چالش های اجرای امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
چالش‌های اجرای امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده: خلیل منصوری

مقاله

یکی از اصول اساسی اسلام امر به معروف و نهی از منکر است، به گونه‌ای که حضرت امام حسین(ع) جانش را در راه اجرای آن گذاشت. از آیات قرآنی به دست می‌آید که بسیاری از پیامبران از جمله حضرت شعیب (ع) و حضرت لوط (ع) در دو حوزه امور اقتصادی و اخلاقی از سوی جامعه خود مطرود و حتی سنگسار شدند؛ زیرا فضای جامعه چنان آلوده شده بود که دیگر قابلیت اصلاحات را نداشته است و ارزش‌ها و هنجارها به ضد ارزش و ضد هنجار تبدیل شده بود. همین مشکل را پیامبرانی چون حضرت نوح (ع) داشتند به گونه‌ای که مردم جامعه نه تنها خود اهل کفر اعتقادی و فجور رفتاری بودند، بلکه کودکان خویش را بر اساس آن تعلیم و تربیت می‌کردند.
مشکل اساسی که همواره امر به معروف و نهی از منکر با آن مواجه بوده و هست، دارای ابعاد چندگانه‌ای است؛ زیرا این مشکل گاه در حوزه شناختی است و گاه در حوزه عملکردی و رفتاری می‌باشد. در حوزه شناختی مهم‌ترین مشکل را می‌بایست در عدم شناخت معروف و منکر از سوی افراد و یا خطا و اشتباه در تطبیق آن یافت. در حوزه رفتاری و عملکردی نیز می‌بینیم که بر اساس میزان و شدت و سطح اهمیت معروف و منکر برخورد صورت نمی‌گیرد؛ یا آن که اجرای معروفی یا ترک منکری نیازمند بسترهایی است که فراهم نیامده است.
کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند می‌بایست افزون بر شناخت اموری که معروف و پسندیده است یا اموری که منکر و ناپسند می‌باشد، درصد اهمیت و ارزش آن را در جامعه بشناسد و بر اساس اهمیت و سطح ارزشی آن، کنش‌ها و واکنش‌های خود را سامان دهد و تنظیم نماید؛ زیرا برخی از منکرات از درجه تاثیرگذاری بر فرد و جامعه از برخی دیگر از منکرات شدیدتر و قوی‌تر است. بنابراین واکنش‌ها نسبت به منکرات کم تاثیرگذار تر می‌بایست آسان‌تر و مجازات کم‌تری در پی داشته باشد. از این روست که در اسلام بر اساس شدت و ضعف تاثیرگذاری، مراحل و مراتب و مجازات تعیین شده است.
معروف به هر عمل پسندیده‌ای گفته می‌شود که عقل و عقلاء و شریعت آن را به عنوان امری پسندیده شناخته و به عنوان یک ارزش و هنجار آن را تایید و امضا کرده است. در برابر منکر به هر عمل ناپسند و زشتی گفته می‌شود که این عقل و عقلاء و شارع آن را زشت و ناپسند می‌شمارد. اما هرگز درجه اهمیت معروف و ارزش‌های آن‌ها برابر و یکسان نیست؛ زیرا سطح و درجه بندی آن‌ها بر اساس تاثیرات آن بر روند فکری و رفتاری تعیین می‌شود. در مساله منکرات نیز همین درجه بندی ملاحظه می‌شود و عقل و عقلاء و شارع هرگز همه منکرات و یا امور معروف را در یک سطح ندانسته و واکنش‌های یکسانی به آنها نشان نداده است.
بنابراین، یکی از چالشهای مهم در اجرای امر به معروف و نهی از منکر آن است که به سطوح و درجات ارزشی یا ضد ارزشی معروف و منکر توجه نمی‌شود.
دیگر چالش عمده را می‌بایست در عدم بستر سازی اجرای معروف و یا ترک منکر جست و جو کرد. آموزه‌های قرآنی به ما می‌آموزد که برای اجرای هر معروفی در جامعه می‌بایست شرایط و لوازم و متقضیات آن فراهم آمده و موانع اجرای معروف حذف شود. اگر در جامعه‌ای فقر و فحشاء زیاد است می‌بایست برای حذف این منکر و تحقق معروف، شرایط و بسترهای آن فراهم آید. اگر مدیران جامعه نسبت به گسترش فحشاء و زنا نگران هستند و از روابط دختر و پسر به شکل غیر طبیعی اعتراض دارند، می‌بایست با بسترسازی ازدواج و شرایط روابط سالم جنسی، اقدام به حذف منکر از جامعه کرد. از این روست که حضرت لوط(ع) وقتی نسبت به هم جنس گرایی به عنوان یک رفتار پرخطر و نابهنجار عقلانی و انسانی هشدار می‌دهد و نهی از منکر می‌کند، در همان زمان با معرفی دختران خود، خواهان رفتارهای معروف و پسندیده عقلانی و انسانی می‌شود. در حقیقت نه تنها طرح و برنامه‌ای ارایه می‌دهد بلکه با مصداق سازی و عینی گرایی می‌کوشد تا هم جنس گرایان را خلع سلاح کند و هر گونه اما و اگر و توجیه و بهانه تراشی را از آنان بگیرد.
چالش دیگری که اجرای امر به معروف و نهی از منکر با آن مواجه است، توجه و تاکید بیش از اندازه به منکر است. اسلوب و شیوه‌ای که برخی برای اجرای این اصل انتخاب کرده‌اند، تقدیم منکر و تاخیر معروف است. این در حالی است که اسلام بیش از آن که بر منکر و نهی از آن تاکید کند بر معروف و اجرای آن تاکید می‌کند.
به سخن دیگر، به جایی آن که به کودک بگوییم دروغ نگو، باید به او بیاموزیم که راستگویی چیست و چه آثاری دارد. اصولا انسان گرایش به تشویق و پسندیده‌ها و به عنوان یک امری کمالی دارد. پس لازم است که به جای فحشاء و زنا کردن، از ازدواج و فواید آن سخن بگوییم و جامعه را با فرهنگ معروف شناسی و معروف گرایی آشنا کنیم.
هنگامی که منکری را دیدیم به جای آن که سرزنش کنیم، می‌توانیم معروف را به او نشان دهیم و امکان انجام آن را نیز فراهم آوریم. حضرت لوط(ع) هنگام مواجه با هم جنس بازان از آنان می‌خواهد تا کار پسندیده ازدواج با جنس مخالف را در پیش گیرند و آنان را به معروفی راهنمایی و تشویق می‌کند.
پس تاکید بر معروف و آشناسازی با آن و فراهم آوری بسترهای تحقق معروف در عمل اقدام به منکر زدایی از جامعه کنیم.
نکته دیگر که خود یک چالش مهم در حوزه امر به معروف و نهی از منکر است، انحصار امر به معروف به نهاد و مراکز خاص است. هر چند که خداوند در آیه ۱۰۴ سوره آل عمران، بر ایجاد نهاد و سازمانی از مومنان جهت این امر به معروف و نهی از منکر سخن به میان آورده است، ولی باید توجه داشت که اصل امر به معروف و نهی از منکر، اصل عمومی است و هر مومن و عضوی از جامعه نسبت به عضو دیگر جامعه از این جهت ولایت دارد. بنابراین، باید همگان نه تنها معروف و منکر را بشناسند بلکه می‌بایست به حکم ولایت متقابل دیگران را به معروف دعوت و از منکر باز دارند. این مطلب را از همین آیه و نیز آیه ۷۱ سوره توبه می‌توان به دست آورد. البته سازمان و نهاد اختصاصی زمانی در این امر وارد می‌شود که لازم باشد تا در هنگام معروف شدت عملی چون ضرب و یا قتل صورت گیرد که در این صورت نهاد اختصاصی در حکم نهاد قضایی و اجرایی وارد عمل می‌شود.
به هر حال، چالش‌های گوناگونی را می‌توان در حوزه عدم اجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه یافت که برخی از آن‌ها بیان شد. اگر جامعه‌ای به این اصل عمل نکند می‌بایست خود را آماده بحران فروپاشی درونی کند؛ زیرا این اصل ضامن بقای جامعه و سلامت آن است. از این روست که خداوند ، جامعه نمونه و برتر را جامعه‌ای می‌داند که امر به معروف و نهی از منکر در آن نهادینه و فرهنگ شده است.

موانع

امر به معروف و نهی از منکر متأسفانه با وجود اهمیت و آثار و برکاتی که امر به معروف و نهی از منکر دارد، حتی در این زمان که به برکت جمهوری اسلامی این همه امکانات فرهنگی تبلیغی در دسترس است، باز آن گونه که باید به این واجب الهی توجه نمی‌شود. در بررسی علل این بی‌مهری، به سه عامل اساسی برمی‌خوریم که به طور فشرده یادآور می‌شویم:

ترس

عده زیادی به دلیل ترس از به خطر افتادن جان و مال و پست و مقام خود، شانه از زیر بار این مسؤلیت خالی می‌کنند و از ترس این که مبادا حقوق و مزایا و میز ریاست را از دست بدهند، در برابر بی‌عدالتی‌ها، هرزگی‌ها، و فسادهایی که در اجتماع و یا در ادارات و مؤسسات دیده می‌شود، اعتراضی نمی‌کنند و از امر به معروف و نهی از منکر دوری می‌نمایند. امام حسین(ع) در تفسیر آیه ۸۱ از سوره مائده، دربارهٔ گروهی از بنی‌اسرائیل که گرفتار عذاب شدند، می‌فرماید: (آنان با این که فساد و زشتی‌های ستمگران را می‌دیدند، اما به دلیل [ترس از پست و مقام و ثروت] و آنچه برخوردار می‌شدند، آنان را نهی نمی‌کردند.)[۱] این قبیل خصلت‌های ناپسند، ناشی از ضعف ایمان به خداست، چرا که انسان‌های مؤمن به جز خد، از کسی نمی‌ترسند و اندوهگین نمی‌شوند. آنان بر اساس پیام‌های خداوند که فرمود: (به هر کس هر آنچه را بخواهد می‌بخشد)[۲]و (به هر کس بخواهد سودی رساند، کسی را یارای باز داشتن آن نیست) [۳] همه چیز را به دست خدا می‌دانند و معتقدند همان طور که امام علی(ع) فرمود: (امر به معروف و نهی از منکر، نه مرگی را نزدیک می‌کند و نه رزق و روزی انسانی را کاهش می‌دهد. )[۴] اگر تیغ عالم بجنبد ز جای نبرد رگی تا نخواهد خدای

طمع

عده‌ای به دلیل طمع و زیاده خواهی، امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند. با این که حق و حقیقت و حق گو و حق جو را می‌شناسند، در عین حال در مقابل آن جبهه گیری می‌کنند و با باطل و ستم کار برای رسیدن به ثروتی بیشتر یا مقامی بالاتر، همراه می‌شوند.
دین داری با طمع ورزی، سازش ندارد. امام حسین(ع) در وصیت خود چنین نوشت: (انگیزه قیام من، هوا و هوس و زیاده خواهی و تمایلات بشری نیست، من نمی‌خواهم فساد به پا کنم و یا ستمگر باشم؛ بلکه هدف من، اصلاح امت جدم است و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم. )[۵] موحّد چه در پای ریزی زرش چه شمشیر هندی نهی بر سرش امید و هراسش نباشد زکس بر این است بنیاد توحید و بس[۶]

بهانه جویی و عذر آوردن

گاهی افراد برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت‌های اجتماعی، به توجیه گناه یا حق به جانب نشان دادن گناه کار می‌پردازند. قرآن کریم در باره عده‌ای که از شرکت در جنگ احزاب خودداری کردند و بهانه آوردند که خانه‌های ما حفاظ ندارد و ما از ناموسمان در امان نیستیم، می‌فرماید: (و گروهی از آنها از پیامبر رخصت طلبیدند، گفتند: خانه‌های ما را حفاظی نیست، خانه هایشان بی‌حفاظ نبود، می‌خواستند بگریزند. )[۷] متأسفانه بهانه جویی و عذر تراشی به شکل‌های گوناگون در همه اجتماعات بوده و هست. امروزه افراد زیادی را می‌بینیم که با روش‌های نامربوط سعی دارند سکوت خود را در برابر منکرات توجیه کنند؛ مانند این که می‌گویند: (هر کس را در گور خودش می‌گذارند، جوان است بگذار خوش باشد، صلاح مملکت خویش خسروان دانند، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو، سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند، دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد / سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد، و نظایر آن.
باید توجه داشت که سر باز زدن از این واجب الهی، جنگ با خداست. امام صادق(ع) می‌فرماید: (کسی که منکری را ببیند و با آن مبارزه نکند، در حالی که قدرت دارد، او دوست می‌دارد که خدا نافرمانی شود و کسی که نافرمانی خدا را دوست داشته باشد، در مقابل خدا به دشمنی و ستیز برخاسته است.[۸]

پانویس

  1. تحف العقول، ص ۲۳۷.
  2. ذاریات (۵۱) آیه ۲۲.
  3. یونس (۱۰) آیه ۱۰۷
  4. نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، خطبه ۱۵۶
  5. تاریخ طبری، ج ۶، ص ۱۹۷
  6. گلستان سعدی، باب هشتم
  7. احزاب(۳۳) آیه ۱۳
  8. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۷
منبع: سماموس - تاریخ برداشت: 1395/3/15
بازگشت به مقالات