نظارت همگانی (محقق)
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | محمد محقق |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | کشف الغطاء |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۸۵/۱۲/۲۳ |
| قطع | رقعی (شومیز) |
| شابک | ۹۶۴–۸۱۷۶-۴۵–۰ |
| دانلود | [ PDF] |
مقدمه
بسمه تعالی
بی شک با پیشرفت جوامع و تحولات شگرف در تمام ابعاد و نیز گسترش چشمگیر حوزههای مدیریتی، اداره کردن یک جامعه مترقی و مدرن روشهای متناسب با آن جوامع میطلبد، به نحوی که آن روش مدیریتی، پاسخگوی نیازهای جامعه باشد و بتواند از عهده این مهم به احسن وجه بر آید. هم چنین بر کسی پوشیده نیست که هر گونه نارسایی در مدیریت و روشهای مدیریتی، اتلاف منابع انسانی، مادی و معنوی جامعه را در پی خواهد داشت.
امروزه در جوامع مدرن و پیشرفته، اصل نظارت همگانی به عنوان اصلی مهم و اساسی در اداره جوامع و حکومتها پذیرفته شده است. هر چند که اصل نظارت همگانی در جوامع به اصطلاح متمدن و دموکراتیک غربی مورد پذیرش واقع شده و به اجرا در آمده است، اما به اعتقاد ما نظارت همگانی چیزی نیست جز همان اصل مترقی امر به معروف و نهی از منکر که از آموزههای مهم و اساسی دین مبین اسلام میباشد، دینی که هیچ نکته و نیازی از نیازهای فردی و اجتماعی انسانها را فراموش نکرده است.
اما متأسفانه در طول قرون متمادی پس از طلوع آفتاب عالم تاب اسلام و حکومت حاکمان جور و ستم همانند امویان و عباسیان، این آموزه نیز مانند بسیاری دیگر در گورستان غربت و فراموشی به خاک غفلت و بی مهری سپرده شده است و از آن جز نامی باقی نماند و نتیجه این بی مهریها و غفلتها و عداوتها چیزیست که امروزه در میان کشورها و ملل اسلامی شاهد آن هستیم؛ دوری از آموزههای حقیقی اسلام، عقب ماندگی و پیشرفت ملل اسلامی از لحاظ علم و فرهنگ و استیلای غیر مسلمانان بر تمام شئون مسلمین که با گذشتهای نه چندان دور، جایگاهی از لحاظ علم و تمدن در دنیا نداشتند.
ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان کرمان بر اساس رسالت همیشگی خود که احیاء و بسط و گسترش امر به معروف و نهی از منکر در تمام ابعاد جامعه است، بر آن شد تا با تبیین جایگاه اصل نظارت همگانی» در اداره جوامع امروزی، ضمن تأکید بر اشتقاق این اصل از آموزه امر به معروف و نهی از منکر، اذهان متفکران و اندیشمندان و مسئولان و نیز آحاد مردم را بار دیگر به امر به معروف و نهی از منکر متوجه سازد و شمهای منافع فردی و اجتماعی بی شمار آن را بازگو نماید، باشد که عزمی راسخ تر از آنچه که هست، برای احیای امر به معروف و نهی از منکر» و تمامی مولفههای فرهنگ ناب اسلامی که اکنون به دست فراموشی سپرده شدهاند، در جامعه پدید آید.
لازم است که در این فرصت از جناب آقای سید ابوالحسن هاشمی امام زاده، ریاست محترم سازمان قضایی نیروهای مسلح استان کرمان، سردار سرتیپ دوم پاسدار، محمدرضا اسحاقی، فرمانده ی محترم انتظامی استان کرمان، جناب حاج آقای نصراللهی، معاونت محترم سیاسی و امنیتی استان کرمان و جناب سرهنگ محمد سلطانزاده دبیر محترم ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر استان کرمان که موجبات تهیه و انتشار این کتاب را فراهم آوردند، تشکر و قدردانی نمایم و توفیق آنان را از خداوند منان خواستارم.
به امید روزی که در سایه سار ولیالله الاعظم ارواحنا له الفداء، عزت حقیقی اسلام و مسلمین بدانها باز گردد و اسلام ناب محمدی بر سراسر جهان حکمفرما شود. ان شاء الله
مدیر انتظامی ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان کرمان
مقدمه مؤلف
بسمه تعالی انسان موجودیست فطرتأ مدنی، لذا تشکیل جامعه و هم زیستی با همنوعانش در ذات و نهاد اوست و البته این خصلت خدادادی و طبعی بدون هدف و خالی از نتیجه نیست، بلکه هدف از تشکیل جوامع انسانی بهرهمندی متقابل انسان از همنوعان افزایش کیفیت زندگی و از همه مهمتر سعادت مندی نوع بشر است.
انسانها خود از دیر باز به این مسئله واقف بوده و همواره برای تشکیل جوامع ایدهآل و مدینههای فاضله تلاش نمودهاند و جان و مال و خون و هر چه که داشتهاند بر سر این کار نهادهاند.
البته بی درنگ این پرسش مطرح میشود که جامعه ایدهآل چیست؟ مدینه فاضله کدام است؟ مشخصات یک جامعه سالم که با فطرت انسان بیشتر سازگار باشد و سعادت همهجانبه او را تضمین کند چیست؟ و مسائلی بسیار از این قبیل که از لحظه پیدایش انسان بر این عرصه خاکی برای او مطرح بوده و تا انسان موجود باشد نیز این پرسشها برای وی مطرح خواهد بود. اما موضوع مورد بحث ما خارج از این مسئله و مباحث است. زیرا چنین مسائل و و موضوعاتی بحثهای بسیار گسترده ایدئولوژیکی، فلسفی، تاریخی، روان شناختی و ... را میطلبد که اولاً در این مقوله نمیگنجد و ثانیاً بحث ما پیرامون این مسئله است که بر فرض شناخت هدفی مشخص به نام مدینه فاضله که تمام خصوصیات و جزئیات و کلیات آن بر ما معلوم و واضح باشد، راه نیل به سوی آن چگونه است؟
به عبارت دیگر میدانیم که راز بقای جوامع بشری و حتی غیر بشری وجود دستوراتی لازم الاجرا برای افراد جوامع است که با تبعیت از آن قوانین و دستورات، جامعه قوام میپذیرد و به حیات خویش ادامه میدهد و گرنه جامعه بدون قانون لحظهای دوام نخواهد آورد و تصور عقلی أن هم محال است.
پس پرسش خود را اینگونه مطرح میکنیم که اگر ما قوانینی را بشناسیم که اجرای آنها ما را به سوی سعادت و نیکروزی رهنمون میگردد و درهای مدینه فاضله را بر روی ما میگشاید و البته این قوانین را چیزی جز دستورات شارع مقدس یا قوانینی که بر این اساس وضع شده باشند نمیدانیم - راهکارهای اجرای صحیح آنها چیست؟
پس نوع بشر دو مسئله مهم در پیش رو دارد:
۱- شناخت قوانین و اسلوبهایی که حاوی سعادت مطلقه اوست.
۲- اجرای صحیح این قوانین . .
اهمیت اجرای قوانین بر هیچکس از عالم و عامی پوشیده نیست زیرا وجود قانون اما بدون اجرا هیچ تفاوتی با عدم وجود أن قانون نخواهد داشت. دارو اگر هزاران اثر معجزه آسا و شفا بخش داشته باشد ولی سالهای سال در دست بیماری رنجور بماند ذرهای از دردی را دوا نخواهد نمود و کوچکترین دردی را التیام نخواهد بخشید.
از ابتدای تاریخ فرهنگ و تمدن بشری همیشه حاکمان، سیاستمداران و عقلای اقوام بر این مسئله واقف بودهاند و دستگاهها و راهکارهایی برای اجرای قوانین و از آن مهمتر نظارت بر اجرای قوانین پیش بینی نمودهاند.
در دین مبین اسلام که جامع و کامل و از هر لحاظ بی عیب و نقص است علاوه بر حاکم شرع که مسئول اجرای قوانین است فریضهای به نام امر به معروف و نهی از منکر واجب گشته که نقش حیاتی در این راستا دارد و ما در مباحث خود به آن خواهیم پرداخت. در جوامع به اصطلاح متمدن و پیشرفته امروزی نیز با تمام عیب و نقصهایی که متوجه آنهاست مسئله نظارت دقیق بر اجرای قوانین از: مهمترین مسائل حکومتی شمرده میشود و آن را از بدیهیات به حساب میآورند.
ذکر این نکته ضروریست که هر چند نظارت بر اجرای قوانین در مرتبهای بالاتر از نفس اجرای قوانین است و اهمیتی وافر دارد اما میتوان این دو را از هم تفکیک ننمود و در ضمن یکدیگر، آنها را بررسی کرد. در این نوشتار سعی نمودهایم که:
۱- رئوس مطالب را در فصولی جداگانه بررسی نمائیم که البته ارتباط ذاتی آنها برای خوانندهای که دقت لازم را مبذول فرمایید، روشن خواهد بود.
۲- جانب ایجاز را نگه داریم و از تطویل کلام بپرهیزیم.
۳- از ورود در مباحث استدلالی و بسیار تخصصی بپرهیزیم، جز در مواردی که گریزی از آن نبود.
۴- هر جا که لازم مینمود به نقل قول یا حتی اختصاص بخشی از صفحات به عین اقوال یا پارهای از برخی مطالب دیگران پرداختیم. به امید آنکه این مجموعه مورد استفاده خوانندگان محترم قرار گیرد.
وآخر دعوانا ان الحمد الله رب العالمین۔







