نظرية قبض - ظهور: تبييني شناختي براي فعال نمودن
دوفصلنامة علمي ـ پژوهشي Biquarterly Journal
تربيت اسلامي of
س٧، ش١٤، بهار و تابستان ١٣٩١ Islamic Education
صفحات ٢٩ - ٥٠ Vol.7, No.14, Spring & Summer 2012
محتویات
نظرية قبض - ظهور: تبييني شناختي براي فعال نمودن
امر به معروف و نهي از منکر در جامعه
دکتر سيد محمدرضا تقوي *
چکيده
نشان دادن نقش و جايگاه کليدي امر به معروف و نهي از منکر در پرتو پديدة مهم ظهور امام زمان (عج ) و ايجاد انگيزه در جامعة ديني براي پرداختن مجدد به اين مهم ، دو هدف اصلي پژوهش حاضر است .
مهم ترين وجه مميزه پژوهش حاضر از تحقيقات پ يشي ن ، ارائه نظريه و مدلي براي قرار دادن امر به معروف و نهي از منکر در يک چارچوب ديني با توجه به برداشتي است که نويسنده از فلسفة دين و فلسفة تاريخ دريافت کرده است .
روش پژوهش حاضر از نوع تحقيقات ک ي في با رويکردي توصيفي – تفسيري و با نگرشي تحليلي - تطبي ي به منابع ديني و روانشناختي است .
در اين مقاله ضمن توضيح ريشه هاي اعتقادي امر به معروف و نهي از منکر، مفاهيم کليدي اين نظريه که عبارتند از «قبض » (= شرايط کنوني ) و «ظهور» (= شرايط مطلوب و آرماني ) و جايگاه امر به معروف و نهي از منکر در انتقال از شرايط کنوني به شرايط آرماني تبيين مي گردند. در نهايت پيشنهادهاي عملي براي فعال نمودن امر به معروف و نهي از منکر در جامعه ارائه مي شود.
واژههاي کليدي: امر به معروف، نهي از منکر، نظرية قبض و ظهور
- عضو هيئت علمي دانشگاه شيراز Email: MTaghavi@rose.shirazu.ac.ir
تاريخ دريافت : ٣.٠٢ .١٣٩٠ تاريخ تأييد: ٨.٠٣ .١٣٩٠
www.SID.ir
30 تربيت اسلامي . س٧ . ش١٤ . بهار و تابستان ١٣٩١
مقدمه
امر به معروف و نهي از منکر يکي از مهم ترين واجبات ديني است که تقريبا در زمانه ما به فراموشي سپرده شده است (فتح آبادي ، ١٣٨٨، ص ٢٧٣-٢٩٧). در خصوص اهميـت امر به معروف و نهي از منکر در قرآن کريم فراوان اشاره شده است . براي مثال «بـايد از شما جماعت و گروهي باشند که دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکـر کننـد» (حج ، ١٠٤). رسول اکرم (ص) فرمودند: «کسي کـه صـبح کنـد در حـالي کـه بـه فکـر اصلاح امور مسلمانان نباشد مسلمان نيسـت » (کلينـي رازي ، ١٤٠٠ ق، ج ٣، ص ٢٩٣).
در مورد آثار مثبت امر به معروف و نهي از منکر در حديثي از امام حسين (ع) به بـر پـا شدن واجبات الهي ، دعوت به اسلام، رد مظالم (پرداخت حقوق ديگـران)، مخالفـت بـا ستمگران و گرفتن صدقات و مصرف در مـوارد تعيـين شـده اشـاره شـده اسـت (حـر عاملي ، ١٣٩١، ص ٤٠٣). همچنين در خصـوص آثـار سـلبي و تخريبـي تـرک امـر بـه معروف و نهي از منکر به مواردي چون سـلب برکـات الهـي (همـان، ص ٥١٢-٥١٣)، تسلط اشرار (ابن شعبه حراني ، ١٣٦٣، ص ١٩٥)، عذاب و هلاکت الهـي (حـر عـاملي ،
١٣٩١، ص ٥٢٠) و دگرگوني ارزش ها (مردانـي نوکنـده، ١٣٨٨، ص ٢٩٨-٣٢٧) اشـاره شده است . در خصوص ريشه هاي اعتقادي امر به معروف و نهي از منکر بايد گفت کـه اين دو اصل به «تولي و تبري » برمي گردد (ميرباقري ، ١٣٨٨ الف -). قانون اساسي نيز بـه اين مهم در اصل ٨ اشاره نموده است (حاتمي ، بي تا).
تلاش هاي بسياري تاکنون براي تبيين نظري و اجرايي امر به معروف و نهي از منکـر از سوي محققان انجام شده است . نمونة اين تلاشها را مي توان در پژوهش هاي مربـوط به تبيين اهميت (مطهـري ، ١٣٨٤، ص ٧٣-١٠٤)، ضـرورت و جايگـاه (شـرفي ، ١٣٨٨، ص ١٩٦-٢١٥)، آسيب شناسـي (مطهـري ، بـي تـا؛ فـتح آبـادي ، ١٣٨٨، ص ٢٧٣-٢٩٧)، شيوههاي اجرايي (ايزديفرد و کاويار، ١٣٨٨، ص ١٦-٣٣) تبعات دولتي شـدن امـر بـه معروف و نهي از منکـر (رضـايي راد، ١٣٨٨، ص ١١٦-١٣٧)، مطالعـات روششـناختي (شرفي ، ١٣٨٨، ص ١٩٦-٢١٥)، تعامل امر به معروف و نهي از منکر با فطرت (نـوذري و جوشن ، ١٣٨٨، ص ٣٦١-٣٧٩) مباني و موانع جامعه شناختي امر به معروف و نهـي از
١. بدينوسيله از ستاد امر به معروف و نهي از منکر استان فارس که بخشي از هزينه هاي اين پژوهش را عهده دار شدند کمال تشکر را دارد.
www.SID.ir
نظرية قبض - ظهور: تبييني شناختي براي فعال نمودن امر به معروف و نهي از منکر در جامعه ٣١ منکر (صالحي ، ١٣٧٨، ص ١٧٩)، امر به معروف و نهـي از منکـر بـا تأکيـد بـر حقـوق شهروندي (زاهد، ١٣٧٨، ص ٢٠٤-٢١٦) و... جستجو کـرد. در خصـوص تـلاشهـاي نظريه پردازي در بارة امر به معروف و نهـي از منکـر يـک پـژوهش بـراي محقـق قابـل دستيابي بود. مزيدي در بررسي مفهوم امر به معروف و نهي از منکر نظريـة «اشـتياق بـه عمل خير» را مطرح نمود. بر اساس اين نظريه ، خداوند شوق به دانستن ، اشتياق به عمل خير و انجام معروف را در فطرت انسانها نهاده است . زماني که انسان در سطوح بـالاي شناخت خود نسبت به عمل صالح (عمل به معروف و پرهيز از منکر) معرفـت حاصـل کرد، عمل خير صورت دروني شده به خود مي يرد و اشتياق بـه انجـام آن، بـه عنـوان موتور محرکه دروني ، زمينه تجلي رفتاري آن را فراهم مي آورد. اي ن اشـتياق بـه دلايـل مختلف ، گاهي در زندگي انسانها کم رنگ مي شود و بنابراين ، انجام عمـل خيـر، چـون امر به معروف و نهي از منکر دچار وقفه مي گردد. در همين جاست که جايگاه، اهميـت و ضرورت نظام تعليم و تربيت که بتواند آتش اين اشـتياق را در نهـاد انسـان شـعله ور سازد، مشخص مي گردد (مز دي ، ١٣٨٨، ص ٩٥-١٠١).
در مجموع، گرچه تاکنون پژوهش هاي بسـياري بـه تبيـين نظـري و عملـي امـر بـه معروف و نهي از منکر پرداخته اند، اما کمتر اين موضوع از ديدگاه نظريه پردازي بررسـي شده است . بنابراين ، هدف از نوشتار فعلي دستيابي به يک مدل يا نظريه است که بتـوان از طريق تبيين امر به معروف و نهي از منکر در يک چـارچوب دينـي بـه پرسـش هـاي پژوهش حاضر پاسخ داد. بديهي است يک نظريه ، پاسخ و تبيين نهايي براي يک پديـده محسوب نمي شود، زيرا نظرية علمي يک معرفـت بشـري اسـت کـه بـا گذشـت زمـان متکامل تر شده و بهتر قادر به تبيين و پيش بيي ن پديد ها خواهـد بـود (کرلينجـر، ١٣٧٤، ص ٢٩). مقاله حاضر تلاش دارد تا از طريق نظريه پردازي به اين سؤال پاسخ دهـد کـه چگونه مي توان افراد را براي انجام امر به معروف و نهي از منکـر ترغيـب (برانگيختـه ) نمود؟
روش
روش پژوهش حاضر از نوع تحقيقات کي في است که با رويکردي توصيفي – تفسيري و با نگرشي تحليلي - تطبيقي به منابع ديني و روانشناختي صورت گرفته است . محقق در اين پژوهش تلاش نموده است تا با محوريت ديدگاه هاي دينـي و بـا اسـتفاده از دانـش روانشناختي به مدلي دست يابد که پاسخگوي سؤال پژوهشي فوق باشد. براي دستيابي به هدف مورد تحقيق ، ابتدا تلاش مي شود تا با استناد به متـون دينـي چـارچوب نظـري موضوع امر به معروف و نهي از منکر ترسيم گردد. سپس مفاهيم کليدي اين نظريـه کـه عبارتاند از: مسير و هدف از خلقت انسان، قـبض و ظهـور بحـث مـي شـود و تـلاش مي شود ارتباط آنها با موضوع پژوهش استخراج گردد. در پايان پيشنهادهاي عملي کلان براي تحقق امر به معروف و نهي از منکر ارائه مي شود.
پر واضح است که مباني انسانشناسي ، روششناسي ، معرفت شناسي و هستي شناسـي مطالعه حاضر متفاوت از ديدگاه اثباتگرايي و تقليل گرايـي رايـج و منبعـث از ديـدگاه اسلامي است که از سوي برخي محققان بررسي شده است (براي نمونـه اميـر حسـيني ،
١٣٨٧؛ حسيني ، ١٣٨٢؛ زاهد زاهداني و همکاران، در دست تهيه ). در مورد نحـوه ارائـه نظريه ، مطالعه حاضر مراحل نظريه پردازي ارائه شده در پژوهش دانـايي فـرد (١٣٨٨) را الگوي خود قرار داده است .
نتايج
سؤال پژوهش حاضر به اين موضوع بر مي گردد که «چگونه مي توان افراد را براي انجام امر به معروف و نهي از منکر ترغيب (برانگيخته ) نمود؟» از ترغيـب و برانگيختگـي در روانشناسي به عنوان عامل انگيزشي ياد مي شود. اينکه چگونه افراد براي رفتـار خاصـي برانگيخته مي شوند بحـث مفصـلي اسـت کـه در کتـابهـاي روانشناسـي عمـومي يـا کتابهاي تخصصي مربوط به انگيزش و هيجان (براي مثال فـرانکن ، ١٣٨٨)، بـه طـور مستوفي مورد بحث قرار گرفته است و مجال پرداختن به آن در اين مختصر نيست . امـا مسلم است که عامل شناخت در ترغيب رفتار خاصـي در انسـانهـا نقـش مهمـي ايفـا مي کند. بنابراين ، دسته مهمي از نظريه هاي انگيزشي عامل شناخت را مهـم تـرين انگيـزة رفتار معرفي مي کنند. اين دسته از نظريه ها به بازنمايي هاي ذهني مربوط به يـک مفهـوم اشاره مي نمايند که با تغيير اين بازنمايي هاي ذهني مي تـوان بـه تغييـر رفتـار نائـل آمـد (فرانکن ، ١٣٨٨). بر اين اساس، ديدگاه حاضر معتقد است کـه تبيـين هـاي فعلـي بـراي برانگيختن افراد براي انجام امر به معروف و نهي از منکر به اندازهاي که بتواند در دنياي پرهياهو، پر محرک و با وجود هجمه تبليغاتي وسيع دشمن مـؤثر واقـع شـود، کارسـاز نيستند. بلافاصله لازم است اين توجه داده شود کـه تـلاشهـايي کـه تـاکنون از سـوي محققان مختلف انجام گرفته است به هيچ عنوان قابل نفي نيست .
براي پاسخ به سؤال پژوهش حاضر، ابتدا چند مفهوم بنيادي بايستي تبيـين شـوند و آن گاه بر اساس اين مقدمات به سؤال پژوهشي پاسخ داده شـود. اي ن مفـاهيم عبـارت است از ١) مسير و هدف از خلقت انسان؛ ٢) شرايط قبض حاکم بر جهان به دليل عدم تبعيت انسان از فرامين الهي ؛ ٣) شرايط ظهور و نقش انسانها در تعجيل . اين مـوارد بـه ترتيب ارائه و از مجموعه آنها به سؤال پژوهش حاضر پاسخ داده خواهد شد.
١. مسـير و هـدف از خلقـت انسـان: هـدف از خلقـت انسـان عبـادت خداونـد و معرفت الله بوده است «وما خلقت الجن والإنس إلـا ليعبـدون» (ذاريـات، ٥٦). بـراي اي ن منظور خداوند نظام احسن را خلق کرد. پس از آفرينش انسان، آدم و حوا در بهشت (نه بهشت مخلد) قرار گرفتند و مسير حرکت انسان آغاز شد. خداوند فرمود: «زنهار از اي ن درخت نخوريد که از ستمگران مي شويد» (بقره، ٣٥). اما آدم و حوا به نفس خـود ظلـم کردند و از آن درخت تنـاول کردنـد (طباطبـايي ، ١٣٨٦، ج ١، ص ١٩٩). «گـويي آنـان مي خواستند ميان استفاده از آن درخت ، که مستلزم تعب تعلق به دنياست و ميان تمتع و بهرهمندي از بهشت ، که مقام قرب خداست و ميثاقي از آنان گرفته بودنـد، کـه جـز بـه خدا توجه نکنند، جمع کنند، هـم آن را داشـته باشـند و هـم اي ن را ولـي نتوانسـتند و نتيجه اش فراموشي آن ميثاق و وقـوع در تعـب زنـدگي دني ا شـد» (همـان، ص ٢٠٠ و
٢١٨). علامه طباطبايي در الميزان مستنداتي ارائه مي دهد که نشان مي دهد امـر نخـوردن از آن درخت ، نهي تنزيهي ، ارشـادي و خيـر خواهانـه بـوده اسـت و نـه نهـي مولـوي .
بنابراين ، انسان در اصل نافرماني خداوند را نکرد بلکه به نفس خود ظلم کرد و خـود را از زندگي در بهشت (نه بهشت مخلد) محروم کرد (همان، ص ٢٠١). سـپس انسـان بـا توبه اين خسارت را جبران کرد. ليکن چون تدبير خداوند براي انسـان زنـدگي در روي زمين بود، پس از توبه انسان و پذيرش آن از سوي خداوند، ديگر بار انسان بـه بهشـت برنگشت و در زمين مستقر گرديد؛ بنابراين آدم و حـوا بـا خـوردن از درخـت ممنوعـه موجبات گرفتار آمدن در دنيا و مواجه شدن با تعب و سختي هاي دنيا را فراهم نمودنـد (همان، ص ٢٠٠).
حکم اول خداوند در مورد انسان هبوط او به زمين به خاطر ظلم به نفس خود بـود.
اما هنگامي که انسان توبه نمود، حکم دوم خداوند به انسان تعلـق گرفـت . خداونـد بـا پذيرش توبه آدم (ع ) در واقع او و ذري اش را احترام نمود و با هـدايت آنـان بـه سـوي عبوديت خود، «آب از جوي رفته او را به جوي بازگرداند». پس قضـايي کـه اول رانـده شد، تنها زندگي در زمين بود، ولي با توبـه اي کـه آدم کـرد خداونـد همـان زنـدگي را زندگي طيب و طاهري کرد (همان، ص ٢٠٦). علامه طباطبايي مي فرمايد: «خداونـد نـه تنها آدم را بعد از توبه اش به دار کرامت و سعادت برگردانيد بلکـه هـر انسـاني کـه راه خطا پيموده اگر برگردد و به سوي پروردگار خود رجوع کند خداي تعـالي او را بـه دار سعادت و کرامتش بر مي گرداند و اگر فرد خطاکار برنگردد و هواهاي نفـس را پيـروي کند چنين کسي خود را به دار جهنمي که خود افروختـه کشـانده و چـه بـد قرارگـاهي است (همان، ص ٢٠٣). قرآن کريم در همين رابطه مي فرمايد: »گفتيم کـه همگـي از آن جا (بهشت ) پايين رويد، پس اگـر شـما را از جانـب مـن هـدايتي آمـد، کسـاني کـه از راهنمايي من پيروي کنند نه آنها را ترسي باشد و نه اندوهي خواهنـد داشـت و کسـاني که کفر ورزند و نشانه هاي ما را تکذيب کننـد آنهـا اهـل دوزخانـد کـه در آن جـاودان خواهند بود (بقره، ٣٨ و ٣٩). بنابراين ، آدم به عنوان پيـامبر الهـي بـا توبـه و تأسـي بـه دستورات الهي خود را نجات داد و طي اين مسير براي همة انسانها امکان پذير اسـت و به انتخاب افراد گذاشته شده است . پس در واقع درست است که انسان با ورود به زمين در شرايط سخت قرار گرفت ، ليکن با تبعيت از فرامين الهي ، همانطور که اين امکان در اختيار حضرت آدم (ع ) قرار گرفت که توبه نمايد، اين امکان براي تمام افراد بشر وجود دارد که با رام نمودن نفس خود و حاکم کردن قواي ملکوتي خـود، مسـير عبوديـت را هموار سازند و به هدف نهايي خلقت که همانـا معرفـت الله از طري ق عبوديـت اسـت دست يابند و به آنجا رسند که کار خدايي کنند، زي را فرمـود: «العبوديـة جـوهرة کنههـا الربوبية » (مرنـدي ، ١٣٢٨) و حـديث قـرب نوافـل (کلينـي ، ١٤٠٠ ق، ج ٢، ص ٣٥٢) شاهد اين مدعاست .
مخلص کلام آن که حق تعالي از خلقت انسان هـدفي را دنبـال مـي کـرد کـه همانـا عبوديت خداوند بود. براي تحقق اين عبوديت پيامبران را فرستاد تـا بشـر را راهنمـايي کنند و او را به مقصد رسانند. از جمله راهنمايي هاي ا بيا توجه دادن بشـر بـه درگيـري حق و باطل و تقابل انسان و شيطان بود. از همان ابتـدا، ابلـيس ، دشـمن قسـم خـورده انسان، وسوسه را آغاز کرد که منجر به هبوط انسان در روي زمين شـد. خداونـد بـراي افرادي که با پذيرش تعاليم انبياء سعادت خود را رقم مي زدند، وظايفي تعيـين فرمودنـد که از آن جمله است : امر به معروف و نهي از منکر. بنـابراين ، بـا يـادآوري اي ن مسـير، تلاش مي شود تا انگيزه انسان براي انجام وظايف الهي خود ترغيب شود تا از اين طريق تعالي او تضمين شود.
٢. شرايط قبض حاکم بر جهان به دليل عدم تبعيت انسان از فرامين الهي : بـر اسـاس
آنچه پيش تر آمد، پس از هبـوط آدم بـه زمـين ، دو راه در برابـر انسـان وجـود داشـت : نخست آن که با تبعيت از انبياء الهي ، مسير رشدي را که پروردگارش ترسيم نموده بود، دنبال نمايد که در اين صورت برکات زمين و آسمان بر او فرو باريـدن مـي گرفـت . دو ديگر آن که ، با تبعيت از شيطان راه پيروي از هواي نفس را پيش گيرد. گر چه گروهـي از انسانها با پيش گرفتن مسير اول خود را بهرهمند از برکـات آن نمودنـد، امـا جريـان حاکم در زمين در ادوار مختلف نوعا چنين نبود و بشر (به مفهوم عام و در عمود زمان) راه تبعيت از هواي نفس را پيش گرفت و خداوند که بشر را براي هدفي مع ين آفريـده بود، بارها اراده فرمود او را نجات دهد؛ لذا به وفور انبياء (ع) را فرستاد و چون بشر تن به حکومت خدا نمي داد، گرفتار تعب و سختي زندگي دنيا مي گرديد. زيرا فرمودند کـه اگر انسان پروردگار خـود را فرامـوش کنـد و از مقـام او غفلـت بـورزد دچـار سـختي مي شود (طباطبايي ، ١٣٨٦، ج ١، ص ٢٠٠). «و من اعرض عـن ذکـري فـان لـه معيشـتا ضنکا؛ هر کس از ياد خدا غافل شود زندگي او دچار تنگـي و سـختي مـي شـود» (طـه ، ١٢٤).
اين شرايط همچنان ادامه مي يافت ، چون اراده الهـي بـه انتخـاب آزاد ايـن مسـير توسط افراد تعلق گرفته بود و چون وفور نعمت ها براي انساني که در مسير حـق نباشـد تنها استغناء او را به دنبال مي آورد، خداوند چنين تدبير کرد که اميال بشر نافرمان تـأمين نگردد که از اين شرايط به «قبض » تعبير مي شود، شرايطي کـه بشـر کنـوني در آن قـرار دارد. البته چنين گرفتاري و شرايط قبض براي انساني که مسير خود را گم کرده اسـت ، عين صواب و لطف سرمدي است ، چون براي انسان ايجاد انگيزه مي کند تا بـه تصـحيح خود بپردازد. اين شرايط قبض همچنان ادامه خواهد يافت تا بشر به اين نتيجه برسد که قادر نيست بدون توسل به احکام الهي خود را اداره کند.
در اينجا پرسشي به ذهن متبادر مي گردد و آن اين کـه چـرا بايسـتي بشـر امـروز و اساسا افراد پس از آدم و حوا بار گناه اجداد خود را بـه دوش بکشـند؟ و چـرا بايسـتي خوب و بد يکسان بسوزند؟ علامه طباطبايي در اينجا مـي فرماينـد کـه اگـر بشـر بـراي هميشه در آن بهشتي که سکني داده شده بود، مي ماند و از تعب و سختي زمين بـه دور بود به آن سعادت و کمال واقعي نمي رسيد. زيرا اگـر آدم و حـوا و نسـل او بـه زمـين نمي آمدند، هرگز نمي توانستند، متوجه فقر، ذلت ، مسکنت ، حاجت و قصور خود شوند؟ و براي جلوه کردن اسماء حسناي خدا از عفـو، مغفـرت، رأفـت ، توبـه ، سـتر، فضـل و رحمت و ... موردي يافت نمي شد، چون خدا را در ايام دهر نسيم هاي رحمتي است که از آن بهرهمند نمي شوند، مگر نيازمنداني که خود را در معرض آن قرار دهند (طباطبايي ، ١٣٨٦، ص ٢٠٥).
پس ما را به زمين آوردند تا زمينة رشد ما را فـراهم نماينـد و اي ن از ابتدا در علم خدا گذشته بود (همان، ص ٢١٨). قرآن در همين زمينه بشـارت مـي دهـد که : «اگر مردم شهرها و ديارها ايمان آورند و تقوا پيشه کنند ما برکات زمين و آسمان را بر آنها نازل مي کنيم » (اعراف، ٥٩). بنابراين ، آن چنان کـه در نمـودار ١ مشـهود اسـت ، چنانچه انسانها از منابعي که در اختيار آنان قرار گرفته اسـت (عقـل ، فطـرت، قـرآن و عترت) به خوبي استفاده نمايند، آنگاه به ضرورت جهـاد در دو بعـد درونـي و بيرونـي خواهند رسيد که جهاد دروني همان خودسازي و جهاد بيروني همان امر بـه معـروف و نهي از منکر است که با توجه به شرايط مي تواند جلوه هاي بسيار گوناگوني را بـه خـود بگيرد که در ادامه به اجمال خواهد آمد. بنابراين ، حتي در همـين زمـان کـه فـرج کلـي (=ظهور امام زمان ) عج وجود ندارد انسانهايي که در مسير انبيـاء حرکـت مـي نماينـد، مي توانند در حد زيادي از شرايط قبض رهايي يابند و مثـل حضـرت آدم (ع ) و تمـامي انبياء و اولياي الهي خود را در مسير رشد و تعالي و تقرب قرار دهند.
پرسش بالا از زاويه مقابل نيز قابل طرح است و آن اين که اصلا چرا نبايستي قـبض باشد؟ و چرا خداوند بايستي تمام نعمت هايش را براي ما ارزانـي دارد؟ مگـر حکومـت خداوند در روي زمين ع نييت يافته است (منظور براي نوع بشر است )؟ مگر خليفة خـدا (صاحب الزمان) عج در زمين حاکميت مطلق دارد؟ مگر (نوع) بشـر تـن بـه حکومـت الهي داده است ؟ به نظر مي رسد تا زماني که پاسخ پرسش هاي اخير منفي باشد، بايسـتي اوضاع بر همين منوال باشد، معلوم است که نبايد امور سرجايش باشد. زيـرا اگـر تمـام امور سر جايش و بشر در آرامش و آسايش باشد، ديگر چنين بشري به ايدئال هاي خود رسيده است و انگيزهاي براي تغيير نخواهد داشت . پس ايـن لطـف الهـي اسـت کـه از طريق کم گذاشتن براي ما (شرايط قبض ) انگيـزة پيشـرفت و تغييـر را بـراي انسـانهـا محفوظ نگه داشته است . زيرا او (خداوند) خود مي داند که چه مقصـد متعـالي را بـراي انسان در نظر گرفته است و باز خود مي داند که چگونه بايسـتي او را بـه چنـين مقصـد مبارکي رهنمون سازد.
ليکن دنيازدگان، سادهانگاران و کم خـردان تنهـا بـه ظـواهر امـور در شـرايط قـبض مي نگرند و چه بسا که وجود آن را مغاير انصاف و کرامت و بزرگواري خداونـد متعـال بدانند، در حالي که عارفان بالله ، صاحبان نفس و آنان که در مسير سلوک معنوي مراتبـي را طي نمودهاند، همواره گزارش نمودهاند که در مسير سلوک، هنگـامي کـه مبـتلاي بـه قبض الهي بودهاند پيشرفت هاي شگرفتري داشته اند تا هنگـامي کـه در شـرايط بسـط بودهاند (براي اطلاع بيشتر ر. ک: تقوي ، حسيني ، سليمي و ملازاده، ١٣٨٨).
مخلص کلام آن که پس از هبوط انسان به زمين به دليل اينکه : ١) نوع بشر تبعيت از فرامين الهي را اختيار نکرد و ٢) در اختيار گذاشتن امکانـات بسـيار جـز بـر اسـتغناء و تعدي بشر نافرمان نمي افزود، لذا خداوند ما را در شرايط قبض و فشار گذاشـت تـا مـا به سمت حکومت حقه حرکت کنيم . اين لطف الهي بـود کـه در مـا انگيـزة لازم بـراي تصحيح حرکت خود ايجاد نمود. پس بايستي تلاش کرد تا خود را از اين قبض نجـات داد و افراد همواره به چنين مجاهدهاي تشويق شد انـد «قـل إنمـا أعظکـم بواحـدة أن تقوموا لله مثني وفرادي » (سباء، ٤٦). اما راه حل خروج از قبض تـلاش بـراي ظهـور است و همچنين خروج از ايـن قـبض بايسـتي بـه سـمت زمينـه سـازي بـراي تشـکيل حکومت حقه و «ظهور موعود» باشد. از همين جاست که رکن ديگر نظريه حاضـر کـه ظهور است مطرح مي شود.
٣) شرايط ظهور و نقش انسانها در تعجيل آن: منظور از ظهور آن چنان که مشـهور اعتقادات شيعي است ، ظهور مولا امام زمـان (ع) اسـت کـه منجـي انسـانهاسـت . ايـن موضوع در تمام مکاتب الهي به نحوي مورد توجه واقـع شـده اسـت (راشـد محصـل ، ١٣٦٩).
اگر واحد مطالعه به جاي فرد و اجتماع، تاريخ قرار داده شود و بـه اصـطلاح از منظر فلسفه تاريخ به موضوع نگريسته شود و منظور اين باشد که از تمام تجارب نهفتـه در دل تاريخ براي انسان امروزي بهره برده شـود، آنگـاه چنـين نتيجـه خواهـد داد کـه درگيري حق و باطل در طول تاريخ وجود داشته است و تمام انبياء براي موضوع ظهـور آمدند. بر اساس ديدگاه حاضر، مشارکت در درگيري حق و باطل با قرار گـرفتن انسـان حق طلب تحت لواي امام معصوم (ع) و تبري جستن از دشمنان امام معصـوم (ع) و از طريق امر به معروف و نهي از منکر عملياتي مي شود. بنابراين ، مـي تـوان موضـوع را بـه شکل زير خلاصه نمود:
درگيري حق و باطل ⇇ تولي و تبري ⇇ امر به معروف و نهي از منکر ⇇ حرکـت به سمت ظهور
به نسبتي که انسانها اين مسير ترسيم شده توسط اديان الهي را دنبال کنند و خود را در مسير و در خدمت پديده ظهور قرار دهند، در درگاه الهي منزلت مي يابند. مبناي اي ن سخن به فلسفه تاريخ از ديدگاه شيعه بر مي گردد (براي اطلاع بيشتر مراجعـه شـود بـه ميرباقري ، ١٣٩٠). بر اساس برخي روايات تأييد مي گـردد کـه تمـام انبيـاء بـه ولايـت ، اهداف و مقامات خاتم النبيين (ص) و ائمه هدي (ع) اعتراف نمودهانـد و از ميـان انبيـاء کساني اولوالعزم هستند که به اين مقامـات بيشـتر معتـرف و خـود را بيشـتر وقـف آن کردهاند (ميرباقري ، ١٣٨٥).
مستندات ظهور بر اساس اعتقادات شيي ع بسيار فراوان است کـه محققـان در جـاي خود به آن پرداخته اند (براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به کربن ، ١٣٨٤ و مجلسي ، بي تا الف ) و فقط براي نمونه به يک مورد اشاره مي شود. پيامبر اسلام (ص) فرمودند: «مردي از امت من ظهور مي کند که به سنت من عمل مي کند خداوند برکت را از آسـمان بـراي او فرو خواهد فرستاد و زمين برکات خود را براي او بيـرون خواهـد ريخـت » (اريلي ، ١٣٨١ ق، ج ٢، ص ٢٦٢).
جايگاه مسـئله ظهـور در دي دگاه فعلـي از آن جهـت داراي اهميت است که خروج از تعب و سختي دنيا، يا شرايط قبض حاکم بر دنيا، که پيش تـر ذکر آن رفت ، تنها با تلاش براي گسترش زمينه ظهور و دستيابي به آن امکان پذير است .
زيرا از نقطه نظر ديدگاه حاضر، ظهور برابر با بسط در عالم است کـه در مقابـل شـرايط قبض قرار دارد. مستندات فراواني در اين زمينه وجـود دارد، از جملـه امـام صـادق (ع) فرمودند: «دانش ٢٧ حرف است و مجموع آنچه پيامبران آوردهانـد، دو حـرف اسـت و مردم تا آن روز بيش از آن دو حرف را نمـي داننـد و چـون قـائم قيـام کنـد ٢٥ حـرف باقي مانده را بيرون آورده و در ميان مردم منتشر مي سـازد» (مجلسـي ، بـي تـا ب، ج ٥٢، ص ٣٣٦). پس در زمان ظهور به برکت وجود بقيه الله الاعظم (عـج ) و ظهـور حـق در عالم وجود، بسط کلي در عالم هويدا مي گردد که به برکت آن توسـعه مـادي و معنـوي انسانها در آن حدي که در دار دنيا امکان پذير است ، اتفاق مي افتد (همان، ص ٢٢٤ ).
بنابراين ، خروج از قبض که حاصل بي تـوجهي انسـانهـا بـه معـارف الهـي اسـت ، همچنين رهايي از دايره مشکلات بشري و ايجاد فرج براي انسـانهـا بـدون توجـه بـه مسئله ظهور و فرج مولا (عج ) غير ممکن است . قرآن صراحتا حـل مشـکلات فـردي و اجتماعي جوامع بشري را در چارچوب دنيا و بدون وارد کردن عامل ايمان غيـر ممکـن مي داند. خداوند در اين مورد مي فرمايد: «همانا کساني که اميد ديـدار مـا را ندارنـد (بـه جهان آخرت ايمان ندارند) و به زندگي دنيا خشنود گشته و به آن دل بسته اند و کساني که از آيات ما غافلند، آنها جايگاهشان آتش است به کيفر آنچه کسب کرده اند» (ي ونس ، ٧- ٨).
مسئله ظهور و رجعت که از الزامات ايمان اسـت نيـز همـين حکـم را مـي يابـد (ميرباقري ، ١٣٨٨ ب). تاکيد بر خواندن دعاي فرج در معـارف شـيعي ، ايـن کـه افضـل اعمال انتظار ظهور امام عصر (عج ) دانسته شده (مجلسـي ، بـي تـا ب، ج ٥٢، ص ٢٥) و امام صادق (ع) فرمودند که هيچ عملي بدون انتظار ظهور امام زمان (عج ) نـزد خداونـد پذيرفته نيست (همان، ص ١٤٢)، نيز در همين راستاست . خلاصه آن که با اين تحليـل ، دو موضوع خروج از قبض و تلاش براي تعجيل در ظهور در يک مسير قرار مـي يرنـد و هر يک به سهم خود و در خدمت تعالي بشر، او را به سمت اهداف آفرينش که همان معرفت الله و عبوديت است به پيش مي برند. مطـابق اصـول روانشـناختي هـر حرکتـي نيازمند انگيزه و هدف است (اتکينسون و هيلگارد، ٢٠٠٠). بـر مبنـاي دي دگاه حاضـر، شرايط قبض ايجاد انگيزه مي نمايد چون افراد مي خواهند از اين شرايط خـود را خـارج سازند و ظهور، هدف و استراتژي حرکت را مشخص مي کند.
در ديدگاه حاضر، جهاد حکم خروج از شرايط قبض به سمت شرايط ظهور را دارد و خود به دو نوع دروني و بيروني (جهاد اکبر و جهاد اصغر) تقسيم مي شـود. موضـوع جهاد دروني و جهاد بيروني و ارتباط بين اين دو با امر ولايت در جاي ديگر به تفصـيل بررسي شده است (تقوي ، ١٣٩٠). نکتـه کليـدي کـه موضـوع پـژوهش حاضـر اسـت ، جايگاه خطير امر به معروف و نهي از منکر در ديدگاه حاضر است . براساس اين ديدگاه آن چه که شرايط نامطلوب حاکم بر جهان، که حاصل دوري انسان از احکام الهي است را به شرايط بسط ، که همان شرايط ظهور است ، تبديل مي نمايد؛ پس از موضـوع جهـاد دروني ، جهاد بيروني است که در موضوع امر به معروف و نهـي از منکـر نمـود عملـي مي يابد. بنابراين ، بر اساس تعريف حاضر، نه تنهـا امـر بـه معـروف و نهـي از منکـر دو موضوع حاشيه ي دين نيستند، بلکه به عنوان قوانين اساسي که شرايط نامطلوب دنيـا را به شرايط مطلوب تغيير جهت مي دهد، به شمار مي رونـد و بـه همـين نسـبت در نگـاه دين داران جايگاه کليدي مي يابند.
بر اساس ديدگاه حاضر، يکي از مهم ترين دلايل عدم توجه مکفـي ديـن داران بـه دو اصل کليدي امر به معروف و نهي از منکر، افزون بر آسـيب شناسـي بسـيار مسـتدل کـه شهيد مطهري ارائه نمـودهانـد (مطهـري ، ١٣٨٤، ص ٧٣-١٠٤)؛ نـوع تبيينـي اسـت کـه معمولا از اين دو پديده ارائه مي شود. نگاه مجرد به اين دو پديده و قرار نگرفتن آنها در يک مسير مبتني بر کليت دين ، هدف و مسير خلقت ، فلسفه ديـن (بـراي اطـلاع بيشـتر مراجعه شود به ميرباقري ، ١٣٩٠) و فلسفه تاريخ موجب شده است تا افـراد نتواننـد بـه نقش و جايگاه مهمي که اين دو واجب الهي مـي توانـد در تغييـر شـرايط نـامطلوب بـه سمت شرايط مطلوب، در مقياس جهاني و متناسب بـا اهـداف دي ن و انبيـاء و اوليـاي الهي ، داشته باشد وقوف يابند و براي آن سرمايه گذاري وسيعي نمايند.
مخلص کلام آن که با بررسي فلسفة تاريخ از منظر شـيعه متوجـه مـي شـ يم کـه از همان ابتداي خلقت انسان، مسئله دين در شکل نهايي خود يعني اسلام و ظهـور منجـي عالم بشريت از علم خداوند گذشته بود. از آنجا که اين هدف هنوز هم به همـان قـوت باقي است ؛ لذا آگاه نمودن افراد به تأثير نقش خود در دستيابي سريع تر به برکات شرايط ظهور مي تواند موجب ترغيب افراد به انجام دو فريضة امر به معروف و نهي از منکر در جامعه گردد.
با توجه به سه موضوع مطرح شده فوق، بار ديگر سؤال اول پژوهش مرور مي شـود و آن اينکه «چگونه مي توان افراد را براي انجام امر به معـروف و نهـي از منکـر ترغيـب (برانگيخته ) نمود؟» تحليل ديدگاه حاضر اين است که طرح موضوعات دينـي ، درسـت مثل هر موضوع آموزشي ديگر، نمي تواند بدون مطرح شدن در يک چارچوب وسيع تـر مورد بررسي دقيق قرار گيرد. زيرا با طرح موضوع به طور مجـرد افـراد نمـي تواننـد بـه درستي ج يگاه، اهميت ، چرايي ، محاسـن پـرداختن بـه موضـوع و معايـب تـرک آن را ادراک نمايند. بنابراين ، اين امکان وجود دارد که انجام اين دو فريضه مهـم الهـي ، يعنـي امر به معروف و نهي از منکر مورد غفلت قرار گيرد. اگر انگيزة اصلي از پرداختن به امر به معروف و نهي از منکر تنها «ثواب بردن» باشد آن گاه در شرايط سخت تر اين امکـان وجود دارد که افراد سراغ «ثواب بردن» از راههاي سادهتر باشند. اما اگر اي ن دو فريضـه الهي در يک چارچوب وسيع تر موافق دين و با توجه به هدف و مسـير خلقـت ، فلسـفه دين و فلسفه تاريخ طرح شود، آنگاه افـراد بهتـر مـي تواننـد بـه ضـرورت انجـام آن و گرفتاري هاي ترک آن آگاه شوند. در چنين شرايطي افراد گمان نمي کنند کـه مـي تواننـد به جاي امر به معروف و نهي از منکر به سـراغ ديگـر عبـادات برونـد چـون در واقـع ، چيزي جايگزين اين دو امر بي بديل نمي تواند قرار گيرد.
ديدگاه نظري مطرح شـده در پـژوهش حاضـر تحـت عنـوان «قـبض – ظهـور» بـا خصوصياتي که در فوق مطرح شد و در نمودار يک قابل رؤيت است بر اي ن ادعاسـت که مي توان انگيزة امر به معروف و نهي از منکر را در افراد از طريق ارائه تبييني دقيق که هم کاملا منطبق بر متن دين باشد و هم با شرايط پيچيدة جهان امروزي سـازگار باشـد، ايجاد نمود. اين ادعا مي تواند مورد آزمون قرار گيرد. بر اي ن اسـاس، آمـوزش و طـرح موضوع امر به معروف و نهي از منکر در چارچوب مذکور بايستي بتواند افراد آمـوزش ديده را به انجام اين دو فريضه الهي ترغيب نمايد؛ بنابراين اگـر از طري ق نمونـه گيـري علمي و با کنترل عوامل مداخله گر، افراد به تصادف در دو گروه کنترل و آزمايشي قـرار گيرند که تنها گروه آزمايشي در معرض متغير مسـتقل (آمـوزش دي دگاه حاضـر) قـرار گيرد و ميزان انگيزه هر دو گروه از طريق پيش آزمون و پس آزمون بررسي شود، آن گـاه انتظار مي رود که گروه آزمايشي ، پس از اعمال متغير مستقل ، به طور معنـي داري انگيـزة بيشتري براي انجام اين دو فريضه الهي در خود احساس نمايد.
بنابراين ، طرح ديدگاه حاضر علي القاعده بايد پژوهش هاي زيادي را برانگيزد که از طريق دست کاري متغيرهايي که مربوط تلقي مي شوند، قادر است نقش عوامـل مـؤثر در ايجاد انگيزه و اقبال به امر به معروف و نهي از منکر را شناسايي نم يد. پر واضح اسـت که هميشه يکي از متغيرهاي مهم براي اقبال افراد به فرايض ديني موضوع قيـد زدن بـه هواهاي نفساني و کنترل خصلت هاي منفي است که خارج از حيطه بحث فعلـي اسـت .
همچنين به نظر مي رسد يکي از عوامل مهم در اقبال به اين دو فريضه الهي نوع نگـرش افراد به دين باشد که در جاي ديگر (تقوي ، ١٣٩٠) به اجمال مورد بررسي قـرار گرفتـه است . براي مثال اگر شخصي دين را به مثابه امري فردي که در نهايت مي تواند او را بـه بهشت برساند و يا از جهنم برهاند ببيند، به نسبت فردي که دين را به مثابـه امـري کـه انسان را به برکات عظيمي مـي رسـاند کـه ملائـک مقـرب الهـي بـه مقامـات او غبطـه مي خورند و اين انسان قادر شود که کار خدايي بکند (اشاره به حديث قرب نوافـل ) دو شکل مختلف از پذيرش دين و مسئوليت در قبال آن را مي پذيرند و به دو نتيجـه کـاملا متفاوت نيز دست مي يابند. موضوع اخير نيز مي تواند از طريق بررسي نقش شـکل هـاي مختلف دين داري به عنوان يک عامل واسطه اي در پذيرش نظريه قبض – ظهور به طور ميداني مورد بررسي قرار گيرد. بنابراين ، طرح هر ديدگاه و تبيين جديد از مسئله امر بـه معروف و نهي از منکر مي تواند زمينة تحقيقات کمي و کيي ف بسياري را فراهم نمايد کـه از آن طريق مي تواند به گسترش دريافت و درک ما از مسـئله کمـک نمايـد. ايـن دقيقـا همان چيزي است که با عنوان «روانشناسي دين » و يا «روانشناسي دينـي » مـي توانـد بـه عنوان يک رشتة بين رشته اي جديد در کشور ما تأسيس شود، تا به اين وسيله دانش روز نيز به خدمت اهداف دين درآيد. موضوعي که جا دارد در کشور ما هم در بـومي سـازي دانش ، هم در پيوند بين دين و علم و مقابله با علم سکولار بيشتر مورد امعان نظـر قـرار گيرد. بلافاصله بايستي متذکر شد که دانش هايي که از اين طريق توليد مـي شـوند، باي د جزء معارف بشري تلقي شوند. همان گونه که تمام معارف بشري مـي تواننـد نقـض يـا کامل تر شوند، اين گونه معارف نيز از اين خصوصيت برخوردارنـد. در واقـع ، نبايـد بـه خاطر امکان ابطال پذيري که از خصوصيات جدانشدني دانش است ، محاسن فراواني کـه توليد دانش ديني دارد مورد غفلت قرار گيرد. هم چنين نقض و يا رد شدن دانشي که از اين طريق حاصل مي گردد، به هيچ عنوان دليل بر رد يا نقص در معرفت دينـي نيسـت ، بلکه مي تواند ناشي از نقص در صورتبندي فرضيه يا موضوع مورد بررسـي باشـد کـه توسط محقق انجام مي شود (براي اطلاع بيشتر ر. ک: باقري ، ١٣٨٢).
نگارنده اين سطور، براي پاسخ به اين سؤال که چگونه مي توان امر به معـروف نهـي از منکر را در جامعه فعال نمود، ابتدا سه عامل و مفهوم کليدي را (که در بالا ذکـر آنهـا رفت ) شناسايي کرده، سپس کوشيده است به تبيين هر يـک از ايـن مفـاهيم پرداختـه و مستندات اعتقادي آنها را استخراج نمايد.
در قدم بعدي تلاش شده است تا نقش ، تـأثير و جايگاه هر يک از اين مفاهيم در عملياتي نمودن دو فريضه امر به معـروف و نهـي از منکر اسـتخراج گـردد. در پايـان، از ترکيـب مفـاهيم يـاد شـده محقـق بـه يـک مـدل، مفهومسازي و تبيين از موضوع مورد بررسي مي رسد که معتقد است ، مـي توانـد مشـوق افراد براي ورود به صحنه مقدس امر به معروف و نهي از منکر باشد.
بحث و نتيجه گيري
هدف از پژوهش حاضر، پاسخ به اين سؤال تحقيقاتي بـود کـه بـا توجـه بـه اهميـت و جايگاه کليدي امر به معروف و نهي از منکـر چگونـه مـي تـوان آن را در جامعـه فعـال نمود؟ نگارندة اين سطور بر آن باور است که يکي از دلايـل مهـم عـدم اقبـال و توجـه دين باوران به اين دو اصل مهم ، نوع تبييني است که از اين دو اصل ارائه مي شود. تبيـين امر به معروف و نهي از منکر، بدون توجه بـه ١) فلسـفه خلقـت ؛ ٢) فلسـفه حـاکم بـر ارسال انبياء (ع)؛ ٣) فلسفه تاريخي دين ؛ ٤) اراده خداوند براي نجات انسان ها از طري ق منجي ؛ ٥) نقشي که انسانها مي توانند در تعجيل ظهور منجي عالم (عج ) داشـته باشـند؛ نمي تواند ديدگاهي مؤثر و مثمر ثمـر در شـرايط پيچيـده جهـاني در عصـر تبليغـات و تهاجم فرهنگي باشد. به ديگر سخن ، شايد زمـاني افـراد بـا تبيـين هـاي سـادهتـر قـانع مي شدند که براي اهداف ديني سرمايه گذاري نم يند اما اينک بـا توجـه بـه تـلاشهـاي دشمن در تهاجم فرهنگي ، پر شماري محرکهاي محيطي منفي و حربه هـاي پيچيـدهتـر دستگاه ابليس از يک طرف و توسعة عقول انساني از طرف ديگر، نيازمند آن هستيم کـه لايه هاي عميق تري از معارف اسلامي را براي ترغيب افراد و بـه صـحنه کشـاندن مـردم واکاوي کنيم و اين کار تنها از طريق نظريه پردازي امکانپـذير اسـت کـه هـدف اصـلي پژوهش حاضر است .
مروري بر نظريه هاي موجـود انگيـزش نشـان داد کـه دسـتة مهمـي از نظريـه هـاي انگيزشي عامل شناخت را مهم ترين انگيزه رفتار معرفي مي نم يند. اين دسته از نظريه هـا به بازنمايي هاي ذهني مربوط به يک مفهوم اشاره مي کنند که با تغيير اين بازنمـايي هـاي ذهني مي توان به تغيير رفتار نائل آمد (فرانکن ، ١٣٨٨). بنابراين ، چنانچه دو موضوع امـر به معروف و نهي از منکر به صورت شناختي و با توجه به مفـاهيم ذيـل تبيـين گردنـد، مي تواند اثر انگيزشي در ترغيب افراد براي پرداختن به اين مهم داشته باشد. اين مفـاهيم عبارتند از: ١) آگاهي از هدف خلقت ؛ ٢) درک چرايي علت قبض حاکم بـر جهـان؛ ٣) رهايي از قبض در گرو توجه به ظهور منجي عالم و نقشي که انسانها مي توانند در اي ن راستا داشته باشند. حاصل اين يررسي ها منتهي به ديدگاه موجـود در اي ن مقالـه تحـت
عنوان نظريه قبض – ظهور شد که به طور خلاصه بر چهار اصل زير استوار است :
١- جهان در قبض است تا زماني که بشر حاکميت الهي را بپذيرد. البتـه مـؤمنين بـه نسبت در بسط هستند.
٢- امر به معروف و نهي از منکر منجر به بسط جهان مي شود.
٣- مسير حرکت انسان در کل و امر به معروف و نهي از منکر به طور اخص بايستي به سمت ظهور منجي عالم باشد.
٤- ارائة دين بر مبناي فلسفه دين ، فلسفه اخلاق و چشـيدني کـردن ديـن ضـرورت دارد.
ادعاي نظرية حاضر اين است که چنانچه افراد نسبت به تبيين ارائه شدة فوق خـوب توجيه شوند، به نحوي که افراد به نقش و جايگاه واقعي امر به معروف و نهـي از منکـر واقف شوند، اين دو اصل را دو اصل مجرد نبينند، باور نماينـد کـه مسـير دسـتيابي بـه ظهور، با آن همه برکات براي فرد و جامعه ، از مسـير امـر بـه معـروف و نهـي از منکـر مي گذرد و اگر ما به ظهور دست بيابيم به چه برکات عظيمي دست خواهيم يافت ، آنگاه افراد، حاضر خواهند بود که براي آن سرمايه گذاري وسيعي انجـام دهنـد و بـا حرکـت انبياء پيوند برقرار نمايند. در اين شرايط پاسخ به اين سؤال که انبيـاء عظـام، داراي چـه معارفي بودند و چه چيز را مي فهميدند که حاضر مي شدند اين همـه زحمـات را بـراي رسيدن به ظهور به جان بخرند، وضوح بيشتري مي يابد. با اين تبيين ، قاعدتا کسـاني کـه در اين مسير (= امر به معروف و نهي از منکر) تلاش مي کنند، خواهنـد دانسـت ضـمن اينکه : ١) در زمان غيبت از الطاف بيکران الهي بهرهمند مي شوند؛ ٢) در حـد خـود و از طريق عبوديت در مسير هدف خلقت (= تقرب) گام بر مي دارند؛ ٣) بستر رشد و تعالي معنوي خود را از طريق دستيابي به معارف بلند الهي فراهم مـي سـازند؛ زمينـه را بـراي ظهور و بسط کلي عالم نيز فراهم مي نمايند. اين افراد يا در زمان خود موفـق مـي شـوند که حاصل زحمات خود را که همانا ظهور و طعم وصال اسـت بچشـند و يـا از طري ق رجعت ، اين مهم برايشان اتفاق مي افتد.
پيشنهادها و راهکارهاي عملي کلان (سخت افزاري ) براي تحقق امر به معروف و نهـي از منکر
١. تدوين استراتژي حرکت امر به معروف و نهي از منکر با محوريت مسئله ظهـور: بر اساس ديدگاه حاضر امر به معروف و نهي از منکر تنها زماني مـي توانـد بـه درسـتي عمل شود که در خدمت ظهور انسان کامل باشد و هر راهبرد و رويه ي که ذهن بشر را از مسئلة ظهور دور نمايد يک راهبرد شيطاني و يا دست کم انحرافي ب شمار مي آيد. اين استراتژي بايد با توجه به مباني اعتقادي امر به معروف و نهـي از منکـر همچنـين بـا در نظر گرفتن خصوصيات روانشناختي انسان، حرکت جبهه دشمن (و دسـتگاه ابلـيس ) و متناسب با شرايط زماني و مکاني جامعه تدوين شود.
٢. تشکيل سازمان امر به معروف و نهي از منکر: تدوين سياست هـاي کلـي امـر بـه معروف و نهي از منکر، آشنا نمودن افـراد بـا نحـوه امـر بـه معـروف و نهـي از منکـر، شناسايي ياست هاي دستگاه ابليس در مقاطع زماني مختلف و تدوين استراتژي مقابلـه با آنها و گسترش روانشناسي تبليغات ديني در جامعه . اين سياست هـا مـي توانـد تحـت عنوان دکترين «امر به معروف و نهي از منکر» تـدوين شـوند کـه طبيعتـا بايـد در پرتـو دکترين «مهدويت » و با در نظر گرفتن شرايط حاکم بر آن باشد.
٣. تأسيس يک شبکه تخصصي در صدا و سيما با عنوان شبکة امر به معروف و نهي از منکر با استفاده از تمام ظرفيت هاي تخصصي جامعه در علم و هنر براي اجـراي امـر به معروف و نهي از منکر.
٤. تأسيس رشته هاي تحصيلات تکميلي آموزش دين و تبليغ دين .
٥. ايجاد کرسي هاي نظريه پردازي در زمينة امر به معروف و نهـي از منکـر و ارتبـاط آن با موضوع تولي و تبري و مسئله ظهور.
٦. ضرورت شناسايي مفروضات روانشناختي انسان: هرگاه بحث از نظريـه پـردازي در حيطه امر به معروف و نهي از منکر يا هـر موضـوعي از جـنس آمـوزش مـي شـود، بايستي خصوصيات روانشناختي انسان در آن لحاظ شود. ناديده گرفتن اين موضوع بـه معني ناديده گرفتن تجارب و دانش بشري است . دانشي که جبهـه باطـل بـراي پيشـبرد اهداف خود از آن سود مي برد و ما نبايد آن را ناديده بگيريم . اگر چنين دانشي را ناديده بگيريم آنگاه نظريه هاي توليد شده و روشهاي عملي ما در طول قرون يکسان خواهنـد بود. بديهي است که استفاده از دانش روز به معناي اصالت دادن بـه آن بـه عنـوان يـک اصل لايتغير و جاودان و ناديده انگاشتن يا تخفيف اعتقادات ديني هرگز نيسـت . ضـمن آن که ما مي توانيم دانش رايج موجود را ارتقاء دهيم و از تمامي ابـزار شـناخت ، مطـابق معرفت شناسي اسلامي استفاده نماييم . آن چنان که در ابتداي مقاله حاضر ذکر آن رفـت اعتقادات ديني شي عي از پيش فرض هاي پ يرفته شده مطالعه حاضر است .
پيشنهادها براي تحقيقات بعدي شامل دو مورد است
الف ) انجام پژوهش هاي ميداني کمي و کيفـي بـه منظـور بررسـي ادعاهـاي نظري ه حاضر؛
ب) تلاش براي نقد ديدگاه حاضر، مـنقح نمـودن آن و يـا ارائـه نظريـه پـردازي بـه صورت رقيب .
محدوديت هاي پژوهش : از جمله محدوديت هاي تحقيق فعلي ، فقـدان نظريـه هـاي رقيب براي طرح در پيشينه تحقيق و مقايسه نکات افتراق و اشـتراک و بحـث در مـورد آنها در قسمت نتيجه گيري مقاله بود.
منابع
قرآن کريم ، ترجمه علي مشکيني ، قم : مرکز چاپ و نشر قرآن کريم ، الهادي .
ابن شعبه حراني ، ابو محمد (١٣٦٣)، تحف العقـول مـن آل رسـول ، تصـحيح علـي اکبـر غفاري . قم : موسسه النشر الاسلامي .
اريلي ، علي بن عيسي (١٣٨١ ق)، کشف الغمة ، تحقيق سيد هاشم رسولي محلاتي . تبريز: مکتبه بني هاشمي .
اميـر حسـيني ، مازيـار (١٣٨٧)، «مبـاني هسـتي شناسـي و معرفـت شناسـي در نـدوين اصطلاحنامه پزشکي ايراني و اسلامي »، کتاب ماه علوم و فنون ، ٦- ٢٩.
ايــزدي فــرد، علــي اکبــر؛ کاويــار، حســين (١٣٨٨)، «پــويش مفهــوم و شــيوه اجــراي آسيب شناسي امر به معروف و نهي از منکر در اسلام»، مجموعه مقالات همايش ملـي
مفهوم شناسي ، نظريه پردازي و نوآوري در حوزه امر به معروف و نهي از منکر، ش يراز: انتشارات دانشگاه شيراز.
باقري، خسرو (١٣٨٢)، هويت علم ديني : نگاهي معرفت شـناختي بـه نسـبت ديـن بـا علـوم انساني ، تهران: سازمان چاپ و انتشارات فرهنگ ارشاد اسلامي .
تقوي ، سيد محمد رضا (١٣٩٠)، «نظريه پردازش، پـذيرش و پـرورش ديـن : رويکـردي نرم براي انتقال فرهنگ ايثار و شهادت»، تربيت اسلامي ، ١٢، ٧٥- ١٠٣.
حر عاملي ، محمدبن الحسن (١٣٩١)، وسائل الشيعه ، ج ١١، تصـحيح عبـدالرحيم ربـاني شيرازي، بيروت: انتشارات علميه اسلاميه .
حسيني ، سيد حسين (١٣٨٢)، «نگار انساني (مروري بـر مبـاني انسـانشناسـي دينـي بـا نظري به تفسير الميزان »، ماهنامه معرفت ، ٦٩، ٥٣ - ٥٩.
دانايي فرد، حسن (١٣٨٨)، «روششناسـي عمـومي نظريـه پـردازي »، روش شناسـي علـوم انساني ، ٥٨، ٧- ٣٢.
راشد محصل ، محمدتقي (١٣٦٩)، نجات بخشـي در اديـان ، تهـران: مؤسسـة مطالعـات و تحقيقات فرهنگي .
زاهد زاهداني ، سيد سعيد (١٣٧٨)، «امر به معروف و نهي از منکر بـا تاکيـد بـر حقـوق شهروندي » مجموعه مقالات همايش ملي نقش امر به معروف و نهي از منکر در حقـوق شهروندي و مردم سالاري ديني ، يراز: ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر.
زاهد زاهداني ، سيد سعيد؛ جـاجرمي زاده، محسـن ؛ تقـوي ، سـيد محمـد رضـا؛ ربيعـي ، عطااله ؛ فاطمي پور، مهدي؛ سرانجام، بهادر (در دست تهيه )، «برنامـه ريـزي فرهنگـي براي اقشار مختلف دانشگاهي : چيستي و چگونگي فرهنگ پايه اسـلامي و سـکولار و راهبردهاي لازم براي تق يت فرهنگ اسلامي »، معاونت فرهنگي دانشگاه شيراز.
شرفي ، محمد رضا (١٣٨٨)، «مطالعات روششناختي در حوزه امر به معروف و نهـي از منکر»، مجموعه مقالات همايش ملي مفهوم شناسي ، نظريه پردازي و نـوآوري در حـوزه امر به معروف و نهي از منکر، يراز: انتشارات دانشگاه شيراز.
صالحي ، وجيهه (١٣٧٨)، «مباني و موانع جامعه شناختي امر به معـروف و نهـي از منکـر در نظام مردم سالاري ديني »، مجموعه مقالات همايش ملي نقش امر به معروف و نهـي از منکر در حقوق شهروندي و مردم سالاري يني ، شيراز: ستاد احياء امر بـه معـروف و نهي از منکر.
طباطبايي ، محمد حسين (١٣٨٦)، تفسير المزان ، ترجمه سيدمحمدباقر موسوي همـداني ، قم : دفتر انتشارات اسلامي .
فتح آبادي، محمود (١٣٨٨)، «آسيب شناسي امر به معروف و نهـي از منکـر در دورههـاي تاريخي »، مجموعه مقالات همايش ملي نقش امر به معروف و نهـي از منکـر در حقـوق شهروندي و مردم سالاري ديني ، شيراز: انتشارات دانشگاه شيراز.
فرانکن ، رابرت (١٣٨٨)، انگيزش و هيجان، ترجمه حسن شـمس اسـفندآباد، غلامرضـا محمودي و سوزان امامي پور، تهران: نشر ني .
کربن ، هانري (١٣٨٤)، تاريخ فلسفه اسلامي ، چ ٤، ترجمه جواد طباطبايي ، تهران: کـوير، انجمن ايرانشناسي فرانسه .
کرلينجر، فرد، ان. (١٣٧٤)، مباني پژوهش در علوم رفتاري ، ترجمه حسـن پاشاشـريفي و جعفر نجفي زند، تهران: آواي نور.
کليني رازي ، محمد بن يعقوب (١٤٠٠ق )، اصول کافي ، تجمه محمد باقر کمـر اي، قـم : المکتبه الاسلاميه .
مجلسي ، محمد باقر (بي تا، الف )، بحارالانوار، ج ١٣، ترجمة علي دواني ، قم : دارالکتب .
(بي تا، ب)، بحار الانوار، قم : موسسه آل البيت عليهم السلام.
مرداني نوکنده، محمد حسين (١٣٨٨)، «نظارت و اصل امر به معروف و نهـي از منکـر»، مجموعه مقالات همايش ملي مفهوم شناسي ، نظريه پردازي و نـوآوري در حـوزه امـر بـه معروف و نهي از منکر، يراز: انتشارات دانشگاه شيراز.
مرندي ، رضا (١٣٢٨)، ترجمه مصباح الشريعه ، تهران: مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي .
مزيدي ، محمد (١٣٨٨)، «تبيين مؤلفه هاي نظريه اشتياق به عمل خير در بررسـي مفهـوم امـر بـه معـروف و نهـي از منکـر»، مجموعـه مقـالات همـايش ملـي مفهـوم شناسـي ، نظريه پردازي و نوآوري در حوزه امـر بـه معـروف و نهـي از منکـر، شـيراز: انتشـارات دانشگاه شيراز.
مطهري ، مرتضي (١٣٨٤)، ده گفتار، قم : انتشارات صدرا.
(بي تا)، حماسه حسيني ، قم : انتشارات صدرا.
ميرباقري ، سدي محمد مهدي (١٣٨٥)، سي يد مجموعه ٢٥ سخنراني از دکتر ميربـاقري ، قم : شرکت آواي مهر کوثر.
ميرباقري ، سـيد محمـد مهـدي (١٣٨٨ الـف )، تـولي و تبـري ، مقالـه برگرفتـه از سـايت
mir7.blogfa.com
(١٣٨٨ ب)، توحيِـــد و ولايـــت ، مقالـــه برگرفتـــه از ســـايت
mir7.blogfa.com
(١٣٩٠)، ارکان فلسفه تاريخ جايگـاه ظهـور در آن (بخـش اول)، مقاله برگرفته از سايت blogfa.com.mir٧
نوذري ، مرضيه ؛ جوشن ، ساره (١٣٨٨)، «امـر بـه معـروف و نهـي از منکـر بـا نظـر بـه فطرت»، مجموعه مقالات همـايش ملـي مفهـوم شناسـي ، نظريـه پـردازي و نـوآوري در حوزه امر به معروف و نهي از منکر، شيراز: انتشارات دانشگاه شيراز.
Atkinson, R. L. & Hilgard, E. R. (2000), Hilgard's introduction to
psychology. U.S.A. Harcourt College Publishers.
www.SID.ir
190 تربية اسلامية . العام ٧ . العدد ١٤ . ربيع و صيف عام ١٤٣٣
نظرية الخفاء والظهور؛ تبيين معرفي لتفعيل الأمر بالمعروف
والنهي عن المنکر في المجتمع
.ددکتور سيد محمد رضL تقوي
الخلاصة
.ن .بر.ز .ددور .لاسLس٤١ و.دمکLنه .دحيويه دمبدأ .لامر بLدمعروف و.دنه-٤⁄١ ع-° .دمنک-ر ف-٤⁄١ ضوء ظLهره مهمّه وه٤⁄١ .نتظLر ظهور إمLم .دزمLن (عج)، و.يج-Lد محفّ-ز.ت ف-٤⁄١ .دمجتم-ع
.ددين٤⁄١ دaنهوض م° جديد بهذμ .دمهمه. وهذ.ن همL .دهدفLن .دa-ذ.ن يس-عي ه-ذ. .دبح-Z دتسaيط .لاضو.ء عaيهمL. .دجLنب .لاهم .دذي يمتLز به هذ. .دبحZ ع° .دتحقيقLت .دس-Lبقه، هو تقديم .طروgه ونموذج م° أجل وضع .لامر بLدمعروف و.دنه٤⁄١ ع° .دمنکر ف-٤⁄١ .ط-Lر دين٤⁄١ ف٤⁄١ ضوء مL أفهمه م° فaسفه .ددي° وفaسفه .دتLريخ. .لاسaوب .دذي س-Lر عaي-ه ه-ذ.
.دبحZ م° نوع .دتحقيق .دکيف٤⁄١، بLتج-μL وص-ف٤⁄١ تفس-يري وبروي-ه تحaيaي-ه مقLرن-ه إد-ي
.دمصLدر .ددينيه و.دعaمنفسيه. تتودي هذμ .دمقLده ف٤⁄١ سيLق شرح .دج-ذور .دعقLئدي-ه دلام-ر
بLدمعروف و.دنه٤⁄١ ع° .دمنکر، تسaيط .دضوء عaي مفLهيم أسLس-يه و.دف-Lظ مفتgLي-ه مث-ل:
«.دخفLء» (= .دظروف .دحLديه) و«.دظهور» (= .دظروف .دمنش-وده و.دمثLدي-ه) ومکLن-ه .لام-ر بLدمعروف و.دنه٤⁄١ ع° .دمنکر ف٤⁄١ .لانتقLل نم .دظروف .دحLديه إدي .دظروف .دمنش-وده، ث-مّ تقدّم ف-٤⁄١ .دخت-Lم .طروg-ه دتفعي-ل .لام-ر ب-Lدمعروف و.دنه-٤⁄١ ع-° .دمنک-ر ف-٤⁄١ .دوس-ط
.لاجتمLع٤١.
الألفاظ المفتاحية : .لامر بLدمعروف، .دنه٤⁄١ ع° .دمنکر، نظريه .دخفLء و.دظهور.
- .ستLذ ف٤⁄١ عaم .دنفس .دسريري، جLمعه شير.ز Email: MTaghavi@rose.shirazu.ac.ir
www.SID.ir







