نقش زنان ایثارگر در فرهنگ سازی امر به معروف و نهی از منکر
نویسنده: فریبا شایگان
محتویات
مقدمه
قبل از پرداختن به بحث اصلی، لازم است تعاریفی از فرهنگ و تهاجم فرهنگی ارائه گردد؛ تعاریف متعددی از فرهنگ ارائه شده، که به عنوان نمونه تعریفی از یونسکو آورده میشود:
فرهنگ :(Culture) فرهنگ به مجموعهٔ پیچیدهای از خصوصیات احساسی، فکری، مادی و غیرمادی اطلاق میشود که به عنوان شاخص یک جامعه یا گروه اجتماعی مطرح میشود، که این نه فقط شامل هنرها و آثار ادبی است، بلکه شامل شکلهای مختلف زندگی، حقوقی بنیادین انسانها، نظامهای ارزشی و اعتقادات هم میباشد.[۱]
پس زمانی که در این مقاله سخن از فرهنگ سازی به میان میآید، هم شامل بعد معنوی آن -یعنی ایجاد باور، اعتقاد، اخلاق و منش اسلامی– میشود و ابعاد مادی آن یعنی پوشش ظاهری و کالاها و لوازم مورد استفادهٔ افراد را فرا میگیرد. از آنجا که فرهنگ، آموختنی و از روشهای مختلفی چون مثلها، قصهها و افسانهها، اسطورهها، هنر، آموزشهای خانواده و مدرسه، تعالیم دینی و امروز به میزان زیادی از طریق رسانههای جمعی آموخته میشود، پس میتوان در آموزش فرهنگ مطلوب با استفاده از شیوههای درست، موفق بود.
تهاجم فرهنگی(Cultueal Invasion): تهاجم فرهنگی عبارت است از: رابطهٔ یکسویه بین فرهنگها به گونه ایی که یک فرهنگ، عناصر خود را به فرهنگ دیگر تزریق کرده، موجب اختلال درون فرهنگی میشود. مقام معظم رهبری، تهاجم فرهنگی را عبارت میدانند از؛این که یک مجموعهٔ سیاسی یا اقتصادی برای مقاصد سیاسی خودشان و برای اسیر کردن یک ملت، به بنیانهای فرهنگی آن ملت هجوم ببرند. آنها چیزهای تازهای را به زور و به قصد جایگزین کردن آنها با فرهنگ و باورهای ملی، وارد این کشور میکنند. اسم این، تهاجم فرهنگی است.[۲]
دکتر پناهی، تهاجم فرهنگی را در شدیدترین و وسیعترین شکل خود عبارت میداند از: فعالیت برنامه ریزی شدهٔ حاملان و حامیان یک فرهنگ در جهت از هم پاشیدن نظام فرهنگی جامعهایی دیگر و مستقر کردن نظام فرهنگی مورد علاقه یا مورد قبول مهاجم است. البته حالت خفیف تر چنین عمل میتواند شامل از هم پاشیدن یک مجموعه یا عناصر فرهنگی خاص در نظام فرهنگی مورد هجوم باشد. [۳]
چنان که در تعاریف هم آمد، تهاجم فرهنگی در واقع یک نوع هجوم بسیار زیرکانه، ظریف و تقریباً غیرملموس است و مانند حملهٔ نظامی نیست که همه از آن مطلع شوند و احساس خطر کنند. این حملهٔ آگاهانه به مسائل فرهنگی را فرهیختگان و در واقع خواص جامعه موظفند که عوام را آگاه و آمادهٔ مقابله کنند. زنان ایثارگر نیز از جملهٔ این خواص هستند که هم وظیفهٔ مقابله و هم مسئولیت بیدار کردن دیگران را دارند. مبانی نظری اگر زنان ایثارگر را کنشگرانی بدانیم که با هدف فرهنگ سازی و مقابله با شبیخون فرهنگی، رسالت و وظیفهٔ دینی و ملی دارند، میتوانیم از نظر کنش اجتماعی «پارسونز» استفاده کنیم. کنش اجتماعی نزد «پارسونز» همهٔ رفتار انسانی است که انگیزه و راهنمای آن معانی است که کنشگر آنها، در دنیای خارج کشف میکند، توجهاش را جلب میکند و به آنها پاسخ میدهد. ویژگی اصلی کنش اجتماعی در حساسیت کنشگر به معانی چیزها و موجوداتی است که در محیط هستند و آگاهی یافتن به این معانی و واکنش به پیامهایی که آنها میفرستند. [۴]
کنش اجتماعی «پارسونز» هم با ذهنیت کنشگر تفسیر میشود (بر مبنای ادراک او از محیط، احساسات او، افکاری که در سر دارد، انگیزهایی که او را به عمل وا میدارد و واکنشهایی که در برابر کنشهای خود دارد) و هم با عینیت، یعنی کنش اجتماعی را بر مبنای دوگانگی کنشگر / وضعیت میتوان تحلیل کرد، زیرا کنشگر «پارسونز» موجودی است در وضعیت. پس در سادهترین تعریف، نظام کنش عبارت است از «سازمان روابط کنش متقابل میان کنشگر و وضعیتش (محیطش)»[۵]
کنشگر «پارسونز»
همان گونه که گفته شد، موجودی است در وضعیت و کنش او نظامی از پویشهاست که به ناظر به هدف است. او برای رسیدن به هدفش وسایلی لازم دارد، ولی در این حرکت به سمت هدف، مشروط به شرایطی میشود یعنی شرایطی بر او، هدف و وسیلهاش تأثیر میگذارد که این شرایط همان محیطی است که او را در برگرفته و به دو بخش فیزیکی و محیط نمادی یا فرهنگی تقسیم میشود. محیط فیزیکی (با شرایط طبیعی) که در آن کنش از قوه به فعل در میآید و شامل اشیای مادی، شرایط اقلیمی، جغرافیایی، ابزارها و فنون، سازوارهای زیستی فرد، خصوصیات موروثی و ژنتیکی او، که کنشگر به هر حال یا باید روی آنها اثر بگذارد، یا خود را با آنها سازگار نماید. محیط نمادی یا فرهنگی (شرایط هنجاری) که هدفهای نایل شدنی را تعیین میکند، وسایل رسیدن به هدفها را نشان میدهد، حدود کنشها مجاز را مشخص میکند، اولویتها را تعیین نموده و انتخابها را توصیه میکند، که کنشگر از آنها برای ایجاد ارتباط با کنشگران دیگر استفاده میکند، یا برای جهت دادن به کنشاش در برابر محیط فیزیکی یا کنشگران اجتماعی دیگر، به آنها به عنوان راهنما و سرمشق مراجعه مینماید. در این دیدگاه، کنش اجتماعی از چهار عنصر تشکیل شده است؛
کنشگر که میتواند فرد، گروه، سازمان، جامعه، یا حتی یک تمدن باشد.
وضعیت که شامل اشیای فیزیکی و اجتماعی است، که کنشگر با آنها ارتباط برقرار میکند.
نمادها که با واسطهٔ آنها کنشگر با عناصر متفاوت وضعیت ارتباط پیدا میکند و برای هر یک معنایی قائل میشود.
قواعد، هنجارها و ارزشها، که جهت یابی کنش را هدایت میکند
کنشگر «پارسونز» در کنش خود نه کاملاً آزاد است و نه کاملاًمحدود، در واقع آزادی فردی در حدودی است که میتواند خود را با معیارها و موازین اجتماعی انطباق داده و طبق آنها رفتار کند. فرد، نقش اجتماعی خود را ایفا میکند و ارزشها و هنجارهای اجتماعی هم به نوبهٔ خود، جهت تصمیم گیری او را تعیین میکند. در کنش اجتماعی فرد باید بین مدلهای مختلف یا حتی متضاد، انتخاب به عمل آورد و این گزینش، متضمن انتخاب بین ارزشهاست و کنشی که راهنمایش ارزشها هستند ناگزیر در آن واحد یک انتخاب و یک امتناع است، یک بله است و یک نه. خلاصهٔ کلام، دوگانگی و تناقض، جزئی از ماهیت ارزشهاست. انتخاب افراد به طور محسوس و منسجم نشان میدهد که وابستگی کم و بیش آگاهانهای به نظام ارزشی معینی وجود دارد. اغلب ممکن است مدلهای متعددی با در نظر گرفتن همهٔ موارد مناسب باشد ولی به هر حال بعضی مدلهایش از دیگر مدلها با جهان بینی و آرمان زندگی کنشگر و تصویری که از انسان و طبیعی دارد، تناسب بیشتری دارند و به هر حال فرد باید انتخاب کند. هم چنین در دیدگاه «پارسونز»، کنشهای اجتماعی تحت تأثیر چهار خرده نظام عمل میکنند؛
نهاد دینی که مسئولیت ثبات اخلاقی جامعه را بر عهده دارد و از ارزشهای فرهنگی عمومی مراقبت میکند.
نهاد حقوقی که هنجارها و قوانین اجتماعی را تنظیم میکند.
نهاد اقتصادی که شرایط انطباق با محیط طبیعی را فراهم و حیات اقتصادی جامعه را تأمین میکند.
و
سرانجام نهادهای سیاسی که از هدفهای عمومی جامعه مراقبت میکنند.[۶]
به علاوه «رونالدبرت» (Ronald Burt) هم نظری شبیه «پارسونز» در این زمینه دارد. او میگوید: «یک کنشگر با توجه به شرایط شخصی و نیز با در نظر گرفتن شرایط دیگران، سودمندی انواع کنشهای ممکن را ارزیابی میکند.» «برت» میافزاید: «کنشگران خود را در یک ساختار اجتماعی مییابند. این ساختار اجتماعی همانندیهای اجتماعی شان را مشخص میکند و این همانندیها نیز به نوبهٔ خود الگوی برداشت آنها را از مزایایی که ممکن است از اتخاذ هر یک از راههای گوناگون کنش به دست آورند، معین میسازند. در ضمن ساختار اجتماعی توانایی انجام دادن کنشهایی که در نهایت انجام میگیرند، کارکرد مشترک کنشگرانی که در حد توانایی شان منافع شان را دنبال میکنند، ضمن آن که هم منافع و هم تواناییهای کنشگران به وسیلهٔ ساختار اجتماعی انجام میگیرند میتوانند خود ساختار اجتماعی را تعدیل کنند و این تعدیلها نیز امکان بالقوه را دارند که الزامهای نوپدیدی را ایجاد کنند که کنشگران در چارچوب ساختار اجتماعی باید با آنها روبه رو شوند. [۷]
بر اساس نظر «پارسونز» اگر هدف فرهنگ سازی و مقابله با شبیخون فرهنگی دشمن باشد، نمیتوان از هر روشی و به هر وسیلهایی به این هدف رسید، زیرا ما محصور در یک سری ویژگیهای طبیعی، جنسی و توانمندیهای خاص هستیم که از انجام برخی کنشها باز میمانیم. هم چنین طبق این الگو، شرایط محیطی، ابزارها و امکانات در دسترس، هزینههای لازم و... همه محدود کنندهٔ کنشهای ما، در قالبهای خاص هستند. نباید انتظاری که از مردان میرود، از زنان نیز در این زمینه برود، یا نمیتوان در هر محیطی به یک شیوه عمل کرد. مثلاً نحوهٔ عمل در دانشگاه متفاوت با یک مکان تفریحی است. به علاوه شرایط فرهنگی یعنی هنجارها و ارزشهای موجود در جامعه و افراد بر کنش فرد، نحوهٔ عمل او و حتی وسیله و هدفی که دارد تأثیر میگذارد. در شرایط و موقعیتی که ازرشها و هنجارهای افراد مطابق دیدگاههای کنشگر است، راحتتر میتواند با مخاطبان، متفاوت از آن چیزی است که کنشگر دارد، باید هزینه و وقت بیشتری صرف کند و روشهای متفاوت و ظریفتری به کار ببرد تا بتواند به هدفش برسد.
از طرفی چنان که «پارسونز» میگوید کنش ما تحت تأثیر چهار خرده نظام دینی، حقوقی، اقتصادی و سیاسی است. اگر نهاد دینی یک سری وظایف و تکالیف بر عهدهٔ ما گذاشته، نهاد حقوقی هم که متعلق به نظام اسلامی است، ما را با محدودیتهایی موجه میسازد، یا امکانات مادی مورد نیاز ممکن است ما را محدود نماید. به هر حال در انجام وظیفهٔ فرهنگسازی و امر به معروف و نهی از منکر (که یکی از روشهای اجرایی فرهنگ سازی است) باید با همهٔ این محدودیتها و هنجارها و قوانین و مقررات، آشنایی داشته و در قالب آنها حرکت کنیم.
نظرات «رابرات برت» هم شبیه «پارسونز» است، با این تفاوت که او کل ساختار اجتماعی را به عنوان زمینهٔ کنش و تأثیرگذار بر کنش و منافع او در نظر میگیرد. طبق این الگو، زنان ایثارگر به عنوان کنشگر، منافعی از فرهنگ سازی دارند که بخش اعظم آن بر میگردد به احساس وظیفه و تکلیف شرعی و در قبال انجام آن، پاداش خود را از خداوند طلب مینمایند و بخش دیگر بر میگردد به سلامت جامعه و نفعی که همه از محیط سالم میبرند و میتوانند فرزندان خود را به خوبی تربیت کنند و از انحراف آنها توسط محیط آلوده نگران نباشند. البته چنان که ذکر شد هدف زنان ایثارگر قطعاً منافع مادی نیست، بلکه بیشتر احساس تکلیفی است که در قبال اسلام و انقلاب و خون شهیدان دارند. به طور کلی بر اساس نظریات پیش گفته: زنان ایثارگر، احساس مسئولیت کرده و وظیفهٔ خود را در این و وظیفهٔ خود را در این زمان تمام شده نمیدانند و در این جبههٔ مبارزه شرکت میکنند، ولی چنان که ذکر شد، باید اهداف و وسایل متناسب با شرایط فیزیکی و فرهنگی جامعه را انتخاب کنند. ابزار و وسایلی که برای رسیدن به این هدف انتخاب میشوند نیز از نوع فرهنگی است. یعنی ابتدا باید آگاهی، بصیرت و اطلاعات لازم را داشته باشند. هم چنین علاوه بر بصیرت و بینش دینی و اسلامی،باید مجهز به علم روز بوده و با زبان روز صحبت کنند.
یکی از ویژگیهایی که موجب میشود فرد به آسانی پیام خود را منتقل کند و میزان پذیرش پیام بالا برود، این است که اعتبار پیام رسان بالا بوده و مقبولیت داشته باشد. یکی از عوامل مقبولیت در این عصر، مجهز بودن به علم و دانش است. در مقابلهٔ فرهنگی و فرهنگ سازی، یکی از ابزارها قلم است. مقام معظم رهبری میفرمایند:« هجوم فرهنگی را با تفنگ نمیتوان جواب داد. تفنگ او قلم است. این را هم میگویم تا مسئولان فرهنگی کشور احساس کنند که امروز سربازان این قضیه شمایید و بدانید که چگونه دفاع خواهید کرد. چشمها را باید باز کرد. صحنه را شناخت، مثل جنگ نظامی که بدون شناسایی و بدون دیدهبان و بدون داشتن وضعیت دشمن، چشمش را ببندد و سرش را بیندازد پایین، برود جلو، شکست خواهد خورد. در جنگ فرهنگی هم همینطور است.»[۸]
راهکارهای علمی در راه رسیدن به هدف که در این مقاله، فرهنگ سازی است، آن چنان که حضرت امام (ره) میفرمایند؛ ابتدا باید باور و اعتقاد به هدف داشت و سپس عزم و اراده برای رسیدن به آن هدف. مرحلهٔ بعد، زمان اجراست که بهترین روش، عمل صالح و عامل بودن به گفتهها و اعتقادات است. در آیات و روایات متعدد آمده است که: «دیگران را با عمل خود جذب کنید.» به طور مثال خداوند در آیهٔ دوم سورهٔ صف میفرمایند: «یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون»؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، چرا سخنانی میگویید که به کارشان نمیبندید؟
همچنین از قول معصوم است که فرمود: «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم»؛ مردم را با غیر از زبانهایتان (به کارهای نیک) بخوانید. مخاطبان، آن قدر که از عمل صالح پیام رسانان الگو میگیرند، از گفتار و نصایح آنها تأثیر نمیپذیرند که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست».
از آن جا که مقصود این مقاله، فرهنگ سازی برای جوانان است آن هم توسط زنان ایثارگر تحصیل کرده، که نوعاً با جوانان دانشگاهی یا در محیطهای کاری با همکاران تعامل دارند، لذا به چند راهکار علمی در این خصوص اشاره میشود؛
آراستگی ظاهری
ظاهر فرد، نخستین چیزی است که توجه مخاطب را به خود جلب میکند. نظرات روان شناسان اجتماعی بیانگر این نکته است که برای تأثیر گذاری بر دیگران، اول باید توجه آنها را جلب کرد. اگر مخاطب توجه نکند نمیتوان به او پیام رساند. سپس باید پیام به نحوی باشد که مخاطب، آن را درک کند و بفهمد و در مرحله سوم است که مخاطب تصمیم میگیرد پیام را بپذیرد یا نه، که این بستگی به تقویتهای عرضه شده دارد. [۹]
به هر حال کنشگران باید افزون بر شناخت مخاطبان خود و درک موقعیت مکانی و زمانی، پوشش مناسب و ظاهر آراسته داشته باشند. زمانی که حضرت علی (علیه السّلام) میفرمایند:« فرزند زمان خویشتن باشید» یا این که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) میفرمایند: «مردم به زمان خویش شبیهترند تا به پدرانشان» میتواند تأکید بر این امر باشد که مبلغ باید متناسب با شرایط زمان و مکان و با روشی مناسب به تبلیغ و ترویج دین بپردازد و فضای فرهنگی و اخلاقی محیط و شرایط رشد و زمینههای تأثیر اجتماعی و جامعه پذیری را ملحوظ بدارد، تا از کاروان زمان، عقب مانده، در امر الگوسازی موفق باشد. [۱۰]
هم چنین میتوان مرز بین محرم و نامحرم را به دختران آموزش داد. به طور مثال در شرایطی که مخاطبان فقط دختران و زنان هستند و بیم ورود نامحرم نیست بهتر است پوشش مناسب آن مکان را داشت، البته با حفظ سادگی و وقار خاصی که با پوشش مناسب نشان داده میشود.
اخلاق و رفتار و منش شایسته داشتن
با عمل به دستورهای اسلامی در خصوص اخلاق و رفتار مناسب با دیگران؛ مانند پیشگامی در سلام کردن، احوالپرسی، افراد را به نام شناختن و صدا کردن، احترام به آنان، با تبسم و مهربانی برخورد کردن، استفاده از کلمات و الفاظ خوشایند و امثال آن میتوان دیگران را ابتدا جذب نمود و سپس بر آنان تأثیر مثبت گذاشت.
تواضع و فروتنی
عدم توقع از دیگران، به رخ نکشیدن امتیازهای خود و اجر خود را از خداوند خواستن.
صبر و بردباری
اصولاً کارهای فرهنگی نیاز به صبر و تأمل زیاد دارد و نتیجهٔ آن زمانبر است؛ ولی اگر در اثر بخشی موفق شود و بتواند ارزشها را نهادینه و درونی افراد کند، تأثیرش بلند مدت خواهد بود.
ملاک انتخاب افراد و تأثیرگذاری بر آنان نباید خیلی ریز و جزئی باشد.
هر چه ملاک، کلیتر باشد، افراد بیشتری در آن حیطه قرار گرفته، مخاطبان بیشتر میشوند و طبعاً دامنهٔ تأثیرگذاری هم گستردهتر.
به روز بودن دانش و اطلاعات در زمینهٔ تخصص مورد ادعا
در این ارتباط باید بیشترین و جدیدترین اطلاعات را داشته باشیم. باید ثابت کنیم که تعهد و تخصص به خوبی با هم قابل جمع هستند.
نظم داشتن
یکی از ویژگیهایی است که موجب توفیق فرد در هر کاری و در این جا فرهنگ سازی است. کسی که بر اساس اصول خاصی به طور منظم کار میکند و برای وقت خود و دیگران ارزش قائل است، هم به اهدافش بهتر میرسد و هم به دیگران الگوی عملی از سفارش اسلام به رعایت نظم را ارئه میدهد.
رسیدگی به همسر و فرزندان
علاوه بر آنچه ذکر شد، زنان ایثارگر مسئولیت مهم زندگی و رسیدگی به همسر و فرزندان را نیز بر عهده دارند. فرهنگ سازی ابتدا باید از درون و از نزدیکترین افراد شروع شود، یعنی ایجاد فرهنگ ایثار و تلاش و دفاع از ارزشهای اسلامی در فرزندان، و این مهم تحقق نمییابد مگر با انجام صحیح وظایفی که در قبال آن داریم.
متأسفانه شرایط به نحوی تغییر کرده که کسی که توان کار بیرون از منزل دارد و قابلیتهای خاصی کسب کرده، میپندارد آن چنان در قبال جامعه و دیگران مسئول است که از صبح تا پاسی از شب باید بیرون از منزل و در خدمت دیگران باشد و گاهی نمیتواند به وظیفه مادری یا همسری خود که یکی از اصلیترین وظایف زنان است و جایگزین هم ندارد، عمل کند. وظیفهٔ محبت به همسر و فرزندان، با آنان بودن، گوش دادن به سخنان و درد دلهای آنان را نمیتوان به کسی سپرد و ضربهای که از کمبود محبت به فرزندان وارد میشود، غیر قابل جبران است. پس باید ابتدا این فرهنگ را در فرزندانمان پدید آوریم، آن هم به صورت عملی و با ارضای نیازهای روحی و عاطفی آنها. مقام معظم رهبری در همین زمینهٔ نقش زن مسلمان در مقابله با تهاجم فرهنگی میفرمایند:
- زن مسلمان باید در راه فرزانگی و علم و در راه خودسازی معنوی و اخلاقی تلاش کند.
- در میدان جهاد و مبارزه پیشقدم باشد. - نسبت به زخارف دنیا و تجملات، بیاعتنا باشد.
- عفت و عصمت و ظاهرش در حدی باشد که چشم و نظر هرزه و بیگانه را به خودی خود قطع کند.
- در محیط خانه، دلارام شوهر و فرزندانش باشد.
- مایهٔ آرامش زندگی و آسایش محیط خانواده باشد.
- در دامن پرمهر و عطوفت و با سخنان پرنکته و مهرآمیزش، فرزندان سالمی را از لحاظ روانی تربیت کند.
- انسانهای بی عقده، خوش روحیه و سالم از لحاظ روحی و اعصاب در دامان او پرورش پیدا کنند.
- مردان و زنان و شخصیتهای جامعه را به وجود بیاورد. جمع بندی به عنوان جمع بندی بحث باید گفت که در حال حاضر ما، در وضعیت تهاجم فرهنگی قرار داریم و باید هر کس مطابق وظیفه و توان خود، در این میدان، مبارزه تلاش و کوشش کند.
سلاح این مبارزه از نوع نرم افزاری است یعنی فکر و اندیشه و قلم و بیان خوش و اخلاق نیکو و مانند آن. رزمندگان این جبهه هم انسانهای مسئول و متعهد و دلسوز و فداکار اعم از زن و مرد هستند. در این مبارزه که هدف آن مقابله با تهاجم فرهنگی و فرهنگ سازی است، وسیله و روش را باید از طرفی متناسب با وضعیت فیزیکی و جسمی و مادی و از طرف دیگر وضعیت فرهنگی، ارزشها و هنجارهای جامعه و شرایط عینی موجود انتخاب کرد، تا بتوان به نتیجه رسید.
زنان ایثارگر به عنوان پیروان حضرت زینب (سلام الله علیها) که رسالت ابلاغ پیام شهدا را دارند، باید در صحنه مثل همیشه پرچمدار و پیشتاز باشند و چنان که مقام معظم رهبری میفرمایند؛ هم در منزل مایهٔ آرامش و آسایش همسر و فرزندان باشند و شخصیتهای سالم و شایستهای تحویل جامعه دهند و هم در میدانهای علم و دانش و مبارزه و جهاد، پیشگام باشند. ان شاء الله.







