پیامبر اعظم و جهاد برده داری
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و جهاد و بردهداری
http://download.ghbook.ir/download.php?id=11375&file=857-fa-jahad-va-bardeh-dari.pdf
مشخصات کتاب
سرشناسه: رضوانی علی اصغر، ۱۳۴۳-
عنوان و نام پدیدآور: پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و جهاد و بردهداری مؤلف علی اصغر رضوانی
مشخصات نشر: قم: مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری: ۴۱ ص.
فروست: سلسله مباحث دفاع از پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله شابک: ۲۰۰۰ ریال ۹۶۴–۸۴۸۴-۲۹–۹:
وضعیت فهرست نویسی: فاپا
یادداشت: پشت جلد به انگلیسی: Aliasghar Rezvani. jihad & Slavery.
یادداشت: عنوان روی جلد: جهاد و برده برداری.
یادداشت: کتابنامه به صورت زیرنویس.
عنوان روی جلد: جهاد و برده داری.
موضوع: محمد (ص، پیامبر اسلام ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق -- نظریه درباره جهاد.
موضوع: محمد (ص، پیامبر اسلام ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق -- نظریه درباره بردگی
موضوع: اسلام و بردگی
موضوع: جهاد -- احادیث
شناسه افزوده: مسجد جمکران (قم
ردهبندی کنگره: BP۲۴/۹/ج۹ر۶
ردهبندی دیویی: ۲۹۷/۹۳
شماره کتابشناسی ملی: م۸۵–۱۱۴۵۵
محتویات
- ۱ مقدمه ناشر
- ۲ پیشگفتار
- ۳ مفهوم جهاد ابتدایی
- ۴ سازگاری جهاد با رأفت اسلامی
- ۵ جهاد و آزادی انتخاب عقیده
- ۶ مبنای جهاد
- ۷ تحلیلی از آیات جهاد
- ۸ مطلق و مقیّد در آیات جهاد
- ۹ بررسی نظریه نسخ در آیات جهاد
- ۱۰ فرق بین اسلام و مسیحیت
- ۱۱ فلسفه جزیه
- ۱۲ اسلام و بردگی
- ۱۳ فهرست منشورات مسجد مقدّس جمکران
- ۱۴ پینوشتها
مقدمه ناشر
در عصر کنونی که پیروان ادیان و فِرَق، در راستای اهداف خود دست به تبلیغ گستردهای زده و با تمام امکانات دنبال اهداف باطل خود میباشند، بر پیروان راستین و حقیقی دین اسلام و مذهب حقه جعفری است که در این شلوغ بازار جهانی، اسلام ناب محمّدیصلی الله علیه وآله را بر مردم جهان عرضه نمایند.
لذا برآن شدیم تا سلسله مباحث دفاع از پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله را به صورت مختصر خدمت مشتاقان حقّ و حقیقت عرضه نماییم، باشد که مورد رضای حضرت حقّ جلّ و علا قرار گیرد.
مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدّس جمکران
حسین احمدی
پیشگفتار
یکی از موضوعاتی که در اسلام از مسائل اساسی است و از ناحیه مخالفان و دشمنان اسلام مورد هجوم و مخالفت قرار گرفته، موضوع جهاد است. آنان جهاد را از مصادیق خشونت در دین اسلام دانسته و بدین جهت مسلمانان را خشونتطلب و تروریسم معرفی کردهاند؛ لذا جا دارد این موضوع را مورد بررسی قرار دهیم.
مفهوم جهاد ابتدایی
مقصود از جهاد ابتدایی که با شرایط خاص از جمله حضور امام معصوم مشروعیت پیدا میکند - بر خلاف ظاهر عبارت - جنگی نیست که مسلمانان آغاز کننده آن باشند، بلکه منظور جنگی است که به دلایلی، غیر از تهاجم فیزیکی دشمن تحقق مییابد. این جنگ که در برابر دشمن خارجی انجام میگیرد، خود به دو شاخه تقسیم میشود:
۱ - جهاد «آزادی بخش» با استضعافگران و به منظور حمایت از مستضعفان و ملتهای تحت ستم و استبداد.
۲ - جهاد «دعوت» با مشرکان و کافران به جهت فراهم ساختن زمینههای بسط توحید و رفع موانع از سر راه آن و نیز تأمین امنیت مسلمانان؛ زیرا شرک و بیدینی با فطرت اصیل و عقل تمام عقلای عالم ناسازگاری دارد. این نوع جهاد ابتدایی شامل بتپرستان و برخی از اهل کتاب نیز میشود.
در مورد اوّل خداوند سبحان میفرماید: «فَإِذَا انْسَلَخَ الاَْشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» ؛(۱) «اما وقتی ماههای حرام پایان گرفت مشرکان را هر جا که یافتید به قتل برسانید، و آنها را اسیر سازید و محاصره کنید و در کمینگاه بر سر راه آنان بنشینید. پس هر گاه توبه کنند و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.»
و در مورد دوم، خداوند متعال میفرماید: «قاتِلُوا الَّذِینَ لایُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتّی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَهُمْ صاغِرُونَ» ؛(۲) «با کسانی از اهل کتاب که نه به خداوند و نه روز جزا ایمان دارند و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کردهاند، حرام میشمرند و نه آیین حق را میپذیرند، پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند.»
جهاد ابتدایی تهاجم و تحمیل عقیده نیست. آنچه مذموم است تجاوز است، ولی هر جنگی از طرف هر کسی تجاوز نیست. جهاد ابتدایی دعوت برای آزادسازی اندیشه و تفکّر و در جهت انتخاب عقیده حق میباشد نه تحمیل عقیده. این واقعیت را در تمام جنگهای صدر اسلام که به پیروزی مسلمانان انجامید میتوان یافت. در هیچ جنگی دیده نشده که مسلمانان غالب، مردم را به پذیرش اسلام مجبور کنند، بلکه مردم را از چنگال طاغوتها آزاد کردهاند تا خود آزادانه فکر کرده و تصمیم بگیرند؛ و مردم نیز وقتی حقیقت پیام اسلام را دریافتند، خودشان اسلام را انتخاب کردند.
سازگاری جهاد با رأفت اسلامی
برخی میگویند: جهاد ابتدایی و دفاعی با رأفت اسلامی سازگاری ندارد، ولی با توجه به اهداف جهاد اسلامی مشاهده میکنیم که هیچیک از اهداف غیرانسانی که موجب پیدایش جنگهای خانمانسوز فراوانی در طول تاریخ شده است؛ از قبیل منافع مادی و اقتصادی، حبّ جاه و برتریطلبی، کشورگشایی و قهرمان خواهی و دعواهای شخصی و غیره، در اهداف جنگ و جهاد اسلامی دیده نمیشود، بلکه اهداف عالی و انسانی مورد نظر است که طبعاً جنگ را از ناحیه دولت اسلامی از غارت و وحشیگری و خانمانسوزی و در یک کلام هلاکت نسل و خشونت دور میسازد؛ و از این جهت جایی برای انتقاد باقی نمیگذارد. مضافاً بر اینکه از شرایط اولیه لزوم و جواز جهاد ابتدایی و دفاعی این است که ابتدا کفّار و متجاوزان و ظالمان را به اسلام و دستورات دین دعوت کنند و در واقع اتمام حجت نمایند؛ و در صورتی که اتمام حجت شد و باز هم عناد ورزیدند و دعوت را نپذیرفتند، نوبت به قتال و مبارزه میرسد؛ زیرا اسلام دین رأفت و مهربانی است و اگر کسی از این رأفت سوء استفاده کرد، راه برخورد انتخاب میشود.
جهاد و آزادی انتخاب عقیده
گاهی اشکال میشود که اگر نظر اسلام بر آزادی انتخاب عقیده است پس جهاد چه معنایی دارد؟ جهادی که نتیجه آن به زور وارد کردن مردم به اسلام و اعتقاد به عقیده است؛ و به همین جهت است که برخی آیه: «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» را منسوخ به آیات جهاد میدانند.
ولی حق مطلب آن است که جهاد به جهت دفاع از انسان و آزادی عقیده تشریع شده است، وگرنه هرگز جنگ و جهاد مطلوبیت ذاتی و ارزش اصلی ندارد، مگر آنکه در راه خدا باشد؛ جهادی که زمینهساز تکامل و سعادت است. فلسفه جهاد، رسیدن به خدا و تصحیح عقیده است؛ و لذا در روایتی از پیامبرصلی الله علیه وآله رسیده که فرمود: «... لولا ذکر اللَّه لم یؤمر بالقتال» ؛(۳) «اگر یاد خدا نبود هرگز امر به جهاد نمیشد.»
معلوم است که منظور از «ذکر خدا» تنها لقلقه زبان نیست، بلکه مقصود اعتقاد قلبی و رسیدن به فلسفه جنگ و ایمان به مبدأ و معاد است.
لذا خداوند متعال میفرماید: «وَقاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ...» ؛(۴) «و در راه خدا، با کسانی که با شما میجنگند، نبرد کنید...».
در این آیه و آیات بسیار دیگر، امر به قتال در راه خدا و دین میکند؛ و لذا در آیهای دیگر چنین میفرماید: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّکاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَللَّهِِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ» ؛(۵) «همان کسانی که هر گاه در روی زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا میدارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند، و پایان همه کارها از آنِ خداوند است.»
فلسفه جهاد رفع ظلم و باز کردن راه و زمینه برای انسانهاست تا آزادانه بیندیشند. جهاد در حقیقت دفاع از انسان و آزادی عقیده است. دفاع از دینی که فطرت بشری آن را میخواهد. جهاد متکفّل تحقق سعادت حقیقی برای هر بشری است. حکومت اسلام مانع وجود ادیان دیگر در بلاد خود نیست؛ بلکه از آنها ضمن عقود و معاهداتی دفاع میکند.
علامه طباطباییرحمه الله میفرماید: «خداوند در آیه «وَقاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ» جهاد را فرض و واجب کرده است، ولی در این آیه و آیات دیگر آن را مقیّد به «فِی سَبِیلِ اللَّهِ» کرده است تا در ذهن انسان و خیال او خطور نکند که این وظیفه دینی مهم تنها به جهت ایجاد سلطه دنیوی خشک و توسعه مملکت صوری است، آنگونه که امروزه میگویند... بلکه جهاد به جهت توسعه سلطه دینی است که صلاح مردم در آخرت و دنیا در آن است». (۶)
شهید صدررحمه الله میفرماید: «داعیان اسلامی قبل از هر اقدامی، رسالت اسلامی خود را معرفی میکنند، و تعلیمات آن را با حجج و براهین تقویت مینمایند؛ و در صورتی که حجت بر دشمنان تمام شد، دیگر جای مناقشهای باقی نمیماند ولی در عین حال مشاهده کردند که عدهای درصدد مقابله با نور هستند... در این صورت است که راهی در مقابل خود جز جهاد مسلّحانه نمیبینند». (۷)
از امام صادقعلیه السلام نقل شده که امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمود: «بعثنی رسول اللَّه الی الیمن و قال لی: یا علیّ! لاتقاتلنّ احداً حتی تدعوه، و أیم اللَّه لان یهدی اللَّه علی یدیک رجلاً خیر لک ممّا طلعت علیه الشمس و غربت...» ؛(۸) «رسول خداصلی الله علیه وآله مرا به یمن فرستاد و به من فرمود: ای علی! هرگز با کسی جنگ نکن مگر آنکه او را به اسلام دعوت کنی. به خدا سوگند که اگر یک نفر به دست تو هدایت یابد برای تو از آنچه خورشید بر آن طلوع کرده و غروب کند بهتر است...».
اسلام دین ظرفیت دادن و تربیت است؛ و به همین جهت است که رسول خداصلی الله علیه وآله قبل از هر اقدامی، افرادی را به مناطق مختلف میفرستاد تا ابتدا مردم را به دین فطرت دعوت کنند. عبداللَّه بن حذافه سهمی را به ایران، و حاطب بن ابی بلتعه را به مصر، عمرو بن عاص را به عمان، حذیفة بن یمان را به هند، و... فرستاد تا مردم را به اسلام که دین فطرت است دعوت نمایند.
مبنای جهاد
مسئله جنگ و جهاد به جهت پیشبرد اهداف اسلام و دین و برداشتن موانعی که بر سر راه آن پدیدار میشود از مسایلی است که مبنایی اساسی دارد و آن اینکه ما قایل به وحدت حقّ و حقیقت باشیم یا تعدّد آن؛ و به تعبیری دیگر: ما پلورالیستی فکر کنیم یا وحدتی باشیم. اگر ما معتقدیم که حقّ یک محور دارد و ممکن الوصول نیز هست و دو طرف دعوا نمیتوانند بر حقّ باشند - که این عقیده را قبلاً به اثبات رساندیم -، در نتیجه اولیای الهی و در رأس آنها انبیاء باید مردم را به سوی حقّ از هر راه ممکن دعوت کنند و هرگونه موانعی را که در پیشرفت آن پدید آمده نیز برطرف سازند.
تحلیلی از آیات جهاد
برخی مخالف نظریه پلورالیسم رفتاری بوده و آن را با آیات جهاد مخالف میدانند؛ خصوصاً آیاتی که درباره قتال و جهاد با اهل کتاب است.
خداوند متعال میفرماید: «قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتّی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَهُمْ صاغِرُونَ» ؛(۹) «با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام میشمرند، و نه آیین حق را میپذیرند، پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند.»
این آیه مربوط به اهل کتاب است و دو نوع تفسیر درباره آن شده است:
۱ - مقصود این است که هر کس اهل کتاب است، مثلاً یهودی یا مسیحی است، او به خدا و پیامبر و حلال و حرام و دین حق ایمان ندارد، گرچه مدعی آن باشد؛ زیرا آنان از آن جهت که درباره مسیح مثلاً معتقد به الوهیت او بوده یا قائل به تثلیثند، لذا به خدا ایمان واقعی ندارند؛ و یا یهود که عزیر را پسر خدا میدانند ایمان حقیقی ندارند، و در نتیجه قرآن ایمان غیر مسلمانان به خدا و معاد را به رسمیّت نمیشناسد و لذا جنگ و قتال با آنان را مطرح میکند.
۲ - برخی دیگر از مفسرین میگویند: مقصود از آیه فوق این است که مسلمانان با اهل کتابی بجنگند که اسمشان اهل کتاب است ولی ایمان به خدا و قیامت نداشته و هیچ حرمتی برای خداوند و شریعت او حتی آنچه در دین خودشان آمده قائل نیستند.
مطلق و مقیّد در آیات جهاد
در قرآن کریم آیات متعددی درباره جهاد به صورت مطلق و به تعبیر دیگر ابتدایی وارد شده است، که از آن جمله آیاتی است که قبلاً به آن اشاره شد؛ و نیز آیات دیگری به این مضمون وارد شده است؛ از قبیل:
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفّارَ وَالْمُنافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ» ؛(۱۰) «ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنها سخت بگیر.»
«وَقاتِلُوهُمْ حَتّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ للَّهِِ» ؛(۱۱) «و با آنها پیکار کنید، تا فتنه [شرک و سلب آزادی برچیده شود و تمام دین از آن خداست.»
« وَما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالْوِلْدانِ»؛(۱۲) «چرا در راه خدا، و [در راه مردان و زنان و کودکانی که [به دست ستمگران] تضعیف شدهاند پیکار نمیکنید؟!»
ولی در مقابل، آیات فراوانی وجود دارد که آیات مطلق را تقیید میکند و مختص به مواردی میکند که به یک معنای جامع جنبه دفاعی دارد. این نتیجه و جمع را به کمک آیاتی میتوان به دست آورد.
الف) آیات جنگ دفاعی
برخی آیات اجازه جنگ را به جهت دفاع از خود داده است؛ از قبیل:
«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ * الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ» ؛(۱۳) «به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است، چرا که مورد ستم قرار گرفتهاند و خدا بر یاری آنها تواناست. همانها که از خانه و شهر خود به ناحق رانده شدند، جز اینکه میگفتند: پروردگار ما خدای یکتاست.»
«وَقاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» ؛(۱۴) «و در راه خدا، با کسانی که با شما میجنگند، نبرد کنید، و از حد تجاوز نکنید، که خدا تعدّی کنندگان را دوست نمیدارد.»
«وَقاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَما یُقاتِلُونَکُمْ کَافَّةً» ؛(۱۵) «و با مشرکان، دسته جمعی پیکار کنید، همانگونه که آنها دسته جمعی با شما پیکار میکنند.»
ب) آیات صلح و سازش
آیاتی نیز وجود دارد که دلالت بر دعوت به مصالحه و سازش با کفّار دارد؛ از قبیل:
«وَالصُّلْحُ خَیْرٌ» ؛(۱۶) «و آشتی بهتر است.»
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً» ؛(۱۷) «ای کسانی که ایمان آوردهاید! همگی در صلح و آشتی درآیید.»
«فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوکُمْ وَأَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاً» ؛(۱۸) «پس اگر از شما کنارهگیری کرده و با شما پیکار ننمودند [بلکه پیشنهاد صلح کردند، خداوند به شما اجازه نمیدهد که متعرّض آنها شوید.»
« وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ»؛(۱۹) «و اگر تمایل به صلح نشان دادند، تو نیز در صلح درآی، و بر خدا توکّل کن.»
ج) آیات نفی اکراه از دین
« لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»؛(۲۰) «در قبول دین اکراهی نیست [زیرا] راه درست از راه انحرافی، روشن شده است.»
«وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ» ؛(۲۱) «بگو: این حق است از سوی پروردگارتان! هر کس میخواهد ایمان بیاورد و هر کس میخواهد کافر شود.»
«وَلَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النّاسَ حَتّی یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ» ؛(۲۲) «و اگر پروردگار تو میخواست تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی [به اجبار] ایمان میآوردند. آیا تو میخواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند [ایمان اجباری چه سودی دارد؟]»
«إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ» ؛(۲۳) «اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیهای نازل میکنیم که گردنهایشان در برابر آنها خاضع گردد.»
«ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» ؛(۲۴) «با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما، و با آنها به روشی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن.»
با وجود این آیات میتوان آیات مطلق را تقیید زده و مختص به صورت دفاع دانست. مواردی که کفار و اهل کتاب درصدد عناد با مسلمانان برآمده و با جنگ و خونریزی یا جلوگیری از گسترش اسلام درصدد مبارزه و مانع رشد اسلام برآیند.
بررسی نظریه نسخ در آیات جهاد
برخی از مفسرین معتقدند که آیات جهاد گرچه به صورت مشروط آمده و مقیّد به صورت جنگ و مقابله با گسترش نفوذ و اسلام است ولی این، مربوط به اوائل ظهور اسلام است، اما در اواخر بعثت که اسلام قدرتمند شد این آیات مشروط نسخ شده و با یک مهلت موقّت حکم جنگ به طور عموم با آنان صادر شده است. این آیات که در سال نهم هجری آمده تمام دستورات گذشته را یکجا نسخ کرده است!!
ولی این احتمال صحیح نیست؛ زیرا:
اولاً: نسخ در جایی است که یک حکمی آمده و با حکم جدید که معارض قطعی و مستقر است نفی میشود؛ ولی اگر یکی از آن دو قابل جمع با دیگری است مورد برای نسخ باقی نمیماند؛ و در اینجا میتوان آیات مقیّد را مقدّم داشت.
در مورد آیات سوره برائت نمیتوان ادعا کرد آیاتی را که در آن سوره در مورد جهاد و قتال با مشرکین است لغو کننده و ناسخ آیاتی است که قبلاً آمده و جهاد را مشروط کرده است؛ زیرا وقتی آیات سوره برائت همه را با هم ملاحظه میکنیم به این نتیجه میرسیم که با مشرکانی باید جنگید که به هیچ اصل و اصول انسانی وفادار نبوده و یا پیمانهایی که با آنان بسته میشود نقض میکنند.
خداوند متعال میفرماید: «کَیْفَ وَإِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَلا ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَتَأْبی قُلُوبُهُمْ» ؛(۲۵) «چگونه [پیمان مشرکان ارزش دارد] در حالی که اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خویشاوندی با شما را میکنند و نه پیمان را؟ شما را با زبان خود خشنود میکنند ولی دلهایشان ابا دارد.»
ثانیاً: گرچه گفته شده که هیچ عامی نیست جز آنکه تخصیص خورده است ولی همین قاعده نیز به حکم مفاد خودش تخصیص خورده و برخی از موارد ابا از تخصیص دارد. مثلاً قانون عدم ظلم از جانب خداوند تخصیص بردار نیست. قانون عدم تجاوز به یکدیگر تخصیص بردار نیست.
خداوند متعال میفرماید: «وَقاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» ؛(۲۶) «و در راه خدا، با کسانی که با شما میجنگند، نبرد کنید و از حد تجاوز نکنید، که خدا تعدّی کنندگان را دوست نمیدارد.» این مسئله یکی از مواردی است که تخصیص بردار نیست.
ثالثاً: مورد نسخ در جایی است که ثابت شود دلیل ناسخ متأخّر از دلیل منسوخ آمده است، در حالی که مشخص نیست دلیل مطلق در آیات جهاد بعد از ادلّه مقیدات آمده تا ناسخ آنها باشد.
فرق بین اسلام و مسیحیت
برخی میگویند: مسیحیت این افتخار را دارد که هیچ اسمی از جنگ در آن نیست ولی ما میگوییم: اسلام این افتخار را دارد که قانون جهاد دارد.
مسیحیت که جهاد ندارد چون طرحی جامع برای جامعه و قانونی برای تشکیلات اجتماعی ندارد تا قانون جهاد داشته باشد. مسیحیت تنها یک سلسله نصیحت است. اسلام دینی است که وظیفه و تعهّد خودش را این میداند که جامعه و حکومت تشکیل بدهد. رسالتش اصلاح جهان است. چنین دینی نمیتواند بیتفاوت باشد. نمیتواند جهاد نداشته باشد، همچنانکه دولت نمیتواند ارتش نداشته باشد.
وانگهی با مراجعه به تورات و انجیل پی میبریم که در آیاتی چند به جنگ و جهاد اشاره شده است. اینک به نمونههایی در این باره اشاره میکنیم:
۱) در انجیل «متّی» آمده است: «گمان نکنید که من آمدهام تا صلح را بر روی زمین بیاورم، بلکه شمشیر آوردهام.»(۲۷)
۲) در تورات آمده است: «چون به شهری نزدیک میشوی تا با اهل آن بجنگی ابتدا آنان را به صلح دعوت کن. اگر دعوت تو را به صلح پذیرفتند و آن شهر را در اختیارت گذاردند، تمام مردم آن مسخّر برای توست و همه برده تو میشوند؛ و اگر با تو صلح نکردند بلکه از راه جنگ وارد شدند، آنان را محاصره کن، و چون پروردگارت تو را یاری کرد و بر آنها دست یافتی تمام مردانشان را از دم شمشیر بگذران و تمام زنان و اطفال و چارپایان و هر آنچه در شهر است، غنیمت برای توست و میتوانی از آنها که پروردگارت به تو عطا کرده استفاده کنی و این چنین انجام میدهی با شهرهای دور افتاده که از شهرهایی نیستند که امّت تو در آن قرار دارند؛ و امّا آن شهرهایی را که پروردگارت برای تو نصیبی در آنها قرار داده هیچ انسانی را در آنها باقی مگذار.»(۲۸)
فلسفه جزیه
در آیات قرآن برای پذیرش صلح با اهل کتاب سخن از گرفتن جزیه از آنان به میان آمده است.
خداوند متعال میفرماید: «قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتّی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَهُمْ صاغِرُونَ» ؛(۲۹) «با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا و نه به روز جزا ایمان دارند، پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند.»
جزیه چیست؟ آیا جزیه باج دادن و باج گرفتن است؟
جزیه از ماده جزا است، و جزا در لغت عرب، هم در مورد پاداش به کار برده میشود و هم در مورد کیفر. برخی گفتهاند: «جزیه» لغت معرّب است نه عربی، معرّب «گزیه» است، و گزیه لغتی است فارسی، و همان مالیات سرانهای بوده که برای اولین بار انوشیروان در ایران وضع کرد. وقتی که این لغت در میان اعراب آمد طبق قاعده معمول گاف تبدیل به جیم شد و آنان به جای گزیه گفتند «جزیه». پس جزیه مفهومش مالیات است و بدیهی است که مالیات گرفتن غیر از باج گرفتن است. خود مسلمین نیز باید مالیات بپردازند. چیزی که هست شکل مالیات اهل کتاب با مالیاتی که مسلمین میپردازند فرق میکند گرچه الآن چون از همه مالیات میگیرند، از اهل کتاب جزیه نمیگیرند.
اگر اسلام از اهل کتاب جزیه میگیرد در مقابل آن، تعهدی به آنها میدهد که مال و جان و ناموس آنها محفوظ گردد؛ و اما اینکه جزیه و مالیاتی خاص از آنها گرفته میشود که غیر از مالیات عمومی اسلامی است به جهت این است که آنان نه موظّفند که مالیاتهای اسلامی را بپردازند و نه موظّفند که در جهادها شرکت کنند، با اینکه منفعت جهاد عاید حال آنان نیز میشود. پس اهل کتاب به جای زکات و خمس، باید جزیه بدهند.
جزیه و خشونت
برخی میگویند: اقلیتهای دینی باید حقوق یکسان و برابر با شهروندان یک دولت داشته باشند و از آنجا که جزیه نوعی تبعیض محسوب میشود لذا این حکم قابل خدشه است.
در پاسخ به این اعتراض میگوییم:
یکی از امتیازات اسلام، اعمال تساهل و تسامح نسبت به اهل کتاب است، در صورتی که حالت جنگ با مسلمانان را نداشته باشند. اسلام با قراردادی که با آنان منعقد میکند حمایت از جان و مال آنان را بر عهده میگیرد. تاریخ صدر اسلام از این نمونهها زیاد سراغ دارد.
در مقابل چنین برخورد از طرف دولت اسلامی، وظیفهای نیز بر دوش اهل کتاب نهفته شده است؛ و به تعبیری دیگر نوعی تعهد متقابل بین مسلمانان و اهل کتاب میباشد. از طرفی دیگر هزینههای مالی دولت اسلامی توسط خود مردم تأمین میگردد. این موضوع به طور بسیار آشکار در همان اوائل صدر اسلام نمود داشت. اهل کتاب که از منافع زندگی کردن در زیر چتر حمایتی دولت اسلامی استفاده میکردند وظیفه داشتند نوعی مالیات هم بدهند. چنین رابطه متقابلی را نمیتوان با عناوینی؛ همچون رفتار غیرانسانی، تحقیرکننده، خشن و تبعیضآمیز تعبیر کرد.
همانطور که اهل کتاب جزیه پرداخت میکردند، خود مسلمانان نیز خمس و زکات به دولت اسلامی پرداخت مینمودند و هزینههای دولت اسلامی را تأمین میکردند. به همین دلیل است که فقهای اسلامی فرمودهاند که جزیه اندازه ثابتی ندارد و هر سال بر اساس مصالح و توافق طرفین، مبلغ آن تعیین میشود.
نحوه گرفتن جزیه
برخی میگویند: نحوه گرفتن «جزیه» تحقیرآمیز است؛ زیرا قرآن کریم میفرماید: «حَتّی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَهُمْ صاغِرُونَ» ؛(۳۰) «تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند.»
در ارتباط با معنای این آیه بحثهای متعددی صورت پذیرفته که مهمترین آنها مربوط به معنای لغوی کلمه «ید» و «صاغرون» است.
علامه طباطباییرحمه الله در این رابطه میفرماید: «صاغر از اسمای متضادی است که ممکن است به یک چیز ولکن به دو اعتبار اطلاق شود؛ زیرا ممکن است یک چیزی نسبت به امری کوچک باشد و نسبت به امر دیگر بزرگ. این کلمه اگر به کسر صاد و فتح غین خوانده شود به معنای کوچک و صغیر است و اگر به فتح صاد و غین خوانده شود به معنای ذلّت خواهد بود؛ و کلمه «صاغر» به کسی اطلاق میشود که تن به پستی داده باشد؛ و قرآن آن را درباره آن دسته از اهل کتاب که راضی به دادن جزیه شدهاند استعمال کرده و میگوید: «حتّی یعطوا...» منظور از ذلّت ایشان قبول و تن دادن در برابر سنت اسلامی و تسلیم آنها در برابر حکومت عادلانه جامعه اسلامی است... پس آیه شریفه ظهور دارد در اینکه منظور از صغار این معنای مذکور است، نه اینکه مسلمین و یا زمامداران اسلام به آنان توهین و بیاحترامی نموده و یا آنها را مسخره کنند؛ زیرا این معنا با وقار اسلامی سازگاری ندارد، هر چند برخی از مفسّرین، آیه را طور دیگری معنا کردهاند». (۳۱)
کلمه «ید» در آیه فوق نیز به دو معنا استعمال شده است:
۱ - به معنای «دست آدمی» آمده است. به این معنا «تا آنکه جزیه را به دست خود بدهند».
۲ - به معنای «قدرت و نعمت»، به این معنا، «تا آنکه جزیه را از ترس قدرت شما اعطا کنند».
با توجه به توضیحاتی که داده شد به نظر میرسد که مسئله جزیه نوعی مالیات دادن به دولت اسلامی است نه امر دیگر.
اسلام و بردگی
از جمله اشکالاتی که از ناحیه مسیحیان و مخالفان اسلام بر ضدّ اسلام و مسلمین مطرح است اینکه: اسلام به قانون بردگی و استعمار انسان اعتراف کرده و بر آن مهر صحّت گذاشت، امری که با روح عدالت انسانی سازگاری ندارد. آنان میگویند: این مسئله حتّی با ظاهر آیات قرآن و روایات اسلامی نیز منافات دارد.
۱ - خداوند متعال میفرماید: «یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثی وَجَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ» ؛(۳۲) «ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید [اینها ملاک امتیاز نیست گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین شماست.»
۲ - و نیز میفرماید: « وَلَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ»؛(۳۳) «و ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم.»
۳ - پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله میفرماید: «البشر کلّهم سواسیة»؛ «افراد بشر همگی با هم مساویاند.»
۴ - و نیز میفرماید: «لافضل لعربی علی عجمی و لا لعجمی علی عربی و لا ابیض علی اسود و لا أسود علی ابیض»؛(۳۴) «هرگز برتری برای عرب بر عجم، و عجم بر عرب و سفید بر سیاه و سیاه بر سفید نیست.»
چرا با این حال اسلام رقیّت و بردگی را امضاء کرده و به رسمیّت شناخته است؟
پاسخ اوّل
اسلام آنگونه که ملتهای متمدن زمانهای پیشین قانون بردگی را به طور مطلق قبول داشتهاند، هرگز امضا نکرده و مهر صحّت بر آن نزده است.
الف) اعتقاد فلسفی رومیان قدیم بر این بود که عنصر سفید از حیث جنس و خون و خلقت، با عنصر سیاه فرق میکند. انسان سیاهپوست به جهت خدمت انسان سفیدپوست خلق شده است.
ب) در آیین هندو اعتقاد به چهار مرتبه و طبقه برای انسانها وجود دارد:
۱ - طبقه روحانیون.
۲ - طبقه امرا و وزرا و حاکمان.
۳ - طبقه تجّار.
۴ - طبقه نجسها.
آنان معتقدند که طبقه نجسها، حقّ معاشرت با سه طبقه دیگر را ندارد؛ زیرا آنان را برای شغلهای پست؛ همچون نجاستکشی خلق شدهاند. آنان کسانی هستند که دارای ارواح خبیثه بوده و در بدن جدید وارد شدهاند.
ج) «ژول رومن»، عضو فرهنگستان فرانسه میگوید: «ما از این خوف داریم که جنس سیاه، امور مملکت را در زندگانی بشر به دست گیرد؛ زیرا در میان این افراد امثال انیشتین وجود ندارد...».
اسلام به شدت با این افکار که جنس بشر سیاه پوست را پست میشمارد، مبارزه کرده است، و کرامت انسان را تنها در گروی تقوا میداند، آنگونه که به آیات و روایات آن اشاره شد.
پاسخ دوم
اسلام گرچه به قانون بردگی اعتراف کرده و آن را تصدیق نموده است، ولی در حقیقت، حکمت و مصلحت آن به خود بردگان برمیگردد.
اسلام بردهداری را تنها در اسیران جنگی از کفار اجازه داده است. و بعد از آنکه آنان را اسیر نمودند سه فرضیه نسبت به آنان متصوّر است:
۱ - اینکه آنان را رها کرده تا به قوم و دسته خود برگردند، و از نو برنامهچینی کرده و با اسلام به مخالفت برخیزند که این فرضیه خلاف منطق عقل و شرع است.
۲ - فرضیه دیگر این است که تمام اسرا به قتل برسند تا بشر از شرّ وجودشان در امان باشند. و این فرضیه نیز بر خلاف منطق عقل و انصاف است؛ زیرا راه حلّ سومی نیز وجود دارد.
۳ - اینکه آنان را به اسارت نگه داشته و داخل خانههای مسلمانان برده تا تحت تربیت آنان قرار گیرند، با مقرّراتی که اسلام برای نگهداری آنها داشته و مورد تجاوز و تعدّی قرار نگیرند تا شاید به حقّ و حقیقت و اسلام متمایل گردند. این طریق و فرضیه به واقع نزدیک و مطابق عقل سلیم است.
نتیجه اینکه: هدف اساسی از بردگی و بردهداری در اسلام، باز نمودن مدرسه تربیتی است.
پاسخ سوم
مسئله کنیز و بردهداری تا زمان صدر اسلام یک فرهنگ بوده، و لذا با سنّتها و فرهنگهای جامعه نمیشود یک مرتبه مقابله کرد.
از طرفی دیگر، شرایط زندگی و معیشت بسیار سخت و دشوار بود و انسانها به تنهایی نمیتوانستند تدارک زندگی روزمره خود را داشته باشند بلکه احتیاج به افرادی بود تا دائماً در خانه و کاشانه انسان باشند و در امور روزمره زندگی به انسان کمک کنند. و لذا افرادی که از امکانات مادی برخوردار بودند برای گذران زندگی خود از برده و کنیز استفاده میکردند. و این امری نبود که در آن عصر و زمان نقص شمرده شده و مورد انتقاد قرار گرفته باشد، ولی در این عصر و زمان که شرایط زندگی با زمانهای گذشته بسیار فرق کرده است، دیگر موضوع بردهداری و استفاده از آن در زندگی روزمره خود به خود از بین رفته است.
پاسخ چهارم
اسلام گرچه بردهداری را در عصر خود تا حدودی امضا کرده است، ولی برای بردگان حقوق خاصی برگردن موالی و جامعه و حتی دولت اسلامی قرار داده است. کسی نمیتواند بیش از حدّ معیّن از برده خود، کار بکشد. کسی نمیتواند از برده زمینگیر و جزامی و کور خود کار بکشد. اگر کسی به برده خود جنایت فجیعی وارد کرد دیگر نمیتواند از او بهره ببرد.
اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام نهایت احترام را در حقّ بردهها داشته و برای آنان حقوق خاصی قرار داده بودند. امام رضاعلیه السلام با بردگان خود بر سر یک سفره غذا میخورد.(۳۵) حضرت علیعلیه السلام روزی به قنبر، غلام خود دستور داد تا دو لباس یکی به قیمت یک درهم و دیگری به قیمت دو درهم بخرد. قنبر که لباسها را خرید و به حضرت داد، امام لباس دو درهمی را به قنبر داد و لباس یک درهمی را برای خود برداشت. وقتی قنبر از علت این کار سؤال کرد، حضرت فرمود: من سِنّی را گذراندهام و همین لباس برای من کافی است، ولی تو جوانی و احتیاج به لباس بهتر داری.
در حدیثی از امام رضاعلیه السلام وارد شده که فرمود: «من اعتق مملوکاً لا حیلة له فإنّ علیه أن یعوله حتی یستغنی عنه، وکذلک کان امیرالمؤمنینعلیه السلام یفعل اذا عتق الصغار و من لا حلیة له»؛(۳۶) «هرگاه کسی بندهای را آزاد کرد که چارهای ندارد، بر اوست که آن برده آزاد شده را تکفل کند تا به حدّ بینیازی از او برسد. و امیرالمؤمنینعلیه السلام چنین مینمود هرگاه بردههای کوچک و کسانی که بیچاره بودند را آزاد میکرد».
امام رضا از پدران بزرگوارشعلیهم السلام نقل کرده که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «مازال جبرئیل یوصینی بالممالیک حتی ظننت أنّه سیجعل لهم وقتاً، إذا بلغوا ذلک إلی الوقت اعتقوا»؛(۳۷) «دائماً جبرئیل مرا به بردگان سفارش میکرد تا اینکه گمان کردم که زود است که برای آنان وقتی قرار دهد که هرگاه آنان به آن وقت رسیدند خود به خود آزاد گردند».
و نیز از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که درباره بردگان فرمود: «اطعموهم ممّا تأکلون والبسوهم ممّا تلبسون»؛(۳۸) «از همان چیزی که میخورید به بردگان خود بخورانید و از آنچه که میپوشید به بردگانتان بپوشانید».
پاسخ پنجم
گرچه اسلام، اصل رقیت و بردهگیری و بردهداری را با شرایط و خصوصیات آن امضا کرده است، ولی بعد از رسیدن به اهداف خود، هرگز رضایت به نگهداری دائمی آنان در زیر سلطه بندگی نداده است، و به همین جهت است که وسایل آزادی آنان را به هر نحو ممکن و به وسایل گوناگون فراهم ساخته است که برخی از آنها قهری است و برخی اختیاری؛ برخی به اختیار موالی و صاحبان بردگان است و برخی نیز در اختیار بردگان.
فقهای اسلامی در کتابهای فقهی خود به تبع آیات و روایات، بابی را تحت عنوان «کتاب العتق» باز کرده و احکام آن را به طور مفصّل آوردهاند، در حالی که برای رقیت و بردهگیری کتاب مستقلی را نیاوردهاند. اینک به برخی از قوانینی که اسلام برای آزادی بردگان جعل کرده، اشاره میکنیم:
الف) قانون عتق به عنوان صدقه
طبق این قانون، آزادی بنده در راه خدا عنوان صدقه بر خود گرفته و بر آن ثواب متفرّع شده است.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «من اعتق رقبة مؤمنة کانت فداءه من النار»؛(۳۹) «هر کس برده مؤمنی را آزاد کند این عملش باعث آزادی او از آتش جهنم خواهد شد.»
ب) قانون عتق به عنوان کفاره
طبق این قانون، خداوند متعال کسانی را که با برخی از تکالیف او مخالفت عملی کردهاند، مجازات دنیوی آن را آزاد کردن بنده به نحو تعیین یا تخییر قرار داده است امثال:
۱ - کفاره ظهار: کسی که با گفتن اینکه «پشت همسرش برای او همانند پشت مادرش باشد»، نزدیکی با همسرش را برای خود حرام کرده است. و اگر بخواهد به او بازگردد باید بنده آزاد کند.
۲ - کفاره ایلا: کسی که قسم بر نزدیکی نکردن با همسرش خورده، در صورت بازگشت به او، کفارهاش آزاد کردن بنده است.
۳ - کفاره افطار: کسی که روزه ماه رمضان را عمداً افطار کرده، یکی از انواع کفارهاش بنده آزاد کردن است.
۴ - کفاره خلف نذر: کسی که با نذر خود مخالفت کرده، وظیفه دارد که بندهای را آزاد کند.
۵ - کفاره خلف قسم.
۶ - کفاره خلف عهد.
۷ - کفاره جزع و فزع حرام در مصیبتی که بر انسان وارد شده است.
۸ - کفاره کشتن انسان بیگناه.
در تمام این موارد، انسان با یک بنده آزاد کردن که وظیفه او است از وزر و گناهی که به جهت مخالفت با دستور الهی انجام داده پاک میگردد.
ج) قانون عتق بعد از خدمت
مطابق این قانون اگر بنده مؤمنی هفت سال به مولای خود خدمت کند، آزاد خواهد شد.
د) قانون عتق با بیماری خاص
طبق این قانون - که از اسباب آزادی قهری است - اگر بنده به امراضی از قبیل زمینگیر شدن و جزام و کوری مبتلا شود خود به خود آزاد میشود.
ه) قانون تدبیر
مطابق این قانون اگر کسی به برده خود بگوید: تو بعد از وفات من آزاد خواهی بود، بعد از وفات مولایش این بنده آزاد است و به ملک ورثه داخل نمیشود.
و) قانون کتابت
طبق این قانون اگر بنده با مولایش قرارداد ببندد که اگر فلان مبلغ را برای او حاضر کند آزاد شود، مولا باید به این عهد خود وفا کند.
ز) قانون سرایت
مطابق این قانون اگر چند نفر در یک برده با هم شریک باشند و یکی از شریکان سهم خود را از این برده آزاد کند، سهمهای دیگر نیز آزاد خواهد شد. و این آزادی از اسباب قهری است.
ح) قانون تملک یکی از پدر و مادر
طبق این قانون اگر مردی یکی از پدر و مادر، یا فردی از محارم خود از زنان را مالک گردد، بالفور آزاد خواهند شد.
ط) قانون تنکیل
مطابق این قانون اگر کسی جنایت فجیعی نسبت به برده خود انجام دهد؛ مثل اینکه بینی، زبان، دو گوش یا دو لب او را ببرد، این بنده خود به خود آزاد میگردد.
پاسخ ششم
کسانی از غربیها یا غربزدهها که امروزه در مورد بردهداری قدیم ایراد میگیرند، چشم خود را بر نوع نوین و جدید بردهداری بستهاند که چگونه در سطح گسترده و جهانی برخی از کشورهای استعماری و سلطهگر، ملتها و کشورهای دیگر را زیر سلطه اقتصادی و نظامی و فرهنگی خود قرار دادهاند، و هر ملت و دولتی که قصد استقلال و روی پای خود ایستادن و آزادی را داشته باشد، از هر طرف او را محاصره کرده و در آخر او را نابود میکنند. این بردهداری نوین است که غربزدگان جامعه، چشم خود را بر آن بسته و از آن دم نمیزنند. آیا اشغال یک کشور و به غارت بردن منافع آن و به زیر یوغ اسارت اقتصادی و فرهنگی بردن افراد آن، نمونه بردهداری نوین نیست؟
کمونیسم نیز نوعی دیگر از بردهداری است که در برخی جوامع و کشورها نفوذ کرده و هنوز پا برجاست. چرا ما به زوایای آن توجّه نمیکنیم. اینکه اکنون در کشورهای مختلف خصوصاً غرب از زن به عنوان یک کالا در امور مختلف استفاده میشود و او را از کرامت واقعیاش پایین آورده است، آیا این یک نوع بردهداری نوین نیست؟
فهرست منشورات مسجد مقدّس جمکران
۱ قرآن کریم / چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
۲ قرآن کریم / (وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط نیریزی / الهی قمشهای
۳ قرآن کریم / نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
۴ قرآن کریم / وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
۵ قرآن کریم / وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
۶ صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
۷ کلیات مفاتیح الجنان / عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
۸ کلیات مفاتیح الجنان / (وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
۹ منتخب مفاتیح الجنان / (جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
۱۰ منتخب مفاتیح الجنان / جیبی، نیمجیبی) خط خاتمی / الهی قمشهای
۱۱ ارتباط با خدا واحد تحقیقات
۱۲ آشنایی با چهارده معصوم (۱و۲)/شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
۱۳ آئینه اسرار حسین کریمی قمی
۱۴ آخرین پناه محمود ترحمی
۱۵ آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
۱۶ آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
۱۷ آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
۱۸ از زلال ولایت واحد تحقیقات
۱۹ اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
۲۰ امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
۲۱ امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
۲۲ امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
۲۳ امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
۲۴ انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
۲۵ انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
۲۶ اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
۲۷ با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
۲۸ بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
۲۹ بهتر از بهار / کودک شمسی (فاطمه) وفائی
۳۰ پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
۳۱ پرچم هدایت محمد رضا اکبری
۳۲ تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
۳۳ تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
۳۴ تاریخچه مسجد مقدس جمکران / (فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
۳۵ تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
۳۶ تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
۳۷ جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
۳۸ چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
۳۹ چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
۴۰ حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
۴۱ حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
۴۲ ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
۴۳ خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
۴۴ خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
۴۵ خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
۴۶ دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
۴۷ داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
۴۸ داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
۴۹ در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
۵۰ در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
۵۱ دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
۵۲ دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
۵۳ رجعت احمد علی طاهری ورسی
۵۴ رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
۵۵ روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
۵۶ زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
۵۷ سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
۵۸ سرود سرخ انار الهه بهشتی
۵۹ سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
۶۰ سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
۶۱ سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
۶۲ سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
۶۳ سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
۶۴ شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
۶۵ شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
۶۶ ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
۶۷ عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
۶۸ عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
۶۹ عطر سیب حامد حجّتی
۷۰ عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام / عربی المقدس الشافعی
۷۱ علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
۷۲ علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
۷۳ غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
۷۴ غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
۷۵ فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
۷۶ فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
۷۷ فروغ تابان ولایت علی اصغر رضوانی
۷۸ فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
۷۹ فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
۸۰ فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
۸۱ فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
۸۲ کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
۸۳ کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
۸۴ کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله / منصور پهلوان
۸۵ کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
۸۶ گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
۸۷ گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
۸۸ گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
۸۹ مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
۹۰ مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
۹۱ مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
۹۲ منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
۹۳ منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
۹۴ منشور نینوا مجید حیدریفر
۹۵ موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
۹۶ مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
۹۷ مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
۹۸ مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد ۱۳ بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله / ارومیهای
۹۹ مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
۱۰۰ مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
۱۰۱ میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
۱۰۲ ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
۱۰۳ نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
۱۰۴ نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
۱۰۵ نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
۱۰۶ نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
۱۰۷ ندای ولایت بنیاد غدیر
۱۰۸ نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
۱۰۹ نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضیرحمه الله / محمد دشتی
۱۱۰ نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
۱۱۱ و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
۱۱۲ واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
۱۱۳ وظایف منتظران واحد تحقیقات
۱۱۴ ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
۱۱۵ هدیه احمدیه / (جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
۱۱۶ همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
۱۱۷ یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
۱۱۸ یار غائب از نظر (مجموعه اشعار) محمد حجّتی
۱۱۹ ینابیع الحکمة / عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی ۶۱۷ ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفنهای ۷۲۵۳۷۰۰ ، ۷۲۵۳۳۴۰ - ۰۲۵۱ تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: ۶۶۹۳۹۰۸۳ ، ۶۶۹۲۸۶۸۷ - ۰۲۱
یزد: ۶۲۴۶۴۸۹، ۲-۶۲۸۰۶۷۱ - ۰۳۵۱
فریدونکار: ۱۴ - ۵۶۶۴۲۱۲ - ۰۱۲۲
پینوشتها
۱) سوره توبه، آیه ۵.
۲) سوره توبه، آیه ۲۹.
۳) کنز العمال، ح ۳۹۳۱.
۴) سوره بقره، آیه ۱۹۰.
۵) سوره حج، آیه ۴۱.
۶) المیزان، ج ۲، ص ۲۸۸.
۷) اقتصادنا، ص ۳۱۴.
۸) کافی، ج ۵، ص ۲۸، ح ۴.
۹) سوره توبه، آیه ۲۹.
۱۰) سوره توبه، آیه ۷۳.
۱۱) سوره انفال، آیه ۳۹.
۱۲) سوره نساء، آیه ۷۵.
۱۳) سوره حج، آیات ۳۹و۴۰.
۱۴) سوره بقره، آیه ۱۹۰.
۱۵) سوره توبه، آیه ۳۶.
۱۶) سوره نساء، آیه ۱۲۸.
۱۷) سوره بقره، آیه ۲۰۸.
۱۸) سوره نساء، آیه ۹۰.
۱۹) سوره انفال، آیه ۶۱.
۲۰) سوره بقره، آیه ۲۵۶.
۲۱) سوره کهف، آیه ۲۹.
۲۲) سوره یونس، آیه ۹۹.
۲۳) سوره شعراء، آیات ۳و۴.
۲۴) سوره نحل، آیه ۱۲۵.
۲۵) سوره توبه، آیه ۸.
۲۶) سوره بقره، آیه ۱۹۰.
۲۷) انجیل متّی، اصحاح ۲۰، رقم ۳۴.
۲۸) سفر تثنیه، اصحاح ۱۳، رقم ۱۵.
۲۹) سوره توبه، آیه ۲۹.
۳۰) سوره توبه، آیه ۲۹.
۳۱) المیزان، ج ۹، ص ۳۲۲.
۳۲) سوره حجرات، آیه ۳.
۳۳) سوره اسراء، آیه ۷۰.
۳۴) معدن الجواهر، کراجکی، ص ۲۱.
۳۵) الانوار البهیة، شیخ عباس قمی، ص ۱۷۹ - ۱۸۰.
۳۶) وسائل الشیعة، ج ۲۳، ص ۳۰.
۳۷) وسائل الشیعة، ج ۲۳، حدیث۲.
۳۸) همان، ج ۳.
۳۹) مستدرک، ج ۹، ص ۲۷۸، باب مایجب علی المحرم اذا اضطر.







