کتابخانه:جایگاه قرضالحسنه در اندیشهی اسلامی و تفکر رضوی
|
| |
| نویسنده | مهدی آقابابایی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان |
| محل انتشارات | اصفهان |
| تاریخ نشر | ۱۳۹۳ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ چکیده
- ۲ واژگان کلیدی
- ۳ مقدمه
- ۴ قرض در فرهنگ اسلامی
- ۵ قرض در مفهوم لغت
- ۶ قرض در اصطلاح حقوقی
- ۷ تاریخچه قرضالحسنه
- ۸ قرض در قرآن کریم
- ۹ تفسیر آیه قرضالحسنه
- ۱۰ پاداش قرض
- ۱۱ شرایط انفاق و قرض در راه خدا
- ۱۲ صدقه و قرض اختصاص به مردان ندارد
- ۱۳ مقصود از قرض دادن به خداوند
- ۱۴ محسنین یعنی قرضالحسنه
- ۱۵ قرضالحسنه در سنت در کلام اهل بیت علیهم السلام
- ۱۶ ثواب قرض دادن
- ۱۷ قرضالحسنه و صدقه
- ۱۸ قرض سنت جاودان
- ۱۹ حکم قرض دادن و گرفتن
- ۲۰ ثواب وام دادن و عقاب ترک آن
- ۲۱ چارهای از پرداخت بدهی نیست
- ۲۲ نپرداختن بدهی، خیانت و ظلم به همه است
- ۲۳ باید قصد پرداختن داشته باشد
- ۲۴ باید بدهکار عاجز را مهلت داد
- ۲۵ ثواب صدقه برای مهلت هر روز
- ۲۶ خداوند تلافی میفرماید
- ۲۷ از حسنات به طلبکار میدهند
- ۲۸ شتاب کردن در ادای دین مستحب است
- ۲۹ با زکات میتوان بدهی مقروضان را ادا کرد
- ۳۰ قرضالحسنه در سیره امام رضا علیهالسلام
- ۳۱ نتیجه گیری
- ۳۲ منابع
- ۳۳ پانویس
چکیده
یکی از سنتهای حسنه و الهی قرضالحسنه میباشد. که در این مقاله دربارهٔ جایگاه قرضالحسنه در اندیشهٔ اسلامی و سیرهای رضوی علیهالسلام بحث نمودهایم؛ و برای روشن شدن این فریضه از فرهنگ لغت، قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام بهرههای کامل را بردیم و در پایان هم قرضالحسنه را در سیرهای رضوی علیهالسلام و روایاتی که از آن بزرگوار پیرامون قرض و قرضالحسنه بوده و فلسفهٔ تحریم ربا بحث نمودهایم، و در کلمهای حضرت در باره فلسفه تحریم ربا فرمودهاند: ربا باعث میشود که قرضالحسنه و اعمال نیک در جامعه از بین برود؛ و اینک مطالب را تقدیم به دوستداران سنت حسنه مینماییم.
واژگان کلیدی
قرضالحسنه، ربا، وام، قرض، روایات، آیات و ...
مقدمه
قرضالحسنه سنت اسلام است که اقتصاد را در خدمت عقیده میگیرد.
قرضالحسنه، تجلی حاکمیت ارزشهای اخلاقی و مبانی عقیدتی بر سودجوئیهای اقتصادی است.
قرضالحسنه، نوعی ایثار است و ربا یکی از انواع پلید استثمار.
قرضالحسنه، همان اندازه ارزشمند است که ربا ضد ارزش است.
قرضالحسنه، وام دادن به خداست و کدام مؤمن است که از وام دادن به خدا احساس تردید یا پشیمانی نماید؟
سوء استفاده از این سنت اصیل قرآنی هرگز نمیتواند بهانهای برای گریز و احیاناً برخورد با این مستحب قطعی اسلام باشد.
بیاییم در پرتو انوار قرآن و معصومین علیهم السلام زندگی را از معنویت و ایثار سرشار سازیم و این سنت مذهبی را بار دیگر در جامعهٔ بزرگ اسلامی با اهداف و شیوههای خداپسندانه آن؛ احیاء نماییم.
قرض در فرهنگ اسلامی
قرض، جزیی از ارکان یک نظام اقتصادی است که دارای نتایجی اجتماعی میباشد و در قرآن و روایات به اهمیت آن تاکید فراوانی شده است.
نظام ربوی یک نظام اقتصادی است که درست در مقابل قرضالحسنه جای دارد. اگر هدف نظام ربوی را بخواهیم در یک جمله خلاصه کنیم، عبارت است از: افزایش سود و سرمایه و ایجاد روحیهٔ تکاثر و ظلم و زور.
اما قرض نتایجی، چون زنده کردن روح عطوفت در جامعه و ایجاد قسط و عدالت دارد. مختصر اینکه ربا بر ظلم و تعدی و جمع کردن مال بنا شده و قرض بر ایثار و احسان ومردمداری استوار گشته است.
از این رو قرض، ربا را از صحنهٔ اقتصادی بیرون میکند. در قرآن ربا نظام زشت و منکر اقتصادی شمرده شده است و به قرض توصیه و تاکید شده و این دو قابل جمع نیستند به این صورت که بر سیستم اقتصادی هم نظام ربوی حاکم باشد و هم نظام قرضالحسنه و میانشان نهایت تضاد و افتراق میباشد.
قرض در مفهوم لغت
«قرض» واژهای است عربی که معادل فارسی آن «وام» است، این کلمه در اصل به معنی قطع کردن و بریدن است.
قرض: نوعی است از بریدن، قطع مکان و گذشتن از آنرا قطع مکان و قرض مکان گویند. (مفردات راغب). «وَ إِذٰا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذٰاتَ الشِّمالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَةٍ مِنْهُ» [۱] چون آفتاب غروب میکرد از آنها به طرف شمال متمایل میشد و آنها در کهف در وسعت بودند. طبرسی فرموده: اصل آن بریدن با دندان است و وام را قرض گویند که شخص جزئی از مال خود را قطع کرده به دیگری میدهد به نیت اینکه خود مال یا بدل آنرا بعداً بدهند.
اقراض به معنی قرض دادن است: «إِنْ تُقْرِضُوا اللهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ...» [۲] مادهٔ اقراض در قرآن همه جا در بارهٔ قرض دادن به خدا آمده و همه با وصف «حَسَناً» مقیّد شده است انفاق در راه خدا قرض دادن به خدا خوانده شده که آن از طرف خدا برگردانده خواهد شد و اشاره به حتمی بودن مزد آن است.
قید «حسن» ظاهراً مفید آن است که انفاق از مال پاک و با نیّت پاک و با قصد قربت باشد و بعداً پشیمان نگردد و با منّت و اذیّت بعدی توأم نباشد به نظرم جملهٔ «لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لاٰ أَذیً- ... یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمُ ابْتِغاٰءَ مَرْضاٰتِ الله وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ» [۳] بیان «حسن» است.
میشود گفت همهٔ اعمال نیک اعمّ از بدنی و مالی قرضالحسنهاند که آنها به خدا تحویل میشوند و خدا در مقابل پاداش خواهد داد آیهٔ أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ أَقْرِضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللهِ ... [۴]
دلیل آن است و گر نه ایتاء زکوة داخل در قرضالحسنه میباشد.
در قرآن مجید قرض به معنی «وام» متداول بکار نرفته بلکه همه در عمل نیک و یک جا در معنی تجاوز استعمال شده که در اول ذکر شد. [۵]
قرض در اصطلاح حقوقی
در قانون مدنی ایران مادهٔ ۶۴۸ ضمن استعمال واژهٔ قرض از آن چنین تعریف شده است:
«قرض عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک میکند که طرف مزبور، مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید و در صورت تعذر رد مثل، قیمت یوم الرد را بدهد». [۶] در این ماده قانون هم به قرض و هم قیمی و هم قرض با کالا و هم با نقد و پول اشاره شده است.
تاریخچه قرضالحسنه
«قرضالحسنه» جزئی از ارکان نظام اقتصادی اسلام است و در مقابل آن رباخواری قرار دارد. در دوران جاهلیت قرض در میان مردم متداول بوده است.
ولی فردی که به دیگری قرض میداد، معمولاً از بدهکار بیش از آنچه به او داده بود طلب مینمود و یا این که از او هدیهای گرفته و یا بدهکار را برده و بندهٔ خود دانسته و یا بر او منّت مینهاد. در این شرایط اسلام با آوردن واژهٔ «حَسَنه» آن سیستم غلط را که ارمغانی برای جامعه جز افزایش سود و سرمایهٔ رباخواران و بدبختی سایر اقشار جامعه به همراه نداشت ردّ نمود و با تشویق مردم به دادن وام بدون بهره روح عطوفت و برادری و عدل را در مسلمانان زنده نمود. باید توجه داشت که در اقتصاد اسلامی که هدف آن اجرای عدالت اجتماعی است باید همهٔ فرمولها و داروهایی که برای شفای جامعهٔ اسلامی تجویز شده به کار گرفته شود تا نتیجهٔ مورد نظر بدست آید. در نتیجه «قرضالحسنه» هنگامی میتواند کار آیی کامل و نتیجهٔ عالی داشته باشد که دیگر اصول اقتصادی اسلام چون تولید، کار، ایثار، تعاون و همیاری و پرداخت واجبات مالی چون زکات و خمس نیز در کنار آن قرار گیرد. [۷]
در تاریخ اسلام، رسول اکرم صلی الله علیه و آله بنیان گذار اولین صندوق امانت بودند، ایشان از زمانی که در مکه زندگی میکردند مورد اعتماد و امانت مردم بودند و امانت مردم را برای آنها نگه داری میکردند و از این جهت «محمد امین» لقب یافته بودند و آن گاه که به دستور خداوند عازم مدینه شدند، چون خود فرصت رساندن امانتهای مردم را نداشتند، حضرت علی علیهالسلام را مأمور برگرداندن امانتهای مردم کردند. [۸]
در کشور ایران، اوّلین صندوق قرضالحسنه به صورت امروزی آن، در سال ۱۳۴۸ شمسی در مسجد قدیمی لرزاده تهران به نام «صندوق قرضالحسنه ذخیره جاوید» تأسیس شد و به تدریج صندوقهای دیگری در نقاط مختلف کشور به ویژه در شهرهای مذهبی بهوجود آمد. به طوری که تا پایان سال ۱۳۶۵ شمسی، تعداد کلّ صندوقهای قرضالحسنه موجود در کشور به حدود ۲۲۰۰ واحد بالغ میشد. [۹]
قرض در قرآن کریم
در قران کریم، قرض در ردیف مسائلی چون صدقه، انفاق، زکات و نماز آمد، و این حاکی از اهمیت آن است. همانطور که نماز با تعالی روح و رشد عبودیت، موجب ارتباط با مبدأ هستی است و به جا آوردن آن موجب دوری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی میگردد، قرض و صدقه و انفاق و زکات هم موجب تقرب به خداوند عالم میشود. در سوره توبه آیه ۱۰۳ خداوند میفرماید: ای پیامبر! از مؤمنان زکات بستان که مال و جان آنان پاک گردد. همچنین صدقه و زکات و انفاق، چه واجب و چه مستحب؛ تعالی بخش روح و اوج ارتباط انسان با خداوند است و علاوه بر این در جامعه تعدیل ثروت و توازن اجتماعی را به بار میآورد. [۱۰]
اگر روزی بشر به مرحلهای از رفاه اقتصادی برسد، باز هم برای این منظور قرض و صدقات و خمش و زکات لازم است.
بحث از قرض در قرآن در ۵ سوره آمده است: بقره، مائده، تغابن، مزمل و حدید؛ و در مجموع در دوازده آیه بحث از قرض شده و در همه موارد «قرضاً حسناً» آمده است.
تفسیر آیه قرضالحسنه
این آیه با لحنی بسیار زیبا و احساس برانگیزی مردم را به کمک کردن به یکدیگر دعوت میکند و به آنان تذکر میدهد که وقتی کسی از مال خود انفاق میکند و مال خود را در اختیار نیازمندان میگذارد، به منزلهٔ این است که به خدا قرض داده باشد، روشن است که خدا نیازی به قرض ندارد و او بی نیاز مطلق است ولی با این تعبیر بندگان خود را به کمک کردن به یکدیگر تشویق میکند و میخواهد آنها بدانند که این کار نیک آنها بدون پاداش نیست و همانگونه که وقتی کسی به کسی قرض بدهد، بدهکار در موقع خود بدهی را خواهد پرداخت در اینجا نیز خداوند خود را بدهکار چنین افرادی فرض میکند آن هم به این صورت که موقع پرداخت بدهی، آن را چندین برابر خواهد داد و کسی که به دیگران احسان میکند پاداش عمل خود را چند برابر مقابل آن خواهد یافت. در پایان آیه یک مطلب مهم را بیان میکند و میفرماید: این خداست که روزی کسی را میبندد و یا میگشاید. البته میدانیم آن خود از روی ضوابط و معیارهایی است که بعضی از آنها را میدانیم و از جملهٔ آنهاست کار کردن و تلاش برای کسی درآمد بیشتر که در غالب وارد باعث فراوانی روزی میشود. تنبلی و سستی و کم کاری باعث تنگدستی میشود ولی جز اینها ضابطهها و معیارها و عوامل دیگر هم وجود دارد که ما از آنها بی خبریم ولی به هر حال تنگی و گشادی روزی در دست خداست و همه به سوی او بر میگردند. [۱۱]
پاداش قرض
دو آیه از آیات قرض در سوره حدید
آیه ۱۱: «من ذاالذی یقرض الله قرضاً حسناً فیضاعفه له و له اجر کریم».
کیست آن کس که به صورتی نیکو به خداوند قرض (وام) بدهد، تا آن را برای او دو چندان کند و مزدی نیکو (کریمانه) بهرهٔ او شود.
شرایط انفاق و قرض در راه خدا
در آیه یازدهم تعبیر از همه حساستر است : خدا را وام گیرنده، و انسانها را وام دهنده میشمرد، وامی که مسئله تحریم ربا در آن راه ندارد و چندین برابر تا هزاران برابر در مقابل آن پرداخته میشود، اضافه بر پاداش عظیمی که در هیچ اندیشهای نمیگنجد!
اینها همه برای این است که بینشهای انحرافی و انگیزههای حرص و آز و حسد و خودخواهی و طول امل را که مانع از انفاق است از میان ببرد، و جامعهای بر اساس پیوندهای عاطفی و روح اجتماعی و تعاون عمیق بسازد.
تعبیر به (قرضا حسنا) در آیه فوق اشارهای به این حقیقت است که وام دادن خـود انـواع و اقسامی دارد که بعضی را (وام نیکو) و بعضی را وام کم ارزش و یا حتی بی ارزش میتوان شمرد.
قرآن مجید شرائط وام نیکو را در برابر خداوند یا به تعبیر دیگر (انفاق ارزشمند) را در آیات مختلف بیان کرده است، و بعضی از مفسران از جمع آوری آن ده شرط استفاده کردهاند.
۱ - از بهتریـن قـسمت مال انتخاب شود نه از اموال کم ارزش یا ایها الذین آمنوا انفقوا من طیبات ما کسبتم و مما اخرجنا لکم من الارض و لا تیمموا الخبیث منه تنفقون و لستم باخذیه الا ان تغمضوا فیه و اعلموا ان الله غنی حمید: (ای کسانی که ایمان آوردهاید از اموال پاکیزهای که به دست آوردهاید، یا از زمین برای شما خارج ساختهایم انفاق کنید، و بـه سـراغ قسمتهای ناپاک برای انفاق نروید در حالی که خودتان حاضر نیستید آنها را بپذیرید مگر از روی اغماض، و بدانید خداوند بی نیاز و شایسته ستایش است)[۱۲]
۲ - از اموالی که مورد نیاز انسان است باشد، چنانکه میفرماید و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة : (آنها دیگران را بر خود مقدم میدارند هر چند شخصاً شدیداً نیازمند باشند). [۱۳]
۳ - به کسانی انفاق کند که سخت به آن نیازمندند و اولویتها را در نظر گیرد للفقراء الذین احصروا فی سبیل الله : (انفاق شما) مخصوصاً برای نیازمندانی باشد که در راه خدا در محاصره قرار گرفتهاند. [۱۴]
۴ - انفاق اگر مکتوم باشد بهتر است : و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خیر لکم : (هرگاه آنها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است) [۱۵]
۵ - هرگز منت و آزاری با آن همراه نباشد یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی : (ای کسانی که ایمان آوردهاید انفاقهای خود را با منت و آزار باطل نکنید) [۱۶]
۶ - انفاق باید تواءم با اخلاص و خلوص نیت باشد ینفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله : (کسانی که اموالشان را برای جلب خشنودی خداوند انفاق میکنند) [۱۷]
۷ - آنچه را انفاق میکند کوچک و کم اهمیت بشمرد هر چند ظاهراً بزرگ باشد: و لا تمنن تستکثر: (به هنگام انفاق منت مگذار و آنرا بزرگ مشمر) [۱۸]
۸ - از اموالی باشد که به آن دل بسته است و مورد علاقه او است لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون : (هرگز به حقیقت نیکوکاری نمیرسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید) [۱۹]
۹ - هرگز خود را مالک حقیقی تصور نکند، بلکه خود را واسطهای میان خالق و خلق بداند: و انفقوا مما جعلکم مستخلفین فیه : (انفاق کنید از آنچه خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده است) [۲۰]
۱۰ - و قبل از هر چیز باید انفاق از اموال حلال باشد، چرا که خداوند فقط آنرا میپذیرد: انما یتقبل الله من المتقین (خداوند تنها از پرهیزگاران قبول میکند) [۲۱]
و در حدیث آمده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: لا یقبل الله صدقه من غلول (خداوند هیچگاه انفاقی را که از طریق خیانت است نمیپذیرد).
آنچه گفته شد در واقع قسمت مهمی از اوصاف و شرائط لازم است، ولی منحصر به اینها نیست، و با دقت و تأمل در آیات و روایات اسلامی به شرایط دیگری نیز میتوان دست یافت.
ضمناً آنچه گفته شد بعضی از شرائط (واجب) محسوب میشود (مانند عدم منت و آزار و تظاهر) و بعضی از شرائط کمال است (مانند ایثار به نفس در موقع حاجت خویشتن) که عدم وجود آن ارزش انفاق را از میان نمیبرد هر چند در سطح اعلا قرار ندارد.
و نیز آنچه گفته شد گرچه در مورد انفاق (وام به خداوند) بود، ولی بسیاری از آنها در مورد وامهای معمولی نیز صادق اسـت، و به اصطلاح از شرائط لازم، یا شرط کمال (قرضالحسنه) میباشد. [۲۲]
صدقه و قرض اختصاص به مردان ندارد
آیه ۱۸: «ان المصدقین و المصدقات و اقرضوا قرضاً حسناً یضاعف له و لهم اجر کریم».
خداوند به مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهندهای که به خدا قرضالحسنه میدهند، نام برده شده که بیانگر تساوی مرد و زن در اجر اخروی این امر معنوی اجتماعی است.
این دو آیه از سوره حدید را که مورد توجه قرار دادیم. آیهٔ قبل و آیه ۱۲ که مربوط به انفاق است، بیانگر اصلی کلی در سیستم اقتصادی است؛ یعنی اگر در جامعهای به این سه موضوع (انفاق، صدقه و قرض) عمل شود، فاصلهٔ اقتصادی بین ثروتمندان و فقرا خصوصاً در معرف تا حدودی از بین میرود و تعادل و توازن اجتماعی به وجود میآید و جامعه از طهارت معنوی برخوردار میشود. بدیهی است که این سه موضوع نیز قابل جمع است، چون هر کسی – چه زن باشد چه مرد- هم میتواند انفاق کند، هم صدقه و هم قرض و زکات بدهد. چه خوب است، همانطور که صندوقهایی تحت عنوان قرضالحسنه برای قرض تاسیس شده میشود، برای صدقه و انفاق هم صندوقهایی تاسیس گردد تا به صورت رسمی به این مهم همت گمارده شود.
وَ قالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّکاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ [۲۳]
خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت؛ و از آنها، دوازده نقیب[سرپرست] برانگیختیم؛ و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید، و به خدا قرضالحسنه بدهید [در راه او، به نیازمندان کمک کنید]، گناهان شما را میپوشانم[میبخشم]؛ و شما را در باغهایی از بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد میکنم. اما هر کس از شما بعد از این کافر شود، از راه راست منحرف گردیده است.
إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ شَکُورٌ حَلیمٌ. [۲۴]
اگر به خدا قرضالحسنه دهید، آن را برای شما مضاعف میسازد و شما را میبخشد؛ و خداوند شکر کننده و بردبار است!
مقصود از قرض دادن به خداوند
دو احتمال در این باره متصور است:
۱-خداوند خود را به جای محتاج و فقیر قرار داده و کسی که به نیازمندی قرض دهد، مثل این است که به خدا قرض داده است. البته خداوند میتواند فقیر را غنی کند، ولی همهٔ امور طبق مشیت خداوند، واسطه و وسیله میخواهد و در اینجا اغنیاء را وسیله قرار داده تا آنان را بیازماید و موجبات کمال معنوی آنان را فراهم آورد.
۲-منظور از قرض دادن به خداوند قرض دادن به پیامبر و امام معصوم و پیشوایان مسلمانان است. به این بیان که مال خداوند به مصداق آیهٔ خمس «فان لله خمسه و لله الرسول و لذی القربی؛ خمس مال خدا و رسول و ذی القرباست» از آن رسول میباشد و در اینجا هم قرض به خدا قرض به خلیفهٔ خداوند است که پیامبر است و بعد از آن حضرت، امام معصوم و در زمان غیبت نائب امام.
روایت معروف که قرض حسن یعنی صله به امام است آورده شود.
ثواب قرض دادن چند برابر است؟
در روایات آمده است که ثواب قرض دادن ۱۸ برابر است، اما اگر قرض را یکی از مصادیق انفاق بدانیم ثواب آن به هفتصد برابر و حتی بیشتر از آن میرسد.
خداوند در قرآن میفرماید:
«مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّهٍ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ».
کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر میکند؛ و خدا (از نظر قدرت و رحمت)، وسیع، و (به همه چیز) داناست.
محسنین یعنی قرضالحسنه
إِنَّا نَرَاکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ [۲۵] ما تو را از نیکوکاران قرار دادیم.
امام صادق علیهالسلام در تفسیر آیهٔ شریفه فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله برای کسی که وارد مجلس میشد جای میداد و برای محتاج وام تهیه میکرد و از ضعفا طرفداری مینمود. [۲۶]
قرضالحسنه معروف است:
خداوند در قرآن میفرماید:
لا خَیْرَ فی کَثیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النَّاسِ...[۲۷]
در بسیاری از سخنانِ درِگوشی (و جلسات محرمانه) آنها، خیر و سودی نیست؛ مگر کسی که (به این وسیله)، امر به کمک به دیگران، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند.
در این آیه سه موضوع در کنار هم آمده است: صدقه، معروف و اصلاح میان مردم.
از امام صادق علیهالسلام سئوال شد که مقصود از معروف در این آیه چیست؟ حضرت فرمودند: منظور قرضالحسنه است. [۲۸]
بنابراین قرضالحسنه خود مصداقی از معروف در لغت؛ یعنی، آنچه شناخته شده باشد و در مقابلش، آن چیزی است که شناخته نشده باشد. به بیان دیگر معروف، آن چیزی است که عقل و شرع به خوب بودن آن قضاوت کنند و چون قرضالحسنه موضوعی است که عقل آن را تحسین میکند لذا «معروف» نامیده شده است.
افزون بر آیهٔ فوق، حدیثی از امام صادق علیهالسلام روایت شده که آن حضرت میفرماید: «انما حرم الله عزوجل الربا لکیلا یمتنع الناس من اصطناع المعروف» [۲۹] خداوند ربا را حرام کرد تا مردم از عمل به «معروف» محروم نشوند.
و در پایان به فلسفهٔ ربا از لسان امام رضا علیهالسلام اشاره مینماییم.
با توجه به اینکه آنچه در مقابل ربا قرار دارد قرضالحسنه است، در این حدیث از قرض به عنوان معروف نام برده شده است.
قرضالحسنه بر (نیکی) است.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
«تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ» [۳۰]
ترجمه: در نیکوکاری و پرهیزگاری با هم تعاون کنید! و (هرگز) در راه گناه و تعدّی همکاری ننمایید! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است!
بِر شامل همه نیکیهایی است که عقل و شرع آن را تایید میکند. اثم هم شامل همهٔ بدیهایی است که عقل و شرع، آن را ناپسند میشمارد.
قرضالحسنه مصداقی از بر و ربا هم که در مقابل قرضالحسنه است، مصداق اثم است و در قرآن هم از رباخواران به نام «کفار اثیم» یاد شده است.
بنابراین قرضالحسنه مصداقی از بر است که در قرآن به آن دستور میدهد و ربا مصداقی از اثم است که خداوند از آن نهی میکند. [۳۱]
نسبت بین عنوان بِرّ و قرضالحسنه در قرآن، از لحاظ منطقی «عموم و خصوص مطلق» است، زیرا هر قرضالحسنهای بِرّ است؛ اما هر بِرّی قرضالحسنه نیست.
قرضالحسنه در سنت در کلام اهل بیت علیهم السلام
مؤمن خود را مقروض نمیکند
قرض خواستن بدون نیاز و اضطرار خلاف منش و شخصیت انسانی است و در روایات اسلامی قرض بدون حاجت مکروه دانسته شده است و اساساً هر فرد مؤمنی باید بکوشد تا خود را مقروض نکند، چه اینکه فردی که مقروض میشود، خود را در مقبل طلبکار کوچک میبیند و احساس سرافکندگی میکند و این، دور از کرامت ذاتی انسان است که خداوند به او داده و انسان را گرامی داشته است، مضافاً اینکه فرد مقروض، آسایش روحی و تمرکز فکر خود را از دست میدهد و چه بسا از انجام کارهای مثبت و مفید که نیازمند آرامش روحی است، باز ماند.
در قرآن مجید و احادیث متعددی که در دست داریم برای ادای قرض، ثواب زیادی بیان شده، اما از سوی دیگر، دریافت قرض، خاصه بدون نیاز مورد مذمت قرار گرفته است. از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که آن حضرت میفرماید: «ایاکم و الدَّین فانه شین الدین» [۳۲]
بپرهیزید از مدیون شدن که آن موجب خواری دین میشود. همچنین از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام روایت شده است: «ایاکم و الدین فانه مذله بالنهار و مهمه بالیل؛ [۳۳] بپرهیزید از اینکه خود را مدیون سازید که آن موجب ذلت روز و غم شب است.».
نتیجه طبیعی قرض گرفتن است بنابراین تا انسان تا ناچار نباشد بهتر است که قرض نگیرد.
ثواب قرض دادن
امام صادق علیهالسلام نقل مینماید که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «کسی که به مؤمنی قرض دهد و منتظر بماند تا پرداخت قرض برای او امکان پذیر شود، مال او پاکیزه میماند و تا زمانی که قرض را برگرداند، فرشتگان بر او درود میفرستند» [۳۴]
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هیچ مسلمانی به خاطر خدا به مسلمان دیگر قرض نمیدهد، مگر اینکه زمانی که مالش باز گردد، خداوند پاداش او را همانند پاداش صدقه حساب مینماید. [۳۵]
امام صادق علیهالسلام فرمودند: ثواب قرض هجده برابر است و اگر بمیرد آن مال جزء زکات حساب خواهد شد.
راوی گوید: شینیدم که امام صادق علیهالسلام فرمودند: بیشتر دوست دارم قرض بدهم از اینکه همانند آن را ببخشم؛ و نیز فرمودند: کسی که قرض مدت دار بدهد و سر وقت قرض پرداخت نشود، هر روزی که از آن وقت میگذرد، ثوابی همچون ثواب یک دینار صدقه در هر روزی برای او خواهد بود. [۳۶]
امام صادق علیهالسلام نقل مینماید که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: بیشتر دوست دارم هزار درهم را دو بار قرض دهم تا اینکه یک بار صدقه بدهم و همانطور که حلال نیست بدهکارت با قرض توانایی، پرداخت مالت را به تأخیر بیندازد، اگر میدانی توانایی ندارد، جایز نیست او را در فشار قرض دهی. [۳۷]
قرضالحسنه و صدقه
عن عبدالله بن مسعود رضی الله عنه ان النبی صلی الله علیه و آله قال: کل قرض صدقه.
عبدالله بن مسعود از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: هر قرضی پیش خدا، صدقه محسوب میشود. [۳۸]
قرض سنت جاودان
فی خبر طویل عن الصادق علیهالسلام: «اما الوجوه الاربعه (التی یلزمه فیها التفقه من وجوه اصطناع المعروف) فقضاء الدین، و العاریه، و القرض و اقراءُ الضیف واجبات فی السنه» [۳۹]
امام صادق علیهالسلام در روایتی طولانی و مفصل فرمود: اما انواع چهارگانه خبر عبارتند از:
۱-پرداخت بدهی؛ ۲- عاریه دادن؛ ۳- قرض دادن؛ ۴- مهمانی دادن؛
که اینها در سنت واجب است.
حکم قرض دادن و گرفتن
در روایات معتبره برای وام گرفتن ثوابهای بسیار وعده داده شده، چنانچه در ترک آن هم عذابهای شدید ذکر گردیده و در بعضی موارد وام دادن واجب و ترک آن حرام و در پارهای موارد قرض دادن مستحب و ترک آن مکروه است. ولی قرض گرفتن مکروه است در صورتی که احتیاج به گرفتن قرض نداشته باشد؛ و هرگاه محتاج به گرفتن فرض شود کراهت آن خفیف میشود و شدت و کمی کراهت تابع شدت و کمی احتیاج است. پس هر اندازه احتیاج کمتر باشد، کراهت قرض خواستن بیشتر میشود و هر اندازه احتیاج به قرض بیشتر شود، کراهت آن کمتر میگردد تا جایی که هیچ کراهت ندارد بلکه گاهی واجب میشود قرض بگیرند به اینکه امر واجبی مثل حفظ جان یا عرض بسته به وام گرفتن باشد.
کسی که زمینهٔ ادای دین ندارد، احتیاط آن است که قرض نگیرد و خود را مدیون نسازد مگر در صورت ضرورت.
ثواب وام دادن و عقاب ترک آن
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: کسی که به مؤمنی وام دهد و او را تا هنگام توانائیاش مهلت دهد، برای مالی که به وام داده، ثواب زکات برایش خواهد بود و ملائکه برایش دعا و طلب رحمت مینمایند تا هنگامی که طلب خود را دریافت نماید. [۴۰]
و نیز فرمود: کسی که وام دهد به برادر مسلمان خود، از برای او است به هر درهمی که به قرض داده، هم وزن کوه احد از کوههای مکه معظمه و طور سینا، حسنات و اگر در مطالبه نمودن طلب خود از بدهکار، با او رفق و مدارا نماید، مانند برق جهنده روشن از صراط بگذرد بدون عذاب و معطلی حساب و کسی که برادر مسلمانش حال خودش را نزد او شکایت کند، پس به او وام ندهد، خداوند بهشت را بر او حرام میفرماید در روزی که به نیکوکاران پاداش میدهد. [۴۱]
چارهای از پرداخت بدهی نیست
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: کسی که مسامحه کند و از رساندن حق به صاحبش درنگ نماید در حالی که توانایی دارد، هر روزی که میگذرد گناه عشاری بر او است. (عشار کسی است که به امر ظالم از مردم ده یک میگیرد). [۴۲]
حضرت امام محمد باقر علیهالسلام میفرماید: کسی که در راه خدا شهید شد از هر گناهی پاک میشود مگر بدهی که کفاره ندارد، یا باید دینش پرداخت شود یا طلبکار ببخشد وگرنه شهید هم گرفتار بدهیاش هست. [۴۳]
و نیز میفرماید: نخستین قطره خونی که از شهید ریخته میشود، تلافی تمام گناهانش میشود مگر بدهی که علاجش منحصر به پرداختن میباشد. [۴۴]
و برای اهمیت مطلب همین بس که مردی از انصار مُرد و دو دینار بدهکار بود، پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر او نماز نخواند تا اینکه بعضی از بستگانش ضامن شدند که بدهی او را بپردازند، آنگاه حضرت بر او نماز گذارد. [۴۵]
مروی است که معاویه بن وهب، این حدیث را بر حضرت صادق علیهالسلام عرضه داشت فرمود: درست است و جز این نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین فرمود، برای آنکه مسلمانان اندرز بگیرند و اهمیت دین را بدانند و آن را کوچک نشمرده و به صاحبش رد کنند و گر نه هر یک از رسول خدا صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیهالسلام و حضرت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام زمانی که از دنیا رفتند، مدیون بوده و به ادای دین خود وصیت فرمودند و پس از فوت هر یک وصی او دینش را اداء کرد. [۴۶]
و خلاصه معنی حدیث آن است مدیون بودن مذموم نیست و جایز است. چیزی که حرام است مسامحه کردن در ادای دین میباشد.
مؤمن خیانت نمیکند.
خیانت مانند دزدی صورتهای متفاوتی دارد. یک مورد آن این خواهد بود که فردی از دیگری پولی قرض کند، ولی آن را به موقع نپردازد و بدهی خود را در بوتهٔ فراموشی اندازد.
ابوثمامه به امام جواد علیهالسلام عرض کرد: میخواهم مجاور مکه و مدینه منوره بگردم در حال که بدهکارم. حضرت فرمود: به محل خود برگردد تا بدهیت را بپردازی و مبادا از دنیا بروی و خدای را ملاقات کنی در حالی که بدهکار باشی زیرا مؤمن خیانت نمیکند. [۴۷] و اگر بتوانی بدهیات را پرداخت کنی و نپردازی و به زیارت بروی، یک نوع خیانت است و مؤمن خیانت نمیکند... (فان المؤمن لا یخون) [۴۸]
نپرداختن بدهی، خیانت و ظلم به همه است
از این حدیث شریف معلوم میشود که حبس حقوق و مسامحه در ادای دین، خیانت است؛ و در حدیث نبوی آن را از مصادیق ظلم شمرده و میفرماید: مسامحه کردن مسلمانی که بر پرداخت بدهیاش توانایی دارد ظلمی است نسبت به مسلمین) [۴۹]
ظلم بودنش نسبت به شخص طلبکار ظاهر است، ولی نسبت به سایر مسلمانان شاید از این جهت باشد که سبب میشود دیگران به مسلمانان قرض ندهند، از ترس اینکه مبادا مثل این شخص در پرداخت بدهی سهل انگاری کنند یا مالش تلف شود و به تعبیر دیگر مسامحه کردند در پرداخت دین با توانایی، باب خیر و معروف را سد میکند که از این به بعد کسی جرات نکند به دیگری قرض بدهد. در حالی که از بزرگترین خیرات است و سبب جلوگیریش همین شخص شده است.
حضرت امام صادق علیهالسلام میفرماید: «خدا لعنت کند بُرندگان راه خیر را؛ و آن کسی است که دیگری به او احسانی بکند و خیری برساند، پس او کفرانش کند و این امر سبب شود که آن شخص دیگر به کسی احسان ننماید» [۵۰]
و ظاهر است که قرض دادن احسان است و مسامحه کردن در پرداخت آن کفران و سبب میشود که دیگر آن شخص چنین احسانی به کسی نکند.
باید قصد پرداختن داشته باشد
در دنیای امروز دزدی به صورتهای مختلف انجام میگیرد: عدهای سر گردنه دزدی میکنند، شاید بتوان گفت که این دزدی، شجاعانه است. عدهای نیز پشت میز اداره با کم کاری و کار شکنی دزدی میکنند که میتوان گفت: این نوع دزدی رذیلتهاست. همچنین عدهای قرض میگیرند، به شرط آنکه به موقع آن را بپردازند، ولی اهمیتی به پرداخت آن نمیدهند. این دزدی نیز خائنانه است.
امام صادق علیهالسلام فرمودهاند: «من استدان دینا فلم ینو قضاءه کان بمنزله السارق؛ کسی که قرض کند و قصدش این باشد که آن را نپردازد، همچون دزد خواهد بود» [۵۱]
در حدیث دیگری از امام صادق علیهالسلام روایت شده است:
«ایما رجل اتی رجلاً فاستقرض منه مالاً و فی نیته ان لا یودیه فذلک اللص العادی؛ اگر شخصی از دیگری مالی قرض کند و نیت و قلبش این باشد که آن را نپردازد، یک نوع دزدی آشکار است». [۵۲]
بدهکاری که از پرداخت بدهی ناتوان است باید در قصدش باشد که در نخستین زمانی که توانایی پرداخت پیدا کرد، مسامحه نکند بلکه چنین نیتی را باید از همان ابتدا داشته باشد که اگر هنگام قرض گرفتن بخواهد ادای دین نکند تصرف کردنش در آن مال، از همان اول حرام است.
حضرت امام صادق علیهالسلام میفرماید: کسی که قرض بگیرد و بخواهد که ندهد، دزدی است ستمگر. [۵۳]
و نیز میفرماید: دزدها سه دستهاند: کسی که زکات مالش را ندهد، و کسی که مهریهٔ زنش را بدهی واجب الاداء نداند و کسی که قرض بگیرد در بخواهد که نپردازد. [۵۴]
و نیز میفرماید: بدهکار هرگاه همش این باشد که بدهیاش را بدهد، خداوند دو ملک را کمک و یار او میکند تا دینش پرداخت شود و چنانچه قصدش سست شود، پس به همان مقدار از کمک و یاری خدا محروم است. [۵۵]
باید بدهکار عاجز را مهلت داد
در صورتی که بدهکار نمیتواند بدهی خود را حتی با فروش زائد بر مایحتاج، ادا کند بر طلبکار واجب است او را مهلت دهد تا وقتی که بتواند بپردازد و مطالبه کردن و بدهکار را در مشقت و سختی انداختن حرام است.
چنانچه در قرآن مجید میفرماید: «اگر تنگدستی پیدا شود پس (وظیفه) مهلت دادنی است تا هنگام گشادگی و فراض (یعنی اگر بدهکاری نتوانست وام خود را که هنگام پرداختش رسیده بپردازد، او را مهلت دهید تا توانایی پیدا کند) و اگر از بدهکار تنگدست صرفنظر کنید و مبلغی را که از او طلبکارید ببخشید، برای شما بهتر است اگر بدانید. [۵۶]
زیرا اگر طلب خود را بگیرید مثل سایر اموال از بین میرود، ولی اگر به او ببخشید، صدقهای است که نزد خداوند بامانت است و از آن برای همیشه بهره میبرید»
از این آیه شریفه دو چیز استفاده میشود: یکی وجوب مهلت به بدهکاری که از پرداخت بدهکاری که از پرداخت بدهی عاجز است و دیگری نیکویی بخشش و صرفنظر کردن از طلب و در روایات کثیره به هر دو موضوع است اشاره شده است.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: برای بدهکارت حلال نیست که در حال توانایی، در پرداخت بدهی، مسامحه کند، همچنین بر تو هم حلال نیست او را در تنگدستی به زحمت بیندازی، وقتی بدانی از پرداخت وام ناتوان است. [۵۷]
حضرت امام صادق علیهالسلام میفرماید: بپرهیزید از اینکه تنگ بگیرید بر یکی از برادران مسلمان خود، وقتی که از پرداخت بدهی خود ناتوان است، به سبب طلبی که از او دارید. زیرا پدر و مادر ما رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: جایز نیست که هیچ مسلمانی بر مسلمانی تنگ بگیرد و کسی که مسلمانی را مهلت بدهد، خدای تعالی و را در سایهٔ خود جای میدهد، روزی که جز سایهٔ خدا سایهای نباشد (یعنی در پناه رحمت و لطف خود روز قیامت او را جای میدهد. [۵۸]
و نیز فرمود: کسی که بخواهد خدا زیر سایهٔ عرش خود جایش دهد، در روزی که سایهای جز سایه خدا نباشد، باید بدهکار تنگدست را مهلت بدهد و از او مطالبه نکند یا اینکه طلبش را به او ببخشد. [۵۹]
حضرت باقر علیهالسلام میفرماید: روز قیامت جماعتی زیر سایه عرش خدا جای میگیرند، در حالی که صورتهایشان از نور و لباسشان از نور و بر کرسیهایی از نور قرار دارند. پس منادی ندا میکند که اینها کسانیاند که در دنیا بر مؤمنین آسان میگرفتند و بدهکار تنگدست را مهلت میدادند، تا وقتی که بتواند بدهی خود را بپردازد. [۶۰]
افرادی باید خود را مقروض نمایند که قدرت پرداخت به موقع آن را داشته باشند، با این وصف، اگر مقروض یا بدهکار تنگدست بود و یا در هنگامی توانایی پرداخت آن را نداست، باید طلبکار به او مهلت دهد و به او فشار نیاورد. امام صادق علیهالسلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل میکند که آن حضرت فرمود:
«لیس المسلم ان یعسر مسلماً...» [۶۱]
مسلمان نباید مسلمان دیگر را به سختی بیندازد.
همچنین آن حضرت فرموده است: کسی که تنگدستی را مهلت بدهد، خداوند روز قیامت بر سر او سایه میافکند، آن روزی که سایهای جز سایهٔ خداوند نیست؛ و در روایت دیگری فرموده است: همان طور که شخص بدهکار نباید طلبکار را معطل کند، باید سر وقت طلب او را بدهد، همان طور شخص طلبکار خوب است که بدهکار تنگدست را مهلت بدهد. [۶۲]
از امام باقر علیهالسلام روایت شده است : خداوند در روز قیامت عدهای را زیر سایهٔ عرش قرار میدهد که صورتهایشان از نور و بر کرسیهایی از نور مینشینند. در آن حال منادی صدا میزند که اینها قومی هستند که بر مؤمنان آسان گرفتند و شخص تنگدست را مهلت دادند تا متمکن شود و آنگاه پول خود را وصول کردند. [۶۳]
همچنین از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است:
«من اراد ان یظله الله فی ظل عرشه یوم لا ظل الا ظله فلینظر معسراً و لیدع له من حقه» [۶۴]
کسی که میخواهد در روزی که سایهای جز سایهٔ عرش خداوند نیست، زیر سایهٔ او قرار گیرد، باید به بدهکار مهلت دهد تا به فراخی رسد و یا از حق خود بگذرد.
این احادیث دربارهٔ کسی است که واقعاً تنگدست باشد، آن هم در مقطعی از زمان. اما کسی که همیشه تنگدست است، باید قرضش از بیتالمال ادا شود و اساساً نباید قرض بخواهد و اگر هم بدهکار شد، باید طلبکار به او مهلت بدهد؛ باشد که خداوند در روز قیامت به او عنایت کند. از امام صادق علیهالسلام روایت شده است:
«ما من مسلم اقرض مسلماً قرضاً حسناً یرید به وجه الله الا حسب له اجرها کحساب الصدقه حتی یرجع الیه؛ [۶۵] هر مسلمانی که به مسلمانی به نیت رضایت خداوند قرضالحسنه دهد، برای او تا زمانی که طلبش برگردد، ثواب صدقه مینویسند».
همچنین از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است:
«من اقرض مومنا قرضاً ینظر به میسوره کان ماله فی زکاه و کانَّ هو فی صلاه من الملائکه حتی یودیه؛ [۶۶] کسی که مؤمنی را قرض بدهد و به او مهلت بدهد، مثل این است که مال خود را زکات و صدقه داده باشد و خود آن شخص مهلت دهنده، هم در حال نماز جماعت با ملائکهها باشد، تا زمانی که طلب او برگردد.».
در حدیثی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: «من اقرض اخاه المسلم کانَّ بدل درهم اقرضه وزن جبل احد من جبال رضوی و طور سیناء حسنات؛ [۶۷]
سپس آن حضرت فرمود: «و ان رفق به فی طلبه تعدی به علی الصراط کالبرق الخاطف اللامع بغیر حساب و لا عذاب؛ [۶۸]
بعد از آن نیز فرمود: «من شکا الیه اخوه مسلم فلم یقرضه حرم الله عزوجل علیه الجنه یوم یجزی المحسنین» [۶۹]
کسی که به بردار مسلمانش قرض بدهد، به هر درهمی، ثواب وزن کوهی از کوههای رضوی و طور سینا را دارد. اگر کسی با بدهکار خود مدارا کند و به او مهلت لازم را بدهد، او را از پل صراط همچون برق عبور میدهند و نه حسابی از او میخواهند و نه عذابی میبیند. اگر پولداری، برادر مسلمانش به او رو آورد و از او و قرض بخواهد و او ندهد، خداوند بهشت را بر او حرام میکند و روزی که نیکوکاران پاداش میگیرند، او پاداشی دریافت نمیکند.
ثواب صدقه برای مهلت هر روز
کلینی از حضرت امام صادق علیهالسلام روایت میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی بر منبر رفته و پس از حمد و ثنای الهی و صلوات بر پیغمبران فرمود: ای مردم باید که حاضران به آنهایی که نیستند برسانند؛ کسی که مهلت دهد مرد پریشانی را، بر خدا است که هر روز ثواب تصدق به آن مال را در نامهٔ عملش بنویسد تا وقتی که مال خود را دریافت نماید. [۷۰]
یعنی هر روزی که به او مهلت میدهد مثل این است که آن مقدار طلب خود را گرفته و در راه خدا انفاق کرده است.
ضمناً باید دانست که از جمله موارد حبس حقوق ندادن خمس و زکات یا مسامحه کردن در پرداخت آن است و چون منع زکات از جمله گناهان کبیرهای است که بر آن نص خالص است، قریباً به طور استقلال ذکر میشود.
خداوند تلافی میفرماید
مستفاد از روایات این است که بدهکار اگر پیش از پرداخت بدهی بمیرد و پس از او مالش بدهیش را نپردازند و صاحب حق او را نبخشد، در صورتی که هیچ تقصیری در پرداختن بدهی نداشته قرض را برای امر حرامی هم نمیخواسته و در ادا هم مسامحه نکرده، بلکه قصدش این بوده که آن را بپردازد و مالی هم نداشته که به آن وصیت کند پس خداوند روز قیامت از فضل خود طلبکارش را راضی میفرماید.
چنانچه محمد بن بشر وشا به خدمت حضرت امام صادق علیهالسلام آمد و استدعا کرد که با شهاب که از جمله اصحاب آن حضرت بود دربارهٔ طلبی که از او داشت سخن بفرماید و دستور دهد با او سازش کند، تا وقتی که موسم حج بگذرد، و طلبش هزار دینار بود. آن حضرت شهاب را طلبیدند و فرمودند که تو حال محمد بن بشر را میدانی که از دوستان ما است و میگوید تو هزار دینار از او طلب داری و آن مبلغ خرج بطن و فرج نشده، بلکه دینی از او نزد مردم مانده و نقصانی چند کرده و من میخواهم تو او را حلال کنی. بعد از آن فرمود: شاید تو گمان میکنی که در عوض طلبت، حسناتش را به تو خواهند داد.
شهاب گفت: ما پیش خود چنین میدانیم.
حضرت فرمود: خدای تعالی کریمتر و عادلتر است از اینکه بندهای به او تقرب بجوید و در شب سرما برخیزد و روز گرما روزه بگیرد یا طواف خانه خدا به جا آورد و بعد از آن خدای تعالی حسناتش را بگیرد و به تو هد و لیکن فضل الهی بسیار است و از فضل خود به مؤمن عوض میدهد. شهاب گفت: من او را حلال کردم. [۷۱]
از حسنات به طلبکار میدهند
در صورتی که در پرداخت وام مقصر بوده به اینکه قرض را برای مصرف حرامی گرفته یا در پرداخت آن کوتاهی کرده با اینکه میتوانسته و پس از مردنش از مالش ادا نشده و طلبکار هم نبخشیده است در قیامت معادل دین از حسناتش بر میدارند و به طلبکار میدهند و اگر حسناتی نداشته باشد یا کم بیاورد، از گناهان طلبکار بر او میافکنند. [۷۲]
حضرت صادق علیهالسلام میفرماید: روز قیامت صاحب قرض میآید و شکایت میکند اگر بدهکار حسنات دارد برای طلبکار از او میگیرند و اگر ندارد گناهانش را بر او میگذارند.
و در روایات زیادی تصریح شده کسی که حقالناس بر عهدهاش باشد نجات نمییابد مگر پس از راضی شدن صاحبان حق که یا به برداشتن حسنات یا گذاشتن گناهان یا به شفاعت اهل بیت علیهم السلام خداوند به او پاداش دهد. [۷۳]
معاوضه به چقدر میشود؟
چگونگی معاوضه به اینکه در مقابل حق چه مقدار حسنه واقع میشود، خداوند و رسولش بهتر میدانند و راهی برای دانستن ما نیست و لزومی هم ندارد.
بلی در بعضی از روایات به پارهای از مراتب آن اشاره شده چنانچه میفرماید: در برابر هر درهمی، ششصد نماز از مدیون گرفته شده و به طلبکار داده میشود. [۷۴] و نیز در برابر هر یک ششم از درهم نقره (درهم ۱۸ نخود نقره است) هفتصد نماز قبول شده میگیرند و به صاحب حق میدهند. [۷۵]
به هر حال بدهکار از دنیا رفتن خیلی سخت است. باید هر کس بکوشد که پیش از مرگ بدهی نداشته باشد و چنانچه از هر راهی عاجز باشد، سخت به اهلبیت علیهم السلام متوسل شود تا خصمای او را راضی فرماید.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: گناهی بزرگتر (بعد از کبائری که خداوند از آنها نهی فرموده) از این نیست که شخصی بمیرد و بر او وامهایی از مردم باشد و چیزی نداشته باشد که با آن بدهیش را بپردازد. [۷۶]
و روزی پس از نماز به اصحاب خود فرمود: فلان شخص که شهیده شده بیرون بهشت متوقف است و نمیتواند وارد شود، به واسطهٔ سه درهمی که به فلان شخص یهودی بدهکار است. [۷۷]
شتاب کردن در ادای دین مستحب است
چنانچه حبس حقوق و نپرداختن قرض حرام و از گناهان کبیره است، ادای دین و شتاب کردن در پرداخت آن در صورت مطالبه و توانایی، از بهترین واجبات خدا است و بر آن ثوابهای بسیاری وعده داده شده است.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: کسی که طلبکاران خود را راضی کند بهشت بر او واجب میشود بدون معطلی حساب و در بهشت همنشین حضرت اسماعیل خواهد بود. [۷۸]
و نیز میفرماید: در بدهی که شخص به طلبکارانش رد میکند، برایش از هزار سال عبادت و هزار بنده آزاد کردن و هزار حج و عمره به جا آوردن بهتر است. [۷۹]
و نیز فرمود: کسی که درهمی به صاحبان حق برآورد کند، خداوند او را از آتش جهنم آزاد میفرماید و به هر دانقی (یک ششم درهم) که داده ثواب پیغمبری به او میدهد و به هر درهمی که داد شهری از در سرخ در بهشت به او مرحمت میفرماید. [۸۰]
و نیز میفرماید: رد کردن یک درهم به صاحب حق بهتر است از روزه داشتن در روز و به پا ایستادن به عبادت در شب و کسی که بدهیش را رد کند، ملکی از زیر عرض او را ندا میکند که ای بنده عملت را از سر گیر که خداوند گذشتههای تو را آمرزید. [۸۱]
با زکات میتوان بدهی مقروضان را ادا کرد
یکی از بودجههای حکومت اسلامی، زکات است و مسئولیت جمع آوری آن به عهدهٔ حکومت اسلامی است. یکی از مصارف زکات، پرداخت آن به «غارمین» است. «غارمین» (ورشکستگان) کسانی هستند که در زندگی مقروض شدهاند و قدرت پرداخت بدهی خود را ندارند؛ و حکومت اسلامی یا کسی که از جانب حکومت اسلامی نیابت دارد، موظف است با پرداخت زکات به بدهکاران، از آنان دستگیری کند.
از امام موسی بن جعفر علیهالسلام روایت شده است:
اگر کسی که با سعی و کوشش، از راه حلال روزی به دست میآورد و خود و خانوادهاش را اداره مینماید، تنگدست گردد، با توجه به اینکه برای تأمین معاش خود سعی و کوشش کرده است، بر خدا و رسول است که خرجی او را بدهند و اگر در گذشت، بر پیشوای مسلمین است که بدهی او را تأمین کند و اگر پیشوای مسلمین این وظیفه را انجام ندهد، گناهکار خواهد بود، زیرا خداوند در قرآن میفرماید: زکات برای مصرف فقرا بر مساکین و بدهکاران است. [۸۲]
همچنین از امام رضا علیهالسلام سئوال شد که تا چه مدت باید به بدهکار مهلت داد؟ آن حضرت فرمود: تا روزی که خبر بدهکاری او به پیشوای مسلمانان برسد و او متوجه شود که این شخص بدهکار است و باید از سهم غارمین بدهی او را بپردازند. [۸۳]
از این حدیث و امثال آن به خوبی استفاده میشود که باید قرض بدهکاران بی علاج و درمانده از زکات پرداخت گردد و این کار هم به عهدهٔ نظام اسلامی است. همچنین از امام صادق علیهالسلام روایت شده است: باید پیشوای مسلمان بدهی مؤمنان را به استثنای مهریهٔ زنانشان بپردازد.
قرضالحسنه در سیره امام رضا علیهالسلام
قرضالحسنه و آخرت
قال الرضا علیهالسلام: «و إذا مات رجل و له دین علی رجل فإن أخذه وارثه منه فهو له و إن لم یعطه فهو للمیت فی الآخره؛ وقتی طلبکار از دنیا برود، چنانچه وارث طلب را بگیرد، مال اوست و اگر داده نشود در آخرت به مرده و صاحب مالی مال تعلق میگیرد.»[۸۴] <br/
وام گیرندهٔ دزد
«و اعلم أنه من استدان دینا و نوی قضاءه فهو فی أمان الله حتی یقضیه فإن لم ینو قضاءه فهو سارق؛ کسی که قرض بگیرد در صورتی که تصمیم داشته باشد آن را پس بدهد، در امان خداست تا آن را اداء کند، ولی اگر تصمیم نداشته باشد آن را به صاحبش برگرداند، دزد محسوب میشود. [۸۵]
برخورد با بدهکار
«إن کان لک علی رجل حق فوجدته بمکه أو فی الحرم فلا تطالبه به و لا تسلم علیه فتفزعه إلا أن تکون أعطیته حقک فی الحرم فلا بأس أن تطالبه فی الحرم»؛ اگر از شخصی طلبکاری و او را در مکه یا در حرم یافتی، از او مطالبه مکن و بر وی سلام هم مکن؛ که از تو ترسان شود. بلکه اگر در محدودهٔ حرم چیزی به وی دادی میتوانی در آنجا مطالبه کنی. [۸۶]
نتیجهٔ قرضالحسنه
روی عن فقه الرضا علیهالسلام: «أن أجر القرض ثمانیه عشر ضعفا من أجر الصدقه لأن القرض یصل إلی من لا یضع نفسه للصدقه لأخذ الصدقه؛ پاداش وام ۱۸ برابر بیش از صدقه است، زیرا قرضالحسنه باعث میشود که شخص به گرفتن صدقه دچار نشود.» [۸۷]
فلسفهٔ تحریم ربا
محمد بن سنان گوید: حضرت رضا علیهالسلام در جواب مسائل من نوشت:
علت تحریم ربا و نهی خداوند از آن از این جهت است که خداوند متعال از فساد اموال جلوگیری کرده و مردم را از مخلوط شدن مال آنها به حرام بازداشته است.
هر گاه آدمی یک درهم را به دو درهم خریداری کرد یک درهم آن مشروع و درهم دیگر باطل است و خرید و فروش ربوی در هر حال برای فروشنده و مشتری موجب ضرر و زیان است.
پس خداوند متعال بنده خود را از ربا بازداشته تا صاحب مال گرفتار فساد و تباهی مال نگردد، همان طور که سفیه را از تصرف مالش منع کرده تا آنگاه که سفاهت او برطرف شده و قدر و قیمت مالش را بداند، و از این رو خرید و فروش یک درهم را به دو درهم حرام فرموده است.
بعد از اینکه خداوند حرمت ربا را بیان کرده و در قرآن مجید حکم آن را فرموده هر کس این حرام را مرتکب شود و حکم خداوند را زیر پا گذارد مرتکب کفر شده است؛ و علت دیگر آنکه اگر در جامعه اسلامی رباخواری پدید آید، مردم خوبیها را فراموش میکنند، و برای رسیدن به مال زیاد از هر گونه ظلم و اجحاف خودداری نخواهند کرد، و در نتیجه قرضالحسنه و اعمال نیک در جامعه از بین میرود، و فساد و تباهی و از بین رفتن اموال مردم و تلف شدن ثروت عمومی و انحصار آن پیش خواهد آمد.[۸۸]
نتیجه گیری
با توجه به سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله که در آخرین سالهای حیات خود که فرمودند: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی»؛ و با تتبع و تحقیق در ثقل اکبر یعنی قرآن و ثقل اصغر یعنی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به این نتیجه میرسیم که کسی که قرض دهد مانند این است که به خدا قرض دادهایم. خدایی که بی نیاز است و نیازی به پول و قرض دادن ما ندارد پس چرا قرض دادن به خدا میباشد این یعنی، این که اغنیاء به کمک و یاری مستمندان و فقرای جامعه بشتابند و گره از کار آنان وا نمایند و خداوند هم در قبال این کار ثوابهایی مضاعف و پاداشهایی فراوان میدهد؛ و تا زمانی که شخص مؤمن نیاز به قرض ندارد نباید خود را بدهکار نماید زیرا قرض گرفتن بیهوده و بی نیاز موجب و غم و اندوه میشود ولی کسی که دخلش به خرجش نمیرسد میتواند قرض نماید و خدا هم به کسی که قرض میدهد وام بدون بهره میدهد، که این قرضالحسنه را بنا بر فرموده امام رضا علیهالسلام در مقابل ربا قرار داده است، به هر درهمی خداوند معادل کوه احد و طور سینا به او حسنات میدهد و از صراط عبور مینماید و کسی که قرض گرفته باید در پرداخت آن شتاب نماید و در اسرع وقت آن بدهی را پرداخت نماید تا دیگران هم بتوانند از آن استفاده نمایند چون کسی که قصد پرداخت آن را نداشته باشد خیانت نموده است و مؤمن هم خیانت نمینماید و گره هم از مشکل دیگر برادران مسلمان باز میشود، و خداوند هم برای کسی که قرض داده روز قیامت تلافی مینماید و آن کسی که خیانت مینماید خداوند از حسناتش بر میدارد و به او میدهد و تمام حسنات قرض گیرنده برابر با سیئات قرض دهنده میشود. به امید آن روز که در این جامعهٔ ما و تمامی دنیا از وامهای ربوی، نزول و ربا پاک شود و سنت حسنهٔ الهی و نیکو که همان قرضالحسنه میباشد جایگزین آن شود؛ و این جامعه از فقر و بیکاری رخت بر بندد به شرطی که اغنیاء به این سنت الهی پایبند باشند.
منابع
قرآن مجید
۱-اصفهانی، مجلسی دوم، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار علیهم السلام،۳۳ جلدی، ناشر: مؤسسه الطبع و النشر، چاپ اول، ۱۴۱۰ ه ق، بیروت- لبنان.
۲-نوری، محدث، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۱۸ جلدی، محقق/ مصحح: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، ۱۴۰۸ ه ق، بیروت- لبنان.
۳-عاملی، حرّ، محمد بن حسن، وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، ۳۰ جلدی وزیری، محقق/ مصحح: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، ۱۴۰۹ ه ق، قم.
۴-جعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، نشر: انتشارات هجرت، چاپ اول، بهار ۱۳۸۶ ش، قم.
۵-مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، انتشارات: دارالکتب الاسلامیه، چاپ بیست و یکم، ۱۳۸۲ ش، تهران.
۶-شهید ثانی، زین الدین بن علی، فقه استدلالی ترجمه تحریر الروضه فی شرح اللمعه، امینی، علی رضا و دادمرزی مهدی، انتشارات: کتاب طه، چاپ دوازدهم، زمستان ۱۳۸۶ ش، قم.
۷-منسوب به امام رضا، علی بن موسی علیهما السلام، الفقه- فقه الرضا، محقق/ مصحح: مؤسسه آلالبیت علیهم السلام در قم، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، ۱۴۰۶ ه ق، مشهد.
۸-عطاردی، عزیز الله، مشکاه الانوار- ترجمه عطاردی، نشر عطارد، چاپاول، ۱۳۷۴ شمسی، تهران.
۹- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ناشر: جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، قم.
۱۰-شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، مترجم: غفاری، علی اکبر، ناشر: نشر صدوق، چاپ اول، ۱۳۶۷ ش، تهران.
۱۱-آیتی، ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، انتشارات.
۱۲-ابراهیمی، محمد حسین، قرض الحسنه، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ سوم، ۱۳۷۸ ش، قم.
۱۳-ابراهیمی، محمد حسین، پول، بانک، صرافی، انتشارات.
۱۴-طاهری، حبیب الله، حقوق مدنی، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۴۱۸ ه ق، قم.
۱۵-امامی، سید حسن، حقوق مدنی، ناشر: انتشارات اسلامیة، تهران.
۱۶-نجفآبادی، حسین علی، معارف و احکام نوجوانان، محقق/ مصحح: گردآورنده: ناصر مکاریان، ناشر: نشر سرایی، چاپ اول، ۱۴۲۳ ه ق، قم.
۱۷-اصفهانی، حسین بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن، محقق/ مصحح: صفوان عدنان داودی، ناشر: دار العلم- الدار الشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ ه ق، لبنان- سوریه.
۱۸-قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ناشر: دارالکتب الإسلامیه، چاپ ششم، ۱۴۱۲ ه ق، تهران.
۱۹-دستغیب، سید عبدالحسین، گناهان کبیره، نشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوازدهم، تابستان ۱۳۷۸ ش، قم.
۲۰-شعیری، تاج الدین، جامع الأخبار، انتشارات رضی، چاپ اول، سال ۱۴۰۵ ق، قم.
۲۱-حجاری، سید مهدی/ حجازی، سید علی رضا و عیدی خسروشاهی، محمد، دررالأخبار با ترجمه، نشر: دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، قم، سال ۱۴۱۹ ق، چاپ اول.
۲۲-اخوان حکیمی- احمد آرام، الحیاه با ترجمه احمد آرام، نشر:دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال ۱۳۸۰ ش، تهران.
۲۳-محدث عاملی، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، ناشر: آل البیت، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق، قم.
۲۴-لنکرانی، محمد فاضل موحدی، تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله، محقق/ مصحح: مرکز فقه ائمه اطهار علیهم السلام، ناشر: مرکز فقه ائمه اطهار علیهم السلام، چاپ اول، ۱۴۲۵ ه ق، قم.
۲۵-شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ناشر: دار الرضی، چاپ اول، ۱۴۰۶ ق، قم.
۲۶-شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، مترجم: محدث بندرریگی، ابراهیم، ناشر: انتشارات اخلاق، چاپ سوم،۱۳۷۹ ش، قم.
۲۷-بحرانی، آل عصفور، یوسف بن احمد بن ابراهیم، الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره، محقق/ مصحح: محمد تقی ایروانی- سید عبد الرزاق مقرم، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۴۰۵ ه ق، قم.
۲۸-ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام (تنبیه الخواطر) نشر: مکتبه فقیه، چاپ اول، قم.
۲۹-شیخ صدوق، الخصال، ناشر: جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۶۲ ش، قم.
۳۰-شیخ صدوق، خصال، ترجمه: محمد باقر کمرهای، ناشر: انتشارات کتابچی، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش، تهران.
۳۱-طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم،۱۴۰۷ ه ق، تهران.
۳۲-اصفهانی، مجلسی اول، محمد تقی، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، محقق/ مصحح: سید حسین موسوی کرمانی- علیپناه اشتهاردی- سید فضل الله طباطبائی، ناشر: مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانبور، چاپ دوم، ۱۴۰۶ ه ق، قم.
۳۳-بروجردی، آقا حسین طباطبایی، جامع أحادیث الشیعه، ناشر: انتشارات فرهنگ سبز، چاپ اول، ۱۴۲۹ ه ق، تهران.
۳۴-نجفی، صاحب الجواهر، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محقق/ مصحح: عباس قوچانی- علی آخوندی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، بیروت- لبنان.
۳۵-ابن فتال نیشابوری، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، نشر: انتشارات رضی، چاپ اول، قم.
۳۶-ابن فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، نشر نی، چاپ اول، سال ۱۳۶۶ ش، تهران.
۳۷-شیخ صدوق، علل الشرائع، ترجمه: سید محمد جواد ذهنی تهرانی، نشر: انتشارات مؤمنین، چاپ اول، ۱۳۸۰ ش، قم.
۳۸-اصفهانی، مجلسی دوم، محمد باقر بن محمد تقی، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق/ مصحح: سید هاشم رسولی، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ه ق، تهران.
۳۹-پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحه مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه و آله، نشر: دنیای دانش، چاپ چهارم، سال ۱۳۸۲ ش، تهران.
۴۰-کاشانی، فیض، محمد محسن ابن شاه مرتضی، الوافی، محقق/ مصحح: ضیاء الدین حسینی اصفهانی، ناشر: کتابخانه امام امیر المؤمنین علی علیه السلام، چاپ اول، ۱۴۰۶ ه ق، اصفهان.
پانویس
- ↑ کهف/ ۱۷
- ↑ تغابن/ ۱۷
- ↑ بقره/ ۲۶۲ و ۲۶۵
- ↑ مزمّل/ ۲۰
- ↑ قاموس قرآن/ ج ۵/ ص ۳۰۶-۳۰۷
- ↑ حقوق مدنی، طاهری/ج ۴/ ص ۳۳، حقوق مدنی، امامی، ج ۲/ص ۱۹۳، فقه استدلالی/ ص ۳۰۶
- ↑ معارف و احکام نوجوانان، ص: ۳۳۲/ حسین نجف آبادی
- ↑ تاریخ پیامبر اسلام/ ابراهیم آیتی/ ص ۲۲۶
- ↑ برگرفته از کتاب: پول، بانک، صرافی، محمد حسین ابراهیمی، فصل پنجم تعریف و شناخت «بانک»
- ↑ قرضالحسنه / ص ۲۳
- ↑ تفسیر کوثر/ ج ۱/ ص ۵۶۵
- ↑ بقره/ ۲۶۷
- ↑ حشر/ ۹
- ↑ بقره/ ۲۷۳
- ↑ بقره/ ۲۷۱
- ↑ بقره/ ۲۶۴
- ↑ بقره/ ۲۶۵
- ↑ مدثر/ ۶
- ↑ آل عمران/ ۹۲
- ↑ حدید/ ۷
- ↑ مائده/ ۲۷
- ↑ تفسیر نمونه / جلد ۲۳/ ص۳۲۳ تا ص۳۲۵
- ↑ مائده/ ۱۲
- ↑ تغابن/۱۷
- ↑ یوسف/۳۶
- ↑ مشکاه الانوار/ ترجمه عطاردی/ ص ۱۹۹
- ↑ نساء/۱۱۴
- ↑ المیزان/ج ۵/ص ۹۴، من لایحضره الفقیه/ ترجمه غفاری/ ج ۲/ص ۳۶۴
- ↑ وسائل الشیعه/ج ۱۲/ ص ۴۲۳
- ↑ مائده/۲
- ↑ قرضالحسنه / ص ۳۵
- ↑ وسائل الشیعه/ج ۱۳/ ص ۷۷
- ↑ وسائل الشیعه/ج ۱۳/ ص ۷۷
- ↑ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه بندر ریگی/ ص ۲۹۷
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ نهج الفصاحه/ ص ۶۱۱
- ↑ بحارالانوار/ ج ۷۲/ ص ۴۵۹؛ تحف العقول/ ص ۳۳۷
- ↑ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال/ ص ۱۳۸؛ وسائل الشیعه/ باب ۶/ ج ۱۸/ ص ۳۳۰/ ح ۲۳۷۸۵؛ بحارالانوار/ج ۱۰۰/ ص ۱۳۹، باب ۱، ثواب القرض
- ↑ بحارالانوار/ ج ۷۳/ ص ۳۶۹، باب ۶۷؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال/ ص ۲۸۹؛ وسائل الشیعه/ باب ۶/ ج ۱۸/ ص ۳۳۱
- ↑ وسائل الشیعه/کتاب التجاره، ابواب الدین، باب ۸/ج ۱۸/ ص ۳۳۳؛ بحارالانوار/ ج ۱۰۰/ص ۱۴۶، باب ۳؛ جامع احادیث الشیعه/ج ۳/ ص ۲۳، باب ۹/ ص ۷۱۸
- ↑ وسائل الشیعه/باب ۴/ج ۱۸/ ص ۳۲۴، باب ۴؛ بحارالانوار/ج ۹۷/ ص ۱۰/ باب ۱؛ حدائق الناظره، کتاب الدین/ ج ۲۰/ ص ۱۰۲، کتاب الدین
- ↑ من لا یحضره الفقیه/ ج ۳/ص ۱۸۳ باب الدین و القرض/ ح ۳۶۸۸؛ جامع احادیث الشیعه/ ج ۲۳/ ص ۷۰۶/ باب ۷
- ↑ الکافی/ ج ۵/ ص ۹۳، باب الدین؛ من لا یحضره الفقیه/ج ۳/ ص ۱۸۲، باب الدین و القرض؛ مرآت العقول/ ج ۱۴/ ص ۴۳/ ح ۱
- ↑ گناهان کبیره/ج ۲/ ص ۱۵؛ کافی/ ج ۵/ ص ۹۳، باب الدین
- ↑ کافی/ج ۵/ص ۹۴، باب الدین
- ↑ وسائل الشیعه/ج ۱۸/ ص ۳۲۵/ باب ۴؛ علل الشرایع/ج ۲/ ص ۵۲۸، باب ۳۱۲؛ من لا یحضره الفقیه/ ج ۳/ ص ۱۸۳
- ↑ وسائل الشیعه/ابواب الدین/ ج ۱۸/ ص ۳۴۳/باب ۱۱؛ تهذیب الاحکام/ ج ۶/ ص ۲۲۶، باب ۸۸
- ↑ گناهان کبیره/ج ۲/ص ۱۶، وسائل الشیعه/ج ۱۶/ص ۳۰۹، باب ۸، مستدرک الوسائل/ج ۱۲/ ص ۳۵۹، باب ۱۸؛ من لا یحضره الفقیه/ج ۲/ ص ۵۸، باب فضل المعروف
- ↑ الخصال/ج ۱/ ص ۱۵۳؛ الکافی/ج ۵/ ص ۹۹؛ روضه الواعظین/ ج ۲/ص ۳۵۷؛ مجموعه ورام(تنبیه الخواطر) / ج ۲/ ص ۲۲۷؛ الوافی/ ج ۱۸/ ص ۷۸۷
- ↑ وسائل الشیعه/ ج ۱۸/ص ۳۲۹، باب ۵؛ من لا یحضره الفقیه/ ج ۳/ص ۱۸۳؛ جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام/ ج ۲۵/ ص ۴۲؛ جامع احادیث الشیعه/ ج ۲۳/ ص ۷۱۶؛ روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه/ج ۶/ ص ۵۲۲
- ↑ گناهان کبیره/ ج ۲/ ص ۱۸
- ↑ وسائل الشیعه/ باب ۸ / ج ۲۱/ ص ۲۶۸ و ج ۲۸/ ص ۲۹۳/ باب ۲۷؛ الخصال/ج ۱/ ص ۱۵۳؛ تهذیب الاحکام/ج ۱۰/ ص ۱۵۳، باب ۱۰؛ الحیاه با ترجمه احمد آرام/ج ۶/ ص ۳۶۴
- ↑ من لا یحضره الفقیه / ج ۳/ ص ۱۸۳؛ الکافی/ ج ۵/ ص ۹۵، باب قضاء الدین؛ وسائل الشیعه/ج ۱۸/ ص ۲۳۸، باب ۵؛ بحارالانوار/ج ۱۰۰/ ص ۱۴۷، باب ۳
- ↑ بقره/ ۲۸۰
- ↑ وسائل الشیعه/ ج ۱۸/ ص ۲۳۴، باب ۸ و ص ۳۶۶، باب ۲۵؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال/ ص ۱۳۹؛ درر الاخبار با ترجمه/ ص ۷۱۲؛ مجموعه ورام(تنبیه الخواطر) /ج ۲/ ص ۲۶۵
- ↑ گناهان کبیره/ج ۲/ ص ۱۹
- ↑ وسائل الشیعه، ابواب الدین، باب ۲۵/ ج ۱۸/ ص ۳۶۷؛ الکافی/ ج ۴/ ص ۳۵؛ من لا یحضره الفقیه/ ج ۲/ ص ۵۹؛ تفصیل وسائل الشیعه/ج ۱۶/ ص ۳۱۹
- ↑ وسائل الشیعه، ابواب الدین، باب ۲۵/ ج ۱۸/ ص ۳۶۷؛ بحارالانوار/ ج ۱۰۰/ ص ۱۴۹، باب ۴؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال/ ص ۱۴۵
- ↑ وسائل الشیعه/ج ۱۸/ ص ۳۶۷
- ↑ همان/ ۳۶۷
- ↑ همان/ ۳۶۷
- ↑ وسائل الشیعه، ابواب الدین، باب ۲۵/ ج ۱۸/ ص ۳۶۷؛ الکافی/ ج ۴/ ص ۳۵؛ من لا یحضره الفقیه/ ج ۲/ ص ۵۹؛ تفصیل وسائل الشیعه/ج ۱۶/ ص ۳۱۹
- ↑ وسائل الشیعه/ ج ۱۸/ ص ۳۳۰، باب ۶؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال/ ص ۱۳۸؛ بحارالانوار/ ج ۱۰۰/ ص ۱۳۹، باب ۱
- ↑ وسائل الشیعه/ج ۱۸/ ص ۳۳۰، باب ۶؛ الحدائق الناظره/ ج ۲۰/ ص ۱۶
- ↑ وسائل الشیعه/ج ۱۸/ ص ۳۳۱، باب ۶
- ↑ وسائل الشیعه/ ج ۱۸/ ص ۳۳۱، باب ۶
- ↑ وسائل الشیعه/ ج ۱۸/ ص ۳۳۱، باب ۶؛ الحیاه با ترجمه احمد آرام/ج ۶/ ص ۱۵۱/ ح ۱۴۹؛ بحارالانوار/ ج ۷۳، باب ۶۷/ ص ۳۶۹؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال/ ص ۲۸۹؛ تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه/ ج ۱۶/ ص ۳۹، باب تحریم منع المؤمن
- ↑ وسائل الشیعه، ابواب الدین، باب ۲۵/ ج ۱۸/ ص ۳۶۸؛ الحیاه با ترجمه احمد آ رام/ ج ۶/ ص ۱۵۰؛ من لا یحضره الفقیه/ ج ۲/ ص ۵۹؛ الکافی/ ج ۴/ ص ۳۶، باب انظار المعسر؛ تفصیل وسائل الشیعه/ ج ۱۶/ ص ۳۲۰، باب ۱۲
- ↑ گناهان کبیره/ ج ۲/ ص ۲۱
- ↑ همان/ ج ۲/ ص ۲۱
- ↑ همان/ ج۲/ ص ۲۱
- ↑ گناهان کبیره/ ج ۲/ ص ۲۲
- ↑ گناهان کبیره/ ج ۲/ ص ۲۲
- ↑ گناهان کبیره/ج ۲/ ص ۲۲؛ مستدرک الوسائل/ج ۱۳/ ص ۳۹۳، باب ۴، باب الدین
- ↑ گناهان کبیره/ج ۲/ ص ۲۲
- ↑ جامع الاخبار/ ص ۱۵۶ فصل ۱۱۸
- ↑ جامع الاخبار/ ص ۱۵۶ فصل ۱۱۸
- ↑ جامع الاخبار/ ص ۱۵۶ فصل ۱۱۸
- ↑ جامع الاخبار/ ص ۱۵۷ فصل ۱۱۸؛ گناهان کبیره/ ج ۲/ ص ۲۵
- ↑ قرضالحسنه/ ص ۵۶
- ↑ وسائل الشیعه /ج ۱۸/ ص ۹۲
- ↑ فقه الرضا/ ص ۲۶۸، بحارالانوار/ ج ۱۰۳/ ص ۱۵۶؛ بحار/ج ۱۰۰/ ص ۲۵۶؛ مستدرک الوسائل/ ج ۱۳/ ص ۴۱۵/ باب نوادر
- ↑ فقه الرضا/ ص ۲۶۸؛ بحارالانوار/ ج ۱۰۳/ ص ۱۵۰
- ↑ فقه الرضا/ ص ۲۵۳؛ بحارالانوار/ ج ۱۰۳/ ص ۱۵۶
- ↑ بحارالانوار / ج ۱۰۳/ ص ۱۴۰ و فقه الرضا/ ص ۲۵۶
- ↑ اخبار و آثار امام رضا علیهالسلام/ ص ۷۰۱-۷۰۲







