کارکرد امر به معروف و نهی از منکر در اسلام و سایر ادیان
نویسنده: رکنی، محمد تقی[۱]
محتویات
- ۱ چکیده
- ۲ مقدمه
- ۳ کارکرد امر به معروف و نهی از منکر از منظر منابع اسلامی
- ۴ کارکرد امر به معروف و نهی از منکر در ادیان از منظر متون غیر اسلامی
- ۵ الف- تورات
- ۶ ب- انجیل
- ۷ ج- زرتشت
- ۸ نقش آموزه امر به معروف و نهی از منکر در جلوگیری از انحراف در ادیان
- ۹ جایگاه امر به معروف و نهی از منکر از قیام عاشورا
- ۱۰ نتیجهگیری
- ۱۱ پانویس
چکیده
حیات جامعه اسلامی به حساسیت مردم نسبت به احکام خدا و نظارت عمومی در اجرای این احکام و آنچه صلاح جامعه اسلامی در آن است بستگی دارد. در دین به این مسئله مهم اجتماعی «امر به معروف و نهی از منکر» میگویند. معروف، هر کار نیک و شایستهای است که دین، عقل و فطرت به آن دستور دهد و مطلوب سعادت انسان باشد. منکر هر عمل ناپسندی است که نفس یا شیطان به آن دعوت کند. از نظر اسلام، دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر، راهکاری عملی برای جلوگیری از انحراف در دین است. این دو فریضه باید توسط همه افراد جامعه -چه در مسائل فردی و جزئی و چه در مسائل اجتماعی و کلی - اجرا شود. نهضت عاشورا به رهبری امام حسین (ع) برجستهترین نمونۀ اجرای امر به معروف و نهی از منکر است که در تاریخ اسلام اتفاق افتاد و از شیوع انحراف در دین جلوگیری به عمل آورد.
کلمات کلیدی: امر به معروف، نهی از منکر، انحراف در دین، نهضت عاشورا
مقدمه
دین اسلام از سه بخش تشکیل شده است: اعتقادات، احکام و اخلاقیات. اعتقادات درباره باورهای فکری و عقیدتی، احکام دربارۀ دستورات عملی و فعلی و اخلاقیات هم درباره چگونگی کسب فضائل و دوری از رذائل است.
از میان این سه بخش، احکام – که مربوط به اعمال ظاهری یک مسلمان میشود- مسائل و آموزههای دینی گستردهای را در بر میگیرد. نام دیگر این دستورات «فروع دین» است و امر به معروف و نهی از منکر در این بخش قرار میگیرد.
امر به معروف یعنی دعوت به انجام اعمال شایسته و نهی از منکر یعنی جلوگیری از بدی و آنچه برای سعادت انسان ضرر دارد. راغب اصفهانی معتقد است: معروف به عملی گفته میشود که از راه عقل یا شرع، نیکویی آن شناخت شده باشد و منکر به کاری گفته میشود که به واسطۀ عقل یا شرع، نیکویی آن انکار شده باشد.[۲]
اسلام از وژاه «معروف» استفاده کرده است؛ یعنی هر کار خیر و نیک که شامل واجبات و مستحبات میشود؛ البته امر به واجبات، واجب و امر به مستحبات، مستحب است. منکر نیز شامل همه افعال حرام و مکروه میشود با این توضیح که نهی از محرمات، واجب و نهی از مکروهات، مستحب است.[۳]
در قرآن کریم و روایات اسلامی از اهمیت این دو فریضه و نقش اصلاحی آنها و زیانها و مفاسد ترک آن دو تکلیف، بسیار سخن گفته شده و به عنوان برترین فریضه به شمار آمده است که فرایض و احکام الهی دیگر، در پرتو امر به معروف و نهی از منکر، قوام و استواری مییابد. قرآن کریم میفرماید: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمـُؤْمِناتُ بـَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بـَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمـُنْکَرِ.»[۴]
مردان و زنان مؤمن، بعضی اولیای بعضی دیگرند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند.
خداوند در این آیه، تمام مؤمنان را با تفاوتهایی که از منظر جنس (مرد و زن) دارند دارای یک حقیقت میداند و آن اینکه هیچ گونه اختلاف و تفرقهای میان آنها وجود ندارد؛ یعنی هر کدام باید نسبت به دیگری احساس وظیفه و مسئولیت کنند، پس امر به معروف و نهی از منکر برخاسته از رشته ولایت است و همۀ اعضای جامعه را به هم پیوند میدهد. این ولایت، روحی است که پیکر امت اسلامی را به وحدت میرساند.[۵]
در روایات اسلامی نیز بر انجام «امر به معروف و نهی از منکر» از سوی مؤمنان تأکید شده است. علی (ع) فرمود: «کُنـْ بـِالْمَعْرُوفِ آمِراً وَ عَنِ الْمُنْکَرِ نَاهِیاً وَ بِالْخَیْرِ عَامِلًا وَ لِلشَّرِّ مَانِعاً.[۶]»
در تمام حالات امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر باش، به خیر و نیکی عمل کن و بدی را جلوگیرنده باش.
امام صادق (ع) فرمود: «الْأَمـْرُ بـِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاجِبَانِ عَلَی مَنْ أَمْکَنَهُ ذَلِکَ.[۷]»
امر به معروف و نهی از منکر دو امر واجب هستند بر کسی که بر آن دو قدرت داشته باشد.
کارکرد امر به معروف و نهی از منکر از منظر منابع اسلامی
از منظر منابع اسلامی، فرضیه امر به معروف و نهی از منکر بخشی از تعالیم تمام ادیان توحیدی بوده است؛ چنانکه در حدیثی از امام باقر (ع) میخوانیم:
«إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبِیلُ الْأَنـْبِیَاءِ وَ مـِنْهَاجُ الصـُّلَحَاءِ فَرِیضَةٌ عَظِیمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَکَاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ یُنـْتَصَفُ مـِنَ الْأَعْدَاءِ وَ یَسْتَقِیمُ الْأَمْرُ».[۸]
به درستی که امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاء و پیامبران و روش نیکان است، فریضهای بس بزرگ که بقیه واجبات به او وابستهاند. هر مذهبی با داشتن آن در امان و پابرجا، اقتصاد اجتماع بر پایه آن استوار، ستمها و بیدادها به وسیله آن برطرف، عمران و آبادی کشورها مربوط به آن و از بین بردن دشمنان و دادخواهی از بیدادگر مرهون آن، موجودیت و استقلال هر کاری رهین آن است.
این حدیث شریف به خوبی تصریح دارد، راه انبیاء خالی از فریضه امر به معروف و نهی از منکر نبوده است؛ چرا که قوام جامعهها و امتها و رستگاری ایشان به این واجب الهی بستگی داشته است. آیات قرآن نیز به این مطلب اذعان دارد که عمل به این فریضه شیوه تبلیغی انبیای الهی بوده؛ چنانکه آیات قرآن کریم درباره گفت و گوی حضرت ابراهیم۷و قومش، عمل به امر به معروف و نهی از منکر را توسط این پیامبر الهی بازگو کرده است.< ref>ر. ک: انبیاء، آیه 51-67.</ref> قرآن کریم در جای دیگر درباره امر به معروف و نهی از منکر حضرت شعیب (ع) چنین میفرماید: و برادرشان شعیب را به سوی مدین فرستادیم.]شعیب[ گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید کهـ جز او معبودی ندارید. دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است؛ بنابراین، حق پیمانه و وزن را ادا کنید و از اموال مردم چیزی نکاهید و در زمین بعد از آنکه در پرتو ایمان و دعوت انبیاء اصلاح شده است، فساد نکنید. این برای شما بهتر است اگر باایمان هستید.
شبیه همین داستان درباره لوط، صالح و موسی نیز در قرآن آمده است.[۹]
فریضه امر به معروف و نهی از منکر در دین مبین اسلام جزء اعتقادات مهم به شمار میرود. یکی از علل جلوگیری از انحراف در دین اسلام –همچون سایر ادیان- عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر است. اگر مسلمانان نمیخواهند به سرنوشت پیروان سایر ادیان دچار شوند، باید یکدیگر را به انجام صحیح نیکیها و پرهیز از زشتیها سفارش کنند.
قرآن کریم اهمیت این فریضه را در راه رسیدن به رستگاری، این گونه بیان میکند:
«وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمـُفْلِحُونَ »[۱۰]
باید از شما گروهی باشند که دعوت به نیکی و امر به خوبی و نهی از بدی کنند و آنان همان رستگارانند.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه یادآور میشود: از تجربیات قطعی بشر این است که اندوختههای فکری انسان با گذشت زمان به دست فراموشی سپرده میشود؛ مگر آنکه پیوسته یادآوری شود و در مرحله عمل تکرار گردد؛ از این رو، در یک جامعه سالم همه باید برای پاسداری از فرهنگ و معرفت خویش بکوشند و نگهبانی از حریم مکتب به آن است که متخلفین از راه نیکی را، از سقوط به ورطه هلاکت بازدارند و با امر به معروف و نهی از منکر زمینه ساز رفتار شایسته و در نتیجه تقویت کننده افکار صحیح باشند، پس بیاعتنایی به این وظیفه، پایه رفتار را سست و اندیشههای والا را در معرض فراموشی قرار میدهد.[۱۱]
بنابراین امر به معروف و نهی از منکر، تدبیری است از سوی باری تعالی برای وضعیت خاص؛ یعنی اولاً و بالذات پیشنهاد اسلام، آموزش، تربیت و دعوت به یادگیری آموزههای دین و اصرار به برپایی واجبات و دوری از محرمات است که این کار با شناساندن واجبات و محرمات آغاز میشود؛ ثانیاً و بالعرض دستور امر به معروف و نهی از منکر صادر میشود و آن در زمانی است که فرد یا افراد یا در سطح وسیعتر، جامعه اسلامی با وجود شناخت واجب، حرام، مکروه و مستحب از انجام آنها سر باز میزند.
قرآن در جای دیگر میفرماید:
[ای مسلمانان!] شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شدید؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر میکنید و به خدا ایمان دارید و اگر اهل کتاب [به چنین آیینی] ایمان آورند، برای آنها بهتر است؛ [ولی] عده کمی از آنها با ایمانند و بیشتر آنها فاسقند.[۱۲]
در این آیه، مسلمانان به عنوان بهترین امت برای خدمت به جامعه انسانی آفریده شدهاند. دلیل این بهتر بودن، امر به معروف و نهی از منکر و ایمان به خدا ذکر شده است. از این آیه به دست میآید که انجام این فریضه الهی به همراه ایمان به خدا –که پس از آن آمده- ضامن بقای دین و حفظ آیین است؛ به عبارت دیگر، مسلمانان تا زمانی یک امت ممتازند که دعوت به سوی نیکیها و مبارزه با فساد را فراموش نکنند و آن روز که این دو وظیفه را فراموش کنند، نه بهترین امت هستند، نه به سود جامعه بشری فایدهای میرسانند و نه قادرند دین خود را از انحراف حفظ نمایند.
رسول الله (ص) فرمود: «إِذَا أُمَّتِی تـَوَاکَلَتِ الْأَمـْرَ بـِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلْتَأْذَنْ بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی.[۱۳]»
هر گاه آحاد امت من، تکلیف امر به معروف و نهی از منکر را به عهده یکدگیر واگذار نمایند [ترک کنند] باید با خدای متعال اعلان جنگ بدهند.
نکته دیگر آنکه، فریضه امر به معروف و نهی از منکر، از سویی شرعی است که آیات و روایات پیشین گواه آن است و از سویی عقلی است؛ زیرا با توجه به پیوندهای اجتماعی و اینکه هیچ کار بدی در اجتماع انسانی در نقطۀ خاصی محدود نمیشود، بلکه هر چه باشد همانند آتش ممکن است به نقاط دیگر سرایت کند، عقلی بودن این وظیفه روشن میشود.
کارکرد امر به معروف و نهی از منکر در ادیان از منظر متون غیر اسلامی
الف- تورات
از نظر عالمان مسلمان، منابع دینی سایر ادیان الهی دچار تحریف شده است و در زمان حاضر نمیتوان به تمامی تعالیم اصیل سایر شریعتها پی برد؛ اما با بررسی همین متونی که در کتاب مسیحیان نیز فریضه امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است.
ب- انجیل
حضرت عیسی (ع) شخصی را این گونه امر به معروف و نهی از منکر میکند:
عیسی گفت: قتل مکن، زنا مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده و پدر و مادر خود را حرمت دار و همسایه خود را مثل نفس خود دوست دار.[۱۴]
حضرت عیسی۷در جای دیگر به شاگردان خود یادآوری میکند: مانند کسانی نباشید که به مردم پند میدهند؛ اما خود انجام نمیدهند؛ بلکه همواره در امر و نهی کردن به مردم، خود پیشگام باشند:
آن گاه عیسی آن جماعت و شاگردان خود را خطاب کرد و گفت: کاتبان و فریسیان[۱۵] بر کرسی موسی نشستهاند، پس آنچه به شما گویند نگاه دارید و به جا آورید (عمل کنید)؛ لیکن مثل اعمال ایشان مکنید؛ زیرا [ایشان] میگویند و نمیکنند.[۱۶]
یکی دیگر از مراتب فریضه امر به معروف و نهی از منکر – که در کتاب انجیل ذکر شده است- نوع بیان آمر و ناهی است که ابتدا باید برادرانه و در خلوت انجام گیرد؛ چنانچه شخص مرتکب گناه گوش ندارد، نوبت به مراحل بعدی این فریضه میرسد:
و اگر برادرت گناه کرد، برو و او را میان خود و در خلوت الزام کن (پند بده)، هرگاه سخن تو را گوش گرفت برادر خود را دریافتی و اگر نشنید یک یا دو نفر دیگر با خود بردار تا از زبان دو یا سه شاهد هر سخنی ثابت شود و اگر سخن ایشان را رد کرد به کلیسا[۱۷] بگو و اگر کلیسا را قبول نکرد نزد تو مثل خارجی یا باجگیر باشد.[۱۸]
آن طور که در این قسمت مشخص شده، آخرین مرحله این فریضه، دشمن داشتن شخص گناهکار است که از آن به شخص خارجی و باجگیر یاد شده است؛ چرا که باجگیرها اشخاصی حکومتی بودند که به ظلم و ستم و سخت دلی معروف بودند.[۱۹]
یکی از اندیشمندان غرب – که در موضوع امر به معروف و نهی از منکر پژوهش نموده است- مینویسد:
یهودیت و اسلام تنها دینهایی نیستند که در آنها چنین وظیفهای شکل رسمی آموزشی به خود میگیرد. اروپای غربی لاتین نیز آن را به صورت «نکوهش برادرانه» به خوبی میشناسد. سرزنش دیگران به سبب ارتکاب گناه- البته عادتی بسیار قدیمی در مسیحیت- شالودهای دینی بر اساس کتاب مقدس بود.[۲۰]
ج- زرتشت
اگر بپذیریم که زرتشت یک دین الهی است، از برخی دستورات وارد شده در کتب زرتشتیان نیز میتوان جلوههایی از فریضه امر به معروف و نهی از منکر را استنباط کرد.
هر گاه دو تن... با یکدیگر پیمانی ببندند تا یکی کالایی را از دیگری بگیرد یا زنی از خاندان او را به همسری برگزیند یا دانشی را از وی بیاموزد... و آن کس که خواستار دانش دینی است باید مَنْثَرهیِ وَرجاوند[۲۱] را به او بیاموزند... [و] او باید در بخش میانی روز و بخش میانی شب بیاساید و از آن پس، آمرزش خویش را چندان پی گیرد که بتواند همۀ گفتارهای هیربدان پیشین</ref>برخی از پیشوایان نامدار دین مزداپرستی این عنوان را داشتهاند، ر. ک: همان، ص 1089.[۲۲]همان، ص 698.</ref>
آن طور کهـ مشاهده میشود، این قسمت از کتاب اوستا، تأکید دارد هرگاه کسانی از پیروان دین بخواهند کلام مقدس و آیین دین را یاد بگیرند، باید به آنان آموخت؛ اما نکته اساسی در اینـ گفتار آن است که هر کس دانش دینی را آموخت باید بر زبان جاری کند؛ چنانکه در متن آمده است: «بر زبان راند». به نظر میرسد دستور «بر زبان راندن آموزههای دین» همان مفهوم امر به معروف و نهی از منکر است.
در جای دیگر از کتاب زرتشتیان میخوانیم:
ای مزدا اهوره[۲۳]! ای اشه</ref>راه راستگاری، همان، ص 919.</ref>!
هر آینه شما را به گفتن آنچه به راستی در اندیشه و خرد شما است، برمیانگیزم تا به درستی دریابم که چگونه [پیام] دین تان را به گوش [مردم] برسانم ای مزدا! ای اهوره!
[بگذار مردم] با «منش نیک» و در پرتو «اشه» آن را بشنوند [و] تو خود نیز گواه باش که کدام یک از یاوران و خویشاوندن به دادورزی زندگی خواهد کرد تا همکاران مرا راهنمایی نیک باشد.[۲۴]
این مطالب، گواه آن بود که دین زرتشت نیز تأکیداتی بر پند و اندرز پیروان خود دارد؛ اما برخی از محققان معتقدند که در چند صد گفتار اخلاقی دین زرتشت، جملۀ مشخصی که ارزش بازداشتن دیگران از انجام کار ناشایست را بیان کند، دیده نمیشود و درباره این واقعیت تقریباً چیزی وجود ندارد و اگر هم چیزی به عنوان مراقبت از خیر و از ریشه کندن شر وجود داشته باشد، وظیفه حاکمان و قدرتمندان است نه وظیفه فردی عادی.[۲۵]
نقش آموزه امر به معروف و نهی از منکر در جلوگیری از انحراف در ادیان
از قرآن کریم و روایات اسلامی به دست میآید کهـ تحریف و کتمان حق در ادیان پیش از اسلام اتفاق افتاده است. این انحرافات گاهی در زمان حیات انبیاء و گاهی پس از فوت ایشان بروز و ظهور کرده است. تمام انبیای الهی در حیات طیبه خود سعی در هدایت مردم داشته و بر اساس آنچه در قسمت قبل به اثبات رسید، در این راه از امر به معروف و نهی از منکر کوتاهی نکردهاند تا جایی که برخی از آنان جان خود را در این راه گذاشتند؛ اما انحراف در امت این پیامبران به دلایل نقلی که در پی میآید، امری غیرقابل انکار است. قرآن کریمـ میفرماید:
و [یاد کن] هنگامی را که خداوند از کسانی که به آنان کتاب داده شده، پیمان گرفت که حتماً باید آن را برای مردم بیان نمایید و کتمانش مکنید. پس، آن [عهد] را پشت سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهایی ناچیز به دست آوردند و چه بد معاملهای کردند.[۲۶]
قرآن کریم در جای دیگر، اهل کتاب را به طور مطلق مورد خطاب قرار داده و میفرماید:
ای اهل کتاب! چرا بر حق لباس باطل پوشانده، حق را کتمان میکنید، در حالی که خودآگاه هستید.[۲۷]
البته قرآن کریم همۀ اهل کتاب را یکسان نمیداند و بیان میدارد که برخی از آنان در مسیر حق گام برمیدارند:
آنها (اهل کتاب) یکسان نیستند. از میان اهل کتاب، گروهی درست کردارند که آیات الهی را در دل شب میخوانند و سر به سجده مینهند؛ به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان میدهند و از کار ناپسند بازمیدارند (امر به معروف و نهی از منکر میکنند) و در کارهای نیک شتاب میکنند و آنان از شایستگانند.[۲۸]
نکته اساسی در این آیه – کهـ محور اصلی این نوشتار است- این است که خداوند علت شایستگی برخی از اهل کتاب را علاوه بر اعتقاد به خدا و روز قیامت و انجام اعمال شایسته، انجام امر به معروف و نهی از منکر اعلام میدارد؛ بنابراین، میتوان چنین استنباط کرد که وقتی عمل به امر به معروف و نهی از منکر دلیل شایستگی و قرار گرفتن در مسیر حق است، پس ترک این فریضه الهی هم دلیل عدم شایستگی و انحراف از مسیر حق به شمار میرود. قرآن کریم به این واقعیت تصریح کرده است و میفرماید:
از میان فرزندان اسرائیل، آنان که کفر ورزیدند به زبان داوود و عیسی بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند. این [کیفر] به خاطر آن بود که عصیان ورزیدند و [از حق] تجاوز میکردند و از کار زشتی که آن را مرتکب میشدند، یکدیگر را نهی نمیکردند. راستی چه بد بود آنچه میکردند.[۲۹]
خداوند در این آیه، علت کفر و مورد لعن قرار گرفتن قوم بنی اسرائیل را گناه، تجاوز از حق و عدم نهی از منکر اعلام کرده است. علی (ع) در همین باره فرمود:
همانا خداوند سبحان، گذشتگان را پیش چشم شما نفرین نکرد و مورد لعنت قرار نداد، مگر به این جهت که امر به معروف و نهی از منکر را ترک نمودند.[۳۰]
در دسترس قرار دارد میتوان دریافت که فریضه امر به معروف و نهی از منکر در تعالیم انبیای الهی بوده است؛ برای نمونه در کتاب یهودیان میخوانیم:
برادر خود را در دلت بغض منما؛ البته همسایه خود را تنبیه کن و به سبب او متحمل گناه مباش.[۳۱]
در عبارت بالا، تنبیه همسایه، به دلیل ارتکاب گناه، نوعی امر به معروف و نهی از منکر است که با شدت بیشتری از سوی پیروان دین یهود صورت میپذیرد. در جای دیگر، حضرت داود (ع) ستمکار را این گونه نهی از منکر میکند:
ای جبار! چرا از بدی فخر میکنی؟ رحمت خدا همیشه باقی است، زیان تو شرارت را اختراع میکند... ، بدی را از نیکویی بیشتر دوست میداری و دروغ را زیادتر از راست گویی... ، خدا نیز تو را تا ابد هلاک خواهد کرد.[۳۲]
بر اساس فقرات دیگری از کتاب تورات معلوم میشود امر به معروف و نهی از منکر بین سایر انبیای بنی اسرائیل رواج داشته است؛ به گونهای که گاه فرزندان خود را نیز امر و نهی میکردهاند. از قول سلیمان بن داود میخوانیم:
ای پسرم! اگر سخنان مرا قبول مینمودی و اوامر مرا نزد خود نگاه میداشتی تا گوش خود را به حکمت فراگیری و دل خود را بفطانت مایل گردانی... ، آن گاه ترس خداوند را میفهمیدی و معرفت خدا را حاصل مینمودی.[۳۳]
همچنین در جای دیگر درباره وجوب این فریضه از طرف خداوند میخوانیم:
و کلام خداوند بر یونس بن اَمِتّای نازل شد و گفت: برخیز و به نینوا شهر بزرگ برو و بر آن ندا کن که شرارت ایشان به حضور من برآمده است.[۳۴]
در ادامه این قسمت از کتاب تورات، بیان میشود که مردم نینوا از عذاب خداوند ترسیدند و راه تو به پیش گرفتند:
پس کلام خداوند بار دوم بر یونس نازل شد و گفت: برخیز و به نینوا شهر بزرگ برو و آن وعظ را که من به تو خواهم گفت به ایشان ندا کن، آن گاه یونس برخاست و به فرمان خداوند به نینوا رفت و نینوا شهر بسیار بزرگی بود که مسافت سه روز داشت و یونس به مسافت یک روز داخل شهر شد و ندا کردن شروع نمود و گفت: نینوا بعد از چهل روز سرنگون خواهد شد؛ پس مردم نینوا به خدا ایمان آوردند... و پادشاه و اَکابرش فرمان دادند تا در نینوا ندا دهند [که مردمان] نزد خدا به شدت استغاثه نمایند و هر کس از راه بد خود و از ظلمی که در دست او است بازگشت نماید... .
پس چون خدا اعمال ایشان را دید که از راه زشت خود بازگشتند، آن گاه از بلایی که گفته بود به ایشان برساند، پشیمان گردید و آن را به عمل نیاورد.[۳۵]
قرآن کریم درباره انحراف قوم یهود داستانی ذکر میکند که آموزنده است؛ داستان یهودیانی که در کنار دریا زندگی میکردند و از فرمان خدا سرباز زدند؛ به همین دلیل همه کسانی که عمل خلاف انجام نمیدادند و امر به معروف و نهی از منکر نمیکردند، عذاب شدند؛ اما کسانی که امر به معروف و نهی از منکر میکردند، نجات یافتند.[۳۶] داستان فوق گویای آن است که ترک این فریضه، موجب خشم خداوند و عدم رستگاری امتها شده است.
جایگاه امر به معروف و نهی از منکر از قیام عاشورا
همۀ تأکیداتی که دین اسلام نسبت به انجام دقیق امر به معروف و نهی از منکر دارد، به این است که این وظیفه بزرگ ضامن اجرای بقیه وظایف فردی و اجتماعی و در حکم روح و جان آنها محسوب میشود و گاه حکم احیا کننده اساس اسلام را دارد؛ از این رو، پیامبر خدا (ص) و امامان معصوم:عمر شریف خود را در حفظ و اجرای این فریضه بزرگ صرف کردند که نمونه بارز و برجسته آن قیام عاشورا به رهبری حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) است.
سه دلیل برای قیام امام حسین (ع) ذکر شده است: عدم بیعت با یزید، دعوت مردم کوفه و امر به معروف و نهی از منکر.[۳۷] امام (ع) از شروع نهضت، آن گاه که از مدینه بیرون میآیند و در راه، هیچ اشارهای به دلیل اول و دوم یعنی عدم بیعت و دعوت مردم نمیکنند؛ اما بارها علت قیام خود را احیای امر به معروف و نهی از منکر معرفی میکنند:
«أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خـَرَجْتُ لِطـَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی(ص) أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسِیرَ بـِسِیرَةِ جـَدِّی وَ أَبِی» .[۳۸]
من برای خودخواهی و خوش گذرانی یا مفسده جویی و ستمگری قیام نکردم؛ بلکه به پا خاستم تا امت جدم را اصلاح کنم و آهنگ امر به معروف و نهی از منکر دارم و روش من هم، روش جد و پدرم است.
ابا عبدالله الحسین۷در جایی دیگر امت اسلامی را به حساسیت، واکنش و مخالفت نسبت به حاکم ظالم و پیشوای تغییر دهنده احـکام خدا فرا میخواند:
«یا ایها الناس مَنْ رَأَی سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَّهِ- نـَاکِثاً لِعـَهْدِ اللَّهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ- یَعـْمَلُ فِی عِبَادِ اللَّهِ بـِالْإِثْمِ وَ الْعـُدْوَانِ- ثُمَّ لَمْ یُغَیِّرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فـِعْلٍ- کَانـَ حَقِیقاً عَلَی اللَّهِ أَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ».[۳۹]
ای مردم! اگر کسی ببیند که ظالمی بر او حکومت میکند، به دین خدا عمل نمیکند، عهد الهی را میشکند، مخالف سنت رسول الله است بین مردم به ستم رفتار میکند، اگر قیام نکند با قول و فعل خود و او را بر جای خود ننشاند، سزاوار است کهـ خداوند او را با آن حاکم در یک جا (جهنم) داخل کند.
هشدارهای پیاپی امام حسین (ع) در نهضت عاشورا تنها در تذکرات نسبت به بعضی از گناهان جزئی از سوی افراد عادی نیست؛ بلکه آن حضرت نسبت به تغییر در اساس دین احساس خطر میکردند؛ در واقع امام (ع) نسبت به وضعیت فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی هشدار میدهد؛ چرا که انحراف در هر یک از این عرصهها، کل جامعه را از سعادت دور میکند.
سکوت در برابر ظلم و بدعت و انحراف، منکری بود که در عصر امام (عج) رواج داشت و مردم از ترس جان یا بیم خطرها و ضررها یا به طمع دنیا در مقابل گناهان، امر به معروف و نهی از منکر نمیکردند و امام (ع) با قیام خود راه بازگشت به تعالیم دین و حفظ و صیانت از آن را به همگان آموخت.
نهضت عاشورا، ارزش اثباتی امر به معروف و نهی از منکر را بالا برد و به امت آخر الزمان فهماند که فریضه امر به معروف و نهی از منکر بهترین شیوه برای جلوگیری از انحراف در دین است.
این فریضه در اسلام دارای ارزش فی نفسه است که قابل تغییر نیست. به این نوع ارزش، ارزش در مقام ثبوت میگویند. این فریضه در ادیان دیگر هم از همین مقدار ارزش ثابت برخوردار بوده است؛ اما آنچه در جهان اسلام اتفاق افتاد، بالا رفتن ارزش این فریضه در مقام اثبات و عمل بود که بارزترین نمونه آن توسط نهضت عاشورا به وقوع پیوست، پس میتوان اذعان کرد یکی از دلایل عمده عدم انحراف جدی در دین مبین اسلام، قیام عاشورا و به واسطه عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر بوده است.
امام صادق (ع) به شیعیان میآموزد که در زیارت ابا عبدالله الحسین (ع) همواره از عنصر امر به معروف و نهی از منکر نام ببرند تا این هدف بنیادین قیام عاشورا هیچگاه فراموش نشود:
«أَشْهَدُ أَنـَّکَ قـَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاةَ وَ أَمـَرْتَ بـِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ».[۴۰]
گواهی میدهم (اعتراف میکنم) که تو نماز را برپاداشتی و زکات را پرداخت کردی و امر به معروف و نهی از منکر نمودی.
در واقع، زیارت نامه فوق دربردارنده این پیام است که ای شیعیان! اگر شما هم بخواهید از دینتان دفاع کنید باید برپا دارنده نماز و عطا کنندۀ زکات و عمل کننده به امر به معروف و نهی از منکر باشید.
خداوند تبارک و تعالی هم نوید داده است:
یاران خدا کسانیاند که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را به پا میدارند و زکات را ادا میکنند و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند و پایان همه کارها در دست او است.[۴۱]
در بعضی از روایات اسلامی این آیه به حضرت مهدی (عج) و یارانش یا آل محمد (ص) به طور عموم تفسیر شده است. در حدیثی از امام باقر (ع) میخوانیم که در تفسیر آیه فوق فرمود: «این آیه تا آخر آن آل محمد (ص) و مهدی صاحب الزمان (عج) و یاران او است.[۴۲]»
حاصل آنکه امت محمد (ص) چنانچه بخواهند از دین خود به درستی محافظت کنند باید مراقب اوامر و نواهی حق تعالی باشند و یکدیگر را به نیکی و پرهیز از زشتی سفارش کنند. طبق روایات اسلامی اجرای کامل و دقیق این فرمان الهی، در زمان حضرت مهدی (عج) و یاران او بروز و ظهور خواهد کرد. امام باقر (ع) فرمود:
خداوند متعال مشرق و مغرب زمین را سیطرۀ حکومت آنان (مهدی عج و یارانش) قرار میدهد و آیینش را آشکار میسازد و به وسیله حضرت مهدی (عج) و یارانش بدعت و باطل را نابود میکند؛ آنچنان که تبهکاران حق را نابود کرده بودند و آنچنان میشود که بر صفحه زمین اثری از ظلم دیده نمیشود؛ چرا که آنان امر به معروف و نهی از منکر میکنند.[۴۳]
نتیجهگیری
ما در این مقاله بیان داشتیم که «امر به معروف و نهی از منکر» در تمام ادیان الهی بوده است و پیامبران خدا به درستی به آن عمل میکردند، سپس یادآور شدیم که به دلایلی امتهای پیش از اسلام، از مسیر حق منحرف شدند که یکی از مهمترین دلایل آن، ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر بود. قرآن کریم و احادیث حضرات معصوم (ع) هشدار میدهند که اگر امت اسلامی بخواهد از خطر انحراف مصون بماند، باید این فریضه الهی را در جامعه رواج دهد. پیامبر (ص) و امامان معصوم:در سراسر زندگی خود سعی در عمل به این فریضه الهی داشتند. برجستهترین نمونه تاریخی عمل به امر به معروف و نهی از منکر در قیام عاشورا و توسط ابا عبدالله الحسین (ع) اتفاق افتاد که در پی آن، دین اسلام از یک انحراف عظیم، مصون ماند.
متون اسلامی بشارت دادهاند که در دوره آخرالزمان این فریضه الهی توسط آخرین امام معصوم حضرت مهدی (عج) و یارانش به طور کامل و دقیق اجرا خواهد شد که نتیجه آن برچیده شدن ظلم و بدعت از جهان و جاری شدن عدل و حقیقت است.
این مطلب به تمامی پیروان دین مبین اسلام، به خصوص شیعیان میآموزد که اگر بخواهند در مسیر حق و حقیقت و نزدیکی به ظهور آن منجی عالم، گام بردارند، باید در زندگی خود عمل به امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنند.
پانویس
- ↑ پژوهشگر پژوهشکده تحقیقات اسلامی
- ↑ مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، تحقیق: ندیم مرعشی، مکتبة المرتضویه، بی تا، ص 343.
- ↑ تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی (قدس سره)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1365 هـ. ش، ج1، ص 4255.
- ↑ توبه: 71
- ↑ ر ک: المیزان، سید محمد حسین طباطبائی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1391 هـ. ش، ج 9، ص 338.
- ↑ غررالحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1366 هـ. ش، ص 3322.
- ↑ وسایل الشیعه، محمد بن حسین حر عاملی، قم، آل البیت، 1409 هـ. ق، ج 16، 125.
- ↑ الکافی، یعقوب بن اسحاق کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1365 هـ. ش، ج 5، ص 55.
- ↑ ر.ک: اعراف ، آیه 80؛ هود، آیه 61؛ طه ، آیه 43.
- ↑ آل عمران: 104
- ↑ ر.ک: المیزان، ج 3، ص 372.
- ↑ آل عمران، آیه 110.
- ↑ بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404، هـ. ق، ج 97، ص 92.
- ↑ کتاب مقدس، انجیل متی، باب نوزدهم.
- ↑ فریسی: جدا شده، این فرقه مهمترین فرقه یهودیت در زمان عهد جدید بود. ر. ک: دایرة المعارف کتاب مقدس، بهرام محمدیان و دیگران، تهران، انتشارات سرخدار، چاپ اول، 1381 هـ. ش، ص 8944.
- ↑ کتاب مقدس، انجیل متی، باب بیست و سوم.
- ↑ پیروان حقیقی عیسی مسیح، ر. ک: دائرة المعارف کتاب مقدس، ص 899.
- ↑ کتاب مقدس، انجیل متی، باب هجدهم.
- ↑ دائرة المعارف کتاب مقدس، ص 867.
- ↑ امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی، مایکل کوک، ترجمه: احمد نمایی، چاپ چهارم، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1385 هـ. ش، ص 9066.
- ↑ گفتار ایزدی، کلام مقدس، ر. ک: اوستا کهنترین سرودهای ایرانیان، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران، انتشارات مروارید، چاپ دوم، 1374 هـ. ش، ج2، ص 10566.
- ↑ را بیاموزد و بر زبان راند.
- ↑ نام آفریدگار جهان، همان، ص 936.
- ↑ همان، ج1، ص 70.
- ↑ امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی، ج 2، ص 918- 919.
- ↑ آل عمران، آیه 187.
- ↑ آل عمران، آیه 65.
- ↑ آل عمران، آیه 113-114.
- ↑ مائده، آیه 78- 79.
- ↑ نهج البلاغه، ضبط النص صبحی صالح، اسوه، چاپ اول، 1415 هـ. ق، صبحی صالح، خطبه 192، ص 404.
- ↑ کتاب مقدس، به همت انجمن پخش کتب مقدسه، 1981 م، سِفْر لاویان، باب نوزدهم، شماره 17.
- ↑ همان، کتاب مزامیر، مزمور پنجاه و دوم.
- ↑ همان، کتاب امثال سلیمان نبی، باب دوم.
- ↑ همان، کتاب یونس نبی، باب اول.
- ↑ همان، باب سوم.
- ↑ ر. ک: سوره اعراف، آیه 163-166.
- ↑ تأثیر عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت امام حسین (ع)، مرتضی مطهری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1362 هـ. ش، ص 5- 19 و 79.
- ↑ بحارالانوار، ج 44، ص 329.
- ↑ همان، ص 381.
- ↑ مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، تهران، انتشارات اسلامی، 1371 هـ. ش، زیارتـ امام حسین7، ص 678.
- ↑ حج، آیه 41.
- ↑ تفسیر نور الثقلین، علی بن جمعة العروسی الحویزی، تصحیح و تعلیق: سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مطبعة الحلمة، بی تا، ج 3، ص 5066.
- ↑ بحارالانوار، ج 24، ص 165.







