چهل پرسش پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
چهل پرسش پیرامون امر به معروف و نهی از منکر
مشخصات کتاب
Chehel porsesh-asghari.jpg
نویسنده علیرضا اصغری حسامیه
زبان فارسی
ناشر زمزم هدایت
محل انتشارات قم
شابک 0-10-2854-964-978
دانلود PDF

مقدمه

به تعبیر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم، مردم یک جامعه مانند افرادی هستند که در یک کشتی سوارند و کسی که منکری انجام می‌دهد، مانند فردی است که این کشتی را سوراخ می‌کند. پس باید همه افراد کشتی، برای حفظ خویش از خطر غرق شدن، جلو آن فرد را بگیرند.

آری؛ یک جامعه آن هنگام سالم و در امنیت است، که همه مردم در قبال منکرات جامعه احساس مسئولیت کنند؛ و از شیوع منکرات و سبک شمردن معروفات جلوگیری نمایند.

بر اساس همین امر، یعنی سالم ماندن جامعه از انحراف و غرق نشدن انسانها در رذائل، خداوند امر به معروف و نهی از منکر را بر هر فرد از جامعه واجب و لازم کرد.

صحبت در باب امر به معروف و نهی از منکر فراوان است، اما آنچه در این مجموعه آمده است، ۴۰ سؤال پیرامون این فریضه الهی است که سعی شده با پاسخ‌های خلاصه و روان، به حضور شما ارائهگردد و عزیزانی که تمایل دارند بیشتر در این باب تحقیق کنند، به کتابهای منبع ارجاع می‌دهیم.

در اینجا لازم است به نوبه خود، از همه عزیزانی که در احیاء این دو فریضه الهی تلاش می‌کنند، صمیمانه تشکر و سپاس گزاری نمایم.

امیدوارم سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز قیامت از همه آمرین به معروف و ناهیان از منکر شفاعت کند. انشاء الله.

قم المقدسه – علی رضا اصغری حسامیه

پرسش‌ها ۱

۱– معروف و منکر چیست

معروف به کار‌های خوب و پسندیده‌ای گویند که از نظر شارع مقدس، یعنی خداوند تأیید شده، و از ما خواسته شده آن را بجا آوریم و همچنین از سوی عقل سالم نیز تأیید شده و قابل اجرا است؛ و نقطه مقابل معروف، یعنی کار‌های زشت و ناپسندی که شارع مقدس و عقل سالم، ما را از انجام آن باز می‌دارند، منکر گویند.

۲ – امر به معروف و نهی از منکر به چه معنا است؟

امر کردن مردم و تشویق بر انجام کار‌های خوب و پسندیده را امر به معروف و بازداشتن مردم و نهی آنها از کار‌های زشت و ناپسند را نهی از منکر گویند.

۳ – حکم شرعی امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

در فقه عبارتی داریم که علماء می‌فرمایند: (امر خداوند دال بر وجوب است ) یعنی هر کاری را که خداوند به آن دستور داده باید به جا آورده و انجام دهیم.

امر به معروف و نهی از منکر هم از مواردی است که خداوند دستور داده آن را انجام دهیم، پس واجب است و باید در انجام آن تلاش کنیم.

۴ – آیا امر و نهی در امور مستحب و مکروه هم لازم و واجب است؟

بنابر فتوای علماء ومراجع امر نمودن در امور واجب و بازداشتن از امور حرام، واجب است، ولی امر به معروف در امور مستحب و نهی از مکروهات، مستحب است نه واجب.

۵ – آیا بین توحید و امر به معروف ونهی از منکر، رابطه‌ای وجود دارد؟

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: (کلمه لا اله الا الله عذاب الهی را ازانسان دور می‌کند به شرط آنکه این کلمه مورد تحقیر و استخفاف قرار نگیرد )

مردی از پیامبر سؤال کرد: (چگونه ممکن است کلمه توحید مورد استخفاف قرار گیرد ؟)

فرمود: (اگر گناهان علنی انجام گیرد و کسی گناهکار را نهی نکند و او را تغییر ندهد، به توحید اهانت شده است ) (۱)

پس ترک نهی از منکر، اهانت به اولین دستور فلاح و رستگاری، یعنی توحید است.

۶ – آیا بین نبوت و امر به معروف رابطه‌ای وجود دارد؟

در سوره اعراف، در شرح وظایف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خوانیم:

(مردم را امر به معروف ونهی از منکر می‌کند) (۲)

چه معروفی از یکتا پرستی خداوند مهم تر و چه منکری از اطاعت طاغوت بدتر است؟ در قرآن می‌خوانیم، وظیفه تمام پیامبران نسبت به مردم، دعوت به بندگی خدا و دوری دادن از طاغوت است. (۳)

پس می‌توان گفت اولین وظیفه همه پیامبران، امر به معروف و نهی از منکر بوده، و کسی که امر به معروف کند، در واقع کاری پیامبر گونه انجام می‌دهد.

۷ – آیا امر به معروف ونهی از منکر واجب کفایی است یا واجب عینی؟

واجب کفایی، یعنی در صورتی که عده‌ای انجام دهند از بقیه افراد ساقط است، مانند نماز میت، همین که عده‌ای بر میت نماز خواندند کافی است و لازم نیست بقیه این کار را انجام دهند.

واجب عینی، یعنی بر همه واجب است و با انجام دادن چند نفر از بقیه رفع تکلیف نمی‌شود، مانند نماز‌های واجب روزانه، یعنی هر کس باید خودش نماز صبح و ظهر و ... بخواند و خواندن بقیه دلیلی برای نخواندن ما نیست.

اما امر به معروف و نهی از منکر:

واجب امر به معروف و نهی از منکر دو مرحله دارد:

۱ – وجوب عینی: اولاٌ برهمه افراد واجب است معروف ومنکر را بشناسند، تا خودشان مرتکب منکر و ترک معروف نشوند و بتوانند دیگران را هم از منکر باز داشته به معروف امر کنند، چون اگر ندانند احتمال آن است که به منکر امر کنند و از معروف باز دارند.

ثانیاٌ: بر همه واجب است مراقب نوع افراد جامعه و خودشان باشند تا در صورت مشاهده منکر از سوی افراد جهت رفع آن اقدام کرده و در جهت سالم سازی جامعه بکوشند.

۲ – وجوب کفایی: امر به معروف ونهی از منکر یکی از تکالیف اجتماعی است که در برخی موارد با همت و اقدام یک یا چند نفر انجام می‌پذیرد و از دیگران ساقط است. از آنجا که موضوع بحث ما موارد و مصادیقی است که هر کدام از ما در روزمره خودمان با آنها بر خورد می‌کنیم، لذا در این موارد اقدام گروهی کفایت می‌کند، ولی اگر اقدام گروهی کافی نبود، ما هم باید اقدام کنیم؛ و در هر صورت بهتر است در صورت مشاهده منکر و اقدام گروهی، ما هم اقدام کنیم تا برای رفع تکلیف از ذمه خودمان یقین کرده باشیم.

۸ – مگر خداوند نمی‌فرماید «از میان شما باید گروهی باشند که امر به معروف و نهی از منکر کنند» (۴)، پس چرا در احکام امر به معروف می‌گویند وظیفه همه مردم است و حال آنکه خدا می‌فرماید با ید یک گروه خواص باشند نه همه؟

اینکه خدا می‌فرماید گروهی باید باشند تا امر به معروف کنند منظور این نیست که دیگران این کار را نکنند، بلکه به این گروه حساب ویژهای می‌دهد، یعنی باید یک عده باشند از قدرت و امکانات خاصی بر خوردار باشند و جلوی منکرات را بگیرند. برای مثال: اگر ماشینی در خیابان یک طرفه بر خلاف مسیر حرکت کند، دو وظیفه وجود دارد: یکی وظیفه عمومی رانندگان است که تخلف او را با بوق و چراغ به او بفهمانند، و یک وظیفه‌ای هم پلیس دارد که او را جریمه کند؛ و نکته دوم اینکه چنانچه در مراحل امر به معروف آمده، برخی مراحل را همه باید انجام دهند مثلاٌ تنفر قلبی و اظهار با زبان و چهره و ... اما برخی مراحل که به درگیری و ... نیازمند است مختص گروه ویژه‌ای است که قرآن می‌فرماید آن گروه این چنینی هم باید باشند.

۹ – چرا امر به معروف و نهی از منکر وظیفه مردم است، بهتر نبود این تکلیف فقط متوجه مسئولین جامعه می‌بود و از مردم ساقط می‌شد؟

اولاً: این وظیفه همه است، هم مسئولین و هم مردم و حتی در برخی روایات تأکید شده کسانی که قدرت بیشتری دارند، وظیفه سنگین تری هم دارند.

ثانیاً: وقتی گناه در جامعه زیاد شود و برای مردم قبح و زشتی گناه از بین برود مسئولین نمی‌توانند کاری انجام دهند.

مقام معظم رهبری در این باره چه زیبا می‌فرمایند: (وقتی در جامعه گناه منتشر شود و مردم با گناه خوبگیرند و عادت کنند، آن وقت اگر کسی در رأس جامعه هم بخواهد مردم را به خیر و صلاح و معروف و نیکی سوق بدهد، کارش با مشکل مواجه خواهد شد.

نمی‌تواند و یا به آسانی نمی‌تواند، و با صرف هزینه فراوان مجبور است این کار را انجام دهد، این وقتی است که فساد در جامعه رایج بشود، یکی از موجبات ناتوانی و ناکامی امیر مؤمنان (علیه السلام) با آن قدرت و عظمت در ادامه این راه، که بالاخره به شهادت آن بزرگوار هم منجر شد، همین بود. این روایت تکان دهنده‌ای است که می‌فرماید: (باید امر به معروف و نهی از منکر را میان خودتان اقامه کنید و رواج بدهید، اگر نکردید، خداوند اشرار را، بد‌ها را، فاسد‌ها را، واسطه‌ها را بر شما مسلط می‌کند. یعنی زمام امور و کشور به مرور خواهد افتاد دست امثال حجاج ابن یوسف، همان کوفه‌ای که امیرالمؤمنین در رأس آن قرار داشت و در آنجا امر و نهی می‌کرد و در مسجدش خطبه می‌خواند، همان کوفه به خاطر ترک امر به معروف ونهی از منکر به مرور، رسید به آنجا که حجاج ابن یوسف ثقفی آمد، در همان مسجد ایستاد و خطبه خواند )

پس بهتر است مردم قبل از آنکه زشتی گناه از بین برود، به مقابله با آن بر خیزند و از مسئولین هم بخواهند که در اجرا و احیای این دو فریضه جدیت به خرج دهند و هر جا لازم به برخورد قانونی بود مسئولین را مطلع نمایند تا برخورد قانونی با خلافکار، از سوی مجریان قانونی صورت گیرد.

ثالثاً: در برخی موارد باید خود مسئولین را امر به معروف ونهی از منکر کرد، اگر تکلیف امر و نهی را از مردم برداریم به مسئولین چه کسی تذکر دهد؟

رابعاً: در برخی موارد، نهی از منکر یا امر به معروف یک نفر از مردم، تأثیر بهتر و عمیق تری دارد از برخورد قانونی یک مسئول.

۱۰ - معمولاً واجب شدن یک تکلیف، شرایط خاصی دارد؛ مثلاً حج از واجبات دین مبین اسلام است، اما در صورتی که فرد مستطیع باشد، یعنی پولدار باشد، قدرت و امکان سفر حج باشد و امثال این شرایط، آیا امر به معروف و نهی از منکر هم برای واجب شدن، شرایطی دارد؟

امر به معروف ونهی از منکر هم برای واجب شدن شرایطی دارد که ذکر می‌کنیم، یعنی با بودن این شرایط امر ونهی واجب است، و ترک آن، گناه محسوب می‌شود:

۱ – کسی که می‌خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، باید خودش معروف و منکر را بشناسد، یعنی بداند این کار حرام است یا واجب، مستحب است یا مکروه، تا به اشتباه امر به منکر و نهی از معروف نکند.

۲ – بداند که شخص معصیت کار قصد دارد، معصیت خود را تکرار کند، پس اگر بداند یا احتمال دهد که تکرار نمی‌کند، واجب نیست.

۳ – باید صدور منکر و ترک معروف احراز شده باشد از طریق شرعی، پس احتمال و گمان به ترک معروف و انجام منکر و یا تفحص و جستجو از احوال مردم سبب وجوب نمی‌شود.

۴ – احتمال تأثیر در امر و نهی بدهد، بنابر این اگر بداند در موردی امر و نهی او هیچ گونه اثری ندارد و در نتیجه چیزی از هدف اصلی امر و نهی بدست نمی‌آید در این صورت امر به معروف و نهی از منکر واجب نمی‌شود. (۵)

۵ – ضرر مالی و جانی نداشته باشد، پس اگر در مواردی گمان برد که از امر و نهی او ضرر مالی و جانی، متوجه او یا یکی از مسلمین خواهد شد، وجوب این فریضه ساقط می‌شود، یعنی امر ونهی در این صورت واجب نیست.

تذکر :البته در صورتی که اصل اسلام و قرآن در خطر نباشد، چون در این صورت جان فشانی لازم و واجب است، صحبت ما در مورد منکراتی است که در جامعه ماست و خیلی بزرگ نیست به مانند مورد فوق، و اگر ضرر مالی قابل توجه نباشد، شایسته نیست مؤمنین ترک این دو فریضه کنند.

پرسش‌ها ۲

۱۱ – اینکه ما باید در جامعه امر به معروف یا نهی از منکر نماییم، ریشه عقلی دارد یا دلیل شرعی؟

برخی از علماء و فقها فرموده‌اند: وجوب امر به معروف و نهی از منکر عقلی است، یعنی عقل آنرا واجب می‌داند، و آنچه در روایات آمده درباره ترغیب به این دو عمل آمده و جنبه تأکید حکم عقل را دارد؛ و در مقابل، برخی علماء و فقها قائل هستند به اینکه وجوب آن از سوی خداوند است؛ و عده‌ای از علماء نیز بین این دو قول جمع کرده‌اند به اینکه، اصل امر به معروف و نهی از منکر از سوی عقل است ولی حدود، مراتب و مراحل آن از سوی خداوند تعیین شده، گاهی واجب و گاهی مستحب.

کوتاه سخن اینکه: صرف نظر از این مباحث، اصل مطلب روشن است و همانگونه که گفتیم، از دیدگاه قرآن و سنت واجب است و خصوصیات آنرا هم بیان نموده است.

کدام عقل است که سکوت در مقابل خطر و انحراف را پسندیده و آنرا محکوم نکند ؟!

کدام عقل است که راهنمایی، دلسوزی و تشویق به کار خیر و جلوگیری از مفاسد را لازم نداند؟ !

از آنجا که دین مبین اسلام مطابق عقل و فطرت است، می‌توان گفت تمام آیات و روایات، امر به معروف ونهی از منکر ما را به همین قضاوت روشن عقل ارشاد می‌کنند.

۱۲ – آیا امر به معروف و نهی از منکر در جوامع غیر مسلمان هم رایج است؟

از آنجا که مسأله امر به معروف و نهی از منکر یک مسأله غریزی و فطری است، مخصوص مسلمانها نیست، بلکه در جوامع غیر مسلمان هم چنین کاری صورت می‌پذیرد. تمام پدران و مادران در طول تاریخ فرزندان خود را به کارهایی واداشته و از کارهایی هم نهی می‌نمایند، بنابر این مسأله امر و نهی و تشویق و هشدار، ریشه در درون هر انسانی دارد و مخصوص به زمان، مکان، نژاد، منطقه و گروه خاصی نمی‌شود، شاید بین معروف‌ها و منکرها تفاوتی باشد، اما اصل قضیه در همه جا رایج است، حتی در حیوانات هم امر و نهی و مدد رسانی سابقه دارد.

در قرآن می‌خوانیم: (همینکه مورچه‌ای دید حضرت سلیمان با لشگرش در حرکتند، فریاد زد و به دیگر مورچه‌ها گفت: به لانه‌های خود بروید تا پایمال لشگر سلیمان نشوید )(۶) و یا هدهد سلیمان که از انحراف مردم سرزمین سبا، که خورشید پرست بودند نه یکتا پرست، نزد سلیمان شکایت کرد .(۷)

پس اگر گفته شود، انسان بی تفاوت، از حیوان پست تر است، سخن گزافی نیست.

۱۳ – مراتب امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

برای امر به معروف و نهی از منکر مراتبی است، و جائز نیست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرحله پایین به مراتب دیگر عمل شد: مرتبه اول: با معصیت کار طوری برخورد شود که بداند بخاطر معصیت او چنین بر خوردی با او صورت می‌گیرد. مثلاً با چهره عبوس با او ملاقات کند، یا ترک رفت و آمد با معصیت کار نماید و امثال اینگونه رفتارها.

مرتبه دوم: اگر مرحله قبل اثر نکرد باید با موعظه و نصیحت و بیان خطای او با او برخورد کرد و اگر تشدید در گفتار لازم بود به مقدار لزوم باید گفتار را شدت داد و تحدید بر مخالفت نمود.

مرتبه سوم: اگر مراحل قبل مؤثر نبود و نیاز بود برای رفع منکر به زور و جبر متوسل شد باید این کار را انجام دهد اما از مقدار لازم فراتر نرود.

۱۴ – آیا در شرایط فعلی که نیروهای سازمان یافته دولتی برای برخورد قانونی با گنهکار به صورت قانونی فعالیت می‌کنند، باز هم ما می‌توانیم نسبت به گنهکار برخورد شدید و ضرب و شتم داشته باشیم؟ یا بسپاریم به مأمورین دولتی؟

بهترین پاسخ برای این سؤال جملاتی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب را نقل می‌کنم، ایشان می‌فرمایند: (در مواردی که نظام و قانون و حاکم اسلامی است و نسبت به معروف و منکر اهتمام دارند، وظیفه عموم مردم تذکر با زبان است. اقدامات بالاتر و برخوردهای انقلابی به گردن دولت است، ولی ما باید به دولت اسلامی اطلاع دهیم و آمادگی خودمان را برای حمایت اعلام کنیم )

۱۵ – آیا باید تمام مراحل امر به معروف و نهی از منکر یعنی قلب و زبان و دست باید انجام گیرد تا رفع تکلیف شود یا یک مرحله آن هم کافی است؟

نفرت قلبی از منکر و علاقه به شیوع معروف در قلب همه باید باشد، اما مورد زبان و دست، اگر با بیان به تنهایی رفع منکر و عمل به معروف ممکن است، کافی است ولی اگر نیاز بود از مرحله سوم استفاده شود ولی لین کار صورت نگیرد باید گفت به شایستگی انجام داده نشده، حضرت مولا علی در این باره می‌فرمایند:

گروهی منکر را با دست و زبان و قلب انکار می‌کنند، آنان تمام خصلت‌های نیکو را در خود گرد آورده‌اند، گروهی دیگر منکر را با زبان و قلب انکار می‌کنند، اما دست به کاری نمی‌برند (در جایی که نیاز است) پس چنین کسی دو خصلت از خصلت‌هایی نیکو را فرا گرفته و یکی را نابود کرده است اما گروهی منکر را تنها با قلب انکار می‌کنند و با دست و زبان خویش اقدامی ندارند، این گروه دو خصلت را که شریف تر است تباه ساخته و یک خصلت را به دست آورده‌اند؛ و بعضی دیگر منکر را با زبان و قلب و دست رها ساخته‌اند که چنین کسانی مرده‌ای میان زندگان هستند.

۱۶ - امر به معروف مقدم است یا نهی از منکر؟

امر به معروف بر نهی از منکر مقدم است، اگر راه معروف‌ها باز شود زمینه برای منکر کم می‌گردد، در قرآن کریم نیز اول امر به معروف ذکر شده سپس نهی از منکر، «تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» .(۸)

پس امر به معروف خودش نهی از منکر است، سوق دادن به معروف به نوعی بازداشتن از منکر است. البته باید توجه داشت که سفارش به خوبی‌ها بدون مبارزه با فساد، کم نتیجه و کم اثر است.

۱۷ – به طور کلی امر به معروف و نهی از منکر چه اثرات ویژه‌ای دارد؟

نشانه عشق انسان به مکتب است.

نشانه عشق به مردم است.

نشانه تعهد و علاقه به سلامتی جامعه است.

نشانه تولی و تبری است.

نشانه فطرت بیدار است.

نشانه حضور و غیاب واجبات است، چرا نماز نخواندی؟ و ... .

ضامن اجرای واجبات و ترک محرمات است.

تشویق نیکو کاران در جامعه است.

تذکر و آگاه کردن افراد جاهل است.

تلخ نمودن کام خلافکاران است.

گاز و ترمزی است که ماشین جامعه را هدایت می‌کند.

نشانه حضور در جامعه است.

نشانه غیرت دینی و احساس مسئولیت است.

نشانه آن است که مشکلات مردم را مشکل خود می‌دانیم.

نشانه رسیدن به رشد است.

در قرآن در کنار ایمان به خدا قرار گرفته. (۹)

۱۸ – چرا نسبت به امر به معروف و نهی از منکراین همه تأکید شده؟ اگر امر به معروف و نهی از منکرنباشد چه اتفاقی می‌افتد؟

اولاً: اگر از امر به معروف و نهی از منکر خودداری شود رفته رفته دامنه گناهان و معاصی توسعه پیدا کرده رشته اجتماعی بشر از هم گسیخته خواهد شد، و مفاسد و معایب بزرگ تولید می‌گردد، همانگونه که اگر یکی از اعضای بدن از انجام کار خود باز ماند، سایر اعضاء نیز در انجام وظیفه در رنج و تعب می‌افتند و اگر عضو مریض معالجه نشود، بسا همان عضو تمام پیکر را از پای درآورد، پیامبر اعظم نیز جامعه را به طائفه‌ای تشبیه کرده که سوار کشتی شدند و یکی از آن‌ها با تبری – یا میخی – قسمتی از جایی که در آن نشسته را سوراخ می‌کند و دیگران او را از این کار باز می‌دارند، در جواب می‌گوید: من در مکان خودم تصرف می‌کنم و به شما کاری نیست. اگر دیگران این عذر را بپذیرند همه غرق خواهند شد و اگر عذر او را نپذیرند، هم خودشان و هم آن شخص نجات خواهد یافت.

ثانیاً: امر به معروف و نهی از منکر محیط را برای تربیت افراد صحیح و لایق مساعد می‌کند و مادام که بشر به وجود افراد صالح محتاج است به امر به معروف و نهی از منکر هم محتاج است.

۱۹ – فضیلت افرادی که امر به معروف می‌کنند بر افرادی که این فریضه را ترک می‌کنند به چیست؟

۱ – ترک امر به معروف و نهی از منکر نشانه پستی افراد است.

امام باقر (علیه السلام): (بد قومی هستند، قومی که بر امر به معروف و نهی از منکر عیب می‌گیرند و آن را بی ارزش می‌دانند )

۲ – ترک کننده امر به معروف و نهی از منکر در ردیف مشرکان قرار دارد و در نزد خداوند مبغوض است.

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم): «ترک امر به معروف و نهی از منکر – پس از شرک به خدا و قطع صله رحم – مبغوض‌ترین عمل نزد خداوند است .»

۳ – کسانی که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند، در ردیف مرده‌ها قرار دارند.

مولا علی (علیه السلام): «گروهی نه به زبان و نه با دست و نه با قلب، نهی از منکر نمی‌کنند، اینها در حقیقت مردگانی در میان زندگان هستند.»

۴ – ترک امر به معروف و نهی از منکر دشمنی با خداوند است.

امام صادق (علیه السلام): «خداوند حتما دشمن دارد مؤمن ضعیف النفس را که عقل ندارد و آن کسی است که نهی از منکر نمی‌کند .»

۵ - امر به معروف و نهی از منکر نشانه تسلیم خداوند بودن است و اینکه دوست داریم دیگران هم تسلیم و مطیع خداوند شوند.

امام باقر (علیه السلام): «وای به حال ملتی که با امر به معروف و نهی از منکر تسلیم خدا نمی‌گردند.»

۶ – آمرین به معروف و ناهیان از منکر بهترین امت هستند.

قرآن کریم می‌فرماید: «شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شدید، (چون) امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایید و به خدا ایمان می‌آورید .»

۷ - به فرموده روایات امر به معروف و نهی از منکر حتی از جهاد در راه خدا مهمتر است، زیرا جهاد در تمام عمر یکی دوبار صورت می‌گیرد ولی این واجب الهی هر شب و روز در برابر چشم مردم جلوه گری می‌کند. پس امر کننده به معروف از مجاهد در راه خدا گرامی تر است.

۸ – در اهمیت امر به معروف و نهی از منکر همین بس که حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) فرمود: هدف من از رفتن به کربلا، امر به معروف و نهی از منکر است. پس امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر، اقتدا کننده به امام حسین و ادامه دهنده راه آن بزرگوار است.

۲۰ – شما می‌گویید یکی از اثرات امر و نهی حفظ ایمان مردم است اما برخی اعتقاد دارند اگر ایمان انسان درست باشد، هر چه هم منکرات در جامعه زیاد شود به ایمان او آسیبی نمی‌رسد، پس دلیلی ندارد با منکرات مخالفت کند؟

باید به این مطلب توجه داشت که محیط و جامعه در گرایش‌های فکری و اخلاقی افراد اثر می‌کند. به نمونه‌های زیر که از قرآن کریم است توجه فرمائید:

۱ – در تاریخ بنی اسرائیل می‌خوانیم: «همین که با معجزه موسی (علیه السلام) از رود نیل گذشتند، گروهی بت پرست را دیدند، فوراً تحت تأثیر قرار گرفتند و از حضرت موسی خواستند که برای آنها بت قرار دهد تا گردش عبادت کنند .» (۱۰)اگر در جامعه بت باشد، بت پرست هم پیدا می‌شود، لذا باید جامعه را پاکسازی کرد.

۲ – موسی به سامری گفت: «به خدا سوگند که گوساله طلایی تو را آتش می‌زنم و خاکسترش را به دریا می‌ریزم .»(۱۱)

شاید برخی تصور کنند این همه طلا را خرد کردن و به دریا ریختن اسراف است، ولی باید توجه داشت که موسی این کار را نمود تا اثری از آن گوساله باقی نماند که فردا عده‌ای به دیده مقدس به آن بنگرند و خاطره گوساله پرستی زنده شود، موسی این طلاها را فدای حفظ اعتقاد مردم نمود و راهی جز آن نبود.

۳ – حضرت ابراهیم (علیه السلام) تبری به دست گرفت، وارد بت کده شد و همه بت‌ها را شکست، سپس تبر را به دوش بت بزرگ آویخت، آن هم از این جهت که هدفی را دنبال می‌کرد و گرنه آن را هم نابود می‌کرد. (۱۲)

اگر وجود بت‌ها به ایمان مردم ضرر نمی‌زد و مانع خدا پرستی نمی‌بود، ابراهیم چنین کاری نمی‌کرد.

۴ – منافقان مدینه با وجود مسجد پیامبر، مسجد دیگری ساختند تا در سایه نام مسجد نیروهای خود را تمرکز دهند و با دشمنان خارجی ارتباط بر قرار کنند، رسول خدا پس از بازگشت از جنگ تبوک مردم را برای خراب کردن آن مسجد که مرکز نفاق بود بسیج کردند.

از این چهار نمونه قرآنی نتیجه می‌گیریم برای اجرای نهی از منکر باید ابتدا مراکز و انسانهای فتنه خیز را از جامعه حذف کرد.

پرسش‌ها ۳

۲۱ - امر به معروف و نهی از منکر نسبت به افرادی که اصلاً ایمان ندارند و فطرت پاک انسانیت را از دست داده‌اند و دنبال بندگی خدا نیستند، چه فایده‌ای دارد؟

امر به معروف و نهی از منکر نسبت به چنین افرادی که بی ایمانند و به رعایت آداب و قوانین مقید نیستند و ملاحظه و حسابی در کارها ندارند نیز لازم و ضروری است، این طایفه را باید با امر به معروف و نهی از منکر محدود نمود و وادارشان ساخت که از آداب و حدود و قواعد، تبعیت نموده احترام نمایند.

اگر از امر و نهی اینگونه افراد خودداری شود کم کم دامنه گناه بسیار شده و عده زیادی به آنها ملحق خواهند شد.

۲۲ – چگونه است که با وجود این همه مصالح و فوایدی که برای امر به معروف و نهی از منکر هست و همه هم می‌دانند، باز شاهد هستیم در ادای این فریضه مسامحه و کوتاهی می‌شود؟ علت چیست؟

عوامل بسیاری در کوتاهی ما نقش دارد که اهم آن عبارتند از:

اول: «ضعف ایمان»، که علت العمل این بی اعتنائی و بیشتر بد بختی‌های ماست.

ضعف ایمان، قدرت و شجاعت اخلاقی را از انسان دور کرده و او را تحت نفوذ و مرعوبیت از قدرتهای موهومه و اعتبارات ظاهریه خوار و زبون می‌سازد. بی ایمانی به خدا، انسان را نسبت به مخلوق ضعیف، متملق می‌سازد تا برای خوشامد اشخاص چاپلوسی کند و از ادای تکلیف خودداری نماید.

دوم: «طمع»، برخی افراد برای طمعی که به مال یا استفاده از مقام اشخاص دارند، به خیال آنکه اگر فلان شخص را امر به معروف کنند از مال او یا ریاست او بی بهره می‌مانند، در ادای این وظیفه سهل انگاری روا داشته و از امر به معروف خودداری می‌کنند.

سوم: «ترس و خوف بی مورد»، در جایی که واقعاً مفسده‌ای قابل توجه باشد، ترک امر به معروف جایز است اما گاهی عده‌ای برای این تکلیف در موارد ساده و خالی از مفسده به تصورات واهی در پیش خودشان مفسده و ضرر ساخته و به خیال خود عذری برای ترک آن آورده‌اند و حتی گاهی این مردم ترسو به دیگرانی که امر به معروف می‌کنند اعتراض نموده و آنها را احساساتی و بی فکر می‌شمارند.

چهارم: نداشتن قوه تحمل و برد باری و مدارا کردن با مردم و نداشتن استقامت و پشتکار، از دیگر علل ترک این تکلیف است. به طوری که این افراد در اولین پیش آمدی که مورد تمسخر و استهزاء و آزار و اذیت اندکی از سوی جهال شود عقب نشینی می‌کنند و حال آنکه قرآن می‌فرماید: همه پیامبران و انبیاء مورد تمسخر و استهزاء قرار گرفتند ولی موقعیت خود را حفظ کرده و دعوتشان را ترک نکردند.

پنجم: «امروز بگوییم، فردا چه می‌شود ؟»

برخی امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند و می‌گویند: بر فرض ما امروز جلوی فساد را بگیریم، باز فردا فساد خواهد کرد.

این حرف مثل آن است که بگوئیم: «اگر امروز منزل و حیاط را جارو بکنیم، باز فردا کثیف خواهد شد .»

ششم: «برخی گویند: کار از این حرف‌ها گذشته، باید فکر اساسی کرد .»

این نیز یکی از حیله‌های شیطان است، درست مانند کسی که تشنه‌ای را می‌بیند و می‌تواند به او کمی آب رسانده از مرگ نجاتش دهد، ولی این کار را نمی‌کند و می‌گوید: باید فکر آب رسانی کلی و آب بهداشتی سراسری باشیم .»

البته، فکر اساسی و تصمیم کلی، حرف منطقی است ولی این تفکر نباید بهانه ترک امر به معروف و نهی از منکر شود.

۲۳ – گاهی انسان امر به معروف یا نهی از منکر می‌کند، ولی مردم اعتنایی نمی‌کنند، در این صورت چه باید کرد؟

اولاً: باید بدانیم که رسیدن به اهداف، به طور کلی نیاز به اجبار دارد، اما خداوند چنین نخواسته و در قرآن آیات زیادی داریم که می‌فرماید: اگر خداوند بخواهد می‌تواند همه مردم را با اجبار در راه حق قرار دهد .(۱۳) ولی نیت خدا بر آزاد گذاشتن مردم است (۱۴)بنابر این شما فقط حق دارید گوشزد کنید و معنای تذکر شما، قبول حتمی مردم نیست.

ثانیاً: کسانی که مدت‌ها در راهی سیر کرده‌اند، یک دفعه نمی‌تواند از راه خود دست بردارند پس باید به مردم فرصت داد.

ثالثاً: گاهی تذکر در زمان و شرایطی قرار می‌گیرد که فرد حساسیت دارد و باید صبر کنیم تا حساسیت او از بین برود و یا ممکن است به شیوه‌ای سخن حق را نشنود ولی اگر روش را عوض کنیم او بپزیرد.

رابعاً: نتیجه امر به معروف و نهی از منکر تنها توجه مردم نیست، ممکن است مردم بی اعتنایی کنند، ولی پاداش ما نزد خداوند محفوظ است.

۲۴ – آیا در امر به معروف و نهی از منکر باید تدابیر عملی اندیشید و دنبال شیوه‌ای بود که بهتر اثر می‌کند یا نه به هر طریقی شد باید نهی از منکر کرد؟

باید اعتراف کنیم، چیزی که بیش از هر چیز دیگر در باب امر به معروف مورد غفلت قرار گرفته دخالت منطق است در این کار.

در کار امر به معروف و منکر باید تدابیر عملی اندیشید و باید دید چه نوع عملی مردم را نسبت به فلان کار نیک تشویق می‌کند و مردم را از فلان عمل زشت باز می‌دارد.

یک مثال واقعی

شهید مطهری در جلد ۲۰ کتاب مجموعه آثار نقل می‌کند (۱۵)

چندی پیش در یکی از روزنامه‌ها خواندم که نوشته بود:

چند سال پیش در یکی از شهر‌های کوچک واقع در فیلادلفیا (آمریکا) زن‌ها مبتلا به قمار بازی شدند، ابتدا کشیش‌ها و روز نامه نویس‌ها و خطبا و فصحا تا توانستند راجع به بدی قمار گفتند و نوشتند ولی اثر نکرد، تا آنکه شهردار محل به فکر افتاد باشگاه و نمایشگاه هنری زنانهبه پا کند و سرگرمی‌های مناسب در آنجا فراهم کند از قبیل نمایش بچه‌های چاق وتندرست و جایزه دادن به مادران کاردان و از قبیل کارهای دستی و غیره که مردم را سر ذوق می‌آورد، دو سه سالی از این جریان گذشت که زن‌های آن شهر به کلی قمار را فراموش کردند.

این را می‌گویند چاره علمی و تدبیر عملی، این معنای دخالت دادن منطق و تدبیر است در مبارزه با منکرات.

۲۵ – عوامل موفقیت در امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

۱ – یادگیری راه و رسم صحیح و مناسب در امر به معروف و نهی از منکر، قبل از هر اقدام باید اندیشه کرد وشیوه صحیح را با توجه به ویژگی‌های فرد گنهکار و نوع خطا پیدا نمود.

برای مثال در برخورد با گناهی که از او سر زده است، پیرامون این سؤالات باید فکر کرد:

اقدام فردی کافی است یا اقدام دوستان و دیگران هم لازم است؟

ارشاد زبانی لازم است یا اقدام عملی؟

از تشویق بهره ببریم یا تنبیه؟

۲ – اهمیت دادن به پیشگیری

از نظر فقه اسلامی، از زمانی که آثار و علامت‌های وقوع جرم را مشاهده می‌کنیم وظیفه امر به معروف و نهی از منکر به عهده ما خواهد بود. حضرت امام (ره) در تحریر الوسیله می‌فرمایند:

اگر شخص بداند که فردی تصمیم به انجام کار حرامی دارد و احتمال دهد که – نهی از منکر – تأثیر دارد، واجب است نهی از منکر کند .(۱۶)

۳ – ریشه یابی و از بین بردن زمینه‌های منکرات

شناسایی عوامل بروز فساد و در ابعاد گوناگون فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و از بین بردن آنها، راه صحیح مبارزه با فساد است.

در بررسی عوامل و علل بروز منکرات پیش از همه شاهد این عوامل هستیم: جهالت و نادانی، ضعف ایمان، بی بصیرتی، بی کاری، دوستان نا اهل، بی عدالتی و تبعیض، فقر و تنگدستی.

به عنوان مثال: یکی از منکراتی که همیشه در جامعه روح مؤمنان را می‌آزارد، فحشاء و رابطه نا مشروع زن و مرد است. راه اصولی مبارزه با این منکر رواج دادن فرهنگ ازدواج و فراهم آوردن امکانات لازم برای سامان دادن به افراد مجرد است.

۴ – استفاده از روش‌های غیر مستقیم

روش غیر مستقیم یعنی بدون اینکه فرد را مخاطب قرار دهیم، در لابلای گفتار به او تفهیم می‌کنیم که فلان کار معروف و پسندیده است و بدون اینکه متوجه شود خودش مخاطب است از فردی که آن وظیفه واجب را انجام داده تعریف می‌کنیم.

نمونه استفاده از این روش شیوه امام حسن و امام حسین (علیه السلام) است که وقتی شاهد بودند پیر مردی وضوی اشتباه می‌گیرد، مستقیماً به او تذکر ندادند بلکه از او خواستند تا در میانشان داوری کند که کدام وضو صحیح است، امام حسن و امام حسین (علیه السلام) هر دو وضو گرفتند، پیر مرد گفت: وضوی هر دوی شما صحیح است، و این وضوی من بود که اشکال داشت.

به این صورت آن دو بزرگوار در خردسالی، پیر مردی را بدون اینکه خجالت بدهند و تحقیرش کنند و یا مستقیم تذکر دهند، به اشتباهش واقف نمودند.

امام علی (علیه السلام) می‌فرماید:

لغزش عاقل را با کنایه به او تذکر بده زیرا که این مؤثر‌ترین شیوه توبیخ است .(۱۷)

۵ – رعایت ادب، کرامت و حرمت طرف مقابل

دوری از سرزنش و گستاخی و بی ادبی، از جمله آدابی است که بر تأثیر امر به معروف و نهی از منکر می‌افزاید، از این رو در دستورات اخلاقی اسلام، از ما خواسته‌اند تا با گنهکاران زبان سرزنش نداشته باشیم.

۶ – امر و نهی استدلالی و منطقی

در بسیاری اوقات صرف امر و نهی کارساز نیست و باید در ضمن آن فایده و ضررش را هم توضیح داد، تا طرف مقابل انگیزه اطاعت و پذیرفتن پیدا کند.

۷ – پرهیز از سخت گیری بی جا و امید وار کردن به رحمت خدا

برای دعوت به خوبی‌ها و جلوگیری از بدی‌ها، باید ظرفیت، طاقت و توانایی افراد را در نظر گرفت؛ و برای جذب آنها به راه مستقیم از سخت گیری‌های بیجا، که مورد نظر اسلام نیست دوری کرد.

چه بسا پا فشاری بر انجام یک مستحب، باعث شود فردی از انجام واجبات نیز صرف نظر کند و با اصرار بر ترک مکروه، فردی را به محرمات سوق دهد.

پس باید آمر به معروف از عفو و گذشت لازم برخوردار باشد و گناهکار را نسبت به گناه جری نکند، بلکه به عفو و گذشت حق تعالی امیدوار ساخته و به توبه و انقلاب درونی وادار کند.

۲۶ – چه عده‌ای از مردم ف در مقابل امر به معروف و نهی از منکر، ایستادگی کرده و در مقابله با آن بر می‌خیزند؟!

علت مخالفت برخی افراد که دوست دارند به هوی و هوس خود مشغول باشند، با فریضه امر به معروف را می‌توان در دو دسته بیان نمود:

الف – عوامل درونی

۱ – جهل و نا آگاهی

بدترین درد برای یک انسان، جهل است که در روایات نیز به عنوان دشمن انسان از او یاد شده است. علت مخالفت کودکان با سخنان والدین به خاطر آن است که از اسرار نهفته در فرمان آنها جاهل هستند.

انبیا به مردم می‌فرمودند: شما جاهل هستید وگر نه در برابر ما این همه سر سختی نشان نمی‌دادید.

بسیاری از افرادی که پایبند به نماز نیستند، به خاطر آن است که از اسرار نماز آگاهی ندارند.

۲ – تعصب

تعصب دود و تاریکی است که جلو چشم را می‌گیرد و هیچ حقیقتی را جز راه و رسم خود، نمی‌پذیرد. اکثر بت پرستان در مقابل انبیا، روی بت پرستی نیاکان و تعصب بر راه اجدادشان بودند.

سر چشمه اکثر جنایات اسرائیل امروز، عقیده به برتری نژاد و قوم خودشان است.

۳ – تکبر

روحیه برتری و استکبار در افراد، مهم‌ترین دلیل نپذیرفتن انتقاد است. سر چشمه تکبر، سن، علم، مال، شکل و قیافه، مقام، حزب، فرزند و امثال آنهاست.

۴ – لقمه حرام

امام حسین (علیه السلام) روز عاشورا به طرفداران یزید فرمود: «دلیل آنکه نهی از منکر من در شما اثر نمی‌کند آن است که شکمهای شما از حرام پر شده است .»

آری، لقمه حرام مانع پذیرفتن حق می‌شود، اگر چه سخن از فرزند پیامبر و امام معصومی همچون حسین بن علی (علیه السلام) باشد.

ب – عوامل بیرونی

۱ – تبلیغات سوء

اگر افراد یا گروه‌هایی علیه آمرین به معروف دست به تبلیغات بزنند می‌توانند مانع تأثیر کلام آنان شوند.

تبلیغات سوء کار را به جایی می‌رساند که مردم انبیا را ساحر و دیوانه می‌دانند. مولا علی (علیه السلام) را تارک الصلوۀ و واجب القتل می‌شمارند. حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) را خارجی و خدمت به یزید را عبادت می‌دانند.

۲– تعارضات

یکی از موانع نپذیرفتن حق و امر به معروف، تعارضات است. از جمله:

تعارض میان دیدن تابلو‌هایی که خطرات سیگار را نشان می‌دهد و تولید سیگار و کشیدن سیگار توسط هنرمندان و ... که بار‌ها از سیما پخش می‌شود.

تعارض میان سفارش‌هایی که در باره صرف جویی و حفظ بیت المال می‌شود با ولخرجیهای بی حساب برخی دستگاه‌های دولتی و ...

این قبیل تعارضات، اعتقاد شنونده را نسبت به گوینده و کلام او، کم می‌کند.

۳ – عملکرد و سابقه گوینده

اگر آمر به معروف و ناهی از منکر، خود معروف و منکر را رعایت نکند، سبب می‌شود تا دیگران از کلام او استقبال نکنند و اثر امر و نهی از بین می‌رود.

۲۷ – آیا کسانی که امر به معروف می‌کنند، نسبت به خودشان هم وظیفه‌ای دارند؟

وظیفه‌ای که آمر به معروف نسبت به خودش دارد عبارت است از:

۱ – هماهنگی در گفتار و کردار

انسانها قبل از آنکه به سخن دیگری گوش بسپارند به رفتار وی هم چشم می‌دوزند و بدون تردید، آنچه که در عمل می‌بینند به مراتب مؤثرتر از چیزی است که به زبان می‌شنوند.

هرگاه آمر به معروف و ناهی از منکر خودش عامل نباشد، با امر و نهی خود در حقیقت دین را به مسخره گرفته است. از این رو قرآن به سرزنش کسانی پرداخته که خود به سخنان خودشان عمل نمی‌کنند.

آیا مردم را به نیکی امر می‌کنید و خودتان را فراموش می‌نمایید و کتاب – خدا را – می‌خوانید، آیا نمی‌اندیشید .(۱۸)

۲ – اخلاص و تعهد

کسانی که امر و نهی می‌کنند باید اخلاص داشته و فارغ از طمع و چشم داشت، برای انجام وظیفه و اصلاح همت گمارند؛ و هم سوز و تعهد نسبت به دیگران وجود آنها را فرا گرفته باشد.

۳ – تحمل و سعه صدر

باز داشتن فرد از بدی‌ها و فرا خواندن او به سوی نیکی در واقع نوعی مقابله با امیال غریزی و خواسته‌های شهوانی اوست، از این رو تحمل و شنیدن امر و نهی چندان به مذاق افراد خوشایند نیست و چه بسا موجب تمرد، لجاجت و واکنش‌های منفی ایشان گردد. وانگهی چون گنهکار توان برخورد منطقی با آمر و ناهی را ندارد و در برخورد سالم و مستدل با او خود را محکوم می‌بیند، می‌کوشد تا با بهانه جویی، هتاکی، توجیه گری و جنجال و حتی گاهی با دروغ و تهمت آب را گل آلود و فضا را تاریک سازد و در این محیط غبار آلود، زشتی گناه خود را کمرنگ نشان دهد. فلذا لازم است خود آمر و ناهی از سعه صدر بالایی بر خوردار باشد تا برخورد غیر اسلامی از خود نشان ندهد.

۲۸ – عده‌ای هستند چون به منکر بر خورد می‌کنند و یا ترک معروفی را شاهد هستند، با بی اعتنایی از کنار آن می‌گذرند و می‌گویند اگر لازم باشد فلان شخصیت یا مقام و یا فلان گروه و انجمن اسلامی با او بر خورد می‌کند و بدین گونه از کنار آن می‌گذرند. در این مورد تکلیف چیست؟

این گروه از این نکته غفلت کرده‌اند که امر به معروف و نهی از منکر، همچون نماز وظیفه همه است، امکان دارد آ ن خلافی را که شما مشاهده کردید، فلان مسئول یا رئیس مشاهده نکند، و یا گمان می‌کند پشتوانه مردمی ندارد و اگر افرادی مثل شما فریاد بزنند دیگران نیز قیام کنند.

و یا شاید مسئول و یا گروه در مسئولیت خود کوتاهی کنند و یا به منکر بودن این منکر واقف نباشند، در هر صورت غفلت دیگران دلیلی برای توجیه غفلت ما نیست.

۲۹ – برخی در جامعه هستند که اعتقاد دارند که ما نباید جلوی منکرات را بگیریم، باید بگذاریم منکرات زیاد شود، تا خود حضرت مهدی (عج) تشریف بیاورند و خودشان کارها را درست کنند؟ آیا این عقیده درست است؟

این گونه افراد انحراف فکری دارند و متأسفانه وظیفه خود را نمی‌دانند و بخاطر اطلاع کم و نادرست از احادیث و روایات چنین تصور اشتباهی کرده‌اند. چون تعداد زیادی آیه و حدیث در باب امر به معروف و نهی از منکر داریم که ما را برای همیشه به احیای این سنت و انجام این فریضه وادار می‌کند.

ثانیاً: این‌ها انتظار را همچون «احتضار» گرفته‌اند که انسان پای خود را رو به قبله بگذارد و منتظر آمدن فرشته مرگ شود، غافل از آنکه معنای انتظار، آماده باش است و نه بی تفاوتی، کسی که در شب منتظر خورشید صبح است، هرگز در تاریکی انتظار نمی‌کشد، بلکه چراغی و نوری تهیه می‌کند و در روشنایی منتظر روز می‌ماند.

۳۰ – پس چگونه است که برخی با نقل روایت این نظریه یعنی ترک امر به معروف در دوران غیبت را تأیید می‌کنند؟

صرف بودن روایت دلیل صحت آن نیست. باید دید این روایت را چه کسی نقل کرده، از کدام منبع، اگر واقعاً چنین روایاتی وجود داشته پس چرا هیچ یک از علما و فقهای شیعه حکم به اسقاط امر به معروف و نهی از منکر در دوران غیبت ندادند؟

بنیانگذار انقلاب حضرت امام (ره) در این باره می‌فرمایند: «ما اگر فرض می‌کردیم دویست روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می‌زدیم برای آنکه خلاف آیات قرآن است. اگر روایتی بیاید و بگوید نهی از منکر نباید کرد، این را باید به دیوار زد، اینگونه روایات قابل عمل نیست .(۱۹)

پرسش‌ها ۴

پرسش‌ها

۳۱ – برخی در جامعه هستند که می‌گویند: «به خاطر گناه دیگران ما را عذاب نمی‌کنند» و یا می‌گویند «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» و با اینگونه شعار‌ها، امر به معروف و نهی از منکر را ترک می‌کنند. آیا این توجیهات پذیرفته است؟

باید عرض کنم: جرم در جامعه قابل سرایت است. یک خلاف از یک فرد در کل جامعه اثر می‌گذارد. برای مثال یک نفر سیگاری هوای همه محیط را آلوده می‌کند. یک نگاه بد سرچشمه عیاشی و زنا و فرزند حرام می‌شود، که آن فرزند هر روز صد‌ها فتنه و فساد می‌کند. یک گناه گاهی زمینه ساز انواع گناهان دیگر می‌شود. در احادیث آمده است «گناه در جامعه مانند سوراخ کردن کشتی در دریاست»

پس نباید ضرب المثل‌هایی را که از ریشه اشکال دارد پذیرفت، مانند عیسی به دین خود موسی به دین خود – و حال آنکه نباید در زمان عیسی کسی به دین موسی باشد – و یا جملاتی مانند «من و گنهکار را در یک قبر نمی‌گذارند» که باید عرض کرد درست است شما را در یک قبر نمی‌گذارند ولی در یک جامعه گذاشته‌اند؛ و امثال این ضرب المثل‌ها و جمله‌ها، هیچگاه نباید سبب کوتاهی ما در انجام وظیفه‌ای که خداوند برای ما تعیین کرده شود.

و نکته آخر اینکه شما را به خاطر گناه او عذاب نمی‌کنند ولی به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر از جانب خودت باز خواست خواهند کرد.

۳۲ – آیا می‌توان امر به معروف و نهی از منکر را به دلیل اینکه احتمال می‌دهیم تأثیر نکند رها کنیم؟

گر چه احتمال تأثیر شرط واجب شدن این تکلیف است، اما توجه داشتن به چند نکته ضروری است:

الف – ممکن است فعلاً اثر نکند ولی بعداً و در اثر گفتن چندین نفر اثر کند.

ب – فضا سازی و خود تذکر دادنها ارزش است.

اگر همه سکوت کنند و بگویند امر به معروف و نهی از منکراثری ندارد، کم کم معروف در جامعه کم رنگ و گنهکار جسور تر می‌شوند؛ لذا باید امر و نهی در کار باشد، اگر چه اثر نکند.

ج – ممکن است امر و نهی در افراد اثر نکند، ولی لذت گناه را از کام گناهکار می‌گیریم و نمی‌گذاریم که او لااقل با خیال راحت گناه کند، این ایجاد دلهره با نهی از منکر عرصه را بر گناهکار تنگ می‌کند و این خود یک ارزش است.

د – اثر فوری لازم نیست. گاهی امر و نهی شما اثر فوری ندارد ولی مطمئن باشید که در آینده اثر دارد. زیرا گاهی حالات انسان طوری است که حال حق شنوی ندارد ولی تذکر شما در زمان دیگر کار خودش را می‌کند.

و – عذر برای ما و اتمام حجت بر گنهکار است. گفتن ما این خوبی را دارد که برای گنهکار اتمام حجت است تا نگوید: کسی به من نگفت و تذکر نداد، و عذری است برای مؤمن تا به او گفته نشود: چرا فریاد زدی، قرآن می‌فرماید: تذکر دادن یا سبب تذکر است و یا وسیله عذر.

نکته آخر اینکه احتمال اثر، شرط وجوب است. یعنی اگر احتمال اثر نمی‌دهی واجب نیست تذکر دادن، نه آنکه ممنوع و حرام است.

۳۳ – برخی افراد امر به معروف و نهی از منکر را ترک می‌کنند چون قائل به آزادی افراد هستند و امر و نهی را خلاف آزادی می‌دانند، آیا می‌شود با این منطق امر به معروف و نهی از منکر را ترک کرد؟

آزادی کلمه مقدسی است که در سایه آن هزاران کار نا مقدس انجام گرفته و می‌گیرد، معنای آزادی آن نیست که هر کس بتواند هر کاری انجام دهد، زیرا این نه با عقل سازگار است و نه هیچ فرد و جامعه‌ای به آن تن می‌دهد.

آزادی در چهار چوب قانون الهی و عقل و فطرت صحیح است وگر نه هرج و مرج پدید می‌آید.

اگر کودکان را آزاد می‌گذاشتند، در روی زمین انسانی باقی نمی‌ماند چون همه آنان خودشان را به نحوی نابود می‌کردند و در معرض خطر قرار می‌دادند.

آزادی با ید بر اساس سلامتی جامعه و مقررات فراگیر معنا می‌شود و آزادی شخصی نباید آزادی دیگران را سلب کند و اگر کسی از اراده و آزادی خود سوء استفاده کرد باید مهار شود.

۳۴ – آیا امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در زندگی دیگران نیست؟

در امر به معروف و نهی از منکر صحبت از جامعه است نه از زندگی خصوصی مردم دخالت یعنی تجسس و باز رسی در زندگی شخصی مردم هیچگاه امر به معروف و نهی از منکر چنین معنایی نداشته و نخواهد داشت.

جایی امر و نهی واجب است و تکلیف می‌شود که فردی در جامعه گناهی را بصورت علنی انجام دهد و ما برای سالم ماندن جامعه او را از کار زشتش که ضرر به اجتماع می‌زند باز می‌داریم اما اگر در زندگی شخصی خود به صورت مخفیانه کار منکری انجام دهد و سعی می‌کند کسی نداند هیچکاه حق نداریم به تجسس زندگی شخصی او بپردازیم مگر اینکه خطر بزرگی متوجه نظام و حکومت اسلامی باشد که آن جا هم وظیفه ما نیست بلکه وظیفه مأموران امنیتی است.

۳۵ – آیا می‌توانیم برای نهی از منکر از حربه سکوت استفاده کنیم؟ یعنی در مقابل کسی که منکر انجام می‌دهد سکوت کنیم؟

سکوت به تنهایی برای نهی از منکر کافی نیست چرا که شاید انجام دهنده منکر سکوت شما را به رضایت تعبیر کند.

در تاریخ آمده است اسامۀ بن زید که در زمان رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمانده جنگ شد و در آن هنگام جوانی هجده ساله بود، روزی خدمت امیر مؤمنان (علیه السلام) شرفیاب شد و از حضرت کمک خواست، امام فرمود: من به تو کمک نمی‌کنم! او گفت: من همان اسامۀ، صحابی نزدیک رسول خدا هستم. امام فرمود: درست است؛ اما به یاد داریم که وقتی ما با معاویه در گیر شدیم تو ساکت نشستی، سکوت تو گناه بود. اگر چه با معاویه نبودی، اما با سکوتت وی را یاری کردی.

بنابر این منطق سکوت و در عین حال ملامت گناه منطق صحیحی نیست.

یکی از نمایندگان مجلس در اول انقلاب خدمت حضرت امام (ره) رسید و گفت: «قانونی می‌خواست تصویب شود که ضد اسلام بود، من رأی ندادم .» امام با عصبانیت فرمودند: «کافی نبود باید داد و بیداد و فریاد به راه می‌انداختی و مجلس را ترک می‌کردی .»

چنانچه نقل شده است که: امام صادق (علیه السلام) در یک مهمانی شرکت فرموده بودند یکی از مهمان‌ها از صاحب خانه با اشاره آب طلبید، صاحب منزل هم برای او شرابی آورد. حضرت به محض آنکه متوجه شد مجلس را ترک کرد و فرمود: «جلسه‌ای که در آن شراب بنوشند، نه تنها نباید خورد که باید آن جلسه را ترک کرد تا دیگران بفهمند که شراب خواری کاری زشت است .»

بنابر این، خوب‌ها نباید در برابر انحرافات سکوت کنند، بسیارند افرادی که سکوت در برابر ظالمان و منکرات را شکستند و نام خود را در تاریخ جاودانه سا ختند.

۳۶ – اگر ممکن است برخی از آفات امر به معروف و نهی از منکر را بیان بفرمایید؟

به برخی از آفات این تکلیف عظیم به اختصار اشاره می‌کنیم:

۱ – عده‌ای در امر به معروف و نهی از منکر ، انتظار دارند مردم به مرحله عالی برسند و حال آنکه تعالیم دینی به ما می‌آموزد به حداقل اکتفا کنیم مثلاًً اگر کسی را به نماز دعوت می‌کنیم تنها به آموزش واجبات اکتفا کنیم و بعد از مدتی مستحبات را به تدریج برایش بگوییم.

اسلام سفارش نموده است که امام جماعت، حال ضعیف‌ترین افراد را مراعات کند و نماز را طولانی نکند.

در قرآن می‌خوانیم: «چون خداوند مردم را ضعیف دید، قانون خود را تخفیف داد .» (۲۰)

اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از روز اول می‌فرمود: هر کس مسلمان شد، خود را آماده جهاد و شهادت کند، روزه بگیرد، خمس بدهد، زکات بدهد، کسی دین او را نمی‌پذیرفت و می‌دانیم این قوانین سخت (جهاد، زکات و ...) بعد از گذشت پانزده سال از بعثت نازل شد.

۲ – بعضی با تجسس به سراغ کشف عیب‌ها و گناهان مردم می‌روند تا او را نهی کنند، در حالی که قرآن با کمال صراحت، تجسس را تحریم نموده است. (۲۱)

امام صادق (علیه السلام) در نامه‌ای به نجاشی نوشتند: «لغزش‌های مؤمنان را پیگیری نکنید، که هرکس اینگونه باشد، خداوند علاوه بر آخرت، در همین دنیا افتضاح خواهد کرد .»

۳ – کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، باید بر اساس ارشاد و علاقه به هدایت باشد نه از روی حسادت.

متأسفانه شاهد هستیم برخی انتقاد‌ها بیشتر از روی حسادت است تا علاقه به هدایت، مثلاً زنی چون زیور آلات ندارد، در قیافه نهی از منکر می‌گوید: چرا فلان خانم برای خود نمایی این همه طلا به خود آویخته است؟

یا کسی که اهل مطالعه نیست، می‌گوید: فلانی در اثر مطالعه عاقبت دیوانه خواهد شد. یا افراد لا ابالی دیگران را به وسواس متهم می‌کنند.

به هر حال ریشه برخی از انتقاد‌ها، عقده‌ها و حسادت‌ها است.

قرآن می‌فرماید:

برخی از مردم درباره تقسیم زکات به تو انتقاد می‌کنند ولی اگر مقداری از زکات به خود آنها بدهی، راضی می‌شوند و انتقاد نمی‌کنند اما در صورتی که ندهی عصبانی می‌شوند .(۲۲)

این آیه به ما می‌گوید: گاهی سرچشمه انتقاد‌ها، مسایل شخصی و اقتصادی و روحی است، نه مسایل مکتبی.

۴ – متأسفانه برای برخی افراد نهی از منکر به صورت شغل در آمده است، مثلاً برخی روشنفکر نمایانی که شغل آنها مخالفت خوانی در سخنرانی‌ها و روزنامه هاست و قوام گروه و حزب آنان به همین مخالفت هاست، گویا چشم آنها کارهای خوب را نمی‌بیند.

۵ – یکی دیگر از آفات امر و نهی که خطرناک‌ترین آنهاست اینکه آمر و ناهی نباید خود را بهتر از دیگران بداند، امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند متکبر است .» شنونده این کلام با تعجب دلیل این کلام امام را پرسید. امام فرمود: «اگر امروز ما از کسی که خلافی می‌کند بهتر هستیم، ولی خبر از آینده نداریم !» سپس امام برای روشن کردن افکار نمونه‌ای از قرآن آورد که ساحرانی که فرعون برای مبارزه با موسی (علیه السلام) آورد همین که معجزه موسی (علیه السلام) را دیدند ایمان آوردند، این ساحران هنگام صبح کافر بودند ولی غروب همان روز ایمان آورده، به دستور فرعون شهید شدند.

۶ – طوری امر و نهی نکنیم که دیگران به مخاطب ما زخم زبان بزنند، و موجب سبک شمردن آن فرد شوند.

۷ – با گناه مخالفت کنیم، نه با گناهکار.

۸ – اگر گناهکار از فعل خود شرمنده بود، آن را سرزنش نکنیم؛ و در هر صورت شرایط زمانی و مکانی را نظر بگیریم، گاهی علنی باید نهی کرد و گاهی باید مخفیانه، گاهی باید در حین انجام منکر فریاد زد و اقدام نمود، گاهی باید خودمان اقدام کنیم، گاهی باید به دیگری که حرف او مؤثر تر است واگذار کنیم.

۳۷- در فتوای فقها می‌خوانیم: «امر به معروف و نهی از منکر واجب است، گرچه انسان به آنچه می‌گوید، عمل نکند .» ولی در آیات و روایات از کسانی که به گفتار خود عمل نکنند انتقاد شدید شده است و آنان از بزرگ‌ترین غضب شدگان معرفی شده‌اند. کدام یک از این دو گفتار را بپزیریم؟

انتقاد قرآن و روایات به کسانی است که به طور کلی میان گفتار و کردارشان تفاوت است، یعنی برنامه زندگی و رفتار آنان خلاف است، ولی در جامعه قیافه مصلح و آمر به معروف دارند، فتوای فقها این است که لازم نیست به تمام فرامین خدا عمل کنید تا واجد شرایط امر به معروف باشید، این حقیقت را در حدیث نیز می‌خوانیم که می‌گوید:

گروهی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند و گفتند تا ما به همه احکام عمل نکنیم امر به معروف نمی‌کنیم. حضرت فرمود: «امر به معروف کنید، اگر چه به همه آنچه می‌گویید عمل نمی‌کنید؛ و نهی از منکر کنید گر چه از همه منکرات روی گردان نیستید .»

توجه داشته باشید که پیامبر عزیز می‌فرماید: عمل کردن اجمالی کافی است و انتقاد قرآن و روایات نسبت به کسانی است که به کلی اهل عمل نیستند.

«امر به معروف کن تا خود نیز از آنها شوی .»

۳۸ – با توجه به اهمیت وحدت در میان مسلمانان و تأکید دین مبین اسلام بر وحدت آیا اتحاد، در امر به معروف و نهی از منکر هم نقش دارد؟

شهید مطهری در آیه ۱۰۱ سوره آل عمران که درباره ی امر به معروف و نهی از منکر است، به نکته‌ای توجه فرموده‌اند که دیگران از آن غافل شده‌اند و آن نکته اینکه آیه امر به معروف در میان دو آیه قرار گرفته که هر دو مربوط به اتحاد و وحدت مسلمین است، گویا می‌فرمایند: «رمز توفیق و نفوذ کلام، در وحدت کلمه است .» یعنی اگر شما متفرق باشید. امر به معروف شما تأثیری نخواهد داشت. به چند نمونه توجه فرمایید:

تعارض بین سفارش به صرفجویی از یکسو و ریخت و پاش افراد، یا دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی از سوی دیگر.

تولید جوراب‌های نازک و بدن نما از یک سو و سفارش به نپوشیدن چنین جوراب‌هایی از سوی دیگر اگر بخواهیم مردم را به حق دعوت کنیم، باید این تعارضات را به حداقل برسانیم؛ و اما در سطح بین الملل، آیا منکری بزرگ تر از استکبار جهانی وجود دارد؟ آیا مسلمانان با آن همه تفرقه می‌توانند شانه از زیر بار تسلیم استکبار خالی کنند؟

آیا انگشتان دست بدون جمع شدن و بصورت مشت در آمدن می‌توانند پتکی بر مغز مخالف باشند؟

آیا دلیل تحریم سوء ظن، تجسس، غیبت، اهانت ، تحقیر، قطع صله رحم و این قبیل کار‌ها، آن نیست که علاقه‌های میان افراد را قطع می‌کند و عامل جدایی میان افراد می‌شود.

به هر حال، ما در انجام هر کار خیر و جلوگیری از هر کار شر نیاز به وحدت و اتحاد داریم، با وحدت افراد یک محله می‌توان جلو افراد فاسد را در محله گرفت، با اتحاد کلمه می‌توان جلو همه ابر قدرت‌ها ایستاد.

کشتی امت رسد بر ساحل امن و مراد

گر بود فرمانده او ناخدای اتحاد

۳۹ – آیا می‌توان از تفرقه به عنوان یک منکر اجتماعی یاد کرد؟

قطعاً یکی از منکرات خطرناک اجتماعی تفرقه است خداوند در قرآن تفرقه را همچون عذاب آسمانی و زمینی دانسته و در کنار آنها قرار داده است .(۲۳)

رمز شکست مسلمانان که منادی بزرگ‌ترین معروف یعنی توحید بوده‌اند، در سال سوم هجری در جنگ احد، تفرقه و نافرمانی از رهبری بود .(۲۴)

سکوت و خانه نشینی ۲۵ ساله حضرت علی (علیه السلام) با داشتن حدود صد هزار شاهد در غدیر خم، که رسول خدا فرمود: «بعد از من خلیفه علی بن ابیطالب است .» به خاطر حفظ وحدت بود. (۲۵) در اسلام هرگونه کاری که عامل تفرقه باشد، حرام است. برای مثال: سخن چینی، غیبت، تهمت، سوء ظن، شایعه پراکنی و امثال آن به شدت تحریم شده و در مقابل هر گونه کاری که عامل وحدت است مورد سفارش قرار گرفته تا آنجا که می‌گوید: «اگر با کلمه راستی فتنه می‌شود، دروغ گفتن جایز است .» طرح نماز جمعه و جماعت یک تمرین شبانه روزی برای وحدت است.

سفارش به صله رحم، هدیه دادن، عیادت مریض، مصافحه، تعاون و کمک در کار خیر، عفو و بخشش و امثال آن برای ایجاد محبت و وحدت و تقویت روابط انسانی و علاقه هاست.

۴۰ – برخی از منکرات رایج در جامعه را جهت آشنایی خوانندگان عزیز بیان فرمایید؟

منکرات در مرحله اول همان محرمات است، یعنی چیز‌های حرامی که در دین بر شمرده شده است. مانند دروغ، تهمت، غیبت، زنا، دزدی، قتل و ... که انسان نباید انجام دهد و اگر دیگری مرتکب آن شده، او را نهی کنیم.

معروف‌ها هم در مرحله اول همان واجبات است که نباید از آن روی گردان بود و باید آنرا انجام داد و به دیگران هم بر انجام آن سفارش نمود. مانند نماز، روزه، خمس، زکات، قرآن، نماز جمعه و جماعات، حضور در مجالس ذکر و توسل به اهل بیت (علیه السلام)، صله رحم، مودت و دوستی با مؤمنین، کمک به نیاز مندان و ...

اما برخی از چیز‌ها در جامعه رایج است که شاید مردم توجه چندانی به آنها نکنند و حال آنکه، آن موارد هم مصداق منکر است، مانند: سخن از دنیا در مسجد گفتن، تأخیر نماز از اول وقت، خرید و فروش در مسجد، فتوی دادن غیر اهل، خنداندن و صحبت با نماز گزار، قسم خوردن بر قیمت کالا، غش در مال، فروش جنس معیوب بدون بیان عیب، فاش نمودن اسرار، تعلل و تأخیر برخی افراد در راه اندازی کار دیگران (خصوصاً در ادارات)، درس نخواندن دانش آموزان، ترک ورزش، اسراف در آب و نان (۲۶)، سخت گیری در ازدواج، تقلید کورکورانه، سخت گیری بیجا با کارگر، بیرون گذاشتن وسائل فروشگاه‌ها که باعث تنگی راه است، پارک نمودن وسیله نقلیه در جایی که باعث تنگ نمودن خیابان می‌شود، بوق زدن و سر و صداهای بی مورد، گذاشتن و انداختن آشغال در معابر عمومی، باز کردن لوله فاضلاب در خیابان، ناودان در کوچه‌های تنگ گذاردن، گذاشتن نوار با صدای بلند در مکان‌های عمومی، بلند کردن صدای بلند گو به طوری که سبب اذیت دیگران است حتی از مجالس و مراسمات مذهبی، پیروی از اکثریت فقط به خاطر اکثریت بودن، شخصیت گرایی به جای حقیقت گرایی، ایجاد کدورت بین دو نفر، بی تفاوتی نسبت به منکرات، پخش اخبار دروغ و شایعه پراکنی، ترساندن دیگران و ایجاد وحشت، سازش با گناهکاران، تبلیغ به نفع دشمن (متأسفانه برخی افرادی که کمبود شخصیت دارند، گفته‌ها و صحبت‌های مغرضانه دشمنان انقلاب را که توسط برخی رادیو‌ها و ماهواره پخش می‌شود، بازگو می‌کنند و حال آنکه نمی‌دانند این کار آنها مصداق یک منکر اجتماعی است، چرا که تبلیغ به سود دشمن و ضرر یک کشور اسلامی است) و... .

پانویس

بازگشت به کتب