کتابخانه:چگونه عیب های خود را برطرف کنیم

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
چگونه عیب‌های خود را برطرف کنیم؟
مشخصات کتاب
Chegone-eybhaye-sarfipor.jpg
نویسنده محمد تقی صرفی پور
زبان فارسی
ناشر موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۷


چگونه عیبهای خودرا برطرف کنیم

مقدمه

از مهمترین وظایف هر انسانی،شناخت عیوب خود برای برطرف‌نمودن آنها می‌باشد.چنانچه فردی بتواند این کار را به نحو احسن انجام‌دهد،علاوه بر پاداشهای اخروی،به موفقیتهای زیادی در زندگی خوددست پیدا می‌کند.موفقیتهایی در حیطة زندگی شخصی وخصوصی‌وخانوادگی خود وموفقیتهایی در زندگی شغلی واجتماعی خود.

اگر می‌بینیم که پس از هزارسال نام حاتم طائی باقی است برای این‌است که او عیب خود یعنی بخل وخساست را شناخت وآن را درمان‌کرد .کاری که بسیاری از انسانها آن را نکردند.واگر نام رستم را با افتخارمی‌برند برای این است که او عیب خود یعنی ترسوبودن را شناخت وآن‌را از بین برد.واگر پیامبران واولیاء خدا وامامان بسیار بزرگوار ما در دل‌دوستان ومحبان خود جای دارند برای این است که خودرا از عیوب پاک‌کرده بودند.پس بیائیم عیبهای خود را بفهمیم وبرای درمان آنها چاره‌اندیش نمائیم وسراغ عیبهای دیگران نباشیم که آنوقت از خود غافل‌مانده وروزبروز تخم عداوت وکینه را در بین افراد می‌کاریم.

حسادت

حسودم چه کنم؟

زنی ۲۴ساله هستم که به تازگی نامزد کرده‌ام.از مشکلی رنج می‌برم که‌جانم را می‌سوزاند وبه تمام وجودم چنگ می‌اندازد.خودم بهتر از هرکسی می‌دانم که هیچ کس در ایجاد این مشکل دخیل نیست.

شاید باور نکنید،اما در زندگی همه چیز دارم.شغل‌مناسب،تحصیلات،رفاه نسبی و همسری خوب،اما نسبت به دیگران‌همیشه حس حسادت دارم.نشانه‌های حسد ورزی به قدری درمن‌شدید وبارز است که خیلی روی رفتار وحرکاتم اثر می‌گذارد وسریعاواکنش نشان می‌دهم،به طوری که همه اطرافیانم متوجه تغییر حالت‌چهره‌ام می‌شوند.کوچک‌ترین پیشرفت در زندگی دیگران،آزارم‌می‌دهد.ارزو می‌کنم که همه به لحاظ تحصیلی،شغلی و مالی ازمن‌پایین‌تر باشند و هزاران آرزوی بیمارگونه دیگر.

اکنون به قدری از این حس بیمارگونه،درمانده شده‌ام که نمی‌توانم به‌زندگی عادی ام ادامه دهم.به شدت عصبی و خودخور شده‌ام ودائمااضطراب دارم که نکند از دیگران عقب بمانم.لطفا کمک کنید.

«میترا- س»-از اهواز حسادت آفتی است که اگر به کسی برسد او را از درون سوزانده وسپس نابود می‌کند و حسود به کسی گویند که از پیشرفت و ترقّی‌دیگران احساس ناراحتی نموده و آرزو می‌کند که دیگران پیشرفت‌نداشته و اگر خداوند به کسی نعمتی عنایت کرده آن نعمت از آن فردگرفته شود!

قرآن می‌فرماید:

ام یحسدون الناس علی‌' م آتیهُم الله مِن فضله.

آیا به آنچه خدا از فضلش به مردم داده حسادت‌می‌ورزند؟ سپس خداوند این افراد را مورد لعن قرار داده است:

اولئک الذین لعنهم الله آنانند«حسودان»که خداوند آنها را لعن نموده است.

در سخنان بزرگان دین هم از حسادت بشدت مذمت شده است:

امیرالمؤمنین(ع):«حسد جسم را ازبین می‌رود.» امام حسن مجتبی(ع):حسد پیش درآمد فساد است چنانکه قابیل را به کشتن هابیل وادار کرد.»

تو نیکی می‌کن ودر دجله انداز

که ایزد در بیابانت دهد باز

یک داستان

شخصی بود که بیت فوق را مرتب می‌گفت وبخاطر مطالب شیرینی‌که بیان می‌کرد همیشه نزد خلیفه می‌رفت وبرای او صحبت‌می‌نمود.وزیر حسادت کرد وتصمیم گرفت تا او را از سر راه‌بردارد.روزی او را به خانه‌اش دعوت کرد وغذائی را که در آن سیر زیادی‌بکار رفته بود به او خوراند.سپس قبل از اینکه مرد نزد خلیفه رود،وزیرنزد خلیفه رفت وگفت:این شخصیکه نزد شما تردد می‌کند شایعه کرده‌که دهان خلیفه بوی بد!می‌دهد.بعد از اینکه مرد نزد خلیفه واردشد،بخاطر اینکه بوی سیر خلیفه را ناراحت نکند مرتب جلو دهان خودرا می‌گرفت.خلیفه گمان کرد حرف وزیر درست است.لذا در کاغذی‌نوشت که آورنده این کاغذ را گردن بزنید!وکاغذ را به مرد داد وگفت این‌پاداش است!نزد فلان برویدوبگیرید!وزیر که دم درب منتظر عاقبت این‌مرد بود دید که با کاغذی در سینی بیرون آمد.خیال کرد که خلیفه درکاغذ دستور پاداش به مرد را داده است لذا آن کاغذ را نخواند از عرب‌خرید وخودش کاغذ را به فردی که خلیفه امر کرده بود داد وسر وزیربریده شد!وبرای خلیفه فرستاده شد.

درباره آیه زیر آمده است:

ومن شرّ حاسدٍ اذا حسد.واز شرّ هرموجودی زمانیکه حسادت‌می‌ورزد.بدترین آفت دل حسادت است.که سبب خیلی ازکارهاست.طوری که ائمه(ع)می‌فرمایند همانطور که آتش چوب رامی‌خورد،حسادت ایمان را می‌خورد.

علامه اربلی «ره»در کسف الغمه از رسولخدا(ص)روایت می‌کند که‌وقتی به آسمان رفتم‌وخواستم بهشت ودوزخ را ببینم،جبرئیل مرابسوی بهشت برد وهشت در بهشت را دیدم که بر هریک چهار کلمه‌نوشته شده بود که هرکلمه‌ای از دنیا وآنچه در دنیاهست،بهتراست.بشرط عمل.۱-بردرب اول نوشته بود:لااله محمدرسول الله وعلی ولی الله.لکل‌ّ شی‌ء حیلة وحیلة العیش اربع‌خصال. القناعةوبذل الحق وترک الحسد ومجالسة اهل‌الخیر.خدایی جز خدای یگانه نیست ومحمد رسول خدا وعلی ولی‌خداست.برای هر چیزی راهی است وراه زندگی چهارچیزاست.قناعت.سخن حق.ترک حسادت وهم نشینی با خوبان.

از بسیاری از روایات بدست می‌آید که بدترین چیز برای علماءدوچیز است:یکی حسادت است .ویکی غرور.

آمده است که روزی عیسی بن مریم(ع)،شیطان را دید که باری برشتر حمل می‌کند.پرسید این چیست؟گفت حسادت است که برای‌علماء می‌برم.

روایت شده که بر در بهشت،درختی است که شاخه‌های آن برصدهزار نفر سایه می‌اندازد.در سمت راست درخت،چشمه‌ای پاک‌کننده وجود دارد که اهل بهشت وقتی از آن می‌نوشند،دلشان از حسدوپوستشان از مو پاک می‌شود.همانطور که خدادر آیه۲۱سوره انسان می‌فرماید:«وسَقاهُم ربُّهم شراباً طَهوراً.یعنی:خدا به آنان شرابی پاک‌کننده می‌نوشاند.»سپس در چشمه‌ای که در چپ درخت است غسل‌می‌کنند وبا غسل در آن مرگ آنها از بین می‌رود.

روزی رسول خدا(ص) فرمود که :توجه داشته باشید که براستی‌بسوی شما درد ومرضی که امّتهای گذشته را فراگرفته بود،بسوی شماروی آورده وآن حسد است.موی بدن را نمی‌زداید ولی زدایندة ونابودکننده دین است.انسان در صورتی از بلای حسد در امان است که‌دست وزبان خود را نگه دارد و طعنه بر برادر خود نزند و سخن چینی‌در باره‌اش نکند امام صادق(ع)خطاب به فرزند نعمان احول:دشمن‌تر از همة شمانزد من،بزرگ منش‌هایی هستند که سخن چین و نسبت به برادرانشان‌حسد ورزند.نه آنان از منند و نه من از آنهایم.سپس فرمود:به خدا قسم‌هرگاه یکی از شما به اندازه روی زمین طلا در راه خدا بدهد بعد از آنکه‌نسبت به مؤمنی حسد ببرد بوسیلة همان طلاها پوست بدنش را درجهنم می‌سوزانند.

توانم آنکه نیازارم اندرون کس‌حسود را چه کنم کو ز خود برنج درست

بمیر تا برهی ای حسود کاین رنجیست

که از مشقت آن جز بمرگ نتوان رست

مهمترین خصوصی حسادت آن است که در میان همة طبقات‌بوده وهر شخص با هر شغلی که است می‌تواند دارای این صفت رذیله‌باشد!گاه بین دوکارمند اداره وگاه بین دونفر نظامی وگاه بین دونفرهمسایه ودوراننده تاکسی وحتی دونفر گدا حسادت پیدا می‌شود.

رسول خدا(ص):خدای عز وجل به موسی بن عمران علیه السلام‌فرمود ای پسر عمران!بر آنچه از فضل خود بمردم داده‌ام حسد مبر وچشمت را دنبال آن دراز مکن ودلت را پی آن مبر!زیرا حسود از نعمت‌من ناراحت است واز تقسیمی که میان بندگانم کرده‌ام جلوگیری‌می‌کند!و کسیکه چنین باشد من از او نیستم و او از من نیست.

حسد رنجیست سوزنده کزو آتش بجان افتدچه جایی جان که از حسّاد آتش در جهان افتد مرنجان ای عزیز من ز سودای حسودان دل‌که تو سودی بدست آری و ایشانرا زیان افتد درمان حسادت از نظر عقل وشرع حسادت مرض روحی است که باید کنترل شود.وشخص حسود بجای حسادت به غبطه و رقابت روی بیاورد.اگر دیگری‌در یک فضیلتی از او بالاتر است،او هم سعی کند با تلاش وزحمت خودرا به او برساند وحتی از او بالاتر رود.اگر یک مغازه دار درآمدش از مغازه‌دار دیگر بیشتر است،دیگری بجای حسادت وخراب گردن او،بفکرروش‌های بهتر وجدیدتر سالمی برای کسب درآمد بالاتربیافتد.همچنین اگر در کلاسی دانش آموزی زرنگ ودیگری تنبل‌است!تنبل بجای حسادت وتحقیر زرنگ،بفکر اصلاح خود ورقابت بازرنگ بیافتد.وهمچنین دیگر افرادی که به یک نوعی نسبت به هم‌حسادت دارند.همانطور که امام حسین(ع)فرمود ما نسبت به برنج وآب‌فرات مردم عراق غبطه می‌خوریم.یعنی ای کاش ما هم از این نعمت‌مردم عراق بهره‌مند بودیم.نه اینکه خدا کند این نعمت مردم عراق‌ازشان گرفته شود ودیگر این نعمت را نداشته باشند!

تکبر

تکبر به معنای خود را بزرگ وبرتر دیدن ودیگران را از خود پائین‌تردیدن است.واین صفتی است که باعث شد ابلیس با هزاران سال‌عبادت از زمرة فرشتگان الهی رانده شده وتا روز قیامت ملعون خداوملعون خلق خدا قرار گیرد.

قرآن می‌فرماید:

اِن‌َّ الله لایُحِب‌ُّ مَن کان مختالاً فخوراً خداوند متکبر فخرفروش را دوست ندارد.

و رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

کسیکه ذره‌ای کبر در دل او باشد،داخل بهشت نمی‌شود.

تعجب امام سجاد(ع)

امام سجاد(ع)فرمود:از متکبر فخرکننده متعجبم که دیروز نطفه بودو فردا مرداراست!وعجب از کسیکه در وجود خدا،شک می‌کند، درحالیکه مخلوقات‌ِ اورا می‌بیند!وعجب از کسیکه مرگ را انکار می‌کند ،درحالیکه مشاهده می‌کند که روز وشب افرادی می‌میرند!وعجب‌ازکسیکه زنده شدن مردگان وجهان آخرت را انکارمی کند،درحالیکه‌متولد شدن‌افراد زیادی را می‌بیند!وعجب از کسیکه خانه ازبین رفتنی -دنیا-را آباد می‌کند،ولی خانة باقی ماندنی-آخرت- را ترک کرده‌است!

رسول خدا(ص):رز قیامت،خدا با سه دسته سخن نمی گویدو به آنان نظر-لطف-نمی‌کند واعمال آنان را تزکیه نمی نمایدوبرای آنان عذابی دردناک است:پیرزناکار،پادشاه ستمکار،آدم خودرأی ومتکبر!

حدیث قدسی:درقیامت نزدیک‌ترین افرادبه من اهل تواضع‌ودورترین افراد بمن متکبرین هستند.«بحار،ج۱۴» رسول خدا(ص):«خداوند متعال به من وحی کرد که تواضع کنید تااحدی بر دیگری فخر نفروشد و احدی به دیگری تجاوز ننماید.» رسول خدا(ص):«هرگاه متواضعین امّت مرا دیدید،شما هم تواضع‌کنید.و اگر متکبرین را دیدید،شما هم تکبر کنید که تکبر شما باعث‌خواری وذلّت آنها می‌گردد.» امیرالمؤمنین(ع):«بدترین آفت عقل،کبراست.» «تواضع وفروتنی پیامبر به حدّی بود که پس از پیروزی در جنگ خیبر،برالاغی که لجام وجُل آن از لیف خرما بود سوار شده بود وبه کودکان‌وزنان سلام می‌نمود.

روزی شخصی با آن حضرت سخن می‌گفت ودرحال صحبت‌می‌لرزید.پیامبرفرمود:چرا از من می‌ترسی؟منکه پادشاه نیستم.» «روزی پیامبر بطرف مسجد می‌رفت.در راه به کودکانی رسید که بازی‌می‌کردند.همینکه چشم کودکان به حضرت افتاد،چون دیده بودند که‌حسنین(ع)پر پشت پیامبر سوار شده وحضرت به آنها سواری می‌داد،آنها هم به پیامبر گفتند:کُن‌ْ جملی!

شترماباش!پیامبر هم با ملاطفت،تمام‌بچه‌ها را بنوبت بر پشت مبارکش سوار می‌نمود.

مردم که در مسجد منتظر پیامبر بودند ،چون دیدند حضرت نیامد،بلال‌را بدنبال پیامبر فرستادند.وقتی بلال در کوچه با صحنه حلقه زدن‌کودکان بدور پیامبر وتقاضای سواری از حضرت،مواجه شد،خواست‌کودکان را از حضرت دور کند امّاحضرت فرمود:این کار را نکن!بلکه به‌خانه ما برو ومقداری گردو بیاور!بلال‌از خانه حضرت مقداری گردو آوردوبه پیامبر داد.حضرت به کودکان فرمود:آیا حاضرید شترتان را به این‌گردوها بفروشید؟کودکان با خوشحالی قبول کردند وگردوهارا گرفته‌وپیامبر را رها نمودند.رسولخدا(ص)فرمود:خدا رحمت کند برادرم‌یوسف را که اورا به پول اندکی فروختند همینطور که این کودکان مرا به‌چند دانه گردو فروختند!»

ترس!

امیرالمؤمنین(ع):«سه چیز جان را می‌کاهد:تنگدستی،ترس،اندوه و سه چیز روح را زنده می‌نماید:سخن علماء، دیدار رفقا ،گذشتن روزگار بدون گرفتاری زیاد.» امیرالمؤمنین(ع):«از کاری می‌ترسی،خود را درآن بیافکن!زیرا ترس ازهرکاری،بزرگتر از خود کار است.» «چندتن از مشرکین،بقصد ترور پیامبر به مدینه آمدند ولی دستگیرشدند.چون حاضر به اسلام آوردن نشدند،پیامبر دستورداد که به غیر ازیکنفر از آنان ،بقیه را بکشند.شخص آزاد شده از پیامبر سؤال کرد:به چه‌دلیل همة رفقای من کشته شدند،ولی مرا زنده نگه داشتید؟ حضرت فرمود:زیرا جبرئیل ازطرف خدا برمن نازل شد وخبرداد که‌تودارای پنج خصلت هستی که خدا ورسول آنهارا دوست دارند.اول‌انکه تو نسبت به ناموس وخانواده ات غیرت داری.دوم آنکه مردی باسخاوتی.سوم انکه راستگویی.چهارم آنکه شجاعت داری.پنجم آنکه‌خوش اخلاقی.

آن مرد با شنیدن این سخن،به حضرت ایمان آورد ومسلمان شد.»

تقلید بی چون وچرا

حس‌ّ تقلید یکی از تمایلات طبیعی است که درتمام افراد بشر در سنین‌مختلف وجود دارد و درنسل جوان شدیدتر است.

آدمی می‌تواند بوسیلة تقلید، از تجربیات علمی و عملی دیگران استفاده‌کند و راهی را که گذشتگان پیموده و به نتیجه رسیده‌اند را بپیماید و به‌اهداف خود با زحمت کمتر و سرعت بیشتر دست پیدا نماید. نوجوانان‌برای ساختن شخصیت خویش و برگزیدن صفات لازم، از دیگران تقلیدمی‌کنند و روش آنان را برنامة کار خود قرار می‌دهند. باتوجه به اینکه‌تمایل خودنمائی و تشخص‌ّ طلبی در نوجوانان شدید است، کوشش‌می‌کنند تا جائی که میسّر است از مردان مشهور و ممتاز پیروی نمایند وصفات آنان را الگوی شخصیت سازی خود قرار دهند، به این امید که هرچه زودتر و بیشتر شهرت و افتخاری کسب نمایند و مورد توجه عموم‌قرار گیرند.

گاهی دراین خصوص از قهرمانان ورزشی تقلید می‌کنند. گاه از ستارگان‌سینما تقلید می‌کنند و کارهای ساختگی و غیر واقعی آنان را برنامةزندگی خود قرار می‌دهند. مانند آنان راه می‌روند، حرف می‌زنند، لباس‌می‌پوشند، نگاه می‌کنند، می‌خندند، معاشقه می‌کنند و صورت و موی‌خود را می‌آرایند و خلاصه بجای اینکه شخصیت خویش را براساس‌سجایای اخلاقی و صفات انسانی پی‌ریزی کنند و خود را انسان لایقی‌بسازند، از این ستاره‌ها و الگوها تقلید کرده و رفتار آنان را برنامة کار خودقرار می‌دهند و به این واسطه بزرگترین ضربه را به شخصیت معنوی‌خود می‌زنند.

اینجاست که خطراتی جوانان را تهدید می‌کند و چه بسا تقلیدهای نابجاباعث شده که از مسیر پاکی و فضیلت منحرف گشته و برای ارضاء حس‌ّبرتری جوئی، مرتکب گناهان بزرگ شده‌اند و برای همیشه موجبات‌تیره‌روزی و بدبختی خود را فراهم آورده‌اند.

«مادری در لبنان به دادگاه مراجعه و از پسرش شکایت کرد. و اظهار نمودکه پسر دوازده سالة او مرتب از مدرسه فرار می‌کند و بی‌حساب پول‌خرج می‌نماید و او نمی‌داند این پولها از کجا آمده است. پس ازتحقیقاتی که از «عدنان» شد، او اعتراف نمود که ابتدا فن‌ّ سرقت را ازمشاهدة فیلمها یاد گرفته و تاکنون مرتکب ۲۷ فقره سرقت شده است.ازجمله هفت دستگاه دوچرخه را دزدیده و فروخته است.» «در زمان حکومت طاغوت عده‌ای نوجوان که برخی دانش‌آموز بودند وباند سرقت اتومبیل را اداره می‌کردند، دستگیرشدند. سن‌ّ این گروه بین۱۶ تا ۲۰ سال بود. بیشتر آنان در بازجوئی در مورد انگیزه این کارمی‌گفتند: ما خودمان هم نمی‌دانیم چرا به اینکار دست زدیم امّا هرچه‌بود از سرقت ماشین مخصوصاًکارهای قهرمانی این سرقتها لذت‌می‌بردیم».

خلق را تقلیدشان بر باد داد!

تقلید است که باعث بسیاری از کارهای خلاف می‌شود و مخصوصاً درمورد نوجوانان و جوانان.

در همین کشور خودمان تقلید از فیلمها وهنرپیشه‌ها چه آثار زیانباری که به بار نیاورده است!

اگر عده‌ای از نوجوانان ما سیگار می‌کشند، نتیجة تقلید ناصحیح است.اگر گروهی به مشروبات الکلی روی می‌آورند باز هم نتیجةتقلید است.

اگر عده‌ای از دختران از حجاب و عفت زنانه گریزان هستند این هم‌نتیجة تقلید است. و اگر اعتیاد و روابط نامشروع و استفاده از انواع‌لباسهای باصطلاح رَپی در بین بعضی از جوانان ما وجود دارد، این هم‌به تقلید برمی‌گردد.

دامنة تقلید بسیاری از مسائل زندگی مارا دربر می‌گیرد که گاهی آن‌مسئله سرنوشت ساز است مثل تقلید درمسائل مذهبی.

متأسفانه انسانهای زیادی از ادیان مذاهب باطل شده هستند که بخاطرتقلید از پدران واجداد خود،برهمان مذهب غیر حق باقی مانده‌اند.درحالیکه اگر دربارة درستی ونادرستی دین اجداد خود بررسی‌وتفکر می‌کردند ،می‌توانستند به راه حق دست پیدا کنند.

دین تو به تقلید پذیرفته ای‌دین به تقلید بود سرسری آنک او از پردة تقلید جست‌او به نور حق ببیند آنچ هست تقلید صحیح آنست که از کارهای خوب دیگران درس بگیریم و کارهای‌بد دیگران را بخودشان واگذار نمائیم.

دربارة تقلید باید پنج نکته مورد توجه قرارگیرد:

اول آنکه از افراد منحرف و گناهکار تقلید نشود، زیرا گناهکاران دیر وزود دچار شکست و بی‌آبروئی می‌شوند.

دوم آنکه بدانند که ساختمان طبیعی و استعدادهای افراد با هم تفاوت‌دارد. خدا انسانها را مختلف آفریده و هر انسانی برای انجام کار مناسب‌با ساختمان خود آمادگی بیشتری دارد. سوم اینکه ازبهترین الگوهارا که انسانهای برگزیده هستند تقلید کنیم وازانسانهائی که دارای صفات بدهستند،تقلید ننمائیم.

چهارم اینکه در هر تقلیدی ،خوب فکر کنیم وچنانچه با عقل سلیم‌موافق بود آنرا انجام دهیم.

پنجم اینکه در مسائل شرعی یا باید خودمان مجتهد ومتخصص باشیم‌که این نیاز به حداقل بیست سال درس حوزوی دارد ویا باید از مجتهدی‌که بنظر ما از همه اعلم است،تقلید نمائیم.همانطور که در مسائل‌پزشکی از دستورات پزشک تبعیت می‌کنیم ویا در مسائل ساختمانی ازمعمار ومهندس تبعیت می نمائیم.

زود رنج بودن

امام پنجم(ع):کسیکه عصبانیت خود را کنترل کند،در حالیکه‌قدرت بر اعمال خشونت دارد،روز قیامت خداوند دلش را ازاطمینان‌وایمان پر نماید.۴۸

رسول خدا(ص):«محبت خدا بر آنکه در غضب،خوددار باشد،لازم‌است» رسول خدا(ص):«خداوند به کسیکه خشم خود را کنترل کند و نسبت به‌برادر مسلمانش گذشت داشته باشد، و بردباری پیشه نماید، اجر شهیدعنایت می‌کند.» «مردی خدمت پیامبر آمد وگفت:مرا نصیحتی بفرما!حضرت فرمود:غضب نکن!باز گفت:مرا توصیه‌ای بفرمائید!فرمود: غضب نکن!برای بارسوم گفت:مرا نصیحتی بفرمائید!فرمود: غضب منما!

آن شخص خداحافظی کرد وبنزد قبیلة خود مراجعه نمود. ناگاه دید که‌بر سر مسئلة قتلی،قبیلة او آمادة کارزار با قبیلة دیگر شده است.اوهم‌غضبناک شده ولباس رزم پوشید!امّا بیاد سخن پیامبر افتاد ولباس جنگی‌را درآورد وبنزد قبیلة مقابل رفت وگفت:ای مردم!هرجراحت وقتل بی‌نشانه‌ای که در افراد شما باشد،بعهدة من است وخونبهای آنرامی‌دهم.آنها گفتند:ما به‌پرداخت این جریمه سزاوارتریم!سپس بایکدیگر صلح نمودند.»

بخل وخساست

بخل

بخل به معنای دست بسته بودن و عدم تمایل به استفاده رساندن به‌دیگران از مال وثروت خود می‌باشد.واین بخاطر دلبستگی سخت‌ومحکم به مادیات است که در او بصورت بخل جلوه می‌نماید.ولا یحسبن الذین یبخلون بما آتاهم الله من فضله هوخیرا لهم بل هو شرٌ لهم سیوطقون ما بخلوا به یوم القیامةو لِلّه میراث السموات و الارض والله بما تعملون‌خبیرٌ آنهائی که نسبت به آنچه خدا به آنها داده بخل می‌ورزند خیال نکنند که این بخل برایشان خوب است بلکه این بخل برایشان شرّ است بزودی اموالی را که در آنها بخل ورزیدند را به‌گردنشان آویخته می‌کنند ومیراث آسمانها وزمین مال خداست‌وخدا به آنچه می‌کنید آگاه است.

پیامبر بارها می‌فرمود که :

اللهم‌ّ اِنّی اعوذ من البخل خدا یا!از بخل بتو پناه می‌برم.

وفرمود:

در دل مؤمن دو خصلت جمع نشود:بخل -بدخلقی وفرمود:

نزد خداوند،بخیل از ظالم بدتر بود و خدا قسم خورده که به عظمت و جلالتم ،بخیل را وارد بهشت ننمایم.

شاعر گوید:

بخور، بپوش ،ببخش و بدانکه حاصل عمرخرد ندانست کس کو به دیگری بگذاشت‌بخیل وسه پسرش!

آورده‌اند در اصفهان مردی پولدار بود که بخیل بو ودست کسی به‌غذای او نرسیده و شامه روزگار بوی شوربای او نشنیده ،مصداق این‌شعر:

از بخیلی که هست امساکش‌گرببرند دست ناپاکش نیست ممکن که نیم قطرة خون‌آید از دست ممسکش بیرون! سه پسر داشت.چون موقع مرگش رسید خواست امتحان کندکدامیک از پسرانش از جهت بخل از خودش بخیل‌تر هستند تا او راجانشین خود سازد.ابتدا پسر بزرگتر را خواست وگفت:پسر!نان چگونه‌خوری؟گفت نان با پنیر خورم!بخیل گفت برو که بدبختی!وتورا از دولت‌بهره‌ای نیست!بعد پسر دوم را طلبید و گفت نان چگونه خوری؟گفت‌نان به پنیر می‌مالم و می‌خورم!گفت تو نیز بدبختی و از سعادت بهره‌ای‌نداری!پسر سوم را خواست و گفت نان چگونه خوری؟گفت من پنیر رادر خیال خود گذرانده ونان را با پنیر خیالی می‌خورم!پدر گفت تو پسرمنی!آنگاه کلید اموال خود را به او داد!

شیطان به یحیی(ع)چه گفت؟ نقلست که حضرت یحیی(ع)،روزی شیطان را به صورت اصلی خوددید واز او پرسید:

کدام دسته از مردم را دوست داری؟وباکدام دسته دشمن‌هستی؟ شیطان گفت:

دوست‌ترین شخص نزد من مؤمن بخیلست‌و دشمن‌ترین شخص‌نزد من فاسق سخاومتند است.

امیرالمؤمنین(ع):«قوّت جسم به غذا می‌باشد وقوّت روح به غذا دادن‌به مؤمنین می‌باشد.» امیرالمؤمنین(ع):«هرمؤمنی که مهماندوست باشد،وقتی از قبر محشورمی شود،صورتش مانند ماه شب چهارده می‌باشد.در این حال مردم‌می‌گویند:این شخص حتماً پیامبر است!

فرشته‌ای جواب می‌دهد:این‌مؤمنی است که مهمان دوست بوده ومهمان را عزیز می‌شمرده‌است.این مؤمن را فقط به بهشت می‌برند.» امیرالمؤمنین(ع):«سه صفت در مرد باعث نقص و در زن باعث کمال‌است. یکی خودخواهی است که اگر زن مغرور باشد، تن بکار زشت‌ندهد. دوم بخل است که باعث می‌شود از مال شوهرش خوب مواظبت‌کند. سوم ترس است که بخاطر ترس، از فساد رویگردان شود».

«امام باقر(ع)فرمود:پدرم فرمود:با پنج دسته رفاقت نکن وحرف نزن!

فاسق،بخیل،دروغگو،احمق و قاطع رحم!

امّا فاسق!تورا به یک خوردن وکمتر می‌فروشد!

امّا بخیل!از تو چیزی را که به ان از همه محتاج‌تری،دریغ می‌کند!

امّا دروغگو!مثل سرابست که نزدیک را دور ودور را نزدیک می‌سازد!

امّا احمق!می‌خواهد بتو نفع برساند،ضرر می‌رساند!

امّا قاطع رحم!او را در سه جای قرآن ملعون یافتم!» امام صادق(ع):«کسیکه غیر از خانة خود،خانة دیگری که به آن نیازندارد،داشته باشد.در این حال،فرد مؤمنی درخواست استفاده از خانةمازاد اورا بنماید.ولی صاحبخانه به او اعانت ننماید وجواب منفی‌بدهد،خداوند عزّ وجل‌ّ می‌فرماید:ای فرشتگانم!بندة من بخل‌ورزید!وخانه‌اش را به بندة نیازمندم نداد.به عزّتم سوگند!که اورا دربهشتم ساکن نگردانم.»

بخل باعث طلاق شد!

آورده‌اند که روزی بخیلی با اهل وعیلش بر سر سفره نشسته بودوغذا می‌خورد که گدایی دم در خانه شان آمد وتقاضای کمک کرد.زن‌خواست به فقیر کمک کند ولی شوهرش مخالفت کرد.بگو بگوی آنها کم‌کم بجای باریکی کشید وخلاصه کارشان به طلاق کشید!

زن بعد از مدتی ازدواج کرد و با شوهر دومش زندگی می‌کرد.روزی باشوهر دومش سر سفره نشسته بودند وغذا می‌خوردند که در خانه به‌صدا درآمد.زن وقتی در را باز کرد دید گدایی است خوب نگاه کرد دیداین مرد همان شوهر سابقش می‌باشد!فریادش بلند شد.شوهر دوم آمدوگفت چه شده؟زن گفت این مرد گدا شوهر اولم است که ثروت زیادی‌داشت ولی بخاطر بخیل بودنش ،مالش از بین رفت وزندگیش از هم‌پاشید!

ضرب المثل

در ضرب المثل است که آدم بخیلی بود که یک شب خدا به او گاوی دادوفردای آن شب به همسایة او یک گوساله.آدم بخیل وقتی که خبردارشد به درگاه خدا نالید و گفت:خداوندا!نه می‌خواهم این گاو را به من‌بدهی و نه آن گوساله ر به همسایه‌ام!

هلاکت اقوام گذشته بسبب بخل

رسول خدا(ص)فرمود:

از بخل بپرهیزید که اقوام گذشته را هلاک کرد و آنها را وادار کردکه بخون یکدیگر دست بیالایند و محارم خویش را حلال شمارند!

قوم لوط بخاطربخل فاسد شدند!

در بارة اینکه عمل زشت لواط(وباصطلاح امروز همجنس‌بازی)چگونه درمیان آنان شیوع یافت - با اینکه مطابق روایات و تواریخ‌تا به آن روز سابقه نداشت - در حدیثی که صدوق (ره)از اامام باقر علیه‌السلام روایت کرده آن حضرت علت شیوع این عمل را در میان‌آنها،خصلت نکوهیدة بخل ذکر فرموده وبه ابوبصیر که راوی حدیث‌ویکی از اصحاب اواست چنین گوید: ای ابامحمد!رسول خدا صلی الله علیه وآله در هر صبح وشب از بخل به خدا پناه می‌برد وما نیز از این صفت به خداپناه می‌بریم،خدای‌تعالی فرموده:«وکسی که نفسش از بخل نگه‌داری شود آنان رستگارند»و اکنون سرانجام(شوم)بخل را بتو خبر خواهم داد:

قوم لوط اهل قریه‌ای بودند که بخل داشتند وهمین بخل درد بی درمانی در مورد شهوت جنسی برایشان ببار آورد.

ابابصیر پرسید:چه دردی برای آنها ببار آورد؟ امام فرمود:

قریة قوم لوط سر راه مردمی بودند که به شام ومصر سفرمی‌کردند.وچون کاروانی بر آنها وارد می‌شد از آنان پذیرائی‌می‌نمودند.چون این جریان ادامه پیدا کرد از روی بخل وخساستی که‌داشتند ناراحت شده وبه فکر چاره‌ای افتادندوهمان بخل موجب شدکه چون میهمانی به خانه آنهامی آمد با او لواط می‌کردند بدون اینکه‌شهوتی به این کار داشته باشند.وتنها این عمل را انجام می‌داند تامهمانی به منزل آنهانیاید.وهمین سبب شد تا پای مسافران از سرزمین‌آنها قطع شود ودیگر کسی بدانجا نیاید اما این عمل در میان آنهاعادت‌شد وبالاخره سبب هلاکتشان گردید.

سوءظن

انسان در روابط خانوادگی واجتماعی باید دارای حُسن ظن باشد.

حُسن ظن به پیشرفت کارها وایجاد محبت بین خانواده وجامعه کمک‌می‌کند.

ولی سوء ظن باعث از بین رفتن روابط سالم اجتماعی می‌شود.

معنای سوءظن آن است که کارها واعمال دیگران را برعلیه خود حمل‌کنیم.ویا دیگران را بدون علم ویقین، متهم نمائیم.

«ای مؤمنین!از بسیاری از گمانها دوری کنید که بعضی از گمانها گناه‌است»حجرات «پیامبر(ص):خدا سؤء ظن به مؤمن را حرام کرده است» هرچه دائرة سوء ظن وسیعترباشد گناه وفسادش بیشتر است.سوء ظن‌در مسائل سیاسی باعث خرابی کشور ومملکتی می‌شود.

سوءظن در مسائل کاری وشغلی مشکلات زیادی ایجاد می‌کند.

سوء ظن در مسائل خانوادگی به اختلافات خانوادگی منجر می‌شود.

وخلاصه سوءظن در موارد مختلف باعث ضرر وزیانهایی می‌شود.

«نقل شده که:شخصی سگ باوفائی داشت..روزی کودک در گهواره اش‌را باسگ تنها گذاشت واز خانه اش خارج شد.وقتی به منزل‌برگشت،سگ درحالیکه پوزه‌اش خونی بود،باستقبال صاحبش آمد.مردخیال کرد که سگ به کودک او آسیبی وارد کرده است.لذا شمشیرش راکشید وسگ را کشت.امّا وقتی وارد منزل شد ،کودک را سالم دیدودرکنار گهواره ماری مرده‌ای را مشاهده کرد وفهمید که مار قصد آسیب‌رساندن به کودک را داشته ولی سگ مانع شده وبا او زد وخورد نموده‌است.

مرد آنچنان پشیمان شد که تا سه روز بربالین سگ مرده اشک می‌ریخت‌واظهار پشیمانی می‌کرد.» سوء ظن دشمنان خیالی انسان را زیاد می‌کند .افراد دارای سؤء ظن‌دارای اضطراب بوده وکمتر در آرامش می‌باشند.

مثلاً زنانیکه به شوهران خود سؤء ظن دارند اکثر اوقات فکرشان نا آرام‌بوده لذا دچار بیماریهای روانی می‌شوند.همچنین مردانی که بدون‌جهت نسبت به همسرشان سوء ظن دارند ،دچار ناراحتی اعصاب می‌شوند وآرامش خودرا از دست می‌دهند.

«امام صادق(ع):کسیکه بخاطر مشکلات مالی ازدواج نمی‌کند،به خداسوء ظن دارد.زیرا خداوند وعده داده است که رزق بندگانم را می‌دهم.»

درمان سوءظن

بهترین درمان ،حمل کردن کارهای دیگران برخوبی است.تا انسان یقین‌به بدبودن حرکتی نکرده آنرا برخوبی وخیر حمل نماید.

همچنین فاصله گرفتن از افراد دارای سوءظن نیز به مداوای این دردکمک می‌کند.

سوءظن درآئینة روایات

«علی(ع):بین حق وباطل چهارانگشت فاصله است.پس آنچه را باگوش‌شنیدی چنانچه باچشم هم دیدی راست وحق است.» «اعمال برادرت را تا دلیلی برخلافش نیافتی،بر نیکوترین وجه حمل‌نما.وتا زمانیکه می‌توانی سخن مؤمن را بر خوب حمل کنی،هرگز نسبت‌به سخن مؤمن گمان بد مبر.»تفسیرنمونه «امام صادق(ع):اصل حُسن ظن از حُسن ایمان وسالم بودن دل است که‌هرکه را می‌بیند پاک وخوب می‌پندارد واحتمال حیاء وامانت وصیانت‌وراستی به او می‌دهد.» «پیامبر(ص):به برادرانتان گمان خوب داشته باشید تا دچار صفای دل‌وپاکی طبع گردید»تفسیر من هدی القرآن یک نکته:

سوء ظن در مأمورین اطلاعات ودر مورد روابط خارجی ابکشورهای‌دیگر ودر مسائل نظامی باید باشد ونه تنها اشکال ندارد بلکه لازم‌واجب وضروری است.آن که اشکال دارد سوء ظن در داخل جامعه‌کوچک یا بزرگ مسلمانان است که به وحدت،صمیمیت وپیشرفت‌و...ضررها وارد می‌کند.

تجسس وکنجکاوی

رسول خدا(ص):«کسیکه عیب برادر مسلمانش را به پوشاند،خداونددر آخرت عیبش را بپوشاند.» رسول خدا(ص):«بعضی از شما خار را درچشم دیگران می‌بیند ولی‌استخوان را در چشم خودش نمی‌بیند!»

رسول خدا(ص):«هرکه عیب برادرش را بپوشاند،گویا دختر زنده‌بگوری را زنده گرده است!» رسول خدا(ص):«هرکه عیب برادرش را ببیند ولی آنرا بپوشاند،خدا درقیامت عیبش را بپوشاند» رسول خدا(ص):«بدنبال عیوب مؤمنین نباشید که هرکه اینگونه‌باشد،خدا بدنبال عیبش باشد وهرکه خدا بدنبال عیبش باشد،رسوامی‌شود اگرچه در دل خانه‌اش باشد!» امیرالمؤمنین(ع):«از دوستی با عیبجویان دوری کنید که دوستان آنان هم‌از شر آنان در امان نیستند.» امیرالمؤمنین(ع):«از عیبجویان دوری کنید که دوستانشان هم از آنهادرامان نیستند.» امیرالمؤمنین(ع):«کسیکه از عیب خود مطلع نباشد،ازبزرگترین گناهان‌است.» امام صادق(ع):«در عیب رفیقت تعجیل نکن شاید خدا اورا بیامرزد وبرعیبهای خود ایمن نباش شاید بخاطر آن عذاب شوی!»

اضطراب‌ها ونگرانی هاوافسردگی‌ها

«الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم الا بذکر الله تطمئن‌القلوب»رعد۲۸

آنانکه ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام است.آگاه‌باشید با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد.

هر انسانی در روند زندگی خود با موانعی روبرو می‌شود.ودر مقابل‌هر نوشی ،نیش ودر مقابل هر خوشی،ناخوشی وجود دارد.این موانع‌ومشکلات برای انسان ایجاد دلهره می‌کند.در هنگام گرفتاریها دچاراضطراب می‌شود.البته نوع مشکلات وشخصیت افراد وزمان ومکان درطولانی بودن ویا کوتاه بودن این اضطرابها که اگر درمان نشود به‌افسردگی منجر می‌شود،دخالت دارند.

خود وجود دلهره واضطراب در حد عادی برای آدمی لازم است زیراباعث گرفتن حالت تدافعی شده وانسان را به عکس العمل واداشته‌وسعی در رفع مشکل می‌کند.اما اگر فردی بی خیال وبی تفاوت بوده‌وهیچ گونه اضطرابی نداشته باشد بجز ائمه معصومین(ع)و بعضی ازاولیاء خدا برای دیگران عیب ومریضی حساب شده ودر روانشناسی آن‌را مرض «پسی کوپاتی» می‌نامند.

اما چگونه این افسردگی‌ها واضطرابها را درمان نمائیم؟آیا بایدسراغ مشروبات الکلی ومواد سکر آور برویم؟یا سراغ موادمخدر وبرای چندساعتی از خود بیخود شدن وفراموش کردن‌دنیا،برویم؟قرآن کریم با یک جمله کوتاه،نزدیکترین‌وآسانترین راه را بما نشان می‌دهد:یاد خدا آری یاد خداست که ترس از مرگ را به آرامش تبدیل می‌نماید.یاد خداست‌که ترس از هجوم مشکلات وگرفتاریها را از بین می‌برد.یاد خداست که دلهره‌ها وترسهای ناشی از بی اعتمادی به آینده را کاهش‌می‌دهد و...

انواع ذکر ویاد خدابودن

ذکرخدا انواعی دارد از جمله ذکر لفظی وذکر قلبی است.که‌بالاترین ذکر،نماز است.

اگرچه خداوند از تسبیح وتحمید مخلوقاتش مخصوصاًانسان بی نیازاست ولی این ذکرها مایة معرفت وتکامل انسان شده واورا در رسیدن به‌معرفت الهی یاری می‌کند.

انسانهای عاقل وزرنگ در عرف عرفا واولیاء خدا کسانی هستند که‌همیشه بیاد وذکر خدا بوده وهیچ چیز حتی اشتغالات روزمره آنهارا ازاین امر باز نمی‌دارد.

«انسانهای مؤمن کسانی هستند که تجارت وخرید وفروش‌آنهارا از یاد خدا مشغول نمی‌کند.»«نور۳۷» «آنانکه در حالت ایستاده ونشسته وخوابیده بذکر خدا مشغول‌بوده ودر خلقت آسمانها وزمین تفکر کرده ومی گویند:ای‌خدای ما!اینهارا باطل وبیهوده نیافریده‌ای.تو از هر نقصی‌منزّهی .پس مارا از جهنم دور نگه دار.»«آل عمران ۱۹۱» «ای مؤمنین!مبادا مال ومنال شما را از یاد خدا غافل کند که دراین صورت زیان کرده است»«منافقون۹» «خدارابسیار یاد کنید شاید رستگارشوید»جمعه۱۰» لذت انسانهای دارای معرفت به ذکر است.یاد کردن خدایی است که :ازهمه زیباتر.از همه عظیمتر.از همه مهربانتر.از همه بخشنده تر.به اسرارآشناتر.از همه نزدیکتر.و...است.

برای همین پیامبران وامامان واولیاء خدا، شبانه روز به ذکر خدا واز همةذکرهابزرگتر،به نماز مشغول می‌شدند.رسولخدا(ص)آنقدر شبهارا به‌نماز گذراند که خدا به فرمود:«ای پیامبر!ما قرآن را نازل نکردیم تا تو به‌زحمت بیافتی.»طه۱

علی(ع)شبی هزار رکعت نماز می‌خواند.امامان دیگر نیز بسیار ی‌ازاوقات عمر خودرا به نماز وذکر الهی می‌گذراندند.

خوشا آنانکه‌اللهیارشان بی‌بحمد وقل هوالله کارشان بی خوشا آنانکه دائم در نمازندبهشت جاودان بازارشان بی«باباطاهر» ما حداقل از این روش انسانهای برگزیده متوجه می‌شویم که در ذکرونماز، باید منافع واثرات بسیار مهمی باشد که آنگونه به آن اهمیت داده‌می‌شود.برعکس از اهمیت ندادن انسانهای فاسد به نماز وذکر الهی‌متوجه می‌شویم که یکی از عوامل سقوط‌این انسانها فراموش کردن‌خالق خود می‌باشد.کسیکه مربّی اصلی انسان وتربیت کننده وبزرگ‌کنندة انسان است فراموش کند،غافل‌ترین انسان است. «یاد خدا بودن همه جا مهم است مخصوصاً در هنگام جهاد با دشمنان،در هنگام برخورد با گناه،در هنگام دیدن جلوه‌های دنیا مثل کاخهاوقصرهاوثروتمندان ودنیاطلبان وزنهای زیبا وباغها وآسمانخراشهاوزرق وبرقهای ظاهری و...»

آثار دوری از یاد خدا

کسانیکه از ذکر ویاد خدا غافل باشند- که متأسفانه اکثر انسانها این گونه‌هستد،دچار ضررهای مختلف دنیوی واُخروی می شونداز جمله:

۱-دچار سختی در زندگی می‌شوند:«کسیکه از ذکر من دوری‌کند،دارای زندگی سختی می‌شود.»«طه۱۲۴» ۲-کورمحشور می‌شوند:«کسانی را که از یاد من دوری کنند،کورمحشور می نمائیم.او می‌گوید:خدایا!چرا مرا کور محشور نمودی؟درحالیکه من چشم داشتم؟خدا گفت:همینطور است. ولی آیات من بتورسید ولی آنهارا فراموش کردی وامروز تو فراموش می‌شوی.»«طه۱۲۴» ۳-شیطان همراه او می‌شود:«کسیکه از ذکر خدای رحمن دوری‌کند،شیطان را همراه او می‌کنیم.»«زخرف۳۶»

۴-دلش سیاه ودچار قساوت می‌شود:«خدا به موسی گفت:ای‌موسی!مرا در هیچ حالی فراموش نکن که فراموشی من دلهارا قسی می‌کند.»حدیث قدسی ۵-باعث می‌شود که انسان غافل،خودش را فراموش نماید:«مانندکسانیکه خدارا فراموش کردند،نباشید که خدا هم یادِ خودشان را ازخودشان بُرد.»حشر۱۹

همه تسبیح او همی گویندریگ در دست وسنگ در کهسار جمله با او درین مناجاتندخواه موسی وخواه موسیقار«اوحدی مراغه‌ای»

انواع ذکر زبانی

حمد وشکر

«رسولخدا روزی سیصدوشصت بار به عدد رگهای بدن تسبیح‌می‌فرمودند.» «امام رضا(ع)بعد از نماز ظهر به سجده رفته وصدبار می‌فرمودند:حمداًلِلّه.وبعد از نماز عصر به سجده رفته وصدبار می‌فرمودند:شکراً لِلّه.»

استغفار

«روایت شده هرکه غروبها هفتاد بار بگوید: استغفرالله ربّی واتوب‌ُ الیه.

هفتصدگناهش پاک شودواگرخود گناه نداشته باشد،گناهان‌پدر ومادر ودیگر اقوامش پاک شود»

تسبیح

«قبل از هر حمد وشکری ،گفتن تسبیح(سبحان الله) مستحب‌است.مثل:سبحان الله والحمدلِلّه ولااله الاّ الله والله اکبر»

تکبیر

«باگفتن الله اکبر نماز شروع می‌شود.وگفتن تکبیر در مواقع مهم از جمله‌در موقع روبروشدن با دشمن سفارش شده است»

صلوات

«بهترین ذکر،صلوات است که اصول الدین را دربردارد.» «روایت شده که در شبهای جمعه ملائکة فراوانی به زمین نزول کرده وتاشب شنبه آنجا هستند وفقط صلوات برمحمد وآل محمدرا می‌نویسند» «روایت شده که درمیزان هیچ عملی باندازه صلوات سنگینی ندارد»

لااله الاّالله

«در حدیث سلسلة الذهب است که خدا فرمود:کلمة لااله الاّالله،حصارمن است وهرکه در حصار من وارد شود ،از عذابم ایمن می‌باشد.» «امام باقر(ع)معمولاً به ذکرلاله الاّالله مشغول بودند.»

لاحول ولاقوّة الاّبالله العلّی العظیم

«امام صادق(ع)فرمود:هرگاه غم اندوهت زیاد شد،این ذکر را زیاد برزبان‌جاری کن!»

نام‌های الله مثل یاحی‌ُّ یاقیّوم

تسبیحات حضرت زهرا(س)

«هرکه این تسبیحات را بعد از نمازهای یومیه بخواند،ثواب هزاررکعت‌نماز دارد»

افزایش افسردگی واضطراب در جهان صنعتی

در جهان کنونی بیماری افسردگی بسیار زیاد شده است بطوریکه عده‌ای‌از مردم کشورهای صنعتی با دارو بخواب رفته وبا دارو بیدار می‌شوند.

مجله اکونومیست در شماره اول ژانویه ۱۹۹۹ خود،با چاپ گزارشی‌در باره پدیدة افسردگی و علل و آثار آن در ایالات متحده آمریکا نوشت:

به عقیدة روان شناسان ،افسردگی بیماریی ناشی از مدرنیسم وفشارهای جانبی آن است و جوانان به ویژه در آمریکا که سرعت نوآوری‌در آن جا بیش از سایر نقاط جهان است در سنین پایین‌تر در دام این‌بیماری گرفتار می‌آیند.

در سال ۲۰۲ افسردگی پس از بیماری‌های قلبی ،گسترده‌ترین‌بیماری دامن گیر بشر خواهد بود.به نوشته این مجله:

دکتر ارنست برنت و همکارانش از انستیتو تکنولوژی ماساچوست‌آمریکا برآورد کرده‌اندکه هزینه‌های مربوط به بیماری افسردگی درآمریکا سالانه بالغ بر ۴۴میلیارد دلار یعنی تقریبا برابر هزینه‌های‌بیماری‌های عروقی است و این بدان معنا است که هر آمریکایی سالانه۶هزاردلار بابت بیماری افسردگی پرداخت می‌کند.

این مجله می‌افزاید:

هزینه‌های مربوط به درمان بیماری افسردگی به ۱۲ میلیاردو۴۰۰میلیون دلار بالغ می‌شود و خودکشی مبتلایان به افسردگی۷میلیارد و۵۰۰میلیون دلار به این رقم می‌افزاید که خسارت ناشی ازدست رفتن نیروی انسانی در آن به حساب نیامده است.

اکونومیست می‌نویسد:

در این میان،بازار داروهای ضد افسردگی بسیار گرم است.طبق برآورد انستیتو تکنولوژی ماساچوست ارزش بازار جهانی این داروهابالغ بر ۷میلیارد دلار است که انتظار می‌رود در پنج سال آینده ۵۰٪رشدداشته باشد!

مشهورترین داروی درمان بیماری افسردگی که امروزه به ویژه درآمریکا رواج دارد «پروژاک»است که شرکت سازندة آن «الی لیلی»سالانه۲میلیارد و۶۰۰میلیون دلار به جیب سهامداران خود سرازیر می‌کند.» در مجله دانستنی‌ها ،۵/۷/۶۲ آمده است که:

آمریکایی‌ها هرشب بالغ بر سی میلیون قرص خواب آور مصرف‌می‌کنند،که اگر طی یک سال این تعداد قرص را روی هم انباشته کنیم‌حدود ۶۰۰۰۰۰کیلوگرم وزن خواهد داشت. واین ۶۰۰تن قرص برای به خواب بردن تمام مردم جهان به مدت‌هشت شبانه روز کافی می‌باشد.!

«الوین تافلر،نویسنده ونظریه ردازِ معروف امریکایی:

در سراسر کشورهای مرفه فریاد عجز و لابه‌های آشنا به گوش‌می‌رسد.میزان خودکشی نواجوانان رو به افزایش است.الکلیسم بیدادمی‌کند.افسردگی روانی همه گیر شده است،بربریت و جنایت مُد روزگردیده است!

در ایالات متحده اتاق‌های اورژانس بیمارستان‌ها مملوّ از معتادان به‌ماری جُوانا و دیوانه‌های سرعت و دسته‌های اراذل واوباش و معتادان‌به کوکائین و هرویین و بالاخره افرادی که گرفتار بحران شدید عصبی‌شده‌اند.

مددکاری اجتماعی و بهداشت روانی در همه جا به سرعت رو به‌گسترش گذاشته است،در واشنگتن یک کمیسیون بهداشت روانی‌وابسته به دفتر ریاست جمهوری اعلام می‌دارد که به طور کامل‌شهروندان ایالات متحده از نوعی فشار عصبی رنج می‌برند.وروان‌شناسی از مؤسسه ملی بهداشت روانی ادعا می‌کند که تقریبا هیچ‌خانواده‌ای بدون نوعی ناهنجاری روانی وجود ندارد و اعلام می‌کندروان پریشی ،جامعة آمریکا را که آشفته و پریشان و متفرق ونگران آینده‌است،فرا گرفته است!» تافلر می‌افزاید:زندگی روزمره واقعاًبه‌طرزافتضاح‌آمیزی کیفیت خودرا از دست داده است و اعصاب همه خورد وداغان است،دست به یقه‌شدن وتیراندازی در مترو یا صفهای بنزین نشانگر این واقعیت است که‌کنترل اعصاب از دست افراد خارج شده است،میلیون‌ها نفر از مردم به‌آخرین حد از ظرفیتشان رسیده‌اند.

علت این افسردگی‌هارا در فرو رفتن در مادیات ودوری ازمعنویات‌وفراموشی خدا ذکر کرده‌اند.

علامتهای افسردگی

۱-احساس تنهائی و بی پناهی ۲-وحشت واضطراب از آیندة مجهول ۳-دلهره از عدم موفقیت در شؤن مختلف زندگی از جمله درتحصیل،،شغل،نحوه کار،انتخاب همسروزندگی مشترک و نحوة زندگی‌خانوادگی،وضعیت تحصیل فرزندان و آیندة آنان و...

چنانچه بتوان از راه صحیح با این دلهره‌ها برخورد نمود،زندگی‌سعادتمندانه هر انسانی تضمین شده است.

اولین راهی که اسلام برای مسئله اضطراب ودلهره‌ها پیشنهادمی‌کند،ایمان وتوکل به خداست.تکیه بر خالقی که قادر است.از همه‌چیز خبر دارد وبندگانش را دوست دارد.تکیه گاهی همیشگی که همه‌می‌میند ولی او باقی است.همه دچار مشکل می‌شوند ولی او همیشه‌قهار ومسلط وحاکم بر همه چیز است.

علی(ع)فرمود:کسیکه توکل کند،سختی‌ها بر او آسان و اسباب آسانی‌برایش فراهم می‌شود.

اگر تیغ عالم بجنبد زجای‌نبرد رگی تا نخواهد خدای پرفسور کارل یونگ:بی مذهبی باعث پوچی و بی معنا بودن زندگی‌می‌شود و داشتن مذهب به زندگی مفهوم ومعنا می‌بخشد. دکتر پول ارنست متخصص دانشگاه پنسیلوانیا:مهمترین عامل شفای‌مریض،ویتامین‌ها،داروها،معدنیت و جراحی و..نیست.بلکه امیدوایمان است.من به این نکته پی برده‌ام که از این پس باید جسم مریض رابا بکاربردن وسایل طبی و جراحی و روح وی را با تقویت ایمانش‌نسبت به خدا معالجه کرد.

در روایات آمده که مؤمن مانند کوه استوار است و سختی‌ها اورا تکان‌نمی‌دهد.مانند حضرت ایوب که در مقابل بدترین مصیبت‌ها ایستاددومقاومت کردوعاقبت به رستگاری دوجهان رسید.

مرحلة دوم درمان:برطرف کردن گره مشکلاتی که بدست خودماباز می‌شود.زیرا در بسیاری از موارد کلید حل مشکل بدست مااست.مثلا شخصی که در خانه نشسته واز خدا روزی می‌خواهد، دعایش مستجاب نمی‌شود! یا کسیکه از دست زنش به تنگ‌آمده واز خدا فرج وگشایش می‌خواهد دعایش مستجاب نمی‌شود زیراباز کردن گره بدست خودش است وآن طلاق دادن است.(اگر راه‌دیگری نمانده است.)و...

مرحلة سوم : صبر و تحمل است. افراد صبور ماندنی‌تر و موفق تر می‌باشند.

«اصمعی وزیر خلیفه عباسی در بیابان به خیمه‌ای رسید. زنی جوان‌و صاحب جمال درخیمه بود. اصمعی از او آب طلبید. زن گفت: شوهرم‌نیست و اجازه ندارم به شما آب بدهم. ولی اجازه شیر این بز بدست‌خودم است. زن از شیر به اصمعی داد. در این موقع یک سیاهی از دورپیداشد. زن گفت: شوهرم است که از صحرا برمی‌گردد. وقتی شتر سواررسید، زن باستقبال او رفت و بر او سلام کرد، پاهای او را شست و...ولی‌هر چه زن محبّت می‌کرد، مرد که قیافه زشتی داشت و یک پایش لنگ‌بود، با بداخلاقی به او جواب می‌داد. تا اینکه مرد وارد خیمه شد و نگاه‌غضبناکی به اصمعی نمود و به آخر خیمه رفت. اصمعی به زن گفت:حیف نیست شما با این امتیازات، با همچو مردی زندگی می‌کنی؟ زن‌گفت: من از شما که وزیر خلیفه هستی تعجب می‌کنم که می‌خواهی بین‌من و شوهرم جدائی بیافکنی!

اگر من با این مرد زندگی می‌کنم برای این‌است که می‌خواهم به روایت پیامبر(ص)عمل کرده باشم که‌فرمود:ایمان دو نیمه است. نیمه‌ای شُکر و یک نیمه‌اش صبراست. من خدا را بر نعمتهایش شکر گفته و بر سختی‌های زندگی صبرمی‌نمایم. و امید به پاداشهای آخرت دارم.» مرحلة چهارم:معالجات فردی است.از قبیل:

۱-بازگو کردن عقده‌ها با محرم اسرار مانند والدین،حضور درزیارتگاه‌ها ومناجات‌های سحرگاهی ۲-توبه وطلب آمرزش :اسلام برخلاف مسیحیت که می‌گوید یکشنبه‌هابه کلیسا برو!هرزمان وهرمکانی را برای ارتباط با خداوند وتوبه کردن‌وطلب آمرزش صالح می‌داند.

۳-جستجوی راه‌های موفقیت یعنی علاوه برهمت بلندوتلاش،ومشورت با عقلا بدنبال راه صحیح حرکت کند واز راه‌های‌خلاف که به شکست ختم می‌شود دوری نماید.

۴-اقتصاد در معاش که علی(ع)فرمود:هرکه مراعات اقتصاد کند من‌ضمانت می‌کنم که فقیر نگردد.

۵-اهمیت ندادن به عشقهای کذائی:پسر ودختری که مدتی بهم‌علاقه‌مند شده‌اند ولی راهی برای ازدواج ندارند باید خود را یه‌چیزهای سالم دیگر سرگرم کرده ونگذارند دوری از هم باعث اضطراب‌وفسردگی شود .۶-راضی بودن به رضای الهی

۷-سرگرمیهای سالم همانند سفر«پیامبر:به سفر بروید تا سالم‌وتندرست بمانید.»

۸-توجه به نعمتهایی که داریم.ونگاه با پایین‌تر از خود نه نگاه به بالاتراز خود وحسرت خوردن وغصه خوردن.

۹-مأیوس نشدن از رحمت الهی «لاتیأسوا من روح الله انّه لاییأس من‌روح الله الاّالقوم الکافرون»

۱۰-رعایت حد وسط در گوش کردن نوارهای روضه وعزاداری.متأسفانه‌عده‌ای خیال می‌کنند علامت حزب الله بودن آنست که مرتب نوارمداحان مشهور را ساعتها گوش دهیم.در حالیکه افراط در این کار به‌افسردگی منجر می‌شود.شخصی از موثقین نقل می‌کرد که یکی ازطلاب دچار افسردگی شده بود.من چون می‌دانستم که نوارهای مداحی‌وروضه زیاد گ‌وش می‌دهد،پیشنهاد کردم که مدتی از اینها فاصله‌بگیرد.واو هم همین کار را کرد واز بیماری نجات یافت.البته توسل به‌ائمه(س)حتی اگر بطور روزانه باشد بسیار در موفقیت انسان نقش داردولی مداحی‌های که با صداهای اکو وچندجور صدای اذیت کننده گوش‌تهیه می‌شود بر اعصاب وروحیه انسان اثر منفی می‌گذارد. پس باید ازتوسلات به ائمه(ع)بسیار استفاده کنیم وحتی روزانه زیارت عاشورا رازمزمه کنیم ولی از گوش دادن افراطی به نوارهای کاست وسی دی‌های‌صوتی بپرهیزیم.

درباره افسردگی

از هر ۴زن،۱نفر افسردگی شدید را در مرحله‌ای از زندگی خود تجربه‌می‌کنند.

بیماری افسردگی،زنان را صرفنظر از ویژگی‌های نژادی،قومی ویاطبقاتی،دوبرابر بیش از مردان مبتلا می‌کند.

افسردگی،عامل شماره«۱»ناتوانایی وفعالیتهای مختلف در زنان است.

به طور کلی زنان متأهل بیش از زنان مجرد به افسردگی مبتلامی‌شوند.همچنین افسردگی در میان مادران جوانی که ناگزیر هستندتمام وقت در منزل و درکنار فرزندان کوچک‌خود باشند،بیشتر رایج‌است.

حداقل ۹۰درصد از تمامی اختلالات مرتبط با غذاخوردن،در زنان‌روی می‌دهد وبه طور کلی یک ارتباط قوی بین اختلالات غذا خوردن وافسردگی وجود دارد.

افسردگی ممکن است زنان را در معرض خودکشی قرار دهد در حالی‌که تعداد بیشتری از مردان نسبت به زنان در نتیجه اقدام به خودکشی‌می‌میرند.اما تعداد زنانی که دست به خودکشی می‌زنند دوبرابر مردان‌است.

فقط یک پنجم از زنانی که از افسردگی رنج می‌برند در پی درمان برمی‌آیند.

تملق وذلت پذیری

امیرالمؤمنین(ع):«از تملق حذر نمائید که باعث غرور بیجای شخص‌مخاطب وذلت متملق می‌شود.» رسول خدا(ص):«بی نیازی به فراوانی ثروت نیست!بی نیازی تنها درروحیة بی نیازی است.» امام حسین(ع):«درخواست از دیگران،فقط در سه جارواست:درمریضی سخت،فقر غیر قابل تحمل،دیه وغرامت طاقت‌فرسا!» امام هادی(ع):«کسیکه خودکم بین وذلیل باشد،از شرش ایمن مباش.»

کینه توزی

رسول خدا(ص):«از لغزش‌های یکدیگر بگذرید وعفو کنید تا کینه های‌بین شما از بین برود.» رسول خدا(ص):«کسیکه زیاد عفو کند،عمرش طولانی خواهد بود وکسیکه عدالتش گسترده است،بر دشمنش پیروز می‌شود.»

رسول خدا(ص):«از جمله کارهایی که مؤمن اگر داشته باشد،از هر دری‌که بخواهد داخل بهشت می‌شود،گذشت و عفوِ قاتل است.» امام محد باقر(ع):«اگر عفو کنی وپشیمان شوی،بهتر است از اینکه انتقام‌بگیری وپشیمان شوی!»

دنیا طلبی

با بررسی آیات الهی درمی یابیم که دنیا کالا ومحل آزمایش وخانة موقت‌ومکان زودگذر وباعث گمراهی بسیاری وهدایت عدة کمی است.

«زندگی دنیا برای کفار زیبا بنظر می‌رسد»[۱]

«زندگی دنیا فقط کالای گول زننده است[۲]

«بگو کالای دنیا کم ولی آخرت برای متقین بهتراست»[۳]

«زندگی دنیا بازیچه وسرگرمی است!»[۴]

«زندگی دنیا مثا آبی است که از آسمان فرومی فرستیم وگیاهان سرسبزمی‌روید اما بعد از مدتی می‌خشکد وبادها آنرا به هرسو می‌کندوخدابرهرچیز تواناست»[۵]

«دنیا مثل بارانی است که محصولش‌ابتدا کشاورزان را از بسیاری‌متعجب می‌کند سپس زرد وخشک می‌شود وبه کاه تبدیل‌می‌گردد.»[۶] «زندگی دنیا شمارا گول نزند.»[۷]

دنیا خانة موقت انسانهاست.خانه‌ای که سعادت وشقاوت اودر همین‌جا مشخص می‌شود.

دنیا برای افراد عاقل ومتفکر وباهوش ،تجارتخانه‌ای است که درآن‌معاملات مهمی را بنفع خود انجام می‌دهند.مال وجان وفرزندان خودرامی دهند ودر مقابل رضایت الهی وبهشت ابدی را بدست می‌آورند.که‌متأسفانه این افراد کم هستند.

ودنیا برای افرادیکه آینده نگر نیستند وفقط وضع فعلی را می‌بینند،تجارتخانه‌ای است که تمام سرمایهای آنهادر این محل از بین می‌رود وجز پرونده‌ای سیاه از اعمال زشت چیزی برای آنها به ارمغان نمی‌آورد.

اگر شیری اگرمیری اگرمورگذربایدکنی آخرلب گور دلارحمی بجان خویشتن کن‌که مورانت نهند خوان وکنندسور«باباطاهر» در دین اسلام از دنیائی که بعنوان هدف باشد، بسیار مذمّت شده‌وعلاقه به دنیا ریشة همة خطاها واشتباهات بشری ذکر شده است.

در قرآن هشدارهای فراوانی در این زمینه به انسانها داده شده است در سخنان بزرگان دین نیز این هشدارها با عبارتهای مختلف بیان شده‌است.

دنیا طلبان زحرص مستند همه‌موسی کش وفرعون پرستند همه هر عهد که با خدای بستند همه‌از دوستی حرص بشکستند همه‌[۸]

آثار زیانبار دنیاطلبی

۱-ثروت اندوزی مایة عذاب می‌شود.

«به کسانیکه طلا ونقره هارا انبار می‌کنند وآنهارا در راه خدا خرج نمی‌کنند،بشارت عذاب دردناک بده.در روز قیامت همین ثروتها بصورت‌عذاب بر پشت وپیشانی آنها فرود می‌آید»«توبه۳۴» ۲-ثروت اندوزی مایة سرگرم شدن واز خدا غافل گردیدن‌است.

«ثروت اندوزی شمارا مشغول کرد تا زمانیکه از دنیا رفتید وشمارا دفن‌کردند.»[۹]

۳-دنیا طلبی باعث زحمت بی پایان،آرزوی دست نیافتنی وامید بی‌حاصل می‌شود ۴-دنیا طلبی عقل را فاسد ودل را از شنیدن حکمت، کر می‌کند.

۵-هرچه ثروت انسان بیشترباشد، حجتهای الهی علیه او در قیامت‌بیشتر است.

۶-دنیا طلبی مانع عبادت واطاعت خداست.

۷-پول وثروت طبق نظر امام رضا(ع)بایکی از اسباب زیر جمع می‌شود:بخل شدید،آرزوی طولانی،حرص زیاد،قطع رابطه فامیلی،ترجیح‌دنیا برآخرت ۸-ریشه‌های لذتهای اصلی دنیا طبق نظر امام باقر(ع)هفت چیز پست‌است:

نوشیدنی‌ها که بهترین آن آب معدنی است که از لابلای خاکها وحشرات‌وفاضلابها بالا آمده وکم کم صاف وزلال می‌شود.

خوردنی‌هاکه بهترین آن عسل طبیعی است که عسل مدفوع زنبوراست.، پوشیدنی که بهترین پوشیدنی ابریشم است که از آب دهان کرم ابریشم‌به عمل می‌آید!، بوئیدنی‌ها که بهترین بوئیدنی مُشک است که از ناف آهو بعمل می‌آید!، شنیدنی‌ها که بهترین آن غنا وطرب است که صدای شیطان می‌باشد.، سواریها که بهترین آن در زمان گذشته اسب وحالا ماشین است که آنهم‌گاهی قاتل صاحبش می‌باشد.، عمل جنسی که از همة لذات برتر است وآنهم‌که مبال اندر مبال است!

۹-اگر کسی بت پرست نباشد ولی دنیاطلب باشد بگفتة ابلیس،همین‌برای گمراهیش کافی است.

۱۰- بفرمایش پیامبر(ص)دنیاطلبی اولین عامل معصیت خدا بوده‌است.

زهر دارد در درون،دنیا چومارگرچه دارد در برون ،نقش ونگار زهر این مار منقش قاتل است‌می‌گریزد زو هر آن کس عاقل است.

در عرف جامعه‌ها کسانی را که دارای ثروت ومکنت هستند زرنگ می‌دانند وگاهی به آنها حسرت می‌خورند.زیرا وضع فعلی وظاهر امر را می‌بینند ولی از عاقبت این افراد خبر ندارند.یکی از افراد بسیار ثروتمند که‌عاقبت بدی پیدا کرد وداستانش درقرآن برای هشدار وعبرت گرفتن‌آدمی آمده است،داستان قارون است.

«قارون ابتدا جزء اصحاب موسی(ع)وپسرعموی او بود.او علم و زیبائی‌وثروت را باهم داشت.ثروت او آنچنان زیاد بود که کلیدهای انبار گنجهای اورا شتران حمل می‌کردند.وقتی درکوچه‌ها با آن شوکت‌وابهت وزینتها حرکت می‌کرد،مردم می‌گفتند:ای کاش ماهم مثل قارون‌بودیم!ولی دنیاطلبی او باعث شد که با موسی(ع)مخالفت کند و علیه‌موسی(ع)توطئه کند وسرانجام دچار قهرالهی شده وبه نفرین موسی(ع)خود وثروتش به زمین فرو رفتند.» «ثعلبه مردی فقیر بود.او از پیامبر خواست که دعا کند تا ثروتمندشود!پیامبر به او هشدار دادکه ثروت برای تو خطرناک است.امّا ثعلبه‌اصرار کرد وپیامبر برایش دعا نمود.طولی نکشید که ثعلبه ثروتمند شدوجزء دامداران گردید.کم کم از نظرجا برای دامهای او در مدینه مشکل‌پیدا شد لذا از پیامبر اجازه گرفت تا به خارج از مدینه برود.

او در خارج از مدینه به زیاد کردن ثروت خود مشغول بود.وقتی‌پیامبر(ص)نماینده‌ای نزد او فرستاد تا زکات گوسفندان اورا بگیرد،ثعلبه امتناع کرد وگفت:چرا پیامبر (ص)سراغ افراد دیگر نمی رودوسراغ من فرستاده است؟ نمایندة پیامبر بادست خالی برگشت.ناگاه آیه‌ای در بارة این امتناع ثعلبه‌وافرادی مانند اونازل شد..که تقریباً از ارتداد ثعلبه خبر می‌داد.وقتی این‌حبر به ثعلبه رسید،گوسفندان خودرا برداشت وبه مدینه آمد وخدمت‌پیامبر رفت وگفت:زکات آورده‌ام!پیامبر فرمود:من نمی‌توانم از تو زکات‌قبول کنم!ثعلبه با شنیدن این مطلب شروع به عجز ولابه کرد ولی‌حضرت زکات اورا قبول ننمود.بعد از رحلت پیامبر،ثعلبه سراغ ابوبکررفت وگفت:من زکات آورده‌ام.ابوبکر گفت:چون پیامبر زکات تورا قبول‌نکرد،منهم نمی‌توانم قبول نمایم.ثعلبه بعدداز مدتی باحسرت دادن‌زکات از دنیا رفت!»

دنیا که دلت زحسرت او زار است

سرتاسر اوتمام محنتزار است

دنیا که از او دل اسیران ریش است‌پامال غمش،توانگر ودرویش است نیشش همه جان گزاتر از شربت مرگ‌نوشش چونکو نگه کنی هم نیشش است[۱۰]

«درسوره فجر چهارمورد دنیاطلبی بعنوان مانع عبادت اشاره می‌کند:

کلاّبل لاتکرمون الیتیم:شما یتیم را اکرام نمی‌کنید!ولاتحّاضون علی‌طعام المسکین:یکدیگر را براطعام مستمندان تشویق نمی‌کنید!وتأکلون‌التراث اکلاً لمّا:ومیراث وارث را جمع کرده می‌خورید!وتحبّون المال‌حبّاً جمّاً:ومال وثروت را بسیار دوست دارید!» «هرگاه قیامت شود،مؤمن فقیر ومؤمن ثروتمند برای سؤال وجواب‌احضار می‌شوند!فقیر می‌گوید:خدایا!برای چه سؤالی باید بایستم؟ به عزتت سوگند!نه حکومتی داشتم تا عدالت یا ستم کنم ونه ثروتی‌بمن دادی تا حق آنرا اداء کرده ویا نکرده باشم!آنچه بمن رزق‌دادی،باندازه کفایت بود نه بیشتر!خداوند جل جلاله می‌فرماید:بنده ام‌راست گفت!راه را باز کنید تابه بهشت برود.اما مؤمن ثروتمند می ماندتااینکه‌آنقدر عرق می‌ریزد که برای سیراب کردن چهل شتر،کافی است .آنوقت به بهشت می‌رود!» «پیامبر(ص):امّتم در دنیا سه دسته‌اند:عده‌ای هستند که جمع آوری‌مال وثروت را دوست نداشته وبه ضروریات راضی هستند.اینها ایمن‌می‌باشند.

دسته دوم از راه حلال مال وثروت جمع کرده وجمع آوری مال رادوست دارند ولی بامالشان صله رحم نمی‌کنند وبه برادران دینی کمک‌نمی‌نمایند وبرادران ایمانی را از حقشان منع می‌کنند. اینهارا اگر خدابخواهد عفو می‌کند والاّبر آنها حجّت اقامه می‌نماید.

دسته سوم از حلال وحرام ثروت اندوزی می‌کنند.واجبات را نمی‌دهندواگر خرج می‌کنند در اسراف وتبذیر است.دنیا بر اینها حاکم است وروزقیامت به جهنم روانه می‌شوند.»

امیرالمؤمنین(ع):«اگر خدا را دوست دارید،محبت دنیارا از دلتان بیرون‌کنید!» امام حسین(ع):«قیمت جمیع دنیا در نزد ولیی از اولیاء خدا ودر نزد اهل‌معرفت مثل قیمت سایه است.»


پانویس

  1. بقره۲۱۲
  2. »آل عمران۱۸۵
  3. نساء۷۷
  4. انعام ۳۲
  5. کهف۴۵
  6. حدید۲۰
  7. لقمان۳۳
  8. ابوسعید ابوالخیر
  9. تکاثر۱
  10. شیخ بهائی‌
بازگشت به کتب منکر اخلاقی