کارویژه ی تحقق دکترین امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
کارویژه ی تحقق دکترین امر به معروف و نهی از منکر

کارویژه ی تحقق دکترین امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : نوده فراهانی،اسماعیل

چکیده :

کلمات کلیدی :

‌‌‌ارويژهـ‌ي‌ تحقق دكترين امر به معروف و نهي از منكر

اسماعيل نوده فراهاني1

شوراي فرهنگ‌ عـمومي‌ كشـور‌ كه در سـال 1365، رسما فعاليت خود را آغاز كرده است، مانند اغلب شوراهاي ديگر‌ در موقعيت چالش‏برانگيزي قرار دارد. از يك‏سو اهميت فـرهنگ و از سوي ديگر، ناتواني‌ در پاسخ‌گويي به مطالبات‌ در‌ اين حوزه، شورا را با چالش جدي مواجه نـموده است.

اما سازوكار كنـوني پاسـخ‌گويي به مطالبات در حوزه‌ي فرهنگ عمومي چگونه است؟ شوراي فرهنگ عمومي كه به رياست وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي‌ تشكيل مي‏شود، داراي اعضاي حقوقي با تعداد قابل توجهی است. تركيب این اعضا نشان مي‏دهد كه تقريبا تمام نـهادها و سازمان‏هاي مؤثر در حوزه‌ي فرهنگ، عضو اين شورا هستند. توقع از چنين‌ تركيبي‌ حضور خردمندانه، هماهنگ و فعال در تمام عرصه‏هاي فرهنگي است. اما در عمل تنها بخش محدودي از مردم و اهالي فرهنگ از وجود چنين شورايي مطلع هـستند و كاركرد اين شـورا با ابهامات‌ فراواني‌ مواجه است.

اولين مسئله‌ي ساختاري اين شورا، ناديده گرفتن و يا كم‏توجهي به فعالان فرهنگي خارج از چارچوب‏هاي دولتي و عمومي است كه به ناديده انگاشتن بخش اعظم توليد و مصرف فرهنگي‌ در‌ جامعه و به تـقليل فـرهنگ به عرصه‌ي دولتي آن منجر خواهد شد.

دومين مسئله را مي‏توان وضعيت حقوقي و قانوني شورا دانست. شوراي فرهنگ عمومي در حالي تدوين مصوبات را مهم‏ترين‌ نحوه‌ي‌ اثرگذاري‌ خود در فرهنگ جامعه مي‏شناسد‌ كه‌ عـملا‌ مـصوبات اين شورا از ضمانت اجرايي چنداني برخوردار نيستند. به عبارت ديگر، تصويب مصوبه‏هاي شوراي فرهنگ عمومي (به‌عنوان يكي از اقمار‌ شوراي‌ عالي‌) در شوراي عالي انقلاب فرهنگي در شرايطي به‌ قانون‌ لازم‏الاجرا تبديل مي‏شود كه پس از مـسئله‌ي «اصـلاح اسـاس‌نامه‌ي دانشگاه آزاد» مشخص گرديد که سـاير نـهادهاي قـانون‏گذار تنها هنگام‌ تصويب‌ مصوبات‌ كلي و رونمايي از اسناد جامع تفسيرپذير، حق قانون‏گذاري شوراي عالي‌ را برمي‏تابند. بنابراين، چنان‌چه مصوبات شوراي فرهنگ عمومي از صف طـولاني و سـالن انـتظار خسته‏كننده‌ي شوراي عالي انقلاب فرهنگي‌ نيز‌ عبور‌ نـمايند، مـعلوم نيست هرگز روي اجرا را ببينند.

سومين مسئله، جايگاه‌ اعضاي‌ شوراي فرهنگ عمومي در نسبت با يكديگر است. وزير ارشاد و زيرمجموعه‏هايش در حوزه‏هاي مـوسيقي، سـينما، تـئاتر‌، كتاب‌ و ... به‌ تشخيص خود عمل مي‏نمايند و بعيد است، شورا بـتواند از رئيس خود انتقادي‌ جدي‌ نمايد‌. همچنين صداوسيما اين توانايي را دارد كه هر مخالفي را تحت فشار قرار دهد‌ و احتمالا‌ از‌ صحنه‌ي فرهنگ اخراج كنـد. نـيروي انـتظامي مصوبات را به روش خود عملياتي مي‏كند و در‌ طيفي‌ كه يك سر آن قرباني شدن و سر ديگـرش خـودرأيي است، حركت مي‏كند. وزارت‌خانه‏ها‌ با‌ هر‌ تغيير دولتي دگرگون مي‏شوند و نهادهاي مذهبي و عمومي علي‌رغم ثبات مـديريت، بـا كمـبود ايده‌هاي عملياتي‌ در‌ حوزه‌ي فرهنگ مواجهند و حتي گاهي مقهور اقدامات تكنوكرات‌ها مي‌شوند و ... خـود حـديث مـفصل بخوان‌ از‌ اين‌ مجمل. حال، مشخص نيست چگونه شورايي كه امكان تخصيص بودجه و نظارت و پيگيري نـدارد تـنها بـه‌ چند‌ امر و نهي كلي ساليانه دل خوش كرده و قلمرو اصلي فعاليت خود را‌ تدوين‌ مصوبات‌ مي‏داند.

مسائل فـوق در مـقاطع مختلف، نارضايتي دبيران شوراي فرهنگ عمومي را هم در پي‌ داشته‌ است‌. برخي سعي در گسترش طـول و عـرض شـورا (توسعه ساختاري-كمي) كرده و عده‏اي‌ نيز‌ در تلاش براي گسترش بودجه و ضمانت اجرايي برآمده‏اند. برخي از دبـيران شـورا پس از مدتي تلاش‌ بي‏فرجام‌، سرخورده شده و عمده‏ي وقت خود را صرف مسئوليت‏هاي ديگر كرده‏اند و گـويي از‌ مـيزبان‌ بـه ميهمان جلسات تغيير وضعيت داده و تنها‌ در‌ جلسات‌ شورا شركت مي‏كرده‏اند و ... هنگامي كه كار به‌ اين‌جا‌ رسيد، صرف بـرگزاري جـلسات تبديل به هدف مي‏شود.

البته پيامد كلي مسير فوق‌ باعث‌ دل‌سردي نيست. بـه نـظر مـي‏رسد‌: 1- تلاشي‌ كه براي‌ گسترش‌ كمي‌ شورا صورت گرفته، به حد مطلوبي‌ رسيده‌ است. 2- امكان افزايش ضـمانت اجـرايي فـعلا نه مقدور است نه لازم. 3- گسترش‌ معقول‌ بودجه، اگر چه لازم است، چندان‌ راهـ‌گشا نـيست. (و البته افزايش‌ شديد‌ آن خطرات فراواني از جمله‌ طمع‌ سياسيون را براي كنترل شورا در پي خواهد داشت. تجربه‌ي سازمان مـلي جـوانان‌ به‌ خوبي گوياي اين واقعيت است‌ كه‌ گسترش‌ بودجه اولا ضامن‌ موفقيت‌ نيست و ثـانيا احـتمال ادغام‌ و انحلال‌ را افزايش مي‏دهد).

يكي ديگر از مشكلات دبـيرخانه‌ي شـورا نـيز كمبود نيروهاي فكري و پژوهشي‌ است‌. اين مسئله دلايل مـختلفي دارد، از‌ جـمله‌: وجود انواع‌ پژوهشكده‌، پژوهشگاه‌ و مركز تحقيقات در دستگاه‏هاي‌ عضو و پايين بودن دستمزد كارشناسان كه مانع مـاندگاري نـيروهاي متخصص مي‏شود.

نگاهي دوباره بـه شـرح‌ وظايف‌ شـوراي فـرهنگ‌عمومي2 نـشان مي‏دهد: 1- تجزيه و تحليل‌ شرايط‌ و جريانات‌ فـرهنگي‌ ايرانـ‌ و جهان 2- برنامه‏ريزي و هدايت‌ فرهنگ‌ عمومي به منظور تحقق سياست فرهنگي كشور 3- بـررسي پيامـدهاي اجراي برنامه‏هاي اقتصادي-اجتماعي بر فـرهنگ جامعه‌ 4- هماهنگي‌ فعاليت‏هاي‌ فـرهنگي، هـنري، تبليغي و بهبود آن‌ها، عمده‏ترين وظـايف‌ شـورا‌ هستند‌ كه‌ بايد‌ شكوفايي‌ فرهنگ عمومي را در پي داشته باشند.

اين شرح وظايف بيش از آنكه نـيازمند تـلاش‏هاي پيش‏گفته باشد، نيازمند حضور، گـفت‌وگو و تـعامل جـدي دستگاه‏هاي عضو شـوراست؛ هـمان‌طور كه‌ رهبر معظم انـقلاب اسـلامي درباره‌ي شوراي عالي انقلاب فرهنگي فرمودند: «مهم‏ترين ضمانت اجرايي اين شورا، اعضاي آن هستند.»3 به‌عبارت ديگـر، چـنان‌چه گفت‌وگو درباره‌ي مسائل مختلف به سـندي مـورد توافق جـمعي‌ مـنتهي‌ شـود و اعضا بدون خودسانسوري و بـا آمادگي و مطالعه‌ي كارشناسي پيش از جلسه، در مباحث مشاركت نمايند، توافق نانوشته و برخاسته از خرد جمعي، بالاترين ضمانت اجـرايي را خـواهد داشت. همچنين برخورداري‌ شورا‌ از تعداد مـحدودي كارشـناس بـرجسته و چـندوجهي بـه عنوان مكمل روابـط عـمومي توانمند، مي‏تواند اين پتانسيل را پديد آورد كه شورا با بروز هر‌ حادثه‏اي‌ موضع شفاف و كارشناسانه‌ي خود را‌ اعلام‌ نمايد و بدين‌وسيله، نـقش نـوعي «وجـدان بيدار فرهنگي» را در جامعه ايفا نمايد.

بنابراين شـوراي فـرهنگ عـمومي مـتشكل از نـهادها و سـازمان‏هاي فرهنگي؛ 1- توليدكننده‌ي نيروي انساني‌ متخصص‌ 2- توليدكننده‌ي محتواهاي تخصصي 3- توليدكننده‌ي‌ محصولات‌ فرهنگي-هنري-رسانه‏اي 4- ناظر بر صنايع فرهنگي 5- قانون‏گذار فرهنگي 6- مجريان قوانين فرهنگي 7- مبارزان با متخلفان فرهنگي-اجـتماعي 8- حافظ ارزش‏هاي ديني و انقلابي و ... نياز به هم‌دلي و هم‏فكري در درون اعضا و نياز به‌ گفتمان‏سازي‌ در سطح جامعه دارد.

البته گفتمان‏سازي در جامعه نياز به شناخت و بهره‏گيري از ابزارهاي مختلف به ويژه طيفي از رسانه‏ها دارد. همچنين اتخاذ مواضع صـريح، شـفاف و به موقع؛ نيازمند صداقت‌، پرهيز‌ از سياست‏زدگي‌ و القای حس خيرخواهي است كه در مجموع و در سطحي كلان نوعي دكترين «امر به معروف و نهي از‌ منكر» را رقم خواهد زد.

به طور خاص درباره‌ي وضعيت فعلي‌ شوراي‌ فـرهنگ‌ عـمومي، مي‏توان به تدوين «شاخص‏هاي فرهنگ عمومي» در دبيرخانه‌ي اين شورا اشاره كرد. اين شاخص‏ها كه از ‌‌قوت‌ نظري بالايي برخوردار هستند و با رجوع به منابع اصيل فقهي، فلسفي، عـرفاني و بـه‌ ويژه‌ با‌ بهره‏گيري از منويات امـام و مـقام معظم رهبري تهيه شده‏اند، ضروريست در مجامع مختلف علمي به‌ بحث گذاشته شوند. نقد و بررسي شاخص‏هاي قبلي و گفت‌وگو بر سر شاخص‎هاي فعلي مي‏تواند‌ شاخص‏هاي اخـير را تـا‌ سقف‌ نوعي تلاش در جـهت آزادانـديشي و نظريه‏پردازي به پيش برده و فضاي برنامه‏ريزي فرهنگي در ايران را متحول نمايد. در واقع؛ 1- اصلاح نگرش به فرهنگ و از جمله فرهنگ عمومي 2- ارائه‌ي شاخص‏هاي منطبق با‌ تعاليم اسلامي 3- نقد و نفي شاخص‎هاي مورد نظر يونسكو (كه عمدتا آمـيزه‏اي از تـفكرات اومانيستي، نيهيليستي و ليبراليستي است) و 4- گنجاندن شاخص‎هاي اخير در متن برنامه‏ريزي‏هاي فرهنگي نهادهاي عضو شورا، از مهم‏ترين ضرورت‏هاي شوراي‌ فرهنگ‌ عمومي در سال‏هاي پيش رو است.

پی نوشت

1. كارشناس ارشد مطالعات فرهنگي دانشگاه علامه‌طباطبايي (ره)

2. به نقل از سـايت شـورای فرهنگ عـمومی کشور به آدرس:www.pcci.irCached

3 . نكته‌ى بعد، تضمين‌ مصوبات‌ اين‌جاست. {...} رؤساى سه قوه اين‌جا حضور دارند. كشور هم متشكل اسـت از سه قوه؛ قوه‌ى مجريه، قوه‌ى مقننه، قوه‌ى قضائيه. بنابراين آن‌چه كه در اينـ‌جا تـصويب مـي‏شود -با همان‌ سازوكار‌ تصويبى كه قانونىِ جلسه‌ى شماست- بايد راحت در دستگاه‌ها اجرائى شود؛ يعنى هيچ توقفى نبايد داشـته ‌ ‌بـاشد. تضمين عملياتى‌شدن مصوبات اين‌جا، در واقع در خود تركيب اين شورا مندرج‌ يا‌ مندمج‌ است. (بیانات در دیـدار اعـضای‌ شـورای‌ عالی‌ انقلاب فرهنگی23/3/1390)

پانویس

بازگشت به مقالات