مصادیق امر به معروف و نهی از منکر (مدیران)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
مصادیق امر به معروف و نهی از منکر(مدیران)
مشخصات کتاب
95A28212.jpg
نویسنده مجید منتظرزاده
زبان فارسی
ناشر مرکز نشر دفاع
تاریخ نشر نوبت و تاریخ چاپ اول/١٣٩٥
دانلود PDF


پیشگفتار

در میــان موجــودات عــالم آفــرینش، انــسان موجــودی شگفت انگیز بوده و شخصیتی پیچیده دارد؛ این پیچیدگی شخصیت به گونهای اسـت کـه خداونـد کـریم در برخـیآیات بشر را شایستۀ بهترین ستایشهـا و در برخـی دیگـر،مستحق بدترین نکوهش هـا مـیدانـد.

قـرآن کـریم آنگـاه کــه انــسان را مــیســتاید؛ او را برتــر از فرشــتگان الهــی برمیشمارد و از او بهعنـوان »خلیفـة اللـه« یـاد مـیکنـدو زمــانیکــه او را نکــوهش مــینمایــد؛ او را پــستتــراز چهارپایان توصیف میکند.

بی شـك، آدمـی مـیتوانـدبـا تکیـه بـر بعـد فطـری و بهـرهگیـری از نـور ذاتـی اش در مسیر هدایت و تعالی انسانی گـام نهـد و اسـتعدادهای نیکوی خود را شکوفا سازد و از خـود شخـصیتی عـالی ومورد رضایت پروردگار بسازد.

معاونت تربیت و آموزش سازمان عقیـدتی - سیاسـی وزارت دفاع، با مأموریت »آموزشهای دینی در حوزه های اعتقادات، اخلاق، احکام و ...« سعی در تعمیـق معـارفدینی کارکنان خود داشته و به همینمنظـور، بـا گـروهبنـدیآنان، به هشت گروه شغلی )صنعت و خدمات، بهداشـت و درمـان، مـالی و بازرگـانی، بازرسـی، اداری، نخبگـان،مدیران و خواهران( به اجرای آموزشهایی اثربخش، اقدام کرده است.گفتنــی اســت، در ســال گذشــته ) (١٣٩٤بــا انجــام فرایندهای نیازسنجی کارکنان، نیازسنجی سازمانی، شناسایی آسیبهـای احـصا شـده و نیـز بـا تـشکیل کـارگروههـایعلمی- تخصصی، با حضور استادان و معاونـان تربیـت وآموزش ادارههای عقیـدتی- سیاسـی سـازمانهـای تابعـۀ وزارت دفاع، جلسات متعددی برگزار شـد و بـدین ترتیـب سرفصلهای درسـی تعیـین و در کمیـسیونهـای مربـوط تصویب شد و بر اساس تدبیر فرمانده معظم کل قوا، مبنـی بر استفاده نیروهای مسلح از ظرفیتهـای پژوهـشگاه علـوم اسلامی امام صادق ،تدوین متون آموزشی به نویسندگان این پژوهشگاه واگـذار شـد.

در فراینـد تـدوین و نگـارش متون، کارشناسان و صاحب نظران موضوعهای مربوط، بـاعنوان ناظر علمی، بر روند کار نظارت داشـته انـد و پـس از طی فرایند یادشده، ناظران فنـی و سـازمانی نیـز مراحـل نقـد،اصلاح و تأیید متون را انجام داده اند.

امید است شما کارکنان گران مایه و محترم، این فرصـت تربیتی - آموزشی را مغتنم شمرده و ضـمن بهـرهمنـدی ازآموزشهای ارائه شده، با دیـدگاههـای ارتقـایی و اغنـایی،همکاران خود را در معاونت تربیت و آموزش یاری نمایید.

مهدي حسینی معاون تربیت و آموزش سازمان عقیدتى ـ سیاسى وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهاي مسلح بهار 1395

مقدمه

مکتب اسلام ندا دهندۀ امتی است که مردم آن، یکدیگر رابه انجام دادن کارهای پسندیده و نیک دعوت میکنند و ازارتکاب بدیها و زشتیها بازمیدارند.

دیـن مبـین اسـلام برپایی جامعه ای را نوید میدهد که در آن مردم به صـورت خودآ گـاه از اندیـشه و عقایـد، و مـنش و رفتـار یکـدیگرهمچون کالایی ارزشمند مراقبت مینماینـد.

ایـن مکتـب انسان ساز یکی از واجبات خـود را مـصروف، متـصدی وضامن اجرای همه جانبۀ این امر مهم قرار داده است کـه ازآن با عنوان »امربه معروف و نهی ازمنکر« یاد میشود.

ایـن واجب مهم، از میان مجموعۀ معارف و احکـام اسـلامی،نقشی بسیار مؤثر در عقاید و رفتار دینی مـسلمانان داشـته که عامل اصلی در تحکیم و تـرویج احکـام دیگـر اسـلام بوده و عاملی تعالی بخش برای فرد و جامعه در دستیابی به کمال و شکوفایی معنـوی بـه شـمار مـیرود.

امـروزه اگـربخواهیم به شکوه وعده داده شدۀ مکتب اسلام دست بیابیم و به بینظمـی و هـرجومـرج اخلاقـی و اجتمـاعی دچـارنشویم، تنها راه آن احیـای فریـضۀ الهـی امربـه معـروف ونهی ازمنکر در بخشهای گوناگون جامعۀ دینیمان است.

ازآنجاکه یکی از رسالتهای مهـم عقیـدتی-سیاسـی ودجا عمق بخشی فرهنگ امربه معـروف و نهـی ازمنکـر درمجموعۀ این وزارتخانه میباشد، بر آن شدیم تا آن دسـته از مـصادیق معـروف و منکـر را، کـه مـدیران و مـسئولان محترم ودجا باید به آنها توجه داشته باشند، نقد و بررسی کنیم.

براین اساس، کتـاب پـیشرو در دو قـسمت و هفـت درس برای آشنایی و مرور مدیران و مسئولان محترم ودجـاآماده شد.

امیدواریم بتوانیم در این کتـاب نقـشی هرچنـد اندک در مسیر نهادینه شدن فریضۀ الهـی امر به معروف ونهی از منکر ایفا نماییم. ان شاء اللّه.

مجید منتظرزاده بهار 1395

درس اول فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر

اهداف:

بر فراگیر لازم است؛در حیطۀ دانـشی: مفهـوم امر به معروف و نهی از منکر ومصادیق معروف و منکر را فرا بگیرد.

در حیطۀ گرایشی: نسبت به انجام معروف و ترک منکر کـه فراگرفته گرایش داشته باشد.

در حیطۀ مهـارتی: در سـبک زنـدگي فـردی و اجتمـاعي معروف را عمل و منکر را ترک کند.

اهمیت امربه معروف و نهی ازمنکر

امربه معروف و نهی ازمنکر، که در منابع اسـلامی از آن بـه عظمت یاد شده، [۱]از ارکان اساسی اسلام [۲]و از بزرگتـرین» واجبات است [۳] که توصـیه بـه آن در قـرآن و گفتـار پیـامبراسلام و اهلبیت ،با لحنی کـمنظیـر و تکـاندهنـده بیان شده است. [۴]

در اهمیت امر به معروف و نهی از منکرهمین بس که اسلام میخواهد همهچیز را با آنها اصـلاح کند [۵]و قرآنکـریم دلیـل برتـری امـت اسـلامی بـر دیگـر امتها [۶] را امر به معروف و نهی از منکر نمودن آنـان دانـستهاست، آنجا که میفرماید:کنتم خیر أمةأخرجت للنـاس تـأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکروتؤمنون بالله)آل عمران: .(١١٠ شما بهترین امتی هـستید کـه در بـین انـسانهـاپدیدار شدهاید، به معروف امر میکنید و از منکـرنهی مینمایید و به خدا ایمان دارید.

رسول مکرم اسلام نیز دراین باره میفرمایند:» . خیــرالنــاس... آمــرهم بــالمعروف و أنهــاهم عــن المنکر [۷]

بهتــرین مــردم کــسانی هــستند کــه بــه معــروف،بیشتر امر کنند و از منکر، بیشتر نهی کنند.

از دیدگاه رسول خدا امر به معروف و نهی از منکربـسیار اهمیـت داشـت؛ ازایـنرو، بـر ایـن فریـضۀ الهـیبهصورت ویژه تأکید مـیورزیدنـد آن را تمامیـتبخـش وکاملکنندۀ همۀ امور میدانستند:إن استتمام الأمورعند اللـه تبـارك و تعـالی الأمـربالمعروف و النه ی عن المنکر [۸]همانــا تمامیــتبخــش همــۀ امــور نــزد خــدایتبارکوتعالی، امر به معروف و نهی از منکر است.

آن بزرگوار در آستانۀ رحلتشان نیز بـه اهمیـت ایـن دوفریضۀ الهی توجه داشته و در سفارش به وصی خود، امـامعلی بن ابیطالب ،فرمودند:إنی محاجك ی وم الق ی امة... علی فرائض اللـه... مـنالأمر بالمعروفو النهیعن المنکر و التحاض علیهو إحیائه [۹] من روز قیامت دربارۀ فرایض الهی، کـه از جملـۀ آنامر به معروف و نهی از منکر و سوق دادن همه بـه آن واحیای آن است، نزد خدا با تو احتجاج میکنم.

ازاینرو، یکی از دغدغه های همیشگی امام علیامر به معروف و نهی از منکر بود و در توصـیههـای آنحضرت به مردم، هیچ خطابی شدیدتر، غلـیظتـر،زنــده تــر و پرهیجــانتــر از خطــابهــای تــوأم بــاامر به معروف و نهی از منکر نیست. [۱۰]

از آن حضرت و امامان دیگر احادیث بسیاری دربارۀاین دو فریضۀ الهی نقل شده است.

جایگاه امر به معروف و نهی از منکر

در روایات اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر به فریـضۀبزرگ، [۱۱]بالاترین، شریفترین [۱۲]و کاملترین فریـضههـا [۱۳]وبرترین اعمال بندگان خدا [۱۴]تعبیر شده است.

این تعبیرهـا، جایگاه [۱۵]رفیع و بلند این دو فریضۀ الهـی را در مقایـسه بـادیگر فریضهها نشان میدهد.

همچنـین، در برخـی از روایـات، عظمـت، والایـی وجایگاه امر به معروف و نهی از منکر در مقایـسه بـا دیگـرفریضهها، مانند نسبت قطره به دریـا معرفـی شـده اسـت.

امام علی میفرماید:و ما أعمال البر کلها و الجهاد فـی سـبی ل اللـه عنـدالأمر بالمعروف و النهی عن المنکـر إلا کنفثـة فـی بحر لجی [۱۶]

تمام کارهـای نیـک و حتـی جهـاد در راه خـدا درمقابل امر به معروف و نهی از منکر به اندازۀ رطوبتدهانی در مقابل دریایی پهناور بیش نیست.

براساس این روایت شریف، تمام اعمـال نیـک، حتـیجهـاد فـیسـبیل اللـّه بـا همـۀ عظمـتش، در مقایـسه بـانهی از منکر چیزی بهشمار نمیآیـد؛ نمـی اسـت در برابـریمی! قطرهای است در مقابل دریایی! دلیلش این است کـهبقـای دیـن بـه احیـا و اجـرای ایـن دسـتور الهـی اسـت.

ازآنجاکه دین اسلام با امر به معروف و نهی از منکر بـاقی میماند، چنانکه در جریان امر به معروف و نهی از منکر» .

امام حسین دین اسلام باقی ماند، این فریـضۀ بـزرگ بـاهیچ فـضیلتی، حتـی جهـاد در راه خـدا، مقایـسه کردنـی نیست.

امــام خامنــهای در توضــیح حــدیث گفتــه شــده،میفرماید:امر به معروف و نهی از منکر، در مقیـاس وسـیع وعمومی خود، حتی از جهـاد بـالاتر اسـت؛ چـونپایــۀ دیــن را محکــم مــیکنــد. اســاس جهــاد راامر به معروف و نهی از منکر استوار میکند. [۱۷]

١امام خمینی نیز باتوجه به ایـنگونـه روایـات، دربـارۀجایگاه امر به معروف و نهی از منکر مینویسد:و هما مـن أسـمی الفـرائض و أشـرفها، و بهمـا تقـامالفرائض، و وجوبهما من ضرور ّی ّ ات الـدین، و منکـرهمــا مــع الالتفــات بلازمــه و الالتــزام بــه مــن الکافرین. [۱۸]

امر به معروف و نهی از منکر جــزء بــالاترین وشـریفتـرین فریـضههـای اسـلام اسـت کـه سـایرفریضهها بهوسیلۀ آندو اقامـه مـیشـود و وجـوب. آن دو از ضروریات دین است و منکر آن اگـر توجـهداشـته باشـد کـه انکـارش چـه لـوازمی دارد و بـه لوازم آن ملتزم باشد، از کافران است.

کارکردهاي امر به معروف و نهی از منکر

باتوجه به اهمیت و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر درآموزههای اسلامی، ایـن فریـضۀ الهـی کارکردهـای مهـمو تأثیرگذاری دارد کـه در ادامـه بـه برخـی از آنهـا اشـارهمیشود:

برپادارنده و حافظ دیگر فرایض

یکی از تعبیرهای روایـات در بیـان نقـش امر به معروف ونهی از منکر، »برپادارندگی، و حافظ بودن« آن بـر فـرایض دیگر است.

این شأن مختص ایـندو واجـب بـوده و هـیچواجب دیگری چنین خـصوصیت و نقـشی نـدارد؛ البتـه،دیگر فرایض ممکن اسـت بـهطـور غیرمـستقیم در انجـامدادن واجبات و ترك محرمات نقش داشته باشند، اما ایفاینقش مستقیم دراینزمینه، از ویژگیهـای امر به معروف ونهی از منکر است. [۱۹]

نـه تنهـا برپادارنـده،حافظ و بقای دیگر فرایض بوده، بلکه قوام و بقای شریعت اسلام را تضمین میکند.

این معنای سخن گهربار مـولایمتقیان، امام علی است که فرمود:قوام الشریعة الأمر بالمعروف و النهی عن المنکـر وإقامة الحدود [۲۰]

قــوام و اســتحکام شــریعت بــه امر به معروف ونهی از منکر و اقامۀ حدود الهی است.

امام حسین در خطبۀ معروف خود در منا، که دربـارۀامر به معروف و نهی از منکر ایراد نمود، پـس از قرائـت آیـۀ:» والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعضیامرون بـالمعروف وینهون عن المنکر« )توبه: ،(٧١فرمود:]در ایـن آیـه خداونـد[ از امر به معروف و نهـی ازمنکر بهعنوان فریضهای الهـی آغـاز کـرده اسـت؛زیرا میدانست کـه اگـر ایـن فریـضه عملـی شـودو اقامــه گــردد، همــۀ کارهــای واجــب از آســانو دشوار اقامه و انجام خواهد شد؛ و این بهخـاطرآن اسـت کـه امر به معروف و نهی از منکر دعـوتبه اسـلام اسـت، بـه همـراه جلـوگیری از سـتمهـاو مخالفت با ستمگران، و تقـسیم کـردن درآمـدهاو غنیمــتهــا، و گــرفتن صــدقات ازآنجاکــه بایــدگرفته شود، و رساندن آنها به جاهایی که باید بـه آنجاها برسد. [۲۱]

١امام باقر نیز جایگاه امر به معروف و نهی از منکر راارزشمند دانـسته و مـیفرمایـد: »فریضة عظیمـة بهـا تقـامالفرائض؛ [۲۲]

واجبی بزرگ که بهوسیلۀ آن فرایض دیگـر اقامـه میگردد.

«امام خامنهای نیز میفرماید:عوامل بقـا را در اسـلام مـشاهده کنیـد! ...

یکـی ازعوامل بقا، امر به معروف و نهی از منکر است.

بـدیهیاست که در جامعـه، فـساد بـه وجـود مـیآیـد.

هـیچاجتماع بشری نیست که در آن، فساد بهوجود نیاید.

ایــن فــساد، چگونــه بایــد برطــرف شــود؟ ... بــاامر به معروف ، با نهی از منکر و با دعوت به خیر. » . [۲۳]

====نفیکنندة سلطه و ولایت شیطان و طاغوت====یکی دیگر از دلایل اهمیت امر به معروف و نهی از منکر ایناست که آمران به معروف و ناهیان از منکر با کمک از ایـنفریضۀ الهی، خواهند توانست تا با هرگونه سیطره، سلطه وولایت شیطانها و طاغوتها، و نیز همـۀ عوامـل و جنـودآنهــا مبــارزه و مقابلــه کننــد.

ماهیــت امر به معروف ونهی از منکر بهگونهای است که همواره دافع و مانع استیلایشـیطان، طـاغوت و جنـود آنهاسـت و اگـر تـرک شـود،درواقع، راه تسلطشان بر مـردم و جامعـه بازگذاشـته شـدهاست.

موجودیت شیطان و طـاغوت بـه موجودیـت مـصادیق منکر [۲۴]در جوامع انسانی وابسته است.

ولایت شـیطان نیـزبه پیدایش اوصاف و خـصوصیات ناپـسندی ماننـد کفـر، شرک، نفاق، فحشا، غرور، حرص، حسد، تکبـر، عجـب،شهوترانی، اسراف، تبذیر، تکاثر، خوف، تعـدی، کفـرانو... بــستگی دارد.

ایــن منکرهــا، تبلــور فــساد بــوده ومؤلفه هایی برای وجود شیاطین و طاغوت روی زمـینانـد.

به میزان وجود هریک از این منکرات در وجود انسانهـا وجوامع انسانی، ولایت شیطان شکل یافته، نفـوذ و رسـوخ پیدا میکند.

اگر منکر نباشد، شیطان و طاغوت تکیهگـاه ونقطۀ ثقلی برای ماندن ندارند و همهچیـز آنهـا بـه وجـودمنکـرات بـستگی دارد.

ازایـنرو، شـیاطین و طـاغوتهـاپیوسته درپی گسترش منکرهـا و فـساد روی زمـینانـد تـاموجودیت خود را حفظ کنند.

و إذا تولی سـعیفـی الأرض لیفـسد فیهـا و ی هلـكالحرث و النسل و الله لا ی حب الفساد )بقره: (٢٠٥و ]شیطان[ هنگامیکه ]سلطه و[ ولایت مییابـد،میکوشد تا در زمین فساد کند و ثمرات و نسلهارا به هلاکت اندازد؛ درحالیکـه خداونـد فـساد رادوست ندارد.

مقـــام معظـــم رهبـــری مـــیفرمایـــد: »حاکمیـــت طاغوت، حاکمیـت فـساد و حاکمیـت ضـایع کـردن دیـن و دنیاست.« [۲۵] انسانهـایی کـه بـه اوصـاف زشـت گفتـه شـده آلـودهمـیشـوند، درواقـع، بـه شـیاطین و طـاغوت [۲۶]موجودیـت مـیبخـشند و سـرباز » جندالـشیطان« شـده، و در مقابـل»جندالله« صفآرایی میکنند.

آنان سلطۀ شـیطان را پـذیراشــده و بــا همراهــی و کمــک دیگــر عوامــل و جنــود.

آنها،» [۲۷]حزب الشیطان« را در مقابل »حزب ّ اللـه« بـهوجـودمیآورند و با تکیه بر امر به منکر و نهی از معـروف، فحـشاو منکـرات را در جامعـه گـسترش داده و بـا منویـات شـوم اربابـان خـود، بـر جـان و مـال و رفتـار انـسانهـا مـسلط میشوند. [۲۸]

در چنین حالتی، مبـارزه بـا منکـرات بـا کمـکگرفتن از مراحل گوناگون اینفریضۀ الهـی، حربـۀ اساسـیو کارآمد، و نقطـۀ ثقـل را از دسـت شـیطان خـارج کـرده،و نیــرو و تــوانش را ســلب مــیکنــد.

و براســاس بعــضیاز روایات، شـیطان را بیچـاره و درمانـده کـرده، بینـیاش رابه خاک مالیده و او را به حال خـود وامـیگـذارد.

بنـابراین،به هر میزان کـه امر به معروف و نهی از منکر، بـه مـوازات مقابلۀ با شیاطین و طاغوتها، در نفی منکرات و زشـتیهـاموفـق باشـند، بـه همـان میـزان، ولایـت و سـلطۀ شـیطان و طـاغوت و تمـام لـشکریان و عوامـل آنـان را نفـی کـردهو با آنان مقابله نموده انـد.

باتوجـهبـه آنچـه کـه گفتـه شـد،عظمت، بزرگی و اهمیت فریضۀ امر به معروف و نهی از منکرنیز به خوبی نمایان میشود.

در ادامه دربارۀ ماهیت و چیـستی ولایـت توضـیحاتی مطرح میشود:.

الف( مفهـوم ولایـت و ولـی: در تبیـین ماهیـت و مفهـوم»ولایت« معانی بسیاری بیان شده است؛ از قبیل دوستی ومحبت، تسلط داشتن، فرمـانروایی، پادشـاهی، حکومـت کردن، [۲۹] و به معنای ولی بودن و مقام ولی نیز آمـده اسـت. [۳۰]

ولی نیز به معنای قرارگرفتن و اتصال چیـزی در کنـار چیـزدیگـر اسـت؛ بـهنحـویکـه فاصـلهای بـین آن دو نباشـد.

به همین دلیل، این واژه به معنای قرب و نزدیکی [۳۱]نیز بهکـاررفته است و بـه همـین مناسـبت » ّ ولـی« دربـارۀ دوسـتی،یاری، تصدی امر و تـسلط، و معـانی دیگـری ازایـن قبیـل بهکار رفته است؛ زیرا در همـۀ ایـنهـا نـوعی مباشـرت واتصال وجود دارد.

در یک جمعبندی مـیتـوان گفـت کـه بیــشترین کــاربرد ولایــت بــهمعنــای دوســتی و محبــت،زمامــداری و سرپرســتی، تــصدی، بــه عهــده داشــتن وصاحباختیاری در کار به کار رفته است؛ [۳۲]ولی و مولا نیزشخصی است که این ولایت را دارد.

در تفاوت بین ولایت و سلطه بایـد توجـه کـرد کـه درولایت، پذیرش، انقیاد و تبعیت از ولی و مـولا، همـراه بـارضایت درونی است؛ اما در سلطه که بـه معنـای قـدرت،تسلط، فرمانروایی، پادشاهی [۳۳]توانایی و چیرگی [۳۴]میباشد،لزوما تبعیت و انقیاد از روی رضایت درونینبوده و ممکناست از روی اکراه و اجبـار باشـد.

چـه بـسیار افـرادی کـهتحــت تــسلط کــسی هــستند و از او تبعیــت مــیکننــد،درحالیکه ولایت او را نپذیرفتهاند.

ازایـنرو، آنـان ولـی ومولا نیستند، بلکه حاکم و سلطان و مشابه آنها هستند؛ب( ولایت از آن خداست: ولایت در معنای یاد شده بـهدو دسته تقسیم میشود:یک ـ ولایت تکوینی: »ولایت تکوینی« عبارت است ازتوانایی تصرف در هر چیـزی و تـدبیر هـر چیـزی بـه هـرصورتی که شخصولـی بخواهـد. [۳۵] همچنـین، بـهمعنـایداشتن قدرت و اختیـارتـصرف در امـور جهـان هـستی ومخلوقات آن است.

روشن است که چنین ولایتی در اصلمتعلق به خداوند است و تنها اوست که با ولایت و قدرتخود جهان را اداره مینماید و ربوبیت و سرپرستی خویش را به شکلهای گوناگون اعمال میکند. [۳۶]اوسـت کـه همـۀموجودات تحت اراده و قدرتش قرار دارند. [۳۷]

خدای متعـال مرتبهای از این ولایت را به برخی از بندگان برگزیـدۀ خـوداعطا میکند.

معجـزات و کرامـات انبیـا و اولیـا از آثـارهمین ولایت تکوینی است.

دو ـ ولایت تـشر یعی: »ولایـت تـشریعی« یعنـی اینکـه تشریع، امر و نهی، و فرمان دادن در اختیـار کـسی باشـد؛بهعبارتدیگر، ولایت تشریعی عبارت است از: ولایت بروضع شریعت و جعل احکام دین. [۳۸] این ولایت نیز متعلـقبه خداوند اسـت؛ یعنـی اوسـت کـه حـق دارد احکـام راتشریع کند و فرمان دهد که چه بکنید، چه نکنید.

ولایـت تشریعی مربوط بـه ربوبیـت خداسـت و مراتبـی دارد کـهخدای متعال برخی از آن را به پیامبران و امامان تفویض نموده است؛ پ( خداوند ولی مؤمنـان: همـانگونـه کـه گفتـه شـد،خداوند صـاحب ولایـت تـشریعی خـاص بـرای مؤمنـان است.

به همین دلیل، قرآنکـریم خداونـد عزوجـل را ولـی حقیقی مؤمنان معرفی میکند، آنجا که میفرماید: الله ولـی الـذین آمنـوا ؛ خداونـد ولـیکسانی است که ایمان آوردند. ) بقـره: (٢٥٧

الله ولی المـؤمنین ؛ خداونـد ولـی مؤمنان است. )آل عمـران: (٦٨

الله ولی المتقین ؛ خداوند ولـی متقیـان است. ) جاثیه: (١٩

ذلك بأن الله مولی الذین آمنـوا.. ؛ ایـن برای آن است که خداوند مولا و سرپرست کـسانی اسـت که ایمان آوردند ... . )محمـد: (١١

ت( ولایت خدا، نـور هـدایت: نتیجـۀ پـذیرش ولایـت پروردگــار، خــروج از ظلمــات گمراهــی و ورود بــه نــورهدایت خدا است.

قرآنکریم دراین باره میفرماید: الله و لی الـذین آمنـوا یخـرجهم مـن الظلمـات إلـی النور. خداوند ولـی کـسانی اسـت کـه ایمـان آورده انـد،آنها را از ظلمتها بهسوی نور خارج میکند. )بقره:(٢٥٧

برای اینکه خداوند عزوجل خود نور مطلق آسمانها وزمین است.

قرآنکریم مـیفرمایـد: اللـه نـور الـسماوات والأرض. ؛ خداونــد نــور آســمانهــا و زمــیناست.. . )نــور: (٣٥

ث( ولایت رسول خدا و اهلبیت ،همان ولایت خدا: خداوندهمواره ولایـت تـشریعی خـویش را بـا ولایـت پیـامبرو اهـلبیت پیوند زده است؛ زیرا آنان مجرای فیض و ولایت الهی بـین مخلوقات خدا بوده و توحیـد، اسـلام و عبودیـت در وجـود آنـان تجلی یافته. [۳۹] به همیندلیل، مؤمنان را به ولایت، تبعیـت و اطاعـتاز آنان امر فرموده است.

قرآنکریم میفرماید: إنما ولـی کم اللـه ورسوله و الذین آمنوا... ؛ همانا ولی شما خدا و رسـولخدا و کسانی هستند که ایمان دارند ... )مائده: (٥٥ .

یا أیها الذین آمنوا أطیعـوا اللـه و أطیعـوا الرسـول وأولیالأمر منکم ای کسانیکه ایمان آوردهاید، از خدا اطاعت کنید واز رسول و اولوالامر خویش فرمان برید ... . . )نساء: .(٥٩

ج( مؤمنان، ولی یکدیگر: ازآنجاکه مؤمنـان عـضوی ازیـک مجموعـۀ ایمـانی هـستند و تحـت ولایـت خداونـدعزوجل از نور ولایت الهی بهرهمند میباشـند، بـین آنهـارابطۀ ولایی برقرار میباشد.

ازاین رو، هریک از مؤمنان بـه تناسب بهرهمنـدی از ایمـان، بـر برخـی دیگـر از مؤمنـانولایت دارد.

قرآنکریم میفرماید:المؤمنــون و المؤمنــات بعــضهم أولیــاء بعــض...)توبه: .(٧١.

مردان و زنان باایمان، بعضی از آنان ولـی ]و یـار ویاور[ بعض دیگرند... .

و در آیـۀ دیگـری دربـارۀ ولایـت داشـتن مؤمنـان بـریکدیگر میفرماید:إن الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهمفی سبیل الله و الذین آووا و نـصروا أولئـك بعـضهمأولیاء بعض)انفال: .(٧٢

کـسانی کـه ایمـان آوردنـد و هجـرت نمودنـد و بـااموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردنـد، وآنهــا کــه پنــاه دادنــد و یــاری نمودنــد، آنهــابعضیشان ولی بعض دیگرند؛

چ( خروج از ولایت خدا، ورود در ولایـت غیرخـدا: درعالم تشریع در مقابل ولایت خـدا، ولایـت غیرخـدا قـراردارد.

کسانی که از زیر چتر ولایت الهی خارج مـیشـوند،بـه ناچـار بایـد در ولایـت غیرخـدا وارد شـوند.

تمـامی انسانها در ولایت تشریعی از دو حال خـارج نیـستند، یـاتحت ولایت خدا هستند، یا تحت ولایت غیرخدا؛

ح( ولایت طاغوت، ولایت غیرخدا: در آمـوزههـای اسـلامناب هـر ولایتـی غیـر از ولایـت خـدا، ولایـت و حاکمیـتطاغوت بوده و از مصادیق سرکشی و طغیان شـیطان بیرونـیاست.

در اندیشۀ اسلام ناب، اگر انسان در زیـر چتـر ولایـت الهی قرار نداشته باشد، در ولایـت طـاغوت قـرار مـیگیـرد.

طاغوت نماد سرکشی علیه ولایت خدا میباشد و بـه معنـای هر معبودی غیر از خدا، هر سرکش متجاوز و [۴۰]هرچیـز باطـل غیرخدا که آن را پرستش کنند؛ آمده است. [۴۱]

طـاغی )طغیـانکننده( کسی است که در برابر خداوند سرکشی و طغیان کردهو تا آنجا پیش رفته که از ولایت الهی خارج شده و میکوشدبا دامن زدن به فساد، فحشا و منکرات، انسانهای دیگر را نیـزاز راه ولایت خدا خارج کند: وإذا تولی سـعی فـی الأرض لیفـسد فیهـا ویهلـك الحرث و النسل و الله لا یحب الفساد )بقره: .(٢٠٥

و ]شیطان[ هنگامیکه]سلطه و[ ولایت مـییابـد،میکوشد تا در زمین فساد کند و ثمرات و نسلهارا به هلاکت اندازد؛ درحالیکـه خداونـد فـساد رادوست ندارد.

مقام معظـم رهبـری مـیفرمایـد: »حاکمیـت طـاغوت،حاکمیت فساد و حاکمیت ضایع کردن دین و دنیاست. [۴۲]

طاغوت، ربوبیت و مدیریت خداوند را در عالم منکـراست و ولایت پیامبران و امامان را نیز که مجرای اعمـالولایت خدا هستند، نمیپذیرد.

امام علی میفرماید:.

کــل حــاکمی حکــم بغیـر قولنــا أهــلالبیــت فهــوطاغوت. [۴۳]هر حاکمی که برخلاف قـول مـا اهـلبیـت حکـمکند، او طاغوت است.

مبارزه بـا طـاغوت، کـه نمـاد سرکـشی علیـه ولایـتخداسـت، یکـی از اصـول اساسـی، بلکـه بنیـاد توحیـدمیباشد؛ زیرا اگر ولایت خدا بنیان توحید و ستون اصـلیخیمۀ اسلام باشد، ولایت طـاغوت بـه ایـن بنیـان یـورش می آورد.

ازاین رو، مبارزه و نفـی طـاغوت بـر هـر مـؤمن ومسلمانی فریضهای واجب خواهد بود:...

یریدونأنیتحاکموا إلی الطاغوت و قدامروا أنیکفروا به)نساء: .(٦٠ مگر نمیبینی که میخواهند محاکمه نـزد حـاکم طاغوتی ببرند، با اینکه مـأمور شـدند بـه طـاغوت کفر بورزند.... قرآنکریم با قرار دادن ولایت طاغوت در برابـر ولایـتخدا، به این معنا اشاره میکنـد کـه میـان ایـن دو ولایـت،تباین و تضادی است که نمیتوانند بـا هـم جمـع شـوند. [۴۴]

براین اساس، اگر کسی تحـت ولایـت خـدا قـرار نگیـرد،ناگزیر در ولایت طاغوت قرار گرفته است؛.

خ( شـیاطین، سـردمدار ولایـت غیرخـدا و طـاغوت:خداوند شیاطین را سردمدار ولایت غیرخدا و طاغوت قرارداده است. »شیطان« بـهمعنـای دیـو، اهـریمن، نافرمـان،شرور، فرد بسیار حیلهگـر، [۴۵]متمـرد و روح پلیـد و خبیـث آمده است.

در اینجا، منظور ما از شیطان »ابلـیس« اسـتکه از فرمان الهی در سجده کردن به آدم خودداری کرد، ازبهشت رانده شـد و بـه گمـراه نمـودن آدمیـان پرداخـت. [۴۶]

شیاطین کـسانی هـستند کـه خـصوصیات و ویژگـیهـایابلیس را کسب کردهاند؛ ازاینرو، خداوند شیاطین را ولـیو سرپرست کسانی قرار داده است کـه از پـذیرش ولایـتالهی امتناع میکنند.

قرآنکریم میفرماید:... إنـا جعلنـا الـشیاطی ن أولیـاء للـذی ن لا یؤمنـون)اعراف: .(٢٧ ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمـان نمی آورند.

با آماده شدن چتر ولایت شیطان، کسانی کـه بـهدلیـلتکبر، نخوت، لجاجت، شهوت، غفلت، شرک، کفر، نفاقو دلایل دیگر حاضـر نـشدند تحـت قیمومیـت و ولایـت خداوند عزوجل باشند، بهناچار پـذیرای ولایـت شـیاطین.شدند و در جرگۀ گمراهان قرار گرفتند.

قرآنکریم دراین باره میفرماید: إنمـا سـلطانه علـی الـذین یتولونـه و الـذین هـم بـه مشرکون)نحل: .(١٠٠ تسلط شیطان تنهـا بـر آن کـسانی اسـت کـه او راولی گرفتهاند و کسانی که به خدا شرك میآورند.

همچنین، خدای متعال در آیهای دیگر میفرماید:فری قا هدیو فریقا حق علیهم الضلالة إنهـم اتخـذواالـشیاطی ن أولیاء مـن دون اللـه ویحـسبون أنهـم مهتدون)اعراف: .(٣٠ جمعی را هدایت کرده و جمعـی ]کـه شایـستگی نداشته اند،[ گمراهی بر آنها مسلم شـده اسـت.

آنها ]کـسانی هـستند کـه[ شـیاطین را بـه جـای خداونــد، اولیــای خــود انتخــاب کردنــد.

و آنهــاگمان میکنند که هدایت یافتهاند؛د( نتیجۀ ولایت غیرخدا، ظلمت، گمراهـی و خـسارت:خروج از نور هدایت الهی و ورود در ظلمتهای گمراهیو وارد آمدن خسارت بزرگ، نتیجۀ پذیرش ولایت غیرخداو طاغوت، و قرار گـرفتن در زمـرۀ آنهاسـت.

قـرآنکـریم میفرماید: ــ ...یخرجـونهم مـن النـور إلـی الظلمـات أولئـكأصحاب النار هم فیها خالدون )بقره: .(٢٥٧ ]طاغوت[ آنها را از نور، بهسوی ظلمتها بیـرونمـیبرنـد؛ آنهـا اهـل آتـشانـد و همیـشه در آن خواهند ماند.

ـ و منیتخذ الشیطان ولا من دون اللـه فقـد خـسرخسرانا مبینا)نساء: .(١١٩ و هرکس شیطان را بهجای خـدا ولـی و سرپرسـتخـود گیـرد، مـسلمادچـار زیـان آشـکاری شـدهاست؛ذ( مصادیق طاغوت و شیاطین: خداوند عزوجل هموارهبه مؤمنان هشدار داده است کـه از پرتـو نـورانی ولایـت اوخارج نشوند و ولایت غیرخدا را نپذیرند، برای اینکه مایـۀضلالت و هلاکت آنان خواهد بود.

و ازآنجاکه حاکمیـتطا ّ غوت بر مردم مصداق اتم منکر در جامعه بوده، مؤمنانرا بهشدت نهـی کـرده اسـت از اینکـه کـافران، [۴۷]مـشرکان،منافقان، یهود و نصارا، [۴۸]دشمنان خدا، دشـمنان مؤمنـان، [۴۹]» .

حاکمان جائر [۵۰]و جنود و انصار آنـان را، کـه از نمونـههـایبارز طاغوتاند، ولی و سرپرست خود قـرار دهنـد.

اینـان سلطۀ شیطان را پذیرفته و ولیشـان ابلـیس اسـت.

امـروزه نمونــۀ عینــی حاکمیــت طــاغوت، رژیــم صهیونیــستی وسردمداران امریکا، اروپا و حکومتهای وابـسته بـه آنهـامیباشند.

بنابراین، مـردم مـؤمن و مـسلمان بایـد همـوارههوشیار بوده و با استعانت از امر به معروف و نهی از منکر بهمبـارزه و مقابلـه بـا حاکمیـت آنهـا اقـدام نماینـد تـا دردامهایی که آنان برای سیطره بر انسانها در سراسـر جهـانگستراندهاند، گرفتار نشوند؛ر( عوامل و دلایل خـروج از ولایـت خـدا: آمـوزههـایاسلامی بیتوجهی یا نادیدهگرفتن برخی از امـور را علـتخارج شدن انسان از ولایت خـدا و قـرار گـرفتن در زمـرۀموالیان ولایت شیاطین و طاغوت معرفی میکند.

میتـوان گفت اینها خطوط قرمزی برای خروج از ولایـت خـدا وورود به ولایت شیطان میباشند.

در زیر به برخی از مهمترین آنها اشاره میشود:- کفر، شرک و نفاق؛- انکــار ولایــت معــصومان) کــه همــان ولایــت خداست(؛ - آلوده شدن به معصیت و گناه؛- آلوده شدن به ظلم و فساد روی زمین؛- ترک امر به معروف و نهی از منکر؛ز( ایمان و عمل صالح، راه ورود در ولایت الهی: با دقـتنظر در آموزههای اسلامی، درمییـابیم کـه ایمـان و عمـل صالح، شاخصۀ اصلی هدایت انـسان و سـبب وارد شـدندر زمرۀ صالحان بوده و سـرآغازی بـرای ورود در ولایـت الهی است.

قرآنکریم میفرماید:إن الـذین آمنـوا و عملـوا الـصالحات یهـدی هم ربهـم بإیمانهم... )یونس: .(٩

همانــا آنــان کــه ایمــان آورده و کارهــای شایــستهکردهاند، پروردگارشان بهسبب ایمانـشان آنهـا راهدایت میکند... .

نیز میفرماید:والـذین آمنـوا و عملـوا الـصالحات لنـدخلنهم فـی الصالحین)عنکبوت:(٩ و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجـامدادند، بـهطورقطـع، آنـان را در زمـرۀ شایـستگانوارد خواهیم کرد.

قرآنکـریم خـروج از ولایـت خـدا و ورود در ولایـتشـیطان را از خـسارتهـای بزرگـی مـیدانـد کـه گریبـان انسانها را میگیرد: و منیتخذ الشیطان ول ّیـ امـن دون اللـه فقـد خـسرخسرانا مبینا)نساء:(١١٩

و هرکس شیطان را به جای خـدا ولـی و سرپرسـت خود گیرد، مسلما بـه زیـان آشـکاری دچـار شـدهاست.

ازطرفدیگر قرآنکریم ایمان و عمل صـالح را مـانعیبرای جلوگیری از خسارتهایی میدانـد کـه انـسان بـه آندچار میشود، آنجاکه میفرماید:إن الإنــسان لفــی خــسر*إلا الــذین آمنــوا و عملــواالصالحات... )عصر: ٢و.(٣

همانا انسان در حال خسارت است، مگـر کـسانیکه ایمان آورده و عملهای شایسته کرده اند ... .

بنابراین، ایمان و عمـل صـالح مـی توانـد از خـسارتبزرگ خروج از ولایت خدا جلـوگیری کنـد و انـسان را درولایت خدا وارد نماید.

باتوجه به آنچه گفته شد، ایمان و عمل صالح راه اصلیخروج ولایت غیرخدا و ورود در ولایـت خـدا مـیباشـد.

همچنین، عواملی را کـه در بخـش پـیش بـرای خـروج ازولایت خدا گفته شد، از بین میبرد.

با ایمان به خدا، کفر،شرک و نفاق نفی شده و راه آنها مسدود میگردد.

با انجام دادن اعمال صالح در عمل و رفتار، با گنـاه، ظلـم و فـسادروی زمین مقابله میشود.

بنابراین، برای خروج از ولایـت شیطان و طاغوت و ورود به ولایـت خـدا، ایمـان و عمـل صالح، که آیات زیادی از قرآنکریم را به خـود اختـصاص داده، راه مطمئنی میباشد.

در اینجا این پرسش پـیش مـیآیـد کـه ایمـان و عمـلصــالح در جامعــه و بــین مــردم چگونــه بــروز و ظهــورمییابنـد؟ جـواب ایـن پرسـش در نهادینـه شـدن فریـضۀامر به معروف و نهی از منکر در جامعه است.

پر واضـح اسـت کـه یکـی از آشـکارترین نمونـههـا وجلوههای ایمان و عمل صالح، امر به معروف و نهی از منکراست.

این فریضۀ الهـی آنچنـان تـوان و قـدرتی دارد کـهبــهتنهــایی همــۀ ایــن مقاصــد را بــرآورده مــیکنــد.

بــاامر به معروف ، دعوت به خیر و نیکی، یعنی ایمان به خدا وانجام اعمال صالح بهدسـت مـیآیـد، و بـا نهی از منکر،مقابله و مبارزه با کفر، شرک و نفاق، و جلوگیری از گنـاه وظلم و فساد روی زمین صورت مـیگیـرد.

بـه ایـن ترتیـب،امر به معروف و نهی از منکر در نقـش و کـارکرد خـود،به تنهایی میتواند ضامن و عهده دار مقابله و نفـی سـلطه وولایت شیطان و طاغوت، و جاری شدن نیکی ها و فضایل در جامعه باشد.

ازاینرو، در روایات آمـده اسـت کـه امر به معروف ونهی از منکر مؤمنان را تقویت و بینی منافقان و فاسقان را به خاک میمالد.

امام علی میفرماید: من أمر بالمعروف شد ظهور المـؤمنین و مـن نهـی عن المنکر أرغم أنوف الفاسقین [۵۱]] المنافقین[ [۵۲].

کسی که به معروف عمـل کنـد، پـشت مؤمنـان رامحکم کرده، و کسیکه نهی از منکر کنـد، بینـیفاسقان و منافقان را به خاک مالیده است؛س( خداوند؛ نفـیکننـدة سـلطه و ولایـت شـیطان وطاغوت: ولایـت خـدا مـصداق بـارز معـروف، و ولایـت غیرخدا، مصداق بـارزی از منکـر مـیباشـد.

خداونـد بـادعــوت مؤمنــان بــه پــذیرش ولایــت خــویش و امامــان معصوم ،که جلوههای ولایت او هستند، امر به معروف کرده و با نهی آنان از پذیرش ولایت غیرخدا، که مـصداقبارز آن شیاطین و طاغوتاند، نهی از منکر نمـوده اسـت.

درواقع، خداوند با فریـضۀ امر به معروف و نهی از منکر،سلطه و ولایت طـاغوت و شـیاطین را نفـی کـرده و بـا آنمقابله نموده است. [۵۳]

ازسوی دیگر، آمر به معـروف و نـاهی از منکر ازآنجهـت کـه خلیفـۀ خـدا روی زمـین اسـت، [۵۴] او همان کاری را میکنـدکه خداوند انجام میدهد؛ش( نمونههایی از امر به معروف و نهی از منکر براي نفـیسلطه و ولایت شیطان و طاغوت: مصداق بارز نفی سلطه وولایت شیطان و طاغوت با کمـک گـرفتن از ایـن فریـضۀامر به معروف و نهی از منکر، قیـام امیـر مؤمنـان علیـهطاغوت و شیطان زمان خود، یعنی معاویةبـنابـیسـفیان،است.

آن حضرت دراینباره میفرماید:إن الله تبارك و تعالی لمیرض من أولیائه أنیعصیفــی ٌ الأرض و هــم ســکوت مــذعنون لایــأمرونبالمعروفو لاینهون عـنالمنکـر فوجـدت القتـالأهون علیمن معالجة الأغلال فی جهنم [۵۵]خداونـد از اولیـای خـود راضـی نمـیشـود کـه درزمین معصیت شود و آنان ساکت و بیخبر باشـندو امر به معروف و نهی از منکر نکنند.

بنـابراین، مـنجنگیـدن را ]کـه بـالاترین مرتبـۀ امر به معروف ونهی از منکر اسـت[ راحـتتـر و آسـانتـر از گرفتـارشدن به غل و زنجیر جهـنم یـافتم ]و بـه آن عمـلکردم.

[نهی از منکر مـیکنـد، او خلیفـۀ خـدا روی زمـین و خلیفـۀ رسـول خداست.« )حسین بن محمدتقی نوری، همان، ج ،١٢ص .(١٧٩. [۵۶]

نمونۀ دیگر، قیام سـرور و سـالار شـهیدان، اباعبداللـهالحسین ،و شهدای کربلاسـت کـه بـرای مبـارزه و نفـیســلطه و ولایــت جرثومــۀ ظلــم و فــساد روی زمــین،یزیدبنمعاویه به وقوع پیوست.

ایشان دربارۀ علت حرکـتو قیام خود، ضمن بیان ابـتلای اسـلام بـه والـی و حـاکمفاسدی مثل یزید، ١میفرماید:أرید أن آمر بالمعروف و أنهـی عـنالمنکـر و اسـیربسیرة جدی و أبی. [۵۷]

اراده کردهام که امر به معروف و نهی از منکر کـنم وبراساس سیره و روش پدر و جدم رفتار کنم.

در عــصر کنــونی، نمونــۀ دیگــری از نفــی ســلطه وولایــت شــیطان و طــاغوت، بــا یــاری و اســتعانت ازفریضۀ امر به معروف و نهی از منکر، مبارزۀ بـه یـاد مانـدنیبنیانگذار نظام اسلامی ایران، امام خمینـی ،بـا طـاغوتزمان و عامل شیطان، محمدرضا پهلـوی و تمـامی اعـوانو انصار او، که مجموعا رژیـم سـراپا مـسلح شاهنـشاهی ایران را تشکیل میدادند، میباشد.

ایشان با دسـت خـالیو توکـــل بـــر خداونـــد متعـــال و کمـــک گـــرفتن ازفریـضۀ امر به معروف و نهی از منکر، طومـار آن طـاغی» و بــاغی را درهــم پیچیــد، بــساط او را از ایــران برچیــدو در زباله دان تاریخ افکند.

رهبر معظـم انقـلاب، امـام خامنـهای ،درایـنبـارهمیفرماید:ما مردم ایران، این فرصت را پیدا کـردیم و خـدایمتعال ایـن نعمـت بـزرگ را بـه مـا داد کـه زنـدگیخـویش را تحـول بـدهیم و خودمـان را از اسـارتطاغوت و حاکمیت شـیطان، بـه حاکمیـت اللـه ومدیریت دین خدا متحـول کنـیم.

خـدای متعـال،بندهای از صالحان و برگزیدگان و بهترینهـا را درمیان ما مأمور کرد و برانگیخت، تا با قدرت الهی وبا عزم و ارادۀ رحمانی، ما را بـه سـمت وادی دیـنهدایت کند، نیروهای ما را بهکار بگیرد، ملت ما رابیـــدار نمایـــد، دشـــمن را بـــه مـــا بـــشناساند ودلهایمان را باهم مهربان کند.

ما به مدد الهـی وبه رهبری آن مرد صالح و بزرگ و برگزیده، ایـن راهرا طی کردیم. [۵۸]

پیامدهاي ترك امر به معروف و نهی از منکر

فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر نقـشهـا و کارکردهـایبسیار مهمی در استقرار خوبیها و دفـع بـدیهـا و اقامـۀاحکام و فرایض شـرع مقـدس اسـلام در جامعـه دارد کـه.

بیتفاوت بودن یا ترک کردن این فریضۀ الهی پیامدهایی راخواهد داشت که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:

تسلط و سیطرة اشرار و اجابت نشدن دعا

شــیاطین و طــاغوت از راههــای گونــاگون مثــل گــسترشنمادهای ظلم و فساد، و فحشا و منکرات در صـدد تـسلطو سیطره بـر جـان مـردم هـستند.

اشـرار و بـدان جامعـه،که جرثومـههـایی از شـیاطین و طـاغوتانـد، از دوسـتانو تحــت ولایــت آنهاینــد. [۵۹]

بـا تــرک امر به معروف و نهی از منکر، مجال و زمینۀ بروز و ظهور این جرثومههایفــساد و فحــشا فــراهم مــیشــود.

در نهایــت، افــرادی ازموقعیــت بــهدســتآمــده و غفلــت مؤمنــان در اجــرایفریضۀ امر به معروف و نهی از منکر بهره میبرند و بـر جـانو مــال و رفتــار مــردم مــسلط مــیشــوند.

اشراریمانند معاویةبنابیسفیان، عمربنعاص، یزیـدبنمعاویـه،مروانبنحکم، حجاجبنیوسف ثقفی، عبیداللـه بـن زیـاد،و... در یک دورۀ زمانی کوتاهی از اسلام، چنـان بـر جـانو مــال و نــوامیس مــردم مــسلط شــدند کــه هرچــه خوبان جامعه برای خلاصی از سلطۀ آنان دعا میکردنـد،فایـدهای نداشـت.

ایـن بـلا و مـصیبت بـه دلیـل کوتـاهیمسلمانان از اجرای عملـی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه به وجود آمد. [۶۰]

آنان با بیتفاوتی و سهلانگاری ازکنار این فریضۀ بزرگ الهی عبور کردنـد کـه درنتیجـه، بـهسلطۀ طاغوت و شـیاطین و جرثومـههـای ظلـم و فـساد ومعصیت مبتلا شدند.

در روایــات ، تــسلط اشــرار و بــدان جامعــه بــر مــردم،ملازم و معادل با ترک امر به معروف و نهی از منکر بـه شـمارآمده است.

به گونهای که وجود هر یک نیازمنـد نبـود دیگـری میباشد.

این مسئله از شدت تأثیر و تأثر ایـندو بـر یکـدیگرحکایت دارد.

رسول خدا دراینباره میفرماید:إذالمیأمروابمعروفولمینهوا عن منکرولمیتبعواالأخیار مـن أهـلبیت یسـلط اللـه علـی هم شـرارهمفیدعوعند ذلك خیارهم فلا یستجاب لهم. [۶۱]

اگـر مـردم بـه معـروف امـر نکننـد و از منکـر نهـیننمایند و از برگزیدگان از اهـلبیـت مـن تبعیـت وپیروی نکنند، خداوند افراد شرورشان را بـر آنهـا مسلط میکند، سپس در ایـن حـال خوبـان آنـاندعا میکنند، اما برای آنان اجابت نمیشود.

امام علی نیز در وصیت به فرزندان برومند خود، کـهدرواقــع ســفارش و وصــیت بــه تمــام مؤمنــان اســت،میفرماید:..لاتترکوا الأمـربـالمعروفوالنهـ ی عـنالمنکـرفیولیعلـیکمأشـرارکمثـمتـدعون فـلا یـستجابلکم.

١امر به معروف و نهی از منکر را تــرک نکنیــد کــهدرغیراینصورت، اشرارتان بر شما سیطره و تسلطمییابند، سپس شـما دعـا مـیکنیـد، ولـی بـرایشما اجابت نمیشود.

بنابراین، امر به معروف و نهی از منکر همواره دافع تسلطشیطان و طاغوت و لشکریان آنهاست و اگـر تـرک شـود،درواقع، راه تـسلط آنهـا بـر مـردم و جامعـه بـاز گذاشـتهخواهد شد.

با نبود امر به معروف و نهی از منکر، شـیاطین وطاغوتها و نیز لـشکریان آنهـا، بـهراحتـی بـا وسوسـه وتدلیس بر فکر و اندیشه و عمل مـردم مـسلط مـیشـوند وآنها را از ولایت ایمانی خارج و بـه ولایـت شـیطانی واردمیکنند.

در چنین حالتی که امر به معروف و نهی از منکرترک شده، دعا نیز اجابت نمیشود..

رفـتن برکـتهـاي زنـدگی و از دسـت دادن

یاوران پیامبر گرامی اسلام میفرماید:لایزال الناس بخیر ما أمـروا بـالمعروف و نهـوا عـن المنکر و تعاونوا علی البر فإذا لمیفعلوا ذلـك نزعـتعنهم البرکات و سلط بعضهم علی بعض و لـمیکـنلهم ناصر فی الأرض و لا فیالسماء. [۶۲]

تازمانیکه مردم امر به معروف و نهی از منکر کنند ویکدیگر را در کار نیک یاری دهند، در خیر و برکتهستند؛ و چـون چنـین نکننـد، برکـات از ایـشانگرفته میشود، و بعـضی از آنـان بـر بعـضی دیگـرمـسلط خواهنـد شـد، و دیگـر یـاوری در زمـین وآسمان نخواهند داشت.

موجب بغض و خشم خداوند متعال

پیامبر گرامی اسلام میفرماید:إن الله تبـارك و تعـالی لیـبغض المـؤمن الـضعی فالذی لا زبر له فقال هو الذی لاینهی عن المنکر [۶۳]همانا خداوند تباركوتعالی مـؤمن ضـعیفی را کـه دارای رأی و نظر نیست دشـمن مـیدارد سـپس. حضرت فرمودند: او کسی است کـه نهی از منکرنمیکند.

اعلان جنگ با خداوند متعال

پیامبر گرامی اسلام میفرماید:إذا ترکت أمتی الأمر بالمعروف و النهیعن المنکـرفلیؤذن بوقاع من الله جل اسمه [۶۴]هرگاه امت من امر به معروف و نهی از منکر را تـرککنند، پس باید اعلان جنگ بـا پروردگـار عزوجـلبنماید.

خلاصۀ درس

امر به معروف و نهی از منکر از مهمترین واجبات الهی بـوده کـهبرپایی و حفظ واجبات دیگر بـه آن بـستگی دارد و عظـیمتـر ووالاتر از همۀ واجبات الهی اسـت.

در آمـوزه هـای اسـلامی ازجایگاه امر به معروف و نهی از منکر با عبارتهای بلند و بینظیریاد شده که بر اهمیت این فریضۀ الهی دلالـت دارد.

بـا کمـک گرفتن از امر به معروف و نهی از منکر مـیتـوان از خـروج ازولایت الهی جلوگیری کرد و در برابر ولایت و سلطۀ شـیطان وطاغوت مقابله نمود.

ترک امر به معروف و نهی از منکر تبعـاتشومی برای فرد و جامعه به دنبال دارد..

پرسشها.

١چرا امت اسـلامی در بـین سـایر امـتهـا بهتـریناست؟.

٢یکی از کارکردهای امر به معروف و نهی از منکر رابنویسید..

٣ولایت به چه معناست؟.

٤انواع ولایت را نام ببرید..

٥طاغوت چیست و ولایتش چگونه است؟.

٦شیطان کیست و ولایتش چگونه است؟.

٧عوامل و دلایل خروج از ولایت خدا چه هستند؟.

٨ســه مــورد از پیامــدهای تــرک امر به معروف ونهی از منکر را نام ببرید..

٩موجودیت شیطان و طاغوت به چه چیزی است؟.

١٠نمونــهای از مقابلــه بــا طــاغوت بــا اســتعانت ازامر به معروف و نهی از منکر را بنویسید.

درس دوم مصادیق معروف درآمد و کسب حلال

اهداف:بر فراگیر لازم است؛در حیطۀ دانشی: مفهوم درآمد و کسب حلال را فرا بگیرد.

در حیطۀ گرایشی: نسبت به درآمد و کسب حلال گـرایشداشته باشد.

در حیطۀ مهـارتی: در سـبک زنـدگي فـردی و اجتمـاعيدرآمد و کسب حلال داشته باشد.

یکی از مصادیق بارز معروف در زندگی اجتمـاعی انـسان»درآمد و کسب حلال« میباشد.

کسب حلال موضـوعیاست که با تغذیـه و رشـد هـر مـسلمان و نیـز فرزنـدان وخانوادۀ او ارتباط مستقیم دارد.

اولیای گرامی اسلام پیوسته پیـروان خـود را از پـستی و ذلـ ت درخواسـت و طلـب ازدیگران بازمیداشـتند و مـیکوشـیدند آنـان را بـه عـزت وبزرگواری عادت دهند؛ از آنان مـیخواسـتند کـه حتـی درســختتــرین موقعیــتهــا از کــار شــرافتمندانــه بــرایامرارمعاش خود دست برندارند و با تلاش و کوشش، خودرا از دیگران بینیاز سازند.

ازاین رو، بر هر مسلمان واجـباست که در حد نیاز و ضرورت و بهقدر تـوان، کـار کنـد ومخارج خود و خانوادهاش را تأمین سازد.

ضـروری اسـتمصادیق معروف درآمد و کسب حلال ٥١شغل انسان مباح بـوده و مـالی را کـه صـرف هزینـه هـایزندگی خود میکند نیز حلال باشد.

شخصی خدمت امام صادق شرفیاب شـد و عـرضکرد: »من نمیتوانم با دست خود کار کنم یـا بـه تجـارتبپردازم، درحالیکه فردی بیبهره، محروم و نیازمند هـستم]چه کنم؟[«، امـام فرمـود: » إعمـل و احمـل علـی رأسـكواستغنعنالنـاس؛ [۶۵]کار کن و با سرت بار ببر و خویشتن رااز مردم بینیاز کن.

«کسی که میتواند کار کند و از راه مشروع امرارمعـاشنماید، اگر بیکار و سربار جامعه باشد، شخصیت انـسانیخود را پایمال کرده و انسان ارزشمندی نیست.

در روایـت اینگونه میخوانیم:هرگاه رسول خدا مردی را میدید که قیافـۀ خوشـیداشت، میپرسید: »آیا شغلی دارد؟« اگر مـیگفتنـد: نـه،میفرمود: »از چشمم افتاد.« [۶۶]

ضرورت توجه به غذاي پاك و لقمۀ حلال

سفارش قرآنکریم و روایات اسلامی به همۀ رهروان راه حـقاین است که افزونبر مراقبت طهارت و پاکی ظاهری غذا، از طهارت باطنی و معنوی آن نیز غافل نباشند.

به عبـارت دیگـر،مراقبت در پاکی ظاهری و باطنی غذا، حتی در بحرانیترین وسختترین لحظات زندگی، نباید فراموش شود.

اصــحاب کهــف، بعــد از بیــدار شــدن از خــواب سیصدساله بسیار گرسنه بودنـد و در موقعیـت اضـطراریقرار داشتند، ولی به مأمور خرید غذا سفارش میکنند کـههـر غـذایی را نخـرد، بلکـه بنگـرد در میـان فروشـندگانکدامیک غذایش از همه پاكتر است، آن را انتخاب کند:فلینظر أیها أزکیطعاما فل ی أتکم برزق منه)کهف، .(١٩ باید بنگرد که کدامشان طعام پاکیزهتر و حلالتـردارند تا از آن برایتان روزی فراهم آورد.

لقمۀ حلال

امـروزه مـردم در سراسـر دنیـا بـه اهمیـت پـاکی غـذا ازآلودگیهای ظاهری پی بردهاند، ولی بیـشتر آنـان بـه ایـننکته توجه ندارند که برای بـهدسـت آوردن غـذاها بایـد ازآلودگیهـای دیگـری ماننـد دزدی، غـصب، رشـوه، ربـا،فریب، غش و مانند آن نیز پاک باشد؛ برای اینکه این موارددر سلامت معنوی غـذا تـأثیر مـستقیم دارد.

ازایـنرو، درروایات بسیاری به کوشـش و جـدیت در بـهدسـت آوردنلقمۀ حلال سفارش بسیاری شـده اسـت؛ درایـنبـاره، بـهبرخی از آنها اشاره میکنیم: در مـورد لـزوم کـسب روزی حـلال پیـامبر اکـرممیفرمایند: »طلب الحلال فریضة علی کلمـسلم و مـسلمة؛ [۶۷]طلب حلال بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است.

«نیــز دربــارۀ اینکــه کــسب روزی حــلال از برتــرینبخشهای عبادت است، فرمودنـد: » العبـادةسـبعون جـزءافضلهاطلب الحـلال؛ [۶۸]عبادت هفتاد جزء دارد، برترین آنهاطلب حلال است.

«همچنــین، پیــامبر اســلام خوشــنودی خــود را ازکسانیکه از راه حلال مالی بهدست مـیآورنـد، ایـنگونـهبیان میفرماید:طوبی لمناکتـسب مـن المـؤمنی ن مـالا مـن غیـرمعصیة [۶۹]خوشا به حال مؤمنانی که مالی را بـدون معـصیت بهدست آورند.

در ادامه فرمودند:منبات کالا من طلب الحلال بات مغفورا له. [۷۰]

کسیکه در حال طلب حلال شب را به صبح آورد،در حال بخشودگی زمان را گذرانده است..


امیرمؤمنان هنگامیکه اوقات زنـدگی فـرد مـؤمن رازمانبندی میکند، بعد از قرار دادن اقتصاد در کنار عبادتو ارزشهای اخلاقی میفرماید:خردمند را نشاید جز آنکه در پی سه چیـز حرکـتکند: کـسب حـلال بـرای تـأمین زنـدگی، یـا گـامنهادن در راه آخرت، یا بهدسـت آوردن لـذتهـایحلال. [۷۱]

امام صادق نیز فرمودند:

بــه هــرکس از دوســتانتان برخوردیــد، ســلام مــرابرسانید و بگویید: بـر شـما بـاد بـه رعایـت تقـوایالهی و توجه داشتن به آنچه کـه بـه وسـیلۀ آن بـه»ماعندالله« و پاداش الهی میتوان دست یافـت.قسم به خدا، ما به شما چیزی را امـر نمـیکنـیم،مگر آنچه را به خود امر میکنیم. پس بر شـما بـادبـه کوشـش و جـدیت، و هرگـاه نمـاز صـبح را اداکردیــد و از نمــاز فــارغ شــدید، صــبح زود در پــیروزی برویــد و در طلــب حــلال باشــید، همانــاخداوند به شما روزی خواهد داد و بـر آن یاریتـان خواهد کرد. [۷۲]

اهمیت درآمد و کسب حلال

آنچه در نظـام اقتـصادی اسـلام بـیش از هـر چیـز دیگـراهمیـت دارد، حـلال بـودن کـسب و کـار اسـت؛ یعنـی به دست آوردن مال از راههایی که از نظر شارع مقـدس آزادبوده و ممنوعیت شرعی ندارد.

راههایی که طبع سلیم آنهارا میپسندد و عقل آدمی بر آن رغبت میورزد.

ازایـنرو، اسـلام بـه کـسب مـال از راههـای یادشـدهسفارش کرده و به پیروانش تأ کید میکند که روزی خود رااز راهی که خداوند آن را مجاز و مباح مـیدانـد بـهدسـتآورند و بنیان مالی خـود را بـر پایـۀ ایمـان خـالص و تقـوااستوار سازند:وکلوا مما رزقکم الله حلالا ط ی باواتقـوا اللـه الـذیانتم به مؤمنون )مائده: .(٨٨

و از نعمتهای حلال و پـاکیزهای کـه خداونـد بـهشـما روزی داده اسـت، بخوریـد.

و از ]مخالفـت[خداوندی که به او ایمان دارید، بپرهیزید.

طیبات و پاکیزههـا بـهطـور طبیعـی رغبـتانگیزنـد وخداوند استفاده و تصرف در آنهـا را حـلال نمـوده، ولـیممکن است انسان در مواردی با تصرف غیرمجاز، تملـك و مصرف، آنها را حرام و آلوده نماید.

ازایـن رو، در قـرآن آمده است: یا ا ی ها الذین امنوا لا تحرموا ط ی بات ما أحل الله لکمولاتعتدوا )مائده:(٨٧

ای کسانیکه ایمان آورده ایـد، چیزهـای پـاکیزه راکه خداوند بـرای شـما حـلال کـرده اسـت، حـرام نکنید.

و از حد تجاوز ننمایید.

همچنانکه تصرف در مال حرام و حلال دانـستن آن ازدیدگاه اسلام بدعت در دین و تجاوز از حریم الهی است،حرام دانستن حلال خدا نیز خارج شـدن از مـرز شـریعت به شمار میآید و کسی نباید آنچه را که خدا حلال کرده، برخود حرام نموده و جامعه را از مواهب آن محروم سازد، یااز راه حرام آن را کسب نماید.

قــرآن از ســویی بــه کــسب حــلال امــر مــیکنــد وازسویدیگر، تبعیت از حربـه هـای شـیطان و انجـام کـارنامشروع را نهی میکند: یا ایها الناس کلوا مما فـی الارض حـلال اطی بـا و لاتتبعــواخطــوات الــشیطان إنــه لکــم عــدو مبــین)بقره: .(١٦٨

ای مردم، از آنچه در زمین است، حـلال و پـاکیزه بخورید، و از گامهای شیطان پیروی نکنید.

بـرای اینکه او دشمن آشکار شماست.

»کلوا« در این آیات کنایه از انواع تصرفات اسـت کـه شامل تغذیه نیز میگردد.

پیامبر اسلام میفرماید:... ای مـردم، کنـدی جریـان روزی، شـما را وادارنسازد که آن را از راه معصیت بجویید، که خداوندروزی بندگانش را از راه حلال تقسیم کـرده، نـه ازراه حرام.

پس کسی که تقوای الهی پیـشه کنـد وبردباری نشان دهـد، خـدا روزی او را از راه حـلال میدهد و کسی که پـردهدری کنـد و در بـهدسـتآوردن روزی شتاب نمایـد و روزیـش را از راه حـرامبهدست آورد، از روزی حلالش کاسته و روز قیامتبرای آن محاکمه میشود. [۷۳]

امام صادق نیز میفرماید:إن اللهعزوجلخلق الخلـق و خلـقمعهـمأرزاقهـمحلالا ط ی با فمن تناول شی ئا منها ح راما ق ص به مـنذلك الحلال [۷۴]خداوند خلایق را آفریده و همراهشان روزیهـایحلال و پاکیزهای قرار داده است.

پس کـسی کـهمقداری از روزی خود را از راه حرام بخورد، همـانمقدار از روزی حلالش کاسته میگردد..

نکتۀ مهمی که باید بـه آن توجـه کـرد، ایـن اسـت کـه کسب مال حلال قدری سخت و کمیاب است، چنـانکـهامام باقر مـیفرمایـد: »مطلـب الحـلال عزیـ ٌز؛ [۷۵] بـهدسـتآوردن مال حلال، سخت و مشکل است.

«باتوجهبه اینکه بهدسـت آوردن و کـسب مـال و درآمـدحلال قدری مـشکل اسـت و توجـه و دقـت مـیخواهـد،شیطان و هـوای نفـس انـسان را از ایـن سـختی و مـشقتمیترسانند و او را به راههای شبههناک و حرام، که راحت وآسان در دسترس هستند، دعوت مـیکننـد.

در ارتبـاط بـادقت در درآمـد حـلال و دوری از کـسب حـرام حکـایتی بــسیار آموزنــده از رفتــار اقتــصادی امــام صــادق بــاخدمتکار خود به نام » مصادف« آورده میشود:عائلۀ امام صادق و هزینۀ زنـدگی آن حـضرت زیـادشده بود.

امام به فکـر افتـاد کـه از راه کـسب و تجـارتعایداتی بهدست آورد تا مخارج خانه را بپردازد.

هزار دینارسرمایه فراهم کرد و بـه غـلام خـویش مـصادف، فرمـود:»این هزار دینار را بگیر و آمادۀ تجارت و مسافرت به مصرباش.

« او با آن پول متاعی را خرید کـه معمـو لا بـه مـصرحمل میشد و با کاروانی از تجار شهر کـه همـه از همـاننوع متاع حمل کرده بودند بـه طـرف مـصر حرکـت کـرد.

همین که نزدیك مصر رسـیدند بـا قافلـۀ دیگـری از تجـار روبه رو شدند که از آنجا خارج میشدند.

اوضاع و احـوال را از یکدیگر پرسیدند.

ضمن گفتوگوها معلـوم شـد کـه به تازگی متاعی که مصادف و رفقایش حمل میکنند، بازارخوبی پیدا کرده و کمیاب شـده اسـت.

صـاحبان متـاع ازبخت نیك خود بسیار خوشحال شدند، و اتفاقاآن متاع ازچیزهایی بود که بیشتر مـردم بـه آن نیـاز داشـتند و ناچـاربودند به هر قیمتی که هست آن را خریـداری کننـد.

تجـاربعد از شنیدن این خبر مسرتبخش با یکـدیگر هـمعهـدشدند که کالاهایشان را به سود صددرصد بفروشند.

آنـانوارد مصر شدند و مطلب همانطور بود که خبـرداده شـدهبود.

طبق عهدیکه باهم بسته بودند، بازار سـیاه بـه وجـودآوردند و کالاهایشان را دو برابر آن قیمتـی کـه بـرای خـودتمام شده بود فروختند.

مصادف با هزار دینار سود خالصبه مدینه برگشت.

خوشوقت و خوشـحال بـه حـضور امـامصادق رفت و دو کیسه را که هرکدام هزار دینار در آن بودجلوی امام صـادق گذاشـت.

امـام پرسـید: »ایـنهـاچیــست؟« گفــت: یکــی از ایــن دو کیــسه هــزار دینــارسرمایهای است که شما به من دادید، و دیگری، که مـساویاصل سرمایه است، سود خالصی است که بهدسـت آمـده.

امام فرمود: »سود زیادی است، بگو ببینم چطور شـد کـهشما توانستید این قدر سود ببرید؟« او گفت: قـضیه از ایـنقرار است که در نزدیك مصر اطلاع یافتیم که مالالتجاره مـا در آنجا کمیاب شده، با تجار هم قسم شدیم که به سود کمتراز صددرصـد نفروشـیم، و همـین کـار را کـردیم.

امـام بـاناراحتی فرمود: »سبحان الله! شما چنین کاری کردید؟! قـسمخوردید که به کمتر از سـود خـالص مـساوی اصـل سـرمایهنفروشــید؟! نــه، چنــین تجــارت و ســودی را مــن هرگــزنمیخواهم.

« سپس امـام یکـی از دو کیـسه را برداشـت وفرمود: »این سرمایۀ مـن« و بـه آن یکـی دیگـر دسـت نـزد وفرمود: »من به آن کاری ندارم.

« آنگـاه خطـاب بـه مـصادففرمود: »یا مصادف، مجالدة الس یوف أهون من طلـبالحـلال؛ ایمصادف، شمشیر زدن از کسب حلال آسانتر است.« [۷۶]

آثار و برکات غذا و لقمۀ حلال

هر غذایی آثاری وضعی بر وجود انسان مـیگـذارد.

غـذاهایپاك و حلال موجب نورانیت قلب و صـفای بـاطن، تـشخیصحق از باطل، استجابت دعا و درنهایت، سبب سعادت و کمالآدمی میباشـند.

ولـی غـذاهای حـرام باعـث تـاریکی قلـب،بیتأثیر بودن انوار الهی و مشخص نبودن حق از باطل شده کـهدرنهایت، به سقوط انسان کمک مـیکننـد.

مطالعـه و بررسـیزندگی سعادتمندان و شقاوتمندان تاریخ این نکته را بـه خـوبینشان میدهد.

ازاینرو در روایات اسلامی بـه کـسب و درآمـد.

حلال و نیز استفاده از لقمۀ حلال و تأثیرات آن بر وجود انـسانبسیار تأ کید شده است.

در اینجا به برخی از آثـار غـذا و لقمـۀحلال که در روایات آمده است، اشاره میشود:====اجابت دعا====شخصی خدمت پیامبر اسلام آمد و عرض نمـود: دوسـتدارم دعای من به اجابت برسد.

حضرت فرمود:طهر مأکلتكولا تدخلبطنك الحرام. [۷۷]غذای خود را پاك کـن و غـذای حـرام را در معـدهخود وارد منما.

و نیز در روایت دیگر میفرمود:مـنأحـب أن یستجابدعائـه فل ی ط یـبمطعمـه ومکسبه. [۷۸] هرکه دوست دارد دعـایش مـستجاب گـردد، بایـدغذا و کسب خود را پاك کند.

نورانى شدن قلب

پیامبر گرامی اسلام فرموده است:منأکلالحلالأربعی ن ی ومانور اللهقلبه. [۷۹]

کسی که چهل روز غذای حـلال بخـورد، خداونـدقلبش را نورانی میکند.

عبور سریع از صراط

رسول اعظم اسلام میفرماید:مـنأکـل مـن کـد یـ ده مـ ر علـی ّ الـصراط کـالبرقالخاطف [۸۰] کـسی کـه از نتیجـۀ تـلاش دسـت و بـازوی خـودبخورد، مانند برق از صراط عبور میکند.

مانند مجاهد در راه خدا

امام موسی بن جعفر میفرماید:منطلب هذا الرزق من ّ حله ل ی عود بهعلـینفـسه وعی اله کا نکالمجاهدفی سبیلالله [۸۱] هــرکس از راه حــلال ایــن رزق را بــرای خــود وخـــانواده اش طلـــب کنـــد، او هماننـــد مجاهـــدفی سبیل الله است.

مشمول رحمت الهى

رسول گرامی اسلام فرمودند:منأکل من کد ی دهنظر الله الی هبالرحمةثملا ی عذبهأبدا. [۸۲] کسی که از تلاش دست وبازوی خود بخورد، خداوندنظر رحمت به او کند و هرگز او را عذاب نکند.

همراهی پیامبران

پیامبر اسلام فرمودند:من أکل من کدیـدهیکـون یـ وم الق یامـة فـیعـدادالأنبیاء و یأخذ ث واب الأنبیاء. [۸۳]

١کسی که از تلاش دست و بازوی خود بخـورد، روزقیامت در زمرۀ پیـامبران قـرار خواهـد گرفـت و ازپاداش پیامبران نصیب او خواهد شد.

باز شدن درهاى بهشت

پیامبر بزرگوار اسلام فرمودند:منأکل من ّ کد ی ده حلالافتح له أبوا بالجنة ی دخلمنأ یها شاء. [۸۴]

کسی کـه از تـلاش دسـت و بـازوی خـود بخـورد،درهای بهشت به روی او باز میگردد، از هریک ازآنها که بخواهد وارد بهشت میشود.

درآمد و کسب حرام

درآمد و کسب حرام یکی از موضـوعاتی اسـت کـه دراسلام بهشدت نهی و بـا آن مخالفـت شـده و از مـصادیق بارز منکر در زندگی اجتماعی انسان میباشـد.

ازآنجاکـه درآمد و کسب با تغذیه و رشد هر مسلمان و نیز فرزندان وخـانوادۀ او ارتبـاط مـستقیم دارد، اولیـای گرامـی اسـلامپیوسته پیروان خود را از آن برحذر داشتهاند.

روشن شدن نظر اسلام دربارۀ درآمد و کـسب حـرام وآثار شوم و پیامدهای منفی آن، باعث مـیشـود از سـوییافراد با شناخت حقیقت درآمد و کسب حرام، از آن متنفـرو منزجر شوند و ازسویدیگر، مطلوبیت و پسندیده بـودنآن نمود بیشتری در اذهان و دلهای آنان ایجاد کند.

آثار شوم و پیامدهاي درآمد و کسب حرام

درآمد و کسبهای حرام، که متأسفانه برخی از مردم به آنمبتلا میشوند، آثـار و پیامـدهای سـوء و ناپـسندی دارد؛بهگونهای که پیامبر خـدا از ایـن رفتـار بـر امـت خـودنگران و بیمناک است، آنجا که میفرماید:إنأخوفما أخافعلیأمتیهذهالمکاس بالحرامو الشهوة الخفیة و الربا. [۸۵]

١همانا بیمناكترین چیزی کـه بـر امـت خـود از آنمیترسم، این درآمدهای حرام و شهوت پنهـانی ودرآمد از راه رباست.

در ادامه، برخی تأثیرهای ناهنجار کسبها و درآمـدهای.

حرام و برخی از آثار شوم و پیامـدهای منفـی آن بـر انـسان وجامعه، در دو حوزۀ فردی و اجتماعی مطرح میشود:

فردى

کسب مال حـرام و دوری نکـردن از آن، باعـث دچـار شـدنانسان به نکبتهای دنیا و آخرت میشود و بـسیاری از افـرادبه سبب آلوده شدن به آن، از سعادت محروم میشوند و توفیقرسیدن به درجات کمال را نمییابند.

در ادامه به برخی از اینپیامدهای درآمد و کسب حرام اشاره میشود:الف( سیاهى دل: خوراك و غذای حرامی که از راههـاینادرست بهدستآمده، دل را سـیاه کـرده و براثـر آن، امیـدخیر در انسان از بین میرود.

انـسان بـا خـوردن غـذاهایناپاک و حرام به جایی میرسد کـه پنـد و انـدرز در او اثـرنمیکند و سختترین حادثههای دردنـاك او را انـدوهگیننمیسازد، چنانکـه امـام حـسین خطـاب بـه لـشکریانابنسعد فرمودند:فقد ملئتبطونکم من الحرام وطبع علی قلوبکم. [۸۶]

١شکمهای شما از حرام پر شده و بر دلهایتان مهرخورده است ]که دیگر حق را نمیپذیرید[؛ب( لاابالی گرى و عیاشى: هرکس از راههـای نامـشروعدرآمدی کسب کنـد و مـالی بـهدسـت آورد، بـه اصـول و ارزشهای دینی نیز مقید نخواهد بود.

ازاینرو، درآمدهایحــرام در همــان راههــای نامــشروع، ماننــد عیاشــی ولاابالیگری مصرف میشود.

امام صادق دراینباره میفرماید:منجمعمالامنمهاوشأذهبه الله فی نهابر [۸۷]هرکس مالی را از راههای نامشروع بـهدسـت آورد،خداوند آن را در راههای نامشروع نابود میکند؛پ( سلب کسب سعادت: بـهدسـت آوردن درآمـد از راهحـرام، فرصـتهـای کـسب سـعادت را از انـسان سـلب میکند.

امام صادق دراینباره میفرماید:من کسب مالامن غیر حله سلط علیهالبناء و الماءو الطین. [۸۸] هــرکس مــالی را از راه نامــشروع بــهدســت آورد،ساختمان و آب و گل بر او مسلط میشود؛این روایت به این معناست که افکاری به ذهـن انـسانخطور میکند تا ساختمان و بنایی بسازد و دنیـای خـود راآباد کند.

او عمر خود را با آن مـال نامـشروع در آب و گـلصرف میکند تا بنایی بسازد و در نهایـت، از تـلاش بـرایکسب سعادت دنیا و آخرت غافل میماند؛. ت( پلیدى نسل: اثرات نامطلوب درآمد و کـسبهـاینامشروع در فرزندان و نسل حرامخوار نیز ظاهر میگـردد.

امام صادق دراینباره میفرماید: » کسب الحـرام ی بـی ن فـیالذریة؛ [۸۹]درآمد حرام در نسل ]آدمی[ آشکار میشود«؛ ث( نابودي عبادات: درآمد حرام برکت ندارد و حـالاتمعنوی را از انسان سلب میکند، بهطـوری کـه عبـادت اوبیاثر شده و دعایش برآورده نمیشـود.

همچنـین، توفیـق توبه پیدا نمیکند و همواره اضطراب درونـی دارد، و چـونتکیه گاه معنوی خود را از دست داده است، زندگیش دچارتزلزل میشود.

پیامبر فرمود:العبادة مع أکلالحرامکالبناءعلیالرمـلوقیـلعلیالماء [۹۰]عبــادت پــس از خــوردن غــذای حــرام ماننــدساختمان ساختن بر رمل و شن است و نیز گفتـهشده، بر آب.

ج( تباهى اعمال نیک: یکی از شرایط قبولی عمل، تقواداشتن اسـت، و تقـوا بـا حـرامخـواری سـازگاری نـدارد.

کسیکه در مسائل اقتصادی تقوا ندارد و خرج زنـدگیش رااز راههای نامشروع بهدست میآورد، شرط قبولی عمـل را،که تقوای الهی است، [۹۱]ازدستداده و اعمال نـیکش تبـاه ونابود میشود.

پیامبراکرم دراینباره فرمود:إنللهملکا ی نادی علی بی تالمقدس کـل لی لـة مـنأکلحراما لمیقبل الله منهصرفا و لا عدلا [۹۲]خداونــــد فرشــــتهای دارد کــــه هــــر شــــب دربیت المقدس ندا میدهد: هرکس غـذای حرامـی بخــورد، خداونــد اعمــال واجــب و مــستحب او راقبول نمیکند.

امام باقر نیز میفرماید:مردی که مالی حرام و نامشروع بهدسـت آورد و بـاآن حج و عمره انجام دهد یا صلۀ رحـم کنـد، از اوقبول نمیشود. [۹۳]

٣چ( وعدة عذاب اخروى: قـرآن مجیـد بـه حـرامخـوارانوعدۀ دوزخ داده و فرموده است:إن الذینیأکلون أموال الیتامی ظلمـا إنمـایـأکلونفی بطونهم نارا و سیصلون سعیرا)نساء: .

(١٠آنـان کـه امـوال یتیمـان را بـه سـتم مـیخورنـد،درحقیقـت، در شـکم خـود آتـش فـرو مـیبرنـد وبه زودی در آتش فروزان خواهند افتاد. امامــان معــصوم مــسلمانان را ازبــیمبــالاتی واباحهگری در فعالیتهای اقتصادی بهشدت نهـی کـرده وبسیار سفارش مینمایند که درپی کسب و در آمـد حـلالباشند و از حرام، بلکه امور اقتصادی شبههناك نیز بهشدتبپرهیزند، زیرا اقدام در مواردی که معلوم نیست حلالانـدیا حرام، انسان را به حرام میاندازد.

رسول خدا فرمود:یا أباذر منلمیبالمن أین اکتـسب المـاللـمیبـالالله عزوجل من أی ن أدخله النار.

١ای ابوذر، کسیکه اهمیت نمیدهد از چـه راهـیمــال بــهدســتش بیایــد، خداونــد نیــز اهمیــتنمیدهد که از چه راهی او را به جهنم بیندازد.

با بیان برخی از پیامدهای درآمد و کسب حـرام در حـوزۀفردی، روشن شد که زمینۀ فـساد اخلاقـی بـرای افـرادی کـه دربارۀ کسب حلال بیتوجهی کرده و به درآمدهای حرام تـنمیدهند، بیشتر است.

کسی که در کسب روزی لاابالی و بـهحدود الهی بیتوجه بوده، به هر خیانتی تـن مـیدهـد؛ دروغمیگوید، حیله و تقلب میکند، روحیۀ طغیـان و تکبـر در اوبه وجود میآید، رحم و مروتش از بـین مـیرود و درنهایـت،فضیلتهای اخلاقی در وجودش از بـین مـیرود و اثـر ایـنرفتارها در نسل او نیز ظاهر میشود.

ازاینرو، قرآنکریم سفارش میکنـد: » فل ی نظـر الإنـسانإلیطعامه )عبس: (٢٤؛ انسان باید بـه غـذای خـود نگـاهکند.

«میتوان گفت که منظور از نگاهکـردن بـه مـواد غـذاییاین است که وقتی سر سفره مینشیند، بهطور دقیـق بنگـردکه آنها را از چه راهی تهیه کرده است؟ حـلال یـا حـرام؟مـشروع یـا نامـشروع؟ طبـق ایـن تفـسیر، قـرآن مـا را بـه جنبه های اخلاقی و تربیتی درآمدها آ گاه میکند. [۹۴]

اجتماعى

کسب مال حرام نیت افراد را تغییر میدهـد و اصـول اخـلاقاجتماعی را از بین میبرد، بهطوری کـه برخـی از افـراد بـرایبهدست آوردن خرج زندگی، بـه هـر ذلـت، پـستی و خـلافمروت تن میدهند و به این فکـر مـیکننـد کـه چگونـه سـردیگران کلاه گذاشته و جیب آنان را خالی کنند.

روح بـرادریو نوعدوستی از جامعه رخت بر میبندد و درنتیجه، اجتماعیپر از هرج ومرج اخلاقی ـ اقتـصادی بـهوجـود خواهـد آمـد.

بنابراین، درآمدهای حرام یکی از عواملی است که بر رفتـار واخلاق اجتماعی اثر نامطلوب دارد.

در ادامه به برخی از آثار و پیامدهای اجتماعی درآمد وکسب حرام اشاره میشود:.

الــف( ســلب امنیــت اجتمــاعى و اعتمــاد عمــومی:درآمدهای حرام در جامعه باعـث ایجـاد بـی اعتمـادی بـهیکــدیگر و بــروز کینــه و دشــمنی بــین آنــان مــیشــود،بهطوریکه صلح و صفا و صمیمیت را در بین مردم از بینمیبرد.

اسلام نمیخواهد اعتماد عمومی و امنیت جامعـهنابود شود؛ ازاینرو، عواملی که امنیت اجتماعی و اعتمـادمردمی را به خطر میاندازند، ممنوع و حـرام کـرده اسـت.

پیامبر اکرم میفرماید:چهار چیز است که ]اگر[ به هر خانهای وارد شود،آن را خراب میکند و با برکت نیز ترمیم نمیشود:خیانت، دزدی، شرابخواری و زنا. [۹۵]

پانویس

  1. ان الأمـر بـالمعروف و النهـی عـن المنکـر سـبیل الأنبیـاء و منهـاجالصلحاء فریضة عظیمة بها تقام الفرائض و تـأمن المـذاهب و تحـل المکاسب و تـرد المظـالم و تعمـر الأرض وینتـصف مـن الأعـداء ویستقی م الأمر« )محمدبنحـسن حـر عـاملی، وسـائل الـشیعة، قـم،مؤسسۀ آلالبیت ١٤٠٩ ،ق، ج ،١٦ص .(١١٩» .
  2. امربه معروف و نه یازمنکر از ارکـان اساسـی اسـلام اسـت.« )مرکـزتحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور، نرمافزار حدیث ولایت، پیـام مقام معظم رهبری در سالگرد رحلت امام خمینی .(١٣٦٩/٣/١٠
  3. فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر یکی از بزرگترین واجبات اسلامی است.« )پیام مقام معظم رهبری به اجلاس پژوهشی امر به معروف ونهی از منکر، .(١٣٧٩ /٨ /٢٣.
  4. پیام مقام معظم رهبری به نخستین اجلاس پژوهـشی امر به معروف ونهی از منکر، .١٣٧٩/٨/٢٣» .
  5. امر به معروف و نهی از منکر دو اصـلی اسـت در اسـلام، کـه همـهچیـز رامیخواهد اصلاح کند.« )سیدروح الله موسوی خمینـی، صـحیفۀ امـام،تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی ،١٣٧٩ ،ج ،١٠ص .(١١٢.
  6. بدیهی است امت برتر و نمونه میتواند الگوی شایسته برای دیگر امتهـا وملتها باشد؛ چنانکـه خـدای تبـارک و تعـالی مـیفرمایـد: »و کـذلكجعلناکم أمة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس )بقـره: (١٤٣؛ و ایـنچنـین شما را امتی متعادل قرار دادیم تا حجت و شاهد بر مردم دیگر باشید.«
  7. ابوالقاسم پاینده، نهجالفصاحة، تهران، دانش، ،١٣٨٢ص .٤٦٨.
  8. محمدبنعلیابن بابویه )شیخ صدوق(، مـن لا یحـضره الفقیـه، تـصحیحعلیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ١٤١٣ق، ج ،٤ص .٣٨٧.
  9. محمدبنحسین شریفالرضی، خصائص الأئمة )خـصائص أمیـرالمؤمنین ،(مشهد، آستان قدس رضوی، ١٤٠٦ق، ص .٧٢
  10. بیانات مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعۀ تهران، .١٣٧٩ /٩ /٢٥» .
  11. فریضة عظی مة« )محمدبنیعقوب کلینی، الکافی، تصحیح علی اکبـرغفاری و محمد آخونـدی، تهـران، دارالکتـب الاسـلامیه، ١٤٠٧ق،.(٥٦ ، ص٥ ج» .
  12. أسمی الفرائض و أشرفها« )همان.(» .
  13. أتم الفرائض« )محمدبنحسن طوسی، تهـذیب الأحکـام، تـصحیحسیدحسن موسوی خرسان، تهران، دار الکتب الإسـلامیة، ١٤٠٧ق،.(١٨١ ، ص٦ ج» .
  14. أفضل أعمال الخلق« )عبدالواحدبنمحمد تمیمـی آمـدی، تـصنیفغررالحکم و دررالکلم، تصحیح سیدمهدی رجائی، قـم، دارالکتـابالإسلامی، ١٤١٠ق، ص .(٣٣١
  15. جایگـاه« بـه معنـای موقعیـت، شـأن، فـضیلت و قـدر و منزلـت؛ و»فریضه«، به معنای واجب، لازم و آنچه که خداونـد انجـام آن را بـرانسان واجب کرده است.
  16. محمدبنحسن حر عاملی، همان، ج ،١٦ص .١٣٤
  17. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان گردانها، گروهانها ودســته هــای عاشــورای نیروهــای مقاومــت بــسیج سراســر کــشور،.١٣٧١/٤/٢٢.
  18. سیدروحالله موسوی خمینی، تحریرالوسیله، تهران، مؤسـسۀ تنظـیم ونشر آثار امام خمینی ،١٣٧٩ ،ج ،١ص .٤٩
  19. ر. ک. محمدتقی مصباح یزدی، پیام مولا از بستر شـهادت، تـصحیحمحمدمهـدی نـادری قمـی، قـم، مؤسـسۀ امـام خمینـی ،١٣٨٥ ،.٢٧٦-٢٧٥ ص
  20. عبدالواحدبنمحمد تمیمی آمدی، همان، ص .٦٢٨
  21. فبدأ الله بالأمر بالمعروف و النهیعن المنکر فریضة منه لعلمه بأنهـاإذا أدیت و أقیمت استقامت الفرائض کلها هینها و صـعبها و ذلـك أنالأمر بالمعروف و النهیعن المن کر دعاء إلی الإسلام مع رد المظالمو مخالفـة الظـالم و قـسمة الفـیء و الغنـائم و أخـذ الـصدقات مـنمواضعها و وضعها فی حقها.« )محمدبنحسن حـر عـاملی، همـان،.(١٣٠، ص١٦ ج» .
  22. إن الأمر بالمعروف و النهـ ی عـن المنکـر فریضة عظیمـة بهـا تقـامالفرائض... فریضة عظی ٌ مة بها تقام الفرائض و تامن المذاهب و تحـلالمکاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و ی نتصف من الا عداء ی ستق ی مالامر« )همان، ص .(١١٩.
  23. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با روحانیون و مبلغان در آستانۀ مـاه.١٣٧٥/٢/٢٦ ،محرم
  24. مصادیق منکر همان جنود جهل هستند کـه در حـدیث جنـود عقـل وجهل به آنها اشاره شده است و ما از آنها با عنوان ضدارزشهـا یـادمیکنیم.
  25. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با علما و روحـانیون در آسـتانۀ مـاه.١٣٧٧ /٢ /٢ ،محرم.
  26. به عنوان علت موجده.
  27. به عنوان علت مبقیه..
  28. ر. ک. توبــه ) ،(٩آیــۀ ٦٧و ١٦٩؛ بقــره ) ،(٢آیــۀ ٢٦٨؛ نــور )،(٢٤آیۀ .
  29. محمد معین، فرهنگ فارسی معین، تهران، امیرکبیـر، ،١٣٦٠ذیـل واژۀ»ولایت«..
  30. حسن عمید، فرهنگ لغـت عمیـد ، تهـران، اشـجع، ،۱۳۸۹ذیـل واژۀ»ولایت«.
  31. احمدبنفارسبـنزکریـا، معجـم مقـاییس اللغـة، قـم، دفتـر تبلیغـات.١٤١ ، ص٦ ، ج١٣٧١ ،اسلامی.
  32. ر. ک. مرتضی مطهری، مجموعـه آثـار شـهید مطهـری، قـم، صـدرا،.٢٥٦ ـ٢٥٥ ، ص٣ ، ج١٣٧١
  33. محمد معین، همان، ذیل واژۀ »سلطه«..
  34. حسن عمید، همان، ذیل واژۀ »سلطه«..
  35. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفـسیر القـرآن، قـم، جامعـۀمدرسین، ۱۴۱۷ق، ج ،٦ص .
  36. عبداللــه جــوادی آملــی، ولایــت در قــرآن، قــم، اســراء، ،۱۳۸۷.١٢٨ ص» .
  37. إن الله له ملك السماوات و الأرضیحیی ویمیت و ما لکم مـن دونالله من ولیو لا نصیر)توبه: (١١٦؛ یقی نـا خداسـت کـه مالکیـت وفرمانروایی آسـمانهـا و زمـین در سـیطرۀ اوسـت؛ زنـده مـیکنـد ومیمیراند؛ و شما را هیچ سرپرست و یاوری جز خدا نیست.«.
  38. سیدمحمدحسین طباطبایی، همان، ج ،۶ص .۱۳
  39. ر. ک. عباس قمـی، مفـاتیح الجنـان، قـم، دفتـر انتـشارات اسـلامی،،١٣٧٥زیارت جامعۀ کبیره.
  40. محمد معین، همان، ذیل واژۀ »طاغوت«..
  41. حسن عمید، همان، ذیل واژۀ »طاغوت«..
  42. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با علما و روحانیون در آسـتانۀ مـاه.١٣٧٧ /٢ /٢ ،محرم
  43. حسین بن محمدتقی نوری، مستدرك الوسائل و مستنبط المـسائل، قـم،موسسۀ آلالبیت ١٤٠٨ ،ق، ج ،١٧ص .٢٤٤.
  44. ر. ک. نساء ) ،(٤آیۀ ٧٦؛ بقره ) ،(٢آیۀ ٢٥٧؛ رعد ) ،(١٣آیۀ .
  45. محمد معین، همان، ذیل واژۀ »شیطان«..
  46. حسن عمید، همان، ذیل واژۀ »شیطان«.
  47. لایتخذ المؤمنون الکـافری ن أولیـاء مـن دون المـؤمنین« )آلعمـران:(٢٨؛ » یأیهــا الــذن ءامنــوا لا تتخــذوا الکــافریی ن أولیــاء مــن دونالمـؤمنین« )نـساء: .(١٤٤و ر. ک. توبـه ) ،(٩آیـۀ ٢٣؛ نـساء )،(٤.١٣٩ ـ١٣٨ آیات» .
  48. یا أ یها الذی ن ءامنوا لا تتخذوا ال یهود و النصاری أول ی اء بعضهم أول یـ اءبعض و منیتولهم منکم فإنه منهم إن الله لایهدی القـوم الظـالمی ن«)مائده: .(٥١و ر.ک. مائده ) ،(٥آیۀ .٥٧» .
  49. یا أ یها الذین ءامنوا لا تتخذوا عدوی و عدوکم أول ی اء« )ممتحنه: .(١
  50. یریدون أنیتحاکموا إلی الطاغوت و قد أمـروا أنیکفـروا بـه ویریـدالشیطان أنیضلهم ضلالا بعیدا« )نساء: .(٦٠
  51. حسین بن محمدتقی نوری، همان، ج ،١٢ص .٢٠٧.
  52. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، بیـروت، دار إحیـاء التـراث العربـی،.٣٦٨ ، ص٦٥ ق، ج١٤٠٣.
  53. این نکته نیز دلیـل دیگـری بـر اهمیـت امر به معروف و نهی از منکرمیباشد که خداوند خود آمر به معروف و ناهی از منکر است..
  54. رسول خدا میفرماید: » من أمر بالمعروف و نهی عن المنکـر فهـوخلیفة الله فـی الأرض و خلیفـة رسـوله؛ کـسی کـه امر به معروف و مأموریت خدا را انجام میدهد.
  55. محمدباقر مجلسی، همان، ج ،٣٢ص .٥٢٦
  56. و علی الإسلام السلام إذ قد بل ی ت الأمة براعمثـلیزیـد« )همـان، ج.(٣٢٦ ، ص٤٤.
  57. همان، ص . ٣٢٩
  58. بیانات مقام معظم رهبری در تحویل سال نو، .١٣٦٩/١/١
  59. اولیاءالشیاطین.
  60. امام علی میفرمایـد: »... لا تترکـوا الأمـر بـالمعروف و النهـ ی عـنالمنکـر فیـولی علـیکم أشـرارکم ثـم تـدعون فـلا یـ ستجاب لکـم«)محمدباقر مجلسی، همان، ج ،٩٧ص ( ٩٠؛ رسـول خـدانیـزمیفرماید: » إذا لمیأمروا بمعروف و لم ینهوا عـن منکـر و لـمیتبعـواالأخیار من أهل بیتی سـلط اللـه علـیهم شـرارهم فیـدعو عنـد ذلـكخیارهم فلایستجاب لهم« )همان، ج ،٧٠ص .(٣٧٢.
  61. همان.
  62. همان، ص .٩٤
  63. همان، ص .٧٧
  64. همان، ص .٧٨
  65. محمدمحــسن فــیض کاشــانی، الــوافی، اصــفهان، کتابخانــۀ امــامأمیرالمؤمنین ١٤٠٦ ، ق، ج ،١٧ص .٣٥.
  66. ر.ك. محمدباقر مجلسی، همان، ج ،١٠٣ص .٩
  67. همان، ج ،١٠٠ص .٩.
  68. محمدبنحسن حر عاملی، همـان، ج ،١٢ابـواب مقـدمات تجـارت،باب ،٤ص ،١١حدیث .٦.
  69. محمدباقر مجلسی، همان، ج ،٧٤ص .١٣٣.
  70. همان، ج ،١٠٠ص .٢
  71. نهجالبلاغه، حکمت .٣٩٠» .
  72. أقرءوا من لقیتم من أصحابکم ال سلام و قولوا لهم إن فـلان بـن فـلانیقرئکم السلام و قولوا لهم علیکمبتقوی الله و ما ی نال به ما عنـد اللـهإنیو الله ما آمرکم إلا بما نأمر به أنفسنا فعلی کم بالجد و الاجتهاد و إذا صلیتم الصبح فانصرفتم فبکـروا فـی طلـب الـرزق و اطلبـواالحلالفإن اللـه سـیرزقکم ویعینکم علیـه« )محمـد بن حـسن حـرعاملی، همان، ج ،١٧ص .(٢٢
  73. محمدبن یعقـوب کلینـی، همـان، ج ،٥ص ،٨٠بـاب الاجمـال فـیالطلب، ح ١.
  74. محمدباقر مجلسی، همان، ج ،٥ص .٨١
  75. همان، ج ،٦٤ص . ٢٩٩
  76. مرتــضی مطهــری، همــان، ج ،١٨ص .٢٦٣بــه نقــل از محمــدباقرمجلسی، همان، ج ،٤٧ص .٥٩
  77. محمـدبنحـسن حـر عـاملی، همـان، ج ،٤ابـواب دعـا، بـاب ،٦٧ص ،١١٧٦حدیث .٥.
  78. احمدبنمحمـدابنفهـد حلـی، آیـین بنـدگی و نیـایش )ترجمـۀ عـدةالداعی( ترجمۀ حسین غفاری ساروی، قم، بنیـاد معـارف اسـلامی،.٢٥٧ ، ص١٣٧٥.
  79. محمدباقر مجلسی، همان، ج ،٥٣ص .٣٢٦
  80. همان، ج ،١٠٠ص .٩.
  81. همان، ج ،٩٣ص .٦١.
  82. حسینبنمحمدتقی نوری، همان، ج ،١٣ص .٢٤
  83. همان.
  84. همان.
  85. محمدبنحسن حر عاملی، همان، ج ،١٧ص .٨١
  86. محمدباقر مجلسی، همان، ج ،٤٥ص .٨
  87. محمدبنحسن صـفار، بـصائر الـدرجات فـی فـضائل آلمحمـد ،تصحیح محسن کوچه باغی، قم، مکتبة آی ّ ة اللـه المرعـشی النجفـی،.٣٣٦ ، ص١ ق، ج١٤٠٤.
  88. محمدبنحسن حر عاملی، همان، ج ،٥ص .٣١٥
  89. همان، ج ،١٧ص .٨٢.
  90. محمدباقر مجلسی، همان، ج ،٨١ص .٢٥٨
  91. خداوند میفرماید: » إنما ی تقبل الله من المتقـی ن )مائـده: (٢٧؛ همانـاخداوند فقط از متقیان میپذیرد.«.
  92. عباس قمی، سفینة البحار، قم، اسوه، ١٤١٤ق، ج ،٢ص .٣١٩.
  93. محمدباقر مجلسی، همان، ج ،١٠٣ص .11
  94. ناصر مکـارم شـیرازی و همکـاران، تفـسیر نمونـه، قـم، مدرسـۀ امـامامیرالمؤمنین ،١٣٧٠ ،ج ،٢٦ص .145
  95. محمدبنحسن حر عاملی، همان، ج ،١٨ص .٤٨٢.