پرسمان قرآنی امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
پرسمان قرآنی امر به معروف و نهی از منکر
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده علی خراسانی
زبان فارسی
ناشر بوستان کتاب
محل انتشارات قم
قطع رقعی
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۴۸-۹۷۴-۱
دانلود PDF

محتویات

پیش گفتار

قرآن، تنها کتاب آسمانی است که از تحریف مصون مانده و یگانه کلامی است که بر بلندای قله فصاحت و بلاغت، هدایت و رستگاری را نوید می‌دهد[۱] و رمز و راز مکتوم عالم را باز می‌گوید[۲].قرآن، عالی‌ترین معارف گنجینه غیب را با آهنگی روح نواز به جهانیان هدیه می‌کند[۳].قرآن، سرشار از حقایقی است که انسان جز در پرتو وحی، از آن نصیبی نخواهد داشت؛ نعمت بزرگی که پروردگار هستی، عطای آن را بر زمینیان منتی بزرگ می‌داند[۴].قرآن، چشمه سار بی پایان آب حیات است[۵].اکسیر سعادت و شراب جاودانگی است.شعاع پرفروغش، روشنی بخش ظلمت کده عالم ملک است[۶].

قرآن، شورانگیزترین نغمه‌ای است که جان‌های مشتاق را به خویش می‌خواند.آوای آسمانی اش در اعماق وجود حق پویان طنین انداز است و راهی به سوی نور و آگاهی می‌گشاید.مروارید اشک، این مستوره مقدس دل‌های پاک را همچون لطافت شبنمی با طراوت، بر گونه‌ها جاری می‌سازد[۷] و سرود وجد و سرور را در دل‌ها می‌سراید[۸].انذارهایش تن و جان خاشعان را به لرزش و اضطراب می‌آورد و بشارت‌هایش، امید و شوق به رحمت و فضل الهی را بارور می‌سازد.

قرآن، حزن، شادی، بیم و امید را در هم می‌آمیزد، فروغ بی پایان و شور و شتاب را در دل‌ها می‌تاباند و در پرتو این تحول شگرف، جان‌ها از هدایت و ایمان، سرشار می‌شوند[۹].قرآن از زندان ظلمانی ملک تا اوج تابناک و طربناک ملکوت، راه رستگاری و صراط مستقیم را در آینه آیه‌های نور، به تصویر می‌کشد و حق پویان پاک نهاد را به ضیافت خویش فرا می‌خواند:

چون به جان در رفت جان دیگر شود - جان که دیگر شد جهان دیگر شود همچو حق پنهان و هم پیداست این - زنده و پاینده و گویاست این[۱۰]

جهان شمولی و جاودانگی آیات الهی قرآن، اقتضا می‌کند که در همه دوران‌ها، محور حل مشکلات، پاک کننده ظلمت و جهل و حیرت گمراهی باشد.پیشرفت و تکامل علوم از طراوت و تازگی اش نکاهد و محوریت پیام آسمانی اش را مخدوش نسازد.

امروزه در جهان معاصر، با تراکم دانش و انفجار اطلاعات، شاهد شبهات و پرسش‌های فراوان و موضوعات متنوعی هستیم که جهان پر التهاب کنونی، به ویژه جوامع اسلامی را به چالش فرا خوانده و دل مشغولان حقیقت و دین مداران پرسوز را به چاره جویی از قرآن دعوت می‌کند.

حوزه‌های علمیه، سنگربانان شریعت نبوی و پاسداران اندیشه علوی، پاسخ گویی به پرسش‌ها و شبهات اعتقادی را اصلی‌ترین رسالت خود دانسته و همواره این نقش خطیر را به زیبایی ایفا کرده‌اند.

گروه پاسخ به پرسش‌های قرآنی مرکز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبلیغات اسلامی، یکی از واحدهای برخاسته از حوزه علمیه، در سال ۱۳۷۷ با هدف پاسخ گویی به پرسش‌های قرآنی کار خود را آغاز کرد.

حاصل تلاش این گروه، پاسخ دهی به بیش از ۵۵۰۰۰۰ پرسش در زمانی کمتر از هفت سال است.تنوع و گستردگی پرسش‌ها که از حدود دویست شهر از سراسر کشور ارسال شده است.رابطه مطلوب این مرکز با قشرهای مختلف جامعه اسلامی را نوید می‌دهد.

این تلاش صادقانه که به گسترش و تداوم ارتباط صمیمی و پر ثمر، میان حوزویان و آحاد مردم انجامیده، حاصل سفارش‌های مؤکد مقام معظم رهبری، مراجع تقلید و مسئولان بلند پایه نظام جمهوری اسلامی ایران است.

از آن جا که این پرسش‌ها از متن جامعه برخاسته و می‌تواند نمایان گر شبهات و پرسش‌های اعتقادی رایج عصر ما باشد، گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی تصمیم گرفت، این پرسش‌ها را در مجموعه‌های موضوعی و صنفی[۱۱] مستقل چاپ و منتشر کرده و در دسترس جویندگان حقایق دینی قرار دهد.این وظیفه به عهده گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی واگذار شد.در گام اول، دوازده طرح مستقل با عنوان مشترک پرسمان قرآنی در دستور کار واحد قرار گرفت و کار پس از تدوین آیین نامه اجرایی طرح‌ها و شناسایی محققان شایسته آغاز شد.در این خصوص نکته‌هایی قابل توجه است:

۱۱.اختلاف سطح علمی، تفاوت‌های سنی و تنوع فرهنگی پرسش گران، محققان را ملزم می‌ساخت که پاسخ‌ها را با توجه به ویژگی‌های پرسش گر، سامان دهند؛ گاه با زبانی ساده و بیانی عامیانه، پاسخ فهم پذیر شده و زمانی با بیان علمی تخصصی، بلاغت و مطلوبیت پاسخ فراهم می‌شد.با این حال، در تدوین این مجموعه سعی بر این بوده، پاسخ‌ها تا حد امکان یک دست شود.

۲۲.وصول به نظمی کاملاً منطقی و تدوینی آرمانی، با توجه به اهداف این مجموعه، کاری بس دشوار می‌نمود که این مهم با حساسیت فراوان و جلسه‌های متعدد کارشناسی از سوی این مرکز پی گیری و تا حد ممکن تأمین شد.

۳۳.افزون بر پاسخ گویی به شبهات و پرسش‌های گسترده، از اهداف دیگر تدوین این مجموعه، ارائه گزارشی از تلاش محققان، برای راه یابی به پاسخی گویا و منطق با سطح علمی، ویژگی‌های سنی، فضای روحی و نیازهای عاطفی پرسش گر است.

۴۴.ممکن است مستند، یا متن ارجاعی برخی پاسخ‌ها در نگاه فرزانگان و استادان، با کاستی‌هایی همراه باشد.این ملاحظات اغلب از نگاه ناظران علمی گروه یاد شده نیز دور نمانده، اما با توجه به سطح مخاطبان و اصولی که می‌بایست در پاسخ دهی رعایت شود، این پاسخ‌ها برای ارسال به پرسش گر و نیز انتشار آن برای عموم، مناسب ارزیابی شده است.

۵۵.عطوفت، شیوایی، اتقان، سادگی، اختصار، استناد و نیز ارجاع پرسش گر به نوشته‌های فهم پذیر و در دست رس، اصول مورد توجه این گروه در مسیر شکل گیری این پاسخ هاست.

۶۶.مجموعه‌ای که هم اکنون پیش روی شماست، پاسخ به پرسش‌هایی است که در موضوع پرسمان قرآنی امر به معروف و نهی از منکر به این مرکز رسیده است.

از همه افرادی که در تهیه این مجموعه، مرکز را یاری کرده‌اند، به ویژه جناب آقای حجه الاسلام والمسلمین علی خراسانی که کار گردآوری و تدوین را عهده دار بودند و جناب آقای حجه الاسلام والمسلمین اسلامی که طرح را نظارت کردند، کمال تشکر و قدردانی را داریم.


همکاران علمی و اجرایی پرسمان قرآنی امر به معروف و نهی از منکر

۱.جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقای علی خراسانی؛ مسئول وقت مرکز فرهنگ و معارف قرآن

۲.جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقای محمد علی محمدی؛ مدیر گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۳.جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقای رضا محمدی؛ ناظر گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۴.جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقای محمود لطیفی؛ ناظر گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۵.جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقای علی ملکوتی؛ ناظر گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۶.جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج آقای حمید ملکی؛ ناظر گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۷.جناب آقای علی امیرخانی؛ مدیر پخش پرسمان‌ها و محقق گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۸.جناب آقای سید محمد حسن جواهری؛ محقق گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۹.جناب آقای سید علی هاشمی؛ محقق گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۱۰.جناب آقای علی کرجی؛ محقق گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۱۱.جناب آقای محمد اسماعیل صالحی زاده؛ محقق گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۱۲.جناب آقای علی فرهودی؛ محقق گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۱۳.جناب آقای غلامرضا حیدری ابهری؛ محقق گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۱۴.جناب آقای محمد رضا حسین زاده؛ محقق گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۱۵.جناب آقای امیر بهرام پور؛ ویراستار گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۱۶.جناب آقای سید محمد ناصر ذاکر رضوی؛ حروف چین گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۱۷.جناب آقای سعید شمس؛ مدیر بخش اینترنت گروه پاسخ به پرسش‌ها و شبهات قرآنی

۱۸.جناب آقای رمضان محمدی؛ مدیر واحد پاسخ به شبهات

۱۹.جناب آقای فرهاد پیرمرادیان؛ مسئول پاسخ دهی به سؤالات تلفنی

۲۰.جناب آقای حبیب رسوخی؛ دبیر اجرایی گروه

۲۱.جناب آقای محمد چگینی؛ حروف چین

۲۲.جناب آقای حسن شاه ولدی؛ حروف چین

یوسفی مقدم

سرپرست مرکز فرهنگ و معارف قرآن


مقدمه مؤلف

قرآن کریم تنها راه سعادت و رستگاری انسان است و در پرتو شعاع نورانی آیه‌های آن می‌توان از بند جهل و گمراهی رهید و از زندگی سعادت مند دنیا و نعمت‌های بی کران آخرت بهره مند گردید.

قرآن کریم با هدف بر پایی جامعه‌ای سالم و سرشار از فضایل و تهی از رذایل، بر نظارت عمومی و همگانی آحاد جامعه بر رفتار یک دیگر پای می‌فشارد و این نظارت با امر به معروف و نهی از منکر محقق می‌شود.امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته و به عنوان دو واجب در میان فروع دین مطرح بوده و وظیفه‌ای است که مسلمانان و مؤمنان درباره یک دیگر در محدوده جامعه اسلامی و برای تضمین سلامت جامعه از زشتی‌ها ایفا می‌کنند.

کتاب حاضر به پرسش‌های شما در قلمرو، مراتب، شرایط و روش‌های اجرای امر به معروف و نهی از منکر پاسخ می‌دهد.

این پرسمان از شش فصل تشکیل شده است:

فصل اول، تعریف امر به معروف و نهی از منکر؛ فصل دوم، اهمیت و وجوب امر به معروف و نهی از منکر؛ فصل سوم، شرایط و آداب امر به معروف و نهی از منکر؛ فصل چهارم، برخی پرسش و پاسخ‌ها درباره مراحل امر به معروف و نهی از منکر؛ فصل پنجم، آثار امر به معروف و نهی از منکر؛ فصل ششم، پاسخ به پرسش‌های کلی و فرعی.

امید آن که خوانندگان عزیز - که در پی اجرای شایسته این دو واجب بزرگ الهی اند - بتوانند از پاسخ‌های ارائه شده در این پرسمان بهره گیرند و در ادای این دو وظیفه مهم موفق باشند.

علی خراسانی


فصل اول: تعریف امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر به چه معناست

جواب: لغویان، معروف را به شناخت شده و منکر را به ناشناخته معنا کرده‌اند، ولی در تعریف اصطلاحی امر به معروف و نهی از منکر در منابع اسلامی، تعبیرهای گوناگونی آمده است که از مجموع این تعریف‌ها استفاده می‌شود که امر به معروف، به معنای فرمان دادن به هر کاری است که عقل و شرع آن کار را خوب بداند و نهی از منکر، به معنای بازداشتن و نهی کردن از هر کاری است که عقل یا شرع آن کار را بد بداند[۱۲]؛ به عبارتی دیگر، امر به معروف به معنای فرمان دادن به کارهای خوب و نهی از منکر به معنای بازداشتن از کارهای بد است.از آن جا که لازم نیست امر و نهی به صورت زبانی باشد، به هر اقدام و کوششی که به منظور اثر گذاردن در دیگری انجام می‌شود، به گونه‌ای که او را به کار واجب واداشته یا از حرام باز دارد، امر به معروف و نهی از منکر گفته می‌شود[۱۳].

امر به معروف و نهی از منکر اصطلاحی، در محدوده جامعه اسلامی است؛ یعنی وظیفه‌ای است که مسلمانان و مؤمنان درباره یک دیگر ایفا می‌کنند.بنابر این، دعوت کفار به اسلام و ایمان و نهی آنان از کفر و شرک، گرچه واجب است، ولی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر شمرده نمی‌شود.

هم چنین امر به معروف و نهی از منکر در صورتی است که تارک معروف و مرتکب منکر بداند کاری را که ترک کرده واجب است و کاری را که انجام می‌دهد حرام است؛ از این رو، آگاهی دادن و شناساندن معروف و منکر به کسی که آنها نمی‌شناسد - که در اصطلاح به آن ارشاد جاهل می‌گویند - از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر شمرده نمی‌شود؛[۱۴] گرچه در مواردی، مفهوم امر به معروف و نهی از منکر را توسعه داده‌اند، به گونه‌ای که ارشاد جاهل را نیز شامل شده است[۱۵].

نکته دیگری که باید بدان توجه کرد این که ارشاد جاهل نیز در بسیاری از موارد واجب است، هر چند از مصادیق امر به معروف نباشد[۱۶]

چرا نهی از منکر همیشه در کنار امر به معروف می‌آید، آیا هر دو یک واجب اند

جواب: امر به معروف و نهی از منکر دو واجب مستقل می‌باشند.این دو فرضیه، از فروع دین و ضروریات اسلام به شمار می‌رود، ولی با توجه به این که هر دو واجب دارای احکامی مشترک می‌باشند؛ یعنی شرایط، مراحل و آثار مشترکی دارند، اغلب در آیات و روایات در کنار هم آمده‌اند و در منابع اسلامی یک جا بحث می‌شود.[۱۷]

چگونه معروف و منکر را بشناسیم

جواب: هم چنان که در تعریف امر به معروف و نهی از منکر گفته‌اند: معروف به معنای کاری است که عقل و شرع آن را خوب می‌داند، و منکر کاری است که عقل و شرع آن را بد می‌داند.بنابراین، یکی از راه‌های شناخت معروف و منکر، عقل است.عقل هر انسانی خوب بودن، امانت داری، صداقت، عدالت، کمک به درماندگان و مهرورزی به دیگران را تشخیص می‌دهد؛ هم چنان که به بد بودن، خیانت، دروغ، ظلم و تجاوز به حقوق دیگران حکم می‌کند.در تعبیری دیگر می‌توان گفت:

هر کاری که با فطرت مشترک همه انسان‌ها موافق و هم آهنگ است.حسن و نیکوست و در غیر این صورت، قبیح و زشت است.یادآوری می‌شود که در شناخت حسن و قبح، دیدگاه‌های فردی - که ناشی از اغراض شخص است - اعتباری ندارد.[۱۸]

راه دوم برای شناخت معروف و منکر، دین و شرع است؛ یعنی همه اموری که شریعت اسلام به انجام دادن آن امر کرده، مانند نماز، روزه، توکل، صبر، تقوا و...خوب و معروف است و هر آن چه شریعت از آن نهی کرده، مانند غیبت، ربا، زنا و...بد و منکر است و امر به معروف و نهی از منکر برای ادای واجبات یا ترک محرماتی که شرع مقدس مشخص کرده واجب است.

آیا معروف شامل مستجب و منکر شامل مکروه نیز می‌شود

جواب: در مشمول معروف و منکر بر واجب و حرام تردیدی نیست، ولی درباره مستحب و مکروه اختلاف است.برخی دانشمندان این توسعه را در هر دو مفهوم معروف و منکر پذیرفته و معروف را شامل واجب و مستحب و منکر را شامل حرام و مکروه دانسته‌اند؛ البته در این صورت، امر به مستحب و نیز نهی از مکروه، واجب نیست، بلکه مستحب است[۱۹]

آیا امر به معروف و نهی از منکر، همان موعظه و نصیحت است یا با هم دیگر متفاوت اند

جواب: انسان در موعظه فواید کار خوب و زیان‌های کار بد را به دیگران می‌گوید تا خود افراد تشویق و علاقه مند شوند کار خوب را انجام دهند و کار بد را ترک کنند؛ به تعبیر دیگر، در موعظه دل مخاطب با پند و اندرز نرم می‌شود و به اطاعت و فرمان بری از خداوند متعال راغب و مایل می‌گردد، اما در امر به معروف و نهی از منکر، فرد مسلمان به کسی که واجبی را ترک کرده یا گناهی را مرتکب شده، امر می‌کند که فلان کار را انجام بده.البته این مورد مصداق قطعی امر به معروف و نهی از منکر است که از موضع بالاتر و آمرانه، می‌گوید این کار را انجام بده و آن کار را انجام نده[۲۰]

با این حال، از برخی احادیث می‌توان استفاده کرد که امر به معروف و نهی از منکر، معنایی فراگیر دارد و می‌تواند در قالب موعظه و نصیحت نیز محقق شود.[۲۱]

ما در برابر کسی که از معروف و منکر هیچ اطلاعی ندارد، چه وظیفه‌ای داریم

جواب: آگاهی دادن به چنین کسی را تعلیم جاهل گویند؛ هر چند در اصطلاح با امر به معروف و نهی از منکر متفاوت است؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر در صورتی است که ترک کننده معروف و انجام دهنده منکر بداند کاری که ترک کرده واجب بوده و کاری که انجام می‌دهد حرام است، ولی با همان ملاک وجوب امر به معروف و نهی از منکر - هدایت مردم و ایجاد جامعه‌ای خدا جوی و سالم - تعلیم جاهل هم واجب شده است.از این رو، در برخی روایات بر آموزش جاهل نیز امر به معروف و نهی از منکر اطلاق شده است:[۲۲]

انما یؤمر بالمعروف وینهی عن المنکر مؤمن فیتعظ أو جاهل فیتعلم[۲۳]

افزون بر آیات و روایات، عقل نیز به ما حکم می‌کند که تعلیم جاهل لازم است و احتمال این که خداوند خواسته باشد تنها به وسیله انبیاء دستورها و احکام خود را به مردم برساند و پس از ارتحال پیامبران دیگر نمی‌خواهد که این احکام به نسل‌های آینده برسد، احتمالی باطل و غیر عقلایی است.[۲۴] بنابراین، ارشاد و آگاهی دادن به شخصی که درباره دین و احکام آشنایی دارد لازم است، هر چند در دایره امر به معروف و نهی از منکر قرار نگیرد[۲۵].البته کسی که درباره معروف و منکر و احکام اسلامی ناآگاه است، یعنی ممکن است گاهی جاهل قاصر باشد، به این معنا که بدون هیچ تقصیر و عذری، دست او از فراگیری احکام کوتاه بوده است.مانند این که تازه به سن تکلیف رسیده است.گاهی نیز جاهل مقصر است؛ یعنی توانایی یادگیری احکام را داشته، ولی کوتاهی کرده است.جاهل، قاصر باشد یا مقصر، گاه به نادانی خود آگاه است و زمانی جاهل مرکب است؛ یعنی احکام را نمی‌داند، ولی گمان می‌کند که می‌داند.

آموزش جاهل در این موارد واجب است و باید چنین کسانی را با ملایمت و مهربانی و به مقتضای سن آنها آموزش داده، معروف و منکر را برای آنها روشن کرد.

البته آموزش کسی که جاهل مرکب است پیچیدگی بیشتری دارد و با روشن مناسب باید به او فهماند که حکم را به خوبی فرا نگرفته و اشتباه کرده است؛ چنان که در مورد امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) آمده است که در دوران کودکی، روزی پیرمرد را را دیدند که مشغول وضو گرفتن بود، ولی روش وضو گرفتن او صحیح نبود.

آنها برای این روش صحیح وضو را به او بیاموزند و در عین حال رعایت احترام و سن او را بکنند، نزد او رفتند و سلام کردند و گفتند: ما دو برادریم و می‌خواهیم وضو بگیریم، شما ببینید وضوی کدام یک از ما بهتر از دیگری است؟ پیرمرد وقتی وضوی آنها را دید، گفت: پدر و مادرم به قربان شما! هر دو خوب وضو می‌گیرید و این من بودم که اشتباه می‌کردم[۲۶]

مصادیق معروف و منکر در قرآن کریم کدام است

جواب: با توجه به گستره معنایی معروف و منکر، هر یک از این دو، مصادیق فراوانی در قرآن کریم دارد.آیه الله نوری همدانی در کتاب امر به معروف و نهی از منکر به برخی مصادیق این دو اشاره کرده است[۲۷] که البته برخی از این مصادیق در یک دیگر ادغام پذیر می‌باشند.هم چنین می‌توان این مصادیق را به عنوان‌هایی جامع تر یا به اقسامی مانند اخلاقی، رفتاری و...تقسیم کرد.

معروف‌ها در قرآن

۱.ایمان؛ ۲.تلاوت قرآن؛ ۳.امر به معروف و نهی از منکر؛ ۴.تفکر؛ ۵.توکل؛ ۶.صبر؛ ۷.تقوا؛ ۸.پیروی از خدا و رسول؛ ۹۹.پیشی گرفتن برای انجام (دادن) کارهای نیک؛ ۱۰.انفاق؛ ۱۱.فرو بردن خشم؛ ۱۲.عفو؛ ۱۳.احسان؛ ۱۴.اطمینان به وعده‌های خدا؛ ۱۵.توبه؛ ۱۶.سیر در زمین و پند گرفتن از سرگذشت امت‌های پیشین؛ ۱۷.جهاد؛ ۱۸.شهادت در راه خدا؛ ۱۹.عدالت؛ ۲۰.شکر خدا؛ ۲۱.دعا؛ ۲۲.اخلاق نیک؛ ۲۳.مشورت؛ ۲۴.آموزش و فراگیری قرآن و دانش؛ ۲۵.صراحت در بیان حق ۲۶.تحمل آسیب‌ها و گرفتاری‌ها در راه خدا؛ ۲۷.هجرت برای تقویت و حفظ دین؛ ۲۸.خوف از خدا؛ ۲۹.استقامت در راه حق؛ ۳۰.مرابطه و حفظ مرزهای اسلامی از تهاجم دشمنان؛ ۳۱.صدق؛ ۳۲.استغفار؛ ۳۳.تقیه؛ ۳۴.دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان خدا؛ ۳۵.وفای به عهد؛ ۳۶.تسبیح و یاد خدا در شب و روز؛ ۳۷.اتحاد و دوستی و برادری؛ ۳۸.دعوت مردم به سعادت و به سوی خدا؛ ۳۹.صداقت؛ ۴۰.پیروی از حق؛ ۴۱.یاری (دین) خدا آمادگی کامل و فراهم کردن مداوم اسباب کار برای جبهه گیری در برابر دشمن[۲۸].

منکرها در قرآن

۱.کفر؛ ۲.کشتن پیامبران و عدالت خواهان و مخالفت با راهنمایان دین؛ ۳.محرم اسرار قرار دادن کافران؛ ۴.جهل و نادانی؛ ۵.نفاق؛ ۶۶.دوستی با کافران؛ ۷.ضعف در اراده و تصمیم در راه هدف؛ ۸.اصرار بر گناه.۹.سستی؛ ۱۰.تأسف و اندوه بی جا؛ ۱۱.ظلم؛ ۱۲.ارتجاع و عقب گرد؛ ۱۳.کرنش در برابر دشمن؛ ۱۴.ضعف نشان دادن در برابر دشمن؛ ۱۵.اطاعت از کافران؛ ۱۶.کشمکش و نزاع؛ ۱۷.فرار از جهاد؛ ۱۸.پندار سپری شدن زمان دین؛ ۱۹.توجه به (اثر پذیری از) تبلیغات باطل؛ ۲۰.خیانت به بیت المال؛ ۲۱.بخل؛ ۲۲.رضایت به ظلم و گناه؛ ۲۳.کتمان حق؛ ۲۴.فروختن دین و حق به دنیا؛ ۲۵.انکار وجود روح و جهان آخرت؛ ۲۶.ترسیدن از دوستان شیطان؛ ۲۷.گمان بر این که شکست ظاهری، با حق ناسازگار است؛ ۲۸.انفاق در راه باطل و تقویت باطل آن؛ ۲۹.تمایل دل‌ها از حق به سوی باطل؛ ۳۰.فتنه جویی و بدعت گذاری؛ ۳۱.حسد و ریاست طلبی؛ ۳۲.نقشه‌های باطل برای مبارزه با حق؛ ۳۳.پوشاندن حق به وسیله باطل؛ ۳۴.بازیچه قرار دادن دین؛ ۳۵.بازداشتن مردم از راه خدا؛ ۳۶.تبهکاری؛ ۳۷.دروغ گویی؛ ۳۸.خیانت؛ ۳۹.ایجاد اختلاف؛ ۴۰.پیروی از باطل؛ ۴۱.بیماری قلب (روح)؛ ۴۲.ترسو بودن؛ ۴۳.فساد حاکمان و زمان داران خودسر؛ ۴۴.قطع پیوند خویشاندی؛ ۴۵.مخالفت با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ ۴۶.باطل کردن عمل نیک؛ ۴۷.پشت کردن به دین[۲۹].

حفظ ارزش‌های انقلاب‌های اسلامی با امر به معروف و نهی از منکر چه رابطه‌ای دارد

جواب: ارزش‌های انقلاب اسلامی همان اعتقادات، اخلاق، رفتار و کردار شایسته‌ای که ملت ایران برای تحقق آنها، انقلاب کردند که از این امور در فرهنگ دینی معروف تعبیر می‌شود.بنابراین، پاس داشت ارزش‌های انقلاب اسلامی و کوشش در جهت حفظ و اشاعه آنها، چیزی جز امر به معروف نیست.

از سوی دیگر، ضد ارزش‌ها نیز در فرهنگ دینی به منکر تعبیر می‌شود که بر اساس تعالیم اسلام باید با آن مبارزه و برای ریشه کنی آن از جامعه کوشش کرد.بنابراین، از همه آیات و روایاتی که ما را به وجوب امر به معروف و نهی از منکر فرا می‌خواند، استفاده می‌شود که حفظ ارزش‌های انقلاب اسلامی و مبارزه با ضد ارزش‌ها بر آحاد امت انقلابی لازم است که در این صورت، امتی برتر و شایسته خواهند بود:

کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر[۳۰].

گاهی در امر به معروف و نهی از منکر، سبب لجاجت و عکس العمل طرف مقابل می‌شود

جواب: در امر به معروف و نهی از منکر مهم آن است که مخاطب را به هر شکل از گناه باز داشته یا به واجب وادارند.از این رو، باید کوشید که از بهترین، مفیدترین و مناسب‌ترین راه به این مطلوب و مقصود دست یافت.گاهی دست رسی به این مهم با ارشاد و تعلیم یا موعظه و نصیحت انجام شدنی است و زمانی نیز باید برخورد آمرانه و مقتدرانه کرد.بنابراین، نباید امر به معروف و نهی از منکر را در همه جا با برخوردهای خشک و آمرانه که سبب لجاجت و عکس العمل شخص مقابل می‌شود، انجام داد؛ زیرا هیچ کس نمی‌تواند چنین احتمالی بدهد که امر به معروف و نهی از منکر، امری تعبدی محض و مصلحتش ناشناخته باشد و در هر حال، وقتی با گناه کار روبه رو شدیم، بی هدف و به شکل آمرانه، این امر عبادی را انجام دهیم، هر چند که اثر معکوس در گناه کار داشته باشد و او را به عناد و لج بازی بکشاند.[۳۱]

فصل دوم: اهمیت و وجوب امر به معروف و نهی از منکر

چرا اسلام و قرآن امر به معروف و نهی از منکر را واجب کرده است

جواب: از مجموع آیات و روایاتی که در موضوع امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد استفاده می‌شود که اسلام می‌خواهد همه افراد جامعه اسلامی، به گونه‌ای تربیت شوند که در برابر رفتار هم دیگر احساس مسئولیت کنند؛ زیرا روشن است که مصالح و سعادت دنیوی و اخروی افراد جامعه به یک دیگر مرتبط است و اعمال و رفتار افراد اجتماع در سرنوشت یک دیگر تأثیر می‌گذارد و آثار صلاح و فساد افراد، تنها به خود آنها محدود نمی‌شود، بلکه نتایج مثبت و منفی بسیاری از اعمال اعضای جامعه، به کسانی بر می‌گردد که در آن جامعه زندگی می‌کنند؛ برای مثال سود زیان رعایت یا عدم رعایت قوانین اجتماعی به همه می‌رسد.کارهای خوب نیکوکاران در سعادت دیگران مؤثر است و کارهای بد بدکاران نیز در جامعه اثر می‌گذارد و اساساً افراد جامعه، مانند اعضای یک پیکرند که اگر یکی از عضوها سلامت خود را از دست بدهد، دیگر اعضا را نیز با مشکل روبه رو می‌کند.از همین رو، حتی در جوامع غربی که فردگرایند و معمولاً در کار یک دیگر دخالت نمی‌کنند، درباره اموری که آثار منفی در جامعه دارد و منافع مادی آنان را به خطر می‌اندازد، حساسیت نشان داده و درباره این گونه امور، نظارت و کنترل دارند.از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمود:

یک فرد گناه کار در میان مردم، همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود و به هنگامی که در وسط دریا قرار گیرد تبری برداشته و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد و هر گاه به او اعتراض کنند در جواب بگوید: من در سهم خود تصرف می‌کنم.اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند، طولی نمی‌کشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ کرده و یک باره همگی در دریا غرق می‌شوند[۳۲].

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مثال زیبا، منطقی بودن وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را مجسم ساخته و نظارت فرد بر اجتماع را یک حق طبیعی می‌داند که ناشی از پیوند سرنوشت هاست[۳۳].بنابراین، یکی از ادله وجوب امر به معروف و نهی از منکر، پیوند سرنوشت انسان‌ها به یک دیگر در دنیاست و علاقه به سرنوشت خود و اطرافیان اقتضا می‌کند که انسان مسلمان، برای ایجاد جامعه‌ای سالم - که سرشار از خوبی‌ها و تهی از بدی هاست - بکوشد.افزون بر این، اسلام به مهرورزی، مهربانی و دست گیری از انسان‌های نیازمند، اهمیت ویژه‌ای داده است و محبوترین مردم را کسی می‌داند که وجودش برای دیگران سودمندتر باشد.[۳۴]

از همین رو، اموری مانند دست گیری از فقرا و مستمندان، رسیدگی به بیماران و سرپرستی از یتیمان، از ارزش والایی برخوردار است.حال که چنین است آیا ممکن است اسلام به نیازمندی‌های معنوی مؤمنان بی توجه باشد و آیا ممکن است انسان در برابر دیگران مهربان بوده و از این که آنان به راهی بروند که پایانش جهنم و غضب الهی است بی تفاوت باشد؟

پاسخ این دو پرسش، منفی است و مهرورزی و به دیگران اقتضا می‌کند که مؤمنان همواره بر رفتار و کردار یک دیگر نظارت داشته باشند و بکوشند همه آحاد جامعه اسلامی، آینده‌ای سعادت مند در بهشت جاویدان داشته باشند و در پی چنین تلاش فراگیری است که جامعه اسلامی، مدال بهترین امت را دریافت خواهد کرد:

کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر...[۳۵]؛ شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‌اید، به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند باز می‌دارید.

جامعه اسلامی در چنین شرایطی - که امر به معروف و نهی از منکر عمل می‌کند - به فلاح و رستگاری خواهد رسید:

ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون[۳۶]؛ و باید از میان شما گروهی به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتی باز دارند و آنان همان رستگارانند.

در چنین جامعه‌ای راه‌ها امن، تجارت و کاسبی مردم حلال، ریشه هرگونه ظلم و جور خشکیده و زمین آباد می‌شود و با انتقام گرفتن از دشمنان همه کارها رو به راه می‌گردد[۳۷]

آیات قرآن با چه تعابیری امر به معروف را بیان کرده و این موارد در کدام سوره و آیه آمده است

جواب: قرآن کریم با تعبیرهایی گوناگون به موضوع امر به معروف و نهی از منکر پرداخته است:

۱.در چند آیه از قرآن امر به معروف و نهی از منکر در کنار یک دیگر به کار رفته است، مانند آیه ۷۱ سوره توبه:

والمؤمنون والمؤمنت بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر؛ و مردان و زنان با ایمان، دوستان یک دیگرند، که به کارهای پسندیده وا می‌دارد و از کارهای ناپسند باز می‌دارند.

در آیه ۱۱۲ توبه، ۱۵۷ اعراف، آیات ۱۰۴، ۱۱۰، ۱۱۴ آل عمران، ۴۱ حج و ۱۷ لقمان نیز امر به معروف و نهی از منکر در کنار هم آمده است.

۲.در شماری از آیات، مفهوم امر به معروف و نهی از منکر با تعبیرهایی، مانند امر به عدل [۳۸] امر به قسط[۳۹] نهی از سوء [۴۰] نهی از فحشا [۴۱] نهی از فساد [۴۲] و نهی از اثم [۴۳] بیان شده است.

۳۳.در برخی آیات، به ویژه در قصص قرآنی، نیز بدون تصریح به واژه معروف یا منکر، مصادیقی از امر به معروف و نهی از منکر، به وسیله مصلحان جامعه گزارش شده است؛ برای مثال قرآن کریم در آیه ۶۳ سوره مائده دانشمندان یهودی و مسیحی را به دلیل این که مردم خود را از حرام خواری منع نکرده‌اند، نکوهش کرده است.محتوای این آیات بر لزوم امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی و نکوهش و هلاکت امت‌های پیشین، بر اثر ترک این دو فرضیه دلالت دارد.فقیهان برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر به بیشتر این آیات استدلال کرده‌اند[۴۴].

امر به معروف و نهی از منکر واجب عینی است یا کفایی

جواب: واجب عینی - مانند نماز - شامل همه مکفان شده و با انجام دادن بعضی، وجوب آن از دیگران برداشته نمی‌شود؛ بر خلاف واجب کفایی - مانند وجوب دفن انسان مؤمنی که از دنیا رفته است - که با انجام دادن برخی، از دیگران ساقط می‌شود.

فقها و مفسران درباره این که وجوب امر به معروف و نهی از منکر عینی است یا کفایی، اختلاف نظر دارند و آن را اغلب در ذیل آیه ۱۰۴۴ آل عمران طرح کرده‌اند:

ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون.

اکثر مفسران در این آیه، من در منکم را تبعیضیه دانسته و وجوب کفایی را نتیجه گرفته‌اند؛ یعنی امر به معروف و نهی از منکر بر همه شما واجب نیست؛ زیرا همه برای این کار شایستگی لازم را ندارد، بلکه باید گروه از میان شما که معروف و منکر و شرایط امر به معروف و نهی از منکر آشنا هستند، به این مهم مبادرت ورزند[۴۵].

کسانی که به وجوب کفایی اعتقاد دارند، افزون بر این که به آیه فوق استدلال کرده‌اند، در وجه کفایی بودن امر به معروف و نهی از منکر گفته‌اند که با تحقق غرض شارع، (تحقق معروف و از میان رفتن منکر) وجوب از دیگران برداشته می‌شود[۴۶].استفاده وجوب کفایی از آیه خدشه پذیر است؛ زیرا آیه فقط دلالت می‌کند که امر به معروف و نهی از منکر بر همه واجب نیست؛ چون همه مردم شرایط آن را ندارند و ساقط شدن واجب از غیر واجدان شرایط، به معنای وجوب کفایی نیست؛ چنان که ساقط شدن وجوب حج از غیر افراد مستطیع، دلیل بر کفایی بودن آن نیست.

در برابر، بعضی فقها با تمسک به عموم آیات و روایات، به وجوب عینی امر به معروف و نهی از منکر قائل شده‌اند.مستند آنان آیه ۱۱۰۰ آل عمران است: کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر...؛ زیرا خطاب آیه عموم مسلمانان بوده و وظیفه امر به معروف و نهی از منکر بر عهده همه است.اینان من را در آیه ۱۰۴ آل عمران ولتکن منکم بیانیه و به معنای کونوا امه گرفته و خطاب آیه را عام دانسته‌اند[۴۷].به نظر می‌رسد برای اثبات وجوب عینی، استدلال به شمول و عام بودن خطاب صحیح نباشد؛ زیرا هم در واجب کفایی و هم در واجب عینی، خطاب عام است و تفاوت فقط در این است که در واجب کفایی با تحقق غرض شارع، وجوب از دیگران ساقط می‌شود.به علاوه، اصولاً اختلاف در عینی یا کفایی بودن این دو فرضیه، بی ثمر و حداقل کم ثمر است[۴۸]؛ زیرا در صورتی که امر و نهی، غرض (تحقق معروف و مرتفع شدن منکر) محقق شود و نیز در صورتی که به مقدار کافی به امر و نهی اقدام شود، به گونه‌ای که قیام دیگران بی فایده باشد، همه فقها حتی آنان که وجوب آن را عینی می‌دانند، به سقوط وجوب از دیگران قائل اند.با وجود این، برخی نتیجه این اختلاف نظر را در قالب مثالی این گونه توضیح داده‌اند: اگر در شهری شخصی نماز نمی‌خواند یا شراب می‌نوشد و در آن شهر فقط ده نفر واجد شرایط وجود دارند، اگر یکی از ده نفر امر و نهی کرد و تأثیر سخن او در حد گمان قوی (ظن) است - در صورتی که وجوب را کفایی بدانیم - همین اقدام شخص اول پیش از حصول نتیجه، وجوب را از نه نفر دیگر ساقط می‌کند و چنان چه وجوب را عینی بدانیم، ساقط نمی‌کند.

احتمال دیگر این است که تنها مرتبه نخست امر به معروف و نهی از منکر، (انکار قلبی) واجب عینی باشد؛ به این معنا که در قلب از ترک واجب و ارتکاب منکر انزجار داشته باشد، اما مرتبه دوم (انکار زبانی) عینی نبوده و مرتبه سوم (انکار عملی) نیز کفایی است[۴۹].

منظور از آیه ۱۰۵۵ مائده

اگر شخصی مراقب خویش بوده و برای اصلاح خویش اقدام کند لازم نیست نگران عملکرد دیگر افراد جامعه باشد؛ زیرا هنگامی که شخص هدایت یافته باشد، گمراهی دیگران به او ضرر نمی‌زند: یایها الذین ءامنوا علیکم انفسکم لایضرکم من ضل اذا اهتدیتم الی الله مرجعکم این آیه چگونه با وجوب امر به معروف و نهی از منکر سازگار است و آیا بر عدم وجوب آن دلالت می‌کند؟

جواب: در آیه مزبور سخن از هدایت است و انسان آن هدایت یافته است که به وظایف خویش، از جمله امر به معروف و نهی از منکر عمل کرده باشد و شکی نیست که در این مورد، گمراهی دیگران به او ضرری نمی‌زند.هم چنین در صورتی که زمینه برای انجام دادن این تکلیف فراهم نباشد گمراهی دیگران به او زیانی نمی‌رساند.افزون بر این، آیه در مقام بیان این واقعیت است که مؤمنان باید در راه شان ثابت قدم باشند و گمراهی دیگران آنان را متزلزل نسازد؛ زیرا گمراهی آنان به مؤمنان ضرری نمی‌رساند[۵۰]؛ به عبارت دیگر، انسان باید در انتخاب مسیر حق و تفکر صحیح، تحت تأثیر جامعه قرار نگیرد، حق، حق است، گرچه بیشتر افراد از آن روی برگردانند و باطل، باطل است، گرچه بیشترین افراد بیشترین افراد به آن روی آورند؛ هم چنان که علی (علیه السلام) می‌فرماید: در مسیر هدایت به سبب اندک بودن رهروانش وحشت نکنید[۵۱].هم چنین این آیه نمی‌تواند ناسخ آیات وجوب امر به معروف و نهی از منکر باشد؛ زیرا این آیات، به روشنی و بدون هیچ ابهامی بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلالت می‌کند و روایات و نیز دلیل عقلی، مؤید این آیات است و بر لزوم این دو وظیفه دلالت می‌کند.بنابراین، آیات امر به معروف و نهی از منکر نسخ را بر نمی‌تابد[۵۲].

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر چگونه از قرآن استفاده می‌شود

جواب: اهمیت و لزوم اهتمام همه مسلمانان به این دو واجب به خوبی از قرآن کریم استفاده می‌شود و در این باره می‌توان به آیات فراوانی استناد کرد؛ برای مثال در آیه ۱۱۴ آل عمران، این دو واجب در کنار ایمان به خدا و آخرت آمده است و در آیه دیگر، همان گونه که از برخی اهل کتاب به دلیل ایمان به خدا و آخرت و پذیرش اسلام تمجید می‌کند، از آنان به دلیل امر به معروف و نهی از منکر نیز ستایش می‌نماید و خیلی روشن است که بیان امر به معروف و نهی از منکر در کنار ایمان، نشان از اهمیت این دو واجب می‌باشد: یؤمنون بالله والیوم الاخره ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر....گاهی در این آیات، امر به معروف و نهی از منکر پیش از بر پاداشتن نماز و پرداخت زکات ذکر شده و توجه و اهتمام به این واجبات، از ویژگی مردان و زنان با ایمان شمرده شده است:

والمؤمنون والمؤمنت بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر ویقیمون الصلوه ویؤتون الزکوه...[۵۳]؛ و مردان و زنان با ایمان دوستان یک دیگرند، که به کارهای پسندیده وامی دارند و از کارهای ناپسند باز می‌دارد و نماز را برپا می‌کنند و زکات می‌دهند.

هم چنین قرآن کریم امر به معروف و نهی از منکر را سنت و کار خداوند دانسته است:

ان الله یأمر بالعدل والاحسن وایتای ذی القربی وینهی عن الفحشاء والمنکر والبغی...[۵۴]؛ در حقیقت خدا به دادگری و نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می‌دهد و از کار زشت و ناپسند و ستم باز می‌دارد.

بر اساس روایتی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمران به معروف و ناهیان از منکر، جانشینان خداوند در عمل به این وظیفه‌اند[۵۵].

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر از آیه ۱۱۰۰ آل عمران نیز به روشنی استفاده می‌شود؛ زیرا رمز برتری امت اسلامی بر دیگر امت‌ها معرفی شده است:

کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر...؛ شما بهترین امتی هستند که برای مردم پدیدار شده‌اید، به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند باز می‌دارید.

هم چنین از این که مسلمانان بر اساس آیه ۱۰۴۴ آل عمران مأمور شده‌اند که برای انجام دادن هر چه بهتر امر به معروف و نهی از منکر، گروه و تشکیلاتی توان مند فراهم آورند، اهمیت این دو وظیفه استفاده می‌شود:

ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون؛ و باید از میان شما گروهی به نیکی دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنان همان رستگاران اند.

آیا امر به معروف و نهی از منکر در ادیان دیگر هم بوده است

جواب: این دو فرضیه، ویژه اسلام نیست و در شرایع پیشین نیز واجب بوده است.از همین رو، جمعی از ربانیون (دانشمندان مسیحی) و احبار (علمای یهود) که از گفتار گناه آلود و خوردن حرام نهی نمی‌کردند، نکوهش شده‌اند: لولا ینههم الربنیون والاحبار عن قولهم الاثم واکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون[۵۶]؛ چرا دانشمندان مسیحی و یهودی، آنان را از گفتار گناه (آلود) و حرام خوارگی شان باز نمی‌دارند؟ راستی چه بد است آن چه انجام می‌دادند.

شماری از بنی اسرائیل بر اثر کفر و عصیان و تجاوز از فرمان خدا و به دلیل ترک نهی از منکر از سوی داوود و عیسی (علیهما السلام) لعنت شدند:

لعن الذین کفروا من بنی اسرءیل علی لسان داود و عیسی ابن مریم ذلک بما عصوا وکانوا یعتدون کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه[۵۷]؛ از میان بنی اسرائیل، آنان که کفر ورزیدند، به زبان داوود و عیسی بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند.این (کیفر) از آن روی بود که عصیان ورزیده و (از فرمان خدا) تجاوز می‌کردند و از کار زشتی که آن را مرتکب می‌شدند یک دیگر را نهی نمی‌کردند.

براساس روایتی از امام باقر (علیه السلام)، داوود (علیه السلام) اهالی شهر ساحلی ایله را - که به اصحاب سبت معروف اند - و عیسی (علیه السلام) جمعی از پیروان خود را لعنت کرد که پس از نزول مائده و غذای آسمانی، راه کفر را در پیش گرفتند[۵۸].از داستان اصحاب سبت که در سوره اعراف (آیات ۱۶۳ - ۱۶۶) آمده است استفاده می‌شود که امر به معروف و نهی از منکر در میان یهودیان واجب بوده است.جمعی از بنی اسرائیل که نهی از منکر نمی‌کردند، با مرتکبان منکر هلاک شدند و تنها گروهی از آنها نجات یافتند که وظیفه خود را انجام داده و نهی از منکر کردند.در آیه ۱۱۶، هود بنی اسرائیل را عتاب می‌کند که چرا در نسل‌های پیشین شما جز گروهی اندک، خردمندانی نبودند که مردم را از فساد در زمین باز دارند:

فلولا کان من القرون من قبلکم اولوا بقیه ینهون عن الفساد فی الارض.

از نصایح لقمان به فرزندش نیز استفاده می‌شود که امر به معروف در شرایع پیشین واجب بوده است:

یبنی اقم الصلوه وامر بالمعروف وانه عن المنکر واصبر علی ما اصابک[۵۹]؛ ای پسرک من! نماز را برپا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن و بر آسیبی که بر تو وارد آمده است شکیبا باش.

با این که از آیات قرآن استفاده می‌شود این دو فرضیه در دیگر ادیان نیز واجب بوده است، ولی به نظر می‌رسد امر به معروف و نهی از منکر در شریعت اسلام در مقایسه با ادیان دیگر از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ و از همین رو، قرآن کریم یکی از اوصاف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را در تورات، امر به معروف و نهی از منکر برشمرده است:

الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوریه والانجیل یأمرهم بالمعروف وینههم عن المنکر[۶۰]؛ همانان که از این فرستاده، پیامبر درس نخوانده - که نام او را نزد خود در تورات و انجیل نوشته می‌یابند - پیروی می‌کنند (همان پیامبری که آنان را به کار پسندیده فرمان می‌دهد و از کار ناپسند باز می‌دارد...).

شاید اهمیت فوق العاده امر به معروف و نهی از منکر در اسلام از آن روست که این دین برای همه در تمام عصرها تشریع شده است؛

چنان که در آیه ۲۸۸ سوره سبأ خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) او را بشارت گر (بشیر) و هشدار دهنده (نذیر) همه مردم می‌داند و به تعبیری، حوزه مأموریت آن حضرت را همه مردم می‌داند: وما ارسلنک الا کافه للناس بشیرا ونذیرا....

در سوره آل عمران (آیه ۱۹) اسلام را تنها دین پذیرفته شده نزد خداوند معرفی کرده است: ان الذین عند الله الاسلم و در سوره احزاب (آیه ۴۰۰) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را پایان بخش پیامبران بر شمرده است:

ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله خاتم النبیین؛ محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است.

از این رو، لازم است همه مؤمنان به ویژه دانشمندان، در گسترش و حفظ شریعت و دین اسلام بکوشند و با عمل به این دو واجب، جانشین خدا و پیامبران روی زمین باشند و اسلام را جاودانه کنند.

استدلال به آیه 64 سوره انعام

بعضی به آیه لا تزر وازره وزر اخری[۶۱] استدلال کرده و گفته‌اند که با توجه به این آیه، دیگر امر به معروف و نهی از منکر چه معنایی دارد.

جواب: جمله لا تزر وازره وزر اخری پنج بار در قرآن آمده است و به این معناست که هیچ کس در قیامت بار گناه دیگران را بر دوش نخواهد گرفت و به گناه دیگران مؤاخذه نخواهد شد و این، به معنای بی تفاوتی در برابر گناه دیگران در دنیا نیست.آیات امر به معروف و نهی از منکر در صدد بیان این مطلب اند که مسلمان‌ها باید درباره ترک معروف و ارتکاب منکر در جامعه اسلامی حساسیت داشته باشند و در صورت ترک این دو واجب گناه کرده‌اند.کسی که به این دو واجب عمل نمی‌کند، در قیامت به دلیل عمل نکردن به تکلیف و وظیفه خود مؤاخذه می‌شود، نه به دلیل گناه دیگران.از این رو، در صورت عمل به تکلیف و عدم تأثیر آن، گناه دیگران در قیامت هیچ ضرری به او وارد نمی‌کند.

به بیان دیگر، جمله لا تزر وازره وزر اخری در مقام بیان این واقعیت است که هر کسی در آخرت سرنوشتی جداگانه دارد و در آن جا محال است که کسی در عمل دیگری سهیم گردد؛ نه کسی از ثمره کار نیکی که خودش در آن سهمی نداشته است بهره مند می‌شود و نه کسی از کیفر گناهان دیگران معذب می‌گردد؛ زیرا آخرت یوم الفضل است و میان خوبان و بدان جدایی می‌اندازد.در آخرت، ناپاکان را بانگ می‌زنند که از مردم پاک خدا شوند: وامتزوا الیوم ایها المجرمون[۶۲] و آیات امر به معروف و نهی از منکر ناظر به سرنوشت مشترکی است که در زندگی دنیا حاکم است؛ زیرا زندگی دنیا اجتماعی است و کارهای خوب نیکوکاران در سعادت دیگران و عمل زشت بدکاران در شقاوت دیگران تأثیر دارد و به دلیل همین سرنوشت مشترک است که افراد اجتماع نباید در برابر ترک واجبات و ارتکاب گناهان بی تفاوت باشند[۶۳].

آیا امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در کار دیگران نیست و آزادی دیگران را محدود نمی‌کند

جواب: از آن جا که امر به معروف و نهی از منکر جنبه فردی ندارد و وظیفه‌ای اجتماعی است و در روابط انسان با دیگران معنا می‌یابد، به گونه‌ای دخالت در امور دیگران (امر و نهی شونده) به حساب می‌آید.از این رو، عمل کردن به این دو واجب، به اجازه و ولایت نیاز دارد و خداوند که بر همه موجودات ولایت دارد، برای مؤمنان این ولایت و حق قانونی را قرار داده است که یک دیگر را امر به معروف و نهی از منکر کنند:

والمؤمنون والمؤمنت بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر[۶۴]

پس خداوند که ولایت همه مؤمنان را بر عهده دارد به آنها اجازه داده است که در برابر رفتار و کردار یک دیگر بی تفاوت نبوده و هم دیگر را امر به معروف و نهی از منکر کنند.از سوی دیگر، باید توجه داشت هیچ جامعه‌ای، آزادی مطلق انسان را نپذیرفته است و در همه جوامع با وضع قوانین برای آزادی، حدود و مرزهایی قرار می‌دهند؛ زیرا در غیر این صورت، قوام و نظام زندگی اجتماعی از هم می‌پاشد و جامعه گرفتار هرج و مرج می‌گردد.البته قوانین هر جامعه‌ای با جهان بینی و ارزش‌های حاکم بر آن متناسب است و در اسلام که کمال و کرامت انسان در بندگی خدا و جلب رضایت حق است.انسان با ایمان نمی‌تواند اسارت مؤمن دیگری را در غل و زنجیرهای گناه و نافرمانی خدا ببیند و از کنار آن بی تفاوت عبور عبور کند؛ به تعبیری می‌توان گفت که امر به معروف و نهی از منکر، نه تنها آزادی انسان را محدود نمی‌کند، بلکه آزادی و رهایی اش را از قید و بندهای شیطان و نفس اماره به او هدیه می‌کند.

فصل سوم: شرایط و آداب امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر در چه صورتی واجب است

جواب: وجوب این دو فرضیه را به چهار شرط موکول کرده‌اند:

۱.باید امر کننده و نهی کننده، معروف و منکر را بشناسد؛ در غیر این صورت ممکن است دچار اشتباه شود و به جای امر به معروف و نهی از منکر، امر به منکر و نهی از معروف کند.

۲.احتمال بدهد امر و نهی او تأثیر دارد؛ زیرا هدف از این دو واجب آن است که معروف در جامعه محقق شده و منکر برچیده شود و در موردی که امر و نهی هیچ اثری ندارد، امر به معروف و نهی از منکر هم واجب نخواهد بود.

فقیهان و مفسران این نکته را یادآور شده‌اند که شاید امر به معروف و نهی از منکر در مواردی بر مخاطب مؤثر نباشد؛ ولی آثار و فواید جانبی دیگری همچون پیش گیری از مشتبه شدن معروف و منکر داشته باشد که در این موارد باید امر به معروف و نهی از منکر کرد؛ زیرا امر و نهی در این صورت بی فایده و بی نتیجه نیست[۶۵].

برخی این مطلب را از آیه ۱۵۹ و ۱۷۴۴ بقره استفاده کرده‌اند؛ زیرا قرآن کریم در این آیات، یهودیان و مسیحیانی که علم و دانش خود را از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پنهان می‌کنند، نکوهش کرده است:

ان الذین یکتمون ما انزلنا من البیت والهدی من بعد ما بینه للناس فی الکتب اولئک یلعنهم الله ویلعنهم اللعنون[۶۶].

۳.سومین شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر این است که مخاطب را بر گناه مصر بیابد و در صورتی که آثار پشیمانی در او باشد، به گونه‌ای که مکلف بداند یا اطمینان یابد که دیگر آن شخص مرتکب گناه نمی‌شود، دیگر امر و نهی لازم نیست[۶۷].

۴.بر امر و نهی، مفسده‌ای همچون ضرر مالی و جانی مترتب نباشد و در صورتی که ترس از زیان مالی و جانی برخود یا دیگران دارد، وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط می‌گردد[۶۸].

برخی برای اثبات این شرط، به سوره اعراف (آیه ۱۵۰) استناد کرده‌اند که بر اساس آن، هارون برای حفظ جان خویش به نهی از منکر قوم موسی ادامه نداد و در برابر اعتراض موسی که چرا آنان را از گوساله پرستی منع نکرده است، گفت: ای فرزند مادرم! این قوم مرا ناتوان یافتند و چیزی نمانده بود که مرا بکشند[۶۹]: ان القوم استضعفونی وکادوا یقتلوننی.بعضی دیگر از مفسران نیز برای اثبات این شرط به سوره بقره (آیه ۱۹۵) استناد کرده‌اند که از افکندن خود در هلاکت به دست خویش منع کرده‌اند است[۷۰]: و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه.البته بسیاری از علما شرط چهارم را در صورتی معتبر می‌دانند که معروف و منکر اهمیت فوق العاده‌ای نداشته باشند و در غیر این صورت، این شرط را معتبر نمی‌دانند[۷۱].

علت قیام امام حسین

اگر در صورت احتمال ضرر مالی و جانی، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست، چرا امام حسین (علیه السلام) برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد، با این که به شهادت یقین داشت؟

جواب: بسیاری از فقها، شرط چهارم وجوب امر به معروف و نهی از منکر، (ضرر نداشتن جانی و مالی) را در موردی پذیرفته‌اند که ضرر و زیان ناشی از امر و نهی، بیش از مفسده و ضرر مترتب بر ترک معروف و ارتکاب منکر باشد؛ برای مثال اگر ظالمی فرد مظلوم و بی گناهی را کتک می‌زند و شخص سوم احتمال می‌دهد که اگر ظالم را نهی از منکر کند احتمال دارد آن ظالم، ناهی از منکر را بکشد، در این جا بی تردید نهی از منکر جایز نیست؛ زیرا ضرر و مفسده کشته شدن فرد مؤمن به مراتب بیشتر از ضرر کتک خوردن فرد مظلوم و بی گناه است.ولی اگر معروف و منکر از اموری است که از نظر شارع مقدس اهمیت فراوانی دارد - مانند حفظ اسلام و پاسداری از عقاید و احکام ضروری - در این صورت باید با مقایسه اهم و مهم، مهم تر را در نظر گرفت و با مجرد ضرر و حرج، وجوب امر به معروف و نهی از منکر برداشته نمی‌شود و چه بسا برای حفظ این گونه امور باید جان یا جان‌هایی فدا شود و در این صورت، تحمل ضررهای غیرجانی یا مشقت‌ها بر طریق اولی واجب است[۷۲].

از آیات قرآنی نیز می‌توان استفاده کرد که در مواردی امر به معروف و نهی از منکر باید انجام شود، هر چند به کشته شدن آمر به معروف و ناهی از منکر بینجامد؛ برای مثال آیه ۲۱ آل عمران از کشته شدن شماری از پیامبران و نیز امر کنندگان به معروف، به دست گروهی از بنی اسرائیل خبر می‌دهد:

ان الذین یکفرون بایت الله ویقتلون النبیین بغیر حق ویقتلون الذین یأمرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم؛ کسانی که به آیات خدا خدا کفر می‌ورزند و پیامبران را به ناحق می‌کشند و کسانی را که به قسط فرمان می‌دهند می کشند، آنان را به عذابی دردناک خبر ده.

براساس روایتی در ذیل این آیه، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ این پرسش که عذاب چه کسی از همه سخت تر است، فرمود: عذاب شخصی که پیامبری یا آمر به معروف و ناهی از منکر را بکشد، آن گاه آیه فوق را تلاوت کرده و فرموده: بنی اسرائیل در آغاز روز، ۴۳ پیامبر را کشتند.۱۱۲ مرد صالح از میان آنان برخاستند و قاتلان را امر به معروف و نهی از منکر کردند.بنی اسرائیل همه آنان را نیز در غروب همان روز کشتند[۷۳].

براساس نقل دیگری، آن حضرت در ذیل این آیه فرمود:

بهترین جهاد سخنی است که برای دفاع از حق در پیش روی سلطان ستم گر گفته شده و شخص مجاهد در این راه کشته شود[۷۴].

هم چنین بر پایه روایتی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:

مراد از آیه: و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله؛ و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می‌فروشد [۷۵] مردی است که بر اثر امر به معروف و نهی از منکر کشته می‌شود[۷۶] و درباره آیه: یبنی اقم الصلوه وامر بالمعروف وانه عن المنکر واصبر علی ما اصابک؛ ای پسرک من! نماز را بر پا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن و بر آسیبی که بر تو وارد آمده است شکیبا باش [۷۷] فرمود: مراد از صبر در این آیه، استقامت در برابر دشواری‌ها و رنج‌هایی است که در راه امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد[۷۸].

قرآن کریم در سوره یس (۱۳ - ۲۷۷) نیز به ماجرای مردی فداکار پرداخته است که به سبب امر به معروف و نهی از منکر و دفاع از پیامبران الهی سرانجام به شهادت رسید[۷۹].

از این آیات به روشنی استفاده می‌شود که برای امر به معروف و نهی از منکر، در امور مهم و اساسی باید تا سر حد شهادت پیش رفت.

افزون بر آیات، احادیثی که امر به معروف و نهی از منکر را از شاخه‌های جهاد بر شمرده است[۸۰] و نیز سیره و عمل بسیاری از اولیای الهی و مجاهدان راه خدا که برای امر به معروف و نهی از منکر تا سر حد شهادت پیش رفتند، مؤید همین نظر است که در امور مهم و اساسی، دشواری‌ها و سختی‌ها و حتی کشته شدن نمی‌تواند مانع امر به معروف و نهی از منکر باشد[۸۱].بنابراین می‌توان گفت که جهاد نیز یکی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است[۸۲].

امام حسین (علیه السلام) که اهمیت پیراستن اسلام از بدعت‌ها و پاسداری از شریعت اسلام را از همه چیز مهم تر می‌دانست، برای تحقق معروف و برچیده شدن منکر، جهاد را برگزید و از شهادت با آغوش باز استقبال کرد.

برخی آیات قرآن به نکوهش کسانی پرداخته که دیگران را به نیکی فرا می‌خوانند، ولی خویشتن را فراموش کرده و به گفته خود عمل نمی‌کنند، مانند آیه ۴۴ سوره بقره: اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم؛ آیا مردم را نیکی فرمان می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید؟ و آیه دوم و سوم سوره صف: یایها الذین ءامنوا لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید؟! نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید.با وجود این آیات، کسی که خود واجب را ترک کرده و به منکر آلوده است، چگونه می‌تواند دیگران را امر به معروف و نهی از منکر کند؟

جواب: این آیات گروهی را سرزنش کرده است، ولی این نکوهش به آن دلیل نیست که آنان دیگران را به معروف و نیکی فرا می‌خوانند، بلکه از این جهت است که چرا خود را فراموش کرده‌اند و خود نیز آن کارهای نیک و واجب را انجام نمی‌دهند.هم چنین در سوره صف، نکوهش آنان از این روست که آنها ادعا می‌کردند ما خودمان به فرمان خدا عمل می‌کنیم، در صورتی که چنین نمی‌کردند.به گفته تفسیر تسنیم، اول آن که آیه سوره صف، ناظر به منافقانی است که بنای بر عدم فعل داشتند.دوم آن که، ممکن است گفته شود این آیه ناظر به امر به معروف و نهی از منکر نیست، بلکه در مقام مذمت وعده‌های دروغین، از جمله منافقان به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای حضور در جبهه جنگ است، در حالی که قصدشان حضور در جبهه نبود[۸۳].بنابراین، همان گونه که در پاسخ پرسش قبلی گفته شد، بر مرتکب منکر نیز واجب است که از منکر نهی کند؛ زیرا بر عهده او دو واجب است: یکی، ترک حرام و دیگری، نهی از منکر و با ترک یک واجب، واجب دیگر از او برداشته نمی‌شود[۸۴].البته تردیدی نیست که پذیرش نهی کسی که خود به منکر آلوده است، دشوار است[۸۵].اگر آمر یا ناهی، خود اهل عمل باشد، امر و نهی او تأثیری ویژه‌ای دارد و این بدین معنا نیست که امر و نهی انسان بی عمل هیچ تأثیری ندارد؛ چنان که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

ای اباذر! برخی بهشتیان بر گروهی از دوزخیان ظاهر می‌شوند و از آنها می‌پرسند: چگونه در آتش در آمدید، در حالی که ما به برکت تعلیم و تأدیب شما وارد بهشت شدیم؟ جواب می‌دهند: ما کسانی هستیم که شما را به خیر دعوت می‌کردیم، ولی خود به آن عمل نمی‌کردیم[۸۶].

بنابراین، بر کسی که واجبات را ترک می‌کند یا محرمات را مرتکب می‌شود، لازم و واجب است که امر به معروف و نهی از منکر کند؛ زیرا آیات و روایات چنین شرطی را برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر بیان نکرده‌اند.البته چنین فردی به دلیل ترک واجبات و ارتکاب کارهای حرام، گناه کار و مستحق کیفر است؛ به عبارت دیگر باید گفت هر انسان مکلف در این زمینه، دارای دو وظیفه و تکلیف است: اول این که خود به واجبات عمل کرده، محرمات را ترک کند و دوم این که دیگران را به واجبات فرمان داده، از محرمات باز دارد و انجام ندادن تکلیف اول، موجب ساقط شدن تکلیف دوم نمی‌شود.بنابراین، کسی که نه خود واجبات را انجام می‌دهد و نه امر به معروف و نهی می‌کند، دو تکلیف را انجام نداده و از دو جهت گناه کار و مستحق دو کیفر است.

در برخی روایات آمده است که شخصی نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد: ما امر به معروف نمی‌کنیم، مگر این که به همه معروف‌ها عمل کنیم و نهی از منکر نمی‌کنیم، مگر این که خود همه منکرها را ترک کرده باشیم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ او فرمود:

نه، بلکه امر به معروف کنید، گرچه به همه معروف‌ها عمل نکرده باشید و نهی از منکر کنید، گرچه همه منکرها را ترک نکرده باشید[۸۷].

برای این که در وظیفه امر به معروف و نهی از منکر توفیق بیشتری داشته باشیم چه توصیه‌ای دارید

جواب: برای اینکه تأثیر کلامی شما بیشتر باشد و آمادگی دیگران برای پذیرش گفته‌های شما بیشتر شود، لازم است به چند توصیه عمل کنید:

۱.شروع از خویشتن: اگر آمر به معروف و ناهی از منکر خود را به انجام دادن معروف و ترک منکر آراسته نکرده باشد، امر و نهی او صوری و ظاهری بوده و تأثیر قابل توجهی نخواهد داشت.از آیه: ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر...که این وظیفه را بر عهده گروهی ویژه (امه) نهاده است نیز شاید بتوان استفاده کرد که باید گروه‌هایی مهذب و خود ساخته به این مهم اقدام کنند؛ چنان که از آیه: یایها الذین ءامنوا قوا انفسکم واهلیکم نارا وقودها الناس والحجاره؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خودتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن، مردم و سنگ هاست حفظ کنید [۸۸]

استفاده می‌شود که انسان باید در ابتدا به سراغ خویش برود و با انجام دادن واجبات و ترک محرمات، موجبات نجات خویش از آتش جهنم را فراهم آورد؛ آن گاه به سراغ دیگران برود و موجب نجات آنان از دوزخ شود.شاید بتوان از آیه ۴۴ بقره استفاده کرد که التزام به اوامر و نواهی پیش از امر و نهی دیگران، شرط عقلی است:

اتامرون الناس بالبر وتنسون انفسکم وانتم تتلون الکتب افلا تعقلون؛ آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید با اینکه شما کتاب (خدا) را می‌خوانید؟ آیا هیچ نمی‌اندیشید.

برخی روایات نیز بر همین نکته تأکید کرده‌اند که شما ابتدا باید به خویشتن بپردازید؛ آن گاه دیگران را از گناه باز دارید[۸۹].امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:

ای مردم، به خدا قسم! من شما را به هیچ طاعتی وانمی دارم، مگر این که قبل از شما به آن عمل می‌کنم و شما را از هیچ گناهی باز نمی‌دارم، مگر این که پیش از شما از آن برکنار می‌شوم[۹۰].

البته این گونه اوامر بر استحباب و مرحله کمال حمل شده است؛ زیرا وجوب امر به معروف و نهی از منکر و التزام به معروف و ترک منکر، دو واجب مستقل است.

۲.شکیبایی: بی تردید امر به معروف و نهی از منکر، دشواری‌ها و مشکلاتی را در پی دارد.بنابراین، لازم است در ادای این وظیفه از برخوردهای عجولانه و اقدام‌های شتاب زده، به ویژه پس از واکنش منفی مخاطب، پرهیز و با حوصله و تدبیر، کار را پی گیری کرد و به نتیجه رساند.لقمان در نصایح خود به فرزندش، او را به برپاداشتن نماز، امر به معروف و نهی از منکر و شکیبایی در برابر مشکلات و آسیب‌های وارد شده فرا می‌خواند:

یبنی اقم الصلوه وامر بالمعروف وانه عن المنکر واصبر علی ما اصابک...[۹۱].

بر پایه روایتی از علی (علیه السلام) مقصود از صبر در این آیه شریف، صبر بر مشقت و مشکلاتی است که امر به معروف و نهی از منکر ناشی می‌شود[۹۲]؛ زیرا ممکن است همان تهمت‌هایی که پیامبران زدند - مانند جنون [۹۳] سحر [۹۴] سفاهت [۹۵] و ضلالت [۹۶]- به امر و نهی کنندگان نیز بزنند.

۳.شفقت و مهربانی: هرگاه امر به معروف و نهی از منکر همراه با شفقت و از سر خیر خواهی باشد، اثر بیشتری دارد؛ چنان که لقمان فرزندش را با تغبیر یا بنی، که حکایت از مهربانی دارد، مخاطب می‌سازد و او را به انجام دادن کارهای خوب و پرهیز از کارهای بد دعوت می‌کند[۹۷].مؤمن آل فرعون نیز هنگامی که موسی را امر به معروف (خروج از شهر) می‌کند، می‌گوید: ...انی لک من النصحین[۹۸].

۴.گفتار نیکو و نرم: از آن جا که سخن گفتن به زبان خویش با مردم در همه جا سفارش شده، شایسته است که امر به معروف و نهی از منکر با سخن نیکو باشد[۹۹].قرآن کریم در سوره طه (آیه ۴۴) به موسی و هارون (علیهما السلام) سفارش می‌کند که هنگام روبه رو شدن با فرعون در گفتارش ملایمت داشته باشد: فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی؛ و با او سخن نرم گویید، شاید که پند پذیرد یا بترسد.از این آیه، لزوم ملایمت و نرمی در گفتار به هنگام امر به معروف و نهی از منکر استفاده شده است[۱۰۰]

آن چه گفته شد، برخی روش‌هایی است که می‌تواند پذیرش بهتر دیگران را در پی داشته باشد.البته با تجربه و با در نظر گرفتن شرایط مخاطب می‌توان به روش‌های دیگری نیز دست یافت.

چرا هدف از قیام و نهضت امام حسین (علیه السلام) امر به معروف و نهی از منکر اعلام شد

جواب: درباره این پرسش باید به این نکته توجه کرد که همه انسان‌ها حتی اولیای الهی و از جمله امام حسین (علیه السلام) مخاطب قرآن هستند.خداوند متعال در آیات امر به معروف و نهی از منکر می‌فرماید:

ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المتکر و اولئک هم المفلحون؛ باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگاران اند.

از آن جا که امر به معروف و نهی از منکر، نقش اساسی در احیای احکام و وظایف دینی دارد، ایشان با این هدف قیام فرمود.البته روشن است که امر به معروف و نهی از منکر فقط با زبان نیست، بلکه هر اقدام و کوششی است که با هدف تحقق معروف و برچیدن منکر انجام می‌شود و می‌تواند با اخم کردن، زبان، یا عمل همراه باشد.در شرایطی که امام حسین (علیه السلام) قیام کردند، شرایط به گونه‌ای بود که با اخم کردن یا امر و نهی زبانی، معروف محقق نمی‌گشت و منکر از بین نمی‌رفت؛ زیرا اوضاع جامعه اسلامی پس از به حکومت رسیدن یزید بن معاویه، اسف بارتر از پیش شد و کسی که خود را به عنوان جانشین پیامبر معرفی کرد، شراب خوار، سگ باز و میمون باز بود.احکام قطعی اسلام ترک شد و حدود الهی نیز تعطیل شده بود، مخالفان حکومت را می‌کشتند و خلیفه از این که بی اعتقادی و بی اعتنایی خویش را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و به تعالیم اسلام ابراز کند، هراسی نداشت و امام حسین (علیه السلام) در چنین شرایطی تشخیص داد برای اشاعه معروف و مبارزه با منکرهای فراگیر و بدعت‌های فراوان، افزون بر امر به معروف و نهی از منکر زبانی باید قیام کرده، تنفر خود را از حکومت یزید اعلام کند و با نهضت خود، پایه‌های حکومت یزید و بنی امیه را - که بزرگ‌ترین منکر آن زمان بود - ویران نماید.تاریخ نشان می‌دهد که امام حسین (علیه السلام) در این هدف خود موفق بود؛ زیرا پس از مدت کوتاهی از شهادت حضرت، قیام‌های توابین آغاز و چهره کثیف یزید برملا شد و پس از مدتی حکومت بنی امیه برای همیشه منقرض گشت.

سؤال.۲۳.وظیفه ما در برابر بی عفتی‌های جامعه اسلامی، با فرض تأثیر نداشتن امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

جواب: در صورت اطمینان به عدم تأثیر، تکلیف امر به معروف و نهی از منکر ساقط می‌شود و بر شما لازم است که از دوستی و هم نشینی با چنین افرادی بپرهیزد.

البته با توجه به موارد ذیل اطمینان پیدا کردن به عدم تأثیر امر به معروف و نهی از منکر مشکل است:

۱.همه انسان‌ها، به ویژه مسلمانان و جامعه اسلامی ما، دارای سرشتی حق طلب و حق جوی می‌باشند و معمولاً از لجاجت و حق ستیزی به دورند.همین ویژگی‌ها موجب می‌شود که در بیشتر موارد، امر به معروف و نهی از منکر اثر بخش باشد، هر چند این اثر اندک باشد.

۲.لازم نیست سخن شما به تنهایی و به طور مستقل تأثیرگذار باشد و اگر امر و نهی شما اثر اندکی دارد که ضمیمه چند امر و نهی دیگر در مخاطب تأثیر می‌گذارد، در این صورت نیز امر به معروف و نهی از منکر لازم است.

۳.گاهی ممکن است امر و نهی درباره کسی که واجبی را ترک کرده یا حرامی را مرتکب شده تأثیری نداشته باشد، ولی در افراد دیگر مؤثر باشد که در این صورت نیز امر و نهی واجب است.

۴.در مواردی نیز گرچه اطمینان داریم که امر و نهی تأثیری ندارد، ولی ترک امر به معروف و نهی از منکر موجب می‌شود که کم کم و با گذشت زمان، ارتکاب منکر و ترک معروف، به صورت موضوع عادی و فرهنگ معمولی در آید، به گونه‌ای که معروف، منکر و منکر، معروف شناخته شود، در این صورت نیز، امر و نهی واجب است[۱۰۱].

با عنایت با آن چه گفته شد، به نظر می‌رسد سقوط تکلیف امر به معروف و نهی از منکر به دلیل احتمال عدم تأثیر موارد اندکی داشته باشد.

آیا می‌توان از آیه «ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر» تشکیل صنفی به نام روحانیت را استفاده کرد

جواب: با توجه به آیه یاد شده - در صورتی که من در منکم را تبعیضیه بدانیم - باید گروهی که شایستگی و مهارت‌های لازم را کسب کرده‌اند، امر به معروف و نهی از منکر کنند.یکی از نهادهایی که می‌تواند به این وظیفه قیام کند، روحانیت است؛ زیرا دانش و شایستگی اخلاقی لازم را دارند و مهارت‌های مورد نیاز را کسب کرده‌اند.

البته برخی مراحل امر به معروف و نهی از منکر نیازمند قدرت است و بعضی از همین آیه استفاده کرده‌اند که مردم موظف اند برای تشکیل حکومت اسلامی کوشش کنند تا در سایه آن، همه نهادهای فرهنگی، سیاسی، قضایی و نظامی آن حکومت، برای تحقق معروف و از بین رفتن منکر اقدام کنند.

لزوم تشکیل صنف روحانیت از آیات دیگری، از جمله آیه ۱۲۲ توبه نیز قابل استفاده است؛ زیرا بر اساس آن، خداوند می‌فرماید:

فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین ولینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم؛ چرا از هر فرقه و جمعیتی گروهی برای قراگرفتن دین کوچ نمی‌کنند، تا قوم خود را پس از آگاهی و بازگشت انذار کنند.

فصل چهارم: مراحل امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر چند مرحله دارد

جواب: امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتب و مراحل سه گانه قلبی، زبانی و عملی است.در منابع روایی و فقهی، از این مراحل به انکار قلبی، انکار زبانی و انکار با دست تعبیر می‌شود[۱۰۲].فقها و مفسران، این مراحل را از برخی روایات استفاده کرده‌اند.بر پایه روایتی، امام باقر (علیه السلام) فرمود:

با دل‌های خود، منکر را ناخوش دارید و با زبان‌های خود، از آن باز دارید و با دست خود، بر پیشانی کسانی که مرتکب آن می‌شوند بکوبید و در راه خدا، از سرزنش هیچ کس بیم نداشته باشید[۱۰۳].

مراحل اول

در این که در مرحله قلبی چه وظیفه‌ای بر عهده مکلفان است، آرای گوناگونی وجود دارد که تفاسیر مختلف را می‌توان در سه نظر جمع بندی کرد:

۱.برخی گفته‌اند مکلف در این مرحله باید به وجوب واجبات و حرمت محرمات اعتقاد داشته باشد[۱۰۴]؛

۲.بعضی آن را به کراهت داشتن و راضی نبودن به گناه معنا کرده‌اند[۱۰۵]؛

۳.گروهی انکار قلبی را به اظهار کراهت قلبی از گناه تفسیر کرده‌اند[۱۰۶].

به نظر می‌رسد دو تفسیر نخست نمی‌تواند از مصادیق حقیقی امر به معروف و نهی از منکر به شمار آید؛ زیرا التزام به وجوب واجبات و حرمت محرمات و نیز کراهت داشتن از گناه، از امور قلبی است که لازمه ایمان است (و می‌توان گفت که چنین التزامی واجب عینی است که بر همه مؤمنان و در همه شرایط لازم است) بر خلاف تفسیر سوم که کراهت قلبی به گونه‌ای ابراز می‌شود که می‌توان گفت طلبی محقق شده و از مراتب امر به معروف و نهی از منکر به شمار می‌رود[۱۰۷]؛ چنان که روایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) پایین‌ترین درجه نهی از منکر را ابراز خشم و ناخرسندی در روبه رو شده با منکر معرفی کرده، می‌تواند مؤید همین مطلب باشد:

ادنی الانکار ان تلقی اهل المعاصی بوجوه مکفهره: پایین‌ترین درجه نهی از منکر آن است که انسان با گنه کاران با چهره گرفته و خشم آلود برخورد کند[۱۰۸].

مرحله دوم و سوم

در صورتی که در مرحله اول به مقصود نرسیم، (به اقامه معروف و ترک منکر موفق نشویم) باید از زبان و سخن بهره بگیریم و چنان چه دو مرحله قبل نتیجه ندهد، باید برای تحقق معروف و بر چیده شدن منکر اقدام عملی و اعمال قدرت کرد (مرحله سوم).البته برخی موارد این مرحله، به اجازه از حاکم اسلامی نیاز دارد.

با حاصل شدن مقصود از هر مرتبه (قلبی، زبانی و عملی) عمل به مرتبه بعدی جایز نیست.البته هریک از این مراتب نیز دارای درجاتی است؛ برای مثال می‌توان ابراز کراهت قلبی را با نگاه، اشاره، درهم کشیدن چهره، روی گردانی و دوری ادا کرد.هم چنین مرحله زبانی را با گفت و گوی ملایم و نرم و تندی و فریاد به جای آورد و همین طور مراتب دیگر[۱۰۹].برخی فقیهان و مفسران رعایت ترتیب در این مراتب را از مقدم شدن اصلاح بر جنگ در آیه ۹ حجرات استفاده کرده‌اند[۱۱۰]؛ زیرا این آیه به ما می‌آموزد که به هنگام جنگ و درگیری در میان مسلمانان ابتدا کوشش شود که با گفت و گو میان آنان صلح برقرار نماییم و اگر موفق نشدیم، آن گاه با ستم گر و کسی که جنگ را تحمیل کرده است، وارد جنگ و نبرد شویم:

و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احدئهما علی الاخری فقتلوا التی تبغی حتی تفی ء الی امر الله؛ و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر از دو بر دیگری تعدی کرد، با آن که تعدی می‌کند بجنگید، تا به فرمان خدا باز گردد.

آیا راضی بودن به گناه دیگران گناه است با این که ما خود در آن گناه مشارکت نمی‌کنیم

جواب: راضی نبودن و کراهت داشتن از گناه، لازمه ایمان است.برخی همین ناخرسندی از گناه به هنگام رویارویی با آن را پایین‌ترین مرحله امر به معروف و نهی از منکر شمرده‌اند و اگر کسی به عمل ناپسند گناه کار راضی باشد، خود از جمله گناه کاران به شمار می‌رود.از همین رو، خداوند در آیه ۹۱ بقره، قتل پیامبران را به یهود دوران پیامبر نسبت می‌دهد و آنان را دلیل ارتکاب این عمل زشت نکوهش می‌کند، با این که این عمل را بنی اسرائیل در گذشته انجام داده بودند: قل فلم تقتلون انبیاء الله من قبل ان کنتم مؤمنین.در آیه ۱۸۱ و ۱۸۳ آل عمران نیز کشتن پیامبران را به یهودیان معاصر پیامبر نسبت داده است.این نسبت از آن رو بود که این یهودیان به عمل پیشینیان خود راضی بودند[۱۱۱].

در روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز، کسی که به گناه راضی است، شریک گناه کار شمرده شده[۱۱۲] و تأکید شده است که اگر کسی در مشرق کشته شود و شخصی در مغرب از این کار رضایت داشته باشد، این شخص شریک قاتل به حساب می‌آید[۱۱۳].

دوستان گناهکار

گاه در جمع دوستانی قرار می‌گیرم که گناه می‌کنند، مثلاً نوار موسیقی مبتذل گوش کرده و یا غیبت می‌کنند و با این که به آنان تذکر می‌دهم و نهی از منکر می‌کنم، به حرفم توجه نمی‌کنند، لطفاً بفرمایید من چه وظیفه‌ای دارم؟

جواب: در این موارد شما وظیفه دارید که جمع را ترک کنید؛ زیرا نشستن در چنین مجالسی برای کسی که توانایی جلوگیری از وقوع گناه را ندارد، گناه است و چنین کسی شریک گناه کاران به حساب می‌آید.مفسران این مطلب را در ذیل آیه ۱۴ نساء بیان کرده‌اند؛ زیرا خداوند در این آیه از مؤمنان می‌خواهد که هرگاه شنیدند آیات خدا در مجلسی انکار و استهزا می‌شود، با کافران هم نشینی نکنند وگرنه مانند کافران خواهند بود:

وقد نزل علیکم فی الکتب ان اذا سمعتم ءایت الله یکفر بها ویستهزا بها فلا تقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره انکم اذا مثلهم؛ و البته (خدا) در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه شنیدند آیات خدا مورد انکار و ریشخند قرار می‌گیرد با آنان منشینید، تا به سخنی غیر از آن در آیند؛ چرا که در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود.

به گفته طبرسی، این آیه بر حرمت هم نشینی با فاسقان و بدعت گذاران دلالت دارد.جمعی از مفسران گفته‌اند: به همین دلیل، اگر شخصی دروغ بگوید و هم نشینان او بخندند، خداوند بر آنان غضب می‌کند[۱۱۴].شایان ذکر است که ترک مجلس گناه یکی از درجات مرتبه قلبی و نوعی ابراز کراهت قلبی و ناخرسندی از گناه است.

بر اساس روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در تفسیر آیه ۷۸ و ۷۹۹ سوره مائده، جمعی از لعنت شدگان به زبان داوود و عیسی (علیهما السلام) و دانشمندانی بودند که علی رغم نهی از منکر، با مرتکبان عمل زشت هم نشینی کرده، با آنان می‌خوردند و می‌آشامیدند، به گونه‌ای که گویا گناهی مرتکب نشده‌اند.[۱۱۵]

حکومت اسلامی در موضوع امر به معروف و نهی از منکر، چه وظیفه‌ای دارد

جواب: بی تردید برخی مراحل امر به معروف و نهی از منکر که به اقدام و برخورد عملی نیاز دارد، به عهده همه مردم نهاده نشده، بلکه حکومت اسلامی وظیفه دارد در این گونه موارد اقدام کند؛ زیرا اگر افراد جامعه بدون اذن حاکم اسلامی، به این مرحله عمل کنند.در بعضی موارد برخوردهای اجتماعی، موجب هرج و مرج شده و نظم و امنیت جامعه اسلامی خدشه دار می‌شود.بنابراین، حکومت اسلامی که دارای تشکیلاتی مقتدر است، شایستگی برخورد عملی با منکرات را دارد و با قصاص و اجرای حدود و تعزیرات می‌تواند با منکرات مبارزه کند.از بعضی آیات قرآنی نیز استفاده می‌شود که برخی مراتب امر به معروف و نهی از منکر، بر عهده گروهی خاص است که این گروه از جهت علمی و عملی آماده شده و زیر نظر حاکم اسلامی به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر می‌پردازند در این جا، برای نمونه، آیاتی را می‌آوریم که به این وظیفه حکومت اسلامی اشاره دارد:

۱.ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر[۱۱۶]؛ و باید از میان شما گروهی مردم را به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتی باز دارند.

وظیفه امر به معروف و نهی از منکر در این آیه، بر عهده جمعیتی ویژه (امه) نهاده شده است.برخی به قرینه واژه امه در این آیه، مراد از امت در چند آیه بعد را نیز همین جمعیت ویژه دانسته‌اند[۱۱۷]:

کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر[۱۱۸]؛ شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‌اید، به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند باز می‌دارد.

به بیان دیگر، در این آیه هم وظیفه امر به معروف و نهی از منکر (عمل به مرحله سوم) بر عهده همه مردم نهاده نشده، بلکه بر عهده گروهی خاص است.روایاتی که امت در آیه ۱۱۰ عمران را بر ائمه (علیه السلام) تطبیق کرده است، مؤید همین معناست[۱۱۹]که برخی مراحل امر به معروف و نهی از منکر فقط بر عهده حاکم اسلامی و گروهی خاص است.

۲.الذین ان مکنهم فی الارض اقاموا الصلوه وءاتوا الزکوه وامروا بالمعروف ونهوا عن المنکر ولله عقبه الامور؛ کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز برپا می‌دارند و زکات می‌دهند و به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کارهای ناپسند باز می‌دارند و فرجام همه کارها از آن خداست[۱۲۰].

امر به معروف و نهی از منکری که آیه از آن سخن گفته، می‌تواند برخی مراتب را که به داشتن قدرت و حاکمیت مشروط است، نیز در بر گیرد؛ هم چنان که مقصود از اقامه نماز و پرداخت زکات فقط انجام دادن این دو واجب به گونه فردی نیست، بلکه مقصود، اشاعه و ترویج این دو فرضیه در جامعه می‌باشد.وقوع این آیه پس از آیات جنگ، گواه این مطلب است.قرطبی با استدلال به همین آیه، مراتبی از امر و نهی را که بر حبس، تعزیر و زندان و تبعید متوقف باشد، بر عهده سلطان یا جانشین او دانسته است[۱۲۱].

۳.الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التورئه والانجیل یأمرهم بالمعروف وینههم عن المنکر ویحل لهم الطیبت ویحرم علیهم الخبث...[۱۲۲]؛ همانان که از این فرستاده پیامبر درس نخوانده که (نام) او را نزد خود در تورات و انجیل نوشته می‌یابند پیروی می‌کنند (همان پیامبری که) آنان را به کار پسندیده فرمان می‌دهد و از کار ناپسند باز می‌دارد و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال و چیزهای ناپاک را بر ایشان حرام می‌گرداند و....

با توجه به این که امر به معروف و نهی از منکر در این آیه در ردیف امور دیگری قرار گرفته که از شئون حاکم است، می‌توان استفاده کرد که این آیه نیز به شأن حکومتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نظر دارد.

در احادیث بسیاری نیز امر به معروف و نهی از منکر به داشتن قدرت مشروط شده است[۱۲۳].در اجرای وظیفه امر به معروف و نهی از منکر، از سوی حاکمان مسلمان در برخی دوره‌ها در بعضی کشورهای اسلامی، تشکیلاتی با عنوان اداره حسبه تأسیس کرده‌اند.این تشکیلات، نظارت و بازرسی و ارشاد و هدایت مردم در جامعه اسلامی را بر عهده داشته و آنها را در امور اجتماعی، به رعایت موازین اسلامی و عدل و انصاف دعوت کرده و از منکر و حرام و ستم به دیگرن باز می‌داشته است[۱۲۴].در صدر اسلام، خلفا این وظیفه را خود برعهده داشتند؛ چنان که بر پایه روایتی علی (علیه السلام) هر بامداد از دارالحکومه بیرون آمده، در بازارهای کوفه، بازرگانان و فروشندگان را به بردباری، گشاده رویی و انصاف فرا می‌خواند و آنان را از سوگند، دروغ، ستم و کم فروشی باز می‌داشت[۱۲۵].

در مواردی که فقط حکومت باید به امر به معروف اقدام کند، آیا عموم مردم وظیفه‌ای ندارند

جواب: از آن جا که همه مسلمانان، مخاطب ادله امر به معروف و نهی از منکر می‌باشند، وظیفه دارند برای گسترش معروف در جامعه و برچیدن منکر بکوشند.البته غیر از مرحله قلبی و زبانی که به طور مستقیم انجام می‌دهند، در برابر مراحلی که به قدرت و حکومت نیازمند است نیز وظیفه‌ای دارند؛ یعنی اگر آنان در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که فاقد حکومت اسلامی است، وظیفه دارند برای تشکیل آن اقدام کنند؛ حکومتی که یکی از شئون آن اجرای برخی مراتب امر به معروف و نهی از منکر است[۱۲۶].هم چنین که اگر امر به معروف و نهی از منکر به تشکیلات قدرت مند علمی نیازمند است.افراد جامعه وظیفه دارند برای به فعلیت رسیدن چنین تشکیلاتی بکوشند.البته در صورتی که حکومت اسلامی یا بخش‌هایی از حکومت وظیفه خود را در مورد امر به معروف و نهی از منکر به خوبی ایفا نکند، مردم نیز باید با مطالبه و پی گیری و ارائه پیشنهاد، آن را در اجرای وظیفه خود یاری کنند.

حجاب مورد سفارش قرآن است برای جلوگیری از بی حجابی و بدحجابی، چه راهی پیشنهاد می‌کنید

جواب: بی تردید کسی نمی‌تواند در برابر این منکر بی تفاوت باشد.برای این که ما در انجام دادن این وظیفه، توفیق بیشتری داشته باشیم، آگاهی و آشنایی بانوان که حجاب را به خوبی رعایت نمی‌کنند، از چند موضوع بسیار مهم است که آمر به معروف و ناهی از منکر باید ضمن امر به معروف و نهی از منکر، در خصوص انتقال این آگاهی‌ها به آنها بکوشد:

۱.زن مسلمان باید بداند که او در اسلام از شخصیت و منزلت والایی برخوردار است و پاسداری از این منزلت اقتضا می‌کند که خود را از نگاه‌های مسموم و شهوانی مردان بیمار دل حفظ کند؛

۲.زن مسلمان باید با فلسفه پوشش آشنا شود و بداند که رعایت حجاب - چنان که در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره مبارکه نور آمده است - فرمان الهی است که به او شخصیت و احترام می‌دهد و حضور با امنیت و آرامش وی را در جامعه فراهم می‌سازد؛

۳.زن مسلمان باید الگوهای والا و راستین اسلام بیشتر آشنا شود و زندگی خود را در همه شئون و از جمله رعایت حجاب به آنان نزدیک کند، و بی شک بهترین الگو برای زن مسلمان دخت پیامبر گرامی اسلام، همسر امیرالمؤمنین (علیه السلام) و مادر ائمه (علیهم السلام) حضرت زهرا (علیها السلام) است؛

۴.تقویت باورهای دینی زن مسلمان و خداباوری و توجه او به نظارت همیشگی خدا بر کردار بندگان و نیز توجه به عقوبت‌ها و مجازات‌های الهی در آخرت از او شخصیتی با وقار و با متانت می‌سازد[۱۲۷].

البته حکومت اسلامی در این زمینه بیشتر از آحاد مردم وظیفه دارد که با برنامه ریزی‌های آموزشی، پژوهشی، تبلیغی و هنری، این آموزه‌ها را در جامعه نهادینه کند و زمینه سالم و بدون اختلاط زنان و مردان را در جامعه به وجود آورد.

برای امر به معروف و نهی از منکر چه آگاهی‌هایی لازم است

جواب: یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر، شناخت معروف و منکر است؛ یعنی باید آمر و ناهی، آگاهی دقیقی به آن چه دیگران را به آن فرا می‌خواند یا از آن باز می‌دارد، داشته باشد.افزون بر این شرط، برخی مفسران در ذیل آیه: ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر [۱۲۸] گفته‌اند: جمعیت و نهادی که می‌خواهد امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر باشد، باید از یک سلسله دانش و آگاهی‌هایی برخوردار باشد؛ از جمله باید از استعدادها و ویژگی‌های اخلاقی کسانی که می‌خواهد آنها را به خیر و نیکی دعوت کند آگاهی داشته باشد، درباره روان شناسی، جامعه شناسی، علم اخلاق و ادیان و مذاهب آگاهی داشته باشد؛ یعنی هر دانشی که موجب شود او در دعوت خویش موفق شود و دیگران را در مسیر صحیح قرار دهد، باید در حد نیاز از آن برخوردار باشد[۱۲۹]

آیا امر به معروف و نهی از منکر باید علنی و نزد دیگران باشد یا در خلوت و مخفیانه

جواب: کسی که گناه و منکر را در حضور مردم و آشکارا انجام دهد، در این صورت می‌توان او را به صورت علنی نهی از منکر کرد، مگر این که نهی از منکر مخفیانه اثر بیشتری داشته باشد؛ ولی اگر کسی آشکارا منکری را مرتکب نشده و نمی‌خواهد کسی از عمل او آگاهی یابد و شما به صورت اتفاقی از گناه او آگاه شدید، به دو دلیل نباید گناه او را فاش کنید و او را نزد دیگران نهی از منکر کنید: اول آن که، بازگو کردن گناه دیگران، اشاعه فحشا و از گناهان کبیره است.دوم آن که، این عمل موجب ریخته شدن آبروی شخص مؤمن و مسلمان می‌شود و حرام است.از این رو حتی در خلوت نیز این امر باید با کلی گویی و پند و اندرز کلی صورت گیرد؛ به گونه‌ای که متوجه نشود که شما از گناهش آگاه شده‌اید؛ زیرا در این صورت او شرمسار و اذیت می‌شود و آزار شخص مؤمن حرام است.

البته اگر کسی که مرتکب گناه شده، فردی لاابالی است و از این که دیگران خبردار شوند شرم ندارد، در این صورت می‌توان او را آشکارا نهی از منکر کرد و کلی گویی لازم نیست و در این فرض نیز آگاه کردن کسانی که از گناه او خبر ندارد؛ جایز نیست و نمی‌توان او را در میان جمع و حضور دیگران نهی از منکر کرد؛ زیرا انتشار فحشا حرام است[۱۳۰]

خویشان گناهکار

با توجه به این که ارتباط با خویشان مورد سفارش قرآن کریم است، اگر در خانواده‌ای گناهانی مانند موسیقی، فیلم و عکس‌های مبتذل وجود داشته باشد و شخص نخواهد به این گناهان آلوده شود و امر به معروف هم فایده‌ای نداشته باشد، آیا این شخص می‌تواند خانواده اش را ترک کند و فقط برای صله رحم با آنها رفت و آمد کند؟ با توجه به این که با این عمل نیز ممکن است مرتکب گناه شود، اگر پدر و مادر این شخص به ترک کردن او راضی نباشد و او را به عاق تهدید کنند، آیا ترک آنها گناه کبیره محسوب می‌شود؟

جواب: اسلام به موضوع صله رحم که همان تقویت پیوندهای عاطفی با خویشاوندان نسبی است، اهمیت فراوانی داده و قطع رحم را به گونه‌ای که پیوندهای نسبی به طور کلی قطع شود از محرمات و گناهان کبیره بر شمرده است.قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

واتقوا الله الذی تساءلون به والارحام ان الله کان علیکم رقیبا[۱۳۱]؛ و از خدایی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترف اند و) هنگامی که چیزی از یک دیگر می‌خواهید نام او را می‌برید (و نیز) از خویشاوندان خود (یعنی قطع ارتباط با آنها) پرهیز کنید؛ زیرا خداوند مراقب شماست.

جای بحث نیست که انجام دادن هر فریضه‌ای مشروط به این است که مسائل مهم تر از آن از بین نرود و موضوع صله رحم نیز از قانون مستثنا نیست.هرگاه ارتباط و رفت و آمد با کسانی که در مسیر زندگی خود، مسائل مذهبی را رعایت نمی‌کنند، سبب شود که آنان در وضع زندگی خود تجدید نظر کنند و کم کم به اصول و موازین مذهبی پای بند شوند یا دست کم این رفت و آمدها اثر سویی در روحیه خود انسان و وضع خانواده او نگذارد، رعایت پیوند خویشاوندی لازم است؛ ولی اگر به جای این که انسان در روحیه آنان اثر بگذارد، معاشرت با آنها سبب شود که انسان تحت تأثیر افکار و روحیات فاسد و زندگی آلوده آنان قرار گیرد، در این صورت چون سعادت او در خطر است، ناچار باید ارتباط و معاشرت با آنان را به سبب یک امر مهم تر، به طور موقت ترک کند.البته در هر حال احترام به پدر و مادر و نیکی به آنها لازم است و چنان از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است که قرآن کریم آن را در ردیف پرستش خداوند قرار داده است: و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئا وبالوالدین احسنا[۱۳۲] و حتی اگر پدر و مادر کافر باشند، رعایت احترام و صله رحم با آنها لازم است:

وان جهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما و صاحبهما فی الدنیا معروفا[۱۳۳]؛ اگر آنها به تو اصرار کنند که مشرک شوی اطاعتشان مکن، ولی در زندگی دنیا به نیکی با آن‌ها معاشرت نما.

سریع نمازخواندن

خواهرم نمازش را خیلی تند می‌خواند، به گونه‌ای که طمأنینه ندارد و خوف آن است که مصداق آیه شریف: واذا قاموا الی الصلوه قاموا کسالی[۱۳۴]؛ باشد، لطفا بفرمایید با چه روشی او را راهنمایی کنیم تا سخن ما را بپذیرد؟

جواب: شما باید خداوند را سپاس گزار باشید که خواهرتان نماز می‌خواند و از کسانی نیست که هنگام دعوت به نماز خواندن، آن را به مسخره می‌گیرند:

واذا نادیتم الی الصلوه اتخذوها هزوا ولعبا ذلک بانهم قوم لایعقلون[۱۳۵]؛ و هنگامی که (به وسیله اذان) نماز می‌خوانید، آن را به مسخره و بازی می‌گیرند؛ زیرا آنان مردمی اند که نمی‌اندیشند.

البته شما می‌توانید در فرصت‌های مناسب با بیان آیات بسیاری که درباره نماز وجود دارد و یادآوری اهمیت نماز و این که در نماز با خداوند گفت و گو و در برابر او خضوع و خشوع می‌کند، با او صحبت کنید یا کتابی که در این باره نوشته شده است، به او هدیه دهید تا او خود به حقیقت نماز پی ببرد.مطمئن باشید که اگر او به واقعیت نماز پی ببرد، از نماز لذت می‌برد و در خواندن نماز عجله نمی‌کند.البته اهتمام دیگر افراد خانواده به طمأنینه در نماز می‌تواند در رفتار خواهر شما تأثیر بسیار خوبی داشته باشد.هم چنین مناسب است او را به شرکت در نماز جماعت تشویق کنید؛ زیرا طمأنینه و آرامش امام جماعت و دیگر نمازگزاران می‌تواند نقش سازنده‌ای در ایشان داشته باشد.

منکر در تلوزیون

در مواردی که فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیون بدآموزی دارد و منکری اشاعه می‌شود، با توجه به این که تلویزیون زیر نظر حکومت اسلامی اداره می‌شود، آیا ما نیز وظیفه امر به معروف و نهی از منکر داریم؟

جواب: امر به معروف و نهی از منکر دراین گونه موارد لازم است؛ زیرا ادله وجوب این دو فریضه، شامل این موارد نیز می‌شود و بی شک این اعتراض‌ها و نهی از منکرها که ممکن است به شکل‌ها و صورت‌های مختلفی مطرح شود، حساسیت و عزم برنامه سازان را در ارایه برنامه‌های منطبق با اسلام و ظوابط شرعی بالا می‌برد و جامعه را که به شدت تحت ثأثیر این رسانه ملی است، به رستگاری نزدیک می‌کند:

یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون[۱۳۶].

فصل پنجم: آثار امر به معروف و نهی از منکر

از منظر قرآن، پاداش کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند چیست

جواب: خداوند متعال برای کسانی که این دو فرضیه الهی را انجام می‌دهند، ارزش فراوانی قایل است؛ از همین رو، برتری امت اسلامی بر دیگر امت‌ها را در گرو امر به معروف و نهی از منکر می‌داند:

کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر[۱۳۷]؛ شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‌اید، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید.

بنابراین، دریافت افتخار بهترین بودن، خود از مهم‌ترین پاداش‌های امر به معروف و نهی از منکر است؛ افزون بر این، قرآن کریم، پاداش‌های دیگری نیز برای عمل به این دو فرضیه در نظر گرفته که برخی از آنها بدین شرح است:

۱.فلاح و رستگاری: آیه ۱۰۴ آل عمران آمران به معروف و ناهیان از منکر را اهل رستگاری دانسته است؛ به بیان دیگر، در این آیه، رستگاری مؤمنان بر امر به معروف و نهی از منکر متوقف است[۱۳۸]:

ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون؛ و باید از میان شما گروهی (مردم را) به نیکی دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنان همان رستگاران اند.

از آیه ۱۶۵ اعراف - که به داستان اصحاب سبت پرداخته است - بر می‌آید که در روبه رو شدن با منکر، کسانی از عذاب نجات یافته و رستگار می‌شوند که امر به معروف و نهی از منکر کنند:

فلما نسوا ما ذکروا به انجینا الذین ینهون عن السوء واخذنا الذین ظلموا بعذاب بیس بما کانوا یفسقون؛ پس هنگامی که آن چه را بدان تذکر داده شده بودند از یاد بردند، کسانی را که از کار بد باز می‌داشتند، نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند، به سزای آن که نافرمانی می‌کردند، به عذابی شدید گرفتار کردیم.

هود نیز بنی اسرائیل را نکوهش کرده که چرا در نسل‌های پیشین شما خردمندانی نبودند که مردم را از فساد باز می‌دارند و آن گاه از نجات یافتن گروه و رستگاری اندکی از بنی اسرائیل که نهی از منکر کردند خبر داده است:

فلولا کان من القرون من قبلکم اولوا بقیه ینهون عن الفساد فی الارض الا قلیلاً ممن انجینا منهم[۱۳۹]؛ پس چرا از نسل‌های پیش از شما خردمندانی نبودند که (مردم را) از فساد در زمین باز دارند؟ جز اندکی از کسانی که از میان آنان نجات شان دادیم.

۲.پاداش اخروی: خداوند در آیه ۱۱۴ نساء، آمران به معروف و ناهیان از منکر را به دریافت اجر عظیم وعده داده است.هم چنین خدا مؤمنان را به برخورداری از رحمت الهی و باغ‌های بهشت بشارت داده است:

والمؤمنون والمؤمنت بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر ویقیمون الصلوه ویؤتون الزکوه ویطیعون الله ورسوله اولئک سیرحمهم الله ان الله عزیز حکیم وعد الله المؤمنین والمؤمنت جنت تجری من تحتها الانهر خلدین فیها ومسکین طبیه فی جنت عدن ورضون من الله اکبر ذلک هم الفوز العظیم[۱۴۰]؛ مردان و زنان باایمان، دوستان یک دیگرند که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و نماز را برپا می‌کنند و زکات می‌دهند و از خدا و پیامبرش فرمان می‌برند.آنانند که خدا به زودی مشمول رحمت شان قرار خواهد داد که خدا توانا و حکیم است.خداوند به مردان و زنان با ایمان باغ‌هایی داده است که از زیر (درختان) آن نهرها جاری است.در آن جاودانه خواهند بود و نیز خانه‌های پاکیزه در بهشت‌های جاودان (به آنان وعده داده است) و خشنودی خدا بزرگ تر است.این است همان کام یابی بزرگ.

ترک امر به معروف و نهی از منکر چه عواقبی دارد

جواب: عاقبت ترک امر به معروف و نهی از منکر از منظر قرآن بدین شرح است:

۱.دوری از رحمت خدا: بر اساس آیه ۷۸ و ۷۹۹ سوره مائده گروهی از بنی اسرائیل، بر اثر نافرمانی و تجاوز از حق و ترک نهی از منکر، به زبان داوود و عیسی بن مریم لعنت شدند:

لعن الذین کفروا من بنی اسراءیل علی لسان داود وعیسی ابن مریم... کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانوا یفعلون؛ از میان بنی اسرائیل، آنان که کفر ورزیدند به زبان داوود و عیسی بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند.این کیفر از آن روی بود که عصیان ورزیده و از (فرمان خدا) تجاوز می‌کردند.(و) از کار زشتی که آن را مرتکب می‌شدند، یک دیگر را نهی نمی‌کردند.راستی چه بد بود آن چه می‌کردند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در تفسیر این آیه می‌فرماید:

هنگامی که بنی اسرائیل مرتکب گناه شدند، علما آنان را از روی سرزنش نهی می‌کردند و پس از آن با آنان می‌نشستند و می‌خوردند و می‌آشامیدند، گویا آنان هیچ گناهی را مرتکب نشده‌اند.وقتی که خداوند آنان را این گونه یافت قلوب شان را به یک دیگر نزدیک کرد و آنان را به زبان پیامبری از پیامبران لعنت کرد.آن گاه فرمود: حتماً باید امر به معروف و نهی از منکر کنید و دست افراد نادان را بگیرید و به سوی حق دعوت نمایید وگرنه خداوند قلوب شما را همانند یک دیگر می‌کند و شما را از رحمت خود دور می‌سازد؛ همان طور که آنها را از رحمت خویش دور ساخت[۱۴۱].

به فرموده حضرت علی (علیه السلام) خداوند امت‌های پیشین را جز به سبب ترک امر به معروف و نهی از منکر لعن نکرد و از رحمت خود دور نساخت.خداوند سفیهان شان را به واسطه گناهان و دانشمندان شان را بر اثر ترک نهی از منکر لعن کرد[۱۴۲].

۲.عذاب فراگیر: از دیگر پی آمدهای ترک امر به معروف و نهی از منکر عذابی است که افزون بر گناه کاران، شامل تارکان امر به معروف و نهی از منکر نیز می‌شود:

واتقوا فتنه لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصه واعلموا ان الله شدید العقاب[۱۴۳]؛ و از فتنه‌ای که تنها به ستم کاران شما نمی‌رسد، بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است.

ابن عباس در تفسیر این آیه می‌گوید: عذاب خدا که بیاید، ستم کار را از غیر ستم کار جدا نمی‌سازد.هم چنین گفته‌اند که ظالمان به سبب ظلم شان عذاب می‌شوند و غیر ظالمان، بر اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر[۱۴۴].در روایتی امام باقر (علیه السلام) می‌فرمایند:

خدا به حضرت شعیب (علیه السلام) وحی کرد که من صد هزار از قوم تو را هلاک خواهم کرد: چهل هزار نفر از آنها اهل معصیت و گناه و شصت هزار هم از خوبان هستند.حضرت شعیب تعجب کرد و گفت: پروردگارا! اشرار مستحق عذاب هستند، ولی چرا اخیار و خوبان عذاب می‌شوند؟ خداوند فرمود: زیرا آنها با گناه کاران مداهنه و سازش کردند (امر به معروف و نهی از منکر نکردند) و در موردی که من غضب کردم، آنها غضب نکردند[۱۴۵]

در اصول کافی روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که خداوند دو فرشته را برای ویران کردن شهری فرستاد.وقتی این دو فرشته به آن شهر آمدند، مردی را دیدند مشغول دعا و گریه و تضرع است؛ از این رو، یکی از آن دو فرشته - با وجود آن مرد عابد و این احتمال که شاید او پس از فرمان خدا توبه کرده است - در ویران کردن آن شهر تردید کرد و برای روشن شدن دستور خداوند برگشت و خدا بر اجرای آن دستور و زیر و رو کردن آن شهر، فرمان دوباره داد؛ آن گاه خداوند فرمود: آن مرد هیچ گاه رنگ صورتش به خاطر غیظ و غضب، برای خدا تغییر نکرده است[۱۴۶]

داستان اصحاب سبت - که در سوره اعراف به تفصیل به آن پرداخته شده است - نمونه روشنی از عذاب فراگیر به شمار می‌رود.بر اساس این آیات، گروهی از بنی اسرائیل که در ساحل دریا زندگی می‌کردند و به ماهی گیری اشتغال داشتند، فرمان خداوند را مبنی بر حرمت کار در روز شنبه زیر پا گذاشتند؛ به این صورت که کانالی را در کنار دریا حفر می‌کردند تا ماهیان در روز شنبه وارد آن شوند و در پایان روز جلو کانال را می‌بستند و به این طریق در روز یک شنبه، ماهیان فراوانی را که در کانال به دام افتاده بودند صید می‌کردند.در مقابل این جمع، گروهی نهی از منکر کرده و آنان را از نافرمانی خدا باز می‌داشتند و دسته‌ای دیگر، در برابر نافرمانی آنان سکوت کرده و حتی به ناهیان از منکر اعتراض می‌کردند که چرا تبه کاران را پند می‌دهید.در پایان این ماجرا قرآن، تنها نجات کسانی را گزارش کرده است که نهی از منکر کردند:

فلما نسوا ما ذکروا به انجینا الذین ینهون عن السوء واخذنا الذین ظلموا بعذاب بیس بما کانوا یفسقون[۱۴۷]؛ پس هنگامی که آن چه را بدان تذکر داده شده بودند، از یاد بردند، کسانی را که از (کار) بد باز می‌داشتند، نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند به سزای آن که نافرمانی می‌کردند، به عذابی شدید گرفتار کردیم.

مفسران از این آیه استفاده کرده‌اند که خداوند دو گروه تجاوزگران و بی تفاوتان را به عذابی سخت گرفتار کرد[۱۴۸]

از آیه ۱۱۶ هود نیز بر می‌آید که تنها نهی کنندگان از فساد، از عذاب نجات می‌یابند:

فلولا کان من القرون من قبلکم اولوا بقیه ینهون عن الفساد فی الارض الا قلیلاً ممن انجینا منهم واتبع الذین ظلموا ما اترفوا فیه وکانوا مجرمین؛ پس چرا از نسل‌های پیش از شما خردمندانی نبودند که (مردم را) از فساد در زمین باز دارند؟ جز اندکی از کسانی که از میان آنان نجات شان دادیم و کسانی که ستم کردند به دنبال ناز و نعمتی که در آن بودند رفتند و آنان بزه کار بودند.

بر پایه روایتی از امام باقر (علیه السلام) در ذیل آیات ۷۸ - ۷۹۹ مائده، آنان که مورد لعن داوود بودند، به میمون تبدیل شدند و آنان که مورد لعن عیسی (علیه السلام) قرار گرفتند خوک گشتند[۱۴۹].از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در ذیل آیه نقل شده است که امر به معروف و نهی از منکر کنید، دست نادان را بگیرید و او را به راه حق بیاورید وگرنه خدا دل‌های شما را مانند یک دیگر و همه شما را لعنت می‌کند؛ هم چنان که آنان را لعنت کرد[۱۵۰].بر پایه نقل دیگری از امام صادق (علیه السلام)، کسانی که این آیات در نکوهش آنان نازل شده با این که خود اهل معصیت نبوده و در مجالس گناه کاران شرکت نمی‌کردند، لعنت شده‌اند و جرم آنان این بود که به معصیت کاران لبخند می‌زدند و با ایشان انس داشتند[۱۵۱].

۳.شریک شدن در گناه: کسانی که در برابر انجام دادن منکر، هیچ گونه واکنش و عکس العملی نشان ندهند، مانند گناه کاران در گناه آنها شریک اند؛ از همین رو، از مؤمنان خواسته شده که هر گاه تمسخر آیات قرآن را شنیدند، با کافران هم نشین نشوند، در غیر این صورت در گناه، آنها شریک خواهند بود:

وقد نزل علیکم فی الکتب ان اذا سمعتم ءایت الله یکفر بها ویستهزا بها فلا تقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره انکم اذا مثلهم[۱۵۲]؛ و البته (خدا) در کتاب (قرآن) بر شما نازل کرده که هر گاه شنیدید آیات خدا مورد انکار و ریشخند قرار می‌گیرند، با آنان منشینید تا به سخن غیر از آن درآیند؛ چرا که در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود.

مفسران از این آیه استفاده کرده‌اند که سکوت کردن در برابر فاسقان و گناه کاران و هم نشین با آنان موجب شریک شدن در گناه آنهاست[۱۵۳].هم چنین در ذیل آیه ۶۳ مائده گفته‌اند که ترک کننده نهی از منکر، مانند کسی است که مرتکب منکر شود[۱۵۴].


فصل ششم: پاسخ به پرسش‌های کلی و فرعی

تحقیق بیشتر

در صورت امکان برای تحقیق بیشتر درباره امر به معروف و نهی از منکر، چند اثر قرآنی معرفی کنید

جواب: برای تحقیق بیشتر درباره امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن، نوشته‌های مفسران قرآن کریم در ذیل آیات مربوط، به خصوص آیات ۱۰۴ و ۱۱۰ آل عمران، بسیار مفید است در این میان، آثاری که در آیات الاحکام نگارش یافته‌اند، از جمله: زبده البیان محقق اردبیلی، کنز العرفان فی فقه القرآن فاضل مقداد، احکام القرآن جصاص و...نقش ارزنده‌ای دارند؛ برای نمونه، در این جا کتاب‌ها و آثاری که به صورت مستقل نگارش یافته و مؤثر است، بر می‌شمریم:

۱.فرضیه امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و سنت، زین العابدین قربانی لاهیجی؛

۲.پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و سنت، محمد اسحاق مسعودی؛

۳.امر به معروف و نهی از منکر، محسن قرائتی؛

۴.بایدها و نبایدها، امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن، بر گرفته از سخنرانی‌های شهید بهشتی؛

۵.امر به معروف و نهی از منکر، آیه الله حسین نوری؛

۶.آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، بر گرفته از سخنرانی‌های آیه الله مصباح یزدی.

آیه ۱۶۶ سوره اسراء

در آیه مذکور آمده که هر گاه اراده کردیم اهل قریه‌ای را نابود کنیم، به ثروتمندان در آن روستا امر می‌کردیم تا فسق و فجور کنند، آیا در این جا - نعوذ بالله - خداوند به منکر امر نکرده است؟

جواب: در قانون پاداش و مجازات الهی، اصل کلی وجود دارد که خداوند تا حجت را تمام نکند، کسی را مجازات نمی‌کند.هنگامی که مردم پس از دست یابی به تمام عوامل هدایت، مانند قرآن، انبیاء، امام، عقل، وجدان، فطرت و مانند آن، راه انحرافی را اختیار کنند، به گونه‌ای که دیگر هیچ امیدی به بازگشت آن‌ها نبودند و وجودشان چیزی جز زیان و گناه و آلودگی خود و اطرافیان نباشد، آن‌ها را عذاب می‌کند.در آیه مورد بحث، درست به همین اصل اشاره شده است؛ از این رو خداوند متعال می‌فرماید:

هنگامی که ما تصمیم بر هلاکت قومی بگیریم، نخست اوامر خود را برای مترفان و سردمداران آنها بیان می‌کنیم؛ سپس هنگامی که آنها به مخالفت و خروج از اطاعت ما برخیزند و استحقاق مجازات پیدا کنند، آنها را به شدت درهم می‌کوبیم و هلاک می‌کنیم.

این آیه شریف، چهار مرحله را مشخص کرده است: ۱.اوامر (و نواهی)؛ ۲.فسق و مخالفت؛ ۳.استحقاق مجازات؛ ۴.هلاکت.

بنابراین، مراد از امرنا مترفیها ففسقوا فیها این است که مرفهان و سران آن قوم را به اطاعت و پیروی از پیامبران امر کردیم؛ ولی آنها مخالقت کردند و راه فسق و نافرمانی را پیش گرفتند، نه این که به ثروتمندان در آن روستا امر کردیم تا فسق و فجور کنند[۱۵۵].علامه طباطبائی از این آیه برداشت دیگری دارد که نتیجه آن چنین است:

هرگاه وقت عذاب قومی نزدیک شود (آن قوم به سبب نافرمانی مستحق عذاب شوند) خداوند با برخوردار کردن آن قوم به نعمت‌های فراوان مادی، آنان را گرفتار عذاب استدراج می‌کند و آنان که غرق نعمت‌های فراوان اند دچار غفلت بیشتر و در نتیجه فسق و فجور بیشتر می‌شوند و ناگاه عذاب نهایی از راه می‌رسد و آنان را نابود می‌کند[۱۵۶]

بنا بر این تفسیر، امر به فسق به معنای برخوردار کردن آنها از نعمت و ایجاد زمینه فسق بیشتر آنان است که خود نوعی عذاب به حساب می‌آید، نه فرمان دادن به فسق و فجور.

معجزه بر ظالم

با این که خداوند بر همه رفتارهای انسان آگاه است و از ظلم، ستم و منکر و جنگ‌هایی که در جهان رخ می‌دهد خبردار است، چرا از راه‌های غیر عادی (معجزه) برای برچیده شدن بساط ظلم و منکرها و نابودی سران مستکبر دنیا، عملی انجام نمی‌دهد؟

جواب: خداوند از همه اعمال انسان‌ها آگاه است و قدرت جلوگیری از کارهای زشت، منکر، ظلم و ستم‌ها را نیز دارد و می‌تواند کاری کند که همه مردم، ایمان بیاورند و در راه راست قرار گیرند:

ولو شاء ربک لامن من فی الارض کلهم جمیعاً[۱۵۷]؛ و اگر پروردگار تو می‌خواست، قطعاً هر که در زمین است همه آنها یکسر ایمان می‌آوردند.

لیکن خداوند خواسته است انسان بر اساس اختیار، راه خود را برگزیند و بپیماید.خداوند متعال برای یافتن راه از بی راه، چراغ‌های هدایتی به نام پیامبران و عقل را قرار داده و فرموده است:

انا هدینه السبیل اما شاکراً واما کفوراً[۱۵۸]؛ ما راه راست را بدو نمودیم؛ یا سپاس گزار خواهد بود و یا ناسپاس گزار.

از این پس خود انسان است که باید شکر یا کفر و هدایت یا ضلالت را برگزیند.لازمه این نظام و تدبیر الهی، وجود ظلم و ستم و منکر در جهان انسان هاست.

به بیان دیگر، ظلم و ستم و دیگر ناهنجاری‌ها، آثار گناهانی است که جدایی آن آثار، از گناهان اجتناب ناپذیر است؛ زیرا اختیار انسان و نیز حاکمیت نظام علت و معمولی در جهان آفرینش (این که هر علت معین، معلول معین خود را در پی دارد) اقتضا می‌کند که خداوند از راه‌های غیر عادی، به برچیده شدن ظلم و ستم و ناهنجاری‌ها اقدام نفرماید.

بنابراین، اگر خدا با قدرت خود جلو ظلم و گناه ستم گران را بگیرد، با اختیار انسان‌ها ناسازگار است و چنان چه بخواهد مانع اثر گناه شود - مانند این که خداوند جلو اثر سمی را بگیرد که ظالم به مظلوم خورانده است و سم بی اثر شده و او را از پای درنیاورد - در این صورت نظام علت و معلولی که یکی از سنت‌های الهی است، دچار خلل می‌گردد.


پانویس

  1. اسراء، آیه 9: ان هذا القرءان یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین
  2. نحل، آیه 89: و نزلنا علیک الکتب تبینا لکل شی ء
  3. زمر، آیه 55: و اتبعوا احسن ما انزل الیکم
  4. آل عمران، آیه 164: لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم ءایته ی ویزکیهم و یعلمهم الکتب و الحکمه
  5. انفال، آیه 24: یأیها الذین ءامنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم
  6. نساء، آیه 174: و أنزلنا الیکم نوراً مبینا و ابراهیم، آیه 1: کتب أنزلنه الیک لتخرج الناس من الظلمت الی النور
  7. مائده، آیه 83: و اذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعیهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق
  8. زمر، آیه 23: الله نزل احسن الحدیث کتبا متشبها مثانی تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم ثم تلین جلودهم و قلوبهم
  9. همان: ذلک هدی الله
  10. اقبال لاهوری
  11. مقصود از پروژه‌های موضوعی، مجموعه‌هایی است که با عناوینی هم چون علوم قرآنی، قرائت قرآن، اخلاق در قرآن، معاد، نماز و تنظیم و سامان دهی می‌شود و منظور از پروژه‌های صنفی، آن دست از پرسمان‌هایی است که با توجه به مقاطع مختلف صنفی و تحصیلی یا اصناف و مشاغل اجتماعی تنظیم می‌گردد
  12. محمد بن یعقوب فیروز آبادی، بصائر ذوی التمییز، ج 4، ص 57 و 120؛ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج 12، ص 39؛ علی مشکینی، مصطلحات الفقه، ص 88 - 89 و علامه حلی، تذکره الفقها، ج 9، ص 441
  13. محمد تقی مصباح یزدی، آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، ص 180
  14. محمد علی انصاری، الموسوعه الفقهیه المسیره، ج 2، ص 104
  15. همان، ص 165
  16. همان؛ آقا ضیاء عراقی، تعلیقه علی العروه الوثقی، ص 13 و سید محسن حکیم، مستمسک العروه الوثقی، ج 2، ص 199
  17. دائره المعارف بزرگ اسلامی، مرکز دائره المعارف اسلامی، ج 10، ص 201
  18. عبدالله جوادی آملی، فلسفه حقوق بشر، ص 49
  19. جمعی از مؤلفان، الجوامع الفقهیه، ص 697؛ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 21، ص 363 و 365 و کلمه التقوی، ج 2، ص 321 و 322
  20. آذرخشی دیگر در آسمان کربلا، ص 187
  21. بحارالانوار، ج 100، ص 71، باب 1، روایت 3
  22. آذرخشی دیگر در آسمان کربلا، ص 161
  23. بحار الانوار، ج 100، ص 71
  24. محمد تقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج 3، ص 347
  25. همان
  26. این شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 168 - 169؛ بحارالانوار ج 43، ص 319 و آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، ص 180
  27. حسین نوری، امر به معروف و نهی از منکر، ص 83 - 84 و سید محسن طباطبائی، منهاج الصالحین، ج 1، ص 420
  28. امر به معروف و نهی از منکر، ص 86
  29. همان
  30. آل عمران، آیه 110
  31. محمد تقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج 3، ص 350
  32. احمد بن حنبل، مسند احمد، ج 5، ص 343، و محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج 3 ص 111
  33. مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 3، ص 50
  34. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 164، ص 7
  35. آل عمران، آیه 110
  36. همان، آیه 104
  37. مکارم شیرازی و دیگران، امر به معروف و نهی از منکر، ص 69
  38. نحل، آیه 90
  39. آل عمران، آیه 211
  40. اعراف، آیه 165
  41. نحل، آیه 90
  42. هود، آیه 116
  43. مائده، آیه 63
  44. زین الدین مکی (شهید ثانی)، مسالک الافهام، ج 2، ص 372 و احمد مقدس اردبیلی، زبده البیان، ص 411
  45. محمد بن عمر زمخشری، الکشاف، ج 1، ص 396 و عمر بن محمد بیضاوی، تفسیر بیضاوی، ج 1 ص 278
  46. حسن بن یوسف حلی، مختلف الشیعه، ج 4، ص 471 - 472
  47. قطب الدین راوندی، فقه القرآن، ج 1، ص 356؛ محمد بن حسن طوسی، الاقتصاد، ص 147 و شیخ محمد بن حسن طوسی، النهایه، ص 299
  48. مسالک الافهام، ج 2، ص 373 و سید محمد حسین طباطبائی، تفسیر المیزان، ج 3، ص 373
  49. جواهر الکلام، ج 21، ص 362
  50. تفسیر المیزان، ج 3، ص 373
  51. نهج البلاغه، خطبه 192
  52. تفسیر المیزان، ج 3، ص 373
  53. توبه، آیه 71
  54. نحل، آیه 90
  55. فضل بر حسن طبرسی، مجمع البیان، ج 2، ص 807
  56. مائده، آیه 63
  57. همان، آیه 78 - 79
  58. همان، ج 3، ص 357
  59. لقمان، آیه 17
  60. اعراف، آیه 157
  61. انعام، آیه 164
  62. یس ، آیه 59
  63. ر ک: مرتضی مطهری، عدل الهی، ص 197
  64. توبه، آیه 71
  65. امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 456
  66. امر به معروف و نهی از منکر، ص 144
  67. شرایع الاسلام، ج 1، ص 342
  68. همان
  69. محمد بن احمد قرطبی، تفسیر قرطبی، ج 7، ص 184
  70. مجمع البیان، ج 2، ص 516
  71. الکاشف، ج 2، ص 124 و تحریر الوسیله، ج 1، ص 465
  72. الکاشف، ج 2، ص 124 و تحریر الوسیله، ج 1، ص 465
  73. جامع البیان، ج 3، ص 294 و مجمع البیان، ج 2، ص 720
  74. مجمع البیان، ج 2، ص 423
  75. بقره، 207
  76. همان، ص 535
  77. لقمان، آیه 17
  78. محسن فیض کاشانی، الصافی، ج 4، ص 145 و تفسیر قرطبی، ج 14، ص 47 و جصاص، احکام القرآن، ج 3، ص 515
  79. مجمع البیان، ج 8، ص 658
  80. نهج البلاغه، حکمت 375 و الکافی، ج 5، ص 52
  81. امر به معروف و نهی از منکر، ص 192 - 193
  82. آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، ص 165
  83. عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج 4، ص 152
  84. الکشاف، ج 1، ص 398
  85. ابن عربی، احکام القرآن، ص 266
  86. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 16، ص 152
  87. همان، ص 151
  88. تحریم، آیه 6
  89. ابن جمعه عروسی حویزی، نور الثقلین، ج 1، ص 75
  90. نهج البلاغه، خطبه 175
  91. لقمان، آیه 17
  92. مجمع البیان، ج 8، ص 500 و جصاص، احکام القرآن، ج 3، ص 515
  93. حجر، آیه 6
  94. مدثر، آیه 24
  95. اعراف، آیه 66
  96. اعراف، آیه 61
  97. مجمع البیان، ج 8، ص 499
  98. قصص، آیه 20
  99. محمود آلوسی، روح المعانی، ج 1، ص 488
  100. مجمع البیان، ج 7، ص 20 و تفسیر قرطبی، ج 11، ص 134
  101. ر ک: تحریر الوسیله، ج 1، ص 467؛ تفسیر نمونه، ج 6، ص 421 و امر به معروف و نهی از منکر، ص 192 - 193
  102. محقق حلی، شرائع الاسلام، ج 1، ص 343
  103. وسائل الشیعه، ج 11، ص 403
  104. محمد بن حسن طوسی، النهایه، ص 299 - 300
  105. محمد باقر سبزواری، کفایه الاحکام، ج 1، ص 405
  106. علامه حلی، منتهی المطلب، ج 2، ص 993
  107. امر به معروف و نهی از منکر، ص 286
  108. وسائل الشیعه، ج 11، ص 413
  109. جواهر الکلام، ج 21، ص 378
  110. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج 3، ص 316 و جواهر الکلام، ج 21، ص 378
  111. مجمع البیان، ج 1، ص 316 و تفسیر قرطبی، ج 2، ص 22
  112. همان، ص 409
  113. وسائل الشیعه، ج 11، کتاب الامر بالمعروف والنهی عن المنکر، ح 4
  114. مجمع البیان، ج 3، ص 195
  115. تفسیر المیزان، ج 6، ص 83
  116. آل عمران، آیه 104
  117. حسین علی منتظری، دراسات فی ولایه الفقیه، ج 2، ص 227
  118. آل عمران، آیه 110
  119. عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدر المنثور، ص 294
  120. حج، آیه 41
  121. تفسیر قرطبی، ج 4، ص 31
  122. اعراف، آیه 157
  123. وسائل الشیعه، ج 11، ص 400 و الکافی، ج 5، ص 59
  124. محمد بن احمد قرشی، معالم القربه، ص 23 و 61
  125. الکافی، ج 5، ص 151 و النهایه، ص 371
  126. دراسات فی ولایه الفقیه، ج 2، ص 227
  127. ر ک: فتحیه فتاحی زاده، حجاب از دیدگاه قرآن و سنت
  128. آل عمران، آیه 104
  129. محمد رشید رضا، تفسیر المنار، ج 4، ص 38 - 44
  130. ر ک: آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، ص 183
  131. نساء، آیه 1
  132. بقره، آیه 83
  133. لقمان، آیه 15
  134. نساء، آیه 142
  135. مائده، آیه 58
  136. آل عمران، آیه 104
  137. همان، آیه 110
  138. مجمع البیان، ج 2، ص 807
  139. هود، آیه 116
  140. توبه، آیه 71 - 72
  141. تفسیر المیزان، ج 6، ص 83
  142. نهج البلاغه، خطبه 192
  143. انفال، آیه 25
  144. عبدالله سالمی، روض البیان، ج 9، ص 94
  145. اصول کافی، ج 5، ص 55، روایت 1
  146. اصول کافی، ج 5، ص 58، روایت 8
  147. اعراف، آیه 165
  148. تفسیر المیزان، ج 8، ص 310
  149. مجمع البیان، ج 3، ص 289
  150. همان
  151. الصافی، ج 2، ص 75
  152. نساء، آیه 140
  153. جامع البیان، ج 5، ص 443
  154. تفسیر قرطبی، ج 6، ص 153
  155. علی اکبر هاشمی رفسنجانی و جمعی از محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، تفسیر راهنما، ج 10، ص 48
  156. تفسیر المیزان، ج 13، ص 60
  157. یونس، آیه 99
  158. انسان، آیه 3
بازگشت به کتب