کتابخانه:روابط دختر و پسر
|
| |
| نویسنده | محمدرضا احمدی |
|---|---|
| فارسی | |
| ناشر | دفتر نشر معارف |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | هشتم، زمستان ۸۸ |
| شابک | ۳-۰۸۷-۵۳۱-۹۶۴-۹۷۸ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ بخش اول: روابط دختر و پسر
- ۳ شیوههای نادرست ارتباط
- ۴ اظهار محبت
- ۵ ارتباط تلفنی
- ۶ شناخت همدیگر
- ۷ مخالفت خانواده
- ۸ اطمینان به همدیگر
- ۹ دوستی و دین داری
- ۱۰ از من میخواهد مدتی با او دوست باشم
- ۱۱ در پی هوای عشق
- ۱۲ نگاه استاد
- ۱۳ روابط د ختر و پسر
- ۱۴ علل روابط ناپسند
- ۱۵ راه کارهای عملی
- ۱۶ ارتباط در تشکلهای مذهبی
- ۱۷ ما چه کنیم؟ا
- ۱۸ اما راه چاره
- ۱۹ بررسی آثار ازدواج موقت
- ۲۰ صیغه عقد موقت
- ۲۱ آثار و فواید ازدواج موقت
- ۲۲ دلایل منتقدان ازدواج موقت
- ۲۳ بخش دوم: احکام روابط
- ۲۴ ریبه و تلذذ
- ۲۵ دختر رشیده
- ۲۶ سن تمییز
- ۲۷ راههای محر میت
- ۲۸ صیغه خواهر و برادری
- ۲۹ مخالفت پدر
- ۳۰ وجوب عقد موقت
- ۳۱ رابطه نامشر وع
- ۳۲ مشر وعیت ازدواج مو قت
- ۳۳ صیغه فارسی
- ۳۴ عقد موقت و زنا
- ۳۵ نگاه ناخودآ گاه
- ۳۶ گفت وگوی علمی با نامحرم
- ۳۷ چت با جنس مخالف
- ۳۸ نامه نگاری با نامحرم
- ۳۹ سلام کردن به نامحرم
- ۴۰ اختلاط دانشجو یان
- ۴۱ جشن مختلط
- ۴۲ شرکت در تشکل مذهبی
- ۴۳ اردوی دختر و پسر
- ۴۴ خلوت زن و مرد
- ۴۵ ارتباط شغلی
- ۴۶ تدریس خصو صی
- ۴۷ دوست داشتن جنس مخالف
- ۴۸ برخو رد در تاکسی و بازار
- ۴۹ پوشش زن
- ۵۰ عطر زدن
- ۵۱ آرایش دختران
- ۵۲ رنگ ابرو
- ۵۳ اجازه پدر
- ۵۴ دختر غیر باکره
- ۵۵ دختر مستقل
- ۵۶ اجازه پسر
- ۵۷ نگاه خواستگاری
- ۵۸ نگاه به زیباییها
- ۵۹ عکس و فیلم آموزشی
- ۶۰ عکس وفیلم مبتذل
- ۶۱ فیلمهای صدا وسیما
- ۶۲ فیلم تحریک زناشویی
- ۶۳ ارضای شهوت با فیلم
- ۶۴ پانویس
مقدمه
“پرسش گری” از آغاز آفرینش انسان، رخ نمایی کرده، بر بال سبز خود، فرشتگان را فرا نشانده، بر برگ زرد خود، شیطان را فرونشانده و درا ین میان، مقام آدمیت را نشان داده است. آفتاب کوفه چه زیبا فرموده است:
“مَن اَحسَنَ السوال عَلِمَ” و “من عَلِمَ اَحسَنَ السوال “.
هم سؤال از علم خیزد هم جواب همچنان که خار وگل ازخاک و اَب آری، هر که سوالهایش اَسمانی است، دانش و بینش، پاسخش خواهد بود. پویایی و پایایی “جامعه” و “فرهنگ”،در گرو پرسشهای حقیقتطلبانه و پاسخهای خِردورزانه است.
ازافتخارات ایران اسلامی، اَن است که از سویی، سرشار از جوانانی پاک دل، کمال خواه و پرسشگر میباشد و از دیگر سوی،از مکتبی غنی برخوردارا ست که معارف بلند اَن، گوارا نوش دلهای عطشناک پرسشگر و دانشجوست.
اداره مشاوره و پاسخ معاونت آ موزش، تبلیغع نهاد، محفل ا نسی فراهم آورده است، تا “ابر رحمت “ پرسشها را به “زمین اجابت “ پذیرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و بالنده ایران پرگهرمان باشیم، به خود خواهیم بالید.
شایان ذکر است که در راستای ترویج فرهنگ دینی، اداره مشاور. و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، با همکاری گروههای علمی، بیش از ۷۰ هزار پرسش دانشجویی را در موضوعات مختلف اندیشه دینی، مشاوره، احکام و... پاسخ داده است. این اداره، دارای هشت گروه علمی و تخصصی، به شرح زیر است:
۱. گروه قرآن و حدیث؛
۲. گروه احکام؛
۳. گروه فلسفه، کلام و دین پژوهی؛
۴. گروه اخلاق و عرفان؛
ه. گروه تربیتی و روان شناسی؛
۶. گروه اندیشه سیاسی؛
۷. کروه فرهنگی و اجتماعی؛
۸ گروه تاریخ و سیره؛
آنچه پیشرو دارید، مهمترین سؤالات پیرا مون روابط پسر و دختراست که توسط مسئول گروه مشاوره، جناب حجة الاسلام والمسلمین محمدرضا احمدی (زیدعزه) پاسخ دهی شده و صاحبان اندیشه و قلم حجج اسلام علی زینتی و سیدابراهیم حسینی (زیدعزهما) در تهیه و پاسخدهی بخشی از پرسشها همیاری نمودها ند و بخش احکام توسط محقق توانمند، جناب حجة الاسلام والمسلمین سیدمجتبی حسینی( زیدعزه) به رشته تحریر درآمده است. براَنیم تا با توفیق خداوند، بهتدریج ادامه این مجموعه را تقدیم شما خوبان کنیم. پیشنهادها و انتقادهای سازنده شما، راهنمای ما در ارا ئه شایسته و پربارِ مجموعههایی از این دست خواهد بود.
در پایان،از تلاشهای مخلصانه مؤلفان محترم ومجموعه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجة الاسلام والمسلمین صالح قناد( زیدعزّه) که در بازخوانی و اَماده سازی این اثر تلاش کردها ند، تشکر و قدردانی میشود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب اهل بیت ? و ارتقاء فرهنگ دینی جامعه- به ویژه دانشگاهیان- از خداوند متعال مسئلت داریم.
و من الله التوفیق
معاونت آموزش و تبلیغی نهاد
بخش اول: روابط دختر و پسر
ارتباط با جنس مخالف
پرسش۱. ترم اول هستم و تازه با محیط دانشگاه آشنا شدهام. لطفاً دربارهْ رابطهء دختر و پسر در دانشگاه و شرایط آن برایم توضیح دهید.
همانگونه که خود میدانید، تاکنون درمحیط تحصیلی، کمتر با جنس مخالف برخورد داشتهاید. در مقاطع تحصیلی قبلی، با فضای اَموزشی مختلط مواجه نبودید. زندگی اَموزشی شما، فارغ از حضور جنس مخالف بود. شاید محیط دانشگاه، نخستین تجربه برخورد مستقیم شما با جنس مخالف است. براین اساس، بایسته است با شکل این نوع ارتباط و پیامدهای مثبت و منفی و راههای کنار اَمدن با این پدیده، اَشنایی بیشتری پیدا کنید. نا اَشنایی میتواند موجب خسران و ضرر اَموزشی گردد و بهجای بهره مندی علمی و اَموزشی، زیان اجتماعی، اخلاقی و حیثیتی به شما تحمیل کند. همچنین بدون قصد و برنامه قبلی، شما را از هدف دورکرده، به سمت انحرافهای پیشبینی نشده ببرد. بر این اساس، اَگاهی از مواجهه صحیح با این پدیده و داشتن ارتباط سالم و صحیح با جنس مخالف و شناخت کافی از شرایط، آداب و مقررات این نوع ارتباط، برای شما لازم و بایسته است. ازاینرو، به منظور روشنگری، نکاتی بیان میشود. اما پیش از پرداختن به جزئیات، توجه به یک نکته اساسی و کلیدی در ارتباط با دیگران بایسته است.
انسان، هرگز بدون ارتباط و تعامل با دیگران زندگی نکرده است و اگرچه سطح و نوع ارتباطها متنوع بوده؛ ولی هیچ گاه قظع نشده است؛ زیرا ارتباط با همنوع برای اَدمی ضرورت دارد. نوع و کیفیت ارنباط، بر اساس اهداف و اغراض اشخاص تعیین میشود. بدین جهت این ارتباط گاهی اَموزشی، اقتصادی، فرهنگی و یا اجتماعی است. هر نوع ارتباطی، شرایط خاص خود را دارد که باید رعایت گردد تا ارتباط به هدف خود برسد. یک مجموعه، دارای اصول و قواعدی است که باید در تمام ارتباطها، رعایت گردد. به عنوان نمونه هرگز ارتباطها، نباید با همدیگر همپوشی و تداخل کند؛ یعنی، در ضمن یک ارتباط، نباید هدف گم شود. پیام مبادله شده، باید محدود و منحصر به نوع ارتباط باشد؛ مثلاً در ضمن یک ارتباط اقتصادی، نباید پیام خانوادگی مبادله شود. این تداخل، موجب ضرر به هر دو نوع ارتباط شده و ظرفین را از اهداف خود دور میسازد. همان ظور که در ضمن ارتباط اَموزشی، اگر حواس متوجه مطالب دیگر شود، موجب افت کیفیت آموزش میشود. به هر حال باید به اصول ارتباطهای انسانی پایبند بود تا بتوان به اهداف ارتباطها دست یافت. توجه دارید که علت اصلی حضور شما در دانشگاه- همان گونه که از نام این محیط پیدا است- تحصیل دانش و علم است؛ ازاینرو، ارتباط اساسی و اصلی شما با تمام افراد در این محیط،« آموزشی » است و اگر ارتباط دوستی یا اقتصادی و... برقرار شود، در مسیر تکمیل آموزش و یا مقدمهای جهت رسیدن به اهداف اَموزشی است. اما هر رفتار و یا ارتباطی که شما را از این هدف دورکند، اَفت زندگی دانشجویی و انحراف از مسیر آموزش تلقی میشود هر ارتباط دیگری- غیر از ارتباط اَموزشی- فقط یک عامل مزاحم است و باید اَنها را از مسیر زندگی دانشجویی خود حذف کنید تا بتوانید به اهداف علمی و معرفتی نایل اَیید. از دیدگاه تعلیم و تربیت، ارتباط با جنس مخالف، یک عامل مزاحم است و در اولین گام، سطح تمرکز شما را کاهش میدهد. کافی است یک پیام غیر اَموزشی از جنس مخالف، نظر شما را به خود جلب کند؛ تا ساعتها فکر و ذهن شما را به خود مشغول سازد!!پس هر عمل و ارتباطی که آموزش و فعالیت تحصیلی شما را تحت تأثیر خود قرار دهد وکمیت و کیفیت دانشاندوزی شما را کاهش دهد، باید از زندگی دانشجویتان حذف شود. تأثیر مزاحمتی ارتباط با جنس مخالف، نه قابل کتمان است و نه با مزاحمتهای دیگر( همانند سر وصدا )فابل مقایسه است؛ یعنی، کسی نیست که بگوید ارتباط با جنس مخالف، همانند خرید لوازم التحریر، مقدمهای برای تحصیل موفق است؛ زیرا بروز عامل مزاحم، برابر است با افت تحصیلی! افزون بر این، پروهشهای صورت گرفته و تجربیات افراد مبتلا به ارتباط با جنس مخالف، گویای افت شدید تحصیلی اینگونه افراد است.
موضوع ارتباط با جنس مخالف، تنها نظر اندیشورزان و صاحب نظران تعلیم و تربیت را به خود جلب نکرده است؛ بلکه این مسئله از دیدگاه ففهی، جامعهشناختی، روان شناختی و... نیز مورد بررسی قرار میگیرد. اینک از دیدگاه روان شناختی این مسئله را مورد بررسی کوتاه قرار میدهیم. در هر ارتباظی پنج مولفه نقش آفرین است: ۱. پیام دهنده، ۲. پیامگیرنده، ۳. محتوای پیام، ۴. کانال، ۵. رسانه.
از بین این امور، بیشترین تاثیر و نقس تعیین کننده از اَن مولفه سوم ( محتوای پیام )است. اَ نچه یک ارتباط را از دیگر ارتباطها متمایز میسازد، محتوا و پیام است. حال سخن این است که در ارتباط دوستی با جنس مخالف، چه نوع پیامی مبادله میگردد که اَن را «دوستی با جنس مخالف » میگویند؟ چرا ارتباط با استاد در کلاس درس یا ارتباط با دفتردار دانشگاه را «ارتباط دوستی »نمیگویند؟ اَ یا چیزی جز محتوا و پیام مبادله شده، میتواند نقش موثر و تعیین کنندهای داشته باشد؟ باید مشخص شود در ارتباط دوستی با جنس مخالف، محتوا و پیام مبادله شده چیست که آنرا از دیگر ارتباطها - همانند ارتباطات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و...- متمایز میسازد؟
آنچه در ارتباط با جنس مخالف مبادله میشود، محبت و عشق ویژهای است؛ محبتی که یک همجنس از ارائه اَن ناتوان است. ازاین رو به سراغ جنس مخالف میرود! پس محبت از نوع جنسییتی است و اگر پیام اَرامش، سکون و... نیز مبادله میگردد، رنگ جنسیتی- نه جنسی- میپذیرد. در این نوع ارتباط، چون قواعد، شرایط و تعهدات طرفین تعریف نشده، با پیامد منقی فراوانی همراه است. برای مثال چون سطح دوستی تعریف نشده، دوستان در برابر همدیگر احساس تعهد نمیکنند که معمولا با خیانت، بی وفایی، شکست و... همراه است.
گاهی اوقات به واسطه اینکه سظح دوستی و ارتباط تعریف نشده است، اندک اندک از ارتباط دوستی فراتر رفته، همسان با ارتباط خانوادگی و کارکردهایی از آن دست میشود و چون شرایط اَن با توافق طرفین قرین نشده، به هتک حیثیت اجتماعی و چه بسا خسارتهای جبران ناپذیر- به ویژه از طرف دختر- همراه میشود! هرگز کسی در ابتدا پیش بینی نمیکند که این دوستی، به این نقطه ختم شود؛ ولی کمکم به جایی میرسد که نتیجهای جز پشیمانی به بار نمیآورد! بنابراین چون در فرهنگ دینی و عرف ایران اسلامی، این نوع ارتباط تعریف نشده است، نباید به سراغ اَن برویم؛ چون هر ارتباطی که از شرایط، اَداب و تعهد لازم فارغ باشد، نه تنها به هدف خود نمیرسد، بلکه جز خسارت نتیجهای ندارد. اگر ارتباط اقتصادی با اَداب، شرایط و تعهدهای بیگانه باشد، نه تنها سود نمیدهد؛ بلکه خسارت اقتصادی تنها نتیجه اَن خواهد بود. در این نوع ارتباط هم، وضعیت به همین منوال است.
در ارتباط دوستی با جنس مخالف، اَنچه در معرض خسارت و ضرر( و یا بهتر بگوییم تهدید )قرار میگیرد، مال، سرمایه و تحصیل دانش نیست؛ بلکه اَبرو و پاکی است که اگر ازکف رود، هرگز جبران نمیشود. اَیا انسان عاقل حاضر است در یک ارتباط دوستی فاقد تعهد لازم، حیثیت خود را در معرض اَسیب و خطر قرار دهد! اگر این ضرر رخ داد، چه کسی اَن را جبران میکند و اَیا اَبروی بربادرفته، قابل برگشت است ! چه بسیار افرادی که هرگز گمان نمیکردند به بیاَبرویی و از دست دادن اَبرو و... مبتلا شوند؛ ولی مبتلا شدند! بنابراین، از دیدگاه روان شناختی، چون ارتباط دوستی با جنس مخالف فاقد شرایط یک ارتباط سالم است و ویژگیهای لازم در مولفههای اَن رعایت نشده، یک ارتباط شکست خورده و مقرون به اَسیب است و تا زمانیکه به یک تعهد طرفینی همراه با رعایت اَداب و شرایط منتهی نشود، باید از اَن سخت پرهیز کرد. حال که پیامدهای ارتباط با جنس مخالف در فضای اَ موزشی و غیراَموزشی قابل پیش بینی نمیباشد و سخت مورد تردید است؛ پس شکل رفتار ما با جنس مخالف چگونه باید باشد به طورکلی در جامعه ما چند شیوه برخورد وجود دارد که یک شیوه اَن درست و شیوههای دیگر غلط است. برخورد مبتنی بر شناخت و احترام متقابل، مواجههْ صحیح با جنس مخالف است. در این شیوه، دختران و پسران به محض دیدن یکدیگر، خود را نمیبازند و هیجان زده نمیشوند. اینان یک نگاه و یک کلام از جنس مخالف را به عشق تعبیر نمیکنند، آن را در ذهن خود و در رؤیاهای خویش نمیپرورانند؛ بلکه در برخوردها در مجامع فامیلی، تحصیلی و... بسیار باوقار و سنگین برخورد میکنند و در عین پرسوجو از احوال یکدیگر و پاسخگویی به پرسشهای اَنان، دچار افراط در خنده و شوخی نمیشوند. اَنان جنس مخالف را افرادی چون پدر، مادر، برادر و خواهر خود نمیدانند و اَدابی را که از لحاط شرعی و اجتماعی در برخورد با دیگران لازم است، رعایت میکنند. اَنان بر اثر تربیت خانوادگی، برقراری رابطه پنهان با جنس مخالف را بی معنا میدانند و دربارهء روحیات جنس مخالف، به حد کافی اگاهند و برای برقراری روابط نزدیک و صمیمی با جنس مخالف، برنامه دارند و اَن را از طریق ازدواج و فراهم اَ وردن شرایط مقبول اجتماعی، به تحقق میرسانند.
شیوههای نادرست ارتباط
ا. برخورد احساسی و هیجانزده؛ این رفتار بر اثر عدم شناخت صحیح از جنس مخالف است. اَنان یک ابراز محبت ساده را نشانه عشقی عمیق میدانند و هیجان زده میشوند که معمولاً در دختران چنین واکنشی بیش از پسران به چشم میخورد!
۲. برخورد خشک و محدوده؛ عدهای از جوانان، بر اساس تربیتهای غلط، گاهی در میان خویشان و آشنایان از افراد همجنس نیز اجتناب میکنند و رفتاری سرد و یا خشن دارند. البته خشک نبودن، هرگز به معنای رعایت نکردن حدود شرعی نیست؛ ولی رعایت موازین شرعی هم لزوماً به معنای بد اخلاقی و سرد بودن نیست.۳. داشتن روابط پنهانی؛ داشتن روابطی مثل نامه نگاری، تماسهای تلفنی و مخفیانه و... عواقب روانی و اجتماعی بسیار خطرناکی در پی دارد که متاْسفانه بیشترین اَسیب، نصیب دختران میشود.
۴. افراط در معاشرت ؛ بعضی از خانوادهها، به بهانه اجتماعی کردن فرزندان خود، سعی در ایجاد روابط افراط گونه بین پسر و دختر میکنند که نوعی تبعیت کورکورانه از فرهنگ غربی است! بنابراین به نظر میرسد شیوه صحیح در رابطه با جنس مخالف، تابع اصولی است که به بعضی از اَنها اشاره میشود:
۱. برخورد با جنس مخالف، بر اصل «تکبّر ورزی » استوار شده است. رفتار صمیمانه و چهرهء گشاده و لب خندان داشتن، برای مواجهه با هم جنس و محارم است؛ نه برای نامحرم و جنس مخالف. راه حفظ حریم و مصونیت و حرمت نهادن برای خود، «تکبرورزی » است تا ناشناسان و نامحرمان، به حریم شما بارنیابند.
۲. نباید به بعضی از تأثیرات مثبت و اندک این ارتباط دل خوش کرد. باید بدانیم انسانهای پشیمان، اندک اندک به خط قرمز رسیده، از اَن عبور کردهاند! اگر شما یک قدم جلو بگذارید، باید ده قدم از ارزشهای خود عقب نشینی کنید! جاذبه طبیعی و زیستی دختر و پسر- به ویره در سنین جوانی- زمینه انحراف در ارتباطهای انسانی را فراهم میسازد. در محیط آموزشی هم نباید از اَفاتی که در جاذبههای زیستی ریشه دارد، غفلت کنید؛ زیرا روابط انسانی از این ناحیه، بسیار اَسیب پذیر بوده و به انحراف میگراید. بر همین اساس شارع مقدس به ما هشدار میدهد که هرگاه دو غیر هم جنس، در قالب هر ارتباطی و در مکانی خلوت و دور از دید دیگران قرارگیرند؛ شیطان اَنها را به سمت روابط تهدیداَ میز میکشاند و باید از اَن محیط و ارتباط بگریزند.
نکته دیگری که به این حساسیت میافزاید، تهدید مستمر و لحظه به لحظه این خطر است یعنی، در حالی که دیگر عوامل تهدیدکننده، نیازمند زمان و مکان خاصی است تا آدمی را در معرض تهدید قرار دهد و در رفتار وی نفوذ کند؛ این عامل همیشه نقش تهدیدکننده دارد و انسان هوشیار، نباید یک لحظه خود را از این تهدید در امان ببیند.
۳. محیط اَ موزشی، بدون ارتباط اَموزشی نیست و طرف دوم این ارتباط، همیشه از جنس شما نیست. شاید شما در بعضی اوقات، مجبور به برقراری ارتباط با جنس مخالف شوید:؛در این صورت، نباید از محدوده پیام اَموزشی تجاوزکنید و فقط به مبادله همین نوع پیام- در صورت مستقیم یا غیرمستقیم- اکتفا نمایید. برای اینکه یقین کنید مخاطب شما پیام دیگری دریافت نکرده است و پیام دیگری مبادله نکردهاید، به نکات زیر بسیار پایبند باشید.
الف. به محض احساس دریافت پیامی غیراَموزشی، به سرعت رابطه را در همان لحظه قظع کنید.
ب. در فضای اَموزشی مختلط، مواظب نگاه خود باشید و به پیامهای شفاهی وکتبی افراد مزاحم توجه نکنید و حتی اگر به داد و فریاد متوسّل شدند، ناشنیده گرفته، از موقعیت دور شوید.
ج. در جمع دوستانی که به این نوع روابط دلخوش کردهاند، شرکت نکنید و از آنها کناره بگیرید.
د. توجه داشته باشید هیج انسان مبتلا به انحراف رفتار، با قصد و غرض قبلی به این وادی وارد نشده؛ بلکه دستهای ناپیدایی او را در این گرداب مبتلا ساخته است. شما نیز از حیله این دستها، خود را در امان نپندازید؛ زیرا همیشه اَنها با شما و درکمین شما هستند؛ (گرچه شما از اَنها غافل هستید)! به همین جهت در قراَن مجید به انسانهای پاک و وارسته سفارش شده که از دوستگیری پنهانی خودداری کنند و این توصیه هم به دختران شده و هم به پسران.
?... وَ لا متَّخِذاتِ أَخْدانٍ? ؛«( زنان) دوستگیران پنهانی نباشند».
?... وَ لا مُتَّخِذِی اَخْدانِ ? ؛ «( مردان) زنان را در پنهانی دوست خود نگیرند».
[۱]
[۲]
اظهار محبت
پرسش ۲. اگر یک دختر، پسری را دوست داشته باشد؛ چگونه محبت خود را به او تفهیم کندکه برای پسر سوءتفاهم نشود؟
اشاره
اظهارمحبت به جنس مخالف، اغلب به یکی از دو هدف زیر انجام میگیرد:
۱. به منظور ایجاد روابط دوستانه و صمیمانه و استمرار اَن برای مدت زمانی خاص، در جهت پاسخ به احساس نیاز روانی خود( یعنی نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن )؛
۲. به منظور اَشنایی با یکدیگر و فراهم کردن مقدمات ازدواج و بعضی انگیزههای دیگر.
حال کدام یک از این دو صورت را میتوان پذیرفت و بر اَن مهر تأیید زد؟ شکی نیست که انسان دارای نیازهای مختلف زیستی، اجتماعی، عاطفی و شناختی است. او همانطور که نیاز به خوردن و اَشامیدن دارد؛ نیازمند ارتباط و تعامل با دیگران است و سرانجام نیازمند محبتکردن و مورد محبت واقع شدن است. برخی روانشناسان، با انواع نیازهای مختلف انسان و سطحبندی اَن، بر اهمیت نیازهای عاطفی در دوران نوجوانی و جوانی و لزوم تاْمین اَن، توسط گروه همسالان، تأکید ورزیده، معتقدند: این نیاز، یکی از نیازهای عالی انسان است و همسالان با ایجاد ارتباط مثبت عاطفی، میتوانند به تأمین آن بپردازند؛ اما اَنچه در ایجاد رابظه دوستی و اظهار محبت به دیگری، از اهمیت زیادی برخوردار است، اَن است که این اظهار محبت به چه کسی و تا چه محدودهای انجام گیرد تا هم اَن نیاز عاطفی پاسخ داده شود و هم عوارض و پیامدهای منفی نداشته باشد. به عبارت دیگر، به چه هزینهای، میخواهیم این نیاز را تأمین و ارضا کنیم؟ همان طورکه ما برای تأمین نیازهای زیستی خود دست به هر اقدامی نمیزنیم؛ بلکه میکوشیم ظبق معیارهای صحیح، به اَنچه تناسب بیشتری با وضعیت جسمانی ما دارد، عمل کنیم؛ شایسته است همین روش را در مورد نیازهای عاطفی و روانی به کار ببریم و اَ نچه سلامت روحی و روانی ما را تهدید میکند، به کناری گذاشته، از اَن دوری کنیم. اظهار محبت به جنس مخالف، پیامدهای زیر را به دنبال دارد:
الف. زیاده طلبی
کمالطلبی انسان، در هر بعدی از ابعاد جسمانی و روانی، زبانزد همگان است. اگر فردی در پی علم و دانشی باشد و اَن را ارزش مطلق بداند، هیچگاه دست ازکنجکاوی و دانشجویی خود، برنمیدارد و چه بسا در واپسین لحظات زندگی نیز در پی کشف مجهولات خود میباشد. فردی که در پی کسب قدرت و سلطه بر دیگران است، اگر بر تمام کره خاکی سلطه یابد، اَن را کم و اندک میپندارد و حکومت بر دیگر کرات را خواهان است و کسی که خواهان ثروت است، اگر گنج قارون و بیشتر از اَن را داشته باشد، باز هم در پی مال و ثروت بیشتر است و... به طورکلی در تمام زمینهها این کمالخواهی ظهور و بروز دارد و با اندک تأملی در رفتار خود و دیگران، میتوان این صفت را کشف و مشاهده کرد. اَیةاللهسبحانی گفتهاست: روزی در محضر اَیةالله العظمی بروجردیرحمةالله نشسته بودیم که گفتند یکی از پزشکان ترکیه، خواستار ملاقات با مرجع جهان شیعه است. اَن پزشک، هدف از ملاقات خود را تقاضای مقالهای علمی درباره علت و یا علل «تحریم شراب » از نظر فقه شیعه برای ارائه به همایشی در ترکیه عنوان کرد. نماینده همایش، دوست داشت پاسخ سوْال را مستقیمأ از اَیة الله بروجردی بشنود: از اینرو، سوال کرد: چرا اسلام نوشیدن شراب را حرام کرده است؟ اَن مرجع بزرگ، در پاسخ به وی چنین اظهار داشت: «حقیقت انسادْ را عقل و قدرت اندیشه و تفکر وی تشکیل میدهد و اگر عقل نبود، ایشان با دیگر موجودات زند.، چه تفاوتی داشت؟ پس در حفظ اَن، بایدکوشا بود و اَنچه با این بعد وجودی تعارض و تنافی دارد، باید با اَن به مقابله برخاست. یکی از اموری که در تضاد شدید با قوهء عقل انسان است، نوشیدن شراب است. بنابراین، چون شراب عقل را از بین میبرد و حقیقت انسان به عقل او است، اسلام اَن را ممنوع کرده است.» اَن پزشک گفت: درست است که نوشیدن زیاد شراب، باعث از بین رفتن قوه تعقل انسان است؛ ولی اگر کسی به مقدار کمی از این نوع مایعات بنوشد، نمیتوان گفت چنین تأثیری را دارد: چرا اسلام آن مقدار اندک را نیز ممنوع کرده، نوشیدن اَن را غیرمجاز میداند؟! اَیةالله بروجردی گفت: «چرن انسان کمالطلب است و هرگز به مقدارکم قناعت نمیکند، اگر مجاز شمرد. شود، بر اساس کمالخواهیاش، بهتدریج بر خواسته خود میافزاید و چه بسا به جایی میرسدکه خودش هم فکرش را نمیکرد! به همین جهت است که اسلام از همان ابتدا، حتی مقدار اندک را ممنوع کرد ۰ است و به عنوان یک قانون قطعی و دقیق برای تمام افراد- چه با اراده و چه کم اراده.- به اجرا گذاشته میشود. این ویرگی،(کمال طلبی) چون در دیگر ابعاد و زمینهها جاری است، دیکر قوانین و مقررات و دستورات صادره از طرف قانونگذار هستی، نیز چه بسا براساس همین نکته شکل گرفتهاست و اَنجاکه ممکن است زیاد.هطلبی، باعث حریمشکنی شود و بهتدریج در وادی هولناک و خطرات جانی و روحی قرارگیرد، با جدیت و قاطعیت اَن را نهی میکند». اظهار محبت به جنس مخالف، از همین موارد است که با یک سلام و احوالپرسی ساده و مختصر و یا به انگیزه اهداف اَموزشی و غیره شروع میشود؛ ولی به تدریج نوع رابطه وگفتوگو تغییر یافته، به میزان وکمیت اَن نیز افزوده میشود و تا اَنجا پیش میرود که تمام انرژی عاظفی خود را میخواهد در همین گفتوگوها و ارتباط هزینه کند و هرگز به همان حداقلی که در روزهای اول داشته، اکتفا نمیکند و بر همین اساس است که از همان اَغاز، باید از ایجاد ارتباط عاطفی و مبتنی بر احساسات اجتناب کرد. بنابراین، ما برای اظهار محبت به جنس مخالف- چه منشاْ سوءتفاهم بشود و چه سوءتفاهمی را به دنبال نداشته باشد- دلیل موجَه و قابلقبولی نمیشناسیم. در واقع، اگر هم باعث سوءتفاهم نشود، باعث سوءرفتار میشود و به تدریج افراد درگردونهای وارد میشوند که چه بسا هیچ کدام خواستار آن نبودند! گردونهای که گاهی رهایی از اَن، مستلزم هزینه کردن تمام انرژی روانی و جسمانی فرد و قرارگرفتن در بنبست شدید است.
ب. وابستگی
با شکلگیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی اَن، زمینة وابستگی اَنها به یکدیگر و تشدید اَن فراهم میشود. نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن، در دوران جوانی به اوج خود میرسد و به شکل خودکار دختر و پسر در این کانال قرار میگیرند. ازاین رو علاقة ابتدایی شدت یافته، کم کم دو طرف به یکدیگر وابسته میشوند. این وابستگی، در بسیاری موارد، اَفت بزرگی برای تمرکز حواس میشود؛ بهگونهای که گاهی مطالعه و حضور در کلاس درس را غیرممکن میسازد و هر کدام از اَنها، در تمام اوقات شبانه روز- حتی در کلاس درس- در فکر طرف مقابل است !! همچنین وابستگی مانع گزینش صحیح و دقیق برای شریک آینده زندگی میشود و از اَنجا که شخص، به فردی خاص وابسته شده، تمام نیکیها، خوبیها، زیباییها و... را در فرد مورد علاقه خود میبیند و دیگر توان مشاهده عیوب احتمالی او را ندارد؛ زیرا از روی علاقه و از پشت عینک وابستگی، به طرف مقابل نگاه میکند، نه با نگاهی خریدارانه، نقادانه و بررسیکننده تا تمام نقاط ضعف و قوّت او را در ترازوی حقیقتبین، مورد دقّت و مشاهده قرار دهد! از طرف دیگر، اگر کسی بخواهد با فردی، فقط برای مدتی دوست باشد و به او اظهار محبت کند- نه به طور درازمدت- مطمئنأ پس از آن مدت، امکان جدایی از یکدیگر، از نظر روانی بسیار سخت و مشکلاَفرین است. معمولاَ در چنین مواقع بسیاری از جوانان به افسردگیهای شدید دچار شده، از زندگی ناامید میشوند. اَنان احساس میکنند نه راه پیش دارند و نه راه بازگشت؛ زیرا از طرفی میخواهند این ارتباط دوستانه را - که به وابستگی شدید منجر شده- ادامه دهند و از طرف دیگر باور دارند که نمیتوانند همدیگر را به عنوان شریک زندگی خود انتخاب کنند. این امر، گاهی به خاطر ویزگیهای شخصیشان است وگاهی به خاطر عوامل خانوادگی، اقتصادی و...( مثل عدم توافق خانوادهها و نظیر اَن)است. ازاینرو دچار تنش شده و در یک بنبست سخت و شدید گرفتار میشوند.
ج.احساس گناه شکی نیست که ما در «جامعهای دینی » زندگی میکنیم و بیشتر مردم اَن از اَموزههای دینی و اخلاقی، متأثر هستند و به اَنها احترام میگذارند. گرچه ممکن است هر فردی در سالهای نخستین زندگی، نسبت به بعضی از دستورات دینی، اطلاع دقیقی نداشته باشد:؛ ولی به طور ناخوداَگاه و به تدریج، با بسیاری از هنجارهای اخلاقی و اجتماعی جامعه دینی، اَشنا میشود. اظهار محبت و طرح رابطه دوستی با جنس مخالف، از رفتارهایی است که جامعه دینی و ارزشی، اَن را نمیپسندد و به اَن خرده میگیرد و با اندک دقتی در متون دینی و سخنان رهبران دینی، روشن میشود که ارتباط با جنس مخالف، از چهارچوب و قوانینی خاص برخوردار است. اغلب جوانانی که چنین روشی را در پیش میگیرند، طولی نمیکشد که به خود می اَیند و به گذشته خود میاندیشند. رفتارهای خود را با ملاکها و معیارهای اخلاقی و شرعی مقایسه کرده، اَنها را محک میزنند و دچار پشیمانی میشوند! اگر نتوانند به درستی از این فضای روانی خارج شوند، احساس گناه میکنند و این احساس گناه، منشأ بسیاری از ناگواریهای روحی و روانی میشود. گفتنی است تجدید نظر نسبت به اعمال نامعقول و غیرمشروع گذشته، پشیمانی از اَنها و تصمیم بر ترک آن، امری مقبول و شایسته و بلکه لازم و ضروری است؛ ولی اَنچه به عنوان یک پیامد منفی در اینجا از آن یاد میشود؛ اَن احساس گناه شدیدی است که بر فضای فکری فرد حاکم شده، توان خروج از اَن را از شخص سلب میکند و همراه با یأس و ناامیدی مطلق است. بدین وسیله، شخص توان حرکت به سوی اصلاح و تغییر رفتار و مسیر زندگی را از دست میدهد. اَنچه بیان شد، بعضی از پیامدها و عوارض اظهار محبت به جنس مخالف- به منظور داشتن رابظه دوستانه و صمیمانه- است. صورت دوم(اظهار محبت به جنس مخالف، به منظور آشنایی و فراهم کردن مقدمات ازدواج) شرایط دیگری دارد. بدون تردید یکی از پیشنیازهای ضروری ازدواج، اَشنایی دو طرف از ویژگیهای شخصیتی، اخلاقی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی یکدیگر است و هر دو با دقت و حساسیت زیاد و با استفاده از راههای مختلفِ تحقیق و بررسی، باید به اطمینان کافی دست یابند. از طریق همین آگاهیهای واقعبینانه، از نقاط ضعف و قوت همدیگر اطلاع پیداکرده و میزان تناسب و همفکری خود را درمی یابند. در اینصورت، چگونه و طبق چه مکانیسمی دو طرف باید به این هدف دسترسی پیدا کنند؟ اَیا میتوان با ایجاد رابظه عاطفی و اظهار محبت، به این هدف دست یافت و زمینه ارتباط دوستانه را فراهم نمود تا در این ارتباطها، به روحیات و ویرگیهای اخلاقی، خانوادگی و... همدیگر پیبرد؟ بر اساس شواهد موجود و اطلاعات به دست اَمده، معتقدیم: بیشتر ارتباطهایی که با همین قصد و نیت موجه و معقول شکل میگیرد، انگیزه دیگری - غیر از اَنچه به زبان جاری میشود- در پی دارد( بهخصوص اگر تقاضاکننده جنس مذکر باشد ). در واقع، تقاضای اَشنایی با یکدیگر قبل از ازدواج، صرفاَ پوشش به ظاهر مقبولی است که فرد، بدین وسیله میخواهد دلیل موجه و معقولانهای برای ارتباطهای عاطفی و اظهار محبتهای غیرمجاز قرار دهد. برخی افراد، با این ترفند و طراحی قبلی- با مخفیکردن انگیزه شیظانی خود- در پی به دام انداختن افراد سادهدل و خوشبین هستند تا نیازهای جنسی خود را تأمین کنند؛ درواقع این گونه افراد، اَگاهانه طرف مقابل را قربانی غریزة جنسی و خودخواهیهای شهوانی خودشان میکنند. شکی نیست که عدهای نیز ناآگاهانه، گرفتار چنین دامی میشوند. البته ممکن است هیچکدام، قصد سوءاستفاده ازسادگی و یا ناآگاهی طرف مقابل را نداشته باشند؛ ولی باید بدانند که غریزه جنسی انسان، بسیار قوی و شدید است. حیلههای شیطانی نیز در این مورد بسیار پیحیده، مرموز و متعدد میباشد. دراینصورت عدهای با طرح انگیزههای معقول و موجه به طور ناآگاهانه وارد چنین صحنه خطرناکی میشوند؛ بهگمان اینکه هدفشان مقدس و خردمندانه است و اینگونه ارتباطها مشکلی ایجاد نمیکند و یا حداقل تا این اندازه مجاز و گاهی لازم و ضروری است.
با ایجاد چنین ارتباطی و شکلگیری علاقه ابتدایی بین دو طرف، امکان تحقیق و بررسی واقعبینانه کاهش مییابد و شخص از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت کرده، تحقیقاتش! در این زمینه، دچار جهتگیری و یا تعصب خواهد شد. همانطورکه گفتهشد، وقتی علاقه و محبت چیزی در قلب فرد جای گرفت، او را نسبت به واقعیات کور و کر میکند و دیگر نمیتواند نقاط منفی و ضعف اَن را ببیند و حتی بشنود و اَنچه میبیند و میشنود، در نظرش زیبا و جذاب جلوهگر میشود و حتی نقاط ضعف را نقاط قوت تلقی میکند. خلاصه آنکه برای چنین امر حیاتی و مهمی، باید ابتدا به تحقیق و بررسی پرداخت و سپس در صورت وجود قابلیتها و صلاحیتها، در فکر ایجاد علاقه بود: نه اینکه با عینک محبّت و علاقه، به بررسی احوال و ویژگیهای فرد اقدام کرد. مطمئناًاَن عشق و علاقهای باعث کمال و اَرامش میشود که پس از پیمان زناشویی و تعهد به زندگی مشترک، ایجاد میشود؛ نه عشق و علاقه قبل از ازدواج به فردی که هنوز آگاهی و اَشنایی کافی نسبت به او پیدا نشده وکاملا سطحی و احساسی است.
بنابراین، امید است با دقت هرچه تمامتر در رشد و بالندگی خود- در این دورة بسیار حساس و سرنوشتساز- تلاش کنید تا از هرگونه کجروی و کجاندیشی خود را حفط کرده و سنگبنای زندگی اَینده را بر پایههای درستی و راستی قرار دهید.
ارتباط تلفنی
پرسش ۳. با پسری دوست هستم که بهدلیل نداشتن شرایط مناسب پسر برای ازدواج، نمیتوانیم با هم ازدواج کنیم و حدود دو سال است که تلفنی با هم ارتباط داریم و شدیدا نیاز جنسی داریم، باید چه کارکنیم؟ البته به طور حضوری هم همدیگر را دیدهایم؛ ولی رابطهای نداشتهایم. در ضمن میخواستم بدانم وقتی از طریق تلفن تحریک میشویم و رطوبتی از ما خارج میشود، چه حکمی دارد؟ شرمندهام از این سوال و متشکر میشوم اگر جوابم را واضح بدهید. در ضمن میدانم که فرمهای صیغه موقت هم هست، ولی من نمیخواهم از این فرمها استفاده کنم و از آبروریزی و یا خبردار شدن خانواده و اطرافیان میترسم. خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید.
از نظر شرعی ترشحات هنگام گفتوگوی جنسی تا وقتیکه اظمینان به منی بودن آن نباشد، پاک است. البته تشخیص منی برای پسران اَسانتر است؛ ولی برای دختران خیلی؛کم اتفاق میافتد و تا وقتی اطمینان پیدا نشده، پاک است. محرمیت دختر و پسر نیز بنابر نظر اکثر مراجع تقلید، بدون اجازه پدر جایز نیست. علت ضرورت اجازة پدر، اهمیت و ارجمندی اَینده زندگی دختر است؛ زیرا به تجربه ثابت شده است که بیشتر پسران لذت خود را میبرند و هنگامی که به طور جدی مسئله ازدواج مطرح میشود، تمام وعدههای قبلی را فراموش میکنند!!
بنابراین در این گونه روابط- به ویژه دختران- بسیار باید احتیاط کنند که زندگی آینده آنان، به خطر نیفتد. موارد متعددی پیشاَمده که چنین دخترانی بعد که... گرفتار افسردگی شده و حتی خودکشی کردهاند.
جهت توضیح بیشتر در اینباره، بیان نکات زیر مفید و ضروری است: نیازهای عاطفی و غرایز دیگر در ایام جوانی، اَدمی را به سوی «دوست داشتن و عشق ورزیدن » سوق میدهد. البته این یک امر طبیعی و غریزی است و کمتر میتوان راهی برای گریز از اَن پیدا کرد.
اَنچه در این مقوله اهمیت دارد، کنترل عقلایی بر احساسات و پرهیز از مخاطراتی است که ممکن است فرد را به گرفتاریهای مختلف روحی و جسمی دچار سازد. قرآن به مردان سفارش میکند: با دخترانی که روابط دوستی مخفیانهای با دیگران داشتهاند، ازدواج نکنند...( فَانْکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُن اخورَهُن بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنات غَیْرَ مُسافِحاتِ وَ لامتَخِذاتِ أَخْدانِ) ؛«(اَنان را با اجازه خانوادههایشان به همسری خود دراَورید و مهرشان را به طور پسندیده به اَنان بدهید؛( بهشرط آنکه) پاکدامن باشند و زناکار و دوستگیران پنهانی نباشند». در اَیه دیگر، مردان را به پاکدامنی سفارش کرده و از روابط پنهانی بازداشته است: (... وَ لا متَّخِذِی أَخْدانٍ. .. )
بنایراین یک فرد مسلمان- که هر روز با یاد خدا روز را اَغاز میکند و معتقد به دستورات الهی و قرآن کریم است- هرگز این سخن الهی را زیر پا نخواهد گذاشت. اینکه قرآن یکی از شرایط ازدواج را همین قرار داده است، شاید بدینجهت باشد که هرکدام که قبل از ازدواج دارای چنین تجربیاتی بوده و با فرد یا افراد دیگری رابطه دوستی داشته است؛ مطمئنا پس از ازدواج و در روابط عاطفی و نزدیک خود با همسرش، اَن تجربیات را به یاد خواهد اَورد. در این صورت ویژگیهای رفتاری، اخلاقی و شخصیتی دوست قبل از ازدواج به خاطرش آمده و به مقایسه بین همسر فعلی و دوست قبلیاش میپردازد. حتی ممکن است در بعضی موارد، به احساس شکست در این ازدواج یا برتر بودن تجربه قبلی، نتیجهگیری کند و این بزرگترین لطمهای است که در همان اوایل ازدواج به خود وارد میکند!! درحالی که ازدواج باید به آرامش بینجامد و اصلاً فلسفه ازدواج هم همین رسیدن به آرامش است که قراَن نیز به آن اشاره میکند؛ ولی وقتی چنین اموری پیش می اَید، چگونه ازدواج میتواند اَرامش بخش باشد و زن و شوهر( زوجین) به تکمیل و رشد همدیگر بپردازند؟! این آغاز « اضطراب » است: اضطرابی که در تمام وجود و هستی اَنها لانه میکند و به جای زندگی مشترک لذتبخش، تجربة احساسی و موقت گذشته را زنده میکند. نتیجه این هم افسوس و ناراحتی چیز دیگری نیست.
علاوه بر این چنین دختران و پسرانی که به صورت نامشروع و غیرقانونی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، بسیاری از انرژیهای عاطفی خود را- که خداوند به عنوان سرمایهای بزرگ در وجود اَنها به ودیعه نهاده تا صرف همسر حقیقی خود و نیز تربیت فرزندان خود کنند- در این دوران دوستبازی، از دست میدهند و در فردای زندگی خود، احساس گناه میکنند.
بنابراین چه خوب است در اولین فرصت و با وجود امکانات و شرایط کافی و خواستگار مناسب و شایسته، اقدام به ازدواج کنید. بدانید که ازدواج هم پاسخی به نیاز تکوینی موجود در انسان است و هم مایه رشد، کمال، تکمیل و اَرامش یافتن او است.
اما مشکلی که ممکن است در بین باشد، چگونگی یافتن همسر مناسب و شایسته است؟ اگر خواستگار یا خواستگارانی دارید، به یکی از اَنها- که از شایستگی کافی برخوردار است- پاسخ مثبت دهید. در غیر این صورت موضوع را با مراکز مشاوره ازدواج در دانشگاه یا در شهرستان محل سکونتتان، در میان بگذارید. آنان با حفط و رعایت شأن دختر بودن، مقدمات معرفی و مراسم خواستگاری و غیِره را فراهم مینمایند.
در هر صورت تا قبل از ازدواج، شایسته است این غریزه را به ظور موقت کنترل کرده و عفت و پاکی و پاکدامنی خود را همچون گذشته حفط و حراست کنید. جهت کنترل این غریزه، توجه شما را به راهکارهای ذیل جلب میکنیم:
۱. پرهیز از فکر و ترسیم صحنههای محرک در ذهن و خیال؛
عبداللُه بن سنان از امام صادق ? نقل میکند: «ان عیسی قال للحواریین:
... ان موسی امرکم ان لاتزنوا و انا اَمرکم ان لاتحدثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن ان تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا کان کمن او قد فی بیت مزوق فافسد التزاویق الدخان و ان لم یخرق البیت»؛ عیسی به اصحاب خود گفت:... موسی به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور میدهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به اینکه زنا کنید؛زیرا کسی که خیال زناکند، مانند کسی است که در خانهای نقش و نگار شده، دود و اَتش به پا کند. چنین کاری گرچه خانه را نمیسوزاند؛ ولی زینت و صفای اَن را مکدرکرده و فاسد میکند» .
۲. دوری از نگاههای مسموم و مناظر تحریک آمیز؛
قرآن کریم در دو اَ یه متوالی، دستور به اغماض چشم از نگاه حرام وهوساَلود داده است. در اَیه اول میفرماید:? قُلْ لِلْمُؤمِنِینَ یَغُضُوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فْرُوجَهُمْ...? :« به مؤمنان بگو: دیدههایشان- را از نامحرمان- فرونشانند و نهانگاههای خود را- از وقوع در حرام- نگه دارند». در اَیه بعدی میفرماید: ? وَ قلْ لِلْمُؤمِناتِ یَنغضضْنَ هِنْ اَبْصارِهِن وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَ ? : «به زنان موْمن بگو چشمهایشان را فروگیرند و نهانگاههای خویش را محافظت کنند».
جالب این است که در هر دو مورد، خداوند متعال نخست به مراقبت از نگاه محرک و عفت چشم و اَنگاه به حفاظت از عورت، فرمان داده است. رسول اکرم ? میفرماید: «النظرة سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفاً من الله اعطاءالله ایماناَ یجد حلاوته فی قلبه » ؛ «نگاه هوسآلود، تیری است مسموم از تیرهای شیطان؛ هر کس اَن را به جهت خوف الهی ترک کند، خداوند ایمانی به او میبخشد که حلاوت آن را در قلب خود احساس میکند».
۳. گوش تدادن به آوازها و موسیقیهای تحریک کننده و مبتذل ؛
درحدیثی اَمده است: «ان رجلا ساله عن سماع الغناء فنهی عنه و تلا قول اللّه
عز وجل: ? انَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُل أولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْوُلاَ ? و قال یسأل السمع عما سمع والفواد عمّا عفد والبصر عما ابصر»؛ «مردی از امام صادق ? درباره شنیدن اَواز محرک پرسید، حضرت از اَن نهی کرده، این اَیه را خواند: «به یقین گوش و چشم و دل هر یک مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از اَنچه شنیده و قلب از اَنچه بدان دل بسته و چشم از اَنچه دیده است، مسوول بوده و بازخواست خواهند شد»
۴ اجتناب شدید از نشستهای غفلتزا و معاشرت با دوستان ناباب وگوش سپردن به سخنان تحریکآمیز از حضرت امام باقر? روایت شده است: «من اصغی الی ناطق فقد عبده، فان کان الناطق یؤدی عن الله عزوجل فقد عبداللّه و ان کان یودی عن الشیطان فقد عبد الشیطان» ؛ «هرکس به سخن گویندهای گوش فرادهد، او را بندگی کرده است. پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند، قطعاً بندگی شیظان کرده است»؛
۵. اعتدال در خوردن؛
بیتردید پرخوری و بینظمی در خوردن، در ذخیرهسازی و انباشتن مواد تحریکزا موثر است.
در حدیثی حضرت رسول ?پس از اَنکه جوانان را به ازدواج ترغیب میکند- میفرماید:« هرکس قدرت بر ازدواج ندارد، روز ه بگیرد، یقینأ روزه نیروی غریزه او را تضعیف میکند» .
۶.اشتغال، ورزش و سرگرمیهای مفید؛
با وجود فراغت، هم موادغذایی در تقویت غریزه به مصرف میرسد و هم فکر و خیال مصروف چارهسازی برای پر کردن اوقات فراغت میشود و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت، تأکید بسیار شده است. حضرت امام صادق?میفرماید: « وهکذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الی ما یعظم ضرره علیه و علی من قرب منه...» «و همینگونه انسان اگر بیکار و فارغ باشد، به بیهودگی و سرمستی دچار میشود و بر اثر اَن به مسائلی مبتلا میشود که زیان اَن- هم برخود و هم بر نزدیکان او- سنگینی خواهد کرد...».
۷. تلاوت قرآن؛
بیشک انس با قرآن، تلاوت و تدبر و در مضامین اَن، خود شفای هر دردی است که به سرعت کار هر پریشانی را رو به سامان میبرد و زخمهای پنهان را التیام میدهد. همتها را تا اَسمانها بالا میبرد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات نجات میبخشد. امیرمومنان ? میفرماید: «و تعلموا القراَن فانه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص » ؛«قراَن را فرا گیرید؛ زیرا قراَن بهار دلها است و از نور اَن بر مرضها و دردهای خود مرهم بگذارید؛ زیرا اَن داروی شفابخش سینهها است و اَن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصهها است ».
خلاصه اینکه: راهحل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه با غریزه جنسی، نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت است؛ ولی هیجگاه نباید به بیبند و باری، افسارگسیختگی و اَلودگی به گناه رضایت داد! بنابراین اگر در تماسهای تلفنی و دیگر روابط اجتماعی، فرد مورد نظر شرایط مناسب برای ازدواج را دارد؛ از او بخواهید رسماً از شما خواستگاری کند و جهت فراهم شدن دیگر شرایط، خداوند به شما کمک خواهد کرد؛ زیرا او میفرماید: «کسیکه تقوا پیشه کند، راه نجات او را فراهم میکنم » از مشکلات ازدواج نهراسید؛ زیرا مشکلات نیز بخشی از زندگی است و باید برای رویارویی با اَنها اَماده شد:
زندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو
نیست هنگام تأمل بیدرنگ آماده شو
برای اینکه مشکلات اقتصادی به یکباره هجوم نیاورد، بهترین راه این است که جوان، فرد مناسب و سازگار با شرایط خود را انتخاب و عقد کند؛ لیکن مراسم عروسی را تا دو سه سال به تاخیر اندازد. این برنامه چند فایده دارد:
۱. شخص میتواند در حد نسبتاَ محدودی به تأمین غریزه جنسی خود بپردازد. ۲. از مزایای شیرین دوران نامزدی- که دلپذیرترین دوران زندگی است- بهرهمند شوند.
۳. در برخررد با مشکلات، به تدریج پختگی و توانایی لازم برای حل آنها راپیدا کند.
۴. درکنار تحصیل، کمکم بر مشکلات اقتصادی غلبه پیدا کرده و برای تشکیل خا نو اده اَماده شود.
انسان- تا پیش از حل مشکل تاْمین جنسی- نباید خود را دست کم گیرد و در برابر خواهشهای نفس احساس ناتوانی کند! غریزه جنسی- اَن هم در دوران جوانی- بسیار نیرومند و شکننده است، اما قدرت اراده و ایمان جوان برتر از اَن است که خود را تسلیم غریزه جنسی کند. البته مقابله با غریزه جنسی، امری دشوار، ولی شدنی است. در صورتی که در شرایط بحران قرارگرفتید و امکان ازدواج دائم نبود، به ازدواج موقت تن دردهید که رابطه مشروع باشد و از عذاب وجدان روابط نامشروع در امان باشید و پیامدهای ناهنجار اینگونه روابط به حداقل برسد.
شناخت همدیگر
پرسش ۴. آیا ممنوع بودن ارتباط دختر و پسر موجب عدم شناخت قبل از ازدواج و سرانجام جدابی نمیشود؟
بدون تردید افرادی که در صدد ازدواج و تشکیل زندگی مشترک هستند، باید از یکدیگر شناخت و آگاهی داشته باشند و زندگی خود را بر اساس شناختی که از یکدیگر دارند، بنا کنند. در غیر این صورت، زندگیای که بر اساس توهم و خیالات واهی بنا گردد، فرو میریزد. پس ما نیز همانند شما، ضرورت شناخت را قبول داریم و معتقدیم: بنیان زندگی مشترک براساس شناخت صحیح و مطابق با واقع تشکیل میشود. طبق اَموزههای اسلامی دختر و پسر، اگر تصمیم جدی بر ازدواج دارند، میتوانند قبل از عقد نسبت به وضعیت ظاهری یکدیگر، آگاهی پیدا کنند و حتی طی چند جلسه گفت وگو، از خصوصیات اخلاقی و انتظارات زندگی اَینده، شناخت داشته باشند.
اَنچه نیاز به بررسی دارد، چگونگی این اَگاهی و میزان دقت اَن است. به گواهی اَمار، درصد قابل توجهی از طلاقها و مشاجرات، ناشی از شناختها و اطلاعات غلط و یا سطحی وگذرا است. این واقعیت تلخ نشانگر آن است- به رغم قبول ضرورت شناختِ از یکدیگر- در مسیر تحصیل این آگاهی، دچار خطا شدهاند؛ از این رو همانگونه که شناخت دو طرف از یکدیگر بایسته است، رعایت راه و رسم رسیدن به این شناخت و شرایط دسترسی به اَن نیز ضرورت دارد و زیر پاگذاشتن اَنها، به این چنین پیامدهای تلخی، ختم خواهد شد.
حال باید روشن شود قواعد، شرایط و راه صحیح تحصیل این نوع شناخت
و آگاهی چیست؟ ابتدا ویژگیهای همسر ایده اَل را مدنظر قراردهید و به منظور کسب اطلاع از برخوردار بودن فرد مورد نظر از ویژگیهای مثبت و بیگانه بودن وی با ویژگیها و اوصاف منفی، اقدام به برنامه ریزی جهت کسب آگاهی نموده و به تحقیق و پرسش و... دست میزنید. چون هر ویژگیای از طریقی خاص به دست می اَید: عدم سوء سابقه با مراجعه به مرکزی خاص یا عدم ابتلا به بیماریهای ژنتیکی و وراثتی، از رهگذر مراجعه به مرکز مشاوره ژنتیکی؛ سازگاری گروه خونی وRH خون از راه آزمایش خون، حسن اخلاق، اصالت خانوادگی و پایبندی به اعتقادات دینی و... از طریق شناخت خانواده وگفت وگو به دست می اَید. پس تنها ارتباط دختر و پسر راه گشا نیست. از جانب دیگر چون هدف تحصیل "شناخت و آگاهی " است، رعایت اصول زیر لازم و ضروری است:
۱. در این ارتباط، جز پیام شناختی، پیام دیگری مبادله نشود، از این رو خوش و بش کردن وگل گفتن وگل شنیدن به این ارتباط ضرر میرساند و اَن را از هدف خود دور میسازد.
۲. راه شناخت تنها ارتباط مستقیم با فرد مورد نظر نیسِت: بلکه تحقیق، پرس وجو و مراجعه به سابقه زندگی و... از راههای دیگر شناخت است. حتی به بعضی از شرایط همسر ایده اَل، نمیتوان از طریق ارتباط مستقیم وگفت وگو پی برده و چه بسا بهره گرفتن از اگاهی فرد مورد اعتماد و اَگاه و مصلحت اندیش کارگشاتر است؛ تا گفت وگوهای طولانی و دو نفره اَمیخته به عشق ورزی و محبت.
۳. در صورت ضرورت ارتباط مستقیم دیداری، باید موضوع جلسه و سوالاتی که در پی پاسخ اَن هستید، از قبل مشخص باشد و حتی به صورت جزئی، معین و روشن بیان گردد و از سخنان بی ثمر وکلی جداَ پرهیز شود.
۴. مدت زمان جلسه ارتباط دیداری، نباید زیاد طولانی باشد.
۵. چون هدف کسب اگاهی از یکدیگر است: لذا حضور فرد ثالث - که نقاط پنهان و مبهم گفت وگو را به طرفین گوشزد کند- ضروری است ) حتی اگر از نظر شناختی، به حضور فرد ثالث نیاز نباشد؛ ( فضای خلوت دو نامحرم، جایگاه نفوذ شیطان است. پنهان از نظاره دیگران به ارتباط دیداری اقدام نکنید که اگر فضا به شهوت و عشق آلوده گردد، چشم عقل کور میشود و دیگر نمیتوان به اگاهی درست و دقیق دست یافت.
مخالفت خانواده
پرسش ۵. به ازدواج با کسی سخت علاقه مندم: ولی خانواد هام مخالفت میکنند! چگونه با او ارتباط برقرارکنم و حرف دلم را به او بگویم و خانواد ه ا م را راضی سازم؟
این پرسش، در واقع حاوی سه سوال است که ابتدا به پاسخ سوال پایانی می پر د ا زیم:
موافقت و مخالفت والدین در ازدواج، از دیدگاههای مختلف و در چندین علم و دانش مورد بررسی قرار میگیرد و هر یک از این علوم، نیز به غرضی خاص و از دریچهای ویژه به اَن مینگرند. به تعبیری دیگر این موضوع، یک بحث بین رشتهای است و در علم فقه، حقوق، روان شناسی و جامعه شناسی خانواده، مدنظر دانشمندان هر یک از این علوم است و در این میان اَنچه هم اکنون مورد توجه است، بررسی ضرورت و تأثیر روان شناختی این عنصر، در تشکیل خانواده و انجام یک ازدواج موفق است.
از دیدگاه روان شناختی، تأثیر موافقت و مخالفت والدین در ازدواج موفق، به جایگاه والدین در نزد فرزندان خانواده بستگی دارد. بر اساس فرهنگ دینی و ایرانی، چون والدین یک تاثیر عمیق و به سزا در ذهن و خاطر فرزندان دارند و بعد از تشکیل خانواده، پشتوانه و استوانه خانواده تازه شکل گرفته محسوب میشوند؛ لذا همراهی نکردن اَ نها برای فرزندان، یک شکست محسوب میشود، در حالی که در فرهنگ غرب، فرزندان بعد از رسیدن به سن قانونی، حتی از حمایت عاطفی والدین بی بهرهاند و بر همین محرومیت خوگرفته و به سراغ شریک زندگی خود میروند: بدون اَنکه والدین اطلاع داشته باشند. حال با عنایت به این جایگاه برجسته والدین و وابستگی روحی و عاطفی فرزندان در تمام سنین به والدین، نه تنها عدم مخالفت؛ بلکه موافقت والدین یک عنصر ضروری در ازدواج موفق است و چه بسا شرط انجام یک ازدواج موفق، رضایت و همراهی مستمر والدین با فرزندان است؛ چه اینکه بدون تحصیل رضایت اَن دو، اَنان در انجام یک عمل خطیر، بدون پشتوانه میباشند و این خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود اَ فت است. فرزندان ایرانی و مسلمان، با وجود فراهم بودن تمام شرایط یک ازدواج موفق، چون رضایت والدین را به همراه خود ندارند؟ کمتر میتوانند یک زندگی شیرین و همراه با پیشرفتی را پیش روی داشته باشند. از منظر روان شناختی، این قضیه را باید با نگاه به پیامدهای ناشی از نبود رضایت و همراهی صمیمانه والدین بررسی کرد که اَیا ازدواج بدون موافقت والدین و حتی همراه با مخالفت اَنان موفق خواهد بود؟ اَیا این ازدواج از پیامدهای منفی مصون است؟ در یک کلام مخالفت والدین با ازدواج چه تاثیرات مثبت و یا منفی بر موففیت اَمیز بودن اَن ازدواج دارد؟
میزان تأثیر این پدیده در موفقیت یک ازدواج، به نظام ارزشی و فرهنگ! خانوادگی وابسته است و در این بین، هرگز نمیتوان نظام و فرهنگی را یافت که مخالفت والدین یا حتی بیگانه فرض کردن اَنها، شرط موفقیت یک ازدواج باشد. ازاین رو بهره مندی از عنصر رضایت والدین، از نظر ارزشی و فرهنگی، حداقل یک پشتوانه روحی برای جوانان در مسیر ازدواج است؛ تا این راه را با اطمینان خاطر و پشت گرمی کامل طی کنند. ازدواج کردن- بدون توجه به عوامل دیگر مرتبط با اَن- خود به خود همراه با دل نگرانی و اضطراب است و به واسطه مبهم بودن آینده اَن و نا اَشنا بودن دو طرف برای همدیگر، عملی رازاَ لود و معماگونه است. کمترین تأثیر روان شناختی این نوع مخالفت، اَن است که به میزان دلبستگی روحی و روانی به والدین، به نگرانی و اضطراب یک جوان جویای اطمینان و سکون میافزاید و در صورتی که در نهان خانه اعتقادات خود برای دعا و نفرین والدین تأثیری ماورای اسباب طبیعی قائل شود، این پدیده ژرف تر خواهد شد. پس با تکیه بر جایگاه والدین در خانوادههای ایرانی و مسلمانان از دیدگاه روان شناختی، جلب رضایت اَ نان در ازدواج یک ضرورت بی تردید است و حضور این عامل، موجب دلگرمی جوانان به ازدواج و برخورداری اَنها از اطمینان به خود و جرأت به عمل و آرامش و سکون میگردد. همچنین راه بهره مندی از پشتوانهای محکم و تجارب اَ نها و دلسوزی و نیک اندیشی اَنان را هموار میکند و خرمنی ازخوبیها و علم، دانش، تجربه و مصلحت اندیشی دلسوزانه و حتی پشتوانه اقتصادی فرا روی دو جوان نیازمند میگذارد. مخالفت والدین با ازدواج، یعنی، محرومیت از تمام این خوبیها و از دست دادن این عناصر ضروری که نمیتوان حتی از یکی از آنها چشم پوشید. روشن است که ازدواج بی بهره از سرمایه "رضایت پدر و مادر" در واقع به نوعی ازدواج بی بهره از موفقیت کامل خواهد بود.
اَیا مفهوم این سخن اَن است که به محض مخالفت والدین با "ازدواج خاصی "، باید از اَن دست شست؟ نه بلکه باید درتحصیل رضایت اَنان کوشید. باید بررسی کرد، علت مخالفت اَنها چیست؟ اَیا اَنان دلیلی قانع کننده، برای مخالفت خود دارند؟ اَیا شما جوابی منطقی و منصفانه برای مخالفت اَنها دارید یا نه؟ مخالفت اَنها را بجا و مقتضی اندیشه و محصول عاقبت اندیشی "پیران تجربه " میدانید یا نه؟ به هر حال اگر در عمق نهان خانه وجدان، مخالفت اَنها را بجا میشمارید، پس تسلیم حق شوید و از اصرار بر تصمیم غلط خود دست بکشید؛ اما اگر مخالفت آنها را بی مورد میشمارید، هرگز به دوگروه مخالف و موافق تقسیم نشوید و در برابر هم جبههای تشکیل ندهید و هر یک بر طبل رأی خود مکوبید: بلکه درصدد جلب رضایت اَنان براَیید. شما باید با تکیه بر دو عنصر محبت و اندیشه، عشق ورزی و مصلحت اندیشی خانوادگی، والدین خود را نیز به جبهه موافقان با این ازدواج خاص دعوت کنید و جملگی یک صدا "فریاد موافقت " براَورید و اقدام کنید. پس تا زمانی که رضایت اَنان را به دست نیاورده یک صدا نشدهاید، اقدام نکنید. برای تحصیل رضایت والدین از چند راه کار میتوانید بهره گیرید:
۱. صحبت همراه با احترام و محبت با والدین بدون اصرار و سماجت؛
۰۲ استفاده از همکاری و میانجیگری خیراندیشان و خویشاوندان نزدیک و صاحب نفوذ بر روی اَنان؛
۳. اصرار و سماجت، اَمیخته به محبت و فرمانبری و دعا به درگاه حضرت حق باشد.
۴. گاهی اوقات صبر و تحمل وگذر زمان، خود به عنوان یک عامل موثر، میتواند شما را در رسیدن به هدفتان یاری دهد. پس صبر و تحمل داشته باشید و عجولانه عمل نکنید؛ بلکه اجازه بدهید مدتی بگذرد.
با این، حال اگر پدر و مادرتان- به رغم سعی و تلاش شما- رضایت ندادند، به مصلحت شما است که از این ازدواج دست بکشید و بدون رضایت اَنان اقدام نکنید، مگر اَنکه مخالفت اَنان را برطرف و تبدیل به رضایت کنید. و چنانچه احساس کردید لجاجت در کار است- نه مخالفت- در این صورت از همکاری افراد خیرخواه و آگاه، در رفع این حالت کمک بگیرید.
از همین جا به پاسخ سوال دوم شما که( چگونه حرف دلم را به گوش او برسانم )میپردازیم. پس از اَنکه رضایت والدین را به دست اَ وردید، راه ابراز محبت و بیان حرف دل نیز گشوده میشود. اَن گاه مادر و خواهر شما - همچون کبوتران پیام اَور عشق و محبت- پیام شما را به او میرسانند و با رعایت اَداب و رسوم سنتی و ارزشهای فرهنگی و شرایط دینی و شرعی، مسیر عشق ورزی سالم را به روی شما میگشایند. چون حرف دل را جز با مأنوس دل نتوان گفت وگوش نامحرم جای اسرار نهانی نیست؛ ابتدا باید احراز نمود که او این قابلیت را دارا است و اَن گاه بدون دغدغه و بی ریا، ابراز کرد که دوستت دارم: ولی اگر شما گفتید و او نپذیرفت و یا حتی جواب منفی داد، اَیا میتوانید حدس بزنید که چه از دست دادهاید؟ اری شما محبت و قلبتان را ارزان عرضه داشتهاید و این در قاموس "عاشق اَگاه " جای ندارد. البته باید با احراز ویژگیها و با تحقیق و بررسی، وی را همسری ایده اَل بیابید: آن گاه در صدد رساندن حرف دل خود به وی برآیید. در ضمن این انتخاب اگاهانه، او خود متوجه میشود که محبتش در دل پاک شما خانه کرده است و خود به خود این محبت ابراز میگردد. با این بیان پاسخ سوال نخست نیز به دست اَمد که ارتباط بعد از انتخاب، مسیر خود را مییابد.
اطمینان به همدیگر
پرسش ۶. میخواستم بدانم از لحاظ اخلاقی، رابطه پسر و دختر چگونه باید باشد؟ چگونه یک دختر میتواند با همجنس خود دوست باشد؛ ولی با وجود سلامت اخلاقی و اجتماعی، اجازه ندارد با یک پسر دوست شود؛ یعنی چرا جامعه، از نظر اخلاقی این رابطه را- حتی اگر طرفین هیچگونه نظر سوء به هم نداشته باشند و فقط در حد انچه جامعه و اسلام میپذیرند با هم رابطه برقرارکنند- مطرود میداند. اگر دختر از خودش و طرف مقابل اطمینان کامل داشته باشد و هیچ یک از طرفین از جاده عصمت و تقوا دور نشوند، ارتباط چه صورت دارد؟
ارتباط انسانها با یکدیگر، تنوع فراوانی دارد. همان گونه که خود، گاهی مشاهده و تجربه کردهاید، برخی افراد، ارتباط تحصیلی و گروهی، ارتباط خانوادگی با هم دارند و بعضی نیز دارای ارتباط اقتصادی یا اجتماعی در سطح محله و شهر هستند. به راستی چه چیز سبب میشود رابطهای را اقتصادی، تحصیلی، اجتماعی یا خانوادگی نامید؟ اَیا بدون هیج معیاری، میتوان هر رابطهای را به هر اسمی نام گذاری کرد؟ چه چیز موجب تنوع و ارتباط انسانها با یکدیگر و حتی ارتباط انسان با دیگر موجودات میشود؟ معیار نامگذاری روابط چیست؟ بی تردید هر نوع ارتباطی، همیشه "درست " یا "نا درست " نیست. بر این اساس، "ارتباط ها" قابل ارزیابی و داوری اند؛ ولی پیش از داوری درباره آن، باید معیار تفاوت ارتباطهای متنوع و نامگذاریهای گوناگون اَ نها را دریافت. اَنچه یک ارتباط را شکل و نامی ویژه میبخشد، محتوای اَن است. محتوای ارتباطها یکسان نیست. در هر شکلی از ارتباط، چیزی معین و به شیوهای خاص مبادله میگردد: و همین عنصر سبب تنوع روابط میگردد. وقتی از ارتباط دختر و پسر سخن میگویید، مرادتان چه نوع ارتباطی است؟ باید نوع اَن مشخص گردد تا بتوان درباره درستی و نادرستی اش داوری کرد. اَیا مراد ارتباط اَموزشی و تحصیلی است یا اقتصادی یا اجتماعی؟ اختلاف جنسیت طرفینِ ارتباط، در مقررات کلی و بعضی از شرایط روابط انسانی موثر است: ولی محتوای روابط را تعیین نمیکند. بدین سبب، ارتباطی خاص به نام "ارتباط دختر و پسر، نداریم. ما درکلاس درس شرکت میکنیم و از محضر استادی که از جنس مخالف است، بهره اَموزشی میبریم: ولی هرگز اَن را، به معنای داشتن دوست پسر یا دختر، نمیدانیم و در درستی این ارتباط - که بر مقررات یاد دهی و یادگیری استوار است- تردید نداریم.
اما اگر در همین کلاس، پیامی جز یاددهی و یادگیری مبادله شود، ما را از تحصیل دور میسازد و چه بسا سبب زیانهای جبران ناپذیر میگردد. در روابط انسانی، هزاران نوع ارتباط مشروع و صحیح مطرح است که جنسیت در محتوای اَنها موثر نیست و یا تأثیری اندک دارد. این روابط هرگز حساسیت آفرین، تنش برانگیز و ممنوع نیست: زیرا شکل روابط معین است و از چهارچوب خود تجاوز نمیکند. به بیان دقیق تر، حد و مرزها رعایت میگردد و بدین سبب از اَ فات و اَسیبها مصون میماند. بنابراین، نمیتوان داوری درباره روابط را فقط بر "جنسیت " استوار ساخت: بلکه باید معین کرد که در این ارتباط، چه چیزی مبادله میشود تا براساس اَن، نوع ارتباط و قوانین اَن تعیین شود. بر این اساس، هر رابطهای اگر از مسیر خود منحرف گردد، آفت اَفرین و زیانبار میشود؛ هر چند دو طرف اَن همجنس باشند. با این سخن، اینک خود، باید درباره درستی یا نادرستی ارتباط با جنس مخالف داوری کنید.
دوستی و دین داری
پرسش ۰۷ اگر دوست شدن با یک دختری، باعث شودکه او با حجاب و سنگین شود و دست ازکارهای خود بردارد، آیا شرعی است که این کار را انجام دهم؟
از اینکه به فکر هدایت دیگران هستید، جای خوشبختی است و داشتن چنین روحیهای، بیانگر روحیه مسئولیت پذیری و تعهّد و پایبندی شما به موازین شرعی است. امیدواریم که همواره در صراط مستقیم، حافظ حریم الهی و الگوی مناسب برای هدایت جوانان باشید. همان طور که میدانید، اسلام برای جلوگیری ازگناه و نشر وگسترش کارهای شایسته، راه کارهایی را ارائه میدهد که اگر از اَن طریق، وارد عمل شویم، هم باعث جلوگیری ازگناه میشود و هم خودمان از اَ لوده شدن به گناه مصون خواهیم ماند. راه کار اسلام تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه ما را مشخص نموده است و ما مجاز نیستیم، از هر راهی جلوی گناه دیگران را بگیریم! شما برای اینکه وظیفه خود را انجام داده باشید، میتوانید اَن دختر را نهی از منکر کنید. انجام چنین کاری، مستلزم طی کردن مراحلی است که در زیر به اَن اشاره میشود:
۱. مودبانه از او بخواهید از آن گناه پرهیز کند.
۲. اگر تأثیر نگذاشت، به صورت جدی تری به او تذکر دهید؛ اگر دیدید برخورد مودبانه، منطقی و جدی شما موثر واقع نشد، مسثله را به مراجع ذی صلاح تذکر دهید که آنها اقدام کنند و وظیفه شما همین مقدار است. اگر مؤثر واقع شد، قطعاً شما نزد خداوند اجر و پاداش دارید و اگر هم هدایت نشد، باز هم شما به دلیل اینکه وظیفه شرعی خود را انجام دادهاید، نزد خداوند ماجور هستید.
اما اینکه نوشتهاید:« اَیا از طریق دوستی با او، میتوانید جلو گناه او را بگیرید و باعث شوید که او دختری باحجاب و سنگین شود»، پاسخ منفی است! چه اینکه اولا اسلام دوستی با نامحرم را منع کرده و فرموده است: با زنان یا دختران دوست نشوید. دوم اینکه، این دوستی، میتواند تبدیل به دامی برای خود شما گردد و ما حق نداریم خودمان را با دست خودمان، به هلاکت اندازیم:« لا تُلْقوا بِأَیدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ )[۳].
روزی امام صادق ?دید مردی از مغازهای چیزی برداشت، از او پرسید: چرا مرتکب این عمل( دزدی )شدی؟ مگر نمی دانی دزدی گناه است! آن مرد در جواب امام گفت: مگر قرآن نخواندهای؟ در قراَن اَ مده است که اگر کسی یک گناه کند، خداوند فقط یک بار او را عذاب میکند: ولی اگر عمل خیری انجام دهد خداوند ده برابر به او پاداش میدهد! من با دزدی کردن یک گناه کردهام: ولی اَ نچه از طریق دزدی به دست آوردم، میخواهم به دیگران(افراد نیازمند ) صدقه بدهم و عمل دوم من چندین برابر ثواب دارد و یکی از ثوابها را من جایگزین آن گناه میکنم و بقیه ثوابها نیز به نفع من است. امام ? به اوگفت: بله عمل خیر، مانند صدقه دادن چندین برابر ثواب دارد؛ ولی به شرط اینکه این صدقه از راه حلال به دست اَمده باشد، نه از راه حرام. بنابراین گرچه نیت شما خیر است، ولی راهی که انتخاب کرد هاید، نه تنها مشروع نیست؛ بلکه وسوسه شیطان است و او میخواهد شما را گرفتارکند! و شما را از طریق خیرخواهی و مذهبی فریب دهد. ارتباط زن و مرد نامحرم بسیار حساس، ظریف و در عین حال خطرناک است. روزی از عالم بزرگ مقدس اردبیلی پرسیدند: اَقا اگر شما با یک زن نامحرم در یک اتاق قرار بگیرید، چه میکنید؟ او فرمود: به خدا پناه میبرم إ! علی رغم اینکه او یکی از بزرگان اهل تقوا و معنویت بود، قرارگرفتن در چنین شرایطی را برای خود خطرناک دید. علت اینکه اسلام حتی قرارگرفتن زیر یک سقف و در یک جای تنها با زن نامحرم را- اگر احتمال گناه داده شود- حرام میداند و اگر احتمال گناه نباشد، مکروه میشمارد؛ نشانگر حساسیت ارتباط بین زن و مرد نامحرم است، و راهی خطرناک است. پس بکوشید فقط از طریق امر به معروف و نهی از منکر، وارد شوید؛ اَن هم در صورت موثر واقع شدن؛ در غیر این صورت شما تکلیفی ندارید.
از من میخواهد مدتی با او دوست باشم
پرسش ۸. دختری هستم ۲۴ ساله، چند وقت پیش با پسری آشنا شدم. او اهل.. است: در رشته... به تحصیل اشتغال دارد. اوکه سه سال از من کوچک تر است، پسری مومن و فهمیده مینماید و درباره آیند ها ش افکار خوبی دارد. او از من میخواهد مدتی که اینجا هستم، با او دوست باشم. از تجربههای زندگی ام برایش بگویم. به یکدیگر در مشکلات کمک کنیم و بعد از تمام شدن درس از همدیگر جدا شویم؛ او خیلی به من محبت میکند و احساس میکنم به من علاقه دارد. به قول خودش، میگوید: چیزی را آسان به دست نیاوردم که آسان از دست دهم. من این جور روابط راکه پایانش جدایی است، دوست ندارم؛ امَا وقتی با او هستم، احساس خوشبختی میکنم. البته ته دلم ناراضی ام. احساس شرم و گناه و عذاب وجدان دارم. از حرکات و حرفهایش میفهمم که بی رحم نیست و دیگرن را نمیرنجاند: اما چرا چنین میکند، نمیدانم. او حتی برای دیدنم، مرا صیغه کرده تا روابط ما سالم باشد. او میگوید: وقتی با تو هستم، کمتر گناه میکنم. تو باعث میشوی ثواب کنم و بیشتر به خدا نزدیک شوم. گاه فکر میکنم شاید میخواهد با این حرفها مرا امتحان کند. اگر عاقبت این جور روابط ازدواج باشد، حاضرم پایش بایستم تا درسش تمام شود و از حریم خودم هم تجاوز نمیکنم. همیشه از خدا میخواستم زودتر ازدواج کنم تا در این جامعه آلوده نشوم. حال خداوند کسی را سر راهم قرار داده که من واقعاَ او را مرد زندگی میبینم. ادمها وقتی ازدواج میکنند، نصف دینشان کامل میشود و دیگر به خود اجازه هر کاری نمیدهند. خواهش میکنم راهنمایی ام کنید. نمیدانم چه کنم.
درباره اَشنایی و ارتباطتان با اَن دانشجو بهتر است، پاسخ را با طرح
چند پرسش آغازکنیم:
۱.تا چه اندازه او را میشناسید؟
۲.اَیا تا کنون دربار ه ا ش تحقیق کردهاید؟
۳.اَیا تحقیقتان کامل و همه جانبه بوده است؟
۴. اَ یا از خانواده، فامیل و دوستانش اطلاع کافی دارید
۵.اَیا پیمان دوستی موقت- آن هم با جنس مخالف- درست است؟
۶. انگیزه واقعی وی از این ارتباط چیست؟
۷.آ یا فکر نمیکنید جز اَنچه میگوید( استفاده از تجارب شما، حلّ مشکلات، دوری ازگناه و...) انگیزهای دیگر در سر دارد؟
۸ تجارب زندگی شما چقدر بیشتر است که میخواهد از اَن استفاده کند؟. ۹ او چگونه ازکثرت تجربه شما اطلاع پیدا کرده است؟
۱۰. چه مشکلات یا تجربههای مشترکی بین شما و او هست؟
با توجه به آنکه شما فرهنگهای مختلف و رشتههای تحصیلی متفاوت دارید و مهم تر از همه از دو جنس مخالفید، چه چیز وجود دارد که باید در این گونه ارتباطها درباره اَن به گفت وگو بپردازید؟
با اندکی تأمل در پرسشهای فوق، در مییابید چه تصمیمی باید گرفت و چه باید کرد. توصیه ما نیز همان توصیه ته دل شما است. هشداری که از اعماق قلبتان برخاسته، نشان دهنده نارضایتی درونی شما است. احساس شرمی که به شما دست داده است و احساس گناه و عذاب وجدانی که گزارش کردهاید، نشان دهنده وجدان بیدار، فطرت پاک و عقل سلیم شما است؛ وجدانی که نورش وجودتان را روشن ساخته و نادرستی این روابط را به شما نمایانده است.
اینکه گفتهاید: "زمانی که با او هستم، احساس خوشبختی میکنم "، احساسی کاذب است. توهمی بیش نیست و در واقعیات ریشه ندارد. این احساس، ناشی از عواطف زودگذر است و هرگز پایدار نمیماند. بنابراین، به اَن اعتماد نکنید که جز افسوس و پشیمانی چیزی به ارمغان نمی اَورد. اگر نگوییم تمام این ارتباطها، دست کم بیشتر اَنها در احساسات و غرایز جنسی و شهوانی، ریشه دارد و گرفتارانش تحت پوششهای فریبندهای- نظیر "اَ شنایی قبل از ازدواج “استفاده از تجربههای یکدیگر”، “استمداد در جهت حلّ مشکلات “، “حفظ خود ازگناه “ و...- هوای اغراض ناپسند و کام جوییهای باطل در سر میپرورانند. بی تردید این ارتباطها از قصد ازدواج تهی است و جز هوس رانی، سوء استفاده و به انحراف کشاندن دیگران، رهاوردی ندارد: زیرا اگر قصد ازدواج در میان باشد، به طور رسمی و از طریق خانوادهها تحقق مییابد. افزون بر این، در مورد شما تناسب سنی وجود ندارد و خود وی نیز به عدم قصد ازدواج تصریح کرده است. چه بسیار دخترانی که فریب این قبیل اَشناییها و ارتباطهای نادرست را خورده و جز تباهی چیزی به دست نیاوردهاند. این روابط، پس از زمانی کوتاه به اَ نجا میانجامد که:
دیدی که یار عهد و وفا در نظر نداشت دیدی که آه دردلِ سنگش اثر نداشت در راه دوستی چو نکو آزمودمش دیدم به جز فریب، متاعی دگر نداشت
چگونه چنین فردی که خود را مومن و فهمیده مینمایاند، یا در نظر شما اینگونه است- بدون اجازه گرفتن- تحت پوشش فریبنده "حفظ سلامت روابط " صیغه موقّت جاری کرده است؟! اَیا او نمیداند، بدون اجازه، صیغه موقت خواندن صحیح نیست؟ بنابراین، به نظر میرسد، نمیتوان به گفتههای وی اعتماد کرد. حتی اگر واقعاَ این فرد در گفتارش صداقت داشته و کاملاً قابل اعتماد باشد-؟که احتمالی بسیار ضعیف است- این گونه روابط عرفاً، عقلا و شرعاً جایز نیست؛ زیرا غریزه جنسی، بسیار نیرومند است و کمتر کسی میتواند از اَن نجات یابد. حتی یوسف پیامبر میفرماید:«ا ن النفسَ لَأَمَّارَه بِالسوءِ اِلأ ما رَحِمَ رَبِّی »۱: "اگر لطف وکمک خداوند متعال نباشد، نفس سرکش، انسان را به پلیدی و انحراف فرا میخواند و به دام میافکند". بنابراین، اگر در اَغاز نیز قصد سوء و خلاف و لغزشی در میان نباشد، در ادامه راه، به اَن مسیر میانجامد و انسان درگرداب انحراف گرفتار میشود. این گفت وگوها و روابط طولانی- که با پوششهای مختلف انجام میگیرد- تحریک نفس و سقوط در پرتگاه انحراف را به ارمغان می اَورد و باید از آن جلوگیری کر د.
علاوه بر این- چنان که خودتان نگاشتهاید- میخواهید این روابط فقط در دوران تحصیل باشد. پس از چندی این دوران پایان مییابد و شما با فردی دیگر ازدواج میکنید. در آن موقعیت، ارتباط امروزین از صفحه اندیشه تان پاک نمیشود. چه بسا این تجربه را با روابط خود و همسرتان، مقایسه میکنید: از اَرامشی که باید در پرتو زندگی مشترک به دست اَورید، محروم میشوید و در اندوه و پشیمانی و احساس افسردگی فرو میروید! شاید بر این اساس اسلام، دختران و پسران را از ازدواج با کسانی که مخفیانه با دیگران ارتباط داشتهاند، بازمی دارد. بنابراین، توصیه میشود هرچه سریع تر به این گونه روابط و گفت وگوها پایان دهید تا هم در دوران تحصیل، از اَرامش کافی- که شرط موفقیت و پیشرفت است- برخوردار شوید و هم در زندگی مشترک با همسر اَینده تان از اَ رامش روانی بهره مند گردید و درگرداب پیشیمانی و افسوس فرو نیفتید. بنابراین، قطع این گونه روابط، به صلاح حال و اَینده شما است و اَرامش در تحصیل و زندگی مشترک، اَینده تان را تضمین میکند.
چطور فراموشش کنم؟!
پرسش ۹. مشاور عزیز سلام. امیدوارم ثانیههای زیبای زندگی را بلندتر از ساعتهای زشت آن احساس کنید. دختری نوزده ساله هستم که خصوصیت روحی عجیبم این است که به هیچ کس دل نمیبندم: حتی به خانواده خودم تا جایی که اگر مدتی انها را نبینم جای خالی انها را احساس نمیکنم؟ اما از پنج ماه پیش با شخصی آشنا شدم که وجودش به من آرامش میدهد و با حضور او، میتوانم روزهای تلخ زندگی را بهتر سپری کنم؟روزهای اول حضورش را برای تنوع زندگی جالب میدیدم: اما بعد از مدت کوتاهی به او وابسته شدم و هر روز این وابستگی بیشتر از روز قبل میشود در این مدت به همه چیز فکرکرد هام: به باهم بودن و جدا شدن از هم؛ اما در این مدت به هیچ نتیجهای نرسید ها م ا ما نمیتوانیم با هم ازدواج کنیم؛ چون از اول با هم در این مورد صحبت کردهایم که شرایط ما برای ازدواج مساعد نیست و هر دو نیز قبول کرد هایم. از طرفی فکر جدایی من را هر روز بیشتر عذاب میدهد؛ به هیچ صورت نمیتوانم خودم را قانع کنم که او را فراموش کنم و این مسئله روی درسهای من اثر منفی گذاشته است:
ترم قبل اکثر نمرههایم را خیلی پایین گرفتم، در این زمینه من را راهنمایی کنید؛ ولی خواهش میکنم حرفی از جدایی نزنید.
نیازهای عاطفی و غرایز در ایام جوانی، اَدمی را به سوی« دوست داشتن و عشق ورزیدن “ سوق میدهد. این یک پدیده طبیعی و غریزی است و کمتر میتوان راهی برای گریز از اَن پیدا کرد.
اما برای حل مشکل مطرح شده، ابتدا فرضهای مختلفی که میتوان تصور کرد و هر کدام که از ضرر کمتری و فایده بیشتری است، انتخاب کنیم. به نظر میرسد سه راه حل برای این مسئله میتوان تصورکرد:
۱. روابط دوستانه به منظور اَشنایی با یکدیگر ادامه یابد و این ارتباط مقدمهای برای ازدواج با یکدیگر باشد.
۲. روابط دوستانه به منظور رسیدن به اَرامش ادامه یابد؛ با این توافق و انگیزه که در آینده ازدواج صورت نگیرد.
۳. روابط دوستانه کاملاً قطع گردد.
شما خود صورت اول را غیر ممکن دانستهاید: چرا که گفتهاید: « نمیتوانیم با همدیگر ازدواج کنیم "! البته دلیل اَن را برای ما بیان نکردهاید؛ چه بسا دلیل قابل قبولی نباشد و یا بتوان با بعضی از راهنماییها و حل مشکلات، به اَن امکان بخشید. اما فرض شما اَن است که امکان ازدواج فعلاَ فراهم نیست؛ پس باید به قطع روابط بینجامد؛ زیرا هدف در این فرض دست نیافتنی است. صورت دوم نیز مطلوب، معقول و پسندیده نیست و باعث مشکلات زیادی میشود و چه بسا در اَینده نیز این مشکلات بیشترگردد؛ زیرا این مسئله باعث وابستگی شما به وی و نیز افت تحصیلی شده است. این دواثر منفی و رنجی که از آن میکشید، برای قطع این رابطه کافی است.
نکته مهم تر اَن است که این وابستگی، روز به روز بیشتر میشود و تمرکز حواس تان را از بین میبرد و مانع مهمی برای ادامه تحصیل و موفقیت درسی تان میشود! تجربه نشان داده است این گونه روابط، به یک حد معین و مشخصی محدود نمیشود و هر چه زمان میگذرد، کشش و جاذبه استمرار اَن بیشتر وگسترده تر میشود. در بسیاری موارد، بدون اختیار و اراده افراد به پیش میرود و اندیشه و تعقل افراد را نیز، تحت تاثیر قرار میدهد. احساسات و عواطف غریزی وکنترل نشده، توسعه مییابد و انسان زمانی به خود می اَ ید که بسیار دیر بوده و امکان جبران وجود ندارد و ثانیههای زیبای اَن، به ساعتهای تلخ و زشت تبدیل شده است. بنابراین اگر اندکی دقت فرمایید و بدون غلبه احساسات بر تعقل و با مراجعه به وجدان پاک و بیدار خود و بدون هرگونه پافشاری بر حرف دل خود: بلکه باگوش دادن به سخن عقل و اندیشه منطقی، درخواهید یافت: حال که صورت اول و دوم ممکن نیست و یا مشکلات فراوانی دارد، راه منظقی و معقولی، غیر از راه سوم نیست. همان راهی که شما از ما خواهش کردید، حرفی از آن نزنیم، ولی چه کنیم که نمیتوان راه چهارمی پیدا کرد. اگر شما بتوانید راه چهارم را پیدا کنید- که هم معقول باشد و هم ممکن- با شما همراه میشویم: زیرا نمیخواهیم شما را به راه و چارهای توصیه کنیم که از اَن فرار میکنید و یا تمایلی به اَن ندارید. اما اگر منصفانه بیندیشیم، درخواهیم یافت وقتی که روابط دوستانه به منظور ازدواج ممکن نیست، باید منتظر مشکلات عدیدهای بود!! پس تنها راه باقی مانده، همان راه سوم است. البته ممکن است این راه حل، اندکی سخت باشد، ولی شدنی است و غیرممکن نیست.
شما نوشتهاید: "نمیتوانیم با هم ازدواج کنیم؟ شرایط ما برای ازدواج مساعد نیست!؟ منظورتان از شرایط چیست؟ آیا در زمان کنونی امکان ازدواج فراهم نیست یا اینکه به طورکلی هیچ تناسبی با همدیگر ندارید و هیچ گاه نخواهید توانست با یکدیگر ازدواج کنید؟! اگر صرفاً در وضعیت و شرایط کنونی و در حال حاضر، امکان ازدواج وجود ندارد و امیدی به فراهم شدن امکانات و شرایط اَن هست؛ از طرف مقابل بخواهید( اگر واقعا صلاحیت همسری را دارد و شایسته و لایق است و میتواند شریک زندگی شما باشد )؛ به طور رسمی، شما را از خانواده تان خواستگاری کند و پیوند ازدواجتان شکل بگیرد: اگر چه فاصله نامزدی و عقد تا فراهم شدن شرایط عروسی چند سال نیز طول بکشد. در این صورت اَرامش واقعی حاصل میشود؛ نه اَرامشی که این گونه به طور غیر مشروع انجام میگیرد و احیاناً مخفیانه است و چه بسا وجدان شما نیز از اَن رنج میبرد و وابستگی حاصل شده، باعث مشکلات بسیاری برای آینده میگردد.
به هر حال اگر طرف مقابل حاضر نیست به طور رسمی شرایط ازدواج را فراهم کند، توصیه میشود با استفاده از راه کارهای زیر، روابط خود را با وی قطع کنید:
۱. با توجه به اهمیت مسئله، به جای برخورد احساسی سعی کنید عقلانی و با تفکر و تأمل به این مسئله بیندیشید. حتی اگر ممکن است در روز چند وعده به عاقبت این ارتباط و بی نتیجه بودن اَن فکرکنید. ۰۲ از مکانها و زمانهایی که احتمال مشاهده وی وجود دارد، تردد نکنید.
۳. درباره نکات و نقاط ضعف و منفی وی ییشتر بیندیشید و به خود بگویید: وی شایستگی همسری با من را ندارد.
۴. اکر ذهنتان به وی مشغول شد، با مطرح کردن موضوع و مسائلی دیگر( علمی، هنری و اجتماعی و..) ذهن خود را از وی معطوف داشته، درباره موضوع دیگر فکر کنید.
۵. روابط اجتماعی و دوستانه بیشتری، با هم سن و سالان و دختران هم درسی و همکلاسی خود داشته باشید. ۰۶ از تنها بودن در مکانی، برای مدت زیادی اجتناب کنید تا فکر وی وارد ذهن شما نشود.
۷. بیکار نباشید و اوقات فراعت خود را به فعالیتهای مختلف - به خصوص فعالیتهای دسته جمعی- پرکنید.
امید است به تدریج بتوانید وابستگی خود را کاهش داده و به امید اَینده روشن و پیدا کردن همسری شایسته، به این نیاز درونی پاسخ شایسته و همیشگی بدهید و به آرامش واقعی و لذت بخش نایل اَیید.
در پی هوای عشق
پرسش ۱۰: میخواستم این مطلب را بنویسم، اما ترسیدم که مبادا در آینده مشکلی برایم پیش آید. از آنچه که میخواهم بگویم، واقعأ خودم شرم دارم، ولی تمام چوبی که میخورم به خاطر سادگی و نادانی خودم است.
درست از این تاریخ که مینویسم، یک ماهِ پیش، من از دانشگاه بیرون رفتم که بروم به خانواد ها م زنگ بزنم. در بین راه، پسری دنبال من افتاد. تمام وجودم را در آن مسیر ترس فراگرفته بود: ولی وقتی به مخابرات رسیدم، به خاطر شلوغی و وقت کمی که داشتم، برگشتم. در بین راه، خودش را به من رساند و گفت: خانم! میشود یک لحظه صبرکنید! من فکرکردم، حتماً سوالی دارد و ایستادم. او پرسید: دانشجوی دانشکده ادبیات هستید؟ با حالت نفرت و تندی جواب دادم: بله. گفت: رشتهات چیست؟ گفتم: به شما چه ربطی دارد؟! راه خود راگرفتم و رفتم. او همحنان دنبالم بود. شب بعد، بر حسب اتفاق، من دوباره ایشان را دیدم. باز هم بی اعتِنایی کردم. شب سوم، خانواد ها ام به من زنگ زده بودند و برای دختر عمهام پیغامی داشتندکه من باز روز سوم رفتم جلوی در دانشگاه، که به دختر عمهام زنگ بزنم که از شانس بدم تلفن خراب بود، مجبور بودم صد متر بالاتر بروم و از باجه سر خیابان استفاده کنم. باز دوباره او خودش را به من رساند وگفت: خانم عزیز! یک لحظه صبرکنید! من در جواب گفتم: من با ادمهای ولگرد حرفی ندارم. اوگفت: ولگرد چیه؟! من دانشجو هستم !دو روز بعد، بار دیگر ایشان را جلو دانشکده دیدم. عزمم را جزم کردم که بروم جلو و ببینم این همه سر سختی کردن و توی سرما به انتظار ایستادن، به چه علت است. حدود یک ساعتی توی خیابان اصـلی مسیر خوابگاه با هم صحبت کردیم، اما همه صحبتهای او را به باد مسخره میگرفتم، تا اینکه روی نیمکتی نشستیم. اوکارت دانشجوییش را به من داد و من اولین کاری که کردم، شماره دانشجویی و رشته او را در ذهن خود جا دادم و روز بعد به دانشکده او رفتم و تحقیق کردم، خیلی بیش از حد تعریف شنیدم. احساس غرور به من دست داد و از این همه صداقت و خوبی که در او مشاهده کردم، از او خوشم آمد. روز بعد و روزهای بعد بیشتر مشتاق دیدار او شدم. در بین صحبت هایمان متوجه شدم که ایشان از سنگینی من و سنگین راه رفتن من خوشش امده است. او میگفت: من میخواهم شما دوست من باشید، انسان باید دوستانی برای خود در این سن داشته باشد. جامعه، ما را آن قدر خواب کرده که چرا نباید دختر و پسری که هم دیگر را میخواهند، همدیگر را قبلاً نشناسند و بعد از مدتی، به خاطر عدم شناخت، مجبور به طلاق شوند و خلاصه از این حرف هاکه شاید من و شما هم از اخلاق هم خوشمان آمد. به هر حال، من به شما قول ازدواج نمیدهم، مگر اینکه بتوانیم نظر همدیگر را جلب نماییم. من بدون اینکه فکرم را به راه اندازم، درپی هوای عشق بودم و در امید اینکه بتوانم با متانتی که از خود نشان هی دهم، نظر او را برای ازدواج جلب کنم. بله، از حرفهایش، از صداقتش، نتوانستم چیزی بفهمم. رفت و آمدها و صحبتهای شیرین او همه چیز را از من گرفته بود. روزی از خود او شنیدم که گفت: تو دختر سرسختی بوده و هستی، من تصمیم گرفته بودم، هر طور شده تو را رام کنم و این او بودکه به تمام خواستههایش رسیده بود. بعد از یک ماه، یک روز به خوابگاه من زنگ زد و گفت: بیا خانهام کارت دارم! نیم ساعت بیشتر وقتت را نمیگیرم ا وقتی من بعد از افطار رفتم، گفت: قصد ازدواج دارد و هنگامی که ازدواج کند، هیچ گونه ارتباطی نخواهد داشت، چون نسبت به زندگیش مسئولیت دارد. اوکلی اظهار میکرد که عوض خواهد شد. من هم اولین کلمه، گویا اجباراً تبریک بودکه گفتم، اما آن شب من دو ساعت در خانه او بودم. آن قدر به خاطر مسئلهای که میگویم، سرزنش کردکه من واقعاً گریهام گرفت. گریه کردم بر تمام چیزها. من اولین دفعه، توی زندگی ام گول خوردم، بازیچه دستان یک پسر قرارگرفته بودم.
دلم پر ازکینه و نفرت شده، همه اش در صدد انتقام هستم. دلم میخواهد خفه اش کنم، چون او به تمام خواستههایش رسیده بود و اکنون من ماند ها ام و دنیای غم و غصه، دنیای ندامت و پشیمانی، دنیای بد بینی، دنیایی از نفرت به تمامی انسانها، دنیای ترس و وحشت، دنیای افسوس، دنیایی که بقیه را اگر نگویم، بهتر است. دیگر روحیه هیچ چیز ندارم، خواهش میکنم کمکم کنید و بگویید چه کنم که بتوانم مرهمی بر زخمهای دلم بگذارم؟ عاجزانه کمک میخواهم من تمام مسئولیتم را فراموش کرده بودم. من خسته شد ه ا م. از دنیا و زمانه خسته شد ه ا م، از تمام این مَکر و حیلهها. کمکم کنید. من هیچ دوستی که بتوانم ابن طور راحت حرفهایم را با او در میان بگذارم، ندارم. من ماندهام باکلی تنهایی، من هستم و خستگی و پشیمانی.
قبل از اینکه به حل مشکل بپردازیم، تا به قول شما: "مرهمی بر زخمهای دل خویش بگذارید"، باید علل و عواملی که باعث این همه نگرانی و درد و رنج ( ترس و وحشت نسبت به تمام انسانها و بد بینی به انان، خستگی از دنیا و زمانه، استیصال و درماندگی، احساس افسردگی و سرخوردگی و نا امیدی از همه چیز )شده است، شناسایی شود، تا با روشن شدن صورت مسئله، بهتر بتوان برای جبران خطاهای انجام گرفته، اقدامی انجام داد و یا راه کار عملیِ مناسبی ارائه کر د.
نخستین خطا و اشتباه شما، خوش باوری و اعتماد به فردی بود که نه تنها شناخت کافی از او نداشتید؛ بلکه برای اولین بار او را دیده بودید و به قول خودتان، با چنین سابقهای حاضر شدید، با او در خیابان قدم بزنید و با وی گفت وگوکنید: چرا و براساس چه منطقی، به خود جرأت دادید که با چنین فردی هم سخن شوید؟! شما که قبلا یکی دو بار با بی اعتنایی و بی توجهی از مقابل اوگذشتید، چه شد که وقتی به شما گفت: خانم عزیز! یک لحظه صبر کنید!" کوتاه اَمدید؟ أ با خود فکر نمیکنید که چگونه این جمله فریبنده و ناشی از احساسات شهوت اَلود، توانست اراده شما را سست کند؟! افسوس که در پی اولین خطا، لغزشهای بعدی، یکی پس از دیگری پدید اَمد!!
خشت اول گرنهدمعمارکج تا ثریا میرود دیوارکج
همین جا او توانست با تعریف و تمجیدهایش از شما( مانند اینکه از سنگینی و متانت شما خوشم می اَید)، احساسات شما را بیشتر تحریک و به تدریج، در قلبتان نفوذ کند! کسی که در ابتدا، از او نفرت داشتید، بلافاصله در روز بعد، دنبالش! به راه افتادید و تحت عنوان اصطلاح زیبا و مقدس« تحقیق و پرس وجو"، به میان دوستان و همکاران وی رفتید و قدمی دیگر به سوی خطر برداشتید و به پرتگاه و سقوط نزدیک تر شدید!! این، دومین خطای شما بود. از چه کسانی و در چه محیطی تحقیق و پرس و جوکردید؟ منابع تحقیق شما تا چه اندازه قابل اعتماد بود؟ اَ نان تا چه اندازه با ماهیت حقیقی طرف مقابل و نیت سوء او اَشنایی داشتند؟
در امر ازدواج، تحقیق و اَشنایی ضروری است: اما به شرط اینکه شرایط تحقیق، صحیح و معقول و مشروع باشد. تحقیق کننده، منابع و ابزار تحقیق و چگونگی اَن، باید از شرایط لازم و کافی برخوردار باشند، تا به طور صحیح و کامل، بتوان تمام جوانب قضیه را مورد تحقیق و رسیدگی قرار داد.
لغزش سوم شما نیز این بود که به قول خودتان: “من بدون اینکه فکرم را به راه اندازم، در پی هوای عشق بودم: به امید اینکه بتوانم با متانتی که از خود نشان میدهم، نظر او را... جلب کنم... “: لذا چنین تصمیم گرفتید که با وی رابطه د وستانه برقرارکنید!
خطای چهارم و بزرگ تر شما این بود که وقتی شما را به خانه خود دعوت کرد، بدون هیچ تامل و درنگی دعوتش را پذیرفتید. اَیا وقتی که به شما گفت: "قصد ازدواج دارد و هنگامی که ازدواج کند، هیچ گونه ارتباطی نخواهد داشت، چون نسبت به زندگی اش مسئولیت دارد... ": درنیافتید که چنین افرادی، دخترانی شبیه شما را ابزار هوس رانیهای زودگذر خود قرار میدهند و برای ازدواج و زندگی اَ ینده خود، به دنبال افراد دیگری میروند و در واقع، شما گزینه اَنها در ازدواج نیستید؟! شما تنها قربانی چنین فردی نبودید و دختران دیگر نیز به دام شیطانی وی افتادهاند.
تکیه ما بر بیان این خطاها، صرفأ بدین خاطر بود که چشم خود را بگشایید و با شناخت مواضع خطا و لغزش، بهتر بتوانید از پرتگاههای سقوط دوری گزینید. اکنون به منظور کاهش دردها و رنجهای ناشی از خطاها و لغزشهای گذشته و احتمالی اَینده، مناسب است راه کارهای عملی زیر را اجراکنید.
یکم. گذشته خود را- که حکایت از نجابت، پاکدامنی و رفتاری متکبرانه با نامحرم داشت- به یاد آورید و به آن به عنوان یک ویژگی ارزشمند و ستودنی افتخارکنید. هر چند دچار لغزشی یا لغزشهایی در این جریان شده و در یک مورد نتوانستهاید در برابر رفتارهای شیطانی و گول زننده فردی سودجو مقاومت کنید: این بدان معنا نیست که در مواردی دیگر نیز از خود محافظت نکنید و به قول معروف: "حال که اَب از سرگذشت چه یک وجب چه صد وجب!! بلکه باید گفت: «ماهی را هر وقت از اَب بگیریم، تاز ه است» بنابراین اکنون که چنین تجربه تلخ و ناگواری را چشیدهاید، تصمیم قاطع بگیرید به چنین دعوتهایی پاسخ منفی بدهید و در حفظ و نگهداری گوهر پاکی و پاکدامنی خود کوشا باشید و این بزرگترین درس زندگی است و مطمئن باشید موفق میشوید.
دؤم. تصمیم جدی بگیرید که در چنین موقعیتهای احتمالی، دچار وسوسه نشوید و با توکل بر خداوند، مقاومت و سرسختی خود را به منصه ظهور برسانید و به دام آنها گرفتار نشوید( که این همان پشیمانی و توبه واقعی است ). سعی کنید شکست در این حادثه را فراموش کنید( هرچند میتوانید درسهای آن را به یاد آورید ): تا درد و رنجهای ناشی از خطاها و لغزش هایتان کاهش یابد. بله ممکن است این تفکیک، کمی سخت باشد؛ ولی تلاش خود را در این زمینه مبذول دارید.
سوم. در صورتی که خواستگار مناسبی به سراغتان اَمد، بکوشید با حفظ و تأکید بر ویژگیهای یک همسر شایسته و معیارهای ازدواج، به وی جواب مثبت دهید؛ زیرا با چنین تجربهای، ممکن است احساس نیاز به داشتن همسر در وجودتان بیشتر شده باشد و این امر طبیعی است با اقدام به ازدواج و پاسخ مثبت به خواستگار مناسب و تشکیل زندگی مشترک، بخش زیادی از حوادث تلخ گذشته را فراموش کنید و به نیاز طبیعی و غریزی تان، پاسخ صحیح و مناسب داده، جلوی لغزشهای احتمالی بعدی را نیز بگیرید.
چهارم. خداوند متعال را شکرگزار باشید و با استمداد از ذات باری تعالی، در صدد پایه ریزی یک زندگی سالم و موفقیت اَمیز- همراه با پاکی و پاک دامنی و حفط ارزشهای اخلاقی- باشید.
بدون شک اگر لطف و مرحمت خداوند در پرتو ارتباطهای معنوی بنده با آن خالق مطلق نباشد، چه بسا مشکلات و ناملایمات بدتری، گریبانگیر فرد شده و در پرتگاه سقوط قرارگیرد. پس راز و نیاز و ارتباط معنوی با خداوند متعال را فراموش نکنید؛ بلکه روز به روز به اَن بیفزایید. کمک گرفتن از اولیای الهی و ائمه اطهار ? به خصوص فاطمه زهرا? برای شما دختران حقیقت جو و جویای پاکدامنی، بزرگترین نعمت در چنین موقعیت است.
اشتباهم کجا بو د ؟
پرسش۱۱. دختری نوزده ساله و دانشجوی ترم اول کامپیوتر هستم؛ میخواهم کمی صادقانه با شما حرف بزنم. دلم نمیخواهد فکرکنید دارم از خودم تعریف میکنم. من تا قبل از ورود به دانشگاه با هیچ پسری ارتباط نداشتهام. اوایل که میخواستم به دانشگاه بروم، از محیط آن کمی میترسیدم و بعدکم کم عادت کردم. درکلاس ما بچههای مختلفی هستند..؛: اوایل خیلی خوب میگذشت و بنده هم هیچ قصدی در هیچ کدام از بچهها نمیدیدم؛ چون خودم در اقوام و فامیل از ماجراهای دوستهای خیابانی کاملَ خبر داشتم و همیشه مواظب بودم مباداکاری کنم که ا بروی خودم و خانواد ه ا م برود... یک ماه که از شروع کلاس هایمان گذشت، کم کم با بچهها خو گرفتم و سلام و احوال پرسی با آنها برایم عادی شد. در این بین با دختری دوست شدم که او به راحتی با پسرها سلام و علیک داشت... مدتی بعد سلام کردن به پسران هم شروع شد. آنها هم به ما سلام میکردند. یک روزکه با دوستم از دانشگاه بیرون میرفتیم، صدایی از پشت سر، مرا جلب کرد. کسی من و دوستم را صدا میکرد. ایستادیم؛ نزدیک آمد وگفت: خانم میخواهم با شما حرفی بزنم. اول کمی عقب نشینی کردم؛ ولی بعد گفتم: بفرمایید. گفت: نمیشود؛ باید تنها با شما حرف بزنم. کمی از دوستم فاصله گرفتم وگفتم بفرمایید.
گفت ببخشید؛ مدتی است شما را زیر نظر دارم و از اخلاق شما خیلی خوشم امده است. درباره شماکمی هم تحقیق کرد ه ا م. اگر لطف کنید، مدتی با هم دوست باشیم!
حالم خیلی خراب شد. خیلی سریم با او تندی کردم و بعد از آن حدود ۳ ساعت فقط گریه میکردم و افسوس میخوردم که او چرا باید این حرف را به من بزند؛ مگر من چه کارکرده بودم. دوستم در راه دلداری ام میداد و سعی میکرد ارامم کند. من به دوستم گفتم: برو به او بگو؛ خیلی احمقی که از این حرفها میزنی و پس از ان تصمیم گرفتم با او حرف نزنم و قهرکنم.!
هفتهها و ماه هاگذشت و من هنوز باا و قهر بودم؛ ولی در تمام مدت به فکر او و ان جملهای بودم که خیلی از پسران با آن دختران را فریب میدهند... دوستم چندین بار دفتر و جزوههایش را به او داده بود و پیش من خیلی از او تعریف میکرد. کم کم حس حسادت در من به وجود امد و حسودی میکردم که دوستم با او حرف میزند، ولی من نه! روزها بودکه دوستم میگفت: "فلانی آنجا است: برویم به او سلام کنیم و...)، من میگفتم: نه خودت برو، من نمیآیم؛ و او میرفت و... امتحانات پایان ترم تمام شد و من و او مجبور بودیم، جز وقت امتحان همدیگر را نبینیم. نمیدانم چگونه شدکه با او سخن گفتم. این کار بغض سکوت میان ما را شکست و او شروع به حرف زدن کرد. خیلی خوشحال بودم که با او حرف زدم. چون دلم به حالش میسوخت و از یک نظر ناراحت بودم؛ چون ممکن بود دوباره رویش باز شود و حرفهایی که نباید بگوید، بر زبان براند... از شما مشاور محترم سوالاتی دارم. امیدوارم هر چه سریم تر جواب دهید و مرا از این بلا تکلیفی در آوربد.
۱. اصلاً کار اشتباهی کردم که با بچههای کلاسمان ارتباط برقرارکردم؟
۲. در مسئلهای که پیش امد، اشتباهم کجا بود؟
۳. به نظر شما، خانم... میتواند دوست خوبی برایم باشد؟
۴. به نطر شما، باید هنوز با او قهرکنم و چهار ماه قهرکم بود؟
ه. در چنین مواقعی، چگونه باید برخوردکنم؟
۶. آیا با اوکلاً حرف نزنم؟
۷. آیا او را چون برادر دوست داشتن گناه است؟
۸. کمی مرا نصیحت و راهنمایی کنید؟
خیلی ممنونم که به درد دلم گوش دادید. خواهشمندم جواب مرا بدهید. از شما خیلی متشکرم.
مشکلات و پرسشهای شما را میتوان در چهار محور زیر خلاصه کرد:
.۱ ارتباط با دوستان و همکلاسیها، از جمله ارتباط با جنس مخالف، چگونه است؟
۲. مشکل اصلی جریان ذکر شده درکجا ریشه دارد؟
۳. راه حل درست این مشکل و جلوگیری از عوارض بعدی اَن چیست؟
۴. برای رهایی از چنین دامهای شیطانی و گرفتار نشدن مجدد در آن، چه باید کرد؟
یک. ارتباط با هم کلاسی
در این باره باید یاداَور شد:. ۱ انسان، به ویژه جوان، به ارتباط اجتماعی نیازمند است؛ زیرا اَ دمی موجود اجتماعی بوده و ارتباط با دیگران، پاسخ اَن نیاز درونی است. انتخاب همسالان و همکلاسیها، میتواند نشانه درایت و خردورزی فرد باشد و زمینه رشد فکری، اجتماعی و علمی او را فراهم اَورد؛ به عبارت دیگر، از طریق ارتباط با دیگران و انتخاب دوست- که به شکلگیری شخصیت میانجامد- یکی از نیازهای مهم زندگی خود را براَ ورده میسازیم.
البته اَ نچه باید بیش از لزوم داشتن ارتباط با دیگران، مورد توجه و حساسیت معقول قرارگیرد؛ میزان و چگونگی ارتباط با همسالان و همکلاسیها و در نهایت انتخاب دوست است.
داشتن روابط ضرورت دارد؛ ولی چگونگی اَن از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ به گونهای که وقتی نحوه ارتباط به اصل مسئله آسیب رساند، برای حفظ امور مهم تر و حیاتی تر، باید از ارتباط چشم پوشید. خردمند کسی نیست که بتواند بین خیر و شر، خیر را تشخیص دهد و انتخاب کند؛ بلکه خردمند کسی است که بین دو شر، انچه شرش کمتر است برگزیند. پس باید در ارتباط با همکلاسی ها- به ویژه انتخاب دوست و استحکام بخشیدن به روابط دوستانه- دقت و اهتمام جدی داشت، تا از اَفتهای ارتباط- که هرلحظه ممکن است خرمن عفت و پاکی اش را آتش بزند- مصون بماند. قرآن در سورههای "مائده " و "نساء"، مردان و زنان را از ارتباط پنهانی با یکدیگر بازداشته است. امیر مومنان علی ?نیز از سلام کردن به زنان جوان، اجتناب میورزید. بی تردید ما از امام علی ?پرهیزگارتر و با معنویت تر و مطمئن تر نیستیم. وقتی اَن حضرت چنین احتیاط میکند، وظیفه ما روشن و بی نیاز از توضیح است.
دو. اشتباه اصلی
ریشه مشکل واشتباه اصلی شما آن است که به رغم اَگاهی از وجود برخی افراد ناسالم محیطهای اجتماعی، در انتخاب دوست مناسب، دقت کافی مبذول نداشتهاید. شما حتی در برابر خروج همکلاسی تان از حدود اخلاق و شرع و ارتباط اَسانش با جنس مخالف، حساسیّت نشان ندادید و او را از این عمل نهی نکردید!! ممکن است بگویید: او به سخن شما توجه نمیکرد: در این صورت باید از رابطه خویش با وی چشم میپوشیدید. شما که از برخی مشکلات فرهنگی و جریانهای اخلاقی جامعه آگاه بودید و قبل از ورود به دانشگاه، فطرت پاکتان شما را از ایجاد ارتباط با جنس مخالف باز میداشت: چگونه یک ماه پس از ورود به دانشگاه، این مسله را عادی پنداشتید و به تدریج در دامی که از اَن میگریختید، گرفتار آمدید! بی تردید این پدیده تأثیر تدریجی و ناخود اَگاه دوستی را مینمایاند. در مدتی کوتاه، اَنچه فطرت پاکتان زشت میشمرد، از یاد بردید و دیدگاه تان دگرگون شد.
با این مقدمه روشن میشود: اَن دختر همکلاسی تان برای شما، دوست خوبی نیست و در ترک ارتباط با دوست پسر، هرگز تردید نداشته باشید؛ زیرا چنین ارتباطهایی، هم مورد نهی عقل و شرع است و هم مخالف عرفِ جامعه سالم. مطمئنأ باید او و هر فرد دیگری را از ذهن خود بیرون کنید. حتی اندیشیدن در این باره، مزاحم کار اصلی شما( تحصیل علم )است. مانند سالهای پیش از ورود به دانشگاه، ذهن و رفتارتان را از این گونه مسانل خالی کنید که ارزش در حفط عفاف و پاکی است.
سه. راه حل صحیح مشکل
در پاسخ به این مسئله توجه به امور زیر بایسته است:
۳-۱. ریشه اشتباه خود را به دقت بررسی کنید.
۳-۲. باید توجّه کنید که شما از توانایی و استعداد کافی، جهت پیشرفت تحصیلی برخوردارید و خداوند توفیق قبولی در یک رشته خوب و کاراَمد و احتمالا مورد علاقه تان را به شما عطا کرده است؛ این فرصت طلایی را قدر بدانید و به ارزش اَن توجه کنید. بنابراین، در دوره کوتاه و حساس دانشجویی - که میتواند زمینه خوشبختی و سعادت اَینده تان را فراهم آورد- تمام همت و تلاشتان را در تحصیل دانش قرار دهید. تنها مسئولیت دانشجو، دانش اندوزی است. شما نیز جز درس و مطالعه و تحقیق به چیزی نیندیشید. اینکه "با فلانی چه کنم "، با زندگی تحصیلی شما و دانشجویی شما سازگار نیست! ذهن خود را به این اوهام و افکار بی ثمر، آلوده نسازید.
۳-۳. از موقعیتها و مکانهایی که اَ نها حضور دارند، یا به گونهای موجب ورود اندیشههای زیان بار به ذهنتان میشود، دوری کنید و بکوشید زندگی روزانه تان، بر اساس یک برنامه ریزی درست و حساب شده پیش رود.
۳-۴. تا وقتی تصمیم به ازدواج نگرفتهاید، اندیشه ارتباط با جنس مخالف را از ذهن بیرون سازید. البته درآن زمان نیز به شکل مناسب وبه طور رسمی و تحت نظر خانواده محترمتان، عمل کنید. از هر گونه ارتباط مستقیم، - حتی برای آشنایی از اوضاع و احوال فردی و خانوادگی وی جهت ازدواج- بپر هیز ید.
۳- ۵. در روایتی اَ مده است: “نگاه حرام، تیری زهر اَلود از تیرهای شیطان است و چشمها دام شیطانند”. معمولا اندیشه، در پی چیزی میرود که چشم دیده است. پس بهتر است انسان نگاهش را کنترل کند تا دچار انحراف فکر و اندیشه نشود. بنابراین ضمن کنترل نگاه خود، بدانید شیطان در ارتباط دو نامحرم شرکت فعال دارد. او در پیشگاه خداوند سبحان، سوگند یاد کرده است که جز به گمراهی انسانها، نیندیشد و هرگاه دو نامحرم خلوت کردند، در جمع اَنها شرکت جوید! پس از خلوت کردن با جنس مخالف- هرچند به بهانه گفت وگوی دوستانه یا علمی- سخت بپرهیزید. شیطان هیچگاه به طور مستقیم، اَدمی را به خیانت و خلاف، دعوت نمیکند. انسان نیز از اَغاز در پی انحراف فکری و عملی نیسِت. شیطان او را در موقعیتی قرار میدهد که فرد به صورت ناخود اگاه، به سوی زشتی گام بر دارد.
۳-۶. در تقویت حیا و عفاف خود بیشتر بکوشید؛ زیرا رسول گرامی اسلام میفرماید: اگر کسی حیا نداشته باشد، به هر کاری دست میزند. حفظ پاکی و داشتن عفاف مایه زینت انسان است.
۳-۷. در انتخاب دوست دقت کنید. دوست خوب، کسی است که افزون بر وفاداری تعهّد، اگاهی، بینش و دوراندیشی، به مقررات اخلاقی، آداب اجتماعی و خانوادگی و از همه مهم تر به قوانین و دستورات شرعی پای بند باشد. بی تردید، کسی که به مفاسد اخلاقی، اَلوده و با دستورات دینی و اخلاقی بیگانه است، شایسته دوستی نیست. کسی که از ارتباط با نامحرم و جنس مخالف نمیپرهیزد و معیار حیا و عفاف را زیر پا نهاده و انسان را به ضد ارزشها دعوت میکند؛ شایسته رفاقت و مهرورزی نیست. با کسی دوست شوید که نگاه به او، شما را به یاد خدا اندازد وگفت وگو با وی، سبب پیشرفت علمی و رشد معنوی شما شود.
نگاه استاد
پرسش ۱۲. دختری ۲۶ ساله و دانشجوی سال دوم رشته زبان انگلیسی هستم. چندی قبل درکلاس کامپیوتر با نگاههای مداوم استادمان روبه رو شده، به او علاقه مند شدم. من قبل از این حتی با پسر عمو و پسرخالههایم هم جز سلام کردن، صحبتی نمیکردم و آدمی خجالتی بودم؛ اما در ارتباط و صحبت با این استاد و نگاههای مستقیم او اصلاً خجالت نمیکشیدم و فکر میکردم که همسر مورد علاقهام را پیدا کرد ها م. با پایان کلاس کامپیوتر، من همواره به فکر او بودم و به همین دلیل در درسهای دانشکده ناموفق بودم. اکنون مضطرب و پریشان خاطر هستم. یک جزوه از درسهای استاد نزد من است و جرأت نگاه به آن را ندارم. با اینکه فردی معتقد، مذهبی و مفید به ظواهر شرع و عبادات بودم، اکنون سرخورده شد ها م و احساس یاْس، نومیدی و شکست دارم. بارها از خدا خواستهام که فکر او از سرم بیرون برود؛ اما دعایم مستجاب نشد. اکنون عبادات را فقط به خاطر رفع تکلیف انجام میدهم. از شما تقاضای راهنمایی دارم؛ زیرا وضعیتی بسیار بحرانی دارم.
در پاسخ این مشکل نکاتی چند بیان میشود:
یکم. دوره جوانی از حساسیت زیادی برخوردار است؛ عواطف و احساسات جوان در این دوره، بروز و ظهور بیشتری دارد و در تعامل با دیگران، در پی تأمین برخی نیازهای عاطفی است. وجود این نیاز و گرایش به سوی تأمین اَن، امری طبیعی است؛ ولی اَنچه مهم است، چگونگی پاسخ به اَن است. اینجا است که باید چنین گرایشی به کنترل اندیشه و عقل درآید. گمان نشود اگر چنین گرایشی در فرد ایجاد شود، ازگردونه انسانیت و ایمان خارج میشود؛ بلکه اَن روش و چگونگی برخورد با اَن است که افراد را از یکدیگر متمایز میسازد. پس نگران چنین حالتی- که برخاسته از احساس نیاز است- نباشید و مطمثن باشید به تدریج حل خواهد شد.
دوم. متعهد، مذهبی و پای بند به واجبات بودن، یک امتیاز و ارزش واقعی است و همان طورکه درگذشته و تاکنون همین باورهای دینی و مذهبی، شما را از هر گونه انحراف فکری و اخلاقی حفظ کرده است: مطمئن باشید پایبندی به اصول اخلاقی و تقویت روح امید و توکل برخداوند متعال، بهتر و سریع تر شما را از این مشکل بیرون برده و امکان دسترسی به ساحل نجات و رهایی از اَن را بیشتر فراهم خواهد ساخت. بنابراین، توصیه میشود توکل بر خداوند را در رأس امور قرار دهید و توسل به ائمه اطهار? و بهره گرفتن از روح بلند اَنان را هرگز فراموش نکنید و همچون گذشته، به شما کمک خواهند کرد و در انجام واجبات و تکالیف شرعی( خواندن نماز، گرفتن روزه و حفط عفاف، حجاب و... )همچون گذشته محکم و استوار باشید که نجات در همین است.
سوم. اگر اندکی به اطراف خود نگاه کنید، روشن میشود که برای هر خوبی، خوب تری یافت میشود و برای هر کمالی، کمالی بالاتر قابل تصور است.
این قاعده هم در امور مادی و طبیعی جاری است و هم در امور معنوی. بنابراین دل بستن به یک امر مادی یا معنوی در نگاه اول، به عنوان کمال مطلق، صحیح و عاقلانه نیست: زیرا بالاتر و بهتر و ارزشمندتر از اَن یافت خواهد شد و بهتر است به کمال و ارزشی دل ببندیم که بالاتر از اَن یافت نشود.
چهارم. گاهی انسان گمان میکند خیر و صلاحش، در امری است؛حال اَنکه چنین نیست و برعکس گاهی انسان از چیزی متنفر میشود و بدش می اَید؛ حال آنکه خیر و صلاحش در همان است.
قراَن می فرما ید( عَسی اَنْ تَکْرَهوا شَیْئأ وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی اَنْ تُحِبُوا شَیْئأ وَ هوَ شَرٌ لَکُمْ )[۴] انسان به خاطر اینکه به تمام ابعاد وجودی و اَینده خود آگاهی ندارد، نمیتواند به تشخیص صحیح وکاملی از وضعیت موجود و اَ ینده برسد و خداوند عالم، قادر و اَشنا به مصلحت بنده اش، مانع از رسیدن به محبوب او میشود: زیرا برای او پسندیده و مفید نیست. پس اگر تاکنون نتوانستهاید به مطلوب خود دست یابید، چه بسا به صلاح شما نبوده است. نمونهها و نظایر این امر را در زندگی بسیار از افراد، میتوان مشاهده کرد که ازدواج آنان موفقیت اَ میز نبوده؛ بلکه مشکل تنهایی اَنان، به ده مشکل جمعی تبدیل شده است.
پنجم. با توجه به نکات یاد شده، راه کارهای زیر را ارائه میکنیم تا با عمل جدی به آنها، از چنین وضعیت روحی بیرون اَیید:
۱. درباره فرد مورد نظر خود فکر نکنید و هرگاه ذهنتان به وی مشغول شد، با مطرح کردن موضوع یا مسئلهء دیگری، از فکر کردن درباره وی دور شوید و اَنحه را موجب میشود، به یاد او بیفتید (مثل جزوهای که نزد شما است )،از بین ببرید و یا به یکی دیگر از دوستان بدهید؛ به طوری که در اتاق و خانه شما نباشد.
۲. هرگاه احساس کردید ناخود اَ گاه مشغول فکر کردن درباره وی شد ها ید، بلافاصله باکوبیدن مشت خود روی زمین وگفتن "بس است "، از این حالات روانی بیرون بروید و مشغول کاری عملی شوید تا از فکر کردن در این باره رهایی یابید.
۳. با خود حدیث نفس کنید و بگویید: عشق و علاقهای خوب و ارزشمند است که دو طرفه باشد. اکنون وی هیج توجهی به من ندارد. پس احساس علاقه من به وی، نه تنها راه گشا نیست: بلکه تخریب کننده نیز هست و با اشتغال تمام ذهنم، مانع از هرگونه تصمیمگیری صحیح و حتی کار و تلاش شده است. در واقع نگاهها و رفتارهای قبلی وی، ناشی از سودجویی و سوءاستفادههای جنسی بوده و هرگز به فکر من و تأمین اَینده موفقیت اَمیز من نبوده است! به عبارت دیگر هرگز دلش برای من نسوخته و علاقه اش کاملا جنبه شهوانی داشته است! این نگاهها جهت ارضای خودخواهانه نیازهای جنسی اش بوده است، وگرنه عشق پاک و خالی از اَلودگی، این چنین گذرا و متغیر نیست؛ اَن گونه که در وجود وی کاملاً ظهور و نمود داشته و اکنون نیز از وی خبری نیست و به دنبال اهداف شخصی اش است. بنابراین او نمیتواند همسر وفاداری برای من و تأمین کننده سعادت و خوشبختی من باشد.
۴. با برجسته کردن دیگر نکات منفی و نقاط ضعف رفتاری، شخصیتی و اخلاقی- که احتمالاَ در فرد مورد نظر هست- از تمایل و علاقه کاذب خود به وی بکاهید. اگر خواستید درباره وی بیندیشید، درباره نقاط ضعف وی فکرکنید.
۵. هرگاه ذهنتان به وی مشغول شد، به خود تلقین کنید: “او صلاحیت همسری با من را ندارد”، “او تناسبی با من ندارد” و “از او بدم می اَید” یا با خود بگویید: “انسان هر کس را دید نباید از او خوشش بیاید”، نباید هر کس بتواند دل من را تسخیرکند" و "من اَدم ضعیفی نیستم ". تأکید میشود این جملات را به زبان جا ری و برای خود زمزمه کنید.
۶. نکات منفی و نقاط ضعف رفتاری و شخصیتی فرد مورد نظر را در ذهنتان برجسته کنید.
۷. هرگز بیکار نباشید و برای اوقات شبانه روز خود، برنامهای تدوین نمایید. برای اوقات فراغت خود فعالیتی را در نظر بگیرید( برنامههای ورزشی، هنری و... )و از اَنجا که چنین افکاری معمولاً در تنهایی به سراغتان می اَید، برای مدت زیادی، به تنهایی در جایی قرار نگیرید و مطالعات خودتان را در حد ممکن، در سالن مطالعه کتابخانه و در جمع دیگران انجام دهید.
۸. ارتباطات اجتماعی و رفت و اَمد و معاشرت با دوستان، اقوام و... را بیشترکنید.
۹. در فعالیتهای دسته جمعی، حضور فعال تر و بیشتری داشته باشید.
۱۰. توجه به این نکته بسیار ضروری است که اگر چنین حالات روانی ( احساس سرخوردگی، یاس، نومیدی و شکست )برایتان حاصل شده، محصول کارهای گام به گام خودتان بوده وکسی شما را به این وادی- بدون اختیار شما- نکشانده است. مطمئناَ خداوند نیز هرگز جلوی اَزادی عمل انسانها را نگرفته و نمیگیرد ؛ چرا که مخالف اصل اَزادی انسان است. بنابراین، به تدریج وگام به گام، میتوان ازچنین وضعیت روحی و فضای روانی حاکم بر ذهنتان خارج شد وگمان نشود که تمام مشکلات یک شبه حل میشود. از طرف دیگر، انتظار معجزه هم نداشته باشید. با مقاومت و پایداری و حفط تعادل خود، مطمئن باشید از چنین وضعیتی بیرون خواهید اَمد.
۱۱. یکی از بهترین راههای خروج از این وضعیت، اَن است که هرچه سریع تر ازدواج کنید. اگر خواستگار مناسبی برایتان آمد، سختگیری زیادی نکنید: همین که از تناسب کافی برخوردار بود و شرایط و صلاحیت اخلاقی، دینی و خانوادگی لازم را داشت، پاسخ مثبت دهید. مطمئن باشید با ازدواج، تمام اَن افکار از دهنتان خارج خواهد شد.
روابط د ختر و پسر
پرسش ۱۲. مدتها است این مسئله فکرم را مشغول کرده است که با جامعهای که هر روز را در آن به شب میرسانم، چه کنم؟ اتفاقاتی که در دانشگاه میافتد و روابط پسران و دختران که بسیاری از اوقات زشت و ناپسند است، ناشی از بیفرهنگی است یا بی ایمانی؟ نمیدانم ناشی از چیست؛ ولی در جامعه ماکه اسلامی است، واقعا غیر قابل تحمل است و عرف جامعه سنتی ما چنین حرکات و روابطی را نمیپسندد. خودشان استدلال میکنند در اسلام گفته شده است دو نفرکه یکدیگر را دوست داشته باشند، به هم محرم اند! با این استدلال بدون هیچ گونه عقد رسمی یا صیغه، با هم قدم میزنند و یا حتی گاهی اوقات، به قول خودشان برای شناخت بیشتر، بدون اطلاع خانوادهها در خلوت باهم صحبت میکنند. آیا در احکام دینی چنین چیزی وجود دارد؟ به نظر شما، وظیفه ما در این موقعیت چیست و چه باید بکنیم؟
گاهی اوقات فکر میکنم کاش در دانشگاهها دختران و پسران را جدا میکردند؛ ولی باز با خودم میگویم آن وقت این اتفاقات در پنهان میافتاد و شاید بدتر از این میشد. واقعاً علت چیست و چه بایدکرد؟
دوست دارم به این گونه افرادگفته شود: فکر نکنندکه شجاعت به خرج میدهند و در جلوی چشم نامحرمان و پسران دیگر با یکدیگر قدم میزنند یا دست میدهند و یا شانه به شانه راه میروند!!
توجه شما به مسائل فرهنگی و اجتماعی جامعه- به خصوص لزوم رعایت ارزشها و هنجارهای دینی و اخلاقی در محیط دانشگاه- و احساس مسئولیت در برابر بعضی از نابهنجاریها، قابل تقدیر و تحسین است. در این نامه سه پرسش اصلی به چشم میخورد: ۰۱ اَیا صرف دوست داشتن دختر و پسر، اَنها را محرم میکند؟
۲. روابط ناپسند دختر و پسر در دانشگاهها، ناشی از چیست و چرا گسترش یافته است؟
۳. وظیفه و مسئولیت ما در این موقعیت چیست و چه باید کرد؟
در پاسخ سوال اول باید یاداَور شد، اَنچه سبب ایجاد پیوند زناشویی میشود، خواندن صیغه عقد از سوی زن و مرد یا وکیلان اَنها و با اجازه پدر دختر و حفظ شرایط آن است. در غیر این صورت، سببی برای ایجاد زوجیت و محرمیت زناشویی وجود ندارد و صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزی برای محرم شدن اَنان نیست.
علل روابط ناپسند
در پاسخ به سوال دوم به عواملی چند میتوان اشاره کرد:
ا. عدم ارضای صحیح غریزه جنسی
بی تردید ایام جوانی، دوران بیداری غریزه جنسی و گرایش به جنس مخالف است. در این ایام شوق جنسی و احساسات بر روان اَ دمی سایه میافکند؛ ناخوداَگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثیر قرار میدهد و سبب تحریک پذیری وی، در برخورد با جنس مخالف میشود. طبیعی است این نیاز درونی، باید به طور صحیح و مطلوب ارضا و تأمین شود. راه پذیرفتنی اَن نیز ازدواج است؛ ولی متأسفانه به دلایل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی- نظیر بالا رفتن سطح انتظارات و توقعات خانوادهها و توجه به بعضی تشریفات غیر لازم، معضل اشتغال و آینده شغلی جوانان، ادامه تحصیل اَنها و عدم وجود امکانات و شرایط مالی مناسب برخی خانواده ها- سن ازدواج دختران و پسران افزایش یافته و در نتیجه ارضا و تأمین عاقلانه و صحیح این غریزهء سرکش، به انحراف کشیده شده است. بنابراین، این گونه رفتارهای نابهنجار در جامعه دینی و سنتی ما روبه فزونی است و اگر نگوییم به یک "بحران اجتماعی " تبدیل شده است؛ به یقین یک معضل اجتماعی گشته است! متأسفانه نظام اجتماعی ما تاکنون نتوانسته با فراهم کردن زمینه ازدواج جوانان، از گسترش این رفتارهای نادرست پیشگیری کند.
۰۲ احساس نیاز به محبت
در این سنین، جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با یکدیگرند. "اریکسون "،( یکی از روان شناسان غرب، )میگوید؛ جوان در این مرحله، میخواهد روابط دوستانه نزدیکی با دیگران پیدا کند؛ ارزشمندترین و مهمترین هستی و دارایی اش را به فردی دیگر هدیه دهد. در پی یافتن هویتی جدید است و گمان میکند خانواده و والدینش، نمیتوانند از وی حمایت کنند. بنابراین، اگر این نیاز در محیط خانوادگی به خوبی تأمین نشود یا لطمه ببیند و مخدوش شود، نیاز به محبت و ابراز محبت و برقراری ارتباط دوستانه، دچار اختلال خواهد شد. به عبارت دیگر، دختر و پسری که عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگی احساس غربت و تنهایی کنند، در فضای باز و اَزاد جامعه، طعمه افراد فرصت طلب و سودجو میشوند! به راحتی در دام افراد شیاد میافتند یا حداقل میل متقابل آنها و جنس مخالف، سبب میشود اَنان به بهانههای مختلف- از قبیل اَشنایی برای ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمی و درسی- در جهت تأمین و ارضای این نیازشان گام بردارند؛ البته با روشی غلط و غیر قابل قبول.
۳. الگو گرفتن از جوامعی غیر خودی
متاسفانه بخش قابل توجهی از جوانان ما، ارزشها و هنجارهای اجتماعی خود را از محیطهای غیر خودی و غیراصیل جوامع دیگر میگیرند. بی تردید گسترش ارتباطات اجتماعی و توسعه اَن، گسترش و توسعه تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی و عوارض پدیده جهانی شدن در همه عرصهها، در این خودباختگی و روی اَوردن به فرهنگ بیگانه، نقش اساسی دارد. این امور سبب میشود جوانان، فرهنگها و ارزشهای دیگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان اینکه این گونه روابط، عامل رشد و نشانه کمال و وسیله ابراز شخصیت است، به اَن روی اَورند. در این میان، مسئله رقابت جوانان و به رخ کشیدن خود برای همسالان نقشی عمده ایفا میکند. برخی برای اینکه در جمع دوستان مورد تحسین قرارگیرند و یا دست کم بی عرضه و بی جرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر یا دوست دختر میگردند و با اَنکه به خوبی از عواقب سوء این کارها آگاهند، از اَن دست نمیکشند!!
راه کارهای عملی
اما در وضعیت حاضر، در برابر چنین معضل اجتماعی چه باید کرد؟ به نظر میرسد، متناسب با علل به وجود اَ ورنده و عوامل گسترش دهنده این مشکل، باید اقداماتی درخور انجام داد. بخشی از اقدامات سودمند در این مسئله عبارت است از:
یک. ارضای صحیح غریزه جنسی
معقولترین راه برای نجات یافتن از این گونه رفتارهای نابهنجار یا کج روانه است. ویل دورانت، مورخ دانشمند معروف، درباره ازد واج مینویسد: اگر راهی پیدا شود که ازدواج در سالهای طبیعی انجام گیرد، بیماریهای روانی و انحرافات جنسی- که زندگی را لکه دارکرده است- تا نصف تقلیل خواهد یافت. شاید به همین جهت است که در اَموزههای دینی ما تسریع در ازدواج فرزندان و جوانان، مورد تأکید قرار گرفته است. این دستورات و تشویقها، گویای اَن است که میتوان با ازدواج، از بسیاری انحرافات اخلاقی و جنسی و روابط ناسالم و غیر مشروع دو جنس، پیشگیری کرد.
البته این موضوع به تلاش همگانی خانوادهها و مسئولان و اصلاح نگرشها و آداب و رسوم نادرست و فراهم کردن تسهیلات و امکانات ازدواج، بستگی دارد و افراد، خانوادهها و حکومت، وظیفه دارند در مسیر تحقق مقدمات ا زدواج جوا نان بکوشند.
دو. تقویت روابط خانوادگی
تحکیم روابط خانوادگی و ایجاد فضای عاطفی مثبت بین والدین و فرزندان و افزایس رابطه صمیمانه و نزدیک بین اعضای خانواده، عامل پیشگیرانه دیگری است که میتواند در ایجاد احساس امنیت و اَرامس و تامین نیاز عاطفی، نقش موثری داشته باشد: زیرا وقتی جوانان در خانه، با محبت و توجه کافی روبه رو نشوند، این محبت و رابطه عاطفی را در بیرون خانه جست وجو میکنند و متناسب با دوران بلوغ و اوج گیری احساسات غریزی، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه میدهند. بنابراین، نیازبه محبت در دوره جوانی را باید با گسترش روابط عاطفی خانوادگی و نیز گسترش رابطه صمیمانه و دوستانه بین همسالان هم جنس، تأمین کرد و با یافتن دوستان مناسب و ایجاد رابطه گرم و عاطفی و انجام برخی فعالیتهای دسته جمعی، به این نیاز درونی پاسخ مثبت داد.
سه. خود کنترلی
"خود کنترلی " میتواند جوانان جویای رشد و کمال و عفت و پاکی را در این فضای اَلوده حفظ کند. با کنترل چشم، گوش و دیگر حواس و نیز کنترل افکاری که در این زمینه شکل میگیرد، میتوان از تأثیرگذاری روابط ناسالم دیگران، تا حدودی جلوگیری کرد. مطمئناً هر چه بیشتر ذهن و حواس خود را در این زمینه مشغول سازیم، بیشتر تأثیرپذیر خواهیم بود. پس بهتر است اوقات فراغت خود را با برنامه ریزی صحیح پرکنیم و با پرهیز از بیکاری و تنهایی و توجه به این صحنهها، به وظیفه اصلی و مهم دوران دانشجویی ( تحصیل علم)بپردازیم.
در پایان باید یادآور شد، برخی از جوانان، از اشتباه بودن یا عدم مشروعیت بعضی ارتباطهای خود، اگاهی ندارند. برخورد روشنگرانه و عاطفی ما، میتواند به اصلاح و تغییر رفتار آنها انجامد. قطعاً حسن سلوک و رفتار شما در بیان این موضوع به آنها نقشی تعیین کننده دارد [۵].
ارتباط در تشکلهای مذهبی
پرسش ۱۴. توی انجمن اسلامی، جلسات با جوی صمیمی و تقریباً دوستانه ولی محترمانه برگزار میشود، ولی من خیلی آدم با ظرفیتی نیستم ! زود جوگیر میشوم و بعضی وقت هاکنترلم از دست میرود و شاید از مرزهای حیا میگذرم؟ به خاطر همین نمیدانم شرکت در این جلسات برایم مفید است یا نه؟
به نظر میرسد منظورتان این باشد که با شرکت در چنین جلساتی ترس اَن دارید، به تدریج گرفتار عوارض و پیامدهای عدم رعایت حریمها شوید. در این رابطه گفتنی است: حیا برای زن و مرد زیبنده است: اما اَراستگی دختران به حیا، از دو جهت اهمیت دارد: یکی از آن جهت که دختران با حیا، از شخصیت و متانت والایی برخوردارند و دیگر اینکه حیا موجب مصونیت اَنان از اَفتها و اَسیبهایی است که گوهر وجود زن را نشانه رفته است.
بنابراین اگر حضور در چنین جلساتی، برای کسب معارف بیشتر و تعمیق ابعاد علمی و حتی معنوی- باعث خدشه دار شدن گوهر حیا، عفاف و متانت شما میشود، توصیه نمیشود در این جلسات شرکت کنید؛ مگر اَنکه بتوانید با تسلط بر خود و کنترل رفتارها و طرز برخورد و گفتارتان، از مرزهای حیا پاسداری کنید. پیشنهاد میشود:
۱. برای استفاده از ابعاد علمی این جلسات، صرفا حضور فیزیکی پیدا کنید و به اظهار نظر نپردازید و با جنس مخالف وارد گفت وگو نشوید و فقط به گفتهها و سخنان گویندگان مختلف گوش دهید و سخن حق و تحلیل بهتر را انتخاب کنید.
۲. در صورت امکان، جلسات مربوط به، مباحث عقیدتی را به دو بخش خواهران و برادران تقسیم کنید و جداگانه به این گونه مباحث بپردازید تا از اختلاط جلوگیری شود و زمینه گذشتن از مرزهای حیا، در جلسات مشترک فراهم نگردد.
۳. با یک برنامه ریزی حساب شده، دقیق و تدریجی، به کنترل نفس خود بپردازید و در صورت تخطّی از مرزهای تعیین شده، خود را جریمه کنید و با استفاده از سه روش( مشارطه، مراقبه و معاقبه )، به کنترل رفتار و اعمال خود بپردازید. البته این راه حل سوم نیازمند همت بلند، اراد های محکم و تلاش زیاد است؛ ولی ما امیدواریم موفق شوید و دعاگوی شما نیز هستیم.
پیش ما میماندید!
پرسش ۱۵. مهمترین ماجرای زندگی ام را برایت تعریف میکنم: اگر پسندت افتاد، امید دارم که آن را چاپ کنید و توصیهها و سفارشهای خوبتان را نیز برایم درج بفر ما یید.
هوای شرجی و تفتیده شهر غریب، آخرین نفسهای خود را میکشید و میرفت تا جای خود را به هوای لطیف زمستانی بدهد. آبان هم رو به پایان بود و حالا من دقیقاً یک سال از خدمتم میگذشت. روز پنج شنبهای بودکه مرخصی درون شهری گرفتم و از پادگان بیرون آ مدم.
... از سینماکه بیرون آمدم، به یاد یکی از دوستانم افتادم که خیلی اصرار داشت که حتمأ توی این شهر غریب، یک بار هم که شده به خانه اش بروم. راه خانه او را در پیش گرفتم. وقتی که به خانه رسیدم، در زدم، چند دقیقه بعد خانمی پشت در آمدوگفت که برادرش در خانه نیست و چند ساعت دیگر میآید. چند قدم به عفب برداشتم که خداحافطی کنم و بروم که او با لحنی شیطانی گفت: طولی نمیکشد؛ ممکن است بیاید. بفرمایید داخل استراحت کنید تا او بیاید.
در جدالی سخت، مغلوب شیطان شدم و به داخل خانه رفتم. مرا به سمت مهمان خانه راهنمایی کرد و طولی نکشیدکه با هندوانه و تنقلات پذیرایی شروع شد. حرکاتش عجیب و غریب بود. او لباس آستین کوتاه پوشیده بود و انواع و اقسام طلاها به دستانش آویزان بود. تپش قلبم آن تپش همیشگی نبود و مانند پیستونی سرعت داشت. درکشاکش جنجال بین وجدان و شیطان، وجدانم میگفت: مگر نمی دانی که ورود در جایی که مورد اتهام قرار میگیری، ممنوع است! چگونه وارد خانهای شدی که فقط تو و یک دختر نامحرم درون آن هستید؟!
اما شیطان اشاره میکرد، نگاه به جمال دخترکن! ضبط صـوت بالای سر توست
و انواع مختلف نوارها هم درکنارش وجود دارد؛ روشنش کن و شادباش! وضعیت ظاهری دختر با آن ناز وکرشمه اش، بر آتش این جنجال میافزود.
اوکه دو، سه متری از من فاصله داشت، انواع و اقسام سوالات را از من میپرسید و میخواست نقشه اش را آرام آرام پیاده کند. با این اوضاع و احوال، شیطان میخواست که تمام وجودم را تسخیرکند و سکان کشتی هوا و هوس درونم را به دست بگیرد.
نگاهم ناخودآگاه به سمت دیوار طرف قبله چرخید و خانه کعبه- با آن همه زیبایی هایش- تماهی زیباییهای ظاهری درون آن خانه را در نظرم هیچ کرد. اینجا بودکه شیطان از پیشروی باز ایستاد و وجدان رمقی تازه گرفت.
وجدان، درون دلم بانگ زدکه آیا میخواهی فردا در روز تولد مولایت، دامنت آلوده باشد و عید را با دامنی آلوده جشن بگیری! آیا میخواهی فردا، مولایت شیطان باشد. مگر فردا نمیخواستی به خاطر سیزده رجب، با دوستانت روزه مستحبی بگیری... پس چی شد! نگاهی به نایلونی که همراهم بود کردم.
از روی نایلون، خوراکیهایی که برای سحری فردا گرفته بودم، مشخص بود. وجدان دوباره چنین اَهنگی سرداد: تو که میخواهی فردا روزه بگیری، الان توی این محل گناه چه کار میکنی؟ اینجا بودکه وجدان به قله پیروزی نزدیک شده بود و هوس را از قله دور میکرد. چون برق از جا بلند شدم و بهانه گرفتم که من باید بروم؛ اگر سروقت نروم، اضافه خدمت میخورم.
او با چشمانی متعجب گفت: شب پیش ما میماندید... نان و پنیری پیدا میشود که با هم بخوریم. دیگر تحمل نداشتم. از خانه بیرون آمدم و به حیاط که رسیدم، او پشت سر من حرکت میکرد و هنوز هم میگفت می ماندید یا لا اقل شام را میخوردید و بعد میرفتید. دم درکه رسیدم، در قفل بود؛ امّا از خوش شانسی کلید روی در جا مانده بود. در را بازکردم، آخرین نیرنگها و نگاههای شیطانی اش را روانه من کرده بود؛ اما من از دامش جهیدم و از خانه بیرون آمدم و به طرف پادگان قدم برداشتم. وجدان پرچم پیروزی اش را بر قله وجودم به اهتزاز در آورده و چنان خوشحالی به من دست دادکه هنوز هم شیرینی اش را در وجودم احساس میکنم. حال میاندیشم که اگر آن عکس کعبه نبود و یا فردای آن روز، میلاد امیرالمؤمنین ? نبود، نمیدانم چه بلایی به سرم آمده بود؛ نه تنها دامنم آلوده شده بود، شاید حالا هم دانشجو نبودم و شاید اکنون دنبال پلیدیها و هرزگیها میبودم! این داستان واقعی، شاید برای دیگران اهمیتی نداشته باشد، اما برای این حقیر، بزرگترین درسها را به دنبال داشت و همیشه احساس میکنم که یوسف گونه از بند شیطان رهیدم. از شما خواهش میکنم که به جوانان بگوییدکه پاک ماندن و پاک زیستن در این عصر، خیلی سخت است؛ اما اگر توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار? داشته باشند و برای خود مثلثی از توکل، توسل و اعتماد به نفس داشته باشند، این امر برای آنها سهل خواهد بود.
از خدا میخواهم که تمام جوانان را از ورود به مکانهای ناپاک و آلوده و مکانهایی که مورد اتهام قرار میگیرند، حفظ فرماید. لطفأ مرا راهنمایی کنید و در این مورد بگویید با اینکه توبه کرد ها م، آیا هنوز هم گناهی در نامه عمل من وجود دارد؟!
مطالعه داستان زندگی شما و اتفاق مهم و سرنوشت سازی که برایت رخ داده، هر خوانندهای را به تحسین و تعظیم قهرمان داستان- یعنی شما عزیز دانشجو- وا میدارد. من نیز یکی از این خوانندههای نامه شما بودم که نه یک بار؛ بلکه صدها بار به شما اَفرین گفتم و عزم و اراده محکم و باور قلبی تان نسبت به کعبه و مولود کعبه را ستودم. جوانان و دانشجویان عصر حاضر و فضای فرهنگی جامعه کنونی نیز باید به وجود عزیزانی همچون شما، مباهات و افتخارکنند که این گونه با یک تصمیم عاقلانه، شجاعانه، برق اَسا و سریع، از دام گسترده شده و مهلک شیطانی نجات یافته، از عفت و پاک دامنی خود محافظت، نگه داری و پاسداری کردید. امکان نجات و رهایی از پرتگاه سقوط، در اَخرین لحظات را فراهم نموده، سعادت و خوشبختی را در آغوش کشیدید. اینجا است که چنین رفتاری، ما را به سخن زیبای اَن امام معصوم ?رهنمون میشود که فرمود: "خداوند اولیای خود را بین بندگان خود مخفی کرده است؛ پس هیچ یک از بندگان خدا را کوچک نشمارید".
واقعاً اولیای الهی، بین بندگان خداوند ناشناختهاند و اَنگونه نیست که با نگاهی به ظاهرشان، بتوان اَنها را شناخت. معدود افرادی هستند که میتوانند در چنین موقعیتهایی، قرارگیرند و دست از پا خطا نکنند و این گونه سریع از مهلکة حتمی سقوط، خود را نجات دهند. همان طورکه خودتان نیز نوشتهاید، این اتفاق ما را به یاد داستان حضرت یوسف ? میاندازد قرآن از زبان حضرت یوسف ? میفرماید:( وَ ما أُبَرِّیُ نَفْسِی اِن النَّفْسَ لَأَمارَةٌ بِالسّوءِ إِلأ ما رَحِمَ رَئی اِن رَبی غَفُورٌ رَحِیمٌ )[۶]و لطف الهی از مهلکه نجات یافته است: خداوند او را پذیرفته و مورد بخشش و عفو خداوند قرارگرفته است( إِنَّ رَبی غَفور رَحِیمٌ )[۷]شما با همین ترحم خداوند بوده است که توانستهاید از سیطره نفس اماره فرارکنید و به دامن غفران و رحمت الهی وارد شوید. به یقین اَ مرزیده شدن گناهان و خطاها، نسبت به گذشته است و نسبت به اَینده، باید مراقبت و محافظت خود استمرار دهید. بنابراین، هر چند پیام داستان واقعی شما، کاملا روشن و مشخص است؛ اما تأکید بر اَن نیز خالی از لطف نیست؛ «نفس خویش را تبرئه نمیکنم؛ زیرا که نفس، یقیناَ بسیار بر بدیها امر میکند؛ مگر اَنچه را که پروردگارم رحم کند؛ همانا پروردگارم، غفور و رحیم است ".
این اَیه نکات زیبایی را می اَموزد که به بعضی از اَنها اشاره میشود:
۱. یوسف ? مصون ماندن خویش ازگناهان و ارتکاب بدیها را امداد خدا میداند؛ نه برخاسته از اراده خود و بدون توفیق الهی. بنابراین، یوسف در مقام بیان این حقیقت است که اگر من مرتکب گناه نشد هام، نه به جهت توان شخصی است؛ زیرا نفس، ترغیب کننده به گناه و بدی است. پس اَلوده نشدن من به گناه، به توفیق الهی و رحمت او بوده است.
۲. ضرورت هوشیاری در برابر تمایلات نفسانی و لزوم فراهم اَ وردن زمینههای جلب رحمت الهی، برای مصون ماندن از خطرات اَن، پیام دیگری است که این داستان اَموزش میدهد و چنین گمان نشود که اگر یک بار و در یک رویداد، توانستیم بر هواهای نفسانی پشت پا بزنیم؛ پس در تمام صحنههای شیطانی دیگر نیز مصون و محفوظ خواهیم ماند. پس اگر در هر لحظه وکمتر از هر اَنی در برابر چنین موفقیتهایی واقع شدیم، باید به رحمت الهی امیدوار باشیم و از مقام ربوبیت او کمک بطلبیم که در غیر این صورت، پیروز نخواهیم شد.
۳. مطمئناً کسی که از چنین امتحانی این گونه سرافراز بیرون آمده و به کمک انسان موجودی است مختار و در پرتو همین اختیار و اَزادی عمل، میتواند در سختترین و شکنندهترین موقعیتها و شرایط، چنان تصمیمی را بگیرد که موجب تحسین همگان را فراهم سازد و به تمام جبراندیشان و یا سست ارادهها و کسانی که فریاد « نتوانستن »سر میدهند وگمان میکنند در چنین شرایطی اختیار از انسان سلب و به پرتگاه سقوط و منجلاب اخلاقی کشیده میشود؛ اعلام میداریم که: انسان موجودی است با اراده و اختیار و امکان فرار از چنین موقعیتهایی کاملاً فراهم است. پس میتوان چشم خود را کنترل کرد، گوش خود را بست و دیگر اعضا و جوارح را به لجام عقل پیوند زد و در یک جمله، میتوان غریزه سرکش جنسی خود را در اوج شهوت مهارکرد.
در پایان، ما نیز این نکته را- که شما با علم حضوری به اَن رسید هاید- مورد تأکید قرار میدهیم که اگر لطف حق و توسّل به ائمه اطهار? در میان نبود، چه بسا نمیتوانستید، به چنین رفتار و موفقیت مهمی دست یابید و خود را نجات دهید! پس به شکرانه این نعمت، این پیوند و ارتباط معنوی با رب الارباب و ائمه اطهار?را بیش از پیش تقویت کنید. خداوند، به همه ما عقلی مرحمت فرماید که بر هوسهای سرکس پیروزگردیم و اگر دراشتباهیم، چراغ روشنی از توفیق و هدایت فرا روی ما قرار دهد.
ما چه کنیم؟ا
پرسش ۱۶. در هر محفل دینی که شرکت میکنیم یا از هر عالم دینی که میپرسیم و یا درکتابها و مقالات مذهبی میخوانیم؛ ارتباط بین دختر و پسر بسیار خطرناک و حرام میدانند و ما را از آن برحذر میدارند. اینک سوال من به عنوان یک دانشجوی جوان این است که ما چه کنیم؟ از یک طرف جوانی و اوج غرایز جنسی و از سوی دیگر نامناسب بودن فضای اخلاقی و فرهنگی جامعه که این غرایز را شعله ورتر میکند و..؟ عرضه و تفاضاکه از نظر دینی نامشروع است؟ ازدواج رسمی به لحاظ مشکلات اقتصادی، تحصیلی، شغلی و... تقریباً در وضعیت و سن کنونی ناممکن است؟ پس ما چه کنیم؟ آیا باید با سرکوب غرایز، رهبانیت پیشه کنیم و یا آنکه تسلیم شرایط شویم وگناه آن را تقصیر مسئولان و پدر و مادران و بزرگ ترها بیندازیم. خلاصه اینکه من جوان دانشجو، در این بحبوحة غرایز جنسی چه کنم؟ ما معتقدیم که اسلام، دینی کامل، پویا، جامح و پاسخگوی همة زمانها است، آیا در این دین برای ما هم تدبیری اندیشیده است؟ آیا راه مشروعی برای ماکه هم آلوده به گناه نشویم و هم از فشارهای غرایز جنسی رهایی یابیم وجود دارد؟
همان طورکه اشاره کردید، دین اسلام کامل، پویا و جامع است و به همین دلیل باید برای همه شرایط و در هر عصر و مکانی پاسخگو باشد. از ویژگیهای شریعت اسلامی و نظام حقوقی برخاسته از آن، اَ رمان خواهی، کمال گرایی و در عین حال واقع گرایی است. به همین جهت دستورالعملها و احکام اَن، برای قشر خاصی نیست. هم برای انسانهای اَرمانگرا نسخه عمل دارد و هم برای انسانهایی که در سطح ضعیف اخلاق و تقوا قرار دارند، اسلام همه را در قله ندیده است تا کسانی که در دامنه ماند هاند، از این سفرة مبارک اَسمانی و شریعت الهی وامانده باشند. و دقیقاَ به همین دلیل تأکید میکنیم، چون از اَ نجایی که نسخهها متعدد است، افراد باید مواظب باشند مطابق بیماری یا اَسیب جسمی و روحی خود، و نیز با اَینده نگری، تصمیم شایسته بگیرند. نمیتوان در اوهام زندگی کرد، و از واقعیات گریخت؟! انسان عاقل و مصمم، درست تصمیم میگیرد و زندگی خود را تسلیم حوادث نمیکند: بلکه طبق صلاح دین و دنیای خود، اَن را میسازد. اراده انسان را در ساختن زندگی و شخصیت خود، نباید به هیچ وجه نادیده گرفت؛ و باید دانست بهشت را به بهاء میدهند، نه به بهانه. اگر کسی بخواهد بهشت زندگی خود را بسازد و اَینده سعادتمندی داشته باشد، باید اراده کند و بر این تصمیم و عزم خود، جدی و صبور باشد. کسی که بخواهد همیشه بر اساس هوا و هوس خود زندگی کند، نمیتواند در میدان مبارزة زندگی، پیروز به در اَ ید. ما میتوانیم، اگر بخواهیم.
پس در قدم اول، کسی، جز خودمان مسئول زندگی ما نیست. نمیخواهیم مسئولیت دیگران- اعم از مسئولان و پدر و مادر و جامعه را نادیده بگیریم- اما اصرار میورزیم که انداختن مسئولیت بر دوش دیگران مشکلی را حل نمیکند.
اما راه چاره
یکم. باید بیاموزیم که، هر چه میخواهیم، نمیتوانیم در این دنیای مادی
- که اَمیخته با محدودیت است- به دست اَ وریم! پس "عفت ورزی " هنری است که برای همه پسندیده و برای جوانان ما شایسته و بایسته تر است.
دوم. اسلام به عنوان دینی واقعگرا و اَرمان خواه، شریعت اعتدالگرا نیز هست: لذا نه رهبانیت را تجویز میکند و نه کمونیسم جنسی را: بلکه اساسیترین راه حل را ازدواج و تشکیل کانون گرم خانواده میداند که در تعالیم دینی، ازدواج محبوبترین بنیاد الهی دانسته شده است: "قال رسول اللّه ?: لَمْ یُرسِلَنی الله تَعالی بِالرهبانیةِ ولکن بَعَثنی بالحنفیةِ السهلةِ السمحة... فَمَن اَحب فطرتی فَلْیَتسًنَن بستنی و مِن سئتی النکاح»[۸]؛ "خداوند متعال مرا به رهبانیت نفرستاد، بلکه براساس دین یکتاپرستی که اَسانگیر و با گذشت و بزرگواری است برانگیخت... پس هر کس که فطرت و آئین ما را دوست دارد باید بر سنت من الگوگیری کند و از جمله سنت و آئین من ازدواج است ".
سوم. اگر ازدواج دائم ممکن نشد و بلوغ جنسی به بحران میانجامید، راه حل اضطراری به عنوان ازدواج موقت را مقرر نموده است.
مشکل اَنجاست که ما در هر سه مرحله، دچار معضل شد هایم: زیرا فضای فرهنگی و اخلاقی جامعه، به دلایل مختلف- از جمله جوان بودن جامعه، گسترش بی حد و مرز آزادیها، تهاجم فرهنگی، غفلت مسئولان از جوانان و مشکلات اَ نان و خلاصه نا امن بودن و تا حدی رواج ابتذال- عفاف و پاکدامنی را به امتحانی سخت مبدل ساخته است. و متأسفانه تکنولوژی مدرن- اعم از اینترنت، ماهواره، موبایل و رسانه ها- نیز ابزاری شیطانی شدهاند که به بلوغ زودرس دامن میزنند.
از سوی دیگر ازدواج- که در تعالیم قراَنی و نبوی با اَسانترین شیوهها و به دور از تشریفات صورت میگرفت و یک پیمان مقدس بین زن و شوهر بود- متأسفانه با تشریفات فراوان و چشم و هم چشمی، به صورت چه قدر از جوانانی که به خاطر مهریه زیاد دختران، نمیتوانند ازدواج کنند و یا حتی قدمی پیش نهند، چون وضعیت پسران جوانی را ملاحظه میکنند که به دلیل مهریه سنگین، (به تعداد تاریخ تولد دختران )قبل از تشکیل خانواده و سامان یابی عاطفی و جنسی، جز احساس مسئولیت سنگین و پرداخت هزینههای تشریفاتی فراوان، بهرهای از ازدواج نبرد ها ند! پسران و دختران زیادی هستند که گرفتار ذهنیات و اوهام چشم و هم چشمی دوستان وخویشاوندان، در مسئله جهیزیه، وا ماندهاند! این در حالی است که رسول گرامی اسلام ? فرمود: "اَفضلُ نساءِ اُمتی... اَقلهن مَهراَ"[۹]؛ "بهترین زنان امت من، اَنان هستند که... مهریه اَنان اندک است ".
برخی جوانان نیز دچار توهّمات شدهاند و زندگی تجملاتی و آماده از هر جهت را در همان شروع زندگی خواهانند و چون فعلاَ موجود نیست، از ازدواج هم خودداری میکنند، در حالی که غرایز جوانی، این توهمات سرش نمیشود و اگر از راه مشروع نشد، از راه دیگر... عفاف هم یک بحث آرمانی است که در اوج شهوت برای همگان میسور نیست. پس چه مصیبتی در انتظار جوانان است تا اَنان را به هلاکت معنوی یا مادی اندازد؟!
نباید توقع داشته باشیم در همان اوان زندگی همه چیز را داشته باشیم. اَیا نمیتوان چند سال اول را درکنار پدر یا مادر بسر برد؟ هرچند این امر سخت است، ولی با اندکی تحمل و مدارا امکان پذیر است. اگر ازدواج نکردیم و به گناه افتادیم و مستحق اَتش قهر خدا شدیم، باید بدانیم گرفتار اَتش عذابی خواهیم بود که بسیار سخت تر و تحمل اَن بسیار ناگوارتر است! و این چه بدبختی بزرگی است؟!
پیامبر اکرم : “مِن بَرکةِ المَرأةِ خِفّةُ مؤنتها و مِن شُومها شِدةُ مؤنتها”[۱۰]؛ “یکی از نشانههای برکت زن، سبک بودن هزینه زندگی او است و از نشانههای بد قدمی زن، اَن است که هزینه زندگی او یا هزینه ازدواجش، سنگین باشد”. اَیا این همه تشویقها و تأکیدهای پیامبر اکرم ?در ازدواج اَسان و بدون تشریفات نباید مورد توجه قرار بگیرد؟! در دوران صدر اسلام گاهی تعلیم چند آیه قراَن به عنوان مهریه پذیرفته میشد و زندگی همراه با خوشی و ایمان شروع میشد. جامعه ما به خود آید و در پرتو این فرهنگ نورانی، معضلات خود را حل کند.
در فرهنگ اسلامی، اَن قدر حفظ عفاف و دوری ازگناه و بهره مندی از لطف الهی، مهم است که مسلمانان همه سنتهای غلط و همه توهمات را به کنارگذاشته و حتی در جبههْ جنگ ازدواج میکردند؛ چنان که در منطقه جنگی یکی از رزمندگان اسلام به نام خالدبن سعید ازدواج کرد.[۱۱]
چه خوش سروده است شاعر که:
به دخترها دارم نصیحت که میباشد پیغمبر را وصیت
که از داماد، سیم و زر نخواهید به غیر از پاکی گوهر نخواهید
بپرس از او که از ایمان چه داری؟ نه از سیم و زر و بستان چه داری؟
اگر داماد با تقوا و دین است مخورغم زان که دلسوز و امین است
(جنگ انجادین در سرزمین شام). مشکلات ازدواج، حل خواهد شد، اگر قرار باشد به دلیل مشکل پسندی، ،کمبودهای مادی، اَ زادی از قید و بند خانواده! عذر ادامه تحصیل، تعصبهای غلط مانند وجود خواهر یا برادر بزرگ تر و... به گناه بیفتیم و دامن خود را آلوده کنیم و از سعادت دنیا و آخرت محروم بمانیم، کدام منطق و عقلانیت این بهانه را میپذیرد شایسته نیست با این عذرهای واهی و بهانههای نادرست نشاط و جوانی و پاکدامنی و عفاف خود را مخدوش کنیم. بسیاری از این مشکلات مصنوعی است و برخی از اَنها واقعی است؛ اما به دلیل اهمیت حفظ عفاف و نشاط در سایه ازدواج، باید بر اَنها فایق اَییم.
البته دولت اسلامی موظف است فضیلت محور باشد و بر اساس اَیات مختلف قراَن و احادیث نبوی و اهل بیت عصمت و طهارت، برای ایجاد محیط پاک و رشد فضایل اخلاقی و معنویات تلاش کند. چنین دولتی باید در جهت ازدواج جوانان گامهای اساسی بر دارد و معضلات اَنان در مسئله مسکن، اشتغال و... را در حد امکان برطرف سازد؛ مگر نه اَن است که قراَن کریم میفرماید:( الَّذِینَ إِنْ مَکناهُمْ فِی الْأَرْضِ اَقاموا الصلاةَ وَ اَ تَوُا الزکاةَ رَ أَمروا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمنْکَرِ )[۱۲]؟! پس مومنان و جامعه ایمانی هرگاه اقتدار یابند باید در جهت برپاداری نماز و معنویات و تحقق عدالت اجتماعی که زکات نماد مهم اَن است و امر به معروف و نهی از منکر تلاش کنند. مگر جز اَن است که پیش شرط و مقدمه برپاداری نماز و معنویات و نیز امر به معروف و نهی از منکر، بسترسازی برای محیط پاک و عفاف ورزی جوانان وکل جامعه است؟!
اما اگر به هر دلیل اَن اراده شایسته برای تحمل غریزه جنسی و عفاف را نداشتیم، و اگر به هر عذر و بهانهای، تسلیم اوهام ذ هنی خود شدیم و یا مشکلات به حدی بود که توان ازدواج دائم از ما سلب شد، دو راه دیگر باقی میماند: ۰۱ ازدواج موقت( متعه یا صیغه )؛ ۲. فحشاء و فساد و بازار اَزاد جنسی و رفاقت و روابط نامشروع.
در اینجا باید پرسید: عقل چه میگوید؟ شرع کدام را تجویز میکند؟ جامعه و فرهنگ ما کدام را میپسندد؟
دستور عقل و شرع در این زمینه مشخص بوده و "ازدواج موقت "- به عنوان یک راه فرعی و اضطراری است؛ نه جاده باز و بدون خطر و برای مردان متأهل که بخواهند عیاشی کنند و با سوء استفاده از این قانون، کانون گرم خانواده خود را در معرض فروپاشی قرار دهند. سوگمندانه باید گفت: به دلایل مختلف- از جمله سوء استفاده مردان یا زنان از این قانون و نیز تبلیغات دشمنان و فهم نادرست و غیرمنطبق با واقعیات نسبت به ازدواج موقت، فرهنگ عمومی جامعه ما از اَن استقبال نمیکند؛ بلکه حتی اَن را بدتر از رفاقت و روابط نامشروع میداند!!- اگر به پدر و مادری بگویند که جوان شما چنین است، چه بسا میگویند: جوان است و... اما اگر بشنوند دختر یا پسر اَنان برای پاک ماندن، در صدد ازدواج موقت هستند، داد و فریاد میکنند و...؟!
مگر امام علی ?نفرمود: اگر خلیفه دوم، به ناروا قانون ازدواج موقت را - که خدا و پیامبرش تجویز کردند- برنمی داشت و تحریم نمیکرد، جز انسانهای شرور و بی ریشه و بدبخت و تباهکار، کسی اَلوده دامن نمیشد؟ آیا اَن حضرت ا نسان و روحیات و غرایز او را نمیشناخت و مصلحت او را نمیدانست؟ متأسفانه فرهنگ جامعه ما اَن چنان که باید علوی نیست.
اَن همه روایات و نص صریح قراَن [۱۳] در مورد ازدواج موقت و فضیلتها و ثوابهای اَن، برای این نیست؟۴ ازدواج موقت جایگزین ازدواج دائم و یا هم ردیف و درکنار او باشد؛ بلکه اگر ناچار شدیم و فرصت و یا شرایط ازدواج دائم به هر دلیلی برای ما میسر نبود، خودمان را اَلوده نکنیم. شرع مقدس راه دیگری برای حفط عفاف ما اندیشیده و اَن ازدواج موقت است. وظیفه مراجع، دانشمندان و همه متدینان است که ازدواج موقت را به شکل صحیح اَن ترویج کنند. اما همواره باید بدانیم که، این راه اضطراری، فرعی و در شرایط خاص است.
دانستن این نکته ضروری است که بسیاری از مراجع تقلید، اگرچه فتوای اَشکار بر لزوم اجازه پدر ندارند اما به نظر اَنان بنا بر احتیاط وجوبی، اجازه پدر برای عقد دائم و موقت لازم است. این به جهت سوء استفادههای بسیاری است که در روابط پسر و دختر دیده شده و رعایت چنین احتیاطهایی در بسیاری از موارد شایسته و بایسته است. به عنوان نمونه برای حفظ و گسترش بهداشت جامعه، اگر حدود چهار در ده هزار، احتمال بروز بیماری خاص وجود داشته باشد، همگی افراد واکسینه میشوند؛ در حالی که اَ مار ناهنجاریها در روابط پسر و دختر، بسیار بالاتر است. حتی در مواردی که احتمال سوء استفاده نیز وجود دارد، مسئولان تدابیر لازمی را پیش بینی میکنند.
به طور مثال قرص کدئین دار برای بیماران و به طور آزاد و بدون نسخه پزشک در داروخانه عرضه میشد، و کسی ممانعتی نمیکرد: اما وقتی دیدند عد های بی تعهد و مسئولیت برای مصرف اعتیاد خود به داروخانهها مراجعه کردند و در واقع نه بیماران نیازمند، بلکه معتادان ولگرد از این قرص استفاده میکنند، شرایط عرضه و تقاضا سخت شد و شبیه این مسئله در ازدواج موقت نیز رخ داده است.
بررسی آثار ازدواج موقت
از اصول مسلم مذهب تشیع، مشروعیت “ازدواج موقت “است تا جایی که در زمان ائمه اطهار? گاه برای معرفی تشیع یک شخص میگفتند: "او رای به مشروعیت متعه( ازدواج موقت )میدهد " [۱۴].
امام صادق ?میفرماید: “کسی که متعه را حلال نشمرد، از( شیعیان)
ما نیست "۰[۱۵] اَن حضرت زمانی که سخن از ازدواج موقت به میان می اَمد، بارها به مخاطب خویش میفرمود: "من دوست دارم سنت رسول خدا? را احیا کنی "[۱۶].
احیای سنت، به معنای رواج اَن در جامعه است. رواج ازدواج موقت، فواید فراوانی به دنبال دارد که مطلوب و مورد نظر شارع مقدس است. این اَثار و برکات به قدری فراوان است که احیای اَن را ضروری میشمارد. در جوامع فعلی ازدواج به صورت یک معضل برای جامعه در اَمده است. مشکلاتی مانند اشتغال و ادامه تحصیل، تا سالهای متمادی ازدواج را برای یک جوان غیرعملی نموده است. این در حالی است که فیزیولوژی طبیعی بدن انسان، تغییری نیافته است و او همچنان در سالهای اَغازین نوجوانی به بلوغ جنسی میرسد. در جامعه ما فاصله بین بلوغ جنسی تا فراهم شدن موقعیت اجتماعی نزدیک به سیزده سال است. اَیا میتوان به این غریزه گفت: "به علت نبودن شرایط لازم، از خواستههای ظبیعی خود دست بردار"؟ اندیش ورزانی چون شهید مطهری، بهشتی، باهنر و متفکّر غربی برتر اندراسل، در همین رابطه تأکید کردهاند: رهبانیت و پارسایی مطلق و نادیده گرفتن این غریزه- با آن امواج نیرومند و توفنده- غالباً امکان پذیر نیست. عقل و شرع نیز، غرق شدن در ورطه کمونیسم جنسی و بی بند وباری را نمیپذیرند. حال چه باید کرد؟ با اندکی تأمل روشن میشود که تنها راه ممکن و عملی، "ازدواج موقت " است؛ حتی برخی از روشنفکران غربی- مانند: قاضی لینذری و برتراندراسل- نیز به این نتیجه رسیدهاند. چرا که راه معقول دیگری وجود ندارد. پیشنهادهایی مانند رفع مشکل اشتغال و مسکن اگرچه اساسی است: اما پا از مقوله "حرف " فراتر نمیگذارد و میرود تا زمان عملی شدن اَن، راهی جز ازدواج موقت نیست.
نکته قابل توجه اینکه: مخاظب اصلی و عمده ازدواج موقت، "پسران مجرد" و "زنان همسر از دست داده " میباشند- نه "دختران مجرد نونهال و مردان متأهل "- و به عبارت روشن تر کسانی که "نیاز" به این نوع ارضای جنسی دارند و خطری آنان را تهدید نمیکند.
در این جا به صورت مختصر بخشی از احکام شرعی و قوانین حقوقی ازدواج موقت بیان میشود.
عقد ازدواج- که به واسطه اَن زن و مرد بر یکدیگر حلال میشوند- دو قسم است: دائم و غیر دائم.
“عقد دائم “ اَن است که مدت زناشویی در آن معین نشود( و پایان اَن طلاق، فسخ یا فوت) باشد “عقد غیر دائم “ اَز است که مدت زناشویی در آن معین شود، برای مثال مرد، زن را به مدت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا بیشتر عقدکند، زنی که به این قسم عقد شود، “متعه “مینامند.
در ماده ۱۰۷۵ قانون مدنی آمده است: "نکاح وفتی منقطع است که برای مدت معینی، واقع شده باشد".
در زناشویی- چه دائم و چه غیر دائم- باید صیغه خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد میخوانند، یا دیگری را وکیل میکنند که از طرف آنان بخواند [۱۷].
در ماده ۱۰۷۶ قانون مدنی اَ مده است: مدت نکاح منقطع، باید کاملاً معین باشد. ماده ۱۰۹۵ نیز میگوید: “در نکاح منقطع “عدم ذکر مهر در عقد موجب بطلان است؛ یعنی، اگر صیغه عقد موقت جاری شود؛ ولی نگوید: “علی المهر المعلوم " یا “به مهری که معین شد “، عقد باطل است وگویا اصلا عقدی جاری نشده است.
صیغه عقد موقت
اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را به زبان عربی بخوانند، بعد از آنکه مدت و مهر را معلوم و مشخص کردند: زن میگوید: “رْؤَجتک نفسی فی المدة المعلومة علی المهر المعلوم “ و بعد مرد بدون فاصله میگوید: “قبلتُ “[۱۸] اگر خود زن و مرد نتوانند صیغه را به عربی) صحیح) بخوانند،به هر زبانی که صیغه را بخوانند صحیح است و لازم نیست وکیل بگیرند؛اما باید لفظی را بگویند که معنای “زوَّجْت “و “قَبِلت “ را بفهماند! برای مثال زن به مرد بگوید: "خود را زن تو نمودم در مدت معین شد" ، به مهر معین شده لما و مرد بلافاصله بگوید: “قبول کردم”.
نکته قابل توجه اَنکه اگر درصیغه عقد موقّت، مدت را ذکر نکنند و نگویند: “فی المدة المعلومة “ یا “در مدت معین شد ه”، عقد موقّت تبدیل به عقد دائم میشود، و بنا بر نظر برخی فقها، عقد باطل میگردد[۱۹]. ازدواج موقّت، اگر چه برای لذت بردن هم نباشد، صحیح است [۲۰]. در این نوع ازدواج، نفقه و مخارج زن بر عهدهء مرد نیست؛ مگر اَنکه در عقد شرط شده باشد که مرد نفقه زن را بپردازد [۲۱]زنی که ازدواج موقّت کرده، میتواند بدون اذن شوهر از خانه بیرون برود؛ ولی اگر به واسطه بیرون رفتن حق شوهر از بین میرود، بیرون رفتن حرام است [۲۲]
در اثنای مدّت و قبل از پایان، شوهر میتواند مدت را ببخشد؛ یعنی، با گفتن “مدت را بخشیدم “، به این زناشویی پایان دهد[۲۳]
چند نکته ضروری:
۱. زن در یک زمان، نمیتواند همسر دو مرد باشد، چه یکی دائم و دیگری موقت باشد.
۲. زن نمیتواند پس از پایان ازدواج موقت، بلافاصله به عقد دیگری در اَید؛ مگر اَنکه عمل نزدیکی صورت نگرفته باشد یا زن "یائسه " باشد [۲۴].
۳. مدتی که زن نمیتواند شوهر دیگری اختیار کند، زمان "عده " میگویند. "عده ازدواج موقت " به اعتقاد برخی از فقهاء "دو حیض " است: یعنی، زن باید صبر کند بعد از پایان مدت ازدواج، دو بار عادت ماهانه شود و اگر زن با اینکه در سن و سالی است که طبیعتأ باید حیض شود، ولی به عللی حیض نمیشود، عده او ۴۵ روز است.
۴. در عقد موقت،” نَسَب “ فرزند ، (به مرد ملحق میشود) اگر چه منی را در بیرون ریخته باشد و به اصطلاج عزل نموده باشد)[۲۵]: چون به دلایلی احتمال اَن هست که طفل، فرزند مرد باشد.
۵. تربیت، سرپرستی( حضانت )و نفقه فرزند حاصل از ازدواج موقت، مانند فرزند حاصل از ازدواج دائم است و تفاوتی ندارد. در ماده۱۱۹۹ قانون مدنی اَ مده است: “نققه اولاد بر عهده پدر است “ و فرقی بین فرزند ازدواج دائم و غیر دائم نگذاشته است.
۶. زنی که ازدواج موقت کرده، اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند، عقد و شرط صحیح است و شوهر فقط میتوان لذتهای دیگر از او ببرد؛ ولی اگر زن بعداً به نزدیکی راضی شود، شوهر میتواند نزدیکی کند. [۲۶]
۷. اگر زن بگوید: مانعی برای ازدواج( مانند شوهر داشتن و در عده بودن )
ندارد و دارای شرایط لازم است: مرد- در صورتی که احتمال دهد زن درگفته خود صادق است- بدون تحقیق میتواند گفته او را بپذیرد [۲۷].
۸. اگر دختر باکره و رشیده [۲۸]باشد، بیشتر فقها برای ازدواج او، اذن ولی را شرط میدانند.
آثار و فواید ازدواج موقت
۱. پیشگیری از زنا
اگر برای مرد یا زن بدون همسر، ازدواج موقّت ممکن باشد، هرگز به سوی عمل ناروای زنا کشیده نمیشود؛ چرا که این عمل، در هر دین و مسلکی و مطابق هر عرف و فرهنگی، گناه و عملی بسیار زشت است و به طور طبیعی انسان رفتاری را که زشت میداند، مرتکب نمیشود. اَ ری اگر برای پاسخ گویی به خواستی درونی و نیرومند، راه دیگری نیابد، به آن چیزی روی می اَ ورد که خود نیز به زشتی اَن اَگاه است !!
در حدیثی معروف از امام علی ? و امام صادق ? آمده است: " اگر خلیفه دوم از ازدواج موقت نهی نکرده بود، هیچ کس زنا نمیکرد؛ مگر شقی "[۲۹]. “شقی “ به معنای انسان پست وبدبخت است و مراد از اَن در اینجا کسی است که با وجود راه حلال و مشروع، به سراغ راه حرام میرود!
۲. حفط ایمان و بندگی
گناه، اصلیترین مانع بندگی خداوند متعال و یکی از عوامل بازدارنده،از پذیرش حق و اخلاق نیک است. از رایجترین گناهان در میان قشر جوان، مفاسد ناشی از غریزه جنسی است. هیجانات جنسی دوران تجرد، او را از یاد خدا باز داشته، از پذیرش نصایح و موعظههای اخلاقی و بروز اَن، در اعمال و رفتارش منع میکند! ازدواج موقت این هیجانات را از بین برده یا لا اقل از شدت اَن میکاهد. اینجاست که زمان بازگشت به فطرت خداجویی فرا میرسد و زمینه پذیرش اخلاق حسنه مهیا میگردد.
مرحوم شیخ حر عاملی درکتاب نفیس وسا یل الشیعه [۳۰]روایات فراوانی را در این مورد نقل میکند که یکی از سنتهای اسلامی ازدواج موقت است و رسول خدا?و ائمه ? نمیپسندیدند که این سنت رها شود.
۳. دفع فحشا از طریق رفع نیاز مالی متعه شوندگان
یکی از عوامل رو اَوردن افراد- به خصوص زنان- به فساد و فحشا فقر و نیاز مالی است.
وقتی زنی همسر خود را از دست میدهد، در بسیاری از موارد با کار و تلاش، هزینه زندگی خویش را تأمین میکند. اما چنین نیست که همه این افراد، بتوانند نیازمندیهای زندگی خود را از راه اَبرومندانهای به دست اَ ورند و بر این نداری صبر کنند! اینجا است که بعضی از لغزشها و خطاها آغاز میگردد و شخص گرفتار غرقاب فساد و فحشا میشود.
حال اَ یا پسندیده تر و عاقلانه تر نیست که این گونه افراد، با ازدواج موقت، علاوه بر رفع نیاز مالی، خود را به اَلودگی نکشانند و به پاکدامنی جامعه کمک کنند؟!
۴. پیشگیری و درمان انحرافات
"زنا" اگر چه در مذاهب گناه محسوب میشود، اما در علم سکسولوژی انحراف به حساب نمی اَید(! )ولی اعمالی مانند همجنس بازی، استمنا و... انحراف محسوب میشود( علاوه بر حرمت شرعی ). این انحرافات - علاوه بر دارا بودن اَثار خطرناک جسمی، جنسی و روانی- از اَفات جوامع امروزی به شمار میآید و عمدهترین دلیل اَن، تأخیر در امر ازدواج است. روشن است که در شرایط موجود، تنها راه نجات از این انحرافات و بن بست به وجود اَمده، ازدواج موقّت است که مشکلات ازدواج دائم را با خود ندارد.
۵. ییشگیری از سوء استفاده جنسی
غریزه جنسی شامل تمام انسانها و افراد- از هر تیره و رنگ و با هر فرهنگ و مرام- میشود و در همه افراد نوع بشر وجود دارد. استعمارگران و زراندوزان و سودجویان، همواره به فکر سوء استفاده از این نعمت خدادادی بوده و هستند. کشور اسلامی “اندلس “، با همین شیوه سرنگون شد و به کشور مسیحی نشین “اسپانیا” تبدیل گشت! امروز دولتهای استعماری، مردم کشورهای جهان سوم و حتی مردم خود را، در فساد غرق نموده و از غفلت به وجود اَمده، حداکثر استفاده را میبرند! دشمنان کشور ما نیز سال هاست از این حربه برای ضربه زدن به ما سود میجویند که از اَن تحت عنوان "تهاجم فرهنگی " یاد میکنیم. در این بین افراد سودجوی بسیاری نیز از آب گل اَلود ماهی میگیرند! چه بسیار شرکتهای بزرگ فیلم، عکس و... که از این طریق نان میخورند؛البته به قیمت عفت و شرافت انسانها!! مراکز فساد و باندهای فحشا نیز قارجهای سمی این بوستان فساد هستند. بدون تردید در جامعهای که مردم پای بند به پاکدامنی و فضیلت باشند اگر ازدواج موقت رواج داشته باشد، هرگز جای پایی برای مهاجمان فرهنگی و سوداگران عفت و پاکدامنی باقی نمیماند. در واقع موثرترین راه مقابله با "تهاجم فرهنگی "، احیای ازدواج موقت است و بدون این سنت، سایر کارها، اَب در هاون کوبیدن است.
۶. پیشگیری از شدت مجازات
یکی از احکا م شدید اسلام، حد “زنا” است. تازیانه، قتل با شمشیر، سنگسار و... ازکیفرهای این عمل نامشروع است. اسلام- به رغم این دستورات- راههای صحیحی نیز برای ارضای غریزه جنسی، فراروی بشر قرار داده است.
سنگسار کردن( در مقام تشریع )وقتی امکان دارد که همراه یا مقدم بر اَن، شرایط ارضای صحیح نیز فراهم باشد، پس نمیتوان به جوانی که قادر به ازدواج دائم نیست گفت: ازدواج موقت نکن و اَنگاه که مرتکب خطا و لغزش شد، تازیانه بر سر و رویش زد!!
در هر صورت اجرای اَن مقدار از حدود الهی هم که خداوند رعایت اَن را واجب کرده، با رواج ازدواج موقت قابل پیشگیری است.
۷. حفط احترام و امنیت بانوان وکاهش جنایت ها
با وجود تمام محدودیتهای اجتماعی، باز در گوشه و کنار کشور خود برخوردهای ناهنجار و ناشایستی، با زنان و دختران صورت میگیرد. مزاحمتهای خیابانی و دهها مورد دیگر، نمونههایی از این گونه رفتارهای پرخطر است. حتی گاهی برخی از افراد بزهکار، پا را از حد مزاحمت فراتر گذاشته و دست به جنایت و قتل میزنند. اخبار قتل زنان و دختران- که مدام بر صفحه جراید به چشم میخورد و دل را می اَزارد- گواه این مطلب است. این مزاحمتها جنایتها، عمدتأ معلول طغیان شهوت و غریزه جنسی است که انسانی را تبدیل به یک مزاحم یا جانی میکند.
به راستی اگر ازدواج موقت جایز و تخلیه شهوات میسر بود، باز به این گونه اعمال دست میزدند؟ بنابراین با ازدواج موقت و در نتیجه اَرام گرفتن روح و روان جوانان، احترام و امنیت دختران که امروز مطمع هر چشم ناپاک! و جوان سرکشی است، حفط میگردد.
۸. عدم احساس گناه در ازدواج موقت
برخلاف اَنحه مخالفان ازدواج موقت میگویند- که این ازدواج تفاوتی با فساد و فحشا ندارد- تفاوتهایی بین این ازدواج و روابط نامشروع وجود دارد. در روابط نامشروع، طرفین احساس گناه و تنفر میکنند و بعد از هر اَ لودگی، دچار عذاب وجدان و اَشفتگی روحی میشوند! به خصوص جامعه ما که دارای ساختار مذهبی است. طبق گفته برخی از متخصصان گاهی این گونه افراد، تحت تأثیر " حس تنفر" دچار استفراغ میشوند. اما فرد در ازدواج موقت نه تنها چنین احساسی ندارد: بلکه در صورت آشنایی با احادیث مربوط به ازدواج موقت میتواند در خود احساس تکامل و ثواب نماید. از جمله در روایتی از امام جعفر صادق ? آمده است: در شب معراج وقتی که پیامبر? به اَسمان برده شد، جبرئیل ? به اوگفت ای محمد! خداوند- تبارک و تعالی- میفرماید: "همانا به طور قطع، من متعه کنندگان از امت تو را بخشیدم،"[۳۱]
۹.امکان اعمال محدودیت در روابط جنسی
در ازدواج دائم یکی از وظایفشرعی زن، پاسخ به درخواست مرد برای ارتباط جنسی کامل است: اما در ازدواج موقت زن با توافق مرد( در هنگام عقد ) میتواند شانه از زیر بار این مسئولیت خالی کند. به عنوان مثال اگر زنی بدون شوهر خواسته باشد با مرد نامحرمی معاشرت و رفت و اَمد داشته باشد و در عین حال از سختی پوشش لازم رها باشد؛ میتواند با اجرای صیغه عقد موقت - به شرط عدم نزدیکی- محرمیت ایجاد کند ۱.
بنا بر گفته بسیاری از نویسندگان، زن و مرد در این ازدواج- حتی بدون توافق طرفین- میتوانند از انعقاد نطفه جلوگیری کنند.
۱۰. کاهش زاد و ولد فرزندان نامشروع
غرایز انسان به هر طریق ممکن، خود را نشان میدهد و اَثار اَنها در اعمال و رفتار او اَشکار میشود. اگر راه صحیح و مشروعی نباشد، از راه نادرست و غیرمشروع، نیازهای خود را پاسخ میدهد! غریزهء شهوت نیز چنین است. اگر راه صحیحی برای ارضای آن وجود نداشته باشد، انسان به بیراهه کشیده میشود و اَثار و نتایج شومی را به بار می اَورد که از اَن جمله فرزند نامشروع است. با کمال تاسف در تمام جوامع، این پدیده نامبارک- با شدت یا ضعف- وجود دارد. در حالی که اگر انسان فراروی خود را صحیح و مشروع ببیند به اَن روی می اَ ورد. اگر فردی هم به وجود اَید، مشروع و قانونی خواهد بود.
۱۱. جلوگیری از هدر رفتن فرصتها و استعدادهای جواتان
از بدترین پیامدهای تاخیر در ازدواج، سرگردانی جوانان است. کسانی که از نعمت زن و فرزند محروم اند و پناهگاه گرمی برای عواطف و احساسات خود ندارند و از سویی به مقتضای سن و سالشان، اَتش شهوت در درونشان زبانه میکشد و لحظهای اَرامشان نمیگذارد: چه بکنند؟ اَیا خود را مدام سرگرم مطالعه، تفریح و ورزش کنند؟ باید اعتراف کرد، بیشترین وقت جوانان به بطالت و بیهودگی میگذرد. عمر گران مایه و دوران طلایی جوانی، امانتی است از خداوند متعال برای تکامل معنوی و سیر به سوی او؛ نه پرسه زدن در خیابانها و پارکها و نشستن بر روی صندلی سینماها و استادیوم ها! تا کی باید کار مفید جوانان، تماشای ویترین بوتیکها و پوشیدن جدیدترین مدلها و مدها باشد؟! اگر جوانان ما بتوانند از راه صحیح، اَتش غریزه را در درون خود خاموش کنند، دچار بطالت وبیهودگی نمیشوند واستعدادهای خدادادی ضایع نمیگردد. به نظر میرسد یکی از راههای صحیح و عملی آن- با توجه به شرایط فعلی- چیزی جز ازدواج موقت نیست ۱.
۱۲. اتتخاب زمان جدایی از سوی زن و مرد
در ازدواج دائم- به دلیل وجود مصالحی- حق طلاق تنها به دست مرد است و زن هیچ گاه حق ندارد مستقلاً ا قدام به طلاق کند. مرد نیز هرگاه تصمیم به طلاق گرفت، باید شرایطی- مانند پاک بودن زن از عادت ماهانه و شاهد گرفتن- را مراعات کند، ولی در ازدواج موقت زن همچون مرد، میتواند در هنگام عقد زمان جدایی و به اصطلاح پایان مدت را معلوم کند. علاوه بر این از اَنجا که جدایی در ازدواج موقت، با توافق قبلی صورت میگیرد، همراه با ناراحتی و کشمکش نیست( بر خلاف جدایی در ازدواج دانم).
.[۳۲] منظور برای دوران درمان بلوغ و ازدواج دائم است.
۱۳. از عمدهترین مشکلات ازدواج، تهیه مسکن است تا جایی که یکی از علل اصلی تأخیر جوانان در ازدواج، نداشتن مسکن است. در ازدواج موقت احتیاج به مسکن- اَن گونه که در ازدواج دائم لازم است- نمیباشد. در ازدواج موقت- که معمولاً کوتاه مدت صورت میگیرد و زوجین فقط ساعات خاصی از شبانه روز را در کنار هم هستند- زن و مرد میتوانند این ساعات را در هتل یا هر جای مناسب دیگری سپری کنند.
۱۴. عدم نیاز به درآمد کلان
در ازدواج موقت، نیازی به شغل دائمی و دراَ مد مکفی- که از عمدهترین مشکلات ازدواج جوانان است- نیست. مرد همان اندازه که بتواند مهریه زن را بپردازد، کافی است و لازم نیست حتماَ درآمدی در حد اداره یک خانواده داشته باشد.
۱۵. حصول آرامش روانی
هر هیجان جنسی که بدون پاسخ بماند، یک شوک روحی است و ایجاد عقده روانی میکند. نا اَرامی حاصل از غریزه جنسی، چنان عمیق است که حتی یک روان شناس ماهر میتواند از نحوه نشسشن یک شخص با توجه به نا اَرامی جسمیِ او پی به نا اَرامی جنسی وی و به عبارت دیگر پی به "مجرد بودن " او ببرد! و یا به عنوان مثال مواردی داریم که یک دانشجو، در صورت عدم ارضای خود، نمیتواند درس بخواند[۳۳]! با رواج ازدواج موقت در جامعه، جوانان آرام گرفته، مجبور نیستند با سرکوب کردن نیازهای جنسی خود، شکنجه شوند. در نتیجه اَرامش روانی و نتایج آن، از مهمترین فواید ازدواج موقت است.
دلایل منتقدان ازدواج موقت
۱. عدهای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانستهاند. این عده همیشه پیرمرد پولداری را تصور میکنند که برای خوشگذرانی، دختری را صیغه میکند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها میسازد، یا مرد زن داری که با بی اعتنا به خانواده اش، هر روز به دنبال یک زیبارویی است که بتواند او را اسیر کند وکام گیرد و..!!
در جواب این اشکال گفتنی است که همه اَ زادیهای قانونی و تاسیسهای حقوقی، میتوانند مورد سوء استفاده قرارگیرند. برای مثال حق رانندگی - که یک حق مشروع و پسندید ها ی است- از سوی عد های، به بدترین شکل مورد استفاده قرار میگیرد و حتی منجر به وارد اَمدن خسارت جانی و مالی به دیگران میشود! اَ یا میتوان گفت: حق رانندگی نکوهیده و پلید است !؟ در حالی که چنین نیست. پس اگر عد ها ی از این نهاد حقوقی بهره برداری نادرست کنند، این امر خدشهای به اصل اَن وارد نمیکند؛ بلکه ایراد به خود این افراد یا گریزگاههای قانونی و... وارد است.
۲. عدهای دیگر با تشبیه ازدواج موقت به کرایه و اجاره، سعی دارند وا نمود کنند زنی که صیغه میشود، در واقع به اجاره زوج خویش درمی اَید و این را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او میدانند.
در پاسخ گفتنی است اَنچه خلاف شأن زن است، این است که زن همچون کالایی- بدون هیچ حق و حقوقی و بدون هیچ ضابطهای- مورد بهره برداری جنسی قرارگیرد: یعنی، دقیقاَ آنچه که در دنیای غرب اتفاق میافتد و یا اَنچه که در نزد افراد لا ابالی و بی بند و بار در مشرق زمین میگذرد! حال اَیا این چنین مورد سوء استفاده قرارگرفتن، خلاف شأن زن است یا اینکه او به طور قانونی و مشروع با حفظ حقوقش، ازدواج موقت کند؟
به فرض که این عقد در مواردی، شبیِه عقد اجاره باشد، آیا این دلیل میشود که این دو عقد یکی باشند؟ در حالی که میدانیم این دو عقد، در بعضی از اوصاف با یکدیگر تفاوت دارند.
نکته دیگر اینکه مخالفان گمان میکنند در ازدواج موقت فقط مرد است که بهره میبرد و زن در اینجا هیچ بهرهای نمیبرد؛ در حالی که این بهره مندی مربوط به دو طرف است و همان طور که زن در مقابل مرد تکالیفی دارد، دارای حقوقی نیز است.
۳. عد ه ا ی دیگر متعه و نکاح منقطع را سدّی در جهت تشکیل خانواده میدانند؛: چرا که افراد اگر برای ارضای نیازهایشان، به سهولت دسترسی به دیگری داشته باشند، انگیزه شان برای تشکیل دائمی خانواده کم میشود [۳۴]
در پاسخ باید گفت؛ اَنچه منظور نظر این نوشتار است، تشویق و ترغیب به ازدواج دائم است و ازدواج موقت به عنوان یک راه فرعی و اضطراری تأکید شده است. به طوری که اگر بنا بر شرایطی مرد یا زن نیاز به ارضای جنسی داشت و از راه ازدواج دائم ممکن نبود، از طریق ازدواج موقت و به طور مشروع اقدام کند و از آلودگیها و زیانهای بی بند وباری وگناه به دور بماند.
بخش دوم: احکام روابط
ریبه و تلذذ
پرسش ۱۸. مقصود از “ریبه “ و “تلذذ” در رسالههای مراجع چیست؟
منظور از “ریبه “، ترس افتادن به گناه و حرام است و منظور از “تلذذ” همان لذت جنسی است. اگر نگاه به دیگری با یکی از این دو مشخصه همراه باشد، از نظر شرع مقدس حرام میگردد. گاهی انسان تنها به جهت لذت بردن به زن نگاه میکند؛ بی اَ نکه بترسد به گناه کشیده شود وگاهی نگاه از روی لذّت نیست؛ بلکه ترس اَن است که به دنبال اَن گناهی انجام گیرد و مقدمه ارتکاب حرام گردد. این دو نوع نگاه حرام است. گاهی ممکن است که نگاه به زن توأم با دو عنوان یاد شده باشد؛ در این صورت گناه اَن شدیدتر است. [۳۵]
دختر رشیده
پرسش ۱۹. متظور از دختر بالغ رشیده چیست؟ معمولاً در چه سنی به این حد میرسد؟ همه مراجع: دختر رشیده، به دختری میگویند که منفعت و مصلحت زندگی خویش را به خوبی تشخیص دهد و در امر ازدواج تنها تحت تاثیر غریزه جنسی و عاطفه خود قرار نگیرد. این امر در اشخاص مختلف تفاوت پیدا میکند و امکان ندارد سن خاصی را برای اَنان تعیین کرد. [۳۶]
سن تمییز
پرسش۲۰. سن تمییز در پسر و دختر بچه در احکام نگاه و پوشش، چه سنی است؟
زمانی که بچه( دختر یا پسر )خوب و بد را در نگاه جنس مخالف فهمیده و احتمال تحریک شهوت در او برود، سن تمیز است.[۳۷]
راههای محر میت
پرسش ۲۱. به طورکلی دختر و پسر، از چند راه میتوانند با یکدیگر محرم شوند؟ زن و مرد از سه راه به یکدیگر محرم میشوند: نسب( خویشاوندی )، رضاع
( شیرخوردن) و ازدواج.
راه سوم( ازدواج )در فقه بر دو قسم است: دائمی و موقت. عقد دائم اَن است که مدت زناشویی در اَن تعیین نشود و عقد موقت اَن است که مدت زناشویی در اَن تعیین شود. برای مثال زن را به مدت یک ساعت، یک روز، یک ماه، یک سال وبیشتر عقدکنند. زنی که به این قسم عقد شود، متعه و صیغه گفته میشود.[۳۸]
صیغه خواهر و برادری
پرسش ۲۲. آیا هیچ راه شرعی و قانونی- به جز ازدواج- وجود داردکه دو جوان روابط مشروع با هم داشته باشند؟ آیا در اسلام چیزی به نام صیغه خواهر و برادری وجود دارد؟
همه مراجع: خیر، تنها راه ازدواج- به طور دائم یا موقّت- است و صیغه خواهر و برادری با نامحرم، مشروع نیست. [۳۹]
پرسش ۲۳. ما دو نفر همکار مجرد هستیم، برای آنکه روابطمان از نظر شرعی دچار مشکل نشود و به گناه کشیده نشویم؛ میتوانیم بدون اجازه پدر دختر، صیغه محرمیت بخوانیم؟
همه مراجع: روابط کاری و تحصیلی باعث نمیشود، اذن پدر یا جد پدری دختر از اعتبار بیفتد.[۴۰]
مخالفت پدر
پرسش ۲۴. در صورتی که دختر و پسری هم کفو باشند؛ ولی پدر دختر مخالف ازدواج آنها باشد، آیا باز هم رضایت او لازم است( باید توجه داشت دختر با لغ و رشیده است و نیاز به ازدواج دارد )؟
همه مراجع (به جز بهجت، خامنهای، صافی و تبریزی): اگر پسر- شرعاً و عرفاً-
است و به عقد دائم تبد یل نمیشود( ر. ک:سیستانی، وحید، تبریزی، منهاج الصالحین، فی عقد المتعه و مکا رم، ۱ ستفتاءاَت، ج ۲، س ۰۱۰۰۸) کفو و همتای دختر باشد، اجازه پدر لازم نیست. [۴۱]
آیات عظام بهجت و تبریزی: اگر پسر- شرعأ و عرفاً- کفو و همتای دختر بوده و ازدواج به مصلحت او باشد، اجازه پدر لازم نیست.[۴۲]
آیات عظام خامنهای و صافی: اگر پسر- شرعاً و عرفاً- کفو و همتای دختر باشد و کفو دیگری نیر پیدا نشود، اجازه پدر لازم نیست.[۴۳]
پرسش ۲۵. آیا اظهار عشق و محبت بین دختر و پسر به منظور ازدواج، گناه است؟ همه مراجع: اَری، این کار حرام است.[۴۴]
پرسش ۲۶. تفریح و رفتن به گردش با نامزد خود- که هنوز عقد نکرده است- چه حکمی دارد؟
هعه مراجع: تا زمانی که عقد شرعی خوانده نشده، جایز نیست.[۴۵]
وجوب عقد موقت
پرسش ۰۲۷ اگرکسی به واسطه نداشتن همسر و نبود شرایط ازدواج دائم، به گناه میافتد، آیا ازدواج موقت برای او واجب میشود؟
همه مراجع: اگر امکان داشته باشد، ازدواج بر او واجب میشود؛ هر چند به طور موقت.[۴۶]
رابطه نامشر وع
پرسش ۲۸. با یک دختری( رشیده )رابطه نامشروع داشتم که موجب بی عفتی ایشان گردیده !! آ یا بدون اذن پدر ایشان میتوانم با او ازدواج کنم؟
همه مراجع( به جز بهجت، سیستانی): اَری، در اینجا اجازه لازم نیست. [۴۷]
آیات عظام بهجت و سیستانی: باید با اجازه پدر یا جد پدری باشد.[۴۸]
مشر وعیت ازدواج مو قت
پرسش ۲۹. آیا در قرآن مجید آیهای در باره ازدواج موقت آمده است؟
خداوند متعال در سوره نساء به حلیت متعه( عقد موقت )اشاره فرمود:
( فَمَا اسْتَمْتَعْتمْ بِهِ مِنْهُنّ فَاَتوهُنَّ اُجورَهُن فَرِیضَة )[۴۹]؛ "و زنانی را که متعه( ازدواج موقت) میکنید. واجب است است مهرشان را بپردازید".
به گواهی بیشتر مفسران اهل تسنن و همه مفسران شیعه، این اَیه مربوط به ازدواج موقت است. روایات فراوانی از اهل بیت ?! در ذیل آیه وارد شده که اَن را به متعه تفسیر و تبیین میکند "واژة متعه "- که "استمتعتم " از اَن گرفته شده- در لغت به معنای بهره گیری است، ولی در اصطلاح شرع، به معنای ازدواج موقت است. گذشته از اَیه، روایات فراونی از پیامبر? اَ مده که ازدواج موقت در اَغاز عصر رسالت مشروع و حلال گردیده و اتفاق عموم دانشمندان شیعه و سنی بر جواز اَن بوده است و حتی مسلمانان د ر اَغاز اسلام به آن عمل میکردند. منتها مخالفان مدعی اند: این حکم بعدها نسخ و تحریم شده است. البته بدیهی است که هیچ کس- جز پیامبر اسلام- حق نسخ احکام را ندارد و تنها او است که میتواند به فرمان خدا پارهای از احکام را نسخ کند. جالب اینکه جمله معروف خلیفه دوم [۵۰]، به طور صریح دلالت میکند که این حکم نسخ نشده و او خود این امر را حرام کرده است؛ به هر حال اصل حکم مسلم بوده و هیچ دلیل قانع کنندهای بر نسخ اَن وجود ندارد.[۵۱]
پرسش۳۰. نظر مراجح تقلید درباره ازدواج موقت چیست؟
تمامی مراجع بزرگوار تقلید درباره ازدواج موقت میگویند: ازدواج موقّت یکی از احکام مسلم فقهی است که اگر با شرایط و رعایت موازین شرعی انجام شود، حلال و جایز است.[۵۲]
صیغه فارسی
پرسش ۳۱. آیا زن و مرد میتوانند خودشان صیغهء ازدواج را به فارسی بخوانند، یا اینکه باید وکیل بگیرند تا عربی خوانده شود؟
آ یات عظام امام، خامنهای، سیستانی، صافی، مکارم، نوری وحید: اگر نمیتوانند خودشان به صورت عربی صحیح بخوانند، میتوانند به فارسی و یا هر زبان دیگری صیغه را اجراکنند؛ ولی باید در همان زبان، لفظی را بگویند که معنای "زوجت" و "قبلت" را بفهماند و لازم نیست وکیل بگیرند.[۵۳]آیة الله بهجت: خواندن عقد نکاح به زبان فارسی ویا هر زبان دیگری، جایز است؛ هر چند توانایی بر خواندن زبان عربی هم داشته باشند و وکیل گرفتن لازم نیست.[۵۴]
آیات عظام تبریزی و فاضل: اگر نمیتوانند خودشان به صورت عربی صحیح بخوانند، چنانچه گرفتن وکیل برایشان ممکن باشد- بنابر احتیاط واجب- باید وکیل بگیرند و اگر ممکن نیست، میتوانند خودشان به زبان فارسی و یا هر زبان دیگری صیغه را اجراکنند؛ ولی باید در همان زبان، لفظی را بگویند که معنای "زوجت"، و "قبلت" را بفهماند.[۵۵]
تبصره. صیغه عقد دائم به زبان فارسی این است که پس از تعیین مهر، نخست دختر بگوید: "خود را همسر تو کردم به مهر تعیین شده". سپس مرد بگوید: "این ازدواج را قبول کردم".
پرسش ۰۳۲ اگر دختر و پسری بخواهند خودشان صیغه عقد موقت پخوانند،کیفیت آن به چه شکل است؟
همه مراجع: پس از تعیین مهر و مدت عقد و رعایت شرایط عقد( مانند اجازه پدر دختر )، نخست دختر بگوید: "زَؤَجْتک نَفْسی فِی الْمدَهِ الْمَعْلومَةِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ" و پس از اَن بدون فاصله( طولانی) پسر بگوید: "قَبِلْتُ التَّزْویجَ". تبصره. فرق عقد دائم و موقت در تعیین مدت است؛ یعنی در عقد موقت علاوه بر مهر، مدت نیز تعیین میشود ولی در عقد دائم فقط مهر تعیین میگردد.
عقد موقت و زنا
پرسش ۳۳. فرق عقد موقت با زنا در چیست؟
بعضی از تفاوتهای عقد موقت و زنا به شرح ذیل است:
۱. صیغه موقت یک نوع ازدواج است؛ همان طور که ازدواج دائم نوع دیگری از ازدواج است و هر دو شرایط و احکام خاص خود را دارد که از جمله اَن ذکر صیغه عقد، مهریه و مدت است. اما زنا بدون توجه به این شرایط( مثل نخواندن صیغه عقد )کاری صورت میگیرد.
۲. در ازدواج موقَت نسبت به دختر باکره، اجازه پدر و یا جد پدری او لازم است؛ در نتیجه این کار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهانکاریها صورت میپذیرد.
۳. در ازدواج موقت، زن باید بعد از تمام شدن مدت عقد، عده نگه دارد؛ ولی در زنا این قانون وجود ندارد.
۵. در ازدواج موقت، مرد مسئولیت پذیر است و توابع این ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالی میپذیرد؛ در حالی که در عمل نامشروع این امر وجود ندارد.
۶. در ازدواج موقت " روابط " براساس "ضوابط " شکل میگیرد و ارضای جنسی به صورتی نظام مند و قانونی، پاسخ داده میشود، در حالی که در زنا ضابطهای وجود ندارد و غیرقانونی است.
پرسش ۳۴.آیا عقد و نکاح معاطاتی نیز جایز است؟ به عنوان مثال پسر انگشتری را در دست دخترکند، به قصد اینکه همسر یکدیگر شوند، بی آنکه صیغه عقد بخوانند؟ همه مراجع: ازدواج معاطاتی، درست نیست و باید صیغه بخوانند. [۵۶]
نگاه ناخودآ گاه
پرسش ۳۵. با توجه به اینکه کلاسهای دانشجویان دختر و پسر با هم برگزار میشود، طبعاً ناخودآگاه چشم انسان به دختران نامحرم هی افتد: حکم آن در عهورتی که بدون قصد لذت باشد چیست؟
همه مراجع: اگر ناخود اَگاه و بدون قصد لذت باشد، اشکال ندارد. [۵۷]
گفت وگوی علمی با نامحرم
پرسش ۳۶. آیا صحبت کردن زن با مرد نامحرم که به نیت خیر و یا برای درس باشد، اشکال د ارد؟
همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ند ا ر د ۲۰
تبصره. گفت وگو با جنس مخالف اگر ادامه یابد، به طور معمول زمینه علاقه را ایجاد میکند. از این رو لازم است کنترل شود.
پرسش ۳۷. آیا زن در هنگام صحبت کردن با مرد نامحرم، حتماَ باید صدای خود را تغییر دهد و مردانه صحبت کند؟
همه مراجع( به جز فاضل): خیر، این کار لازم نیست؛ ولی نباید لحن صدای خود را نیز نازک نماید، به طوری که مرد را تحریک کند. [۵۸]
آیة الله فاضل: خیر، این کار لازم نیستY ولی بنابر احتیاط واجب نباید صدای خود را نیز نازک نماید، به طوری که مرد را تحریک کند.[۵۹]
چت با جنس مخالف
پرسش ۳۸. چت کردن با جنس مخالف و رد و بدل کردن صحبتهای معمولی، چه حکمی دارد؟
همه مراجع: در صورتی که خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، جایز نیست.[۶۰]
پرسثی ۳۹. حکم چت کردن با شخص راکه از جنسیت او بی اطلاعیم، بفرمایید؟ همه مراجع: اگر ترس افتادن به حرام باشد، جایز نیست.[۶۱]
نامه نگاری با نامحرم
پرسش.۴. نامه نگاری با نامحرم و طرح مسائل شهوانی از طریق ایمیل و یا چت، چه حکمی دارد؟
همه مراجع: طرح مسایلی که باعث ایجاد فتنه و فراهم اَمدن زمینه فساد است، اشکال دارد.[۶۲]
سلام کردن به نامحرم
پرسش ۴۱. آیا سلام کردن مرد به زن نامحرم و زن به مرد نامحرم، جایز است؟ همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشکال ندارد.
تبصره. اگر جنس مخالف دختر جوان باشد، بهتر است به او سلام نکند تا از لغزش درگناه در امان باشد. شوخی با نامحرم پرسش ۴۲. شوخی کردن با نامحرم چه حکمی دارد؟
همه مراجع: اگر با قصد لذت (جنسی) باشد یا بترسد که به گناه بیفتد، جایز نیست.[۶۳]
اختلاط دانشجو یان
پرسش ۴۳. آیا در محیط دانشگاهی اختلاط بین پسران و دختران، اشکالی دارد؟ همه مراجع( به جز بهجت، صافی): اگر نگاه گناه اَلود انجام نشود و ترس افتادن به حرام نباشد، اشکال ندارد؛ ولی با وجود اَن سزاوار است که مسوولان کشورهای اسلامی، برنامهای برای جدا ساختن مراکز تحصیلی پسران و دختران تنظیم کنند[۶۴] آیات عظام بهجت و صافی: با توجه به اینکه اختلاط دختر و پسر، در معرض فساد است، جایز نیست.[۶۵]
جشن مختلط
پرسش ۴۴. برگزاری جشنها و مراسم در دانشگاه که در آن دختر و پسرها مختلط اند، چه حکمی دارد؟
همه مراجع( به جز بهجت و صافی): اصل اجتماع دختر و پسرها در یک محیط فی نفسه اشکال ندارد؛ ولی اگر بانوان حجاب کامل را رعایت نکنند و اَقایان نگاه گناه اَلود داشته باشند و محرمات دیگری از قبیل موسیقی حرام و مانند اَن انجام گیرد، اجتماع اَنان در اَن محل جایز نیست. [۶۶]
آیات عظام بهجت، صافی: با توجه به اینکه اختلاط دختر و پسر، در این گونه اجتماعات در معرض فساد است، جایز نیست.[۶۷]
شرکت در تشکل مذهبی
پرسش ۴۵. در یک تشکل مذهبی فعالیت دارم که دختران و پسران در آن مختلط هستند! در بعضی مواقح احساس میکنم که ممکن است به گناه بیفتم،تکلیف چیست؟
همه مراجع: اگر ترس افتادن به گناه و مفسده در بین باشد، حضور در این تشکلها جایز نیست.[۶۸]
اردوی دختر و پسر
پرسش ۴۶. آیا دانشجویان دختر و پسر میتوانند به طور مشترک، به اردوهای تفریحی و سیاحتی مسافرت کنند؟
همه مراجع: با توجه به اینکه اختلاط دختران و پسران باعث مفسده است، باید از اَن اجتناب شود. [۶۹]
خلوت زن و مرد
پرسش ۴۷. آیا خلوت کردن دو نفر نامحرم در یک مکان جایز است؟ به طور مثال آیا دختر و پسری که میخواهند با یکدیگر ازدواج کنند، میتوانند در اتاق دربیته و خلوت با یکدیگر در مورد مسائل آینده صحبت کنند؟
آ یات عظام امام، خامنهای و نوری: اگر کسی نمیتواند وارد اَن مکان شود و اَ نان بترسند که به حرام بیفتند، ماندنشان در آنجا حرام است.[۷۰]
آیة الله صافی: اگر کسی نمیتواند وارد اَن مکان شود، ماندن اَ نان در اَ نجا حرام است؛ هر چند احتمال فساد ندهند و به گفت وگوهای علمی و ضروری مانند اَن بپردازند.[۷۱]
آیة الله مکارم: اگر کسی نمیتواند وارد اَن مکان شود، بنابر احتیاط واجب ماندن اَنان در اَنجا حرام است؛ هر چند احتمال فساد ندهند و به گفت وگوهای علمی و ضروری و مانند اَن بپردازند.[۷۲]
آیات عظام بهجت، سیستانی و وحید: اگر احتمال فساد برود، ماندن اَ نها در آنجا حرام است: هر چند طوری باشد که کس دیگر بتواند وارد شود.
آیات عظام فاضل، تبریزی: اگر کسی نمیتواند وارد اَن مکان شود؛ در صورتی که احتمال فساد برود، ماندنشان در اَنجا حرام است.
ارتباط شغلی
پرسش ۴۸. آیا ارتباط صمیمی بین دختر و پسر در هنگام همکاری و یا میهمانی، اشکال دارد؟
همه مراجع (به جز بهجت و صافی): دوستی بین دختر و پسر جایز نیست؛چون ترس افتادن به گناه در میان است. اما ارتباط شغلی اگر باعث مفسده نشود و موازین شرع در آن رعایت گردد، اشکال ندارد.[۷۳]
آیات عظام بهجت، صافی: آری، جایز نیست. [۷۴]
تدریس خصو صی
پرسش ۴۹. معاشرت با دختر عمو در حد استادی و تقویت درس، چه حکمی دارد؟ همه مراجع( به جز بهجت و صافی ): دخترعمو مانند سایر زنان بر شما نامحرم است. پس اگر ترس افتادن به گناه و مفسده در بین باشد، ارتباط و معاشرت با او جایز نیست؛ (هر چند برای تقویت درسی باشد)[۷۵]
دوست داشتن جنس مخالف
پرسش ۵۰. اظهار دوستی به جنس مخالف در این حدکه بگوید من تو را دوست دارم، چه حکمی دارد؟
همه مراجع: این کار جایز نیست؛ چون ترس افتادن به گناه در میان است. [۷۶]
برخو رد در تاکسی و بازار
پرسش ۵۱. گاهی در بازار، نمایشگاه و و وسایل نقلیه زن و مرد به یکدیگر برخورد میکند، در اینجا تکلیف چیست؟
همه مراجع: اصل تردد در مکانهای یاد شده و یا تماس بدن زن و مرد
با یکدیگر از روی لباس حرام نیست؛ ولی اگر ترس افتادن به گناه باشد و یا باعث تحریک شهوت و فسادگردد، جایز نیست.[۷۷]
تبصره. اگر در تماس بدنی، فشار و اتکا پیدا شود، باید از اَن پرهیز شود.
پرسش ۵۲. هرگاه در منطقه یا محیطی، رسم بر این باشدکه هنگام برخوود با یکدیگر مصافحه میکنند( حتی زنان با مردان )و اگر این کار را ترک کنند، اهانت و اسائه ادب نسبت به طرف مقابل محسوب میشود؛ حکم دست دادن زن و مرد با این فرض چیست؟ همه مراجع: دست دادن با زن نامحرم جایز نیست وشعائر دینی باید حفظ شود و
با تفهیم حکم شرعی، حمل بر اسائه ادب از بین میرود.[۷۸]
پرسش ۵۳. دست دادن با زن نامحرم به وسیله دستکش و مانند آن، چه حکمی دارد؟
آیات عظام امام و خامنهای: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد؛ ولی بنابر احتیاط واجب، نباید دست را بر دست فشار دهند. [۷۹]آیات عظام بهجت، تبریزی، سیستانی، صافی، مکارم و وحید: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد.[۸۰]
آیة الله فاضل: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد؛ولی بهتر است دست را به دست فشار ندهند.[۸۱]
آیة الله نوری: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد؛ ولی نباید دست را به دست فشار دهند.[۸۲]
پوشش زن
پرسش ۵۴. پوشش بدن برای زنان بابد چگونه باشد؟
همه مراجع (به جز صافی): زن باید تمام بدن و موی خود را( به جز گردی صورت و دستها تا مچ) در برابر مرد نامحرم بپوشاند.[۸۳]
مکا رم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۱۸؛ صافی، جامع الأحکام، ج ۲، س ۱۶۶۰؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۱۷؛ بهجت، تو ضیح ا لمسا ئل، م ۱۹۳۴: سیستا نی، منهاج ا لصا لحین، ج ۲،(النکاح )، م ۱۶؛ امام، تحریرالوسیله، ج ۲،( النکاح)، م ۲۰؛ دفتر اَ یات عظام وحید.
آیة الله صافی: زن باید تمام بدن و موی خود را در برابر نامحرم بپوشاند و بنابر احتیاط واجب، باید دست و صورت را نیز بپوشاند. [۸۴]
پرسش ۵۵. پوشیدن لباسهای تنگ و تحریک کننده-که برجستگیهای بدن زن در آن پیدا است- چه حکمی دارد؟
همه مراجع: پوشیدن این نوع لباس ها( در فرض مذکور) جایز نیست و باید اَنان را با چادر یا مانتوی مناسب وگشاد بپوشاند.[۸۵]
عطر زدن
پرسش ۵۶. آیا برای زن جایز است که عطر بزند و از منزل بیرون رود؟ همه مراجع: اگر باعث جلب توجه نامحرم شود، جایز نیست.[۸۶]
آرایش دختران
پرسش ۵۷. آرایش برای دختران چه حکمی دارد؟
همه مراجع: این کار فی نفسه برای اَنان اشکال ندارد( هر چند زیبنده نیست )؛ ولی باید صورت را از نامحرم بپوشانند.[۸۷]
رنگ ابرو
پرسش ۵۸. آیا رنگ کردن ابرو زینت بوده و پوشاندن آن از نامحرم واجب است؟ آیات عظام امام، خامنهای، فاضل، وحید: اگر زینت محسوب شود، پوشاندن اَن از نامحرم واجب است. [۸۸] آیات عظام بهجت، تبریزی، صافی: پوشاندن اَن از نامحرم واجب است. [۸۹] آیات عظام سیستاتی، مکارم، نوری: جزء زینت ممنوع محسوب نمیشود و پوشاندن اَن از نامحرم واجب نیست.[۹۰]
اجازه پدر
پرسش ۵۹. آیا در ازدواج با دختر باکره، اجازه پدر یا جد پدری واجب است و اگر بدون اجازه عقد بخوانند، عقدشان باطل است؟
آیات عظام امام، تبریزی، سیستاتی، نوری: آری، باید با اجازه پدر یا جد پدری دختر باشد و بدون اجازه او عقد باطل است.[۹۱]
آیات عظام بهجت، فاضل: از نظر تکلیفی، احتیاط واجب آن است که با اجازه پدر یا جد پدری باشد، ولی اگر بدون اجازه عقد بخوانند، عقد باطل نیست [۹۲] آیات عظام خامنهای، صافی، مکارم و وحید: بنا بر احتیاط واجب، باید با اجازه او باشد و اگر بدون اجازه عقد بخوانند بنا بر احتیاط واجب، عقد باطل است.[۹۳]
دختر غیر باکره
پرسش ۰۶۰ اگر دختر بکارتش را در دوران کود کی از دست داده باشد( البته نه از راه نامشروع؛ بلکه مثلاً با بازی و ورزش )، آیا در ازدواج با او، اجازه پدر شرط است؟
همه مراجع: این دختر حکم دختر باکره را دارد. [۹۴]
دختر مستقل
پرسش ا ۶. آیا دختری که درآمدی دارد و مستقل است، میتواند بدون اجازه پدرش ا زد واج کند؟
همه مراجع ( به جز امام): احتیاط واجب اَن است که با اجازه پدر یا جد پدری دختر باشد. [۹۵]
امام باید با اجازه پدر یا جد پدری دختر باشد.[۹۶]
پرسش ۶۲. دختری که بیش از سی سال دارد و هنوز باکره( دوشیزه )باقی مانده است: آیا برای ازدواج نیاز به اجازه پدر است؟
همه مراجع: بالا بودن سن دختر، اعتبار اذن پدر یا جد پدری را ساقط نمیکند [۹۷]
۵. ج ۳، م۱۲۳۷ ودفتر صافی.
پرسش ۶۳. اگر دختر بگوید: پدر و مادرم رضایت قلبی به ازدواج دارند؛ آیا میتوان - بدون اذن پدر- با وی ازدواج کرد؟
همه مراجع: در اذن پدر، اظهار لازم است و رضایت قلبی کافی نیست. [۹۸]
اجازه پسر
پرسش ۶۴. آیا در ازدواج پسر، نیاز به اجازه پدر است؟
همه مراجع: اگر به حد بلوغ و رشد رسیده است، نیاز به اجازه و رضایت پدر نیست؛ ولی با وجود اَن بهتر است، موافقت او را به دست آورد.[۹۹]
پرسش ۶۵. آیا صیغة عقد، در صـورتی که بعداً رضایت پدر جلب شود، درست است وآن! دختر محرم و همسر شرعی آن پسر محسوب میشود؟
همه مراجع: اگر شرایط عقد رعایت شود و پدر دختر بعد از اَگاهی اَن را اجازه دهد، عقد صحیح است [۱۰۰]
نگاه خواستگاری
پرسش ۶۶. مرد تا چه اندازه میتواند به بدن زن، هنگام خواستگاری نگاه کند ( البته با رعایت شرایط خاص خود )؟
آیات عظام امام، خامنهای، فاضل: میتواند به بدن دختر نگاه کند: هر چند احتیاط مستحب است که تنها به دست و صورت و پاها، مو و مقداری از بدن ( مانند گردن و بالای سینه )اکتفا کند. [۱۰۱]
آیات عظام بهجت، تبریزی، سیستانی و مکارم: تنها میتواند به دست و صورت، پاها، مو و مقداری از بدن( مانند گردن و بالای سینه )دختر نگاه کند [۱۰۲]
آیة الله صافی: بنا بر احتیاط واجب، تنها به صورت و دستها تا مچ اکتفا کند[۱۰۳]
آیة الله نوری: میتواند به دست و صورت، پاها، مو و مقداری از بدن
( مانند گردن و بالای سینه )دختر نگاه کند و اگر نتواند از خصوصیات سایر بدن، از روی لباس آگاهی یابد، نگاه به تمام بدن جایز است.[۱۰۴]
پرسش ۰۶۷ استاد ما بد حجاب است و حجاب شرعی را رعایت نمیکند و در هنگام نوشتن مطالب روی تخته سیاه، دست و موهای سر او، بیش از اندازه ظاهر میشود، تکلیف ماچیست؟
آیات عظام امام، خامنهای، صافی، فاضل و نوری: نگاه به او هر چند بدون قصد لذت، اشکال دارد.[۱۰۵]
آیة الله بهجت: نگاه به او، هر چند بدون قصد لذت، جایز نیست.
آ یات عظام تبریزی، سیستانی، صافی، مکارم و وحید: اگر از زنان بی باکی است که ا و را امر به حجاب کنند، اعتناء نمیکند؛ نگاه به او- بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام- اشکالی ندارد. [۱۰۶]
پرسش ۶۸. با وضعی که زنان بیرون میآیند و ما نیز مجبوریم به کوچه و خیابان برویم و چشم مان به آنان میافتد، تکلیف چیست؟
همه مراجع: نگاه اتفاقی به بدن و موی اَنان حرام نیست؛ ولی باید از نگاه عمدی( و پیوسته) اجتناب کرد. [۱۰۷]
تبصره. نگاه به زنان بی بند و بار حکم خاصی دارد که در "نگاه به بی حجاب " اَمده است.
نگاه به زیباییها
پرسش ۰۶۹ اگر انسان همان طورکه از دیدن باغ وگلستان لذت میبرد، از نگاه کردن به چهره زن لذت ببرد؛ آیا این کار حرام است و مصداق قصد لذت به حساب میآید؟
همه مراجع: این گونه نگاهها چون جنبه لذت جنسی دارد، جایز نیست.[۱۰۸]
عکس و فیلم آموزشی
پرسش ۷۰. نگاه کردن به عکسهای عریان موجود درکتابهای پزشکی که آموزش آن برای دانشجویان ضروری است، چه حکمی دارد؟
همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشکال ند ا رد. [۱۰۹]
تبصره. فرض مساله جایی است که نگاه به عکسهای یاد شده، جهت اَموزش برای دانشجویان ضروری باشد.
عکس وفیلم مبتذل
پرسش۷۱. نگاه به فیلمهای مبتذل که بیشتر زنان غیر مسلمان در آن بازی میکنند - در صورتی که موجب تحریک انسان نشود- چه حکمی دارد؟
همه مراجع (به جز تبریزی و سیستانی): با توجه به اینکه دیدن این گونه فیلمها به طور معمول شهوت برانگیز و مقدمه ارتکاب گناه میباشد، نگاه به اَنها حرام است. [۱۱۰]
آیة الله تبریزی: نگاه به فیلمهایی که موجب تحریک شهوت بر حرام یا ترویج فساد در جامعه باشد، جایز نیست.[۱۱۱]
آیة الله سیستاتی: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه نیز باشد، بنابر احتیاط واجب نگاه به زنان جایز نیست. [۱۱۲]
فیلمهای صدا وسیما
پرسش ۷۲. نگاه به فیلمهای ایرانی و خارجی که در آنها حجاب رعایت نمیشود و از صدا و سیما پخش میشوند، چه حکمی دارد؟
همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد و باعث مفاسد و انحرافات اخلاقی نشود، اشکال ندارد. [۱۱۳]
فیلم تحریک زناشویی
پرسش ۷۳. آیا زن و شوهر برای تحریک جنسی، میتوانند به فیلمهای سکس و مبتذل نگاه کنند؟
همه مراجع (به جز تبریزی): خیر، تحریک شهوت به وسیله فیلمهای مبتذل و
جنسی، جایز نیست.[۱۱۴]
آیة الله تبریزی: نگاه به فیلمهایی که باعث تحریک شهوت بر حرام و یا ترویج فساد در جامعه میشود، جایز نیست.[۱۱۵]
ارضای شهوت با فیلم
پرسش ۰۷۴ اگر با مشاهده فیلمهای شهوت انگیز، مقداری از شهوت انسان فروکش کند و در جلوگیری از ارتکاب حرام موثر باشد، چه حکمی دارد؟ آیا مشاهده آن به این منظور جایز است؟
همه مراجع: نگاه به این فیلمهای شهوت برانگیز، جایز نیست و توجیه یاد شده، مجوز ارتکاب حرام دیگر نمیشود. [۱۱۶]
پانویس
- ↑ نساء(۴)،آیه ۲۵
- ↑ مائده(۵)،آیه۵
- ↑ بقره( ۲)، آیه ۱۹۵.
- ↑ بقره( ۲ )، آیه ۲۱۶.
- ↑ ر. ک : علی اصغر احمدی، تحلیلی تربیتی برروابط دختر و پسر درایران(انتشارات انجمن اولیا و مربیان)؛ ابوالقاسم مقیمی، جوانان و روابط،( انتشارات مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علیه قم )
- ↑ یو سف( ۱۲ )، آیه ۳ ۵
- ↑ یوسف(۱۲)، آیه ۵۳
- ↑ فروع کافی، ج ۵، ص ۴۹۴. یک قرارداد و متأسفانه خیابانی و به دور از آگاهی و آینده نگری صورت میگیرد و به همین دلیل بسیاری از اَنها به جدایی و طلاق میانجامد.
- ↑ وسا ئل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۰ وج ۱۴، ص ۷۸
- ↑ وسا ئل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۱
- ↑ طبقات ابن سعد، ج ۴، ص ۷۱
- ↑ حج(۲۲)، اَیه ۴۰.
- ↑ نسا (۶۴)، آیه ۲۷
- ↑ بحا رالا نوا ر، ج ۵۳، ص ۱۵۸، ح .۲
- ↑ بحا رالا نوا ر، ج ۵۳، ص ۹۲، ج ۱۰۱، باب ۲۹
- ↑ از آن جمله: بحا رالانو ر، ج ۱۰۳، ص ۳۰۶
- ↑ توضیح المسائل امام خمینی ره
- ↑ همان
- ↑ شرح اللمعه، ج .۲
- ↑ توضیح المسائل امام خمینی ره.
- ↑ قانون مدنی.
- ↑ توضیح المسائل امام خمینی ره.
- ↑ توضیح المسائل امام خمینی ره.
- ↑ شرح اللمعه، ج ۲.
- ↑ شرح اللمعه، ج ۲، ص ۱۰۵.
- ↑ توضیح المسائل امام خمینی ، مسئله ۲۴۲۳.
- ↑ آیة الله فاضل لکرانی، ا ستفتا.
- ↑ یعنی قدرت تشخیص مصلحت خود را داشته باشد.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۲۱، باب ۱، ص .۱۱
- ↑ در کتاب النکاح، باب ۱۲ از ابواب المتعه.
- ↑ وسا ئل الشیعه، ج ۲۱، باب ۲، ص ۱۳.
- ↑ عدم نیاز به مسکن دائمی
- ↑ روزنا مه کیهان، ۷ مهر، ۱۳۷، ص ۷.
- ↑ اسماعیل هادی، دورنمای حقوقی ازدواج موقت، ص ۷۵- ۹۰.
- ↑ مکارم، ا ستفتاءات، ج ۱، س ؛۸۲۵ امام، فا ضل، مکارم، نو ری، تعلیقات علی العروة( النکاح)، م ۲۷؛ صافی، هدا یة العبا د، ج ۲،( النکاح )م ۲۷؛ سیستا نی، منهاج الصالحین ج ۲،(النکاح)م ۱۲.
- ↑ تبریزی، صراط النجاه، ج۵، س ۵۰۵ و ۵۰۶ و ۵۰۲ و دفتر همه مراجع.
- ↑ توضیع المسا ئل مرا جع، م ۲۴۳۵، ۴۳۳ ۲؛ نو ری، توضیح المسائل، م ۲۴۳۱؛ العروة الوثقی، ج ۲، (ا لنکاح ) م ۳۵؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۴ و خامنهای، سا یت، نگاه.
- ↑ البته برخی از مراجع بزرگوار تقلید( آیات عظام وحید، تبریزی و مکارم )معتقدند که ا گر مدت عقد موقت از عمر طبیعی زن و شوهر یا یکی از آن دو بیشر باشد، احتیاط واجب آن است که احکام عقد دائم را بر اَن جاری سازند و آیة الله بهحت به صورت فتوا فرمود ها ند و آیة الله سیستان میفرماید این عقد موقت باطل
- ↑ دفتر: همه مراجع.
- ↑ امام، استفتاءآت ، ج ۳،ا ولیای عقد، س ۱۰؛ خامنهای، استفتاء، س ۸۶؛ سیستانی، سا یت، عقد موقت، ش ۱۶؛ منهاج الصالحین، کتاب النکاح، اولیاء العقد، م ۶۷؛ صافی، جامع الا حکام، ج ۲، س ۱ ۱۳۱؛ مکارم، استفتاءآت ، ج ۱، س ۷۶۱؛ تبریزی، استفتاءآت، س ۴۷۹ ۱؛ فاضل و بهجت، توضیح المسائل مرا جع، م ۳۸۵ و دفتر آیةا لله نوری.
- ↑ نوری، توضیح المسائل، م ۲۳۷۳؛ صافی، هدا یة العباد، ج ۲، اولیاء العقد، م ۲؛ امام، فاضل و مکارم، تعلیقات علی العروة، اولیاء العقد، م ۱؛ سیستانی، توضیح المسائل مراجع، م۲۳۷۷؛ دفتر: آیة الله وحید.
- ↑ بهجت، توضیح المسائل مرا جع، م۱۳۷۷؛ تبر یزی، ا ستفتا ءآ ت، س ۴۵۶ ۱ و صراط النجا ة، ج ۲، س ۱۱۳۰.
- ↑ خامنهای، ا ستفتاء، س ۵۴؛ صافی، هدا یة العبا د، ج ۲، اولیاء العقد، م ۲ و جامع الا حکام، ج ۲، س ۱۲۶۰.
- ↑ سیستانی، سا یت؛ مکارم، استفتا ءآ ت، ج ۲، س ۴۹ ۰ ۱ و ۷۵ ۰ ۱ و دفتر: همه مراجع.
- ↑ مکارم، استفتا ءآ ت، ج ۲، س ۱۰۹۵ و دفتر: همه مراجع.
- ↑ خامنهای، استفتاء، س ۸۲۴ والعروة الوثقی، ج ۲، کتاب ا لنکاح، م ۲ و ۴ و دفتر: همه مراجع
- ↑ خامنهای، استفتاء، س ۸۴؛ مکارم، استفتاءآت ج ۲، س ۹۱۶ و تعلیقات علی العروة، اولیاء العقد، م ۲؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳ م۱۲۳۷؛ فاضل، جا مع المسائل، ج ۱، س ۱۴۴۰؛ تبریزی، استفتاءات، س ۱۴۶۶؛ امام، تعلیقات علی العروة، اولیاء العقد، م ۲۴؛ نوری، توضیح المسائل، م ۲۳۷۲ و دفتر: آیة الله صافی.
- ↑ سیستانی، منهاج الصالحین، ج ۲،ا لنکاح، م ۶۹ و ۷۰؛ بهجت، توضیح المسائل، م ۱۸۹۱.
- ↑ نساء(۴) ، آیه ۲۴.
- ↑ "متعتان کانت علی عهد رسول الله و انا محرمها و معاقب علیهما متعة النساء و متعة الحج ": دو متعه در زمان پیامبر اسلام ? بود که من آنها را حرام کردم و بر آنها مجارات میکنم متعه زنان و حج تمتع( که نوع حاصی از حج است ).
- ↑ ر. ک: تفسیرنمونه، ذیل اَیه ۲۴ از نساء.
- ↑ خامنهای، استفتاء، س ۱۷۸ و العروة الوثقی، ج ۲، کتاب النکاح، م ۲.
- ↑ تو ضیح المسا ئل مرا جع، م ۰ ۲۳۷؛ و حید، تو ضیح المسا ئل، م ۲۴۳۴؛ نو ری، توضیح المسا ئل، م ۲۳۶۶ و خا منهای، ا ستفتاء، س ۴۰.
- ↑ بهجت، توضیح لمسائل مرا جع، م۲۳۷۰.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۳۷۰.
- ↑ تبر یزی، صراط النجاة، ج ۱، س ۱۴۷۹؛ صافی، جامع الا حکام، ج ۲، س ۲۴۹ ۱؛ امام، نوری، فاضل و مکارم، التعلیقات علی العروة، باب العقد و احکامه، م ۱؛ دفتر: بهجت، خامنهای، سیستانی و وحید.
- ↑ مکارم، ۱ ستفتاءات ج ۲، ص ۰۳۶ ۱؛ فاضل، جا مع المسائل، ج ۲، س ۱۳۲۴؛ العروة الوثقی، ج ۲،( النکاح) ۲۷؛ امام، تحریر الوسیله ج ۲،( النکاح)، م ۲۷؛ نو ری، ا ستفتا ءا ت، ج ۱، ص ۴۸۴؛توضییح المسائل، م ؛۲۴۲۹ توضیح المسا ئل مرا جع، ۲۴۳۳؛ صا فی، جا مع الا حکام، ج ۲، س ۰ ۱۷۰ و ۱۷۰۲ و ۱۷۰۳؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۲؛ دفتر: آیة الله خامنهای. ۰۲ امام، استفتا ءا ت، ج ۳،( نظر )، س ۵۲؛ بهجت، توضییح المسائل، م ۱۹۳۶؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۱۹؛ تبر یزی، ا ستفتاءات، ۱۶۲۲؛ صافی، جا مع الا حکام، ج ۲، ص ۱۶۷۳؛ نوری، ۱ ستفتتا ءا ت، ج ۲، س ۶۵۶؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، ۱۷۱۸؛ خامنهای، ا جوبة الا ستفتاءات، س ۱۴۵ ۱؛ العروة الوئقی، ج ۲،( النکاح )م ۳؛ سیستانی،sistani.org، س ۲۰ و ۱۹؛ دفتر: ایة الله وحید.
- ↑ صا فی، هدا یة العبا د، ج ۲،(ا لنکاح)، م ۲۹؛ سیستانی، مهاج الصالحین، ج ۳،( ۱ لنکاح)، م ۲۹، نوری، مکا رم و امام، تعلیقات علی العروة، ج ۲،( النکاح )، م ۳۹؛ دفتر: ا یات عظام وحید، تبر یزی، بهجت و خامنهای.
- ↑ فاضل، تعلیقات علی العروة، ج ۲،( النکاح)، م ۳۹.
- ↑ سیستانی، سا یت؛ تبریزی، سا یت، دفتر: همه مراجع.
- ↑ دفتر همه مرا جع.
- ↑ امام، استفتاءات، ج ۳، سوالات متفرقه، س ۱۲۷؛ دفتر همه مراجع.
- ↑ العروة الوثقی، ج ۲،(ا لنکاح)، م ۳۱ و ۳۹؛ فا ضل، جا مع المسائل، ج ۱، س ۰ ۱۷۲.
- ↑ خامنهای،۱ ستفتء، س ۶۳۸؛ تبریزی،۱ ستفتاءات، س ۱۵۹۲؛ مکارم،۱ ستفتاءات، ج ۱، س ۸۱۳؛امام، استفتاءات، ج ۳،( وظایف اجنماعی زنان )، س ۱۹؛ دفتر آیات عظام نوری، وحید، فاضل و سیستانی.
- ↑ صافی، جامع الاحکام، ج ۲، س ۶۵۶ ۱ و ۶۵۷ ۱ و ۶۵۸ ۱ و دفتر :آیة الله بهجت.
- ↑ العروة الوثقی، ج ۲،( النکاح )، م ۴۹؛ خامنهای، ا ستفتاء، س ۶۴۶ و ۶۳۸ و ۶۲۶، تبریزی، استفتا ءا ت، س ۱۵۹۲ و ۱۵۹۴: مکارم، استفتا ءا ت، ج ۱، س ۸۱۳ و ۸۰۵؛ امام، استفتاءات، ج ۳،( وظایف اجتماعی زنان )، س ۱۹، دفتر آیات عظام سیستانی، وحید، فاضل و نوری.
- ↑ صافی، جامع الاحکام، ج ۲، س ۶۵۶ ۱ و ۱۶۵۷ و ۶۵۸ ۱ و دفتر اَیة الله بهجت.
- ↑ خامنة ای، ا ستفتاء، س ۶۲۷؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۸۰۵ و ۸۱۳، امام، استفتاءات، ج ۳،( وظایف اجتماعی زنان)، س ۱۹؛ صافی، جا مع الا حکام، ج ۲، س ۱۶۶۴، تبر یزی، استفتا ءا ت، س ۱۵۹۲ و ۱۵۹۴: فاضل، جا مع المسائل، ج ۱، س۵ ۷۵ ۱؛ نوری، ا ستفتا ءا ت، ج ۲، س ۶۷۴ و ۶۵۶؛ سیستانی،sistani.org، ) عشق (، س ۵؛ دفتر آیات عظام وحید و بهجت.
- ↑ دفتر همه مراجع.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۴۵؛ نو ری، توضیح المسا ئل، م ۱ ۲۴۴ و خامنهای، استفتاء، س ۶۲۷.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۴۵
- ↑ توضیح المسائل مرا جع، م ۲۴۴۵.
- ↑ با استفاده از منابعی که در عنوان "دوست داشن نج! مخالف اَمده" است.
- ↑ دفتر: اَیات عظام بهجت و صافی.
- ↑ با استفاده از منابعی که در عنوان " خلوت زن و مرد" آمده است.
- ↑ سیستانی، sistani.org، (عشق )، س ۱ و ۵ و مجت، س ۱؛ خامنه ا ی، استفتاء، س ۷۷۹٬۰ ۶۴ و ۱ ۶۵؛ صافی، جامع الا حکام، ج ۲، س ۱۶۶۱؛ دفتر همه مراجع.
- ↑ خامنهای، استفتاء، س ۶۴۵ و ۱ ۴۹؛ مکارم، استفتا ءا ت، ج ۱، س ۶۶۵ ۱؛ نوری، استفتاءات، ج ۱، س ۰۳۱ ۱، تبر یزی، صراط النجا ة، ج ۲، س ۱۵۲ ۱، العروة الوثقی، ج ۲،(النکاح)، م ۴۷؛ دفتر: آیات عظام وحید، بهجت، فاضل، سیستانی و صافی.
- ↑ خامنهای، استفتاء، س ۵۱۵؛ تبریزی، استفتاءات، س ۱۶۰۶؛ نوری، استفتاءات، ج ۲، س ۶۵۵؛
- ↑ ا مام، تحر یرالوسیلة، ج ۲،( ا لنکاح )، م ۰ ۲ ؛ خا منة ای؛ ا ستفتاء، س ۴۷۹.
- ↑ تبر یزی، ا ستفتاءات، س ۱۶۰۶، مکارم، تعلیقات علی العروة،( النکاح )، م ۴۰؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج ۳،( النکاح )، م ۱۶؛ صا فی، هدا یة العبا د، ج ۲،( النکاح )، م ۲۰؛ دفتر آ یات عظام وحید وبهجت.
- ↑ فا ضل، تعلیقات علی العروة، ج ۲،( ا لنکاح )، م ۰۴۰
- ↑ نو ری، تعلیقات علی العروة،( ا لنکاح )، م ۴۰.
- ↑ فاضل، امام، سیستا نی، نوری و مکارم، تعلیقات علی العروة،( الستر )، خامنهای، ا ستفتاء، س ۵۶۸؛ تبریزی، استفتاءات، س ۱۶۱۱ و توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۳۵؛ دفتر آیات عظام بهجت و وحید.
- ↑ صا فی، جا مع الا حکام، ج ۲، س ۱۶۹۶.
- ↑ مکار م، استفتاءات، ج ۲، س ۱۵۳ و ۱۵۶؛ صا فی، جا مع الا حکام، ج ۲، س ۱۷۲۹؛ سیستانی،sistani.org، ) حجاب (، س ۵؛ امام، استفتا ءا ت، ج ۳، (احکا م حجاب )، س ۲۷؛ نوری، استفتا ءا ت، ج ۱، س ۴۸۵؛ فاضل، جا مع المسائل، ج ۱، س ۱۷۰۸؛ خامنهای، اجوبة الا ستفتاءات، س ۱۳۶۴ و ۱۳۶۷؛ تبر یزی، استفتاءات، س ۱۵۹۰؛ دفتر آیات عظام وحید و بهجت.
- ↑ vخا منهای، ا ستفتاءات، س ۶۶۷؛ مکارم، استفتاءا ت، ج ۱، ص ۷۹۷؛ تبر یزی، ا ستفتاءات، س ۶ ۶۱ ۱؛ نو ری، استفتا ءا ت، ج ۱، س۱۰۳۳، دفتر اَیات عظام وحید، صافی، بهجت، امام و فاضل.
- ↑ با استفاده از منابعی که در عنوان “آرایش چهره”آمده است.
- ↑ خامنهای، سا یت، نگاه؛ فاضل، جا مع المسائل، ج ۱، س ۱۷۰۷؛ دفتر امام خمینی.
- ↑ صافی، جامع الا حکام، ج ۲، س ۶۸۳ ۱؛ دفتر آیات عظام بهجت و تبریزی.
- ↑ سیستانی، sistani.org ،( زینت)، س ۱ و ۱۷ و ۱۸؛ مکارم، استفتا ءا ت، ج ۱، س ۸۰۲: نوری، تما استفتا ءا ت ، ج ۱، س ۵۴۲ و ۴۹۱.
- ↑ امام، استفتاءات، ج ۳، اولیاء العقد، س ۴ و ۲۷؛ تبریزی، استفتاءات، ص ۱۵۴۷ و ۲ ۱۵۱ و ۱۵۵۶؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۷۰؛ دفتر نوری.
- ↑ بهجت، توضیح المسائل، م ۱۸۹۱؛ فاضل، جا مع المسائل، ج ۱، س ۱۴۳۸ و تعلیقات علی العروة، ج ۲، النکاح، فصل فیا ولیاء العقد، م ۱.
- ↑ خا منه ا ی، ۱ ستفتاء، س ۷۹۸؛ مکا رم، تعلیقات علی العروة، ا و لیاءا لعقد، م ۲؛ و حید، منهاج الصالجن،
- ↑ امام، فاضل، نوری و مکارم، تعلیقات علی العروة، ا ولیاء العقد، م ۲؛ وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۱۲۳۷؛ سیستانی، منهاج الصالجن، ج ۲، ا ولیاء العقد، م ۷۰؛ تبر یزی، منهاج الصالحین، اولیاء العقد، م ۱۲۳۷؛ خامنهای، استفتاء، س ۸۴؛ بهجت، توضیح المسائل، م ۱۸۹۱؛ دفتر آیة الله صافی.
- ↑ توضیع المسائل مرا جع، م ۲۳۷۶؛ تبر یزی، منهاج الصالحین، ج ۲، م۱۲۳۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۰ و خامنهای، استفتتاء، س ۸۳۵.
- ↑ توضع المسائل مرا جع، م۲۳۷۶.
- ↑ دفتر همه مراجع.
- ↑ تبر یزی، استفتاءات، س ۴۵۷ ۱ و صراط النجاة، ج ۱، س؛۸۲۶ سیستانی، سا یت، موقت، س۳۳؛ امام، استفتا ءا ت، ج ۳، اولیاء العقد، س ۱۹؛ خامنهای، استفتاء، س ۸۷؛ مکار م، استفتا ءا ت، ج ۲، س ۹۱۷ و دفتر: بهجت، فاضل، وحید، صافی و نوری.
- ↑ العروة الوثقی، ج ۲، کتاب النکاح، اولیاء العقد، م .۱
- ↑ خامنهای، ا ستفتاء، س ۹۲؛ صافی، جا مع الا حکام، ج ۲، ص ۲۷۲ ۱؛ تبریزی، استفتاءات، س ۱۵۴۷؛ امام، ا ستفتاءات. ج ۳، اولیاء العقد، س ۴ و نوری، توضیح المسائل، م ۲۳۷۲؛ بهجت، توضیح المسائل، م ۱۸۹۱ و فاضل، تعلیقات علی العروة، اولیاءا لعقد، م ۱ و دفتر: ا یات عظام سیستانی، مکارم و وحید.
- ↑ امام، تحریرالوسیله، ج ۲، النکاح، م ۲۸؛ فاضل، تعلیقات علی العروة، ج ۲، ا لنکاح، م ۲۶ و خا منهای، استفتاء، س ۵۲۵
- ↑ مکارم، تعلیقات علی العروة، ا لنکاح، م ۲۶؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج ۲، النکاح، م ۲۸؛ تبریزی، ا ستفتا ءات، س ۱۵۸۰، النکاح، م ۲۸؛ بهجت، توضیح المسائل، م ۹۴۴ ۱.
- ↑ صافی، هدا یة العبا د، ج ۲.
- ↑ نوری، تعلیقات علی العروة، ا لنکاح، م ۲۶.
- ↑ امام، فاضل و نو ری، تعلیقات علی العروة الوثقی،( النکاح )، م ۲۷؛ خامنهای، استفتاء، س ۶ ۵۱ و ۵۸۲؛ صافی، هدایة العباد، ج ۲،( النکاح )، م ۲۷؛ و دفتر: آیة الله بهجت.
- ↑ سیستانی، توضیح المسائل مراجع، م ۲۴۳۴؛ تبریزی، التعلیقه علی منهاج الصالحین،(النکاح )م ۱۲۳۲؛ مکارم، استفتاءات ج ۲، س ۰۲۹ ۱، ۰۳۹ ۱ و تعلیقات علی العروة الوثقی،(النکاح )، م ۲۷؛ وحید، توضیح المسائل، م ۲۴۴۳.
- ↑ مکارم، ا ستفتاءات، ج ۲، س ۰۳۶ ۱؛ فاضل، جا مع المسائل، ج ۲، س ۱۳۲۴؛ صافی، جا مع الاحکام، ج ۲، س ۱۷۰۲ و ۱۷۰۳؛ العروة الوثقی، ج ۲، (النکاح )، م ۲۷؛ امام، تحریر الوسیله، ج ۲،(النکاح )، م ۲۷؛ نو ری، ا ستفتاءات، ج ۱، س ۴۸۴؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۶؛ دفتر: آیات عظام وحید، بهجت و خامنهای.
- ↑ مکارم، ا ستفتاءات، ج ۱، س ۷۹۹ و تبریزی، صراط النجاة، ج ۵، س ۱۲۷۴ و دفتر: همه مراجع.
- ↑ خامنهای، اجوبة الا ستفتاءات، س ۳ ۱۳۱؛ مکارم، ا ستفتاءات، ج ۱، س ۷۸۹؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۲۰۹۳؛ نوری، استفتاءات، ج ۱، س ۹۳۱؛ صافی، جامع الا حکام، ج ۲، س ۱۷۰۷؛ بهجت، احکام و استفتاءات پزشکی، ص ۳۱، س ۱۲؛ امام، استفتاءات، ج ۳،( نظر)، س ۴۹ و ۵۰؛ عظام سیستانی و وحید.
- ↑ خامنهای، اجوبة استفتاءات، س ۱۱۸۷؛ صافی، جامع الا حکام، ج ۲، س ۱۷۱۷ و ۱۶۰۵؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۱۷۲۹ و ۱۷۳۱؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۷۸ و ۷۸۲ دفتر: آیات عظام نوری و امام، بهجت، وحید.
- ↑ تبر یزی، ا ستفتاءات، س ۱۶۰۳ و ۱۶۰۵ و صراط النجا ة، ج ۵، س ۱۱۲۹.
- ↑ سیستانی، sistani.org،( فیلم )، س ۴؛
- ↑ خامنهای، ا جوبة الا ستفتاءات، س ۱۱۹۴ و ۱۲۰۶؛ مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۷۷۵ و ۷۷۲؛ فاضل، جا مع المسائل، ج ۱، س ۱۷۲۶ و ۱۷۲۷؛ نوری، ا ستفتاءات، ج ۱، س ۰ ۴۵ و ۴۵۲؛ بهجت، توضیح المسائل،( متفرقه )، م ۲؛ امام، استفتاءات، ج ۳، (نظر)، س ۱۵ و ۱۹؛ تبریزی، استقتاءات، س ۱۰۸۱ و ۱۶۰۳؛ صا فی، جامع الا حکام، ج ۲، س ۱۷۰۸ و ۱۷۱۹: سیستانی، sistani.org،)فیلم)، س ۸؛ دفتر آیة الله وحید.
- ↑ خامنهای ی، ا جوبة الا ستفتاءات، س ۱۲۰۳؛ صافی، جا مع الأ حکام، ج ۲، س ۱۳۲۹: نوری، استفتاءات، ج ۲، س ۵۵۴؛ سیستانی، sistani.org( فیلم )، س ۳؛ دفتر:آیات عظام وحید، بهجت، امام، فاضل، مکارم.
- ↑ تبر یزی، صرط النجاة، ج ۵، س ۱۲۹ ۱ وج ۱، س ۸۹۴ و ۸۹۵.
- ↑ خامنهای، ا جوبة الاستفتاءات ، س ۱۱۹۲؛ تبر یزی، صراط النجاة، ج ۵ س ۱۱۲۹؛ سیستانی، sistani.org ، ( تصویر )، س ۴؛ دفتر: همه مراجع.







