کتابخانه:از خدا چه بخواهیم
|
| |
| نویسنده | احمد سعیدی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | انتشارات مسجد مقدس جمکران |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| قطع | رقعی |
| شماره کتابشناسی ملی | ۲۰۶۵۷۷۶ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ اهدا
- ۲ تقدیم
- ۳ مقدمه
- ۴ از خدا چه بخواهیم؟
- ۵ دعاهای قرآنی
- ۶ اعتراف به گناه
- ۷ اجابت دعا (خدا را بخوانید)
- ۸ توکل بر خدا
- ۹ پناه به خدا
- ۱۰ بازگشت به خدا
- ۱۱ تسلیم بودن به فرمانهای الهی
- ۱۲ امتحان و تکلیف سخت الهی
- ۱۳ درخواست صبر
- ۱۴ درخواست شفاعت و توسّل جهت آمرزش
- ۱۵ توفیق انجام عمل صالح
- ۱۶ ثمره دوری از اعمال زشت
- ۱۷ خانواده صالح و پیشگام پرهیزکاران
- ۱۸ خیرخواهی و اظهار نیاز
- ۱۹ یاری از خدا
- ۲۰ داوری به حق
- ۲۱ درخواست شرح صدر، باز شدن زبان و نفوذ کلام
- ۲۱.۱ درخواست رحمت و برکت
- ۲۱.۲ درخواست رسیدن به کمال
- ۲۱.۳ درخواست رفع گرفتاری
- ۲۱.۴ درخواست حکمت
- ۲۱.۵ درخواست روزی
- ۲۱.۶ درخواست فرزند صالح
- ۲۱.۷ جهت افزایش علم
- ۲۱.۸ جهت گشایش در کارها
- ۲۱.۹ جهت آسایش و امنیت
- ۲۱.۱۰ جهت مبارک شدن منزل
- ۲۱.۱۱ شکرگزاری نعمت
- ۲۱.۱۲ برپا کنندگان نماز
- ۲۱.۱۳ نداشتن کینه نسبت به مؤمنین
- ۲۱.۱۴ پذیرش اعمال
- ۲۱.۱۵ پذیرش نذر و دعا
- ۲۱.۱۶ درخواست نجات دهنده
- ۲۱.۱۷ نجات از آتش جهنم
- ۲۱.۱۸ نجات از بتپرستی
- ۲۱.۱۹ نجات از کافران
- ۲۱.۲۰ نجات از ظالمان
- ۲۱.۲۱ نجات از فاسقان
- ۲۱.۲۲ نجات از گناهکاران
- ۲۱.۲۳ نجات از موجبات فتنه
- ۲۱.۲۴ نجات از فتنه و فریب زنان
- ۲۱.۲۵ عاقبت به خیر شدن
- ۲۱.۲۶ حفظ آبرو و رسوا نشدن در قیامت
- ۲۱.۲۷ درخواست خانه بهشتی
- ۲۱.۲۸ نکو نام شدن و ماندن
- ۲۱.۲۹ حشر با اهل بهشت
- ۲۱.۳۰ حشر با نیکان
- ۲۱.۳۱ حشر با صالحان
- ۲۱.۳۲ پیروزی بر مفسدان
- ۲۱.۳۳ پیروزی بر کافران
- ۲۱.۳۴ نفرین بر ظالمان
- ۲۱.۳۵ نفرین بر کافران
- ۲۲ ذکرهای قرآنی
- ۲۲.۱ ذکر قبل از شروع نماز
- ۲۲.۲ ذکر آیة الکرسی
- ۲۲.۳ ذکر بعد از هر نماز (آیه شهادت)
- ۲۲.۴ ذکر مخصوص نماز غفیله
- ۲۲.۵ ذکر بعد از نماز مغرب
- ۲۲.۶ ذکر بعد از نماز عشا
- ۲۲.۷ دعای قبل از خواب و برای بیدار شدن به موقع
- ۲۲.۸ ذکر نیمه شبها، قبل از نماز شب
- ۲۲.۹ ذکر نماز دهه ذیحجه
- ۲۲.۱۰ ذکر نماز روز اول هر ماه قمری
- ۲۲.۱۱ سپاس و ستایش خداوند در انجام هر کاری
- ۲۲.۱۲ اظهار عجز در برابر علم الهی
- ۲۲.۱۳ جهت اجابت دعا (آیه ملک)
- ۲۲.۱۴ ذکرهای توکل بر خدا
- ۲۲.۱۵ کارها را به خدا سپردن
- ۲۲.۱۶ جهت خلاصی از نفس اماره
- ۲۲.۱۷ برای ورود به منزل و راه و کار جدید
- ۲۲.۱۸ جهت حفظ از بلاها و خطرات در هر زمان
- ۲۲.۱۹ جهت محفوظ ماندن از دید دشمن
- ۲۲.۲۰ در فراز و نشیبهای زندگی
- ۲۲.۲۱ ذکر هنگام مصیبت
- ۲۲.۲۲ هنگام برخاستن از مجلس
- ۲۲.۲۳ ذکر هنگام زراعت و درختکاری
- ۲۲.۲۴ ذکر قبل از سفر
- ۲۳ ذکرهای پیامبران
- ۲۴ ذکر ابراهیم (برای دفع اندوه)
- ۲۴.۱ ذکر ابراهیم (دعا در حقّ مردم)
- ۲۴.۲ ذکر ابراهیم (دعا در حقّ مسلمین)
- ۲۴.۳ ذکر ابراهیم (یقین به قیامت با زنده شدن مردگان)
- ۲۴.۴ ذکر ایّوب (جهت خلاصی از بیماری و رنج)
- ۲۴.۵ ذکر ایّوب (نجات از شیطان)
- ۲۴.۶ ذکر داوود (استغفار)
- ۲۴.۷ ذکر زکریا (درخواست فرزند)
- ۲۴.۸ ذکر سلیمان (توفیق شکرگزاری)
- ۲۴.۹ ذکر سلیمان (شروع هر کار)
- ۲۴.۱۰ ذکر شعیب (اصلاح و گشایش در کارها)
- ۲۴.۱۱ ذکر طالوت (ایستادگی در جهاد)
- ۲۴.۱۲ ذکر عیسی (درخواست روزی)
- ۲۴.۱۳ ذکر لوط (نجات از گناه)
- ۲۴.۱۴ ذکر موسی (درخواست بخشش)
- ۲۴.۱۵ ذکر موسی (درخواست رحمت)
- ۲۴.۱۶ ذکر موسی (شرح صدر)
- ۲۴.۱۷ ذکر موسی (نجات از ستمکاران)
- ۲۴.۱۸ ذکر موسی (نجات از فاسقان)
- ۲۴.۱۹ ذکر نوح (پیروزی بر دشمنان)
- ۲۴.۲۰ ذکر نوح (درخواست هلاکت کافران)
- ۲۴.۲۱ ذکر نوح (نجات از ستمکاران)
- ۲۴.۲۲ ذکر نوح (نجات از شرّ کافران)
- ۲۴.۲۳ ذکر هود (پیروزی بر دشمنان)
- ۲۴.۲۴ ذکر هود (توکل بر خدا)
- ۲۴.۲۵ ذکر هود (نفرین بر کافران)
- ۲۴.۲۶ ذکر یعقوب (درد دل با خدا)
- ۲۴.۲۷ ذکر یوسف (دوری از گناه)
- ۲۴.۲۸ ذکر یوسف (در نعمتهای الهی و عاقبت به خیری)
- ۲۴.۲۹ ذکر یوسف (سرکوبی نفس امّاره)
- ۲۴.۳۰ ذکر یونس (دفع غم و اندوه)
- ۲۵ آیات عافیت
- ۲۶ جهت حفظ از بلاها
- ۲۶.۱ جهت حفظ از چشم زخم
- ۲۶.۲ جهت باز شدن مشکل و گره بسته شده
- ۲۶.۳ جهت شفای هر بیماری و برآورده شدن حاجات
- ۲۶.۴ جهت رفع سردرد
- ۲۶.۵ جهت سر درد
- ۲۶.۶ جهت رفع صداع
- ۲۶.۷ جهت شفای درد دندان
- ۲۶.۸ جهت شفای درد چشم
- ۲۶.۹ جهت سلامت چشم از آفات
- ۲۶.۱۰ جهت سلامت گوش از کری و رفع ورم بدن
- ۲۶.۱۱ جهت درد گوش
- ۲۶.۱۲ جهت از بین رفتن تب
- ۲۶.۱۳ جهت خون دماغ
- ۲۶.۱۴ جهت درد شکم (پیچش)
- ۲۶.۱۵ جهت شفای درد شکم و قولنج
- ۲۶.۱۶ جهت شفای درد کمر
- ۲۶.۱۷ جهت شفای درد ناف
- ۲۶.۱۸ جهت درد مثانه
- ۲۶.۱۹ جهت ترس در خواب و یا بیخوابی
- ۲۶.۲۰ جهت پیسی و خوره
- ۲۶.۲۱ جهت شفای درد خاصره
- ۲۶.۲۲ جهت درمان ثالول (میخچه)
- ۲۶.۲۳ جهت شفای درد پا
- ۲۶.۲۴ جهت شفای درد ساق
- ۲۶.۲۵ برای طلب فرزند
- ۲۶.۲۶ جهت آسان زاییدن
- ۲۶.۲۷ جهت ایمنی از سوختگی و غرق شدن
- ۲۶.۲۸ جهت دفع وسوسه
- ۲۶.۲۹ جهت دفع جنّیان در صحرا و مواقع خطرناک
- ۲۶.۳۰ جهت دفع شیاطین و جادوگران در بیابان
- ۲۶.۳۱ جهت امان از زمینی که حیوانات درنده دارد
- ۲۶.۳۲ جهت دفع عقرب گزیدگی
- ۲۶.۳۳ جهت رام شدن اسب سرکش
- ۲۶.۳۴ جهت دفع حمله حیوان درنده
- ۲۶.۳۵ جهت دفع همّ و غم
- ۲۶.۳۶ جهت برگشتن گمشده
- ۲۶.۳۷ جهت رفع ترس از دزد
- ۲۶.۳۸ جهت رفع ترس از خرابی خانه
- ۲۶.۳۹ سوره زلزال (جهت ایمنی از زلزله)
- ۲۶.۴۰ جهت ترس از ساحر و ظالم
- ۲۶.۴۱ جهت دوری شیطان و حفظ قرآن
- ۲۷ خواندن این سورهها در مواقع مختلف
- ۲۸ درخواستهای نابجا
- ۲۸.۱ مقدمه
- ۲۸.۲ میخواهیم خدا را ببینیم؟!
- ۲۸.۳ خدا دیدنی نیست!
- ۲۸.۴ ای کاش مشرک نبودم!
- ۲۸.۵ ای کاش آیات الهی را تکذیب نمیکردیم!
- ۲۸.۶ ای کاش خدا و پیامبر را اطاعت میکردیم!
- ۲۸.۷ ای کاش با پیامبر بودم!
- ۲۸.۸ ای کاش دنیای ما هم مثل قارون بود!
- ۲۸.۹ ما فقط دنیا را میخواهیم!
- ۲۸.۱۰ ما را به دنیا برگردانید!
- ۲۸.۱۱ ای کاش به دنیا باز میگشتیم!
- ۲۸.۱۲ ای کاش با فلانی دوست نمیشدم!
- ۲۸.۱۳ ای کاش میان من و شیطان فاصله بود!
- ۲۸.۱۴ تقصیر دیگران بود که ما را گمراه کردند!
- ۲۸.۱۵ چه کسی ما را گمراه کرد؟
- ۲۸.۱۶ آیا قرآن را تغییر نمیدهید؟!
- ۲۸.۱۷ چرا کور و نابینا محشور شدهام؟!
- ۲۸.۱۸ آیا مرگ به تأخیر نمیافتد!
- ۲۸.۱۹ صبر کنید تا ایمان بیاوریم!
- ۲۸.۲۰ صبر کنید تا جبران کنیم!
- ۲۸.۲۱ ای کاش شکرگزار بودیم!
- ۲۸.۲۲ ای کاش بهانه نمیگرفتیم!
- ۲۸.۲۳ ای کاش با مجاهدان بودیم!
- ۲۸.۲۴ ای کاش گمراه نمیشدیم!
- ۲۸.۲۵ ای کاش خاک بودم!
- ۲۸.۲۶ وای بر ما! چقدر کوتاهی کردیم!
- ۲۸.۲۷ ما خیلی بدبخت بودیم!
- ۲۸.۲۸ پشیمانی چه سود؟!
- ۲۸.۲۹ وعده الهی فرا رسید!
- ۲۸.۳۰ آیا راهی برای نجات از دوزخ هست؟
- ۲۸.۳۱ آیا واقعاً عذابی هست؟!
- ۲۸.۳۲ ما را از جهنم نجات دهید!
- ۲۸.۳۳ عذاب را از ما بردارید!
- ۲۸.۳۴ نفرین جهنمی ها بر یکدیگر
- ۲۹ پانویس
اهدا
به گل نرگس، مهدی فاطمه، یوسف زهرا علیهما السلام که همه جهان به یمن وجود ایشان زندهاند.
تقدیم
به امام خمینیرحمه الله و همه شهیدان انقلاب و دفاع مقدّس که پرچم انقلاب اسلامی را به دست نایب باکفایت خود حضرت آیة اللَّه خامنهای دام ظلّه العالی سپردهاند تا آن را به صاحب اصلیاش آقا امام زمان علیه السلام تقدیم نماید؛ به ویژه همرزمان شهیدم: حسین سعیدی، احمد قاسمیان، سیّد حمید هاشمی، محمّد رضا حلاجان، و احمد آقایی.
مقدمه
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمدللَّه ربّ العالمین و صلّیاللَّه علی محمد وآله الطاهرین
«أُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» [۱]
همه چیز از خداوند متعال است و همه به او نیازمندیم؛ که «أَنْتُمُ الفُقَراءُ اِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الغَنیُّ الحَمیدُ».[۲]
پس هر چیزی را باید از خود او خواست و هر نیازی را باید به درگاه او برد، تا آنجا که خداوند به یکی از پیامبرانش فرمود: «حتی نمک غذایت را هم از من بخواه».
و باز او خود فرموده است:
بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را
بخواهید از من تا عنایت کنم شما را
دعا خود نوعی عبادت، بلکه مغز و باطن عبادت است؛ که «الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ»، و نیز دعا نوعی اجابت امر خداست؛ که «فَلْیَسْتَجیبُوا لِی».[۳]
پس هرگاه خواستیم خدا را عبادت کنیم، کافی است خواستههایمان را از خدا بخواهیم. و باید بدانیم که اگر همین خواستن ها و دعاها نبود، خداوند نیز هیچ توجهی به ما نمیکرد؛ «قُلْ ما یَعْبَؤُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلا دُعآؤُکُمْ».[۴]
از خدا چه بخواهیم؟
ما که به مصالح و منافع و نیازهای واقعی خود آگاه نیستیم، نمیدانیم از خدا چه بخواهیم؟ لذا گاه دعایی میکنیم که به صلاح ما نیست؛ «وَیَدْعُ الاِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعائَهُ بِالخَیْرِ».[۵]
شاید به همین جهت است که دعای مان مستجاب نمیشود. گرچه مستجاب نشدن دعا نیز بدون اجر و پاداش نیست، و چه حسنات و درجاتی که بدین جهت به مؤمن میدهند که حتی چنین افرادی در روز قیامت میگویند: «ای کاش هیچ دعایی از ما اجابت نمیشد!».
با این حال، عدم اجابت دعا ممکن است علل دیگری هم داشته باشد؛ از جمله: 1 - گناه کردن، 2 - ظلم و ستم به دیگران، 3 - مصلحت نبودن اجابت آن، 4 - شک در اجابت دعا، 5 - نارضایتی والدین، 6 - نفاق، 7 - موجب خودبینی شدن، 8 - خدا دوست دارد که بنده اش همیشه با او در ارتباط باشد. و …
بنابراین نه استجابت دعا دلیل بر خوبیِ دعا کننده است و نه عدم اجابت آن، دلیل بر بدی اوست.
شرط اجابت دعا
برای اجابت دعا باید زمینههایی را فراهم کرد؛ از جمله:
1 - همه چیز را از خدا بدانیم. 2 - حقوق الهی را رعایت کنیم.
3 - در پی کسب و کار و لقمه حلال باشیم.
4 - با اخلاص و توجّه کامل از خدا بخواهیم.
5 - از خدا بخواهیم، نه اینکه فقط بخوانیم.
6 - در آغاز و پایان هر دعا، بر پیامبر و اهل بیتعلیهم السلام صلوات بفرستیم؛ «چون این یک دعای مستجاب است و خدا بزرگتر از آن است که اول و آخر دعا را قبول کند و دعای میانی را رد نماید».
نکته
اگر در دنیا از کسی تقاضایی داشته باشیم، سعی میکنیم برایش هدیه و چشم روشنی ببریم. طرف مقابل هم از آن هدیهای بیشتر خوشحال میشود که خود نداشته باشد. حال خداوند چه ندارد که برایش ببریم؟ او که هرچه هست از اوست، خالق همه چیز است، هستی هر هستی از هستی آن هستی بخش است. اگر علم و ثروت و مقام را به درگاهش ببریم، او که مخزن و معدن همه اینهاست، چه احتیاج به اینها دارد؟! تنها چیزی که او ندارد، نداری و نیاز و تضرّع و بیچارگی است! اگر این چیزها را به درگاهش ببریم و دعای ما همراه با این حالت باشد، مقرون به اجابت است.
برای اینکه بفهمیم چه چیزی را و چگونه از او بخواهیم، بهترین راهش مراجعه به قرآن کریم است، تا هم بهترین چیزها را بخواهیم و هم مبادا دچار غفلت و فراموشی نسبت به این کتاب الهی شده، موجبات رنجش پیامبر را فراهم کنیم، آنجا که رسول خداصلی الله علیه وآله به درگاه خداوند گلایه و شکایت نمودهاند؛ که «وَقالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا القُرْآنَ مَهْجُوراً»؛[۶]
و رسول خداصلی الله علیه وآله عرض کرد: پروردگارا! امّت من این قرآن را رها کردند».
دعاهای بسیاری در ضمن آیات قرآن کریم وارد شده است، آنچه در این اثر آمده، جمع آوری این آیات بوده تا در نیازها و نمازها و مواقع مختلف از آن استفاده شود. لذا مطالب این کتاب در پنج فصل تنظیم شده است:
فصل اول، دعاهای قرآنی
این آیات غالباً آیاتی است که با «ربّ» و «ربّنا» شروع شده است.
فصل دوم، ذکرهای قرآنی
اگرچه قرآن همهاش ذکر و نور است؛ ولی برخی از آیات آن در مواقع مختلف شبانه روز، در نماز و غیر نماز بیشتر قابل استفاده است.
فصل سوم، ذکرهای مخصوص پیامبران
آیاتی که به برخی از پیامبران خدا اشاره دارد، و از ایشان نقل شده است که در آن، گاه از خدا چیزی درخواست میکردند یا مناجاتی با خدا داشتهاند.
فصل چهارم، آیات عافیت
آیاتی که در احادیث معصومینعلیهم السلام بیان شده و برای رفع بیماریها و مرضها و آسان شدن و حل مشکلات سفارش شده است.
فصل پنجم؛ درخواستهای نابجا
شامل برخی درخواستها و دعاهایی است که یا قابل اجابت نیست و یا وقت اجابت آن گذشته است. از آنجا که برخی از درخواستها و دعاها در قیامت و یا هنگام مرگ تقاضا میشود، ولی هرگز مستجاب نخواهد شد، پس هرچه هست باید در این دنیا از او درخواست کنیم. آنگاه که جان به حنجره برسد، یا گاه که گرفتار عذاب قبر و برزخ بشویم، و یا وقتی که آتش جهنم را ببینیم، دیگر چه وقت درخواست و چه جای دعا کردن است؟!
قابل توجّه اینکه در ترجمه آیات و ذکرها از ترجمه قرآن کریم حضرت آیت اللَّه العظمی مکارم شیرازی «دام ظله» استفاده شده که برای طول عمر و توفیق روز افزون ایشان دعا میکنیم.
خداوند را بسی شکر گزارم که توفیق اُنس با قرآن کریم و گردآوری این اثر را نصیبم ساخت، امید است خوانندگان عزیز، از این کتاب بهره وافری برده، ضمن بیان پیشنهادها و انتقادهای خود، حقیر را از دعای خیر خویش محروم نسازند.
در پایان از همکاری و راهنمایی مدیریت محترم انتشارات مسجد مقدّس جمکران حجّت الاسلام و المسلمین احمدی قمی و برادران واحد پژوهش؛ به خصوص برادر عزیز احمدرضا فیض پور تشکر میشود.
شهر مقدّس قم
احمد سعیدی
دعاهای قرآنی
درخواست آمرزش و رحمت
آمرزش برای همه مؤمنین
بنابر وظیفه و حسّ دیگر خواهی و آنچه فرمودهاند که «الجار ثمّ الدار، ابتدا همسایه بعد خانه» و این که اگر کسی برای دیگران دعا کند، هم حتماً مستجاب میشود و هم برای خودش اجابت و ثواب دارد؛ لذا ما نیز همه جا اوّل برای مؤمنان و سپس برای خودمان دعا میکنیم:
1 - «رَبَّنا آمَنّا فَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا وَأَنْتَ خَیْرُ الرّاحِمِینَ»؛[۷]
پروردگارا! ما ایمان آوردیم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی!
2 - «أَنْتَ وَلِیُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا وَأَنْتَ خَیْرُ الغافِرِینَ»؛[۸]
(8)
تو ولیّ مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی!
3 - «رَبَّنا أَتْمِمْلَنا نُورَنا وَاغْفِرْلَنا إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»؛[۹]
«پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چیز توانائی!»
4 - «رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الجَحِیمِ»؛[۱۰]
پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی میکنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!
5 - «رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَاغْفِرْلَنا رَبَّنا إِنَّکَ أَنْتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ»؛[۱۱]
پروردگارا! ما را مایه گمراهی کافران قرار مده، و ما را ببخش، ای پروردگار ما که تو عزیز و حکیمی!»
6 - «رَبَّنا وَلاتُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَاعْفُ عَنّا وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلینا فَانْصُرْنا عَلَیالقَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۱۲]
پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!
7 - «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الخاسِرِینَ»؛[۱۳]
«پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»
8 - «سَمِعْنا وَأَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَإِلَیْکَ المَصِیرُ»؛[۱۴]
«ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.»
آمرزش گناهان
کمتر انسانی میتوان پیدا کرد که گناه نداشته باشد، غیر از معصومان، لذا در دعاهای مان بیش و پیش از هر چیزی باید به گناه و معصیت خودمان توجّه کنیم که اگر از این رذایل پاک شویم از عواقب دنیوی و اخروی مصون خواهیم ماند، قلبمان پاک و صاف میشود و برای دریافت هرگونه رحمت و برکت الهی آماده میشود:
1 - «رَبَّنا إِنَّنا آمَنّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَقِنا عَذابَ النّارِ»؛[۱۵]
«پروردگارا! ما ایمان آوردهایم؛ پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذابِ آتش، نگاهدار!»
2 - «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَإِسْرافَنا فِی أَمْرِنا وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۱۶]
«پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تند روی های ما در کارها، چشمپوشی کن! قدمهای ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!
3 - «إِنّا آمَنّا بِرَبِّنا لِیَغْفِرَ لَنا خَطایانا وَما أَکْرَهْتَنا عَلَیْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَیْرٌ وَأَبْقَی ؛[۱۷]
ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهان مان و آنچه را از سحر بر ما تحمیل کردی ببخشاید؛ و خدا بهتر و پایدارتر است!»
4 - «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادِی لِلإِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَکَفِّرْ عَنّا سَیِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ»؛[۱۸]
پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت میکرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدی های ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!
آمرزش برای پدر و مادر
پدر و مادر از سزاوارترین نزدیکان و خویشانی هستند که هر کسی وظیفه دارد در کنار احترام و ادب نسبت به آنان، برایشان دعا کند؛ چه زنده باشند و چه مرده باشند؛ چون بیشترین حقی که بر گردن انسان است حقّ والدین است، پس وظیفه داریم که برایشان دعا کنیم:
1 - «رَبَّنَا اغْفِرْلِی وَلِوالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُالحِسابُ»؛[۱۹]
پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا میشود، بیامرز!
2 - «رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانِی صَغِیراً»؛[۲۰]
«پروردگارا! همانگونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمت شان قرار ده!»
3 - «رَبِّاغْفِرْلِی وَلِوالِدَیَّ وَلِمَنْدَخَلَ بَیْتِیَمُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالمُؤْمِناتِ وَلا تَزِدِ الظّالِمِینَ إِلّا تَباراً»؛[۲۱]
پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان با ایمان را بیامرز؛ و ظالمان را جز هلاکت میفزا!»
4 - «رَبِّ اغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کانَ مِنَ الضّآلِّینَ»؛[۲۲]
و پدرم [عمویم[۲۳]
] را بیامرز، که او از گمراهان بود!
آمرزش برای برادران
آمرزش خواستن برای برادران؛ چه برادر تنی و چه برادر ایمانی، علاوه بر اینکه سبب آمرزیدن گناهان و بخشش خطاهای خود و دیگران میشود، دلهای مؤمنان را نیز به یکدیگر مهربان، و دوستیها را زیاد میکند:
1 - «رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنا فِی رَحْمَتِکَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمِینَ»؛[۲۴]
«پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانی!»
2 - «رَبَّنَا اغْفِرْلَنا وَلِإِخْوانِنَا الَّذِینَسَبَقُونا بِالإِیمانِ وَلا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»؛[۲۵]
«پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهای مان حسد و کینهای نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمی!»
آمرزش برای خود
حال که برای پدر و مادر و برادران خود و سایر مؤمنان دعا کردیم، اینک از خدا میخواهیم که نظری هم به ما کند و از گناهان ما درگذرد:
1 - «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرّاحِمِینَ»؛[۲۶]
«پروردگارا! مرا ببخش و رحمت کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی!
2 - «رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی»؛[۲۷]
«پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!»
3 - «رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الوَهّابُ»؛[۲۸]
پروردگارا! مرا ببخش و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشندهای!
4 - «رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْئَلَکَ ما لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَإِلّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ الخاسِرِینَ»؛[۲۹]
«پروردگارا! من به تو پناه میبرم که از تو چیزی بخواهم که از آن آگاهی ندارم! و اگر مرا نبخشی، و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود!»
امید به آمرزش و رحمت الهی
همه ما میدانیم که خطا کاریم و گناه بسیار داریم، این همه نعمتهای خدا را استفاده میکنیم؛ ولی نمیتوانیم شکر آن را به جا بیاوریم، فقط یک سرمایه داریم و آن امید به رحمت الهی است که خود موجب فزونی رحمت و روزی و آمرزش است:
1 - «إِنّا نَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَلَنا رَبُّنا خَطایانا أَنْکُنّا أَوَّلَالمُؤْمِنِینَ»؛[۳۰]
ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد، چرا که ما نخستین ایمان آورندگان بودیم!»
2 - «لَئِنْ لَمْیَرْحَمْنا رَبُّنا وَیَغْفِرْلَنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الخاسِرِینَ»؛[۳۱]
«اگر پروردگارمان به ما رحم نکند، و ما را نیامرزد، بطور قطع از زیانکاران خواهیم بود!»
اعتراف به گناه
اولین اقدام کسی که میخواهد از گناهان پاک شود و توبه نماید و خدا نیز او را بپذیرد، این است که خودش را بشکند و اقرار و اعتراف کند که گناهکار است، بگوید: من گناه کردم، اشتباه نمودم و حالا پشیمان هستم:
1 - «رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَیْنا شِقْوَتُنا وَکُنّا قَوْماً ضالِّینَ»؛[۳۲]
«پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم!
2 - «رَبِّ اِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ للَّهِِ رَبِّ العالَمِینَ»؛[۳۳]
«پروردگارا! من به خود ستم کردم؛ و (اینک) با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم!»
توبه و پشیمانی از گناه
توبه به معنای پشیمانی از گناه و بازگشت به خداست؛ یعنی در حقیقت گناه کردن باعث دوری و روی گردانی از خداست و انسان با توبه نمودن، به سوی خدا برمیگردد. لکن توبه باید واقعی و به تصریح قرآن، توبه نصوح باشد[۳۴]
یعنی برگشت واقعی و حقیقی باشد و عزم داشته باشد که دیگر به طرف گناه نرود؛ لذا پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمودند: التّوبة من الذّنب أن لاتعود الیه.[۳۵]
توبه و استغفار به درگاه خداوند از مهمترین عبادتها است که هر کسی در هر پست و مقامی که هست باید به آن مبادرت بورزد. البته توبه دارای شرایطی است که باید در جای خود بررسی کرد:
1 - «رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا وَإِلَیْکَ أَنَبْنا وَإِلَیْکَ المَصِیرُ»؛[۳۶]
پروردگارا! ما بر تو توکّل کردیم و به سوی تو بازگشتیم، و همه فرجام ها به سوی تو است!
2 - «رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنآ أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَأَرِنا مَناسِکَنا وَتُبْ عَلَیْنا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِیمُ»؛[۳۷]
(37)
پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتی که تسلیم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذیر، که تو توبهپذیر و مهربانی!
3 - «سُبْحانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَا أَوَّلُ المُؤْمِنِینَ»؛[۳۸]
«خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»
اجابت دعا (خدا را بخوانید)
شما دعا کنید خدا حتماً اجابت را تضمین نموده است:
«وَإِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»؛[۳۹]
و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا میخواند، پاسخ میگویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!
اجابت و پذیرش دعا
«رَبِّاجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلوةِ وَمِنْذُرِّیَّتِی رَبَّنا وَتَقَبَّلْدُعاءِ»؛[۴۰]
پروردگارا! مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا! دعای مرا بپذیر!
ما را مؤاخذه مکن
اگر به خدا و پیامبرصلی الله علیه وآله ایمان آوردیم و واجبات و محرمات را رعایت کردیم، میتوانیم از خدا متوقع باشیم که گناهان کوچک ما را ببخشد:
«رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا»؛[۴۱]
پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن!
هدایت به راه راست
این دعایی است که هر روز حداقل 10 بار در نمازهای واجب از خداوند میخواهیم که ما را به راه راست هدایت کند و به اجابت آن نیز امید داریم:
1 - «اِهْدِنَا الصِّراطَ المُسْتَقِیمَ * صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ المَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّآلِّینَ»؛[۴۲]
ما را به راه راست هدایت کن؛ راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کردهای؛ و نه گمراهان.
2 - «عَسَی رَبِّی أَنْ یَهْدِیَنِی سَوآءَ السَّبِیلِ»؛[۴۳]
«امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند!»
ایمان به روز رستاخیز
«رَبَّنا إِنَّکَ جامِعُ النّاسِ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ المِیعادَ»؛[۴۴]
پروردگارا! تو مردم را، برای روزی که تردیدی در آن نیست، جمع خواهی کرد؛ زیرا خداوند، از وعده خود، تخلّف نمیکند. (ما به تو و رحمت بی پایانت، و به وعده رستاخیز و قیامت ایمان داریم.)»
ایمان و اسلام، شرط پذیرش
شرط اوّل پذیرش اعمال خوب انسان و آمرزش گناهان، ایمان آوردن به خداوند متعال و سایر اصول ضروری اسلام است:
1 - «رَبَّنا آمَنّا فَاکْتُبْنا مَعَ الشّاهِدِینَ»؛[۴۵]
«پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس!
2 - «رَبَّنا آمَنّا بِما أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنا مَعَ الشّاهِدِینَ»؛[۴۶]
پروردگارا! به آنچه نازل کردهای، ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم؛ ما را در زمره گواهان بنویس!»
3 - «وَما لَنا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَما جآءَنا مِنَ الحَقِّ وَنَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنا رَبُّنا مَعَ القَوْمِ الصّالِحِینَ»؛[۴۷]
چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسیده است، ایمان نیاوریم، در حالی که آرزو داریم پروردگارمان، ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!»
4 - «عَلَی اللَّهِ تَوَکَّلْنا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظّالِمِینَ»؛[۴۸]
«تنها بر خدا توکل داریم؛ پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده!
قدم نهادن در مسیر حق و صدق
هرگونه توفیق و هدایت به راه حقّ و راست، به عنایت خداوند است، بنابراین از او میخواهیم که:
«رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً»؛[۴۹]
«پروردگارا! مرا (در هر کار،) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوی خود، حجتی یاری کننده برایم قرار ده!»
ثبات قدم در دین
چون شیطان و هوای نفس و دامهای فراوان دیگری در کمین انسان هستند، باید دعای همیشگی ما این باشد تا حالا که خدا توفیق داده و در مسیر حقّ قدم گذاشتهایم، همچنان ثابت قدم بمانیم:
1 - «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الوَهّابُ»؛[۵۰]
(راسخانِ در علم، میگویند:) «پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشندهای!
2 - «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۵۱]
«پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدمهای ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز بگردان!
3 - «رَبَّنَا اغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَإِسْرافَنا فِی أَمْرِنا وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۵۲]
«پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندروی های ما در کارها، چشمپوشی کن! قدمهای ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!
مسلمان مردن
این که میگویند مهمترین دعایتان این باشد که عاقبت به خیر شوید (اللهم اجعل عاقبة امرنا خیراً) چون با همان حال است که روز قیامت برانگیخته خواهیم شد، لذا باید از خدا بخواهیم که با حال اسلام بمیریم تا با حال اسلام نیز زنده شویم:
1 - «فاطِرَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»؛[۵۳]
ای آفریننده آسمانها و زمین! تو ولیّ و سرپرست من در دنیا و آخرت هستی، مرا مسلمان بمیران؛ و به صالحان ملحق فرما!»
2 - «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَتَوَفَّنا مُسْلِمِینَ»؛[۵۴]
بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ریز! (و آخرین درجه شکیبائی را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بمیران!»
خدایا! تو بر همه چیز آگاهی
اعتقاد به علم خدا و اینکه او در همه حال و در همه جا و از همه چیز خبر دارد و به همه اعمال ما آگاهی دارد، نتیجهاش این میشود که ما خدا را همیشه ناظر بر اعمال خود بدانیم و بر خلاف دستوراتش عمل نکنیم:
«رَبَّنا إِنَّکَ تَعْلَمُ ما نُخْفِی وَما نُعْلِنُ وَما یَخْفی عَلَی اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ فِی الأَرْضِ وَلا فِی السَّمآءِ»؛[۵۵]
پروردگارا! تو میدانی آنچه را ما پنهان و یا آشکار میکنیم؛ و چیزی در زمین و آسمان بر خدا پنهان نیست!
توکل بر خدا
توکل مهمترین پناهگاه خداوند است که هر که به آن درآید کارهایش به سامان خواهد بود، لکن این مهم، جای حرکت و فعالیت شخص را نمیگیرد:
1 - «رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا وَإِلَیْکَ أَنَبْنا وَإِلَیْکَ المَصِیرُ»؛[۵۶]
پروردگارا! ما بر تو توکّل کردیم و به سوی تو بازگشتیم، و همه فرجام ها به سوی تو است!
2 - «عَلَی اللَّهِ تَوَکَّلْنا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظّالِمِینَ»؛[۵۷]
«تنها بر خدا توکل داریم؛ پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده!
3 - « … عَلَی اللَّهِ تَوَکَّلْنا رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنا وَبَیْنَ قَوْمِنا بِالحَقِّ وَأَنْتَ خَیْرُ الفاتِحِینَ»؛[۵۸]
تنها بر خدا توکل کردهایم. پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی!»
4 - «رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً»؛[۵۹]
«پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمین است؛ هرگز غیر او معبودی را نمیخوانیم؛ که اگر چنین کنیم، سخنی به گزاف گفتهایم.
5 - «حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ العَرْشِ العَظِیمِ»؛[۶۰]
«خداوند مرا کفایت میکند؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ بر او توکّل کردم؛ و او صاحب عرش بزرگ است!»
6 - «عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ المُتَوَکِّلُونَ»؛[۶۱]
بر او توکّل کردهام؛ و همه متوکّلان باید بر او توکّل کنند!
پناه به خدا
انسان دارای دشمنان زیادی است که از مهمترین آنان، شیطان و اعوان و انصار اوست. و طبق یکی از آیات قرآن کریم، شیطان و لشکریان او به گونهای هستند که آنها ما را میبینند امّا ما آنها را نمیبینیم؛[۶۲]
لذا اگر ما بخواهیم در مقابل او پیروز شویم باید از خداوند متعال کمک بگیریم و در دژ محکم الهی پناهنده شویم:
1 - «رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ * وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ»؛[۶۳]
و بگو: «پروردگارا! از وسوسههای شیاطین به تو پناه میبرم! و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -ای پروردگار من- به تو پناه میبرم!»
2 - «رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْئَلَکَ ما لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَإِلّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ الخاسِرِینَ»؛[۶۴]
«پروردگارا! من به تو پناه میبرم که از تو چیزی بخواهم که از آن آگاهی ندارم! و اگر مرا نبخشی، و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود!»
بازگشت به خدا
خدایا ما به جهانی غیر از این دنیا و به روز جزا اعتقاد داریم؛ یعنی روزی که دوباره زنده میشویم تا به اعمال ما رسیدگی شده، پاداش و کیفر کردار خود را ببینیم، بنابراین:
1 - «وَاکْتُبْ لَنا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ إِنّا هُدْنا إِلَیْکَ»؛[۶۵]
(65)
و برای ما، در این دنیا و سرای دیگر، نیکی مقرّر فرما؛ چه اینکه ما به سوی تو بازگشت کردهایم!
2 - «إِنّا إِلی رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ»؛[۶۶]
ما به سوی پروردگارمان باز میگردیم!
تسلیم بودن به فرمانهای الهی
مطابق تعلیمی که این آیه شریفه میدهد، از خدا بخواهیم که هم خودمان و هم فرزندانمان تسلیم امر پروردگار باشیم:
«رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَأَرِنا مَناسِکَنا وَتُبْ عَلَیْنآ إِنَّکَ أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِیمُ»؛[۶۷]
پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتی که تسلیم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذیر، که تو توبهپذیر و مهربانی!
امتحان و تکلیف سخت الهی
معروف است که دنیا دار امتحان و تکلیف است. خدا انسان را به زمین آورده تا او را امتحان و آزمایش کند و این موضوع برای هیچ کسی استثنا نشده، برای همه، انواع تکالیف و امتحانات و ابتلائات را آماده فرموده، که برخی رد و برخی قبول میشوند. امّتهای گذشته مبتلا به امتحانات سختی شده بودند و اینک از خدا میخواهیم که این امتحان را بر ما آسان کند:
1 - «رَبَّنا وَلا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا»؛[۶۸]
پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی!
2 - «رَبَّنا وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَاعْفُ عَنّا وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلینا فَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۶۹]
پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!
درخواست صبر
صبر و پایداری در عقیده و عمل، و پیروزی در جهاد و کارزار، چیزی است که باید از خدا کمک گرفت، آن چنان که پیروان موسی و همراهان داوود و طالوت چنین خواستند و موفق شدند:
1 - «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۷۰]
«پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدمهای ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز بگردان!
2 - «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَتَوَفَّنا مُسْلِمِینَ»؛[۷۱]
بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ریز! (و آخرین درجه شکیبائی را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بمیران!»
درخواست شفاعت و توسّل جهت آمرزش
آمرزش گناهان، فقط از خدا بر میآید و شفاعت هیچ کسی را هم نمیپذیرد؛ مگر کسانی را که خود اجازه داده باشد؛ از جمله پیامبران که شاهدش نیز همین آیه است که فرزندان یعقوب، پیامبر زمان خود را شفیع قرار دادند، او هم قبول کرد و خدا نیز تأیید فرموده است:
«یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنّا کُنّا خاطِئِینَ»؛[۷۲]
«پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، که ما خطاکار بودیم!»
توفیق انجام عمل صالح
ما هر چه داریم از خداست، نعمت خداست؛ چه اعضا و جوارح خودمان و چه مواهب و نعمتهای مادی و معنوی دنیا، و اگر بخواهیم شکر او را به جا بیاوریم و عمل صالحی انجام دهیم، باید خودش توفیق عنایت فرماید:
«رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلی والِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضیهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبادِکَ الصّالِحِینَ»؛[۷۳]
«پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشتهای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا به رحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!»
ثمره دوری از اعمال زشت
خداوند متعال از انسان خواسته که فقط گناه نکند، اگر گناه را ترک نمود، دنیا و آخرتش بهشت خواهد شد:
«وَقِهِمُ السَّیِّئاتِ وَمَنْ تَقِ السَّیِّئاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذلِکَ هُوَ الفَوْزُ العَظِیمُ»؛[۷۴]
و آنان را از بدیها نگاه دار، و هر کس را که در آن روز از بدیها نگاه داری، مشمول رحمتت ساختهای؛ و این است همان رستگاری عظیم!
خانواده صالح و پیشگام پرهیزکاران
بهترین و برترین دعا برای فرزندان و اهل و عیال و خانواده این است که از خدا بخواهیم، ما و آنان افراد صالح و شایستهای باشیم تا در دنیا و آخرت باعث چشم روشنی و قوت قلب ما باشند و همه ما سرآمد پرهیزکاران و پیشگام اهل تقوی باشیم:
«رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّیّاتِنا قُرَّةَأَعْیُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً»؛[۷۵]
«پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرار ده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!»
خیرخواهی و اظهار نیاز
تنها سرمایه ما برای رفتن به درگاه خداوند متعال، اظهار عجز و نیاز است و او نیز جز نیاز چیزی را خریدار نیست:
«رَبِّ إِنِّی لِما أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»؛[۷۶]
«پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم!»
یاری از خدا
«رَبِّ انْصُرْنِی بِما کَذَّبُونِ»؛[۷۷]
«پروردگارا! مرا در برابر تکذیب های آنان یاری کن!»
داوری به حق
آنگاه که پیامبران و اولیای الهی در مواجهه با دشمنان خود، عناد و لجاجت و انکار آنان را مشاهده میکردند، در پایان میگفتند که خدایا داوری و حکم حقّ را خودت صادر و اجرا فرما:
«رَبِّ احْکُمْ بِالحَقِّ وَرَبُّنَا الرَّحْمنُ المُسْتَعانُ عَلی ما تَصِفُونَ»؛[۷۸]
«پروردگارا! به حق داوری فرما (و این طغیانگران را کیفر ده)! و پروردگار ما (خداوند) رحمان است که در برابر نسبتهای ناروای شما، از او استمداد میطلبم!»
درخواست شرح صدر، باز شدن زبان و نفوذ کلام
شرح صدر و زبان گویا و نفوذ کلام، از نعمتهای الهی است که خداوند شامل حال بعضی از افراد میکند، ما نیز مانند حضرت موسی از خدا بخواهیم تا عنایت فرماید:
«رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی * وَیَسِّرْلِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی * یَفْقَهُوا قَوْلِی»؛[۷۹]
«پروردگارا! سینهام را گشاده کن؛ و کارم را برایم آسان گردان! و گره از زبانم بگشای؛ تا سخنان مرا بفهمند!
درخواست رحمت و برکت
خدایا! بر ما رحمت فرست، خدایا! به ما رحم کن:
1 - «رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً»؛[۸۰]
«پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!»
2 - «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الوَهّابُ»؛[۸۱]
«پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشندهای!
درخواست رسیدن به کمال
این سخن مؤمنان واقعی و ره یافتگان است که با ایمان و عمل صالح به مقامات بلندی دست یافتهاند، امّا هنوز آن را کم میدانند:
«رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَاغْفِرْلَنا إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»؛[۸۲]
«پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چیز توانائی!»
درخواست رفع گرفتاری
اگرچه هر گاه دچار مشکل میشویم و نیازی داریم که از دست کسی بر نمیآید فقط و باید به خدا رجوع کنیم؛ یعنی کسی دیگر قادر به انجام آن نیست، ولی چه خوب است در حال خوشی نیز چنین باشیم؛ چون در حال خوشی و کمال آرامش و آسایش نیز سر تا پا نیازمند او هستیم ولی خود نمیدانیم:
1 - «یا أَیُّهَا العَزِیزُ مَسَّنا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِلَنَا الکَیْلَ وَتَصَدَّقْعَلَیْنا إِنَاللَّهَ یَجْزِی المُتَصَدِّقِینَ»؛[۸۳]
«ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته، و متاع کمی (برای خرید موادّ غذایی) با خود آوردهایم؛ پیمانه را برای ما کامل کن؛ و بر ما تصدّق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش میدهد!»
2 - «أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمِینَ»؛[۸۴]
«بدحالی و مشکلات به من روی آورده؛ و تو مهربانترین مهربانانی!»
درخواست حکمت
حکمت بزرگترین نعمت خداست، و به تصریح قرآن کریم، این نعمت به هر که داده شد، خیر کثیر به او داده شده: [۸۵]
«رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَأَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»؛[۸۶]
پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن!
درخواست روزی
روزی حلال که از جانب خداوند رسیده باشد، البته که موجب عید و برکت است:
1 - «اَللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّمآءِ تَکُونُ لَنا عِیداً لِأَوَّلِنا وَآخِرِنا وَآیَةً مِنْکَ وَارْزُقْنا وَأَنْتَ خَیْرُ الرّازِقِینَ»؛[۸۷]
خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده ای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما، عیدی باشد، و نشانهای از تو؛ و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی!»
2 - «رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالیَوْمِ الآخِرِ»؛[۸۸]
«پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده! و اهل آن را -آنها که به خدا و روز بازپسین، ایمان آوردهاند- از ثمرات (گوناگون)، روزی ده!»
درخواست فرزند صالح
داشتن فرزند، آن هم فرزند صالح چیزی نیست که از دست کسی جز خدا برآید. فقط خداست که فرزند میدهد، فقط اوست که میتواند به کسی دختر بدهد و به دیگری پسر بدهد و یا برخی نیز عقیم بمانند؛[۸۹]
بنابراین درخواست ما هم از خدا چنین است:
1 - «رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّیّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً»؛[۹۰]
«پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرار ده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!»
2 - «رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ»؛[۹۱]
«خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزهای (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را میشنوی!»
3 - «رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصّالِحِینَ»؛[۹۲]
پروردگارا! به من از صالحان [فرزندان صالح]ببخش!»
4 - «رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَأَنْتَ خَیْرُ الوارِثِینَ»؛[۹۳]
«پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومند ی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!»
5 - «رَبِّ إِنِّی وَهَنَ العَظْمُ مِنِّی وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَلَمْأَکُنْ بِدُعآئِکَ رَبِّ شَقِیّاً * وَإِنِّی خِفْتُ المَوالِیَ مِنْ وَرآئِی وَکانَتِ امْرَأَتِی عاقِراً فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً»؛[۹۴]
«پروردگارا! استخوانم سست شده؛ و شعله پیری تمام سرم را فراگرفته؛ و من هرگز در دعای تو، از اجابت محروم نبوده ام! و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینی به من ببخش … ».
جهت افزایش علم
این دستور خداست که به پیامبرش فرموده از من بخواه تا بر علم تو بیفزایم و چه دعایی بهتر از این که خدا ما را به آن راهنمایی میکند:
«رَبِّ زِدْنِی عِلْماً»؛[۹۵]
«پروردگارا! علم مرا افزون کن!»
جهت گشایش در کارها
«وَسِعَ رَبُّنا کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً عَلَی اللَّهِ تَوَکَّلْنا رَبَّنا افْتَحْ بَیْنَنا وَبَیْنَ قَوْمِنا بِالحَقِّ وَأَنْتَ خَیْرُ الفاتِحِینَ»؛[۹۶]
علم پروردگار ما، به همه چیز احاطه دارد. تنها بر خدا توکل کردهایم. پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی!»
جهت آسایش و امنیت
«رَبِّ اجْعَلْ هذَا البَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ»؛[۹۷]
«پروردگارا! این شهر [مکّه]را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار!
جهت مبارک شدن منزل
هنگام ورود به هر منزل و مکان جدیدی این آیه و دعا را بخوانیم:
«رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلاً مُبارَکاً وَأَنْتَ خَیْرُ المُنْزِلِینَ»؛[۹۸]
«پروردگارا! ما را در منزلگاهی پربرکت فرود آر، و تو بهترین فرود آورندگانی!»
شکرگزاری نعمت
کیست که از نعمت خوشش نیاید؟ امّا کیست که باور کند افزایش نعمتهای آینده به شکر نعمتهای سابق است؟ شکر کنیم تا نعمت ما افزون شود؛ اگر چه همین شکر نیز نعمتی از جانب خداست:
1 - «رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلی والِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبادِکَ الصّالِحِینَ»؛[۹۹]
«پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشتهای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا به رحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!»
هر نعمتی شکری مخصوص به خود دارد، نعمت زیبایی شکری دارد و نعمت ثروت شکری دیگر، چنان که نعمت قدرت نیز پشتیبانی از مظلوم است:
2 - «رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِلمُجْرِمِینَ»؛[۱۰۰]
«پروردگارا! به شکرانه نعمتی که به من دادی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود!»
برپا کنندگان نماز
انسان هم باید خودش اهل نماز باشد و آن را به موقع انجام دهد و هم زمینه ساز برای دیگران باشد تا همه به سوی نماز بیایند. چنین کسی را اقامه کننده نماز گویند؛ یعنی نماز را برپا داشته است:
«رَبِّاجْعَلْنِی مُقِیمَالصَّلوةِ وَمِنْذُرِّیَّتِی رَبَّنا وَتَقَبَّلْ دُعاءِ»؛[۱۰۱]
پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعای مرا بپذیر!
نداشتن کینه نسبت به مؤمنین
این از اوصاف مؤمنان واقعی و از اوصاف بهشتیان است که قرآن کریم آنان را وصف نموده است؛ هیچ غلّ و غشّ و کینهای نسبت به یکدیگر ندارند، هر چه خوبی برای خود میخواهند برای برادران ایمانی خود هم میخواهند: [۱۰۲]
«رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَلِإِخْوانِنَا الَّذِینَسَبَقُونا بِالإِیمانِ وَلاتَجْعَلْ فِی قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»؛[۱۰۳]
«پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینهای نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمی!»
پذیرش اعمال
هر عملی تا نزد خدا مقبول نگردد مانند گرد و غبار هوا خواهد شد و تنها عملی مقبول است که همراه با تقوا باشد: [۱۰۴]
«رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ العَلِیمُ»؛[۱۰۵]
«پروردگارا! از ما بپذیر، که تو شنوا و دانایی!
پذیرش نذر و دعا
«فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ العَلِیمُ»؛[۱۰۶]
از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی!
درخواست نجات دهنده
مستضعفانی که هیچ چاره و قدرتی ندارند، نه تاب جهاد دارند و نه توان بر هجرت، با صبر و استقامت، از خدا در خواست راه نجات میکنند و هر که صدای آنان را بشنود و پاسخ ندهد مورد توبیخ خداوند است که چرا برای نجات آنان جهاد نمیکنید:
«رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ القَرْیَةِ الظّالِمِ أَهْلُها وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً»؛[۱۰۷]
«پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!
نجات از آتش جهنم
در هر مورد که معصیت خدا و نافرمانی او را میکنیم، در هر لحظه که گناهی از ما سر میزند، در حقیقت آتشی برای خود میافروزیم که سوز آن دامن خودمان را میگیرد. راه خاموش کردن این آتش، ترک گناه، جبران آن و انجام عمل خیر است:
1 - «رَبَّنا إِنَّنا آمَنّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَقِنا عَذابَ النّارِ»؛[۱۰۸]
«پروردگارا! ما ایمان آوردهایم؛ پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذابِ آتش، نگاهدار!»
2 - «رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ»؛[۱۰۹]
بار الها! اینها را بیهوده نیافریدهای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!
3 - «رَبَّنا إِنَّکَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَما لِلظّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ»؛[۱۱۰]
پروردگارا! هر که را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افکنی، او را خوار و رسوا ساختهای! و برای افراد ستمگر، هیچ یاوری نیست!
4 - «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ»؛[۱۱۱]
«پروردگارا! به ما در دنیا (نیکی) عطا کن! و در آخرت نیز (نیکی) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!»
5 - «رَبَّنَا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها کانَ غَراماً * إِنَّها سآءَتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقاماً»؛[۱۱۲]
و کسانی که میگویند: «پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، که عذابش سخت و پر دوام است! مسلّماً آن (جهنم)، بد جایگاه و بد محلّ اقامتی است!»
6 - «رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الجَحِیمِ»؛[۱۱۳]
پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی میکنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!
نجات از بتپرستی
از بزرگترین گناهان کبیره، شرک و بت پرستی است، اگر چه بت هر زمانی به شکل و قیافهی زمان خود است، گاه بت چوبی است و گاه خرما و استکبار و خدایان ساختگی دیگر:
«رَبِّ اجْعَلْ هذَا البَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ»؛[۱۱۴]
«پروردگارا! این شهر [مکه] را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار!
نجات از کافران
و پر واضح است که برای نجات از ظلم ظالم باید مبارزه با ظلم را نیز در دستور کار خود قرار دهیم:
«وَنَجِّنا بِرَحْمَتِکَ مِنَ القَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۱۱۵]
و ما را با رحمتت از (دست) قوم کافر رهایی بخش!
نجات از ظالمان
1 - «رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ القَوْمِ الظّالِمِینَ»؛[۱۱۶]
«پروردگارا! خانهای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!»
2 - «رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ القَرْیَةِ الظّالِمِ أَهْلُها وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً»؛[۱۱۷]
«پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!
3 - «رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ القَوْمِ الظّالِمِینَ»؛[۱۱۸]
«پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!»
4 - «رَبِّ نَجِّنِی مِنَ القَوْمِ الظّالِمِینَ»؛[۱۱۹]
«پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایی بخش!»
5 - «رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِی فِی القَوْمِ الظّالِمِینَ»؛[۱۲۰]
پروردگار من! مرا (در این عذابها) با گروه ستمگران قرار مده!»
نجات از فاسقان
«رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلّا نَفْسِی وَأَخِی فَافْرُقْبَیْنَنا وَبَیْنَ القَوْمِ الفاسِقِینَ»؛[۱۲۱]
«پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیّت گنهکار، جدایی بیفکن!»
نجات از گناهکاران
«رَبِّ نَجِّنِی وَأَهْلِی مِمّا یَعْمَلُونَ»؛[۱۲۲]
پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اینها انجام میدهند رهایی بخش!»
نجات از موجبات فتنه
اگر چه دنیا دار امتحان و ابتلا و بلاست؛ ولی میشود از خدا خواست که خدایا ما را به بلا و امتحان و ابتلائات مشکل دچار نکن:
«رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّکَ أَنْتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ»؛[۱۲۳]
پروردگارا! ما را مایه گمراهی کافران قرار مده، و ما را ببخش، ای پروردگار ما که تو عزیز و حکیمی!»
نجات از فتنه و فریب زنان
«رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الجاهِلِینَ»؛[۱۲۴]
«پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا به سوی آن میخوانند! و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی، به سوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!»
عاقبت به خیر شدن
هر گونه ایمان و عقیده و عمل خیر، آنگاه ارزش دارد که به همراه انسان باشد و بتواند آن را تا قبر و قیامت همراه ببرد که از این به عاقبت به خیر شدن تعبیر میشود؛ یعنی در آن لحظه آخر ایمان انسان صحیح باشد و عملش نیز صالح:
1 - «وَاکْتُبْ لَنا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ إِنّا هُدْنا إِلَیْکَ»؛[۱۲۵]
و برای ما، در این دنیا و سرای دیگر، نیکی مقرّر فرما؛ چه اینکه ما به سوی تو بازگشت کردهایم!
2 - «رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً»؛[۱۲۶]
«پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!»
3 - «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ»؛[۱۲۷]
«پروردگارا! به ما در دنیا (نیکی) عطا کن! و در آخرت نیز (نیکی) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!»
حفظ آبرو و رسوا نشدن در قیامت
در این دنیا انسان هر کاری که در نهان انجام بدهد مخفی خواهد ماند و کسی جز خود و خدایش خبر ندارد و خدا نیز که ستّار است؛ امّا روز قیامت روز برملا شدن همه نهان ها و مخفی کاریها است و از همین الان هم فرموده که فردا چه خبر است، هر که میخواهد رسوا نشود نباید گناه کند، حال اگر از روی نفهمی و جهالت و غرور، مرتکب خلاف شدیم باید با تضرع و زاری از خدا بخواهیم که آنجا نیز ما را رسوا نکند:
1 - «وَلا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ»؛[۱۲۸]
و در آن روز که مردم برانگیخته میشوند، مرا شرمنده و رسوا مکن!
2 - «رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدْتَنا عَلی رُسُلِکَ وَلا تُخْزِنا یَوْمَ القِیامَةِ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ المِیعادَ»؛[۱۲۹]
پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی، به ما عطا کن! و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان! زیرا تو هیچگاه از وعده خود، تخلف نمیکنی.
درخواست خانه بهشتی
خانه بهشتی ما را چیزی جز ایمان صحیح و عمل صالح ما درست نمیکند، هر ذکری که بگوییم، هر عمل خیری که انجام دهیم یک آجر بر بنای خانه ما و درختی به بوستان بهشتی ما افزوده میشود؛ البته به شرطی که با گناه آن را تخریب نکنیم:
«رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ القَوْمِ الظّالِمِینَ»؛[۱۳۰] <br/
«پروردگارا! خانهای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!»
نکو نام شدن و ماندن
نام نیک داشتن، نکو نام زیستن و آبروداری کردن، هم از وظایف هر انسانی است و هم از نعمتهای خداست:
«وَاجْعَلْ لِی لِسانَ صِدْقٍ فِی الآخِرِینَ»؛[۱۳۱]
و برای من در میان امّتهای آینده، زبان صدق (و ذکر خیری) قرار ده!
حشر با اهل بهشت
1 - «رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبآئِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّیّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ»؛[۱۳۲]
پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرمودهای وارد کن، همچنین از پدران و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند، که تو توانا و حکیمی!
2 - «وَاجْعَلْنِی مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِیمِ»؛[۱۳۳]
و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان!
حشر با نیکان
«رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادِی لِلإِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَکَفِّرْ عَنّا سَیِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ»؛[۱۳۴]
پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت میکرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!
حشر با صالحان
و این نیز نعمت بر نعمت است که انسان هم خودش صالح باشد و هم با صالحان همنشین گردد و تا کسی خود صالح نباشد او را در جمع صالحان راه نمیدهند:
1 - «فاطِرَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»؛[۱۳۵]
پروردگارا! بخشی (عظیم) از حکومت به من بخشیدی، و مرا از علم تعبیر خوابها آگاه ساختی! ای آفریننده آسمانها و زمین! تو ولیّ و سرپرست من در دنیا و آخرت هستی، مرا مسلمان بمیران؛ و به صالحان ملحق فرما!»
2 - «رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلی والِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبادِکَ الصّالِحِینَ»؛[۱۳۶]
«پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشتهای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا به رحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!»
3 - «رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَأَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»؛[۱۳۷]
پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن!
پیروزی بر مفسدان
برای جهاد و مبارزه با کافران و مفسدان و ظالمان باید از همه ابزار و وسایل کمک گرفت که یکی از آنان دعاست:
«رَبِّ انصُرْنِی عَلَی القَوْمِ المُفْسِدِینَ»؛[۱۳۸]
«پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یاری فرما!»
پیروزی بر کافران
1 - «رَبَّنا وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَاعْفُ عَنّا وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلینا فَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۱۳۹]
پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!
2 - «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۱۴۰]
«پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدمهای ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز بگردان!
3 - «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَإِسْرافَنا فِی أَمْرِنا وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۱۴۱]
«پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندروی های ما در کارها، چشمپوشی کن! قدمهای ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!
نفرین بر ظالمان
1 - «رَبَّنَا اطْمِسْ عَلی أَمْوالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلی قُلُوبِهِمْ فَلا یُؤْمِنُوا حَتّی یَرَوُا العَذابَ الأَلِیمَ»؛[۱۴۲]
پروردگارا! اموالشان را نابود کن! و (بجرم گناهانشان،) دلهایشان را سخت و سنگین ساز، به گونهای که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند!»
2 - «رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوالِدَیَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالمُؤْمِناتِ وَلا تَزِدِ الظّالِمِینَ إِلّا تَباراً»؛[۱۴۳]
پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز؛ و ظالمان را جز هلاکت میفزا!»
نفرین بر کافران
ما طبق وظیفهای که داریم باید برای مستضعفان فکری و فرهنگی و جاهلان و کافران غیر معاند دعا کنیم تا به راه راست هدایت شوند؛ امّا آنان که عناد میورزند و لجاجت میکنند؛ یعنی حقّ را میفهمند ولی نمیپذیرند، اینان استدلالی غیر از مبارزه و نفرین نمیفهمند:
1 - «رَبِّ لا تَذَرْ عَلَی الأَرْضِ مِنَ الکافِرِینَ دَیّاراً إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ وَلا یَلِدُوا إِلّا فاجِراً کَفّاراً»؛[۱۴۴]
«پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار! چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه میکنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمیآورند!
2 - «رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ العَذابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً کَبِیراً»؛[۱۴۵]
پروردگارا! آنان را از عذاب، دو چندان ده و آنها را لعن بزرگی فرما!»
3 - «رَبَّنا مَنْ قَدَّمَ لَنا هذا فَزِدْهُ عَذاباً ضِعْفاً فِی النّارِ»؛[۱۴۶]
«پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!»
4 - «رَبِّ إِمّا تُرِیَنِّی ما یُوعَدُونَ»؛[۱۴۷]
«پروردگار من! اگر عذابهایی را که به آنان وعده داده میشود به من نشان دهی (و در زندگیام آن را ببینم).
ذکرهای قرآنی
ذکر قبل از شروع نماز
برای ورود به نماز که خلوتگاه گفتگوی خدا و بنده است، باید کسب آمادگی کرد، مقدماتی را باید فراهم نمود، تا تمرکز و حضور قلب حاصل شود؛ لذا فرمودند قبل از تکبیرة الاحرام این ذکرها گفته شود:
1 - « … إِنَّ صَلاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیایَ وَمَماتِی للَّهِِ رَبِّ العالَمِینَ * لا شَرِیکَ لَهُ وَبِذلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ المُسْلِمِینَ»؛[۱۴۸]
بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است. همتایی برای او نیست؛ و به همین مأمور شدهام؛ و من نخستین مسلمانم!»
2 - «إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ حَنِیفاً وَما أَنَا مِنَ المُشْرِکِینَ»؛[۱۴۹]
من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفریده؛ من در ایمان خود خالصم؛ و از مشرکان نیستم!
ذکر آیة الکرسی
اگرچه همه قرآن ذکر و نور است، همهاش هدایت و حمایت است، لکن آیات 255 تا 257 سوره بقره که به آیة الکرسی معروف شده، دارای خواص ویژهای است که در مواقع و موارد مختلف به عنوان ذکر و طلب حفظ و شفا و غیره قرائت میشود:
«اَللَّهُ لا إِلهَ إِلّا هُوَ الحَیُّ القَیُّومُ لاتَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَما فِی الأَرْضِ مَنْذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَما خَلْفَهُمْ وَلا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلّا بِما شآءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمواتِ وَالأَرْضَ وَلا یَؤُودُهُ حِفْظُهُما وَهُوَ العَلِیُّ العَظِیمُ * لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالعُرْوَةِ الوُثْقَی لَا انْفِصامَ لَها وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اَللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیآؤُهُمُ الطّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُوْلئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ»؛[۱۵۰]
هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند؛ هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرا نمیگیرد؛ (و لحظهای از تدبیر جهان هستی، غافل نمیماند؛) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست؛ کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟! (بنابراین، شفاعت شفاعت کنندگان، برای آنها که شایسته شفاعتند، از مالکیت مطلقه او نمیکاهد.) آنچه را در پیش روی آنها [بندگان]و پشت سرشان است میداند؛ (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یکسان است.) و کسی از علم او آگاه نمیگردد؛ جز به مقداری که او بخواهد. (اوست که به همه چیز آگاه است؛ و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بیپایان و نامحدود اوست.) تخت (حکومت) او، آسمانها و زمین را دربرگرفته؛ و نگاهداری آن دو [آسمان و زمین]، او را خسته نمیکند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست. در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت [بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست. خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون میبرد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون میبرند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.
ذکر بعد از هر نماز (آیه شهادت)
میگویند اگر میخواهید با خدا حرف بزنید دعا کنید، اگر میخواهید خدا با شما حرف بزند قرآن بخوانید و اگر میخواهید با خدا گفت و گو کنید نماز بخوانید که هم قرآن دارد و هم دعا، بعد از این گفت و گو نیز ذکرهای متعددی از قرآن برای بعد از نماز وارد شده است:
1 - «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلّا هُوَ وَالمَلآئِکَةُ وَأُولُوا العِلْمِ قآئِمَاً بِالقِسْطِ لا إِلهَ إِلّا هُوَ العَزِیزُ الحَکِیمُ إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الکِتابَ إِلّا مِنْ بَعْدِ ما جآءَهُمُ العِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَمَنْ یَکْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الحِسابِ»؛[۱۵۱]
خداوند، (با ایجاد نظام واحدِ جهانِ هستی،) گواهی میدهد که معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر کدام به گونهای بر این مطلب،) گواهی میدهند؛ در حالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد؛ معبودی جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است. دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او میرسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است.
2 - «قُلِ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالأَرْضِ عالِمَ الغَیْبِ وَالشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبادِکَ فِی ما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ»؛[۱۵۲]
بگو: «خداوندا! ای آفریننده آسمانها و زمین، و آگاه از اسرار نهان و آشکار، تو در میان بندگانت در آنچه اختلاف داشتند داوری خواهی کرد!»
3 - خصوصاً بعد از نماز مغرب، همراه با صلوات:
«إِنَّ اللَّهَ وَمَلآئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً»؛[۱۵۳]
خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستد؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید.
4 - خصوصاً بعد از نماز مغرب و نیز در هر صبح و شام برای جلب خیرات و دفع شرور:
«فَسُبْحانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ * وَلَهُ الحَمْدُ فِیالسَّمواتِ وَالأَرْضِ وَعَشِیّاً وَحِینَتُظْهِرُونَ * یُخْرِجُ الحَیَّ مِنَ المَیِّتِ وَیُخْرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَیِّ وَیُحْیِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَکَذلِکَ تُخْرَجُونَ»؛[۱۵۴]
و حمد و ستایش مخصوص اوست در آسمان و زمین، و به هنگام عصر و هنگامی که ظهر میکنید. او زنده را از مرده بیرون میآورد، و مرده را از زنده، و زمین را پس از مردنش حیات میبخشد، و به همین گونه روز قیامت (از گورها) بیرون آورده میشوید!
ذکر مخصوص نماز غفیله
نماز غُفیله که دو رکعت است و بعد از نماز مغرب خوانده میشود دارای برکات و ثواب و آثار زیادی است که چون بسیاری از مردم از این همه نعمت غافل هستند به نماز غفیله نامیده شده، دستور این نماز به این صورت است که بعد از سوره حمد این چند آیه در رکعت اول و آیه دیگر نیز در رکعت دوم خوانده میشود:
1 - «وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الغَمِّ وَکَذلِکَ نُنجِی المُؤْمِنِینَ»؛[۱۵۵]
و ذاالنون [یونس] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین میپنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها(ی متراکم) صدا زد: («خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!» ما دعای او را به اجابت رساندیم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات میدهیم!
در رکعت دوم نماز غفیله نیز بعد از سوره حمد، این آیه خوانده میشود:
2 - «وَعِنْدَهُ مَفاتِحُ الغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلّا هُوَ وَیَعْلَمُ ما فِی البَرِّ وَالبَحْرِ وَما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلّا یَعْلَمُها وَلا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الأَرْضِ وَلارَطْبٍ وَلایابِسٍ إِلّا فِیکِتابٍ مُبِینٍ»؛[۱۵۶]
کلیدهای غیب، تنها نزد اوست؛ و جز او، کسی آنها را نمیداند. او آنچه را در خشکی و دریاست میداند؛ هیچ برگی (از درختی) نمیافتد، مگر اینکه از آن آگاه است؛ و نه هیچ دانهای در تاریکیهای زمین، و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد، جز اینکه در کتابی آشکار [در کتاب علم خدا]ثبت است.
ذکر بعد از نماز مغرب
تعقیبات نماز، یعنی بعد از هر نمازی انسان کمی تأمل کند، ذکری بگوید، دعایی بخواند، که آن لحظه محل استجابت دعاست، نه اینکه هنوز سلام نماز را نداده از جایش برخیزد:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ سَبَّحَ للَّهِِ ما فِی السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ العَزِیزُ الحَکِیمُ * لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظّاهِرُ وَالباطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ * هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّامٍ ثُمَّ اسْتَوی عَلَی العَرْشِ یَعْلَمُ ما یَلِجُ فِی الأَرْضِ وَما یَخْرُجُ مِنْها وَما یَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ وَما یَعْرُجُ فِیها وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَما کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَإِلَی اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَهُوَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»؛[۱۵۷]
آنچه در آسمانها و زمین است برای خدا تسبیح میگویند؛ و او عزیز و حکیم است. مالکیّت (و حاکمیّت) آسمانها و زمین از آن اوست؛ زنده میکند و میمیراند؛ و او بر هر چیز توانا است! اوّل و آخر و پیدا و پنهان اوست؛ و او به هر چیز داناست. او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز [شش دوران]آفرید؛ سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبیر جهان پرداخت)؛ آنچه را در زمین فرو میرود میداند، و آنچه را از آن خارج میشود و آنچه از آسمان نازل میگردد و آنچه به آسمان بالا میرود؛ و هر جا باشید او با شما است، و خداوند نسبت به آنچه انجام میدهید بیناست! مالکیّت آسمانها و زمین از آن اوست؛ و همه کارها به سوی او باز گردانند ه میشود. شب را در روز میکند و روز را در شب؛ و او به آنچه در دل سینهها وجود دارد داناست.
ذکر بعد از نماز عشا
از مهمترین تعقیبات نماز عشا همین چند آیه پایان سوره بقره است که به «آمن الرسول» معروف است:
«آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقالُوا سَمِعْنا وَأَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَإِلَیْکَ المَصِیرُ * لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلّا وُسْعَها لَها ما کَسَبَتْ وَعَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَلاتَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَلاتُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَاعْفُ عَنّا وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلینا فَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»؛[۱۵۸]
پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن میباشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردهاند؛ (و میگویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمیگذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.» خداوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمیکند. (انسان،) هر کار (نیکی) را انجام دهد، برای خود انجام داده؛ و هر کار (بدی) کند، به زیان خود کرده است. (مؤمنان میگویند:) پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن! پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!
دعای قبل از خواب و برای بیدار شدن به موقع
این آیه همانند ساعت زنگ دار عمل میکند، کافی است اعتقاد داشته باشی و قبل از خواب، آن را قرائت کنی، هر ساعتی اراده کرده باشی فرشتهای تو را بیدار میکند، امام صادقعلیه السلام فرمود کسی نیست که آخر سوره کهف را هنگام خوابیدن بخواند جز اینکه هر ساعتی اراده کرده باشد بیدار خواهد شد: [۱۵۹]
«قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقآءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَلا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»؛[۱۶۰]
بگو: «من فقط بشری هستم مثل شما؛ (امتیاز م این است که) به من وحی میشود که تنها معبود تان معبود یگانه است؛ پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند!
ذکر نیمه شبها، قبل از نماز شب
مردان الهی و انسان شب زندهدار، در تاریکی شب وقتی از رختخواب گرم و نرم برمیخیزد تا به نماز شب و تهجّد به درگاه خدا بپردازد، هنگامی که به آسمان پرستاره نگاه میکند، با خدای خودش چنین نجوا و راز و نیاز میکند: [۱۶۱]
«إِنَّ فِیخَلْقِ السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الأَلْبابِ * الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَقُعُوداً وَعَلی جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمواتِ وَالأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ رَبَّنا إِنَّکَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَما لِلظّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادِی لِلإِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَکَفِّرْعَنّا سَیِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ * رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدْتَنا عَلی رُسُلِکَ وَلا تُخْزِنا یَوْمَ القِیامَةِ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ المِیعادَ»؛[۱۶۲]
مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانههای (روشنی) برای خردمندان است. همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیدهاند، یاد میکنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند؛ (و میگویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریدهای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار! پروردگارا! هر که را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افکنی، او را خوار و رسوا ساختهای! و برای افراد ستمگر، هیچ یاوری نیست! پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت میکرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران! پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی، به ما عطا کن! و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان! زیرا تو هیچگاه از وعده خود، تخلف نمیکنی.
ذکر نماز دهه ذیحجه
ده شب اول ماه ذیحجه که همان ده شبی است که بر سی شب وعده خدا با موسی اضافه شد، از مهمترین روزهای سال برای عبادت و بندگی و نیز انجام اعمال حجّ است، علاوه بر آداب مخصوص و دعاهای ویژه، دو رکعت نماز نیز وارد شده، اگر کسی ده شب اول ماه ذی حجه بین نماز مغرب و عشا دو رکعت نماز بخواند که بعد از سوره حمد و توحید، این آیه را قرائت کند، امید است در ثواب حاجیان شریک شود: [۱۶۳]
«وَواعَدْنا مُوسی ثَلاثِینَلَیْلَةً وَأَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَلَیْلَةً وَقالَمُوسی لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبِیلَ المُفْسِدِینَ»؛[۱۶۴]
و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسی به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قومم باش. و (آنها) را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پیروی منما!»
ذکر نماز روز اول هر ماه قمری
در روز اوّل هر ماه قمری، دو رکعت نماز به جا آورده میشود، در رکعت اوّل بعد از حمد، سی مرتبه سوره توحید، و در رکعت دوّم بعد از حمد، سی مرتبه سوره قدر بخواند و بعد از نماز تصدّقی کند. چون چنین کند سلامتی خود را در آن ماه از حق تعالی بخرد و از بعضی روایات نقل است که بعد از نماز این چند آیه را بخواند: [۱۶۵]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَما مِنْ دآبَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلّا عَلَی اللَّهِ رِزْقُها وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَمُسْتَوْدَعَها کُلٌّ فِی کِتابٍ مُبِینٍ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلّا هُوَ، وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلا رآدَّ لِفَضْلِهِ، یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشآءُ مِنْ عِبادِهِ، وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً، ما شآءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ، وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ، رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ، رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَأَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ.[۱۶۶]
به نام خداوند بخشنده مهربان «هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را میداند؛ همه اینها در کتاب آشکاری ثبت است! [در لوح محفوظ، در کتاب علم خدا]» به نام خداوند بخشنده مهربان «و اگر خداوند، (برای امتحان یا کیفر گناه،) زیانی به تو رساند، هیچ کس جز او آن را برطرف نمیسازد؛ و اگر اراده خیری برای تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد! آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد میرساند؛ و او غفور و رحیم است!» به نام خداوند بخشنده مهربان «خداوند بزودی بعد از سختیها آسانی قرار میدهد!» «این نعمتی است که خدا خواسته است؟! قوّت (و نیرویی) جز از ناحیه خدا نیست!» «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.» من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست!» («خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!» «پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم!» «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومند ی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!»
سپاس و ستایش خداوند در انجام هر کاری
تسبیح و تحمید و تهلیل و تکبیر خداوند باید ورد زبان هر مسلمان شاکر و سپاسگزاری باشد:
1 - «سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً»؛[۱۶۷]
«منزّه است پروردگار ما، که وعده هایش به یقین انجام شدنی است!»
این زبان بهشتیان است که همواره به تسبیح و تحیت و سلام و حمد خدا مشغول است، پس چه خوب که ما نیز زندگی و روز بهشتی گونه داشته باشیم:
2 - «دَعْواهُمْ فِیها سُبْحانَکَ اللَّهُمَّ وَتَحِیَّتُهُمْ فِیها سَلامٌ وَآخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ العالَمِینَ»؛[۱۶۸]
گفتار (و دعای) آنها در بهشت این است که: «خداوندا، منزهی تو!» و تحیّت آنها در آنجا: سلام؛ و آخرین سخنشان این است که: «حمد، مخصوص پروردگار عالمیان است!»
اظهار عجز در برابر علم الهی
ما هرچه از علم و قدرت و سواد که داشته باشیم، باز در مقابل «او» هیچ نداریم، چون هر چه هم که داریم از آن منبع فیض دریافت کردهایم پس همیشه باید این را در ذهن و خاطر داشته باشیم که ما هیچ هستیم:
«سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ العَلِیمُ الحَکِیمُ»؛[۱۶۹]
«منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم دادهای، نمیدانیم؛ تو دانا و حکیمی.»
جهت اجابت دعا (آیه ملک)
در مواقع مختلف و جهت اجابت خواستهها و دعاها مؤثر است و ثواب فراوان دارد:
«قُلِاللَّهُمَّ مالِکَ المُلْکِ تُؤْتِی المُلْکَ مَنْ تَشآءُ وَتَنْزِعُ المُلْکَ مِمَّنْ تَشآءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشآءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشآءُ بِیَدِکَ الخَیْرُ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ * تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَتُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَتُخْرِجُ الحَیَّ مِنَ المَیِّتِ وَتُخْرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَیِّ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشآءُ بِغَیْرِ حِسابٍ»؛[۱۷۰]
بگو: «بارالها! مالک حکومتها تویی؛ به هر کس بخواهی، حکومت میبخشی؛ و از هر کس بخواهی، حکومت را میگیری؛ هر کس را بخواهی، عزت میدهی؛ و هر که را بخواهی خوار میکنی. تمام خوبیها به دست توست؛ تو بر هر چیزی قادری. شب را در روز داخل میکنی، و روز را در شب؛ و زنده را از مرده بیرون میآوری، و مرده را زنده؛ و به هر کس بخواهی، بدون حساب، روزی میبخشی».
ذکرهای توکل بر خدا
یک انسان مسلمان مؤمن همیشه و در هر کار و در همه حال، توکل و توجّهاش به خداست، وظیفه و کارش را انجام میدهد؛ امّا با توکل بر خدا، تا به نتیجه خوب برسد، چه خوب است همان طور که در دل بر خدا توکل میکنیم این ذکرهای توکل را بر زبان نیز جاری نماییم:
1 - «فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ العَرْشِ العَظِیمِ»؛[۱۷۱]
بگو: «خداوند مرا کفایت میکند؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ بر او توکّل کردم؛ و او صاحب عرش بزرگ است!»
2 - «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً»؛[۱۷۲]
و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را میکند؛ خداوند فرمان خود را به انجام میرساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازهای قرار داده است!
3 - «وَما لَنا أَلّا نَتَوَکَّلَ عَلَی اللَّهِ وَقَدْ هَدانا سُبُلَنا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلی ما آذَیْتُمُونا وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ المُتَوَکِّلُونَ»؛[۱۷۳]
و چرا بر خدا توکّل نکنیم، با اینکه ما را به راههای (سعادت) رهبری کرده است؟! و ما بطور مسلّم در برابر آزارهای شما صبر خواهیم کرد (و دست از رسالت خویش بر نمیداریم)! و توکل کنندگان، باید فقط بر خدا توکّل کنند!
4 - «قُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ المُتَوَکِّلُونَ»؛[۱۷۴]
بگو: «خدا مرا کافی است؛ و همه متوکّلان تنها بر او توکّل میکنند!»
5 - «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الوَکِیلُ»؛[۱۷۵]
«خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»
6 - «قُلْ هُوَ رَبِّی لا إِلهَ إِلّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتابِ»؛[۱۷۶]
بگو: «او پروردگار من است! معبودی جز او نیست! بر او توکّل کردم؛ و بازگشتم به سوی اوست!»
7 - «قُلْ هُوَ الرَّحْمنُ آمَنّا بِهِ وَعَلَیْهِ تَوَکَّلْنا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ»؛[۱۷۷]
بگو: «او خداوند رحمان است، ما به او ایمان آورده و بر او توکّل کردهایم؛ و بزودی میدانید چه کسی در گمراهی آشکار است!»
8 - «ذلِکُمُ اللَّهُ رَبِّی عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ»؛[۱۷۸]
این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کردهام و به سوی او باز میگردم!
کارها را به خدا سپردن
همه چیز از خداست، به دست خداست، برای خداست و به قدرت خداست، او که بر هر کاری عالم و قادر است، پس ما هم همه کارهایمان را به او میسپاریم:
«وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالعِبادِ»؛[۱۷۹]
من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست!»
جهت خلاصی از نفس اماره
فرمودهاند دشمن ترین دشمنان انسان همان نفس اوست که در اوست،[۱۸۰]
پس اولاً باید همیشه این را به یاد داشته باشیم و ثانیاً برای در امان ماندن از آن به خدا پناه ببریم:
«وَما أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلّا ما رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛[۱۸۱]
من هرگز خودم را تبرئه نمیکنم، که نفس (سرکش) بسیار به بدیها امر میکند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.»
برای ورود به منزل و راه و کار جدید
هر کاری و راهی و هر منزلی، آنگاه مبارک یعنی پر خیر و برکت است که با عنایت خداوند متعال باشد، پس از او درخواست میکنیم:
«رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلاً مُبارَکاً وَأَنْتَ خَیْرُ المُنْزِلِینَ»؛[۱۸۲]
«پروردگارا! ما را در منزلگاهی پربرکت فرود آر، و تو بهترین فرود آورندگانی!»
جهت حفظ از بلاها و خطرات در هر زمان
در هر لحظه و در هر جا، هزاران اسباب و علل و خطر وجود دارد که میتواند انسان را از پای در آورد اگر حفاظت الهی نباشد: [۱۸۳]
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حافِظاً وَهُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمِینَ»[۱۸۴]
«إِنَّ وَلِیِّیَ اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَ الکِتابَ وَهُوَ یَتَوَلَّی الصّالِحِینَ» [۱۸۵]
«فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ العَرْشِ العَظِیمِ»؛[۱۸۶]
و (در هر حال،) خداوند بهترین حافظ، و مهربانترین مهربانان است» ولی و سرپرست من، خدایی است که این کتاب را نازل کرده؛ و او همه صالحان را سرپرستی میکند. اگر آنها (از حق) روی بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا کفایت میکند؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ بر او توکّل کردم؛ و او صاحب عرش بزرگ است!»
جهت محفوظ ماندن از دید دشمن
این از موثقترین و مطمئنترین ذکرهایی است که هر که خوانده و با نیت خالص خوانده، نفع برده است و تجربههای فراوانی موجود است؛ از جمله روایت شده آنگاه که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در لیلة المبیت یعنی شب هجرت از جلوی چشم کفار قریش از منزل بیرون آمد این آیه را خواند و آنان همه کور شدند، رزمندگان اسلام نیز در دوران دفاع مقدّس هشت ساله ایران موارد زیادی را تجربه و نقل کردهاند:
«وَجَعَلْنا مِنْبَیْنِأَیْدِیهِمْ سَدّاً وَمِنْخَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ»؛[۱۸۷]
و در پیش روی آنان سدّی قرار دادیم، و در پشت سرشان سدّی؛ و چشمانشان را پوشانده ایم، لذا نمیبینند!
در فراز و نشیبهای زندگی
ذکری که نوح نبیعلیه السلام به هنگام طوفان آسمان و زمین و تلاطم حوادث سخت به دستور خدا قرائت کرد و کشتی آنان به راحتی و سلامت بر روی آب حرکت و سکون پیدا میکرد و از امام رضاعلیه السلام نقل شده که قبل سوار شدن بر کشتی بخوانند: [۱۸۸]
«بِسْمِ اللَّهِ مَجْرها وَمُرْسها[۱۸۹]
إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ»؛[۱۹۰]
«به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتی، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است!»
ذکر هنگام مصیبت
این دستور شرع مقدّس اسلام است که هر گاه به مصیبتی گرفتار شدید یا خبر مرگ یکی از نزدیکان را به شما دادند این ذکر را بگویید:
«إِنّا للَّهِِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»؛[۱۹۱]
«ما از آنِ خدائیم؛ و به سوی او باز میگردیم!»
هنگام برخاستن از مجلس
از امام محمّد باقرعلیه السلام نقل شده است: هرکه خواهد در قیامت ثواب کامل بیابد، در وقتی که میخواهد از مجلسی برخیزد این آیات را بگوید و در حدیث دیگر منقول است که این کفاره گناهان آن مجلس است: [۱۹۲]
«سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا یَصِفُونَ وَسَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلینَ وَالْحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ الْعالَمین»؛[۱۹۳]
منزّه است پروردگار تو، پروردگار عزّت (و قدرت) از آنچه آنان توصیف میکنند. و سلام بر رسولان! حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است!
ذکر هنگام زراعت و درختکاری
در حدیث از حضرت صادقعلیه السلام نقل شده است: چون خواهی زراعت کنی، یک کف از تخم را بگیر و رو به قبله بایست و سه مرتبه بگو: [۱۹۴]
«اَفَرَاَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ، ءَاَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ اَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ»؛[۱۹۵]
آیا هیچ درباره آنچه کشت میکنید اندیشیده اید؟! آیا شما آن را میرویانید یا ما میرویانیم؟!
ذکر قبل از سفر
در حدیث معتبر از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل است که حضرت رسولصلی الله علیه وآله فرمود: هرکه به سفری رود و با خود عصایی از چوب بادام تلخ بردارد و این آیات را بخواند، حق تعالی او را ایمن گرداند از هر حیوان درنده و هر دزدی و هر صاحب زهری تا به اهل خود برگردد، و با او هفتاد و هفت ملک باشند که برای او استغفار کنند تا برگردد و عصا را بگذارد. این است آیات:
«وَلَمّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْیَنَ قالَ عَسی رَبّی اَنْ یَهْدِیَنی سَوآءَ السَّبیلِ، وَلَمّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ اُمَّةً مِنَ النّاسِ یَسْقُونَ، وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَاَتَیْنِ تَذُودانِ، قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقِی حَتّی یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَاَبُونا شَیْخٌ کَبیرٌ، فَسَقی لَهُما ثُمَّ تَوَلّی اِلی الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ اِنِّی لِما اَنْزَلْتَ اِلَیَّ مِنْ خَیرٍ فَقیرٌ، فَجائتْهُ اِحْدهُما تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیاءٍ قالَتْ اِنَّ اَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ اَجْرَما سَقَیْتَ لَنا، فَلَمّا جائَهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ، قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ القَوْمِ الظّالِمینَ، قالَتْ اِحْدهُما[۱۹۶]
یا اَبْتِ اسْتَأْجِرْهُ اِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْاَمینُ، قالَ اِنِّی اُریدُ اَنْ اُنْکِحَکَ اِحْدَی ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلی اَنْ تَأجُرَنی ثَمانِیَ حِجَجٍ، فَاِنْاَتْمَمْتَ عَشْراًفَمِنْعِنْدِکَ وَمااُریدُ اَنْاَشُقَّ عَلَیْکَ، سَتَجِدُنِی اِنْشاءَاللَّهُ مِنَ الصّالِحینَ، قالَ ذلِکَ بَیْنی وبَیْنَکَ اَیَّمَاالْاَجَلَیْنِ قَضَیْتَ فَلاعُدْوانَ عَلَیَّ وَاللَّهُ عَلی، مانَقُولُ وَکیلٌ»؛[۱۹۷]
«و هنگامی که متوجّه جانب مدین شد گفت: «امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند! و هنگامی که به (چاه) آب مدین رسید، گروهی از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب میکنند؛ و در کنار آنان دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند (و به چاه نزدیک نمیشوند؛ موسی) به آن دو گفت: «کار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمیدهید؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمیدهیم تا چوپانها همگی خارج شوند؛ و پدر ما پیرمرد کهنسالی است (و قادر بر این کارها نیست.)!» موسی برای (گوسفندان) آن دو آب کشید؛ سپس رو به سایه آورد و عرض کرد: «پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم! ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمیداشت، گفت: «پدرم از تو دعوت میکند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که برای ما انجام دادی به تو بپردازد.» هنگامی که موسی نزد او [شعیب]آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات یافتی! یکی از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام کن، زیرا بهترین کسی را که میتوانی استخدام کنی آن کسی است که قویّ و امین باشد (و او همین مرد است)! (شعیب) گفت: «من میخواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم به این شرط که هشت سال برای من کار کنی؛ و اگر آن را تا ده سال افزایش دهی، محبّتی از ناحیه توست؛ من نمیخواهم کار سنگینی بر دوش تو بگذارم؛ و ان شاء الله مرا از صالحان خواهی یافت، (موسی) گفت: («مانعی ندارد،) این قراردادی میان من و تو باشد؛ البته هر کدام از این دو مدّت را انجام دهم ستمی بر من نخواهد بود (و من در انتخاب آن آزادم)! و خدا بر آنچه ما میگوییم گواه است!»
ذکرهای پیامبران
ذکر آدم و حوا (برای طلب بخشش)
آنگاه که با وسوسه شیطان دچار لغزش گردیدند، وقتی متوجه و متذکر شدند، توبه نموده و طلب بخشش کردند:
«قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْتَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الخاسِرِینَ»؛[۱۹۸]
گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»
ذکر ابراهیم (احتجاج با مخالفان)
حضرت ابراهیم به هنگام احتجاج و استدلال با مخالفان خود بر اثبات وجود خدا میگفت: این بتها چیست که میپرستید؟ اینها که نه چیزی میشنوند، نه نفعی میرسانند، نه ضرری را دفع میکنند، امّا پروردگار من که خدا عالمیان میباشد چنین است:
«اَلَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ * وَالَّذِی هُوَیُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ * وَإِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ * وَالَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ * وَالَّذِی أَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ»؛[۱۹۹]
همان کسی که مرا آفرید، و پیوسته راهنمائیم میکند، و کسی که مرا غذا میدهد و سیراب مینماید، و هنگامی که بیمار شوم مرا شفا میدهد، و کسی که مرا میمیراند و سپس زنده میکند، و کسی که امید دارم گناهم را در روز جزا ببخشد!
ذکر ابراهیم (برای دفع اندوه)
هنگامی که دچار غم و اندوه میشد، ذکر پایانی این آیه را تلاوت مینمود:
«قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْراهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّا بُرَءآؤُا مِنْکُمْ وَمِمّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنا بِکُمْ وَبَدا بَیْنَنا وَبَیْنَکُمُ العَداوَةُ وَالبَغْضآءُ أَبَداً حَتّی تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلّا قَوْلَ إِبْراهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَما أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا وَإِلَیْکَ أَنَبْنا وَإِلَیْکَ المَصِیرُ»؛[۲۰۰]
برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غیر از خدا میپرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛ تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید! -جز آن سخن ابراهیم که به پدرش [عمویش آزر]گفت (و وعده داد) که برای تو آمرزش طلب میکنم، و در عین حال در برابر خداوند برای تو مالک چیزی نیستم (و اختیاری ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توکّل کردیم و به سوی تو بازگشتیم، و همه فرجام ها به سوی تو است!
ذکر ابراهیم (دعا در حقّ مردم)
«رَبَّنا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ»؛[۲۰۱]
پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!»
ذکر ابراهیم (دعا در حقّ مسلمین)
آنگاه که به دستور خدا از شهر و دیار خود به بیابانی بی آب و علف و دارای سنگلاخ، هجرت کرد چنین گفت:
«رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ المُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقِیمُوا الصَّلوةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ»؛[۲۰۲]
پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بیآب و علفی، در کنار خانهای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهای گروهی از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزی ده؛ شاید آنان شکر تو را به جای آورند!
ذکر ابراهیم (یقین به قیامت با زنده شدن مردگان)
می خواست مطمئن شود و قلبش آرام گیرد که مردگان چگونه زنده میشوند، و خدا گوشت پرندگان را که مخلوط شده بود را دوباره زنده کرد:
«رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ المَوْتی ؛[۲۰۳]
«خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؟»
ذکر ایّوب (جهت خلاصی از بیماری و رنج)
ایوب از پیامبرانی است که رنج و درد و بلای زیادی را تحمل کرد؛ لذا به صبر ایوب معروف شد:
«وَأَیُّوبَ إِذْ نادی رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمِینَ»؛[۲۰۴]
و ایّوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالی و مشکلات به من روی آورده؛ و تو مهربانترین مهربانانی!»
ذکر ایّوب (نجات از شیطان)
«وَاذْکُرْ عَبْدَنا أَیُّوبَ إِذْ نادی رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطانُ بِنُصْبٍ وَعَذابٍ»؛[۲۰۵]
و به خاطر بیاور بنده ما ایّوب را، هنگامی که پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است.
ذکر داوود (استغفار)
«وَظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ راکِعاً وَأَنابَ * فَغَفَرْنا لَهُ ذلِکَ وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفی وَحُسْنَ مَآبٍ»؛[۲۰۶]
داوود دانست که ما او را (با این ماجرا) آزموده ایم، از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد. ما این عمل را بر او بخشیدیم؛ و او نزد ما دارای مقامی والا و سرانجامی نیکوست!
ذکر زکریا (درخواست فرزند)
حضرت زکریا ی پیامبر یکی از پیامبرانی بود که تا اواخر عمر صاحب فرزند نشد، ولی با دعا و درخواست، خداوند یحیی را به وی داد:
1 - «وَزَکَرِیَّآ إِذْ نادی رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَأَنْتَ خَیْرُ الوارِثِینَ»؛[۲۰۷]
و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومند ی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!»
2 - «هُنالِکَ دَعا زَکَرِیّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ»؛[۲۰۸]
در آنجا بود که زکریا، (با مشاهده آن همه شایستگی در مریم،) پروردگار خویش را خواند و عرض کرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزهای (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را میشنوی!»
3 - «قالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ العَظْمُ مِنِّی وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَلَمْأَکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقِیّاً * وَإِنِّی خِفْتُ المَوالِیَ مِنْ وَرآئِی وَکانَتِ امْرَأَتِی عاقِراً فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً * یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیّاً»؛[۲۰۹]
گفت: «پروردگارا! استخوانم سست شده؛ و شعله پیری تمام سرم را فراگرفته؛ و من هرگز در دعای تو، از اجابت محروم نبوده ام! و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینی به من ببخش … که وارث من و دودمان یعقوب باشد؛ و او را مورد رضایتت قرار ده!»
ذکر سلیمان (توفیق شکرگزاری)
حضرت سلیمان تنها پیامبری بود که در دنیا به خواست خدا بر تمام عالم حکومت میکرد و همه امور در اختیار و تسخیر وی بود، خدا به او دانشی عظیم عطا فرمود، از آن جمله فهم سخن پرندگان و چرندگان بود، آنگاه که با لشکر خود از منطقهای عبور میکرد و به سرزمین مورچگان رسیدند، مورچهای فریاد زد: ای رفقا! به خانههای خود بروید که سلیمان و همراهانش شما را پایمال نکنند، چون آنها متوجه نیستند و نمیفهمند، سلیمان فهمید، لذا تبسمی نمود و عرض کرد:
«رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلی والِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضیهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبادِکَ الصّالِحِینَ»؛[۲۱۰]
«پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشتهای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا به رحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!»
ذکر سلیمان (شروع هر کار)
در ابتدای هر کار و هر سخن و نامه و پیامی باید با ذکر و نام خدا شروع کرد که فرمودند: هر کاری که بدون بسم اللَّه شروع شود، ابتر و ناقص خواهد بود.[۲۱۱]
لذا حضرت سلیمان وقتی ملکه سبأ را به خدا پرستی دعوت کرد نامه خود را با بسم اللَّه شروع نمود:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»؛[۲۱۲]
به نام خداوند بخشنده مهربان
ذکر شعیب (اصلاح و گشایش در کارها)
واقعاً در دنیا مظلوم تر از پیامبران و اولیای الهی، کسی نیست؛ یعنی کسی با آن عظمت و جلالت، با آن قدرت و مرتبت، و با قصد خیرخواهی و کمک و هدایت مردم زحمت بکشد، امّا مردم ناسپاس او را مسخره و اذیت کنند، در حالی که او میگوید من غیر از خیر و صلاح شما چیزی نمیخواهم:
1 - «إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَما تَوْفِیقِی إِلّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ»؛[۲۱۳]
من جز اصلاح - تا آنجا که توانایی دارم - نمیخواهم! و توفیق من، جز به خدا نیست! بر او توکّل کردم؛ و به سوی او باز میگردم!
2 - «وَسِعَ رَبُّنا کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً عَلَی اللَّهِ تَوَکَّلْنا رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنا وَبَیْنَ قَوْمِنا بِالحَقِّ وَأَنْتَ خَیْرُ الفاتِحِینَ»؛[۲۱۴]
« … علم پروردگار ما، به همه چیز احاطه دارد. تنها بر خدا توکل کردهایم. پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی!»
ذکر طالوت (ایستادگی در جهاد)
بنی اسرائیل دارای سپاه عظیمی بود، طالوت به فرماندهی این سپاه منصوب شد، لکن بسیاری از آنان از آزمون و امتحان نوشیدن آب از آن نهر، مردود شدند؛ لذا طالوت با تعداد کمی در مقابل لشکر جالوت قرار گرفت. برخی ناامید و ناراحت شدند ولی طالوت گفت صبر و توکل داشته باشید که پیروزید و پیروز شدند:
«وَلَمّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَجُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»[۲۱۵]
و هنگامی که در برابر (جالوت) و سپاهیان او قرارگرفتند گفتند: «پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدمهای ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز بگردان!
ذکر عیسی (درخواست روزی)
این تقاضای حواریون عیسی بود که از خدا بخواه تا برای ما غذای آماده از آسمان نازل شود تا یقین کنیم که تو راست میگویی. همان طور که برای مادرش مریم از آسمان غذای آماده و میوههای مختلف بهشتی میآمد:
«قالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مآئِدَةً مِنَ السَّمآءِ تَکُونُ لَنا عِیداً لِأَوَّلِنا وَآخِرِنا وَآیَةً مِنْکَ وَارْزُقْنا وَأَنْتَ خَیْرُ الرّازِقِینَ»؛[۲۱۶]
عیسی بن مریم عرض کرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده ای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما، عیدی باشد، و نشانهای از تو؛ و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی!»
ذکر لوط (نجات از گناه)
آنگاه که همه قومش به گناه بسیار زشت لواط آلوده شده بودند، و نصایح حضرت لوط در آنان اثر نداشت، تازه آنها میگفتند اگر از این حرفها دست بر نداری تو را از شهر بیرون میکنیم، لوط از خدا طلب نجات کرد و خداوند نیز همه آنان را نابود کرد، به جز لوط و مؤمنان به او که نجات یافتند:
«رَبِّ نَجِّنِی وَأَهْلِی مِمّا یَعْمَلُونَ»؛[۲۱۷]
پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اینها انجام میدهند رهایی بخش!»
ذکر موسی (درخواست بخشش)
پیامبری که بیش از همه در آیات مختلف قرآن، داستان زندگی و رسالتش بیان شده:
«قالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ»؛[۲۱۸]
(سپس) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!
ذکر موسی (درخواست رحمت)
«قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنا فِی رَحْمَتِکَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمِینَ»؛[۲۱۹]
(موسی) گفت: «پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانی!»
ذکر موسی (شرح صدر)
«قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی * وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی * یَفْقَهُوا قَوْلِی»؛[۲۲۰]
(موسی) گفت: «پروردگارا! سینهام را گشاده کن؛ و کارم را برایم آسان گردان! و گره از زبانم بگشای؛ تا سخنان مرا بفهمند!
ذکر موسی (نجات از ستمکاران)
«رَبِّ نَجِّنِی مِنَ القَوْمِ الظّالِمِینَ»؛[۲۲۱]
«پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایی بخش!»
ذکر موسی (نجات از فاسقان)
«قالَ رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلّا نَفْسِی وَأَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنا وَبَیْنَ القَوْمِ الفاسِقِینَ»؛[۲۲۲]
(موسی) گفت: «پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیّت گنهکار، جدایی بیفکن!»
ذکر نوح (پیروزی بر دشمنان)
پیامبر طوفانها، پیامبری با عمر طولانی، با تبلیغ 950 ساله، لکن با کمترین نتیجه در برابر قوم جاهل و لجوج خود:
«قالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِما کَذَّبُونِ»؛[۲۲۳]
(نوح) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیب های آنان یاری کن!»
ذکر نوح (درخواست هلاکت کافران)
«وَقالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَی الأَرْضِ مِنَ الکافِرِینَ دَیّاراً»؛[۲۲۴]
نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار!
ذکر نوح (نجات از ستمکاران)
«اَلحَمْدُ للَّهِِ الَّذِی نَجّینا مِنَ القَوْمِ الظّالِمِینَ»؛[۲۲۵]
«ستایش برای خدایی است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشید!»
ذکر نوح (نجات از شرّ کافران)
«قالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ * فَافْتَحْ بَیْنِی وَبَیْنَهُمْ فَتْحاً وَنَجِّنِی وَمَنْ مَعِیَ مِنَ المُؤْمِنِینَ»؛[۲۲۶]
گفت: «پروردگارا! قوم من، مرا تکذیب کردند! اکنون میان من و آنها جدایی بیفکن؛ و مرا و مؤمنانی را که با من هستند رهایی بخش!»
ذکر هود (پیروزی بر دشمنان)
«قالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِما کَذَّبُونِ»؛[۲۲۷]
(پیامبرشان) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیب های آنان یاری کن!»
ذکر هود (توکل بر خدا)
«إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَی اللَّهِ رَبِّی وَرَبِّکُم ما مِنْ دآبَّةٍ إِلّا هُوَ آخِذٌ بِناصِیَتِها إِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»؛[۲۲۸]
من، بر «الله» که پروردگار من و شماست، توکل کردهام! هیچ جنبندهای نیست مگر اینکه او بر آن تسلط دارد؛ (اما سلطهای با عدالت! چرا که) پروردگار من بر راه راست است!
ذکر هود (نفرین بر کافران)
«وَقِیلِهِ یا رَبِّ إِنَّ هؤُلآءِ قَوْمٌ لا یُؤْمِنُونَ * فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ»؛[۲۲۹]
«پروردگارا! اینها قومی هستند که ایمان نمیآورند» (غافل میشوند؟!) پس (اکنون که چنین است) از آنان روی برگردان و بگو: «سلام بر شما»، امّا بزودی خواهند دانست!
ذکر یعقوب (درد دل با خدا)
پیامبری که چهل سال در فراق فرزندش یوسف، صبر و تحمل کرد ولی از خدا غافل نشد و آنقدر به درگاه خدا ناله کرد که نابینا شد:
«قالَ إِنَّما أَشْکُو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَی اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»؛[۲۳۰]
گفت: «من غم و اندوهم را تنها به خدا میگویم (و شکایت نزد او میبرم)! و از خدا چیزهایی میدانم که شما نمیدانید!
ذکر یوسف (دوری از گناه)
پیامبر چاه و تخت پادشاهی، از قعر چاه به اوج عزت و پادشاهی رسیدن، همهاش به جهت دوری از شیطان و نفس اماره و توجّه به خدا:
«قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الجاهِلِینَ»؛[۲۳۱]
(یوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا به سوی آن میخوانند! و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی، به سوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!»
ذکر یوسف (در نعمتهای الهی و عاقبت به خیری)
«رَبِّ قَدْآتَیْتَنِی مِنَالمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الأَحادِیثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»؛[۲۳۲]
پروردگارا! بخشی (عظیم) از حکومت به من بخشیدی، و مرا از علم تعبیر خوابها آگاه ساختی! ای آفریننده آسمانها و زمین! تو ولیّ و سرپرست من در دنیا و آخرت هستی، مرا مسلمان بمیران؛ و به صالحان ملحق فرما!»
ذکر یوسف (سرکوبی نفس امّاره)
«وَما أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّارَةُ بِالسُّوءِ إِلّا ما رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛[۲۳۳]
من هرگز خودم را تبرئه نمیکنم، که نفس (سرکش) بسیار به بدیها امر میکند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.»
ذکر یونس (دفع غم و اندوه)
پیامبری که با همین ذکر، خدا او را از شکم ماهی نجات داد:
« … لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ»؛[۲۳۴]
(«خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!»
آیات عافیت
شفا گرفتن از قرآن
امام صادقعلیه السلام فرمود: مردی به پیامبرصلی الله علیه وآله از درد سینه شکایت کرد، در جواب فرمود: از قرآن شفا بجو که فرموده است: [۲۳۵]
«یا أَیُّهَا النّاسُ قَدْ جآءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَشِفآءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَهُدیً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ»؛[۲۳۶]
ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است؛ و درمانی برای آنچه در سینهها است؛ (درمانی برای دلهای شما؛) و هدایت و رحمتی است برای مؤمنان!
جهت حفظ از بلاها
چون خدا تنها حافظ و نگهدار است:
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حافِظاً وَهُوَ أَرْحَمُ الرّاحِمِینَ»؛[۲۳۷]
و (در هر حال،) خداوند بهترین حافظ، و مهربانترین مهربانان است»
جهت حفظ از چشم زخم
شاید از بین خرافاتی که گفته میشود، تنها چشم زخم است که اثر دارد و حقّ است، لذا برای حفظ از چشم زخم این آیه مناسب است: [۲۳۸]
«وَإِنْیَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ * وَماهُوَ إِلّا ذِکْرٌلِلْعالَمِینَ»؛[۲۳۹]
نزدیک است کافران هنگامی که آیات قرآن را میشنوند با چشم زخم خود تو را از بین ببرند، و میگویند: «او دیوانه است!» در حالی که این (قرآن) جز مایه بیداری برای جهانیان نیست!
جهت باز شدن مشکل و گره بسته شده
طلسم کسی که او را بر زنش بسته باشند، این دعا را نقل کرده است که بنویسد و با خود نگاه دارد: [۲۴۰]
حلیة المتقین، ص 281. [۲۴۱]
امام صادقعلیه السلام فرمود: چون امری بر تو مشکل شود وقت ظهر دو رکعت نماز بخوان و در رکعت اوّل حمد و توحید و انا فتحنا تا نصراً عزیزاً بخوان: [۲۴۲]
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً * لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَما تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِراطاً مُسْتَقِیماً»؛[۲۴۳]
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ إِذا جآءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالفَتْحُ * وَرَأَیْتَ النّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْواجاً * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوّاباً»؛[۲۴۴]
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم ساختیم! … تا خداوند گناهان گذشته و آیندهای را که به تو نسبت میدادند ببخشد (و حقّانیت تو را ثابت نموده) و نعمتش را بر تو تمام کند و به راه راست هدایتت فرماید؛ به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. هنگامی که یاری خدا و پیروزی فرا رسد، و ببینی مردم گروه گروه وارد دین خدا میشوند، پروردگارت را تسبیح و حمد کن و از او آمرزش بخواه که او بسیار توبهپذیر است!
جهت شفای هر بیماری و برآورده شدن حاجات
از حضرت امام صادقعلیه السلام نقل شده که خداوند دعای مضطرین را در این آیه قرار داده است: [۲۴۵]
1 - «اَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ اِذا دَعاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ»؛[۲۴۶]
آیا آن کیست که دعای مضطرّ را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد.
2 - جهت شفای هر درد و بیماری
قرآن شفای هر دردی است، دردهای روحی و روانی و جسمی، و هدایت است به سوی آرامش و آسایش و سعادت، پس با خلوص نیت بخوان و دست بر موضع درد بگذار: [۲۴۷]
«وَنُنَزِّلُ مِنَ القُرْآنِ ما هُوَ شِفآءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلا یَزِیدُ الظّالِمِینَ إِلّا خَساراً»؛[۲۴۸]
و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل میکنیم؛ و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمیافزاید.
جهت رفع سردرد
از امام علی النقیعلیه السلام نقل شده که این آیه را روی مقداری آب بخوانند و سپس آن را بخورند: [۲۴۹]
«أَوَلَمْیَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمواتِ وَالأَرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَجَعَلْنا مِنَ المآءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلا یُؤْمِنُونَ»؛[۲۵۰]
آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زندهای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمیآورند؟!
جهت سر درد
در روایتی از امام باقرعلیه السلام است که فرمود: برای دفع درد سر، دست را بر بالای سر بگذارد، بگوید: [۲۵۱]
«لَو کانَ مَعَهُ الِهَةٌ کَما یَقُولُونَ اِذاً لَابْتَغُوا اِلی ذِی العَرْشِ سَبیلاً)؛ (وَاِذا قِیلَ لَهُمْ تَعالَوا اِلی ما اَنْزَلَ اللَّهُ وَاِلَی الرَّسوُلِ رَاَیْتَ الْمُنافِقینَ یَصُدُّونَ عَنْکَ صُدُوداً»؛[۲۵۲]
« … اگر آنچنان که آنها میگویند با او خدایانی بود، در این صورت، (خدایان) سعی میکردند راهی به سوی (خداوند) صاحب عرش پیدا کنند. و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خداوند نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید»، منافقان را میبینی که (از قبول دعوت)ِ تو، اعراض میکنند!
جهت رفع صداع
«إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَالأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَلَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً»؛[۲۵۳]
خداوند آسمانها و زمین را نگاه میدارد تا از نظام خود منحرف نشوند؛ و هرگاه منحرف گردند، کسی جز او نمیتواند آنها را نگاه دارد، او بردبار و غفور است!
جهت شفای درد دندان
ابوبصیر از درد دندان شکایت کرد، امام باقرعلیه السلام فرمود: دست بر موضع درد بگذار و سوره حمد و توحید را بخوان و بگو: [۲۵۴]
«وَلَهُ ما سَکَنَ فِی اللَّیْلِ وَالنَّهارِ وَهُوَ السَّمِیعُ العَلِیمُ» «قُلْنا یا نارُ کُونِی بَرْداً وَسَلاماً عَلی إِبْراهِیمَ» «وَتَرَی الجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِما تَفْعَلُونَ»؛[۲۵۵]
و برای اوست آنچه در شب و روز قرار دارد؛ و او، شنوا و داناست. گفتیم: «ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!» کوهها را میبینی، و آنها را ساکن و جامد میپنداری، در حالی که مانند ابر در حرکتند؛ این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را متقن آفریده؛ او از کارهایی که شما انجام میدهید مسلّماً آگاه است!
جهت شفای درد چشم
استمداد از خدا که نور و روشنایی همه نور هاست و قرائت آیهای از قرآن که به آیه نور معروف است:
«اَللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکوةٍ فِیها مِصْباحٌ المِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَلا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَلَوْ لَمْتَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشآءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الأَمْثالَ لِلنّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» [۲۵۶]
خداوند نورِ آسمانها و زمین است؛ مَثَل نور خداوند همانند چراغ دانی است که در آن چراغی (پرفروغ) باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنی افروخته میشود که از درخت پربرکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی؛ (روغنش آنچنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعله ور شود؛ نوری است بر فراز نوری؛ و خداوند هر کس را بخواهد به نور خود هدایت میکند، و خدا برای مردم مثلها میزند و خداوند به هر چیزی داناست.
جهت سلامت چشم از آفات
قرائت و تکرار این آیه در هر روز سفارش شده است: [۲۵۷]
«فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً»؛[۲۵۸]
ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را میآزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!
جهت سلامت گوش از کری و رفع ورم بدن
شخصی به امام صادقعلیه السلام از سنگینی گوش شکایت کرد، حضرت فرمود: دست بر گوش بکش و این آیات را بخوان: [۲۵۹]
«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا القُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَتِلْکَ الأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ * هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلّا هُوَ عالِمُ الغَیْبِ وَالشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ * هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلّا هُوَ المَلِکُ القُدُّوسُ السَّلامُ المُؤْمِنُ المُهَیْمِنُ العَزِیزُ الجَبّارُ المُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمّا یُشْرِکُونَ هُوَ اللَّهُ الخالِقُ البارِئُ المُصَوِّرُ لَهُ الأَسْمآءُ الحُسْنی یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ العَزِیزُ الحَکِیمُ»؛[۲۶۰]
اگر این قرآن را بر کوهی نازل میکردیم، میدیدی که در برابر آن خاشع میشود و از خوف خدا میشکافد! اینها مثال هایی است که برای مردم میزنیم، شاید در آن بیندیشید! او خدایی است که معبودی جز او نیست، دانای آشکار و نهان است، و او رحمان و رحیم است! و خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزّه است، به کسی یتم نمیکند، امنیّت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکستناپذیر که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح میکند، و شایسته عظمت است؛ خداوند منزّه است از آنچه شریک برای او قرار میدهند! او خداوندی است خالق، آفریننده ای بیسابقه، و صورتگری (بینظیر)؛ برای او نامهای نیک است؛ آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او میگویند؛ و او عزیز و حکیم است!
جهت درد گوش
در روایت وارد شده است که برای درد گوش به روغن یاسمن یا روغن بنفشه هفت مرتبه این آیات را بخواند و سپس آن روغن را در گوش بچکاند: [۲۶۱]
«کَاَنْ لَمْ یَسْمَعْها کَاَنَّ فی اُذُنَیْهِ وَقْراً)؛ (اِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ کُلُّ اُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْئولاً»؛ [۲۶۲]
… گویی آن را نشنیده است؛ گویی اصلاً گوشهایش سنگین است! او را به عذابی دردناک بشارت ده! … چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.
===جهت شفای درد سینه===[۲۶۳]
«وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّارَءْتُمْ فِیها وَاللَّهُ مُخْرِجٌ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ * فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یُحْیِاللَّهُ المَوْتی وَیُرِیکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»؛[۲۶۴]
و (به یاد آورید) هنگامی را که فردی را به قتل رساندید؛ سپس درباره (قاتل) او به نزاع پرداختید؛ و خداوند آنچه را مخفی میداشتید، آشکار میسازد. سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! (تا زنده شود، و قاتل را معرفی کند.) خداوند اینگونه مردگان را زنده میکند؛ و آیات خود را به شما نشان میدهد؛ شاید اندیشه کنید!»
جهت از بین رفتن تب
از امام عسکریعلیه السلام برای تب رِبع[۲۶۵]
نقل شده است که این آیه را بنویسند و با خود حمل نماید: [۲۶۶]
«یا نارُ کُونی بَرْداً وَسَلاماً عَلی اِبراهیمَ»؛[۲۶۷]
ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!
جهت خون دماغ
برای قطع خون دماغ نقل شده که این آیه را بر پیشانی او بنویسد: [۲۶۸]
«وَقیلَ یا اَرْضُ ابْلَعی مائَکِ وَیا سَماءُ اَقْلِعی وَغیضَ الْماءُ وَقُضِیَ اْلامْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَی الْجُودیّ وَقیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّالِمینَ»؛[۲۶۹]
و گفته شد: «ای زمین، آبت را فرو بر! و ای آسمان، خودداری کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و (کشتی) بر (دامنه کوه) جودی، پهلو گرفت؛ و (در این هنگام،) گفته شد:» دور باد قوم ستمگر (از سعادت و نجات و رحمت خدا!)
جهت درد شکم (پیچش)
در حدیث وارد شده است: شخصی از درد و پیچش شکم شکایت کرد.امام فرمود: آبی بگیر و این آیات را بر آن بخوان پس آن آب را بخورد، و دو دست بر شکم بمالد و سه مرتبه بگوید: [۲۷۰]
«یُریدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسّرَ وَلا یُریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»؛ «اَوَلَمْ یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا اَنَّ السَّمواتِ وَاْلارْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَجَعَلْنا مِنَ الْماء کُلَّ شَیءٍ حَیٍّ اَفَلا یُؤمِنُونَ»؛[۲۷۱]
… خداوند، راحتی شما را میخواهد، نه زحمت شما را! … آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زندهای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمیآورند؟!
در روایت دیگر وارد شده است، که این آیات را بر روغن بخواند، و بر شکم بمالد: [۲۷۲]
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (فَفَتَحْنا اَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَفَجَّرْنَا الْاَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْماءُ عَلی اَمْرٍ قَدْ قُدِرَ وَحَمَلْناهُ عَلی ذاتِ اَلْواحٍ و دُسُرٍ)؛ (فَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ اَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ) بِاسْمِ فلان بن فلان (اَوَلَمْ یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا اَنَّ السَّمواتِ وَالْاَرْضَ کانَتا رَتْقاً … »؛مفاتیح الجنان؛ حلیة المتقین: 272. </ref>
«در این هنگام درهای آسمان را با آبی فراوان و پیدرپی گشودیم؛ و زمین را شکافتیم و چشمههای زیادی بیرون فرستادیم؛ و این دو آب به اندازه مقدّر با هم در آمیختند (و دریای وحشتناکی شد)! و او را بر مرکبی از الواح و میخ هایی ساخته شده سوار کردیم؛ آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زندهای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمیآورند؟!
جهت شفای درد شکم و قولنج
ابتدا این آیه را میخوانی و سپس هفت مرتبه سوره حمد را: [۲۷۳]
«وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی فِیالظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ» [۲۷۴]
و ذاالنون [یونس] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین میپنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها(ی متراکم) صدا زد: («خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!»
جهت شفای درد کمر
شخصی به امیر المؤمنینعلیه السلام از درد کمر شکایت کرد. فرمود: دست را بر موضع درد بگذارد و سه مرتبه این آیه را و سپس هفت مرتبه سوره قدر را بخواند: [۲۷۵]
«وَما کانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلّا بِإِذْنِ اللَّهِ کِتاباً مُؤَجَّلاً وَمَنْ یُرِدْ ثَوابَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَمَنْ یُرِدْ ثَوابَ الآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَسَنَجْزِی الشّاکِرِینَ»؛[۲۷۶]
هیچکس، جز به فرمان خدا، نمیمیرد؛ سرنوشتی است تعیین شده؛ (بنابر این، مرگ پیامبر یا دیگران، یک سنّت الهی است.) هر کس پاداش دنیا را بخواهد (و در زندگی خود، در این راه گام بردارد،) چیزی از آن به او خواهیم داد؛ و هر کس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او میدهیم؛ و بزودی سپاس گزاران را پاداش خواهیم داد.
جهت شفای درد ناف
امام صادقعلیه السلام در جواب شخصی که از درد ناف شکایت کرده بود، فرمود: دست بر آن موضع بگذار و سه مرتبه بگو: [۲۷۷]
«وَإِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ * لا یَأْتِیهِ الباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ»؛[۲۷۸]
کسانی که به این ذکر [قرآن] هنگامی که به سراغشان آمد کافر شدند (نیز بر ما مخفی نخواهد ماند)! و این کتابی است قطعاً شکست ناپذیر … که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمیآید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است!
جهت درد مثانه
امام صادقعلیه السلام در جواب کسی که از درد مثانه شکایت داشت، فرمود: این آیات را سه مرتبه وقت خواب و یک مرتبه هنگام بیدار شدن بخوان: [۲۷۹]
«أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْکُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَما لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِیٍّ وَلَانَصِیرٍ»؛[۲۸۰]
آیا نمیدانستی که خداوند بر هر چیز توانا است؟! آیا نمیدانستی که حکومت آسمانها و زمین، از آن خداست؟! (و حق دارد هرگونه تغییر و تبدیلی در احکام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولی و یاوری برای شما نیست. (و اوست که مصلحت شما را میداند و تعیین میکند).
جهت ترس در خواب و یا بیخوابی
از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل شده که چون در خواب میترسد یا از دردی، بیخوابی بر او غالب شده این آیه را بخواند: [۲۸۱]
«فَضَرَبْنا عَلَی آذانِهِمْ فِی الْکَهْفِ سِنِینَ عَدَداً) (ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَیُّ الْحِزْبَیْنِ أَحْصَی لِما لَبِثُوا أَمَداً»؛[۲۸۲]
ما (پرده خواب را) در غار بر گوششان زدیم، و سالها در خواب فرو رفتند. سپس آنان را برانگیختیم تا بدانیم (و این امر آشکار گردد که) کدام یک از آن دو گروه، مدّت خواب خود را بهتر حساب کردهاند.
جهت پیسی و خوره
در مکارم الاخلاق و حلیة المتقین نقل شده است: [۲۸۳]
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشَآءُ وَیُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْکِتابِ»؛[۲۸۴]
(الْحَمْدُ للَّهِِ فاطِرِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلَائِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَّثْنَی وَثُلاثَ وَرُباعَ»؛[۲۸۵]
خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات میکند؛ و «امّ الکتاب» [لوح محفوظ] نزد اوست! ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سهگانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش میافزاید، و او بر هر چیزی تواناست!
جهت شفای درد خاصره
شخصی به امام باقرعلیه السلام از درد تهیگاه شکایت کرد، حضرت فرمود: بعد از نماز دست بر مواضع سجده بزن و سپس به موضع درد بمال و این آیات را بخوان: [۲۸۶]
«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَأَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ * فَتَعالَی اللَّهُ المَلِکُ الحَقُّ لا إِلهَ إِلّا هُوَ رَبُّ العَرْشِ الکَرِیمِ * وَمَن یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لَا بُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الْکافِرُونَ * وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ»؛ [۲۸۷]
آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریدهایم، و به سوی ما باز نمیگردید؟ پس برتر است خداوندی که فرمانروای حقّ است (از اینکه شما را بیهدف آفریده باشد)! معبودی جز او نیست؛ و او پروردگار عرش کریم است! و هر کس معبود دیگری را با خدا بخواند -و مسلّماً هیچ دلیلی بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود؛ یقیناً کافران رستگار نخواهند شد! و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی!
جهت درمان ثالول (میخچه)
البته همراه با دستور خاصی است که در مفاتیح الجنان آمده است: [۲۸۸]
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ إِذا وَقَعَتِ الواقِعَةُ * لَیْسَ لَوَقْعَتِها کاذِبَةٌ * خافِضَةٌ رافِعَةٌ * إِذا رُجَّتِ الأَرْضُ رَجّاً * وَبُسَّتِ الجِبالُ بَسّاً * فَکانَتْ هَبآءً مُنْبَثّاً»؛ [۲۸۹]
«وَیَسْئَلُونَکَ عَنِ الجِبالِ فَقُلْ یَنْسِفُها رَبِّی نَسْفاً * فَیَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً * لا تَرَی فِیها عِوَجاً وَلا أَمْتاً»؛[۲۹۰]
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر هنگامی که واقعه عظیم (قیامت) واقع شود، هیچ کس نمیتواند آن را انکار کند! (این واقعه) گروهی را پایین میآورد و گروهی را بالا میبرد! در آن هنگام که زمین بشدّت به لرزه درمیآید، و کوهها در هم کوبیده میشود، و بصورت غبار پراکنده درمیآید، و از تو درباره کوهها سؤال میکنند؛ بگو: «پروردگارم آنها را (متلاشی کرده) برباد میدهد! سپس زمین را صاف و هموار و بیآب و گیاه رها میسازد … به گونهای که در آن، هیچ پستی و بلندی نمیبینی!»
جهت شفای درد پا
امام حسینعلیه السلام در جواب کسی که از درد پا شکایت کرد، فرمود: این آیات را بخوان: [۲۹۱]
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً * لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَما تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِراطاً مُسْتَقِیماً * وَیَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً * هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ المُؤْمِنِینَ لِیَزْدادُوا إِیماناً مَعَ إِیمانِهِمْ وَللَّهِِ جُنُودُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَکانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً»؛[۲۹۲]
ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم ساختیم! … تا خداوند گناهان گذشته و آیندهای را که به تو نسبت میدادند ببخشد (و حقّانیت تو را ثابت نموده) و نعمتش را بر تو تمام کند و به راه راست هدایتت فرماید؛ و پیروزی شکست ناپذیری نصیب تو کند. او کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند؛ لشکریان آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند دانا و حکیم است.
جهت شفای درد ساق
روایت شده است که سالم بن محمّد شکایت کرد به حضرت صادقعلیه السلام از درد ساق و گفت: این درد مرا از همه کارها عاجز کرده است. حضرت فرمود: این آیه شریفه هفت مرتبه خوانده شود: [۲۹۳]
«وَاتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً»؛[۲۹۴]
آنچه را از کتاب پروردگارت به تو وحی شده تلاوت کن! هیچ چیز سخنان او را دگرگون نمیسازد؛ و هرگز پناهگاهی جز او نمییابی!
برای طلب فرزند
در حدیث از امام صادقعلیه السلام نقل شده که فرمود: برای طلب فرزند در سجده این دو آیه را بخواند: [۲۹۵]
1 - «رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً اِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ»؛ «رَبِّ لا تَذَرْنی فَرْداً وَاَنْتَ خَیْرُ الْوارِثینَ»؛[۲۹۶]
خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزهای (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را میشنوی! پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومند ی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!
در حدیث دیگر از امام جعفر صادقعلیه السلام نقل شده است: شخصی شکایت کرد که من بچهدار نمیشوم. حضرت فرمود: چون خواهی به نزد زن خود بروی، این سه آیه را بخوان، ان شاء اللَّه خدا تو را فرزندی روزی میکند: [۲۹۷]
2 - «وَذَاالنُّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی فِی الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤمِنِینَ وَزَکَرَیّا اِذْ نادی رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَاَنْتَ خَیْرُ الوارِثِینَ»؛ [۲۹۸]
«و ذاالنون [یونس] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین میپنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها(ی متراکم) صدا زد: («خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم! ما دعای او را به اجابت رساندیم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات میدهیم! و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومند ی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!»
در کتاب طبّ الأئمّه علیهم السلام روایت کرده است: شخصی به خدمت امام محمّد باقرعلیه السلام از کمی فرزند شکایت کرد. آن حضرت فرمود: سه روز بعد از نماز صبح و نماز خفتن هفتاد مرتبه «سُبْحانَ اللَّهِ» و هفتاد مرتبه «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ» بگو و بعد از آن این را آیات را بخوان، بعد با زن خود جماع کن که خدا پسری که خلقتش درست باشد به تو عطا میفرماید:
3 - «اِسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ اِنَّهُ کانَ غَفّاراً یُرْسِلالسَّماءَ عَلَیکُمْ مِدْراراً وَیُمدِدْکُمْ بِاَمْوالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنّاتٍ وَیَجْعَل لَکُمْ اَنْهاراً»؛[۲۹۹]
… از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است … تا بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد، و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد!
جهت آسان زاییدن
1 - «فَأَجآءَهَا المَخاضُ إِلی جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ یا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هذا وَکُنْتُنَسْیاً مَنسِیّاً * فَناداها مِنْتَحْتِها أَلاّ تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیّاً وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیّاً»؛[۳۰۰]
درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایی کشاند؛ (آنقدر ناراحت شد که) گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم، و به کلی فراموش میشدم!» ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: «غمگین مباش! پروردگارت زیر پای تو چشمه آبی (گوارا) قرار داده است! و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازهای بر تو فرو میریزد!
2 - «وَاللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصارَوَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»؛[۳۰۱]
و خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالی که هیچ چیز نمیدانستید؛ و برای شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شکر نعمت او را به جا آورید!
3 - «کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ ما یُوعَدُونَ لَمْیَلْبَثُوا إِلّا ساعَةً مِنْ نَهارِ» «کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَها لَمْ یَلْبَثُوا إِلّا عَشِیَّةً أَوْ ضُحیها» «إِذْ قالَتِ امْرَأَةُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ ما فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ العَلِیمُ»؛[۳۰۲]
… هنگامی که وعدههایی را که به آنها داده میشود ببینند، احساس میکنند که گویی فقط ساعتی از یک روز (در دنیا) توقّف داشتند؛ … آنها در آن روز که قیام قیامت را میبینند چنین احساس میکنند که گویی توقّف شان (در دنیا و برزخ) جز شام گاهی یا صبح آن بیشتر نبوده است!(به یاد آورید) هنگامی را که همسرِ «عمران» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، برای تو نذر کردم، که «محرَّر» (و آزاد، برای خدمت خانه تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی!
جهت ایمنی از سوختگی و غرق شدن
شخصی از امیرالمؤمنینعلیه السلام سؤال کرد: خبر دهید مرا از آنچه وسیله ایمنی از سوختگی و غرق شدن است؟ فرمود: این آیات را بخوان: [۳۰۳]
«إِنَّ وَلِیِّیَ اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَالکِتابَ وَهُوَیَتَوَلَّی الصّالِحِینَ» «وَما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلی بَشَرٍ مِنْ شَیْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الکِتابَ الَّذِی جآءَ بِهِ مُوسی نُوراً وَهُدیً لِلنّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِیسَ تُبْدُونَها وَتُخْفُونَ کَثِیراً وَعُلِّمْتُمْ ما لَمْتَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلا آبآؤُکُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ»؛[۳۰۴]
ولی و سرپرست من، خدایی است که این کتاب را نازل کرده؛ و او همه صالحان را سرپرستی میکند. آنها خدا را درست نشناختند که گفتند: «خدا، هیچ چیز بر هیچ انسانی، نفرستاده است!» بگو: «چه کسی کتابی را که موسی آورد، نازل کرد؟! کتابی که برای مردم، نور و هدایت بود؛ 0امّا شما) آن را به صورت پراکنده قرار میدهید؛ قسمتی را آشکار، و قسمت زیادی را پنهان میدارید؛ و مطالبی به شما تعلیم داده شده که نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبودید!» بگو: «خدا!» سپس آنها را در گفتگوهای لجاجت آمیزشان رها کن، تا بازی کنند!
جهت دفع وسوسه
«هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظّاهِرُ وَالباطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»؛[۳۰۵]
اوّل و آخر و پیدا و پنهان اوست؛ و او به هر چیز داناست.
جهت دفع جنّیان در صحرا و مواقع خطرناک
شخصی خدمت امام صادقعلیه السلام آمد و گفت: من زیاد به سفر میروم و در جاهای خطرناک ساکن میشوم، چیزی به من تعلیم فرما که نترسم. حضرت فرمود: در چنان جایی دست را بالای سر بگذار و با صدای بلند بگو: [۳۰۶]
«أَفَغَیْرَ دِینِ اللَّهِ یَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»؛[۳۰۷]
آیا آنها غیر از آیین خدا میطلبند؟! (آیین او همین اسلام است؛) و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسلیمند، و همه به سوی او بازگردانده میشوند.
جهت دفع شیاطین و جادوگران در بیابان
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: هر که در بیابان بی سکنه باشد که باید شب را به صبح برساند، این آیات را بخواند تا فرشتهها او را حفظ کنند و شیاطین از او دور شوند: [۳۰۸]
«إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّامٍ ثُمَّ اسْتَوی عَلَی العَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثاً وَالشَّمْسَ وَالقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبارَکَ اللَّهُ رَبُّ العالَمِینَ اُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیَةً إِنَّهُ لا یُحِبُّ المُعْتَدِینَ وَلا تُفْسِدُوا فِی الأَْرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ المُحْسِنِینَ»؛[۳۰۹]
پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز [شش دوران] آفرید؛ سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت؛ با (پرده تاریک) شب، روز را میپوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است؛ و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او)ست! پر برکت (و زوال ناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است! پروردگار خود را (آشکارا) از روی تضرّع، و در پنهانی، بخوانید! (و از تجاوز، دست بردارید که) او متجاوزان را دوست نمیدارد! و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید! (بیم از مسؤولیتها، و امید به رحمتش. و نیکی کنید) زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است!
جهت امان از زمینی که حیوانات درنده دارد
شخصی به امیرالمؤمنینعلیه السلام عرض کرد: سرزمین من پر از درنده است که به خانه ما میآیند، فرمود: این دو آیه را بخوان: [۳۱۰]
«لَقَدْجآءَکُمْ رَسُولٌ مِنْأَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌعَلَیْهِ ماعَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ * فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ العَرْشِ العَظِیمِ»؛ [۳۱۱]
به یقین، رسولی از خود شما به سوی تان آمد که رنجهای شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! اگر آنها (از حق) روی بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا کفایت میکند؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ بر او توکّل کردم؛ و او صاحب عرش بزرگ است!»
جهت دفع عقرب گزیدگی
از امام علیعلیه السلام نقل شده که فرمود: اگر کسی از عقرب ترسد، این آیات را بخواند: [۳۱۲]
«سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی العالَمِینَ * إِنّا کَذلِکَ نَجْزِی المُحْسِنِینَ * إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا المُؤْمِنِینَ»؛[۳۱۳]
سلام بر نوح در میان جهانیان باد! ما این گونه نیکوکاران را پاداش میدهیم! چرا که او از بندگان باایمان ما بود!
جهت رام شدن اسب سرکش
شخصی به امیرالمؤمنینعلیه السلام عرض کرد: اسب من چموشی میکند و من از آن در ترس و هراس هستم. حضرت فرمود: در گوش راست او بخوان: [۳۱۴]
«وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»؛[۳۱۵]
و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسلیمند، و همه به سوی او بازگردانده میشوند.
جهت دفع حمله حیوان درنده
و چون سگ برروی تو فریاد کند و حمله کند، این آیه را بخوان: [۳۱۶]
«یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْاِنْسِ اِنِ اسْتَطَعْتُمْ اَنْ تَنْفُذُوا مِنْ اَقْطارِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ اِلّا بِسُلْطانٍ»؛[۳۱۷]
ای گروه جنّ و انس! اگر میتوانید از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید، ولی هرگز نمیتوانید، مگر با نیرویی (فوق العاده)!
جهت دفع همّ و غم
«لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ»؛[۳۱۸]
(«خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!»
جهت برگشتن گمشده
پاسخ امام است به فردی که به امیرالمؤمنینعلیه السلام عرض کرد: بردهام گریخته است، و حضرت فرمود: این آیه را بخوان: [۳۱۹]
«أَوْ کَظُلُماتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْیَکَدْ یَراها وَمَنْ لَمْیَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»؛ [۳۲۰]
یا همچون ظلماتی در یک دریای عمیق و پهناور که موج آنرا پوشانده، و بر فراز آن موج دیگری، و بر فراز آن ابری تاریک است؛ ظلمت هایی است یکی بر فراز دیگری، آنگونه که هر گاه دست خود را خارج کند ممکن نیست آن را ببیند! و کسی که خداوند نوری برای او قرار نداده، نوری برای او نیست.
جهت رفع ترس از دزد
شخصی به امیرالمؤمنینعلیه السلام عرض کرد: هر شب به خانه ما دزد میآید. حضرت فرمود: این آیات را بخوان: [۳۲۱]
«قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیّاً ما تَدْعُوا فَلَهُ الأَسْمآءُ الحُسْنی وَلا تَجْهَرْ بِصَلوتِکَ وَلا تُخافِتْ بِها وَابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلاً * وَقُلِ الحَمْدُ للَّهِِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْیَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی المُلْکِ وَلَمْیَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبِیراً»؛ [۳۲۲]
بگو: «للَّه» را بخوانید یا «رحمان» را، هر کدام را بخوانید، (ذات پاکش یکی است؛ و) برای او بهترین نامها است!» و نمازت را زیاد بلند، یا خیلی آهسته نخوان؛ و در میان آن دو، راهی (معتدل) انتخاب کن و بگو: «ستایش برای خداوندی است که نه فرزندی برای خود انتخاب کرده، و نه شریکی در حکومت دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلّت، (حامی و) سرپرستی برای اوست!» و او را بسیار بزرگ بشمار!
جهت رفع ترس از خرابی خانه
از سفارشات پیامبرصلی الله علیه وآله به امام علیعلیه السلام بوده است و نیز امام صادقعلیه السلام فرمود اگر از خرابی خانه در زلزله میترسی، بخوان: [۳۲۳]
«إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمواتِ وَالأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَلَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً»؛ [۳۲۴]
خداوند آسمانها و زمین را نگاه میدارد تا از نظام خود منحرف نشوند؛ و هرگاه منحرف گردند، کسی جز او نمیتواند آنها را نگاه دارد، او بردبار و غفور است!
سوره زلزال (جهت ایمنی از زلزله)
امام صادقعلیه السلام فرمود: از زیاد خواندن سوره زلزال خسته نشوید؛ زیرا هر که نمازهای نافله خود را با آن بخواند، خداوند هرگز او را به زمین لرزه دچار نکند و به برق گرفتگی نمیرد: [۳۲۵]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِذا زُلْزِلَتِالأَرْضُ زِلْزالَها * وَأَخْرَجَتِالأَرْضُ أَثْقالَها * وَقالَ الإِنْسانُ ما لَها * یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحی لَها * یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ * فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ [۳۲۶]
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. هنگامی که زمین شدیداً به لرزه درآید، و زمین بارهای سنگینش را خارج سازد! و انسان میگوید: «زمین را چه میشود (که این گونه میلرزد)؟!» در آن روز زمین تمام خبر هایش را بازگو میکند؛ چرا که پروردگارت به او وحی کرده است! در آن روز مردم بصورت گروههای پراکنده (از قبرها) خارج میشوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود! پس هر کس هم وزن ذرّهای کار خیر انجام دهد آن را میبیند! و هر کس هم وزن ذرّهای کار بد کرده آن را میبیند!
جهت ترس از ساحر و ظالم
امام علیعلیه السلام فرمود: اگر از ساحر یا ظالمی ترس داری، بعد از نماز شب و قبل از شروع به نماز صبح، رو به جانب خانه وی کن و هفت مرتبه بگو:[۳۲۷]
بسم اللَّه و باللَّه،
« … سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَنَجْعَلُ لَکُما سُلْطاناً فَلَا یَصِلُونَ إِلَیْکُما بِایاتِنا أَنتُما وَمَنِ اتَّبَعَکُما الْغالِبُونَ»؛ [۳۲۸]
«بزودی بازوان تو را بوسیله برادرت محکم (و نیرومند) میکنیم، و برای شما سلطه و برتری قرار میدهیم؛ و به برکت آیات ما، بر شما دست نمییابند؛ شما و پیروانتان پیروزید!»
===جهت ترس از ساحر و شیطان===[۳۲۹]
«إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ یَدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِن شَفِیعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فاعْبُدُوهُ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ»؛ [۳۳۰]
پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز [شش دوران]آفرید؛ سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت، و به تدبیر کار (جهان) پرداخت؛ هیچ شفاعت کنندهای، جز با اذن او نیست؛ این است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنید! آیا متذکّر نمیشوید؟!
جهت دوری شیطان و حفظ قرآن
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: هر که این آیات را بخواند، در جان و مالش بد نبیند و شیطان به او نزدیک نشود و قرآن را فراموش نکند.[۳۳۱]
آیات چنین است: چهار آیه اول بقره/ آیة الکرسی / سه آیه آخر بقره.
«الم * ذَلِکَ الْکِتابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَواةَ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ یُنفِقُونَ * وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمآ أُنزِلَ إِلَیْکَ وَما أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالأَْخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ» [۳۳۲]
«اللَّهُ لَآ إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَّهُ ما فِی السَّماوَاتِ وَما فِی الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَما خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شَآءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا یَُودُهُ حِفْظُهُما وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ * لَآ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی لَا انفِصامَ لَها وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَآؤُهُمُ الطّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولَئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فِیها خَلِدُونَ» [۳۳۳]
«للَّهِِ ما فِی السَّماوَاتِ وَما فِی الْأَرْضِ وَإِن تُبْدُوا ما فِی أَنفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْکُم بِهِ اللَّهُ فَیَغْفِرُ لِمَن یَشَآءُ وَیُعَذِّبُ مَن یَشَآءُ وَاللَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ * آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِوَقالُوا سَمِعْنا وَأَطَعْنا غُفْرَانَکَ رَبَّنا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ * لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها لَها ما کَسَبَتْ وَعَلَیْها ما اکْتَسَبَتْ رَبَّنا لَا تُؤَاخِذْنا إِن نَّسِینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبْلِنا رَبَّنا وَلَا تُحَمِّلْنا ما لَا طاقَةَ لَنا بِهِوَاعْفُ عَنّا وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا أَنتَ مَوْلَیانا فَانصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ»؛ [۳۳۴]
الم (بزرگ است خداوندی که این کتاب عظیم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده). آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است. (پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب [آنچه از حس پوشیده و پنهان است]ایمان میآورند؛ و نماز را برپا میدارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنان روزی دادهایم، انفاق میکنند. و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو (بر پیامبران پیشین) نازل گردیده، ایمان میآورند؛ و به رستاخیز یقین دارند. هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند؛ هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرا نمیگیرد؛ (و لحظهای از تدبیر جهان هستی، غافل نمیماند؛) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست؛ کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟! (بنابراین، شفاعت شفاعت کنندگان، برای آنها که شایسته شفاعتند، از مالکیت مطلقه او نمیکاهد.) آنچه را در پیش روی آنها [بندگان] و پشت سرشان است میداند؛ (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یکسان است.) و کسی از علم او آگاه نمیگردد؛ جز به مقداری که او بخواهد. (اوست که به همه چیز آگاه است؛ و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بیپایان و نامحدود اوست.) تخت (حکومت) او، آسمانها و زمین را دربرگرفته؛ و نگاهداری آن دو [آسمان و زمین]، او را خسته نمیکند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست. در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت [بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر]کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست. خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون میبرد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون میبرند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند. آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ خداست. و (از این رو) اگر آنچه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه میکند.سپس هر کس را بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، میبخشد؛ و هر کس را بخواهد (و مستحق باشد)، مجازات میکند. و خداوند به همه چیز قدرت دارد. پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن میباشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردهاند؛ (و میگویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمیگذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.» خداوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمیکند. (انسان،) هر کار (نیکی) را انجام دهد، برای خود انجام داده؛ و هر کار (بدی) کند، به زیان خود کرده است. (مؤمنان میگویند:) پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن! پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!
خواندن این سورهها در مواقع مختلف
از شبانهروز توصیه شده است:
سوره حمد
جهت شفای هر درد و بیماری:
امام صادقعلیه السلام فرمود: اگر سوره حمد را 70 بار بر مردهای بخوانند و جان به تنش برگردد، شگفت نباشد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
- اَلحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ العالَمِینَ * الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ * إِیّاکَ نَعْبُدُ وَإِیّاکَ نَسْتَعِینُ اِهْدِنَا الصِّراطَ المُسْتَقِیمَ * صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ المَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضّآلِّینَ * [۳۳۵]
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. (خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته). (خداوندی که) مالک روز جزا است. (پروردگارا!) تنها تو را میپرستیم؛ و تنها از تو یاری میجوییم. ما را به راه راست هدایت کن … راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کردهای؛ و نه گمراهان.
سوره تکاثر
برای دفع وحشت قبر:
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله فرمود: هر که وقت خواب سوره تکاثر را بخواند از فتنه قبر محفوظ بماند: [۳۳۶]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
أَلْهکُمُ [۳۳۷]
التَّکاثُرُ * حَتّی زُرْتُمُ المَقابِرَ * کَلّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ * ثُمَّ کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ * کَلّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الیَقِینَ * لَتَرَوُنَّ الجَحِیمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَالیَقِینِ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ [۳۳۸]
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید (و قبور مردگان خود را بر شمردید و به آن افتخار کردید)! چنین نیست که میپندارید، (آری) بزودی خواهید دانست! باز چنان نیست که شما میپندارید؛ بزودی خواهید دانست! چنان نیست که شما خیال میکنید؛ اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبی شما را از خدا غافل نمیکرد)! قطعاً شما جهنّم را خواهید دید! سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین خواهید دید. سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهایی که داشتهاید بازپرسی خواهید شد!
سوره قدر
از امام صادقعلیه السلام نقل شده است که برای محفوظ ماندن، یک کوزه تازه بگیر و در آن آب بریز و 30 بار سوره قدر را بخوان، آنگاه از آن بخور و وضو بگیر: [۳۳۹]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ القَدْرِ * وَما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ القَدْرِ * لَیْلَةُ القَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ المَلآئِکَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِرَبِّهِمْ مِنْکُلِّ أَمْرٍ * سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِالفَجْرِ [۳۴۰]
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل کردیم! و تو چه میدانی شب قدر چیست؟! شب قدر بهتر از هزار ماه است! فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر کاری نازل میشوند. شبی است سرشار از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع سپیده!
سوره توحید
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: هر که سوره توحید را هنگام خوابیدن 100 بار بخواند، گناه پنجاه ساله او آمرزیده خواهد شد. [۳۴۱]
و امام صادقعلیه السلام فرمود: اگر در هنگام خروج از خانه 10 بار بخواند در حفظ خدا باشد تا برگردد: [۳۴۲]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اَللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْیَلِدْ وَلَمْیُولَدْ * وَلَمْیَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ [۳۴۳]
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر، بگو: خداوند، یکتا و یگانه است؛ خداوندی است که همه نیازمندان قصد او میکنند؛ (هرگز) نزاد، و زاده نشد، و برای او هیچگاه شبیه و مانندی نبوده است!
سوره کافرون
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
قُلْ یا أَیُّهَا الکافِرُونَ * لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ * وَلا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ وَلا أَنَا عابِدٌ ما عَبَدْتُمْ وَلا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ * لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ [۳۴۴]
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر، بگو: ای کافران! آنچه را شما میپرستید من نمیپرستم! و نه شما آنچه را من میپرستم میپرستید، و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کردهاید میپرستم، و نه شما آنچه را که من میپرستم پرستش میکنید؛ (حال که چنین است) آیین شما برای خودتان، و آیین من برای خودم!
سوره فلق
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ * مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ * وَمِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ * وَمِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِی العُقَدِ وَمِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ [۳۴۵]
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر، بگو: پناه میبرم به پروردگار سپیده صبح، از شرّ تمام آنچه آفریده است؛ و از شرّ هر موجود شرور هنگامی که شبانه وارد میشود؛ و از شرّ آنها که با افسون در گره ها میدمند (و هر تصمیمی را سست میکنند)؛ و از شرّ هر حسودی هنگامی که حسد میورزد!
سوره ناس
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ مَلِکِ النّاسِ * إِلهِ النّاسِ * مِنْ شَرِّ الوَسْواسِ الخَنّاسِ * اَلَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النّاسِ * مِنَ الجِنَّةِ وَالنّاسِ [۳۴۶]
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر، بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم، به مالک و حاکم مردم، به (خدا و) معبود مردم، از شرّ وسوسه گر پنهان کار، که در درون سینه انسانها وسوسه میکند، خواه از جنّ باشد یا از انسان!
درخواستهای نابجا
مقدمه
اینکه میگویند هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد، کاملاً حساب شده و حکیمانه است، خدا به انسان فرموده دعا کن که هر چه از من بخواهی به تو خواهم داد؛ امّا این خواستن و دعا کردن باید به جا و به موقع باشد، دعا و عمل و عبادت، مخصوص دنیا و تا موقعی است که مرگ فرا نرسیده، یا باید چیزی از خدا خواست که امکان داشته باشد، چیزی که محال است، قدرت به آن تعلق نمیگیرد؛ هر چند قدرت خدا باشد، مثل دیدن خدا با چشم سر:
میخواهیم خدا را ببینیم؟!
یکی از درخواستهای نابجای برخی این بود که فکر میکردند خدا هم چیزی مثل بت است؛ لذا به حضرت موسی میگفتند یک خدای دیدنی برای ما معرفی کن:
«وَجاوَزْنا بِبَنِی إِسْرآئِیلَ البَحْرَ فَأَتَوْا عَلی قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلی أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا یا مُوسَی اجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»؛ [۳۴۷]
و بنی اسرائیل را (سالم) از دریا عبور دادیم؛ (ناگاه) در راه خود به گروهی رسیدند که اطراف بت هایشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در این هنگام، بنی اسرائیل) به موسی گفتند: «تو هم برای ما معبودی قرار ده، همانگونه که آنها معبودان (و خدایانی) دارند!» گفت: «شما جمعیّتی جاهل و نادان هستید!
خدا دیدنی نیست!
آری خدا را با چشم سر نمیتوان دید، حتی برای موسی:
«وَلَمّا جآءَ مُوسی لِمِیقاتِنا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْکَ قالَ لَنْ تَرانِی وَلکِنِ انْظُرْ إِلَی الجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانِی فَلَمّا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکّاً وَخَرَّ مُوسی صَعِقاً فَلَمّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَا أَوَّلُ المُؤْمِنِینَ»؛ [۳۴۸]
و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»
ای کاش مشرک نبودم!
وقتی کار از کار بگذرد، ای کاش ای کاش گفتن فایده ندارد:
«وَأُحِیطَبِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیْهِ عَلی ما أَنْفَقَ فِیها وَهِیَ خاوِیَةٌ عَلیعُرُوشِها وَیَقُولُ یالَیْتَنِی لَمْأُشْرِکْ بِرَبِّیأَحَداً»؛[۳۴۹]
(به هر حال عذاب الهی فرا رسید،) و تمام میوههای آن نابود شد؛ و او بخاطر هزینه هایی که در آن صرف کرده بود، پیوسته دستهای خود را به هم میمالید - در حالی که تمام باغ بر داربست هایش فرو ریخته بود- و میگفت: «ای کاش کسی را همتای پروردگارم قرار نداده بودم!»
ای کاش آیات الهی را تکذیب نمیکردیم!
پشیمانی هنگام دیدن عذاب و موقع مجازات، بی فایده است، باید همین امروز که ما را از عذاب و آتش میترسانند، بترسیم، الان باید بیدار شویم، الان باید یقین داشته باشیم، که هر چه خدا و رسولانش میگویند راست است:
«وَلَوْ تَری إِذْ وُقِفُوا عَلَی النّارِ فَقالُوا یا لَیْتَنا نُرَدُّ وَلا نُکَذِّبَ بِآیاتِ رَبِّنا وَنَکُونَ مِنَ المُؤْمِنِینَ»؛ [۳۵۰]
کاش (حال آنها را) هنگامی که در برابر آتش (دوزخ) ایستادهاند، ببینی! میگویند: ای کاش (بار دیگر، به دنیا) بازگردانده میشدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمیکردیم، و از مؤمنان میبودیم!
ای کاش خدا و پیامبر را اطاعت میکردیم!
آری، کاش اطاعت میکردید! امّا چرا نکردید؟
«یَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِی النّارِ یَقُولُونَ یا لَیْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا»؛ [۳۵۱]
در آن روز که صورتهای آنان در آتش (دوزخ) دگرگون خواهد شد (از کار خویش پشیمان میشوند و) میگویند: «ای کاش خدا و پیامبر را اطاعت کرده بودیم!»
ای کاش با پیامبر بودم!
کسی که به راه و همراه و دنبال پیامبر نرود، دیگر هیچ راهی برایش نمیماند:
«وَیَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلی یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً»؛ [۳۵۲]
و (به خاطر آور) روزی را که ستمکار دست خود را (از شدّت حسرت) به دندان میگزد و میگوید: «ای کاش با رسول (خدا) راهی برگزیده بودم!
ای کاش دنیای ما هم مثل قارون بود!
چه بدبخت آنان که در آرزوی بدان باشند:
«فَخَرَجَ عَلی قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الحَیوةَ الدُّنْیا یالَیْتَ لَنا مِثْلَ ماأُوتِیَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُوحَظٍّ عَظِیمٍ»؛ [۳۵۳]
(روزی قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: «ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم! به راستی که او بهره عظیمی دارد!»
ما فقط دنیا را میخواهیم!
و کسی که فقط دنبال دنیا باشد، آخرت چیزی ندارد:
«فَمِنَ النّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا وَما لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ»؛ [۳۵۴]
بعضی از مردم میگویند: «خداوندا! به ما در دنیا، (نیکی) عطا کن!» ولی در آخرت، بهرهای ندارند.
ما را به دنیا برگردانید!
درخواست برگشت به دنیا بعد از مرگ، آنگونه که ظالمان و گناهکاران میخواهند، قابل پذیرش نیست: [۳۵۵]
1 - «حَتّی إِذا جآءَ أَحَدَهُمُ المَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ کَلّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قآئِلُها وَمِنْ وَرآئِهِم بَرْزَخٌ إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ»؛ [۳۵۶]
(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه میدهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرا رسد، میگوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید! شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم!» (ولی به او میگویند:) چنین نیست! این سخنی است که او به زبان میگوید (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند!
2 - «وَلَوْ تَری إِذِ المُجْرِمُونَ ناکِسُوا رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَسَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنّا مُوقِنُونَ»؛ [۳۵۷]
و اگر ببینی مجرمان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر افکنده، میگویند: «پروردگارا! آنچه وعده کرده بودی دیدیم و شنیدیم؛ ما را بازگردان تا کار شایستهای انجام دهیم؛ ما (به قیامت) یقین داریم!»
3 - «وَقالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَما تَبَرَّؤُوا مِنّا کَذلِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ وَما هُمْ بِخارِجِینَ مِنَ النّارِ»؛ [۳۵۸]
و (در این هنگام) پیروان میگویند: «کاش بار دیگر به دنیا برمیگشتیم، تا از آنها[پیشوایان گمراه]بیزاری جوییم، آن چنان که آنان (امروز) از ما بیزاری جستند! (آری،) خداوند این چنین اعمال آنها را به صورت حسرت زایی به آنان نشان میدهد؛ و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد!
ای کاش به دنیا باز میگشتیم!
«فَلَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَکُونَ مِنَ المُؤْمِنِینَ»؛ [۳۵۹]
ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازگردیم و از مؤمنان باشیم!»
ای کاش با فلانی دوست نمیشدم!
یکی از مهمترین عوامل انحراف افراد، دوست و رفیق و راهنمای بد است:
«یا وَیْلَتی لَیْتَنِی لَمْأَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً»؛ [۳۶۰]
ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!
ای کاش میان من و شیطان فاصله بود!
به او گفته بودند شیطان دشمن توست، از او فاصله بگیر، ولی گوش نکرد: [۳۶۱]
«حَتّی إِذا جآءَنا قالَ یا لَیْتَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ بُعْدَ المَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ القَرِینُ»؛ [۳۶۲]
تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود میگوید: ای کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود؛ چه بد همنشینی بودی!
تقصیر دیگران بود که ما را گمراه کردند!
خدا به همه عقل و چشم و گوش داده است، و هر کسی مسؤول کار خود است:
«وَقالُوا رَبَّنا إِنّاأَطَعْنا سادَتَنا وَکُبَرآءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا»؛ [۳۶۳]
چه کسی ما را گمراه کرد؟
«وَقالَ الَّذِینَ کَفَرُوا رَبَّنا أَرِنا الَّذَیْنِ أَضَلّانا مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِیَکُونا مِنَ الأَسْفَلِینَ»؛[۳۶۴]
کافران گفتند: «پروردگارا! آنهایی که از جنّ و انس ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا زیر پای خود نهیم (و لگد مالشان کنیم) تا از پست ترین مردم باشند!»
آیا قرآن را تغییر نمیدهید؟!
قرار نیست همه کارها طبق میل شما باشد:
«وَإِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ قالَ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقآءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقایِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلّا ما یُوحی إِلَیَّ إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ»؛ [۳۶۵]
و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده میشود، کسانی که ایمان به لقای ما (و روز رستاخیز) ندارند میگویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی میشود، پیروی میکنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) میترسم!»
چرا کور و نابینا محشور شدهام؟!
کسی که این همه آیات و نشانههای خدا را نمیبیند واقعاً کور است:
«قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمی وَقَدْ کُنْتُ بَصِیراً * قالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنا فَنَسِیتَها وَکَذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسی ؛ [۳۶۶]
میگوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشور م کردی؟! من که بینا بودم!» میفرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!»
آیا مرگ به تأخیر نمیافتد!
مرگ حتی برای لحظهای هم تأخیر نمیافتد:
«وَأَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ المَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلا أَخَّرْتَنِی إِلیأَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَکُنْ مِنَ الصّالِحِینَ * وَلَنْ یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جآءَ أَجَلُها وَاللَّهُ خَبِیرٌ بَِما تَعْمَلُونَ»؛ [۳۶۷]
از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!» خداوند هرگز مرگ کسی را هنگامی که اجلش فرا رسد به تأخیر نمیاندازد، و خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه است.
صبر کنید تا ایمان بیاوریم!
خیر، کسی منتظر شما نمیماند:
«وَأَنْذِرِ النّاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ العَذابُ فَیَقُولُ الَّذِینَ ظَلَمُوا رَبَّنا أَخِّرْنا إِلی أَجَلٍ قَرِیبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَ لَمْتَکُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ ما لَکُمْ مِنْ زَوالٍ»؛ [۳۶۸]
و مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان میآید، بترسان! آن روز که ظالمان میگویند: «پروردگارا! مدّت کوتاهی ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم!» (امّا پاسخ میشنوند که:) مگر قبلاً سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟!
صبر کنید تا جبران کنیم!
مجازات شما همان جبران و عکس العمل کارهایتان است:
«وَهُمْ یَصْطَرِخُونَ فِیها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذِی کُنّا نَعْمَلُ أَوَ لَمْنُعَمِّرْکُمْ ما یَتَذَکَّرُ فِیهِ مَنْ تَذَکَّرَ وَجآءَکُمُ النَّذِیرُ فَذُوقُوا فَما لِلظّالِمِینَ مِنْ نَصِیرٍ»؛ [۳۶۹]
آنها در دوزخ فریاد میزنند: «پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحی انجام دهیم غیر از آنچه انجام میدادیم!» (در پاسخ به آنان گفته میشود:) آیا شما را به اندازهای که هر کس اهل تذکّر است در آن متذکّر میشود عمر ندادیم، و انذارکننده (الهی) به سراغ شما نیامد؟! اکنون بچشید که برای ظالمان هیچ یاوری نیست!
ای کاش شکرگزار بودیم!
زوال نعمت به دست خود شماست:
«وَجَعَلْنا بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ القُرَی الَّتِی بارَکْنا فِیها قُریً ظاهِرَةً وَقَدَّرْنا فِیهَا السَّیْرَ سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَأَیّاماً آمِنِینَ * فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَیْنَ أَسْفارِنا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْناهُمْ أَحادِیثَ وَمَزَّقْناهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبّارٍ شَکُورٍ»؛ [۳۷۰]
و میان آنها و شهرهایی که برکت داده بودیم، آبادی های آشکاری قرار دادیم؛ و سفر در میان آنها را بطور متناسب (با فاصله نزدیک) مقرّر داشتیم؛ (و به آنان گفتیم:) شبها و روزها در این آبادی ها با ایمنی (کامل) سفر کنید! ولی (این ناسپاس مردم) گفتند: «پروردگارا! میان سفرهای ما دوری بیفکن» (تا بینوایان نتوانند دوش به دوش اغنیا سفر کنند! و به این طریق) آنها به خویشتن ستم کردند! و ما آنان را داستانهایی (برای عبرت دیگران) قرار دادیم و جمعیّتشان را متلاشی ساختیم؛ در این ماجرا، نشانههای عبرتی برای هر صابر شکرگزار است.
ای کاش بهانه نمیگرفتیم!
به عدّهای گفتند نماز بخوانید، زکات بدهید، گفتند: نشستن که فایده ندارد، باید کاری کرد، چرا جهاد و مبارزه نمیکنید؟ وقتی حکم جهاد آمد، گفتند: چرا زود آمد:
«أَلَمْتَرَ إِلَی الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَأَقِیمُوا الصَّلوةَ وَآتُوا الزَّکوةَ فَلَمّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ القِتالُ إِذا فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَخْشَوْنَ النّاسَ کَخَشْیَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً وَقالُوا رَبَّنا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا القِتالَ لَوْلا أَخَّرْتَنا إِلی أَجَلٍ قَرِیبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ وَالآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقی وَلا تُظْلَمُونَ فَتِیلاً»؛ [۳۷۱]
آیا ندیدی کسانی را که (در مکّه) به آنها گفته شد: «فعلا)ً دست از جهاد بدارید! و نماز را برپا کنید! و زکات بپردازید!» (امّا آنها از این دستور، ناراحت بودند)، ولی هنگامی که (در مدینه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعی از آنان، از مردم میترسیدند، همان گونه که از خدا میترسند، بلکه بیشتر! و گفتند: «پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرّر داشتی؟! چرا این فرمان را تا زمان نزدیکی تأخیر نینداختی؟!» به آنها بگو: «سرمایه زندگی دنیا، ناچیز است!و سرای آخرت، برای کسی که پرهیزگار باشد، بهتر است! و به اندازه رشته شکاف هسته خرمایی، به شما ستم نخواهد شد!
ای کاش با مجاهدان بودیم!
کسی که پیروزی و رستگاری را میخواهد، باید مجاهده کند:
«وَلَئِنْ أَصابَکُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَیَقُولَنَّ کَأَنْ لَمْتَکُنْ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُ مَوَدَّةٌ یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً»؛ [۳۷۲]
و اگر غنیمتی از جانب خدا به شما برسد، درست مثل اینکه هرگز میان شما و آنها دوستی و موّدتی نبوده، میگویند: «ای کاش ما هم با آنها بودیم، و به رستگاری (و پیروزی)ِ بزرگی میرسیدیم!»
ای کاش گمراه نمیشدیم!
گمراه شده و گمراه کننده، همیشه یکدیگر را لعن میکنند و از هم بیزاری میجویند:
«قالَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ القَوْلُ رَبَّنا هؤُلآءِ الَّذِینَ أَغْوَیْنا أَغْوَیْناهُمْ کَما غَوَیْنا تَبَرَّأْنا إِلَیْکَ ما کانُوا إِیّانا یَعْبُدُونَ»؛ [۳۷۳]
گروهی (از معبودان) که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است میگویند: «پروردگارا! ما اینها [عابدان را گمراه کردیم؛ (آری) ما آنها را گمراه کردیم همانگونه که خودمان گمراه شدیم؛ ما از آنان به سوی تو بیزاری میجوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمیپرستیدند (بلکه هوای نفس خود را پرستش میکردند)!»
ای کاش خاک بودم!
وقتی پرونده سیاه اعمال خود را میبیند، میگوید کاش همان خاک و گل بودم و اصلاً متولد و انسان نمیشدم:
«إِنّا أَنْذَرْناکُمْ عَذاباً قَرِیباً یَوْمَ یَنْظُرُ المَرْءُ ما قَدَّمَتْ یَداهُ وَیَقُولُ الکافِرُ یا لَیْتَنِی کُنْتُ تُراباً»؛ [۳۷۴]
و ما شما را از عذاب نزدیکی بیم دادیم! این عذاب در روزی خواهد بود که انسان آنچه را از قبل با دستهای خود فرستاده میبیند، و کافر میگوید: «ای کاش خاک بودم (و گرفتار عذاب نمیشدم)!»
وای بر ما! چقدر کوتاهی کردیم!
واقعاً که هر لحظه کوتاهی از عمر، خسارت جبران ناپذیر دارد:
«قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقآءِ اللَّهِ حَتّی إِذا جآءَتْهُمُ السّاعَةُ بَغْتَةً قالُوا یا حَسْرَتَنا عَلی ما فَرَّطْنا فِیها وَهُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلی ظُهُورِهِمْ أَلا سآءَ ما یَزِرُونَ»؛ [۳۷۵]
آنها که لقای پروردگار را تکذیب کردند، مسلماً زیان دیدند؛ (و این تکذیب، ادامه مییابد) تا هنگامی که ناگهان قیامت به سراغشان بیاید؛ میگویند: «ای افسوس بر ما که درباره آن، کوتاهی کردیم!» و آنها (بار سنگین) گناهانشان را بر دوش میکشند؛ چه بد باری بر دوش خواهند داشت!
ما خیلی بدبخت بودیم!
آنگاه که جهنمی ها را به سوی آتش میبرند، به آنان میگویند: چرا وقتی آیات ما را برای شما میخواندند تکذیب میکردید؟ میگویند:
«قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَیْنا شِقْوَتُنا وَکُنّا قَوْماً ضآلِّینَ»؛ [۳۷۶]
میگویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم!
پشیمانی چه سود؟!
وقتی سرمایه وجود خود را از دست دادند و مردند، دیگر هیچ ندارند و با هیچ، نمیتوان سود کرد:
«هَلْ یَنْظُرُونَ إِلّا تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جآءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالحَقِّ فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعآءَ فَیَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی کُنّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ»؛ [۳۷۷]
آیا آنها جز انتظار تأویل آیات (و فرا رسیدن تهدیدهای الهی) دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، (کار از کار گذشته، و پشیمانی سودی ندارد؛ و) کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند میگویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا (امروز) شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا (به ما اجازه داده شود به دنیا) بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام میدادیم، انجام دهیم؟!» (ولی) آنها سرمایه وجود خود را از دست دادهاند؛ و معبودهایی را که به دروغ ساخته بودند، همگی از نظرشان: گم میشوند.(نه راه بازگشتی دارند، و نه شفیعانی!)
وعده الهی فرا رسید!
اکنون به یقین رسیدند که خبری هست و آنچه پیامبران خدا میگفتند راست بوده، ولی چه سود از این یقین!
«فَحَقَّ عَلَیْنا قَوْلُ رَبِّنا إِنّا لَذآئِقُونَ»؛ [۳۷۸]
اکنون فرمان پروردگارمان بر همه ما مسلّم شده، و همگی از عذاب او میچشیم!
آیا راهی برای نجات از دوزخ هست؟
راه نجات از آتش از همین دنیا میگذرد که باید عمل خیر انجام داد:
«قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَأَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلَی خُرُوجٍ مِنْ سَبِیلٍ»؛ [۳۷۹]
آنها میگویند: «پروردگارا! ما را دوبار میراندی و دوبار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راهی برای خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟»
آیا واقعاً عذابی هست؟!
آنگاه که کافران آیات الهی را تکذیب میکردند و سپس به عذاب تهدید میشدند، از روی تمسخر و انکار میگفتند اگر عذابی هست زودتر بر ما بفرست:
«وَقالُوا رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا قَبْلَ یَوْمِ الحِسابِ»؛ [۳۸۰]
آنها (از روی خیره سری) گفتند: «پروردگارا! بهره ما را از عذاب هر چه زودتر قبل از روز حساب به ما ده!»
ما را از جهنم نجات دهید!
اگر کسی هنگام عذاب بخواهد چانه بزند و پر حرفی کند که ما را نجات دهید، خدا به او میفرماید: گم شو! (اخسؤوا، عبارتی است که عرب برای دور کردن سگ میگوید):
«رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنّا ظالِمُونَ قالَ اخْسَؤُوا فِیها وَلا تُکَلِّمُونِ»؛
پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم (و مستحق عذاب)!» (خداوند) میگوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید!
عذاب را از ما بردارید!
وقتی کافران و مشرکان عذاب را دیدند، تازه متوجه میشوند که آنچه قبلاً پیامبران گفته بودند، درست بوده؛ ولی حالا دیر شده:
«رَبَّنَا اکْشِفْ عَنَّا العَذابَ إِنّا مُؤْمِنُونَ»؛ [۳۸۱]
(میگویند:) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان میآوریم.
نفرین جهنمی ها بر یکدیگر
برخلاف بهشتیها که با سلام و صلوات با هم ملاقات میکنند و بر یکدیگر درود و تحیت میفرستند، جهنمی ها همان طور که در دنیا بد اخلاق و بد زبان بودند، در آنجا نیز با فحش و نفرین به هم، روزگار میگذرانند:
«قالَ ادْخُلُوا فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ فِی النّارِ کُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتّی إِذَا ادّارَکُوا فِیها جَمِیعاً قالَتْ أُخْرهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلآءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النّارِ قالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَلکِنْ لا تَعْلَمُونَ»؛
(خداوند به آنها) میگوید: «در صفّ گروههای مشابه خود از جنّ و انس در آتش وارد شوید!» هر زمان که گروهی وارد میشوند، گروه دیگر را لعن میکنند؛ تا همگی با ذلّت در آن قرار گیرند. (در این هنگام) گروه پیروان درباره پیشوایان خود میگویند: «خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند؛ پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن! (کیفری برای گمراهی شان، و کیفری بخاطر گمراه ساختن ما.)» میفرماید: «برای هر کدام (از شما) عذاب مضاعف است؛ ولی نمیدانید! (چرا که پیروان اگر گرد پیشوایان گمراه را نگرفته بودند، قدرتی بر اغوای مردم نداشتند.)»
والحمدللَّه ربّ العالمین
و صلی اللَّه علی سیدنا محمّد و آله الطاهرین
پانویس
- ↑ سوره غافر / آیه 60.
- ↑ سوره فاطر / آیه 15.
- ↑ سوره بقره / آیه 186.
- ↑ سوره فرقان / آیه 77؛ بگو: «پروردگارم برای شما اجری قائل نیست اگر دعای شما نباشد …
- ↑ سوره اسراء / آیه 11.اسراء: 11؛ انسان (بر اثر شتابزدگی)، بدیها را طلب میکند آنگونه که نیکیها را میطلبد؛ و انسان، همیشه عجول بوده است!
- ↑ سوره فرقان: آیه 30.
- ↑ سوره مؤمنون: 109
- ↑ سوره اعراف: 155
- ↑ سوره تحریم: 8.
- ↑ سوره غافر: 7.
- ↑ سوره ممتحنه: 5.
- ↑ سوره بقره: 286.
- ↑ سوره اعراف: 23.
- ↑ سوره بقره: 285.
- ↑ سوره آل عمران: 16.
- ↑ سوره آل عمران: 147.
- ↑ سوره طه: 73.
- ↑ سوره آل عمران: 193.
- ↑ سوره ابراهیم: 41.
- ↑ سوره اسراء: 24.
- ↑ سوره نوح: 28.
- ↑ سوره شعراء: 86.
- ↑ ما معتقدیم که اجداد همه پیامبران موحد بودند، در مورد این آیه نیز گفته شده: چون عموی حضرت ابراهیم وی را سرپرستی کرده بود به وی خطاب پدر میکرد. و یا اینکه لفظ «اب» مشترک است ولی لفظ «والد» مخصوص پدر است.
- ↑ سوره اعراف: 151.
- ↑ سوره حشر: 10.
- ↑ سوره مؤمنون: 118.
- ↑ سوره قصص: 16.
- ↑ سوره ص: 35.
- ↑ سوره هود: 47.
- ↑ سوره شعراء: 51.
- ↑ سوره اعراف: 149.
- ↑ سوره مؤمنون: 106.
- ↑ سوره نمل: 44.
- ↑ یأَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحاً عَسَی رَبُّکُمْ أَن یُکَفِّرَ عَنکُمْ سَیِّاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِها الْأَنْهارُ؛ … »؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید بسوی خدا توبه کنید، توبهای خالص؛ امید است (با این کار)
پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند، … » سوره تحریم، آیه 8. - ↑ نهج الفصاحه.
- ↑ سوره ممتحنه: 4.
- ↑ سوره بقره: 128.
- ↑ سوره اعراف: 143.
- ↑ سوره بقره: 186.
- ↑ سوره ابراهیم: 40.
- ↑ سوره بقره: 286.
- ↑ سوره فاتحه: 8 - 7.
- ↑ سوره قصص: 22.
- ↑ سوره آل عمران: 9.
- ↑ سوره مائده: 83.
- ↑ سوره آل عمران: 53.
- ↑ سوره مائده: 84.
- ↑ سوره یونس: 85.
- ↑ سوره اسراء: 80.
- ↑ سوره آل عمران: 8.
- ↑ سوره بقره: 250.
- ↑ سوره آلعمران: 147.
- ↑ سوره یوسف: 101.
- ↑ سوره اعراف: 126.
- ↑ سوره ابراهیم: 38.
- ↑ سوره ممتحنه: 4.
- ↑ سوره یونس: 85.
- ↑ سوره اعراف: 89.
- ↑ سوره کهف: 14.
- ↑ سوره توبه: 129.
- ↑ سوره یوسف: 67.
- ↑ یابَنِیآدَمَ لَا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطنُ کَما أَخْرَجظَ أَبَوَیْکُم مِّنَ الْجَنَّةِ یَنزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْءَاتِهِما إِنَّهُ یَرَیاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنّا جَعَلْنا الشَّیاطِینَ أَوْلِیَآءَ لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ)؛ ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورت شان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همکارانش شما را میبینند از جایی که شما آنها را نمیبینید؛ (امّا بدانید) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمیآورند! سوره اعراف، آیه 27.
- ↑ سوره مؤمنون: 98 و 97.
- ↑ سوره هود: 47.
- ↑ سوره اعراف: 156.
- ↑ سوره شعراء: 50.
- ↑ سوره بقره: 128.
- ↑ سوره بقره: 286.
- ↑ سوره بقره: 286.
- ↑ سوره بقره: 250.
- ↑ سوره اعراف: 126.
- ↑ سوره یوسف: 97.
- ↑ سوره نمل: 19.
- ↑ سوره غافر: 9.
- ↑ سوره فرقان: 74.
- ↑ سوره قصص: 24.
- ↑ سوره مؤمنون: 26 و تکرار آن در آیه 39.
- ↑ سوره انبیاء: 112.
- ↑ سوره طه: 28 - 25.
- ↑ سوره کهف: 10.
- ↑ سوره آل عمران: 8.
- ↑ سوره تحریم: 8.
- ↑ سوره یوسف: 88.
- ↑ سوره انبیاء: 83.
- ↑ یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَن یَشَآءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً؛ «بقره/ 269».
- ↑ سوره شعراء: 83.
- ↑ سوره مائده: 114.
- ↑ سوره بقره: 126.
- ↑ لِّلَّهِ مُلْکُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ ما یَشَآءُ یَهَبُ لِمَن یَشَآءُ إِناثاً وَیَهَبُ لِمَن یَشَآءُ الذُّکُورَ أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَاناً وَإِناثاً وَیَجْعَلُ مَن یَشَآءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ)؛ مالکیّت و حاکمیّت آسمانها و زمین از آن خداست؛ هر چه را بخواهد میآفریند؛ به هر کس اراده کند دختر میبخشد و به هر کس بخواهد پسر، یا (اگر بخواهد) پسر و دختر -هر دو- را برای آنان جمع میکند و هر کس را بخواهد عقیم میگذارد؛ زیرا که او دانا و قادر است. سوره شوری، آیه 49 و 50.
- ↑ سوره فرقان: 74.
- ↑ سوره آل عمران: 38.
- ↑ سوره صافات: 100.
- ↑ سوره انبیاء: 89.
- ↑ سوره انبیاء: 89.
- ↑ سوره طه: 114.
- ↑ سوره اعراف: 89.
- ↑ سوره ابراهیم: 35.
- ↑ سوره مؤمنون: 29.
- ↑ سوره نمل: 19.
- ↑ سوره قصص: 17.
- ↑ سوره ابراهیم: 40.
- ↑ إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّتٍ وَعُیُونٍ * ادْخُلُوها بِسَلمٍ آمِنِینَ * وَنَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَاناً عَلَی سُرُرٍ مُّتَقبِلِینَ)؛ به یقین، پرهیزگاران در باغها(ی سرسبز بهشت) و در کنار چشمهها هستند. (فرشتگان به آنها میگویند:) داخل این باغها شوید با سلامت و امنیّت! هرگونه غلِّ [حسد و کینه و دشمنی] را از سینه آنها بر میکنیم (و روحشان را پاک میسازیم)؛ در حالی که همه برابرند، و بر تختها رو به روی یکدیگر قرار دارند. سوره حجر، آیه 45 - 47.
- ↑ سوره حشر: 10.
- ↑ إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ)؛ سوره مائده، آیه 27.
- ↑ سوره بقره: 127.
- ↑ سوره آل عمران: 35.
- ↑ سوره نساء: 75.
- ↑ سوره آل عمران: 16.
- ↑ سوره آلعمران: 191.
- ↑ سوره آل عمران: 192.
- ↑ سوره بقره: 201.
- ↑ سوره فرقان: 65 و 66.
- ↑ سوره غافر: 7.
- ↑ سوره ابراهیم: 35.
- ↑ سوره یونس: 86.
- ↑ سوره تحریم: 11.
- ↑ سوره نساء: 75.
- ↑ سوره اعراف: 47.
- ↑ سوره قصص: 21.
- ↑ سوره مؤمنون: 94.
- ↑ سوره مائده: 25.
- ↑ سوره شعراء: 169.
- ↑ سوره ممتحنه: 5.
- ↑ سوره یوسف: 33.
- ↑ سوره اعراف: 156.
- ↑ سوره کهف: 10.
- ↑ سوره بقره: 201.
- ↑ سوره شعراء: 87.
- ↑ سوره آل عمران: 194.
- ↑ سوره تحریم: 11.
- ↑ سوره شعراء: 84.
- ↑ سوره غافر: 8.
- ↑ سوره شعراء: 85.
- ↑ سوره آل عمران: 193.
- ↑ سوره یوسف: 101.
- ↑ سوره نمل: 19.
- ↑ سوره شعراء: 83.
- ↑ سوره عنکبوت: 30.
- ↑ سوره بقره: 286.
- ↑ سوره بقره: 250.
- ↑ سوره آل عمران: 147.
- ↑ سوره یونس: 88.
- ↑ سوره نوح: 28.
- ↑ سوره نوح: 26 و 27.
- ↑ سوره احزاب: 68.
- ↑ سوره ص: 61.
- ↑ سوره مؤمنون: 93.
- ↑ سوره انعام: 162 و 163.
- ↑ سوره انعام: 79.
- ↑ سوره بقره: 255 - 257.
- ↑ سوره آل عمران: 18 و 19.
- ↑ سوره زمر: 46.
- ↑ سوره احزاب: 56.
- ↑ سوره روم: 18 و 19.
- ↑ سوره انبیاء: 87 و 88.
- ↑ سوره انعام: 59.
- ↑ سوره حدید: 1 - 6.
- ↑ سوره بقره: 285 و 286.
- ↑ اصول کافی، مرحوم کلینی، ج 6، ص 216؛ حلیة المتقین، فصل هفتم، ص 133؛ مفاتیح الجنان.
- ↑ سوره کهف: 110.
- ↑ از امام علیعلیه السلام نقل شده که چون کسی خواهد پی حاجتی برود، بامداد روز پنجشنبه برود و این آیات سوره " آل عمران " را بخواند و سپس آیة الکرسی و سوره قدر و حمد را بخواند.
- ↑ سوره آل عمران: 190 - 194.
- ↑ رسالههای مراجع تقلید و مفاتیح الجنان.
- ↑ سوره اعراف: 142.
- ↑ مفاتیح الجنان.
- ↑ سورههای هود: 6؛ یونس: 107؛ طلاق: 7؛ کهف: 39؛ آل عمران: 173؛ >--غافر: 44؛ انبیا: 87؛ قصص: 24؛ انبیا: 89.
- ↑ سوره اسراء: 108.
- ↑ سوره یونس: 10.
- ↑ سوره بقره: 32.
- ↑ سوره آلعمران: 26 و 27.
- ↑ سوره توبه: 129.
- ↑ سوره طلاق: 3.
- ↑ سوره ابراهیم: 12.
- ↑ سوره زمر: 38.
- ↑ سوره آل عمران: 173.
- ↑ سوره آل عمران: 173.
- ↑ سوره ملک: 29.
- ↑ سوره شوری: 10.
- ↑ سوره غافر: 44.
- ↑ پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرموده است: اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک؛ عدة الداعی، ص 295؛ بحار الانوار، ج 67، 36.
- ↑ سوره یوسف: 53.
- ↑ سوره مؤمنون: 29.
- ↑ مفاتیح الجنان از کتاب بلد الامین و او از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که در هر روز صبح، هفت مرتبه بخوانند.
- ↑ سوره یوسف: 64.
- ↑ سوره اعراف: 196.
- ↑ سوره توبه: 129.
- ↑ سوره یس: 9.
- ↑ حلیة المتقین: 464.
- ↑ سوره هود: 41.
- ↑ سوره بقره: 156.
- ↑ حلیة المتقین: 337.
- ↑ سوره صافات: 183 - 181.
- ↑ و سپس بگو: «اَللَّهُمَّ اجْعَلْهُ حَبَّاً مُبارَکَاً وَارْزُقْنا فیهِ السَّلامَةَ»، پس آن دانه را که در کف داری بپاش. حلیة المتقین: 438.
- ↑ سوره واقعه: 64 - 63.
- ↑ حلیة المتقین: 450.
- ↑ سوره قصص: 28 - 22.
- ↑ سوره اعراف: 23.
- ↑ سوره شعراء: 78 - 82.
- ↑ سوره ممتحنه: 4.
- ↑ سوره بقره: 129.
- ↑ سوره ابراهیم: 37.
- ↑ سوره بقره: 260.
- ↑ سوره انبیاء: 83.
- ↑ سوره ص: 41.
- ↑ سوره ص: 24 - 25.
- ↑ سوره انبیاء: 89.
- ↑ سوره آل عمران: 38.
- ↑ سوره مریم: 4 - 6.
- ↑ سوره نمل: 19.
- ↑ پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرموده است: کل امر ذی بال لم یذکر فیه بسم اللَّه فهو ابتر.
- ↑ سوره نمل: 19.
- ↑ سوره هود: 88.
- ↑ سوره اعراف: 89.
- ↑ سوره بقره: 250.
- ↑ سوره مائده: 114.
- ↑ سوره شعراء: 169.
- ↑ سوره قصص: 16.
- ↑ سوره اعراف: 151.
- ↑ سوره طه: 28 - 25.
- ↑ سوره قصص: 21.
- ↑ سوره مائده: 25.
- ↑ سوره مؤمنون: 26.
- ↑ سوره نوح: 26.
- ↑ سوره مؤمنون: 28.
- ↑ سوره شعراء: 117 و 118.
- ↑ سوره مؤمنون: 39.
- ↑ سوره هود: 56.
- ↑ سوره زخرف: 88 و 89.
- ↑ سوره یوسف: 86.
- ↑ سوره یوسف: 33.
- ↑ سوره یوسف: 101.
- ↑ سوره یوسف: 53.
- ↑ سوره انبیاء: 87.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 391.
- ↑ سوره یونس: 57.
- ↑ سوره یوسف: 64.
- ↑ پیامبراکرمصلی الله علیه وآله فرمودند: «ان العین لتدخل الرجل القبر»؛ چشم بد ممکن است فردی را به قبر وارد کند. مکارم الاخلاق، ص 386. و پیامبر هم از چشم بد به خدا >--- پناه میبرد و نیز فرمودهاند که هرگاه از چیزی تعجب کردید بگویید بارک اللَّه و یا چند بار بگویید: ما شاء اللَّه لاحول و لاقوة الا باللَّه.
- ↑ سوره قلم: 51 و 52.
- ↑ شیخ احمد بن فهد در کتاب «عدة الداعی» برای گشودن (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَما تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِراطاً مُسْتَقیماً، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ اذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأیْتَ النّاسَ یَدْخُلونَ فی دینِ اللَّهِ اَفْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ ربِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ اِنَّهُ کانَ تَوّاباً، وَمِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَجَعَلَ بَیَنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لَایاتُ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ، اُدْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبابَ فَاِذا دخَلْتُمُوهُ فَاِنَّکُمْ غالِبُونَ، فَفَتَحْنا اَبْوابَ السَّمآءِ بِمآءٍ مُنْهَمِرٍ ثُمَّ فَجَّرْنَا الْاَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْماءُ عَلی اَمْرٍ قَد قُدِرَ، رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری وَیَسِّرْلی اَمْری واحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی، وَتَرَکْنا بَعْضَهُمْ یُوْمَئذٍ یَمُوجُ فی بَعْضٍ وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً کَذلِکَ حَلَلْتُ فُلانِ بْنِ فُلانٍ عَلی فُلانَةِ بِنْتَ فُلانَةٍ لَقَدْ جائَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ فَاِنْ تَوَلَّوا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلَّا هُو عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُو رَبُّ الْعَرشِ الْعَظیمِ).
- ↑ سوره فتح: 2 - 1.
- ↑ سوره نصر: 3 - 1.
- ↑ زندگانی حضرت زهرا، روحانی، ص 240؛ و از امامان رسیده که این آیهای است که در مورد امام زمانعلیه السلام نازل شده است: بحار الانوار، ج 52، ص 369.
- ↑ سوره نمل: 62.
- ↑ همچنین مراجعه شود: مکارم الاخلاق، ص 387.
- ↑ سوره اسراء: 82.
- ↑ حلیة المتقین، باب 9، فصل 6؛ حاشیه مفاتیح الجنان.
- ↑ سوره انبیاء: 30.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص 373: حلیة المتقین، ص 258.
- ↑ سوره اسرا: 42؛ سوره نساء: 61.
- ↑ حاشیه مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
- ↑ سوره فاطر: 41.
- ↑ حلیة المتقین، باب 9، فصل 7؛ حاشیه مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
- ↑ سوره نور: 35.
- ↑ مکارم الاخلاق: 375.
- ↑ سوره انسان: 2.
- ↑ حلیة المتقین، باب 9، فصل 7.
- ↑ سوره حشر: 21 - 24.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص 375.
- ↑ سوره لقمان: 7؛ اسراء: 36.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص 378.
- ↑ سوره بقره: 73 - 72.
- ↑ تب نوبهای که یک روز بیاید و دو روز نیاید.
- ↑ اصول کافی، ج 3، ص 501؛ حلیه المتقین؛ الخرائج، ج 1، ص 432.
- ↑ سوره انبیاء: 69.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص 377؛ حلیة المتقین.
- ↑ سوره هود: 44.
- ↑ حلیة المتقین: 272.
- ↑ سوره انبیاء: 30.
- ↑ حلیة المتقین: 272.
- ↑ سوره قمر: 13 - 11؛ انبیاء: 30.
- ↑ مفاتیح الجنان.
- ↑ سوره انبیاء: 87.
- ↑ سوره آل عمران: 145.
- ↑ حلیة المتقین، باب 9، فصل 9.
- ↑ سوره فصلت: 41 - 42.
- ↑ حلیة المتقین، باب 9، فصل 10.
- ↑ سوره بقره: 106 - 107.
- ↑ حلیة المتقین، فصل ششم، ص 132، برای زیاد گریه کردن طفل نیز گفته شده است.
- ↑ سوره کهف: 11 و 12.
- ↑ حلیة المتقین، باب 9، فصل 8.
- ↑ سوره رعد: 39
- ↑ سوره فاطر: 1.
- ↑ حلیة المتقین، باب 9، فصل 9.
- ↑ سوره مؤمنون: 115 تا 118.
- ↑ حاشیه مفاتیح الجنان.
- ↑ واقعه: 1 - 6.
- ↑ سوره طه: 105 - 107.
- ↑ حلیة المتقین، باب 9، فصل 10.
- ↑ سوره فتح: 1 - 4.
- ↑ مفاتیح الجنان.
- ↑ سوره کهف: 27.
- ↑ حلیة المتقین: 132.
- ↑ سوره آل عمران: 38؛ انبیاء: 89.
- ↑ از امام زین العابدینعلیه السلام منقول است: هرکه این دعا را بسیار بخواند هرچه خواهد از مال و فرزند و خیر دنیا و آخرت خدا به او عطا فرماید: «رَبِّ لاتَذَرْنی فَرْداً وَاَنْتَ خَیْرُ الْوارِثینَ وَاجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْکَ وَلّیِاً یَرِثُنی فِیحَیوتی وَیَسْتَغْفِرُلی بَعْدَمَوْتی وَاجْعَلْهُخَلْقاًسَوِیّاً وَلاتَجْعَلْ لِلشَّیطانِ فیهِ نَصِیباً اَللَّهُمَّ اِنِّی أسْتَغْفِرُکَ وَاَتُوبُ اِلَیکَ اِنَّکَ اَنْتَالْغَفُورُالرَّحیمُ» و از برای فرزند هفتاد مرتبه این دعا بخواند.
- ↑ سوره انبیاء: 89 - 87.
- ↑ سوره نوح: 12 - 10.
- ↑ البته همراه با دستور العمل و خواندن دعاهای دیگر که در مفاتیح و حلیة المتقین آمده است.
- ↑ سوره مریم: 23 - 25.
- ↑ سوره نحل: 78.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 454؛ بحارالانوار، ج 74، ص 60.
- ↑ سوره اعراف: 196؛ انعام: 91.
- ↑ سوره حدید: 3.
- ↑ حلیة المتقین، باب 9، فصل 6.
- ↑ سوره آل عمران: 83.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 458؛ از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نیز نقل شده است، حلیة المتقین، باب 9، فصل 11.
- ↑ سوره اعراف: 54 - 56.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 456؛ بحار الانوار، ج 74، ص 60.
- ↑ سوره توبه: 128 - 129.
- ↑ حلیة المتقین: 282.
- ↑ سوره صافات: 79 - 81.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 456؛ بحار الانوار، ج 74، ص 60.
- ↑ سوره آل عمران: 83.
- ↑ حلیة المتقین، ص 282.
- ↑ سوره رحمن: 33.
- ↑ سوره انبیاء: 87.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 456.
- ↑ سوره نور: 40.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 458.
- ↑ سوره اسراء: 110 و 111.
- ↑ بحارالانوار، ج 73، ص 197.
- ↑ سوره فاطر: 41.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 460.
- ↑ سوره زلزله: 1 - 8.
- ↑ حلیة المتقین، باب 9، فصل 11.
- ↑ سوره قصص: 35.
- ↑ بحارالانوار، ج 74، ص 60.
- ↑ سوره یونس: 3.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 446.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 446.
- ↑ سوره بقره: 255 تا 257.
- ↑ سوره بقره: 284 تا 286.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 452.
- ↑ سوره فاتحه: 1 - 7.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 451.
- ↑ سوره تکاثر: 1 - 8.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 452.
- ↑ سوره قدر: 1 - 5.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 444.
- ↑ اصول کافی، ج 6، ص 224.
- ↑ سوره توحید: 1 - 4.
- ↑ سوره کافرون: 1 - 6.
- ↑ سوره فلق: 1 - 5.
- ↑ سوره ناس: 1 تا 6.
- ↑ سوره اعراف: 138.
- ↑ سوره اعراف: 143.
- ↑ سوره کهف: 42.
- ↑ سوره انعام: 27.
- ↑ سوره احزاب: 66.
- ↑ سوره فرقان: 27.
- ↑ سوره قصص: 79.
- ↑ سوره بقره: 200.
- ↑ البته مسئله رجعت نیز یکی از معتقدات شیعه است که بر اساس آن در آخر الزمان، عدّهای از بهترین انسانها و بدترین آنان به دنیا بر میگردند تا هر کدام سرانجام کار خود را ببینند.
- ↑ سوره مؤمنون: 99 - 100.
- ↑ سوره سجده: 12.
- ↑ سوره بقره: 167.
- ↑ سوره شعراء: 102.
- ↑ سوره فرقان: 28.
- ↑ إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنسانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ)؛ سوره یوسف، آیه 5 و چندین آیه دیگر.
- ↑ سوره زخرف: 38.
- ↑ سوره احزاب: 67.
- ↑ سوره فصلت: 29.
- ↑ سوره یونس: 15.
- ↑ سوره طه: 125 - 126.
- ↑ سوره منافقون: 10 - 11.
- ↑ سوره ابراهیم: 44.
- ↑ سوره فاطر: 37.
- ↑ سوره سبا: 18 - 19.
- ↑ سوره نساء: 77.
- ↑ سوره نساء: 73.
- ↑ سوره قصص: 63.
- ↑ سوره نباء: 40.
- ↑ سوره انعام: 31.
- ↑ سوره مؤمنون: 106.
- ↑ سوره اعراف: 53.
- ↑ سوره صافات: 31.
- ↑ سوره غافر: 11.
- ↑ سوره ص: 16.
- ↑ سوره مؤمنون: 107 - 108.
- ↑ سوره دخان: 12.
- ↑ دَعْوَیاهُمْ فِیها سُبْحانَکَ اللَّهُمَّ وَتَحِیَّتُهُمْ فِیها سَلامٌ وَآخِرُ دَعْوَیاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ الْعالَمِینَ)؛ سوره یونس، آیه 10.
- ↑ سوره اعراف: 38.







