نظارت همگانی در سیره و سخن امیرمومنان(علیه السلام)-(۱)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
نظارت همگانی در سیره و سخن امیرمومنان(علیه السلام)-(۱)

نویسنده: ابواحسان میانجی

آغاز سخن

۱ ـ جامعه دینی پویا از مردمانی شاداب تشکیل یافته است که در برابر رفتارهای ضد دینی از خود حساسیت نشان می‌دهند و در مقابل هرآفتی که نظام فکری و رفتاریشان را تهدید کند, رفتاری درخود بروز می‌دهند. چنین مردمی بی گمان در برابر نشر ارزش‌ها احساس آرامش و رضایت و در هنگامهٔ جلوهٔ ضد ارزش‌ها احساس تلاطم و تلخی می‌کنند. چنین کارکرد مردمی است که سلامت مجتمع دینی را جاودانه وموجب مباهات در برابر دیگر جوامع می‌سازد.
۲ ـ در مدینهٔ محمد(ص) کارکرد نظارتی ((مردم هوشیار)) از دیگر مولفه‌های نظارتی بیگانه نمی‌باشد. بلکه تحت عنوان (امر به معروف و نهی از منکر) رفتارها, منسجم شده و با دیگر عناصر نظارتی رابطه‌ای منطقی یافته است. از این رو بروز این کارکرد در جامعه دینی نه تنها عامل تخریب انتظامات موجود نیست بلکه بهترین و کاراترین مولفه نظم بخشی دینی است.
۳ ـ در مقاله‌ای که پیش روی شماست, با این فریضه مترقی که جامعه دینی را در مسیر اصلاح همیشگی و پویایی جاودانی قرار می‌دهد, با امیرمومنان علی(ع) آشنا می‌شویم, برای رعایت اختصار, تنها به ذکر گوشه‌ها و مطلع‌ها بسنده می‌کنیم و در بخش اول به چند مبحث (بررسی واژه‌های مربوط, جایگاه و ارزش, دعوت به نور, مراتب امر و نهی) می‌پردازیم.

بررسی واژه‌ها

((آنچه را عقل و شرع نیکو می‌داند, معروف می‌نامند که در دایره احکام تکلیفی همان واجبات و مستحبات است. آنچه را عقل و شرع ناپسند می‌داند, منکر می‌نامند که در دایره احکام تکلیفی همان حرام و مکروه است.))[۱]
پیرامون واژه ((امر)) و ((نهی)) باید گفت: امر به معروف به معنای سوق دادن به کارخوب با ((چهره, زبان, عمل)) و نهی از منکر, به معنای منع از کار بد با ((چهره, زبان و عمل)) است. و البته ازموضع برتر و قدرت, خواستار چیزی بودن را امر و خواستار منع آن را نهی می‌گویند. با در نظرگرفتن این دو مشخصه (سوق دادن و قدرت) باید گفت: قدرت همواره مظاهر فیزیکی ندارد و گاه باشیوه‌هایی ناپیدا به سامان دادن امور (سوق به معروف و بازداری از منکر) بروز می‌نماید, لذا شایسته نخواهد بود, تنها آن بخش از نیکی‌ها و بدیها را که وجود دارند, در نظر بگیریم, بلکه باید (ایجاد خوبی, زمینه سازی, گسترش, تکمیل و...) آن را نیز باید در نظر داشت همین طور در نهی از منکر. با این توضیح, آموزش عمومی, پاکسازی اخلاقی, موعظه و پند, تربیت کودکان و جوانان, تإلیف و نشر, بیدارسازی و هوشیار سازی, همه جزو شاخه‌های مقدماتی امر به معروف خواهند بود. و به همین ترتیب ((منع از تإسیس مراکز فساد با تخریب آن, پاسخ صحیح به مکتب‌ها وافکار باطل, رد کتاب‌ها و مقالات گمراه کننده و مبارزه با ظلم و فساد و فقر, آماده سازی جامعه برای مبارزه با استثمار و...)) همه از مقدمات و شاخه‌های نهی از منکر خواهند بود. پیرامون واجب و نوع آن نیز باید گفت: واجب به معنای الزام آور بودن است که مکلف در صورت خودداری از انجام آن بازخواست و در صورت انجام, مستحق پاداش خواهد شد. گروه کثیری ازفقها به کفایی بودن آن قائل شده‌اند.[۲]
البته امام خمینی(ره) در فرازی از رساله خویش معتقد است: ((اگر در امر به معروف و نهی از منکر نیاز به اقدام گروهی باشد, و عده‌ای اقدام کرده ولی مقصود حاصل نگردد, در این صورت از دیگران ساقط نمی‌شود.)) با توجه به این مطلب می‌توان عینی بودن یا کفایی بودن را از هم جدا کرد. به این ترتیب که اگر گستره منکر و معروف را هرکار خوب (زمینه کار خوب, تهیه مقدمات, توسعه, تکمیل و در نهایت انجام کار خوب) و بد (رفع زمینه کار بد, تهیه مقدمات منع, توسعه, تکمیل و در نهایت ترک کار بد) بدانیم چنین هدف بزرگی در همه ابعاد آن خصوصا در عصر ما بدون اقدام فردفرد مسلمانان امکان تحقق نخواهد یافت. لذا این گونه امور در حد وسع و توان هرکسی بر او واجب عینی خواهد بود. اما اگر تنها به تعدادی از خوب‌های متروک یا در معرض ترک توجه کردیم (و همین طور در بخش منکر) در این صورت گستره معروف و منکر را محدود کرده‌ایم و انجام آن کفایی خواهد بود.[۳]

ضرورت امر به معروف و نهی از منکر

ملامهدی نراقی, رحمه الله علیه, در کتاب جامع السعادات می‌نویسد: ((بزرگترین مراسم دین, امر به معروف و نهی از منکر است. این دو از امور مهمی هستند که انبیإ الهی به خاطر اجرای آن مبعوث شدند و پس از آن‌ها اوصیإ راهشان را ادامه دادند. امر به معروف و نهی از منکر یک قطب است که آسیاب ملت‌ها و دین براساس آن می‌چرخد.)) ویژگی اصلاحگری که در امربه معروف و نهی از منکر نهفته, عامل اصلی چنین کارکردی است. چنان که بدون آن, غبارهای غفلت, انحراف, تحریف و جهل به مرور سیمای دین را مکدر ساخته و سرانجام چهره‌ای خلاف واقع از آن نزد مردم ترسیم خواهد کرد. سیمایی که نه تنها عامل جذب مردم به دین نخواهد شد, بلکه موجب ایجاد نفرت و گریز آنان نیز خواهد شد. براین اساس است که امام علی(ع) برپایی واجبات را بدان وابسته می‌داند و می‌فرماید: ((انها اذا ادیت واقیمت استقامت الفرائض کلها هینها و صحبها و ذلک ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر دعإ الی الاسلام مع رد المظالم و مخالفه الظالم و قسمه الفیء و الغنائم و اخذ الصدقات من موافقها و وضعها فی حقها.))[۴]
هرگاه امر به معروف و نهی از منکر انجام شود, همه واجب‌های الهی از ساده و دشوار به پاداشته می‌شوند و این بدان سبب است که امر به معروف و نهی از منکر, مردم را به اسلام فرا می‌خواند. مظالم را و حقوق مردم را به آن‌ها برمی گرداند. با ستمگر به مخالفت برمی خیزد. فیء وغنائم را تقسیم می‌کند و صدقات را از محل آن گرفته و در جای خود به مصرف می‌رساند.
برهمین اساس امام فرزندش محمدبن حنفیه را به اقامه امر به معروف و نهی از منکر فرا می‌خواند. امام(ع) او را این چنین وصیت می‌کند:
((و آمر بالمعروف تکن من اهله فان استتمام الامور عندالله تبارک و تعالی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر.))[۵]
امر به معروف کن تا از اهل آن باشی, زیرا تکمیل کارها نزد خداوند تبارک و تعالی به امر به معروف و نهی از منکر است.
البته دلیل چنین سخنی نیز آشکاراست; زیرا در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر نباشد, تضمینی برای تداوم سلامت امور وجود ندارد و هر لحظه احتمال ارتجاع از دین و معروف و رویکرد به منکر وجود دارد و تنها ضامن, همین امر و نهی است که در صورت هرنوع مفسده‌ای کارها را در روال صحیح خود خواهند انداخت. موضوعی که امام نیز بدان اشاره می‌کند و می‌فرماید: ((فرض الله الامر بالمعروف مصلحه للقوام و النهی عن المنکر ردعا للسفهإ))[۶]
خداوند امر به معروف را به خاطر مصلحت و صلاح توده مردم و نهی از منکر را برای بازداشتن سفها وبی خبران واجب کرد.
حقیقت این است که وجود افرادی که همواره درصدد تخریب دین هستند, قابل انکار نیست, کافران, منافقان و... همه در پی نابودی دین الهی هستند تا به اهداف دنیایی خود دست یابند. اما امر و نهی مومنان باعث عقب نشینی و حتی ذلت آنان خواهد شد. و از طرفی به دلیل پشتیبانی از دین و دفاع از احکام آن, نوعی حمایت دفاعی از دینداران نیز خواهد بود. امام(ع) می‌فرماید: ((من امر بالمعروف شد ظهور المومنین و من نهی عن المنکر ارغم انوف المنافقین و... من شنیئی الفاسقین و غضب لله غضب الله له و ارضاه یوم القیامه))[۷]
کسی که امر به معروف کند, مومنین را نیروبخشیده و کسی که نهی از منکر کند, بینی منافقان را به خاک مالیده... و آن که با فاسقان مخالفت کند و برای خدا خشم گیرد, خدا به نفع او خشمگین می‌شود و در روز قیامت او را خوشحال می‌کند.
در این روایت توجه به تفاوت کارکرد امر به معروف و نهی از منکر نیز لازم است. بدین صورت که نقش امر به معروف معمولا ایجابی است مانند مصلحت توده‌ها و... اما نقش وکار کرد نهی از منکر معمولا سلبی است مانند بازداشتن سفیهان و... از این روی برای حفظ دین, عمل به هردو مورد نیاز خواهد بود و هریک به تنهایی کفایت از دیگری نخواهد کرد.
در این بخش جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در عقاید و احکام دینی را به صورت فهرست وار مرور می‌کنیم:

جایگاه امر به معروف و نهی از منکر

شاخه‌ای از جهاد

از دیدگاه علی(ع) امر به معروف و نهی از منکر شاخه‌ای از جهاداست. امام علی(ع) در مقابل پرسشی پیرامون ایمان, می‌فرماید: ایمان چهار ستون دارد; صبر, یقین, عدل و جهاد... جهاد هم چهار قسمت دارد; امر به معروف, نهی از منکر, راستگویی در همه شرایط حساس و مخالفت با فاسقان.[۸]

غایت دین

غایه الدین الامر بالمعروف و النهی عن المنکر و اقامه الحدود.[۹]
هدف اصلی دین, امر به معروف و نهی از منکر و به پاداشتن حدود است.

مبنای برادری و جامعه دینی

تبتنی الاخوه فی الله علی التناصح فی الله والتباذل فی الله و التعاون علی طاعه الله و التناهی عن معاصی الله و التناصر فی الله و اخلاص المحبه.[۱۰]
برادری در راه خدا برچند چیز بناشده است; نصیحت کردن به همدیگر در راه خدا, بخشش به هم در راه خدا, کمک به یکدیگر بر اطاعت خدا, باز داشتن یکدیگر از نافرمانی خدا, یاری همدیگر در راه خدا و خالص بودن در دوستی.

پاداش امر به معروف و نهی از منکر

گاه برانگیختن شخص برای انجام امری واجب چنان ارزشمند می‌شود که پاداش همسان با اصل عمل به وی عطا می‌شود و این انگیزش, انجام نمی‌شود مگر به وسیله امر به معروف و یا نهی از منکر. زیرا در صورتی که امری نمی‌شد, اساسا کاری هم صورت نمی‌گرفت و یا اگر نهی نمی‌شد, حرامی ترک نمی‌شد. لذا امام علی(ع) به نقل از پیامبراکرم(ص) می‌فرمود: ((من شفع شفاعه حسنه اوامر بمعروف... فان الدال علی الخیر کفاعله.))[۱۱]
آن که برای کار خوب پادرمیانی کند, یا امر به معروف کند... پس (بداند) که راهنمایی کننده به خیر مانند انجام دهنده آن است.
و می‌فرمود: ((من امر بمعروف او نهی عن منکر او دل علی خیر او اشار به, فهو شریک و من امر بسوء او دل علیه او اشار به فهو شریک))[۱۲]
آن که امر به معروف یا نهی از منکری کند یا به خیری راهنمای یا اشاره کند, پس (در اجر آن) شریک است. و آن که به بدی امر یا دلالت یا اشاره کند, او نیز در گناه آن شریک است.
آری, ائمه معصومین(علیهم السلام) از کتاب امیرمومنان(ع) نیز حکایتی پیرامون نتیجه اخروی چنین اقدامی نقل کرده‌اند: ((در کتاب علی(ع) یافتیم که قصه اصحاب سبت (شنبه) را ذکر کرده بود که گروهی از آنان به کار منکر اقدام کردند و عده‌ای این کارشان را تقبیح کردند.)) سیدانی می‌گوید: در نسخه‌ای حدیثی غیر از این دید. و انگاه آن حدیث را این گونه نقل می‌کند:
((کانوا ثلث فرق فرقه باشرت المنکر و فرقه انکرت علیهم و فرقه داهنت اهل المعاصی. فلم تنکر و لم تباشر المعصیه فنجی الله الذین کانوا انکروا و... ))[۱۳]
سه گروه بودند: عده‌ای کار منکر انجام می‌دادند. گروهی عمل آنان را تقبیح کردند و گروهی مسامحه کردند و کارشان را تقبیح نکردند; البته مباشرت هم نکردند. خداوند تقبیح کننده‌ها را نجات داد...

دعوت به سوی نور

بسترسازی برای امر و نهی

عمل منکر یا ترک معروف, در پی مقدمات ذهنی مختلف از فرد مورد نظر سر می‌زند. لذا, امر و نهی بدون درنظر گرفتن این مقدمات, در واقع به مانند انداختن تیر در تاریکی خواهد بود. آمر و ناهی باید این مقدمات را بیابد و برای آن پاسخ مناسب فراهم کند و به این ترتیب ابتدا آن مقدمات و پایه‌های منکر یا ترک معروف را نزد آن شخص سست کرده و سپس اقدام به امر و نهی کند, نمونه‌ای از سیره امام را می‌خوانیم:
حضرت وقتی می‌خواست مردم کوفه را به سوی جنگ و جهاد با دشمن دعوت کند, ابتدا مشروعیت و مقبولیت حکومت خود را به آنان شرح داد تا شبهه‌های ذهنی از این جهت برطرف گردد. او این نامه را برایشان نگاشت:
((از بنده خدا, علی امیرمومنان به اهل کوفه... من ازواقعه عثمان چنان به شما خبر دهم که شنیدنش مانند دیدنش باشد. مردم به او طعنه زدند و من مردی از مهاجرین بودم که اکثر خواهان بازگشت او به راه راست بودم و کمتر او را سرزنش می‌کردم ولی طلحه وزبیر باتندی با او برخورد می‌کردند و با شدت و خشونت با او مواجه می‌شدند و عایشه هم دربارهٔ وی رفتاری خشمگینانه داشت. پس مردم گرد آمدند و او را کشتند و بدون اکراه و اجبار بلکه با اختیار با من بیعت کردند. بدانید که مدینه نا آرام است و آن را به اضطراب افکنده‌اند; چون دیگ می‌جوشد. و فتنه برپا شده است, هرچه زودتر به سوی فرمانده خویش بشتابید و به نبرد با دشمن خویش اقدام کنید. ان شاء الله))[۱۴]

دعوت به معروف و شیوه‌ها

امام خود مردم را به معروف دعوت می‌کرد و از منکر باز می‌داشت و این موضوع به عنوان ویژگی جدایی ناپذیر از شخصیت وی در بین روحیاتش شناخته شده بود.
حسن بن ابی الحسن بصری می‌گوید:
وقتی امام علی(ع) وارد بصره شد, به دنبالش روان شدم, حضرت نگاهی به من کرد و پرسید: آیا کاری داری؟ گفتم: سخنی به من یاد بده که خداوند مرا به آن سود ببخشد.
فرمود: هرکس سه ویژگی داشته باشد, دنیا و آخرتش سالم است; کسی که امر به معروف کند و خود نیز بدان عمل کند; کسی که نهی از منکر کند, خود هم از منکر دور باشد و آن که مراقب حدود الهی باشد.
آنگاه امام وارد بازار شد و فرمود: ای بندگان دنیا, شما که در روز به سوگند خوردن مشغول هستید و شب می‌خوابید و در بین این دو از آخرت غافل هستید, پس کی به جمع زاد وتوشه می‌پردازید...؟
مردی گفت: ای امیرمومنان! ما برای گذران زندگی چاره‌ای جز این نداریم.
فرمود: کار و تلاش برای امرار معاش از راه حلال, انسان را از عمل برای آخرت باز نمی‌دارد. آن کس که سرکشی کند و زندگی دنیا را برگزیند, جایگاهش دوزخ است[۱۵]
و به کارگزارانش می‌فرمود: ((قلم‌های خود را نازک و تیز کنید و بین سطرها را نزدیک به هم بگیرید و زیادی کلمات را حذف نمایید و منظورها را در نظر بگیرید و شما را از پرحرفی و پرنویسی برحذر می‌دارم, چون اموال بیت المال نمی‌تواند چنین خسارت‌هایی را تحمل کند.[۱۶]
اما آنچه مهم است شیوه‌هایی است که امام به عنوان آمر و ناهی و مبلغ دین از آن‌ها سود می‌برد.

امر و نهی مناسب باموقعیت

استفاده ازلحظات حساس, که احتمال تإثیر سخن را افزایش می‌دهد, یکی از شیوه‌هایی است که امام از آن سود می‌برد. از جمله آن‌ها وصیت‌ها و سخنان حضرت در لحظه شهادت است. حضرت در وصیتش به امام حسن(ع) فرمود:
((وإمر بالمعروف تکن من اهله و انکر المنکر بیدک و لسانک و باین من فعله بجهدک و جاهد فی الله حق جهاده...))[۱۷]
امر به معروف کن تا خود اهل آن شوی و با دست و زبان, در نهی از منکر بکوش و با تلاش سخت از هرکسی که بدان دست یازد, فاصله بگیر و در راه خدا به گونه‌ای جهاد کن که بایسته است...

یادآوری قیامت و تشبیه عذاب آن بر دردهای دنیوی انسان

امام از این شیوه نیز استفاده می‌کرد. از جمله می‌فرمود: بدانید پوست نازک شما تحمل آتش دوزخ را ندارد; بنابراین به خودتان رحم کنید. زیرا تجربه کرده‌اید که در دنیا در برابر مشکلات پایدار نبودید و می‌دانید که اگر خاری به بدنتان برسد, چگونه ناله می‌کنید و اگر بلغزید و زمین بخورید و خون جاری شود, بی صبری نمایید و از سنگ‌ها و ریگ‌های داغ جلو آفتاب ناله تان به عرش می‌رسد, پس چگونه در برابر آتش دوزخ که از قهر خدا سرچشمه می‌گیرد, تحمل می‌نمایید؟ ![۱۸]

پیمان گرفتن

امام(ع) به فرزندش امام حسن(ع) وصیت کرد:((... رسول خدا(ص) با من عهد کرد و فرمود: ای علی! امر به معروف کن و از منکر با دست و اگر نتوانستی, با زبان و گرنه, با قلب خود نهی کن و اگر نشد, خودت را ملامت نکن.))[۱۹] امام(ع) خود نیز از اهل یمن پیمان گرفت.[۲۰]


پانویس

  1. رساله حضرت امام خمینی(ره).
  2. امام خمینی(ره).
  3. آیت الله نوری همدانی, امر به معروف و نهی از منکر. ص ۱۰۶.
  4. تحف العقول, ص ;۲۴۱ وسایل الشیعه, ج ۱۱, ص ۴۰۳ و بحارالانوار, ج ۱۰۰, ص ۷۹.
  5. جامع احادیث الشیعه, ج ۱۴, ص ۴۱۹.
  6. نهج البلاغه, صبحی صالح, کلمات قصار, ش ۲۵۱.
  7. نهج البلاغه, مصطفی زمانی, سخن ۳۱, ص ۸۵۷.
  8. ((والجهاد منها علی اربع شعب علی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر, و الصدق فی المواطن وشنآن الفاسقین فمن امر بالمعروف...)) (جامع احادیث الشیعه, ج ۱۴, ص ۴۰۳.)
  9. غررالحکم, شماره ۶۳۷۳.
  10. همان, شماره ۴۵۳۲.
  11. جامع احادیث الشیعه, ج ۱۴, ص ۳۸۴.
  12. بحارالانوار, ج ۹۷, ص ۷۶.
  13. کافی, ج ۲, ص ۳۶۱ و جامع احادیث الشیعه, ج ۱۴, ص ۴۰۱.
  14. بحارالانوار, ج ۳۲, ص ۸۴, به نقل از نهج البلاغه.
  15. امالی شیخ مفید, ص ۳۹.
  16. ادقوا اقلامکم و قاربوا بین سطورکم و احذفوا من فضولکم و اقصدوا المعانی و ایاکم والاکثار فان اموال المسلمین لاتحتمل الاضرار. (خصال صدوق, ص ۲۱۹.)
  17. نهج البلاغه, نامه ۳۱.
  18. همان, فیض الاسلام, خطبه ۱۸۲, ص ۶۰۳.
  19. دعائم الاسلام, ج ۲, ص ۳۵۱.
  20. نهج البلاغه, نامه ۱۷۴, ص ۱۰۷۷.
بازگشت به مقالات