مشکل بدحجابی از کجا شروع شد؟
محتویات
معروف حجاب، غروب زن عروسکی و طلوع زن انقلابی در مطبوعات
اما مشکل بدحجابی از جایی برای جامعه نمود پیدا کرد که برخی از دولتمردان الگوی حجاب کت و دامن، رفاه طلبی، و زندگی لوکس را تبلیغ کردند و برخی فرزندان مسئولین هم دوچرخه سواری بانوان در ملاء عام و… را مطرح کردند؛ در حالی که دشمن با تمام قدرت تهاجم فرهنگی خود را علیه بنیان خانواده، حیا و حجاب آغاز کرده بود و البته بی تدبیریهای داخلی ـ سریالهای صداوسیما و فیلمهای سینمایی داخلی و برخی مسئولین بی دغدغه فرهنگی ـ به نوعی دیگر به ترویج بدحجابی و بی حیایی پرداختند…
داستان «حیا و عفاف زُدایی» از جامعه ایرانی، تاریخی به قدمت شروع نفوذ و سپس سلطه استعمار انگلیس بر طبقه حاکم کشورمان دارد. داستان تلخی که شروعش از دوره قاجار، میانه اش «کشف حجاب رضاخانی» و نهایتش «کشف حجاب محمدرضا خانی » بود.
گرچه بر خلاف باور عمومی که بخش کشف حجاب رضاخانی را نقطه اوج این داستان تلخ میدانند؛ ولی متاسفانه بخش کشف حجاب محمدرضاخانی اش بسیار کارآمدتر! و در نتیجه تلخ تر بود. کشف حجابی که به شکلی کاملا نرم و با چاپ رنگین نامههای مبتذل در دهه ۱۳۳۰٫ش آغاز شد و با شروع دهه ۴۰ شمسی با قدرت و شدت زیاد در قالب رسانهها، مدارس و دانشگاهها دنبال شد. جریانی که باعث شد دیگر در ذهن تعدادی زیادی از زنان کشور «حجاب» امری معروف نباشد و حجاب مخصوص «اُمُل»ها و «دهاتی»ها باشد!.
البته از آنطرف با شروع نهضت اسلامی امام خمینی(ره)، یاران و طرفداران ایشان مبارزهای نرم را با جریان «حیا، عفاف و حجاب زُدا» حکومت و روشنفکران غربزده آغاز کردند. جریانی که در آن یاران امام باید در قالب سخنرانی، تبلیغ چهره به چهره و حداکثر از طریق منابع مکتوب به جنگ برنامههای مبتذل تلویزیون، فیلمهای مستهجن سینمایی و مطالب بی عفتانه مجلات میرفتند. جریانی که باید جلوی تبلیغات وسیع حجاب زدایی حکومت در مدارس و دانشگاهها مقاومت میکرد و از حیا و حجاب به عنوان معروف دفاع میکرد.
و این کاری بود که بیشتر علما و طلاب حوزه در سخنرانیها و برنامههای تبلیغی شان انجام میدادند. از طرف دیگر در آن سالها شهید مطهری از شماره ۱۱۳ مجله زن روز، یعنی از تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۶٫ش سلسلهای از مقالات خود را با نام «نظام حقوقی زن در اسلام» به مسئله خانواده، عفاف و حجاب اختصاص داد. و یا دکتر شریعتی با سخنرانیهایش دربارهٔ «زن مسلمان» و یا مرحوم مصطفی زمانی در قالب کتابهایی دربارهٔ زندگینامه زنان اسوه صدر اسلام به تبلیغ حجاب و نفی بی حیایی و بی حجابی اقدام میکردند. همچنین حضور موثر بانوان مبارز باحجاب و طرفدار نهضت امام هم سلاحی کارآمد برای مبارزه با بی حیایی و بی حجابی در آن شرایط بود.
مجموعه این تلاشها و مجاهدتها در نهایت به ایجاد تغییر باور در میان بخش وسیعی از بانوان کشور انجامید و «حجاب» تبدیل به امری «معروف» شد؛ به طوریکه با اوج گیری تظاهرات مردم مسلمان به رهبری امام(ره) و البته حضور وسیع بانوان محجبه و انقلابی در همه راهپیمائیها، دیگر گرایش علنی اکثریت بانوان به داشتن حجاب برای همه مشخص شده بود. تاجایی که مطبوعات دوران پهلوی که سالها در جهت اشاعه فساد و ابتذال قلم فرسایی کرده بودند؛ چارهای جز عوض کردن رویه خود دربارهٔ زنان، پوشش و حجاب شان نداشتند. جوّ جامعه شدیدا علیه فساد و فحشاء، غربی زدگی و ترویج مسائل سکسی شده بود و مطبوعات و به ویژه مجلات نمیتوانستند مطلبی دربارهٔ این «منکرات» چاپ کنند. به عنوان مثال مجله زن روز درشماره ۷۰۴، مورخ ۱۳ آبان ۵۷٫ش؛ با تیتر روی جلد «زن عروسکی نباشید، عصر بزک و رنگ و روغن به پایان رسیده است» عملا عملکرد و خط فکری خود را در ترویج زن عروسکی و غربی در یک دهه گذشته نفی کرد، ولی البته در همان شماره و در صفحه ۱۱ در مطلبی با موضوع تبریک تولد شاه و ولیعهد نشان داد که هنوز وابستگی شدیدی به حکومت پهلوی دارد.
دقیقا مشابه همین رویکرد را، مجله «اطلاعات بانوان» هم در پیش گرفت. این مجله که با صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «قدسی مسعودی» منتشر میشد، در شماره ۱۱۱۰، مورخ ۴ بهمن ۱۳۵۷٫ش با اختصاص تصویر جلد مجله به شرکت بانوان محجبه در تظاهرات، در صفحات ۴و ۵ خود و در مطلبی با عنوان «غروب زن عروسکی و طلوع زن انقلابی» از نفی لوکس گرایی و غربی منشی نوشت.
جریانی که همچنان برای «معروف» بودن حجاب مینوشت …
اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) در سخنرانی که برای گروه کثیری از بانوان در مدرسه فیضیه و در تاریخ ۱۳ اسفند ۵۷ آن هم با موضوع «زن از دیدگاه اسلام» داشتند؛ در بخشی از سخنرانی خود بعد از تجلیل فراوان از بانوان مسلمان انقلابی، فرمودند: «زنها نباید گول بخورند، زنها گمان نکنند که این مقام زن است که باید بزک کرده بیرون برود با سر باز و لخت! این مقام زن نیست…[۱]». دو روز بعد از آن هم یعنی در تاریخ سه شنبه ۱۵ اسفند ۵۷، امام در طی یک سخنرانی در فیضیه فرمودند: «در وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانههای اسلامی نباید زنهای لخت بیایند. زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند، کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ حجاب شرعی باشند.[۲]»
و اینچنین فردای آنروز روزنامهها به انعکاس وسیع سخنان امام(ره) دربارهٔ حجاب پرداختند. مثلا روزنامه اطلاعات تیتر یک صفحه اول خود را در روز چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۵۷٫ش، به «نظر امام دربارهٔ حجاب زنان» اختصاص داد. فردای آنروز هم روزنامه اطلاعات دوباره موضوع حجاب را تیتر یک صفحه اول خود کرد و نوشت «انعکاس وسیع نظر امام در مورد حجاب اسلامی[۳]» و در صفحه ۲ همین شماره هم به راهپیمایی جمعی از بانوان محجبه و دانش آموزان چند دبیرستان دخترانه در حمایت از حجاب اسلامی و نظر امام اشاره کرد و البته راهپیمایی عدهای از مخالفان حجاب در دانشگاه تهران را که در آن زنان مخالف حجاب شعار میدادند «حجاب پاکی نمیآورد» را هم منعکس کرد.
روزنامه کیهان هم در شماره ۱۰۶۵۶، مورخ ۱۷ اسفند ۵۷، در صفحات ۱ و ۲ خود به اعکاس وسیع تظاهرات موافقان و مخالفان حجاب اسلامی پرداخت. همچنین در صفحه ۲ ضمن مصاحبه با داماد امام ـ آیت الله اشراقی ـ از قول ایشان تیتر زد که «حجاب به معنای چادر نیست».
در واقع بعد از این جریان و معلوم شدن اینکه هنوز برای گروهی اقلیت داشتن حجاب «معروف» نشده است، متدینین و انقلابیون در رسانههای مکتوب شروع به کار ایجابی بیشتر دربارهٔ «حجاب» کردند.
مجاهدتی که از مسیر مطبوعات عملیاتی شد
اینچنین نویسندگان مطبوعات شروع به نوشتن مطالبی در تبیین مسئله حجاب کردند. مثلا گردانندگان روزنامه «جمهوری اسلامی» در سالهای ابتدای انتشار خود با درج مطالب گوناگون به ویژه مطالب ادبی، به ترویج حجاب میپرداختند که میتوان به عنوان نمونه به درج شعر «جوانههای انتظار» سروده مهدی شجاعی اشاره کرد. شعر سپیدی که در آن شاعر با مخاطب قرار دادن یک مادر شهید از چادر به عنوان سلاح سهمگین علیه ظلم نام میبرد و میگوید: «ای مادرم! دیدی که خواهرانم، با چادران سیاه، سلاح سهمگین شان، ـ که دشمن به آن میخندید ـ ، چگونه به گریه اش انداختند؟…[۴]»
و یا شعر یوسفعلی میرشکاک با نام «خواهر! حجابت، سنگرت را زینبی کن» در شماره ۱۱۱، مورخ ۲۲ مهر ۱۳۵۸٫ش همین روزنامه.
البته به غیر از این موارد روشهای جدیدی هم برای رعایت حجاب توسط بانوان در سطح مطبوعات تبلیغ میشد. به طور مثال مجله «زن روز» که در این زمان زیر شورای دبیران و به مدیرمسئولی شهلا انصاری منتشر میشد؛ در صفحه ۶۲ شماره ۷۶۰، مورخ ۳۰ فروردین ۱۳۵۹٫ش، به تبلیغ انواع مانتوهای اسلامی پرداخت.
همچنین درج سخنرانی و مقالات اساتید حوزه دربارهٔ خانواده اسلامی، حقوق زن در اسلام و حجاب از دیگر مواردی بود که به وفور در مجلات و روزنامه دیده میشد. مانند درج سخنرانی «منیره گرجی» ـ استاد حوزه علمیه ـ دربارهٔ مسائل زن در اسلام در روزنامه اطلاعات در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۵۸٫ش، صفحه ۵ اشاره کرد.
البته گرچه برخورد مطبوعات با مسئله حجاب بیشتر از منظر ایجابی و تبلیغی و در بستر امر به معروف بود؛ اما گاهی مطالبی هم به شکل سلبی و نهی از منکری دربارهٔ حجاب در مطبوعات دیده میشد. مثلا روزنامه «صبح آزادگان» در شماره ۹۵۹ خود و در مطلبی با عنوان «ویدئو پدیدهای مخرب»، فیلمهای ویدئویی را عاملی برای ترویج بدحجابی و بی حیایی معرفی کرده و نویسنده در بخشی از مطلب مینویسد: «راننده خانمی که از حجاب فقط روسری توری کوچکی روی سر داشت، در حالی که چند نوار ویدئویی را به دختر بچهای میداد، از قشنگ بودن فیلمهای خارجی تعریف میکرد…[۵]»
توجه به مسئله حجاب البته فقط در حدّ درج متن سخنرانی و مقالات تبلیغی برای حجاب نبود، بلکه استفاده از قالب گزارش، مصاحبه با مادران و همسران شهید و تاکید آنها بر لزوم رعایت حجاب هم به میزان زیادی برای تبلیغ حجاب در مطبوعات استفاده میشد.
مثلا روزنامه «رسالت» از همان ابتدای انتشار، به مسئله حجاب و پدیده بدحجابی توجه داشت و در قالب مصاحبه، مقاله و گزارش به این موضوع میپرداخت. این روزنامه در اولین شماره خود با درج مقالهای با عنوان «سیاست استعمار در برخورد با حجاب» به قلم حمید کاتوزیان به ریشه یابی مسئله بدحجابی پرداخت[۶]. و یا در شماره ۱۰ خود در قالب مصاحبه با یک مادر شهید ـ خانم کنیکو یامامورا مادر شهید محمد بابائی ـ به مسئله حجاب پرداخت و از قول ایشان نوشت: «بی حجاب و بدحجاب بودن فقط مربوط به شخص نیست، جامعه مطرح است. هر جامعهای قانون دارد، مقررات دارد. اگر ما در جامعه اسلامی زندگی میکنیم این مقررات را که جمهوری اسلامی معین کرده باید رعایت کنیم…[۷]»
و براساس تبلیغاتی وسیع در حیطه رسانههای مکتوب دربارهٔ «حجاب» در دهه شصت حجاب ـ به معنای پوشاندن کامل بدن و موها ـ برای اکثریت بسیار بالایی از بانوان، امری معروف و تایید شده بود. معروفی که در رسانه صداوسیما هم تایید میشد و در مقابلش «بی حجابی و بدحجابی» منکر تلقی میشد.
مشکل بدحجابی از کجا شروع شد؟
اما مشکل بدحجابی از جایی برای جامعه نمود پیدا کرد که برخی از دولتمردان الگوی حجاب کت و دامن، رفاه طلبی، و زندگی لوکس را تبلیغ کردند و برخی فرزندان مسئولین هم دوچرخه سواری بانوان در ملاء عام و… را مطرح کردند؛ در حالی که دشمن با تمام قدرت تهاجم فرهنگی خود را علیه بنیان خانواده، حیا و حجاب آغاز کرده بود و البته بی تدبیریهای داخلی ـ سریالهای صداوسیما و فیلمهای سینمایی داخلی و برخی مسئولین بی دغدغه فرهنگی ـ به نوعی دیگر به ترویج بدحجابی و بی حیایی پرداختند… و اینچنین ما به جایی رسیدهایم که برای بازگشت به دوره طلائی دهه اول انقلاب در موضوع حجاب باید دوباره راهی را طی کنیم که یاران امام از سال ۱۳۴۲ تا پایان دهه شصت با روحیه جهادی طی کردند. راه و مجاهدهای که نتیجه اش «معروف شدن حجاب» بود و «منکر شدن بی حیایی و بدحجابی»…
پانویس
- ↑ صحیفه امام(ره)، جلد ۶، صفحهٔ ۳۰۱
- ↑ -صحیفه امام، جلد ۶، صفحه ۳۲۸ و ۳۲۹
- ↑ روزنامه اطلاعات، ۱۵۸۰۳، مورخ پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۵۷٫ش، ص ۱ و ۲
- ↑ روزنامه جمهوری اسلامی، شماره ۵۲، مورخ دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۵۸٫ش، ص ۶
- ↑ روزنامه صبح آزادگان، شمارخ ۹۵۹، مورخ چهارشنبه ۴ خرداد ۱۳۶۲٫ش، ص ۱۰
- ↑ روزنامه رسالت، شماره ۱، مورخ پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۶۴٫ش، ص ۴
- ↑ -روزنامه رسالت، شماره ۱۰، مورخ دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۶۴٫ش، ص۶







