رسد.

کردار نیک

امام علی علیه السلام :هر که کردارش را نیک گردانَد، به آرزویش می‌رسد.
امام علی علیه السلام :هر که کردارش نیک باشد؛ خداوند، او را به آرزویش می‌رساند.
۳ / ۳الصَّبرالإمام علیّ علیه السلام :یَؤولُ أمرَ الصَّبورِ إلی دَرکِ غایَتِهِ وبُلوغِ أمَلِهِ.[۱۲۶]
عنه علیه السلام :مَن صَبَرَ نالَ المُنی.[۱۲۷]
الإمام الصادق علیه السلام :إنَّ عیسی علیه السلام قالَ لِأَصحابِهِ: بِحَقٍّ أقولُ لَکُم، إنَّکُم لا تُصیبونَ ما تُریدونَ إلاّ بِتَرکِ ما تَشتَهونَ، ولا تَنالونَ ما تَأمُلونَ إلاّ بِالصَّبرِ عَلی ما تَکرَهونَ.[۱۲۸]
۳ / ۴العَمَلُ لِدارِ البَقاءِالکتاب «الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیَوهِ الدُّنْیَا وَ الْبَقِیَتُ الصَّلِحَتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَ خَیْرٌ أَمَلاً».[۱۲۹]
الحدیثالإمام علیّ علیه السلام :نالَ المُنی مَن عَمِلَ لِدارِ البَقاءِ.[۱۳۰]
عنه علیه السلام :مَن عَمَرَ آخِرَتَهُ بَلَغَ آمالَهُ.[۱۳۱]

شکیبایی

امام علی علیه السلام :انسان شکیبا، سرانجام به مقصدش می‌رسد و به آرزویش دست می‌یابد.
امام علی علیه السلام :هر که شکیبایی ورزد، به آرزوها دست می‌یابد.
امام صادق علیه السلام :عیسی علیه السلام به یارانش فرمود: «به حق به شما می‌گویم: به آنچه می‌خواهید، نمی‌رسید، مگر با ترک شهوات، و به آنچه آرزو می‌کنید، دست نمی‌یابید، مگر با شکیبایی بر ناملایمات».

کار کردن برای سرای ماندگاری

قرآن «دارایی و فرزندان، زینت زندگی این جهان اند، و مانده‌های نیک از نظر پاداش، نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [نیز ] بهترند».
حدیث امام علی علیه السلام :هر که برای سرای ماندگاری کار کند، به آرزوها دست می‌یابد.
امام علی علیه السلام :هر که آخرتش را آباد کند، به آرزوهایش می‌رسد.
عنه علیه السلام :مَن جَعَلَ کُلَّ هَمِّهِ لاِخِرَتِهِ ظَفِرَ بِالمَأمولِ.[۱۳۲]
عنه علیه السلام :مَن کانَتِ الآخِرَهُ هِمَّتَهُ بَلَغَ مِنَ الخَیرِ غایَهَ اُمنِیَّتِهِ.[۱۳۳]
عنه علیه السلام :مَن أمَّلَ ثَوابَ الحُسنی لَم تُنکَد[۱۳۴] آمالُهُ.[۱۳۵]
عنه علیه السلام :صارَ أولیاءُ اللّهِ إلَی الأَجرِ بِالصَّبرِ، وإلَی الأَمَلِ بِالعَمَلِ.[۱۳۶]
عنه علیه السلام :إنَّکُم إنِ اغتَنَمتُم صالِحَ الأَعمالِ نِلتُم مِنَ الآخِرَهِ نِهایَهَ الآمالِ.[۱۳۷]
عنه علیه السلام :ألا وإنَّکُم فی أیّامِ أمَلٍ مِن وَرائِهِ أجَلٌ؛ فَمَن عَمِلَ فی أیّامِ أمَلِهِ قَبلَ حُضورِ أجَلِهِ فَقَد نَفَعَهُ عَمَلُهُ ولَم یَضرُرهُ أجَلُهُ، ومَن قَصَّرَ فی أیّامِ أمَلِهِ قَبلَ حُضورِ أجَلِهِ فَقَد خَسِرَ عَمَلُهُ وضَرَّهُ أجَلُهُ.[۱۳۸]
۳ / ۵الاِتِّکالُ عَلَی اللّهِالإمام علیّ علیه السلام :مَن یَکُن اللّهُ أمَلَهُ، یُدرِک غایَهَ الأَمَلِ وَالرَّجاءِ.[۱۳۹]
عنه علیه السلام :مَن لَم یَکُن هَمُّهُ ما عِندَ اللّهِ سُبحانَهُ لَم یُدرِک مُناهُ.[۱۴۰]
امام علی علیه السلام :هر که تمام همّ و غمّش را برای آخرتش قرار دهد، به آرزو دست می‌یابد.
امام علی علیه السلام :هر که آخرت، همّ و غم او باشد، به نهایت آرزویش از خوبی‌ها می‌رسد.
امام علی علیه السلام :هر که پاداش سرای نیکوتر (آخرت) را آرزو کند، آرزوهایش دشوار نمی‌گردد.
امام علی علیه السلام :اولیای خداوند، با شکیبایی به سوی پاداش رفتند و با کار [و تلاش]، به سوی آرزو.
امام علی علیه السلام :شما اگر کارهای نیک را غنیمت شمارید، در آخرت به نهایت آرزوها می‌رسید.
امام علی علیه السلام :هان! شما در روزگار امید به سر می‌برید که در پیِ آن، اَجَل است. پس هرکه در روزگار آرزومندی و پیش از فرا رسیدن اَجَلش کار کند، کارش به حال او سودمند می‌افتد و اَجَلش به او زیانی نمی‌رساند و هر که در روزگار آرزومندی و پیش از فرا رسیدن اجلش کوتاهی کند، زیانکار شود و مرگ و اجلش مایه زیان او می‌گردد.

تکیه کردن به خدا

امام علی علیه السلام :کسی که خدا امید [و آرزوی] او باشد، غایت امید و آرزویش را درمی یابد.
امام علی علیه السلام :کسی که اهتمام او به آنچه نزد خداست، نباشد، به آرزوهایش نمی‌رسد.
عنه علیه السلام :مَن رَغِبَ فیما عِندَ اللّهِ بَلَغَ آمالَهُ.[۱۴۱]
عنه علیه السلام :إنَّکُم إن رَجَوتُمُ اللّهَ بَلَغتُم آمالَکُم، وإن رَجَوتُم غَیرَ اللّهِ خابَت أمانِیُّکُم و آمالُکُم.[۱۴۲][۱۴۳]
۳ / ۶الاِستِعانَهُ بِاللّهِالإمام علیّ علیه السلام فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ: اللّهُمَّ إنَّ الآمالَ مَنوطَهٌ[۱۴۴] بِکَرَمِکَ، فَلا تَقطَع عَلائِقَها بِسَخَطِکَ.[۱۴۵]
عنه علیه السلام مِن مُناجاهٍ لَهُ فی مَسجِدِ جُعفِیٍّ: إلهی إن کانَ صَغُرَ فی جَنبِ طاعَتِکَ عَمَلی فَقَد کَبُرَ فی جَنبِ رَجائِکَ أمَلی، إلهی کَیفَ أنقَلِبُ بِالخَیبَهِ مِن عِندِکَ مَحروما وکُلُّ ظَنّی بِجودِکَ أن تَقلِبَنی بِالنَّجاهِ مَرحوما، إلهی لَم اُسلِّط عَلی حُسنِ ظَنّی بِکَ قُنوطَ الآیِسینَ، فَلا تُبطِل صِدقَ رَجائی مِن بَینِ الآمِلینَ.[۱۴۶]
الإمام زین العابدین علیه السلام فی مُناجاهِ الشّاکِرینَ: إلَهی .. . أنتَ الرَّؤوفُ الرَّحیمُ البَرُّ الکَریمُ الَّذی لا یُخَیِّبُ قاصدیهِ، ولا یَطرُدُ عَن فِنائِهِ آمِلیهِ، بِساحَتِکَ تَحُطُّ رِحالُ الرّاجینَ، وبِعَرصَتِکَ تَقِفُ آمالُ المُستَرفِدینَ، فَلا تُقابِل آمالَنا بِالتَّخییبِ وَالإِیاسِ، ولا تُلبِسنا سِربالَ القُنوطِ وَالإِبلاسِ.[۱۴۷]
امام علی علیه السلام :هر که به آنچه نزد خداست، راغب باشد، به آرزوهایش نائل می‌آید.
امام علی علیه السلام :اگر شما به خدا امید ببندید، به آرزوهایتان می‌رسید و اگر به غیرِ خدا امید ببندید، به آمال و آرزوهایتان دست نمی‌یابید[۱۴۸]

کمک جستن از خدا

امام علی علیه السلام در حکمت‌های منسوب به ایشان: بار خدایا! آرزوها به کَرَم توبسته است. پس با خشم و ناخشنودی ات [از من]، بندهای آنها را قطع مکن.
امام علی علیه السلام از مناجات ایشان در مسجد جُعفی: معبود من! اگر عمل من در کنار طاعت از تو ناچیز است، امّا آرزوی فراوان به لطف امید بخش تو بسته‌ام. معبود من! چگونه از درگاه تو محروم بازگردم، در حالی که همه گمانم به بخشندگی تو آن است که مرامورد مهرخویش قرار دهی وکامیاب، بازَم گردانی؟ معبود من! نومیدیِ نومیدان را بر گمان نیکم به تو چیره نگردانیده‌ام. پس، از میان امیدواران، بر امید نیک، مُهر بطلان مزن [و مرا نومید بر مگردان].
امام زین العابدین علیه السلام در مناجات سپاس گزاران: معبود من!... تو آن رئوف مهربان نیکوکارِ کریمی هستی که هر که را به او رو آورد، نومید بر نمی گردانَد و آرزومندانش را از درگاهش نمی رانَد. امیدواران، در بارگاه تو بار می‌افکنند وآرزوهای عطاخواهان، در میدان تو توقّف می‌کنند. پس آرزوهای ما را با ناکامی و یأس، پاسخ مده و جامه‌های نومیدی و یأس بر ما مپوشان.
عنه علیه السلام فِی المُناجاهِ الإِنجیلِیَّهِ: اللّهُمَّ .. . أسأَلُکَ مِنَ الشَّهادَهِ أقسَطَها، و مِنَ العِبادَهِ أنشَطَها ... ومِنَ الأَعمالِ أقسَطَها، ومِنَ الآمالِ أوفَقَها، ومِنَ الأَقوالِ أصدَقَها.[۱۴۹]
عنه علیه السلام فی مُناجاهِ المُفتَقِرینَ: إلهی کَسری لا یُجبِرُهُ إلاّ لُطفُکَ وحَنانُکَ .. . واُمنِیَّتی لا یُبَلِّغُنیها إلاّ فَضلُکَ.[۱۵۰]
الإمام الصادق علیه السلام فی دُعاءِ الصَّباحِ: یا مَن جودُهُ وسیلَهُ کُلِّ سائِلٍ، وکَرَمُهُ شَفیعُ کُلِّ آمِلٍ، یا مَن هُوَ بِالجودِ مَوصوفٌ، اِرحَم مَن هُوَ بِالإِساءَهِ مَعروفٌ.[۱۵۱]
عنه علیه السلام فی دُعاءِ السَّفَرِ: اللّهُمَّ فَاصرِف عَنّی مَقادیرَ کُلِّ بَلاءٍ ومَقضِیَّ کُلِّ لَأواءٍ،[۱۵۲] وَابسُط عَلَیَّ کَنَفا[۱۵۳] مِن رَحمَتِکَ ولُطفا مِن عَفوِکَ وسَعَهً مِن رِزقِکَ وتَماما مِن نِعمَتِکَ وجِماعا[۱۵۴]مِن مُعافاتِکَ، وأوقعِ عَلَیَّ فیهِ جَمیعَ قَضائِکَ عَلی مُوافَقَهِ جَمیعِ هَوایَ فی حَقیقَهِ[۱۵۵] أحسَنِ أمَلی.[۱۵۶]
امام زین العابدین علیه السلام در مناجات انجیلیه: بار خدایا! ... از تو درخواست می‌کنم: از شهادت و گواهی، درست‌ترین آن را، از عبادت، با نشاط ترینش را... از اعمال، صحیح‌ترین آنها را، از آرزوها، مناسب ترینِ آنها را، و از گفتارها، راست‌ترین آنها را.
امام زین العابدین علیه السلام در مناجات نیازمندان: معبود من! پریشانی مرا، جز لطف و مهر تو به سامان نمی‌آورد... و جز فضل تو، چیزی مرا به آرزویم نمی‌رساند.
امام صادق علیه السلام در دعای صباح: ای کسی که جودش دستاویز هر درخواستگری است و کَرَمش، میانجیِ هر آرزومندی است، ای کسی که به بخشندگی موصوف است! رحم فرما بر کسی که به بدی کردن، معروف است.
امام صادق علیه السلامدر دعای سفر: بار خدایا! هر بلایی را که مقدّر گشته و هر سختی ای را که حکم آن صادر شده است، از من بگردان و سایه رحمتت را بر من بگستران و به لطف خویش، مرا ببخشای و درِ روزی ات به من گشایش ده و نعمتت را بر من، تمام گردان و مرا از هر جهت، مشمول عافیت خود گردان و در این سفر، همه قضایت را سازگار با همه دلخواه من قرار ده و بهترین آرزوهای مرا تحقّق بخش.
عنه علیه السلام فی دُعائِهِ عِندَ التَّوَجُّهِ إلی مِنی: اللّهُمَّ إیّاکَ أرجو وإیّاکَ أدعو، فَبَلِّغنی أمَلی وأصلِح لی عَمَلی.[۱۵۷]
عنه علیه السلام فِی الدُّعاءِ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وأعِذنا أن تُخَیِّبَ آمالَنا وتُحبِطَ أعمالَنا.[۱۵۸]
امام صادق علیه السلام از دعای ایشان، هنگام رهسپار شدن به مِنا: بار خدایا! امیدم به توست و تو را می‌خوانم. پس مرا به آرزویم برسان و عمل مرا شایسته گردان.
امام صادق علیه السلام در دعا: بار خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و ما را از این که آرزوهایمان را برآورده نسازی و اعمالمان را بی حاصل گردانی، محفوظ بدار.
الفصل الرابع: آفات الآمال۴ / ۱سوءُ النِّیَّهِالإمام علیّ علیه السلام :مَن أساءَ النِّیَّهَ مُنِعَ الاُمنِیَّهَ[۱۵۹][۱۶۰]
۴ / ۲الکَسَلالإمام علیّ علیه السلام :مَن دامَ کَسَلُهُ خابَ أملُهُ.[۱۶۱]
۴ / ۳الجَزَعالإمام علیّ علیه السلام :إیّاکَ وَ الجَزَعَ؛ فَإِنَّهُ یَقطَعُ الأَمَلَ، و یُضعِفُ العَمَلَ، ویورِثُ الهَمَّ.[۱۶۲]

فصل چهارم: آفتهای آرزوها

نیّت بد

امام علی علیه السلام :هرکه بد نیّت باشد، از رسیدن به آرزو محروم می‌ماند.

سستی و تنبلی

امام علی علیه السلام :هرکه سستی [و تنبلی]اش پایدار بمانَد، در آرزویش ناکام می‌شود.

ناشکیبایی

امام علی علیه السلام :از ناشکیبی بپرهیز که آن، امید را قطع می‌کند و عمل را به ضعف می کشانَد و اندوه به بار می‌آورد.
۴ / ۴طَلَبُ المُستَحیلِالإمام علیّ علیه السلام :مَن أمَّلَ ما لا یُمِکنُ طالَ تَرَقُّبُهُ.[۱۶۳]
عنه علیه السلام :مَن طَلَبَ ما لا یَکونُ ضَیَّعَ مَطلَبَهُ.[۱۶۴]
عنه علیه السلام :مَن سَعی فی طَلَبِ السَّرابِ طالَ تَعَبُهُ وکَثُرَ عَطَشُهُ. مَن أمَّلَ الرِّیَّ مِنَ السَّرابِ خابَ أمَلُهُ وماتَ بِعَطَشِهِ.[۱۶۵]
۴ / ۵الاِشتِغالُ بِالمَلاهیالإمام علیّ علیه السلام :لا تُفنِ عُمُرَکَ فِی المَلاهی؛ فَتَخرُجَ مِنَ الدُّنیا بِلا أمَلٍ.[۱۶۶]
۴ / ۶الاِشتِغالُ بِالفُضولِالإمام علیّ علیه السلام :مَنِ اشتَغَلَ بِالفُضولِ فاتَهُ مِن مُهِمِّهِ المَأمولُ.[۱۶۷]
۴ / ۷سِیادَهُ الأَراذِلِالإمام علیّ علیه السلام :إذا سادَ السَّفَلُ خابَ الأَمَلُ.[۱۶۸]

طلب محال

امام علی علیه السلام :هر که آنچه را ناشدنی است، آرزو کند ، انتظارش به درازا می‌کشد.
امام علی علیه السلام :هر که آنچه را ناشدنی است، بجوید، به مطلوبش دست نمی‌یابد.
امام علی علیه السلام :هر که در طلب سراب بکوشد، رنج و زحمت او به درازا می‌کشد و تشنگی‌ها می‌کشد. هر که سیرابی از سراب را آرزو کند، به آرزویش نمی‌رسد و از تشنگی می‌میرد.

پرداختن به سرگرمی‌ها

امام علی علیه السلام :عمرت را در سرگرمی‌ها مگذران، که از دنیا نومید خارج می‌شوی.

پرداختن به زواید

امام علی علیه السلام :هرکه به زواید (چیزهای کم اهمّیت) بپردازد، آرزوی مهمّش را از دست می‌دهد.

حاکمیت فرومایگان

امام علی علیه السلام :هرگاه فرومایگان مهتری یابند، امید قطع می‌شود.
۴ / ۸اِرتِکابُ الذُّنوبِالإمام علیّ علیه السلام :مَن سَلِمَ مِنَ المَعاصی عَمَلُهُ بَلَغَ مِنَ الآخِرَهِ أمَلَهُ.[۱۶۹]
عنه علیه السلام مِنِ استِغفارِهِ بَعدَ رَکعَتَیِ الفَجرِ: اللّهُمَّ وأستَغفِرُکَ لِکُلِّ ذَنبٍ یُدِنی الآجالَ ویَقطَعُ الآمالَ ویَبتُرُ الأَعمارَ.[۱۷۰]
الإمام الصادق علیه السلام :کَتَبَ رَجُلٌ إلَی الحُسَینِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ: عِظنی بِحَرفَینِ، فَکَتَبَ إلَیهِ: مَن حاوَلَ أمرا بِمَعصِیَهِ اللّهِ، کانَ أفوَتَ لِما یَرجو وأسرَعَ لِمَجیءِ ما یَحذَرُ.[۱۷۱]
۴ / ۹عَدَمُ الاِهتِمامِ بِالآخِرَهِالإمام علیّ علیه السلام :خابَ رَجاؤُهُ ومَطلَبُهُ مَن کانَتِ الدُّنیا أمَلَهُ وإربَهُ[۱۷۲][۱۷۳]
عنه علیه السلام :مَن لَم یَعمَل لِلآخِرَهِ لم یَنَل أمَلَهُ.[۱۷۴]
الإمام الحسین علیه السلام :لا تَغُرَّنَّکُم هذِهِ الدُّنیا؛ فَإِنَّها تَقطَعُ رَجاءَ مَن رَکَنَ إلَیها، وتُخَیِّبُ طَمَعَ مَن طَمِعَ فیها.[۱۷۵]

گناهکاری

امام علی علیه السلام :هر که کردارش از گناهان سالم بماند، به آرزویش از آخرت دست می‌یابد.
امام علی علیه السلام در آمرزش خواهی بعد از نماز صبح: بار خدایا! برای هر گناهی که اَجَل‌ها را نزدیک، امیدها را قطع و عمرها را کوتاه می‌کند، از تو آمرزش می‌طلبم.
امام صادق علیه السلام :مردی به امام حسین که درودهای خداوند بر او باد: نوشت: مرا دو کلمه موعظه کن. در پاسخ او نوشت: «هرکس چیزی را از طریق نافرمانی کردن خدا بجوید، آنچه را بدان امید دارد، بیشتر از دست می‌دهد و آنچه از آن می‌گریزد، زودتر به سرش می‌آید».

اهمّیت ندادن به آخرت

امام علی علیه السلام :کسی که دنیا آرزو و مطلوب او باشد، به آرزو و مطلوبش نمی‌رسد.
امام علی علیه السلام :کسی که برای آخرت کار نکند، به آرزویش نمی‌رسد.
امام حسین علیه السلام :زنهار، این دنیا شما را نفریبد، که دنیا، امید هرکه را به آن بگراید، قطع کند و هرکه را به آن چشم طمع بندد، نامراد می‌سازد.
۴ / ۱۰الاِتِّکالُ عَلی غَیرِ اللّهِالإمام علیّ علیه السلام :مَن أمَّلَ غَیرَ اللّهِ سُبحانَهُ أکذَبَ آمالَهُ.[۱۷۶]
الإمام زین العابدین علیه السلام فِی المُناجاهِ الإِنجیلِیَّهِ: سَیِّدی خابَ رَجاءُ مَن رجا سِواکَ.[۱۷۷]
الإمام الصادق علیه السلام :إلهی .. . أنتَ أنتَ! انقَطَعَ الرَّجاءُ إلاّ مِنکَ، وخابَتِ الآمالُ إلاّ فیکَ، فَلا تَقطَع رَجائی یا مَولایَ.[۱۷۸]
الأمالی للطوسی عن محمّد بن عَجلانَ :أصابَتنی فاقَهٌ شَدیدَهٌ ولا صَدیقَ لِمَضیقٍ، ولَزِمَنی دَینٌ ثَقیلٌ وغَریمٌ یَلَجُّ بِاقتِضائِهِ، فَتَوَجَّهتُ نَحوَ دارِالحَسَنِ بنِ زَیدٍ وهُوَ یَومَئِذٍ أمیرُ المَدینَهِ لِمَعرِفَهٍ کانَت بَینی وبَینَهُ؛ و شَعَرَ بِذلِکَ مِن حالی مُحَمَّدُ بنُ عَبدِ اللّهِ بنِ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ، وکانَ بَینی وبَینَهُ قَدیمُ مَعرِفَهٍ، فَلَقِیَنی فِی الطَّریقِ فَأَخَذَ بِیَدی وقالَ لی: قَد بَلَغَنی ما أنتَ بِسَبیلِهِ، فَمَن تُؤَمِّلُ لِکَشفِ ما نَزَلَ بِکَ؟ قُلتُ: الحَسَنَ بنَ زَیدٍ، فقال: إذا لا تُقضی حاجَتُکَ ولا تُسعَفُ بِطَلِبَتِکَ، فَعَلَیکَ بِمَن یَقدِرُ عَلی ذلِکَ وهُوَ أجوَدُ الأَجوَدینَ، فَالتَمِس ما تُؤَمِّلُهُ مِن قِبَلِهِ؛ فَإِنّی سَمِعتُ ابنَ عَمّی جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ یُحَدِّثُ عَن أبیهِ عنَ جَدِّهِ عَن أبیهِ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ عَن أبیهِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیهم السلام عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قالَ: أوحَی اللّهُ إلی بَعضِ أنبِیائِهِ فی بَعضِ وَحیِهِ إلَیهِ: وعِزَّتی وجَلالی لاَُقَطِّعَنَّ أمَلَ کُلِّ مُؤَمِّلٍ غَیری بِالإِیاسِ، ولاَ کسُوَنَّهُ ثَوبَ المَذَلَّهِ فِی النّاسِ، ولاَُبعِدَنَّهُ مِن فَرَجی وفَضلی، أیُؤَمِّلُ عَبدی فِی الشَّدائِدِ غَیری أو یَرجو سِوایَ وأنَا الغَنِیُّ الجَوادُ، بِیَدی مَفاتیحُ الأَبوابِ وهِیَ مُغلَقَهٌ، وبابی مَفتوحٌ لِمَن دَعانی؟ ألَم یَعلَم أنَّهُ ما أوهَنَتهُ نائِبَهٌ لَم یَملِک کَشفَها عَنهُ غَیری، فَما لی أراهُ بِأَمَلِهِ مُعرِضا عَنّی قَد أعطَیتُهُ بِجودی وکَرَمی ما لَم یَسأَلنی؟! فَأَعرَضَ عَنّی ولَم یَسأَلنی وسَأَلَ فی نائِبَتِهِ غَیری، وأنَا اللّهُ أبتَدِئُ بِالعَطِیَّهِ قَبلَ المَسأَلَهِ، أفَاُسأَلُ فَلا اُجیبُ؟ کَلاّ، أوَ لَیسَ الجُودُ وَالکَرَمُ لی؟ أوَ لَیسَ الدُّنیا وَالآخِرَهُ بِیَدی؟ فَلَو أنَّ أهلَ سَبعِ سَماواتٍ وأرَضینَ سَأَلونی جَمیعا فَأَعطَیتُ کُلَّ واحِدٍ مِنهُم مَسأَلَتَهُ، ما نَقَصَ ذلِکَ مِن مُلکی مِثلَ جَناحِ بَعوضَهٍ، وکَیفَ یَنقُصُ مُلکٌ أنا قَیِّمُهُ؟ فیا بُؤسا[۱۷۹] لِمَن عَصانی ولَم یُراقِبنی. فَقُلتُ: یَابنَ رَسولِ اللّهِ أعِد عَلَیَّ هذَا الحَدیثَ، فَأَعادَهُ ثَلاثا، فَقُلتُ: لا وَاللّهِ لا سَأَلتُ أحَدا بَعدَ هذا حاجَهً. فَما لَبِثتُ أن جاءَنی[۱۸۰] بِرِزقٍ وفَضلٍ مِن عِندِهِ.[۱۸۱]

تکیه بر غیرخدا

امام علی علیه السلام :هرکه به غیرِ خداوند سبحان امید بندد، امیدهایش را دروغ می‌یابد.
امام زین العابدین علیه السلام در مناجات انجیلیه: سرور من! نومید شد هر آن که به غیر تو امید بست.
امام صادق علیه السلام :معبود من!... تو، تویی! هر امیدی قطع می‌شود، جز امید به تو و هر آرزویی ناکام می‌گردد، جز آرزوی تو. پس، امیدم را قطع مکن، ای مولای من!
الأمالی، طوسی به نقل از محمّد بن عجلان: به تنگ دستی شدیدی گرفتار شدم و دوست غمخواری هم نداشتم. قرض سنگینی بالا آوردم و طلبکاری داشتم که مرتّب پولش را از من می‌طلبید. ناچار، رهسپار سرای حسن بن زید که در آن وقت امیر مدینه بود و میان ما آشنایی ای بود، شدم. محمّد بن عبد اللّه بن علی بن حسین که با هم آشنایی دیرینه‌ای داشتیم، از حال و روز من آگاه شد. در راه، مرا دید و دستم را گرفت و گفت: شنیده‌ام که در مضیقه هستی. برای رفع گرفتاری ات به چه کسی امید بسته‌ای؟ گفتم: به حسن بن زید. گفت: در این صورت، حاجتت برآورده نمی‌شود و به خواسته ات نمی‌رسی. نزد کسی برو که قادر به این کار باشد و از هر بخشنده‌ای بخشنده تر است. برای رفع گرفتاری ات به او امید ببند؛ چرا که من از پسر عمویم جعفر بن محمّد علیهماالسلامشنیدم که از پدرش، از جدّش، از پدرش حسین بن علی علیهماالسلاماز پدرش علی بن ابی طالب علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت می‌کند که فرمود: «خداوند، در یکی از وحی‌هایش به یکی از پیامبرانش فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، آرزوی هر آن کس را که به غیر من آرزو بندد، به یأس مبدّل می‌سازم و جامه خواری در میان مردم بر او می‌پوشانم و از گشایش و فضل خویش، دورش می‌گردانم. آیا بنده‌ام در سختی‌ها به غیر من آرزو می‌بندد یا به کسی جز من، امیدوار می‌شود، در حالی که بی نیاز بخشنده، منم و کلید درهای بسته، در دست من است و درِ خانه‌ام به روی هر کس که مرا بخواند، باز است؟ آیا نمی‌داند هر مصیبتی او را از پا در آورد، جز من، کسی نمی‌تواند آن مصیبت را از او برطرف سازد؟ پس چه شده است که می‌بینم آرزویش را از من، روی گردان ساخته، در حالی که من به واسطه بخشش و کَرَم خویش، آنچه از من درخواست هم نکرده است، به او عطا کرده‌ام؟! حال از من روی گردانده و در مصیبتی که به او رسیده، از من درخواست نمی‌کند و دستِ خواهش به سوی غیر من دراز کرده است، در حالی که منم خدایی که پیش از درخواست، عطا می‌کنم. پس آیا اگر از من درخواست شود، اجابت نمی‌کنم؟ هرگز! آیا بخشش و کَرَم، متعلّق به من نیست؟ آیا دنیا و آخرت، در دست من نیست؟ اگر اهل هفت آسمان و زمین، همگی از من بخواهند و من، درخواست یکایک آنها را برآورم، این به قدر بال پشه‌ای از مُلک من نمی‌کاهد.
چگونه ملکی که من صاحب آنم، کاستی یابد؟ پس، نگون بخت، کسی است که مرا نافرمانی کند و مرا در نظر نگیرد». گفتم: ای فرزند پیامبر خدا! این حدیث را برایم تکرار کن. حضرت امام علیه السلام سه بار آن را بازگو کرد. گفتم: نه، به خدا! از این پس، از احدی حاجتی نمی‌خواهم. چندی نگذشت که مرا روزی و فضلی از نزد خداوند رسید.
الفصل الخامس: تقصیر الآمال۵ / ۱اُوصیکَ بِقَصرِ الأَمَلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن وَصِیَّتِهِ إلی مُعاذِ بنِ جَبَلٍ لَمّا بَعَثَهُ إلَی الیَمَنِ: اُوصیکَ بِتَقوَی اللّهِ . . . وحُسنِ العَمَلِ، وقَصرِ الأَمَل، وحُبِّ الآخِرَهِ.[۱۸۲]
عنه صلی الله علیه و آله :عِبادَ اللّهِ! إنَّکُم فی دارِ أمَلٍ، بَینَ حَیاهٍ وأجَلٍ، وصِحَّهٍ وعِلَلٍ، دارِ زَوالٍ و تَقَلُّبِ أحوالٍ، جُعِلَت سَبَبا لِلاِرتِحالِ، فَرَحِمَ اللّهُ امرَأً قَصَّرَ مِن أمَلِهِ.[۱۸۳]
الأمالی للطوسی عن أبی ذرّ عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :قال: یا أبا ذَرٍّ، أتُحِبُّ أن تَدخُلَ الجَنَّهَ؟ قُلتُ: نَعَم فِداکَ أبی! قالَ: فَاقصِر مِنَ الأَمَلِ، وَاجعَلِ المَوتَ نُصبَ عَینِکَ، وَاستَحِ مِنَ اللّهِ حَقَّ الحَیاءِ.[۱۸۴]
الإمام علیّ علیه السلام مِن وَصِیَّتِهِ لِوَلَدِهِ الحَسَنِ علیه السلام: اُوصیکَ یا بُنَیَّ وَقتِها ... وقَصرِ الأَمَلِ وذِکرِ المَوتِ، وَالزُّهدِ فِی الدُّنیا، فَإِنَّکَ رَهنُ مَوتٍ وغَرَضُ بَلاءٍ و طَریحُ سُقمٍ.[۱۸۵]

فصل پنجم: کوتاه کردن آرزوها

سفارش به کوتاهیِ آرزو

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از سفارش‌های ایشان به مَعاذ بن جبل، هنگامی که او را به یمن فرستاد: تو را به پروا کردن از خدا ... ، نیکوییِ کردار، کوتاهی آرزو، و عشق به آخرت، سفارش می‌کنم.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ای بندگان خدا! شما در سرایِ آرزو به سر می‌برید، میان زندگی و مرگ، و تن درستی و بیماری‌ها؛ در سرایِ ناپایداری و دگرگونی حالات؛ سرایی که برای کوچیدن، خلق شده است. پس، رحمت خدا بر آن کس باد که آرزویش را کوتاه سازد!
الأمالی، طوسی به نقل از ابو ذر: پیامبر خدا: فرمود: «ای ابو ذر! دوست داری به بهشت بروی؟». گفتم: آری، پدرم به فدایت! فرمود: «پس، آرزو کوتاه دار و مُردن را همواره پیشِ چشم خود بدار و از خداوند، چنان که باید، شرم داشته باش».
امام علی علیه السلام از سفارش ایشان به فرزندش امام حسن علیه السلام: تو را ای فرزندم به خواندن نماز در وقتش... و کوتاه کردن آرزو و به یاد مرگ بودن و زهد ورزیدن به دنیا سفارش می‌کنم؛ چرا که تو گروگانِ مرگ، آماج بلا و زمین خورده بیماری‌ها هستی.
عنه علیه السلام :قَصِّرُوا الأَمَلَ وبادِرُوا العَمَلَ وخافوا بَغتَهَ الأَجَلِ: فَإِنَّهُ لَن یُرجی مِن رَجعَهِ العُمُرِ ما یُرجی مِن رَجعَهِ الرِّزقِ، ما فاتَ الیَومَ مِنَ الرِّزقِ یُرجی غَدا زِیادَتُهُ، وما فاتَ أمسِ مِنَ العُمُرِ لَم تُرجَ الیَومَ رَجعَتُهُ.[۱۸۶]
عنه علیه السلام :قَصِّرِ الأَمَلَ فَإِنَّ العُمُرَ قَصیرٌ، وَافعَلِ الخَیرَ فَإِنَّ یَسیرَهُ کَثیرٌ.[۱۸۷]
عنه علیه السلام :زِد مِن طولِ أمَلِکَ فی قَصرِ أجَلِکَ، ولا تَغُرَّنَّکَ صِحَّهُ جِسمِکَ وسَلامَهُ أمسِکَ؛ فَإِنَّ مُدَّهَ العُمُرِ قَلیلَهٌ وسَلامَهَ الجِسمِ مُستَحیلَهٌ.[۱۸۸]
عنه علیه السلام :قَصِّر أملَکَ فَما أقرَبَ أجَلَکَ![۱۸۹]
عنه علیه السلام :أفضَلُ الدّینِ قَصرُ الأَمَلِ، وأفضَلُ العِبادَهِ إِخلاصُ العَمَلِ.[۱۹۰]
عنه علیه السلام :الکَیِّسُ[۱۹۱] مَن قَصُرَ آمالُهُ.[۱۹۲]
عنه علیه السلام فی وَصفِ المُؤمِنِ: تَراهُ بَعیدا کَسَلُهُ، دائِمانَشاطُهُ، قَریبا أمَلُهُ.[۱۹۳]
امام علی علیه السلام :آرزو را کوتاه کنید و به عمل، بشتابید و از فرا رسیدن ناگهانی مرگ، بترسید؛ زیرا آن امیدی که به بازگشت روزی هست، به بازگشت عمر، هرگز نیست. روزیِ امروز، اگر نرسد، امید آن هست که فردا بیشتر برسد؛ امّا عمری که دیروز از کف رفته، امروز به بازگشت آن، امیدی نیست.
امام علی علیه السلام :آرزو کوتاه دار؛ زیرا که عمر، کوتاه است، و کار نیک کن؛ زیرا که اندکِ آن هم بسیار است.
امام علی علیه السلام :از درازی آرزویت بکاه و بر کوتاهی عمرت بیفزای. زنهار که سلامت جسمت و بی گزندی دیروزت، تو را نفریبد، که مدّت عمر، اندک است و سلامت جسم، دست خوش دگرگونی.
امام علی علیه السلام :آرزویت را کوتاه کن، که چه نزدیک است اَجَل تو!
امام علی علیه السلام :برترین دینداری، کوتاهیِ آرزوست و برترین عبادت، خالص گردانیدن عمل.
امام علی علیه السلام :زیرک، کسی است که آرزوهایش کوتاه باشد.
امام علی علیه السلام در وصف مؤمن: او را از سستی [و تنبلی] به دور می‌بینی. همواره کوشا و آرزویش کوتاه است.
عنه علیه السلام :طوبی[۱۹۴] لِمَن قَصَّرَ أمَلَهُ وَاغتَنَمَ مَهَلَهُ.[۱۹۵]
۵ / ۲أسبابُ قَصرِ الأَمَلِأ مَعرِفَهُ النَّفسِالإمام علیّ علیه السلام :مَن عَرَفَ شَرَفَ مَعناهُ، صانَهُ عَن دَناءَهِ شَهوَتِهِ وزورِ مُناهُ.[۱۹۶]
ب الکَیِّسالإمام علیّ علیه السلام :أکیَسُ الأَکیاسِ مَن مَقَتَ دُنیاهُ، وقَطَعَ مِنها أمَلَهُ ومُناهُ، وصَرَفَ عَنها طَمَعَهُ ورَجاهُ.[۱۹۷]
ج تَرَقُّبُ الأَجَلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن وَصِیَّتِهِ لِأَبی ذَرٍّ: یا أبا ذَرٍّ، کَم مِن مُستَقبِلٍ یَوما لا یَستَکمِلُهُ، ومُنتَظِرٍ غَدا لا یَبلُغُهُ. یا أبا ذَرٍّ، لَو نَظَرتَ إلَی الأَجَلِ ومَسیرِهِ لَأَبغَضتَ الأَمَلَ وغُرورَهُ.[۱۹۸]
امام علی علیه السلام :خوشا آن که آرزویش را کوتاه کرد و فرصت عمرش را غنیمت شمرد!

عوامل کوتاه شدن آرزو

شناخت خود

امام علی علیه السلام :کسی که شرافت مقام (/ مقصد) خویش را بشناسد، آن را از پستیِ هوس خود و دروغ بودن آرزوهایش نگه داشته است.

زیرکی

امام علی علیه السلام :زیرک ترینِ زیرکان، کسی است که دنیایش را دشمن دارد و آرزو و انتظاراتش را از آن، قطع کند و چشمداشت و امیدش را از دنیا برگیرد.

منتظر اَجَل بودن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به ابوذر: ای ابوذر! بسا آغازکننده روزی که آن را به پایان نمی بَرَد و بسا چشم به راه فردایی که به آن نمی‌رسد! ای ابوذر! اگر به اَجَل و فرا رسیدن آن می‌نگریستی، هر آینه، آرزو و فریبکاری آن را دشمن می‌داشتی.
عنه صلی الله علیه و آله :عَجِبتُ لِمُؤَمِّلِ دُنیا وَالمَوتُ یَطلُبُهُ.[۱۹۹]
عنه صلی الله علیه و آله :مَن عَلِمَ أنَّهُ یُفارِقُ الأَحبابَ، ویَسکُنُ التُّرابَ، ویُواجَهُ بِالحِسابِ؛ کانَ حَرِیّا[۲۰۰]بِقَطعِ الأَمَلِ وحُسنِ العَمَلِ.[۲۰۱]
الإمام علیّ علیه السلام :مَن راقَبَ أجَلَهُ قَصُرَ أمَلُهُ.[۲۰۲]
عنه علیه السلام :مَنِ استَقصَرَ بَقاءَهُ وأجَلَهُ، قَصُرَ رَجاؤُهُ وأمَلُهُ.[۲۰۳]
عنه علیه السلام :لو رَأَی العَبدُ الأَجَلَ ومَصیرَهُ، لَأَبغَضَ الأَمَلَ وغُرورَهُ.[۲۰۴]
عنه علیه السلام :لورَأَی العَبدُ أجَلَهُ وسُرعَتَهُ إلَیهِ، لَأَبغَضَ الأَمَلَ وتَرَکَ طَلَبَ الدُّنیا.[۲۰۵]
عنه علیه السلام :لو عُرِفَ الأَجَلُ قَصُرَ الأَمَلُ.[۲۰۶]
عنه علیه السلام :مَن رَأَی المَوتَ بِعَینِ یَقینِهِ رَآهُ قَریبا. مَن رَأَی المَوتَ بِعَینِ أمَلِهِ رَآهُ بَعیدا.[۲۰۷]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :عجب دارم از کسی که مرگ در تعقیب اوست و او آرزومند دنیاست!
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :کسی که می‌داند از عزیزان جدا می‌شود و در خاک آرام می‌گیرد و با حسابرسی مواجه می‌شود، سزاوار است که آرزو برکَنَد و کردار نیک در پیش گیرد.
امام علی علیه السلام :هر که چشم به راه اَجَلش باشد، آرزویش کوتاه می‌شود.
امام علی علیه السلام :هر که زندگی و عمرش را کوتاه ببیند، امید و آرزویش کوتاه باشد.
امام علی علیه السلام :اگر بنده، اَجَل را و فاصله [اندک] آن را می‌دید، هر آینه، آرزو راو فریب آن را دشمن می‌داشت.
امام علی علیه السلام :اگر بنده، اَجَل و شتاب آن را به طرف خود می‌دید، بی گمان، آرزو را دشمن می‌داشت و از طلب دنیا دست می‌کشید.
امام علی علیه السلام :اگر اجلْ شناخته می‌شد، آرزو کوتاه می‌گردید.
امام علی علیه السلام :کسی که مرگ را با دیده یقینش ببیند، آن را نزدیک می‌بیند. کسی که مرگ را با دیده آرزویش ببیند، آن را دور می‌بیند.
عنه علیه السلام :لَو رَأَیتُمُ الأَجَلَ ومَسیرَهُ، لَلُهیتُم[۲۰۸] عَنِ الأَمَلِ وغُرورِهِ.[۲۰۹]
عنه علیه السلام :لَو ظَهَرَتِ الآجالُ لاَفتَضَحَتِ الآمالُ.[۲۱۰]
عنه علیه السلام :عِندَ حُضورِ الآجالِ تَظهَرُ خَیبَهُ الآمالِ.[۲۱۱]
عنه علیه السلام :الأَجَلُ یَفضَحُ الأَمَلُ.[۲۱۲]
عنه علیه السلام :عِندَ هُجومِ الآجالِ تَفتَضِحُ الأَمانِیُّ وَالآمالُ.[۲۱۳]
عنه علیه السلام :إذا حَضَرَتِ المَنِیَّهُ افتَضَحَتِ الاُمنِیَّهُ.[۲۱۴]
عنه علیه السلام :إنَّ المَرءَ یُشرِفُ عَلی أمَلِهِ فَیَقتَطِعُهُ حُضورُ أجَلِهِ.[۲۱۵]
عنه علیه السلام :رُبَّ أجَلٍ تَحتَ أمَلٍ.[۲۱۶]
عنه علیه السلام :رُبّ اُمنِیَّهٍ تَحتَ مَنِیَّهٍ.[۲۱۷]
عنه علیه السلام :صِدقُ الأَجَلِ یُفصِحُ[۲۱۸] کِذبَ الأَمَلِ.[۲۱۹]
امام علی علیه السلام :اگر اَجَل و حرکت آن را می‌دیدید، از آرزو و فریب آن، روی می‌گرداندید.
امام علی علیه السلام :اگر اَجَل‌ها آشکار شوند، آرزوها رسوا می‌گردند.
امام علی علیه السلام :با فرا رسیدن اَجَل‌ها، ناکامی آرزوها آشکار می‌شود.
امام علی علیه السلام :اَجَل، آرزو را رسوا می‌سازد.
امام علی علیه السلام :با یورش آوردن اَجَل‌ها آرمان‌ها و آرزوها رسوا می‌شوند.
امام علی علیه السلام :هرگاه مرگ حاضر شود، آرزو رسوا می‌گردد.
امام علی علیه السلام :انسان به آرزویش نزدیک می‌شود که فرا رسیدن اَجَلش او را از آن جدا می‌کند.
امام علی علیه السلام :ای بسا اجلی که زیر آرزویی نهفته است!
امام علی علیه السلام :ای بسا آرزویی که زیر [سایه] مرگی است!
امام علی علیه السلام :راستیِ اَجَل (مرگ)، دروغ بودن آرزو را برملا می‌سازد.
عنه علیه السلام :عَجِبتُ لِمَن لا یَملِکُ أجَلَهُ کَیفَ یُطیلُ أمَلَهُ![۲۲۰]
الإمام الکاظم علیه السلام فی وَصِیَّتِهِ لِهِشامِ بنِ الحَکَمِ: لَو رَأَیتَ مَسیرَ الأَجَلِ لَأَلهاکَ عَنِ الأَمَلِ.[۲۲۱]
الإمام علیّ علیه السلام فِی الدّیوانِ المَنسوبِ إلَیهِ: تُؤَمِّل فِی الدُّنیا طَویلاً فَلا تَدریإذا جَنَّ لَیلٌ هَل تَعیشُ إلی فَجرِ فَکَم مِن صَحیحٍ ماتَ مِن غَیرِ عِلَّهٍو کَم مِن مَریضٍ عاشَ دَهرا إلی دَهرِ و کَم مِن فَتیً یُمسی ویُصبحُ آمِناو قَد نُسِجَت أکفانُهُ وهُوَ لا یَدری[۲۲۲]
د مَوعِظَهُ النَّفسِرسول اللّه صلی الله علیه و آله فی مَوعِظَتِهِ لابنِ مَسعودٍ: یَابنَ مَسعودٍ، قَصِّر أمَلَکَ، فَإِذا أصبَحتَ فَقُل: إنّی لا اُمسی وإذا أمسَیتَ فَقُل: إنّی لا اُصبِحُ، وَاعزِم عَلی مُفارَقَهِ الدُّنیا، وأحِبَّ لِقاءَ اللّهِ ولا تَکرَه لِقاءَهُ؛ فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ لِقاءَ مَن أحَبَّ لِقاءَهُ ویَکرَهُ لِقاءَ مَن یَکرَهُ لِقاءَهُ.[۲۲۳]
عنه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِأَبی ذَرٍّ: یا أبا ذَرٍّ، إذا أصبَحتَ فَلا تُحَدِّث نَفسَکَ بِالمَساءِ، وإذا أمسَیتَ فَلا تُحَدِّث نَفسَکَ بِالصَّباحِ، وخُذ مِن صِحَّتِکَ قَبلَ سُقمِکَ، ومِن حَیاتِکَ قَبلَ مَوتِکَ؛ فَإِنَّکَ لا تَدری مَا اسمُکَ غَدا.[۲۲۴]
امام علی علیه السلام :درشگفتم از کسی که اختیار اجل خود را ندارد، چگونه آرزویش را دراز می‌گرداند!
امام کاظم علیه السلام در سفارش به هِشام بن حَکَم: اگر آمدن اَجَل را می‌دیدی، بی گمان، آرزو را از یاد می‌بردی.
امام علی علیه السلام در دیوان منسوب به ایشان: در دنیا آرزو را دراز می‌سازی، و نمی دانی/که چون شب شود، آیا تا سپیده دَم می‌مانی؟ بسا تن درست، که بی هیچ بیماری ای درگذشت/و بسا بیمار، که سالیان سال بزیست. بسا جوانی که شب و روز می زیَد، آسوده/بی خبر از آن که کفنش بافته شده است.

اندرز دادن به خود

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در اندرزهایش به ابن مسعود: ای پسر مسعود! آرزویت را کوتاه ساز و چون صبح خویش را آغازیدی، بگو: به شب نمی‌رسم، و چون به شب درآمدی، بگو: به صبح نمی‌رسم. جدا شدن از دنیا را قطعی بدان و لقای خدا را دوست بدار و دیدار او را ناخوش مدار؛ زیرا خداوند، دیدارِ کسی را که دوستدار دیدار او باشد، دوست می‌دارد و دیدارِ کسی را که دیدار او را ناخوش داشته باشد، ناخوش می‌دارد.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در سفارش به ابو ذر: ای ابوذر! چون صبح کردی، خویشتن را وعده رسیدن به شب مده و چون به شب درآمدی، خود را وعده رسیدن به صبح مده. از سلامتت، پیش از آن که بیمار شوی، بهره برگیر و از زندگی ات، پیش از مردنت؛ زیرا نمی دانی فردا چه نام خواهی گرفت [مُرده یا زنده].
ه مُحارَبَهُ الأَمَلِالإمام علیّ علیه السلام :إنّی مُحارِبٌ أملی، ومُنتَظِرٌ أجلی.[۲۲۵]
عنه علیه السلام :اِجعَل رَفیقَکَ عَمَلَکَ، وعَدُوَّکَ أملَکَ.[۲۲۶]
و تَکذیبُ الأَمَلِالإمام علیّ علیه السلام :أکذِبوا آمالَکُم، وَاغتَنِموا آجالَکُم بِأَحسَنِ أعمالِکُم، وبادِروا مُبادَرَهَ اُولِی النُّهی وَالأَلبابِ.[۲۲۷]
عنه علیه السلام:أنتُم فی مَهَلٍ[۲۲۸] مِن وَرائِهِ أجَلٌ، ومَعَکُم أمَلٌ یَعتَرِضُ دونَ العَمَلِ؛ فَاغتَنِمُوا المَهَلَ، وبادِرُوا الأَجَلَ، وکَذِّبُوا الأَمَلَ، وتَزَوَّدوا مِنَ العَمَلِ.[۲۲۹]
عنه علیه السلام :رَحِمَ اللّهُ امرَأً سَمِعَ حُکما فَوَعی، ودُعِیَ إلَی رَشادٍ فَدَنا .. . کابَرَ هَواهُ،[۲۳۰] وکَذَّبَ مُناهُ.[۲۳۱]

مبارزه با آرزو

امام علی علیه السلام :من با آرزوی خود، در ستیزم و چشم به راه اَجَلِ خویشم.
امام علی علیه السلام :عمل خود را رفیقت قرار ده و آرزویت را دشمنت.

دروغ شمردن آرزو

امام علی علیه السلام :آرزوهایتان را دروغگو بدانید و عمرتان را برای پرداختن به بهترین کارهایتان، غنیمت بشمارید و چونان صاحبان تشخیص و خِرد [به عملْ ]مباردت کنید.
امام علی علیه السلام :شما در مهلتی هستید که به دنبال آن، مرگ است و همراه شما، آرزویی است که مانع عمل می‌شود. پس این مهلت را غنیمت بشمارید و پیش از مرگ، کاری بکنید و آرزو را دروغ بشمارید و از عمل [برای آخرت ]توشه برگیرید.
امام علی علیه السلام :رحمت خدا بر آن کس که سخن خردمندانه‌ای را بشنود و بپذیرد؛ و به راه درستی دعوت شود و بدان، نزدیک گردد ... با هوس خویش بستیزد و آرزویش را دروغگو شمارد!
عنه علیه السلام :طوبی لِمَنِ استَشعَرَ الوَجَلَ، وکَذَّبَ الأَمَلَ، وتَجَنَّبَ الزَّلَلَ.[۲۳۲]
ز الدُّعاءرسول اللّه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الأَسماءِ الحُسنی: یا کَریمُ أنتَ سَیِّدی ورَجائی وذُخری و ذَخیرَتی وأمَلی، فَقَصِّر فِی الدُّنیا آمالی وأدِم رَغبَتی إلَیکَ وآمالی.[۲۳۳]
الإمام علیّ علیه السلام :نَعوذُ بِاللّهِ مِن سوءِ کُلِّ الرَّیبِ،[۲۳۴] وظُلَمِ الفِتَنِ، ونَستَغفِرُهُ مِن مَکاسِبِ الذُّنوبِ، ونَستَعصِمُهُ مِن مَساوِی الأَعمالِ ومَکارِهِ الآمالِ.[۲۳۵]
امام علی علیه السلام :خوشا به حال کسی که ترس [از خدا] را شعار خود سازد و آرزو را دروغ شمارد و از لغزش، دوری نماید!

دعا

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای اسمای حُسنا: ای کریم! تویی آقای من، امید من و اندوخته من، ساز و برگ من، و آرزوی من! پس، در دنیا آرزوی مرا کوتاه گردان و شوق و آمال مرا به خودت، تداوم بخش.
امام علی علیه السلام :از بدی شُبهات و تاریکی‌های فتنه‌ها به خدا پناه می‌بریم، و از ارتکاب گناهان، از او آمرزش می‌طلبیم و از او می‌خواهیم که ما را از کردارهای بد و آرزوهای ناپسند، در پناه خود گیرد.
.
۱-. در عیون الحکم والمواعظ،[۲۳۶] به جای «وَجَل (ترس و دلهره)»، «اَجَل» آمده است.
۵ / ۳آثارُ قَصرِ الأَمَلِأ حُسنُ العَمَلِالإمام علیّ علیه السلام :مَن قَصُرَ أمَلُهُ حَسُنَ عَمَلُهُ. مَن أطالَ أمَلَهُ أفسَدَ عَمَلَهُ.[۲۳۷]
عنه علیه السلام :نِعمَ عَونُ العَمَلِ قَصرُ الأَمَلِ.[۲۳۸]
ب خُلوصُ العَمَلِالإمام علیّ علیه السلام :قَلِّلِ الآمالَ تَخلُص لَکَ الأَعمالُ.[۲۳۹]
ج صِدقُ العَمَلِالإمام زین العابدین علیه السلام مِن دُعائِهِ عِندَ ذِکرِ المَوتِ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ، وَاکفِنا طولَ الأَمَلِ وقَصِّرهُ عَنّا بِصِدقِ العَمَلِ، حَتّی لا نُؤَمِّلَ استِتمامَ ساعَهٍ بَعدَ ساعَهٍ و لاَ استیفاءَ یَومٍ بَعدَ یَومٍ ولاَ اتِّصالَ نَفسٍ بِنَفسٍ ولا لُحوقَ قَدَمٍ بِقَدَمٍ، وسَلِّمنا مِن غُرورِهِ وآمِنّا مِن شُرورِهِ.[۲۴۰]
د الزُّهدالإمام علیّ علیه السلام :أیُّهَا النّاسُ! الزَّهادَهُ قَصرُ الأَمَلِ وَالشُّکرُ عِندَ النِّعَمِ.[۲۴۱]

نتایج کوتاهی آرزو

نیکوییِ کردار

امام علی علیه السلام :هر که آرزویش کوتاه باشد، کردارش نیک می‌شود. هر که آرزویش را دراز گردانَد، کردارش را بد و تباه می‌سازد.
امام علی علیه السلام :خوب کمکی است کوتاهیِ آرزو برای عمل!

خلوص عمل

امام علی علیه السلام :آرزوها را کم کن تا اعمالت خالص گردد.

راستیِ کردار

امام زین العابدین علیه السلام از دعای ایشان در هنگام یاد از مرگ: خداوندا! بر محمّد و خاندان او درود فرست و ما را از درازیِ آرزو، نگه دار و با راستیِ کردار، آرزو را در ما کوتاه گردان، آن گونه که [حتّی] آرزو نداشته باشیم ساعتی را پس از ساعت دیگر به سر آوریم، یا روزی را از پس روزی دیگر به پایان بریم، یا نفسی را به نفسی دیگر، پیوند دهیم، یا گامی از پیِ گامی دیگر برداریم. ما را از فریب آرزو به سلامت دار و از بدی‌های آن، در امان بدار.

زهد

امام علی علیه السلام :ای مردم! زهد، کوتاهی آرزو و سپاس گزاری از نعمت هاست.
الإمام الباقر علیه السلام :اِستَجلِب حَلاوَهَ الزَّهادَهِ بِقَصرِ الأَمَلِ.[۲۴۲]
عنه علیه السلام :لا زُهدَ کَقَصرِ الأَمَلِ.[۲۴۳]
ه غِنَی النَّفسِالإمام علیّ علیه السلام :أشرَفُ الغِنی تَرکُ المُنی.[۲۴۴]
الإمام الهادی علیه السلام :الغِنی قِلَّهُ تَمنّیکَ، وَالرِّضا بِما یَکفیکَ.[۲۴۵]
و سَلامَهُ النَّفسِالإمام علیّ علیه السلام :أنفَعُ الدَّواءِ تَرکُ المُنی.[۲۴۶]
ز العِلمُ اللَّدُنّی رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن رَغِبَ فِی الدُّنیا وأطالَ فیها رَغبَتَهُ أعمَی اللّهُ قَلبَهُ عَلی قَدرِ رَغبَتِهِ فیها، ومَن زَهِدَ فِی الدُّنیا وقَصَّرَ فیها أمَلَهُ أعطاهُ اللّهُ عِلما مِن غَیرِ تَعَلُّمٍ وهُدیً بغَیرِ هِدایَهٍ.[۲۴۷]
امام باقر علیه السلام :شیرینیِ زهد را با کوتاه کردن آرزو به دست آور.
امام باقر علیه السلام :هیچ زهدی چون کوتاهیِ آرزو نیست.

بی نیازی نفس

امام علی علیه السلام :عالی‌ترین بی نیازی و توانگری، رها کردن آرزوهاست.
امام هادی علیه السلام :بی نیازی و توانگری، در این است که تمنّایت اندک باشد و به آنچه تو را بسنده کند، خرسند باشی.

سلامت نفس

امام علی علیه السلام :سودبخش‌ترین دارو، ترکِ آرزوهاست.

علم لدنّی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هرکه به دنیا راغب باشد و رغبتش را در آن به درازا بکشانَد، خداوند، دل او را به اندازه رغبتش به دنیا کور می‌گرداند و هرکه به دنیا بی رغبت باشد و آرزویش را در آن کوتاه سازد، خداوند، به او دانشی عطا می‌کند، بی آن که از کسی بیاموزد و راهنمایی اش کند، بی آن که از کسی راهنمایی گیرد.
ح الجَنَّهکتاب الزهد عن الحسن :قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله: کُلُّکُم یُحِبُّ أن یَدخُلَ الجَنَّهَ؟ قالوا: نَعَم یا رَسولَ اللّهِ قالَ: فأقصروا مِنَ الأَمَلِ وثَبِّتوا آجالَکُم بَینَ أبصارِکُم وَاستَحیوا مِنَ اللّهِ حَقَّ الحَیاءِ.[۲۴۸]

بهشت

کتاب الزهد به نقل از حسن:[۲۴۹] پیامبر خدا فرمود: «هریک از شما دوست دارد به بهشت برود؟». گفتند: آری، ای پیامبر خدا. فرمود: «پس، آرزو را کوتاه دارید و اَجَل خویش را در برابر دیده خود، قرار دهید و از خداوند، چنان که باید، شرم داشته باشید».
۱-. مقصود از حسن، حسن بَصری و یا امام حسن علیه السلام است.
الفصل السادس: التّحذیر من الآمال الذّمیمه۶ / ۱إیّاکَ وطولَ الأَمَلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله مِن خُطبَتِهِ فی حَجَّهِ الوَداعِ: فَوا عَجَبا لِقَومٍ ألهَتهُم أموالُهُم، وطالَت آمالُهُم، وقَصُرَت آجالُهُم وهُم یَطمَعونَ فی مُجاوَرَهِ مَولاهُم، ولا یَصِلونَ إلی ذلِکَ إلاّ بِالعَمَلِ، ولا یَتِمُّ العَمَلُ إلاّ بِالعَقلِ.[۲۵۰]
عنه صلی الله علیه و آله فی دُعاءِ الأَسماءِ الحُسنی: وهذِهِ یَدایَ یا سَیِّداه یا مَولایاه مَرفوعَهٌ إلَیکَ، ومُتَوَکِّلٌ عَلَیکَ وتائِبٌ إلَیکَ فیما أتَیتُ مِن سوءِ فِعالی وقَبیحِ أعمالی وطولِ آمالی.[۲۵۱]
المعجم الکبیر عَن اُمِّ الوَلیدِ بِنتِ عُمَرَ :اِطَّلَعَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ذاتَ عَشِیَّهٍ فَقالَ: یا أیُّهَا النّاسُ أما تَستَحیونَ؟ قالوا: مِمَّ ذاکَ یا رَسولَ اللّهِ ؟! قالَ: تَجمَعونَ ما لا تَأکُلونَ، وتَبنونَ ما لا تَعمُرونَ، وتَأمُلونَ ما لا تُدرِکونَ، ألا تَستَحیونَ ذلِکَ[۲۵۲][۲۵۳]

فصل ششم: برحذر داشتن از آرزوهای نکوهیده

زنهار از آرزوی دراز

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از سخنرانی ایشان در حَجَّهُ الوداع: شگفتا از آن مردمی که دارایی هایشان سرگرمشان ساخته است و آرزوهایشان، دراز است و عمرهایشان، کوتاه؛ به زیستن در جوار پروردگارشان چشم دوخته‌اند، حال آن که بدین آرزو نمی‌رسند، مگر با عمل، و عمل انجام نمی‌گیرد، مگر با خِرد.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعای اسمای حُسنا: این دو دست من، ای سرور و ای مولای من! به سوی تو بلند شده است و تکیه‌ام به توست و از کردارهای بد و رفتارهای زشت خویش و آرزوهای دور و درازم به درگاه تو توبه آورده‌ام.
المعجم الکبیر به نقل از اُمّ ولید دختر عمر: یک روز عصر، پیامبر خدا بیرون آمد و فرمود: «ای مردم! آیا شرم نمی‌کنید؟». گفتند: از چه‌ای پیامبر خدا؟! فرمود: «گرد می‌آورید، آنچه نمی‌خورید و می‌سازید، آنچه در آن سکونت نمی‌کنید و آرزو می‌کنید، آنچه که به آن نمی‌رسید. آیا از این کارها شرم نمی‌کنید؟!».
رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی وَصِیَّتِهِ لِأَبی ذَرٍّ: یا أبا ذَرٍّ، إیّاکَ وَالتَّسویفَ بِأَمَلِکَ، فَإِنَّکَ بِیَومِکَ ولَستَ بِما بَعدَهُ، فَإِن یَکُن غَدٌ لَکَ تَکُن فِی الغَدِ کَما کُنتَ فِی الیَومِ، وإن لَم یَکُن غَدٌ لَکَ لَم تَندَم عَلی ما فَرَّطتَ فِی الیَومِ.[۲۵۴]
الإمام علیّ علیه السلام :إنَّما أخافُ عَلَیکُم اثنَتَینِ: اِتِّباعَ الهَوی وطولَ الأَمَلِ، أمَّا اتِّباعُ الهَوی فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الحَقِّ وأمّا طولُ الأَمَلِ فَیُنسِی الآخِرَهَ.[۲۵۵]
عنه علیه السلام :إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ لِیُبغِضُ الطَّویلَ الأَمَلِ السَّیِّئَ العَمَلِ.[۲۵۶]
عنه علیه السلام :شَرُّ النّاسِ الطَّویلُ الأَمَلِ السَّیِّئُ العَمَلِ.[۲۵۷]
عنه علیه السلام :إیّاکَ وطولَ الأَمَلِ؛ فَکَم مِن مَغرورٍ اُفتُتِنَ بِطولِ أمَلِهِ وأفسَدَ عَمَلَهُ وقَطَعَ أجَلَهُ، فَلا أمَلَهُ أدرَکَ ولا ما فاتَهُ استَدرَکَ.[۲۵۸]
الإمام زین العابدین علیه السلام فی وَصِیَّتِهِ لاِبنِهِ الباقِرِ علیه السلام: اِعلَم أنَّ السّاعاتِ تُذهِبُ عُمُرَکَ،[۲۵۹] و أنَّکَ لا تَنالُ نِعمَهً إلاّ بِفِراقِ اُخری، فَإِیّاکَ والأَمَلَ الطَّویلَ؛ فَکَم مِن مُؤَمِّلٍ أملاً لا یَبلُغُهُ وجامِعِ مالٍ لا یَأکُلُهُ.[۲۶۰]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در نصیحتش به ابو ذر: ای ابو ذر! از به فردا افکندن آرزویت بپرهیز؛ زیرا تو در امروزِ خویش هستی، نه در فردا. پس اگر فردایی برایت بود، در آن فردا نیز چنان باشی که امروز هستی و اگر فردایی برایت نبود، افسوس نخواهی خورد که امروز، کوتاهی کرده‌ای.
امام علی علیه السلام :من بر شما از دو چیز می‌ترسم: پیروی از هوس و آرزویِ دراز؛ زیرا پیرویِ هوس، از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز، آخرت را از یاد می بَرَد.
امام علی علیه السلام :خداوندِ پاک، از بلند آرزویِ بدکردار، نفرت دارد.
امام علی علیه السلام :بدترینِ مردم، کسی است که بلند آرزو و بدکردار باشد.
امام علی علیه السلام :از آرزوی دراز بپرهیز؛ زیرا بسا فریب خورده‌ای که فریبِ آرزوی درازش را خورد و عملش را تباه کرد و عمرش را به سر آورد و نه به آرزویش رسید و نه [عمر و عملِ] از دست رفته را جبران کرد.
امام زین العابدین علیه السلام در سفارش به فرزندش امام باقر علیه السلام: بدان که این ساعت‌ها عمر تو را می بَرَند و تو به نعمتی نمی‌رسی، مگر با جدا شدن از نعمتی. پس، از آرزوی دراز بپرهیز؛ زیرا ای بسا آرزومند آرزویی که به آن نمی‌رسد و گرد آورنده مالی که آن را نمی خورَد!
الإمام الصادق علیه السلام فی دُعاءٍ لَهُ: الحَمدُ للّهِِ وَلِیِّ الحَمدِ وأهلِهِ ومُنتَهاهُ ومَحَلِّهِ... رَبِّ ماأسوَأَ فِعلی وأقبَحَ عَمَلی وأقسی قَلبی وأطوَلَ أمَلی وأقصَرَ أجَلی وأجرَأَنی عَلی عِصیانِ مَن خَلَقَنی!... رَبِّ وما أطوَلَ أمَلی فیقِصَرِ أجَلی، وأقصَرَأجَلی فی بُعدِ أمَلی! وماأقبَحَ سَریرَتی وعَلانِیَتی![۲۶۱]
۶ / ۲اِتَّقوا باطِلَ الأَمَلِالإمام علیّ علیه السلام :اِتَّقوا باطِلَ الأَمَلِ؛ فَرُبَّ مُستَقبِلِ یَومٍ لَیسَ بِمُستَدبِرِهِ، ومَغبوطٍ فی أوَّلِ لَیلَهٍ قامَت بَواکیهِ فی آخِرِهِ.[۲۶۲]
عنه علیه السلام فی صِفَهِ الدُّنیا: اِعلَم یا هذا أنَّها تُشخِصُ[۲۶۳] الوادِعَ[۲۶۴] السّاکِنَ، وتُفَجِّعُ[۲۶۵] المُغتَبِطَ[۲۶۶] الآمِنَ، لا یَرجِعُ مِنها ما تَوَلّی فَأَدبَرَ ولا یُدری ما هُوَ آتٍ فَیُحذَرَ، أمانِیُّها کاذِبَهُ وآمالُها باطِلَهٌ.[۲۶۷]
امام صادق علیه السلام در یکی از دعاهایش: ستایش، خداوند را که صاحب ستایش، شایسته آن، پایان آن و جایگاه آن و... است. پروردگارا! چه بد است، کردار من و چه زشت است، رفتار، چه سخت است، دلم و چه دراز است، آرزویم و چه کوتاه است، عمرم و چه گستاخم بر نافرمانی از کسی که مرا آفریده است!... . پروردگارا! چه دراز است آرزویم، در برابر کوتاهی عمرم و چه کوتاه است عمرم، در برابر دور و درازی آرزویم و چه زشت است اندرون و آشکارم (نیّت و کردارم)!

از آرزوی پوچ بپرهیزید

امام علی علیه السلام :از آرزوهای پوچ بپرهیزید؛ زیرا بسا کسی که روزی را آغازیده، امّاآن را پشت سر ننهاده است و بسا کسی که در آغازِ شب، رشک انگیز بوده؛ لیکن در آخرِ شب، گریه کنندگانش برخاسته‌اند.
امام علی علیه السلام در وصف دنیا: بدان ای انسان که دنیا، آرام گرفته ساکن [در خود ]را می کوچانَد و شادمانِ آسوده خاطر را دردمند می‌سازد. آنچه ازدنیا پشت کرده و رفته است، باز نمی‌گردد و آنچه هم می‌آید، معلوم نیست تا از آن حذر توان کرد. آرزوهایش دروغ و آمالش پوچ است.
عنه علیه السلام :اِحذَرُوا الأَمَلَ المَغلوبَ وَالنَّعیمَ المَسلوبَ.[۲۶۸]
۶ / ۳اِتَّقوا خِداعَ الآمالِالإمام علیّ علیه السلام :اِتَّقوا خِداعَ الآمالِ؛ فَکَم مِن مُؤَمِّلِ یَومٍ لَم یُدرِکهُ، وبانی بِناءٍ لَم یَسکُنهُ، وجامِعِ مالٍ لَم یَأکُلهُ، ولَعَلَّهُ مِن باطِلٍ جَمَعَهُ ومِن حَقٍّ مَنَعَهُ، أصابَهُ حراما وَاحتَمَلَ بِهِ آثاما.[۲۶۹]
عنه علیه السلام :کَذَبَ مَنِ ادّعی الإِیمانَ وهُوَ مَشغوفٌ[۲۷۰] مِنَ الدُّنیا بِخُدَعِ الأَمانِیِّ وزورِ المَلاهی.[۲۷۱]
عنه علیه السلام :مَنِ اتَّکَلَ عَلَی الأَمانی ماتَ دونَ أمَلِهِ.[۲۷۲]
عنه علیه السلام :الأَمَلُ خادِعٌ غارٌّ ضارٌّ.[۲۷۳]
عنه علیه السلام :الأَمَلُ یَخدَعُ.[۲۷۴]
عنه علیه السلام :الأَمانِیُّ تَخدَعُ.[۲۷۵]
امام علی علیه السلام :از آرزویی که شکست می خورَد و از نعمتی که گرفته می‌شود، دوری کنید.

از آرزوهای فریبنده بپرهیزید

امام علی علیه السلام :از آرزوهای فریبنده بپرهیزید؛ زیرا، ای بسا آرزومند روزی که آن را در نیافته است و بسا سازنده بنایی که در آن، ننشسته است و بسا گِرد آورنده مالی که از آن نخورده است و شاید آن را از راهی باطل یا نپرداختن حقّی گرد آورده است؛ از حرام آن را به دست آورده و بدین سبب، بار گناهانی را بر دوش خویش نهاده است.
امام علی علیه السلام :دروغ می‌گوید آن که ادّعای ایمان کند، امّا دل بسته آرزوهای فریبنده و سرگرمی‌های دروغین دنیاست.
امام علی علیه السلام :هرکه به آرزوها تکیه کند، بدون رسیدن به آرزویش می‌میرد.
امام علی علیه السلام :آرزو، فریبنده، گم راه کننده و زیان رسان است.
امام علی علیه السلام :آرزو می‌فریبد.
امام علی علیه السلام :آرزوها، گول می‌زنند.
عنه علیه السلام :الأَمانِیُّ تَخدَعُکَ، وعِندَ الحَقائِقِ تَدَعُکَ.[۲۷۶]
عنه علیه السلام :أنفاسُ المَرءِ خُطاهُ إلی أجَلِهِ، وأمَلُهُ خادِعٌ عَن عَمَلِهِ.[۲۷۷]
عنه علیه السلام :الأَمَلُ خَوّانٌ.[۲۷۸]
عنه علیه السلام :لا یَطولَنَّ عَلَیکُمُ الأَمَدُ[۲۷۹]ولا یَغُرَّنَّکُمُ الأَمَلُ؛ فَإِنَّ الأَمَلَ لَیسَ مِنَ الدّینِ فی شَیءٍ.[۲۸۰]
عنه علیه السلام لِصَعصَعَهَ بنِ صوحانَ وقَد أتاهُ عائِدا لَهُ، فَلَمّا أرادَ أن یَقومَ مِن عِندِهِ قالَ: یا صَعصَعَهَ بنَ صوحانَ لا تَفتَخِر بِعیِادَتی إیّاکَ، وَانظُر لِنَفسِکَ فَکَأَنَّ الأَمرَ قَد وَصَلَ إلَیکَ، ولا یُلهِیَنَّکَ الأَمَلُ. أستَودِعُکَ اللّهَ.[۲۸۱]
عنه علیه السلام :مَعاشِرَ النّاسِ (المُسلِمینَ) اتَّقُوا اللّهَ، فَکَم مِن مُؤَمِّلٍ ما لا یَبلُغُهُ، وبانٍ ما لا یَسکُنُهُ، وجامِعٍ ما سَوفَ یَترُکُهُ، ولَعَلَّهُ مِن باطِلٍ جَمَعَهُ، ومِن حَقٍّ مَنَعَهُ، أصابَهُ حَراما وَاحتَمَلَ بِهِ آثاما، فَباءَ بِوِزرِهِ، وقَدِمَ عَلی رَبِّهِ آسِفا لاهِفا،[۲۸۲] قَد خَسِرَ الدُّنیا وَالآخِرَهَ؛ ذلِکَ هُوَ الخُسرانُ المُبینُ.[۲۸۳]
امام علی علیه السلام :آرزوها، تو را گول می‌زنند و در هنگام [آشکار شدن ]حقایق، رهایت می‌کنند.
امام علی علیه السلام :نَفَس‌های آدمی، گام‌های او به سوی اجل اویند و آرزوی او، بازدارنده او از عمل اویند.
امام علی علیه السلام :آرزو، خیانتکار است.
امام علی علیه السلام :زنهار مدّت (/ پایان) عمر در نظر شما دراز نیاید و آرزو، فریبتان ندهد؛ زیرا آرزو در دین، جایگاهی ندارد.
امام علی علیه السلام به صعصعه بن صوحان، هنگامی که به عیادت او آمد و خواست تا برود: ای صعصعه بن صوحان! از این که به عیادت تو آمده‌ام، بر خود مناز و به فکرِ خویشتن باش، که گویا امر [مرگ] به تو رسیده است. مبادا آرزو تو را سرگرم و غافل گردانَد! به خدا می سپارمت.
امام علی علیه السلام :ای گروه مردمان [مسلمان]! از خدا پروا کنید؛ زیرا بسا آرزومندِ چیزی که به آن نمی‌رسد، و سازنده بنایی که در آن، سکونت نمی‌کند و گِرد آورنده اموالی که به زودی همه آنها را رها می‌کند؛ مالی که شاید از راه باطل و یا نپرداختن حقّی گرد آورده است؛ از راه حرامی به آن رسیده و بدان سبب گناهانی را مرتکب شده است؛ بار سنگین آن را به دوش گرفته و با دریغ و اندوه بر پروردگارش در آمده است، در حالی که در دنیا و آخرت، زیان کرده است، و این است آن زیانِ آشکار.
۶ / ۴الأَمَلُ أکذَبُ شَیءٍ! الإمام علیّ علیه السلام :أکذَبُ شَیءٍ الأَمَلُ.[۲۸۴]
عنه علیه السلام :لا شَیءَ أکذَبُ مِنَ الأَمَلِ.[۲۸۵]
عنه علیه السلام :قد تَکذِبُ الآمالُ.[۲۸۶]
عنه علیه السلام :رُبَّ طَمَعٍ کاذِبٍ لِأَمَلٍ غائِبٍ.[۲۸۷]
عنه علیه السلام :رُبَّ رَجاءٍ خائِبٍ لِأَمَلٍ کاذِبٍ.[۲۸۸]
عنه علیه السلام :رُبَّ طَمَعٍ خائِبٍ وأمَلٍ کاذِبٍ، ورَجاءٍ یُوَدّی إلَی الحِرمانِ وتِجارَهٍ تَؤولُ إلَی الخُسرانِ.[۲۸۹]
عنه علیه السلام :قَلَّما تَصدُقُکَ الاُمنِیَّهُ[۲۹۰][۲۹۱]
عنه علیه السلام :أینَ تَختَدِعُکُم کَواذِبُ الآمالِ؟![۲۹۲]
عنه علیه السلام فی ذَمِّ أهلِ الدُّنیا: قَد غابَ عَن قُلوبِکُم ذِکرُ الآجالِ، وحَضَرَتکُم کَواذِبُ الآمالِ، فَصارَتِ الدُّنیا أملَکَ بِکُم مِنَ الآخِرَهِ، وَالعاجِلَهُ أذهَبَ بِکُم مِنَ الآجِلَهِ.[۲۹۳]

آرزو، دروغ ترینِ چیزهاست

امام علی علیه السلام :دروغ ترینِ چیز، آرزوست.
امام علی علیه السلام :چیزی دروغ تر از آرزو وجود ندارد.
امام علی علیه السلام :گاه (/ چه بسا) آرزوها دروغ می‌گویند.
امام علی علیه السلام :ای بسا طمع بیهوده به آرزویی که تحقّق نمی‌یابد!
امام علی علیه السلام :ای بسا امیدهای بیهوده‌ای که به آرزویی دروغین، بسته می‌شوند!
امام علی علیه السلام :چه بسیار چشمداشت‌های بی حاصل، آرزوهای دروغین و امیدهایی که به نومیدی می‌انجامند وتجارت‌هایی که به زیان منجر می‌شوند!
امام علی علیه السلام :کمتر پیش می‌آید که آرزو به تو راست گوید [و تحقّق یابد].
امام علی علیه السلام :تا کی فریب دروغ آرزوها را می‌خورید؟!
امام علی علیه السلام در نکوهش دنیاپرستان: یاد مرگ از دل‌های شما رَخت بربسته است و آرزوهای دروغین، همواره در دلِ شماست. از این رو، دنیا بیشتر برشما مسلّط است تا آخرت، و این زندگی، شما را بیشتر سرگرم خود کرده است تا زندگیِ آخرت.
عنه علیه السلام :الأَمَلُ أبَدا فی تَکذیبٍ.[۲۹۴]
عنه علیه السلام :لا تَفِی الأَمانِیُّ لِمَن عَوَّلَ عَلَیها.[۲۹۵]
الإمام الصادق علیه السلام :طوبی لِعَبدٍ طَلَبَ الآخِرَهَ وسَعی لَها، طوبی لِمَن لَم تُلهِهِ الأَمانِیُّ الکاذِبَهُ.[۲۹۶]
۶ / ۵الأَمَلُ کَالسَّرابِالإمام علیّ علیه السلام :الأَمَلُ کَالسَّرابِ؛ یَغُرُّ مَن رَآهُ، ویُخلِفُ مَن رَجاهُ.[۲۹۷]
عنه علیه السلام :أینَ یَغُرُّکُم سَرابُ الآمالِ؟ ![۲۹۸]
عنه علیه السلام :قَد تَغُرُّ الاُمنِیَّهُ.[۲۹۹]
عنه علیه السلام مِن خُطبَهٍ لَهُ بَعدَ حَربِ الجَمَلِ: إنَّ الدُّنیا حُلوَهٌ خَضِرَهٌ،[۳۰۰] تَفتِنُ النّاسَ بِالشَّهَواتِ وتُزَیِّنُ لَهُم بِعاجِلِها، وَأیمُ اللّهِ إنَّها لَتَغُرُّ مَن أمَّلَها وتُخلِفُ مَن رَجاها.[۳۰۱]

آرزو چون سراب است

امام علی علیه السلام :آرزو، همیشه دروغ می‌گوید.
امام علی علیه السلام :آرزوها به کسی که بر آنها تکیه کند، وفا نمی‌کند.
امام صادق علیه السلام :خوشا بنده‌ای که آخرت را جُست و برای آن کوشید! خوشا کسی که آرزوهای دروغین او را سرگرم نساخت!
۶ / ۵آرزو چون سراب استامام علی علیه السلام :آرزو، چون سراب است که بیننده اش را می‌فریبد و امیدواری اش را نومید می‌کند.
امام علی علیه السلام :تا کی سراب آرزوها شما را می‌فریبد؟!
امام علی علیه السلام :گاه (/ بسا که) آرزو می‌فریبد.
امام علی علیه السلام در سخنرانی اش پس از جنگ جَمَل: دنیا، شیرین و سرسبز است؛ مردم را با خواسته‌های نفسانی می‌فریبد و زندگی این جهانی را در چشم آنان، زیبا می‌نماید. به خدا سوگند که دنیا، آرزومندان خود را گول می‌زند و امیدوارانش را مأیوس می‌کند.
عنه علیه السلام :لا غارَّ أخدَعُ مِنَ الأَمَلِ.[۳۰۲]
عنه علیه السلام :کَفی بِالأَمَلِ اغتِرارا.[۳۰۳]
عنه علیه السلام :لِکُلِّ أمَلٍ غُرورٌ.[۳۰۴]
عنه علیه السلام :أکذِبِ الأَمَلَ ولا تَثِق بِهِ؛ فَإِنَّهُ غُرورٌ وصاحِبَهُ مَغرورٌ.[۳۰۵]
عنه علیه السلام :المُغتَرُّ بِالآمالِ مَخدوعٌ.[۳۰۶]
عنه علیه السلام :إیّاکَ وَالاِغتِرارَ بِالأَمَلِ.[۳۰۷]
عنه علیه السلام :الشَّقِیُّ مَنِ اغتَرَّ بِحالِهِ وَانخَدَعَ لِغُرورِ آمالِهِ.[۳۰۸]
عنه علیه السلام :أَزمِعوا[۳۰۹] عِبادَ اللّهِ بِالرَّحیلِ مِن هذِهِ الدّارِ، المَقدورِ عَلی أهلِها الزَّوالُ، المَمنوعِ أهلُها مِنَ الحَیاهِ، المَذَلَّلَهِ أنفُسُهُم بِالمَوتِ؛ فَلا حَیٌّ یَطمَعُ فِی البَقاءِ و لا نَفسٌ إلاّ مُذعِنَهٌ بِالمَنونِ، فَلا یَغلِبَنَّکُمُ الأَمَلُ، ولا یَطُل عَلَیکُم الأَمَدُ، ولا تَغتَرّوا فیها بِالآمالِ، وتَعَبَّدُوا اللّهَ أیّامَ الحَیاهِ.[۳۱۰]
امام علی علیه السلام :هیچ فریبکاری، فریبنده تر از آرزو نیست.
امام علی علیه السلام :برای فریب خوردن، آرزو، خودْ کافی است.
امام علی علیه السلام :هر آرزویی فریبی دارد.
امام علی علیه السلام :آرزو را دروغگو دان و به آن اعتماد مکن؛ زیرا که آرزو، فریب است و آرزومند، فریب خورده.
امام علی علیه السلام :فریفته آرزوها، فریب خورده است.
امام علی علیه السلام :زنهار! فریب آرزو را مخور.
امام علی علیه السلام :بدبخت، کسی که به حال خویش فریفته شود و فریب آرزوهای پوچش را بخورد.
امام علی علیه السلام :ای بندگان خدا! عزم کوچیدن کنید از این سرایی که رفتن از آن، بر ساکنانش مقدّر شده و از زیستن [همیشگی ]در آن، ممنوع گشته‌اند و جان هایشان مقهورِ مرگ است، به طوری که هیچ زنده‌ای طمع در ماندن ندارد و هیچ جانداری نیست، جز آن که سُرود فرمان مرگ دارد. پس، زنهار که آرزو بر شما چیره نگردد، مدّت عمر را دراز نپندارید، در دنیا، فریب آرزوها را نخورید و تا زنده‌اید، خدا را بندگی کنید!
الإمام الصادق علیه السلام :کَم مِن نِعمَهٍ للّهِِ عَلی عَبدِهِ فی غَیرِ أمَلِهِ، وکَم مِن مُؤَمِّلٍ أمَلاً الخِیارُ فی غَیرِهِ.[۳۱۱]
عیون أخبار الرضا عن محمّد بن یحیی بن أبی عَبّادٍ عن عَمّه :سَمِعتُ الرِّضا علیه السلام یَوما یُنشِدُ وقَلیلاً ما کان یُنشِدُ شِعرا: کُلُّنا نَأمُلُ مَدّا فِی الأَجَلوَالمَنایا هُنَّ آفاتُ الأَمَل لا تَغُرَّنَکَ أباطیلُ المُنیوَالزَمِ القَصدَ ودَع عَنکَ العِلل إنَّمَا الدُّنیا کَظِلٍّ زائِلٍحَلَّ فیهِ راکِبٌ ثُمَّ رَحَل[۳۱۲][۳۱۳]
۶ / ۶رُبَّ أمَلٍ خائبالإمام علیّ علیه السلام :رُبَّ طَمَعٍ کاذِبٍ وأمَلٍ خائِبٍ.[۳۱۴]
امام صادق علیه السلام :ای بسا نعمت و لطف خداوند به بنده اش که در غیر آن چیزی است که او آرزو می‌کند، و ای بسا آرزومند آرزویی که خیر و صلاحش در غیر آن است!
عیون أخبار الرضا علیه السلام به نقل از محمّد بن یحیی بن ابی عَبّاد، از عمویش:
روزی از امام رضا علیه السلام شنیدم که این ابیات را می‌خواند در حالی که ایشان، به ندرت شعری می‌خواند: «همه ما آرزو داریم که بیشتر عمر کنیم/و مرگ‌ها، خود، آفت‌های آرزویند. زنهار، آرزوهای پوچ، فریبت ندهند/پای در راه نِه و دست از بیهودگی‌ها بدار. دنیا، به سایه‌ای در حرکت می‌ماند/که رهگذری در آن، بار افکنَد و آن گاه بکوچد.

بسا آرزوهای بی حاصل

امام علی علیه السلام :ای بسا امیدهایی که دروغ اند و آرزوهایی که بی حاصل اند!
عنه علیه السلام :رُبَّ أمَلٍ خائِبٍ.[۳۱۵]
عنه علیه السلام :کَم مِن آمِلٍ خائِبٍ، وغائِبٍ غَیرِ آئِبٍ[۳۱۶][۳۱۷]
عنه علیه السلام :ذُلُّ الرِّجالِ فی خَیبَهِ الآمالِ.[۳۱۸]
امام علی علیه السلام :ای بسا آرزویی که برآورده نمی‌شود!
امام علی علیه السلام :چه بسیار آرزوهایی که بی حاصل اند و چه بسیار رفته‌ای که باز نمی‌آید!
امام علی علیه السلام :خواریِ مردان، در ناکامی آرزوهاست.
الفصل السابع: مبادئ الآمال الباطله۷ / ۱الجَهلالإمام علیّ علیه السلام :رَغبَتُکَ فِی المُستَحیلِ جَهلٌ.[۳۱۹]
عنه علیه السلام :ما عَقَلَ مَن أطالَ أمَلَهُ.[۳۲۰]
عنه علیه السلام :إنَّ قُلوبَ الجُهّالِ تَستَفِزُّهَا الأَطماعُ، وتَرتَهِنُهَا المُنی، وتَستَعلِقُهَا الخَدائِعُ[۳۲۱][۳۲۲]
عنه علیه السلام :الجاهِلُ یَعتَمِدُ عَلی أمَلِهِ ویُقَصِّرُ فی عَمَلِهِ.[۳۲۳]
عنه علیه السلام :العاقِلُ یَعتَمِدُ عَلی عَمَلِهِ، الجاهِلُ یَعتَمِدُ عَلی أمَلِهِ.[۳۲۴]

فصل هفتم: خاستگاه‌های آرزوهای بیهوده

نادانی

امام علی علیه السلام :آرزوی محال داشتن، از نادانی است.
امام علی علیه السلام :خردمند نیست کسی که آرزوی دراز در سر بپروراند.
امام علی علیه السلام :دل‌های نادانان را طمع‌ها بر می‌انگیزند و آرزوها گروگانشان می‌گیرند و فریب‌ها به دامشان می‌اندازند.
امام علی علیه السلام :نادان، به آرزویش تکیه می‌کند و در عملش کوتاهی می‌ورزد.
امام علی علیه السلام :خردمند، به عمل خویش تکیه می‌کند؛ نادان، به آرزوی خویش تکیه می‌نماید.
عنه علیه السلام :ما لَکُم تُؤَمِّلونَ ما لا تُدرِکونَهُ! وتَجمَعونَ ما لا تَأکُلونَهُ! وتَبنونَ ما لا تَسکنونَهُ؟[۳۲۵]
۷ / ۲الحُمقرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أحمَقُ الحَمقی مَن أتبَعَ نَفسَهُ هَواها، وتَمَنّی عَلَی اللّهِ تَعالی الأَمانِیَّ.[۳۲۶]
الإمام علیّ علیه السلام :الآمالُ غُرورُ الحَمقی.[۳۲۷]
عنه علیه السلام :الأَمانیُّ شیمَهُ الحَمقی.[۳۲۸]
عنه علیه السلام :مِنَ الحُمقِ الاِتِّکالُ عَلَی الأَمَلِ.[۳۲۹]
عنه علیه السلام :إیّاکَ وَالثِّقَهَ بِالآمالِ؛ فَإِنَّها مِن شِیَمِ الحَمقی.[۳۳۰]
عنه علیه السلام فی وَصِیَّتِهِ لاِبنِهِ مُحمََّدِ بنِ الحَنَفِیَّهِ: إیّاکَ وَالأَمانِیَّ؛ فَإِنَّها بَضائِعُ النَّوکی[۳۳۱][۳۳۲]
عنه علیه السلام مِن وَصِیَّتِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ علیه السلام: إیّاکَ وَالاِتَّکالَ عَلَی المُنی؛ فَإِنَّها بَضائِعُ النَّوکی.[۳۳۳]
امام علی علیه السلام :شما را چه شده است که چیزی را آرزو می‌کنید که به آن نمی‌رسید و چیزی را گِرد می‌آورید که نمی‌خورید! و چیزی را بنا می‌کنید که در آن سکونت نمی‌کنید؟!

حماقت

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :احمق ترینِ احمق‌ها، کسی است که نفس خویش را دنباله رو هوس سازد و از خداوند متعال، آرزوهای ناشدنی کند.
امام علی علیه السلام :آرزوها، فریب دهنده مردمان احمق است.
امام علی علیه السلام :آرزوهای ناشدنی داشتن، کارِ مردمان احمق است.
امام علی علیه السلام :تکیه کردن به آرزو، از حماقت است.
امام علی علیه السلام :از اعتماد کردن به آرزوها بپرهیز؛ زیرا آرزوها از خصلت‌های احمق هاست.
امام علی علیه السلام در سفارش ایشان به فرزندش محمّد بن حنفیه: از آرزوها دوری کن؛ زیرا که آرزوها، کالایِ مردمان احمق است.
امام علی علیه السلام از سفارش به فرزندش امام حسن علیه السلام: از تکیه به آرزوها بپرهیز؛ زیرا آرزوها، کالای احمق هاست.
عنه علیه السلام :إیّاکُم وَالإِیکالَ بِالمُنی؛ فَإِنَّها بَضائِعُ العَجَزَهِ.[۳۳۴]
عنه علیه السلام :لا تَغُرَّنَّکَ الأَمانِیُّ وَالخُدَعَ، فَکَفی بِذلِکَ خُرقا[۳۳۵][۳۳۶]
۷ / ۳الغَفلَهالإمام علیّ علیه السلام :مَن غَفَلَ غَرَّتهُ الأَمانِیُّ، وأخَذَتهُ الحَسرَهُ إذَا انکَشَفَ الغِطاءُ وبَدا لَهُ مِنَ اللّهِ ما لَم یَکُن یَحتَسِبُ.[۳۳۷]
عنه علیه السلام :مَن غَفَلَ جَنی عَلی نَفسِهِ وَانقَلَبَ عَلی ظَهرِهِ وحَسَبَ غَیَّهُ[۳۳۸] رُشدا، وغَرَّتهُ الأَمانِیُّ وأخَذَتهُ الحَسرَهُ وَالنَّدامَهُ إذا قُضِیَ الأَمرُ وَانکَشَفَ عَنهُ الغِطاءُ وبَدا لَهُ ما لَم یَکُن یَحتَسِبُ.[۳۳۹]

غفلت

امام علی علیه السلام :از تکیه کردن به آرزوها دوری کنید؛ زیرا آرزو، کالای ناتوانان است.
امام علی علیه السلام :زنهار! آرزوها و نیرنگ‌ها تو را نفریبند، که این، بهترین دلیل حماقت است.
امام علی علیه السلام :کسی که دچار غفلت شود، آرزوها او را می‌فریبد و آن گاه که پرده کنار رود و آنچه تصوّرش را هم نمی‌کرده است از جانب خداوند بر او آشکار گردد، افسوس، او را فرا می‌گیرد.
امام علی علیه السلام :هر که غفلت کند، به خویشتن ستم ورزد و عقب گرد می‌کند و گم راهی خود را هدایت می‌پندارد و آرزوها فریبش می‌دهند، و آن گاه که کارش تمام شود [و بمیرد] و پرده از برابرش کنار برود و آنچه تصوّرش را هم نمی‌کرده، برایش هویدا گردد، دست خوش افسوس و پشیمانی می‌شود.
۷ / ۴اِرتِکابُ الذُّنوبِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ آدَمَ قَبلَ أن یُصیبَ الذَّنبَ کانَ أجَلُهُ بَینَ عَینَیهِ وأمَلُهُ خَلفَهُ، فَلَمّا أصابَ الذَّنبَ جَعَلَ اللّهُ أمَلَهُ بَینَ عَینَیهِ وأجَلَهُ خَلفَهُ، فَلا یَزالُ یَأمُلُ حَتّی یَموتَ.[۳۴۰]
علل الشرائع عن مُعَمَّر بن یحیی :قُلتُ لِأَبی جَعفَرٍ علیه السلام: ما بالُ النّاسِ یَعقِلونَ ولا یَعلَمونَ؟[۳۴۱] قالَ علیه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی حینَ خَلَقَ آدَمَ جَعَلَ أجَلَهُ بَینَ عَینَیهِ وأمَلَهُ خَلفَ ظَهرِهِ، فَلَمّا أصابَ الخَطیئَهَ جَعَلَ[۳۴۲] أمَلَهُ بَینَ عَینَیهِ وأجَلَهُ خَلفَ ظَهرِهِ، فَمِن ثَمَّ یَعقِلونَ ولا یَعلَمونَ.[۳۴۳]
۷ / ۵وِلایَهُ الشَّیطانِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إذَا استَحَقَّت وِلایَهُ الشَّیطانُ وَالشَّقاوَهُ، جاءَ الأَمَلُ بَینَ العَینَینِ وذَهَبَ الأَجَلُ وَراءَ الظَّهرِ.[۳۴۴]

گناه کردن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :آدم علیه السلام پیش از آن که گناه کند، (۱) اَجَلش پیش روی او بود و آرزویش پشتِ سرش. چون گناه کرد، خداوند، آرزویش را پیشِ چشم او قرار داد و اَجَلش را پشت سرش. از این رو، پیوسته آرزو می‌کند تا می‌میرد.
علل الشرائع به نقل از معمّر بن یحیی: به امام باقر علیه السلام گفتم: چرا مردم با آن که خِرد دارند، نمی‌فهمند؟ (۲) فرمود: «زمانی که خداوند تبارک و تعالی آدم علیه السلام را آفرید، اَجَل او را پیشِ رویش قرار داد و آرزویش را پشتِ سرش، و چون مرتکب خطا شد، آرزویش را پیش روی او قرار داد و اَجَلش را پشتِ سرش. از این روست که خِرد دارند، امّا نمی‌فهمند».

ولایت شیطان

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هرگاه کسی مستحقّ ولایت شیطان و شقاوت (تیره روزی) شود، آرزو پیشِ رو می‌آید و اجل، پشتِ سر می‌رود.
۱-. مقصود از گناه، ترک اولی است زیرا انبیاء الهی چنان که در مبحث عصمت انبیاء خواهد آمد از خطا و گناه مصونیت دارند.
۲-. مجلسی قدس سره گوید: ممکن است مراد این باشد که: چرا مردم با آن که می‌دانند مرگ و حساب و کتاب و مجازات در کار است و به آنها ایمان دارند اثر این دانستن در اعمال و رفتار آنان ظاهر نمی‌شود؟ پس، با خطاها و گناهانی که می‌کنند گویی چیزی در این باره نمی‌دانند. ظاهراً در این جا تصحیفی از جانب ناسخان صورت گرفته و «لایعلمون»، «لایعملون». [عمل نمی‌کنند ]بوده است؛ بنابراین، معنای جمله بر می‌گردد به آنچه گفتیم.
الإمام علیّ علیه السلام :الأَمَلُ سُلطانُ الشَّیاطینِ عَلی قُلوبِ الغافِلینَ.[۳۴۵]
عنه علیه السلام من وَصِیَّتِهِ لِکُمَیلٍ فِی التَّحذیرِ مِنَ الشَّیاطینِ: یا کُمَیلُ إنَّهُم یَخدَعونَکَ بِأَنفُسِهِم، فَإِذا لَم تُجِبهُم مَکَروا بِکَ وبِنَفسِکَ بِتَحسینِهِم[۳۴۶] إلَیکَ شَهَواتِکَ وإعطائِکَ أمانِیَّکَ وإرادَتَکَ، ویُسَوِّلونَ لَکَ ویُنسونَکَ، ویَنهَونَکَ ویَأمُرونَکَ، ویُحَسِّنونَ ظَنَّکَ بِاللّهِ عَزَّ وجَلَّ حَتّی تَرجُوَهُ فَتَغتَرَّ بِذلِکَ وتَعصِیَهُ، وجَزاءُ العاصی لَظی[۳۴۷][۳۴۸]
۷ / ۶إیثارُ الدُّنیا عَلَی الآخِرَهِالإمام علیّ علیه السلام :إنَّ الدُّنیا تُدنِی الآجالَ، وتُباعِدُ الآمالَ، وتُبیدُ[۳۴۹] الرِّجالَ، وتُغَیِّرُ الأَحوالَ؛ مَن غالَبَها غَلَبَتهُ، ومَن صارَعَها صَرَعَتهُ، ومَن عَصاها أطاعَتهُ، ومَن تَرَکَها أتَتهُ.[۳۵۰]
عنه علیه السلام :الدَّهرُ یُخلِقُ الأَبدانَ، ویُجَدِّدُ الآمالَ، ویُقَرِّبُ المَنِیَّهَ، ویُباعِدُ الاُمنِیَّهَ؛ مَن ظَفِرَ بِهِ نَصَبَ،[۳۵۱] ومَن فاتَهُ تَعِبَ.[۳۵۲]
عنه علیه السلام :أیُّهَاالنّاسُ! إنَّکُم إن آثَرتُمُ الدُّنیا عَلَی الآخِرَهِ أسرَعتُم إجابَتَها إلَی العَرَضِ الأَدنی، ورَحَلَت مَطایا آمالِکُم إلَی الغایَهِ القُصوی، تورِدُ مَناهِلَ[۳۵۳] عاقِبَتِها النَّدَمَ، وتُذیقُکُم ما فَعَلَت بِالاُمَمِ الخالِیَهِ وَالقُرونِ الماضِیَهِ مِن تَغَیُّرِ الحالاتِ وتَکَوُّنِ المَثُلات[۳۵۴][۳۵۵]<br/ امام علی علیه السلام :آرزو، سلطه شیاطین بر دل‌های غافلان است.
امام علی علیه السلام در سفارش به کمیل، در برحذر داشتن از شیاطین: ای کمیل! آنان با خودشان تو را می‌فریبند و اگر فریبشان را نخوردی، با جلوه دادن شهواتت در نظر تو و برآوردن آرزوها و خواسته‌هایت، سعی می‌کنند تا تو را بفریبند و برایت، ظاهر آرایی و وسوسه گری می‌کنند و دچار فراموشی ات می‌سازند و به تو امر و نهی می‌کنند، و تو را به خداوند عز و جلچندان خوش گمان می‌سازند که به او امید [ِ بی بیم] می‌بندی و بدین ترتیب، غِرّه می‌شوی و نافرمانی خدا می‌کنی، و سزای نافرمان هم آتش جهنّم است.

ترجیح دادن دنیا بر آخرت

امام علی علیه السلام :دنیا، اَجَل‌ها را نزدیک می‌سازد و آرزوها را دور و دراز می گردانَد و مردان را به نابودی می کشانَد و احوال را دگرگون می‌کند. هرکه بر دنیا چیرگی جوید، دنیا بر او چیره می‌آید و هر که با آن کُشتی گیرد، دنیا او را زمین می‌زند و هرکه نافرمانی آن کند، دنیا فرمانش می‌برد و هرکه آن را ترک گوید، دنیا به نزدش می‌رود.
امام علی علیه السلام :روزگار، بدن‌ها را کُهنه می‌کند و آرزوها را نو می‌سازد، مرگ را نزدیک می‌سازد و آرزو را دور می گردانَد. هرکه به روزگار دست یافت، به سختی افتاد و هرکه به آن دست نیافت، رنجور شد.
امام علی علیه السلام :ای مردم! شما اگر دنیا را بر آخرت بر گزینید، در پذیرفتن دعوت آن به کالای پست شتافته‌اید و مَرکب آرزوهایتان تا دورترین مقصد، تاخت بر می‌دارند و شما را به آبشخورهایی می بَرَند که فرجامشان پشیمانی است و کارهایی را که با امّت‌های پیشین و نسل‌های گذشته کرد، یعنی دگرگونی حالات و فرودآمدن کیفرها، به شما نیز می چشانَد.
الإمام الصادق علیه السلام :مَن تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِالدُّنیا تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِثَلاثِ خِصالٍ: هَمٍّ لا یَفنی، وأمَلٍ لا یُدرَکُ، ورَجاءٍ لا یُنالُ.[۳۵۶]
۷ / ۷حُبُّ المالِالإمام علیّ علیه السلام :حُبُّ المالِ یُقَوِّی الآمالَ ویُفسِدُ الأَعمالَ.[۳۵۷]
۷ / ۸الشَّقاوَهرسول اللّه صلی الله علیه و آله :أربَعُ خِصالٍ مِنَ الشَّقاوَهِ: جُمودُ العَینِ، وقَساوَهُ القَلبِ وبُعدُ الأَمَلِ، وحُبُّ البَقاءِ.[۳۵۸]

علاقه به مال و ثروت

امام صادق علیه السلام :هرکس قلبش به دنیا دل بسته باشد، دل بسته به سه چیز است: اندوهی پایان ناپذیر، آرزویی دست نایافتنی، و امیدی به دست نیاوردنی.
امام علی علیه السلام :مالْ دوستی، آرزوها را تقویت می‌کند و اعمال را از بین می بَرَد

شقاوت

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :چهار خصلت، نشانه شقاوت است: خشکیدگی چشم، سختیِ دل، دور و درازی آرزو، و علاقه به ماندن [در دنیا].
الفصل الثامن: مضارّ الآمال الباطله۸ / ۱زَوالُ العَقلِالکتاب «ذَرْهُمْ یَأْکُلُواْ وَ یَتَمَتَّعُواْ وَیُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ».[۳۵۹]
الحدیثالإمام علیّ علیه السلام :اِعلَموا عِبادَ اللّهِ! أنَّ الأَمَلَ یُذهِبُ العَقلَ، ویُکَذِّبُ الوَعدَ، ویَحُثُّ عَلَی الغَفلَهِ، ویورِثُ الحَسرَهَ، فَأکذِبُوا الأَمَلَ؛ فَإِنَّهُ غُرورٌ وإنَّ صاحِبَهُ مَأزورٌ[۳۶۰][۳۶۱]
عنه علیه السلام :اِعلَموا أنَّ الأَمَلَ یُسهِی العَقلَ ویُنسِی الذِّکرَ، فَأَکذِبُوا الأَمَلَ؛ فَإِنَّهُ غُرورٌ و صاحِبَهُ مَغرورٌ.[۳۶۲]
عنه علیه السلام :ألا وإنَّ الأَمَلَ یُسهِی القَلبَ، ویُکَذِّبُ الوَعدَ، ویُکثِرُ الغَفلَهَ، ویورِثُ الحَسرَهَ، فَاعزُبوا[۳۶۳]عَنِ الدُّنیا کَأَشَدِّ ما أنتُم عَن شَیءٍ تَعزُبونَ.[۳۶۴]

فصل هشتم: زیان‌های آرزوهای باطل

از بین رفتن خِرَد

قرآن «بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزوها سرگرمشان کند. پس به زودی خواهند دانست».
حدیثامام علی علیه السلام :بدانید، ای بندگان خدا که آرزو، خِرد را می‌بَرد، وعده را دروغ جلوه می‌دهد، به غفلت می کشانَد و حسرت به بار می‌آورد. پس، آرزو را باور نکنید؛ زیرا که آن، فریبنده است و آرزومند گنهکار.
امام علی علیه السلام :بدانید که آرزو، خِرد را دچار غفلت می‌سازد و فراموشیِ [ مبدأ و مقصد] می‌آورد. پس آرزو را دروغگو دانید؛ که آرزو فریبنده است و آرزومند فریب خورده.
امام علی علیه السلام :بدانید که آرزو، دل را می کَنَد و وعده را دروغ جلوه می‌دهد و غفلتِ بسیار می‌آورد و حسرت به بار می نشانَد. پس، از دنیا دوری کنید، آن گونه که از چیزی با شدیدترین وجه، دوری می‌کنید.
عنه علیه السلام :عِندَ غُرورِ الأَطماعِ وَالآمالِ تَنخَدِعُ عُقولُ الجُهّالِ وتُختَبَرُ ألبابُ الرِّجالِ.[۳۶۵]
الإمام الکاظم علیه السلام :مَن سَلَّطَ ثَلاثا عَلی ثَلاثٍ فَکَأَنَّما أعانَ عَلی هَدمِ عَقلِهِ: مَن أظلَمَ نورَ تَفَکُّرِهِ بِطولِ أمَلِهِ، ومَحا طَرائِفَ حِکمَتِهِ بِفُضولِ کَلامِهِ، وأطفَأَ نورَ عِبرَتِهِ بِشَهَواتِ نَفسِهِ؛ فَکَأَنَّما أعانَ هَواهُ عَلی هَدمِ عَقلِهِ، ومَن هَدَمَ عَقلَهُ أفسَدَ عَلَیهِ دینَهُ ودُنیاهُ.[۳۶۶]
۸ / ۲ذَهابُ البَصیرَهِالإمام علیّ علیه السلام :الأَمانِیُّ تُعمی أعیُنَ البَصائِرِ.[۳۶۷]
عنه علیه السلام :الهُوَینا[۳۶۸] عَلی أربَعِ شُعَبٍ: عَلَی الغِرَّهِ،[۳۶۹] وَالأَمَلِ، وَالهَیبَهِ،[۳۷۰] والمُماطَلَهِ[۳۷۱]؛ وذلِکَ بِأَنَّ الهَیبَهَ تَرُدُّ عَنِ الحَقِّ، وَالمُماطَلَهُ تُفَرِّطُ فِی العَمَلِ حَتّی یَقدَمَ عَلَیهِ الأَجَلُ، ولَولاَ الأَمَلُ عَلِمَ الإِنسانُ حَسَبَ[۳۷۲]ما هُوَ فیهِ، ولَو عَلِمَ حَسَبَ ما هُوَ فیهِ ماتَ خُفاتا[۳۷۳] مِنَ الهَولِ وَالوَجَلِ، وَالغِرَّهَ تَقصُرُ بِالمَرءِ عَنِ العَمَلِ.[۳۷۴]
امام علی علیه السلام :در هنگام فریبندگی آمال و آرزوهاست که خِردهای نادانان، فریب می‌خورند و خِردهای مردان، آزموده می‌شوند.
امام کاظم علیه السلام :هرکس سه چیز را بر سه چیزْ چیره گردانَد، گویا به ویران کردن خِرد خویش کمک کرده است: کسی که روشنایی اندیشه اش را با آرزوی درازش تاریک کند؛ و کسی که تازه‌های حکمت (خِرد یا دانش) خویش را با زیاده گویی‌هایش نابود نماید؛ و کسی که نورِ عبرت آموزی اش را با خواهش‌های نفسانی اش خاموش کند، گویا هوسِ خود را در ویران کردن خِردش کمک رسانده است و کسی که خِردش را ویران کند، دین و دنیای خود را تباه ساخته است.

از بین رفتن بینش

امام علی علیه السلام :آرزوها، دیدگان بصیرت را کور می‌کنند.
امام علی علیه السلام :سستی (سهل انگاری)[۳۷۵] بر چهار شاخه است: فریفته شدن، ۲ آرزو، ترس،[۳۷۶] و امروز و فردا کردن، و این، بدان سبب است که: ترس، از حق، باز می‌دارد. امروز و فردا کردن، موجب کوتاهی ورزیدن در عمل می‌شود تا آن گاه که مرگِ او در رسد؛ و آرزو اگر نبود، انسان، حساب آنچه را در آن است، می‌دانست و اگر حساب وضع خود را می‌دانست، از هول و هراس، سکته می‌کرد؛ و فَریفته شدن، انسان را از عمل، باز می‌دارد.
۱-. مقصود سستی و سهل انگاری در امور دین و بی توجهی به آن است.[۳۷۷]
۲-. هیبت: ترس و بیم داشتن از غیر خداوند است[۳۷۸]
۸ / ۳نِسیانُ الأَجَلِالإمام علیّ علیه السلام :الأَمَلُ حِجابُ الأَجَلِ.[۳۷۹]
عنه علیه السلام :الأَمَلُ یُنسِی الأَجَلَ.[۳۸۰]
عنه علیه السلام :قَد ذَهَبَ عَن قُلوبِکُم صِدقُ الأَجَلِ، وغَلَبَکُم غُرورُ الأَمَلِ.[۳۸۱]
عنه علیه السلام :ذُلُّ الرِّجالِ فِی المَطامِعِ، وفَناءُ الآجالِ فی غُرورِ الآمالِ.[۳۸۲]
۸ / ۴نِسیانُ الآخِرَهِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ أخوَفَ ما أخافُ عَلی اُمَّتِی الهَوی وطولُ الأَمَلِ؛ أمَّا الهَوی فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الحَقِّ، وأمّا طولُ الأَمَلِ فَیُنسِی الآخِرَهَ.[۳۸۳]

از یاد بردن مرگ

از یاد بردن مرگامام علی علیه السلام :آرزو، حجاب اَجَل (مرگ) است.
امام علی علیه السلام :آرزو، اَجَل را از یاد [انسان] می‌بَرد.
امام علی علیه السلام :اجل را که راست است از یاد برده‌اید و آرزو که دروغ است بر شما چیره گشته است.
امام علی علیه السلام :خواری مردان، از طمع هاست و از یاد رفتن اَجَل‌ها، از فریبندگی آرزوها.

از یاد بردن آخرت

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بالاترین نگرانی من برای امّتم، افتادن به دام هوای نفس و آرزویِ دراز است؛ زیرا هوای نفس، از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز، آخرت را از یاد می بَرَد.
عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ شَرَّ ما أتَخَوَّفُ عَلَیکُمُ اتِّباعُ الهَوی وطولُ الأَمَلِ؛ فَاتِّباعُ الهَوی یَصرِفُ قُلوبَکُم عَنِ الحَقِّ، وطولُ الأَمَلِ یَصرِفُ هِمَمَکُم إلَی الدُّنیا، وما بَعدَهُما لِأَحَدٍ مِن خَیرٍ یَرجاهُ فی دُنیا ولا آخِرَهٍ.[۳۸۴]
۸ / ۵قَسوَهُ القَلبِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :کونوا مِنَ اللّهِ عَلی حَذَرٍ؛ فَمَن کانَ یَأمُلُ أن یَعیشَ غَدا یَأمُلُ أن یَعیشَ أبَدا، ومَن کانَ یَأمُلُ أن یَعیشَ غَدا یَقسو قَلبُهُ ویَرغَبُ فِی الدُّنیا ویَزهَدُ فیما لَدی رَبِّهِ عَزَّ وجَلَّ.[۳۸۵]
الکافی عن علیّ بن عیسی رفعه :فیما ناجَی اللّهُ عز و جل بِهِ موسی علیه السلام: یا موسی لا تُطَوِّل فِی الدُّنیا أملَکَ فَیَقسُوَ قَلبُکَ، وَالقاسِی القَلبِ مِنّی بَعیدٌ.[۳۸۶]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :بیشترین نگرانی من برای شما، پیروی از هوس و داشتن آرزوی دراز است؛ زیرا پیروی از هوس، دل هایتان را از حق، روی گردان می‌سازد و آرزوی دراز، همّت‌های شما را متوجّه دنیا می‌کند. با وجود این دو، هیچ کس را به خیری در دنیا و آخرتش امیدی نیست.

سخت دلی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از خداوند، برحذر باشید؛ زیرا کسی که آرزو دارد فردا زنده بماند، آرزوی زندگیِ همیشگی را دارد و کسی که آرزوی زندگیِ فردا را داشته باشد، دلش سخت می‌شود و به دنیا راغب می‌گردد و به آنچه نزد پروردگارش عز و جل است، بی رغبت می‌شود».[۳۸۷]
الکافی به نقل از علی بن عیسی، که سندش را به معصوم علیه السلام می‌رساند: از نجواهای خداوند عز و جل با موسی علیه السلام این بود: «ای موسی! در دنیا، آرزویِ دراز در سر مپروران، که دلت سخت می‌شود و سخت دل، از من دور است».
۸ / ۶تَسویفُ العَمَلِالإمام علیّ علیه السلام :إیّاکَ وَالاِغتِرارَ بِالأَمَلِ .. . إنَّکَ إن حَمَلتَ عَلَی الیَومِ هَمَّ غَدٍ زِدتَ فی حُزنِکَ وتَعَبِکَ، وتَکَلَّفتَ أن تَجمَعَ فی یَومِکَ ما یَکفیکَ أیّاما، فَعَظُمَ الحُزنُ، وزادَ الشُّغلُ، وَاشتَدَّ التَّعَبُ، وضَعُفَ العَمَلُ لِلأَمَلِ، ولَو خَلَّیتَ قَلبَک مِنَ الأَملِ تُجِدُّ ذلِکَ العَمَلَ،[۳۸۸] وَالأَمَلُ مِنکَ فِی الیَومِ قَد ضَرَّکَ فی وَجهَینِ: سَوَّفتَ بِهِ فِی العَمَلِ، وزِدتَ بِهِ فِی الهَمِّ وَالحُزنِ.[۳۸۹]
عنه علیه السلام لِرَجُلٍ سَأَلَهُ أن یَعِظَهُ: لا تَکُن مِمَّن یَرجُو الآخِرَهَ بِغَیرِ العَمَلِ، ویُرجِی[۳۹۰]التَّوبَهَ بِطولِ الأَملِ.[۳۹۱]
۸ / ۷تَقصیرُ العَمَلِالإمام علیّ علیه السلام :مَنِ اتَّسَعَ أمَلُهُ قَصُرَ عَمَلُهُ.[۳۹۲]

به تأخیر انداختن عمل

امام علی علیه السلام :زنهار از فریفته شدن به آرزو ! ... اگر غمِ فردا را به امروزت بیفکنی، بر اندوه و رنج خویش افزوده‌ای و مجبور می‌شوی آنچه برای روزها کفایتت می‌کند، در امروزت گرد آوری و این، خود، باعث غم و غصّه شدید، مشغله بسیار و رنج و زحمت فراوان می‌شود، و به خاطر آرزو، عملْ ضعیف می‌شود، در صورتی که اگر دلت را از آرزو تهی سازی، در عمل می‌کوشی. آرزوی تو در امروز، از دو جهت به تو زیان می‌رساند: [نخست این که ]به سبب آن، درباره عمل، امروز و فردا می‌کنی، و [دوم این که ]به غم و اندوهت می‌افزایی.
امام علی علیه السلام به مردی که از ایشان، پندی خواست: از آنان مباش که بدون عمل، به آخرت امید بسته‌اند و به سبب آرزوی دراز، توبه را به تأخیر می‌افکنند.

کوتاهی کردن در عمل

امام علی علیه السلام :هر که آرزویش گسترده شود، عملش کوتاه می‌شود.
۸ / ۸نِسیانُ العَمَلِالإمام علیّ علیه السلام :ما أطالَ العَبدُ الأَمَلَ إلاّ أنساهُ العَمَلَ.[۳۹۳]
عنه علیه السلام :إنَّکُم إنِ اغتَرَرتُم بِالآمالِ تَخَرَّمَتکُم[۳۹۴] بَوادِرُ الآجالِ، وقَد فاتَتَکُمُ الأَعمالُ.[۳۹۵]
۸ / ۹فَسادُ العَمَلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله :سِتَّهُ أشیاءَ تُحبِطُ الأَعمالَ: الاِشتِغالُ بِعُیوبِ الخَلقِ، وقَسوَهُ القَلبِ، وحُبُّ الدُّنیا، وقِلَّهُ الحَیاءِ، وطولُ الأَمَلِ، وظُلمٌ لا یَنتَهی.[۳۹۶]
الإمام علیّ علیه السلام :ثَمَرَهُ الأَمَلِ فَسادُ العَمَلِ.[۳۹۷]
عنه علیه السلام :غُرورُ الأَمَلِ یُفسِدُ العَمَلَ.[۳۹۸]
عنه علیه السلام :الأَمَلُ یُفسِدُ العَمَلَ، ویُفنِی الأَجَلَ.[۳۹۹]
عنه علیه السلام :ما أفسَدَ الأَمَلَ لِلعَمَلِ![۴۰۰]
عنه علیه السلام :طاعَهُ الأَمَلِ تُفسِدُ العَمَلَ.[۴۰۱]
عنه علیه السلام :یَسیرُ الأَمَلِ یوجِبُ فَسادَ العَمَلِ.[۴۰۲]

از یاد بردن عمل

امام علی علیه السلام :بنده، آرزو را دراز نکرد، مگر آن که درازیِ آرزو، عمل را از یاد او بُرد.
امام علی علیه السلام :اگر فریب آرزوها را بخورید، هجوم ناگهانی اَجَل، شما را از میان برخواهد داشت، بدون آن که عملی کرده باشید.

تباهی عمل

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :شش چیز، اعمال را تباه می‌سازد: پرداختن به عیوب مردم، سنگ دلی، دنیادوستی، بی حیایی، آرزوی دراز، و ستم پایان ناپذیر.
امام علی علیه السلام :ثمره آرزو، تباه شدن عمل است.
امام علی علیه السلام :فریب آرزو را، خوردن عمل را تباه می‌کند.
امام علی علیه السلام :آرزو، عمل را تباه می‌کند و عمر را بر باد می‌دهد.
امام علی علیه السلام :چه تباه کننده عمل است، آرزو!
امام علی علیه السلام :پیروی از آرزو، عمل را تباه می‌کند.
امام علی علیه السلام :اندکْ آرزو هم موجب تباهی عمل می‌شود.
عنه علیه السلام :غَرَّ جَهولاً کاذِبُ أمَلِهِ، فَفاتَهُ حُسنُ عَمَلِهِ.[۴۰۳]
عنه علیه السلام :کَم مِن مَخدوعٍ بِالأَمَلِ مُضَیِّعٍ لِلعَمَلِ.[۴۰۴]
۸ / ۱۰سوءُ العَمَلِرسول اللّه صلی الله علیه و آله فیدُعائِهِ: اللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِکَ مِن دُنیا تَمنَعُ خَیرَ الآخِرَهِ، ومِن حَیاهٍ تَمنَعُ خَیرَ المَماتِ، وأعوذُ بِکَ مِن أمَلٍ یَمنَعُ خَیرَ العَمَلِ.[۴۰۵]
الإمام علیّ علیه السلام :مَن أطالَ أمَلَهُ ساءَ عَمَلُهُ.[۴۰۶]
عنه علیه السلام :ما أطالَ عَبدٌ الأَمَلَ إلاّ أساءَ العَمَلَ.[۴۰۷]
عنه علیه السلام :أطوَلُ النّاسِ أمَلاً أسوَؤُهُم عَمَلاً.[۴۰۸]
عنه علیه السلام :ما أطالَ أحَدٌ الأَمَلَ إلاّ نَسِیَ الأَجَلَ وأساءَ العَمَلَ.[۴۰۹]
امام علی علیه السلام :نادان را آرزوی دروغینش فریفت و در نتیجه، عمل نیک را از دست داد.
امام علی علیه السلام :چه بسیار کسانی که فریبِ آرزو را خوردند و عمل را تباه کردند.

بدی عمل

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در دعایش: بار خدایا! پناه می‌برم به تو از دنیایی که مانعِ خیر آخرت شود و از زندگی ای که مانع خوب مردن گردد، و پناه می‌برم به تو از آرزویی که مانعِ عمل خیر شود.
امام علی علیه السلام :هر که آرزویش را دور و دراز گردانَد، کردارش بد شود.
امام علی علیه السلام :هیچ بنده‌ای آرزویِ دراز در سر نپرورانْد، مگر آن که کردار را بد ساخت.
امام علی علیه السلام :هر که آرزویش درازتر، عملش بدتر!
امام علی علیه السلام :هیچ کس آرزو را دراز نکرد، مگر آن که مرگ را از یاد بُرد و کردار را بد ساخت.
الإمام زین العابدین علیه السلام فِی مُناجاتِهِ: سُبحانَکَ یا إلهی .. . خَلَقتَنا بِقُدرَتِکَ . . .
وهَدَیتَنا إلی تَوحیدِکَ، وسَهَّلتَ لَنَا المسَلَکَ إلَی النَّجاهِ، وحَذَّرتَنا سَبیلَ المَهلَکَهِ، فَکانَ جَزاؤُکَ مِنّا أن کافَأناکَ عَلَی الإِحسانِ بِالإِساءَهِ، اجتِراءً مِنّا عَلی ما أسخَطَ، ومُسارَعَهً إلی ما باعَدَ مِن رِضاکَ، وَاغتِباطا[۴۱۰]بِغُرورِ آمالِنا، وإعراضا عَلی زَواجِرِ آجالِنا.[۴۱۱]
۸ / ۱۱اِستِصغارُ النِّعَمِالإمام علیّ علیه السلام :تَجَنَّبُوا المُنی؛ فَإِنَّها تَذهَبُ بِبَهجَهِ نِعَمِ اللّهِ عِندَکُم، وتُلزِمُ استِصغارَها لَدَیکُم وعَلی قِلَّهِ الشُّکرِ مِنکُم.[۴۱۲]
۸ / ۱۲قِلَّهُ الرِّضاالإمام علیّ علیه السلام :مَن کَثُرَ مُناهُ قَلَّ رِضاهُ.[۴۱۳]
۸ / ۱۳الأَسَفالإمام علیّ علیه السلام :حاصِلُ الأَمانِیِّ الأَسَفُ.[۴۱۴]
عنه علیه السلام :حاصِلُ المُنَی الأَسَفُ، وثَمَرَتُهُ التَّلَفُ.[۴۱۵]
امام زین العابدین علیه السلام در مناجاتش: منزّهی تو، ای معبود من! ... تو با قدرت خویش، ما را آفریدی... و به یگانگی ات، هدایتمان فرمودی و راه نجات را برایمان آسان و هموار ساختی و از راه نابودی، برحذرمان داشتی. امّا پاداش ما به تو این بود که خوبی‌های تو را با بدی پاسخ دادیم و این، از آن روست که ما بر انجام دادن آنچه [تو را ]به خشم می‌آورد، دلیر گشتیم و به آنچه از رضایت تو به دور است شتافتیم، و به فریب آرزوهایمان، دل خوش کردیم و مرگ را که باز دارنده [از آرزوهای باطل و گناهان ]است، به فراموشی سپردیم.

کوچک شمردن نعمت‌ها

امام علی علیه السلام :از آرزوها [و توقّعات] دوری کنید؛ که آرزوها شکوه نعمت‌های خداوند به شما را از بین می‌برند و آنها را در نظرتان کوچک می‌نمایند و به ناسپاسی از آنها می‌کشانند.

کم رضایتی

امام علی علیه السلام :هرکه آرزوهایش بسیار باشد، رضایتش اندک است.

افسوس

امام علی علیه السلام :حاصل آرزوها، افسوس است.
امام علی علیه السلام :حاصل آرزوها، افسوس است و میوه اش، تباهی.
۸ / ۱۴فَقرُ النَّفسِالإمام علیّ علیه السلام :مَنِ استَعانَ بِالأَمانِیِّ أفلَسَ.[۴۱۶]
عنه علیه السلام :شَرُّ الفَقرِ المُنی.[۴۱۷]
۸ / ۱۵کَثرَهُ العَناءِالإمام علیّ علیه السلام :مَن تَبِعَ مُناهُ کَثُرَ عَناؤُهُ.[۴۱۸]
عنه علیه السلام :مَن کَثُرَ مُناهُ کَثُرَ عَناؤُهُ.[۴۱۹]
۸ / ۱۶ضِیاعُ العُمُرِالإمام علیّ علیه السلام :ضِیاعُ العُمُرِ بَینَ الآمالِ وَالمُنی.[۴۲۰]
عنه علیه السلام :غُرورُ الأَمَلِ یُنفِدُ المَهَلَ،[۴۲۱] ویُدنِی الأَجَلَ.[۴۲۲]

فقر نفس

امام علی علیه السلام :هر که از رؤیاها کمک جوید، بی چیز می‌شود.
امام علی علیه السلام :بدترین فقر، آرزوهاست.

رنج بسیار

امام علی علیه السلام :هر که دنبال آرزوها و رؤیاهایش برود، رنجش بسیار می‌شود.
امام علی علیه السلام :هر که آرزوهایش بسیار باشد، رنجش بسیار باشد.

تلف شدن عمر

امام علی علیه السلام :عمر، در میان آرزوها و خواهش‌ها [ی بیهوده ]تلف می‌شود.
امام علی علیه السلام :فریبِ آرزو، فرصت عمر را از بین می بَرَد و اجل را نزدیک می‌نماید.
۸ / ۱۷الهَلاکرسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ صَلاحَ أوَّلِ هذِهِ الاُمَّهِ بِالزُّهدِ وَالیَقینِ، وهَلاکَ آخِرِها بِالشُّحِّ وَالأَمَلِ.[۴۲۳]
عنه صلی الله علیه و آله :صَلاحُ الاُمَّهِ الیَقینُ وَالزُّهدُ وفَسادُها بِالأَمَلِ وَالبُخلِ.[۴۲۴]
عنه صلی الله علیه و آله :إیّاکُم وَالتَّسویفَ وطولَ الأَمَلِ؛ فَإِنَّهُ کانَ سَبَبا لِهَلاکِ الاُمَمِ.[۴۲۵]
الإمام علیّ علیه السلام :إنّما أهلَکَ مَن کانَ قَبلَکُم أمَدُ أمَلِهِم، وتَغطِیَهُ الآجالِ عَنهُم، حَتّی نَزَلَ بِهِمُ المَوعودُ الَّذی تُرَدُّ عَنهُ المَعذِرَهُ، وتُرفَعُ عَنهُ التَّوبَهُ، وتَحُلُّ مَعَهُ القارِعَهُ[۴۲۶]والنِّقمَهُ.[۴۲۷]
عنه علیه السلام :إنَّما أهلَکَ النّاسَ خَصلَتان، هُما أهلَکَتا مَن کانَ قَبلَکُم وهُما مُهلِکَتانِ مَن یَکونُ بَعدَکُم: أمَلٌ یُنسِی الآخِرَهَ، وهَویً یُضِلُّ عَنِ السَّبیلِ.[۴۲۸]

هلاکت

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :این امّت، در آغاز با زهد و یقین درست شد و در آخر، با بخل و آرزو هلاک می‌شود.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :یقین و زهد، این امّت را به صلاح می کشانَد و آرزو و بخل، آن را تباه می‌کند.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :از کار امروز به فردا افکندن و آرزویِ دراز در سر پروراندن بپرهیزید؛ زیرا اینها سبب هلاک امّت‌ها بوده است.
امام علی علیه السلام :پیشینیان شما را، در حقیقت، دو چیز هلاک کرد: درازی آرزو و غفلت از مرگ، تا آن گاه که آنچه بدان وعده داده شده بودند (مرگ)، بر آنان فرود آمد؛ وعده‌ای که با آمدن آن، دیگر عذری پذیرفته نمی‌شود و جای توبه نمی مانَد و مصیبت فلاکت بار و مکافات با آن همراه است.
امام علی علیه السلام :مردم را، در حقیقت، دو خصلت به هلاکت می‌افکند. این دو، هم کسانی را که پیش از شما بوده‌اند، هلاک کرده است و هم آنان را که پس از شما می‌آیند، هلاک خواهد کرد: یکی آرزو که آخرت را از یاد می‌برد و دیگر هوس، که به گم راهی می کشانَد.
۸ / ۱۸هُجومُ الأَجَلِ بَغتَهًالإمام علیّ علیه السلام فیما کَتَبَهُ إلی بَعضِ أصحابِهِ: تَدارَک ما بَقِیَ مِن عُمُرِکَ، ولا تَقُل غَدا أو بَعدَ غَدٍ؛ فَإِنَّما هَلَکَ مَن کانَ قَبلَکَ بِإِقامَتِهِم عَلَی الأَمانِیِّ وَالتَّسویفِ[۴۲۹]حَتّی أتاهُم أمرُ اللّهِ بَغتَهً[۴۳۰]وهُم غافِلونَ، فَنُقِلوا عَلی أعوادِهِم إلی قُبورِهِمُ المُظلِمَهِ الضَّیِّقَهِ.[۴۳۱]
عنه علیه السلام :مَن جَری فی عِنانِ[۴۳۲] أمَلِهِ عَثَرَ بِأَجَلِهِ.[۴۳۳]
عنه علیه السلام :مَن جَری فی مَیَدانِ أمَلِهِ عَثَرَ بِأَجَلِهِ.[۴۳۴]
عنه علیه السلام :بادِرُوا الأَمَلَ وسابِقوا هُجومَ الأجَلِ؛ فَإِنَّ النّاسَ یوشِکُ أن یَنقَطِعَ بِهِمُ الأَمَلُ فَیَرهَقُهُمُ الأَجَلُ.[۴۳۵]
عنه علیه السلام :إنَّمَا الدُّنیا فَناءٌ وعَناءٌ وغِیَرٌ[۴۳۶] وعِبَرٌ ... ومِن عِبَرِها أنَّ المَرءَ یُشرِفُ عَلی أمَلِهِ فَیَتَخَطَّفُهُ[۴۳۷]أجَلُهُ، فَلا أمَلٌ مَدروکٌ ولا مُؤَمَّلٌ مَتروکٌ.[۴۳۸]

هجوم ناگهانی اَجَل

امام علی علیه السلام در نامه‌ای که به یکی از یارانش نوشت: باقی مانده عمرت را دریاب، و مگو: فردا و پس فردا؛ چرا که مردمانِ پیش از تو، در حقیقت، به سبب تکیه کردن به آرزوها، و امروز و فردا کردن، به هلاکت در افتادند. فرمان خداوند (مرگ)، ناگهان، آن بی خبران را در رسید و بر تابوت هایشان به سو گورهای تنگ و تاریکشان برده شدند.
امام علی علیه السلام :هر که عنان آرزویش را رها کند، با اَجَلش به سر درآید.
امام علی علیه السلام :هر که در میدان آرزویش بتازد، با اَجَلش به سر درآید.
امام علی علیه السلام :بر آرزو پیشی گیرید و قبل از هجوم اجل، کاری بکنید؛ زیرا به زودی آرزوی مردم قطع می‌شود و اجل، گریبانشان را می‌گیرد.
امام علی علیه السلام :دنیا، چیزی نیست، جز نیستی و رنج و دگرگونی‌ها و عبرت‌ها ... . و از عبرت‌هایش یکی این است که انسان به آرزویش نزدیک می‌شود، امّا به ناگاه، اجلش او را در می رُباید، و نه آرزویی برمی آید و نه آرزومندی می مانَد.
عنه علیه السلام :إذا بَلَغتُم نِهایهَ الآمالِ فَاذکُروا بَغَتاتِ الآجالِ.[۴۳۹]
عنه علیه السلام :مَن بَلَغَ أقصی أمَلِهِ، فَلیَتَوَقَّع أدنی أجَلِهِ.[۴۴۰]
عنه علیه السلام :مَن بَلَغَ غایَهَ ما یُحِبُّ، فَلیَتَوَقَّع غایَهَ ما یَکرَهُ.[۴۴۱]
امام علی علیه السلام :هر گاه به نهایت آرزوها رسیدید، از یورش ناگهانیِ اَجَل، یاد کنید.
امام علی علیه السلام :هر که به دورترین آرزویش رسید، در انتظار نزدیک‌ترین زمان اَجَلش باشد.
امام علی علیه السلام :هرکه به نهایت آنچه دوست دارد، رسید، باید منتظرِ نهایت آنچه ناخوش می‌دارد (مرگ) باشد.

پانویس

  1. فرهنگ: علم؛ دانش؛ ادب؛ تربیت؛ پدیده کلّی پیچیده‌ای از آداب، رسوم، اندیشه، هنر و شیوه زندگی که در طیّ تجربه تاریخی اقوام، شکل می‌گیرد و قابل انتقال به نسل‌های بعدی است (ر. ک: لغت نامه دهخدا، فرهنگ معین و فرهنگ بزرگ سخن)
  2. در دانش نامه‌ها، به هر واژه اصلی که توضیحی (مقاله‌ای) در ذیل خود دارد، «سرواژه» یا «مَدخَل» می‌گویند. به مجموع سرواژه و توضیح، بر روی هم، نیز «مدخل» گفته می‌شود (ر. ک: فرهنگ بزرگ سخن)
  3. محمدی ری شهری ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۴ ۱۷ جمادی اول ۱۴۲۷
  4. العین: ص ۵۴
  5. معجم مقاییس اللغه: ج ۱ ص ۱۴۰
  6. تاج العروس: ج ۴ ص ۳۰
  7. قیامت: آیه ۳۷.
  8. نجم: آیه ۴۶
  9. نجم: آیه ۲۴
  10. بقره: آیه ۹۴
  11. جمعه: آیه ۷.
  12. المفردات: ص ۷۷۹
  13. کهف: آیه ۴۶
  14. حجر: آیه ۳
  15. ر. ک : ص ۲۵ ح ۱۰ و ۱۱
  16. ر. ک : ص ۲۳ ح ۴
  17. ر. ک : ص ۲۱ ح ۱
  18. ر. ک : ص ۲۱ ح ۱
  19. ر. ک : ص ۷۶ ح ۹۷
  20. صحیفه امام: ج۲۱ ص۲۱ (نامه امام به گورباچف در تاریخ ۱۱ / ۱۰ / ۱۳۶۷)
  21. . ر. ک : ص ۳۵ (آموزگار آرزو)
  22. ر. ک : ص ۳۵ ح ۲۷
  23. ر. ک : ص ۴۹ (آرزوی نهایی دوستداران)
  24. ر. ک : ص ۵۱ (بالاتر از آرزوها)
  25. ر. ک : دانش نامه میزان الحکمه: ج ۵ ص ۳۱ (جامعه نمونه)
  26. نساء: آیه ۱۳۴
  27. رعد: آیه ۲۸
  28. حشر: آیه ۱۹
  29. طه: آیه ۱۲۴
  30. تاریخ بغداد: ج ۲ ص ۵۲ الرقم ۴۴۸، الفردوس: ج ۱ ص ۳۴۲ ح ۱۳۶۹، لسان المیزان: ج ۵ ص ۸۱ ح ۲۶۷ کلّها عن أنس، کنز العمّال: ج ۳ ص ۴۹۱ ح ۷۵۶۰؛ نزهه الناظر: ص ۲۱ ح ۵۱، أعلام الدین: ص ۲۹۵ نحوه، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۱۷۳ ح ۸
  31. غرر الحکم: ح ۱۰۴۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۹ ح ۴۴۲
  32. شرح نهج البلاغه: ج ۲۰ ص ۳۴۰ ح ۹۰۱؛ غرر الحکم: ح ۱۰۴۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۹ ح ۴۴۲ ولیس فیهما ذیله
  33. غرر الحکم: ح ۲۳۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۶۱ ح ۱۵۷۳
  34. غرر الحکم: ح ۶۹۱۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۷۷ ح ۶۳۸۴
  35. نَقِبَ الخفُّ: خُرِّق؛ و نَقِبَ البعیرُ: رقّت أخفافه (مجمع البحرین: ج ۳ ص ۱۸۲۲ «نقب»)
  36. شرح نهج البلاغه: ج ۲۰ ص ۳۰۷ ح ۵۱۸
  37. غرر الحکم: ح ۴۳۵۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۸۹ ح ۳۸۹۲
  38. خَضِره: أی غضّه ناعمهٌ طریّه (النهایه: ج ۲ ص ۴۱ «خضر»)
  39. تحف العقول: ص ۱۸۰، نهج البلاغه: الخطبه ۱۱۱ وفیه «تحلّت» بدل «عمّرت»، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۱۴ ح ۷۳؛ الجوهره: ص ۷۹، مطالب السؤول: ص ۵۰
  40. تاریخ دمشق: ج ۴۷ ص ۴۶۸؛ تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۲۷۲ وفیه «لابدّ لک من عیش» بدل «ما بذلک من عیش»، بحار الأنوار: ج ۱۴ ص ۳۲۹ ح ۵۸.
  41. غرر الحکم: ح ۶۳۹، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۰ ح ۱۲۹۲
  42. غرر الحکم: ح ۱۰۱۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۰ ح ۴۵۲
  43. جامع الأحادیث للقمّی: ص ۲۲۸، غررالحکم: ح ۲۹۲۱، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۱۳ ح ۲۴۹۴ کلاهما عن الإمام علیّ علیه السلام وفیهما «شیء» بدل «الأشیاء»
  44. تحف العقول: ص ۵۶، المجازات النبویّه: ص ۳۵۱ ح ۲۶۹، تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۱۶۳ وفیه «حبّ المال» بدل «الحرص»، الخصال: ص ۷۳ ح ۱۱۳ عن أنس، إرشاد القلوب: ص ۳۹، روضه الواعظین: ص ۴۷۰ وفی الثلاثه الأخیره «تبقی» بدل «تشبّ»، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۶۱ ح ۷؛ صحیح مسلم: ج ۲ ص ۷۲۴ ح ۱۱۵ وفیه «الحرص علی المال والحرص علی العمر»، مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۲۳۱ ح ۱۲۱۴۳، الزهد لابن المبارک: ص ۸۷ ح ۲۵۶ وفیهما «یبقی» بدل «تشبّ» وکلّها عن أنس، کنز العمّال: ج ۳ ص ۴۶۰ ح ۷۴۳۷
  45. صحیح البخاری: ج ۵ ص ۲۳۶۰ ح ۶۰۵۷ عن أبی هریره، کنز العمّال: ج۳ ص ۴۹۰ ح ۷۵۵۶
  46. یقال: اخْتَلَجت المَنِیّهُ القَومَ؛ أی اجتَذَبَتهُم (لسان العرب: ج ۲ ص ۲۵۸ «خلج»)
  47. الفردوس: ج ۴ ص ۱۴۴ ح ۶۴۴۴، کنز العمّال: ج ۳ ص ۴۹۴ ح ۷۵۷۴ نقلاً عن ابن أبی الدنیا وکلاهما عن أنس
  48. الترغیب والترهیب: ج ۴ ص ۲۴۴ ح ۲۲، صحیح البخاری: ج ۵ ص ۲۳۵۹ ح ۶۰۵۵، السنن الکبری: ج ۳ ص ۵۱۴ ح ۶۵۰۵ کلاهما نحوه
  49. عارضه الأحوذی بشرح صحیح الترمذی: ج ۱۰ ص ۳۲۰؛ تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۲۷۲ نحوه
  50. عارضه الأحوذی بشرح صحیح الترمذی: ج ۱۰ ص ۳۱۸ وراجع صحیح البخاری: ج ۵ ص ۲۳۵۹ ح ۶۰۵۴ والترغیب والترهیب: ج ۴ ص ۲۴۴ ح ۲۱
  51. معدن الجواهر: ص ۲۵
  52. غرر الحکم: ح ۶۳۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۹ ح ۴۴۵
  53. نهج البلاغه: الکتاب ۳۱، تحف العقول: ص ۷۷، کشف المحجّه: ص ۲۳۰، بحار الأنوار: ج ۱۰۳ ص ۳۹ ح ۸۸؛ کنز العمّال: ج ۱۹ ص ۱۷۵ ح ۴۴۲۱۵ نقلاً عن وکیع والعسکری فی المواعظ
  54. غرر الحکم: ح ۱۰۸۴۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۳۷ ح ۹۸۷۲
  55. غرر الحکم: ح ۶۳۵۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۴۹ ح ۵۹۲۵
  56. غرر الحکم: ح ۶۴۷۱، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۵۴ ح ۶۰۰۲
  57. تحف العقول: ص ۲۱۴، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۵۳ ح ۸۷
  58. . الإنفطار: ۱۰ ۱۲
  59. الأمالی للصدوق: ص ۱۷۱ ح ۱۶۹ عن مسعده بن صدقه، روضه الواعظین: ص ۵۳۵ عن الإمام الصادق عنه علیهماالسلام، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۷۰ ح ۲۴؛ شرح نهج البلاغه: ج ۲۰ ص ۲۸۱ ح ۲۲۳
  60. الأرَب: الحاجه (المصباح المنیر: ص ۱۱ «أرب»)
  61. الشَّرَه: أسوَأ الحِرص؛ وهو غلبه الحِرص (لسان العرب: ج ۱۳ ص ۵۰۶ «شره»)
  62. الخامل: الخفیّ الساقط الذی لا نباهه له، یقال: هو خامِل الذِّکر، خَمَل یخمُل خُمولاً وأخملَه اللّه (لسان العرب: ج ۱۱ ص ۲۲۱ «خمل»)
  63. فَدَحَته: أثقَلَته (النهایه: ج ۳ ص ۴۱۹ «فدح»)
  64. عَضضْتُ اللقمهَ، وبِها، وعلیها، عَضّا: أمسَکتُها بالأسنان (مجمع البحرین: ج۲ ص۱۲۳۱ «عضض»)
  65. اُولِع بالشیءِ فهو مُولَعٌ به: أی مُغریً به (الصحاح: ج ۳ ص ۱۳۰۴ «ولع»)
  66. زَوی: جمع (لسان العرب: ج ۱۴ ص ۳۶۵ «زوی»)
  67. الوَجَل: الفزع (النهایه: ج ۵ ص ۱۵۷ «وجل»)
  68. الکِلاءه: الحفظ والحراسه (النهایه: ج ۴ ص ۱۹۴ «کلأ»)
  69. الکُنْه: نهایه الشیء وحقیقته (لسان العرب: ج ۱۳ ص ۵۳۷ «کنه»)
  70. بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۹۴ ح ۱۲ نقلاً عن الکتاب العتیق الغروی
  71. مکارم الأخلاق: ج ۲ ص ۱۴۳ ح ۲۳۵۴ عن معاذ بن جبل، الإقبال: ج ۱ ص ۳۲۳ عن حفص بن البختری عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله، الدعوات: ص ۶۰ ح ۱۴۸، مصباح المتهجّد: ص۵۵۹ ح۶۵۵ من دون إسنادٍ إلی المعصوم، بحارالأنوار: ج ۹۵ ص۱۶۴ ح۱۷.
  72. مُهَج الدعوات: ص ۱۰۰، بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۲۱۸ ح ۱۷
  73. البلد الأمین: ص ۴۲۰، بحار الأنوار: ج ۹۳ ص ۲۶۶ ح ۱
  74. الفجر: ۹
  75. تفسیر الواحدی: ج ۲ ص ۱۲۰۰
  76. رجوع شود به تفسیر الطبری: ج ۱ ص ۸۰
  77. الإنابه: الرجوع إلی اللّه بالتوبه (النهایه: ج ۵ ص ۱۲۳ «نوب»)
  78. فلاح السائل: ص ۳۱۵ ح ۲۱۲، بحار الأنوار: ج ۸۶ ص ۶۸ ح ۴
  79. الإقبال: ج ۲ ص ۸۵، البلد الأمین: ص ۲۵۷ وفیه «الطالبین» بدل «رغبه الراغبین»، بحار الأنوار: ج ۹۸ ص ۲۲۳
  80. بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۱۵۰ نقلاً عن بعض کتب الأصحاب
  81. الإخبات: الخشوع والتواضع (النهایه: ج ۲ ص ۴ «خبت»)
  82. عکَف علی الشیء: أقبل علیه مواظبا لا یصرف عنه وجهه. وقیل: أقام (لسان العرب: ج ۹ ص ۲۵۵ «عکف»)
  83. بحار الأنوار: ج ۸۷ ص ۲۴۲ ح ۵۱ نقلاً عن المصباح للسیّد ابن الباقی
  84. یقال: وَبَقَ یَبِقُ؛ إذا هلَکَ. وأوبقَهُ غیرُه فهو موبَق (النهایه: ج ۵ ص ۱۴۶ «وبق»)
  85. البلد الأمین: ص ۱۰۵، العُدد القویّه: ص ۳۴۶ نحوه، جمال الاُسبوع: ص ۵۳ کلاهما من دون إسنادٍ إلی المعصوم
  86. مصباح المتجهّد: ص ۶۹۵ ح ۷۷۱، الإقبال: ج ۲ ص ۱۰۸، المزار للمفید: ص ۱۶۱، المزار الکبیر: ص ۴۵۴ کلاهما من دون إسنادٍ إلی المعصوم، بحار الأنوار: ج ۹۸ ص ۲۳۲
  87. الإقبال: ج ۲ ص ۱۵۱، بحار الأنوار: ج ۹۸ ص ۲۶۳
  88. بحار الأنوار: ج ۱۰۲ ص ۲۳۹ ح ۵ نقلاً عن الکتاب العتیق الغروی عن عبد اللّه بن جعفر الحمیری، المقنعه: ص ۱۳۶ نحوه من دون إسنادٍ إلی المعصوم
  89. الذَّوْد: السَّوق والطَّرد والدَّفع (لسان العرب: ج ۳ ص ۱۶۷ «ذود»)
  90. بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۱۴۹ نقلاً عن بعض کتب الأصحاب
  91. المناقب لابن شهرآشوب: ج ۴ ص ۱۵۱ عن طاووس الفقیه، بحار الأنوار: ج ۴۶ ص ۸۱ ح ۷۵
  92. بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۱۳۰ ح ۱۹ نقلاً عن الکتاب العتیق الغروی
  93. مصباح المتهجّد: ص ۷۳۹ ح ۸۳۰، الغارات: ج ۲ ص ۸۴۸، المزار الکبیر: ص ۲۸۴ ح ۱۳، الإقبال: ج ۲ ص ۲۷۴، البلد الأمین: ص ۲۹۶ کلّها عن جابر الجعفی عن الإمام الباقر علیه السلام، کامل الزیارات: ص ۹۴ ح ۹۳ عن أبی علیّ مهدی بن صدقه الرقی عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام، بحارالأنوار: ج ۱۰۰ ص ۲۶۵ ح ۲
  94. الصحیفه السجّادیّه: ص ۱۲۳ الدعاء ۳۱
  95. . تأویل الآیات الظاهره: ج ۲ ص ۴۸۴ ۴۸۵ عن أبی ذرّ، بحار الأنوار: ج ۲۷ ص ۱۳۹ ح ۱۴۴
  96. نَعَشَ الإنسان ینعَشُه: تدارَکَه من هَلَکهٍ، ونَعَشَه اللّه ُ وأنعَشَه: سَدَّ فقرَه (لسان العرب: ج ۶ ص ۳۵۶ «نعش»
  97. الخَلّه: الحاجه والفقر (النهایه: ج ۲ ص ۷۲ «خلل»)
  98. نهج البلاغه: الخطبه ۹۱ عن مسعده بن صدقه عن الإمام الصادق علیه السلام، بحار الأنوار: ج ۵۷ ص ۱۱۴ ح ۹۰
  99. بحار الأنوار: ج ۸۷ ص ۲۴۲ ح ۵۱ نقلاً عن المصباح للسیّد ابن الباقی
  100. فلاح السائل: ص ۴۲۳ ح ۲۹۰، بحار الأنوار: ج ۸۶ ص ۱۰۴ ح ۸
  101. الإقبال: ج ۳ ص ۳۵۰، مصباح المتهجّد: ص ۸۳۴ ح ۸۹۴ من دون إسنادٍ إلی المعصوم
  102. فی الطبعه المعتمده «و رجائی»، والتصویب من الطبعه الحجریّه
  103. الإقبال: ج ۳ ص ۳۵۲، مصباح المتهجّد: ص ۸۳۶ ح ۸۹۸ من دون إسناد إلی المعصوم
  104. تهذیب الأحکام : ج ۳ ص ۸۱ ح ۲۳۶ عن عبد اللّه بن میمون عن أبیه، الإقبال: ج ۱ ص ۳۱۸، مصباح المتهجّد: ص ۵۵۵ ح ۶۴۸ من دون إسناد إلی المعصوم وفیهما «عاقبه» بدل «عافیه»، بحار الأنوار: ج ۹۸ ص ۱۲۵ ح ۳
  105. بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۱۶۶ ح ۲۲ نقلاً عن کتاب أنیس العابدین
  106. الصحیفه السجّادیّه: ص ۲۲۸ الدعاء ۵۴، مصباح المتهجّد: ص ۱۵۳ ح ۲۴۲ من دون إسنادٍ إلی المعصوم نحوه، بحار الأنوار: ج ۸۵ ص ۲۶۰ ح۴
  107. مصباح المتهجّد: ص ۶۹۵ ح ۷۷۱، الإقبال: ج ۲ ص ۱۰۸، المزار للمفید: ص ۱۶۰، المزارالکبیر: ص۴۵۳ کلاهما من دون إسنادٍ إلی المعصوم، بحارالأنوار: ج ۹۸ ص ۲۳۲
  108. مصباح المتهجّد: ص ۶۹۲ ح ۷۷۱، الإقبال: ج۲ ص۱۰۵، المزارللمفید: ص ۱۵۷، المزار الکبیر: ص ۴۴۹ کلاهما من دون إسنادٍ إلی المعصوم، بحار الأنوار: ج ۹۸ ص ۲۳۰
  109. أعلام الدین: ص ۱۷۱، بحار الأنوار: ج ۹۹ ص ۱۹۸ ح ۱۵
  110. رجال الکشّی: ج ۲ ص ۶۶۷ ح ۶۸۹ عن محمّد بن زید الشحّام، الإقبال: ج ۳ ص ۲۱۱ عن محمّد السجّاد وفیه «شرّ» بدل «عثره»، مصباح المتهجّد: ص ۳۵۶ ح ۴۷۴، جمال الاُسبوع: ص۲۳۸ کلاهما من دون إسنادٍ إلی المعصوم، بحارالأنوار: ج ۴۷ ص ۳۶ ح ۳۵.
  111. الکُدیه: قطعه غلیظه صلبه لا تعمل فیها الفأس، وأکدی الحافر: إذا بلغها (النهایه: ج۴ ص۱۵۶ «کدا»)
  112. عَیَّ: عجز عنها وأشکل علیه أمرها (النهایه: ج ۳ ص ۳۳۴ «عیا»)
  113. الصرم: القطع (النهایه: ج ۳ ص ۲۶ «صرم»)
  114. الدعوات: ص ۷۲ ح ۱۷۱، بحار الأنوار: ج ۹۵ ص ۴۵۰ ح ۳
  115. بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۱۵۳ ح ۲۲ نقلاً عن کتاب أنیس العابدین
  116. الصحیفه السجّادیّه: ص ۱۲۹ الدعاء ۳۲، الإقبال: ج ۲ ص ۱۵۳ عن الإمام الصادق علیه السلام فی دعائه یوم عرفه وفیه «فارحم عبدک الضعیف» بدل «أنا العبد الضعیف»، بحار الأنوار: ج ۹۸ ص ۲۶۵؛ شرح نهج البلاغه: ج ۶ ص ۱۸۳
  117. مصباح المتهجّد: ص ۳۲۹ ح ۴۳۷ عن مبشّر بن عبد العزیز، مکارم الأخلاق: ج ۲ ص ۱۲۴ ح ۲۳۳۲ عن میسر بن عبد العزیز
  118. عِیل: غُلِب (النهایه: ج ۳ ص ۳۲۲ «عول»)
  119. فلاح السائل: ص ۴۴۶ ح ۳۰۴ عن معاویه بن عمّار، مصباح المتهجّد: ص ۱۱۳ ح۱۸۹ عن معاویه بن عمّار من دون إسنادٍ إلی المعصوم، بحار الأنوار: ج ۸۶ ص ۱۲۱ ح۳.
  120. درس: عفا وخفیت آثاره (المصباح المنیر: ص ۱۹۲ «درس»)
  121. مُهَج الدعوات: ص ۲۲۶ عن الربیع، بحار الأنوار: ج ۸۶ ص ۳۱۷ ح ۶۷ نقلاً عن کتاب مجموع الدعوات
  122. غرر الحکم: ح ۴۷۶۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۲۱ ح ۴۲۹۴
  123. غرر الحکم: ح ۷۶۷۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۵۱ ح ۸۰۴۳
  124. غرر الحکم: ح ۸۲۸۷، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۴۶ ح ۷۸۷۶
  125. غرر الحکم: ح ۸۸۲۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۶۲ ح ۸۴۰۸ وفیه «الآخره» بدل «اللّه»
  126. غرر الحکم: ح ۱۱۰۴۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۵۴ ح ۱۰۲۱۴
  127. غرر الحکم: ح ۷۷۲۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۲۸ ح ۷۲۸۹
  128. تحف العقول: ص ۳۰۵ عن ابن جندب، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۲۸۳ ح ۱؛ تاریخ دمشق: ج ۶۸ ص ۶۶ نحوه وراجع کنز الفوائد: ج ۱ ص ۲۱۷ وأعلام الدین: ص ۱۴۹
  129. الکهف: ۴۶
  130. غرر الحکم: ح ۹۹۵۱، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۹۷ ح ۹۱۶۰
  131. غرر الحکم: ح ۸۳۴۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۵۵ ح ۸۲۰۳
  132. غرر الحکم: ح ۸۵۱۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۴۹ ح ۷۹۹۱
  133. غرر الحکم: ح ۸۹۰۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۳۴ ح ۷۴۸۹
  134. نَکِد عیشُه: اشتدّ وعَسُر (القاموس المحیط: ج ۱ ص ۳۴۲ «نکد»)
  135. غرر الحکم: ح ۹۰۲۰
  136. تحف العقول: ص ۲۱۹، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۴۷ ح ۳۲۴۹ نحوه، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۵۸ ح ۱۲۷؛ دستور معالم الحکم: ص ۳۴
  137. غرر الحکم: ح ۳۸۴۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۷۴ ح ۳۶۲۸
  138. نهج البلاغه: الخطبه ۲۸، الإرشاد: ج ۱ ص ۲۳۵، الغارات: ج ۲ ص ۶۳۴ کلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۳۳۳ ح ۲۱؛ إعجاز القرآن: ص ۱۴۵، مطالب السؤول: ص ۵۸، البدایه والنهایه: ج ۷ ص ۳۰۹ نحوه
  139. غرر الحکم: ح ۸۸۲۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۳۶ ح ۷۵۴۶
  140. غرر الحکم: ح ۸۹۷۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۳۳ ح ۷۴۶۶
  141. غرر الحکم: ح ۸۵۷۳
  142. غرر الحکم: ح ۳۸۵۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۷۵ ح ۳۶۳۶
  143. راجع: ص ۸۰ (الاِتّکال علی غیر اللّه)
  144. منوطه: أی معلّقه. ناطَهُ نَوطا: عَلّقه (القاموس المحیط: ج ۲ ص ۳۸۹ «نوط»)
  145. شرح نهج البلاغه: ج ۲۰ ص ۳۴۸ ح ۹۹۵
  146. المزار الکبیر: ص ۱۵۱، المزار للشهید الأوّل: ص۲۷۲ کلاهما عن میثم، المصباح للکفعمی: ص۴۸۵، البلد الأمین: ص ۳۱۲ کلاهما عن الإمام العسکریّ عن آبائه عنه علیهم السلام وفیها «و کان ظنّی» بدل «و کلّ ظنّی»؛ دستور معالم الحکم: ص ۱۳۱
  147. بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۱۴۶
  148. ر. ک : ص ۸۱ (تکیه بر غیر خدا)
  149. بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۱۵۵ ح ۲۲ نقلاً عن کتاب أنیس العابدین
  150. بحارالأنوار: ج۹۴ ص۱۴۹ وراجع البلدالأمین: ص۳۱۲ والمصباح للکفعمی: ص۴۸۶
  151. البلد الأمین: ص ۶۳، مصباح المتهجّد: ص ۲۳۳ ح ۳۳۹، بحار الأنوار: ج ۸۶ ص ۱۸۲ ح ۴۶
  152. اللأواء: الشدّه (الصحاح: ج ۶ ص ۲۴۷۸ «لأی»)
  153. الکَنَف: الجانب والظلّ والحرز والستر والناحیه. وانهزموا فما کانت لهم کانفه: أی حاجز یحجُز العدوّ عنهم (القاموس المحیط: ج ۳ ص ۱۹۲ «کنف»)
  154. جِماع الشیء: جَمعه، یقال: جِماعُ الخِباءِ الأخبیهُ؛ أی جمعُها، لأنّ الجِماع ما جمع عددا (القاموس المحیط: ج ۳ ص ۱۵ «جمع»). قال ابن الأثیر: جماع الإثم: مجمعه ومظنّته (النهایه: ج ۱ ص ۲۹۵ «جمع»)
  155. . اُرید بالحقیقه التحقّق والإثبات (الوافی: ج ۱۲ ص ۴۰۴)
  156. الکافی: ج ۴ ص ۲۸۸ ح ۵ عن أبی سعید المکاری، المصباح للکفعمی: ص ۳۱۹، المقنعه: ص ۳۹۲، الأمان: ص ۴۱ کلاهما من دون إسنادٍ إلی المعصوم، بحار الأنوار: ج ۱۰۰ ص ۱۰۵ ح ۱۱
  157. الکافی: ج ۴ ص ۴۶۰ ح ۴، تهذیب الأحکام : ج ۵ ص ۱۷۷ ح ۵۹۵ کلاهما عن معاویه بن عمّار، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۲ ص ۵۳۹، المقنع: ص ۲۶۸، المقنعه: ص ۴۰۷، مصباح المتهجّد: ص ۶۸۶ ح ۷۶۵ والأربعه الأخیره من دون إسنادٍ إلی المعصوم، بحار الأنوار: ج ۹۹ ص ۲۴۷ ح ۲
  158. الدروع الواقیه: ص ۹۶، بحار الأنوار: ج ۹۷ ص ۱۴۴
  159. حول معنی «التمنّی» راجع المدخل
  160. غررالحکم: ح۸۳۱۱، عیون الحکم والمواعظ: ص۴۴۶ ح۷۸۵۰ وفیه «عدم» بدل «مُنع»
  161. غرر الحکم: ح ۷۹۰۷، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۵۳ ح ۸۱۴۸
  162. الجعفریّات: ص ۲۳۴ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام، دعائم الإسلام: ج ۱ ص ۲۲۳، بحار الأنوار: ج ۸۲ ص ۱۴۴ ح ۲۹
  163. غرر الحکم: ح ۸۶۹۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۳۹ ح ۷۶۲۴
  164. غرر الحکم: ح ۸۶۹۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۳۹ ح ۷۶۲۳
  165. غررالحکم: ح۹۰۶ و۹۰۶۵، عیون الحکم والمواعظ: ص۴۲۵ ح۷۲۰۷ و۷۲۰۸
  166. غرر الحکم: ح ۱۰۳۶۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۲۵ ح ۹۵۶۸
  167. غرر الحکم: ح ۸۶۳۳، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۴۰ ح ۷۶۳۸
  168. . غرر الحکم: ح ۴۰۳۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۳۵ ح ۳۰۶۷
  169. غرر الحکم: ح ۸۸۳۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۳۶ ح ۷۵۳۲
  170. البلد الأمین: ص ۴۴، بحار الأنوار: ج ۸۷ ص ۳۳۴ ح ۵۸
  171. الکافی: ج ۲ ص ۳۷۳ ح ۳ عن الفضل بن أبی قرّه، تحف العقول: ص ۲۴۸ عن الإمام الحسین علیه السلام ولیس فیه صدره، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۱۲۰ ح ۱۹
  172. الإرْب: الحاجه (لسان العرب: ج ۱ ص ۲۰۸)
  173. غرر الحکم: ح ۵۰۸۶
  174. غرر الحکم: ح ۸۹۹۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۲۷ ح ۷۲۴۶
  175. بحار الأنوار: ج ۴۵ ص ۶
  176. غرر الحکم: ح ۸۹۵۳
  177. بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۱۶۱ ح ۲۲ نقلاً عن کتاب أنیس العابدین
  178. الإقبال: ج ۲ ص ۱۵۵، بحار الأنوار: ج ۹۸ ص ۲۶۶
  179. فی المصدر «فیما بوس»، والتصویب من بحار الأنوار
  180. فی عدّه الداعی: «أن جاءنی اللّه برزقٍ .. .»
  181. الأمالی للطوسی: ص ۵۸۴ ح ۱۲۰۸، الکافی: ج ۲ ص ۶۶ ح ۷ عن الحسین بن علوان نحوه، عدّه الداعی: ص ۱۲۳؛ الفردوس: ج ۵ ص ۲۴۹ ح ۸۰۹۷ عن أبی ذرّ الغفاری عنه صلی الله علیه و آله وفیه من «یقول اللّه عزّوجلّ: لاقطِّعَنَّ أمل . . .» إلی «ولم یراقبنی»، کنز العمّال: ج ۶ ص ۶۲۹ ح ۱۷۱۴۵ نقلاً عن ابن النجّار عن سعید بن عبد الرحمن وکلاهما نحوه
  182. تحف العقول: ص ۲۶، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۱۲۷ ح ۳۳
  183. دلائل الإمامه: ص۸۹ ح۲۴، بحارالأنوار: ج۱۰۳ ص۲۷۰ ح ۲۱ نقلاً عن مسند فاطمه علیهاالسلام وکلاهما عن اللیث عن الإمام الصادق عن أبیه عن جدّه علیهم السلام عن جابر
  184. الأمالی للطوسی: ص ۵۳۴ ح ۱۱۶۲، مکارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۷۲ ح ۲۶۶۱، بحار الأنوار: ج ۸۰ ص ۱۸۳ ح ۳۳
  185. الأمالیللمفید:ص۲۲۱ ح۱، الأمالیللطوسی: ص۷ ح ۸ نحوه وکلاهما عن الفجیع العقیلی عن الإمام الحسن علیه السلام، کشف الغمّه: ج ۲ ص ۱۶۲، بحار الأنوار: ج ۶ ص ۱۳۲ ح ۲۹
  186. غرر الحکم: ح ۶۸۲۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۷۰ ح ۶۲۴۲
  187. غرر الحکم: ح ۶۸۰۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۶۹ ح ۶۲۲۸
  188. غرر الحکم: ح ۵۴۶۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۷۶ ح ۵۰۱۴
  189. غرر الحکم: ح ۶۷۹۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۶۹ ح ۶۲۲۲
  190. غرر الحکم: ح ۳۳۱۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۱۵ ح ۲۵۳۳ و ۲۵۳۴ وفیه «أعلی» بدل «أفضل» فی المورد الثانی
  191. الکَیِّس: العاقل (لسان العرب: ج ۶ ص ۲۰۱ «کیس»)
  192. غرر الحکم: ح ۷۳۳، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۴ ح ۲۲۶
  193. الکافی: ج ۲ ص ۲۳۰ ح ۱ عن عبد اللّه بن یونس عن الإمام الصادق علیه السلام، الأمالی للصدوق: ص ۶۶۸ ح ۸۹۷ عن عبد الرحمن بن کثیر الهاشمی عن الإمام الصادق عن أبیه عنه علیهم السلام، تحف العقول: ص ۱۶۱، کنز الفوائد: ج ۱ ص ۹۱، التمحیص: ص ۷۲ ح ۱۷۰، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۲۶ ح ۹۲؛ مطالب السؤول: ص ۵۳
  194. طُوْبی: اسم الجنّه، وقیل: هی شجره فیها. وأصلها فُعلی؛ من الطِّیْب (النهایه: ج ۳ ص ۱۴۱ «طوب»)
  195. غررالحکم: ح۵۹۴۸، عیون الحکم والمواعظ: ص۳۱۴ ح۵۵۰۲ ولیس فیه ذیله
  196. غرر الحکم: ح ۹۰۶۹، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۲۵ ح ۷۲۱۲
  197. غرر الحکم: ح ۳۲۷۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۲۳ ح ۲۸۰۹
  198. الأمالی للطوسی: ص ۵۲۶ ح ۱۱۶۲، مکارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۶۴ ح ۲۶۶۱ کلاهما عن أبی ذرّ، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۷۵ ح ۳؛ مسند الشهاب: ج ۱ ص ۳۴۶ ح ۵۹۳، الفردوس: ج ۳ ص ۳۰۴ ح ۴۹۱۳ کلاهما عن ابن عمر، کنز العمّال: ج ۳ ص ۴۹۳ ح ۷۵۷۳
  199. الدعوات: ص ۲۳۷ ح ۶۵۸، بحار الأنوار: ج ۸۲ ص ۱۷۲ ح ۶؛ مسند الشهاب: ج ۱ ص ۳۴۷ ح ۵۹۴ عن ابن مسعود
  200. فی المصدر: «حربا» و ما أثبتناه هو الصحیح کما فی کنز الفوائد وبحارالأنوار
  201. إرشاد القلوب: ص۴۸، کنز الفوائد: ج۱ ص۳۵۱ عن السکونی عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۶۷ ح ۳۱؛ شرح نهج البلاغه: ج ۲۰ ص ۲۶۸ ح ۱۰۷ عن الإمام علیّ علیه السلام
  202. غرر الحکم: ح ۷۹۴۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۵۴ ح ۸۱۶۲
  203. غرر الحکم: ح ۸۸۲۱، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۳۶ ح ۷۵۴۷
  204. نهج البلاغه: الحکمه ۳۳۴، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۶۷ ح ۲۹
  205. الأمالی للمفید: ص ۳۰۹ ح ۸، الأمالی للطوسی: ص ۷۹ ح ۱۱۵، عیون أخبار الرضا: ج ۲ ص ۳۹ ح ۱۲۰ کلّها عن داود بن سلیمان عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام، الزهد للحسین بن سعید: ص ۸۱ ح ۲۱۷ عن إسماعیل بن أبی زیاد عن الإمام الصادق عن أبیه عنه علیهم السلام، مشکاه الأنوار: ص ۵۲۵ ح ۱۷۶۶ ولیس فیهما «وترک»، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۶۴ ح ۲۲
  206. الإرشاد للمفید: ج ۱ ص ۳۰۰، کشف الیقین: ص ۲۲۱ ح ۲۳۵، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۴۲۰ ح ۴۰
  207. غرر الحکم: ح ۸۲۵۸ و۸۲۵۹، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۴۶ ح ۷۸۶۷ و ۷۸۶۸
  208. . لهی: ترکه وأعرض عنه (النهایه: ج ۴ ص ۲۸۳ «لها»)
  209. مشکاه الأنوار: ص ۹۳ ح ۱۹۶، بحار الأنوار: ج ۷۰ ص ۲۸۶ ح ۹
  210. غرر الحکم: ح ۷۵۷۷، أعلام الدین: ۳۰۵ عن الإمام الکاظم علیه السلام
  211. غرر الحکم: ح ۶۲۰۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۳۸ ح ۵۷۶۳
  212. غرر الحکم: ح ۶۳۷، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۰۵ ح ۹۲۷۳ وفیه «وافد الموت» بدل «الأجل»
  213. غرر الحکم: ح ۶۲۰۹ وراجع عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۰۴ ح ۲۳۳۴
  214. غرر الحکم: ح ۴۰۲۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۳۵ ح ۳۰۶۳ وفیه «بطلت» بدل «افتضحت»
  215. نهج البلاغه: الخطبه ۱۱۴، الأمالی للطوسی: ص ۴۴۳ ح ۹۹۲ عن ثعلبه بن میمون عن الإمام الصادق عنه علیهماالسلام، تحف العقول: ص ۲۱۹ کلاهما نحوه، غرر الحکم: ح ۳۵۶۵ بزیاده «فسبحان اللّه! لا أمل یدرک ولا مؤمّل یترک»
  216. غرر الحکم: ح ۵۲۹۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۶۵ ح ۴۸۲۸
  217. غرر الحکم: ح ۵۲۹۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۶۵ ح ۴۸۲۶
  218. أفصح عن الشیء إفصاحا: إذا بیّنه وکشفه (النهایه: ج ۳ ص ۴۵۰ «فصح»)
  219. غرر الحکم: ح ۵۸۷۷، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۰۲ ح ۵۳۷۲
  220. غرر الحکم: ح ۶۲۷۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۲۹ ح ۵۶۳۸
  221. تحف العقول: ص ۳۹۹، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۳۱۵ ح ۱
  222. الدیوان المنسوب إلی الإمام علیّ علیه السلام: ص ۲۵۸ الرقم ۱۸۱
  223. مکارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۵۰ ح ۲۶۶۰ عن عبد اللّه بن مسعود، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۱۰۱ ح ۱
  224. الأمالی للطوسی: ص ۵۲۶ ح ۱۱۶۲، عدّه الداعی: ص ۷۴ ولیس فیه «و خذ من» إلی «قبل موتک»، مکارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۶۴ ح ۲۶۶۱ کلّها عن أبی ذرّ، مسکّن الفؤاد: ص ۲۶، تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۲۷۱ وفیه «قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله لعبد اللّه بن عمر»، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۷۵ ح ۳؛ تاریخ دمشق: ج ۳۴ ص ۳۹۸ ح ۷۰۴۲ عن عبد اللّه بن عمر، احیاء علوم الدین: ج ۴ ص ۶۵۸ وفیه «قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله لعبد اللّه بن عمر»
  225. غرر الحکم: ح ۳۷۷۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۶۹ ح ۳۵۵۶
  226. غرر الحکم: ح ۲۳۰۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۸۲ ح ۱۹۷۵ وفیه «عِلمک» بدل «عملک»
  227. غرر الحکم: ح ۲۵۰۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۸۹ ح ۲۱۲۴
  228. المَهَل: التُّؤده والتَّباطؤ (النهایه: ج ۴ ص ۳۷۵ «مهل»)
  229. تحف العقول: ص ۲۰۲، نزهه الناظر: ص ۴۹ ح ۱۸ عن جابر بن عبد اللّه، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۳۹ ح ۱۵
  230. قال ابن أبی الحدید: «کابَرَ هَواه، أی غالَبَه». وروی: «کاثَرَ»؛ أی غالب هواه بکثره عقله، یقال: کاثَرْناهم فکَثَرناهم؛ أی غلبناهم بالکثره (شرح نهج البلاغه: ج ۶ ص ۱۷۳)
  231. نهج البلاغه: الخطبه ۷۶، تحف العقول: ص ۲۱۳، نزهه الناظر: ص ۵۰ ح ۲۰ عن أبی جعفر الخواص الکوفی، کنز الفوائد: ج ۱ ص ۳۴۹ عن الإمام الصادق عنه علیهماالسلامبزیاده «حذر أملاً، ورتّب عملاً»، بحار الأنوار: ج ۶۹ ص ۳۱۰ ح ۳۱؛ دستور معالم الحکم: ص ۳۳ وفیه «للّه ِِ امروءٌ . . . کابَرَ هَواهُ وَکَذَّبَ مُناه»
  232. غرر الحکم: ح ۵۹۷۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۱۵ ح ۵۵۱۲ وفیه «الأجل» بدل «الوجل»
  233. البلد الأمین: ص ۴۲۳، بحار الأنوار: ج ۹۳ ص ۲۶۹ ح ۱
  234. قوله علیه السلام: «من سوء کلّ الریب» أی من شرّ کلّ شکٍّ وشبهه یعتری فی الدین (مرآه العقول: ج ۲۶ ص ۶۲)
  235. الکافی: ج ۸ ص ۱۷۵ ح ۱۹۴ عن محمّد بن النعمان أو غیره عن الإمام الصادق علیه السلام، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۳۵۳ ح ۳۱
  236. ص ۳۱۵، ح ۵۵۱۲
  237. غرر الحکم: ح ۸۴۴۴ و ۸۴۴۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۴۹ ح ۷۹۶۸ ولیس فیه ذیله
  238. غرر الحکم: ح ۹۹۰۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۹۴ ح ۹۱۳۹
  239. غرر الحکم: ح ۶۷۹۳
  240. الصحیفه السجّادیّه: ص ۱۵۳ الدعاء ۴۰، الدعوات: ص ۱۷۸ ح ۴۹۲ وفیه «الحذر» بدل «العمل» و «استتمام» بدل «استیفاء»
  241. نهج البلاغه: الخطبه ۸۱، مشکاه الأنوار: ص ۲۰۸ ح ۵۶۳، روضه الواعظین: ص ۴۷۶، بحار الأنوار: ج ۷۰ ص ۳۲۰ ح ۳۵
  242. تحف العقول: ص ۲۸۵ عن جابر بن یزید الجعفی، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۱۶۴ ح ۱
  243. تحف العقول: ص ۲۸۶ عن جابر بن یزید الجعفی، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۱۶۵ ح ۱
  244. الکافی: ج ۸ ص ۲۳ ح ۴ عن جابر بن یزید عن الإمام الباقر علیه السلام، کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴ ص ۳۸۹ ح ۵۸۳۴، نهج البلاغه: الحکمه ۳۴، کنز الفوائد: ج ۱ ص ۳۴۹، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۹۱ ح ۹۸
  245. الدرّه الباهره: ص ۴۱، محاسبه النفس للکفعمی: ص ۷۲، نزهه الناظر: ص ۱۳۸ ح ۷، بحار الأنوار: ج ۷۵ ص ۱۰۹ ح ۱۲
  246. غرر الحکم: ح ۳۰۲۱، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۱۹ ح ۲۶۷۹
  247. تاریخ أصفهان: ج ۱ ص ۱۶۲ ح ۱۴۴، کنز العمّال: ج ۳ ص ۲۰۹ ح ۶۱۹۴ نقلاً عن أبی عبد الرحمن السلمی فی کتاب المواعظ والوصایا وکلاهما عن ابن عبّاس
  248. الزهد لابن المبارک: ص ۱۰۷ ح ۳۱۷، حلیه الأولیاء: ج ۸ ص ۱۸۵ وفیه «تبیّنوا حالکم من أنصارکم» بدل «ثبّتوا آجالکم بین أبصارکم»، کنز العمّال: ج ۱۵ ص ۹۳۸ ح ۴۳۶۱۱؛ تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۲۷۲.
    ۵
  249. جامع الأخبار: ص ۳۹۷ ح ۱۱۰۰ عن جابر بن عبد اللّه الأنصاری، بحار الأنوار: ج ۵۲ ص ۲۶۴ ح ۱۴۸
  250. جامع الأخبار: ص ۳۹۷ ح ۱۱۰۰ عن جابر بن عبد اللّه الأنصاری، بحار الأنوار: ج ۵۲ ص ۲۶۴ ح ۱۴۸
  251. البلد الأمین: ص ۴۲۱، بحار الأنوار: ج ۹۳ ص ۲۶۶ ح ۱
  252. فی کنز العمّال: «من ذلک»
  253. المعجم الکبیر: ج ۲۵ ص ۱۷۲ ح ۴۲۱، کنز العمّال: ج ۱۶ ص ۶۶ ح ۴۳۹۶۲
  254. الأمالی للطوسی: ص ۵۲۶ ح ۱۱۶۲، مکارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۶۴ ح ۲۶۶۱ کلاهما عن أبی ذرّ، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۷۵ ح ۳
  255. الکافی: ج ۲ ص ۳۳۵ ح ۳ عن یحیی بن عقیل، مسکّن الفؤاد: ص ۲۶ نحوه؛ کنزالعمّال: ج ۱۶ ص ۲۳ ح ۴۳۷۶۶ نقلاً عن ابن النجّار عن الإمام علیّ علیه السلام عن النبیّ صلی الله علیه و آله نحوه
  256. غرر الحکم: ح ۳۴۵۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۴۲ ح ۳۱۷۹
  257. غرر الحکم: ح ۵۷۵۱
  258. غرر الحکم: ح ۲۷۱۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۹۹ ح ۲۲۷۸
  259. فیالنسخه المعتمده من المصدر: «یُذهب غمّک» بدل «تُذهب عمرک»، وما فی المتن أثبتناه فی نسخه اُخری للمصدر وکذا بحارالأنوار إذ أنّه الأوفق بقرینه السیاق
  260. کفایه الأثر: ص ۲۴۰ عن عثمان بن خالد، بحار الأنوار: ج ۴۶ ص ۲۳۱ ح ۷
  261. الکافی: ج ۲ ص ۵۹۰ ح ۳۱ عن عبد الرحمن بن سیّابه، مصباح المتهجّد: ص ۲۷۵ ح ۳۸۳، جمال الاُسبوع: ص ۱۴۲ کلاهما من دون إسناد إلی المعصوم، بحار الأنوار: ج ۸۶ ص ۳۰۱ ح ۱۰
  262. غرر الحکم: ح ۲۵۷۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۹۱ ح ۲۱۴۸ وفیه «أوّل لیلِهِ» بدل «أوّل لیلهٍ»
  263. أشخصه: أزعجه، وشُخِص به: أتاه أمر أقلقه وأزعجه (القاموس المحیط: ج ۲ ص ۳۰۶ «شخص»)
  264. الوادع: الساکن، وَدُعَ: سکن واستقرّ. والدَّعه: الخفض والسعه فی العیش (القاموس المحیط: ج ۳ ص ۹۲ «ودع»)
  265. الفجع: أن یوجع الإنسان بشیء یکرم علیه فیعدمه (القاموس المحیط: ج ۳ ص ۶۱ «فجع»)
  266. الاغتباط: التبجّح بالحال الحسنه، وقیل: هو الفرح بالنعمه (تاج العروس: ج ۱۰ ص ۳۵۱ «غبط»)
  267. دستور معالم الحکم: ص ۳۹، شرح نهج البلاغه: ج ۷ ص ۱۰۵ نحوه؛ بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۰۹ ح ۱۰۹ نقلاً عن عیون الحکم والمواعظ
  268. غرر الحکم: ح ۲۵۸۶
  269. غرر الحکم: ح ۲۵۶۳، عیون الحکم والمواعظ: ص ۹۱ ح ۲۱۵۶
  270. شغف الهوی قلبه: بلغ شغافه؛ وهو غشاؤه. وشَغَفَهُ المالُ: زُیِّنَ لَه فأحبَّهُ فهو مشغوفٌ به (المصباح المنیر: ص ۳۱۶ «شغف»)
  271. غرر الحکم: ح ۷۲۳۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۹۶ ح ۶۷۰۲
  272. غرر الحکم: ح ۸۲۹۳
  273. غرر الحکم: ح ۱۱۴۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۵ ح ۱۱۰۶
  274. غرر الحکم: ح ۲۰۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۸ ح ۳۸۲
  275. غرر الحکم: ح ۱۴۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۴ ح ۶۳۴
  276. غرر الحکم: ح ۱۴۵۳، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۸ ح ۳۷۷
  277. تنبیه الخواطر: ج ۲ ص ۱۱۴؛ شرح نهج البلاغه: ج ۱۸ ص ۲۲۱ نحوه وراجع نهج البلاغه: الخطبه ۶۴
  278. غرر الحکم: ح ۱۰۳، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۷ ح ۷۸۴
  279. . الأمد: الغایه (النهایه: ج ۱ ص ۶۵ «أمد»)
  280. غرر الحکم: ح ۱۰۳۳۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۲۴ ح ۹۵۴۸ نحوه
  281. قرب الإسناد: ص ۳۷۸ عن البزنطی عن الإمام الرضا علیه السلام، بحار الأنوار: ج ۴۹ ص ۲۶۹ ح ۱۰
  282. اللَّهْفانُ واللاّهِف: المکروب (لسان العرب: ج ۹ ص ۳۲۲ «لهف»)
  283. نهج البلاغه: الحکمه ۳۴۴، إرشاد القلوب: ص ۳۹ نحوه، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۸۳ ح ۸۸؛ تذکره الخواص: ص ۱۳۵ نحوه
  284. غرر الحکم: ح ۲۸۴۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۱۷ ح ۲۵۹۳
  285. غرر الحکم: ح ۱۰۶۴۹، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۳۷ ح ۹۸۹۸
  286. غرر الحکم: ح ۶۶۳۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۶۷ ح ۶۱۶۸
  287. غرر الحکم: ح ۵۳۱۱، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۶۷ ح ۴۸۸۷
  288. غرر الحکم: ح ۵۳۱۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۶۷ ح ۴۸۸۸
  289. الکافی: ج ۸ ص ۱۹ ح ۴ عن جابر بن یزید عن الإمام الباقر علیه السلام، تحف العقول: ص ۹۳، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۲۸۱ ح ۱؛ دستور معالم الحکم: ص ۲۷
  290. أی فی الغالب اُمنیّتک کاذبه فیما تعدِک (مرآه العقول: ج ۲۵ ص ۵۲)
  291. الکافی: ج ۸ ص ۲۳ ح ۴ عن جابر بن یزید عن الإمام الباقر علیه السلام، تحف العقول: ص ۹۸، کنزالفوائد: ۱ ص ۳۵۰، بحارالأنوار: ج ۷۷ ص ۲۸۷ ح ۱؛ دستور معالم الحکم: ص ۲۴
  292. غرر الحکم: ح ۲۸۱۵
  293. نهج البلاغه: الخطبه ۱۱۳، غرر الحکم: ح ۶۶۸۶ و ۶۶۸۷ نحوه، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۶۶ ح ۶۱۴۵ وفیه صدره إلی «کواذب الآمال»
  294. غرر الحکم: ح ۲۰۱۷
  295. غرر الحکم: ح ۱۰۷۰۱، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۳۸ ح ۹۹۴۲
  296. تحف العقول: ص ۳۰۱
  297. غرر الحکم: ح ۱۸۹۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۷ ح ۱۴۵۴
  298. غرر الحکم (طبعه دار الکتاب الإسلامی): ص ۱۸۲ ح ۲۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۲۹ ح ۲۹۲۹
  299. غرر الحکم: ح ۶۶۱۷، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۶۷ ح ۶۱۵۸
  300. خَضِره: أی غضَّه ناعمه طریّه (النهایه: ج ۲ ص ۴۱ «خضر»)
  301. الکافی: ج ۸ ص ۲۵۶ ح ۳۶۸ عن سلام بن المستنیر عن الإمام الباقر علیه السلام، بحار الأنوار: ج ۳۲ ص ۲۳۳ ح ۱۸۶
  302. غرر الحکم: ح ۱۰۶۱۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۳۳ ح ۹۷۵۵ وفیه «غادر» بدل «غارّ»
  303. غرر الحکم: ح ۷۰۳۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۸۶ ح ۶۵۵۰
  304. غرر الحکم: ح ۷۲۷۷، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۰۱ ح ۶۷۵۶
  305. غرر الحکم: ح ۲۳۲۷، نهج البلاغه: الخطبه ۸۶، تحف العقول: ص ۱۵۲ ولیس فیهما «ولا تثق به»، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۲۹۳ ح ۲
  306. غرر الحکم: ح ۶۲۹، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۵ ح ۲۵۷
  307. التحصین لابن فهد: ص ۱۶ ح ۲۸، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۱۲ ح ۱۰۹ نقلاً عن عیون الحکم والمواعظ
  308. غرر الحکم: ح ۱۷۹۹، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۲ ح ۱۵۲
  309. . الزَّمَع والزَّماع: المَضاء فی الأمر والعَزم علیه. وأزْمَعَ الأمرَ وبه وعلیه: مضی فیه وثَبَّتَ علیه عزمَه (لسان العرب: ج ۸ ص ۱۴۳ «زمع»)
  310. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۱ ص ۵۱۹ ح ۱۴۸۴، الأمالی للمفید: ص ۱۶۰ ح ۲ عن مجاهد، نهج البلاغه: الخطبه ۵۲ ولیس فیه من «الممنوع» إلی «بالمنون» ولیس فیهما ذیله، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۰۸ ح ۱۰۸
  311. الأمالی للطوسی: ص ۱۳۲ ح ۲۱۰ عن بکر بن محمّد، التمحیص: ص ۵۸ ح ۱۱۷، قرب الإسناد: ص۴۰ ح۱۲۸، تحف العقول: ص۳۶۱، بحارالأنوار: ج۷۱ ص۱۵۲ ح ۵۵
  312. هذه الأبیات کما نوّه علیه السلام إلی ذلک فی ذیل الروایه هی لأبی العتاهیه
  313. عیون أخبار الرضا: ج ۲ ص ۱۷۷ ح ۷، بحار الأنوار: ج ۴۹ ص ۱۰۷ ح ۱؛ تهذیب الکمال: ج ۲۱ ص ۱۵۲ الرقم ۴۱۴۱
  314. کنز الفوائد: ج ۱ ص ۳۵۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۶۷ ح ۴۸۸۷، غرر الحکم: ح ۵۳۱۱ وفیه «غائب» بدل «خائب» وفیهما «لأمل» بدل «و أمل»، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۹۱ ح ۹۸
  315. مئه کلمه للجاحظ: ص ۸۴ ح ۶۸، المناقب للخوارزمی: ص ۳۷۶ ح ۳۹۵ عن الجاحظ؛ عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۶۸ ح ۴۹۲۵
  316. الأوْب: الرجوع، یقال منه: آبَ أوبا فهو آیِبٌ (النهایه: ج ۱ ص ۷۹ «أوب»)
  317. غرر الحکم: ح ۶۹۳۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۸۰ ح ۶۴۳۲
  318. غرر الحکم: ح ۵۱۷۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۵۶ ح ۴۷۳۲
  319. غرر الحکم: ح ۵۳۸۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۶۹ ح ۴۹۵۰
  320. غرر الحکم: ح ۹۵۱۳
  321. قوله: «تستفزّها الأطماع» أی تستخفّها وتخرجها من مقرّها «و ترتهنها المُنی» هی إراده ما لا یتوقّع حصوله .. . «و تستعلقها» أی تصیدها وتربطها بالحبال، من قولهم: علق الوحش بالحباله: إذاتعوّق ونشب فیها (مرآه العقول: ج۱ ص۷۶ ۷۷).
  322. الکافی: ج ۱ ص ۲۳ ح ۱۶ عن السکونی عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام، تحف العقول: ص ۲۱۹، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۵۸ ح ۱۳۰؛ شرح نهج البلاغه: ج ۲۰ ص ۲۵۶ ح ۸ وفیه «و ترتهن بالأمانی» بدل «و ترتهنها المُنی»
  323. غرر الحکم: ح ۱۹۶۷، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۹ ح ۱۴۹۸
  324. غرر الحکم: ح ۱۲۴۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۸ ح ۲۳ و۲۴
  325. غرر الحکم: ح ۹۶۵۳، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۷۸ ح ۸۷۸۸
  326. تأویل الآیات الظاهره: ج ۱ ص ۲۶ ح ۶، التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: ص ۳۸ ح ۱۴، تنبیه الخواطر: ج ۲ ص ۹۴ کلّها عن الإمام علیّ علیه السلام، بحار الأنوار: ج ۹۲ ص ۲۵۰ ح ۴۸
  327. غرر الحکم: ح ۶۳۱
  328. غرر الحکم: ح ۴۳۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۹ ح ۸۴۹
  329. غرر الحکم: ح ۹۲۸۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۷۲ ح ۸۶۳۷
  330. غرر الحکم: ح ۲۶۸۵
  331. النَّوْکی: الحَمقی (النهایه: ج ۵ ص ۱۲۹)
  332. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴ ص ۳۸۴ ح ۵۸۳۴، کنز الفوائد: ج ۱ ص ۳۵۰، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۹۲ ح ۹۸
  333. نهج البلاغه: الکتاب ۳۱، خصائص الأئمّه علیهم السلام: ص۱۱۷، تحف العقول: ص ۸۰، نزهه الناظر: ص۵۹ ح۴۱، بحارالأنوار: ج۷۷ ص۲۰۷ ح۱؛ دستورمعالم الحکم: ص۶۵، المناقب للخوارزمی: ص۳۷۶ ح۳۹۵، مئه کلمه للجاحظ: ص ۶۸ ح ۵۲ نحوه، کنزالعمّال: ج ۱۶ ص۱۷۷ ح۴۴۲۱۵ نقلاً عن وکیع والعسکریفی المواعظ
  334. الإمالی للطوسی: ص ۵۸۰ ح ۱۲۰۲، تنبیه الخواطر: ج ۲ ص ۵۱ وفیه «الإلظاظ» و «الفجره» بدل «الإیکال» و «العجزه» وکلاهما عن ابن السکّیت النحوی عن الإمام الهادی علیه السلام، بحار الأنوار: ج ۷۱ ص ۱۸۸ ح ۵۳
  335. الخُرْق: الحُمقُ وضعف العقل، والخُرْق: الجَهل (مجمع البحرین: ج ۱ ص ۵۰۶ «» خرق)
  336. غرر الحکم: ح ۱۰۴۳۳
  337. الخصال: ص ۲۳۲ ح ۷۴ عن الأصبغ بن نباته، بحار الأنوار: ج ۷۲ ص ۹۰ ح ۱؛ کنز العمّال: ج ۱۶ ص ۱۹۰ ح ۴۴۲۱۶ نقلاً عن وکیع عن یحیی بن عبداللّه بن الحسن عن أبیه
  338. الغیّ: الضلال والانهماک فی الباطل (النهایه: ج ۳ ص ۳۹۷ «غوی»)
  339. الکافی: ج ۲ ص ۳۹۱ ح ۱، کتاب سُلیم بن قیس: ج ۲ ص ۹۵۱ کلاهما عن سُلیم بن قیس، تحف العقول: ص۱۶۶، الغارات: ج۱ ص۱۴۲، بحارالأنوار: ج۷۲ ص۱۱۸ ح ۱۵
  340. تاریخ دمشق:ج۷ ص۴۴۲ ح۲۰۴۳ عن الحسن، کنزالعمّال: ج۳ ص۴۹۰ ح۷۵۵۴
  341. قال المجلسی قدس سره: یحتمل أن یکون المراد: ما بال الناس یعلمون الموت والحساب والعقاب ویؤمنون بها ولا یظهر أثر ذلک العلم فی أعمالهم؟ فهم فیما یعملون من الخطایا کأنّهم لا یعلمون شیئا من ذلک. والظاهر أنّ هاهنا تصحیفا من النسّاخ، وکان «لا یعملون» بتقدیم المیم علی اللام فیرجع إلی ما ذکرنا (بحار الأنوار: ج ۱ ص ۱۶۲)
  342. فی المصدر: «حصل»، وما أثبتناه من بحار الأنوار
  343. علل الشرایع: ص ۹۲ ح ۱، بحار الأنوار: ج ۱ ص ۱۶۱ ح ۲
  344. الکافی: ج ۳ ص ۲۵۸ ح ۲۷ عن ابن أبی شیبه الزهری عن الإمام الباقر علیه السلام، الزهد للحسین بن سعید: ص ۷۸ ح ۲۱۱ عن أبی شیبه الزهری عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله، بحار الأنوار: ج ۶ ص ۱۲۶ ح ۵
  345. غرر الحکم: ح ۱۸۲۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۴ ح ۱۴۱۰
  346. فی المصدر: «و بتحسینهم»، والتصویب من بحار الأنوار
  347. لَظَی: اسم من أسماء جهنّم (مجمع البحرین: ج ۳ ص ۱۶۳۲ «لظی»)
  348. بشاره المصطفی: ص ۲۷ عن کمیل، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۲۷۱ ح ۱
  349. الإباده: الإهلاک (النهایه: ج ۱ ص ۱۷۱ «بید»)
  350. غرر الحکم: ح ۳۶۷۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۴۶ ح ۳۲۴۲
  351. . النصب: التعب، وقیل: المشقّه (تاج العروس: ج ۲ ص ۴۳۳ «نصب»)
  352. نهج البلاغه: الحکمه ۷۲، روضه الواعظین: ص ۴۷۵، مشکاه الأنوار: ص ۲۰۷ ح ۵۶۳، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۲۸ ح ۱۳۱
  353. المناهل: جمع المَنْهَل: وهو المورد؛ وهو عینُ ماءٍ تَرِدُه الإبل (المصباح المنیر: ص ۶۲۸ «نَهِلَ»)
  354. المُثلَه: نِقمهٌ تنزل بالإنسان فیُجعَل مِثالاً یَرتدِعُ به غیرُه، وذلک کالنّکال، وجمعه: مُثُلات ومَثُلات (مفردات ألفاظ القرآن: ص ۷۶۰ «مثل»)
  355. تحف العقول: ص ۲۲۱، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۶۰ ح ۱۳۷
  356. الکافی: ج ۲ ص ۳۲۰ ح ۱۷، الخصال: ص ۸۸ ح ۲۲ کلاهما عن ابن أبی یعفور، تحف العقول: ص ۳۶۷، روضه الواعظین: ص ۴۸۴، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۲۴ ح ۱۶.
  357. غرر الحکم: ح ۴۸۷۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۳۱ ح ۴۴۲۵
  358. کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴ ص ۳۶۰ ح ۵۷۶۲ عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبیه جمیعا عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، مکارم الأخلاق: ج ۲ ص ۳۲۵ ح ۲۶۵۶ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۵۲ ح ۳؛ حلیه الأولیاء: ج ۶ ص ۱۷۵ وفیه «الحرص» بدل «حبّ البقاء»، تاریخ أصبهان: ج ۱ ص ۲۹۷ ح ۵۰۷ وفیه «حرص علی الدنیا» بدل «حبّ البقاء» وکلاهما عن أنس، کنز العمّال: ج ۱۶ ص ۶۷ ح ۴۳۹۶۴
  359. الحِجْر: ۳
  360. مأزور: أی آثم، وقیاسه موزور (النهایه: ج ۵ ص ۱۷۹ «وزر»)
  361. تحف العقول: ص ۱۵۲، الغارات: ج ۲ ص ۶۳۴ نحوه، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۲۹۳ ح ۲؛ الإمامه والسیاسه: ج ۱ ص ۷۰ نحوه
  362. نهج البلاغه: الخطبه ۸۶؛ الإمامه والسیاسه: ج۱ ص ۷۰، الجوهره: ص۸۰ کلاهما نحوه
  363. . عَزَبَ الشیءُ من باب قَعَد: بَعُد وغاب. واعْزُبْ ثمّ اعْزُبْ عن الأمر: أی أبعِدْ نفسَک عن الأمر ثمّ أبْعِد (مجمع البحرین: ج ۲ ص ۱۲۰۶ و ۱۲۰۷ «عزب»)
  364. الغارات: ج ۲ ص ۶۳۴، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۳۵ ح ۱۱۷
  365. غرر الحکم: ح ۶۲۲۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۳۷ ح ۵۷۴۸
  366. الکافی: ج ۱ ص ۱۷ ح ۱۲ عن هشام بن الحکم، تحف العقول: ص ۳۸۶، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۳۰۰ ح ۱
  367. نهج البلاغه: الحکمه ۲۷۵، غرر الحکم: ح ۱۳۷۵، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۱۴ ح ۷۱ نقلاً عن مطالب السؤول
  368. الهُوَیْنا: تصغیر الهونی، تأنیث الأهون، وهو من الهون: الرفق واللین والتثبّت (النهایه: ج ۵ ص ۲۸۴ «هون»). والمراد هنا التهاون فی أمر الدین وترک الاهتمام فیه (مرآه العقول: ج ۱۱ ص ۱۵۶)
  369. الغِرَّه: الغفله (النهایه: ج ۳ ص ۳۵۴ «غرر»). وهی هنا الغفله عن ربّه وعن عدوّه الأکبر .. . (مرآه العقول: ج ۱۱ ص ۱۵۷)
  370. الهَیبه: المهابه والمخافه من غیر اللّه (مرآه العقول: ج ۱۱ ص ۱۵۸)
  371. المطل: التسویف والمدافعه بالعِده والدَّین (لسان العرب: ج ۱۱ ص ۶۲۴ «مطل»)
  372. حَسَب ما هو فیه بالتحریک: أی حسابه و قدره و عدده و ما هو فیه عمره وعمله، إشاره إلی قول النبی صلی الله علیه و آله: حاسِبوا أنفسکم قبل أن تحاسَبوا (مرآه العقول: ج۱۱ ص ۱۵۸)
  373. خُفاتا: فجأهً (تاج العروس: ج ۳ ص ۴۶ «خفت»)
  374. الکافی: ج ۲ ص ۳۹۴ ح ۱، کتاب سلیم بن قیس: ج ۲ ص ۹۵۲ کلاهما عن سلیم بن قیس، الخصال: ص ۲۳۴ ح ۷۴ عن الأصبغ بن نباته، تحف العقول: ص ۱۶۸ ولیس فیهما ذیله، بحار الأنوار: ج ۶۸ ص ۳۸۴ ح ۳۲
  375. مرآه العقول: ج ۱۱، ص ۱۵۶
  376. غرر الحکم: ح ۸۷۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۱ ح ۱۳۲۰
  377. مرآه العقول: ج ۱۱، ص ۱۵۶
  378. مرآه العقول: ج ۱۱، ص ۱۵۸
  379. غرر الحکم: ح ۹۹۷، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۳ ح ۱۰۱۹
  380. غرر الحکم: ح ۸۷۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۱ ح ۱۳۲۰
  381. غرر الحکم: ح ۶۶۸۷، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۶۸ ح ۶۲۰۰ وفیه «عقولکم» بدل «قلوبکم»
  382. غرر الحکم: ح ۵۲۰۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۵۵ ح ۴۷۲۶
  383. الخصال: ص ۵۱ ح ۶۲ عن جابر بن عبد اللّه، الکافی: ج ۲ ص ۳۳۵ ح ۳، الأمالی للمفید: ص ۲۰۷ ح ۴۱ کلاهما عن یحیی بن عقیل عن الإمام علیّ علیه السلام، نهج البلاغه: الخطبه ۴۲ عن الإمام علیّ علیه السلام وکلّها نحوه، بحار الأنوار: ج ۷۰ ص ۸۸ ح ۱۹؛ تاریخ دمشق: ج ۵۲ ص ۲۴۳ ح ۱۱۰۰۵ عن جابر بن عبد اللّه، المصنّف لابن أبی شیبه: ج ۸ ص ۱۵۵ ح ۱ عن الإمام علیّ علیه السلام نحوه، کنز العمّال: ج ۳ ص ۴۹۰ ح ۷
  384. أعلام الدین: ص ۳۴۵ عن أبی هریره، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۱۸۸ ح ۱۰؛ فتح الباری: ج ۱۱ ص ۲۳۷ ح ۶۴۱۸ نحوه
  385. الفردوس: ج ۳ ص ۲۴۱ ح ۴۷۰۹؛ تیسیر المطالب: ص ۴۳۱ کلاهما عن عبد اللّه بن مسعود؛ الجعفریّات: ص ۲۴۰ عن الإمام الکاظم عن آبائه عن الإمام علیّ علیهم السلام، کنز الفوائد: ج ۱ ص ۶۲ وفیه «من کان یأمل أن یعیش غدا فإنّه یأمل أن یعیش أبدا» فقط، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۶۷ ح ۳۱
  386. الکافی: ج ۲ ص ۳۲۹ ح ۱، تحف العقول: ص ۴۹۰، عدّه الداعی: ص ۱۵۵، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۳۹۸ ح ۳.
  387. در کنز الفوائد آمده است: هرکس آرزو دارد فردا را زنده بماند، آرزو دارد که همیشه بماند
  388. فی بحار الأنوار: «لَجَدَدْتَ فی العمل»؛ من جَدَّ فی الأمر أی حقّق واهتَمَّ
  389. التحصین لابن فهد: ص ۱۶ ح ۲۸، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۱۲ ح ۱۰۹ نقلاً عن عیون الحکم والمواعظ؛ دستور معالم الحکم: ص ۴۳
  390. أرجَیتُ الأمرَ: أخَّرتُه، یُهمَز ولا یُهمز (الصحاح: ج ۶ ص ۲۳۵۲ «رجا»)
  391. نهج البلاغه: الحکمه ۱۵۰، الأمالی للمفید: ص ۳۳۰ ح ۲ عن ابن عبّاس، خصائص الأئمّه علیهم السلام: ص ۱۰۹، تحف العقول: ص ۱۵۷، بحار الأنوار: ج ۷۲ ص ۱۹۹ ح ۳۰؛ دستور معالم الحکم: ص ۶۶، ینابیع المودّه: ج ۲ ص ۲۵۴ ح ۷۱۳ وفیه «و یطمع فی» بدل «و یرجی»، کنز العمّال: ج ۱۶ ص ۲۰۵ ح ۴۴۲۲۹ نقلاً عن ابن النجّار
  392. الإرشاد: ج ۱ ص ۳۰۴، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۴۲۱ ح ۴۰
  393. تحف العقول: ص ۲۱۱، بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۵۰ ح ۷۳
  394. المُختَرَم: الهالِک. واختَرَمَهُم الدهرُ وتَخَرَّمُهم: أی اقتطعَهم واستأصَلَهم (مجمع البحرین: ج ۱ ص ۵۰۷ «خرم»)
  395. غرر الحکم: ح ۳۸۴۱
  396. کنز العمّال: ج ۱۶ ص ۸۵ ح ۴۴۰۲۳ نقلاً عن الفردوس عن عدیّ بن حاتم
  397. غرر الحکم: ح ۴۶۴۱، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۰۹ ح ۴۲۰۲
  398. غرر الحکم: ح ۶۳۹۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۴۹ ح ۵۹۲۱
  399. غرر الحکم: ح ۱۳۵۸
  400. غرر الحکم: ح ۹۴۹۲، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۷۵ ح ۸۶۸۹
  401. غرر الحکم: ح ۵۹۸۷، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۱۸ ح ۵۵۴۷
  402. غرر الحکم: ح ۱۰۹۸۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۵۵۰ ح ۱۰۱۴۵ نحوه
  403. غرر الحکم: ح ۶۴۳۳
  404. غرر الحکم: ح ۶۹۵۳، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۷۹ ح ۶۴۰۹
  405. تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۲۷۳، الإقبال: ج ۲ ص ۱۴۶ عن الإمام الصادق علیه السلام، مصباح المتهجّد: ص ۶۴ ح ۱۰۱، فلاح السائل: ص ۳۲۰ ح ۲۱۵ کلاهما عن معاویه بن عمّار عن الإمام الصادق علیه السلام، مُهج الدعوات: ص ۱۳۲ عن سعد بن عبد اللّه عن الإمام علیّ علیه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج ۹۸ ص ۲۶۰؛ شرح نهج البلاغه: ج ۲۰ ص ۲۸۱ ح ۲۲۴ عن الإمام علیّ علیه السلام نحوه
  406. الخصال: ص ۱۵ ح ۵۲ عن السکونی عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام، نهج البلاغه: الحکمه ۳۶ نحوه، تحف العقول: ص ۳۹۹ عن الإمام الکاظم علیه السلام، غرر الحکم: ح ۷۹۰۸، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۶۴ ح ۱۹
  407. . الکافی: ج ۳ ص ۲۵۹ ح ۳۰، الزهد للحسین بن سعید: ص ۸۱ ح ۲۱۷ کلاهما عن إسماعیل بن أبی زیاد عن الإمام الصادق علیه السلام، الإمالی للسیّد المرتضی: ج ۱ ص ۱۱۰، الدعوات: ص ۲۳۶ ح ۶۵۵، غرر الحکم: ح ۹۴۹۴ وفیه «قصّر فی العمل» بدل «أساء العمل»، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۶۶ ح ۲۸
  408. غرر الحکم: ح ۳۰۵۴، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۲۰ ح ۲۷۱۰
  409. غرر الحکم: ح ۹۶۷۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۷۹ ح ۸۸۰۱
  410. الاغتباط: الفرح بالنعمه (لسان العرب: ج ۷ ص ۳۵۹)
  411. بحار الأنوار: ج ۹۴ ص ۱۲۴ ح ۱۹ نقلاً عن الکتاب العتیق للغروی
  412. غرر الحکم: ح ۴۵۸۵
  413. غرر الحکم: ح ۷۸۸۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۲۴ ح ۷۱۵۷
  414. غرر الحکم: ح ۴۹۱۲
  415. غرر الحکم: ح ۴۹۴۵
  416. غرر الحکم: ح ۹۲۰۸
  417. غرر الحکم: ح ۵۷۲۰، عیون الحکم والمواعظ: ص ۲۹۵ ح ۵۲۶۶
  418. غرر الحکم: ح ۸۴۴۹، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۴۹ ح ۷۹۷۰
  419. غرر الحکم: ح ۸۶۰۳، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۵۹ ح ۸۳۳۸ وفیه «طال» بدل «کثر» فی المورد الثانی
  420. غرر الحکم: ح ۵۹۰۵، عیون الحکم والمواعظ: ص ۳۰۹ ح ۵۴۲۷
  421. یقال: فلان ذو مَهَل: أی ذو تقدُّم فی الخیر (لسان العرب: ج ۱۱ ص ۶۳۴ «مهل»). أی إنّ الأمل یثبّط الإنسان عن المبادره والسعی إلی صالح الأعمال، ممّا یحول دون تقدّمه فی طریق الخیر
  422. غرر الحکم: ح ۶۴۳۵
  423. الخصال: ص ۷۹ ح ۱۲۸، الأمالی للصدوق: ص ۲۹۷ ح ۳۳۳ کلاهما عن فاطمه بنت الحسین عن الإمام الحسین علیه السلام، مشکاه الأنوار: ص ۱۶۰ ح ۴۰۵، بحار الأنوار: ج ۷۰ ص ۱۷۳ ح ۲۴؛ الزهد لابن حنبل: ص ۱۶ عن عبد اللّه بن عمرو وفیه «بالبخل» بدل «بالشحّ»، کنز العمّال: ج ۳ ص ۴۴۸ ح ۷۳۸۳
  424. مستدرک الوسائل: ج ۷ ص ۲۷ ح ۷۵۵۴ نقلاً عن أبی القاسم الکوفی فی کتاب الأخلاق
  425. مروج الذهب: ج ۲ ص ۳۰۳
  426. القارعه: المصیبه التی تقرع؛ أی تلقّی بشدّه وقوّه (مرآه العقول: ج ۲۶ ص ۵۹۶)
  427. الکافی: ج ۸ ص ۳۸۹ ح ۵۸۶ عن محمّد بن الحسین عن أبیه عن جدّه عن أبیه، نهج البلاغه: الخطبه ۱۴۷ نحوه، بحار الأنوار: ج ۷۷ ص ۳۶۸ ح ۳۴
  428. . الغارات: ج۲ ص۵۰۱ عن یحیی بن سعید عن أبیه، بحارالأنوار: ج۷۳ ص۱۶۷ ح۳۰
  429. التسویف: المَطْل والتأخیر (النهایه: ج ۲ ص ۴۲۲ «سوف»)
  430. البَغْتَهَ: الفَجْأَه (النهایه: ج ۱ ص ۱۴۲ «بغت»)
  431. الکافی: ج ۲ ص ۱۳۶ ح ۲۳، مشکاه الأنوار: ص ۴۶۶ ح ۱۵۵۶ کلاهما عن أبی جمیله عن الإمام الصادق علیه السلام، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۷۵ ح ۳۹
  432. عِنان اللجام: السیر الذی تُمسَک به الدابّه (لسان العرب: ج ۱۳ ص ۲۹۱ «عنن») والمراد أنّه سقط فی أجله بالموت قبل أن یبلغ ما یرید
  433. نهج البلاغه: الحکمه ۱۹، روضه الواعظین: ص ۵۳۷، کنز الفوائد: ج ۱ ص ۶۲، أعلام الدین: ص ۱۷۴ کلاهما من دون إسنادٍ إلی المعصوم، بحار الأنوار: ج ۷۳ ص ۱۶۶ ح ۲۹؛ دستور معالم الحکم: ص ۲۹، المناقب للخوارزمی: ص ۳۷۶ ح ۳۹۵، مائه کلمه للجاحظ: ص ۱۱۱ ح ۹۴
  434. غرر الحکم: ح ۸۵۹۸
  435. غرر الحکم: ح ۴۳۷۹
  436. الغِیَر: تغیّر الحال وانتقالها عن الصلاح إلی الفساد (النهایه: ج ۳ ص ۴۰۱ «غیر»)
  437. . الخَطْف: استلاب الشیء وأخذه بسرعه (النهایه: ج ۲ ص ۴۹ «خطف»).
  438. تحف العقول: ص۲۱۸، الأمالی للطوسی: ص۴۴۳ ح۹۹۲ عن ثعلبه بن میمون عن الإمام الصادق علیه السلام ولیس فیه ذیله من «فلا أمل»، نهج البلاغه: الخطبه ۱۱۴ نحوه، بحار الأنوار: ج۷۳ ص۹۹ ح۸۶.
  439. غرر الحکم: ح ۴۰۰۸، عیون الحکم والمواعظ: ص ۱۳۵ ح ۳۰۵۲
  440. تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۵۰
  441. غرر الحکم: ح ۸۸۰۶، عیون الحکم والمواعظ: ص ۴۳۷ ح ۷۵۵۶
بازگشت به کتب منکر اخلاقی