نظارت همگانی در سیره و سخن امیرمومنان (علیه السلام) - (۲)
نویسنده: محمدعابدی
محتویات
مقدمه
۱ ـ (کنتم خیرامه اخرجت للناس تإمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر.)[۱]
شما بهترین امتی هستید که برای مردمان پدیده آمدهاند; که به نیکی فرمان میدهید و از ناشایستی باز میدارید.
امت اسلامی به این دلیل بهترین امت شناخته میشود که در آن مردم همدیگر را به معروف امر و از منکر نهی میکنند. به این ترتیب ارزشهای الهی (به عنوان ارزش) همواره ثابت و هدایتگر رهپویان طریق حق میمانند. و ضد ارزشها به عنوان مانع حرکت شناخته شده و از مسیر راه حق گویان برداشته میشود. براین اساس همه موظف به امر و نهی همدیگر خواهند بود.
۲ ـ (ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یإمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)[۲]
و باید از میان شما گروهی باشند دعوتگر به خیر که به نیکی فرمان دهند و از ناشایستی بازدارند.
حقیقت این است که به دلیل شرایطی که لازم است آمروناهی برای امر و نهی کردن کسب کنند و موقعیتی که باید موجود باشد, تنها افراد یا گروههایی که این شرایط را دارند باشند, همواره به عنوان پیشروان اجرای این فریضه شناخته میشوند.
۳ ـ (والمومنون و المومنات بعضهم اولیإ بعض یإمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)[۳]
مردان و زنان با ایمان ولی یکدیگرند. همدیگر را به نیکی فرمان میدهند و از زشتی باز میدارند. این آیه نیز نوعی ولایت برای آمران و ناهیان ایجاد میکند و آنان از این جهت نسبت به مخاطبان خود, برتری و ولایت مییابند.
از مجموع سه آیهٔ فوق چنین برداشت میشود که همیشه ((گروههایی از مردم)) به دلیل وجود شرایط لازم, دیگران را امر به معروف و نهی از منکر میکنند و از این رهگذر نوعی ولایت برای آنان ایجاد میشود. نکتهٔ قابل توجه در این جاست که بدانیم معین شدن چنین وظیفهای برای چنین جمعیتی به معنای این نیست که اصل وجوب امر به معروف و نهی از منکر شامل همگان نمیشود. بلکه همه به تناسب شرایط پدید آمده موظف و با فقدان شرایط, ممنوع نسبت به این وظیفه خواهند بود.[۴] با ذکر این مقدمه است که متوجه میشویم امیرمومنان علی(ع) از چه خاستگاهی در سخنان خود بارها, برای جمعیتهای ویژهای جهت اجرای این فریضه, مإموریت قائل است و آنان را حتی براساس تفسیر برخی آیات قرآن پیشروان این عرصه میداند.
خدا
برتری مطلق خداوند برعالم و آدم, و علم و توان وی موجب میشود او در صف اول و خط مقدم آمران و ناهیان قراربگیرد. خداوند معروف و منکر را میشناسد, قدرت لازم را برای امر و نهی دارد و به موقعیتها و مقتضیات نیز احاطه دارد. بنابراین شایستهترین آمر و ناهی اوست. و از این روست که در دعای جوشن کبیر با دو لقب ((یا آمرو یا ناهی)) از وی یاد میشود.
علاوه برآن حضرت علی(ع) در ضمن خطبهای میفرماید: ((ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لخلقان من خلق الله سبحانه))[۵]امر به معروف و نهی از منکر دو ویژگی از صفات خداوند هستند.
این سخن نیز تإکید برخاستگاه الهی این فریضه دارد که طبعا کمال انسانی نیز فرآیند آن خواهد بود. لذا ما در قرآن بارها شاهد امر و نهی خداوند هستیم مانند (ان الله یإمربالعدل و الاحسان ...)[۶]
البته امیرمومنان علی(ع) پیرامون آمر و ناهی بودن خداوند به این نکته نیز اشاره دارد که خداوند از طریق مجاری مناسب بشر, امر و نهی خود را به اجرا میگذارد. لذا در خطبهای ازنهج البلاغه میفرماید: ((وانهی الیکم المعذره و اتخذعلیکم الحجه و قدم الیکم بالوعید و انذرکم بین یدی عذاب شدید.))[۷]
خداوند به زبان پیامبر(ص) اعمالی را که دوست داشت و اعمالی را که بدش میآمد و نواهی و اوامر خود را به شما ابلاغ کرد و جای عذر برایتان باقی نگذاشت و حجت را برایتان تمام کرد و شما را از عذاب برحذر داشت پیش از آن که قیامت به پا شود و ترسانید پیش از رسیدن عذاب سخت.
پیامبران
همان گونه که در بخش فوق گفتیم, خداوند پیامبران را به عنوان واسطه و ابلاغ گران اوامر و نواهی خود برمی گزیند. بنابراین اساسا فلسفهٔ وجودی پیامبران را باید در اجرای این فریضه جستجو کرد. خداوند متعال نیز در کنار ذکر شئون پیامبری مانند حلال کردن طیبات, حرام دانستن پلیدیها, باز کردن غلها و... از ((امربه معروف)) و ((نهی از منکر)) یاد میکند.[۸] و براین اساس است که معصومان(علیهم السلام) امر به معروف و نهی از منکر را روش پیامبران میدانند و میفرمایند: ((ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیإ و منهاج الصلحإ))[۹]; امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران و روش صالحان است.
امام علی(ع) در فرازهایی غیر معدود از سخنانش به این وظیفه و شإن پیامبران اشاره میکند و گاه رنجهایی را نیز که متحمل شدهاند, بیان میدارد. از جمله پیرامون حضرت یحیی و پدرش حضرت زکریا میفرماید: پیامبر خدا, زکریا را با اره قطعه قطعه کردند و یحیی فرزند زکریا را قومش کشتند; با این که او آنها را به خدا دعوت میکرد... خداوند در کتابش فرمود: ((کسانی که به آیات خدا کافر شدند و پیامبران و عدالتخواهان را میکشند, به عذاب دردناک بشارت بده. ))[۱۰]
پیامبراکرم(ص)
علاوه برآیات و روایاتی که فریضهٔ امر به معروف و نهی از منکر را رسالت و شإن عموم پیامبران میدانند, آیات و احادیثی نیز به طور ویژه به مإموریت پیامبراکرم(ص) در این باره دلالت دارند, مانند (یإمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر)[۱۱]; و (وامربالمعروف و اعرض عن الجاهلین)[۱۲] و... امیرمومنان در حدیثی آن گاه که این فریضه و مإموریت پیامبر را یادآورد میشود, به اوضاع و موقعیت ویژه حضرت نیز اشاره میکند. ((اشهد ان محمدا صلی الله علیه و سلم... ارسله بالمعروف آمرا و عن المنکر ناهیا و الی الحق داعیا علی حین فتره من الرسل و ضلاله من الناس و اختلاف من الامور و تنازع من الالسن))[۱۳]
شهادت میدهم که محمد(ص) را برای نیکی امر کننده و از پلیدی نهی کننده و به حق دعوت کننده فرستاد در زمانی که فاصلهای از رسولان و گمراهی از مردم و اختلاف از امور و تنازع در زبانها بود.
امیرمومنان(ع) در بستر شهادت نیز از این وظیفهٔ پیامبر سخن میگوید: ((قال الله عزوجل لنبیه صلی الله علیه و آله وسلم (وإمر بالمعروف و انه عن المنکر و اصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور)[۱۴]
خدای عزوجل به پیامبر خود میفرمود:
((و امر به معروف و نهی از منکر کن و برآنچه به تو میرسد, صبر پیشه ساز که این از کارهای مهم است.))
امامان(علیهم السلام)
ائمه(علیهم السلام) بعد از پیامبر(ص) وظیفهٔ هدایت جامعهٔ بشری را برعهده گرفتهاند و جانشین پیامبر در وظایف و مإموریتهایش هستند. بنابراین آنچه را که باید پیامبر دربارهٔ هدایت جامعه به کار میبرد, ائمه معصوم(علیهم السلام) ادامه میدادند که امر به معروف و نهی از منکر از این شئون و شاید یکی از مهمترین آنها میباشد. از این روی در زیارت جامعه میخوانیم: ((وامرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر و جاهدتم فی الله حق جهاده))[۱۵]به معروف امر کردید و از منکر باز داشتید و در راه خدا آن گونه که سزاوار بود, جهاد کردید.
و امام حسین(ع) مظهری ملموس و فدایی این دو فریضهٔ مقدس است. لذا حضرت آن گاه که برادرش محمد حنفیه به او میگوید: به سوی عراق نرو; میفرماید: ((ارید ان آمربالمعروف وانهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی))[۱۶]; میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم تا به روش جدم عمل کنم.
امیرمومنان علی(ع) با جملات و تعابیر مختلفی از این شإن پیامبر سخن گفته است. مانند: ((نحن دعاه الحق و ائمه الخلق و إلسنه الصدق, من اطاعنا ملک و من عصاناهلک))[۱۷]ما دعوت کنندگان به حق و پیشوایان مردم و زبانهای راستی هستیم. هرکه ما را اطاعت کند, قدرت یابد و آن که از ما سرپیچی کند, هلاک میشود.
((یاایهاالناس استعدوا للشخوص الی امامکم و انفروا خفافا و ثقالا و جاهدوا باموالکم و انفسکم فانکم تقاتلون المحلین القاسطین الذین یقرإون القرآن و لایعرفون حکم الکتاب و لایدینون دین الحق مع امیرالمومنین و ابن عم رسول الله الامربالمعروف و الناهی عن المنکر و الصادع بالحق و القیم بالهدی و الحاکم بحکم الکتاب الذی لایرتشی فی الحکم و لایداهن الفجار و لاتإخذه فی الله لومه لائم. ))[۱۸]ای مردم! به سوی امامتان و سبکبال و سنگین کوچ کنید و با اموال و جانهای خود جهاد کنید. شما با مرزشکنهای ستمگر که قرآن را نمیخوانند و حکم آن را نمیدانند و به دین حق دیندار نیستند, همراه امیرمومنان و پسرعموی رسول خدا نمیجنگند, کسی که آمر به معروف و ناهی از منکر و باز دارندهٔ به حق و قیم به هدایت و حاکم به کتاب است, کسی که در حکم رشوه نمیگیرد و با فاجران سازش نمیکند و در (راه) خدا سرزنش ملامت گری را به خود نمیگیرد.
عالمان ربانی و دانشوران دین شناس
واقعیت موجود در جوامع بشری اقتضا میکند همواره غیر از اهل عصمت وطهارت, گروهی از مردمان زمینی نیز که بر زخارف دنیوی چشم بسته و به امید اطاعت معبود خویش در تکاپو هستند, به این فریضه عمل کنند. این گروه ((شایستگی)), ((حق)) و ((وظیفه)) دارند که به معروف امر و از منکر نهی کنند و قرآن کریم دربارهٔ این گروه میفرماید: (لعن الذی کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داود و عیسی بن مریم... کانوا لایتناهون عن منکر فعلوه لبئس ماکانوا یفعلون)[۱۹]
لعنت شدند آنان که از بنی اسرائیل کافر شدند از زبان داود و عیسی... چرا که آنان از بدیهایی که مردم انجام میدادند, نهی نمیکردند. امیرمومنان(ع) نیز به این وظیفه ربانیان و مردان خدایی در هر عصر و دورهای این گونه اشاره میفرماید: ((فانه انما هلک من کان قبلکم حیث ما عملوا من المعاصی و لم ینههم الربانیون و الاحبار عن ذلک و انهم لما تمادوا فی المعاصی و لم ینههم الربانیون و الاحبار عن ذلک نزلت بهم العقوبات.))[۲۰]
کسانی که قبل از شما بودند, نابود شدند. چون هرچه به گناه عمل کردند و ربانیها و احبار باز نداشتند و آنها وقتی در گناهان فرو رفتند و ربانیان و احبار از این گناهان نهی نکردند و عقوبتها به آنها نازل شد.
صاحبان دانش در هر زمینهای بهتر از دیگران مصالح و مفاسد را تشخیص میدهند و میتوانند مردم را به سوی آن هدایت کنند و نسبت به مفاسد هشدار دهند. قرآن کریم در این باره سراغ اقوام گذشته میرود و میفرماید: (فلولا کان من القرون من قبلکم اولو بقیه ینهون عن الفساد فی الارض الا قلیلا ممن انجیناهم)[۲۱]
از چه روی در میان اقوامی که پیش از شما بودند, جز گروهی اندک ازکسانی که نجاتشان دادیم, خردمندانی نبودند که از فساد در روی زمین نهی کنند.
براین اساس امیرمومنان میفرماید: ((ان العالم الکاتم علمه یبعث انتن اهل القیامه ریحا یلعنه کل دابه حتی دواب الارض صغارا))[۲۲]
دانشمندی که علم خود را پنهان کند, بدبوترین اهل قیامت برانگیخته میشود. هرجنبندهای حتی جنبندگان کوچک زمینی او را لعنت خواهند کرد. علاوه براین امام در خطبه شقشقیه میفرماید: ((اما والذی فلق الحبه و برإالنسمه لولا حضورالحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلمإ ان لایقاروا علی کظله ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها))[۲۳]
سوگند به خدایی که دانه را میشکافد و جانداران را میآفریند, اگر وضع حاضر نبود و اگر آماده شدن یاور و فشار جمعیت که تکلیف را تعیین میکند, نبود و اگر خدا از دانشمندان پیمان نگرفته بود که در برابر عوارض شکمبارگی ستمگران و گرسنگی بیچارگان نباید آرام بگیرند, من افسار مرکب خلافت را روی شانه اش میانداختم و کنار میرفتم.
سرپرست خانواده
برای پی بردن به مسوولیت سرپرست خانواده کافی است به این آیه الهی توجه کنیم که خداوند میفرماید: (یاایهاالذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودهاالناس و الحجاره علیها ملئکه غلاظ شداد لایعصون الله ما امرهم و یفعلون مایومرون)[۲۴]ای کسانی که ایمان آوردهاید, خود و خانواده خویش را از آتش که هیزم آن انسانها و سنگ هاست, نگاه دارید; آتشی که فرشتگانی برآن گمارده شده که خشن و سخت گیر هستند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمیکنند و آنچه را فرمان داده شدهاند, اجرا مینمایند.
بنابراین در هر خانواده آنان که در رإس هرم سامان دهی خانواده قرار دارند, موظف به بازداشتن اهل خانه از کجرویهای احتمالی هستند و به همین ترتیب در برابر کوتاهی و قصور خود, قدرت تشخیص معروف و منکر را نیز از دست خواهند داد. امیرمومنان علی(ع) عواقب این کوتاهی را در روایتی به نقل از رسول اکرم(ص) به زیباترین وجه به تصویر میکشد و میفرماید:
((ایمارجل رإی فی منزله شیئا من فجور فلم یغیر بعث الله تعالی بطیرابیض فیظل ببابه اربعین صباحا فیقول له کما دخل و خرج غیر غیر فان عیر و الامسح بجناحه علی عینیه و ان رإی حسنا لم یراه حسنا و ان رای قبیحا لم ینکره))[۲۵]هر مردی که در خانه اش چیزی را از فجور ببیند و اصلاح نکند, خداوند پرندهای سفید را برمی انگیزد که چهل صبح بردرخانه اش پرمی گستراند و هرگاه آن مرد داخل خانه شود, یا از آن خارج شود, میگوید: اصلاح کن, اصلاح کن. اگر اصلاح کرد, که کرد و گرنه آن پرنده بالهایش را به دو چشم او میکشد که اگر خوبی را ببیند, آن را خوب نمیبیند و اگر بدی ببیند آن را بد نمیبیند.
در این حدیث وارونه شدن بینش ((اهل تسامح و تساهل)) در برابر گناه به خوبی ترسیم شده است.
برادر دینی
در جامعهٔ اسلامی, مسوولیت متقابل انسانها نسبت به هم بدان حد است که مسلمانان برادرهم خوانده شدهاند و امیرمومنان در توضیح این برادری میفرماید: ((اخوک فی الدین من هداک الی الرشاد و نهاک عن فساد و اعانک الی اصلاح معاد.))[۲۶]; برادر تو در دین کسی است که تو را به راه رشد هدایت کند و از فساد باز دارد و به اصلاح آخرت یاریات کند.
و در جای دیگر میفرماید: ((علیک بطاعه من یامرک بالدین فانه یهدیک وینجیک))[۲۷]; برتوباد به اطاعت کسی که تو را به دین امر میکند که او تو را هدایت میکند و نجات میدهد.
ویژگی این گروهها
نکتهٔ اول
غیر از خدای متعال که تمام ابزارهای لازم (علم, قدرت و برتری) را در اختیار دارد, دیگر گروهای پیشرو, هریک ویژگی خاصی دارند که موجب میشود, آنان در خط مقدم قرار بگیرند. آن گونه که متوجه میشویم این برتریها در دو جنبهٔ فردی و اجتماعی است. یعنی مراتب و والایی آنان گاه از برجستگی فردی و گاه از برجستگی اجتماعی آنان ناشی میشود و زمانی نیز هردو عنصر وجود دارد. گروه انبیا و امامان هم برتریهای فردی و هم صاحب رتبه و مسوولیت اجتماعی را صاحب هستند. مردان خدایی و دانشمندان به دلیل ویژگیهای شخصی که همان برتری معنوی یا علمی است, مورد خطاب هستند و سرپرست خانواده و سازمان به دلیل برتری نهادی و سازمانی خود موظف به امر و نهی میشود. در این میان تنها یک گروه ((برادران دینی)) است که جایگاه مساوی با مخاطبان خود دارند. البته با دقت متوجه میشویم که این گروه نیز به دلیل مسوولیت اجتماعی و متقابل خود دارای وظیفه امر و نهی میشوند و زمانی که امر و نهی کنند, چنین ولایت و برتری برای آنان نیز به وجود میآید. بنابراین آخرین قشری که مورد خطاب است, عامترین و بیشترین جماعت مسلمانان است که از موضع برادری, حق امر و نهی یافتهاند.
نکتهٔ دوم
به نظر میرسد در این تقسیم بندی, اشخاص موضوعیت ندارند. به عبارت دیگر آنچه مهم است, موقعیت و برتری اجتماعی یا شخصیتی است به همین ترتیب به جای شخص یک پیامبر, هر شخص دیگر بود, همین وظیفه را داشت. در بارهٔ سرپرست سازمان و خانواده نیز چنین است; از این روی تفاوتی نمیکند که مسوولیت و سرپرستی خانواده با چه کسی باشد, هرکه مسوول سامان دهی باشد, وظیفهٔ هدایت و اصلاح گری و امر و نهی را نیز خواهد داشت و باید از کوتاهی و قصور پرهیز کند. بنابراین اگر به جای پدر, مادر چنین برتری موقعیتی یافت, یا برادر بزرگتر یا خواهر, پدر بزرگ و... باید خود را مخاطب این وظیفهٔ الهی بداند.
((برادر دینی)) نیز به همین صورت اعم از زن و مرد خواهد بود. زیرا منظور وظیفهای است که از مسوولیت برادری اسلامی ایجاد شده است و این اعم از آن است که فرد مورد نظر, زن باشد یا مرد و البته این واقعیت را نیز انکار نمیکنیم که گروههای برگزیده براساس موقعیت ها, برتریها و جایگاههای خویش در سازمان اجتماعی نقش برتر و جایگاه بالاتری نسبت به مسوولیت در برابر امر و نهی خواهند داشت.
پانویس
- ↑ سوره آل عمران, آیه ۱۱۰.
- ↑ سوره آل عمران, آیه ۱۰۴. پیرامون ((منکم)) نظرات مختلفی ارائه شده است. برخی ((من)) را شإنیه و عدهای بعضیه گرفتهاند. یکی از طرق جمع این آیه با آیه ۱۱۰ از همین سوره مطلبی است که میخوانید. برخی هم گفتهاند: به خاطر مراتب مختلف امرو نهی است که فرموده است: ((منکم)) چون همه توان رسیدن به همه مراتب را ندارند و بلکه باید جمعیتی برای اجرای برخی مراتب (مرتبه غیر فردی) تشکیل شود. لذا تعبیر ((منکم)) شده است.
- ↑ سوره توبه, آیه ۷۱, برخی مترجمان جدید این واژه (اولیإ) را به معنای دوستی در نظر گرفتهاند که با توجه به متون فقهی صحیح به نظر نمیرسد و تإکید برآن است که ولایت به معنای برتری است و آمر و ناهی با اجرای این فریضه نوعی از شئون ولایت بعضی از مومنان به بعضی دیگر را ثابت میکند.
- ↑ در این باره, در بخش ویژگیها به تفصیل سخن خواهیم گفت.
- ↑ نهج البلاغه, خطبه ۱۵۵.
- ↑ نحل, آیه ۹۰.
- ↑ نهج البلاغه, خطبه ۸۵, ص ۲۰۶.
- ↑ امر به معروف و نهی از منکر, سیدحسن اسلامی, ص ۳۱.
- ↑ اصول کافی, ج ۵, ص ۵۵, امام باقر(ع).
- ↑ تفسیربرهان, ج ۱, ص ۲۷۴, حضرت اسماعیل نیز به نماز وزکات امر میکرد. (مریم, ۵۵), حضرت شعیب فرمان به معروف در تجارت میداد. (هود, ۸۵).
- ↑ اعراف, ۱۵۷.
- ↑ همان, ۱۹۹.
- ↑ عقدالفرید, ج ۴, ص ۱۳۵ و فروع کافی, ج ۵, ص ۵۹ و نمونههای دیگر.
- ↑ نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه, ج ۸, ص ۳۶۸.
- ↑ بحارالانوار, ج ۴۴, ص ۳۳۹.
- ↑ در جامعهٔ کبیره از امام علی النقی(ع) (المظهرین لامرالله و نهیه) و در جامعهٔ صغیره از امام رضا(ع) (المظهری لامرالله و نهیه)
- ↑ غررالحکم و دررالکلم, ۱۰۰۰۱.
- ↑ بحارالانوار, ج ۳۲, ص ۴۰۷, در جنگ صفین به مردم بصره.
- ↑ سوره مائده, آیات ۷۸ و ۷۹ و آیه ۱۱۶ سوره هود را نیز بنگرید.
- ↑ اصول کافی, ج ۵, ص ۵۷, از امثال این آیات و احادیث معلوم میشود عالمان دین و روحانیون بزرگوار در صف اول آمران و ناهیان باید باشند.
- ↑ هود, ۱۱۶.
- ↑ جامع احادیث الشیعه, ج ۱۴, ص ۴۵۱.
- ↑ نهج البلاغه, خطبه ۳.
- ↑ تحریم, آیه ۶۰.
- ↑ جامع احادیث الشیعه, ج ۱۴, ص ۴۱۰.
- ↑ غررالحکم و دررالکلم, ۱۹۱۸.
- ↑ همان, ۶۱۴۲.







