مفاهیم اسلامی: امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
مفاهیم اسلامی: امر به معروف و نهی از منکر
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده مؤسسه بلاغ
مترجم رضا ناظمیان
ناشر سازمان تبلیغات اسلامی
محل انتشارات تهران
تاریخ نشر ۷۰/۰۴/۰۱
قطع رحلی (شومیز)
شابک ۹۷۸–۹۶۴-۲۲۳–۶۷۰-۱
دانلود [ PDF]

معرفی مختصر کتاب

طرح مباحث اسلامی بدون پیرایه و پیچیدگی، نیاز نسل جوان جامعه اسلامی است. فرزندان امت اسلام خواهان آشنایی بیشتر با اسلام عزیزاند. اسلام‌شناسی عطش همیشگی روح انسان است و نسل جوان و نوجوان که روحی پاک تر و فطرتی سالم‌تر دارد، شیفته ارزشهای جاودانه اسلام و تشنه معارف اسلامی است. اما معارفی که با فطرت الهی او سازگار باشد. معارفی که از افق وحی سرچشمه می‌گیرد. معارفی که از زندان اصطلاحات فلسفی و علمی آزاد باشد، در میان فرم بندی و قالب‌های ارائه تاریخی خشک و گنگ و محدود نگردد.

این مجموعه ارزشمند که با تلاش نویسندگان مؤسسه بلاغ نوشته شده و به نام «مفاهیم اسلامی» انتشار یافته، کوششی است که در احساس این حقیقت ریشه دارد، اینک که این درس‌های ارزشمند به زبان فارسی، تقدیم می‌شود، نسل جوان فارسی زبان، سیمای اسلام را بی نقاب می‌یابد و مستقیم و بی واسطه، با مفاهیم گرانقدر اسلامی آشنا می‌شود.

(اسلامی مفاهیم)/۳۴

امر به معروف و نهی از منکر

تألیف: مؤسسه البلاغ

ترجمه: رضا ناظمیان

امر به معروف و نهی از منکر

ناظمیان، رضا

ناشر: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی

تیراژ: ۵۰۰۰ نسخه

نوبت چاپ: اول – بهار ۱۳۷۰

چاپ و صحافی: رامین

مقدمه

طرح مباحث اسلامی بدون پیرایه و پیچیدگی، نیاز نسل جوان جامعه اسلامی است. فرزندان امت اسلام، خواهان آشنایی بیشتر با اسلام عزیزند.

اسلام‌شناسی عطش همیشگی روح انسان است و نسل جوان و نوجوان که روحی پاکتر و فطرتی سالمتر دارد، شیفته ارزش‌های جاودانه اسلام و تشنه معارف اسلامی است اما معارفی که با فطرت الهی او سازگار باشد معارفی که از افق وحی سرچشمه گیرد. معارفی که از زندان اصطلاحات فلسفی و علمی آزاد باشد، در میان فرم بندی و قالب‌های ارائه تاریخی خشک و گنگ و محدود نگردد و زلال وحی آسمانی و اسلام ناب محمدی در آن تجلی کند. ذهنیت انسان‌ها و اصطلاحات تاریخی ظرف‌هایی است که گاه از زلالی آب خوشگوار وحی می‌کاهد و دشواری نوشیدن و آلودگی ظرف سبب خستگی و زدگی تشنگان وحی می‌گردد. جوان تشنه است و سرگرمی به شناخت ظروف و معطلی برای باز کردن آن را جایز نمی‌داند.

این مجموعه ارزشمند که با تلاش نویسندگان مؤسسه بلاغ نوشته شده و به نام مفاهیم اسلامی انتشار یافته، کوششی است که در احساس این حقیقت ریشه دارد، اینک که این درس‌ها ارزشمند به زبان فارسی، تقدیم می‌شود، نسل جوان فارسی زبان، سیمای اسلام را بی نقاب می‌یابد و مستقیم و بی واسطه، با مفاهیم گران‌قدر اسلامی آشنا می‌شود.

دیدگاه اسلام درباره عبادت، دعا، نماز، روزه، حج، جهد، امر به معروف و نهی از منکر، تمدن، تربیت، تربیت بدنی، عقل و علم، قرآن و انسان، کار و تولید، توزیع و تجارت، قانون کار، ذکر، توبه، پاکیزگی و غسل، سخن گفتن، ریشه‌های رفتار انسان و ... در قلمرو این پژوهش قرار دارد و فرزندان اسلام می‌توانند با مطالعه آن با زیبایی‌های اسلام زندگی ساز آشنا شوند و بسوی اسلامی شدن هر چه بیشتر جامعه مان گام بردارند.

معاونت فرهنگی

بسم الله الرحمن الرحیم

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:

لا تزال امتی بخیر ما أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا علی البر، فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات و سلّط بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصرٌ فی الارض و لا فی السُماء.

پیوسته امت من در نیکی و رستگاری خواهند بود مادامی که به کارهای شایسته فراخوانند و از اعمال ناشایست باز دارند و بر نیکی همکاری و همیاری ورزند و اگر چنین نکنند برکت از میان آنان بر چیده خواهد شد و برخی از آنان بر برخی دیگر سیطره خواهند یافت و برای آنان نه در زمین و نه در آسمان یاوری نخواهد بود.

دیباچه

سپاس خدای جهانیان راست و درود و سلام بر محمد صلی الله علیه و آله و سلّم و خاندانش آن کس که مردم را به دین او فراخواند تا قیام قیامت.

از آن زمان که امت ما، امر به معروف و نهی از منکر را ترک گفته است، سرنوشت آن با خواری و ذلت گره خورده و تمدن اسلامی در سراشیبی ضعف و سستی فرو افتاده است و این بدان جهت است که قوام و ایستایی این دین بزرگ – اسلام – قدرت و استحکام و پایداری نمی‌پذیرد مگر با وجود امتی که به پاسداری از حریم آن حریص بوده و به برنامه‌ها و دستورات آن عمل نموده و عهده دار فراخواندن دیگران به این دین باشند و با امر به معروف و نهی از منکر از حریم آن دفاع کنند.

این امت بهترین امت نمی‌شود – چنانچه خداوند آن را توصیف کرده است – مگر زمانی که به این واجبات مقدسه عمل کنند:

کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ آل‌عمران، ۱۱۰

شما نیکوترین امتی هستید که بر آن قیام کردند که مردم را به نیکوکاری وادار کنند و از بدکاری باز دارند و ایمان به خدا آرند.

و امروز پس از آنکه این واجبات مقدس از بخش اعظم پیکره جهان اسلام رخت بسته است کارهای شایسته و معروف و ناپدید گشته و اعمال ناشایست شیوع پیدا کرده است بلکه معروف منکر و منکر به معروف تبدیل شده و افراد شرور بر امت اسلامی حاکم گشته‌اند.

مسلمانان دعا می‌کنند ولی مستجاب نمی‌شود همچنان که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آن را پیش بینی کرده بود و امت اسلام را از ضرر و زیان ترک این واجبات اساسی و مهم در زندگی امت و رسالت آن بر حذر داشته بود.

اسلام شدیداً اصرار و تأکید می‌ورزد بر اینکه امت به‌گونه‌ای زنده و بیدار به رسالتش بپیوندد و در سایه این پیوند با زندگی مادی ارتباطی ایجابی و مثبت داشته باشد تا به‌طور کامل از آن در جهت آخرت استفاده کند در عین حال امت بایستی در برابر هر تفکر با عمل و با روش بدیع و ناشناسی که شریعت اسلام آن را نمی‌پذیرد بیدار و محتاط باشد البته به احتیاط اکتفا نمی‌شود بلکه باید به آن اندیشه یا عمل و یا روش منکر هجوم آورد و آثار آن را از صفحه زندگی پاک نمود و این نوعی دیگر از دعوت به خیر و امر به معروف است.

جای شگفتی نیست که اسلام امر به معروف و نهی از منکر را پیشگام دیگر واجبات و عمل کنندگان به آن را در طلیعه مؤمنان مجاهد قرار می‌دهد تا آنجا که در حدیثی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وارد شده است که فرمود: سید الشهدا حمزه علیه‌السلام با مردی که در برابر امام و پیشوای ستمگر بایستد و او را به کارهای شایسته فراخواند و از ناشایست باز دارد و کشته شود در یک مرتبه قرار دارند.

مؤسسه بلاغ خرسند است که در ادامه برنامه اسلامی اش این بحث که پرتوی بر این موضوع مهم می‌افکند را در دسترس شما خواننده گرامی قرار می‌دهد.

بامید آنکه امت اسلام جایگاه شکوهمند خود را باز یابد و مسئولیت خود را انجام دهد تا با توفیق و پشتوانه الهی بهترین امتی باشد که در میان مردم پدید آمده است و این از قدرت و توان الهی دور نیست.

مؤسسه بلاغ

امر به معروف و نهی از منکر یک واجب عبادی

وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی اَلْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ آل‌عمران/ ۱۰۴

باید از شما مسلمانان برخی خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر کرده و از بدکاری نهی کنند و اینان در رستگاری خواهند بود.

المعروف اسم لک فعلٍ یعرف بالعقل او الشرع حسنه و المنکر ما ینکر بهما (مفردات قرآن / راغب اصفهانی / ماده عرف)

هر کاری که عقل با شرع آن را نیک و پسندیده شمارد معروف و هر کاری که عقل یا شرع آن را ناپسند شمارد منکر نامیده می‌شود.

اسلام امر به معروف و نهی از منکر را تشریع نموده و آن را از جلیل‌ترین عبادت و مقدم‌ترین آنها قرار داده است چون حصار مستحکمی است که از همه عبادات و قوانین و اخلاق و اصول و ارزش‌ها در جامعه اسلامی حفاظت می‌کند امر به معروف و نهی از منکر بدین خاطر یک واجب عبادی شمرده شده است که هدف از آن حمایت از شریعت و التزام به آن برای سازندگی انسان و هدایت او به سوی یکتاپرستی می‌باشد

امر به معروف و نهی از منکر مأموریت پیامبران و مسئولیت رسولان الهی است که به آن امر شدند تا بشریت را به صلاح و رستگاری رسانده و در مسیر حق و حقیقت قرار دهند.

بدین جهت به‌پای داشتن آن استمرار حرکت پیامبران و امتداد مسیر آنان در زندگی است.

از طریق امر به معروف و نهی از منکر.

پیام رسالت الهی به گوش جاهلان و بی‌خبران می‌رسد.

گمراهان هدایت می‌شوند

انسان به کار خوب و شایسته راهنمایی می‌شود.

مبارزه با بدی و فساد صورت می‌پذیرد.

و روح بیداری و آگاهی و خیزش بر ضد ظلم و ستم و برده خواهی رشد کرده و بارور می‌گردد. از آنجا که هدف از تشریح و واجب نمودن این مسئولیت عبادی همانا ریشه کن کردن شر و فساد و متحول ساختن فرد و جامعه و رشد دادن جریان صلاح و سازندگی در آن است هدف دین و شریعت اسلام نیز در پیاده شدن و اجرای اهداف همین واجب عبادی منحصر گردیده است.

از این رو امر به معروف و نهی از منکر یک واجب کفایی است و واجب کفایی واجبی است که در مرحله اول بر عهده همه مسلمانان است مسئولیت اجرا و تحقق بخشیدن و برپای داشتن آن یک مسئولیت اجتماعی و همگانی است که اگر برخی از افراد امت اسلامی به انجام آن مبادرت ورزیدند و اهداف آن را محقق نمودند تکلیف و مسئولت از دیگران برداشته می‌شود؛ ولی اگر هیچ‌یک از افراد امت این واجب الهی را انجام نداد و این مسئولیت را نپذیرفت در آن صورت همگان به خاطر ترک این مسئولیت و انجام ندادن آن و پیاده نکردن اهداف آن در زندگی انسان، مسئول و گناهکار بوده و مورد بازخواست قرار می‌گیرند بنابراین امر به معروف و نهی از منکر از واجباتی است که اگر عده‌ای به آن بپردازند از دیگران ساقط خواهد شد. در حدیث شریفی امام حسن عسکری علیه‌السلام از پدرانش و آنان از جد خود پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم نقل کرده‌اند که: لقد اوحی الله الی جبرئیل و امره ان یخسف ببلدٍ یشتمل علی الکفار و الفجار.

فقال جبرئیل: یا رب اخسف بهم الا بفلان الزاهد لیعرف ماذا یامره الله فیه.

فقال اخسف بفلان قبلهم فسال ربه فقال: یا رب عرفنی لم ذلک و هو زادهد عابد؟

قال: مکنت له و اقدرته فهو لا یامر بالمعروف و لا ینهی عن المنکر و کان یتوفر علی حبهم فی غضبی.

فقالو: یا رسول الله فکیف بنا و نحن لا نقدر علی انکار ما نشاهده من منکر؟

فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم: لتامرن بالمعروف و لنتهنّ عن المنکر، اولیعمنکم عذاب الله.

ثم قال: من رای منکر منکراً فلینکر بیده

إن استطاع، فان لم یستطع فبلسانه، فان لم یستطع فبقلبه فحسبه ان یعلم الله من قلبه انّه لذلک کاره (وسائل الشیعه، حر عاملی، ج ۶، ص ۴۰۷.)

خداوند به جبرئیل وحی فرمود: و امر نمود که سرزمینی را که کافران و فاسقان در آن زندگی می‌کنند را از میان بردار.

جبرئیل گفت: آنان را نابود سازم مگر فلان زاهد را تا بداند امر خدا در مورد او چیست. وحی شد: او را قبل از دیگران نابود ساز. جبرئیل از حضرت حق پرسید: پروردگارا برای چه او را نابود کنم در حالی که او زاهد و عابد است؟

وحی آمد: من به او قدرت و امکانات دادم ولی او امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کرد و همه همتش را صرف دوستی آنان در خشم و غضب من می‌نمود.

عرض کردند: ای رسول خدا ما چه کنیم که توانایی نهی کردن و انکار منکرات و کارهای ناشایستی که می‌بینیم را نداریم؟ حضرت فرمودند: یا باید امر به معروف و نهی از منکر کنید و یا اینکه عذاب الهی شما را فرا خواهد گرفت.

سپس فرمود: هر یک از شما کار زشت و ناشایستی را دید اگر قدرت و توانایی داشت باید عملاً با آن مخالفت کند و اگر نتوانست با زبانش و اگر با زبان نتوانست قلباً با آن کار مخالف باشد و همین مخالفت و عدم رضایت قلبی کافی است تا خدا بداند که او آن کار را زشت می‌شمارد.

حضرت علی علیه‌السلام امر به معروف و نهی از منکر را اینگونه توصیف می‌کند:

اعتبروا ایها الناس بما وعظ الله به اولیائه من سوء ثنائه علی الاحبار اذ یقول:

لو لا ینهاهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الا ثم و قال: لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داود و عیسی بن مریم ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون. کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانوا یفعلون و انما عاب الله ذلک علیهم لانهم کانوا یرون من الظلمه المنکر و الفساد فلا ینهونهم عن ذلک رغبة فیما کانوا یتالون منهم و رهبه مما یحذرون و الله یقول فلا تخشوا الناس واخشونی

و قال: المؤمنون بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر

فبدأ اللهسبحانه بالامر بالمعروف النهی عن المنکر فریضة منه لعلمه بأنها اذا أدّیت و اقیمت استقامت الفرائض کلها هینها و صعبها و ذلک انّ الامر بالمعروف و النهی عن المنکر دعاءٌ الی الاسلام مع ردّ المظالم و مخالفة الظالم و قسمة الفیئ و الغنائم و اخذ الصدقات من مواضعها و وضعها فی حقّها. (وسائل الشیعه، حر عاملی، ج ۶، ص ۴۰۲.)

ای مردم از آنچه که خدا با آن اولیاء خود را موعظه نموده است یعنی بدگویی از دانشمندان نصرانی عبرت گیرید؛ زیرا می‌فرماید: اگر علما و روحانیون آنها را از گفتار زشت باز ندارند و فرموده است: کافران بنی اسرائیل به زبان داود و عیسی بن مردیم از آن رو لعنت شدند که نافرمانی حکم خدا کرده و از حکم حق سرپیچی کردند آنها هیچ‌گاه از کار زشت خود دست برنداشتند و چقدر آنچه می‌کنند زشت و ناشایست است.

خداوند این را بر آنان عیب گرفته است چون از ظالمان و ستمگران فساد و منکرات را می‌دیدند ولی به خاطر پول و هدایای که از آنان می‌گرفتند و به خاطر ترسی که از آنان داشتند ایشان را از انجام منکرات و کارهای زشت نهی نمی‌کردند؛ و خداوند می‌فرماید: از مردم نترسید و از من بترسید و فرموده است: مؤمنان همه یار و دوستدار یکدیگرند، خلق را به کار نیکو وادار کرده و از کار زشت منع می‌کنند.

خداوند امر به معروف و نهی از منکر را واجب کرده است چون علم داشته که اگر این واجب بجا آورده شده و به‌پای داشته شود همه واجبات اعم از آسان و سخت به‌پای داشته خواهد شد از آن رو که امر به معروف و نهی از منکر دعوت به سوی اسلام است همراه با بازگرداندن صدقه از جاهایش و قرار دادن آن در جای خودش.

امام باقر علیه‌السلام در مورد این واجب مقدس چنین می‌فرماید:

یکون فی آخر الزمان قوم یتّبع فیهم قوم مراؤون الی ان قال: و لو أضرّت الصلاة بسائرما یعملون بأموالهم و أبدانهم لرفضوها کما رفضوا اسمی الفرائض و اشرفها انّ الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضة عظیمَ بها تقام الفرائض، هنالک یتم غضب الله عزّ وجلّ علهیم فیعمُّهم بعقابه فیهلک الأبرار فی دار الأشرار و الصّغار فی دار الکبار، انّ الامر بالمعروف و النهی عن امنکر سبیل الانبیاء و منهاج الصلحاء فریضة عظیمة بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکسب و تردّ المظالم و تعمر الارض و ینتصف من العداء و یستقیم الأمر. (وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۳۹۴.)

در آخر الزمان قومی خواهند آمد که در میان آنان مردمان ریاکار مورد تبعیت و پیروی قرار خواهند گرفت. تا آنجا که می‌فرماید: اگر نماز به سایر کارهایی که با اموال و دارائی‌ها و بدن‌هایشان انجام می‌دهند ضربه بزند آن را رها می‌کنند چنان‌که بهترین و شریف‌ترین واجبات را رها کردند. امر به معروف و نهی از منکر واجب بزرگی است که واجبات دیگر از رهگذر آن بر پا خواهند شد. آنجاست که خدای متعال بر آن خشم می‌گیرد و همگی آنان را کیفر می‌دهد نیکان را نیز در کنار بدان و خردسالان را در کنار بزرگ‌سالان نابود می‌سازد.

امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران و طریقه صالحان و فریضه بزرگی است که از رهگذر آن فرائض برپا و استوار و راه‌ها ایمن و کسب‌ها حلال ظلم‌ها و ستم‌ها باز گردانده و زمین آباد خواهد شد، از دشمنان انتقام گرفته شده و هر چیز در مسیر واقعی خود قرار خواهد گرفت.

بدین‌سان اهمیت این واجب عبادی و تأکید بر وجوب آن و تمایل شدید شریعت اسلام بر آجر و التزام به آن روشن و نمایان می‌گردد. چون ابزار اعتقادی مؤقری است که مکتب اسلام در سازندگی فرد و جامعه از آن کمک می‌گیرد و وسیله قانونی و هدایتگری است که جامعه اسلامی را پاس می‌دارد و بر ضد ابزار و روشهای ویرانی و تخریب فرهنگی و اعتقادی محافظت می‌کند.

اهمیت این فریضه در موقعیت کنونی برای ما آنگاه بیشتر می‌شود که اوضاع امت اسلامی را به صورت تحلیلی بررسی کرده و عوامل و مظاهر سقوط و منشأ و تاریخ هر پدیده انحرافی را در امت اسلام باز شناسیم.

اگر ما به این مسئولیت ملتزم شده و به آن جامه عمل بپوشانیم و برای ادای آن همکاری و همیاری کنیم هیچگاه فساد و انحراف اخلاقی در جامعه جولان نخواهد داد و ریشه کن نمودن آن از اولین لحظه‌ای که این بذر خبیث در سرزمین مقدس ما سر بیرون می‌آورد ممکن خواهد بود.

اما سستی ما در انجام این فریضه و تأخیر ما در التزام و دست یازیدن به این مسئولیت بزرگ فرصت‌های اصلاح و سازندگی را از کف برد و زمینه وسیعی را برای تولد و رشد و فراگیر شدن فساد و انحراف و طغیان آن گشود به طوری که نشانه‌های زندگی اسلامی گم گشته و آثار آن زدوده شده است.

در نتیجه دگرگونی جامعه و اصلاح آن پس از آنکه انحراف و فساد واقعیت یافته و نسلها بر اساس آن تربیت شده و جامعه با وجود آن مأنوس گشته، کاری مشقت بار و مأموریتی دشوار است.

به‌طوری که وجود فساد و فراگیری آن تعجبی ندارد، بلکه کار دگرگونی و اصلاح اجتماعی عجیب نه نظر می‌رسد و در مورد کسی که مردم را به نابود ساختن و از بین بردن فساد فرامی‌خواند سؤال‌ها برانگیخته می‌شود چرا که گروه‌ها و سازمان‌ها و کشورهایی هستند که از این اوضاع اجتماعی مبذل و انحرافی حمایت و دفاع می‌کنند.

وقتی فساد و ابتذال خود را بر امت اسلامی تحمیل کرد، جامعه با این شرایط انحرافی الفت گرفته و مأنوس می‌شود و به تدریج آن را می‌پذیرد و در نهایت خود را تحت پوشش نفوذ این قالب اجتماعی و فرهنگی می‌یابد که محیط زندگی پیرامونش را تشکیل می‌دهد.

اما نباید فراموش کنیم که انتشار فساد و سیطره یافتن نیروهای ستمگر و ظالم و سکوت بخش اعظم مسلمانان جز مرگ نهاد امت مسلمان و خاموش شدن شراره‌های آگاهی و بینش و مسدود شدن راه‌های نفوذ و دگرگونی معنایی دیگر ندارد.

هر کس وضعیت روانی و سیاسی و فکری کنونی امت اسلامی را بررسی و پژوهش کند عوامل خشم و غضب و جرأت و جسارت را می‌بیند و صداهای مخالفت و اعتراض را می‌شنود و حرکت‌های دگرگون ساز و اصلاح طلبانه‌ای که فریاد بازگشت به اسلام و سازندگی زندگی و تمدن انسانی بر اساس مذهب و شریعت اسلامی سر می‌دهند را مشاهده می‌کند.

علی رغم کوششهای متعدد و تلاشهای زیادی که دشمنان اسلام می‌کنند تا با ایجاد کردن و ابداع نمودن اصول و نظریاتی برای جایگزین اسلام، روح بیداری و آگاهی را از امت اسلامی بگیرند و سر چشمه‌های نور و هدایت را به بند کشند، این تلاش‌ها موفق نبوده و نتوانسته است خلأ روحی و فکری و تشریعی که مسلمانان احساس می‌کنند را پر ساخته و اوضاع اجتماعی هلاکت باری که از آن رنج می‌برند را اصلاح و دگرگون سازد چون این اصول و نظریات فی‌نفسه روح اصلاح را در برنداشته و چنین هدفی ندارد بلکه از پایه و اساس برای جهان اسلام طرح و برنامه‌ریزی شده و در نظر دارد راه پیشرفت و ترقی امت اسلام را مسدود کرده و ساختار اعتقادی و فرهنگی مسلمانان را فرو پاشد.

امر و نهی و آزادی

جهان اسلام به شدت و به‌گونه‌ای خطرناک تحت تأثیر امواج اندیشه و تفکر غربی قرار گرفته است و خطر این تأثیر در دو نکته اصلی و اساسی نهفته است که عبارتند از:

پذیرش ناآگاهانه و عاری از ادراک فکری پخته و حساب شده این افکار و اندیشه‌ها به وسیله انسان مسلمان که در نتیجه خلأ فکری در زمینه فرهنگ و آگاهی سیاسی و اجتماعی صورت می‌گیرد و موجب می‌شود این امواج فکری و فرهنگی به جامعه اسلامی وارد شده و نقاط ضعف را بپوشاند.

بحران روانی که تأثیر یافتگان از اندیشه و فرهنگ بیگانه از آن رنج می‌برند این بحران همان احساس برتری این اندیشه و فرهنگ و کوچکی و حقارت در برابر آن است بدین خاطر موضع‌گیری این گروه خودباخته به یک موضع منفی مبدل شده است که آنان را به جای نقد فرهنگ غرب و محک زدن و تبیین آن در جایگاه تأثیر پذیری و تسلیم قرار داده است. البته عامل دیگری نیز به عنوان یک عنصر اساسی در خطیر نمودن این موج فرهنگی دخالت دارد و آن این است که اینان تناقض فکری افکار و مفاهیم وارداتی بیگانه را با عقیده و رسالت خودشان در زندگی درک نمی‌کنند.

در نتیجه اصول فرهنگ بیگانه را نشر و ترویج می‌کنند در حالی که از خطر آن برای ارزش‌های اسلامی و فرهنگ و مفاهیم اسلام که هدفش سازندگی انسان و زندگی به شکلی هماهنگ و استوار است آگاه نیستند.

از انبوه مفاهیمی که عده زیادی از آحاد امت ما آن را بدون درک و آگاهی پذیرفته‌اند مفهوم آزادی افسار گسیخته‌ای است که اروپا پایه‌های تمدن و زندگی را بر اساس آن بنیاد نهاده است و جامعه سرمایه داری را با همه امراض روحی و مشکلات و گرفتاری‌های اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و ... پدید آورده است.

همزمان با اشغال جهان اسلام توسط اروپای صلیبی مسلح و جنگ فرهنگی و برنامه‌ریزی مستمر رهبران صلیبی اروپا برای انتقال میکرب‌های فرهنگی و تمدن مریضی که در جامعه آنها تولد یافته بود به جامعه مسلمانان ارکان و پایه‌های هستی و حیات اسلام ویران شد ارکان و پایه‌هایی که به وسیله آنها برتری و پیروزی بر بیگانگان ممکن بود.

وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا. نساء/۸۹

منافقان و کافران آرزو کنند که شما هم به ماند آنها کافر شوید.

بنابراین مفهوم آزادی اروپایی به جهان اسلام وارد شد. آزادی فی‌نفسه مفهومی دوست داشتنی است بلکه اساس و جوهره انسانی و ارزشمندترین چیزی است که موضع و زندگی و حیات می‌آفریند و از درون‌مایه و محتوای انسانی پرده برمی‌دارد.

البته ما وقتی مفهوم آزادی اروپایی را نقد می‌کنیم آزادی به معنای واقعی کلمه به عنوان یک امر ارادی و به عنوان قدرت و توانایی بر انجام یک عمل و به عنوان عملی برای اعتراض و شکستن زنجیرهای بندگی و ستم و بهره‌کشی و ... را نقد نمی‌کنیم بلکه آزادی به گونه غربی که تجویز کننده هرج و مرج و افسار گسیختگی فکری و عملی و اجتماعی است و بشریت را با دردها و مشکلات و گرفتاری‌ها رو به رو ساخته است را مردود می‌شماریم.

رهایی انسان ازت عهد و مسئولیت را نمی‌توان آزادی نامید بلکه این هرج و مرج و افسار گسیختگی است آزادی در اسلام عبارت است از اینکه به انسان حق دخل و تصرف و انتخاب جایگاه اجتماعی داده شود به گونه‌ای که ارزش‌های زندگی و اهداف نیک آن را پایمال نکند.

پس زندگی، نظام و قوانین و اهداف خود را دارد که بر آن قوانین بنا نهاده شده است و به سوی آن اهداف حرکت می‌کند و مسیر صحیح انسان نیز بدون التزام به این قوانین و رعایت آنها شکل نمی‌گیرد.

از این رو بر انسان است که برای حفظ نظام زندگی و رشد و شکوفایی آن به این اصول و ارزش‌ها پایبند باشد و از ویران کردن و تجاوز نمودن از این اصول و ارزش‌ها تحت عنوان آزادی امتناع کند.

بنابراین برخورد انسان و رفتار او با خود و جامعه‌اش می‌بایست در چارچوب حفظ و رعایت این اصول قرار گیرد و دادن حق انتخاب جایگاه و موقعیت اجتماعی به انسان در این چارچوب را آزادی می‌نامیم البته آزادی بنا بر مفهوم صحیح اجتماعی‌اش.

اسلام بین آزادی و این اصول و ارزش‌ها که ساختار فرهنگی و حیاتی جوامع بر آن استوار است به گونه‌ای قانونی و اخلاقی پیوند برقرار کرده است. بخش رفتار و کردار انسانی به شکل اساسی و بنیادی به سه قسم تقسیم می‌شود تا دیدگاه صحیح و درستی برای انسان فراهم شود و برای انتخاب موضوع و موقعیت و به‌کارگیری آزادی مشروع در زندگی ابزارهای تشخیص و تمیز را دارا باشد.

این سه قسم عبارتند از:

حرام یعنی چیزی که انسان بباید آن را انجام دهد و حق و آزادی ندارد به آن دست یازد چه در زمینه رفتارهای فردی و چه در زمینه برخوردهای اجتماعی، چون انجام کارهای حرامی چون ربا و احتکار و تقلب و زنا و شراب خواری و دروغ و ... مایه دشمنی با نظام زندگی و ویران سازی سعادت و نیکبختی انسان است و معقول نیست اسلامی که برای حفظ و صیانت از زندگی و سعادت انسان آمده است، دشمنی با نظام زندگی و تخریب و ویرانی آن را تجویز کند.

واجب

از آنجا که تکمیل بنای سعادت زندگی انسان جز با پایبندی او – که سازنده این بنا در صحنه زندگی است – به تحکیم و استوار سازی این بنا و تهیه لوازم آن برطبق قانون رشد و حرکت طبیعی میسر نیست، ضروری است که فرد مادامی که عنصری حرکت آفرین در سازندگی نظام زندگی است عهده دار این مسئولیت گردد. چون تأخیر او در ایفای این نقش و انجام این مسئولیت این بنای حیاتی را به هرج و مرج و سقوط می‌کشاند. به همین خاطر اسلام انسان را به انجام دادن کارهای واجب تکلیف کرده و در این زمینه به او آزادی و حق انتخاب نداده است مگر در حال ناتوانی از انجام این مسئولیت.

حلال، مباح و مستحب و مکروه

قسم سومی که انسان می‌تواند آن را انجام دهد کارهای حلال است و این قسم از اعمال، زمینه طبیعی آزادی و اختیار در نظر اسلام است که البته گسترده‌ترین زمینه در زندگی انسان می‌باشد در این حالت اسلام هیچ‌گونه محدودیتی برای انسان قائل نگشته و آزادی را از او سلب ننموده و در انجام این اعمال به دست انسان هیچ دخالتی نکرده است مگر آنگاه که از اندازه قانونی و طبیعی خارج گشته و به فرد یا اجتماع ضرری برساند.

انسان در نوع اندیشه و آموزش و انتخاب شغل و همسر و محل سکونت و موارد دیگر مادامی که با قوانین مقررشده یعنی انجام واجبات و ترک محرمات مخالفت نورزد و از التزام به آنها سر باز نزند، آزاد است و هیچ‌کس حق ندارد بر او سیطره یابد و قانون اسلامی اجازه دخالت در امور خصوصی فرد را تا زمانی که به کارهای حلال اشتغال دارد به هیچ‌کس نمی‌دهد در پایان این گفتار به یک نتیجه مهم دست می‌یابیم و آن محدود نمودن زمینه آزادی شخصیت در قلمرو حلال است که از طریق آن می‌توانیم ارتباط بین امر به معروف و نهی از منکر و آزادی را دریابیم چون وجوب امر به معروف و نهی از منکر در محدوده واجب و حرام است که اگر فردی یا گروهی اصول اعتقادی و قانون و اخلاق را پایمال کرد و در مسیری گام برداشت که بر افکار و اندیشه‌های انحرافی گردن نهاد، یا اینکه به کار حرام مانند شراب‌خواری و زنا و دروغ و احتکار و قمار و مبادله مواد مخدر دست زد بر هر انسان مسلمانی واجب است که او را از انجام این کار باز دارد و از غوطه‌ور شدن در گرداب محرمات منع کند و اگر برخی از مسلمانان با حکومت و یا یکی از گروه‌ها و سازمان‌های اجتماعی در برابر این کار حرام و فساد مقاومت نمود تکلیف از سایر مسلمانان ساقط می‌شود اما اگر فساد و انحراف به حال خود گذاشته شد و هیچ‌کس به مبارزه با آن برنخاست مسئولیت بر گردن همه افرادی است که به این فساد و انحراف آگاهی دارند و توانایی مبارزه با آن را نیز دارا می‌باشند ولی ساکت می‌مانند.

در چنین موقعیتی شخص گناهکار نمی‌تواند به آزادی فردی خود استدلال کند و نیز کسی حق ندارد بر مخالفت با شخص فاسد اعتراض کند که: این شخص از آزادی شخصی خود استفاده می‌کند و کسی حق ندارد در امور شخصی او دخالت کند.

چه اینکه آزادی به معنای دشمنی و اختلال در نظام زندگی یا ویران سازی اهداف نیک آن نیست زیرا معنای زمینه دادن به افراد فاسد و منحرف آن است که اینان به هر شکلی که تمایلات نفسانی‌شان اجازه دهد در جامعه تصرف کنند و فساد و انحراف جامعه را فراگیرد و افراد منحرف بتوانند بدی و فساد را در جامعه شایع نمایند و به دیگران ضرر و آزار برسانند چرا که در جامعه یک شخص به تنهایی زندگی نمی کمد بلکه جامعه مجموعه‌ای از افرادی است که بافت محکمی از روابط آنها را با یکدیگر پیوند می‌دهد.

از این رو هرگونه مرض و بیماری که فردی از یک جامعه به آن مبتلا گردد خطر آن به افراد دیگر آن سازه اجتماعی نیز سرایت می‌کند همچنان که بدن انسان نیز همین گونه است.

زیرا در مورد شخصی که خود را در گرداب جرائم و کارهای زشت و فاسد می‌افکند و دستش را به اعمال انحرافی آلوده می‌سازد، نمی‌توان گفت که نتایج خسارت بار آن تنها در محدوده همان شخص محصور می‌ماند بلکه کسی که شراب می‌خورد بر خود و افراد خانواده و جامعه‌اش ظلم و جنایت می‌کند چون علاوه بر بیماری‌های جسمی که شراب‌خواران به آن مبتلا هستند و از طریق وراثت به فرزندانشان منتقل می‌شود و اثر جنایت بدین گونه امتداد می‌یابد و علاوه بر زبان‌های معیشتی و اخلاقی از قبیل آوارگی و محرومیت که خانواده شخص شراب‌خوار به آن مبتلا می‌شوند چنین شخصی سلامتی و نیروی جسمی و روحی خود را از دست می‌دهد و دقت و مال خود را تلف می‌کند و به تولید اقتصادی و روابط اجتماعی و اخلاقی درون جامعه زیان می‌رساند.

و آن کس که زنا می‌کند اثر این عمل در قلمرو خود شخص باقی نمی‌ماند بلکه زنا منبع وبایی خطرناک‌ترین بیماریهای کشنده جسمی و عامل به جود آمدن فرزندان غیرقانونی است که متولد می‌شوند در حالی که پدر و خانواده خود را نمی‌یابند تا دست نوازش بر سر آنان بکشند در نتیجه به آوارگی و گم گشتگی و ارتکاب جرائم زندگی را سر می‌کنند.

اعمال کسانی که قانون و اخلاق را زیر پا می‌گذارند همیشه همین گونه است و آثار و نتایج خسارت بار و ویرانگر آن در محدوده شخص جانی و گناهکار باقی نمی‌ماند.

البته ترک واجبات و مسئولیت‌های اجتماعی و سستی در انجام دادن آن‌ها نیز همین نتیجه را دارد کسی که نماز را ترک می‌کند یا زکات نمی‌دهد یا به تربیت فرزندانش توجهی ندارد و یا در انجام مسئولیت‌های اجتماعی‌اش را با خلوص نیت و امانت انجام نمی‌دهد همه اینها نظام زندگی را با شر و فساد می‌آلایند و حقوق دیگران را زیر پا گذارده و در انجام تکالیف خود کوتاهی می‌ورزند از این‌رو بر افراد و سازمانهای اجتماعی و حکومت لازم است که به ارشاد و راهنمایی اینان همت ورزیده و آنان را به انجام مسئولیت هایشان ترغیب کنند (امر به معروف) و این ترغیب کردن و وادار نمودن به معنای دخالت در امور شخصی فرد و یا محدود کردن آزادی او یا گرفتن آن نیست بلکه کاری است که هدفش حمایت از قانون و مصالح شخص و جامعه می‌باشد و این عین آزادی است چون معنای عدم حضور قانون و شیوع بی مسئولیتی و فساد همان پایمال شدن آزادی انسان و حق شخصی او در زندگی است.

پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم رابطه میان آزادی فساد انگیز و سلامت جامعه و نیک‌بختی انسانتی را اینگونه توصیف می‌کند: ان مثل القائم علی حدود الله و الواقع فیها کمثل قوم استهموا علی سفینة فاصاب بعضهم اسفلها و بعضهم اعلاها، فکان الذین فی اسفلها اذا مرّوا علی من فوقهم قالوا: لو خرقنا فی نصیبنا خرقاً فنخرج منه الماء و لا تؤذی من فوقنا ... فان ترکوهم هلکوا جمیعاً و ان اخذوا علی ایدیهم نجوا.

مثل کسی که به پای دارنده حدود و قوانین الهی است و پیوسته آنها را پاس می‌داد مانند گروهی است در کشتی نشسته که برخی از آنان در قسمت پایین کشتی و برخی دیگر در قسمت بالای کشتی قرار دارند آنهایی که در قسمت پایین قرار دارند چون به قسمت بالا می‌آیند می‌گویند: اگر ما در قسمت پایین کشتی که محدوده خودمان است سوراخی کنیم آب به دست می‌آوریم در حالی که به بالایی‌ها هیچ آزاری نرسانده‌ایم. ... در این صورت اگر سایر مسافران کشتی این عده را رها کنند تا به فکر خود جامه عمل بپوشند همگی غرق خواهند شد و اگر مانع آنها شوند همگی نجات خواهند یافت.

این حدیث شریف رابطه میان فرد و جامعه را به خوبی بیان کرده و فردگرایی و جدایی از جامعه را در زمینه سلوک و روش انسانی محکوم نموده است. خدای متعال می‌فرماید: وَ اِتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَللّهَ شَدِیدُ اَلْعِقابِ انفال/۲۵

بترسید از بلایی که چون آید مخصوص ستمکاران نباشد و بدانید که عذاب خدا بسیار سخت است.

از این رو امر به معروف وظیفه‌ای قانونی و واجبی کفایی است در جهت حمایت از جامعه و خود فرد فاسد و منحرف در مقابل آثار فساد و بی بند و باری و گناه.

پیامبر انسانیت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم در حدیث زیر این معنا را به خوبی روشن و نمایان ساخته است: لا تزال امتی بخیر ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا علی البر فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات و سلط بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصر فی الارض و لا فی السماء

پیوسته امت من در نیکی و رستگاری خواهند بود مادامی که به کارهای شایسته فراخوانند و از اعمال ناشایست باز دارند و بر نیکی همکاری و همیاری ورزند و اگر چنین نکنند برکت از میان آنان برچیده خواهد شد و برخی از آنان بر برخی دیگر سیطره خواهند یافت و برای آنان نه در زمین و نه در آسمان یاوری نخواهد بود.

و به همین خاطر است که خداوند سبحان مؤمنان را اینگونه توصیف می‌کند

وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ اَلْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ ... (توبه/۷۱)

مردان و زنان مؤمن همه یار و دوستدار یک دیگرند، خلق را به کار نیکو وادار کرده و از کار زشت منع می‌کنند ...

امر و نهی و دگرگونی

اسلام، مکتبی دگرگون ساز است که هدفش ریشه کن نمودن جاهلیت و از بین بردن گونه‌های فساد و انحراف از زندگی فرد و اجتماع است تا ساختار فکری و روحی و عملی انسان را بنیان نهد و جامعه را به صورتی قانونمند و اخلاقی و از نظر روحی خود نگهدار بسازد.

اسلام به سازندگی فرد و جامعه و ترسیم تصویر زندگی و فرهنگ اکتفا نکرده است بلکه ضمانت‌ها و عوامل نگه‌دارنده و بازدارنده‌ای را قرار داده است که این بنا را از متزلزل شدن و فرو ریختن باز می‌دارد همچنان که احتیاط‌های قانونی و تعبدی خاصی را تشریع کرده است تا هر زمان که بنای جامعه در معرض خطر تزلزل و ویرانی قرار گرفت آن را ترمیم و باز سازی کند.

مهم‌ترین این احتیاط‌ها و محافظت‌ها همان امر به معروف و کارهای شایسته و نهی از منکر و مظاهر انحراف در جامعه اسلامی و تحکیم و استوار سازی بنای جامعه بر پایه اصول اصیل اسلامی است به همین خاطر سنت و احادیث نبوی صلی الله علیه و آله و سلّم از آن نه به عنوان یک موعظه یا سخن بی اهمیتی که گفته می‌شود یا موضع منفی که اتخاذ می‌شود بلکه به عنوان کار دگرگون‌سازی که هدفش دگرگون ساختن عملی فرد و جامعه می‌باشد تعبیر و توصیف می‌کند چون امر به معروف و نهی از منکر یک تشریع قانونی است و طبیعتی الزام آور دارد تا فساد و انحراف را از جامعه ریشه کن سازد و اصول اسلامی را جایگزین آن گرداند از این رو این واجب کفایی از گردن عموم مسلمانان ساقط نمی‌شود هر چند که عده‌ای از مردم به آن عمل کنند مگر زمانی که دگرگونی و تحول صورت پذیرد به همین خاطر است که در احادیث نبوی صلی الله علیه و آله و سلّم در موارد متعدد این واجب الهی به یک عمل دگرگون ساز توصیف شده است نمونه‌ای از این احادیث را در اینجا ذکر می‌کنیم.

من رأی منکر سلطاناً جائراً مستحلاً لحرم الله ناکثاً لعهد الله یعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول کان حقاً علی الله ان یدخله مدخله. (کامل/ابن اثیر/ج ۴، ص ۴۸.)

هر یک از شما حاکم ستمگری را بینند که حرام خدا را حلال می‌کند و عهد پیمان الهی را می‌شکند و در مورد مردم با گناه و دشمنی رفتار می‌کند و با گفتار یا کردار بر ضد او شورش نکند بر خداوند است تا او را به جایگاهی که شایسته آن است داخل گرداند.

ما اقرّ قوم بلامنکر بین اظهرهم لا یغیرونه الا اوشک ان یعمهم الله بعقاب من عنده. (وسایل الشیعه، حر عاملی، ج ۶، ص ۴۰۸)

هر گروهی که کار ناشایست و منکر را در میان خود محقق و تثبیت کنند بی آنکه در صدد دگرگون ساختن آن برآیند به‌زودی خداوند آنان را در عقوبت خود فرو می‌برد.

ان المعصیة اذا عمل بها العبد سرّاً لم تضرّ الاّ عاملها فاذا عمل بها علانیة و لم یغیّر علیه اضرّت بالعامّه (کامل، ابن اثیر، ج ۴، ص ۴۸.)

اگر انسان پنهانی گناهی انجام دهد به کسی جز خودش ضرر نمی‌رسد اما اگر در معرض نگاه دیگران دست به گناه بزند و کسی با آن مخالفت نکند و در صدد تغییر و دگرگون‌سازی آن بر نیاید ضرر آن به همه افراد جامعه وارد می‌شود.

لا یحل لعین مؤمنه تری الله یعصی فتطرف حتی تغیره (همان، ص ۳۹۹.)

بر چشم انسان مؤمن حلال نیست که ببند خداوند مورد نافرمانی قرار می‌گیرد پس باید با آن مخالفت کند تا آن که آن را دگرگون ساخته و به کار نیک مبدل گرداند

ان الله لا یعذب العامه بذنب الخاصه اذا عملت الخاصة بالمنکر سرّاً من غیر أن تعلم العامّه فاذا عملت الخاصه بالمنکر جهاراً فلم تغیّر ذلک العامّه استوجب الفریقان العقوبه من الله عزّوجلّ (همان، ص ۴۰۷)

خداوند عموم مردم را به خاطر کار زشتی که عده‌ای خاص پنهانی انجام داده‌اند بی آنکه مردم بدانند عذاب نمی‌کند اما اگر این عده خاص آشکارا کار زشتی انجام دهند و عموم مردم با آن مخالفت نکنند و درصدد تغییر آن بر نیابند هر دو دسته سزاوار عقوبت خداوند سبحان هستند.

بدین‌سان امر به معروف و نهی از منکر کاری دگرگون ساز است که هدفش محافظت از سلامت بنای سالم ایمانی جامعه می‌باشد از این روست که احادیث نبوی به صورتی پیگیر برای آرام سازی فضاهای فکری و روحی انسان مسلمان و بر انگیختن آگاهی و بیداری میان مسلمانان تلاش می‌کنند تا انسان مسلمان برای تحمل مسئولیت‌ها و مبادرت به دگرگون‌سازی ریشه کن نمودن فساد از بدو پیدایش آن جامعه آمادگی داشته باشد امام جعفر صادق علیه‌السلام از پدران بزرگوارش از جد خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت می‌کند که فرمود: کیف بکم اذا فسدت نساؤکم و فسق شبابکم و لو تأمروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنکر؟ کیف بکم اذا أمرتم بالمنکر و نهیتم عن المعروف؟ فقیل یا رسول اله و یکون ذلک؟ قال: نعم و شر من ذلک کیف بکم اذا رأیتم المعروف منکراً و المنکر معروفاً (وسائل الشیعه، حر عاملی، ج ۶، ص ۳۹۶.)

چه بر سر شما خواهد |آمد زمانی که زنان شما فاسد و جوانان شما فاسق شدند و امر به معروف و نهی از منکر نکردید؟ چه بر سر شما خواهد آمد زمانی که امر به منکر و نهی از معروف کردید؟ عرض شد یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم آیا چنین چیزی ممکن است؟ فرمود: بله بدتر از آن نیز ممکن است چه بر سر شما خواهد آمد زمانی که معروف را منکر و منکر را معروف دیدید؟

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلّم: ان الله عزوجل لیبغض المؤمن الضعیف الذی لا دین له قال: الذی لا ینهی عن المنکر. (همان، ص ۳۹۷.)

خداوند متعال بر مؤمن ضعیفی که دین ندارد خشم می‌گیرد. سپس فرمود: یعنی کسی که نهی از منکر نمی‌کند.

احادیث و روایات به همین صورت پی در پی وارد شده‌اند تا فرد و جامعه را برای انجام مأموریت اصلاح‌طلبی و دگرگونی در جامعه آماده سازند و مسلمانان هنگامی که به این مأموریت بزرگ اصلاح‌طلبی و دگرگون‌سازی عمل کنند قادر خواهند بود که جامعه خود را در برابر عوامل سقوط و انحطاط حفظ کرده و کلیه عناصر و ویژگی‌های رشد و شکوفایی فرهنگی و عمرانی را به آن ببخشند.

امام محمدباقر علیه‌السلام ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء و منهاج الصلاحاء فریضة عظیمة، بها تقام الفرائض و تامن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و ینصف من الاعداء و یستقیم الامر.

امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران و طریقه صالحان و فریضه بزرگی است که از رهگذر آن فرائض بر پا و استوار و راه‌ها ایمن و کسب‌ها حلال، ظلم‌ها و ستم‌ها بازگردانده و زمین آباد خواهد شد از دشمنان انتقام گرفته شده و هر چیز در مسیر واقعی خود قرار خواهد گرفت.

شروط امر به معروف و نهی از منکر

از آنجا که امر به معروف و نهی از منکر، فریضه‌ای عبادی است که شارع مقدس حکم وجوب آن را صادر کرده و عقل ضرورت آن را برای حفظ جامعه و صیانت نظام هستی و تحقق خیر و صلاح انسانیت درک می‌کند اسلام برای امر به معروف و نهی از منکر احکام و قوانینی وضع نموده و مراحل تدریجی و شایستگی‌هایی که شخص امر به معروف و نهی از منکر کننده باید دارا باشد را بیان کرده است.

شروط این فریضه مقدس را در زیر می‌آوریم تا با مسئولیت‌ها و واجبات خود که اصلاح و سازندگی انسانیت در آن است آشنا شویم:

در وجوب امر به معروف و نهی از منکر شرط است که شخص امر به معروف و نهی‌کننده به درجه‌ای از شناخت و آگاهی برسد که بتواند کار معروف و منکر را تشخیص دهد و افراد و گروه‌ها را هدایت و ارشاد کند و آنان را از منکر دور ساخته و بر التزام و پایبندی به کار معروف و تشویق و ترغیب نماید از اینرو بر افراد و گروه‌هایی که عهده دار این مسئولیت و مأموریت می‌باشند واجب است که خود در درجه مناسبی از فهم و شناخت فرهنگ اسلامی و اوضاع جامعه و ظرفیت افراد قرار داشته باشد تا به شناخت علل و عوامل مؤثر در ایجاد فساد و انحراف قادر بوده و بر اوضاع فکری و عملی و روانی و اجتماعی که قصد تغییر و دگرگونی آن را دارند وقوف و آگاهی کامل داشته باشند.

پس مادامی که به احکام و قوانین شرع اسلام و به انگیزه‌های فساد و عوامل پدیدار شدن آن و به روشهای دگرگون‌سازی آن و وسایل به وجود آوردن یک تحول اجتماعی آگاهی و شناخت پیدا نکنند نمی‌توانند دست به ویران سازی بنای فاسد جامعه و سازندگی آن بر اساس اصول صحیح اسلامی و علمی بزنند تا عملاً دارای نتایج محرز و ثمر بخشی باشد چنان‌که در گفتار خداوند آمده است که: قُلْ هذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَی اَللّهِ عَلی بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اِتَّبَعَنِی وَ سُبْحانَ اَللّهِ وَ ما أَنَا مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ سوره یوسف/۱۰۸

ای رسول ما، امت را بگو طریقه من و پیروانم همین است که خلق را با بینایی و بصیرت دعوت کنم و خدا را از شریک منزه دانم و هرگز به خدا شرک نیاورم.

در وجوب امر به معروف و نهی از منکر احتمال تأثیر شرط است پس کسی که با منکر رو برو می‌شود یا آنکه در انجام معروف کوتاهی می‌بیند، اگر احتمال می‌دهد که تلاشهای او در کسی که دست به منکر زده یا معروف را ترک کرده است ثمره‌ای ندارد و نتیجه‌ای نمی‌بخشد وجوب امر به معروف و نهی از منکر از او ساقط می‌شود.

هنگامی که از احتمال تأثیر سخن می‌گوییم نباید فراموش کنیم که بسیاری از مردم از زیر بار مسئولیت اصلاح و ایجاد تغییر و تحول در جامعه به بهانه عدم احتمال تأثیر شانه خالی می‌کنند در حالی که در فراهم کردن شرایط و ظروف کوتاهی ورزیده‌اند.

از اینرو وظیفه انسان دگرگون ساز و مصلح آن است که در همه وسایل و روشهای ممکن و مشروع تفکر و اندیشه و بررسی کرده و شعاع قدرت آن بر اصلاح و تحول را قبل از آنکه بر عدم احتمال تأثیر حکم کند تجربه نماید – مگر هنگامی که مسئله واضح بوده و نیازمند تفکر نباشد و تجربه آن نیز بیهوده و بی‌نتیجه باشد – پس نباید احتمال تأثیر را به روش معین و اسلوب مشخص مرتبط ساخت که معمولاً امر به معروف و نهی از منکر کنندگان از آن روش استفاده می‌کنند چرا که ذهنیت انسان‌هایی که مخاطب امر به معروف و نهی از منکر قرار می‌گیرند و نیز میزان آگاهی و شعور و انگیزه‌های انحراف آنان در افراد و مکان‌ها و زمانهای مختلف فرق دارد به همین خاطر تعدد وسائل و پیشرفته شدن روشهای برخورد انسان مسلمان را قانع می‌کند که اقدام او تأثیر گذار و ثمر بخش خواهد بود و او را برای بدوش کشیدن این مسئولیت اصلاحی بزرگ به جلو می‌اندازد.

البته مسئله دیگری نیز وجود دارد که موجب می‌شود بسیاری از مسلمانان اصلاح و دگرگونی را جدی نگیرند و احتمال تأثیرگذاری برخوردهایشان را منفی بدانند و آن عارض شدن حالت‌های روحی مختلف بر کسی است که به انجام این مسئولیت فکری می‌کند حالت‌هایی چون نومیدی و عدم اعتماد به نفس و ترس از دیگران و احساس عدم توانایی بر تأثیرگذاری که در نتیجه مشاهده فراگیر شدن فساد و عمق یافتن انحراف و طغیان پدیده‌ها و نیروهای فاسد و کینه‌توز بر ضد اسلام به وجود می‌آید.

لذا پس از تصور شکست و عدم احتمال تأثیرگذاری در زیر فشارهای این عوامل خوارکننده روحی سر فرود می‌آورد و عقب می‌نشیند.

بدین ترتیب این دو مشکل پدید می‌آید:

یکی اسلوب و روش کار و دیگری حالت روحی شخصی که در فکر انجام دادن مسئولیت اصلاح و دگرگونی است یعنی علت اساسی عقب‌نشینی و کوتاهی در انجام این فریضه مقدس مکتبی و همین است سر سکوت مردم در برابر شیوع و انتشار فساد اخلاقی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و بی قیدی نسبت به ادای واجبات عبادی در میان مسلمانان.

از این رو وظیفه قیام کنندگان به امر به معروف و نهی از منکر است که به آگاهی دادن و بیدار کردن مردم بپردازند تا از رهگذر آگاهی توده‌ها این پدیده‌های ناسالم معالجه و ریشه کن شود و آگاهی مثبت رشد یافته و روح اراده و خوش‌بینی را بنشاند روحی که همت‌ها را محکم و اراده تغییر و تحول را نیرومند و نیروی توده‌های مردم را برای نابودی فساد و سازندگی زندگی بر پایه‌های سالم اسلام و محافظت از استمرار آن بسیج می‌کند.

در وجوب امر به معروف و نهی از منکر شرط است که شخص که مورد امر و نهی قرار می‌گیرد از کاسنی باشد که بر انجام کارهای حراف و ترک واجبات اصرار داشته باشد اما اگر شخص مورد نظر از این گروه نیست بلکه از کسانی است که خود به خود توبه می‌کند و به راه حق و حقیقت باز می‌گردد همانا امر و نهی کردن چنین کسی واجب نیست چون هدف اصلی و اساسی امر به معروف و نهی از منکر حاصل و محقق می‌شود بی آنکه نیازمند به رویارویی و برخورد باشد.

یکی دیگر از شروط امر به معروف و نهی از منکر آن است که در نتیجه این امر و نهی بر شخص یا گروهی که به امر به معروف و نهی از منکر مبادرت ورزیده‌اند ضرر و زیانی وارد نیاید که بیش از نتایج اصلاحی مورد انتظار از امر و نهی باشد.

اما اگر امر به معروف و نهی از منکر دارای نتایج اصلاحی مثبت باشد اگر چه اقدام به امر و نهی منوط بر زیان‌های مالی و جانی مانند کشته شدن، زندان رفتن، آواره شدن باشد انسان مسلمان واجب است که این ضرر و زیان را بپذیرد و خود را قربانی آن کند.

از این رو بر شخص یا گروهی که قصد اقدام به امر به معروف و نهی از منکر را دارند و مأموریت ایجاد تحول اجتماعی را بر عهده گرفته‌اند واجب است که ابتدا شرایط و اوضاع و کارهایی که قصد انجام آن را دارند و نتایج حاصله از آن و عکس‌العمل‌هایی که متوجه آنان می‌شود را بررسی و تحلیل کنند اگر جانب تأثیرگذاری امر و نهی و ایجاد تغییر و تحول برتری یافت و از درستی و مثبت بودن نتایج حاصله اطمینان یافتند بر آنان واجب است که مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر را بر دوش کشند و به آن جامه عمل بپوشانند هر چند میزان فداکاری و پیامدهای آن سنگین و بالا باشد بر صدق و درستی این مطلب هیچ دلیلی بهتر از قیام امام حسین علیه‌السلام و قربانی نمودن خود و خانواده و یاران و اموالش به خاطر اصلاح امت و دگرگون ساختن فساد نیست.

امام اگر این اقدام حساب‌نشده باشد و زیان‌ها و نتایج منفی و مضرات آن بیش از نتایج مثبت و تأثیر اصلاحی آن باشد اقدام به آن نتیجه‌ای جز ضرر ندارد و هیچ‌گونه زمینه تغییر و تحول را بجود نمی‌آورد در این صورت دست نزدن به چنین کاری بهتر از مبادرت به آن است مادامی که نتایج خلاف و آثار منفی به دنبال دارد بخصوص اگر آثار منفی آن به اقدام کنندگان محدود نشود بلکه به دیگران نیز سرایت کند و بذر نومیدی را در دل‌هایشان بکارد و نیروهای شر و گمراهی و فساد را به استمرار و ادامه دادن به راه خود استوارتر کند.

هنگامی که از سنجش نتایج امر به معروف و نهی از منکر و ارتباط وجوب با نتایج حاصله از این اقدام تحول آمیز و دگرگون ساز سخن می‌گوییم باید به این نکته توجه کنیم که ضرورت ندارد که نتایج این اقدام فوری و آنی باشد به‌طوری که شخص یا گروهی که به آن مبادرت می‌کنند به‌زودی آن را لمس کنند بلکه گاهی اوقات نتیجه بخشیدن یک عمل فرصت زیادی لازم دارد تا رشد کند و با عوامل و عناصر تغییر و تحول اعم از عناصر انسانی یا موضوعی تأثیر و تأثر حاصل نماید و سپس آثار خود را ظاهر و ثمره‌اش را ببخشد

بعضی وقت‌ها امر به معروف و نهی از منکری که اشخاص با گروه‌ها به آن مبادرت می‌کنند قادر نیست که اوضاع و شرایط جاری را آنی و به سرعت تغییر دهد و فساد و انحراف را ریشه کن سازد و بنای اصیل اسلامی را بنیان کند.

با این وجود فداکاری بزرگی صورت می‌گیرد و زیان‌های گسترده‌ای به مال و جان مصلحان و دعوتگران به تغییر اوضاع و شرایط اجتماعی و فردی افسار گسیخته و بی بند و بار وارد می‌شود ولی این تلاش و کوشش در یک دوراندیشی به عنوان هسته‌ای عمل می‌کند که در کالبد افسرده امت حرکت می‌آفریند و روح بیداری و آگاهی را در آن بر می‌انگیزد.

در نتیجه همان فداکاری و از جان گذشتگی که به تنهایی نتوانست فساد و انحراف را دگرگون سازد سبب حرکت آفرینی و رشد افزایش عوامل اصلاح و دگرگونی می‌گردد. همانند نهضت امام حسین علیه‌السلام پس باید برای عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر بپا خاست و با همه توان و امکانات فداکاری و از خود گذشتگی نمود تا در جامعه اصلاح و تحول صورت گیرد تا فرمان و پیام الهی بر فراز نشیند و برتری یابد و عقیده گمراهی و طاغوت‌ها در پستی و حضیض قرار گیرد.

شیوه امر به معروف و نهی از منکر

روش رساندن تفکر و اندیشه و شیوۀ ایجاد تحول سهم بسزایی در به نتیجه رسیدن تلاش‌هایی که مصلحان و تحل گران می‌کنند دارد هر چه روش موفق‌تر و شیوه قانع‌کننده تر باشد تأثیرگذاری توفیق بیشتری می‌یابد و دگرگون‌سازی اثر عمیق‌تری بر جای می‌گذارد. چون گاهی اوقات فرد یا گروهی شیوه معینی را برای اصلاح و تغییر جامعه انتخاب می‌کنند ولی هیچ توفیق حاصل نمی‌کنند و از ضرر و زیان نیز در امان نمی‌مانند در حالی که فرد یا گروه دیگری همان فعالیت را در همان محیط انجام می‌دهد و موفقیت بزرگی به دست می‌آورد و اهداف و مقاصد خود را با کمترین ضرر و زیان یا بی آنکه ضرری به او برسد اجرا و پیاده می‌کند.

پس با به‌کارگیری روش و شیوه مناسب و خوب بکار بردن امکانات و استعدادها، در مقدار نیرو و وقت صرفه‌جویی می‌شود در نتیجه اجرا شدن اهداف و توفیق یافتن کار سریع‌تر انجام می‌گیرد

ما در عصر کنونی که عصر برنامه‌ریزی و سازماندهی و برتر شدن شیوه‌ها و روش‌ها است نمی‌توانیم به کار اصلاح و دگرگونی اجتماعی مبادرت ورزیده و در برابر وسایل فسا د و جنگ فرهنگی کینه توزانه با اسلام مقاومت کنیم مگر با اسلوب و شیوه‌ای برتر و با کاربردی بهتر تا دعوت به تحول و دگرگونی و اقدام به امر به معروف و نهی از منکر بر اساس بینایی و بصیرت و آگاهی و حکمت استوار باشد تا به فرموده خدای تعالی عمل کرده باشیم: قُلْ هذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَی اَللّهِ عَلی بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اِتَّبَعَنِی وَ سُبْحانَ اَللّهِ وَ ما أَنَا مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ یوسف/ ۱۰۸

ای رسول ما، امت را بگو، طریقه من و پیروانم همین است که خلق را با بینایی و بصیرت دعوت کنم و خدا را از شریک منزه دانم و هرگز به خدا شرک نیاورم.

اُدْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ نحل / ۱۲۵ ای رسول ما، خلق را به حکمت و برهان و موعظه نیکو به راه خدا دعوت کن و با بهترین طریقه با اهل جدل مناظره کن.

و از حدیث شریف هدایت پذیریم که:

العامل علی غیر بصیرۀ کالسائر علی غیر الطریق لایزیده سرعة السیر الا بعداً (وسائل الشیعه، حر عاملی، ج ۹، ص ۱۲.)

آن کسی که بدون بصیرت و بینایی کاری انجام می‌دهد مانند کسی است که راه اشتباهی می‌رود و سرعت در حرکت جز دور شدن از مقصد نتیجه‌ای برای او ندارد.

انا معاشر الانبیاء أُمرنا أن نکلم الناس علی قدر عقولهم (حف العقول، حرانی، ص ۳۲.)

ما پیامبران مأموریم که با مردم به اندازه عقلشان سخن گوییم.

أمرت بمداراة الناس کما امرت بتبلیغ الرسالة (همان، ص ۴۰.)

مأموریت یافته‌ام که با مردم مدارا کنم چنان‌که به تبلیغ رسالت مأمورم

بنابراین می‌بایست برای عرضه مفاهیم و افکار اسلام و کار دگرگون‌سازی و اصلاح جامعه و فراخی دیگران به آن روش مناسب و شیوه پخته‌ای را انتخاب کرد

مادر برابر دشمنانی قرار داریم که همه وسایل و روش‌ها را برای درهم شکستن اسلام و دشمنی با آن بکار می‌گیرند به‌گونه‌ای که کلیه دستگاه‌ها و مغزها و کارشناسان و متخصصان را به کار گرفته‌اند تا مردم را به افکار و اعتقادات خود دعوت کرده و تصویری از زندگی ارائه داده و پیاده کنند که خود به آن ایمان دارند. اسلام با تبیین و روشن ساختن اصول اساسی روش‌ها و محدود نکردن آنها در نوعی معین راه را برای شخص مصلح و دعوت کننده به سوی اسلام باز گذاشته تا در پرتو این روشنی‌ها روش و اسلوب مناسب را اختیار کند.

اگر به دو آیه و حدیث مطابق با آنها که چند سطر پیش ذکر شد باز گردیم و در معنا و مضمون قواعد اساسی آن تأمل و اندیشه کنیم در خواهیم یافت که برای انتخاب هر روشی از روشهای اصلاح و دگرگونی می‌بایست دو قاعده اساسی را مراعات کنیم و آن دو عبارتند از:

پایبندی

مقصود از پایبندی آن است که اسلوب و روش مورد نظر از چارچوبۀ احکام شریعت اسلام و اخلاقیات بلند و شریفش خارج نگردد.

در حدیث وارد شده است که «لا یطاع الله من حیث یعصی» خداوند اطاعت نمی‌شود در جایی که گناه صورت می‌گیرد.

مفاهیم اسلامی و قوانین شریعت اصل – هدف، وسیله را توجیه می‌کند – را تجویز نمی‌کند و بر مبلغین اسلام جایز نیست که در وسایل و روشهای خود از مفاهیم و احکام دین منحرف شوند چون بر وسیله یا روش رفتار انسانی نیز حکم شرعی مترتب می‌شود همانند سایر اعمال و مواضع انسانی.

تاریخ موضع رفیع و شریف اسلامی که در آن ارتباط بین هدف و وسیله به خوبی نمایان است را در موضع گیری‌های حضرت علی علیه‌السلام نقل می‌کند آنجا که بعضی از یارانش در مشورت از او می‌خواهند که او نیز همان کاری را انجام دهد که معاویه می‌کند یعنی اموال و هدایا را به سران و رهبران مردم ببخشد تا آنان را به سوی خود جلب کند به حضرت اینگونه می‌گفتند که: «اعط هذا المال و فضل الاشراف و من تخوف خلافه و فراقه حتی اذا استتب لک ما ترید، عدت الی احسن ما کنت علیه من العدل فی الرعیه و القسم بالسویه.»

از این بیت المال ببخش و به اشراف و کسانی که بیم می‌رود به مخالفت برخیزند بیشتر بده تا چون کار بر وفق مراد تو پیش رفت به بهترین روشی که داشتی یعنی عدالت و تقسیم مساوی میان رعیت باز گردی.

اما امام علیه‌السلام این رای را رد کرد و به آنان پاسخ گفت که: أتأمرونی أن أطلب النصر بلاجور فیمن ولّیتُ علیه من اهل الاسلام و الله لا اطور به ما سرمبه سمیر و ما أمّ نجم فی السماء نجماً و لو کان مالهم مالی لسویت بینهم فکیف و انما هی اموالهم ... (تحف العقول، حرانی، ص ۱۲۶.)

شما به من می‌گویید که به وسیله ستم در اموالی که از طرف مسلمانان به سرپرستی آنها تعیین‌شده‌ام پیروزی جویم؟ به خدا قسم در پیرامون این عمل نگردم تا زمانی که مردم در شب داستان‌سرایی می‌کنند و تا ستاره‌ای در آسمان بر ستاره دیگر ریاست می‌کند و اگر مال مسلمانان از خودم هم بود در میان آنان به برابری تقسیم می‌کردم چه رسد به اینکه اموال آنان باشد...

پیروی از حکمت

مقصود از حکمت در اینجا همان انتخاب اسلوب و شیوه مناسب برای اوضاع و شرایط و اشخاصی است که قصد دگرگون نمودن و اصلاح کردن وضع آنان شده است.

شریعت اسلامی مراحل و مراتبی را معین نموده که امر کننده به معروف و نهی‌کننده از منکر برای مبارزه با فساد و انحراف و برپاداشتن حق و عدالت و مستقیم نمودن طریق و مسیر جامعه شایسته است که آنها را طی کند و در این راه می‌بایست جایگاه و مرتبه مناسبی را برگزیند که اصلاح و دگرگونی بر طبق اصل صورت پذیرد – حکمت و پایبندی – اما مراحلی که شارع طی کردن آن را برای امر به معروف و نهی از منکر تجویز نموده است عبارتند از:

الف) مرحله اتخاذ موضع سلبی و انکار آمیز نسبت به فعل حرام به‌طوری که ترک‌کننده واجب یا انجام دهنده حرام انکار و عدم رضایت آمر به معروف و ناهی از منکر را درک و احساس کند. چون برخی از مردم احساسی لطیف و استعداد خاصی برای پذیرش تغییر و اصلاح دارند که به مجرد احساس کراهت و عدم رضایت دیگران به کارهای آنان تغییر را می‌پذیرند البته این شیوه جز در حالت اصلاح فردی صلاحیت ندارد چون اثر گذاری آن در زمینه تأثیرات اجتماعی کم است و ممکن نیست که فرد یا افرادی بتوانند با استفاده از این روش بر جامعه و حکومت و مؤسسات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی تأثیر گذارند زیرا تأثیر این روش تقریباً در افراد معین محدود است.

ب) در صورتی که روش اول با شکست مواجه شد، می‌بایست از سخن و اندیشه به عنوان اسلحه برای مقاومت در برابر منکر و انتشار معروف و بیدارسازی و هدایت فکری استفاده نمود چون کلام و سخن نقش و تأثیر خاصی دارد که غالباً قدرت و سلطه از ایفای آن نقش ناتوان هستند. نویسندگی و شعر و خطابه و تعلیم و ارشاد ... از طریق مدارس و دانشگاه‌ها و وسایل تبلیغاتی و کتاب و روزنامه و مجله و نمایش و... همه و همه وسایل فعالی برای هدایت افراد و گروه‌ها و روشهای موفقی در اصلاح و دگرگونی هستند. قرآن کریم نظرها را به اهمیت این وسیله جلب کرده است آنجا که می‌فرماید: لا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ اَلنّاسِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ اِبْتِغاءَ مَرْضاتِ اَللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً نساء، آیه ۱۱۴

هیچ خیر و فایده‌ای در سخنان سری آنان نیست مگر آنکه کسی در صدقه دادن و نیکویی کردن و اصلاح میان مردم سخن سری گوید و هر که بر این کار در طلب رضای خدا چنین کند به‌زودی خدا او را آجر بزرگ کرامت فرماید.

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اَللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی اَلسَّماءِ

تُؤْتِی أُکُلَها کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ یَضْرِبُ اَللّهُ اَلْأَمْثالَ لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ ابراهیم، ۲۴–۲۵

ای رسول ما ندانستی که چگونه خدا کلمه پاکیزه و روح پاک را به درخت زیبایی مثل زده که اصل ساقه آن برقرار باشد و شاخه آن به آسمان بر شود و آن درخت زیبا به اراده خدا همه اوقات میوه‌های ماکول و خوش دهد. خدا اینگونه مثلهای واضح برای تذکر مردم می‌آورد.

ج) کناره گیری و قطع رابطه: اما مرحله سوم، مرحله کناره گیری و تحمل قطع رابطه بر کسی است که دست به منکرات می‌زند حکومت ستمگر و تاجر محتکر و شخص بی بند و باری که اصول و ارزش‌های نیک را به مسخره می‌گیرد و کسی که شراب می‌نوشد و نیز کسی که رشوه می‌گیرد و ... اگر با او قطع رابطه شود به طوری که محدودیت اجتماعی را احساس کند و عرصه بر او تنگ شود مجبور است که از عمل منکر دست بردارد یا اینکه به سقوط شخصیت اجتماعی تن دهد.

اگر آحاد ملت همکاری با حکومت ظالم و ستمگر را قطع کرده و قوانین آن را اجرا نکنند و با وظایف و مناصب اجرایی خود را در ادارات و مؤسسات دولتی ترک گویند. چنین حکومتی یا باید ساقط شود و یا اینکه اوضاع و شرایط خود را اصلاح کند.

تاجر یا مؤسسه اقتصادی و یا طرح تولیدی که کار بهره‌کشی و طمع ورزی و زیان رساند به منافع دیگران را دنبال می‌کند نیز همین‌طور است و اگر با آن قطع رابطه شود و خرید و فروش و معامله با آن تعطیل گردد یا باید تن به شکست دهد و یا اینکه در مواضع خود تجدید نظر کند و اصول تجارت خود را تغییر دهد.

بدین ترتیب افکار عمومی سلاح فعال و برنده‌ای را در خدمت به تحول اجتماعی و اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر در زمینه جامعه و حکومت و مؤسسات مختلف تشکیل می‌دهد.

د) به‌کارگیری قدرت و خشونت: مرحله چهارم، مرحله به کار گیری قدرت و خشونت –مثل زدن و کشتن – بر ضد کسانی است که بر انجام کارهای حرام و ترک واجبات اصرار می‌کنند و به هیچ وسیله‌ای از وسایل اصلاح و تغییر پاسخ مثبت نمی‌گویند و پیوسته در انحراف و تخریب و فساد استمرار دارند.

البته به‌کارگیری این شیوه، شروط و احکام و قانونی بخصوصی دارد که رعایت و پایبندی به آنها واجب است که این شروط عبارتند از:

اسلام، حق زدن کسی که کار حرام انجام می‌دهد و یا واجب را ترک می‌کند را در صورتی داده است که روشهای قبلی با شکست مواجه شده و این زدن به زخمی شدن یا شکستن کشانده نشود و اگر زدن شخص – عمداً یا سهواً – به شکستن عضو یا زخمی شدن منجر شود، امر به معروف و هی از منکر کننده می‌بایست تاوان ضرر و زیان وارده آمده بر شخص را بپردازد و در چنین صورتی برحسب ظروف و شرایط کار، قوانین جنایت عمید ای سهوی در حق امر به معروف و نهی از منکر پیاده می‌شود.

در صورتی که مورد اقتضای پیاده شدن چنین حکمی به وجود آید، حکومت قانونی یا قائم مقام و جانشین آن حق کشتن انجام دهنده حرام و ترک کننده واجب و یا دادن اجازه قتل او را دارد.

در این صورت بر حکومت قانونی یا قائم مقام آن هیچ‌گونه تاوان و مسئولیتی نیست.

صفات آمر به معروف و ناهی از منکر

وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ اَلْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ اَلصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ اَلزَّکاةَ وَ یُطِیعُونَ اَللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اَللّهُ إِنَّ اَللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ توبه/۷۱

مردان و زنان مؤمن همه یاور دوستدار یکدیگرند خلق را به کار نیکو وادار کرده و از کار زشت منع می‌کنند، ناز بگا می‌دارند و زکات می‌دهند و حکم خدا و رسول را اطاعت می‌کنند آنان را البته خدا مشمول رحمت خود خواهد گردانید که خدا صاحب اقتدار و درست‌کردار است.

اَلْمُنافِقُونَ وَ اَلْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اَللّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ اَلْمُنافِقِینَ هُمُ اَلْفاسِقُونَ توبه /۶۷

مردان و زنان منافق از همدیگر و طرفدار یکدیگرند دست از نیکی کشیده و مردم را به کار بد وا می‌دارند و از نیکوکاری منع می‌کنند و چون خدا را فراموش کردند، خدا نیز آنان را فراموش کر د که در حقیقت بدترین زشت‌کاران عالم همان منافقان‌اند.

قرآن کریم مؤمن – شخصیت اسلامی متعهد – را اینگونه توصیف کرده است که مؤمن شخصی است که به امر به معروف و مبادرت می‌ورزد و برای تغییر دادن و دگرگون ساختن جامعه یا اصلاح آن بپا می‌خیزد. بر خلاف منافق و فاسق که در جهت اشاعه و انتشار فساد و ترویج رذایل اخلاقی فعالیت می‌کند. پس مؤمن فراخواننده به سوی خیر و اصلاح جامعه است و یک نیروی مثبت در جامعه محسوب می‌شود اما منافق و فاسق عامل تخریب و ویرانی و فساد است که چون میکربی در جسم جامعه زندگی می‌کند و پیوسته در جهت منفی که جریان خیر و اصلاح را به تأخیر می‌اندازد حرکت می‌کند.

طبیعی است که (ره) مسلمانی نمی‌تواند دعوت کننده به سوی خیر باشد و در مأموریت خود موفق گردد و یا اینکه عامل تغییر دهنده و دگرگون ساز در جامعه و محیط کار خود باشد مادامی که مجموعه‌ای از صفات و ویژگی‌ها در او جمع نشود.

پس بر شخصی که به این مسئولیت بزرگ شرعی اقدام می‌کند و در مسیر پیامبران گام می‌نهد واجب است که به صفات و ویژگی‌های یک دعوت کننده موفقی که در طریق و روش کار خود به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم و سایر پیامبران اقتدا می‌کند متصف گردد.

شاید بارزترین ویژگی‌های آمر به معروف و ناهی از منکر عبارت باشند از:

آگاهی و شناخت از دین اسلام و محیط و اوضاع و شرایط فکری و اجتماعی که محدوده کار او را احاطه کرده است تا بتواند کار ایجاد تحول و دگرگونی را به خوبی انجام دهد و راه و روش مناسب را بپیماید.

در التزام و پایبندی و عمل به فرامین الهی الگو باشد تا مردم از شیوه و شخصیت او تأثیر پذیرند پیش از آنکه تلاش کند تا با سخن و گفتگو آنها را قانع نماید.

در حدیث آمده است که: کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم، لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیر فانّ ذلک داعیة (اصول کافی، کلینی، ج ۲، ص ۷۸.)

مردم را با عمل خود به راه حق دعوت کنید تا از شما پرهیزگاری و اجتهاد و نماز و نیکی را مشاهده کنند همین خود دعوت کردن است.

در حدیث دیگری آمده است: إنما یأمر بالمعروف و ینهی عن المنکر من کانت فیه ثلاث خصال: عالم بما أمر، عالم بما نهی، عادل فیما یأمر. عادل فیما ینهی، رفیق فیما یأمر، رفیق فیما ینهی (تحف العقول، حرانی، ص ۲۶۳.)

متصف به اخلاق عالی و صفات سالم روحی مانند تواضع، حکمت، صبر، شجاعت، اعتماد به نفس، قوت اراده، استواری عزم و عدم یأس و بدبینی و طمع و ... باشد تا بتواند بر افراد و گروه‌ها تأثیر گذارد و با حوادث و شرایط متفاوت با پیروزی و برتری برخورد کند.

آماده تحمل پیامدهای امر به معروف و نهی از منکر باشد و خود را برای پذیرش هر نوع عکس العمل منفی حاضر کند.

کسی که دعوتگر به سوی تحول و دگرگونی است و برای امر به معروف و نهی از منکر بپا خاسته است ناگزیر باید با سختی‌ها و مشقت‌ها روبرو شود و راحتی و آسایش و مال و جانش را اگر اقتضاء کرد قربانی کند این طریقه مصلحان و سیره پیامبران و دعوتگران به خیر و صلاح است. قرآن به رشد و پرورش چنین روحیه‌ای در نفوس مسلمانان عنایت و توجه عمیقی دارد قرآن برای ایجاد آگاهی و بیداری مسترم و آمادگی همیشگی و پیگیر امت تلاش می‌کند و به مشکلات و سختی‌هایی که درراه حق به وجود می‌آیند و تلاش می‌کنند تا فرد را از گام زدن در مسیر هدایت و رستگاری باز دارند توجه و اعتنا نمی‌کند این آمادگی قرآنی و تربیت مکتبی ضروری است چون امر به معروف و نهی از منکر یک کار دگرگون ساز و متحول کننده است و برای ایجاد تغییر و تحول ناگزیر باید درگیر شد و مقاومت نمود و در درگیری و مقاومت نیز ناگزیر باید قربانی داد و بر مشکلات و مصائب صبر کرد و تا زمانی که مصلحان و تحول گران این حقیقت را درک نکنند و خود را از نظر روحی و فکری و عملی برای آن آماده نکنند طی این مسیر با حداقل موفقیت در این راه برای آنان ممکن نیست.

به همین خاطر آیات زیر این حقیقت را بیان نموده و تأکید کرده است که در هر عصری از عصرهای مبارزه بین حق و باطل چنین حقیقتی جاری است:

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا اَلْجَنَّةَ وَ لَمّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ اَلَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ اَلْبَأْساءُ وَ اَلضَّرّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتّی یَقُولَ اَلرَّسُولُ وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتی نَصْرُ اَللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اَللّهِ قَرِیبٌ بقره/ ۲۱۴

گمان کردید که به بهشت درآئید بدون آزمایش‌هایی که پیش از شما بر گذشتگان آمد که بر آنان رنج و سختی‌ها رسید و همواره پریشان خاطر و هراسان بودند تا آنکه رسول و گروندگان به او از شدت اندوه از خدا مدد خواسته و عرض کردند: بارخدایا، یک باشد که ما را یاری کنی، در آن حال به رسول خطاب شد که همانا یاری خدا نزدیک خواهد بود.

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتّی نَعْلَمَ اَلْمُجاهِدِینَ مِنْکُمْ وَ اَلصّابِرِینَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَکُمْ محمد/۳۱

و البته ما شما را در مقام امتحان می‌آوریم تا آنکه در راه خدا مجاهده و کوشش دارد و بر رنج آن صبر می‌کند مقامش را معلوم سازیم و اخبار و اظهارات شما را هم بیازماییم.

این مهمترین ویژگیها و خصوصیات دعوتگر موفقی است که به امر به معروف و نهی از منکر مبادرت نموده است.

هر کس که در زمینه اصلاح و دگرگون‌سازی و تحول طلبی فعالیت می‌کند ناگزیر باید به این صفات متصف گشته و این امکانات را در خود فراهم آورد.

پیام قرآن

ظَهَرَ اَلْفَسادُ فِی اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی اَلنّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ اَلَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ الروم‏، ۴۱

فساد و پریشانی به کرده خود مردم در همه بر و بحر زمین پدید آمد تا ما هم کیفر بعضی اعمالشان را به آنها بچشانیم باشد که به درگاه خدا باز گردند.

وَ اِتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَللّهَ شَدِیدُ اَلْعِقابِ الأنفال‏، ۲۵

بترسید از بلائی که چون آید مخصوص ستمکاران نباشد و بدانید که عذاب خدا بسیار سخت است.

وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اَللّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِیداً قالُوا مَعْذِرَةً إِلی رَبِّکُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ الأعراف‏، ۱۶۴

فَلَمّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا اَلَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلسُّوءِ وَ أَخَذْنَا اَلَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِیسٍ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ الأعراف‏، ۱۶۵

فَلَمّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ الأعراف‏، ۱۶۶

جمعی از آن گروه گفتند: چرا قومی را که از جانب خدا به هلاکت یا عذاب سخت محکومند موعظه می‌کنید؟ ناصحان گفتند: پند ما معذرت است از جانب پروردگار شاید اثر کند و تقوی پیشه کنند و چون هر چه به آنان تذکر داده شد فراموش کردند ما هم آن جماعت را که پند می‌دادند و خلق را از کار بد باز می‌داشتند نجات دادیم و آنان را که ستمکاری کردند به کیفر فسقشان به بدترین عذاب گرفتار ساختیم آنگاه که سرکشی و تکبر کرده و آنچه را که ممنوع بود مرتکب شد گفتیم: به شکل بوزینه شوید که بس بازمانده و محروم از رحمت خدا باشید.

فَلَوْ لا کانَ مِنَ اَلْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْفَسادِ فِی اَلْأَرْضِ إِلاّ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنا مِنْهُمْ وَ اِتَّبَعَ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِیهِ وَ کانُوا مُجْرِمِینَ هود، ۱۱۶

وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ اَلْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ هود، ۱۱۷

چرا در امم گذشته مردی با عقل و ایمان وجود نداشت که خلق را از فساد و اعمال زشت باز دارد تا ما مثل آن عده قلیل مؤمنانشان که نجات دادیم همه را نجات دهیم ستمکاران از پی تفتیش بدنبال نعمتهای دنیوی رفتند که مردمی بدکار و کافر به آخرت بودند. خداوند هیچ قوم و اهل دیاری را در صورتی که مصلح و نیکوکار باشند به ظلم هلاک نکند.

در این گفتار قرآنی از فساد و منکرات و مسئولیت انسان در برابر پدید آمدن آنها و نیز اصلاح و دگرگونی و نقش مصلحان در آن و راندن و استجابت و نتیجه مترتب بر آن مشاهده می‌کنیم که قرآن تصویر زندگی و جامعه‌ای که فساد در آن تولد می‌یابد و رشد می‌کند را به‌خوبی ترسیم کرده و از نتایج ناامید کننده و چهره نگون بختانه‌ای که انسان در سایه فساد و انحراف آن را می‌سازد به دقت سخن می‌گوید و سپس نمونه‌هایی از موضعگیریها و راه‌های برخورد عملی با اوضاع و شرایط انحرافی را به تصویر می‌کشد.

پس قرآن در این آیات کوتاه ولی سرشار از مفاهیم و معانی تصویری واضح و آشکار از این بحران انسانی ترسیم می‌کند و مسئولیت و وظیفه او را مشخص می‌سازد و در خلال آن آگاهی و بیداری اجتماعی و حس انسانی را بر می‌انگیزد تا انسان به فساد تن ندهد و یا اینکه تسلیم شرایط حاکم شده و در مقابل آن ساکت بماند با تأمل در این آیات و کنکاش در مفاهیم و مضامین آن می‌توان این نتایج را به دست آورد:

انسان مسئول پیدایش و ظهور فساد و جرم درروی زمین است.

البته گروهی از مردم در درجه اول مسئول فاسد کردن جامعه و پاشیدن بذر انحراف در آن هستند که بایستی با اصلاح یا از بین بردن مراکز تأثیر گذارنده آنها، این گروه که غالباً از طبقه مرفه و حاکم جامعه هستند را به بند کشید و تأثیر آنان بر جامعه را از بین برد.

وَ اِتَّبَعَ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِیهِ وَ کانُوا مُجْرِمِینَ هود، ۱۱۶

ستمکاران از پی تفتیش به دنبال نعمتهای دنیوی رفتند که مردمی بدکار و کافر به آخرت بودند.

فساد و انحراف و جرم در محدوده مرتکب شونده آن باقی نمی‌ماند بلکه چون بیماری واگیرداری است که جامعه را فرا می‌گیرد و خطری است که موجودیت انسان را تهدید می‌کند.

افراد جامعه بخصوص مردم آگاه و بیدار مسئول هستند که در برابر فساد مقاومت و پایداری نموده و آن را ریشه کن سازند و هیچ‌کس نمی‌تواند برای ساکت ماندن و اقرار بر فساد عذری بیاورند.

برخی از مردم از اصلاح جامعه ناامید هستند و هنگامی که طغیان فساد و انحراف را نظاره می‌کنند یأس بر آنان غلبه می‌کند. این دسته از انسان‌ها در فهم و درک خود موضوع صحیحی را انتخاب نکرده‌اند. به همین دلیل قرآن گفتگوی میان اینان و گروه مصلحی را نقل می‌کند که به سکوت در مقابل فساد رضایت نمی‌دهند و می‌خواهند مأموریت اصلاحی و مسئولیت شرعی خود را ولو در بدترین شرایط انجام دهند تا در پیشگاه الهی سر بلند باشند.

وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اَللّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِیداً قالُوا مَعْذِرَةً إِلی رَبِّکُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ الأعراف‏، ۱۶۴

جمعی از آن گروه گفتند: چرا قومی را که از جانب خدا به هلاکت یا عذاب سخت محکومند موعظه می‌کنید؟ ناصحان گفتند پند ما معذرت است از جانب پروردگار شاید اثر کند و تقوی پیشه کنند.

تلاشهای اصلاحگرانه مصلحان می‌تواند از جامعه حمایت کرده و نظام زندگی را محافظ کند و انسان را از نابودی و عقوبت الهی که به عنوان یک پاداش عادلانه برای جرائم و انحرافاتش محسوب می‌شود نجات بخشد.

وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ اَلْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ هود، ۱۱۷

خدا هیچ قوم و اهل دیاری را در صورتی که مصلح و نیکوکار باشند به ظلم هلاک نکند.

ممکن نیست که عذاب یا سقوط بر کسی وارد شود مگر به خاطر ظلم و جرم و انحراف از این رو انسان باید پیوسته هشیار و مراقب خود و جامعه‌اش باشد تا اولین نشانه ظلم یا فسادی که در صحنه زندگی مشاهده کرد را از میان بردارد.

انسان به مقتضای این تکلیف قرآنی مسئول خود و همسر و فرزندان و افراد خانواده و جامعه‌ای که او را فراگرفته است می‌باشد و در صورت ترک وظیفه و مسئولیت خویش معذور نیست مگر آنگاه که اصلاح و دگرگونی فعلاً و در آن شرایط زمانی برای او سخت و دشوار باشد.

یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا اَلنّاسُ وَ اَلْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اَللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ التحریم‏، ۶

ای کسانی که به خدا ایمان آورده‌اید خود را با خانواده خویش از آتش دوزخ نگاه دارید چنان آتشی که مردم کافر و سنگ خارا، آتش افروز آن است و بر آن آتش فرشتگان بسیار دل سخت مأمورند که هرگز نافرمانی خدا را نخواهند کرد و آنچه را که به آنان حکم شود انجام دهند.

کارگروهی برای ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر

… وَ تَعاوَنُوا عَلَی اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی اَلْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوانِ ... المائدة، ۲

شما باید در نیکوکاری و تقوی به یکدیگر کمک کنید به بر گناه و ستمکاری ...

وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی اَلْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ آل‌عمران‏، ۱۰۴

باید از شما مسلمانان برخی خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر کرده و از بدکاری نهی کنند و اینان در رستگاری خواهند بود.

وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ اَلْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ … التوبة، ۷۱

مردان و زنان مؤمن همه یار و دوستدار یکدیگرند خلق را به کار نیکو وادار کرده و از کار زشت منع می‌کنند.

چنان‌که واضح و آشکار است، امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است.

واجب از نظر تکلیف انسان به دو قسم تقسیم می‌شوند.

واجب عینی: مانند نماز و روزه و حج و زکات ... که بر هر کسی شخصاً واجب بوده و مسئول انجام آنا می‌باشد و در صورتی که دیگران هم انجام دهند از گردن او ساقط نمی‌شود.

واجب کفایی: واجبی است اگر کسی آن را انجام دهد از دیگران ساقط می‌گردد مانند امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و غسل و کفن میت و نماز گزاردن بر او و مجتهد شدن در احکام دین و ...

در این نوع واجبات کافی است که برخی آنها را انجام دهند و به جا آورند چه در این صورت مسئولیت از دیگران ساقط می‌شود اما اگر فرد یا گروهی برای به جا آوردن این واجبات به پا خاستند ولی در انجام آن توفیق نیافتند معذور هستند ولی دیگران همچنان مسئول انجام ندادن این واجبات باقی می‌مانند و مورد بازخواست قرار می‌گیرند.

البته پیداست که امر به معروف و نهی از منکر و جهاد فی سبیل الله از واجباتی است که غالباً به کار و تلاش گروهی نیاز دارد و اکثراً فرد یا افراد معدود از انجام دادن این مأموریت سخت و دشوار ناتوان می‌مانند

از این رو فقها واجب دانسته‌اند که اگر افراد معدود از انجام این مأموریت ناتوان ماندند این کار باید به صورت گروهی انجام گیرد.

قرآن کریم این حقیقت را تأکید کرده و بر ما روشن می‌سازد:

وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی اَلْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ آل‌عمران‏، ۱۰۴

باید از شما مسلمانان برخی مردم را به راه خیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر کرده و از بدکاری نهی کنند و اینان در رستگاری خواهند بود.

به خصوص آنگاه که قدرتها و نیروهای طاغوت و فساد و گمراهی خود را در حصار وسایل قدرت و تشکیلات و برنامه‌ریزی قرار داده و از وضع فاسد جامعه حمایت می‌کنند در چنین حالتی کار گروهی و تجمع و همکاری و همیاری و بسیج نیروها برای ریشه کن کردن فساد و منکرات و اصلاح فرد و جامعه و حکومت و زندگی عمومی، امری ضروری و شیوه‌ای است که نمی‌توان از آن بی‌نیاز شد.

هر کس در دین اسلام استقراء کند در خواهد یافت که اسلام با کمال توجه مؤمنان را به اتحاد و همبستگی و مستحکم نمودن بافت‌های جامعه فرا می‌خواند.

خداوند می‌فرماید: وَ ما کانَ اَلْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی اَلدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ التوبة، ۱۲۲

هنگام جنگ نباید مؤمنان همگی بیرون رفته رسول را تنها بگذارند پس چرا از هر طائفه‌ای جمعی برای جنگ بیرون رفته و گروهی نزد رسول خدا برای آموختن علم مهیا نباشند تا آن دانشی که آموخته‌اند به قوم خود بیاموزند که قومشان هم شاید خداترس شده و از نافرمانی خدا حذر کنند.

قرآن در این آیه مؤمنان را مخاطب قرار داده و مسئولیت آنها را در تبلیغ احکام دین و امر به معروف و نشر فرهنگ و معارف اسلامی و اصلاح اجتماعی، واضح و روشن می‌گرداند.

و از آنان می‌خواهد که به کار دگرگون‌سازی و ایجاد تحول – البته گروهی از آنان – روی آورند و احکام و مفاهیم اسلامی را تبلیغ کنند و به کار اصلاح و دگرگونی جامعه بر اساس اسلام اقدام نمایند.

چنان‌که در آیه پیشین مردم رابرای امر به معروف و نهی از منکر و دعوت به اسلام، به تشکیل «امت» فراخواند.

این دعوت و فراخوانی مؤمنین تنها برای تعیین مسئولیت‌ها و آشنا کردن آنان با ابزار و شیوه‌های امر به معروف و اصلاح و دگرگونی است تا مؤمنین برای رویارویی با نیروها و منابع فساد و تباهی در زندگی انسان، قدرتمند و توانا شوند.

و الحمدلله ربّ العالمین

بازگشت به کتب