نپرسیدن عیب است؟!- امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
نپرسیدن عیب است؟!- امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده: استاد علامه آیت الله مصباح یزدی ، صفحهٔ ۴
جامعه اسلامی ما، از جمله اولین مسائلی که در خانواده و مدرسه به کودکان آموزش داده می‌شود اصول و فروع دین است، و در شماره فروع دین فرع هفتم و هشتم را امر به معروف و نهی از منکر ذکر می‌کنند . یعنی امر به معروف و نهی از منکر هم مثل نماز و روزه واجب است . بنابراین وجوب امر به معروف و نهی از منکر برای همه مردم روشن است، و همه می‌دانند که از ضروریات دین است و جای این شبهه نیست که کسی بگوید قرائت من در مورد این دو عنوان این است که در اسلام امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست . این دو امر از ضروریات اسلام است، و حتی کسی که در مکتب درس خوانده می‌داند که در اسلام امر به معروف و نهی از منکر از ضروریات دین است .
آیات فراوان و متنوعی دربارهٔ امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد که جای هیچ گونه شبهه و ابهامی باقی نمی‌گذارد . همچنین روایات هم در این باره بسیار است . من از بین روایات چند روایت را به عنوان نمونه و برای تبرک و تیمن نقل می‌کنم تا ذهن شما با کیفیت گفتگو و گفتمان اهل بیت و فرهنگی که در این مورد بر ذهنیت مسلمان‌ها و متدینان حاکم بوده است، آشنا شود .
مرحوم شیخ طوسی در کتاب تهذیب الاصول و همچنین مرحوم کلینی در اصول کافی چنین روایت می‌کنند که «. . . عن جابر عنی ابی جعفر (ع) قال » ، ظاهرا جابر همان جابر ابن یزید جعفی است، گرچه ابتدائا ممکن است احتمال داده شود که جابر ابن عبدالله مورد نظر باشد، اما به احتمال قوی جابر ابن یزید جعفی است، چون وی یکی از اصحاب سر امام باقر (ع) بوده است . جابر از حضرت باقر (ع) نقل می‌کند: «یکون فی آخر الزمان قوما یتبع فیه مراؤون، یتقرؤون و یتنسکون، حدثاء، سفهاء، لایوجبون امرا بمعروف و لا نهیا عن منکر، الا اذا امنوا الضرر، یطلبون لا نفسهم الرخص و المعاذیر . . .» (۱) حضرت باقر (ع) به جابر می‌فرمایند در آخر الزمان مردمی خواهند بود که از گروه خاصی پیروی می‌کنند، و در رفتار و گفتارشان به آن گروه خاص اعتماد می‌کنند . آن گروه خاص که مورد اعتماد مردم قرار می‌گیرند، تبعا از کسانی هستند که مردم آن‌ها را عالم و اشخاص موجهی دانسته، و مورد اعتماد می‌شمارند و حرف آنها را گوش می‌کنند . این اشخاص دارای این صفات می‌باشند: «یتقرؤن و یتنسکون » ; یتقرون از ماده قرائت است . در صدر اسلام، بالاترین علما کسانی بودند که قرآن و علوم قرآنی را خوب می‌دانستند و به دیگران تعلیم می‌دادند . به این افراد می‌گفتند: «قراء» مثلا هنگامی که می‌خواستند برای شهری، کشوری، یا گروهی که تازه مسلمان شده بودند مبلغ بفرستند، یکی از این قراء را می‌فرستادند و آنها قرآن را برای مردم می‌خواندند، تفسیر می‌کردند . و تعلیم می‌دادند، و به این وسیله آنان را هدایت می‌کردند . به همین جهت قراء به عنوان علمای برتر در صدر اسلام مشهور بودند . اما افرادی بودند که خود را به لباس قراء می‌آورند یعنی افرادی بودند که صلاحیت این کار را نداشتند، اما به این کار تظاهر می‌کردند . عبارت «روحانی نما» در اصلاحات امروزی معادل مناسبی برای آن است .
امام باقر (ع) می‌فرمایند مردم آخر الزمان از روحانی نمایانی تبعیت می‌کنند، که تظاهر به قاری بودن و عالم بودن می‌کنند . همچنین تظاهر به عبادت می‌کنند . «یتنسکون » ، از ماده نسک است و ناسک یعنی کسی که عبادت می‌کند . تنسک یعنی تظاهر به عبادت کردن . خیلی اهل عبادت نیستند، ولی در حضور مردم به گونه‌ای قیافه می‌گیرند، که مردم تصور می‌کنند آن‌ها اهل عبادت هستند .
«حدثاء سفهاء» افرادی که مردم در آخر الزمان از آنها پیروی می‌کنند، انسان‌های تازه کار و سطحی نگر هستند و عمقی ندارند . «لا یوحبون امرا بمعروف و لا نهیا عن منکر الا اذا امنوا الضرر» این افراد که مردم از آنها تبعیت می‌کنند . تکلیفی برای امر به معروف و نهی از منکر قائل نیستند . آنها به مردم می‌گویند امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست ، مگر جایی که ضروری نداشته باشد، امر به معروف و نهی از منکر جایی واجب است که گفتن و نگفتن آن برای شما مشکلی ایجاد نکند، و الا اگر امر به معروف و نهی از منکر مشکلی ایجاد کند واجب نیست، و نباید نسبت به آن اقدام کرد . «یطلبون لانفسهم الرخص و المعاذیر» ، این افراد که تظاهر به عمل و تقوا می‌کنند، به دنبال بهانه‌ای هستند که از زیر بار تکلیف شانه خالی کنند . چون بالاخره امر به معروف و نهی از منکر خواه ناخواه مشکلاتی و تبعاتی دارد . افرادی که مورد نهی از منکر قرار می‌گیرند، این مساله برایشان ناخوشایند است و دیگر مرید انسان نمی‌شوند، ممکن است به دنبال این نهی از منکر مثلا کمک‌های مادی و احترامی که برای انسان داشتند دیگر انجام ندهند و از اطراف انسان پراکنده شوند . اگر انسان بگوید چرا این منکر را انجام می‌دهی، یا این که فلان معامله ات درست نیست، چرا مراسم ازدواج را این گونه بر پا کردی، چرا در فلان مجلس مطرب بردی، چرا در آن جا مجلس رقص به راه انداختی، چرا مرتکب گناه شدی، و مواردی از این قبیل، کسانی نهی شدن از این منکرات را دوست ندارند، از اطراف انسان پراکنده می شوندو برخی افراد برای این که موقعیت خود را بین مردم از دست ندهند، سعی می‌کنند این گونه مطالب را مطرح نکنند، و به دنبال بهانه‌ای می‌گردند که از زیر بار تکلیف امر به معروف و نهی از منکر شانه خالی کنند، تا بتوانند با مردم بسازند و کنار بیایند .
خوب، این افراد عالم نما و روحانی نما هستند، در واقع این‌ها صلاحیت رهبری و راهنمایی مردم را ندارند . این‌ها عالمان حقیقی را از میدان بیرون کرده و خود را به جای آنان جا زده‌اند . افرادی با این خصوصیات برای این که عالمان حقیقی را از صحنه بیرون کنند، باید کاری انجام دهند که آنها را از چشم مردم بیندازند . لذا سعی می‌کنند برای آن عالم حقیقی برچسب‌هایی درست کنند نقطه ضعف‌هایی پیدا کنند و آن را زیر ذره بین قرار داده و بزرگ کنند . بالاخره علمای حقیقی هم که معصوم نیستند، ممکن است گاهی اشتباهی مرتکب شوند، فرض کنید در بین صد سخنرانی یک جمله را اشتباه بگویند، آماری را اشتباه نقل کنند، در خواندن آیه‌ای از قرآن دچار خطا شوند، دیگران که پای منبر نشسته‌اند، وقتی اشتباه او را بفهمند، می‌گویند این آقا اشتباه کرد، بلد نیست قرآن بخواند، یا این که در نقل فلان آمار اشتباه کرد . ولی اگر بنا باشد خود این آقایان ده دقیقه سخنرانی کنند، آن گاه می‌فهمند صحبت کردن چه مشکلاتی دارد .
به هر حال، افراد عالم نما به دنبال این هستند که نقطه ضعفی از کسی پیدا کنند، بالاخره هر عالم با تقوایی ممکن است در موردی نقطه ضعف داشته باشد، و یا حداقل اشتباه کند . هر چه با تقوا باشد، حتی اگر نزدیک به عصمت نیز باشد، ولی معصوم از اشتباه نیست . انسان ممکن است اشتباها کار خلافی را انجام دهد، یا حتی ممکن است کاری را برای خود واجب بداند، بعد معلوم شود که اشتباه کرده است، این کار واجب نبوده است . پس به هر حال امکان دارد که از بهترین عالمان، از بهترین شخصیت‌ها هم نقطه ضعف‌هایی پیدا شود . این روحانی نماها، منتظر هستند تا از روحانیون حقیقی نقطه ضعفی پیدا کنند و آن‌ها را چند برابر بزرگ کرده، از تار مویی پلاسی ببافند و از پر کاهی کوهی بسازند، و آن عالمان حقیقی را در چشم مردم تضعیف کنند . به زبان امروزی ترور شخصیت کنند، تا مردم از اطراف عالمان واقعی پراکنده شوند، و جذب عالم نماها شوند . این را من نمی‌گویم، به حسب این روایت که در تهذیب شیخ طوسی و همچنین اصول کافی نقل شده، امام باقر (ع) به جابر یکی از اصحاب سرشان می‌گوید: «یبتعون زلات العلماء و فساد علمهم » ، این‌ها اشتباهات، لغزش‌ها و مواردی از عمل عالمان حقیقی را که اشتباه و غلط بوده دنبال می‌کنند . «یقبلون علی الصلاء و الصیام و ما لا یکلمهم فی نقس و لا مال » این عالم نمایان، در انظار مردم به انجام نماز و روزه و اعمالی که برای مال و جانشان خطری ندارد رو می‌آورند . «یقلبون » یعنی اقبال می‌کنند به نماز و روزه رو می‌آورند، «و ما لا یکلمهم فی نفس و لا مال » یعنی اعمالی را بر می‌گزینند که به مال و جان آسیبی وارد نمی‌سازد . و حال آن که امر به معروف و نهی از منکر به مال و جان انسان آسیب می‌رساند، اگر امر به معروف و نهی ازمنکر صورت بگیرد، حداقل کمک‌هایی را که دیگران به انسان می‌کردند، قطع می‌کنند . پولدارها، سرمایه دارها، زورمداران، و یا کسانی که قدرتی در اختیار دارند، چون دارای تمکن بیش تری هستند، امکان ارتکاب گناهان بزرگ را نیز دارند، بنابراین وقتی عالم نماها بخواهند امر به معروف و نهی از منکر کنند با اصحاب زور و زر مواجه می‌شوند، که برخورد با آن‌ها موجب کم شدن منافع می‌شود، لذا به دنبال عبادتی، که هیچ صدمه‌ای به مال و جانشان نمی‌زند، می‌روند، «لا یکلمهم » زخمه به مال و جانشان نمی‌زند .
«ولو اضرت الصلاة بسائر ما یعملون باموالهم و ابدانهم لرفضوها کما رفضوا اتم الفرائض » اگر زمانی شرایطی پیش آید که نماز خواندن هم موجب بروز مشکلی برای مال و جانشان، نماز را نیز رها کنند . چون ملاک ترک امر به معروف و نهی از منکر ضرر بود . این‌ها می‌ترسند به مال و جانشان ضرر برسد . لذا امر به معروف و نهی از منکر را ترک کرده‌اند . حال اگر نماز هم موجب ضرر به مال و جان باشد، بر اساس همان ملاک آن را ترک می‌کنند . «کما رفضوا اتم الفرائض و اشرفها» (۲) آنها بالاترین، کامل‌ترین و شریف‌ترین فریضه‌ها، یعنی امر به معروف و نهی از منکر را به خاطر ضرر به مال و جان ترک کردند، از ترس این که مبادا به منافعشان خسارت وارد آید . لذا، اگر نماز هم این ضرر را به آنها بزند، آن را نیز ترک می‌کنند .
حضرت (ع) می‌فرمایند: امر به معروف اتم الفرائض و اشرف الفرائض است، حتی از نماز هم بالاتر است، «ان الامر بالمعروف و النهی عنل المنکر فریضة عظیمة » امر به معروف و نهی از منکر مساله ساده‌ای نیست، فریضه بسیار بزرگی است که «بها تقام الفرائض » ، اگر امر به معروف و نهی از منکر نباشد، به سایر واجبات هم عمل نمی‌شود، و سایر واجبات در جامعه زنده نمی‌ماند . حیات و بقا دین احکام آن، به امر به معروف و نهی از منکر است . اگر به این دو واجب عمل نشود، سایر واجبات نیز ترک می‌شود . روحمانی نماها چنین انسان‌هایی هستند . «مردمی پیدا می‌شوند جو فروش گندم نما» ، در جامعه افرادی هستند که خود را اهل علم و عبادت معرفی می‌کنند و بارزترین ویژگی آن‌ها این است که به امر به معروف و نهی از منکر اهمیت نمی‌دهند، مگر در مواردی که هیچ ضرری برای آنها نداشته باشد .
حضرت (ع) فرمودند: در آخر الزمان چنین افرادی پیدا می‌شوند، بعد نتیجه گیری می‌کنند که «هنالک یتم غضب الله علیهم » زمانی که مردم این گونه شدند و دنباله رو چنین افرادی گشتند غضب خدا بر این مردم کامل می‌شود: «فیعمهم بعقابه » ، همه مردم را مورد عقوبت قرار می‌دهد، «و یهلک الابرار فی دار الفجار» عقاب عمومی خدا برای همه مردم نازل شده، بد و خوب، تر و خشک را با هم می‌سوزاند، «و الصغار فی دار الکبار» حتی اطفال نیز همراه با بزرگترهای مشمول عقوبت خواهند شد، آن گاه که چنین وضعیتی در جامعه به وجود آید که امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، چنین بلای همگانی خواهد آمد و کسی از آن استثنا نمی‌گردد .
باز امام (ع) مجددا نسبت به امر معروف و نهی از منکر تذکر می‌دهد «ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء» امر به معروف و نهی از منکر راه انبیا است، کسانی که می‌خواهند راه انبیا را بروند، باید اهل امر به معروف و نهی از منکر باشند و ارگ این گونه نباشند راه دیگری را رفته‌اند و دنباله رو انبیا نیستند; «و منهاج الصالحین » برنامه افراد صالح و شایسته همین امر به معروف و نهی از منکر است ; «فریضة عظیمة بها تقام الفرائض » مجددا حضرت تکرار می‌فرمایند که اقامه سایر واجبات نیز در گرو امر به معروف و نهی از منکر است ; «و تامن المذاهب » امنیت راه‌ها در سایه امر به معروف حاصل می‌شود، «وتحل المکاسب » ، حلیت کسب‌ها در سایه امر به معروف است . اگر مردم می‌خواهند کسب و تجارت آنها حلال شود، باید در اقامه امر به معروف و نهی از منکر سعی داشته باشند . در غیر این صورت کم کم ربا را درست تشخیص نخواهند داد . زمانی که چنین شد کسب‌های حلال به حرام مبتلا می‌شود . «و ترد المظالم » در سایه امر به معروف و نهی منکر مظلمه‌ها بر می‌گردد . اگر کسی حق دیگری را ضایع کرده باشد، رواج امر به معروف و نهی از منکر در جامعه باعث می‌شود حق به صاحب آن برگردد . «و تعمر الارض » آبادانی زمین در سایه امر به معروف و نهی از منکر است . زیرا دایره امر به معروف و نهی از منکر آن قدر وسیع است که در مقابل سود جویانی که به خاطر قدرت یا سود بیش تر، محیط زیست را تخریب می‌کنند، نیز می‌ایستد . کارخانه دارانی که امور بهداشتی را رعایت نمی‌کنند، و محیط زیست را آلوده می‌کنند، برای چیست؟ آن‌ها سود بیش تر می‌خواهند . با امر به معروف و نهی از منکر جلو این گونه اعمال نیز گرفته شده، محیط سالم می‌شود و زمین آباد می‌گردد . «و ینتصف من الاعداء» زمانی که امر به معروف و نهی از منکر باشد دشمنان هم منصف می‌شوند، یعنی دشمنان هم به رعایت انصاف وادار می‌شوند . آن گاه که صاحبان قدرت اهل امر به معروف و نهی از منکر باشند، دیگر دشمنان جرات نمی‌کنند به ظلم اقدام کنند، به این شرط که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه رواج داشته باشد، تنها این نیست که یک نفر در موردی به عنوان کاری فردی و مقدس و به قصد اتمام حجت انجام دهد و به آن اکتفا کند . اگر امر به معروف در جامعه رواج داشته باشد، دیگر دشمنان جرات پیدا نمی‌کنند مومنان را مورد هجوم خصمانه خود قرار دهند . و نهایتا حضرت (ع) می‌فرمایند: «و یستقیم الامر» کارها در سایه امر به معروف و نهی از منکر به سامان می‌رسد . این همان اصلاح است . مفاسد بر طرف می‌شود و کارها به سامان می‌رسد . این‌ها نتایج امر به معروف و نهی از منکر است .
۱ . تهذیب الاصول، ج ۶، ص ۱۸۰، باب ۲۲، روایت ۲۱ ; اصول کافی، ج ۵، ص ۵۵، روایت ۱ .
۲ . در کافی «اسمی الفرائض » نقل شده است .


مجلات > عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی > دیدار آشنا >: اسفند ۱۳۸۱، شماره ۳۳
بازگشت به مقالات