معروفها و منکرها با رویکرد قیام امام حسین (ع)
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسندگان | رضا کاظملو |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | پروانه سفید |
| محل انتشارات | قزوین |
| تاریخ نشر | ۹۴/۱۲/۱۲ |
| قطع | رقعی (شومیز) |
| شابک | 978-600-7551-22-6 |
| دانلود | [ PDF] |
محتویات
پیش گفتار
عوامل حرکت و قیام امام حسین (ع)
معاویه در ۱۲ رجب سال ۶۰ در سن ۷۸ سالگی از دنیا رفت و یزید طبق آنچه معاویه بیعت گرفته بود به خلافت رسید. در این هنگام ولید بن عتبة بن ابی سفیان امیر مدینه. عمرو بن سعید بن عاص امیر مکه، نعمان بن بشیر امیر کوفه و عبید الله بن زیاد امیر بصره بودند. یزید (حاکم تازهکار و بی عقل) خواست از امام حسین (ع) و عبدالله بن زبیر و عبد الله بن عمر بیعت بگیرد؛ لذا نامهای به حاکم مدینه نوشت برای گرفتن بیعت. امام حسین (ع) در این زمینه به محل حکومت دعوت میشود و در مقابل خواست حاکم مدینه از بیعت با یزید سر باز میزند و میخواهد از مجلس خارج شود که مروان بن حکم مانع میشود او به حاکم مدینه میگوید اگر او را آزاد کنی دیگر به او دست نخواهی یافت و در همینجا بود که امام حسین (ع) با مروان درگیری فیزیکی پیدا میکنند و بالاخره امام از آنجا خارج میشود. قابل ذکر است امام حسین (ع) در حدود ۱۱ سال امامت کرد که ۱۰ سال آن مصادف با خلافت معاویه بود و بقیه این مدت در خلافت یزید بود. در این مدت (مدت امامت) از مردم کوفه نامههایی رسید که در آنها شهادت امام حسن (ع) را به امام حسین (ع) تسلیت گفته بودند و از امام برای رفتن به کوفه دعوت کرده بودند که امام (ع) در جواب آنها چنین نوشتند: «من امیدوارم که رأی برادرم در صلح و رأی من در جهاد با بیدادگران هر دو در راه رشد و تعالی و رستگاری باشد بر شما باد که این امر را از دشمنان و بیگانگان پنهان کنید تا معاویه زنده است.» در این میان مروان فرماندار مدینه نامهای به معاویه نوشت و با اجازه أو شروع به سخت گیری در مورد شیعیان کوفه نمود مثل محمد بن عدی کندی - این اولین قدم نقض پیمان (پیمانی که امام حسن (ع) و معاویه امضاء کرده بودند، از طرف معاویه بود - در سال ۵۶ هجری به دستور معاویه مردم با یزید به عنوان ولی عهد بیعت کردند و این دومین نقض پیمان از جانب معاویه لذا امام حسین (ع) وقتی که از او میخواهند با یزید بیعت کند میفرمایند: مثل منی با مشل او بیعت نمیکند زیرا بیعت من و مثل من با او و مثل او مساوی است با اینکه فاتحه اسلام را باید خواند و برای اینکه مجبور به بیعت نشود راه مکه را در پیش میگیرد و شب یکشنبه ۲۹ رجب سال ۶۰ از مدینه به سوی مکه هجرت میکنند.
علت اول: عدم بیعت
سه روز از ماه شعبان گذشته امام (ع) وارد مکه میشوند و این عدم بیعت اولین علت حرکت امام حسین (ع) محسوب میشود. شیعیان عراق از مرگ معاویه و از حرکت امام (ع) با خبر میشوند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع میشوند و نامهای به امام (ع) میفرستند و امام (ع) حضرت مسلم (ع) را در نیمه ماه رمضان به عراق اعزام میکند. از اینجا اشاره کوتاهی به علل قیام امام حسین (ع) میکنیم و میگذریم زیرا علت هر چه باشد باید توجه داشت که اوامام معصوم است و اهل بیت (ع) از خطا و انحراف منزه هستند؛ و خلاصه علت اول این شد بعد از مرگ معاویه. یزید به حکومت میرسد.
یزیدی که از انجام هیچ گناهی ابا نداشته آن هم در علن و آشکارا و با نامهای به حاکم مدینه از امام (ع) بیعت میخواست و بیعت امام (ع) با یزید محال بود.
علت دوم حرکت امام حسین (ع)
علت دیگر دعوت مردم کوفه و بزرگان آنها بود که حجت را ولو به ظاهر بر امام (ع) تمام کرد. هزاران نامه بلکه طومار از جانب کوفیان با مضامین مختلف اظهار پشیمانی از گذشته خود و اظهار آمادگی برای دفاع از امام معصوم (ع) و حجت خدا و ابلاغ آمادگی بر استقبال و پذیرایی از خانواده آن حضرت که آقا باغهای ما میوه داده و میوه آنها رسید (دلهایی که سالیان طولانی به خواب رفته بیدار شده و ثمره و میوهای به نام شمشیر برای دفاع از کیان اسلام داده است و جانها تشنه معارف اهل بیت (ع) گشته و علاوه مردم یزید را به خوبی میشناسند که ملعن به معاصی است به خلاف پدرش که اهل تزویر و فریب بود؛ و باز متذکر میشوم که نفرمایید امام (ع) از راه اعجاز باید دلها را میخواند که میگوییم ائمه (ع) به طور معمولی زندگی کردهاند نه از سر اعجاز و مکلف به ظاهر بودند لذا حجت ظاهری برای امام (ع) تمام شده و باید جواب بگوید.
علت سوم: اتمام حجت بر دنیا
وقتی که طومارهای بلند و بالا با مضامین بسیار محکم و قوی از بزرگان و صاحب نفوسان کوفه به امام (ع) میرسد حجت از جانب مردم به امام (ع) تمام شده و لذا باید امام (ع) هم کاری بکشد که حجت باشد بر مردم و در فردای تاریخ او را محکوم به عدم اجابت دعوت مؤمنین نکند و تنها راهی که مانده حرکت به سوی عراق است و انجام وظیفه عقلی و شرعی و وقتی که حرکت وظیفه شد در قبال انجام وظیفه هزینه کردن برای کسی که وظیفه را شناخته سخت نخواهد شد.
علت چهارم: امر به معروف و نهی از منکر
قرآن کریم امت اسلامی را بهترین امت معرفی میکند به دلیل اینکه امر به معروف و نهی از منکر میکنند «گنتم خیر أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر وتؤمنون بالله، شما بهترین امتی هستید که برای مردم ظاهر (و گزیده) شدهاید، به خوبیها فرمان میدهید و از بدیها و زشتیها. هی میکنید و به خدا ایمان دارید؛ و اگر اهل کتاب نیز به چنین آئین درخشانی ایمان آورده بودند، قطعاً برایشان بهتر بود. برخی از آنان مؤمنند، ولی بیشترشان فاسق اند.» یا در حدیث میخوانیم که مردی خدمت پیامبر (ص) آمد و گفت: «یا رسول الله أخبرنی ما أفضل الإسلام؟ قال (ص): الإیمان بالله. ثم ماذا؟ قال (ص): صلة الرحم، قال (ص): ثم ماذا؟ قال (ص): الامر بالمعروف والنهی عن المنکر.» که پیامبر (ص) میفرمایند: بهترین چیزها در اسلام ایمان است آن مرد سئوال کرد دیگر چه؟ فرمود: صله رحم. باز آن مرد گفت دیگر چه؟ فرمود: امر به معروف و نهی از منکر در بیانات معصومین (ع) داریم که اگر مر به معروف و نهی از منکر ترک شود بدیها لباس خوبی و خوبیها لباس بدی میپوشند و باز فرمودند کسی که امربه معروف و نهی از منکر انجام نمیدهد مردهای متحرک در میان انسانهاست؛ لذا وقتی که از اصلیترین هدف قیام امام حسین (ع) سئوال میشود اولین جوابی که به ذهن هر علاقمند منصفی میرسد این است که امام (ع) خواهان استقرار حاکمیت خداوند در جامعه بود خود امام حسین (ع) میفرمایند: «لعمری ما الامام الا العامل بالکتاب و الأخذ بالقسط و الدائن بدین الحق و الحابس نفسه علی ذات الله» قسم به جانم نیست.
- سوره آل عمران. آیه ۱۱۰ - وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۳۹
امام، مگر آنکه عامل به کتاب و شروع کننده به قسط و دینداری حق و فداکاری و گذشت از جان در راه خدا.» و باز بهترین راه برای رسیدن به پاسخ سؤال فوق بررسی کلمات و خطبههای سیدالشهدا (ع) است. امام (ع) گاهی از شیوع فساد، تغییر احکام خدا، لزوم نهی از منکر و مبارزه با بدعتها و انحرافها سخنها میگویند و گاهی مسئله دعوت مردم کوفه را مطرح میکنند و گاهی لزوم مبارزه با حاکم ظالم و نالایق و درهم شکستن قدرت او و برقرار کردن حکومت صالح را یادآور میشوند؟ میتوان گفت مسئله أخبر مهمترین هدف امام (ع) بوده زیرا حکومتها و زمامداران جامعهاند که میتوانند صلاح و فساد جامعه را رقم بزنند. پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «صنفان من أمتی آن صلحا صلحت أمتی وإن فستدا فسدت أمتی، قیل و من هما با رسول الله (ص)؟ قال: الفقهاء و الأمراء دو گروه از امت من اگر اصلاح شوند امت تماماً صالح خواهند شد و وقتی فاسد باشند، امت به فساد کشیده میشوند، گفته شد یا رسول الله أنها چه کسانی هستند؟ فرمود: «فقهاء و أمراء»
- موسوعه کلمات الحسین مهمی ۳۱۱ - تحف العقول، ص ۵۰
جامعه به دست علم و قدرت میچرخد و هیج سازندگی و آبادانی بدون علم نمیشود و هیج برنامه مفیدی بدون توان و قدرت اجرا نمیگردد. برای پیاده شدن و استقرار ولایت خدا در جامعه دو شرط اساسی لازم است :۱- حاکم از طرف خدا مشخص شده باشد (حاکم معصوم و یا تالی معصوم باشد). ۲- قانون خدا اجرا شود و امام حسین (ع) برای اجرای قانون خدا قیام کرد که صد البته هر کاری بهایی دارد و بهای اجرای احکام الهی سنگین تر است و امام (ع) با تمام وجود ابن بها را آماده نموده است و نوبت به نوبت به خدا عرضه میدارد.
دل، واله نهضت حسین است.
جان محو حقیقت حسین است
دلهای همه خداپرستان
کانون محبت حسین است
شد کشته که عدل و دین نمیرد
این سر شهادت حسین است
برپاست زوی اصول اسلام
دین زنده به همت حسین است
اول زجوان خود گذشتن
مصداق عدالت حسین است
خلاصه
هدف امام حسین (ع) از قیام عاشورایی تشکیل حکومت الهی بود که در آن سنتهای فراموش شده احیا گردد و برای رسیدن به این حکومت یکی از کارهای مهم امر به معروف و نهی از منکر است همان شعار معروف امام (ع) که فرموده: «إنی لم أخرج اشرأ ولا تطرأ ولا مفسد ولا ظالمة، أنما خرجت لطلب الإصلاح فی أممه جدی محمد (ص) أرید أن آمر بالمعروف و آنهی عن المنکر: من برای اقامه شر و خوش گذرانی و یا ایجاد فساد و ظلم از مکه خارج نشده بلکه خارج شدم چون طالب اصلاح امور امت جدم محمد (ص) هستم. اراده کردم امر به معروف و نهی از منکر کنم.» در اهمیت امر به معروف و نهی از منکر همین بس که فرموده «بها تفام الفرائض» که تمام فرائض به وسیله امربه معروف و نهی از منکر قوام پیدا میکند و اجرایی میشود و ما در این مقاله در صدد بحث از خود امر به معروف نیستیم زیرا بسیاری در این مورد قلم زدند و پرداختن به این موضوع مهم مجال بیشتری میطلبد که این مختصر جای آن نیست ولی در صدد و معرفی معروف و منکرها هستم زیرا در مدت عمرمان بسیار گفتهایم که امر به معروف از واجبات است و امام حسین (ع) به خاطر آن قیام کردهاند و عزیزترین افراد خود را فدایی این امر کردهاند ولی نگفتهایم معروفها و منکرها چه هستند و چرا؟
- آمالی طوسی، ص ۳۷۳
لذا پس از این مختصر پیش گفتار، به معرفی اجمالی معروفها و منکرها از دیدگاه اسلام میرویم تا آنها را به جامعه مسلمین و علاقمندان به شهدای امر به معروف و نهی از منکر معرفی کنیم زیرا مردم ما ثابت کردهاند که اگر معروف را بشناسند به آن عامل خواهند شد و منگری را که به آنها معرفی در مقابل آن ایستادگی به خرج میدهند و تاریخ گذشته شیعه به ویژه تاریخ دفاع مقدس و پس از آن مؤید این ادعاست.







