کتابخانه:مشاوره در آینه علم و دین
|
| |
| نویسنده | علی نقی فقیهی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | پاییز ۱۳۸۷ |
| شابک | ۹۶۴–۴۷۰-۱۸۹–۵ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه دفتر
- ۲ مقدمه مؤلف
- ۳ فصل اوّل: تاریخچه مشاوره و راهنمایی
- ۴ فصل دوّم: مفهوم مشاوره
- ۵ فصل سوّم: اهمیت مشاوره
- ۶ فصل چهارم: موضوع و هدف مشاوره
- ۷ فصل پنجم: صفات و ویژگیهای مشاور
- ۸ فصل ششم: وظایف مراجعه کنندگان
- ۹ فصل هفتم: اصول مشاوره و راهنمایی
- ۱۰ فصل هشتم: انواع مشاوره و روشهای آن
- ۱۱ فصل نهم: مراحل انجام روشها و فنون مشاوره
- ۱۱.۱ سه مرحله آغاز، ادامه و پایان مشاوره
- ۱۱.۱.۱ مرحله آغاز
- ۱۱.۱.۲ مرحله ادامه
- ۱۱.۱.۲.۱ توضیح
- ۱۱.۱.۲.۲ الف - توجه دقیق به صحبتهای مراجعه کننده
- ۱۱.۱.۲.۳ ب - پرسش به منظور کسب اطلاعات عمیق تر
- ۱۱.۱.۲.۴ ج - استفاده از روش تست
- ۱۱.۱.۲.۵ د - پی بردن به علل سکوت و مقاومت مراجعه کننده
- ۱۱.۱.۲.۶ ه - بازی درمانی در مشاوره با کودک و نوجوان
- ۱۱.۱.۲.۷ و - انعکاس محتوا
- ۱۱.۱.۲.۸ ز - انعکاس احساسات و زبان مشابه
- ۱۱.۱.۲.۹ ح - خودداری از قضاوت عجولانه
- ۱۱.۱.۲.۱۰ ط - طبقه بندی احساسات
- ۱۱.۱.۲.۱۱ ی - ارزشیابی موضوعات از نظر اخلاقی
- ۱۱.۱.۲.۱۲ ک - خلاصه گیری محتوا
- ۱۱.۱.۲.۱۳ ل - استفاده از تجارب دیگران
- ۱۱.۱.۲.۱۴ م - روش برخورد با عقاید و افکار نامعقول
- ۱۱.۱.۲.۱۵ ن - روش عدم منع صریح
- ۱۱.۱.۲.۱۶ س - اطلاع رسانی مفید
- ۱۱.۱.۲.۱۷ ع - تشویق به اندیشیدن
- ۱۱.۱.۲.۱۸ ف - امیدوار نمودن مراجعه کننده
- ۱۱.۱.۲.۱۹ ص - یادداشت رؤوس مطالب و خصوصیات
- ۱۱.۱.۲.۲۰ غ - تعیین تکلیف مناسب
- ۱۱.۱.۳ مرحله پایان
- ۱۱.۲ روشها و فنون دیگر
- ۱۱.۱ سه مرحله آغاز، ادامه و پایان مشاوره
- ۱۲ فصل دهم: راهنمایی
- ۱۳ فهرست منابع و مآخذ
- ۱۴ پانویس
مقدمه دفتر
از آنجا که بشر، از زندگی اجتماعی برخوردار است و در پرتو اجتماع، به راه تکامل خویش ادامه میدهد، به ناچار با مشکلاتی مواجه میشود که باید آنها را برطرف سازد تا سد راه او قرار نگیرند. در این میان، مشکلات روانی و رفتاری انسان که بر اثر عوامل مختلفی بروز میکند، از نظر اهمیت در درجه بالایی قرار دارند که بسان مشکلات دیگر، نیاز به مشاورینی آگاه و دلسوز دارد تا در برطرف ساختنشان او را یاری نمایند؛ و به اعتقاد ما بدون مراجعه به رهبران دینی که نخستین مشاوران الهی انسان هستند، برطرف نمیشوند؛ چرا که دین، از سرچشمه زلال روحی، ریشه گرفته و تنها خداوند است که به طور کامل از ذات، ویژگیها و خصوصیات بشر آگاه است و میتواند راه برطرف ساختن این گونه مشکلات و نحوه پیشگیری از آنها را بیان کند.
البته ناگفته نماند دانشمندان متخصص مشاوره هم در این زمینه گامهای مهمی برداشته و به نتایج خوبی هم دست یافتهاند امّا به بنابراین، اندیشمندان و پژوهشگران اسلامی باید از این زاویه خاص به مسایل نگریسته و باب مشاوره و روان درمانی اسلامی را به صحنه آورده و جامعه را از نتایج ارزشمندآن، بهره مند سازند، هرچند در این زمینه، گامهایی برداشته شده، اما کافی نیست.
کتاب حاضر، در راستای همین هدف، در چارچوب خاص موردنظر مؤ لف، ترتیب یافته، بدان امید که مورد استفاده قرار گرفته و رضایت خداوند متعال را فراهم سازد.
این دفتر، پس از بررسی و ویرایش، آن را به زیور چاپ آراسته و در اختیار علاقه مندان قرار میدهد، امید که مورد قبول پروردگار بزرگ قرار گیرد.
ضمنا از همه محققان و دانش پژوهان تقاضا میکنیم چنانچه انتقاد یا پیشنهادی دارند، به آدرس:
قم: دفتر انتشارات اسلامی / صندوق پستی ۷۴۹ - بخش بررسی فارسی، ارسال دارند، با سپاس و تشکر فراوان.
دفتر انتشارات اسلامی
وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
مقدمه مؤلف
(تاریخ) نشان داده است که افراد زیادی از بشر، در طول زندگی و یا پارهای از مراحل زندگیشان، با مشکلات و مسایل روانی و رفتاری، رو به رو بودهاند و برای حل آنها به رهبران و دانشمندان دینی، معلّمان، مشاوران و راهنمایان مجرب و متخصص، مراجعه میکردهاند.
امروزه، بیش از گذشته، مردم به مشاوره و راهنمایی نیازمندند؛ زیرا نظر به تنوع نیازهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی عاطفی و . . . و افزایش تعداد افرادِ موضوع راهنمایی و مشاوره، مسائل روانی و رفتاری، بسی پیچیده تر گردیده و جلوههای بیشتری پیدا کرده است؛ و مراجعه به مشاوران هم به دلیل فقر، کمبود وقت، مشغول بودن مشاوران و اموری دیگر، برای همکان میسر نیست.
تقریبا همه افراد، به نحوی با مشکلات روانی خود و یا کسانی که در ارتباط با آنان هستند رو به رویند. کودکان و نوجوانان از اخلاق و برخورد والدین در رنجند و والدین از ناسازگاری، طغیانگری، پرخاشگری و رفتارهای نابهنجار کودکان و نوجوانان خود، در ناراحتی و غم و اندوه به سر میبرند. در مدارس، دانش آموزان زیادی وجود دارند که کم و بیش دارای مشکلات روانی میباشند و معلّمان، مدیران و ناظمان، روزمرّه، با رفتارهای نابهنجار آنان رو به رو هستند. در خانوادهها خیلی از همسران به دلیل مشکلات روانی خود، یا همسر و یا هردو، از زندگی آرام و لذتبخشی برخوردار نیستند و زمینه ناراحتیهای فرزندان را نیز فراهم میسازند.
برای حل این مشکلات و پیشگیری از پدید آمدن آنها در افراد جامعه، کوششهایی از ناحیه دانشمندان دینی، روان شناسان، مشاوران و مؤ لفان به عمل آمده است و در چند دهه اخیر مسائل رفتاری و روانی کودکان، نوجوانان و جوانان باالخصوص به عنوان محور عمده مشاوره و راهنمایی یا روان شناسی مشاوره درآمده است و امکانات آموزشی و پژوهشی ویژه مسائل و مشکلات روانی آنان در دانشگاهها و مدارس، توسعه یافته و کتابها و مجلههای تخصصی در این زمینه، بسیار انتشار یافته است.
هدف از مشاوره، شناخت تواناییها و استعدادهای بدنی، روانی، عاطفی، عقلی، اجتماعی، اخلاقی افراد و کمک به رشد همه جانبه آنها و پیشگیری از ابتلای آنها به مشکلات روانی است.
مشاوره و روان درمانی بویژه اسلامی آن، سعی میکند چگونگی زندگی مفید و خالی از مشکل را به افراد بیاموزد و از آنان شخصیتی بسازد که بتوانند به خوبی، با خود، دیگران و محیط، تعامل کنند و به هدفهای عالی تعلیم و تربیت برسند و به حیات و زندگی واقعی، نایل شوند.
قرآن میفرماید:
(یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَجِیبُوا للّهِ وَلِلرَّسُولِ اِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ . . .).[۱]
(ای مؤ منان! خدا و رسول (صلی اللّه علیه و آله) را اجابت کنید (و به راهنماییها و ارشادهای اولیای دین عمل نمایید) شما را به آنچه باعث حیات واقعی شما در آن است، راهنمایی میکنند).
یکی از مبانی نظری مشاوره از دیدگاه اسلامی این است که اکثر مشکلات، بویژه مشکلات روانی، از خود انسان و تعاملهای او برمی خیزد. در مشاوره دینی، علل گرفتاریها و مسائل روانی، در خود افراد و سابقه زندگی آنان جستجو میگردد و در این جستجوگری است که افراد به خودشناسی رسیده و به نقاط قوت و ضعف خود پی میبرند، بینشهای صحیح را از افکار و باورهای نادرست تشخیص میدهند و در مورد خود، عقاید و ایمان و رفتارهای معقول و انسانی به بصیرت میرسند و با مشکل شناسی، به مشگل گشایی میپردازند.
در حقیقت، از نظر مشاوره اسلامی، همان طور که دردها و مشکلات، از خود افراد ناشی میشود، درمانها و راه حلها نیز از خود آنان خواهد بود. امیرالمؤ منین (علیه السّلام) میفرماید:
(دواؤ ک فیک ولا تشعر وداؤ ک منک و تستنکر)[۲]
(ای انسان! درمان تو در تو (و از خود تو) است و خود نسبت به آن آگاه نیستی و درد تو نیز در خود تو (و از خود تو) است و تو آن را نمی دانی).
درست است که بسیاری از مشکلات روانی مردم، ریشه در ساختار اجتماعی آنان دارد و هریک از جوامع مختلف، مشکلات روانی خاص خود را دارد که مردم را بدان دچار ساخته است و رفع بنیادی همه این مشکلات، بدون اصلاح ساختارهای اجتماعی و صرفا با مشاوره و روان درمانی افراد، ممکن نیست، ولی باید توجه داشت که:
اولاً: بسیاری از مشکلات روانی هم هستند که در زندگی شخصی افراد، ریشه دارند و انتظاری که از مشاوران و درمانگران روانی میرود، اصالتا، حل مشکلاتی است که در این محدوده، وجود دارد.
ثانیا: مشکلات روانی - اجتماعی زیادی وجود دارند که مشاوران به حل آنها میپردازند و زمینه اصلاحهای بنیادی اجتماعی را فراهم میسازند.
ثالثا: از باب (ما لا یدرک کله لا یترک کله)، میتوان فشار مشکلات اجتماعی و تاءثیر آنها را بر روان افراد از بین برد و یا لااقل کاهش داد و یا از بروز و یا ازدیاد و شدت مشکلات روانی، پیشگیری کرد و افراد را به زندگی آرام، رهنمون ساخت.
بنابراین، نباید پنداشت که اگر اصلاح اجتماعی از ناحیه مصلح اجتماعی صورت نگیرد، مشاور، راهنما، معلم و مربی، نقشی در اصلاح رفتارهای افراد ندارند، بلکه حتی زیان هم خواهند داشت؛ زیرا میتوان درمان افراد با شیوههای مشاورهای و روان درمانی را نوعی تخدیر و حتی به نفع وضع موجود، تلقی کرد.
این تصور کاملاً نادرست است؛ زیرا کار مشاور و روان درمانگر، زدودن قید و بندها و اسارتهای شناختی، روانی و رفتاری است و بدین وسیله افراد از موانع رشد صحیح و سلامت روانی؛ چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی، رهایی مییابند و زمینه اصلاح جامعه، فراهم میگردد.
اصولاً جریان مشاوره، مجموعهای از تعاملات در محدوده یک ارتباط اصیل واقعی و ارزشی است که گفتارها و رفتارهای یک شخص، دیگران را تحت تاءثیر قرار میدهد و به اصلاح رفتاری آنان منتهی میشود.
و به عبارت دیگر، مشاوره شامل مهارتهایی است که اصول تربیتی و اخلاقی مهمی بر آن حاکم است و حتی گفته شده: (مشاوره ضرورتا یک کار اخلاقی است).[۳]
بنابراین، (مشاوره) نوعی تعلیم و تربیت است و در پیشگیری از بروز مشکلات روانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و رفتاری و اصلاح افراد در جامعه، نقش اساسی را ایفا میکند.
در زمینه مشاوره، گرچه کتابهای متعددی تاءلیف شده است، اما به دلیل گستردگی و پیچیدگی مسائل و نقصان مباحث، بویژه از نظر دینی، لازم دانسته شد اصول و روشهای مشاوره به صورت علمی و مُلْتهم از فرهنگ غنی مکتب اسلام، در کتابی با خصوصیات و فواید زیر، تدوین گردد:
۱ - عمده مشکلات روانی و رفتاری موجود در جامعه، بویژه در بین دانش آموزان، مطرح شود و اصول و روشهایی در جهت حل آنها ارائه گردد که مورد پذیرش لااقل، گروهی از صاحبنظران متخصص و موافق با نظریات متون اسلامی باشد.
۲ - کتاب، به عنوان کتاب درسی، برای دانشجویان دبیری در مقطع کارشناسی مفید باشد و در عین حال برای طیف وسیعی از همه کسانی که به کار مشاوره و تعلیم و تربیت اشتغال دارند، قابل استفاده باشد. چه بسیارند متخصصان امور مشاوره که میخواهند با توجه به اصول و روشهایی که در مشاوره اسلامی مطرح است به راهنمایی و مشاوره در جامعه اسلامی بپردازند؛ و نیز افراد زیادی هستند که میخواهند با نظریات علمی و دینی در مشاوره آشنا شوند. کتاب حاضر میتواند برای هردو دسته مفید باشد.
۳ - اولیا و مربیان بتوانند دانش آموزان را در جهت رفع مشکلات تحصیلی، روانی، عاطفی، خانوادگی، اجتماعی، اخلاقی، شغلی و . . . یاری دهند و موجب رشد و تعالی آنان شوند و زمینه تحقق هدفهای عالی تعلیم و تربیت را در آنان فراهم سازند.
۴ - به کسانی که دارای مشکل هستند و نمیدانند به چه کسی مراجعه کنند و چه فردی را به عنوان مشاور برای خود انتخاب نمایند، کمک شود تا با توجه به ویژگیهای ارائه شده و چگونی انتخاب مشاور، مشکلاتشان حل گردد.
۵ - آگاهیهای عمومی در زمینه مشاوره را بالا ببرد و افراد بتوانند مشکلات روانی و رفتاری خود را در مراحل اولیه تشخیص دهند و به درمان، اصلاح و یا حداقل کم کردن آنها همت گمارند.
۶ - خوانندگان، به بینش و بصیرتی در شناختها، باورها و ارزشها - که اساس رفتارهای انسان را تشکیل میدهند - برسند و شناختهای غیر صحیح و باورهای نامعقول و غیر ارزشمند واقعی را که در زندگی، افراد را دچار مشکلات روانی میسازد، شناسایی نمایند و راههای تمایز باورهای معقول از نامعقول و امور ارزشی از غیر ارزشی را پیدا کنند و بدین وسیله از بروز مشکلات روانی زیادی پیشگیری نمایند.
۷ - عمده عوامل مشکلات روانی و رفتاری مانند عدم عزت نفس، قوی نبودن اعتماد به نفس، ضعف اراده، احساس حقارت و . . . شناخته شوند و چگونگی پرورش عزت نفس و اعتماد به نفس، تقویت اراده و راههای درمان احساس حقارت و مقابله با کم رویی، افسردگی و نظایر آن، بیان گردند.
۸ - بزرگسالان را در درک مشکلات کودکان و نوجوانان، توانمند سازد و آنان را برای پاسخگویی مؤ ثر به احساسات و کوششهای آنان آماده نماید.
۹ - نشان داده شود که مشکلات روانی غیر قابل حل نمیباشد و چنین نیست که گریزی از آن نباشد، بلکه میتوان بر مشکلات فایق آمد و یا از پدید آمدن آن و یا شدت یافتنش جلوگیری نمود.
۱۰ - ضمن ارائه مطالب نظری، به چگونگی کاربرد عملی و مهارتهای مشاوره پرداخته شود و خواننده را گام به گام در یادگیری مفاهیم مشاوره و آموزش عملی یاری نمایدتا بدون مراجعه به مشاور و صرفا با استفاده از کتاب،[۴] به راه حلهای مناسب برسد.
این کتاب، نتیجه تحقیقات در منابع علمی و اسلامی است که از شش سال پیش به منظور تدریس درس اصول و فنون مشاوره و راهنمایی در دانشگاه آغاز گردید و ان شاءاللّه در آینده نیز کاملتر خواهد شد.
امید است مشاوران متخصص، مربیان، دانشجویان و همه عزیزان دیگر خواننده کتاب، کاستیها و لغزشها را گوشزد کنند تا در چاپهای بعدی اصلاح و تکمیل گردد.
علی نقی فقیهی
فصل اوّل: تاریخچه مشاوره و راهنمایی
از آغاز زندگی اجتماعی بشر، افرادی که با مشکلات روبرو میشدند، از کسانی که ذیصلاح میدانستند و به آنان اعتماد داشتند، کمک میخواستند و از ارشاد و راهنمایی آنان برای حل مسایل و مشکلات خویش، بهره میجستند و مشاوره و راهنمایی خواستن از افراد شایسته را نه تنها امری درست، بلکه برای حیات مادی و معنوی، اصلاح فکر و رفتار خویش، لازم و ضروری میدانستند.
در گذشته، مسایل و مشکلات مردم، ابعاد مختلفی داشت و شامل سؤ الهایی در مورد هستی، انسان، ارزشها، عقاید، مشکلات رفتاری، روانی، عاطفی و اختلافات حقوقی، سیاسی، اجتماعی و نظایر آن میشد و مردم برای حل همه مسایل و مشکلات، به مذهب و مکتب آسمانی روی میآوردند و از اولیای مذهبی که مورد اعتمادشان بودند، یاری میجستند؛ زیرا میدانستند که پیامبران الهی در تفسیر و توصیف درست از هستی و ارائه افکار درست در مورد حیات و زندگی و ارتباط انسان با موجودات و بیان ارزشهای واقعی و حل اختلافات و . . . از هرکس دیگر، داناترند.
علاوه بر این، مردم به این حقیقت آگاه بودند که پیامبران و اولیای دین، انسان را خوب میشناسند و به نارساییهای روانی، فکری، عاطفی و رفتاری که مردم به آن دچار میشوند، واقفند و علل آنها را به خوبی میشناسند و راه درمان آنها را میدانند.
مضافا بر اینکه آنان مورد اعتماد و وثوقند و هر فردی بدون هیچگونه احساس نگرانی، میتواند مشکلات و احساس و عواطف خود را بازگوید و با راهنمایی آنان خود را بشناسد، گرفتاریش را چاره کند و مشکلاتش را حل نماید.
جامعه، هرقدر که بیشتر گسترش مییافت، مراجعه به پیامبران و مشاوره با آنان به صورت مستقیم کمتر میسّر میشد و این مسؤ ولیت به کسانی واگذار میشد که به انبیا نزدیکتر بودند و دانش مذهبی آنان خوب بود و میتوانستند با اصول کلی راهنمایی و مشاوره که انبیا ارائه کردهاند، راهنمایی و مشاوره مردم را به عهده بگیرند، همچنین این نقش را اولیای فرزندان و معلمان نیز در محدوده خاصی نسبت به کودکان ایفا میکردند.
کودکان در مورد سؤ الها، اشکالها و گرفتاریهای رفتاری، اخلاقی وغیره ازاولیاومعلّمان خود راهنمایی میخواستند و با آنان به مشورت میپرداختند.
کم کم گسترش جامعه و پدید آمدن روابط پیچیده تر اجتماعی و بروز مسایل و مشکلات مبهم تر، بویژه مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی، موجب گردید تا اولیای مذهبی و اندیشمندان، نظریاتی در علل و عوامل آن مسایل و مشکلات ابراز کنند و هرکدام به منظور ارائه راه حلّی، اقداماتی را به افراد توصیه کنند.
در حدود ۸۶۰ سال قبل از میلاد مسیح، در معابد آسکلپیوس (Asclepius) واقع در یونان، در جهت حل مشکلات روانی و عاطفی، به اقداماتی نظیر محبت کردن به آنان، تشویق به تفریح وسرگرمی، مانند سوارکاری، پیاده روی و نمایش، توصیه میگردید.
بقراط (۳۵۸–۴۶۰ قبل از میلاد) نظریه مربوط به مداخله شیاطین در ایجاد ناراحتیهای روانی را رد میکرد و معتقد بود که علل و عوامل ایجاد کننده اختلالهای روانی، طبیعی هستند و آسیب مغزی، وراثت و عوامل دیگر، زمینههای آن را فراهم میآورد. وی حتی برای درمان اختلالهای روانی مانند: شیدایی[۵] و مالیخولیا،[۶] روشهایی از قبیل زندگی منظم و آرام، اعتدال (متانت و هشیاری)، پرهیز از هرنوع زیاده روی، برنامه غذایی، خویشتنداری، تمرینات ورزشی را که باعث خستگی نشود پیشنهاد میکرد و در مورد هیستری، یا بیماری خیالی و عصبی و حمله زنان، ازدواج را راه درمان میدانست.
ضمنا وی به اهمیت محیط اجتماعی در درمان ناراحتیهای روانی توجه داشت و در مواردی توصیه میشد که شخص از خانواده خود جدا شود.
ارسطو (۳۲۲–۳۸۴ ق. م ) با این نظریّه که اختلالهای روانی به وسیله عواملی نظیر ناکامی و تعارض روحی ایجاد میشود، موافق نبود و آن را با اختلال اخلاط چهارگانه (خون، صفرا، سودا و بلغم) بقراط، مرتبط دانست.
در اسکندریه (یکی از شهرهای بزرگ مصر که در حدود ۳۳۲ ق. م . به وسیله اسکندرپایه گذاری شده بود) معابدی وجود داشت که دارای آسایشگاههای خوش منظر و مطبوع بود. در همانجا برای کسانی که مشکلات روانی داشتند، مشاغل دایمی و امکانات تفریحی و ورزشی فراهم میآوردند و به فعالیتهایی نظیر قدم زدن در باغهای معبد، پاروزدن و قایقرانی در کنار ساحل رود نیل و شرکت در مراسم جشن و شادی، تشویق میشدند و از شیوههای درمانی از جمله رژیم غذایی، ماساژ دادن، آب درمانی، تعلیم و تربیت و . . . برای بهبود آنان استفاده میکردند.
اپیکتتوس، فیلسوف رواقی قرن اوّل میلادی منشاء اختلالات روانی را نگرش افراد میدانست، وی میگفت: (انسان به وسیله اشیا، دچار اختلال نمیشود، بلکه نگرشی که نسبت به آنها دارد، سبب اختلال در او میشود)[۷]
مارکوس اورلیوس،[۸] امپراطور رم (۱۲۱–۱۸۰ م) نیز نوشته است که: (اگر شی ء یا موضوعی خارجی شما را ناراحت میکند، این شی ء یا موضوع خارجی نیست که سبب ناراحتی شما میشود، بلکه قضاوت شما دربارهٔ آن است که موجب ناراحتی شما میگردد. شما باید قضاوت خود را تغییر بدهید. اگر رفتارتان سبب ناراحتی شما میشود، چه کسی مانع تغییر رفتار در شما میشود ؟)[۹]
در اواخر قرن اول میلادی، بعضی از دانشمندان مانند اءرتئوس (Aretaeus) بر این اعتقاد بودند که برخی از اختلالهای روانی حادّ، در واقع ادامه جریانهای رفتاری و روانی بهنجار میباشند. کسانی که تحریک پذیر و خشن بوده، به سادگی تسلیم شادی و فعالیتهای لذت آور میشوند. آنان آمادگی ابتلا به برانگیختگی شیدایی را دارند و افرادی که تمایل به جدی بودن را دارند، بیشتر مستعد ابتلا به مالیخولیا هستند.[۱۰]
جالینوس (۲۰۰–۱۳۰ م) نیز عواملی نظیر صدمههای مغزی، افراط در نوشیدن الکل، شوک، ترس، نوجوان بودن، تغییرات قاعدگی در زنان، مشکلات اقتصادی و نومیدی در عشق را به عنوان عوامل جسمی و روانی بر میشمرد و با تفکرهای غیر علمی و خرافی عصر جاهلیت یونانیان که منشاء بیماریهای روانی را دیو و جادو و سحر میپنداشتند، مخالف بود و طریقه درمان آنها را که جز به غل و زنجیر کشیدن بیمار و سرانجام به اتهام جادوگری، قتل و اعدام و آتش زدن، چیز دیگری نبود، نمیپسندید، ولی علی رغم نظر جالینوس، این شیوه تا اواسط قرن شانزده ادامه داشت.[۱۱] امّا در سال ۱۵۶۳ توسط یوهان ویر[۱۲] و در سال ۱۵۸۴ توسط اسکات،[۱۳] کتابهایی نوشته شد و در آن اظهار گردید که بسیاری از کسانی که به عنوان ساحر، جادوگر و . . . در آتش سوزانیده یا شکنجه میشوند، افراد پریشانحال و بیماران روانی اند و به تدریج و در گذشت زمان آن طرز تفکر نسبت به بیماران روانی، جای خود را به این فکر اسکات داد و دانشمندانی نظیر چیاروگی که در سال ۱۷۸۹ رئیس یکی از بیمارستانهای فلورانس شد، توانست، کتک زدن و به غل کشیدن بیماران روانی را ممنوع سازد و تاءکید کند تا برای آنان کار و امکانات تفریحی فراهم آید.
و در طی سالهای ۱۷۸۴ تا ۱۸۰۲ که جان بانیست پوسین، رئیس بخش بیماران روانی در بیمارستان بزرگ پاریس بود، نیز در آزاد گذاردن بیماران روانی و اقدامات اصلاحی تاءکید گردید. بعد از او فیلیپ پینل[۱۴] (۱۸۲۶–۱۷۴۵ م)، ریاست این بخش از بیمارستان را به عهده گرفت. او این اعتقاد و باور را نشر میداد که بیمار روانی نیز فردی عادی است که به دلیل مشکلات شخصی شدید، عقل خود را از دست داده است و نباید با او مانند یک حیوان رفتار شود. وی اطاقهای آفتابگیر را برای بستری شدن این بیماران مناسب دانست. او ساعات زیادی را صرف صحبت کردن با بیماران میکرد، به سخنان آنان گوش میداد و برایشان آرامش خاطر ایجاد میکرد، سوابق مربوط به گفتگوی خود با بیماران را ثبت میکرد و از آنان شرح میگرفت و در حقیقت با آنان به مشاوره واقعی مینشست. این عمل پینل، در سال ۱۷۹۳ که اولین انقلاب در فرانسه به حساب آمده، به تصدیق نوشتههای خودش، متاءثر از نحوه برخورد با بیماران روانی در اسپانیاست که آن هم به نوبه خود، معلول تماس و تاءثر اسپانیا از فرهنگ و تمدن اسلامی است.[۱۵]
یادداشتهای پینل اساس طبقه بندیهای بیماریهای روانی را فراهم آورد.
در همین زمانِ پوسین و پینل، در شمال انگلستان، ویلیام توک، مشابه آن دو عمل میکرد، وی بهترین محیط درمانی برای بیماران روانی را یک مکان مذهبی حمایت کننده میدانست و از این رو بیماران را به منطقهای که وی آن را گوشه عزلت یورک نامید ، منتقل کرد. بیماران در آنجا میتوانستند دربارهٔ مشکلات خود سخن بگویند، کار کنند، دست به دعا و نیایش بردارند و در مزارع اطراف قدم بزنند.
زیربنای فکری شیوه درمانی توک مانند پنیل، این بود که بیمار روانی، فردی عادی است که گرفتار مشکلات غیر عادی شده است.[۱۶]
در سال ۱۸۷۹، ویلهلم وونت ، اولین آزمایشگاه روان شناسی را جهت مطالعه روان شناسی و کاربرد آزمایشها و روشهای علمی برای اندازه گیری و کنترل افکار و رفتار آدمی تاءسیس کرد و امیل کرائپلین که یکی از شاگردان وی بود، آزمایشگاهی که فقط به مطالعه در زمینه آسیب شناسی روانی یا روان شناسی نابهنجاری، میپرداخت، تاءسیس کرد و در آن به کمک شاگردانش در زمینه حرکت، خستگی، هیجانها، سخن گفتن، حافظه بیماران روانی و . . . به مطالعه پرداختند.[۱۷]
در آمریکا، در ۱۹۰۹. م . سازماندهی فعالیتهای مشاوره و راهنمایی بویژه راهنمایی شغلی و حرفهای، توسط پارسونز[۱۸] و با کمک افراد خیّر، آغاز شد و به همین جهت او را پدر (راهنمایی حرفهای) مینامند.
در سال ۱۹۱۳. م . مؤ سسه اطلاعات شغلی و حرفهای در (Bstn) به وجود آمد و در همین راستا، در سال ۱۹۱۵. م . مجلّه (بولتن حرفهای)[۱۹] منتشر شد و در سال ۱۹۲۲. م . پاترسون، مقالهای نوشت و پرسشنامه شغلی تهیه کرد و در سال ۱۹۳۳. م . مرکز اشتغال و کاریابی ایجاد شد و در سال ۱۹۳۸، وزارت آموزش و پرورش، دفتر خدمات راهنمایی و اطلاعات شغلی تاءسیس کرد.
در سال ۱۹۵۱، گینزبرگ،[۲۰] اقتصاددان معروف با همکارانش، کتاب (انتخاب یک حرفه) را منتشر ساخت؛ و در سال ۱۹۵۸، قانون دفاع ملی آموزش و پرورش، میلیونها دلار را به خدمات راهنمایی و تربیت مشاوران اختصاص داد.
از نظر تعداد مشاوران در آمریکا، در سال ۱۹۱۷، پنجاه نفر و در سال ۱۹۶۳، ۳۶ هزار نفر و در سال ۱۹۷۰، چهل هزار نفر بوده و تعداد مؤ سسات و دانشگاههایی که در تربیت مشاوران شرکت داشتند، در سال ۱۹۵۷، ۲۱۲ و در سال ۱۹۶۸، ۴۵۰ عدد بوده است.
در کشورهای دیگر نیز مشابه آمریکا عمل شده است و در خصوص راهنمایی حرفهای در بلژیک، در سال ۱۹۱۴ و در فرانسه در سال ۱۹۴۵ و در نروژ در سال ۱۹۴۷ و در انگلستان در سال ۱۹۴۸، مراکز خدمات راهنمایی بوجود آمد.[۲۱]
مشاوره و راهنمایی، گرچه در کشورهایی مانند آمریکا با راهنمایی شغلی و حرفهای آغاز شد ولی بعدها دامنه وسیعتری پیدا کرد و مسایل عاطفی، شناختی، اجتماعی و . . . را در برگرفت و با اتخاذ مبانی علمی، روشهای متنوع اظهار گردید.
در اوایل قرن بیستم، زیگموند فروید[۲۲](۱۹۳۹–۱۸۵۶. م ) با پایه گذاری روانکاوی، شیوه خود را برای کاوش در فرایند روانی انسان و مشکلات روانی، عاطفی وی، مطرح کرد و علل گذشته را در جهت رفتار فعلی مورد توجه قرار داد، وی شخصیت انسان را دارای سه جنبه (نهاد)، (سائقه و محرکهای ویژه فرد که برای نیازهای جسمی و روانی، تلاش میکند و زیربنای شخصیت هر فرد را تشکیل میدهد و تمایلات جنسی در معنای وسیع آن که انرژی روانی یا لذت جویی، (لیبیدو)[۲۳] است، علل اصلی رفتار او میباشد )، (خود) یا (من) (بخش سازنده شخصیت که با توجه به واقعیت دنیای خارج عمل میکند و کارکرد نهاد را کنتزل و گاه متوقف میسازد و سبب میشود بین نیازها و غرایز درونی و واقعیات محیط خارج، موازنه برقرار گردد ) و (فراخود) یا (من برتر) (بخش تلاش برای رسیدن به ارزشهای اخلاقی جامعه و والدین که ذاتی فرد نیست و از سنین چهار یا پنج سالگی در کودکان، با درونی کردن ارزشهای والدین شروع میشود ) عنوان کرد و معتقدشد که اگر تمایلات (نهاد)، ارضا شود و (خود) در کنترل و هدایت واقعی نهاد، موفق گردد و (فراخود) معیارها و قضاوتها را درست انجام دهد و بیش از حدّ لزوم، نیروی خویش را مصرف ننماید، هماهنگی و سازگاری در شخصیت وجود خواهد داشت و شخص از نظر روانی، سالم است؛ ولی هنگامی که (نهاد) میخواهد برای ابراز تمایلات راهی پیدا کند، (فراخود) معیارهایی مشخص را پیش روی او میگذارد، در این مورد است که تضاد حاصل میشود. اگر (خود) نتواند تضاد را حل نماید و به پیروی از (فراخود) از بروز تمایلات جلوگیری کند، تمایلات ارضا نشده به قسمت آگاه ذهن عقب رانده میشوند، امّا نهاد، همچنان در صدد پیدا کردن راهی برای ابراز و ارضای آنهاست ولی میترسد و همین باعث اضطراب و بی نظمی روانی در شخص میشود، این بی نظمی به صورتهای گوناگون در رفتار فرد ظاهر میشود.
به نظر فروید، کمتر انسانی پیدا میشود که از نظر روانی سالم باشد. وی میگوید: (هر فردی به نحوی از انحا، غیر متعارف و دارای بیماری روانی و اضطراب است). فروید، اراده و آزادی انسان را نادیده گرفته و انسان را محکوم غریزه جنسی و تضادهای روانی دانسته است.[۲۴]
آلفرد آدلر[۲۵] (۱۹۳۷–۱۸۷۰. م ) با آنکه در آغاز، به دفاع از نظریه فروید پرداخت، ولی در سال ۱۹۱۱، به نظریه جدیدی رسید و به جای توجه صرف به غرایز جنسی، بر علایق اجتماعی تاءکید ورزید و مفهوم دوبعدی خودآگاهی و ناخودآگاهی در انسان را رد کرد و معتقد شد انسان، موجودی آگاه است و معمولاً از علل رفتار و هویت خویش آگاهی دارد و شناخت فرد، مستلزم شناخت سازمان ادراکی او و شناخت شیوه زندگیش میباشد و هرکسی به شیوه خاص خودش به زندگی معنا میدهد و به طور کلی آدلر، دیدی کل نگر و اجتماعی نسبت به انسان پیدا کرد و وی را موجودی مختار ، انتخابگر، خلاق، مسؤ ول و هدفدار دانست. وی مکتب خود را (روان شناسی فردی)[۲۶] نامید.[۲۷]
به نظر آدلر، انسان برای زندگی خود، افکاری تخیلی دارد که در عالم واقعیت، وجود خارجی ندارد و برای تفوق و برتری و خودشکوفایی خویش، تلاش میکند.
دردیدگاه آدلر، احساس حقارت، زمینه پیشرفتهای انسان را فراهم میکند؛ زیرا برای غلبه بر آن، به جلو رانده میشود و به احساس تفوق و برتری میرسد.
اعتقاد فرد به اینکه هست و چه باید باشد و چه نوع تصویری از محیط اطرافیان خود دارد و مجموعه چیزهایی که درست یا نادرست میداند، همان شیوه زندگی است.
به نظر وی، افراد غیر عادی، ماءیوسند نه بیمار و از این رو نیاز به امید و شهامت دارند و برای درمان، باید سعی شود حالت یاءس و ناامیدی در آنان به امید و شهامت در عمل، تبدیل شود و نیز باید احساس نوعدوستی را در آنان پرورش داد تا به همکاری اجتماعی برسند.
بر اساس نظریات آدلر، چند مرکز راهنمایی کودک و چند مرکز تعلیم و تربیت خانواده در جامعه (وین) به وجود آمد. این نوع مراکز، بر مبنای تشویق، بحثهای کلاسی، اصول دموکراسی و پذیرش مسؤ ولیت اداره میشدند.[۲۸]
الیس بک (۱۹۶۶. م ) نیز برای افرادی که اصول اعتقادی و تصورات آنان دربارهٔ جهان و خودشان باعث افسردگیشان شده، (روش درمان عقلانی - عاطفی)[۲۹] را مطرح کرد.
باندروا (۱۹۷۷) نظریه یادگیری اجتماعی را در مورد اضطراب ارائه کرد و بر روی عوامل شناختی، تاءکید ورزید. او معتقد شد که خود سودمندی، برآورد شخص از توانایی خود برای کنار آمدن در موقعیتهای گوناگون ، انتظار پیامدها، برآورد مشخص از احتمال وقوع پیامدهای معین، در تعدیل اضطراب مؤ ثر است.[۳۰]
پرفسور ا.تی. بک و همکارانش (درسالهای ۱۹۷۹۱۹۸۸)، (شناخت درمانی) را در مورد افسردگی و اضطراب توصیف کردند و در مورد اختلال وحشتزدگی نیز معتقد شدند که آن ناشی از تفسیر نادرست و فاجعه انگیز احساسهای بدنی خاصی است که به صورت نابهنجار ادراک میشود.[۳۱]
و به همین ترتیب نظریات عمدهای دیگر نیز در مشاوره و راهنمایی بیماران روانی پدید آمد.
سیر مشاوره در اسلام و ایران
در گذشته تاریخ اسلام و ایران هم، مشاوره و راهنمایی، از وظایف معلّمان و دانشمندان به حساب میآمد. پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السّلام) ضمن پرداختن به مشاوره و راهنمایی، مردم را با اصول مشاوره و راهنمایی، ویژگیهای مشاور و راهنما و مسؤ ولیتهای آنان و هدفهای مشاوره و راهنمایی و روشهایی که میتواند امر مشاوره را تسهیل کند و زمینه هدایت به اهداف را فراهم سازد، بیان کردهاند و نظام مشاورهای مختص به مکتب اسلام را ترسیم نمودهاند.
ائمه (علیهم السّلام) در صدد بودند که راهنمایان و مشاوران متعهد و متخصص در رشتههای گوناگون که بتوانند مردم را درحل مسایل و مشکلات مختلف یاری دهند، تربیت کنند و بدین جهت، صفات شخصیتی مشاور و راهنما را مطرح کردهاند و عمده روشهایی را که نیاز است، تعلیم دادهاند.
در دیدگاه معصومین (علیهم السّلام) مشاوره و راهنمایی، محدود به مسایل خاص و زمان و دورهای مخصوص نیست، بلکه همه مسایل و مشکلات انسان را در همه جنبههای مختلف و در همه دورانهای رشد، شامل میشود و از این رو مسایل و مشکلاتی که معمولاً در زمان ائمه (علیهم السّلام) پدید میآمد و مردم برای کمک و راهنمایی به ائمه (علیهم السّلام) مراجعه میکردند، محدود به مسایل و مشکلات خاص و یا مربوط به دورهای از دورههای رشد جسمانی، روانی نبود، بلکه همه مسایل را شامل میشد. البته، مسایل فکری، عقیدتی، روانی عاطفی، اجتماعی و فقهی، بیشتر مطرح بود.
در تاریخ اسلام، موارد زیادی به چشم میخورد که جلسات مشاوره گروهی به عنوان جلسات مناظره انجام میگرفته است، در چنین مناظراتی، هدف کشف حقیقت بود و اعضای گروه مشاوره در ضمن بحث و گفتگوی خود، افکار و عقاید و اخلاقیات و توانمندیهای خویش را میشناختند و معمولاً کسانی هم، نظاره گر مناظرات بودند. آنان نیز از این نوع جلسات مشاورهای بهره میبردند و راه حل مسایل و مشکلات خود را پیدا میکردند و حتی گاه جلسات مشاوره و مناظره[۳۲] را کسانی تشکیل میدادند که مسؤ ول مدرسه و مرکز علمی بودند و یکی از اهداف آنان این بود که شخصیت علمی و اخلاقی افراد در این جلسات بروز نماید تا آنان برای تدریس، گزینش شوند؛ مانند جلسات مشاوره و مناظره که نظام الملک تشکیل میداد و یا در آن شرکت میکرد.[۳۳]
این جلسات با شرایطی[۳۴] تشکیل میشد، از جمله شرط میشد که رابطه عاطفی بین اعضا برقرار شود و به هیچ وجه افراد حق ندارند به یکدیگر پرخاش کنند، بدون دلیل و منطق سخن بگویند و نیز باید از تکبر، کینه، غیبت، خودستایی و تجسس بی مورد در کارهای شخصی و . . . پرهیز نمایند.[۳۵]
در بین دانشمندان مسلمان و ایرانی، تعدادی به مشاوره و روان درمانی نسبت به بیماریهای روانی حادّ پرداخته و از این طریق، بیماران روانی را درمان میکردند.
محمّد زکریای رازی (۲۵۱–۳۱۳ یا ۳۲۳ ه. ق )، برخی از بیماریهای روانی مانند صرع (غش)، سرسام (هذیان)، مالیخولیا، فالج (سست و فلج شدن عضوی از بدن)، رعشه و . . . را ذکر نموده و طرق تشخیص و مداوای آنها را (که غالبا از طریق مشاوره و روان درمانی بوده است)، ارائه نمود.[۳۶]
ابن سینا (۴۱۷–۳۷۰ ه. ق . مطابق ۱۰۳۷–۹۷۰. م ) به مشاوره و راهنمایی در انواع مختلف اخلاقی، بهداشتی، تحصیلی، شغلی و عاطفی توجه کرده است و در مورد اختلالهای روانی نظیر هیستری، صرع، واکنشهای شیدایی و مالیخولیا و درمان آنها، نظریه داشته است. وی، جوانی از بزرگان آل بویه را که دچار بیماری مالیخولیا شده بود و فکر میکرد، گاو است و غذا نمیخورد و پیوسته فریاد میزد که مرا بکشید، از طریق پذیرش او و ادعایش و اینکه باید او به دست قصاب سپرده شود، حالت ذبح را برایش فراهم ساخت و به او فهماند که ابن سینا او را خوب درک میکند و باید معامله گاوهای دیگر با وی بشود، بیمار بسیار شاد شد ولی آماده برای ذبح که شد، ابن سینا گفت: این گاو لاغر است، باید غذا بخورد تا چاق شود و ارزش ذبح داشته باشد. از این رو او دستور داد به وی غذا بدهند و برایش رژیم غذایی مخصوص مشخص کرد و بدین ترتیب داروهای لازم را به او خورانید. پس از حدود یک ماه بهبودی یافت و درمان گردید.[۳۷] آنچه ابن سینا انجام داد، در واقع نوعی تغییر طرز فکر و نگرش بود که بیمار پیدا کرده بود.
و یا جوانی که از نزدیکان سلطان قابوس بود و بیماری صعب العلاج پیدا کرد، ابن سینابا گرفتن نبض بیمار و خواستن ارائه گزارش مفصل و دقیق از محلههای گرگان، به دست آورد که وی عاشق دختری در یکی از خانههای آن محلّهها است و هنگامی که گزارش به محلّه دختر نزدیک میشد، نبض بیمار بیشتر میزد و تغییر حالت پیدا میکرد.[۳۸] ابن سینا بدین وسیله توانست از عشق و علاقه آن جوان آگاهی پیدا کند و در حل تعارض درونی به وی کمک نماید.
وی ایجاد امید و بشارت به بهبودی را نیز در درمان بیماریهای روانی بسیار مؤ ثر میداند و توصیه میکند که پزشک باید همیشه از این شیوه درمانی استفاده کند.[۳۹]
و خواجه نصیرالدین طوسی، به مشاوره و راهنمایی علمی و تحصیلی دانش آموزان بر اساس استعداد و میزان آمادگی و رعایت تفاوتهای فردی آنان تاءکید کرده است.[۴۰]
در چند دهه اخیر، راهنمایی و مشاوره به صورت یک امر رسمی در مدارس ایران، مورد توجه قرار گرفت. ابتدا، ضرورت آن در مدارس در کنفرانسهای فرهنگی در سال ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ در مشهد و آبادان مطرح گردید و همین سبب شد تا کلاسهای کارآموزی برای دبیران به منظور آموزش مقدمات راهنمایی تشکیل گردید و مرکز راهنمایی در اداره کل تعلیمات متوسطه بوجود آمد.
در سال ۱۳۴۴ درس راهنمایی جزء دروس رسمی دانشجویان در دانشگاه تربیت معلم (دانشسرای عالی سابق) قرار گرفت.
در سال ۱۳۴۶ شمسی، وزارت آموزش و پرورش رسما از دانشکدههای علوم تربیتی، دانشگاهها و مدارس عالی، تقاضای تربیت مشاور تحصیلی را نمود. دانشگاه تربیت معلم (دانشسرای عالی سابق) به تاءسیس دوره لیسانس و فوق لیسانس راهنمایی و مشاوره نیز مبادرت ورزید.
در سال ۱۳۴۸ تعداد ۴۹ نفر فوق لیسانس از آن فارغ التحصیل شدند و در مهرماه ۱۳۵۰ که اولین پایه دوره راهنمایی تحصیلی تشکیل شد، این فارغ التحصیلان به عنوان مشاور راهنمایی مشغول به خدمات راهنمایی شدند. در ابتدای کار، برای هر ۱۲۵۰ نفر دانش آموز، یک مشاور تحصیلی یا مشاور راهنمایی وجود داشت و در سال ۱۳۵۷ برای هریک هزار دانش آموز، یک نفر مشاور راهنمایی وجود داشت.
در سال ۱۳۵۹، گرایش مشاوره در رشته علوم تربیتی به تصویب رسید و درس (اصول مشاوره و راهنمایی) در برنامههای درسی دانشکدههای علوم تربیتی، تربیت معلّم و دورههای کارآموزی مربیان امور تربیتی مدارس، گذارده شد، ولی عملاً این مشاوره و راهنمایی، به علل زیر به شکست انجامید:
الف - آشنا نبودن دانش آموزان و اولیای آنان با اهداف و نقش مشاوره و راهنمایی و عدم اعتماد به مشاوران و رجوع نکردن به مشاوران راهنمایی در مدارس.
ب - عدم اهمیت فارغ التحصیلان مشاوره و راهنمایی به راهنمایی و مشاوره و عدم علاقه به آن و یا احساس بی تفاوتی نسبت به این مهم داشتهاند و تلقی آنان از این مهم، صرفا امرار معاش بوده است و معمولاً به تدریس و کار دفتری میپرداختند و فعالیتهای مشاورهای انجام نمیدادند.
ج - عدم هماهنگی برنامههای آموزشی دانشگاهها و اساتید در رشته مشاوره و راهنمایی
د - نبود مراجع متخصص و مشخصی که بتواند مشکلات علمی مشاوران را حل نماید.
ه - عدم وجود آزمایشگاههای مجهز جهت آزمونهای استاندارد و عدم همکاری متخصصان پزشکی و روان پزشکی با آنان.
و - عدم اعتقاد معلّمان و مدیران به برنامه مشاوره و تاءثیر و کارایی آن در دوره راهنمایی.
پس از انقلاب فرهنگی، توجه به راهنمایی و مشاوره بیشتر گردید. در سال ۱۳۶۴ هستههای مشاوره تربیتی در سطح ادارات کل آموزش و پرورش شکل گرفت و به حل مشکلات دانش آموزان هر استان پرداخت.
در سال ۱۳۶۷، پس از جنگ تحمیلی هشت ساله، رشته (مشاوره) در دانشگاهها مجددا مورد توجه خاص قرار گرفت و به تربیت مشاوران اقدام نمود و در سال ۱۳۶۹ برنامه کارشناسی ارشد مشاوره نیز به تصویب رسید و در برخی از دانشگاهها به اجرادرآمد.
در سال ۱۳۷۱، در نظام جدید آموزش متوسطه برای هر دبیرستان، یک پست مشاور تربیتی و راهنمایی تحصیلی و شغلی، پیش بینی شد تا مشاوران با همکاری سایر دبیران متوسطه وظایف مشاوره و راهنمایی تحصیلی و شغلی دانش آموزان را بر اساس پرونده تحصیلی دوره راهنمایی، نظر و علاقه دانش آموزان، نظر اولیا و نتایج اجرای تستهای استعداد و علاقه دانش آموزان انجام دهند.[۴۱] در همین سال دو سمینار در زمینه ضرورت مشاوره و جایگاه آن در جامعه در دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه تربیت معلّم تشکیل شد و بر استفاده واقعی از وجود مشاوران فارغ التحصیل این رشته تاءکید گردید. هم اکنون دروس راهنمایی و مشاوره در سطوح کارشناسی، ارشد، دکترا ادامه دارد و در وزارت آموزش و پرورش، اقدامات لازم برای استفاده از وجود مشاوران در جریان است.[۴۲]
با همه اقدامات قابل توجه که دربارهٔ مشاوره و راهنمایی انجام شده باز هم باید سعی کرد تا با از بین بردن علل شکست مشاوره و راهنمایی در گذشته و برنامه ریزی بهتر، مشاوره و راهنمایی در انواع مختلف، جایگاه اصلی خود را در جامعه بویژه در مدارس پیدا کند.
فصل دوّم: مفهوم مشاوره
(مشاوره) از ریشه (شور) است و شور به معنای استخراج، به دست آوردن و کشف کردن است.[۴۳]
در (مجمع البحرین) که بیان کننده کاربردهای الفاظ در قرآن و متون حدیثی است، در مورد لفظ (مشاوره) و کاربرد فعلی آن، آمده است:
(المشاورة مشتقة من شِرْتُ العسل، ای استخرجته من موضعه . . . وشاورته فی الامر واستشرته بمعنی راجعته لا ری راءیه فیه . . . واءشار علیّ بکذا: ای اءرانی ما عنده فیه من المصلحة).[۴۴]
یعنی لفظ (مشاوره) از کاربرد (شرت العسل) به معنای استخراج عسل از کندوی زنبور است؛ و (شاورته . . .) یعنی به او مراجعه کردم تا نظر او را به دست آوردم؛ و جمله (اَشار علیّ بکذا) به این معناست که مشاور آنچه را که مصلحت تشخیص دهد، برای راهنمایی من بازگو کرده است.
(راغب) ضمن اینکه (مشاوره مشورت و تشاور) را یکی دانسته، مینویسد: (. . . التشاور والمشاورة والمشورة استخراج الراءی بمراجعة البعض الی البعض، من قولهم، شرت العسل اذا اتخذته من موضعه واستخرجته منه . . .).[۴۵]
یعنی (تشاور، مشاوره و مشورت) هرسه به یک معناست و آن عبارت است از اینکه فردی به فرد دیگر مراجعه کند و راءی و نظر او را در موضوع و مساءلهای به دست آورد، این مفهوم از جمله (شرت العسل) گرفته شده که آن هنگام به کار میرود که عسل را از جایش بگیری و بیرونش بیاوری.
از کاربردهای لفظ (مشاوره) و مشتقات آن، امور زیر به دست میآید:
۱ - (مشاوره) به کوششی گفته میشود که برای به دست آوردن راءی و نظر شخص دیگر و به منظور حل مساءله با مشکل انجام میگیرد و حتی به صرف مراجعه فرد به دیگری که به منظور مشورت صورت پذیرد نیز، گفته میشود.
۲ - (مشاوره) از امور ذات اضافه است و دارای سه طرف میباشد:
الف - (مراجعه کننده یا مستشیر)؛ یعنی فرد یا گروهی که به دیگری مراجعه میکند تا به مشورت بپردازد.
ب - (مشاور یا مستشار)؛ یعنی فرد یا گروهی که طرف مشورت واقع میشوند.
ج - (موضوع، مساءله و مشکل مورد مشاوره).
۳ - (مشاور) بر اساس شناخت از مراجعه کننده و تشخیص مصلحت او، وی را راهنمایی میکند تا مساءله یا مشکلش حل گردد.
از همین معنای لغوی، مفهوم اصطلاحی (مشاوره) نیز ساخته شده است. امروزه، متخصصان در امر مشاوره، تعریفهای زیادی از مشاوره بیان کردهاند و به آن (روان شناسی مشاوره) نیز گفتهاند. به نظر ما (مشاوره) که معادل (Cunseling) به کار میرود، میتواند به صورت زیر تعریف شود:
(مشاوره، فعالیتی است بین مشاور و مراجعه کننده تا وی با استفاده از راهنماییهای مشاور به قابلیتها و تواناییهای خود، محیط و موقعیتهای زندگی و دیگر واقعیتهای مربوط به وی، شناخت پیدا کند و مشکلات و مسایل خویش را حل نماید و در زندگی تصمیمات مقبولی بگیرد).
واژه مشاوره و راهنمایی
دو واژه (مشاوره و راهنمایی) در برخی از کتابهای[۴۶] علوم تربیتی و روان شناسی به صورت مترادف به کار گرفته شده و مباحث آن جدا از یکدیگر مطرح نگردیده است.
به نظر ما واژه (راهنمایی)، مفهوم وسیعتری از (مشاوره) دارد و (مشاوره) یک ارتباط رو در رو بین مشاور و مراجعه کننده است که از مهمترین وسیله راهنمایی به حساب میآید و از این روست که گفته شده: (مشاوره، قلب راهنمایی است).
و از طرف دیگر، در زبان انگلیسی معمولاً معادل مشاوره (Cunseling) و معادل راهنمایی (Guidance) و در عربی، معادل (مشاوره) همان مشاوره و مشتقات آن و معادل راهنمایی، هدایت و مشتقات آن، به کار میرود و هرکدام، موارد استعمال خاصی، بویژه در متون اسلامی دارند. ما بحث خود را از (مشاوره) آغاز میکنیم و مسایل اساسی و امور مشترک مشاوره و راهنمایی را ذکر میکنیم و به برخی از مباحث فرعیِ راهنمایی نیز اشاره خواهیم کرد.
تمایز مشاوره و روان درمانی
برای (روان درمانی)، تعاریف متعددی آورد شده، مانند اینکه روان درمانی عبارت است از: (تغییر رفتار و برخوردهای فرد ناسازگار و یا در مجموع روشهایی که روان شناس به وسیله آن، سعی میکند بیمار را در جهت تفکر صحیحتر، احساس اصیل تر و رفتار مورد پسند و رضایت بخش تری، هدایت کند).
و یا: (مجموعه روشهایی که با کمک آن، فرد متخصص تلاش میکند در احساسها، نگرشها، برداشتها و چگونگی سازگاری مددجو با محیط خود، تغییراتی ایجاد کند، پیوندهای سست و شکننده مددجو را با محیط خود ترمیم بخشد و بالا خره او را در مواجهه و مقابله موفقیت آمیز با مسایل و مشکلات خویش، یاری دهد)،[۴۷] از این نوع تعاریف و انطباق آنها با تعاریفی که از (مشاوره) شده است، به دست میآید که تفاوت روشنی بین مشاوره و روان درمانی وجود ندارد.
گاهی تعاریف یکسان برای مشاوره و روان درمانی ذکر میشود و گاه، هدفهای واحدی برای هر دو مطرح میگردد و گاه، همان روشهایی که در کتابهای روان درمانی ذکر میشود، در کتابهای مشاوره نیز ذکر میشود. بعضی از دانشمندان به عدم تفاوت مشاوره و روان درمانی تصریح کردهاند:
پاترسون،[۴۸] بین مشاور و روان درمانگر، تفاوتی قایل نیست. به اعتقاد او مشاوره یا روان درمانی، نوعی رابطه یا همبستگی و شامل کنش متقابل بین یک شخص آموزش دیده حرفهای و فرد یا گروهی که داوطلبانه خواهان حل مشکلات روانی خود بوده و این رابطه درمانی نیز به منظور ایجاد تغییر در مددجو به وجود میآید.
نلسون جونز[۴۹] نیز معتقد است که فرایندهایی که در مشاوره و روان درمانی به وقوع میپیوندد، با یکدیگر متفاوت نمیباشند. وی میگوید: (به نظر نمیرسد که هیچگونه فن یا فنون خاصی وجود داشته باشد که فرایند مشاوره را از روان درمانی مجزا سازد).
هالموس[۵۰] نیز هدف همه فعالیتها را در مشاوره و روان درمانی، یکی میداند؛ و راجز، روشهای مشاوره و روان درمانی را یکی ذکر میکند و میگوید: (به همین دلیل یک روش درمانی خاص در کتابی با عنوان روان درمانی مطرح میشود و همان روش در کتابهای دیگر ولی با عنوان مشاوره، مشاهده میشود).[۵۱]
و بعضی مانند دکتر ثنائی، تمرکز کار در مشاوره و روان درمانی را احساسات، افکار، رفتار، شخصیت، محیط زندگی و شغلی و تحصیلی فرد دانسته و میگوید: (مشاوره و روان درمانی عبارت است از تغییر در احساسات، شناختها، برداشتها، نگرشها، شخصیت و رفتاری که برای خود فرد یا دیگران مشکل میآفریند[۵۲] این تغییر، توسط مشاور و درمانگر ایجاد نمیشود، بلکه مراجعه کننده و بیمار، خود برای تغییر خویشتن تلاش میکند و از این رو است که گفته شده روان درمانی یا مشاوره کوشش تعاونی و تلاش متقابل درمانگر و مشاور از یک سو و از سوی دیگر، بیمار و مراجعه کننده است).
وی در مورد کاربرد واژه (روان درمانی) در گذشته و حال نیز میگوید: (روان درمانی گرچه در قرن نوزدهم، شیوه درمان (نوروزها) و بیماریهای روانی تلقی میشد و در انحصار روان پزشکان قرار داشت، امروزه اصطلاح روان درمانی به (مداخلاتی) اطلاق میشود که برای بهبود بخشیدن به انواع مشکلات عاطفی یا رفتاری صورت میگیرد).
در مقابل، عدّهای از روان شناسان سعی کردهاند بین مشاوره و روان درمانی، تمایزی را بیان کنند. از جمله: هاهن[۵۳] و مکلین[۵۴] میگویند: (هدف مشاوره، پیشگیری بیماری روانی است، ولی هدف روان درمانی، درمان آن بیماریهاست).[۵۵]
ولبرگ[۵۶] نیز معتقد است که: (توجه به سطح وجدان خودآگاه از ویژگیهای مشاوره و توجه به سطح وجدان ناخودآگاه از ویژگیهای روان درمانی است).[۵۷]
برامر[۵۸] و شوستروم[۵۹] گفتهاند: (مشاوره با واژههایی از قبیل: تربیتی، کمکی، موقعیتی، حل مساءله، آگاهی شعوری و تاءکید روی عادی و بهنجار بودن، مشخص میشود، ولی روان درمانی، واژهایی از قبیل: بازسازی، تاءکید روی عمق، تحلیل تمرکز روی ناخودآگاه و تاءکید روی مشکلات عصبی یا عاطفی، مشخص میگردد)[۶۰]
و، مورر[۶۱] میگوید: (مطالعه دربارهٔ اضطراب بهنجار، وظیفه مشاوران و بررسی دربارهٔ اضطراب عصبی بر عهده روان درمانگران است).[۶۲]
و، تایلر[۶۳] میگوید: (روان درمانی عبارت است از حل تعارضات درونی شخص و ایجاد دگرگونی در شخصیت وی، ولی مشاوره کمک به مراجعه کننده است برای کسب مفهوم روشنی از هویت خویش و توانمندی برای ایفای هرچه بهتر نقش خود)[۶۴]
مجموع آنچه در کلمات این روان شناسان در تمایز مشاوره و راهنمایی مطرح شده، چهار چیز است:
۱ - مشاوره، پیشگیری، ولی روان درمانی، درمان است.
۲ - در مشاوره، توجه به وجدان خودآگاه است و در روان درمانی، به ناخودآگاه.
۳ - مشاوره، خاص اشخاص بهنجار است، ولی روان درمانی، خاص افراد نابهنجار است.
۴ - در مشاوره، معرفت خویشتن و توانمند شدن برای ایفای نقش هرچه بهتر هدف است، ولی در روان درمانی، دگرگونی و بازسازی شخصیت فرد، هدف میباشد.
ولی باید توجه داشت که این فرقها، نمیتواند فرقهای فارقی باشد؛ زیرا:
اوّلاً: پیشگیری و درمان در مشاوره و روان درمانی، هردو میتواند مطرح باشد، پیشگیری نسبت به بروز مشکلات و بیماریهای احتمالی و درمان، نسبت به مشکلات و بیماریهای موجود.
ثانیا: توجّه به وجدان خودآگاه و آنچه در ذاکره فرد است، اختصاص به مشاوره ندارد، همانطور که توجه به ضمیر ناخودآگاه و امیال و تصورات واپس زده (به تعبیر فروید) اختصاص به روان درمانی ندارد.
ثالثا: شدید یا ضعیف بودن پریشانی و اختلال روانی نمیتواند ملاک تمییز بین مشاوره و روان درمانی باشد، علاوه بر اینکه حدّ و مرز معینی را نمیتوان مشخص کرد تا روان درمان پس از اندکی درمان، عمل و رفتار فرد را در سطحی بهنجار ببیند و او را به یک نفر مشاور، ارجاع دهد.
رابعا: کسب شناخت و توانمندی برای ایفای نقش برای مراجعه کنندهای که به درمانگر مراجعه کرده است، وجود دارد، همانطور که در مشاوره میتواند سازمان شخصیت مراجعه کننده تغییر یابد و رفتارش اصلاح شود.
لازم به توجه است که گرچه تمایزهای ذکر شده، به نظر ناتمام است ولی میتوان گفت که روان درمانی نسبت به مشاوره اخص است؛ زیرا آن به اختلالها و بیماریهای روانی اختصاص دارد و مواردی مانند مسایل و مشکلات تحصیلی و شغلی و بهداشتی را شامل نمیشود، ولی مشاوره همه آنها را نیز، شامل میگردد؛ و در کاربردهای این دو لفظ، هیچگاه به کسی که در این موارد مراجعه کننده را راهنمایی میکند، (روان درمانگر) نمیگویند، اما (مشاور) گفته میشود؛ بنابراین، (مشاوره) نسبت به (روان درمانی)، اعم است
فصل سوّم: اهمیت مشاوره
(مشاوره) نقش بسیار مهمی در زندگی مادی و معنوی انسان و بویژه در بهبود تحصیل دانش آموزان، رابطه خود با دیگران، کاهش رفتارهای ناسازگار و انتخاب صحیح شیوه زندگی دارد.
اهمیت و نقش مشاوره آنچنان است که در قرآن و کلمات معصومین (علیهم السّلام) بسیار مورد سفارش قرار گرفته است. ما در این قسمت، برخی از آن آیات و احادیث را بیان میکنیم:
مشاوره در قرآن و احادیث
در قرآن، سورهای به نام (شورا) است که در آیات ۳۶ تا ۳۸ آن، (مشاوره) به عنوان یکی از صفات ویژه مؤ منان، در ردیف توکل، اجتناب از گناه، (تقوا) اجابت پروردگار، اقامه نماز، انفاق و . . . مطرح گردیده، میفرماید:
(. . . وَما عِنْدَاللّهِ خَیْرٌ وَاَبْقی لِلَّذینَ آمَنُوا وَعَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ وَالَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِر الاْثْمِ وَالْفَواحِشَ وَاِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ وَالَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَاَقامُوا الصَّلاةَ وَاَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ).
(. . . و آنچه نزد خداوند است برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل میکنند، بهتر و پایدارتر است؛ همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت، اجتناب میورزند و هنگامی که خشمگین شوند، عفو میکنند؛ و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا میدارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنان است و از آنچه به آنان روزی دادهایم، انفاق میکنند).
و در سوره آل عمران، آیه ۱۵۹ خطاب به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) در کنار امر به عفو مردم و استغفار برای آنان و به مشورت در امور با آنان چنین دستور داده است:
(فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِی الاْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ . . .)
(به (برکت) رحمت الهی در برابر آنان (مردم) خرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده میشدند. پس آنان را ببخش و برایشان آمرزش طلب کن و در کارها با آنان مشورت کن، اما هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خدا توکل کن . . .).
در احادیث نیز، در وهله نخست، مشاوره، نیاز طبیعی فرد دانسته شده است. رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) در این باره فرموده است:
(. . . ما یستغنی رجل عن مشورة . . .).[۶۵]
(هیچ فردی از مشاوره بی نیاز نیست).
دوم اینکه: مشاوره امری است بدون ضرر که هیچگاه باعث بدبختی انسان نمیشود، بلکه پشتیبان و کمک خوبی برای رشد و یافتن راه رستگاری است. پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) میفرماید:
(ما شقی عبد قطّ بمشورة . . .).[۶۶]
(هرگز کسی از مشورت، بدبخت نشد).
و نیز فرمود:
(لن یهلک إ مرؤ عن مشورة).[۶۷]
(هیچ کس از مشورت، به هلاکت نمیافتد).
و در توصیههایش به امیرالمؤ منین (علیه السّلام) نیز فرمود:
(لا مظاهرة اوثق من المشاورة . .).[۶۸]
(هیچ پشتیبانی با اعتمادتر از مشاوره نیست).
و نظیر آن از علی (علیه السّلام) نقل شده که فرموده است:
(. . . لا ظهیر کالمشاورة).[۶۹]
(هیچ پشتیبانی همانند مشاوره نیست).
و نیز فرمود:
(المستشیر علی طرف النجاح)[۷۰]
(مشورت کننده در طریق رستگاری است).
البته باید توجه داشت که بی ضرر بودن مشاوره، مشروط به آن است که مشاوره، با تمام حدود و شرایطی که بعدا ذکر میشود انجام شود وگرنه مشاوره، ضررش بیش از سود آن خواهد بود.
امام صادق (علیه السّلام) در این زمینه میفرماید:
(ان المشورة محدودة فمن لم یعرفها بحدودها کان ضررها علیه اکثر من نفعها . . .).[۷۱]
(به درستی که مشاوره، دارای حدود و شرایطی است، کسی که آن شرایط و حدود را نشناسد و آنها را رعایت نکند، مشاوره برایش بیش از آنچه برای او سودمند باشد، مضر خواهد بود).
سوم اینکه: مشاوره همچون هدایت است که از خطا و اشتباه و درنتیجه از پشیمانی و توبیخ و سرزنش دیگران جلوگیری مینماید. علی (علیه السّلام) میفرماید:
(الاستشارة عین الهدایة).[۷۲]
(مشورت خواهی، هدایت است).
و نیز فرمود:
(ما استنبط الصواب بمثل المشاورة).[۷۳]
(هیچ چیزی همانند مشورت کردن، راه درست را به دست نمیدهد).
و نیز فرمود:
(المستشیر متحصن من السقط)[۷۴]
(مشورت کننده از اشتباه و لغرش، مصون است).
و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) نیز فرموده است:
(المشاورة حصن من الندامة واءمن من الملامة)[۷۵]
(مشاوره از پشیمانی جلوگیری مینماید و باعث میشود انسان از توبیخ و سرزنش [خود و دیگران ]، مصون بماند).
چهارم اینکه: (مشاوره) در هر کاری لازم شمرده شده و از مشاوره نکردن نهی گردیده است و این حقیقت تذکر داده شده، کسی که به مشاوره نمیپردازد، پشیمان میشود. امام سجاد (علیه السّلام) در این باره فرموده است:
(لا یفعلن احدکم امرا حتی یستشیر)[۷۶]
(هیچ یک از شما نباید هیچ کار مشکلی را بدون مشورت انجام دهد).
و امام باقر (علیه السّلام) نیز فرمود:
(. . . من لا یستشر یندم . . .).[۷۷]
(کسی که در کارها مشورت نمیکند پشیمان میشود).
و امیرالمؤ منین (علیه السّلام) فرمود:
(من استبدّ براءیه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها).
(کسی که به راءی خود تکیه کند هلاک میشود و کسی که با دیگران مشاوره نماید، شریک عقلهای آنان میگردد).
پنجم اینکه: (مشاوره) باعث میشود که توفیق الهی یار انسان گردد تا در کارها موفق تر و عاقلانه تر عمل کند. پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) فرموده است:
(. . . فمن استشار منهم (من امتی) لم یعدم رشدا ومن ترکها لم یعدم غیّا)[۷۸]
(از امت من هرکس مشاوره نماید، راه رشد و درستی را از دست نخواهد داد و هرکس بدون مشورت کاری انجام دهد، گمراهی دامنگیر او خواهد شد).
و نیز فرمود:
(من اءراد امرا فشاور فیه إ مراءً مسلما وفّقه اللّه لا رشد اموره)[۷۹]
(کسی که میخواهد کاری انجام دهد و در مورد آن با فرد متدینی مشورت کند، خداوند او را به آنچه بهترین است موفق میدارد).
و از آن حضرت در تفسیر آیه ۳۸ شورا نقل شده است که فرمود:
(ما من رجل یشاور احدا الا هدی الی الرشد)[۸۰]
(هیچ کس با دیگری به مشاوره نمیپردازد مگر آنکه به رشد و راه صحیح، هدایت میشود).
ششم اینکه: پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السّلام) علاوه بر اینکه خود، مشاور مردم بودند و پیوسته به راهنمایی مردم میپرداختند، با دیگران نیز مشورت میکردند؛ مانند آنکه در بدر، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) این مساءله را - که مسلمانان بجنگند یا نه - به شور گذاشت و بعد از آنکه راءی اکثریت مبنی بر جنگیدن اعلام شد، تصمیم بر جنگ گرفت، همچنین در مورد محل استقرار لشکر، نظر (حباب بن منذر) پذیرفته شد[۸۱] که میگفت: گرچه این محل به دشمن نزدیک است ولی در کنار آب است.[۸۲]
و یا در (جنگ خندق)، به منظور محافظت از شهر، نظر (سلمان) مبنی بر حفر گودال در اطراف مدینه را پذیرفت و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) دستور فرمود تا اطراف مدینه را حفر کنند[۸۳]و نظایر اینها بسیار است که رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السّلام) پیوسته در کارها، با اصحابشان به مشاوره میپرداختند.
امیرالمؤ منین (علیه السّلام) نیز چنین بود. مشاوره او با دوازده نفر[۸۴] مانند سلمان، ابوذر و . . . در مورد سکوت ۲۵ ساله اش و یا قیام و جنگ و مشورت با اصحاب بدر و یاران خود در انتخاب استانداران و فرمانداران و نظایر اینها، همه شاهد بر این حقیقت است[۸۵]
در حدیثی نقل شده است که امام رضا (علیه السّلام) در مورد کاری، با یکی از اصحابش، مشورت کرد و او از اینکه طرف مشاوره امام (علیه السّلام) قرار گرفته، شگفت زده شد. حضرت برای اینکه بیان نماید این روش همیشگی ماست و جای شگفتی نیست، فرمود:
(. . . ان رسول اللّه (صلی اللّه علیه و آله) کان یستشیر اصحابه ثم یعزم علی ما یرید)[۸۶]
(رسول خدا - درود خدا بر او و دودمانش باد - پیوسته از اصحابش، در کارها، مشورت خواهی میکرد، سپس بر انجام خواسته اش تصمیم میگرفت).
و نیز آن حضرت از پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام) یاد میکند و میفرماید: با اینکه عقلهای دیگران قابل مقایسه با عقل پدرم نبود، بسیار رخ میداد که با خدمتکار خانه به مشورت میپرداخت و در پاسخ این سؤ ال که آیا با چنین فردی مشورت میکنید، میفرمود:
(. . . ان اللّه تبارک و تعالی ربما فتح علی لسانه . . .)[۸۷]
(چه بسا خدا بر زبان او دری را بگشاید).
شایان توجه است که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیهم السّلام) خود نیاز به مشورت با دیگران نداشتهاند و مشورت آنان با دیگران به منظور اهداف مشخصی بوده است.
مرحوم مفید (رحمه اللّه)، در توضیح آیه (. . . وَشاوِرْهُمْ فِی الاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوکَّلْ عَلَی اللّهِ . . .). (۹۰) به علت امر به مشورت پیامبر با مردم میپردازد و میفرماید: این امر، جنبه تربیتی دارد و منظور این است که مردم یاد بگیرندکه:
اولاً: با الفت و دوستی، با هم به مشورت بپردازند.
ثانیا: یاد بگیرند که هنگام تصمیمات اخذ شده، مؤ دب به ادب الهی بشوند و تسلیم باشند و برخلاف تصمیم گرفته شده هیچ کس اقدامی ننماید.
نکته قابل توجه اینکه خدای سبحان به پیامبرش خبر داده بود که: (. . . وَمِنْ اَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَی النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ . . .)[۸۸] (منافقانی در مدینه هستند که تو آنان را نمیشناسی ولی ما آنان را میشناسیم) با اینکه آنان برخلاف دستور پیامبر عمل میکردند. خدا امر به مشورت کرد تا باطن آنان در گفتگوها روشن شود و به این منظور هم پیامبر با همه آنان نیز مشورت میکرد. در حقیقت خدا مشورت با آنان را راهی برای شناسایی آنان قرار داد.
مرحوم مفید (رحمه اللّه)، سپس به مشورت با منافقان در جنگ بدر اشاره میکند که خدا هم نیات پلید آنان را از خیانت در مشورت در سوره انفال، آیه ۶۷ و ۶۸ بیان داشته است.[۸۹]
و با توجه به موارد کثیره مشاوره معصومین (علیهم السّلام) اجمالاً میتوان گفت که مشاوره آنان با دیگران به منظور احترام و شخصیت دادن به مردم و رشد فکری آنان بوده است؛ تا به مشاوره عادت کنند و بدانند که مشاوره با دیگران عیب نیست و به شخصیت کسی لطمه وارد نمیآورد.
و نیز به منظور شرکت دادن مردم در کارها و جلوگیری از انتقادنسبت به فرد خاص، در صورت شکست در کار و استفاده از تاءیید مردم برای اجرای درست و کامل چیزی که بر آن تصمیم گیری شده است؛ و همچنین برای شناساندن افراد صلاحیتدار برای مشاوره و برحذر داشتن مردم از اینکه بر هرکسی مراجعه نکنند؛ مانند دستور امام حسن (علیه السّلام) به (عبیداللّه بن عباس) مبنی بر اینکه با (قیس بن سعد و سعید بن قیس)، در کارها مشورت کند.[۹۰]
و یا مشورت امام صادق (علیه السّلام) با (زید بن علی بن الحسین (علیه السّلام))[۹۱] که برای شناساندن و معرفی این گونه افراد، با آنان مشورت میشده و یا امر به مشورت با ایشان شده است.
فصل چهارم: موضوع و هدف مشاوره
از آیات و روایاتی که نقل شد، به دست میآید که اولاً: هر مشکلی میتواند موضوع مشاوره باشد و محدود به موضوع خاصی نیست و همه امور زندگی فردی، خانوادگی، مادی، معنوی، شغلی، تحصیلی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و . . . را شامل میشود.
ثانیا: هدف از مشاوره عبارت است از:
۱ - رشد فکری و معنوی و هدایت صحیح افراد در زندگی مادی و معنوی.
۲ - ایجاد اعتماد به نفس و توانمندی برای تصمیم گیری بجا در حوادث و امور زندگی و جلوگیری از رفتارهای ناسازگار و سهل انگاریها و لغزشها.
۳ - ایجاد روحیه تعاون و همکاری و پرهیز از استبداد در راءی.
۴ - حل مشکلات مراجعه کنندگان.
مشکل یا مساءله در مشاوره
در (مشاوره)، (مساءله یا مشکل) به پدیدهای گفته میشود که روی کارکرد فرد، یا گروه یا جامعه اثر میگذارد و یا پیوند فرد را با خود و دنیای پیرامون خود برهم میزند و کوششهای طبیعی حیات شخص را به مخاطره میاندازد.
مسایل و مشکلات رشدی، سازشی و شخصیتی افراد، به شکلهای مختلف در رفتار فرد ظاهر میشوند. برخی از صور این مشکلات عبارتند از:
۱ - استمرار عادتهای نادرست؛ مانند مکیدن شست، جویدن ناخن، شب ادراری.
۲ - انجام کارهای غیر عادی، مانند راه رفتن در خواب، بی نظمی در خواب، کم خوابی، پرخوابی و خواب دیدن کابوس.
۳ - اختلالات در رفتار اجتماعی؛ مانند تقلب، توهین به بزرگترها یا همگنان، دروغگویی، دزدی، پرخاشگری، گریز از مدرسه و خانه و . . .
۴ - اختلالات ارتباطی؛ مانند انزوا طلبی، ناتوانی در برقراری روابط و فعالیتهای گروهی، وابستگی افراطی به دیگران و . . .
۵ - ناراحتیهای عاطفی؛ مانند اضطراب، ترس، خجالت بی جا، افراط در ابراز علاقه و یا تنفر، افسردگی و . . .
۶ - اختلالات یادگیری؛ مانند ناتوانی کلامی و لکنت زبان، عدم یادگیری مهارتهای خاص، عقب ماندگی درسی و . . .
۷ - عدم تعادل در پندار و رفتار.
لازم به توجه است که چه بسا مسایل و مشکلات فرد مراجعه کننده، آمیزهای از چند اختلال باشد؛ مانند اختلالات عاطفی و عادتهای نادرست و اضطراب و چه بسیار اختلالات بدنی که مشکلاتی عاطفی و رفتاری به دنبال دارند و یا برعکس، مشکلات عاطفی و رفتاری که در نظم بدن، اختلالاتی را موجب میشوند.
و نیز باید توجه داشت که برخی عواطف از فرد به فرد دیگر و از شرایط و محیط به شرایط و محیطی دیگر انتقال مییابد؛ مثلاً خشم نوجوان نسبت به پدر، به معلم، مادر و یا بالعکس منتقل میشود و عدم توفیق در خواندن درس یا قطع وابستگی از دوست، به صورت افسردگی و واکنشهای روانی و دفاعی در خانه و مدرسه، تجلّی مینماید.
بیان مشکل از زبان خود مراجعه کننده
از اولین وظایف مشاور، کمک به (مراجعه کننده) است تا حتی الاِمکان، مراجعه کننده بتواند مشکلاتش را دقیق بیان کند. بسیاری از مراجعه کنندگان، دلیلی برای رجوع به مشاور جز این ندارند که نمیدانند مشکلشان دقیقا چیست؟ و یا از مطرح کردن آن با افراد دیگر بیم دارند، از این رو ضروری است، مشاور، پرسشهایی از قبیل: (چه چیز را خود به عنوان مشکل تلقی میکنی؟ آیا احساس میکنی این مشکل را دیگری هم دارد؟ این مشکل در رفتارت چه اثری گذارده است؟ با مثال بیان نما)، طرح نماید تا مراجعه کننده بتواند به صورت دقیق و صریح، مشکل و حدود و آثار آن را برای مشاور بیان کند.
همچنین مشاور، مراجعه کننده را تشویق کند تا مشکل خود را به صورت واقعی و عینی مطرح نماید و از کلی گویی و ابهام در گفتار، بپرهیزد، مثلاً این جمله که: (احساس خوبی ندارم) مبهم است، ولی دو جمله: (احساس تنهایی میکنم. در مشکلات و نیازهایم کسی نیست که مرا یاری دهد)، روشن است.
و یا جمله: (دوستم با من رفتار خوبی ندارد)، مبهم است، ولی جمله: (دوستم مرا مسخره میکند و به من میگوید احمق)، روشن است.
در بیان مشکل، هدفی را هم که مراجعه کننده دنبال میکند باید مورد توجه قرار گیرد؛ یعنی با پرسشهایی از قبیل اینکه میخواهی چگونه بشوی؟ چه حالتی پیدا کنی؟ چکار کنی که الا ن نمیتوانی؟ به مراجعه کننده کمک شود تا هدفش را روشن کند و انتظاری را که از مشاوره دارد، به صورت صریح بیان نماید.
در شناخت مسایل و کشف مشکلات افراد، مشاور و روان درمانگر بایست به عواملی که باعث آن مسایل و مشکلات شده، توجه نماید. از مهمترین عوامل، سه عامل زیر است:
۱ - نیازهای ارضا نشده: از جمله مشکلات و موانعی که در راه رشد و زندگی آرام انسان بوجود میآیند، مشکلاتی است که به علّت ارضا نشدن نیازها پدید میآیند.
هرعمل یا کنش انسان، در جهت ارضای نیازهای متعدد اوست و شخص، تحت نفوذ و تاءثیر خواستهها و نیازهای خویش قرار میگیرد و ناکامی در آنها، مشکلات روانی و عوارض جسمانی زیادی را به بار میآورد. شناخت این نیازها و تفکیک آنها و جهت دادنشان از نیازهای پایین تر به طرف نیازهای بالاتر، در روند مشاوره، بسیار مؤ ثر است. از جمله نیازهای بشر که ارضا نشدنش باعث مشکلات روانی فراوانی میشود، عبارتند از: نیاز به احساس عزت و ارزش در نظر خود و دیگران، احترام، موفقیت، مسؤ ولیت، محبت، تعلق (یعنی نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن)، نیاز به قابل اعتماد بودن، نیاز به اعتماد به خود، نیاز به امنیت جانی، مالی و . . .
مشاور، باید بررسی کند که کدامیک از این نیازهای اساسی در شخص مراجعه کننده، اشباع نشده و یا در آن افراط شده است که زمینه اختلالهای روانی را موجب گردیده است. مشاور، با شناسایی آنها و راهنماییهای لازم در فراهم ساختن زمینه ارضا و یا برقراری تعادل نیازها، کوشش مینماید.
روابط انسانی نیز برای ارضای نیازهای اساسی ما ضروری اند؛ زیرا اکثر نیازهای شخص، از طریق روابط انسانی، قابل ارضاست. داشتن روابط سالم با دیگران، کلید رشد و آسایش آدمی است؛ و در شخصیت و هویت خویشتن شخص نقش عمده دارند. دیگران برای ما هم جنبه آینه دارند؛ یعنی ما را به ما نشان میدهند و هم راهنما و اسوه تقلیدی ما هستند، همانطور که امام صادق (علیه السّلام) میفرماید: (المسلم اخو المسلم هو عینه ومرآته ودلیله . . .)[۹۲]
(مسلمان، برادر مسلمان است و به منزله چشم اوست و آینه تمام نمای او محسوب میشود (و او را به خودش نشان میدهد) و راهنما (و الگوی تقلیدی) اوست).
همین روابط اگر سالم نباشند، زمینه اکثر مشکلات و ناراحتیهای روانی افراد را فراهم میسازند و میتوان گفت: عمده مشکلات انسان، اجتماعی و ناشی از ارتباط با دیگران است.
در مشاوره، به روابط فرد با دیگران توجه میشود و روابط سالم از ناسالم، تفکیک میگردد و روابط ناسالمی که مشکلات روانی برای فرد ایجاد کرده است، به وی شناسانده میشود و راهنماییهای لازم در جهت تصحیح روابطش، صورت میپذیرد.
۲ - عوامل مربوط به محیط، موقعیتها و شرایط زندگی فرد که نتایج رفتاری و روانی خاصی را موجب شده است. عوامل مربوط به محیط که مشکل زاست؛ شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادهها، نقایص تربیتی و آموزشی و انگیزشهای فردی و اجتماعی، است.
باید توجه داشت که انسان امروزی، در جامعهای زندگی میکند که فرد را با امور متضاد رو به رو میسازد، از یک سو او را به رقابتهای خشونت آمیز میکشد و از سوی دیگر، او را به همکاری و تشریک مساعی میخواند. جامعه، نیازها و خواستهای فرد را افزایش میدهد، ولی وسایل کافی را برای برآوردن نیازها و خواستههای وی در اختیارش نمیگذارد. با این وصف، گریزی از بیماریهای روانی برای افراد نیست و مشاوران نمیتوانند وقایع اجتماعی و شرایط محیطی زندگی را برای مراجعه کنندگان خود، تغییر دهند و فقط میتوانند از شدت تاءثیرات اجتماعی بر افراد بکاهند و به آنان در برخورد منطقی با شرایط و وقایع اجتماعی، کمک کنند.
۳ - عوامل مربوط به نحوه برداشت و طرز تلقی فرد از جهان، محیط زندگی و موقعیت خود که موجب احساس حقارت و درک منفی از خویش میشود، احساس عدم موفقیت در کارها، اضطراب، افسردگی و احساس بی کفایتی و یا عدم ابراز وجود و شایستگی نداشتن کار و شغل با شاءن و مقام خود و . . . است.[۹۳]
مراحل مشکل گشایی
در شناسایی و حل مشکلات و رفع ناراحتیهای شخصی، مراحلی وجود دارد:
اوّل: فرد، با احساس مشکل، امنیت خود را در خطر میبیند و سعی میکند آن را از دیگران مخفی نگه دارد تا عکس العمل منفی نسبت به او صورت نگیرد.
دوّم: فرد، به واقعی بودن مشکل پی میبرد و خود میپذیرد که دچار مشکل شده است. بزرگترین سد در راه حل مشکلات، نفی یا احتراز از قبول یا باور داشتن نسبت به وجود مشکل است.
سوّم: فرد، مسؤ ولیت رو به رو شدن با مشکل و حل آن را میپذیرد و به مشاوره یا مشاور و راهنما، به عنوان یک قدم مهم در رسیدن به یک راه حل موفقیت آمیز، اقدام میکند.
چهارم: برای رسیدن به راه حل از تغییر رفتار، افکار و راه حلهای ممکن، استقبال مینماید و برای آن طرح ریزی و تصمیم گیری میکند.
پنجم: فرد، در تلاش و کوشش برای ایجاد تغییر رفتار و زندگی خود و حل مشکل، احساس موفقیت میکند و یاد میگیرد.
ضرورت مشاوره در مدارس
در گذشته اشاره شد که مشاوره در بهبود تحصیلی و اتخاذ شیوه صحیح زندگی دانش آموزان، نقش بسیار مؤ ثری دارد.
و نیز گذشت که حل مشکلات مراجعه کنندگان، بویژه دانش آموزان از اهداف مشاوره به حساب میآید. ضرورت مشاوره در این مهم، آن هنگام روشنتر میشود که بدانیم دانش آموزان، در مدارس با مسایل و مشکلات فراوانی رو به رو میشوند که حل بسیاری از آنها از عهده معلمان و مدیران عادی مدارس بیرون است و لازم است که مشاوران ورزیده و متعهدی به این امر بپردازند.
مشکلات و مسایل دانش آموزان در مدارس، با نگاهی اجمالی عبارتند از:
۱ - نداشتن هدف مشخص در زندگی و یا در مدرسه.
۲ - احساس حقارت.
۳ - کم رویی.
۴ - بی حوصلگی.
۵ - ترس.
۶ - نداشتن دوست و رفیق مناسب.
۷ - زود رنجی.
۸ - نداشتن تفریح مناسب و سالم.
۹ - بی اطلاعی از ناراحتیهای جسمی . . . و راه درمان آن.
۱۰ - مشکلات مادی.
۱۱ - مسایل اخلاقی و دینی.
۱۲ - ناسازگاری با والدین و نامادری.
۱۳ - پرخاشگری.
۱۴ - خرابکاری.
۱۵ - تقلب و گول زدن دیگران.
۱۶ - تخلف از تکالیف و تنبلی در درس خواندن.
۱۷ - خودنمایی.
۱۸ - فرار از مدرسه.
۱۹ - توهین، مزاحمت و آزار رسانی.
۲۰ - دروغگویی.
۲۱ - اندوهباری.
۲۲ - سوء ظن.
۲۳ - غیبتهای مکرر.
۲۴ - مخالفت یا بی اعتنایی به مقررات.
۲۵ - گرایش به سیگار و مواد مخدّر.
۲۶ - خودبازی و مسایل جنسی دیگر و اثرات ناشی از آن.
۲۷ - انتخاب رشته تحصیلی بدون توجه به علاقه و استعداد.
۲۸ - انتخاب شغل و . . .
با مطالعه و دقت در اهداف اسلام در تعلیم و تربیت، روشن میگردد که حل مسایل و مشکلات دانش آموزان، امری ضروری است و از آنجا که درک مسایل و مشکلات دانش آموزان و حل آنها، نیاز به تخصص، تعهد و دقت کافی دارد، باید در هر مدرسه لااقل یک مشاور، با دارا بودن شرایط لازم و مسؤ ولیت مشخص عهده دار این مهم گردد.
هدف مشاوره در مدارس
مشاوره در مدارس، باعث اموری از قبیل امور زیر میشود:
۱ - دانش آموزان، درک و فهم درستی از خود پیدا میکنند و به نقاط قوّت و ضعف، تواناییها و محدودیتهای خویش پی میبرند و به خودشناسی و خودیابی میرسند و ارزیابی صحیح از خود خواهند داشت.
۲ - دانش آموزان، بهداشت را امری ارزشمند تلقی میکنند و به حدی از رشد در این زمینه میرسند که خود را به امور بهداشتی، عادت میدهند.
۳ - آنان از جهان بینی صحیح و هدف زندگی و عقاید فرهنگی و دینیِ درست، آگاه میشوند و به رشد لازم میرسند.
۴ - به شرکت در فعالیتهای گروهی، اجتماعی و آموزشگاهی و کسب مهارتهای لازم، تشویق میشوند.
۵ - برای تصمیم گیری مناسب تحصیلی و شغلی و . . . به دانش آموزان، کمک میشود و با توجه به علاقه و استعداد آنان به رشته تحصیلی و یا شغل مناسب، راهنمایی میگردند.
۶ - رفتارهای نابهنجار دانش آموزان به رفتارهای بهنجار تغییر مییابد و در حقیقت، مشاوره به اصلاح رفتار در آنان میانجامد.
فصل پنجم: صفات و ویژگیهای مشاور
مشاور کارامد و موفق، مشاوری است که از ویژگیهای شخصیتی، علمی، اخلاقی، عاطفی، اجتماعی و تواناییهای لازم برخوردار باشد.
الگوی مشخصی که از همه صفات، تواناییها و شخصیت و منش یک مشاور کارآمد حکایت کند، وجود ندارد، بلکه بهترین توصیف برای او صفاتی از قبیل: خوش خلقی و برخورد شایسته با دیگران، برخورداری از نگرش مثبت نسبت به زندگی، اعتماد به نفس، توانایی نفوذ در مراجعه کننده، توانایی تصمیم گیری در مواقع مناسب، تحمل فشارهای روانی در موقعیتهای خاص و بحرانی، مانند موقعیتهای انتقاد و تحقیر، کظم غیظ و فرو بردن خشم و عدم اظهار آن، توانایی درک و احساس همه هیجانهای آدمی مانند نشاط، غم، همدلی، محبت، صمیمیت، فداکاری، احساس خوشبختی و . . . ، برخورداری از عقل و درایت و ثبات اندیشه، توانایی شناخت مسایل و مشکلات و تجزیه و تحلیل آنها و استنتاج از آنها و نظایر اینها.
اینک، برخی از صفات مشاور را که نقش بیشتری در موفقیت مشاور دارد، توضیح میدهیم و احادیثی از معصومین (علیهم السّلام) را نیز در صفات مشاور میآوریم:
آن که عهده دار امر مشاوره است، باید دارای تواناییهای زیر باشد:
عالم و صاحبنظر در موضوع مورد مشاوره و زمینههای آن
مثل مسایل روان شناسی، اصول تعلیم و تربیت، اصول و فنون مشاوره و راهنمایی و آگاهیهای اجتماعی، شغلی، فرهنگی، دینی و . . . باشد.
توانایی ایجاد ارتباط عاطفی با دیگران
مشاوران کارامد، موفقیت خود را در این میدانند که میتوانند با ایجاد ارتباطهایی به مراجعه کنندگانشان بپردازند تا از توجه مناسب برخوردار و از تهدید به دور باشند، به طوری که در این ارتباط، هر دو احساس امنیت و مصونیت کافی کنند و به عنوان اشخاص واقعی و خود انگیخته عمل کنند. ماهیت این ارتباط، میتواند خود به خود درمان کننده باشد و عمدتا بستگی دارد به اینکه مشاور به عنوان یک شخص واقعی عمل نماید.[۹۴]
خلوص
مشاور، باید انگیزههای خود را برای قبول مسؤ ولیت مشاوره و کمک مراجعه کنندگان، مورد بررسی قرار دهد و دقیقا انتظارش را از ارتباط مشاورهای، برای خودش خالص سازد. تعدادی از مشاوران در بسیاری از اوقات از دلایل رضایت شخصی خود نسبت به مشاوره، بی اطلاعند و بدون انگیزه کمک به دیگران، نظر مشورتی میدهند و یا انگیزه خالص ندارند، بلکه برای اجتناب از رویارویی با مشکلات شخصی، حاضر میشوند به دیگران کمک کنند و یا به دلیل انگیزههای شخصی دیگر، مانند اینکه مشاوره برای او اعتبار و سلطه میآورد و به وی اعتماد میکنند، اقدام به قبول مشاوره مینمایند.
حلم و بردباری
مشاور با مراجعه کنندگانی از فرهنگها و سلیقههایی مختلف، با ارزشهای بسیار متفاوت با فرهنگ و ارزشهای خودش، ملاقات دارد. تفاوتهای سنّی، نژادی، جنسی و طبقه اجتماعی - اقتصادی، احتمال تضادهای فرهنگی و ارزشی را افزایش میدهد.
مشاور باید با چنین مراجعه کنندگانی رو به رو شود و سعی کند مراجعه کننده را با ارزشهای اجتماعی، اخلاقی و دینی مورد قبول، آشنا کند و ارزشهای درست او را بپذیرد و تاءکید کند و ارزشهای ساختگی وی را در مقایسه با ارزشهای صحیح ارزیابی کند. وظیفه مشاور، تشویق ارزشیابی عینی نگرشها، معیارها و اعمال است، مشاور حق ندارد ارزشهای خود را به مراجعه کننده، تحمیل کند.
توانایی ادامه مشاوره و شهامت پیگیریمسایل و مشکلات، تا مرحله حل آنها
مشاور باید برای کمک به دیگران شهامت و اعتماد به نفس داشته باشد و تقاضای کمک را نادیده نگیرد و به دلیل عدم تمایل به درگیری با شخص دیگر، عذرخواهی ننماید؛ و یا آنکه نگوید که آن مورد، از حیطه مشاوره، خارج است. مشاور کارامد به پذیرش مسؤ ولیتها علاقه مند است و خود را در موقعیتهای خطر شخصی، عاطفی، حرفهای و . . . ، قرار میدهد و چنین نیست که فقط در محدوده امن و مشخص اِعمال نماید.[۹۵]
رازداری
رازداری به معنای محرمانه نگهداشتن تمام اطلاعات مربوط به مراجعه کننده است که در جریان مشاوره بیان کرده است. حفظ اسرار مراجعه کننده، از حقوق وی به حساب میآید؛ زیرا ارتباط مشاورهای، یک ارتباط خصوصی بر اساس اعتماد است و باید در هر شرایطی به اسرار شخصی که بر اساس این اعتماد بیان گردیده، احترام گذاشت و آنها را حفظ کرد و رازداری بخشی از اصل اخلاق حرفهای است و از این رو باید دقیقا رعایت شود، بر این اساس، باید:
الف - ثبت مصاحبهها و گفتگوهای مشاورهای به صورتی باشد که قابل استفاده برای غیر مشاور نباشد و یا گزارشها در جای امنی نگهداری شود و پس از پایان ارتباط مشاورهای، نابود گردد. برای اطمینان بخشی به مراجعه کننده از جهت رازداری، میتوان آنچه را که مراجعه کننده اجازه میدهد، یادداشت و ثبت شود و زیاده بر آن را صرفا مشاور، به خاطر بسپارد.
ب - هرگاه ارجاع به مؤ سسه یا مشاور دیگر صورت بگیرد و یا در مورد مراجعه کننده با فرد دیگری از خانواده گفتگو شود، از مراجعه کننده اجازه گرفته شود.
ج - در مواردی که لازم باشد، به دلیل قانون یا خطری که زندگی مراجعه کننده یا دیگری را به خطر میاندازد، سرّی فاش شود، باید مشاور، مراجعه کننده را مطلع سازد.[۹۶]
نقش الگویی
از آنجایی که در مشاوره، مراجعه کننده به تقلید اعمال مشاور میپردازد و برخی عقاید و نگرشهای او را به عنوان عقاید و نگرشهای خود تلقی میکند، مشاور باید از خود، ارزشها و رفتارش و صحت آنها، کاملاً آگاه باشد و با احتیاط کامل عمل کند و نسبت به امور کم ارزش، تعصب نورزد و حساسیت نشان ندهد بلکه افکار و ارزشهای صحیح را تبیین نماید و از سوی دیگر با عمل صحیح و با ارزش خود، او را به ارزشهای دینی جذب نماید.[۹۷]
احترام به همکاران
مشاور ممکن است به عنوان یکی از اعضای گروه یا مؤ سسهای کار کند، باید به نقشها و حقوق همکارانشان از معلّمان، روان شناسان، مددکاران اجتماعی و . . . احترام بگذارد تا تضادهایی در زمینه اِعمال قدرت و مدیریت، پیش نیاید.
خودآگاهی
مشاور باید برای کشف بیشتر تواناییها و محدودیتهای خویش بکوشد و چگونگی درک مردم از وی و واکنش آنها نسبت به خود را دریابد و این مستلزم خودآگاهی فزاینده است و به این منظور، مشاور باید خودش را تا حدودی در خطر آشکار ساختن بر دیگران قرار دهد و مشتاق دریافت باز خورد از دیگران باشد تا دریابد که وی چگونه بر دیگران اثر میگذارد و تاچه حدّ رفتارش با مقاصدش مطابقت دارد.
تقوا
مشاور باید باتقوا و آزاد از هوای نفس و ترسان از خدا باشد.
علایق شایسته
لازم است مشاور به امور زیر علاقه مند باشد تا در مشاوره کارامد و موفق باشد:
الف - علاقه مندی به شغل مشاوره و کار با افرادی که مشکل دارند.
ب - علاقه مندی به رشد و پیشرفت دیگران.
ج - علاقه مندی به مطالعه در زمینههای گوناگون روان شناسی، انسان شناسی، علوم تربیتی و مشاوره که میتواند زمینه ساز مشاوره و راهنمایی باشد.
د - علاقه مندی به شرکت در جلسات گروهی، سمینارها در زمینه مشاوره و روان درمانی.
ه - علاقه مندی به بررسی و تحقیق در رفتارهای آدمی و رسیدن به نتایج واقعی و شیوههای مؤ ثر در مشاوره و روان درمانی.
و - علاقه مندی به دفاع از حق و حقیقت.
ز - علاقه مندی به همدردی و همدلی با افراد دردمند و گرفتار.
ح - عدم علاقه به پست و مقام و عدم وابستگی به صاحب قدرت.
و اینک چند حدیث، در صفات مشاور بیان میکنیم:
رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله) فرمود:
(شاوروا العلماء الصالحین . . .)[۹۸]
(با دانشمندان صالح، مشورت نمایید . . .).
علی (علیه السّلام) فرمود:
(خیر من شاورت ذوُوا النُّهی والعلم واُولُوا التجارب والحزم)[۹۹]
(بهترین کسی که با او مشورت میکنی، صاحبان خرد و دانش و دارندگان تجربه و دوراندیشانند).
و نیز فرمود:
(من شاور ذوی الالباب دلَّ علی الصَّواب)[۱۰۰]
(کسی که با صاحبان لُبّ (خردمندان) مشورت نماید به راه درست، راهنمایی میشود).
امام صادق (علیه السّلام) فرمود:
(ان المشورة لا تکون اِلاّ بحدودها . . . فاوّلها ان یکون الّذی تشاوره عاقلاً والثانیة؛ ان یکون حرّا متدینا و الثالثة؛ ان یکون صدیقا مؤ اخیا . . . واذا کان صدیقا مؤ اخیا کتم سِرَّک . . .)[۱۰۱]
(مشورت ضوابطی دارد . . .
۱ - اینکه مشاور عاقل باشد.
۲ - مشاور متدین و آزاد از هوای نفس باشد.
۳ - دوست و برادر باشد . . . و اگر برادر و دوست صمیمی باشد، سرّ تو را کتمان مینماید و رازدار باشد . . .).
پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله) فرمود:
(شاوروا المتقین الذین یؤ ثرون الا خرة علی الدنیا ویؤ ثرون علی انفسهم فی امورکم)[۱۰۲]
(با افراد متقی مشاوره نمایید که آنان آخرت را بر دنیا و کارهای شما را بر کارهای خودشان ترجیح میدهند).
و نیز علی (علیه السّلام) فرمود:
(شاوِرْ فی امورک الذین یخشون اللّه . . .)[۱۰۳]
(در کارت با کسی مشاوره کن که از خدا خشیت و خوف دارد).
امام صادق (علیه السّلام) در صفات مشاور میفرماید:
(. . . وایّاک والراءی الفطیر وتجنّب ارتجال الکلام ولا تشر علی مستبدٍّ براءیه ولا عَلی وغد ولا علی متلوّن ولا علی لجوج و . . .)[۱۰۴]
(از دادن راءی بدون تاءمل و تعمق بپرهیز و از گفتن آنچه فورا بر زبان میآید، اجتناب کن و خود با کسانی که دارای صفات زیرند به مشورت مپرداز:
الف - کسی که به ناحق بر نظر خویش پافشاری میکند.
ب - فرد آتش افروز و سخن چین.
ج - شخص چند چهره و منافق و متقلب.
د - فرد لجباز و . . .).
و نیز میفرماید:
(شاور فی امورک ممّا یقتضی الِّدین من فیه خمس خصال: عقل وحلم وتجربة، و نصح وتقوی، فان لم تجد فاستعمل الخمسة واءعزم وتوکل علی اللّه، فان ذلک یؤ دیک الی الصواب . . . وفی المشورة تعبّاء اکتساب العلم والعاقل من یستفید منها علما جدیدا ویستدل به علی المحصول من المراد . . .)[۱۰۵]
(در کارهایت با کسی مشاوره کن که دارای پنج ویژگی و صفت باشد: عقل و درایت، حلم و بردباری، تجربه و کارکشتگی، علاقه مندی به پند و نصیحت، تقوا و حفاظت نفس از امور ناشایست، و اگر چنین کسی را نیافتی، این پنج صفت را در خود ایجاد کن و سپس با توکّل بر خدا، تصمیم بر کار خویش بگیر، بدانکه این صفات، تو را به حقیقت میرساند . . . در مشاوره زحمت کسب علم وجود دارد و خردمند کسی است که از مشاوره، علم جدیدی را به دست آورد و بر حاصلی از مقصود خود راه پیدا کند . . .).
و امام صادق (علیه السّلام) از (لقمان) نقل میفرماید که به پسرش سفارش میکرده که:
(. . . واءجهد راءیک لهم اذا استشاروک ثم لاتعزم حتی تثبّت وتنظر ولا تجب فی مشورة حتی تقوم فیها وتقعد وتنام وتصلّی وانت مستعمل فکرک وحکمتک فی مشورته، فانّ من لم یمحّض النصیحة لمن استشاره سلبه اللّه تبارک وتعالی راءیه ونزع عنه الا مانة . . .)[۱۰۶]
(هنگامی که از تو مشورت بخواهند، برای آنان به کاربگیر، سپس اندیشه خود را برای ارائه نظر صائب و تا به یک راءی درست نرسیدهای، تصمیم بر اظهار نظر مگیر و پاسخ مشورت (امور مهم) را مده مگر آنکه در همه حال در قیام و قعود و خوابت روی آن بیندیشی و نماز بخوانی و فکرت و حکمتت را خوب به کارگیری و سپس به پاسخ اقدام کنی، به درستی که کسی که خود را برای نصیحت و راهنمایی مراجعه کنندگانش آماده و ممحَّض ننماید، خدا راءی و فکر صحیح را از او سلب میکند و امانت عقل و اندیشه را از او میگیرد . . .).
فصل ششم: وظایف مراجعه کنندگان
برای افرادی که به مشورت نیازمندند نیز وظایفی برشمردهاند؛ از جمله:
۱ - مراجعه به کسی که واجد شرایط مشاوره باشد و انتخاب نکردن افراد جاهل، احمق، غیرعاقل و بی شخصیت (پست، بدگمان به خدا، حریص، ترسو، دروغگو و . . .). برای مشاوره در این باره روایاتی نقل شده است که در ذیل، اشاره میشود:
امیرمؤ منان علی (علیه السّلام) میفرماید:
(لا تشاورنّ فی امرک من یجهل)[۱۰۷]
(نباید در کار خود با کسی که نادان است مشورت کنی).
و نیز امام صادق (علیه السّلام) فرمود:
(استشر العاقل . . .)[۱۰۸]
(با عاقل و غیر احمق، مشورت کن).
همچنین آن حضرت میفرماید:
(ایاک ومشاورة النساء اِلاّ من جرّبت بکمال عقل، فانّ راءیهن یجرّ الی الا فن وعزمهن الی وهن)[۱۰۹]
(از مشورت با زنانی که به کمال عقلی نرسیدهاند، بپرهیز؛ زیرا چه بسا راءیشان نسنجیده باشد و بر اساس امر نیندیشیدهای
نتیجه گیری کنند و تصمیم بگیرند).
لازم به توجه است که این حدیث مانند احادیث متعدد دیگر، دلالت دارند که (اسلام) مردم را از مشاوره با زنان به صورت مطلق، نهی نکرده است، بلکه از مشاوره با زنانی نهی شده است که به کمال عقلی نرسیدهاند و یا برخی دیگر از صفات مشاور را ندارند و به همین جهت، در احادیث، مواردی به چشم میخورد که مشورت با زن مورد تاءیید قرار گرفته و به عنوان عامل مؤ ثر در موفقیت مرد به حساب آمده است؛ مانند آنچه امام موسی بن جعفر (علیه السّلام) در مورد زن و مرد صالح از بنی اسرائیل نقل میفرماید:
(آن مرد خواب دید که خدا عمرش را نصف کرده، یک نصف در مال و وسعت و نصف دیگر در ضیق و زندگی مشقت، او مخیّر شد که اوّل یکی از آن دو نصف را اختیار کند، او گفت: من زن نیکوکاری دارم که شریک من در زندگی است، با او مشورت میکنم و به شما خبر میدهم: (ان لی زوجة صالحة وهی شریکی فی المعاش، فاءشاورها فی ذلک . . .)، سپس او صبحگاه با همسرش مشورت کرد، همسرش گفت: نصف اول را اختیار کن و عافیت را ابتدا داشته باش. شایدخدا بعدا به ما رحم کند و نعمتش را بر ما تمام نماید. او در شب بعد در خواب گفت که من نصف اول را اختیار کردم، خدا هم در روزی به او وسعت داد. همسرش به وی گفت: از این مال به اقوام و نیازمندان، همسایگان و برادرت بده. او هم چنین کرد. وقتی نصف اول عمر تمام شد، آن مرد همان را که در خواب دیده بود، دوباره دید، به وی گفته شد خدا از تو تشکر میکند و بقیه عمرت هم در وسعت خواهی بود)[۱۱۰]
و نیز امام صادق (علیه السّلام) فرمود:
(. . . فلا تستشر العبد والسفلة فی امرک . . .)[۱۱۱]
(با افراد بی شخصیت و پست مشورت نکن).
و نیز فرمود:
(ولا تدخلن فی مشورتک بخیلاً یعدل بک عن الفضل ویعدک الفقر ولا جبانا یضعفک عن الامور، ولا حریصا یزین لک الشره بالجور، فان البخل والجبن والحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن باللّه)[۱۱۲]
(در مشورت خود بخیل را راه مده؛ زیرا تو را از عطا و تفضل به دیگران باز میدارد و میگوید تو فقیر میشوی. همچنین با فرد ترسو مشورت نکن؛ چون تو را در تصمیمات، ضعیف و سست میکند؛ و نیز حریص را طرف مشورت خود قرار مده؛ چونکه حرص در طلب مال را - هرچند با تجاوز به حقوق دیگران - برای تو زیبا جلوه میدهد. بدان که بخل و ترس و حرص، گرایشهای مختلفی است که جامع آنها بدگمانی به خداوند است).
آن حضرت در جای دیگر فرموده است:
(لا تستشر الکذاب، فانه کالسراب یقرب الیک البعید ویبعد علیک القریب)[۱۱۳]
(از دروغگو مشورت خواهی نکن؛ زیرا او مانند سراب است و دور را برای تو نزدیک و نزدیک را برای تو دور جلوه میدهد).
۲ - مراجعه کردن به مشاوری که مورد اعتماد و پذیرش است. امام صادق (علیه السّلام) میفرماید:
(. . . ولا تشاور من لا یصدقه عقلک وان کان مشهورا بالعقل والورع . . .)[۱۱۴]
(با کسی که مورد قبول عقل تو نیست مشورت نکن، گرچه به عقل و تقوا (دیانت) مشهور باشد).
۳ - پیروی از راهنماییهای مشاور و مخالفت نکردن با تکالیفی که او مشخص میکند. حضرت امام صادق (علیه السّلام) در این باره میفرماید:
(استشر العاقل من الرجال الوَرع، فانه لا یاءمر الا بخیر وایاک والخلاف فان مخالفة الورع العاقل مفسدة فی الدین والدنیا)[۱۱۵]
(با عاقلِ متدین مشورت کن که او بجز خیر تکلیف نمیکند و از مخالفت کردن با او بپرهیز؛ زیرا فساد در دین و دنیا را به دنبال دارد).
و نیز فرمود:
(. . . واذا شاورت من یصدّقه قلبک فلا تخالفه فیما یشیر به علیک و ان کان بخلاف مرادک . . .)[۱۱۶]
(وقتی با کسی که مورد قبول تو است مشورت میکنی، با او، در آنچه به ظاهر علیه تو نظر میدهد، مخالفت نکن، گرچه برخلاف خواسته ات باشد).
البته باید توجه داشت که در صورت اختلاف راءی مشاوران، لازم است از بهترین راءی پیروی کرد؛ چنانکه قرآن در توصیف خردمندان میفرماید:
(. . . فَبَشِّرْ عِبادِ اْلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اُولئِکَ الَّذِینَ هَدیهُمُ اللّهُ وَاُولئِکَ هُمْ اُولُواالاْلْبابِ)[۱۱۷]
(بشارت ده بندگان مرا که سخنان را میشنوند و بهترین آنها را پیروی میکنند، اینان همان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است و آنان در حقیقت خردمندانند).
۴ - متهم نساختن مشاور و تشکر از اظهار نظرهای وی. امام سجاد (علیه السّلام) در این باره میفرماید:
(واما حق المشیر علیک فلا تتّهمه . . . فامّا تهمته فلا تجوز لک اذا کان عندک ممن یستحق المشاورة ولا تدع شکره علی ما بدالک من إ شخاص راءیه وحسن وجه مشورته . . .)[۱۱۸]
(حق مشاور بر مراجعه کننده این است که او را متهم نسازد. اتهام نسبت به کسی که او را مستحق مشورت دانستهای، جایز نیست؛ بلکه باید از اظهار نظر و حسن پذیرشش در مشاوره تشکر کنی و او را سپاسگزار باشی).
فصل هفتم: اصول مشاوره و راهنمایی
(اصل) در لغت به معنای ریشه و منشاء و مصدر چیزی است و منظور از اصول مشاوره و راهنمایی، (قواعد و مفاهیم نسبتا کلی است که باید مبنای کار و فعالیت راهنمایان، مشاوران و مراجعه کنندگان قرار گیرد).
در این باره تذکر چند نکته ضروری است:
۱ - از آنجا که مشاوره، خود نوعی راهنمایی است، اصول مشاوره، اصول راهنمایی نیز محسوب میشود و در آنجا نیز به کار میآید.
۲ - همه اصول مشاوره و راهنمایی در عرض هم و با یک نسبت از جهت شمول و کلیت نیستند و به همین علت در تعریف گفته شد: (قواعد و مفاهیم نسبتا کلی)؛ بلکه برخی از این اصول در طول یکدیگرند و چه بسا یکی مبنا برای اصل یا اصولی دیگر باشد.
۳ - اصول مشاوره و راهنمایی، تنها مبنای فعالیتهای مشاورهای و راهنمایی در مدارس نیست، بلکه این اصول چه بسا مبنای راهنمایی و هدایت همه افراد در همه مراحل زندگی خواهد بود.
اصول مشاوره و راهنمایی
توجه به کرامت و شرافت ذاتی و اختیاری مراجعه کننده
هر انسانی، با کرامت[۱۱۹] آفریده شده و دارای احترام است و چه بسا فردی در سایه تقوا از کرامت اختیاری[۱۲۰] نیز برخوردار باشد؛ از این رو مشاور، وظیفه دارد تا با مراجعه کننده خود برخورد انسانی اخلاقی داشته باشد و با تکریم شخصیتش او را در حل مشکلات موجود یاری رساند.
سنت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) این بود که مراجعه کنندگان به خود را بسیار احترام میگذاشت و حتی عبای خود را زیر پای آنان میگسترانید و بالشی که تکیه گاه خود بود، به آنان میداد[۱۲۱]
امام سجاد (علیه السّلام) یکی از حقوق مهم مشورت کننده را در این میداند که مشاور، به شخصیت وی احترام گذارد و با مهربانی و نرمی سخن بگوید و با او انس گیرد[۱۲۲]
آزادی و اختیار
در اسلام موضوع (اختیار انسان) بسیار مورد تاءکید قرار گرفته و جبرگرایی نفی گردیده است. از این روست که انسان را در انتخاب راه هدایت و ضلالت، آزاد گذاشتهاند:
(اِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ اِمّا شاکِراً وَاِمّا کَفُوراً )[۱۲۳]
(ما راه درست را به انسان نشان میدهیم، او آزاد است که بخواهد شاکر باشد و هدایت شود و یا ناسپاس و گمراه گردد).
و یا گفتهاند که شما مردم در انتخاب دنیا و آخرت و ترجیح یکی بر دیگری دو دستهاید:
(یک دسته، دنیا را برمی گزینید و دستهای دیگر آخرت را).
(. . . مِنْکُمْ مَّنْ یُریدُ الدُّنْیا وَمِنْکُمْ مَّنْ یُریدُ الاْخِرَةَ . . .)[۱۲۴]
(. . . برخی از شما کسی هست که خواهان دنیاست و برخی از شما کسی است که خواهان آخرت است . . .).
از دیدگاه اسلام، فرستادن انبیا و تکلیف به انسانها و پاداش و کیفر آنان و بهشت و جهنم و عدالت خدا و . . . با اختیار و انتخاب انسان، مفهوم پیدا میکند و هرگز، اینها با مجبور بودن انسان سازگار نیست. پس یکی از اصول که باید مبنای مشاوره و راهنمایی قرار گیرد این است که به موضوع اختیار مراجعه کننده و لوازم آن توجه شود.
منظور از اصل آزادی و اختیار در مشاوره و راهنمایی این است که اولاً: فرد در رجوع به مشاور و شرکت در مشاوره، آزاد است و نباید به شرکت در جلسه مشاوره و راهنمایی مجبور شود و یا مشاور خاصی بر او تحمیل گردد.
ثانیا: در مشاوره، به هیچ وجه، فرد به کاری مجبور نشود و هدایت و راهنمایی به گونهای صورت نگیرد که شخص ناچار شود از روی اضطراب به کاری دست زند.
ثالثا: طرح مطالب هر فرد با انتخاب و تصمیم خودش است هر فرد آن هنگام که در خودش آمادگی ببیند، مطلب خود را بیان میکند و نباید مشاور، اصراری بر آن داشته باشد تا تصور کند که آزادیش از او سلب شده است.
رابعا: فرد، صاحب اختیار احساسات خویش است، مشاور باید حق بیان عواطف و احساسات را به وی بدهد و احساسات و عواطف مخصوص به او را محترم بشمارد.
خامسا: فرد، آزاد باشد تا برای مشکلش، خود راه حل مناسبی پیدا کند و مشاور، راه حل معینی را به او تحمیل نکند. بلکه او را راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد و آن را برگزیند و بجا تصمیم بگیرد و عمل نماید.
بر این اساس، فرد، هدف خود را عملی میسازد و چنین احساس نمیکند که به صورت برده، هدف و آرمانهای دیگری را به اجرا درمی آورد.[۱۲۵]
قرآن در این باره به پیامبرش میفرماید:
(تو با مردم مشورت بکن ولی انتخاب و تصمیم و عمل با تو است که با توکل بر خدا انجام میدهی).
(. . . وَشاوِرْهُمْ فِی الاْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ . . .).[۱۲۶]
امام سجاد (علیه السّلام) نیز در تاءیید آنچه گذشت میفرماید:
(. . . فکن علیه فی راءیه بالخیار . . .)[۱۲۷]
(تو در به کار بستن راءی و نظر مشاور، آزاد هستی).
راهنمایی بر اساس واقعیت و حق
توجه به اینکه راهنمایی و هدایتِ مشورت خواه، به گونهای انجام پذیرد که بر اساس واقعیت و حق باشد که اگر مشاور به جای وی بود به همان هدایت عمل میکرد؛ بنابراین، نباید اظهار نظر و هدایت وی خوشایند او یا بر اساس هوای نفس خود مشاور یا غیر آن باشد و در صورت ناتوانی خود، او را به مشاوره فرد صلاحیتدار دیگر ارجاع دهد.
امام سجاد (علیه السّلام) میفرماید:
(واما حق المستشیر فان حضرک له وجه راءی جهدت له فی النَّصیحة واشرت علیه بما تعلم انک لو کنت مکانه عملت به . . . وان لم یحضرک له راءی وعرفت له من تثق براءیه وترضی به لنفسک دللته علیه وارشدته الیه، فکنت لم تاءله خیرا ولم تدّخره نصحا ولا حول ولا قوة الاّ باللّه)[۱۲۸]
(از حقوق مشورت کننده نسبت به تو (مشاور) این است که به آن گونه راهنمایی اش کنی و نظر واقعی بدهی که اگر تو به جای او بودی همان را میکردی . . . و اگر از این گونه راهنمایی و نظر دهی، ناتوانی او را به مشاوری که مورد وثوق است و تو او را برای خود میپسندی، ارجاع دهی، اگر چنین کردی در راهنمایی و خیرخواهی کوتاهی نکردهای. البته هیچ کاری بدون قدرت الهی مقدور نیست).
پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله) فرموده است:
(. . . من استشار اخاه فاشار علیه بامر وهو یری الرشد غیر ذلک فقد خانه)[۱۲۹]
(مشاوری که در پاسخ مشورت خواه به چیزی نظر دهد و او را به امری هدایت کند که میداند راه رشد و واقعیت، چیز دیگری غیر از آن است، به او خیانت کرده است).
توجه به ویژگیهای مراجعه کننده
توجه به مجموعه علاقهها، احساسها، خواستها، نیازهای بدنی و روانی و تفاوتهای فردی مراجعه کنندگان است.
از دیگر اصولی که باید مبنای فعالیت در مشاوره قرار گیرد به این معنی که از یک سو علاقهها و احساسهای پیشین و فعلی فرد مورد توجه قرار گیرد؛ چه بسا نرسیدن به چیزی که مورد علاقه اش بوده یا هست، مسایل روانی خاصی برای او پدید آورده باشد و یا موجب انجام کاری گشته که نمیبایست انجام میشد و آن کار برایش از نظر روانی یا اجتماعی و . . . مشکلی ایجاد کرده است؛ زیرا علاقه افراطی به هرچیز، انسان را کر و کور میکند، از این رو، حق را درست درک نمیکند و به انحراف کشیده میشود. رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله) فرموده است:
(. . . حبّک للشئ یعمی ویصمّ . . .)[۱۳۰]
(علاقه افراطی تو به هرچیز، تو را کور و کر میسازد).
علاقه زیاد به چیزی که سزاوار آن همه ارزش دهی را ندارد به (هوا) تبدیل شده، اساس بدبختیها میگردد؛ همانطور که امیرالمؤ منین (علیه السّلام) فرموده است:
(الهوی اءسّ المحن)[۱۳۱]
(هوا و عشق به امور ناپسند و ناشایست، اساس بدبختیها و گرفتاریهاست).
و گاهی فرد، احساس نادرستی از خود دارد، خویشتن را پست و حقیر میشمارد و احساس ناتوانی و کمبود میکند. به همین علت، از عزت نفس برخوردار نیست و به کارهای ناشایست دست میزند و احیانا رفتارهای نابهنجاری از او مشاهده میشود. حضرت امام صادق (علیه السّلام) میفرماید:
(ما من احدیتیه الا من ذلة یجدها فی نفسه)[۱۳۲]
(هیچ کس به کاری ناپسند روی نمیآورد مگر آنکه ذلت و حقارتی در خود احساس میکند).
امیرالمؤ منین (علیه السّلام) نیز میفرماید:
(نفاق المرء من ذل یجده فی نفسه)[۱۳۳]
(دورویی و بی صداقتی فرد، از حقارتی که در وجود خود احساس میکند، ناشی میشود).
توجه مشاور به این نوع علاقهها و احساسها و تعدیل و تصحیح آنها، مراجعه کننده به وی را در حل مسایلش یاری مینماید.
امیرالمؤ منین (علیه السّلام) میفرماید:
(ببلوغ الا مال یهون رکوب الاهوال)[۱۳۴]
(با رسیدن به آمال و چیزهای مورد علاقه، میتوان بر اضطرابها (و ناراحتیهای روانی) غلبه پیدا کرد).
بر این اساس، مشاور باید به نیازها و خواستهای روانی مراجعه کننده از قبیل نیاز به محبت، امنیت و آرامش، تعلق و وابستگی به غیر، استقلال و اعتماد به نفس و . . . توجه داشته باشد؛ زیرا ممکن است کمبود محبت یا ترس از چیزی و متکی نبودن بر نیرو و توان خود و . . . باعث اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی، اندوهناکی، بی ارادگی، ناتوانی، احساس ضعف و سستی و . . . در شخص شده و زندگی را برایش ناگوار کرده باشد. امیرالمؤ منین (علیه السّلام) در این باره میفرماید:
(لا عیش لمن فارق احبته)[۱۳۵]
(برای کسی که از محبوبهایش جدا شده (به نیازهای محبتی او پاسخ داده نمیشود) زندگی گوارایی وجود ندارد).
توجه به این نوع نیازها و کوشش در رفع آنها و ایجاد موقعیتهای مناسب گروهی و اجتماعی و تصحیح شناخت فرد از خویشتن و برجسته کردن نقاط قوتش و اموری مانند آن، به وی کمک میکند تا حالت طبیعی خود را بازیابد و در نتیجه نارساییهای روانی او به تدریج از بین برود.
امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام) فرموده است:
(ان للقلوب شهوة واقبالاً وادبارا، فاءتوها من اقبالها وشهوتها، فان القلب اذا اُکره عمی)[۱۳۶]
(همانا برای دلهای آدمیان، علاقهها و کششها و بی رغبتی هاست، پس (هرگاه دل به چیزی میل و رغبت داشت) از راه تمایلش او را به کاروادارید؛ زیرا هنگامی که قلب به آنچه دوست ندارد واداشته شود، کور میگردد).
از سوی دیگر، توجه به نیازهای بدنی، مانند نیاز به غذا و فعالیتهای عضلانی و ورزش نیز لازم است؛ زیرا با تاءمین سلامت و رشد قوای بدنی، شادابی، اراده و توانایی برای کار و فعالیت و . . . به شخص باز میگردد و روان او تحت تاءثیر قرار میگیرد و از بیماریهای روانی متعددی نجات پیدا میکند.
تعاون و همکاری مشاور و مراجعه کننده
از اصول مهم در مشاوره و راهنمایی، همکاری مشاور و مراجعه کننده در تعیین هدف، مشخص شدن مسؤ ولیتها، هماهنگی فعالیتها و . . . است. این امر سبب میشود که مشاور برای درک صحیح از موقعیت مراجعه کننده و نیازها و ویژگیهای روانی او و راهنمایی و هدایتش به شناخت واقعی از خود و زدودن ابهامات فکری و دادن تفکر منطقی به او و حل مسایلش، تمام تلاش خود را بنماید و از هیچ سعی و کوششی دریغ نورزد؛ چنانکه امام صادق (علیه السّلام) به فرزندش توصیه میفرماید که:
(. . . واجهد راءیک لهم اذا استشاروک . . .)[۱۳۷]
(تمام تلاش خود را در راهنمایی و هدایت مراجعه کنندگان به خود به کارگیر).
فرد مشورت کننده نیز باید سعی کند اطلاعات لازم را در اختیار مشاور قرار دهد و بخصوص عواطف و احساساتش را برای او بازگو کند و بدون هیچ مقاوت در برابر او چیزی را از وی پنهان ندارد. امام صادق (علیه السّلام) در برشماری امور اساسی در مشاوره میفرماید:
(. . . ان تطلعه علی سرّک فیکون علمه به کعلمک بنفسک . . .)[۱۳۸]
(باید مشاور را آن گونه از سرّ خود آگاه کنی که آگاهی او به تو همانند آگاهی تو به خودت باشد).
در اسلام، همکاری بر اساس تقوا امری مطلوب است، آنچه برخلاف تقوا و بلکه نامشروع است همکاری به گناه و دشمنی و اقدام علیه دیگران است.
قرآن در این باره میفرماید:
(. . . تَعاوَنُوا عَلی البِرّ وَالتَّقْوی وَلا تَعاوَنُوا عَلَی الاْثْمِ وَالْعُدْوانِ وَاتَّقُوا اللّهَ اِنَّاللّهَ شَدِیْدُ الْعِقابِ)[۱۳۹]
(بر اساس نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری داشته باشید و هرگز بر اساس گناه و دشمنی همکاری ننمایید، تقوای الهی را رعایت کنید؛ بدانید که عقاب الهی (بر این نوع همکاری) شدید و سخت است).
بنابراین، مشاور موظف است در اظهار نظر و راهنماییهای خود، ضوابط شرعی را رعایت کند تا مبادا موجبات اغوای فرد را فراهم آورد و به گناه و کارهای خلاف شرع کشانده شود یا زمینه انحراف و معصیت در او پدید آید.
تقوا، همکاری مشاور را در مشاوره و راهنمایی، ارزشمند میسازد و آن را مورد قبول درگاه خداوند متعال میگرداند. امام امیرالمؤ منین (علیه السّلام) میفرماید:
(لا یقلّ عمل مع تَقْویً وکیف یقلّ ما یتقبل ؟)[۱۴۰]
(هیچ گاه عملی که از روی تقوا انجام گرفته است، کوچک نیست؛ چگونه آنچه مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد، کم است !).
فصل هشتم: انواع مشاوره و روشهای آن
مشاوره به دو صورت (انفرادی و گروهی) انجام میپذیرد؛ (مشاوره فردی) گفتگوی رو در رو بین مراجعه کننده و مشاور است که به منظور کشف علل مشکل فرد و پیدا کردن راه حل برای آن؛ صورت میگیرد. امّا (مشاوره گروهی) عبارت است از: گفتگوی رو در رو بین چند نفر به منظور تبادل نظر در زمینه علایق، رغبتها، مسایل و مشکلاتی که افراد گروه در ارتباط با خود یا در تعامل با دیگران دارند و اتخاذ تصمیم منطقی در موارد ذکر شده.
مشاوره گروهی در مقایسه با مشاوره انفرادی، اولاً: از نظر زمان و مخارج، مقرون به صرفه است.
ثانیا: اعضای گروه، رفتارهایی در گروه میآموزند و به انتقاد از خود و دیگران میپردازند.
ثالثا: اعضا متوجه میشوند که داشتن مشکل، منحصر به آنان نیست ودیگران نیز مشکلات مشابهی چون آنان دارند.
البته بایدتوجه داشت که همه مشکلات و مسایل در مشاوره گروهی قابل طرح نیست؛ بنابراین، مشاوره گروهی با همه محاسنش محدودیتهایی نیزدارد.
همچنین در (مشاوره گروهی) معمولاً، گفتگوها بین مشاور و افراد گروه، آغاز میشود ولی کار اصلی مشاور این است که آشنایی ابتدایی اعضا با هم را تسهیل کند و قدمهای اولیه را برای عمیق تر شدن حسن توجه و همبستگی اعضا و ملاطفت نسبت به هم بردارد و برای فراهم شدن جوّ و شرایط اعتماد بین اعضا کوشش کند و مقبولیت هر فرد را نزد سایر اعضای گروه، تقویت نماید و هدفهای مشاوره گروهی را برای اعضا روشن کند و خط حرکت و کار گروه را مشخص نماید و با در میان گذاشتن ارزشهای مورد قبول، اعضای گروه را به اقدام مشابهی تحریک کند و از اقدامات ضد ارزشی و احساسات و عکس العملهای نادرست که ممکن است، پیش آید و یا از حاکمیت جوّ انتقام و مقابله یا اشتباه و مقابله به مثل، در جلسه مشاوره، جلوگیری نماید و مانع ریزش اعضای گروه شود و بدین وسیله راه مشاوره را برای اعضا هموار سازد و آنان را در جهت ایجاد یک ساخت مشاورهای هدایت نماید تا اعضا بتوانند بدون صدمه روانی به هم، در یک رابطه تعاملی مؤ ثر و سازنده به هم کمک کنند و از این رو در ادامه مشاوره، گفتگو بین خود اعضای گروه انجام میشود و هر فردی با راحتی، مسایل خود را با سایر افراد گروه در میان میگذارد و به راه حلهایی دست مییابد.
تعداد اعضای گروه در مشاوره و راهنمایی گروهی، با عمق رابطه لازم یا ممکن، ارتباط دارد؛ یعنی هرچه لازم باشد رابطه عمیق تر باشد، تعداد اعضا هم باید کمتر باشد. البته عمق رابطه، خود، بستگی دارد به نوع گروه، نیازها و وضع روحی مراجعه کنندگان و اهداف مشاوره.
بنابراین، در مشاوره و راهنمایی آموزشی و ارائه اطلاعات میتواند تعداد اعضا زیاد باشند (تا حدود چهل یا پنجاه نفر) امّا در مورد مشکلات روانی باید سعی شود تعداد هرچه کمتر باشند و حداکثر ده نفر بیشترنباشند[۱۴۱]
در مشاوره گروهی، دانش آموزان نباید ترکیب گروه همگون و همدست باشند؛ مثلاً اعضای گروه را همه دانش آموزان تنبل تشکیل دهند. بلکه ناهمگون بودن دانش آموزان و ترکیب دانش آموزان از گروههای تنبل و زرنگ میتواند یادگیریها و تجربیات پربارتری را به همراه داشته باشد.
در مشاوره گروهی، اعضا، علایق و تواناییهای خود را میشناسند و هویت و شخصیت خویش را بهتر درمی یابند، به نظریات و عقاید دیگران توجه میکنند و رابطه متقابل با دیگران را تقویت مینمایند و با رشد مهارتهای اجتماعی، به سازگاری با مسؤ ولیتهای اجتماعی، توانمند میگردند و با توجه به واقعیتهای موجود، نگرانیهای خود را قبل از آنکه به مشکلات جدیدی تبدیل شود، برطرف مینمایند و افرادی که مشکلات دارند، به تغییر رفتار موفق میشوند و از حاد شدن آن جلوگیری مینمایند.
در مشاوره گروهی، اعضا میدانند که چه میخواهند، ولی نمیدانند چطور به آن برسند و یا آن را هم انجام دهند و از این رو ماهیتِ پیشگیرانه دارد، ولی در مشاوره فردی، بیشتر، جبرانی و تصحیحی است و پیشگیری کمتر است.
در مشاوره گروهی، افراد میخواهند بدانند که دیگران چه میگویند؟ چه فکر میکنند؟ و چطور زندگی مینمایند تا بدین وسیله بتوانند راه خود را در این رهگذر پیدا کنند و از آن مطمئن باشند.
عن امام علی (علیه السّلام): (دواؤ ک فیک وما تشعر وداؤ ک منک وتستنکر)[۱۴۲]
(درمان و مشکل تو در خودت است و تو آگاه نیستی و درد تو نیز، از خودت میتواند باشد در حالی که تو نمی دانی).
و از این رو است که خود شناسی در مشاوره، اساس حل مشکلات روانی و . . . مراجعه کنندگان است.
بیشتر مردم از اینکه در جمع بتوانند آزادانه، احساسات، افکار و عقاید و نابسامانیهای شغلی و محیطی و اجتماعی خود را بیان کنند، لذت میبرند و در حقیقت یکی از هدفهای مهم مشاوره گروهی که عبارت است از ایجاد روابط نزدیک و تواءم با ملاطفت، خود به خود تحقق مییابد و زمینهای فراهم میگردد که آنها در روابط بعدی خود در خانواده، محل کار، محل تحصیل، موفقتر و راضی تر باشند.
اعضای گروه، از تجربیات و یاد گرفتههای تازه در گروه، در زندگی روزمرّه استفاده میکنند و دیگر نسبت به انتقاد دیگران از آنان حساسیت کمتری از خود نشان میدهند و زیاد حالت دفاعی به خود نمیگیرند، آنان دیگر میتوانند خود را آن گونه ببینند که دیگران میبینند. البته باید توجه داشت که در مشاوره گروهی، هدف اصلی این است که افراد به شناخت عمیق تر از خود و رفتار خویش و ایجاد تغییرات لازم و رفع مشکلات و حل مسایل خود برسند.
مشاوره و راهنمایی گروهی، عمدتا در دانشگاه یا مدرسه و یا مؤ سسه دیگر تشکیل میشود؛ و هدف آن کمک به شناخت موقعیتها، محیط، روابط انسانی، احساسات و عواطف افراد، موضوعات آموزشی، مهارتها و ارائه اطّلاعات تحصیلی، شغلی و آشنا سازی افراد با سیستم مدرسه، دانشگاه، مؤ سسه، شناسایی و تحلیل مشکل (چه مشکل کاری و شغلی باشد و چه مشکل شخصی و مدیریتی باشد) و هدف آن رشد، تسهیل تصمیم گیری و غلبه بر مشکلات و یاوری اعضا برای ایجاد تغییر در رفتار و نگرشهای ضعیف و ناموفق است.
عوامل درمانی در مشاوره گروهی
عوامل درمانی در مشاوره گروهی، عبارت از اهرمهای کار و وسایل ایجاد تغییر در شخصیت و روابط انسانی است که مشاوران، آنها را در مورد اعضای گروه به کار میگیرند:
۱ - ایجاد امید و بشارت به بهبودی و رفع مشکل.
۲ - شکستن احساس منحصر به فرد بودن مشکل یا بیماری فرد.
۳ - انتقال اطلاعات و آموزشهای لازم.
۴ - فراهم ساختن زمینه نوعدوستی و روابط سالم اجتماعی.
۵ - همبستگی گروهی در مشاوره گروهی، همانند رابطه حسنه و همدلی در مشاوره فردی، یک پیش شرط لازم برای درمان مؤ ثر است.
۶ - تجربه عاطفی تصحیحی.
فردی که مشکل روانی دارد، باید تحت یک تجربه عاطفی تصحیح کننده قرار گیرد، اموری که این امر را تسهیل میکند، عبارتند از:
الف - آشناکردن فرد به نامناسب و نادرست بودن احساسات و رفتارهمنشینانه اش.
ب - افزایش توانایی فرد برای تعامل و مراوده عمیق تر و صادقانه تر با سایرین.
ج - ابراز احساس عاطفی نسبت به فرد.
د - حمایت فردی و گروهی ازفردمشکل دار و ارزشگذاری بر کنشهای او.
ه - ایجاد زمینه و فراهم ساختن شرایط تحریک عاطفی و آزمایش تجربه عاطفی تصحیح کننده وی.
روشها و فنون مشاوره
(فن) به معنای راه، روش، هنر و شیوه است و منظور از فنون مشاوره، روشها و شیوههایی است که در مشاوره، به اقتضای اصول و در جهت اهداف، به اجرا در میآید.
مشاور، با توجه به اصول مشاوره و بهره گیری از فنون آن، مشورت کننده را در رسیدن به هدفهای مشاوره و حل مشکلات روانی او به طریق مؤ ثرتری یاری میکند. ناآگاهی مشاور از این فنون و ناتوانی وی در به کارگیری مؤ ثر آنها، باعث موفق نشدن او در انجام مشاوره است و مشورت کننده را نیز از رسیدن به هدفهای مشاوره باز میدارد.
ماپس ازبیان انواع روشهای مشاوره به ذکر این فنون و مراحل انجام آن میپردازیم:
اقسام روشهای مشاوره
در روش مشاوره از نظر میزان فعالیت مراجعه کننده و مشاور و چگونگی رابطه آنها، سه نظریّه وجود دارد:
===== الف - روش مستقیم =====[۱۴۳]
یک نظریّه این است که مشاور، محور بحث را در اختیار گیرد و از تکنیکها و فنون مشاوره بسیار استفاده کند و در تشخیص علتهای ناراحتی فرد بکوشد و راه حلهای مناسب را به وی پیشنهاد یا تکلیف نماید.
از صاحبان این نظریه، الّیس، ویلیامسون، سالتر، هوارد و میلر میباشند[۱۴۴] آنان بر این اعتقادند که اولاّ: مشاور، مشکل و موقعیت مراجعه کننده را بهتر از خودش درک میکند. همه افراد بشر، توانایی درک از خود و سازندگی خویش را ندارند. آنان که در جریان تعلیم و تربیت صحیح قرار گرفتهاند، میتوانند شرایط محیطی و قوای خود را بشناسند و به طور خلاّق عمل کنند.
ثانیا: عدم آگاهی مراجعه کننده از خود و یا شرایط محیط خویش و رابطه اش با دیگران و نظایر آن، او را دارای مشکل ساخته است. او چگونه میتواند خود را بدون راهنمایی مستقیم از مشکل برهاند. از این رو لازم است مشاور، درمان و راه حل را برایش به صورت صریح مطرح کند و او را به صورت مستقیم هدایت نماید تا به نتیجه برسد.
در این روش، مشاور از طریق پرسشنامه، آزمونهای روانی، مصاحبه و سؤ ال، به جمع آوری اطلاعات وسیعی دربارهٔ مراجعه کننده اقدام میکند و بر تشخیص علل ناراحتی و مشکل وی همت میگمارد و پس از کشف علل، راه حلهایی را ارائه میدهد و از مراجعه کننده خواسته میشود تا راه حل ارائه شده را به اجرا درآورد و نتیجه را به مشاور گزارش نماید.
===== ب - روش غیر مستقیم =====[۱۴۵]
نظریه دیگر در روش مشاوره این است که مشاور، در مشاوره، محیط گرم و پذیرا را برای فرد فراهم کند تا او با آسودگی و دلگرمی به گفتگو و دادن اطلاعات لازم در مشاوره اقدام نماید؛ و نیز هدایت و رهبری بخش مهمی از فعالیتهای جلسه مشاوره را به عهده او گذارد و مشاور، صرفا به انعکاس احساسات، افکار و رفتار او بپردازد و بدین وسیله، وی را به خودشناسی و بینش درست دربارهٔ مشکلش راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد.
در این روش، شخص مراجعه کننده، محور است و رابطه حسنه، نقش اساسی در مشاوره دارد و به فنون مشاوره، بویژه تست، چندان اهمیتی داده نمیشود.
دانشمندانی مانند راجرز[۱۴۶] فردریک پرلز،[۱۴۷] از صاحبان این نظریهاند. اساس این نظریه را راجرز، چنین بیان میکند: انسان، ذاتا موجودی خلاّق و تواناست و طبیعتش بر خیر است و برای هدفی ارزشمند کوشش میکند. مراجعه کننده هم که دچار کج رفتاری یا اختلال عاطفی و یا با مشکل دیگر رو به رو میشود. انسان است و از این گونه ویژگیها برخوردارمی باشد، ولی بر اثر تربیت غیر صحیح و آگاهیهای غلط و یا رفتارهای انحرافی، برایش مشکل پیش آمده است. مشاور با کمک غیر مستقیم به وی یعنی آگاه ساختن او به خودش و موقعیتش در جهان هستی و هدف والای زندگی و اموری مانند آن، مراجعه کننده را به حالت طبیعی اوّلیه برمی گرداند و او خود به راه حل برای مشکل خویش میرسد.
در این روش، مراجعه کننده بیش از مشکلش مورد توجه است و به احساسات و افکارش زیاد اهمیت داده میشود؛ و به ایجاد و تقویت رابطه حسنه مشاورهای وی با مشاور، تاءکید میگردد و به جای کوشش برای تشخیص علل ناراحتی و ارائه راه حل بر اساس آن، به انعکاس افکار، احساسات و رفتار او اقدام میشود و به جای دادن دستورالعمل و خواستن تکلیف از مراجعه کننده، زمینه فراهم میگردد تا خود او دستورات و تکالیف لازم را کشف نماید و به کسب بینش نسبت به خود و مشکلش نایل شود و خود، راه حل مناسب را پیدا کند.
پرلز، که مؤ سس (نظریه گشتالت) است نیز بر این روش مراجعه کننده محوری،[۱۴۸] تاءکید دارد. به نظر وی، وقتی فرد با مشکل مواجه میشود که افکار و احساسات خویش را قبول نداشته و آنها را از خود نداند و سازمان و وحدت و هماهنگی رفتار را از دست بدهد.
بر اساس (نظریه گشتالت) به مراجعه کننده کمک میشود تا خویشتن را بپذیرد و از اجزای از هم گسسته، به خویشتن هماهنگ و وحدت یافته برسد و اعتماد و اطمینان شخصی پیدا کند و به دیگران وابسته نباشد. بر طبق این روش،[۱۴۹] مراجعه کننده در وضعیتی قرار داده میشود که آگاهی کافی پیدا کند و موانع آگاهی درست را کنار بزند و خود را آنگونه که هست بنمایاند و تواناییهای خویش را آشکار کند.
ج - روش انتخابی
نظرّیه متعادل این است که مشاور با توجه به نوع مشکل فرد و توانمندی او، هریک از دو روش مستقیم یا غیر مستقیم را که مؤ ثرتر و مفیدتر واقع شود ، انتخاب کند؛ مثلاً در حل مشکلات عاطفی و روانی، روش غیر مستقیم را به کار گیرد و در غیر آن از روش مستقیم استفاده نماید؛ و در مواردی هم که لازم میبیند، از هر دو روش بهره میبرد.
تورن[۱۵۰] و گریندر[۱۵۱] از پیشگامان این روش میباشند. نام این روش، روش انتخاب (Metd Elective) گذاشته شد و مکتب آنان مکتب التقاطی[۱۵۲] یا (Eclecticism) نامیده شده است.
روش تعقلی و روش تحلیل روانی
روشهای گوناگونی در مشاوره مطرح است که با هریک میتوان دستهای از مشکلات مراجعه کنندگان را حل کرد. مشاور، باید از همه روشها آگاه باشد تا به تناسب هریک از مسایل و مشکلات، از آن روشها به صورت مجزّا و یا تلفیقی بهره بجوید. دو روش زیر در حل مشکلات، از کارایی بسیار زیاد برخوردارند و تجربه، مفید بودن آنها را ثابت کرده است.
===== الف - روش تعقلی در مشاوره =====[۱۵۳]
قدیمیترین روش مشاوره که در بین انسانها معمول بوده است؛ روش تعقلی است محور در این روش، عقل است. پیامبران، فلاسفه، عاقلان و دانشمندان همیشه، افراد را به تعقل، تشویق میکردهاند تا با ورزیده شدن در فکر و عقل، آنان بتوانند مشکلات فردی و اجتماعی خود را حل نمایند.
در هر جامعهای، هرکسی که بیشتر از نعمت عقل برخوردار بوده بیشتر مرجع و مشاور مراجعه کنندگان و مشورت طلبان میباشد.
در این روش، مشاور همانند معلم و راهنما عمل میکند و جریان مشاوره و راهنمایی یک جریان تعلیم و تربیت محسوب میشود؛ و از خصوصیات آن این است که مشاور، سعی دارد مراجعه کننده را با واقعیت، حقیقت، عقاید و سنن درست، ارزشهای اخلاقی واجتماعی صحیح واموری از این قبیل آشنا و علاقه مند سازد و وی را ازافکار، تصورات و وابستگیهای غلط برهاند و او را برای زندگی معقول در آینده آماده نماید.[۱۵۴]
===== ب - روش تحلیل روانی =====[۱۵۵]
در روش تحلیل روانی، مشاور به مطالعه نقش احساسات و عواطف میپردازد و در صدد است مشکلات عاطفی مراجعه کننده را حل نماید.
این روش بر این فرضیه استوار است که هر مشکل و اختلال رفتاری و شخصیتی که در فردبه وجود میآید، نتیجه اضطرابهایی است که شخص در گذشته به آنها مبتلا شده است. با روش تحلیل روانی، آن اضطرابها، تحریکات و عوامل، شناسایی میشوند و مراجعه کننده از واقعیت وجود خود، آگاه میگردد و میفهمد که از عیب و نقص، عاری نیست، استعدادها و توانمندیهایش محدود است، بنابراین، با به دست آوردن بینشی واقع بینانه نسبت به خود، تمایلات کامل گرایی و بلندپروازانه خود را کاهش میدهد و شخصیت خود را دوباره بازسازی مینماید.
در این روش، روی تقویت نیروی اراده و عاطفه تاءکید میشود، اگرچه عقل را نیز در همه زمینهها به کار میگیرد.[۱۵۶]
فصل نهم: مراحل انجام روشها و فنون مشاوره
مشاوره، دارای مراحلی است که در هریک از آن مراحل، روشها و فنون ویژهای را باید به کار گرفت. موقعیت در مشاوره تا حد زیادی، به خصوصیات شخصی مشاور و توانمندی او در به کارگیری فنون و روشها بستگی دارد و از این روست که مشاوره را (هنر مشاور) نامیدهاند.
سه مرحله آغاز، ادامه و پایان مشاوره
مرحله آغاز
توضیح
مرحله آغازمشاوره و راهنمایی با نخستین جلسه مشاوره شروع میشود. رعایت روشها و فنون زیر، در موفقیت مشاوره، نقش بسزایی دارد:
الف - برقراری رابطه حسنه بین فرد و مشاور
مشاور، با ایجاد رابطه حسنه، اضطراب اوّلیه و ترس مراجعه کننده را کاهش میدهد و اعتماد او را نسبت به خود جلب میکند تا او با احساس امنیت و اعتماد، مشکلش را مطرح سازد.
مشاور، مبتنی بر رابطه یاورانه است. این رابطه به چند صورت متصور است:[۱۵۷]
۱ - رابطه معلوم: یعنی رابطهای که به آسانی، اطلاعات و نظریات و احساسها بین مراجعه کننده و مشاور ردّ و بدل میشود و در آن گفتار و حرکات مراجعه کننده برای خود او و مشاور معلوم است.
۲ - رابطه مبهم: که در آن، گرچه مراجعه کننده از نظریات، احساسها و علل حرکات و گفتار خود، آگاهی ندارد، ولی برای مشاور، ابهامی ندارد.
۳ - رابطه ناشناخته: که در آن احساسها، عقاید و . . . نه برای خود مراجعه کننده روشن است و نه مشاور توانسته آنها را کاملاً بشناسد.
۴ - رابطه پنهان: که در آن گفتار و حرکات مراجعه کننده گرچه برای خود او روشن و معلوم است، ولی از مشاور مخفی نگهداشته شده و وی از آن آگاهی ندارد.
در نخستین جلسه مشاوره، معمولاً رابطه پنهان وجود دارد و مشاور باید سعی کند اعتماد متقابل ایجاد گردد و از رابطه پنهان کاسته شود. هرچه رابطه یاورانه حسنه تر باشد میتواند فرد را از ممانعتها و مقاومتهای درونی آزاد کند و از سه رابطه منفی بکاهد و رابطه معلوم را افزایش دهد و اعتماد بین مراجعه کننده و مشاور را باعث گردد.
برای ایجاد رابطه حسنه و اعتماد باید به نکات زیر توجه شود:
یک - مشاور با رفتار دوستانه خود، زمینهای فراهم کند که فرد، احساس نمایدمشاور او را دوست دارد و برایش ارزش قایل است، علی (علیه السّلام) میفرماید: (حسن الصحبة یزید فی محبّة القلوب)[۱۵۸]؛ یعنی: (نیکویی رفتار، محبت قلبی مردم را نسبت به تو زیاد میکند).
همچنین مشاور به هنگام ورود، به وی سلام کند. (سلام آن قدر اهمیت دارد که رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) فرموده است: (خمس لست بتار کهن حتی الممات . . . وتسلیمی علی الصبیان . . .)[۱۵۹] یعنی: (پنج چیز است که تا هنگام مردن من آنها را ترک نمیکنم . . . (یکی از آنها) سلام دادن به بچه هاست ) و احترامش گذارد و با او دست دهد پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) فرمود: (تصافحوا فانّه یذهب بالغلّ)،[۱۶۰] یعنی: (با یکدیگر مصافحه کنید؛ زیرا کینه را از دلهای شما میبرد). و حالش را بپرسد و ابراز محبت نماید و با وی همدلی کند و این همدلی را اظهار کند، با چهره بشّاش با او حرف بزند و نگاههای محترمانه و ارزشمندانه به او داشته باشد و از حرکات بی مورد بپرهیزد و او را بدون قید و شرط بپذیرد و آمادگی خود را برای کمک به او اعلام کند.
دو - مشاور در رابطه مشاورهای خود از ارائه نقشهای تصنعی که جزء شخصیت او نیست، بپرهیزد؛ زیرا خواه ناخواه مراجعه کننده این نقشهای تصنعی را کشف میکند و اطمینان نسبت به مشاور را از دست میدهد. در حقیقت باید از پاکی باطن برخوردار باشد و عمل و رفتار و نقش خود را با آن منطبق سازد. علی (علیه السّلام) فرمود: (زین الایمان طهارة السرائر وحسن العمل فی الظاهر)[۱۶۱] زیبایی ایمان در پاکی باطنها و (منطبق با آن) عمل نیکو در ظاهر است.
سه - مشاور به انتظارات مراجعه کننده از خودش توجه داشته باشد و در برآوردن آنها تلاش نماید و از تداخل مشغولیات، در جریان مشاوره بپرهیزد؛ زیرا مشاور، دارای احساسات، روشها، عادات و احیانا مشکلاتی است که روی مشاوره اثر میگذارد. بدیهی است که مشاور، باید سعی کند تا تداخل مشغولیات خود را در جریان مشاوره به حداقل برساند و صرفا ذهنش را در راستای انتظارات مراجعه کننده متمرکز سازد.
معمولاً انتظارات مراجعه کننده از مشاور، اموری از این قبیل هستند:
الف - اضطراب نداشته باشد.
ب - صادق و با خلوص نیت باشد.
ج - نیازهای مراجعه کننده را بشناسد.
د - از انگیزههای مراجعه کننده آگاه شود.
ه - احساس مراجعه کننده را دریابد.
و - قادر به ایجاد رابطه تواءم با اعتماد و احترام به مراجعه کننده باشد.
ز - خودانگیز و خلاّق باشد.
در برابر، مراجعه کننده هم باید در برآوردن انتظارات مشاور از وی تلاش کند تا رابطه حسنه دو طرفه برقرار شود. مشاور انتظار دارد که مراجعه کننده، به دور از نفاق و پرده پوشی، مسایل مورد نیاز را بگوید و برای خودآگاهی با همه توانش تلاش کند و به بهداشت روانی خود توجه داشته باشد و در حل مشکل خود کوشش نماید و اموری از این قبیل[۱۶۲]
چهار - مکانی برای مشاوره انتخاب شودکه حتی المقدورمحیطی آرام و راحت باشد تا فرد بتواند با فراغت خاطر و بدون ترس و اضطراب، مسایلش را مطرح سازد.
پنج - به وی اجازه داده شودجلسه را هرطور که او می خواهدآغاز کند.
شش - نقش حضور و سخن گفتن او در مشاوره برایش توضیح داده شود.
هفت - به احساسات، ارزشها و عواطف وی توجه کافی شود و در مشاوره بیش از حد، بر جنبههای عقلانی و منطقی، تکیه نشود.
هشت - از او تعریف و تمجید به عمل آید؛ مثلاً به او بگویند تو فرد توانایی هستی، خوب فکر میکنی، کارت مورد قبول است (البته توجه شود که برخلاف واقع تعریف نشود) و خودت مشکل را حل خواهی کرد، من پیش بینی میکنم که به نتایج خوبی برسی، دوستان خوبی پیدا میکنی، نمرات بهتری خواهی گرفت و . . .
نُه - آشنا ساختن شخص به اینکه این مشکل منحصر به او نیست، دیگران هم نظیر این مشکل را دارند، بنابراین، جای نگرانی نیست.
ب - محرمانه ماندن مذاکرات
باید به شخص، اطمینان داده شود که مذاکرات جلسات مشاوره محرمانه میماند و به هیچ وجه بدون اجازه او افشا نخواهد شد.
ج - سازماندهی مشاوره
خط مشی و چگونگی اجرای مشاوره یا روشی برای آغاز و ادامه و پایان مشاوره - که (سازماندهی مشاوره) نامیده میشود - تعیین گردد.
سازماندهی چارچوب مشاوره است که فرد را یاری میدهد تا احساس سردرگمی، بی هدفی، ابهام وبلاتکلیفی نکندوازمشاوره نتیجه سودمندی بگیرد.
درسازماندهی بایدمشخص شودکه فردبه منظورچه هدفی ازاهداف، نظیر تغییر عادات نامناسب، بهبود روابط خود با دیگران، حل مشکل اشتغال، حل ناراحتیهای خانوادگی و اموری از این قبیل، به مشاورمراجعه کرده است.
همچنین دربارهٔ نقشهای هریک از مشاور و مراجعه کننده در مشاوره و اینکه چه انتظاری از هریک از آن دو هست، باید گفتگو شود.
تعیین زمان برای هر جلسه مشاوره نیز ضرورت دارد و باید توجه داشت که کودک و نوجوان و بزرگسال در چه مرحلهای از رشد و توان برای تمرکز حواس است و مشاوره تا چه مدت زمان برایش مفید است؛ مثلاً باید هر جلسه مشاوره برای کودکان دبستان بیش از ۲۵ دقیقه و برای نوجوانان ۳۵ دقیقه و برای بزرگسالان ۴۵ تا ۶۰ دقیقه، بیشتر طول نکشد.
تعیین زمان باعث میشود که وقت مشاور، بین همه مراجعه کنندگان تقسیم شود و همگی بتوانند از مشاور استفاده کنند؛ و نیز با تعیین زمان از پراکنده گویی جلوگیری میشود و نیرو و دقت مشاور و شخص مقابل تلف نمیگردد. همچنین در تعیین زمان، با توجه به نوع مشکل فرد، تعداد جلسات مشاوره به صورت تقریبی مشخص میشود.
انجام این نوع امور و نظایر آن در اولین جلسه مشاوره، سازماندهی مشاوره است.
د - احتیاط در شروع مشاوره
مشاور در آغاز مشاوره، باید با احتیاط بیشتری عمل کند و به ردّ عقاید و افکار طرف بپردازد؛ و در جایگزین کردن عقایدو افکارصحیح به جای آنها تعجیل نکند؛ و او را تحت فشار قرارندهد؛ زیرا تعجیل و تحمیل، برقراری رابطه حسنه را مشکل میسازد و چه بسا شخص را ناراحت و نگران کرده، او را به ترک مشاوره یا سکوت، بکشاند.
ه - پدیدار ساختن شخصیت مراجعه کننده
سعی شود شخصیت مراجعه کننده به خوبی پدیدار شود.
شخصیت انسان به طور شگفت انگیزی پیچیده است؛ و میتوان گفت شخصیت مراجعه کنندگان همانند غالب انسانها، کاملاً قابل درک و توصیف نیست، بویژه در شروع آشنایی که قسمتهایی از آن شخصیت دیده میشود؛ مانند بخشهایی از تودههای یخ که بالای سطح آب قرار دارد، قابل مشاهده است ولی بخشهای دیگری از آن که در زیر آب است دیده نمیشود مگر آنکه با غلتیدن این تودههای یخ و چرخش آنها قسمتهای دیگر، قابل رؤ یت گردد. در جلسه مشاوره، بیشتر بخشهای شخصیت مراجعه کننده، پنهان است و گاه برای خود مراجعه کننده نیز مخفی است، مشاور باید شخصیت مراجعه کننده را به چرخش درآورد تا تمام ابعادش پدیدار گردد تا هم خود مراجعه کننده به خودشناسی برسد و هم مشاور بداند چگونه و از چه راههایی به حل مسایل و مشکلات او میتوان رسید.
و - تاءثیر متقابل مشاور و مراجعه کننده
مشاور و مراجعه کننده هرکدام دارای نیازها، نظام ارزشی ویژه، مفهوم خاصی از خویشتن، جهان بینی و انسان شناسی مخصوصی هستند که در رابطه مثبت و منفی مشاوره اثر میگذارند. اگر مشاور و مراجعه کننده در این خصوصیات با هم توافق داشته باشند و یا به توافق برسند، رابطه مثبت برقرار میشود و اگر با همدیگر، در این خصوصیات تصادم داشته باشند، این رابطه ضعیف خواهد بود[۱۶۳] بر این اساس، مشاور باید سعی کند که با توجه به اصول عقلی و ارزشهای دینی، این توافق ایجاد شود. توانایی مشاور در فهم ویژگیهای مراجعه کننده و سازگار کردن آنها با اصول ارزشی قابل قبول، به ایجاد رابطه حسنه و اعتماد بین مشاور و مراجعه کننده نیز، کمک میکند.
ز - نکات قابل توجه در شناخت شخصیت مراجعه کننده
در جریان مشاوره، بویژه در مرحله آغاز، برای اینکه مشاور به کل شخصیت سازمان یافته مراجعه کننده که حاصل هماهنگی و وحدت افکار، احساسات، گفتار و رفتار اوست، پی ببرد، توجه به امور زیر مطلوب است:
۱ - برای اینکه مراجعه کننده تجربیات خویش را جزئی از خود احساس کند، از وی خواسته شود تا ضمیر اوّل شخص را در جملات خود به کار ببرد و از به کار بردن ضمایر غایب، اجتناب نماید.
۲ - به منظور کشف اندیشه شخصی مراجعه کننده، وی تشویق شود که در مسایل اظهار نظر کند و فکر و اندیشه خاص خود را بیان کند و نظر خود را نسبت به دیگران و رابطه با آنها ابراز نماید.
۳ - برای اینکه مراجعه کننده بدون ابهام، خود را نشان دهد، از وی خواسته شود از جملات خبری و نه جملات سؤ الی، استفاده کند و اتفاقات و کارها را آنطور که واقعیت یافته، نقل نماید.
۴ - برای اینکه مراجعه کننده در توجیه کارها به دلیل تراشی روی نیاورد، از وی خواسته شود از چگونگی رفتار سخن بگوید و به چرایی رفتارش نپردازد.
مرحله ادامه
توضیح
در این مرحله علاوه بر روشهای مرحله آغاز به رعایت روشهای زیر توصیه میشود:
الف - توجه دقیق به صحبتهای مراجعه کننده
مشاور باید به طور کامل و دقیق به گفتههای فرد گوش دهد و در ضمن سخن گفتن وی سکوت اختیارنماید و با چیزی بازی نکند و عوامل مزاحم دیگر را نیز از بین ببرد. درست و دقیق گوش ندادن باعث تضییع حق از مراجعه کننده است و به همین دلیل جایز نیست. در حدیثی از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده است که (. . . سوءالاستماع منه خیانة؛[۱۶۴] بد گوش کردن به گفتار طرف مقابل، خیانت محسوب میشود).
ب - پرسش به منظور کسب اطلاعات عمیق تر
پرسش از شخص بایدبه منظور کسب اطلاعات عمیق تر و موثق دربارهٔ او و موقعیت و متناسب با سن و توانایی و مشکل وی انجام شود تا بر اساس آن به امور لازم هدایت گردد.
پرسشهای زیر نمونهای از پرسشهای هدایت کننده است:
۱ - آیا از نظر سلامت جسمی، مشکلی داری، آنها چیست؟
۲ - چه چیزهایی شما را بیشتر در زندگیتان نگران و ناراحت میکند؟
۳ - خوشترین لحظات زندگی شما چه مواقع است؟
۴ - هدفهای شما در زندگی چیست؟
۵ - سه تا از مهمترین آرزوهای خود را به ترتیب اهمیت نام ببر.
۶ - از مدرسه چه احساسی داری؟
۷ - کدامیک از دروس مدرسه را دوست نداری؟
۸ - مشکل شما چگونه به وجود آمد؟
۹ - در این مورد چه احساسی داری؟
۱۰ - بزرگترین مانع در کارت چیست؟
۱۱ - بهترین دوست شما کیست، روابط شما با او در چه حد است؟
۱۲ - دربارهٔ خانواده ات چه میتوانی مطرح کنی؟
۱۳ - اگر بخواهید در منزلتان چیزی تغییر کند، آن چیست؟
۱۴ - از هفته گذشته تاکنون چه افکار جدیدی در شما پدیدآمده است؟
ج - استفاده از روش تست
برای فراهم آوردن اطلاعات لازم در زمینه صفات و خصوصیات شخصی، پندار، تعیین میزان پیشرفت تحصیلی و کمک برای تصمیم گیری در مسایل زندگی و شغلی دانش آموزان، میتوان از روش تست و پرسشنامه نیز استفاده کرد[۱۶۵] البته تست در صورتی مناسب است که نگرانی و ترس را در دانش آموز، ایجاد ننماید و او را به مشاور، وابسته نسازد.
د - پی بردن به علل سکوت و مقاومت مراجعه کننده
اقدام مناسب در برابر سکوت و مقاومت مراجعه کننده با توجه به علل آن و چگونگی برخورد صحیح با آن.
سکوت از نظر مشاوره و روان درمانی، دارای اهمیت خاصی است و به همان اندازه گفتار کلامی با معناست و میتواند بیانگر مسایل بسیاری از قبیل ترس، خشم، بی حوصلگی، احترام، نگرانی، اندوه یا نفرت باشد. مشاور باید سعی خود را به کار گیرد تا به معنای احتمالی سکوت پی ببرد. سکوت مراجعه کننده علل متعددی دارد؛ از جمله:
۱ - سکوت در لحظات اولیه ممکن است به خاطر نبودن ایجاد رابطه حسنه مشاورهای بین فرد و مشاور باشد.
۲ - سکوت در مراحل آخر مشاوره ممکن است به خاطر این باشد که مراجعه کننده چیزی دیگر برای گفتن ندارد.
۳ - ممکن است سکوت به خاطر این باشد که وی از نتایج و چگونگی ادامه مشاوره رضایت نداشته است.
۴ - ممکن است سکوت به خاطر این باشد که برای فرد احساس بسیار ناراحت کنندهای (مثل مرگ مادر و . . .) پیدا شده که در این صورت باید با او همدردی کرد و در شکستن سکوت عجله نکرد.
۵ - گاهی سکوت شخص بدین سبب است که مشاور نقش فعّال تری در مشاوره داشته باشد و به سخنان خود ادامه دهد.
۶ - وگاهی سکوت به سبب خستگی زیاد است که نیاز به استراحت دارد.
۷ - و گاهی بدین علت است که دربارهٔ موضوع طرح شده به تفکر و تاءمّل فرو رود.
برای شکستن سکوت، نباید عجله کرد و حتی الامکان به صورت دعوت غیرمستقیم، مثل تکان دادن چشم، سر و دست اشاره به شروع صحبت کند یا بگوید: بلی، دیگر چه؟ ، ادامه آن چیست؟ و یا مشاور به خلاصه کردن و دوباره گویی سخنان او بپردازد و بعد از او بخواهد تا بقیه موضوع را بیان کند.
گاهی فرد در برابر مشاور به صورتهای مختلف مقاومت میکند، از جمله به شکل:
یک - بی میلی به مشاوره.
دو - نپذیرفتن گفته یا پیشنهاد مشاور به عبارتهایی نظیر من نمیتوانم انجام دهم، وسایل کافی ندارم، این راه را قبلاً هم رفتهام و نتیجه نگرفتهام، این عقیده را دوست ندارم، فکر خوبی است ولی عملی نیست، این اصل هم مؤ ثر نخواهد افتاد.
سه - حضور نیافتن به موقع برای مشاوره.
چهار - سعی در پوشاندن عواطف و احساسات خود.
پنج - سکوت طولانی.
شش - اظهار بی اعتقادی به روان شناسی و . . .
هفت - سعی بر پایان دادن هرچه زودتر جلسه مشاوره.
هشت - پرداختن به موضوعات پراکنده و غیر مناسب با موضوع مشاوره.
نُه - نامناسب دانستن محیط مشاوره (در حالی که مناسب است).
ده - اظهار ترس از حل نشدن مشکل.
برای از بین بردن مقاومت باید اولاً: عوامل بیرونی (مثل محیط نامناسب، پاسخ درست نشنیدن از مشاور و . . .) و عوامل درونی (مثل ترس از حل نشدن مشکل و بدتر شدن شرایط، خستگی، بیماری و . . .) را که موجب مقاومت شده شناسایی و از میان برداشت.
ثانیا: آنچه در برقراری روابط حسنه مشاورهای گفته شدبه کار گرفته شود.
ثالثا: به طور موقّت گفتگو را از حالت مشاورهای خارج و دربارهٔ مطالب روزمرّه، بحث را ادامه دهند.
رابعا: در صورت ناموفق بودن مشاوره، باید برای از بین بردن مقاومت فرد، مشاوره را خاتمه و او را به مشاور دیگر ارجاع داد.
ه - بازی درمانی در مشاوره با کودک و نوجوان
مشاور باید از خصوصیات روانی و توانمندیهای جسمی و میزان علاقه کودک و نوجوان به بازیهای مختلف آگاه باشد. در بکار گرفتن روش بازی درمانی، درک نیازها، احساسها، عواطف و دنیای خیال کودک و ویژگیهای سنّی مراجعه کننده ضرورت دارد. استفاده از این روش آن هنگام قرین موفقیت خواهد بود که مشاور دارای ذهنی محدود نباشد و بتواند پرواز کودک را به دنیای خیال، در سطحی ماورای معنایی که بزرگسالان از آن دارند، تصور نماید و وی را از فشارهای اجتمای (خانواده، مدرسه و . . .) محفوظ نگهدارد و با او ارتباط صمیمی برقرار کند و با احساسها و عواطفی که نسبت به اسباب بازیها یا همبازیها، از وی آشکار میشود، احساس همدردی، همبستگی و موافقت نماید؛ زیرا دنیای کودک متغیر، ظریف، پرتحرک و فعال، احساسی و عاطفی است.
مشاور موفق آن است که بتواند بفهمد روش برخورد کودک با بازی ، انتخاب او و اهمیتی که بدان میدهد، همه مشخص کننده نگرش او و رابطه اش با محیط و اطرافیانش و ویژگیهای روانی و رفتاری اوست؛ و به طور کلی درک کند که رفتارها و گفتارها از چه نوع کاستیها، ناراحتیها و اختلالات روانی حکایت دارند؛ مثلاً بفهمد کودکی که عروسک و اسبابازیهای دیگرش را میزند و یا میشکند ، انتقامجو است، کودکی که کمتر خود را درگیر بازی میکند و گوشه گیر است؛ شکست خورده است و کودکی که از بازی با همسنهای خود طفره میرود، توانایی تطابق صحیح با محیط و همبازیها را ندارد؛ و چه بسا ترس دارد از اینکه نقش خود را خوب در بازی ایفا کند و به خود اعتماد ندارد، چنین کودکی آمادگی بدگمانی را به خود و دیگران دارد.
مشاور بایدبا توجه به تفاوتهای سنی کودکان ونوجوانان وگرایش آنان و نوع مشکل مراجعه کننده، زمینه بازیهای متنوع انفرادی و گروهی و استفاده از اسباب بازیهای مختلف و همبازیهای متناسب را فراهم سازد.
وسایلی که برای بازی انتخاب میشود باید کودک را در آموختن هماهنگی چشم و دست، درک تناسب شکلها و رنگها ، کنترل و تقویت عضلات، تقویت فکر، پرورش روحیه و توانایی تصور، انضباط فکری و تلاش عملی و اموری از این قبیل یاری رساند تا کودک بتواند چیزهایی را کشف کند و سازندگی و خلاقیت در او ایجاد گردد.
معمولاً اگر مشکل کودک و نوجوان از نوع مشکلات عاطفی باشد، بازی درمانی انفرادی و اگر مشکل از نوع ناسازگاریهای اجتماعی باشد، بازی درمانی گروهی، مؤ ثرتر است.
هدایت کردن بازی توسط مشاور نیز، از اهمیت برخوردار است. مشاور برای ایفای این نقش باید خود نقشی را در بازی به عهده گیرد و فکر و نقشه بازیکنان و خواستههای آنان را درک کند تا بتواند مانند یکی از آنان، نظر مشورتی خود را مطرح سازد و بدینوسیله چیز جالبی را به بازی اضافه کند و یا جهت تازهای به آن بدهد. البته چه بسا که همین فرد، مشکل دار و یا عضوی جسور و خودخواه باشد و انعطاف نپذیرد و حتی اعضای دیگر خط دهی او را بپذیرند و با میل و رغبت از او حرف شنوی داشته باشند؛ و مشاور در تغییر و یا جهت دادن به بازی با دشواری رو به رو شود. مهارت و هنر مشاور در این موارد این است که افراد را سازماندهی کند و با ظرافت خاصی از بروز اختلاف جلوگیری نماید؛ و در صورت بروز نزاع و کشمکش بر سر تقسیم نقشها، تغییر بازی، افزودن نقشهای جدید و . . . هوشیارانه به حل و فصل سریع بپردازدوپرخاشگریهاوستیزه جوییها را تعدیل کند و با جهت دادن به فعالیتها زمینههای انحرافی را اصلاح و یا کاهش دهد؛ و از ناکامی فرد مشکل دارممانعت نمایدوسعی کند در مواقعی این فرد طعم موفقیت را بچشد.
کودک و نوجوان در بازی انفرادی و گروهی، عقاید، احساسات، نیازها، علایق، مشکلات، نگرانیها، ترسها، ناسازگاریها و سازگاریها و عواطف خویش را ابراز میکند و مشاور با ایجاد رابطه حسنه با او، وی را کمک مینماید تا مشکلاتش بیان شود و راه حلّی برایش پیدا کند.
مشاور، در ضمن بازی باید به احساسات کودک یا نوجوان توجه کند و وی را به کار و فعالیت تشویق نماید و از سرزنش او، بویژه در برابر دیگران، بپرهیزد؛ و به تدریج به وی بفهماند که اگر بخوهد در بازی یک فرد قابل قبول به حساب آید، باید درستکار، حق طلب، مسلّط به خود و با انصاف باشد؛ و نیز به وی اطمینان دهد که بازی او معنادار و معتبر است و جایی برای عصبانیت و خشم و عمل تهاجمی یا تلافی جویانه نسبت به دیگران نیست؛ و بدین صورت، زمینه را فراهم سازد تا وی با دیگر اعضا رابطه دوستانه برقرار نماید، احساس مسؤ ولیت کند، به ارزیابی منصفانه رفتارش و همبازیهایش بپردازد و روحیه سازگاری پیدا کند و برای بازی دسته جمعی با هدفی واحد کوشش نماید و با آنها متحد عمل کند.
با اعمال روش بازی درمانی، تمایل به بازی و سرگرمی در کودک و نوجوان ارضا میشود، انرژی مازادش تخلیه میشود و از عوارض تراکم انرژی جلوگیری شده، باعث آرامش و اعاده قوای ذهنیِ تضعیف شده میگردد و وی را برای رشد نیروهای خام و آماده سازی آنان برای استفاده در زندگی، قادر میسازد. احساسات و مسایل، ابراز میگردد و فرد، به خودشناسی میرسد. کودک با واقعیتها وفق مییابد و مفاهیم اجتماعی و اخلاقی را در خود رشد میدهد و نقشهای مختلف بزرگسالان، مقررات اجتماعی و معیارهایی را که رفتار وی را تنظیم کند، میآموزد؛ و در یک تجربه یادگیری کاملاً اجتماعی و پیچیده درگیر میشود و بر اضطرابها و ناراحتیهایش غلبه مینماید و تسلط خود را بر موقعیتها افزایش میدهد و اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکند. بازی حتی عاملی در پرورش ذهنی کودک و نوجوان به شمار میآید. آنچه را آموخته، ضمن بازی تکرار میکند و در هنگام تکرار دربارهٔ آنها میاندیشد و معنای بسیاری از این پدیدهها برایش قابل فهم تر میگردد. فعالیت فکری کودک و نوجوان ضمن بازی، همواره با تصور، همراه است؛ مثلاً وقتی نقشی برای خود انتخاب مینماید، در ذهن خود، رفتار، حرکات و گفتار خویش را تصور میکند و در تجسّس ابزار و وسایلی برای اجرای نقش نیز میاندیشد و بدینوسیله به افزایش هوش او میانجامد.
و - انعکاس محتوا
مشاور، به انعکاس محتوای[۱۶۶]کلام مراجعه کننده بپردازد؛ به این صورت که به حرفهای مراجعه کننده خوب گوش دهد و چکیده و مسایل مهم آن را با عبارتهای خودش (و نه به عبارتهای مراجعه کننده) و به شکلی دیگر به او بازگو نماید. با انجام این کار، مراجعه کننده احساس میکند که حرفهایش شنیده شده و مورد توجه مشاور قرار گرفته و توسط وی درک شده است (و این کار به مراجعه کننده کمک میکند تا در کاوش خویش به پیش برود) و همچنین خود مراجعه کننده از گفته خود آگاهی بیشتری پیدا مینماید و حقیقتا اهمیت آنچه را گفته، درک میکند، علاوه بر اینکه مشاور هم اطمینان پیدا میکند که منظور مراجعه کننده را درست فهمیده است.
ز - انعکاس احساسات و زبان مشابه
انعکاس احساسات[۱۶۷] نیز از مهمترین مهارتهای مشاوره است؛ زیرا مشاوره همراهی کردن با مراجعه کننده است که در حال شناسایی خویش میباشد. این همراهی به این است که مشاور، خود را جای مراجعه کننده بگذارد و (به تعبیر استعاری) با کنشهای او راه برود[۱۶۸] و این در صورتی است که آنچه را که مراجعه کننده احساس میکند بفهمد و برای او منعکس سازد.
این مهارت در عین شباهت با انعکاس محتوا، با آن متفاوت است، هردو بازگرداندن اطلاعات به دست آمده از مراجعه کننده به خود اوست، ولی انعکاس محتوا با اطلاعات و افکاری سر و کار دارد که مراجعه کننده، خود گفته است، در حالی که انعکاس احساسات با هیجانها و احساسهای مراجعه کننده سرو کار دارد و به رفتارهایی از قبیل: سریع حرف زدن، سرخ شدن چهره، لکنت زبان، آه کشیدن، اصرار بر یک مطلب؛ توجه میشود و مشاور، درک خود را از این گونه احساسها و چگونگی رفتار و گفتار مراجعه کننده، بازگو میکند.
انعکاس احساسات باید به گونهای باشد که ارزشهای خود مشاور به صورت موافقت یا مخالفت در آن نباشد، بلکه باید با همان اهمیتی که فرد اظهار داشته و با همان لحن و نحوه گفتار، منعکس شود تا فرد، حالات و عواطف خود را بدون کم و زیاد در آیینه انعکاس ببیند.
با انعکاس، او به خوبی میفهمد که مورد درک و پذیرش مشاور قرار گرفته است؛ و واقعیتی را مشاهده مینماید که او را به تفکر و اندیشه بیشتر، تشویق میکند، حالت دفاعی او کاسته میشود و میتواند به ارزشیابی اعمال و رفتارش، اقدام نماید. اومی فهمد که خودِ احساس و عمل او از عوامل ایجاد کننده مشکل به حساب میآیند؛ بنابراین، با شناخت این امور، خود به راه حل مناسب دست مییابد.
مشاور، به منظور پیوند با مراجعه کننده و ایجاد احساس نزدیکی مراجعه کننده با وی، میتوانددر انعکاس روش، استفاده از زبان مشابه را به کارگیرد.
مردم به شیوههای گوناگون فکر میکنند و تجربه به دست میآورند و از دنیای اطرافشان آگاه میشوند و افکار و احساسات خود را به آگاهی دیگران میرسانند. این شیوهها عبارتند از شیوه دیداری، شیوه شنیداری و شیوه احساسی.
اکثر مردم در اظهار افکار خود، غالبا از یکی از این شیوهها استفاده میکنند. البته برخی به هر سه شیوه تسلط دارند و به راحتی قادرند با هریک از آنها فکر کنند.
مشاور، با توجه به جملات و کلماتی که مراجعه کننده میگوید، میتواند نوع زبان مورد استفاده او را تشخیص دهد و همتا سازی نماید و هماهنگ با او کلماتی را به کار ببرد که برای او با معناتر باشد؛ مثلاً مراجعه کننده میگوید: متوجه شدم که از جلو من چیزهایی گذشتند، آنها زیبا بودند و . . . (زبان دیداری).
مشاور، هماهنگ با او میگوید: چشم انداز خوبی را در پیش رو دیدید.
و یا مراجعه کننده میگوید: من به حرف مادرم در موردآنچه دربارهٔ زنم میگفت، گوش میدادم، اما اخیرا متوجه شدم برخی از آنها نادرست بوده است (زبان شنیداری).
مشاورمی گوید: به نظر میرسد شما در مورد صحت گفتههای مادرتان شک دارید.
و یا مراجعه کننده میگوید: از محبت او بسیار خوشحال شدم و احساس خوبی نسبت به او پیدا کردم (زبان احساسی).
مشاور میگوید: احساس شما نسبت به او تغییر کرده است و حالا احساس خوبی دارید.
ح - خودداری از قضاوت عجولانه
مشاور باید از قضاوت عجولانه بپرهیزد و بعد از تشخیص علل مشکل، مشورت کننده را آگاه سازد. ذکر علل نباید به صورت جزمی و قطعی باشد، بلکه به صورت سؤ ال یا با جمله (احتمالاً چنین باشد)، مطرح گردد.
ط - طبقه بندی احساسات
مشاور بعد از شناخت احساسات شخص، آنها را طبقه بندی کند که دارای چه نوع احساساتی است؛ مثلاً آیا دارای احساسات مفید از قبیل شادی، امنیت، عشق، خوشبینی و . . . است، یا دارای احساسات منفی از قبیل احساس گناه، ترس، رنجش، افسردگی، عداوت و . . . است؟ و یا احساسات دوگانه دارد؛ در یک لحظه عشق و نفرت، شادی و غم و امنیت و دلهره را با هم دارد.
ی - ارزشیابی موضوعات از نظر اخلاقی
هر موضوعی که مورد بحث قرار میگیرد به طور جداگانه از نظر اخلاقی ارزشیابی شود تا شخص، با بصیرت به طرح نقشهای برای زندگی آینده خود نایل آید.
ک - خلاصه گیری محتوا
مشاور، در مقاطع مناسب از جلسه مشاوره از گفتار و مراحل گذشته مشاوره، خلاصه گیری و نتیجه گیری به عمل آورد تا از گفتهها در مراحل بعدی به نحو احسن بهره برداری شود.
از مهارتهای لازم در مشاوره و راهنمایی، خلاصه کردن مطالب گفته شده مراجعه کننده است که در بردارنده نکات اساسی و مهمی است که در مورد آنها صحبت شده است.
هدف از خلاصه کردن، این است که مراجعه کننده از آنچه بیان کرده است؛ تصویری واضح در قالبی سازمان یافته، به دست آورد و با تصویر روشن از موقعیت خود به بازبینی مسیر طی شده بپردازد و موارد اشتباه را اصلاح کند و نواقص را تکمیل نماید.
خلاصه کردن محتوا در موارد زیر بکار میرود:
۱ - هنگامی که مشاور با یادآوری نکات مهم از جلسه قبل بخواهد شروع جلسه فعلی را تدارک ببیند.
۲ - وقتی که مطالب ارائه شده به وسیله مراجعه کننده، مبهم و از شاخه به شاخه پریدن و اطاله کلام باشد.
۳ - آن هنگام که مراجعه کننده تقریبا تمام مسایل مهم دربارهٔ یک موضوع را مطرح کرده باشد و میخواهد موضوع جدیدی را بیان کند.
۴ - وقتی که برداشتن قدمهای بعدی، مستلزم ارزیابی و توافق نسبت به مطالبی باشد که تاکنون گفته شده است.
۵ - هنگامی که مشاور بخواهد با جمع بندی مطالب گفته شده، جلسه مشاور را پایان دهد و یا به مراجعه کننده، تکلیفی برای جلسه بعدی بدهد[۱۶۹]
ل - استفاده از تجارب دیگران
مشاور، تصویری از زندگی مشکل دار خود یا فرد دیگر را به عنوان شخص ثالث ارائه دهد تا شخص از تجارب زندگی دیگران آگاهی پیدا کند و بهتر بیندیشد و راه حل مناسب را در مورد مشکل خود بیابد.
م - روش برخورد با عقاید و افکار نامعقول
از آنجا که هرکس حق دارد برای خود یک نظام فکری و عقیدتی داشته باشد و باور داشتن یا باور نداشتن هرچیز را خود برگزیند؛ مراجعه کننده هم برای خود این حق را قائل است که دارای عقاید، افکار و باورهای خاصی باشد؛ و انتظار ندارد که مشاور با عقاید و باورهای او، تند برخورد نماید و به تخطئه افکار او بپردازد.
مشاور، با توجه به اینکه میداند بسیاری از عوارض و نتایج روانی عاطفی، تابع افکار و سیستم عقیدتی شخص است و از باورها و عقاید غیرمنطقی وی منشاء میگیرد؛ در صدد برمی آید تا آگاهی مراجعه کننده را نسبت به آنچه اعتقاد دارد و یا آن را برگزیده است بالا ببرد و وی را متوجه سازد که برخی از باورها و عقاید، بدون بصیرت و صرفا به تقلید از والدین و یا افراد دیگر به اشخاص منتقل میشود. هرفردی باید با استفاده بهینه از عقل خدادادی، سعی نماید روی هر موضوعی که باور پیدا کرده، بویژه موضوعات اعتقادی، فکر کند و صحت و سقم آن را بررسی نماید و آنچه را عقل خود شخص، با بصیرت کامل آن را حقّ تشخیص میدهد، بپذیرد و به آن، باور و اعتقاد پیدا کند.
فرد با استفاده غلط از عقل خود، افکار موهومی را میپذیرد. عقایدی از قبیل اینکه، فقط کسی با ارزش است که در همه جنبههای زندگی موفق باشد، همه وی را دوست داشته باشند و او را احترام بگذارند؛ و اگر عدم موفقیتی در جنبهای از زندگی پیش آید و یا کسی با او مخالفتی بنماید و یا مورد احترام قرار نگیرد، خود شخص بی ارزش و بی اعتبار است و از شخصیت واقعی، تهی میباشد.
و یا باور بر اینکه هر کار خلافی که شخص انجام دهد، مستوجب سرزنش و تنبیه است و هیچ گاه ندامت، صفح و نادیده گرفتن، آن را شستشو نمیدهد و یا اعتقاد بر اینکه هر امری که بر طبق مراد شخص پیش نرود فاجعه است و یا اینکه سرنوشت ما با اتفاقات و حوادث رقم زده میشود و ما خود توانایی تغییر یا کنترل آن را نداریم و . . . این گونه باورها و عقاید غیرمنطقی، جایگزین عقاید و افکار صحیح و منطقی میشوند و شخص را تحت تاءثیر قرار میدهند و باعث میگردند فرد از واقعیت دور بماند و حوادث را با همان عقاید باطل و افکار غیرمعقول تفسیر و تحلیل کند؛ و چه بسا به هنگام اتفاق حادثهای کوچک، آن را ناگوار و وحشتناک و چیزی که نمیبایست اتفاق میافتاد ارزیابی مینماید و به این صورت، خشم، بی ارزشی، احساس گناه و اضطراب او را فرامی گیرد و با فکر غیرمنطقی مبنی بر اینکه خود و دیگران از مقابله با آن حادثه وحشتناک ناتوانند، احساسات نامناسبی مانند تنفر از خود، یاءس از دیگران پیدا میکند و لذت زندگی را از دست میدهد.
مشاور، به کشف افکار و عقاید غیرمنطقی مراجعه کننده میپردازد و سعی میکند به صورت منطقی، افکار غیر معتبر و نادرست، تصحیح شود تا عوارض روانی عاطفی در فرد از بین برود.
مشاور، برای مواجهه با باورهای نامعقول، اوّلاً: میکوشد تا با شیوهای معقول و به دور از هرگونه پرخاشگری و تهدید، همه ناهمخوانیهای گفتاری و رفتاری مراجعه کننده و نادرستی افکار، عقاید، هدفها و رفتارهای غلطش را مشخص نماید و وی را با منطق شخصی خودش که برای مورد قبول واقع شدن رفتارش در ذهن خویشتن به کار میگیرد، رو به رو سازد و رفتارهایش را با اندیشههای معقول خود او مقایسه نماید.
ثانیا: با ذکر تفسیرها و تحلیلهای گوناگون از واقعیت و آنچه اتفاق افتاده است، به مراجعه کننده آموزش دهد که افکارش را تفسیری از واقعیت بداند و نه خود واقعیت، بنابراین، میتواند درست نباشد.
ثالثا: برای اینکه بتواند تفسیر غلط مراجعه کننده را تغییر دهد و یا میزان باور وی را به آن کاهش دهد، لازم است که مراجعه کننده اطلاعاتی را کسب کند و یا آزمایشی را انجام دهد؛ مثلاً دانش آموزی که از سؤ ال کردن در کلاس، ترس دارد و تصور میکند که به او خواهند خندید و یا نخواهد توانست سؤ ال خود را در کلاس مطرح کند؛ میتواند توجه کند به کسانی که در کلاس، سؤ الهایی را مطرح میکنند و با اینکه در بین این سؤ الها، سؤ الهای سادهای هم پرسیده میشود ولی هیچ کس عکس العمل نامناسبی نشان نمیدهد، افراد به او نمیخندند و مسخره اش نمیکنند. علاوه، میتواند خود را آزمایش کند و یک سؤ ال بکند و بفهمد که میتواند موفق بشود.
بنابراین، با جمع آوری اطلاعات از دیگران و آزمایش عملیِ خود، آن تصور و فکر نامعقول از ذهنش میرود؛ و در مورد بسیاری از افکار نامعقول که فرد به صورت برچسبهایی حاکی از حقارت خود، بیان میکند مانند اینکه میگوید: ناتوانم، میترسم، احساس گناه میکنم، تنبلم و . . . ، مشاور میتواند نادرستی این نوع تفسیر از خود را با این روش از بین ببرد که از وی بخواهد هریک از این برچسبها را دقیقا تعریف کند و مصداقها را نشان دهد. نتیجهای که اغلب حاصل است این است که خود فرد میفهمد که بسیاری از این برچسبها را به غلط در مورد خودش به کار میبرد و نامعقول بودن آنها برایش روشن میشود و جای خود را به تصور معقول از خودش، خواهد داد.
رابعا: مشاور، مراجعه کننده را با هدفها و انگیزههای خصوصی و شخصی و احساسهایش مواجه میسازد و سعی میکند تا آنچه در این خصوص پنهان نگهداشته میشود، آشکار گردد. پرده برداشتن از انگیزش نهانی مربوط به رفتار مراجعه کننده، یک موقعیت گرایشی - اجتنابی را ایجاب میکند. یعنی هم او را به انگیزههای واقعی تر رهنمون میسازد و هم سبب میشود از انگیزه نادرستش فاصله بگیرد و به تدریج از آن دست بردارد. با این شیوه نیازهای کاذب مراجعه کننده، شناسایی میشود و غیرواقعی بودن آنها برای او آشکار میگردد.
خامسا: از طریق نقل گفتار و تاریخ بزرگان و با استفاده از شیوه ذهنی و عقلی، فرد را موعظه کند و او را امیدوار سازد و از نگرانی و ترس او نسبت به عواقب کارش بکاهد تا او با آرامش و اطمینان بیندیشد و تصمیم منطقی بگیرد و به کارهای مناسب و لازم، اقدام نماید.
سادسا: وی را با عقاید و بینشهای نادرستش مواجه سازد و برای پی بردن او به آنها و روشن ساختن نظرات و عقاید غیر معقولش، زمینه چینی نماید و به وی آگاهی دهد که علت اصلی ناراحتیهای فعلی، عقاید شخصی خود اوست؛ و آشفتگی و اضطراب او به دلیل عقاید موهومش میباشد، بنابراین، باید همکاری نماید و افکارش را دوباره سازی کند و به صورت افکار منطقی و صحیح، درآورد.
مشاور، با مقایسهای بین افکار نامعقول و معقول و مشخص کردن آثار آنها میتواند مراجعه کننده را از عواقب عقاید نامعقولش آگاه سازد و به تغییر نظر خویش تشویق نماید.
در زیر، نمونههایی از باورهای معقول و نامعقول، با هم مقایسه میشود:
باورهای نامعقول
الف - من نمیبایست اشتباه میکردم.
ب - مردم باید طبق انتظارات من عمل کنند.
ج - هیچ کس نباید کار خلاف و اشتباه انجام دهد.
د - شادکامی من به آن است که دیگران نگرشی خوب نسبت به من داشته باشند.
ه - زندگی باید همیشه عادلانه باشد.
و - من نباید به هیچ وجه عصبانی شوم.
ز - ناراحتی من از قضاوت نادرست مردم نسبت به خودم است.
باورهای معقول
الف - من سعی میکنم اشتباه نکنم ولی ممکن است برای انسان اشتباه رخ دهد.
ب - هرکس برای خود نظری دارد و ممکن است مطابق با انتظارات من نتواند رفتار کند.
ج - از آنجا که هیچ کس کامل نیست، معقول آن است که بپذیرم دیگران هم ممکن است خلاف و یا اشتباه کنند.
د - گرچه سعی دارم دیگران نسبت به من نگرش خوبی داشته باشند ولی شادکامی من به خودم بستگی دارد.
ه - گاه میشود که زندگی عادلانه نیست گرچه زندگی عادلانه مطلوب و ایده آل است.
و - عصبانی شدن در بعضی اوقات نه تنها بد نیست بلکه خوب است.
ز - این غیرقابل انکار است که گاهی دیگران در مورد من و شما بد قضاوت میکنند ولی با توجه به اینکه میدانیم کارمان درست است، آن قضاوت رامهم نمیانگاریم.
از شیوههای برخورد با باورهای نامعقول فرد، این است که مزایا و زیانهای باورهایش با هم مقایسه شود؛ مثلاً کسی که باورش این استکه همه باید او را دوست داشته باشند و اگر نه بی ارزش خواهد بود، در مقایسه مزایا و زیانهای اعتقادش، به تعدیل خواهد رسید.
این باور باعث میشود که:
۱ - فرد رفتار خوبی با دیگران داشته باشدو دیگران هم نسبت به او نظر خوبی داشته باشند و بدین صورت، دوستان زیادی پیدا میکند.
۲ - فرد سعی میکند نسبت به دیگران محتاطانه عمل کند و با دقت در انجام کار به طور صحیح تلاش مینماید.
۱ - این باور باعث میشود شخص دایما سعی داشته باشد مطابق میل دیگران عمل کند تا آنان را راضی نگهدارد.
۲ - به انجام کارهایی که واقعا به آنها مایل نیست اقدام نماید.
۳ - عدم ابراز عقیده در صورتی که دیگری ناراحت بشود، اثر دیگر این باور است.
۴ - نسبت به انجام کارها تردید و دلهره دارد؛ زیرا نمیتواند حدس بزند که موجب ناراحتی دیگری میشود یا نه.
۵ - از کار با کسانی که وی را دوست ندارند دوری میگزیند.
۶ - بداخلاقی و رفتارهای عصبی دیگران راناشی از نوع برخورد خود تلقی میکند.
۷به جای مقابله بادشمنیهای دیگران به تحقیر خود میپردازد و خود را بی ارزش میداند.
۸ - پیوسته نگران است که دیگران دربارهٔ من چگونه میاندیشند؟
۹ - قادر نیست آنچه را که فکر میکند درست نیست آن را بیان کند؛ زیرا احتمال میدهد سبب رابطه دوستانه اش با دیگران بشود.
۱۰ - در هنگام کار در پیش دیگران، اضطراب او را فرا میگیرد؛ زیرا نمیداند مورد پسند دیگران قرار میگیرد یا نه و در نتیجه از کار هم لذت نمیبرد
ن - روش عدم منع صریح
مشاور، حتی الامکان، مراجعه کننده را به صورت صریح و بدون آگاهیها و تمهیدات لازم، از چیزی منع نکند؛ زیرا مراجعه کننده به مصداق (الانسان حریص علی ما منع)، هرقدر بیشتر او را از چیزی منع کنند، بیشتر مقاومت میکند. منع مراجعه کننده از رفتار وسوسه آمیزش، او را در همان رفتار وسوسه اش مقاوم تر میسازد؛ زیرا چنین فردی به طور ناخوشایند، احساساتش برانگیخته شده و از نظر هیجانی درمانده است و در سردرگمی و اضطراب به سر میبرد و موانعی[۱۷۰] را میبیند که قادر به گرفتن تصمیم یا اجرای اقدامی نیست و امیدی به تغییر موقعیت زندگی خویش ندارد. آگاهی دادن به مراجعه کننده برای کشف موانع تغییر موقعیت خود و کمک به او بر ایجاد اعتماد به نفس و تکیه بر تواناییهای شخصی، وی را قادر میسازد تا با موانع برخورد منطقی کند و بر تغییر رفتار وسوسههای غیرمعقول، اقدام نماید.
س - اطلاع رسانی مفید
مشاور به دادن اطلاعات لازم و مفید اقدام کند؛ مشروط بر آنکه اطلاعات، در یافتن راه حل و تصمیم مناسبِ مورد نیاز فرد باشد؛ مانند مشاوره تحصیلی و شغلی که دادن اطلاعات، شخص را در انتخاب رشته تحصیلی و برگزیدن شغل مناسب و نظایر آن، یاری مینماید.
ع - تشویق به اندیشیدن
فرد به تفکر و اندیشیدن تشویق شود و دربارهٔ اینکه در چه چیزی و چگونه بیندیشد و چه شرایطی را در نظر بگیرد، راهنمایی گردد تا به رهبری خود، راه حلهای احتمالی را دریابد. علی (علیه السّلام) میفرماید: (الفکر فی غیرالحکمة هوس)[۱۷۱]؛ (در غیر حکمت، اندیشیدن هوا و هوس است).
و نیز فرموده است: (التفکر فی آلاء اللّه نعم العبادة)[۱۷۲]؛ (فکر در نعمتهای خدا، خوب عبادتی است).
فرد با تفکر، به رشد فکری و عقلی میرسد. امام امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام) در این باره فرمود: (الفکر یهدی الی الرشد)[۱۷۳]؛ (اندیشیدن، فرد را به رشد فکری و راه درست هدایت میکند).
ونیزفرموده است: (الفکریفیدالحکمة)؛[۱۷۴] (اندیشیدن درست، مفید حکمت است).
فکر باعث میشود فرد دربارهٔ امور، بصیرت یابد و عقلش او را به گونهای تدبیر کند که رفتارهای انحرافی و نابهنجار را کنار گذارد و به انجام رفتارهای نیک کشانده شود.
امیرالمؤ منین (علیه السّلام) میفرماید: (تفکرک یفیدک الاستبصار ویکسبک الاعتبار)؛[۱۷۵] (اندیشیدن، تو را به بصیرت و درک صحیح میکشاند و اعتبار و ارزش را برای تو به ارمغان میآورد). همان طور که حضرتش میفرماید: (الفکر فی الخیر یدعوا الی العمل به)[۱۷۶](اندیشیدن در کار خیر، انسان را به انجام آن دعوت میکند).
و همو نیز میفرماید: (الفکر یوجب الاعتبار ویؤ من العثار)[۱۷۷]؛ (فکر موجب اعتبار اندیشه و ایمنی از لغزشها و رفتارهای نابهنجار میگردد).
ف - امیدوار نمودن مراجعه کننده
در ضمن بحث، مشاور، پیشرفت در مشاوره را نشان دهد تا شخص امیدوارتر گردد.
ص - یادداشت رؤوس مطالب و خصوصیات
درمشاوره، ضبط و یادداشت رؤ وس مطالب وخصوصیات فرد مراجعه کننده و تشکیل پرونده لازم است. البته یادداشت مطالب بهتر است بعد از هر جلسه مشاوره انجام شودتابه روحیه فرد و ادامه مشاوره، لطمهای واردنگردد.
غ - تعیین تکلیف مناسب
مشاور، برای فاصله زمانی تاجلسه آینده مشاوره، تکلیف مناسب با موضوع را با توجه به توانایی فرد و نحوه انجام تکلیف، به طور دقیق، تعیین مینماید.
مرحله پایان
جلسه مشاوره هنگامی پایان مییابد که علل مشکل، کشف شده و فرد در رسیدن به اهداف مشاوره به موفقیتهایی نایل گردیده؛ توانایی لازم را برای حل مشکل به دست آورده باشد.
در این صورت، با اشاره به پایان وقت جلسه مشاوره و خلاصه گیری و اعلام نتیجه و تشویق به عمل و تکلیف محوّل شده، بدون طرح موضوع جدید و در صورت لزوم تعیین وقت برای جلسه آینده، مشاوره را به پایان میرسانند؛ و از آنجا که مشاور، در یک چهارچوب زمانی محدود، عمل میکند و میداند که برای جلسه مشاوره، محدودیت زمانی وجود دارد، لازم است برای ختم جلسه تدارک ببیند، این تدارک باید حدود پانزده دقیقه قبل از پایان جلسه آغاز شود؛ مثلاً به این صورت که مشاور بگوید: به نظر میرسد که باید جلسه را در حدود پانزده دقیقه دیگر خاتمه دهیم، با اعلام پایان جلسه، به مراجعه کننده فرصتی داده میشود تا به مسایل ناتمامی که لازم است قبل از پایان جلسه تکمیل شود، بپردازد و مشاور هم در این فرصت میتواند به خلاصه گیری از آنچه مراجعه کننده در طول جلسه مشاوره گفته است، بپردازد.
همچنین ضرورت جلسه یا جلسات بعدی یا تاریخ آنها را بیان کند؛ مثل اینکه بگوید: هنوز مشکلاتی برای شما وجود دارد که لازم است حل شود و احتمالاً چندین جلسه دیگر ضرورت دارد. شما اگر میتوانید در هفته بعد در همین ساعت نیز برای ادامه مشاوره تشریف بیاورید.
در جلسه پایانی باید به مساءله وابستگی مشاور و مراجعه کننده توجه بشود؛ زیرا در جریان مشاوره مداوم، به آسانی و احیانا به طور اجتناب ناپذیری وابستگی ایجاد میشود، مراجعه کننده، مشاور را دوست صمیمی خود دانسته است و چه بسا مشاوره برایش وابستگی ایجاد کرده است، باید به تدریج این وابستگی رفع شود و در شرایطی شاید لازم باشد به عنوان جلسه پیگیری با فاصلههای دور مانند دو ماه، سه ماه یکبار و . . . قرار ملاقات گذارده شود تا اندیشه استقلالی، به تدریج در مراجعه کننده ایجاد گردد و از وابستگی رهانیده شود.
در جلسه پایانی، نباید دیگر از مراجعه کننده سؤ ال شود و از احساسات و محتوای گفته وی انعکاس انجام شود؛ زیرا این سه کار باعث ادامه جلسه مشاوره میشود.
روشها و فنون دیگر
توضیح
تاکنون برخی از روشهایی را که در حل مسایل و مشکلات، میتواند مفید و مؤ ثر افتد، ذکر کردیم، اینک مسایل و مشکلات خاصی را مطرح نموده و روشهای مفید و مؤ ثر در حل آنها را بیان میکنیم.
روش تقویت اراده
بسیاری از اختلالهای روانی، از ضعف اراده ناشی میشود و تعداد زیادی از افراد که دچار مشکل روانی میشوند، به این دلیل است که از اراده قوی برخوردار نیستند. مشاور، از طریق نشانههای زیر میتواند (ضعف اراده) را در مراجعه کننده تشخیص دهد:
الف - فرد، کارها را به تاءخیر میاندازد.
ب - فکرش با عملش هماهنگ نیست.
ج - زیاد تاءثیرپذیر است و بیش از حد، انعطاف از خود نشان میدهد.
د - کم صبر است و بردباری ندارد و زود عصبانی میشود.
ه - بجا و به موقع تصمیم نمیگیرد و در کارها دو دل و متزلزل است.
و - در کارها افراط و یا تفریط دارد و متعادل عمل نمیکند.
ز - از متانت در عمل و آرامش در حالت و وقار گفتار، برخوردار نیست.
مشاور، باید سعی کند ضعف اراده را در فرد از بین ببرد و به تقویت نفس وی بپردازد و قدرت نفسانی در او پدید آورد تا بتواند بر خواستههای غیرمعقول و هوای نفس خویش، فایق آید. علی (علیه السّلام) فرمود: (اِذا کَثُرَتِ الْمَقْدُرَةُ قَلَّتِ الشَّهْوَةُ)[۱۷۸]؛ (هنگامی که نفس توانمند و قوی شود، هواهای نفسانی در وی کم میشود). روشن است که فرد با غلبه بر شهوت و هواهای نفسانی زمینه روانی در او به وجود میآید تا به دستورالعملهایی که برایش معین میشود عمل کند و بدینوسیله زمینه حل مشکل برایش فراهم میگردد.
مشاور، میتواند از عوامل زیر در تقویت اراده مراجعه کننده استفاده کند:
۱ - ازدیاد علم و آگاهی از موضوعات مورد عمل و از نتایج و آثار مفید آن.
۲ - ایجاد شوق و علاقه به شیئی، یا موضوع و یا کار مورد نظر.
۳ - تمرین بر تمرکز در موضوع واحد (مورد نظر) و پرهیز از اشتغالات ذهنی متعدد.
۴ - تمرین تدریجی بر تصمیمها از ساده به مشکل.
۵ - فراهم آوردن زمینه تشخیص کارهای اهم از مهم و تقدیم آنها.
۶ - برنامه ریزی منظم برای فعالیت و عمل در اوقات خاص.
۷ - توجه دادن به الگوها و اسوهها و تصمیم گیریهای آنها و مراقبت عملی تا در بین عمل، تزلزل بر او عارض نشود.
روش درمان کمرویی
(کمرویی) نیز از مشکلاتی است که افراد متعددی بویژه کودکان و نوجوانان با آن روبرو هستند و به عوارض فردی و اجتماعی آن دچار میشوند.
عوارض فردی کمرویی، عوارضی است از قبیل اینکه: به هنگام عمل، ضربان قلبش بیشتر میشود، رنگش تغییر میکند، دهانش خشک میگردد، صدایش عوض میشود، لکنت زبان پیدا میکند، بدنش به لرزه میافتد، به چیزی که در دست دارد بازی میکند و یا بدنش را میخاراند، گریه سر میدهد و . . .
عوارض اجتماعی کمرویی نیز عبارتند از اینکه: فرد، گوشه گیر میشود، دعوت دیگران را برای ارتباط و فعالیت نمیپذیرد، از بیان حق و دفاع از آن و از امر به معروف و نهی از منکر، دوری میگزیند، سؤ ال نمیکند و در بحثهای علمی شرکت نمیکند و در نتیجه پیشرفت علمی برایش حاصل نمیشود، در روابط خانوادگی و اجتماعی، دچار مشکل میشود و از کسب روزی باز میماند و . . .
کمرویی ممکن است جنبه ارثی داشته باشد، ولی عوامل دیگری در ایجاد و یا تقویت آن بسیار مؤ ثر است. این عوامل عبارتند از: عدم پرورش روحیه اجتماعی در دوران کودکی، فراهم نبودن زمینه اظهار وجود برای کودک و نوجوان در محیط خانواده، مدرسه و اجتماع، ناآگاهی از توانمندیهای خود، مراقبتهای بیش از حدّ والدین که سبب میشود اعتماد به نفس در کودک و نوجوان رشد نکند و متکی به غیر پرورش یابد، ترس و دلهره از عدم موفقیت در گفتار و رفتار، دوستی با افراد ضعیف و کمرو ، انتقاد بی جا و اعتراض بی مورد به فرد، احساس گناه، احساس زشت رویی، نقص عضو و به طور کلی احساس حقارت عدم آگاهی فرد از مرز حیا و پررویی و . . .
برای درمان کمرویی، با توجه به عوامل آن، مشاور، باید به اعمال روشهای زیر بپردازد:
اولاً: به اطرافیان توصیه نماید تا از روشهای منفی مانند: مسخره کردن، لحن تند، مقایسه با دیگر افراد و به رخ کشیدن دیگران، حرف زدن و کار کردن به جای او، اجبار و تهدید و محروم کردن؛ پرهیز شود؛ زیرا نه تنها این روشها، کمرویی را درمان نمیکند بلکه مشکلات کمرو را افزایش میدهد.
ثانیا: فرد را با توانمندیهایش، از طریق ذکر مواردی که بدون کمرویی اقدام کرده است، آشنا سازد و در پرورش اعتماد به نفس در وی، کوشش شود.
ثالثا: زمینه حرف زدن و فعالیت جمعی، برایش فراهم گردد و به مباحثه با دیگران، اجرای مراسم دسته جمعی، نوشتن مقاله و ارائه آن و به اموری از این قبیل تشویق شود.
رابعا: در محیط زندگی و موقعیت فعالیتی انسان کمرو، تغییر ایجاد شود تا موانع، بروز ننمایند.
خامسا: فرد را از مرز حیا و پررویی آگاه سازد و مصادیقی از اعمال را که شخص کمرو تصور میکند پررویی است، از بزرگان برایش نقل شود و با ذکر رفتارهای اسوههای دین، فرد را به تعادل در رفتار سوق دهد.
سادسا: عوارض منفی کمرویی برایش تبیین شود و توجه داده شود که چه بسا کمرویی، شخص را از انجام مسؤ ولیتها و وظایف شرعیش باز میدارد؛ مانند آنچه در روایات آمده است که مبادا کمرویی باعث شود تا فرزند نسبت به بوسیدن دست والدین، بلند شدن جلوی پای آنان به احترام، کوتاهی کند و یا به این دلیل به زیارت مؤ منان نرود و یا به مهمان کم خدمتی کند؛ و یا بدلیل کم بودن چیزی به دیگری هدیه نشود. امیرالمؤ منین (علیه السّلام) میفرماید: (ثلاث لایستحیا منهن خدمة الرجل ضیفه، وقیامه عن مجلسه لابیه ومعلّمه . . .)[۱۷۹] (سه چیز است که نباید گذاشت کمرویی مانع آنها شود یکی خدمت به میهمان، دوم برخاستن به مناسبت ورود پدر و سوم برخاستن از جایگاه خود به احترام معلّمش).
و نیز آن حضرت فرمود: (لا تستحیی من اعطاء القلیل فان الحرمان اقل منه)[۱۸۰]؛ (حیا نکن از دادن هدیه کم، زیرا که محروم بودن از این کار نیک از آن کم، بدتر است).
روش برخورد با پرخاشگری
افراد زیادی وجود دارند که بدون عامل آشکاری، زود عصبانی میشوند و در برابر دیگری، به ستیزه جویی، مجادله، عتاب و تندی، توپ و تشر، تهدید و جنگ لفظی و گاه اعمال خشونت آمیز، اقدام میکنند این حالت و رفتار را (پرخاشگری) مینامند.
پرخاشگری، اختلال روانی و رفتاری است که باید درمان شود و فرد پرخاشگر، تحت کنترل و نظارت قرار گیرد؛ زیرا اختلالهای روانی بسیاری را باعث میشود و سرکشیها و رفتار خشونت آمیز در وی به تدریج، رو به فزونی میگذارد و زندگی اجتماعی او را با مشکل جدی رو به رو میسازد و سبب میگردد به بسیاری از رفتارهای نابهنجار دیگر کشیده شود.
پرخاشگری، امری ذاتی و صرفا ارثی نیست که هر فردی با خود داشته باشد و گریزی از آن نباشد. آنچه در انسان به صورت طبیعی وجود دارد، گرایش به خشم و دفاع است که برای انسان و زندگی اجتماعیش، ضرورت دارد و امر ناپسند و تنفرآمیز محسوب نمیشود، ولی پرخاشگری حالت افراط خشم و رفتارهای خشونت آمیزی است که تنها ضرورت زندگی نیست بلکه نامعقول است و مردم از آن متنفر میباشند.
بنابراین، پرخاشگری و حالت هیجانی افراطی در فرد، امری اکتسابی است که میتوان از آن پیشگیری کرد و یا آن را درمان نمود.
مشاور، برای حل مشکل پرخاشگری و پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه مراجعه کننده، به امور زیر میپردازد:
۱ - عوامل پرخاشگری را از قبیل: ناکامیها، بدآموزیها، موضعگیریهای نادرست، سختگیریها و سهل گیریهای نابجا، تهدیدها و تنبیهها و . . . ، شناسایی کند و به فرد پرخاشگر، کمک نماید تا این عوامل و عوارض آنها از وجود وی زدوده شود.
۲ - زمینهای فراهم سازد تا از عوامل تشدید کننده پرخاشگری در فرد، جلوگیری شود. عوامل تشدید کننده پرخاشگری، اموری از قبیل امور زیرند:
تحمیل مشکلات، سختگیری در اجرای قوانین بدون هرگونه انعطاف، استهزا و به بازی گرفتن عواطف و احساسات، محروم ساختن فرد از چیزی که محبوبش میباشد، ایجاد مانع در سر راه وی برای وصول به هدف، بالا بردن توقع و انتظار، با وعدههای بی حساب و عمل نکردن به آنها، درگیریهای خانوادگی و . . .
۳ - در محیط زندگی و موقعیت اجتماعی (در صورت امکان) وی تغییر ایجاد کند؛ زیرا انس به محیط پرخاشگری، در ازدیاد رفتارهای پرخاشگرانه بسیار مؤ ثر است.
تحقیقات نشان داده است که پرخاشگری در موارد زیر، افزایش مییابد:
الف - آنانی که مدیر لایقی برای خود نیستند و بر اعصاب خویش تسلط ندارند.
ب - افرادی که محیط خانه و کارشان، محل درگیریهاست.
ج - در کسانی که فشارهای طولانی بر آنان وارد میشود.
د - در آنانی که در وسوسهها و بدبینیها زندگی میکنند و . . .
۴ - از رفتارهای تقویت کننده رابطه عاطفی استفاده نماید؛ مثلاً با وی ابراز همدردی و همدلی کند و امید را در او زنده نماید.
۵ - فرد، به صورت منطقی توجیه شود و واقعیتهای زندگی که احیانا با ناکامیها و سختیها همراه است، به صورت معقول برایش تبیین گردد تا تدبیر و تصمیم عاقلانه را در رفع مشکلات در او زنده نماید.
۶ - به رفتار لیّن و پرهیز از رفتار پرخاشگرانه هدایت گردد و به منظور تقویت رفتارهای متعادل و آرام، از وی تشویق به عمل آید.
۷ - به اطرافیان فرد پرخاشگر تاءکید شود که به هنگام پرخاشگری وی، عصبانی نشوند، سر او داد نزنند و به هیچ وجه به تنبیه بدنی متوسل نشوند، بلکه وی را با حقوق افراد آشنا سازند، به وی احترام بگذارند و عزّت نفس را در او پدید آورند؛ و زشتی رفتارهای پرخاشگرانه را برایش روشن نمایند ونقش انسانی و برخورد اخلاقی را در وی تقویت کنند.
۸ - زمینه محرومیت زدایی فراهم گردد تا فرد، حتی الامکان، بتواند به خواستههای معقولش دست یابد.
۹ - مشاور، با کمک والدین، مؤ سسات خیریّه و یا دولت، امکانات تفریح، بازی و سرگرمیهای سالم را فراهم سازند و وی را به این نوع امور، مشغول سازند تا نشاط روحی برایش ایجاد شود و آرامش وجودش را فرا گیرد و از رفتارهای پرخاشگرانه پرهیز کند.
پرورش اعتماد به نفس
از مهمترین حالات عاطفی که دارای نقش فوق العادهای در رشد شخصیت و حیات انسانی است، (اعتماد به نفس) میباشد.
کودکی که از اعتماد به نفس برخوردار است، خود را دوست دارد، و هستی خویش را با ارزش تلقی میکند و در سخن گفتن، آرام و متین و بر خویشتن مسلط است و هیچ دلهره و اضطراب ندارد؛ و بیش از آنکه از دیگران متوقع باشد از خود توقع دارد و خود جوش و فعال، کار خویش را خود انجام میدهد. امام امیرالمؤ منین (علیه السّلام) میفرماید: (من شَرُفَت نفسه کَثُرت عواطفه)[۱۸۱]
(کسی که از شرافت و اعتماد به نفس برخوردار باشد، عواطف انسانی او زیاد خواهد بود).
اما کودکی که از اعتماد به نفس برخوردار نیست، به دیگران متکی میشود و برای جلب نظر دیگران، خود را به نحوی مورد پسند آنان قرار میدهد، احساس حقارت در او پدید میآید و به بیماریهای روانی و عصبی دچار میگردد. چنین فردی، استقلال راءی پیدا نمیکند، از مورد سؤ ال قرار گرفتن پرهیز دارد و گاه گریزان از شخصیت واقعی، برای خود شخصیت دروغین میسازد و خودستا میگردد و سعی مینماید نقاط ضعف خود را بپوشاند. وی از فعالیت و جنب و جوش، بیزار است. شوخی میکند ولی تحمّل شوخی دیگران را ندارد؛ خود را تنها احساس میکند و . . .
عوامل عدم اعتماد به نفس
عوامل زیادی باعث عدم اعتماد به نفس میشود، در زیر، مهمترین آنها فهرست میشود:
۱ - شکستهای پی در پی.
۲ - اظهار بدبینی نسبت به فرد.
۳ - رنج و سختی مستمر و طولانی.
۴ - توجه زیاد به نقایص بدنی و احساس زشتی.
۵ - عدم توجه به نقاط قوّت خود.
۶ - به رخ کشیدن ضعفها و عیوب فرد.
۷ - استبداد والدین و تحمیل نظرات خود بر فرزند.
۸ - مراقبت شدید والدین از کودک به گونهای که او را ناز پرورده و وابسته میسازد.
۹ - مقایسه کودک با فرد دیگری و امتیاز دادن به دیگری، بدون اینکه امتیازات او مطرح شود.
۱۰ - بی مهری، بی محبتی و بی اعتنایی نسبت به کودک به هنگام ابراز وجود و فعالیتهای شایسته.
لازم به توجه است که عواملی از قبیل: نگرانی و اضطراب، تحمل مدیریتهای سلطهای، دیدن ترحّم زیاد از دیگران، واگذار کردن کارهای شخصی به دیگران، مواجه شدن با امور خلاف انتظار و . . . بی اعتمادی را در شخص تشدید میکند و درمان را مشکل تر میسازد.
روشهای پرورش اعتماد به نفس
روشهای زیادی موجب میشود تا شخص اعتماد به نفس پیدا کند و یا آن را در خود تقویت نماید. به مهمترین آنها اشاره میشود:
۱ - توسعه آگاهی فرد نسبت به خود و نقاط قوتش.
۲ - پرورش عزّت نفس و تقویت روح ارزشمندی.
۳ - شرکت دادن فرد در فعالیتها و مدیریتها تا تسلط و کنترل برخود را تمرین و تجربه نماید.
۴ - تقویت اراده و ایجاد جراءت و تصمیم در مورد کارهای معقول و مورد نظر.
۵ - ایجاد عادات نیکو در فرد، مانند عادت به گشاده رویی و نشاط روانی و آرامش و سکون در برخورد که باعث برانگیختن تحسین دیگران از شخص میشود امام صادق (علیه السّلام) فرمود: (ثلاثة تدل علی کرم المرء: حسن الخلق وکظم الغیظ وغض الطَّرف)[۱۸۲]؛ (سه چیز به کرامت و اعتماد به نفس میانجامد، اخلاق نیکو، فرو بردن خشم و چشم پوشی). و از عادات نیکو است: عدم انتظار کار شخصی از دیگران، نظم و انظباط در فعالیتها و برنامه ریزی مناسب، عادت به تحمل دشواریها، خوش بینی و امیدوار بودن نسبت به آینده و . . .
۶ - جلوگیری فرد از عجله و شتاب در کارها و وقوع در اشتباه و از کارهایی که باعث خجالت و شرمساری است و پرهیز دادن فرد از زیاده گویی، نفاق ودورویی، شکوه وشکایت بی جااززندگی ومنع وی ازتردیدهاووسوسهها.
۷ - محبت متعادل به کودک و نوجوان و پرهیز از بی اعتنایی نسبت به او.
۸ - استفاده از غرور کودک و نوجوان در ایجاد اعتماد به نفس.
۹ - آموزش و پرورش اعتماد به نفس از طریق عملی توسط والدین، معلم و مشاور؛ زیرا آنان در این زمینه نیز، میتوانند اُسوه باشند. منظور این است که والدین و دیگران که با کودک و نوجوان در ارتباطند، خود، اعتماد به نفس داشته باشند و آن را در عمل نشان دهند که این موجب اعتماد به نفس درکودک و نوجوان میباشد. امام صادق (علیه السّلام) میفرماید: (کونوا دعاة للناس بغیر السنتکم، لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیرفان ذلک داعیة)[۱۸۳]
(مردم را در عمل به کارهای خوب و ایجاد صفات نیک دعوت کنید تا تقوا، کوشش و فعالیت بر اساس اعتماد به نفس، نماز و کارهای خوب را از شما ببینند. زیرا این عمل است که صفات خوب و توانمندیها را در افراد سبب میشود).
۱۰ - توصیه به والدین مبنی بر عدم مداخله زیاد در کارهای کودکان و نوجوانان.
۱۱ - سفارش به والدین مبنی بر عدم تحقیر فرزند و اینکه شکستها را به رخ آنان نکشند.
۱۲ - آماده کردن امکانات برای رشد استعدادها و موفقیت در کارها و حمایت از کودک و نوجوان به هنگام شکست و ناکامی و امیدوار ساختن او نسبت به فعالیتهای بعدی و موفق بودن در آنها.
روش درمان افسردگی
(افسردگی)، حالت آشفتگی روانی نسبتا طولانی است که بر کیفیت خُلق و خوی شخص، تاءثیر منفی میگذارد و نحوه ادراک او را از خویش، محیط و دیگران، دگرگون میسازد و در رفتار عادیش، اختلال ایجاد میکند و به طور کلی به کاهش قابلیّتها و توانمندیهای فرد، منجر میشود.
انسان افسرده، دارای علایمی به شرح زیر است:
از نظر شخصی، دارای احساس خستگی مستمر، ناتوانی، بی اشتهایی، ناراحتیهای جسمانی بدون علت معلوم، اختلال در خواب (بی نظمی در خواب، پریدن از خواب بدون علت و . . .) کاهش میل جنسی، غمگینی، دلسردی به کار، کسالت، سستی در اراده، کمرویی، بی قراری، احساس عدم عزت و سرزنش و تحقیر خویش، عدم اعتماد به نفس، زود رنجی، عدم درک موقعیت خویش، خیالبافی، عدم رضایت از خود، احساس پشیمانی، بیهودگی، گناه، ترس و اضطراب است و در سراسر زندگی، خود را با زنده بی کفایتی میبیند که ناکامی و شکست، محرومیت و ذلّت را لازمه لاینفک خود میپندارد؛ و احساس ناامیدی، بی فایده بودن و بی علاقگی دارد؛ و از شادی و شور و هیجان عاطفی بی بهره است.
و از حیث روابط اجتماعی، از ارتباط و جوشیدن با دیگران پرهیز دارد، احساس میکند که مردم او را درک نمیکنند و به وی مهر نمیورزند بلکه او را تحقیر مینمایند و نیز به فعالیت اجتماعی روی نمیآورد.
و از حیث اخلاق اجتماعی، پرخاشگر، شکوه گر، بدبین، عیبجو و دارای سوء ظن به دیگران است.
افسرده، از حیث تحصیلی نیز به درس و تحصیل علاقه مند نیست، در کلاس، پرسش نمیکند و نسبت به جریانها و عملکردهای کلاس بی تفاوت است. وی هنگام مطالعه، قدرت بر تمرکز حواس ندارد از وقت، خوب استفاده نمیکند و به طور کلی، فعالیتهای تحصیلی را قطع و یا لااقل کاهش میدهد.
باید توجه داشت هر فردی در زندگی ممکن است یک یا چند تا از علایم فوق را دارا شود و در عین حال افسرده نباشد؛ مثلاً هر نوع غمگینی، افسردگی نیست؛ زیرا چه بسا فردی به دلیل اتفاق حادثهای غمگین بشود ولی احساس خوشی واقعی را از دست ندهد، دچار بی خوابی نشود، بینش او تقلیل نیابد؛ و یا در بین مردم عادی، کسانی هستند که نمیتوانند با برخی از مسایل کنار بیایند و بر آنها غلبه کنند ولی افسرده نیستند، افسرده، در سراسر زندگی ویااکثرمسایل ومشکلاتش، خود را بی کفایت و ناتوان مشاهده میکند.
بنابراین، علایم فوق، در صورتی نشانههای افسردگی میباشند که یک شخص، تعدادی از آنها را با هم دارا باشد و یا یک علامت در مدت طولانی دامن شخص را بگیرد و عوارض منفی نگرشی، احساسی و رفتاری داشته باشد.
شیوع افسردگی
افسردگی، در همه جوامع شایع است تا آنجا که آن را (سرماخوردگی اختلالات دماغی) نامیدهاند؛ و این شیوع در زنان، دو برابر مردان است؛ مثلاً در اروپا و آمریکا بر اساس مطالعات انجام شده، بین ۹ تا ۲۶ درصد زنان و ۵ تا ۱۲ در صد مردان، در طول زندگی خود، به بیماری افسردگی دچار میشوند.[۱۸۴] البته افسردگی، در دوره بلوغ زیادتر شایع است[۱۸۵] و یکی از شایعترین اختلالهای افسردگی، (اضطراب) است.
بنابر تحقیقات[۱۸۶] کدوارد و کوپر (۱۹۶۹) ۲۷ درصدر کسانی که علایم روانی و افسردگی دارند، به (حالت اضطراب) دچارند.
اضطراب یک آشفتگی روانی است که با نگرانی، عصبانیت، ترس خفیف و احساس ناراحتی، همراه است و علایم جسمی آن طپش قلب، ضعف، سرگیچه و عرق کردن است.
(اضطراب) همانند افسردگیهای دیگر (مانند روان پریشی، مالیخولیایی و . . .) واکنشی است در مقابل فشار، که خود مبدل به فشار شده و در هر کسی طبق خصوصیات روانی وی به نوعی تاءثیر گذاشته و ایجاد عکس العمل مینماید؛ و چون مردم غالبا تحت انواع فشارها قرار میگیرند، در اکثر آنها حداقل اضطراب خفیف دیده میشود.
(افسردگی) به دو قسم تقسیم شده است؛ یکی، افسردگی ساده و خفیف است که در آن فرد از اندوه افراطی و یا اختلال رفتاری خود و علت آن آگاه است و چه بسا آن را اظهار میدارد تغییرات روز به روز خلق و خوی فرد را میتوان به حساب حالات خفیف افسردگی گذاشت. این نوع افسردگی، عوارض منفی کمی دارد و از این رو درمانش خیلی مشکل نیست.
دوّم، افسردگی مزمن یا شدید است که حداقل پنج علامت[۱۸۷] از علایم اساسی افسردگی در مدت نسبتا طولانی را داراست و در شخص تاءثیرات منفی زیاد گذاشته است؛ و از جمله با کم کردن وزن، به صورت قابل ملاحظهای در سنین جوانی همراه است؛ و علت آن هم از خاطر شخص محو گردیده است و رفع عوارض ناشی از افسردگی در افراد مبتلا به این نوع، از رفع علل اساسی خود افسردگی مشکلتر است و وقت زیادتری لازم دارد.[۱۸۸]
برای درمان افسردگی، مشاور باید:
۱ - عوامل آن را شناسایی کند. عوامل افسردگی ممکن است زیستی باشد؛ مانند کم کاری برخی از غدد و یا عاطفی باشد، مانند احساس حقارت، غرور و خودخواهی، عدم تحمل شکست، حسادت و یا عوامل اجتماعی؛ مانند فشارهای اجتماعی، امر و نهی شدید، محرومیت از والدین (در دو سال اول پس از تولد) و یا عوامل طبیعی، مانند وقوع حادثهای ناگوار و مرگ عزیز و یا نقص عضو و نگرشهای نامعقول و نظایر اینها باشد؛ و مشاور باید توجه کند که چه بسا چند عامل سبب افسردگی در شخص افسرده میشود.
از آنجا که مهمترین عوامل افسردگی احساسات، افکار و نگرشهای بنیادی افسرده است، به روشهایی که مشاور میتواند برای شناسایی و کشف آنها به کار گیرد، اشاره میشود.
برای ردیابی و کشف احساسات، افکار و نگرشهای بنیادی که در مراجعه کننده ایجاد ملال کرده و باعث افسردگی و اضطراب وی شده است، ازروشهای زیر میتوان استفاده کرد:
الف - مشاور با مراجعه کننده، رابطه حسنه برقرار سازد و با لطف و مهربانی، خوش طبعی، صمیمیت و خلوص، خود را به وی نزدیک جلوه دهد و اعتماد را جلب نماید تا او، خود، همه افکار و احساسات خویش را برای مشاور، آشکار سازد.
مشاور، به مراجعه کننده بگوید که هردو همچون دو دانشمند هستند که میخواهند با تشریک مساعی، مشکلی را مشخص کنند و فرضیههایی را بیازمایند و راههایی را برای این نوع مشکلات بیابند؛ بنابراین، در کشف علل مربوطه، از جمله احساسات و افکار، باید نهایت همکاری و کوشش را داشته باشد.
البته برای تحقق این منظور، مشاور باید توجه داشته باشد که از انتقاد، استنطاق و پرسشی که موجب آزار مراجعه کننده شود، پرهیز نماید و نیز در ساختار هرجلسه مشاوره و در جریان مشاوره و استفاده از فنون، انعطاف پذیری از خود نشان دهد.
ب - مشاور به تاریخچه ناراحتی و افسردگی شخص آشنا شود. دانستن تاریخچه باعث میشود زمینههای آسیب پذیر و شیوه کلی مواجهه مراجعه کننده با مشکلات، مشخص شود و اینکه آیا در گذشته به طور مناسب با مشکلات مواجه میشده و از افکار درست بهره میبرده است و یا در مقابله با مشکلات از خود، ضعف نشان داده است.
برای پی بردن به تاریخچه افسردگی شخص و افکار نگرشهایی که سبب آن شده است، میتوان از پرسش مستقیم و یا غیر مستقیم استفاده کرد. پرسش مستقیم مانند اینکه: در آن موقع چه فکر میکردید؟ در ذهن شما چه میگذشت؟ و پرسش غیر مستقیم، مانند اینکه: کی دچار آن حالت شدید شدید؟ آیا قبل از ملاقات با دوستتان یا بعد از آن؟ آیا در محل کار یا منزل، اتفاقی برایتان رخ داد؟ آیا احساس نگرانی، ملال، اضطراب دقیقا از همان زمان شروع شد؟ آیا کسی به شما زنگ زد و بعد از آن، این حالت برایتان پیش آمد؟
ج - از لحظات هیجانها استفاده کند، مانند اینکه مراجعه کننده صحبتش تند یا کند میشود، گریه یا خنده میکند، بی قرار میشود یا متانت بیشتری پیدا مینماید، افروخته میشود یا رنگش میپرد و . . . در این مواقع مشاور از او میخواهد که قدری تاءمّل کند و بگوید در ذهنش چه گذشته است؟
همچنین مشاور میتواند از مراجعه کننده بخواهد که موقعیت هیجانی و احساسی خود را در گذشته، عینا در ذهن خود بازآفرینی کند و سپس در مورد افکار و نگرشهای همراه با این تجسم ذهنی، از وی سؤ ال نماید؛ و یا از وی خواسته شود که به ایفای نقش بپردازد و در این نقش هم موقعیت حالت کسی را که نسبت به او حساس بوده، نشان دهد و هم عکس العمل خویش را در برابر آن موقعیت، عینا بازگو نماید.
مشاور با استفاده، از این نوع روشها میتواند نگرشها و احساسهایی که موجب اختلالات روانی مراجعه کننده شده، پی ببرد.
۲ - پس از کشف عوامل افسردگی، باید برای از بین بردن آنها در وجود شخصِ افسرده، تلاش شود؛ مثلاً فشارهایی که از جامعه و اطرافیان بر فرد وارد میشود، کوشش شود تا این فشارها برداشته شود و یا پس از تشخیص دادن نوع نگرش و باورهای نامعقول فرد و تفسیرهای نادرست وی و تاءثیر آنها در اختلال روانی او، باید به تغییر و یا تصحیح آن نگرشها و باورها پرداخت[۱۸۹] و نوع برداشت و طرز تلقی روانی و چگونگی تفسیر او از حوادث، اشیا و افراد را باید عوض کرد؛ و احساس و شناخت و تفسیر غیر واقعی وی را که تصویر ذهنی خاصی را در او به وجود آورده است، به احساس و شناخت واقعی و تفسیرهای واقع بینانه تر تغییر دهد.
۳ - موقعیّت و شرایط زندگی شخص افسرده نیز باید تغییر یابد و کسی که به چیزی حساسیت دارد؛ باید ذهن و حواس او به چیز دیگری معطوف گردد و شرایط دیگری برایش به وجود آورد و کسی که غمگین است باید زمینههای شادی برایش فراهم شود؛ مثلاً به خواندن شعر، پیاده روی، گوش دادن به موزیکهای شاد،[۱۹۰] رفتن به پارک و گشت و گذار، تشویق گردد.
۴ - با توجه به نوع اختلال روانی افسرده، روش مقابله با آن را اعمال نماید؛ مثلاً کسی که اعتماد به نفس ندارد و در کارها دودل و مردد است و نمیتواند تصمیم بگیرد، مشاور با برجسته ساختن تواناییهای او و شناساندن او به خودش، در احساس توانمندی او تلاش کند و در تنظیم وقت، برنامه ریزی و تعیین اولویتها، وی را یاری رساند.
و یا در مورد کسی که دچار اختلال در خواب است باید از روشهای تضعیف محرکهای مخل خواب و تقویت محرکهای خواب آور استفاده شود. چنین فرد بیماری، باید از چرت زدن در طول روز، از آشامیدن نوشیدنیهای محرک، مانند قهوه و چای در ساعت قبل از خوابیدن و نیز از فعالیتهای تحریک کننده نظیر کارهای ذهنی یا مطالعه کتاب مهیج در شب، باز داشته شود و همچنین از اندیشیدن دربارهٔ مشکلات روزانه در بستر اجتناب گردد.
و از طرف دیگر، به فعالیتهایی، مانند: انجام تمرینات آرام سازی (شل کردن عضلات دستها، گردن، شانه و تنفس عمیق و بیرون دادن تدریجی آن)، رفتن به رختخواب در زمانی معین، و در صورت بیدار شدن در شب، بیرون آمدن از رختخواب و انجام بعضی از فعالیتهایی که سبب حواس پرتی میشوند و . . . تشویق شود.
و نیز برای کسانی که مشکل کنار آمدن با دیگران را دارند و در مقابل خواستهای نامناسب دیگران جراءت ندارند که پاسخ منفی بگویند و یا قادر نیستند درخواست خود را از دیگران مطرح کنند و احساس بی کفایتی و درماندگی میکنند، مشاور از روشهایی مانند: آموزش ابراز وجود و جراءت آموزی و اطمینان بخشی استفاده کند؛ مثلاً برای جراءت آموزی، سعی شود تا شخص به ابراز وجود و ایفای نقش بپردازد و مناسب است او را در دو موقعیت درخواست کننده از دیگران و پاسخ دهنده به دیگران قرار دهد تا به طور متناوب هم نقش خود را و هم نقش مقابلش را بازی کند و در هر نوبت، مشاور یا کس دیگری نقش مقابل را بازی نماید. این کار سبب میشود که فرد هردو نقش را تجربه کند به طوری که بتواند در دو موقعیت، احساس و واکنش خود را نسبت به خواستههای دیگران و احساس و واکنش دیگران را نسبت به خود و درخواستهایش بشناسد.
و برای فرو نشاندن خشم، یا اظهار از آن شیوه مناسب و مؤ ثّر، مشاور توضیح میدهد که خشم، یک هیجان طبیعی و مفید است، ولی باید توانایی آشکار کردن مناسب آن را پیدا کرد.
و نیز از او خواسته شود چیزی را که موجب خشم شده، کاملاً تعیین کند و آن را بیان نماید و سپس به جای سرزنش، با وی همدلی شود و با آنچه حق با اوست، اعلام موافقت کند و زمینه مناسب فراهم سازد تا نقطه نظرات خود را به آرامی و با متانت بیان نماید؛ و همچنین به وی توجه دهد که زندگی در دنیا، مشکلاتی دارد و باید با شیوه منطقی با آنها برخورد شود. سپس از وی بخواهد که مشکلات را با صبر و حوصله بیان نماید و با کمک مشاور، آنها را به مؤ لفههای خرد تقسیم کند و با کمک یکدیگر راه حل مناسب هریک را پیدا نمایند.
۵ - از آنجا که معمولاً در فرد افسرده، میل به کار و فعالیت کاهش مییابد، مشاور سعی کند تا وی به کار و فعالیتی مشغول گردد. اینکه چه نوع کاری، خیلی مهم نیست، حتی اگر خطی ترسیم کند، نقاشی بکشد، خرید نماید، نظافت کند، ورزش و نرمش بنماید و . . . سبب میگردد حالتش عوض شود و از ادامه دادن به سستی و تنبلی جلوگیری به عمل میآید
آنچه برای انسان افسرده زیانمند است، ادامه دادن سستی و عدم فعالیت است؛ زیرا باعث میشود در وی ناامیدی و یاءس نسبت به بهتر شدن اوضاع و احوال او، احساس درماندگی دررسیدن به آرزوها، عدم توانایی انجام کار، ترس ازشکست ونظایر آن ایجاد شود، با تشویق شدن به کار از همه این عوارض و یا تشدید آنها میتوان جلوگیری نمود و زمینه بهبودی را در وی پدید آورد.
۶ - در انواع حاد و مزمن افسردگی (همانند افسردگی شیدایی، مالیخولیایی و . . .) ضمن استفاده از شیوههای مشاورهای که در این کتاب مطرح گردید، میتوان با ارجاع بیمار به روان پزشک و متخصص اعصاب و روان و تجویز داروهای ضد افسردگی[۱۹۱] برای او، در بهبودیش به وی کمک کرد. گرچه تحقیقات نشان داده است که ۵۶ در صد بیمارانی که اختلال عاطفی داشتهاند، در استفاده از دارو بهبودی ضعیفی رانشان دادهاند و عود بیماری به طور غیرقابل انتظاری، بالا است؛ ولی دارو درمانی، حداقل، زمینه را برای استفاده از روشهای مشاورهای فراهم میسازد و از این رو در درمان این نوع افسردگیها روشهای مختلف (از قبیل دارودرمانی، شناخت درمانی و رفتار درمانی) باید به کار گرفته شود.[۱۹۲]
فصل دهم: راهنمایی
توضیح
در فصلهای گذشته، مسایلی را بیان کردیم که اکثرا مسایل مشترک مشاوره و راهنمایی است. اینک به چند مساءله در خصوص (راهنمایی) میپردازیم که در بیشتر کتابهای مربوطه تحت عنوان (راهنمایی) مطرح گردیده است.
تعریف راهنمایی
راهنمایی (Guidance) جریان[۱۹۳] یاری دهندهای است که از طریق یک سلسله فعالیتهای منظم و سازمان یافته، فرد به تواناییها و ضعفهای خود پی میبرد و در زمینههای جسمی، ذهنی، اخلاقی، عاطفی، اجتماعی و . . . به رشد مناسب میرسد و میتواند با حل مشکلات تحصیلی، شغلی، حرفهای، بهداشتی، خانوادگی، اجتماعی و اخلاقی و . . . به موفقیت در زندگی دست یازد.
اهمیت راهنمایی در اسلام
(راهنمایی) در متون دینی از اهمیت ویژهای برخوردار است و خداوند متعال به عنوان اولین و بهترین راهنما معرفی شده است. راهنمایی پروردگار از طریق فرستادن کتابهای آسمانی و ارسال انبیا انجام میشود و بعد از پیامبران، راهنمایی خدا به وسیله جانشینان آنان و علمای دین، به مردم ابلاغ میگردد.
یکی از اهداف مهم نزول قرآن، راهنمایی مردم اعلام شده است. هدایت و راهنمایی قرآن در دو مرحله انجام میشود. یکی با هدایت مردم عادی به صراط مستقیم (. . . هُدًی للنّاسِ . . .)[۱۹۴] و یکی هم برای هدایت افرادی که بر طبق راهنمایی اولیّه در مسیر کمال، قرار گرفتهاند. (. . . هُدًی لِلمُتَّقینَ . . .).[۱۹۵])
انسانی که هدایت و راهنمایی ابتدایی خدا و قرآن را میپذیرد، خواستارهدایت و رهبری مستمر از طرف خداست و از این رو در شبانه روز، حداقل، ده بار در نمازهای واجب خود، جمله (اهدنا الصراط المستقیم) را تکرار میکند. او میداند که خدا بهترین هادی و راهنماست (هدی اللّه احسن الهدی)[۱۹۶] هدایت و راهنمایی خدا، انسان را حتما به رشد و کمال میرساند. (من اهتدی بِهُدی اللّه اءرشده)[۱۹۷]
راهنمای شایسته
علاوه بر انبیا و جانشینان آنان و کتابهای آسمانی که خدای متعال به وسیله آنان راهنمایی خود را انجام میدهد، هر فرد صلاحیتدار دیگری که خود هدایت شده و از شرایط راهنما، مانند تقوا، علم، عقل و تدبیر، امانتداری، رازداری، محبت و . . . برخوردار باشد، میتواند واسطه فیض و هدایت قرار گیرد و راهنمایی الهی را به مردم برساند و یا با بهره گیری از آنها به راهنمایی آنان اقدام نماید و خود نیز مشمول الطاف و امدادهای غیبی پروردگار خویش قرار گیرد.
پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله) فرموده است:
([یا علی ] لان یهدی اللّه علی یدیک رجلاً خیر لک ممّا طلعت علیه الشمس وغربت)[۱۹۸]
([یا علی ] اگر به دست تو و با راهنماییهایت، خدا، فردی را هدایت کند، این، برای تو بهتر است از تمام چیزهایی که خورشید بر آن طلوع و غروب کرده است).
البته همان طور که اشاره شد، این در صورتی است که راهنما، برای راهنمایی، شایستگی داشته باشد و خود کور و غافل نباشد و هوای نفس بر او چیزه نشود. امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام) در این باره میفرماید:
(من یطلب الهدایة من غیر اهلها، یضلّ)[۱۹۹]
(کسی که از غیر اهلش راهنمایی بخواهد، گمراه میشود).
و نیز فرمود:
(من استهدی الغاوی عمی عن نهج الهدی)[۲۰۰]
(کسی که از گمراه، راهنمایی بخواهد، راه صحیح و هدایت را نمیبیند).
و همچنین فرمود:
(کیف یهتدی الضلیل مع غفلة الدلیل)[۲۰۱]
(با غفلت راهنما، گمراه چگونه راهنمایی میشود).
انواع راهنمایی
توضیح
موضوع راهنمایی، شامل همه ابعاد زندگی مراجعه کننده یا دانش آموز میشود، ولی معمولاً مشاورین راهنمایی دانش آموزان را از نظر موضوع به چند نوع تقسیم میکنند:
الف - راهنمایی تحصیلی
در (راهنمایی تحصیلی)، به دانش آموز، کمک میشود تا شیوههای صحیح مطالعه و تمرین دروس را بیاموزد و نحوه استفاده از منابع را یاد بگیرد و با روش خلاصه کردن کتابها و یادداشت برداری، و مقررات ورود به آنها و قوانین و مقررات آموزشی و امتحانی مدارس و آموزشگاهها، اطلاع پیدا کند و رشته تحصیلی مناسب با علاقه و استعداد خود را انتخاب نماید
ب - راهنمایی شغلی و حرفهای
در (راهنمایی شغلی و حرفهای)، به دانش آموز کمک میشود تا لزوم اشتغال در مشاغل مشروع برای ادامه زندگی فرد و جامعه و اهمیّت مشاغل مفید در جامعه را پی ببرد و با آشنایی با مشاغل مختلف مورد علاقه و استعدادش، هدایت یابد و مشکلاتش برطرف گردد.
ج - راهنمایی خانوادگی
در (راهنمایی خانوادگی)، به دانش آموز یا افراد دیگر کمک میشود تا روابط سالم بین اعضای خانواده، حفظ یا برقرار شود و مشکلات اعضای خانواده، نه تنها دانش آموز را متاءثّر نسازد، بلکه با راهنمایی در رفع آن نیز اقدام گردد.
د - راهنمایی بهداشتی
در (راهنمایی بهداشتی)، به دانش آموز کمک میشود تا سلامت جسمی و روانیش تاءمین شود و از ابتلا به بیماریهای جسمی و روانی، پیشگیری به عمل آید.
ه - راهنمایی اجتماعی
در (راهنمایی اجتماعی)، به دانش آموز یا فرد دیگر کمک میشود تا او از انزوا طلبی بپرهیزد و بتواند در برقراری بهتر روابط اجتماعی کوشش نماید و در سازش و همکاری با دیگران و فداکاری و از خودگذشتگی و دیگر صفات اخلاقی و اجتماعی موفق باشد.
هدف از دوره سه ساله راهنمایی
هدف از تشکیل دوره سه ساله راهنمایی تحصیلی در ایران نیز همین بود که با کشف تواناییها و استعدادهای دانش آموزان و پرورش آنان، در آموزش مهارتهای لازم و تمرین جنبههای عملی و حرفهای، دانش آموزان را برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه آماده سازند و آنان را در انتخاب رشته تحصیل یا اشتغال به کار و حرفه مناسب کمک نمایند.
همکاران راهنما و مشاور
افرادی که در موضوع راهنمایی در مدارس، باید با مشاوران راهنمایی همکاری داشته باشند تا راهنمایی به نیکوترین وجه انجام شود، عبارتند از:
والدین، معلّمان، مربیان، مدیران، مددکاران اجتماعی، انجمن اولیا و مربیان، روان شناسان و . . . که هریک به نحوی در امر مشاوره و راهنمایی، مشاور و راهنما را کمک مینمایند تا دانش آموز به بهترین صورت به اهداف خود در زندگی تحصیلی، اجتماعی، شغلی و . . . برسد.
راهنمایی و شناخت دانش آموز
مهمترین کاری که راهنما و مشاور باید در راهنمایی انجام دهد، شناخت کامل از دانش آموز است که از طریق مراجعه به پرونده تحصیلی، آزمونهای هوش، پرسشنامه او و نظرخواهی ازوالدین، معلم و . . . انجام میگیرد.
توجه شما را به پرسشنامه شناخت دانش آموز و شناخت والدین از دانش آموز و فرم خلاصه گزارش مشاوره و راهنمایی برای ثبت در پرونده فرد، جلب میکنیم.
پرسشنامه شناخت دانش آموز
دانش آموزعزیز! لطفا با دقت، پرسشنامه راپرکنیدوبه سؤ الات، جواب کامل بدهید:
نام:
نام خانوادگی:
تاریخ تولد:
کلاس:
محل سکونت :
تعداد برادران و خواهران:
چندمین فرزند خانواده هستید؟
شغل پدر:
۱ - آیا نظر والدین نسبت به شما خوب است؟ بلی خیر
۲ - آیا در انتخاب دوست با والدین، مشورت میکنید؟ بلی خیر
۳ - آیا به راحتی دوست انتخاب میکنید؟ بلی خیر
۴ - آیا میتوانید بدون ترس در حضور جمع صحبت کنید؟
بلی خیر
۵ - آیا از انتقاد ناراحت میشوید؟ بلی خیر
۶ - آیا در همه موارد از دستورهای پدر و مادر اطاعت میکنید؟
بلی خیر
۷ - آیا در انجام کارها عجول هستید؟ بلی خیر
۸ - آیاازمشارکت درفعالیتهای فوق برنامه مدرسه، لذت میبرید؟
بلی خیر
۹ - آیا از کمک به دیگران خوشحال میشوید؟ بلی خیر
۱۰ - آیامشکلات خودرابادیگران مطرح میسازید؟ باچه کسانی؟
۱۱ - آیا به گفته دیگران اعتماد دارید؟ اگر بلی، به چه کسانی؟
۱۲ - آیا فکر میکنید میتوانید مستقل از خانواده زندگی کنید؟
بلی خیر
۱۳ - آیا در زندگی خود را موفق میبینید؟ بلی خیر
۱۴ - آیا فرد حساس و زودرنجی هستید؟ بلی خیر
۱۵ - ناراحتی خودرابه چه صورتی بروزمی دهید؟ توضیح دهید؟
۱۶ - آیا کسی را مانع موفقیت خود میبینید؟ بلی خیر
۱۷ - آیا شما دوستان صمیمی دارید؟ بلی خیر
۱۸ - آیا در دوستیهای خود ثابت قدم هستید؟ بلی خیر
۱۹ - آیادربحثهاوگفتگوهاهمیشه خودراحق به جانب میدانید؟
بلی خیر
۲۰ - آیا درک و فهم شما از دیگران برتر است؟ بلی خیر
۲۱ - آیا تاکنون کسی شما را به عنوان محرم راز خود انتخاب کرده است؟ بلی خیر
۲۲ - آیا نظرات دوستان صمیمی را در مورد خودتان میپذیرید؟
بلی خیر
۲۳ - آیا از دروغ گفتن دیگران ناراحت میشوید؟ بلی خیر
۲۴ - آیا در مدرسه اعتقادات مذهبی شما تغییر یافته است؟ در این صورت، نوع تغییر را بنویسد.
۲۵ - آیا غیر از کتابهای درسی نیز مطالعه دارید؟ بلی خیر
۲۶ - مطالعه چه نوع کتابهایی را دوست دارید؟ توضیح دهید:
۲۷ - از اعضای خانواده چه کسی را بیشتر از همه دوست دارید ؟ . . . چرا؟
۲۸ - ازبین معلمان خود، معلم چه درسی رابیشتر از همه دوست دارید ؟ . . . چرا؟
۲۹ - آیا میتوانید احساسات و عواطف خود را کنترل کنید؟
بلی خیر
۳۰ - آیا شما در کلاس فعال هستید؟ بلی خیر
۳۱ - دوست دارید در چه جایی از کلاس بنشینید ؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . چرا؟
۳۲ - آیااوقات مطالعه شمابراساس برنامه منظمی، معین شده است؟
بلی خیر
۳۳ - آیا همه امکانات و وسایل لازم را برای مطالعه در اختیار دارید؟
بلی خیر
۳۴ - آیابه هنگام مطالعه، جملات را با صدای بلند تکرار میکنید؟
بلی خیر
۳۵ - آیا پس از یک بار مطالعه هر درس، نکات مهم آن را یاد میگیرد؟
بلی خیر
۳۶آیادرکلاس، حواس شمابه اموری بیرون ازکلاس جلب میشود؟ به چه اموری؟
۳۷ - آیا سعی میکنید تا موضوعی را کاملاً نفهمیدهاید به مطالعه موضوع بعدی بپردازید؟ بلی خیر
۳۸ - آیا تمرکز حواس قبل از مطالعه برایتان خیلی مشکل است؟
بلی خیر
۳۹ - به چه نوع سرگرمیهایی علاقه بیشتری دارید؟ شرح دهید.
۴۰ - راز خود را با چه کسانی در میان میگذارید، چرا؟
نظر خواهی از والدین دربارهٔ دانش آموز
نام دانش آموز:
کلاس:
مدرسه:
والدین گرام! لطفا به پرسشهای زیر در مورد فرزندتان با دقت پاسخ دهید. پاسخ مطابق با واقعیت، ما را در تعلیم و تربیت بهتر فرزند شما یاری خواهد داد.
۱ - آیا شما از فرزندتان راضی هستید ؟ . . . چرا؟
۲ - آیا فرزندتان دربارهٔ کارها و برنامههای مدرسه اش با شما صحبت میکند ؟ . . . تا چه حدی؟ توضیح دهید.
۳ - آیا فرزندتان به افکار و عقاید شما اهمیت میدهد؟ به چه افکار و عقایدی اهمیت نمیدهد؟
۴ - آیا فرزند شما در انجام تکالیفش از شما کمک میخواهد ؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . در چه نوع تکالیفی
۵ - آیا فرزند شما در ساعت معینی از شبانه روز به انجام تکالیف مدرسه اش میپردازد؟ بلی خیر
۶ - آیا فرزندتان در انجام تکالیف، نظافت و تمیز بودن را کاملاً رعایت میکند؟ بلی خیر
۷ - آیا فرزندتان محیط آرامی برای مطالعه در اختیار دارد؟
بلی خیر
۸ - آیا فرزند شما تا کارش را تمام نکند، آن را رها نمیسازد؟
بلی خیر
۹ - آیا لازم است شما برای ادامه کار فرزندتان دایم او را سفارش کنید؟
بلی خیر
۱۰ - فرزند شما در چه مواد درسی قوی است؟
۱۱ - آیا دربارهٔ موضوعات و مسایل مختلف، از فرزندتان نظرخواهی میکنید؟ در چه نوع موضوعات و مسایلی.
۱۲ - آیا در برخی از مسایل، تصمیم گیری را به عهده فرزندتان میگذارید؟ بلی خیر
۱۳ - آیافرزندتان درمنزل باخواهران وبرادرانش رفتارمناسبی دارد؟ شرح دهید؟
۱۴ - فرزندشماچه نوع کارهایی را درخارج ازمنزل انجام میدهد و چندساعت؟
۱۵ - آیا نظر شما دربارهٔ شغل آینده فرزندتان با نظر خود او یکسان است؟ توضیح دهید.
۱۶ - فرزند شما در کدام مواد درسی ضعیف است؟
۱۷ - فرزند شما چه نوع سرگرمیهایی در منزل دارد؟
۱۸ - آیا فرزند شما شبها دیر به خانه میآید ؟ . . . . . . . . چرا؟
۱۹ - آیا فرزندتان به سازمان یا گروه سیاسی و اجتماعی وابستگی دارد؟ توضیح دهید؟
۲۰ - چه کسی بیش از دیگران در فرزند شما نفوذ دارد؟
خلاصه گزارش مشاوره برای ثبت در پرونده مراجعه کننده
نام مراجعه کننده:
نام خانوادگی:
آدرس:
تاریخ اولین جلسه مشاوره و راهنمایی:
تعداد ساعات مشاوره:
تاریخ آخرین جلسه مشاوره:
ارجاعی
نوع مراجعه کننده داوطلب
فراخوانده شده
مشکل مراجعه کننده از چه نوع است؟
تحصیلی عنوان مشکل
شغلی عنوان مشکل
اجتماعی عنوان مشکل
عاطفی عنوان مشکل
خانوادگی عنوان مشکل
بهداشتی عنوان مشکل
و . . .
فهرست منابع و مآخذ
قرآن کریم
آمدی، عبدالواحد بن تمیمی، غررالحکم و درر الکَلِم شرح محمد خوانساری ، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ پنجم، ۱۳۷۳.
آمدی، عبدالواحد بن تمیمی، غررالحکم و درر الکَلِم ترجمه محمد علی انصاری، چاپ قم.
ابن شعبه حرانی، حسن بن علی بن الحسین، تحف العقول، ترجمه فارسی به تصحیح علی اکبر غفاری، کتابفروشی اسلامیه، ۱۴۰۰ ه. ق .
آن مانرو، باب مانتی، جان اسمال، مشاوره مهارتهای حل مساءله، ترجمه فریده کمالی، نشر نِی، تهران، ۱۳۷۴.
احمد حنبل، مسند، ج ۲، چاپ دارصادر.
احمدی، احمد، مقدمهای برمشاوره وروان درمانی ، انتشارات دانشگاه اصفهان، ۱۳۷۴.
اردبیلی، یوسف، اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در آموزش و پرورش ، انتشارات بعثت، ۱۳۷۲.
اردبیلی، یوسف، مشاوره و راهنمایی در مدارس، تهران، ۱۳۵۰.
بالان، مسروب، روان شناسی کودک به زبان ساده ، انتشارات مشعل، اصفهان، ۱۳۷۰.
بلک برن و دیویدسون، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب، ترجمه حسن توزنده جانی ، انتشارات آستان قدس، ۱۳۷۴.
ساعتچی، محمود، مشاوره و روان درمانی، مؤ سسه نشر ویرایش، ۱۳۷۴.
سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن، الدرالمنثور فی التفسیر بالماءثور، منشورات مکتبة آیت اللّه نجفی مرعشی، ۱۴۰۴.
شبلی، احمد، تاریخ آموزش در اسلام، ترجمه محمد حسین ساکت، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱.
شرتزر واستون، اصول راهنمایی، ترجمه علی شریعتمداری ، انتشارات جهاد دانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۷۱.
شریعتمداری، علی، مقدمه روان شناسی ، انتشارات مشعل، اصفهان، ۱۳۶۴.
شفیع آبادی، عبداللّه، راهنمایی ومشاوره شغلی و حرفهای و نظریههای انتخاب شغل، تهران، ۱۳۵۹.
شفیع آبادی، عبداللّه، فنون و روشهای مشاوره، نشر ترمه، چاپ ششم، ۱۳۷۲.
شفیع آبادی، عبداللّه و ناصری، غلامرضا، نظریههای مشاوره و روان درمانی، نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۷۱.
ضوابطی، مهدی، مبانی مشکل شناسی ، انتشارات نشرفردا، چاپ دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۶۵.
بی تراکسلر و ژانت نورث، فنون راهنمایی، ترجمه سیف اللّه بهاری و غلامحسین زرکش.
پاشا شریعتی، حسینی سید مهدی، اصول و روشهای راهنمایی.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحة ، انتشارات جاویدان، چاپ نوزدهم، ۱۳۶۴.
ثنایی، باقر، روان درمانی و مشاوره گروهی ، انتشارات شرکت سهامی چهر، ۱۳۶۲.
حسینی سیدمهدی، مشاوره وراهنمایی درتعلیم وتربیت اسلامی ، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۴.
حسینی سیدمهدی، اصول و روشهای مشاوره و راهنمایی در تعلیم و تربیت، تهران، ۱۳۵۴.
شیخ حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج ۸، المکتبة الاسلامیة، تهران، ۱۳۹۸ ه. ق .
حویزی، عبدعلی بن جمعة، تفسیر نورالثقلین، المطبعة العلمیة بقم.
دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، راهنمایی و مشاوره، جزوه شماره ۱۷ علوم تربیتی، ۱۳۶۱.
دیوید گلدارد، مفاهیم بنیادی و مباحث تخصصی در مشاوره، ترجمه سیمین حسینیان، نشر دیدار، ۱۳۷۴.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، المکتبة المرتضویه، ایران، ۱۳۷۳ ه. ق .
طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، دارالحوراء، بیروت.
طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ترجمه سید ابراهیم میرباقری ، انتشارات فراهانی، ۱۳۶۵.
شیخ طوسی، خواجه نصیرالدین، اخلاق ناصری ، انتشارات خوارزمی، تهران، ۱۳۶۰.
طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین ، انتشارات مرتضوی، تهران، شهریور ۱۳۶۲.
غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، ترجمه مؤ یدالدین خوارزمی ، انتشارات علمی و فرهنگی، وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی، ۱۳۶۴.
فردریک فلک، افسردگی واکنش یا بیماری، ترجمه نصرت اللّه پورافکاری ، انتشارات آزاده، تهران، ۱۳۷۱.
فرقانی، شهلا، شناخت مشکلات رفتاری در کودکان و نوجوانان.
فیض الاسلام، نهج البلاغه، تهران، ۱۳۵۱.
قاضی تستری، نوراللّه، تفسیر، چاپ قدیم.
قاضی، قاسم، روشها و تکنیکهای مشاوره و روان درمانی، جهاد دانشگاهی، تهران، ۱۳۷۲.
قاضی، قاسم، زمینه مشاوره و راهنمایی ، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۲.
قشلاقی، محمد، روان شناسی مشاوره و راهنمایی ، انتشارات مانی، ۱۳۷۳.
کسایی، نوراللّه، مدارس نظامیه و تاءثیرات اجتماعی آن ، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۳.
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، المکتبة الاسلامیة، تهران.
کلینی، محمد بن یعقوب، روضة الکافی، المکتبة الاسلامیة، تهران.
مجلسی، محمد باقر، بحارالا نوار، ج ۱، ۱۳، ۷۲، ۷۳، ۷۴، ۷۵، ۷۷، ۹۳، ۱۰۰، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۶۲.
معین، فرهنگ فارسی، امیرکبیر، چاپ چهارم.
شیخ مفید، نعمان، دارالکتب الاسلامیة، تهران.
المقری الفیومی، احمد بن محمد بن علی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ۱۳۴۷ ه. ق .
Individual Of Thery And Practice The Alfred Adler
. 1963. Psychlgy
پانویس
- ↑ انفال / 24
- ↑ دیوان منسوب به امام امیرالمؤ منین (علیه السّلام)، ص 75 که از منابع بحارالا نوار است
- ↑ مؤ لفان، مشاوره مهارتهای حل مساءله، ترجمه فریده کمالی، ص 15
- ↑ کتاب درمانی، خود یک روش درمانی است
- ↑ آشفتگی روانی یا حالت عاطفی و علاقه شدید و کورکورانهای که آن را با هیجان جنسی مقارن دانستهاند (ر. ک : مهدی ضوابطی، مبانی مشکل شناسی، ص 73)
- ↑ بیماری روانی که باعث خیالات بیهوده میگردد و معمولاً به بدبینی و بی اعتنایی و گاه خودکشی کشیده میشود
- ↑ -(مفاوضات) اپیکتتوس را (آرین) جمع آوری کرده و تحت عنوان (رساله نخبه پیکتتوس) تلخیص کرده است (ر. ک :معین، فرهنگ فارسی، ج 5، ص 97، امیرکبیر، چاپ چهارم)
- ↑ وی پیرو فلسفه افلاطون بود و با توجه به فلسفه رواقی و فلسفه افلاطونی، کتابی را از مجموعه تفکرات و نظراتش، به نام (راجع به خود) نوشت (ر. ک : همان منبع، ج 6، ص 1870)
- ↑ ایوی - ماری بلک برن و کیت ام. دیویدسون، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب، ترجمه حسن توزنده جانی، ص 38، مؤ سسه انتشارات آستان قدس رضوی، 1374
- ↑ ر. ک : ساعتچی، محمود، مشاوره و روان درمانی، ص 22 - 27
- ↑ این شیوه در اروپا معمول بوده، گرچه در لندن در سال 1247 م. بیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی تاءسیس شد و در قرن 15 در کشور بلژیک نیز بیماران روانی با خانوادههای ساکن کنار معبد درگیل، زندگی میکردند (ر. ک : ساعتچی، محمود، مشاوره و روان درمانی، ص 31)
- ↑ Weyer
- ↑ Sct
- ↑ Pinel Phlippe
- ↑ ر. ک : دکتر باقر، ثنائی، روان درمانی و مشاوره گروهی، ص 21 و 11 انتشارات سهامی چهر، 1362
- ↑ ر. ک : ساعتچی، محمود، مشاوره و روان درمانی، ص 31 - 34
- ↑ همان ماءخذ، ص 37 - 38
- ↑ Parsns
- ↑ Bulleetin Vocational
- ↑ Ginzberg
- ↑ ر. ک : سمینار شماره 17 علوم تربیتی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، راهنمایی و مشاوره، ص 2، سال 1361
- ↑ Freud , Sigmund
- ↑ Libid
- ↑ ر. ک : شفیع آبادی و ناصری، نظریههای مشاوره و روان درمانی، ص 31 - 60، مرکز نشر دانشگاهی تهران، ج 3، 1371. و شریعتمداری، علی، مقدمه روانشناسی، ص 32 - 35 ، انتشارات مشعل، اصفهان، 1364. و ...
- ↑ آدلر، حدودیکصدکتاب و مقاله نوشت، بهترین کتاب وی کتاب (اصول تجربی و نظری روانشناسی فردی)، (f Thery And Practice ThePsychlgy Individual) است
- ↑ Psychlgy Individual
- ↑ ر. ک : شفیع آبادی و ناصری، نظریهها، مشاوره و روان درمانی، ص 83
- ↑ همان ماءخذ، ص 84
- ↑ Therppy Emtinal _ Rtinal
- ↑ بلک برن و دیویدسون، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب، ترجمه حسن توزنده جانی، ص 44
- ↑ همان ماءخذ، ص 46
- ↑ به مناظره و مذاکره کلامی برای آشکار شدن حق نیز (مشاوره) گفته میشود:(... المشاورة وهو المفاوضة وفی الکلام لیظهر الحق ...)، (مجمع البحرین، ج 3، ص 354)
- ↑ کسائی، نوراللّه، مدارس نظامیه و تاءثیرات اجتماعی آن، پیشگفتار، ص 12
- ↑ ر. ک : شبلی، احمد، تاریخ آموزش در اسلام، ترجمه ساکت، محمّد حسین، ص 102، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1361
- ↑ غزالی، ابوحامد، احیاء علوم الدین، ترجمه خوارزمی، مؤ یدالدین، ج 1، ص 78
- ↑ احمدی، سید احمد، مقدمهای بر مشاوره و روان درمانی، ص 12 - 13، انتشارات دانشگاه اصفهان، 1374
- ↑ ر. ک : ساعتچی، محمود، مشاوره و روان درمانی، ص 28 - 29
- ↑ ر. ک : ساعتچی، محمود، مشاوره و روان درمانی، ص 28 - 29
- ↑ عبارت بوعلی این است :(یَنبغی للطبیب ان یکون دائما مبشرا بالصحة فان للعوارض النفسانیة تاءثیرات عظیمة)
- ↑ ر. ک : خواجه نصیر طوسی، اخلاق ناصری، ص 228
- ↑ احمدی، احمد، مقدمهای بر مشاوره و روان درمانی، ص 19 21
- ↑ ر. ک : اردبیلی، یوسف، اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در آموزش و پرورش، ص 75 - 76، چاپ مؤ سسه انتشارات بعثت، 1372
- ↑ ر. ک : راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص 270 و المقری الفیومی احمد بن محمد، المصباح المنیر، ج 1، ص 395
- ↑ طریحی، مجمع البحرین، ج 3، ص 356
- ↑ راغب، المفردات، ص 270
- ↑ مانند اصول راهنمایی شرتزر واستون، ترجمه دکتر علی شریعتمداری و زمینه مشاوره و راهنمایی، دکتر قاسم قاضی و ...
- ↑ دکتر ساعتچی، مشاوره و روان درمانی، ص 46 - 47
- ↑ Pattersn. H . C
- ↑ Jnes _ Nelsn. R
- ↑ Halms. P
- ↑ همان ماءخذ، ص 48
- ↑ ثنائی، باقر، روان درمانی و مشاوره گروهی، ص 2، 3 و 4
- ↑ Hahn
- ↑ Maclean
- ↑ قاضی، قاسم، روشهاوتکنیکهای مشاوره و روان درمانی، چاپ دوم، بهمن 1372
- ↑ Wlberg
- ↑ همان ماءخذ، ص 175 - 176
- ↑ Brammer
- ↑ Shstrm
- ↑ همان ماءخذ، ص 163
- ↑ Mwrer
- ↑ همان ماءخذ، ص 166
- ↑ Tyler
- ↑ همان ماءخذ و ساعتچی، محمود، مشاوره و روان درمانی، ص 48
- ↑ نهج الفصاحه، حکمت 1637
- ↑ همان ماءحذ، حکمت 2570
- ↑ وسائل الشیعه، ج 8، ص 424، باب 21 از ابواب احکام العشره، حدیث 4
- ↑ همان ماءخذ، حدیث 2
- ↑ همان مدرک، حدیث 5
- ↑ غرر الحکم، ترجمه محمد علی انصاری، ج 1، ص 42، شماره 1262
- ↑ بحارالا نوار، ج 88، ص 253، ذیل حدیث 4، چاپ مؤ سسه وفاء بیروت
- ↑ وسائل الشیعه، ج 8، ص 425، ح 7 از باب 21 از ابواب احکام العشره
- ↑ غررالحکم، ترجمه انصاری، ج 2، ص 740، شماره 74
- ↑ غررالحکم، ترجمه خوانساری، ج 1، ص 316
- ↑ نهج الفصاحه، حکمت 3095
- ↑ مکارم الاخلاق، ترجمه، ص 124
- ↑ وسائل، ج 8، ص 424 و 425 از باب 21 از ابواب احکام العشره
- ↑ الدرالمنثور، ج 2، ص 90، س 13
- ↑ نهج الفصاحه، حکمت 2962
- ↑ نورالثقلین، ج 4، ص 584، ح 118، چاپ حکمت قم
- ↑ تاریخ طبری، ج 3، ص 956، چاپ انتشارات جهان
- ↑ همان مدرک، ص 960
- ↑ همان مدرک، ص 1076. بحارالا نوار، ج 41، ص 88، ح 12
- ↑ بحارالا نوار، ج 28، ص 210، ح 7
- ↑ همان ماءخذ، ج 38، ص 180، حدیث 1
- ↑ وسائل الشیعه، ج 8، ص 428، حدیث 1، باب 24 از ابواب احکام العشرة و بحارالا نوار، ج 72، ص 101، حدیث 23
- ↑ وسائل الشیعه، ج 8، ص 428، حدیث 3. بحارالا نوار، ج 72، ص 101، حدیث 25 و ج 88، ص 254، حدیث 5. موارد مشورت معصومین (علیهم السّلام) بسیار زیاد است (ر. ک : مجلدات ذکر شده از بحارالا نوار، ج 14، ص 394 - 398 و کتابهای سیره و تاریخ معصومین (علیهم السّلام))
- ↑ توبه / 101
- ↑ بحارالا نوار، ج 10، ص 415 - 416، ششمین مناظره شیخ مفید
- ↑ همان ماءخذ، ج 44، ص 51، حدث 5
- ↑ همان ماءخذ، ج 47، ص 128، حدیث 175
- ↑ کافی، ج 2، ص 166، حدیث 5
- ↑ ر. ک : احمدی، سید احمد، مشاوره و روان درمانی، ص 7055
- ↑ ر. ک : ترجمه کمالی، فریده، مشاوره مهارتهای حل مساءله، ص 48
- ↑ ر. ک : ترجمه کمالی، فریده، مشاوره مهارتهای حل مساءله، ص 49. ساعتچی، محمود، مشاوره و روان درمانی، ص 17 - 18، مؤ سسه نشر ویرایش، شهریور، سال 1374
- ↑ ر. ک : ترجمه کمالی، فریده، مشاوره مهارتهای حل مساءله، ص 23 - 24
- ↑ ر. ک : همان ماءخذ، ص 48
- ↑ تفسیر تُستری، ص 28
- ↑ خوانساری، غررالحکم، ج 3، ص 428
- ↑ بحارالا نوار، ج 77، ص 420
- ↑ وسائل الشیعه، ج 8، ص 426
- ↑ تفسیر تستری، ص 28
- ↑ خوانساری، غررالحکم، ج 4، ص 179
- ↑ بحارالا نوار، ج 72، ص 104، حدیث 37
- ↑ بحارالا نوار، ج 72، ص 103، حدیث 33، از مصباح الشریعه
- ↑ بحارالا نوار، ج 13، ص 422، حدیث 18 و ج 73، ص 271، از امام صادق (علیه السّلام) از لقمان
- ↑ غرر الحکم، ترجمه خوانساری، ج 6، ص 270
- ↑ بحارالا نوار، ج 75، ص 101
- ↑ همان ماءخذ، ج 103، ص 253
- ↑ بحارالا نوار، ج 93، ص 162، حدیث 6
- ↑ همان ماءخذ، ج 75، ص 99
- ↑ نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 998
- ↑ غررالحکم، ترجمه انصاری، ج 2، ص 816
- ↑ بحارالا نوار، ج 75، ص 103
- ↑ وسائل الشیعه، ج 8، ص 426، حدیث 5، باب 22 ابواب احکام العشرة
- ↑ بحارالا نوار، ج 75، ص 103
- ↑ زمر / 17 - 18
- ↑ تحف العقول، چاپ اسلامیه، ص 275، بند 4
- ↑ -(وَلَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ وَحَمَلْنا هُمْ فی البَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَفَضَّلناهُمْ عَلی کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلاً)، (اسراء / 70)
- ↑ -(... اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّهِ اَتْقیکُمْ ...)، (حجرات / 13)
- ↑ -(کان (صلی اللّه علیه و آله) یکرم من یدخل علیه حتی ربما بسط ثوبه ویؤ ثر الداخل بالوسادة التی تحته)، (بحارالا نوار، ج 16، ص 228، ذیل حدیث 34)
- ↑ متن حدیث در ص 85 خواهد آمد
- ↑ انسان / 3
- ↑ آل عمران / 52
- ↑ افلاطون میگفت :(برده، کسی است که هدف دیگری را به مورد اجرا درآورد)
- ↑ آل عمران / 159
- ↑ تحف العقول، ص 275، بند 40، ط کتابفروشی اسلامیه
- ↑ رساله حقوق امام سجاد (علیه السّلام)، بند 39 نقل از تحف العقول، ص 305
- ↑ مسند احمد بن حنبل، ج 2، ص 365
- ↑ بحارالا نوار، ج 77، ص 165
- ↑ غررالحکم، ترجمه خوانساری، ج 1، ص 262
- ↑ اصول کافی، ج 2، ص 312. باب الکبر، ح 17 و بحارالا نوار، ج 70، ص 225، حدیث 17
- ↑ غررالحکم، ج 6، ص 181
- ↑ غررالحکم، ترجمه خوانساری، ج 3، ص 240
- ↑ غررالحکم، ترجمه خوانساری، ج 6، ص 384
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 2، ص 602
- ↑ روضة الکافی، ج 8، ص 348
- ↑ وسائل الشیعه، ج 8، ص 427
- ↑ مائده / 2
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 6، ص 407
- ↑ ر. ک : ثنائی، باقر، روان درمانی و مشاوره گروهی، ص 122
- ↑ دیوان امام علی (علیه السّلام)، ص 75، نشر پیام اسلام. قابل توجه است که این کتاب از منابع کتاب شریف بحارالا نوار، علاّمه مجلسی رحمة اللّه علیه - است
- ↑ Metd Directive
- ↑ ر. ک : قشلانی، محمد، روان شناسی مشاوره و راهنمایی، ص 28، انتشارات مانی، 1373
- ↑ Metd Directive Nn
- ↑ کارل راجرز Carl Rgers)1902 - 1986) بنیانگذار این نظریه است که آن را در سال 1940 مطرح کرد. وی از افکار متفکران درباره انسان بویژه جان دیوئی - که معتقد است انسان با شناخت خود میتواند آینده اش را آن گونه که میخواهد بسازد - الهام گرفته است
- ↑ Frederick. Perls
- ↑ Centered _ Client
- ↑ در (روش گشتالت درمانی)، از صندلی خالی استفاده میشود؛ یعنی مراجعه کننده فردی را (مانند پدر، مادر، همسر و ...) که در زندگی او دخالت دارد، در صندلی رو به رو تصور میکند و با این فرد خیالی، صحبت مینماید و آنچه را که واقعا در ذهن اوست، با وی در میان میگذارد (ر. ک: احمدی، مقدمهای بر مشاوره و روان درمانی، ص 122 - 123)
- ↑ فردریک تورن (Thrne.C Frederik) (متوفای 1978. م )
- ↑ گریندر (Grinder)
- ↑ در این مکتب هیچ نظریّه واحدی به عنوان نظریّه اصلی و محوری مطرح نیست بلکه هرنوع رویّه کمکی شناخته شده و معتبر را به شیوهای نظامدار و برای کمک به مراجعه کنندگان در جهت حل مشکلات خود و حفظ ثبات در زندگیشان - به کار میگیرد (ر. ک : ساعتچی، محمود، مشاوره و روان درمانی، ص 554، مؤ سسه نشر ویرایش، 1374)
- ↑ Therapy Ratinal
- ↑ ر. ک : قاضی، قاسم، روشها و تکنیکهای مشاوره و روان درمانی، ص 19 - 31، جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، 1372
- ↑ Therapy Analysis Psych
- ↑ ر. ک : همان ماءخذ، ص 35 - 57
- ↑ ر. ک : احمدی، مقدمهای بر مشاوره و روان درمانی، ص 4037
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 3، ص 383
- ↑ وسائل الشیعه، ج 8، ص 441، باب 35، حدیث 2
- ↑ بحارالا نوار، ج 7، ص 165، حدیث 2
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 4، ص 117
- ↑ ر. ک : احمدی، سید احمد، مقدمهای بر مشاوره و روان درمانی، ص 53 - 54
- ↑ ر. ک : احمدی، احمد، مقدمهای بر مشاوره و روان درمانی، ص 45 و 52
- ↑ بحارالا نوار، ج 75، باب المشورة وقبولها، ح 37، ص 104
- ↑ باید تست مناسب انتخاب شود و پس از اجرا، مشاور به تفسیرنتایج آن بپردازد
- ↑ Cntent Of Reflectin
- ↑ Feelings Of Reflectin
- ↑ دیوید گدارد، مفاهیم بنیادی و مباحث تخصصی در مشاوره، ترجمه دکتر سیمین حسینیان، ص 57، نشر دیدار، تابستان 1374
- ↑ احمدی، احمد، مقدمهای بر مشاوره و روان درمانی، ص 89، چاپ پنجم ، انتشارات دانشگاه اصفهان
- ↑ موانعی که در راه انتخاب و اقدام مراجعه کننده ممکن است قرار داشته باشد، اموری از این قبیل اند: ناتوانی در مقابله با عکس العمل دیگران، ناتوانی از تسلط بر احساسات خویش، ترس از پیامدها و آثار اقدام خویش و نداشتن مهارت لازم در اجرای اقدام مطلوب
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 1، ص 337
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 1، ص 299
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 1، ص 186
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 1، ص 221
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 3، ص 316
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 1، ص 366
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 1، ص 143
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت 245
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 3، ص 338 و میزان الحکمه، ج 2، ص 570، ش 4605
- ↑ همان مدرک، ج 6، ص 283
- ↑ غررالحکم، خوانساری، ج 5، ص 240
- ↑ بحارالا نوار، ج 78، ص 232، حدیث 34
- ↑ کافی، ج 2، ص 78
- ↑ بلک برن و دیویدسون، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب، ترجمه حسن توزنده جانی، ص 17، آستان قدس، 1374 ش
- ↑ فلک، فردریک، افسردگی واکنش یا بیماری، ترجمه نصرت اللّه پورافکاری، ص 19
- ↑ بلک برن و دیویدسون، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب، ص 18
- ↑ ر. ک : بلک برن و دیویدسون، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب، ص 21
- ↑ فرقانی، شهلا، شناخت مشکلات رفتاری در کودکان و نوجوانان، ص 83
- ↑ به روش برخورد با باورهای نامعقول که در بخش روشهای مرحله ادامه گذشت، مراجعه شود
- ↑ منظور موزیکهای شادی است که از نظر شرع هم حلال است
- ↑ امروزه از داروهایی مانند:(لیتیوم)، (آمی تریپتلین)، (لوراز پام)، (بنزو دیازپین) و (ایمی پیرامین) برای درمان افسردگی است که با تجویز پزشک، میتواند مورد استفاده قرار گیرد
- ↑ ر. ک :بلک برن ودیویدسون، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب، ص 3031
- ↑ -(جریان)، هر پدیدهای است که تغییر مستمر را نشان دهد و راهنمایی نیز از این قبیل است؛ یعنی در برگیرنده فعالیتهایی است که به صورت مستمر به سوی یک هدف یا چند هدف در حال پیشرفت است
- ↑ بقره / 185
- ↑ بقره / 2
- ↑ غررالحکم ،10010، امیرالمؤ منین (علیه السّلام) فرمود:(راهنمایی خدا، بهترین راهنمایی است)
- ↑ غررالحکم، 8071، امیرالمؤ منین (علیه السّلام) نیز فرمود:(کسی که به هدایت الهی راهنمایی شود، خدا او را به رشد و کمالش میرساند)
- ↑ نهج الفصاحه، 2216
- ↑ غررالحکم، 8501
- ↑ غررالحکم، 8569
- ↑ غررالحکم، 6978







