مصادیق امر به معروف و نهی از منکر (نخبگان)
|
| |
| نویسنده | حسین شاهبازپور |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | مرکز نشر دفاع |
| تاریخ نشر | ۱۳۹۵ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ پیشگفتار
- ۲ مقدمه
- ۳ درس اول جایگاه و اهمیت امربه معروف و نهی از منکر در بخش نخبگان سازمانی
- ۴ درس دوم مصداق های معروف نخبگان سازمانی -ولایت الهی و نفی طاغوت
- ۵ درس سوم مصداق های معروف نخبگان سازمانی -کسب روزی حلال
- ۶ پانویس
پیشگفتار
در میان موجودات عالم آفرینش، انسان موجودی شگفت انگیز بوده و شخصیتی پیچیده دارد؛ این پیچیدگی شخصیت به گونه ای است که خداوند کریم در برخی آیات بشر را شایسته بهترین ستایش ها و در برخی دیگر، مستحق بدترین نکوهش ها می داند. قرآن کریم آن گاه که انسان را می ستاید؛ او را برتر از فرشتگان الهی بر می شمارد و از او به عنوان «خليفة الله» یاد می کند و زمانی که او را نکوهش مینماید؛ او را پست تر از چهارپایان توصیف می کند. بی شك، آدمی می تواند با تکیه بر بعد فطری و بهره گیری از نور ذاتی اش در مسیر هدایت و تعالی انسانی گام نهد و استعدادهای نیکوی خود را شکوفا سازد و از خود شخصیتی عالی و مورد رضایت پروردگار بسازد.
معاونت تربیت و آموزش سازمان عقیدتی - سیاسی وزارت دفاع، با مأموریت «آموزش های دینی در حوزه های اعتقادات، اخلاق، احکام و ...» سعی در تعمیق معارف دینی کارکنان خود داشته و به همین منظور، با گروه بندی آنان، به هشت گروه شغلی (صنعت و خدمات، بهداشت و درمان، مالی وگفتنی است، در سال گذشته (۱۳۹۶) با انجام فرایندهای نیازسنجی کارکنان، نیازسنجی سازمانی، شناسایی آسیب های احصا شده و نیز با تشکیل کارگروه های علمی - تخصصی، با حضور استادان و معاونان تربیت و آموزش اداره های عقیدتی - سیاسی سازمانهای تابعه وزارت دفاع، جلسات متعددی برگزار شد و بدین ترتیب سرفصل های درسی تعیین و در کمیسیون های مربوط تصویب شد و بر اساس تدبیر فرمانده معظم کل قوا، مبنی بر استفاده نیروهای مسلح از ظرفیت های پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادقة ، تدوین متون آموزشی به نویسندگان این پژوهشگاه واگذار شد. در فرایند تدوین و نگارش متون، کارشناسان و صاحب نظران موضوع های مربوط، با عنوان ناظر علمی، بر روند کار نظارت داشته اند و پس ازطی فرایند یادشده، ناظران فنی و سازمانی نیز مراحل نقد، اصلاح و تأیید متون را انجام داده اند.
امید است شما کارکنان گرانمایه و محترم، این فرصت تربیتی - آموزشی را مغتنم شمرده و ضمن بهره مندی از آموزش های ارائه شده، با دیدگاه های ارتقایی و اغنایی، همکاران خود را در معاونت تربیت و آموزش یاری نمایید.
مهدی حسینی
معاون تربیت و آموزش سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح بهار ۱۳۹۵
مقدمه
امر به معروف و نهی از منکر، از ارکان اساسی اسلام [۱] و از اوجب واجبات اند که اسلام می خواهد همه چیز را به وسیله آنها اصلاح کند [۲] و توصیه به آن در قرآن، گفتارهای پیامبر خدائی و امامان ، دارای لحنی کم نظیر است. [۳]در اهمیت این دو واجب الهی، همین بس که خداوند ملاک برتری و بهتر بودن امت اسلامی را در داشتن امربه معروف و نهی از منکر آنان می داند و می فرماید:
كنتم خير أمة أخرجت لاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و ؤيئون بالله (آل عمران: ۱۱۰). شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اند (چه اینکه امربه معروف و نهی از منکر
می کنید و به خدا ایمان دارید. چنان که پیامبر اکرمیه نیز می فرماید: «بهترین مردم، کسانی اند که به نیکی، بیشتر امر کنند و از بدی، بیشتر جلوگیری کنند [۴]. رسول خدا به پیروی از قرآن بر امر به معروف و نهی از منکر تأکید ویژه داشتند؛ تا آنجا که آن را تمامیت بخش و کامل کننده همه امور دانسته و می فرماید:
إن استتمام الأمور عند الله تبارك وتعالى الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر. [۵] همانا تمامیت بخش همه امور نزد خدای
تبارک وتعالی، امربه معروف و نهی از منکر است. آن بزرگوار در آستانه رحلتش نیز به اهمیت این دو فریضه توجه داشت و در وصیت خود به وصی اش، علی ، فرمود:
من روز قیامت درباره فرایض الهی که از آن میان، امربه معروف و نهی از منکر وسوق همه به آن و احیای آن است، نزد خدا باتواحتجاج می کنم. [۶]
گمان می رود که شناخت مصداق های معروف و منکر و اقدام درباره این دو فریضه در جامعه نخبگان، به ویژه نخبگان سازمانی، اهمیت و ضرورت بالایی دارد؛ زیرا نخبگان، به دلیل داشتن خصوصیات و امتیازات ذاتی و اکتسابی - مهارتی در کار و حرفه خود و همچنین به دلیل نقش و جایگاه مهم و اثرگذاری که در فرایند پیشبرد رسالت و اهداف سازمانی دارند، بیش از دیگر افراد در سیبل هدف این ارزش اجتماعی قرار می گیرند. در واقع، نخبگان سازمانی به عنوان الگوی شخصیتی و کاری برای دیگر افراد سازمان مطرح اند. از این رو، هرچه شناخت بیشتری از مصداق های معروف و منکر محیط کارشان داشته باشند، در مجموع می توان عملکرد مطلوب تری را برای سازمان تصور کرد.
در همین راستا، متن پیش رو برای آشنایی فراگیران محترم با فریضه امر به معروف و نهی از منکر و برخی مصداق های آن در هفت درس برای گروه شغلی نخبگان ارائه می شود؛ به امید آنکه علاوه بر ترویج این دو مهم، مورد استفاده ایشان نیز قرار گیرد.
درس اول جایگاه و اهمیت امربه معروف و نهی از منکر در بخش نخبگان سازمانی
اهداف درس
از فراگیر گرامی انتظار می رود در پایان این درس:
.. به جایگاه و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در آموزه های اسلامی پی ببرد؛
۲. مفهوم نخبه و جایگاه آنان را در جامعه بشناسد؛
٣. از جایگاه و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در بخش نخبگان سازمانی آگاه شود.
در روایات اسلامی از امر به معروف و نهی از منکر به «قريضة عظيمة [۷]»، «أشقى الفرائض و أشرقها [۸]»، «أم القرائض [۹]» یا « أفضل أعمال الخلق [۱۰]» تعبیر شده است. این تعبيرها، جایگاه والای این فریضه دینی را در مقایسه با دیگر فرایض نشان میدهد.
امام خمینی نیز با توجه به روایات درباره جایگاه امر به معروف و نهی از منکر می نویسد:
امر به معروف و نهی از منکر جزء بالاترین و شریف ترین فرایض اسلام است که سایر فرایض به وسیله آن دو اقامه می شود و وجوب آن دو از ضروریات دین است و منکر آن، اگر توجه داشته باشد که انکارش چه لوازمی دارد و به لوازم آن ملتزم باشد، از کافران است. [۱۱] در آموزه های اسلامی بر برتری این دو فریضه از دیگر فرایض تأکید شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود.
برپا دارنده و حافظ دیگر فرایض
از تعبیرهای روایی در بیان جایگاه رفیع امربه معروف و نهی از منکر، شأن و نقش «برپادارندگی» و «حافظ بودن» این دو واجب درباره دیگر فرایض است. این شأن، مختص این دو واجب است. البته دیگر فرایض ممکن است به طور غیر مستقیم در انجام واجبات یا ترك محرمات نقش داشته باشند؛ ایفای نقش مستقیم دراین باره از اختصاصات امربه معروف و نهی از منکر است. [۱۲]
این دو واجب الهی، نه تنها برپادارندگی و حفظ و بقای دیگر فرایض؛ بلکه بقای شریعت اسلام را تضمین می کند؛ چنان که مولای متقیان علی ، فرمود:
قوام الشريعة الأمر بالمعروف والنهي عن المنکر و إقامة المحدود. [۱۳] امر به معروف و نهی از منکر و اقامه حدود (شریعت، عامل) استواری و استحکام شریعت است. امام حسین در خطبه معروفش در «منا» که درباره امر به معروف و نهی از منکر ایراد کرد، پس از قرائت کردن آیه والمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر ...» [۱۴]، فرمود:
در این آیه، خداوند از امربه معروف و نهی از منکر - به عنوان فریضهای الهی - آغاز کرده است؛ زیرا میدانست که چون این کار صورت پذیرد و این فریضه عملی گردد، همه کارهای واجب - از آسان و دشوار - صورت خواهد پذیرفت؛ چرا؟ چون امربه معروف و نهی از منکر، دعوت به اسلام است، با جلوگیری از ستمها و مخالفت با ستمگران و تقسیم کردن سودها و غنیمتها و گرفتن صدقات (زکات و ...) از آنجا که باید گرفته شود و رساندن آنها به جاهایی که باید به آنجاها برسد .... [۱۵] امام باقر نیز جایگاه ارزشمندی برای امر به معروف و نهی از منکر قایل است؛ تا آنجا که در یک بیان، دو بار می فرماید: «قريضة عظيمة بها قام الفرائض؛ فریضهای بزرگ است که دیگر فرایض، به وسیله آن برپا می شود.» [۱۶] امام خامنه ای دالان در این باره می فرماید:
عوامل بقا را در اسلام مشاهده کنید. یکی از عوامل بقا، همین عاشوراست. یکی از عوامل بقا، امر به معروف و نهی از منکر است. بدیهی است که در جامعه، فساد به وجود می آید. هیچ اجتماع بشری نیست که در آن فساد به وجود نیاید. این فساد چگونه باید برطرف شود؟ ... با امربه معروف، با نهی از منکر و با دعوت به خیر. [۱۷]
ارزشی والاتر از دیگر ارزشها
در برخی روایات، برتری امر به معروف و نهی از منکر در مقایسه با دیگر فرایض، تشبیه به قطره در برابر دریا شده است؛ چنان که امام علی دراین باره می فرماید:
... وما أعمال البر لها و الجهاد في سبيل الله عند الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر إلا كتفة في بحر لجی .... [۱۸] ... همه کارهای نیک حتی جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، به اندازه آب دهانی درمقابل دریایی پهناور بیش نیست ....
امام خامنه ای که در تبیین این حدیث میفرماید:
امربه معروف و نهی از منکر، در مقیاس وسیع و عمومی خود حتی از جهاد بالاتر است؛ چون پایه دین را محکم می کند. اساس جهاد را امربه معروف و نهی از منکر استوار می کند. [۱۹]
امربه معروف و نهی از منکر، از وظایف اصلی نخبگان سازمانی
نخبه (Elite از واژه «Eligere»، به معنای «انتخاب» و « انتخاب کردن» گرفته شده است. [۲۰] این واژه در زبان فارسی، به معنای «برگزیده»، «ممتاز»، «دانا» و «باهوش» آمده است. [۲۱] نخبه، در قرن هفدهم میلادی برای توصیف کیفیت کالاهایی به کار می رفت، که برتری ای نسبت به دیگر کالاها داشتند. در قرن های هیجدهم و نوزدهم، نخبه به اشخاص و گروههایی اجتماعی اطلاق می شد که از جایگاه و منزلت اجتماعی، سیاسی و روحانی برتری نسبت به دیگران برخوردار بودند. [۲۲]
محور اصلی مفهوم نخبگی، وجه متمایز بودن و برتری داشتن نخبگان در مقایسه با دیگر افراد جامعه در پاره ای از خصوصیات زیستی، رفتاری و مهارتی است که جامعه شناسان، مبتنی بر ذاتی یا اکتسابی بودن این صفات، تعریف های فراوانی از آن به دست داده اند. برای مثال، نخبه کسی است که ذاتا امتیازات هوشی، جسمی و روانی دارد. این مواهب را طبیعت در وجود شخص به عاریت نهاده است وجه ذاتی بودن نخبگی) [۲۳]؛ یا نخبه به کلی ترین مفهوم آن به گروهی از اشخاص گفته می شود که در هر جامعه ای مواضع رفیع را در اختیار دارند. به بیان جزیی تر، نخبه گروهی از افراد را در بر می گیرد که در رشته ای خاص برتری دارند (وجه اکتسابی بودن نخبگی) [۲۴]؛ یا معمولا برگزیدگان، دربرگیرنده همه افراد و اشخاصی اند که خصوصیات استثنایی و منحصر به فرد داشته اند یا دارای استعداد و قابلیتهایی عالی در زمینه کار خود یا در برخی فعالیت ها هستند. [۲۵]
آنچه درباره نخبگان جامعه، مهم و در خور توجه است، نقش برجسته آنها در ساختار نظام اجتماعی و اثر پذیری مردم جامعه از آنهاست که می تواند سهم بسزایی در پیشرفت یا عقب ماندن آن جامعه داشته باشد. قرآن کریم، نقش نخبگان را در جامعه در هر دو بعد مثبت و منفی و نقشی را که در این دو بستر می توانند ایفا کنند، به خوبی بیان کرده است:
۱. عده ای از نخبگان، انبیا، اولیای الهی، دانشمندان و کسانی اند که بر جامعه اثرگذارند و آن را به سوی هدایت و سعادت رهبری می کنند:
وجعلنا بينهم أئمة يهدون بأمرنا لما صبروا و کائوا بآیاتنا وقون [۲۶]. و از آنان امامان و پیشوایانی) قرار دادیم که به فرمان ما مردم را) هدایت می کردند؛ چون شکیبایی نمودند و به آیات ما یقین داشتند.
۲. عده ای دیگر از نخبگان، پیشوایان کفر و دانشمندان منحرفی اند که جامعه را به سوی ضلالت و شقاوت سوق میدهند:
و جعلناهم أيته يدعون إلى النار ويوم القيامة لا نون [۲۷]. و آنان آفرعونیان) را پیشوایانی قرار دادیم که به آتش (دوزخ) دعوت می کنند و روز رستاخیز یاری نخواهندشد. [۲۸] این بیان امام علی که فرمود: «هرگاه اندیشه سلطان تغییر کند، زمانه دگرگون می شود» [۲۹] نیز به روشنی گویای این مطلب است.
از طرفی، باتوجه به اینکه نخبگان جامعه جایگاه خاصی دارند و بر ایجاد تحول در جامعه توانایند، خداوند متعال امر به معروف و نهی از منکر» را از وظایف نخستین این افراد میداند:
ولتكن منكم أمة يدعون إلى الخير ويأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر و أولئك هم المفلحون (آل عمران: 104). باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی و امربه معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگاران اند. اما آنچه در اینجا اهمیت دارد، توجه به این فریضه در خود جامعه نخبگان است.
بنابراین، منظور از نخبگان در این متن، افرادی از جامعه است که با شکوفاشدن استعدادها و قابلیت های ذاتیشان در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی و کسب انواع مهارتهای اجتماعی، نقش مهمی در چرخه های اداری سازمانی و نهادی کشور دارند. نقش برجسته این افراد در بدنه هر سازمان و نهادی در ساختار نظام اجتماعی و همچنین اثرپذیری مردم جامعه از آنها، وظایف خاصی را از لحاظ توجه به ارزش ها و هنجارها و در مقابل، ضدارزشها و ناهنجاری های سازمانی و اجتماعی متوجه این افراد می کند. شناخت این ارزش ها و ضدارزش ها، همان مصداق های معروف و منکر در بخش نخبگان جامعه در سازمان یا نهادهاست که در ادامه، به توضیح برخی از مهم ترین آنها خواهیم پرداخت.
از وظایف اصلی نیروی انسانی سازمان، به ویژه نخبگان سازمانی، فریضه امر به معروف و نهی از منکر است. سهم نخبگان دراین میان، به دلیل جایگاه و نقش اثرگذارشان در سازمان، با اهمیت تر از دیگران است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
الذي إن ماهم في الأرض أقاموا الصلاة و آوا الزكاة و أتموا بالمعروف ونهوا عن المنكر و لله عاقبة الأمور (حج: ۱). همان کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می دارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و پایان همه کارها از آن خداست. «مکتا» در این آیه، از ماده «تمكين» به معنای «فراهم ساختن وسایل و ابزار کار، اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهی کافی و توان و نیروی جسمی و فکری» است [۳۰]. نخبگان سازمانی نیز به دلیل داشتن توانایی ها و مهارتهای فردی، اجتماعی و سازمانی و برخورداری از ابزار و موقعیت مناسب در سازمان، در کنار توجه به فرایضی چون نماز و زکات، مأمور به انجام وظیفه مهمی چون امربه معروف و نهی از منکر در سازمان اند.
ارزش و اهمیت این فریضه اجتماعی تا آنجاست که خداوند متعال در قرآن کریم، دانشمندان و نخبگان جامعه یهود و مسیحی را به دلیل ترک این فریضه سرزنش می کند:
و لا ينهاهم الربانيون و الأخبار عن قولهم الإثم و أكلهم الشخ لبئس ما كانوا يضعون (مائده:.(63
چرا دانشمندان نصارا و علمای یهود، آنها را از سخنان گناه آمیز و خوردن مال حرام نهی نمی کنند؟!
چه زشت است عملی که انجام میدادند. در واقع، موفق بودن سازمان، مستلزم انجام شدن قوانین و مقرارت مصوب ابلاغی سازمان است. طبیعی است که یادآوری و طرح دستورهای صحیح و به موقع برای انجام ارزش ها و هنجارهای سازمانی و جلوگیری از انواع هنجارشکنی و قانون گریزی و منکرات سازمانی، نه تنها وظيفة اصیل نخبگان، بلکه از وظایف نخستین عامله نیروی آن سازمان است.
پرسشها
١. نخبه کیست و نقش و جایگاه نخبگان در جامعه و سازمان را مبتنی بر آموزه های قرآنی توضیح دهید.
٢. جایگاه و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را در آموزه های وحیانی اسلام تبیین کنید.
٣. جایگاه و اهمیت امربه معروف و نهی از منکر را در بخش نخبگان سازمانی توضیح دهید.
درس دوم مصداق های معروف نخبگان سازمانی -ولایت الهی و نفی طاغوت
اهداف درس از فراگیر گرامی انتظار می رود در پایان این درس:
.. از ولایت الهی و ولایت طاغوت شناخت پیدا کند؛ ۲. با راه های ورود به ولایت الهی در سازمان آشنا شود؛
٣. زمینه و گرایش به ولایت الهی و دوری از ولایت طاغوت در آنها ایجاد و تقویت شود.
پذیرش ولایت الهی و نفی طاغوت از مهم ترین مصداق های معروف در حوزه نخبگان سازمانی است که می تواند نقش تعیین کننده ای در پیشرفت آن سازمان داشته باشد. در ادامه، این دو مؤلفه را مبتنی بر آموزه های اسلامی بررسی و تبیین می کنیم.
ولایت الهی
«ولایت» از واژه های پرکاربرد در متون دینی است. تأكید آیات و روایات در توجه به این واژه و نقش کلیدی آن بر سعادت انسان، بررسی های بیشتری را متوجه آن می کند. ادامه مطالب، گذری بر ابعاد مفهومی این واژه است.
معناشناسی ولایت
برای واژه «ولایت»، معانی بسیاری به دست داده شده است؛ مانند: «دوستی»، «محبت»، «تسلط داشتن»، «فرمانروایی»،
پادشاهی»، «حکومت کردن [۳۱]»، «ولی بودن» و «مقام ولی [۳۲]».؟ مفهوم اصلی «ولی» نیز «قرارگرفتن و اتصال چیزی در کنار چیز دیگر است؛ به گونه ای که فاصله ای میان آن دو نباشد.» از همین رو این واژه درباره «قرب» و «نزدیکی [۳۳]» نیز استعمال شده؛ و به همین مناسبت، «ولی» درباره دوستی، یاری، تصدی امر، تسلط و معانی دیگری از این قبیل به کار رفته است؛ زیرا در تمام اینها نوعی مباشرت و اتصال وجود دارد. در جمع بندی ای می توان گفت که بیشترین کاربرد «ولایت» در معانی «دوستی» و «محبت»، «زمامداری» و «سرپرستی» و به معنای «تصدی»، «به عهده داشتن» و «صاحب اختیاری در کار» است [۳۴]. «ولی» و «مولا»، کسی است که این ولایت را دارد.
تفاوت ولایت با سلطه
در ولایت، پذیرش، انقیاد و تبعیت از ولی و مولا، همراه با طيب نفس است؛ اما در «سلطه» که به معنای «قدرت»، تسلط»، «فرمانروایی»، «پادشاهی [۳۵]»، «توانایی» و چیرگی [۳۶]» است، لازم نیست که تبعیت و انقیاد از روی طیب نفس باشد و ممکن است از سر اکراه و اجبار باشد. چه بسیار افرادی که تحت تسلط کسی هستند و از او تبعیت می کنند، در حالی که ولایت او را نپذیرفته اند. از این رو، آنان ولی و مولا نیستند؛ بلکه حاکم و سلطان و مشابه آنها هستند.
انواع ولایت
در یک تقسیم بندی، ولایت به دو نوع تکوینی و تشریعی تقسیم می شود. ولایت تکوینی، متعلق به خداوند و در انحصار اوست. [۳۷] البته خداوند متعال، این نوع ولایت را به هرکس که بخواهد مانند انبیا و اوصیایش می دهد. این نوع ولایت خداوند متعال، بر همه مخلوقاتش به صورت «عام» جاری است. ولایت تشریعی خود دو نوع است؛ یکی ولایت عام تشریعی که متعلق به خداوند می باشد و بر همه انسانها اعم از مؤمن و غیر مؤمن ساری و جاری است [۳۸]و دیگری ولایت خاص تشریعی خداوند که مخصوص مؤمنان است و غیر مؤمنان از آن سهمی ندارند. [۳۹] در آموزه های اسلامی، ولایت خدا رکن اساسی توحید و اسلام است؛ زیرا توحید و عبودیت در وجود بندگان، در پذیرش ولایت خدا آشکار می شود.
چنانکه گفته شد، خداوند صاحب ولایت تشریعی خاص برای مؤمنان است. از همین رو قرآن کریم، خداوند عزوجل را ولی حقیقی مؤمنان معرفی می کند:
- الله ولى الذين آموا (بقره: ۲۰۷)؛ خداوند ولی کسانی است که ایمان آوردند.
- الله ولى المتقین (جاثیه: ۱۹)؛ خداوند ولی متقیان است. است. .
ذلك أن الله مؤلى الذين آموا ... (محمد: ۱۱)؛ این برای آن است که خداوند مولا و سرپرست کسانی است که ایمان آوردند ....
اثر پذیرش ولایت الهی
نتیجه پذیرش ولایت خدا، خروج از تاریکی های گمراهی و ورود به نور هدایت خداست. در واقع، کسی که ولایت خداوند را می پذیرد، خداوند او را از ظلمتهای گمراهی خارج می کند و به نور هدایت وارد می سازد. قرآن کریم در این باره می فرماید:
خداوند ولی کسانی است که ایمان آورده اند، آنها را از ظلمتها به سوی نور خارج می کند» [۴۰]؛ زیرا خداوند متعال خود، نور مطلق آسمانها و زمین است: «الله نور السماوات و الأرض ... » (نور: 35).
سلسله مراتب ولایت
خداوند، همواره ولایت تشریعی اش را با ولایت پیامبر و اهل بیت پیوند زده است؛ زیرا آنان مجرای فیض و ولایت الهی میان مخلوقات خدا هستند و توحید، اسلام و عبودیت در وجود آنان نمود یافته است. [۴۱] از همین رو دیگر مؤمنان را به ولایت، تبعیت و اطاعت از آنان امر فرموده: « إما ولكم الله و رشوله و الذين آمنوا ... (مائده: 55)؛ همانا ولی شما خدا و رسول خدا و کسانی اند که ایمان دارند....» در آیه دیگری می فرماید:
يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله و أطیعوا الرسول و أولي الأمر منكم ... (نساء: ۵۹).
ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا اطاعت کنید و ازرسول و اولوالامر خویش فرمان برید .... از آنجاکه مؤمنان عضوی از یک مجموعه ایمانی اند و تحت ولایت خداوند متعال، از نور ولایت الهی بهره می برند، میان آنها رابطه ولایی برقرار است. از این رو، هریک از مؤمنان به تناسب بهره مندی از ایمان، بر برخی دیگر از مؤمنان ولایت دارند. قرآن کریم می فرماید:
المؤيوين و المؤمنات بعضهم أولياء بعض ... (توبه: ۷۱).
مردان و زنان با ایمان، بعضی از آنان ولی (و یار و یاور)بعضی دیگرند .... در آیه دیگری می فرماید:
إن الذين آمنوا و هاجوا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهم في سبيل الله و الذين آوؤا و نصروا أولى ب هم أولياء بغض (انفال: ۷۲). کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جان های خود در راه خدا جهاد کردند و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها بعضیشان ولی بعضی
دیگرند. آنچه از مجموع این مستندات دینی درباره رابطه طولی ولایت الهی میان مؤمنان به دست می آید، می تواند نقش مهمی در موفقیت سازمان و تنظیم رفتار نخبگان سازمانی داشته باشد. برهمین اساس، وظیفه نخستین نخبگان در سازمان، شناخت و پذیرفتن ولایت الله در سازمان است. در مرحله دوم، به دلیل نقش برجسته نخبگان در تصمیم گیری و سیاست گذاری های کلان سازمان، آنها باید رسالت، مأموریت، اهداف و ساختار سازمان را مبتنی بر این خط ولایت ترسیم کنند. گفتمان سازی ولایت محوری در سازمان میان نیروی انسانی مجموعه، وظیفه سوم نخبگان سازمانی است که با نمود آن در اندیشه، گفتار و عمل خود، زمینه هموارتری را برای نهادینه کردن این مهم در سازمان پدید می آورند.
راه ورود به ولایت الهی
شناخت و اقدام درباره تمام معروف هایی که در آموزه های وحیانی برای هدایت بشر فرستاده شده، مسیرهای ورود به ولایت الهی است. امر به معروف و نهی از منکر یکی از این ارزش هاست که بر پادارنده دین و اقامه کننده دیگر فرایض دینی است. این فریضه می تواند انسانها را از ولایت شیطان و طاغوت نجات دهد و بنیاد آنها را براندازد. این ارزش، از چنان توان و قدرتی برخوردار است که می تواند به تنهایی همه مقاصد دین را برآورده سازد. با «امر به معروف»، دعوت به ولایت الله و ولایت ولی خدا که اصل و سرچشمه همه خوبیهاست، صورت می گیرد و اعمال صالح انجام می شود. همچنین با «نهی از منکر»، مقابله و مبارزه با ولایت طاغوت که اصل و سرچشمه همه زشتی هاست، صورت می گیرد و همه آنها برچیده می شوند.
از همین روست که امام علی می فرمایند:
من أمر بالمعروف شد ظهور المؤمنين و من تهی عن المنكر أم أنوف القايقين [۴۲] المنافقين. [۴۳] کسی که به معروف عمل کند، پشت مؤمنان را محکم کرده است و کسی که نهی از منکر کند، بینی فاسقان
و منافقان را به خاک مالیده است. ایشان در وصیت به فرزندان برومندش که در واقع سفارش به تمام مؤمنان است نیز می فرماید:
... لا تثروا الأمر بالمعروف والنهي عن المنکر ولی علیکم أشراركم .. [۴۴]... امربه معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که در غیر این صورت، اشرارتان بر شما سیطره و تسلط می یابند .... امام باقر نیز در این باره از رسول خدا این روایت می کند که ایشان می فرماید:
إذا لم يأمروا بمعروف ولم ينهوا عن منگر ولم يتبعوا الأخيار من أهل بيت يسلط الله عليهم شرارهم .... [۴۵]
اگر مردم، به معروف امر نکنند و از منکر نهی ننمایند و از برگزیدگان از اهل بیت با من تبعیت و پیروی نکنند، خداوند افراد شرورشان را بر آنها مسلط می کند ....
بنابراین، امربه معروف و نهی از منکر، همواره دافع تسلط شیطان و طاغوت و جنود آنهاست و اگر ترک شود، در واقع راه تسلط آنها بر مردم و جامعه باز گذاشته شده است. با ترک کردن این دو واجب الهی، شیاطین و طاغوت ها و همچنین جنود آنها، به راحتی، با وسوسه و تدلیس بر ذهن و اندیشه و عمل مردم مسلط می شوند و آنها را از ولایت ایمانی خارج و به ولایت شیطانی وارد می کنند. طبیعی است که اقدام به این فریضه در سازمان، به ویژه برای فرد نخبه ضروری است و اقدام او بر اقدام دیگر افراد اولویت دارد؛ زیرا دیگر افراد سازمان و جامعه از آنها بیشتر اثر می پذیرند.
نفی طاغوت
از منکرات جامعه اسلامی و از آن میان نخبگان، پذیرفتن طاغوت و ولایت آن است. «طاغوت»، به معنای هر معبودی غیر از خدا، هر سرکش متعدی [۴۶]و هرچیز باطل غیر خدا که آن را می پرستند. [۴۷] طاغوت کسی است که در برابر خداوند سرکشی و طغیان کرده و تا آنجا پیش رفته که خود از ولایت الهی خارج شده و می کوشد تا امت را نیز از ولایت خدا خارج کند. طاغوت، ربوبیت و مدیریت خداوند در عالم را انکار می کند و ولایت پیامبران و امامان را نمی پذیرد.
خداوند، شیاطین را سردمدار ولایت غیرخدا برگزیده است. «شیطان»، یعنی دیو، اهریمن، نافرمان، شرور، فرد بسیار حیله گر، [۴۸] متمرد، روح پلید و خبيث. منظور از شیطان در اینجا، «ابلیس» است که از فرمان الهی در سجده کردن به آدم خودداری کرد، از بهشت رانده شد و به گمراه کردن آدمیان پرداخت. [۴۹] شیاطین، کسانی اند که ویژگی های «ابلیس» را کسب کرده اند. از این رو خداوند، شیاطین را ولی و سرپرست کسانی برگزیده است که از پذیرش ولایت الهی امتناع می کنند:
... إا جعلنا الشياطين أولياء للذين لا يؤمون (اعراف: ۲۷). ... ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان
نمی آورند. با آماده شدن چتر ولایت شیطان، کسانی که به دلیل تکبر، نخوت، لجاجت، شهوت، غفلت، شرک، کفر، نفاق و ...حاضر نشدند تحت قیمومت و ولایت خداوند متعال باشند، پذیرای ولایت شیاطین شدند و در زمره گمراهان جای گرفتند. قرآن کریم می فرماید:
- إنما سلطانه على الذين يتولونه و الذين هم به مشرون (نحل: ۱۰۰). تسلط شیطان، فقط بر آن نفوسی است که او را ولی گرفته اند و کسانی که به خدا شرك می آورند. - فريق هدى و فريقا حق عليهم الضلاله إنهم ا وا الشياطين أولياء من دون اللير و يحسبون أنهم مفتون (اعراف: ۳۰). جمعی را هدایت کرده؛ و جمعی (که شایستگی نداشته اند، ) گمراهی بر آنها مسلم شده است. آنها کسانی اند که شیاطین را به جای خداوند، اولیای خود برگزیدند و آنها گمان می کنند که هدایت یافته اند. خروج از نور هدایت و ورود به تاریکی های گمراهی و وارد آمدن خسارت بزرگ، نتیجه پذیرش ولایت غیر خدا و طاغوت است:
-... يخرجونهم من الثور إلى الظلمات أوليك أصحاب النار هم فيها خالدون (بقره: ۲۰۷). ... (طاغوت آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می برند. آنها اهل آتش اند و همیشه در آن خواهند ماند. ماند. . و من خير الشيطان وليا من دون الله فقد خسرشرانا مبينة (نساء: ۱۱۹).
و هر کس شیطان را به جای خدا ولی و سرپرست خودگیرد، مسلما به زیان آشکاری دچار شده است. خداوند متعال، همواره به مؤمنان هشدار داده است که از پرتو نورانی ولایت او خارج نشوند و ولایت غیر خدا را نپذیرند که ضلالت و هلاکت آنان را در پی خواهد داشت. همچنین، مؤمنان را از پذیرش ولایت و سرپرستی کافران، مشرکان، منافقان، یهود و نصارا، دشمنان خدا و مؤمنان، حاکمان جائر [۵۰] و جنود و انصار آنان، به شدت نهی کرده است؛ زیرا اینها ولایت ابلیس، شیاطین و طاغوت را پذیرفته اند. [۵۱] بنابراین، مؤمنان باید هوشیار باشند که در دام های آنان گرفتار نشوند. امروزه، مصداق بارز این گروه ها، رژیم صهیونیستی و سردمداران آمریکا و انگلیس هستند. از همین رو بود که امام خمینی امریکا را شیطان بزرگ می نامید.
آموزه های اسلامی، بی توجهی یا نادیده گرفتن برخی امور را علت خارج شدن انسان از ولایت خدا و قرار گرفتن در زمره موالیان ولایت شیاطین و طاغوت می داند. می توان گفت که اینها خطوط قرمزی برای خروج از ولایت خدا و ورود به ولایت شیطان اند که برخی از مهم ترین آنها عبارت اند ازکفر، شرک، نفاق، انکار ولایت معصومان (که همان ولایت خداست)، آلوده شدن به معصیت و گناه، آلوده شدن به ظلم و فساد روی زمین، ترک امر به معروف و نهی از منکر.
بنابراین، فرد نخبه در سازمان، نباید برای منافع شخصی و مقاصد دنیایی و مادی، مصداق های طاغوت را بپذیرد. در واقع، پذیرفتن هر منکری و اقدام به آن در سازمان به هر دلیلی، پذیرفتن ولایت شیطان و طاغوت و نفی ولایت الله است. عجب، غرور و تکبر، استبداد فردی در ایده و رفتار و مشورت نگرفتن در تصمیم گیری ها، بی توجهی به دیگر افراد سازمان، فقط دغدغه خود را داشتن و خواسته های غیر معمول از سازمان، همه از منكراتی است که فرد نخبه می تواند به آن مبتلا شود و بدین وسیله از زیر چتر الهی بیرون آید و به ظلمت و ولایت طاغوت وارد شود.
پرسشها
١. منظور از ولایت الهی چیست؟ ۲. راه های ورود به ولایت الهی در سازمان را توضیح دهید.
٣. مصداق های پذیرفتن ولایت طاغوت توسط نخبگان سازمانی را شرح دهید.
درس سوم مصداق های معروف نخبگان سازمانی -کسب روزی حلال
اهداف درس از فراگیر گرامی انتظار می رود در پایان این درس:
١. با اهمیت کسب روزی حلال در آموزه های اسلامی آشنا شود؛
٢. به عوامل افزایش روزی حلال در نگرش اسلامی و آثار و برکات آن شناخت پیدا کند؛
٣. از پیامدهای حرام خواری و بی توجهی به کسب روزی حلال در سازمان آگاه شود.
از دیگر مصداق های معروف نخبگان سازمانی در نگرش اسلامی، کسب روزی حلال است. پیامبر می فرماید: «العبادة بعون لجوء أفضلها طلب الحلال؛ عبادت هفتاد جزء دارد که برترین آن کسب روزی حلال است.» [۵۲] براساس آیات و روایات اسلامی، کسب روزی حلال از مهم ترین زمینه های تقویت دین داری است. امام علی تلاش برای روزی حلال را از ویژگی های پارسایان بر می شمرد. [۵۳]
خداوند متعال در سوره «جمعه» که توصیه آن به شرکت در نماز جمعه و ذکر خداست، می فرماید:
يا أيها الذين آمنوا إذا ودي للصلاة من يوم الجمعة قاشقؤا إلى ذكر الله و ژوا البيع ذلكم خير لكم إن ثم تعلمون (جمعه: ۹). هنگامی که نماز پایان یافت، شما آزادید در زمین پراکنده شوید و فضل خدا را بطلبید (به دنبال روزی بروید) و خدا را بسیار یاد کنید. شاید رستگار شوید. از این آیه استفاده می شود که حتی روز تعطیل و انجام دادن اعمال عبادی در این روز نیز مانعی برای فعالیتهای اقتصادی سازنده نیست.
از آنجا که کارمندان دولت، محل رجوع مردم هستند، ممکن است اهتمام کافی برای حلال بودن روزی خود نداشته باشند. کم کاری، بی توجهی به مراجعه کنندگان، و اختیارکردن شغل دوم برای درآمد بیشتر، در این نداشتن اهتمام، نقش بسزایی دارند. در این میان، نخبگان سازمانی به دلیل جایگاه خاصشان در سازمان، در برخی موارد نسبت به دیگر افراد سازمان، اختیارات بیشتر و نقش مؤثرتری در تصمیم گیری ها و رفع مشکلات جامعه دارند که کم توجهی به این مهم، ممکن است وجه حلال بودن روزی ایشان را خدشه دار کند. از این رو، آشنایی بیشتر مخاطب با کسب روزی حلال در بینش اسلامی و عوامل افزایش و آثار و برکات آن، محرکی برای ترغیب مخاطبان به این معروف سازمانی است.
عوامل افزایش روزی حلال
در بینش اسلامی، برای کسب روزی حلال، علاوه بر ابزارها و راه های مادی، از مجموعه عواملی نام برده می شود که فرامادی اند و مبتنی بر قوانین پنهان الهی عمل می کنند که از تفاوت های جدی بینش توحیدی با دیگر مکاتب بشری، توجه به همین قوانین و مقرراتی است. در ادامه به مواردی چند از این عوامل اشاره خواهد شد.
تقوای الهی
تقوا از «وقایت» گرفته شده و به معنای «حفظ و منع از ضرر» است. تقوا در هر کاری مناسب با خود آن کار است. برای مثال، تقوای در تجارت، حفظ مال از مصارف بیهوده و معاملات خسران پذیر؛ تقوای در زراعت، حفظ آن از آفات زراعی؛ تقوای در دین، دوری از اموری است که موجب از بین رفتن دین یا ضعف آن می شود که عذاب دنیا و آخرت یا محروم شدن از درجات و فیض های آخرتی را برای انسان به دنبال دارد [۵۴]. تقوای در امور اداری و سازمانی نیز مصداق های بسیاری دارد که به طور کلی، به دوری از مجموعه عواملی گفته می شود که سازمان را از دستیابی به اهدافش باز می دارند.
بنابر آیات و روایات از مهم ترین عوامل معنوی در توسعه روزی انسان، تقواست. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
... ومن يتق الله يجعل له مخرجا ويرزقه من حيث لا يحتسب ومن يتوكل على الله فهو شبه ... (طلاق: ۲-۳). ... و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند؛ و او را از جایی که گمان ندارد، روزی میدهد و هرکس بر خدا توکل کند،کفایت امرش را می کند ....
طلب آمرزش از خداوند متعال
از دیگر عوامل افزایش روزی حلال، استغفار به درگاه الهی و طلب آمرزش از اوست. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
و أن اشتغفروا ربكم مم وبوا إليه منكم متاعة حسنا إلى أجل متنی و گل ذي فضل فضله ... (هود: 3). و اینکه از پروردگار خویش آمرزش بطلبيد، سپس به سوی او بازگردید تا شما را تا مدت معینی (از مواهب زندگی این جهان به خوبی بهره مند سازد و به هر صاحب فضیلتی، به مقدار فضیلتش ببخشد...
امام علی دراین باره می فرماید: «الإستغفار يزيد في الرزق [۵۵]؛ استغفار، روزی را زیاد می کند.»
در نگرش آموزه های اسلامی، تمام اعمالی که انسان انجام می دهد، علاوه بر آثار اخروی، آثار دنیایی نیز دارند. انجام عمل گناه نیز علاوه بر عقاب اخروی، آثار بدی را در همین زندگانی دنیا به دنبال دارد که از آن نمونه، قطع روزی انسان است. امام علی دراین باره می فرماید:
از گناهان دوری کنید که هیچ بلایی شدیدتر و زشت تر از آن نیست و رزق باز داشته نمی شود، مگر به دلیل انجام گناهی حتی در حد ایجاد خراش و جراحت و ناراحتی در دیگران)؛ زیرا خداوند عزوجل فرمود: «هر مصیبتی به شما رسد، برای اعمالی است که انجام داده اید و بسیاری را نیز عفو می کند. [۵۶]» از این رو، برای رفع آثار گناه، که قطع روزی از آنهاست، باید به درگاه الهی استغفار کرد و آمرزش طلبيد.
انفاق مال
از دیگر عواملی که در توسعه روزی انسان تأثير مطلوبی دارد، انفاق مال است که در آموزه های فقهی اسلامی، به شکل واجب و مستحب مطرح است. از مواردی که در آن، انفاق مال با لحاظ شرایطی بر انسان واجب است، زکات است که خداوند متعال در باره آن می فرماید:
إن الذين آمنوا و عملوا الصالحات و أقاموا الصلاة و آتوا الزكاة لهم أجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يخون (بقره: ۲۷۷). کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند.
وعده دادن «اجر» به کسانی که اعمال یادشده در آیه را که از جمله آنها دادن زکات است، انجام دهند و همچنین نبود ترس و غم بر آنان، به صورت مطلق، در آیه به کار رفته اند و می تواند هم در دنیا و هم در آخرت باشد. دادن این پاداش ها به اعمالی است که بر انسان تکلیف شده و این از جنبه رحمت الهی است که به آدمی ارزانی شده است.
در حدیثی از حضرت زهرا نیز پرداخت زکات از عوامل زیادشدن رزق انسان معرفی شده است:
... قرض الله الإيمان تظهير لكم من الشوك، و الصلاة تنزيها عن الكثر، و اليام تثبيتا للإخلاص، و الزكاة تزییدا في الرزق. [۵۷]
... پس خداوند متعال بر شما واجب کرده است ایمان را، که موجب پاکی شما از شرک میشود و نماز را، که شما را از کبر و غرور منزه میدارد و روزه را، که موجب تثبیت اخلاص شما می شود و زکات را، که روزی شما را زیاد می کند .... از دیگر عوامل توسعه رزق انسان، صدقه دادن است که نوع مستحب انفاق مال در آموزه های فقهی اسلامی به شمار می رود. امام صادق می فرماید:
داؤوا مرضاكم بالدقة و ادعوا البلاء بالدعاء و اشتزلوا الرزق بالصدقة .... [۵۸]بیماران خود را با صدقه دادن مداوا کنید و بلا را به واسطه دعا دفع کنید و روزی را به وسیله صدقه (ازآسمان پایین آورید .... دادن صدقه در نگاه اول، شاید به نوعی کم شدن مال به نظر آید و در نگرشی انسان دوستانه، کمکی به همنوع باشد؛ اما در بینش اسلامی، علاوه بر اینکه کمکی انسان دوستانه به همنوع است، عملی اخلاقی و خداپسند به شمار می رود که نه تنها موجب کم شدن مال انسان نمی شود، بلکه به عکس، برکت و زیادی آن را در پی دارد.
آثار و برکات روزی حلال
رزق و روزی از مهم ترین موضوعاتی است که در زندگی فردی و اجتماعی آدمی مطرح می شود؛ زیرا انسان از ابتدا با آن رشد می کند و تا آخر عمر نیز با آن سروکار دارد. از این رو آثار و فواید مهم و فراوانی دارد که در این بخش از مطالب، به بعضی از آنها اشاره می شود:
آمرزش گناهان
آیات و روایات، طلب روزی حلال را از اسباب آمرزش گناهان برشمرده اند. خداوند متعال با اسباب مختلفی گناهان انسان را می بخشد. یکی از این سببها «طلب روزی حلال» است. رسول خدا این فرمود: «برخی گناهان با نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. » سؤال شد یا رسول الله! پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: «جدیت و تلاش در طلب معیشت. [۵۹]» همچنین، آن حضرت دراین باره می فرماید: «هرکس روزی حلال خورد، فرشته ای به فرمان خدا بر سر وی بایستد و برایش آمرزش بخواهد تا از خوردن فارغ آید.» [۶۰]
استجابت دعا
انسان در تمام لحظه های زندگی اش نیاز به وجودی برتر دارد تا با تکیه بر او، تنهایی ها و نیازهایش را با امید به توجه او، پاسخ گوید و رفع کند. توجه خداوند متعال و استجابت دعای بندگان، بسته به مجموعه ای از اعمال است که در آموزه های اسلامی بر آنها تأکید شده و از آن میان، کسب روزی حلال است. در همین باره، رسول خدا فرمود:
من أحب أن يستجاب دعاؤه قليطيب مطعم وكسبه [۶۱]. کسی که دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و کسب خود را از حرام پاك کند.
گرامی شدن نزد خداوند متعال
هدف از آفرینش انسان، تقرب و نزدیکی به خداوند متعال است. در واقع هر چه انسان خود را به این هدف نزدیکتر سازد، نزد پروردگارش عزیزتر و گرامی تر است. در همین راستا خداوند متعال در قالب آموزه های وحیانی، انسان را از مجموعه ای از اعمال آگاه کرده است تا در صورت به کارگرفتن آنها به این مهم دست یابد. یکی از این اعمال، کسب روزی حلال است که باعث بالارفتن مقام انسان و کرامت او نزد پروردگارش می شود. امام صادق دراین باره فرمود: «بنده، آن زمان نزد خدا گرامی تر است که در صدد کسب درهمی حلال برآید و نتواند به آن دست یابد.» [۶۲]
رفاه خانواده
از دیگر آثار و برکات طلب روزی حلال، ایجاد رفاه خانواده است که در اسلام بسیار بر آن تأکید شده؛ به گونه ای که امام صادق می فرماید:
من لم يشتی من طلب المعاش خفت مونثه و ریمی باله و قم عياله .... [۶۳] کسی که از طلب حلال شرم نکند، بارش سبک، سختی هایش آسان و خانواده اش در رفاه قرارمی گیرند .... برخی از افراد جامعه براساس نگرش های مادی، برای در آمد و رفاه بیشتر به حرام خواری و ضایع کردن حقوق دیگران اقدام می کنند که در بینش اسلامی، این کار نه تنها مردود و ناپذیرفتنی است؛ بلکه نتیجه ای عکس برای آن متصور است. روزی حلال، علاوه بر آرامش روحی – روانی انسان، برکت رزق و رفاه اجتماعی را نیز برای او به دنبال دارد.
پیامدهای حرام خواری و بی توجهی به کسب حلال
خداوند متعال برای تمام مخلوقاتش روزی حلال مقدر کرده است. اگر انسان شتاب نکند و قناعت و صبر را پیشه خود سازد، تمام رزق مقدرش خواهد رسید؛ زیرا خداوند متعال می فرماید:
وما من دابة في الأرض إلا على الله رزقها و يعلم مستقرها و متودعها الله في كتاب مبين (هود: 6). هیچ جنبنده ای در زمین نیست، مگر اینکه روزی او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را میداند. همه اینها در کتاب آشکاری ثبت است (درلوح محفوظ، در کتاب علم خدا). هر مالی که انسان از راه نامشروع و حرام کسب کند، علاوه بر اینکه معصیت پروردگار را کرده و عقوبتهای اخروی در انتظار اوست، در دنیا نیز به گرفتاری های جبران ناپذیری مبتلا خواهد شد و برای او پیامدهایی منفی دارد. در ادامه به مواردی چند از این آثار منفی اشاره خواهد شد.
پذیرفته نشدن عبادات
حرام خواری و ضایع کردن حق دیگران، سبب پذیرفته نشدن اعمال و عبادات آدمی به درگاه الهی می شود. رسول خدابینیت دراین باره می فرماید:
هر شب در بیت المقدس فرشته ای فریاد می زند که هرکس مال حرامی بخورد، خداوند هیچ عمل واجب یا مستحبی از او را نمی پذیرد. [۶۴] در روایت دیگری از آن حضرت، عبادت کردن با حرام خواری به بنا کردن ساختمان روی ریگزار تشبیه شده است؛ [۶۵] یعنی همان طور که ساختمانی که بر ریگزار و بدون پی مناسب بنا شده، محکوم به ویرانی است؛ عبادتی هم که با حرام خواری صورت می گیرد، محکوم به فناست و مقبول واقع نمی شود.
قساوت قلب
از دیگر پیامدهای حرام خواری، قساوت قلب است. امام حسین دراین باره به لشکریان «عمر سعد» فرمود:
فقد ملئت بطونكم من الحرام وطبع على قلوبگم ولم ألا يرون ألا تشمون. [۶۶] شکم هایتان از حرام پر شده و بر دلهایتان مهر خورده است. دیگر حق را نمی پذیرید. وای بر شما!
آیا انصاف نمی دهید؟ آیا گوش فرا نمی گیرید؟ لقمه حرام مانند سمی است که روح انسان را تاریک می کند. در وجود چنین شخصی، زمینه ارتکاب گناه زیاد می شود و تمایل او برای انجام اعمال نیک، به شدت، کاهش می یابد.
اثرگذاری منفی بر نسل آدمی
یکی دیگر از مهم ترین آثار بی توجهی به رزق حلال، تأثیر منفی بر نطفه و نسل انسان است. لقمه حرام چنان در جان و روان طفل اثر می گذارد که نمی تواند به آسانی نور الهی را درک و راه کمال و سعادت را طی کند. خداوند متعال در این باره می فرماید:
واستفزز من استطعت منهم بصؤتك و أجيب عليهم بخل و چل و شارهم في الأموال و الأولاد و ذهم و ما هم الشيطان إلا ژورة (إسراء: 64). هریک از آنها را می توانی با صدایت تحریک کن و لشکر سواره و پیاده ات را بر آنها گسیل دار و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی و آنان را با وعده ها سرگرم کن، ولی شیطان جز فریب و دروغ، وعده ای به آنها نمیدهد. پیامبر اکرم کسب درآمد حلال را بر هر مسلمانی واجب دانسته و تلاش و کار کردن در این راه را با جهاد برابر شمرده است. طلب روزی حلال در فرهنگ اسلامی از چنان جایگاهی برخوردار است که پیشوایان معصوم ، همواره با گفتار و عمل، پیروانشان را به تلاش برای به دست آوردن آن تشویق کرده و حلال بودن روزی را ویژگی لازم و دایم درآمدها دانسته اند. این موضوع برای قشر نخبگان سازمانی که جایگاه و نقش مهمی در امور جاری کشور دارند، بسیار مهم و ضروری است.
پرسشها
١. عوامل افزایش روزی حلال کدام اند؟ توضیح دهید.
۲. آثار مثبت کسب روزی حلال در زندگی را شرح دهید.
٣. پیامدهای روزی حرام در زندگی را تبیین کنید.
پانویس
- ↑ «امر به معروف و نهی از منکر از ارکان اساسی اسلام است» (پیام مقام معظم رهبری در سالگرد رحلت امام خمینی، ۱۳۸۹/ ۳ / ۱۰ ).
- ↑ « امر به معروف و نهی از منکر، دو اصلی است در اسلام که همه چیز را می خواهد اصلاح کند» (سیدروح الله موسوی خمینی، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱۰،ص۱۱۲).
- ↑ پیام مقام معظم رهبری به نخستین اجلاس پژوهشی امربه معروف و نهی از منکر، ۱۳۷۹/ ۸ / ۲۳ .
- ↑ «خير الناس أقرؤهم و أفقههم في دين الله و أثقالهم إلو و آمرهم بالمعروف و نهاهم عن المنكر و أولهم للجم» (ابوالقاسم پاینده،نهج الفصاحة، تهران، دنیای دانش، ۱۳۸۲، ص469).
- ↑ محمدبن علی بن بابویه (شیخ صدوق، من لا يحضره الفقیه، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۹۱۳ق، ج4، ص ۳۸۷.
- ↑ «قال شول الله ته چين دفع الوصية إلى علئ ... إلى ما يؤم القيامة ... على فرائض الله ... من الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر و الحاض عليه و إحيائه.» (محمد بن حسین شریف الرضی، خصائص الأثمة ، مشهد، آستان قدس رضوی، 1406ق، ص ۷۲).
- ↑ «فریضهای بزرگ» (محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، تصحیح علی اکبرغفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۹۰۷ق،ج5، ص55).
- ↑ «بالاترین و شریف ترین فرایض» (همان).
- ↑ «کامل ترین فرایض» (محمدبن حسن طوسی، تهذیب الأحکام،تصحيح حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۶۰۷ق، ج۱، ص۱۸۱).
- ↑ «برترین اعمال بندگان خدا» (عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الكلم، تصحیح سید مهدی رجائی، قم، دارالکتابالاسلامی، ۱۹۱۰ق، ص۱۰۹).
- ↑ سیدروح الله موسوی خمینی، تحرير الوسيلة، قم، دارالعلم، ج۱،ص 4۹۲.
- ↑ محمدتقی مصباح یزدی، پیام مولا از بستر شهادت، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۸، ص ۲۷۵-۲۷۹.
- ↑ عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی، همان، ص 504.
- ↑ « مردان و زنان با ایمان، ولى (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امربه معروف ونهی از منکر می کنند ...» (توبه (۹)، آیه ۷۱).
- ↑ «فدا الله بالأمر بالمعروف والنهي عن المنكر فريضه منه ليعلمه بأنهاإذا أدي و أقيمت استقامت الفراتي كلها بيها وصعبها و ذلك أن الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر دعاء إلى الإسلام مع رد المظالم و ممالقة الظالم و بيشمة الفئء و التمايم و أخذ الدقات من مواضعها ووضعها في حقها ....» (حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین،1404 ق، ص۲۳۷).
- ↑ محمد محسن بن شاه مرتضی فیض کاشانی، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام اميرالمؤمنین علی ، 1404 ق، ج ۱۵، ص۱۷۰.
- ↑ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با روحانیون و مبلغان در آستانه ماه محرم، ۱۳۷5/ ۲ / ۲6
- ↑ عبدالحميد بن هبة الله بن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة، تصحیح محمدابوالفضل ابراهیم، قم، مکتبة آیت الله المرعشي النجفی، 1404ق،ج۱۹، ص۳۰۹
- ↑ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان گردان ها، گروهانها ودسته های عاشورای نیروهای مقاومت بسیج، در سالروز شهادت امام سجادة ، ۱۳۷۱/ ۶ / ۲۲ .
- ↑ علیرضا ازغندی، نخبگان سیاسی ایران بین دو انقلاب، تهران، قومس۱۳۸۰، ص۱۳.
- ↑ حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۱، ج۸،ص۷۷۹۱.
- ↑ تی بی باتومور، نخبگان و جامعه، ترجمه علیرضا طيب، تهران، شیرازه،۱۳۸۱، ص۲۰۱؛ علیرضا ازغندی، همان
- ↑ احمد نقیب زاده، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی، قم، مهر، ۱۳۸۰،ص 35.
- ↑ جولیوس گولد و ویلیام ل. کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه جمعی از مترجمین، تهران، مازیار، ۱۳۸۶، ص۸۳۵.
- ↑ گی روشه، تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی، تهران، نی،۱۳۸۵، ص۱۱۹.
- ↑ (سجده: ۲۶)
- ↑ (قصص: 41)
- ↑ عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم (جامعه در قرآن)،قم، اسراء، ۱۳۸۸، ج۱۷، ص۲۹۱ و ۲۹۲.
- ↑ «إذا تغير الشلطان تغيير الرمان» (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی،مشهد، سنبله، ۱۳۸۹، نامه ۳۱، ص ۳۸۲).
- ↑ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۶، ج 14، ص۱۱۸.
- ↑ محمد معین، فرهنگ فارسی معین، تهران، امیرکبیر، ۱۳۹۰، ذیل واژه«ولایت».
- ↑ حسن عمید، فرهنگ لغت عمید، تهران، آشجع، ۱۳۸۹، ذیل واژه ولایت».
- ↑ احمدبن فارس، معجم مقاييس اللغة، قم، دفتر تبلیغات اسلامی،۱۳۷۱، ج6، ص141
- ↑ ر. ک. مرتضی مطهری، ولاءها و ولايتها، قم، صدرا، ۱۳۷۱، ج۳،ص۲۵۵ و ۲۵۹.
- ↑ محمد معین، همان، ذیل واژه «سلطه».
- ↑ حسن عميد، همان، ذیل واژه «سلطه».
- ↑ «إن الله له ملك السماوات و الأرض يحيي ويميت و ما لكم من دون الله من ولي ولا تصير» (توبه: 116).
- ↑ «قل من ذا الذي يصمم من الله إن أراد بكم شوء أو أراد بم رحمهولا يجدون لهم من دون الله ولا ولا نصيرة (احزاب: ۱۷)؛ بگو: اگر خدا به شما اراده بلا و شری کند یا ارادہ لطف و مرحمتی فرماید، آن کیست که شما را از اراده خدا منع تواند کرد و هرگز خلق جز خدا هیچ یار و یاوری نخواهند یافت.»
- ↑ «الله ولي الذين آمنوا ... (بقره: ۲۵۷)؛ خداوند ولی کسانی است که ایمان آوردند ... .»
- ↑ الله ولى الذين آمنوا یخرجهم من الظلمات إلى الثور ... (بقره: ۲۰۷).
- ↑ ر. ک. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، قم، دفتر انتشارات اسلامی،۱۳۷۵، زیارت جامعه کبیره.
- ↑ حسين بن محمدتقی نوری، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل،تصحيح مؤسسه آل البيت ، قم، مؤسسة آل البيت منه ، ۱۹۰۸ق،ج۱۲، ص۲۰۷
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، تصحيح جمعی از محققان، بیروت،دار إحياء التراث العربی، 1403 ق، ج 5، ص ۳۶۸
- ↑ همان، ج ۹۷، ص۹۰.
- ↑ همان، ج ۷۰، ص۳۷۲.
- ↑ محمد معین، همان، ذیل واژه «طاغوت».
- ↑ حسن عمید، همان، ذیل واژه «طاغوت».
- ↑ محمد معین، همان، ذیل واژه «شیطان».
- ↑ حسن عمید، همان، ذیل واژه «شیطان» .
- ↑ ر. ک. نساء (4)، آیه 60؛ امام علی می فرماید: «گل حاكم يحكم غير قؤيا أهل البيت فهو طاغوت؛ هر حاکمی که خلاف قول ما اهل بیت حکم کند، او طاغوت است» (حسین بن محمدتقی نوری،همان، ج ۱۷، ص۲۶۹).
- ↑ . ر. ک. آل عمران (3)، آیه ۲۸؛ نساء (4)، آیات ۱۰ و ۱۳۹ و 144؛ توبه (۹)، آیه ۲۳؛ مائده (۵)، آیات ۵۱ و ۵۷؛ ممتحنه (۹۰)، آیه ۱.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، همان، ج ۵، ص ۷۸.
- ↑ نهج البلاغة، تصحیح صبحی صالح، قم، هجرت، 1414ق، ص۳۰۳.۳۰6
- ↑ سیدعبدالحسین طیب، أطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، اسلام،۱۳۷۸، ج۱، ص۱۲۸-۱۲۹.
- ↑ میرزا حبیب الله هاشمی خویی، منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة،تصحيح ابراهیم میانجی، ترجمه حسن حسن زاده آملی و محمدباقر کمره ای، تهران، مكتبة الاسلاميه، ۱۶۰۰ق، ج۱، ص۳۱۸.
- ↑ «وقوا الثوب فما من بلة أشد و أفظع منها ولا يحرم الرزق إلا ب ب حتى الدش و التكبير و المصيبة قال الله وجل: «وما أصابم من مصيبة فبما كسبت أيديكم ويعفواع كثير» (فضل بن حسن طبرسی، مکارم الأخلاق، قم، الشريف الرضی، ۱۳۷۰، ص۱۹۷).
- ↑ محمدباقر مجلسی، زندگانی حضرت زهرا (ترجمه جلد 43بحارالأنوار)، ترجمه محمد روحانی علی آبادی، تهران، مهام، ۱۳۷۹، ص۷۱۳.
- ↑ محمدتقی مجلسی، لوامع صاحبقرانی (مشهور به شرح فقيه)، قم،اسماعیلیان، 1414ق، ج۹، ص۱۰۰.
- ↑ «عن النبي إين من الأثوب ثوبا لا يكفها صلاة ولا صدقة قيل يارسول الله ما يكفها قال الهموم في طلب المية» (محمدباقرمجلسی، بحارالأنوار، همان، ص ۱۵۷).
- ↑ شیخ عباس قمی، سفينة البحار، تهران، دار الاسوة و للطباعة والنشر،۱۳۷۳، ص ۱۹۸.
- ↑ احمدبن محمدبن فهد حلی، عدة الداعی و نجاح الساعي، تصحیح احمد موحدی قمی، دارالکتب الاسلامی، ۱۹۰۷ق، ص۱۳۹
- ↑ محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی،قم، دار الحديث، ۱۳۷۷، ج۵، ص۲۰۰۹.
- ↑ محمدبن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،قم، دارالشریف الرضی، 1406 ق، ص۱۹۷.
- ↑ «أين لله ملكا ينادي على بيت المقدس كل ليلة من أكل كرامة مالم يقبل الله منه صرفا ولا و الرف الاله و العدل الفريض»محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، همان، ج۱۰۰، ص۱۹).
- ↑ «العبادة مع أكل الحرام گالبناء على الرمل» (احمدبن محمدبن فهدحلى، همان، ص ۱۰۳).
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، همان، ج45، ص ۸.صفحه آرایی نهایی - ۱۸۶۷ - خ - ۹۵







