نگاهی مقایسه ای به امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
نگاهی مقایسه‌ای به امر به معروف و نهی از منکر
مشخصات کتاب
2323231.jpg
نویسنده جلال عراقی، یدالله خیام‌پور
زبان فارسی
ناشر آثار دانشوران
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۹۴
شابک ۹۷۸–۶۰۰-۵۷۷۵–۵۵-۹
دانلود PDF

محتویات

مقدمه

دین مقدس اسلام به دنبال تأسیس جامعه‌ای است که در آن انسان ها خواه به صورت فردی و خواه به صورت گروهی، آمر به معروف و ناهی از منکر باشند.

تمام کارهای نیک در برابر جهاد در راه خدا همچون قطره‌ای است در برابر دریای پهناور و تمام کارهای نیک و حتی جهاد در برابر امر به معروف و نهی از منکر همچون قطره‌ای است در برابر دریای پهناور.

این نوشتار، امر به معروف و نهی از منکر را ضامن اجرای کلیه قوانین، و تحقق بخش مسئولیت همگانی، شرط بقای جامعه، و پیش گیری از زوال و انحطاط جامعه می‌داند.

بحث امر به معروف و نهی از منکر از دیرباز مورد توجه متکلمان و فقیهان تمام فرقه‌های اسلامی بوده و از نظر وحی و عقل بر وجوب آن تأکید بسیار شده است.

امام حسین (ع) سبط گرامی پیامبر (ع) برای برپا داشتن امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد و شهادت مظلومانه او گواه راستینی بر اهمیت انجام این وظیفه است.

شیعیان و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت به هنگام زیارت مرقد مطهر آن بزرگوار و دیگر امامان معصوم (ع) پیوسته این جمله را تکرار می‌کنند: «شهادت ۱۱ می‌دهم که تو امر به معروف و نهی از منکر کردی».

در جامعه اسلامی، نظارت و امر به معروف و نهی از منکر، تنها وظیفه امامان و عالمان دینی نیست، بلکه بر هر مسلمانی واجب است از خیرخواهی در حق دیگران دریغ نورزد و با تحقق شرایط، مردمان را با گفتار و رفتار از کار ناشایست باز دارد و یا آن را در دل زشت شمارد.

سؤالات تحقیق

۱. جایگاه و شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه فقهای امامیه و اهل تسنن چیست؟

۲. ادله وجوب امر به معروف و نهی از منکر کدام اند؟

۳. امر به معروف و نهی از منکر واجب عینی است یا کفایی؟

بیان مسئله

پاسداری نیکیها به نام «امر به معروف» و ستیزه گری با بدیها «نهی از منکر» نامیده می‌شود.

معروف و منکر از نظر اسلام محدود به حد معین نمیشود. تمام هدف های مثبت اسلامی داخل در معروف و تمام هدف‌های منفی اسلامی داخل در منکر است.

۱۲ آنچه در امر به معروف و نهی از منکر بیش از هر چیز دیگر مورد غفلت است، دخالت منطق در این کار است.

مقصود این است که در کار معروف و منکر باید تدابیر عملی اندیشید و باید دید چه طرز عملی مردم را نسبت به فلان کار نیک تشویق می‌کند و مردم را از فلان عمل زشت باز می‌دارد؟ امر به معروف و نهی از منکر از ضروریات اسلام، و مورد اجماع و اتفاق عموم مسلمانان است.

۱. میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل ج ۱۲، صفحه ۱۹۲ و ابن ابی جمهور، عوالی الآلی، ج ۱، ص ۴۳۱، ح ۱۲۸ و ۱۲۹

اختلافاتی که هست مربوط به حدود و شروط آنهاست.

ما در این نوشتار می‌کوشیم تا حدود و شرایط امر به معروف و نهی از منکر را مشخص کرده و اختلافات این باب را میان شیعه و سنی بیان کنیم و در پایان ضمن نتیجه‌گیری راه حل‌هایی را ارائه دهیم.

پیشینه موضوع

بحث امر به معروف و نهی از منکر از دیرباز مورد توجه متکلمان و فقیهان تمام فرقه‌های اسلامی بوده و از نظر وحی و عقل بر وجوب آن تأکید بسیار شده است.

در این باره تحقیقاتی در قالب کتاب، مقاله و پایان‌نامه بر اساس نظریات فقهای شیعه نوشته شده است، و در میان نویسندگان خارجی، اثر بسیار جامعی از آقای مایکل کوک منتشر شده است.

۱. علمای شیعه و اهل سنت در شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر اختلاف نظر دارند ولی مشهور فقها شرایط وجوب را چهارتا می‌دانند.

۲. مشهور فقها ادله وجوب امر به معروف و نهی از منکر را کتاب ، سنت ، اجماع و عقل می‌دانند.

۳. احتمال اثرکردن و مفسده و ضرر جانی و مالی نداشتن از شرایط امر به معروف و نهی از منکر است.

۴. به نظر می‌رسد در وجوب عینی یا کفایی بودن امربه معروف و نهی از منکر، نظر اکثر فقها بر کفایی بودن این دو فریضه الهی است.

اهداف تحقیق

۱. اهداف علمی: از آنجاییکه امر به معروف و نهی از منکر در روابط انسانها شکل می‌گیرد و روابط انسانی روز به روز پیچیده‌تر می‌گردد و از طرف دیگر کلام دین و به ویژه امر به معروف و نهی از منکر با پیشرفت بشر تفسیر مناسب خودش را پیدا می‌کند و در واقع لایه‌های عمیق‌تری در بستر زمان از احکام دین فهمیده می‌شود.

لازم است در این زمان این مهم را بررسی کرد تا استحکام آن در فقه و کلام شیعه مشخص گردد و مقایسه‌ای صورت گیرد تا هم پوشانی و نظریات و تضادهای آراء روشن شود.

۲. اهداف کاربردی: احکام دین باید متناسب با زمان و مکان پاسخ گوی نیازهای بشری باشد؛ از این رو، به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از ابواب مهم فقهی و حتی کلامی باید مورد بازخوانی دوباره قرار گیرد تا بتواند ساحت‌های

۱۴ مأموریت خویش را در زندگی بشری ایفا کند.

با نگاهی که بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی نسبت به کارایی دین و به خصوص تشکیلات اداری و ستادی که به عنوان متولیان امر به معروف و نهی از منکر به وجود آمد، لازم است که تحقیقات در این امر انجام گیرد تا این امر مهم به گزاره‌های عینی و اجرایی و در مرحله بعد به صورت قانون تبدیل شود تا بسیاری از معضلات و مشکلات جامعه را حل نماید.

۳. ضرورت‌های خاص: نیاز جامعه اسلامی به امر به معروف و نهی از منکر و همچنین به دلیل این که حضرت امام خمینی و بعضی فقهای معاصر، تشکیل حکومت اسلامی را یکی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر میدانند و رسیدن به الگوی اسلامی در جامعه مان می‌طلبد که بیشتر به این امر مهم پرداخته شود، چرا که بسیاری از معضلات اخلاقی و اداری تحت قوانین تعریف نیستند یا راه‌های فرار از قانون زیاد است و امر به معروف و نهی از منکر بدون هیچ هزینه‌ای می‌تواند جلوی بسیاری از مفاسد روزمره را بگیرد.

جنبه نوآوری

اگر چه درباره امر به معروف و نهی از منکر، تحقیقاتی در قالب کتاب، مقاله و پایان‌نامه انجام شده، اما نگاه تطبیقی موضوع این نوشتار که محور اصلی آن است، می‌تواند جنبه نوآوری آن به حساب آید.

روش تحقیق

روش علمی و تحقیق باید با موضوع آن متناسب باشد تا شایستگی لازم را در تجزیه و تحلیل آن موضوع به خوبی داشته باشد؛ لذا این تحقیق به صورت تبیینی – تحلیلی بوده و بر پایه گردآوری اطلاعات از منابع روایات و کتاب‌های فقهی از کتابخانه انجام گرفته است.

فصل اول: مفاهیم و کلیات

آشنایی با مذاهب خمسه

برای آشنایی مختصر با هر یک از مذاهب پنجگانه از کتاب تاریخ فقه و فقها نوشته دکتر ابوالقاسم گرجی مطالبی را اقتباس نموده در ذیل می‌آوریم:

امامیه

عده‌ای معتقدند بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) ایشان، امر ولایت امت اسلامی را به دست علی (ع) و فرزندان بزرگوارشان سپرده‌اند و آنان جانشینان به حق آن حضرت (ع) می‌باشند.

در اصطلاح به این گروه شیعه می‌گویند.

البته شیعیان خود به گروه‌های فراوانی تقسیم شدند که یکی از آنها فرقه اثناعشری است که قائل به امامت امام علی (ع) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و نه فرزند اویند و مدرک و منبع فقهی این گروه گفتار آنان خصوصاً صادقین (ع) می‌باشد. ۱

اهم ادله استنباط احکام در نزد شیعه عبارت اند از: کتاب، سـنت ، اجماع (که کاشف از قول معصوم (ع) باشد) و عقل.

اولین کسی که فقه را در امامیه تدوین نمود علی بن ابی رافع، شاگرد حضرت علی (ع) بوده است. ۲

حنفیه

ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن زوطی کوفی از ابنای فارس در سال ۸۰ هجری به دنیا آمد و در سال ۱۵۰ هجری از دنیا رفت.

او در دوره خلافت امویان و عباسیان می‌زیست و از تابعان بود و بنا به قولی از تابعین، ابوحنیفه و انس بن مالک را درک کرده است.

۱. ابوالقاسم گرجی، تاریخ فقه و فقهاء، ص ۴۵ و ۴۶ ۲. ابوالقاسم گرجی، تاریخ فقه و فقهاء، ص ۱۱۴ و ۱۱۵

وی امام اهل رأی، فقیه اهل عراق و بنیان‌گذار مذهب حنفی است.

ابوحنیفه در پذیرفتن حدیث سخن میگرفت و در استنباط احکام بیشتر به قیاس و استحسان عمل می‌کرد.

او در زمینه فقه کتابی ننوشت.

از شاگردان بنام ابوحنیفه می‌توان به چهار نفر اشاره کرد: ابو یوسف، محمد بن حسن شیبانی، ابوهذیل، حسن بن زیاد لؤلؤیی، قاضی ابو یوسف و محمدحسن شیبانی معروف به صاحبین می‌باشند. ۱

مالکیه

مالک بن انس بن ابی عامر اصبحی، در فقه و حدیث بعد از تابعین، امام مدینه بود.

در عهد خلافت ولید بن عبدالملک به دنیا آمد و در روزگار رشید در مدینه از دنیا رفت، وی دوران خلافت امویان و عباسیان را درک کرد.

کتاب الموطا او در حدیث و فقه از مآخذ معتبر سنی است.

وی در استنباط احکام به کتاب، سـنت ، عمل اهل مدینه، مصالح مرسله و قول صحابی در صورت صحت سند آن و

استحسان عمل می‌کرد. ۲

شافعیه

ابوعبدالله محمد بن ادریس شافعی در سال ۱۵۰ هجری در غزه به دنیا آمد و در سال ۲۰۴ در مصر از دنیا رفت.

شافعی در بغداد کتاب قدیم خود به نام الحجه را نوشت، سپس در سال ۲۰۰ هجری به مصر منتقل شد و در آنجا مذهب جدید خود را عرضه داشت و در همان‌جا از دنیا رفت.

۱. ابوالقاسم گرجی، تاریخ فقه و فقهاء، ص ۸۱ ۲. ابوالقاسم گرجی، تاریخ فقه و فقهاء، ص ۸۱

کتاب الرساله از کتاب های نخستین علم اصول فقه و کتاب الام در فقه از آثار اوست.

شافعی در استنباط احکام به قرآن ، سنت ، اجماع، و قیاس عمل می‌کرد، به قول صحابه رجوع نمی‌کرد زیرا قول آنان را اجتهادهایی می‌شمرد که احتمال خطا در آنان میرفت و نیز استحسان را نمی‌پذیرفت و می‌گفت: «من استحانی قد شرع». ۱

حنابله

ابو عبدالله احمد بن محمد بن حنبل شیبانی در بغداد به دنیا آمد و در همان‌جا از دنیا رفت.

او مسافرت‌هایی به کوفه، بصره، مکه، مدینه، یمن، شام و الجزیره کرد.

ابن حنبل در جمع‌آوری و حفظ سنت همت بسیار گمارد تا جایی که امام محدثان عصر خویش نام گرفت.

وی در جریان خلق قرآن در زمان مأمون و معتصم و واثق سختیها دید و زندانی شد.

احمد در استنباط احکام به قرآن ، سنت ، فتاوای صحابه، اجماع، استصحاب، مصالح مرسله و سد ذرایع عمل میکرد.

وی در فقه کتابی ننوشت؛ البته شاگردانش اقوال و افعال و پاسخ های فقهی او را جمع‌آوری کردند. کتاب المسند در حدیث، شامل حدود چهل هزار حدیث از آثار اوست. ۲

۱. ابوالقاسم گرجی، تاریخ فقه و فقهاء، ص ۸۲ ۲. ابوالقاسم گرجی، تاریخ فقه و فقهاء، ص ۸۲

گفتار اول: معنای لغوی امر به معروف و نهی از منکر

الف) معنای واژه امر

ماده «امر» آنجا که جمع آن امور است، مفاهیمی چون «کار، حادثه، شأن و ...» را ایفا می‌کند و آنجا که جمع آن اوامر است، معنای آن «دستور و فرمان» می‌باشد.

فعل و شبه فعل از امر به معنای دوم در صورتی که مصدر باشد – مشتق می‌شود، نه از امر به معنای اول. ۱

امر به معنای حکم، فرمان، فرمایش و وارد کردن است. ۲

ب) معنای واژه نهی

نهی در لغت به معنای بازداشتن، وضع کردن وجمع آن نواهی می‌باشد.

بنابراین امر، به معنای دوم، با نهی از نظر معنا مقابل ومخالف یکدیگرند.

امر فرمان دادن وطلب انجام کار ونهی طلب ترک کار و باز داشتن است، پس نهی به معنای بازداشتن، منع کردن، امر به خویشتن داری و پرهیزکردن است. ۳

از صراحت یا ظهور یا اطلاق کلام بسیاری از لغویین استفاده می‌شود که امر به معنای واداشتن ونهی به معنای باز داشتن است.

۱. اسماعیل بن حماد، جوهری، الصحاح، ج ۲، ص ۵۸۲–۵۸۰- مصباح المنیر، ج ۱، ص ۴–۲ ۲. علی اکبر، دهخدا، فرهنگ لعنت دهخدا ۳. همان، فرهنگ لعنت دهخدا؛ www.loghatnameh.com

ج) معنای واژه معروف

معروف در لغت نزد اکثر علما به معنای شناخته شده، نیکی شایسته آمده است. ۱

معروف به معنای دانسته، نامی، بهنام، نیکی وخوبی، مشهوری، شناخته، خلاف منکر، نیکویی، رزق وطاعت خدا می‌باشد. ۲

د) معنای واژه منکر

منکر در لغت به معنای ناشناخته و مورد انکار آمده است. منکر به معنای زیرک، ناشناخته، نیز آمده که جمع آن منکرات به معنای کار زشت و شگفت می‌باشد. ۳

همچنین در فرهنگ لغت دهخدا، معروف به معنای مشهور و شناخته آمده و منکر به غیرمعین و غیرمحقق معنا شده است.

۱. حسین، راغب اصفهانی، مفردات، ص ۵۶۱ ۲. محمد بندرریگی، المنجد، ج ۲، ص ۱۲۶۰، معروف از ریشه تعرف به معنای شناخته شده است. ۳. همان، ج ۲، ص ۲۰۹۹، واژه منکر از ریشه نکر به معنای ناشناخته است.

گفتار دوم

معنای اصطلاحی امر به معروف و نهی از منکر

الف) معنای اصطلاحی امر

در کتاب العده فی اصول الفقه شیخ طوسی آمده است: «امر عبارت است از قول قائل به کسی که در رتبه پایین از او قرار دارد (إفعل) و در ادامه آمده که به فعل نمی‌توانیم امر بگوییم مگر به نحو این اموری است که اظهار اراده و رغبت و ابراز آن دو به واسطه آنها صحیح باشد، پس اراده و رغبت بدون اظهارش به واسطه مظهری طلب نامیده نمی‌شود و ظاهر این است که هر طلبی، امر نامیده نمی‌شود بلکه به شرط مخصوصی امر نامیده می‌شود که عبارت است از طلب عالی از دانی. ۱

ب) معنای اصطلاحی نهی

مرحوم شیخ طوسی در کتاب العدة فی اصول الفقه می‌نویسد:

«نهی عبارت است از قول قائل «لاتفعل» به کسی که در رتبه پایین از او قرار ۲۳ دارد.» ۲

۱. محمدرضا مظفر، اصول فقه، ج ۱، ص ۵۹ ۲. محمد بن حسن بن علی، شیخ طوسی، العده فی الاصول الفقه، ج ۱، ص ۲۵۵

همچنین راغب اصفهانی در مفردات می‌گوید: نهی عبارت از طلب کردن و بازداشتن کاری از دیگری می‌باشد. ۱

ج) معنای اصطلاحی معروف

معروف در اصطلاح: «م ع روف، اس ل کل یع ل یع رف ب ال ع ق ل وال ش رع ح ان ه»؛ ۲

هر کار که خوبی آن به واسطه عقل یا دین شناخته شود معروف نام دارد.

د) معنای اصطلاحی منکر

منکر در اصطلاح: «هو کل یع ل ح ت ک ال ع ق ول ال صحیح ه ب ق ب ح ه اوت ل وق ف ف اس ل ق اح ه واس ت ح اان ه» ۳

هر عملی را که عقل‌های صحیح و سالم به زشتی و قبح آن حکم نماید منکر نامیده می‌شود، اگر عقل نداند و مردد بماند که آیا آن کار خوبی است یا نه؟ آن وقت شریعت به بدی و ناپسندی آن حکم کند آن نیز منکر است.

صاحب جواهر می‌گوید: «الع روف ه وکل یع ل ح ان ب ص ف زائد ع ح ان ه إذا ع رف یاع غ ه ذل ک اودل ع غ یه وال ن کرکل یع ل ق ح ی ع رف یاع غ ه ق ب ح ه اودل ع غ یه»؛ ۴

معروف هر کار نیکی است که افزون بر نیکی آن انجام دهنده اش آن را به این وصف نیکی بشناسد، یا توسط دیگری به این وصف شناسانده شود و منکر هر کار بدی است که انجام دهنده اش، خودش ان را به این وصف بدی بشناسد و یا به وسیله فرد دیگری شناسانده شود.

۱. حسین، راغب اصفهانی، مفردات، ص ۵۶۱ ۲. همان ۳. همان، ص ۸۲۳ ۴. محمد حسن، نجفی، جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۳۵۶

معنای اصطلاحی امر به معروف ونهی از منکر از دیدگاه فقهاء

الف) معنای اصطلاحی امر به معروف ونهی ازمنکر از دیدگاه فقهای امامیه

تعریف شهید ثانی: آلامر بالمعروف: هو الحمل علی الطاعه قولا و فعلاً.

و النهی عن المنکر: هوالمنع من فعل المعاصی قولا او فعلاً.

امر به معروف: عبارت است از وادار کردن دیگران به پیروی از اوامر پروردگار با زبان باشد یا با عمل. نهی از منکر: عبارت است از مانع شدن و بازداشتن از انجام گناهان است آن هم با زبان باشد یا با عمل. ۱

ولی بعضی فقها می‌فرمایند که منکر در شریعت، فقط به معاصی اطلاق نمی‌شود، بلکه مکروهات را هم شامل می‌شود. ۲

اما در تعریف شهید ثانی، منکر فقط به معاصی مختص می‌شود.

امام خمینی در تحریرالوسیله اول امر به معروف و نهی از منکر را به چند قسمت تقسیم می‌کند و می‌فرماید: امر و نهی یا واجب است یا مستحب.

آنچه از نظر شرعی و عقلی واجب است امر به آن واجب است، و آنچه از نظر شرعی و عقلی زشت و ناپسند است، نهی از آن نیز واجب است.

به گونه‌ای که در امتثال و موافقت کردن با آن امر، پاداش و در مخالفت کردن با آن، کیفر و عقوبت مترتب می‌شود، مانند: امر به اقامه نماز و پرداختن زکات و ... ، و اغلب اوامر و نواهی که در قرآن کریم و سنت وجود دارند، امر مولوی می‌باشند، جز اوامری که برای تأکید و تأیید حکم عقل وارد شده باشند.

۱. زین العابدین الجبلی العاملی، شهید ثانی، لمعه الدمشقیه، ج ۱، ص ۲۲۴ ۲. محمدحسن، نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۵۶ و امام خمینی (ره)، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۳۶۲

ب) معنای اصطلاحی امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه فقهای اهل سنت

تعریف میر شریف جرجانی: ال م ر ب ال ع روف: ال رش اد ال راش د ال ن ج یه و ال ن ه ی ع ن ال ن کر: ال زج رع م ال یل ئ ف ال ش رع یه. ۱

– امر به معروف: ارشاد و راهنمایی راه‌های نجات بخش است و نهی از منکر بازداشتن از اموری است که با شریعت سازگاری ندارد.

قیل: الامر بالمعروف: امر با یایق ال کل اب و ال ان ه و ن ی ع ن ال ن کر: ن ی ع م ا ت یل ال یه ال ن ف و ال ش ه وی؛ ۲

نسبت داده به قیل و می‌گوید: امر به معروف دستوری است به آنچه مطابق کتاب و سنت است و نهی از منکر بازداشتن از چیزهایی است که نفس و شهوات بدان تمایل دارند.

قاضی عبدالجبار می‌گوید: إس ال ق ص ود ف ال م ر ب ال ع روف و ال ن ه ی ع ن ال ن کر ه و أس ل ییا المعروف ول یق اال ن کر. ۳

مقصود از امر به معروف و نهی از منکر این است که معروف ضایع نشود و منکر هم واقع نشود.

فخر رازی نیز می‌گوید: امر به معروف تشویق به چیزی است که عمل کردن به آن چیز یا گفتن آن مطابق با شریعت سزاوار و نهی از منکر تشویق به ترک یا تغییر چیزی است که ترک کردن آن بر طبق شریعت سزاوار است. ۴

۱. میرشریف، جرجانی، التعریفات، ص ۲۹ ۲. همان، ص ۳۰ ۳. عبدالجبار، اصول الخمسه، ص ۱۴۸ ۴. ابوالفتوح محمدحسین، فخر رازی، تفسیر کبیر، ج ۸، ص ۱۶۷

بعضی فقهای اهل سنت از امر به معروف و نهی از منکر با عنوان «حسبه» بحث می‌کنند، در مورد حسبه اگرچه فقها در کتاب‌های مختلف با الفاظ گوناگون سخن گفته‌اند و لیکن با یک بررسی اجمالی از تعریف‌های مختلف می‌توان چنین نتیجه گرفت که حسبه عبارت است از: امر به معروف و نهی از منکر و نظارت بر اجرای آنها یعنی تشویق و واداشتن مردم به مسائلی که انجامش از نظر دین لازم و واجب و یا مستحب است، مانند: طهارت و نماز و روزه و غیره، و ممانعت از انجام اعمالی که ترکش را دین دستور داده است، مثل شرابخواری و یا قمار و ...

ابن خلدون می‌گوید: محتسب از کلمه حسبه و احتساب است و در لغت به معنای شمردن و در اصطلاح به معنای تدبیر و لیاقت و در شرع مراد امر به معروف و نهی از منکر است و در عرف بر امور محدودی از قبیل بر زمین ریختن اقسام مسکرات و شکستن آلات و ادوات طرب و اصلاح طرق و شوارع گفته می شود. ۱

ابن اثیر می‌گوید: حسبه اسم از ماده احتساب است، چنانچه «عده» از لغت «اعتدال» می‌باشد و آن در مورد اعمال صالح و کارهای سخت، عبارت است از مبادرت به طلب و تحصیل آجر و ثواب به وسیله صبر و شکیبایی در مقابل کارهای سخت و مشکل، یا بوسیله انجام دادن انواع نیکوکاریها و اقدام به انجام آنها بر وجهی که مقرر شده، برای به دست آوردن ثوابی که برای آن تعیین شده است. ۲

۱. ابن خلدون، مقدمه، ج ۱, ص ۴۴۶ ۲. ابن اثیر، نهایه، ج ۱, ص ۳۸۲

تعریف محتسب

محتسب کسی است که شخص امام و یا نائبش، او را برای نظارت بر احوال مردم و کشف امور و مصالح عمومی آنان (از قبیل معاملات و خرید و فروش و غذا و لباس و آب و مسکن و امور مربوط به راه‌ها از جهت امنیت و غیره و امر آنها به معروف و نهیشان از منکر) تعیین و نصب کرده باشد.

تعریف مورد اتفاق فقها و دانشمندان

امر به معروف: عبارت است از دعوت نمودن به کارهای نیک، شایسته و خوب که آن کارها از نظر عقل، شرع و فطرت پاک، خوب و شناخته باشند. ۱

نهی از منکر: عبارت است از دعوت به ترک کارهای زشت و ناشناخته و بد که از نظر عقل، شرع و فطرت پاک، بد و قبیح و ناشایسته باشند. ۲

گفتار سوم: اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه امامیه

این دو فرضیه «امربه معروف و نهی از منکر» از مهم‌ترین و عظیم‌ترین و بهترین فرایض و واجبات اسلامی است و عقل نیز بر وجوب آن حکم می‌کند، و کتاب و سنت همواره مردم را بر انجام آن فراخوانده‌اند و بقای دین وتداوم رسالت الهی وحفظ نظام وکیان اسلام برانجام آن مبتنی است.

و شاید چنین اهتمامی در شریعت اسلام به این دو امر حیاتی از آن روست که اسلام برای همه مردم تشریع شده و تا

۱. حسین، راغب اصفهانی، مفردات، ص ۳۳۱؛ امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۳۶۳ – ابو علی فضل بن حسن، طبرسی، مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۸۳ ۲. محمدبن یعقوب، کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۴۹؛ امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۳۶۳

روز قیامت در طول عصرها و قرن‌ها باقی خواهد ماند، پس هر کسی که بدان ایمان آورد، مسئول حفظ و نشر و گسترش آن نیز می‌باشد.

امر به معروف و نهی از منکر موجب برپائی واجبات و ترک محرمات و گرفتن حق ستم دیده از ستمگر می‌شود، و نیز حقایق را روشن ساخته و بدعت‌ها را از بین می‌برد و بدعت گزاران را رسوا کرده و مانعی برای تحریف حقایق و دین می‌گردد.

امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، برخلاف آنچه در اذهان مردم جا گرفته و در برخی کتاب‌ها آمده، تنها شامل موارد کوچک و محدود و منحصر به پندها و تذکرات خصوصی و فردی نمی‌شود، بلکه گستره‌ای دارد که قیام امام حسین (ع) و شهادت و اسارت خاندان پیامبر (ع) را به شکل نماد درآورده است و برپایی حکومت حق و رسوایی ستمگران و غاصبان حکومت الهی را در بر می‌گیرد.

و همچنین با اهمیت‌ترین فرائضی است که انبیای عظام برای به پا داشتن آن مبعوث شده‌اند و پس از خود برای بقای آن در جوامع بشری، اوصیاء و جانشینانی تعیین کرده‌اند.

می‌توان گفت که این واجب عظیم، محور تمام ادیان و ملل بوده و همگی بر گرد آن می‌چرخند و در صورت اهمال و اخلال در انجام آن دو فریضه عظیم، ملت‌ها متلاشی شده و از بین می‌روند، و جز اسم چیزی از آنان باقی نمانده، در طول تاریخ در هر عصر و دوره‌ای که مصلحان و خیراندیشان به این قیام کرده‌اند، به همان اندازه، راه مردم به سوی طاعت ونیکوکاری هموار گشته ودرفضایل اخلاق نیکوی انسانی پیشروی کرده‌اند.

هر چه فضیلت این دو فریضه را بشماریم تمام نمی‌شود.

جایگاه و اهمیت یک موضوع راباید در کلام کسانی جستجو کرد که از اعماق و عواقب و ثمرات و جوانب آن علم و آگاهی کامل دارند، از جمله اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را نخست از کلمات وحی (قرآن کریم) و سپس از منظر حامل وحی الهی پیامبر (ع) و سوم از منظر اوصیاء الهی (امامان معصوم) بهره گرفته، مطلب را پی می‌گیریم و همچنین بزرگان دین و علماء و فرهیختگان راجع به اهمیت این موضوع سخنان فراوانی گفته‌اند؛ و اینها هستند که از اهمیت واقعی و حقیقی امر به معروف و نهی از منکر اطلاع کامل دارند.

الف) در قرآن

در قرآن کریم فلاح و رستگاری در «آمران به معروف و ناهیان از منکر» حصر شده است.

امر به معروف و نهی از منکر در قرآن از ویژگیهای پیامبران الهی شمرده شده است. ۱

امر به معروف و نهی از منکر یکی از صفات و ویژگیهای مؤمن است. ۲

و نیز عملکرد انسانهای صالح و شایسته است. ۳

قرآن امتی را بهترین امت می‌داند که امر به معروف و نهی از منکر کنند. ۴

۱. مریم، آیه ۵۵؛ اعراف، آیه ۱۵۷ ۲. توبه، آیه ۱۱۲ ۳. آل عمران، آیه ۱۱۴ ۴. همان، آیه ۱۱۰

آیات فراوانی در قرآن درباره امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد که در اینجا به همین مقدار بسنده می‌کنیم.

ب) در کلام پیامبر گرامی اسلام (ع)

پیامبر از آمر به معروف و ناهی از منکر به عنوان «خلیفه الله» و «خلیفه رسول الله» و «خلیفه کتاب الله» یاد می‌کند.

«م ن ام ر ب ال ع روف و ن ی ع ن ال ن کر یه و خ غ یف ه ال ف ارض ه وخ غ یف ه رس ول ال وخ غ یف ه کل اب ه»؛ ۱

کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند خلیفه خدا و رسول خدا و کتاب او در روی زمین است.

در حدیث دیگری می‌خوانیم: خداوند دشمن مؤمن بیدین است.

پرسیدند: یارسول الله! مگر مؤمن بیدین می‌شود؟ فرمودند: مسلمانی که امر به معروف نکند، بیدین است. ۲

در حدیث دیگر از پیامبر نقل شده است: «م ااع م ال ال ب ع ن دا ج ل ه ادف س یل ال اداکن ف ث ة ف

ج ل ی و م ا ج یا اع م ال ال ب و اج ل ه اد ف س یل ال ع ن د ال م ر ب ال ع روف و ال ن ه ی ع ن ال ن کر ال کن ف ث ة ف ح ب ر ج ل ی» ۳

همه کارهای نیک نسبت به جهاد در راه خدا مانند قطره نسبت به دریاست و همه کارهای نیک به ضمیمه جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره نسبت به دریاست.

۱. ابو علی فضل بن حسن، طبرسی، مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۰۷؛ کنز العمال، ج ۳، ص ۷۵ ۲. محمد باقر، مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۸۶؛ محمدبن حسن، حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۹ ۳. محمد بن یعقوب، کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۲۸

و نیز از آن حضرت نقل شده است: امت من پیوسته در خیر و نیکی هستند تا وقتی که امر به معروف و نهی از منکر نمایند و به همدیگر در کارهای نیک کمک کنند و هنگامی که آن را انجام ندهند برکات از آنها گرفته می‌شود و بعضی بر بعضی دیگر مسلط می‌شوند و یار و یاور در زمین و آسمان برای آنها نمی‌باشد. ۱

احادیث فراوانی از نبی اکرم اسلام (ع) در این باره نقل شده که در اینجا به همین چند حدیث گهربار اکتفا می‌شود.

ج – در کلام امامان معصوم

امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرماید: امر به معروف و نهی از منکر، دینداری را کامل می‌کند: «غ ایة ال دین ال م رب ال ع روف وال ن ه ی ع ن ال ن کرواق ام ة ا ح ل دود»؛ ۲

نهایت دینداری (در عمل) انجام امر به معروف و نهی از منکر و برپاداشتن حدود است.

و نیز آن حضرت می‌فرماید: «ال م رب ال ع روف ایض ل اع م ال ال خ غ ق»؛ ۳

امر به معروف، بافضیلت‌ترین عملهای مردمان است.

۳۲ از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود: «اس ال م رب ال ع روف وال ن ه ی ع ن ال ن کریریة ع ییم ة...» ۴

همانا امر به معروف و نهی از منکر واجب بزرگی است ...

نیز از همان امام همام نقل شده است: «یکوس ف آخ رال زم اس ق وم یل اییم راؤوس، ال اس ق ال: ول واض رت ال ص ل ة ب س ائرم ایع م غ وس ب ام وال واب دان ل ریض وه اکم اریض واس یال ف رائض واش ریه ا...» ۱

۱. محمدبن حسن، حرعاملی، وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۸ ۲. محمد بن تمیمی، آمدی، غرر الحکم، ص ۶۳۷۳، ترجمه محقق خوانساری، ۶۳۷۳ ۳. همان ۴. محمد بن حسن بن علی، طوسی، تهذیب الاحکام ، ج ۶، ص ۱۸۰–۱۸۱

در آخرالزمان گروهی از مردم ریا می‌کنند، تا اینکه فرمود: اگر نماز (به گمان آنها) به محصول کار مالی و بدنی آنها ضرر وارد کند آن را رها می‌نمایند، همان - گونه که برجسته‌ترین و شریف‌ترین واجبات را (که امر به معروف و نهی از منکر است) رها ساخته‌اند ...

در روایت دیگری امام باقر (ع) می‌فرماید: «ویل ل ق وم ل یدین وس ال ب ال م رب ال ع روف وال ن ه ی ع ن ال ن کر»؛ ۲

وای بر مردمی که با امر به معروف و نهی از منکر برای خداوند دین داری نکنند.

ازکلمات گهربار امام معصوم نیز در اهمیت این دو فریضه سترگ و خطیر اسلامی در اینجا به همین مقدار اکتفاء می‌شود.

همچنین فقهای بزرگان دین نیز دربارة اهمیت امر به معروف و نهی از منکر سخنان فراوانی گفته‌اند: از آن جمله: آیت الله العظمی سبزواری در کتاب شریف مهذب الاحکام درباره اهمیت امر به معروف و نهی از منکر می‌فرمایند: آنچه که در کتاب و سنت در ترغیب امر به معروف و نهی از منکر وارد شده است باعث تحیر عقول و اندیشه‌ها می‌شود.

این دو فریضه، اختصاص به شریعت اسلام اختصاص ندارند، بلکه حدوث و بقای هر شریعتی قائم به آن است .۳حتی حضرت امام قوام همۀ فرائض الهی را به امر به معروف و نهی از منکر وابسته می‌داند چنانچه همین تعبیر در روایات اسلامی وارد شده است.

۱. محمدبن حسن، حرعاملی، وسایل الشیعه، ج ۱۱ ص ۳۹۴؛ تهذیب الاحکام ، ج ۶، ص ۱۸۰ ۲. محمد بن حسن بن علی، طوسی، تهذیب الاحکام ، ج ۶، ص ۱۷۶؛ روضه الواعظین، ج ۲، ص ۳۶۵ ۳. موسوی سبزواری، مهذب الاحکام ، ج ۱۵، کتاب امر به معروف و نهی از منکر، ص ۱۳۷

امام وجوب این دو امر را همانند بسیاری از فقهای عظام از ضروریات دین می‌شمارد و منکر آن را در صورت التفات و توجه به لوازم آن و التزام به آن، در زمره کافران قلمداد نموده، می‌فرماید: «هما من اسمی الفرائض و اشرفها و بهما تقام الفرائض و وجوبهما من ضروریات الدین ...» ۱

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه اهل سنت

فقهای اهل سنت نیز دربارة اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در کتاب‌های فقهی خودشان از دیدگاه قرآن و روایات و کلام علماء بحث می‌کنند، به گونه‌ای که کتابهای جداگانه‌ای بنام الاحکام الاسلطانیه و احیاء علوم الدین و معالم القربه درباره حسبه (امر به معروف و نهی از منکر) نوشته‌اند.

امام محمد غزالی که شافعی مذهب می‌باشد در کتاب احیاء علوم الدین افزون بر این که امر به معروف و نهی از منکر را قطب اعظم دین و فلسفه بعثت انبیای الهی می‌داند و ترک آن و پیچیده شدن بساط و طومار آن و اهمال در علم و عمل به این دو فریضه را سبب معطل ماندن نبوت، اضمحلال دیانت ، شیوع جهل و گمراهی، خرابی بلاد و هلاکت عباد می‌شمارد، می‌گوید: متأسفانه ممکن است کسی متوجه این هلاکت و نابودی نشود مگر در روز قیامت و یوم التناد و این همان چیزی است که ما از آن خوف داریم، پس فانا لله و انا الیه راجعون.

به دنبال این مطلب باز می‌گوید: علم و آگاهی و عمل به این قطب در میان مردم مندرس شده و حقیقت و راه رسم آن فراموش گردیده، پس بر دل‌ها مداهنه و سازش کاری با خلق مستولی (چیره) شده و دیگر مراقبت خالق مورد توجه نیست.

مردم در پیروی از هوی و هوس و شهوات همانند رهایی بهائم، رهایی پیدا کرده‌اند و در روی کرة خاکی، مؤمن صادق کمتر به چشم می‌خورد.

۱. روح‌الله الموسوی، خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۶۴۲

پس کسی که در تلافی و جبران این فترت و سستی و بستن این ثلمه تلاش کند یا بدین صورت که خود عهده دار عمل به آن باشد یا در تنفیذ آن کوشا باشد، به گونه‌ای که تجدید کننده این سنت و احیا کنندة آن به حساب آید، در بین مردم به احیای سنتی پرداخته است که گذشت زمان به اماتت و مردن آن انجامیده است و به قربی رسیده است که درخت درجات قرب را درون خود کاشته است.

«یإس ال م ر ب ال ع روف و ال ن ه ی ع ن ال ن کر ه وال ق س ب ال ع ی ف ال دین و ه وال ه ال ذی ان ع ث ال ل ه ن یی اج ع ی، و ل و ط وی ب س اط ه و اه ل ع م غ ه وع غ م ه ل ل ع س غ ت ال ن وة واض م ح غ ت ال دیان ة ...» ۱

ابن اخوه نیز مطلبی را به همین مضمون دربارة اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در کتاب معالم القربه، صفحه ۶۱ این کتاب، آورده است.

گفتار چهارم: اقسام امر به معروف و نهی از منکر

اقسام امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه فقهای شیعه

الف) اقسام امر به معروف

با بررسی منابع فقهی شیعه و دیدگاه‌های فقهای اسلام در می‌یابیم که تقریباً نسبت به اقسام و انواع امر به معروف بیان علما اتفاق نظر وجود دارد.

همه آنان معتقدند که امر به معروف بیش از دو قسم نمی‌تواند داشته باشد یا امر به معروف واجب است و یا مندوب (مستحب).

۱. ابو حامد محمد، غزالی، احیای علوم الدین، ج ۲، ص ۳۰۶

بنابراین برای امر به معروف بر دو قسم است: ۱. امر به معروف واجب ؛۲.

امر به معروف مستحب.

گاهی امر به معروف با وجود شرایطی بر انسان مسلمان واجب می‌شود و گاهی امر آمر حالت لزومی و تکلیفی ندارد و می‌تواند چنین امری نداشته باشد، بلکه در امر کردن ترجیحی وجود دارد و ثواب بر آن مترتب می‌باشد.

البته این تقسیم‌بندی همانند تقسیم‌بندی نهی از منکر، منشأ و مبنایی دارد.

منشأ، آن مأمور به و معروف است، یعنی آنچه بدان امر شده است.

گاهی مأمور به، امر وجوبی است و گاهی مأمور به، امر استحبابی، اگر مأمور به، وجوبی باشد، به تبع، امر به آن هم واجب خواهد بود، ولی اگر مأمور به مستحبی باشد به تبع، امر به آن نیز مستحب خواهد بود و چون در شرع مقدس اسلام و بنابرعقیده بعضی از فقها از نظر عقل این دو نوع مأمور به را داریم، یعنی گاهی شرع به ما می گوید این عمل لازم و واجب است وگاهی عقل انجام آن را لازم می‌شمارد و گاهی شرع یا عقل حکم می‌کند که فلان عمل اگر انجام بگیرد بهتر و دارای ترجیح می‌باشد و ثواب بر آن مترتب است بنابراین می‌توانیم دو قسم و یا دو نوع امر هم داشته باشیم: ۱.

امر به معروف واجب ۲.

امر به معروف مستحب.

از این جهت میان علما اختلافی دیده نشده و اتفاق نظر وجود دارد.

گرچه از جهت دیگر به ظاهر اختلافی مشاهده می‌گردد و آن جهت، موضوع خود معروف و مأمور به است.

بعضی از فقهاء معروف و مأموربه را توسعه مفهومی داده و به صراحت گفته‌اند: یا معروف و مأمور به، به امر شرع واجب است، و یا به حکم عقل، و یا معروف رجحان دارد به امر شرع و یا این رجحان از ناحیه حکم عقل است بنابراین چهارنوع معروف می‌توانیم داشته باشیم:

۱ـ معروف واجب شرعی.

۲ـ معروف واجب عقلی.

۳ـ معروف مستحب شرعی.

۴ـ معروف مستحب عقلی.

ولی بسیاری از فقهاء این صراحت بیان را ندارند و به ظاهر می‌گویند معروف و مأموربه یا واجب است یا مندوب که بیشتر معروف و مأموربه شرعی مورد نظر آنهاست، گرچه به حکم قاعده «کغ م اح کب ه ال ع ق ل ح کب ه ال ش رع وکغ م اح کب ه ال ش رع ح کب ه ال ع ق ل» می‌توانیم بگوییم این دسته از فقهاء نیز از معروف و مأموربه واجب، تنها امر شارع را ملحوظ نداشته بلکه حکم عقل هم مورد نظر آنها بوده است.

اینکه گفته شده تقسیم‌بندی امر به معروف تابع خود معروف و مأموربه است

عده‌ای از فقها در مقام استدلال و تقسیم‌بندی بدان اشاره فرموده‌اند، از جمله

شیخ طوسی در «تبیان» می‌فرماید: «وال ع روف ه وال ف ع ل ا ح ل ان ال ذی ل ه ص ف ةزائدع ح ان ه ورب اک س واج اف اون ـدب اف یإس ک س واج ـایال م رب ـه ف واج ب واس ک س ن دب اف یال م رب ه ن دب». ۱

م ح ق ـق درش ـرایااق ره ـاف ه ـی ت ع ـب راع ن ـواس م کن ـدای ـاس م یرم اید:» وال ع ـروف ین ق اـ ال ال واج ـب و ال ن دب یال م رب ال واج ب واج ب وب ال ن دوب م ن دوب «۲

۱. محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، تبیان، ص ۵۴۷ ۲. جعفربن الحسن، محقق حلی، شرایع الاسلام، ص ۳۸۹

عین تعبیرهای این دو بزرگوار در کلام عده‌ای از فقهاء دیده شده است، از جمله در کتاب مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الذهان (ص ۵۲۸)؛ مختصر النافع (ص ۳۲۹)؛ فقه امام جعفر صادق (ع) عرض و استدلال (ص ۲۸۱)؛ لمعه (ص ۴۸۴) و تذکرة الفقها (ص ۴۵۸) و ...

به هر حال در این زمینه فقها دو دسته‌اند: عده‌ای از فقها اگر به ظاهر عبارات آنان اکتفا شود معتقدند که امر به معروف به دو قسم تقسیم می‌شود:

۱ـ امر به معروف واجب شرعی.

۲ـ امر به معروف مستحب شرعی.

دسته دوم کسانی هستند که با توسعه مفهومی، امر به معروف واجب و مستحب را به دو دسته فرعی تقسیم نموده‌اند:

۱ـ امر به معروف واجب شرعی.

۲ـ امر به معروف واجب عقلی.

۳ـ امر به معروف مستحب شرعی.

۴ـ امر به معروف مستحب عقلی.

از جمله این دسته دیدگاه حضرت امام خمینیدر کتاب تحریر الوسیله است.

ایشان می‌فرماید:» ین ق ا کل م ن ال م روال ن ه ی ف ال ق ام ال واج ـب وم ن ـدوب یم ـاوج ـب ع ق ـل ف اوش ـرع اف وج ب ال م رب ه و... وم ان دب واس ت ح ب یال م رب ه کذلک «.۱

هم چنین در کتاب کافی این تقسیم‌بندی به چشم می‌خورد.

ابوالصالح حلبی، مؤلف این کتاب می‌فرماید:

۱. روح‌الله الموسوی، امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۶۳، مسئله ۱ » وکل م ن ه اع ض رب ی :وج ب ون دب یم اوج ب یع غ ه ع ق ل ف اوس ع اف یال م رب ه واج ب وم ان ـدب ال یه ال م ـرب ـه واج ب وم ان دب ال یه ال م رب ه م ن دوب «.۱

ب) اقسام نهی از منکر

در مورد تقسیم‌بندی نهی از منکر، اختلاف نظر بیشتری میان فقها و صاحب نظران اسلامی به چشم می‌خورد.

خلاصه دیدگاه فقهای شیعه را می‌توان به دو دیدگاه کلی تقسیم نمود:

۱ـ دیدگاه فقیهانی که تنها برای نهی از منکر یک قسم قائلند و می‌گویند نهی از منکر بیش از یک قسم ندارد.

۲ـ دیدگاه فقیهانی که همانند امر به معروف برای نهی از منکر نیز دو قسم عنوان نموده و می‌گویند نهی از منکر هم به دو قسم تقسیم می‌شود:

۱. نهی از منکر واجب ۲.

نهی از منکر مستحب.

البته این اختلاف نظرها و این تقسیم‌بندی ناشی از دیدگاه‌های مختلف فقیهان درباره منکر است، بلحاظ اینکه در مورد «منکر» هم عقیده نیستند و تلقی آنان از منکر متفاوت است.

عده‌ای از آنان معتقدند که منکر نمی‌تواند بیش از یک قسم باشد و به این دلیل نهی از منکر متفاوت می‌باشد.

عده‌ای از آنان معتقدند که منکر نمی‌تواند بیش از یک قسم باشد و به این علت نهی از منکر هم نمی‌تواند بیش از یک قسم داشته باشد، چون نهی از متعلق خود یعنی منکر، پیروی می‌کند و هنگامی که متعلق یعنی منکر یکی باشد نهی، از آن هم بیش از یک قسم نمی‌تواند باشد.

۱. ابوالصلاح حلبی، کافی فی الفقه، ص ۲۶۴

اما اینکه گفتیم متعلق نهی تنها یک قسم دارد به خاطر این است که «منکر» منحصر در قبیح وحرام منحصر است.

بعضی از فقها از منکر به قبیح و عمل زشت و بعضی به حرام تعبیر کرده‌اند، و گفته‌اند هرچیز قبیح و حرام، منکر است و چون منکر، فعل قبیح و حرام است پس، نهی از آن واجب است و لا غیر. حال دیدگاه عده‌ای از فقهای عالی قدر مورد توجه قرار می‌گیرد: ۱

شیخ طوسی درباره منکر می‌فرماید: «وال ن کره وال ق ح ی یال ن ه ی ع ن ه کغ ه واج ب». ۲

محقق حلی در شرایع می‌فرماید: «وال ن کرل ین ق ا یال ن ه یع ن ه کغ ه واج ب».

مرحوم مقدس اردبیلی در کتاب مجمع الفائده و البرهان می‌فرماید: اکثر عبارات اصحاب نشان می‌دهد که منکر در قبیح منحصر است.

زمانیکه متن ارشاد الاذهان را عنوان می‌کند می‌گوید: اکثر عبارات اصحاب مثل متن می‌باشد که در این متن، منکر منحصراً فعل قبیح نامیده شده است.

ایشان در مقام توجیه این مطلب و وجه انحصار منکر در فعل قبیح عنوان میکند: «ل کن اکـ ع ارات ال ص ح اب م ث ل ال ت وک س ال وج ه ع دم ص ح ة اط ل ق ال ن کرع ال کروی ح ق یق ة وذل ک م ل ی» ۳

علت این که منکر در فعل قبیح منحصر است، این است که منکر در حقیقت بر مکروه اطلاق نمی‌شود و استعمال منکر در مکروه یک استعمال حقیقی نیست.

این یک مطلب متین و استوار است؛ گرچه در نهایت، خودش این مطلب را نمی‌پذیرد و می‌گوید بهتر این است که مکروه هم داخل منکر قرار گیرد.

«ابن براج» معتقد است نهی از منکر واجب است.

در مقام استدلال می‌فرماید:

تمام منکر چیزی نیست جز قبیح و نهی از قبیح هم واجب است.

چون منکر وجه

۱. محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، تبیان، ص ۵۴۷ ۲. جعفربن الحسن، محقق حلی حلی، شرایع الاسلام، ص ۳۸۹ ۳. مقدس اردبیلی، مجمع الفوائد و البرهان، ص ۵۲۸

قبیح دارد، نهی از منکر تقسیم‌بندی امر به معروف را ندارد: «و ام ا ال ن ه ی ع ن ال ن کر ج ف م یع ه واج ب ل س ال ن کرکغ ه ق ح ی وال ن ه ی ع ن ال ق ح ی واج ب ول ی ین ق ا ال ن ه ی ع ن ال ن کران ق اام ال م ر ب ال ع روف ل اذکن ای م ن ق ح ب ال ن کر» ۱

در بسیاری دیگر از منابع فقهی شیعه تعبیر «ن ی ع ن ال ن کرکغ ه واج ب» یا شبیه به آن وارد شده است.

از آن جمله: کشف الرموز فی شرح المختصر النافع، ص ۴۳۲.

الرسالۀ الفخریۀ به نقل از سلسله ینابیع الفقیه ج ۳۱، ص ۲۱۶؛ در تبصرة المتعلمین فی احکام الدین، ص ۹۰؛ در رسائل العشر، ص ۳۷۴.

در مقابل دیدگاه اول، عده‌ای دیگر از فقهاء دیدگاه دیگری را عنوان نموده، معتقدند نهی از منکر به دو قسم تقسیم می‌گردد:

۱ – نهی از منکر واجب.

۲- نهی از منکر مستحب.

منشاء این تقسیم‌بندی را متعلق نهی یعنی «منکر» می‌دانند.

این عده، معتقدند که منکر، لفظ عامی است که هم بر حرام و قبیح صدق می‌کند و هم بر مکروه.

هم به حرام، منکر گفته می‌شود و هم به مکروه. چون نهی به منکر تعلق می‌گیرد و از منکر، نهی می‌شود لذا به تبعیت از منکر، نهی هم به دو قسم تقسیم می‌گردد.

پس اگر منکر فعل حرام و قبیح باشد نهی از آن واجب، ولی اگر منکر فعل مکروه باشد نهی از آن مستحب و مندوب است.

صاحب نظران این دیدگاه، خود به سه دسته تقسیم می‌شوند:

۱. عده‌ای که فقط به نقل این دیدگاه پرداخته‌اند.

۱. قاضی عبدالعزیز، ابن براج، المهذب، ص ۳۴۱ ۲. عده‌ای که دیدگاه اول را نقد نموده‌اند؛ ۳. عده‌ای که به استدلال دیدگاه خودشان یعنی دیدگاه دوم مبادرت ورزیده‌اند.

از دسته اول می‌توان به دیدگاه امام خمینی در تحریر الوسیله اشاره نمود.

ایشان می‌فرماید: «....

و م ا ق ح ب ع ق ل ف او ح رم ش رع اف وج ب ال ن ه ی ع ن ه و م ا ن دب و اس ت ح ب یال م ر ب ه کذل ک وم اکییال ن ه یع ن ه کذل ک». ۱

علامه حلی در کتاب مختلف الشیعه قول مرحوم ابن حمزه را نقل می‌فرماید:

«ق ال اب ن اح ل م زی: ال ن ه ی ع ن ال ن کر یل ا ال ن کر یاس کس ال ن کر م ح ظ وراف کس ال ن ه ی ع ن ه واج ا و اس کس م کروه اف کس ال ن ه ی ع ن ه م ن دوب اف». ۲

شهید ثانی در شرح لمعه می‌فرماید: «ویس ت ح ب ال م رب ال ن دوب وال ن ه ی ع ن ال کروی» ۳

همین عبارت را در دروس نیز آورده است.

اما از کسانی که به نقد نظریه اول پرداخته، فاضل مقداد است.

ابتدا همین کلام ایشان را نقل و سپس به ترجمه و توضیح آن می‌پردازد.

«و النهی عن المنکر کله واجب»، این عبارت متن مختصر الشرایع است که عیناً نقل می‌کند و سپس به

شرح آن می‌پردازد؛ ایشان می‌فرماید: مصنف کتاب مختصر الشرایع در این که نهی از منکر بیش از یک قسم ندارد، یعنی وجوب نهی از منکر، از شیخ پیروی کرده است، ولی در اینکه نهی از منکر همیشه واجب باشد اشکال دارد، به این دلیل که مصنف این کتاب از منکر چه مفهومی اراده می‌کند؟

۱. روح‌الله الموسوی، خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۶۳. ۲. حسن بن یوسف بن مطهر، حلی، مختلف الشیعه، ص ۴۷۴. ۳. جبعی العاملی، شهید ثانی، شرح لمعه، ج ۲، ص ۴۸۴.

اگر منظور از منکر «ما یجب علیه ترکه» (یعنی چیزی که واجب الترک است) باشد، در این صورت گفتار ایشان جامع افراد نیست، چون بدیهی است که در این صورت مکروه خارج می‌شود.

و اگر منظور از منکر، چیزی است که ترک کردن او رجحان دارد چه مانع از نقیض باشد و چه نباشد در این صورت گفتار مصنف شامل مکروه هم می‌شود.

منتها حکم کردن ایشان درست نخواهد بود و اینکه فرمود: نهی از منکر تماماً واجب است، صحیح نخواهد بود، به این عل که اینکه یکی از دو قسم منکر، مکروه است در حالی که نهی از مکروه واجب نبوده بلکه مستحب است.

بنابراین، بهتر است نهی را به دو قسم واجب و مستحب تقسیم کرد. ۱

قسم واجب، نهی از حرام و مستحب هم نهی از مکروه می‌باشد.

اما دستۀ سوم: مقدس اردبیلی از جمله کسانی است که برای نهی از منکر دو قسم عنوان نموده، می‌گوید: بهتر این است که از منکر، حرام و مکروه هر دو اراده شود و به توجیه این نظریه پرداخته می‌فرماید: اگر چه فقها و اصحاب قائل اند به این که نهی از منکر تماماً و همیشه واجب است و نهی از منکر مستحب نداریم و علت انحصار نهی از منکر را در وجوب بدین گونه عنوان می‌کنند که اطلاق منکر بر مکروه صحیح نبوده و استعمال حقیقی در مکروه ندارد.

اما با این حال بهتر است از منکر، مکروه و حرام اراده شود و نهی از مکروه را مثل امر به مندوب، مستحب قرار دهیم ـ بر فرض این که مکروه داخل در منکر هم نباشد. ۲

۱. فاضل مقداد، التنقیح الرائع لمختصر الشرایع، ج ۱، ص ۵۹۲–۵۹۱. ۲. مقدس اردبیلی، مجمع الفائده و البرهان، ص ۵۲۸.

در نهایت با توجه به مفهوم معروف و منکر و امر به معروف و نهی از منکر و با توجه به همه دیدگاه‌های فقهای عظام به نظر می‌رسد اگر امر به معروف و نهی از منکر را به دو قسم: وجوبی و استحبابی تقسیم کنیم و معروف را شامل واجب و مستحب و منکر را شامل حرام و مکروه بدانیم بهتر باشد.

اقسام امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه فقهای اهل سنت

الف) اقسام امر به معروف

ابن اخوه، که شافعی مذهب است، امر به معروف را به سه قسم تقسیم کرده، اول: آنچه مربوط به حقوق خداوند است.

دوم: مواردی که مربوط به حقوق مردم می‌باشد.

سوم: مواردی که مربوط به حقوق مشترک میان خدا و خلق است، وی می‌گوید: «که قسم اول خود به دو نوع تقسیم می‌شود: یکی آن که امر بدان در صورت جماعت واجب می‌شود نه انفرادی، مانند ترک نماز جمعه در وطن مسکون، که اگر مثلاً گروه نمازگزاران به چهل تن و بالاتر برسد۱، امر به برگزاری آن واجب است و تارک آن را تأدیب می‌کنند.

نوع دیگر آن که بر محتسب لازم نیست که مردم را به نماز جمعه وادارد و آنان را به پیروی از اعتقاد خودش ملزم سازد، در حالی که مردم معتقد باشند که با نقصان تعداد نمازگزاران نمی‌توان نماز را خواند. ۲

۱. مؤلف شافعی مذهب است درمذهب شافعی وجود دست کم چهل نفر برای اقامه نماز جمعه لازم است اما در مذهب ابوحنیفه با چهارتن و در مذهب شیعه امامیه حداقل ۵نفر با احتساب امام لازم است.

۲. محمدبن احمدالقرشی، ابن اخوه، معالم القربه، ص ۷۳

اما امر به معروف در حقوق آدمیان دو قسم است: عام و خاص (امر به معروف در حقوق عمومی و خصوصی مردم) عام مانند کورشدن قنات شهر و ویرانی آن و هم چنین ویرانی مسجدها و جامع‌ها و اگر بیت المال ضعیف باشد، امری که محتسب در این باره می‌دهد متوجه عموم اشخاص متمکن می‌شود، نه یکی از آنان.

از این رو هر گاه کسی این کار را انجام دهد، حق امر به معروف از محتسب ساقط می‌شود؛ حق خاص مانند حقوق مردم وقتی که ضایع شود، و قرض‌هایی که به تأخیر افتد.

در این مورد در صورت شکایت صاحب حق، بر محتسب است که مدعی علیه را به شرط مکنت به ایفای حق مجبور کند. ۱

اما امر به معروف در آنچه میان حقوق خدا و مردم مشترک باشد مانند اینکه اگر دختران و زنان بیشوهر خواستار ازدواج با هم کفو خود باشند محتسب اولیای آنان را به این کار وامیدارد و همچنین زنان را پس از طلاق به رعایت احکام عده ملزم کند. ۲

حال که دانستیم امر به معروف سه گونه است، ونوع اول امر به معروف در واجبات فردی و اجتماعی مربوط به حقوق خداوند عظیم الشان می‌باشد، کمی در مورد قسم اول به بحث و بررسی می‌پردازیم، برای مثال نماز که یکی از ستونهای دین مقدس اسلام است، محتسب یا امرکننده به معروف، باید مواظب باشد که این امر مهم در میان مردم به فراموشی سپرده نشود و مانند یک فرد دلسوز و مهربان پیوسته فواید مادی و معنوی اقامه نماز را برای خلایق خداوند بیان نماید و بگوید

۱. همان، ص ۷۶ ۲. همان، ص ۷۷

نماز جماعت و اذان گفتن به منظور اعلان اوقات در مساجد، از شعائر اسلامی و علامتهایی است که رسول خدا (ع) با آن در میان جوامع اسلامی و غیر آن تفاوت گذاشته است.

محتسب باید یکی از بهترین افراد در برگزاری نماز باشد، برای مثال، آن را به موقع و به جماعت برگزار نماید و حتی مستحبات و نمازهای نافله را نیز مرتب بخواند، تا مردم او را سرمشق و الگو برای خودشان قرار دهند، همچنین در مورد پرداخت زکات باید پیوسته کسانی را که واجد شرایط پرداختن زکات می‌باشند به دادن زکات تشویق نماید و خود از احکام آن آگاه باشد و فواید زیادی را که در پرداختن زکات، عاید اجتماع می‌شود برای مردم بیان کند و یادآور شود، اگر مردم در کار مهم که خداوند پیوسته در آیات قرآن همراه نماز آن را یادآور شده کوشا باشند، فقر اجتماعی در میان مسلمانان ریشه کن خواهد شد؛ و ترک این امور مهم که اسلام به آن توجه و سفارش فراوانی نموده فقر و بدبختی و فاصله طبقاتی در میان مردم به ارمغان می‌آورد.

کارهای معروف در قرآن بی شمار است، اگر بخواهیم به همه آنها بپردازیم شاید کتاب‌های بسیاری هم کفایت این بحث را فراهم نیاورد.

خود معروف نیز به دو قسم واجب و مستحب، تقسیم می‌شود و امر به واجب، واجب است و امر به مستحب، مستحب می‌باشد.

اگر اشخاص امر کننده به معروف در جامعه به اندازه کافی وجود داشته باشند، و خود نیز از هر لحاظ آنچه می‌گویند مراعات نمایند و خلاف آن را مرتکب نشوند، مردم بر اثر تکرار هدف و بازگو کردن و شناخت آن، و همچنین تشویق مکرر به انجام دادن معروف‌ها به عنوان ارزش‌های خوب و والا معرفی می‌شوند.

شاید بسیاری از مردم بخواهند کارهای خوب و مفیدی انجام دهند ولی در اثر عدم شناخت آن مسایل، نمی‌دانند چگونه عمل نمایند، برای مثال، در مورد قسم دوم امر به معروف در حقوق عمومی و خصوصی مردم، بسیاری از مسلمانان تصور می کنند ساختن مساجد بزرگ و زیبا و مجلل، از جمله کارهای معروف و شایسته است که اگر به اندازه کافی در جامعه مسجد ساخته شد باید به آنها امر شود که مثلاً ساختن مدرسه و دانشگاه و مکان‌های دیگر تعلیم و تربیت نیز از لحاظ ثواب دست کمی از ساختن مساجد ندارد و شاید این امر در نزد خداوند بسیار مهم تر باشد، چون اگر در مسجد خداپرستی می‌شود، در مدرسه راه و رسم خداپرستی و علم و معرفت به دانش آموزان تعلیم می‌گردد که از طریق همین مکانهای مقدس افرادی باسواد و متخصص با ایمان به جامعه تحویل داده می‌شود که جامعه به وجود آنان افتخار می‌کند و در حقیقت عبادت فرد آگاه هیچ وقت با عبادت و پرستش شخص بی سواد و ناآگاه برابر نبوده و هر شخص با ایمانی که بر اثر تعلیم و تربیت معلومات بیشتر کسب می‌کند خدا را نیز بهتر و صحیح تر می‌شناسد و پرستش می‌نماید.

منظور از این گفتار این است که از سوی فرد امر کننده به معروف آگاهیهای مردم در انجام کارهای خوب بیشتر شود تا اجتماعی سالم و الگو و نمونه داشته باشیم، همان‌طور که قرآن از مسلمانان انتظار دارد که ما مسلمانان اسوه و الگو برای جهانیان باشیم.

درباره امر به معروف در حقوق مشترک میان خدا و خلق، ابن اخوه، مثال زیبایی در مورد دختران و زنان بی شوهر آورده، که اگر واقعاً در این باره بیندیشیم، خود ازدواج یکی از کارهای معروف و خداپسندانه است که خدا و پیامبر (ع) در این باره زیاد سفارش فرموده‌اند.

اگر جامعۀ ما بر اثر تبلیغ به ازدواج صحیح میان جوانان مجرد، تشویق شود و دولت هم شرایط ازدواج را برای آنان فراهم نماید، چقدر مشکلات کنونی جامعۀ مسلمانان، که بر اثر تبلیغات شوم بیگانگان و ترفندهای شیطانی گوناگون، گریبان - گیر جامعه شده، و جوانان ما را به فساد می‌کشانند، حل می‌گردید.

امر کنندگان به معروف، باید پدران و مادران را تشویق کنند که از بسیاری مسائل دست وپاگیر، که مانع ازدواج جوانان می‌شود، بپرهیزند تا هم فرزندانشان خوشبخت شوند و هم از منجلاب فساد نجات یابند و خدای ناخواسته در اثر ناکامیها جوانان و فرزندان این آب و خاک، به دامن مواد مخدر و اعتیاد خانمان - سوز پناه نبرند، تا هم خود عمری دچار حسرت کشیدن نشوند و هم برای همیشه جگرگوشه‌های خود را به دست خودشان به هلاکت ندهند. ۱

ب) اقسام نهی از منکر

اما در مورد منکر، ابن اخوه، آن را نیز سه گونه می‌داند و می‌گوید:

«نهی از منکر نیز سه گونه است:

نخست آنچه دربارة حقوق خدای تعالی است.

دوم: آنچه دربارة حقوق اشخاص بوده، و سوم آنچه مشترک بین آن دو است.

اما نهی دربارة حقوق خدا نیز بر سه قسم است: یکی متعلق به عبادات؛ دوم متعلق به محظورات؛ سوم متعلق به معاملات است.

عبادات مانند آن که کسی با وضع نماز به عمد مخالفت کند یا اوصاف معین آن را تغییر دهد.

۱. محمدبن احمد القرشی، ابن اخوه، معالم القربه، ص ۷۵؛ ابی یعلی، محمدبن الحسین الفراء الحنبلی، الاحکام السلطانیه، ص ۲۷۲

برای مثال، در نماز اخفات، جهر و در نماز جهر، اخفات کند؛ یا در اذان و اقامه ذکرهایی بیفزاید.

بر محتسب است که آن را نهی و مرتکب را تأدیب کند، مگر آن که عمل آن کس به پیروی از امامی باشد ... ۱

مراد از محظورات این است که محتسب، مردم را از جاهای شک و تهمت بازدارد.

رسول خدا (ع) فرمود: «آنچه را موجب شک می‌شود فروگذار و به آنچه موجب شک نیست بپرداز».

در واقع، محتسب نخست بیم می‌دهد و در تأدیب شتاب نمی‌کند.

ابراهیم نخعی حکایت کرد که عمر بن خطاب مردان را از گردش با زنان باز داشت، مردی را دید که با زنان نماز می‌خواند، تازیانه اش زد.

آن مرد گفت: اگر کار نیکی کرده باشم، تو ستم کرده‌ای و اگر بد کرده‌ام، مرا آگاه نگردانیدی.

عمر گفت: آیا قصد مرا ندانسته‌ای؟ گفت: نه، پس تازیانه را به سوی او انداخت و گفت قصاص کن.

مرد گفت امروز قصاص نمی‌کنم.

گفت: پس ببخش.

مرد گفت: نمی‌بخشم.

همچنان که از هم دور شدند و فردا نیز وی را دید و رنگ چهره عمر دگرگون شد.

آن مرد گفت: ای امیرالمؤمنین، گویا رفتار من تو را متأثر کرده است، گفت آری.

گفت: گواه باش که تو را بخشیدم.

چون محتسب مردی بیند که با زنی در راه عمومی ایستاده و به آنان شک نبرد، نباید متعرض آنان گردد، چه مردم گاهی ناگزیر از ایستادن هستند، اما اگر در راه خلوت و جای مشکوک ایستاده باشند باید آنها را بازدارند، ولی در تأدیب شتاب نکنند؛ چون ممکن است محرم باشند که در این صورت باید بگوید: از ایستادن در جاهای مشکوک بپرهیزید و هر گاه بیگانه باشند باید بگوید: از خدا بترسید از خلوتی که شما را به گناه بکشاند.

۱. همان، ص ۷۸

اما منع ایشان باید بر حسب امارات و دلائل باشد. ۱

منکرات متأسفانه در جامعه اسلامی فراوان است؛ در اینجا به بعضی از آنها به طور اجمالی اشاره می‌شود، برخی از مسلمانان وقتی نماز می‌گزارند آن را به طور صحیح و بنحو احسن انجام نمی‌دهند برای مثال طمأنینه در رکوع و سجود را ترک می‌کنند و آن منکری است که باعث باطل شدن نماز می‌شود، پس بر محتسب واجب است از این نوع نماز خواندن در صورت مشاهده کردن آن نهی کند.

ولی مسلمانان حنفی مذهب بر این باورند که ترک طمانینه در رکوع و سجود باعث باطل شدن نماز نمی‌شود، پس نهی از منکر بر آنان در این مورد سودی ندارد.

از منکراتی که در بازار بسیار رایج است دروغ گفتن درمورد سود و بهره بردن کالا است.

مثلاً اگر یک نفر کالایی را به دروغ بگوید: هزار تومان خریده‌ام و با دویست تومان منفعت آن را می‌فروشم، این شخص فاسق است، و کسی که می‌داند او دروغ می‌گوید و سکوت می‌کند در خیانت وی شریک است.

گاهی، در پیاده‌روها دست فروش‌ها یا صاحبان مغازه با گذاشتن اشیای فروشی خود سد معبر می‌کنند و سبب به زحمت افتادن مردم در رفت وآمد می‌شوند و گاهی مردم ناچارند به جای عبور از پیاده‌رو از خیابان‌ها عبور کنند و ممکن است حوادث ناگواری بر اثر تصادف با ماشین به وجود بیاید، که باید از این کارهای ناپسند جلوگیری شود.

۱. محمدبن احمدالقرشی، ابن اخوه، معالم القربه، ص ۸۰–۸۱

البته امروزه وظیفه محتسب در این مورد به عهده مأموران سد معبر گذاشته شده است. ۱

از منکرات بعضی قصاب‌ها و فروشندگان گوشت، این است که خدای ناخواسته گوشت حیوانات بیمار ویا مردار را به مردم بفروشند، کسانی که مجوز کشتار ندارند و مخفیانه در منازل خودشان اقدام به ذبح حیوانات بیمار نموده و گوشت آن را به مردم می‌فروشند در این مورد هم محتسب باید شدیدً نهی از منکر کرده و با ممانعت از این اقدام نادرست، از به خطر انداختن سلامت مردم جلوگیری نماید. ۲

همچنین نظیر چنین تقسیماتی را برای امر به معروف و نهی از منکر در کتاب المقدمۀ السلطانیۀ فی السیاسۀ الشرعیه تألیف طوغان شیخ المهدی الحنفی الاشرفی صفحه ۲۷۳–۲۷۲ و کتاب الاحکام السلطانیه تألیف ابی یعلی محمد ابن الحسین الفراء الحنبلی صفحه ۳۴۰–۳۲۴ آورده‌اند.

به عنوان نمونه «ابن فراء» درکتاب الاحکام السلطانیه می‌گوید: آنچه مربوط به حدود الهی است، آنچه مخصوص حقوق مردم است، آنچه مشترک در بین حدود الهی و حقوق مردم است.

۱. همان، صص ۱۳۵–۱۳۷ ۲. محمدبن احمد القرشی، ابن اخوه، معالم القربه، ص ۱۶۳

برای قسم اول: ترتیب برقراری نماز جماعت و نماز جمعه را مثال آورده است.

برای قسم دوم: فراهم آوردن امکانات عمومی شهری مانند: آب، و ... و ساختن مساجد و رسیدگی به مسافران نیازمند به توشه راه و ... را مثال زده است.

و برای مورد سوم: الزام زنان برای رعایت احکام عده طلاق، رعایت حقوق فرزند، رعایت حقوق مستضعفین (بردگان) و ... را نمونه آورده است.

برای نهی از منکر نیز همین تقسیمات سه‌گانه را ذکر نموده است و نهی از منکر در آنچه متعلق به «حقوق الله» است را به سه قسم تقسیم نموده است: الف: آنچه متعلق به عبادات است، مانند نهی کسی که اجزاء و شرایط عبادت را انجام نمی‌دهد و مانند نهی از روزه خواری و ...

ب: آنچه متعلق به محظورات (ممنوعات شرعی) است، مانند نهی از تظاهر به گناه (شراب خواری و ...

ج: آنچه متعلق به معاملات است.

مانند نهی از معاملات فاسد، هر چند بایع و مشتری به آن راضی باشند.

اما نهی از آنچه که فقط به حق الناس ارتباط دارد مانند نهی از تعدی و تجاوز به ملک دیگران، همچون تصرف غاصبانه و ... و نهی از آنچه که مشترک بین «ح ق ال و ح ق ال ن اس» است مانند منع از بنای ساختمان‌ها به گونه‌ای که اشراف بر منازل دیگران داشته باشد. ۱

۱. ابی یعلی محمد ابن الحسین الفراء الحنبلی، الاحکام السلطانیه، ص ۳۲۴–۳۴۰

گفتار پنجم: امر به معروف و نهی از منکر و تناسب آن با آزادی انسان در زندگی این دنیا به سوی رشد و کمال خود که همان بندگی خداست حرکت می‌کند و این بندگی همه قید و بندهای اضافی را برمیچیند که فرمود: «ق ل یا اه ل ال کل اب ت ع ال وا ال کغ م ة س وا ب ن ن ا و ب ن ک ال ن ع د ال ال ول ن رک ب ه ش یئاف و ل یت خ ذ ب ع ض ن ا ب ع ض ا ف ارب اب ام ن دوس ال» ۱

و همان‌طور که مولای آزادگان امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «و ل ت کن ع د غ ب ک یاس ال ج ع غ ک ح را؛ بنده دیگران مباش زیرا که خداوند تو را آزاد آفرید.» به عبارت دیگر انسان باید آزاد باشد از جباران، زورگویان، هوی و هوس خویش -که از این آزادی به آزادی منفی یاد می‌شود- اما تنها با آزادی منفی نمی‌توان به رشد دست یافت بلکه بعد از اینکه از قید و بندها آزاد شدیم حال باید به جایی برویم و کاری کنیم زیرا ما آفریده نشدیم که به هر راه که شد برویم، بلکه در اینجاست که باید راه و روش زندگی را از خالق خود بواسطه پیامبران و امامان معصوم یاد بگیریم

و به هر حال همه چیز باید وسیله و کمکی به این اشرف مخلوقات باشد تا بتواند خدا را بهتر عبودیت کند تا با این عبودیت به قدرت بزرگ ربوبی دست یابد.

بشر در زندگی اجتماعی خود به دنبال بهتر تأمین کردن نیازهای زندگیاش است و رشد او هم در همین بستر اجتماعی شکل می‌گیرد.

پس اجتماع باید در جهت رسیدن به هدف رشد و تکامل انسان را مدد رسانده و ارزش‌های عالی انسانی را گسترش دهد.

۱. آل عمران، آیه ۱۶۴

یکی از شروط رسیدن به تکامل آزاد بودن انسان در مسیر پر پیچ و خم زندگی است.

انسان باید آزاد باشد تا با تعقل و آگاهی فطرت خویش را بارور نموده و بندگی خدا را به عنوان بهترین راه زندگی در این دنیا بیابد و جامعه نیز باید در جهت دستیابی به این آگاهی و سپس پرورش استعدادهای عالی انسانی قدم بردارد.

با توجه به این پیش فرض‌ها آنچه که مانع رشد انسان در دست یابی به تکامل انسانی خویش است، همان مانع دستیابی انسان به آزادی که حق مسلم خود و یکی از بزرگترین موهبت‌های الهی به انسان می‌باشد نیز هست.

آنها که به دنبال ترویج عقاید باطل و انسان مدارانه خود که از پیروی از هوی و هوس، ظن و گمان، عقاید دیگران و شیطان ناشی شده نه تنها برای انسان بهره‌ای ندارند بلکه آزادی انسان را نیز از او می‌گیرند.

آیا بندة تفکرات دیگران شدن آزادی است؟ آیا بنده هوی و هوس و زینت‌های دنیایی شدن آزادی است؟ چگونه می‌توان ادعا کرد کسی مدام در فکر رسیدن به لذائذ زودگذر است و برای آن تلاشهای فراوانی

می‌کند، شخصی آزاد است ؟! او اسیر خواهش‌های نفسانی و زینت‌هایی است که شیطان برای او نمایان ساخته و نمی‌تواند جز از راه بندگی آن نامحدود و خالق جهان آفرینش از بندگی غیر آزاد شود.

در یک جامعه دینی که هدف آن پرورش استعدادهای عالی انسانی در جهت دستیابی به کمالات است عنصر امر به معروف و نهی از منکر هشداردهنده و بیدارکننده افراد در جهت دستیابی حقیقی به آزادی است.

آزادیای که انسان را رشد می‌دهد و با خضوع و خشوع به خداوند متعال به قدرتهای ربوبی می‌رساند.

وقتی در یک جامعه آزادی معنوی در افراد فراگیر شد آنگاه حرکت عقلانی و جدای از هوی و هوس افراد موجب محترم شمردن حقوق یکدیگر شده و آزادی اجتماعی محقق می‌شود.

امر به معروف و نهی از منکر از سوی کسی است که نسبت به این اسارت و آن آزادی اطلاع دارد و به سوی کسی است که از آزادی حقیقی اطلاعی ندارد و نمی‌داند در چه وضعیتی قرار گرفته که می‌پندارد درست عمل می‌کند.

به این حالت جهل مرکب گفته می‌شود.

«ق ل ه ل ن ئک ب ال خ ارین اع م ال ف * ال ذین ض ل س ع ی ف اح ل یوة ال دن یا و ه یح ا وس ان یح ان وس ص ن ع اف .»۱ بنابراین دین اسلام این فریضه را در حیات اجتماعی بشری احیاکننده همه ارزش‌های والای انسانی می‌داند که اجرای صحیح آن تضمین کننده پیشرفت‌های مادی و معنوی جامعه است.

آیه ۱۱۶ سوره هود یکی از علل هلاکت اقوام پیشین را ترک امر به معروف و نهی از منکر می‌داند: «یغ ول کس م ن ال ق روس م ن ق غ ک اول وا ب ق یة ین ه وس ع ن ال ف ااد ف ال رض ال ق غ یل ف م ن ان ج ین ام ن ... «

چرا در اقوام پیشین شما دانشمندان صاحب قدرتی نبودند تا از فساد بازدارند مگر اندکی از آنان که نجاتشان دادیم.

در روایتی امام باقر (ع) می‌فرماید: «اس ال م ر ب ال ع روف و ال ن ه ی ع ن ال ن کر س یل ال ن یا و م ن ه اج ال ص ح غ ا» ۲

همانا امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاء و شیوه شایستگان است.

۱. سوره کهف، آیه ۱۰۳–۱۰۴ ۲. محمد بن حسن، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۴، ح ۶

مصلحین عالم و کسانی که به فکر آزادی و رشد بشر هستند به امر و نهی رغبت می‌کنند چون خیر انسان را می‌جویند و این یکی از شرایط مهم امر به معروف و نهی از منکر است که آمر باید از سر خیرخواهی و دلسوزی به امر و نهی بپردازد.

در مورد آیه «ل اکای ف ال دین» تذکر این نکته ضروری است که این آیه بحث از آزادی تکوینی می‌کند.

یعنی انسان مختار است با آگاهی و علم و تعقل هر دینی را که می‌خواهد بپذیرد و به هر روشی که مورد دستور آن دین است عمل کند اما این آیه اشاره به آزادی تشریعی ندارد زیرا اولاً کسی که آیین و باوری را پذیرفت به همه چارچوب‌های دستوری آن باید پایبند باشد و ثانیاً این همان به چاله افتادن در بندگی اغیار است.

شهید بهشتی در تبیین اصول خود در بحث آزادی، امر به معروف و نهی از منکر را در راستای آزادی دانسته و آن را مایه رشد جامعه می‌داند.

این اصول به اختصار در زیر اشاره می‌شود:

۱. انسان شدن، صیرورت، پویش و حرکتی است خودآگاه، محیط آگاه، خودساز، محیط ساز و انتخاب گر که بر اساس انتخاب آگاهانه و آزادانه اش، هم خود را می‌سازد و هم در تغییر ساخت محیط طبیعی خود دخالت گسترده‌ای دارد و محیط اجتماعی خود را می‌سازد.

شهید بهشتی در سایر مباحث و آثار خود این اصل را در تعریف مفهوم آزادی نیز بکار گرفته است.

۲. محیط اجتماعی، هم مخلوق و ساخته شده دست آدمی است و هم در ساخت انسان تأثیر و نقش دارد.

اما در این ساختن، اصل انسان و خودسازی درونی اوست.

بنابراین نقش اساسی و اصلی به خود انسان باز می‌گردد و سایر نقش‌ها مکمل اند.

۳. بنابراین، انسان نه محکوم جبر طبیعی است و نه محکوم جبر اجتماعی و تاریخی، بلکه آدمی در برابر محدودیتهایی که طبیعت با نظام اجتماعی و سیاسی برایش به وجود می‌آورد، قدرت مخالفت دارد.

به باور دکتر بهشتی، این مسئله ناشی از بزرگترین نشانه انسان، یعنی آزادی و انتخاب کنندگی او است که به عنوان یک واقعیت اصیل و نه صرفاً یک حق می‌توان به آن توجه نمود.

۴. در چهارمین اصل آزادی، شهید بهشتی به مناسبات فرد و جامعه و اصالت هر کدام می‌پردازد و بر این باور است که این دو دارای مناسبات تکاملی و متقابلی هستند که البته در آن نقش فرد به عنوان مبدأ برجسته است.

در حقیقت، حرکت‌های اجتماعی را کسانی به وجود آورده‌اند که توانسته‌اند با خودسازی دانایی و آزادی خویش را افزایش دهند و از این طریق در ایجاد حرکت‌های اجتماعی نقش آفرینی کنند.

بر این اساس، حرکت‌های اجتماعی هنگامی پا می‌گیرند که بر مبنای خودسازی و آزادی و آگاهی صورت گیرد.

اما با این حال بهشتی بر این باور است که نمی‌توان از نقش محیط و جامعه غفلت کرد.

به باور ایشان، محیط اجتماعی، هم می‌تواند نقش تسهیل کننده تغییرات درونی و هم نقش دشوارکننده آن را بر عهده داشته باشد.

از این رو در هدایت کلی یک جامعه به سوی رستگاری، نمی‌توان نسبت به اوضاع اجتماعی کلاً بیاعتنا بود و به سازندگی صرف درون اکتفا کرد.

به دیگر سخن، خودسازی یک شرط لازم اما ناکافی است و شعار اصیل اسلامی این است که: «هر فردی خود را بسازد و در ساختن محیط نیز نقش خود را ایفا کند تا جامعه ساخته شود» ۱

این سخن شهید بهشتی و تأکید بر درون و برون، البته ناظر به مسئله امر به معروف و نهی از منکر نیز می‌باشد که به این ترتیب نقش قابل توجهی در حرکت‌های عمومی و اجتماعی می‌یابد.

با توجه به این که شهید بهشتی به صورت منطقی به جلو گام می‌نهد و به ویژه اینکه از نقش درون و برون در نکته چهارم سخن به میان آورده است و مقام امر به معروف و نهی از منکر را در جایگاه والایی می‌نشاند، اکنون نوبت آن است که بگوید آزادی انسان به طور طبیعی در حیات اجتماعی و سیاسی محدود می‌شود.

به دیگر سخن، آزادی مطلق نیست و آزادی مقید شده به وحی و اصول انسانی می‌تواند یک آزادی انسانی باشد و الا بهترین واژه در تعریف آزادی مطلق، رهایی است که این مطلوب یک انسان هدفمند و معتقد به عالم معنا نیست.

امر به معروف و نهی از منکر موجب سلب آزادی نیست.

تحقیق پیرامون مفهوم «آزادی» و تعریف‌هایی که برای این واژه بیان شده و بررسی رابطه آزادی با ارزش‌ها و آرمان‌های دیگر، مجال دیگری را می‌طلبد، لذا به اختصار می‌گوییم:

۱. آزادی، هرج و مرج، زورمداری، ص ۷۹

به طور مسلم مقصود از آزادی، رهایی مطلق در حوزه‌های فرهنگ، سیاست، اجتماع و عملکرد شخصی نیست چرا که این آزادی، هرج و مرج شدید و اختلال نظام جامعه را به دنبال دارد و خود آزادی را از بین می‌برد.

از این رو، آزادی باید در چهارچوب و محدوده خاصی، مدنظر باشد و بیشترین بحث‌ها پیرامون حدود آزادی و عوامل محدودکننده آن است.

به نظر می‌رسد در جامعه اسلامی، آزادی مطلوب، در محدوده احکام و مقررات اسلامی و در کنار مفاهیمی چون عدالت، امنیت و استقلال تفسیر می‌شود.

و باید توجه داشت که آزادیهای مشروع در حوزه‌های گوناگون، از والاترین معروف‌هایی است که با احیای امر به معروف و نهی از منکر از آن صیانت می‌شود.

افزون بر اینکه رونق این دو فریضه در جامعه، خود بیان گر وجود آزادیهای مشروع و سازنده است.

آری! هدف ازتشریع امر به معروف و نهی از منکر: اجرای قوانین و مقررات اسلامی، حفظ اتحاد و وحدت دینی و هویت ملی جامعه، دفع فتنه‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، برقراری عدالت و امنیت، آبادانی و استقلال جامعه است و اجرای امر به معروف و نهی از منکر تضمین کننده آزادیهای مشروع و حافظ حقوق قشرها مردم است.

بنابراین اگر این دو فریضه موجب سلب آزادی باشد، به طور مسلم آزادی کسانی را سلب می‌کند که خواسته یا ناخواسته به دنبال ترویج مفاسد و گناهان درجامعه هستند و ارزش‌های اسلامی و انسانی را برنمی تابند!

فصل دوم: ادله وجوب امر به معروف و نهی از منکر

الف – آیات

۱- «ول ـل م کن م ـن م ک م أدم ـةن یدم ع وس إل اخ ل ـب ویرم م م روس ب ـال ع م روف وین ه ـوس ع ـن ال م ن کروم أول ئک م ه م ال م ف ح ل م وس» ۱

(من) در (منکم) بیانیه است یا تبعیضیه؟ ۲

مشهور فقها و مفسران واکثر ادبا مثل زمخشری در الکشاف و شیخ طوسی در تفسیر تبیان ۳و مقدس اردبیلی در زبدة البیان ۴

صاحب تفسیر المنیر و مرحوم طالقانی در تفسیر پرتوی از قرآن ۵ و ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ۶ و علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و تمام فقهایی که قائل به وجوب کفائی امر به معروف ونهی از منکر هستند، گفته اند: «من» در «منکم» برای تبعیض است، یعنی امر به معروف و نهی از منکر از واجبات کفائی است و مثل نماز و روزه واجب عینی نیست و قهراً وقتی عده‌ای در جامعه‌ای این کار را بکنند، تکلیف ازسایرین ساقط می‌شود.

معنی آیه چنین می‌شود:

باید ازمیان شما، گروهی (دسته‌ای) باشد که مردم را به سوی خیر دعوت نموده، امر به معروف و نهی از منکر کنند و همانا این گروه رستگارنند.

۱. آل عمران، آیه ۱۰۴ ۲. محمدبن عمر، زمخشری، کشاف، ج ۱، ص ۴۵۲ ۳. محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج ۲، ص ۵۴۵ ۴. مقدس اردبیلی، زبده البیان، ص ۳۲۱ ۵. محمود طالقانی، تفسیر پرتوی از قرآن، ج ۵، ص ۲۵۹ ۶. ناصر، مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ج ۳، ص ۳۴

بعضی از فقها و مفسران مثل زجاج و راوندی ۱گفته‌اند: «من» در «منکم» بیانیه است چون امر به معروف و نهی از منکر از واجبات عینی است.

فخر رازی مفسر و متکلم اندیشمند اهل سـنت میگوید: «من» به دو دلیل تبعیضیه نیست:

۱- یکی اینکه خداوند در آیه ۱۱۰ همین سوره می‌فرماید: «کنتم خیر أمۀ أخرجت للناس» امر به معروف و نهی از منکر را بر همه ی امت واجب کرده است.

۲- دلیل دوم اینکه بر هر مکلفی واجب است که امر به معروف و نهی از منکر نماید، یا با دست، یا با زبان، یا قلب، و از خودبه هر طریقی که ممکن است دفاع کند.

با ثبوت این دو مقدمه معنای «ولتکن منکم امه» در آیه «کونوا امه دعاة» می‌شود: همگی شما امتی باشید که به خوبیها دعوت کنید. ۲پس معنای آیه چنین میشود: باید از شما، امتی بوجود آید (ساخته شود) که مردم را به سوی خیر دعوت کند و امر به معروف و نهی از منکر نماید.

پس قطعاً آنها رستگارانند.

بحث در اینکه «من» تبعیضیه است یا بیانیه چه ثمره‌ای دارد؟ بحث وگفتگو در اینکه من تبعیضیه است یا بیانیه، بحثی بیفایده و به نتیجه‌ای منتهی نمی‌شود.

برای اینکه دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر ازاموری است که اگر واجب باشد طبعاً واجب کفائی خواهد بود چون بعد از حصول غرض، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر معنا ندارد.

۱. سلسله ینابع الفقهیه، ج ۲، ص ۱۳۱ ۲. عباسعلی اسلامی، دوازیاد رفته، ص ۸۳

پس اگر فرض شود، تمام امت داعی به سوی خیر و آمر به معروف و ناهی از منکرند، معنایش این خواهد بود که در این امت افرادی هستند که به این وظیفه قیام میکنند.

پس مسئله در هر حال قائم به بعضی افراد جامعه است نه به همه آنها و خطابی که این وظیفه را تشریع میکنداگر متوجه همان بعض باشد که هیچ؛ و اگر متوجه کل جامعه باشد باز هم به اعتبار بعض است.

به عبارت دیگر، بازخواست و تخلف در این وظیفه متوجه همه ی افراد است، اما پاداش از آن کسی است که وظیفه را انجام داده باشد. ۱

منظور از کاف خطاب در منکم چه کسانی هستند؟ منظور از کاف خطاب در منکم مؤمنین هستند چون امر به معروف و نهی از منکر در طول ایمان و توجه به آن می‌باشد و غیر مؤمن چیزی از امر به معروف و نهی از منکر نمی‌داند و چیزی از آن نمی‌فهمد. ۲

علی ابن ابراهیم درروایتی از امام ابیجعفر (ع) نقل می‌کند: این گروه آل محمد و تابعین ایشان هستند. ۳

عیاشی از ابیعمر و زبیری، از حضرت صادق (ع) روایت کرده که در مورد فرمایش خداوند «ول ل م کن م ن م ک م أدم ةن یدم ع وس إل اخ ل ب ویرم م م روس ب ـال ع م روف وین ه ـوس ع ـن ال م ن کر»۴ فرمود: این آیه تکفیر نموده اهل قبله و مسلمانان را به سبب معصیت‌هایی که از آنها سر می‌زد، چون هر کس مردم را به کارهای خیر دعوت و ارشاد نکند، و از

۱. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، تفسیرالمیزان، ج ۳، ص ۵۷ ۲. محمد، کرمی، تفسیر المنیر، ج ۲، ص ۹۴ ۳. عبدالعلی بن جمعه العروس، حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۷۹ ۴. سوره آل عمران، آیه ۱۰۴

امر به معروف و نهی از منکر خودداری کند، از امتی که وصف آنها شده است نیست.

شما خیال می‌کنید که تمام مسلمانان از امت محمد (ع) هستند، این آیه اوصاف امت حضرت محمد (ع) رابیان کرده که آنها مردم را به سوی خیرات دعوت، و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و هر کس اوصافی را که امت پیامبر اکرم به آن متصف شده‌اند را نداشته باشد، چگونه می‌تواند از آن امت باشد! در حالی که او بر خلاف آنچه که خدا بر امت شرط نموده و بر آن وصف نموده است، می‌باشد.

یدعون الی الخیر: خیر به معنای گزیده و یا گزیده تر، هم در مسائل فکری و هم مسائل عملی است.

و الیالخیر به جای بالخیر جهت گیری و تحریک به سوی آن را می‌نمایاند. ۱

مراد از خیر اینجا اسلام است .۲ و معنیاش این است که باید جماعتی یا امت اسلامی سایر ملت ها (غیرمسلمان) را به اسلام دعوت کنند و اسلام را بر آنها عرضه کنند.

یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر: مراد از معروف (اطاعت خدا) و منظور از منکر (معصیت) است .۳ یعنی باید جماعتی یا امت اسلامی، مسلمانها را به آنچه که خداوند از آن راضی است امر کنند و از آنچه که ناراحت می‌شود، بازدارند.

فعلهای یدعون و یامرون و ینهون به جای اوصاف الداعون، الامرون، الناهون می‌رساند که جماعتی یا امت اسلامی باید انقلاب توحیدی اسلام را زنده نگه دارند و پیوسته رشد و گسترش دهند، علاوه بر رهبری و دعوت، دارای قدرت امر و نهی باشند تا بتوانند به پیکر زنده ی اجتماع، سلامت و حیات و حرکت بخشند، مانند قلبی که منظم می‌تپد و خون را در رگها به جریان می‌اندازد و ریه‌ای که دم به دم هوای پاک را به همه ی اندامها و جوارح می‌رساند.

۱. سید محمود طالقانی، پرتویی از قرآن، ج ۵، ص ۲۶ ۲. ملا فتح الله کاشانی، منهج الصادقین، ج ۲، ص ۳۹۹ ۳. محمدجواد مغنیه، الکشاف، ج ۲، ص ۹۴

اول ئک ه ال ف ح ل ـوس :۱ فقط (کسانی که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند) رستگارند.

کلمه ی (هم) ضمیر فصل است که مبتدا را به خبر مختص می‌کند یعنی تنها اینها رستگارند.

رابطه ی امر به معروف و نهی از منکر با دعوت به وحدت و پرهیز از تفرقه رابطه ی امر به معروف و نهی از منکر با آیه ی قبلی (دعوت به وحدت) و آیه بعد در مورد نهی از تفرقه این است که اگر امر به معروف و نهی از منکر توأم با اتفاق و اتحاد باشد، می‌تواند نیرومندترین دشمن را محو و نابود سازد، هر چند که بسان اتحاد چند سنگریزه کوچک با یکدیگر باشد، چنآن که درمراسم حج پوشیده شدن ستونهای جمرات ـ که سمبلهای شیاطین و طاغوتند- در زیر سنگریزه‌ها این درس را به ما می‌آموزد.

از سویی دیگر ملتی که میان افرادش نظارت همگانی (امر به معروف و نهی از منکر) نباشد دچار هرج و مرج و اختلاف و پراکندگی میگردد و هرکس و هر فرقه‌ای به تکروی سرگرم می‌شود و همفکری و مشورت و تبادل افکار و اصلاح درجامعه از بین می‌رود، چنآن که ملل گذشت در اثر سهل انگاری در نظارت همگانی و عدم تشویق مردم به کارهای نیک از هم بیگانه شدند و هر دسته‌ای

۱. سوره آل عمران، آیه ی ۱۰۴

نسبت به داشته‌های خود شادمان گشتند «ک م ل ح زب ب ال ـد یرح م ـوس»۱ از اینرو قرآن به ما توصیه می‌کند که تبلیغ و امر به معروف و نهی از منکر را به پا دارید تا رستگار شوید و مانند ملل پیشین متفرق و پراکنده نگردید که عذابی دردناک برای آنها است. ۲

شیخ محمد عبده در تفسیر آیه فوق می‌نویسد: هر کس باید به قدر توان خود، دیگران را به کارهای خیر فرا خواند، همچنآن که شیعیان به این امر ملتزمند هیچ فرصتی رابرای این امر از دست نمی‌دهند.

به عنوان نمونه وقتی در بیروت بودم نیاز به زن شیردهی پیدا کردم تادخترم را شیر دهد، زنی را به منزل آوردیم که شیعه بود و او در خانه ی ما خانواده مان را به مذهبش دعوت و ارشاد می‌کرد. ۳

در سوره آل عمران آیه شریفه ی «ول ل م کن م ن م ک م أدم ةن یدم ع وس إل ال خ ۴» بعد از آیه ی «واع ل ص م م وا ح ب ـل ال ج یف ع ـاول اردرق م ـوا» آمده است یعنی به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرق و پراکنده نشوید.

آیه ی ۱۰۳ آل عمران مردم را به اتحاد و از تفرقه نهی و پرهیز می‌کند: ای مسلمانان بپرهیزید از اینکه در میان شما تفرقه و اختلاف وجود داشته باشد، سعی کنید اختلافات را کمتر و حل کند، هی شکافها را زیادتر نکنید.

این اختلافها فقط به نفع دشمنان است «مثل اینکه منظور قرآن از خیر در اینجا همان اتحاد است .»

۱. سوره مومنون، آیه ۵۳ ۲. مارسل بوازار، اسلام و حقوق بشر، ص ۸۰ ۳. عباسعلی، اسلامی، دو از یاد رفته، ص ۱۰ ۴. سوره آل عمران، آیه ۱۰۴

یعنی در میان شما باید طایفه‌ای یا جمعیتی باشد که مسلمین را به وحدت و اتحاد دعوت کنند، با تفرقه‌ها و افتراقهایی که میان مسلمین است بجنگند.

بعد می‌فرماید: «ول ت م کوم ن ا کدل ذین اردرق م وا واخ ل غ ف م وا» مانند جمعیتهایی که متفرق و دسته دسته و فرقه فرقه شدند نباشید.

آیا این عجیب نیست که در میان دو آیه که هر دو دعوت به اتحاد و پرهیز از تفرق می‌کنند، این آیه می‌آید: «ول ل م کن م ن م ک م أدم ةن یدم ع وس إل اخ ل ـب» این کانه درست می‌رساند که قرآن در میان خیرها، حسن تفاهم و وحدت و اتفاق میان مسلمین را که مادر و مبدأ همه ی خیرهاست، میداند و در میان منکرات و زشتیها و پلیدیها آن که را از همه پلیدتر می‌داند اختلاف و تفرق است.

باید از میان شما چنین جمعیتی باشد و یا باید شما امت، چنین امتی باشید که کارتان دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر باشد.

تنها چنین امتی که داعی به خیر و آمر به معروف و ناهی از منکر هستند، می‌توانند رستگار و سرفراز و سعادتمند باشند.

در حقیقت امر به معروف و نهی از منکر یک پوشش اجتماعی برای محافظت جمعیت است.

زیرا اگر مسئله امر به معروف و نهی از منکر نباشد عوامل مختلفی که دشمن بقای وحدت اجتماعی هستند همچون موریانه از درون، ریشه های اجتماع را می‌خورند، و آن را از هم متلاشی میسازند.

در آیه فوق دستور داده شده که همواره میان مسلمانان باید جماعتی یا همه ی مسلمانان این دو وظیفه بزرگ را

۱. مرتضی، مطهری، حماسه حسینی، ج ۲، ص ۴۸

انجام دهند، مردم را به نیکیها وعوت کنند، از بدیها بازدارند، و در پایان آیه تصریح می‌کند که فلاح و رستگاری تنها از این راه است. ۱

تجربه قطعی دلالت می‌کند بر اینکه انسان در زندگیاش از هر طریق و به هر نحوی معلوماتی را که برایش سودمند است تهیه و ذخیره میکند، اگر به آن معلومات توجه نکند و با عمل به آن معلومات و تمرین عملی به یاد آنها نباشد، به تدریج از یادش می‌رود و به بوته ی فراموشی سپرده می‌شود.

و در اینهم شکی نداریم که عمل در همه شئونش دایر مدار علم است، هر موقع علم قوی باشد عمل هم قوت می‌گیرد و هر موقع علم ضعیف باشد، عمل هم ضعیف می‌گردد.

خداوند متعال در آیه ی زیر حال علم و عمل را به زمین و روئیدنیهای آن مثل زده است: «وال غ ـدم ال دس یب م یخ ـ م رج م ن ام ت ـه م ب ـإذس رب ـه وادل ـذَخ م ـث ل یخ ـ م رج م إل د ن کدف ا»۲ و نیز شکی نداریم که علم و عمل اثر متقابل در یکدیگر دارند، قویترین داعی به عمل، علم است، و وقتی واقع شد و اثرش به چشم دیده شد، قویترین معلمی است که علم را به انسان می‌آموزد.

آنچه که ذکر شد جامعه ی صالح را که دارای علم نافع و عمل صالح است وادار نموده که با تمام نیرو علم و تمدن خود را حفظ نماید.

اگر افراد جامعه صالح، فردی را ببیند که از عمل صالح تخلف کرد، او را به سوی عمل صالح برمیگردانند، و شخص منحرف را به حال خود واگذار نمی‌کنند و نمی‌گذارند آن فرد در پرتگاه منکر سقوط نموده، در مهلکه ی شر و

۱. ناصر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۲ ۲. سوره اعراف، آیه ۵۸

فساد بیافتد، بلکه هر یک از افراد آن جامعه از طریق خیر و معروف با شخص منحرف برخورد می‌نمایند و او را از انحراف باز می‌دارند. ۱

چگونگی دلالت آیه «ولتکن منکم» بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر این آیه از دو جهت دلالت بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر میکند، از یک جهت واژه «ولتکن» که لفظ امر است، و از جهت دیگر انحصار رستگاری در این عمل می‌باشد.

«اول ئک ه ال ف ح ل ـوس»۲ در این آیه دلالتی است بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر و اهمیت و موقعیت آن دو از نظر دین، زیرا خداوند رستگاری مسلمین را به این دو مربوط دانسته است. ۳

مقدس اردبیلی در کتاب زبدة البیان می‌فرماید: «ویکوس ال وج ـوب ال ـذی یس ـل ف ادم ـن ال م ـرای» ول ـل کن «وم ـن ح ص ـرال ف ل ف» ال م ـروس وال ن اه وس». ۴

این آیه مبارکه از دوجهت دلالت بر وجوب امربه معروف ونهی از منکر دارد:

الف - اینکه واژه «ولتکن» لفظ امر است ودر جای خود (علم اصول) ثابت شده که امر دلالت بر وجوب می‌کند، ولام در «ولتکن» لام امر است نه اضافه، زیرا که عمل جزم کرده و جزم علامت لام امر است نه لام اضافه، با واو ساکن شده است.

۱. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۵۷۷ ۲. حسین، نوری همدانی، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۳۳ ۳. ملا فتح الله، کاشانی، منهج الصادقین، ج ۲، ص ۲۹۸ ۴. مقدس اردبیلی، زبده البیان، ص ۳۲۱

ب - در این آیه رستگاری و فلاح منحصر در این عمل (امر به معروف و نهی از منکر) شده است، کسانی به فلاح و رستگاری نائل می‌شوند که امر به معروف و نهی از منکر کنند.

در اینکه چه نوع حصری است، چند وجه بیان شده است: وجه اول: حصر فلاح در آمران به معروف و ناهیان از منکر حصر حقیقی است اما کمال فلاح و رستگاری منظور است.

وجه دوم: حصر در این آیه اضافی است نه حقیقی، در مقابل منافقان، زیرا آنان حق ندارند امر به معروف و نهی از منکر کنند چون خود اهل فلاح و رستگاری نیستند.

۲- «کم ن م ت خ ب م أدم ة م أخ رج ت ل غ ن داس ت رم م م روس ب ال ع م روف وت ن ه وس ع ن ال م ن کروم ت ؤم ن م وس ب ال ول و آم ـن أه ـل م ال کل اب ل کاس خ ب ف ال م م ن م م ال م ؤم ن م وس وأک م م ه م ال ف اس ق م وس شما بهترین امتی هستید که به نفع بشریت ظهور کرده‌اید (پدید آمده اید) چون امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید، و به خدا ایمان دارید و اگر اهل کتاب (به

۱. محمد صادق، حسینی روحانی، امر به معروف و نهی ار منکر وتقیه، ص ۱۶؛ قطب راوندی، فقه القرآن، ج ۱، ۲. عبدالله بن عمر، تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص ۲۸۵ ۳. جواد، کاظمی، مسالک الافهام، ج ۲، ص ۳۷۵) ۴. سوره آل عمران، آیه ۱۱۰

چنین برنامه و آئین درخشانی) ایمان آورند به سود آنهاست (ولی تنها) عده ی کمی از آنها با ایمانند و اکثر آنها فاسق (و خارج از اطاعت پروردگار) می‌باشند.

چقدر طبیعی است که این آیه، از لحاظ سیاق و مکان، بعد از آیه ی شریفه ی «ول ل م کن م ن م ک م أدم ـةن یدم ع وس إل اخ ل ـب» قرار گیرد! چون پس از این که در این آیه، خداوند متعال امر می‌کند که همگی شما یا جماعتی از شما باید دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر کنید، در آیه «کن ـت خ ـب ام ـه اخ رج ـت ل غ ن ـاس ت ـام روس ب ـال ع روف» مخاطبین آیه «ول ل م کن م ن م ک م أدم ةن یدم ع وس إل اخ ل ـب» را که به فریضه ی مهم قیام کرده اند و حامل این رسالت عظیم شده‌اند، مورد مدح و ستایش، قرار می‌دهد. ۱

دیانت مقدس اسلام به دنبال تأسیس جامعه‌ای است که در آن انسان ها، خواه فردی و خواه گروهی دستوردهنده ی نیکی (معروف) و بازدارنده ی بدی (منکر) هستند، بکار بستن این روش تغییرات مطلوبی در شخصیت افراد بوجود میآورد که در زندگی به ارزش‌های معنوی بیشتر ارج نهند.

پویایی اسلام مرهون امر به معروف و نهی از منکر است و بسیاری از اصول مهم دیگر از این اصل سرچشمه گرفته‌اند! از جمله تعالیم قرآنی فردمسلمان را به تعاون و مشارکت در امور اجتماعی ملتزم ساخته است ...

اعتقاد به نوعدوستی و ارج نهادن به مصالح دیگران در میان جامعه و قبول مسئولیت، از ایمان به خدا حاصل می‌شود و در حقیقت دین است که ضرورت مشارکت را به خاطر جامعه‌ای بهتر توصیه می‌کند و آدمی را از گناه و لغزش که

۱. مرحوم طیبی شبستری، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۱۳۳

تخلف از قانون الهی و درخور مجازات است – باز میدارد، تلاش اسلام در تشویق هر مسلمان به دخالت در امور جامعه، عامل جلوگیری از گناه است، هیچ دینی به روشن بینی دین اسلام راه زندگی را به پیروان خود نیاموخته است و احترام به قانون را تا این حد توصیه نکرده است.

این روح اطاعت از قانون و عشق و عدالت است که دین اسلام را به تأسیس جامعه‌ای هماهنگ واداشته و مسلمانانی را در دراه خدمت به همنوع و ایثار تربیت کرده است.

اسلام من فردی را به من اجتماعی مبدل ساخته است و مصلحت جامعه را بر سود شخصی برتری داده است. ۱

علماء در مورد اینکه مراد از خطاب کیست اختلاف نظر دارند.

۱- از ابن‌عباس وسدی نقل شده «هم المهاجرون» که مراد از خطاب فقط مهاجرانند، کسانی که با رسول خدا هجرت کردند و از مکه به مدینه آمدند. ۲

۲- از ضحاک نقل شده که «هم اصحاب رسول الله (ع) خاصه» مراد از خطاب فقط اصحاب رسول الله (ع) هستند، چون پیامبر در حق ایشان فرموده: که مرا نگاه دارید در یاران من، که ایشان بهترین امت منند.

«ل ن ه ق ال ف ح ق ه ـ اح ظ یوال ف اص ح ـا یان خ یار ام ت». ۳

چگونگی دلالت آیه مورد بحث بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر: برخی از بزرگان، از راه اینکه گاهی خبر افادة امر می‌کند مانند:

۱. مارسل بوازار، اسلام و حقوق بشر، ص ۸۰ ۲. محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، تبیان، ج ۲، ص ۵۵۶ ۳. ملافتح الله، کاشانی، منهج الصادقین، ج ۲، ص ۳۰

«وال وال دات یرض ع ن اول دم ه ن د ح ـول یک م غ ـی؛ مادران باید فرزندانشان را دو سال کامل شیر بدهند». ۳۱ استدلال کرده و گفته‌اند: در اینجا نیز جمله ی «ت ـرم روس ب ال ع روف و... » دلالت بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر می‌کند.

و بعضی دیگر از مؤلفین آیات الاحکام از راه اینکه، خیریت امت اسلامی به جهت امر به معروف و نهی از منکر و ایمان به خداست و طبعاً چیزی که منافات با این جهات داشته باشد حرام خواهد بود» استدلال کرده‌اند.

وشاید در توجیه این راه بشود چنین گفت: «با این تجلیلی که در این آیه از آمرین به معروف و ناهین از منکر شده مبنی بر اینکه امت اسلام از این رهگذر به عنوان بهترین امت از درون تاریخ، بیرون کشیده شده و ظاهر گردیده است» نمی‌شود چنین تجلیل و سرفرازی را نشأت گرفته از یک امر مستحب و مباح دانست و قطعاً باید این امور واجب و ترک آنها حرام باشد بخصوص که مقرون به ایمان به خدا که از اوجب واجبات عقلی است ذکر شده‌اند.

(ت رم روس ب ال ع روف وت ن ه وس ع ن ال ن کروت ؤم ن وس ب ال).

به علاوه برخی از آیات دیگر که در دلالت بر وجوب کردن آنها شکی نیست می‌تواند تأییدی بر این برداشت باشد.

۱. سوره بقره، آیه ۲۳۳ ۲. فاضل، مقداد، کنزالعرفان، ج ۱، ص ۴۰۶. ۳ . جواد، کاظمی، مسالک الافهام، ج ۲، ص ۳۷۷ ۴. زین العابدین، قربانی لاهیجی، فریضۀامر به معروف و نهی از منکر، ص ۵۶

۱- «یاأیاادل ذین آم ن م وا ع غ یم ک أن م راکم ل َیم رکم دم ن ض ل د إذااه ل دیم ت إل ال م ـرج م ع کم ج یف ع ـایم ی ـم ئم ک ب ـا کم ن م ت ت ع م غ م وس»

ای کسانی که ایمان آورده‌اید مراقب خود باشید، وقتی که شما هدایت یافتید گمراهی گمراهان به شما زیانی نمی‌رساند، بازگشت همه به سوی خداست و شما را از آنچه عمل می‌کردید آگاه می‌سازد.

پیرامون این آیه سروصدای زیادی به راه انداخته‌اند و چنین پنداشته‌اند که میان این آیه و دستور امر به معروف و نهی از منکر که از دستورات مسلم اسلامی است یک نوع تضاد وجود دارد، زیرا ظاهر آیه حاکی است که هر شخصی باید به اصلاح خود بپردازد و وظیفه اصلاح خود را کاملاً به عهده بگیرد، و در این صورت گمراهی گمراهان به او زیانی نمی‌رساند.

و اتفاقاً از روایات برمیآید که این نوع سوءتفاهم و اشتباه (که این آیه با دستور امر به معروف و نهی از منکر تضاد دارد) در عصر نزول آیه برای بعضی از افراد کم اطلاع وجود داشته است.

جبیر بن نفیل می‌گوید: در حلقه ی جمعی از یاران پیامبر (ع) نشسته بودم و از همه کم سن تر بودم، آنها سخن از امر به معروف و نهی از منکر به میان آوردند، من به وسط سخن آنها پریدم و گفتم: مگر خداوند در قرآن نمی‌فرماید: «یاایاال ذین آم ن ـوا ع غ یک ان راک ل یرکم ن ض ـل د إذااه ل ـدیت» بنابراین امر به معروف و نهی از منکر چه لزومی دارد؟ ناگهان همگی یکزبان مرا مورد سرزنش و اعتراض قرار دادند و گفتند آیه‌ای از قرآن را جدا می‌کنی، بدون اینکه معنی و تفسیر آن را بدانی! من از گفتار خود سخت پشیمان شدم، آنها به مباحثه در میان خود ادامه دادند، و هنگامی که می‌خواستند بلند شوند و بروند، رو به من کردند و گفتند: تو جوان کم سن و سالی هستی و آیه‌ای از قرآن را بدون اینکه معنی آن را بدانی از بقیه جدا کرده‌ای، ولی شاید به چنین زمانی که میگوئیم برسی، بخل مردم را فرا گرفته و بر آنها حکومت می‌کند، هوی و هوس پیشوای مردم است و هر کس تنها رای خود را می‌پسندد، در چنان زمانی مراقب خویش باش، گمراهی دیگران به تو زیانی نمی‌رساند (یعنی آیه مربوط به چنین زمانی است).

۱. سوره مائده، آیه ی ۱۰۵

بیهقی در کتاب شعب از ابی امیه شعبانی نقل کرده است: من نزد اباثعلبه آمدم و به او گفتم این آیه را چه می‌کنی؟ گفت: کدام آیه؟ گفتم: آیه ی «یاایاال ـذین آم ن ـوا ع غ یک ان راک ل یرک م ن ض ـل د إذااه ل ـدیت».

گفت: به خدا قسم! این آیه را از شخص خبیری پرسیدم، فرمود: معنی این آیه ترک امر به معروف و نهی از منکر نیست بلکه باید این دو فریضه را تحمل کنید تا آن که کار مردم به اطاعت از بخل و تبعیت از هوی و ترجیح دنیا بر آخرت و اعجاب هر صاحب رأی، به رأی خود منجر شود، که در این صورت باید در آن ایام صبر را پیشه خود کنید، صابرین در آن ایام کارشان به دشواری کار کسی است که آتش سرخ در دست گرفته باشد، و اجرکسانی که در آن ایام عامل به وظیفه‌اند مانند آجر پنجاه نفر از کسانی است که عملشان مثل عمل شما باشد.

۱. ناصر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۱۷۴ ۲. سید محمد حسین، علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۶، ص ۲۶۱

بعضی از راحت طلبان عصر ما نیز هنگامی که سخن از انجام دو فریضه بزرگ الهی امر به معروف و نهی از منکر به میان می‌آید برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت به این آیه می‌چسبند و معنی آن را تحریف می‌کنند در حالی که با کمی دقت می‌توان دریافت که بین این آیه و فریضه امر به معروف و نهی از منکر تضادی وجود ندارد.

بعضی از مفسران معتقدند که این آیه (یاایاال ـذین آم ن ـواع غ ـیک ان راک) موکدترین آیه در وجوب امر به معروف و نهی از منکر است زیرا خداوند در این آیه مؤمنین را مورد خطاب قرار داده و فرموده است: علیکم انفسکم یعنی ای مؤمنین مراقب همکیشان خود باشید و یکدیگر را موعظه و اندرز کنید و همدیگر را به نیکیها تشویق و از زشتیها جلوگیری کنید. ۱

ما با امر به معروف و نهی از منکر و با اصلاح اجتماع، در حقیقت خود را اصلاح و سلامتی خود را نیز تضمین نموده‌ایم، چون خود ما نیز جزئی از اجتماع هستیم.

علی ابن ابراهیم قمی آیه شریفه را این طور تفسیر می‌کند: اص ـح ل وا ان راک و ل ع ع ـوا ع ورات ال ن اس ول ت ذک وه یان ه ل یرک ض ل ل ت اذاکن ت ص اح ل ی. ۲

خودتان را اصلاح کنید و عیوب و اسرار مردم را تتبع و جستجو مکنید و درصدد ذکر آنها نباشید، زیرا گمراهی آنان به شما زیان نمی‌رساند در صورتی که خود شما صالح باشید.

۱. مقتنیات الدر، ج ۴، ص ۱۰۳ ۲. کنزالدقائق، ج ۴، ص ۳۵۰

و این گونه تفسیر نیز در حقیقت، نحوه ی امر به معروف و نهی از منکر را بیان می‌کند که این دو فریضه، به کلی متفاوت از فضولیها و عیب جوییها و مداخلات بیجا در اسرار و امور شخصی مردم است.

چنانچه اینگونه تفسیر به معنی محکوم کردن عالم نماهای بیعمل میباشد.

کسی که خود در عیب و فساد غرق است، حق ندارد دم از اصلاح دیگران بزند، بلکه او باید در درجه ی اول خودرا اصلاح کند، سپس درصدد اصلاح دیگران برآید تا سخنش در دیگران اثر کند. ۱

ذات نایافته از هستی بخش کیتواند که شود هستی بخشد

۴ـ خداوند در سوره حج می‌فرماید: «ال ذین إس دم کدن دام ه ف ال رض أق ام م واال ص دل ة وآوم اال ـزدک ة وأم م رواب ال ع م روف ون واع ن ال م ن کرودل ع اق ـةم ال م م م ـور»۲ یاران خدا کسانی هستند، که هرگاه

در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا و زکات را ادا می کنند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایند، و پایان همه کارهای در درست خداست.

این آیه از آیات سوره مبارکه ی حج است که در مدینه در اواخر عمر پیامبر (ع) نازل شده است.

در این آیه دو فریضه «امر به معروف و نهی از منکر» به عنوان صفت لازم برای مؤمنان در ردیف برپا داشتن نماز و ادای زکات قرار گرفته است. ۳

قطب راوندی در فقه القرآن از این آیه وجوب امر به معروف و نهی از منکر را استفاده کرده است، و چنین استدلال می‌کند: دلالت این آیه بر وجوب این دو

۱. ناصر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۵، ص ۱۰۸ ۲. سوره حج، آیه ۴۱ ۳. حسین، نوری همدانی، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۳۵

ادل ه وج وب ام رب ه م ع روف ون ی ازم نکر فریضه به خاطر آن است که (آن دو) نزد خداوند مرغوبیت دارند، چیزی که مورد رغبت خدا باشد، آن را خداوند اراده کرده است و هرچیزی را که خداوند از عبدش اراده کند واجب شرعی است، پس این آیه دلالت بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دارد، مگر اینکه دلیلی بر استحباب آن دو اقامه گردد؛ و احتیاط نیز اقتضای وجوب آن را دارد. ۱

و همچنین مرحوم شیخ طوسی و طبرسی در ذیل این آیه می‌نویسند: این آیه دلالت بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دارد.

و وجه دلالت بر وجوب را تعلیل فوق‌الذکر: «لأن ما رغب الله فیه فقد أراده ...» بیان کرده‌اند. ۲

۵ـ پنجمین آیه‌ای که فقهاء برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر به آن استدلال نموده‌اند، آیه ۱۱۳–۱۱۴ سوره ی آل عمران است: ل یام ـواس ـوا م ـن أه ـل ال کل اب م أدم ةن ق آئم ةن یغ م وس آیات ال آن ا ال غ دیل وم ه یس ج م دم وس یؤم ن وس ب ال وال یوم ال خ رویرم م م روس ب ـال ع م روف وین ه وس ع ن ال م ن کرویم س ارم ع وس ف ال خ ب ات وم أول ئک م ن ال ص داح ل ی. ۳

همه اهل کتاب یکسان نیستند، طایفه‌ای از آنها در دل شب قیام می کنند و به تلاوت آیات خدا و سجده برای او مشغولند، به خدا و روز قیامت ایمان دارند، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و در انجام کارهای نیک پیشی می‌گیرند و آنها از صالحانند.

۱. قطب راوندی، فقه القرآن، ج ۱، ص ۳۷۵.

۲. محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، تبیان، ج ۷، ص ۳۲۳۲؛ ابوعلی فضل بن حسن، طبرسی، مجبمع البیان، ج ۷، ص ۸۸). ۳. سوره آل عمران، آیات ۱۱۳، ۱۱۴)

شأن نزول این آیه چنآن که ابن‌عباس وقتاده و ابن جریح و دیگران گفته اند؛ بعد از اسلام آوردن عبدالله بن سلام و ثعلبه بن سعیه و اسید بن عبید و جمعی از یهودیان بوده است؛ علما یهود گفتند: به محمد (ع) و آئین او ایمان نمی‌آورد مگر بدان ما و اگر از خوبان ما بودند، دین آباء و اجداد خود را رها نمی کردند و به آیین دیگران نمی‌گراییدند که در این وقت این آیه نازل گردید.

عطاء و دیگران گفته‌اند: بعد از آن که چهل نفر از اهل «نجران» و سی و دو نفر از «حبشه» و هشت نفر از روم از پیروان حضرت عیسی (ع) مسلمان شدند، این آیه نازل گردید. ۱

وجه دلالت این آیه شریفه بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر به این صورت است که: مفهوم آیه ی مبارکه کسانی را که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند، از صالحان به حساب نمی‌آورد.

و اگر این دو واجب نباشند نفی صلاح درست نخواهد بود؛ و اینکه در این آیه ی شریفه از آنها نفی صلاح شده اشعار به وجوب این دو فریضه است؛ و همچنین خداوند در این آیه شریفه این دو فریضه را از ملازمات قیام به واجبات دانسته است «چنآن که از علامات صلاح دانسته» و اگر تنها ایمان به خدا و روز قیامت برای صلاح کافی بود خداوند به این دو (امر به معروف و نهی از منکر) شهادت نمی‌داد، و اینکه در کنار ایمان به خودش و روز قیامت این دو را نیز ذکر کرده، دلیل بر وجوب این دو فریضه است. ۲

۱. زین العابدین، قربانی، تفسیر آیات الاحکام ، ج ۷، ص ۷۴، به نقل از: مجمع البیان، ج ۲، ص ۴۸۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۱۷۵؛ تفسیر فخر رازی، ج ۸، ص ۲۰۰.

۲. الامر بالمعروف و النهی المنکر، مرکز الرساله، ص ۱۷؛ به نقل از: المحجۀ البیضاء، ج ۴، ص ۹۶.

ادله وجوب امربه معروف ونهی ازمنکر ادل ذین یدل م ع وس ال درس م ول ال ن دب د ال م م ـد ادل ـذَیج دم ون ـه م م کم ل وف ب ـاع ن ـدم ه ف ال ل دوراة وایج ن یل یرم م م رم ه ب ـال ع م روف وین ه‌ام ه ع ن ال م ن کروم یح ـل ل م ـ ال دس ی ـات وم یح ـرم م ع غ ـیم اخ ل آئث ویام ع ـن م إص ـرم ه وال غ ـل ل ادل ل ـّک نت ع غ ی یادل ذین آم ن م وا ب ه وع زدم روم ی ون م روم ی وادت م ع وا ال ن ورادل ذ م أن زل م ع ه م م أول ئک م ه م ال م ف ح ل م وس. ۱

ترجمه: همان‌ها که از فرستاده ی «خدا» پیامبر «امی» پیروی می کنند؛ پیامبری که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌یابند؛ آنها را به معروف دستور می‌دهد، و از منکر باز می‌دارد؛ اشیاء پاکیزه را برای آنها حلال می شمرد، و ناپاکی‌ها را تحریم می‌کند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که برآنها بود، از دوش (و گردنشان) بر می‌دارد؛ پس کسانی که به او ایمان آورند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنها را به معروف دستور می‌دهد، و از منکر باز می‌دارد.

اشیاء پاکیزه را برای آنها حلال می‌شمرد، و ناپاکیها را تحریم می‌کند؛ و بارهای سنگین و زنجیره‌هایی را که بر آنها بود، از دوش (و گردنشان) برمیدارد؛ پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند.

آیه ی دیگری که بیانگر وجوب امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد، این آیه شریفه است، این آیه در حقیقت مکمل آیه ی گذشته درباره ی کسانی است که مشمول رحمت واسعه پروردگار هستند، یعنی پس از ذکر صفات سه‌گانه ی تقوا و اداء زکات و ایمان به آیات پرودگار، صفات دیگری به عنوان توضیح برای آنها ذکر می‌کند و آن پیروی از پیامبر (ع)، زیرا ایمان به خدا از ایمان به پیامبر (ع) است و پیروی ازمکتبش جدایی ناپذیر است و همچنین تقوا و زکات بدون پیروی از رهبری او تکمیل نمی‌شود.

۱. سورة اعراف، آیه ۱۵۷.

لذا می‌گوید: «کسانی مشمول این رحمت میشوند که از فرستاده پروردگار پیروی کنند».

سپس برای رسول شش صفت علاوه بر مقام رسالت بیان می‌کند. ۱ که یکی از آن صفات امر به معروف و نهی از منکر است (یام ره ب ال ع روف وین ه اه ع ن ال ن کر). گرچه این ویژگی مربوط به پیامبر (ع) است ولی از اختصاصات النبی نیست، بلکه همانگونه که بر آن حضرت به عنوان پیشوای امت، جهت ساختن جامعه الهی لازم بود مردم را کارهای نیک امر، و از کارهای بد باز دارد، بر پیروان آن حضرت نیز از باب «ل ق د کس ل م ک ف رس م ول ادل م أس ون ة ح ا ن ةن»۲.

نیز واجب خواهد بود که مردم را امر به معروف و نهی از منکر نمایند، چنانچه در آیات دیگر به آنها تکلیف شده و در شریعت مطهره این دوفریضه از فروع دین و از فرائض الهی به شمار آمده است. ۳

(اگر چنانچه این دوفریضه النبی (ع) بود، در آیات دیگر، امت پیامبر به این دو فریضه امر نمیشدند، و حال آن که در (آیات ۱۱۰ و ۱۰۴ سوره آل عمران) تصریح شده است که امر به معروف و نهی از منکر بر امت پیامبر (ع) نیز واجب اند) نتیجه اینکه این آیه بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر همگانی دلالت دارد.

۱. ناصر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۶، صص ۳۹۵–۳۹۶ ۲. سوره احزاب، آیه ۲۱ ۳. زین العابدین، قربانی، آیات الاحکام ، ج ۷، ص ۱۰۸

۷- «ال ل دائ م وس ال ع اب ـدم وس اح ل ام ـدم وس ال اداح م وس ال رداکم ع ـوس ال اداج دوس ال م ـم روس ب ـال ع م روف وال ن دام ه وس ع ـن ال م ن کرواح ل ایم یوس ح ل م دم ودال وب رال م ؤم ن ی» ۱

توبه کنندگان، عبادت کنندگان، سپاس گویان، سیاحت کنندگان، سجده آوران، آمران به معروف، و نهی کنندگان از منکر، و حافظان حدود و مرزهای الهی مؤمنان حقیقیاند، و بشارت ده به (این چنین) مؤمنان.

در این آیه ی شریفه ویژگیهای مومنانی را که جان‌ها و مالهایشان را در طبق اخلاص گذاشته و به خدا تقدیم نموده و خداوند متعال نیز در عوض، بهشت را برایشان مقرر فرموده، بیان کرده است.

خداوند در این آیه نه چیز را مهم شمرده که دو تای آن از واجبات برجسته در اسلام، امر به معروف و نهی از منکر است، طبعاً این دو فریضه جزء اهم واجبات مؤمنان است که موجب چنین امتیازی می‌شود، به خصوص که در برابر دیگر فرائض قرار گرفته است. ۲

و اینکه این دوفریضه الهی (امر به معروف و نهی از منکر) از اوصاف لازم مؤمنان شمرده شده است، اشعار به وجوب این دو فریضه دارد.

۸- آیه ی دیگری که مفسران و دانشمندان از آن وجوب امر به معروف و نهی از منکر را استفاده کرده‌اند آیه «خ ذال ع ف و وأم م رب ال م ع رف وأع رض ع ن اج ل اه غ ی» ۳

با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکی دعوت نما و از جاهلان روی بگردان.

۱. سوره توبه، آیه ۱۱۲ ۲. زین العابدین، قربانی، تفسیر آیات الاحکام ، ج ۷، صص ۷۹–۸۰ ۳. سوره اعراف، آیه ۱۹۹

بسیاری از مفسران متذکر شده‌اند که این آیه مشتمل بر اهم مسائل اخلاقی و فضایل نفسانی و عملی است و به قول تفسیر «المنار» از امام صادق (ع): در قرآن آیه‌ای جامع تر از این آیه در مورد مکارم اخلاق وجود ندارد.» ۱

ابن عربی درکتاب «احکام القرآن» ذیل این آیه می‌نویسد: دانشمندان ما گفته اند: این آیه که از سه جمله تشکیل شده، متضمن اصول شریعت که به آنها امر و یا نهی شده می‌باشد، به گونه‌ای که هیچ نیکی نیست مگر آن که آن را آشکار نموده، و هیچ فضیلتی نیست، مگر آن را شرح داده، و هیچ کرامتی نیست، مگر آن که درش را گشوده است و این جملات شامل اسلام در ابعاد سه‌گانه است:

۱- جمله «خذالعفو» متولی بیان برخورد با نرمی، و عدم سخت گیری در اخذ و اعطاء و تکلیف است.

۲- جمله «وامر بالعرف» شامل همه اموری است که به آنها امر و نهی شده، آنها که حکمت شان دانسته شده، و جایگاهشان در شرع مسلم گشته، و دل‌ها آنها را باور کرده است.

۳- جمله «واعرض عن الجاهلین» شامل تحمل در برابر ناملایمات و رفتار غیر انسانی دیگران است که عامل نیل به پیروزیهای فردی و اجتماعی است. ۲

وجه دلالت این آیه مبارکه بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر به دو صورت است:

۱. رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج ۹، ص ۵۳۸ ۲. محمدبن عبدالله معروف به ابن عربی، احکام القرآن، ج ۲، ص ۸۲۶

۱- هرچند خطاب مستقیم به پیامبر (ع) است، لکن از باب اشتراک در تکالیف بر دیگران نیز واجب می‌گردد.

۲- از باب لزوم تأسی به پیامبر (ع) که قرآن آن حضرت را الگو معرفی فرموده: «ل ق د کس ل م ک ف رس م ول ادل م أس ـون ة ح ان ةن»، مسلماً برای شما رسول (ع) سرمشق نیکویی بوده است. ۱

۹ـ و نیز مفسران برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر به این آیه قرآن کریم استدلال کرده‌اند: «وأم م ـر أه غ ـک ب ال ص دل ة واص ـس ب ع غ یه ـال ن س ـرم ل ک رزق ف ـا دح ن ـن م ن رزم ق م ـک وال ع اق ـةم ل غ ل دق و ی» ۲

خانواده خود را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شکیبا باش.

ما از تو روزی نمی خواهیم بلکه به شما روزی می دهیم و فرجام نیکو از آن پرهیزکاران است.

پیامبراکرم (ع) همانگونه که مأموریت دارد همه ی امت اسلامی را مأمور به نماز و دیگر امور نیک معروف نماید، همان سان، مأمور است که خانواده اش را نیز امر به اقامه نماز کند، اگرچه این دستور مربوط به پیامبر است اما به عنوان یک درس و الگو برای آحاد مسلمین نیز هست و لذا می‌بینیم که برخی از صحابه وقتی که برای نماز برمی خواستند، اهل خانه را دعوت به نماز می کردند و این آیه را تلاوت می‌کردند. ۳ بنابراین آیه می‌تواند مانند آیه ی «ق م واأن م راکم وأه غ یم ک ن ـارف ا»۴ دلیل

۱. سوره احزاب، آیه ۲۱. ۲. سوره طه، آیه ۱۳۲. ۳. تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۲۰۸؛ تفسیر طبری، ج ۸، ص ۴۸۰. ۴. سوره تحریم، آیه ۶.

بر وجوب امر به معروف و تکلیف همگانی باشد و نظیر این آیه است: «وک س یرم م م ر أه غ ه م ب ال ص دل ة وال زدک»۱ که مربوط به حضرت اسماعیل است. ۲

۱۰ـ و همچنین برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر استناد به این آیه شریفه شده است:

ا م ب د أق ال ص دل أم ال م ف وان ال م ن ک اص ع ـاأاب ک إد ذل ـک ال م م ۳ «ی ن ةوم رب ع رو ه ع ن ـروب م ص س م ـن ع ـزم م ـور»

پسرم نماز را به پا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن و در برابر مصیبت هایی که به تو می‌رسد، شکیبا باش که این از کارهای مهم است.

چنآن که می‌دانیم، یکی از سوره‌های قرآن به نام لقمان است به خاطر اینکه در این سوره از حکمت دادن خدا به او و موعظه اش نسبت به فرزندش یاد شده، این سوره به نام لقمان نامیده شده است.

«ول ق د آت ن ا م ل ق م اس اح ل کم ـة»۴ ما به لقمان حکمت دادیم.

خداوند در این سوره از قول او نصایح و اندرزهایی را نسبت به فرزندش نقل می‌کند که برخی مربوط به عقاید مانند «یا م ب ـن د ل ش ـرب ب ـادل إس د ال ش ـرب ل م یظ ن ع یین»: ۵

پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک ظلم بزرگی است.

دیگری مربوط به معاد «یا م ب ـن د إدن ـاإس ت ـکم م ث ق ـال ح دة م ـن خ ـردل یل م کن ف ص خ ـرة أوف ال ادم اوات أوف ال رض یرت ب اا دل م إس د ادل ل س یف ن خ ـب ن ۶» و برخی به عبادت مانند «یا م ب ـن د أق ـ

۱. سوره مریم، آیه ۵۵. ۲. زین العابدین، قربانی، تفسیر آیات الاحکام ، ج ۷، صص ۱۱۷–۱۱۸. ۳. سوره لقمان، آیه ۱۷. ۴. سوره لقمان، آیه ۱۲. ۵. سوره لقمان آیه ۱۳ ۶. سوره لقمان آیه ۱۶

ال ص دل ة» بعد از نماز به فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر می پردازد، می فرماید: «وأم م رب ال ع م روف وان ه ع ن ال م ن کر۱» امر به معروف و نهی از منکر کن.

برخی از فقهاء دلالت این آیه را بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر، مبنی بر استصحاب احکام شرایع سابقه مادامی که نسخ آنها مسلم نشده، صحیح دانسته‌اند ولی با توجه به اینکه خداوند، در این سوره به عنوان تعلیم و تربیت امت اسلامی این ماجرا را از حضرت لقمان نقل می‌کند، نشان می دهد که از باب استصحاب که مربوط به موارد مشکوک است، نیست بلکه به عنوان یک اصل مسلم میان همه امم الهی است.

و تردید در دلالت آن بر وجوب، به جهت اینکه مربوط به موعظه لقمان است، صحیح نیست زیرا در نصیحت نیز منافات ندارد که امر بر وجوب باشد.

و نیز بودن بعضی از خطابات در این آیه مانند «و اصبر» برای رجحان و ارشاد، موجب رفع ید از ظاهر باقی اوامر: «أقم، و أمر بالمعروف و آنه عن المنکر» نخواهد بود. ۲

۱۱ـ آیه دیگری که فقهاء و مفسران از آن وجوب امر به معروف و نهی از منکر را استفاده کرده‌اند، این آیه مبارکه است: «ل ـول ین ه ـام ه م ال دردب ـان یوس وال ح ـام رع ـن ق ـول م ای ث وأکغ ه م ال س ح ت ل ئ م ـاکم ن اْص ن م ع ـوس». ۳ چرا دانشمندان نصاری و یهود، آنان را از سخنان

آلوده به گناه و خوردن مال حرام، نهی نمی‌کنند؟ به راستی کار بدی است که انجام می‌دهند.

بعد از آن که خداوند، در آیات پیشین، موارد فراوانی از اعمال قبیحه و اخلاق رذیله و عقاید فاسده ی یهود و نصاری را می شمرد که آنها به خاطر این امور، گرفتار مکافات اعمال گردیده و مغضوب الهی قرار گرفتند، در این آیه عاملان آنها را که مسئولیت هدایت و ارشاد آنان را به عهده داشتند ولی در برابر خلافکاری‌های آنان، سکوت می‌کردند، مورد نکوهش قرار می‌دهد که چرا آنان را از گفتار و رفتار و افکار زشت و حرامشان باز نداشته و سکوت می‌کنند؟ گرچه همه افراد جامعه یهودی و نصرانی وظیفه نهی از منکر داشتند ولی ذکر علماء آنان (ربانیون و احبار) به این جهت است که وظیفه علماء به خاطر آگاهی بیشترشان از دین، و گوش شنوایی داشتن مردم از آنها، سنگین تر است.

۱- سوره لقمان آیه ۱۲ ۲ سید محسن، خرازی، الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، ص ۱۸ ۳ سوره مائده، آیه ۶۳.

و لذا طبق نظر بسیاری از مفسران قرآن در این آیه مورد بحث، در مورد تقبیح عمل علماء، جمله «یصنعون» را که دلالت بر انجام کار از روی مهارت و آگاهی دارد، به کار برده ولی در مورد تقبیح عمل توده مردم جمله «یعلمون» را که دلالت بر انجام عمل به طور مطلق دارد، آورده است. ۱

و بدین جهت است که از ابن‌عباس نقل شده که گفته است: «م ـاف ال ق ـرآس آیةأش ـد وب یخ اف م ن ه ـذی ال یة»: در قرآن، آیه‌ای از لحاظ شدت توبیخ، همانند این آیه وجود ندارد. ۲ ممکن است اشکال شود که این آیه مربوط به اهل کتاب (یهود و نصاری است از این رو استدلال از آن برای وجوب نهی از منکر در اسلام صحیح نیست ؟) در جواب باید گفت، با توجه به اینکه احکام شرایع سابقه تا زمانی که نسخ نشده در حق ما ثابت است، لذا ما می‌توانیم به این آیه استدلال کنیم، به خصوص در آیات بسیاری و از جمله در روایات به این آیه استدلال شده، بعلاوه چنانچه از

۱. رشید رضا، محمد، المنار، ج ۶، ص ۴۵۱؛ تفسیر صافی، ج ۱، ص ۴۵۴؛ تبیان محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، ج ۳، ص ۵۶۶. ۲. تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۹۳.

لحن آیات و روایات فهمیده می‌شود، که اصل امر به معروف و نهی از منکر در همه ادیان الهی به عنوان عامل قوام و سرپا ماندن آیین الهی شناخته شده و نسخ در آنها راه ندارد. ۱

وجه دلالت این آیه ی شریفه بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر از دو جهت می‌باشد:

۱. در این آیه «لولای تحضیضیه» به کار رفته که برای سرزنش شدید استعمال می شود و این توبیخ شدید اهل کتاب دلالت دارد بر اینکه به خاطرکار واجبی توبیخ شده‌اند.

۲. تعبیر «لبس ما کانو یصنعون» آمده است که دلالت دارد بر اینکه ترک این دو فریضه زشت و ناپسند است و این را نیز می‌فهماند که ترک کار واجب زشت است نه کار غیر واجب.

ب ـ روایات

روایات امامیه

دومین دلیل وجوب امر به معروف و نهی از منکر سـنت و روایات امامان ۸۹ معصوم (ع) است، روایاتی که دلالت بر وجوب و اهمیت این موضوع (امر به معروف و نهی از منکر) دارند، بیش از اندازه معمول و فوق متواتر است.

شیخ حر عاملی ۲ حدود هشتاد باب درباره این تکلیف ضروری و آنچه که مربوط به آن است آورده است، و مقدار روایاتی که در این ابواب آمده است به هفتصد روایت

۱. قربانی، فریضه امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و سنت ، صص ۱۲۵–۱۳۰ ۲. محمدبن حسن، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ، صص ۹۳–۹۸.

می‌رسد، و این فوق حد تواتر است، بنابراین اصل ضروری بودن حکم از نظر فقهی جایی برای بحث در اثبات آن نمی‌گذارد. ۱

به اختصار از باب نمونه چند روایت ذکر می‌شود:

۱. در روایتی از امام صادق (ع) صریحاً آمده است: «ال م رب ال ع روف وال ن ه ی ع ـن ال ن کرو اج اس ع م ن ام کن ذل ک وط یخ ف ع ن راه ول ع اص ح اب ه»۲: امر به معروف و نهی از منکر هر دو واجب هستند بر کسی که توان و امکانش را دارد و خطری جان او و اصحابش را تهدید نمی‌کند.

۲. پیامبر گرامی اسلام (ع) می‌فرماید: «اس ال ع زوج ل ل یـ ه ض ال ـوم ن ال ض ـع یف ال ـذیل دین ل ه، یق یل ل ه :وم اال وم ن ال ذیل دین ل ه؟ ق ال :ال ذی ل ین ه ی ع ن ال ن کر»۳ به درستی که خداوند مؤمن ضعیف و بی‌دین را دشمن می‌دارد.

سؤال شد یا رسول الله مؤمن بی‌دین کدام است؟ فرمود: کسی که نهی از منکر نمی‌کند.

از این روایت پیداست که نهی از منکر واجب است و الا برای ترک امر مستحبی کسی کافر و بی‌دین نمی‌شود.

۳. امیر المومنین علی (ع) فرمود: «ق ـوام ال ش ـریع ه ال م ـر ب ـال ع روف و ال ن ه ـی ع ـن ال ن کر واق ام ـة اح ل ـدود»۴ برپایی و استواری دین (در سایه) امر به معروف و نهی از منکر و بر پا داشتن حدود الهی است.

۱. محمد تقی، جعفری، رسائل فقهی، ج ۱، صص ۲۳۴–۲۳۵. ۲. محمدبن حسن، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۹. ۳. محمد، کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۵۹. ۴. محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، شیخ صدوق، عقاب الاعمال، ص ۳۰۴؛ محمدبن حسن، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۹.

۴. کان رسول الله (ع) یقول: «اذات کت ام ت ال م رب ام ع روف وال ن ه ی ع ن ال ن کریغ ل اذس ب ق اع م ن ال ج ل اس ه». ۱ پیوسته رسول خدا (ع) می‌فرمود: زمانی که امت من امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند، در حقیقت با خدا اعلان جنگ نموده‌اند.

۵. م ـن کل م اح ل ای ب ـن ع ص ـغ وت ال ع غ یه م ـاف ال م ـرب ـال ع روف وال ن ه ـی ع ـن ال ن کرویروی ع ـن ام ب ال وم ن ی (ع) اع ل ـب واایاال ن ـام س ب ـاوع ـ ال م ب ـه اول یا یم م ـن س ـو ل ائه ع ال ح ـارإذیق ـول م ل ـول ین ه ـام ه م ال رب ان یوس وال ح ام رع ن ق ول م ای ث وق ال م ل ع ن ال ذین کف روام ن ب ن أس رائیل إل ق ول ه ل ئ م اک ن یرع غ وس وان ـا ع اب ال م ذل ـک ع غ ـی ل دن ک ن ایروس م ـن ال یغ م ـة ال ـذین ب ـی أم ه ـره م ال م ن کروال ف ااد یل ین ه ـوم ن ع ـن ذل ک رغ ةف ییک ن این ال وس م ن م وره ةم ایح ذروس وال یق ول م یل ت خ م ش واال ن اس واخ ش ـوس وق ـال ال ؤم ن ـوس و ال ؤم ن ات م ب ع ض ه م أول یا م ب ع ض یام روس ب ال ع روف وین ه وس ع ن ال ن کری دأال م ب ال م رب ـال ع روف وال ن ه ـی ع ـن ال ن کریریةف م ن ـه م ل ع غ م ـه ب ادن ـااذاادیت واق یم ـت اس ـل ق ام ت ال ف ـرائض م کغ ه ـاه ین ه ـاوص ـع م ه اوذل ـک أس د ال م ـر ب ال ع روف وال ن ه ی ع ـن ال ن کردع ـا ن إل ای س ـل م م ـا رد ال یاط وم خ ال ف ـة ال یاط وق ام ة ال ـ وال ه ن ـائ و اخ ذال ص دق ات م ن م واض ع ه اووض ع ه اف ح ق ه ا. ۲

ترجمه: (درباره امر به معروف و نهی از منکر که از امیر المؤمنین (ع) نیز این حدیث نقل شده است):

ای مردم! از آنچه خدا دوستداران خود را بدان پند داده، پند گیرید مانند بدگویی او از دانشمندان یهود آنجا که فرماید: «چرا علمای ربانی و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه آلود باز نمی‌دارند؟»۳ همانا، خداوند آنان را مورد نکوهش قرار داده به خاطر اینکه در میان ستمکاران بودند و اعمال زشت و فاسد آنان را مشاهده می

۱. محمد بن تمیمی، آمدی، غرر الحکم، ج ۴، ص ۵۱۸. ۲. ابومحمد، حرانی، تحف العقول، ترجه جنتی، ص ۳۷۳؛ تحف العقول، ترجمه جعفری، ص ۲۱۸. ۳. سوره مائده، آیه ۷۸–۷۹.

کردند ولی به طمع آنچه که داشتند و از بیم این که در محذور واقع شوند آنان را از آن اعمال نهی نمی‌کردند با اینکه خدا می‌فرماید: «و از مردم نترسید و از من بترسید»۱ و خدا می‌فرماید: «مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند، که به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کارهای ناپسند باز می دارند»۲ و فرماید: «از میان فرزندان اسرائیل، آنان که کفر ورزیدند، مورد لعنت قرار گرفتند...

چه بد بود آنچه می‌کردند.»۳ خدا به امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک فریضه از جانب خود آغاز سخن کرده چرا که می‌دانست اگر این فریضه به اجرا در آید و بر پا گردد، واجبات دیگر از هموار و دشوار بر پا گردند؛ این به خاطر آن است که امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است همراه با رد مظالم و مخالفت با ظالم و تقسیم بیت المال و غنائم جنگی و گرفتن صدقات (زکات) از محل خود و صرف آن در مورد خود می‌باشد. ۴

پس امر به معروف و نهی از منکر واجب شده به دلیل اینکه این دو فریضه دعوت به اسلام است همراه با رد مظالم و مخالفت با ظالم و اداء حقوق.

۱. ششمین روایتی که بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلالت میکند، روایتی است از امام صادق (ع) که میفرماید: اس ال ت ـارک وت ع ـال أع س ـی م ح م ـداف (ع) ش ـرائا ن واب راه ی وم وس وع یی ال ل وح ید وال خ ل وخ غ ا ال ن دادوال ظ س ری واح ل ن یف یه ال ام ح ة ل ره ان یه و ل س یاح ة اح ل د یی ال س ی ات وح رم ییه ـاال خ ث ث ـات ووض ـا ع ـن م إص ـره وال غ ـل ل ال ـت ک ن ـت ع غ ـی یع ـرف

۱. سوره مائده، آیه ۶۳. ۲. سوره توبه، آیه ۷۱. ۳. سوره مائده، آیه ۷۹–۷۸ ۴. ابو محمد، حرانی، تحف العقول، ترجمه حسن‌زاده، ص ۴۱۳.

یض غ ه م ب ذل ک ث آیت ض ع غ یه ـاییه ال ص ـل ة وال ـزک ة وال ص ـیام وال ج ـ وال م ـرب ـال ع روف وال ن ده ـی ع ـن ال ن کرو اح ل ـل ل واح ل ـرام وال واریث واح ل ـدود وال ف ـرائض واج ل ه ـاد ف س ــ یل ال وزادم ی ال وض ـو ویض دغ ه م ب راح ت ـه ال کل اب وب خ وات ی س ورة ال ق رة وال ف ص دل واح ل د ل ه م ال م ه ن وال ون ری ب ال رع ـب وج ع ـل ل ـه م ال رض م س ج ـداف ف ۱ وط ه وراوارس غ ه م کیه ف ال ال ب یض وال س ودواج ل ن وال ن و...

ترجمه: امام صادق (ع): خدای متعال به محمد (ع)، شریعتهای نوح و ابراهیم و موسی و عیسی (ع) را بخشید: یکتاپرستی و اخلاص و از بین بردن شرک و آیین فطری آسانگیر، که نه رهبانیت است و نه سیاحت (بیابانگردی صوفیانه)، بلکه در این دین پاکیزه‌ها را حلال کرد و پلیدها را حرام، و بار و زنجیرهایی که بر دوش مردمان بود برداشت، سپس نماز و زکات و روزه و حج و امر به معروف و نهی از منکر و رعایت حلال و حرام و میراث و حدود فرایض و جهاد در راه خدا (و برای جهانگیرشدن دین خدا) را واجب کرد.

و بر آن وضو را افزود، و با سوره ی حمد، و آیات آخر سوره بقره، و سوره های مفصل به او فضیلت داده و غنائم جنگی را بر او حلال کرد، و با انداختن ترس در دل دشمنان به او نصرت بخشید، و زمین را برای او مسجد و پاک قرار داد، و او را بر همه آفریدگان، از سیاه و سفید آدمی و پری، به پیمبری مبعوث کرد. ۲

در این روایت امر به معروف و نهی از منکر را در کنار سایر واجبات مثل نماز و زکات و روزه و حج و رعایت حلال و حرام و حدود و جهاد در راه خدا آورده که دلالت بر وجوب این دو فریضه دارد.

۱. الکافی، ج ۲، ص ۱۷ ۲. الحیاه با ترجمه احمد آرام، ج ۲، ص ۶۴۷

۲. روایت دیگری که بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلالت میکند از پیامبر (ع) می‌باشد: قال رسول الله (ع) ج ا ن ج ب ئیل م ویق ـال ل یاادم ال س ـل م م ع ش ـرم ی اس ـه م و ق دخ اب م ن ل س ه ل ه م ییه ااول اش ه ادیم اس ل ال ه ال ال م وه ی ال کغ م ه م وال ث ان یه م ال ص ـل ی وه ـی ال س ه ـم روال ث ال ث ـه م ال زک ی وه ی ال ظ س ری وال راب ع ه م ال ص وم م وه ـی اج ل ن ـه م وال خ ام اه م ال ج ـ وه ـی ال ش ـریع ه وال اادس ـه اج ل ه ـادم وه ـوال ع ـزم و ال ااب ع ه ال م م رب ال ع روف وه وال ویا وال ث ام ن ه ال ن ه یم ع ن ال ن کروه ـو ال ج ج ـه وال ل اس ـع ه اج ل م اع ـه م وه ـی ال ل ف ـه م و ال ع اش ری ال س اع ه م وه ی ال ع ص م ه م ق ال ح یب ج ب ئیل م اس د م ث ل ه ذاال دین کم ث ل ش ج ری ث اب ل ه ال یاس اص ـغ م ه اوال ص ـل م ی ع روق ه اوال زک ی م اوه اوال ص وم م س ع ف ه اوح ان م ال خ غ ق ورق ه اوال کف ع ـن ااارم م ره ـایل ت کم ـل م ش ج ـرن ی ال ب ال ث دم رکذل ک ال یاس م ل یکم ل م ال ب ال کف ع ن ااارم. ۱

رسول خدا (ع) فرمود: جبرئیل پیش من آمد و گفت: اسلام ده سهم هست و کسی که سهمی در این سهم‌ها ندارد ضرر کرده است، اولین این سهمها شهادت به این است که خدایی جز خدای یگانه نیست و این شهادت دادن کلمه است و دومی نماز، که به معنای پاکی است و سومی زکات، که فطره است و چهارمی روزه، که بهشت است و پنجمی حج، که شریعت است و ششمی جهاد که به معنای عزت است و هفتمی امر به معروف، که به معنای وفاء میباشد و هشتمی ۹۴ نهی از منکر، که به معنای حجت است و نهمی جماعت که به معنای الفت و دوستی است و دهمین سهم، اطاعت است که معنای عصمت می‌باشد.

دوست من جبرئیل گفت بدرستی که مثل این دین مانند درخت ثابتی است که ایمان ریشه ی این درخت است و نماز ساقه‌های آن و زکات آب آن درخت و روزه شاخه آن و حسن خلق برگ آن و خودداری از محارم ثمر آن درخت است بنابراین درخت

۱. جعفربن الحسن، محقق حلی، علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۹۴

کامل نمی‌شود مگر بواسطه ی ثمردادن همچنآن که ایمان هم بواسطه ی خودداری از محارم کامل می‌شود.

نحوه ی استدلال به این روایت: علاوه بر اینکه امر به معروف و نهی از منکر را بعد از توحید و نماز و زکات و روزه و حج و جهاد آورده، در آخر روایت می‌فرماید: ایمان تنها بواسطه ی خودداری (بازداشتن) از محارم کامل میشود که وجوب نهی از منکر را می‌رساند.

۳. روایت دیگری که بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلالت میکند، روایتی است از امام صادق (ع): ق ال ل ق ین اب ع ـدال (ع) ف ب ع ـض ط ـرق ال دین ـه ل ـیل ف یق ـال ل یا ح ارث م یق غ ت م ن ع یق ـال ام ـال ـیح م غ ن د ذن ب م س ـف ه ائم ک ع ع غ م ـائک ث د م ض ـی ق ـال ث ات ل ـه یاس ـل اذن ت م ع غ یه یق غ ت م ج ع غ ت م یداک ط ق غ ت ل یح م غ ن د ذن ب م س ف ه ائک ع ع غ م ائک یق ددخ غ ن م ن ذل ک ام ن رع یین یق ـال ل ن ع م این ع ک اذاب غ ه ک ع ن ال رج ل م ن ک م ات کره وم ن ه م ایدخ ل م ب ـه ع غ ین ـاال ذی وال ع یب م ع ن ـدال ن ـاس اس ت اوی یل ون وی وت ع یوی واق ول وا ل ه ق ول ب غ یه ایق غ ت م ل ه اذال یق ل م ن اول یس یع ن ایق ال یاذایاه ج روم ی ع ن دذل ـک و اج ل وام ج ال ال ه م. ۱

ترجمه: امام صادق (ع) حارث بن مغیره گوید: شبی امام صادق، در یکی از کوچه‌های مدینه مرا دید، گفت ای حارث! گفتم بله؛ گفت: «بارگناهان نادانان شما بر دوش علمای شما است» و رفت.

(حارث) گوید: سپس به نزد او رفتم و اجازه خواستم و گفتم: فدایت شوم، چرا گفتی «بارگناهان نادانان شما بر دوش علمای شماست»؟ این سخن بر من گران آمده است! گفت: «آری! هنگامی که از مردی چیزی ناخوشایند می‌شنوید – یعنی از چیزهایی که مایه آزار ما و عیبجویی مردمان می‌شود- چه مانعی دارد که نزد او بروید و او را سرزنش و موعظه کنید و با او به اندازه ی لازم سخن بگویید؟».

۱. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار ج ۲، ص ۲۲، حدیث ۶۳

گفتم: در این صورت از ما نمیپذیرد و اطاعت نمی‌کند. ۱

گفت: «در آن صورت او را رها کنید و از همنشینی با او دوری ورزید!» این روایت دلالت می‌کند بر اینکه بارگناهان نادانان شیعه بر دوش علمای آنهاست، پس به خاطر محافظت از آبروی ائمه  نهی از منکر بر علمای شیعه واجب است.

روایات اهل سنت

۱- روی الامام مسلم فی صحیحه باسناده عن ابی سعید الخدری، قال: ف سمعت رسول الله (ع) یقول: (م ن رای م ن ک م ن کرایغ م یه ـب یم ب ین، یاس ط یس ـل س ای غ اان ه، یإس ط یس ل س ای ق غ ه وذل ک اض ع ف م ال یاس) ۲

امام مسلم در صحیح خودش از ابی سعید خدری نقل می‌کند که ایشان گفت: از رسول خدا (ع) شنیدم که فرمود: هر کس از شما منکری را ببیند باید آن را با دست تغییر دهد، سپس اگر قدرت نداشت بواسطه ی زبانش، و اگر با زبان قدرت نداشت، بواسطه ی قلبش آن را تغییر دهد که این ضعیفترین مرحله ی ایمان است.

نحوه ی استدلال: کلمه ی «من» در حدیث شامل همه ی مکلفین از مذکر و مؤنث می‌شود و صیغه «فلیتغیره» فعل مضارع مقترن به لام امر هست، پس این صیغه، صیغه ی امر هست و امر هم فایده ی وجوب می‌دهد.

بنابراین، این روایت دلالت می‌کند بر اینکه امر به معروف و نهی از منکر واجب است.

۱. الحیات با ترجمه احمد آرام، ج ۲، ص ۴۶۱ ۲. مسلم، مختصر صحیح للمنذری، ص ۱۶، ج ۳۴

۲- ورویال م ام م اظ –ف ص ح یح ه –ب اس ن ادی ع ـن ع ـدال ب ـن م اع وداس رس ـول ال (ع) ق ـال: م ـام ـن ن ـب ب ع ث ه م ال ف م أدم ه ق غ ی، ال ک س ل ه م ن ام ل ه ح واریس واص ح اب، یاخ ذوس ب س ن ل ه ویق ل ـدوس ب ـام ری، ث د ان ـات خ غ ـف م ـن ب ع ـده خ غ ـوف ن یق ول ـوس م م ـال یرع غ ـوس، ویرع غ ـوس م ـال یم روس، یم ـم ج اه ـده ب ین یه ـو م ـوم ن، وم ـن ج اه ده ب غ اان ه یه وم وم ن وم ن ج اه ده ب ق غ ه یه وم وم ن ول ی ورا ذل ک م ن ال یاس ح ةخ رد. ۱

امام مسلم در صحیح خودش از عبدالله بن مسعود نقل می‌کند که رسول خدا (ع) فرمود: خداوند متعال هیچ پیامبری را در امت قبلی مبعوث نکرد مگر اینکه برای او حواریون و اصحابی قرار داد که به سنتش عمل می‌کردند و به فرمان او اقتدا می‌کردند، سپس آنها بعد از خودشان جانشینانی را به جا می‌گذاشتند که چیزی را می‌گفتند در صورتی که خودشان آن را انجام نمی‌دادند و چیزی را که به آن امر نمی‌شدند انجام می‌دادند، پس کسی که با آنها بواسطه دست یا زبان و یا قلب جهاد کند، مؤمن هست و کسی که در مقابل این منکرات مقاومت نکند به اندازه دانه ی خردل ایمان ندارد.

نحوه استدلال: طرف دیگر حدیث دلالت دارد بر اینکه کسی که منکر را قبول کند، و مقابل آن مقاومت نکند، و با اهل منکر بواسطه ی دست یا زبان و یا قلب جهاد نکند، به تحقیق خودش ر از دائره ایمان خارج کرده است.

۳- و روی الترمذی رحمه الله باسناده عن ابن‌عباس قال: قال رسول الله (ع): لیس منا من لم یرحم صغیرنا، و یوقر کبیرنا، و یامر بالمعروف و ینه عن المنکر ۲

ترمذی به اسناد خودش از ابن‌عباس روایت می‌کند که رسول خدا (ع) فرمود: (از ما نیست کسی که به صغیر ما رحم نکند، و بزرگ ما را احترام نکند، و

۱. مسلم، مختصر صحیح، ص ۱۶، ج ۳۵ ۲. ترمذی، سنن الترمذی، ج ۴، ص ۳۲۲، ح ۱۹۲۱

همچنین امر به معروف و نهی از منکر نکند. بعضی از اهل علم می‌گویند: معنی قول پیامبر «لیس منا» یعنی «لیس من سنتنا»، از سنت ما نیست.

علی بن مدینی می‌گوید: یحیی بن سعید گفت: سفیان ثوری منکر این تفسیر «لیس منا» است و می‌گوید: منظور از (لیس منا)، «لیس من ملتنا» هست. ۱

یعنی از دین ما نیست کسی که امر به معروف ونهی از منکر نکند که دلالت بر وجوب این دو فریضه الهی دارد.

۴- و روی مسلم فی صحیحه عن جریر قال: (ب ایع ت م رس ول ال (ع) ع اق ام ة ال ص ل ة و ایا ال زک ة وال ن ص ح ل کل م اظ) ۲

مسلم در صحیح خودش از جریر نقل می‌کند که ایشان گفت: بارسول خدا (ع) بر اقامه ی نماز و پرداخت زکات و نصیحت کردن هر مسلمانی بیعت بستم.

پس بیعت، عقد و عهدی است که وفاء به آن واجب است، و اخلال به این عهد حرام است، چون خدای متعال در سوره فتح آیه ۱۰ می‌فرماید: کسی که پیمان بشکند بر علیه خودش پیمان شکسته است.

نحوه ی استدلال: با توجه به اینکه بیعت عهدی است که وفاء به آن واجب است، در این روایت جریر با پیامبر خدا (ع) بر نصیحت هر مسلمانی عهد بسته، و مفهوم نصیحت در دین ما اراده کردن خیر برای (منصوح له) کسی که نصیحت شده است و در مقدمه نصیحت امر به معروف و نهی از منکر است، و امر به معروف و نهی از منکر هم نصیحت محض می‌باشد.

۱. ترمذی، سنن الترمذی، ج ۴، ص ۳۲۲ ۲. مسلم، مختصر صحیح، ح ۱۲۱۰

۵- و روی الاامام البخاری و مسلم و احمد بن حنبل وأبوداوود عن ابی سعید الخدری قال: قال رسول الله (ع): «ایاکوا ج ل غ وس ع ال س رق ات». -ق ال وایارس ول ال م ال ن اب دد م ن م ج ال ان ا، ن ت ح دث یی. -ق ال رس ول ال (ع):یإذاأب یت إل ال غ، یرع س وال س ریق ح ق ه. -ق ال وا:وم اح ق ه؟ - ق ال :غ ض ال ص ر، وکف ال ذی، ورد ال ال م، وال م رب ال ع روف وال ن ه ی ع ن ال ن کر. ۱

امام بخاری و مسلم و احمد بن حنبل و ابوداود از ابی سعید خدری روایت می‌کنند:

رسول خدا (ع) فرمود: از نشستن در راه‌ها بپرهیزید.

- گفتند ای رسول خدا از نشستن در راه‌ها و سخن گفتن با یکدیگر ناچاریم.

- رسول خدا (ع) فرمودند: زمانی که در راهی نشستید، حق راه را بپردازید.

- گفتند: حق طریق چیست؟

- فرمودند: چشم بستن از حرام الهی و خودداری از اذیت کردن مردم، و جواب سلام دادن و امر به معروف و نهی از منکر کردن، حق راه است.

نحوه استدلال: در این حدیث نبوی امر به معروف و نهی از منکر به عنوان حق برای اهل طریق معتبر دانسته شده، و حق همانطوری که معلوم است اداء آن به سوی مستحقش واجب است.

و نیز در این روایت امر به معروف و نهی از منکر را تأکید می‌کند.

۱. مسلم، صحیح مسلم بشرح نووی، ج ۱۴، صص ۱۴۱–۱۴۲؛ مسلم، مختصر صحیح، ح ۱۴۱۹

اجماع

سومین دلیلی که بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلالت می‌کند، اجماع هست.

فقهاء و علماء برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر اجماع دارند، و اجماع به هر دو قسمش (محصل و منقول) محقق و ثابت است.

چون اولاً خود مسئله امر به معروف و نهی از منکر از مسائل مهم اجتماعی است.

و در ثانی درباره ی وجوب امر به معروف و نهی از منکر علماء هیچ اختلافی ندارند، همه اجماع دارند که این دو فریضه واجب هستند، اگر اختلافی دارند، در واجب کفائی بودن یا عینی بودن یادر واجب عقلی بودن آن دو اختلاف دارند.

لذا صاحب شرایع می‌فرماید: «ال م رب ال ع روف وال ن ه ی ع ن ال ن کرواج اس اج اع اف» ۱

و صاحب جواهر در شرح شرایع الاسلام هم قول صاحب شرایع را تأیید نموده و می‌فرماید:

علاوه بر قرآن و سنت ، اجماع هم یکی از ادله ی وجوب امر به معروف و نهی از منکر هست. ۲

این قول را ابن ادریس به همه (یعنی جمهور متکلمین از فقهاء) نسبت داده است. ۳

۱. جعفربن الحسن، محقق حلی، شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۲۵۸ ۲. محمد حسن، نجفی، جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۳۵۸ ۳. محمد بن ادریس، حلی، سرایر، ج ۲، صص ۲۱–۲۲

و سید مرتضی علم الهدی، محقق حلی، ابوصلاح حلبی، خواجه نصیرالدین طوسی، محقق کرکی، و ... هم در کتابهای فقهیشان وجوب این دو فریضه ی الهی رااجماعی دانسته‌اند. ۱

و در اکثر کتب فقهی جمله ی (ل خ ل ف ف وج وب ا) آمده است.

البته چنین اجماعی مدرکی است، بنابراین به عنوان دلیل مستقل کنار ادله دیگر نمی‌تواند قرار گیرد، بلکه مؤید آنهاست.

عقل

چهارمین دلیلی که برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر فقها اقامه کرده‌اند، دلیل عقل است.

(البته عقل غیرمشوب به تعبیر شیخ انصاری عقل فطری خالی از «شوائب اوهام») اما اگر عقل به اوهام شیطان مشوب شد، اعتبار خود را از دست می‌دهد. ۲

فقهایی که معتقدند به وجوب عقلی امر به معروف و نهی از منکر، می‌گویند:

«عقل بر اساس قاعده ی لطف – قاعده ی لطف در علم کلام و فلسفه عبارت است از آن که خدای حکیم، بشر را به حال خود وانمیگذارد، بلکه آنچه را که موجب تقرب بیشتر به خدا و اطاعت از فرمان خداوند می‌شود و همچنین آنچه که موجب دوری بیشتر از خدامیشود، از راه عقل و نقل به بشر ابلاغ کند. - ۳

۱. حسین، نوری همدانی، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۹۳ ۲. عبدالله، جوادی آملی،انتظار بشر از دین، ص ۱۰۲؛ به نقل از فوائد الاصول شیخ اعظم انصاری، ج ۱، ص ۱۴۰ ۳. حسن بن یوسف بن مطهر، حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تحقیق حسن‌زاده آملی، ص ۲۲۴

به طور مستقل حکم می‌کند که امر به معروف و نهی از منکر واجب و لازم است، زیرابا اعمال این دو فریضه مردم به انجام اطاعت نزدیکتر و از معصیت دورتر می‌شوند و عقل در این حکم استدلال دارد و حکم می‌کند بر اینکه امر به نیکیها و نهی از بدیها واجب و لازم است، پس وجوب این دو فریضه (عقلی) است.

یعنی خداوند از روی قاعده لطف در وجود انسان نیرویی به نام عقل قرار داده است و همان عقل حکم می‌کند که انسانها باید یکدیگر را به انجام نیکیها و اجتناب از بدیها وادار و الزام نمایند.

معتقدین به وجوب شرعی، در پاسخ به معتقدین به وجوب عقلی گفته‌اند: اگر امر به معروف و نهی از منکر واجب عقلی بود، می‌بایست تمام نیکی‌ها به طور اجبار از طرف خدای متعال تحقق یابد و تمام بدی‌ها نابود شود، و نظر به اینکه چنین نیست پس این دو فریضه وجوب عقلی ندارند؛ این دلیل دوم ابهام دارد و برخی مناقشه کرده‌اند که نیاز به تبیین و توضیح دارد، برای روشن کردن این بحث توضیح بیشتری داده می‌شود.

(توضیح مطلب) امر به معروف یعنی سوق دادن انسان بر انجام کارهای نیک، چنانچه نهیاز منکر یعنی منع کردن او از کارهای بد، و اگر این دو بر اساس «قاعده ی لطف» واجب عقلی باشند بر خدای متعال نیز واجب می‌شود، زیرا هر واجب عقلی بر هر کسی که دلیل وجوب با او تطبیق می‌کند واجب است و اگر این دو فریضه بر خداوند نیز واجب باشند، در این صورت یا خداوند آن را انجام می‌دهد و یا انجام نمی‌دهد، اگر انجام دهد معنایش این است که تمام نیکیها به طور جبر تحقق یابد و تمام بدیها نابود شود.

(زیرا خداوند قدرت آن را دارد که بنده اش را به انجام کارهای نیک و ترک کارهای بد، اجبار نماید) و اگر انجام ندهد، نتیجه اش این است که خداوند چیزی را که بر خودش واجب بوده، ترک کرده است و روشن است که نتیجه هر دو صورت نادرست است، زیرا در مورد اول، ما به روشنی می‌بینیم که نیکیها در همه ابعاد و از همه کس انجام نمی‌شود، بدیها هم که سر جایش محفوظ است و نابود نگردیده است، اما در مورد دوم، خداوند حکیم است پس نباید امر واجب را ترک کند، زیرا ترک آن با حکمت او سازگار نیست.

پاسخ به ایراد مذکور:

مناقشه ی فوق مردود است به دلیل اینکه واجب شرعی همانگونه که در مقایسه با افراد مختلف و شرایط مختلف چند نوع است، بنابراین معنای واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر بر خداوند، این نیست که خداوند انسانها را مجبور به انجام کارهای نیک و ترک کارهای بد سازد، زیرا اجبار کردن خدا، با تکلیف و مسئولیت انسانها منافات دارد، بلکه آنچه بر خدا واجب است، همان ارشاد و راهنمایی و هشدار است که آن را توسط پیامبران و اوصیاء (و عقل انسان) انجام داده است. ۱

علامه محمد تقی جعفری نیز معتقد است: این تکلیف (امر به معروف و نهی از منکر) مانند دیگر اصول اعتقادی هم مستند به استدلال و بلکه متکی به مبانی بدیهی است، زیرا بدون اعتقاد و اجرای این تکلیف با هر شکلی که ممکن است، اصل دین در معرض فنا و زوال قرار می‌گیرد.

۱. حسین، نوری همدانی، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۹۶

بنابراین، ضرورت این تکلیف حیاتی مستند به همه ی دلایل چهارگانه (کتاب و سنت و اجماع و عقل) می‌باشد.

در پاسخ به سؤالی که اگر عقل سلیم به بداهیت ضرورت امر به معروف و نهی از منکر حکم می‌کند، پس چه نیازی به استدلال و شناسایی است؟

علامه جعفری چنین پاسخ گفته است:

بدان جهت که عقاید اسلامی و احکام آن مانند قوانین ضروری طبیعت نیستند که ضمانت شناخت و اجرای خود را در ذات خود داشته باشند، لذا همواره نیاز به عوامل شناسایی و اجرای آنها خارج از ذات انسانها وجود خواهد داشت، این نیاز منافاتی با فطری بودن عقاید و احکام اسلامی ندارد؛ زیرا که فطرت و وجدان ناب اکثریت قریب به اتفاق افراد انسانی به جهت مساعد بودن محیط‌ها و تعلیم و تربیت‌ها و دیگر عوامل سازنده ی شخصیت آنان از فعالیت می‌افتند، لذا جهت وادار کردن فطرت و وجدان برای درک حقیقت و لزوم اجرای آنها، عوامل خارجی ضرورت دارد. ۱

نتیجه:

قول به اینکه امر به معروف و نهی از منکر واجب عقلی است، قول قوی به نظر می‌رسد و دلیلی که بر رد آن ذکر گردیده مردود است.

عالم بزرگ مرحوم شیخ محمد حسن نجفی (معروف به صاحب جواهر) فرموده: امر به معروف و نهی از منکر واجب شرعی است نه عقلی، و بر این قول چنین استدلال می‌کند:

۱. محمدتقی، جعفری، رسائل فقهی، ج ۱، صص ۲۳۱–۲۳۵

«عقل ما به این پایه از وجوب راه نمی‌یابد، به گونه‌ای که ترک آن موجب سرزنش و عذاب الهی باشد.» سپس می‌گوید: «ممکن است گفته شود که عقل، بر رجحان و برتری امر به معروف و نهی از منکر به طور اجمال و خلاصه، دلالت دارد نه به طور مشروح .» ۱

حضرت آیت الله حسین نوری نظر خویش را چنین بیان می‌کند که: «اصل امر به معروف و نهی منکر بر اساس قاعده ی لطف واجب عقلی است ولی حدود و مراحل و مراتب این دو فریضه، از ناحیه شرع مقدس ثابت می‌شود، زیرا روشن است که عقل به آن خصوصیات که در مراتب و مراحل امر به معروف و نهی از منکر است راه نمی‌یابد. ۲

و البته این موضوع اختصاص به این دو فریضه ندارد بلکه ذاتاً بسیاری از واجبات (اگر همه ی آنها را نگوییم) عقلی هستند، مثلاً شکر منعم واجب عقلی است، عقیده ی به معاد و روز رستاخیز و با عقل ثابت می‌شود، اما خصوصیات و ویژگیهای آن، و خصوصیات عالم برزخ را شرع مقدس تعیین و مشخص می‌کند و عقل را به همه ی آنها راهی نیست. ۳

۱. محمد حسن، نجفی، جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۳۵۹ ۲. حسین، نوری همدانی، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۹۷ ۳. همان

فصل سوم: شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر

گفتار اول: شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه فقهای امامیه

بحث بسیار رفته است از این که چه کسانی حق امر به معروف دارند و چه کسانی این حق را ندارند، آیا همه مردم حتی اهل فسق و فجور و اهل منکر نیز حق یا وظیفه دارند که امر به معروف و نهی از منکر کنند؟ یا این کار فقط بر عهده نیکان است.

در داستانها آمده است که وقتی گروهی برای رجم یک زانیه گرد آمده بودند و حضرت عیسی (ع) به آن گروه گفتند: هر کسی که خود دامنش آلوده است کنار برود، کسی برای رجم باقی نماند.

آیا واقعاً مسئله از همین قرار است؟ آیا افراد ناپاک حق نهی از ناپاکی‌ها را ندارند؟

در پاسخ این پرسش اکثریت معتقدند که این وظیفه بر همه ی مؤمین واجب است، اگر کسی خود مرتکب منکر می‌شود در واقع گناه کرده است ولی آن گناه موجب نمی‌شود که وی کار بد دیگری هم مرتکب شود، یعنی نهی از منکر نکند. ۱

همچنین بحث شده است که آیا کسانی که نسبت به امر عالمند و از حیث علمی به درجه اجتهاد رسیده‌اند، حق امر به معروف دارند یا مقلدان نیز می‌توانند امر به معروف کنند؟

نیز آیا اگر کسی امید تأثیر امر دارد باید امر به معروف کند یا نباید پروای تأثیر و عدم تأثیر را داشته باشد و در هر شرایطی مکلف است که به تکلیف خود عمل کند؟

۱ عبدالکریم، سروش، حکمت و معیشت، ج ۱، ص ۲۶۴.

کسانی در اینجا شرط تأثیر را قید کرده‌اند و گفته‌اند که نباید کار عبث کرد.

نیز آیا اگر امر به معروف ضرری را متوجه آمر به معروف یا ناهی از منکر بکند، باز هم انجام این کار بر او واجب است؟

ممکن است نهی از منکر کسی را آن چنان آزرده و آشفته کند که واکنش نامنتظر و زیان آوری از خود نشان دهد، آیا در اینجا نیز امر به معروف و نهی از منکر جایز است؟

آیا خود ضرر مانع نهی از منکر می‌شود؟ آیا قیام مسلحانه علیه حکام جائز و یا سخن درشت در روی آنان گفتن جایز و واجب است یا خیر؟ در تمام این موارد اختلاف رأی وجود دارد و تنوع و غموض مطلب به نحوی است که حدود و ثغور آن را نمی‌توان به نحو ریاضی و به طور کامل معین کرد وی آنچه مهم و اساسی است اینست که امر به معروف و نهی از منکر را نمی‌توان به بهانه‌ای ساده فرو نهاد.

این امر بسیار مهم و سرنوشت ساز است.

در کتاب غرر الحکم از امیر المؤمنین علی (ع) نقل شده است که فرمود: «غ ایة ال دین ال م رب ال ع روف وال ن ه ی ع ـن ال ن کر۱».

لذا چنین امر بسیار پربرکت و سرنوشت سازی را نمی‌توان و نمی‌باید با افزودن قیود بسیار، به امر بی خاصیت یا کم خاصیت تبدیل کرد که فقط در موارد نادر قابل اجرا باشد.

بلکه به عکس به دلیل اهمیت فراوان این امر باید همواره از آن بهانه‌ها، کاست و چنان جامعه‌ای آفرید که امکان اجرای این حکم در آن باشد.

۱- آمدی، غررالحکم و درالکلم، ص ۴۶۹، ح ۲۸

امر به معروف و نهی از منکر ـ مانند دیگر تکالیف و دستورات الهی ـ داری شرایطی است که بدون آن شرایط، واجب نمی‌شود.

این شرایط بر دو قسم است:

۱ـ شرایط عمومی تکلیف: منظور شرایطی است که برای همه تکالیف وجود دارد ـ مانند بلوغ و عقل ـ که اگر کسی فاقد آنها باشد، هیچ حکم تکلیفی لزوماً برعهده او نمی‌باشد.

۲ـ شرایط اختصاصی تکلیف: منظور شرایطی است که برای هر یک از تکالیف به طور جداگانه وجود دارد.

مثلاً برای وجوب حج، علاوه بر شرایط عمومی، داشتن استطاعت نیز شرط است.

(امر به معروف و نهی از منکر) نیز علاوه بر شرایط عام تکالیف، دارای شرایط 

اختصاصی نیز می‌باشد که در کتابهای فقهی بیان شده است.

بسیاری از فقهاء چهار شرط اختصاصی برای این دو فریضه ذکر کرده‌اند: ۱- امر به معروف و نهی از منکر کننده، معروف و منکر را بشناسد.

۲- احتمال بدهد که امر و نهیش تأثیر دارد.

۳- طرف مقابل (علاوه بر آگاهی از گناه) نسبت به انجام گناه یا ترک واجب، قصد استمرار و تکرار داشته باشد.

۴- امر و نهی مفسده (و ضرر جانی، آبرویی و مالی) نداشته باشد.

محقق در شرایع چنین می نویسد: «ول یج ـب ال ن ه ـی ع ـن ال ن کرم ـاط ت کم ـل ش ـرو ال رب ع ه :ال ول :اس یع غ م ه م ن کرل یرم ن م ن ال ه غ ط ف ال یکار. ال ث ان :اس یج وزت رث ب ان کاری، یغ ـوغ غ ـب ع م ن ـه اوع ـظ أن ـه ل یؤث رط یج ـب. ال ث ال ـث :اس یکوس ال ف اع ـل م ص ـراف ع ال س ـل م رار... ال راب ـا:أس ل یکوس ف ال ن کارم ف ادیغ وم ن وج ه ال ض ررال یه أوإل أح دال اغ م ی س ق ط ال وج وب .» ۱

بررسی شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر

الف ـ شرط اول: شناخت معروف و منکر

از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر این است که فرد امر و نهی کننده، معروف و منکر را بشناسد، برخی از فقهاء افزوده اند علت این شرط آن است که هنگام امر و نهی، از اشتباه مصون بماند.

گفت و گویی که احتمالاً از زمان (محقق ثانی) مطرح شده، این است که آیا شناخت معروف و منکر، شرط وجوب این دو فریضه است یا شرط واجب؟ (شرط وجوب) شرطی است که اصل وجوب واجب، متوقف بر آن باشد مانند استطاعت که وجوب حج بر آن توقف دارد.

یکی از ثمرات این دو نوع شرط، آن است که تحصیل و بدست آوردن شرط وجوب، واجب نیست ولی تحصیل شرط واجب، واجب است؛ تحصیل استطاعت برای حج واجب نیست ولی تحصیل طهارت برای نماز واجب است.

اگر شناخت معروف و منکر شرط وجوب باشد، اصل وجوب امر و نهی توقف بر آن خواهد داشت و مادامی که فردی جاهل باشد و معروف و منکر را نشناسد، امر و نهی بر او واجب نخواهد بود و تحصیل این شناخت نیز بر او واجب نیست.

ولی اگر شناخت معروف و منکر، شرط واجب باشد، وجوب امر و نهی توقف بر آن ندارد بلکه انجام این دو متوقف بر آن شرط است.

بنابراین شناخت معروف و منکر به عنوان مقدمه‌ای برای تحقق درست امر و نهی، بر شخص جاهل واجب است.

۱ جعفربن الحسن، محقق حلی، شرایع السلام، ج ۱، ص ۳۴۲.

به هر حال بزرگانی مانند (صاحب جواهر) شناخت معروف و منکر را شرط وجوب می‌دانند و از علامۀ حلی نقل می کند که فقهاء در این باره اختلافی ندارند.

اما (محقق ثانی) و (شهید ثانی) و گروهی از علمای معاصر نیز شناخت معروف و منکر را شرط واجب می‌دانند. ۱

آیت الله مکارم شیرازی در کلاس درس ۸۴/۲/۷ فرمودند: به نظر ما بعید نیست که علم به معروف و منکر شرط واجب برای امر به معروف و نهی از منکر باشد نه شرط وجوب آن.

راه‌های شناخت معروف و منکر

راه‌هایی برای شناخت معروف و منکر وجود دارد، مجموعاً سه راه دانشمندان معرفی کرده‌اند. ۲

۱. فطرت

۲. عقل

۳. دین

اینک به توضیح مختصری پیرامون این سه راه می‌پردازیم:

۱ محمدحسن، نجفی، ج ۱، ص ۳۶۶. ۲ محمد اسحاق مسعودی، پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر، ص ۱۵

فطرت

فطرت پایه درونی دین است زیرا دین بر چهارپایه استوار است: دوپایه ی درونی (یعنی عقل و فطرت) و دوپایه بیرونی (یعنی قرآن و عترت). ۱ و فطرت خمیر مایه و شالوده فکر آدمی است، که عقل آن را روشنی فزونتر و شعاع بیشتری می‌بخشد.

و شرع نیز راهنما و چراغ عقل انسانهاست، شریعت، میزان و مفتاح و مصباح عقل و فطرت است.

سرشت و خلقت انسانها به گونه‌ای است که ذاتاً طالب معنویات و جویای کمالات هستند از پستی‌ها و زشتی‌ها متنفر می‌باشند، بنابراین آنچه که فطرت سلیم انسانی، خوب و کمال و زیبائی می داند ازنظر فطرت «معروف» و آنچه را که از آن نفرت دارد و گریزان است می‌توان منکر فطری نام نهاد. ۲

در قرآن مجید آیات متعددی درباره فطرت آمده است، از جمله «یرق وج ه ـک ل ـدین ح ن یف ف ایس رة ادل ادل ل ّیس رال ن داس ع غ یه ا...»۳ به سوی آئین خالص (یا پایدار و ریشه دار) روی بیاور، این (روی آوردن به دین و آیین الهی) فطرتی است که خداوند، انسانها را بر اساس آن آفریده است.

(و این خواسته را در سرشت آنان نهاده است ) حضرت امام خمینی: ذیل حدیث زراره که می گوید: از امام صادق (ع) از این کلام خداوند سؤال کردم: «یس رةال ال ت یس رال ن اس ع غ یه ا»۴ امام فرمود: «یس ره ج یع اع ال ل وح ید».

۱ عبدالله، جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص ۲۱۱. ۲ محمد اسحاق مسعودی، پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر، ص ۱۷. ۳ سوره روم، آیه ۳۰. ۴- سوره روم، آیه ۳۰

می‌فرمایند:... و باید دانست که گرچه در این حدیث شریف و بعضی از احادیث دیگر، فطرت را به توحید تفسر فرمودند.

ولی این از قبیل بیان مصداق است ...

و در صحیحه ی عبدالله بن سنان (فطرت) تفسیر به اسلام شده و در حسنه ی زراره تفسیر به معرفت شده و در حدیث معروف: کل مولود علی الفطرة در مقابل تهودو تنصر و تمجس ذکر شده.

و نیز ... ، پس، از این جمله معلوم شد که فطرت اختصاص به توحید ندارد.

بلکه جمیع معارف حقه از اموری است که حق ـ تعالی شأنه ـ مفطور فرموده بندگان را بر آن .۱ تمام پدران و مادران در طول تاریخ، فرزندان را به کارهایی واداشته و از کارهایی نهی کرده‌اند، بنابراین مسئله ی امر و نهی و تشویق و هشدار، ریشه در درون جان هر انسانی دارد مربوط به زمان و مکان و یا نژاد و منطقه ی خاصی نمی‌شود.

هر مسئله‌ای اینگونه فراگیر باشد، نشان از فطری بودن آن دارد. ۲

مسئله ی هشدار و اخطار یا فریاد در برابر خطرها و انحراف ها، مخصوص انسانها نیست، بلکه در قرآن کریم درباره مورچه (سوره نمل، آیه ۱۸) و هدهد

(همان، آیه ۲۴) نیز آمده است.

بنابراین، فریاد در برابر انحراف و دلسوزی برای دیگران، نه تنها مسئله‌ای فطری برای انسانهاست، بلکه ریشه غریزی در حیوانات دارد؛ لذا اگر گفته شود که انسان بی تفاوت، از حیوان پست‌تر است سخن گزافی نیست، البته مسئولیت همه مردم نسبت به امر به معروف و نهی از منکر یکسان نیست. ۳

۱ روح‌الله الموسوی، امام خمینی، چهل حدیث، ص ۱۵۴. ۲ محسن، قرائتی، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۱۱. ۳ همان، صص ۱۱–۱۲.

عقل

عقل مصباح و چراغ شریعت است و یکی از بالاترین نعمت هایی است که خداوند متعال به انسان ارزانی داشته است، به ودیعه نهادن این گوهر گرانبها، چراغ زندگی، وسیله ی سعادت و خوشبختی، ابزار معرفت و شناخت خداوند و حقایق هستی، و سبب نجات و رستگاری جاودانی، در انسان می‌باشد.

شخصی از امام صادق (ع) می‌پرسد: ما العقل؟ قال (ع): ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان ... ۱

عقل چیست؟ فرمود: چیزی است که به واسطه ی آن خداوند پرستش می شود و بهشت بدست می‌آید.

عقل حجت خداوند بر بندگان است، عقل پیامبر درون است: عن هشام بن الحکم قال: قال لی ابوالحسن موسی بن جعفر (ع): ... إس ل ع ال ن ـاس ت ج ل ـی :ت ج ـة م ـاه رة وت ج ـة ب اط ن ـة، یام ـاال یاه رة یال رس ـل وال ن یا وام ـاال اط ن ـة یال ع ق ول. ۲

هشام بن حکم می‌گوید: امام موسی بن جعفر (ع) به من فرمودند: ای هشام خداوند دو حجت بر مردم دارد؛ حجتی ظاهر و آشکار و حجتی باطن و پنهان، اما حجتی که آشکار است همان پیامبران هستند و حجتی که در باطن است همان عقول است.

آنچه مسلم است این که عقل انسان، قدرت و توانایی درک و تمیز خوبی‌ها و بدی‌های بسیاری را دارد، و دست کم، آنگونه که مشهور است، مستقلات عقیله‌ای وجود دارد، یعنی احکامی که عقل بطور مستقل و بدون انضمام حکم شرعی در مقدمات آن، عرضه می‌دارد، حال خواه معتقد باشیم که عقل حکمی ندارد و حکم او همان ادراک مصالح و مفاسد و خوب و بد است، یا اینکه معتقد باشیم که احکامی دارد.

۱ محمد بن یعقوب، کلینی، اصول کافی، ج ۱، کتاب العقل و الجمل، ح ۳. ۲ همان، حدیث ۱۲.

به هر حال در اموری قدرت تشخیص یا حکم بر حسن و قبح آن امور دارد مانند اینکه: عدالت خوب است، و ستم قبیح و ناپسند است.

عقل سلیم انسانی به طور یقین اموری مانند؛ کمک به افتادگان، دفاع از شرافت و حیثیت، تلاش و کوشش، شکر و سپاسگزاری از نعمت دهنده، مهربانی نسبت به دیگران و ...

را کارهایی خوب (معروف) می شمرد و کارهایی مانند تجاوز به حقوق دیگران، تندی و خشونت ، تنبلی و بیکاری، جهل و بی سوادی، خیانت ، دروغ و ... را بد و منکر می‌داند.

اگر عقل در این حد که گفته شد، نباشد معنا ندارد که حجتی از خدا بر مردم باشد، و معنا ندارد که بواسطه ی وجود عقل، مورد مؤاخذه و بازخواست قرار گیرد.

نکته:

گفته شد که عقل هر انسانی، خوب و بد (معروف و منکر) را به طور کلی و اجمال تشخیص می‌دهد، امکان دارد این پرسش در ذهن پدید آید که معنای این سخن، نسبیت معروف و منکر نسبت به اشخاص، و زمانها و مکانهاست، زیرا برخی افراد، در جایی یا زمانی، چیزی را «خوب» و «معروف» می‌دانند، اما همان چیز نزد برخی دیگر در جایی یا زمانی دیگر، «منکر» و «بد» شمرده می شود و نتیجه این می‌شود که یک چیز نسبت به برخی «معروف» و نسبت به بعضی «منکر» باشد، مثال: «پوشیدن لباس سیاه در عزای عزیزی، نزد مردمی «خوب است

و لازم» و در نزد مردمی دیگر بد است و منکر» و مانند: آزادی دختر و پسر در معاشرت‌ها و. در پاسخ می‌گوییم:

اولاً ـ عقل انسانها، هیچ‌گاه در کلیات احکام خود، با یکدیگر اختلاف ندارند، یعنی وقتی که می‌گوید: «ظلم قبیح است» در این قضیه هیچ‌کس اختلافی ندارد، ظلم نزد همه «بد و منکر» است و همین‌طور است قضیه حسن عدل، این قبیل احکام عقلی، ریشه در عمق جان و فطرت انسانها دارد، حتی وقتی جنایتکاران بین المللی و قدرتمندان جهانی می‌خواهند به مقاصد و اهداف ضد بشری خود نایل آیند، به آن آب و رنگ انسانی می‌دهند و به عنوان «حمایت از حقوق بشر!» و «برطرف کردن ظلم و ستم» وارد میدان می‌شوند.

ثانیاً ـ در مواردی که اختلاف به نظر می‌آید؛ یا پاره‌ای از آنها اموری قرار دادی است که هر جامعه‌ای برای خود نسبت به یک سلسله از امور چیزهایی را وضع می‌کند و مردم و جامعه دیگر، چیزهایی دیگر را وضع می‌کنند، اینکه در مراسم عروسی، یا در مراسم عزاداری باید لباس سیاه پوشید یا سفید، از این قبیل است، آنگاه آن جامعه خویش را پایبند این قرادادها و سنت‌ها می‌نمایند.

که اگر کسی آن را رعایت ننمود می‌گویند کار بدی کرده است، در حقیقت اینها معروف و منکر عرفی هستند نه عقلی، که در اینگونه موارد، اگر دین و شرع از آن نهی نکرده باشد، پایبندی به آن اشکال ندارد و در مواردی لازم است.

و یا از اشتباه در تطبیق و تعیین و مصداق آن، اختلاف پدید می آید، مثلاً در قبح ظلم و بد و منکر بودن آن اتفاق نظر وجود دارد ولی در اینکه آیا زدن یا اعدام کسی که مرتکب قتل یا سرقت و ...

شده است، ظلم به او محسوب می‌شود تا بد باشد یا نه؟ یا اگر نسبت به او ظلم هم باشد، آیا این ظلم خالی از اشکال است یا نه؟

در اینجا ممکن است نظرها مختلف باشد.

اگرچه با مراجعه به عقل، صرف نظر از تأثیر شرایط اجتماعی و محیط بر آن، روشن می‌شود که اعدام یک جنایتکار یا زدن او ظلم محسوب نمی‌شود.

ولی اینکه چه اندازه باید او را زد، یا اینکه جنایتکار به چه کسی می‌گویند، و اعدام کدام جنایتکار درست است و کدام یک مستحق اعدام و کدامیک مستحق حبس یا شلاق یا جریمه است و درجه شرایطی؟ و... این امور از حیطه ی دخالت مستقل عقل خارج است و نیازمندی به دین در این سلسه از امور به خوبی روشن است.

دین

سومین راه شناخت و معیار تشخیص «معروف» و «منکر» و کاملترین و جامع ترین معیارها، دین می‌باشد.

از آنجا که هدف از خلقت انسان، وصول به کمال نهایی است، و از آنجا که عقل به تمام زوایای ابتدا تا انتهای این راه، برای وصول به آن هدف، نمی‌تواند شناختی داشته باشد و اگر هم داشته باشد ناقص و نارسا خواهد بود، لذا پیامبران مبعوث گشتند و راهنمایانی از سوی خداوند و کمال مطلق، فرستاده شدند، تا هم «راه» را نشان دهند، و هم موانع موجود بر سر راه رشد و کمال انسانی را به گونه‌ای کامل، تبیین سازند و هم چگونگی مبارزه با این موانع، و نیز راه خیزش به سمت کمال و جهش به سوی تعالی را روشن نمایند.

موانع راه وصول به کمال مطلق، پستیها و زشتی‌ها و بدی‌ها (منکرات) است، انسان آلوده به آن نمی‌تواند حرکت کند، نمی‌تواند رشد و ترقی و پیشرفت داشته باشد، باید خود را از آن پالایش نموده و پاکیزه سازد.

عوامل سرعت بخش و حرکت آفرین، همان خوبیها و ارزشها و فضیلتهاست، که انسان خواهان کمال باید خود را بدان آراسته گرداند.

و شریعت‌ها، و ادیان، هر یک به مقتضای شرایط زمان خویش، به تبیین «معروف‌ها» و «منکرها» پرداخته‌اند، و مکتب مقدس اسلام که جامع‌ترین و کامل‌ترین آنهاست به گونه‌ای جامع و کامـل، «معروف ها» و «منکرها» را روشن نموده است، که دو منبع مهم و عظیم و اصلی آن عبارت است از: قرآن و سنت معصومین (ع) بهترین راه شناخت معروف و منکر و ضرورت آن بعد از شناخت راه‌ها و قواعد و ضوابط کلی معروف و منکر، لازم است انسان راهی را انتخاب کند که آن راه بهترین و آسانترین راه برای رسیدن به هدف باشد و هم نزدیکترین راه ثابت شود تا اینکه زودتر به مقصد برسد.

علماء و دانشمندان می‌فرمایند: که برای شناخت معروف‌ها و منکرها، یک راه مستقیم از راه‌هایی که قبلاً ذکر شد، داریم و آن بهترین و آسـانترین راه برای بدست آوردن مصادیق معروف و منکر «خوب و بد» مراجعه به شرع مقدس اسلام است که همان عقل خارجی می‌نامند، چنانچه عقل در وجود انسان شرع داخلی است.

بنابراین هر چیزی را که شرع مقدس اسلام ناب محمدی (ع) به آن امر کرده و مردم را به انجام آن، تشویق نموده، آن چیز معروف است و برعکس آن، تشویق نموده، آن چیز معروف است و بر عکس آن منکر است؛ یعنی هر وقت شارع مقدس به چیزی امر کرد و تشویق نمود و از انجام ان اظهار رضایت کرد، آن معروف است و هر چه را نهی کند و از انجام آن اظهار ناراحتی کند، منکر است.

(ضرورت شناخت آن) از جمله ضرورت‌های امر به معروف و نهی از منکر هدایت و صیانت شخص و جامعه از بدی ها و گرایش به نیکی هاست و اینکه ارزشهای اسلامی را بازشناخته و تحولات جهان را با ضوابط دین ارزیابی کنند و بکوشند زندگی جامعه را با آن معیار، تطبیق دهند و شخصیت افراد را بر اساس اسلام بشناسند.

نه آن که سلیقه‌های شخصی را به عنوان دین، معرفی کرده و مردم را به سوی آن فراخوانند و عقده‌ها را به صورت امر به معروف و نهی از منکر دینی، خالی کنند و غرض‌ها را به صورت تکلیف مذهبی، بیان نمایند.

اسلام با این وظیفه ی خطیر می‌خواهد منحرفین را به سوی دین برگرداند تا زندگی خویش را با احکام اسلام تطبیق دهند و نظام عادلانه‌ای در متن جامعه پیاده شود تا اینکه پایداری و حاکمیت دین و ارزشهای انسانی برای جامعه ی اسلامی، زینت بخش باشد.

در موعظه ی حضرت عیسی (ع) چنین آمده است که او فرمود: .... خانه‌ای آتش می‌گیرد، از این خانه به آن خانه سرایت می‌کند تا اینکه خانه‌های بسیاری را می‌سوزاند.

اگر از خانه ی اول آتش را خاموش کنند، دیگر آتش نمی تواند کاری بکند، همین‌طور اگر اولین ستمگر و جنایتکار مکافات شود، جلویش را بگیرند و رسوایش کنند، بعد از او رهبر ستمگری پیدا نخواهد شد که مردم از او پیروی کنند و کسی که بتواند ستمگری را سرزش کند، و نکند چنان است که خود ظلم کرده باشد. ۱

زیرا که امر به معروف و نهی از منکر دو اصلی است که اسلام با این دو اصل می‌خواهد همه ی قشرهای مختلف جامعه را اصلاح کند، به همه مأموریت داده چه پادشاه ستمگر باشد یا وزیر او، چه فرد خاص و شخصیتی عظیم باشد یا فردی معمولی، فرقی نمی‌کند، همه را می‌خواهد اصلاح کند.

هر شخصی موظف است که اول خودش را اصلاح کند، و بعد موظف است که دیگران را هم اصلاح کند تا اینکه تدریجاً جامعه هم اصلاح شود.

لذا امر به معروف و نهی از منکر با دارا بودن شرایط وجوب و با دانستن شیوه های اجرایی آن، بهترین شیوه ی اصلاح جامعه است.

یکی از اهداف بعثت انبیاء هم امر به معروف و نهی از منکر بوده است.

تمام انبیاء از صدر بشر و بشریت؛ یعنی از آن موقعی که حضرت آدم (ع) آمده است تا خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفی (ع) برای این بوده است که جامعه ی بشری را اصلاح کنند و فرد را فدای جامعه می‌کردند، ما فردی بالاتر از ائمه اطهار (ع) نداریم، این افراد خودشان را برای جامعه فدا کردند، زیرا که اسلام با بینش وسیع خود می‌بیند که هر حادثه ی بدی که رخ دهد در جامعه تأثیر می‌گذارد، لذا مردم را در برابر گناهان، مسئول می‌داند تا از توسعه ی آن گناهان جلوگیری کنند، زیرا تظاهر به گناه همچون کسی است که در کشتی نشسته و می خواهد سوراخی در کابین خود ایجاد کند، اگر از آن جلوگیری نشود، سر انجام جان دیگران نیز به خطر می‌افتد.

۱ میرزا حسین، نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۳۵۹، ح ۷.

در این صورت مردم همه به پا می‌خیزند و او را از آن کار باز می دارند.

گناه و ترک واجب هم دراجتماع، نیز چنین حکمی دارد.

ضرورت و فلسفه ی وجوب امر به معروف و نهی از منکر را، امیرالمؤمنین علی (ع) این چنین توصیف می‌فرماید: «ق ال ع (ع):یرض ال ال یاس ت س ه ب اف م ن ال ش رک ... وال م ر ب ال ع روف م ص ح غ ة ل ع وام وال ن ه ی ع ن ال ن کرردع اف ل اف ه ا و...» ۱

خداوند قدوس، ایمان را برای پاک و صاف شدن از نجاسات شرک، واجب گردانیده است.

و بعد از بیان کردن فلسفه ی تعدادی از احکام الهی فرمود: امر به معروف را به خاطر اصلاح جامعه و اصلاح افراد جامعه، واجب کرد و نهی از منکر را به خاطر بازداشتن جاهلان، بی خبران و کوردلان، از کارهای زشت، واجب فرموده است.

و همین‌طور از اول حدیث تا آخر آن حدود بیست موضوع را که از مهم‌ترین موضوعات اسلام است، مورد توجه قرار داده، و از جمله بعد از بیان علت وجوب ایمان به خدا، نماز، زکات، صوم، حج، جهاد، صله رحم و قصاص، حدود و ترک شرب خمر و سرقت و زنا و لواط، فلسفه وجوب امر به معروف و نهی از منکر را بیان نموده، و فلسفه ی وجوب این دو فریضه را، اصلاح جامعه و عوام معرفی می‌کند، زیرا این طبقه (عوام الناس) بیشتر نیاز به اصلاح دارند؛ به خاطر جهالت، کجروی و انحرافاتی که میانشان رواج دارد.

همین ها هستند که جامعه را تشکیل می‌دهند، اگر این طبقه اصلاح شود، طبقات دیگر جامعه اصلاح شده است.

۱ شریف رضی، نهج البلاغه، ص ۱۷۲، ح ۲۵۲؛ مصطفی زمانی، شرح نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۴۹.

لذا خداوند متعال امر به معروف و نهی از منکر را واجب کرده و بر ضرورت آن نسبت به دیگر واجبات الهی تأکید بیشتری نموده زیرا توسط این دو فریضه الهی، بقیه فرایض امکان پذیرند؛ چون این دو فریضه در احادیث قوام الشریعه معرفی شدند. ۱

اگر جامعه‌ای خالی از امر به معروف و نهی از منکر باشد، هیچ امیدی به انجام بقیه واجبات هم ندارد، وقتی قوام الشریعه نباشد، دیگر احکام آن شریعت خود به خود معدوم و خراب می‌شود.

پس اقامه امر به معروف و نهی از منکر بر کسانی که دارای شرایط وجوب آن هستند، واجب است و اگر ضرورت آن را احساس نکنند و جامعه به فساد کشیده شود، همه افراد خصوصاً کسانیکه شرایط وجوب آن را دارند، مسئول هستند.

ب ـ شرط دوم: احتمال تأثیر

یکی از شرایط امر به معروف و نهی از مکر این است که مکلف بداند یا احتمال دهد که امر و نهیش مؤثر است.

تأثیر از نظر اطلاع بر تحقق آن، دارای اقسامی است:

۱. علم و آگاهی به تأثیر

۲. علم به عدم تأثیر

۳. شک در تأثیر

۴. گمان به تأثیر

۵. گمان به عدم تأثیر!

۱ محمدبن حسن، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۵؛ محمد بن تمیمی، آمدی، غرر الحکم، ص ۳۳۲.

آنچه که هدف شارع مقدس در مورد امر به معروف و نهی از منکر است، آن امر و نهی ای است که تأثیر در ایجاد نیکی و نابودی بدی داشته باشد، در این صورت بر ما واجب است که مثلاً برای این تأثیر، زمینه سازی کنیم و مقدمات آن را فراهم سازیم، همانگونه که شارع مقدس ما را به جهاد با دشمن فرمان داده، و به حکم عقل برما واجب است که آنچه می‌توانیم وسایل جنگی فراهم نمائیم تا دشمنان خدا و دشمنان خود را به وسیلۀ آن مرعوب سازیم .۱و هر قدر که دشمن قویتر و بیشتر باشد، آماده کردن وسائل و نیروهای جنگی و انسانی لازم تر و واجب تر است.

همچنین است وقتی که شارع مقدس ما را به امر به معروف و نهی از منکر، فرمان داد که نوعی از جهاد و مبارزه است چنآن که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: «والجهاد منها علی اربع شعب: علی الامر بالمعروف والنهی عن المنکر والصدق فی المواطن، و شنآن الفاسقین». ۲

«جهاد از ایمان دارای چهار شعبه است:

۱. امر به معروف

۲. نهی از منکر

۳. راستی در معرکه نبرد

۴. کینه و دشمنی با فاسقان».

بنابراین برما لازم است برای تأثیر امر به معروف و نهی از منکر به فراهم کردن مقدمات بپردازیم.

عالم بزرگ شیخ طوسی در کتاب تفسیر تبیان در تفسیر آیه ۱۰۴ سوره آل عمران می‌گویند: اگر سؤال شود آیا در نهی و انکار منکر و فساد، حمل اسلحه واجب است؟ در جواب می گوئیم: آری در صورتی که بر حسب امکانات، نیاز به حمل اسلحه باشد، زیرا خداوند به آن فرمان داده، وقتی موعظه و هشدار در گنهکار اثر نکرد و با دست نیز هدف حاصل نشد، حمل اسلحه واجب می شود، چون در صورت امکان، دو فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر، از عهدة انسان ساقط نمی‌شوند مگر با نابودی منکر و فساد که برای این نابودی، جهاد و مبارزه لازم است.

۱ سوره انفال، آیه ۶۰٫۲ صبحی صالحی، نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۳۱، ص ۴۷۳.

نهایت اینکه هدف باید انکار و نابودی منکرات و فساد باشد، در غیر ۱ اینصورت حمل اسلحه جایز نیست.

ج ـ شرط سوم: استمرار ترک واجب یا انجام گناه

در کتابهای فقهی، مانند: شرایع، قواعد، تلخیص المرام، ارشاد الاذهان، لمعه و... ۲

«اصرار بر گناه، یا ترک واجب» از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده است.

نکته: مراد از استمرار این است که فاعل بازهم مرتکب معصیت خواهد شد هرچند یک بار دیگر باشد.

در این صورت نهی از منکر واجب است، و مقصود از استمرار دوام و انجام همیشگی نیست .۳ در مستند اعتبار این شرط گفته شده است، که اولاً خلافی در این باره وجود ندارد، و ثانیاً اگر معلوم شود که گناه و معصیت تکرار نخواهد شد موضوعی برای امر و نهی باقی نخواهد ماند لذا برخی حتی حکم به حرمت امر و نهی در این فرض کرده‌اند. ۴

چنانچه نشانه‌ای بر ترک معصیت و گناه از سوی عاصی، ظاهر گردد و برای آمر و ناهی از آن نشانه قطع و یقین به ترک معصیت حاصل گردد، بدون اشکال

۱ محمد بن حسن بن علی، طوسی، تفسیر تبیان، ج ۱، ص ۳۴۳. ۲ سلسله ینابیع الفقهیه، ج ۹، ص ۲۱۹–۲۶۸ ـ ۲۷۵؛ ج ۳۱ صص ۱۹۹–۲۱۰. ۳ روح‌الله الموسوی، امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۵۱. ۴ محمد حسن، نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۷۰.

وجوب امر و نهی در این فرض، ساقط می‌گردد و همچنین است اگر برای آمر و ناهی اطمینان به ترک گناه حاصل شود. ۱

د ـ شرط چهارم: نبود مفسده.

مشهور بین فقهای عظام این است که یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر «نبودن مفسده» است.

از ظاهر عبارت برخی از فقهاء استفاده می‌شود.

«نبود مفسده» یک عنوان کلی است و پدید آمدن ضرر، مصداق بارز آن است ـ در کتاب «الجمل و العقود» آمده است: و لا یکون فیه مفسده و یدخل فی هذا القسم أن لا یؤدی الی ضرر فی نفسه او فی غیره او ماله لأن فی کل ذلک مفسدة»۲ اینکه در امر و نهی مفسده‌ای نباشد و ایمن بودن از ضرر داخل در این قسم می‌شود اینکه امر به معروف و نهی از منکر، ضرر جانی یا مالی مهم برای خود یا دیگری را به دنبال نداشته باشد، زیرا در همه ی اینها مفسده وجود دارد.

دلایل این شرط:

«صاحب جواهر الکلام» پس از اشاره به اینکه فقهاء در این شرط، اختلافی ۱۲۷ ندارند، چند دلیل برای این شرط ذکر کرده است:

۱. قاعده لاضرر دلالت بر این شرط دارد.

۲. قاعده لا حرج دلالت بر این شرط دارد.

۱ روح‌الله الموسوی، امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۵۱. ۲ سلسله ینابیع الفقهیه، ج ۹، ص ۶۳.

۳. دین اسلام «شریعت سمحه و سهله» است و خداوند آسانی را برای بندگانش خواسته نه دشواری را.

۴. روایات خاصه مانند روایت امام رضا (ع): الامر بالمعروف و النهی عن المنکر واجبان علی من امکنه ذلک و لم یخف علی نفسه: (امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که برایش ممکن باشد و ترس بر جان خود نداشته باشد) ۱

وجه استدلال:

در مواردی که امر به معروف و نهی از منکر، ضرر جانی یا مالی مهم و آبرویی، برای خود یا دیگر را به دنبال داشته باشد، ادله ی مذکور، اطلاق ادله ی امر به معروف و نهی از منکر را مقید به «نبود چنین ضررهایی» می‌کنند.

امام خمینی می‌گوید: «شرط چهارم آنست که در امر به معروف و نهی از منکر مفسده‌ای نباشد.» سپس می‌فرماید: «هرگاه علم یا ظن (گمان قوی) داشتیم

که نهی از منکر موجب ضرر جانی یا عرضی (آبرویی) یا مالی مهم به شخص آمر و ناهی و یا به بستگان او و یا یاران و دوستان او می‌شود، واجب نیست، و ظاهر این است که ضرر به سایر مؤمنین نیز موجب سقوط وجوب می شود و فرقی ندارد که ضرر و زیان در حال حاضر باشد یا در آینده». ۲

در اینجا شایسته است، به ذکر یک مسئله از امام خمینی در این مورد بپردازیم.

۱ محمد حسن، نجفی، جواهر الکلام، ج ۳۱، ص ۳۷۱. ۲ روح‌الله الموسوی، امام خمینی (ره)، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۷۲.

ایشان در مورد مسئله ی ۶ از شرط چهارم امر به معروف و نهی از منکر، می فرماید: «هرگاه معروف و منکر از اموری باشند که شارع مقدس به آن اهمیت می دهد، مانند حفظ جان قبیله‌ای از مسلمانان و یا نابودی بعضی از شعائر اسلام مانند کعبه خانه ی خدا بشود، بطوری که آثار آن و محل آن، امثال آن را نابود سازند، در اینگونه موارد، باید با مقایسه ی «أهم و مهم»، آنچه مهمتر است، آن را در نظر گرفت و دنبال کرد و مطلق ضرر، گرچه ضرر جانی باشد و یا مطلق حرج (مشقت) موجب (رفع تکلیف) امر به معروف و نهی از منکر، نخواهد شد.

بنابراین اگر بپا داشتن حجتهای اسلام بگونه‌ای که باعث دفع و رفع گمراهیها شود، بستگی به فدا کردن جان یا جانها داشت، ظاهر این است که این فدا کردن، واجب است و در این صورت تحمل ضرر غیر جانی و یا مشقتها، بطریق اولی واجب می باشد.» ۱

برخی از علماء شروط دیگری را برای امر به معروف و نهی از منکر اضافه کرده‌اند، از جمله آن شروط: قدرت بر تأثیرگذاری است.

در حدیثی که امام صادق (ع) فرمود: «... إن اه وع ال ق وی ال س اع ...» ۲

همانا این دو فریضه تکلیف است بر کسی که قوی بوده و مردم از او اطاعت می‌کنند.

۱ همان، صص ۴۷۲–۴۷۳. ۲ روح‌الله الموسوی، امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۲۸.

در «کتاب نهایه» آمده است: إذات کن ال کغ ف م ن ذل ک وع ظ أن ه ل یؤدی إل ض ـررع غ یه ول ع اح دم ن ال ؤم ن ی ... اوم ن ذل ک .۱

در اینجا قدرت و تمکن مکلف بر امرو نهی شرط شده، و اینکه هر گاه مکلف بداند یا گمان داشته باشد که انجام این دو فریضه، ضرر جانی یا مالی مهم و یا آبرویی برای او یا یکی از مسلمانان ـ در زمان حال یا آینده ـ در پی خواهد داشت، وجوب این دو فریضه ساقط می‌شود.

و نیز برخی، «ایمن بودن از ضرر» را شرط کرده‌اند که این شرط داخل در شرط چهارم از شروط چهارگانه ی امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد.

در آخر این گفتار مناسب دیدیم که شرایط امر به معروف و نهی از منکر را از دیدگاه کاشف الغطاء نقل کنیم:

وجوب امر به واجب و نهی از کارهای حرام، بصورت وجوب کفائی بر اساس چهارده شرط ذیل است:

۱. تکلیف بگونه ایست که مکلف به هنگام امر و نهی هر دو ویژگی بلوغ و عقل را دارا باشد.

۲. نسبت به وجوب و حرمت فعل آگاهی کامل داشته باشد و در صورت احتمال وجوب یا حرمت باید گفت مستحب است، بخاطر رعایت احتیاط.

۳. احتمال تأثیر بدهد، در صورت عدم احتمال تأثیر مستحب است.

۴. در شرایط تقیه نباشد و لو به صرف اطلاع یافتن دشمن.

۵. بر امر کننده و دیگران بخاطر آن، فساد دنیوی مترتب نگردد.

۱ سلسله ینابیع الفقیه، ج ۹، ص ۵۵.

۶. گمان اینکه دیگری آن را انجام داده است وجود نداشته باشد.

۷. از وی انتظار امر و نهی برود؛ یعنی گمان واقع شدن عمل از کسی که مورد خطاب قرار گرفته وجود داشته باشد.

۸. از وی یا از سوی دیگران امر و نهی که گمان تأثیر آن می رود صورت نگرفته باشد.

۹. به واسطه ی انجام آن، از سوی او یا دیگران واجبی ترک یا معصیتی انجام نگیرد.

۱۰. در انجام آن، نقصانی که شخصیت و اعتبار امر کننده را در هم بشکند وجود نداشته باشد.

۱۱. فرد خطاکار مراد امر و نهی کننده را درک کند.

۱۲. در واجب فوری، وقت امر به معروف، تنگ است و باید فوراً انجام گیرد و تأخیر نیا ندارد.

۱۳. انجام آن با واجب مضیقی از قبیل نماز و مانند آن که وقت آن به پایان نزدیک می‌شود معارض نباشد و گرنه آنها را مقدم دارد.

۱۴. برای کسی که مورد امر و نهی قرار می‌گیرد امکان فعل و ترک وجود داشته نه آن که مجبور باشد. ۱

آیا عدالت در وجوب امر به معروف و نهی از منکر شرط است؟ شیخ بهائی در کتاب اربعینش از برخی علماء نقل کرده که از جمله شرائط امر به معروف و نهی از منکر آنست که امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر، عامل به معروف و تارک منکر و عادل باشد چرا که در قرآن کریم و روایات آمده است:

۱ کاشف الغطاء، کشف الغطاء، ص ۴۲۰.

۱. أت رم م م روس ال ن داس ب ال ب وت ن اوس أن م راکم؟ آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می‌کنید؟ ۱

۲. یاأیاادل ذین آم ن م واط ام ق وم ل وس م ال ارع غ م وس، ک م ب م ق ف ل ـاع ن ـد ادل أس ام ق وم ل ـوام ـال ارع غ ـوس.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا می گوئید آنچه را که خود انجام نمی دهید؟ گناه بزرگی است نزد خدا چیزی را بگوئید و به آن عمل نکنید. ۲

۳. امام صادق (ع) فرمود: إنما یأمر بالمعروف و ینهی عن المنکر من کانت فیه ثلاث خصال: عامل بما یأمر به، تارک لما ینهی عنه، عادل فیما یأمر به، عادل فیما ینهی عنه، رفیق فیما یأمر، رفیق فیما ینهی.

کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند باید در او سه خصلت باشد: به آنچه امر می‌کند عامل باشد و از آنچه نهی می‌کند تارک باشد، در چیزهایی که به آن امر و نهی می‌کند عادل باشد، در آنچه که امر و نهی می کند رفق و مدارا را رعایت کند. ۳

۴. حضرت علی (ع) فرمود: ویرت روس ب ال ق اط ویرم روس ب ه وین ه وس ع ن ال ن کرویل ن اه وس ع ن ه. به عدالت فرمان می‌دهند و خود به آن عمل می‌کنند و مردم را از بدی باز می‌دارند و خود از آن دوری می‌کنند. ۴

۱ سوره بقره، آیه ۴۴. ۲ سوره صف، آیه ی ۲ و ۳. ۳ محمدبن حسن، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۳۰. ۴ نهج البلاغه، خطبه ی ۱۰۵.

اکثریت قریب به اتفاق فقهاء عدالت را شرط وجوب نمی دانند و صاحب جواهر می‌گوید: آیه اول دلالت بر سرزنش کسی می‌کند که به آنچه می گوید عمل نمی‌کند، نه اینکه بر عدم وجوب امر به معروف دلالت کند.

در آیه دوم هم این احتمال می‌رود که مذمت بر گفتاری تعلق گیرد که خود ما عامل آن نیستیم و در مورد روایات اشاره به این است که امام باید همه ی موارد و مراتب امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهد. ۱

گفتار دوم: شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه فقهای اهل سنت غزالی در کتاب احیاء علوم دین ۲ برای امر به معروف و نهی از منکر چهار باب معین کرده است:

در باب اول: کیفیت وجوب و فضلیت امر به معروف و نهی از منکر (یا احتساب) را ذکر کرده است.

در باب دوم: ارکان و شروط حسبه یا امر به معروف و نهی از منکر را بحث کرده است.

در باب سوم: منکرات عادی را بیان نموده است.

در باب چهارم: امر به معروف و نهی از منکر به امیران و دولت مردان را بحث نموده است.

۱ محمد حسن، نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۷۴. ۲ ابو حامدمحمد، غزالی، احیاء علوم دین، ج ۲، ترجمه محمد خوارزمی به کوشش حسین خدیو جم، ص ۶۷۶.

بحث ما به باب دوم ارکان و شروط مربوط می‌شود، لذا نظر ایشان را درباره ی همین باب بیان می‌کنیم:

ایشان، حسبه و فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر را منحصر به چهار رکن می‌داند، و می‌گوید در درجه ی اول، لازم است این چهار رکن وجود داشته باشند، تا اینکه مشخص شود درباره چه موضوعی بحث می‌شود.

ارکان چهارگانه و شرایط وجوب احتساب (یا امر به معروف و نهی از منکر): ۱. المحتسب

۲. المحتسب علیه

۳. المحتسب فیه

۴. نفس الاحتساب

و به عبارت دیگر: الامر و المأمور، و المأمور به، و نفس الامر؛ و برای هر یک از این چهار رکن شرایطی دارد و کسی که این شرایط را داشته باشد، حسبه و امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب است، اگر آن شرایط را نداشته باشد، واجب نیست.

رکن اول: شرایط وجوب محتسب و یا آمر و ناهی ۱. مکلف باشد، یعنی بالغ و عاقل باشد.

۲. عالم باشد، یعنی معروفها و منکرات را از نظر اسلام بشناسد.

۳. مسلمان باشد، غیر مسلمان نمی‌تواند آمر و ناهی مسلمانان باشد.

۴. عادل باشد.

۵. از طرف امام یا نائب امام مأذون باشد، یعنی اجازه امر به معروف و نهی از منکر گرفته باشد، البته در شرط بودن یا نبودن آن بین علماء اختلاف هست.

۶. قادر باشد، یعنی آمر یا ناهی بتواند امر و نهی انجام دهد اگر قادر به انجام امر و نهی نباشد یا مانعی ایجاد شود یا اینکه خطر و ضرر جدی دارد، امر و نهی کردن واجب نیست، زیرا تکلیف مالایطاق می‌شود.

رکن دوم: مأمور یا محتسب علیه

این رکن هم چهار شرط دارد، اگر آن شرط‌ها در مأمور باشد امر و نهی واجب است وگرنه واجب نیست.

آن شرایط عبارتند از:

۱. آنچه منع می‌شود، منکر باشد.

فقط معصیت بودن شرط نیست، زیرا ایشان (غزالی) بین معصیت و منکر فرق قایل شده است، او می‌گوید: منکر عام است و معصیت خاص. زیرا که منکر بر حرام و مکروه هر دو صدق می‌کند ولی معصیت فقط بر گناه کبیره و صغیره صدق می‌کند.

جایی یک شخص غیر مکلف مانند بچه ی غیر ممیز و یا دیوانه‌ای یک کار زشتی انجام می‌دهد، این کار منکر است ولی نسبت به غیر مکلف معصیت نیست، و منع کردن آن به عنوان آداب واجب است ولی به عنوان وجوب امر و نهی واجب نیست. ۱

۲. اینکه منکر در حال حاضر انجام شود.

۱ همان، ج ۲، ص ۷۰۱.

یعنی موقع انجام کار منکر، آمر و ناهی ببینند و مشاهده کنند، امر و نهی واجب است ولی با وجود قراینی که احتمال گناه را می‌دهند، یا با تجسس احتمال گناه بدهد، واجب نیست مگر اینکه صد در صد یقین کند که او قصد ادامه گناه را دارد، آن وقت به عنوان موعظه منع کند.

۳. منکر ظاهر باشد، یعنی علنی کار منکری را انجام بدهد.

۴. منکر و ناشایسته بودن فعل باید در عرف عام مردم مشخص باشد، یعنی به طریق اجتهاد شخصی آن را منکر نپنداشته باشد.

اگر اینطور باشد امر به معروف و نهی از منکر کردن کسی که کاری را انجام می دهد واجب نیست مانند اینکه: یکی از معتقدان به مذهب حنفی نباید آنچه در مذهب خود حرام است، یک شخصی از مذهب شافعی را از آنچیز منع کند، شاید آن چیز در مذهب او جایز باشد.

و همین‌طور در مسائل فقهی دقیق و جزئی مذهب دیگر نباید متعرض شد، اما اگر کسی هم عقیده و هم مذهب او باشد و دارد خلاف می‌کند، واجب است او را امر و نهی کند. ۱

رکن سوم: محتسب فیه یا مأمور به محتسب فیه آن کسی است که بر او حسبت و امر و نهی می‌شود.

در این رکن مال فرد دیگری ضایع می‌شود، چه توسط حیوانی یا توسط انسان مکلف و یا غیر مکلف ضایع شود.

۱ همان، ص ۷۰۴.

اگر توسط حیوان ضایع شود، مانند اینکه گاوی کشت کسی را تباه کند، بیرون کردن گاو از کشت آن شخص اگرچه واجب نیست ولی فریضه‌ای اخلاقی است به خاطر حفظ مال آن مسلمان، اما اگر توسط انسان غیر مکلف ضایع شود باید او را منع کرد.

اگر کشت آن شخص توسط انسانی مکلف و عاقل ضایع شود، بر آمر و ناهی واجب است که امر و نهی کند ولی در اینجا اگر امر به معروف و نهی ازمنکر کند، ممکن است ضرری به او برسد یا به مشقت و سختی می‌افتد.

بنابراین مسئله بر چهار صورت تقسیم می‌شود:

۱. اگر امر و نهی کند او را می‌زنند و اثری هم ندارد، واجب نیست امر و نهی کند و اگر امر و نهی کند در صورتی که به خاطر این امر و نهی کردن به سختی و مشقت بیفتد و صبر کند، آجر و ثواب زیادی دارد و افضل اعمال در این راه کشته شدن است.

۲. خطری ندارد و می‌تواند امر و نهی کند، واجب است اقدام کند در غیر اینصورت عاصی و گناهکار است.

۶. می‌تواند امر و نهی زبانی و قلبی کند و امر و نهی عملی ممکن نیست، یعنی در قدرت آمر و ناهی نیست که بر تلف کننده مال یا ظالم دست بلند کند، یا او را بزند پس به امر و نهی قلبی و زبانی اکتفا نماید. ۱

۴. منکر را می‌تواند دور کند ولی احتمال خطر دارد، یعنی آمر و ناهی می ترسند که اگر امر به معروف و نهی از منکر کنند ضرری از ناحیه مأمور به خودشان یا بستگان آنها و یا یکی از مؤمنین می‌رسد، چه ضرر جانی و چه ضرر مالی، فرق نمی‌کند ضرر هر چه باشد، در این صورت امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.

۱ ابوحامدمحمد، غزالی، کیمیای سعادت، ترجمه حسین خدیو جم، ج ۱، صص ۵۱۰–۵۰۹.

نکته: اگر آمر و ناهی احتمال بدهند در صورت امر و نهی ضرر و ترس دارد، آیا امر و نهی واجب است یا نه؟

به عبارت دیگر احتمال سبب سقوط وجوب اثری دارد یا نه؟ دو صورت دارد:

۱. چیزی به دست آمر و ناهی می‌رسید به خاطر امر به معروف و نهی از منکر به دست او نمی‌رسد، ضایع می‌شود یعنی ضرر مالی دارد، در این صورت مالی که ضایع می‌شود اگر معتد به (قابل توجه) به حساب می آید، امر و نهی واجب نیست، ولی اگر مالی که ضایع می‌شود، مال کم و غیرقابل توجهی باشد، امر و نهی واجب است.

۲. مالی در دست خودش هست، به علت امر و نهی از بین می‌رود یا اینکه خانه را بر سر او خراب می‌کنند، در این صورت امر و نهی کردن واجب نیست؛ اما اگر آبروریزی کوچکی می‌شود نباید فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند. ۱

رکن چهارم: نفس امر و نهی و یا احتساب

در این رکن چگونگی و روشهای امر و نهی بحث می‌شود، و برای آن درجات و آدابی هست.

۱ همان، ص ۵۱۲.

بعد از دارا بودن شرایط و ارکان سه‌گانه، بر آمر و ناهی واجب است، درجات و آداب آن را رعایت کنند.

بطور کلی شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه مذاهب چهارگانه ی اهل سنت عبارتند از:

الف - مذهب حنفی

سمرقندی یکی از علماء حنفی است که این مسئله را مسلم می‌گیرد و با پنج شرط آن را واجب می‌شمرد.

«فقیه ابولیث» پنج شرط را برای آمر می‌گوید: ۱)عالم باشد زیرا جاهل نمی‌تواند به نیکویی امر به معروف کند.

۲)قصد قربت و عزیز کردن دین را داشته باشد.

۳)با دلسوزی و مهربانی امر کند و از انسانهای بد اخلاق نباشد ...

۴)صبور و بردبار باشد. ۱

۵)وخود عمل کننده ی به آنچه که امر می‌کند، باشد.

ب - مذهب مالکی

ابن رشد یکی از فیلسوفان، متکلمان و فقیهان مذهب مالکی است که در رساله اش بعد از حدیثی از مالک به شرایط سه‌گانه این مسئله می‌پردازد: امر به معروف و نهی از منکر سه شرط دارد:

۱)آمر و ناهی معروف و منکر را بشناسد.

۱ نصر بن محمد بن ابراهیم، سمرقندی، تنبیه الغافلین، ص ۴۰.

۲)انکارش منجر به منکری اعظم نشود.

۳)علم یا ظن غالب داشته باشد که انکارش منکر را برطرف می‌کند. ۱

ج - مذهب شافعی

تفتازانی مدعی است که مسلمانان ولات و حکام را امر به معروف و نهی از منکر می‌کردند و بعد هم اضافه می‌کند این فریضه ی الهی مختص به ولات نیست بلکه بر تمام مردم قابل اجراست مگر اینکه منجر به درگیری و خونریزی شود و دو شرط برای آن می‌شمرد:

«از شرایط امر به معروف و نهی از منکر اول: علم فاعل به وجه وجوب آن می باشد که واجب معین یا مخیر است ...

دوم: امکان تأثیر را بدهد.» ۲

د - مذهب حنبلی

ابن خلال مجموعه‌ای از استفتائات ابن حنبل را در دویست و پنجاه سخن

جمع‌آوری کرده است که از جمله مطالب او در مورد این فریضه است.

ابن حنبل در امان بودن از شلاق و عصا را شرط وجوب این حکم تلقی می کند.

«سؤال شد از ابو عبدالله چه زمانی این امر واجب می شود؟ در جواب گفت: هنگامی که از شمشیر و عصایش نترسی.» ۳

۱ ابن ولید بن رشد، قرطبی، البیان و التحصیل، ج ۱۸، ص ۳۷. ۲ سعد الدین تفتازانی، شرح مقاصد، ج ۵، ص ۱۷۳. ۳ احمد بن محمد بن هارون، الخلال، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۳۶.

نتیجه

پس همه ی فرقه‌های اسلامی در اصل وجوب این فریضه ی الهی با هم اختلافی ندارند ولی در شرایط با هم اختلاف دارند که در امنیت جانی آمر و ناهی با هم موافق هستند.

امر به معروف و نهی از منکر واجب عینی است یا کفائی؟

الف ـ دیدگاه فقهای امامیه

در اینکه امر به معروف و نهی از منکر واجب عینی است (یعنی بر همه افراد مکلف واجب است و همه باید به انجام آنها قیام نمایند) یا واجب کفائی است (یعنی وجوب بر همه تعلق گرفته، ولی اگر بعضی آن را انجام دهند از گردن دیگران ساقط می‌شود)؟ فقهاء و علماء در اینمورد اختلاف نظر دارند.

۱ـ عده‌ای از فقهاء و علما از جمله محقق حلی۱ و شیخ صدوق ۲ و محقق اردبیلی و ۳ شهیدین ۴ و محقق کرکی ۵ و محقق سبزواری ۶ و سید خوئی ۱ و ابن علامه ۲ معتقدند که امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی است.

۱ محقق حلی درکتاب شرایع الاسلام ص ۲۵۸ می‌نویسد: وجوبهما علی الکفایه یسقط بقیام من فیه الکفایه ۲ شیخ صدوق در کتاب الهدایه بالخیر به نقل از سلسله الینابیع الفهیه جلد ۹ ص ۱۰ می‌نویسد: الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضتان واجبتان من الله عز و جل علی الامکان. ۳ محقق اردبیلی در کتاب زبده البیان فی احکام القرآن ص ۳۲۱ می‌نویسد: و الظاهر آنه کفائی کما هو ظاهر الآیه. ۴ شهیدین در لمعه و شرح آن جلد ۲ ص ۲۱۳ می‌نویسند: وجوبهما علی الکفایه علی اصح القولین ۵ محقق کرکی در کتاب جامع المقاصد ص ۲۸۴۴ می‌نویسد: انهما واجبان علی الکفایه او علی الاعیان و الثانی انهما واجبان عقلا او سمعا؟ و الاول فی مقامین اقوی ۶ محقق سبزواری درکتاب کفایه الاحکام ص ۸۱ می‌نویسد: اختلفوا فی کون وجوبهما علی الاعیان او الکفایه؟ و الاقرب الثانی کما هو قول المرتضی.

۲ ـ عده‌ای از فقهاء و علماء از جمله محقق حلی ۳ و ابن حمزه ۴ و شهید ثانی ۵ و شیخ طوسی ۶ و راوندی ۷ معتقدند که امر به معروف و نهی از منکر واجب عینی است.

۳ ـ عده‌ای از جمله ابن براج و ...

معتقدند که امر به معروف و نهی از منکر در بعضی موارد واجب کفائی هستند و در برخی موارد واجب عینی هستند.

واجب کفائی مثل این است که بعضی از مکلفین امر به معروف یا نهی از منکر کنند و امر و نهیشان مؤثر واقع شود پس معروف تحقق یابد و منکر از بین برود در اینصورت وجوب از مکلفین دیگر ساقط می‌شود و در برخی موارد واجب عینی است اگر امر به معروف و نهی از منکر کند و امر و نهیش مؤثر واقع نشود در اینصورت بر هر یک از مکلفین واجب عینی است تا معروف محقق شود و منکر از بین رود. ۸

۱ سید خوئی در کتاب منهاج الصالحین جلد ۱ ص ۳۵۰ می‌نویسد: یجب الامر بالمعروف الواجب، و النهی عن المنکر و جوبا کفائیا ان قام به واحد سقط عن غیره. ۲ ابن علامه در ایضاح الفوائد ج ۱ ص ۲۹۷ می‌نویسد: انهما واجبان علی الکفایۀ او علی الاعیان و الثانی انهما واجبان عقلا او سمعا و الاول فی مقامین اقوی ۳ محقق حلی درکتاب مختصر النافع ص ۳۲۹ می‌نویسد: هما واجبان علی الاعیان فی اشبه القولین ۴ ابن حمزه در کتاب الوسیله الی نیل الفضیله ص ۱۶۵ می‌نویسد: هما من فووض الاعیان باجتماع خمسه شروط ۵ شهید ثانی در کتاب مسالک الافهام ص ۹۹ می‌نویسد: بل الاعیان و هو الاشبه. ۶ شیخ طوسی در کتاب الرسائل العشر ص ۳۲۵ می‌نویسد: و هما فرضان من فرائص الاعیان عند شروط ۷ راوندی در کتاب فقه القرآن به نقل از سلسه الینابیع الفقهیه جلد ۹ ص ۱۳۲ می‌نویسد: اختلف المتکلمون فی وجوبهما فقیل آنه من فروض الکفایات و قال آخرون هومن فروض الاعیان و هو الصحیح ۸ سلسله الینابیع الفقهیه جلد ۹ ص ۱۰۵؛ و حضرت آیت الله حسین نوری نیز که از فقها معاصر است این دیدگاه را قبول دارند.

آیت الله سیستانی در کتاب منهاج الصالحین می گویند: بعید نیست در اظهار کراهت قولی و فعلی وجوب عینی است و موقعی که اظهار کراهت متوقف بر اعمال قدرت مانند ضرب و حبس و چیزهائی که در زمانهای قدیم از وظائف محتسب بود، باشد واجب کفائی است. ۱

ادله ی قائلین به وجوب کفایی

۱- بسیاری از فقهاء و علماء و مفسرانی که قائل به وجوب کفائی امر به معروف و نهی از منکر هستند از جمله ملافتح الله کاشانی ۲ و طبرسی ۳و طوسی و ۴ محمد کرمی ۵ و محمد جواد مغنیه ۶ و سید علی اکبر قرشی۷ و محقق اردبیلی و ۸ شهید اول و دوم در لمعه و شرح لمعه ۹ به آیه شریفه «ول ـل کن م ـن ک ام ـه یدع وس ال اخ ل ب ویام روس ب ال ع روف وین ه وس ع ن ال ن کراول ئک ه ال ف ح ل ـوس ۱۰» استدلال می نمایند به این بیان که (من) در (منکم) تبعضیه است.

یعنی باید در میان شما گروهی باشند که دعوت به خیر امر به معروف و نهی از منکر کنند، قطعاً آنها رستگارانند.

۱ آیت الله سیستانی، منهاج الصالحین جلد ۱ ص ۴۱۳. ۲ ملا فتح الله، کاشانی، منهج الصادقین ج ۲، ص ۲۹۸. ۳ طبرسی در مجمع البیان جلد ۱ و ۲ ص ۸۰۶ می‌گوید: من‌ها هنا للتبعیض علی قول اکثر المفسرین لان الامر بالمعروف و انکار المنکر لیسا بفرضین علی الاعیان و هما من فروض الکفایات فای فرقه قامت بهما سقطا عن الباقین. ۴ محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، تفسیر تبیان جلد ۲، ص ۵۴۸. ۵ محمد کرمی، تفسیر المنیر جلد ۲ ص ۹۴. ۶ محمد جواد مغنیه، تفسیر الکاشف جلد ۲ ص ۱۲۳. ۷ سید علی اکبر قرشی، احسن الحدیث جلد ۲ ص ۱۵۲. ۸ محقق اردبیلی در کتاب زبده البیان فی احکام القرآن ص ۳۲۱ می‌گوید: فمن تبعیضیه کما هو الظاهر، و الظاهر آنه کفائی. ۹ شهید اول و دوم، لمعه و شرح لمعه جلد ۲ ص ۴۱۳. ۱۰- سوره آل عمران، آیه ۱۰۴

۲- بدیهی است که غرض و هدف از تشریع و وجوب امر به معروف و نهی از منکر، تحقق معروف و از بین رفتن منکر است.

و با انجام بعضی از افراد، این غرض حاصل می‌شود و امر و نهی بعد از آن تحصیل حاصل و لغو و باطل خواهد بود.

اینگونه استدلال در کلام ابی الصلاح ۱ و جواهر الکلام ۲ و محقق اردبیلی ۳ دیده می‌شود.

۳ ـ م ع ل ب ی م اع ن ب ن ص دق ه. رواه اال کغ ین ف ال کاف ع ن اب راه ی ع ن ه اروس ب ن م اظ ع ن م اع ن ب ن ص دق ه ق ال :س ع ت اب اع دال (ع) وس ئل ع ن ال م رب ال ع روف وال ن ه ی ع ن ال ن کر، اواج ـب ه ـوع ال م ـه ج یع ـا؟ یق ـا (ع):ل. یق یل ل ـه :وط؟ ق ـال (ع):ان ـاه ـوع ال ق ـوی ال س ـاع، ال ع ـاط ب ال ع روف م ن ال ن کرل ع ال ض ع یف ال ذی ل یل دی س یل ف ال ای م ن ای یق ول :م ـن ا ح ل ـق ال ال اط ـل ۱

وجوب امر به معروف و نهی از منکر، کفائی است.

وقتی که عده‌ای برای انجام آن بپا خواستند از دیگران ساقط می شود چون غرض از آندو، تحقق معروف و از بین رفتن منکر است و اگر غرض با قیام عده‌ای حاصل شد دیگر تکلیفی برای بقیه باقی نمی‌ماند و اگر کسی به امر به معروف و نهی از منکر قیام نکرد در اینصورت تمام مردم مستحق مذمت و عقاب خواهند بود.

۲ شیخ محمد حسن، نجفی در کتاب جواهر الکلام جلد ۲۱ ص ۳۶۰ می‌گوید: غرض از وجوب امر به معروف و نهی از منکر، تحقق نیکیها و از بین رفتن بدیها است، نه اینکه امر به معروف و نهی از منکر بر فرد فرد اشخاص واجب باشد، بلکه می‌توان ادعا کرد که عقلا معنی ندارد که شارع مقدس خواستار سوق دادن به معروف و نیکیها با دست را بر همگان واجب نماید چنآن که می‌توان بطور قطع ادعا کرد که منظور از عمومیت دلائل در غسل و کفن کردن میت و نظایر آن، تعلق وجوب بر همگان است به این معنا که فردی یا افرادی آن را انجام دادند از عهده ی دیگران ساقط می شود و در صورتی که هیچ‌کدام انجام ندهند عقاب و مجازات برای همه است.

چون نمی‌توان انجام آن دو فریضه را از تک تک افراد تصور کرد به اعتبار اینکه عدم اراده ی تکرار همانند عدم امکان اشتراک روشن است (یعنی خداوند اراده ی تکرار امر به معروف و نهی از منکر بر همه ی افراد نکرده، چنآن که تک تک افراد جامعه در اقدام به این دو فریضه اشتراک ندارند، و این روشن است).

۳ محقق اردبیلی در کتاب زبده البیان فی احکام القرآن در ص ۳۲۱ می‌گوید: امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی است چون هدف از امر به معروف و نهی از منکر، انزجار از قبیح و سوق دادن به سوی طاعت است تا قبیح از بین رود و معروف محقق گردد.

وال دل یل ع ذل ککل اب ال ع زوج ل ق ول ه :ول ل کن م ن ک ام ه یدع وس ال ال خ ب ویام روس ب ـال ع روف و ین ه وس ع ن ال ن کریاول ئک ه ال ف ح ل ـوس یه ـذاخ ـاَغ ـب ع ـام کم ـاق ـال ال ع ـزوج ـل :وم ـن ق ـوم م ـوس أم ـه یدوس ب ـاح ل ق ... وط یق ـل ع ام ـه م ـوس ول ع کل ق وم ـه، وه یم ئذام ــ م خ ل غ ف ـة، وال م ـه واح ـن یص اع دا، کم اق ال ال ع ـزوج ـل :اس اب ـراه یک س ام ـه ق ان ل ـاف ل، یق ـول م س یع ـاف ل ع ـزوج ـل ول ـی ع م ـن یع ـظ ذل کف ه ذیال دن ه م ن ح رج اذاکس ل ق وةل ه ل ع ددل ه ول ط اع ه ل ه ۱

مرحوم کلینی از علی بن ابراهیم، او از هارون بن مسلم، و او از مسعده بن صدقه نقل کرده که شنیدم از امام صادق (ع) درباره ی امر به معروف و نهی از منکر سؤال شد که آیا بر همه افراد امت اسلامی واجب است؟ در پاسخ فرمود: نه.

سؤال شد: چرا؟ فرمود: جز این نیست که امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که دارای قدرت باشد و مردم از او اطاعت کنند، آگاهی به کارهای نیک و بد داشته باشد، نه بر شخص ناتوانی که خودش راه را نمی‌داند از کجا به کجا برود، در اینصورت مردم را از راه راست به باطل می کشاند، دلیل بر این مطلب، کتاب خدا است که می‌فرماید: ولتکن منکم امۀ یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر.

این آیه دلیل بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر بر جمعیت خاصی است نه بر همه افراد، چنآن که خداوند در سوره ی اعراف آیه ۱۵۹ می‌فرماید: و از قوم موسی گروهی هستند که به سوی حق، هدایت می‌کنند و حاکم به حق و عدالتند؛ و در این آیه خداوند نفرموده بر امت موسی بلکه فرموده از قوم موسی گروهی و نیز نفرموده بر همه ی قومش، با اینکه قوم موسی را در آن روز چند گروه مختلف تشکیل می‌داد، و واژه امت مفرد است چنآن که خداوند در سوره نحل آیه ی ۱۲۰ می‌فرماید: ابراهیم (به تنهایی) امت بود، و از خداوند اطاعت می‌کرد.

۱ محمدبن یعقوب، کلینی، فروع الکافی جلد ۵ ص ۵۹ به نقل از دلیل تحریر الوسیله، علی اکبر سیفی ص ۵۷؛ محمدبن حسن، حرعاملی، محمدبن حسن، حرعاملی، وسایل الشیعه ج ۱۶ ص ۱۲۶ و ۱۲۷؛ محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، تهذیب الاحکام ج ۶ ص ۱۷۸.

بنابراین برای کسیکه متوجه این موضوع باشد، در این زمان که ما در تحت تسلط خلفای جور هستیم، اشکالی بر او نیست که امر به معروف و نهی از منکر نکند چونکه قدرت در دستش نیست و دارای جمعیت مطیع نمی‌باشد.

۴ ـ سیره ی مستمره: صاحب جواهر الکلام به سیره مستمره بر وجوب کفائی امر به معروف و نهی از منکر در مقام رد نظر قائلین به وجوب عینی استدلال نموده است.

با این بیان که می‌توان با ملاحظه ی سیره و شیوه ی مسلمانان در طول تاریخ و در زمانهای گذشته به واجب عینی نبودن امر به معروف و نهی از منکر یقین پیدا کرد.

به همین خاطر صاحب قدرت (کسی که توانایی امر به معروف ونهی از منکر را داراست) با فرستادن فردی به نیابت از خود و دیگران که در تکلیف مشترکند، اقدام می‌نمودند تا آن دو وظیفه را بعهده بگیرد. ۱

ادله ی قائلین به وجوب عینی

۱ ـ فقهاء و علمائی که قائل به وجوب عینی امر به معروف و نهی از منکر هستند از جمله شیخ طوسی در کتاب اقتصاد ص ۱۴۷ می‌گوید: «قال قوم: هما من فروض الاعیان و هو الاقوی عندی لعموم الآیه و الاخبار کقوله تعالی، عده‌ای می‌گویند: وجوب امر به معروف نهی از منکر عینی است و آن پیش من قوی است بعلت عموم آیات مثل قوله تعالی «و لتکن منکم امـۀ یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر فاولئک هم المفلحون» استدلال نموده‌اند.

۱محمد حسن، نجفی، جواهر الکلام، ج ۱۲، ص ۳۶۲.

به این بیان که (من) در (منکم) بیانیه است ۱ همه ی شما باید امتی باشید که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر نمائید قطعاً آنها رستگارند.

۲ ـ شیخ طوسی برای وجوب عینی امر به معروف و نهی از منکر به آیه شریفه ی «کنتم خیر امۀ اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» استدلال نموده است. ۲

۳ ـ شیخ طوسی ۳ و طبرسی ۴ و سید عبدالله شبر۵ و ملا فتح الله کاشانی۶ برای وجوب عینی امر به معروف و نهی از منکر به آیه ی شریفه ی «المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلاه و یوتون الزکاة و یطیعون الله و رسوله» با این بیان که «فی الایه دلاة علی ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر من فروض الاعیان لان الله تعالی جعل ذالک من صفات المومنین و لم یخص قوما دون قوم.

این آیه دلیل است بر اینکه امر به معروف و نهی از منکر واجب عینی است چون خداوند متعال امر به معروف و نهی از منکر را از صفات تمام مؤمنین قرار داده، و مخصوص به دسته ی خاص نکرده است، استدلال نموده‌اند.

۱ محمد ابراهیم، جناتی در کتاب الدروس فی الفقه، ص ۷۵ می‌نویسد: بدعوی ان من فی قوله تعالی للتبیین لا للتبعیض فمعناها کونوا کلکم امه تدعون الی الخیر و تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر. ۲محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، اقتصاد، ص ۱۴۷. ۳ محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، تبیان جلد ۵ ص ۲۵۷. ۴ ابوعلی فضل بن حسن، طبرسی، مجمع البیان جلد ۵ و ۶ ص ۷۶. ۵ سید عبدالله شبر، جوهر الثمین جلد ۳، ص ۹۵. ۶ ملا فتح الله کاشانی، منهج الصادقین جلد ۴ ص ۳۸۵.

نتیجه: اینکه نظر اکثریت فقها بر وجوب کفایی بودن امر به معروف و نهی از منکر است.

اما چون وجوب امر به معروف و نهی از منکر، دارای موقعیت و شئون خاص و مراتب مخصوصی در اسلام می‌باشد، نسبت به مرتبه‌ای واجب عینی است، و نسبت به مرتبه دیگر واجب کفایی است.

علامه حلی در کتاب «تحریر الاحکام الشرعیه» از ابن براج همین قول را نقل کرده، و وی معتقد بوده که امر به معروف و نهی از منکر نسبت به بعضی از مراتبش، واجب عینی است و نسبت به بعضی دیگر واجب کفایی است.

و مرحوم محقق صاحب جواهر الکلام نیز با اینکه این دو فریضه را ذاتاً واجب کفایی می‌داند، فرموده: «ممکن است گفته شود که این دو فریضه نسبت به انکار قلبی بر همه افراد مکلفین واجب عینی است». ۱

ب: دیدگاه فقهای اهل سنت .

علمای اهل سنت در مورد اینکه امر به معروف و نهی از منکر واجب عینی است یا کفائی، به سه گروه تقسیم می‌شوند:گروه اول قائل هستند به اینکه امر به معروف و نهی از منکر واجب عینی است یعنی اینکه بر هر یک از مسلمانان واجب است که امربه معروف و نهی از منکر کند و در صورت ترک آن هیچ عذر و تقصیری از آنها پذیرفته نیست.

از جمله قائلین به این قول:

۱ ـ ابو اسحاق الزجاج: می‌گوید که در کلمه (منکم) من برای بیان جنس است و متعلق امر هم هست، لذا جمع امت مراد است و مراد از دعوت در اینجا تمام انسانهای عالم است که برای کفار دعوت به خیر یعنی اسلام است و برای

۱ محمد حسن، نجفی، جواهر الکلام، ج ۱۲، ص ۳۶۳.

گنهکاران دعوت به خیر یعنی اطاعت خدا و رسول و اوصیای اوست و ظاهر آیه این را اشاره می‌کند که وجوب امر و نهی واجب عینی است و تک تک مسلمانان باید آن را اجرا کرده و هیچ گونه عذر و تقصیری بر ترک آن ندارند. ۱

۲ ـ ابو حیان: قائل هستند به اینکه متعلق امر در آیه (ول ـل کن م ـن ک ام ـة) جمیع امت هست یعنی مراد از دعوت در اینجا تمام انسانهای عالم است که کفار را دعوت به اسلام و گناهکاران را به اطاعت خدا و رسول دعوت می کنند که این امر (دعوت به سوی خیر و اسلام و اطاعت) واجب عینی است. ۲

۳ ـ احمد دمشقی معروف به ابن نحاس که از فقهای شافعی است بعد از نقل احادیثی می‌گوید در این احادیث، دلیلی وجود دارد بر اینکه امر به مروف و نهی از منکر از جهاد بر مسلمین واجب تر است.

پس همانطوری که جهاد بر تک تک مسلمین واجب است، امر به معروف و نهی از منکر نیز بر تک تک آنها به صورت عینی واجب است. ۳

گروه دوم قائل هستند به اینکه امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی

است.

یعنی اینکه اگر عده‌ای به این فریضه الهی اقدام کردند، از دیگران ساقط می‌شود.

۱ حنبلی، دمشقی الصالحی، الکنز الاکبر من الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، ص ۳۲. ۲ ابو حیان توحیدی، تفسیر بحر المحیط ج ۳، ص ۲۰. ۳ احمد دمشقی (معروف به ابن نحاس) تنبیه الغافلین ص ۱۳.

از جمله قائلین به این قول:

۱ـ قول قرطبی که می‌گوید: «من» در آیه ی «ول ـل کن م ـن ک ام ـة» من تبعیضیه است و معنایش اینست که آمرین باید از علماء باشند و از طرفی همه ی مردم عالم نیستند، لذا این قول دلالت می‌کند بر اینکه امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی می‌باشد. ۱

۲ـ قول زمخشری: ایشان قائل هستند که «من» در «ولتکن منکم امۀ» من تبعیضیه است به دلیل اینکه امر به معروف و نهی از منکر از واجبات کفائی است و کسی صلاحیت امر و نهی کردن را دارد، که معروف و منکر را بشناسد، زیرا چه بسا جاهل نهی از معروف و امر به منکر بکند، چرا که اگر عالم نباشد ممکن است در جایی که باید با نرمی صحبت کند، با غلظت و درشتی صحبت کند، و در جایی که باید با غلظت و درشتی صحبت کند، با نرمی و عطوفت صحبت نماید. ۲

۳- قول ابی بکر جصاص که از علمای حنفیه هست: ایشان در تفسیر آیه «ولتکن منکم امۀ یدعون الی الخیر» قائل هستند به اینکه این آیه دو معنا دارد: اول اینکه امر به معروف و نهی از منکر واجب است و دیگر اینکه آنهم به صورت کفایی واجب است و بر تک تک مسلمانان واجب نیست، یعنی زمانی که عده‌ای به این فریضه الهی اقدام کنند از دیگران ساقط می‌شود.

چرا که «من» در این آیه، من تبعیضیه است مثل جهاد و غسل و کفن و دفن و نماز میت که اگر عده‌ای به این واجبات اقدام کنند، از دیگران ساقط می‌شود، امر به

۱ ابن رشد، قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج ۴، ص ۱۶۵. ۲. محمد بن عمر، زمخشری، تفسیرالکشاف، ج ۱، ص ۱۹۱

معروف و نهی از منکر نیز اگر عده‌ای به این دو فریضه اقدام کنند از دیگران ساقط می‌شود. ۱

۴- ابن قدامه که از علمای حنبلی است.

ایشان قائل هستند به اینکه «من» در آیه ی «ولتکن منکم امۀ» من بیانیه است و بیان می‌کند که امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی است نه واجب عینی، به دلیل اینکه خداوند در این آیه فرموده: «ولتکن منکم» و نفرموده: (کونوا کلکم آمرین بالمعروف) یعنی خداوند فرموده: هرکدام از شما می‌توانید امر به معروف کنید نه همه ی شما، فلذا اگر عده‌ای به این فریضه اقدام کنند، از دیگران ساقط می‌شود. ۲

گروه سوم قائل هستند به اینکه امر به معروف و نهی از منکر در صورت استطاعت و توانایی واجب است.

از جمله قائلین به این قول:

۱- احمدبن حنبل: ایشان قائل هستند به اینکه وجوب امر به معروف و نهی از منکر عندالاستطاعه است و در غیر این صورت واجب نیست.

از جمله احادیثی که به آنها استدلال می‌کند، حدیث خلال است که این چنین آمده: اخ ـب ن م ح م ـدب ـن ا ه ـاروس :اس اح ح ـاق ب ـن اب ـراه ی ح ـده ان ـه ق ـال ل ع ـدال :م ـت یج ـب ع د ال م ر؟ ق ال :اذاط خ ت ف س یف ه ول ع ص ای. ۳

۱ احمد بن علی الرازی (معروف به ابوبکر جصاص)، احکام القرآن، ج ۲، ص ۳۵ ۲. ابن قدامه، مختصر منهاج القاصدین، ص ۱۲۳ ۳. ابوبکر احمد بن محمد بن هارون بغدادی حنبلی (مشهور به الخلال)، کتاب الجامع، ج ۳، ص ۷۸۵

مفهوم روایت: از امام صادق علیه السلام سؤال شد امر به معروف و نهی از منکر در چه مواقعی واجب است؟ فرمودند: زمانی که از شمشیر و عصایش نترسی، یعنی اینکه اگر قدرت و توانایی امر و نهی داشتی باید امر به معروف و نهی از منکر کنی، در غیر اینصورت واجب نیست. ۱

۲- ابن حزم ظاهری

ایشان می‌گوید: امر به معروف و نهی از منکر بر هر کسی که قدرت و توانایی دارد واجب است، حال کسی که توانایی دارد با دست انجام دهد و گرنه با زبان و اگر نشد با قلب خود امر به معروف و نهی از منکر کند که این ضعیف ترین مرتبه ی امر به معروف و نهی از منکر است. ۲

۱ احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج ۲، ص ۹۶ ۲. ابن حزم، المحلی، ج ۱، ص ۲۶

نتیجه‌گیری:

بنا بر این طبق نظر مشهور فقهای امامیه شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر چهار تاست :۱- شناخت معروف ومنکر۲- احتمال تأثیر ۳- استمرار ترک واجب یا انجام گناه ۴- نبود مفسده.

وبر اساس نظر مشهور فقهای اهل سنت امر به معروف و نهی از منکر دارای چهار رکن است که هر یک از آنها شرایطی دارد و کسی که این شرایط را داشته باشد، حسبه و امر به معروف و نهی از منکر براو واجب است، ولی اگر آن شرایط را نداشته باشد، واجب نیست.

ارکان امر به معروف و نهی از منکر عبارتند از:۱-المحتسب ۲- المحتسب علیه ۳- المحتسب فیه ۴- نفس الاحتساب

فصل چهارم: مراتب و آداب امر به معروف و نهی از منکر

گفتار اول: مراتب امر به معروف و نهی از منکر

الف – مراتب امر به معروف نهی از منکر از دیدگاه فقهای امامیه

در بین مفسران و فقیهان شیعه مشهور است که این دو فریضه دارای سه مرتبه اصلی است: در کتاب شرایع الاسلام آمده: «مراتب الانکار ثلاث، بالقلب و باللسان و بالید؛ انکار منکر دارای سه مرتبه است: قلبی، گفتاری، و استفاده از قدرت»۱ بزرگانی مانند محقق حلی که مباحث را با عنوان انکار مطرح کرده‌اند، غرض آنها اختصاص این مباحث به نهی از منکر نیست بلکه در امر و نهی هر دو جاری است.

شاید این بزرگان به خاطر تبعیت از برخی روایات که محدوده ی بحث را نهی از منکر قرار داده، چنین بحث کرده‌اند، و شاید بتوان گفت «انکار منکر» شامل امر به معروف نیز می‌شود، زیرا ترک واجب گناه است و امر به معروف در حقیقت اعتراضی است بر ترک واجب که منکر است.

مرتبه ی قلبی

برخی از بزرگان مرتبه قلبی را به معنای: «عقیده به وجوب واجبات و حرمت محرمات» گرفته‌اند.

برخی دیگر نیز به معنای: «نارضایتی از گناه» و برخی به معنای «بغض و دشمنی با گناهکار در راه خدا» گرفته اند، ولی همان‌طور که در جواهر الکلام آمده: «این امور قلبی تا به سر حد ظهور و آشکار آن نرسند، مصداق امر به معروف و نهی از منکر نمی‌باشند، هر چند به خودی خود واجب باشند، ولی اگر اظهار شدند امر و نهی محسوب می‌شوند زیرا بر طلب انجام کار یا طلب

۱ جعفربن الحسن، محقق حلی، شرایع الاسلام، ج ۱، ص ۳۴۳.

ترک کاری از دیگری دلالت می‌کنند»۱ در این مرحله درجاتی برای امر و نهی وجود دارد مانند: اشاره با چشم و برخورد با چهره گرفته و خشم آلود، اعراض و برگرداندن صورت، قهرکردن و دوری گزیدن و – اینگونه برخوردها که حاکی از تنفر قلبی و انزجار از گناه است، بدون اینکه سخن بر زبان رانده شود یا از قدرت و زور استفاده شود، مرتبه ی اول امر به معروف و نهی از منکر است.

مرتبه لسانی

در این مرتبه با استفاده از گفتار، امر و نهی صورت می گیرد و دارای درجاتی است، زیرا سخن گفتن گاهی با ملایمت و آرامی، موعظه و نصیحت و با ارشاد و استدلال همراه است و گاهی حالت دستوری و فرمان دادن به خود می گیرد و گاهی نیز شدت و خشونت می‌یابد و با تهدید همراه می‌شود.

استفاده از قدرت

در این مرتبه از قدرت و اجبار و اقدامات بازدارنده استفاده می شود و دارای درجاتی است؛ مثلا: گاهی باید دست گناهکار را گرفت و مانع انجام گناه شد، گاهی باید او را از مجلس گناه اخراج کرد و یا به سرزمین دیگری تبعید نمود، گاهی باید او را در زندان یا خانه اش حبس کرد و در مواردی که ضرورت داشته باشد او را کتک زد یا مجروح ساخت و حتی به قتل رساند.

۱ همان، ج ۳، ص ۳۷۷.

دیدگاه برخی از فقهاء درباره ی مراتب امر به معروف و نهی از منکر ۱- دیدگاه شیخ طوسی: امر به معروف با دست و زبان است؛ اما با دست این است که خود به معروف عمل کند و از منکر پرهیز نماید، به گونه‌ای که دیگران به او تأسی کنند، و اما با زبان، و آن اینکه مردم را به معروف دعوت کند و آنها را به پاداش کار خوب وعده دهد و از عذاب کار ناشایست بترساند؛ و اگر به جهت ترس از ضرر رسیدن به خود یا دیگری نتوانست به هیچ‌یک از این روشها عمل کند، به اعتقاد قلبی به وجوب معروف اکتفا نماید.

اما امر به معروف دستی به این است که با تأدیب، جلوگیری، و کشتن و مجروح کردن انجام شود، جر اینکه این نوع از زدن واجب نیست مگر با اذن سلطان وقت که برای ریاست منصوب شده، و در غیر این صورت به انواع قلبی اکتفا نماید.

سپس شیخ طوسی مراتب نهی از منکر را همانند مراتب سه‌گانه امر به معروف بیان می‌کند. ۱

۲- دیدگاه شیخ مفید: «اگر انسان می‌تواند با دست و زبان نهی از منکر نماید ... بر او واجب است که با قلب، دست و زبان، این کار را انجام دهد و اگر از نهی از منکر عملی ناتوان بود یا ترسید، به قلب و زبان اکتفا نماید، اگر از انکار با زبان هم ترسید به انکار قلبی اکتفا نماید و البته نهی از منکر عملی نباید به حد کشتن و مجروح کردن برسد، مگر با اجازه ی سلطانی که برای تدبیر امور مردم منصوب شده است، و اگر امکان اذن گرفتن نبود، حق ندارد چنین کاری را انجام دهد.» سپس ایشان در مورد نحوه ی نهی از منکر قلبی و زبانی می گوید: باید او را

۱ محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، نهایه، ص ۳۱۹. موعظه کند، عذاب الهی که به دنبال منکر است را بیان نماید و او را از آن بترساند. ۱

۳- خلاصه نظرات سلار: ایشان نیز سه مرحله را ذکر می‌کند با این تفاوت که در ابتدا تصریح می‌کند که مرحله اول با دست است، اگر نشد با زبان، و اگر نشد با قلب؛ اما در عین حال ایشان می‌گوید: بر او واجب است به گونه‌ای عمل کند که علم یا ظن (گمان) داشته باشد که تأثیر گذار تر است نه به گونه‌ای مضر؛ اگر رفاقت تأثیر بیشتر دارد، با رفاقت، و اگر شدت مؤثرتر است، با شدت امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهد.

وی در پایان مانند شیخ طوسی و شیخ مفید، کشتن و مجروح کردن را در حیطه ی اختیارات سلطان یا کسی که سلطان او را مأمور کرده است می داند؛ اما بر خلاف آن دو بزرگوار می‌گوید: اگر دسترسی به سلطان نبود، امامان (علیهم السلام) این کار را به فقهاء تفویض فرموده‌اند که اقامه حدود نموده و در بین مردم قضاوت نمایند. ۲

۴- دیدگاه ابن ادریس حلی: ابن ادریس بر خلاف سلار، مرحله ی آغازین امر به معروف و نهی از منکر را گفتار می‌داند، وی می‌گوید: «غرض از نهی از منکر این است که منکر واقع نشود، بنابراین اگر موعظه و گفتار موجب رفع منکر می شود، جایز نیست که با دست نهی از منکر نماید اما اگر سخن مؤثر واقع نشود، واجب است با دست از منکر جلوگیری کند حتی اگر منجر به ناراحتی، ضرر رساندن و

۱ محمدبن محمد، شیخ مفید، المقنعه، ص ۱۲۹ در ضمن الجوامع الفقیه. ۲ ابی یعلی حمزة بن عبدالعزیز، سلار، المراسم، ص ۵۹۹ (در ضمن الجوامع الفقیه).

تلف کردن جان وی شود؛ البته این در صورتی است که مقصود برطرف کردن منکر باشد نه اینکه به قصد ضرررساندن به دیگری این کار را بکند و نیز ناهی از منکر خود، آن منکر را انجام دهد. ۱

۵- دیدگاه شهید اول: ایشان می‌گوید: «ناهی از منکر باید به تدریج از منکر جلوگیری نماید، ابتدا با اظهار کراهت و اعراض شروع می‌کند، سپس با سخن ملایم، و اگر سخن نرم و ملایم کارساز نشد، با سخن درشت، و اگر آن نیز تأثیری نداشت، با زدن باید از منکر جلوگیری کند؛ شهید ثانی در توضیح آن برای هریک از مراتب سه‌گانه نیز مراتبی را بیان می‌کند که آمر و ناهی باید از آسانترین راه شروع کنند.

و در صورت مفید نبودن مراحل آسانتر تدریجاً به سراغ مراحل سخت‌تر برود.» سپس شهید اول در مورد مجروح کردن و کشتن بدون بیان نظر خود، دو قول را نقل می‌کند و در انتها می‌گوید در هر حال انکار قلبی واجب است .» ۲

۶- امام خمینی برای امر به معروف سه مرحله بیان می‌کند و می‌گوید: مادامی که امکان نهی از منکر با مرتبه پایین ممکن است، حتی اگر احتمال هم بدهد

– جایز نیست به سراغ مرتبه بعدی برود، این مراتب عبارتند از: اولین مرتبه: اظهار کردن انزجار قلبی از منکر، بوسیله بستن چشم، در هم کشیدن چهره، برگرداندن صورت، دور شدن، ترک دوستی، و ...

۱ محمد بن ادریس، حلی، السرائر، ج ۲، ص ۲۳. ۲ جبعی العاملی، شهید ثانی، الروضۀ البهیۀ، ج ۲ٰ صص ۴۱۶–۴۱۷.

مرتبه دوم: امر و نهی زبانی است، ایشان علی رغم اینکه معتقدند در امر به معروف و نهی از منکر عرفا باید مفهوم امر و نهی فهمیده شود و الا وجوب امر و نهی برداشته نمی‌شود، اما در عین حال می‌گویند اگر احتمال بدهد با موعظه و ارشاد و سخن ملایم، مطلوب حاصل می‌شود، واجب است به همین شکل عمل نماید. ۱

مرتبه سوم: انکار با دست به معنای اعمال قدرت می‌باشد آخرین مرحله است؛ و در صورتی که آمر یا ناهی علم و اطمینان پیدا کرد که از طریق انجام دو مرتبه اول نمی‌تواند منکر را برطرف نماید: باید به سراغ مرحله سوم برود.

اما ایشان کشتن، مجروح کردن و حتی زدن را منوط به اجازه گرفتن از فقیه جامع‌الشرایط می‌داند.

البته این، درجایی است که منکر از مواردی نباشد که خدای متعال به هیچ وجه راضی به آن نیست.

بنابراین اگر منکر از قبیل به قتل رسیدن نفس محترمی باشد و جلوگیری از آن

جز با مجروح کردن یا کشتن ممکن نیست و فرصت اجازه گرفتن از فقیه هم وجود نداشته باشد، در اینگونه موارد دفع منکر حتی بدن اذن فقه واجب است. ۲

۱ روح‌الله الموسوی، امام خمینی (ره)، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۶۵. ۲ همان، صص ۴۷۶ – ۴۸۱.

نتیجه‌گیری

آنچه گذشت قسمت‌هایی بود از نظرات بعضی از فقهاء که از مجموع آنها و سایر منابع می‌توان اینطور نتیجه‌گیری نمود که:

اولا: اکثر فقهاء برای امر به معروف و نهی از منکر مراحل سه‌گانه‌ای را برشمرده‌اند؛ اما در اینکه از کدام مرحله باید آغاز کرد، از ظاهر عبارت‌ها به نظر می‌رسد اختلافاتی در بین ایشان وجود دارد؛ ولیکن همانگونه که مرحوم علامه حلی در مختلف الشیعه توجیه نموده، ظاهراً این اختلافات لفظی است و می توان بین آنها تسالمی برقرار کرد. ۱

و ثانیا: غرض اصلی از امر به معروف و نهی از منکر این است که کردارهای شایسته انجام و اعمال ناشایست ترک شود؛ بنابراین، عقل و همچنین دلایل شرعی اقتضاء می‌کنند که از بهترین روش استفاه نموده و از مراحل ساده‌تر آغاز، و در صورت کارساز نشدن مراتب آسانتر، تدریجاً از مراتب بعدی و سخت‌تر مدد گرفته شود.

و به تعبیر امام خمینی: «در امر و نهی خود و مراتب آن باید مانند پزشک معالج مهربان و پدر دلسوز، مصلحت مرتکب (منکر) را مراعات کند، و در نهی از منکر، لطف و رحمت او به صورت خاص مرتکب منکر را، و به صورت عام جامعه را شامل بشود.» ۲

و مهم تر اینکه در روایات نیز تأکید شده است که آمر به معروف و ناهی از منکر باید در امر و نهی خود، با رفق و مدارا رفتار نمایند.

۱ حسن بن یوسف بن مطهر، حلی، مختلف الشیعه، ج ۴، ص ۴۵۹. ۲ روح‌الله الموسوی، امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۸۱.

اذن حاکم در مرتبه سوم امر به معروف و نهی از منکر برخی از مراتب امر به معروف و نهی از منکر مانند آشکار کردن تنفر قلبی و استفاده از گفتار، بر همگان واجب است، چه عامه مردم و چه حاکمان اسلامی.

اما اگر نوبت به استفاده از قدرت رسد و نیاز به اقداماتی مانند: زدن، مجروح ساختن و کشتن داشت، آیا اینگونه اقدامات بر هر کسی واجب یا حداقل جایز است یا از شئون «امامت» به شمار می‌رود و حاکم اسلامی و نماینده ی او باید عهده دار این امور باشد؟

آیا آیات امر به معروف و نهی از منکر دلالتی بر این مطلب دارند یا خیر؟

الف – زدن یا حبس نمودن

«محقق حلی» می‌نویسد: و لو یرتفع إلا بالید مثل الضرب و ما شابهه جاز: اگر منکر برداشته نمی‌شود مگر با استفاده از قدرت، مانند زدن و کارهایی (چون حبس که) در حد زدن است، این گونه برخورد جایز است.

صاحب جواهر الکلام در شرح این عبارت می‌نویسد: «ظاهر کلام مصنف و علمای دیگر (که در مورد زدن، إذن امام (ع) یا نائبش را شرط نکرده‌اند) این است که اجماع و اتفاق وجود دارد که اگر زدن به جراحت منجر شود، بر اذن امام یا نائبش توقف ندارد. ۱ ایشان در ادامه عبارتی که از مرحوم شیخ طوسی نقل شده، که «زدن» به اذن سلطان مشروط است را محل نظر و اشکال می‌دانند.

و نیز این سخن (صاحب مجمع الفایده) که «اگر جواز زدن اجماعی نبود، تنها به خاطر ادله ی امر و نهی، حکم به جواز زدن مشکل بود.» را بعید تر از سخن شیخ طوسی می داند.

۱ محمد حسن، نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۸۰.

زیرابر کسی که به ادله ی این دو فریضه احاطه داشته باشد پوشیده نیست که مقصود از امر به معروف و نهی از منکر، واداشتن بر ایجاد معروف و یا دوری از منکر است نه مجرد سخن گفتن. ۱

نتیجه: در مواردی که امر به معروف و نهی از منکر توقف بر استفاده از قدرت و اقداماتی مانند دستگیری، بازداشت یا زدن داشته باشد، هر چند آیات قرآن مطلق است ولی برای جلوگیری از هرج و مرج، اذن حاکم اسلامی را می توان شرط واجب برای اجرای این دو فریضه قرار داد.

ب – مجروح کردن یا کشتن

اگر جلوگیری از گناه، تنها به زخمی کردن یا کشتن گناهکار وابسته باشد، آیا هر فردی با تشخیص خود می‌تواند اینگونه اقدام کند یا نیاز به اذن امام (ع) یا نائب او می‌باشد؟

در این باره بین فقهاء عظام – رحمهم الله – گفتگو و اختلاف می‌باشد:

نظر اول: نیاز به اذن امام یا نائب او نمی‌باشد.

نظر دوم: نیاز به اذن امام یا نائب او می‌باشد.

نظر سوم: در قتل نیاز به اذن امام یا نائب او می‌باشد ولی در مجروح کردن خیر.

قول اول مختار جمعی از بزرگان است مانند: «س ـید م رت ض ـیع ـظ ال ـدی، ش ـی ال س اف ره اب ج ع ف رط وس درکل اب ب یاس، اب ال ص ل ح غ ب، اب ن ادری ح غ ی وش ه یداول درکل اب ال ن کت و...»

۱ همان، ج ۲۱، ص ۳۸۱.

قول دوم مختار جمعی دیگر از بزرگان است مانند: (شیخ طوسی در کتاب نهایه، قاضی ابن براج فاضل مقداد صاحب جواهر الکلام و ...) قول سوم نیز مختار شهید ثانی است. ۱

مراحل اجرای امر به معروف و نهی از منکر در کلام امام باقر (ع) امام باقر (ع) درباره اجرای عملی امر به معروف و نهی از منکر مراحلی را ذکر می‌فرماید:

۱ – فانکروا بقلوبکم: نخستین وظیفه مسلمانان در مقابل منکرات جامعه انکار قلبی و ناراحتی درونی است.

بنابر این نخستین اقدام در مقابل انجام گناه این است که انسان ناراحت شود که چرا این اعمال صورت می‌گیرند.

۲ – و الفظوا بالسنتکم: دومین مرحله ی امر به معروف و نهی از منکر اعتراض زبانی به انجام گناه و معصیت است.

این مرحله که اولین اقدام عملی شمرده می شود بهتر است با ملایمات و مهربانی صورت گیرد.

۳ – وصکوا بها جباهم: یعنی به پیشانی آن‌ها بزنید. وقتی سخن نرم، ملاطفت و موعظه اثر نبخشید و باعث جرأت و گستاخی بیشتر گناهان گردید باید با چنین شخصی با تندی برخورد کرد و با اعتراض شدید مانع عصیان او شد.

البته چنین برخوردی، اعتراض و ملامت دیگران را به دنبال دارد؛ حتی ممکن است دوستان فرد نهی کننده، او را به دلیل پرخاشگری سرزنش کنند ولی امام باقر (ع) می‌فرماید: «و لا تخافوا فی الله لومـۀ لائم» از ملامت کنندگان نترسید، اگرچه ملامت گران از نزدیک‌ترین دوستان شما باشند؛ زیرا اگر مردم از ترس

۱ محمد حسن، نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۸۳؛ حاشیه شرایع الاسلام، ص ۳۲۴.

ملامت و سرزنش دیگران نهی از منکر را ترک کنند، بلا نازل می شود و تر و خشک با هم می‌سوزند. ۱

نکته: لزوم یا عدم لزوم ترتیب بین مراتب فقهای عظام رعایت ترتیب بین مراتب سه‌گانه را واجب می‌دانند.

حضرت امام خمینی می‌نویسد: «ل یج وزال ل ع دی ع ن م رت ه ال خ ری م اح ص ول ال س غ وب م ن ال رت ه ال دان یه ب ل م ااح ت ل ه» ۲

با حاصل شدن مقصود از مرتبه پایین حتی به صورت احتمال، جایز نیست به مرتبه دیگر عمل شود، بلی اگر مرتبه پایین مؤثر نبود، باید به سراغ مرتبه بالاتر رفت.

این مطلب درباره ی درجات هر مرتبه نیز صادق است.

اگر احتمال تأثیر در درجه پایین‌تر وجود دارد، باید به آن اکتفا شود و نمی توان به سراغ درجات شدیدتر رفت.

حضرت امام خمینی درباره ی درجات مرتبه اول می نویسد: «وکذا یجب ال خ ل ص ارییه اع ال درج ة ال دان یه یال دان یة وال یس ریال یس ر»، در این مرتبه باید به درجه پایین و آسان اکتفا کرد اگر مؤثر نبود به درجات بعدی که پایین‌تر و ساده‌تر باشد، عمل شود.

۱ محمدتقی، مصباح یزدی، ٱذرخش کربلا، ص ۲۱۲، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره). ۲ روح‌الله الموسوی، امام خمینی (ره)، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۷۶.

دلیل عدم لزوم ترتیب

هرچند برای عدم لزوم ترتیب بین مراتب و درجات امر به معروف و نهی از منکر قائلی یافت نشد لیکن ممکن است گفته شود اطلاقات آیات امر به معروف و نهی از منکر، لزوم ترتیب بین مراتب و درجات را نفی می‌کنند. زیرا این ادله مقید به لزوم ترتیب نیستند و مواردی که ترتیب رعایت شود و مواردی که ترتیب رعایت نشود، هر دو را شامل می‌شود.

دلایل لزوم ترتیب

برای اثبات لزوم ترتیب بین مراتب و درجات امر به معروف و نهی از منکر می توان به آیاتی از قرآن کریم استدلال کرد.

مانند: ۱. «وإس ط اف رل اس م ن ال م ؤم ن ی اق ل ل غ م وایرص ح ل م واب ن ه م م ایإس ب ه ت إح دام ه اع ال م خ ـری یق ـات غ واال ل ـّت ه ـّح ـدت ار إل أم را دل» ۱

هرگاه دو گروه از مؤمنان به نزاع و جنگ بپردازند، آنها را آشتی دهید، و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا باز گردد.

۲. «وال ل دت خ ت ام یوس م ن م وزم ه ن د یع م یوم ه ن د واه ج م م روم ه ن د ف ال ض اج اواض رم ب م ه ن د یإس أط ع ن م ک یل ت ه واع غ ـیه ن د س ی ف ل» ۲

و اما آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید و (اگر مؤثر واقع نشد) در بستر از آنها دوری کنید! و (اگر هیچ راهی جز

۱ سوره حجرات، ٱیه ۹. ۲ سوره نساء، آیه ۳۴.

شدت عمل، برای وارد کردن آنها به انجام وظایفشان نبود) آن‌ها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدی بر آنها مجویید.

بیان استدلال: بنا به آیه اول، اگر بین دو گروه مؤمن جنگ و درگیری پیش آمد، برقراری صلح و آشتی بین آن دو گروه، مقدم بر پیکار با گروه متجاوز است و باید بین این دو، ترتیب را رعایت کرد.

در کتاب «جواهر الکلام» آمده: ب ل ل ع ل ق ول ه ت ع ال» یاص ح ل واب ن ه م ـا... «ال آخ ـریم ـاه رف ذل ـک ب اع ل اراق دی ال ص غ ح اول ف ... ۱

شاید این آیه، ظهور در مراعات ترتیب داشته باشد، زیرا صلح و آشتی را مقدم داشته باشد.

در آیه دوم نیز برای مقابله با نشوز و سرکشی زوجه، پند و اندرز بر دوری و فاصله گرفتن در بستر مقدم شده و این برخورد نیز بر کتک زدن، مقدم شده است و این تقدیم و تأخیرها، ظاهر در لزوم رعایت ترتیب بین این امور است.

روشن است که در برخورد با همسر، موعظه و نصیحت از فاصله گرفتن در بستر آسان تر و خفیف تر است، همان‌طور که فاصله گرفتن در بستر نیز غالباً خفیف تر از زدن به شمار می‌رود.

۱ محمد حسن، نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۷۸.

ب – مراتب امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه فقهای اهل سنت

حنفی

ابو لیث که از علمای حنفی مذهب می باشد، در کتاب «تنبیه الغافلین» قول معروف تقسیم سه‌گانه کار را نقل می‌کند که انجام دادن با دست برای امرا، با زبان برای علماء و با (یا در) دل برای عامه است؛ دیگران می‌گویند هر کس که می‌تواند منکری را اصلاح کند، باید به آن اقدام کند.

امر به معروف را باید فقط برای خدا و برای اعزاز دین انجام داد، نه برای حمیت نفس.

کسی که امر به معروف می‌کند نیازمند پنج امر است: علم، نیت خالص، شفقت، تا بتواند این وظیفه را به نرمی انجام دهد، صبر و عمل کردن به آنچه خود تعلیم می‌دهد.

هجرت از سرزمین معصیت، پیروی از سرمشق ابراهیم و پیامبر است؛ اما جایز است در جای خود بماند به شرط آن که بتواند وظایف دینی خود را انجام دهد و با گناهان محیط خود مخالفت کند. ۱

مالکی

ابن عطیه که یکی از علماء و فقهای مذهب مالکی است، می‌گوید مردم در مورد نهی از منکر مراتب متفاوتی دارند.

وظیفه ی علماء آن است که حاکمان را راهنمائی کنند (ت ن ب یه ا ح ل کام وال ـول ة)؛ و آنان را به شاهراه علم سوق دهند (حملهم علی جادة العلم)؛ تکلیف حاکمان این است که با نیرو و قدرت خود بدی‌ها را تغییر دهند و تکلیف بقیه – یعنی عامه مردم – این است که پس از اعتراض لفظی، مطالب را به آگاهی مقامات برسانند.

۱ مایکل کوک، امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی، ترجمه احمد نمایی، ج ۱، ص ۵۰۲.

او می‌افزاید این مربوط به شرارتی مستمر است؛ اگر مؤمنی عادی، جرمی پیش بینی نشده (مانند سرقت یا زنا) ببیند باید تا حدی که می‌تواند خود اقدام کند.

این موضوع در هر صورت مستلزم محدودیت خاصی برای اقدام از جانب مؤمنان عادی است.

اما در بخش دیگری از این فراتر می‌رود و می‌گوید: اما در مورد علماء آنان هستند که باید این وظیفه را انجام دهند در صورتی که بقیه مردم از آنها پیروی می‌کنند، زیرا انجام این کار نیاز به دانش وسیعی دارد.

از این رو قرطبی قول معروف تقسیم سه‌گانه کار را نقل می‌کند. ۱

شافعی

غزالی که یکی از علمای شافعی مذهب هست، او در کتاب احیاء علوم دین می‌گوید: امر به معروف و نهی از منکر هشت درجه دارد.

این درجات عبارتند از:

درجه اول: جستجو برای دانستن (تعرف)- اولین درجه جستجو برای دانستن ۱۷۱ منکری است که در حال انجام شدن است.

این کار، حرام است شخص باید بدون استراق سمع صدای رود را بشنود و بدون بو کشیدن بوی خمر را دریابد و بدون دست کشیدن به جامه شکل نای را بشناسد و نباید از همسایگان بپرسد تا او را آگاه کنند.

البته این غیر از آن است که ناخواسته از دو شاهد عادل به این مضمون

۱. همان، ج ۲، ص ۵۹۰

بشنود که مردی شراب خوار، یا این قبیل چیزهاست که می‌تواند بدون اجازه وارد خانه او شود.

درجه دوم: آگاه کردن – درجه دوم آگاه کردن گناهکار (تعریف) است. مانند آن که کسی از مردم روستا در مسجد نماز میخواند و رکوع و سجود را تمام نمی‌کند، شما می‌دانید که این از نادانی اوست، زیرا اگر نمیخواست نماز را درست بگذارد، اصلاً نماز نمی‌خواند.

پس باید این کمبودها را با لطف و نه با عنف به او یادآوری کرد.

آموختن به مردم نادانی و حماقت آنان را تداعی می‌کند و این امری است که آن را نمی‌پذیرند.

مردم در حقیقت نسبت به آشکار شدن نادانی خود حساس ترند تا به کشف عورت خود.

لازم است به چنین مردمی بگویید که هیچ‌کس ار مادر، دانا زاییده نشده است، من و تو هر دو در امر نماز بیخبر بودیم تا اینکه کسانی که آگاه تر از ما بودند آن را به ما آموختند، شاید در روستای شما کسی نبوده که آن را بیاموزد و یا شاید کسی بوده که در آموختن آداب نماز کاهلی کرده و امثال این که وی را دل خوش کند.

رنجاندن یک مسلمان همانند سکوت در برابر منکر گناه شمرده می‌شود.

درجه سوم: وعظ و نصیحت – درجه سوم بازداشتن به وعظ و نصیحت و ترسانیدن از خداست.

این در مورد کسی است که منکری مرتکب میشود و در عین آن که می‌داند آن منکر است یا پس از آن که از منکر بودن آگاه شد باز هم بر انجام آن اصرار می‌ورزد.

در این مورد باید احادیث و اخبار و سیره بزرگان صدر اسلام برای او گفته شود و همه این‌ها را با لطف و شفقت باید گفت، در اینجا آفت بزرگی وجود دارد که باید از آن اجتناب کرد و آن این است که عالم به برتری دانش خود و کمی دانش کسی که او را نهی می‌کند مغرور شود.

و حالتی که خود گناهی بزرگترازمنکری است که درصدد اصلاح آن برآمده است.

تنها کسی که از عیوب خود آگاه است می‌تواند ازاین ورطه نجات یابد.

زیرا سرافرازی داشتن علم بیشتر و فرمانروایی بر دیگران سبب خودپسندی شدید می‌شود و آدمی می‌تواند خود را با آن بیازماید.

از خود بپرسد که کدام برای او لذت بخش تر است، اینکه گناهکار با دخالت او اصلاح شود یا اینکه عامل انجام این کار دیگری باشد، مثلاً خود گناهکار؟ کسی که این وظیفه را برای خود مشکل می‌داند و آرزو دارد دیگری به جای او به انجام آن بپردازد، در حقیقت راه درست را رفته است، زیرا انگیزه او خالص برای دین است.

و اگر طریق دیگر است او پیرو هوای نفس خود میباشد و اول باید خود را اصلاح کند.

درجه چهارم: سخن سخت و درشت گفتن – (السب و التعنیف بالقول الغلیظ الخشن).

و این زمانی رواست که لطف و محبت مؤثر واقع نشود و گناهکار شروع به استهزاء و تحقیر گوینده کند.

این بدین معنا نیست که فحش و دروغ بگوییم، بلکه باید چیزهایی بگوییم که مناسب باشد، مانند آن که بگوییم (ای فاسق)، (ای احمق)، (ای جاهل)، (آیا از خدا نمی‌ترسی؟) اما اگر آدمی میداند این فایده‌ای نخواهد داشت و سخن درشت گفتن سبب کتک خوردن خود او خواهد شد باید خشم خود را به نرمی آشکار کند مانند روی ترش کردن یا به چشم حقارت به او نگریستن.

درجه پنجم: تغییر با دست (التغییر بالید).

و این عبارت است از شکستن آلات لهو و ریختن خمر و اعمال فشار برای بیرون آوردن کسی از جایی (مثلا برای بیرون کردن شخص جنب از مسجد).

چنین رفتاری برای همه منکرات روانیست.

علاوه بر این اگر می‌توان گناهکار را وادار کرد که خود اقدام کند لازم نیست ما به این شیوه عمل کنیم و نباید ازحد نیاز فراتر رویم و اگر بتوانیم با گرفتن دست کسی او را بیرون کنیم نباید پا و ریش او را بگیریم و بکشیم، همچنین در مورد آلات موسیقی اگر می‌توان با شکستن آن را از کار انداخت آن را ریزریز نکنیم و شراب را اگر می‌توانیم بدون شکستن ظرف آن بر زمین بریزیم.

یک نمونه از مواردی که شکستن ظرف رواست وقتی است که شراب در شیشه سرتنگ باشد؛ زیرا اگر آدمی به ریختن شراب مشغول گردد ممکن است چون سرگرم به آن شود او را بگیرند و بزنند.

اگر چنین مشکلاتی وجود ندارد، شکستن ظرف موجب تاوان می‌شود.

درجه ششم: تهدید به خشونت (التهدید و التخویف) است.

مانند آن که شما به کسی می‌گویید «دست ازاین کار بردار وگرنه سرت را میشکنم !» در صورت امکان باید شخص به امری تهدید کند که انجام آن ممکن باشد، نباید او را به امری تهدید کنیم که روا نیست، مانند اینکه بگوییم زن و فرزندت را آزار خواهیم داد.

اما جایز است برای منظور خود اغراق کنیم.

درجه هفتم: کتک زدن (مباشرة الضرب)- یعنی اقدام به زدن با دست و پای، اما بدون دست بردن به شمشیر.

این برای مردم به وقت نیاز و به قدر حاجت جایز است.

و اصل حداقل (تدریج) را باید در نظر گرفت.

اگر نیاز به سلاح باشد تا آنجا که سبب فتنه نشود جایز است.

بنابراین اگر فاسقی در سمت دیگر رودخانه چنگ در زنی زده باشد و یا نی می‌نوازد آدمی می‌تواند تیر بر کمان نهد و فریاد زند: «دست بردار و گرنه می‌زنم !» و اگر از او دست برنداشت، پس رواست که تیراندازی کند، اما نه به صورتی که او را بکشد.

درجه هشتم: یاران مسلح – درجه هشتم فراهم آوردن یاران (اعوان) مسلح است در صورتی که آدمی خود نتواند از عهده آن برآید.

در چنین صورتی گناهکار نیز ممکن است گروهی گرد آورد و کار به جنگ بکشد.

در اینجا در مورد نیاز به اذن امام اختلاف نظر است.

عده‌ای می‌گویند که آحاد مردم نمی‌توانند به این کار اقدام کنند، زیرا سبب آشوب می‌شود (تحریک الفتن و هیجان الفساد و خراب البلاد).

و گروهی صحیح تر می‌دانند که اذن امام لازم نیست، زیرا مردم در درجات پایین‌تری مجاز به انجام آن می‌باشند.

بنابراین دلیلی ندارد که خطی بکشیم و تشکیل گروه‌های مسلح (تجنید الجنود) را استثناء کنیم.

موقعیت آنها با گروهی که به جنگ کفار می‌روند تفاوتی ندارد؛ در هردو مورد کسانی که در این راه کشته می‌شوند شهید به شمار می‌آیند.

به طور کلی کمتر اتفاق می‌افتد که در نهی از منکر ۱ موضوع به اینجا برسد، اما در این صورت اصل وجوب است.

۱. ابوحامدمحمد، غزالی، احیاء علوم دین، ج ۲، صص ۳۰۱–۳۰۴

حنبلی

ابن حنبل می‌گوید: از طریق حدیث «سه مرحله‌ای» نبوی میتوانیم دریابیم که این وظیفه چگونه باید انجام شود؛ انجام دادن آن ممکن است با دست، زبان و دل باشد که این آخری کمترین مقدار ایمان است.

اکنون این را به طور معکوس بررسی می‌کنیم:

انجام دادن آن در دل ممکن است کاری کمتر از حد مطلوب باشد؛ این حنبل آن را یک تسهیل می‌داند آنچه ابن حنبل می‌خواهد بگوید، این است که امید دارد چنین انجام دادنی مورد قبول واقع شود؛ اما در صورت فقدان بعضی موانع راه‌های دیگر بهتر به نظر می‌رسد.

در این مطلب، هیچ چیزی نیست که نشان دهد عمل «در دل» چیزی بیش از یک عمل نامحسوس ذهنی است، یا «با دل» را فقط می‌توان در دل انجام داد.

به طوری که اصطلاح «امر» و «نهی» حکایت دارد، روشی که به حساب نیامده، انجام دادن آن «با زبان» است.

علاوه بر امر (امر) و نهی (نهی) اصطلاحات متنوع دیگری برای این وظیفه به کار می‌رود.

آدمی ممکن است به خطاکاری بگوید (قال) او را پند (وعظ)، یا اندرز (نصح) دهد یا نکوهش (وبخ)، بر او فریاد زند (صاح) و به همین منوال.

گاهی سخنان واقعی بر حسب مورد دیده می‌شود، مانند وقتی که ابن حنبل به مردی که نماز شکسته بسته می‌خواند، گفت: «ای مرد! وقتی برای رکوع و سجود سر بر زمین می‌گذاری پشتت را صاف نگه دار و نمازت را درست بخوان !» این اختلاف زبانی اغلب ارزش و اعتبار عقیدتی است.

اما یک اصل هست که بر انتخاب کلمات شخص تأثیر می‌گذارد: در شرایط مساوی، مؤمن باید این وظیفه را با رفق و مدارا انجام دهد.

خشونت با اشخاص یا رفتارهای زننده ممکن است نتیجه‌ای برعکس خواسته ما به بار آورد.

هر چند لازم است مؤمن به طور کلی با نرمی و مدارا سخن گوید اما مواردی هست که تندی مناسب است – هنگامی که گناهکار، فاسقی رسواست یا زمانی که به همسایه ایی تذکر داده می‌شود از ساختن شراب دست بردارد و او از این کار دست نمی‌کشد، یا هنگامی که همسایگان آنچنان بیشرمند که در کوچه و بازار شراب می‌خورند- در یک مورد از استفتائات خلال، مردی را فاسق خطاب کردن نمونه‌ای از سخن گفتن با خشونت است.

آخرین روش «با دست» طیف وسیعی از اعمال را در بر می‌گیرد.

معمولیترین کار در هم شکستن آلات فسق است.

از این رو روش متعارف «عمل» بر ضد آلات موسیقی شکستن آنها است.

(گرچه شکستن آلات موسیقی بر سر مالک آن مورد تأیید مراجع است، احمد بن حنبل از آن نام برده و روش او چنین نبوده است) با ظرفهای شراب چنین برخوردی میشد – هر چند گاهی می‌توان شراب را بر زمین ریخت یا به طریقی دیگر آن را از بین برد، بدون اینکه به خود ظرف آسیبی برسد.

تخته نرد را می‌توان واژگون کرد یا آن را گرفت و دور افکند یا به طور قاطع آن را درهم شکست.

مقوله‌ای دیگر «عمل» متوجه شخص گناهکار می‌شود و ممکن است شامل جدا کردن دشمنان باشد مانند زمانی که ابن حنبل در سر راه خود، پسرانی را که با هم می‌جنگیدند، از هم جدا کرد، یا بیرون کردن زوجه مطلقه از خانه‌ای باشد که شوهر سابقش در آن زندگی می‌کند، ممکن است این اقدام به ترساندن گناهکاران یا کتک زدن بیانجامد، اما میزان مجازات پیش بینیشده در سطح پایینی است.

بحثی بر سر به کار بردن – شمشیر یا اسلحه ی دیگرـ حتی کلوخی که در همه جا هست – دیده نمی‌شود و تنها موردی که می‌بینیم ابن حنبل کتک زدن را تأیید می‌کند، درباره ی جوانان سرکش است.

در هر صورت یکی از راه حلهای مبارزه با گناه، کنار رفتن از صحنه است.

از این رو ممکن است برای غسل مرده‌ای به خانه‌ای دعوت شوید و صدای طبلی بشنوید و نتوانید آن را بشکنید؛ در این صورت از خانه خارج می‌شوید.

همه ی این موارد بر اساس این فرض است که مؤمن به تنهایی عمل میکند.

او ممکن است چاره‌ای نداشته باشد.

در یک مورد، مردی گفتگوی شرم آوری می‌شنود، اما یاریکننده‌ای ندارد که بر ضد گناهکار به او کمک کند و ممکن است بتواند از کمک همسایگان برخوردار شود، همسایگان را جمع کند و گناهکار را بترساند.

شخص باید نسبت به خوانندگان لجوج کمک بگیرد.

به طوری که در موردی گروهی از عیاران خوانندگانی را دیدند که در بالاخانه (علیه) ای سرگرم خوشگذرانی بودند؛ ابن حنبل خاطرنشان کرد فقط به راه انداختن سروصدا ممکن است جمعیتی گرد آورد.

محمد بن مصعب نیز این روش را به کار می‌برد.

چون صدای ساز و آوازی از خانه همسایه‌ای میشنید، در خانه را میزد و می‌خواست آلت فسق را برای در هم شکستن به او بدهند.

اگر ساکن خانه از همکاری با او خودداری می‌کرد؛ او بر در خانه می‌نشست و شروع به قرائت قرآن می‌کرد تا جمعی با هیاهو گرد او جمع می‌شدند و ساکن خانه برای خاتمه دادن کار چاره‌ای می‌اندیشید. ۱

گفتار دوم: آداب (شیوه‌های) امر به معروف و نهی از منکر

در کتابهای فقهای شیعه، تنها ابعاد نظری امر به معروف مطرح و به بیان مراحل آن اکتفا شده و از شیوه‌های اجرایی آن سخن چندانی به میان نیامده و این نکته گوشزد شده است که در صورت لزوم، این وظیفه از مرحله بیانی و گفتاری، به مراحل دیگر نیز گسترش می‌یابد.

گرچه در بعضی کتب فقهی به لزوم احتمال تأثیر به عنوان شرط وجوب امر به معروف نیز اشاره شده است، حتی در این آثار هم چگونگی اجرای روش‌های تأثیرگذار، مورد عنایت نبوده است.

در کتاب‌های اهل سنت ، با این که به دلیل تماس بیشتر با امور حکومتی، مباحث مرتبط با مسائل سیاسی و حکومتی از قبیل بحث امر به معروف توسعه بیشتری یافته است، باز هم برای اجرای صحیح و مؤثر امر به معروف روش های خاصی پیشنهاد نشده است .۲

و تنها به ذکر مجموعه‌ای مفصل از بایدها و نبایدها مصادیق متعدد معروف و منکر اهتمام شده و پرواضح است که ذکر بایسته‌ها به معنای اجرای درست آنها در عمل نیست و میان حقوق و ایدئولوژی تا استراتژی و روش اجرایی فرسنگ‌ها

۱. مایکل کوک، امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی، ترجمه احمد نمایی، ج ۱، صص ۱۷۲–۱۷۷ ۲ ابولقاسم سری، مقاله «منصب محتسب در ایران»، مجله حکومت اسلامی، شمارة سوم، سال چهارم، ص ۱۵۹.

فاصله است و برای اجرای احکام به چیزی بیشتر از فرمان و حکم یعنی به روش های علمی نیاز است. ۱

البته نوعاً بیان روش‌ها از حوزه علم فقه به حساب نمی‌آید، ۲ اما همچنان که پیش از این توضیح داده شد، عدم بیان راهکار می‌تواند از سویی موجب تعطیل یک حکم شرعی و انحراف آن از مسیر واقعی گردد و از سویی دیگر، به معنای ناتوانی فقه در اجرای اهداف دین تلقی شود. ۳

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ی هر مسلمانی است و هیچ‌کس حق ندارد با داشتن شرایط و توانایی‌های لازم و مشاهده ترک معروف و عمل به منکر از زیر بار این تکلیف الهی شانه خالی کند، لیکن وجود پاره‌ای از ویژگی ها و شیوه‌ها و افزایش توانمندی‌ها برای بیشتر اثر گذاری و تأثیر امر به معروف و نهی از منکر و باز دهی شایسته برای آمران به معروف و ناهیان از منکر لازم و ضروری است.

قرآن کریم به ما دستور می‌دهد که وقتی می‌خواهید وارد خانه بشوید، از در آن وارد شوید: «وأم وا ال م م یوت م ن أب اب اوادام ق وا ال ل ع غ دم ک م ارح ل م ـوس»۴ این آیه قرآن و فرمان الهی درصدد بیان یک حقیقت کلی است که راه و روش و شیوه ی موفقیت و کامیابی در هر عملی را نشان می‌دهد.

۱ عبد الکریم سروش، قصه ارباب معرفت، ص ۵۷. ۲ همان؛ سیف الله صرامی، حسبه یک نهاد حکومتی، ص ۲۶. ۳ سیف الله صرامی، حسبه یک نهاد حکومتی، ص ۱۶. ۴ سوره بقره، آیه ۱۸۹.

امام باقر (ع) در تفسیر این آیه فرموده:

یعنی هر کاری را از راهش وارد شوید و هر عملی را از آن سو که باید انجام دهید. ۱ در امر به معروف و نهی از منکر نیز قبل از هر اقدامی باید اندیشید و شیوه ی صحیح کار را با توجه به ویژگی‌های فرد گناه کار و نوع منکرات پیدا کرد، تا با توانمندی لازم اثر مطلوب گذارد. ۲

و به هدف خودمان نائل شویم.

بنابراین در مرحله ی نخست لازم و ضروریست که آمران به معروف و ناهیان از منکر، ویژگی‌هایی را در خود پدید آورده و سپس با رعایت شیوه مناسب و منطقی اقدام به امر به معروف و نهی از منکر نمایند.

ویژگی‌ها را می‌توان در دو مقوله بیان کرد؛ و به عنوان دو عامل موفقیت نام برد:

دو عامل موفقیت

الف – افزایش توانمندی‌ها

کسانی که به انجام این دو فریضه الهی می‌پردازند باید واجد اطلاعات و آگاهی‌های لازم و مجهز به تجهیزات علمی و معنوی و مهارت کافی باشند و الا در پیش برد اهداف والای اسـ لامی شان ناکام خواهند شد.

و البته این توانمندی ها مخصوص افراد نیست افزون بر اینکه افراد باید ماهر و توانمند باشند، باید گروه و جماعتی که در این مسیر گام بر می‌دارند نیز از تشکیلات منسجم و مستحکم و نظام مند برخوردار باشند.

۱ محمدبن مسعود، عیاشی، تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۸۶. ۲ امر به معروف و نهی از منکر – پژوهشکده تحقیقاتی اسلامی، صص ۸۸ – ۸۷.

بنابراین افزایش توانمندی‌ها باید در سه بخش تحقق پذیرد:

۱- فردی ۲- گروهی ۳- انضباط و انسجام درون گروهی.

۱ – توانمندی فردی (شیوه انفرادی)

در شیوه ی انفرادی خود فرد باید دارای ویژگی‌هایی باشد تا امر به معروف و نهی از منکر او دارای تأثیر گذاری بیشتری باشد.

پس آمر به معروف و ناهی از منکر در این شیوه باید دارای پنج ویژگی باشند.

ویژگی اول: سابقه درخشان کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند و به اصلاح دیگران می پردازد، باید از سابقه ی خوبی برخوردار باشد.

حضرت یوسف (ع) با افرادی در زندان بود مدت‌های مدیدی اعمال او را می‌دیدند و به پاکی او ایمان داشتند، لذا سخنی یا پیشنهادی هم که می‌داد زندانیان با دیده ی احترام به آن می‌نگریستند و به یوسف می‌گفتند: «إدن ان راب م ن اام ان ی»: ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم .۱ حضرت یونس (ع) در میان مردمش از سابقه ی درخشانی برخوردار بود و عملکرد او بر مردم روشن بود و لذا خطاب به قومش فرمود: «یق د ل ث ت م ییم ک م ع م م ف رام ن ق غ ه أیل ت ع ق غ م وس»: یعنی من پیش از این عمری را در میان شما زندگی کردم و سابقه ی من برای شما روشن است، آیا تفکر نمی‌کنید؟! ۲

۱ سوره یوسف، آیه ۳۶. ۲ سوره یونس، آیه ۱۶.

حضرت صالح (ع) قبل از رسالتش در بین مردم از احترام و اعتماد خاصی برخوردار بود که قرآن مجید سخن خود مردم نسبت به او را نقل فرمود: «ق ـال وایا ص اح ل م ق دک م ن ت یین ام رج م ـوااق ـل ه ـذا»: ای صالح، تو پیش از آن که ادعای پیامبری کنی مورد

اطمینان و امیدواری بودی. ۱ رسول خدا (ع) در میان قوم خود و در میان مردم مکه آن روز که بسیاری از پلیدی‌ها رواج داشت و خیانت به جان و مال مردم سابقه ی دیرینه‌ای داشت از چنان پاکی و طهارت و اعتمادی برخوردار بود که بر زبان همان ملت، معروف به محمد امین بود و مردمی که می‌خواستند اموالشان محفوظ بماند، او را امین مال خویش قرار می‌دادند، اما در اینکه چرا سخنش را آن چنان که باید و شاید گوش نمی‌دادند، دلایل دیگری داشت.

ویژگی دوم: دلسوزی و مهربانی

هرگاه امر به معروف و نهی از منکر همراه با شفقت و مهربانی و از سر خیرخواهی باشد اثر بیشتری دارد چنآن که لقمان فرزندش را با «یا بنی» که حکایت از مهربانی دارد خطاب می‌کند. ۲

در سوره ی نوح اشراف کافر قوم نوح (ع) آن حضرت را دروغگو خطاب می ۱۸۳ کنند، اما حضرت نوح (ع) هر بار که آنان را مورد خطاب قرار می‌دهد می فرماید: «یا قوم» ۳

که این حکایت از شفقت و مهربانی دارد.

۱ سوره هود، آیه ۶۲. ۲ ابوعلی فضل بن حسن، طبرسی، مجمع البیان، ج ۷، ص ۵۰۱. ۳ سوره نوح، آیات ۲۸ – ۳۰.

رسول اکرم (ع) می فرماید: «ل ی ه ـیل رج ـل أس یرم رب ـال ع روف وین ه ـی ع ـن ال ن کرح ـت یکوس ییه ث ل ث خ ص ال :رییق ب ایرم ر، رییق ب این ه ی، ع اط ب این ه ی، ع ادل یی ین ه ی .» ۱

سزاوار نیست مردی امر به معروف و نهی از منکر کند، مگر اینکه سه صفت را دارا باشد: ملایم در امر و نهی کردن، دانا به آنچه از آن باز می‌دارد و عادل هنگام نهی کردن.

امیر مؤمنان (ع) در وصف پیامبر اکرم (ع) فرموده است: «ط ث ب دوارب س ه ق دأح ک م راه ... ۲

پیامبر طبیبی بود سیار که با طب خود همواره به گردش پردازد و مرهمهایش را به خوبی آماده سازد ...

در انجام این فریضه ی الهی و دعوت به سوی حق و مبارزه با فساد، باید دلسوزی و حسن نیت و پاکی هدف را فراموش نکرده و جز در موارد ضرورت، از راه‌های مسالمت آمیز وارد شویم، نباید انجام این فریضه را با خشـونت خلط کرد و مساوی گرفت.

ولی متأسفانه بعضی از افراد هنگام انجام این وظیفه در موارد غیر ضروری، از راه خشونت‌آمیز وارد می‌شوند، و گاهی متوسل به الفاظ زشت و زننده می‌گردند، و از این گونه امر به معروف و نهی از منکر نتیجه مثبت نمی‌گیرند.

۱ کنز العمال، ج ۳، ص ۷۴. ۲ نهج البلاغه، خ ۱۰۸.

در این راستا توجه شما را به یک نمونه روشن برخورد نبی مکرم اسلام (ع) جلب می‌نمایم.

در تفسیر المنار در ذیل آیه ی ۱۰۴، سوره آل عمران چنین می خوانیم:

جوانی به خدمت پیامبر (ع) آمد و عرض کرد:

ای پیامبر خدا آیا به من اجازه می‌دهی زنا کنم ؟!

با گفتن این سخن فریاد مردم بلند شد و از گوشه و کنار به او اعتراض کردند، ولی پیامبر اکرم با خونسردی و ملایمت فرمود: نزدیک بیا، جوان نزدیک آمد، و در برابر پیامبر نشست، حضرت با محبت از او پرسید: آیا دوست داری با مادر تو چنین کنند؟

گفت: نه فدایت شوم.

فرمود: همین‌طور مردم راضی نیستند با دخترانشان چنین شود، بگو ببینم آیا با دختر تو چنین کنند؟! گفت: نه فدایت شوم.

فرمود: همین‌طور مردم راضی نیستند با دخترانشان چنین شود، بگو ببینم آیا برای خواهرت می‌پسندی؟!

جوان مجدداً انکار کرد (و از سؤال خود به کلی پشیمان شد)

پیامبر سپس دست بر سینه او گذاشت و در حق او دعا کرد و فرمود: خدایا قلب او را پاک گردان و گناه او را ببخش و دامان او را از آلودگی و بی عفتی نگاه دار.

«ال ه ط ه رق غ ه واغ ف رذن ه وح ن یرج ه».

از آن به بعد منفورترین کار در نزد آن جوان زنا بود! ۱

این بود نتیجه ملایمت و محبت در نهی از منکر.

در روایتی از رسول خدا (ع) آمده: «خدا نرم گفتار است و نرم گفتاری را دوست دارد، به نرمی، آن بخشد که به درشتی نبخشد.» ۲

ویژگی سوم: اخلاص در عمل

آمر و ناهی باید قصد و نیتش، جلب رضای الهی و خشنودی پروردگار باشد.

اخلاص را که جوهره عمل خدایی است در خود پدید آورد و این نکته را همیشه به خاطر داشته باشد که: «إن اال ع م ـال ب ال ن یات .»۳ قوام کارهای شایسته و صحت و سقم اعمال به نیت و چگونگی و وجه آن وابسته است.

بنابراین شخصی آمر و ناهی، از اینکه امر به معروف و نهی از منکر را:

  • برای اینکه دیگران از او تعریف کنند.
  • نزد دیگران انسانی دیندار و غیرتمند جلوه کند.
  • یا به قصد تحقیر دیگران اقدام به این عمل کند.
  • به هدف انتقام و آبرو ریزی دیگران، امر و نهی کند.
  • .... ، باید پرهیز کند و فارغ از طمع و توقع برای انجام وظیفه و اصلاح، به امر

و نهی بگمارد و تقوا را در همه ی مراتب این کار مهم و وظیفه ی خطیر، مراعات نماید.

۱ ناصر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۳، صص ۴۲ – ۴۱؛ المنار، ج ۴، ص ۳۳. ۲ محمدبن احمدالقرشی، ابن اخوه، معالم القربه، ص ۶۰. ۳ محمدبن حسن، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۴، از رسول گرامی اسلام (ص).

از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:

خداوند می‌فرماید: من بهترین شریک (شما) هستم، هرکس در عملش غیر من را شریک قرار داد، از او نمی‌پذیرم مگر آن که آن را بطور خالص برای من بجا آورد. ۱

ویژگی چهارم: صبور و بردبار بودن

حضرت لقمان در نصایح خود به فرزندش او را به برپا داشتن نماز و امر به معروف و نهی از منکر و شکیبایی در برابر مشکلات فرا می‌خواند: «یا م ب ن د أق ـ ال ص دل ة وأم م ر ب ال ع م روف وان ه ع ن ال م ن کرواص ب ع م اأص اب ک ...»۲ برپایه ی روایتی از امیر المؤمنین (ع) مقصود، صبر بر مشقت و مشکلاتی است که از امر به معروف و نهی از منکر ناشی می‌شود. ۳

زیرا ممکن است همان تهمت‌هایی که به پیامبران از جنون (حجر/ ۶) سحر (مدثر / ۲) سفاهت (اعراف / ۶۶) ضلالت (اعراف / ۶۱) زدند، به آمرین به معروف و ناهین از منکر نیز بزنند.

صبربرتبعات و پیامدهای امر به معروف و نهی از منکر از سوره ی و العصر نیز استفاده می‌شود.

مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان ذیل این سوره می فرماید: «سفارش به (حق و صبر) به امر به معروف و نهی از منکر اشاره دارد.» ۴

۱ همان، ج ۱، ص ۴۴. ۲ سوره لقمان، آیه ی ۱۷. ۳ ابوعلی فضل بن حسن، طبرسی، مجمع البیان، ج ۷، ص ۵۰۱. ۴ همان، ج ۱۰، ص ۸۱۵.

ویژگی پنجم: با اراده و مؤمن به هدف باشد.

انسان وقتی به آنچه می‌گوید معتقد بوده و هدف روشن باشد، سخنانش در همگان اثر معجزه آسایی خواهد داشت و با وعده‌های پوشالی و مادی دست از آن هدف بر نمی‌دارد، رسول مکرم اسلام (ع) در مقابل پیشنهاداتی که از سوی کفار قریش و امثال آنها می‌شد.

مبنی بر اینکه اگر مال می خواهی، خانه و زن و زندگی مرفه می‌خواهی، برایت فراهم می‌کنیم، اما تو دست از دعوتت بردار، حضرت فرمود: «اگر خورشید را در کف دست راستم و ماه را در کف دست چپم قرار دهید حتی برای لحظه‌ای دست از مبنا و عقیده‌ام بر نمی‌دارم .» ۱

آمر به معروف و ناهی از منکر باید با تأسی از پیامبر عظیم الشأن، به اینکه غلبه نهایی با آنان است ایمان و باور داشته باشد، زیرا خداوند وعده داده است که فرستادگانم را پیروز خواهم ساخت.

در قرآن کریم می‌فرماید: «کل ب ا دل م ل غ غ ب د أن اوم رس م ـغ»: خداوند چنین مقرر داشته که من و رسولانم پیروز می‌شویم. ۲

زیرا آمرین به معروف و ناهین از منکر، یاران دین خدا هستند و خداوند به کسانی که دین و آیین او را یاری کنند، وعده نصرت و پیروزی و ثبات قدم داده است، آنجا که می‌فرماید: اگر آیین خدا را یاری کنید او شما را یاری می‌کند و گام هایتان را استوار می‌دارد. ۳

۱ ابومحمد معاضری، عبدالملک بن هشام، سیرة النبویۀ، ج ۱، ص ۲۸۵. ۲ سوره مجادله، آیه ۲۱. ۳ سوره محمد، آیه ی ۷.

۲ – گروهی

تا اینجا منوط به توانمندی فردی آمر به معروف و ناهی از منکر است، لکن امر به معروف و نهی از منکر تنها جنبه ی فردی ندارد، بلکه جنبه گروهی و تشکیلاتی نیز دارد، چنآن که در قرآن کریم تعبیر به «أمه» یعنی جماعت شده است، در جایی شاید (من به الکفایۀ) یک فرد باشد، اما در جایی دیگر شاید نیاز به گروهی زبده و توانمند باشد تا (من به الکفایۀ) تحقق پذیرد.

کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند باید برخی ویژگی ها و توانمندی‌ها را در خود به وجود آورند آنگاه اقدام به اصلاح و راهنمایی دیگران نمایند برخی از این ویژگی‌ها را مؤلف تفسیر المنار ذیل آیه ی ۱۰۴، سوره آل عمران یاد آور شده است که ذکر آنها در اینجا مفید و ثمربخش خواهد بود.

۱. آگاهی کافی به محتوای دعوت اسلامی

یعنی گروه دعوتگر به خیر و آمر به معروف و ناهی ازمنکر باید علم و آگاهی کامل نسبت به آنچه دیگران را به آن فرا می‌خوانند داشته باشند؛ عالم به قرآن و سنت و سیره ی پیامبر (ع) باشند و به اندازه ی کافی از احکام بدانند)

۲. آگاهی به وضع مردم جهان از نظر روحیه و شئون و استعداد و شرایط محیط و فرهنگ و اخلاقیات و حالات اجتماعی آنها.

۳. اصول و ریشه‌های عمومی و دانشی تاریخ را بدانند تا پی ببرند که چگونه در عقاید و اخلاق و عادات مردم فساد پدید آمد (و علت آنچه بوده است) تا بتوانند دعوت خود را بر اصل و اساس صحیح بنیان نهند و به گونه‌ای که مقتضای حال مخاطبین است، آنان را دعوت نمایند.

۴. اطلاع بلکه مهارت کامل در روانشناسی داشته باشند، چرا که بدون آن به هدف نمی‌رسند؛ روانشناسی نقش بسزایی در نفوذ دلها دارد و گفتار انسان با بکارگیری موازین روانشناسی در قلوب می‌نشیند.

۵. به ملل و نحل و مکاتب دیگر ادیان اطلاع کافی داشته باشد، تا بتوانند بطلان آنها را برای مخاطبین ثابت نموده و آنها را به حقیقت رهنمون سازند. ۱

۳-انضباط و انسجام درون گروهی ۲

در قرآن کریم، سوره عصر می خوانیم: «... وواص ـوا ب ـاح ل ق وواص ـوا ب ال ص دب» یعنی یکدیگر را به حق و استقامت سفارش می‌کنند.

در این آیه بطنی وجود دارد که کمتر به آن توجه شده است.

به نظر می‌رسد این آیه که در آن توصیه به حق و صبر شده است، عموماً به معنای امر به معروف و نهی از منکر عمومی گرفته شده است.

در حالی که چنین نیست و این آیه به الگو سازی مربوط است.

این آیه و همچنین آیات قبل از آن به درون سازی تشکل‌های اسلامی مربوط می‌شود، مثلاً در حکومت اسلامی گروه ها و نهادهایی مانند ارتش اسلام، نیروهای انتظامی حافظ شهر، نهادهای تبلیغات اسلامی و یا نهاد بسیج مردمی و احزاب اسلامی که همه اینها بر اساس ایمان به خدا و عقاید دینی و قرآن استوارند، اگر در داخل تشکیلات خود از لحاظ ایمان و عقیده و معارف دینی تقویت نشوند و پیشرفت نکنند، به افول و پژمردگی می‌گرایند و این خود خطر بزرگی است.

۱ رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج ۴، صص ۲۶ – ۳۸ ۲ سوره عصر، آیه ۳.

از این رو اعضای چنین نهادهایی برای دوری از خسران باید همواره در بالابردن سطح عقاید و ایمان یکدیگر بکوشند. ۱

آری از مسلمات است که» یاق دال ش ل یع س یه» کسی که خود چیزی ندارد چگونه می‌تواند به دیگران انفاق کند و ببخشد! جماعت و گروهی، یا افرادی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند اگر خود از ایمان و اعتقاد محکم و عمل صالح و شایستگی علمی لازم برخوردار نباشند، چگونه می‌توانند به دیگران نفوذ کنند و آنان را امر به معروف و نهی از منکر کنند!

بنابراین کسب توانمندی فردی و گروهی لازم خواهد بود تا به هدف امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح جامعه نائل شویم.

ب – اقدام به شیوه مناسب

پس از کسب توانمندی‌های لازم، باید به شیوه ی مناسب و منطقی و کارآمد،

اقدام به انجام امر به معروف و نهی از منکر کرده و چه به جاست که از روش ۱۹۱ قرآن و ائمه (ع) که فوق همه روش هاست استفاده کنیم و به کار بگیریم.

۱ ابوالفضل، بهرامپور، نسیم حیات، صص ۲۱۴ – ۲۱۵.

۱-آغاز از خود و خانواده اش و سپس دیگران

ناگفته پیداست که تأثیر کلام‌ها، زمانی قابل توجه است که خود گرفتار منکر نباشیم و به آنچه سفارش می کنیم، ابتدا خود عمل کرده باشیم تا مشمول انتقادهای تند قرآن کریم نباشیم.

قرآن می‌فرماید: «یاأیاادل ذین آم ن م واط ام ق وم ل وس م ال ارع غ م وس»۱ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا سخنی می‌گویید که خود به آن عمل نمی‌کنید؟!» «أت رم م م روس ال ن داس ب ال ب وت ن اوس أن م راکم وأن م ت ت ل غ م وس ال کل اب أیل ت ع ق غ م وس»۲ آیا مردم را به نیکی سفارش می‌کنید، در حالی که خودتان را فراموش می‌کنید؟ گرچه روی سخن در آیات فوق با بنی اسرائیل است ولی مسلماً مفهوم آن عام و گسترده است و دیگران را نیز شامل می‌شود، به گفته مفسر معروف «طبرسی» در مجمع البیان علماء و دانشمندان یهود قبل از بعثت حضرت محمد (ع) مردم را به ایمان به وی دعوت می‌کردند و بشارت ظهورش را می دادند ولی خودشان هنگام ظهور آن حضرت از ایمان آوردن خود داری می‌کردند.

و نیز طبرسی نقل می‌کند: که بعضی از علماء یهود به بستگان خود که اسلام آورده بودند، توصیه می کردند به ایمان خویش باقی و ثابت بمانند ولی خودشان ایمان نمی‌آوردند؟ و لذا خداوند در سوره بقره، آیه فوق‌الذکر آنها را بر این کار مذمت کرده است. ۳

۱ سوره صف، آیه ۲. ۲ سوره بقره، آیه ۴۴. ۳- ابوعلی فضل بن حسن، طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج ۱، ص ۲۲۵.

اصولاً یک برنامه اساسی برای آمران به معروف و ناهیان از منکر این است که پیش از سخن، مردم را با عمل خود دعوت کنند همان گونه که در حدیث معروف از امام صادق (ع) می‌خوانیم: «کونوا دعاة للناس بغیر السنتکم» ۱

مردم را با عمل خود به (نیکی‌ها و معروفها) دعوت کنید، نه با زبان خود، یعنی با عمل خود دیگران را به ارزشهای دینی و مذهبی خویش دعوت کنید) محقق کم‌نظیر و فقیه بزرگ صاحب جواهر الکلام فرموده است: از بزرگترین افراد و مصادیق امر به معروف و نهی از منکر و برترین و محکم ترین آن و از مؤثرترین آنها خصوصاً نسبت به بزرگان و رؤسای دین، این است که لباس معروف، چه واجبش و چه مستحبش را بر تن بپوشانند (به همه معروفها عمل کنند) و پوشش منکر، چه حرامش و چه مکروهش، را از تن بکنند و روح خویش را با اخلاق کریمه به رشد و کمال رسانند و از اخلاق ذمیمه پاک سازند. ۲ یعنی با عمل خود، به ارزشها حاکمیت دهند و آنها را تقویت و توسعه بخشند و در عمل خود از منکرات دوری گزینند، که این شیوه ی عملی خود بهترین نمونه، از نمونه‌های امر به معروف و نهی از منکر به شمار می‌رود.

امام خمینی نیز همانند این بیان را فرموده‌اند: از بزرگترین افراد امر به معروف و نهی از منکر و شریفترین و مؤثرترین آنها و جایگیرترین آن در دلها، بویژه آن که آمر و ناهی اگر از دانشمندان دینی و پیشوایان مذهب باشد ...

۱- محمد بن یعقوب، کلینی، کافی، ص ۷۸، ح ۱۴ ۲- محمدحسن، نجفی، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳۸۲.

این است که «معروف» را، از واجب و مستحب، عمل کنند و منکر و مکروه را کنار گذارند و به اخلاق پیامبران و روحانیون (و سرداران الهی) متخلق گردند و از اخلاق سفیهان و اهل دنیا (دنیا گران) دوری جویند تا اینکه با عمل و اخلاق خود آمر و ناهی باشند و مردم به او اقتداء نمایند.

(و اورا الگوی عمل خود قرار دهند) ۱ و ...

۲- ارائه راه حل و جایگزین

تنها نهی و باز داشتن کارساز نیست.

گاهی برای رفع یک مشکل باید «راه حل» ارائه داد و برای جلوگیری از یک عمل ناپسند جایگزین فراهم ساخت. «مثل آن که برای نهی از اسراف، انفاق را طرح کرد و برای نهی از ارتباط ناسالم تسهیل در امر ازدواج صورت پذیرد و ...» صرفاً ایجاد بن‌بست و راه بندان علاج کار نیست «راهگشایی مفیدتر است».

در موارد زیادی هست که یک نیاز باعث می‌شود انسان به سوی منکر سوق داده شود، وقتی از منکر نهی می‌شود مناسب است معروفی که می‌تواند نیاز او را برطرف سازد، قبلاً معرفی شود، از همین رو هنگامی که حضرت لوط (ع) قوم خود را از کار ناشایستی که به آن عادت کرده بودند نهی کرد به آنان پیشنهاد داد تا با دختران او ازدواج کنند:

«ق ال یاق وم ه م ؤل ب ات م ه ن د أط ه م رل م ک یادام ق وا ال ول خ ت زم وس ف ض ـیف»۲ گفت: «ای قوم من! اینها دختران منند، برای شما پاکیزه ترند (با آنها ازواج کنید، و از زشت کاری چشم بپوشید).

۱ روح‌الله الموسوی، امام خمینی (ره)، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۶. ۲ سوره هود، آیه ۷۸.

از خدا بترسید؛ و مرا در مورد مهمانانم رسوا نسازید.» اگر خداوند از زنا نهی فرمود. ۱ به جای آن برای یک مرد چهار زن از راه حلال تجویز فرمود. ۲ و نیز اگر خداوند از «ربا» خواری نهی فرمود، جایگزین آن قرض الحسنه را قرار داد و در چندین جای قرآن وعده ی سود مضاعف برای آن داد. ۳

اگر ما می‌خواهیم جوانان در کوچه‌ها و خیابان‌ها پرسه نزنند و احیاناً مزاحمتی ایجاد نکنند، آیا فکری به حال اشتغال و جذب آنان در بازار کار کرده‌ایم و آیا برای پر کردن اوقات فراغتشان به گونه‌ای اندیشیده‌ایم؟

با ایجاد مرکز فرهنگی و هنری و تفریحی که برای اوقات فراغت جوانان، برنامه‌های صحیحی داشته باشند، به طور قطع و یقین بسیاری از منکرات و مفاسد کاهش می‌یابد، البته بر این نکته نیز تأکید می‌شود که تنها ایجاد این گونه مراکز کارساز نیست، بلکه پس از ایجاد آن باید مدیریتی دلسوز، مؤمن و کاردان با برنامه‌هایی متنوع و مشروع، اداره آن را به عهده بگیرد تا بتواند از آن در جهت احیای ارزشهای اسلامی گام بردارد وگرنه خود این مراکز، به محلی برای اشاعه منکرات تبدیل خواهند شد و فرهنگسراهایی که با پول بیت المال مسلمین ساخته می‌شود، ممکن است به فرنگسرا مبدل گردد!

به هر حال، مقصود این است که با شیوه ی ارائه جایگزین‌های سالم می‌توان بسیاری از منکرات را کاهش داد.

استاد شهید آیت الله مطهری در یکی از گفتارهای خود می‌گویند:

۱ سوره اسراء، آیه ۳۳. ۲ سوره نساء، آیه ۳. ۳ سوره بقره، آیه ۲۴۵؛ سوره حدید، آیه ۱۱؛ سوره تغابن، آیه ۱۷.

چندی پیش در یکی از روزنامه‌های عصر مقاله‌ای خواندم تحت عنوان «خروارها پند و نصیحت» در آن مقاله بعد ازآن که نوشته بود که در کشور ما خروارها پند و نصیحت به صورتهای مختلف، ولی بیاثر است.

این مثل را ذکر کرده بود: «یک جو درمان بهتر از صد خروار نسخه است» و بعد نوشته بود: چندین سال پیش در یکی از شهرهای کوچک واقع در آمریکا زنها مبتلا به قمار بازی شده بودند.

کشیشها و روزنامه نویس‌ها و خطبا و فصحا تا می‌توانستند راجع به بدی قمار خصوصاً برای زنها گفتند و نوشتند ولی مثل همین حرفهای خودمانی مانند گردو روی گنبد سر خورد و پایین افتاد و به جایی نرسید، تا آن که شهردار محل به فکر افتاد یکی دوتا باشگاه و نمایشگاه هنری زنانه دایر کند و سرگرمیهای مناسب در آنجا فراهم نماید، از قبیل نمایش بچه‌های چاق و تندرست و جایزه دادن به مادران کاردان و از قبیل کارهای دستی و غیره که هر کدام برنامه و ترتیبات خاصی داشت و مردم را سر ذوق می‌آورد، دو سه سالی از این جریان گذشت که زنهای آن شهر به کلی قمار را فراموش کردند. ۱

بنابراین یکی از شیوه‌های مناسب برای احیای معروفها و کاهش منکرات ارائه جایگزین‌های سالم و صحیح می‌باشد.

۳- غیرمستقیم

در مواردی شایسته‌تر آن است که تارک معروف و فاعل منکر به شکل مستقیم خطاب نشود بلکه خطاب متوجه فرد دیگری باشد (به اصطلاح معانی بیان در فن خطابه، از راه کنایه گویی امر به معروف و نهی از منکرکند (به در بگوید که دیوار

۱. مرتضی، مطهری، ده گفتار، ص ۸۸

بشنود) و تعبیر جالبی هم در این باره دارند که «الکنایۀ ابلغ من التصریح»: کنایه رساننده تر از آشکارگویی است .۱ چنآن که خداوند پیامبر را مخاطب می‌سازد که اگر پدر یا مادرت به پیری رسیدند با آنان درشتی مکن و با آنان به شایستگی سخن بگو. ۲

این خطاب شبیه کنایه است، و بسیار موثرتر از صراحت گویی و مورد خطاب قرار دادن مستقیم می‌باشد.

۴- برخورد شایسته و با زیباترین واژه برخی سیاست‌ها و جریانها در دنیای اسلام به گونه‌ای است که گویی دین و دین باوری و دینداری انسان را به سوی نفی و طرد و تخریب و درگیری و تجاوز به حدود و حقوق دیگران برمی انگیزد.

درحالیکه اسلام از سویی همه ی شیوه‌های زشت و ظالمانه را در قلمرو گفتار، اندیشه و عملکرد، نفی می‌کند و مردود اعلام می‌دارد، و از سوء ظن و بدگمانی نسبت به بندگان خدا گرفته تا غیبت، تهمت، برچسب زدن، لقب‌های ناروا و زشت تراشیدن، اذیت و آزار، اهانت و تحقیر، دشنام و گفتار زشت، دروغ و فریب و ... را تحریم می‌کند و از سوی دیگر، به صلح و صفا و مهر و دوستی فرا می‌خواند که یک نمونه جالب آن همین آیه ی شریفه است که خداوند متعال در قرآن مجید به

۱. سیدمحمد، شیرازی، الوصول الی کفایۀ الاصول، ج ۱، ص ۴۳۱ ۲. سوره ی اسراء، آیه ی ۲۳

پیامبرش فرمان می‌دهد به بندگانم بگو گفتاری را بر زبان آورند که بهترین و شایسته‌ترین گفتارهاست: «وقل لعبادی یقولوا آلتی هی أحسن ...» ۱

و بدین سان قرآن مردم رابه بهترین سخنان از نظر محتوا، شایسته‌ترین سخنان از نظر قالب الفاظ و واژه‌ها، زیباترین شیوه از نظر طرز گفتار و بیان، برازنده‌ترین سبک در دعوت به ارزش‌های اخلاقی و انسانی، فرمان می‌دهد و بدگوئی و زشت گویی را از راه‌های نفوذ شیطان و وسوسه‌های آن عنوان می‌کند. ۲

۵- توجه به ظرفیت

بارها در قرآن این آیه تکرار شده است که: «ل یم کغ ف م ال م ن راف ا إل د م وس ع ه ا» ۳

بازگوکننده ی این مطلب است که خداوند متعال هر فردی را به اندازه ی توانش مکلف می‌سازد، و بیش از توان و قدرت بندگان خود عملی را نخواسته است با نظر به ظرفیت علمی، آگاهی، توان مالی و قدرت بدنی به بندگان خود تکلیف کرده است.

از امام صاق (ع) روایت شده است که فرمود: مرد نصرانی (مسیحی) در همسایگی مردی مسلمان بود، همسایه مسلمان او را به اسلام دعوت نمود و از خوبیهای اسلام و مزایای آن برای مرد نصرانی تعریف کرد تا سرانجام به دین اسلام گروید.

سحرگاه روز بعد (پیش از نماز صبح) به

۱. سوره اسرا، آیه ی ۵۳ ۲. ابوعلی فضل بن حسن، طبرسی، مجمع البیان، ج ۸، صص ۱۶۹–۱۷۰ ۳. سوره ی بقره، آیه ۲۸۶

خانه نصرانی تازه مسلمان آمد و در را کوبید و خود را به نصرانی معرفی کرد؛ بعد از او خواست که وضو بگیر و لباست را بپوش تا برای نماز به مسجد برویم، مسیحی تازه مسلمان شده وضو گرفت و با او همراه شد و به مسجد آمدند (بسیار نماز خواندند) تا اینکه صبح (و وقت اذان صبح) شد، نماز صبح راخواندند، و مدت زمانی ماندند تا اول صبح شد، تازه مسلمان خواست برخیزد و به منزلش برود، اما همسایه اش به او گفت: کجا می‌روی؟ روز کوتاه است و تا ظهر هم چیزی نمانده است، در مسجد بمان تا ظهر شود! هر دو با هم ماندند تا ظهر شد و نماز ظهر خواندند، پس از خواندن نماز ظهر، نصرانی تازه مسلمان شده برخاست تا به منزلش برود.

همسایه اش به او گفت: تا عصر چیزی نمانده است، صبر کن نماز عصر را هم بخوانیم! (توجه دارید که نمازها را در پنج وقت و جدا می‌خواندند) بالاخره ماندند تا عصر شد و نماز عصر را هم خواند، تازه مسلمان (که حتماً از گرسنگی رمقی در جان نداشته است) قصد رفتن به منزل را کرد که همسایه اش به او گفت: دیگر آخر روز است، صبر کن وقت نماز مغرب برسد، آن را هم بخوانیم! ماندند تا مغرب فرا رسید و آن را هم خواندند.

تا تازه مسلمان خواست حرکت کند، همسایه اش به او گفت صبر کن نماز عشاء را هم بخوانیم، بالاخره (به هر بدبختی بود تازه مسلمان دندان روی جگر گذاشت و) نماز عشاء را هم خواندند و هر یک به منزل خود برگشتند و خوابیدند.

اما سحرگاه روز بعد باز در خانه تازه مسلمان به صدا درآمد: کیستی؟

من فلانی هستم.

چه می‌خواهی؟ وضو بگیر و لباست را بپوش تا برویم نماز بخوانیم! پاسخ تازه مسلمان این بود: «اط غ ب ل ذا ال دین م ن ه و ایرغ م ن و ان ا ان س اس م اکی و ع ع یال ن» ۱

برو برای این دین کسی بیکارتر از من پیدا کن، من آدم گرفتار و عیالواری هستم و باید دنبال کار و کاسبی بروم!

آیا با این شیوه امر به معروف و نهی از منکر می‌توانیم به هدف اصلی که اصلاح جامعه ی اسلامی و بشری است دست یابیم ؟!

دین مبین اسلام از هر کسی به اندازه ی ظرفیت و توانش عملی را خواسته است، دین اسلام عملی را که از سلمان فارسی و اباذر و اولیاء و امامان معصوم  خواسته با عمل افراد معمولی و افراد تازه مسلمان متفاوت است؛ ظرفیت‌ها با هم تفاوت دارند.

پس باید در امر به معروف و نهی از منکر به ظرفیت طرف توجه شد و الا انجام این فریضه ثمره و اثری نخواهد داشت.

۶- توجه به زمان و مکان

انتخاب زمان و مکان مناسب که بیشترین زمینه را برای بیان و پذیرش امر و نهی به همراه داشته باشد تأثیر آن را افزایش می‌دهد و این انتخاب تا حدود زیادی به فهم و باهوشی و سلیقه آمر به معروف و ناهی از منکر بستگی دارد.

۱. محمدبن حسن، حرعاملی، وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۲۹

از همین رو موقع شناسی آمر و ناهی یکی از اصول موفقیت او خواهد بود.

مثلاً با اندکی دقت و بررسی می‌توان دریافت که امر و نهی در مکان گناه، محیط منزل یا کار و یا هر محیط خلوتی، چگونه خواهد بود و همچنین درکدام زمان روحیه پذیرش افراد بیشتر است، مثلاً اگر بعد از نماز جمعه یا هر نماز جماعت دیگر که فرد از روحیه معنوی بیشتری برخوردار است، امر و نهی شود پذیرش بیشتری دارد، لکن در مجلس عروسی و ...

افراد، چندان پذیرای امر به معروف و نهی از منکر نیستند. ۱

قرآن نیز درباره ی نقش زمان عنایت خاصی دارد: «وبالأسحار هم یستغفرون» بندگان واقعی خداوند در سحر به استغفار می‌پردازند.

در روایات می‌خوانیم: هنگام مسافرت همسر خود را به تقوا سفارش کنید زیرا در آستانه ی جدایی علاقه‌ها اوج می‌گیرد و زمینه پذیرش در انسان زیاد می‌شود. ۲

در حدیث دیگری داریم: در زمانی که غضبناک هستید کسی را ادب نکنید زیرا در معرض افراط هستید. ۳

۷- تکرار و تداوم

دیگر از شیوه‌هایی که آمر به معروف و ناهی ازمنکر باید از آن استفاده کند تکرار و تداوم است.

۱. سوره ذاریات، آیه ۱۸ ۲. محسن، قرائتی، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۲۴۴ ۳. محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۰۲

اگر جایی تشخیص داد که با یک مرتبه یا حتی چند مرتبه تأثیری در مخاطب پدید نمی‌آید، ولی چنانچه به نحو استمرار، به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر ادامه دهد اثر خواهد گذاشت لازم است این روش را بکار گیرد تا به هدف نائل شود؛ خداوند در قرآن فرموده :» وک س یرم م م ر أه غ ه م ب ال دص ل ة وال زدک ة وک س ع ن د رب ه م رض یاا» ۱

یعنی اهل خود را به طور مستمر و پیوسته به نماز و زکات امر می‌کرد و فرمان می‌داد (و کان یامر) معنای استمرار و تداوم و تکرار در امر به نماز و زکات می‌دهد.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید: تجربه قطعی به ما نشان می‌دهد که آدمی هر اندازه برای خود معلوماتش تهیه کند، و از هر راهی آنها را گرد آورد، تا وقتی در خاطرش می‌ماند که نسبت به آنها یادآوری داشته باشد و چنانچه از تمرین و بررسی آن دست برداشت، کم‌کم معلومتش به دیار نیستی رهسپار خواهد شد، از طرف دیگر باز جی شک و تردید نیست که عمل در تمام شئون و مراتبش، دائر مدار علم بوده با قوت و ضعف، یا صلاح و فساد آن نسبت مستقیم دارد.

پس آن دو (یعنی علم و عمل) با یکدیگر نسبت متعاکس داشته، علم قویترین داعی عمل و عمل مشهود خارجی نیز قویترین وسیله ی ازدیاد علم می‌باشد.

با توجه به مطالب فوق روشن می‌شود که اگر در اجتماعی، دانش و علم نافع و عمل صالحی باشد، برای دوام و پایداریش باید افراد را از منحرف شدن از راه خیر که همان اعمال معروف است، بازدارند، و مردم همدیگر را به طی کردن راه خیر تشویق نمایند.

۱. سوره مریم، آیه ۵۵

این همان دعوتی است که به تعلیم و آموزش و امر به معروف و نهی از منکر شروع می‌شود» ۱

دانیل اکتل سخنور زبردست و با تجربه ی ایرلندی می‌گوید: اگر می‌خواهید موضوعی را کاملاً در سر مردم جا بیندازید باید آن را اغلب برایشان بگویید به طوری که کم‌کم برایشان مثل یک عقیده ی مذهبی شود.

آری تکرار از نظر روانی اثر فراوانی دارد؛ زیرا انسان فراموشکار است چیزی را به خاطر می‌سپارد و پس از ۶ یا ۸ ساعت اگر تکرار نکند از خاطرش محو می‌شود، بنابراین انسان دائماً نیاز به تذکر و یادآوری دارد از این رو قرآن بسیاری از مطالب اساسی خود را با عبارات مختلف تکرار کرده است. ۲

تکرار و تداوم و اثر شنیدن است که حتی گاهی بزرگان ما با همین نیت در مجلس موعظه شرکت می‌کنند تا از برکات «شنیدن» بهره‌مند شوند.

در تفسیر منهج الصادقین داستان فضیل ابن عیاض راهزن را نقل می‌کند که مردی راهزن بود و مردم و بازرگانان از دست او در امان نبودند، شبی به قصد دزدی یا گناه از دیوار خانه‌ای بالا رفت، از درون خانه آیه «أط یرس ل دذین آم ن م وا أس خ ت ش ا ق غ و م م ب ۳...» را شنید:

(آیا وقت آن نشده که دل صاحبان ایمان به یاد خدا نرم شود و مثل پیشینیان نباشند که گرفتار قساوت قلب بودند و به گناه آلوده شدند) فضیل متنبه و منقلب

۱. محمدحسین، طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۳، ص ۶۰۶ ۲. عبدالکریم، بیآزار شیرازی، قرآن و تبلیغ، ص ۱۲۷ ۳. سوره حدید، آیه ۱۶

شد و گریست و بازگشت و توبه نمود و برای همیشه دزدی و راهزنی را کنار گذاشت و به مکه رفت و مقیم آن شهر گشت. ۱

حضرت امام خمینی می‌فرماید: «اگر بداند و یا احتمال دهد که امر و نهی او با (تکرار) مؤثر می‌شود، واجب است، تکرار کند» ۲

۸- با نجوا (سخنان درگوشی)

در قرآن نجوا (سخنان درگوشی) قدغن و ممنوع اعلام شده است به جز درباره ی چند چیز از جمله: امر به معروف؛ در قرآن می‌خوانیم: «ل د خ ب ف کث ب م ن دج ن وام ه إل د م ن أم ر ب ص دق ة أو م ع م روف أو إص ل ب ی ال ن داس وم ن یرع ل ذل ک اب ل ه ا م رض ات ال یا وف م ن ؤت ه أج ف راع ی ف ی»۳.

در بسیاری از سخنان درگوشی و (جلسات محرمانه ی) آنها، خیر و سودی نیست، مگر کسی که به این وسیله امر به کمک به دیگران، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند؛ و هر کس برای خوشنودی پروردگار چنین کند، پاداش بزرگی به او خواهیم داد.

از این آیه معلوم می‌شود: «سزاوار است که کمک به محرومان، سفارش به کارهای نیک و آشتی دادن میان مردم محرمانه باشد.» کاملاً هم روشن است که در اینگونه کارهای محرمانه آبروی مردم حفظ می‌شود، امام حسن عسکری (ع) می‌فرماید: «من وعظ اخاه سرا فقد زانه، و من وعظه علانیه فقد شانه» ۴

۱. جوادمحدثی، راه رشد (امر به معروف و نهی از منکر)، صص ۵۲–۵۳ به نقل از تفسیر منهج الصادقین، ملافتح الله کاشانی، ج ۹، ص ۱۷۷ ۲. روح‌الله الموسوی، امام خمینی تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۴۸ ۳. سوره نساء، آیه ۱۱۴ ۴. ابو محمد، حرانی، تحف العقول، ص ۳۶۸

کسی که برادرش را در نهان نصیحت کند او را زینت داده (آبرویش را حفظ کرده) و کسی که آشکارا موعظه نماید او را ضایع کرده است.

نتیجه‌گیری:

براساس نظر مشهور فقهای امامیه مراتب امر به معروف ونهی از منکر سه تاست

۱- مرتبه ی قلبی ۲- مرتبه ی لسانی ۳- استفاده از قدرت.

ولی مشهور فقهای اهل سنت برای امر به معروف ونهی از منکر هشت درجه قایل هستند :۱- جستجو برای دانستن ۲- آگاه کردن ۳- وعظ ونصیحت ۴- سخن سخت و درشت گفتن ۵- تغییر با دست ۶- تهدید به خشونت ۷- کتک زدن ۸- یاران مسلح و علماء طرفین رعایت مراتب را واجب می‌دانند.

ودر پایان این فصل آداب و شیوه‌های امر به معروف و نهی از منکر بر ای آگاهی بیشتر و اجرا کردن این فریضه مهم مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که دانستن آنها خالی از فایده نیست.

فصل پنجم: آثار امر به معروف و نهی از منکر

گفتار اول: آثار مثبت و سازنده انجام امر به معروف ونهی از منکر

انسان از آن جهت که موجودی اجتماعی است، هم از اجتماع و افراد دیگر تائیر می‌پذیرد و هم در اجتماع و افراد دیگر تأثیر می‌گذارد.

و بدون شک اگر در جامعه‌ای نظارت عمومی و همگانی وجود داشته باشد و هر فردی خود را در برابر جامعه مسئول بداند و همه ی انسانها همچون نگهبانی امین و خیرخواه، یکدیگر را به انجام کارهای نیک ترغیب و از کارهای زشت و بد بازدارند؛ آثار مثبت فراوانی را به دنبال خواهد داشت.

روایات زیادی درباره ی تأثیرات مثبت امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد که شمارش همه ی آنها به منزله غواصی در دریای ژرف و بیکرانه و پیدا کردن همه صدفهای گرانبهای آن است، لذا ما به طور فشرده مهمترین آثار مثبت این دو فریضه را در دو بخش متذکر می‌شویم:

الف) آثار فردی

همان‌طور که امر به معروف و نهی از منکر بر جامعه ی انسانی تأثیرات فراوانی دارد، بر تک تک افراد جامعه هم تأثیرات زیادی دارد که از آن به تأثیرات فردی یاد کردیم.

این فریضه ی الهی تأثیراتی که برای افراد دارد بعضی از آنها مربوط به فرد مخاطب و بعضی مربوط به فرد عامل و بعضی دیگر هم مربوط به هر دو می‌شود.

در اینجا فقط برخی از این تأثیرات فردی را بیان می‌کنیم:

دوری از گناه

از جمله آثار فردی امر به معروف و نهی از منکر دوری از گناه است.

در کتاب عدة الداعی در این باره می‌نویسد: «اصل دین پرهیز از گناه است، از گناه بپرهیزید عابدترین مردم می‌شوید» ۱

علماء و دانشمندان عوامل مختلف بازدارنده گناه از قبیل: تفکر در امور گوناگون، توجه به حضور خدا در همه جا، خود شناسی و توجه به شخصیت خود، ایمان به معاد و روز حساب، توجه به عرضه اعمال به پیشوایان، نزدیک دیدن مرگ، ترس از عواقب گناه و ... را ذکر کرده‌اند.

یکی از آن عوامل بازدارنده را قرآن مجید امر به معروف و نهی از منکر دانسته است.

در قرآن کریم آمده است: «یاأیاادل ذین آم ن م واق م واأن م راکم وأه غ یم ک ن ارف اوق م ودم ه اال ن دام س وال ج ج ارةم ع غ یه ا...» ۲

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده خود را از آتش دوزخ نگاهدارید چنان آتشی که مردم (دل سخت) کافر و سنگ خارا آتش افروز آن است.

در تفسیر این آیه در کتاب تفسیر قمی چنین آمده است: ۲۱۱ «ع ن ا ب ص ب ق ال س ئغ ت اب اع دال ع ن ق ول ال ق واان راک واه غ یک ن اراف وق وده اال ن اس وال ج ج ارة ق غ ت: ه ذی ن ری اق ی یکیف اق ی اه غ ی؟ ق ال ت ام ره ب ا ام ره ال و ت ن ه اه ع م ا ن اه ال ع ن ه یاس اط اع وککن ت ق وق یت واس ع ص وک یکن ت ق دق ض یت م اع غ یک» ۳

۱. احمدبن فهد، حلی، عدة الداعی و نجاح الساعی، ص ۳۰۳ ۲. سوره تحریم، آیه ۶ ۳. علی بن ابراهیم، قمی، تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۷۷

«وقتی ابوبصیر درباره ی قول پروردگار عالم (ق وا ان راک و اه غ یک ن ارا) از امام صادق (ع) پرسید که چگونه خانواده را باید از آتش نگهداشت؟ امام (ع) فرمود: آنها را به انجام آنچه خدا فرمان داده است فرمان می‌دهید و از آنچه که خداوند منع شان فرموده است، منع می‌کنید.

اگر از تو اطاعت کردند آنان را از آتش حفظ کرده‌اید و اگر نافرمانی کردند، تو وظیفه ات را انجام داده‌ای.»

پس، از این حدیث شریف معلوم می‌شود که قرآن مجید یکی از عوامل دوری از گناه را امر به معروف و نهی از منکر دانسته است.

در روایت دیگری می‌خوانیم که امر به معروف و نهی از منکر، هم عامل به آن از گناه دوری اختیار می‌کند و هم دیگران بواسطه ی وعظ و تذکر ایشان از اوساخ گناهان خلاصی پیدا می‌کنند.

چنان‌که این حدیث را در «علل الشرایع» و «عیون» این طور نقل می‌کنند:

«سئلت ابی الحسن الرضا (ع): ط م س ی اح ل واریس، اح ل واریی؟ قال و اما عن دن ا ییام ی اح ل واریس، اح ل واریی ل ن ک ن ام خ غ ص ی ف ان راه وم خ غ ص ی ب ه ب ه م ن اوس اخ ال ذن ب ب ال وع وال ل ذک »...۱

«راوی می‌گوید: وقتی که از امام رضا (ع) درباره ی تسمیه خواریون به این اسم پرسیدم، امام (ع) در جواب من فرمود: ...

و اما نزد ما حواریون، حواریین نامیده شده‌اند، زیرا آنان خودشان و غیرخودشان را از اوساخ گناهان بواسطه ی وعظ و تذکر خلاص و دور کرده‌اند».

۱. محمدبن علی، شیخ صدوق، عیون الاخبارالرضا، ج ۲، ص ۷۹

شریک بودن در ثواب اعمال

اگر فرد یا افرادی به واسطه ی امر به معروف و نهی از منکر، به کارهای خوب و شایسته روی آورند و بدان گردن نهند، شخص آمر به معروف در ثواب آن اعمال شایسته شریک می‌باشد.

البته معنای این جمله، این نیست که از ثواب عاملین کاسته می‌شود و ثواب عمل به دو قسم تقسیم گردیده، سهمی را به عامل و سهمی را به آمر به معروف بدهند، بلکه مقصود این است که به هر مقدار که آنان برای عمل خود ثواب می‌برند، به همان اندازه هم آمر به معروف از ثواب برخوردار خواهد بود.

به این مطلب در روایات متعددی تصریح شده است.

در مقابل نیز، چنانچه شخصی دیگران را وادار به کارهای ناپسند کند یا آنان را به آن سمت راهنمایی نماید در گناه عمل زشت آنان شریک خواهد بود.

«ع ن ا ع دال (ع) ع ن ع (ع) ق ال: ق ال رس ول ال (ع) م ن ام ر ب ع روف او ن ی ع ن م ن کر او دل ع خ ب واش ار ب ه یه و ش ریک و م ن ام ر ب س و اودل ع غ یه اواش ارب ه یه وش ریک». ۱

۲۱۲ امام صادق (ع) به نقل از امام علی فرمود :رسول خدا فرمودند: هر کس امر به معروف و نهی از منکر کند، یا به کار خیری راهنمایی نماید.

یا حتی اشاره بدان نماید، (راه خوب و کار نیک را با اشاره نشان دهد) پس او (در ثواب آن عمل) شریک است و هر کس به کار بد، (بدیها) امر کند یا بدان دلالت و یا اشارنماید، او نیز (در گناه آن عمل) شریک است.

۱. محمدبن حسن، حرعاملی، وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۸؛ محمدباقر، مجلسی، بهارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۷۶

بنابراین با امر به معروف و نهی از منکر، علاوه بر کسب و تحصیل رضوان الهی، (که بالاترین هدف برای انسان مؤمن و خداپرست) است) می‌توان توشه و پس اندازی برای سرای جاودان و حیات ابدی اندوخت.

سعادت و رستگاری

یکی از تأثیرات تربیتی امر به معروف و نهی از منکر سعادت و رستگاری عامل به این وظیفه و مخاطب آن است.

همه انسان‌ها به دنبال کسب سعادت هستند.

پس هدف نهایی و مطلوب ذاتی انسان چیزی جز سعادت نیست که برخاسته از حب ذات است انسان به طور فطری در پی بدست آوردن آن است، از نظر قرآن کریم رسیدن به سعادت و خوشبختی پایدار و ابدی تنها با انجام افعال و اعمال اختیاری امکان‌پذیر است و بدون آنها تحصیل سعادت امری ناشدنی است، زیرا که مطلوب ذاتی انسان است، خود در زمره ی افعال اختیاری انسان قرار نمی‌گیرد، بلکه با تحقق عواملی سعادت تحقق پیدا می‌کند.

یکی از آن عوامل را قرآن کریم امر به معروف و نهی از منکر معرفی می‌کند.

آنجا که می‌فرماید: » ول ل م کن م ن م ک م أدم ةن یدم ع وس إل اخ ل ب ویرم م م روس ب ال ع م روف وین ه وس ع ن ال م ن کر وم أول ئک ه م ال م ف ح ل م وس» ۱

«باید در میان شما گروهی باشد که مردم را به خیر دعوت کنند و به معروف امر کنند و از منکر نهی نمایند و اینان (امر و نهیکنندگان) همان رستگارانند.»

۱. سوره آل عمران، آیه ۱۰۴

بنابراین از آیه ی فوق استفاده می‌شود که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر در رستگاری و سعادت افراد نقش بنیادین دارد و اگر این دو اصل در جامعه امروزی اعمال شود، یعنی هر کس به اندازه توان خود اقدام جدی نسبت به این وظیفه داشته باشد به طور یقین به راه راست و رستگاری و خوشبختی همیشگی نائل خواهد شد.

رهایی از بلاها و مشکلات دنیوی و آخرتی سودمند

انسان موجودی است که همیشه با مشکلات گوناگونی در این دنیا مواجه است و گاه این مشکلات دنیوی به خاطر اعمال خود انسان به بلاهای بزرگی مبدل می شوند و برای رهایی از این مشکلات دنیوی و بلاها، در دین اسلام عوامل مختلفی مطرح است که یکی از آنها را قرآن مجید نهی از منکر ذکر کرده است.

همان‌طور که در سوره اعراف آمده است: «یغ م دان م س وا م ا م ذکم وا ب ه أج ن ین اادل ذین ین ه وس ع ن ال او وأخ ذن اادل ذین م غ م م وا ب ع ذاب ب ئی ب اکم ن ا یرام ق م وس» ۱

«چون هر چه بر آنهاتذکر داده شد فراموش کردند ما هم آن جماعت را که پند می‌دادند و خلق را از کار بد باز می‌داشتند نجات دادیم؛ و آنان را که ستمکاری کردند به کیفر فسق شان به بدترین عذاب گرفتار ساختیم .» در این آیات خداوند متعال سرگذشت عبرت انگیز اصحاب سبت را متذکر می‌شود که روز شنبه تعطیلی آنها بود و وظیفه داشتند که دست از صید ماهی بکشند و به مراسم عبادت آن روز بپردازند.

۱. سوره اعراف، آیه ۱۶۵

ولی در مقابل این حکم پروردگار، آنها به سه گروه تقسیم شدند چنآن که در تفسیر عیاشی ۱ و مجمع البیان ۲ هم آمده است.

۱- گروهی از آنان مقررات را می‌شکستند و به صید ماهی می‌پرداختند.

۲- گروهی خود به صید ماهی و تجاوز به مقررات نمی‌پرداختند اما به جای هشدار دادن و نهی از منکر کردن آنها، در برابرشان سکوت را برگزیده بودند.

۳- گروه سوم مردمی بودند که ضمن احترام به مقررات، هم از صید ماهیان در آن روز خودداری می‌کردند و هم تجاوز کاران را اندرز و هشدار می‌دادند.

پس از آیات و روایات برمیآید که فقط کسانی که دیگران را نهی از منکر می‌کردند از بلاها و مشکلات دنیوی نجات یافتند و دیگران را خداوند متعال در همین دنیا به مشکل مسخ گرفتار کردند.

قال علی (ع):

«ث ل ث خ ص ال م ن ک م ن ییه س غ م ت ل ه ال دن یا و ال خ رة: م ن ام ر ب ال ع روف و ائل م ر ب ه، و ن ی ع ن ال ن کرو ان ل ه یع ن ه، وح ای ع ح دودال» ۳

حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود:

هر کس سه خصلت و ویژگی را داشته باشد، دنیا و آخرتش سالم (و سودمند) خواهد بود:

الف – کسی که امر به معروف کند و خودش نیز به آن گردن نهد.

ب – و کسی که نهی از منکر کند و خود نیز بدان روی نیاورد.

۱. محمدبن مسعود، عیاشی، تفسیر عیاشی ج ۲، ص ۱۶۹ ۲. فضل، طبرسی، مجمع البیان، ج ۴، ص ۷۵۸ ۳. محمدبن محمد، شیخ مفید، آمالی، ص ۱۳۰

ج – و کسی که حدود الهی را محافظت و پاسداری نماید.

دنیای سالم، یعنی دنیایی که در آن زمینه ی رشد و تعالی به سوی کمال مطلق فراهم است و یکی از این زمینه‌ها وجود محیطی پاک و دور از گناه است که زمینه را برای رشد انسانها و انسانیت خیلی بهتر، آماده‌تر و سریعتر می‌سازد.

و در آخرت نیز همین امر به معروف و نهی از منکر، به فریاد انسان رسیده و موجب نجات او می‌شود، یعنی چنانچه به جهتی از جهات کسی مستحق عقاب و عذاب پروردگار باشد.

اما در زندگی خود برای رضای پروردگار، امر به معروف و نهی از منکر نموده باشد، این عمل او سبب خلاصی و نجات او خواهد شد.

(و کمبودهای وی را در برخی از جوانب جبران خواهد کرد) قال رسول الله (ع): «ان رایت ال ارح ة ع ج ائب ، ...

رایت رج ل ف م ن ام ت ق د اخ ذت ه ال زب ان یه م ن کل م کاس، ج ف ا ی ام ری ب ال ع روف ون یه ع ن ال ن کرون یه ع ن ال ن کر خ ف غ ص ای م ن ب ین وج ع ل ی م ام ل ئکه ال رة .» ۱

(شبی حضرت رسول اکرم (ع) در عالم مکاشفه شگفتهایی را دید که یکی از آنها این بود: مردی را از امت خویش دیدم که شعله‌های آتش از هر سو او را در بر گرفته بود، که امر به معروف و نهی از منکرش آمدند و او را از آتش عذاب رهایی بخشیدند و با فرشتگان رحمت قرارش دادند!

لذا یکی از آثار مثبت فردی امر به معروف و نهی از منکر این است ک موجب رهایی عامل به آن از بلاها و مشکلات دنیوی، و موجب آخرتی سودمند می‌شود.

۱. محمد بن علی بن حسین، شیخ صدوق، آمالی صدوق، ص ۱۹۲

شناساندن معروف و منکر به افراد

شناخت درد، نیمی از درمان است و آشنایی افراد با نقاط ضعف و لغزشها، برنامه‌ریزی جهت مبارزه با منکرات و مفاسد را آسانتر می‌سازد.

در مورد معروف نیز چنین است، خیلیها دوست دارند کار نیک و خداپسندانه انجام دهند، ولی نمی‌دانند چه کار باید بکنند.

شناختن و شناساندن کارهای مفید و پسندیده هم‌گامی جهت احیاء معروف است.

بنابراین بایدکارهای خوب و معروف را شناسایی و مطرح کرد تا زمینه ی عمل به آنها فراهم شود؛ یکی از طرق شناساندن معروف و منکر، امر به معروف و نهی از منکر است که این تأثیر مثبت بر افراد می‌گذارد و آنها را به ارزشهایی که از آنان آگاه نبودند، باخبر می‌سازد

موجب مغفرت و عاقبت به خیری

هر چند تخلف و گناه، کم و بیش در هر جامعه‌ای از سوی افراد وجود دارد و نمی‌توان توقع داشت که در اجتماع هیچ گونه معصیتی وجود نداشته باشد، ولی وقتی گناه و لغزشی از افراد مؤمن سر می‌زند و از درگاه ایزد منان طلب مغفرت می‌کنند.

چنآن که امام علی (علیه السلام) به ما یاد میدهدکه چگونه از خداوند متعال طلب مغفرت کنیم.

آنجا که می‌فرماید: «خدایا از من درگذر، آنچه را از من بدان داناتری و اگر بدان باز گردم تو نیز به بخشایش بازگرد» ۱

۱. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۷۸، ص ۱۲۶

در آثار اسلامی عوامل زیادی برای مغفرت و عاقبت به خیری ذکر شده است.

یکی از آنها امر به معروف و نهی از منکر است که موجب مغفرت عامل به آن می‌شود.

چنآن که در روضۀ الکافی به عنوان (حدیث العابد) روایتی نسبتاً طولانی آمده است که ما آن را مختصراً ذکر می‌کنیم:

«ابلیس ملعون عابدی از بنی اسرائیل را فریب داد تا به سوی زن فاجره به قصد زنا برود، آن زن به عابد گفت: همانا ترک گناه آسان تر از طلب توبه است و این طوری نیست که هر کس توبه کند، توبه ی او قبول شود.

به خاطر این حرف زن فاجره، عابد از گناه دست برداشت و صرفنظر کرد و آن زن همان شب از دنیا رفت.

وقتی صبح شد مردم دیدند که به در خانه آن زن فاجره نوشته شده: بر جنازه فلان زن حاضر شوید چون او از اهل جنت است، مردم شک کردند و سه روز در دفن او مکث کردند، خداوند متعال به پیامبری از پیامبران که امام صادق (علیه السلام) او را موسی بن عمران معرفی می‌کند، وحی نمود که برو و بر فلان زن نماز بخوان و به مردم امر کن که بر او نماز بخوانند، من از او درگذشتم و جنت را بر او واجب نمودم به خاطر اینکه بنده مرا از معصیت بازداشت .»۱ بنابراین یکی از آثار مثبت فردی امر به معروف و نهی از منکر این است که موجب مغفرت و عاقبت به خیری عامل به آن می‌شود.

۱. محمدبن یعقوب، کلینی، روضۀ الکافی، ج ۸، صص ۲۵۹–۲۶۰

ب) آثار اجتماعی

عدالت اجتماعی

مهمترین اثر اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر عدالت اجتماعی است.

چون نظارت عمومی بر حسن اجرای احکام اسلام، زمینه فراگیری عدالت اجتماعی را فراهم می‌سازد، و به دنبال آن ضمن تعدیل در ثروتهای جامعه، زندگی عادلانه را برای قشرها مختلف مردم فراهم می‌سازد به گونه‌ای که نه ثروتمند از پرخوری و ثروت کلان سر به طغیان بردارد و نه مستمند گرفتار زندگی سخت و مرگ تدریجی گردد.

عدل مجسم امام علی بن ابیطالب (ع) در این زمینه می‌فرماید: «و ذل ک اس ال م ر ب ال ع روف و ال ن ه ی ع ن ال ن کر ... م ا رد ال یاط، و م خ ال ف ة ال یاط و ق ام ة ال و ال ه ن ائ، واخ ذال ص دق ات م ن م واض ع ه اووض ع ه اف ح ق ه ا» ۱

«امر به معروف و نهی از منکر با برگرداندن مظالم به صاحبان اصلی آن و مخالفت با ستمگر همراه است همچنین تقسیم عادلانه بیت المال و غنائم را در پی دارد و صدقات (مالیات شرعی) از جاهای لازم گرفته شده در جای حق و مناسب مصرف می‌شود.

مرحوم کلینی نیز از امام باقر (ع) نقل می‌کند: «ب ا ... ت رد ال یاط» (به سبب امر به معروف و نهی از منکر اموال و حقوقی که به ستم و غصب گرفته شده به صاحبانش رد می‌شود) ۲

۱. محمدبن حسن، حرعاملی، وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۰۳ ۲. محمد بن یعقوب، کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۵۸

اجرای احکام اسلام

امر به معروف و نهی از منکر به عنوان اصل نظارت عمومی یا ضمانت اجرای قوانین اسلام مطرح می‌باشد.

بدین معنا که خداوند حکیم برای پیاده شدن قوانین حیات بخش اسلام، علاوه بر همه ی پیش بینیهایی که نمود نظارت بر حسن اجرای آن را به عهده ی فردفرد جامعه اسلامی از هر قشری نهاده است، بر این اساس هر مسلمانی با امر به معروف و نهی از منکر به اجرای صحیح احکام اسلام کمک کرده و در واقع یک نیروی اجرایی و ناظر جدی آن محسوب می‌شود، از این رو هر فرد و گروهی همواره چشمان بیدار امت اسلامی را مراقب خویش دانسته، تلاش می‌کند حتیالامکان قانون اسلامی را گردن نهاده و پیاده کند.

حضرت امام باقر (ع) می‌فرماید: «اس ال م ر ب ال ع روف و ان ی ع ن ال ن کر س یل ال ن یا و م ن ه اج ال ص ح غ ا، یریة ع ییم ة ب ا اق ام ال ف رائض» ...۱

امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران و روش صالحان است، فریضه بزرگی است که به سبب آن واجبات برپا می‌شود.

تقویت فرهنگ دینی

دین مقدس اسلام دینی است که فرهنگ غنی دارد و از طرفی دشمنان قسم خورده‌ای دارد که می‌خواهند فرهنگ دینی ما را خراب کنند یا در آن خرافات ایجاد کنند تادر بین مردم نسبت به دینشان سستی ایجاد شود، لکن خداوند متعال همانطوری که دین غنی به ما داده است، وسیله ی حفاظت از آن و تقویت آن را

۱. محمدبن حسن، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۵

هم به ما آموخته، که عبارت است از امر به معروف و نهی از منکر. پس خداوند متعال این دو وظیفه را به عنوان ضمانت اجرایی فرهنگ دینی اسلام مطرح کرده است.

به این معنا که خداوند پیاده کردن فرهنگ اسلام و نظارت بر حسن اجرای آن را به عهده افراد جامعه اسلامی از هر قشری نهاده است.

بنابراین هر مسلمان با امر به معروف و نهی از منکر کمک به فرهنگ دینی خود می‌کند و موجب تقویت فرهنگ دینی می‌شود.

امام علی (ع) در این زمینه می‌فرماید: «مایه قوام شریعت و دین و عامل حفظ و برپادارنده دین، امر به معروف و نهی از منکر است» ۱

قدرتمندی مؤمنان

تثبیت اصل «امر به معروف و نهی از منکر» تشکیل هسته‌های حزب‌الله را در پی دارد و هر مسلمانی در هر نقطه مملکت سعی می‌کند به آن بپیوندد و روی عرق دینی خویش به نحوی در پیاده کردن قوانین روح بخش اسلام سهیم گردد.

بنابراین در راستای امر به معروف و نهی از منکر «من» ها، «ما» ها می‌شوند و چون «ید واحد» قدرتمندتر و تواناتر، شکوفایی نظام مقدس اسلام را دو چندان می‌کند.

و این حقیقتی است که در کلام مولای متقیان علی (ع) آمده است، چنانچه می‌فرماید:

(یم آم م رب ال ع روف ش دم ه ورال وم ن ی). ۱

۱. محمد، محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، ج ۸، ص ۳۶۹۸، ح ۱۲۶۸۸

هر کس امر به معروف ونهی از منکر کند مؤمنان را قدرتمند می‌کند)

تحقق مصلحت عمومی جامعه

اسلام آیینی اجتماعی است و علاوه بر برنامه‌ها و دستورهای فردی، قوانین و احکامی دارد که به بعد اجتماعی آن مربوط می‌شود و نشان می‌دهد که مکتب اسلام تنها برای خودسازی فردی نیست بلکه صلاح و اصلاح جامعه را هم در نظر دارد.

همانگونه که هر فردی دارای منافع و مصالح خاص خود است، جامعه نیز دارای منافع و مصالحی است.

مصالح عمومی و اجتماعی و منافع جامعه، منافعی است که همه ی افراد توأمان از آن منافع برخوردار می‌شوند.

در میان روش‌ها و سازکارهایی که برای اصلاح نابسامانیهای اخلاقی، کاهش مفاسد و گسترش ارزش‌ها و فضیلت‌ها در جامعه وجود دارد، امر به معروف ونهی از منکر یکی از موثرترین و جامع‌ترین آنها به شمار می‌آید.

چون این ساز وکار اولاً فراگیرتر است یعنی نا بسامانیها، ارزشها و ضد ارزشهای بیشتری را پوشش می‌دهد و رفتار گسترده و وسیعتری از افراد جامعه را اصلاح می‌نماید.

ثانیاً مشارکت افراد بیشتری از جامعه را در امر اصلاح گری امور جلب می‌کند ، ثالثاً تأثیر عمیق‌تر و ماندگارتر و نفوذ وکارایی بیشتری را دارا است.

لذا امر به معروف ونهی از منکر اهرمی نیرومند برای تأمین مصالح جمعی و منافع عمومی می‌باشد.

۱. نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدی، کلمات قصار ۳۱، ص ۳۶۵

چنانچه حضرت علی (ع) می‌فرماید: (یرض ال ال م رب ال ع روف م ص ح غ ه ل ع وام وال ن ه ی ع ن ال ن کرردع ال اه ف ا) ۱ خداوند امر به المعروف و را برای مصلحت عامه مردم و نهی از منکر را برای طرد سفیهان واجب کرده است.

تضعیف جبهه نفاق

از نخستین سالهای تشکیل حکومت اسلامی، جریان نفاق درصدد تهی کردن جامعه ی اسلامی از ایمان بوده است تا از این راه به اهداف شوم و شیطانی خویش دست یابد، از این رو یکی از ویژگی‌های نامیمون منافقین همانا (امر به منکر ونهی از معروف) است که در قران کریم به آن تصریح شده است.

«ال م ن ایق م وس وال م ن ایق ات م ب ع ض م ه م م ن ب ع ض یرم م م روس ب ال م ن کروین ه وس ع ن ال ع م روف ویق ض م وس أید م» ۲

مردان و زنان منافق از همدیگرو طرفدار یکدیگرند که امر به منکر و نهی از معروف می‌کنند و مشت‌های خویش را علیه شما گره می‌زنند.

بنابراین منافقین در جبهه ی داخلی با حربه ی امر به منکر و نهی از معروف با اسلام عزیز به ستیز برمیخیزند و مؤمنان باید با سلاح امر به معروف و نهی از منکر به پیکار آنان روند.

امیرالمؤمنین علی (ع) تأثیر امر به معروف و نهی از منکر را در شکست خط نفاق و درمانده کردن منافقین، قطعی دانسته و فرموده است: ۱

«م ن ن ی ع ن ال ن کرأرغ ان ف ال ن ایق ی»

۱. نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدی، ص ۴۰۲ ۲. سوره توبه، آیه ۶۷

کسی که نهی از منکر کند بینی منافقین را به خاک می‌مالد.

کاهش جرم و جنایت

یکی از آثار مثبت امر به معروف و نهی از منکر کاهش جرم و جنایت در جامعه است چون در جامعه‌ای که اصل نظارت عمومی حاکم باشد و کسانی باشند که یکدیگر را از جرم و جنایت منع کنند یقیناً جرم و جنایت در آن کاهش می‌یابد.

چنآن که قضیه مؤمن ال فرعون شاهد بر این مطلب است، آنجا که وقتی فرعون در جریان ساحران نیز با شکست فاحشی روبرو شد و تزلزلی عجیب در عقاید مردم پدید آمد، او که خود در مبارزه با موسی (ع) مغلوب می‌دید، با اطرافیان خود برای کشتن موسی تصمیم گرفتند ولی از آنجا که حق همیشه یار و یاوری دارد، مردی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می‌داشت به دفاع از موسی (ع) قیام کرد و با امر به معروف و نهی از منکر تاکتیکی خود مانع از جرم و جنایت فرعونیان شد و از موسی به طور جدی طرفداری کرد.

در قرآن کریم در این زمینه آمده است:

«وق ال رج م ل ن م ؤم ن ن م ن آل یرع وس یکم ت م إیان ه م أاق م ل غ م وس رج م ف ل أس یم ق ول رب ا دل م وق د ج ا کم ب ال ث ن ات م ن ردب کم وإس یکم کذف ب ا یع غ یه کذم ب ه م وإس یکم ص ادق ف ا م ص م ک ب ع ض م ادل ذ یع دم کم إس د ادل ل ید م ن م ه و م م ارف ن کذداب ن» ۲

«و مردی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می‌داشت، گفت: آیا مردی را می‌کشید که می‌گوید پرورگار من «الله» است؟ با اینکه از ناحیه پروردگارتان آیاتی روشن آورده است و اگر دروغگو باشد دروغش به عهده ی خود اوست.

۱. نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدی، کلمات قصار ۳۱، ص ۳۶۵ ۲. سوره غافر، آیه ۲۸

ولی اگر راست بگوید از وعده‌هایی که داده، بعضی به شما برسد (همه هلاک خواهید شد) و خدا مردم ستمکار و دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد»

پس معلوم می‌شود که بواسطه ی امر به معروف و نهی از منکر می‌توان جلوی جنایتکاران بزرگی را گرفت چنآن که این مرد مؤمن که گفته می‌شود از نژاد قبطیان و از خواص درباریان فرعون بوده ۱، جلوی فرعون جنایتکار بزرگ را گرفت و موسی را از گزند فرعون و فرعونیان نجات داد.

۱. سید محمدحسین، طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۷، ص ۴۹۸

گفتار دوم: تبعات و پیامدهای منفی ترک امر به معروف و نهی از منکر

با توجه به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و آثار مثبت و مفید و ارزنده ی آن می‌توان فهمید که ترک این دو فریضه بزرگ چه وضعیت اسفباری را به وجود خواهد آورد.

زیانهایی که ترک این دو رکن عظیم اسلام به بار می‌آورند، شاید هیچ عامل دیگری به بار نیاورد، و یکی از عواملی که منجر به سستی افراد و به دنبال آن جامعه شده است و آنان را به زوال رهنمود می‌نماید، ترک امر به معروف و نهی از منکر است.

بنابراین میزان اهمیت امر به معروف و نهی از منکر تنها در بعد آثار سازنده و مثبت آن خلاصه نمی‌شود، بلکه آیات و روایات به تبیین آثار منفی ترک آن نیز پرداخته است.

ترک این دو اصل مهم اسلامی تبعات و پیامدهای منفی فراوانی را به بار می‌آورد که ما بعضی از آنها را در دو بخش جداگانه بررسی می‌کنیم:

الف) تبعات و پیامدهای منفی فردی

پیامدهای منفی ترک این دو وظیفه قبل از آن که در سطح جامعه ظاهر شوند، در تارک امر به معروف و نهی از منکر ظاهر می‌گردد و شخصیت انسانی و ارزشهای والای اخلاقی را از او می‌ستاند.

به همین دلیل ما اول تبعات و پیامدهای منفی فردی را مطرح می‌کنیم:

تضعیف ایمان

تنها راه رسیدن به کمال، کرامت انسانی و فضائل اخلاقی، و نجات یافتن از مفاسد اخلاقی ایمان به خدا و معاد و پیامبران و است.

ایمان گوهری است که اگر در دل انسان رسوخ پیدا کند، گفتار و کردارش، ظاهر و باطنش یکی می‌شود.

چنآن که امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرماید: «ال یاس م ع ریةب ال ق غ ب واق رارب ال ااس وع م ل ب ال رکس ... ۱» (ایمان عبارت است از معرفت قلبی و اقرار کردن به زبان و عمل کردن با جوارح است )

ایمانی که بتواند انسان را در مقابل مفاسد اخلاقی بیمه کند، ایمان به معنای واقعی کلمه است که همان باور درونی انسان است نه ایمان لفظی که به زبان گفته شود ولی هیچ خاصیتی نداشته باشد.

چون ممکن است فردی با گفتن شهادتین مسلمان شود ولی خیلی از گناهان را مرتکب شود.

اگر امروزه جرائم روز به روز بیشتر می‌شود، ظلم و تعدی به حقوق دیگران و بی عدالتیها و فساد اخلاقی و دزدیها زیاد شده، به خاطر تضعیف و کم رنگ شدن ایمان است که دامنگیر انسانها می‌شود.

پس هر چه ایمان فرد قوی باشد کمتر به سوی گناه می‌رود و این افراد ضعیف الایمانند که همیشه در آثار اسلامی برای تضیف ایمان افراد عوامل گوناگونی را مطرح کرده‌اند که یکی از آنها ترک امر به معروف و نهی از منکر است.

چنانچه پیامبر گرامی اسلام (ع) در اینباره می‌فرماید:

۱. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت ۲۲۷، ص ۶۷۶

«اس ال ل ی ه ض ال وم ن ال ذی ل دین ل ه، یق یل یا رس ول ال م ا ال وم ن ال ض ع یف ال ذی ل دین ل ه؟ یق ال ال ذی ل ین ه ی ع ن ال ن کر.» ۱

«به درستی که خداوند متعال غضبناک می‌شود نسبت به مؤمن ضعیفی که دین ندارد، پرسیدند: ای رسول خدا مؤمن ضعیفی که دین ندارد کیست؟ فرمود: کسی که نهی از منکر نمی‌کند.»

لعن و نفرین

ترککننده امر به معروف و نهی از منکر گرفتار لعن و نفرین خداوند، انبیاء و اولیاء می‌شود.

لعن به معنی طرد و دوری از رحمت پروردگار است، کسانی که این وظیفه الهی را ترک کنند از رحمت خدای متعال دور و از الطاف او محروم می‌گردند و این یکی از ضربه‌های بزرگی است که بر آنان وارد می‌آید.

هم خداوند تارکین به معروف و ناهین از منکر را لعنت فرستاده و هم انبیاء و اولیاء او:

«قال علی (ع) :..... اس ال س ب ح ان ه ط یغ ع ن ال ق رس ال اض ی ب ی ایدیک ال ل ت که ال م رب ال ع روف وال ن ه ی ۲

امام علی (ع) فرمود: خداوند مردم زمان‌های گذشته را از رحمت خویش دور نساخت مگر به جهت ترک امر به معروف و نهی از منکر. پس خداوند افراد سفیه وکم خرد را به خاطر انجام گناهان و افراد عاقل را به خاطر بازنداشتن آنان از گناه، لعنت و از رحمت خویش دور نموده است.

۱. محمد بن یعقوب، کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۶۲ ۲. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۹۰

خدواند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «ل ع ن ال ذین کف م روا م ن ب ن إس رائیل ع ل ااس دام وود وع یی اب ن م ری ذل ک ب ا ع ص وا دوکم ن ا یع ل دم وس * کم ن ا ل یل ن اه وس ع ن م ن کریع غ م وم ی ل ئ م اکم ن ا یر ع غ وس» ۱

«از میان فرزندان اسرائیل آنان که کفر ورزیدند به زبان داوود و عیسی بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند این [کیفر] به خاطر آن بود که عصیان ورزیده و [از فرمان خدا] تجاوز می‌کردند * [و] از کار زشتی که آن را مرتکب می‌شدند یکدیگر را بازنمیداشتند راستی چه بد بود آنچه می‌کردند»

امام صادق (ع) ذیل آیه شریفه فرمود: آنها با گنهکاران نشست و برخاست نمی‌کردند ولی وقتی با آنان برخورد می‌کردند با خوشروئی برخورد می‌کردند و با آنان انس و الفت داشتند. ۲

با توجه به آیه شریفه روشن می‌شود که هم آنان که مرتکب گناه می‌گردند «ملعون و مطرود» هستند وهم آنان که توانایی بازداشتن نهی را دارند ولی نهی نمی‌کنند.

محرومیت از حیات معنوی و پاکیزه

انسان ماورای حیات مادی و جسمانی، حیات معنوی دارد که در قرآن کریم از آن به «حیات طیبه» تعبیر شده است، چنانچه در سوره نحل آمده است:

«م ن ع م ل ص اح ل ف ام ن ذک أو م أن ی وم ه و م م ؤم ن ن یغ م ن ح یث ن ده م ح یاةف ط ی ةف ول ج ن زیدن م أج رم ه ب رح ان م اکم ن ا یع م غ م وس» ۳

۱. سوره مائده، آیات ۷۸–۷۹

۲. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۸۵

۳. سوره نحل، آیه ۹۷

«هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد قطعاً او را با زندگی پاکیزه‌ای حیات [حقیقی] بخشیم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد»

یکی از آسیبها و موانع حیات طیبه از نظر امام (ع)، ترک امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد.

آنجا که می‌فرماید: «من ترک انکار المنکر بقلبه و یده و لسانه فهو میت بین الاحیاء» ۱

(کسی که در برابر منکر با دل و دست و زبان خویش اعتراض نکند، او مرده است در میان زندگان )

امام (ع) این شخص را مرده‌ای در میان زنده‌ها قرار داده، زیرا اگر چه ظاهراً زنده است ولی مرگ معنوی پیدا کرده است.

هر چیزی نشانه‌ای دارد و حیات معنوی نیز نشانه‌های خاص خود را دارد که از جمله این علایم حساسیت داشتن به موافقت و مخالفت خداوند متعال است.

اگر کسی از چنین احساسی محروم باشد در حقیت حیات معنوی و طیبه ی خود را از دست داده است.

بنابراین یکی از پیامدهای منفی فردی ترک امر به معروف و نهی از منکر این است که انسان را از حیات پاک معنوی که اساس انسانیت آدمی را تشکیل می‌دهد، محروم می‌کند.

۱. محمدبن حسن، محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، تهذیب الاحکام ، ج ۶، ص ۱۵۵

عامل تغییر ماهیت افراد

یکی دیگر از تبعات و پیامدهای منفی ترک امر به معروف و نهی از منکر این است که ترک نظارت همگانی موجب تغییر ماهیت افراد و واژگونی قلب آنها می‌شود.

چنآن که امیرالامومنین علی (ع) در این زمینه می‌فرماید:

«اولین مرحله از جهاد که در آن باز می‌مانید، جهاد با دستتان، سپس جهاد با زبان، و آنگاه جهاد با قلبهایتان می‌باشد.

پس کسی که با قلب معروفی را ستایش نکند و منکری را انکار نکند، قلب او واژگون گشته، بالای آن پایین و پایین قلب او بالاتر قرار خواهد گرفت .» ۱

مرحوم خویی در تشریح این کلمات مختصر ولی پربار می‌نویسد:

«امام (ع) در این کلام از تسلط جائرین بر حکومت اسلامی خبر می‌دهد که در این هنگام حکام ، از مسلمین و مؤمنین قوت و قدرت بر اجرای احکام دین و امر به معروف و نهی از منکر را سلب می‌کنند، در نتیجه مؤمنین، امامی را که از گناهان و منکرات منع کند و حدود را بر مرتکبین معاصی جاری کند، نخواهند داشت.

لذا آنها به نصیحت و انذار زبانی اکتفاء خواهند کرد و وقتی سلطنت حاکم و غاصب مستحکم شود از این مقدار هم منع خواهد کرد تا آنجا که مؤمنین بواسطه ی زبان هم قادر به ادای وظیفه ی خود نخواهند بود.

و وقتی که سلطنت باطل و ظلم و جور ادامه پیدا کند و در این هنگام بچه‌های کوچکی که ملکه ایمان و اعتقاد برایشان حاصل نشده، بزرگ شوند، قدرت انکار

۱. محمد بن حسین، سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت ۳۷۵، ص ۷۲۰

منکر بواسطه ی قلبهایشان هم نخواهند داشت، بلکه منکر تبدیل به معروف و معروف، منکر می‌گردد.» ۱

بنابراین بواسطه ی ترک این وظیفه الهی فرد به جایی می‌رسد که ماهیتش تغییرکرده و حق را باطل و باطل را حق خواهد دانست.

شریک در گناه دیگران

همانگونه که در آثار مثبت امر به معروف و نهی از منکر بیان شد، چنانچه شخصی، فرد یا افرادی را به کار خیر و خوبی (معروف) امر یا ارشاد و راهنمایی کند، و بدان کار خوب عمل شود، این شخص به اندازه ثواب و بهره‌ای که برای عامل منظور شده است، ثواب می‌برد.

در این سوی قضیه نیز همینگونه است یعنی چنانچه شخصی عمل منکر و زشتی را مشاهده کند که از فرد یا افرادی سر می‌زند، و با اینکه می‌تواند جلوی آن منکر را بگیرد، ولی بیتفاوت از آن بگذرد در گناه آن گنهکار شریک خواهد بود، و فرق نمی‌کند که این بیتفاوتی در برابر معصیتها و منکرات، به خاطر بیاهمیت جلوه دادن موضوع، یا به جهت راضی و همسو بودن با مفسدین باشد.

در لئالی الاخبار از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: ۲

«م ن ک س ل ه ج ارویع م ل ب ال ع اص یظ ین ه ه، یه وش ریکه» (کسی که همسایه‌ای دارد اهل معاصی و گناه و او را از گناه و انجام معصیت منع نکند، پس این شخص شریک در گناه اوست).

۱. حبیب‌الله خویی، منهاج البراعه در شرح نهج البلاغه، ج ۲۲، ص ۲۰۳ ۲. محمد، نبی، تویسرکانی، لئالیالاخبار، ج ۵، ص ۲۶۳

همچنین امیرالمؤمنین علی (ع) در این زمینه می‌فرماید: «ال راض یب ع م ل ق وم کل داخ ل ییه م ع ه، وع کل داخ ل ف ال اط ل ااس :اث ال ع م ل واث ال رض اب ه». ۱

(آن کسی که از کار مردمی خشنود باشد، چونان کسی است که همراه آنان بوده و هر کس که باطلی روی آورد، دو گناه بر عهده او می‌باشد: یکی گناه کردار باطل و دیگری گناه خوشنودی به کار باطل).

لذا یکی از تبعات و پیامدهای منفی امر به معروف و نهی از منکر این است که تارک این دو وظیفه با شخص گنهکار در گناهش شریک است، چون با وجود قدرت بر نهی از منکر او را از کار زشت و عمل ناروا منع نکرد و کسی که به کار زشت دیگران راضی باشد در گناهشان هم شریک است.

ب) تبعات و پیامدهای منفی اجتماعی

همانطوری که ترک امر به معروف و نهی از منکر تبعات و پیامدهای منفی بسیاری برای افراد داردکه ما به مواردی از آنها اشاره کردیم، تبعات و پیامدهای منفی در جامعه ی اسلامی نیز دارد.

جامعه یک اجتماع به هم پیوسته است و تفکیک افراد در آن میسر نیست.

مجموعه رفتارهای اجتماعی افراد هر جامعه، اخلاق عمومی آن جامعه را به وجود می‌آورد.

رفتار اجتماعی هیچ انسانی را نمی‌توان بیتاثیر در جامعه دانست.

لذا رفتارهای اجتماعی خوب و نیک، اثرات مثبت و رفتارهای اجتماعی زشت و بد، جو مسموم را در جامعه بوجود می‌آورد به طوری که انسان را از خدا دور می‌کند، چنان‌که قرآن کریم مکرراً سرنوشت شوم اقوام گذشته را برای امت اسلامی

۱. محمد بن حسین، سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت ۱۵۴، ص ۶۶۴

یادآوری می‌کند و علت دور افتادن کافران بنیاسرائیل از رحمت خدا را، باز نداشتن یکدیگر از منکرات یعنی ترک امر به معروف و نهی از منکر دانسته است. ۱

اینک چند مورد از مهمترین پیامدهای منفی اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

سلب برکات الهی

یکی از تبعات و پیامدهای اجتماعی اهمیت ندادن و ترک امر به معروف و نهی از منکر این است که برکت و خیر و رحمت پروردگار از مردم گرفته می‌شود.

عن ابی جعفر (ع) قال: قال رسول الله (ع): «...

ط ت یه ر ال ف اح ش ة ف ق وم ق ط ح ت یع غ ن وه ا، ال م ه ر یی ال س اع وس و ال وج اع ال ت ط ت کن ف اس ل یه، و ط ین ق ص وا ال کیال و ال یزاس ال اخ ذوا ب ال ان ی و ش د ال وون ة و ج ور ال اغ س اس، و ط ین ع وا ال زک ة ال م ن ع واال ق س رم ن ال ام ا ...» ۲

امام باقر (ع) فرمود: حضرت رسول خدا (ع) فرمودند:

هیچ‌گاه در مردی فاحشه (زنا) پیدا نشود که آن را آشکار کنند مگر اینکه در میانشان طاعون و دردهایی که در گذشتگان آنان سابقه نداشته است، پدید می‌آید و از پیمانه و ترازو کم نگذارند مگر اینکه به قحطی و سختی در تأمین مخارج زندگی و ستم سلطان دچار شوند و از دادن زکات منع ننمایند مگر اینکه آمدن باران آسمان بر آنها ممنوع گردد...)

همچنین پیامبر اکرم (ع) می‌فرماید:

۱. سوره ی مائده، آیات ۷۸–۷۹ ۲. محمد بن حسن، محمدبن حسن، حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، صص ۵۱۲–۵۱۳

«ل یزال ال ن اس ب خ ب م ا ام روا ب ال ع روف و ن وا ع ن ال ن کر و ت ع اون ا ع ال ب. یاذا ط یرع غ وا ذل ک ن زع ت ع ن ال ب کت وس غ ط ب ع ض ه ع ب ع ض وط یکن ل ن اص رف ال رض ول ف ال ام ا» ۱

(تا زمانی که مردم امر به معروف و نهی از منکر نموده و یکدیگر را بر نیکی یاری کنند، همواره در خیر و سعادت به سر خواهند برد و در غیر این صورت، برکتها و خیر الهی از آنان گرفته خواهد شد و برخی (اشرار) بر دیگران مسلط خواهند گردید و یاوری، نه در زمین و نه در آسمان نخواهند داشت.

شیوع و رواج مفاسد اجتماعی و اخلاقی

مفاسد اجتماعی و اخلاقی عبارتند از: حرکات و اعمال خلاف شرع و اخلاقی که مانع بهره‌مندی شهرواندان از حقوق شرعی و قانونی خود می‌گردد.

همیشه عده‌ای هستند که منافع شخصی خود را در بیقانونی و هرج و مرج اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جستجو می‌کنند.

از آنجا که این گروه در تمام قشرها جامعه یافت می‌شود، برای رسیدن به اهداف خود باید بازاری آشفته بیابند که برای رسیده به چنین کاری در صدد ترویح منکرات و الگوهای منکر بر می‌آیند تا خود از آب و گل آلود ماهی بگیرند.

عوامل و ریشه‌های مختلفی را می‌توان برای افزایش و گسترش مفاسد اجتماعی و اخلاقی ذکر نمود.

با بررسی و مطالعه علل و عوامل مفاسداجتماعی و اخلاقی، انسان به این نتیجه می‌رسد که رواج روزافزون مفاسد اجتماعی در جامعه معلول دو علت است:

۱. محمد بن حسن، محمدبن حسن بن علی، شیخ طوسی، تهذیب الاحکام ، ج ۶، ص ۱۸۱

الف) عامل برون مرزی

ب) عامل درون مرزی

عامل برون مرزی نخستین نوع از انواع عوامل رواج ناهنجاریهای اجتماعی و رفتارهای غیراخلاقی در جامعه است.

زیرا در جهان امروز که ارتباطات همچنان از بقیه امور پیشی گرفته و حرف اول را می‌زند، فرهنگ و آداب و رسوم ملتهای مختلف به ویژه ملتهای پیشرفته غربی و صهیونیزم در ویترین رسانه‌ها قرار گرفته و مردم ملتهای مختلف به ویژه جوانان و نوجوانان آنها را تحریک می‌کنند، تا با تقلید از آنان از اصالتهای بومی و آداب و رسوم ملی و یا مذهبی و عقاید خود دست بردارند، و جذب فرهنگ صادراتی آنان شوند تا از این طریق در آن کشورها نفوذ کرده و آنان را به صورت بردگی نوین درآورند.

این پدیده شوم دشمنان بشریت، حساست شخصیتهای سیاسی و علمی کشورهای جهان به خصوص جهان اسلام و در راس آنها ام القرای اسلامی، جمهوری اسلامی ایران را برانگیخته است و آنان را به مبارزه با این نوع تهاجم فرهنگی واداشته است.

چنآن که امام راحل و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بارها این خطر را به مسلمانان گوشزد کرده و آنان را به مبارزه با این شبیخون فرهنگی دعوت نموده‌اند.

اما عامل دیگر ناهنجاریها ی اجتماعی و مفاسد اخلاقی درون مرزی بوده و ریشه در داخل دارد عوامل درون مرزی متنوع تر است و اهمیت مبارزه با آنها اگر بیشتر از عوامل برون مرزی نباشد کمتر نیست و در اینجا ما یکی از علل رواج این پدیده نامیمون در جامعه را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

این علت و عامل عبارت است از ترک امر به معروف و نهی از منکر و نظارت عمومی که از مهمترین عوامل رواج مفاسد اجتماعی و ناهنجاریهای رفتاری در جامعه می‌باشد.

ترک امر به معروف ونهی از منکر به مرور زمان زمینه را برای ترک کارهای نیک و انجام کارهای زشت و ناروا در جامعه پدید می‌آورد، چون وقتی عده ایی در جامعه مرتکب کارهای زشت و فساد انگیز می‌شوند و کسی متعرض آنها نمی شود، افراد دیگر جسارت پیدا کرده، به این اعمال فساد انگیز مبادرت خواهند کرد و بدین ترتیب فساد اخلاقی اجتماعی سراسر جامعه اسلامی را فرا خواهدگرفت، چنآن که پیامبر گرامی اسلام (ع) می‌فرماید:

(اس ال ع ص یه اذاع م ل ب اس راف ط ت ض رال ع ام غ ه ا، واذاع م ل ب اع ل ن یه وط یه ب ع غ یه اض رت ال ع ام ه ) ۱

(بدرستی که وقتی کسی گناهی را مخفیانه انجام دهد جز به خودش ضرر نمی 

رساند، اما هنگامی که آشکارا معصیتی را مرتکب شود و کسی هم به او اعتراض نکند، به عموم مردم ضرر خواهد رساند)

پس هرچند تخلف وگناه، کم وبیش در هر جامعه ایی ازسوی افراد مفسد و شرور وجود دارد و نمی‌توان توقع داشت که در اجتماع هیچ گونه معصیتی وجود نداشته باشد، ولی در یک اجتماع ایده ال اسلامی و سالم نباید اجازه داد که منکرات شیوع پیدا کند، تا حدی که هر کس راحتی بتواند از قانون الهی تخلف کند.

زیرا در این صورت، انجام کار نیک مثل :راست گفتن و صداقت، امانتداری و کسب روزی حلال و ... در جامعه از انجام کارهای زشت و ناروا مثل :غیبت، دروغگویی، پرده دری، خیانت ، حرام خوردن و عیب جویی ، ... سخت‌تر می شود، و گناه در برخی از افراد محدود نمی‌شود، بلکه آلودگی مفاسد و گناهان عموم مردم را فرا می‌گیرد و در این هنگام زمینه سقوط جامعه فراهم می‌شود.

۱ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۷۸

لذا یکی از تبعات و پیامدهای منفی ا جتماعی ترک این فریضه الهی، شیوع و گسترش مفاسد اجتماعی می‌باشد، چون زمانی که امر به معروف که عامل گسترش نیکی‌ها، و نهی از منکر که عامل جلوگیری از عمومی شدن و گسترش منکرات است، ازجامعه گرفته شد، دیگر خوبی‌ها و نیکی‌ها در آن جامعه باقی نمی‌ماند و منکرات و زشتی‌ها جای آنها را خواهد گرفت.

تسلط اشرار

جامعه مسلمانی که نسبت به معروف (ارزشها) و منکرات (ضد ارزشها) از خود حالت دلسوزی و دفاع را نشان ندهد، اهمیت و حد و حدود آن را نشناخته و عمل نکند، با آنان که ارزشها را پایمال می‌کنند به مقابله بر نخاسته، دفاع از اسلام و ارزشهای والای آن را سر لوحه زندگی و حرکت خویش قرار ندهد، از قوه حاکمه چه انتظاری می‌تواند داشته باشد؟ هر چند حکومت در دست یاران علی (ع) باشد.

قطعاً چنین جامعه‌ای آینده ی خطرناکی دارد که از آن جمله، سلطه اشرار است که بی تفاوتی‌ها و ترک امر به معروف و نهی از منکر زمینه را برای حکومت اشرار آماده می‌کند.

اشرار و مفسدین با شعارهای اصلاح طلبانه، همچون حقوق بشر، آزادی و ... قدم به میدان نهاده و با تحریف مفاهیم اینگونه (واژه‌ها) در پی بدست گرفتن قدرت در جوامع بوده و هستند و در بسیاری از موارد توفیق یافته‌اند به اهداف خویش برسند.

امام رضا (ع) در این زمینه می‌فرماید: (ل ل ام م رس ب ال ع روف ول ل ن ه ن ع ن ال ن کراول یال ع م غ ن ع غ یک ش رام رکییدع واخ یارکیل یس ت ج اب ل) ۱

(امر به معروف ونهی از منکر کنید که در غیر این صورت اشرار شما، شما را 

به کار خواهند کشیدو بر شما حاکم خواهند شد) آنگاه که خوبان شما برای رهایی از ظلم و جور اشرار دعا می‌کنند ولی دعایشان مستجاب نمی‌شود.

مرحوم آیت الله شهید مطهری، در ذیل جمله (ییدع وا خ یارک یل یس ت ج اب ل) فرموده‌اند:

(اکثرا اینطور معنا می‌کنند که بعد ازآن که بدان بر شما مسلط شدند نیکان شما به درگاه الهی می‌نالند و خداوند متعال دعای آنان را مستجاب نمی‌کند... ولی غزالی معنی لطیفی برای آن کرده است، می‌گوید: معنای این جمله (فیدعوا خیارکم فلا یستجاب لهم) این نیست که خداوند را می‌خوانند و خدا دعای آنان را مستجاب نمی‌کند، بلکه معنایش این است: وقتی که امر به معروف ونهی ازمنکر را ترک کنند آنقدر پست می‌شوند، آنقدر رعبشان، مهابتشان، کرامتشان از بین می‌رود که وقتی به درگاه همان ظلمه می‌روند، هر چه ندا می‌کنند به آن‌ها اعتنا نمی‌شود ..) ۲

۱ محمد بن یعقوب، کلینی، فروع کافی، ج ، ۵، ص ۵۷ ۲ مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج ۲، ص ۴۵

(قال رسول الله (ع)): 

اذا کان امراء خیارکم و اغنیاء کم سمحاء کم و امرکم شوری بینکم فظهر الارض خیر لکم من بطنها، اذا کان امراء کم شرارکم و اغنیا ءکم بخلاءکم، و امورکم الی نسائکم فبطن الارض خیر لکم من ظهرها) ۱

حضرت رسول اکرم (ع) فرمودند:

(هنگامی که امیران و فرمانروایان) شما از خوبان شما باشند، و ثروتمندان شما بخشنده، و در اداره امور (با صاحب نظران مؤمن ودلسوز) مشورت کنید، روی زمین برای شما بهتر از درون آن خواهد بود (و زندگی ارزش دارد) ولی زمانی که حاکمان شما اشرار باشند و پولداران شما بخیل (و دست تنگ) و کارهای دنیا و آخرتتان به دست زنانتان سپرده شده باشد (اموری که آنان صلاحیت انجام یا نظر در آن را ندارند به آنان سپرده شود) در این هنگام دل زمین برای شما بهتر از روی آن است (و زندگی مفهوم انسانی، اسلامی نداشته و در حقیقت از ارزش تهی خواهد بود)

بنابراین یکی ازآثار منفی اجتماعی که بر ترک امر به معروف و نهی از منکر مترتب می‌شود، سلطه اشرار بر مردم است و به عبارت دیگر هر کس درانجام این فریضه ی بزرگ کوتاهی کند، سهمی و نقشی در به قدرت رسیدن مفسدین خواهد داشت.

۱ حسن بن علی بن حسین بن شعبه حرانی، حرانی، تحت العقول، ص ۳۵)

نازل شدن بلا و گرفتاری و عقوبت الهی و عذاب فراگیر

درجامعه‌ای که به فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر عمل شود خیلی از گرفتاریها و بلاها را نخواهد داشت بلکه از تأثیرات مثبتی که ذکر نمودیم بهره‌مند خواهد بود.

گرفتاریها و عذابهای مختلفی که دامنگیر جوامع بشری است عوامل و علل گوناگونی دارد که یکی از آنها ترک امر به معروف و نهی از منکر و نظارت عمومی می‌باشد.

چنانچه در قرآن مجید به این مطلب زیاد اشاره شده است.

اصولاً فلسفه یادآوری مکرر سرنوشت اقوام گذشته در قرآن برای آن است که امت اسلامی در برابر شیوع گناهان در جامعه بیتفاوت نباشند و با احساس مسئولیت، در برابر گناهان بایستند. » یغ ول کس م ن ال ق م م روس م ن ق غ م ک م أوم وا ب ق دیة ین ه وس ع ن ال ف ااد ف ال رض إل د ق غ یف ل م دن أن ج ین ا م ن م وادت ا ادل ذین م غ م م وا م ا م أت رم یوا ییه وکم ن ا م م ج رم ی *وم اک س رب ک ل م یه غ ک ال ق م ری ب م یظ وأه غ م ه ا م م ص ح غ م وس» ۱

«پس چرا از نسلهای پیش از شما خردمندانی نبودند که [مردم را] از فساد در زمین باز دارند جز اندکی از کسانی که از میان آنان نجاتشان دادیم و کسانی که ستم کردند به دنبال ناز و نعمتی که در آن بودند رفتند و آنان بزهکار بودند * و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده است که شهرهایی را که مردمش اصلاحگرند به ستم هلاک کند»

۱. سوره هود، آیات ۱۱۶–۱۱۷

پس قرآن مجید علت نابودی اقوام گذشته را ترک اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر دانسته است.

چنآن که سرگذشت عبرت انگیز قوم شعیب بهترین دلیل بر این مطلب است.

در قرآن کریم سوره اعراف آمده است: » وإل م دین أ خ ام ه م ش ع ی ف ا ق ال یا ق وم اع م دم وا ال م ا ل م ک م ن إل ه غ ب م م ی ق د ج ا ت م ک ب ن ةن م ن ردب کم یروم یوا ال کیل وال یزاس ول ت ب خ ام وا ال ن داس أش یا م ه ول م ارادم وا ف ال رض ب ع د إص ل ح ه ا ذل م ک خ ب ن دل م ک ْإس کم ن م ت م ؤم ن ی» ۱

«و به سوی [مردم ] مدین برادرشان شعیب را [فرستادیم ] گفت ای قوم من خدا را بپرستید که برای شما هیچ معبودی جز او نیست در حقیقت شما را از جانب پروردگارتان برهانی روشن آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام نهید و اموال مردم را کم مدهید و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید این [رهنمودها] اگر مؤمنید برای شما بهتر است»

اهل مدین زندگی خوبی داشتند، مشغول به تجارت بودند و از این طریق خداوند متعال نعمتهای فراوانی را به آنها داده بود که ناگاه به بت‌پرستی گرویدند و گناهان دیگری هم در میان آنها شایع شد.

خداوند متعال حضرت شعیب (ع) را برای اصلاح آنها فرستاد که گروهی از مردم راه سکوت را اختیار نمودند و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند.

۱. سوره اعراف، آیه ۸۵

امام باقر (ع) سرنوشت این عده و گنهکاران قوم شعیب را اینگونه بیان می‌فرماید: «اوح ی ال ع ز و ج ل ال ش ع یب ال ن ب (ع) ان ل ع ذب م ن ق وم ک م ائة ال ف، ارب ع ی ال ف ا م ن ش راره، و س ل ی ال ف ا م ن خ یاره یق ال: رب ه ول ال ش رار یم ا ب ال ال خ یار؟ یاوح ی ال: ان داه ن وااه ل ال ع اص وط یه ض ب ل ه ض ب». ۱

«خداوند متعال به شعیب وحی فرمود: که ای شعیب صدهزار نفر را از قوم تو عذاب خواهم کرد! از این صدهزار نفر، چهل هزار نفر از بدکاران، و شصت هزار نفر از خوبان هستند.

حضرت شعیب (ع) گفت: اشرار که مستحق عذابند اما چرا اخیار و خوبان عذاب می‌شوند؟ خداوند متعال به او فرمود: خوبان را عقاب می‌کنم به خاطر اینکه با اهل معصیت کنار آمده و برای رضای من بر آنان خشمگین نشدند. (با ناراحتی و غضب من نسبت به اهل معاصی، آنها خشمگین نشدند)»

پس معلوم می‌شود که عذاب فراگیر تنها برای کسانی که با رضایت، در وقوع جرم مؤثر بوده‌اند، نیست، بلکه همه ی کسانی که قدرت بر انکار، اعتراض، جلوگیری و یا جدایی از مجرم داشته‌اند ولی تحمل و سکوت کردند، مشمول عذاب الهی می‌شوند.

چنآن که در قرآن کریم آمده است:

«وادام ق وا یل ن ةف ل د م ت یب د ادل ذین م غ م م وا م ن م ک خ آص دةف واع غ م م وا أس د ال ش دیدم ال ع ق ا» ۲ «و از فتنه‌ای که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است»

۱. محمد بن یعقوب، کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۵۸؛ محمد بن حسن، طوسی، تهذیب الاحکام ، ج ۶، ص ۱۵۵ ۲. سوره انفال، آیه ۲۵

مرحوم طباطبایی در تفسیر این آیه می‌نویسد:

«از این آیه استفاده می‌شود که هر چند ظلم ستمگران باعث نزول عذاب می‌شود، ولی عموم مردم باید جلوی آن ظلم را بگیرند، و آتش ستم را خاموش کنند.

اگر در انجام این وظیفه کوتاهی کردند، آتش فراگیر خواهد بود و آثار نکبت بار گناه، ذلت و خواری و عقوبتهای الهی همه را در بر خواهد گرفت .» ۱

روایات فراونی در این زمینه وارد شده که ما به عنوان نمونه برخی از آنها را ذکر می‌کنیم:

از پیامبر گرامی اسلام (ع) نقل شده که فرمود:

«اس ال ح ار م ن ال یه ود و ال ره اس م ن ال ن ص اری ل ا ت کو ال م ر ب ال ع روف و ال ن ه ی ع ن ال ن کر ل ع ن ال ع ل ااس ان یائ ث ع م واب ال ل .»۲

«چون ملایان یهود و دیرنشینان نصارای کار امر به معروف و نهی از منکر را رها کردند خداوند متعال به زبان پیامبرشان آنها را لعنت کرد و آنگاه بلا همگان را فرا گرفت .»

در حدیثی از امیرالمؤمنین علی (ع) می‌خوانیم که فرمود:

یان ه ان اه غ ک م ن ک س ق غ ک ح یث م اع م غ وام ن ال ع اص، وط ت ن ه ه ال رب ان یوس وال ح ارع ن ذل ک وان ل ا ت ادوا ف ال ع اص، و ط ین ه ه ال رب ان یوس و ال ح ار ع ن ذل ک ن زل ت ب ال ع ق وب ات یام رو ب ال ع روف و ن و ع ن ال ن کر.» ۳

۱. سید محمد حسین، طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج ۹، ص ۶۳ ۲. عبدالعظیم بن عبدالقوی، المنذری، الترغیب و التهذیب من الحدیث الشریف، ج ۳، ص ۱۶۲ ۳. محمد بن یعقوب، کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۵۹

«اقوام گذشته به این جهت هلاک و نابود گشتند که مرتکب گناهان می‌شدند و دانشمندانشان سکوت می‌کردند، و نهی از منکر نمی‌نمودند، در این هنگام بلاها و کیفرها برآنها فرود آمد.

پس شما ای مردم امر به معروف و نهی از منکر نمایید، تا به سرنوشت آنها دچار نشوید.» لذا از مجموع آیات و روایات استفاده می‌شود که یکی از پیامدها و تبعات منفی اجتماعی ترک امر به معروف و نهی از منکر، نازل شدن بلا و گرفتاری و عذاب عمومی بر آن جامعه است.

نتیجه‌گیری

انجام امر به معروف و نهی از منکر موجب آثار مثبت و سازنده می‌باشد که دارای آثار فردی و اجتماعی است.

از جمله آثار فردی: ۱- دوری از گناه ۲- شریک بودن در ثواب اعمال ۳- سعادت و رستگاری ۴- رهایی از بلاها و مشکلات دنیوی و آخرتی سودمند ۵- شناساندن معروف و منکر به افراد ۶- موجب مغفرت و عاقبت به خیری.

و از جمله آثار اجتماعی ۱- عدالت اجتماعی ۲- اجرای احکام اسلام ۳- تقویت فرهنگ دینی ۴- امنیت و آرامش ۵- کاهش جرم و جنایت می‌باشد.

وهمچنین ترک امر به معروف و نهی از منکر تبعات و پیامدهای منفی فردی و اجتماعی در بردارد از جمله پیامدهای منفی فردی: ۱- تضعیف ایمان ۲- لعن و نفرین ۳- محرومیت از حیات معنوی و پاکیزه ۴-عامل تغییر ماهیت افراد ۵- شریک بودن در گناه دیگران است.

واز جمله پیامدهای منفی اجتماعی: ۱- سلب برکات الهی ۲- شیوع و رواج

مفاسد اجتماعی و اخلاقی ۳- تسلط اشرار ۴- نازل شدن بلا و گرفتاری و عقوبت الهی و عذاب فراگیر می‌باشد.

تمام مطالبی که در این نوشتار مورد بحث و بررسی قرار گرفته است را می‌توان در نکات ذیل خلاصه نمود:

الف - فریضه امر به معروف و نهی از منکر مانند نماز، روزه، حج، جهاد، خمس و زکات و...

از والاترین، مهمترین واساسی‌ترین فرائض و کلیدی‌ترین مسائل و واجبات الهی است؛ بلکه بالاتر از فرائض دیگر است زیرا که این دو فریضه ضامن اجرای تمام واجبات و ترک تمام محرمات می‌باشد.

لذا این فریضه از ضروریات مسلم دین قرار گرفته است و وجوب آن توسط ادلۀ اربعه بویژه قرآن و سنت ثابت است و در وجوب آن هیچ اختلافی بین فقها و دانشمندان دیده نمی‌شود.

ب - همۀ فقها و دانشمندان اعم از شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که این دو فریضه از ضروریات و مسلمات اسلام و واجبات الهی می‌باشند؛ و اگر اختلافی

هست درچگونگی و کیفیت وجوب می‌باشد یعنی در وجوب کفایی و عینی بودن یا در واجب شرعی و عقلی بودن این دو فریضه الهی اختلاف نظر دارند.

ج - امربه معروف و نهی از منکر دارای شرایط عمومی و اختصاصی می‌باشد و شرایط اختصاصی آن بر دو قسم هستند: الف) شرایط مشهور؛ ب) شرایط غیر مشهور شرایط مشهور همان شرایط چهارگانه هستند که علماء بعنوان شرایط وجوب امر و نهی ذکر نمودند، و شرایط غیر مشهور شرایطی هستند که برخی از فقهاء آنها را مطرح کردند از جمله عدالت، تمکن، تنجز و...

که در اینها علماء اختلاف نظر دارند که آیا از شرایط وچوب امر و نهی هستند یا خیر؟ علماء اهل سنت در شرایط عمومی تکالیف امر و نهی با علماء شیعه اتفاق نظر دارند ولی در شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر با آنها اختلاف دارند.

د- براساس عقیده فقهاء و دانشمندان شیعه، امر به معروف و نهی از منکر دارای سه مرحله می‌باشد: ۱-قلبی؛ ۲- زبانی؛ ۳-عملی.

ولی براساس مکتب اهل سنت هشت مرحله دارد.

و علماء طرفین رعایت مراتب را واجب می‌دانند.

و در پایان آداب و شیوه‌های امربه معروف و نهی از منکر برای آگاهی بیشتر و درست اجرا کردن این فریضه مهم مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که دانستن آنها خالی از فایده نیست.

لذا موارد ذیل را می‌توان از جمله اهداف و نتایج این تحقیق برشمرد: ۱- تعریف مفهوم امربه معروف و نهی از منکر و بیان یک تعریف عملیاتی معتدل

می‌تواند بر ایجاد حس مثبت که قطعاً مشارکت بعدی را در پی خواهد داشت، کمک کند.

۲- مردم امر به معروف را بیشتر وظایف افرادی می‌دانند که برای این کار دوره های خاصی دیده‌اند، پس ایجاد دوره‌های خاص برای حائزان شرایط بصورت عمومی و آموزشهای د یگر می‌تواند به گسترش مشارکت تعداد بیشتری از مردم کمک کند.

۳- امر به معروف در بین اعضای درجه یک خانواده مورد استقبال بیشتر مردم می باشد پس باید به کمک برنامه‌های فرهنگی مناسب سعی کرد امربه معروف، در داخل خانواده‌ها گسترش بیشتری پیدا کند و تبدیل به فرهنگ عمومی گردد.

۴- مردم فضای جامعه را برای امربه معروف و نهی از منکر مناسب نمی‌دانند؛ باید به کمک تبلیغات در بالا بردن پذیرش عمومی و فضای مناسب و فرهنگ نمودن امر به معروف در جامعه سعی نمود.

۵- مشکلات اقتصادی و فقر مالی به عنوان مانع جدی و باز دارنده در مسئله امر به معروف و نهی از منکر تلقی می‌شود؛ گسترش مخاطرات و آسیب‌های اجتماعی، مستقیم و غیر مستقیم جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد و فقر شاید یکی از جدی‌ترین عوامل ایجاد این آسیبهای اجتماعی باشد؛ برخوردار نمودن مردم از حداقل‌های معیشتی می‌تواند کمک شایانی به از بین رفتن مشکلات و آسیب‌های اجتماعی تلقی گردد.

۶- مسئولان خواسته یا ناخواسته الگوی مردم محسوب می‌شوند؛ خطا و اشتباه مسئولان در تمامی سالهای گذشته عامل جدی در کمرنگ کردن اعتقاد و انگیزه‌های مردم بوده است.

مچموعه‌های دولتی و سائر قوا باید اصلاح را از درون خود سیستم شروع نمایند و با فراهم آوردن زمینه‌های اصلاح و متداول و رائج کردن امر به معروف در ادارات دولتی گامی جدی در گسترش فرهنگ امربه معروف و نهی از منکر بردارند.

فهرست منابع

قرآن کریم

نهج البلاغه

۱. آمدی، عبدالواحد محمد بن تمیمی، غررالحکم و درر الکلم، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۳ هـ ق.

۲. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث، ج ۴، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۳۶۴ هـ ش.

۳. ابن ابی الحدید، عزالدین حسین، شرح نهج البلاغه، قم، اسماعیلیان، بیتا.

۴. ابن شهر آشوب السروری المازندرانی، محمد بن حسن، مناقب ال ابیطالب، ج ۱، بیروت، دارالاضواء، چاپ دوم، ۱۴۱۲ هـ ق.

۵. ابن ادریس، محمد منصور بن احمد، سرائر، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ هـ ق.

۶. ابن عساکر، تاریخ مدینه الدمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ هـ ق.

۷. ابن براج، قاضی عبدالعزیز، المهذب، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۰۶ هـ ق.

۸. ابن قیم الجوزیه، محمد بن ابیبکر، الطرق الحکمیه فی السیاسه الشرعیه، القاهره، الموسسه العربیه للطباعه و النشر، بیتا، موجود در کتابخانه نجفی مرعشی به شماره ۲۱۹/۸۴.

۹. ابن حمزه، محمد بن علی، الوسیله الی نیله الفضیله، قم، مکتب مرعشیه و خیام، چاپ اول، ۱۴۰۳ هـ ق.

۱۰. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۴، ۹، ۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۰۸ هـ ق.

۱۱. ابن فارس، ابیالحسین احمد، معجم مقاییس اللغه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۳ هـ ق.

۱۲. ابومحمد حرانی، حسن بن علی بن حسین بن شعبه حرانی، تحف العقول، یک جلدی، ترجمه صادق حسن‌زاده، قم ، انتشارات آل علی، چاپ اول، ۱۳۸۲ هـ ش.

۱۳. ابومحمد معاضری، عبدالملک بن هشام، السیره النبویه، ج ۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.

۱۴. احسانی، محمد بن علی بن ابراهیم بن ابی جمهور، غوالی اللآلی، ج ۱، قم انتشارات سیدالشهداء، چاپ اول، ۱۴۰۵ هـ ق.

۱۵. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج ۱، تبریز، مکتبه بنیهاشم، ۱۳۸۱ هـ ش.

۱۶. استرآبادی، سید شرف الدین الحسینی، تاویل آیات الظاهره، یک جلدی، قم ، انتشارات جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۴۰۹ هـ ق.

۱۷. اصغری، سید محمد، مسئولیت همگانی در پرتو امر به معروف و نهی از منکر، تهران، مؤسسه اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۷۸ هـ ش.

۱۸. اصفهانی، ابوالفرج علی بن الحسین بن محمد، مقاتل الطالبین، بیروت، دارالمعرفه، بیتا.

۱۹. انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، قم ، انتشارات جامعه مدرسین، چاپ اول.

۲۰. امین الحسینی العاملی، سید حسن، اعیان الشیعه، ج ۴، بیروت، مطبعه الانصاف، چاپ دوم، ۱۳۶۷ هـ ق.

۲۱. انصاری القرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، ۱۴۰۵ هـ ق.

۲۲. بروجردی، نهایه الاصول، تحقیق و تدوین حسین علی منتظری، قم، نشر تفکر، چاپ اول، ۱۴۱۵ هـ ق.

۲۳. بهایی، بهاءالدین محمدالحسین عاملی، اربعین، قم، نشر اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۵ هـ ق.

۲۴. بهتاش، حاج یدالله، صحیفه رستگاری و حدیث قدسی، تهران، نشر سبحان، دوم، ۱۳۸۰ هـ ش.

۲۵. بهشتی، محمد، بایدها و نبایدها، تهران، نشر بقعه، ۱۳۷۸ هـ ش.

۲۶. تویسرکانی، محمدنبی، لئالی الاخبار، ج ۵، تهران، سازمان چاپ مهر قم، انتشارات جهان، بیتا.

۲۷. تبریزی غروی، میرزاعلی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی (الاجتهاد و التقلید)، تقریرات درس آیت الله خوئی، قم، دارالهادی للمطبوعات قم، چاپ سوم، ۱۴۱۰ هـ ق.

۲۸. تهرانی، علی، امر به معروف و نهی از منکر، قم ، انتشارات قائم، ۱۳۵۰ هـ ش.

۲۹. جبرین، عبدالله بن عبدالرحمن، حاجۀ البشر الی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، ریاض، السعودیۀ العربیه، دارالوطن، چاپ اول، ۱۴۱۹ هـ ق.

۳۰. جرجانی، سید شریف علی بن محمد، التعریفات فی بیان الاصطلاحات، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۴ هـ ق.

۳۱. جرجی زیدان، تاریخ تمدن، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۶۹ هـ ش.

۳۲. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مقدمه عمومی علم حقوق، تهران، گنج دانش، چاپ سوم، ۱۳۷۱.

۳۳. جعفری، محمدتقی، رسایل فقهی، قم، نشر کرامت، چاپ اول، ۱۳۷۷ هـ ش.

۳۴. جناتی، محمدابراهیم، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، تهران مؤسسه کیهان، چاپ اول، ۱۳۷۰.

۳۵. جبعی العاملی (شهید ثانی)، زین الدین، الروضۀ البهیۀ فی الشرح اللعمۀ الدمشقیه، ج ۲، تصحیح و تعلیق سید محمد کلانتر، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۱۲ هـ ق.

۳۶. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج ۲، تحقیق و ضبط شهاب الدین ابوعمر، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۸ هـ ق

۳۷. حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشرعیه، ج ۱۱، تهران، مکتبه الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۸۷ هـ ق.

۳۸. حلبی، ابوالصلاح، الکافی فیالفقه، یک جلدی، اصفهان، مکتبه امیرالمؤمنین، چاپ اول، ۱۴۰۳ هـ ق.

۳۹. حلی، احمد بن فهد، عدة الداعی الی نجاح الساعی، قم، دارالکتاب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۷ هـ ق.

۴۰. حلی، محمد بن ادریس، کتاب السرائر، ج ۲، قم، مؤسسه النشر الاسلامی التابعۀ لجماعۀ المدرسین، چاپ دوم، ۱۴۱۰ هـ ق.

۴۱. حنبلی، احمد بن تیمیه، الحسبه فی الاسلام او وظیفه الحکومۀ الاسلامیه، پاریس، مطبعه الموید، ۱۴۱۸ هـ ق.

۴۲. حائری، عبدالکریم، درر الفوائد، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ پنجم، بیتا.

۴۳. حجتی، سید محمدباقر حکیم و عبدالکریم بیآزار، تفسیر الکاشف، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۰ هـ ش.

۴۴. حکیم، سید محسن، منهاج الصالحین، قم، نشر مهر، هشتم، ۱۴۱۰ هـ ق.

۴۵. حکیمی برادران، محمدرضا و علیرضا، الحیاة، ترجمه احمد آرام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۷ هـ ش.

۴۶. حلبی، علاءالدین علی بن الحسین بن المجد، اشارة السبق و المعرفه الحق، قم، نشر اسلامی، چاپ اول ۱۴۱۴ هـ ق.

۴۷. حلی، حسن بن یوسف بن مطهر، ارشاد الاذهان، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۰ هـ ق.

۴۸. حلی، حسن بن یوسف مطهر، تبصرة المتعلمین، قم نشر مهر، چاپ دوم، ۱۳۶۹ هـ ش.

۴۹. حلی، حسن بن یوسف بن مطهر، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسه ال البیت، دار الاحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۱۹ هـ ق.

۵۰. حلی، حسن بن یوسف بن مطهر، قواعد الاحکام ، مؤسسه نشر اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ هـ ق.

۵۱. حلی، حسن بن یوسف بن مطهر، مختلف الشیعه، قم، الاعلام الاسلامیه، اول، ۱۴۰۵ هـ ق.

۵۲. حلی، حسن بن یوسف بن مطهر، تحریر الاحکام ، اشراف جعفر سبحانی، قم، مؤسسه امام صادق، چاپ اول، ۱۴۲۰هـ ق.

۵۳. حیدری، احمدعلی، مجالس الحیدریه، مکتبه ساقی کوثر، ۱۹۸۵ م.

۵۴. خرازی، سید محسن، الامر بالمعروف و نهی عن المنکر، قم، مؤسسه نشر اسلامی، اول، ۱۴۱۵ هـ ق.

۵۵. خراسانی، محمدکاظم، کفایۀ الاصول، قم، مؤسسه آل البیت (ع) چاپ اول، ۱۴۰۹ هـ ق.

۵۶. الموسوی الخمینی، روح‌الله، شرح جنود عقل و جهل (باب رفق و خرق)، مؤسسه نشر آثار امام خمینی

۵۷. الموسوی الخمینی، روح‌الله، امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه امام، قم، نشر آثار امام خمینی، چاپ سوم، ۱۳۷۸ هـ ش.

۵۸. الموسوی الخمینی روح‌الله، تحریر الوسیله، قم، مؤسسه نشر آثار امام خمینی چاپ اول، ۱۴۲۲ هـ ق.

۵۹. خوانساری، سید احمد، جامع المدارک فی شرح مختصر النافع، قم، اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۰۵ هـ ق.

۶۰. خوئی، ابوالقاسم، منهاج الصالحین، قم، نشر مدینه العلم، چاپ دهم، ۱۴۱۰ هـ ق.

۶۱. دستغیب، سید عبدالحسین، گناهان کبیره، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۹هـ ش.

۶۲. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۳۷ هـ ش.

۶۳. دیلمی، حسن بن ابی الحسن، اعلام الدین، قم، مؤسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۰۸ هـ ق.

۶۴. دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، ترجمه سید عبدالحسین رضایی، تهران، کتابفروشی اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۲ هـ ش.

۶۵. رازی، ابوالفتوح محمد حسین، تفسیر ابوالفتوح رازی، قم، نشر مرعشی نجفی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ هـ ق.

۶۶. راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ قرآن، دمشق، دارالقلم، ذوالقربی، چاپ سوم، ۱۴۲۴ هـ ق. ۲۵۶

۶۷. راوندی، هبۀ الله، فقه القرآن، قم، الخیام، چاپ اول، ۱۳۹۹ هـ ق.

۶۸. رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، بیروت، دارالفکر اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۰ هـ ق.

۶۹. زبیدی، سید محمد مرتضی حسینی، تاج العروس، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۹۶۶ م.

۷۰. زمانی، مصطفی، شرح نهج البلاغه، قم، پیام اسلامی، ۱۳۸۱ هـ ش.

۷۱. زمخشری، محمد بن عمر، تفسیر الکشاف، تهران، نشر بلاغه، بیتا.

۷۲. زینال، سید حسین، فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)، قم، مرکز نشر معروف، ۱۳۷۷ هـ ش.

۷۳. سبحانی، جعفر، المواهب فی تحریر الاحکام المکاسب، قم، خیام، چاپ اول، ۱۴۱۱ هـ ق.

۷۴. سبزواری، سید عبدالاعلی موسوی، مهذب الاحکام ، نجف اشرف، نشر الادات، چاپ اول، ۱۴۱۱ هـ ق = ۱۹۸۸ م.

۷۵. سجستانی، شهاب الدین یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، بیتا.

۷۶. سلار دیلمی، ابی یعلی حمزة بن عبدالعزیز، المراسم العلویه، بیتا.

۷۷. سیستانی، سید محمدعلی حسینی، منهاج الصالحین، قم، صدرا، سعید، چاپ دوم، ۱۴۲۱ هـ ق.

۷۸. سیوری، جمال الدین المقداد بن عبدالله، کنز العرفان، تهران، مکتبۀ المرتضویه، ۱۳۸۴ هـ ق.

۷۹. شانه چی، کاظم مدیر، آیات الاحکام ، تهران، سمت، ۱۳۷۸ هـ ش.

۸۰. شکوری ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۷ هـ ش.

۸۱. شهابی، محمود، ادوار فقه، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۶ هـ ش.

۸۲. شیرازی، سید محمد حسینی، حج، جهاد و امر به معروف و نهی از منکر، ترجمه مصطفی زمانی، مشهد، نشر فیروزیان، چاپ اول، ۱۳۴۹ هـ ش.

۸۳. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، راه اصلاح، قم ، انتشارات اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۶ هـ ش.

۸۴. صالح، دکتر صبحی، نهج البلاغه، قم، نشر هجره و بیروت، دارالکتب، چاپ اول، ۱۹۸۰ م.

۸۵. صدر، محمدباقر، الفتاوی الواضحه، نجف، مطبعۀ الآداب، چاپ دوم، ۱۳۹۶ هـ ق.

۸۶. صدوق، محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی، خصال، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۳ هـ ق = ۱۳۶۲ هـ ش.

۸۷. صدوق، محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی، عقاید الاعمال، بیروت، دارالمرتضی، بیتا.

۸۸. صدوق، محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی، عیون اخبار الرضا، قم، دارالکتب السلامیه، چاپ اول، ۱۳۸۰ هـ ش.

۸۹. صدوق، محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی، فقه الرضا، قم، آل البیت لاحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۶ هـ ق.

۹۰. صدوق، محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی، کمال الدین و تمام النعمه، قم، نشر اسلامیۀ چاپ چهارم، ۱۴۲۲ هـ ق.

۹۱. صرامی، سیف الله، حسبه یک نهاد حکومتی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۷ هـ ش.

۹۲. طباطبایی، سید سعید حکیم، رساله احکام فقهی، قم، ستاره، دفتر معظم‌له، چاپ دوم، ۱۴۲۲ هـ ق.

۹۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، قم ، انتشارات اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۶۳ هـ ش.

۹۴. طبرسی، ابوعلی الفضل بن حسن، جوامع الجامع، تهران، دفتر دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۱ هـ ش.

۹۵. طبرسی، ابوعلیالفضل بن حسن، مجمع البیان، تهران ، انتشارات ناصرخسرو، چاپ اول، ۱۳۶۵.

۹۶. طبری، امام ابیجعفر بن جریر، تاریخ طبری، بیروت، مؤسسه اعلمی، ۱۴۰۹ هـ ق.

۹۷. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران انتشارات کتابفروشی مرتضوی، چاپ اول، ۱۳۸۶ هـ ق.

۹۸. طوسی، محمد بن حسن بن علی، الاقتصاد، تهران، نشر چهل ستون، قم، خیام، ۱۴۰۰ هـ ق.

۹۹. طوسی، محمد بن حسن بن علی، الجمل العقود (علی‌اصغر مروارید، سلسله ینابع الفقیه، ج ۹)، بیروت، دارالکتب الاسلامیه.

۱۰۰. طوسی، محمد بن حسن بن علی، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دارالکتب العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۰ هـ ق = ۱۹۸۰ م.

۱۰۱. طوسی، محمد بن حسن بن علی، تجرید الاعتقاد، قم نشر اسلامی، چاپ نهم، ۱۴۲۲ هـ ق.

۱۰۲. طوسی، محمد بن حسن بن علی، تهذیب الاحکام ، بیروت، دارالاضواء، چاپ دوم، ۱۴۱۳ هـ ق = ۱۹۹۲ م.

۱۰۳. عاملی، ابی عبدالله، القواعد و الفوائد، قم مکتبۀ المفید، چاپ اول، (بیتا).

۱۰۴. عاملی، زین الدین جبعی، روضۀ البهیه فی شرح اللمعۀ الدمشقیه، نجف، نشر جامع، چاپ اول، ۱۳۸۷ هـ ق = ۱۹۶۱ م.

۱۰۵. عاملی، زین الدین (شهید ثانی)، مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام، قم، مؤسسه معارف اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۳ هـ ق.

۱۰۶. عاملی، سید حسن، اعیان الشیعه، بیروت، نشر انصاف، چاپ دوم، ۱۳۶۷ هـ ش.

۱۰۷. عاملی، محمد بن جمال الدین مکی (شهید اول)، اللمعۀ الدمشقیه، قم، مکتبۀ الاعلام الاسلامیه، چاپ هفتم، ۱۳۷۲ هـ ش.

۱۰۸. عطایی، محمدرضا، راه روشن، ترجمه محجۀ البیضاء، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ دوم، ۱۳۷۹ هـ ش.

۱۰۹. عظیمی، سید جعفر، دو فریضه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر، قم، ۲۶۱ کتابخانه ابوالفضل، چاپ سوم، ۱۳۷۵ هـ ش.

۱۱۰. علم الهدی، سید شریف مرتضی، رسائل المرتضی، قم، دارالقرآن، ۱۴۰۵ هـ ق.

۱۱۱. عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیرکبیر، چاپ پنجم، ۱۳۶۳. م ن اب ا ۱۱۲. غزالی، ابوحامد محمد، احیاء علوم الدین، ترجمه موید الدین خوارزمی، بیروت، درالجبل، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۶ هـ ش.

۱۱۳. غزالی، ابوحامد محمد، کیمیای سعادت، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم، ۱۳۸۰ هـ ش.

۱۱۴. فخرالمحققین، ابیطالب محمدبن الحسن، ایضاح الفوائد فی شرح القواعد، قم نشر علمیه، چاپ اول، ۱۳۷۸ هـ ش.

۱۱۵. فخر رازی، فخرالدین علامه ضیاءالدین عمر، تفسیر کبیر، بیروت، دارالفکر، چاپ سوم، ۱۴۰۵ هـ ق.

۱۱۶. فیض کاشانی، ملا محسن، محجۀ البیضاء، قم ، انتشارات، اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۲۱ هـ ق.

۱۱۷. قرائتی، محسن، امر به معروف و نهی از منکر، تهران، مرکز فرهنگ درس‌هایی از قرآن، چاپ یازدهم، ۱۳۸۱ هـ ش.

۱۱۸. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگ درس‌هایی از قرآن، چاپ ۲۶۱ سوم، ۱۳۸۱ هـ ش.

۱۱۹. قربانی لاهیجی، زین العابدین، آیات الاحکام (به نام امر به معروف و نهی از منکر)، قم، نشر سایه، چاپ دوم، ۱۳۸۰ هـ ش.

۱۲۰. قریشی، محمدبن محمد بن احمد، معالم القربه فی احکام الحسبه، بیروت، دارالکتب، چاپ اول، ۱۴۰۰ هـ ق.

۱۲۱. قنبری، حمید، مسئله حسبه و اختلاف آن با امر به معروف و نهی از منکر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، پایان‌نامه ۸۰–۱۳۸۱ هـ ش.

۱۲۲. کتاب آزادی، هرج و مرج، زورمداری، مناظره آیت الله شهید بهشتی با توده ایها در مورد بحث آزادی.

۱۲۳. کلینی، محمد، اصول کافی، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۱۱ هـ ق.

۱۲۴. محقق داماد، سید مصطفی، قواعد فقه (بخش مدنی۳)، تهران، سمت، چاپ اول، ۱۳۷۴.

۱۲۵. محمدی خاقانی، محمد، طاهر آل شبیر، منهاج الصالحین، قم ، انتشارات امام حسن مجتبی (ع)، چاپ اول، ۱۳۸۱ هـ ش.

۱۲۶. محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۲ هـ ق.

۱۲۷. مدنی، سید محمود، معروف و منکر در قرآن و سنت ، فرهنگ کوثر، فروردین ۱۳۷۹.

۱۲۸. مطهری، مرتضی، حماسه ی حسینی، ج ۲، انتشارات صدرا، چاپ یازدهم، ۱۳۶۸ هـ ش.

۱۲۹. مطهری، مرتضی، ده گفتار، تهران ، انتشارات صدرا، ۱۳۶۱ هـ ش.

۱۳۰. نجفی، محمد حسن، جواهرالکلام، ج ۲۱، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۹۸۱م.