فرهنگ مصادیق:هجرت از نگاه قرآن و روایات
آیت الله سبحانی تشریح کردند: هجرت از نگاه قرآن و روایات
مهاجرت از زوایای مختلف دارای مفاهیم مختلفی است و در اندیشه دینی نیز تلقی خاصی از آن میشود. آیت الله سبحانی در پاسخ به پرسشی به زوایای مختلف و معانی آن در قرآن و روایات پرداخته است.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:
به گزارش «شیعه نیوز» ، متن سئوال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است.
سوال :مفهوم هجرت از دیگاه قرآن و روایات چیست؟
پاسخ: مهاجرت، در قرآن واحادیث اسلامی با اهمیت خاصی تلقی شده است و مقصود از آن همان طور که بیان خواهد شد حرکت از نقطهای به نقطه دیگر، برای نجات ایمان و حفظ دین و تمکن از انجام وظایف الهی است، نه کسب ثروت و تحصیل مقام.
«هجرت» در لغت به معنی بریدن از یک شی است و اگر انتقال از نقطهای به نقطه دیگر را «مهاجرت» میگویند برای این است که شخص مهاجر با انتقال خود، پیوند خویش را از مکان سابق میبرد.
مهاجرت برای تأمین امور زندگی و یا دیگر اهداف مادی، مهاجرت جسمانی است واگر انسان در این راه به مقصودی دست یابد، به کمال مادی دست یافته است، در صورتی که مهاجرت مورد نظر قرآن، انتقال جسم و روح با هم است، بدین معنی که جسم، مکان و جایگاه خود را عوض میکند، و روح از شرک به توحید، از کفر به ایمان، از گناه به اطاعت، از بی تمکنی در انجام فرایض، به تمکن و قدرت به انجام فرایض، پرواز مینماید.
در مهاجرت نخست، جسم پیوند مادی خود را از مکان خاصی قطع میکند، در حالی که در مهاجرت به معنی دوم، نه تنها جسم پیوند خود را از مکان خاصی قطع میکند، بلکه روح نیز از آشیانه تنگ و تاریک و وحشتزایی که قادر به حفظ ایمان و دین خود نیست، یا متمکن از انجام فرایض نمیباشد، به فضای فراخی که از نظر معنویت کمبودی ندارد، منتقل میگردد، و در آنجا لانه میگزیند.
تا آنجا که پیامبر گرامی فرمود:
« الْمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ علیه ».[۱]
«مهاجر کسی است که از حرام و گناه هجرت کند و دوری گزیند».
و در باره این نوع هجرت در پایان بحث، گفتگوی فشردهای خواهیم داشت.
از این جهت مشاهده میکنیم که قرآن و حدیث، مسأله «مهاجرت»را با عنایت خاصی تلقی میکنند، تا آنجا که «هجرت» با تمام مشتقات خود بیست و چهار بار در قرآن وارد میشود.[۲]
غالباً هر موقع سخن از «هجرت» میآید، اذهان متوجه مهاجرت پیامبر از مکه معظمه به مدینه منوره میشوند و حرکت تاریخی پیامبر (ص) را به نظر میآورند که بسیار پربار و پر ارزش بوده است و به خاطر نقش بزرگی که داشته، در میان صدها حوادث تاریخ اسلام، مبدأ تاریخ مسلمانان گردیده است.
در اسلام علاوه بر هجرت اصطلاحی، هجرت دیگری است که مربوط به قلب و دل است و آن، مهاجرت از گناه به طاعت است، یعنی انسان تصمیم بگیرد، که دیگر گرد گناه نگردد واز فرمان خدا سرپیچی نکند، به این نوع از هجرت در قرآن و احادیث اشاره شده است آنجا که میفرماید:
(...فَالَّذِینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَأُوذُوا فِی سَبیلی وَقاتَلُوا وَقُتِلُوا لأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئاتِهِمْ...).[۳]
«آنان که مهاجرت کردهاند و از خانههای خود بیرون رانده شدهاند و در راه من اذیت شدهاند ما، بدیهای آنان را میپوشانیم(میبخشیم)».
از آنجا که در این آیه، مهاجرت در مقابل خروج از خانه قرار گرفته است امکان دارد که مقصود از آن، مهاجرت به معنی وسیع که شامل ترک گناه و پاکی از آلودگی است، باشد.
هر چند فخر رازی این دو جمله را به گونه دیگر تفسیر کرده و میگوید: مقصود از (هاجروا) کسانی است که به اختیار، ترک زادگاه کرده و مقصود از (أخرجوا) کسانی است که به اجبار ترک وطن گفتهاند.
ولی مؤید مطلب قبل، روایاتی است که پیرامون این نوع از مهاجرت وارد شده آنجا که فردی از پیامبر (ص) سؤال میکند که کدام یک از دو نوع مهاجرت افضل است، پیامبر (ص) میفرماید:
«أن تهجر ما کره ربّک».[۴]
«آنچه را که خدا آن را دوست نمیدارد ترک کنی».
در حدیثی از امیر مؤمنان چنین وارد شده است که فرمود:
«يَقُولُ الرَّجُلُ هَاجَرْتُ وَ لَمْ يُهَاجِرْ إِنَّمَا الْمُهَاجِرُونَ الَّذِينَ يَهْجُرُونَ السَّيِّئَاتِ وَ لَمْ يَأْتُوا بِهَا».[۵]
«مردی میگوید: من از زمین شرک به سرزمین اسلام مهاجرت کردهام، نه! چنین فردی مهاجرت نکرده است(چون هدف از مهاجرت که پاکی از گناه است حاصل نشده است) مهاجران کسانی هستند که گناهان را ترک کنند و انجام ندهند».
و در برخی از روایات از پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده است که آن حضرت فرمود:
« «لا تَنْقَطِعُ الهِجْرَةُ حتى تَنْقَطِع التَّوْبَة».[۶]
«مهاجرت تا لحظهای که درِ توبه باز است، قطع نمیشود».
مقصود از این نوع مهاجرت، همان تصفیه روح و روان، از آلودگی است که به وسیله توبه و سیر و سلوک شرعی انجام میگیرد البته باید توجه کرد که پذیرش این نوع مهاجرت نباید به معنی نفی آن مهاجرت معروف باشد که انسانهای با ایمان، خانه و زندگی را برای خدا ترک میکنند، زیرا چه بسا برخی فکر میکنند که اگر هدف از مهاجرت جسمانی، خدا است ما این کار را از طریق سیر و سلوک و تدبیر وتفکر انجام میدهیم، زیرا فرض این است که حفظ ایمان به صورت کامل در صورتی امکان پذیر است که انسان سرزمین کفر را به قصد سرزمین ایمان ترک نماید و در این فرض تنها سیر و سلوک فکری در تحقق هدف نهایی کافی نخواهد بود.
طریحی در مجمع البحرین ماده «هجر» جملههای یاد شده در زیر را نقل میکند و گویا هر سه جمله حدیث میباشد.
«والمهاجر من هاجر ما حرم اللّه علیه، والمهاجر من ترک الباطل إلی الحقّ وفی الحدیث من دخل الإسلام طوعاً فهو مهاجر».
«مهاجر کسی است که حرامهای خدا را ترک کند و از باطل به سوی حق باز گردد و (در حدیث آمده است) هر کس اسلام را از صمیم دل پذیرفت او مهاجر است».
پانویس
- ↑ جامع الأُصول: ج1، ص154.
- ↑ اجمال آن به قرار زیر است: لفظ (هاجروا)9 بار، لفظ (المهاجرین) 5بار، لفظ (یهاجروا) 3 بار،لفظ (مهاجراً) 2 بار، لفظ (یهاجر) یک بار، لفظ (هاجر) یک بار، لفظ (هاجرن) یک بار، لفظ (مهاجرات)یک بار، و لفظ (تهاجروا)نیز یک بار وارد شدهاند و با مراجعه به المعجم، جایگاه این الفاظ معلوم میشود در این بحث قسمتی از این آیات مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
- ↑ آل عمران/195.
- ↑ جامع الاصول ابن اثیر: ج12،ص262.
- ↑ سفینه البحار:ج2، ص697.
- ↑ جامع الأُصول:ج12،ص261.







